عملیات انتقامی در باب: کشته شدن ١٢ نظامی و ١٠ مزدور رژیم ترک
شورای نظامی باب اعلام کرد که در روستای یاشلی از توابع «باب» اشغالی عملیاتی انتقامی را به انجام رسانده است و در نتیجه آن ١٢ نظامی رژیم اشغالگر ترک و ١٠ مزدور وابسته به اردوغان از پای درآمدهاند.
مرکز اطلاعرسانی «شورای نظامی باب» در پیوند با عملیات انتقامی علیه ارتش اشغالگر ترک و مزدورانش در روستای یاشلی منطقه الباب اشغالی اطلاعیهای منتشر کرد.
در اطلاعیه آمده است:
"٢٨ مرداد/ ١٩ آگوست در نتیجه حمله رژیم اشغالگر ترک به مرکز روابط عمومی شورای نظامی تل تمر، رفیق سوسن بیرهات عضو شورای نظامی ق.س.د و ی.پ.ژ، عگید گرکهلگه و ٢ مبارز شورای نظامی تل تمر به شهادت رسیدند. همچنین در همان روز در مسیر جاده علی فردو در نتیجه حمله به خودرو حامل فرماندهی کل ی.پ.گ رفیق رِناس روژ به شهادت رسید.
همچنین در این مرحله رژیم اشغالگر ترک و مزدورانش حملات بیوقفه خود را به مناطق ما ادامه دادهاند و در نتیجه آن دهها شهروند از جمله زنان و کودکان جان باختند و دهها تن دیگر زخمی شدهاند. در این حملات همچنین زیان بزرگی به منازل و مزارع هموطنان وارد شده است."
شورای نظامی باب اعلام کرد که در پاسخ به حملات وحشیانه رژیم اشغالگر ترک نیروهای آنان عملیاتی انتقامی نیرومندی را با موفقیت به انجام رساندند. در اطلاعیه آمده است:
"بر این مبنا روز ٧ سپتامبر ٢٠٢١ (١۶ شهریور ١۴٠٠) نیروهای ما پایگاه روستای یاشلی از توابع باب را که محل استقرار ۶٠ نظامی ارتش ترک و مزدوران آن است هدف قرار دادند. همچنین نیروهای ما ٣ سنگر دشمن را به کنترل خود درآوردند. همچنین پایگاه و چند نقطه دیگر که دیدبانی اشغالگران را بر عهده داشتند هدف عملیات نیروهای ما قرار گرفتند و به شیوهی تسویه و امحا آماج حمله واقع شدند.
عملیات با انفجار بزرگی آغاز شد. در نتیجه این عملیات بخش بزرگی از پایگاه مذکور، خودروهای زرهی و سنگرها منهدم شدند. همچنین مواضع، خودروهای زرهی و سلاحهای سنگین پایگاههای طراف نیز به شیوهای همزمان هدف حمله واقع شدند و ضربهای بزرگ بر اشغالگران ترک و مزدورانشان تحمیل شد.
در این عملیات انتقامی آنچنان که نیروهای ما با چشم خود مشاهده کردهاند این نتایج کسب شده است:
- ١٢ نظامی ارتش اشغالگر ترک کشته و ١١ نظامی دیگر ترک زخمی شدند که حال ٣ زخمی بشدت وخیم است.
- ١٠ مزدور اشغالگران ترک کشته و ١٠ مزدور زخمی شدند.
همچنین ٣ خودرو نفربر زرهی، ٢ خودرو زرهی از نوع کرپی و تعدادی ساختمان، سنگر، سلاح سنگین، خودرو و تجهیزات نظامی منهدم و به آتش کشیده شدند.
در نتیجه این عملیات یکی از رفقای ما زخمی شد و مبارزان ما که در این عملیات جای گرفته بودند در سلامتی کامل به محل انجام وظایف خویش بازگشتند.
محافظت از شمال و شرق سوریه و خلقهای این منطقه و ارزشهای آن وظیفه اساسی ما میباشد. ما به هیچ کشور و نیرویی حمله نمیکنیم، اما اگر خلقمان، منطقهامان و مبارزانمان مورد حمله هر نیرویی واقع شوند بدون تردید از خود دفاع میکنیم و این حق مشروع جهانیست."
ANF
🆔 @GozarDemocratic
شورای نظامی باب اعلام کرد که در روستای یاشلی از توابع «باب» اشغالی عملیاتی انتقامی را به انجام رسانده است و در نتیجه آن ١٢ نظامی رژیم اشغالگر ترک و ١٠ مزدور وابسته به اردوغان از پای درآمدهاند.
مرکز اطلاعرسانی «شورای نظامی باب» در پیوند با عملیات انتقامی علیه ارتش اشغالگر ترک و مزدورانش در روستای یاشلی منطقه الباب اشغالی اطلاعیهای منتشر کرد.
در اطلاعیه آمده است:
"٢٨ مرداد/ ١٩ آگوست در نتیجه حمله رژیم اشغالگر ترک به مرکز روابط عمومی شورای نظامی تل تمر، رفیق سوسن بیرهات عضو شورای نظامی ق.س.د و ی.پ.ژ، عگید گرکهلگه و ٢ مبارز شورای نظامی تل تمر به شهادت رسیدند. همچنین در همان روز در مسیر جاده علی فردو در نتیجه حمله به خودرو حامل فرماندهی کل ی.پ.گ رفیق رِناس روژ به شهادت رسید.
همچنین در این مرحله رژیم اشغالگر ترک و مزدورانش حملات بیوقفه خود را به مناطق ما ادامه دادهاند و در نتیجه آن دهها شهروند از جمله زنان و کودکان جان باختند و دهها تن دیگر زخمی شدهاند. در این حملات همچنین زیان بزرگی به منازل و مزارع هموطنان وارد شده است."
شورای نظامی باب اعلام کرد که در پاسخ به حملات وحشیانه رژیم اشغالگر ترک نیروهای آنان عملیاتی انتقامی نیرومندی را با موفقیت به انجام رساندند. در اطلاعیه آمده است:
"بر این مبنا روز ٧ سپتامبر ٢٠٢١ (١۶ شهریور ١۴٠٠) نیروهای ما پایگاه روستای یاشلی از توابع باب را که محل استقرار ۶٠ نظامی ارتش ترک و مزدوران آن است هدف قرار دادند. همچنین نیروهای ما ٣ سنگر دشمن را به کنترل خود درآوردند. همچنین پایگاه و چند نقطه دیگر که دیدبانی اشغالگران را بر عهده داشتند هدف عملیات نیروهای ما قرار گرفتند و به شیوهی تسویه و امحا آماج حمله واقع شدند.
عملیات با انفجار بزرگی آغاز شد. در نتیجه این عملیات بخش بزرگی از پایگاه مذکور، خودروهای زرهی و سنگرها منهدم شدند. همچنین مواضع، خودروهای زرهی و سلاحهای سنگین پایگاههای طراف نیز به شیوهای همزمان هدف حمله واقع شدند و ضربهای بزرگ بر اشغالگران ترک و مزدورانشان تحمیل شد.
در این عملیات انتقامی آنچنان که نیروهای ما با چشم خود مشاهده کردهاند این نتایج کسب شده است:
- ١٢ نظامی ارتش اشغالگر ترک کشته و ١١ نظامی دیگر ترک زخمی شدند که حال ٣ زخمی بشدت وخیم است.
- ١٠ مزدور اشغالگران ترک کشته و ١٠ مزدور زخمی شدند.
همچنین ٣ خودرو نفربر زرهی، ٢ خودرو زرهی از نوع کرپی و تعدادی ساختمان، سنگر، سلاح سنگین، خودرو و تجهیزات نظامی منهدم و به آتش کشیده شدند.
در نتیجه این عملیات یکی از رفقای ما زخمی شد و مبارزان ما که در این عملیات جای گرفته بودند در سلامتی کامل به محل انجام وظایف خویش بازگشتند.
محافظت از شمال و شرق سوریه و خلقهای این منطقه و ارزشهای آن وظیفه اساسی ما میباشد. ما به هیچ کشور و نیرویی حمله نمیکنیم، اما اگر خلقمان، منطقهامان و مبارزانمان مورد حمله هر نیرویی واقع شوند بدون تردید از خود دفاع میکنیم و این حق مشروع جهانیست."
ANF
🆔 @GozarDemocratic
Telegram
attach 📎
Forwarded from Rêga û Rêbaz(راە و روش)
♦️ آزادی فیزیکی رهبر اوجالان را با همبستگی و مبارزه به حقیقت مبدل گردانیم
◾️ این کانال بە سهم خود تلاشی است جهت آزادی فیزیکی و پاسداشت مبارزەی انسان آزادەای کە سراسر زندگی خود را وقف آزادی ملت کورد و انسانیت نمودە است. کسی کە بەسان شمعی از قطرە قطرەی وجود خویش جهت روشن نمودن راە رسیدن خلق کورد بە آزادی، مایە گذاشت است.
✅ این کانال همچنین تلاشی است در راستای تبلیغ و ترویج فکر، فلسفە، پارادایم و اندیشەهای رهبر اوجالان. بە همین خاطر از تمام میهن دوستان و آزادیخواهان میخواهیم کە در این مورد ما را همراهی کنند و در این کانال عضو شوند و آنرا بە دوستان و آشنایان خود معرفی کنند.
❇️ با کلیک بر روی لینک در کانال آزادی برای اوجالان عضو شوید
https://t.me/kampaineAAOcalan
🔸 ڕێگا و ڕێباز (راە و روش)
https://t.me/regaurebaz
◾️ این کانال بە سهم خود تلاشی است جهت آزادی فیزیکی و پاسداشت مبارزەی انسان آزادەای کە سراسر زندگی خود را وقف آزادی ملت کورد و انسانیت نمودە است. کسی کە بەسان شمعی از قطرە قطرەی وجود خویش جهت روشن نمودن راە رسیدن خلق کورد بە آزادی، مایە گذاشت است.
✅ این کانال همچنین تلاشی است در راستای تبلیغ و ترویج فکر، فلسفە، پارادایم و اندیشەهای رهبر اوجالان. بە همین خاطر از تمام میهن دوستان و آزادیخواهان میخواهیم کە در این مورد ما را همراهی کنند و در این کانال عضو شوند و آنرا بە دوستان و آشنایان خود معرفی کنند.
❇️ با کلیک بر روی لینک در کانال آزادی برای اوجالان عضو شوید
https://t.me/kampaineAAOcalan
🔸 ڕێگا و ڕێباز (راە و روش)
https://t.me/regaurebaz
Telegram
آزادی برای اوجالان
این کانال بە سهم خود تلاشی است جهت آزادی فیزیکی و پاسداشت مبارزەی انسان آزادەای کە سراسر زندگی خود را وقف آزادی ملت کورد و انسانیت نمودە است. کسی کە بەسان شمعی از قطرە قطرەی وجود خویش جهت روشن نمودن راە رسیدن خلق کورد بە آزادی، مایە گذاشت است.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نوژین بێریتان، ئەندامی مەجلیسی #پژاک لەبەرنامەی لاپەڕەی دەنگی وڵات دۆخی ژنان لە ئەفغانستان تاوتوێ دەکات
🆔 @GozarDemocratic
🆔 @GozarDemocratic
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نووژین بێریتان، ئەندامی مەجلیسی #پژاک؛ لەبەرنامەی لاپەڕەی رادیۆ دەنگی وڵات، هێرشەکانی سەر گەلی کورد و رۆڵی پەدەکە لەو هێرشانە تاوتوێ دەکات
🆔 @GozarDemocratic
🆔 @GozarDemocratic
اقدامات تحریکآمیز پارت دمکرات در متینا ادامه دارند
تحرکات پ.د.ک در متینا از سال ٢٠٢٠ وارد مرحله تازهای شدند. پ.د.ک در عرصههای متینا و هفتانین تحرکات نظامی خود را گسترش داد. از این تاریخ تا به امروز پ.د.ک تلاش میکند مناطق گریلایی را به کنترل خود درآورد.
🆔 @GozarDemocratic
تحرکات پ.د.ک در متینا از سال ٢٠٢٠ وارد مرحله تازهای شدند. پ.د.ک در عرصههای متینا و هفتانین تحرکات نظامی خود را گسترش داد. از این تاریخ تا به امروز پ.د.ک تلاش میکند مناطق گریلایی را به کنترل خود درآورد.
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
اقدامات تحریکآمیز پارت دمکرات در متینا ادامه دارند تحرکات پ.د.ک در متینا از سال ٢٠٢٠ وارد مرحله تازهای شدند. پ.د.ک در عرصههای متینا و هفتانین تحرکات نظامی خود را گسترش داد. از این تاریخ تا به امروز پ.د.ک تلاش میکند مناطق گریلایی را به کنترل خود درآورد.…
اقدامات تحریکآمیز پارت دمکرات در متینا ادامه دارند
تحرکات پ.د.ک در متینا از سال ٢٠٢٠ وارد مرحله تازهای شدند. پ.د.ک در عرصههای متینا و هفتانین تحرکات نظامی خود را گسترش داد. از این تاریخ تا به امروز پ.د.ک تلاش میکند مناطق گریلایی را به کنترل خود درآورد.
اولین ورود نظامیان پ.د.ک به متینا در چهارچوب عملیات نیروهای مشترک و هنگ مرزی عراق صورت گرفت. پ.د.ک در واکنش به عدم موافقت تأسیس یک پایگاه نظامی در متینا این بار اعضای زیروانی را به عنوان هنگ مرزی عراق به منطقه اعزام کرد. پس از آن به مرور زمان نظامیان ویژه و عناصر مزدور خود را به شیوهای گسترده وارد عرصه کرد. در طی یک سال بدون احتساب سنگرها و مواضع کوچک، پ.د.ک دهها مقر و پایگاه و ایست بازرسی را در متینا ایجاد کرد. اینچنین ماهیت تحرکات پ.د.ک به وضوح آشکار شد. در کل تاریخ باشور کوردستان، طی یک سال در هیچ منطقهای در این سطح پایگاه نظامی ایجاد نشدهاند. فاصله هر پایگاه با پایگاه دیگر در برخی مناطق به ١ یا ٢ کیلومتر میرسد. همزمان تحرکات گسترده پ.د.ک و حملات رژیم اشغالگر ترک به متینا بیانگر نقشه گسترده حمله به باشور کوردستان و سطح سرسپردگی پ.د.ک به رژیم ترک است.
پس از شکست ارتش ترک در گاره نقش پ.د.ک به حمله تغییر یافت
شکست سنگین رژیم ترک در عرصه گاره وظیفههای تازهای را بر دوش مسئولان پ.د.ک گذاشت. تا این زمان رژیم ترکیه پارت دمکرات را به کسب و جمعآوری استخباراتی در مورد کمپهای گریلا موظف کرده بود. ترکیه پس از شکست در گاره متوجه شد که تنها با تکنولوژی هوایی و جنگ هوایی نمیتواند در مقابل گریلاهای مدرن و خبره بجنگند، از این رو پ.د.ک را وارد میدان جنگ کرد و همکاری آشکار پ.د.ک با رژیم ترک در حمله به نیروهای گریلا آشکار شد. از این روز به بعد در قندیل، متینا، شیلادزه، خلیفان و در تمامی مناطق حفاظتی میدیا نقش محاصره و کمینگذاری بر نیروها و کمپهای گریلا را بر عهده گرفت. آنچه اخیرا در خلیفان روی داد به وضوح بیانگر این وضعیت میباشد.
از ۵ ژوئن بدین سو، پ.د.ک چه کرد؟
روز ١۵ خرداد/ ۵ ژوئن نیروهای پ.د.ک به شیوهای آشكار در تحرکات خود در مناطق چارچل و هکاری عرصه متینا علیه نیروهای گریلا اعلام جنگ کردند. با تدارکاتی که هیچ زمانی از سوی پ.د.ک دیده نشده است، نیروهای خود را وارد منطقه چارچل و هکاری متینا کرد.این اولین روز آغاز اقدامات تحریکآمیز پ.د.ک بود که از سوی رژیم ترکیه تعیین شده بود.
هدف رژیم ترک از اخلالگری پ.د.ک چه بود؟
حملات ارتش ترک در ماه می به مناطق تابورا عربان و زندوره با شکست مواجه شد و هیچ نتیجهای کسب نکرد. شکست حملات ترکیه به حدی بود که انتظار میرفت رژیم ترک همچون گاره رسما آنرا اعلام کند. ارتش ترک تمامی امید و نیروی خود را از دست داده بود. اما زمانیکه پ.د.ک دست به تحرکات اخلالگرانه علیه مناطق گریلایی زد مباحث بسیاری تغییر یافتند. از جمله در منطقه زندوره نیروهای گریلا مجبور به تغییر تاکتیکهای جنگ شده، وارد مرحلهای تازه گردیدند. شهات ۶ گریلا در زندوره نتیجه اقدامات اخلالگرانه پارت دمکرات در متینا بود. از سوی دیگر نیروهای گریلا برای جلوگیری از جنگ با نظامیان پ.د.ک در مناطق چارچل و هکاری و خنثی کردن اقدامات تحریکآمیز پ.د.ک بارها به شیوهای مسئولیتپذیر عمل کردند. همچنین در تمامی عرصه متینا برای خنثی کردن اقدامات تحریکآمیز پ.د.ک تحرکات نیروهای گریلا مورد بازبینی قرار گرفت. این امر نیز تأثیر فراوانی بر جنگ گریلا در مقابل حملات اشغالگرانه ترک نمود.
آرایش نیروها در متینا
پ.د.ک در عرصه متینا از دو محور دست به تحرکات تحریکامیز زده است. در خط شمال عرصه متینا یعنی از بخش کانیماسی تا بخش باتوفا، پ.د.ک از طریق هنگ ٢ و ٣ وابسته به گردان ۴ مشترک عمل کرده است. در خط جنوب عرصه متینا یعنی از آغاز متینا تا تپههای چارچل و هکاری پ.د.ک در لوای نظامیان موسوم به زیروانی عمل میکند. نیروهای کماندو و مزدوران روژ نیز در این منطقه مستقر شدهاند. پ.د.ک برای فریب افکار عمومی و پنهانکاری از نام «پیشمرگ» برای نظامیان خود استفاده میکند، اما گزارشهای میدانی حاکی از آن است که هیچگونه پیشمرگهای در ایجاد سنگرها، جادهسازی و استقرار علیه نیروهای گریلا جای نگرفته است و تمامی افراد شرکت کننده در اقدامات تحریک آمیز عضو نیروهای ویژه خانواده بارزانی هستند.
نیروهای زیروانی که هستند؟
نیروهای زیروانی موظف به محافظت ازا منافع خانواده برازانی هستند. وظیفه دوم زیروانی تأمین امنیت نقل و انتقالات ارتش ترک در مناطق اشغال شده است. رژیم ترکیه به شیوهای گسترده در میان نظامیان زیروانی خود را سازماندهی کرده است. به بیان دیگر میتوان گفت که این نیرو از سوی دولت ترک جهتدهی میشود. به همین دلیل بود که زیروانی گزینه مناسب برای جنگ با نیروهای گریلا تشخیص داده شد.
تحرکات پ.د.ک در متینا از سال ٢٠٢٠ وارد مرحله تازهای شدند. پ.د.ک در عرصههای متینا و هفتانین تحرکات نظامی خود را گسترش داد. از این تاریخ تا به امروز پ.د.ک تلاش میکند مناطق گریلایی را به کنترل خود درآورد.
اولین ورود نظامیان پ.د.ک به متینا در چهارچوب عملیات نیروهای مشترک و هنگ مرزی عراق صورت گرفت. پ.د.ک در واکنش به عدم موافقت تأسیس یک پایگاه نظامی در متینا این بار اعضای زیروانی را به عنوان هنگ مرزی عراق به منطقه اعزام کرد. پس از آن به مرور زمان نظامیان ویژه و عناصر مزدور خود را به شیوهای گسترده وارد عرصه کرد. در طی یک سال بدون احتساب سنگرها و مواضع کوچک، پ.د.ک دهها مقر و پایگاه و ایست بازرسی را در متینا ایجاد کرد. اینچنین ماهیت تحرکات پ.د.ک به وضوح آشکار شد. در کل تاریخ باشور کوردستان، طی یک سال در هیچ منطقهای در این سطح پایگاه نظامی ایجاد نشدهاند. فاصله هر پایگاه با پایگاه دیگر در برخی مناطق به ١ یا ٢ کیلومتر میرسد. همزمان تحرکات گسترده پ.د.ک و حملات رژیم اشغالگر ترک به متینا بیانگر نقشه گسترده حمله به باشور کوردستان و سطح سرسپردگی پ.د.ک به رژیم ترک است.
پس از شکست ارتش ترک در گاره نقش پ.د.ک به حمله تغییر یافت
شکست سنگین رژیم ترک در عرصه گاره وظیفههای تازهای را بر دوش مسئولان پ.د.ک گذاشت. تا این زمان رژیم ترکیه پارت دمکرات را به کسب و جمعآوری استخباراتی در مورد کمپهای گریلا موظف کرده بود. ترکیه پس از شکست در گاره متوجه شد که تنها با تکنولوژی هوایی و جنگ هوایی نمیتواند در مقابل گریلاهای مدرن و خبره بجنگند، از این رو پ.د.ک را وارد میدان جنگ کرد و همکاری آشکار پ.د.ک با رژیم ترک در حمله به نیروهای گریلا آشکار شد. از این روز به بعد در قندیل، متینا، شیلادزه، خلیفان و در تمامی مناطق حفاظتی میدیا نقش محاصره و کمینگذاری بر نیروها و کمپهای گریلا را بر عهده گرفت. آنچه اخیرا در خلیفان روی داد به وضوح بیانگر این وضعیت میباشد.
از ۵ ژوئن بدین سو، پ.د.ک چه کرد؟
روز ١۵ خرداد/ ۵ ژوئن نیروهای پ.د.ک به شیوهای آشكار در تحرکات خود در مناطق چارچل و هکاری عرصه متینا علیه نیروهای گریلا اعلام جنگ کردند. با تدارکاتی که هیچ زمانی از سوی پ.د.ک دیده نشده است، نیروهای خود را وارد منطقه چارچل و هکاری متینا کرد.این اولین روز آغاز اقدامات تحریکآمیز پ.د.ک بود که از سوی رژیم ترکیه تعیین شده بود.
هدف رژیم ترک از اخلالگری پ.د.ک چه بود؟
حملات ارتش ترک در ماه می به مناطق تابورا عربان و زندوره با شکست مواجه شد و هیچ نتیجهای کسب نکرد. شکست حملات ترکیه به حدی بود که انتظار میرفت رژیم ترک همچون گاره رسما آنرا اعلام کند. ارتش ترک تمامی امید و نیروی خود را از دست داده بود. اما زمانیکه پ.د.ک دست به تحرکات اخلالگرانه علیه مناطق گریلایی زد مباحث بسیاری تغییر یافتند. از جمله در منطقه زندوره نیروهای گریلا مجبور به تغییر تاکتیکهای جنگ شده، وارد مرحلهای تازه گردیدند. شهات ۶ گریلا در زندوره نتیجه اقدامات اخلالگرانه پارت دمکرات در متینا بود. از سوی دیگر نیروهای گریلا برای جلوگیری از جنگ با نظامیان پ.د.ک در مناطق چارچل و هکاری و خنثی کردن اقدامات تحریکآمیز پ.د.ک بارها به شیوهای مسئولیتپذیر عمل کردند. همچنین در تمامی عرصه متینا برای خنثی کردن اقدامات تحریکآمیز پ.د.ک تحرکات نیروهای گریلا مورد بازبینی قرار گرفت. این امر نیز تأثیر فراوانی بر جنگ گریلا در مقابل حملات اشغالگرانه ترک نمود.
آرایش نیروها در متینا
پ.د.ک در عرصه متینا از دو محور دست به تحرکات تحریکامیز زده است. در خط شمال عرصه متینا یعنی از بخش کانیماسی تا بخش باتوفا، پ.د.ک از طریق هنگ ٢ و ٣ وابسته به گردان ۴ مشترک عمل کرده است. در خط جنوب عرصه متینا یعنی از آغاز متینا تا تپههای چارچل و هکاری پ.د.ک در لوای نظامیان موسوم به زیروانی عمل میکند. نیروهای کماندو و مزدوران روژ نیز در این منطقه مستقر شدهاند. پ.د.ک برای فریب افکار عمومی و پنهانکاری از نام «پیشمرگ» برای نظامیان خود استفاده میکند، اما گزارشهای میدانی حاکی از آن است که هیچگونه پیشمرگهای در ایجاد سنگرها، جادهسازی و استقرار علیه نیروهای گریلا جای نگرفته است و تمامی افراد شرکت کننده در اقدامات تحریک آمیز عضو نیروهای ویژه خانواده بارزانی هستند.
نیروهای زیروانی که هستند؟
نیروهای زیروانی موظف به محافظت ازا منافع خانواده برازانی هستند. وظیفه دوم زیروانی تأمین امنیت نقل و انتقالات ارتش ترک در مناطق اشغال شده است. رژیم ترکیه به شیوهای گسترده در میان نظامیان زیروانی خود را سازماندهی کرده است. به بیان دیگر میتوان گفت که این نیرو از سوی دولت ترک جهتدهی میشود. به همین دلیل بود که زیروانی گزینه مناسب برای جنگ با نیروهای گریلا تشخیص داده شد.
گذار دموکراتیک
اقدامات تحریکآمیز پارت دمکرات در متینا ادامه دارند تحرکات پ.د.ک در متینا از سال ٢٠٢٠ وارد مرحله تازهای شدند. پ.د.ک در عرصههای متینا و هفتانین تحرکات نظامی خود را گسترش داد. از این تاریخ تا به امروز پ.د.ک تلاش میکند مناطق گریلایی را به کنترل خود درآورد.…
زیروانی آموزشهای ویژهای را برای جنگ علیه گریلا سپری کردهاند.
حملات تازه پ.د.ک
روز ١١ شهریور/ ٢ سپتامبر نیروهای پ.د.ک در نیمه شب یکبار دیگر به منطقه متینا وارد شده و پایگاههای تازهای را ایجاد کردند. همچنین بنابر اطلاعات دریافت شده پ.د.ک در نظر دارد طی روزهای آتی چندین مقر نظامی دیگر در منطقه ایجاد کند. تحرکات اخیر پارت دمکرات با هدف قطع تمامی مسیرهای ارتباط زمینی نیروهای گریلاست و ممانعت از انتقال نیازهای لجستیک به گریلاهای کوردستان است. مورد دیگر اینکه پ.د.ک در تلاش است تا با دوربینهای مداربسته و تکنولوژی دید در شب کنترل تمامی منطقه را در دست گیرد و هرگونه تحرک نیروهای گریلا را جمعاوری کند. خلاصه اینکه آنچه دولت ترک نتواند کسب کند پارت دمکرات به انجام آن برخواسته است. این موضوع بیانگر سرسپردگی و خط خودفروشی است که برای منافع اقتصادی یک خانواده به چه اقدامات شرمآوری دست میزند.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
حملات تازه پ.د.ک
روز ١١ شهریور/ ٢ سپتامبر نیروهای پ.د.ک در نیمه شب یکبار دیگر به منطقه متینا وارد شده و پایگاههای تازهای را ایجاد کردند. همچنین بنابر اطلاعات دریافت شده پ.د.ک در نظر دارد طی روزهای آتی چندین مقر نظامی دیگر در منطقه ایجاد کند. تحرکات اخیر پارت دمکرات با هدف قطع تمامی مسیرهای ارتباط زمینی نیروهای گریلاست و ممانعت از انتقال نیازهای لجستیک به گریلاهای کوردستان است. مورد دیگر اینکه پ.د.ک در تلاش است تا با دوربینهای مداربسته و تکنولوژی دید در شب کنترل تمامی منطقه را در دست گیرد و هرگونه تحرک نیروهای گریلا را جمعاوری کند. خلاصه اینکه آنچه دولت ترک نتواند کسب کند پارت دمکرات به انجام آن برخواسته است. این موضوع بیانگر سرسپردگی و خط خودفروشی است که برای منافع اقتصادی یک خانواده به چه اقدامات شرمآوری دست میزند.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
Forwarded from Rêga û Rêbaz(راە و روش)
🔴پلاتفرم دمکراتیک ایران در سلسله سمینارهایی که به صورت آنلاین برگزار میکند، به بررسی مسائل متفاوت سیاسی و اجتماعی در ایران میپردازد
🔴این سمینارها، هر ماە یک بار از طریق برنامه زووم برگزار شده و همزمان به صورت زنده از صفحه ی فیسبوک و کانال یوتوب پلاتفرم نیز پخش خواهد شد
🔴هفتمین سمینار بە بررسی وضعیت ملت بلوچ، تحت ستم دولت -ملت ایرانی میپردازد کە با شرکت خانم روچین بلوچ مسئول سازمان زنان، حزب همبستگی ملی بلوچستان و آقای ناصر بلیده ای نویسنده و فعال سیاسی و اجرای خانم فرشته محمدی، عضو شورای هماهنگی پلاتفرم دمکراتیک ایران برگزار خواهد گردید
🔴 تاریخ: 11-09-2021
شنبه :۲۰ شهریور ۱۴۰۰
ساعت ٢٠:٠٠ بە وقت اروپای مرکزی، ٢٢:٣٠ بە وقت ایران
♦️آدرس زووم پلاتفرم
https://us02web.zoom.us/j/81346993542
♦️آدرس صفحەی فیسبوکی پلاتفرم
https://www.facebook.com/IrConfederal
♦️آدرس کانال یوتوب پلاتفرم
https://www.youtube.com/channel/UCAhb06CTlacjgg_NQ5V9Wxw
🔸 ڕێگا و ڕێباز (راە و روش)
https://t.me/regaurebaz
🔴این سمینارها، هر ماە یک بار از طریق برنامه زووم برگزار شده و همزمان به صورت زنده از صفحه ی فیسبوک و کانال یوتوب پلاتفرم نیز پخش خواهد شد
🔴هفتمین سمینار بە بررسی وضعیت ملت بلوچ، تحت ستم دولت -ملت ایرانی میپردازد کە با شرکت خانم روچین بلوچ مسئول سازمان زنان، حزب همبستگی ملی بلوچستان و آقای ناصر بلیده ای نویسنده و فعال سیاسی و اجرای خانم فرشته محمدی، عضو شورای هماهنگی پلاتفرم دمکراتیک ایران برگزار خواهد گردید
🔴 تاریخ: 11-09-2021
شنبه :۲۰ شهریور ۱۴۰۰
ساعت ٢٠:٠٠ بە وقت اروپای مرکزی، ٢٢:٣٠ بە وقت ایران
♦️آدرس زووم پلاتفرم
https://us02web.zoom.us/j/81346993542
♦️آدرس صفحەی فیسبوکی پلاتفرم
https://www.facebook.com/IrConfederal
♦️آدرس کانال یوتوب پلاتفرم
https://www.youtube.com/channel/UCAhb06CTlacjgg_NQ5V9Wxw
🔸 ڕێگا و ڕێباز (راە و روش)
https://t.me/regaurebaz
'با تحمیل انزوا بر اوجالان، ترکیه را در حصر قرار دادهاند'
عمران امکچی از وکلای عبدالله اوجالان، رهبر خلق کورد اعلام کرد که با تحمیل انزوا و قرار دادن آقای اوجالان در حصر، دمکراسی، صلح، حقوق، استقلال قوق قضائیه و اقتصاد کشور را در حصر قرار دادهاند.
🆔 @GozarDemocratic
عمران امکچی از وکلای عبدالله اوجالان، رهبر خلق کورد اعلام کرد که با تحمیل انزوا و قرار دادن آقای اوجالان در حصر، دمکراسی، صلح، حقوق، استقلال قوق قضائیه و اقتصاد کشور را در حصر قرار دادهاند.
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
'با تحمیل انزوا بر اوجالان، ترکیه را در حصر قرار دادهاند' عمران امکچی از وکلای عبدالله اوجالان، رهبر خلق کورد اعلام کرد که با تحمیل انزوا و قرار دادن آقای اوجالان در حصر، دمکراسی، صلح، حقوق، استقلال قوق قضائیه و اقتصاد کشور را در حصر قرار دادهاند. 🆔…
'با تحمیل انزوا بر اوجالان، ترکیه را در حصر قرار دادهاند'
عمران امکچی از وکلای عبدالله اوجالان، رهبر خلق کورد اعلام کرد که با تحمیل انزوا و قرار دادن آقای اوجالان در حصر، دمکراسی، صلح، حقوق، استقلال قوق قضائیه و اقتصاد کشور را در حصر قرار دادهاند.
مسئله کورد در نتیحه سیاستهای انکار و نابودی موسسان جمهوری نزدیک به یک سده است ادامه داشته و مسئله کورد از آن دوره تا کنون به عنوان مسئله ویژه ترکیه، خصوصا در چهل سال اخیر این کشور را تحت تاثیر خود قرار داده است.
کورد سالیان درازی است که در خارج از حقوق قرار گرفته است، متحمل قتلعام، سرکوب، فشار بوده و هزینههای فراوانی را داده است. کورد به منظور تاکید بر هویت خود، مبارزهای بینظیر را ادامه داده است. از یک سوی حاکمیت و دولت خواهان حل مسئله کورد نبوده و از سوی دیگر رهبر خلق کورد، عبدالله اوجالان هم خواهان حل مسئله کورد به هر نحوی شده است.
اوجالان به دلیل فشارهای بینالمللی، ناگزیر شد از سوریه خارج شود و در ۱۵ فوریه ۱۹۹۹، بار دیگر از سوی نیروهای بینالمللی به ترکیه مسترد شد. اوجالان از سال ۱۹۹۹ به بعد تا کنون در زندان فوق امنیتی امرالی که صرفا برای وی تاسیس شده است زندانی است. در این زندان، سیستم انزوایی همانند سیستم زندان گوانتانامو برقرار شده است. بعد از آنکه رهبر خلق کورد به امرالی منتقل شد، در سالهای ابتدایی تا اندازهای توانست به خانواده و وکلای خود دیدار داشته باشد. بعد از آن در سال ۲۰۰۵ قوانینی مانند قوانین اوجالان تصویب شدند و دیدار وی با خانواده و وکلایش دچار ممنوعیت و محدودیت شدند.
بعد از آن قانون ویژهای به تصویب رسید تا دیدارهای وی کاملا قطع شوند. از سال ۱۹۹۹ به بعد، ۱ هزار و ۸۱۷ درخواست برای دیدار با اوجالان ثبت شده است که از این تعداد ۴۴۲ دیدار صورت گرفته است. از این مراجعات، ۴۳۷ دیدار متعلق به قبل از سال ۲۰۱۱ هستند. از سال ۲۰۱۱ وکلای اوجالان تنها ۵ بار موفق به دیدار با وی شدهاند. این ۵ دیدار، در نتیجه اعتصاب غذای ۲۰۰ روزه سال ۲۰۱۸ با رهبری لیلا گوون ریاست مشترک کنگره جامعه دمکراتیک در زندان ممکن شده است. وکلای اوجالان، آخرین بار در ۷ اگوست سال ۲۰۱۹ توانستند با موکل خود دیدار داشته باشند. تمام مراجعات بعدی وکلا برای امکان دیدار با وی تا کنون به نتیجه نرسیدهاند.
عمران امکچی از وکلای دفتر حقوقی سده و وکیل رهبر خلق کورد، در گفتگویی کوتاه، با اشاره به اهداف تحمیل انزوا بر رهبر آپو بر این باور است که اوجالان در خاورمیانه از بازیگران سیاسی عرصه سیاسی بوده است و با توطئهای بینالمللی، دستگیر شد. امکچی در این گفتکو اظهار داشت که اوجالان برای خلقهای خاورمیانه از اهمیتی بزرگ برخوردار است.
عمران امکچی در گفتگوی خود با خبرگزاری مزوپوتامیا اظهار داشت که امریکا علیه اتحاد دمکراتیک خلقها در خاورمیانه بوده است، امریکا مانع از ایجاد موقعیت سیاسی گسترده برای خلقها بوده، تمام کشورهایی که در این توطئه مشارکت داشتند، از جمله امریکا، انگلستان و کشورهای دیگر سرمایهداری در این فرایند مشارکت داشتند. امکچی خاطرنشان ساخت که هدف این دولتها از دستگیری رهبر آپو این بود که اوجالان را به خط و مسیر سیاستهای خود در خاورمیانه بکشانند. در این رابطه تلاشهای وسیعی انجام دادند. پیغام پسغامهای اسرائیل و آمریکا مبنی بر دیدار با اوجالان و متقاعد کردن وی برای پروژه خاورمیانه بزرگ در این راستا بود. اوجالان در مقابل این رویکرد، موضع خود را اینگونه اعلام کرد: من برای خلقها، در راستای منافع آنها گام بر میدارم، من رزمنده آزادی هستم. من رزمنده هیچ کس دیگری نخواهم نشد. پارادایم من مشخص است و من هرگز در این باره امتیاز نمیدهم. بنابه این موضعگیری اوجالان بود که توطئه بینالمللی علیه وی صورت گرفت.
سه مرحله انزوا
امکچی در بخش دیگری از سخنان خود خاطرنشان ساخت که اوجالان مدت ۲۳ سال است که در زندان امرالی دستگیر شده و این مدت مشتمل بر سه دوره از انزوا بوده است: مرحله نخست، از سال ۱۹۹۹ آغاز شد و تا سال ۲۰۰۵ ادامه یافت. در این مرحله، حتی اگر تعداد ملاقاتهای آقای اوجالان کم هم بودند، با این وجود وکلا و خانواده میتوانستند با وی دیدار داشته باشند. در چارچوب قانون کتابهایی به وی تحویل داده میشدند.
امکچی در رابطه با مرحله دوم انزوای تحمیلی بر رهبر خلق کورد اعلان داشت که: مرحله دوم انزوا بعد از سال ۲۰۰۵ اغاز میشود. این مرحله با قانون اوجالان آغاز میشود و تا سال ۲۰۱۵ ادامه پیدا میکند. در این مرحله، انزوای تحمیل شده بر امرالی همواره به بهانههایی مانند وضعیت نامساعد آب و هوا، خرابی کشتی و یدک کش رد شده است. در این فرایند کتابهای اوجالان هم از وی گرفته شدند، و تضییقات شدیدی علیه وی اعمال شد. تلویزیون و رادیوی وی نیز خراب شده و تعمیر نشدند.
عمران امکچی از وکلای عبدالله اوجالان، رهبر خلق کورد اعلام کرد که با تحمیل انزوا و قرار دادن آقای اوجالان در حصر، دمکراسی، صلح، حقوق، استقلال قوق قضائیه و اقتصاد کشور را در حصر قرار دادهاند.
مسئله کورد در نتیحه سیاستهای انکار و نابودی موسسان جمهوری نزدیک به یک سده است ادامه داشته و مسئله کورد از آن دوره تا کنون به عنوان مسئله ویژه ترکیه، خصوصا در چهل سال اخیر این کشور را تحت تاثیر خود قرار داده است.
کورد سالیان درازی است که در خارج از حقوق قرار گرفته است، متحمل قتلعام، سرکوب، فشار بوده و هزینههای فراوانی را داده است. کورد به منظور تاکید بر هویت خود، مبارزهای بینظیر را ادامه داده است. از یک سوی حاکمیت و دولت خواهان حل مسئله کورد نبوده و از سوی دیگر رهبر خلق کورد، عبدالله اوجالان هم خواهان حل مسئله کورد به هر نحوی شده است.
اوجالان به دلیل فشارهای بینالمللی، ناگزیر شد از سوریه خارج شود و در ۱۵ فوریه ۱۹۹۹، بار دیگر از سوی نیروهای بینالمللی به ترکیه مسترد شد. اوجالان از سال ۱۹۹۹ به بعد تا کنون در زندان فوق امنیتی امرالی که صرفا برای وی تاسیس شده است زندانی است. در این زندان، سیستم انزوایی همانند سیستم زندان گوانتانامو برقرار شده است. بعد از آنکه رهبر خلق کورد به امرالی منتقل شد، در سالهای ابتدایی تا اندازهای توانست به خانواده و وکلای خود دیدار داشته باشد. بعد از آن در سال ۲۰۰۵ قوانینی مانند قوانین اوجالان تصویب شدند و دیدار وی با خانواده و وکلایش دچار ممنوعیت و محدودیت شدند.
بعد از آن قانون ویژهای به تصویب رسید تا دیدارهای وی کاملا قطع شوند. از سال ۱۹۹۹ به بعد، ۱ هزار و ۸۱۷ درخواست برای دیدار با اوجالان ثبت شده است که از این تعداد ۴۴۲ دیدار صورت گرفته است. از این مراجعات، ۴۳۷ دیدار متعلق به قبل از سال ۲۰۱۱ هستند. از سال ۲۰۱۱ وکلای اوجالان تنها ۵ بار موفق به دیدار با وی شدهاند. این ۵ دیدار، در نتیجه اعتصاب غذای ۲۰۰ روزه سال ۲۰۱۸ با رهبری لیلا گوون ریاست مشترک کنگره جامعه دمکراتیک در زندان ممکن شده است. وکلای اوجالان، آخرین بار در ۷ اگوست سال ۲۰۱۹ توانستند با موکل خود دیدار داشته باشند. تمام مراجعات بعدی وکلا برای امکان دیدار با وی تا کنون به نتیجه نرسیدهاند.
عمران امکچی از وکلای دفتر حقوقی سده و وکیل رهبر خلق کورد، در گفتگویی کوتاه، با اشاره به اهداف تحمیل انزوا بر رهبر آپو بر این باور است که اوجالان در خاورمیانه از بازیگران سیاسی عرصه سیاسی بوده است و با توطئهای بینالمللی، دستگیر شد. امکچی در این گفتکو اظهار داشت که اوجالان برای خلقهای خاورمیانه از اهمیتی بزرگ برخوردار است.
عمران امکچی در گفتگوی خود با خبرگزاری مزوپوتامیا اظهار داشت که امریکا علیه اتحاد دمکراتیک خلقها در خاورمیانه بوده است، امریکا مانع از ایجاد موقعیت سیاسی گسترده برای خلقها بوده، تمام کشورهایی که در این توطئه مشارکت داشتند، از جمله امریکا، انگلستان و کشورهای دیگر سرمایهداری در این فرایند مشارکت داشتند. امکچی خاطرنشان ساخت که هدف این دولتها از دستگیری رهبر آپو این بود که اوجالان را به خط و مسیر سیاستهای خود در خاورمیانه بکشانند. در این رابطه تلاشهای وسیعی انجام دادند. پیغام پسغامهای اسرائیل و آمریکا مبنی بر دیدار با اوجالان و متقاعد کردن وی برای پروژه خاورمیانه بزرگ در این راستا بود. اوجالان در مقابل این رویکرد، موضع خود را اینگونه اعلام کرد: من برای خلقها، در راستای منافع آنها گام بر میدارم، من رزمنده آزادی هستم. من رزمنده هیچ کس دیگری نخواهم نشد. پارادایم من مشخص است و من هرگز در این باره امتیاز نمیدهم. بنابه این موضعگیری اوجالان بود که توطئه بینالمللی علیه وی صورت گرفت.
سه مرحله انزوا
امکچی در بخش دیگری از سخنان خود خاطرنشان ساخت که اوجالان مدت ۲۳ سال است که در زندان امرالی دستگیر شده و این مدت مشتمل بر سه دوره از انزوا بوده است: مرحله نخست، از سال ۱۹۹۹ آغاز شد و تا سال ۲۰۰۵ ادامه یافت. در این مرحله، حتی اگر تعداد ملاقاتهای آقای اوجالان کم هم بودند، با این وجود وکلا و خانواده میتوانستند با وی دیدار داشته باشند. در چارچوب قانون کتابهایی به وی تحویل داده میشدند.
امکچی در رابطه با مرحله دوم انزوای تحمیلی بر رهبر خلق کورد اعلان داشت که: مرحله دوم انزوا بعد از سال ۲۰۰۵ اغاز میشود. این مرحله با قانون اوجالان آغاز میشود و تا سال ۲۰۱۵ ادامه پیدا میکند. در این مرحله، انزوای تحمیل شده بر امرالی همواره به بهانههایی مانند وضعیت نامساعد آب و هوا، خرابی کشتی و یدک کش رد شده است. در این فرایند کتابهای اوجالان هم از وی گرفته شدند، و تضییقات شدیدی علیه وی اعمال شد. تلویزیون و رادیوی وی نیز خراب شده و تعمیر نشدند.
گذار دموکراتیک
'با تحمیل انزوا بر اوجالان، ترکیه را در حصر قرار دادهاند' عمران امکچی از وکلای عبدالله اوجالان، رهبر خلق کورد اعلام کرد که با تحمیل انزوا و قرار دادن آقای اوجالان در حصر، دمکراسی، صلح، حقوق، استقلال قوق قضائیه و اقتصاد کشور را در حصر قرار دادهاند. 🆔…
در سال ۲۰۰۹، از اتاق قبلی وی را خارج کردند و در اتاقی کوچکتر سکنی داده شد.
امکچی اعلام کرد که مرحله سوم تحمیل انزوا بر آقای اوجالان در سال ۲۰۱۶ آغاز میشود و این مرحله به عنوان انزوای مطلق نامیده میشود. با تحقق این پروژه، تمام ارتباطات اوجالان با جهان قطع میشود. در ۵ سال گذشته، تنها ۵ بار با وی ملاقات صورت گرفته است. از طرف دیگر تمام مراجعات وکلا برای دیدار، بدون پاسخ باقی ماندهاند. امروز صدای اوجالان بر روی جهان به تمامی قطع شده است.
امکچی در بخش پایانی گفتگوی خود اظهار داشت که مبنای تمام مسائل و مشکلات ترکیه انزوای تحمیلی بر آقای اوجالان است. تا زمانیکه ترکیه مسئله کورد را حل کند، بحران کنونی همچنان ادامه مییابد. روز بروز سیستم قضایی ترکیه دچار عقبگرد میشود تا کورد و اوجالان از آن استفاده نکنند، در همین رابطه قوانین بسیار مرتجعانهای تصویب شدهاند. کودتاهای صورت گرفته در ترکیه، به دلیل عدم حل مسئله کورد است. انزوای تحمیل شده بر رهبر خلق کورد انزوای علیه یک شخص نیست، بلکه ممانعت و تحمیل ممنوعیتها بر صلح، حقوق، استقلال قوه قضائیه، و اقتصاد ترکیه است. این مسئله، مسئلهای سیستماتیک است.. از سال ۱۹۲۴ این مسئله ادامه دارد.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
امکچی اعلام کرد که مرحله سوم تحمیل انزوا بر آقای اوجالان در سال ۲۰۱۶ آغاز میشود و این مرحله به عنوان انزوای مطلق نامیده میشود. با تحقق این پروژه، تمام ارتباطات اوجالان با جهان قطع میشود. در ۵ سال گذشته، تنها ۵ بار با وی ملاقات صورت گرفته است. از طرف دیگر تمام مراجعات وکلا برای دیدار، بدون پاسخ باقی ماندهاند. امروز صدای اوجالان بر روی جهان به تمامی قطع شده است.
امکچی در بخش پایانی گفتگوی خود اظهار داشت که مبنای تمام مسائل و مشکلات ترکیه انزوای تحمیلی بر آقای اوجالان است. تا زمانیکه ترکیه مسئله کورد را حل کند، بحران کنونی همچنان ادامه مییابد. روز بروز سیستم قضایی ترکیه دچار عقبگرد میشود تا کورد و اوجالان از آن استفاده نکنند، در همین رابطه قوانین بسیار مرتجعانهای تصویب شدهاند. کودتاهای صورت گرفته در ترکیه، به دلیل عدم حل مسئله کورد است. انزوای تحمیل شده بر رهبر خلق کورد انزوای علیه یک شخص نیست، بلکه ممانعت و تحمیل ممنوعیتها بر صلح، حقوق، استقلال قوه قضائیه، و اقتصاد ترکیه است. این مسئله، مسئلهای سیستماتیک است.. از سال ۱۹۲۴ این مسئله ادامه دارد.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
https://youtu.be/FUbRtX7g6Qs
🔴سمینار هفتم
🔴بررسی وضعیت ملت بلوچ، تحت ستم دولت-ملت ایرانی
🔴پانلیست: ناصر بلیدە
🔴مجری: فرشتە محمدی
🔺ایران کنفدرال
@Ir_Confederal
🆔 @GozarDemocratic
🔴سمینار هفتم
🔴بررسی وضعیت ملت بلوچ، تحت ستم دولت-ملت ایرانی
🔴پانلیست: ناصر بلیدە
🔴مجری: فرشتە محمدی
🔺ایران کنفدرال
@Ir_Confederal
🆔 @GozarDemocratic
YouTube
سمینار هفتم: بررسی وضعیت ملت بلوچ، تحت ستم دولت -ملت ایرانی
پلاتفرم دمکراتیک ایران در سلسله سمینارهایی که به صورت آنلاین برگزار میکند، به بررسی مسائل متفاوت سیاسی و اجتماعی در ایران میپردازد
این سمینارها، هر ماە یک بار از طریق برنامه زووم برگزار شده و همزمان به صورت زنده از صفحه ی فیسبوک و کانال یوتوب پلاتفرم نیز…
این سمینارها، هر ماە یک بار از طریق برنامه زووم برگزار شده و همزمان به صورت زنده از صفحه ی فیسبوک و کانال یوتوب پلاتفرم نیز…
گذار دموکراتیک pinned « اطلاعیه... ▪️چنانچە مبرهن است، بعضی از قدرتهای فاشیست منطقەای و خیانتکاران داخلی، با پشتیبانی ابرقدرتها و اشغالگران جهانی، با تمام توان، خاک و فرزندان خلقمان را مورد هجوم قرار دادە و می خواهند چون صدەهای گذشته خلق و نیروهای انقلابیمان را نابود سازند. اگر…»
①
دور باطل استعمار در کردستان
ترور و اعدام
✍ هیمن اَرمَوی
هنرمندی به هنگام زلزله در کرماشان نوشته بود: «کردها تمام مرگها را تجربه کردهاند… مردن با گلوله، مردن با اعدام، مردن زیر شکنجه در زندان… مردن با سر بریده شدن، مردن با بمبهای شیمیایی، مردن دستهجمعی، مردن از سرما، مردن از گرسنگی و اینبار مردن با زلزله… اما هرگز از ترس نمردهاند!»
این سخن حاوی حقیقت شکستناپذیری است که «دشمنان کردها» همیشه خواستهاند بر آن فایق آیند. هر وسیله، روش، اهرم- مکانیزم و راهکاری بکار گرفته شده تا کردها را دچار ترس و خفقان و واهمه نمایند و آنها را به عدول از آرمانهای ملیشان وادارند. بررسی این «راهکار»ها روشنیبخش درک بهتر وضعیت امروزین جامعه کردستان خواهد بود. در این مجال سعی داریم در میان گوناگونی روشهای بکار رفته، «اعدام» و «کشتار» و «ترور» را به مثابه رویکردهایی کردستیزانهای مورد بررسی قرار دهیم که همیشه در دستور عمل دول اشغالگر کردستان قرار داشته و بعنوان یک «راهکار» و «مکانیزم بازدارنده» مورد کاربست واقع شدهاند. در طول تاریخ هزاران سالهی کردها، شاهد بکار رفتن این «اهرم- مکانیزم» هستیم. صد البته که این مکانیزم بصورت انحصاری در برابر کردها بکار نرفته و در طول تاریخ خشونت و اشغالگری و ظلم و بیداد، مورد استفاده واقع شده است. اما موضوع بحث ما در این مقال، کاربست این روش مجازات و تقابل و تنبیه در برابر فرد و جامعهی کرد میباشد.
هدف از اعمال مجازاتهای فیزیکی و جسمی و جانی، دستیابی به چند هدف است: از میان برداشتن فیزیکی و جسمی، درس عبرت دادن به دارندگان افکاری همچون افکار سوژهی مجازات شونده و در نتیجه بازدارندگی، اعمال و اجرای روانی حاکمیت و قدرت خویش و تداوم بخشیدن به آن و دعوت به اقتدا در مقابل ظالم و پذیرش حکم حاکم! عموما «مراقبت و تنبیه» و سطح بالاتر آن یعنی «مجازات» جهت «برقراری»، «تحکیم» و «تداوم» قدرت بوده و چه بسا نتیجهبخش نیز واقع گردیدهاند. گاه مستبدی و یا گروهی الیگارشیک امر مذکور را در جامعهای که خود منسوب به آن است اجرا مینماید اما این ارادهی به برقراری و تحکیم و تداوم قدرت در کردستان، جنبهی متفاوتی دارد و آن این است که از طرف «اشغالگر» اعمال میشود و بنابراین «بیرحمانهتر»، «ناجوانمردانهتر» و «بیاخلاقانهتر» بوده است.
قتلعامهای گوناگونی که در تاریخ کردستان روی دادهاند، اجرای جمعی این «مکانیزم» هستند. تنها کردهای ایزدی در طول تاریخشان با هفتاد و دو ژنوساید (به زبان کردی «فرمان») رو در رو گشتهاند که با حملهی داعش، شمار آن به هفتاد و سه رسید. اینها تنها قتلعامها و نسلکشیهایی است که علیه ایزدیان اعمال گشتهاند. بدون شک به همان اندازه در برابر کردهای غیر ایزدی نیز «برنامه»های نسلکشانه به اجرا درآمدهاند. کشتار کردهای علوی نمونهی تراژیکی در این مورد است. همچنین است قتلعامهایی که کردها بعد از شکست هر شورش (بخوانید مقاومت در برابر نابودی و اضمحلال) دچارش گشتهاند. تنها به قتلعام حلبچه بنگرید و کشتن پنج هزار نفر را در یک پروسهی بسیار کوتاه و سپس به «انفال» بنگرید با صد و هشتاد هزار کشته که دقیقا سی و شش برابر حلبچه است! در تاریخ آمده که به هنگام کوچاندن کردها به آناطولی، در طول راه هفتصد هزار کرد جانشان را از دست دادند! یعنی حدود چهار برابر انفال و صد و چهل برابر حلبچه! حال تنها به تأثیر جمعیتی این کشتارها بنگرید که اگر روی نمیدادند، امروزه جمعیت کردها چند میبود؟ این «مجازات»های سنگین بصورت حربهای جهت کم کردن و در صورت امکان از میان برداشتن پتانسیل جامعهی کردی عمل میکرد و میکند. حاکمان و اشغالگران سرزمین کردستان به اینها بسنده نکرده و جهت به اطاعت واداشتن «بقیة السیف»ها (پسماندهی از تیغ گذراندنها، مابقی جامعهای که پس از کشتار بجا میماند) همان راهکارها را در سطوح لوکال و کوچکتر به اجرا درآورده و درمیآورند. در آخرین اقدامات، دولت ترکیه مزار شهدا در شهر اشغال گشتهی عفرین را بهم ریخته و نبش قبر جمعی کرده و ارزشهای جامعه را لگدمال میکند و یا در شمال کردستان جسد شهدا را پس از ماهها و یا حتی سالها نگه داشتن در سردخانه، از طریق اداره پست به منزلشان میفرستد. تمامی این اعمال وحشیانه جهت ایجاد «رعب»، «ناامیدی»، «یأس»، «آزار روانی» و در کل «صدمات»ی هستند که حداقل نتیجهاش معضلات روانی و شخصیتی است. در نتیجهی اعمال مذکور امروزه جامعهی کرد دچار هزاران مسألهی روحی و صدمات اجتماعی گردیده و به اصطلاح «جامعهای تراوماتیک» (آسیبدیده- صدمهدیده) شده و در نتیجهاش «رفتار» و «برخورد» و «هنجار»های آن مشکلساز گشته است. آسیبها و صدماتی که این اعمال بر جامعهی کرد بجا نهادهاند، در حد انتظار و امید اشغالگران کردستان نیست اما معضلات عدیدهای را نیز با خود به همراه آوردهاند.
دور باطل استعمار در کردستان
ترور و اعدام
✍ هیمن اَرمَوی
هنرمندی به هنگام زلزله در کرماشان نوشته بود: «کردها تمام مرگها را تجربه کردهاند… مردن با گلوله، مردن با اعدام، مردن زیر شکنجه در زندان… مردن با سر بریده شدن، مردن با بمبهای شیمیایی، مردن دستهجمعی، مردن از سرما، مردن از گرسنگی و اینبار مردن با زلزله… اما هرگز از ترس نمردهاند!»
این سخن حاوی حقیقت شکستناپذیری است که «دشمنان کردها» همیشه خواستهاند بر آن فایق آیند. هر وسیله، روش، اهرم- مکانیزم و راهکاری بکار گرفته شده تا کردها را دچار ترس و خفقان و واهمه نمایند و آنها را به عدول از آرمانهای ملیشان وادارند. بررسی این «راهکار»ها روشنیبخش درک بهتر وضعیت امروزین جامعه کردستان خواهد بود. در این مجال سعی داریم در میان گوناگونی روشهای بکار رفته، «اعدام» و «کشتار» و «ترور» را به مثابه رویکردهایی کردستیزانهای مورد بررسی قرار دهیم که همیشه در دستور عمل دول اشغالگر کردستان قرار داشته و بعنوان یک «راهکار» و «مکانیزم بازدارنده» مورد کاربست واقع شدهاند. در طول تاریخ هزاران سالهی کردها، شاهد بکار رفتن این «اهرم- مکانیزم» هستیم. صد البته که این مکانیزم بصورت انحصاری در برابر کردها بکار نرفته و در طول تاریخ خشونت و اشغالگری و ظلم و بیداد، مورد استفاده واقع شده است. اما موضوع بحث ما در این مقال، کاربست این روش مجازات و تقابل و تنبیه در برابر فرد و جامعهی کرد میباشد.
هدف از اعمال مجازاتهای فیزیکی و جسمی و جانی، دستیابی به چند هدف است: از میان برداشتن فیزیکی و جسمی، درس عبرت دادن به دارندگان افکاری همچون افکار سوژهی مجازات شونده و در نتیجه بازدارندگی، اعمال و اجرای روانی حاکمیت و قدرت خویش و تداوم بخشیدن به آن و دعوت به اقتدا در مقابل ظالم و پذیرش حکم حاکم! عموما «مراقبت و تنبیه» و سطح بالاتر آن یعنی «مجازات» جهت «برقراری»، «تحکیم» و «تداوم» قدرت بوده و چه بسا نتیجهبخش نیز واقع گردیدهاند. گاه مستبدی و یا گروهی الیگارشیک امر مذکور را در جامعهای که خود منسوب به آن است اجرا مینماید اما این ارادهی به برقراری و تحکیم و تداوم قدرت در کردستان، جنبهی متفاوتی دارد و آن این است که از طرف «اشغالگر» اعمال میشود و بنابراین «بیرحمانهتر»، «ناجوانمردانهتر» و «بیاخلاقانهتر» بوده است.
قتلعامهای گوناگونی که در تاریخ کردستان روی دادهاند، اجرای جمعی این «مکانیزم» هستند. تنها کردهای ایزدی در طول تاریخشان با هفتاد و دو ژنوساید (به زبان کردی «فرمان») رو در رو گشتهاند که با حملهی داعش، شمار آن به هفتاد و سه رسید. اینها تنها قتلعامها و نسلکشیهایی است که علیه ایزدیان اعمال گشتهاند. بدون شک به همان اندازه در برابر کردهای غیر ایزدی نیز «برنامه»های نسلکشانه به اجرا درآمدهاند. کشتار کردهای علوی نمونهی تراژیکی در این مورد است. همچنین است قتلعامهایی که کردها بعد از شکست هر شورش (بخوانید مقاومت در برابر نابودی و اضمحلال) دچارش گشتهاند. تنها به قتلعام حلبچه بنگرید و کشتن پنج هزار نفر را در یک پروسهی بسیار کوتاه و سپس به «انفال» بنگرید با صد و هشتاد هزار کشته که دقیقا سی و شش برابر حلبچه است! در تاریخ آمده که به هنگام کوچاندن کردها به آناطولی، در طول راه هفتصد هزار کرد جانشان را از دست دادند! یعنی حدود چهار برابر انفال و صد و چهل برابر حلبچه! حال تنها به تأثیر جمعیتی این کشتارها بنگرید که اگر روی نمیدادند، امروزه جمعیت کردها چند میبود؟ این «مجازات»های سنگین بصورت حربهای جهت کم کردن و در صورت امکان از میان برداشتن پتانسیل جامعهی کردی عمل میکرد و میکند. حاکمان و اشغالگران سرزمین کردستان به اینها بسنده نکرده و جهت به اطاعت واداشتن «بقیة السیف»ها (پسماندهی از تیغ گذراندنها، مابقی جامعهای که پس از کشتار بجا میماند) همان راهکارها را در سطوح لوکال و کوچکتر به اجرا درآورده و درمیآورند. در آخرین اقدامات، دولت ترکیه مزار شهدا در شهر اشغال گشتهی عفرین را بهم ریخته و نبش قبر جمعی کرده و ارزشهای جامعه را لگدمال میکند و یا در شمال کردستان جسد شهدا را پس از ماهها و یا حتی سالها نگه داشتن در سردخانه، از طریق اداره پست به منزلشان میفرستد. تمامی این اعمال وحشیانه جهت ایجاد «رعب»، «ناامیدی»، «یأس»، «آزار روانی» و در کل «صدمات»ی هستند که حداقل نتیجهاش معضلات روانی و شخصیتی است. در نتیجهی اعمال مذکور امروزه جامعهی کرد دچار هزاران مسألهی روحی و صدمات اجتماعی گردیده و به اصطلاح «جامعهای تراوماتیک» (آسیبدیده- صدمهدیده) شده و در نتیجهاش «رفتار» و «برخورد» و «هنجار»های آن مشکلساز گشته است. آسیبها و صدماتی که این اعمال بر جامعهی کرد بجا نهادهاند، در حد انتظار و امید اشغالگران کردستان نیست اما معضلات عدیدهای را نیز با خود به همراه آوردهاند.
با نگاهی به چند نمونهی ترور سران کرد در تاریخ معاصر بهتر میتوان به «خط سیر» و یا «شیوه»ی آن پی برد. در ترانههای کردی بسیاری میبینیم که سران کردها پس از سرکوبشان و یا متقاعد کردن در مقابل وعدههایی (عموما با سوگندهای دینی، مهر کردن قرآن و غیره صورت میگرفتند) که به آنان در جهت «امان» داده میشده، به غل و زنجیر کشیده شده، به حبسها و زندانها انداخته شده و عموما بصورتی فجیع و کشته شدهاند. در سدهی بیستم نیز از «سمکوی شکاک» گرفته تا «قاضی محمد» در شرق کردستان و «شیوخ عصیانگر» در جنوب کردستان، دچار همان سرنوشت شدهاند. سمکوی شکاک را در کمینی در شهر اشنویه به دام انداخته و شهید کردند. قاضی محمد را نیز در ملأ عام به همراه همراهانش به دار آویختند. چندین شیخ در زندانهای عثمانی و ترکیه و عراق کشته شدند. شیخ محمود که دیگر شرایط کشتنش مهیا نبود را به تبعید فرستادند. هنگامی که کار «شورش»ها پایان نگرفت، همان رویه را در سطوحی پایینتر نیز ادامه دادند. پس از «انقلاب» ایران، به همراه صدها انقلابی غیرکرد، صدها و حتی هزاران فرد کرد به دار آویخته شده، دستهجمعی اعدام گشته، تیرباران شده و حتی گاه زنده به گور گردانده شدند. دهها و صدها کادر احزاب کردی و مبارزان کرد در زندان گروه گروه اعدام گردیدند. لیست اعدامیان کرد (در دههی شصت هجری شمسی، دههی هشتاد میلادی) اگر بصورت کامل تهیه شود، میتواند عمق فاجعه را در شرق کردستان نشان دهد. اعدامها و تیربارانهای دستهجمعی فرودگاه سنه (سنندج) به سمبل این تیربارانها تبدیل گردید، زیرا که از طرف خبرنگار و یا عکاسی ((جهانگیر رزمی، 27 اوت 1979)) ثبت گردید، اما «اجرائیات» بسیاری نظیر آن صورت گرفت که به هیچ وجه ثبت نگردیدند. «اعدام»ها در سرتاسر جامعه توسعه داده شده و شکل وحشیتری به خود گرفتند. جسد اعدام شدهگان به خانوادههایشان تحویل داده نمیشد و در مواردی که تحویل داده میشد نیز، خانواده بایستی به نشانهی «تشکر» از جمهوری اسلامی، دستهگلی و پاکتی شیرینی و «حقالأعدام» را پرداخت میکرد تا جسدشان را تحویل بگیرند. این عمل تحمیلی ناانسانی در جهت «آزار دادن» و «تنبیه» و «سر به راه کردن» و «تربیت» نزدیکان قربانی و در نهایت کل جامعه بود. نظام مستبد و بیدادگر هرچه که به ذهنش میرسید تا از طریق آن، «حاکمیت»ش را تحکیم بخشد، دریغ نمیورزید و نمیورزد! تنها تصور کنید کدام ذهن طراح این مسأله بوده که در مقابل تحویل جسد، حقالأعدام بگیرند و یا درخواست شیرینی و دستهگل نمایند، تا ببینیم «حاکمیت» چه تحریف نابشری کریهی است که جامعهی کرد با بدترین نوع آن روبرو گردیده و حتی در بخشهای مختلف کردستان با «انواع» آن روبروست!
اجرای اعدام در ملأ عام، خود سئانس دیگری از همان نمایش قدرتگرایانه بود تا گاه و بیگاه به جامعه یادآوری شود که عدول از فرامین نظام حاکم چه تبعاتی به دنبال دارد. کودکانی که از همان کودکی اعدام در ملأ عام را دیده و یا خبر آن را میشنوند و به بحث دربارهی آن در خانواده و جامعه گوش میدهند، نسلی میشوند که در ناخودآگاهشان به روشنی حک شده که سرپیچی از نظام حاکمه به کجا و چهچیز منجر میشود. تنها همین موضوع میتواند درونمایهی تحقیق بسیار مفصلی باشد در باب روانشناسی مجازات و صدمات و آسیبهای اجتماعی در میان نسلی که شاهد این نمایش ددمنشانه هستند. جامعه اینگونه عقیم میگردد و جامعهی امروزین ایران محصول گذار از چنین پروسهی نامیمون و سیاهی است که اخیرا با انتخاب رئیسی به عنوان رئیسجمهور مجددا به روز میگردد. رئیسی از کسانی است که شدیدا این احکام را اجرا کرده و حتی کسی است که از بریدن دست یک «مجرم» اظهار افتخار کرده است. تو خود حدیث مفصل خوان از این مجمل…
عمل تهدیدآمیز اعدام در مقابل جنبش آزادیخواه آپوئیستی در شرق کردستان نیز بکار بسته شد. دولت ایران تنها دولتی است که کادرهای جنبش آپوئیستی را اعدام نموده است. این اعدامها با «حسن حکمت دمیر» آغاز گردیده و بعدها با اعدام کادرهای بسیاری (حبیبالله گلپریپور، شیرین علمهولی، علی حیدریان، فرهاد وکیلی، فرزاد کمانگر، حسین خضری، فسیح یاسمنی، سیروان نژاوی) نشان داد که ایران کدام بخش از برنامهی مشترک دول منطقهای را ضد جنبش آپوئیستی بر عهده دارد. همین مسأله کافی است تا رویکرد جمهوری اسلامی نسبت به جنبش آپوئیستی (و به تبع آن خلق کرد) درک گردد. دولت ترکیه از سال 1984 به بعد هیچ یک از اعضای جنبش آپوئیستی را اعدام نکرد، اما جمهوری اسلامی از همان ابتدای توسعهی جنبش در شرق کردستان، بدان اقدام نمود. کار کردن بر روی این موضوع میتواند بسیاری از ابعاد «دشمنی» رژیم ایران با کردها و بویژه جنبش آپوئیستی را روشن نموده و یاریگر برنامهریزیهای بهتری برای مقابله با رژیم مذکور باشد.
اجرای اعدام در ملأ عام، خود سئانس دیگری از همان نمایش قدرتگرایانه بود تا گاه و بیگاه به جامعه یادآوری شود که عدول از فرامین نظام حاکم چه تبعاتی به دنبال دارد. کودکانی که از همان کودکی اعدام در ملأ عام را دیده و یا خبر آن را میشنوند و به بحث دربارهی آن در خانواده و جامعه گوش میدهند، نسلی میشوند که در ناخودآگاهشان به روشنی حک شده که سرپیچی از نظام حاکمه به کجا و چهچیز منجر میشود. تنها همین موضوع میتواند درونمایهی تحقیق بسیار مفصلی باشد در باب روانشناسی مجازات و صدمات و آسیبهای اجتماعی در میان نسلی که شاهد این نمایش ددمنشانه هستند. جامعه اینگونه عقیم میگردد و جامعهی امروزین ایران محصول گذار از چنین پروسهی نامیمون و سیاهی است که اخیرا با انتخاب رئیسی به عنوان رئیسجمهور مجددا به روز میگردد. رئیسی از کسانی است که شدیدا این احکام را اجرا کرده و حتی کسی است که از بریدن دست یک «مجرم» اظهار افتخار کرده است. تو خود حدیث مفصل خوان از این مجمل…
عمل تهدیدآمیز اعدام در مقابل جنبش آزادیخواه آپوئیستی در شرق کردستان نیز بکار بسته شد. دولت ایران تنها دولتی است که کادرهای جنبش آپوئیستی را اعدام نموده است. این اعدامها با «حسن حکمت دمیر» آغاز گردیده و بعدها با اعدام کادرهای بسیاری (حبیبالله گلپریپور، شیرین علمهولی، علی حیدریان، فرهاد وکیلی، فرزاد کمانگر، حسین خضری، فسیح یاسمنی، سیروان نژاوی) نشان داد که ایران کدام بخش از برنامهی مشترک دول منطقهای را ضد جنبش آپوئیستی بر عهده دارد. همین مسأله کافی است تا رویکرد جمهوری اسلامی نسبت به جنبش آپوئیستی (و به تبع آن خلق کرد) درک گردد. دولت ترکیه از سال 1984 به بعد هیچ یک از اعضای جنبش آپوئیستی را اعدام نکرد، اما جمهوری اسلامی از همان ابتدای توسعهی جنبش در شرق کردستان، بدان اقدام نمود. کار کردن بر روی این موضوع میتواند بسیاری از ابعاد «دشمنی» رژیم ایران با کردها و بویژه جنبش آپوئیستی را روشن نموده و یاریگر برنامهریزیهای بهتری برای مقابله با رژیم مذکور باشد.
اعدام سران کرد در ترکیه نیز بر همان منوال بود. اعدام «شیخ سعید پیران» و «سید رضا درسیمی» پیام بسیار سختی به جامعهی کرد در جهت تحمیل قیمومیت و حاکمیت نوپا و ملیگرا و فاشیستی پانترکیسم بود. این عمل بسیار سیستماتیک صورت میگرفت. بعدها و در سال 1999 توطئهی ضد رهبر کردها «عبدالله اوجالان» در 15 فوریه صورت گرفت که مصادف با آغاز قیام شیخ سعید پیران بود و صدور حکم اعدام برای ایشان نیز به روز 29 ژوئیه صورت گرفت که سالروز به دار آویختن شیخ سعید بود؛ یعنی این «اعمال» بصورت یک رشته اقدامات بازدارنده صورت میگیرند که پشتصحنهی تاریخی داشته و آگاهانه طرحریزی میگردند. هرچند دولت ترکیه بعد از 1984 که کردها مجددا قیامی مسلحانه صورت دادند، دست از اجرای حکم اعدام برداشتند و این در جهت نزدیکی به اروپا و عضویت در اتحادیهی اروپا نیز بود، اما «راهکارهای دیگری» را جایگزین آن نمودند. ترکیه از این نظر فریبکارانهتر برخورد نمود. در ظاهر اعدام اجرا نکردند و سال 2002 آن را قانونا لغو کردند، اما سیاهکشیها چنان توسعه یافتند که به مثال هر سال دریغ از پارسال، اعدامها در مقابل آن کم میآورد.
اعدامها در جنوب کردستان نیز بسیار گستردهتر از ترکیه صورت گرفتند. دولت عراق در کنار قتلعام و کشتار و تیرباران دستهجمعی، مبارزان بسیاری را در زندانها اعدام کرد. اعدام افسرانی از کردها که طرفدار «شورش» بودند، اعدام دانشآموزان و دانشجویان کرد آزادیخواه که نمونهی اعدام «لیلا قاسم» و همرانش به سمبل آن تبدیل گردید و اعدام هزاران تن از کردهای بیگناه، جملگی بازتولید همان مکانیزم خشونتبار حاکمیت اشغالگری بود که در سرزمین کردستان برقرار شده بود. خشونت از طرف رژیم عراق در چنان سطحی بود که اعدامها در مقابل آن بصورت باید و شاید به موضوع بحث تبدیل نمیگشتند، ولی این چیزی از ماهیت اعدامها نمیکاست: گرفتن جان انسانها بخاطر ریشهی قومی و اتنیکی و یا داشتن عقیدهای معین!
🆔 @GozarDemocratic
⬇️⬇️⬇️
اعدامها در جنوب کردستان نیز بسیار گستردهتر از ترکیه صورت گرفتند. دولت عراق در کنار قتلعام و کشتار و تیرباران دستهجمعی، مبارزان بسیاری را در زندانها اعدام کرد. اعدام افسرانی از کردها که طرفدار «شورش» بودند، اعدام دانشآموزان و دانشجویان کرد آزادیخواه که نمونهی اعدام «لیلا قاسم» و همرانش به سمبل آن تبدیل گردید و اعدام هزاران تن از کردهای بیگناه، جملگی بازتولید همان مکانیزم خشونتبار حاکمیت اشغالگری بود که در سرزمین کردستان برقرار شده بود. خشونت از طرف رژیم عراق در چنان سطحی بود که اعدامها در مقابل آن بصورت باید و شاید به موضوع بحث تبدیل نمیگشتند، ولی این چیزی از ماهیت اعدامها نمیکاست: گرفتن جان انسانها بخاطر ریشهی قومی و اتنیکی و یا داشتن عقیدهای معین!
🆔 @GozarDemocratic
⬇️⬇️⬇️
گذار دموکراتیک
دور باطل استعمار در کردستان ترور و اعدام ✍ هیمن اَرمَوی 🆔 @GozarDemocratic
②
⬆️⬆️⬆️
در غرب کردستان (روژآوا) و سوریه، فعالیتهای کردی و پتانسیل جامعهی کردی در سطحی نبود که اینگونه بصورت عریان اعدامها اجرا شوند. خشونت در این بخش از کردستان به شیوهها و راهکارهای دیگری بود که خود مبحثی جداگانه است.
ناگفته نماند که بخشی از این اعدامها نیز به دست عوامل خیانتکار داخل جامعهی کردستان صورت گرفتهاند. اعدام سیامند معینی و رفقایش به دست حزب دموکرات کردستان عراق به رهبری ملا مصطفی بارزانی، اعدام دکتر شوان از طرف همان نیرو اثرات غمبار و ناامیدکنندهی بیشتر از اعدام به دست خود رژیمها در جامعهی کردستان بجا نهاد. این ترفندی بود که رژیمها در چارچوب «جنگ ویژه» و «جنگ روانی» بصورت بهینه از آن استفاده میکردند و میکنند. بررسی آسیبهای ناشی از اعمال صورت گرفتهی کردستیزانه به دست نیروهای مزدور داخلی در کردستان، وظیفهای است که بر عهدهی روشنفکران و انقلابیون و کنشگران کردی بوده و تا بصورت بهینه صورت نگرفته، برملا و رسوا نگشته و مکانیزمهایی جهت عدم احتمال تکرارش تعبیه نگردند، دشوار است بتوان از تمامی آسیبهای ناشی از آن رهایی یافت.
در حالی که اعدامها بصورت به اصطلاح قانونی و از طریق دادگاهها و با صدور احکام اجرا میشدند، سیاهکشیها و ترور و جنایات تاریک بصورتی فراتر از آن و با دستی بازتر صورت میگرفتند و میگیرند. آزاداندیشان بسیاری قربانی دست ترور رژیمهای سرکوبگر گشته و با دسایس مختلف جانشان را از دست دادند. ذکر کردیم که رضا شاه چگونه با وعده و وعید سمکوی شکاک را به شرق کردستان کشیده و با یک کمین ناجوانمردانه ترور کرد. بعدها دیدیم که چگونه «فؤاد مصطفی سلطانی» در یک ماجرای گمانآمیز شهید کرده و آغاز سیر نزولی جنبش کومهله رقم زده شد. ترور «دکتر عبدالرحمن قاسملو» در وین و در فاصلهی کوتاهی بعد از آن ترور «دکتر صادق شرفکندی» در رستوران میکونوس آلمان، با اصرار هرچه بیشتر صورت گرفته و به نوعی تمرینی شد برای ترورهای خارج از کشور. جمهوری اسلامی ایران در این زمینه به تخصص چگونگی تدارکات ترور، تأمین ابعاد دیپلماتیک لازم برای آن، شیوهی عقبنشینی از محل ترور و غیره دست یافته است. ذهنیت انسانکش رژیم ایران حاضر به پرداخت هزینهی چنین عملیاتهایی است و هزینهی آن را میپردازد.
همانگونه که مواضع قدرت ایرانی سابقهای دیرین در کشتن و ترور و سیاهکشیهای ضد خلقها و از جمله و شاید هم در صدر آن ضد کردها داشتهاند، در طول تاریخ معاصر نیز در کنار ظلم و ستم اجتماعی و سیاسی و فرهنگی، کارنامهای مالامال از تروریسم در برابر روشنفکران، سیاستمداران، نویسندگان و هنرمندان و عامهی خلق کرد از خود برجای گذاشتهاند. از کشتن سران کرد در اوایل سدهی بیستم گرفته، تا دوران جمهوری مهاباد شاهد این تروریسم هستیم. در دوران قبل از انقلاب رژیم شاه چندین و چند تن از سران و پیشاهنگان سیاسی- اجتماعی جامعهی کرد را از مناطق کرمانجنشین شمال شرق کردستان گرفته تا به مناطق کلهرنشین کرماشان و ایلام و لر و بختیاری به قتل رساند. تهیهی کارنامهی سیاه رژیم شاه (رضا و محمدرضا) در این حوزه، میتواند به تقویت حافظهی تاریخی- سیاسی کردها یاری رسانده و از ملزوماتی است که باید کردها بدان اقدام ورزند. رژیم ایران با استفاده از ترفندهای گوناگون (از جمله بکار بردن مزدوران کرد، مثلا نمونهی ترور سیامند معینی و خلیل شوباش با استفاده از حربهی مزدور و تروریستی بارزانیها) در پی آن بود که کردها را بدون رهبر و پیشاهنگ باقی بگذارد. با انقلاب ایران امید میرفت که با برقراری یک رژیم دموکراتیک و تأمین حقوق خلقها، این امر به پایان برسد، اما رژیم جمهوری اسلامی آب پاکی بر دست ریخت و نشان داد که این بیخردی ادامه دارد. بعد از انقلاب نهتنها از این اقدامات کاسته نشد (نمونهی به شهادت رساندن فؤاد مصطفی سلطانی) بلکه بعدها و پس از جنگ ایران و عراق بسیار توسعه یافت. ترور دکتر عبدالرحمن قاسملو و بعدها دکتر صادق شرفکندی، به سمبل گویای تروریسم اعمال شده علیه کردها بدل گردید. صدها کادر احزاب کردی در جنوب کردستان با استفاده از نیروهای پسرو و مزدور کردی به قتل رسیدند، در ترکیه شمار بسیاری از این کادرهای در به در شده قربانی همان تروریسم گردیدند و در داخل ایران نیز شماری از اعضای همان احزاب که «اماننامه» دریافت کرده بودند، با استدلالات و بهانههای دیگری و با پوششهای جداگانه جانشان را از دست دادند. تاکنون نیز شمار کاملی از کادرهای این احزاب که قربانی این اعمال تروریستی گشتهاند وجود نداشته و با وجود آمارهای جسته و گریخته، کار منظم و منسجم و حقوقی و اصولی بر روی پروندههای آنان صورت نگرفته و در چارچوب یک «پروندهی منظم» تنظیم نگشته است.
⬆️⬆️⬆️
در غرب کردستان (روژآوا) و سوریه، فعالیتهای کردی و پتانسیل جامعهی کردی در سطحی نبود که اینگونه بصورت عریان اعدامها اجرا شوند. خشونت در این بخش از کردستان به شیوهها و راهکارهای دیگری بود که خود مبحثی جداگانه است.
ناگفته نماند که بخشی از این اعدامها نیز به دست عوامل خیانتکار داخل جامعهی کردستان صورت گرفتهاند. اعدام سیامند معینی و رفقایش به دست حزب دموکرات کردستان عراق به رهبری ملا مصطفی بارزانی، اعدام دکتر شوان از طرف همان نیرو اثرات غمبار و ناامیدکنندهی بیشتر از اعدام به دست خود رژیمها در جامعهی کردستان بجا نهاد. این ترفندی بود که رژیمها در چارچوب «جنگ ویژه» و «جنگ روانی» بصورت بهینه از آن استفاده میکردند و میکنند. بررسی آسیبهای ناشی از اعمال صورت گرفتهی کردستیزانه به دست نیروهای مزدور داخلی در کردستان، وظیفهای است که بر عهدهی روشنفکران و انقلابیون و کنشگران کردی بوده و تا بصورت بهینه صورت نگرفته، برملا و رسوا نگشته و مکانیزمهایی جهت عدم احتمال تکرارش تعبیه نگردند، دشوار است بتوان از تمامی آسیبهای ناشی از آن رهایی یافت.
در حالی که اعدامها بصورت به اصطلاح قانونی و از طریق دادگاهها و با صدور احکام اجرا میشدند، سیاهکشیها و ترور و جنایات تاریک بصورتی فراتر از آن و با دستی بازتر صورت میگرفتند و میگیرند. آزاداندیشان بسیاری قربانی دست ترور رژیمهای سرکوبگر گشته و با دسایس مختلف جانشان را از دست دادند. ذکر کردیم که رضا شاه چگونه با وعده و وعید سمکوی شکاک را به شرق کردستان کشیده و با یک کمین ناجوانمردانه ترور کرد. بعدها دیدیم که چگونه «فؤاد مصطفی سلطانی» در یک ماجرای گمانآمیز شهید کرده و آغاز سیر نزولی جنبش کومهله رقم زده شد. ترور «دکتر عبدالرحمن قاسملو» در وین و در فاصلهی کوتاهی بعد از آن ترور «دکتر صادق شرفکندی» در رستوران میکونوس آلمان، با اصرار هرچه بیشتر صورت گرفته و به نوعی تمرینی شد برای ترورهای خارج از کشور. جمهوری اسلامی ایران در این زمینه به تخصص چگونگی تدارکات ترور، تأمین ابعاد دیپلماتیک لازم برای آن، شیوهی عقبنشینی از محل ترور و غیره دست یافته است. ذهنیت انسانکش رژیم ایران حاضر به پرداخت هزینهی چنین عملیاتهایی است و هزینهی آن را میپردازد.
همانگونه که مواضع قدرت ایرانی سابقهای دیرین در کشتن و ترور و سیاهکشیهای ضد خلقها و از جمله و شاید هم در صدر آن ضد کردها داشتهاند، در طول تاریخ معاصر نیز در کنار ظلم و ستم اجتماعی و سیاسی و فرهنگی، کارنامهای مالامال از تروریسم در برابر روشنفکران، سیاستمداران، نویسندگان و هنرمندان و عامهی خلق کرد از خود برجای گذاشتهاند. از کشتن سران کرد در اوایل سدهی بیستم گرفته، تا دوران جمهوری مهاباد شاهد این تروریسم هستیم. در دوران قبل از انقلاب رژیم شاه چندین و چند تن از سران و پیشاهنگان سیاسی- اجتماعی جامعهی کرد را از مناطق کرمانجنشین شمال شرق کردستان گرفته تا به مناطق کلهرنشین کرماشان و ایلام و لر و بختیاری به قتل رساند. تهیهی کارنامهی سیاه رژیم شاه (رضا و محمدرضا) در این حوزه، میتواند به تقویت حافظهی تاریخی- سیاسی کردها یاری رسانده و از ملزوماتی است که باید کردها بدان اقدام ورزند. رژیم ایران با استفاده از ترفندهای گوناگون (از جمله بکار بردن مزدوران کرد، مثلا نمونهی ترور سیامند معینی و خلیل شوباش با استفاده از حربهی مزدور و تروریستی بارزانیها) در پی آن بود که کردها را بدون رهبر و پیشاهنگ باقی بگذارد. با انقلاب ایران امید میرفت که با برقراری یک رژیم دموکراتیک و تأمین حقوق خلقها، این امر به پایان برسد، اما رژیم جمهوری اسلامی آب پاکی بر دست ریخت و نشان داد که این بیخردی ادامه دارد. بعد از انقلاب نهتنها از این اقدامات کاسته نشد (نمونهی به شهادت رساندن فؤاد مصطفی سلطانی) بلکه بعدها و پس از جنگ ایران و عراق بسیار توسعه یافت. ترور دکتر عبدالرحمن قاسملو و بعدها دکتر صادق شرفکندی، به سمبل گویای تروریسم اعمال شده علیه کردها بدل گردید. صدها کادر احزاب کردی در جنوب کردستان با استفاده از نیروهای پسرو و مزدور کردی به قتل رسیدند، در ترکیه شمار بسیاری از این کادرهای در به در شده قربانی همان تروریسم گردیدند و در داخل ایران نیز شماری از اعضای همان احزاب که «اماننامه» دریافت کرده بودند، با استدلالات و بهانههای دیگری و با پوششهای جداگانه جانشان را از دست دادند. تاکنون نیز شمار کاملی از کادرهای این احزاب که قربانی این اعمال تروریستی گشتهاند وجود نداشته و با وجود آمارهای جسته و گریخته، کار منظم و منسجم و حقوقی و اصولی بر روی پروندههای آنان صورت نگرفته و در چارچوب یک «پروندهی منظم» تنظیم نگشته است.
گذار دموکراتیک
دور باطل استعمار در کردستان ترور و اعدام ✍ هیمن اَرمَوی 🆔 @GozarDemocratic
با شروع جنبش آزادیخواه کردی به پیشاهنگی جنبش آپوئیستی در شرق کردستان نیز این ترورها صورت گرفته و همانند نمونههای قبلی به جنوب کردستان نیز سرایت نمود. نمونههای ترور شهید کمال شیخ ساده (کمال خیره)، اقبال مرادی و اخیرا ریبین رحمانی در مناطق جنوب کردستان و ترور دو کادر حزب حیات آزاد کردستان (شهید زاگرس کرماشان و شهید شهوگر سنهای) و ترور موسی باباخانی در هتلی در شهر اربیل نشان داد که این روش همچنان در دستور کار جمهوری اسلامی بوده و از آن دست برنداشتهاند.
جمهوری اسلامی همچنین در کشتن فردی و جمعی روشنفکران و نویسندگان و شاعران و هنرمندان نیز دست بالایی دارد. تصادف اتوبوس کارمندان و نویسندگان مجله سروه به روز 30 بهمنن 1376 شمسی پوششی بود بر کشتار چندین شاعر و هنرمند و نویسندهی کرد. بعدها چندین بار شاهد این «تصادف»ها (تصادف اتوبوس کوهنوردان و حامیان جنگلهای زاگرس در جاده مریوان- سقز) گشتیم. کشتن کسانی که برای جامعهی کرد «امیدبخش» بودند به هر طریقی، در دستور کار رژیم ایران بوده و هست و اجرا گشته و میگردد.
در ترکیهی سدهی بیستم چنان ترورهایی صورت گرفته که شاید هیچگاه نتوان بصورت کامل آنها را برملا نمود. علاوه بر کشتن سران کردی، این تاریککشی کردستیزانه و ترور علیه اقشار جامعه همچون روشنفکران و سرمایهداران، تا اعضای معمولی جامعه و حتی کودکان نیز ادامه داشته است. «احسان نوری پاشا» که رهبر قیام آرارات بود، در تاریخ 25 مارس 1976 در تهران، طی تصادف با یک موتورسیکلت جانش را از دست داد. بر همگان روشن بود که این یک تصادف معمولی نبوده و با هماهنگی کامل ترکیه و ایران صورت گرفته است. از همان دوران تا به امروز کشتن مخالفان رژیم ترکیه در داخل و خارج ادامه داشته است. شاید تفاوتش با ایران این باشد که ترورهای داخلی ترکیه بسیار بیشتر از ایران است. هزاران فرد کُرد با راهکارهای متفاوتی کشته شدند که تقریبا شمار بسیاری از آنان ثبت گردیدهاند. طی پروسهای که با جهتدهی بسیار آگاهانهی دولت ترکیه «جنایات فاعل مجهول» نامیده شدند، هزاران کرد را هدف قرار داده و از بین بردند. این جنایات فاعل مجهول کاملا «فاعل معلوم» بوده و توسط بازوهای تروریستی رژیم ترکیه (مرکز تیمهای ژاندارمری- ژیتَم و حزبالله) صورت میگرفتند. از ترور شخصیتهایی چون «ودات آیدین» (سیاستمدار و کادر مدیریتی حزب دسترنج خلق Halk Emek Partisi در شهر آمد- دیاربکر که روز 5 ژوئن 1991 توسط ژیتَم ربوده شده و دو روز بعد جسدش یافته شد) و «موسی آنتَر» (نویستده، روزنامهنگار و روشنفکر کرد ِ اهل ماردین که در سپتامبر 1992 توسط ژیتم ربوده شده و به قتل رسید) گرفته تا صدها جوانی که تاکنون نیز کسی جواب شکایت خانوادههایشان را نداده و حتی جنازهی بسیاری از آنان هیچگاه دیده نشد. فیلم «من دیدم» (Min Dît) روایت کودکان بازمانده از پدر و مادری کشته شده به دست ژیتَم هستند با بار زندگی بر دوش و آیندهای تراوماتیک. دهها سال است سازمان «مادران شنبه» هر روز شنبهای بخشی از آنان گرد آمده و با در دست داشتن عکسهای فرزندانشان، به دنبال سرنوشت آنان میگردند. این خود بخشی از تراوما و آسیب و صدمهی اجتماعی ناشی از این تروریسم را نشان میدهد. در شمال کردستان و ترکیه هیچ قشری و هیچ جنسی و هیچ ردهی سنی از کردها از تروریسم دولتی در امان نبودند و نیستند و تاکنون نیز بصورت روزانه شاهد تروریسم دولتی در برابر تمامی اقشار خلق کرد هستیم.
با روی کار آمدن حکومت اردوغانی، این ترورها با چاشنی اسلام سیاسی نیز درآمیخته و صورت تندروتری به خود گرفتند. نمونهی بسیار بارز و آزاردهندهی آن قتل سه زن سیاستمدار کرد (سکینه جانسیز، لیلا شایلاماز و فیدان دوغان) در قلب پاریس بود که بدون شک با چشمپوشی و درواقع هماهنگی با نیروهای امنیتی فرانسه انجام گرفت. دستگیری کسی که لیستی از سیاستمداران پناهندهی کرد در اروپا را لو داد که دولت ترکیه در دستور کار قتل خویش قرار داده، نشان از آن داشت که رژیم پانترکی، ترور کردها در خارج از کشور را بصورت جدی دنبال میکند. در سالهای اخیر ترور پیشاهنگهای جنبش آپوئیستی از طریق حملات هوایی و با بهرهگیری از تکنولوژی درونها و هواپیماهای اکتشافی نیز بر انواع ترورها افزوده شده که جنبش آزادیخواهی در حال مبارزه و دفاعی بیامان در برابر آن میباشد.
روایت قتل و کشتن و ترور و تعذیب و شکنجهی رژیم بعث در برابر جامعهی کردی در جنوب کردستان، بدون شک یکی از تراژیکترین و دردآورترین روایتهای تاریخ معاصر نیمهی دوم قرن بیستم در منطقهی خاورمیانه است که تا حدودی رسانهای گشته و آرای عمومی جهانی از آن آگاه است. شکی در این نیست که ریشهی بسیاری از معضلات و مشکلات کنونی جامعهی کردی در جنوب کردستان به صدمات و آسیبهای ناشی از آن اعمال وحشیانه برمیگردد.
جمهوری اسلامی همچنین در کشتن فردی و جمعی روشنفکران و نویسندگان و شاعران و هنرمندان نیز دست بالایی دارد. تصادف اتوبوس کارمندان و نویسندگان مجله سروه به روز 30 بهمنن 1376 شمسی پوششی بود بر کشتار چندین شاعر و هنرمند و نویسندهی کرد. بعدها چندین بار شاهد این «تصادف»ها (تصادف اتوبوس کوهنوردان و حامیان جنگلهای زاگرس در جاده مریوان- سقز) گشتیم. کشتن کسانی که برای جامعهی کرد «امیدبخش» بودند به هر طریقی، در دستور کار رژیم ایران بوده و هست و اجرا گشته و میگردد.
در ترکیهی سدهی بیستم چنان ترورهایی صورت گرفته که شاید هیچگاه نتوان بصورت کامل آنها را برملا نمود. علاوه بر کشتن سران کردی، این تاریککشی کردستیزانه و ترور علیه اقشار جامعه همچون روشنفکران و سرمایهداران، تا اعضای معمولی جامعه و حتی کودکان نیز ادامه داشته است. «احسان نوری پاشا» که رهبر قیام آرارات بود، در تاریخ 25 مارس 1976 در تهران، طی تصادف با یک موتورسیکلت جانش را از دست داد. بر همگان روشن بود که این یک تصادف معمولی نبوده و با هماهنگی کامل ترکیه و ایران صورت گرفته است. از همان دوران تا به امروز کشتن مخالفان رژیم ترکیه در داخل و خارج ادامه داشته است. شاید تفاوتش با ایران این باشد که ترورهای داخلی ترکیه بسیار بیشتر از ایران است. هزاران فرد کُرد با راهکارهای متفاوتی کشته شدند که تقریبا شمار بسیاری از آنان ثبت گردیدهاند. طی پروسهای که با جهتدهی بسیار آگاهانهی دولت ترکیه «جنایات فاعل مجهول» نامیده شدند، هزاران کرد را هدف قرار داده و از بین بردند. این جنایات فاعل مجهول کاملا «فاعل معلوم» بوده و توسط بازوهای تروریستی رژیم ترکیه (مرکز تیمهای ژاندارمری- ژیتَم و حزبالله) صورت میگرفتند. از ترور شخصیتهایی چون «ودات آیدین» (سیاستمدار و کادر مدیریتی حزب دسترنج خلق Halk Emek Partisi در شهر آمد- دیاربکر که روز 5 ژوئن 1991 توسط ژیتَم ربوده شده و دو روز بعد جسدش یافته شد) و «موسی آنتَر» (نویستده، روزنامهنگار و روشنفکر کرد ِ اهل ماردین که در سپتامبر 1992 توسط ژیتم ربوده شده و به قتل رسید) گرفته تا صدها جوانی که تاکنون نیز کسی جواب شکایت خانوادههایشان را نداده و حتی جنازهی بسیاری از آنان هیچگاه دیده نشد. فیلم «من دیدم» (Min Dît) روایت کودکان بازمانده از پدر و مادری کشته شده به دست ژیتَم هستند با بار زندگی بر دوش و آیندهای تراوماتیک. دهها سال است سازمان «مادران شنبه» هر روز شنبهای بخشی از آنان گرد آمده و با در دست داشتن عکسهای فرزندانشان، به دنبال سرنوشت آنان میگردند. این خود بخشی از تراوما و آسیب و صدمهی اجتماعی ناشی از این تروریسم را نشان میدهد. در شمال کردستان و ترکیه هیچ قشری و هیچ جنسی و هیچ ردهی سنی از کردها از تروریسم دولتی در امان نبودند و نیستند و تاکنون نیز بصورت روزانه شاهد تروریسم دولتی در برابر تمامی اقشار خلق کرد هستیم.
با روی کار آمدن حکومت اردوغانی، این ترورها با چاشنی اسلام سیاسی نیز درآمیخته و صورت تندروتری به خود گرفتند. نمونهی بسیار بارز و آزاردهندهی آن قتل سه زن سیاستمدار کرد (سکینه جانسیز، لیلا شایلاماز و فیدان دوغان) در قلب پاریس بود که بدون شک با چشمپوشی و درواقع هماهنگی با نیروهای امنیتی فرانسه انجام گرفت. دستگیری کسی که لیستی از سیاستمداران پناهندهی کرد در اروپا را لو داد که دولت ترکیه در دستور کار قتل خویش قرار داده، نشان از آن داشت که رژیم پانترکی، ترور کردها در خارج از کشور را بصورت جدی دنبال میکند. در سالهای اخیر ترور پیشاهنگهای جنبش آپوئیستی از طریق حملات هوایی و با بهرهگیری از تکنولوژی درونها و هواپیماهای اکتشافی نیز بر انواع ترورها افزوده شده که جنبش آزادیخواهی در حال مبارزه و دفاعی بیامان در برابر آن میباشد.
روایت قتل و کشتن و ترور و تعذیب و شکنجهی رژیم بعث در برابر جامعهی کردی در جنوب کردستان، بدون شک یکی از تراژیکترین و دردآورترین روایتهای تاریخ معاصر نیمهی دوم قرن بیستم در منطقهی خاورمیانه است که تا حدودی رسانهای گشته و آرای عمومی جهانی از آن آگاه است. شکی در این نیست که ریشهی بسیاری از معضلات و مشکلات کنونی جامعهی کردی در جنوب کردستان به صدمات و آسیبهای ناشی از آن اعمال وحشیانه برمیگردد.
گذار دموکراتیک
دور باطل استعمار در کردستان ترور و اعدام ✍ هیمن اَرمَوی 🆔 @GozarDemocratic
از آزارهای روحی- روانی گرفته تا معضلات اجتماعی- سیاسی تحت تأثیر شدید این «دوران توحش بعثی» هستند. متأسفانه تاکنون بصورت باید و شاید کاری بر روی این مسأله صورت نگرفته است. رژیمهای گوناگون عراقی به دست نیروهای مزدور در کشتارهایی دست داشتند که تاکنون نیز لکهی سیاهی در تاریخ کرد محسوب میگردند. «کشتار حکاری» که طی آن به دست نیروهای بارزانی حدود 700 کادر طراز اول «اتحادیهی میهنی کردستان» کشته شدند، بزرگترین کمک به نیروهای بعثی در سرکوب کردها بود. اینها تنها مشت نمونهی خروار هستند…
در غرب کردستان و سوریه نیز شاهد ترور بسیاری از سران کرد و روشنفکران بودیم. روز 10 مارس سال 2005 «شیخ معشوق غزنوی» از «مرکز پژوهشهای اسلامی» در دمشق ربوده شد و به قتل رسید. این نمونهی سمبلیک از بیان قتل دهها و صدها کرد به دست نیروهای امنیتی سوریه، سیاست و جوابی بود علیه اعتراضات کردها در ماه مارس سال 2004 میلادی. تاکنون و ده سال پس از باقی نماندن حاکمیت دولت سوریه در غرب کردستان نیز سایهی وحشتی که رژیم سوریه بر خلق روا میداشتند را میتوان در غرب کردستان و شمال سوریه احساس نمود.
«اشارهای گذرا به اعدام و ترور در کردستان» جهت آن بود تا به «هدف از آن» بپردازیم. اعدام و ترور و عموما خشونت علیه کردها در کردستانی که تحت اشغال است، با هدف «مجازات و تنبیه»، «تهدید»، «بازدارندگی» و «عبرت» بکار میرود. در کنار آن، هدف از اعمال خشونتآمیز ایجاد آسیبهایی بر بدنهی جامعه است تا این آسیبها و زخمهای اجتماعی کالبد جامعه را فرسوده کرده و مانع از آن گردد که جامعه در پی حقخواهی و طلب حقوق انسانی خویش برآید. دوران پس از هر سرکوب و اجرای خشونت نشان داده که کردها و جامعهی کردی دچار ترس و واهمه نگشته و از حقوق خویش دست برنداشتهاند. شاید اندکی فروبستهتر شدهاند، سکوت پیشه کردهاند، شوک بر آن وارد شده است و شاید عقبنشینی معینی کردهاند، اما در اولین فرصت آتش آزادیخواهیشان شعلهور شده است. تصویر مردی که با دستان زخمی و باندپیچی شدهاش در فرودگاه سنندج با قامتی راست و ایستاده و سربلند در مقابل جوخه اعدام ایستاده، گویای استقبالی است که دلیرمردان کرد در مقابل دشمنان نشان دادند، مقاومت افسانهوار «سکینه جانسیز» در زندانهای رژیم ترکیه و استقبال جسورانهی «شیرین علمهولی» از حکم اعدامش در زندانهای ایران نشانگر رویکرد شیرزنان کرد در راه آزادیخواهی است. حمایت میلیونی مردم کرد در هر خیزشی ملی و مشارکت در آن نشان از آن دارد که این «مکانیزم خشونت و ترور و اعدام» راه به جایی نبرده و به اهدافش نرسیده است.
اگر مبارزات مردم کرد تا کنون به پیروزی نرسیدهاند، نه ناشی از «ترس» و «هراس» و «عقبنشینی» از آزادیخواهی بعنوان عوامل خارجی است، بلکه ناشی از «نقص در برنامه، سازماندهی، عمل انقلابی و سیاست و دیپلماسی» نیروهای پیشاهنگ کردی است که جملگی عوامل داخلی هستند. صد البته که سیاستهای نیروهای جهانی و منطقهای نیز در نرسیدن نیروهای کردی به اهدافشان مؤثر بوده و سرکوب و فشارهای دول حاکمه پروسهی آزادیخواهی را دچار ضرباتی کرده و آن را گاه عقب رانده و گاه تضعیف نموده است اما هیچگاه سرکوب و ظلم و اهرمهای خشونتآمیز قادر نگشتهاند «اراده» و «عزم» و «خواست» آزادیخواهی را در میان کردها از بین ببرند. این سرکوبها تنها برای کردها ضرر در بر نداشته، بلکه منابع دول حاکمه را بجای صرف شدن جهت پیشرفت و آبادانی، صرف سرکوب نموده و به همگی ضرر رسانده است. شکی در این نیست که این سیاست ملیگرایانه و فاشیستی به زهری جهت کالبد منطقه تبدیل شده است. عدم دست برداشتن کردها از آزادیخواهی نیز به ریشهدار بودن فرهنگ کردی و پتانسیل جامعهی تاریخی- اخلاقی کردستان برمیگردد. موردی که اکثر اشغالگران سرزمین کردستان قادر به درک آن نبوده و به سبب منطق مادی و مکانیک خویش دچار تصور امکان شکست آن میگردند. غافل از اینکه پدیدهای فرهنگی- اجتماعی که طی هزاران سال شکل گرفته با سرکوبی چند ده ساله از بین نخواهد رفت.
خشونتهای اجرایی در کردستان به اهداف اصلی خویش نرسیدند اما تبعات بسیاری را در جامعهی کردی بر جای نهادند. «از دست رفتن اراضی کردنشین و کوچک کردن محدودهی جغرافیایی جامعهی کرد زبان»، «تقلیل جمعیت کردی در نتیجهی قتلعامها و کشتارها و ترورها»، «از بین بردن نیروهای فکری جامعه و پیشاهنگان سیاسی- اجتماعی آن»، «برجای نهادن معلولانی بسیار و ایجاد تلنباری از مسائل سلامتی برای جامعه»، «بی سرپرست ماندن شمار مهمی از کودکان و مسبب گشتن برای بزههای اجتماعی»، «ایجاد هراس اجتماعی و ناامنی فردی در شخصیت افراد»، «سرآمدن کردن امنیت شخصی و اجتماعی و در نتیجهی آن خارج نمودن مسائلی چون پیشرفت اجتماعی، علمی و هنری از دستور کار جامعه»، «محافظهکار نمودن هرچه بیشتر جامعه و فرو بسته شدن آن»، «عقب نگه داشتن
در غرب کردستان و سوریه نیز شاهد ترور بسیاری از سران کرد و روشنفکران بودیم. روز 10 مارس سال 2005 «شیخ معشوق غزنوی» از «مرکز پژوهشهای اسلامی» در دمشق ربوده شد و به قتل رسید. این نمونهی سمبلیک از بیان قتل دهها و صدها کرد به دست نیروهای امنیتی سوریه، سیاست و جوابی بود علیه اعتراضات کردها در ماه مارس سال 2004 میلادی. تاکنون و ده سال پس از باقی نماندن حاکمیت دولت سوریه در غرب کردستان نیز سایهی وحشتی که رژیم سوریه بر خلق روا میداشتند را میتوان در غرب کردستان و شمال سوریه احساس نمود.
«اشارهای گذرا به اعدام و ترور در کردستان» جهت آن بود تا به «هدف از آن» بپردازیم. اعدام و ترور و عموما خشونت علیه کردها در کردستانی که تحت اشغال است، با هدف «مجازات و تنبیه»، «تهدید»، «بازدارندگی» و «عبرت» بکار میرود. در کنار آن، هدف از اعمال خشونتآمیز ایجاد آسیبهایی بر بدنهی جامعه است تا این آسیبها و زخمهای اجتماعی کالبد جامعه را فرسوده کرده و مانع از آن گردد که جامعه در پی حقخواهی و طلب حقوق انسانی خویش برآید. دوران پس از هر سرکوب و اجرای خشونت نشان داده که کردها و جامعهی کردی دچار ترس و واهمه نگشته و از حقوق خویش دست برنداشتهاند. شاید اندکی فروبستهتر شدهاند، سکوت پیشه کردهاند، شوک بر آن وارد شده است و شاید عقبنشینی معینی کردهاند، اما در اولین فرصت آتش آزادیخواهیشان شعلهور شده است. تصویر مردی که با دستان زخمی و باندپیچی شدهاش در فرودگاه سنندج با قامتی راست و ایستاده و سربلند در مقابل جوخه اعدام ایستاده، گویای استقبالی است که دلیرمردان کرد در مقابل دشمنان نشان دادند، مقاومت افسانهوار «سکینه جانسیز» در زندانهای رژیم ترکیه و استقبال جسورانهی «شیرین علمهولی» از حکم اعدامش در زندانهای ایران نشانگر رویکرد شیرزنان کرد در راه آزادیخواهی است. حمایت میلیونی مردم کرد در هر خیزشی ملی و مشارکت در آن نشان از آن دارد که این «مکانیزم خشونت و ترور و اعدام» راه به جایی نبرده و به اهدافش نرسیده است.
اگر مبارزات مردم کرد تا کنون به پیروزی نرسیدهاند، نه ناشی از «ترس» و «هراس» و «عقبنشینی» از آزادیخواهی بعنوان عوامل خارجی است، بلکه ناشی از «نقص در برنامه، سازماندهی، عمل انقلابی و سیاست و دیپلماسی» نیروهای پیشاهنگ کردی است که جملگی عوامل داخلی هستند. صد البته که سیاستهای نیروهای جهانی و منطقهای نیز در نرسیدن نیروهای کردی به اهدافشان مؤثر بوده و سرکوب و فشارهای دول حاکمه پروسهی آزادیخواهی را دچار ضرباتی کرده و آن را گاه عقب رانده و گاه تضعیف نموده است اما هیچگاه سرکوب و ظلم و اهرمهای خشونتآمیز قادر نگشتهاند «اراده» و «عزم» و «خواست» آزادیخواهی را در میان کردها از بین ببرند. این سرکوبها تنها برای کردها ضرر در بر نداشته، بلکه منابع دول حاکمه را بجای صرف شدن جهت پیشرفت و آبادانی، صرف سرکوب نموده و به همگی ضرر رسانده است. شکی در این نیست که این سیاست ملیگرایانه و فاشیستی به زهری جهت کالبد منطقه تبدیل شده است. عدم دست برداشتن کردها از آزادیخواهی نیز به ریشهدار بودن فرهنگ کردی و پتانسیل جامعهی تاریخی- اخلاقی کردستان برمیگردد. موردی که اکثر اشغالگران سرزمین کردستان قادر به درک آن نبوده و به سبب منطق مادی و مکانیک خویش دچار تصور امکان شکست آن میگردند. غافل از اینکه پدیدهای فرهنگی- اجتماعی که طی هزاران سال شکل گرفته با سرکوبی چند ده ساله از بین نخواهد رفت.
خشونتهای اجرایی در کردستان به اهداف اصلی خویش نرسیدند اما تبعات بسیاری را در جامعهی کردی بر جای نهادند. «از دست رفتن اراضی کردنشین و کوچک کردن محدودهی جغرافیایی جامعهی کرد زبان»، «تقلیل جمعیت کردی در نتیجهی قتلعامها و کشتارها و ترورها»، «از بین بردن نیروهای فکری جامعه و پیشاهنگان سیاسی- اجتماعی آن»، «برجای نهادن معلولانی بسیار و ایجاد تلنباری از مسائل سلامتی برای جامعه»، «بی سرپرست ماندن شمار مهمی از کودکان و مسبب گشتن برای بزههای اجتماعی»، «ایجاد هراس اجتماعی و ناامنی فردی در شخصیت افراد»، «سرآمدن کردن امنیت شخصی و اجتماعی و در نتیجهی آن خارج نمودن مسائلی چون پیشرفت اجتماعی، علمی و هنری از دستور کار جامعه»، «محافظهکار نمودن هرچه بیشتر جامعه و فرو بسته شدن آن»، «عقب نگه داشتن
گذار دموکراتیک
دور باطل استعمار در کردستان ترور و اعدام ✍ هیمن اَرمَوی 🆔 @GozarDemocratic
جامعه از سیر پیشرفت طبیعی تکوین ملی» و دهها و صدها معضل دیگر که امروزه همگی گریبانگیر جامعهی کردی شده است.
بایستی بر آسیبهای جانبی و روانی و روحی ناشی از این خشونتها به عنوان یکی از مهمترین نتایج اجرای این خشونتها در کردستان تأمل خاصی صورت بگیرد. همانگونه که اشاره کردیم، جامعه در نتیجهی این اعمال خشونتآمیز دچار آزردگی، معضلات روانی خاص، هراس و بدگمانی و دهها معضل دیگر میگردد که بازتاب آن بر رفتار، برخورد، تعامل و در کل بر روی «حیات» را میتوان دید. شخصیت حاوی این «آسیب»ها، در برقراری «روابط انسانی» نیز دچار مشکل میگردد. در نتیجهی این مسائل و معضلات است که کودکان به درستی آموزش ندیده، تربیت نگردیده و پرورش نمییابند. این نسل از کودکان با به ارث بردن همان معضلات به نسلی تبدیل میشوند که با همان معضلات در آینده فرزندان خود را پرورش میدهند! شخصیتی که دچار این نوع «چندگانگیهای هنجاری» شده و در میان «جهان مطلوب خویش» و «جهان تحمیلی موجود» و دهها هنجار متضاد زندگی میکند، دچار اختلالات رفتاری و شخصیتی گشته، در تصمیمگیریهایش متزلزل و ناروشن بوده، در برقراری روابط نامتعادل شده و برآیند تمامی آنها نیز معضلات اجتماعی عدیدهای میگردد که امروزه جامعهی کردستان دچار آن است. جای شکی نیست که باید ریشهی بسیاری از معضلات را در اعمال اشغالگران و استعمارگران دید. «فرانتس فانون» در کتاب «دوزخیان روی زمین» به معضلاتی میپردازد که ناشی از «استعمار» و «اشغال» هستند. کتاب «چهره استعمارگر، چهره استعمارزده» نوشتهی «آلبر ممی» نیز در همان حوزه به معضلات ناشی از به عبودیت کشاندن انسانها میپردازند. «آموزش ستمدیدگان» نوشتهی «پائولو فریره» نیز هم بررسی چنان مشکلاتی و هم ارائهی راهکارهایی برای رهایی از آن است. در کنار منابع اینچنین جهانی، شمار بسیاری از کتابهای رهبر خلق کرد، عبدالله اوجالان به بررسی معضلات جامعهی کردی و فرد کرد پرداخته و سعی نموده تا الگوی آلترناتیو آن را نیز ارائه کرده و راههای «خودسازی» را نیز نشان دهد. جای آن است یادآور شویم که پیشرفتهای جامعهی کردی و نتایج سیاسی- نظامی آن در منطقه نیز محصول همان افکار رهبر آپو هستند. امروزه بعد از شکست بسیاری از پروژهها در خاورمیانه و موفقیت قاطع پروژهی «اکولوژیک- دموکراتیک و آزادیخواهی زنان»، میبینیم که این روش از «تحلیل» و «خودسازی» به چه میزان صحیح، واقعبینانه، عملی و منطبق با واقعیت اجتماعی خلق کرد و منطقه میباشد.
جنبش آپوئیستی که با جملهی «کردستان مستعمره است» سربرآورد، با آغاز از «خودشناسی» و سپس اقدام به «خودسازی» و «تعمیم آن بر جامعه»، نشان داد که بسترساز تحولات بنیادین در جهت رهایی از استعمار و آثار آن بوده و قادر است (در نمونهی روژآوا و شمال و شرق سوریه) جامعه را بر آن اساس به وادی سعادت بشری هدایت نماید. این حوزهی مستقل و نیازمند به تأمل، خود موضوع و میدانی است جهت تعمیق آگاهی آزادیخواهانهی بشری و اجتماعی. بررسی و تعمق در این حوزه است که هم فرد کرد را قادر میسازد تا با علم و آگاهی بهتری به بررسی معضلات درونی خویش پرداخته و با یک خودسازی معین، خویش را از نو آفریده و به فردی مؤثر (و نه معضلدار) تبدیل گردد و هم در جهت رهانیدن جامعه از آن به یک کنشگر سیاسی- اخلاقی تبدیل گردد که جنبهی فردی و اجتماعیاش در تناسب با تعریف انسانی از شخصیت اوست. اینگونه میتوان از «بحران» و «کائوس» تحمیلی بر شخصیت رهایی یافت و همهی انواع «روش»ها و «اهرم»ها و «اعمال» تروریستی و کشتارمحور را خنثی کرده و نقشههای ناشی از آن را نقش بر آب نمود.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
بایستی بر آسیبهای جانبی و روانی و روحی ناشی از این خشونتها به عنوان یکی از مهمترین نتایج اجرای این خشونتها در کردستان تأمل خاصی صورت بگیرد. همانگونه که اشاره کردیم، جامعه در نتیجهی این اعمال خشونتآمیز دچار آزردگی، معضلات روانی خاص، هراس و بدگمانی و دهها معضل دیگر میگردد که بازتاب آن بر رفتار، برخورد، تعامل و در کل بر روی «حیات» را میتوان دید. شخصیت حاوی این «آسیب»ها، در برقراری «روابط انسانی» نیز دچار مشکل میگردد. در نتیجهی این مسائل و معضلات است که کودکان به درستی آموزش ندیده، تربیت نگردیده و پرورش نمییابند. این نسل از کودکان با به ارث بردن همان معضلات به نسلی تبدیل میشوند که با همان معضلات در آینده فرزندان خود را پرورش میدهند! شخصیتی که دچار این نوع «چندگانگیهای هنجاری» شده و در میان «جهان مطلوب خویش» و «جهان تحمیلی موجود» و دهها هنجار متضاد زندگی میکند، دچار اختلالات رفتاری و شخصیتی گشته، در تصمیمگیریهایش متزلزل و ناروشن بوده، در برقراری روابط نامتعادل شده و برآیند تمامی آنها نیز معضلات اجتماعی عدیدهای میگردد که امروزه جامعهی کردستان دچار آن است. جای شکی نیست که باید ریشهی بسیاری از معضلات را در اعمال اشغالگران و استعمارگران دید. «فرانتس فانون» در کتاب «دوزخیان روی زمین» به معضلاتی میپردازد که ناشی از «استعمار» و «اشغال» هستند. کتاب «چهره استعمارگر، چهره استعمارزده» نوشتهی «آلبر ممی» نیز در همان حوزه به معضلات ناشی از به عبودیت کشاندن انسانها میپردازند. «آموزش ستمدیدگان» نوشتهی «پائولو فریره» نیز هم بررسی چنان مشکلاتی و هم ارائهی راهکارهایی برای رهایی از آن است. در کنار منابع اینچنین جهانی، شمار بسیاری از کتابهای رهبر خلق کرد، عبدالله اوجالان به بررسی معضلات جامعهی کردی و فرد کرد پرداخته و سعی نموده تا الگوی آلترناتیو آن را نیز ارائه کرده و راههای «خودسازی» را نیز نشان دهد. جای آن است یادآور شویم که پیشرفتهای جامعهی کردی و نتایج سیاسی- نظامی آن در منطقه نیز محصول همان افکار رهبر آپو هستند. امروزه بعد از شکست بسیاری از پروژهها در خاورمیانه و موفقیت قاطع پروژهی «اکولوژیک- دموکراتیک و آزادیخواهی زنان»، میبینیم که این روش از «تحلیل» و «خودسازی» به چه میزان صحیح، واقعبینانه، عملی و منطبق با واقعیت اجتماعی خلق کرد و منطقه میباشد.
جنبش آپوئیستی که با جملهی «کردستان مستعمره است» سربرآورد، با آغاز از «خودشناسی» و سپس اقدام به «خودسازی» و «تعمیم آن بر جامعه»، نشان داد که بسترساز تحولات بنیادین در جهت رهایی از استعمار و آثار آن بوده و قادر است (در نمونهی روژآوا و شمال و شرق سوریه) جامعه را بر آن اساس به وادی سعادت بشری هدایت نماید. این حوزهی مستقل و نیازمند به تأمل، خود موضوع و میدانی است جهت تعمیق آگاهی آزادیخواهانهی بشری و اجتماعی. بررسی و تعمق در این حوزه است که هم فرد کرد را قادر میسازد تا با علم و آگاهی بهتری به بررسی معضلات درونی خویش پرداخته و با یک خودسازی معین، خویش را از نو آفریده و به فردی مؤثر (و نه معضلدار) تبدیل گردد و هم در جهت رهانیدن جامعه از آن به یک کنشگر سیاسی- اخلاقی تبدیل گردد که جنبهی فردی و اجتماعیاش در تناسب با تعریف انسانی از شخصیت اوست. اینگونه میتوان از «بحران» و «کائوس» تحمیلی بر شخصیت رهایی یافت و همهی انواع «روش»ها و «اهرم»ها و «اعمال» تروریستی و کشتارمحور را خنثی کرده و نقشههای ناشی از آن را نقش بر آب نمود.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic