گذار دموکراتیک
1.61K subscribers
8.53K photos
3.69K videos
602 files
5.51K links
تلاش برای ایجاد دموکراسی در ایران و چاره یابی مسئلە کورد

آدرس وبسایت ما:
www.kodar.info ✔️
www.kjar.online ✔️
www.pjak.eu ✔️


ارتباط با ادمین:
@gozar_democratic ✔️

🆔 @GozarDemocratic
Download Telegram
در این احوال، اتحاد یا صد سال بیچارگی؟!


.... اگر ملتی معیارهای خدمت و خیانتش را مشخص نکند و بر اساس آن معیارها آنها را مورد بازخواست قرار ندهد هیچگاه رستگار نخواهد شد و این مسئله برای کوردها بطور مضاعف صدق می‌کند....


مظلوم هفت‌تن

🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
در این احوال، اتحاد یا صد سال بیچارگی؟! .... اگر ملتی معیارهای خدمت و خیانتش را مشخص نکند و بر اساس آن معیارها آنها را مورد بازخواست قرار ندهد هیچگاه رستگار نخواهد شد و این مسئله برای کوردها بطور مضاعف صدق می‌کند.... مظلوم هفت‌تن 🆔 @GozarDemocratic
در این احوال، اتحاد یا صد سال بیچارگی؟!



مظلوم هفت‌تن

◻️ اینجا شرق است و منطقه مثل همیشه مملو از رویدادهای ریز و درشت، روزی نیست که رویدادی رخ ندهد و تحولی صورت نگیرد. به نظرم گردش ایام در اینجا حالت دیگری دارد و عقربه‌های زمان سریعتر از نقاط دیگر جهان در حال حرکتند. هرچند پارامترهای سنجشی زمان بر مبنای قاعده کلی یکسانند اما در اینجا سرعت گذار آنها خیلی فرق می‌کند. در خیلی از نقاط دنیا روزها و هفته‌‌‌ها می‌گذرد و اتفاقی روی نمی‌دهد. اما در اینجا روزی، چند اتفاق روی‌ می‌دهند. اغراق نخواهد بود اگر بگوییم در اینجا کیفیت و چگونگی زندگی بر کمیت و چندانی آن می‌چربد، در اینجا گذر ایام بر مبنای وقوع رویداد‌ها و تحولات سنجیده می‌شود نه بر اساس ساعت، روز، هفته و غیره.

آری شرقی بودنْ گرما، سیّالیت و پویایی خاص خودش را می‌طلبد که اگر چنین نباشی قطعاً از قافله زمان عقب خواهی ماند. این حقیقتیست که متاسفانه خودمان قدرش را نمی‌دانیم و دیگران نیز مجال اندیشیدنمان را نمی‌دهند.

در گرماگرم حوادث منطقه، یکی از گرمترین موارد، تحولات اخیر در افغانستان است. افغانستانی که روزگارانی مهد و خاستگاه علم، شعر، ادبیات، عرفان، فلسفه و در کل معنا و مفهوم چگونه زیستن بوده است. مهمترین مسئله خروج نیروهای امریکایی و همپیمانان از افغانستان و سیطره‌ی سریع و هماهنگ شده‌ی طالبان است. هرچند جهت ابراز نظر جامعتر در این مورد نیاز به گذر زمان و کسب آگاهی و اطلاعات بیشتر و دقیق‌تر هست اما بطور کلی می‌توان مواردی را مطرح نمود:

۱ – برای فهم بهتر مسئله و نقد واقعی‌تر، مقایسه‌ا‌ی بین وضعیت افغانستان قبل از حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ و افغانستان امروز لازم است. از جمله بررسی علت و یا علل اصلی مداخلات نظامی و حمله‌ی امریکا به افغانستان وبرجسته کردن گزاره‌های تروریسم، حقوق بشر و دمکراسی و تحولات امروز. قطعا از این نظر تحولی جدی و مثبت در مسائل روی نداده‌اند هرچند ممکن است خوانش‌ها و برداشت‌ها از مسائل تغییر کرده باشند. یعنی نه تنها مسائل حل نشده‌اند بلکه پیچیده‌تر هم خواهند شد.

۲ – یکی از اصلی‌ترین دلایل عدم چاره‌یابی مسائل در افغانستان و منطقه، نگاه و رویکرد اوریانتالیستی به مسائل است. باید پذیرفت که اینجا شرق است و بر مبنای تاریخ و جغرافیا (زمان و مکان) و فرهنگش خودویژگی‌هایی دارد که احتیاجات، ضروریات و راهکارهایش را مشخص می‌کند. یعنی برای ایجاد تحول در اینجا باید اهل اینجا بود و اهل بودن نیز تنها به معنای سکونت و یا مستقر شدن درجایی نیست بلکه بینش، خوانش، نگرش و کنشی بر این مبنا لازم دارد.

۳ – آیا خروج امریکا و همپیمانانش از افغانستان تغییر رویکردی سیاست آن‌ها در منطقه است بر مبنای رسیدن به اهداف دیگر و شاید کلان‌تر و یا مجبورند به خروج و به تعبیری دیگر شکست امریکاست در افغانستان؟ بصراحت شاید نتوان بعضی مسائل را پاسخ داد اما می‌توان گفت قطعاً امریکا از نظر اقتصادی در افغانستان متضرر نشده و حتی سود کرده است، چراکه سیستم سرمایه‌داری همواره برگشت سرمایه و بالطبع سود سرمایه‌اش را مد نظر دارد. اما امریکا از لحاظ وجهه سیاسی و اعتباری دچار شکست شده است چرا که از این پس دوستان آمریکا و غیر دوستان‌اش در ارتباط با امریکا به ثبات و تعهدش در ادامه‌ی ارتباطات و همکاری‌هایشان خواهند ‌اندیشید فلذا دلیل امریکا برای خروجش از افغانستان هر چقدر هم قوی، منطقی و حتی سودمند باشد اما طبعات منفی آن برای اعتبار و وجهه‌‌اش بسیار زیانبار خواهد بود که بازسازی و مرمتش آسان میسر نخواهد شد.

۴ – هر چند پیش‌بینی آینده حکومت‌های دینی آسان نیست اما می‌توان گفت که: گفته‌های انتخاب شده‌ی مقبول امروز به معنای عملکرد صحیح فردا نخواهند بود. ایستار امروز مصلحتی است و برخورد فردای حکمرانی واقعی بطوریکه وعده‌های امروز ممکن است آرزو‌های دست نیافتنی فردا باشند. به هر حال معلوم است که با هماهنگی‌ها و مشارکت‌هایی، اقداماتی در راستای سپردن قدرت و حاکمیت افغانستان به طالبان انجام داده‌اند اما نتیجه‌اش چه و چگونه خواهد شد در آینده معلوم می‌گردد. بیگمان این تحول در افغانستان در کوتاه مدت باعث تحریک انگیزشی حرکت‌های اسلامی خصوصا اسلامی رادیکال در منطقه خواهد شد که شرایط منطقه و وضعیت کلی حاکم بر آن نیزبرای تحرکات و خیزش‌های اسلامی مساعد بوده و دست‌هایی هم به جد در آن دخیل‌اند.

۵ – اتفاقات افغانستان بار دیگر نشان داد که مداخلات خارجی در منطقه راهگشای تحولات بنیادین مثبت نخواهند بود. البته این به معنای تحمل ظلم و ستم حاکمان منطقه‌ای نبوده و نخواهد بود. پس راهکار سومی لازم است که همانا هوشیاری، سازماندهی و عملکرد دمکراتیک خلق‌های منطقه است.
گذار دموکراتیک
در این احوال، اتحاد یا صد سال بیچارگی؟! .... اگر ملتی معیارهای خدمت و خیانتش را مشخص نکند و بر اساس آن معیارها آنها را مورد بازخواست قرار ندهد هیچگاه رستگار نخواهد شد و این مسئله برای کوردها بطور مضاعف صدق می‌کند.... مظلوم هفت‌تن 🆔 @GozarDemocratic
۶ – هر چند ایران از خروج امریکا از افغانستان خشنود است اما از آمدن طالبان ممنون نیست و حتی ترسش نیز افزونتر شده است چراکه ایران طالبان را خوب می‌شناسد و برای احتمالات مختلف آماده کاری می‌کند. اقداماتی ازجمله کاهش تنش و همینطور نفوذ و تمرکز بر مناطق شیعه نشین و سازماندهی و پیشبرد فاطمیون و سازماندهی‌های مشابه.

۷ –تحولات افغانستان براساس دیدگاه‌ها، ملاحظات ومنافع همراستا و یا مشترک باعث نزدیکتر شدن چین، روسیه و ایران به یکدیگر خواهد شد و در کل، منطقه شاهد رقابت و کشمکش‌های نیروهایی همچون ترکیه، قطر، عربستان سعودی، پاکستان، ایران و تا حدودی چین و روسیه خواهد بود.

ایران

یکی از کشور‌های تاثیرگذار و حتی تعیین کننده در تحولات منطقه‌ای ایران است بطوریکه بدون تغییر و تحول در ایران تحولات منطقه‌ای یا شکل نخواهند گرفت و یا اگر هم شکل بگیرند پایدار و با ثبات نخواهند ماند. پس جهت رسیدن به تحول منطقه‌ای، ایجاد تغییر و تحول در ایران نه تنها لازم بلکه ضروریست. رژيم حاکم بر ایران، تحولات منطقه‌ای و جهانی و بالطبع مقطع حساس زمانی را با دقت و حساسیت ویژه‌ای رصد می‌کند و بر مبنای توسعه‌ی مناطق تحت نفوذ و یا حداقل محافظت از دستاورد‌هایش برخورد می‌کند و برای نیل به این مهم قبل از هر چیز چیدمان ارکان نظام بر مبنای یکدست‌سازی و تعهد مطلق به اصل نظام ولایت فقیه را در دستور کار قرار داده است که می‌توان گفت با انتصاب ابراهیم رئیسی و روی کار آمدن دولت جدید تقریباً این خواسته نظام عملی گردیده‌ است. هرچند رژیم به عنوان شروع گام دوم انقلاب به این مقطع و مسائل می‌نگرد اما خیلی‌ها نیز به عنوان پایان نظام ولایت فقیه به آن می‌نگرند.

رژیم تلاش می‌کند خود را قوی، مقتدر و حاکم بر مساِیل نشان دهد اما از داخل و خارج با مشکلات و مصایب جدیی روبروست که موجودیتش را متزلزل کرده است و می‌توان به بعضی از آن‌ها اشاره نمود:

۱ – فساد کلان سازمند: اختلاس‌های میلیارد دلاری و ظهور مکرر و متعدد سلطان‌های سکه، کاغذ، قیر، زمین‌خواری، کوه‌خواری و غیره، خفاشان خون آشام متعددی که هر کدام بنوعی دمشان به نظام وصل است، خون این مردم و مملکت را مکیده‌ و بدون بازخواست در امن و آسایش آرمیده‌اند. بر کسی پوشیده نیست که این غارتگران و غاصبین نور چشمی‌های نظام بوده و این اختلاس‌ها را با پشتوانه حکومتی انجام داده و خواهند داد. این مسائل یعنی رشد و ترویج فساد و چپاول که مشخصه‌ی هویتی نظام است یکی از دلایل اصلی تنگدستی و فقر معیشتی مردم است.

۲ – رقابت، اختلاف و تضاد در ارکان نظام و دست اندرکاران سیاست‌های کلان، خصوصاً رقابت، اختلاف و تضاد و حتی نفوذ در پیکره‌ی نهاد‌های امنیتی از جمله سازمان اطلاعات و اطلاعات سپاه، که کشتن قاسم سلیمانی، مهدی فخری‌زاده، آتش‌سوزی و انفجارات در نقاط حساس امنیتی و فوق امنیتی تهران، اصفهان، نطنز و غیره بیانگر این حقیقت است.

۳ – اختلاف و تضاد عمیق ایدئولوژیک و عقیدتی در مراکز اصلی نظام، هرچند رژیم تلاش می‌کند که بعنوان مخاطب و پیشوای اصلی شیعیان در منطقه و جهان ایفای نقش کند اما اختلافات جدی وعمیقی بین مراکز نجف، قم و مشهد وجود دارد. بروز نگرش‌های جدایی دین از سیاست و نقد نظام ولایت فقیه و رد اندیشه‌ی نظام مطلقه‌ی ولایت فقیه در مراکز و حوزه‌های عقیدتی رژیم، جدی و قابل تأمل است که گفتمان رژیم بر مبنای نفوذ و رخنه در مراکز عقیدتی و اشاعه‌ی اسلام امریکایی و شیعه‌ی انگلیسی بیانگر این واقعیت است.

۴ – تبعیض‌های کشنده‌‌‌ی قومی، عقیدتی، جنسیتی، فرهنگی و غیره که جامعه را تکه تکه کرده است.

۵ –بیکاری و گرانی بیش از حد، نایاب شدن بعضی از اقلام اساسی سفره‌ی مردم و عدم ثبات بازار.

۶ – سیاست‌های مداخله‌گرانه‌ی رژیم در منطقه و ایجاد ایران هراسی روزافزون بطوریکه امروزه ایران را بعنوان خاستگاه و مروج تروریسم می‌شناسند و مسائل و مصائب بیشمار دیگر.

رژیم در تلاش است با وعده وعید‌ دادن‌ها در داخل و زد و بند‌ها در خارج بتواند عمر زمامداریش را طولانی‌تر کند. از اینرو رئیسی با وعده‌ی اجرای عدالت و بهبود وضعیت معیشتی مردم به میدان آمده است، تو گویی آنانکه مردم را به این حال و روز انداخته‌اند از کُرات دیگری آمده‌اند و هیچ ارتباطی با رئیسی ندارند. مردم نیک می‌دانند وقتی این ظلم‌ و ناعدالتی‌ها بر‌ آنان اعمال می‌شده است، رئیسی سیاست‌گذار و فاعل مایشا‌ بوده و ترازو و شمشیر عدالت در اختیارش که اگر اهل عدالت و تظلم‌خواهی می‌بود وضع و حال مردم اینگونه نمی‌شد.

مردم ماهیت رژیم را با پوست، گوشت و خون خویش درک کرده‌اند و تا حدودی و به انحای مختلف نارضایتی خویش را بروز می‌دهند که مسئله مهم در این مورد پیشرفت اعتراضات و سیر تکاملی آنها است. این خیز‌ش‌های خود‌جوش و مردمی روز به روز هدفدارتر، گسترده‌تر، سازمان یافته‌تر و مطالباتشان مشخص‌تر می‌گردند.
گذار دموکراتیک
در این احوال، اتحاد یا صد سال بیچارگی؟! .... اگر ملتی معیارهای خدمت و خیانتش را مشخص نکند و بر اساس آن معیارها آنها را مورد بازخواست قرار ندهد هیچگاه رستگار نخواهد شد و این مسئله برای کوردها بطور مضاعف صدق می‌کند.... مظلوم هفت‌تن 🆔 @GozarDemocratic
ترس مردم از نظام ریخته شده و صراحتا اصل نظام و شخص خامنه‌ای را مسئول ناملایمات می‌دانند. مردم از اقدامات سرکوبگرانه رژیم واهمه‌یی نداشته و با افتخار و احترام با دستگیرشدگان، زخمی‌ها و شهدای این راه برخورد می‌کنند که بی تردید این تحولات کیفیتی و کمیتی در چگونگی اعتراضات و خیزش‌های مردمی مهم و تعیین کننده خواهند بود.

دست اندرکاران رژیم نیز حساسیت مسئله را درک کرده و بیشترین واهمه‌ی آنها از اتحاد و سازماندهی خلق‌هاست و می‌دانند که بسیاری از مسائل موقتی و گذرا نبوده بلکه محور ثابت نارضایتی‌ها بوده و حتی بحران‌زا هستند که با وعده‌ وعید حل نخواهند شد. فلذا با ترفند‌های مختلف و تدابیر متعدد از جمله ایجاد تضاد و تفرقه بین مردم و سوژه‌سازی و جهت‌دهی افکار عمومی سعی بر ادامه‌ی زمامداریشان دارند.

رژیم خودش را برای رویارویی با احتمالات واتفاقات آینده آماده کرده و تصمیم‌گیری و موضع‌گیریهایی نیز انجام داده است و در رابطه با این موضوع مسئولین رده بالای نظام در مناسبت‌های مختلفی اعلان کردند که از وضعیت دفاعی غیر فعال به وضعیت دفاعی فعال گذار کرده‌اند. یعنی در صورت احساس خطر، در حمله پیش دستی خواهند کرد. به تعبیری دیگر ایران در آینده وضعیتی تهاجمی خواهد گرفت.

با آمدن رئیسی جو داخلی امنیتی‌تر، فشار و سرکوب بیشتر و فشار بر اپوزیسیون و مداخلات منطقه‌ای نیز افزایش خواهد یافت که ادامه‌ی این سیاست‌ها رژیم را هرچه بیشتر در تنگنا قرار خواهد داد. به نظر می‌رسد که راهکار و رویکرد رژیم برای مواجه با مسائل و مشکلات ایجاد جو امنیتی در داخل و عقد قرارداد‌های کلان و درازمدت با چین و روسیه و تقویت و پشتیبانی نیرو‌های نیابتی در منطقه است که قطعاً به نتیجه نخواهد رسید، بلکه تنها راه چاره‌یابی، تغییر دمکراتیک قانون اساسی و مبنا قرار دادن اراده‌ی آزاد مردم و مشارکت مستقیم و بی‌چون ‌و ‌چرای آنها در سیاست‌گذاری و سیاست‌ورزی است.

عراق

عراق یکی از قدیمی‌ترین نقاط منطقه بوده که از زمان‌شکل گیری اور، اوروک، سومر و بابل تا امروز ادامه داشته و در گذر تاریخ و در مقاطع مختلف نقش آفرینی نموده و حتی در زمان‌هایی سُکاندار سیاست‌گزاری و مملکت‌داری در منطقه بوده است. اما متأسفانه امروزه یکی از بی‌‌ثبات‌ترین کشور‌های منطقه است، خصوصاً از زمان مداخلات و حملات نظامی آمریکا درسال ۲۰۰۳ و سرنگونی رژیم بعث صدام حسین تا حالا. از آن موقع تا الان عراق تنها نام کشور و دولت را یدک می‌کشد اما در واقع محتوایی از آنها ندارد. با حملات آمریکا و نیرو‌های همپیمان در سال ۲۰۰۳ عمده‌ی تأسیسات اصلی، زیرساخت‌ها و تشکیلات بنیادین عراق از بین رفتند. در واقع هم حکومت بعث سرنگون شد و هم شالوده‌ی نظام و شاکله‌ی اصلی عراق ویران گردید، بطوریکه تا امروزه نتوانسته‌ است قوام خود را به دست آورد و یا بهتر است بگوییم اجازه نداده‌اند که قوامش را به دست بیاورد. بیگمان وضعیت و موقعیت عراق در منطقه و چگونگی شکل‌گیری آن می‌تواند تأثیرات همسانی بصورت ایجابی و یا سلبی بر مناطق همجوار بگذارد. فلذا استمرار وضعیت متزلزل و حتی کائوتیک عراق با وضعیت کلی منطقه و بی‌ثباتی آن در ارتباط است. عراق همچون اکثر کشورهای منطقه‌ی خاورمیانه چیدمانی متنوع و پر رنگ دارد و مردمانش با تنوعات مختلف قومی، نژادی، فرهنگی و آیینی به درازای تاریخ با احترام متقابل در کنار هم زیسته‌اند که اصلی‌ترین راه حل برای وضعیت امروزین عراق مشارکت دمکراتیک مردم در سیاست کلان آن کشور است. اما متأسفانه به جای این راهکار به نوعی تقسیم قدرت صورت گرفته است که راهکاری چاره‌ساز و گره‌گشا نبوده و بنا بر تغییر شرایط، امکانات و مداخلات خارجی می‌تواند مشکل ساز باشد.

عراق امروزه میدان زورآزمایی قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی خصوصاً آمریکا و ایران بوده بطوریکه اراده‌ی سیاسی مستقلی در عراق وجود ندارد، البته قدرت‌های دیگری هم دخیل هستند، از جمله ترکیه که با درندگی تمام و روزانه کشور عراق را مورد تجاوز قرار می‌دهد، هر چند ترکیه برمبنای خوی ددمنشی و ذهنیت نوعثمانی‌گرایی عمل کرده و برای آینده‌ی خود دارای طرح و برنامه‌هاییست، اما در نگاه کلی در جبهه‌ی آمریکا و ناتو قرار می‌گیرد. فلذا عمده تجاوزات ددمنشانه ترکیه در عراق باپشتیبانی، همکاری و یا چراغ سبز آمریکا و ناتو صورت می‌گیرند. بی‌تردید نتیجه‌ی بارز این جنگ و زورآزمایی قدرت‌های جهانی و منطقه‌ای در عراق آواره‌گی و بیچارگی مردم است.

فساد حاکمیت، عدم استقلال و وابستگی روزافزون به قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی و عدم مشارکت مردمی در سیاست کلان از مشکلات اصلی عراق هستند. مردم محروم از مشارکت سیاسی‌اند و مسئولین هم موقعیت و ایستاری نظارتی دارند تا اجرایی و عملکردی که این وضعیت به صراحت در موضع‌گیری‌هایشان هویداست.
گذار دموکراتیک
در این احوال، اتحاد یا صد سال بیچارگی؟! .... اگر ملتی معیارهای خدمت و خیانتش را مشخص نکند و بر اساس آن معیارها آنها را مورد بازخواست قرار ندهد هیچگاه رستگار نخواهد شد و این مسئله برای کوردها بطور مضاعف صدق می‌کند.... مظلوم هفت‌تن 🆔 @GozarDemocratic
روزانه و بکرات این سرزمین به انحای مختلف مورد غصب، غارت و تجاوز قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی قرار می‌گیرد اما دریغ از موضع‌گیریی اراده‌مند و مواخذه‌ای آبرومندانه، که این ضعف عملکردی باعث نفوذ و مداخله‌‌ی هرچه بیشتر قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی در عراق خواهد شد.

امروزه و خصوصاً بعد از خروج آمریکا از افغانستان یکی از موضوعات و بحث‌های گرم مسئله خروج آمریکا از عراق است. بیگمان تشابهات زیادی بین عراق و افغانستان وجود دارد، خصوصاً از لحاظ ویرانی زیرساخت‌های اصلی کشور و دولت، فساد کلان حاکمیت، عدم مشارکت دمکراتیک مردم در سیاست، وابستگی روزافزون سردمداران نظام به قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی، ارتباطات و پیوند‌های شکننده و ناپایدار درون حکومتی. تفاوت‌هایی هم عراق و افغانستان با هم دارند که بعضاً تعیین کننده خواهند بود منجمله جایگاه استرتژیک عراق در منطقه و نقش ویژه‌ی آن در رابطه با هلال شیعه و نفوذ منطقه‌ای ایران.

در رابطه با خروج احتمالی آمریکا از عراق می‌توان گفت: آمدن آمریکا و حضورش در عراق و منطقه بر مبنای خواست و احتیاج مردم عراق و تعهد نسبت به آنها نبوده و نیست، بلکه بر مبنای برنامه‌های میان مدت و دراز مدت آمریکا و کسب منافعش در منطقه صورت گرفته است. پس ماندن و یا رفتنش نیز بر مبنای موازین اخلاقی و تعهد نسبت به مردم منطقه نخواهد بود بلکه در راستای حصول منافع آمریکاست. اگر منافع‌اش ایجاب کند می‌ماند وگر نه خواهد رفت. فلذا برخورد احساسی و عاطفی با این مسئله و یا خوانش‌های کوتاه مدت و محدود در چهارچوبه‌ی عراق صحیح نبوده و حتی گول زننده خواهند بود. چرا که لازم است مسائل را با دیدی کلی‌تر و در چهارچوبه‌ای منطقه‌ای و حتی جهانی مد نظر قرار داد. بی‌گمان آمریکا باین راحتی از منطقه خارج نخواهد شد، اما این بمعنای عدم خروج از عراق نیست چراک ه عراق بخشی ازمنطقه است نه تمامی آن پس احتمال خروج و یا تغییر در نحوه‌ی ماندن دور از انتظار نیست. از فاکتورهای مهم و تاثیرگذار در این رابطه می‌توان به میزان تلفات جانی نیروهای آمریکایی و شدت وحدت حمله‌های نیروهای نیابتی اشاره نمود. این احتمال وجود دارد که آمریکا در مناطق پرتنش حضور مستقیم‌اش را بصورت وجود نیروهای نظامی میدانی کاهش داده و با استفاده از نیروهای بومی و پشتیبانی هوایی مداخله انجام دهد که در اینصورت وضعیت منطقه و نیروهای مداخل دگرگون خواهد شد. این سناریو برای عراق بلحاظ بازنه‌ی زمانی دور از انتظار نیست.

در رابطه با موضوع خروج نیروهای آمریکایی از عراق متأسفانه مسئولین به جای اینکه مردم را برای روز‌های سخت آماده کنند و با تکیه بر نیروی ذاتی خویش و احتساب دشوارترین حالات تدبیر گرفته و موضع‌گیری نمایند گاها خوش خیالی کرده و وعده‌های تقریباً محالی به مردم می‌دهند که نتیجه‌اش فرار مسئولین نامسئول و تنها ماندن مردم و بدون آمادگی با خطرات مواجه شدن است.

امروزه برنامه‌های مختلفی برای آینده‌ی عراق مطرح می‌کنند.از جمله وضعیت عراق در اتحادیه عرب، ارتباط و تعامل با همسایگان وغیره، اما اگر بگذراند مردم عراق در رابطه با مسئله و مشکلاتشان و راهکار‌های برون رفت از آنها فکر کرده، تصمیم گرفته و به اجرا در آورند قطعاً خیلی از مشکلات حل خواهند شد. اما متأسفانه نفوذ و مداخلات روزافزون قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی در عراق خیلی از مسائل را بصورت گرهی کور درآورده‌اند که به راحتی باز نخواهد شد.

کوردستان

اغراق نیست اگر بگوییم کوردستان یکی از قدیمی‌ترین مکان‌های شروع و شکل‌گیری تحولات کیفیتی زندگی انسان‌ها و اجتماعات بوده‌ است. یعنی محل شوق و ذوق انسان‌ها در یافتن اولین بذر‌های گندم، پختن نان، ایجاد ارتباطات معنامند آوایی، شکل‌گیری اولین کلمات و گفتمان‌ها و از همه مهم‌تر سیر تحول ذهنیتی انسان. آری این یعنی سرچشمه بودن و انس انسان با اولین‌ها. بی‌تردید قصدم خود بزرگ‌بینی و رویکردی قوم‌گرایانه نیست بلکه مقایسه‌ای دردناک از وضعیت امروزین کوردها با سرچشمه‌ی وجودیشان است. امروزه در سرزمین نان، کُردها بی‌نان‌اند و روزانه برای بدست ‌آوردن نان جانشان را فدا می‌کنند. کورد‌ها که مونسین اصلی ایجاد آواها و شکل‌گیری زبان هستند امروزه بی‌زبان نگاه داشته می‌شوند. آنان که بانیان اولیه سکونت و یکجانشینی هستند امروزه از سرزمین مادریشان کوچانده می‌شوند و به تعبیری آواره‌ترینند. از اینرو وقتی بدانی خاستگاهت کجاست و چگونه از آنجا باین حال و روز افتاده‌ای، موضعگیری و مطالبه‌گری‌ات فرق خواهد کرد.

به نظرم یکی از دلایل اصلی جنگ مداوم قدرت‌ها و سیستم‌های اقتدارگرا با کوردها همین خصیصه و یا مسئله‌ی سرچشمه بودن و حکایت اولین‌هاست! چرا که سرچشمه بودن قابلیت زایش و آفرینش را دارد و اولین بودن نیز به مثابه‌ی نقش سلول‌های بنیادین در چرخه زندگی، قابلیت تداوم و ایجاد زندگی نوین را خواهد داشت که قبول این قابلیت‌ها برای سیستم اقتدارو قدرت امریست
گذار دموکراتیک
در این احوال، اتحاد یا صد سال بیچارگی؟! .... اگر ملتی معیارهای خدمت و خیانتش را مشخص نکند و بر اساس آن معیارها آنها را مورد بازخواست قرار ندهد هیچگاه رستگار نخواهد شد و این مسئله برای کوردها بطور مضاعف صدق می‌کند.... مظلوم هفت‌تن 🆔 @GozarDemocratic
محال.

کوردستان همواره محل رزمِ رزم آوران و میدان زورآزماییِ طرف‌های درگیری بوده و هست، که یکی از دلایل این مسئله موقعیت جغرافیایی و استراتژیکی آن است. مردمانش هیچوقت جنگ‌طلب نبوده و نیستند اما همواره جنگجویان قابلی بوده و هستند. کوردها همواره ظلم‌ستیز و عدالتخواه بوده‌اند که داستان مقاومت‌های تاریخیشان گویای این واقعیات است. خوی جنگجویی، ظلم‌ستیزی، عدالتخواهی و مقاومت‌گریشان همواره آنها را به عنوان نیروهایی فعال و موثر در میدان مطرح کرده است.

بیگمان نقد و بررسی جدی موضع گیری و عملکرد‌ کوردها در صد سال اخیر خصوصاً قیام‌های آن‌ها و نقششان در جنگ‌های سرنوشت ساز منطقه‌ای و جهانی لازم و ضروریست. کوردها در صد سال اخیر حضوری فعال و موثر در رویدادها داشته‌اند، اما متأسفانه بنا به دلایلی از جمله مشکل رهبریت، عدم انسجام و یکپارچگی سیاسی و سازماندهی، نقص اهداف کلان و پروژه‌ی مشخص، متضرر اصلی رویدادها بوده و نتوانسته‌اند به درستی از زحمات و دستآورد‌هایشان محافظت و صاحبداری کنند. این موضوع در موضع‌گیری و عملکرد کوردها در جنگ‌های اول و دوم جهانی بیشتر صدق می‌کند که دسترنج آن‌‌ها را دیگران به یغما برده‌اند و یا دردناکتر اینکه خودشان دو دستی حاصل زحماتشان را به دیگران تقدیم کرده‌اند.

رقابت ناسالم، تضاد و تقابل درونی، جهل و کوته‌نظری، ضعف و عدم تکامل بینش ملی و ترجیح منافع شخصی، خانوادگی وعشیره‌ای بر منافع ملی از دلایل اصلی عقب‌ماندگی کوردها بوده و هست. پایاپای رشادت‌ها و‌قهرمانی‌های مثال‌زدنیشان در طول تاریخ خیانت‌ها و مزدوری‌های مکرر نیز وجود دارد، خیانتهایی که ریشه‌ای تاریخی داشته و روز به روز نهادینه‌تر، منسجم‌تر و آشکارتر می‌گردد که متاسفانه بازخواست و مؤاخذه اجتماعی در این رابطه بسیار ضعیف است و دشمنان همواره با استفاده مکرر ازخط خیانت و مزدوری کوردها بیشترین و کشنده‌ترین ضربات را به پیشاهنگان و انقلاب‌های آنها وارد کرده‌اند.

کوردها علیرغم مشکلات و مصایب متعدد داخلی و موانع جدی خارجی توانسته‌اند در منطقه مصدر تحولاتی عظیم شده و با موضعگیری و ایستار بجا نقشی مؤثر و حتی تعیین کننده‌ای در توازنات و معادلات منطقه‌ای ایفا نمایند، کوردها یکی از منسجم‌ترین و سازمان‌یافته‌ترین خلق‌های منطقه، دارای بینش سیاسی بوده و برای چاره‌یابی مشکلات خود و دیگر خلق‌های منطقه طرح، پروژه و برنامه‌ی کارا، مشخص و مدون دارند.

جدیترین مشکل و مانع کوردها عدم یکپارچگی، خیانت و مزدوریست و تنها راه پیروزی اتحاد و خشکاندن صددرصد مزدوری و خیانت! که این نیز با حضور میدانی مردم و مشارکت عمومی کسب می‌گردد. اگر ملتی معیارهای خدمت و خیانتش را مشخص نکند و بر اساس آن معیارها آنها را مورد بازخواست قرار ندهد هیچگاه رستگار نخواهد شد و این مسئله برای کوردها بطور مضاعف صدق می‌کند.

در منطقه تحولات عظیمی درحال رخ دادن هستند، بطوریکه می‌توان گفت شاکله‌ی منطقه تغییر خواهد کرد. بی‌تردید اگر کوردها متحد نشده و به تمامی خود را برای مواجهه با رخدادهای پیش رو آماده نکنند یا حذف خواهند شد یا صد سال آوارگی، بیچارگی و بردگی نصیبشان خواهد گردید. ◼️

منبع: آلترناتیو، شماره ٩٩

ANF

🆔 @GozarDemocratic
بە ڤیدیۆ تورکیا گازی ژەهراوی لە دژی گەریلا بە کار دێنێت


گەریلا ڤیدیۆی ئەو کاتە تۆمار کردووە کە سوپای داگیرکەری تورکیا گازی ژەهراوی بەرامبەر تونێلەکانی شەڕی گەریلا بەکار دێنێت.



گەریلای وێرای ئەوەی شەرێکی قورس بەرامبەر سوپای تورکیای داگیرکەر بەرێوە دەبەن لەگەڵ ئەوەشدا هەموو ڕۆژێک ئەو بەرخودانە بە کامێرا تۆمار دەکەن



سوپای داگیرکەر لە ٨ حوزەیرانەوە لە ناوچەی وەرخەلی سەر بە ئاڤاشین دەستی بە ئۆپراسیۆنێکی داگیرکاری کردبوو، بۆ ئەو مەبەستەش هەموو ڕۆژێک گازی ژەهراوی بەکاردێنێت، کاتێک سەربازانی سوپای داگیرکەری تورک گازی ژەهروای لەبەرامبەر گەریلا بەکار دێنین لە وەرخەلی گەریلاکان دیمەنی ئەوەکاتەیان گرتووە و لە دیمەنەکدا دووکەڵی گازە ژەهراویەکە بەڕوونی دیار دەبێت.



سوپای داگیرکەری تورک کە هێرشی کردۆتە سەر تونێلی شەڕی وەرخەلی هەموو ڕۆژێک گورزی کوشەندەیان پێدەکەوێت لە لاین گەریلاوە، نیزەکەی دوو مانگە ناتوانن خۆیان نزیکی سەنگەر و تونێڵەکانی شەڕی گەریلا بکەنەوە. دەوڵەتی تورک دەیەوێت بە تەقەمەنی و گازی ژەهراوی تونێلەكانی شەڕ داگیربکات ئەوەش لە کاتێکدایە بەکار هێنانی ئەو گازە ژەهراویە تاوانی شەڕە لە ئاستی نێودەوڵەتی. لە ماوەی ٤ مانگی ڕابردوو سوپای داگیرکەری تورکیا زیاتر لە ١٠٠ جار گازی ژەهراوی بەکار هێناوە لە دژی تونێلی شەڕی وەرخەلی، بەسەدان جار تەقینەوەیان کردۆتە ناو تونێلی بەرخودانی وەرخەلی بەڵام لەگەڵ ئەوەشدا نەیاتوانیوە بەرخودانی گەریلا تێک بشکێنن.



ئەو گەریلایانەی ڤیدیۆی بەکار هێنانی گازی ژەهراوی تورکیا تۆمار دەکەن لەسەر تونێلەکانی شەڕ، ئاماژە بەوە دەکەن کە هیچ جۆرە چەک و گازێکی ژهرای نەماوە لە ماوەی ڕابردووی سوپای تورکیا بەرامبەر گەریلا بەکاری نە هێنابێت.



ANF



🆔 @GozarDemocratic
اطلاعیه...

▪️چنانچە مبرهن است، بعضی از قدرتهای فاشیست منطقەای و خیانتکاران داخلی، با پشتیبانی ابرقدرتها و اشغالگران جهانی، با تمام توان، خاک و فرزندان خلقمان را مورد هجوم قرار دادە و می خواهند چون صدەهای گذشته خلق و نیروهای انقلابیمان را نابود سازند. اگر چه ضربات کوبندەی گریلا به مغز استخوانشان رسیده و دشمن نتوانستە به هدف و مقصود خود برسد، اما مدام و با شیوەهای وحشیانە به حملاتشان ادامە می دهد و قوانین جنگ را آشکارا نقض می کند.

▪️به همین دلیل لازم است مانند خلقی دارای پیشینەی تاریخی و جوانان تشنە آزادی، پاسخ تندی به دشمنان داده و به هر شیوەای، سطح مبارزاتمان را ارتقا بخشیده و به صفوف گریلا بپیوندیم. تا به همە اثبات کنیم همانگونە کە در طول تاریخ تسلیمیت را قبول نکردەایم، اکنون و در آینده نیز آمادەایم با بدیلهای بزرگ از خاک سرزمینمان دفاع کنیم و غیر از حاکمیت، اراده و آزادیمان چیز دیگری را قبول نخواهیم کرد.

▪️زمان، زمان بیداری و آزادی است، هنگامەی بدل شدن بە ارادە و سپر ایستار است، آنچنان که داعش بە دست پسران و دختران خلقمان درهم شکستە شد و خطری جدی را از تمامی انسانیت دور ساختیم، همانگونە نیز لازم است خطر دولت فاشیست ترکیە و اردوغان تروریست اخوانی را از سرزمینمان و آیندە منطقه، دور سازیم.

▪️لازم است پوزەی اردوغان و ارتش سیاەاش را بە خاک مالیده و سرشان را بە صخرەهای قندیل و شاهو بکوبیم.

▪️برای پیوستن بە صفوف گریلا و مشارکت در روند افتخار ملی و ئازادیخواهی، برای آزادسازی سرزمینمان و حفاظت از دستاوردها و راه شهدای جاویدانمان، به قافلە راه آزادی بپیوندیم و برای دشمنان بە آتشی سوزنده و ابدی تندیل شویم.

▪️هر کسی در چهارچوب احساس مسئولیت خویش، خواستار پیوستن بە نیروی گریلا است، از طریق تلگرام با یکی از این آیدی‌ها تماس برقرار کند:
👇👇👇👇
🆔 @kaziwe1313

🆔 @waran0199

----------------------



🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک pinned «‍ اطلاعیه... ▪️چنانچە مبرهن است، بعضی از قدرتهای فاشیست منطقەای و خیانتکاران داخلی، با پشتیبانی ابرقدرتها و اشغالگران جهانی، با تمام توان، خاک و فرزندان خلقمان را مورد هجوم قرار دادە و می خواهند چون صدەهای گذشته خلق و نیروهای انقلابیمان را نابود سازند. اگر…»
عایشه حسو: خلق کورد باید از نیروهای گریلا حمایت کند


عایشه حسو اعلام کرد که سیاست‌های اخیر پارت دمکرات کوردستان خیانت علیه کورد بوده و لازم است تمام آحاد خلق کوردستان در مقابله با حملات اشغالگرانه از گریلاهای مدافع خلق حمایت کرده و موضعی شدید علیه سیاستهای پارت دمکرات کوردستان اتخاذ کنند.



مرکز انتشارات و رسانه نیروهای مدافع خلق ۴ سپتامبر با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرد که گروهی متشکل از ۷ نفر از نیروهای گریلا در منطقه خلیفان به هنگام عبور از رودخانه زاپ در کمین نیروهای پارت دمکرات کوردستان افتاده و طبق اطلاعات بدست آمده، نیروهای گریلا در جریان حمله نیروهای پارت دمکرات کوردستان به شهادت رسیده‌اند. در رابطه با این رویداد، خبرگزاری هاوار با ریاست مشترک حزب اتحاد دمکراتیک، عایشه حسو گفتگویی را انجام داده است.

در این گفتگو عایشه حسو اظهار داشت که تاریخ پارت دمکرات کوردستان بار دیگر در حال تکرار خود بوده و دولت ترک هم در این مرحله نابودی کورد را هدف قرار داده است. و اشغال عفرین، سریکانی و گری سپی و حمایت ترکیه از تبهکاران داعش به مناطق شمال-شرق سوریه و شنگال این مدعا را تایید می‌کند.

عایشه حسو در بخش دیگری از گفتگوی خود با خبرگزاری هاوار اظهار داشت که لازم بود پارت دمکرات کوردستان از نیروهای گریلا در دفاع از جنوب کوردستان حمایت می‌کرد، زیرا نیروهای گریلا از خاک کوردستان دفاع کرده و می‌کنند، نیروهای گریلا شنگال را از دست تبهکاران داعش نجات داده و هولیر را هم از تهدید حفظ کردند.

عابشه حسو در رابطه با رویدادهای اخیر نیز اظهار داشت: ذهن کوردها اکنون با پرسش‌هایی روبرو است که آیا پارت دمکرات کوردستان در قتل‌عام کورد مشارکت می‌کند یا این حزب در دست دولت ترک به عنوان ابزاری برای کسب منافع آن قرار گرفته است؟!

حسو در خصوص موضع کورد در روژآوای کوردستان در رابطه با سیاست‌های اخیر این حزب گفت: کورد در روژآوای کوردستان احتمال می‌داد که پارت دمکرات کوردستان موضعی شدید را علیه حملات اشغالگری ترک‌ها به جنوب کوردستان اتخاذ کند و این حزب با تمام نیروی خود برای مسئله کورد مبارزه کند. اما در آخر معلوم شد که نیروهای پارت دمکرات کوردستان حتی دیپلمات‌ها و سیاستمداران کورد را نیز ربوده و به مواضع گریلاهای مدافع خلق هم حمله کردند. از این طریق کاملا آشکار شد که با اشغالگران همدست بوده و مسیر خیانت خود را همچنان ادامه می‌دهند.

عایشه حسو ریاست مشترک حزب اتحاد دمکراتیک در بخش دیگری از گفتگوی خود اعلام نمود که کورد در روژآوای کوردستان با تمام نیروی خود تلاش می‌کند تا همکاری‌های پارت دمکرات کوردستان را با دولت ترک فاش کرده و در خاتمه افزود: نباید ما در خدمت هیچ یک از نیروهای اشغالگر کوردستان قرار بگیریم، لازم است که همواره در خدمت و مسیر واقعیت و حقیقت بوده و این موضع را شفاف و آشکار اعلام کنیم. لازم است تمام آحاد خلق کوردستان علیه حملات اشغالگرانه از نیروهای مدافع خلق حمایت کرده و علیه سیاست‌های پارت دمکرات کوردستان موضعی شدید اتخاذ کنند.


ANF



🆔 @GozarDemocratic
نظامیان بارزانی در ١٨ ماه گذشته ١٣ گریلا را به شهادت رسانده‌اند


همزمان با حملات اشغالگرانه رژیم ترک به مناطق حفاظتی میدیا و باشور کوردستان، نظامیان بارزانی تحرکات خود را علیه نیروهای ه.پ.گ افزایش داده‌اند. بارزانی در ١٨ ماه گذشته حداقل ٢١ بار نظامیانش را به مناطق گریلا گسیل کرده است.


🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
نظامیان بارزانی در ١٨ ماه گذشته ١٣ گریلا را به شهادت رسانده‌اند همزمان با حملات اشغالگرانه رژیم ترک به مناطق حفاظتی میدیا و باشور کوردستان، نظامیان بارزانی تحرکات خود را علیه نیروهای ه.پ.گ افزایش داده‌اند. بارزانی در ١٨ ماه گذشته حداقل ٢١ بار نظامیانش را…
نظامیان بارزانی در ١٨ ماه گذشته ١٣ گریلا را به شهادت رسانده‌اند


همزمان با حملات اشغالگرانه رژیم ترک به مناطق حفاظتی میدیا و باشور کوردستان، نظامیان بارزانی تحرکات خود را علیه نیروهای ه.پ.گ افزایش داده‌اند. بارزانی در ١٨ ماه گذشته حداقل ٢١ بار نظامیانش را به مناطق گریلا گسیل کرده است.


قتل ٧ گریلای ه.پ.گ در منطقه خلیفان، تازه‌ترین جنایت نظامیان بارزانی علیه جنبش آزادیخواهی کوردستان است که با انزجار افکار عمومی کورد مواجه شده است.

پ.د.ک از سال ٢٠١٩ تحرکات خود را علیه نیروهای ه.پ.گ و یژا ستار در مناطق خاکورک و برادوست اغاز کرد. این تحرکات به موازات حملات اشغالگرانه ارتش ترک به جنوب کوردستان شروع شده‌ و تاکنون ادامه دارند.

آنچه در ذیل می‌آید تخلیص گزارشی است که خبرگزاری روژنیوز در مورد شهادت ١٧ گریلای کوردستان توسط نظامیان بارزانی منتشر کرده است.

روز ١٨ مارس ٢٠٢٠ وزارت پیشمرگ اقلیم به بهانه مقابله با شیوع ویروس کرونا و همچنین مقابله با ورود کوردهای روژهلات، گردان ٧ پیاده سوران را در زینی ورتی مستقر کرد. تنها چند ساعت پس این اقدام نظامیان پ.د.ک معلوم شد که استقرار نظامیان پ.د.ک در زینی ورتی تنها با هدف قطع رابطه میان کاروخ و قندیل دو کوهستان تحت کنترل نیروهای ه.پ.گ بوده است. زینی ورتی مرز دو استان هولیر و سلیمانیه است. حاکمیت بر این منطقه می‌تواند کنترل منطقه راپرین، منطقه ورتی و قندیل را در دست داشته باشد.

١٣ آوریل ٢٠٢٠ نظامیان بارزانی همراه با سلاح و تجهیزات نظامی سنگین به زینی ورتی اعزام شدند. جالب اینکه در زمان این سوقیات پهبادهای ارتش ترک در آسمان منطقه به گشت‌زنی می‌پرداختند.

روز ١۶ آوریل ٢٠٢٠ هواپیماهای جنگنده ترکیه منطقه زینی ورتی را در میان کوه کاروخ و دامنه قندیل بمباران کردند. محل بمباران یک موضع گریلاهای پ.ک.ک بود که در نزدیکی نظامیان پ.د.ک قرار داشت. در این حمله ٣ گریلای پ.ک.ک اهل روژهلات، روژاوا و باکور کوردستان به شهادت رسیدند. گفته شد که نظامیان پ.د.ک مختصات محل استقرار گریلاهای پ.ک.ک را در اختیار هواپیماهای جنگنده ترک قرار داده‌اند.

٢۵ اکتبر ٢٠٢٠ نیروی گولان که مستقیما تحت فرمان مسرور بارزانی پسر ارشد بارزانی قرار دارند با سلاح سنگین به شهرک دینارته و دشت نحله در بخش آکره اعزام شدند. این نظامیان در نزدیکی کوهستان گاره که تحت کنترل نیروهای گریلا قرار دارد مستقر شدند.

٢۶ اکتبر ٢٠٢٠ نیروی گولان و جاش‌های موسوم به 'پیشمرگ روژ' با سلاح سنگین در روستاهای ملکه، دوستکا، مامشمیش، تپه دینارته، تپه ناوخوش، تپه دفره و اطراف روستای آسوری‌نشین عشیره زیباری مستقر شدند و اقدام به احداث سنگر و پایگاه تازه نمودند. همزمان با استقرار این نیروها هواپیماهای جنگنده ترکیه مناطق تحت کنترل نیروهای گریلا را بمباران کردند.

٢٨ اکتبر ٢٠٢٠ نیروی گولان و جاش‌های روژ به منطقه باکورمان در مرز دینارته و محل استقرار گردان ششم زیروانی منتقل شدند.

٣٠ اکتبر ٢٠٢٠ نظامیان بارزانی اقدام به انتقال سلاح سنگین و نقل و انتقال نظامی از بامرنی تا دره دیما و بخش بیرور در بامرنی نمودند.

۴ نوامبر ٢٠٢٠ نظامیان بارزانی تحرکات خود را بسوی مناطق گریلایی در بادینان آغاز کردند و درصدد ورود به مناطق تحت کنترل گریلا برآمدند. در نخستین روزهای نوامبر نیروهای ویژه موسوم به 'مکتب سروک' تحت فرمان مستقیم مسعود بارزانی با سلاح سنگین از روستای سریشمه شهرک خلیفان تا روستاهای بخش بارزان مستقر شدند.

۵ نوامبر ٢٠٢٠ نیروی گولان مسرور بارزانی، نیروی ویژه مکتب سروک و جاش‌های روژا در شهرک رواندوز با استقرار در تپه‌های سموره و تورشکه اقدام به احداث پایگاه نظامی و ایجاد سنگر تازه نمودند. بارزانی با انتقال نظامیانش به روستای گوران در واقع ارتباط میان رانیه و رواندوز را کاملا قطع کرد.

٢۵ نوامبر ٢٠٢٠ یک کاروان نظامی پ.د.ک متشکل از ٣٠٠ نظامی با ۵۶ خودرو زرهی، تانک، توپ و سلاح سنگین در حد فاصل چومان و حاجی‌عمران مستقر شدند.

٢٨ نوامبر ٢٠٢٠ بیش از یک هزار نظامی بارزانی با سلاح سنگین به شهرک چومان و حاجی‌عمران منتقل شدند. این نظامیان در سنگرهای کهنه منطقه قصره مابین قندیل و خنیره مستقر شدند.

۴ دسامبر ٢٠٢٠ نظامیان بارزانی در ارتفاعات مطقه قصره و زینی ورته رواندوز مستقر شدند.

١٣ دسامبر ٢٠٢٠ نظامیان بارزانی در روستای سیگرکه بخش آمیدی به ٣ گریلای ه.پ.گ حمله کردند و آنان را به زخمی کردند.

۵ ژوئن ٢٠٢١ نظامیان بارزانی اقدام به سوقیات گسترده بسوی عرصه متینا کردند. در هنگام انتقال این نیروها یک خودرو زرهی منفجر شد و ۵ پیشمرگ جانباختند. فرماندهی ه.پ.گ خابور اعلام کرده بود که نظامیان پ.د.ک رأس ساعت ۴ صبح از دو محور تپه چارچل و تپه جولمرگ به نیروهای گریلا حمله‌ور شده‌اند.
گذار دموکراتیک
نظامیان بارزانی در ١٨ ماه گذشته ١٣ گریلا را به شهادت رسانده‌اند همزمان با حملات اشغالگرانه رژیم ترک به مناطق حفاظتی میدیا و باشور کوردستان، نظامیان بارزانی تحرکات خود را علیه نیروهای ه.پ.گ افزایش داده‌اند. بارزانی در ١٨ ماه گذشته حداقل ٢١ بار نظامیانش را…
نیروهای گریلا در پاسخ با شلیک هوایی به مهاجمان هشدار داده‌اند اما نظامیان پ.د.ک با خودروهای زرهی اقدام به پیشروی کرده‌ و در نتیجه انفجار یک خودرو چند نفر قربانی شده‌اند. ما مسئول این رویداد نیستیم بلکه آنهایی مسئولند که این نیروهای را به مناطق ما اعزام کرده‌اند.

٧ ژوئن ٢٠٢١ نظامیان پ.د.ک به شهرک حاجی‌ عمران در بخش سوران منتقل شدند. اعلام شد که این نیرو متشکل از نیروی زیروانی تحت فرمان مسرور بارزانی بوده‌اند.

٢۴ ژوئیه ٢٠٢١ نظامیان بارزانی در تپه چارچل و تپه متینا حمله به گریلاهای کوردستان را آغاز کردند و جنگ روی داد. این حملات زمینی با پشتیبانی هواپیماهای بدون سرنشین ارتش ترکیه به انجام رسیدند.

٢۶ ژوئیه ٢٠٢١ نظامیان بارزانی در شیلادزه بسوی بخش رنجبراخا حرکت کردند. این بخش از توابع شیلادزه شهرک آمیدی می‌باشد. در همین روز ٣ گریلای ه.پ.گ به نام‌های سرور سرحد، وارگش چاورش و دژوار برخودان در هنگام عبور از روستای بیخمه شهرک خلیفان توسط نظامیان بارزانی محاصره شدند و مورد حمله قرار گرفتند. از سرنوشت این سه گریلا تاکنون اطلاعی در دست نیست و پ.د.ک نیز به سکوت در این مورد ادامه می‌دهد.

اعضای خانوداه این گریلاها خواستار اطلاع‌رسانی پ.د.ک در مورد فرزندانشان شده بودند اما پ.د.ک در واکنش دو خواهر وارگش چاورش را تهدید به زندان کرد.

٢٨ آگوست ٢٠٢١ نظامیان بارزانی به منظور پیشروی ارتش ترک بسوی مناطق گریلایی اقدام به احداث جاده نظامی در منطقه چارچل متینا کردند. راه‌سازی نظامیان بارزانی در این منطقه همچنان ادامه ارد.

٣٠ آگوست ٢٠٢١ ه.پ.گ اعلام کرد که هفت گریلا در هنگام عبور از رودخانه زاپ در منطقه خلیفان هدف حمله نظامیان پ.د.ک قرار گرفته‌اند. ه.پ.گ خاطرنشان کرد که پ.د.ک به شیوه‌ای ناجوانمردانه گریلاهای ما را در کمین انداخته و آنان را به شهادت رسانده است.


ANF



🆔 @GozarDemocratic
کەجەکە: پێویستە هەڵوێستێکی ڕوون لەدژی هێرشەکانی پەدەکە نیشان بدرێت




کۆما جڤاکێن کوردستان، بە ئاماژەدان بەوەی کە لە ناوچەی خەلیفان هێرش کراوەتە سەر حەوت گەریلا، ڕایگەیاندووە: پێویستە گەلی کورد و ڕای گشتی لەدژی هێرشەکانی پەدەکە، هەڵویستێکی ڕوونیان هەبێت.


🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
کەجەکە: پێویستە هەڵوێستێکی ڕوون لەدژی هێرشەکانی پەدەکە نیشان بدرێت کۆما جڤاکێن کوردستان، بە ئاماژەدان بەوەی کە لە ناوچەی خەلیفان هێرش کراوەتە سەر حەوت گەریلا، ڕایگەیاندووە: پێویستە گەلی کورد و ڕای گشتی لەدژی هێرشەکانی پەدەکە، هەڵویستێکی ڕوونیان هەبێت.…
کەجەکە: پێویستە هەڵوێستێکی ڕوون لەدژی هێرشەکانی پەدەکە نیشان بدرێت




کۆما جڤاکێن کوردستان، بە ئاماژەدان بەوەی کە لە ناوچەی خەلیفان هێرش کراوەتە سەر حەوت گەریلا، ڕایگەیاندووە: پێویستە گەلی کورد و ڕای گشتی لەدژی هێرشەکانی پەدەکە، هەڵویستێکی ڕوونیان هەبێت.



ئەمڕۆ هاوسەرۆکایەتی کۆنسەی بەڕێوبەری کۆما جڤاکێن کوردستان- کەجەکە، لەسەر هێرشەکەی پەدەکە بۆسەر حەوت گەریلای هێزەکانی پاراستنی گەل- هەپەگە، ڕاگەیەندراوێکی بڵاوکردەوە.

لە ڕاگەیەندراوەکەدا ئاماژە بەوە کراوە کە گروپێک گەریلا کە بەنیازبوون لە مەیدانێکدا بپەڕنەوە بۆ مەیدانێکی دیکەی گەریلادا، کەوتوونەتە بۆسەر چەکدارانی پەدەکە و هێرشیان کراوەتە سەر و هاتووە: پێشتریش هێرش کرابووە سەر سێ گەریلای دیکە لەو ناوچەیەدا، هەروەها لە زەندوراش حەوت بەرخۆدێر کە لەلایەن پەدەدەکەوە گەمارۆدرابوون، لەلایەن دەوڵەتی تورکەوە کرانە ئامانج، پەدەکە بەم هەڵویستانەی خۆی بە ئاشکرا چووەتە پاڵ دەوڵەتی تورک و لەدژی گەریلا کەوتووەتە شەڕ.

پەدەکە وەڵامی لێدوانەکەی هەپەگەی دایەوە و بەو قسەیەی کە دەڵێت ‘گەریلا چ کارێکی لە خەلیفان هەیە’ بەرپرسیارێتیی ئەو هێرشەی خستوەتە سەر شانی، پەدەکە لە بەهاری ٢٠٢٠ـەوە هەوڵی گەمارۆدانی ناوچەکانی گەریلا دەدات، هەوڵدەدات هەموو ڕێگاکان دابخات، بەو شێوەیە ڕێگری لە چوونی گەریلاکان لە ناوچەیەک بۆ ناوچەیەکی دیکە بکات و جموجووڵی هێزەکانی گەریلا سنووردار بکات.

پەدەکەبە بەو قسەیەی کە وتی ‘گەریلا چ کارێکی لە خەلیفان هەیە’ ئاشکرایکرد کە گەمارۆی هێزەکانی گەریلا دەدات و هەنگاو دەنێت بۆ نەهێشتنی پەیوەندی نێوان هێزەکانی گەریلا، خۆی ئەو بۆسەیەی پێشتر لەبەردەم ٣ گەریلادا دانرابوو، هەروەها ئەو بۆسەیەی کە بۆ ٧ گەریلای دیکە دانرابوو لە هەمان ناوچە، ئەنجامی ئەو گەمارۆیەیە.

بەو قسەیەی کە دەڵێت ‘گەریلا چ کارێکی لە خەلیفان هەیە’ دەیەوێت ڕەوایەتی بەو هێرشانە بدات کە لە دژی گەریلا ئەنجامی دەدات، بەوەش تێدەگەین کە لە ئێستاوە هەوڵدەدات گەمارۆی ناوچەکانی گەریلا بدات، بۆسە بۆ گەریلاکان دابنێت و بەو شێوەیە پشتیوانی لە هێرشەکانی دەوڵەتی تورک بکات بۆ نەهێشتنی بزوتنەوەی ئازادیی کورد.

پەدەکە بووەتە هاوبەش لە پیلانی نەهێشتنی بزوتنەوەی ئازادی کورد

لە ڕاگەیەندراوەکەی هەپەگەدا هاتووە: تا ئێستا خۆیان لە شەڕێکی پێشبینیکراوی پەدەکە دوور گرتووە، هەپەگە ئاماژەی بەوەکرد، کە گەریلاکان بە خۆ دوورخستنەوە لە شەڕ، ئامانجی پەدەکەیان پوچەڵکردەوە، بۆیە ئەمجارەش پەدەکە بە یەکلایەنە هێرشەکەی دەستپێکرد، هەپەگە داوای لە ڕای گشتی و گەلی کورد کرد کە بە دروشمی ‘ئێمە ئەم هەڵوێستەی پەدەکە بۆ ویژدان و دادپەروەری گەلی کورد بەجێ دێڵین’ هەڵوێست وەربگرن.

هێزەکانی گەریلا چوار مانگ و نیوە بۆ هەموو گەلی کورد لە دژی هێرشی داگیرکاریی دەوڵەتی تورک بەرخۆدان دەکەن، دەوڵەتی تورک لەو ناوچانەی کە دەستی پێگەیشتووە، تەنگەتاو بووە، دەوڵەتی داگیرکەری تورک کە دوژمنایەتی گەلی کورد دەکات، بۆ ئەوەی خۆی لەو زۆنگاوە ڕزگار بکات، هێرش دەکاتە سەر ناوچەکانی شەنگال، مەخمور، پپێنجوێن، شارباژێڕ و ڕۆژاڤا و لە ئەنجامی ئەو هێرشانەدا دەیان کورد کوژران و ژمارەیەکی زۆر بریندار بوون.

لە کاتێکدا کە دەوڵەتی تورک بە چەکی کیمیاوی بەردەوامی بە هێرشی داگیرکەری دەدات و هێرش دەکاتە سەر هەموو شوێنێکی کوردستان ، هەوڵی گەمارۆ و هێرشەکانی پەدەکە بۆسەر هێزەکانی گەریلا زیادیان کردووە، ئەم هێرشە بە ڕوونی دەستی دەوڵەتی تورک ئاوەڵا دەکات، وادەکات کە دەوڵەتی تورک هەناسەیەک بدات و هاوکاری هێرشی داگیرکەری دەکات. ئەمە هاوکارییەکی ئاشکرایە بۆ پیلانی تەسفیەکردنی بزوتنەوەی ئازادی کورد.

دەوڵەتی تورک هێز لە هەڵوێستی پەدەکە وەردەگرێت و هێرش دەکات

دەوڵەتی تورک هێز لە هەڵوێستی پەدەکە وەردەگرێت و هێرش دەکاتە سەر شەنگال، پێنجوێن، مەخمور و ڕۆژاڤا. هێرشەکانی پەدەکە وەک بناغەیەک بۆ ڕەوایەتیدان و زیادکردنی هێرشەکانی دەبینێت، بەرپرسانی دەوڵەتی تورک پێشتر بە ئاشکرا ڕایانگەیاندووە، کە هێرشەکانی سەر هەرێمەکانی ئاڤاشین، زاپ و مەتینا هەماهەنگن، پەیوەندییەکانی پەدەکە لەگەڵ دەوڵەتی تورک و هێرشە هاوبەشەکانی دژی پەکەکە ئێدی زیان بە دەستکەوت و تێکۆشانی گەلی کورد لە چوارپارچەی کوردستان دەگەیەنێت، ئەم سیاسەتەی پەدەکە هەموو کورد لاواز دەکات، ئەگەر ئەم سیاسەتە بەردەوام بێت ئەوا زیاتر زیان دروست دەکات و زیاتر کورد لاواز دەبێت.

بزوتنەوەی ئازادیی کورد و هێزەکانی گەریلا دەزانن کە شەڕ دژی پەدەکە زیانی گەورە بە تێکۆشانی ئازادیی گەلی کورد و داهاتوو دەگەیەنێت، بۆیە بە هەستیارییەکی زۆرەوە لە دۆخێکی لەو شێوەیە خۆیان لە شەڕ دوور دەگرن، دیارە پەدەکە ئەو ڕێبازە بەرپرسیارانە بە لاوازی دەزانێت و هێرش دەکاتە سەر هێزەکانی گەریلا، ئەگەر ئەم دۆخە بەم شێوەیە بەردەوام بێت، لەم قۆناغەی خەباتدا کە هاوسەنگی نوێ لە
گذار دموکراتیک
کەجەکە: پێویستە هەڵوێستێکی ڕوون لەدژی هێرشەکانی پەدەکە نیشان بدرێت کۆما جڤاکێن کوردستان، بە ئاماژەدان بەوەی کە لە ناوچەی خەلیفان هێرش کراوەتە سەر حەوت گەریلا، ڕایگەیاندووە: پێویستە گەلی کورد و ڕای گشتی لەدژی هێرشەکانی پەدەکە، هەڵویستێکی ڕوونیان هەبێت.…
ڕۆژهەڵاتی ناوەڕاستدا دادەمەزرێت، وەک چۆن لە سەدەی بیستەمدا ڕوویدا، مەترسی زیاتر دەبێت کە کورد نەتوانێت لە هاوسەنگییەکاندا جێگەی خۆی بگرێتەوە، دەوڵەتی قڕکەری تورک لە هەموو شوێنێک هێرش دەکات، بۆ ئەوەی کورد لە پرۆسەیەکی سیاسیدا بەهێز نەبێت و نەبێتە خاوەنی پێگەی خۆی، سیاسەت و پەیوەندییە دیپلۆماسییەکانی خۆی بەکاردێنێت بۆ ڕێگرتن لە بەهێزبوونی کورد و بەمشێوەیە دەیەوێت ئامانجی خۆی لە ژینۆسایدکردنی کورد لە سەدەی بیستەمدا بەدەست بهێنێت.

بانگەوازی بۆ ڕۆشنبیران و هونەرمەندان

پێویستە گەلی کورد و ڕای گشتی بە ڕوونی هەڵوێستی خۆیان لەسەر ئەم دۆخە دەرببڕن، کە ڕاستەوخۆ پەیوەندی بە بوون و داهاتوو و ژیانی ئازاد و دیموکراتیانەی کوردەوە هەیە، بەو قسەیەی کە “ڕێکخراوێکی کوردییە، لە ناوچەیەکدا سەروەریی سیاسی هەیە”، ئەگەر هەڵوێستێک لە دژی سیاسەتەکانی پەدەکە نەگیرێتە بەر، ڕەنگە بارودۆخێک دروست ببێت کە دواتر پەشیمان ببنەوە، لە دژی پەیوەندییەکانی پەدەکە لەگەڵ دەوڵەتی تورک، لە دژی ڕێبازەکانی پەدەکە بۆ دوژمنایەتیکردنی پەکەکە و دژی هێرشەکانی سەر گەریلا، پێویستە لایەنە سیاسییەکانی هەر چوارپارچەی کوردستان هەڵوێستی نیشتمانپەروەری نیشان بدەن، ئەم دۆخەش دەبێتە هۆی لاوازبوونی دەسەڵاتی سیاسی کورد، هەروەها هێزی سیاسیش لە هەر چوارپارچەی کوردستان لاواز دەکات.

لە دژی هەڵوێستی پەدەکە کە پشتیوانی لە هێرشەکانی سەر هێزەکانی گەریلا دەکات، بۆ تەسفیەکردنی پەکەکە، ئەرک و بەرپرسیارێتی مێژوویی گەلی کورد و بە تایبەتی رۆشنبیران و هونەرمەندانی خاوەن ویژدان زۆر گرنگە و پێویستە دەست بە جوڵە بکەن و ڕێگری لە دروستبوونی زیانێکی گەورە بکەن کە بەر داهاتوو و هەبوونی کورد دەکەوێت.

پێویستە گەلی کورد و ڕای گشتی بزانن پەدەکە بە سیاسەتەکانی خۆی، بە گەمارۆدانی ناوچەکانی گەریلا و بە هێرشەکانی دۆخی شەڕ دەسەپێنێت و بناغە بۆ ئەوە ئامادە دەکات، خۆبەدەستەوەدان بەسەر بزوتنەوەکەماندا دەسەپێنێت و هەروەها دەیەوێت وابکات کە لە دژی دەوڵەتی قڕکەری تورک دەست لە تێکۆشان هەڵبگرین، هەرچەندە بزوتنەوەی ئازادی ئێمە و هێزەکانی گەریلامان بە خۆڕاگری و بەرپرسیارانە هەڵسوکەوت دەکەن، بەڵام پەدەکە دەستبەرداری سیاسەت و هەڵوێستی خۆی نابێت، لەبەر ئەوە دەبێت لەمەودوا ڕاستیەکان بە هەموو شێوەیەک ببینرێن.

ئێمە بڕوامان وایە کە گەلی کورد و ڕۆشنبیران و هونەرمەندان و هێزە سیاسییەکان بە هۆشیارییەکی قووڵی نیشتمانپەروەری و ڕاستی ناسینەوەی دوژمنی کورد کە لە ماوەی خەباتی سەد ساڵەی گەلی کورددا ئەم هۆشمەندییەیان هەبووە، ڕێگری لەو هەڵوێست و سیاسەتە دەکەن کە دوارۆژ و هەبوونی گەلی کورد دەخەنە مەترسیەوە.



ANF



🆔 @GozarDemocratic
شهادت، هزینه‌ای برای ممانعت از نسل‌کشی خلق‌کورد است


شهادت در میهنمان کوردستان هزینه‌ای است برای حصول آزادی خلق تحت‌ستم کورد. دهها هزار فرزند غیور خلقمان تاکنون این ارزش را به جان‌خریده‌اند و به مبارزات پایدار خلقمان ادامه داده‌اند. شهادت رفقای گرانقدر «آرگش کارزان، تولهلدان، دلووان و روژهات» در سال ۲۰۱۸ در حوالی سنه، مبارزات برحق خلقمان را به بهای فدایی‌گری‌شان به آزادی نزدیک ساخت. یک روز پس از آن نیز سه زندانی کُرد به نام‌های «زانیار مرادی، لقمان مرادی و رامین‌حسین‌پناهی» اعدام شدند.

در ۶ سپتامبر ۲۰۱۸(۱۶ شهریور) در جریان یورش سپاه‌پاسداران اشغالگر ایران به گروه گریلایی پژاک در حومه سنه، رفقای گرانقدر«آرگش کارزان، تولهلدان سنه، دلووان فدایی و روژهات» در عین مقاومت و فدایی‌گری به شهادت رسیدند. رفیق آرگش و تولهلدان از اعضای «شورای مدیریت» «جامعه دموکراتیک و آزاد شرق‌کوردستان(کودار)» بودند که با پیشاهنگی خود سال‌های سال بدون کوچک‌ترین چشمداشتی با فدایی‌گری تمام‌عیار به خلق خود خدمت کردند. این رفقای پیشاهنگ گرانقدر با رنج‌های بی‌پایان، فداکاری و فدایی‌گری بی‌نظیر خویش به الگوی گریلای مدرن برای رفقای خود مبدل‌شدند. حضور آنها در مناطق مختلف سنه و پیشبرد مبارزات آزادیخواهانه و برحق خلقمان در جای‌جای شرق کوردستان از آرزوهای آن رفقا بود که با فدایی‌گری خویش به آن همت‌گماردند.

رژیم اشغالگر ایران با حملات خویش و شهادت رفیق آرگش و رفقایش و نیز یک روز پس از آن اعدام «زانیار و لقمان مرادی و رامین‌ حسین‌پناهی» خواست با سیاست ارعاب و سرکوب روند نسل‌کشی علیه خلق‌کورد را تسریع نماید اما با مقاومت نیروی گریلا و خلقمان مأیوس گشت. این حملاتی رژیم اشغالگر مصادف با سالروز مرحله دوم «حماسه قندیل در ۲۰۱۱» و شهادت رفیق فرمانده «سمکو سرهلدان(ماجد کاویانی)» بود که معنایی جز «تداوم‌دادن به سیاست شکست‌خورده نسل‌کشی» نبود. مبارزات امروز نیروی گریلا که مدام در حال رشد و پیشرفت روزافزون است در سایه شهادت رفیق آرگش و رفقایش، سیاست‌های نسل‌کشی را خنثی ساخته. شهادت، هزینه‌ای برای ممانعت از نسل‌کشی خلق‌کورد است.

همچو «جامعه دموکراتیک و آزاد شرق کوردستان(کودار)» ضمن گرامیداشت یاد و خاطره رفقا «آرگش، تولهلدان، دلووان و روژهات» و «زانیار و لقمان مرادی و رامین ‌حسین‌پناهی» از خلقمان، زنان، جوانان و اقشار تحت‌ستم جامعه خویش در شرق کوردستان و ایران دعوت بعمل می‌آوریم که در مرحله کنونی به پاسداشت یاد و خاطره رفقا به پاخیزند و از راه شهدایمان صیانت بعمل آورند. در سال جاری با اعلام «کمپین نه به اعدام، بله به دموکراسی» حقانیت راه مبارزاتی خلقمان را به جهانیان اعلام کرده‌ایم. بنابراین خلقمان و جامعه فداکار کورد لازم است از آن کمپین حمایت نمایند تا مبارزات فرزندان فدایی خلقمان به آزادی وصول گردد. مبارزه برای آزادی مسلما پیروز نهایی خواهد بود.

جامعه دموکراتیک و آزاد شرق کوردستان(کودار)

۰۶-۰۹-۲۰۲۱



pjak.eu



🆔 @GozarDemocratic
رویدادهای آیندە منطقە بە چە سمت و سویی خواهد رفت؟

سیامند معینی – ریاست مشترک پژاک




🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
رویدادهای آیندە منطقە بە چە سمت و سویی خواهد رفت؟ سیامند معینی – ریاست مشترک پژاک 🆔 @GozarDemocratic
رویدادهای آیندە منطقە بە چە سمت و سویی خواهد رفت؟

سیامند معینی – ریاست مشترک پژاک



معادلات و روابط در منطقە، روزانە متحول می شود و روند ثابت و پایانی وجود ندارد. طالبان در افغانستان با بهره گیری از علایق و احساسات ضد خارجی و احتمالا بر اساس برنامەهای پشت پردە، ابتدا مناطقی که دولت در آنها ضعیف بوده را در اختیار گرفته و در ادامە با دیدن درماندگی دولت و به هم ریختگی انسجام حاکمیت در افغانستان پیشرفت هایی داشته است. طی ۴۰-۳۰ سال اخیر، حرکت های جهادی، فعالتر و بسیج گرتر بودەاند تا حرکت های قومی و ناسیونالیستی. در خاورمیانە بیش از ٤٠ سال است که حرکت های جهادی جایگزین حرکت های ملی شده‌اند. بعد از جنگ اول جهانی و با عهدنامه سایکس_ پیکوت، موج اول دولت_ ملت سازی در خاورمیانه اوج می گیرد که بیشتر برساختەی استعمار بریتانیا، فرانسه و البته با اطلاع روسیە بودە است. بعد از جنگ جهانی دوم، تثبیت و ادامە روند دولت_ ملت های کوپی شدە کلونیالیزم اروپایی در قالب مدرنیتە سرمایەداری، بر بستری نادمکراتیک و مرکزگرا توسعە یافتند. روند توسعەی نامتوازن و غیر طبیعی مدیریت دولتی از منظر جامعەشناسی، خود بانی انحرافاتی در سیستم رشد یک جامعە را پدیدار گرداندند. ورود نیروهای نظامی شوروی بە افغانستان، مداخلات هژمونگرایی سرمایەداری و سرنگونی دیکتاتوری محمدرضا شاە پهلوی کە نظامی چون جمهوری اسلامی ایران را پدید آورد، بستری مناسب برای اقتدارگرایی اسلام دولتی را فراهم آوردە و همزمان خاورمیانە را بە لانە نفوذ بلامنازع حرکت های جهادی و اسلامی تبدیل نمودەاند. ایران، افغانستان، عراق، سوریە، ترکیە، لبنان، اردن، لیبی، پاکستان، دولت های خلیج و قسمی از آفریقا با پشتیبانی قدرت های مدرنیتە سرمایەداری، تبدیل یا خود منشاء حرکت های جهادی و بنیادگرا شدەاند. جهادگرایی بە نوبەی خود معلول درماندگی دولتهای دست نشاندە سایکس_ پیکویی در داخل و وابسته به خارج است. همزمان در پی نبود آلترناتیو سوسیالیستی و عدالتخواهی، بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و پایان جنگ سرد میان دو بلوک شرق و غرب، بە شیوەای نوستالوژیک زمینەی ظهور را برای بنیادگرایی اسلامی مهیا نمودە است. پاکستان کە همچون کارخانەی تولید و تربیت جهادی‌های طالبان عمل نمودە، برای سیاست های ستراتژیک خود در قبال هندوها و احتمالا در آیندە در مقابل سیاست های هژمونگرایی چین در منطقە از آنها استفادە می نماید. ترکیه نیز بعد از بە قدرت رسیدن حزب عدالت و توسعه، با سیاست مسجد سازی، خود را وارث امپراتوری عثمانی میداند و با ارتباط گیری مستقیم با جهادی های خون آشام، تبدیل بە یکی از پشتیبانان پروپاقرص جهادیها شدە است. چرا کە بە این امر آگاه است کە در این برهەی تاریخی، جهاد و جهادگرایی بسیج گراست و میتوان در اندک زمانی هزاران نفر را از نقاط مختلف جهان در راستای منافع و نیازهای منطقەای و استراتژیک خود بسیج کرد. گروههایی مانند، داعش، طالبان، جبهەالنصره، احرارالشام و غیرە در راستای منافع هژمونیکی هموارە مورد استفادەی ترکیە و دولتهای دیگر قرار گرفتەاند. در این راستا ایران نیز خود یکی از قطبهای این زورآزمایی منطقەای بە شکلی جدید است. با این زمینەی فکری و رقابتی است که جهادی ها در نبود بستر مناسب فرهنگی و دموکراتیک در جامعە کە سبب اصلی آن همانا سیاست استعماری و سیستم های دست نشاندە بودە، موفق شده اند ناسیونالیسم، مارکسیسم و نیروهای مترقی را در جامعە وادار بە عقب نشینی نمایند. لیبرالیسم اشرف غنی و محمدرضا شاە، ناسیونالیسم سکولار نجیب الله یا ببرک کارمل، و حتی نیروهای میانه رویی مانند حامد کرزای به این دلیل شکست خوردند که قادر نبودند یا نمی خواستند متن جامعه را متأثر و متحول کنند. ارزش هایی مانند آزادی بیان یا برابری زن و مرد که اینها اظهار نمایندگی می کردند هیچ وقت جامەی عمل نپوشید و هموارە بە شکلی حاشیەای و نمایشی بە آن می‌نگریستند. این مبانی بر بنیان‌های فکری و ایدئولوژیک این سیستم ها استوار نبود. ایجاد دولت ملی در افغانستان از اواخر قرن ١٩ بە بعد با سرکوب و خشونت علیە ملیتهای مختلف آغاز شد و عبدالرحمان خان نقش اصلی در این سرکوب را با همکاری و همپیمانی بریتانیا داشت. قتل عامهای انجام گرفتە در این دوران و کشتار هزارەها کە بر علیە ظلم و ناعدالتی عبدالرحمان خان شوریدە بودند، بعد از سپری شدن بیش از صد سال هنوز در یادها زندە است. پروژەی منحوس بریتانیا برای یکدست سازی جوامع موجود در افغانستان نە تنها جامەی عمل نپوشیدە، بلکە ویرانی و عقب ماندگی روزافزون را برای ملل افغانستان بە ارمغان آوردە است. با نگاه بە سیر این وقایع، می‌توان رویدادهای امروزین را بە روشنی دید و تحلیل نمود. لذا نمی‌توان ظهور طالبان را بە شکلی سادە و اتفاقی بیان نمود. برآمدن طالبان را می‌توان از چند منظر و بعد بررسی نمود.
گذار دموکراتیک
رویدادهای آیندە منطقە بە چە سمت و سویی خواهد رفت؟ سیامند معینی – ریاست مشترک پژاک 🆔 @GozarDemocratic
پیشینە تاریخی منطقە و بخصوص افغانستان و ساختار کنونی دولتی آن، که در پی درماندگی دولت اشرف غنی، شکنندگی طبقه متوسط و سقوط جامعە بە سطح جامعە فقیر و مصرف کنندە از جملەی عوامل این رویدادها بودند. افزون بر آن، دموکراسی وارداتی بدون حضور مردم، نبود جامعه مدنی، بینش ریاکارانە و کاسب کارانه_ کلونیالیستی قدرت های جهانی بە حل مسائل خاورمیانە کە خود بانی آن بودەاند و همچنین تداخلات مخرب کشورهای منطقەای برای بقای هژمونی سیاسی خود، از جملەی دیگر عواملی‌اند کە بسترسازی مناسب برای رشد نیروهای واپسگرا را فراهم نمودند تا بتوانند در یک دورە تاریخی ماموریت خود را بە انجام برسانند.

نبود نیروی دفاع ذاتی مردمی در افغانستان و فساد سیستماتیک در راس حاکمیت، وضعیت این کشور را شکنندە نمودە و راە را برای طالبان مهیا نمود کە بدون مقاومت جدی قدرت را در دست بگیرد. خیلی طبیعی است، موقعی کە فساد سیاسی و اقتصادی بیداد می‌کند، هیچ انسان عاقلی حاضر نیست کە جانش را برای حاکمان فاسد بە خطر بیاندازد. مقاومت در برابر یورش گروەهای همانند طالبان و داعش، بدون باور بە عقیدە و دورنمای روشن سیاسی امکان پذیر نیست. همچنانکە در اشغال موصل در عراق شاهد بودیم کە هیچگونە مقاومتی در برابر داعش نشد. شاید برخی ادعا نمایند کە تسلیم نمودن موصل بە داعش بر حسب یک طرح جهانی و منطقەای بودە است. اما می‌توان بە همان مورد اشارە نمود کە اگر همانند کوبانی نیروی ذاتی خلقی وجود می‌داشت کە بە تنهایی و با وجود کمکهای بی وقفەی ترکیە بە داعش، مقاومت نمود و بە پیروزی رسید، می‌توانستیم شاهد مقاومت و حماسەای دگربارە و اینبار در افغانستان بود. وضعیت کشورهای دیگر منطقە یعنی عراق، سوریە، لیبی و لبنان از افغانستان بهتر نیست. داعش و طالبان نیروهای مصممی هستند کە در مقابل خود مقاومتی جدی را نمی‌بینند کە بە دلیل فساد و بی کفایتی حاکمان، مردمی مأیوس وجود دارند کە هیچ علاقەای برای مقاومت در برابر این نیروی وحشی را ندارند. وقتی فساد سیاسی در کابل، بغداد، هولیر و بیروت بیداد می کند، کدام سرباز و انسان عاقلی حاضر است جان خود را برای یک مشت حکومت‌گر فاسد و بی اخلاق بە خطر بیاندازد.

پروژەهای مدرنیتەی سرمایەداری در منطقە و تولد جنگهای نیابتی، فرصتها و تهدیداتی را برای هژمونگرایی دولت _ ملتها بوجود آوردە است کە همزمان این دولتها بدون توجە بە برساخت جامعە و رشد جامعەشناختی این جوامع، خود را درگیر این پروژەها کردە و یا وادار بە مشارکت آن هستند. منطق ویژه جنگ در نگاه بانیان پروژەهای بعد از جنگ جهانی دوم با مفهوم عقیدتی و حیثیتی جنگهای سدە نوزدەهم فاصلە گرفتە و تنها در حیطەی یک پروژە، برنامەهای خود را مدیریت می‌کنند. این بدان معنی است کە اتاق فکرهای قدرتها و دستگاههای فکری و اقتصادی، بر اساس منطق اقتصادی و استراتژیک خود، دولتهای خود را مامور می‌کنند کە موقعی کە برای این قدرتها از لحاظ اقتصادی مضر باشد، جنگ را برپا کند یا آن را پایان ببخشد.

مسالە کوردها بعد از امضای پیمان لوزان یکی از بغرنج‌ترین مشکلاتی است کە پروژە کلونیالیزم اروپا، بانی اصلی آن بودە و کشورهای درگیر تبدیل بە مجریانی بی ارادە شدەاند کە در نهایت خلقهای منطقە قربانی این سیاست کلونیالیستی شدەاند. بعد از صد سال ذهنیت شوونیزم را در حاکمیت این دولتها ترویج نمودە و باعث ناپایداری جامعە گشتە است. روند رشد طبیعی این جوامع را بە جهتی دیگر سوق دادەاند کە برخلاف روند دموکراتیک گام برداشتە می‌شود. تحلیلاتی کە بر مدار تئوریهای توطئە استوار گشتەاند، بسیار سادەانگارانە و در عین حال قدر گرایانە است. بی مسئولیتی تام است کە بپنداریم همە چیز بستەبندی شدە و سرنوشت امور بە ویژە در دنیای سیاست از پیش رقم خوردە است. اما باید بدانیم قدرتهای جهانی برای پیشبرد سیاستهای خود بر اساس پروژەهای مختلف و ستراتژیک با جدیت کامل کار می‌کنند. برای مثال گروەهای مختلف جهادی بدون پشتیبانی لوجستیکی، تبلیغاتی و اقتصادی قدرتهای جهانی و منطقەای امکان رشد کافی را نداشتند. جای سوال است قبل از رشد داعش چگونە زندانهای عراق و سوریە درهایشان باز شد و زندانیهای خطرناک فرار کردند. موصل کە تازە تسلیحات جدید را بە قیمت میلیاردها دولار خریداری کردە بود با وجود بیش از پنجاەهزار ارتش عراق و بیشتر از پانزدە هزار تفنگ‌چی حزب دمکرات بارزانی، این شهر بە آسانی تسلیم داعش شد و تراژدی شنگال رقم خورد. اکنون در افغانستان همان سناریو تکرار شدە و میلیاردها دلار پول نقد و تسلیحات نظامی تسلیم طالبان می‌شود. همزمان طالبان از وضعیت فقر و نداری مردم افغانستان سواستفادە نمودە و در کنار تولید رعب و وحشت، کسب و کاری نظامی و با ایدئولوژی عامەپسند و گوش آشنای اسلامی، برای مردم ستمدیدە افغانستان بە خیال دنیای معنوی دیگر و بهتر بە ارمغان آودە است.
گذار دموکراتیک
رویدادهای آیندە منطقە بە چە سمت و سویی خواهد رفت؟ سیامند معینی – ریاست مشترک پژاک 🆔 @GozarDemocratic
این کسب و کار همراە با عقیدە کە ساختار قبلی حاکمیت اشرف غنی و کرزای ظرفیت تولید آنرا نداشتند سبب تقویت حرکت طالبان گشت. مضاف بر این عوامل، طالبان پشتیبانی قسمی از سازمانهای جاسوسی نیروهای جهانی و آی.اس.آی پاکستانی را داراست.

اکنون این پرسش برجستە می‌شود کە بعد از تسلط کامل طالبان بر افغانستان رویدادهای آیندە منطقە بە چە سمت و سویی خواهد رفت؟ آیا طالبان قدرت کافی را خواهد داشت کە حائلی برای هند و چین درست کند یا اینکە دردسری جدی برای حاکمان شیعە همسایە خود یعنی جمهوری اسلامی ایران خواهد بود. بە عقیدەی نگارندە با شرایطی کە جمهوری اسلامی با آن روبرواست یعنی بیکاری، فقر، بی کفایتی در سطح مدیریت خرد و کلان، و انکار حل مسئلە خلقهای ایران، کە مسئلەای بنیادین است، بستر مناسبی برای چالشهای جدی برای حاکمان احمق و بی لیاقت کنونی پدید خواهد آمد کە بە سراشیبی سقوطی خودخواستە خواهند افتاد.



pjak.eu



🆔 @GozarDemocratic