گذار دموکراتیک
Fermandariya YRK’ê: Simko Serhildan Egîdê Rojhilatê Kurdistanê ye Fermandariya YRK’ê: Îro li Rojhilatê Kurdistanê, hevaltî û gerîlatiya ku bi serkeftî pêk tê, tevkariya Rêheval Simko tê de pir zêde ye, fermandartiya wî îro bûye hêviya di serî de gelê me…
فرماندهی ی.ر.ک: سمکو سرهلدان عگید روژهلات کوردستان است
فرماندهی یگانهای مدافع روژهلات کوردستان در بیانیهای به مناسبت دهمین سالگرد شهادت اعلام کرد:"اگر امروز رفاقت و گریلاییگری در روژهلات کوردستان به موفقیت رسیده است نقش رفیق سمکو در این مورد بسیار برجسته است."
فرماندهی یگانهای مدافع روژهلات کوردستان به مناسبت دهمین سالگرد شهادت فرماندهی ی.ر.ک، سمکو سرهلدان بیانیهای منتشر کرد.
در بیانیه ی.ر.ک آمده است:
"دهمین سالگرد شهادت رفیق سمکو سرهلدان است. در سالگرد شهادت وی با ادای دین به رفیق سمکو سرهلدان یاد و خاطره حماسه قندیل و تمامی شهیدان مبارزه آزادیخواهی را گرامی میداریم و در حضور آنان سر تعظیم خم میکنیم. در دهمین سالگرد شهادت فرمانده سمکو، پیمان خود را برای موفقیت آرمانهای شهیدان با نیرویی بیشتر تجدید میكنیم.
همچنانکه میدانیم در سال ٢٠١١ در خاورمیانه با نام بهار عربها مرحلهای نو آغاز شده بود، بویژه نظامهای اقتدارطلب و دولت-ملتهای منطقه نه برای حل مسائل، بلکه به آنان ژرفای بیشتری بخشیده و تمامی منابع و ارزشهای خلقها را به نیروهای نظام سرمایهداری واگذار کردهاند. کوردستان در این برهه به عنوان یک مرکز با پیشاهنگی جنبش آزادیخواهی و با فکر و فلسفه رهبر آپو همچون آلترناتیف خود را نشان داد، بیش از ۴٠ سال است که با حضور نیروهای گریلای کوردستان و خلق کورد مبارزه و مقاومتی بیمانند را به پیش برده است. مشارکت خلقهای دیگر همچون عرب، ارمنی، آسوری، ترکمن و بخشهای دیگر اینترناسیونالیست در انقلاب روژاوای کوردستان شکل گرفت، نارضایتی و مقاومت خلقها علیه رژیمهای حاکم همچون تونس، لیبی، مصر و کشورهای دیگر به اوج رسید اما به دلیل عدم سیستم جایگزین و فقدان پیشاهنگان واقعی، نه تنها گرهی از مشکلات را بازنکرد بلکه به مسائل ژرفای بیشتری بخشید. از سوی دیگر با حضور مبارزه کورد، عرب، ارمنی و ترکمن در سوریه توانست سیستم خودمدیریتی متکی بر اراده و توانایی خلقها را بنیان نهد. البته در این میان هزینههای بسیاری داده شد و دستاوردهای تاریخی کسب شدند.
بخصوص در سال ٢٠١١، دولت-ملتهای منطقه زندگی خلقها را به جهنم مبدل کرده بودند دچار ترس و خوفی بزرگ شده و علیرغم اختلافات و خصومت میان خود علیه جنبش آزدیخواهی کورد و گسترش روزافزون آن متحد شدند. در این چارچوب رژیمهای فاشیست و اشغالگر حاکم همچون ترکیه، ایران تلاش نمودند جنبش آزدیخواهی را از میان بردارند و خلقهای منطقه و بخصوص خلق کورد را بدون پیشاهنگ باقی بگذارند. در این مرحله دولت اشغالگر ایران با تمامی توانایی خود و با شماری چندین برابر گریلاهای کوردستان به قندیل حملهور شده و درصدد بود تا مرکز و قلب گریلاهای جنبش آزادیخواهی را از میان بردارد.
اما گریلاهای جنبش آزادیخواهی با فرماندهی فمرانده بزرگ سمکو سرهلدان با تعدادی کم اما با تاکتیک گریلا نوین، با جسارت، فداکاری و ارادهای بزرگ جنگیدند و اجازه ندادند کوهستانهای آزاد اشغال گردند."
در ادامه بیانیه فرماندهی ی.ر.ک آمده است:"ماجد کاویان با کد سازمانی سمکو سرهلدان در شهر بانه روژهلات کوردستان متولد شد، در سن کودکی با ماهیت دشمن روبرو شده و به جستجو پرداخت، در مقطع ربودن رهبر آپو خلق کورد در روژهلات کوردستان بپا خواست و موضع خود را نشان داد، دهها تن از سوی رژیم قاتل به شهادت رسیدند و شمار زیادی جان خود را فدای زندگی رهبر آپو کردند. رفیق فرمانده سمکو نیز همچون بسیاری از جوانان باوجدان و با اخلاق این اقدامات دشمن را نپذیرفت و در مقابل اشغالگران تصمیم به مبارزه و جنگ گرفت و راه کوهستانهای کوردستان را در پیش گرفت. علیرغم سن کم خود در مدتی بسیار کوتاه با ایستار جدی، کامل و مسئولیتپذیر در مبارزه گریلایی پیشرفت کرد و بسوی باکور کوردستان در درسیم به راه افتاد. در این مبارزه به ماهیت دشمن بیشتر پی برد و از هر لحاظ خود را آماده نمود. همچنین یکی از گریلاهایی بود که به سوی دریای سیاه و در آنجا فعالیت گریلایی نمود. رفیق سمکو علیرغم اینکه هنوز جوان بود اما همچون یک گریلایی دهها ساله عمل نمود و برای تحقق زندگی آزاد مبارزه نمود. رفیق سمکو در جوانی مسئولیتهای بزرگی را بر دوش گرفت و پیروزمندانه به آنان عمل کرد و برای اینکه گریلاییگری به پاسخ همیشگی مبدل گردد اندیشه و تلاشی بزرگ نمود.
رفیق سمکو با آمدن به عرصه روژهلات کوردستان تلاش نمود تا افکار خود را عملی کند و گریلای مدرن و حرفهای را ایجاد کند و در این راه بسیار تلاش نمود. همچنین در حوزه گریلاییگری چگونگی وارد کردن ضربات بزرگ بر دشمن از سوی تعداد کم نیروی گریلایی، چگونگی بهرهگیری از عمق جغرافی را در جنگ قندیل با موفقیت به عرصه عمل گذاشت.
فرماندهی یگانهای مدافع روژهلات کوردستان در بیانیهای به مناسبت دهمین سالگرد شهادت اعلام کرد:"اگر امروز رفاقت و گریلاییگری در روژهلات کوردستان به موفقیت رسیده است نقش رفیق سمکو در این مورد بسیار برجسته است."
فرماندهی یگانهای مدافع روژهلات کوردستان به مناسبت دهمین سالگرد شهادت فرماندهی ی.ر.ک، سمکو سرهلدان بیانیهای منتشر کرد.
در بیانیه ی.ر.ک آمده است:
"دهمین سالگرد شهادت رفیق سمکو سرهلدان است. در سالگرد شهادت وی با ادای دین به رفیق سمکو سرهلدان یاد و خاطره حماسه قندیل و تمامی شهیدان مبارزه آزادیخواهی را گرامی میداریم و در حضور آنان سر تعظیم خم میکنیم. در دهمین سالگرد شهادت فرمانده سمکو، پیمان خود را برای موفقیت آرمانهای شهیدان با نیرویی بیشتر تجدید میكنیم.
همچنانکه میدانیم در سال ٢٠١١ در خاورمیانه با نام بهار عربها مرحلهای نو آغاز شده بود، بویژه نظامهای اقتدارطلب و دولت-ملتهای منطقه نه برای حل مسائل، بلکه به آنان ژرفای بیشتری بخشیده و تمامی منابع و ارزشهای خلقها را به نیروهای نظام سرمایهداری واگذار کردهاند. کوردستان در این برهه به عنوان یک مرکز با پیشاهنگی جنبش آزادیخواهی و با فکر و فلسفه رهبر آپو همچون آلترناتیف خود را نشان داد، بیش از ۴٠ سال است که با حضور نیروهای گریلای کوردستان و خلق کورد مبارزه و مقاومتی بیمانند را به پیش برده است. مشارکت خلقهای دیگر همچون عرب، ارمنی، آسوری، ترکمن و بخشهای دیگر اینترناسیونالیست در انقلاب روژاوای کوردستان شکل گرفت، نارضایتی و مقاومت خلقها علیه رژیمهای حاکم همچون تونس، لیبی، مصر و کشورهای دیگر به اوج رسید اما به دلیل عدم سیستم جایگزین و فقدان پیشاهنگان واقعی، نه تنها گرهی از مشکلات را بازنکرد بلکه به مسائل ژرفای بیشتری بخشید. از سوی دیگر با حضور مبارزه کورد، عرب، ارمنی و ترکمن در سوریه توانست سیستم خودمدیریتی متکی بر اراده و توانایی خلقها را بنیان نهد. البته در این میان هزینههای بسیاری داده شد و دستاوردهای تاریخی کسب شدند.
بخصوص در سال ٢٠١١، دولت-ملتهای منطقه زندگی خلقها را به جهنم مبدل کرده بودند دچار ترس و خوفی بزرگ شده و علیرغم اختلافات و خصومت میان خود علیه جنبش آزدیخواهی کورد و گسترش روزافزون آن متحد شدند. در این چارچوب رژیمهای فاشیست و اشغالگر حاکم همچون ترکیه، ایران تلاش نمودند جنبش آزدیخواهی را از میان بردارند و خلقهای منطقه و بخصوص خلق کورد را بدون پیشاهنگ باقی بگذارند. در این مرحله دولت اشغالگر ایران با تمامی توانایی خود و با شماری چندین برابر گریلاهای کوردستان به قندیل حملهور شده و درصدد بود تا مرکز و قلب گریلاهای جنبش آزادیخواهی را از میان بردارد.
اما گریلاهای جنبش آزادیخواهی با فرماندهی فمرانده بزرگ سمکو سرهلدان با تعدادی کم اما با تاکتیک گریلا نوین، با جسارت، فداکاری و ارادهای بزرگ جنگیدند و اجازه ندادند کوهستانهای آزاد اشغال گردند."
در ادامه بیانیه فرماندهی ی.ر.ک آمده است:"ماجد کاویان با کد سازمانی سمکو سرهلدان در شهر بانه روژهلات کوردستان متولد شد، در سن کودکی با ماهیت دشمن روبرو شده و به جستجو پرداخت، در مقطع ربودن رهبر آپو خلق کورد در روژهلات کوردستان بپا خواست و موضع خود را نشان داد، دهها تن از سوی رژیم قاتل به شهادت رسیدند و شمار زیادی جان خود را فدای زندگی رهبر آپو کردند. رفیق فرمانده سمکو نیز همچون بسیاری از جوانان باوجدان و با اخلاق این اقدامات دشمن را نپذیرفت و در مقابل اشغالگران تصمیم به مبارزه و جنگ گرفت و راه کوهستانهای کوردستان را در پیش گرفت. علیرغم سن کم خود در مدتی بسیار کوتاه با ایستار جدی، کامل و مسئولیتپذیر در مبارزه گریلایی پیشرفت کرد و بسوی باکور کوردستان در درسیم به راه افتاد. در این مبارزه به ماهیت دشمن بیشتر پی برد و از هر لحاظ خود را آماده نمود. همچنین یکی از گریلاهایی بود که به سوی دریای سیاه و در آنجا فعالیت گریلایی نمود. رفیق سمکو علیرغم اینکه هنوز جوان بود اما همچون یک گریلایی دهها ساله عمل نمود و برای تحقق زندگی آزاد مبارزه نمود. رفیق سمکو در جوانی مسئولیتهای بزرگی را بر دوش گرفت و پیروزمندانه به آنان عمل کرد و برای اینکه گریلاییگری به پاسخ همیشگی مبدل گردد اندیشه و تلاشی بزرگ نمود.
رفیق سمکو با آمدن به عرصه روژهلات کوردستان تلاش نمود تا افکار خود را عملی کند و گریلای مدرن و حرفهای را ایجاد کند و در این راه بسیار تلاش نمود. همچنین در حوزه گریلاییگری چگونگی وارد کردن ضربات بزرگ بر دشمن از سوی تعداد کم نیروی گریلایی، چگونگی بهرهگیری از عمق جغرافی را در جنگ قندیل با موفقیت به عرصه عمل گذاشت.
گذار دموکراتیک
Fermandariya YRK’ê: Simko Serhildan Egîdê Rojhilatê Kurdistanê ye Fermandariya YRK’ê: Îro li Rojhilatê Kurdistanê, hevaltî û gerîlatiya ku bi serkeftî pêk tê, tevkariya Rêheval Simko tê de pir zêde ye, fermandartiya wî îro bûye hêviya di serî de gelê me…
به همین دلیل امروز میتوانیم بگوییم که در مقاومتهای متینا، زاپ و آواشین با حضور نیروهای گریلای کوردستان تلاشهای رفیق سمکو، افکار و گریلاییگری وی نقش پیشاهنگی را ایفا میکند. امروز در هر چهاربخش کوردستان، از هر چهار سو جوانان کورد همچون سمکو برای ایجاد ارتش ملی و فروپاشی ذهنیت دشمنان کورد مبارزه را به پیش بردهاند و آنرا به پیش میبرند.
از سوی دیگر رفیق سمکو زندگی گریلایی، فکر و اندیشه رهبر آپو را در شخصیت خود نهادینه کرده بود، ملیتان واقعی رهبر آپو بود، تمام زندگی و مبارزات وی نشاندهنده این واقعیت هستند، به همین دلیل مبارزان تحت فرمان وی همیشه با جان و دل با وی بودند و اعتماد کاملی به وی داشتند. رفاقت و گریلاییگری پیروزمند در روژهلات کوردستان امروز ثمره تلاشهای بیبدیل رفیق سمکو میباشد، فرماندهی وی امروز به سرچشمه امید خلقمان در روژهلات کوردستان و تمامی خلقمان در کوردستان مبدل شده است. همچنانکه با حضور فرمانده بزرگ عگید مرحله تازهای در کوردستان آغاز شد، همان گام نیز با حضور هوال سمکو سرهلدان ادامه یافت و امروز نیروهای گریلا این خطمشی مبارزه را به پیش میبرند. به همین دلیل امروز رفیق سمکو سرهلدان همچون عگید روژهلات کوردستان شناخته میشود و با این روح و ایمان مبارزه گریلاهای کوردستان گسترش مییابد.
همچانکه میدانیم، رفیق سمکو سرهلدان نه تنها میان خلق روژهلات یا خلق کورد، بلکه برای زندگی آزاد و دمکراتیک خلقهای تحت ستم مبارزه نموده و راه دریای سیاه را در پیش گرفته است. همچنانکه در آغاز هوال هقی کارر از دریای سیاه به کوردستان آمد و برای خلقهای فرودست و زندگی آزاد مبارزه نمود، هوال سمکو نیز دارای این روحیه و ایده بود. همچنین اخیرا یکی از فرماندهان بزرگ ما هوال رناس روژ به همان شیوه در چهاربخش کوردستان برای خلقهای کورد، عرب، آسوری و ارمنی مبارزهای بزرگ و بیمانند را به پیش برده و به کاروان شهیدان همیش جاوید پیوست.
همچنین یاد و خاطره ۴ هوال خود را که در زمزیران برای درهم شکستن حملات دشمن به عملیات فدایی دست زدند، هوال ساریا أونور، عگید توشپا، شاهین دژرابون و تکوشر ویان را گرامی میداریم.
ما به دلیل دارابودن این رهبری و این ایدئولوژی هر روز پیشاهنگان و فرماندهان بزرگ خود را میآفرینیم، راه عگید ایلام، هورام آویر، کاوندا آگری، ساریا أونور و جهان آزاد را ادامه میدهیم.
به همین دلیل در خط رهبری و شهیدان، ما در ١٠مین سال مبارزه را گسترش دهیم و به پیروزی دست یابیم. ما بر اساس این پیروزیها میتوانیم یاد شهیدانمان را زنده نگه داریم. بر این مبنا یکبار دیگر در ١٠مین سالگرد شهادت هوال سمکو سرهلدان، یاد و خاطره تمامی شهیدان جنبش آزادیخواهی را با ادای احترام، عشق و ادای دَین گرامی میداریم. ما اعلام میکنیم که با نیروی بیشتری آرمانهای آنان را به ثمر میرسانیم و یاد و خاطره آنان را با مبارزه آزادیخواهی کوردستان به شیوهای نیرومندتر زنده نگه داریم."
ANF
🆔 @GozarDemocratic
از سوی دیگر رفیق سمکو زندگی گریلایی، فکر و اندیشه رهبر آپو را در شخصیت خود نهادینه کرده بود، ملیتان واقعی رهبر آپو بود، تمام زندگی و مبارزات وی نشاندهنده این واقعیت هستند، به همین دلیل مبارزان تحت فرمان وی همیشه با جان و دل با وی بودند و اعتماد کاملی به وی داشتند. رفاقت و گریلاییگری پیروزمند در روژهلات کوردستان امروز ثمره تلاشهای بیبدیل رفیق سمکو میباشد، فرماندهی وی امروز به سرچشمه امید خلقمان در روژهلات کوردستان و تمامی خلقمان در کوردستان مبدل شده است. همچنانکه با حضور فرمانده بزرگ عگید مرحله تازهای در کوردستان آغاز شد، همان گام نیز با حضور هوال سمکو سرهلدان ادامه یافت و امروز نیروهای گریلا این خطمشی مبارزه را به پیش میبرند. به همین دلیل امروز رفیق سمکو سرهلدان همچون عگید روژهلات کوردستان شناخته میشود و با این روح و ایمان مبارزه گریلاهای کوردستان گسترش مییابد.
همچانکه میدانیم، رفیق سمکو سرهلدان نه تنها میان خلق روژهلات یا خلق کورد، بلکه برای زندگی آزاد و دمکراتیک خلقهای تحت ستم مبارزه نموده و راه دریای سیاه را در پیش گرفته است. همچنانکه در آغاز هوال هقی کارر از دریای سیاه به کوردستان آمد و برای خلقهای فرودست و زندگی آزاد مبارزه نمود، هوال سمکو نیز دارای این روحیه و ایده بود. همچنین اخیرا یکی از فرماندهان بزرگ ما هوال رناس روژ به همان شیوه در چهاربخش کوردستان برای خلقهای کورد، عرب، آسوری و ارمنی مبارزهای بزرگ و بیمانند را به پیش برده و به کاروان شهیدان همیش جاوید پیوست.
همچنین یاد و خاطره ۴ هوال خود را که در زمزیران برای درهم شکستن حملات دشمن به عملیات فدایی دست زدند، هوال ساریا أونور، عگید توشپا، شاهین دژرابون و تکوشر ویان را گرامی میداریم.
ما به دلیل دارابودن این رهبری و این ایدئولوژی هر روز پیشاهنگان و فرماندهان بزرگ خود را میآفرینیم، راه عگید ایلام، هورام آویر، کاوندا آگری، ساریا أونور و جهان آزاد را ادامه میدهیم.
به همین دلیل در خط رهبری و شهیدان، ما در ١٠مین سال مبارزه را گسترش دهیم و به پیروزی دست یابیم. ما بر اساس این پیروزیها میتوانیم یاد شهیدانمان را زنده نگه داریم. بر این مبنا یکبار دیگر در ١٠مین سالگرد شهادت هوال سمکو سرهلدان، یاد و خاطره تمامی شهیدان جنبش آزادیخواهی را با ادای احترام، عشق و ادای دَین گرامی میداریم. ما اعلام میکنیم که با نیروی بیشتری آرمانهای آنان را به ثمر میرسانیم و یاد و خاطره آنان را با مبارزه آزادیخواهی کوردستان به شیوهای نیرومندتر زنده نگه داریم."
ANF
🆔 @GozarDemocratic
Audio
♦️ کلاب عدالت برای کوردستان
◾️ بخشی از گفتگو امشب درباره حماسە قندیل و نقش فرمانده شهید سمکو سرهلدان در دهمین سالروز شهادت فرمانده سمکو
مهمانان: اهون چیاکو عضو مجلس #پژاک و آریز اندازیاری روزنامهنگار
🔸 ڕێگا و ڕێباز (راە و روش)
https://t.me/regaurebaz
◾️ بخشی از گفتگو امشب درباره حماسە قندیل و نقش فرمانده شهید سمکو سرهلدان در دهمین سالروز شهادت فرمانده سمکو
مهمانان: اهون چیاکو عضو مجلس #پژاک و آریز اندازیاری روزنامهنگار
🔸 ڕێگا و ڕێباز (راە و روش)
https://t.me/regaurebaz
پیام مبارزان زندوره قبل از شهادت: قطعاً پیروزی از آن ماست
مبارزان زندوره قبل از شهادت علیه دولت اشغالگر ترکیه پیامی منتشر کرده و اعلام کردند:"هر اتفاقی هم که بیفتد، ما پیروز خواهیم شد."
گریلاهای جنبش آزادیخواهی کوردستان در متینا که مدت ۵۰ روز است در ارتفاعات زندوره مبارزه میکنند، علیرغم همهی حملات دشمن، اما باور خود را از دست نداده و مبارزه کرده و میجنگند.
پس از تلاشهای اخلالگرانه و مغرضانهی پ.د.ک در ۵ ژوئن در متینا گریلاهای آزادی تاکتیک و روش خود را تغییر دادند و تصمیم گرفتند از این نقطه عقبنشینی کنند. گروهی از گریلاها به سلامت عقبنشینی کرده و در ۱۱ ژوئن گروهی گریلا که متشکل از شش تن بودند، بر روی تپهی زندورا شهید شدند. گریلاهایی که شهید شدند، در زمان مقاومت به وسیلهی بیسیم پیامی منتشر کردند.
گریلاهای آزادی کوردستان قبل از آنکه شهید شوند، این پیام را منتشر کردند:
"ما از ته دل به همهی خلقمان سلام میکنیم. همانطور که میدانید دولت اشغالگر ترکیه علیه جنبش ما، علیه مناطق حفاظت شدهی میدیا در خطوط زاپ، متینا و آواشین عملیاتی را آغاز کرده است. ما به عنوان رفقای زندوره در این مقاومت شرکت کردهایم. در مجموع به علت مقاومت رفقای ما در زاپ، آواشین و متینا دولت اشغالگر ترکیه هیچ نتیجهای به دست نیاورده است. دشمن با هر روش ممکن به ما حمله میکند. اما هرچند هم که حمله کند، اما نمیتواند ارادهی ما را شکست بدهد. هر اتفاقی هم که رخ دهد، اما این باور و عقیدهی ماست. حتی اگر دشمن به روشی موثر نیز حمله کند، اما باز هم ما مقابله خواهیم کرد. هر روز دشمن جنگ روانی به راه انداخته و از ما میخواهد که تسلیم شویم. مدت ۳۵ سال است که ملیتانهای این حزب، ملیتانهای رهبر آپو تسلیم نشده و هرگز تسلیم شدن را نمیپذیرند. رفقای ما با تمام توان خود به انجام عملیات میپردازند. عملیاتها ادامه دارند و مقاومت ما نیز پیروز خواهد شد. در اینجا میخواهیم از خلقمان درخواست کنیم. به ویژه از خلقمان در باشور کوردستان. نباید اشغالگری دولت ترکیه در خاک باشور کوردستان را بپذیرند. این عملیاتها فقط علیه پ.ک.ک و گریلاهای جنبش آزادیخواهی نیستند. این عملیاتها تمام علیه خلق کورد آغاز شده و نباید مردم باشور کوردستان آن را بپذیرند. اینجا خاک ماست. باید خلق ما علیه اشغالگری بایستند. آنها نباید سکوت کنند. برای آنکه مردم را بترسانند، به روستاها حمله کرده و به باغ و خاک و زمینهای مردم آسیب میزنند. دولت ترکیه این سیاست کثیف را برای تخلیه مردم از روستاها و اشغال این مناطق انجام میدهد. مردم ما در باشور کوردستان باید هوشیار باشند و این جنگ را فقط جنگ علیه پ.ک.ک نبینند. این جنگ فقط جنگ پ.ک.ک نیست، بلکه جنگ همهی خلق کورد است. ما به عنوان گریلا تا پایان مقاومت میکنیم. تا این عملیاتها را شکست داده و به اشغالگری در خاکمان پایان دهیم. باید خلقمان از ما پشتیبانی کنند و همراه ما باشند. ما اعتراضات خلقمان در روژاوا و اروپا را برای حمایت از مقاومت و مبارزات گریلا تبریک میگوییم و به آنها درود میفرستیم. همچنین به رفقایی که برای آزادی رهبری و شکست حصر در زندانها دست به اعتصاب غذا زدهاند، نیز سلام و درود میفرستیم. قطعاً پیروزی از آن ماست."
شایان ذکر است که در مقاومت ارتفاعات زندوره شش گریلای کوردستان به نامهای رِبَر زانا از فرماندهان گام انقلابی جنگ خابور در عرصه متینا، هِژار جان فرمانده فدایی مقاومت زندوره، رفقا تِکوشر، باهوز، بوتان و نعمان قهرمانانه به شهادت رسیدند.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
مبارزان زندوره قبل از شهادت علیه دولت اشغالگر ترکیه پیامی منتشر کرده و اعلام کردند:"هر اتفاقی هم که بیفتد، ما پیروز خواهیم شد."
گریلاهای جنبش آزادیخواهی کوردستان در متینا که مدت ۵۰ روز است در ارتفاعات زندوره مبارزه میکنند، علیرغم همهی حملات دشمن، اما باور خود را از دست نداده و مبارزه کرده و میجنگند.
پس از تلاشهای اخلالگرانه و مغرضانهی پ.د.ک در ۵ ژوئن در متینا گریلاهای آزادی تاکتیک و روش خود را تغییر دادند و تصمیم گرفتند از این نقطه عقبنشینی کنند. گروهی از گریلاها به سلامت عقبنشینی کرده و در ۱۱ ژوئن گروهی گریلا که متشکل از شش تن بودند، بر روی تپهی زندورا شهید شدند. گریلاهایی که شهید شدند، در زمان مقاومت به وسیلهی بیسیم پیامی منتشر کردند.
گریلاهای آزادی کوردستان قبل از آنکه شهید شوند، این پیام را منتشر کردند:
"ما از ته دل به همهی خلقمان سلام میکنیم. همانطور که میدانید دولت اشغالگر ترکیه علیه جنبش ما، علیه مناطق حفاظت شدهی میدیا در خطوط زاپ، متینا و آواشین عملیاتی را آغاز کرده است. ما به عنوان رفقای زندوره در این مقاومت شرکت کردهایم. در مجموع به علت مقاومت رفقای ما در زاپ، آواشین و متینا دولت اشغالگر ترکیه هیچ نتیجهای به دست نیاورده است. دشمن با هر روش ممکن به ما حمله میکند. اما هرچند هم که حمله کند، اما نمیتواند ارادهی ما را شکست بدهد. هر اتفاقی هم که رخ دهد، اما این باور و عقیدهی ماست. حتی اگر دشمن به روشی موثر نیز حمله کند، اما باز هم ما مقابله خواهیم کرد. هر روز دشمن جنگ روانی به راه انداخته و از ما میخواهد که تسلیم شویم. مدت ۳۵ سال است که ملیتانهای این حزب، ملیتانهای رهبر آپو تسلیم نشده و هرگز تسلیم شدن را نمیپذیرند. رفقای ما با تمام توان خود به انجام عملیات میپردازند. عملیاتها ادامه دارند و مقاومت ما نیز پیروز خواهد شد. در اینجا میخواهیم از خلقمان درخواست کنیم. به ویژه از خلقمان در باشور کوردستان. نباید اشغالگری دولت ترکیه در خاک باشور کوردستان را بپذیرند. این عملیاتها فقط علیه پ.ک.ک و گریلاهای جنبش آزادیخواهی نیستند. این عملیاتها تمام علیه خلق کورد آغاز شده و نباید مردم باشور کوردستان آن را بپذیرند. اینجا خاک ماست. باید خلق ما علیه اشغالگری بایستند. آنها نباید سکوت کنند. برای آنکه مردم را بترسانند، به روستاها حمله کرده و به باغ و خاک و زمینهای مردم آسیب میزنند. دولت ترکیه این سیاست کثیف را برای تخلیه مردم از روستاها و اشغال این مناطق انجام میدهد. مردم ما در باشور کوردستان باید هوشیار باشند و این جنگ را فقط جنگ علیه پ.ک.ک نبینند. این جنگ فقط جنگ پ.ک.ک نیست، بلکه جنگ همهی خلق کورد است. ما به عنوان گریلا تا پایان مقاومت میکنیم. تا این عملیاتها را شکست داده و به اشغالگری در خاکمان پایان دهیم. باید خلقمان از ما پشتیبانی کنند و همراه ما باشند. ما اعتراضات خلقمان در روژاوا و اروپا را برای حمایت از مقاومت و مبارزات گریلا تبریک میگوییم و به آنها درود میفرستیم. همچنین به رفقایی که برای آزادی رهبری و شکست حصر در زندانها دست به اعتصاب غذا زدهاند، نیز سلام و درود میفرستیم. قطعاً پیروزی از آن ماست."
شایان ذکر است که در مقاومت ارتفاعات زندوره شش گریلای کوردستان به نامهای رِبَر زانا از فرماندهان گام انقلابی جنگ خابور در عرصه متینا، هِژار جان فرمانده فدایی مقاومت زندوره، رفقا تِکوشر، باهوز، بوتان و نعمان قهرمانانه به شهادت رسیدند.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
Telegram
attach 📎
نیروهای مدافع خلق: پ.د.ک ٧ گریلایمان را به شهادت رساند
ه.پ.گ در بیانیهای با اعلام اینکه ٧ گریلای آن هدف حمله نظامیان پ.د.ک قرار گرفتهاند میافزاید:"در وضعیتی که خلقمان و نیروهایمان هدف حملات رژیم ترک قرار گرفته است، پ.د.ک نیز در حملات استعمارگرانه و فاشیستی مشارکت مینماید."
مرکز رسانه و مطبوعات نیروهای مدافع خلق کوردستان (ه.پ.گ) در مورد سرنوشت ٧ گریلای خود بیانیهای منتشر کرد.
در بیانیهی ه.پ.گ آمده است:
"گروهی ٧ نفره از گریلاهایمان در منطقه خلیفان در هنگام عبور از رودخانه زاپ به کمین نظامیان پ.د.ک افتادهاند و مورد حمله قرار گرفتهاند. اطلاعاتی مبنی بر تسویه این گریلاها دریافت کردهایم.
نظامیان پ.د.ک به شیوهای ناجوانمردانه نیروهای ما را به کمین انداختهاند و هیچ کاری شنیعتر از این وجود دارند که اینچنین نیروهای ما را به شهادت برسانند. این اقدام هیچ ارتباطی با کوردبودن ندارد. این حمله زیان فراوانی را به مبارزه آزادیخواهی ملت کوردستان وارد میکند. محرز است که گردانندگان پ.د.ک با استقرار نیروهای خود در نزدیکی نیروهای ما خواستار انجام حمله از سوی نیروهای ما بودند. در این برهه حساس، ما به منافع ملی خلقمان میاندیشیم و وقتی که ما آنان را هدف حمله قرار ندادهایم، این بار آنان به شکلی خائنانه نیروهای ما را به کمین انداخته و درصدد اعلام جنگ یک طرفه برآمدهاند.
آحاد ملت کوردستان لازم است از بارزانی و گردانندگان پ.د.ک بپرسند؛ اگر میان کوردها جنگ روی دهد و خون جوانان کورد ریخته شود چه چیزی به شما میرسد؟ شما چرا بر تحمیل جنگ میان کوردها پافشاری میکنید؟ آیا این به این معنی نیست که چنین جنگی در سده ٢١ آینده خلقمان را به مخاطره میاندازد؟ باید خلقمان و دوستانمان در این رابطه از پ.د.ک پرسش نمایند.
رژیم ترک در امرالی رهبرمان را و در زندانها رفقایمان را مورد شکنجه قرار میدهد. همزمان در تمامی مناطق حملات فاشیستی و استعمارگرانه را علیه خلقمان و نیروهایمان در پیش گرفته است. زمانیکه پ.د.ک به شریک این حملات مبدل شده است ما این موضوع را به عدالت، وجدان و دستور خلقمان و افکار عمومی میسپاریم."
ANF
🆔 @GozarDemocratic
ه.پ.گ در بیانیهای با اعلام اینکه ٧ گریلای آن هدف حمله نظامیان پ.د.ک قرار گرفتهاند میافزاید:"در وضعیتی که خلقمان و نیروهایمان هدف حملات رژیم ترک قرار گرفته است، پ.د.ک نیز در حملات استعمارگرانه و فاشیستی مشارکت مینماید."
مرکز رسانه و مطبوعات نیروهای مدافع خلق کوردستان (ه.پ.گ) در مورد سرنوشت ٧ گریلای خود بیانیهای منتشر کرد.
در بیانیهی ه.پ.گ آمده است:
"گروهی ٧ نفره از گریلاهایمان در منطقه خلیفان در هنگام عبور از رودخانه زاپ به کمین نظامیان پ.د.ک افتادهاند و مورد حمله قرار گرفتهاند. اطلاعاتی مبنی بر تسویه این گریلاها دریافت کردهایم.
نظامیان پ.د.ک به شیوهای ناجوانمردانه نیروهای ما را به کمین انداختهاند و هیچ کاری شنیعتر از این وجود دارند که اینچنین نیروهای ما را به شهادت برسانند. این اقدام هیچ ارتباطی با کوردبودن ندارد. این حمله زیان فراوانی را به مبارزه آزادیخواهی ملت کوردستان وارد میکند. محرز است که گردانندگان پ.د.ک با استقرار نیروهای خود در نزدیکی نیروهای ما خواستار انجام حمله از سوی نیروهای ما بودند. در این برهه حساس، ما به منافع ملی خلقمان میاندیشیم و وقتی که ما آنان را هدف حمله قرار ندادهایم، این بار آنان به شکلی خائنانه نیروهای ما را به کمین انداخته و درصدد اعلام جنگ یک طرفه برآمدهاند.
آحاد ملت کوردستان لازم است از بارزانی و گردانندگان پ.د.ک بپرسند؛ اگر میان کوردها جنگ روی دهد و خون جوانان کورد ریخته شود چه چیزی به شما میرسد؟ شما چرا بر تحمیل جنگ میان کوردها پافشاری میکنید؟ آیا این به این معنی نیست که چنین جنگی در سده ٢١ آینده خلقمان را به مخاطره میاندازد؟ باید خلقمان و دوستانمان در این رابطه از پ.د.ک پرسش نمایند.
رژیم ترک در امرالی رهبرمان را و در زندانها رفقایمان را مورد شکنجه قرار میدهد. همزمان در تمامی مناطق حملات فاشیستی و استعمارگرانه را علیه خلقمان و نیروهایمان در پیش گرفته است. زمانیکه پ.د.ک به شریک این حملات مبدل شده است ما این موضوع را به عدالت، وجدان و دستور خلقمان و افکار عمومی میسپاریم."
ANF
🆔 @GozarDemocratic
Telegram
attach 📎
Forwarded from Rêga û Rêbaz(راە و روش)
4_6005631342404962270.pdf
304.1 KB
لە بەرواری باڵا دەوڵەتی تورک چەکی کیمیایی بەکارهێنا و سێ کەس بریندار بوون
فڕۆکە جەنگییەکانی دەوڵەتی تورکی داگیرکەر، بەچەکی کیمیایی ناوچەی بەرواری باڵای سەربە دهۆکی، بۆردەمان کرد و سێ هاوڵاتیی کاریگەرییەکان و چەند نیشانەیەکی ژەهراویی بوونیان بەچەکی کیمیایی، تێدا دەرکەوتووە.
بەگوێرەی ئەو زانیارییانەی لە ناوچەی بەرواری باڵا-وە، گەیشتووە بە ئاژانسی ڕۆژنیوز، فڕۆکە جەنگییەکانی دەوڵەتی تورکی داگیرکەر، ئەم ئێوارەیە ناوچەی بەرواری باڵای سەربە پارێزگای دهۆکی بۆردەمان کردوە. زانیارییەکان ئەوە دەردەخەن، دەوڵەتی تورک لە بۆردومانەکەدا چەکی کیمیایی بەکار هێناوە و هاوڵاتییان بە کیمیاییەکە ژەهراویی بوونە و کاریگەریی لەسەریان جێهێشتووە.
جەخت لەوە دەکرێتەوە: لە گوندی هرورێ، سێ کەس بەهۆی چەکی کیمیایی ئەو بۆردومانەوە، کاریگەرییەکانی ژەهراویی بوونیان، تێدا دەرکەوتووە. هەربۆیە توشی هەناسە تەنگیی، چاوسوور بوونەوە، دڵتێکهەڵهاتن بوونە و ڕەوانەی نەخۆشخانە کراون.
ڕۆژنیوز
🆔 @GozarDemocratic
فڕۆکە جەنگییەکانی دەوڵەتی تورکی داگیرکەر، بەچەکی کیمیایی ناوچەی بەرواری باڵای سەربە دهۆکی، بۆردەمان کرد و سێ هاوڵاتیی کاریگەرییەکان و چەند نیشانەیەکی ژەهراویی بوونیان بەچەکی کیمیایی، تێدا دەرکەوتووە.
بەگوێرەی ئەو زانیارییانەی لە ناوچەی بەرواری باڵا-وە، گەیشتووە بە ئاژانسی ڕۆژنیوز، فڕۆکە جەنگییەکانی دەوڵەتی تورکی داگیرکەر، ئەم ئێوارەیە ناوچەی بەرواری باڵای سەربە پارێزگای دهۆکی بۆردەمان کردوە. زانیارییەکان ئەوە دەردەخەن، دەوڵەتی تورک لە بۆردومانەکەدا چەکی کیمیایی بەکار هێناوە و هاوڵاتییان بە کیمیاییەکە ژەهراویی بوونە و کاریگەریی لەسەریان جێهێشتووە.
جەخت لەوە دەکرێتەوە: لە گوندی هرورێ، سێ کەس بەهۆی چەکی کیمیایی ئەو بۆردومانەوە، کاریگەرییەکانی ژەهراویی بوونیان، تێدا دەرکەوتووە. هەربۆیە توشی هەناسە تەنگیی، چاوسوور بوونەوە، دڵتێکهەڵهاتن بوونە و ڕەوانەی نەخۆشخانە کراون.
ڕۆژنیوز
🆔 @GozarDemocratic
Forwarded from ارتش سایبری گارد جاویدان ایران
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔻فوکویاما و پایان دولت-ملت
🔹فوکویاما در کنار هانتیگتون یکی از برجستەترین نظریە پردازان دنیای سرمایەداری شناختە میشود. او کە سالها پیش جار پایان تاریخ را میزد اکنون در گفتگویی مفصل با مجلەی نوئما سخن از جایگزینی سیستمهای دیگری غیر از دولت-ملت برای ادارەی سیاسی جهان میزند.
🔹فوکویا در تاریخ اندیشەی سیاسی متفکر برزگی محسوب نمیشود، اما اگر عدول او از مواضع پیشینش و حرفهای این روزهای بایدن کە دیگر دوران اقدام نظامی برای نجات دولت-ملتها بە پایان رسیدە را کنار هم بگذاریم، شاید زمزمەهایی از تغییر استراتژی در دالانهای قدرت واشینگتن بە گوشمان برسد.
@aryentvfarsi
🔹فوکویاما در کنار هانتیگتون یکی از برجستەترین نظریە پردازان دنیای سرمایەداری شناختە میشود. او کە سالها پیش جار پایان تاریخ را میزد اکنون در گفتگویی مفصل با مجلەی نوئما سخن از جایگزینی سیستمهای دیگری غیر از دولت-ملت برای ادارەی سیاسی جهان میزند.
🔹فوکویا در تاریخ اندیشەی سیاسی متفکر برزگی محسوب نمیشود، اما اگر عدول او از مواضع پیشینش و حرفهای این روزهای بایدن کە دیگر دوران اقدام نظامی برای نجات دولت-ملتها بە پایان رسیدە را کنار هم بگذاریم، شاید زمزمەهایی از تغییر استراتژی در دالانهای قدرت واشینگتن بە گوشمان برسد.
@aryentvfarsi
صالح مسلم: مسائل و مشکلات سوریه را حول میز مذاکره میتوان حل کرد
صالح مسلم عضو شورای ریاست مشترک حزب اتحاد دمکراتیک در خصوص اظهارات بشار اسد مبنی بر عدم مرکزیت اظهار داشت: این اظهارات نباید به صورت یکطرفه باشند، بلکه تمام گروهها را مخاطب قرار بدهد. حول میز مذاکره میتوان تمام مشکلات را حل کرد.
🆔 @GozarDemocratic
صالح مسلم عضو شورای ریاست مشترک حزب اتحاد دمکراتیک در خصوص اظهارات بشار اسد مبنی بر عدم مرکزیت اظهار داشت: این اظهارات نباید به صورت یکطرفه باشند، بلکه تمام گروهها را مخاطب قرار بدهد. حول میز مذاکره میتوان تمام مشکلات را حل کرد.
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
صالح مسلم: مسائل و مشکلات سوریه را حول میز مذاکره میتوان حل کرد صالح مسلم عضو شورای ریاست مشترک حزب اتحاد دمکراتیک در خصوص اظهارات بشار اسد مبنی بر عدم مرکزیت اظهار داشت: این اظهارات نباید به صورت یکطرفه باشند، بلکه تمام گروهها را مخاطب قرار بدهد. حول…
صالح مسلم: مسائل و مشکلات سوریه را حول میز مذاکره میتوان حل کرد
صالح مسلم عضو شورای ریاست مشترک حزب اتحاد دمکراتیک در خصوص اظهارات بشار اسد مبنی بر عدم مرکزیت اظهار داشت: این اظهارات نباید به صورت یکطرفه باشند، بلکه تمام گروهها را مخاطب قرار بدهد. حول میز مذاکره میتوان تمام مشکلات را حل کرد.
سیاستهای ملت-دولتها مسائل و مشکلات خاورمیانه را افزایش میدهند و در سوریه نیز به جای دستیابی به راه حل بحران این کشور روز بروز عمیقتر میشود. اما همزمان با این بحران، مبارزه کورد علیه داعش در انقلاب روژآوا به چراغ راه تبدیل شده است. مدل روژآوا که با پروژه خودمدیریتی دمکراتیک خود علیه مسائل و مشکلات گسترش یافته در خاورمیانه، فرمول جدیدی از راه حل را پیشنهاد کرده است، هم اکنون برای منطقه و خلقهای منطقه به امیدی مبدل شده است. در همین رابطه و در خصوص تحولات روی داده در افغانستان، انگشت گذاشتن بشار اسد بر مسئله عدم مرکزیت و اعلام مواضع جدید امریکا-روسیه در منطقه و اتحاد کوردی از جمله مسائلی بودند که خبرگزاری مزوپوتامیا آنها را با صالح مسلم عضو شورای ریاست مشترک حزب اتحاد دمکراتیک در میان گذاشته است.
خبرگزاری مزوپوتامیا: با اظهارات بشار اسد در رابطه با عدم مرکزیت چگونه برخورد میکنید؟
صالح مسلم: اظهارات بشار اسد بر یکدیگر تطابق و هماهنگی ندارند. از حکومت اسد شخصی چند روز قبل ضمن اشاره به ما اظهار داشت که اینان تروریست هستند. بعد از آن مشاهده میشود که رئیس جمهوری سوریه ظاهر شده و از سیستم عدم مرکزیت سخن میگوید، میگوید که سوریه به سال ۲۰۱۱ باز نمیگردد. از نظر ما، وی غیر از اظهارت شفاهی خود، نمیتواند گامی فراتر بگذارد. این سخنان و اظهارات نه تحت کنترل اسد و نه دولت وی قرار دارند. تصمیماتی هستند که از خارج به آنها تحمیل شده است. تلاش میکنند که بر اساس منافع خود چنین سیاستهایی را به پیش ببرند. ما بعد از انقلاب روژآوا اعلام میکنیم که این سیستم نمیتواند به این نحو ادامه پیدا کند. ما اعلام میکنیم که سوریه نمیتواند به سال ۲۰۱۱ بازگردد و لازم است که عدم مرکزیت جای خود را به مدل خودمدیریتی دمکراتیک بدهد. همزمان، ما از پروژههایی برخوردار هستیم، از سیستم و شیوه مدیریتی خودمان برخورداریم که طی چند سال اخیر به مرحله اجرا گذاشته شده است. علیرغم این که طی این چند سال دستیابی به راه حل را از آنها خواستهایم، اسد و دولت وی درهای خود برای بر روی راه حل و خواست ما بستهاند. برای حل مسائل و مشکلات گامهای شفاف برداشته نشدهاند، آنها اجازه ندادهاند که دیالوگ برقرار شود. علیرغم تمام این اقدامات، اگر رئیس جمهوری که سوریه را اداره میکند به یکباره ظاهر شود و چنین سخنانی را بر زبان بیاورد، برای ما مهم و مثبت است. اما این اظهارات کافی و بسنده نیستند. اگر اسد طرفدار ذهنیت عدم تمرکز است، لازم است در این باره گام بردارد. لازم است که با تمام طرفها و گروهها گفتگو و دیدار داشته باشد، نه آنکه به صورت یک طرفه حرف بزند. تمام گروهها و طرفها میتوانند دور یک میز نشسته و مسائل و مشکلات سوریه را بر روی میز مذاکره حل کنند.
اگر اسد درصدد دستیابی به حل مسئله باشد، خلق، نمایندگان خلق حضور دارند، باید با آنها به گفتگو بپردازد. باید قانون اساسی آزادی طلبانهای نوشته شود، برای حل مسئله باید طرف سوم حضور داشته باشد. طرف سوم باید سازمان ملل متحد یا یک ناظر بینالمللی باشد. دشوار است که راه حل به صورت یک طرفه باشد. اگر طرفی سومی هم حضور داشته باشد، میتوان مسائل را حل کرد. ما چندین سال است که مدیریت خودمان در شمال-شرق سوریه را ایجاد کردهایم. در این باره از تجربه برخورداریم. پروژه مطرح شده از سوی ما برای تمام سوریه قابلیت اجرایی دارد. اگر در سوریه خلقهای دیگر هم مطالباتی داشته باشند، لازم است که به این مطالبات نیز توجه کرد. خلق و حزب آماده هستند؛ اگر در این باره نیتی جدی در کار باشد. اقداماتی که صورت میگیرند مشخص هستند.
خبرگزاری مزوپوتامیا: آیا بعد از اظهارات اسد، با وی رابطه برقرار کردهاید؟
صالح مسلم: بعد از اظهارات بشار اسد، هیچگونه دیداری صورت نگرفته است. نهادهای ما از جمله رهبری خودمدیریتی، مجلس سوریه دمکراتیک وجود دارند، من اطلاعی ندارم که با آنها ارتباطی برقرار کردهاند یا خیر، اما تا جایی که اطلاع دارم، دیداری صورت نگرفته است. برای حل مسائل و مشکلات باید مذاکره صورت بگیرد. اگر اسد در این باره حسن نیت داشته باشد، باید اقدام لازم را در این باره انجام دهد. به عنوان نمایندگان خلق، ما همیشه آماده هستیم که وارد مذاکره شده و مسائل و مشکلات را حل کنیم.
خبرگزاری مزوپوتامیا: شما به عنوان رهبری خودمدیریتی چگونه بین مرکز و منطقه شمال-شرق سوریه میخواهید این رابطه را برقرار کنید؟
صالح مسلم عضو شورای ریاست مشترک حزب اتحاد دمکراتیک در خصوص اظهارات بشار اسد مبنی بر عدم مرکزیت اظهار داشت: این اظهارات نباید به صورت یکطرفه باشند، بلکه تمام گروهها را مخاطب قرار بدهد. حول میز مذاکره میتوان تمام مشکلات را حل کرد.
سیاستهای ملت-دولتها مسائل و مشکلات خاورمیانه را افزایش میدهند و در سوریه نیز به جای دستیابی به راه حل بحران این کشور روز بروز عمیقتر میشود. اما همزمان با این بحران، مبارزه کورد علیه داعش در انقلاب روژآوا به چراغ راه تبدیل شده است. مدل روژآوا که با پروژه خودمدیریتی دمکراتیک خود علیه مسائل و مشکلات گسترش یافته در خاورمیانه، فرمول جدیدی از راه حل را پیشنهاد کرده است، هم اکنون برای منطقه و خلقهای منطقه به امیدی مبدل شده است. در همین رابطه و در خصوص تحولات روی داده در افغانستان، انگشت گذاشتن بشار اسد بر مسئله عدم مرکزیت و اعلام مواضع جدید امریکا-روسیه در منطقه و اتحاد کوردی از جمله مسائلی بودند که خبرگزاری مزوپوتامیا آنها را با صالح مسلم عضو شورای ریاست مشترک حزب اتحاد دمکراتیک در میان گذاشته است.
خبرگزاری مزوپوتامیا: با اظهارات بشار اسد در رابطه با عدم مرکزیت چگونه برخورد میکنید؟
صالح مسلم: اظهارات بشار اسد بر یکدیگر تطابق و هماهنگی ندارند. از حکومت اسد شخصی چند روز قبل ضمن اشاره به ما اظهار داشت که اینان تروریست هستند. بعد از آن مشاهده میشود که رئیس جمهوری سوریه ظاهر شده و از سیستم عدم مرکزیت سخن میگوید، میگوید که سوریه به سال ۲۰۱۱ باز نمیگردد. از نظر ما، وی غیر از اظهارت شفاهی خود، نمیتواند گامی فراتر بگذارد. این سخنان و اظهارات نه تحت کنترل اسد و نه دولت وی قرار دارند. تصمیماتی هستند که از خارج به آنها تحمیل شده است. تلاش میکنند که بر اساس منافع خود چنین سیاستهایی را به پیش ببرند. ما بعد از انقلاب روژآوا اعلام میکنیم که این سیستم نمیتواند به این نحو ادامه پیدا کند. ما اعلام میکنیم که سوریه نمیتواند به سال ۲۰۱۱ بازگردد و لازم است که عدم مرکزیت جای خود را به مدل خودمدیریتی دمکراتیک بدهد. همزمان، ما از پروژههایی برخوردار هستیم، از سیستم و شیوه مدیریتی خودمان برخورداریم که طی چند سال اخیر به مرحله اجرا گذاشته شده است. علیرغم این که طی این چند سال دستیابی به راه حل را از آنها خواستهایم، اسد و دولت وی درهای خود برای بر روی راه حل و خواست ما بستهاند. برای حل مسائل و مشکلات گامهای شفاف برداشته نشدهاند، آنها اجازه ندادهاند که دیالوگ برقرار شود. علیرغم تمام این اقدامات، اگر رئیس جمهوری که سوریه را اداره میکند به یکباره ظاهر شود و چنین سخنانی را بر زبان بیاورد، برای ما مهم و مثبت است. اما این اظهارات کافی و بسنده نیستند. اگر اسد طرفدار ذهنیت عدم تمرکز است، لازم است در این باره گام بردارد. لازم است که با تمام طرفها و گروهها گفتگو و دیدار داشته باشد، نه آنکه به صورت یک طرفه حرف بزند. تمام گروهها و طرفها میتوانند دور یک میز نشسته و مسائل و مشکلات سوریه را بر روی میز مذاکره حل کنند.
اگر اسد درصدد دستیابی به حل مسئله باشد، خلق، نمایندگان خلق حضور دارند، باید با آنها به گفتگو بپردازد. باید قانون اساسی آزادی طلبانهای نوشته شود، برای حل مسئله باید طرف سوم حضور داشته باشد. طرف سوم باید سازمان ملل متحد یا یک ناظر بینالمللی باشد. دشوار است که راه حل به صورت یک طرفه باشد. اگر طرفی سومی هم حضور داشته باشد، میتوان مسائل را حل کرد. ما چندین سال است که مدیریت خودمان در شمال-شرق سوریه را ایجاد کردهایم. در این باره از تجربه برخورداریم. پروژه مطرح شده از سوی ما برای تمام سوریه قابلیت اجرایی دارد. اگر در سوریه خلقهای دیگر هم مطالباتی داشته باشند، لازم است که به این مطالبات نیز توجه کرد. خلق و حزب آماده هستند؛ اگر در این باره نیتی جدی در کار باشد. اقداماتی که صورت میگیرند مشخص هستند.
خبرگزاری مزوپوتامیا: آیا بعد از اظهارات اسد، با وی رابطه برقرار کردهاید؟
صالح مسلم: بعد از اظهارات بشار اسد، هیچگونه دیداری صورت نگرفته است. نهادهای ما از جمله رهبری خودمدیریتی، مجلس سوریه دمکراتیک وجود دارند، من اطلاعی ندارم که با آنها ارتباطی برقرار کردهاند یا خیر، اما تا جایی که اطلاع دارم، دیداری صورت نگرفته است. برای حل مسائل و مشکلات باید مذاکره صورت بگیرد. اگر اسد در این باره حسن نیت داشته باشد، باید اقدام لازم را در این باره انجام دهد. به عنوان نمایندگان خلق، ما همیشه آماده هستیم که وارد مذاکره شده و مسائل و مشکلات را حل کنیم.
خبرگزاری مزوپوتامیا: شما به عنوان رهبری خودمدیریتی چگونه بین مرکز و منطقه شمال-شرق سوریه میخواهید این رابطه را برقرار کنید؟
گذار دموکراتیک
صالح مسلم: مسائل و مشکلات سوریه را حول میز مذاکره میتوان حل کرد صالح مسلم عضو شورای ریاست مشترک حزب اتحاد دمکراتیک در خصوص اظهارات بشار اسد مبنی بر عدم مرکزیت اظهار داشت: این اظهارات نباید به صورت یکطرفه باشند، بلکه تمام گروهها را مخاطب قرار بدهد. حول…
صالح مسلم: خودمدیریتی ما متشکل از ۷ منطقه است و نمایندگان ۷ منطقه در آن حضور دارند. از یک سیستم ریاست مشترک برخوردار هستیم، از نهادها و سازمانهای خودمان برخوردار هستیم. مجلس خودمان را داریم. ما میخواهیم این سیستم را بیش از این گسترش دهیم. با عناصر و مولفههایی که در دیرالزور و لاذقیه هستند، در ارتباط هستیم. میخواهند که سیستم مدیریتی ما در این مناطق هم برقرار شود. اگر اراده قدرتمندی وارد میدان شود، ما میتوانیم گفتگو کرده و سیستم مشترکی را ایجاد کنیم. سیستم خودمدیریتی دمکراتیک سیستمی است که آینده و آزادی سوریه را تضمین میکند. لازم است که هم اکنون در سوریه تغییراتی ایجاد شود. ما میتوانیم که از طریق هیاتهایمان، دامنه تمام روابطمان را گسترش دهیم. لازم است که هم اکنون تغییری در سوریه ایجاد شود. زمان برداشتن گامهای عملی فرا رسیده است. سیستم در عمل میتواند مستقر شود، انسجامی قدرتمند میتواند بین مرکز و منطقه ایجاد شود. پروژههای قدرتمندی داریم که میتوانند برای آینده سوریه نوید بخش باشند و در دستیابی به راه حلی برای مشکلات سوریه همکار باشند. اگر گامهای لازم برداشته شوند، ارادهای قدرتمند میتواند ایجاد و سازماندهی شود.
خبرگزاری مزوپوتامیا: آیا برای دستیابی به راه حلی برای مسائل و مشکلات سوریه، نقشه راهی دارید؟
صالح مسلم: ما مدت زمان زیادی است که برای حل مسائل و مشکلات، با دولت سوریه، روسیه و آمریکا مشغول گفتگو و مذاکره هستیم. راه حل مسائل و مشکلات، دمکراسی، آزادی و خودمدیریتی خلقهاست. ما طرفدار سیستمی دمکراتیک و آزادیطلب هستیم. باید اراده خلق به رسمیت شناخته شود. رژیم سوریه خود دارای پارلمان است، اما سیستمی است که از بیخ و بن انتصابی بوده و برای حفظ خود عمل میکند. اما در واقع نباید اینگونه باشد، باید پارلمان انتخابی باشد، نمایندگان هر منطقهای باید در مجلس حضور داشته باشند. همانگونه که آمریکا یک مجلس سنا وجود دارد، باید در منطقه ما هم مجلس وجود داشته باشد. اگر این پیشنهادات با قدرت درک شوند، مشکلات میتوانند حل شوند. اراده خلق در قانون اساسی رژیم مشاهده نمیشود و این به تمامی ذهنیتی مستبدانه و فرد محور است و هیچ یک از ابعاد آن به گونهای نیستند که مورد پذیرش واقع شوند. لازم است هر خلق و هر شخصی در این سیستم و در تصمیمات حضور داشته باشد، باید همه در آن سهیم باشند. باید مشارکت وجود داشته باشد و خلق متحد شود.
خبرگزاری مزوپوتامیا: مدت زمان زیادی است که برای دستیابی به موقعیتی سیاسی در تلاش هستید، همزمان غیر از کورد، خلقهای دیگری هم وجود دارند و به همین دلیل قانون اساسی جدیدی لازم است. قانون اساسی سوریه از نظر شما باید چگونه باشد؟
صالح مسلم: لازم است که در قانون اساسی مشارکت و مساهمت وجود داشته باشد و نقشه راهی به این منظور ایجاد شود. چندین سال است که ما در عمل این مسئله را تجربه میکنیم و نتایج خوبی را هم کسب کردهایم. بهترین راهکار برای حل مسائل و مشکلات قانون اساسی، یک قانون اساسی بر مبنای دمکراسی، آزادی و مبتنی بر خواست خلق است. قانون اساسی باید بتواند نمایندگی زنان، جوانان و کودکان را برعهده داشته باشد. ما خواهان سیستمی هستیم که خلق و نه رژیم بتواند آن را تعیین کند. در این رابطه از تجربه برخورداریم، سیستم ما سیستمی مستقل و با ذهنیتی آزادیخواهانه است. قانونی اساسی طراحی شده از سوی رژیم نمیتواند مشکلات را حل کند و در نهایت مسائل و مشکلات را عمیقتر میکند. باید این مسئله را درک کرد.
خبرگزاری مزوپوتامیا: آمریکا در میان نیروهای ائتلاف ضد داعش از نقشی فعال برخوردار است، اما تا کنون در خصوص موقعیت سیاسی روژآوا سیاست مشخصی ندارد، مسئولان روسی نیز از استقلال فرهنگی سخن میگویند. برخورد آمریکا و روسیه را در منطقه که دو نیروی مهم هستند چگونه ارزیابی میکنید؟
صالح مسلم: روسیه و آمریکا هر دو به منافع خود فکر میکنند. اما در اینجا شاهد تحقق اراده خلق هستیم. این خلق است که تعیین کننده نهایی است. این خلق است که تصمیم میگیرد که چگونه زندگی کند و چه باید بکند. اگر آمریکا و روسیه به راستی خواهان احترام به اراده خلق هستند باید منافع خود را به کنار بگذارند و برای اینکه اراده خلق تحقق پیدا کند ما باید مبارزه کنیم. منافع روسیه دلیل اصلی دخالت این کشور در امور سوریه است. روسیه در چارچوب منافع خود با رژیم اسد ارتباط برقرار میکند. سیاست این کشور بقای رژیم است. روسیه تلاش میکند تا منافع و دستاوردهای خود را حفظ کند و بتواند مسائل و مشکلات روی داده را تحت کنترل خود داشته و از طرف دیگر تحت کنترل رژیم، خودمدیریتی را به صورتی محدود به کورد بدهد. روسیه به رسمیت شناختن و مخاطب قرار دادن و برقراری دیالوگ با کورد و خودمدیریتی را هدف خود قرار نداده است. از همان ابتدا سیاستهای خود را بر اساس منافع خود تنظیم کرده است.
خبرگزاری مزوپوتامیا: آیا برای دستیابی به راه حلی برای مسائل و مشکلات سوریه، نقشه راهی دارید؟
صالح مسلم: ما مدت زمان زیادی است که برای حل مسائل و مشکلات، با دولت سوریه، روسیه و آمریکا مشغول گفتگو و مذاکره هستیم. راه حل مسائل و مشکلات، دمکراسی، آزادی و خودمدیریتی خلقهاست. ما طرفدار سیستمی دمکراتیک و آزادیطلب هستیم. باید اراده خلق به رسمیت شناخته شود. رژیم سوریه خود دارای پارلمان است، اما سیستمی است که از بیخ و بن انتصابی بوده و برای حفظ خود عمل میکند. اما در واقع نباید اینگونه باشد، باید پارلمان انتخابی باشد، نمایندگان هر منطقهای باید در مجلس حضور داشته باشند. همانگونه که آمریکا یک مجلس سنا وجود دارد، باید در منطقه ما هم مجلس وجود داشته باشد. اگر این پیشنهادات با قدرت درک شوند، مشکلات میتوانند حل شوند. اراده خلق در قانون اساسی رژیم مشاهده نمیشود و این به تمامی ذهنیتی مستبدانه و فرد محور است و هیچ یک از ابعاد آن به گونهای نیستند که مورد پذیرش واقع شوند. لازم است هر خلق و هر شخصی در این سیستم و در تصمیمات حضور داشته باشد، باید همه در آن سهیم باشند. باید مشارکت وجود داشته باشد و خلق متحد شود.
خبرگزاری مزوپوتامیا: مدت زمان زیادی است که برای دستیابی به موقعیتی سیاسی در تلاش هستید، همزمان غیر از کورد، خلقهای دیگری هم وجود دارند و به همین دلیل قانون اساسی جدیدی لازم است. قانون اساسی سوریه از نظر شما باید چگونه باشد؟
صالح مسلم: لازم است که در قانون اساسی مشارکت و مساهمت وجود داشته باشد و نقشه راهی به این منظور ایجاد شود. چندین سال است که ما در عمل این مسئله را تجربه میکنیم و نتایج خوبی را هم کسب کردهایم. بهترین راهکار برای حل مسائل و مشکلات قانون اساسی، یک قانون اساسی بر مبنای دمکراسی، آزادی و مبتنی بر خواست خلق است. قانون اساسی باید بتواند نمایندگی زنان، جوانان و کودکان را برعهده داشته باشد. ما خواهان سیستمی هستیم که خلق و نه رژیم بتواند آن را تعیین کند. در این رابطه از تجربه برخورداریم، سیستم ما سیستمی مستقل و با ذهنیتی آزادیخواهانه است. قانونی اساسی طراحی شده از سوی رژیم نمیتواند مشکلات را حل کند و در نهایت مسائل و مشکلات را عمیقتر میکند. باید این مسئله را درک کرد.
خبرگزاری مزوپوتامیا: آمریکا در میان نیروهای ائتلاف ضد داعش از نقشی فعال برخوردار است، اما تا کنون در خصوص موقعیت سیاسی روژآوا سیاست مشخصی ندارد، مسئولان روسی نیز از استقلال فرهنگی سخن میگویند. برخورد آمریکا و روسیه را در منطقه که دو نیروی مهم هستند چگونه ارزیابی میکنید؟
صالح مسلم: روسیه و آمریکا هر دو به منافع خود فکر میکنند. اما در اینجا شاهد تحقق اراده خلق هستیم. این خلق است که تعیین کننده نهایی است. این خلق است که تصمیم میگیرد که چگونه زندگی کند و چه باید بکند. اگر آمریکا و روسیه به راستی خواهان احترام به اراده خلق هستند باید منافع خود را به کنار بگذارند و برای اینکه اراده خلق تحقق پیدا کند ما باید مبارزه کنیم. منافع روسیه دلیل اصلی دخالت این کشور در امور سوریه است. روسیه در چارچوب منافع خود با رژیم اسد ارتباط برقرار میکند. سیاست این کشور بقای رژیم است. روسیه تلاش میکند تا منافع و دستاوردهای خود را حفظ کند و بتواند مسائل و مشکلات روی داده را تحت کنترل خود داشته و از طرف دیگر تحت کنترل رژیم، خودمدیریتی را به صورتی محدود به کورد بدهد. روسیه به رسمیت شناختن و مخاطب قرار دادن و برقراری دیالوگ با کورد و خودمدیریتی را هدف خود قرار نداده است. از همان ابتدا سیاستهای خود را بر اساس منافع خود تنظیم کرده است.
گذار دموکراتیک
صالح مسلم: مسائل و مشکلات سوریه را حول میز مذاکره میتوان حل کرد صالح مسلم عضو شورای ریاست مشترک حزب اتحاد دمکراتیک در خصوص اظهارات بشار اسد مبنی بر عدم مرکزیت اظهار داشت: این اظهارات نباید به صورت یکطرفه باشند، بلکه تمام گروهها را مخاطب قرار بدهد. حول…
در مسئله به رسمیت شناختن خودمدیریتی هم نمیخواهد قدمی بردارد. اگر سوریه خودمدیریتی را رسما به رسمیت بشناسد، میتواند دستاردهای بزرگی به دنبال داشته باشد. در آن صورت است که خودمدیریتی در عرصه بینالمللی نیز میتواند نمود بیشتری داشته باشد. اما چون رژیم ما را به رسمیت نمیشناسد، بیشتر اوقات بسیاری نمیخواهند که با ما ارتباط برقرار کرده و حتی صدای ما را هم بشنوند. اپوزیسیون سوریه به رسمیت شناخته میشود و دفاتر آنان به رسمیت شناخته میشود، ما و دفاتر ما نیز باید به رسمیت شناخته شوند. به رسمیت نشناختن ما برآمده از سیاستهای مزورانه است.
خبرگزاری مزوپوتامیا: بعد از آنکه افغانستان تحت کنترل طالبان درآمد، این کشور بار دیگر در کانون توجهات بینالمللی قرار گرفته است. آیا خطراتی میتواند روژآوا و مناطق شمال-شرق سوریه را که از نیروی دفاعی خود برخوردارند تهدید کند؟
صالح مسلم: ما خودمان از خودمان دفاع میکنیم. ما به هیچ گروهی وابسته نیستیم، تنها به خود متکی هستیم. از نیروی خلاقیت برخورداریم. طالبان یا نیروهای دیگر بر اساس منافع دیگری خلق شدهاند و بدون شک آمریکا و روسیه در این مسئله منافعی دارند. اگر آمریکا و نیروهای اتلاف ضد داعش بتوانند با تروریسم بجنگند، لازم است که در خاورمیانهای که به مرکز جنگها تبدیل شده ست باقی بمانند. و تصور میکنیم که باقی هم میمانند. در خاورمیانه هم بزرگتر و قدرتمندتر از ما نیرویی را نمیبینند که علیه تروریسم بجنگند. خطری متوجه ما باشد یا خیر، آنچه که بقای ما را مشخص میکند مبارزه و مقاومت ما است. بیش از هر چیز به نیروی خود اتکا داریم. در مناطق ما داعش تحرک دارد، و دولتهای قدرتمند نمیتوانند به حضور آنان خاتمه دهند. زیرا آنها نیرویی ندارند که بتوانند در زمین مبارزه کنند، نمیتوانند علیه داعش به پیروزی دست پیدا کنند. اما نیروی ما و مقاومت ما مشخص است و مقاومت ما هم کاملا ملموس است.
خبرگزاری مزوپوتامیا: بعد از کنترل قدرت از سوی طالبان، بسیاری از کشورها اعلام کردند که طالبان را به رسمیت میشناسند. شما برخورد این کشورها را با منطقه خودمدیریتی که سالیان درازی است تلاش میکند صلح در منطقه تحقق پیدا کنند چگونه ارزیابی میکنید؟
صالح مسلم: به عنوان خلق، به عنوان مقاومت و به عنوان نیروی دفاعی هیچ کس ما را شکل نداده است، هیچ کس ما را تاسیس نکرده است، ما بر اساس خواست و نیروی خودمان تشکیل شدهایم. ما با مقاومت و مبارزه خودمان تا به امروز آمدهایم. ما تحت حمایت گروه یا کشور دیگری نیستیم. در سوریه ما خواهان به رسمیت شناختن خودمان هستیم، با نیروی دفاعی خود و ارزشهای خود، ایجاد شدهایم. از طرف دیگر مسئله مهمی هم در این باره وجود دارد. چه کسی و چرا طالبان را ایجاد کرد؟ طالبان از درون افغانستان پدیدار شد. کسانی که طالبان را ایجاد کردند، نیروهای فرادست بودند. طالبان گروهی است که برای جنگ علیه روسیه در کنار القاعده، ایجاد شد و از مراحل مختلفی گذشته است. براساس ذات خلق و نیروی متکی به خود خلق نشده است. کسانی که طالبان را خلق کردند، از این گروه استفاده میکنند. اما هیچ کس ما را خلق نکرده است. ما در چارچوب پویشهای خلقمان پدیدار شدهایم.
علیرغم آنکه برخی از دولتها برای دستیابی به منافع خود با ما دیدار بعمل آوردهاند، آنها در شکلگیری ما دخالتی نداشتهاند، ما براساس نیروی خود، نیروی خلق ایجاد شدهایم. این وجه تمایز ما است. طالبان میخواهد کشور را به ۱۴۰۰ سال قبل بازگرداند. زنان، جامعه و آزادیها را نادیده بگیرد. اما ما علیه تمام ایدههای آنان هستیم. افکار و اندیشههایی که ما حافظ آنها هستیم، در واقع دفاع از ارزشها و نرمهای جهانی است. ما از دمکراسی، حقوق زنان، سیستم ریاست مشترک، لائیسیته و سیستمی مترقی دفاع میکنیم. اما طرف مقابل از سیستمی مرتجع برخوردار است. وضعیت طالبان وضعیتی فلاکتبار است. کشورهایی که میخواهند طالبان را به رسمیت بشناسند، سیاستهای مزورانهای را دنبال میکنند. این مسئله تهدید و مشکلی عمده برای منطقه به شمار میرود. به رسمیت شناختن طالبان به معنای حل مسائل و مشکلات نیست، بلکه بر عکس به معنای بسط و گسترش مسائل مشکلات است.
خبرگزاری مزوپوتامیا: رویدادهای افغانستان را چگونه ارزیابی میکنید؟
صالح مسلم: طالبان میخواهد که کشور خود و جهان را به ۱۴۰۰ سال قبل بازگرداند. با تهدید و ارعاب میخواهد که دمکراسی و آزادی را در جهان به خطر بیندازد. اگر فرصت را مهیا ببیند، به نیروهایی مانند ما نیز حمله میکنند. به چشم دشمن به ما نگاه میکنند. اما بشریت ارتجاع ۱۴۰۰ سال قبل را نمیپذیرد. لازم است که جامعه بشری برخورد طالبان با کودکان، زنان، آزادی و دمکراسی را قبول نکند.
خبرگزاری مزوپوتامیا: آیا مقاومت صورت گرفته در روژآوا و کوبانی میتواند الهامبخش مبارزات خلقها در افغانستان شود؟
خبرگزاری مزوپوتامیا: بعد از آنکه افغانستان تحت کنترل طالبان درآمد، این کشور بار دیگر در کانون توجهات بینالمللی قرار گرفته است. آیا خطراتی میتواند روژآوا و مناطق شمال-شرق سوریه را که از نیروی دفاعی خود برخوردارند تهدید کند؟
صالح مسلم: ما خودمان از خودمان دفاع میکنیم. ما به هیچ گروهی وابسته نیستیم، تنها به خود متکی هستیم. از نیروی خلاقیت برخورداریم. طالبان یا نیروهای دیگر بر اساس منافع دیگری خلق شدهاند و بدون شک آمریکا و روسیه در این مسئله منافعی دارند. اگر آمریکا و نیروهای اتلاف ضد داعش بتوانند با تروریسم بجنگند، لازم است که در خاورمیانهای که به مرکز جنگها تبدیل شده ست باقی بمانند. و تصور میکنیم که باقی هم میمانند. در خاورمیانه هم بزرگتر و قدرتمندتر از ما نیرویی را نمیبینند که علیه تروریسم بجنگند. خطری متوجه ما باشد یا خیر، آنچه که بقای ما را مشخص میکند مبارزه و مقاومت ما است. بیش از هر چیز به نیروی خود اتکا داریم. در مناطق ما داعش تحرک دارد، و دولتهای قدرتمند نمیتوانند به حضور آنان خاتمه دهند. زیرا آنها نیرویی ندارند که بتوانند در زمین مبارزه کنند، نمیتوانند علیه داعش به پیروزی دست پیدا کنند. اما نیروی ما و مقاومت ما مشخص است و مقاومت ما هم کاملا ملموس است.
خبرگزاری مزوپوتامیا: بعد از کنترل قدرت از سوی طالبان، بسیاری از کشورها اعلام کردند که طالبان را به رسمیت میشناسند. شما برخورد این کشورها را با منطقه خودمدیریتی که سالیان درازی است تلاش میکند صلح در منطقه تحقق پیدا کنند چگونه ارزیابی میکنید؟
صالح مسلم: به عنوان خلق، به عنوان مقاومت و به عنوان نیروی دفاعی هیچ کس ما را شکل نداده است، هیچ کس ما را تاسیس نکرده است، ما بر اساس خواست و نیروی خودمان تشکیل شدهایم. ما با مقاومت و مبارزه خودمان تا به امروز آمدهایم. ما تحت حمایت گروه یا کشور دیگری نیستیم. در سوریه ما خواهان به رسمیت شناختن خودمان هستیم، با نیروی دفاعی خود و ارزشهای خود، ایجاد شدهایم. از طرف دیگر مسئله مهمی هم در این باره وجود دارد. چه کسی و چرا طالبان را ایجاد کرد؟ طالبان از درون افغانستان پدیدار شد. کسانی که طالبان را ایجاد کردند، نیروهای فرادست بودند. طالبان گروهی است که برای جنگ علیه روسیه در کنار القاعده، ایجاد شد و از مراحل مختلفی گذشته است. براساس ذات خلق و نیروی متکی به خود خلق نشده است. کسانی که طالبان را خلق کردند، از این گروه استفاده میکنند. اما هیچ کس ما را خلق نکرده است. ما در چارچوب پویشهای خلقمان پدیدار شدهایم.
علیرغم آنکه برخی از دولتها برای دستیابی به منافع خود با ما دیدار بعمل آوردهاند، آنها در شکلگیری ما دخالتی نداشتهاند، ما براساس نیروی خود، نیروی خلق ایجاد شدهایم. این وجه تمایز ما است. طالبان میخواهد کشور را به ۱۴۰۰ سال قبل بازگرداند. زنان، جامعه و آزادیها را نادیده بگیرد. اما ما علیه تمام ایدههای آنان هستیم. افکار و اندیشههایی که ما حافظ آنها هستیم، در واقع دفاع از ارزشها و نرمهای جهانی است. ما از دمکراسی، حقوق زنان، سیستم ریاست مشترک، لائیسیته و سیستمی مترقی دفاع میکنیم. اما طرف مقابل از سیستمی مرتجع برخوردار است. وضعیت طالبان وضعیتی فلاکتبار است. کشورهایی که میخواهند طالبان را به رسمیت بشناسند، سیاستهای مزورانهای را دنبال میکنند. این مسئله تهدید و مشکلی عمده برای منطقه به شمار میرود. به رسمیت شناختن طالبان به معنای حل مسائل و مشکلات نیست، بلکه بر عکس به معنای بسط و گسترش مسائل مشکلات است.
خبرگزاری مزوپوتامیا: رویدادهای افغانستان را چگونه ارزیابی میکنید؟
صالح مسلم: طالبان میخواهد که کشور خود و جهان را به ۱۴۰۰ سال قبل بازگرداند. با تهدید و ارعاب میخواهد که دمکراسی و آزادی را در جهان به خطر بیندازد. اگر فرصت را مهیا ببیند، به نیروهایی مانند ما نیز حمله میکنند. به چشم دشمن به ما نگاه میکنند. اما بشریت ارتجاع ۱۴۰۰ سال قبل را نمیپذیرد. لازم است که جامعه بشری برخورد طالبان با کودکان، زنان، آزادی و دمکراسی را قبول نکند.
خبرگزاری مزوپوتامیا: آیا مقاومت صورت گرفته در روژآوا و کوبانی میتواند الهامبخش مبارزات خلقها در افغانستان شود؟
گذار دموکراتیک
صالح مسلم: مسائل و مشکلات سوریه را حول میز مذاکره میتوان حل کرد صالح مسلم عضو شورای ریاست مشترک حزب اتحاد دمکراتیک در خصوص اظهارات بشار اسد مبنی بر عدم مرکزیت اظهار داشت: این اظهارات نباید به صورت یکطرفه باشند، بلکه تمام گروهها را مخاطب قرار بدهد. حول…
صالح مسلم: مقاومت ما برای تمام جهانیان مدلی الهامبخش بوده است. مقاومت و مبارزه زنان در روژآوا برای تمام جهان به شانسی بزرگ مبدل شده است. به همان اندازه که رهبری مقاومت را بر عهده داشتند، به همان اندازه زنان برای بشریت به امیدی بزرگ مبدل شدهاند. علیه تاریکی و شر مقاومت کردند و به پیروزی رسیدند. و میتوانند مسیر مقاومت را برای هر گروه مقاومتی در افغانستان روشن کنند. مبارزه زنان، میتواند رهبری مبارزه زنان در افغانستان را هم رهبری کند.
خبرگزاری مزوپوتامیا: در مدل حکومتی شما، احزاب سیاسی فراوانی وجود دارند و در این میان همواره بر اهمیت اتحاد کوردی تاکید میشود. اما این مسئله در بعد عملی تا به امروز هیچ نتیجهای به دنبال نداشته است. موانع پیش روی اتحاد کوردی چه مسائلی هستند و چرا این اتحاد تا کنون شکل نگرفته است؟
صالح مسلم: به لحاظ ذهنیتی و در میان خلق، در هر چهار بخش کوردستان، این اتحاد حاصل شده است. امروز خلق متکی به ارزشهای خود است. در بعد حزبی و سازمانهای سیاسی است که برخوردها و مشکلات ادامه دارند. نیروهای خارجی تلاش میکنند که مانع از اتحاد کورد شوند. در آرامستان شهدای کوبانی، شهدای هر چهار بخش کوردستان را مشاهده میکنیم. در قامشلو و تربسپی همین وضعیت برقرار است. خلق کورد هیچ مشکلی با اتحاد ندارد. اما افکار سیاسی احزاب سیاسی مختلف و جدا از یکدیگر است. برخی از آنها تحت تاثیر مسائل خانوادگی هستند، برخی تنها به منافع خود فکر می کنند و برخی دیگر هم به خارج وابسته هستند. تمام این مسائل سبب میشوند که مسائل و مشکلات حل نشوند. اگر دمکراسی تحقق پیدا کند، اتحاد خلق کورد هم شکل میگیرد. ما در این باره بسیار تلاش کردهایم. وضعیتی حاکم است که برخی از احزاب سیاسی برای ممانعت از برقراری اتحاد کورد، به هر اقدامی دست میزنند. با تمام این مسائل ما برای دستیابی به اتحاد ملی همچنان تلاش میکنیم. در هر صورت اتحاد ملی کوردی مسئلهای ناگزیرست. تا زمانیکه اتحاد کورد ایجاد نشود، مسائل و مشکلات حل نمیشوند.
خبرگزاری مزوپوتامیا: اخیرا بسیاری از کشورهای منطقه دیدارهای دیپلماتیک خود را با شما افزایش دادهاند، شما افزایش دیدارهای دیپلماتیک آمریکا، روسیه و انگلیس و فرانسه را چگونه تحلیل میکنید؟
صالح مسلم: اشاره به شمال-شرق سوریه به معنی اشاره به ۶ میلیون انسان است. آنها در چارچوب سوریه اهدافی را دنبال میکنند. در این چارچوب ارتباط برقرار میکنند. به منظور معرفی کردن خود و بسط و گسترش آزادیهای خلقمان، ما از هر فرصتی استفاده کرده و با مقامات کشورهای خارجی دیدار میکنیم. به منظور استفاده از این فرصتها از تمام نیروی خود استفاده میکنیم. هم اکنون نزدیک به ۷۰ هزار داعشی و زن و فرزند انها در این منطقه حضور دارند. ۱۲ هزار داعشی زندانی در منطقه وجود دارند. نیروها و سازمانهای بینالمللی با آنها در ارتباط هستند. به همین دلیل است که ارتباطات ما با کشورهای خارجی ادامه پیدا میکنند. در فرانسه، در سوئیس، هلند، روسیه، آلمان، بلژیک و آمریکا ما از دفاتر نمایندگی برخوردار هستیم. اگر ما خواهان مذاکره برای آینده و آزادی منطقه باشیم و خواهان ادامه همزیستی با سوریه باشیم، در آنصورت است که ما باید همواره در این گفتگوها حضور داشته باشیم. این دولتها همه برای منافع خود در منطقه حضور دارند و دست به مذاکره میزنند.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
خبرگزاری مزوپوتامیا: در مدل حکومتی شما، احزاب سیاسی فراوانی وجود دارند و در این میان همواره بر اهمیت اتحاد کوردی تاکید میشود. اما این مسئله در بعد عملی تا به امروز هیچ نتیجهای به دنبال نداشته است. موانع پیش روی اتحاد کوردی چه مسائلی هستند و چرا این اتحاد تا کنون شکل نگرفته است؟
صالح مسلم: به لحاظ ذهنیتی و در میان خلق، در هر چهار بخش کوردستان، این اتحاد حاصل شده است. امروز خلق متکی به ارزشهای خود است. در بعد حزبی و سازمانهای سیاسی است که برخوردها و مشکلات ادامه دارند. نیروهای خارجی تلاش میکنند که مانع از اتحاد کورد شوند. در آرامستان شهدای کوبانی، شهدای هر چهار بخش کوردستان را مشاهده میکنیم. در قامشلو و تربسپی همین وضعیت برقرار است. خلق کورد هیچ مشکلی با اتحاد ندارد. اما افکار سیاسی احزاب سیاسی مختلف و جدا از یکدیگر است. برخی از آنها تحت تاثیر مسائل خانوادگی هستند، برخی تنها به منافع خود فکر می کنند و برخی دیگر هم به خارج وابسته هستند. تمام این مسائل سبب میشوند که مسائل و مشکلات حل نشوند. اگر دمکراسی تحقق پیدا کند، اتحاد خلق کورد هم شکل میگیرد. ما در این باره بسیار تلاش کردهایم. وضعیتی حاکم است که برخی از احزاب سیاسی برای ممانعت از برقراری اتحاد کورد، به هر اقدامی دست میزنند. با تمام این مسائل ما برای دستیابی به اتحاد ملی همچنان تلاش میکنیم. در هر صورت اتحاد ملی کوردی مسئلهای ناگزیرست. تا زمانیکه اتحاد کورد ایجاد نشود، مسائل و مشکلات حل نمیشوند.
خبرگزاری مزوپوتامیا: اخیرا بسیاری از کشورهای منطقه دیدارهای دیپلماتیک خود را با شما افزایش دادهاند، شما افزایش دیدارهای دیپلماتیک آمریکا، روسیه و انگلیس و فرانسه را چگونه تحلیل میکنید؟
صالح مسلم: اشاره به شمال-شرق سوریه به معنی اشاره به ۶ میلیون انسان است. آنها در چارچوب سوریه اهدافی را دنبال میکنند. در این چارچوب ارتباط برقرار میکنند. به منظور معرفی کردن خود و بسط و گسترش آزادیهای خلقمان، ما از هر فرصتی استفاده کرده و با مقامات کشورهای خارجی دیدار میکنیم. به منظور استفاده از این فرصتها از تمام نیروی خود استفاده میکنیم. هم اکنون نزدیک به ۷۰ هزار داعشی و زن و فرزند انها در این منطقه حضور دارند. ۱۲ هزار داعشی زندانی در منطقه وجود دارند. نیروها و سازمانهای بینالمللی با آنها در ارتباط هستند. به همین دلیل است که ارتباطات ما با کشورهای خارجی ادامه پیدا میکنند. در فرانسه، در سوئیس، هلند، روسیه، آلمان، بلژیک و آمریکا ما از دفاتر نمایندگی برخوردار هستیم. اگر ما خواهان مذاکره برای آینده و آزادی منطقه باشیم و خواهان ادامه همزیستی با سوریه باشیم، در آنصورت است که ما باید همواره در این گفتگوها حضور داشته باشیم. این دولتها همه برای منافع خود در منطقه حضور دارند و دست به مذاکره میزنند.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
دولت ترکیه نقشههایش علیه سلیمانیه را آشکار میکند
رژیم ترک اذعان کرد که تنشهای اخیر سیاسی در سلیمانیه به نفع ترکیه است و فرصت بسیار مهمی برای گسترش فعالیتهای آن فراهم شده است.
بر اساس یادداشتی که عثمان بکر آیدوغان در خبرگزاری آناطولی، خبرگزاری رسمی دولت ترکیه منتشر کرده است، رژیم ترک آشکارا اعلام مینماید که اختلافات و تنشهای سیاسی داخلی اتحاد میهنی کوردستان فرصتی بسیار مهم به ترکیه میدهد تا تاثیر خود را بر همهی نیروهای سیاسی، سازمانهای مدنی، دانشگاهها، روئسای عشایر، شخصیتهای دینی و غیره بگذارد.
آنچه در این یادداشت قابل توجه است این است که نویسنده در زمان اشاره به لاهور شیخ جنگی، بافل طالبانی و قباد طالبانی به نام خانوادگی آنها اشاره نکرده و فقط از اسامی کوچک آنها استفاده میکند.
در یادداشت آمده است؛"دورکردن لاهور از دستگاه اطلاعاتی و مراکز امنیتی، فرصت بسیار خوبی به ترکیه میدهد تا در استان سلیمانیه یک جبههی ضد پ.ک.ک ایجاد کند."
نویسنده با اشاره به اینکه اگر اختلافات میان لاهور شیخ جنگی و بافل طالبانی ادامه پیدا کند، به احتمال زیاد برخورد داخلی روی خواهد داد و میافزاید:"اگر علیه لاهور شیخ جنگی خشونت به کار گرفته شود، احتمال دارد میان طیفها و طرفداران آنها برخورد مسلحانه صورت گیرد. این شرایط و این اختلافات داخل ی.ن.ک فرصت بسیار خوبی برای ترکیه ایجاد میکند تا ارتباطاتش با مسئولین سیاسی سلیمانیه را افزایش دهد."
نویسنده میگوید که با دور کردن لاهور شیخ جنگی و نزدیکان وی از دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی دیگر پ.ک.ک نمیتواند به آسانی در سلیمانیه رفت و آمد کند و همچنین آمده است:"باید ارتباطی که از راه لاهور جنگی میان پ.ک.ک و ی.ن.ک ایجاد شده است را از بین ببریم. اما به دلیل ارتباطات تاریخی و ایدئولوژیک میان آنها احتمال آنکه این ارتباط به طور کامل از بین برود، وجود ندارد."
نویسنده در بخش دیگری از این مقاله با عنوان 'ترکیه باید در سلیمانیه چه کند'، میگوید،" بر اساس سطح اختلافات میان ریاست ی.ن.ک احتمال دارد برخورد داخلی میان آنها صورت بگیرد. عدم اعتماد بسیاری در میان این حزب و سازمانهای مرتبط با آنها وجود دارد و بافل برای دور کردن لاهور از ی.ن.ک و سلیمانیه، برای جمع کردن پشتیبانی در میان احزاب تغییر و پ.د.ک تلاش میکند. احتمال دارد بافل از ترکیه و ایران نیز درخواست پشتیبانی کند."
نویسنده لازم میداند، برای تضعیف تاثیر پ.ک.ک بر مردم منطقه، ترکیه باید ارتباطاتش با بافل طالبانی را توسعه دهد و میگوید؛"برای آنکه مبارزات پ.ک.ک در این منطقه تضعیف شود، باید ارتباطات ترکیه با بافل گسترش یابد و به عنوان فرصتی موقت مورد ارزیابی قرار گیرد. باید ترکیه در این زمان ارتباطاتش با مسئولان سلیمانیه را گسترش داده و جبههای علیه پ.ک.ک ایجاد کند. در این زمان ی.ن.ک به دلیل بحران داخلی آمادهی گفتوگو است."
در ادامهی یادداشت به این مسئله اشاره میشود که چون قباد طالبانی به پ.د.ک نزدیک است، ترکیه میتواند از راه وی تحرکات خود در سلیمانیه را افزایش دهد و میگوید؛"از راه قباد طالبانی میتوانیم ارتباطات دیپلماتیک، سیاسی، تجاری و امنیتی را پیش ببریم و همچنین از این راه میتوان با ی.ن.ک مذاکره کرد."
علیرغم آنکه پ.د.ک به طور کامل بر اساس سیاستهای دولت ترکیه کار میکند، اما در این مقاله تلاش برای ایجاد اختلاف میان پ.د.ک و ی.ن.ک مطرح شده و آمده است:"اگر ارتباطات با ی.ن.ک تقویت شود، آن زمان میتوانیم علیه پ.ک.ک با دستی باز کار کنیم."
ایجاد یک مرکز دیپلماتیک در سلیمانیه
در این مقاله همچنین آمده است که باید تا زمانی که اختلافات میان ی.ن.ک ادامه دارند، ترکیه مانند هولیر در سلیمانیه نیز یک مرکز دیپلماتیک باز کند. ترکیه با تأسیس یک مرکز تحت عنوان دیپلماسی میتواند با احزاب سلیمانیه، سازمانهای مدنی، دانشگاهها، رئیس عشیرهها، شخصیتهای دینی، ی.ن.ک و مردم منطقه مذاکره کند و اینگونه به گزارش خود پایان داده است "از راه این مذاکرات میتوانیم تاثیر پ.ک.ک در منطقه را کاهش دهیم."
ANF
🆔 @GozarDemocratic
رژیم ترک اذعان کرد که تنشهای اخیر سیاسی در سلیمانیه به نفع ترکیه است و فرصت بسیار مهمی برای گسترش فعالیتهای آن فراهم شده است.
بر اساس یادداشتی که عثمان بکر آیدوغان در خبرگزاری آناطولی، خبرگزاری رسمی دولت ترکیه منتشر کرده است، رژیم ترک آشکارا اعلام مینماید که اختلافات و تنشهای سیاسی داخلی اتحاد میهنی کوردستان فرصتی بسیار مهم به ترکیه میدهد تا تاثیر خود را بر همهی نیروهای سیاسی، سازمانهای مدنی، دانشگاهها، روئسای عشایر، شخصیتهای دینی و غیره بگذارد.
آنچه در این یادداشت قابل توجه است این است که نویسنده در زمان اشاره به لاهور شیخ جنگی، بافل طالبانی و قباد طالبانی به نام خانوادگی آنها اشاره نکرده و فقط از اسامی کوچک آنها استفاده میکند.
در یادداشت آمده است؛"دورکردن لاهور از دستگاه اطلاعاتی و مراکز امنیتی، فرصت بسیار خوبی به ترکیه میدهد تا در استان سلیمانیه یک جبههی ضد پ.ک.ک ایجاد کند."
نویسنده با اشاره به اینکه اگر اختلافات میان لاهور شیخ جنگی و بافل طالبانی ادامه پیدا کند، به احتمال زیاد برخورد داخلی روی خواهد داد و میافزاید:"اگر علیه لاهور شیخ جنگی خشونت به کار گرفته شود، احتمال دارد میان طیفها و طرفداران آنها برخورد مسلحانه صورت گیرد. این شرایط و این اختلافات داخل ی.ن.ک فرصت بسیار خوبی برای ترکیه ایجاد میکند تا ارتباطاتش با مسئولین سیاسی سلیمانیه را افزایش دهد."
نویسنده میگوید که با دور کردن لاهور شیخ جنگی و نزدیکان وی از دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی دیگر پ.ک.ک نمیتواند به آسانی در سلیمانیه رفت و آمد کند و همچنین آمده است:"باید ارتباطی که از راه لاهور جنگی میان پ.ک.ک و ی.ن.ک ایجاد شده است را از بین ببریم. اما به دلیل ارتباطات تاریخی و ایدئولوژیک میان آنها احتمال آنکه این ارتباط به طور کامل از بین برود، وجود ندارد."
نویسنده در بخش دیگری از این مقاله با عنوان 'ترکیه باید در سلیمانیه چه کند'، میگوید،" بر اساس سطح اختلافات میان ریاست ی.ن.ک احتمال دارد برخورد داخلی میان آنها صورت بگیرد. عدم اعتماد بسیاری در میان این حزب و سازمانهای مرتبط با آنها وجود دارد و بافل برای دور کردن لاهور از ی.ن.ک و سلیمانیه، برای جمع کردن پشتیبانی در میان احزاب تغییر و پ.د.ک تلاش میکند. احتمال دارد بافل از ترکیه و ایران نیز درخواست پشتیبانی کند."
نویسنده لازم میداند، برای تضعیف تاثیر پ.ک.ک بر مردم منطقه، ترکیه باید ارتباطاتش با بافل طالبانی را توسعه دهد و میگوید؛"برای آنکه مبارزات پ.ک.ک در این منطقه تضعیف شود، باید ارتباطات ترکیه با بافل گسترش یابد و به عنوان فرصتی موقت مورد ارزیابی قرار گیرد. باید ترکیه در این زمان ارتباطاتش با مسئولان سلیمانیه را گسترش داده و جبههای علیه پ.ک.ک ایجاد کند. در این زمان ی.ن.ک به دلیل بحران داخلی آمادهی گفتوگو است."
در ادامهی یادداشت به این مسئله اشاره میشود که چون قباد طالبانی به پ.د.ک نزدیک است، ترکیه میتواند از راه وی تحرکات خود در سلیمانیه را افزایش دهد و میگوید؛"از راه قباد طالبانی میتوانیم ارتباطات دیپلماتیک، سیاسی، تجاری و امنیتی را پیش ببریم و همچنین از این راه میتوان با ی.ن.ک مذاکره کرد."
علیرغم آنکه پ.د.ک به طور کامل بر اساس سیاستهای دولت ترکیه کار میکند، اما در این مقاله تلاش برای ایجاد اختلاف میان پ.د.ک و ی.ن.ک مطرح شده و آمده است:"اگر ارتباطات با ی.ن.ک تقویت شود، آن زمان میتوانیم علیه پ.ک.ک با دستی باز کار کنیم."
ایجاد یک مرکز دیپلماتیک در سلیمانیه
در این مقاله همچنین آمده است که باید تا زمانی که اختلافات میان ی.ن.ک ادامه دارند، ترکیه مانند هولیر در سلیمانیه نیز یک مرکز دیپلماتیک باز کند. ترکیه با تأسیس یک مرکز تحت عنوان دیپلماسی میتواند با احزاب سلیمانیه، سازمانهای مدنی، دانشگاهها، رئیس عشیرهها، شخصیتهای دینی، ی.ن.ک و مردم منطقه مذاکره کند و اینگونه به گزارش خود پایان داده است "از راه این مذاکرات میتوانیم تاثیر پ.ک.ک در منطقه را کاهش دهیم."
ANF
🆔 @GozarDemocratic
Telegram
attach 📎
نشریهی شمارهی 99 آلترناتیو منتشر گردید
در این شماره از نشریهی آلترناتیو ارگان رسمی پژاک، با محوریت ترور و اعدام پیشاهنگان و مبارزان خلق کورد توسط رژیم اشغالگر ایران، در بخشهای مختلف سیاسی، اجتماعی، دفاعی، فرهنگی پرداخته شده. با بررسی الزام پیشبرد ابعاد مختلف ملت دمکراتیک جهت احیای جامعه در برابر دولت به پوچ گردانیدن برنامههای دولت ترور و اعدام پرداخته شده است. در هر مقاله سعی شده تا شهدا و پیشاهنگان آزادی، به عنوان ارزشهای جامعهی مبارز و آزادیخواه در یادها زنده گردند. در همین راستا نیز تحلیل جامعهشناختی و روانکاوانه از بازخوردهای ترور و اعدام در جامعهی کوردستان بخشی از مقالات را در برگرفته است. لزوم تلاش جامعه جهت گذار از فضای نظامی – امنیتی حاکم بر جامعه و دستیابی به نظام دفاع ذاتی به شیوهها و از زوایای مختلف در این شماره مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. فلسفهی حیات و ارتباط انسان – جامعهی زاگرس نشین با طبیعت، در فیگور شهدای سبز کوردستان مورد ارزیابی قرار گرفته است. زنان ملل مختلف در ایران بخش لاینفک و بسیار قوی اپوزسیون را تشکیل میدهند. بررسی پروژه و برنامههای جامعهی زنان آزاد شرق کوردستان، نقاط قوت، ضعف و قابلیتهای این سازمان جهت سازماندهی تمامی زنان در ایران طی مقالهائی به آن پرداخته شده است. تحلیلی بر اوضاع نیروهای کورد در منطقه، بویژه در شرق کوردستان و همچنین تحلیل تفرقهاندازی میان ملل توسط رژیم اشغالگر ایران در برابر ارتقاء سطح خیزشها و اقدامات همبستهی ملتها در ایران بخشی از مقالات را در برگرفته است. در قسمتی دیگر از نشریه حملات مشترک ما بین ایران و ترکیه علیه خلق کورد مورد واکاوی قرار گرفته است.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
⬇️⬇️⬇️
در این شماره از نشریهی آلترناتیو ارگان رسمی پژاک، با محوریت ترور و اعدام پیشاهنگان و مبارزان خلق کورد توسط رژیم اشغالگر ایران، در بخشهای مختلف سیاسی، اجتماعی، دفاعی، فرهنگی پرداخته شده. با بررسی الزام پیشبرد ابعاد مختلف ملت دمکراتیک جهت احیای جامعه در برابر دولت به پوچ گردانیدن برنامههای دولت ترور و اعدام پرداخته شده است. در هر مقاله سعی شده تا شهدا و پیشاهنگان آزادی، به عنوان ارزشهای جامعهی مبارز و آزادیخواه در یادها زنده گردند. در همین راستا نیز تحلیل جامعهشناختی و روانکاوانه از بازخوردهای ترور و اعدام در جامعهی کوردستان بخشی از مقالات را در برگرفته است. لزوم تلاش جامعه جهت گذار از فضای نظامی – امنیتی حاکم بر جامعه و دستیابی به نظام دفاع ذاتی به شیوهها و از زوایای مختلف در این شماره مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. فلسفهی حیات و ارتباط انسان – جامعهی زاگرس نشین با طبیعت، در فیگور شهدای سبز کوردستان مورد ارزیابی قرار گرفته است. زنان ملل مختلف در ایران بخش لاینفک و بسیار قوی اپوزسیون را تشکیل میدهند. بررسی پروژه و برنامههای جامعهی زنان آزاد شرق کوردستان، نقاط قوت، ضعف و قابلیتهای این سازمان جهت سازماندهی تمامی زنان در ایران طی مقالهائی به آن پرداخته شده است. تحلیلی بر اوضاع نیروهای کورد در منطقه، بویژه در شرق کوردستان و همچنین تحلیل تفرقهاندازی میان ملل توسط رژیم اشغالگر ایران در برابر ارتقاء سطح خیزشها و اقدامات همبستهی ملتها در ایران بخشی از مقالات را در برگرفته است. در قسمتی دیگر از نشریه حملات مشترک ما بین ایران و ترکیه علیه خلق کورد مورد واکاوی قرار گرفته است.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
⬇️⬇️⬇️
Telegram
attach 📎
Forwarded from ارتش سایبری گارد جاویدان ایران
🔺Jin rû be rûyî qawisekê nû tên
Rûheyv Botan
🔺Ji bo rastiya jin dernekeve pêş, êrîşên zayend perest pêk tînin
berdewam bike...
🌍
https://kjar.online/ku/2021/09/05/jin-ru-be-ruyi-qawiseke-nu-ten/
وبسایت | اینستاگرام | تویتر | یوتیوب | تلگرام
#جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
🆔 @kjar_2014
Rûheyv Botan
🔺Ji bo rastiya jin dernekeve pêş, êrîşên zayend perest pêk tînin
berdewam bike...
🌍
https://kjar.online/ku/2021/09/05/jin-ru-be-ruyi-qawiseke-nu-ten/
وبسایت | اینستاگرام | تویتر | یوتیوب | تلگرام
#جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
🆔 @kjar_2014
t.me
Jin rû be rûyî qawisekê nû tên | Komelga Jinên Azad yên Rojhilatê Kurdistanê
<p>Rûheyv Botan Ji bo rastiya jin dernekeve pêş, êrîşên zayend perest pêk tînin Di nav her serdemekê de, jî piştî dîroka Dayika Xwedawend ve ta niha. Jin her dem bi şêwazên cûr bi cûr ve rastî komplo, dirûtî, pilanên qirêj û qetilkirinê hatine. Zilam ango…
گذار دموکراتیک
تقویت طالبان، رهایی لویاتان در قلب خلقها ✍ اَهون چیاکو 🆔 @GozarDemocratic
تقویت طالبان، رهایی لویاتان در قلب خلقها
✍ اَهون چیاکو
با جرات میتوان گفت که وضعیت اخیر افغانستان و مستولی گشتن برقآسای طالبان بر کل افغانستان، از قدرت نظامی، درایت سیاسی، مقبولیت ایدئولوژیک، نفوذ و یا مشروعیت اجتماعی طالبان نشأت نگرفته است. بلکه در واقع حاصل بیکفایتی و فساد دولت اسلامی و دستنشاندهی حاکم بر افغانستان و بازیهای سودجویانه و قدرتطلبانهی نیروهای مدرنیتهی سرمایدار از قبیل آمریکا و اروپا، روسیه، چین و دولتهای مرتجع و محافظهکار منطقه بویژه ایران، ترکیه و پاکستان میباشد.جهت در ک بیشتر این مقوله بایستی به بسیاری مسائل مرتبط دیگر نیز اشاره کرد. بایستی بر این نکته تاکید کنیم که تمامی پروژههائی که به ظاهر دمکراتیک، انقلابی، خلقی و جامعهگرایانه از سوی نیروهای مدرنیته سرمایداری، دولتهای مرتجع منطقه، عناصر مزدور و دست نشاندهی آنها ارائه میشوند، نه تنها مرهم التیام بخشی برای زخمهای جامعه نیستند، بلکه نهایتا روزانه مصیبت بر مصیبت جامعه میافزایند. زیرا در حقیقت نیروهای قدرتطلب، سودجو و ضد اجتماعی دغدغهای مبنی بر جور و جفای ملل و جوامع ندارند. بدون تردید در کنار موارد اشاره شده، ناتوانی نیروهای چپ و دمکراتیک در سطح جهان، منطقه و بویژه افغانستان در طرح مبارزه و پروژههای چارهیابی فرهنگی، سیاسی – اجتماعی نیز مزید بر علت اوضاع موجود میباشد. در واقع تمامی جامعه و ملل تحت ستم، بویژه نیروهای چپ و دمکراتیک بایستی به جای اتکا به نیروهای بیگانه و مزدوران منطقهای، همچنین بر پروژههای سطحی و به ظاهر سوسیالیستی و دمکراتیک، که ناقص بوده و با شرایط فرهنگی و اجتماعی خاورمیانه، غیر منطبقاند اصرار ننمایند. بلکه بدنبال استراتژی و تاکتیکهای متکی بر نیروی ذاتی جامعه، استراتژی خط سوم ( خط دمکراسی و اتحاد جوامع و خلقها که نه با خط دولتهای قدرتمند سرمایهدار و نه کشورهای مستبد منطقه و ایادی آنها در یک راستا قرار ندارد ) و تاکتیکهای مبارزه خلق انقلابی ( مشتمل بر دفاع مشروع و ذاتی، سازماندهی، قیام اجتماعی و ایجاد ائتلافهای تاکتیکی و استراتژیکی با نیروهای دخیل در وضعیت خاور میانه ) را مبنا قرار دهند. همچنین بجای پروژهای دولت – ملتی و فرماسیونهای منقضی شدهی به اصطلاح دمکراتیک و سوسیالیستی، بایستی پروژههای جامعهگرایانه، طبیعت گرایانه، انسانگرایانه و مُصّر بر برقراری برابری جنسیتی و عدالت اجتماعی تحت عناوین ملت دمکراتیک، کنفدرالیسم دمکراتیک و خود مدیریتی دمکراتیک را بعنوان فرماسیونهای حاوی ظرفیتهای تئوریک و جامعهشناسانه برای حل مسائل ملل و جوامع، را مبنای مبارزات خود قرار داد.
آمریکا بدنبال آن است تا با قدرتگیری طالبان و نیروهای افراطی اسلامی، پروژهی جادهی ابریشم را برای رقیب جهانیش یعنی چین ناامن کند. همچنین میخواهد روسیه را با گسترش اسلام بنیادگرا در کشورهای آسیای میانه با معضل روبرو سازد. از سوی دیگر میخواهد بجای خاورمیانه از تلاش چین برای قدرتگیری و جای گرفتن در رأس نظام مدرنیتهی سرمایهداری، جلوگیری نموده و بیشتر بر مناطق خاور دور و اطراف چین متمرکز شود.
در نتیجه شکست پروژههای آمریکا در افغانستان و عدم کسب نتیجه مطلوب، با وجود هزینههای هنگفت مادی در جنگ با طالبان، اینبار بجای هزینههای مادی در جنگ، از طریق سیاسی طالبان را ضمیمهی سیاست و بازار جهانی کند. چرا که متوجه شد، فساد دست نشاندههایش اجازهی تقبل آنها از سوی جامعه را نمیدهد و فساد نظام مدیریتیشان، روی ارتجاع طالبان را سفید کرده است. همچنین بایدن همان سیاست استراتژیک آمریکا یعنی پروژه نئوناسیونالیسم آمریکایی را که ترامپ به نحوی دیگر انجام میداد، پیگیری میکند. به این مفهوم که آمریکا دیگر نباید هزینههای هنگفت نظامی را در خارج از آمریکا صرف کند و استمرار آن باعث ضعف قدرت آمریکا میشود. از همینرو تمرکز نیرو در داخل توسط دولت آمریکا، قابلیت انحصار قدرت جهانی را محتملا همچنان در دست این دولت باقی خواهد گذاشت.
ایجاد ارتباط با طالبان و دعوت آنها به پکن، توسط چین پوچ گرداندن اهداف آمریکا را بویژه در مورد نا امن ساختن مسیر جاده ابریشم را به همراه خواهد آورد. همچنین از طالبان جهت مسکوت گرداندن مسلمانان داخلی و اطراف چین که گاه و گداری آنها را با چالش مواجهه مینمایند، بهره ببرد. در همین راستا به رسمیت شناساندن آنها اولین امتیازی بود که به آنان اعطا کردند و با این امتیاز چشمگیر موضع خود را در برابر طالبان آشکار ساختند. قطعا روسیه هم مانند چین برای بیتاثیرسازی آمریکا در کشورهای آسیای میانه عمل خواهد کرد.
✍ اَهون چیاکو
با جرات میتوان گفت که وضعیت اخیر افغانستان و مستولی گشتن برقآسای طالبان بر کل افغانستان، از قدرت نظامی، درایت سیاسی، مقبولیت ایدئولوژیک، نفوذ و یا مشروعیت اجتماعی طالبان نشأت نگرفته است. بلکه در واقع حاصل بیکفایتی و فساد دولت اسلامی و دستنشاندهی حاکم بر افغانستان و بازیهای سودجویانه و قدرتطلبانهی نیروهای مدرنیتهی سرمایدار از قبیل آمریکا و اروپا، روسیه، چین و دولتهای مرتجع و محافظهکار منطقه بویژه ایران، ترکیه و پاکستان میباشد.جهت در ک بیشتر این مقوله بایستی به بسیاری مسائل مرتبط دیگر نیز اشاره کرد. بایستی بر این نکته تاکید کنیم که تمامی پروژههائی که به ظاهر دمکراتیک، انقلابی، خلقی و جامعهگرایانه از سوی نیروهای مدرنیته سرمایداری، دولتهای مرتجع منطقه، عناصر مزدور و دست نشاندهی آنها ارائه میشوند، نه تنها مرهم التیام بخشی برای زخمهای جامعه نیستند، بلکه نهایتا روزانه مصیبت بر مصیبت جامعه میافزایند. زیرا در حقیقت نیروهای قدرتطلب، سودجو و ضد اجتماعی دغدغهای مبنی بر جور و جفای ملل و جوامع ندارند. بدون تردید در کنار موارد اشاره شده، ناتوانی نیروهای چپ و دمکراتیک در سطح جهان، منطقه و بویژه افغانستان در طرح مبارزه و پروژههای چارهیابی فرهنگی، سیاسی – اجتماعی نیز مزید بر علت اوضاع موجود میباشد. در واقع تمامی جامعه و ملل تحت ستم، بویژه نیروهای چپ و دمکراتیک بایستی به جای اتکا به نیروهای بیگانه و مزدوران منطقهای، همچنین بر پروژههای سطحی و به ظاهر سوسیالیستی و دمکراتیک، که ناقص بوده و با شرایط فرهنگی و اجتماعی خاورمیانه، غیر منطبقاند اصرار ننمایند. بلکه بدنبال استراتژی و تاکتیکهای متکی بر نیروی ذاتی جامعه، استراتژی خط سوم ( خط دمکراسی و اتحاد جوامع و خلقها که نه با خط دولتهای قدرتمند سرمایهدار و نه کشورهای مستبد منطقه و ایادی آنها در یک راستا قرار ندارد ) و تاکتیکهای مبارزه خلق انقلابی ( مشتمل بر دفاع مشروع و ذاتی، سازماندهی، قیام اجتماعی و ایجاد ائتلافهای تاکتیکی و استراتژیکی با نیروهای دخیل در وضعیت خاور میانه ) را مبنا قرار دهند. همچنین بجای پروژهای دولت – ملتی و فرماسیونهای منقضی شدهی به اصطلاح دمکراتیک و سوسیالیستی، بایستی پروژههای جامعهگرایانه، طبیعت گرایانه، انسانگرایانه و مُصّر بر برقراری برابری جنسیتی و عدالت اجتماعی تحت عناوین ملت دمکراتیک، کنفدرالیسم دمکراتیک و خود مدیریتی دمکراتیک را بعنوان فرماسیونهای حاوی ظرفیتهای تئوریک و جامعهشناسانه برای حل مسائل ملل و جوامع، را مبنای مبارزات خود قرار داد.
آمریکا بدنبال آن است تا با قدرتگیری طالبان و نیروهای افراطی اسلامی، پروژهی جادهی ابریشم را برای رقیب جهانیش یعنی چین ناامن کند. همچنین میخواهد روسیه را با گسترش اسلام بنیادگرا در کشورهای آسیای میانه با معضل روبرو سازد. از سوی دیگر میخواهد بجای خاورمیانه از تلاش چین برای قدرتگیری و جای گرفتن در رأس نظام مدرنیتهی سرمایهداری، جلوگیری نموده و بیشتر بر مناطق خاور دور و اطراف چین متمرکز شود.
در نتیجه شکست پروژههای آمریکا در افغانستان و عدم کسب نتیجه مطلوب، با وجود هزینههای هنگفت مادی در جنگ با طالبان، اینبار بجای هزینههای مادی در جنگ، از طریق سیاسی طالبان را ضمیمهی سیاست و بازار جهانی کند. چرا که متوجه شد، فساد دست نشاندههایش اجازهی تقبل آنها از سوی جامعه را نمیدهد و فساد نظام مدیریتیشان، روی ارتجاع طالبان را سفید کرده است. همچنین بایدن همان سیاست استراتژیک آمریکا یعنی پروژه نئوناسیونالیسم آمریکایی را که ترامپ به نحوی دیگر انجام میداد، پیگیری میکند. به این مفهوم که آمریکا دیگر نباید هزینههای هنگفت نظامی را در خارج از آمریکا صرف کند و استمرار آن باعث ضعف قدرت آمریکا میشود. از همینرو تمرکز نیرو در داخل توسط دولت آمریکا، قابلیت انحصار قدرت جهانی را محتملا همچنان در دست این دولت باقی خواهد گذاشت.
ایجاد ارتباط با طالبان و دعوت آنها به پکن، توسط چین پوچ گرداندن اهداف آمریکا را بویژه در مورد نا امن ساختن مسیر جاده ابریشم را به همراه خواهد آورد. همچنین از طالبان جهت مسکوت گرداندن مسلمانان داخلی و اطراف چین که گاه و گداری آنها را با چالش مواجهه مینمایند، بهره ببرد. در همین راستا به رسمیت شناساندن آنها اولین امتیازی بود که به آنان اعطا کردند و با این امتیاز چشمگیر موضع خود را در برابر طالبان آشکار ساختند. قطعا روسیه هم مانند چین برای بیتاثیرسازی آمریکا در کشورهای آسیای میانه عمل خواهد کرد.
گذار دموکراتیک
تقویت طالبان، رهایی لویاتان در قلب خلقها ✍ اَهون چیاکو 🆔 @GozarDemocratic
در درون منطقه نیز ایران، پاکستان و ترکیه از عمده کشورهایی هستند که در مسئلهی افغانستان دخیل و هریک طبق اهداف و منافع خود با طالبان برخورد میکنند. هرچند روابط ایران با طالبان از حالتی خصمانهی تاریخی برخوردار است، اخیرا سعی در برقراری رابطه با آن و به عادیسازی روابط بپردازد. در واقع طالبان دهههای قبلی با القاعده و اسلامگرایان متمایل به عربستان در ارتباط بود و این نیز، زمینهی رابطهی ایران با آنها را ناهموار میکرد. اما امروزه طالبان تا حدودی از این عناصر زدوده گشته و بیشتر هویتی افغانستانی و اکثرا پشتویی دارد. این خود برای ایران زمینهی ارتباط و همکاری را هموارتر میکند.
از سویی دیگر ایران سالهاست که در رو در رویی با آمریکا، طالبان را تجهیز کرده و بویژه بعد از کشته شدن قاسم سلیمانی بدلیل مضروب گشتن سپاه قدس، به این اهتمام ورزید تا نیروهای اسلامگرای منطقه را بیشتر مورد عنایت خود قرار دهد. این امر نیز تنها به نیروهای اسلامگرای شیعه محدود نماند و همچنان که قبلا از نیروهای سنی مذهب مانند حماس حمایت کرده بود، طالبان را نیز در زمره نیروهایی قرار داد که آنها را به خود متصل گرداند. البته بغیر از طالبان، ایران سالیانیست که هزارههای شیعه مذهب افغانستان را در راستای اهداف خود مورد کاربست قرار میدهد.
سپاه قدس در جنگ سوریه از فاطمیون که گروههای هزاره شیعه مذهب افغانستان بودند، نهایت استفاده را کرد. ولیکن این نیروی تابع و هم مذهب جمهوری اسلامی، از چنان پتانسیلی برخوردار نیستند که برای اهداف جمهوری اسلامی در این منطقه، کفایت کند. در نتیجه جمهوری اسلامی در راستای اهداف گستردهتر خود، حتی حاضر است آنان را در مقابل ایجاد رابطه با طالبان قربانی کند. شاید فتح سریع بدخشان که پشتوها و طالبان در آنجا از بستر اجتماعی برخوردار نیستند و بیشتر تاجیکها، ازبکها و هزارهها در آنجا حضور دارند، به نوعی نتیجهی این مناسبات باشد.
از سویی دیگر ایران با فتح دوباره افغانستان فایدههائی خواهد برد که از آن جمله؛ یک نوع شبیهسازی جنایتهای او در اوایل انقلاب به نمایش گذاشته شود و اسلام بنیادگرا و سیاسی گشتن فضای خاورمیانه را در تقابل با پروژههای آمریکا، پروژهای خلقی و دمکراتیک خط سوم و منطبق با منافع سیاسیاش است. ایران همچنین برای سرازیر شدن آب شرب افغانستان به درون ایران که دولت متمایل به آمریکا گاهگاهی جلوی آن را سد میکرد، نیاز به یک تحول سیاسی، مدیریتی و ساختارین را در افغانستان الزامی میدانست. همچنین ایران در دوستی با طالبان در برابر نواهای شاخه خراسان دولت اسلامی عراق و شام در اطراف مرزهای خود میتواند بطور نسبی یک تامین امنیتی را نیز پیگیری کرده باشد. البته مشکل ایران این است که بخشی از طالبان متمایل و تابع پاکستان است و کاملا به تابعیت در آمدن آن برای ایران ممکن نیست. البته طالبان نیز بدلیل هم مرز بودنش با هر دو کشور، تعادل لازمه را حفظ خواهد نمود. البته این را نیز بایستی خاطرنشان ساخت که از لحاظ مذهبی و اتنیکی قرابتش با پاکستان نسبت به ایران بیشتر است.
دولت افغانستان قبل از سقوط کابل، همیشه پاکستان را به حمایت و حتی اهرم و مرکز ظهور طالبان متهم میکرد. در واقع این ادعا واقعیت و عینیت داشت. پاکستان هم در برابر نفوذ منطقهایی دو همسایهی شرقی (هندوستان) و همسایه غربی (ایران) نیاز به تاثیرگذاری بیشتری بر افغانستان را احساس میکند. او نیز نیازمند سرازیری آب شرب افغانستان و سایر منابع آن سرزمین به درون خود میباشد. همچنین با پشتوها که اکثریت قریب به اتفاق طالبان را تشکیل میدهند، همسویی مذهبی و اتنیکی دارد.
ترکیه نیز در افغانستان سیاستهای خاص خود را پیگیری میکرد. در میان ازبکها و تاجیکها و سایر اتنیکهای ترک تبار، عناصری همانند ژنرال دوستم داشت. همچنین اسلامگرایان متمایل به جماعات اخوانی مانند حکمتیار را همراستاتر با سیاستهای خود میدانست و در برابر آنها به برنامهریزی بنیادینی در فرم نوین منطقه پرداخت. در واقع نیروهای اقماری ترکیه در افغانستان به نوعی نیروی متخاصم طالبان بودند. در نتیجه پیشروی طالبان و شکست این نیروها به نوعی شکست ترکیه نیز بود. در نتیجه اگر در مسئله قرهباغ در بین ایران و ترکیه برگ برنده نصیب ترکیه شد، در مسئله افغانستان و طالبان وضعیت برعکس شد. البته در مورد روابط ترکیه و طالبان این وضعیت مربوط به قبل از پیروزی طالبان بود و بعید نیست که ترکیه با توجه به منافع و سیاست پراگماتیستی، همانطور که در سوریه بارها از پشت به گروههای مورد حمایتش خنجر زده و آنها را وجه المصالح خویش قرار داد، در افغانستان نیز از نیروهای قبلی که به او وابسته بودند، دل بکند و با طالبان مناسبات خود را قویا برقرار سازد.
از سویی دیگر ایران سالهاست که در رو در رویی با آمریکا، طالبان را تجهیز کرده و بویژه بعد از کشته شدن قاسم سلیمانی بدلیل مضروب گشتن سپاه قدس، به این اهتمام ورزید تا نیروهای اسلامگرای منطقه را بیشتر مورد عنایت خود قرار دهد. این امر نیز تنها به نیروهای اسلامگرای شیعه محدود نماند و همچنان که قبلا از نیروهای سنی مذهب مانند حماس حمایت کرده بود، طالبان را نیز در زمره نیروهایی قرار داد که آنها را به خود متصل گرداند. البته بغیر از طالبان، ایران سالیانیست که هزارههای شیعه مذهب افغانستان را در راستای اهداف خود مورد کاربست قرار میدهد.
سپاه قدس در جنگ سوریه از فاطمیون که گروههای هزاره شیعه مذهب افغانستان بودند، نهایت استفاده را کرد. ولیکن این نیروی تابع و هم مذهب جمهوری اسلامی، از چنان پتانسیلی برخوردار نیستند که برای اهداف جمهوری اسلامی در این منطقه، کفایت کند. در نتیجه جمهوری اسلامی در راستای اهداف گستردهتر خود، حتی حاضر است آنان را در مقابل ایجاد رابطه با طالبان قربانی کند. شاید فتح سریع بدخشان که پشتوها و طالبان در آنجا از بستر اجتماعی برخوردار نیستند و بیشتر تاجیکها، ازبکها و هزارهها در آنجا حضور دارند، به نوعی نتیجهی این مناسبات باشد.
از سویی دیگر ایران با فتح دوباره افغانستان فایدههائی خواهد برد که از آن جمله؛ یک نوع شبیهسازی جنایتهای او در اوایل انقلاب به نمایش گذاشته شود و اسلام بنیادگرا و سیاسی گشتن فضای خاورمیانه را در تقابل با پروژههای آمریکا، پروژهای خلقی و دمکراتیک خط سوم و منطبق با منافع سیاسیاش است. ایران همچنین برای سرازیر شدن آب شرب افغانستان به درون ایران که دولت متمایل به آمریکا گاهگاهی جلوی آن را سد میکرد، نیاز به یک تحول سیاسی، مدیریتی و ساختارین را در افغانستان الزامی میدانست. همچنین ایران در دوستی با طالبان در برابر نواهای شاخه خراسان دولت اسلامی عراق و شام در اطراف مرزهای خود میتواند بطور نسبی یک تامین امنیتی را نیز پیگیری کرده باشد. البته مشکل ایران این است که بخشی از طالبان متمایل و تابع پاکستان است و کاملا به تابعیت در آمدن آن برای ایران ممکن نیست. البته طالبان نیز بدلیل هم مرز بودنش با هر دو کشور، تعادل لازمه را حفظ خواهد نمود. البته این را نیز بایستی خاطرنشان ساخت که از لحاظ مذهبی و اتنیکی قرابتش با پاکستان نسبت به ایران بیشتر است.
دولت افغانستان قبل از سقوط کابل، همیشه پاکستان را به حمایت و حتی اهرم و مرکز ظهور طالبان متهم میکرد. در واقع این ادعا واقعیت و عینیت داشت. پاکستان هم در برابر نفوذ منطقهایی دو همسایهی شرقی (هندوستان) و همسایه غربی (ایران) نیاز به تاثیرگذاری بیشتری بر افغانستان را احساس میکند. او نیز نیازمند سرازیری آب شرب افغانستان و سایر منابع آن سرزمین به درون خود میباشد. همچنین با پشتوها که اکثریت قریب به اتفاق طالبان را تشکیل میدهند، همسویی مذهبی و اتنیکی دارد.
ترکیه نیز در افغانستان سیاستهای خاص خود را پیگیری میکرد. در میان ازبکها و تاجیکها و سایر اتنیکهای ترک تبار، عناصری همانند ژنرال دوستم داشت. همچنین اسلامگرایان متمایل به جماعات اخوانی مانند حکمتیار را همراستاتر با سیاستهای خود میدانست و در برابر آنها به برنامهریزی بنیادینی در فرم نوین منطقه پرداخت. در واقع نیروهای اقماری ترکیه در افغانستان به نوعی نیروی متخاصم طالبان بودند. در نتیجه پیشروی طالبان و شکست این نیروها به نوعی شکست ترکیه نیز بود. در نتیجه اگر در مسئله قرهباغ در بین ایران و ترکیه برگ برنده نصیب ترکیه شد، در مسئله افغانستان و طالبان وضعیت برعکس شد. البته در مورد روابط ترکیه و طالبان این وضعیت مربوط به قبل از پیروزی طالبان بود و بعید نیست که ترکیه با توجه به منافع و سیاست پراگماتیستی، همانطور که در سوریه بارها از پشت به گروههای مورد حمایتش خنجر زده و آنها را وجه المصالح خویش قرار داد، در افغانستان نیز از نیروهای قبلی که به او وابسته بودند، دل بکند و با طالبان مناسبات خود را قویا برقرار سازد.