کوما جفاکین کوردستان: در ٣٨مین سال، رژیم استعمارگر و قاتل با شکست مواجه میشود
ک.ج.ک اعلام کرد: گریلا با مبارزات بزرگ ٣٧ ساله خود راه پیشرفتهای بزرگی را هموار کرده است. ما به گریلاهایی که با این درک ایستادگی میکنند درودهای صمیمی خود را تقدیم کرده و اذعان داریم که در ٣٨مین سال، رژیم استعمارگر و قاتل با شکست مواجه میشود.
🆔 @GozarDemocratic
ک.ج.ک اعلام کرد: گریلا با مبارزات بزرگ ٣٧ ساله خود راه پیشرفتهای بزرگی را هموار کرده است. ما به گریلاهایی که با این درک ایستادگی میکنند درودهای صمیمی خود را تقدیم کرده و اذعان داریم که در ٣٨مین سال، رژیم استعمارگر و قاتل با شکست مواجه میشود.
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
کوما جفاکین کوردستان: در ٣٨مین سال، رژیم استعمارگر و قاتل با شکست مواجه میشود ک.ج.ک اعلام کرد: گریلا با مبارزات بزرگ ٣٧ ساله خود راه پیشرفتهای بزرگی را هموار کرده است. ما به گریلاهایی که با این درک ایستادگی میکنند درودهای صمیمی خود را تقدیم کرده و اذعان…
کوما جفاکین کوردستان: در ٣٨مین سال، رژیم استعمارگر و قاتل با شکست مواجه میشود
ک.ج.ک اعلام کرد: گریلا با مبارزات بزرگ ٣٧ ساله خود راه پیشرفتهای بزرگی را هموار کرده است. ما به گریلاهایی که با این درک ایستادگی میکنند درودهای صمیمی خود را تقدیم کرده و اذعان داریم که در ٣٨مین سال، رژیم استعمارگر و قاتل با شکست مواجه میشود.
بیانیه ریاست مشترک شورای رهبری کوما جفاکین کوردستان (ک.ج.ک) به این شرح است:
"گام تاریخی ١۵ آگوست که خلق کورد را از مرگ نجات داده و به خیزش واداشت را به آفریدگار این گام، رهبر آپو تبریک میگوییم و به ایشان درود میفرستیم. با ادای دَین به فرمانده بزرگ، عگید، یاد و خاطره تمامی شهیدان این کارزار را با ادای احترام گرامی میداریم، برای جانبازان مبارزهی گریلایی آرزوی بهروزی داریم. عید رستاخیز را به خلقمان، به مبارزان راه آزادی و دوستان دمکراتیک و انقلابیمان تبریک میگوییم. مبارزه خلقمان با روحیه ١۵ آگوست به خلق شیفته آزادی مبدل شده و بطور یقین با کوردستان آزاد، ترکیه دمکراتیک و خاورمیانه دمکراتیک به نتیجه میرسد.
کارزار گریلایی ١۵ آگوست، در شرایطی که فاشیسم ١٢ سپتامبر بر کوردستان و ترکیه حاکم بود، با روحیه مقاومت بزرگ زندان در ١۴ ژوئیه خیزش موجودیت خلقمان آغاز شد. در وضعیتی که استعمارگران قاتل چنان میاندیشیدند که اراده آزادیخواهی خلق کورد یکبار دیگر نمیتواند بپاخیزد، با روحیهای فدایی نه تنها برای خلق کوردستان، بلکه برای تمامی خلقهای خاورمیانه مرحله تازهای از انقلاب را آغاز کرد. ١۵ آگوست قبل از هر چیز نخستین گلولهای بود که بسوی ارتجاع، استعمارگری و قتلعام در جامعه کورد شلیک شد. این گلوله اولین انقلاب را رقم زد، به واقعیت خلق کورد برای انقلاب ملی، سیاسی، اجتماعی، دمکراتیک و فرهنگی بزرگ مبدل شد.
١۵ آگوست حتی اگر یک کنش نظامی، جنگ گریلایی باشد، در اساس با نتایج بزرگی که به همراه داشته است در تاریخ جای گرفت. تحولاتی که با گام گریلایی ١۵ آگوست شکل گرفتند ماهیت کوردستان، ترکیه و خاورمیانه را در سده ٢٠ تغییر داد. تأثیرات انقلاب بزرگ ١۵ آگوست در سدههای آتی نیز ملموس خواهند بود. آنچه ١۵ آگوست را این چنین موثر کرده است شخصیتهای آفریننده بزرگ این کارزار، یعنی رهبر آپو و فرمانده بزرگ عگید میباشند. تا زمانیکه روحیه و رویکرد کارزار ١۵ آگوست مبنا قرار گیرد، هیچ نیرویی نمیتواند در مقابل مبارزه ازادی خلق کورد ایستادگی کند. این روحیه و رویکرد قطعا به پیروزی مبارزات ما میانجامد. جنگ گریلایی که از ١۵ آگوست ١٩٨۴ آغاز شده و ٣٧ سال ادامه یافت، ضربات مهلکی را بر دشمن وارد کرده است، رژیم استعمارگر را از نیل به اهدافش ناکام گذاشت. بزرگترین نتیجه آن هم واقعیت خلق مبارزمان است. بزرگترین هدف کارزار ١۵ آگوست آفرینش حقیقت خلق آزادیخواه و مبارز بود. با خط آزادیخواهی زن، دمکراتیکترین خلق انقلابی خاورمیانه را آفرید و در این هدف خود به پیروزی رسید. بدیهی است خلقی که اینچنین بر آزادی پافشاری کرده و به مبارزات خود ادامه دهد پایههای پیروزی را بنیان میگذارد و فرصتهای اساسی موفقیت را میآفریند. آنچه باقی میماند به رشته تحریر درآوردن تاریخ آفرینش مبارزه خلق آزاد و میهن آزاد است. نوشتن این تاریخ همچنان ادامه دارد. وقتی با روحیه ١۴ ژوئیه و رویه انقلابی کارزار ١۵ آگوست مبارزه اوج گیرد، آن زمان کوردستان آزاد، ترکیه دمکراتیک و خاورمیانه دمکراتیک در مدتی کوتاه به ثمر خواهد نشست.
رژیم استعمارگر و قاتل ترک که سرقافله دشمنی با کوردها و دشمنی با دمکراسی را بر عهده گرفته است اگر نتوانسته است در حملات خود به نتیجهای دست یابد، دلیل آن مواجه شدن با یک خلق مبارز است، خلقی که با کارزار رستاخیز ١۵ آگوست و خط آزادی زن آفریده شده است. کارزار ١۵ آگوست در شرایط بسیار سخت و با امکانات بسیار کمی آغاز شد و طی ٣٧ سال با زحمات و کمبود فرصتها توانسته است پیروزهای بزرگی را رقم بزند، دستاورهای بسیار ارزشمندی را برای خلقمان کسب کرده است. رژیم ترک علیرغم بکارگیری تمامی توان خود و حملات فراگیر نتوانسته است به نتیجهای دست یابد، هر روز ضعیفتر شده و در آستانه فروپاشی قرار دارد.
ک.ج.ک اعلام کرد: گریلا با مبارزات بزرگ ٣٧ ساله خود راه پیشرفتهای بزرگی را هموار کرده است. ما به گریلاهایی که با این درک ایستادگی میکنند درودهای صمیمی خود را تقدیم کرده و اذعان داریم که در ٣٨مین سال، رژیم استعمارگر و قاتل با شکست مواجه میشود.
بیانیه ریاست مشترک شورای رهبری کوما جفاکین کوردستان (ک.ج.ک) به این شرح است:
"گام تاریخی ١۵ آگوست که خلق کورد را از مرگ نجات داده و به خیزش واداشت را به آفریدگار این گام، رهبر آپو تبریک میگوییم و به ایشان درود میفرستیم. با ادای دَین به فرمانده بزرگ، عگید، یاد و خاطره تمامی شهیدان این کارزار را با ادای احترام گرامی میداریم، برای جانبازان مبارزهی گریلایی آرزوی بهروزی داریم. عید رستاخیز را به خلقمان، به مبارزان راه آزادی و دوستان دمکراتیک و انقلابیمان تبریک میگوییم. مبارزه خلقمان با روحیه ١۵ آگوست به خلق شیفته آزادی مبدل شده و بطور یقین با کوردستان آزاد، ترکیه دمکراتیک و خاورمیانه دمکراتیک به نتیجه میرسد.
کارزار گریلایی ١۵ آگوست، در شرایطی که فاشیسم ١٢ سپتامبر بر کوردستان و ترکیه حاکم بود، با روحیه مقاومت بزرگ زندان در ١۴ ژوئیه خیزش موجودیت خلقمان آغاز شد. در وضعیتی که استعمارگران قاتل چنان میاندیشیدند که اراده آزادیخواهی خلق کورد یکبار دیگر نمیتواند بپاخیزد، با روحیهای فدایی نه تنها برای خلق کوردستان، بلکه برای تمامی خلقهای خاورمیانه مرحله تازهای از انقلاب را آغاز کرد. ١۵ آگوست قبل از هر چیز نخستین گلولهای بود که بسوی ارتجاع، استعمارگری و قتلعام در جامعه کورد شلیک شد. این گلوله اولین انقلاب را رقم زد، به واقعیت خلق کورد برای انقلاب ملی، سیاسی، اجتماعی، دمکراتیک و فرهنگی بزرگ مبدل شد.
١۵ آگوست حتی اگر یک کنش نظامی، جنگ گریلایی باشد، در اساس با نتایج بزرگی که به همراه داشته است در تاریخ جای گرفت. تحولاتی که با گام گریلایی ١۵ آگوست شکل گرفتند ماهیت کوردستان، ترکیه و خاورمیانه را در سده ٢٠ تغییر داد. تأثیرات انقلاب بزرگ ١۵ آگوست در سدههای آتی نیز ملموس خواهند بود. آنچه ١۵ آگوست را این چنین موثر کرده است شخصیتهای آفریننده بزرگ این کارزار، یعنی رهبر آپو و فرمانده بزرگ عگید میباشند. تا زمانیکه روحیه و رویکرد کارزار ١۵ آگوست مبنا قرار گیرد، هیچ نیرویی نمیتواند در مقابل مبارزه ازادی خلق کورد ایستادگی کند. این روحیه و رویکرد قطعا به پیروزی مبارزات ما میانجامد. جنگ گریلایی که از ١۵ آگوست ١٩٨۴ آغاز شده و ٣٧ سال ادامه یافت، ضربات مهلکی را بر دشمن وارد کرده است، رژیم استعمارگر را از نیل به اهدافش ناکام گذاشت. بزرگترین نتیجه آن هم واقعیت خلق مبارزمان است. بزرگترین هدف کارزار ١۵ آگوست آفرینش حقیقت خلق آزادیخواه و مبارز بود. با خط آزادیخواهی زن، دمکراتیکترین خلق انقلابی خاورمیانه را آفرید و در این هدف خود به پیروزی رسید. بدیهی است خلقی که اینچنین بر آزادی پافشاری کرده و به مبارزات خود ادامه دهد پایههای پیروزی را بنیان میگذارد و فرصتهای اساسی موفقیت را میآفریند. آنچه باقی میماند به رشته تحریر درآوردن تاریخ آفرینش مبارزه خلق آزاد و میهن آزاد است. نوشتن این تاریخ همچنان ادامه دارد. وقتی با روحیه ١۴ ژوئیه و رویه انقلابی کارزار ١۵ آگوست مبارزه اوج گیرد، آن زمان کوردستان آزاد، ترکیه دمکراتیک و خاورمیانه دمکراتیک در مدتی کوتاه به ثمر خواهد نشست.
رژیم استعمارگر و قاتل ترک که سرقافله دشمنی با کوردها و دشمنی با دمکراسی را بر عهده گرفته است اگر نتوانسته است در حملات خود به نتیجهای دست یابد، دلیل آن مواجه شدن با یک خلق مبارز است، خلقی که با کارزار رستاخیز ١۵ آگوست و خط آزادی زن آفریده شده است. کارزار ١۵ آگوست در شرایط بسیار سخت و با امکانات بسیار کمی آغاز شد و طی ٣٧ سال با زحمات و کمبود فرصتها توانسته است پیروزهای بزرگی را رقم بزند، دستاورهای بسیار ارزشمندی را برای خلقمان کسب کرده است. رژیم ترک علیرغم بکارگیری تمامی توان خود و حملات فراگیر نتوانسته است به نتیجهای دست یابد، هر روز ضعیفتر شده و در آستانه فروپاشی قرار دارد.
گذار دموکراتیک
کوما جفاکین کوردستان: در ٣٨مین سال، رژیم استعمارگر و قاتل با شکست مواجه میشود ک.ج.ک اعلام کرد: گریلا با مبارزات بزرگ ٣٧ ساله خود راه پیشرفتهای بزرگی را هموار کرده است. ما به گریلاهایی که با این درک ایستادگی میکنند درودهای صمیمی خود را تقدیم کرده و اذعان…
دولت اشغالگر و استعمارگر ترک سه ماه و نیم است که مناطق حفاظتی میدیا را آماج حملات خود قرار داده است. آنچه این حملات را نقش بر آب کرده است مقاومت فدایی گریلاهای زن و مردی است که با روحیه ١۴ ژوئیه و ١۵ آگوست به ارادهای پولادین دست یافتهاند.
خلق کورد در ٣٧ سال با انقلابهای بزرگ خود نیرومند شده و با تجاربی که از جنگ ٣٧ ساله کسب کرده است باتجربهترین نیروی تاریخ است، در ٣٨مین سال مبارزه دستاوردهای بزرگی را میآفریند. با این هوشمندی درودهای صمیمانه خود را تقدیم گریلاهای مقاوم میکنیم و اذعان داریم که رژیم استعمارگر و قاتل در سال ٣٨ با ضربههای بزرگ با شکست مواجه میشود."
ANF
🆔 @GozarDemocratic
خلق کورد در ٣٧ سال با انقلابهای بزرگ خود نیرومند شده و با تجاربی که از جنگ ٣٧ ساله کسب کرده است باتجربهترین نیروی تاریخ است، در ٣٨مین سال مبارزه دستاوردهای بزرگی را میآفریند. با این هوشمندی درودهای صمیمانه خود را تقدیم گریلاهای مقاوم میکنیم و اذعان داریم که رژیم استعمارگر و قاتل در سال ٣٨ با ضربههای بزرگ با شکست مواجه میشود."
ANF
🆔 @GozarDemocratic
دمکراسی یا دولت؟
✍ کاوان کامدین
از نظر جامعه شناسی و سیاسی ارائه تعریفی جامع و درست از حزب و حزب پیشاهنگ یکی از نیازهای روز خاورمیانه و کوردستان میباشد. زیرا حزب، حزبی شدن و اشکال مختلف احزاب در خاورمیانه و کوردستان دارای مسائل و مشکلات ریشهای هستند که تا کنون به بحث گذاشته نشدهاند. دیدگاه سنتی، افراطگرایانه و حزبگرائی، یکی از معضلات ریشهای عصر ما میباشد که نیاز به آسیبشناسی علمی و فلسفی دارد.
🆔 @GozarDemocratic
✍ کاوان کامدین
از نظر جامعه شناسی و سیاسی ارائه تعریفی جامع و درست از حزب و حزب پیشاهنگ یکی از نیازهای روز خاورمیانه و کوردستان میباشد. زیرا حزب، حزبی شدن و اشکال مختلف احزاب در خاورمیانه و کوردستان دارای مسائل و مشکلات ریشهای هستند که تا کنون به بحث گذاشته نشدهاند. دیدگاه سنتی، افراطگرایانه و حزبگرائی، یکی از معضلات ریشهای عصر ما میباشد که نیاز به آسیبشناسی علمی و فلسفی دارد.
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
دمکراسی یا دولت؟ ✍ کاوان کامدین از نظر جامعه شناسی و سیاسی ارائه تعریفی جامع و درست از حزب و حزب پیشاهنگ یکی از نیازهای روز خاورمیانه و کوردستان میباشد. زیرا حزب، حزبی شدن و اشکال مختلف احزاب در خاورمیانه و کوردستان دارای مسائل و مشکلات ریشهای هستند که…
دمکراسی یا دولت؟
✍ کاوان کامدین
از نظر جامعه شناسی و سیاسی ارائه تعریفی جامع و درست از حزب و حزب پیشاهنگ یکی از نیازهای روز خاورمیانه و کوردستان میباشد. زیرا حزب، حزبی شدن و اشکال مختلف احزاب در خاورمیانه و کوردستان دارای مسائل و مشکلات ریشهای هستند که تا کنون به بحث گذاشته نشدهاند. دیدگاه سنتی، افراطگرایانه و حزبگرائی، یکی از معضلات ریشهای عصر ما میباشد که نیاز به آسیبشناسی علمی و فلسفی دارد.
اگر چه مورخان به وجود آمدن احزاب سیاسی را به قرن نوزدهم باز میگردانند، اما در واقع از نظر ماهوی تاریخ احزاب به میزان تاریخ بشریت قدمت دارد. اما در کل احزاب مدرن از قرن نوزدهم به بعد پا به عرصهی سیاسی و اجتماعی نهادند.
مبانی اساسی احزاب:
یک حزب حداقل باید از سه نفر تشکیل شود. یک و یا دو نفر نمیتوانند یک حزب را تاسیس نمایند. یک حزب باید دارای «اهداف و مبانی» کلی باشد. جهت اهداف و پرنسیبهای کلی نیز یک حزب نیازمند «ذهنیت» است. بدون مفاهیم ، پرنسیب و اهداف مشترک، احزاب به وجود نخواهند آمد. حزب نیازمند کادر و نیروی انسانی است. یک حزب نیازمند سبک زندگی مختص به خویش میباشد. سبک زندگی متفاوت به معنی ایدئولوژیهای متفاوت است. یعنی باید دارای یک فلسفه منحصر به فرد در زندگی باشد، زیرا ایدئولوژی و پرنسیب، معیار و ملاک زندگی متکی بر پارادایم شکل میگیرد. همچنین بر این اساس باید دارای برداشت خاص خویش نسبت به سیاست و قدرت سیاسی باشد. باید دارای برنامه و اساسنامه جامع که تمامی این نکات را در خود بگنجاند، باشد. اگر چه احزاب پس از تاسیس به سوی دولتی شدن مبارزه مینمایند نیز، تمام این عناصر ذهنیت و سبک زندگی یک جامعه را تعیین مینمایند. جوامع دولتی نیز دارای احزاب هستند. در جهان مدرنیتهی کاپیتالیستی هیچ فردی خارج از حوضه حزبی نبوده و هر کس حتما عضو یک حزب سیاسی است. به صورت خلاصه احزاب باید این چند ویژگی کلی را داشته باشند:
قدرت برساخت ذهنیتی و فرهنگی
یک سبک نوین زندگی
دیدگاه مدیریتی و سیاسی
انضباط فعالیت حزبی
برنامه و اساسنامه
بدون برنامه و اساسنامه، یک حزب نمیتواند فعالیتهای سازمانی خود را عملی نماید. زیرا این دو عنصر چگونگی به دست آوردن موفقیت در وظایف را تعیین مینمایند. برنامه و اساسنامه، کار کردن و کار نکردن را، درست کارکردن و غلط کارکردن را، موفق و ناموفق بودن کارها را از یکدیگر تفکیک مینماید. کیفر و بازخواست نیز مبنی بر آن اهداف و پرنیسبهای مشترک تعیین میگردند.
کنشگرایی و پراکتیک در احزاب:
احزاب صرفا جهت تشخیص معضلات و مشکلات اجتماعی تاسیس نمیگردند. ذهنیت، فرهنگ، برنامه و اساسنامه احزاب معطوف به اهداف کنشگرایی و پراکتیکی به وجود میآیند. این در عرصهی عمل و پراکتیک میباشد که واقعیت و حقیقت یک حزب آشکار میگردد. سبک، نحوهی عمل و شیوه عملکرد یک حزب در عمل روشن شده و شفاف میگردد. در یک معنی کلی تحزبی شدن، عملی شدن است. احزاب بدون پراکتیک و عمل، حزب محسوب نمیگردند. از این مرحله به بعد دانش استراتژی و تاکتیک وارد میدان میشود.
میتوان هرگونه تحول فکری و ذهنیتی را به عنوان توسعه تحزبی شدن محسوب نمود. اولین احزاب معاصر پس از قرن نوزدهم به نام احزاب کارگری و چپگرا به وجود آمدند. در انقلاب فرانسه گروههای متعددی وجود دارند که جهت تخریب قدرت سیاسی کشور در حال فعالیت هستند. اما مارکس و انگلس در عین حال جهت ساخت و ساز قدرت سیاسی مبارزه میکردند. هدفشان رسیدن به قدرت سیاسی بود. در وهلهی نخست گرایشهای چپ جهت رسیدن به اهداف سیاسی خود از حزب به عنوان موثرترین ابزار استفاده نمودند، سپس راستگراها از این ابزار استفاده نمودند و بدین ترتیب «حزب» به موثرترین ابزار مبارزات سیاسی و اجتماعی مبدل شد.
اولین احزاب به سه گروه تقسیم میشدند؛
۱-احزاب چپگرا- سوسیالیستی و کمونیستی
۲-احزاب راست گرا- بورژوازی
۳-احزاب میانه رو- سوسیال دمکراتها
تمام احزاب جهان علیرغم تفاوتها و گرایشهای مختلف فکری، دارای نکات مشترکی نیز میباشند. به عنوان مثال حزبهای شناخته شده دارای پرچم، نماد و نشانههای مختص به خود میباشند. همچنین قرن بیستم قرن احزاب است. احزاب، جنبشهای روشنگری، جنبشهای آموزش و پرورش اجتماعی، تغییر و تحول اجتماعی هستند. در کنار این خصوصیات، احزاب جنبشهای مدیریتی و مرتبط با دانش سیاسی و قدرت سیاسی می باشند. به خصوص تمام احزاب در قرن نوزدهم و بیستم با هدف قدرت سیاسی تاسیس و پایهگذاری میشدند.
در پارادایم جامعهشناسی قرن نوزدهم و بیستم، احزاب سیاسی پروتوتیپ دولت و به هدف تسخیر دولت پایه گذاری میشدند. یعنی حزب ماکتی از دولت بود و تسخیر کامل دولت از اهداف اساسی آن محسوب میگشت. هیچ حزبی وجود نداشت که به دست آوردن قدرت سیاسی و دولت را در برنامه و اساسنامهی خود مطرح نسازد.
✍ کاوان کامدین
از نظر جامعه شناسی و سیاسی ارائه تعریفی جامع و درست از حزب و حزب پیشاهنگ یکی از نیازهای روز خاورمیانه و کوردستان میباشد. زیرا حزب، حزبی شدن و اشکال مختلف احزاب در خاورمیانه و کوردستان دارای مسائل و مشکلات ریشهای هستند که تا کنون به بحث گذاشته نشدهاند. دیدگاه سنتی، افراطگرایانه و حزبگرائی، یکی از معضلات ریشهای عصر ما میباشد که نیاز به آسیبشناسی علمی و فلسفی دارد.
اگر چه مورخان به وجود آمدن احزاب سیاسی را به قرن نوزدهم باز میگردانند، اما در واقع از نظر ماهوی تاریخ احزاب به میزان تاریخ بشریت قدمت دارد. اما در کل احزاب مدرن از قرن نوزدهم به بعد پا به عرصهی سیاسی و اجتماعی نهادند.
مبانی اساسی احزاب:
یک حزب حداقل باید از سه نفر تشکیل شود. یک و یا دو نفر نمیتوانند یک حزب را تاسیس نمایند. یک حزب باید دارای «اهداف و مبانی» کلی باشد. جهت اهداف و پرنسیبهای کلی نیز یک حزب نیازمند «ذهنیت» است. بدون مفاهیم ، پرنسیب و اهداف مشترک، احزاب به وجود نخواهند آمد. حزب نیازمند کادر و نیروی انسانی است. یک حزب نیازمند سبک زندگی مختص به خویش میباشد. سبک زندگی متفاوت به معنی ایدئولوژیهای متفاوت است. یعنی باید دارای یک فلسفه منحصر به فرد در زندگی باشد، زیرا ایدئولوژی و پرنسیب، معیار و ملاک زندگی متکی بر پارادایم شکل میگیرد. همچنین بر این اساس باید دارای برداشت خاص خویش نسبت به سیاست و قدرت سیاسی باشد. باید دارای برنامه و اساسنامه جامع که تمامی این نکات را در خود بگنجاند، باشد. اگر چه احزاب پس از تاسیس به سوی دولتی شدن مبارزه مینمایند نیز، تمام این عناصر ذهنیت و سبک زندگی یک جامعه را تعیین مینمایند. جوامع دولتی نیز دارای احزاب هستند. در جهان مدرنیتهی کاپیتالیستی هیچ فردی خارج از حوضه حزبی نبوده و هر کس حتما عضو یک حزب سیاسی است. به صورت خلاصه احزاب باید این چند ویژگی کلی را داشته باشند:
قدرت برساخت ذهنیتی و فرهنگی
یک سبک نوین زندگی
دیدگاه مدیریتی و سیاسی
انضباط فعالیت حزبی
برنامه و اساسنامه
بدون برنامه و اساسنامه، یک حزب نمیتواند فعالیتهای سازمانی خود را عملی نماید. زیرا این دو عنصر چگونگی به دست آوردن موفقیت در وظایف را تعیین مینمایند. برنامه و اساسنامه، کار کردن و کار نکردن را، درست کارکردن و غلط کارکردن را، موفق و ناموفق بودن کارها را از یکدیگر تفکیک مینماید. کیفر و بازخواست نیز مبنی بر آن اهداف و پرنیسبهای مشترک تعیین میگردند.
کنشگرایی و پراکتیک در احزاب:
احزاب صرفا جهت تشخیص معضلات و مشکلات اجتماعی تاسیس نمیگردند. ذهنیت، فرهنگ، برنامه و اساسنامه احزاب معطوف به اهداف کنشگرایی و پراکتیکی به وجود میآیند. این در عرصهی عمل و پراکتیک میباشد که واقعیت و حقیقت یک حزب آشکار میگردد. سبک، نحوهی عمل و شیوه عملکرد یک حزب در عمل روشن شده و شفاف میگردد. در یک معنی کلی تحزبی شدن، عملی شدن است. احزاب بدون پراکتیک و عمل، حزب محسوب نمیگردند. از این مرحله به بعد دانش استراتژی و تاکتیک وارد میدان میشود.
میتوان هرگونه تحول فکری و ذهنیتی را به عنوان توسعه تحزبی شدن محسوب نمود. اولین احزاب معاصر پس از قرن نوزدهم به نام احزاب کارگری و چپگرا به وجود آمدند. در انقلاب فرانسه گروههای متعددی وجود دارند که جهت تخریب قدرت سیاسی کشور در حال فعالیت هستند. اما مارکس و انگلس در عین حال جهت ساخت و ساز قدرت سیاسی مبارزه میکردند. هدفشان رسیدن به قدرت سیاسی بود. در وهلهی نخست گرایشهای چپ جهت رسیدن به اهداف سیاسی خود از حزب به عنوان موثرترین ابزار استفاده نمودند، سپس راستگراها از این ابزار استفاده نمودند و بدین ترتیب «حزب» به موثرترین ابزار مبارزات سیاسی و اجتماعی مبدل شد.
اولین احزاب به سه گروه تقسیم میشدند؛
۱-احزاب چپگرا- سوسیالیستی و کمونیستی
۲-احزاب راست گرا- بورژوازی
۳-احزاب میانه رو- سوسیال دمکراتها
تمام احزاب جهان علیرغم تفاوتها و گرایشهای مختلف فکری، دارای نکات مشترکی نیز میباشند. به عنوان مثال حزبهای شناخته شده دارای پرچم، نماد و نشانههای مختص به خود میباشند. همچنین قرن بیستم قرن احزاب است. احزاب، جنبشهای روشنگری، جنبشهای آموزش و پرورش اجتماعی، تغییر و تحول اجتماعی هستند. در کنار این خصوصیات، احزاب جنبشهای مدیریتی و مرتبط با دانش سیاسی و قدرت سیاسی می باشند. به خصوص تمام احزاب در قرن نوزدهم و بیستم با هدف قدرت سیاسی تاسیس و پایهگذاری میشدند.
در پارادایم جامعهشناسی قرن نوزدهم و بیستم، احزاب سیاسی پروتوتیپ دولت و به هدف تسخیر دولت پایه گذاری میشدند. یعنی حزب ماکتی از دولت بود و تسخیر کامل دولت از اهداف اساسی آن محسوب میگشت. هیچ حزبی وجود نداشت که به دست آوردن قدرت سیاسی و دولت را در برنامه و اساسنامهی خود مطرح نسازد.
گذار دموکراتیک
دمکراسی یا دولت؟ ✍ کاوان کامدین از نظر جامعه شناسی و سیاسی ارائه تعریفی جامع و درست از حزب و حزب پیشاهنگ یکی از نیازهای روز خاورمیانه و کوردستان میباشد. زیرا حزب، حزبی شدن و اشکال مختلف احزاب در خاورمیانه و کوردستان دارای مسائل و مشکلات ریشهای هستند که…
هر حزب به راه و روش خاص خود و با عقیده و نگرشهای ایدئولوژیک و سیاسی خود استدلال داشت که او بهتر از هر کس میتواند دولت را مدیریت نماید. یکی مدعی بود که دین و مذهب مسائل و معضلات جامعه را بهتر حل خواهد نمود، یکی کمونیسم را به عنوان ایدئولوژی راه نجات نشان میداد و دیگری لیبرالیسم را! اما نهایتا تمام این ایدئولوژیها متوسل به ابزار حزب و دولت بودند و هیچ کدام خارج از محوریت دولت به علوم سیاسی و اجتماعی نمینگریستند. به همین جهت میتوان این احزاب را که دارای هر گونه ایدئولوژی و گرایش سیاسی باشند به عنوان احزاب «دولت محور» معرفی نمود.
نظام پارلمانی، نمایندگی مردم در پارلمان توسط نمایندگان منتخب، نظام انتخاباتی، رقابت و مشارکت احزاب سیاسی در نظام انتخاباتی و معرفی این مدل از مدیریت سیاسی به عنوان «دمکراسی پارلمانی» تا کنون نیز نقاب رخسار لیبرالیسم میباشد که رادیکالترین گرایشها و گروهها سیاسی را لیبرالیزه نموده، به درون نظام کشانده و بدین صورت نیز از اهداف اساسی آن منحرف ساخته است. پارلمانتاریسم حوضهای مبارزاتی است که شرایط، قانون و مقررات مبارزات آن از سوی قدرتهای دولتگرا مشخص و تعیین گشته است. به این ترتیب هر حزب و جنبشی حتی اگر موفق هم عمل نماید نهایتا این موفقیت زیر چتر پارلمان و به عنوان موفقیت نظام دولت – ملت و پارلمانتاریسم قلمداد میشود.
مسائل و بحران دولت و دمکراسی، دولت و سوسیالیسم، دولت و آزادیها، دولت و یکسانی، دولت و زن، دولت و جامعه در انقلاب سوسیالیستی روسیه به گفتمان گرم علوم سیاسی و اجتماعی در سطح جهان مبدل شده است. لنین به عنوان رهبر انقلاب در قالب «دولت و انقلاب» در تلاش چارهیابی معضلات انقلاب روسیه بود، اما ترمیم و تعمیر قادر به گذار از این مسائل ریشهای نبودند. مکاتب آنارشیسم، فمینیسم و اکولوژیکی نیز به عنوان جنبشهای ضد نظام مدرنیتهی کاپیتالیستی قادر به گذار از پارادایم پارلمانتاریسم و «دولتگرایی» نشدند و هنوز هم در گرداب «دولتمحوری» نتوانستهاند خود را رها سازند.
ارائه تعریفی کامل و جامعتر از تاریخ و همچنین ارائه نظریههای «مدرنیتهی دمکراتیک» و جامعهی دمکراتیک خارج از نگرش و ساختارهای دولتی از جانب رهبر آپو تمام پارادایمهای چپ و سوسیالیستی را مورد انتقاد قرار دادە و ایدئولوژی چپ را نیز به چالش کشید. چالش دولتمحوری نهان در نظریه، ایدئولوژی، سیاست، استراتژی، تاکتیک و مدل حزبی جنبشهای مخالف نظام در مانیفست جامعهی دمکراتیک نوشتهی رهبر آپو شفافیت یافتند. جامعهشناسی آزادی هم در شیوهی طرح مسائل و هم در ارائهی راهحلها، قادر به گذار از پارادایم قرون نوزدهم و بیستم گردید. بدین ترتیب نیز انقلاب ذهنیتی و پارادایم قرن بیست و یکم شکل گرفت.
حال اگر احزاب سیاسی و اجتماعی در راستای به دست گرفتن قدرت سیاسی تاسیس شوند و تمام برنامه و پروژههایشان را معطوف به دولتمحوری پایهگذاری نمایند، طبیعتاً با «دمکراسی» به چالشی ریشهای در خواهند افتاد. زیرا دمکراسی و دولت دو عنصر متضاد با یکدیگر هستند. تلاش و کوشش مکتب لیبرالیسم و نئولیبرالیسم جهت سازش این دو مفهوم در حوضهی میدانی تاکنون ناموفق عمل نموده و هر روزه هرچه بیشتر پرده از روی این دروغ بزرگ مبنی بر اینکه دولت میتواند دمکراتیک باشد و یا عناوین «دولت دمکراتیک»، جمهوری دمکراتیک و غیره… برداشته میشود.
جهت درک هرچه بهتر مسئله میتوانیم چند سوالی طرح نمایم. به عنوان مثال تمام احزاب در اوائل تاسیس شعارهای بسیار قابل پسندی سر میدهند، مدعی هستند که وضع موجود سیاسی، اجتماعی و اقتصادی یک کشور را تغییر دهند، در این دوران موفق به کسب اکثریت رأی مردم شده و حکومت و دولت را به دست میگیرند. اما بعد از مدتی بسیار کوتاه از حکمرانی به همان مدل قبل از حکمرانی خود مبدل میگردند و قادر به قائل گشتن تفاوت میان خود و شیوههای حکمرانی قبل از خویش نمیگردند. به عنوان مثال حزب “گُران” ( تغییر ) در سال ۲۰۱۱ به رهبری “نوشیروان مصطفی” در جنوب کوردستان به عنوان آلترناتیو حزب دمکرات کوردستان بارزانیها و اتحادیهی میهنی کوردستان از خانوادهی “طالبانی” پا به میدان مبارزاتی نهاد. مدعی شد که این دو حزب قدرت سیاسی را به فساد کشیده و به وعدههایشان عمل نکردەاند. در روزهای نخست بر سر کار آمدن، خواستار سلب پارلمان و نظام سیاسی جنوب کوردستان شد. این حزب اُپوزسیون که مدتی توانست رأی اکثر مناطق “سلیمانیه” را به دست بیاورد و بیش از ۲۰ کرسی پارلمان جنوب کوردستان را در اختیار خود قرار دهد، حال پس از ۱۱ سال خود به شریک و بخشی از نظام فاسد و غیر دمکراتیک پارلمان مبدل گردیده است!
نظام پارلمانی، نمایندگی مردم در پارلمان توسط نمایندگان منتخب، نظام انتخاباتی، رقابت و مشارکت احزاب سیاسی در نظام انتخاباتی و معرفی این مدل از مدیریت سیاسی به عنوان «دمکراسی پارلمانی» تا کنون نیز نقاب رخسار لیبرالیسم میباشد که رادیکالترین گرایشها و گروهها سیاسی را لیبرالیزه نموده، به درون نظام کشانده و بدین صورت نیز از اهداف اساسی آن منحرف ساخته است. پارلمانتاریسم حوضهای مبارزاتی است که شرایط، قانون و مقررات مبارزات آن از سوی قدرتهای دولتگرا مشخص و تعیین گشته است. به این ترتیب هر حزب و جنبشی حتی اگر موفق هم عمل نماید نهایتا این موفقیت زیر چتر پارلمان و به عنوان موفقیت نظام دولت – ملت و پارلمانتاریسم قلمداد میشود.
مسائل و بحران دولت و دمکراسی، دولت و سوسیالیسم، دولت و آزادیها، دولت و یکسانی، دولت و زن، دولت و جامعه در انقلاب سوسیالیستی روسیه به گفتمان گرم علوم سیاسی و اجتماعی در سطح جهان مبدل شده است. لنین به عنوان رهبر انقلاب در قالب «دولت و انقلاب» در تلاش چارهیابی معضلات انقلاب روسیه بود، اما ترمیم و تعمیر قادر به گذار از این مسائل ریشهای نبودند. مکاتب آنارشیسم، فمینیسم و اکولوژیکی نیز به عنوان جنبشهای ضد نظام مدرنیتهی کاپیتالیستی قادر به گذار از پارادایم پارلمانتاریسم و «دولتگرایی» نشدند و هنوز هم در گرداب «دولتمحوری» نتوانستهاند خود را رها سازند.
ارائه تعریفی کامل و جامعتر از تاریخ و همچنین ارائه نظریههای «مدرنیتهی دمکراتیک» و جامعهی دمکراتیک خارج از نگرش و ساختارهای دولتی از جانب رهبر آپو تمام پارادایمهای چپ و سوسیالیستی را مورد انتقاد قرار دادە و ایدئولوژی چپ را نیز به چالش کشید. چالش دولتمحوری نهان در نظریه، ایدئولوژی، سیاست، استراتژی، تاکتیک و مدل حزبی جنبشهای مخالف نظام در مانیفست جامعهی دمکراتیک نوشتهی رهبر آپو شفافیت یافتند. جامعهشناسی آزادی هم در شیوهی طرح مسائل و هم در ارائهی راهحلها، قادر به گذار از پارادایم قرون نوزدهم و بیستم گردید. بدین ترتیب نیز انقلاب ذهنیتی و پارادایم قرن بیست و یکم شکل گرفت.
حال اگر احزاب سیاسی و اجتماعی در راستای به دست گرفتن قدرت سیاسی تاسیس شوند و تمام برنامه و پروژههایشان را معطوف به دولتمحوری پایهگذاری نمایند، طبیعتاً با «دمکراسی» به چالشی ریشهای در خواهند افتاد. زیرا دمکراسی و دولت دو عنصر متضاد با یکدیگر هستند. تلاش و کوشش مکتب لیبرالیسم و نئولیبرالیسم جهت سازش این دو مفهوم در حوضهی میدانی تاکنون ناموفق عمل نموده و هر روزه هرچه بیشتر پرده از روی این دروغ بزرگ مبنی بر اینکه دولت میتواند دمکراتیک باشد و یا عناوین «دولت دمکراتیک»، جمهوری دمکراتیک و غیره… برداشته میشود.
جهت درک هرچه بهتر مسئله میتوانیم چند سوالی طرح نمایم. به عنوان مثال تمام احزاب در اوائل تاسیس شعارهای بسیار قابل پسندی سر میدهند، مدعی هستند که وضع موجود سیاسی، اجتماعی و اقتصادی یک کشور را تغییر دهند، در این دوران موفق به کسب اکثریت رأی مردم شده و حکومت و دولت را به دست میگیرند. اما بعد از مدتی بسیار کوتاه از حکمرانی به همان مدل قبل از حکمرانی خود مبدل میگردند و قادر به قائل گشتن تفاوت میان خود و شیوههای حکمرانی قبل از خویش نمیگردند. به عنوان مثال حزب “گُران” ( تغییر ) در سال ۲۰۱۱ به رهبری “نوشیروان مصطفی” در جنوب کوردستان به عنوان آلترناتیو حزب دمکرات کوردستان بارزانیها و اتحادیهی میهنی کوردستان از خانوادهی “طالبانی” پا به میدان مبارزاتی نهاد. مدعی شد که این دو حزب قدرت سیاسی را به فساد کشیده و به وعدههایشان عمل نکردەاند. در روزهای نخست بر سر کار آمدن، خواستار سلب پارلمان و نظام سیاسی جنوب کوردستان شد. این حزب اُپوزسیون که مدتی توانست رأی اکثر مناطق “سلیمانیه” را به دست بیاورد و بیش از ۲۰ کرسی پارلمان جنوب کوردستان را در اختیار خود قرار دهد، حال پس از ۱۱ سال خود به شریک و بخشی از نظام فاسد و غیر دمکراتیک پارلمان مبدل گردیده است!
گذار دموکراتیک
دمکراسی یا دولت؟ ✍ کاوان کامدین از نظر جامعه شناسی و سیاسی ارائه تعریفی جامع و درست از حزب و حزب پیشاهنگ یکی از نیازهای روز خاورمیانه و کوردستان میباشد. زیرا حزب، حزبی شدن و اشکال مختلف احزاب در خاورمیانه و کوردستان دارای مسائل و مشکلات ریشهای هستند که…
دوران اپوزسیون احزاب سیاسی، دوران طلایی احزاب است. اما دوران به دست گرفتن قدرت سیاسی و حکمرانی سیاسی، دوران رکود و فروریزی شعارهای آزادیخواهی، دمکراتیک و یکسانی اقتصادی، آموزشی و رفاه اجتماعی است. در واقع هیچ حزب اپوزسیون واقعی جز احزاب معطوف به مدرنیتهی دمکراتیک در جهان وجود ندارد که خارج از حوضههای نظام جهانی خود را تعریف نماید.
حال احزاب سیاسی با یک سوال ریشه ای مواجه هستند، آیا هدف از موجودیت، تاسیس و فعالیت آنان، به دست گرفتن قدرت سیاسی است یا حل معضلات اجتماعی و سیاسی جامعه؟ احزاب سیاسی ناگزیرند که به این پرسش پاسخ دهند. همچنین احزاب سیاسی ناگزیرند یکی از این دو راە را انتخاب نمایند. یک حزب سیاسی نمیتواند هم مدعی حل مشکلات اجتماعی باشد و هم قدرت سیاسی یک کشور را به دست بگیرد. چون عملکرد دو قرن گذشته در تمامی نکات و حتی دمکراتیکترین کشورهای جهان این واقعیت را به اثبات رسانده است.
تمام احزاب سیاسی، دارای هر نام و نشانی که باشند را می توان به دو دسته تقسیم و دستهبندی نمود؛
اول: احزاب دولتمحور هدفشان به دست گرفتن قدرت سیاسی و حکمرانی بر یک جامعه و کشوری مشخص است. این گونه احزاب را احزاب غیر دمکراتیک مینامند که از طریق هژمونی حزبی در تلاش برای تاسیس یک دولت هژمونی هستند. احزاب غیر دولتی که هدفشان حل مسائل اجتماعی، هویتی، سیاسی، اقتصادی، اکولوژیکی، فرهنگی، جنسیتی، آموزشی، رفاه و آزادی و عدالت اجتماعی است با هر گونه هژمونی حزبی و دولتی مخالف بوده و در عین حال علیه هژمونیخواهی به مبارزه میپردازند.
در این صورت احزاب سیاسی جهان به دو دسته تقسیم میشوند. احزاب کلاسیک هژمونیگرای قرون نوزدهم و بیستم و احزاب دمکراتیک غیر دولتی و مخالف با هژمونیگرائی در قرن بیست و یکم.
رهبر آپو در کتاب “دفاع از کوردها در چنگال نسلکشی فرهنگی” احزاب مدرنیته دمکراتیک را چنین تعریف مینماید: ” قبل از هر چیز، عموما احزاب و به ویژه احزاب سوسیالیستی، حزب «دولت – ملت» گرای قدیمی سوسیالیسم رئال نیستند. به عنوان یک اصل باید پذیرفت که کل احزاب سوسیالیستی باید به گونههای هدفمند در راستای تشکیل دولت، بر ساخته نشوند. سوسیالیسم را نمیتوان از طریق دستگاه دولت مدرن برساخت. دستگاه دولت در مغایرت با سرشت سوسیالیسم است. دولت – ملت مدرنیته کاپیتالیستی، از سنگ بناهای اساسی قانون بیشینهی سود کاپیتالیسم میباشد.
نظام سود کاپیتالیستی را بدون دولت – ملت نمیتوان برقرار نمود. هر نظامی که دولت – ملت در آن باشد، با تحقق سود کاپیتالیسم در پیوند است. این وضعیت در سوسیالیسم رئال متفاوت نیست، حتی موجودیت کاپیتالیسم بروکراتیک، نیاز بیشتری به دولت – ملت نشان میدهد. ساختار «دولت – ملت»گرایانهی سوسیالیسم رئال، در زمینهی مبدل نشدن آن به سوسیالیسم نقشی تعیین کننده ایفا نمود. هر جریانی که از حزب به سوی دولت – ملت و از دولت به سوی حزب جریان یابد، منجر به نفی و انکار دمکراسی سوسیالیستی میگردد. گذار به جامعهی کمونیستی که از نظر تئوریکی به صورت جامعهی فاقد دولت در نظر گرفته میشود بدون آنکه در هیچ مرحلهای و با هیچ توجیهی به ابزار دولت متوسل جسته شود، اقتضای ماهیت و فُرم سوسیالیسم است. سوسیالیسم تنها از طریق برقراری و اجرای همه بُعدی دمکراسی که لیبرالیسم به صورت دورویانه از آن استفاده کرده و در واقع از حیث ماهوی با آن در چالش است قابل تحقق میباشد.
بنابر این اولین خصوصیت احزاب سوسیالیستی این است که باید به صورت یک پروتوتیپ یا پیش نمونهی دمکراسی برساخته شده باشند. نمیتوان تصور کرد حزبی که فاقد توان دمکراتیک نمودن خویش باشد، بتواند یک جامعه را دمکراتیزه نماید!دمکراسی، به معنای «فقدان اتوریته» نیست. اتوریتهی دمکراتیک بهگونههای متفاوت از اتوریتهی دولتی، در شرایط جامعهی سیاسی میتواند برقرار شود. دولت بر پایه نفی جامعهی سیاسی تحقق یافته و تحقق دمکراسی نیز مستلزم موجودیت جامعه سیاسی است؛ جامعه سیاسی نیز جامعهای است که آزادیش را تحقق بخشیده باشد. پدیدهی سیاست عبارت است از: اقدام جامعه به کسب نیروی «اندیشه، تصمیمگیری و کُنش» در زمینهی منافع حیاتی خویش! جوامعی که سیاسی نگشتهاند، همانگونه که ممکن نیست بتوانند سرنوشت خویش را تعیین نمایند، نمیتوانند خود را دمکراتیزه هم بنمایند. نوعی پیوند ناگسستنی بین پدیدههای سیاست، آزادی و دمکراسی وجود دارد. در این وضعیت، احزاب سوسیالیستی تنها بهمنزلهی یک پیش نمونهی جامعهی دمکراتیک، آزاد و سیاسی میتوانند هویت کسب نمایند؛ نمیتوانند عموما از قدرت و به ویژه از قدرت دولتی الگوبرداری نمایند. قدرت دولت از لحاظ موجودیت، پدیدههای به کلی متفاوتی هستند و اساسا انحصارهای تمرکز یافتهی نیرو و استثمار میباشند.
حال احزاب سیاسی با یک سوال ریشه ای مواجه هستند، آیا هدف از موجودیت، تاسیس و فعالیت آنان، به دست گرفتن قدرت سیاسی است یا حل معضلات اجتماعی و سیاسی جامعه؟ احزاب سیاسی ناگزیرند که به این پرسش پاسخ دهند. همچنین احزاب سیاسی ناگزیرند یکی از این دو راە را انتخاب نمایند. یک حزب سیاسی نمیتواند هم مدعی حل مشکلات اجتماعی باشد و هم قدرت سیاسی یک کشور را به دست بگیرد. چون عملکرد دو قرن گذشته در تمامی نکات و حتی دمکراتیکترین کشورهای جهان این واقعیت را به اثبات رسانده است.
تمام احزاب سیاسی، دارای هر نام و نشانی که باشند را می توان به دو دسته تقسیم و دستهبندی نمود؛
اول: احزاب دولتمحور هدفشان به دست گرفتن قدرت سیاسی و حکمرانی بر یک جامعه و کشوری مشخص است. این گونه احزاب را احزاب غیر دمکراتیک مینامند که از طریق هژمونی حزبی در تلاش برای تاسیس یک دولت هژمونی هستند. احزاب غیر دولتی که هدفشان حل مسائل اجتماعی، هویتی، سیاسی، اقتصادی، اکولوژیکی، فرهنگی، جنسیتی، آموزشی، رفاه و آزادی و عدالت اجتماعی است با هر گونه هژمونی حزبی و دولتی مخالف بوده و در عین حال علیه هژمونیخواهی به مبارزه میپردازند.
در این صورت احزاب سیاسی جهان به دو دسته تقسیم میشوند. احزاب کلاسیک هژمونیگرای قرون نوزدهم و بیستم و احزاب دمکراتیک غیر دولتی و مخالف با هژمونیگرائی در قرن بیست و یکم.
رهبر آپو در کتاب “دفاع از کوردها در چنگال نسلکشی فرهنگی” احزاب مدرنیته دمکراتیک را چنین تعریف مینماید: ” قبل از هر چیز، عموما احزاب و به ویژه احزاب سوسیالیستی، حزب «دولت – ملت» گرای قدیمی سوسیالیسم رئال نیستند. به عنوان یک اصل باید پذیرفت که کل احزاب سوسیالیستی باید به گونههای هدفمند در راستای تشکیل دولت، بر ساخته نشوند. سوسیالیسم را نمیتوان از طریق دستگاه دولت مدرن برساخت. دستگاه دولت در مغایرت با سرشت سوسیالیسم است. دولت – ملت مدرنیته کاپیتالیستی، از سنگ بناهای اساسی قانون بیشینهی سود کاپیتالیسم میباشد.
نظام سود کاپیتالیستی را بدون دولت – ملت نمیتوان برقرار نمود. هر نظامی که دولت – ملت در آن باشد، با تحقق سود کاپیتالیسم در پیوند است. این وضعیت در سوسیالیسم رئال متفاوت نیست، حتی موجودیت کاپیتالیسم بروکراتیک، نیاز بیشتری به دولت – ملت نشان میدهد. ساختار «دولت – ملت»گرایانهی سوسیالیسم رئال، در زمینهی مبدل نشدن آن به سوسیالیسم نقشی تعیین کننده ایفا نمود. هر جریانی که از حزب به سوی دولت – ملت و از دولت به سوی حزب جریان یابد، منجر به نفی و انکار دمکراسی سوسیالیستی میگردد. گذار به جامعهی کمونیستی که از نظر تئوریکی به صورت جامعهی فاقد دولت در نظر گرفته میشود بدون آنکه در هیچ مرحلهای و با هیچ توجیهی به ابزار دولت متوسل جسته شود، اقتضای ماهیت و فُرم سوسیالیسم است. سوسیالیسم تنها از طریق برقراری و اجرای همه بُعدی دمکراسی که لیبرالیسم به صورت دورویانه از آن استفاده کرده و در واقع از حیث ماهوی با آن در چالش است قابل تحقق میباشد.
بنابر این اولین خصوصیت احزاب سوسیالیستی این است که باید به صورت یک پروتوتیپ یا پیش نمونهی دمکراسی برساخته شده باشند. نمیتوان تصور کرد حزبی که فاقد توان دمکراتیک نمودن خویش باشد، بتواند یک جامعه را دمکراتیزه نماید!دمکراسی، به معنای «فقدان اتوریته» نیست. اتوریتهی دمکراتیک بهگونههای متفاوت از اتوریتهی دولتی، در شرایط جامعهی سیاسی میتواند برقرار شود. دولت بر پایه نفی جامعهی سیاسی تحقق یافته و تحقق دمکراسی نیز مستلزم موجودیت جامعه سیاسی است؛ جامعه سیاسی نیز جامعهای است که آزادیش را تحقق بخشیده باشد. پدیدهی سیاست عبارت است از: اقدام جامعه به کسب نیروی «اندیشه، تصمیمگیری و کُنش» در زمینهی منافع حیاتی خویش! جوامعی که سیاسی نگشتهاند، همانگونه که ممکن نیست بتوانند سرنوشت خویش را تعیین نمایند، نمیتوانند خود را دمکراتیزه هم بنمایند. نوعی پیوند ناگسستنی بین پدیدههای سیاست، آزادی و دمکراسی وجود دارد. در این وضعیت، احزاب سوسیالیستی تنها بهمنزلهی یک پیش نمونهی جامعهی دمکراتیک، آزاد و سیاسی میتوانند هویت کسب نمایند؛ نمیتوانند عموما از قدرت و به ویژه از قدرت دولتی الگوبرداری نمایند. قدرت دولت از لحاظ موجودیت، پدیدههای به کلی متفاوتی هستند و اساسا انحصارهای تمرکز یافتهی نیرو و استثمار میباشند.
گذار دموکراتیک
دمکراسی یا دولت؟ ✍ کاوان کامدین از نظر جامعه شناسی و سیاسی ارائه تعریفی جامع و درست از حزب و حزب پیشاهنگ یکی از نیازهای روز خاورمیانه و کوردستان میباشد. زیرا حزب، حزبی شدن و اشکال مختلف احزاب در خاورمیانه و کوردستان دارای مسائل و مشکلات ریشهای هستند که…
تمامی این دلایل و توجیهات روشن میکنند که چرا نمیتوان یک حزب سوسیالیستی را در راستای اهداف قدرتگرایانه و دولتگرایانه بر ساخت و چرا از راهی به جز برساخت دمکراتیکشان نمیتوان آنها را تاسیس نمود. احزاب سوسیالیستی، تشکلاتی مدرن هستند و از نظر تاریخی موظف به توسعهی مدرنیتههای آلترناتیو در برابر مدرنیتهی کاپیتالیستی میباشند».
حزب حیات آزاد کوردستان “پژاک” به عنوان حزبی تازه تاسیس، از بزرگترین آوانتاژهای آن، تاسیس آن پس از قوام و شفافیت پارادایم جامعهی دمکراتیک، اکولوژیک بر پایهی آزادی زن در سال ۲۰۰۴ بود. پژاک در این مورد یکی از خوش شانسترین و مدعی ترین احزاب شرق کوردستان و ایران است. در برههای از تاریخ پا به عرصهی مبارزاتی نهاد که جنبش آزادیخواهی کوردستان یکی از بزرگترین انقلابهای ذهنیتی را به ارمغان آورده بود. از پارادایم دولتگرایی گذار نمودە و در تکاپوی ارائهی پارادایم نوین قرن بیست و یکم بود. پژاک بر اساس مانیفست جامعهی دمکراتیک و ملت دمکراتیک در چهار چوب ایرانی دمکراتیک و خاورمیانه دمکراتیک، حال یکی از مدعیترین احزاب در عرصهی مبارزاتی منطقه است. اما تلاش رژیم ایران و دیگر احزابی که کارائی ساختاری موثر ندارند، جهت معرفی پژاک به عنوان حزبی صرفا نظامی و چریکی، یکی از بزرگترین خطرات در پیشروی این حزب آیندهدار میباشد. قدرتهای مخالف با هدف قرار دادن هویت ایدئولوژیکی و سیاسی پژاک، در تلاشاند این حزب را از بزرگترین سلاح مبارزاتی اش خلع سلاح نموده و فاقد قدرت تاثیرگذاری نمایند. بزرگترین قدرت و اسلحهی پژاک، ذهنیت دمکراتیک و پارادایم نهفته در بطن آن میباشد که هژمونی حزبی و دولتی را به چالش میکشد. فقط در صورتی که این ذهنیت و پارادایم خنثی گردد، دیگر احزاب و قدرتهای رقیب میتوانند هژمونی حزبی خود را گسترش دهند. در این صورت احزاب دمکراتیک غیر دولتی ناگزیراند در راه و روش مبارزاتی بسیار خلاقانه عمل نماید.
اما جنبشهای انقلابی صرفا جنبشهای ذهنیتی و فرهنگی نیستند. به میزان انقلاب ذهنیتی ناگزیرند در عرصهی عملی نیز موفق عمل نمایند. احزاب دمکراتیک غیر دولتی، نه تنها ناگزیرند در حوضهی عمل موفق باشند، بلکه باید استراتژی و تاکتیکهای سیاسی خویش را درست و بدون نقص عملی سازند. درست اجرا نمودن برنامه، استراتژی و تاکتیکهای مبارزاتی حزبی نیز نیازمند یک قدرت عظیم مدیریتی خلاق میباشد.
حوضهی سیاست از یک سو، حوضهی دمکراسی است و از دیگر سو نیز حوضهی به نمایش گذاشتن خلاقیت قدرت و توان جامعه و انسان در تمام حوضههای مبارزاتی است. هرچند یک حزب دارای برنامه و ذهنیتی معاصر، دمکراتیک و کارا هم باشد اگر در حوضهی کنش و پراکتیک موفق عمل ننماید و مراحل مبارزاتی را درست مدیریت و هدایت ننماید، یا در گرداب اپورتونیسم و پاسیفیسم غرق خواهد شد و یا با بحران هویتی عمیق در تضاد با موجودیت خویش مواجه خواهد گردید. در این صورت احزاب دمکراتیک غیر دولتی نیازمند یک مرکز و خرد استراتژیک میباشند که قادر به مقابله و مبارزه با یورشهای همهجانبهی ایدئولوژیکی، سیاسی، فرهنگی و روحی – روانی از جانب قدرتهای دولتی و احزاب دولتی باشد. احزاب دولتمحور به صورتی سرشتی مسئلهی «انحراف» ندارند. زیرا دولتگرایی و دولتمحوری یکی از بزرگترین انحرافات تاریخ بشریت میباشند. آنچه به عنوان انحراف در این احزاب معرفی میگردد، در واقع انحراف نیستند. بلکه تضاد و جنگ، موقعیت سیاسی، رهبری حزب و منافع شخصی، خانوادگی و عشیره است که هر کدام، دیگری را به انحراف متهم میسازند. در واقع تمام گرایشات درون یک حزب دولتی، انحرافی هستند.
یکی دیگر از ریشهایترین عناصر احزاب دمکراتیک غیر دولتی، مسئلهی «کادر سازی» است. رهبر آپو کادر را این گونه تعریف مینماید: «کادر، حالت سازماندهی شده و عملیاتی شدهی حقیقت است». کادر به نوعی هستهی منسجم و متراکم شدهی ذهنیت، فرهنگ، اخلاق و سیاست و نگرش احزاب است. همچنان که یک حزب نیازمند رهبر، به عنوان مغز متفکر و استراتژیسن میباشد، نیازمند دست و پا، چشم و گوش و تمامی ارگانهای عملی سازی است که در «کادر» خلاصه میگردد. در این صورت کادر باید همخوان با ذهنیت، اهداف، برنامه و اساسنامه، استراتیژی، تاکتیک، سیاست و نگرش حزب پرورش یافته و وارد حوضهی مبارزاتی گردد. بدین ترتیب این کادر است که حزب را در عرصهی پراکتیک نمایندگی کرده و به حالت جسم درمیآورد.
اگر حزب دمکراتیک و غیر دولتی در تمام این حوضهها موفق عمل نماید، این یک حزب پیشاهنگ است. حزب پیشاهنگ حزبی است که در حل مسائل، معضلات و مشکلات اجتماعی و ملی موفقتر از دیگر احزاب دمکراتیک و غیر دولتی عمل نماید. همچنین حزب پیشاهنگ حزبی است که پروژهی برساخت ملت دمکراتیک را در کمال موفقیت به اجرا بگذارد.
حزب حیات آزاد کوردستان “پژاک” به عنوان حزبی تازه تاسیس، از بزرگترین آوانتاژهای آن، تاسیس آن پس از قوام و شفافیت پارادایم جامعهی دمکراتیک، اکولوژیک بر پایهی آزادی زن در سال ۲۰۰۴ بود. پژاک در این مورد یکی از خوش شانسترین و مدعی ترین احزاب شرق کوردستان و ایران است. در برههای از تاریخ پا به عرصهی مبارزاتی نهاد که جنبش آزادیخواهی کوردستان یکی از بزرگترین انقلابهای ذهنیتی را به ارمغان آورده بود. از پارادایم دولتگرایی گذار نمودە و در تکاپوی ارائهی پارادایم نوین قرن بیست و یکم بود. پژاک بر اساس مانیفست جامعهی دمکراتیک و ملت دمکراتیک در چهار چوب ایرانی دمکراتیک و خاورمیانه دمکراتیک، حال یکی از مدعیترین احزاب در عرصهی مبارزاتی منطقه است. اما تلاش رژیم ایران و دیگر احزابی که کارائی ساختاری موثر ندارند، جهت معرفی پژاک به عنوان حزبی صرفا نظامی و چریکی، یکی از بزرگترین خطرات در پیشروی این حزب آیندهدار میباشد. قدرتهای مخالف با هدف قرار دادن هویت ایدئولوژیکی و سیاسی پژاک، در تلاشاند این حزب را از بزرگترین سلاح مبارزاتی اش خلع سلاح نموده و فاقد قدرت تاثیرگذاری نمایند. بزرگترین قدرت و اسلحهی پژاک، ذهنیت دمکراتیک و پارادایم نهفته در بطن آن میباشد که هژمونی حزبی و دولتی را به چالش میکشد. فقط در صورتی که این ذهنیت و پارادایم خنثی گردد، دیگر احزاب و قدرتهای رقیب میتوانند هژمونی حزبی خود را گسترش دهند. در این صورت احزاب دمکراتیک غیر دولتی ناگزیراند در راه و روش مبارزاتی بسیار خلاقانه عمل نماید.
اما جنبشهای انقلابی صرفا جنبشهای ذهنیتی و فرهنگی نیستند. به میزان انقلاب ذهنیتی ناگزیرند در عرصهی عملی نیز موفق عمل نمایند. احزاب دمکراتیک غیر دولتی، نه تنها ناگزیرند در حوضهی عمل موفق باشند، بلکه باید استراتژی و تاکتیکهای سیاسی خویش را درست و بدون نقص عملی سازند. درست اجرا نمودن برنامه، استراتژی و تاکتیکهای مبارزاتی حزبی نیز نیازمند یک قدرت عظیم مدیریتی خلاق میباشد.
حوضهی سیاست از یک سو، حوضهی دمکراسی است و از دیگر سو نیز حوضهی به نمایش گذاشتن خلاقیت قدرت و توان جامعه و انسان در تمام حوضههای مبارزاتی است. هرچند یک حزب دارای برنامه و ذهنیتی معاصر، دمکراتیک و کارا هم باشد اگر در حوضهی کنش و پراکتیک موفق عمل ننماید و مراحل مبارزاتی را درست مدیریت و هدایت ننماید، یا در گرداب اپورتونیسم و پاسیفیسم غرق خواهد شد و یا با بحران هویتی عمیق در تضاد با موجودیت خویش مواجه خواهد گردید. در این صورت احزاب دمکراتیک غیر دولتی نیازمند یک مرکز و خرد استراتژیک میباشند که قادر به مقابله و مبارزه با یورشهای همهجانبهی ایدئولوژیکی، سیاسی، فرهنگی و روحی – روانی از جانب قدرتهای دولتی و احزاب دولتی باشد. احزاب دولتمحور به صورتی سرشتی مسئلهی «انحراف» ندارند. زیرا دولتگرایی و دولتمحوری یکی از بزرگترین انحرافات تاریخ بشریت میباشند. آنچه به عنوان انحراف در این احزاب معرفی میگردد، در واقع انحراف نیستند. بلکه تضاد و جنگ، موقعیت سیاسی، رهبری حزب و منافع شخصی، خانوادگی و عشیره است که هر کدام، دیگری را به انحراف متهم میسازند. در واقع تمام گرایشات درون یک حزب دولتی، انحرافی هستند.
یکی دیگر از ریشهایترین عناصر احزاب دمکراتیک غیر دولتی، مسئلهی «کادر سازی» است. رهبر آپو کادر را این گونه تعریف مینماید: «کادر، حالت سازماندهی شده و عملیاتی شدهی حقیقت است». کادر به نوعی هستهی منسجم و متراکم شدهی ذهنیت، فرهنگ، اخلاق و سیاست و نگرش احزاب است. همچنان که یک حزب نیازمند رهبر، به عنوان مغز متفکر و استراتژیسن میباشد، نیازمند دست و پا، چشم و گوش و تمامی ارگانهای عملی سازی است که در «کادر» خلاصه میگردد. در این صورت کادر باید همخوان با ذهنیت، اهداف، برنامه و اساسنامه، استراتیژی، تاکتیک، سیاست و نگرش حزب پرورش یافته و وارد حوضهی مبارزاتی گردد. بدین ترتیب این کادر است که حزب را در عرصهی پراکتیک نمایندگی کرده و به حالت جسم درمیآورد.
اگر حزب دمکراتیک و غیر دولتی در تمام این حوضهها موفق عمل نماید، این یک حزب پیشاهنگ است. حزب پیشاهنگ حزبی است که در حل مسائل، معضلات و مشکلات اجتماعی و ملی موفقتر از دیگر احزاب دمکراتیک و غیر دولتی عمل نماید. همچنین حزب پیشاهنگ حزبی است که پروژهی برساخت ملت دمکراتیک را در کمال موفقیت به اجرا بگذارد.
گذار دموکراتیک
دمکراسی یا دولت؟ ✍ کاوان کامدین از نظر جامعه شناسی و سیاسی ارائه تعریفی جامع و درست از حزب و حزب پیشاهنگ یکی از نیازهای روز خاورمیانه و کوردستان میباشد. زیرا حزب، حزبی شدن و اشکال مختلف احزاب در خاورمیانه و کوردستان دارای مسائل و مشکلات ریشهای هستند که…
شاید در یک کشور دمکراتیک بیش از بیست حزب دمکراتیک غیر دولتی وجود داشته باشند و هیچ حزب دولتگرایی در آن کشور وجود نداشته باشد. در این صورت این بیست حزب همگی نمیتوانند «پیشاهنگ» معرفی شوند. در میان آنان باید حزبی که بهتر از همه موفق عمل نموده را، حزب پیشاهنگ معرفی کرد. در کشورهائی که احزاب دمکراتیک و غیر دولتی کم شمارند و کمتر از یک و یا دو حزب با این محتوا وجود دارند، شانس به دست آوردن عنوان «پیشاهنگ» این احزاب بیشتر و آسانتر است.
در این صورت باید احزاب سیاسی در میان دولت و دمکراسی یکی را انتخاب نمایند. احزاب متکی بر فرهنگ مردسالارانه و دولتگرایانه که از نظر داخلی دمکراتیزه نشدهاند، هرگز قادر به حل مسائل جامعه نیز نخواهند بود، چه برسد به مشکلات یک جامعه و ملت. تا زمانیکه احزاب دمکراتیزه نگردند برساخت جامعه دمکراتیک نیز امکانپذیر نخواهد بود. آیندهی سیاسی از آن احزابی است که بر پایههای دمکراسی غیر دولتی، خویش را بر ساخت نمایند.
منابع:
جامعهشناسی آزادی: عبدوالله اوجلان
دفاع از کُردهای در پنچه نسلکشی فرهنگی: عبدوالله اوجلان
رهبریت و سیاست آپویئستی: عبدوالله اوجلان
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
در این صورت باید احزاب سیاسی در میان دولت و دمکراسی یکی را انتخاب نمایند. احزاب متکی بر فرهنگ مردسالارانه و دولتگرایانه که از نظر داخلی دمکراتیزه نشدهاند، هرگز قادر به حل مسائل جامعه نیز نخواهند بود، چه برسد به مشکلات یک جامعه و ملت. تا زمانیکه احزاب دمکراتیزه نگردند برساخت جامعه دمکراتیک نیز امکانپذیر نخواهد بود. آیندهی سیاسی از آن احزابی است که بر پایههای دمکراسی غیر دولتی، خویش را بر ساخت نمایند.
منابع:
جامعهشناسی آزادی: عبدوالله اوجلان
دفاع از کُردهای در پنچه نسلکشی فرهنگی: عبدوالله اوجلان
رهبریت و سیاست آپویئستی: عبدوالله اوجلان
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
کارزار ۱۵ آگوست روند مبارزات شرق کوردستان را تغییرداد
با آغاز کارزار تاریخی ۱۵ آگوست با فرماندهی بینظیر «رفیق معصوم کُرکماز» با نام سازمانی «رفیق عگید» روز رهایی ملتکورد تحت رهبری رهبر آپو آغاز شد. این روز تاریخی با «روز گریلا» رقمخورد و امروز در سراسر جهان طنینانداز گشته. همچو «حزب حیات آزاد کردستان(پژاک)» روز رهایی و دوباره زیستن خلقکورد و روز گریلا را تا تحقق آزادی رهبر اوجالان و خلقمان، مبنای تمامی مبارزات شکوهمندمان قرارمیدهیم.
کارزار تاریخساز ۱۵ آگوست ۱۹۸۴ بر ضد فاشیسم ترکیه در شمال کوردستان از سوی رفیق فرماندهعگید نیروی گریلا را در مسیر آزادی ملت تحت ستم کورد به کوهستانهای استوار زاگرس تکیهداد. این میراث امروز نه تنها در چهاربخش کوردستان وجب به وجب خاک اشغالی میهنمان را در آغوش گرفته که خاورمیانهای و جهانی گشته و انقلابیون، آزادیخواهان و دمکراسیطلبان آن را تنها نور امیدبخشی میبینند که موجسان بسوی آن میخروشند. تمامی تلاش فاشیسم جلوگیری از اشاعه شیوههای کاوهآسای مبارزهگری گریلایی در سطح جهان و میان خلقهای ستمدیده است. تبلور خط مبارزه گریلایی عگیدانه و جسورانه به الگوی مبارزات جهانی مبدل گشته و بهعینه در هیبت روژاوا و شمال سوریه میدرخشد. همان میراث است که «حماسه قندیل در سال ۲۰۱۱» با فرماندهی رفیق «سمکو سرهلدان»، آن «عگید شرق کوردستان» را خلق نمود و با درنوردیدن چهاربخش کوردستان، کوبانیها خلقنمود. امروز کوبانیهای تحتاشغال بسیاری در چهاربخش کوردستان، خاورمیانه و جهان به امید حقانیت راه فرمانده گریلا، در انتظار رهایی هستند.
امروز مبارزه برای شکست فاشیسم نه تنها در مناطق گریلایی متینا، زاپ و آواشین که در کوهستانهای شرق کوردستان نیز در تداوم کارزار ۱۵ آگوست به اوج رسیده و نیروی مدرن گریلا به یکی از نیروهای تعیینکننده در اوضاع کنونی خاورمیانه مبدل گشته. تأثیرات شگرف آن کارزار، روند مبارزات شرق کوردستان را تغییر داده و در سایه آن مرحلهای بسیار جدی و بیوقفه تا آزادی کامل از ایلام تا اورمیه با الگوبرداری از روح بزرگ مبارزهگری آن را به ذروه رسانده.
شیوه مبارزه گریلایی کوردستان در ۳۷امین سالگرد کارزار ۱۵ آگوست زنان کورد را به پیشاهنگ مبارزات آزادیخواهانه در منطقه و جهان مبدل ساخته. نخستین گلوله، قبل از شکافتن صف فاشیسم، شخصیت تحتستم کورد را از میان برد و شخصیتی نوین آفرید که با رهبریت رهبر آپو امروز به خط سوم در خاورمیانه مبدل گشته. از آن پس سیر انکار و نابودی هویت کوردی متوقف گشته و اثبات شده که تنها با باور و اعتقاد عظیم و فداییگری گریلایی متکی بر کارزار ۱۵ آگوست میتوان ملتهای در شرف پاکسازی و نسلکشی را از غل و زنجیر فاشیسم خونخوار رهانید.
همچو «حزب حیات آزاد کوردستان(پژاک)» ضمن تبریک ۳۷امین سالگرد ۱۵ آگوست به خانوادههای شهدا، نیروی گریلای هرچهاربخش کوردستان و تمامی خلقمان، تمامی آزادیخواهان شرق کوردستان و ایران را به مبارزه بیامان و نستوه علیه فاشیسم تا رهایی خلقهای تحت ستم دعوت مینماییم. مسلما امروز ادامهدهندگان راه رفقای پیشاهنگ «فرمانده عگید و فرمانده سمکو» همچو نیروی گریلا سپر مستحکم در برابر دشمنان اشغالگر ایستادهاند و این راه به پیروزی کامل ختم خواهد شد و میراث عظیم تاریخی را با تحقق آزادی رهبر آپو، خلق کورد و خلقهای خاورمیانه جاودانه خواهد ساخت.
حزب حیات آزاد کوردستان(پژاک)
14-8-2021
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
با آغاز کارزار تاریخی ۱۵ آگوست با فرماندهی بینظیر «رفیق معصوم کُرکماز» با نام سازمانی «رفیق عگید» روز رهایی ملتکورد تحت رهبری رهبر آپو آغاز شد. این روز تاریخی با «روز گریلا» رقمخورد و امروز در سراسر جهان طنینانداز گشته. همچو «حزب حیات آزاد کردستان(پژاک)» روز رهایی و دوباره زیستن خلقکورد و روز گریلا را تا تحقق آزادی رهبر اوجالان و خلقمان، مبنای تمامی مبارزات شکوهمندمان قرارمیدهیم.
کارزار تاریخساز ۱۵ آگوست ۱۹۸۴ بر ضد فاشیسم ترکیه در شمال کوردستان از سوی رفیق فرماندهعگید نیروی گریلا را در مسیر آزادی ملت تحت ستم کورد به کوهستانهای استوار زاگرس تکیهداد. این میراث امروز نه تنها در چهاربخش کوردستان وجب به وجب خاک اشغالی میهنمان را در آغوش گرفته که خاورمیانهای و جهانی گشته و انقلابیون، آزادیخواهان و دمکراسیطلبان آن را تنها نور امیدبخشی میبینند که موجسان بسوی آن میخروشند. تمامی تلاش فاشیسم جلوگیری از اشاعه شیوههای کاوهآسای مبارزهگری گریلایی در سطح جهان و میان خلقهای ستمدیده است. تبلور خط مبارزه گریلایی عگیدانه و جسورانه به الگوی مبارزات جهانی مبدل گشته و بهعینه در هیبت روژاوا و شمال سوریه میدرخشد. همان میراث است که «حماسه قندیل در سال ۲۰۱۱» با فرماندهی رفیق «سمکو سرهلدان»، آن «عگید شرق کوردستان» را خلق نمود و با درنوردیدن چهاربخش کوردستان، کوبانیها خلقنمود. امروز کوبانیهای تحتاشغال بسیاری در چهاربخش کوردستان، خاورمیانه و جهان به امید حقانیت راه فرمانده گریلا، در انتظار رهایی هستند.
امروز مبارزه برای شکست فاشیسم نه تنها در مناطق گریلایی متینا، زاپ و آواشین که در کوهستانهای شرق کوردستان نیز در تداوم کارزار ۱۵ آگوست به اوج رسیده و نیروی مدرن گریلا به یکی از نیروهای تعیینکننده در اوضاع کنونی خاورمیانه مبدل گشته. تأثیرات شگرف آن کارزار، روند مبارزات شرق کوردستان را تغییر داده و در سایه آن مرحلهای بسیار جدی و بیوقفه تا آزادی کامل از ایلام تا اورمیه با الگوبرداری از روح بزرگ مبارزهگری آن را به ذروه رسانده.
شیوه مبارزه گریلایی کوردستان در ۳۷امین سالگرد کارزار ۱۵ آگوست زنان کورد را به پیشاهنگ مبارزات آزادیخواهانه در منطقه و جهان مبدل ساخته. نخستین گلوله، قبل از شکافتن صف فاشیسم، شخصیت تحتستم کورد را از میان برد و شخصیتی نوین آفرید که با رهبریت رهبر آپو امروز به خط سوم در خاورمیانه مبدل گشته. از آن پس سیر انکار و نابودی هویت کوردی متوقف گشته و اثبات شده که تنها با باور و اعتقاد عظیم و فداییگری گریلایی متکی بر کارزار ۱۵ آگوست میتوان ملتهای در شرف پاکسازی و نسلکشی را از غل و زنجیر فاشیسم خونخوار رهانید.
همچو «حزب حیات آزاد کوردستان(پژاک)» ضمن تبریک ۳۷امین سالگرد ۱۵ آگوست به خانوادههای شهدا، نیروی گریلای هرچهاربخش کوردستان و تمامی خلقمان، تمامی آزادیخواهان شرق کوردستان و ایران را به مبارزه بیامان و نستوه علیه فاشیسم تا رهایی خلقهای تحت ستم دعوت مینماییم. مسلما امروز ادامهدهندگان راه رفقای پیشاهنگ «فرمانده عگید و فرمانده سمکو» همچو نیروی گریلا سپر مستحکم در برابر دشمنان اشغالگر ایستادهاند و این راه به پیروزی کامل ختم خواهد شد و میراث عظیم تاریخی را با تحقق آزادی رهبر آپو، خلق کورد و خلقهای خاورمیانه جاودانه خواهد ساخت.
حزب حیات آزاد کوردستان(پژاک)
14-8-2021
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
Telegram
attach 📎
Forwarded from خبرگزاری زن
🔸نگاهی اجمالی به تاریخ ایران در گذر حکومت شاهنشاهی و خمینی... (۴)
✍بسی شاماری
در اوائل سال ۵٣ تا ۵٤ چندین سرمایەگذار بزرگ و کارخانەدار سرشناس سرمایەی خود را بە خارج از کشور انتقال دادند، مدارکی کە سالها بعد از انقلاب رویت گشت دال بر صحت این امر است. انتقال سرمایە در زمانی روی داد کە ایران بخاطر انباشت عظیم سرمایەی حاصل از فروش نفت، موقعیت اقتصادی بسیار خوبی داشت. اوج قیمت نفت و انباشت سرمایە در کشورهای سرمایەداری موجب بە کار انداختن انواع کارخانەهای مونتاژ گشت. آن زمان ایران صاحب ارتشی مجهز و قوی بود و در منطقە نقش ژاندارم را بازی میکرد و بە میمنت این رشد اقتصادی، نظامی در شاە نوعی احساس عدم وابستگی بوجود آوردە بود کە هر از چند گاهی در مصاحبات مطبوعاتی بی مهابا از آن یاد مینمود و خودی نشان میداد. این موجب آن شد کە آمریکا بە فکر چارەای بودە و اجازەی رشد بادکنکی بیشتری بە این دست نشاندەی دیروز و مهرەی مشکلساز فردا ندهد. ابلاغ آنکە سرمایەهای کلان از کشور خارج گردند دلیلش همانا نزدیک شدن تاریخ انقضاء سلسلەی پهلوی بود و آغاز بهرەوری از جنگهای دینی/ نژادی در منطقە کە بە پروژەی کمربند سبز معروف است و لازمەی دیزاین نوین در سدەی بیست و یک.
ادامەی مطلب...
🆔 @nujinhapersia21
https://jinhaagency.com/fa/all-news/content/view/16288
✍بسی شاماری
در اوائل سال ۵٣ تا ۵٤ چندین سرمایەگذار بزرگ و کارخانەدار سرشناس سرمایەی خود را بە خارج از کشور انتقال دادند، مدارکی کە سالها بعد از انقلاب رویت گشت دال بر صحت این امر است. انتقال سرمایە در زمانی روی داد کە ایران بخاطر انباشت عظیم سرمایەی حاصل از فروش نفت، موقعیت اقتصادی بسیار خوبی داشت. اوج قیمت نفت و انباشت سرمایە در کشورهای سرمایەداری موجب بە کار انداختن انواع کارخانەهای مونتاژ گشت. آن زمان ایران صاحب ارتشی مجهز و قوی بود و در منطقە نقش ژاندارم را بازی میکرد و بە میمنت این رشد اقتصادی، نظامی در شاە نوعی احساس عدم وابستگی بوجود آوردە بود کە هر از چند گاهی در مصاحبات مطبوعاتی بی مهابا از آن یاد مینمود و خودی نشان میداد. این موجب آن شد کە آمریکا بە فکر چارەای بودە و اجازەی رشد بادکنکی بیشتری بە این دست نشاندەی دیروز و مهرەی مشکلساز فردا ندهد. ابلاغ آنکە سرمایەهای کلان از کشور خارج گردند دلیلش همانا نزدیک شدن تاریخ انقضاء سلسلەی پهلوی بود و آغاز بهرەوری از جنگهای دینی/ نژادی در منطقە کە بە پروژەی کمربند سبز معروف است و لازمەی دیزاین نوین در سدەی بیست و یک.
ادامەی مطلب...
🆔 @nujinhapersia21
https://jinhaagency.com/fa/all-news/content/view/16288
Jinhaagency
نگاهی اجمالی به تاریخ ایران در گذر حکومت شاهنشاهی و خمینی... (۴)
در اوائل سال ۵٣ تا ۵٤ چندین سرمایەگذار بزرگ و کارخانەدار سرشناس سرمایەی خود را بە خارج از کشور انتقال دادند، مدارکی کە سالها بعد از انقلاب رویت گشت دال بر صحت این امر است. انتقال سرمایە در زمانی روی داد کە ایران بخاطر انباشت عظیم سرمایەی حاصل از فروش نفت،…
Forwarded from ارتش سایبری گارد جاویدان ایران
🔺خطر جنگ
🔺تحولات درونی و بحران سیاست خارجی رژیم جمهوری اسلامی با نارضایتی هر دم فزایندهی مردمی از سركوب داخلی همراه شده و موضوع عملكرد نظامی سرمایهی بینالمللی در منطقه را برای نیروهای سیاسی رادیكال چپ ایران به یكی از مهمترین مسائل كنونی جنبش تبدیل كرده است. گمانهزنیها بر سر احتمال اجماع جهانی برای حملهی نظامی به ایران به صفبندی نیروهای سیاسی حاضر در صحنه سرعت و وضوح بیشتری داده است. موضعِ جنگطلبان در این میان روشن است. برای تأمین منافع خود، تركیب و تلفیق در برنامهی عمومی سرمایهی بینالمللی در منطقهی خاورمیانه -همبسته با رفُرم معین در ساختار سیاسی نظام جمهوری اسلامی را آشكارا با حملهی نظامی -حتی محدود- همجهت میدانند. اما مخالفین جنگ و حملهی نظامی جبههای ناهمگون و فریبنده را ایجاد كردهاند كه بررسی دقیقتر و كوششی جدیتر برای تعیین نسبت با آنان را برای چپ گرایانِ رادیكال ضروری و حیاتی كرده است. در این جبهه به طور عمده با دو گروه روبرو هستیم. گروه اول؛ شامل نیروهایی است كه اگرچه مخالفت خود را با حملهی نظامی اعلام میكنند اما از طرف دیگر هدفشان تجدید سازمان نیروهای رفرمیستی است كه حول برنامهی اصلاحطلبانِ رژیم و سبزها، پروژهی احیای تعادل و مناسبات ماقبلِ انتخابات ریاست جمهوری سال1388 میانِ جناحی نظام را دنبال میكنند. این دسته شامل سبزهایی میشود كه قائل به استفاده از “ظرفیت”های موجود قانون اساسی هستند و همچنین حامیان سكولار آنان كه منافع خود را در فشار به حاكمیت -همان سیاست “فشار از پایین، چانهزنی از بالا”ی سابق- برای پذیرش قواعد بازی انتخابات معمولِ جمهوری اسلامی میدانند تا از این طریق جایگاه از دست رفته را احیا كنند.
بیشتر بخوانید...
🌍 https://kjar.online/fa/2021/08/14/خطر-جنگ/
وبسایت|اینستاگرام|تویتر|یوتیوب|تلگرام
#جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
🆔 @kjar_2014
🔺تحولات درونی و بحران سیاست خارجی رژیم جمهوری اسلامی با نارضایتی هر دم فزایندهی مردمی از سركوب داخلی همراه شده و موضوع عملكرد نظامی سرمایهی بینالمللی در منطقه را برای نیروهای سیاسی رادیكال چپ ایران به یكی از مهمترین مسائل كنونی جنبش تبدیل كرده است. گمانهزنیها بر سر احتمال اجماع جهانی برای حملهی نظامی به ایران به صفبندی نیروهای سیاسی حاضر در صحنه سرعت و وضوح بیشتری داده است. موضعِ جنگطلبان در این میان روشن است. برای تأمین منافع خود، تركیب و تلفیق در برنامهی عمومی سرمایهی بینالمللی در منطقهی خاورمیانه -همبسته با رفُرم معین در ساختار سیاسی نظام جمهوری اسلامی را آشكارا با حملهی نظامی -حتی محدود- همجهت میدانند. اما مخالفین جنگ و حملهی نظامی جبههای ناهمگون و فریبنده را ایجاد كردهاند كه بررسی دقیقتر و كوششی جدیتر برای تعیین نسبت با آنان را برای چپ گرایانِ رادیكال ضروری و حیاتی كرده است. در این جبهه به طور عمده با دو گروه روبرو هستیم. گروه اول؛ شامل نیروهایی است كه اگرچه مخالفت خود را با حملهی نظامی اعلام میكنند اما از طرف دیگر هدفشان تجدید سازمان نیروهای رفرمیستی است كه حول برنامهی اصلاحطلبانِ رژیم و سبزها، پروژهی احیای تعادل و مناسبات ماقبلِ انتخابات ریاست جمهوری سال1388 میانِ جناحی نظام را دنبال میكنند. این دسته شامل سبزهایی میشود كه قائل به استفاده از “ظرفیت”های موجود قانون اساسی هستند و همچنین حامیان سكولار آنان كه منافع خود را در فشار به حاكمیت -همان سیاست “فشار از پایین، چانهزنی از بالا”ی سابق- برای پذیرش قواعد بازی انتخابات معمولِ جمهوری اسلامی میدانند تا از این طریق جایگاه از دست رفته را احیا كنند.
بیشتر بخوانید...
🌍 https://kjar.online/fa/2021/08/14/خطر-جنگ/
وبسایت|اینستاگرام|تویتر|یوتیوب|تلگرام
#جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
🆔 @kjar_2014
t.me
خطر جنگ | جامعه زنان آزاد شرق کوردستان
<p>تحولات درونی و بحران سیاست خارجی رژیم جمهوری اسلامی با نارضایتی هر دم فزایندهی مردمی از سركوب داخلی همراه شده و موضوع عملكرد نظامی سرمایهی بینالمللی در منطقه را برای نیروهای سیاسی رادیكال چپ ایران به یكی از مهمترین مسائل كنونی جنبش تبدیل كرده است. گمانهزنیها…
Forwarded from خبرگزاری زن
🔸آموزش ایدئولوژیک کودکان در سیستم جمهوری اسلامی... (۱)
سیستم آموزشی از ارکان اصلی دولت و حکومتها برای کنترل جامعە است، آموزش بە ابزاری برای کنترل جوامع تبدیل شدە و آموزش ایدئولوژیک میتواند تاثیر منفی در زندگی فرد و آیندە کودک داشتە باشد.
✍ویان علاف – شهلا محمدی
مرکز خبر - جمهوری اسلامی از جملە رژیمهایی است کە از همان اوایل آغاز حکومت خود سعی در کنترل سیستم آموزشی کشور داشتە است، پروین آزاد کنشگر حقوق کودکان کە سالها است در این زمینە فعالیت دارد در گفت وگویی اختصاصی با خبرگزاری زنان بە آموزش ایدئولوژیک کودکان توسط جمهوری اسلامی پرداخت.
در این گفت وگو پروین آزاد جنبەهای مختلف آموزش ایدئولوژیک کودکان و راەهایی کە توسط جمهوری اسلامی در پیش گرفتە شدە است را واکاوی میکند.
پروین از برنامەی جمهوری اسلامی از همان ابتدای بە قدرت رسیدن در ایران اشارە میکند و میگوید جمهوری اسلامی از همان سال ١٣۵٩ از پاکسازی مدارس، اخراج معلمین و تصفیە آنها کار خود را آغاز کرد، " معلمین را گزینش اخلاقی کردند و حتی خیلی از معلمین بعد از اینکه اخراج شدند توسط این رژیم به زندان و یا اعدام محکوم شدند و از سال ١٣۵٩این مسئله آغاز شد."
بدون شک آموزش ایدئولوژیک کودکان اهداف خاصی دارد کە پروین آزاد اینگونە اهداف جمهوری اسلامی از آموزش ایدئولوژیک را بیان میکند،"جمهوری اسلامی میخواهد به این وسیله کودکان اسلامی بار بیایند و ایدئولوژیک حاکم بر کودکان حکم فرما شود"، پروین میگوید جمهوری اسلامی برای رسیدن بە اهداف خود نهادهای مختلفی تاسیس کرد کە در حوزەی آموزش و پرورش به فعالیت میپردازند، آموزش علمی بە آموزش کتابهای پر از تبعیض و خرافات تغییر یافت که با استانداردهای جهانی آموزش تقابل دارد.
ادامەی مطلب...
🆔 @nujinhapersia21
https://jinhaagency.com/fa/all-news/content/view/16332
سیستم آموزشی از ارکان اصلی دولت و حکومتها برای کنترل جامعە است، آموزش بە ابزاری برای کنترل جوامع تبدیل شدە و آموزش ایدئولوژیک میتواند تاثیر منفی در زندگی فرد و آیندە کودک داشتە باشد.
✍ویان علاف – شهلا محمدی
مرکز خبر - جمهوری اسلامی از جملە رژیمهایی است کە از همان اوایل آغاز حکومت خود سعی در کنترل سیستم آموزشی کشور داشتە است، پروین آزاد کنشگر حقوق کودکان کە سالها است در این زمینە فعالیت دارد در گفت وگویی اختصاصی با خبرگزاری زنان بە آموزش ایدئولوژیک کودکان توسط جمهوری اسلامی پرداخت.
در این گفت وگو پروین آزاد جنبەهای مختلف آموزش ایدئولوژیک کودکان و راەهایی کە توسط جمهوری اسلامی در پیش گرفتە شدە است را واکاوی میکند.
پروین از برنامەی جمهوری اسلامی از همان ابتدای بە قدرت رسیدن در ایران اشارە میکند و میگوید جمهوری اسلامی از همان سال ١٣۵٩ از پاکسازی مدارس، اخراج معلمین و تصفیە آنها کار خود را آغاز کرد، " معلمین را گزینش اخلاقی کردند و حتی خیلی از معلمین بعد از اینکه اخراج شدند توسط این رژیم به زندان و یا اعدام محکوم شدند و از سال ١٣۵٩این مسئله آغاز شد."
بدون شک آموزش ایدئولوژیک کودکان اهداف خاصی دارد کە پروین آزاد اینگونە اهداف جمهوری اسلامی از آموزش ایدئولوژیک را بیان میکند،"جمهوری اسلامی میخواهد به این وسیله کودکان اسلامی بار بیایند و ایدئولوژیک حاکم بر کودکان حکم فرما شود"، پروین میگوید جمهوری اسلامی برای رسیدن بە اهداف خود نهادهای مختلفی تاسیس کرد کە در حوزەی آموزش و پرورش به فعالیت میپردازند، آموزش علمی بە آموزش کتابهای پر از تبعیض و خرافات تغییر یافت که با استانداردهای جهانی آموزش تقابل دارد.
ادامەی مطلب...
🆔 @nujinhapersia21
https://jinhaagency.com/fa/all-news/content/view/16332
JINHAGENCY News
آموزش ایدئولوژیک کودکان در سیستم جمهوری اسلامی... (۱)
ویان علاف – شهلا محمدی
مرکز خبر - جمهوری اسلامی از جملە رژیمهایی است کە از همان اوایل آغاز حکومت خود سعی در کنترل سیستم آموزشی کشور داشتە است، پروین آزاد کنشگر حقوق کودکان کە سالها است...
باییک: ١۵ آگوست مسیر تاریخ را تغییر داد
جمیل باییک ریاست مشترک شورای رهبری ک.ج.ک اظهار داشت:"١۵ آگوست مسیر تاریخ را تغییر داده است. چنین گامهایی به حماسههای یک خلق مبدل میشوند. از این لحاظ ١۵ آگوست همچون نوروز سمبل ملی کوردهاست."
🆔 @GozarDemocratic
جمیل باییک ریاست مشترک شورای رهبری ک.ج.ک اظهار داشت:"١۵ آگوست مسیر تاریخ را تغییر داده است. چنین گامهایی به حماسههای یک خلق مبدل میشوند. از این لحاظ ١۵ آگوست همچون نوروز سمبل ملی کوردهاست."
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
باییک: ١۵ آگوست مسیر تاریخ را تغییر داد جمیل باییک ریاست مشترک شورای رهبری ک.ج.ک اظهار داشت:"١۵ آگوست مسیر تاریخ را تغییر داده است. چنین گامهایی به حماسههای یک خلق مبدل میشوند. از این لحاظ ١۵ آگوست همچون نوروز سمبل ملی کوردهاست." 🆔 @GozarDemocratic
باییک: ١۵ آگوست مسیر تاریخ را تغییر داد
جمیل باییک ریاست مشترک شورای رهبری ک.ج.ک اظهار داشت:"١۵ آگوست مسیر تاریخ را تغییر داده است. چنین گامهایی به حماسههای یک خلق مبدل میشوند. از این لحاظ ١۵ آگوست همچون نوروز سمبل ملی کوردهاست."
جمیل باییک، ریاست مشترک شورای رهبری کوما جفاکین کوردستان به مناسبت ٣٧مین سالروز گام تاریخی ١۵ آگوست با خبرگزاری فرات نیوز مصاحبهای انجام داد.
باییک در آغاز سخنان خود اعلام کرد که دولت ترک از تأسیس جمهوری تا به امروز در باکور کوردستان جنگ ویژهای را به اجرا گذاشته و با شیوههای جنگ روانی درصدد بوده است تا اراده جامعه کورد را در زیر چرخهای استعمارگری در هم بشکند و پیمان لوزان این حق بینالمللی را به او داده است، با این پیمان خلق کورد را به قتلعام دولت ترک واگذار کردهاند.
باییک اظهار کرد:"از این لحاظ میتوان دولت ترکیه را یک دولت قاتل معرفی کرد. تا زمانیکه این واقعیت درک نشود انسان نمیتواند به اقدامات دولت ترک پی ببرد. البته دولت ترکیه دارای این خصیصه است که به شیوهای کامل به قتلعام بپردازد و سپس آنرا در لوای برخی مباحث پنهان کند."
باییک در ادامه افزود:"جالبترین جنبه نگرش رهبر آپو و پ.ک.ک این است که به تحلیل و ارزیابی این خصیصه دولت ترکیه پرداختهاند. رهبر آپو از نخستین روزها واقعیت کورد و دشمن را بر اساس روند جامعه تاریخی مورد تحلیل قرار داد و بر این مبنا تمامی واقعیتهای اجتماعی و سیاسی را به شیوهای آشکار بیان کرد. در این مورد باید رهبر آپو را به عنوان یک جامعهشناس عرصه سیاست شناخت. رهبر آپو با رویکرد خود واقعیت کوردها و دشمنان را به وضوح نشان میدهد، به همین دلیل رهبر آپو و پ.ک.ک علیه این استعمارگری و قتلعام مبارزهای موثر را به پیش بردهاند. رهبر آپو و پ.ک.ک به تلههای قاتلان گرفتار نشدهاند و حقایق را از شیوههای جنگ ویژه دولت ترک بیرون کشیدهاند. رهبر آپو با این آگاهی و معرفت در حوزه جامعهشناسی سیاسی، نقش نوکری طبقات حاکم بر حکمرانان کورد و اقلیتها را به شیوهای صحیح مورد ارزیابی قرار داده است."
باییک خاطرنشان کرد که رهبر خلق کورد عبدالله اوجالان گفته است که رویکردهای سیاسی، ملی، اجتماعی و فرهنگی رژیم ترکیه درصدد بوده است تا واقعیت جامعه کورد را وارونه نشان دهد، آنانکه کوردیت خود را انکار کردهاند را به حاشیه رانده و آنانکه از کوردبودن صیانت میکنند، به واقعیت و جایگاه خویش اطلاعی ندارند و تأکید مینماید کسی که خواهان مبارزه موثر علیه استعمارگری است باید قبل از هر چیز به واقعیتهای اجتماعی آگاه گشته و از شخصیتی که با ریاکاری روبرو شده است نجات یابد."
باییک اظهار کرد:"کارزار ١۵ آگوست با این ذهنیت آغاز شده است. نشان داده است که فرد برای نجات از شخصیت تحمیلی دشمن، نیازمند مبارزه برای قطع کردن ویژگیهایی سیاسی و اجتماعی است که همچون بند ناف از سوی دشمن به انسان پیوند زده شدهاند. این یکی از اهداف اساسی کارزار ١۵ فوریه بوده است. از این منظر به ١۵ آگوست «نخستین گلوله» گفته شده است."
باییک در ادامه گفت که نخستین گلوله ١۵ آگوست بسوی ارتجاعی شلیک شده که در کوردایتی وجود داشته است. این جنبه از واقعیت کورد را هدف قرار داده است که در وضعیت جامعه تروماتیک قرار دارد و افزود، باید واقعیت ١۵ آگوست را جنبههای متعددی بررسی کرد، توجه به جنبه نظامی آن، تنها گویای بخشی از این کارزار است که در نهایت بخشی از هدف میباشد. باییک در این مورد اظهار کرد:"[توجه صرف به جنبه نظامی] با هدف پنهانکاری است و در واقع وارونه کردن ١۵ آگوست است. به همین دلیل رژیم استعمارگر و قاتل تنها به ارزیابی این جنبه پرداخته است. زیرا تلاش کرده تا جنبههای اساسی این کارزار را پنهان کند."
باییک در مورد اهمیت تاریخی ١۵ آگوست گفت:"١۵ آگوست کنشی چنان بزرگ است که مسیر تاریخ را تغییر داده است. چنین عملیاتهایی در تاریخ کم روی میدهند. چنین گامهایی به حماسههای یک خلق مبدل میشوند. از این لحاظ ١۵ آگوست همچون نوروز سمبل ملی کوردهاست. واضح است که نوروز نیز همچون ١۵ آگوست، به عنوان روز رستاخیز یا بازخیزی شناخته میشود. با این نگرش و درک جشن گرفته میشود."
باییک افزود:"کارزار بازخیزی ١۵ آگوست انقلابهای فرهنگی، ملی، اجتماعی، زنان، دمکراتیک، سیاسی و حیاتی را در بطن خویش به دنبال داشته و حقیقت کورد نوین را آفریده است. رهبر آپو با برنامهریزی تلاش کرده است که ١۵ آگوست این انقلابها را به همراه داشته باشد. به همین دلیل هم جامعهی ما، هم کادرهای ما و هم دوستان ما را بر این مبنا آموزش داده است. در صدها جلد کتاب به تحلیل در مورد مباحث اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، در مورد شخصیت، گفتمان هشیاری ملی، زندگی دمکراتیک، زن و خانواده پرداخته است.
جمیل باییک ریاست مشترک شورای رهبری ک.ج.ک اظهار داشت:"١۵ آگوست مسیر تاریخ را تغییر داده است. چنین گامهایی به حماسههای یک خلق مبدل میشوند. از این لحاظ ١۵ آگوست همچون نوروز سمبل ملی کوردهاست."
جمیل باییک، ریاست مشترک شورای رهبری کوما جفاکین کوردستان به مناسبت ٣٧مین سالروز گام تاریخی ١۵ آگوست با خبرگزاری فرات نیوز مصاحبهای انجام داد.
باییک در آغاز سخنان خود اعلام کرد که دولت ترک از تأسیس جمهوری تا به امروز در باکور کوردستان جنگ ویژهای را به اجرا گذاشته و با شیوههای جنگ روانی درصدد بوده است تا اراده جامعه کورد را در زیر چرخهای استعمارگری در هم بشکند و پیمان لوزان این حق بینالمللی را به او داده است، با این پیمان خلق کورد را به قتلعام دولت ترک واگذار کردهاند.
باییک اظهار کرد:"از این لحاظ میتوان دولت ترکیه را یک دولت قاتل معرفی کرد. تا زمانیکه این واقعیت درک نشود انسان نمیتواند به اقدامات دولت ترک پی ببرد. البته دولت ترکیه دارای این خصیصه است که به شیوهای کامل به قتلعام بپردازد و سپس آنرا در لوای برخی مباحث پنهان کند."
باییک در ادامه افزود:"جالبترین جنبه نگرش رهبر آپو و پ.ک.ک این است که به تحلیل و ارزیابی این خصیصه دولت ترکیه پرداختهاند. رهبر آپو از نخستین روزها واقعیت کورد و دشمن را بر اساس روند جامعه تاریخی مورد تحلیل قرار داد و بر این مبنا تمامی واقعیتهای اجتماعی و سیاسی را به شیوهای آشکار بیان کرد. در این مورد باید رهبر آپو را به عنوان یک جامعهشناس عرصه سیاست شناخت. رهبر آپو با رویکرد خود واقعیت کوردها و دشمنان را به وضوح نشان میدهد، به همین دلیل رهبر آپو و پ.ک.ک علیه این استعمارگری و قتلعام مبارزهای موثر را به پیش بردهاند. رهبر آپو و پ.ک.ک به تلههای قاتلان گرفتار نشدهاند و حقایق را از شیوههای جنگ ویژه دولت ترک بیرون کشیدهاند. رهبر آپو با این آگاهی و معرفت در حوزه جامعهشناسی سیاسی، نقش نوکری طبقات حاکم بر حکمرانان کورد و اقلیتها را به شیوهای صحیح مورد ارزیابی قرار داده است."
باییک خاطرنشان کرد که رهبر خلق کورد عبدالله اوجالان گفته است که رویکردهای سیاسی، ملی، اجتماعی و فرهنگی رژیم ترکیه درصدد بوده است تا واقعیت جامعه کورد را وارونه نشان دهد، آنانکه کوردیت خود را انکار کردهاند را به حاشیه رانده و آنانکه از کوردبودن صیانت میکنند، به واقعیت و جایگاه خویش اطلاعی ندارند و تأکید مینماید کسی که خواهان مبارزه موثر علیه استعمارگری است باید قبل از هر چیز به واقعیتهای اجتماعی آگاه گشته و از شخصیتی که با ریاکاری روبرو شده است نجات یابد."
باییک اظهار کرد:"کارزار ١۵ آگوست با این ذهنیت آغاز شده است. نشان داده است که فرد برای نجات از شخصیت تحمیلی دشمن، نیازمند مبارزه برای قطع کردن ویژگیهایی سیاسی و اجتماعی است که همچون بند ناف از سوی دشمن به انسان پیوند زده شدهاند. این یکی از اهداف اساسی کارزار ١۵ فوریه بوده است. از این منظر به ١۵ آگوست «نخستین گلوله» گفته شده است."
باییک در ادامه گفت که نخستین گلوله ١۵ آگوست بسوی ارتجاعی شلیک شده که در کوردایتی وجود داشته است. این جنبه از واقعیت کورد را هدف قرار داده است که در وضعیت جامعه تروماتیک قرار دارد و افزود، باید واقعیت ١۵ آگوست را جنبههای متعددی بررسی کرد، توجه به جنبه نظامی آن، تنها گویای بخشی از این کارزار است که در نهایت بخشی از هدف میباشد. باییک در این مورد اظهار کرد:"[توجه صرف به جنبه نظامی] با هدف پنهانکاری است و در واقع وارونه کردن ١۵ آگوست است. به همین دلیل رژیم استعمارگر و قاتل تنها به ارزیابی این جنبه پرداخته است. زیرا تلاش کرده تا جنبههای اساسی این کارزار را پنهان کند."
باییک در مورد اهمیت تاریخی ١۵ آگوست گفت:"١۵ آگوست کنشی چنان بزرگ است که مسیر تاریخ را تغییر داده است. چنین عملیاتهایی در تاریخ کم روی میدهند. چنین گامهایی به حماسههای یک خلق مبدل میشوند. از این لحاظ ١۵ آگوست همچون نوروز سمبل ملی کوردهاست. واضح است که نوروز نیز همچون ١۵ آگوست، به عنوان روز رستاخیز یا بازخیزی شناخته میشود. با این نگرش و درک جشن گرفته میشود."
باییک افزود:"کارزار بازخیزی ١۵ آگوست انقلابهای فرهنگی، ملی، اجتماعی، زنان، دمکراتیک، سیاسی و حیاتی را در بطن خویش به دنبال داشته و حقیقت کورد نوین را آفریده است. رهبر آپو با برنامهریزی تلاش کرده است که ١۵ آگوست این انقلابها را به همراه داشته باشد. به همین دلیل هم جامعهی ما، هم کادرهای ما و هم دوستان ما را بر این مبنا آموزش داده است. در صدها جلد کتاب به تحلیل در مورد مباحث اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، در مورد شخصیت، گفتمان هشیاری ملی، زندگی دمکراتیک، زن و خانواده پرداخته است.
گذار دموکراتیک
باییک: ١۵ آگوست مسیر تاریخ را تغییر داد جمیل باییک ریاست مشترک شورای رهبری ک.ج.ک اظهار داشت:"١۵ آگوست مسیر تاریخ را تغییر داده است. چنین گامهایی به حماسههای یک خلق مبدل میشوند. از این لحاظ ١۵ آگوست همچون نوروز سمبل ملی کوردهاست." 🆔 @GozarDemocratic
بدون اینکه کوردها با این گستردگی آموزش ببیند ممکن نبود که از تمامی عقبماندگیها نجات یابند."
باییک اظهار کرد که سراسر زندگی رهبر خلق کورد عبدالله اوجالان آموزش میباشد، تحلیلات سیاسی، نظامی، اجتماعی، دستورالعملها و پرسپکتیفهایی که صورت گرفتهاند دارای مضامین آموزشی هستند. رهبری اوجالان چنان است که آموزش را به هر لحظه، هر ساعت و هر روز منوط کرده است. باییک افزود:"آنکه کارزار ١۵ آگوست را روز به روز گسترش داد، پس از آغاز کارزار بر تداوم آن پافشاری کرده و دستیابی به نتایج فرهنگی، سیاسی، اجتماع و نظامی را مد نظر قرار داد، حقیقت رهبری است."
رئیس مشترک شورای رهبری ک.ج.ک خاطرنشان کرد که کارزار ١۵ آگوست در جامعه کورد تحولات بزرگی را رقم زده است، «یک انقلاب است که روزانه به نوسازی خویش میپردازد، انقلاب رستاخیزی است که در بطن انقلاب روی میدهد»، اگر امروز به رغم تمامی حملات، دشمن استعمارگر و قاتل نتوانسته است اراده و خواست آزادیخواهی را در هم بشکند به حقیقت انقلاب بازمیگردد."
باییک افزود:"رهبر آپو، با کارزار ١۵ آگوست دولت و جامعه را در روبروی هم قرار داده است. موفق شده است تا جامعه با چهره عریان دولت روبرو شود. تنها با این حجم از مبارزه رادیکال میتوان تأثیرات استعمارگری قاتل را از میان جامعه زدود. گریلا نه اینکه هر روز جامعه را تغییر داده باشد، بلکه به جامعه کمک کرده است تا ماهیت سیستم استعمارگر و قاتل را بشناسد" و در ادامه گفت:"حقیقت رهبر آپو و گریلاهایی که با آموزشهای وی به نقش آفریننده مبدل شدند در اینجا نهفته است. معیارهای تازه پذیرش و رد را در میان جامعه گسترش دادهاند. بسیاری از معیارهای پذیرفته شده کهنه را مردود دانستهاند. در معیارهای رد و قبول، در خط میهندوستی، اجتماعی شدن، دمکراسی، روند ملیگرایی، معیارهای عدالتخواهی تغییرات اساسی روی دادهاند.
به ویژه ایجاد رابطه با دولت در اولویت معیارهای غیرقابل قبول قرار داده شدهاند؛ موضعگیری علیه استعمارگری نیز به اولویت معیارهای پذیرفته شده ارتقا یافته است، به معیار اعتبار و عزت مبدل شده است. بدیهی است که تحول اجتماعی در اساس منوط به تحول در معیارهای پذیرش و یا مردود دانستن است. رهبر آپو به این موضوع بسیار اهمیت داده است."
جمیل باییک در مورد نقش ١۵ آگوست در ایجاد خطمشی ملی گفت:"به دلیل اینکه گریلا نه بر اساس محلی و یا منطقهای، بلکه بر تمامی کوردستان تأثیر گذاشته است، این نیز احساسات مشترک جامعه کوردی را در پی داشته و آنانرا پیرامون ارزشهای ملی گرد هم آورده است. از این لحاظ کازار ١۵ آگوست همچنین به کارزار ملیسازی مبدل شده است. یعنی یک انقلاب ملی را شکل داده است."
باییک افزود:"کارزار ١۵ آگوست به گامی مبدل شد که دیگر نه آغاها و بگها بلکه خود ملت را سازماندهی کرده و با همبستگی آنان را به نیرو مبدل کرده است. دیگر به نیروی اتوریته آغا یا بگ تکیه نکرده است، بلکه خود خلق به نیروی اساسی تبدیل شده است. پ.ک.ک و گریلا را نشانه نیرومند بودن خلق دیده است. بدون آنکه به مانعتراشی آغا، بگ یا اتوریتههای ارتجاعی توجه کند خلق بپا خواسته است و قیامهای بزرگ تاریخی را رقم زده است. این انقلاب دمکراتیک اینچنین دارای پایههای نیرومندی میباشد. جریانهایی که پیش از این در میان جامعه کورد دارای پایگاه نیرومند و موثر بودهاند، برای دفاع از جایگاه خود تلاش بسیاری کردهاند تا خود را در کنار مبارزه آزادیخواهی کورد نشان دهند. نیروهای انقلاب دمکراتیک چنان عمل کرده است که اتوریتههای کلاسیک چنین عمل کنند.
زن نیز تحت تأثیر این انقلاب دمکراتیک قرار گرفته است و این نیز نشان میدهد که خصیصه دمکراتیک این انقلاب تا چه حدی گسترده و ژرف است. رهبر آپو با تحلیلاتی که بر روی مسئله زن و خانواده نموده است تلاش کرده است زن روی پاهای خود تکیه کند و به نیرو مبدل شود. تحول اجتماعی را در تحلیل مسئله زن و خانواده دیده است."
جمیل باییک در مورد تأثیر ١۵ آگوست در انقلاب فرهنگی گفت:"با این انقلاب فرهنگ و هنر کورد در تمامی مناطق وارد برهه متفاوتی شده است. انقلاب دمکراتیک، ملی، اجتماعی انقلاب کورد را غنی، زیبا و مثمر ثمر کرده است. فرهنگ کورد همچون فرهنگی که همچون بهار سرزنده است در تمامی مناطق خود را نشان داده است. گفته رهبر آپو مبنی بر اینکه «انقلاب ما قبل از هر چیز انقلابی فرهنگی است، حوزه فرهنگی آن در اولویت قرار دارد» با پیشرفتهای بزرگ فرهنگی و هنری به اثبات رسیده است."
باییک در خصوص تأثیرات سیاسی کارزار ١۵ آگوست نیز اظهار کرد:"برای اولین بار کوردها با پ.ک.ک به ارادهای سیاسی دست یافتند. با قیامهای دهه ١٩٩٠ آگاهی سیاسی و سازماندهی خلق میسر شده است. توانایی دارا بودن اراده سیاسی چنان افزایش یافته است که تنها با داشتن (ERNK)(جبهه رهایی ملی کوردستان) نمیتوانست به اهدافش دست یابد.
باییک اظهار کرد که سراسر زندگی رهبر خلق کورد عبدالله اوجالان آموزش میباشد، تحلیلات سیاسی، نظامی، اجتماعی، دستورالعملها و پرسپکتیفهایی که صورت گرفتهاند دارای مضامین آموزشی هستند. رهبری اوجالان چنان است که آموزش را به هر لحظه، هر ساعت و هر روز منوط کرده است. باییک افزود:"آنکه کارزار ١۵ آگوست را روز به روز گسترش داد، پس از آغاز کارزار بر تداوم آن پافشاری کرده و دستیابی به نتایج فرهنگی، سیاسی، اجتماع و نظامی را مد نظر قرار داد، حقیقت رهبری است."
رئیس مشترک شورای رهبری ک.ج.ک خاطرنشان کرد که کارزار ١۵ آگوست در جامعه کورد تحولات بزرگی را رقم زده است، «یک انقلاب است که روزانه به نوسازی خویش میپردازد، انقلاب رستاخیزی است که در بطن انقلاب روی میدهد»، اگر امروز به رغم تمامی حملات، دشمن استعمارگر و قاتل نتوانسته است اراده و خواست آزادیخواهی را در هم بشکند به حقیقت انقلاب بازمیگردد."
باییک افزود:"رهبر آپو، با کارزار ١۵ آگوست دولت و جامعه را در روبروی هم قرار داده است. موفق شده است تا جامعه با چهره عریان دولت روبرو شود. تنها با این حجم از مبارزه رادیکال میتوان تأثیرات استعمارگری قاتل را از میان جامعه زدود. گریلا نه اینکه هر روز جامعه را تغییر داده باشد، بلکه به جامعه کمک کرده است تا ماهیت سیستم استعمارگر و قاتل را بشناسد" و در ادامه گفت:"حقیقت رهبر آپو و گریلاهایی که با آموزشهای وی به نقش آفریننده مبدل شدند در اینجا نهفته است. معیارهای تازه پذیرش و رد را در میان جامعه گسترش دادهاند. بسیاری از معیارهای پذیرفته شده کهنه را مردود دانستهاند. در معیارهای رد و قبول، در خط میهندوستی، اجتماعی شدن، دمکراسی، روند ملیگرایی، معیارهای عدالتخواهی تغییرات اساسی روی دادهاند.
به ویژه ایجاد رابطه با دولت در اولویت معیارهای غیرقابل قبول قرار داده شدهاند؛ موضعگیری علیه استعمارگری نیز به اولویت معیارهای پذیرفته شده ارتقا یافته است، به معیار اعتبار و عزت مبدل شده است. بدیهی است که تحول اجتماعی در اساس منوط به تحول در معیارهای پذیرش و یا مردود دانستن است. رهبر آپو به این موضوع بسیار اهمیت داده است."
جمیل باییک در مورد نقش ١۵ آگوست در ایجاد خطمشی ملی گفت:"به دلیل اینکه گریلا نه بر اساس محلی و یا منطقهای، بلکه بر تمامی کوردستان تأثیر گذاشته است، این نیز احساسات مشترک جامعه کوردی را در پی داشته و آنانرا پیرامون ارزشهای ملی گرد هم آورده است. از این لحاظ کازار ١۵ آگوست همچنین به کارزار ملیسازی مبدل شده است. یعنی یک انقلاب ملی را شکل داده است."
باییک افزود:"کارزار ١۵ آگوست به گامی مبدل شد که دیگر نه آغاها و بگها بلکه خود ملت را سازماندهی کرده و با همبستگی آنان را به نیرو مبدل کرده است. دیگر به نیروی اتوریته آغا یا بگ تکیه نکرده است، بلکه خود خلق به نیروی اساسی تبدیل شده است. پ.ک.ک و گریلا را نشانه نیرومند بودن خلق دیده است. بدون آنکه به مانعتراشی آغا، بگ یا اتوریتههای ارتجاعی توجه کند خلق بپا خواسته است و قیامهای بزرگ تاریخی را رقم زده است. این انقلاب دمکراتیک اینچنین دارای پایههای نیرومندی میباشد. جریانهایی که پیش از این در میان جامعه کورد دارای پایگاه نیرومند و موثر بودهاند، برای دفاع از جایگاه خود تلاش بسیاری کردهاند تا خود را در کنار مبارزه آزادیخواهی کورد نشان دهند. نیروهای انقلاب دمکراتیک چنان عمل کرده است که اتوریتههای کلاسیک چنین عمل کنند.
زن نیز تحت تأثیر این انقلاب دمکراتیک قرار گرفته است و این نیز نشان میدهد که خصیصه دمکراتیک این انقلاب تا چه حدی گسترده و ژرف است. رهبر آپو با تحلیلاتی که بر روی مسئله زن و خانواده نموده است تلاش کرده است زن روی پاهای خود تکیه کند و به نیرو مبدل شود. تحول اجتماعی را در تحلیل مسئله زن و خانواده دیده است."
جمیل باییک در مورد تأثیر ١۵ آگوست در انقلاب فرهنگی گفت:"با این انقلاب فرهنگ و هنر کورد در تمامی مناطق وارد برهه متفاوتی شده است. انقلاب دمکراتیک، ملی، اجتماعی انقلاب کورد را غنی، زیبا و مثمر ثمر کرده است. فرهنگ کورد همچون فرهنگی که همچون بهار سرزنده است در تمامی مناطق خود را نشان داده است. گفته رهبر آپو مبنی بر اینکه «انقلاب ما قبل از هر چیز انقلابی فرهنگی است، حوزه فرهنگی آن در اولویت قرار دارد» با پیشرفتهای بزرگ فرهنگی و هنری به اثبات رسیده است."
باییک در خصوص تأثیرات سیاسی کارزار ١۵ آگوست نیز اظهار کرد:"برای اولین بار کوردها با پ.ک.ک به ارادهای سیاسی دست یافتند. با قیامهای دهه ١٩٩٠ آگاهی سیاسی و سازماندهی خلق میسر شده است. توانایی دارا بودن اراده سیاسی چنان افزایش یافته است که تنها با داشتن (ERNK)(جبهه رهایی ملی کوردستان) نمیتوانست به اهدافش دست یابد.
گذار دموکراتیک
باییک: ١۵ آگوست مسیر تاریخ را تغییر داد جمیل باییک ریاست مشترک شورای رهبری ک.ج.ک اظهار داشت:"١۵ آگوست مسیر تاریخ را تغییر داده است. چنین گامهایی به حماسههای یک خلق مبدل میشوند. از این لحاظ ١۵ آگوست همچون نوروز سمبل ملی کوردهاست." 🆔 @GozarDemocratic
خلق کورد با قیامهای خویش اراده سیاسی مشروع خود را نشان داده و به مرور زمان در عرصه فعالیت سیاسی قانونی اراده خود را به نمایش گذاشته است. حالا اینکه دیده شود یا مورد انکار واقع گردد موضوع دیگریست. ١۵ آگوست اراده سیاسی مبنتی بر جامعه سازماندهیشده را به ملت کورد بخشیده است. البته اگر هر کسی این واقعیت را نبیند نه میتواند دارای ارادهی سیاسی دمکراتیک باشد و نه میتواند مبارزهی سیاسی دمکراتیک را به پیش برد."
جمیل باییک ریاست مشترک شورای رهبری ک.ج.ک در پایان اظهار کرد:"هر تحولی در کوردستان مبتنی بر کارزار ١۵ آگوست میباشد که رهبر آپو با رنج فراوانی آنرا فراهم کرده است. با شهیدانمان این کارزار، نه تنها در حوزه نظامی، بلکه در تمامی حوزهها گسترش یافته و تداوم پیدا کرده است. حقیقت اجتماعی کورد، حقیقت ملت دمکراتیک با این کارزار شکل گرفته است."
ANF
🆔 @GozarDemocratic
جمیل باییک ریاست مشترک شورای رهبری ک.ج.ک در پایان اظهار کرد:"هر تحولی در کوردستان مبتنی بر کارزار ١۵ آگوست میباشد که رهبر آپو با رنج فراوانی آنرا فراهم کرده است. با شهیدانمان این کارزار، نه تنها در حوزه نظامی، بلکه در تمامی حوزهها گسترش یافته و تداوم پیدا کرده است. حقیقت اجتماعی کورد، حقیقت ملت دمکراتیک با این کارزار شکل گرفته است."
ANF
🆔 @GozarDemocratic