گذار دموکراتیک
گریلا هیرش سرحد: منطقه تحت کنترل گریلاهاست هیرش سرحد گریلای ه.پ.گ در پیوند با جنگ بین دولت ترکیه و گریلاهای کوردستان اعلام کرد که منطقه تحت کنترل گریلا قرار دارد و اعلام کرد: "گریلاها از تجربه بالا و خوبی برخوردار هستند و قادر هستند که در هر مکانی علیه…
سرحد گریلای نیروهای مدافع خلق در ادامه گفت: "ما گریلاها با طبیعت یکی هستیم و از طبیعت کوردستان به خوبی استفاده میکنیم، اما دشمن نمیتواند اینجا بماند و از این جغرافیا استفاده کند. دشمن آمده تا سرزمین کوردستان را اشغال کند، این سرزمین وطن و جان ماست. ما مالک این جغرافیای مقدس هستیم. دشمن بدون کشف کامل منطقه نمیتواند در این مکانها قدمی بردارد و از جایش تکان بخورد. آنها نمیتوانند به راحتی جابجا شوند، هر درخت و سنگی برای آنها یک گریلای فدایی کوردستان است. برای همین امر است که آنها همیشه در ترس و وحشت به سر میبرند.
شهدای مام رشو روح زمان و مقاومت تاریخی را خلق کردند
مقاومت مام رشو در شخصیت شهیدان سرحد گرافی، اندوک، ساریا و روکن سرآغاز بود. مقاومت گاره با فرماندهی شهید هیرش بیتالشباب گامی بزرگ بود. مقاومت مام رشو تاریخساز بود. روح زمانه و مقاومت تاریخی را تکامل داد. مقاومت رفیق باور، دلال و عگید باتمان در زاپ برای ما به نماد رستاخیزی تبدیل شد. رفقایی که در متینا شهید شدند، نماد برحق بودن ما هستند. به لطف وجود و روح فدایی شهدای قهرمان به این وضعیت پر از افتخار دست یافتهایم. شهدا افتخار، نیروبخش و الگوی ما هستند. آنها برای ما منبع نیرو و روحیه هستند. در نبود آنها، نخواهیم توانست لحظهای زندگی کنیم و نفس بکشیم. آنها رهبران و پیشگامان ما هستند. ما برای انتقام آنها میجنگیم.
تعهد دادهایم، دشمن را نابود میکنیم و پیروز خواهیم شد
ما گریلاهای آزادی کردستان مصمم هستیم که شکست را بر رژیم ترک تحمیل کنیم. ما به خود و قدرت خود ایمان داریم، به آخرین مرحله موفقیت رسیدهایم. ما حقیقتی داریم و به آن حقیقت اعتقاد داریم. عملکرد ما نشان داده است که موفقیت قطعاً از آن ما خواهد بود. موفق خواهیم شد. ما سال ۲۰۲۱ را سال تضمین آزادی فیزیکی رهبر آپو، ملت مظلوم و تحت ستم ما و رفقای زندانی خود میکنیم. جنگی که امروز در جریان است، خبر خوش انقلاب و آزادی کوردستان خواهد بود. موفقیت از آن ماست. بر این اساس برای همه رفقا آرزوی موفقیت داریم.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
شهدای مام رشو روح زمان و مقاومت تاریخی را خلق کردند
مقاومت مام رشو در شخصیت شهیدان سرحد گرافی، اندوک، ساریا و روکن سرآغاز بود. مقاومت گاره با فرماندهی شهید هیرش بیتالشباب گامی بزرگ بود. مقاومت مام رشو تاریخساز بود. روح زمانه و مقاومت تاریخی را تکامل داد. مقاومت رفیق باور، دلال و عگید باتمان در زاپ برای ما به نماد رستاخیزی تبدیل شد. رفقایی که در متینا شهید شدند، نماد برحق بودن ما هستند. به لطف وجود و روح فدایی شهدای قهرمان به این وضعیت پر از افتخار دست یافتهایم. شهدا افتخار، نیروبخش و الگوی ما هستند. آنها برای ما منبع نیرو و روحیه هستند. در نبود آنها، نخواهیم توانست لحظهای زندگی کنیم و نفس بکشیم. آنها رهبران و پیشگامان ما هستند. ما برای انتقام آنها میجنگیم.
تعهد دادهایم، دشمن را نابود میکنیم و پیروز خواهیم شد
ما گریلاهای آزادی کردستان مصمم هستیم که شکست را بر رژیم ترک تحمیل کنیم. ما به خود و قدرت خود ایمان داریم، به آخرین مرحله موفقیت رسیدهایم. ما حقیقتی داریم و به آن حقیقت اعتقاد داریم. عملکرد ما نشان داده است که موفقیت قطعاً از آن ما خواهد بود. موفق خواهیم شد. ما سال ۲۰۲۱ را سال تضمین آزادی فیزیکی رهبر آپو، ملت مظلوم و تحت ستم ما و رفقای زندانی خود میکنیم. جنگی که امروز در جریان است، خبر خوش انقلاب و آزادی کوردستان خواهد بود. موفقیت از آن ماست. بر این اساس برای همه رفقا آرزوی موفقیت داریم.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
Forwarded from ارتش سایبری گارد جاویدان ایران
🔺قندیل قلعەی مقاومت
🔺 یکی از مهمترین جنگهای جنبش آزادی خلق کورد در برابر رژیم جمهوری اسلامی ایران بدون شک جنگ سرنوشت ساز قندیل تحت فرماندهی، فرمانده شهید سمکو سرهلدان میباشد. 16 جولای سال 2011 رژیم جمهوری اسلامی ایران در چهارچوب توافق با دولت ترکیه و برای از بین بردن جنبش آپویستی قندیل را مورد هجوم خود قرار داد. این جنگ در عین حال ادامه پیمان تاریخی سعدآباد بود که توسط حکومت احمدی نژاد و حکومت عدالت و توسعه ترکیه در سدۀ بیست و یکم در قندیل بار دیگر به وقوع پیوست. ایران و ترکیه این موقعیت را شانس آخر برای نابودی ملت کورد انگاشته و همچنین شانس رهایی از مسئله کورد می دانستند. برای جنبش آزادی هم بیش از یک جنگ مقاومتی بود که در درون کونژکتورهای منطقه و جهانی سرنوشت کوردستان را تحول میداد. با این معنا مقاومت هستی ونیستی ملت کورد بود. این جنگ دارای ابعاد ایدولوژی، سیاسی و نظامی گسترده ای بود. هر چند در عمل این جنگ در بین ایران و پژاک دیده می شد اما در واقع بسیاری از دولتها در این جنگ به شیوه مستقیم و غیر مستقیم شرکت داشتند.
در آن موقع و در بحبوحه بهار عربی در تونس انقلاب مردمی به پیروزی دست پیدا کرده بود و دامنه آن به مصر و لیبی سرایت کرده بود. قدرتهای هژمونیک و در راس آنها آمریکا و اروپا خواستند این تغیر و تحول را در تحت کنترل خویش قرار دهند. برای همین اگر چه در مسئله تونس اندکی به تاخیر افتاده بودند، لکن در مصر به شیوهای غیر مستقیم و در لیبی هم به شیوهای مستقیم مداخله نمودند. روسیه و چین تا آن زمان در مقابل این تغییر و تحول تا اندازهای با غرب هم نظر بودند. در این میان دولتهای منطقه هم برای محافظت از سلطه خود به شیوهای متفاوت اما، وارد عمل شدند. ترکیه عربستان و قطر بدون در نظر گرفتن واقعیت خاورمیانه تنها به خاطر حفاظت از منافع خویش در مسأله لیبی با غرب یکی شدند. ایران نیز با همین دیدگاه و با وجود اختلافاتش با غرب به تکاپوی استفاده از این موقعیت افتاد. به طور خلاصه یک دوره تغیر و تحول در خاورمیانه آغاز شد. هر دولت هم در برابر آن به موضوعگیری افتاد. تعادلات منطقهای بر هم خوردند. هر دولت با سرکوب نمودن حرکتهای آزادیخواهانه در میان این بی تعادلی قدرتنمایی نموده و بدین ترتیب میخواستند در این تغیر و تحولات به شکلی که جایگاه خود را از دست ندهند جای بگیرند.
بیشتر بخوانید در....
🌍 https://kjar.online/fa/2021/08/13/قندیل-قلعەی-مقاومت/
#جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
🆔 @kjar_2014
🔺 یکی از مهمترین جنگهای جنبش آزادی خلق کورد در برابر رژیم جمهوری اسلامی ایران بدون شک جنگ سرنوشت ساز قندیل تحت فرماندهی، فرمانده شهید سمکو سرهلدان میباشد. 16 جولای سال 2011 رژیم جمهوری اسلامی ایران در چهارچوب توافق با دولت ترکیه و برای از بین بردن جنبش آپویستی قندیل را مورد هجوم خود قرار داد. این جنگ در عین حال ادامه پیمان تاریخی سعدآباد بود که توسط حکومت احمدی نژاد و حکومت عدالت و توسعه ترکیه در سدۀ بیست و یکم در قندیل بار دیگر به وقوع پیوست. ایران و ترکیه این موقعیت را شانس آخر برای نابودی ملت کورد انگاشته و همچنین شانس رهایی از مسئله کورد می دانستند. برای جنبش آزادی هم بیش از یک جنگ مقاومتی بود که در درون کونژکتورهای منطقه و جهانی سرنوشت کوردستان را تحول میداد. با این معنا مقاومت هستی ونیستی ملت کورد بود. این جنگ دارای ابعاد ایدولوژی، سیاسی و نظامی گسترده ای بود. هر چند در عمل این جنگ در بین ایران و پژاک دیده می شد اما در واقع بسیاری از دولتها در این جنگ به شیوه مستقیم و غیر مستقیم شرکت داشتند.
در آن موقع و در بحبوحه بهار عربی در تونس انقلاب مردمی به پیروزی دست پیدا کرده بود و دامنه آن به مصر و لیبی سرایت کرده بود. قدرتهای هژمونیک و در راس آنها آمریکا و اروپا خواستند این تغیر و تحول را در تحت کنترل خویش قرار دهند. برای همین اگر چه در مسئله تونس اندکی به تاخیر افتاده بودند، لکن در مصر به شیوهای غیر مستقیم و در لیبی هم به شیوهای مستقیم مداخله نمودند. روسیه و چین تا آن زمان در مقابل این تغییر و تحول تا اندازهای با غرب هم نظر بودند. در این میان دولتهای منطقه هم برای محافظت از سلطه خود به شیوهای متفاوت اما، وارد عمل شدند. ترکیه عربستان و قطر بدون در نظر گرفتن واقعیت خاورمیانه تنها به خاطر حفاظت از منافع خویش در مسأله لیبی با غرب یکی شدند. ایران نیز با همین دیدگاه و با وجود اختلافاتش با غرب به تکاپوی استفاده از این موقعیت افتاد. به طور خلاصه یک دوره تغیر و تحول در خاورمیانه آغاز شد. هر دولت هم در برابر آن به موضوعگیری افتاد. تعادلات منطقهای بر هم خوردند. هر دولت با سرکوب نمودن حرکتهای آزادیخواهانه در میان این بی تعادلی قدرتنمایی نموده و بدین ترتیب میخواستند در این تغیر و تحولات به شکلی که جایگاه خود را از دست ندهند جای بگیرند.
بیشتر بخوانید در....
🌍 https://kjar.online/fa/2021/08/13/قندیل-قلعەی-مقاومت/
#جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
🆔 @kjar_2014
t.me
قندیل قلعەی مقاومت | جامعه زنان آزاد شرق کوردستان
<p> یکی از مهمترین جنگهای جنبش آزادی خلق کورد در برابر رژیم جمهوری اسلامی ایران بدون شک جنگ سرنوشت ساز قندیل تحت فرماندهی، فرمانده شهید سمکو سرهلدان میباشد. 16 جولای سال 2011 رژیم جمهوری اسلامی ایران در چهارچوب توافق با دولت ترکیه و برای از بین بردن جنبش…
پیمان ویان:
"زنان در افغانستان با قتل عامی بزرگ روبرو ھستند، وحشت طالبان باری دیگر بر افغانستان تحاکم میکنە و روزگاری سیاە را برای زنان ایجاد کردن، دو دستی افغانستان و تسلیم طالبان کردن و دنیا در سکوت، بی وجدان و از اخلاق دور قربانی شدن زنان، کودکان را تماشا
میکند. نیروھای امپریالیست ، ۲۰ سال پیش برای منافع خویش به افغانستان بنام دفاع از " حقوق بشر" و "حقوق زنان" لشکرکشی کردند تا با طالبان بجنگند. باز ھم برای منافع امپریالیستی و هژمونیک خود بهمراه متحدین اروپائی و متحدین منطقه ای خویش مانند پاکستان، ایران، ترکیه، عربستان و ... از این کشور خارج شدند، در این جنگھای خونین کە داعش ، طالبان و بوک و حرام با حمایت نیروھای امپریالیست نیروھای ابر قدرت بە راە انداختن ، زنان قربانی اساسی ھستن کە بە غنیمت گرفتە میشوند.
نە تنھا افغانستان، زنان خاورمیانە تنھا با تشکیل ارتش زنان میتونن بر علیە ذھنیت، زن ستیز، ارتجاع اسلامی و سیستم تجاوزگر وایستن. زنان تنھا با سیستم سازماندھی و خود دفاعی میتونن بە رھایی برسن، در خاورمیانە زمان تشکیل ارتش ملت ھای تحت ستم و زنان است، سیستم خودفاعی و دستاوردھای ی پ ژ در روژاوا برای تمام زنان خاورمیانە تجربە است.
تنھا با ھمبستگی و سیستم وخود دفاعی بە پیروزی خواھد رسید."
🆔 @GozarDemocratic
"زنان در افغانستان با قتل عامی بزرگ روبرو ھستند، وحشت طالبان باری دیگر بر افغانستان تحاکم میکنە و روزگاری سیاە را برای زنان ایجاد کردن، دو دستی افغانستان و تسلیم طالبان کردن و دنیا در سکوت، بی وجدان و از اخلاق دور قربانی شدن زنان، کودکان را تماشا
میکند. نیروھای امپریالیست ، ۲۰ سال پیش برای منافع خویش به افغانستان بنام دفاع از " حقوق بشر" و "حقوق زنان" لشکرکشی کردند تا با طالبان بجنگند. باز ھم برای منافع امپریالیستی و هژمونیک خود بهمراه متحدین اروپائی و متحدین منطقه ای خویش مانند پاکستان، ایران، ترکیه، عربستان و ... از این کشور خارج شدند، در این جنگھای خونین کە داعش ، طالبان و بوک و حرام با حمایت نیروھای امپریالیست نیروھای ابر قدرت بە راە انداختن ، زنان قربانی اساسی ھستن کە بە غنیمت گرفتە میشوند.
نە تنھا افغانستان، زنان خاورمیانە تنھا با تشکیل ارتش زنان میتونن بر علیە ذھنیت، زن ستیز، ارتجاع اسلامی و سیستم تجاوزگر وایستن. زنان تنھا با سیستم سازماندھی و خود دفاعی میتونن بە رھایی برسن، در خاورمیانە زمان تشکیل ارتش ملت ھای تحت ستم و زنان است، سیستم خودفاعی و دستاوردھای ی پ ژ در روژاوا برای تمام زنان خاورمیانە تجربە است.
تنھا با ھمبستگی و سیستم وخود دفاعی بە پیروزی خواھد رسید."
🆔 @GozarDemocratic
Telegram
attach 📎
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
سازمان 'پاراستن' خانوادهی گریلا آیهان تاتلی را تهدید به دستگیری کرد
فلک و فاطمه تاتلی با هدف کسب اطلاع از سرنوشت برادرشان آیهان تاتلی به شهر هولیر رفته بودند اما پ.د.ک آنان را تهدید به دستگیری کرده است. فلک و فاطمه تاتلی میگویند: "تا زمانیکه از برادرمان و رفقایش خبری نگیریم دست از فعالیت خود برنمیداریم."
🆔 @GozarDemocratic
فلک و فاطمه تاتلی با هدف کسب اطلاع از سرنوشت برادرشان آیهان تاتلی به شهر هولیر رفته بودند اما پ.د.ک آنان را تهدید به دستگیری کرده است. فلک و فاطمه تاتلی میگویند: "تا زمانیکه از برادرمان و رفقایش خبری نگیریم دست از فعالیت خود برنمیداریم."
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
سازمان 'پاراستن' خانوادهی گریلا آیهان تاتلی را تهدید به دستگیری کرد فلک و فاطمه تاتلی با هدف کسب اطلاع از سرنوشت برادرشان آیهان تاتلی به شهر هولیر رفته بودند اما پ.د.ک آنان را تهدید به دستگیری کرده است. فلک و فاطمه تاتلی میگویند: "تا زمانیکه از برادرمان…
سازمان 'پاراستن' خانوادهی گریلا آیهان تاتلی را تهدید به دستگیری کرد
فلک و فاطمه تاتلی با هدف کسب اطلاع از سرنوشت برادرشان آیهان تاتلی به شهر هولیر رفته بودند اما پ.د.ک آنان را تهدید به دستگیری کرده است. فلک و فاطمه تاتلی میگویند: "تا زمانیکه از برادرمان و رفقایش خبری نگیریم دست از فعالیت خود برنمیداریم."
نیروهای پ.د.ک روز ۴ مرداد/ ٢۶ ژوئیه در نزدیکی روستای بیخمه بخش خلیفان باشور کوردستان یک گروه سه نفره گریلا را که در حال عبور از منطقه بودند به محاصره درآوردند. ١٨ روز است از سرنوشت این سه گریلا اطلاعی در دست نیست. نیروهای مدافع خلق کوردستان (ه.پ.گ) روز ٢٩ ژوئیه در اطلاعیهای اعلام کرد که از روز ٢۶ ژوئیه موفق به ایجاد ارتباط با سه گریلای خود نشده است.
ه.پ.گ روز ٣١ ژوئیه در دومین اطلاعیهی خود در این مورد اسامی سه گریلا را به نامهای اردال آصلان (سرور سرهات) از بخش قرهچوبان ارزروم، آیهان تاتلی (وارگش چاورش) از بخش هزخ استان شرنخ و دژوار برخودان اهل شهر حسکه روژاوای کوردستان اعلام کرد و از پ.د.ک خواست تا در مورد سرنوشت این سه گریلا اطلاعرسانی کند.
خانواده محمود خلف گریلای ه.پ.گ برای کسب اطلاع از سرنوشت پسر خود روز ١٨ مرداد/ ٩ آگوست درصدد بودند به اقلیم فدرال کوردستان وارد شوند. حسن شریف خلف پدر محمود خلف در دروازه مرزی سیمالکا (میان روژاوا و باشور کوردستان) متوقف شده و نیروهای امنیتی پ.د.ک از ورود وی به خاک باشور جلوگیری کردند. حسن شریف خلف روز ٩ آگوست در گفتگو با رسانهها از مسعود بارزانی رئیس پ.د.ک و مسئولین این حزب خواست تا در مورد سرنوشت پسرش و رفقای او اطلاعرسانی کنند.
خواهران آیهان تاتلی گریلای ه.پ.گ نیز در گفتگو با خبرگزاری فرات از مسعود بارزانی رئیس پ.د.ک و گردانندگان این حزب خواستند در مورد سرنوشت برادر آنها و دو گریلای دیگر همراه وی توضیح دهند.
'مسعود بارزانی باید در مورد سرنوشت برادر من و رفقای او بیانیهای صادر کند'
فلک تاتلی خواهر گریلا آیهان تاتلی با اشاره به اینکه از ١٨ روز پیش برادرش توسط پ.د.ک ناپدید شده است افزود:"من میخواهم از سرنوشت برادرم اطلاع پیدا کنم. ه.پ.گ برای آشکار شدن سرنوشت ٣ گریلا ناپدید شده تاکنون ٢ بیانیه صادر کرده است و پ.د.ک تاکنون در قبال این اقدام كثیف ساکت بوده است. خلق کورد در باشور باید نسبت به این اقدام پ.د.ک اعتراض کنند و در مورد سرنوشت برادر و من دو رفیق دیگر وی بپاخیزند. میخواهم بدانم پ.د.ک چرا تا این حد با کوردها سر دشمنی دارد، ما که دشمنی با آنان نداریم. ما از برادری صحبت میکنیم اما آنان خیانت، جنگ و کوردکشی را پیش میکشند. تا کی میخواهند به خیانت ادامه دهد، تا کی باید خون همدیگر را بریزیم. مسعود بارزانی و گردانندگان پ.د.ک باید در مورد وضعیت برادرم ایهان و رفقای او اطلاعرسانی کنند و سرنوشت آنان را معلوم کنند. پ.د.ک چرا ١٨ روز است به سکوت ادامه داده و در این مورد توضیح نمیدهد. اگر زندهاند بگویند آنان زندهاند، اگر آنها را به شهادت رساندهاند بگویند شهید شدند. اگر زخمیاند بگویند زخمی هستند. ما تنها به دنبال کسب خبر از سرنوشت برادرم و رفقایش هستیم. ما به هیچ عنوان دنبال دشمنی با برادران خود نیستیم، لازم است برادر از کشتن برادر و ناپدید کردن او دست بردارد. متأسفانه امروز پ.د.ک به ملعبه دشمنان مبدل شده و درصدد ریختن خون ما کوردهاست. ١٨ روز است قلبمان برای برادرم آتش گرفته است و اطلاعی از او نداریم. آنچه پ.د.ک در جنوب و علیه کوردها در پیش گرفته پیش زمینه قتلعام است، این تدارک یك قتلعام بزرگ است."
'پاراستن ما را تهدید به دستگیری کرد'
فلک تاتلی میگوید که آنان برای کسب اطلاع از سرنوشت برادرشان به هولیر رفتهاند و در این مورد افزود:"ما برای اطلاع از سرنوشت برادرم آیهان، به اقلیم فدرال باشور کوردستان رفتیم. ما در هولیر نزد سازمان پاراستن رفتیم و با فردی به نام زنار دیدار کردیم. بجای آنکه در مورد برادر من اطلاعرسانی کند ما را تهدید به دستگیری در مرکز پاراستن کرد و گفت؛'از اینجا بروید، یکبار دیگر اینجا نیایید، میتوانم الان شما را دستگیر کنم و اجازه بازگشت شما به ترکیه را ندهم.' در پاراستن رفتار بسیار بدی با ما کردند و به ما به چشم دشمن نگاه میکردند. تمامی پرسنل پاراستن رفتار بدی با ما داشتند و ما را تحقیر کردند. یکی دیگر از اعضای پاراستن به ما گفت؛'رئیس مسعود بیمار است، عمل جراحی در پیش دارد. هنوز چیزی به او نگفتهایم.' اظهارات این عضو پاراستن اعتراف به این موضوع است که گریلاهای ه.پ.گ در دست آنان هستند. من این رفتار پ.د.ک و پاراستن پ.د.ک را بشدت محکوم میکنم. ما رفتیم از برادرمان اطلاع کسب کنیم اما آنان ما را مورد حقارت قرار داده و تهدید به بازداشتمان کردند. هم پاراستن و هم پ.د.ک باید فورا در مورد وضعیت برادر من اطلاعرسانی کنند.
فلک و فاطمه تاتلی با هدف کسب اطلاع از سرنوشت برادرشان آیهان تاتلی به شهر هولیر رفته بودند اما پ.د.ک آنان را تهدید به دستگیری کرده است. فلک و فاطمه تاتلی میگویند: "تا زمانیکه از برادرمان و رفقایش خبری نگیریم دست از فعالیت خود برنمیداریم."
نیروهای پ.د.ک روز ۴ مرداد/ ٢۶ ژوئیه در نزدیکی روستای بیخمه بخش خلیفان باشور کوردستان یک گروه سه نفره گریلا را که در حال عبور از منطقه بودند به محاصره درآوردند. ١٨ روز است از سرنوشت این سه گریلا اطلاعی در دست نیست. نیروهای مدافع خلق کوردستان (ه.پ.گ) روز ٢٩ ژوئیه در اطلاعیهای اعلام کرد که از روز ٢۶ ژوئیه موفق به ایجاد ارتباط با سه گریلای خود نشده است.
ه.پ.گ روز ٣١ ژوئیه در دومین اطلاعیهی خود در این مورد اسامی سه گریلا را به نامهای اردال آصلان (سرور سرهات) از بخش قرهچوبان ارزروم، آیهان تاتلی (وارگش چاورش) از بخش هزخ استان شرنخ و دژوار برخودان اهل شهر حسکه روژاوای کوردستان اعلام کرد و از پ.د.ک خواست تا در مورد سرنوشت این سه گریلا اطلاعرسانی کند.
خانواده محمود خلف گریلای ه.پ.گ برای کسب اطلاع از سرنوشت پسر خود روز ١٨ مرداد/ ٩ آگوست درصدد بودند به اقلیم فدرال کوردستان وارد شوند. حسن شریف خلف پدر محمود خلف در دروازه مرزی سیمالکا (میان روژاوا و باشور کوردستان) متوقف شده و نیروهای امنیتی پ.د.ک از ورود وی به خاک باشور جلوگیری کردند. حسن شریف خلف روز ٩ آگوست در گفتگو با رسانهها از مسعود بارزانی رئیس پ.د.ک و مسئولین این حزب خواست تا در مورد سرنوشت پسرش و رفقای او اطلاعرسانی کنند.
خواهران آیهان تاتلی گریلای ه.پ.گ نیز در گفتگو با خبرگزاری فرات از مسعود بارزانی رئیس پ.د.ک و گردانندگان این حزب خواستند در مورد سرنوشت برادر آنها و دو گریلای دیگر همراه وی توضیح دهند.
'مسعود بارزانی باید در مورد سرنوشت برادر من و رفقای او بیانیهای صادر کند'
فلک تاتلی خواهر گریلا آیهان تاتلی با اشاره به اینکه از ١٨ روز پیش برادرش توسط پ.د.ک ناپدید شده است افزود:"من میخواهم از سرنوشت برادرم اطلاع پیدا کنم. ه.پ.گ برای آشکار شدن سرنوشت ٣ گریلا ناپدید شده تاکنون ٢ بیانیه صادر کرده است و پ.د.ک تاکنون در قبال این اقدام كثیف ساکت بوده است. خلق کورد در باشور باید نسبت به این اقدام پ.د.ک اعتراض کنند و در مورد سرنوشت برادر و من دو رفیق دیگر وی بپاخیزند. میخواهم بدانم پ.د.ک چرا تا این حد با کوردها سر دشمنی دارد، ما که دشمنی با آنان نداریم. ما از برادری صحبت میکنیم اما آنان خیانت، جنگ و کوردکشی را پیش میکشند. تا کی میخواهند به خیانت ادامه دهد، تا کی باید خون همدیگر را بریزیم. مسعود بارزانی و گردانندگان پ.د.ک باید در مورد وضعیت برادرم ایهان و رفقای او اطلاعرسانی کنند و سرنوشت آنان را معلوم کنند. پ.د.ک چرا ١٨ روز است به سکوت ادامه داده و در این مورد توضیح نمیدهد. اگر زندهاند بگویند آنان زندهاند، اگر آنها را به شهادت رساندهاند بگویند شهید شدند. اگر زخمیاند بگویند زخمی هستند. ما تنها به دنبال کسب خبر از سرنوشت برادرم و رفقایش هستیم. ما به هیچ عنوان دنبال دشمنی با برادران خود نیستیم، لازم است برادر از کشتن برادر و ناپدید کردن او دست بردارد. متأسفانه امروز پ.د.ک به ملعبه دشمنان مبدل شده و درصدد ریختن خون ما کوردهاست. ١٨ روز است قلبمان برای برادرم آتش گرفته است و اطلاعی از او نداریم. آنچه پ.د.ک در جنوب و علیه کوردها در پیش گرفته پیش زمینه قتلعام است، این تدارک یك قتلعام بزرگ است."
'پاراستن ما را تهدید به دستگیری کرد'
فلک تاتلی میگوید که آنان برای کسب اطلاع از سرنوشت برادرشان به هولیر رفتهاند و در این مورد افزود:"ما برای اطلاع از سرنوشت برادرم آیهان، به اقلیم فدرال باشور کوردستان رفتیم. ما در هولیر نزد سازمان پاراستن رفتیم و با فردی به نام زنار دیدار کردیم. بجای آنکه در مورد برادر من اطلاعرسانی کند ما را تهدید به دستگیری در مرکز پاراستن کرد و گفت؛'از اینجا بروید، یکبار دیگر اینجا نیایید، میتوانم الان شما را دستگیر کنم و اجازه بازگشت شما به ترکیه را ندهم.' در پاراستن رفتار بسیار بدی با ما کردند و به ما به چشم دشمن نگاه میکردند. تمامی پرسنل پاراستن رفتار بدی با ما داشتند و ما را تحقیر کردند. یکی دیگر از اعضای پاراستن به ما گفت؛'رئیس مسعود بیمار است، عمل جراحی در پیش دارد. هنوز چیزی به او نگفتهایم.' اظهارات این عضو پاراستن اعتراف به این موضوع است که گریلاهای ه.پ.گ در دست آنان هستند. من این رفتار پ.د.ک و پاراستن پ.د.ک را بشدت محکوم میکنم. ما رفتیم از برادرمان اطلاع کسب کنیم اما آنان ما را مورد حقارت قرار داده و تهدید به بازداشتمان کردند. هم پاراستن و هم پ.د.ک باید فورا در مورد وضعیت برادر من اطلاعرسانی کنند.
گذار دموکراتیک
سازمان 'پاراستن' خانوادهی گریلا آیهان تاتلی را تهدید به دستگیری کرد فلک و فاطمه تاتلی با هدف کسب اطلاع از سرنوشت برادرشان آیهان تاتلی به شهر هولیر رفته بودند اما پ.د.ک آنان را تهدید به دستگیری کرده است. فلک و فاطمه تاتلی میگویند: "تا زمانیکه از برادرمان…
١٨ روز است هیچ اطلاعی از سرنوشت آنان نداریم. ما نمیتوانیم منتظر تصمیم پ.د.ک و عمل جراحی مسعود بارزانی باشیم. کجا رفتند قول و وعدههایی که میگفت ما مخالف جنگ برادرکشی هستیم؟! بارزانی که میگفت؛ من برای برادری آمادهام' تمامی این ادعاها کذب و دروغ هستند. از هر چهار سوی کوردستان فراخوانهایی برای مخالفت با جنگ برادرکشی اعلام شد اما بارزانی و پ.د.ک به هیچ فراخوانی پاسخ ندادند. بس است دیگر. تا کی میخواهید به اشغالگران خدمت کنید و خاک و خلق کوردها را تسلیم آنان کنید؟ ما حملات دشمن را درک میکنیم و میدانیم ماهیت دشمن چیست، آنچه قلب ما را به درد میآورد اعمال سخیف بارزانی و پ.د.ک است."
'درخواست از احزاب باشور'
فلک تاتلی در ادامه سخنان خود از افکار عمومی خواست تا برای کسب اطلاع از سرنوشت برادرش به وی کمک کنند و افزود:"از همه احزاب و سازمانهای باشور کوردستان میخواهم برای روشن شدن سرنوشت ٣ گریلا اقدام کنند و پ.د.ک را تحت فشار قرار دهند. از سازمانهای حقوق بشری و کشورهای اروپایی میخواهم که برای روشن شدن زوایای این موضوع گام بردارند. تنها خواسته من روشن شدن سرنوشت برادرم است. باید سرنوشت آیهان و رفقایش معلوم شود. از خلق باشور کوردستان میخواهم که برای روشن شدن سرنوشت ٣ گریلا به میدانها سرازیر شوند و از بارزانیها حساب بخواهند."
فاطمه تاتلی، مادر گُلگش تاتلی و خواهر آیهان تاتلی زمانیکه انتظار داشت اطلاعی از وضعیت برادر اسیرش در دست پ.د.ک کسب کند دخترش در جنگ با ارتش ترک زخمی شده و دستگیر گردید. فاطمه تاتلی در مورد برادرش آیهان و دخترش گُلگش میگوید:"١٨ روز پیش از ناپدید شدن برادرم توسط پ.د.ک مطلع شدم و هنوز هم هیچ خبری از او نداریم. در مورد دخترم گُلگش به اطلاعاتی دست یافتم. پس از آنکه دخترم زخمی شده از سوی ارتش ترک دستگیر شده است و نظامیان با تلفن به من اطلاع دادند. برای دیدار با دخترمان به جولمرگ رفتیم. اما مانع ملاقات مستقیم من با دخترم شدند. وکیل خانواده ما با دخترم ملاقات کوتاهی کرد. دست، پا و پشت دخترم زخمی شده است. با این همه بدون مداوا او را به زندان منتقل کردند. پس از انتقال به زندان به ملاقات او رفتم و او را دیدم. وضعیت دخترم بسیار ناگوار است. زیرا هم زخمیست و هم مداوا نمیشود. در ملاقات از او پرسیدم دخترم چرا آنقدر ناتوان شدهای و آبی به صورتت نمیزنی؟ گفت که 'نمیتوانم به نظافت خود بپردازم'، یک انسان زخمی باید مداوا شود. برای اینکه به خواستههای آنان پاسخ رد داده و تسلیم نشده است او را به زندان فرستادهاند. از مداوایش سر باز زدند. احتمال در روزهای آتی دخترم را با این وضعیت به زندان وان تبعید کنند. به دخترم افتخار میکنم. به داشتن چنین دختری سربلندم، هیچگاه در مقابل هیچ نیرویی سر تسلیم فرود نیاورده است."
'پ.د.ک لازم است در مورد گریلاها اطلاعرسانی کند'
فاطمه تاتلی در پایان سخنان خود خواستار روشن شدن سرنوشت برادر گریلایش و دو همرزم او شده و خطاب به مسعود بارزانی گفت:"باید مسعود بارزانی و گردانندگان پ.د.ک در مورد گریلاهای ما اطلاعرسانی کنند. اگر شهید یا زخمی شدهاند باید اعلام کنند. برادری اینگونه نمیشود. ما با کسی دشمنی نداریم. ما کورد هستیم و خونمان یکیست. تا زمانی که از گریلاهایمان اطلاع نگیریم دست برنمیداریم. ما از تمامی راهها برای کسب اطلاع از سرنوشت گریلاهایمان استفاده میکنیم و به تمامی سازمانهای مربوطه مراجعه خواهیم کرد."
ANF
🆔 @GozarDemocratic
'درخواست از احزاب باشور'
فلک تاتلی در ادامه سخنان خود از افکار عمومی خواست تا برای کسب اطلاع از سرنوشت برادرش به وی کمک کنند و افزود:"از همه احزاب و سازمانهای باشور کوردستان میخواهم برای روشن شدن سرنوشت ٣ گریلا اقدام کنند و پ.د.ک را تحت فشار قرار دهند. از سازمانهای حقوق بشری و کشورهای اروپایی میخواهم که برای روشن شدن زوایای این موضوع گام بردارند. تنها خواسته من روشن شدن سرنوشت برادرم است. باید سرنوشت آیهان و رفقایش معلوم شود. از خلق باشور کوردستان میخواهم که برای روشن شدن سرنوشت ٣ گریلا به میدانها سرازیر شوند و از بارزانیها حساب بخواهند."
فاطمه تاتلی، مادر گُلگش تاتلی و خواهر آیهان تاتلی زمانیکه انتظار داشت اطلاعی از وضعیت برادر اسیرش در دست پ.د.ک کسب کند دخترش در جنگ با ارتش ترک زخمی شده و دستگیر گردید. فاطمه تاتلی در مورد برادرش آیهان و دخترش گُلگش میگوید:"١٨ روز پیش از ناپدید شدن برادرم توسط پ.د.ک مطلع شدم و هنوز هم هیچ خبری از او نداریم. در مورد دخترم گُلگش به اطلاعاتی دست یافتم. پس از آنکه دخترم زخمی شده از سوی ارتش ترک دستگیر شده است و نظامیان با تلفن به من اطلاع دادند. برای دیدار با دخترمان به جولمرگ رفتیم. اما مانع ملاقات مستقیم من با دخترم شدند. وکیل خانواده ما با دخترم ملاقات کوتاهی کرد. دست، پا و پشت دخترم زخمی شده است. با این همه بدون مداوا او را به زندان منتقل کردند. پس از انتقال به زندان به ملاقات او رفتم و او را دیدم. وضعیت دخترم بسیار ناگوار است. زیرا هم زخمیست و هم مداوا نمیشود. در ملاقات از او پرسیدم دخترم چرا آنقدر ناتوان شدهای و آبی به صورتت نمیزنی؟ گفت که 'نمیتوانم به نظافت خود بپردازم'، یک انسان زخمی باید مداوا شود. برای اینکه به خواستههای آنان پاسخ رد داده و تسلیم نشده است او را به زندان فرستادهاند. از مداوایش سر باز زدند. احتمال در روزهای آتی دخترم را با این وضعیت به زندان وان تبعید کنند. به دخترم افتخار میکنم. به داشتن چنین دختری سربلندم، هیچگاه در مقابل هیچ نیرویی سر تسلیم فرود نیاورده است."
'پ.د.ک لازم است در مورد گریلاها اطلاعرسانی کند'
فاطمه تاتلی در پایان سخنان خود خواستار روشن شدن سرنوشت برادر گریلایش و دو همرزم او شده و خطاب به مسعود بارزانی گفت:"باید مسعود بارزانی و گردانندگان پ.د.ک در مورد گریلاهای ما اطلاعرسانی کنند. اگر شهید یا زخمی شدهاند باید اعلام کنند. برادری اینگونه نمیشود. ما با کسی دشمنی نداریم. ما کورد هستیم و خونمان یکیست. تا زمانی که از گریلاهایمان اطلاع نگیریم دست برنمیداریم. ما از تمامی راهها برای کسب اطلاع از سرنوشت گریلاهایمان استفاده میکنیم و به تمامی سازمانهای مربوطه مراجعه خواهیم کرد."
ANF
🆔 @GozarDemocratic
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
فرمانده یاشار چیا: جنگ انقلابی خلق و گریلا دولت ترک را غافلگیر کرده است
یاشار چیا یکی از فرماندهان ه.پ.گ اظهار داشت که حدود ۴ ماه است که جنگ و مبارزه علیه ارتش اشغالگر ترکیه در مناطق گریلایی ادامه دارد و این تنها آغاز راه است، وی در ادامه گفت: "جنگ و مبارزه انقلابی خلق و گریلا علیه اشغالگری، دولت ترکیه را به وحشت انداخته است.
🆔 @GozarDemocratic
یاشار چیا یکی از فرماندهان ه.پ.گ اظهار داشت که حدود ۴ ماه است که جنگ و مبارزه علیه ارتش اشغالگر ترکیه در مناطق گریلایی ادامه دارد و این تنها آغاز راه است، وی در ادامه گفت: "جنگ و مبارزه انقلابی خلق و گریلا علیه اشغالگری، دولت ترکیه را به وحشت انداخته است.
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
فرمانده یاشار چیا: جنگ انقلابی خلق و گریلا دولت ترک را غافلگیر کرده است یاشار چیا یکی از فرماندهان ه.پ.گ اظهار داشت که حدود ۴ ماه است که جنگ و مبارزه علیه ارتش اشغالگر ترکیه در مناطق گریلایی ادامه دارد و این تنها آغاز راه است، وی در ادامه گفت: "جنگ و مبارزه…
فرمانده یاشار چیا: جنگ انقلابی خلق و گریلا دولت ترک را غافلگیر کرده است
یاشار چیا یکی از فرماندهان ه.پ.گ اظهار داشت که حدود ۴ ماه است که جنگ و مبارزه علیه ارتش اشغالگر ترکیه در مناطق گریلایی ادامه دارد و این تنها آغاز راه است، وی در ادامه گفت: "جنگ و مبارزه انقلابی خلق و گریلا علیه اشغالگری، دولت ترکیه را به وحشت انداخته است.
یاشار چیا، یکی از فرماندهان نیروهای مدافع کوردستان (ه.پ.گ)، حملات ۴ ماه گذشته دولت اشغالگر ترکیه به مناطق دفاعی میدیا و مبارزه نیروهای گریلایی علیه اشغالگری دولت ترک را ارزیابی کرد. برخی از نکات کلیدی تحلیل و ارزیابی فرمانده یاشار چیا در وب سایت گریلا تیوی منتشر شده است.
دولت ترکیه با آغاز سال ٢٠٢١ و از ابتدای بهار، حمله گستردهای را علیه ملت کوردستان، به ویژه علیه مبارزان آزادی کوردستان آغاز کرده است. هدف دولت ترکیه اشغال تمام کوردستان و نسلکشی ملت کورد است. هدف و نیات خود را به وضوح بیان میکند و خواستار قتلعام ماست. در مقابل، ملت و گریلاهای کوردستان به مقاومت و مقابله با آن پرداخته و مبارزهای تاریخی را نشان داده و این مقاومت همچنان ادامه دارد.
جنبش ما بیلان جنگ ۴ ماه گذشته را برای افکار عمومی منتشر کرده است. اگرچه جنبش ما نتیجه مقاومت و جنگ را اعلام میکند، اما دولت ترکیه پیامدها و خسارتهایی این جنگ را به وضوح اعلام نمیکندد. دولت اشغالگر ترک با ایجاد جنگ روانی و ویژه میخواهد افکار عمومی را فریب دهد. دولت ترکیه به ویژه در ٢ ماه اول دچار یک شکست بزرگ شد. تأثیر این امر در رسانههای این حکومت نیز مشاهده شد. بارها وزیر دفاع و فرمانده کل ارتش آنها به منطقه آمدند و درصدد بودند تا اینچنین به سربازانشان روحیه بدهند. چندین نوبت فرماندهان جنگی را تغییر دادند. گروهها از جاهای مختلف آمده بودند و میخواستند پیشروی کنند. اما شکست خوردند. در متینا، زاپ و آواشین مقاومت بزرگی توسط گریلاهای آزادی شکل گرفت. دولت ترکیه ضربات سنگینی خورد و هم اکنون نیز متحمل خسارات سنگینی میشود. بعد از اینکه مشاهده کردند که نمیتوانند پیشروی کنند، تلاش کردند که با واردکردن یک نیروی مشترک به مناطق گریلایی ورود کنند و یک نیروی مشترک را به جنگ گریلایی بیاورند. به این شکل میخواستند که مناطق گریلایی را هدف حمله قرار دهند، اما مبارزان آزادی کوردستان در برابر این حملات خونین و ضدانسانی با خونسردی کامل مقابله کردند.
دولت ترکیه نمیتواند در این جنگ پیروز شود. آیا در چنین شرایطی گروههای مزدوری که سازماندهی کرده است، میتوانند موفق شوند؟ اکنون برخی بر اساس این رویاها و خیالات عمل میکنند. خود را فریب ندهید، مبارزان آزادی کوردستان چهل سال است که علیه دولت ترکیه میجنگند و بارها این دولت اشغالگر را شکست دادهاند. دهها بار دولتهای آنها دچار هرج و مرج شده و رئیس جمهورها، نخست وزیران و فرماندهان ارتش خود را کشتهاند. چرا؟ چونکه همه آنها در مقابل گریلا و جنبش آپویی شکست خوردند. این بار نیز شکست خواهند خورد.
گریلا کیست؟ مردم ما به خوبی میدانند که گریلاهای خلق کوردستان تا کنون در چهار بخش کوردستان به دفعات متمادی برای دفاع از ملتمان وارد میدان مبارزه شدهاند و همچنان به این دفاع و مقاومت ادامه خواهند داد. چون گریلا این مسئله را هدف غایی و وظیفه اساسی خود تعریف کرده و زندگی غیر از این را بیمعنی و پوچ میداند و هیچ هدف شخصی را دنبال نمیکند. نیروهای مدافع خلق کوردستان تا پای جان، خود را فدای ملت میکنند و از آبرو و عزت ملت کورد صیانت میورزند. دولت ترکیه اکنون به عزت و کرامت ملتمان حمله میکند. سکوت در برابر این امر قابل قبول نیست. دولت ترکیه در حال حمله، غارت و اشغال سرزمین و طبیعت جنوب کوردستان به بردگی گرفتن ملتمان است. آیا آن روز فرا نرسیده است که همه باهم و در کنار گریلا علیه این حکومت فاشیستی مبارزه کنند؟ معنی کامل میهندوستی این است.
اگر تنها یک گریلا در این سرزمین باقی بماند، اجازه نمیدهد دولت فاشیست ترکیه در این سرزمین بماند. این امری است که در حال حاضر اتفاق میافتد. ما نباید گریلاها را تنها بگذاریم. استراتژی رهبر آپو برای آزادی کوردستان یک جنگ ملی و انقلابی است. در استراتژی انقلاب ما خلق و گریلا در کنار هم هستند. در هر چهار بخش کوردستان، شخصی که میگوید وطندوست و یک انسان آزاد است، نباید در برابر فاشیسم آ.ک.پ- م.ه.پ ساکت و غیرفعال بماند. هرکس باید به وظیفه میهنی خود عمل کند.
در شمال کوردستان ترکیه چه کار میکند؟ اخیرا دنیز پویراز، میهندوست کورد در ازمیر ترور شد. یک خانواده کورد در قونیه قتلعام شدند، ٧ نفر از مردم بیگناه ما کشته شدند. از نظر فاشیسم دولتی ترکیه، هر کسی که کورد است و هر که کوردی صحبت میکند باید کشته شود. بنابراین ما باید وظایف میهنی خود را انجام دهیم.
یاشار چیا یکی از فرماندهان ه.پ.گ اظهار داشت که حدود ۴ ماه است که جنگ و مبارزه علیه ارتش اشغالگر ترکیه در مناطق گریلایی ادامه دارد و این تنها آغاز راه است، وی در ادامه گفت: "جنگ و مبارزه انقلابی خلق و گریلا علیه اشغالگری، دولت ترکیه را به وحشت انداخته است.
یاشار چیا، یکی از فرماندهان نیروهای مدافع کوردستان (ه.پ.گ)، حملات ۴ ماه گذشته دولت اشغالگر ترکیه به مناطق دفاعی میدیا و مبارزه نیروهای گریلایی علیه اشغالگری دولت ترک را ارزیابی کرد. برخی از نکات کلیدی تحلیل و ارزیابی فرمانده یاشار چیا در وب سایت گریلا تیوی منتشر شده است.
دولت ترکیه با آغاز سال ٢٠٢١ و از ابتدای بهار، حمله گستردهای را علیه ملت کوردستان، به ویژه علیه مبارزان آزادی کوردستان آغاز کرده است. هدف دولت ترکیه اشغال تمام کوردستان و نسلکشی ملت کورد است. هدف و نیات خود را به وضوح بیان میکند و خواستار قتلعام ماست. در مقابل، ملت و گریلاهای کوردستان به مقاومت و مقابله با آن پرداخته و مبارزهای تاریخی را نشان داده و این مقاومت همچنان ادامه دارد.
جنبش ما بیلان جنگ ۴ ماه گذشته را برای افکار عمومی منتشر کرده است. اگرچه جنبش ما نتیجه مقاومت و جنگ را اعلام میکند، اما دولت ترکیه پیامدها و خسارتهایی این جنگ را به وضوح اعلام نمیکندد. دولت اشغالگر ترک با ایجاد جنگ روانی و ویژه میخواهد افکار عمومی را فریب دهد. دولت ترکیه به ویژه در ٢ ماه اول دچار یک شکست بزرگ شد. تأثیر این امر در رسانههای این حکومت نیز مشاهده شد. بارها وزیر دفاع و فرمانده کل ارتش آنها به منطقه آمدند و درصدد بودند تا اینچنین به سربازانشان روحیه بدهند. چندین نوبت فرماندهان جنگی را تغییر دادند. گروهها از جاهای مختلف آمده بودند و میخواستند پیشروی کنند. اما شکست خوردند. در متینا، زاپ و آواشین مقاومت بزرگی توسط گریلاهای آزادی شکل گرفت. دولت ترکیه ضربات سنگینی خورد و هم اکنون نیز متحمل خسارات سنگینی میشود. بعد از اینکه مشاهده کردند که نمیتوانند پیشروی کنند، تلاش کردند که با واردکردن یک نیروی مشترک به مناطق گریلایی ورود کنند و یک نیروی مشترک را به جنگ گریلایی بیاورند. به این شکل میخواستند که مناطق گریلایی را هدف حمله قرار دهند، اما مبارزان آزادی کوردستان در برابر این حملات خونین و ضدانسانی با خونسردی کامل مقابله کردند.
دولت ترکیه نمیتواند در این جنگ پیروز شود. آیا در چنین شرایطی گروههای مزدوری که سازماندهی کرده است، میتوانند موفق شوند؟ اکنون برخی بر اساس این رویاها و خیالات عمل میکنند. خود را فریب ندهید، مبارزان آزادی کوردستان چهل سال است که علیه دولت ترکیه میجنگند و بارها این دولت اشغالگر را شکست دادهاند. دهها بار دولتهای آنها دچار هرج و مرج شده و رئیس جمهورها، نخست وزیران و فرماندهان ارتش خود را کشتهاند. چرا؟ چونکه همه آنها در مقابل گریلا و جنبش آپویی شکست خوردند. این بار نیز شکست خواهند خورد.
گریلا کیست؟ مردم ما به خوبی میدانند که گریلاهای خلق کوردستان تا کنون در چهار بخش کوردستان به دفعات متمادی برای دفاع از ملتمان وارد میدان مبارزه شدهاند و همچنان به این دفاع و مقاومت ادامه خواهند داد. چون گریلا این مسئله را هدف غایی و وظیفه اساسی خود تعریف کرده و زندگی غیر از این را بیمعنی و پوچ میداند و هیچ هدف شخصی را دنبال نمیکند. نیروهای مدافع خلق کوردستان تا پای جان، خود را فدای ملت میکنند و از آبرو و عزت ملت کورد صیانت میورزند. دولت ترکیه اکنون به عزت و کرامت ملتمان حمله میکند. سکوت در برابر این امر قابل قبول نیست. دولت ترکیه در حال حمله، غارت و اشغال سرزمین و طبیعت جنوب کوردستان به بردگی گرفتن ملتمان است. آیا آن روز فرا نرسیده است که همه باهم و در کنار گریلا علیه این حکومت فاشیستی مبارزه کنند؟ معنی کامل میهندوستی این است.
اگر تنها یک گریلا در این سرزمین باقی بماند، اجازه نمیدهد دولت فاشیست ترکیه در این سرزمین بماند. این امری است که در حال حاضر اتفاق میافتد. ما نباید گریلاها را تنها بگذاریم. استراتژی رهبر آپو برای آزادی کوردستان یک جنگ ملی و انقلابی است. در استراتژی انقلاب ما خلق و گریلا در کنار هم هستند. در هر چهار بخش کوردستان، شخصی که میگوید وطندوست و یک انسان آزاد است، نباید در برابر فاشیسم آ.ک.پ- م.ه.پ ساکت و غیرفعال بماند. هرکس باید به وظیفه میهنی خود عمل کند.
در شمال کوردستان ترکیه چه کار میکند؟ اخیرا دنیز پویراز، میهندوست کورد در ازمیر ترور شد. یک خانواده کورد در قونیه قتلعام شدند، ٧ نفر از مردم بیگناه ما کشته شدند. از نظر فاشیسم دولتی ترکیه، هر کسی که کورد است و هر که کوردی صحبت میکند باید کشته شود. بنابراین ما باید وظایف میهنی خود را انجام دهیم.
گذار دموکراتیک
فرمانده یاشار چیا: جنگ انقلابی خلق و گریلا دولت ترک را غافلگیر کرده است یاشار چیا یکی از فرماندهان ه.پ.گ اظهار داشت که حدود ۴ ماه است که جنگ و مبارزه علیه ارتش اشغالگر ترکیه در مناطق گریلایی ادامه دارد و این تنها آغاز راه است، وی در ادامه گفت: "جنگ و مبارزه…
نبردی بیش از ٣ ماه در جریان بوده و دولت ترکیه در این مبارزه شکست خورده است. دولت ترکیه اصرار دارد که جنگ را فقط به کوهستان محدود کند. ما باید این بازی را بهم بریزیم و خنثی کنیم. کوردها به شکل عام مسئول دفاع و حفاظت از وطنمان هستند. مبارزهای که اکنون در حال انجام است یک مبارزه مقدس و ارزشمند است. ما از جوانان کورد میخواهیم که مانند فدائیان باشند. هیچ کس نباید بتواند جلوی جوانان کورد بایستد. مبارزهای که در کلانشهرها انجام میشود باید فداییانه و با قدرت باشد. آزادیخواهان کوردستان به وظیفه خود عمل میکنند. در شمال، در جنوب، همه آحاد جامعه و در همه جا وظایف خود را به جا میاورند، در کوههای آزاد وظیفه خود را انجام میدهند. دولت ترکیه در این وضعیت گیر کرده است، دیوانه و هار شده است. چرا در قونیه به ملت ما حمله شد و شهروندان ما را شهید کردند؟ آیا این یک اقدام شجاعانه است؟ کشتن غیرنظامیان که اردوغان و دولت باغچلی مرتکب آن شدند، خروج از بشریت و جنایت است. اگر مردم بیگناه را میکشید، اگر سرزمین کوردستان را بمباران و میسوزانید، جوانان کورد، فداکاریهای رهبر آپو قیامت را بر سر شما فاشیستها خواهند کوبید. ما همه چیز را برای شما به زهر تبدیل خواهیم کرد.
انتظار شکست حکومت فاشیستی آ.ک.پ- م.ه.پ در انتخابات اشتباه و ارزیابی نادرست واقعیات است. فاشیسم دولتی ترکیه تنها با مبارزه ما شکست خواهد خورد. با مقاومت ملت کورد و مبارزان آزادیخواه ما شکست خواهد خورد. دولت ترکیه نمیتواند خود را از این امر نجات دهد. دو حزب آ.ک.پ و م.ه.پ به ویژه برای جنایاتی که در شش سال گذشته علیه ملت کوردستان مرتکب شده است، پاسخگو خواهند بود و تقاص پس خواهند داد. همه باید این را باور کنند.
آمادگی ، ادعا و عزم ما این است که دولت ترکیه را صد در صد درهم میشکنیم. جنگی که سه ماه و نیم است در کوههای آزاد جریان دارد برای ما شروع جدیدی است. دولت ترکیه به خوبی از این موضوع آگاه است. گریلاهای جنبش آزادیخواهی کوردستان چهل سال تجربه جنگی دارند. دارای دانش روزامد جنگ هستند. با وجود استفاده از سلاح شیمیایی، دولت ترکیه نمیتواند گریلاها را شکست دهد. ما میدانیم که چگونه مبارزه کنیم. ما چهل سال علیه دولت فاشیست ترکیه جنگیدهایم. ما حقیقت و روح پلید این دولت فاشیستی را به خوبی میشناسیم. دولت ترکیه در قویترین دوره خود در دهه ١٩٩٠ موفق به نابودی ما نشد. اکنون نیز هرگز نمیتواند موفق شود. خود را پشت تکنیک و تجهیزات جنگی قایم کرده است، ولی با این ابزارهای نابرابر نیز نخواهد توانست در برابر اراده گریلا دوام بیاورد. دشمن روحیهای برای مبارزه ندارد. ما مطمئن هستیم که اگر خیانت داخلی وجود نداشته باشد، ارتش ترکیه نمیتواند ٢۴ ساعت در این کوهها بماند. اغلب یک تیم کوچک گریلایی با هزاران اشغالگر ترک میجنگد. مبارزان آزادی کوردستان گریلاهای پیروزی هستند. چیزی جز موفقیت نمیپذیرد.
انقلاب خلق کورد فقط مربوط به مبارزه گریلایی نیست. در مبارزه ما، خلق و گریلا با هم در یک جبهه هستند. این امر به ویژه در سال گذشته آشکار شد، و همین باعث وحشت دولت ترکیه شد. به همین دلیل بر ارتکاب قتلعام، نسلکشی و جنگافروزی بین خلقها اصرار دارد. چرا؟ زیرا آ.ک.پ و م.ه.پ با فروپاشی روبرو شدهاند.
موضع ما در برابر رژیم فاشیست آ.ک.پ و م.ه.پ باید بسیار رادیکال و انقلابی باشد. هر کسی که زندگی و شرافت ملت ما را خدشهدار کند، با فداکاری ملت و گریلا روبرو شده و بیگمان به قیمت جان آنها تمام خواهد شد. زندگی اردوغان فاشیست و دولت باغچلی باید تبدیل به زهر شود. معنای میهندوستی این است. فدائی بودن، مبارز انقلاب و مبارزه به این معنا است. لذا جوانان و ملت کورد؛ این وظیفه میهندوستی ماست، چیزی برای از دست دادن نداریم. مسئلهای که وجود دارد و دولت از آن ترسیده است، این است. این دولت فاشیستی در آستانه سقوط و نابودی است.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
انتظار شکست حکومت فاشیستی آ.ک.پ- م.ه.پ در انتخابات اشتباه و ارزیابی نادرست واقعیات است. فاشیسم دولتی ترکیه تنها با مبارزه ما شکست خواهد خورد. با مقاومت ملت کورد و مبارزان آزادیخواه ما شکست خواهد خورد. دولت ترکیه نمیتواند خود را از این امر نجات دهد. دو حزب آ.ک.پ و م.ه.پ به ویژه برای جنایاتی که در شش سال گذشته علیه ملت کوردستان مرتکب شده است، پاسخگو خواهند بود و تقاص پس خواهند داد. همه باید این را باور کنند.
آمادگی ، ادعا و عزم ما این است که دولت ترکیه را صد در صد درهم میشکنیم. جنگی که سه ماه و نیم است در کوههای آزاد جریان دارد برای ما شروع جدیدی است. دولت ترکیه به خوبی از این موضوع آگاه است. گریلاهای جنبش آزادیخواهی کوردستان چهل سال تجربه جنگی دارند. دارای دانش روزامد جنگ هستند. با وجود استفاده از سلاح شیمیایی، دولت ترکیه نمیتواند گریلاها را شکست دهد. ما میدانیم که چگونه مبارزه کنیم. ما چهل سال علیه دولت فاشیست ترکیه جنگیدهایم. ما حقیقت و روح پلید این دولت فاشیستی را به خوبی میشناسیم. دولت ترکیه در قویترین دوره خود در دهه ١٩٩٠ موفق به نابودی ما نشد. اکنون نیز هرگز نمیتواند موفق شود. خود را پشت تکنیک و تجهیزات جنگی قایم کرده است، ولی با این ابزارهای نابرابر نیز نخواهد توانست در برابر اراده گریلا دوام بیاورد. دشمن روحیهای برای مبارزه ندارد. ما مطمئن هستیم که اگر خیانت داخلی وجود نداشته باشد، ارتش ترکیه نمیتواند ٢۴ ساعت در این کوهها بماند. اغلب یک تیم کوچک گریلایی با هزاران اشغالگر ترک میجنگد. مبارزان آزادی کوردستان گریلاهای پیروزی هستند. چیزی جز موفقیت نمیپذیرد.
انقلاب خلق کورد فقط مربوط به مبارزه گریلایی نیست. در مبارزه ما، خلق و گریلا با هم در یک جبهه هستند. این امر به ویژه در سال گذشته آشکار شد، و همین باعث وحشت دولت ترکیه شد. به همین دلیل بر ارتکاب قتلعام، نسلکشی و جنگافروزی بین خلقها اصرار دارد. چرا؟ زیرا آ.ک.پ و م.ه.پ با فروپاشی روبرو شدهاند.
موضع ما در برابر رژیم فاشیست آ.ک.پ و م.ه.پ باید بسیار رادیکال و انقلابی باشد. هر کسی که زندگی و شرافت ملت ما را خدشهدار کند، با فداکاری ملت و گریلا روبرو شده و بیگمان به قیمت جان آنها تمام خواهد شد. زندگی اردوغان فاشیست و دولت باغچلی باید تبدیل به زهر شود. معنای میهندوستی این است. فدائی بودن، مبارز انقلاب و مبارزه به این معنا است. لذا جوانان و ملت کورد؛ این وظیفه میهندوستی ماست، چیزی برای از دست دادن نداریم. مسئلهای که وجود دارد و دولت از آن ترسیده است، این است. این دولت فاشیستی در آستانه سقوط و نابودی است.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
کوما جفاکین کوردستان: در ٣٨مین سال، رژیم استعمارگر و قاتل با شکست مواجه میشود
ک.ج.ک اعلام کرد: گریلا با مبارزات بزرگ ٣٧ ساله خود راه پیشرفتهای بزرگی را هموار کرده است. ما به گریلاهایی که با این درک ایستادگی میکنند درودهای صمیمی خود را تقدیم کرده و اذعان داریم که در ٣٨مین سال، رژیم استعمارگر و قاتل با شکست مواجه میشود.
🆔 @GozarDemocratic
ک.ج.ک اعلام کرد: گریلا با مبارزات بزرگ ٣٧ ساله خود راه پیشرفتهای بزرگی را هموار کرده است. ما به گریلاهایی که با این درک ایستادگی میکنند درودهای صمیمی خود را تقدیم کرده و اذعان داریم که در ٣٨مین سال، رژیم استعمارگر و قاتل با شکست مواجه میشود.
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
کوما جفاکین کوردستان: در ٣٨مین سال، رژیم استعمارگر و قاتل با شکست مواجه میشود ک.ج.ک اعلام کرد: گریلا با مبارزات بزرگ ٣٧ ساله خود راه پیشرفتهای بزرگی را هموار کرده است. ما به گریلاهایی که با این درک ایستادگی میکنند درودهای صمیمی خود را تقدیم کرده و اذعان…
کوما جفاکین کوردستان: در ٣٨مین سال، رژیم استعمارگر و قاتل با شکست مواجه میشود
ک.ج.ک اعلام کرد: گریلا با مبارزات بزرگ ٣٧ ساله خود راه پیشرفتهای بزرگی را هموار کرده است. ما به گریلاهایی که با این درک ایستادگی میکنند درودهای صمیمی خود را تقدیم کرده و اذعان داریم که در ٣٨مین سال، رژیم استعمارگر و قاتل با شکست مواجه میشود.
بیانیه ریاست مشترک شورای رهبری کوما جفاکین کوردستان (ک.ج.ک) به این شرح است:
"گام تاریخی ١۵ آگوست که خلق کورد را از مرگ نجات داده و به خیزش واداشت را به آفریدگار این گام، رهبر آپو تبریک میگوییم و به ایشان درود میفرستیم. با ادای دَین به فرمانده بزرگ، عگید، یاد و خاطره تمامی شهیدان این کارزار را با ادای احترام گرامی میداریم، برای جانبازان مبارزهی گریلایی آرزوی بهروزی داریم. عید رستاخیز را به خلقمان، به مبارزان راه آزادی و دوستان دمکراتیک و انقلابیمان تبریک میگوییم. مبارزه خلقمان با روحیه ١۵ آگوست به خلق شیفته آزادی مبدل شده و بطور یقین با کوردستان آزاد، ترکیه دمکراتیک و خاورمیانه دمکراتیک به نتیجه میرسد.
کارزار گریلایی ١۵ آگوست، در شرایطی که فاشیسم ١٢ سپتامبر بر کوردستان و ترکیه حاکم بود، با روحیه مقاومت بزرگ زندان در ١۴ ژوئیه خیزش موجودیت خلقمان آغاز شد. در وضعیتی که استعمارگران قاتل چنان میاندیشیدند که اراده آزادیخواهی خلق کورد یکبار دیگر نمیتواند بپاخیزد، با روحیهای فدایی نه تنها برای خلق کوردستان، بلکه برای تمامی خلقهای خاورمیانه مرحله تازهای از انقلاب را آغاز کرد. ١۵ آگوست قبل از هر چیز نخستین گلولهای بود که بسوی ارتجاع، استعمارگری و قتلعام در جامعه کورد شلیک شد. این گلوله اولین انقلاب را رقم زد، به واقعیت خلق کورد برای انقلاب ملی، سیاسی، اجتماعی، دمکراتیک و فرهنگی بزرگ مبدل شد.
١۵ آگوست حتی اگر یک کنش نظامی، جنگ گریلایی باشد، در اساس با نتایج بزرگی که به همراه داشته است در تاریخ جای گرفت. تحولاتی که با گام گریلایی ١۵ آگوست شکل گرفتند ماهیت کوردستان، ترکیه و خاورمیانه را در سده ٢٠ تغییر داد. تأثیرات انقلاب بزرگ ١۵ آگوست در سدههای آتی نیز ملموس خواهند بود. آنچه ١۵ آگوست را این چنین موثر کرده است شخصیتهای آفریننده بزرگ این کارزار، یعنی رهبر آپو و فرمانده بزرگ عگید میباشند. تا زمانیکه روحیه و رویکرد کارزار ١۵ آگوست مبنا قرار گیرد، هیچ نیرویی نمیتواند در مقابل مبارزه ازادی خلق کورد ایستادگی کند. این روحیه و رویکرد قطعا به پیروزی مبارزات ما میانجامد. جنگ گریلایی که از ١۵ آگوست ١٩٨۴ آغاز شده و ٣٧ سال ادامه یافت، ضربات مهلکی را بر دشمن وارد کرده است، رژیم استعمارگر را از نیل به اهدافش ناکام گذاشت. بزرگترین نتیجه آن هم واقعیت خلق مبارزمان است. بزرگترین هدف کارزار ١۵ آگوست آفرینش حقیقت خلق آزادیخواه و مبارز بود. با خط آزادیخواهی زن، دمکراتیکترین خلق انقلابی خاورمیانه را آفرید و در این هدف خود به پیروزی رسید. بدیهی است خلقی که اینچنین بر آزادی پافشاری کرده و به مبارزات خود ادامه دهد پایههای پیروزی را بنیان میگذارد و فرصتهای اساسی موفقیت را میآفریند. آنچه باقی میماند به رشته تحریر درآوردن تاریخ آفرینش مبارزه خلق آزاد و میهن آزاد است. نوشتن این تاریخ همچنان ادامه دارد. وقتی با روحیه ١۴ ژوئیه و رویه انقلابی کارزار ١۵ آگوست مبارزه اوج گیرد، آن زمان کوردستان آزاد، ترکیه دمکراتیک و خاورمیانه دمکراتیک در مدتی کوتاه به ثمر خواهد نشست.
رژیم استعمارگر و قاتل ترک که سرقافله دشمنی با کوردها و دشمنی با دمکراسی را بر عهده گرفته است اگر نتوانسته است در حملات خود به نتیجهای دست یابد، دلیل آن مواجه شدن با یک خلق مبارز است، خلقی که با کارزار رستاخیز ١۵ آگوست و خط آزادی زن آفریده شده است. کارزار ١۵ آگوست در شرایط بسیار سخت و با امکانات بسیار کمی آغاز شد و طی ٣٧ سال با زحمات و کمبود فرصتها توانسته است پیروزهای بزرگی را رقم بزند، دستاورهای بسیار ارزشمندی را برای خلقمان کسب کرده است. رژیم ترک علیرغم بکارگیری تمامی توان خود و حملات فراگیر نتوانسته است به نتیجهای دست یابد، هر روز ضعیفتر شده و در آستانه فروپاشی قرار دارد.
ک.ج.ک اعلام کرد: گریلا با مبارزات بزرگ ٣٧ ساله خود راه پیشرفتهای بزرگی را هموار کرده است. ما به گریلاهایی که با این درک ایستادگی میکنند درودهای صمیمی خود را تقدیم کرده و اذعان داریم که در ٣٨مین سال، رژیم استعمارگر و قاتل با شکست مواجه میشود.
بیانیه ریاست مشترک شورای رهبری کوما جفاکین کوردستان (ک.ج.ک) به این شرح است:
"گام تاریخی ١۵ آگوست که خلق کورد را از مرگ نجات داده و به خیزش واداشت را به آفریدگار این گام، رهبر آپو تبریک میگوییم و به ایشان درود میفرستیم. با ادای دَین به فرمانده بزرگ، عگید، یاد و خاطره تمامی شهیدان این کارزار را با ادای احترام گرامی میداریم، برای جانبازان مبارزهی گریلایی آرزوی بهروزی داریم. عید رستاخیز را به خلقمان، به مبارزان راه آزادی و دوستان دمکراتیک و انقلابیمان تبریک میگوییم. مبارزه خلقمان با روحیه ١۵ آگوست به خلق شیفته آزادی مبدل شده و بطور یقین با کوردستان آزاد، ترکیه دمکراتیک و خاورمیانه دمکراتیک به نتیجه میرسد.
کارزار گریلایی ١۵ آگوست، در شرایطی که فاشیسم ١٢ سپتامبر بر کوردستان و ترکیه حاکم بود، با روحیه مقاومت بزرگ زندان در ١۴ ژوئیه خیزش موجودیت خلقمان آغاز شد. در وضعیتی که استعمارگران قاتل چنان میاندیشیدند که اراده آزادیخواهی خلق کورد یکبار دیگر نمیتواند بپاخیزد، با روحیهای فدایی نه تنها برای خلق کوردستان، بلکه برای تمامی خلقهای خاورمیانه مرحله تازهای از انقلاب را آغاز کرد. ١۵ آگوست قبل از هر چیز نخستین گلولهای بود که بسوی ارتجاع، استعمارگری و قتلعام در جامعه کورد شلیک شد. این گلوله اولین انقلاب را رقم زد، به واقعیت خلق کورد برای انقلاب ملی، سیاسی، اجتماعی، دمکراتیک و فرهنگی بزرگ مبدل شد.
١۵ آگوست حتی اگر یک کنش نظامی، جنگ گریلایی باشد، در اساس با نتایج بزرگی که به همراه داشته است در تاریخ جای گرفت. تحولاتی که با گام گریلایی ١۵ آگوست شکل گرفتند ماهیت کوردستان، ترکیه و خاورمیانه را در سده ٢٠ تغییر داد. تأثیرات انقلاب بزرگ ١۵ آگوست در سدههای آتی نیز ملموس خواهند بود. آنچه ١۵ آگوست را این چنین موثر کرده است شخصیتهای آفریننده بزرگ این کارزار، یعنی رهبر آپو و فرمانده بزرگ عگید میباشند. تا زمانیکه روحیه و رویکرد کارزار ١۵ آگوست مبنا قرار گیرد، هیچ نیرویی نمیتواند در مقابل مبارزه ازادی خلق کورد ایستادگی کند. این روحیه و رویکرد قطعا به پیروزی مبارزات ما میانجامد. جنگ گریلایی که از ١۵ آگوست ١٩٨۴ آغاز شده و ٣٧ سال ادامه یافت، ضربات مهلکی را بر دشمن وارد کرده است، رژیم استعمارگر را از نیل به اهدافش ناکام گذاشت. بزرگترین نتیجه آن هم واقعیت خلق مبارزمان است. بزرگترین هدف کارزار ١۵ آگوست آفرینش حقیقت خلق آزادیخواه و مبارز بود. با خط آزادیخواهی زن، دمکراتیکترین خلق انقلابی خاورمیانه را آفرید و در این هدف خود به پیروزی رسید. بدیهی است خلقی که اینچنین بر آزادی پافشاری کرده و به مبارزات خود ادامه دهد پایههای پیروزی را بنیان میگذارد و فرصتهای اساسی موفقیت را میآفریند. آنچه باقی میماند به رشته تحریر درآوردن تاریخ آفرینش مبارزه خلق آزاد و میهن آزاد است. نوشتن این تاریخ همچنان ادامه دارد. وقتی با روحیه ١۴ ژوئیه و رویه انقلابی کارزار ١۵ آگوست مبارزه اوج گیرد، آن زمان کوردستان آزاد، ترکیه دمکراتیک و خاورمیانه دمکراتیک در مدتی کوتاه به ثمر خواهد نشست.
رژیم استعمارگر و قاتل ترک که سرقافله دشمنی با کوردها و دشمنی با دمکراسی را بر عهده گرفته است اگر نتوانسته است در حملات خود به نتیجهای دست یابد، دلیل آن مواجه شدن با یک خلق مبارز است، خلقی که با کارزار رستاخیز ١۵ آگوست و خط آزادی زن آفریده شده است. کارزار ١۵ آگوست در شرایط بسیار سخت و با امکانات بسیار کمی آغاز شد و طی ٣٧ سال با زحمات و کمبود فرصتها توانسته است پیروزهای بزرگی را رقم بزند، دستاورهای بسیار ارزشمندی را برای خلقمان کسب کرده است. رژیم ترک علیرغم بکارگیری تمامی توان خود و حملات فراگیر نتوانسته است به نتیجهای دست یابد، هر روز ضعیفتر شده و در آستانه فروپاشی قرار دارد.
گذار دموکراتیک
کوما جفاکین کوردستان: در ٣٨مین سال، رژیم استعمارگر و قاتل با شکست مواجه میشود ک.ج.ک اعلام کرد: گریلا با مبارزات بزرگ ٣٧ ساله خود راه پیشرفتهای بزرگی را هموار کرده است. ما به گریلاهایی که با این درک ایستادگی میکنند درودهای صمیمی خود را تقدیم کرده و اذعان…
دولت اشغالگر و استعمارگر ترک سه ماه و نیم است که مناطق حفاظتی میدیا را آماج حملات خود قرار داده است. آنچه این حملات را نقش بر آب کرده است مقاومت فدایی گریلاهای زن و مردی است که با روحیه ١۴ ژوئیه و ١۵ آگوست به ارادهای پولادین دست یافتهاند.
خلق کورد در ٣٧ سال با انقلابهای بزرگ خود نیرومند شده و با تجاربی که از جنگ ٣٧ ساله کسب کرده است باتجربهترین نیروی تاریخ است، در ٣٨مین سال مبارزه دستاوردهای بزرگی را میآفریند. با این هوشمندی درودهای صمیمانه خود را تقدیم گریلاهای مقاوم میکنیم و اذعان داریم که رژیم استعمارگر و قاتل در سال ٣٨ با ضربههای بزرگ با شکست مواجه میشود."
ANF
🆔 @GozarDemocratic
خلق کورد در ٣٧ سال با انقلابهای بزرگ خود نیرومند شده و با تجاربی که از جنگ ٣٧ ساله کسب کرده است باتجربهترین نیروی تاریخ است، در ٣٨مین سال مبارزه دستاوردهای بزرگی را میآفریند. با این هوشمندی درودهای صمیمانه خود را تقدیم گریلاهای مقاوم میکنیم و اذعان داریم که رژیم استعمارگر و قاتل در سال ٣٨ با ضربههای بزرگ با شکست مواجه میشود."
ANF
🆔 @GozarDemocratic
دمکراسی یا دولت؟
✍ کاوان کامدین
از نظر جامعه شناسی و سیاسی ارائه تعریفی جامع و درست از حزب و حزب پیشاهنگ یکی از نیازهای روز خاورمیانه و کوردستان میباشد. زیرا حزب، حزبی شدن و اشکال مختلف احزاب در خاورمیانه و کوردستان دارای مسائل و مشکلات ریشهای هستند که تا کنون به بحث گذاشته نشدهاند. دیدگاه سنتی، افراطگرایانه و حزبگرائی، یکی از معضلات ریشهای عصر ما میباشد که نیاز به آسیبشناسی علمی و فلسفی دارد.
🆔 @GozarDemocratic
✍ کاوان کامدین
از نظر جامعه شناسی و سیاسی ارائه تعریفی جامع و درست از حزب و حزب پیشاهنگ یکی از نیازهای روز خاورمیانه و کوردستان میباشد. زیرا حزب، حزبی شدن و اشکال مختلف احزاب در خاورمیانه و کوردستان دارای مسائل و مشکلات ریشهای هستند که تا کنون به بحث گذاشته نشدهاند. دیدگاه سنتی، افراطگرایانه و حزبگرائی، یکی از معضلات ریشهای عصر ما میباشد که نیاز به آسیبشناسی علمی و فلسفی دارد.
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
دمکراسی یا دولت؟ ✍ کاوان کامدین از نظر جامعه شناسی و سیاسی ارائه تعریفی جامع و درست از حزب و حزب پیشاهنگ یکی از نیازهای روز خاورمیانه و کوردستان میباشد. زیرا حزب، حزبی شدن و اشکال مختلف احزاب در خاورمیانه و کوردستان دارای مسائل و مشکلات ریشهای هستند که…
دمکراسی یا دولت؟
✍ کاوان کامدین
از نظر جامعه شناسی و سیاسی ارائه تعریفی جامع و درست از حزب و حزب پیشاهنگ یکی از نیازهای روز خاورمیانه و کوردستان میباشد. زیرا حزب، حزبی شدن و اشکال مختلف احزاب در خاورمیانه و کوردستان دارای مسائل و مشکلات ریشهای هستند که تا کنون به بحث گذاشته نشدهاند. دیدگاه سنتی، افراطگرایانه و حزبگرائی، یکی از معضلات ریشهای عصر ما میباشد که نیاز به آسیبشناسی علمی و فلسفی دارد.
اگر چه مورخان به وجود آمدن احزاب سیاسی را به قرن نوزدهم باز میگردانند، اما در واقع از نظر ماهوی تاریخ احزاب به میزان تاریخ بشریت قدمت دارد. اما در کل احزاب مدرن از قرن نوزدهم به بعد پا به عرصهی سیاسی و اجتماعی نهادند.
مبانی اساسی احزاب:
یک حزب حداقل باید از سه نفر تشکیل شود. یک و یا دو نفر نمیتوانند یک حزب را تاسیس نمایند. یک حزب باید دارای «اهداف و مبانی» کلی باشد. جهت اهداف و پرنسیبهای کلی نیز یک حزب نیازمند «ذهنیت» است. بدون مفاهیم ، پرنسیب و اهداف مشترک، احزاب به وجود نخواهند آمد. حزب نیازمند کادر و نیروی انسانی است. یک حزب نیازمند سبک زندگی مختص به خویش میباشد. سبک زندگی متفاوت به معنی ایدئولوژیهای متفاوت است. یعنی باید دارای یک فلسفه منحصر به فرد در زندگی باشد، زیرا ایدئولوژی و پرنسیب، معیار و ملاک زندگی متکی بر پارادایم شکل میگیرد. همچنین بر این اساس باید دارای برداشت خاص خویش نسبت به سیاست و قدرت سیاسی باشد. باید دارای برنامه و اساسنامه جامع که تمامی این نکات را در خود بگنجاند، باشد. اگر چه احزاب پس از تاسیس به سوی دولتی شدن مبارزه مینمایند نیز، تمام این عناصر ذهنیت و سبک زندگی یک جامعه را تعیین مینمایند. جوامع دولتی نیز دارای احزاب هستند. در جهان مدرنیتهی کاپیتالیستی هیچ فردی خارج از حوضه حزبی نبوده و هر کس حتما عضو یک حزب سیاسی است. به صورت خلاصه احزاب باید این چند ویژگی کلی را داشته باشند:
قدرت برساخت ذهنیتی و فرهنگی
یک سبک نوین زندگی
دیدگاه مدیریتی و سیاسی
انضباط فعالیت حزبی
برنامه و اساسنامه
بدون برنامه و اساسنامه، یک حزب نمیتواند فعالیتهای سازمانی خود را عملی نماید. زیرا این دو عنصر چگونگی به دست آوردن موفقیت در وظایف را تعیین مینمایند. برنامه و اساسنامه، کار کردن و کار نکردن را، درست کارکردن و غلط کارکردن را، موفق و ناموفق بودن کارها را از یکدیگر تفکیک مینماید. کیفر و بازخواست نیز مبنی بر آن اهداف و پرنیسبهای مشترک تعیین میگردند.
کنشگرایی و پراکتیک در احزاب:
احزاب صرفا جهت تشخیص معضلات و مشکلات اجتماعی تاسیس نمیگردند. ذهنیت، فرهنگ، برنامه و اساسنامه احزاب معطوف به اهداف کنشگرایی و پراکتیکی به وجود میآیند. این در عرصهی عمل و پراکتیک میباشد که واقعیت و حقیقت یک حزب آشکار میگردد. سبک، نحوهی عمل و شیوه عملکرد یک حزب در عمل روشن شده و شفاف میگردد. در یک معنی کلی تحزبی شدن، عملی شدن است. احزاب بدون پراکتیک و عمل، حزب محسوب نمیگردند. از این مرحله به بعد دانش استراتژی و تاکتیک وارد میدان میشود.
میتوان هرگونه تحول فکری و ذهنیتی را به عنوان توسعه تحزبی شدن محسوب نمود. اولین احزاب معاصر پس از قرن نوزدهم به نام احزاب کارگری و چپگرا به وجود آمدند. در انقلاب فرانسه گروههای متعددی وجود دارند که جهت تخریب قدرت سیاسی کشور در حال فعالیت هستند. اما مارکس و انگلس در عین حال جهت ساخت و ساز قدرت سیاسی مبارزه میکردند. هدفشان رسیدن به قدرت سیاسی بود. در وهلهی نخست گرایشهای چپ جهت رسیدن به اهداف سیاسی خود از حزب به عنوان موثرترین ابزار استفاده نمودند، سپس راستگراها از این ابزار استفاده نمودند و بدین ترتیب «حزب» به موثرترین ابزار مبارزات سیاسی و اجتماعی مبدل شد.
اولین احزاب به سه گروه تقسیم میشدند؛
۱-احزاب چپگرا- سوسیالیستی و کمونیستی
۲-احزاب راست گرا- بورژوازی
۳-احزاب میانه رو- سوسیال دمکراتها
تمام احزاب جهان علیرغم تفاوتها و گرایشهای مختلف فکری، دارای نکات مشترکی نیز میباشند. به عنوان مثال حزبهای شناخته شده دارای پرچم، نماد و نشانههای مختص به خود میباشند. همچنین قرن بیستم قرن احزاب است. احزاب، جنبشهای روشنگری، جنبشهای آموزش و پرورش اجتماعی، تغییر و تحول اجتماعی هستند. در کنار این خصوصیات، احزاب جنبشهای مدیریتی و مرتبط با دانش سیاسی و قدرت سیاسی می باشند. به خصوص تمام احزاب در قرن نوزدهم و بیستم با هدف قدرت سیاسی تاسیس و پایهگذاری میشدند.
در پارادایم جامعهشناسی قرن نوزدهم و بیستم، احزاب سیاسی پروتوتیپ دولت و به هدف تسخیر دولت پایه گذاری میشدند. یعنی حزب ماکتی از دولت بود و تسخیر کامل دولت از اهداف اساسی آن محسوب میگشت. هیچ حزبی وجود نداشت که به دست آوردن قدرت سیاسی و دولت را در برنامه و اساسنامهی خود مطرح نسازد.
✍ کاوان کامدین
از نظر جامعه شناسی و سیاسی ارائه تعریفی جامع و درست از حزب و حزب پیشاهنگ یکی از نیازهای روز خاورمیانه و کوردستان میباشد. زیرا حزب، حزبی شدن و اشکال مختلف احزاب در خاورمیانه و کوردستان دارای مسائل و مشکلات ریشهای هستند که تا کنون به بحث گذاشته نشدهاند. دیدگاه سنتی، افراطگرایانه و حزبگرائی، یکی از معضلات ریشهای عصر ما میباشد که نیاز به آسیبشناسی علمی و فلسفی دارد.
اگر چه مورخان به وجود آمدن احزاب سیاسی را به قرن نوزدهم باز میگردانند، اما در واقع از نظر ماهوی تاریخ احزاب به میزان تاریخ بشریت قدمت دارد. اما در کل احزاب مدرن از قرن نوزدهم به بعد پا به عرصهی سیاسی و اجتماعی نهادند.
مبانی اساسی احزاب:
یک حزب حداقل باید از سه نفر تشکیل شود. یک و یا دو نفر نمیتوانند یک حزب را تاسیس نمایند. یک حزب باید دارای «اهداف و مبانی» کلی باشد. جهت اهداف و پرنسیبهای کلی نیز یک حزب نیازمند «ذهنیت» است. بدون مفاهیم ، پرنسیب و اهداف مشترک، احزاب به وجود نخواهند آمد. حزب نیازمند کادر و نیروی انسانی است. یک حزب نیازمند سبک زندگی مختص به خویش میباشد. سبک زندگی متفاوت به معنی ایدئولوژیهای متفاوت است. یعنی باید دارای یک فلسفه منحصر به فرد در زندگی باشد، زیرا ایدئولوژی و پرنسیب، معیار و ملاک زندگی متکی بر پارادایم شکل میگیرد. همچنین بر این اساس باید دارای برداشت خاص خویش نسبت به سیاست و قدرت سیاسی باشد. باید دارای برنامه و اساسنامه جامع که تمامی این نکات را در خود بگنجاند، باشد. اگر چه احزاب پس از تاسیس به سوی دولتی شدن مبارزه مینمایند نیز، تمام این عناصر ذهنیت و سبک زندگی یک جامعه را تعیین مینمایند. جوامع دولتی نیز دارای احزاب هستند. در جهان مدرنیتهی کاپیتالیستی هیچ فردی خارج از حوضه حزبی نبوده و هر کس حتما عضو یک حزب سیاسی است. به صورت خلاصه احزاب باید این چند ویژگی کلی را داشته باشند:
قدرت برساخت ذهنیتی و فرهنگی
یک سبک نوین زندگی
دیدگاه مدیریتی و سیاسی
انضباط فعالیت حزبی
برنامه و اساسنامه
بدون برنامه و اساسنامه، یک حزب نمیتواند فعالیتهای سازمانی خود را عملی نماید. زیرا این دو عنصر چگونگی به دست آوردن موفقیت در وظایف را تعیین مینمایند. برنامه و اساسنامه، کار کردن و کار نکردن را، درست کارکردن و غلط کارکردن را، موفق و ناموفق بودن کارها را از یکدیگر تفکیک مینماید. کیفر و بازخواست نیز مبنی بر آن اهداف و پرنیسبهای مشترک تعیین میگردند.
کنشگرایی و پراکتیک در احزاب:
احزاب صرفا جهت تشخیص معضلات و مشکلات اجتماعی تاسیس نمیگردند. ذهنیت، فرهنگ، برنامه و اساسنامه احزاب معطوف به اهداف کنشگرایی و پراکتیکی به وجود میآیند. این در عرصهی عمل و پراکتیک میباشد که واقعیت و حقیقت یک حزب آشکار میگردد. سبک، نحوهی عمل و شیوه عملکرد یک حزب در عمل روشن شده و شفاف میگردد. در یک معنی کلی تحزبی شدن، عملی شدن است. احزاب بدون پراکتیک و عمل، حزب محسوب نمیگردند. از این مرحله به بعد دانش استراتژی و تاکتیک وارد میدان میشود.
میتوان هرگونه تحول فکری و ذهنیتی را به عنوان توسعه تحزبی شدن محسوب نمود. اولین احزاب معاصر پس از قرن نوزدهم به نام احزاب کارگری و چپگرا به وجود آمدند. در انقلاب فرانسه گروههای متعددی وجود دارند که جهت تخریب قدرت سیاسی کشور در حال فعالیت هستند. اما مارکس و انگلس در عین حال جهت ساخت و ساز قدرت سیاسی مبارزه میکردند. هدفشان رسیدن به قدرت سیاسی بود. در وهلهی نخست گرایشهای چپ جهت رسیدن به اهداف سیاسی خود از حزب به عنوان موثرترین ابزار استفاده نمودند، سپس راستگراها از این ابزار استفاده نمودند و بدین ترتیب «حزب» به موثرترین ابزار مبارزات سیاسی و اجتماعی مبدل شد.
اولین احزاب به سه گروه تقسیم میشدند؛
۱-احزاب چپگرا- سوسیالیستی و کمونیستی
۲-احزاب راست گرا- بورژوازی
۳-احزاب میانه رو- سوسیال دمکراتها
تمام احزاب جهان علیرغم تفاوتها و گرایشهای مختلف فکری، دارای نکات مشترکی نیز میباشند. به عنوان مثال حزبهای شناخته شده دارای پرچم، نماد و نشانههای مختص به خود میباشند. همچنین قرن بیستم قرن احزاب است. احزاب، جنبشهای روشنگری، جنبشهای آموزش و پرورش اجتماعی، تغییر و تحول اجتماعی هستند. در کنار این خصوصیات، احزاب جنبشهای مدیریتی و مرتبط با دانش سیاسی و قدرت سیاسی می باشند. به خصوص تمام احزاب در قرن نوزدهم و بیستم با هدف قدرت سیاسی تاسیس و پایهگذاری میشدند.
در پارادایم جامعهشناسی قرن نوزدهم و بیستم، احزاب سیاسی پروتوتیپ دولت و به هدف تسخیر دولت پایه گذاری میشدند. یعنی حزب ماکتی از دولت بود و تسخیر کامل دولت از اهداف اساسی آن محسوب میگشت. هیچ حزبی وجود نداشت که به دست آوردن قدرت سیاسی و دولت را در برنامه و اساسنامهی خود مطرح نسازد.
گذار دموکراتیک
دمکراسی یا دولت؟ ✍ کاوان کامدین از نظر جامعه شناسی و سیاسی ارائه تعریفی جامع و درست از حزب و حزب پیشاهنگ یکی از نیازهای روز خاورمیانه و کوردستان میباشد. زیرا حزب، حزبی شدن و اشکال مختلف احزاب در خاورمیانه و کوردستان دارای مسائل و مشکلات ریشهای هستند که…
هر حزب به راه و روش خاص خود و با عقیده و نگرشهای ایدئولوژیک و سیاسی خود استدلال داشت که او بهتر از هر کس میتواند دولت را مدیریت نماید. یکی مدعی بود که دین و مذهب مسائل و معضلات جامعه را بهتر حل خواهد نمود، یکی کمونیسم را به عنوان ایدئولوژی راه نجات نشان میداد و دیگری لیبرالیسم را! اما نهایتا تمام این ایدئولوژیها متوسل به ابزار حزب و دولت بودند و هیچ کدام خارج از محوریت دولت به علوم سیاسی و اجتماعی نمینگریستند. به همین جهت میتوان این احزاب را که دارای هر گونه ایدئولوژی و گرایش سیاسی باشند به عنوان احزاب «دولت محور» معرفی نمود.
نظام پارلمانی، نمایندگی مردم در پارلمان توسط نمایندگان منتخب، نظام انتخاباتی، رقابت و مشارکت احزاب سیاسی در نظام انتخاباتی و معرفی این مدل از مدیریت سیاسی به عنوان «دمکراسی پارلمانی» تا کنون نیز نقاب رخسار لیبرالیسم میباشد که رادیکالترین گرایشها و گروهها سیاسی را لیبرالیزه نموده، به درون نظام کشانده و بدین صورت نیز از اهداف اساسی آن منحرف ساخته است. پارلمانتاریسم حوضهای مبارزاتی است که شرایط، قانون و مقررات مبارزات آن از سوی قدرتهای دولتگرا مشخص و تعیین گشته است. به این ترتیب هر حزب و جنبشی حتی اگر موفق هم عمل نماید نهایتا این موفقیت زیر چتر پارلمان و به عنوان موفقیت نظام دولت – ملت و پارلمانتاریسم قلمداد میشود.
مسائل و بحران دولت و دمکراسی، دولت و سوسیالیسم، دولت و آزادیها، دولت و یکسانی، دولت و زن، دولت و جامعه در انقلاب سوسیالیستی روسیه به گفتمان گرم علوم سیاسی و اجتماعی در سطح جهان مبدل شده است. لنین به عنوان رهبر انقلاب در قالب «دولت و انقلاب» در تلاش چارهیابی معضلات انقلاب روسیه بود، اما ترمیم و تعمیر قادر به گذار از این مسائل ریشهای نبودند. مکاتب آنارشیسم، فمینیسم و اکولوژیکی نیز به عنوان جنبشهای ضد نظام مدرنیتهی کاپیتالیستی قادر به گذار از پارادایم پارلمانتاریسم و «دولتگرایی» نشدند و هنوز هم در گرداب «دولتمحوری» نتوانستهاند خود را رها سازند.
ارائه تعریفی کامل و جامعتر از تاریخ و همچنین ارائه نظریههای «مدرنیتهی دمکراتیک» و جامعهی دمکراتیک خارج از نگرش و ساختارهای دولتی از جانب رهبر آپو تمام پارادایمهای چپ و سوسیالیستی را مورد انتقاد قرار دادە و ایدئولوژی چپ را نیز به چالش کشید. چالش دولتمحوری نهان در نظریه، ایدئولوژی، سیاست، استراتژی، تاکتیک و مدل حزبی جنبشهای مخالف نظام در مانیفست جامعهی دمکراتیک نوشتهی رهبر آپو شفافیت یافتند. جامعهشناسی آزادی هم در شیوهی طرح مسائل و هم در ارائهی راهحلها، قادر به گذار از پارادایم قرون نوزدهم و بیستم گردید. بدین ترتیب نیز انقلاب ذهنیتی و پارادایم قرن بیست و یکم شکل گرفت.
حال اگر احزاب سیاسی و اجتماعی در راستای به دست گرفتن قدرت سیاسی تاسیس شوند و تمام برنامه و پروژههایشان را معطوف به دولتمحوری پایهگذاری نمایند، طبیعتاً با «دمکراسی» به چالشی ریشهای در خواهند افتاد. زیرا دمکراسی و دولت دو عنصر متضاد با یکدیگر هستند. تلاش و کوشش مکتب لیبرالیسم و نئولیبرالیسم جهت سازش این دو مفهوم در حوضهی میدانی تاکنون ناموفق عمل نموده و هر روزه هرچه بیشتر پرده از روی این دروغ بزرگ مبنی بر اینکه دولت میتواند دمکراتیک باشد و یا عناوین «دولت دمکراتیک»، جمهوری دمکراتیک و غیره… برداشته میشود.
جهت درک هرچه بهتر مسئله میتوانیم چند سوالی طرح نمایم. به عنوان مثال تمام احزاب در اوائل تاسیس شعارهای بسیار قابل پسندی سر میدهند، مدعی هستند که وضع موجود سیاسی، اجتماعی و اقتصادی یک کشور را تغییر دهند، در این دوران موفق به کسب اکثریت رأی مردم شده و حکومت و دولت را به دست میگیرند. اما بعد از مدتی بسیار کوتاه از حکمرانی به همان مدل قبل از حکمرانی خود مبدل میگردند و قادر به قائل گشتن تفاوت میان خود و شیوههای حکمرانی قبل از خویش نمیگردند. به عنوان مثال حزب “گُران” ( تغییر ) در سال ۲۰۱۱ به رهبری “نوشیروان مصطفی” در جنوب کوردستان به عنوان آلترناتیو حزب دمکرات کوردستان بارزانیها و اتحادیهی میهنی کوردستان از خانوادهی “طالبانی” پا به میدان مبارزاتی نهاد. مدعی شد که این دو حزب قدرت سیاسی را به فساد کشیده و به وعدههایشان عمل نکردەاند. در روزهای نخست بر سر کار آمدن، خواستار سلب پارلمان و نظام سیاسی جنوب کوردستان شد. این حزب اُپوزسیون که مدتی توانست رأی اکثر مناطق “سلیمانیه” را به دست بیاورد و بیش از ۲۰ کرسی پارلمان جنوب کوردستان را در اختیار خود قرار دهد، حال پس از ۱۱ سال خود به شریک و بخشی از نظام فاسد و غیر دمکراتیک پارلمان مبدل گردیده است!
نظام پارلمانی، نمایندگی مردم در پارلمان توسط نمایندگان منتخب، نظام انتخاباتی، رقابت و مشارکت احزاب سیاسی در نظام انتخاباتی و معرفی این مدل از مدیریت سیاسی به عنوان «دمکراسی پارلمانی» تا کنون نیز نقاب رخسار لیبرالیسم میباشد که رادیکالترین گرایشها و گروهها سیاسی را لیبرالیزه نموده، به درون نظام کشانده و بدین صورت نیز از اهداف اساسی آن منحرف ساخته است. پارلمانتاریسم حوضهای مبارزاتی است که شرایط، قانون و مقررات مبارزات آن از سوی قدرتهای دولتگرا مشخص و تعیین گشته است. به این ترتیب هر حزب و جنبشی حتی اگر موفق هم عمل نماید نهایتا این موفقیت زیر چتر پارلمان و به عنوان موفقیت نظام دولت – ملت و پارلمانتاریسم قلمداد میشود.
مسائل و بحران دولت و دمکراسی، دولت و سوسیالیسم، دولت و آزادیها، دولت و یکسانی، دولت و زن، دولت و جامعه در انقلاب سوسیالیستی روسیه به گفتمان گرم علوم سیاسی و اجتماعی در سطح جهان مبدل شده است. لنین به عنوان رهبر انقلاب در قالب «دولت و انقلاب» در تلاش چارهیابی معضلات انقلاب روسیه بود، اما ترمیم و تعمیر قادر به گذار از این مسائل ریشهای نبودند. مکاتب آنارشیسم، فمینیسم و اکولوژیکی نیز به عنوان جنبشهای ضد نظام مدرنیتهی کاپیتالیستی قادر به گذار از پارادایم پارلمانتاریسم و «دولتگرایی» نشدند و هنوز هم در گرداب «دولتمحوری» نتوانستهاند خود را رها سازند.
ارائه تعریفی کامل و جامعتر از تاریخ و همچنین ارائه نظریههای «مدرنیتهی دمکراتیک» و جامعهی دمکراتیک خارج از نگرش و ساختارهای دولتی از جانب رهبر آپو تمام پارادایمهای چپ و سوسیالیستی را مورد انتقاد قرار دادە و ایدئولوژی چپ را نیز به چالش کشید. چالش دولتمحوری نهان در نظریه، ایدئولوژی، سیاست، استراتژی، تاکتیک و مدل حزبی جنبشهای مخالف نظام در مانیفست جامعهی دمکراتیک نوشتهی رهبر آپو شفافیت یافتند. جامعهشناسی آزادی هم در شیوهی طرح مسائل و هم در ارائهی راهحلها، قادر به گذار از پارادایم قرون نوزدهم و بیستم گردید. بدین ترتیب نیز انقلاب ذهنیتی و پارادایم قرن بیست و یکم شکل گرفت.
حال اگر احزاب سیاسی و اجتماعی در راستای به دست گرفتن قدرت سیاسی تاسیس شوند و تمام برنامه و پروژههایشان را معطوف به دولتمحوری پایهگذاری نمایند، طبیعتاً با «دمکراسی» به چالشی ریشهای در خواهند افتاد. زیرا دمکراسی و دولت دو عنصر متضاد با یکدیگر هستند. تلاش و کوشش مکتب لیبرالیسم و نئولیبرالیسم جهت سازش این دو مفهوم در حوضهی میدانی تاکنون ناموفق عمل نموده و هر روزه هرچه بیشتر پرده از روی این دروغ بزرگ مبنی بر اینکه دولت میتواند دمکراتیک باشد و یا عناوین «دولت دمکراتیک»، جمهوری دمکراتیک و غیره… برداشته میشود.
جهت درک هرچه بهتر مسئله میتوانیم چند سوالی طرح نمایم. به عنوان مثال تمام احزاب در اوائل تاسیس شعارهای بسیار قابل پسندی سر میدهند، مدعی هستند که وضع موجود سیاسی، اجتماعی و اقتصادی یک کشور را تغییر دهند، در این دوران موفق به کسب اکثریت رأی مردم شده و حکومت و دولت را به دست میگیرند. اما بعد از مدتی بسیار کوتاه از حکمرانی به همان مدل قبل از حکمرانی خود مبدل میگردند و قادر به قائل گشتن تفاوت میان خود و شیوههای حکمرانی قبل از خویش نمیگردند. به عنوان مثال حزب “گُران” ( تغییر ) در سال ۲۰۱۱ به رهبری “نوشیروان مصطفی” در جنوب کوردستان به عنوان آلترناتیو حزب دمکرات کوردستان بارزانیها و اتحادیهی میهنی کوردستان از خانوادهی “طالبانی” پا به میدان مبارزاتی نهاد. مدعی شد که این دو حزب قدرت سیاسی را به فساد کشیده و به وعدههایشان عمل نکردەاند. در روزهای نخست بر سر کار آمدن، خواستار سلب پارلمان و نظام سیاسی جنوب کوردستان شد. این حزب اُپوزسیون که مدتی توانست رأی اکثر مناطق “سلیمانیه” را به دست بیاورد و بیش از ۲۰ کرسی پارلمان جنوب کوردستان را در اختیار خود قرار دهد، حال پس از ۱۱ سال خود به شریک و بخشی از نظام فاسد و غیر دمکراتیک پارلمان مبدل گردیده است!
گذار دموکراتیک
دمکراسی یا دولت؟ ✍ کاوان کامدین از نظر جامعه شناسی و سیاسی ارائه تعریفی جامع و درست از حزب و حزب پیشاهنگ یکی از نیازهای روز خاورمیانه و کوردستان میباشد. زیرا حزب، حزبی شدن و اشکال مختلف احزاب در خاورمیانه و کوردستان دارای مسائل و مشکلات ریشهای هستند که…
دوران اپوزسیون احزاب سیاسی، دوران طلایی احزاب است. اما دوران به دست گرفتن قدرت سیاسی و حکمرانی سیاسی، دوران رکود و فروریزی شعارهای آزادیخواهی، دمکراتیک و یکسانی اقتصادی، آموزشی و رفاه اجتماعی است. در واقع هیچ حزب اپوزسیون واقعی جز احزاب معطوف به مدرنیتهی دمکراتیک در جهان وجود ندارد که خارج از حوضههای نظام جهانی خود را تعریف نماید.
حال احزاب سیاسی با یک سوال ریشه ای مواجه هستند، آیا هدف از موجودیت، تاسیس و فعالیت آنان، به دست گرفتن قدرت سیاسی است یا حل معضلات اجتماعی و سیاسی جامعه؟ احزاب سیاسی ناگزیرند که به این پرسش پاسخ دهند. همچنین احزاب سیاسی ناگزیرند یکی از این دو راە را انتخاب نمایند. یک حزب سیاسی نمیتواند هم مدعی حل مشکلات اجتماعی باشد و هم قدرت سیاسی یک کشور را به دست بگیرد. چون عملکرد دو قرن گذشته در تمامی نکات و حتی دمکراتیکترین کشورهای جهان این واقعیت را به اثبات رسانده است.
تمام احزاب سیاسی، دارای هر نام و نشانی که باشند را می توان به دو دسته تقسیم و دستهبندی نمود؛
اول: احزاب دولتمحور هدفشان به دست گرفتن قدرت سیاسی و حکمرانی بر یک جامعه و کشوری مشخص است. این گونه احزاب را احزاب غیر دمکراتیک مینامند که از طریق هژمونی حزبی در تلاش برای تاسیس یک دولت هژمونی هستند. احزاب غیر دولتی که هدفشان حل مسائل اجتماعی، هویتی، سیاسی، اقتصادی، اکولوژیکی، فرهنگی، جنسیتی، آموزشی، رفاه و آزادی و عدالت اجتماعی است با هر گونه هژمونی حزبی و دولتی مخالف بوده و در عین حال علیه هژمونیخواهی به مبارزه میپردازند.
در این صورت احزاب سیاسی جهان به دو دسته تقسیم میشوند. احزاب کلاسیک هژمونیگرای قرون نوزدهم و بیستم و احزاب دمکراتیک غیر دولتی و مخالف با هژمونیگرائی در قرن بیست و یکم.
رهبر آپو در کتاب “دفاع از کوردها در چنگال نسلکشی فرهنگی” احزاب مدرنیته دمکراتیک را چنین تعریف مینماید: ” قبل از هر چیز، عموما احزاب و به ویژه احزاب سوسیالیستی، حزب «دولت – ملت» گرای قدیمی سوسیالیسم رئال نیستند. به عنوان یک اصل باید پذیرفت که کل احزاب سوسیالیستی باید به گونههای هدفمند در راستای تشکیل دولت، بر ساخته نشوند. سوسیالیسم را نمیتوان از طریق دستگاه دولت مدرن برساخت. دستگاه دولت در مغایرت با سرشت سوسیالیسم است. دولت – ملت مدرنیته کاپیتالیستی، از سنگ بناهای اساسی قانون بیشینهی سود کاپیتالیسم میباشد.
نظام سود کاپیتالیستی را بدون دولت – ملت نمیتوان برقرار نمود. هر نظامی که دولت – ملت در آن باشد، با تحقق سود کاپیتالیسم در پیوند است. این وضعیت در سوسیالیسم رئال متفاوت نیست، حتی موجودیت کاپیتالیسم بروکراتیک، نیاز بیشتری به دولت – ملت نشان میدهد. ساختار «دولت – ملت»گرایانهی سوسیالیسم رئال، در زمینهی مبدل نشدن آن به سوسیالیسم نقشی تعیین کننده ایفا نمود. هر جریانی که از حزب به سوی دولت – ملت و از دولت به سوی حزب جریان یابد، منجر به نفی و انکار دمکراسی سوسیالیستی میگردد. گذار به جامعهی کمونیستی که از نظر تئوریکی به صورت جامعهی فاقد دولت در نظر گرفته میشود بدون آنکه در هیچ مرحلهای و با هیچ توجیهی به ابزار دولت متوسل جسته شود، اقتضای ماهیت و فُرم سوسیالیسم است. سوسیالیسم تنها از طریق برقراری و اجرای همه بُعدی دمکراسی که لیبرالیسم به صورت دورویانه از آن استفاده کرده و در واقع از حیث ماهوی با آن در چالش است قابل تحقق میباشد.
بنابر این اولین خصوصیت احزاب سوسیالیستی این است که باید به صورت یک پروتوتیپ یا پیش نمونهی دمکراسی برساخته شده باشند. نمیتوان تصور کرد حزبی که فاقد توان دمکراتیک نمودن خویش باشد، بتواند یک جامعه را دمکراتیزه نماید!دمکراسی، به معنای «فقدان اتوریته» نیست. اتوریتهی دمکراتیک بهگونههای متفاوت از اتوریتهی دولتی، در شرایط جامعهی سیاسی میتواند برقرار شود. دولت بر پایه نفی جامعهی سیاسی تحقق یافته و تحقق دمکراسی نیز مستلزم موجودیت جامعه سیاسی است؛ جامعه سیاسی نیز جامعهای است که آزادیش را تحقق بخشیده باشد. پدیدهی سیاست عبارت است از: اقدام جامعه به کسب نیروی «اندیشه، تصمیمگیری و کُنش» در زمینهی منافع حیاتی خویش! جوامعی که سیاسی نگشتهاند، همانگونه که ممکن نیست بتوانند سرنوشت خویش را تعیین نمایند، نمیتوانند خود را دمکراتیزه هم بنمایند. نوعی پیوند ناگسستنی بین پدیدههای سیاست، آزادی و دمکراسی وجود دارد. در این وضعیت، احزاب سوسیالیستی تنها بهمنزلهی یک پیش نمونهی جامعهی دمکراتیک، آزاد و سیاسی میتوانند هویت کسب نمایند؛ نمیتوانند عموما از قدرت و به ویژه از قدرت دولتی الگوبرداری نمایند. قدرت دولت از لحاظ موجودیت، پدیدههای به کلی متفاوتی هستند و اساسا انحصارهای تمرکز یافتهی نیرو و استثمار میباشند.
حال احزاب سیاسی با یک سوال ریشه ای مواجه هستند، آیا هدف از موجودیت، تاسیس و فعالیت آنان، به دست گرفتن قدرت سیاسی است یا حل معضلات اجتماعی و سیاسی جامعه؟ احزاب سیاسی ناگزیرند که به این پرسش پاسخ دهند. همچنین احزاب سیاسی ناگزیرند یکی از این دو راە را انتخاب نمایند. یک حزب سیاسی نمیتواند هم مدعی حل مشکلات اجتماعی باشد و هم قدرت سیاسی یک کشور را به دست بگیرد. چون عملکرد دو قرن گذشته در تمامی نکات و حتی دمکراتیکترین کشورهای جهان این واقعیت را به اثبات رسانده است.
تمام احزاب سیاسی، دارای هر نام و نشانی که باشند را می توان به دو دسته تقسیم و دستهبندی نمود؛
اول: احزاب دولتمحور هدفشان به دست گرفتن قدرت سیاسی و حکمرانی بر یک جامعه و کشوری مشخص است. این گونه احزاب را احزاب غیر دمکراتیک مینامند که از طریق هژمونی حزبی در تلاش برای تاسیس یک دولت هژمونی هستند. احزاب غیر دولتی که هدفشان حل مسائل اجتماعی، هویتی، سیاسی، اقتصادی، اکولوژیکی، فرهنگی، جنسیتی، آموزشی، رفاه و آزادی و عدالت اجتماعی است با هر گونه هژمونی حزبی و دولتی مخالف بوده و در عین حال علیه هژمونیخواهی به مبارزه میپردازند.
در این صورت احزاب سیاسی جهان به دو دسته تقسیم میشوند. احزاب کلاسیک هژمونیگرای قرون نوزدهم و بیستم و احزاب دمکراتیک غیر دولتی و مخالف با هژمونیگرائی در قرن بیست و یکم.
رهبر آپو در کتاب “دفاع از کوردها در چنگال نسلکشی فرهنگی” احزاب مدرنیته دمکراتیک را چنین تعریف مینماید: ” قبل از هر چیز، عموما احزاب و به ویژه احزاب سوسیالیستی، حزب «دولت – ملت» گرای قدیمی سوسیالیسم رئال نیستند. به عنوان یک اصل باید پذیرفت که کل احزاب سوسیالیستی باید به گونههای هدفمند در راستای تشکیل دولت، بر ساخته نشوند. سوسیالیسم را نمیتوان از طریق دستگاه دولت مدرن برساخت. دستگاه دولت در مغایرت با سرشت سوسیالیسم است. دولت – ملت مدرنیته کاپیتالیستی، از سنگ بناهای اساسی قانون بیشینهی سود کاپیتالیسم میباشد.
نظام سود کاپیتالیستی را بدون دولت – ملت نمیتوان برقرار نمود. هر نظامی که دولت – ملت در آن باشد، با تحقق سود کاپیتالیسم در پیوند است. این وضعیت در سوسیالیسم رئال متفاوت نیست، حتی موجودیت کاپیتالیسم بروکراتیک، نیاز بیشتری به دولت – ملت نشان میدهد. ساختار «دولت – ملت»گرایانهی سوسیالیسم رئال، در زمینهی مبدل نشدن آن به سوسیالیسم نقشی تعیین کننده ایفا نمود. هر جریانی که از حزب به سوی دولت – ملت و از دولت به سوی حزب جریان یابد، منجر به نفی و انکار دمکراسی سوسیالیستی میگردد. گذار به جامعهی کمونیستی که از نظر تئوریکی به صورت جامعهی فاقد دولت در نظر گرفته میشود بدون آنکه در هیچ مرحلهای و با هیچ توجیهی به ابزار دولت متوسل جسته شود، اقتضای ماهیت و فُرم سوسیالیسم است. سوسیالیسم تنها از طریق برقراری و اجرای همه بُعدی دمکراسی که لیبرالیسم به صورت دورویانه از آن استفاده کرده و در واقع از حیث ماهوی با آن در چالش است قابل تحقق میباشد.
بنابر این اولین خصوصیت احزاب سوسیالیستی این است که باید به صورت یک پروتوتیپ یا پیش نمونهی دمکراسی برساخته شده باشند. نمیتوان تصور کرد حزبی که فاقد توان دمکراتیک نمودن خویش باشد، بتواند یک جامعه را دمکراتیزه نماید!دمکراسی، به معنای «فقدان اتوریته» نیست. اتوریتهی دمکراتیک بهگونههای متفاوت از اتوریتهی دولتی، در شرایط جامعهی سیاسی میتواند برقرار شود. دولت بر پایه نفی جامعهی سیاسی تحقق یافته و تحقق دمکراسی نیز مستلزم موجودیت جامعه سیاسی است؛ جامعه سیاسی نیز جامعهای است که آزادیش را تحقق بخشیده باشد. پدیدهی سیاست عبارت است از: اقدام جامعه به کسب نیروی «اندیشه، تصمیمگیری و کُنش» در زمینهی منافع حیاتی خویش! جوامعی که سیاسی نگشتهاند، همانگونه که ممکن نیست بتوانند سرنوشت خویش را تعیین نمایند، نمیتوانند خود را دمکراتیزه هم بنمایند. نوعی پیوند ناگسستنی بین پدیدههای سیاست، آزادی و دمکراسی وجود دارد. در این وضعیت، احزاب سوسیالیستی تنها بهمنزلهی یک پیش نمونهی جامعهی دمکراتیک، آزاد و سیاسی میتوانند هویت کسب نمایند؛ نمیتوانند عموما از قدرت و به ویژه از قدرت دولتی الگوبرداری نمایند. قدرت دولت از لحاظ موجودیت، پدیدههای به کلی متفاوتی هستند و اساسا انحصارهای تمرکز یافتهی نیرو و استثمار میباشند.
گذار دموکراتیک
دمکراسی یا دولت؟ ✍ کاوان کامدین از نظر جامعه شناسی و سیاسی ارائه تعریفی جامع و درست از حزب و حزب پیشاهنگ یکی از نیازهای روز خاورمیانه و کوردستان میباشد. زیرا حزب، حزبی شدن و اشکال مختلف احزاب در خاورمیانه و کوردستان دارای مسائل و مشکلات ریشهای هستند که…
تمامی این دلایل و توجیهات روشن میکنند که چرا نمیتوان یک حزب سوسیالیستی را در راستای اهداف قدرتگرایانه و دولتگرایانه بر ساخت و چرا از راهی به جز برساخت دمکراتیکشان نمیتوان آنها را تاسیس نمود. احزاب سوسیالیستی، تشکلاتی مدرن هستند و از نظر تاریخی موظف به توسعهی مدرنیتههای آلترناتیو در برابر مدرنیتهی کاپیتالیستی میباشند».
حزب حیات آزاد کوردستان “پژاک” به عنوان حزبی تازه تاسیس، از بزرگترین آوانتاژهای آن، تاسیس آن پس از قوام و شفافیت پارادایم جامعهی دمکراتیک، اکولوژیک بر پایهی آزادی زن در سال ۲۰۰۴ بود. پژاک در این مورد یکی از خوش شانسترین و مدعی ترین احزاب شرق کوردستان و ایران است. در برههای از تاریخ پا به عرصهی مبارزاتی نهاد که جنبش آزادیخواهی کوردستان یکی از بزرگترین انقلابهای ذهنیتی را به ارمغان آورده بود. از پارادایم دولتگرایی گذار نمودە و در تکاپوی ارائهی پارادایم نوین قرن بیست و یکم بود. پژاک بر اساس مانیفست جامعهی دمکراتیک و ملت دمکراتیک در چهار چوب ایرانی دمکراتیک و خاورمیانه دمکراتیک، حال یکی از مدعیترین احزاب در عرصهی مبارزاتی منطقه است. اما تلاش رژیم ایران و دیگر احزابی که کارائی ساختاری موثر ندارند، جهت معرفی پژاک به عنوان حزبی صرفا نظامی و چریکی، یکی از بزرگترین خطرات در پیشروی این حزب آیندهدار میباشد. قدرتهای مخالف با هدف قرار دادن هویت ایدئولوژیکی و سیاسی پژاک، در تلاشاند این حزب را از بزرگترین سلاح مبارزاتی اش خلع سلاح نموده و فاقد قدرت تاثیرگذاری نمایند. بزرگترین قدرت و اسلحهی پژاک، ذهنیت دمکراتیک و پارادایم نهفته در بطن آن میباشد که هژمونی حزبی و دولتی را به چالش میکشد. فقط در صورتی که این ذهنیت و پارادایم خنثی گردد، دیگر احزاب و قدرتهای رقیب میتوانند هژمونی حزبی خود را گسترش دهند. در این صورت احزاب دمکراتیک غیر دولتی ناگزیراند در راه و روش مبارزاتی بسیار خلاقانه عمل نماید.
اما جنبشهای انقلابی صرفا جنبشهای ذهنیتی و فرهنگی نیستند. به میزان انقلاب ذهنیتی ناگزیرند در عرصهی عملی نیز موفق عمل نمایند. احزاب دمکراتیک غیر دولتی، نه تنها ناگزیرند در حوضهی عمل موفق باشند، بلکه باید استراتژی و تاکتیکهای سیاسی خویش را درست و بدون نقص عملی سازند. درست اجرا نمودن برنامه، استراتژی و تاکتیکهای مبارزاتی حزبی نیز نیازمند یک قدرت عظیم مدیریتی خلاق میباشد.
حوضهی سیاست از یک سو، حوضهی دمکراسی است و از دیگر سو نیز حوضهی به نمایش گذاشتن خلاقیت قدرت و توان جامعه و انسان در تمام حوضههای مبارزاتی است. هرچند یک حزب دارای برنامه و ذهنیتی معاصر، دمکراتیک و کارا هم باشد اگر در حوضهی کنش و پراکتیک موفق عمل ننماید و مراحل مبارزاتی را درست مدیریت و هدایت ننماید، یا در گرداب اپورتونیسم و پاسیفیسم غرق خواهد شد و یا با بحران هویتی عمیق در تضاد با موجودیت خویش مواجه خواهد گردید. در این صورت احزاب دمکراتیک غیر دولتی نیازمند یک مرکز و خرد استراتژیک میباشند که قادر به مقابله و مبارزه با یورشهای همهجانبهی ایدئولوژیکی، سیاسی، فرهنگی و روحی – روانی از جانب قدرتهای دولتی و احزاب دولتی باشد. احزاب دولتمحور به صورتی سرشتی مسئلهی «انحراف» ندارند. زیرا دولتگرایی و دولتمحوری یکی از بزرگترین انحرافات تاریخ بشریت میباشند. آنچه به عنوان انحراف در این احزاب معرفی میگردد، در واقع انحراف نیستند. بلکه تضاد و جنگ، موقعیت سیاسی، رهبری حزب و منافع شخصی، خانوادگی و عشیره است که هر کدام، دیگری را به انحراف متهم میسازند. در واقع تمام گرایشات درون یک حزب دولتی، انحرافی هستند.
یکی دیگر از ریشهایترین عناصر احزاب دمکراتیک غیر دولتی، مسئلهی «کادر سازی» است. رهبر آپو کادر را این گونه تعریف مینماید: «کادر، حالت سازماندهی شده و عملیاتی شدهی حقیقت است». کادر به نوعی هستهی منسجم و متراکم شدهی ذهنیت، فرهنگ، اخلاق و سیاست و نگرش احزاب است. همچنان که یک حزب نیازمند رهبر، به عنوان مغز متفکر و استراتژیسن میباشد، نیازمند دست و پا، چشم و گوش و تمامی ارگانهای عملی سازی است که در «کادر» خلاصه میگردد. در این صورت کادر باید همخوان با ذهنیت، اهداف، برنامه و اساسنامه، استراتیژی، تاکتیک، سیاست و نگرش حزب پرورش یافته و وارد حوضهی مبارزاتی گردد. بدین ترتیب این کادر است که حزب را در عرصهی پراکتیک نمایندگی کرده و به حالت جسم درمیآورد.
اگر حزب دمکراتیک و غیر دولتی در تمام این حوضهها موفق عمل نماید، این یک حزب پیشاهنگ است. حزب پیشاهنگ حزبی است که در حل مسائل، معضلات و مشکلات اجتماعی و ملی موفقتر از دیگر احزاب دمکراتیک و غیر دولتی عمل نماید. همچنین حزب پیشاهنگ حزبی است که پروژهی برساخت ملت دمکراتیک را در کمال موفقیت به اجرا بگذارد.
حزب حیات آزاد کوردستان “پژاک” به عنوان حزبی تازه تاسیس، از بزرگترین آوانتاژهای آن، تاسیس آن پس از قوام و شفافیت پارادایم جامعهی دمکراتیک، اکولوژیک بر پایهی آزادی زن در سال ۲۰۰۴ بود. پژاک در این مورد یکی از خوش شانسترین و مدعی ترین احزاب شرق کوردستان و ایران است. در برههای از تاریخ پا به عرصهی مبارزاتی نهاد که جنبش آزادیخواهی کوردستان یکی از بزرگترین انقلابهای ذهنیتی را به ارمغان آورده بود. از پارادایم دولتگرایی گذار نمودە و در تکاپوی ارائهی پارادایم نوین قرن بیست و یکم بود. پژاک بر اساس مانیفست جامعهی دمکراتیک و ملت دمکراتیک در چهار چوب ایرانی دمکراتیک و خاورمیانه دمکراتیک، حال یکی از مدعیترین احزاب در عرصهی مبارزاتی منطقه است. اما تلاش رژیم ایران و دیگر احزابی که کارائی ساختاری موثر ندارند، جهت معرفی پژاک به عنوان حزبی صرفا نظامی و چریکی، یکی از بزرگترین خطرات در پیشروی این حزب آیندهدار میباشد. قدرتهای مخالف با هدف قرار دادن هویت ایدئولوژیکی و سیاسی پژاک، در تلاشاند این حزب را از بزرگترین سلاح مبارزاتی اش خلع سلاح نموده و فاقد قدرت تاثیرگذاری نمایند. بزرگترین قدرت و اسلحهی پژاک، ذهنیت دمکراتیک و پارادایم نهفته در بطن آن میباشد که هژمونی حزبی و دولتی را به چالش میکشد. فقط در صورتی که این ذهنیت و پارادایم خنثی گردد، دیگر احزاب و قدرتهای رقیب میتوانند هژمونی حزبی خود را گسترش دهند. در این صورت احزاب دمکراتیک غیر دولتی ناگزیراند در راه و روش مبارزاتی بسیار خلاقانه عمل نماید.
اما جنبشهای انقلابی صرفا جنبشهای ذهنیتی و فرهنگی نیستند. به میزان انقلاب ذهنیتی ناگزیرند در عرصهی عملی نیز موفق عمل نمایند. احزاب دمکراتیک غیر دولتی، نه تنها ناگزیرند در حوضهی عمل موفق باشند، بلکه باید استراتژی و تاکتیکهای سیاسی خویش را درست و بدون نقص عملی سازند. درست اجرا نمودن برنامه، استراتژی و تاکتیکهای مبارزاتی حزبی نیز نیازمند یک قدرت عظیم مدیریتی خلاق میباشد.
حوضهی سیاست از یک سو، حوضهی دمکراسی است و از دیگر سو نیز حوضهی به نمایش گذاشتن خلاقیت قدرت و توان جامعه و انسان در تمام حوضههای مبارزاتی است. هرچند یک حزب دارای برنامه و ذهنیتی معاصر، دمکراتیک و کارا هم باشد اگر در حوضهی کنش و پراکتیک موفق عمل ننماید و مراحل مبارزاتی را درست مدیریت و هدایت ننماید، یا در گرداب اپورتونیسم و پاسیفیسم غرق خواهد شد و یا با بحران هویتی عمیق در تضاد با موجودیت خویش مواجه خواهد گردید. در این صورت احزاب دمکراتیک غیر دولتی نیازمند یک مرکز و خرد استراتژیک میباشند که قادر به مقابله و مبارزه با یورشهای همهجانبهی ایدئولوژیکی، سیاسی، فرهنگی و روحی – روانی از جانب قدرتهای دولتی و احزاب دولتی باشد. احزاب دولتمحور به صورتی سرشتی مسئلهی «انحراف» ندارند. زیرا دولتگرایی و دولتمحوری یکی از بزرگترین انحرافات تاریخ بشریت میباشند. آنچه به عنوان انحراف در این احزاب معرفی میگردد، در واقع انحراف نیستند. بلکه تضاد و جنگ، موقعیت سیاسی، رهبری حزب و منافع شخصی، خانوادگی و عشیره است که هر کدام، دیگری را به انحراف متهم میسازند. در واقع تمام گرایشات درون یک حزب دولتی، انحرافی هستند.
یکی دیگر از ریشهایترین عناصر احزاب دمکراتیک غیر دولتی، مسئلهی «کادر سازی» است. رهبر آپو کادر را این گونه تعریف مینماید: «کادر، حالت سازماندهی شده و عملیاتی شدهی حقیقت است». کادر به نوعی هستهی منسجم و متراکم شدهی ذهنیت، فرهنگ، اخلاق و سیاست و نگرش احزاب است. همچنان که یک حزب نیازمند رهبر، به عنوان مغز متفکر و استراتژیسن میباشد، نیازمند دست و پا، چشم و گوش و تمامی ارگانهای عملی سازی است که در «کادر» خلاصه میگردد. در این صورت کادر باید همخوان با ذهنیت، اهداف، برنامه و اساسنامه، استراتیژی، تاکتیک، سیاست و نگرش حزب پرورش یافته و وارد حوضهی مبارزاتی گردد. بدین ترتیب این کادر است که حزب را در عرصهی پراکتیک نمایندگی کرده و به حالت جسم درمیآورد.
اگر حزب دمکراتیک و غیر دولتی در تمام این حوضهها موفق عمل نماید، این یک حزب پیشاهنگ است. حزب پیشاهنگ حزبی است که در حل مسائل، معضلات و مشکلات اجتماعی و ملی موفقتر از دیگر احزاب دمکراتیک و غیر دولتی عمل نماید. همچنین حزب پیشاهنگ حزبی است که پروژهی برساخت ملت دمکراتیک را در کمال موفقیت به اجرا بگذارد.