گذار دموکراتیک
زندان؛ مرکز مطیعسازی جامعە و استثمار اذهان ✍ بسی شاماری ٣٠ خرداد سال ١٣٦٠ نقطه عطف مهمی در به خاک و خون کشیدن مبارزات آزادیخواهانه مردم ایران و جنبش چپ بە حساب می آید. مردمی که برای آزادی و برابری علیه حکومت پهلوی قیام کرده و همچنان به مبارزه برای احقاق…
زندان؛ مرکز مطیعسازی جامعە و استثمار اذهان
✍ بسی شاماری
٣٠ خرداد سال ١٣٦٠ نقطه عطف مهمی در به خاک و خون کشیدن مبارزات آزادیخواهانه مردم ایران و جنبش چپ بە حساب می آید. مردمی که برای آزادی و برابری علیه حکومت پهلوی قیام کرده و همچنان به مبارزه برای احقاق حقوق خود در سراسر کشور، در تهران و کردستان، در ترکمن صحرا و خوزستان، در کارخانه و دانشگاه و در همه جا ادامه میدادند.
جمهوری اسلامی دهها هزار نفر از مخالفین، کمونیستها، فعالین کارگری و فعالین دانشجویی و فعالین حقوق زن را از دم تیغ گذراند تا حکومت سیاه خود را برقرار نگهدارد. گورهای دسته جمعی بی نام و نشان در گوشه و کنار کشور یادآور این دوره سیاه حکومت اسلامی است.
۲۸ سال بعد در خرداد ۸۸ مردم در ابعاد میلیونی به میدان آمدند اما اینبار نیز با سبعیت حکومت اسلامی مواجه شدند و این مبارزه عادلانه نیز به عقب رانده شد. مبارزه مردم اما گستردهتر، عمیقتر، رادیکالتر و روشنتر از همیشه ادامه دارد.
روز جهانی حمایت از زندانیان سیاسی ایران از اهمیتی ویژه برخوردار است. هدف این حرکت رساندن صدای اعتراض و مبارزات لاینقطع مردم مبارز در جامعه و خود زندانیان سیاسی در داخل زندانها به گوش جهانیان میباشد. فعالین سیاسی و مخالفین جمهوری اسلامی در این روز خواهان متوقف شدن فوری حکم اعدام و لغو آن هستند و باید زندانیان فوری و بدون قید و شرط آزاد گردند. در حاکمیت جمهوری اسلامی ایران سرکوب، شکنجه و اعدام حتی یک روز هم قطع نشده است. حکومت اسلامی ایران، به جای حل مشکلات اجتماعی و بهبود وضعیت، پاسخ آن را با اعمال مجازاتهای بیرحمانه و قرون وسطایی و به کاربستن ایدئولوژی اسلامی میدهد.
تاکنون دهها هزاران نفر از مخالفان سیاسی و شهروندان عادی جامعه ایران از زمان به قدرت رسیدن حاکمیت جمهوری اسلامی توسط این حکومت شکنجه، اعدام و ترور شده اند. زندانیان سیاسی، مظهر تداوم مبارزه ٤٣ ساله علیه رژیمی هستند که برای حفظ مالکیت خصوصی و به پشتبانی امپریالیسم جهانی و متحدانش به قدرت رسید. این رژیم فقط با بە راه انداختن حمامهای خون از زندانیان سیاسی توانست خدماتش به حفظ سیستم سرمایه داری را ایفا نماید و شوربختانە و بە دلیل پشتیبانی قدرت حاکم بر جهان، تا بە امروز بر این روند غیر انسانی و دد منشانە، با سبعیت بە ماشین کشتار خود، لحظەای فرمان توقف ندادە است و این جنایات گاها در ملا عام و در مقابل دیدگان هزاران تماشاچی اعدامها، سنگسار، قطع اعضای بدن در میادین مرکزی شهرها انجام میشود.
ایران کشوری با ٢١٠ زندان کە از جملە معروفترین آنها زندان وکیل آباد مشهد، عادل آباد شیراز، دیزل آباد کرمانشاه و زندانهای اصفهان و تبریز را میتوان نام برد. در این سیاه چالەهای تحت حاکمیت جمهوی ضد بشری ایران، ٢٥٠،٠٠٠نفر زیر دادگاهی و یا محکوم بە زندان با جرایم مختلف و نە سیاسی نگهداری میشوند. از این آمار دادەای، ۷۵۰۰ زندانی زن هستند و تعداد ۱۸۰۰ کودک و نوجوان در کانونهای اصلاح و تربیت زندانی هستند.
در حالی که اکثر مردم ایران زیر خط فقر مطلق زندگی میکنند و از بیکاری و عدم وجود فرصت شغلی رنج میبرند؛ حکومت اسلامی ایران از مجازات اعدام به عنوان ابزاری جهت سرکوب و خنثی کردن صدای اعتراض و نارضایتی جامعه بهره میگیرد. جمهوری اسلامی ایران تنها حکومتی در جهان است که کودکان را نیز اعدام میکند و هزاران زن در آن به جرم مخالفت با رژیم، قبل از اعدام مورد تجاوز قرار دادە شده و یا در زیر شکنجه به قتل رسیده اند. دهها هزار زن سیاسی و اجتماعی از جمله دختران نوجوان، زنان باردار و مادران سالخورده در دهه ۶۰ به جرم استفاده از حق آزادی بیان و عقیده اعدام شدند.
در ایام قتلعام دهە شصت، حسینعلی منتظری که در موضع جانشین خمینی قرار داشت در اعتراض نسبت به اعدام دختران سیزده – چهارده ساله خطاب به خمینی نوشت: “اعدام دختران سیزده – چهارده ساله به صرف تندزبانی بدون اینکه اسلحه در دست گرفته یا در تظاهرات شرکت کرده باشند کاملا ناراحت کننده و وحشتناک است، فشارها و تعزیرات و شکنجههای طاقتفرسا رو به افزایش است. این فتوا درست پس از پایان جنگ هشت ساله ایران و عراق صادر شد. به گفته منتظری بیش از ۳۰۰۰ زندانی سیاسی و به نقل از برخی منابع خبری، چندین برابر آمار منتظری زندانی سیاسی در سال ۱۳۶۰ قتلعام شده اند و این در حالیست کە رژیم تا بە امروز معترف بە وجود زندانی با جرم سیاسی نیست. براساس اسناد و گزارشهای موثق، زندانیان سیاسی در گروههای شش نفره یا بیشتر در فاصله زمانی نیم ساعت برای اعدام برده میشدند و پیکرهای آنان نیز توسط کامیونها منتقل و در گورهای دسته جمعی به ویژه در خاوران دفن شدند.
✍ بسی شاماری
٣٠ خرداد سال ١٣٦٠ نقطه عطف مهمی در به خاک و خون کشیدن مبارزات آزادیخواهانه مردم ایران و جنبش چپ بە حساب می آید. مردمی که برای آزادی و برابری علیه حکومت پهلوی قیام کرده و همچنان به مبارزه برای احقاق حقوق خود در سراسر کشور، در تهران و کردستان، در ترکمن صحرا و خوزستان، در کارخانه و دانشگاه و در همه جا ادامه میدادند.
جمهوری اسلامی دهها هزار نفر از مخالفین، کمونیستها، فعالین کارگری و فعالین دانشجویی و فعالین حقوق زن را از دم تیغ گذراند تا حکومت سیاه خود را برقرار نگهدارد. گورهای دسته جمعی بی نام و نشان در گوشه و کنار کشور یادآور این دوره سیاه حکومت اسلامی است.
۲۸ سال بعد در خرداد ۸۸ مردم در ابعاد میلیونی به میدان آمدند اما اینبار نیز با سبعیت حکومت اسلامی مواجه شدند و این مبارزه عادلانه نیز به عقب رانده شد. مبارزه مردم اما گستردهتر، عمیقتر، رادیکالتر و روشنتر از همیشه ادامه دارد.
روز جهانی حمایت از زندانیان سیاسی ایران از اهمیتی ویژه برخوردار است. هدف این حرکت رساندن صدای اعتراض و مبارزات لاینقطع مردم مبارز در جامعه و خود زندانیان سیاسی در داخل زندانها به گوش جهانیان میباشد. فعالین سیاسی و مخالفین جمهوری اسلامی در این روز خواهان متوقف شدن فوری حکم اعدام و لغو آن هستند و باید زندانیان فوری و بدون قید و شرط آزاد گردند. در حاکمیت جمهوری اسلامی ایران سرکوب، شکنجه و اعدام حتی یک روز هم قطع نشده است. حکومت اسلامی ایران، به جای حل مشکلات اجتماعی و بهبود وضعیت، پاسخ آن را با اعمال مجازاتهای بیرحمانه و قرون وسطایی و به کاربستن ایدئولوژی اسلامی میدهد.
تاکنون دهها هزاران نفر از مخالفان سیاسی و شهروندان عادی جامعه ایران از زمان به قدرت رسیدن حاکمیت جمهوری اسلامی توسط این حکومت شکنجه، اعدام و ترور شده اند. زندانیان سیاسی، مظهر تداوم مبارزه ٤٣ ساله علیه رژیمی هستند که برای حفظ مالکیت خصوصی و به پشتبانی امپریالیسم جهانی و متحدانش به قدرت رسید. این رژیم فقط با بە راه انداختن حمامهای خون از زندانیان سیاسی توانست خدماتش به حفظ سیستم سرمایه داری را ایفا نماید و شوربختانە و بە دلیل پشتیبانی قدرت حاکم بر جهان، تا بە امروز بر این روند غیر انسانی و دد منشانە، با سبعیت بە ماشین کشتار خود، لحظەای فرمان توقف ندادە است و این جنایات گاها در ملا عام و در مقابل دیدگان هزاران تماشاچی اعدامها، سنگسار، قطع اعضای بدن در میادین مرکزی شهرها انجام میشود.
ایران کشوری با ٢١٠ زندان کە از جملە معروفترین آنها زندان وکیل آباد مشهد، عادل آباد شیراز، دیزل آباد کرمانشاه و زندانهای اصفهان و تبریز را میتوان نام برد. در این سیاه چالەهای تحت حاکمیت جمهوی ضد بشری ایران، ٢٥٠،٠٠٠نفر زیر دادگاهی و یا محکوم بە زندان با جرایم مختلف و نە سیاسی نگهداری میشوند. از این آمار دادەای، ۷۵۰۰ زندانی زن هستند و تعداد ۱۸۰۰ کودک و نوجوان در کانونهای اصلاح و تربیت زندانی هستند.
در حالی که اکثر مردم ایران زیر خط فقر مطلق زندگی میکنند و از بیکاری و عدم وجود فرصت شغلی رنج میبرند؛ حکومت اسلامی ایران از مجازات اعدام به عنوان ابزاری جهت سرکوب و خنثی کردن صدای اعتراض و نارضایتی جامعه بهره میگیرد. جمهوری اسلامی ایران تنها حکومتی در جهان است که کودکان را نیز اعدام میکند و هزاران زن در آن به جرم مخالفت با رژیم، قبل از اعدام مورد تجاوز قرار دادە شده و یا در زیر شکنجه به قتل رسیده اند. دهها هزار زن سیاسی و اجتماعی از جمله دختران نوجوان، زنان باردار و مادران سالخورده در دهه ۶۰ به جرم استفاده از حق آزادی بیان و عقیده اعدام شدند.
در ایام قتلعام دهە شصت، حسینعلی منتظری که در موضع جانشین خمینی قرار داشت در اعتراض نسبت به اعدام دختران سیزده – چهارده ساله خطاب به خمینی نوشت: “اعدام دختران سیزده – چهارده ساله به صرف تندزبانی بدون اینکه اسلحه در دست گرفته یا در تظاهرات شرکت کرده باشند کاملا ناراحت کننده و وحشتناک است، فشارها و تعزیرات و شکنجههای طاقتفرسا رو به افزایش است. این فتوا درست پس از پایان جنگ هشت ساله ایران و عراق صادر شد. به گفته منتظری بیش از ۳۰۰۰ زندانی سیاسی و به نقل از برخی منابع خبری، چندین برابر آمار منتظری زندانی سیاسی در سال ۱۳۶۰ قتلعام شده اند و این در حالیست کە رژیم تا بە امروز معترف بە وجود زندانی با جرم سیاسی نیست. براساس اسناد و گزارشهای موثق، زندانیان سیاسی در گروههای شش نفره یا بیشتر در فاصله زمانی نیم ساعت برای اعدام برده میشدند و پیکرهای آنان نیز توسط کامیونها منتقل و در گورهای دسته جمعی به ویژه در خاوران دفن شدند.
گذار دموکراتیک
زندان؛ مرکز مطیعسازی جامعە و استثمار اذهان ✍ بسی شاماری ٣٠ خرداد سال ١٣٦٠ نقطه عطف مهمی در به خاک و خون کشیدن مبارزات آزادیخواهانه مردم ایران و جنبش چپ بە حساب می آید. مردمی که برای آزادی و برابری علیه حکومت پهلوی قیام کرده و همچنان به مبارزه برای احقاق…
خاورانی کە در چند هفتەی گذشتە یکی از مشغلات بزرگ فکری و کاری مادران خاوران گشت و رژیم با ترفندی جدید و سعی درجهت ایجاد درگیری میان خانوادەهای اعدامیان و بازماندگان کشتار دهە شصت با ارامنەای بود کە مجوز قبر برای متوفیانشان را در محوطە خاوران صادر کردە و بدینسان رژیم از طرفی و با هدف ویران نمودن و از بین بردن مدرک جنایتش یا همانا گورهای دستە جمعی خاوران و همزمان میان خانوادەی بازماندگان اعدامیان دهەی شصت و ارامنە آشوب براە انداختە و بر سردعوی گور، آنها را بە جان هم اندازد.
در طول حاکمیت ننگین جمهوری اسلامی ایران رژیم هموارە با استفاده از مجازات اعدام به سرکوب مخالفان سیاسی و حتی غیرسیاسی و عادی خود پرداخته و دهها هزار زندانی سیاسی را بە جوخەهای مرگ فرستادە است. علاوه بر مجازات تیرباران و اعدام روشهای دیگر شکنجه از جمله آزار و اذیت جنسی، ضرب و شتم با باتوم و میلههای فلزی، شوکر الکتریکی، زنجیر کردن زندانیان به میله در محوطهی زندان در هوای سرد یا گرم، استفادە از قرصهای روان گردان، محرومیت زندانیان از خدمات پزشکی، محرومیت زندانیان از ملاقات، انتقال طولانی مدت زندانیان به انفرادی، حکمهای ضرب العجلی تبعید بە زندانهای دور از مکان مسکونی خانوادەهای زندانیان نیز در زندانهای ایران متداولا استفاده میگردد. براساس گزارشهای متعدد و مکرر منتشر شده از جانب بازداشت شدگان، در این بازداشتگاهها مورد تعرض، تجاوز جنسی و سوءاستفاده جنسی و سایر شکنجههای غیرانسانی با هدف اعتراف بە جرم انجام نشدە، قرار گرفتەاند.
جرم سیاسی در درون تحولات مدنی و اجتماعی شکل میگیرد و بحثی است درون حکومتی زیرا که «جرم سیاسی در بحث های حقوقی جایگاهی» ندارد بلکه یک بحث حاکمیتی است و هنگامی سخن از حاکمیت است، در واقع نحوهٔ مدیریت حاکمیت مطمح نظر قرار میگیرد و شاید بنا بر همین اصل حقوقی میباشد کە رژیم هموارە از اذعان بە مجرم سیاسی خودداری نمودە جرائم سیاسی را رنگ و لعاب دینی، اجتماعی، امنیتی بخشیدە بیشتر با نام محاربە و ضدیت با نظام استفادە نمودە و زیر شکنجەی طاقتفرسا مجرمان و دربندان را مجبور بە اعتراف دروغین مینماید. از دیدگاه قانون و جرمشناسی اما، فرانسه نخستین کشوری بوده است که جرم سیاسی را وارد قانون جزائی خود نمود. بنابراین،نوسانات بسیاری در نحوهی پذیرش جرم وجود دارد و مفهوم جرم سیاسی با تحولات مدنی و اجتماعی هم پیوند است. بنابراین با توجه به قوانین جزایی و جرائم، باید میان جرائم عادی و سیاسی حد و مرز قائل شویم زیرا این جرائم به یک «انگیزه» نیازمند است در صورتی که در جرائم عادی، «سود و منفعت فردی و شخصی» مد نظر است و بسیاری از این جرائم ناشی از انگیزههای فردی میباشد.
اما در جرائم سیاسی انسان در یک حرکت به سوی تحولات اجتماعی و مدنی میرود و اساساً سود و منفعت وانتفاع «غیر فردی» و «غیرشخصی» در این نوع جرائم وجود دارد، ضمن اینکه ضدیت با حاکمیت سیاسی یا حقوقی و نیز خواستار آزادیهای قانونی شهروندی از خصايص ویژهی این جرم تلقی میگردد.
در این مسیر، اصل (168) قانون اساسی از دو بخش تشکیل یافته است. یک بخش مربوط به «جرائم سیاسی» است و بخش دیگر آن در رابطه با «جرائم مطبوعاتی» میباشد و در این اصل حضور هیئت منصفه و رسیدگی به جرائم مطبوعاتی به صورت علنی مشاهده میشود.
نخستین نکته در جرم سیاسی «آزادی بیان» است، کسی که با نیت مثبت و خیرخواهانه در مورد مسائل مربوط به جامعه اظهارنظر میکند. یعنی قصد ساختار سیاسی را دارد و مدیریت کلان جامعه را بر نمی تابد.
باید در جرائم سیاسی و نیز جرائم مطبوعاتی این موضوع را مورد بررسی و تفحص دقیق و گسترده قرار داد در واقع پیش از این که تعریف این جرائم اهمیت یابد، «اجرای قانون اساسی» برجسته مینماید که توسط مقنن و قانونگذار «ضامن آزادی بیان» در جامعه میباشد! و این در حالی است که عضو کمیسیون حقوقی مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه در قانون مجازات اسلامی مصوب (1392) تعریفی مشخص و تبیین شده از جرم سیاسی ارائه نشده است، تنها مشخص نمود که کمیسیون در حال بررسی طرحی است مبتنی بر «تعریف جرم سیاسی که نوع جرم و مجازات آن را تبیین خواهد کرد».
ایشان خاطر نشان کرد: که طرحی به نام تعریف جرم سیاسی و مجازات آن در کمیسیون در حال بررسی بوده که زوایای این امر را بررسی و درصورت امکان به تصویب می رساند.
وی همچنین در رابطه با تعریف جرم سیاسی و به ویژه مجازات اعدام برای این گروه از مجرمین در قانون مجازات اسلامی (1392) ادامه داد: که با توجه به اینکه جرم سیاسی در قانون وجود نداشته، بنابراین هیچ زندانی سیاسی در زندانهای کشور وجود نداشته و تفهیم اتهام زندانیان،غیر سیاسی بوده و افزون بر این به موجب قانون،درجمهوری اسلامی، مجازات مطلق اعدام، علیه امنیت ملی کشور، اعدام نیست و هیچگونه اعدام سیاسی نیز تاکنون نداشتهایم.
در طول حاکمیت ننگین جمهوری اسلامی ایران رژیم هموارە با استفاده از مجازات اعدام به سرکوب مخالفان سیاسی و حتی غیرسیاسی و عادی خود پرداخته و دهها هزار زندانی سیاسی را بە جوخەهای مرگ فرستادە است. علاوه بر مجازات تیرباران و اعدام روشهای دیگر شکنجه از جمله آزار و اذیت جنسی، ضرب و شتم با باتوم و میلههای فلزی، شوکر الکتریکی، زنجیر کردن زندانیان به میله در محوطهی زندان در هوای سرد یا گرم، استفادە از قرصهای روان گردان، محرومیت زندانیان از خدمات پزشکی، محرومیت زندانیان از ملاقات، انتقال طولانی مدت زندانیان به انفرادی، حکمهای ضرب العجلی تبعید بە زندانهای دور از مکان مسکونی خانوادەهای زندانیان نیز در زندانهای ایران متداولا استفاده میگردد. براساس گزارشهای متعدد و مکرر منتشر شده از جانب بازداشت شدگان، در این بازداشتگاهها مورد تعرض، تجاوز جنسی و سوءاستفاده جنسی و سایر شکنجههای غیرانسانی با هدف اعتراف بە جرم انجام نشدە، قرار گرفتەاند.
جرم سیاسی در درون تحولات مدنی و اجتماعی شکل میگیرد و بحثی است درون حکومتی زیرا که «جرم سیاسی در بحث های حقوقی جایگاهی» ندارد بلکه یک بحث حاکمیتی است و هنگامی سخن از حاکمیت است، در واقع نحوهٔ مدیریت حاکمیت مطمح نظر قرار میگیرد و شاید بنا بر همین اصل حقوقی میباشد کە رژیم هموارە از اذعان بە مجرم سیاسی خودداری نمودە جرائم سیاسی را رنگ و لعاب دینی، اجتماعی، امنیتی بخشیدە بیشتر با نام محاربە و ضدیت با نظام استفادە نمودە و زیر شکنجەی طاقتفرسا مجرمان و دربندان را مجبور بە اعتراف دروغین مینماید. از دیدگاه قانون و جرمشناسی اما، فرانسه نخستین کشوری بوده است که جرم سیاسی را وارد قانون جزائی خود نمود. بنابراین،نوسانات بسیاری در نحوهی پذیرش جرم وجود دارد و مفهوم جرم سیاسی با تحولات مدنی و اجتماعی هم پیوند است. بنابراین با توجه به قوانین جزایی و جرائم، باید میان جرائم عادی و سیاسی حد و مرز قائل شویم زیرا این جرائم به یک «انگیزه» نیازمند است در صورتی که در جرائم عادی، «سود و منفعت فردی و شخصی» مد نظر است و بسیاری از این جرائم ناشی از انگیزههای فردی میباشد.
اما در جرائم سیاسی انسان در یک حرکت به سوی تحولات اجتماعی و مدنی میرود و اساساً سود و منفعت وانتفاع «غیر فردی» و «غیرشخصی» در این نوع جرائم وجود دارد، ضمن اینکه ضدیت با حاکمیت سیاسی یا حقوقی و نیز خواستار آزادیهای قانونی شهروندی از خصايص ویژهی این جرم تلقی میگردد.
در این مسیر، اصل (168) قانون اساسی از دو بخش تشکیل یافته است. یک بخش مربوط به «جرائم سیاسی» است و بخش دیگر آن در رابطه با «جرائم مطبوعاتی» میباشد و در این اصل حضور هیئت منصفه و رسیدگی به جرائم مطبوعاتی به صورت علنی مشاهده میشود.
نخستین نکته در جرم سیاسی «آزادی بیان» است، کسی که با نیت مثبت و خیرخواهانه در مورد مسائل مربوط به جامعه اظهارنظر میکند. یعنی قصد ساختار سیاسی را دارد و مدیریت کلان جامعه را بر نمی تابد.
باید در جرائم سیاسی و نیز جرائم مطبوعاتی این موضوع را مورد بررسی و تفحص دقیق و گسترده قرار داد در واقع پیش از این که تعریف این جرائم اهمیت یابد، «اجرای قانون اساسی» برجسته مینماید که توسط مقنن و قانونگذار «ضامن آزادی بیان» در جامعه میباشد! و این در حالی است که عضو کمیسیون حقوقی مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه در قانون مجازات اسلامی مصوب (1392) تعریفی مشخص و تبیین شده از جرم سیاسی ارائه نشده است، تنها مشخص نمود که کمیسیون در حال بررسی طرحی است مبتنی بر «تعریف جرم سیاسی که نوع جرم و مجازات آن را تبیین خواهد کرد».
ایشان خاطر نشان کرد: که طرحی به نام تعریف جرم سیاسی و مجازات آن در کمیسیون در حال بررسی بوده که زوایای این امر را بررسی و درصورت امکان به تصویب می رساند.
وی همچنین در رابطه با تعریف جرم سیاسی و به ویژه مجازات اعدام برای این گروه از مجرمین در قانون مجازات اسلامی (1392) ادامه داد: که با توجه به اینکه جرم سیاسی در قانون وجود نداشته، بنابراین هیچ زندانی سیاسی در زندانهای کشور وجود نداشته و تفهیم اتهام زندانیان،غیر سیاسی بوده و افزون بر این به موجب قانون،درجمهوری اسلامی، مجازات مطلق اعدام، علیه امنیت ملی کشور، اعدام نیست و هیچگونه اعدام سیاسی نیز تاکنون نداشتهایم.
گذار دموکراتیک
زندان؛ مرکز مطیعسازی جامعە و استثمار اذهان ✍ بسی شاماری ٣٠ خرداد سال ١٣٦٠ نقطه عطف مهمی در به خاک و خون کشیدن مبارزات آزادیخواهانه مردم ایران و جنبش چپ بە حساب می آید. مردمی که برای آزادی و برابری علیه حکومت پهلوی قیام کرده و همچنان به مبارزه برای احقاق…
فراتر از این موارد اینکه در روز انتصابات در ایران مورخە ١٣٩٢/٠٣/٢٤، رئیس سازمان زندانهای کشور اعلام کرد که کلیهی زندانیان سیاسی در زندانهای ایران نیز در این انتخابات شرکت نموده و به کاندیدای خود رأی دادهاند.
در صورتی که در اردیبهشت ماه همان سال ایشان و همچنین عضو کمیسیون حقوقی مجلس در ارتباط با جرم سیاسی و همچنین زندانیان سیاسی اعلام کرده بودند که، در زندانهای ایران هیچ زندانی سیاسی وجود ندارد.!.
گمان نمی رود کە امروز و در تب یخزدەی نمایش مسخرەی انتخابات کسی در صدد قیاس این دورە از انتخابات با ٨ سال گذشتە برنیاید. زندانیانی کە در زندان با شهامت وصف ناشدنی فراخوان نە بە فرمایشات انتصابات میدهند.
خالی از لطف نیست یادآوری نامەای کە چند روز پیش ” آتنا دائمی ” در رابطە با انتخابات کذائی و حربە ی تبعید زندانیان بە زندانهای مختلف نشر نمودە بود و مصداقی کامل بە آزادگی این بهترین فرزندان مردم بود کە در سختترین شرایط ممکن تحت انواع شکنجەهای روحی و فیزیکی، همچنان رسالت خود را کە همانا الگوی جامعە بودن میباشد را از دست ندادە و دلیرانە با استقامت و پایداری خویش، رژیم ضد مردمی را کاملا از لحاظ سیاسی فلج نمودەاند.
متن نامە آتنا را جهت درک بیشتر مطلب خدمت خوانندگان گرامی تقدیم مینمایم.
انتخابات پیش روست، ما را تبعید کردند تا آنچه را که باید نگوییم.
سال ٩٩، پس از آنکه تعداد زیادى از دوستان و هم بندیانم را به زندانهاى دیگر ایران تبعید کردند، مرا نیز به تبعیدگاه لاکان رشت منتقل کردند تا از بودن زنان فعال و پیشرو در کنار یکدیگر آن هم پیش از انتخابات ١۴٠٠ جلوگیرى کنند، غافل از اینکه با این قبیل اعمال عجولانه و کورکورانه پیش از هر چیز براى هر یک از ما تجربهاى مفید خلق و ما را به اهدافمان نزدیکتر و در هر یک از شهرهاى ایران تکثیرمان کردند!
طى سالیان گذشته من و خانوادهام شاهد بیشترین اعمال فشارها از سوى نهادهاى امنیتى (وزارت اطلاعات و سپاه) بودهایم، همانگونه که در دیماه ٩٨ وقتى حین تحصن اعتراضی به کشتار بیامان آبان آن سال به مقر سپاه در اوین منتقل شدم، عمالشان اعتراف کردند که از سال ٩٣ تاکنون از هر راهى برای به قول خودشان “رام کردنم” استفاده کردند اما جز “افسار گسیختگى” بیشتر نتیجهای عایدشان نشده! از گزینههاى عبث و باقى ماندهشان گفتند که هزاران بار علیه افراد و گروههاى مخالف خود به کار بردهاند که از آن جمله ترور شخصیتى و حیثیتى و صدور و اجراى حکم شلاق و تبعید به شهرستان و در نهایت حذف فیزیکى بود که پاسخهاى لازم را به آنها دادم و در اینجا نیز تاکید مى کنم که با هیچ یک از این شیوههاى منسوخ نمیتوانند مرا از راه مبارزه با ظلم و تلاش براى احقاق حقوق انسانها بازدارند! در هر زندانى، آزادم چرا که هرگز نمىتوانند افکارم را به زنجیر کشند! و تکرار مىکنم که تماشاى این ترس و سردرگمى در برابر زنان و مردان فعال در عرصههاى گوناگون سیاسى، مدنى و عقیدتى برایم خوشایند است چرا که نشان دهندهى ضعف روزافزون مدعیان قدرت است!
آتنا دائمی / خردادماه ۱۴۰۰/ زندان لاکان رشت
اینجا همان زندان یا بە عبارتی مرکز مطیع سازی جامعە و استثمار اذهان است کە شاهدیم چگونە زینب جلالیان با الهام گرفتن از شیرین علم هولی مربی راستین استقامت و عصیان در قبال نابرابریها گشت و هیچ شکنجە و ترور شخصیتی توان از پا درآوردنشان را نداشت. معلمانی کە حتی پس از مرگ باشکوهشان طنین درسهای انقلابیشان در کوریدورهای تاریک و نمور میپیچد و زینب جلالیان و آتنا و سهیلا حجابها را تعلیم میدهد.
مضحکەی انتخابات اما با اعلام بایکوت فعالانە زندانیان کە از زندانهای کوردستان آغاز گشت، میتوان گفت برعکس آنچه رژیم خواهانش بود، چون دوران پیشین انتخابات، مسئلەی زندان در سایە قرار نگرفت. بلکە بە باور صاحب قلم شوری صد چندان در اذهان مردم بوجود آوردە و سیطرەی ترس از دستگیری و زندان را کمرنگتر نمودە است. زندانی بە بزرگی مساحت ایران و در آن زندانهای کوچک و بزرگ دیگری جهت سرکوب و بە زانو درآوردن مردم در ٤٣ سال گذشتە شرایطی بە غایت نابسامان را برای آحاد جامعە بوجود آوردە است. اما همزمان کە مردم شاهد اعدامهای دستە جمعی، ترور شخصیتی، شکنجە و تبعید دربندهای زندان بودهاند، دلاوری، رشادت، عصیانگری و عدم کرنش در قبال قوانین ضد بشری را نیز از جانب زندانیان تجربە نمودە. این خود درس بزرگیست برای جامعە کە قرص روانگردان و شکنجە ددمنشانە و اعدام و تیرباران مانعی را جهت برآوردن فریاد آزادی ایجاد ننمود. بلکه بالعکس آمار بالای زندانیان سیاسی سخن از همگونی هرچە بیشتر جامعە بە سوی حقخواهی و دمکراسیست
در صورتی که در اردیبهشت ماه همان سال ایشان و همچنین عضو کمیسیون حقوقی مجلس در ارتباط با جرم سیاسی و همچنین زندانیان سیاسی اعلام کرده بودند که، در زندانهای ایران هیچ زندانی سیاسی وجود ندارد.!.
گمان نمی رود کە امروز و در تب یخزدەی نمایش مسخرەی انتخابات کسی در صدد قیاس این دورە از انتخابات با ٨ سال گذشتە برنیاید. زندانیانی کە در زندان با شهامت وصف ناشدنی فراخوان نە بە فرمایشات انتصابات میدهند.
خالی از لطف نیست یادآوری نامەای کە چند روز پیش ” آتنا دائمی ” در رابطە با انتخابات کذائی و حربە ی تبعید زندانیان بە زندانهای مختلف نشر نمودە بود و مصداقی کامل بە آزادگی این بهترین فرزندان مردم بود کە در سختترین شرایط ممکن تحت انواع شکنجەهای روحی و فیزیکی، همچنان رسالت خود را کە همانا الگوی جامعە بودن میباشد را از دست ندادە و دلیرانە با استقامت و پایداری خویش، رژیم ضد مردمی را کاملا از لحاظ سیاسی فلج نمودەاند.
متن نامە آتنا را جهت درک بیشتر مطلب خدمت خوانندگان گرامی تقدیم مینمایم.
انتخابات پیش روست، ما را تبعید کردند تا آنچه را که باید نگوییم.
سال ٩٩، پس از آنکه تعداد زیادى از دوستان و هم بندیانم را به زندانهاى دیگر ایران تبعید کردند، مرا نیز به تبعیدگاه لاکان رشت منتقل کردند تا از بودن زنان فعال و پیشرو در کنار یکدیگر آن هم پیش از انتخابات ١۴٠٠ جلوگیرى کنند، غافل از اینکه با این قبیل اعمال عجولانه و کورکورانه پیش از هر چیز براى هر یک از ما تجربهاى مفید خلق و ما را به اهدافمان نزدیکتر و در هر یک از شهرهاى ایران تکثیرمان کردند!
طى سالیان گذشته من و خانوادهام شاهد بیشترین اعمال فشارها از سوى نهادهاى امنیتى (وزارت اطلاعات و سپاه) بودهایم، همانگونه که در دیماه ٩٨ وقتى حین تحصن اعتراضی به کشتار بیامان آبان آن سال به مقر سپاه در اوین منتقل شدم، عمالشان اعتراف کردند که از سال ٩٣ تاکنون از هر راهى برای به قول خودشان “رام کردنم” استفاده کردند اما جز “افسار گسیختگى” بیشتر نتیجهای عایدشان نشده! از گزینههاى عبث و باقى ماندهشان گفتند که هزاران بار علیه افراد و گروههاى مخالف خود به کار بردهاند که از آن جمله ترور شخصیتى و حیثیتى و صدور و اجراى حکم شلاق و تبعید به شهرستان و در نهایت حذف فیزیکى بود که پاسخهاى لازم را به آنها دادم و در اینجا نیز تاکید مى کنم که با هیچ یک از این شیوههاى منسوخ نمیتوانند مرا از راه مبارزه با ظلم و تلاش براى احقاق حقوق انسانها بازدارند! در هر زندانى، آزادم چرا که هرگز نمىتوانند افکارم را به زنجیر کشند! و تکرار مىکنم که تماشاى این ترس و سردرگمى در برابر زنان و مردان فعال در عرصههاى گوناگون سیاسى، مدنى و عقیدتى برایم خوشایند است چرا که نشان دهندهى ضعف روزافزون مدعیان قدرت است!
آتنا دائمی / خردادماه ۱۴۰۰/ زندان لاکان رشت
اینجا همان زندان یا بە عبارتی مرکز مطیع سازی جامعە و استثمار اذهان است کە شاهدیم چگونە زینب جلالیان با الهام گرفتن از شیرین علم هولی مربی راستین استقامت و عصیان در قبال نابرابریها گشت و هیچ شکنجە و ترور شخصیتی توان از پا درآوردنشان را نداشت. معلمانی کە حتی پس از مرگ باشکوهشان طنین درسهای انقلابیشان در کوریدورهای تاریک و نمور میپیچد و زینب جلالیان و آتنا و سهیلا حجابها را تعلیم میدهد.
مضحکەی انتخابات اما با اعلام بایکوت فعالانە زندانیان کە از زندانهای کوردستان آغاز گشت، میتوان گفت برعکس آنچه رژیم خواهانش بود، چون دوران پیشین انتخابات، مسئلەی زندان در سایە قرار نگرفت. بلکە بە باور صاحب قلم شوری صد چندان در اذهان مردم بوجود آوردە و سیطرەی ترس از دستگیری و زندان را کمرنگتر نمودە است. زندانی بە بزرگی مساحت ایران و در آن زندانهای کوچک و بزرگ دیگری جهت سرکوب و بە زانو درآوردن مردم در ٤٣ سال گذشتە شرایطی بە غایت نابسامان را برای آحاد جامعە بوجود آوردە است. اما همزمان کە مردم شاهد اعدامهای دستە جمعی، ترور شخصیتی، شکنجە و تبعید دربندهای زندان بودهاند، دلاوری، رشادت، عصیانگری و عدم کرنش در قبال قوانین ضد بشری را نیز از جانب زندانیان تجربە نمودە. این خود درس بزرگیست برای جامعە کە قرص روانگردان و شکنجە ددمنشانە و اعدام و تیرباران مانعی را جهت برآوردن فریاد آزادی ایجاد ننمود. بلکه بالعکس آمار بالای زندانیان سیاسی سخن از همگونی هرچە بیشتر جامعە بە سوی حقخواهی و دمکراسیست
گذار دموکراتیک
زندان؛ مرکز مطیعسازی جامعە و استثمار اذهان ✍ بسی شاماری ٣٠ خرداد سال ١٣٦٠ نقطه عطف مهمی در به خاک و خون کشیدن مبارزات آزادیخواهانه مردم ایران و جنبش چپ بە حساب می آید. مردمی که برای آزادی و برابری علیه حکومت پهلوی قیام کرده و همچنان به مبارزه برای احقاق…
با مروری اجمالی بە کارنامە جمهوری جهل و جنایت حاکم در ایران، بە وضوح میتوان کشتار و اعدام و زندان شهروندان این مرز و بوم را نظارە نمود. حکومتی کە برای تثبیت مشروعیتش در اولین ماههای بە قدرت رسیدنش نوک تیز پیکان اهداف غیر انسانیش را رو بە مردم کوردستان گرفتە و اولین هدیەی نوروزی روزشمار عمر پر ننگش برای ملت کورد، بمباران آن مرز و بوم و کشتار مردم بی دفاعاش بود.
از کوردستان تا ترکمن صحرا، در تاب کینە مزدوران حکومت بە خود میپیچید و با وصف تمامی فشارهای وارد آمدە، مردم تن بە قبول مشروعیت حکومت ندادە و هر روز صدها تن از ارزندەترین جوانانشان دستگیر و روانهی زندان میگشتند. حکومتی کە در همان آغازین روزهای تشکیل کابینە دولت لبە تیز تیغە کشتار را بر گلوی نجواکنندگان آزادی نهاد و تا بە امروز ماشین کشتار خود را در تمامی سطوح و در میان کلیەی ملیتهای ایران با سرعت وصف ناشدنی بکار گرفتە است. کشتار دستگیر شدگان دهەی شصت و گورهای دستە جمعی خاوران و لعنت آبادها، بە خاک و خون کشیدن تمامی اعتراضات صنفی و مدنی نمونەهای کوچکی از کشتار رژیم است کە میتوان بە آن چون نمودی از نحوە دولتداری حکومت نام برد، زخمهائی کە هیچگاه التیام نیافت و هر روز جامعە با جنایات مشابە دیگری از جانب رژیم روبرو میگردد و اینها را میتوان چون عوامل مهمی برای بروز اعتراضهای بزرگ و سازمانیافتهائی که انقلاب به همراه دارند برشمرد.
مجموعه حوادثی که در یک سال و چند ماه گذشته از خیزش مردمی آبان ماه تا کشته شدن قاسم سلیمانی، جان باختن شماری از مردم کرمان در جریان تشییع جنازه آن جانی و تروریست بین اللملی ، موشک پراکنی به پایگاه های آمریکایی در عراق و سرانجام سقوط هواپیمای مسافری اوکراین با آتش پدافند سپاه و اعتراض دانشجویان و به خیابان آمدن دوباره مردم، قیام در زندانها و شکستن دربهای آن در چندین شهر و فرار از زندانهای سقز، عادلآباد شیراز و ….. همگی بیانگر آن هستند کە جامعه ایران، وارد مرحله نوینی شده، صدای پای انقلاب از اقصی نقاط ایران و حتی از زندانها و در میان طیف وسیعی از طبقات معترض بە گوش میرسد.
شعارهایی که این بار به مراتب بیشتر از گذشته علیه شخص خامنهای، قاسم سلیمانی، سپاه و مهم تر از همه «جمهوری اسلامی نابود باید گردد» داده شد، حاکی از وضعیتی تازه است. وضعیتی که رنگ و بوی انقلابی دارد. اکنون این فضا همه لایەهای جامعه را فرا گرفته است. حاکمیت هم به نوبه خود در حال از دست دادن ظرفیتهای مقابله با مردم است. حکومت همه ظرفیتهای سانسور و سرکوب، کشتار و زندان را به کار گرفته است. آن چه در حال روی دادن است، در واقع آن است که دیگر مردم مرعوب سرکوب و کشتار نیستند. شعار و مطالبات خود را با صدائی بلند و مملو از خشم انقلابی فریاد میزنند و شاید بتوان این اعتراضات بسیار گستردە در سطح ایران را یکی از عدیدە عواملی دانست کە در دوران انتخابات حکومت، دیکتاتور بودن خویش را بسیار آشکارا و عیان در نحوە تائید و عدم تائید صلاحیت کاندیدهای ریاست جمهوری نشان داد. قلدرمنشانە اثبات نمود کە قصد یکدست نمودن حکومت و اقتدار محض را دارد و بدینسان مردم و حکومت در دو جبهە مخالف روبروی هم قرار گرفتەاند.
زندان بزرگی بە وسعت مرز و بوم ایران را سعی در بە قلم کشاندن دارم تا برای خوانندە درک وضعیت بە مراتب بغرنجتر و نابسامانتر زندانیان سیاسی، عقیدتی قابل درک بیشتر باشد.
بحرانهای مختلف ایران از دهه شصت تا انتخابات ۸۸، اعتراضات دی ماە ۹۶ و آبان ۹۸، وضعیت کنونی جامعه را بە نقطه عطفی تعیینکننده خوانده است. اگرچه اعتراضات سراسری آبان ماە ٩٨ در امتداد اعتراضات دی ماه ۹۶ بود که خود عاملی در جهت کنشهای سیاسی تغییرخواهانه در ایران را با شیب زیادی دگرگون ساخت. اما در عین حال حاوی ویژگیهای متمایزی بود که باید مورد توجه قرار گیرد، تا بە تحلیل صحیحتری از آن دست یافت. اعتراضات ٩٨ نشان داد کە مطالبات دیگر در حوزه اقتصاد سیاسی نمی گنجند، بلکه کاملا سیاسی شدهاند. سیاسی شدن آنها به منزله تعقیب خواست تغییرات گسترده سیاسی است، که نه تنها بر مطالبات اقتصادی، بلکه بر خواست تغییر حاکمیت و برقراری یک جامعه نوین مبتنی است. اکنون گذار انقلابی و حرکت به سمت تغییر کلیت ساختار قدرت حکومت اسلامی چه بسا دیگر برگشت ناپذیر شده باشد. تاکید بر رخنه فساد در تار و پود نظام و مدیران و مقامات حاکم و تعمیق شکاف طبقاتی و بحران عظیم اقتصادی، هیچ چشمانداز روشنی حتی برای اپوزوسیون خود ساختە داخلی ، اصلاح طلبانە حیلەگر، میانەروها و دیگر ناظران بر مسائل جامعە بحران زدە و آمادە انفجار باقی نگذاشتە است.
از کوردستان تا ترکمن صحرا، در تاب کینە مزدوران حکومت بە خود میپیچید و با وصف تمامی فشارهای وارد آمدە، مردم تن بە قبول مشروعیت حکومت ندادە و هر روز صدها تن از ارزندەترین جوانانشان دستگیر و روانهی زندان میگشتند. حکومتی کە در همان آغازین روزهای تشکیل کابینە دولت لبە تیز تیغە کشتار را بر گلوی نجواکنندگان آزادی نهاد و تا بە امروز ماشین کشتار خود را در تمامی سطوح و در میان کلیەی ملیتهای ایران با سرعت وصف ناشدنی بکار گرفتە است. کشتار دستگیر شدگان دهەی شصت و گورهای دستە جمعی خاوران و لعنت آبادها، بە خاک و خون کشیدن تمامی اعتراضات صنفی و مدنی نمونەهای کوچکی از کشتار رژیم است کە میتوان بە آن چون نمودی از نحوە دولتداری حکومت نام برد، زخمهائی کە هیچگاه التیام نیافت و هر روز جامعە با جنایات مشابە دیگری از جانب رژیم روبرو میگردد و اینها را میتوان چون عوامل مهمی برای بروز اعتراضهای بزرگ و سازمانیافتهائی که انقلاب به همراه دارند برشمرد.
مجموعه حوادثی که در یک سال و چند ماه گذشته از خیزش مردمی آبان ماه تا کشته شدن قاسم سلیمانی، جان باختن شماری از مردم کرمان در جریان تشییع جنازه آن جانی و تروریست بین اللملی ، موشک پراکنی به پایگاه های آمریکایی در عراق و سرانجام سقوط هواپیمای مسافری اوکراین با آتش پدافند سپاه و اعتراض دانشجویان و به خیابان آمدن دوباره مردم، قیام در زندانها و شکستن دربهای آن در چندین شهر و فرار از زندانهای سقز، عادلآباد شیراز و ….. همگی بیانگر آن هستند کە جامعه ایران، وارد مرحله نوینی شده، صدای پای انقلاب از اقصی نقاط ایران و حتی از زندانها و در میان طیف وسیعی از طبقات معترض بە گوش میرسد.
شعارهایی که این بار به مراتب بیشتر از گذشته علیه شخص خامنهای، قاسم سلیمانی، سپاه و مهم تر از همه «جمهوری اسلامی نابود باید گردد» داده شد، حاکی از وضعیتی تازه است. وضعیتی که رنگ و بوی انقلابی دارد. اکنون این فضا همه لایەهای جامعه را فرا گرفته است. حاکمیت هم به نوبه خود در حال از دست دادن ظرفیتهای مقابله با مردم است. حکومت همه ظرفیتهای سانسور و سرکوب، کشتار و زندان را به کار گرفته است. آن چه در حال روی دادن است، در واقع آن است که دیگر مردم مرعوب سرکوب و کشتار نیستند. شعار و مطالبات خود را با صدائی بلند و مملو از خشم انقلابی فریاد میزنند و شاید بتوان این اعتراضات بسیار گستردە در سطح ایران را یکی از عدیدە عواملی دانست کە در دوران انتخابات حکومت، دیکتاتور بودن خویش را بسیار آشکارا و عیان در نحوە تائید و عدم تائید صلاحیت کاندیدهای ریاست جمهوری نشان داد. قلدرمنشانە اثبات نمود کە قصد یکدست نمودن حکومت و اقتدار محض را دارد و بدینسان مردم و حکومت در دو جبهە مخالف روبروی هم قرار گرفتەاند.
زندان بزرگی بە وسعت مرز و بوم ایران را سعی در بە قلم کشاندن دارم تا برای خوانندە درک وضعیت بە مراتب بغرنجتر و نابسامانتر زندانیان سیاسی، عقیدتی قابل درک بیشتر باشد.
بحرانهای مختلف ایران از دهه شصت تا انتخابات ۸۸، اعتراضات دی ماە ۹۶ و آبان ۹۸، وضعیت کنونی جامعه را بە نقطه عطفی تعیینکننده خوانده است. اگرچه اعتراضات سراسری آبان ماە ٩٨ در امتداد اعتراضات دی ماه ۹۶ بود که خود عاملی در جهت کنشهای سیاسی تغییرخواهانه در ایران را با شیب زیادی دگرگون ساخت. اما در عین حال حاوی ویژگیهای متمایزی بود که باید مورد توجه قرار گیرد، تا بە تحلیل صحیحتری از آن دست یافت. اعتراضات ٩٨ نشان داد کە مطالبات دیگر در حوزه اقتصاد سیاسی نمی گنجند، بلکه کاملا سیاسی شدهاند. سیاسی شدن آنها به منزله تعقیب خواست تغییرات گسترده سیاسی است، که نه تنها بر مطالبات اقتصادی، بلکه بر خواست تغییر حاکمیت و برقراری یک جامعه نوین مبتنی است. اکنون گذار انقلابی و حرکت به سمت تغییر کلیت ساختار قدرت حکومت اسلامی چه بسا دیگر برگشت ناپذیر شده باشد. تاکید بر رخنه فساد در تار و پود نظام و مدیران و مقامات حاکم و تعمیق شکاف طبقاتی و بحران عظیم اقتصادی، هیچ چشمانداز روشنی حتی برای اپوزوسیون خود ساختە داخلی ، اصلاح طلبانە حیلەگر، میانەروها و دیگر ناظران بر مسائل جامعە بحران زدە و آمادە انفجار باقی نگذاشتە است.
گذار دموکراتیک
زندان؛ مرکز مطیعسازی جامعە و استثمار اذهان ✍ بسی شاماری ٣٠ خرداد سال ١٣٦٠ نقطه عطف مهمی در به خاک و خون کشیدن مبارزات آزادیخواهانه مردم ایران و جنبش چپ بە حساب می آید. مردمی که برای آزادی و برابری علیه حکومت پهلوی قیام کرده و همچنان به مبارزه برای احقاق…
تمامی این وقایع نشان میدهد که نه حکومت هم چون گذشته توان حکومت کردن را دارد و نه مردم این حکومت را خواهانند. از این رو، هیچ کس نمیتواند به طور قطع پیشبینی نماید که این وضع آبستن چه شرایط و چه حوادثی خواهد گشت. آن چه قطعی است آن است که جامعه ما به سوی یک انفجار بزرگ اجتماعی در حرکت است. قیام و یا انقلابی که پیشقراولان و رهبران واقعی آن، جوانان بیشمار دختران و پسران آگاه و پر انرژیست که در مبارزه با حکومت اسلامی از هر نظر آبدیده شدهاند. آنها، خواهان حیاتی هستند که به شکل شورایی و جمعی اداره شود. به همین دلیل در اعتراضهای اخیر خود، از جمله شعارهای جدیدی هم چون «سقف و کتاب و گندم / قدرت به دست مردم»؛ «مردم چرا نشستید / منجی، خودِ تو هستی»؛ سر داده بودند.
جمهوری اسلامی ایران از بدو تشکیل حکومت با ایجاد فضای ترس و ارعاب، کشتار، شکنجە و زندان سعی در کنترل جامعە نمودە است و امروز در بدترین شرایط دیپلماسی درون و برون مرزی خود بسر میبرد. شرایط بسیار نامساعدی البتە بر زندنیان عقیدتی، سیاسی حاکم نموده است و از این سپرهای انسانی همیشە برای رسیدن بە آماج پلید بهرە گرفتە است. اقدام بە شکستن درِ زندانها و آتشسوزی و فرار از ندامتگاههای حکومت کە در واقع سلاخخانەهای قرون وسطی را یاد آور ذهن پژوهشگر میباشد، دال بر وضعیت غیر قابل تحمل در این مکانها میباشد.
البتە بە ضروری نمیبینم تحلیل و توضیح شگردهای حکومت در بکارگیری اشکال مختلف شکنجە، دادگاهیهای نظامی و چند دقیقەای، اعدام و بە جوخە تیر بستن جوانان زیر سن قانونی، تجاوز بە دختران قبل از اجرای حکم اعدام و درخواست گل و شیرینی از خانوادە آنان بە دلیل آنکە باکرە از این دنیا نرفتند و گورهای دستە جمعی و دیگر جنایات در حق زندانیان ، اما ضروری و لازم است کە یادآور شرایط امروز حاکمیت باشیم کە در سراشیبی سقوطی غیر قابل انکار قرار گرفتە و جان آزادیخواهان و دگراندیشان بیش از پیش در معرض خطر بودە و بیم تکرار قتلعام دهە شصت و تشکیل هیئت مرگ وتراژدی خاورانها و لعنتآبادهای دیگر در دوران پس از روی کار آمدن رئیسی، تلنگریست، برای پیشگیری از آن.
آمار مبهوم و غیر قابل اعتماد کشتەشدگان اعتراضات آبانماە، عدم تائید تعداد دستگیرشدگان، درگیر بودن کل جهان بە تب جانگیر کوویت ١٩، بحران اقتصادی افسار گسیختە وکمبود قابل تعمق بودجە دولت و از همە مهمتر معاملە قرن از جانب سیستم ضد بشری پول و سرمایە در منطقە خاورمیانە و علیالخصوص جنگ نیابتی و سفارشی ترکیە از جانب پ د ک ، ندای آزادیخواهی زندانیان سیاسی و فراخوان آنان بە بایکوت فعال ضرورت حضور پررنگتر و رادیکالتر تودەهای مردم را در دفاع از زندانیان سیاسی صد چندان نمود.
بحرانهای عدیدە اقتصادی، اجتماعی، نارضایتی مردم از حکومت حاکم و بیرنگ شدن ترفندهای متعدد اصلاحطلب و جناح میانەرو کار را بە جائی رسانید کە امروز حکومت زیر لوای دمکراسی و انتخابات، دیکتاتوری محض را بە نمایش گذاشت. نمایندگان پست ریاست جمهوری را قاتلین و عاملین جنایات مردم در ٤٣ سال حاکمیت رژیم جنایتکار تشکیل میدادند ودر صورت انتخاب هر کدام از منتخبین خامنهائی، هیچ تغییری در وضعیت مردم ایجاد نشده و نخواهد گشت. خوشبختانە از شواهد و قرائن اینگونە بە نظر میآید کە رشد و آگاهی مردمی کە ٤٣ سال تحت حاکمیت مشتی ارازل و اوباش بسر بردە و در دو دهە گذشتە چشم انتظار ناجی خارجی و یا اتحاد احزاب اروپا و آمریکانشین، کە بیشتر بە صرافان برشکستە مینمایند بودند، بە درجەای رسیدە کە منتظر فراخوان بە قیام از جانب هیچ حزب و گروهی نماندند. با تشکیل کمیتهها، شوراها، صیانت و تبعیت از ندای پر خروش و پر صلابت زندانیان بغض در گلو ماسیدە و مشت در جیب پنهان را در خیابانها و میادین شهرها رونمائی نموده، بنیاد پوشالین و لرزان جمهوری ضد بشری ایران را برخواهند انداخت.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
جمهوری اسلامی ایران از بدو تشکیل حکومت با ایجاد فضای ترس و ارعاب، کشتار، شکنجە و زندان سعی در کنترل جامعە نمودە است و امروز در بدترین شرایط دیپلماسی درون و برون مرزی خود بسر میبرد. شرایط بسیار نامساعدی البتە بر زندنیان عقیدتی، سیاسی حاکم نموده است و از این سپرهای انسانی همیشە برای رسیدن بە آماج پلید بهرە گرفتە است. اقدام بە شکستن درِ زندانها و آتشسوزی و فرار از ندامتگاههای حکومت کە در واقع سلاخخانەهای قرون وسطی را یاد آور ذهن پژوهشگر میباشد، دال بر وضعیت غیر قابل تحمل در این مکانها میباشد.
البتە بە ضروری نمیبینم تحلیل و توضیح شگردهای حکومت در بکارگیری اشکال مختلف شکنجە، دادگاهیهای نظامی و چند دقیقەای، اعدام و بە جوخە تیر بستن جوانان زیر سن قانونی، تجاوز بە دختران قبل از اجرای حکم اعدام و درخواست گل و شیرینی از خانوادە آنان بە دلیل آنکە باکرە از این دنیا نرفتند و گورهای دستە جمعی و دیگر جنایات در حق زندانیان ، اما ضروری و لازم است کە یادآور شرایط امروز حاکمیت باشیم کە در سراشیبی سقوطی غیر قابل انکار قرار گرفتە و جان آزادیخواهان و دگراندیشان بیش از پیش در معرض خطر بودە و بیم تکرار قتلعام دهە شصت و تشکیل هیئت مرگ وتراژدی خاورانها و لعنتآبادهای دیگر در دوران پس از روی کار آمدن رئیسی، تلنگریست، برای پیشگیری از آن.
آمار مبهوم و غیر قابل اعتماد کشتەشدگان اعتراضات آبانماە، عدم تائید تعداد دستگیرشدگان، درگیر بودن کل جهان بە تب جانگیر کوویت ١٩، بحران اقتصادی افسار گسیختە وکمبود قابل تعمق بودجە دولت و از همە مهمتر معاملە قرن از جانب سیستم ضد بشری پول و سرمایە در منطقە خاورمیانە و علیالخصوص جنگ نیابتی و سفارشی ترکیە از جانب پ د ک ، ندای آزادیخواهی زندانیان سیاسی و فراخوان آنان بە بایکوت فعال ضرورت حضور پررنگتر و رادیکالتر تودەهای مردم را در دفاع از زندانیان سیاسی صد چندان نمود.
بحرانهای عدیدە اقتصادی، اجتماعی، نارضایتی مردم از حکومت حاکم و بیرنگ شدن ترفندهای متعدد اصلاحطلب و جناح میانەرو کار را بە جائی رسانید کە امروز حکومت زیر لوای دمکراسی و انتخابات، دیکتاتوری محض را بە نمایش گذاشت. نمایندگان پست ریاست جمهوری را قاتلین و عاملین جنایات مردم در ٤٣ سال حاکمیت رژیم جنایتکار تشکیل میدادند ودر صورت انتخاب هر کدام از منتخبین خامنهائی، هیچ تغییری در وضعیت مردم ایجاد نشده و نخواهد گشت. خوشبختانە از شواهد و قرائن اینگونە بە نظر میآید کە رشد و آگاهی مردمی کە ٤٣ سال تحت حاکمیت مشتی ارازل و اوباش بسر بردە و در دو دهە گذشتە چشم انتظار ناجی خارجی و یا اتحاد احزاب اروپا و آمریکانشین، کە بیشتر بە صرافان برشکستە مینمایند بودند، بە درجەای رسیدە کە منتظر فراخوان بە قیام از جانب هیچ حزب و گروهی نماندند. با تشکیل کمیتهها، شوراها، صیانت و تبعیت از ندای پر خروش و پر صلابت زندانیان بغض در گلو ماسیدە و مشت در جیب پنهان را در خیابانها و میادین شهرها رونمائی نموده، بنیاد پوشالین و لرزان جمهوری ضد بشری ایران را برخواهند انداخت.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
▪️چنانچە مبرهن است، بعضی از قدرتهای فاشیست منطقەای و خیانتکاران داخلی، با پشتیبانی ابرقدرتها و اشغالگران جهانی، با تمام توان، خاک و فرزندان خلقمان را مورد هجوم قرار دادە و می خواهند چون صدەهای گذشته خلق و نیروهای انقلابیمان را نابود سازند. اگر چه ضربات کوبندەی گریلا به مغز استخوانشان رسیده و دشمن نتوانستە به هدف و مقصود خود برسد، اما مدام و با شیوەهای وحشیانە به حملاتشان ادامە می دهد و قوانین جنگ را آشکارا نقض می کند.
▪️به همین دلیل لازم است مانند خلقی دارای پیشینەی تاریخی و جوانان تشنە آزادی، پاسخ تندی به دشمنان داده و به هر شیوەای، سطح مبارزاتمان را ارتقا بخشیده و به صفوف گریلا بپیوندیم. تا به همە اثبات کنیم همانگونە کە در طول تاریخ تسلیمیت را قبول نکردەایم، اکنون و در آینده نیز آمادەایم با بدیلهای بزرگ از خاک سرزمینمان دفاع کنیم و غیر از حاکمیت، اراده و آزادیمان چیز دیگری را قبول نخواهیم کرد.
▪️زمان، زمان بیداری و آزادی است، هنگامەی بدل شدن بە ارادە و سپر ایستار است، آنچنان که داعش بە دست پسران و دختران خلقمان درهم شکستە شد و خطری جدی را از تمامی انسانیت دور ساختیم، همانگونە نیز لازم است خطر دولت فاشیست ترکیە و اردوغان تروریست اخوانی را از سرزمینمان و آیندە منطقه، دور سازیم.
▪️لازم است پوزەی اردوغان و ارتش سیاەاش را بە خاک مالیده و سرشان را بە صخرەهای قندیل و شاهو بکوبیم.
▪️برای پیوستن بە صفوف گریلا و مشارکت در روند افتخار ملی و ئازادیخواهی، برای آزادسازی سرزمینمان و حفاظت از دستاوردها و راه شهدای جاویدانمان، به قافلە راه آزادی بپیوندیم و برای دشمنان بە آتشی سوزنده و ابدی تندیل شویم.
▪️هر کسی در چهارچوب احساس مسئولیت خویش، خواستار پیوستن بە نیروی گریلا است، از طریق تلگرام با این آیدیها تماس برقرار کند:
@roj_1984
@waran0199
🆔 @GozarDemocratic
▪️به همین دلیل لازم است مانند خلقی دارای پیشینەی تاریخی و جوانان تشنە آزادی، پاسخ تندی به دشمنان داده و به هر شیوەای، سطح مبارزاتمان را ارتقا بخشیده و به صفوف گریلا بپیوندیم. تا به همە اثبات کنیم همانگونە کە در طول تاریخ تسلیمیت را قبول نکردەایم، اکنون و در آینده نیز آمادەایم با بدیلهای بزرگ از خاک سرزمینمان دفاع کنیم و غیر از حاکمیت، اراده و آزادیمان چیز دیگری را قبول نخواهیم کرد.
▪️زمان، زمان بیداری و آزادی است، هنگامەی بدل شدن بە ارادە و سپر ایستار است، آنچنان که داعش بە دست پسران و دختران خلقمان درهم شکستە شد و خطری جدی را از تمامی انسانیت دور ساختیم، همانگونە نیز لازم است خطر دولت فاشیست ترکیە و اردوغان تروریست اخوانی را از سرزمینمان و آیندە منطقه، دور سازیم.
▪️لازم است پوزەی اردوغان و ارتش سیاەاش را بە خاک مالیده و سرشان را بە صخرەهای قندیل و شاهو بکوبیم.
▪️برای پیوستن بە صفوف گریلا و مشارکت در روند افتخار ملی و ئازادیخواهی، برای آزادسازی سرزمینمان و حفاظت از دستاوردها و راه شهدای جاویدانمان، به قافلە راه آزادی بپیوندیم و برای دشمنان بە آتشی سوزنده و ابدی تندیل شویم.
▪️هر کسی در چهارچوب احساس مسئولیت خویش، خواستار پیوستن بە نیروی گریلا است، از طریق تلگرام با این آیدیها تماس برقرار کند:
@roj_1984
@waran0199
🆔 @GozarDemocratic
Telegram
attach 📎
زخم فروخورده دره زیلان
عثمان ایلری پیرمرد ۱۰۷ ساله کورد که شاهد قتلعام دره زیلان در ۹۱ سال قبل بوده است، اعلام کرد که اربابان و روسای عشایر در جریان قتلعام دره زیلان به خلقشان خیانت کردند، اما این خیانت هیچگاه فراموش نمیشود.
🆔 @GozarDemocratic
عثمان ایلری پیرمرد ۱۰۷ ساله کورد که شاهد قتلعام دره زیلان در ۹۱ سال قبل بوده است، اعلام کرد که اربابان و روسای عشایر در جریان قتلعام دره زیلان به خلقشان خیانت کردند، اما این خیانت هیچگاه فراموش نمیشود.
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
زخم فروخورده دره زیلان عثمان ایلری پیرمرد ۱۰۷ ساله کورد که شاهد قتلعام دره زیلان در ۹۱ سال قبل بوده است، اعلام کرد که اربابان و روسای عشایر در جریان قتلعام دره زیلان به خلقشان خیانت کردند، اما این خیانت هیچگاه فراموش نمیشود. 🆔 @GozarDemocratic
زخم فروخورده دره زیلان
عثمان ایلری پیرمرد ۱۰۷ ساله کورد که شاهد قتلعام دره زیلان در ۹۱ سال قبل بوده است، اعلام کرد که اربابان و روسای عشایر در جریان قتلعام دره زیلان به خلقشان خیانت کردند، اما این خیانت هیچگاه فراموش نمیشود.
امروز مصادف با نود و یکمین سالگرد قتلعام دره زیلان است. در ۱۳ ژوئیه سال ۱۹۳۰ خلق کورد با یکی از بزرگترین قتلعامهای خود مواجه شد. در منطقه دره زیلان از توابع ارجیش در شهر وان، ۴۴ روستا به آتش کشیده شده و هزاران انسان به قتل رسیدند. عثمان ایلری از معدود شاهدان زنده این قتلعام طی گفتگویی با خبرگزاری مزوپوتامیا اظهار داشت که خیانت اربابها و روسای عشایر را فراموش نکرده و خواهان اتحاد کوردها شد.
به آتش کشیده شدن ۴۴ روستا
بعد از قیام بروی حسکی تیلی در سال ۱۹۲۶ در منطقه آگری علیه دولت ترک، سازمان خوییبون که در سال ۱۹۲۹ در لبنان تاسیس شده بود، نیز در این قیام مشارکت میکند. سازمان خوییبون برای گردآوری و سازماندهی رزمندگانی که به طور نا منظم در این قیام شرکت کردهاند، شخصی به نام سید رسول از عشیره برزنجی را به منطقه دره زیلان اعزام میکند. دولت ترک به منظور دستگیری وی با گروهی ۴۰۰ نفر منطقه ارجیش را محاصره میکند و بعد از برخوردهای طولانی قیام کنندگان عقب نشینی کرده و به سوی مرزهای روژهلات (شرق) کوردستان عقب نشینی میکنند. بعد از آن بود که منطقه زیلان به تمامی محاصره شده و سربازان ۴۴ روستای این منطقه را به آتش میکشند.
هزاران انسان به قتل رسیدند
بعد از به آتش کشیدن روستاها، هزاران نفر به صورت دسته جمعی با سلاحهای اتوماتیک به قتل میرسند، افراد بازمانده از این قتلعام دسته جمعی نیز تبعد میشود. املاک و احشام روستاییان مصادره میشود. افراد بازماندهای که زیر اجساد کشتهشدگان مانده بودند مجبور بودند که سالیان دراز به صورت غیر قانونی زندگی کنند. اگرچه شمار افراد کشته شده را ۱۵ هزار نفر براورد کردهاند اما شاهدان و بازماندگان و برخی از منابع شمار کشته شدگان را به ۴۰ هزار نفر تخمین میزنند.
روزنانه جمهوریت: رود پر از اجساد کشته شدهگان بود
روزنامه جمهوریت در آن زمان در تیتر خود با چاپ تصویری از این قتلعام اعلام کرد: هوایپماهای ما در آسمان کوه آگری به پرواز درآمدهاند و قیام کنندگان را شدیدا بمباران میکنند. کوه آگری از بمباران به لرزه درآمده است. عقابهای آهنین ترکها این منطقه را پاک میکند. رودخانه زیلان از اجساد کشته شدگان پر شده است."
حیوانات از جنازهها تغذیه میکنند
عثمان ایلری ۱۰۷ ساله که از معدود شاهدان زنده این قتلعام بوده است اکنون در روستای اخس از توابع ارجیش زندگی میکند. ایلری با شرح مشاهدات خود از این قتلعام میگوید: در زمان قتلعام من در ییلاق کانی پوچ بودم. تمام افراد روستا را جمع کرده بودند و در چبلی همه را کشتند. روستاییان منطقه بکیرا را هم جمع کرده و در دره فیدی به قتل رساندند. هیچ کس نتوانست جنازهها را دفن کند. گرگ و شغال و روباهها تمام جنازهها را خوردند.
ایلری در بخش دیگری از خاطرات خود گفت افرادی که زیر جنازههای کشته شدگان زنده مانده بودند روزها زیر جنازهها ماندند. ما تلاش کردیم به ارجیش بازگردیم. سپس به روستای کوچکوپروی رفتیم و در آنجا ساکن شدیم. برخی تبعید شدند. به شهرهای مختلف ترکیه فرستاده شدند. بعد از سالها که بازگشتیم دیدیم همه چیز را از میان برداشتهاند.
خیانتها فراموش نمیشوند
ایلری در اظهارات خود گقت: همزمان با این قتلعام، علیه آنها خیانت نیز صورت گرفته است و او هیچگاه خیانت کورد به کورد را فراموش نمیکند و در ادامه افزود: در ان زمان اربابها و روسای عشایر به خلقشان خیانت کردند و این خیانت یکصد سال است که همچنان ادامه دارد. دیگر نباید کورد به کورد خیانت کند، نباید این خیانت را فراموش کرد. کورد باید متحد شود.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
عثمان ایلری پیرمرد ۱۰۷ ساله کورد که شاهد قتلعام دره زیلان در ۹۱ سال قبل بوده است، اعلام کرد که اربابان و روسای عشایر در جریان قتلعام دره زیلان به خلقشان خیانت کردند، اما این خیانت هیچگاه فراموش نمیشود.
امروز مصادف با نود و یکمین سالگرد قتلعام دره زیلان است. در ۱۳ ژوئیه سال ۱۹۳۰ خلق کورد با یکی از بزرگترین قتلعامهای خود مواجه شد. در منطقه دره زیلان از توابع ارجیش در شهر وان، ۴۴ روستا به آتش کشیده شده و هزاران انسان به قتل رسیدند. عثمان ایلری از معدود شاهدان زنده این قتلعام طی گفتگویی با خبرگزاری مزوپوتامیا اظهار داشت که خیانت اربابها و روسای عشایر را فراموش نکرده و خواهان اتحاد کوردها شد.
به آتش کشیده شدن ۴۴ روستا
بعد از قیام بروی حسکی تیلی در سال ۱۹۲۶ در منطقه آگری علیه دولت ترک، سازمان خوییبون که در سال ۱۹۲۹ در لبنان تاسیس شده بود، نیز در این قیام مشارکت میکند. سازمان خوییبون برای گردآوری و سازماندهی رزمندگانی که به طور نا منظم در این قیام شرکت کردهاند، شخصی به نام سید رسول از عشیره برزنجی را به منطقه دره زیلان اعزام میکند. دولت ترک به منظور دستگیری وی با گروهی ۴۰۰ نفر منطقه ارجیش را محاصره میکند و بعد از برخوردهای طولانی قیام کنندگان عقب نشینی کرده و به سوی مرزهای روژهلات (شرق) کوردستان عقب نشینی میکنند. بعد از آن بود که منطقه زیلان به تمامی محاصره شده و سربازان ۴۴ روستای این منطقه را به آتش میکشند.
هزاران انسان به قتل رسیدند
بعد از به آتش کشیدن روستاها، هزاران نفر به صورت دسته جمعی با سلاحهای اتوماتیک به قتل میرسند، افراد بازمانده از این قتلعام دسته جمعی نیز تبعد میشود. املاک و احشام روستاییان مصادره میشود. افراد بازماندهای که زیر اجساد کشتهشدگان مانده بودند مجبور بودند که سالیان دراز به صورت غیر قانونی زندگی کنند. اگرچه شمار افراد کشته شده را ۱۵ هزار نفر براورد کردهاند اما شاهدان و بازماندگان و برخی از منابع شمار کشته شدگان را به ۴۰ هزار نفر تخمین میزنند.
روزنانه جمهوریت: رود پر از اجساد کشته شدهگان بود
روزنامه جمهوریت در آن زمان در تیتر خود با چاپ تصویری از این قتلعام اعلام کرد: هوایپماهای ما در آسمان کوه آگری به پرواز درآمدهاند و قیام کنندگان را شدیدا بمباران میکنند. کوه آگری از بمباران به لرزه درآمده است. عقابهای آهنین ترکها این منطقه را پاک میکند. رودخانه زیلان از اجساد کشته شدگان پر شده است."
حیوانات از جنازهها تغذیه میکنند
عثمان ایلری ۱۰۷ ساله که از معدود شاهدان زنده این قتلعام بوده است اکنون در روستای اخس از توابع ارجیش زندگی میکند. ایلری با شرح مشاهدات خود از این قتلعام میگوید: در زمان قتلعام من در ییلاق کانی پوچ بودم. تمام افراد روستا را جمع کرده بودند و در چبلی همه را کشتند. روستاییان منطقه بکیرا را هم جمع کرده و در دره فیدی به قتل رساندند. هیچ کس نتوانست جنازهها را دفن کند. گرگ و شغال و روباهها تمام جنازهها را خوردند.
ایلری در بخش دیگری از خاطرات خود گفت افرادی که زیر جنازههای کشته شدگان زنده مانده بودند روزها زیر جنازهها ماندند. ما تلاش کردیم به ارجیش بازگردیم. سپس به روستای کوچکوپروی رفتیم و در آنجا ساکن شدیم. برخی تبعید شدند. به شهرهای مختلف ترکیه فرستاده شدند. بعد از سالها که بازگشتیم دیدیم همه چیز را از میان برداشتهاند.
خیانتها فراموش نمیشوند
ایلری در اظهارات خود گقت: همزمان با این قتلعام، علیه آنها خیانت نیز صورت گرفته است و او هیچگاه خیانت کورد به کورد را فراموش نمیکند و در ادامه افزود: در ان زمان اربابها و روسای عشایر به خلقشان خیانت کردند و این خیانت یکصد سال است که همچنان ادامه دارد. دیگر نباید کورد به کورد خیانت کند، نباید این خیانت را فراموش کرد. کورد باید متحد شود.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
واقعیت خلقمان را در مقاومت کوهستان تجلی دادیم
گریلاهای جنبش آزادیخواهی کوردستان با جنگ انقلابی خود که از ابتدای ۲۰۲۱ آن را آغاز کردهاند، درسی تاریخی به ارتش اشغالگر ترکیه دادند.
🆔 @GozarDemocratic
گریلاهای جنبش آزادیخواهی کوردستان با جنگ انقلابی خود که از ابتدای ۲۰۲۱ آن را آغاز کردهاند، درسی تاریخی به ارتش اشغالگر ترکیه دادند.
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
واقعیت خلقمان را در مقاومت کوهستان تجلی دادیم گریلاهای جنبش آزادیخواهی کوردستان با جنگ انقلابی خود که از ابتدای ۲۰۲۱ آن را آغاز کردهاند، درسی تاریخی به ارتش اشغالگر ترکیه دادند. 🆔 @GozarDemocratic
واقعیت خلقمان را در مقاومت کوهستان تجلی دادیم
گریلاهای جنبش آزادیخواهی کوردستان با جنگ انقلابی خود که از ابتدای ۲۰۲۱ آن را آغاز کردهاند، درسی تاریخی به ارتش اشغالگر ترکیه دادند.
گریلاهای جنبش آزادیخواهی که برای آزادی ملت کوردستان و ایجاد کوردستانی آزاد مبارزه میکنند در کوههای سرزمینشان و در میان خلق کوردستان سنگر گرفتهاند. مقاومت گریلای آزادی، واقعیت کوهستانهای کوردستان و ملت کورد را عیان کرده است، آنها حقیقت موجودیت و هستی کوردستان را در حقیقت مقاومت و دفاع کوهستانهای قندیل معنا کردهاند. گریلاهای آزادی هم اکنون رژیم اشغالگر ترکیه را زمین گیر کرده و هر لحظه هدف عملیات فدایی و گریلایی قرار میدهند. برای درک این حقیقت عملیات ۲۰۱۷ که در آن مقر نیروهای پلیس دولت ترک هدف قرار گرفت را به یاد آورید....
مطمئن هستم و بر این باورم که همه آن را به خاطر دارند. گریلاهای جنبش آزادیخواهی زیر این مقر دولت ترک یک تونل کشیده، از آن عکس گرفتند و سپس از آن خارج شدند، پس از مدت کوتاهی، مقر مذكور در عملیاتی فدایی به طور کامل منهدم شد. این عملیات و شیوه جنگ گریلاهای ه.پ.گ و یژاستار نه آغاز است و نه پایان، بلکه حقیقت مبارزه تا آزادیست. سوال این است، آنچه این مقاومت را آفرید، چه بود و چیست؟ تفاوت و خلاقیت این شیوه جنگ گریلایی چگون به وجود آمد؟ تونلهای جنگی ویتنام که اکنون مورد توجه قرار گرفته و به جاذبههای توریستی تبدیل شدهاند، سرنوشت جنگ را تغییر داده و به کابوسی برای ارتش آمریکا تبدیل شد. خوب است که بپرسیم و درک کنیم که گریلاها در این تونلهای جنگ چگونه مبارزه میکنند و با چه اندیشهای اینگونه مقاومت میکنند؟
میتوان گفت که گریلاهای جنبش آزادیخواهی با جنگ مدرنی که از ابتدای ۲۰۲۱ آغاز کردهاند، درسی تاریخی به دشمن داده و روزانه با هدف قرار دادن ارتش اشغالگر ترک آن را به طور کامل زمینگیر کردهاند. آنچه گریلا «شورش بیتالشباب» در گاره و ارتفاعات سیانه به آن دست زد همین بود. اکنون مقاومتی از نوع مقاومت «شورش بیتالشباب» چنان گسترش یافته است که حتی عبارت «فدایی» هم نمیتواند بازگو کننده تمامی جوانب این مقاومت باشد. انسان میتواند این خصوص را در کارزارهای انقلابی شاهینهای زاگرس و مقاومت جنگ خابور بوضوح مشاهده کند.
سیاست، شخصیت انقلابی و توان پاسخگویی نشانههای حقیقت گریلای مدرن است. این معیارها نشانگر این هستند که گریلا فقط در عرصه تکنیک نوآوری نکرده است، بلکه علاوه بر عزم راسخ خود در مجازات اشغالگرانی که پا به کوردستان گذاشتهاند، از نقطه نظر شیوههای جنگ انقلابی، تکنیک و دفاع نیز روشهای جدیدی خلق کردهاند. میتوان گفت که در چهارچوب بازسازی ه.پ.گ و یژاستار برای اولین بار در تاریخ جنگهای چریکی و گریلایی روشها و تاکتیکهای مدرن پیاده و ارائه شده است.
جنگ گریلایی در جهان بدون شک دارای ویژگی نامتقارن است. مقاومت و مبارزهای که در زاپ، متینا و آواشین انجام میشود، پراکتیک این شیوه مبارزه مدرن است. ارتش اشغالگر ترک جهت ورود و کنترل تونلهای جنگی حتی از سلاحهای شیمیایی نیز استفاده کرد، با وجود ۱۱ روز بمباران و استفاده از سلاحهای شمیایی، باز هم نتوانست کنترل تونلهای جنگی مام رشو و آواشین را بدست بگیرد. با گذشت ۳۵ روز نتوانست وارد تونلهای جنگی تپه زندوره در عرصه متینا شود. جیلوی کوچک در عرصه زاپ مثالی دیگر از این دست است. این نشان میدهد که جنگ نامتقارن و غیرجبههای به بالاترین حد خود رسیده است. بله، نیروها برابر نیستند، شرایط جنگ، تجهیزات جنگی ما با دشمن برابر نیست، ولی گریلا در هر عملیاتی بر اساس شرایط جنگ و مبارزه نوین عمل کرده و مقاومتی بینظیر از خود نشان داده است.
تونلهای جنگ در ویتنام سرنوشت جنگ را تغییر داد، همچنان که در مقاومت سیانه تونلهای جنگ شهید شورش بیتالاشباب در تاریخ جای گرفتند. به این معنی که دشمن از ترس وجود کمین در تونلهای جنگی سیانه و مام رشو، جسارت نزدیک شدن به این تونلها را ندارند. با وجود اینکه این مناطق و تونلها را هدف بمباران شیمیایی نیز قرار دادند، ناچار به عقبنشینی شدند، چون گریلاها از این تونل ها به عنوان نقطههای پوششی به خوبی استفاده کردند. گریلاهای ه.پ.گ و یژاستار بدون شک تنها کلمهای جدید خلق نکردهاند، این تونلها قبلا نیز وجود داشت، بلکه مقاومت و مبارزه در جنگ با اشغالگر تاریخ ساز شده و کلمه و مفهوم فدایی را از نو بازتعریف کرده است.
گریلاهای جنبش آزادیخواهی از سال ۱۹۸۰ در عرصه بهدینان مستقر شدهاند و لازم نیست در باره عملیاتها و مقاومت گریلایی در مناطق زاپ، متینا و آواشین صحبتی به میان آوریم.
گریلاهای جنبش آزادیخواهی کوردستان با جنگ انقلابی خود که از ابتدای ۲۰۲۱ آن را آغاز کردهاند، درسی تاریخی به ارتش اشغالگر ترکیه دادند.
گریلاهای جنبش آزادیخواهی که برای آزادی ملت کوردستان و ایجاد کوردستانی آزاد مبارزه میکنند در کوههای سرزمینشان و در میان خلق کوردستان سنگر گرفتهاند. مقاومت گریلای آزادی، واقعیت کوهستانهای کوردستان و ملت کورد را عیان کرده است، آنها حقیقت موجودیت و هستی کوردستان را در حقیقت مقاومت و دفاع کوهستانهای قندیل معنا کردهاند. گریلاهای آزادی هم اکنون رژیم اشغالگر ترکیه را زمین گیر کرده و هر لحظه هدف عملیات فدایی و گریلایی قرار میدهند. برای درک این حقیقت عملیات ۲۰۱۷ که در آن مقر نیروهای پلیس دولت ترک هدف قرار گرفت را به یاد آورید....
مطمئن هستم و بر این باورم که همه آن را به خاطر دارند. گریلاهای جنبش آزادیخواهی زیر این مقر دولت ترک یک تونل کشیده، از آن عکس گرفتند و سپس از آن خارج شدند، پس از مدت کوتاهی، مقر مذكور در عملیاتی فدایی به طور کامل منهدم شد. این عملیات و شیوه جنگ گریلاهای ه.پ.گ و یژاستار نه آغاز است و نه پایان، بلکه حقیقت مبارزه تا آزادیست. سوال این است، آنچه این مقاومت را آفرید، چه بود و چیست؟ تفاوت و خلاقیت این شیوه جنگ گریلایی چگون به وجود آمد؟ تونلهای جنگی ویتنام که اکنون مورد توجه قرار گرفته و به جاذبههای توریستی تبدیل شدهاند، سرنوشت جنگ را تغییر داده و به کابوسی برای ارتش آمریکا تبدیل شد. خوب است که بپرسیم و درک کنیم که گریلاها در این تونلهای جنگ چگونه مبارزه میکنند و با چه اندیشهای اینگونه مقاومت میکنند؟
میتوان گفت که گریلاهای جنبش آزادیخواهی با جنگ مدرنی که از ابتدای ۲۰۲۱ آغاز کردهاند، درسی تاریخی به دشمن داده و روزانه با هدف قرار دادن ارتش اشغالگر ترک آن را به طور کامل زمینگیر کردهاند. آنچه گریلا «شورش بیتالشباب» در گاره و ارتفاعات سیانه به آن دست زد همین بود. اکنون مقاومتی از نوع مقاومت «شورش بیتالشباب» چنان گسترش یافته است که حتی عبارت «فدایی» هم نمیتواند بازگو کننده تمامی جوانب این مقاومت باشد. انسان میتواند این خصوص را در کارزارهای انقلابی شاهینهای زاگرس و مقاومت جنگ خابور بوضوح مشاهده کند.
سیاست، شخصیت انقلابی و توان پاسخگویی نشانههای حقیقت گریلای مدرن است. این معیارها نشانگر این هستند که گریلا فقط در عرصه تکنیک نوآوری نکرده است، بلکه علاوه بر عزم راسخ خود در مجازات اشغالگرانی که پا به کوردستان گذاشتهاند، از نقطه نظر شیوههای جنگ انقلابی، تکنیک و دفاع نیز روشهای جدیدی خلق کردهاند. میتوان گفت که در چهارچوب بازسازی ه.پ.گ و یژاستار برای اولین بار در تاریخ جنگهای چریکی و گریلایی روشها و تاکتیکهای مدرن پیاده و ارائه شده است.
جنگ گریلایی در جهان بدون شک دارای ویژگی نامتقارن است. مقاومت و مبارزهای که در زاپ، متینا و آواشین انجام میشود، پراکتیک این شیوه مبارزه مدرن است. ارتش اشغالگر ترک جهت ورود و کنترل تونلهای جنگی حتی از سلاحهای شیمیایی نیز استفاده کرد، با وجود ۱۱ روز بمباران و استفاده از سلاحهای شمیایی، باز هم نتوانست کنترل تونلهای جنگی مام رشو و آواشین را بدست بگیرد. با گذشت ۳۵ روز نتوانست وارد تونلهای جنگی تپه زندوره در عرصه متینا شود. جیلوی کوچک در عرصه زاپ مثالی دیگر از این دست است. این نشان میدهد که جنگ نامتقارن و غیرجبههای به بالاترین حد خود رسیده است. بله، نیروها برابر نیستند، شرایط جنگ، تجهیزات جنگی ما با دشمن برابر نیست، ولی گریلا در هر عملیاتی بر اساس شرایط جنگ و مبارزه نوین عمل کرده و مقاومتی بینظیر از خود نشان داده است.
تونلهای جنگ در ویتنام سرنوشت جنگ را تغییر داد، همچنان که در مقاومت سیانه تونلهای جنگ شهید شورش بیتالاشباب در تاریخ جای گرفتند. به این معنی که دشمن از ترس وجود کمین در تونلهای جنگی سیانه و مام رشو، جسارت نزدیک شدن به این تونلها را ندارند. با وجود اینکه این مناطق و تونلها را هدف بمباران شیمیایی نیز قرار دادند، ناچار به عقبنشینی شدند، چون گریلاها از این تونل ها به عنوان نقطههای پوششی به خوبی استفاده کردند. گریلاهای ه.پ.گ و یژاستار بدون شک تنها کلمهای جدید خلق نکردهاند، این تونلها قبلا نیز وجود داشت، بلکه مقاومت و مبارزه در جنگ با اشغالگر تاریخ ساز شده و کلمه و مفهوم فدایی را از نو بازتعریف کرده است.
گریلاهای جنبش آزادیخواهی از سال ۱۹۸۰ در عرصه بهدینان مستقر شدهاند و لازم نیست در باره عملیاتها و مقاومت گریلایی در مناطق زاپ، متینا و آواشین صحبتی به میان آوریم.
گذار دموکراتیک
واقعیت خلقمان را در مقاومت کوهستان تجلی دادیم گریلاهای جنبش آزادیخواهی کوردستان با جنگ انقلابی خود که از ابتدای ۲۰۲۱ آن را آغاز کردهاند، درسی تاریخی به ارتش اشغالگر ترکیه دادند. 🆔 @GozarDemocratic
گریلا هزینههای زیادی برای این مناطق متحمل شده است، عملیاتهای انقلابی زیادی در این مناطق به انجام رسانده است، هر درخت و سنگ این منطقه را با خون خود حفظ کرده و به فلسفه و حافظه مبارزه تبدیل کرده است. باشور کوردستان بخش پر از رنج سرزمینمان با حضور نیروی گریلا عجین شده است. ابتکار عمل این جنگ از ۲۳ آوریل در دست گریلاهاست. یکی از معیارهای جنگ گریلایی "استتار خود و کنترل دشمن" است، که گریلاهای کوردستان در حال حاضر این ابتکار عمل را به بهترین شیوه ممکن به پیش میبرند.
در جیلوی کوچک دهها عملیات مشابه انجام گرفت، نیروهای اشغالگر ترک بر این باور بودند که به راحتی میتوانند وارد این منطقه شوند، اما گریلاهایی که خود را بخوبی مخفی کرده بودند، آنها را هدف حملات ناگهانی و غافلگیرانه قرار دادند و ضربات سنگینی به آنها وارد کردند، که این به عقب نشینی آنها انجامید. به همین شکل در آواشین و در عرصه "دره کنفرانس" نیز بعد از اینکه هدف حملات نیروهای یژاستار قرار گرفتند، غافلگیر شده و به منظور عقب نشینی از این منطقه، به بمباران این منطقه اقدام کردند و تنها به این شکل توانستند، از منطقه فرار کنند.
اکنون لازم است که نگاهی به فعالیتهای نیروی پدافند دفاع هوایی شهید دلال که با توجه به امکانات بسیار کمی که در اختیار دارند نیز داشته باشیم. اکنون رژیم اشغالگر و فاشیست ترک میتواند بگوید "کشور با مشکل بقا روبروست". بر این باور هستیم که دولت فاشیت ترک و حکومت آ.ک.پ بعد از عملیاتهای انقلابی آمد، الیح و شرنخ این سخنان را بر زبان آورده بودند. این عملیاتهای گریلاهای جنبش آزادیخواهی تمامی سیستم مرزی حکومت ترک که برای بقای استعمارگری خود ایجاد کرده بود، را منهدم کرد.
برای آنها مشخص نیست که گریلا چه زمین از هوا و چه زمان از زمین آنها را هدف قرار میدهد. برای رژیم اشغالگر ترک مشخص نیست که شاهینهای شهید آمد چه زمان آنها را از آسمان هدف قرار میدهند. یعنی برای آنها نامشخص است که یک تونل جنگی جدید کی و چگونه باز میشود. این توان انقلابی ما، کوهها، شهرها و آسمان کوردستان را به جهنمی برای اشغالگران تبدیل کرده و آنها را از پای درآورده است. هر کس که بخواهد در فاشیسم ترک سهیم شود و برای کوردستان درد و رنج ایجاد کند، بدون شک هدف گریلاهای انقلابی خواهد بود. گریلاهای ه.پ.گ و یژاستار در تمامی ارزیابیهای خود اعلام کردهاند که آنها پرسپکتیف "جنگ خلق انقلابی " را پیاده خواهند کرد. شاید گریلا در کوهها باشد، اما هیچ زمانی از خلقش دور نبوده است. چون کوه واقعیت موجودیت ملت است و کوه و شهر یکی هستند.گریلا، کوههای کوردستان را به دروازه آزادی و امید به آزادی تبدیل کرده است. باید این مسئله مهم را در ذهن خود داشته باشید: "گریلا نیروهای دفاعی ملت و سرزمین کوردستان و کوههای کوردستان هستند."
ANF
🆔 @GozarDemocratic
در جیلوی کوچک دهها عملیات مشابه انجام گرفت، نیروهای اشغالگر ترک بر این باور بودند که به راحتی میتوانند وارد این منطقه شوند، اما گریلاهایی که خود را بخوبی مخفی کرده بودند، آنها را هدف حملات ناگهانی و غافلگیرانه قرار دادند و ضربات سنگینی به آنها وارد کردند، که این به عقب نشینی آنها انجامید. به همین شکل در آواشین و در عرصه "دره کنفرانس" نیز بعد از اینکه هدف حملات نیروهای یژاستار قرار گرفتند، غافلگیر شده و به منظور عقب نشینی از این منطقه، به بمباران این منطقه اقدام کردند و تنها به این شکل توانستند، از منطقه فرار کنند.
اکنون لازم است که نگاهی به فعالیتهای نیروی پدافند دفاع هوایی شهید دلال که با توجه به امکانات بسیار کمی که در اختیار دارند نیز داشته باشیم. اکنون رژیم اشغالگر و فاشیست ترک میتواند بگوید "کشور با مشکل بقا روبروست". بر این باور هستیم که دولت فاشیت ترک و حکومت آ.ک.پ بعد از عملیاتهای انقلابی آمد، الیح و شرنخ این سخنان را بر زبان آورده بودند. این عملیاتهای گریلاهای جنبش آزادیخواهی تمامی سیستم مرزی حکومت ترک که برای بقای استعمارگری خود ایجاد کرده بود، را منهدم کرد.
برای آنها مشخص نیست که گریلا چه زمین از هوا و چه زمان از زمین آنها را هدف قرار میدهد. برای رژیم اشغالگر ترک مشخص نیست که شاهینهای شهید آمد چه زمان آنها را از آسمان هدف قرار میدهند. یعنی برای آنها نامشخص است که یک تونل جنگی جدید کی و چگونه باز میشود. این توان انقلابی ما، کوهها، شهرها و آسمان کوردستان را به جهنمی برای اشغالگران تبدیل کرده و آنها را از پای درآورده است. هر کس که بخواهد در فاشیسم ترک سهیم شود و برای کوردستان درد و رنج ایجاد کند، بدون شک هدف گریلاهای انقلابی خواهد بود. گریلاهای ه.پ.گ و یژاستار در تمامی ارزیابیهای خود اعلام کردهاند که آنها پرسپکتیف "جنگ خلق انقلابی " را پیاده خواهند کرد. شاید گریلا در کوهها باشد، اما هیچ زمانی از خلقش دور نبوده است. چون کوه واقعیت موجودیت ملت است و کوه و شهر یکی هستند.گریلا، کوههای کوردستان را به دروازه آزادی و امید به آزادی تبدیل کرده است. باید این مسئله مهم را در ذهن خود داشته باشید: "گریلا نیروهای دفاعی ملت و سرزمین کوردستان و کوههای کوردستان هستند."
ANF
🆔 @GozarDemocratic
Forwarded from خبرگزاری فرات | فارسی
🔹دوران کالکان: بایدن به اردوغان هشدار داده است
🔻دوران کالکان عضو شورای رهبری حزب کارگران کوردستان با اشاره به دلیل عزیمت اردوغان به شهر آمَد گفت: مشخص است که بایدن بر اردوغان فشار وارد کرده است و با جدیت به وی هشدار داده است. عزیمت اردوغان به آمد تصمیم شخصی وی نبوده است.
بیشتر بخوانید...
🌍 https://bit.ly/2Vxzx3f
وبسایت | تلگرام | اینستاگرام | فیسبوک | توئیتر | ارتباط با ما
🔻دوران کالکان عضو شورای رهبری حزب کارگران کوردستان با اشاره به دلیل عزیمت اردوغان به شهر آمَد گفت: مشخص است که بایدن بر اردوغان فشار وارد کرده است و با جدیت به وی هشدار داده است. عزیمت اردوغان به آمد تصمیم شخصی وی نبوده است.
بیشتر بخوانید...
🌍 https://bit.ly/2Vxzx3f
وبسایت | تلگرام | اینستاگرام | فیسبوک | توئیتر | ارتباط با ما
ANF News
دوران کالکان: بایدن به اردوغان هشدار داده است
دوران کالکان عضو شورای رهبری حزب کارگران کوردستان به مناسبت ۳۹ سالگرد مقاومت بزرگ روزه مرگ در ۱۴ ژوئیه در برنامه ویژه میدیا خبر شرکت کرد.دوران کالکان در ابتدای سخنان خود ضمن درود به مقاومت رهبر خ...
Forwarded from ارتش سایبری گارد جاویدان ایران
🔺سومین فایل کمیتە تحقیقاتی کژار منتشر گردید.
🔺این فایل کە بە زبان های فارسی و کوردی(سورانی) مباشد مباحثی در خصوص دین از دیدگاە جامعە شناسان، اولین ادیان و اعتقادات، ازدواج در سنین کودکی،چند همسری،ناموس و کشتن تحت عنوان ناموس و در ادامە این بحث کمیتە تحقیقات کژار می افزاید” داستان باوریها از پرستش طبیعت آغاز گشت و به چند خدایی تبدیل شده و در نهایت به یک خدایی رسید”
بییشتر بخوانید در...
🌍https://kjar.online/fa/2021/07/14/سومین-فایل-تحقیقاتی-کژار-منتشر-گردید/
وبسایت|فیسبوک|تلگرام|تویتر|اینستاگرام
#جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
🆔 @kjar_2014
🔺این فایل کە بە زبان های فارسی و کوردی(سورانی) مباشد مباحثی در خصوص دین از دیدگاە جامعە شناسان، اولین ادیان و اعتقادات، ازدواج در سنین کودکی،چند همسری،ناموس و کشتن تحت عنوان ناموس و در ادامە این بحث کمیتە تحقیقات کژار می افزاید” داستان باوریها از پرستش طبیعت آغاز گشت و به چند خدایی تبدیل شده و در نهایت به یک خدایی رسید”
بییشتر بخوانید در...
🌍https://kjar.online/fa/2021/07/14/سومین-فایل-تحقیقاتی-کژار-منتشر-گردید/
وبسایت|فیسبوک|تلگرام|تویتر|اینستاگرام
#جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
🆔 @kjar_2014
t.me
سێهەمین فایلی کۆمیتەی لێکۆڵینەوەی کژار بڵاو کرایەوە | کۆمەڵگای ژنانی ئازادی رۆژهەڵاتی کوردستان
<p>خوێنەرانی بەڕێز سێهەمین فایلی لێکۆڵینەوەی کژار سەبارەت بە “روانگەی دین سەبارەت بە ژنان” بڵاو کرایەوە. کۆمیتەی لێکۆڵینەوەی کژار لەم فایلەی دا سەبارەت بە باوەڕیەکانی ئانیمیسم و چەندخودایی وهەروەها کولتووری دایک-خوداوەند کە لە زۆربەی وڵاتان تەختە بەرد دۆزراونەتەوە…
Forwarded from ارتش سایبری گارد جاویدان ایران
دیدگاه دین نسبت به زنان.pdf
1.9 MB
١۴ ژوئیه؛ سالگرد مقاومت مثالزدنی پیشاهنگان پ.ک.ک در زندان «آمَد»
پس از ٣٩ سال با جانفشانی هزاران زن و مرد مبارز، امروز جبهه آزادیخواهی کوردها از چنان انسجام و قدرتی برخوردار است که هر روز و هر ماه سنگرهای بیشتری را در نبرد با دولتهای سلطهگر بر کوردستان و خط خودفروشی پ.د.ک به دست میآورد.
🆔 @GozarDemocratic
پس از ٣٩ سال با جانفشانی هزاران زن و مرد مبارز، امروز جبهه آزادیخواهی کوردها از چنان انسجام و قدرتی برخوردار است که هر روز و هر ماه سنگرهای بیشتری را در نبرد با دولتهای سلطهگر بر کوردستان و خط خودفروشی پ.د.ک به دست میآورد.
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
١۴ ژوئیه؛ سالگرد مقاومت مثالزدنی پیشاهنگان پ.ک.ک در زندان «آمَد» پس از ٣٩ سال با جانفشانی هزاران زن و مرد مبارز، امروز جبهه آزادیخواهی کوردها از چنان انسجام و قدرتی برخوردار است که هر روز و هر ماه سنگرهای بیشتری را در نبرد با دولتهای سلطهگر بر کوردستان…
١۴ ژوئیه؛ سالگرد مقاومت مثالزدنی پیشاهنگان پ.ک.ک در زندان «آمَد»
پس از ٣٩ سال با جانفشانی هزاران زن و مرد مبارز، امروز جبهه آزادیخواهی کوردها از چنان انسجام و قدرتی برخوردار است که هر روز و هر ماه سنگرهای بیشتری را در نبرد با دولتهای سلطهگر بر کوردستان و خط خودفروشی پ.د.ک به دست میآورد.
امروز چهاردهم ژوئیه/ ٢٣ تیرماه، سیونهمین سالگرد مقاومت تاریخساز پیشاهنگان پ.ک.ک در زندانهای ترکیه است. زندانیان پ.ک.ک در سال ١٩٨٢ در چنین روزی در واکنش به شکنجه و توحشی که در زندانها اعمال میشد دست به اعتصاب غذایی زدند که در ترکیه به «روزه مرگ» معروف شد.
امروز در حالی یاد آن دوران گرامی داشته میشود که انقلاب آزادیخواهی کوردها در تمامی بخشهای کوردستان هر روز سنگرهای بیشتری را فتح میکند.
عاملان کودتای ١٢ سپتامبر ١٩٨٠ ترکیه در این دهه برای شکستن اراده پیشاهنگان و انقلابیون حزب کارگران کوردستان، زندان مرکزی بزرگ شهر آمد را به شکنجهگاهی مخوف مبدل کرده بودند.
اما پیشاهنگان پ.ک.ک با مقاومتی مثال زدنی کودتاگران را ناکام گذاشتند و با آغاز «روزه مرگ» برگی تازه در تاریخ مقاومت کوردستان ورق زدند.
در آنزمان خیری دورموش عضو کمیته مرکزی پ.ک.ک طی سخنانی در یک دادگاه نظامی با اشاره به شکنجهها و برخوردهای وحشیانه با زندانیان سیاسی در شهر آمَد تصمیم خود برای آغاز اعتصاب غذای نامحدود را اعلام کرد.
پس از خیری دورموش، کمال پیر، عاکف یلماز، علی چیچک، مصطفی کاراسو، فواد چاوگون، علی کلیچ، بدرالدین کاواک و حمید کانکلیچ نیز به روزه مرگ پیوستند.
در پی این اقدام کمال پیر در تاریخ ٧ سپتامبر ١٩٨٢/ ١۶ شهریور ١٣۶١، خیری دورموش در ١٣ سپتامبر/ ٢٢ شهریور، عاکف یلماز در ١۵ سپتامبر/ ٢۴ شهریور و علی چیچک در ١٧ همان ماه/ ٢۶ شهریور به ترتیب جان خود را از دست دادند.
از این جمع خیری دورموش وصیت کرده بود بر سنگ مزارش بنویسند «مدیون مردمم».
مقاومت پیشاهنگان پ.ک.ک در زندان چنان خلق کورد را تحت تأثیر قرار داد که نیرویی مضاعف به مبارزات آزادیخواهی آنها بخشید و پس از دو سال ارتش رهائیبخش کوردستان (ARGK) مبارزات مسلحانه علیه حکومت ترکیه را آغاز کرد.
این مبارزات به تدریج به سراسر کوردستان گسترش یافت تا جایی که در نوزدهم ژوئیه سال ٢٠١٢ پس از شروع روند آزاد سازی شهرهای روژاوای کوردستان از دست حکومت بعث سوریه مبارزان اعلام کردند که موفقیتهای امروز حاصل مقاومتی بود که پیشاهنگان کورد سی و سه سال پیش در زندان آمَد از خود نشان دادند.
پس از ٣٩ سال با جانفشانی هزاران زن و مرد مبارز، امروز جبهه آزادیخواهی کوردها از چنان انسجام و قدرتی برخوردار است که هر روز و هر ماه سنگرهای بیشتری را در نبرد با دولتهای سلطهگر بر کوردستان و خط خودفروشی پ.د.ک به دست میآورد.
در روژهلات (شرق) کوردستان جامعه کورد با پیشاهنگی جنبش آزادیخواهی با رسیدن به سطحی از خودباوری برای ایجاد «ملت دمکراتیک» گام برمیدارد و در حال گسترش سازماندهی و نیروی دفاعی خویش است.
در باکور (شمال) کوردستان همزمان با آغاز فرایند حل مسالمتآمیز مسئله کورد از سوی عبدالله اوجالان، رهبر خلق کورد، جبهه سیاسی کوردها پیشرفتهای قابل توجهی داشته و در کنار قیامهای مردمی باعث شده که خطوط قرمز ترکیه علیه کوردها یکی پس از دیگر شکسته شوند. رژیم فاشیست ترکیه با سرکردگی اردوغان- باخچلی علیرغم استفاده از تمامی توانایی دولت ترک برای نابودی جنبش کورد نتوانستهاند موفقیتی کسب کنند و رژیم آ.ک.پ-م.ه.پ به عنوان رژیم مافیایی ترکیه و یک حکومت تروریستی با بنبست مواجه شده است.
در باشور (جنوب) کوردستان به رغم همدستی پارت دمکرات کوردستان و پافشاری این حزب بر خط خیانت و خودفروشی، خلق کورد این بخش از میهن کماکان برای دفاع از دستاورد کنونی و گسترش دمکراسی در تلاش هستند. اصرار پ.د.ک بر جنگ کوردکشی در همدستی با رژیم فاشیست ترکیه تاکنون با شکست مواجه شده است و مشروعیت و ماهیت این حزب را بیش از هر زمان دیگری زیر سئوال برده است.
همچنین در روژاوا کوردستان با وجود حملات همه جانبه و توطئهگریهای بینالمللی که علیه کانتونهای سه گانه انجام شد اما کوردها برای دفاع از مدل خودمدیریتی مصمم هستند و نشان دادهاند الگوی مدیریتی روژاوا میتواند مدلی برای حل مشکلات ملی و مذهبی در دیگر کشورهای منطقه نیز باشد.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
پس از ٣٩ سال با جانفشانی هزاران زن و مرد مبارز، امروز جبهه آزادیخواهی کوردها از چنان انسجام و قدرتی برخوردار است که هر روز و هر ماه سنگرهای بیشتری را در نبرد با دولتهای سلطهگر بر کوردستان و خط خودفروشی پ.د.ک به دست میآورد.
امروز چهاردهم ژوئیه/ ٢٣ تیرماه، سیونهمین سالگرد مقاومت تاریخساز پیشاهنگان پ.ک.ک در زندانهای ترکیه است. زندانیان پ.ک.ک در سال ١٩٨٢ در چنین روزی در واکنش به شکنجه و توحشی که در زندانها اعمال میشد دست به اعتصاب غذایی زدند که در ترکیه به «روزه مرگ» معروف شد.
امروز در حالی یاد آن دوران گرامی داشته میشود که انقلاب آزادیخواهی کوردها در تمامی بخشهای کوردستان هر روز سنگرهای بیشتری را فتح میکند.
عاملان کودتای ١٢ سپتامبر ١٩٨٠ ترکیه در این دهه برای شکستن اراده پیشاهنگان و انقلابیون حزب کارگران کوردستان، زندان مرکزی بزرگ شهر آمد را به شکنجهگاهی مخوف مبدل کرده بودند.
اما پیشاهنگان پ.ک.ک با مقاومتی مثال زدنی کودتاگران را ناکام گذاشتند و با آغاز «روزه مرگ» برگی تازه در تاریخ مقاومت کوردستان ورق زدند.
در آنزمان خیری دورموش عضو کمیته مرکزی پ.ک.ک طی سخنانی در یک دادگاه نظامی با اشاره به شکنجهها و برخوردهای وحشیانه با زندانیان سیاسی در شهر آمَد تصمیم خود برای آغاز اعتصاب غذای نامحدود را اعلام کرد.
پس از خیری دورموش، کمال پیر، عاکف یلماز، علی چیچک، مصطفی کاراسو، فواد چاوگون، علی کلیچ، بدرالدین کاواک و حمید کانکلیچ نیز به روزه مرگ پیوستند.
در پی این اقدام کمال پیر در تاریخ ٧ سپتامبر ١٩٨٢/ ١۶ شهریور ١٣۶١، خیری دورموش در ١٣ سپتامبر/ ٢٢ شهریور، عاکف یلماز در ١۵ سپتامبر/ ٢۴ شهریور و علی چیچک در ١٧ همان ماه/ ٢۶ شهریور به ترتیب جان خود را از دست دادند.
از این جمع خیری دورموش وصیت کرده بود بر سنگ مزارش بنویسند «مدیون مردمم».
مقاومت پیشاهنگان پ.ک.ک در زندان چنان خلق کورد را تحت تأثیر قرار داد که نیرویی مضاعف به مبارزات آزادیخواهی آنها بخشید و پس از دو سال ارتش رهائیبخش کوردستان (ARGK) مبارزات مسلحانه علیه حکومت ترکیه را آغاز کرد.
این مبارزات به تدریج به سراسر کوردستان گسترش یافت تا جایی که در نوزدهم ژوئیه سال ٢٠١٢ پس از شروع روند آزاد سازی شهرهای روژاوای کوردستان از دست حکومت بعث سوریه مبارزان اعلام کردند که موفقیتهای امروز حاصل مقاومتی بود که پیشاهنگان کورد سی و سه سال پیش در زندان آمَد از خود نشان دادند.
پس از ٣٩ سال با جانفشانی هزاران زن و مرد مبارز، امروز جبهه آزادیخواهی کوردها از چنان انسجام و قدرتی برخوردار است که هر روز و هر ماه سنگرهای بیشتری را در نبرد با دولتهای سلطهگر بر کوردستان و خط خودفروشی پ.د.ک به دست میآورد.
در روژهلات (شرق) کوردستان جامعه کورد با پیشاهنگی جنبش آزادیخواهی با رسیدن به سطحی از خودباوری برای ایجاد «ملت دمکراتیک» گام برمیدارد و در حال گسترش سازماندهی و نیروی دفاعی خویش است.
در باکور (شمال) کوردستان همزمان با آغاز فرایند حل مسالمتآمیز مسئله کورد از سوی عبدالله اوجالان، رهبر خلق کورد، جبهه سیاسی کوردها پیشرفتهای قابل توجهی داشته و در کنار قیامهای مردمی باعث شده که خطوط قرمز ترکیه علیه کوردها یکی پس از دیگر شکسته شوند. رژیم فاشیست ترکیه با سرکردگی اردوغان- باخچلی علیرغم استفاده از تمامی توانایی دولت ترک برای نابودی جنبش کورد نتوانستهاند موفقیتی کسب کنند و رژیم آ.ک.پ-م.ه.پ به عنوان رژیم مافیایی ترکیه و یک حکومت تروریستی با بنبست مواجه شده است.
در باشور (جنوب) کوردستان به رغم همدستی پارت دمکرات کوردستان و پافشاری این حزب بر خط خیانت و خودفروشی، خلق کورد این بخش از میهن کماکان برای دفاع از دستاورد کنونی و گسترش دمکراسی در تلاش هستند. اصرار پ.د.ک بر جنگ کوردکشی در همدستی با رژیم فاشیست ترکیه تاکنون با شکست مواجه شده است و مشروعیت و ماهیت این حزب را بیش از هر زمان دیگری زیر سئوال برده است.
همچنین در روژاوا کوردستان با وجود حملات همه جانبه و توطئهگریهای بینالمللی که علیه کانتونهای سه گانه انجام شد اما کوردها برای دفاع از مدل خودمدیریتی مصمم هستند و نشان دادهاند الگوی مدیریتی روژاوا میتواند مدلی برای حل مشکلات ملی و مذهبی در دیگر کشورهای منطقه نیز باشد.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
Forwarded from خبرگزاری زن
🔸"مقابله با اسلام ارتجاعی در منطقه در گرو کوبانی دیگری است"
طرف مقابل که تودههای زحمتکش مردم و نیروی زنان بهعنوان نیمی از نیروی اجتماعی جامعه هستند راهی جز متشکل شدن به شکل یک جنبش اجتماعی را ندارند. الگوی کوبانی نشان داد که بدون مشارکت همگانی و شورایی نمیتوان به جنگ ارتجاع تا دندان مسلح رفت. سازمان یافتن زنان منطقه بەشکل یک جنبش اجتماعی ضامن پیروزی بر ارتجاع اسلامی خواهد بود.
متن کامل بیانیهی پلاتفرم دموکراتیک فراملیتی زنان به شرح زیر است:
خاورمیانه طی چهار دهەی گذشته با بروز بحرانهای شدید سیاسی، شاهد حضور و بروز ارتجاعیترین نیروهای مذهبی، برخاسته از سیاست کاپیتالیزم بوده است. پا گرفتن حکومت اسلامی در ایران، حزبالله در لبنان، حماس در غزه، طالبان در افغانستان و پاکستان، اخوانالمسلمین در مصر، عدالت و توسعە در ترکیه، شاخههای مختلف القاعده، النصره و داعش در سوریه و عراق نمونههایی از حضور ارتجاع اسلامی در منطقه است. در اثر این توحش ارتجاعی در بسیاری از کشورهای منطقه منجر بە جنگ و خونریزی شده است، تودههای مردم زحمتکش تاکنون بهای سنگینی پرداختهاند. طبق شواهد عینی زنان و کودکان بیشترین قربانیان این آتشافروزیها هستند.
مدتی است آمریکا و بە تبع آن ناتو اقدام به خروج آخرین نیروهای خود، تحت لوای امنیت و حفظ دموکراسی از افغانستان نموده است. قبل از ترک این نیروها از دو سال قبل مذاکراتی از طرف آمریکا با جنایتکاران طالبان ذیل توافقنامهی دوحه انجام گرفت، آمریکا تلاش نمود پنج هزار از آدمکشهای طالبان را از زندانهای افغانستان آزاد کند که طی آن این فاشیستها در جامعه رها شدند. طالبان در این مدت دست به پیشروهایی زده و بیش از ١٠٠ شهر را به کنترل درآورده است.
ادامەی مطلب...
🆔 @nujinhapersia21
https://jinhaagency.com/fa/all-news/content/view/14158
طرف مقابل که تودههای زحمتکش مردم و نیروی زنان بهعنوان نیمی از نیروی اجتماعی جامعه هستند راهی جز متشکل شدن به شکل یک جنبش اجتماعی را ندارند. الگوی کوبانی نشان داد که بدون مشارکت همگانی و شورایی نمیتوان به جنگ ارتجاع تا دندان مسلح رفت. سازمان یافتن زنان منطقه بەشکل یک جنبش اجتماعی ضامن پیروزی بر ارتجاع اسلامی خواهد بود.
متن کامل بیانیهی پلاتفرم دموکراتیک فراملیتی زنان به شرح زیر است:
خاورمیانه طی چهار دهەی گذشته با بروز بحرانهای شدید سیاسی، شاهد حضور و بروز ارتجاعیترین نیروهای مذهبی، برخاسته از سیاست کاپیتالیزم بوده است. پا گرفتن حکومت اسلامی در ایران، حزبالله در لبنان، حماس در غزه، طالبان در افغانستان و پاکستان، اخوانالمسلمین در مصر، عدالت و توسعە در ترکیه، شاخههای مختلف القاعده، النصره و داعش در سوریه و عراق نمونههایی از حضور ارتجاع اسلامی در منطقه است. در اثر این توحش ارتجاعی در بسیاری از کشورهای منطقه منجر بە جنگ و خونریزی شده است، تودههای مردم زحمتکش تاکنون بهای سنگینی پرداختهاند. طبق شواهد عینی زنان و کودکان بیشترین قربانیان این آتشافروزیها هستند.
مدتی است آمریکا و بە تبع آن ناتو اقدام به خروج آخرین نیروهای خود، تحت لوای امنیت و حفظ دموکراسی از افغانستان نموده است. قبل از ترک این نیروها از دو سال قبل مذاکراتی از طرف آمریکا با جنایتکاران طالبان ذیل توافقنامهی دوحه انجام گرفت، آمریکا تلاش نمود پنج هزار از آدمکشهای طالبان را از زندانهای افغانستان آزاد کند که طی آن این فاشیستها در جامعه رها شدند. طالبان در این مدت دست به پیشروهایی زده و بیش از ١٠٠ شهر را به کنترل درآورده است.
ادامەی مطلب...
🆔 @nujinhapersia21
https://jinhaagency.com/fa/all-news/content/view/14158
JINHAGENCY News
"مقابله با اسلام ارتجاعی در منطقه در گرو کوبانی دیگری است!"
طرف مقابل که تودههای زحمتکش مردم و نیروی زنان بهعنوان نیمی از نیروی اجتماعی جامعه هستند راهی جز متشکل شدن به شکل یک جنبش اجتماعی را ندارند. الگوی کوبانی نشان داد که بدون مشارکت همگانی و شورای...
ئەکاونتی فەرمی پارتی ژیانی ئازادی کوردستان لەسەر پلاتفۆرمی تویتەر بە سێ زمانی کوردی، فارسی و ئینگلیزی. بۆ خوێندنەوەی شرۆڤەی دوایین پێشهاتەکانی ڕۆژهەڵاتی کوردستان و ئێران هاوکات لێدوانە فەرمیەکانی پژاک، گۆڤارەکان و هەڵوێستی فەرمی پژاک لە مەڕ ڕووداوەکان دەتوانن ئەم لاپەڕانە فالوو بکەن.
کوردی:
https://twitter.com/PJAKPRESS1?s=09
فارسی:
https://twitter.com/PersianPjak?s=09
ئینگلیزی:
https://twitter.com/EnglishPjak?s=09
کوردی:
https://twitter.com/PJAKPRESS1?s=09
فارسی:
https://twitter.com/PersianPjak?s=09
ئینگلیزی:
https://twitter.com/EnglishPjak?s=09
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
سترک سِرت گریلای نیروهای مدافع زنان: چنان مبارزه را به پیش میبریم که لایق خلق کورد باشیم
گریلا «سترک سِرت» عضو نیروهای مدافع زنان روژهلات کوردستان (HPJ) از جوانان کورد خواست برای مبارزه با رژیم اشغالگر ایران و رژیمهای دیگر اشغالگر به صفوف آزادیخواهی ملحق شوند.
🆔 @GozarDemocratic
گریلا «سترک سِرت» عضو نیروهای مدافع زنان روژهلات کوردستان (HPJ) از جوانان کورد خواست برای مبارزه با رژیم اشغالگر ایران و رژیمهای دیگر اشغالگر به صفوف آزادیخواهی ملحق شوند.
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
سترک سِرت گریلای نیروهای مدافع زنان: چنان مبارزه را به پیش میبریم که لایق خلق کورد باشیم گریلا «سترک سِرت» عضو نیروهای مدافع زنان روژهلات کوردستان (HPJ) از جوانان کورد خواست برای مبارزه با رژیم اشغالگر ایران و رژیمهای دیگر اشغالگر به صفوف آزادیخواهی ملحق…
سترک سِرت گریلای نیروهای مدافع زنان: چنان مبارزه را به پیش میبریم که لایق خلق کورد باشیم
گریلا «سترک سِرت» عضو نیروهای مدافع زنان روژهلات کوردستان (HPJ) از جوانان کورد خواست برای مبارزه با رژیم اشغالگر ایران و رژیمهای دیگر اشغالگر به صفوف آزادیخواهی ملحق شوند.
سترک سِرت گریلای نیروهای مدافع زنان روژهلات کوردستان در گفتگو با خبرگزاری فرات در مورد حملات استعمارگران به کوردستان، میهندوستی کوردها بویژه در روژهلات با خبرگزاری فرات گفتوگو کرد.
"من خود دشمن را دیدم و دشمن را به خوبی شناختم. همین امر سبب شد تا این راه را انتخاب کنم"
گریلای ه.پ.ژ استرک سرت در مورد آوارگی خانوادهی خود و کینه و نفرتش نسبت به دشمن گفت؛"به دلیل ظلم و ستم دشمن، ما سرزمین خود را ترک کرده و به آنتالیا آواره شدیم. من در میان ترکها و در شهرهای آنها بزرگ شده و با برخورد آنها و همچنین تحقیر آنها نسبت به کوردها مواجه شدم. از همان سنین کودکی در من کینه و نفرت نسبت به دشمن ایجاد شده بود، چون من حقیقت دشمن را دیده و آنها را شناخته بودم. به همین دلیل ماندن من در این سیستم بسیار دشوار بود. در همان زمان میهندوستی خانوادهام سبب شده بود تا سازمان را بیشتر شناخته و این راه را انتخاب کنم."
"میهندوستی و وابستگی خلق به خاک خود وابستگی من را به خاکم بیشتر کرد"
سرت در رابطه با دیدارش از روژهلات کوردستان و احساس خود چنین گفت؛"در سال ۲۰۱۶ من وارد روژهلات کوردستان شدم. پس از مدتی به مریوان رفتم. من چون در میان ترکها و در شهر ترکها بزرگ شده بودم، از فرهنگ و روستاهای کوردها بسیار دور مانده بودم. رفتن من به روژهلات سبب شد تا هم این منطقه را بیشتر بشناسم و هم فرهنگ آنجا را بهتر درک کنم. رفقا همیشه میگفتند، اگر یکبار به روژهلات بروی، دیگر نمیتوانی آنجا را ترک کنی. زمانی که من به آنجا رفتم و در آنجا زندگی کردم، این حقیقت را دیدم. میهندوستی خلق و وابستگی آنها به خاک بسیار قدرتمند بود و همین امر سبب شد تا وابستگی من نیز افزایش یابد."
"من انتقام رفقای خود را خواهم گرفت"
گریلای ه.پ.ژ استرک سرت به رفقای خود که شهید شده بودند اشاره کرد و گفت؛"یکی از رفقایم که بسیار به هم نزدیک بودیم، شهید شد. قبل از او نیز رفیق جهان شهید شده بود. شهادت این دو رفیق برای من بسیار سنگین بود و من باید انتقام آنها را میگرفتم. پس از آن نیز رفیق رزگار شهید شد. شهادت هر یک از رفقا سبب میشد تا من بیشتر به فکر انتقام باشم و کینه و نفرت من از دشمنان بیشتر شود. ما عملیاتی را تدارک دیدیم و این عملیات با موفقیت انجام شد و من توانستم انتقام رفقای خود را بگیرم."
استرک سرت در مورد چگونگی شرکت در اولین عملیات خود گفت؛"اولین باری بود که من در یک عملیات شرکت میکردم. من میخواستم در این حمله شرکت داشته باشم. در این عملیات شهید سورخین و شهید کارکر نیز حضور داشتند. شهید سورخین از من پرسید احساس تو چگونه است؟ در حقیقت من نمیتوانستم حس خود را درک کنم، چون این اولین عملیات من بود. همهی فکر من این بود که چگونه این عملیات را انجام دهم و چگونه از رفقای خود دفاع کنم.
من و رفیق کارکر باهم بودیم. پس از آنکه عملیات را انجام دادیم با هم به طرف سنگرها رفتیم تا تعداد کشتههای دشمن را شمارش کنیم. قبل از آنکه عملیات را آغاز کنیم، من بند کفشهای خود را خوب گره زده بودم تا از پاهایم در نیاید، اما زمانی که وارد سنگر شدیم کفش از پایم درآمد. من کفش خود را برداشتم اما آنرا پایم نکردم و دوباره زمین خوردم. در این فاصله شهید کارکر وارد سنگر شده بود و در حال جستجو بود. در آن زمان من یک سرباز را دیدم که خود را پنهان کرده و به طرف شهید کارکر میرفت. من او را دیدم و قبل از آن که شهید کارکر را هدف قرار دهد من او را هدف قرار دادم. برخی در مورد تصادف صحبت میکنند. من هم خیلی وقتها از خودم میپرسم که آیا این تصادف بود که کفش من از پایم درآمد و من عقب ماندم تا اینگونه زندگی خود و رفیقم را نجات دهم؟ اما مهم این بود که من انتقام خون رفقایم را گرفتم."
گریلا استرک سرت خاطرنشان نمود که این عملیات تأثیر بسیاری بر منطقه گذاشت و گفت؛"مردم بسیاری از این عملیات استقبال کردند. در ایران سیستم مزدوریگری بسیار پیشرفته است، اما پس از این عملیات تعداد زیادی از مزدورهای مریوانی اسلحههای خود را زمین گذاشتند.
گریلا سرت در مورد استقبال مردم از گریلاهایی که از بخشهای دیگر کوردستان بودند و همچنین میهندوستی و وابستگی آنها گفت؛"خلق بسیار به گریلاهایی که از بخشهای دیگر کوردستان بودند روحیه میدادند. آنها بسیار وابسته به گریلا بودند و آنها را دوست داشتند. مردم امید خود را در نیروهای گریلا میدیدند. ما نیز به عنوان گریلاهای ه.پ.ژ تمام تلاش خود را میکنیم تا لایق آنها باشیم و تا پایان به مبارزات ادامه خواهیم داد."
گریلا «سترک سِرت» عضو نیروهای مدافع زنان روژهلات کوردستان (HPJ) از جوانان کورد خواست برای مبارزه با رژیم اشغالگر ایران و رژیمهای دیگر اشغالگر به صفوف آزادیخواهی ملحق شوند.
سترک سِرت گریلای نیروهای مدافع زنان روژهلات کوردستان در گفتگو با خبرگزاری فرات در مورد حملات استعمارگران به کوردستان، میهندوستی کوردها بویژه در روژهلات با خبرگزاری فرات گفتوگو کرد.
"من خود دشمن را دیدم و دشمن را به خوبی شناختم. همین امر سبب شد تا این راه را انتخاب کنم"
گریلای ه.پ.ژ استرک سرت در مورد آوارگی خانوادهی خود و کینه و نفرتش نسبت به دشمن گفت؛"به دلیل ظلم و ستم دشمن، ما سرزمین خود را ترک کرده و به آنتالیا آواره شدیم. من در میان ترکها و در شهرهای آنها بزرگ شده و با برخورد آنها و همچنین تحقیر آنها نسبت به کوردها مواجه شدم. از همان سنین کودکی در من کینه و نفرت نسبت به دشمن ایجاد شده بود، چون من حقیقت دشمن را دیده و آنها را شناخته بودم. به همین دلیل ماندن من در این سیستم بسیار دشوار بود. در همان زمان میهندوستی خانوادهام سبب شده بود تا سازمان را بیشتر شناخته و این راه را انتخاب کنم."
"میهندوستی و وابستگی خلق به خاک خود وابستگی من را به خاکم بیشتر کرد"
سرت در رابطه با دیدارش از روژهلات کوردستان و احساس خود چنین گفت؛"در سال ۲۰۱۶ من وارد روژهلات کوردستان شدم. پس از مدتی به مریوان رفتم. من چون در میان ترکها و در شهر ترکها بزرگ شده بودم، از فرهنگ و روستاهای کوردها بسیار دور مانده بودم. رفتن من به روژهلات سبب شد تا هم این منطقه را بیشتر بشناسم و هم فرهنگ آنجا را بهتر درک کنم. رفقا همیشه میگفتند، اگر یکبار به روژهلات بروی، دیگر نمیتوانی آنجا را ترک کنی. زمانی که من به آنجا رفتم و در آنجا زندگی کردم، این حقیقت را دیدم. میهندوستی خلق و وابستگی آنها به خاک بسیار قدرتمند بود و همین امر سبب شد تا وابستگی من نیز افزایش یابد."
"من انتقام رفقای خود را خواهم گرفت"
گریلای ه.پ.ژ استرک سرت به رفقای خود که شهید شده بودند اشاره کرد و گفت؛"یکی از رفقایم که بسیار به هم نزدیک بودیم، شهید شد. قبل از او نیز رفیق جهان شهید شده بود. شهادت این دو رفیق برای من بسیار سنگین بود و من باید انتقام آنها را میگرفتم. پس از آن نیز رفیق رزگار شهید شد. شهادت هر یک از رفقا سبب میشد تا من بیشتر به فکر انتقام باشم و کینه و نفرت من از دشمنان بیشتر شود. ما عملیاتی را تدارک دیدیم و این عملیات با موفقیت انجام شد و من توانستم انتقام رفقای خود را بگیرم."
استرک سرت در مورد چگونگی شرکت در اولین عملیات خود گفت؛"اولین باری بود که من در یک عملیات شرکت میکردم. من میخواستم در این حمله شرکت داشته باشم. در این عملیات شهید سورخین و شهید کارکر نیز حضور داشتند. شهید سورخین از من پرسید احساس تو چگونه است؟ در حقیقت من نمیتوانستم حس خود را درک کنم، چون این اولین عملیات من بود. همهی فکر من این بود که چگونه این عملیات را انجام دهم و چگونه از رفقای خود دفاع کنم.
من و رفیق کارکر باهم بودیم. پس از آنکه عملیات را انجام دادیم با هم به طرف سنگرها رفتیم تا تعداد کشتههای دشمن را شمارش کنیم. قبل از آنکه عملیات را آغاز کنیم، من بند کفشهای خود را خوب گره زده بودم تا از پاهایم در نیاید، اما زمانی که وارد سنگر شدیم کفش از پایم درآمد. من کفش خود را برداشتم اما آنرا پایم نکردم و دوباره زمین خوردم. در این فاصله شهید کارکر وارد سنگر شده بود و در حال جستجو بود. در آن زمان من یک سرباز را دیدم که خود را پنهان کرده و به طرف شهید کارکر میرفت. من او را دیدم و قبل از آن که شهید کارکر را هدف قرار دهد من او را هدف قرار دادم. برخی در مورد تصادف صحبت میکنند. من هم خیلی وقتها از خودم میپرسم که آیا این تصادف بود که کفش من از پایم درآمد و من عقب ماندم تا اینگونه زندگی خود و رفیقم را نجات دهم؟ اما مهم این بود که من انتقام خون رفقایم را گرفتم."
گریلا استرک سرت خاطرنشان نمود که این عملیات تأثیر بسیاری بر منطقه گذاشت و گفت؛"مردم بسیاری از این عملیات استقبال کردند. در ایران سیستم مزدوریگری بسیار پیشرفته است، اما پس از این عملیات تعداد زیادی از مزدورهای مریوانی اسلحههای خود را زمین گذاشتند.
گریلا سرت در مورد استقبال مردم از گریلاهایی که از بخشهای دیگر کوردستان بودند و همچنین میهندوستی و وابستگی آنها گفت؛"خلق بسیار به گریلاهایی که از بخشهای دیگر کوردستان بودند روحیه میدادند. آنها بسیار وابسته به گریلا بودند و آنها را دوست داشتند. مردم امید خود را در نیروهای گریلا میدیدند. ما نیز به عنوان گریلاهای ه.پ.ژ تمام تلاش خود را میکنیم تا لایق آنها باشیم و تا پایان به مبارزات ادامه خواهیم داد."