دروغگویی اردوغان در روز روشن: کسانی که فرآیند حل مسئله کورد را به هم زدند، ما نبودیم
اردوغان در سال ۲۰۱۵: فرآیند حل مسئله کورد را به تعویق میاندازیم/ اردوغان در سال ۲۰۲۱: کسانی که فرآیند حل مسئله کورد را به هم زدند، ما نبودیم
اردوغان که برای توافقنامه دولما باغچه گفته بود "این یک چیز واقعی نیست" و برای حل و فصل مسئله کورد گفته بود "ما آن را به تأخیر میاندازیم"، امروز در شهر آمد گفت: "ما کسانی نبودیم که روند حل و فصل مسئله کورد را بر هم زدیم."
رجب طیب اردوغان، رئیس آ.ک.پ پس از ۳ سال بار دیگر به شهر «آمَد» آمد. طیب اردوغان در آمد بار در مورد مسئله کورد و "فرآیند چارهیابی" توضیحی نداد و بر خلاف گفتههای قبلی خود صحبت کرد. اردوغان در سخنرانی خود ادعا کرد: "من با تمام وجود میگویم، ما فرایندی را امتحان کردیم. بله، ما فرآیند چارهیابی را شروع کردیم اما ما نبودیم که آن را به پایان رساندیم. دستهای پشتپرده آنها و نیت بد آنها به این فرآیند پایان داد."
با این حال اظهارات گذشته با اظهارات امروز اردوغان در شهر آمد کاملا متناقض است.
در اینجا برخی از اظهارات اردوغان را در رابطه با فرآیند مذاکرات صلح جمعآوری کردیم:
۱۵ مارس ۲۰۱۵: اکنون شما به دنبال مسئله کورد هستید. برادر من چه مسئله کوردی؟ دیگر چنین چیزی وجود ندارد.
۲۰ مارس ۲۰۱۵: من از چنین چیزی [توافق نامه دولما باغچه که توسط رهبر خلق کورد عبدالله اوجالان تهیه شده و توسط هیئت امرالی و مقامات دولتی در ۲۸ فوریه ۲۰۱۵ اعلام شده بود] مطلع نیستم. به نظر من این یک چیز واقعی نیست.
۱۱ آگوست ۲۰۱۵: ما برای حل مسئله تروریسم راه حلی نداشتیم. فرآیند حل و فصل را اکنون به تعویق انداختهایم.
۸ اکتبر ۲۰۱۵: من نگفتم روند حل و فصل لغو شده است، من گفتم که به تعویق افتاده است. اکنون در صورت بهبود اوضاع، فرآیند دوباره در دستور کار قرار خواهد گرفت.
۱۶ آوریل ۲۰۱۶: معلوم است که ما در کجا قرار داریم. ما چیزهای زیادی از دست دادیم. ابتدا گفتیم گام دمکراتیک، گفتیم وحدت ملی و برادری و گفتیم فرآیند حل و فصل، اما این اتفاق نیفتاد. همه چیز را رها کنید، ما فرآیند صلح را به تعویق انداختیم. اکنون زمان عملیات است. این دوره این کار به پایان میرسد.
۲۹ مه ۲۰۱۶: در این کشور هیچ مسئله کوردی وجود ندارد، مسئله تروریسم است.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
اردوغان در سال ۲۰۱۵: فرآیند حل مسئله کورد را به تعویق میاندازیم/ اردوغان در سال ۲۰۲۱: کسانی که فرآیند حل مسئله کورد را به هم زدند، ما نبودیم
اردوغان که برای توافقنامه دولما باغچه گفته بود "این یک چیز واقعی نیست" و برای حل و فصل مسئله کورد گفته بود "ما آن را به تأخیر میاندازیم"، امروز در شهر آمد گفت: "ما کسانی نبودیم که روند حل و فصل مسئله کورد را بر هم زدیم."
رجب طیب اردوغان، رئیس آ.ک.پ پس از ۳ سال بار دیگر به شهر «آمَد» آمد. طیب اردوغان در آمد بار در مورد مسئله کورد و "فرآیند چارهیابی" توضیحی نداد و بر خلاف گفتههای قبلی خود صحبت کرد. اردوغان در سخنرانی خود ادعا کرد: "من با تمام وجود میگویم، ما فرایندی را امتحان کردیم. بله، ما فرآیند چارهیابی را شروع کردیم اما ما نبودیم که آن را به پایان رساندیم. دستهای پشتپرده آنها و نیت بد آنها به این فرآیند پایان داد."
با این حال اظهارات گذشته با اظهارات امروز اردوغان در شهر آمد کاملا متناقض است.
در اینجا برخی از اظهارات اردوغان را در رابطه با فرآیند مذاکرات صلح جمعآوری کردیم:
۱۵ مارس ۲۰۱۵: اکنون شما به دنبال مسئله کورد هستید. برادر من چه مسئله کوردی؟ دیگر چنین چیزی وجود ندارد.
۲۰ مارس ۲۰۱۵: من از چنین چیزی [توافق نامه دولما باغچه که توسط رهبر خلق کورد عبدالله اوجالان تهیه شده و توسط هیئت امرالی و مقامات دولتی در ۲۸ فوریه ۲۰۱۵ اعلام شده بود] مطلع نیستم. به نظر من این یک چیز واقعی نیست.
۱۱ آگوست ۲۰۱۵: ما برای حل مسئله تروریسم راه حلی نداشتیم. فرآیند حل و فصل را اکنون به تعویق انداختهایم.
۸ اکتبر ۲۰۱۵: من نگفتم روند حل و فصل لغو شده است، من گفتم که به تعویق افتاده است. اکنون در صورت بهبود اوضاع، فرآیند دوباره در دستور کار قرار خواهد گرفت.
۱۶ آوریل ۲۰۱۶: معلوم است که ما در کجا قرار داریم. ما چیزهای زیادی از دست دادیم. ابتدا گفتیم گام دمکراتیک، گفتیم وحدت ملی و برادری و گفتیم فرآیند حل و فصل، اما این اتفاق نیفتاد. همه چیز را رها کنید، ما فرآیند صلح را به تعویق انداختیم. اکنون زمان عملیات است. این دوره این کار به پایان میرسد.
۲۹ مه ۲۰۱۶: در این کشور هیچ مسئله کوردی وجود ندارد، مسئله تروریسم است.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
کارنامه سیاه پ.د.ک در قتل و ربودن شخصیتهای کورد
پارت دمکرات کوردستان از همان آغاز تا به امروز، به ذهنیت خود در رابطه با تصفیه، قتل و ربودن مبارزان و شخصیتهای کورد ادامه داده و کارنامه آنها در این زمینه، سیاه است.
در زمانی که در روژاوای کوردستان تلاش برای وحدت کوردها با میزبانی نیروهای سوریه دمکراتیک در حال انجام است، پ.د.ک و نیروهای نظامی آن در جنوب کوردستان در تلاشند تا نیروهای سیاسی روژاوا را در تنگنا قرار بدهند. در این چارچوب، از ۱۰ ژوئن جهاد حسن، نماینده اداره خودمدیریتی شمال و شرق سوریه در هولیر و مصطفی خلیل و مصطفی عزیز نمایندگان ارتباطات پ.ی.د را که برای استقبال از میهمانان به فرودگاه هولیر رفته بودند، توسط نیروهای پ.د.ک ربوده شدند.
ربودن نمایندگان خلق شمال و شرق سوریه در جنوب کوردستان یادآور سناریوی حذف و ربودن مبارزان و رهبران کورد توسط پ.د.ک در قرن بیستم است.
پ.د.ک برای راضی نگه داشتن ساواک و اطلاعات در دو رژیم پهلوی و آخوندی ایران و سازمان میت ترکیه به دستور آنها بسیاری از شخصیتهای کورد را که علیه رژیمهای ایران و ترکیه قیام کرده بودند، به قتل رساند.
در این گزارش، نمونههایی از شخصیتهای کورد را که توسط پ.د.ک تصفیه شدند، برای خوانندگان یادآوری میکنیم.
حذف مبارزان روژهلات کوردستان
در ۱۹۶۷-۱۹۶۸، گروهی از انقلابیون، شخصیتهای کورد و چندین پیشمرگ روژهلات مانند سلیمان معینی معروف به فایق امین، ملا احمد شلماشی، اسماعیل شریفزاد، محمد سراجی، قدیر شریف، خلیل شوباش، عبدالله إسحاق معروف به احمد توفیق، برای حقوق کوردها در روژهلات کوردستان علیه رژیم شاه ایران قیام کردند و یک سری فعالیتهایی را آغاز کردند.
رژیم کوردستیز شاه ایران که در برابر مبارزات آزادیخواهی کوردها ناتوان مانده بود هر چقدر تلاش کرد که انقلابیون را دستگیر یا بکشد، اما تلاشهایش ناکام ماند. رژیم شاه برای ترور انقلابیون از پ.د.ک کمک گرفت، زیرا در آن زمان همکاری زیادی بین رژیم شاه و پ.د.ک وجود داشت. همانطور که پیشینیان ما گفتند: "کرم درخت از خود درخت است" پ.د.ک با درخواست شاه ایران موافقت کرد و شروع به حذف و تصفیه انقلابیون روژهلات کوردستان کرد.
در همین حال، نظامیان پ.د.ک در منطقهای نزدیک به سیدکا در استان سلیمانیه به کمین انقلابیون روژهلات کوردستان نشستند. در نتیجه، رهبران آنها سلیمان معینی و خلیل شوباش را دستگیر کردند. پس از آن افراد مسلح پ.د.ک در مقابل چشمان سلیمان معینی خلیل شوباش، هم رزم وی را با شلیک گلوله به قتل رساندند.
نظامیان پ.د.ک بعداً سلیمان معینی را زندانی و وی را تحقیر کردند. بسیاری از چهرههای پارت دمکرات نزدیک به ملا مصطفی بارزانی تلاش کردند تا معینی أراده خود را تسلیم کند و عامل آنها شود. اما معینی در زندان در برابر همه تلاشهای پ.د.ک مقاومت کرد و تسلیم آنها نشد. نهایتا نیروهای مسلح پ.د.ک به دستور ملا مصطفی بارزانی و با حضور خود او، سلیمان معینی را در تاریخ ۱۵ مه ۱۹۶۸ کشتند و جسد وی را به ساواک ایران تحویل دادند.
با این وجود، پ.د.ک به تلاش خود برای ترور و حذف مبارزان و شخصیتهای کورد در روژهلات کوردستان پایان نداد. پس از قتل معینی و همرزمش شوباش، پ.د.ک ملا احمد شلماشی و همرزمش انجی اظهر و شماری دیگر از پیشاهنگان، انقلابیون و پیشمرگههای روژهلات کوردستان را که ۷۰ نفر بودند، به شهادت رساند.
حذف شخصیتهای کورد در باشور کوردستان
پ.د.ک نه تنها در روژهلات بلکه در باشور کوردستان نیز عملیات حذف شخصیتهای کورد را آغاز کرد. در این چارچوب، پ.د.ک در سال ۱۹۶۳ علیه کادرهای پیشاهنگ حزب کمونیست در شهر سلیمانیه یک حمله نابودگرانه را آغاز کرد و بسیاری از آنها را کشت. پ.د.ک روستای کانی ماسی نزدیک سلیمانیه را به گورستانی برای شخصیتهای ضد پ.د.ک تبدیل کرده است.
در سال ۱۹۶۴، رهبر پ.د.ک نیروی زیادی را برای دستگیری و کشتن اعضای دفتر سیاسی که از پ.د.ک جدا شده بودند، به منطقه ماوت فرستاد. در نتیجه جنگی بین دو طرف درگرفت. اعضای جدا شده از پ.د.ک از ترس کشته شدن به ایران فرار کردند.
در سال ۱۹۷۱، به درخواست سرویس اطلاعات دولت ترکیه (میت)، پ.د.ک علیه دبیران کل حزب دمکرات کوردستان ترکیه، سعید الچی (سعید قرمزی توپراق) و دکتر شوان یک عملیات کثیف را آغاز کرد. در این چارچوب، نیروهای پاراستن (نیروهای اطلاعاتی پ.د.ک) سعید الچی را در روستای قمریه در نزدیکی مرز ترکیه به قتل رساندند. بعداً، نیروهای پاراستن به بهانه ترور سعید الچی، دکتر شوان را که در آن زمان در باشور کوردستان بود، دستگیر کردند. پس از چند ماه بعد، مسلحین پاراستن، دکتر شوان را نیز کشتند.
پارت دمکرات کوردستان از همان آغاز تا به امروز، به ذهنیت خود در رابطه با تصفیه، قتل و ربودن مبارزان و شخصیتهای کورد ادامه داده و کارنامه آنها در این زمینه، سیاه است.
در زمانی که در روژاوای کوردستان تلاش برای وحدت کوردها با میزبانی نیروهای سوریه دمکراتیک در حال انجام است، پ.د.ک و نیروهای نظامی آن در جنوب کوردستان در تلاشند تا نیروهای سیاسی روژاوا را در تنگنا قرار بدهند. در این چارچوب، از ۱۰ ژوئن جهاد حسن، نماینده اداره خودمدیریتی شمال و شرق سوریه در هولیر و مصطفی خلیل و مصطفی عزیز نمایندگان ارتباطات پ.ی.د را که برای استقبال از میهمانان به فرودگاه هولیر رفته بودند، توسط نیروهای پ.د.ک ربوده شدند.
ربودن نمایندگان خلق شمال و شرق سوریه در جنوب کوردستان یادآور سناریوی حذف و ربودن مبارزان و رهبران کورد توسط پ.د.ک در قرن بیستم است.
پ.د.ک برای راضی نگه داشتن ساواک و اطلاعات در دو رژیم پهلوی و آخوندی ایران و سازمان میت ترکیه به دستور آنها بسیاری از شخصیتهای کورد را که علیه رژیمهای ایران و ترکیه قیام کرده بودند، به قتل رساند.
در این گزارش، نمونههایی از شخصیتهای کورد را که توسط پ.د.ک تصفیه شدند، برای خوانندگان یادآوری میکنیم.
حذف مبارزان روژهلات کوردستان
در ۱۹۶۷-۱۹۶۸، گروهی از انقلابیون، شخصیتهای کورد و چندین پیشمرگ روژهلات مانند سلیمان معینی معروف به فایق امین، ملا احمد شلماشی، اسماعیل شریفزاد، محمد سراجی، قدیر شریف، خلیل شوباش، عبدالله إسحاق معروف به احمد توفیق، برای حقوق کوردها در روژهلات کوردستان علیه رژیم شاه ایران قیام کردند و یک سری فعالیتهایی را آغاز کردند.
رژیم کوردستیز شاه ایران که در برابر مبارزات آزادیخواهی کوردها ناتوان مانده بود هر چقدر تلاش کرد که انقلابیون را دستگیر یا بکشد، اما تلاشهایش ناکام ماند. رژیم شاه برای ترور انقلابیون از پ.د.ک کمک گرفت، زیرا در آن زمان همکاری زیادی بین رژیم شاه و پ.د.ک وجود داشت. همانطور که پیشینیان ما گفتند: "کرم درخت از خود درخت است" پ.د.ک با درخواست شاه ایران موافقت کرد و شروع به حذف و تصفیه انقلابیون روژهلات کوردستان کرد.
در همین حال، نظامیان پ.د.ک در منطقهای نزدیک به سیدکا در استان سلیمانیه به کمین انقلابیون روژهلات کوردستان نشستند. در نتیجه، رهبران آنها سلیمان معینی و خلیل شوباش را دستگیر کردند. پس از آن افراد مسلح پ.د.ک در مقابل چشمان سلیمان معینی خلیل شوباش، هم رزم وی را با شلیک گلوله به قتل رساندند.
نظامیان پ.د.ک بعداً سلیمان معینی را زندانی و وی را تحقیر کردند. بسیاری از چهرههای پارت دمکرات نزدیک به ملا مصطفی بارزانی تلاش کردند تا معینی أراده خود را تسلیم کند و عامل آنها شود. اما معینی در زندان در برابر همه تلاشهای پ.د.ک مقاومت کرد و تسلیم آنها نشد. نهایتا نیروهای مسلح پ.د.ک به دستور ملا مصطفی بارزانی و با حضور خود او، سلیمان معینی را در تاریخ ۱۵ مه ۱۹۶۸ کشتند و جسد وی را به ساواک ایران تحویل دادند.
با این وجود، پ.د.ک به تلاش خود برای ترور و حذف مبارزان و شخصیتهای کورد در روژهلات کوردستان پایان نداد. پس از قتل معینی و همرزمش شوباش، پ.د.ک ملا احمد شلماشی و همرزمش انجی اظهر و شماری دیگر از پیشاهنگان، انقلابیون و پیشمرگههای روژهلات کوردستان را که ۷۰ نفر بودند، به شهادت رساند.
حذف شخصیتهای کورد در باشور کوردستان
پ.د.ک نه تنها در روژهلات بلکه در باشور کوردستان نیز عملیات حذف شخصیتهای کورد را آغاز کرد. در این چارچوب، پ.د.ک در سال ۱۹۶۳ علیه کادرهای پیشاهنگ حزب کمونیست در شهر سلیمانیه یک حمله نابودگرانه را آغاز کرد و بسیاری از آنها را کشت. پ.د.ک روستای کانی ماسی نزدیک سلیمانیه را به گورستانی برای شخصیتهای ضد پ.د.ک تبدیل کرده است.
در سال ۱۹۶۴، رهبر پ.د.ک نیروی زیادی را برای دستگیری و کشتن اعضای دفتر سیاسی که از پ.د.ک جدا شده بودند، به منطقه ماوت فرستاد. در نتیجه جنگی بین دو طرف درگرفت. اعضای جدا شده از پ.د.ک از ترس کشته شدن به ایران فرار کردند.
در سال ۱۹۷۱، به درخواست سرویس اطلاعات دولت ترکیه (میت)، پ.د.ک علیه دبیران کل حزب دمکرات کوردستان ترکیه، سعید الچی (سعید قرمزی توپراق) و دکتر شوان یک عملیات کثیف را آغاز کرد. در این چارچوب، نیروهای پاراستن (نیروهای اطلاعاتی پ.د.ک) سعید الچی را در روستای قمریه در نزدیکی مرز ترکیه به قتل رساندند. بعداً، نیروهای پاراستن به بهانه ترور سعید الچی، دکتر شوان را که در آن زمان در باشور کوردستان بود، دستگیر کردند. پس از چند ماه بعد، مسلحین پاراستن، دکتر شوان را نیز کشتند.
ملا مصطفی رئیس پ.د.ک نه تنها شخصیتهای کورد را به درخواست رژیمهای ایران و ترکیه به خون کشید، بلکه حتی به خلق کورد در باشور هم رحم نکرد. آنها همچنین در تلاش بودند تا فرزندان خود را بکشند. بر اساس گزارشها، عبیدالله، پسر بزرگ ملا مصطفی بارزانی، مخالف سیاستها و اقدامات پدر و برادرانش بود. در سال ۱۹۷۲، هنگامی که ملا مصطفی بارزانی تصمیم گرفت پسرش عبیدالله را بکشد، عبیدالله که در آن زمان در زندان خالان بود، فرار کرد. عبیدالله به مناطق بله و بارزان پناه برد. ملا مصطفی بارزانی، شیخ عثمان احمد را که در آن زمان مسئول منطقه بارزان بود تهدید کرد که عبیدالله را از منطقه بیرون کند. در پایان همان سال، عبیدالله مجبور شد تا تسلیم رژیم بعث عراق شود. رژیم بعث عبیدالله را به همراه برادرانش لقمان و صابر در سال ۱۹۸۳ به قتل رساند.
در سال ۱۹۷۲، پس از آنکه ۱۲ کادر حزب کمونیست عراق، آموزش خود را در روسیه به پایان رساندند و از طریق سوریه به عراق رفتند، در منطقه بهدینان توسط عیسی سوار، فرمانده نظامی پ.د.ک، اسیر شدند و بعداً تصفیه شدند. محل قبرهای آنها هنوز مشخص نیست.
در ۱۶ مه ۱۹۹۷، نیروهای نظامی پ.د.ک در هولیر، علیه بیمارستانی که بیش از ۸۰ گریلای جنبش آزادی کوردستان در آن در حال معالجه بودند، به قتلعام دست زدند. در نتیجه، تمام کادرهای پ.ک.ک به شهادت رسیدند و تاکنون محل قبرهای آنها و هیچ اطلاعات دیگری در دست نیست.
جودت سزگین، پیشمرگه اتحادیه میهنی، یکی از شاهدان تصفیه مبارزان کورد از طرف پ.د.ک، به خبرگزاری فرات نیوز گفت: "در سال ۱۹۷۸، یک گروه ۷۰۰ نفره از پیشمرگهها با پیشاهنگی علی عسکری، دکتر خالد و شیخ حسین، از مرزهای شمزینان عبور کردند و به همراه یک گروه از سمت قندیل خواستند به رژیم بعث حمله کنند. اما قبل از اینکه همرزمان ما بتوانند به رژیم صدام حمله کنند، در کمین پیشمرگههای پ.د.ک افتادند و به همراه علی عسکری، دکتر خالد و شیخ حسین بسیاری از رفقای ما در مرزهای شمزینان به شهادت رسیدند."
علاوه بر این حوادث، دهها حادثه و کشتار جمعی که توسط پ.د.ک علیه جنبشها و شخصیت های کورد در باکور و روژاوای کوردستان انجام شده است، باید مورد بررسی قرار گیرد و حقیقت آن برای خلق کورد آشکار شود. پس از گذشت دههها از این حوادث تصفیه و در زمانی که دولت ترکیه حملات نسلکشی علیه باشور کوردستان را آغاز کرده است، پ.د.ک با دولت ترک همکاری کرده و مناطق گریلایی را محاصره کرده است.
این نشان میدهد که ذهنیت پ.د.ک در حذف جنبشها و شخصیت های کورد همچنان ادامه دارد.
سوالی که پیش میآید این است که آیا سرنوشت نمایندگان ربوده شده اداره خودگردان شمال و شرق سوریه و پ.ی.د همان سرنوشت شخصیتهای انقلابی و کورد خواهد بود؟!
ANF
🆔 @GozarDemocratic
در سال ۱۹۷۲، پس از آنکه ۱۲ کادر حزب کمونیست عراق، آموزش خود را در روسیه به پایان رساندند و از طریق سوریه به عراق رفتند، در منطقه بهدینان توسط عیسی سوار، فرمانده نظامی پ.د.ک، اسیر شدند و بعداً تصفیه شدند. محل قبرهای آنها هنوز مشخص نیست.
در ۱۶ مه ۱۹۹۷، نیروهای نظامی پ.د.ک در هولیر، علیه بیمارستانی که بیش از ۸۰ گریلای جنبش آزادی کوردستان در آن در حال معالجه بودند، به قتلعام دست زدند. در نتیجه، تمام کادرهای پ.ک.ک به شهادت رسیدند و تاکنون محل قبرهای آنها و هیچ اطلاعات دیگری در دست نیست.
جودت سزگین، پیشمرگه اتحادیه میهنی، یکی از شاهدان تصفیه مبارزان کورد از طرف پ.د.ک، به خبرگزاری فرات نیوز گفت: "در سال ۱۹۷۸، یک گروه ۷۰۰ نفره از پیشمرگهها با پیشاهنگی علی عسکری، دکتر خالد و شیخ حسین، از مرزهای شمزینان عبور کردند و به همراه یک گروه از سمت قندیل خواستند به رژیم بعث حمله کنند. اما قبل از اینکه همرزمان ما بتوانند به رژیم صدام حمله کنند، در کمین پیشمرگههای پ.د.ک افتادند و به همراه علی عسکری، دکتر خالد و شیخ حسین بسیاری از رفقای ما در مرزهای شمزینان به شهادت رسیدند."
علاوه بر این حوادث، دهها حادثه و کشتار جمعی که توسط پ.د.ک علیه جنبشها و شخصیت های کورد در باکور و روژاوای کوردستان انجام شده است، باید مورد بررسی قرار گیرد و حقیقت آن برای خلق کورد آشکار شود. پس از گذشت دههها از این حوادث تصفیه و در زمانی که دولت ترکیه حملات نسلکشی علیه باشور کوردستان را آغاز کرده است، پ.د.ک با دولت ترک همکاری کرده و مناطق گریلایی را محاصره کرده است.
این نشان میدهد که ذهنیت پ.د.ک در حذف جنبشها و شخصیت های کورد همچنان ادامه دارد.
سوالی که پیش میآید این است که آیا سرنوشت نمایندگان ربوده شده اداره خودگردان شمال و شرق سوریه و پ.ی.د همان سرنوشت شخصیتهای انقلابی و کورد خواهد بود؟!
ANF
🆔 @GozarDemocratic
ئەڤیندار زاگرۆس گەریلای یەژاستار: لە چیاکانی کوردستان داستانی ئەفسانەیی تۆمار دەکرێن
لە دژی ئۆپراسیۆنە داگیرکەرییەکانی دەوڵەتی تورک، کە لە ٢٣ی نیسانەوە بۆ سەر هەرێمەکانی پاراستنی مەدیا دەستیان پێکردووە، گەریلا بە دوو هەڵمەتی شۆڕشگێڕی سەرلەنوێ مێژوو دەنووسنەوە.
گەریلا لە دژی ئۆپراسیۆنە داگیرکەرییەکانی دەوڵەتی تورک بە دوو هەڵمەتی مێژوویی هەڵمەتی شۆڕشگێڕیی هەڵۆکانی زاگرۆس و هەڵمەتی شۆڕشگێڕیی جەنگی خابوور بەرەنگاری دەکەن و مێژوو سەرلەنوێ دەنووسنەوە.
ئەڤیندار زاگرۆس گەریلای یەژاستار باس لە بەرخودانی گەریلا لە زاپ و ئاڤاشین و مەتینا دەکات و دەڵێت، "هەرێمەکانی پاراستنی مەدیا بۆ داگیرکەران دەبێتە گۆڕستان".
ئەڤیندار زاگرۆس سەرنجی خستەسەر ئامادەکارییەکانی پێش هێرشە داگیرکەرییەکان و وتی، "پێش ئەوەى ئۆپراسیۆن دەستپێبکات، ئێمە لە ناوچەى دەراری لە مەتینا بووین. دوژمن پێش ئۆپراسیۆن بە فڕۆکە بە بەردەوامی ناوچەکەى بۆردومان دەکرد، ئێمەش خۆمان ئامادە کردبوو. ئامادەکاریی ئێمە لە ئاستێکی بەرزدا بوو. هەم لە رووی ئایدۆلۆژی و هەم لە رووی سەربازییەوە ئامادەکارییەکانمان زۆر بەهێز بوون".
زاگرۆس وتیشی، "شەوی ٢٣ی نیسان بە فڕۆکەى جەنگی بۆردومانێکی چڕیان دەستپێکرد. ئێمە وەک یەکەى خۆسەر بە ڕۆڵی دیاریکراوی خۆمان هەستاین. وەک یەژاستار ئێمە لە دژی کۆپتەرە جەنگییەکان بەرەنگاریمان کرد و کۆپتەرە جەنگییەکانی تورک ناچار بوون بکشێنەوە. ئێمەى هێزەکانی یەژاستار رێگامان نەدا دوژمن لە ناوچەکەدا خۆی جێگیر بکات".
ئەڤیندار زاگرۆس گەریلای یەژاستار سەرنجی خستەسەر بەرخودانی گەریلا لە مەتینا و وتی، "بەرخودانی هاوڕێیانمان لە مەتینا بەرخودانێکی بێ وێنەیە. بەرخودانی هاوڕێیانمان لە ناوچەکە بۆ کانگای ورە، ئیرادە، بڕوا، فەلسەفە و ئایدۆلۆژیا دەگەڕێتەوە. ئەوەش هەم ئێمە بەهێز دەکات و هەم لەسەر پێ راماندەگرێت. نەک تەنها لە دژی دووەمین سوپای ناتۆ شەڕ دەکەین، بەڵکو بووەتە هۆی ئەوە لە بەرامبەر بەرخودانەکەماندا پاشەکشە بکەن و تا ئێستاش لە دژیان وەستاوینەتەوە".
زاگرۆس باسی لە تاکتیکی نوێ و سەردەمی گەریلا کرد و وتی، "بە تاکتیک و رێبازی نوێ، کە خۆیان سەرلەنوێ دەئافرێننەوە، رێگا نادەن دوژمن لە هەرێمەکانی پاراستنی مەدیادا سەرکەوتوو بێت. بڕوامان بەوە هەیە، کە بە تاکتیکەکانمان دوژمن تێکدەشکێنین، چونکە پابەندی و پەیوەستبوبونێکی ئایدۆلۆژی و فیکری هەیە. شەڕی تونێلەکان کە ئێمە لە دژی دوژمن بەڕێوەدەبەین بووەتە هۆی گێژبوون و سەرلێشێواندنی دوژمن".
ANF
🆔 @GozarDemocratic
لە دژی ئۆپراسیۆنە داگیرکەرییەکانی دەوڵەتی تورک، کە لە ٢٣ی نیسانەوە بۆ سەر هەرێمەکانی پاراستنی مەدیا دەستیان پێکردووە، گەریلا بە دوو هەڵمەتی شۆڕشگێڕی سەرلەنوێ مێژوو دەنووسنەوە.
گەریلا لە دژی ئۆپراسیۆنە داگیرکەرییەکانی دەوڵەتی تورک بە دوو هەڵمەتی مێژوویی هەڵمەتی شۆڕشگێڕیی هەڵۆکانی زاگرۆس و هەڵمەتی شۆڕشگێڕیی جەنگی خابوور بەرەنگاری دەکەن و مێژوو سەرلەنوێ دەنووسنەوە.
ئەڤیندار زاگرۆس گەریلای یەژاستار باس لە بەرخودانی گەریلا لە زاپ و ئاڤاشین و مەتینا دەکات و دەڵێت، "هەرێمەکانی پاراستنی مەدیا بۆ داگیرکەران دەبێتە گۆڕستان".
ئەڤیندار زاگرۆس سەرنجی خستەسەر ئامادەکارییەکانی پێش هێرشە داگیرکەرییەکان و وتی، "پێش ئەوەى ئۆپراسیۆن دەستپێبکات، ئێمە لە ناوچەى دەراری لە مەتینا بووین. دوژمن پێش ئۆپراسیۆن بە فڕۆکە بە بەردەوامی ناوچەکەى بۆردومان دەکرد، ئێمەش خۆمان ئامادە کردبوو. ئامادەکاریی ئێمە لە ئاستێکی بەرزدا بوو. هەم لە رووی ئایدۆلۆژی و هەم لە رووی سەربازییەوە ئامادەکارییەکانمان زۆر بەهێز بوون".
زاگرۆس وتیشی، "شەوی ٢٣ی نیسان بە فڕۆکەى جەنگی بۆردومانێکی چڕیان دەستپێکرد. ئێمە وەک یەکەى خۆسەر بە ڕۆڵی دیاریکراوی خۆمان هەستاین. وەک یەژاستار ئێمە لە دژی کۆپتەرە جەنگییەکان بەرەنگاریمان کرد و کۆپتەرە جەنگییەکانی تورک ناچار بوون بکشێنەوە. ئێمەى هێزەکانی یەژاستار رێگامان نەدا دوژمن لە ناوچەکەدا خۆی جێگیر بکات".
ئەڤیندار زاگرۆس گەریلای یەژاستار سەرنجی خستەسەر بەرخودانی گەریلا لە مەتینا و وتی، "بەرخودانی هاوڕێیانمان لە مەتینا بەرخودانێکی بێ وێنەیە. بەرخودانی هاوڕێیانمان لە ناوچەکە بۆ کانگای ورە، ئیرادە، بڕوا، فەلسەفە و ئایدۆلۆژیا دەگەڕێتەوە. ئەوەش هەم ئێمە بەهێز دەکات و هەم لەسەر پێ راماندەگرێت. نەک تەنها لە دژی دووەمین سوپای ناتۆ شەڕ دەکەین، بەڵکو بووەتە هۆی ئەوە لە بەرامبەر بەرخودانەکەماندا پاشەکشە بکەن و تا ئێستاش لە دژیان وەستاوینەتەوە".
زاگرۆس باسی لە تاکتیکی نوێ و سەردەمی گەریلا کرد و وتی، "بە تاکتیک و رێبازی نوێ، کە خۆیان سەرلەنوێ دەئافرێننەوە، رێگا نادەن دوژمن لە هەرێمەکانی پاراستنی مەدیادا سەرکەوتوو بێت. بڕوامان بەوە هەیە، کە بە تاکتیکەکانمان دوژمن تێکدەشکێنین، چونکە پابەندی و پەیوەستبوبونێکی ئایدۆلۆژی و فیکری هەیە. شەڕی تونێلەکان کە ئێمە لە دژی دوژمن بەڕێوەدەبەین بووەتە هۆی گێژبوون و سەرلێشێواندنی دوژمن".
ANF
🆔 @GozarDemocratic
Telegram
attach 📎
ادامه اعتصاب غذای زندانیان سیاسی در دویستوبیستوهشتمین روز
اعتصاب غذای زندانیان سیاسی در زندانهای شمال کوردستان و ترکیه به منظور اعتراض به انزوای تشدید شده بر رهبر خلق کورد امروز در روز ٢٢٨ خود قرار دارد.
🆔 @GozarDemocratic
اعتصاب غذای زندانیان سیاسی در زندانهای شمال کوردستان و ترکیه به منظور اعتراض به انزوای تشدید شده بر رهبر خلق کورد امروز در روز ٢٢٨ خود قرار دارد.
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
ادامه اعتصاب غذای زندانیان سیاسی در دویستوبیستوهشتمین روز اعتصاب غذای زندانیان سیاسی در زندانهای شمال کوردستان و ترکیه به منظور اعتراض به انزوای تشدید شده بر رهبر خلق کورد امروز در روز ٢٢٨ خود قرار دارد. 🆔 @GozarDemocratic
ادامه اعتصاب غذای زندانیان سیاسی در دویستوبیستوهشتمین روز
اعتصاب غذای زندانیان سیاسی در زندانهای شمال کوردستان و ترکیه به منظور اعتراض به انزوای تشدید شده بر رهبر خلق کورد امروز در روز ٢٢٨ خود قرار دارد.
امروز اعتصاب غذای زندانیان سیاسی در زندانهای شمال کوردستان و ترکیه که به منظور اعتراض به انزوای رهبر خلق کورد و نقض حقوق زندانیان در حال اجراست وارد ٢٢٨ روز خود شده است. این اعتصاب غذا در مخمور نیز امروز وارد دویستوهشتمین روز شده است. در یونان نیز اعتصاب غذا وارد ١٩٠ روز خود شده است.
٢٢٨ روز اعتصاب غذا در زندانهای رژیم اشغالگر ترکیه
زندانیان سیاسی پرونده حزب کارگران کوردستان (پ.ک.ک) و حزب آزادی زنان کوردستان (پاژک) از ۲۷ نوامبر سال ۲۰۲۰ به منظور خاتمه دادن به انزوای تحمیلی بر رهبر خلق کورد که مدت ۲٢ سال است در زندان امرالی به سر میبرد، به اعتصاب غذا دست زدهاند. اعتصاب غذای گروه ۴۶ زندانیان ادامه دارد و امروز این اعتصاب وارد روز ٢٢٨ خود شده است.
٢٠٨ روز اعتصاب غذا در مخمور
در کمپ پناهندگان مخمور در جنوب کوردستان نیز، در اعتراض به انزوای تحمیلی بر رهبر خلق کورد، با پیشاهنگی زنان از ۱۸ دسامبر ۲۰۲۰ اعتصاب غذا آغاز شده است. اعتصاب غذا در انجمن خانواده شهدای مخمور در دویستوهشتمین روز خود ادامه دارد.
١٩٠ روز اعتصاب غذا در یونان
شهروندانی که در کمپ لاویروی یونان ساکن هستند، به منظور خاتمه داده به انزوای تحمیلی بر اوجالان و حمایت از اعتصاب کنندگان در زندان، به اعتصاب غذا دست زدهاند. این اعتصاب با رهبری جنبش جوانان انقلابی TCŞ، جنبش زنان کوردستان در اروپا TJK-E و مرکز فرهنگی کوردستان آغاز و در ١٩٠مین روز خود قرار دارد.
شهادت خلیل شن، میهندوست کورد در آلمان
خلیل شن (۲۵ ساله) ساکن شهر درسدن آلمان روز جمعه (۱۲ فوریه ۲۰۲۱ / ۲۴ بهمن ١٣٩٩) در ۲۲ سالگرد توطئه بینالمللی علیه رهبر خلق کورد، عبدالله اوجالان بدن خود را به آتش کشید و به شهادت رسید.
زندانیان سیاسی پیش از این برای پایان دادن به حصر اوجالان در چندین مرحله دست به اعتصاب غذا زده و رژیم ترکیه مجبور شده بود به حصر اوجالان پایان دهد.
سال ٢٠١٢: ۶٨ روز اعتصاب غذا
اولین اعتصاب غذای زندانیان سیاسی به شکل گسترده و سازماندهی شده با هدف پایان دادن به حصر اوجالان در ١٢ سپتامبر ٢٠١٢ در زندانهای ترکیه آغاز شد. این اعتصاب غذا ۶٨ روز ادامه یافت و با در درخواست رهبر خلق کورد عبدالله اوجالان پایان یافت. در ٣ ژانویه ٢٠١٣ میان اوجالان و هیئت دولت دیدار صورت گرفت و تا سال ٢٠١۵ مرحله مذاکرات امرالی ادامه یافت.
٢٠١۶: ٨ روز اعتصاب غذا
روز ۵ آوریل ٢٠١۵ مرحله مذاکرات امرالی از سوی رژیم ترک متوقف شد و حصر اوجالان از سر گرفته شد. پس از شبه کودتای ١۵ ژوئیه که ناظران سیاسی ترکیه آنرا کودتای اردوغان میدانند نگرانیها نسبت به وضعیت رهبر خلق کورد افزایش یافت و ۵٠ سیاستمدار کورد در فراخوانی خواستار ملاقات با اوجالان شدند و وقتی با پاسخ منفی رژیم ترک روبرو گشتند در ۵ سپتامبر ٢٠١۶ در دفتر حزب مناطق دمکراتیک در شهر آمَد دست به اعتصاب غذا زدند. شش روز پس از آغاز اعتصاب محمد اوجالان برادر عبدالله اوجالان در روز ١١ سپتامبر با رهبر خلق کورد ملاقات کرد. ۵٠ سیاستمدار کورد پس از انجام این ملاقات و دستیابی به موفقیت در ٨مین روز به اعتصاب غذا پایان دادند.
٢٠١٨: ٢٠٠ روز اعتصاب غذا
لیلا گووَن ریاست مشترک کنگره جامعه دمکراتیک که در زندان گروه E زندان آمَد بسر میبرد در روز ٨ نوامبر ٢٠١٨ در محکومیت حصر عبدالله اوجالان رهبر خلق کورد اعلام اعتصاب غذا کرد. روز ١۶ دسامبر همان سال زندانیان سیاسی هم با لیلا گووَن همراه شدند و در ١ دسامبر ٢٠١٩ اعتصاب غذای لیلا گووَن در تمامی زندانهای شمال کوردستان و ترکیه و در خارج از میهن گسترش یافت. در هولیر نیز ناصر یاغز از اعضای ه.د.پ، فضیله توک در کمپ مخمور، ١۴ سیاستمدار کورد در استراسبورگ فرانسه، ایمام شیش در کالر انگلستان و هریم محمود در شهر کلار جنوب کوردستان دست به اعتصاب غذا زدند.
روز ٣ مارس ٢٠١٩ سه نماینده مجلس ه.د.پ به نامهای درسیم داغ، طیب تمل و مراد ساریساچ نیز در ساختمان مرکزی ه.د.پ دست به اعتصاب غذا زدند.
روزه مرگ
در نتیجه بیمسئولیتی رژیم ترک ١۵ زندانی سیاسی با هدف شکستن حصر اوجالان روز ٣٠ آوریل ٢٠١٩ در نامهای سرگشاده به افکار عمومی دست به روزه مرگ زندند. روز ١٠ مه نیز ١٠ زندانی سیاسی دیگر به روزه مرگ پیوستند.
٨ جوان کورد جان خود را فدا کردند
اعتصاب غذا بسرعت گسترش یافت. روز ٢٠ فوریه شهروند کورد با نام اوغور شاکار در مقابل دادسرای شهر کریفلد آلمان خود را به آتش کشید. اوغور شاکار روز ٢٢ مارس در بیمارستان به شهادت رسید. با هدف محکومیت حصر اوجالان عملیات فدایی در زندانهای رژیم استعمارگر ترک از سر گرفته شدند.
اعتصاب غذای زندانیان سیاسی در زندانهای شمال کوردستان و ترکیه به منظور اعتراض به انزوای تشدید شده بر رهبر خلق کورد امروز در روز ٢٢٨ خود قرار دارد.
امروز اعتصاب غذای زندانیان سیاسی در زندانهای شمال کوردستان و ترکیه که به منظور اعتراض به انزوای رهبر خلق کورد و نقض حقوق زندانیان در حال اجراست وارد ٢٢٨ روز خود شده است. این اعتصاب غذا در مخمور نیز امروز وارد دویستوهشتمین روز شده است. در یونان نیز اعتصاب غذا وارد ١٩٠ روز خود شده است.
٢٢٨ روز اعتصاب غذا در زندانهای رژیم اشغالگر ترکیه
زندانیان سیاسی پرونده حزب کارگران کوردستان (پ.ک.ک) و حزب آزادی زنان کوردستان (پاژک) از ۲۷ نوامبر سال ۲۰۲۰ به منظور خاتمه دادن به انزوای تحمیلی بر رهبر خلق کورد که مدت ۲٢ سال است در زندان امرالی به سر میبرد، به اعتصاب غذا دست زدهاند. اعتصاب غذای گروه ۴۶ زندانیان ادامه دارد و امروز این اعتصاب وارد روز ٢٢٨ خود شده است.
٢٠٨ روز اعتصاب غذا در مخمور
در کمپ پناهندگان مخمور در جنوب کوردستان نیز، در اعتراض به انزوای تحمیلی بر رهبر خلق کورد، با پیشاهنگی زنان از ۱۸ دسامبر ۲۰۲۰ اعتصاب غذا آغاز شده است. اعتصاب غذا در انجمن خانواده شهدای مخمور در دویستوهشتمین روز خود ادامه دارد.
١٩٠ روز اعتصاب غذا در یونان
شهروندانی که در کمپ لاویروی یونان ساکن هستند، به منظور خاتمه داده به انزوای تحمیلی بر اوجالان و حمایت از اعتصاب کنندگان در زندان، به اعتصاب غذا دست زدهاند. این اعتصاب با رهبری جنبش جوانان انقلابی TCŞ، جنبش زنان کوردستان در اروپا TJK-E و مرکز فرهنگی کوردستان آغاز و در ١٩٠مین روز خود قرار دارد.
شهادت خلیل شن، میهندوست کورد در آلمان
خلیل شن (۲۵ ساله) ساکن شهر درسدن آلمان روز جمعه (۱۲ فوریه ۲۰۲۱ / ۲۴ بهمن ١٣٩٩) در ۲۲ سالگرد توطئه بینالمللی علیه رهبر خلق کورد، عبدالله اوجالان بدن خود را به آتش کشید و به شهادت رسید.
زندانیان سیاسی پیش از این برای پایان دادن به حصر اوجالان در چندین مرحله دست به اعتصاب غذا زده و رژیم ترکیه مجبور شده بود به حصر اوجالان پایان دهد.
سال ٢٠١٢: ۶٨ روز اعتصاب غذا
اولین اعتصاب غذای زندانیان سیاسی به شکل گسترده و سازماندهی شده با هدف پایان دادن به حصر اوجالان در ١٢ سپتامبر ٢٠١٢ در زندانهای ترکیه آغاز شد. این اعتصاب غذا ۶٨ روز ادامه یافت و با در درخواست رهبر خلق کورد عبدالله اوجالان پایان یافت. در ٣ ژانویه ٢٠١٣ میان اوجالان و هیئت دولت دیدار صورت گرفت و تا سال ٢٠١۵ مرحله مذاکرات امرالی ادامه یافت.
٢٠١۶: ٨ روز اعتصاب غذا
روز ۵ آوریل ٢٠١۵ مرحله مذاکرات امرالی از سوی رژیم ترک متوقف شد و حصر اوجالان از سر گرفته شد. پس از شبه کودتای ١۵ ژوئیه که ناظران سیاسی ترکیه آنرا کودتای اردوغان میدانند نگرانیها نسبت به وضعیت رهبر خلق کورد افزایش یافت و ۵٠ سیاستمدار کورد در فراخوانی خواستار ملاقات با اوجالان شدند و وقتی با پاسخ منفی رژیم ترک روبرو گشتند در ۵ سپتامبر ٢٠١۶ در دفتر حزب مناطق دمکراتیک در شهر آمَد دست به اعتصاب غذا زدند. شش روز پس از آغاز اعتصاب محمد اوجالان برادر عبدالله اوجالان در روز ١١ سپتامبر با رهبر خلق کورد ملاقات کرد. ۵٠ سیاستمدار کورد پس از انجام این ملاقات و دستیابی به موفقیت در ٨مین روز به اعتصاب غذا پایان دادند.
٢٠١٨: ٢٠٠ روز اعتصاب غذا
لیلا گووَن ریاست مشترک کنگره جامعه دمکراتیک که در زندان گروه E زندان آمَد بسر میبرد در روز ٨ نوامبر ٢٠١٨ در محکومیت حصر عبدالله اوجالان رهبر خلق کورد اعلام اعتصاب غذا کرد. روز ١۶ دسامبر همان سال زندانیان سیاسی هم با لیلا گووَن همراه شدند و در ١ دسامبر ٢٠١٩ اعتصاب غذای لیلا گووَن در تمامی زندانهای شمال کوردستان و ترکیه و در خارج از میهن گسترش یافت. در هولیر نیز ناصر یاغز از اعضای ه.د.پ، فضیله توک در کمپ مخمور، ١۴ سیاستمدار کورد در استراسبورگ فرانسه، ایمام شیش در کالر انگلستان و هریم محمود در شهر کلار جنوب کوردستان دست به اعتصاب غذا زدند.
روز ٣ مارس ٢٠١٩ سه نماینده مجلس ه.د.پ به نامهای درسیم داغ، طیب تمل و مراد ساریساچ نیز در ساختمان مرکزی ه.د.پ دست به اعتصاب غذا زدند.
روزه مرگ
در نتیجه بیمسئولیتی رژیم ترک ١۵ زندانی سیاسی با هدف شکستن حصر اوجالان روز ٣٠ آوریل ٢٠١٩ در نامهای سرگشاده به افکار عمومی دست به روزه مرگ زندند. روز ١٠ مه نیز ١٠ زندانی سیاسی دیگر به روزه مرگ پیوستند.
٨ جوان کورد جان خود را فدا کردند
اعتصاب غذا بسرعت گسترش یافت. روز ٢٠ فوریه شهروند کورد با نام اوغور شاکار در مقابل دادسرای شهر کریفلد آلمان خود را به آتش کشید. اوغور شاکار روز ٢٢ مارس در بیمارستان به شهادت رسید. با هدف محکومیت حصر اوجالان عملیات فدایی در زندانهای رژیم استعمارگر ترک از سر گرفته شدند.
گذار دموکراتیک
ادامه اعتصاب غذای زندانیان سیاسی در دویستوبیستوهشتمین روز اعتصاب غذای زندانیان سیاسی در زندانهای شمال کوردستان و ترکیه به منظور اعتراض به انزوای تشدید شده بر رهبر خلق کورد امروز در روز ٢٢٨ خود قرار دارد. 🆔 @GozarDemocratic
روز ١٧ مارس زندانی سیاسی کورد زولکوف گزن (٣٣ ساله) در زندان گروه F شماره ٢ تکیرداغ، آیتن بچت (٢۴ ساله) در روز ٢٣ مارس در زندان زندان گبزه، زهرا ساغلم (٢٣ ساله) روز ٢۴ مارس در زندان گروه T آلتویی، مدیا چنار (٢۴ ساله) روز ٢۵ مارس در زندان گروه E مردین، یونجا آکینجی روز ٩ مارس در زندان سرپوشیده زنان شاکران، سراج یوکسک روز ٢ آوریل در زندان گروه T شماره ٢ عثمانیه و ماحصوم پامای روز ۵ آوریل در زندان فوق امنیتی خارپیت دست به عملیات فدایی زده و به شهادت رسیدند.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
ANF
🆔 @GozarDemocratic
مروان اولاش از فرماندهان نیروهای مدافع خلق: روح ۱۴ ژوئیه در چشمان هر گریلا دیده میشود
مروان اولاش، از فرماندهان نیروهای مدافع خلق (ه.پ.گ) درباره مقاومت ۱۴ ژوئیه گفت: "روح ۱۴ ژوئیه در چشم هر گریلا دیده میشود. مقاومت در کوهها و زندانها با روحیه ۱۴ ژوئیه انجام میگیرد."
🆔 @GozarDemocratic
مروان اولاش، از فرماندهان نیروهای مدافع خلق (ه.پ.گ) درباره مقاومت ۱۴ ژوئیه گفت: "روح ۱۴ ژوئیه در چشم هر گریلا دیده میشود. مقاومت در کوهها و زندانها با روحیه ۱۴ ژوئیه انجام میگیرد."
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
مروان اولاش از فرماندهان نیروهای مدافع خلق: روح ۱۴ ژوئیه در چشمان هر گریلا دیده میشود مروان اولاش، از فرماندهان نیروهای مدافع خلق (ه.پ.گ) درباره مقاومت ۱۴ ژوئیه گفت: "روح ۱۴ ژوئیه در چشم هر گریلا دیده میشود. مقاومت در کوهها و زندانها با روحیه ۱۴ ژوئیه…
مروان اولاش از فرماندهان نیروهای مدافع خلق: روح ۱۴ ژوئیه در چشمان هر گریلا دیده میشود
مروان اولاش، از فرماندهان نیروهای مدافع خلق (ه.پ.گ) درباره مقاومت ۱۴ ژوئیه گفت: "روح ۱۴ ژوئیه در چشم هر گریلا دیده میشود. مقاومت در کوهها و زندانها با روحیه ۱۴ ژوئیه انجام میگیرد."
مروان اولاش، یکی از فرماندهان ه.پ.گ، در مصاحبه با رادیو (دنگ ولات) در مورد مقاومت ۱۴ ژوئیه ١٩٨٢ زندان گفت. متن سخنان مروان اولاش به شرح زیر است:
"در ابتدا به شنوندگان، رفقای زندان و رفقای تونلهای جنگ درود میفرستم و مقاومت آنها را ارج مینهم.
۱۴ ژوئیه برای ما یک باور است
۱۴ ژوئیه در تاریخ ما جایگاه مهمی دارد. اهمیت آن برای همه شناخته شده است. در روزگار ما، در همه زمینهها جنگی نفسگیر در حال انجام است. در زندانها، کوهها، اروپا و بسیاری از عرصههای دیگر مقاومت در برابر این ظلم وجود دارد. این اهمیت بیشتری دارد و معنی دارتر میشود. ۱۴ ژوئیه برای ما یک روز اعتقادی است. چهره فرصتهای شناخته شده در آن زمان این اعتقاد است که این حرکت روزی انتقام سرزمین آنها را خواهد گرفت و آنها را به موفقیت امیدوار میکند. در شرایط عدم وجود و جایی که هیچ چیز وجود ندارد، میداند که این جنبش امیدهای آزادی را برآورده خواهد کرد. امید زیادی به این رویداد ۱۴ ژوئیه وجود دارد. یکی دیگر؛ روح مبارزه است، روح پیروزی است. در آن شرایط هیچ راهی برای تسلیم وجود ندارد، اما با این مقاومت نشان داد که راه دیگری وجود دارد. بنابراین راه موفقیت را نشان میدهد. نشان داد که افراد با مقاوم، صرف نظر از شرایط، میتوانند به هر موفقیتی دست یابند. هر چقدر هم که تاریک باشد، میتواند هر تاریکی را بشکند و در هر تاریکی موفقیت ایجاد کند. ۱۴ ژوئیه این را به ما نشان داد.
روحیه مقاومت و موفقیت
حتی در حال حاضر رفقای ما در بالای کوهها، در این تونلها، در آن سیاهچالهای تاریک و درون آن چهار دیوار همه کارها بر اساس روحیه مقاومت و پیروزی انجام میشود. ما معتقدیم که این روحیه موفقیت در شخص است که رهبر آپو میگوید؛ "روح پنهان من است"، در شخصیت خیریها و عاکفها راه موفقیت برای ما باز است. این در روزگار امروز ما، در این تونلهای جنگ، در تاریکی زندان ها بارها و بارها، دهها بار راه پیروزی را به ما نشان داده است. به همین دلیل ۱۴ ژوئیه در روزگار ما نیز معنای مهمی دارد.
روحیه ۱۴ ژوئیه در چشمهای هر دوست و خط مشی هر گریلایی دیده میشود
باز هم در حملات امروزه با کمک کشورهای بینالمللی و کمکهای منطقهای حملات هولناک، حملات روانی، نظامی و جنگهای ویژه را علیه ما انجام میدهند. اما میتوان روحیه ۱۴ ژوئیه را در نگاه هر دوست و در هر سبک جنبش گریلایی دید. باز هم میبینیم که هر یک از رفقای ما در زندان هستند و در حال مقاومت هستند. این روحیه به انسان بسیار لذت میبخشد و به آنها اجازه میدهد اعتماد به نفس خود را افزایش دهند و برای موفقیت بهتر و قویتر گام بردارند. برای ۱۴ ژوئیه هر چیزی به زبان بیاوریم کم است. به همین مناسبت در برابر شهدای بزرگوار ۱۴ ژوئیه سر تعظیم فرود میآوریم.
قدم کوچک و بزرگ اهمیتی ندارد، این امید موفقیت است
فعالیتهای زندان دارای جایگاهی والاست، البته هر بخشی مهم است، زیرا در انقلاب بزرگ یا کوچک مهم نیست. هر مقاومتی در این انقلاب جایگاه مهم خود را دارد. چرا؟ زیرا دشمن میخواهد مقاومت را در همه جا از هم بشکند. این یک جنگ روانی باور نکردنی ایجاد میکند. پرتاب سنگ، فریاد زدن شعار، اعتصاب غذا و برداشتن گامهای جدید توسط گریلاها، همه اینها به معنای نمایندگی است، به این معنی که "ما معنای مقاومت هستیم، معنای پیروزی هستیم و پیروز خواهیم شد". بنابراین لحظه به لحظه این مقاومت معنادار است. این امید به موفقیت، اعتقاد به موفقیت است. وقتی حضرت ابراهیم در آتش سوزانده شد، آب به دهان خود ریخت تا آتش را فرو نشاند. آنها به اطراف نگاه میکنند و میپرسند، میگویند؛ چگونه میخواهید آتش را با این آب خاموش کنید؟ 'او میگوید؛ "من قصد ندارم آتش را خاموش کنم، بگذارید همه با موضع من آشنا شوند." یا مهمتر اینکه، موضع ما موضع پیروزی است، این یک دستاورد عظیم برای انسانیت است.
مقاومت در زندانها، خط ما و مقاومت ما را تعیین میکند؛ آزادی رهبر آپو یک هدف بزرگ و مقدس است
فقط انتظار داشتن از گریلاها کافی نیست. نه این زمان و نه هر زمان دیگر کافی نیست. لازم است هر کسی به نوبه خود سنگی را بسوی دشمن پرتاب کند، یا یک قطره آب برداشته و روی این آتش بریزد. حداقل طرف خود را روشن کند. به همین دلیل مقاومت در زندان بسیار مهم است. یعنی زندانها همیشه در این مبارزه نقش داشتهاند. طرف دیگر نبرد ما میتواند تبدیل به یک محرک شود. کاری که آنها در آنجا انجام میدهند بسیار به ما کمک میکند.
مروان اولاش، از فرماندهان نیروهای مدافع خلق (ه.پ.گ) درباره مقاومت ۱۴ ژوئیه گفت: "روح ۱۴ ژوئیه در چشم هر گریلا دیده میشود. مقاومت در کوهها و زندانها با روحیه ۱۴ ژوئیه انجام میگیرد."
مروان اولاش، یکی از فرماندهان ه.پ.گ، در مصاحبه با رادیو (دنگ ولات) در مورد مقاومت ۱۴ ژوئیه ١٩٨٢ زندان گفت. متن سخنان مروان اولاش به شرح زیر است:
"در ابتدا به شنوندگان، رفقای زندان و رفقای تونلهای جنگ درود میفرستم و مقاومت آنها را ارج مینهم.
۱۴ ژوئیه برای ما یک باور است
۱۴ ژوئیه در تاریخ ما جایگاه مهمی دارد. اهمیت آن برای همه شناخته شده است. در روزگار ما، در همه زمینهها جنگی نفسگیر در حال انجام است. در زندانها، کوهها، اروپا و بسیاری از عرصههای دیگر مقاومت در برابر این ظلم وجود دارد. این اهمیت بیشتری دارد و معنی دارتر میشود. ۱۴ ژوئیه برای ما یک روز اعتقادی است. چهره فرصتهای شناخته شده در آن زمان این اعتقاد است که این حرکت روزی انتقام سرزمین آنها را خواهد گرفت و آنها را به موفقیت امیدوار میکند. در شرایط عدم وجود و جایی که هیچ چیز وجود ندارد، میداند که این جنبش امیدهای آزادی را برآورده خواهد کرد. امید زیادی به این رویداد ۱۴ ژوئیه وجود دارد. یکی دیگر؛ روح مبارزه است، روح پیروزی است. در آن شرایط هیچ راهی برای تسلیم وجود ندارد، اما با این مقاومت نشان داد که راه دیگری وجود دارد. بنابراین راه موفقیت را نشان میدهد. نشان داد که افراد با مقاوم، صرف نظر از شرایط، میتوانند به هر موفقیتی دست یابند. هر چقدر هم که تاریک باشد، میتواند هر تاریکی را بشکند و در هر تاریکی موفقیت ایجاد کند. ۱۴ ژوئیه این را به ما نشان داد.
روحیه مقاومت و موفقیت
حتی در حال حاضر رفقای ما در بالای کوهها، در این تونلها، در آن سیاهچالهای تاریک و درون آن چهار دیوار همه کارها بر اساس روحیه مقاومت و پیروزی انجام میشود. ما معتقدیم که این روحیه موفقیت در شخص است که رهبر آپو میگوید؛ "روح پنهان من است"، در شخصیت خیریها و عاکفها راه موفقیت برای ما باز است. این در روزگار امروز ما، در این تونلهای جنگ، در تاریکی زندان ها بارها و بارها، دهها بار راه پیروزی را به ما نشان داده است. به همین دلیل ۱۴ ژوئیه در روزگار ما نیز معنای مهمی دارد.
روحیه ۱۴ ژوئیه در چشمهای هر دوست و خط مشی هر گریلایی دیده میشود
باز هم در حملات امروزه با کمک کشورهای بینالمللی و کمکهای منطقهای حملات هولناک، حملات روانی، نظامی و جنگهای ویژه را علیه ما انجام میدهند. اما میتوان روحیه ۱۴ ژوئیه را در نگاه هر دوست و در هر سبک جنبش گریلایی دید. باز هم میبینیم که هر یک از رفقای ما در زندان هستند و در حال مقاومت هستند. این روحیه به انسان بسیار لذت میبخشد و به آنها اجازه میدهد اعتماد به نفس خود را افزایش دهند و برای موفقیت بهتر و قویتر گام بردارند. برای ۱۴ ژوئیه هر چیزی به زبان بیاوریم کم است. به همین مناسبت در برابر شهدای بزرگوار ۱۴ ژوئیه سر تعظیم فرود میآوریم.
قدم کوچک و بزرگ اهمیتی ندارد، این امید موفقیت است
فعالیتهای زندان دارای جایگاهی والاست، البته هر بخشی مهم است، زیرا در انقلاب بزرگ یا کوچک مهم نیست. هر مقاومتی در این انقلاب جایگاه مهم خود را دارد. چرا؟ زیرا دشمن میخواهد مقاومت را در همه جا از هم بشکند. این یک جنگ روانی باور نکردنی ایجاد میکند. پرتاب سنگ، فریاد زدن شعار، اعتصاب غذا و برداشتن گامهای جدید توسط گریلاها، همه اینها به معنای نمایندگی است، به این معنی که "ما معنای مقاومت هستیم، معنای پیروزی هستیم و پیروز خواهیم شد". بنابراین لحظه به لحظه این مقاومت معنادار است. این امید به موفقیت، اعتقاد به موفقیت است. وقتی حضرت ابراهیم در آتش سوزانده شد، آب به دهان خود ریخت تا آتش را فرو نشاند. آنها به اطراف نگاه میکنند و میپرسند، میگویند؛ چگونه میخواهید آتش را با این آب خاموش کنید؟ 'او میگوید؛ "من قصد ندارم آتش را خاموش کنم، بگذارید همه با موضع من آشنا شوند." یا مهمتر اینکه، موضع ما موضع پیروزی است، این یک دستاورد عظیم برای انسانیت است.
مقاومت در زندانها، خط ما و مقاومت ما را تعیین میکند؛ آزادی رهبر آپو یک هدف بزرگ و مقدس است
فقط انتظار داشتن از گریلاها کافی نیست. نه این زمان و نه هر زمان دیگر کافی نیست. لازم است هر کسی به نوبه خود سنگی را بسوی دشمن پرتاب کند، یا یک قطره آب برداشته و روی این آتش بریزد. حداقل طرف خود را روشن کند. به همین دلیل مقاومت در زندان بسیار مهم است. یعنی زندانها همیشه در این مبارزه نقش داشتهاند. طرف دیگر نبرد ما میتواند تبدیل به یک محرک شود. کاری که آنها در آنجا انجام میدهند بسیار به ما کمک میکند.
گذار دموکراتیک
مروان اولاش از فرماندهان نیروهای مدافع خلق: روح ۱۴ ژوئیه در چشمان هر گریلا دیده میشود مروان اولاش، از فرماندهان نیروهای مدافع خلق (ه.پ.گ) درباره مقاومت ۱۴ ژوئیه گفت: "روح ۱۴ ژوئیه در چشم هر گریلا دیده میشود. مقاومت در کوهها و زندانها با روحیه ۱۴ ژوئیه…
زیرا میتواند روحیه و انگیزه زیادی باشد و خط ما، گذشته ما، مقاومت ما را تعریف میکند و اعتماد به نفس ما را در موفقیت تقویت میکند و قدرت ما را افزایش میدهد. برای این منظور باید هدف بزرگی تعیین شود. آزادی رهبر آپو یک هدف بسیار بزرگ و بسیار مقدس است و معنای آن بسیار مهم است.
به عنوان مثال، بسیاری از رفقا هستند که در آستانه آزادی هستند، به عنوان مثال ۳۰ سال در زندان ماندهاند، ما میدانیم که اکنون باید آزاد شوند، اما اعتصاب غذا باعث میشود که رژیم ترک برای آنان پرونده تازه تشکیل دهد و به ۶ سال دیگر محکوم شوند. به رغم ۶ سال اضافه شدن به محکومیتش دوباره اعتصاب غذا میکند. این یک امر مقدس است، چیزی شخصی نیست و فدایی بودن را نشان میدهد. این فداییگری در راه رهبر آپو را نشان میدهد. مردم اینگونه نگاه میکنند. این چیز کمی نیست. میگویند؛ "بدون رهبر آپو بیرون بروم، آزاد نخواهم شد". آزادی واقعی بیرون رفتن از زندان نیست. آزادی واقعی این است که مردم با رهبر آپو زندگی کنند. با این ایده و با این الگو زندگی کنید. مردم این را میبینند که رفقای ما این مسئله را بسیار عمیق درک کردهاند. بنابراین با ۳ روز یا ۵ روز اعتصاب غذا ترجیح میدهد ۶ سال خود را بسوزاند. به همین دلیل دهها بار به این رفقا درود میفرستیم. آنها خط خود را اینگونه تعریف میکنند: پیروزی یا آزادی در خط رهبر آپو است و ما او را دنبال میکنیم. ما ۳۰ سال ماندیم، ۶ سال دیگر خواهیم ماند، ۳۰ سال دیگر هم میمانیم. این یک اراده بسیار مهم است، این خط رهبر آپو، اعتقاد به آن، امید به آن و اعتقاد به پیروزی و حقانیت این خطمشی است. به همین دلیل این مقاومت دهها برابر مهمتر است. این مقاومت به ما، جنبش و خود رفقا روحیه میبخشد. دشمن میخواهد آن رفقا را در زندانها از خط رهبر آپو دور نگه دارد و آزادی را فقط به عنوان تنها راه خروج از زندان نشان دهد. در برابر این، این مقاومت از ارزش بسیار بالایی برخوردار است. این مقاومت به ما میگوید که آزادی ذهنی از آزادی جسمی مهمتر است. آزادی جسمی هیچ ارتباطی با آزادی حقیقی ندارد. این یک فلسفه بسیار مهم است. بنابراین بسیار مقدس و معنیدار است.
ایستار محمد امین اوزکان ایستاری مقدس است
دولت ترکیه یک رژیم ستمگر و بیاخلاق است. از حقوق بشر به عنوان ابزاری برای ظلم و ستم علیه رفقای ما استفاده میشود. از هر فرصتی، ابزاری برای شکنجه به وجود میآورد. چنان میاندیشند که شاید با ظلم و شکنجه بتوانند این افراد را از راه مبارزه برگرداند. محد امین اوزکان هیچ نیازی به آنان ندارد. مسلماً اگر اخلاقی در این دولت وجود داشت، به شخصی که قادر به راه رفتن نیست دستبند نمیزند. بنابراین این یک پیام است و آنها میگویند؛ "ما شما را له خواهیم کرد، شما در مقابل ما زانو خواهید زد. ما شما را با چماق، نیرنگ یا ظلم و ستم میکوبیم." رفتار رفیق محمد امین اوزکان به گونهای است که حتی اگر توانایی راه رفتن ندارد به آنها هم احتیاجی ندارد. میگوید که: "من زانو نخواهم رد." هیچ مقاومتی مقدستر از این وجود ندارد.
ما همچنین به رفیق خود محمد درود میفرستیم و معتقدیم که این رفتار او هرگز در زندان پایان نخواهد یافت. دولت اشغالگر هرگز نمیتواند کسی که عزتنفس دارد را به خود محتاج کند. خلق کورد بیش از آب و غذا به آزادی نیاز دارند. خلق کورد فقط یک آرزو دارند و آن این است که با رهبر خود آزادانه زندگی کنند.
رفقای زندانی با ما هستند، آنها هميشه در یاد ما خواهند ماند
رفقای ما در زندان باید بدانند که ما همیشه به آنها فکر میکنیم و همیشه در یاد ما هستند و به سلامتی آنها اهمیت میدهیم. تعدادی از رفقا آزاد شدند، حتی دیدیم برخی از رفقا حدود ۲۰-۳۰ سال را در زندان گذراندهاند. بعضی از رفقا هم به کوه آمدند و ما با آنها ملاقات کردیم و واقعاً خوشحال بودیم. اما متاسفانه فرصت دیدن هم زیاد نیست. امسال جنگ سنگینی در جریان است و بنابراین فرصت ملاقات یکدیگر کم است. اما نامههای ما به همدیگر میرسند. از حال یک به یک رفقا پرسیدیم و از حال رفقا آگاهی یافتیم. هر کدام از رفقا که آزاد میشود و یا نامهای از آنها میرسد ما را بسیار خوشحال میکنند. ما همیشه آنها را به یاد میآوریم. حتی بعضی اوقات نامه میفرستیم، گاهی حتی رفقا را به نوشتن تشویق میکنیم، ممکن است ما کمتر بتوانیم که نامه بنویسیم، زیرا فرصت ما کم است. نبرد سنگینی در حال انجام است که نیاز به تفکر بیشتری دارد. اما هر یک از رفقا فرصتی پیدا کنند نامههای خود را ارسال میکنند. در هر نوع مقاومتی ما با رفقایمان همصدا میشویم. یعنی جای رفقا همیشه در کنار ما است و در یاد ما هستند. در مورد رفقای زندان، سرگذشت آنان و خاطراتشان کتاب چاپ میشود. آنها همچنین میتوانند در رابطه با تاکتیکهای جدید مطالعه کنند.
به عنوان مثال، بسیاری از رفقا هستند که در آستانه آزادی هستند، به عنوان مثال ۳۰ سال در زندان ماندهاند، ما میدانیم که اکنون باید آزاد شوند، اما اعتصاب غذا باعث میشود که رژیم ترک برای آنان پرونده تازه تشکیل دهد و به ۶ سال دیگر محکوم شوند. به رغم ۶ سال اضافه شدن به محکومیتش دوباره اعتصاب غذا میکند. این یک امر مقدس است، چیزی شخصی نیست و فدایی بودن را نشان میدهد. این فداییگری در راه رهبر آپو را نشان میدهد. مردم اینگونه نگاه میکنند. این چیز کمی نیست. میگویند؛ "بدون رهبر آپو بیرون بروم، آزاد نخواهم شد". آزادی واقعی بیرون رفتن از زندان نیست. آزادی واقعی این است که مردم با رهبر آپو زندگی کنند. با این ایده و با این الگو زندگی کنید. مردم این را میبینند که رفقای ما این مسئله را بسیار عمیق درک کردهاند. بنابراین با ۳ روز یا ۵ روز اعتصاب غذا ترجیح میدهد ۶ سال خود را بسوزاند. به همین دلیل دهها بار به این رفقا درود میفرستیم. آنها خط خود را اینگونه تعریف میکنند: پیروزی یا آزادی در خط رهبر آپو است و ما او را دنبال میکنیم. ما ۳۰ سال ماندیم، ۶ سال دیگر خواهیم ماند، ۳۰ سال دیگر هم میمانیم. این یک اراده بسیار مهم است، این خط رهبر آپو، اعتقاد به آن، امید به آن و اعتقاد به پیروزی و حقانیت این خطمشی است. به همین دلیل این مقاومت دهها برابر مهمتر است. این مقاومت به ما، جنبش و خود رفقا روحیه میبخشد. دشمن میخواهد آن رفقا را در زندانها از خط رهبر آپو دور نگه دارد و آزادی را فقط به عنوان تنها راه خروج از زندان نشان دهد. در برابر این، این مقاومت از ارزش بسیار بالایی برخوردار است. این مقاومت به ما میگوید که آزادی ذهنی از آزادی جسمی مهمتر است. آزادی جسمی هیچ ارتباطی با آزادی حقیقی ندارد. این یک فلسفه بسیار مهم است. بنابراین بسیار مقدس و معنیدار است.
ایستار محمد امین اوزکان ایستاری مقدس است
دولت ترکیه یک رژیم ستمگر و بیاخلاق است. از حقوق بشر به عنوان ابزاری برای ظلم و ستم علیه رفقای ما استفاده میشود. از هر فرصتی، ابزاری برای شکنجه به وجود میآورد. چنان میاندیشند که شاید با ظلم و شکنجه بتوانند این افراد را از راه مبارزه برگرداند. محد امین اوزکان هیچ نیازی به آنان ندارد. مسلماً اگر اخلاقی در این دولت وجود داشت، به شخصی که قادر به راه رفتن نیست دستبند نمیزند. بنابراین این یک پیام است و آنها میگویند؛ "ما شما را له خواهیم کرد، شما در مقابل ما زانو خواهید زد. ما شما را با چماق، نیرنگ یا ظلم و ستم میکوبیم." رفتار رفیق محمد امین اوزکان به گونهای است که حتی اگر توانایی راه رفتن ندارد به آنها هم احتیاجی ندارد. میگوید که: "من زانو نخواهم رد." هیچ مقاومتی مقدستر از این وجود ندارد.
ما همچنین به رفیق خود محمد درود میفرستیم و معتقدیم که این رفتار او هرگز در زندان پایان نخواهد یافت. دولت اشغالگر هرگز نمیتواند کسی که عزتنفس دارد را به خود محتاج کند. خلق کورد بیش از آب و غذا به آزادی نیاز دارند. خلق کورد فقط یک آرزو دارند و آن این است که با رهبر خود آزادانه زندگی کنند.
رفقای زندانی با ما هستند، آنها هميشه در یاد ما خواهند ماند
رفقای ما در زندان باید بدانند که ما همیشه به آنها فکر میکنیم و همیشه در یاد ما هستند و به سلامتی آنها اهمیت میدهیم. تعدادی از رفقا آزاد شدند، حتی دیدیم برخی از رفقا حدود ۲۰-۳۰ سال را در زندان گذراندهاند. بعضی از رفقا هم به کوه آمدند و ما با آنها ملاقات کردیم و واقعاً خوشحال بودیم. اما متاسفانه فرصت دیدن هم زیاد نیست. امسال جنگ سنگینی در جریان است و بنابراین فرصت ملاقات یکدیگر کم است. اما نامههای ما به همدیگر میرسند. از حال یک به یک رفقا پرسیدیم و از حال رفقا آگاهی یافتیم. هر کدام از رفقا که آزاد میشود و یا نامهای از آنها میرسد ما را بسیار خوشحال میکنند. ما همیشه آنها را به یاد میآوریم. حتی بعضی اوقات نامه میفرستیم، گاهی حتی رفقا را به نوشتن تشویق میکنیم، ممکن است ما کمتر بتوانیم که نامه بنویسیم، زیرا فرصت ما کم است. نبرد سنگینی در حال انجام است که نیاز به تفکر بیشتری دارد. اما هر یک از رفقا فرصتی پیدا کنند نامههای خود را ارسال میکنند. در هر نوع مقاومتی ما با رفقایمان همصدا میشویم. یعنی جای رفقا همیشه در کنار ما است و در یاد ما هستند. در مورد رفقای زندان، سرگذشت آنان و خاطراتشان کتاب چاپ میشود. آنها همچنین میتوانند در رابطه با تاکتیکهای جدید مطالعه کنند.
گذار دموکراتیک
مروان اولاش از فرماندهان نیروهای مدافع خلق: روح ۱۴ ژوئیه در چشمان هر گریلا دیده میشود مروان اولاش، از فرماندهان نیروهای مدافع خلق (ه.پ.گ) درباره مقاومت ۱۴ ژوئیه گفت: "روح ۱۴ ژوئیه در چشم هر گریلا دیده میشود. مقاومت در کوهها و زندانها با روحیه ۱۴ ژوئیه…
رفقایی که به تازگی دستگیر شدهاند میدانند در خارج از زندان اوضاع چگونه است. ما به همه رفقای خود درود میفرستیم و همه آنها را در آغوش میکشیم."
ANF
🆔 @GozarDemocratic
ANF
🆔 @GozarDemocratic
زندان؛ مرکز مطیعسازی جامعە و استثمار اذهان
✍ بسی شاماری
٣٠ خرداد سال ١٣٦٠ نقطه عطف مهمی در به خاک و خون کشیدن مبارزات آزادیخواهانه مردم ایران و جنبش چپ بە حساب می آید. مردمی که برای آزادی و برابری علیه حکومت پهلوی قیام کرده و همچنان به مبارزه برای احقاق حقوق خود در سراسر کشور، در تهران و کردستان، در ترکمن صحرا و خوزستان، در کارخانه و دانشگاه و در همه جا ادامه میدادند.
🆔 @GozarDemocratic
✍ بسی شاماری
٣٠ خرداد سال ١٣٦٠ نقطه عطف مهمی در به خاک و خون کشیدن مبارزات آزادیخواهانه مردم ایران و جنبش چپ بە حساب می آید. مردمی که برای آزادی و برابری علیه حکومت پهلوی قیام کرده و همچنان به مبارزه برای احقاق حقوق خود در سراسر کشور، در تهران و کردستان، در ترکمن صحرا و خوزستان، در کارخانه و دانشگاه و در همه جا ادامه میدادند.
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
زندان؛ مرکز مطیعسازی جامعە و استثمار اذهان ✍ بسی شاماری ٣٠ خرداد سال ١٣٦٠ نقطه عطف مهمی در به خاک و خون کشیدن مبارزات آزادیخواهانه مردم ایران و جنبش چپ بە حساب می آید. مردمی که برای آزادی و برابری علیه حکومت پهلوی قیام کرده و همچنان به مبارزه برای احقاق…
زندان؛ مرکز مطیعسازی جامعە و استثمار اذهان
✍ بسی شاماری
٣٠ خرداد سال ١٣٦٠ نقطه عطف مهمی در به خاک و خون کشیدن مبارزات آزادیخواهانه مردم ایران و جنبش چپ بە حساب می آید. مردمی که برای آزادی و برابری علیه حکومت پهلوی قیام کرده و همچنان به مبارزه برای احقاق حقوق خود در سراسر کشور، در تهران و کردستان، در ترکمن صحرا و خوزستان، در کارخانه و دانشگاه و در همه جا ادامه میدادند.
جمهوری اسلامی دهها هزار نفر از مخالفین، کمونیستها، فعالین کارگری و فعالین دانشجویی و فعالین حقوق زن را از دم تیغ گذراند تا حکومت سیاه خود را برقرار نگهدارد. گورهای دسته جمعی بی نام و نشان در گوشه و کنار کشور یادآور این دوره سیاه حکومت اسلامی است.
۲۸ سال بعد در خرداد ۸۸ مردم در ابعاد میلیونی به میدان آمدند اما اینبار نیز با سبعیت حکومت اسلامی مواجه شدند و این مبارزه عادلانه نیز به عقب رانده شد. مبارزه مردم اما گستردهتر، عمیقتر، رادیکالتر و روشنتر از همیشه ادامه دارد.
روز جهانی حمایت از زندانیان سیاسی ایران از اهمیتی ویژه برخوردار است. هدف این حرکت رساندن صدای اعتراض و مبارزات لاینقطع مردم مبارز در جامعه و خود زندانیان سیاسی در داخل زندانها به گوش جهانیان میباشد. فعالین سیاسی و مخالفین جمهوری اسلامی در این روز خواهان متوقف شدن فوری حکم اعدام و لغو آن هستند و باید زندانیان فوری و بدون قید و شرط آزاد گردند. در حاکمیت جمهوری اسلامی ایران سرکوب، شکنجه و اعدام حتی یک روز هم قطع نشده است. حکومت اسلامی ایران، به جای حل مشکلات اجتماعی و بهبود وضعیت، پاسخ آن را با اعمال مجازاتهای بیرحمانه و قرون وسطایی و به کاربستن ایدئولوژی اسلامی میدهد.
تاکنون دهها هزاران نفر از مخالفان سیاسی و شهروندان عادی جامعه ایران از زمان به قدرت رسیدن حاکمیت جمهوری اسلامی توسط این حکومت شکنجه، اعدام و ترور شده اند. زندانیان سیاسی، مظهر تداوم مبارزه ٤٣ ساله علیه رژیمی هستند که برای حفظ مالکیت خصوصی و به پشتبانی امپریالیسم جهانی و متحدانش به قدرت رسید. این رژیم فقط با بە راه انداختن حمامهای خون از زندانیان سیاسی توانست خدماتش به حفظ سیستم سرمایه داری را ایفا نماید و شوربختانە و بە دلیل پشتیبانی قدرت حاکم بر جهان، تا بە امروز بر این روند غیر انسانی و دد منشانە، با سبعیت بە ماشین کشتار خود، لحظەای فرمان توقف ندادە است و این جنایات گاها در ملا عام و در مقابل دیدگان هزاران تماشاچی اعدامها، سنگسار، قطع اعضای بدن در میادین مرکزی شهرها انجام میشود.
ایران کشوری با ٢١٠ زندان کە از جملە معروفترین آنها زندان وکیل آباد مشهد، عادل آباد شیراز، دیزل آباد کرمانشاه و زندانهای اصفهان و تبریز را میتوان نام برد. در این سیاه چالەهای تحت حاکمیت جمهوی ضد بشری ایران، ٢٥٠،٠٠٠نفر زیر دادگاهی و یا محکوم بە زندان با جرایم مختلف و نە سیاسی نگهداری میشوند. از این آمار دادەای، ۷۵۰۰ زندانی زن هستند و تعداد ۱۸۰۰ کودک و نوجوان در کانونهای اصلاح و تربیت زندانی هستند.
در حالی که اکثر مردم ایران زیر خط فقر مطلق زندگی میکنند و از بیکاری و عدم وجود فرصت شغلی رنج میبرند؛ حکومت اسلامی ایران از مجازات اعدام به عنوان ابزاری جهت سرکوب و خنثی کردن صدای اعتراض و نارضایتی جامعه بهره میگیرد. جمهوری اسلامی ایران تنها حکومتی در جهان است که کودکان را نیز اعدام میکند و هزاران زن در آن به جرم مخالفت با رژیم، قبل از اعدام مورد تجاوز قرار دادە شده و یا در زیر شکنجه به قتل رسیده اند. دهها هزار زن سیاسی و اجتماعی از جمله دختران نوجوان، زنان باردار و مادران سالخورده در دهه ۶۰ به جرم استفاده از حق آزادی بیان و عقیده اعدام شدند.
در ایام قتلعام دهە شصت، حسینعلی منتظری که در موضع جانشین خمینی قرار داشت در اعتراض نسبت به اعدام دختران سیزده – چهارده ساله خطاب به خمینی نوشت: “اعدام دختران سیزده – چهارده ساله به صرف تندزبانی بدون اینکه اسلحه در دست گرفته یا در تظاهرات شرکت کرده باشند کاملا ناراحت کننده و وحشتناک است، فشارها و تعزیرات و شکنجههای طاقتفرسا رو به افزایش است. این فتوا درست پس از پایان جنگ هشت ساله ایران و عراق صادر شد. به گفته منتظری بیش از ۳۰۰۰ زندانی سیاسی و به نقل از برخی منابع خبری، چندین برابر آمار منتظری زندانی سیاسی در سال ۱۳۶۰ قتلعام شده اند و این در حالیست کە رژیم تا بە امروز معترف بە وجود زندانی با جرم سیاسی نیست. براساس اسناد و گزارشهای موثق، زندانیان سیاسی در گروههای شش نفره یا بیشتر در فاصله زمانی نیم ساعت برای اعدام برده میشدند و پیکرهای آنان نیز توسط کامیونها منتقل و در گورهای دسته جمعی به ویژه در خاوران دفن شدند.
✍ بسی شاماری
٣٠ خرداد سال ١٣٦٠ نقطه عطف مهمی در به خاک و خون کشیدن مبارزات آزادیخواهانه مردم ایران و جنبش چپ بە حساب می آید. مردمی که برای آزادی و برابری علیه حکومت پهلوی قیام کرده و همچنان به مبارزه برای احقاق حقوق خود در سراسر کشور، در تهران و کردستان، در ترکمن صحرا و خوزستان، در کارخانه و دانشگاه و در همه جا ادامه میدادند.
جمهوری اسلامی دهها هزار نفر از مخالفین، کمونیستها، فعالین کارگری و فعالین دانشجویی و فعالین حقوق زن را از دم تیغ گذراند تا حکومت سیاه خود را برقرار نگهدارد. گورهای دسته جمعی بی نام و نشان در گوشه و کنار کشور یادآور این دوره سیاه حکومت اسلامی است.
۲۸ سال بعد در خرداد ۸۸ مردم در ابعاد میلیونی به میدان آمدند اما اینبار نیز با سبعیت حکومت اسلامی مواجه شدند و این مبارزه عادلانه نیز به عقب رانده شد. مبارزه مردم اما گستردهتر، عمیقتر، رادیکالتر و روشنتر از همیشه ادامه دارد.
روز جهانی حمایت از زندانیان سیاسی ایران از اهمیتی ویژه برخوردار است. هدف این حرکت رساندن صدای اعتراض و مبارزات لاینقطع مردم مبارز در جامعه و خود زندانیان سیاسی در داخل زندانها به گوش جهانیان میباشد. فعالین سیاسی و مخالفین جمهوری اسلامی در این روز خواهان متوقف شدن فوری حکم اعدام و لغو آن هستند و باید زندانیان فوری و بدون قید و شرط آزاد گردند. در حاکمیت جمهوری اسلامی ایران سرکوب، شکنجه و اعدام حتی یک روز هم قطع نشده است. حکومت اسلامی ایران، به جای حل مشکلات اجتماعی و بهبود وضعیت، پاسخ آن را با اعمال مجازاتهای بیرحمانه و قرون وسطایی و به کاربستن ایدئولوژی اسلامی میدهد.
تاکنون دهها هزاران نفر از مخالفان سیاسی و شهروندان عادی جامعه ایران از زمان به قدرت رسیدن حاکمیت جمهوری اسلامی توسط این حکومت شکنجه، اعدام و ترور شده اند. زندانیان سیاسی، مظهر تداوم مبارزه ٤٣ ساله علیه رژیمی هستند که برای حفظ مالکیت خصوصی و به پشتبانی امپریالیسم جهانی و متحدانش به قدرت رسید. این رژیم فقط با بە راه انداختن حمامهای خون از زندانیان سیاسی توانست خدماتش به حفظ سیستم سرمایه داری را ایفا نماید و شوربختانە و بە دلیل پشتیبانی قدرت حاکم بر جهان، تا بە امروز بر این روند غیر انسانی و دد منشانە، با سبعیت بە ماشین کشتار خود، لحظەای فرمان توقف ندادە است و این جنایات گاها در ملا عام و در مقابل دیدگان هزاران تماشاچی اعدامها، سنگسار، قطع اعضای بدن در میادین مرکزی شهرها انجام میشود.
ایران کشوری با ٢١٠ زندان کە از جملە معروفترین آنها زندان وکیل آباد مشهد، عادل آباد شیراز، دیزل آباد کرمانشاه و زندانهای اصفهان و تبریز را میتوان نام برد. در این سیاه چالەهای تحت حاکمیت جمهوی ضد بشری ایران، ٢٥٠،٠٠٠نفر زیر دادگاهی و یا محکوم بە زندان با جرایم مختلف و نە سیاسی نگهداری میشوند. از این آمار دادەای، ۷۵۰۰ زندانی زن هستند و تعداد ۱۸۰۰ کودک و نوجوان در کانونهای اصلاح و تربیت زندانی هستند.
در حالی که اکثر مردم ایران زیر خط فقر مطلق زندگی میکنند و از بیکاری و عدم وجود فرصت شغلی رنج میبرند؛ حکومت اسلامی ایران از مجازات اعدام به عنوان ابزاری جهت سرکوب و خنثی کردن صدای اعتراض و نارضایتی جامعه بهره میگیرد. جمهوری اسلامی ایران تنها حکومتی در جهان است که کودکان را نیز اعدام میکند و هزاران زن در آن به جرم مخالفت با رژیم، قبل از اعدام مورد تجاوز قرار دادە شده و یا در زیر شکنجه به قتل رسیده اند. دهها هزار زن سیاسی و اجتماعی از جمله دختران نوجوان، زنان باردار و مادران سالخورده در دهه ۶۰ به جرم استفاده از حق آزادی بیان و عقیده اعدام شدند.
در ایام قتلعام دهە شصت، حسینعلی منتظری که در موضع جانشین خمینی قرار داشت در اعتراض نسبت به اعدام دختران سیزده – چهارده ساله خطاب به خمینی نوشت: “اعدام دختران سیزده – چهارده ساله به صرف تندزبانی بدون اینکه اسلحه در دست گرفته یا در تظاهرات شرکت کرده باشند کاملا ناراحت کننده و وحشتناک است، فشارها و تعزیرات و شکنجههای طاقتفرسا رو به افزایش است. این فتوا درست پس از پایان جنگ هشت ساله ایران و عراق صادر شد. به گفته منتظری بیش از ۳۰۰۰ زندانی سیاسی و به نقل از برخی منابع خبری، چندین برابر آمار منتظری زندانی سیاسی در سال ۱۳۶۰ قتلعام شده اند و این در حالیست کە رژیم تا بە امروز معترف بە وجود زندانی با جرم سیاسی نیست. براساس اسناد و گزارشهای موثق، زندانیان سیاسی در گروههای شش نفره یا بیشتر در فاصله زمانی نیم ساعت برای اعدام برده میشدند و پیکرهای آنان نیز توسط کامیونها منتقل و در گورهای دسته جمعی به ویژه در خاوران دفن شدند.
گذار دموکراتیک
زندان؛ مرکز مطیعسازی جامعە و استثمار اذهان ✍ بسی شاماری ٣٠ خرداد سال ١٣٦٠ نقطه عطف مهمی در به خاک و خون کشیدن مبارزات آزادیخواهانه مردم ایران و جنبش چپ بە حساب می آید. مردمی که برای آزادی و برابری علیه حکومت پهلوی قیام کرده و همچنان به مبارزه برای احقاق…
خاورانی کە در چند هفتەی گذشتە یکی از مشغلات بزرگ فکری و کاری مادران خاوران گشت و رژیم با ترفندی جدید و سعی درجهت ایجاد درگیری میان خانوادەهای اعدامیان و بازماندگان کشتار دهە شصت با ارامنەای بود کە مجوز قبر برای متوفیانشان را در محوطە خاوران صادر کردە و بدینسان رژیم از طرفی و با هدف ویران نمودن و از بین بردن مدرک جنایتش یا همانا گورهای دستە جمعی خاوران و همزمان میان خانوادەی بازماندگان اعدامیان دهەی شصت و ارامنە آشوب براە انداختە و بر سردعوی گور، آنها را بە جان هم اندازد.
در طول حاکمیت ننگین جمهوری اسلامی ایران رژیم هموارە با استفاده از مجازات اعدام به سرکوب مخالفان سیاسی و حتی غیرسیاسی و عادی خود پرداخته و دهها هزار زندانی سیاسی را بە جوخەهای مرگ فرستادە است. علاوه بر مجازات تیرباران و اعدام روشهای دیگر شکنجه از جمله آزار و اذیت جنسی، ضرب و شتم با باتوم و میلههای فلزی، شوکر الکتریکی، زنجیر کردن زندانیان به میله در محوطهی زندان در هوای سرد یا گرم، استفادە از قرصهای روان گردان، محرومیت زندانیان از خدمات پزشکی، محرومیت زندانیان از ملاقات، انتقال طولانی مدت زندانیان به انفرادی، حکمهای ضرب العجلی تبعید بە زندانهای دور از مکان مسکونی خانوادەهای زندانیان نیز در زندانهای ایران متداولا استفاده میگردد. براساس گزارشهای متعدد و مکرر منتشر شده از جانب بازداشت شدگان، در این بازداشتگاهها مورد تعرض، تجاوز جنسی و سوءاستفاده جنسی و سایر شکنجههای غیرانسانی با هدف اعتراف بە جرم انجام نشدە، قرار گرفتەاند.
جرم سیاسی در درون تحولات مدنی و اجتماعی شکل میگیرد و بحثی است درون حکومتی زیرا که «جرم سیاسی در بحث های حقوقی جایگاهی» ندارد بلکه یک بحث حاکمیتی است و هنگامی سخن از حاکمیت است، در واقع نحوهٔ مدیریت حاکمیت مطمح نظر قرار میگیرد و شاید بنا بر همین اصل حقوقی میباشد کە رژیم هموارە از اذعان بە مجرم سیاسی خودداری نمودە جرائم سیاسی را رنگ و لعاب دینی، اجتماعی، امنیتی بخشیدە بیشتر با نام محاربە و ضدیت با نظام استفادە نمودە و زیر شکنجەی طاقتفرسا مجرمان و دربندان را مجبور بە اعتراف دروغین مینماید. از دیدگاه قانون و جرمشناسی اما، فرانسه نخستین کشوری بوده است که جرم سیاسی را وارد قانون جزائی خود نمود. بنابراین،نوسانات بسیاری در نحوهی پذیرش جرم وجود دارد و مفهوم جرم سیاسی با تحولات مدنی و اجتماعی هم پیوند است. بنابراین با توجه به قوانین جزایی و جرائم، باید میان جرائم عادی و سیاسی حد و مرز قائل شویم زیرا این جرائم به یک «انگیزه» نیازمند است در صورتی که در جرائم عادی، «سود و منفعت فردی و شخصی» مد نظر است و بسیاری از این جرائم ناشی از انگیزههای فردی میباشد.
اما در جرائم سیاسی انسان در یک حرکت به سوی تحولات اجتماعی و مدنی میرود و اساساً سود و منفعت وانتفاع «غیر فردی» و «غیرشخصی» در این نوع جرائم وجود دارد، ضمن اینکه ضدیت با حاکمیت سیاسی یا حقوقی و نیز خواستار آزادیهای قانونی شهروندی از خصايص ویژهی این جرم تلقی میگردد.
در این مسیر، اصل (168) قانون اساسی از دو بخش تشکیل یافته است. یک بخش مربوط به «جرائم سیاسی» است و بخش دیگر آن در رابطه با «جرائم مطبوعاتی» میباشد و در این اصل حضور هیئت منصفه و رسیدگی به جرائم مطبوعاتی به صورت علنی مشاهده میشود.
نخستین نکته در جرم سیاسی «آزادی بیان» است، کسی که با نیت مثبت و خیرخواهانه در مورد مسائل مربوط به جامعه اظهارنظر میکند. یعنی قصد ساختار سیاسی را دارد و مدیریت کلان جامعه را بر نمی تابد.
باید در جرائم سیاسی و نیز جرائم مطبوعاتی این موضوع را مورد بررسی و تفحص دقیق و گسترده قرار داد در واقع پیش از این که تعریف این جرائم اهمیت یابد، «اجرای قانون اساسی» برجسته مینماید که توسط مقنن و قانونگذار «ضامن آزادی بیان» در جامعه میباشد! و این در حالی است که عضو کمیسیون حقوقی مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه در قانون مجازات اسلامی مصوب (1392) تعریفی مشخص و تبیین شده از جرم سیاسی ارائه نشده است، تنها مشخص نمود که کمیسیون در حال بررسی طرحی است مبتنی بر «تعریف جرم سیاسی که نوع جرم و مجازات آن را تبیین خواهد کرد».
ایشان خاطر نشان کرد: که طرحی به نام تعریف جرم سیاسی و مجازات آن در کمیسیون در حال بررسی بوده که زوایای این امر را بررسی و درصورت امکان به تصویب می رساند.
وی همچنین در رابطه با تعریف جرم سیاسی و به ویژه مجازات اعدام برای این گروه از مجرمین در قانون مجازات اسلامی (1392) ادامه داد: که با توجه به اینکه جرم سیاسی در قانون وجود نداشته، بنابراین هیچ زندانی سیاسی در زندانهای کشور وجود نداشته و تفهیم اتهام زندانیان،غیر سیاسی بوده و افزون بر این به موجب قانون،درجمهوری اسلامی، مجازات مطلق اعدام، علیه امنیت ملی کشور، اعدام نیست و هیچگونه اعدام سیاسی نیز تاکنون نداشتهایم.
در طول حاکمیت ننگین جمهوری اسلامی ایران رژیم هموارە با استفاده از مجازات اعدام به سرکوب مخالفان سیاسی و حتی غیرسیاسی و عادی خود پرداخته و دهها هزار زندانی سیاسی را بە جوخەهای مرگ فرستادە است. علاوه بر مجازات تیرباران و اعدام روشهای دیگر شکنجه از جمله آزار و اذیت جنسی، ضرب و شتم با باتوم و میلههای فلزی، شوکر الکتریکی، زنجیر کردن زندانیان به میله در محوطهی زندان در هوای سرد یا گرم، استفادە از قرصهای روان گردان، محرومیت زندانیان از خدمات پزشکی، محرومیت زندانیان از ملاقات، انتقال طولانی مدت زندانیان به انفرادی، حکمهای ضرب العجلی تبعید بە زندانهای دور از مکان مسکونی خانوادەهای زندانیان نیز در زندانهای ایران متداولا استفاده میگردد. براساس گزارشهای متعدد و مکرر منتشر شده از جانب بازداشت شدگان، در این بازداشتگاهها مورد تعرض، تجاوز جنسی و سوءاستفاده جنسی و سایر شکنجههای غیرانسانی با هدف اعتراف بە جرم انجام نشدە، قرار گرفتەاند.
جرم سیاسی در درون تحولات مدنی و اجتماعی شکل میگیرد و بحثی است درون حکومتی زیرا که «جرم سیاسی در بحث های حقوقی جایگاهی» ندارد بلکه یک بحث حاکمیتی است و هنگامی سخن از حاکمیت است، در واقع نحوهٔ مدیریت حاکمیت مطمح نظر قرار میگیرد و شاید بنا بر همین اصل حقوقی میباشد کە رژیم هموارە از اذعان بە مجرم سیاسی خودداری نمودە جرائم سیاسی را رنگ و لعاب دینی، اجتماعی، امنیتی بخشیدە بیشتر با نام محاربە و ضدیت با نظام استفادە نمودە و زیر شکنجەی طاقتفرسا مجرمان و دربندان را مجبور بە اعتراف دروغین مینماید. از دیدگاه قانون و جرمشناسی اما، فرانسه نخستین کشوری بوده است که جرم سیاسی را وارد قانون جزائی خود نمود. بنابراین،نوسانات بسیاری در نحوهی پذیرش جرم وجود دارد و مفهوم جرم سیاسی با تحولات مدنی و اجتماعی هم پیوند است. بنابراین با توجه به قوانین جزایی و جرائم، باید میان جرائم عادی و سیاسی حد و مرز قائل شویم زیرا این جرائم به یک «انگیزه» نیازمند است در صورتی که در جرائم عادی، «سود و منفعت فردی و شخصی» مد نظر است و بسیاری از این جرائم ناشی از انگیزههای فردی میباشد.
اما در جرائم سیاسی انسان در یک حرکت به سوی تحولات اجتماعی و مدنی میرود و اساساً سود و منفعت وانتفاع «غیر فردی» و «غیرشخصی» در این نوع جرائم وجود دارد، ضمن اینکه ضدیت با حاکمیت سیاسی یا حقوقی و نیز خواستار آزادیهای قانونی شهروندی از خصايص ویژهی این جرم تلقی میگردد.
در این مسیر، اصل (168) قانون اساسی از دو بخش تشکیل یافته است. یک بخش مربوط به «جرائم سیاسی» است و بخش دیگر آن در رابطه با «جرائم مطبوعاتی» میباشد و در این اصل حضور هیئت منصفه و رسیدگی به جرائم مطبوعاتی به صورت علنی مشاهده میشود.
نخستین نکته در جرم سیاسی «آزادی بیان» است، کسی که با نیت مثبت و خیرخواهانه در مورد مسائل مربوط به جامعه اظهارنظر میکند. یعنی قصد ساختار سیاسی را دارد و مدیریت کلان جامعه را بر نمی تابد.
باید در جرائم سیاسی و نیز جرائم مطبوعاتی این موضوع را مورد بررسی و تفحص دقیق و گسترده قرار داد در واقع پیش از این که تعریف این جرائم اهمیت یابد، «اجرای قانون اساسی» برجسته مینماید که توسط مقنن و قانونگذار «ضامن آزادی بیان» در جامعه میباشد! و این در حالی است که عضو کمیسیون حقوقی مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه در قانون مجازات اسلامی مصوب (1392) تعریفی مشخص و تبیین شده از جرم سیاسی ارائه نشده است، تنها مشخص نمود که کمیسیون در حال بررسی طرحی است مبتنی بر «تعریف جرم سیاسی که نوع جرم و مجازات آن را تبیین خواهد کرد».
ایشان خاطر نشان کرد: که طرحی به نام تعریف جرم سیاسی و مجازات آن در کمیسیون در حال بررسی بوده که زوایای این امر را بررسی و درصورت امکان به تصویب می رساند.
وی همچنین در رابطه با تعریف جرم سیاسی و به ویژه مجازات اعدام برای این گروه از مجرمین در قانون مجازات اسلامی (1392) ادامه داد: که با توجه به اینکه جرم سیاسی در قانون وجود نداشته، بنابراین هیچ زندانی سیاسی در زندانهای کشور وجود نداشته و تفهیم اتهام زندانیان،غیر سیاسی بوده و افزون بر این به موجب قانون،درجمهوری اسلامی، مجازات مطلق اعدام، علیه امنیت ملی کشور، اعدام نیست و هیچگونه اعدام سیاسی نیز تاکنون نداشتهایم.
گذار دموکراتیک
زندان؛ مرکز مطیعسازی جامعە و استثمار اذهان ✍ بسی شاماری ٣٠ خرداد سال ١٣٦٠ نقطه عطف مهمی در به خاک و خون کشیدن مبارزات آزادیخواهانه مردم ایران و جنبش چپ بە حساب می آید. مردمی که برای آزادی و برابری علیه حکومت پهلوی قیام کرده و همچنان به مبارزه برای احقاق…
فراتر از این موارد اینکه در روز انتصابات در ایران مورخە ١٣٩٢/٠٣/٢٤، رئیس سازمان زندانهای کشور اعلام کرد که کلیهی زندانیان سیاسی در زندانهای ایران نیز در این انتخابات شرکت نموده و به کاندیدای خود رأی دادهاند.
در صورتی که در اردیبهشت ماه همان سال ایشان و همچنین عضو کمیسیون حقوقی مجلس در ارتباط با جرم سیاسی و همچنین زندانیان سیاسی اعلام کرده بودند که، در زندانهای ایران هیچ زندانی سیاسی وجود ندارد.!.
گمان نمی رود کە امروز و در تب یخزدەی نمایش مسخرەی انتخابات کسی در صدد قیاس این دورە از انتخابات با ٨ سال گذشتە برنیاید. زندانیانی کە در زندان با شهامت وصف ناشدنی فراخوان نە بە فرمایشات انتصابات میدهند.
خالی از لطف نیست یادآوری نامەای کە چند روز پیش ” آتنا دائمی ” در رابطە با انتخابات کذائی و حربە ی تبعید زندانیان بە زندانهای مختلف نشر نمودە بود و مصداقی کامل بە آزادگی این بهترین فرزندان مردم بود کە در سختترین شرایط ممکن تحت انواع شکنجەهای روحی و فیزیکی، همچنان رسالت خود را کە همانا الگوی جامعە بودن میباشد را از دست ندادە و دلیرانە با استقامت و پایداری خویش، رژیم ضد مردمی را کاملا از لحاظ سیاسی فلج نمودەاند.
متن نامە آتنا را جهت درک بیشتر مطلب خدمت خوانندگان گرامی تقدیم مینمایم.
انتخابات پیش روست، ما را تبعید کردند تا آنچه را که باید نگوییم.
سال ٩٩، پس از آنکه تعداد زیادى از دوستان و هم بندیانم را به زندانهاى دیگر ایران تبعید کردند، مرا نیز به تبعیدگاه لاکان رشت منتقل کردند تا از بودن زنان فعال و پیشرو در کنار یکدیگر آن هم پیش از انتخابات ١۴٠٠ جلوگیرى کنند، غافل از اینکه با این قبیل اعمال عجولانه و کورکورانه پیش از هر چیز براى هر یک از ما تجربهاى مفید خلق و ما را به اهدافمان نزدیکتر و در هر یک از شهرهاى ایران تکثیرمان کردند!
طى سالیان گذشته من و خانوادهام شاهد بیشترین اعمال فشارها از سوى نهادهاى امنیتى (وزارت اطلاعات و سپاه) بودهایم، همانگونه که در دیماه ٩٨ وقتى حین تحصن اعتراضی به کشتار بیامان آبان آن سال به مقر سپاه در اوین منتقل شدم، عمالشان اعتراف کردند که از سال ٩٣ تاکنون از هر راهى برای به قول خودشان “رام کردنم” استفاده کردند اما جز “افسار گسیختگى” بیشتر نتیجهای عایدشان نشده! از گزینههاى عبث و باقى ماندهشان گفتند که هزاران بار علیه افراد و گروههاى مخالف خود به کار بردهاند که از آن جمله ترور شخصیتى و حیثیتى و صدور و اجراى حکم شلاق و تبعید به شهرستان و در نهایت حذف فیزیکى بود که پاسخهاى لازم را به آنها دادم و در اینجا نیز تاکید مى کنم که با هیچ یک از این شیوههاى منسوخ نمیتوانند مرا از راه مبارزه با ظلم و تلاش براى احقاق حقوق انسانها بازدارند! در هر زندانى، آزادم چرا که هرگز نمىتوانند افکارم را به زنجیر کشند! و تکرار مىکنم که تماشاى این ترس و سردرگمى در برابر زنان و مردان فعال در عرصههاى گوناگون سیاسى، مدنى و عقیدتى برایم خوشایند است چرا که نشان دهندهى ضعف روزافزون مدعیان قدرت است!
آتنا دائمی / خردادماه ۱۴۰۰/ زندان لاکان رشت
اینجا همان زندان یا بە عبارتی مرکز مطیع سازی جامعە و استثمار اذهان است کە شاهدیم چگونە زینب جلالیان با الهام گرفتن از شیرین علم هولی مربی راستین استقامت و عصیان در قبال نابرابریها گشت و هیچ شکنجە و ترور شخصیتی توان از پا درآوردنشان را نداشت. معلمانی کە حتی پس از مرگ باشکوهشان طنین درسهای انقلابیشان در کوریدورهای تاریک و نمور میپیچد و زینب جلالیان و آتنا و سهیلا حجابها را تعلیم میدهد.
مضحکەی انتخابات اما با اعلام بایکوت فعالانە زندانیان کە از زندانهای کوردستان آغاز گشت، میتوان گفت برعکس آنچه رژیم خواهانش بود، چون دوران پیشین انتخابات، مسئلەی زندان در سایە قرار نگرفت. بلکە بە باور صاحب قلم شوری صد چندان در اذهان مردم بوجود آوردە و سیطرەی ترس از دستگیری و زندان را کمرنگتر نمودە است. زندانی بە بزرگی مساحت ایران و در آن زندانهای کوچک و بزرگ دیگری جهت سرکوب و بە زانو درآوردن مردم در ٤٣ سال گذشتە شرایطی بە غایت نابسامان را برای آحاد جامعە بوجود آوردە است. اما همزمان کە مردم شاهد اعدامهای دستە جمعی، ترور شخصیتی، شکنجە و تبعید دربندهای زندان بودهاند، دلاوری، رشادت، عصیانگری و عدم کرنش در قبال قوانین ضد بشری را نیز از جانب زندانیان تجربە نمودە. این خود درس بزرگیست برای جامعە کە قرص روانگردان و شکنجە ددمنشانە و اعدام و تیرباران مانعی را جهت برآوردن فریاد آزادی ایجاد ننمود. بلکه بالعکس آمار بالای زندانیان سیاسی سخن از همگونی هرچە بیشتر جامعە بە سوی حقخواهی و دمکراسیست
در صورتی که در اردیبهشت ماه همان سال ایشان و همچنین عضو کمیسیون حقوقی مجلس در ارتباط با جرم سیاسی و همچنین زندانیان سیاسی اعلام کرده بودند که، در زندانهای ایران هیچ زندانی سیاسی وجود ندارد.!.
گمان نمی رود کە امروز و در تب یخزدەی نمایش مسخرەی انتخابات کسی در صدد قیاس این دورە از انتخابات با ٨ سال گذشتە برنیاید. زندانیانی کە در زندان با شهامت وصف ناشدنی فراخوان نە بە فرمایشات انتصابات میدهند.
خالی از لطف نیست یادآوری نامەای کە چند روز پیش ” آتنا دائمی ” در رابطە با انتخابات کذائی و حربە ی تبعید زندانیان بە زندانهای مختلف نشر نمودە بود و مصداقی کامل بە آزادگی این بهترین فرزندان مردم بود کە در سختترین شرایط ممکن تحت انواع شکنجەهای روحی و فیزیکی، همچنان رسالت خود را کە همانا الگوی جامعە بودن میباشد را از دست ندادە و دلیرانە با استقامت و پایداری خویش، رژیم ضد مردمی را کاملا از لحاظ سیاسی فلج نمودەاند.
متن نامە آتنا را جهت درک بیشتر مطلب خدمت خوانندگان گرامی تقدیم مینمایم.
انتخابات پیش روست، ما را تبعید کردند تا آنچه را که باید نگوییم.
سال ٩٩، پس از آنکه تعداد زیادى از دوستان و هم بندیانم را به زندانهاى دیگر ایران تبعید کردند، مرا نیز به تبعیدگاه لاکان رشت منتقل کردند تا از بودن زنان فعال و پیشرو در کنار یکدیگر آن هم پیش از انتخابات ١۴٠٠ جلوگیرى کنند، غافل از اینکه با این قبیل اعمال عجولانه و کورکورانه پیش از هر چیز براى هر یک از ما تجربهاى مفید خلق و ما را به اهدافمان نزدیکتر و در هر یک از شهرهاى ایران تکثیرمان کردند!
طى سالیان گذشته من و خانوادهام شاهد بیشترین اعمال فشارها از سوى نهادهاى امنیتى (وزارت اطلاعات و سپاه) بودهایم، همانگونه که در دیماه ٩٨ وقتى حین تحصن اعتراضی به کشتار بیامان آبان آن سال به مقر سپاه در اوین منتقل شدم، عمالشان اعتراف کردند که از سال ٩٣ تاکنون از هر راهى برای به قول خودشان “رام کردنم” استفاده کردند اما جز “افسار گسیختگى” بیشتر نتیجهای عایدشان نشده! از گزینههاى عبث و باقى ماندهشان گفتند که هزاران بار علیه افراد و گروههاى مخالف خود به کار بردهاند که از آن جمله ترور شخصیتى و حیثیتى و صدور و اجراى حکم شلاق و تبعید به شهرستان و در نهایت حذف فیزیکى بود که پاسخهاى لازم را به آنها دادم و در اینجا نیز تاکید مى کنم که با هیچ یک از این شیوههاى منسوخ نمیتوانند مرا از راه مبارزه با ظلم و تلاش براى احقاق حقوق انسانها بازدارند! در هر زندانى، آزادم چرا که هرگز نمىتوانند افکارم را به زنجیر کشند! و تکرار مىکنم که تماشاى این ترس و سردرگمى در برابر زنان و مردان فعال در عرصههاى گوناگون سیاسى، مدنى و عقیدتى برایم خوشایند است چرا که نشان دهندهى ضعف روزافزون مدعیان قدرت است!
آتنا دائمی / خردادماه ۱۴۰۰/ زندان لاکان رشت
اینجا همان زندان یا بە عبارتی مرکز مطیع سازی جامعە و استثمار اذهان است کە شاهدیم چگونە زینب جلالیان با الهام گرفتن از شیرین علم هولی مربی راستین استقامت و عصیان در قبال نابرابریها گشت و هیچ شکنجە و ترور شخصیتی توان از پا درآوردنشان را نداشت. معلمانی کە حتی پس از مرگ باشکوهشان طنین درسهای انقلابیشان در کوریدورهای تاریک و نمور میپیچد و زینب جلالیان و آتنا و سهیلا حجابها را تعلیم میدهد.
مضحکەی انتخابات اما با اعلام بایکوت فعالانە زندانیان کە از زندانهای کوردستان آغاز گشت، میتوان گفت برعکس آنچه رژیم خواهانش بود، چون دوران پیشین انتخابات، مسئلەی زندان در سایە قرار نگرفت. بلکە بە باور صاحب قلم شوری صد چندان در اذهان مردم بوجود آوردە و سیطرەی ترس از دستگیری و زندان را کمرنگتر نمودە است. زندانی بە بزرگی مساحت ایران و در آن زندانهای کوچک و بزرگ دیگری جهت سرکوب و بە زانو درآوردن مردم در ٤٣ سال گذشتە شرایطی بە غایت نابسامان را برای آحاد جامعە بوجود آوردە است. اما همزمان کە مردم شاهد اعدامهای دستە جمعی، ترور شخصیتی، شکنجە و تبعید دربندهای زندان بودهاند، دلاوری، رشادت، عصیانگری و عدم کرنش در قبال قوانین ضد بشری را نیز از جانب زندانیان تجربە نمودە. این خود درس بزرگیست برای جامعە کە قرص روانگردان و شکنجە ددمنشانە و اعدام و تیرباران مانعی را جهت برآوردن فریاد آزادی ایجاد ننمود. بلکه بالعکس آمار بالای زندانیان سیاسی سخن از همگونی هرچە بیشتر جامعە بە سوی حقخواهی و دمکراسیست
گذار دموکراتیک
زندان؛ مرکز مطیعسازی جامعە و استثمار اذهان ✍ بسی شاماری ٣٠ خرداد سال ١٣٦٠ نقطه عطف مهمی در به خاک و خون کشیدن مبارزات آزادیخواهانه مردم ایران و جنبش چپ بە حساب می آید. مردمی که برای آزادی و برابری علیه حکومت پهلوی قیام کرده و همچنان به مبارزه برای احقاق…
با مروری اجمالی بە کارنامە جمهوری جهل و جنایت حاکم در ایران، بە وضوح میتوان کشتار و اعدام و زندان شهروندان این مرز و بوم را نظارە نمود. حکومتی کە برای تثبیت مشروعیتش در اولین ماههای بە قدرت رسیدنش نوک تیز پیکان اهداف غیر انسانیش را رو بە مردم کوردستان گرفتە و اولین هدیەی نوروزی روزشمار عمر پر ننگش برای ملت کورد، بمباران آن مرز و بوم و کشتار مردم بی دفاعاش بود.
از کوردستان تا ترکمن صحرا، در تاب کینە مزدوران حکومت بە خود میپیچید و با وصف تمامی فشارهای وارد آمدە، مردم تن بە قبول مشروعیت حکومت ندادە و هر روز صدها تن از ارزندەترین جوانانشان دستگیر و روانهی زندان میگشتند. حکومتی کە در همان آغازین روزهای تشکیل کابینە دولت لبە تیز تیغە کشتار را بر گلوی نجواکنندگان آزادی نهاد و تا بە امروز ماشین کشتار خود را در تمامی سطوح و در میان کلیەی ملیتهای ایران با سرعت وصف ناشدنی بکار گرفتە است. کشتار دستگیر شدگان دهەی شصت و گورهای دستە جمعی خاوران و لعنت آبادها، بە خاک و خون کشیدن تمامی اعتراضات صنفی و مدنی نمونەهای کوچکی از کشتار رژیم است کە میتوان بە آن چون نمودی از نحوە دولتداری حکومت نام برد، زخمهائی کە هیچگاه التیام نیافت و هر روز جامعە با جنایات مشابە دیگری از جانب رژیم روبرو میگردد و اینها را میتوان چون عوامل مهمی برای بروز اعتراضهای بزرگ و سازمانیافتهائی که انقلاب به همراه دارند برشمرد.
مجموعه حوادثی که در یک سال و چند ماه گذشته از خیزش مردمی آبان ماه تا کشته شدن قاسم سلیمانی، جان باختن شماری از مردم کرمان در جریان تشییع جنازه آن جانی و تروریست بین اللملی ، موشک پراکنی به پایگاه های آمریکایی در عراق و سرانجام سقوط هواپیمای مسافری اوکراین با آتش پدافند سپاه و اعتراض دانشجویان و به خیابان آمدن دوباره مردم، قیام در زندانها و شکستن دربهای آن در چندین شهر و فرار از زندانهای سقز، عادلآباد شیراز و ….. همگی بیانگر آن هستند کە جامعه ایران، وارد مرحله نوینی شده، صدای پای انقلاب از اقصی نقاط ایران و حتی از زندانها و در میان طیف وسیعی از طبقات معترض بە گوش میرسد.
شعارهایی که این بار به مراتب بیشتر از گذشته علیه شخص خامنهای، قاسم سلیمانی، سپاه و مهم تر از همه «جمهوری اسلامی نابود باید گردد» داده شد، حاکی از وضعیتی تازه است. وضعیتی که رنگ و بوی انقلابی دارد. اکنون این فضا همه لایەهای جامعه را فرا گرفته است. حاکمیت هم به نوبه خود در حال از دست دادن ظرفیتهای مقابله با مردم است. حکومت همه ظرفیتهای سانسور و سرکوب، کشتار و زندان را به کار گرفته است. آن چه در حال روی دادن است، در واقع آن است که دیگر مردم مرعوب سرکوب و کشتار نیستند. شعار و مطالبات خود را با صدائی بلند و مملو از خشم انقلابی فریاد میزنند و شاید بتوان این اعتراضات بسیار گستردە در سطح ایران را یکی از عدیدە عواملی دانست کە در دوران انتخابات حکومت، دیکتاتور بودن خویش را بسیار آشکارا و عیان در نحوە تائید و عدم تائید صلاحیت کاندیدهای ریاست جمهوری نشان داد. قلدرمنشانە اثبات نمود کە قصد یکدست نمودن حکومت و اقتدار محض را دارد و بدینسان مردم و حکومت در دو جبهە مخالف روبروی هم قرار گرفتەاند.
زندان بزرگی بە وسعت مرز و بوم ایران را سعی در بە قلم کشاندن دارم تا برای خوانندە درک وضعیت بە مراتب بغرنجتر و نابسامانتر زندانیان سیاسی، عقیدتی قابل درک بیشتر باشد.
بحرانهای مختلف ایران از دهه شصت تا انتخابات ۸۸، اعتراضات دی ماە ۹۶ و آبان ۹۸، وضعیت کنونی جامعه را بە نقطه عطفی تعیینکننده خوانده است. اگرچه اعتراضات سراسری آبان ماە ٩٨ در امتداد اعتراضات دی ماه ۹۶ بود که خود عاملی در جهت کنشهای سیاسی تغییرخواهانه در ایران را با شیب زیادی دگرگون ساخت. اما در عین حال حاوی ویژگیهای متمایزی بود که باید مورد توجه قرار گیرد، تا بە تحلیل صحیحتری از آن دست یافت. اعتراضات ٩٨ نشان داد کە مطالبات دیگر در حوزه اقتصاد سیاسی نمی گنجند، بلکه کاملا سیاسی شدهاند. سیاسی شدن آنها به منزله تعقیب خواست تغییرات گسترده سیاسی است، که نه تنها بر مطالبات اقتصادی، بلکه بر خواست تغییر حاکمیت و برقراری یک جامعه نوین مبتنی است. اکنون گذار انقلابی و حرکت به سمت تغییر کلیت ساختار قدرت حکومت اسلامی چه بسا دیگر برگشت ناپذیر شده باشد. تاکید بر رخنه فساد در تار و پود نظام و مدیران و مقامات حاکم و تعمیق شکاف طبقاتی و بحران عظیم اقتصادی، هیچ چشمانداز روشنی حتی برای اپوزوسیون خود ساختە داخلی ، اصلاح طلبانە حیلەگر، میانەروها و دیگر ناظران بر مسائل جامعە بحران زدە و آمادە انفجار باقی نگذاشتە است.
از کوردستان تا ترکمن صحرا، در تاب کینە مزدوران حکومت بە خود میپیچید و با وصف تمامی فشارهای وارد آمدە، مردم تن بە قبول مشروعیت حکومت ندادە و هر روز صدها تن از ارزندەترین جوانانشان دستگیر و روانهی زندان میگشتند. حکومتی کە در همان آغازین روزهای تشکیل کابینە دولت لبە تیز تیغە کشتار را بر گلوی نجواکنندگان آزادی نهاد و تا بە امروز ماشین کشتار خود را در تمامی سطوح و در میان کلیەی ملیتهای ایران با سرعت وصف ناشدنی بکار گرفتە است. کشتار دستگیر شدگان دهەی شصت و گورهای دستە جمعی خاوران و لعنت آبادها، بە خاک و خون کشیدن تمامی اعتراضات صنفی و مدنی نمونەهای کوچکی از کشتار رژیم است کە میتوان بە آن چون نمودی از نحوە دولتداری حکومت نام برد، زخمهائی کە هیچگاه التیام نیافت و هر روز جامعە با جنایات مشابە دیگری از جانب رژیم روبرو میگردد و اینها را میتوان چون عوامل مهمی برای بروز اعتراضهای بزرگ و سازمانیافتهائی که انقلاب به همراه دارند برشمرد.
مجموعه حوادثی که در یک سال و چند ماه گذشته از خیزش مردمی آبان ماه تا کشته شدن قاسم سلیمانی، جان باختن شماری از مردم کرمان در جریان تشییع جنازه آن جانی و تروریست بین اللملی ، موشک پراکنی به پایگاه های آمریکایی در عراق و سرانجام سقوط هواپیمای مسافری اوکراین با آتش پدافند سپاه و اعتراض دانشجویان و به خیابان آمدن دوباره مردم، قیام در زندانها و شکستن دربهای آن در چندین شهر و فرار از زندانهای سقز، عادلآباد شیراز و ….. همگی بیانگر آن هستند کە جامعه ایران، وارد مرحله نوینی شده، صدای پای انقلاب از اقصی نقاط ایران و حتی از زندانها و در میان طیف وسیعی از طبقات معترض بە گوش میرسد.
شعارهایی که این بار به مراتب بیشتر از گذشته علیه شخص خامنهای، قاسم سلیمانی، سپاه و مهم تر از همه «جمهوری اسلامی نابود باید گردد» داده شد، حاکی از وضعیتی تازه است. وضعیتی که رنگ و بوی انقلابی دارد. اکنون این فضا همه لایەهای جامعه را فرا گرفته است. حاکمیت هم به نوبه خود در حال از دست دادن ظرفیتهای مقابله با مردم است. حکومت همه ظرفیتهای سانسور و سرکوب، کشتار و زندان را به کار گرفته است. آن چه در حال روی دادن است، در واقع آن است که دیگر مردم مرعوب سرکوب و کشتار نیستند. شعار و مطالبات خود را با صدائی بلند و مملو از خشم انقلابی فریاد میزنند و شاید بتوان این اعتراضات بسیار گستردە در سطح ایران را یکی از عدیدە عواملی دانست کە در دوران انتخابات حکومت، دیکتاتور بودن خویش را بسیار آشکارا و عیان در نحوە تائید و عدم تائید صلاحیت کاندیدهای ریاست جمهوری نشان داد. قلدرمنشانە اثبات نمود کە قصد یکدست نمودن حکومت و اقتدار محض را دارد و بدینسان مردم و حکومت در دو جبهە مخالف روبروی هم قرار گرفتەاند.
زندان بزرگی بە وسعت مرز و بوم ایران را سعی در بە قلم کشاندن دارم تا برای خوانندە درک وضعیت بە مراتب بغرنجتر و نابسامانتر زندانیان سیاسی، عقیدتی قابل درک بیشتر باشد.
بحرانهای مختلف ایران از دهه شصت تا انتخابات ۸۸، اعتراضات دی ماە ۹۶ و آبان ۹۸، وضعیت کنونی جامعه را بە نقطه عطفی تعیینکننده خوانده است. اگرچه اعتراضات سراسری آبان ماە ٩٨ در امتداد اعتراضات دی ماه ۹۶ بود که خود عاملی در جهت کنشهای سیاسی تغییرخواهانه در ایران را با شیب زیادی دگرگون ساخت. اما در عین حال حاوی ویژگیهای متمایزی بود که باید مورد توجه قرار گیرد، تا بە تحلیل صحیحتری از آن دست یافت. اعتراضات ٩٨ نشان داد کە مطالبات دیگر در حوزه اقتصاد سیاسی نمی گنجند، بلکه کاملا سیاسی شدهاند. سیاسی شدن آنها به منزله تعقیب خواست تغییرات گسترده سیاسی است، که نه تنها بر مطالبات اقتصادی، بلکه بر خواست تغییر حاکمیت و برقراری یک جامعه نوین مبتنی است. اکنون گذار انقلابی و حرکت به سمت تغییر کلیت ساختار قدرت حکومت اسلامی چه بسا دیگر برگشت ناپذیر شده باشد. تاکید بر رخنه فساد در تار و پود نظام و مدیران و مقامات حاکم و تعمیق شکاف طبقاتی و بحران عظیم اقتصادی، هیچ چشمانداز روشنی حتی برای اپوزوسیون خود ساختە داخلی ، اصلاح طلبانە حیلەگر، میانەروها و دیگر ناظران بر مسائل جامعە بحران زدە و آمادە انفجار باقی نگذاشتە است.
گذار دموکراتیک
زندان؛ مرکز مطیعسازی جامعە و استثمار اذهان ✍ بسی شاماری ٣٠ خرداد سال ١٣٦٠ نقطه عطف مهمی در به خاک و خون کشیدن مبارزات آزادیخواهانه مردم ایران و جنبش چپ بە حساب می آید. مردمی که برای آزادی و برابری علیه حکومت پهلوی قیام کرده و همچنان به مبارزه برای احقاق…
تمامی این وقایع نشان میدهد که نه حکومت هم چون گذشته توان حکومت کردن را دارد و نه مردم این حکومت را خواهانند. از این رو، هیچ کس نمیتواند به طور قطع پیشبینی نماید که این وضع آبستن چه شرایط و چه حوادثی خواهد گشت. آن چه قطعی است آن است که جامعه ما به سوی یک انفجار بزرگ اجتماعی در حرکت است. قیام و یا انقلابی که پیشقراولان و رهبران واقعی آن، جوانان بیشمار دختران و پسران آگاه و پر انرژیست که در مبارزه با حکومت اسلامی از هر نظر آبدیده شدهاند. آنها، خواهان حیاتی هستند که به شکل شورایی و جمعی اداره شود. به همین دلیل در اعتراضهای اخیر خود، از جمله شعارهای جدیدی هم چون «سقف و کتاب و گندم / قدرت به دست مردم»؛ «مردم چرا نشستید / منجی، خودِ تو هستی»؛ سر داده بودند.
جمهوری اسلامی ایران از بدو تشکیل حکومت با ایجاد فضای ترس و ارعاب، کشتار، شکنجە و زندان سعی در کنترل جامعە نمودە است و امروز در بدترین شرایط دیپلماسی درون و برون مرزی خود بسر میبرد. شرایط بسیار نامساعدی البتە بر زندنیان عقیدتی، سیاسی حاکم نموده است و از این سپرهای انسانی همیشە برای رسیدن بە آماج پلید بهرە گرفتە است. اقدام بە شکستن درِ زندانها و آتشسوزی و فرار از ندامتگاههای حکومت کە در واقع سلاخخانەهای قرون وسطی را یاد آور ذهن پژوهشگر میباشد، دال بر وضعیت غیر قابل تحمل در این مکانها میباشد.
البتە بە ضروری نمیبینم تحلیل و توضیح شگردهای حکومت در بکارگیری اشکال مختلف شکنجە، دادگاهیهای نظامی و چند دقیقەای، اعدام و بە جوخە تیر بستن جوانان زیر سن قانونی، تجاوز بە دختران قبل از اجرای حکم اعدام و درخواست گل و شیرینی از خانوادە آنان بە دلیل آنکە باکرە از این دنیا نرفتند و گورهای دستە جمعی و دیگر جنایات در حق زندانیان ، اما ضروری و لازم است کە یادآور شرایط امروز حاکمیت باشیم کە در سراشیبی سقوطی غیر قابل انکار قرار گرفتە و جان آزادیخواهان و دگراندیشان بیش از پیش در معرض خطر بودە و بیم تکرار قتلعام دهە شصت و تشکیل هیئت مرگ وتراژدی خاورانها و لعنتآبادهای دیگر در دوران پس از روی کار آمدن رئیسی، تلنگریست، برای پیشگیری از آن.
آمار مبهوم و غیر قابل اعتماد کشتەشدگان اعتراضات آبانماە، عدم تائید تعداد دستگیرشدگان، درگیر بودن کل جهان بە تب جانگیر کوویت ١٩، بحران اقتصادی افسار گسیختە وکمبود قابل تعمق بودجە دولت و از همە مهمتر معاملە قرن از جانب سیستم ضد بشری پول و سرمایە در منطقە خاورمیانە و علیالخصوص جنگ نیابتی و سفارشی ترکیە از جانب پ د ک ، ندای آزادیخواهی زندانیان سیاسی و فراخوان آنان بە بایکوت فعال ضرورت حضور پررنگتر و رادیکالتر تودەهای مردم را در دفاع از زندانیان سیاسی صد چندان نمود.
بحرانهای عدیدە اقتصادی، اجتماعی، نارضایتی مردم از حکومت حاکم و بیرنگ شدن ترفندهای متعدد اصلاحطلب و جناح میانەرو کار را بە جائی رسانید کە امروز حکومت زیر لوای دمکراسی و انتخابات، دیکتاتوری محض را بە نمایش گذاشت. نمایندگان پست ریاست جمهوری را قاتلین و عاملین جنایات مردم در ٤٣ سال حاکمیت رژیم جنایتکار تشکیل میدادند ودر صورت انتخاب هر کدام از منتخبین خامنهائی، هیچ تغییری در وضعیت مردم ایجاد نشده و نخواهد گشت. خوشبختانە از شواهد و قرائن اینگونە بە نظر میآید کە رشد و آگاهی مردمی کە ٤٣ سال تحت حاکمیت مشتی ارازل و اوباش بسر بردە و در دو دهە گذشتە چشم انتظار ناجی خارجی و یا اتحاد احزاب اروپا و آمریکانشین، کە بیشتر بە صرافان برشکستە مینمایند بودند، بە درجەای رسیدە کە منتظر فراخوان بە قیام از جانب هیچ حزب و گروهی نماندند. با تشکیل کمیتهها، شوراها، صیانت و تبعیت از ندای پر خروش و پر صلابت زندانیان بغض در گلو ماسیدە و مشت در جیب پنهان را در خیابانها و میادین شهرها رونمائی نموده، بنیاد پوشالین و لرزان جمهوری ضد بشری ایران را برخواهند انداخت.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
جمهوری اسلامی ایران از بدو تشکیل حکومت با ایجاد فضای ترس و ارعاب، کشتار، شکنجە و زندان سعی در کنترل جامعە نمودە است و امروز در بدترین شرایط دیپلماسی درون و برون مرزی خود بسر میبرد. شرایط بسیار نامساعدی البتە بر زندنیان عقیدتی، سیاسی حاکم نموده است و از این سپرهای انسانی همیشە برای رسیدن بە آماج پلید بهرە گرفتە است. اقدام بە شکستن درِ زندانها و آتشسوزی و فرار از ندامتگاههای حکومت کە در واقع سلاخخانەهای قرون وسطی را یاد آور ذهن پژوهشگر میباشد، دال بر وضعیت غیر قابل تحمل در این مکانها میباشد.
البتە بە ضروری نمیبینم تحلیل و توضیح شگردهای حکومت در بکارگیری اشکال مختلف شکنجە، دادگاهیهای نظامی و چند دقیقەای، اعدام و بە جوخە تیر بستن جوانان زیر سن قانونی، تجاوز بە دختران قبل از اجرای حکم اعدام و درخواست گل و شیرینی از خانوادە آنان بە دلیل آنکە باکرە از این دنیا نرفتند و گورهای دستە جمعی و دیگر جنایات در حق زندانیان ، اما ضروری و لازم است کە یادآور شرایط امروز حاکمیت باشیم کە در سراشیبی سقوطی غیر قابل انکار قرار گرفتە و جان آزادیخواهان و دگراندیشان بیش از پیش در معرض خطر بودە و بیم تکرار قتلعام دهە شصت و تشکیل هیئت مرگ وتراژدی خاورانها و لعنتآبادهای دیگر در دوران پس از روی کار آمدن رئیسی، تلنگریست، برای پیشگیری از آن.
آمار مبهوم و غیر قابل اعتماد کشتەشدگان اعتراضات آبانماە، عدم تائید تعداد دستگیرشدگان، درگیر بودن کل جهان بە تب جانگیر کوویت ١٩، بحران اقتصادی افسار گسیختە وکمبود قابل تعمق بودجە دولت و از همە مهمتر معاملە قرن از جانب سیستم ضد بشری پول و سرمایە در منطقە خاورمیانە و علیالخصوص جنگ نیابتی و سفارشی ترکیە از جانب پ د ک ، ندای آزادیخواهی زندانیان سیاسی و فراخوان آنان بە بایکوت فعال ضرورت حضور پررنگتر و رادیکالتر تودەهای مردم را در دفاع از زندانیان سیاسی صد چندان نمود.
بحرانهای عدیدە اقتصادی، اجتماعی، نارضایتی مردم از حکومت حاکم و بیرنگ شدن ترفندهای متعدد اصلاحطلب و جناح میانەرو کار را بە جائی رسانید کە امروز حکومت زیر لوای دمکراسی و انتخابات، دیکتاتوری محض را بە نمایش گذاشت. نمایندگان پست ریاست جمهوری را قاتلین و عاملین جنایات مردم در ٤٣ سال حاکمیت رژیم جنایتکار تشکیل میدادند ودر صورت انتخاب هر کدام از منتخبین خامنهائی، هیچ تغییری در وضعیت مردم ایجاد نشده و نخواهد گشت. خوشبختانە از شواهد و قرائن اینگونە بە نظر میآید کە رشد و آگاهی مردمی کە ٤٣ سال تحت حاکمیت مشتی ارازل و اوباش بسر بردە و در دو دهە گذشتە چشم انتظار ناجی خارجی و یا اتحاد احزاب اروپا و آمریکانشین، کە بیشتر بە صرافان برشکستە مینمایند بودند، بە درجەای رسیدە کە منتظر فراخوان بە قیام از جانب هیچ حزب و گروهی نماندند. با تشکیل کمیتهها، شوراها، صیانت و تبعیت از ندای پر خروش و پر صلابت زندانیان بغض در گلو ماسیدە و مشت در جیب پنهان را در خیابانها و میادین شهرها رونمائی نموده، بنیاد پوشالین و لرزان جمهوری ضد بشری ایران را برخواهند انداخت.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
▪️چنانچە مبرهن است، بعضی از قدرتهای فاشیست منطقەای و خیانتکاران داخلی، با پشتیبانی ابرقدرتها و اشغالگران جهانی، با تمام توان، خاک و فرزندان خلقمان را مورد هجوم قرار دادە و می خواهند چون صدەهای گذشته خلق و نیروهای انقلابیمان را نابود سازند. اگر چه ضربات کوبندەی گریلا به مغز استخوانشان رسیده و دشمن نتوانستە به هدف و مقصود خود برسد، اما مدام و با شیوەهای وحشیانە به حملاتشان ادامە می دهد و قوانین جنگ را آشکارا نقض می کند.
▪️به همین دلیل لازم است مانند خلقی دارای پیشینەی تاریخی و جوانان تشنە آزادی، پاسخ تندی به دشمنان داده و به هر شیوەای، سطح مبارزاتمان را ارتقا بخشیده و به صفوف گریلا بپیوندیم. تا به همە اثبات کنیم همانگونە کە در طول تاریخ تسلیمیت را قبول نکردەایم، اکنون و در آینده نیز آمادەایم با بدیلهای بزرگ از خاک سرزمینمان دفاع کنیم و غیر از حاکمیت، اراده و آزادیمان چیز دیگری را قبول نخواهیم کرد.
▪️زمان، زمان بیداری و آزادی است، هنگامەی بدل شدن بە ارادە و سپر ایستار است، آنچنان که داعش بە دست پسران و دختران خلقمان درهم شکستە شد و خطری جدی را از تمامی انسانیت دور ساختیم، همانگونە نیز لازم است خطر دولت فاشیست ترکیە و اردوغان تروریست اخوانی را از سرزمینمان و آیندە منطقه، دور سازیم.
▪️لازم است پوزەی اردوغان و ارتش سیاەاش را بە خاک مالیده و سرشان را بە صخرەهای قندیل و شاهو بکوبیم.
▪️برای پیوستن بە صفوف گریلا و مشارکت در روند افتخار ملی و ئازادیخواهی، برای آزادسازی سرزمینمان و حفاظت از دستاوردها و راه شهدای جاویدانمان، به قافلە راه آزادی بپیوندیم و برای دشمنان بە آتشی سوزنده و ابدی تندیل شویم.
▪️هر کسی در چهارچوب احساس مسئولیت خویش، خواستار پیوستن بە نیروی گریلا است، از طریق تلگرام با این آیدیها تماس برقرار کند:
@roj_1984
@waran0199
🆔 @GozarDemocratic
▪️به همین دلیل لازم است مانند خلقی دارای پیشینەی تاریخی و جوانان تشنە آزادی، پاسخ تندی به دشمنان داده و به هر شیوەای، سطح مبارزاتمان را ارتقا بخشیده و به صفوف گریلا بپیوندیم. تا به همە اثبات کنیم همانگونە کە در طول تاریخ تسلیمیت را قبول نکردەایم، اکنون و در آینده نیز آمادەایم با بدیلهای بزرگ از خاک سرزمینمان دفاع کنیم و غیر از حاکمیت، اراده و آزادیمان چیز دیگری را قبول نخواهیم کرد.
▪️زمان، زمان بیداری و آزادی است، هنگامەی بدل شدن بە ارادە و سپر ایستار است، آنچنان که داعش بە دست پسران و دختران خلقمان درهم شکستە شد و خطری جدی را از تمامی انسانیت دور ساختیم، همانگونە نیز لازم است خطر دولت فاشیست ترکیە و اردوغان تروریست اخوانی را از سرزمینمان و آیندە منطقه، دور سازیم.
▪️لازم است پوزەی اردوغان و ارتش سیاەاش را بە خاک مالیده و سرشان را بە صخرەهای قندیل و شاهو بکوبیم.
▪️برای پیوستن بە صفوف گریلا و مشارکت در روند افتخار ملی و ئازادیخواهی، برای آزادسازی سرزمینمان و حفاظت از دستاوردها و راه شهدای جاویدانمان، به قافلە راه آزادی بپیوندیم و برای دشمنان بە آتشی سوزنده و ابدی تندیل شویم.
▪️هر کسی در چهارچوب احساس مسئولیت خویش، خواستار پیوستن بە نیروی گریلا است، از طریق تلگرام با این آیدیها تماس برقرار کند:
@roj_1984
@waran0199
🆔 @GozarDemocratic
Telegram
attach 📎
زخم فروخورده دره زیلان
عثمان ایلری پیرمرد ۱۰۷ ساله کورد که شاهد قتلعام دره زیلان در ۹۱ سال قبل بوده است، اعلام کرد که اربابان و روسای عشایر در جریان قتلعام دره زیلان به خلقشان خیانت کردند، اما این خیانت هیچگاه فراموش نمیشود.
🆔 @GozarDemocratic
عثمان ایلری پیرمرد ۱۰۷ ساله کورد که شاهد قتلعام دره زیلان در ۹۱ سال قبل بوده است، اعلام کرد که اربابان و روسای عشایر در جریان قتلعام دره زیلان به خلقشان خیانت کردند، اما این خیانت هیچگاه فراموش نمیشود.
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
زخم فروخورده دره زیلان عثمان ایلری پیرمرد ۱۰۷ ساله کورد که شاهد قتلعام دره زیلان در ۹۱ سال قبل بوده است، اعلام کرد که اربابان و روسای عشایر در جریان قتلعام دره زیلان به خلقشان خیانت کردند، اما این خیانت هیچگاه فراموش نمیشود. 🆔 @GozarDemocratic
زخم فروخورده دره زیلان
عثمان ایلری پیرمرد ۱۰۷ ساله کورد که شاهد قتلعام دره زیلان در ۹۱ سال قبل بوده است، اعلام کرد که اربابان و روسای عشایر در جریان قتلعام دره زیلان به خلقشان خیانت کردند، اما این خیانت هیچگاه فراموش نمیشود.
امروز مصادف با نود و یکمین سالگرد قتلعام دره زیلان است. در ۱۳ ژوئیه سال ۱۹۳۰ خلق کورد با یکی از بزرگترین قتلعامهای خود مواجه شد. در منطقه دره زیلان از توابع ارجیش در شهر وان، ۴۴ روستا به آتش کشیده شده و هزاران انسان به قتل رسیدند. عثمان ایلری از معدود شاهدان زنده این قتلعام طی گفتگویی با خبرگزاری مزوپوتامیا اظهار داشت که خیانت اربابها و روسای عشایر را فراموش نکرده و خواهان اتحاد کوردها شد.
به آتش کشیده شدن ۴۴ روستا
بعد از قیام بروی حسکی تیلی در سال ۱۹۲۶ در منطقه آگری علیه دولت ترک، سازمان خوییبون که در سال ۱۹۲۹ در لبنان تاسیس شده بود، نیز در این قیام مشارکت میکند. سازمان خوییبون برای گردآوری و سازماندهی رزمندگانی که به طور نا منظم در این قیام شرکت کردهاند، شخصی به نام سید رسول از عشیره برزنجی را به منطقه دره زیلان اعزام میکند. دولت ترک به منظور دستگیری وی با گروهی ۴۰۰ نفر منطقه ارجیش را محاصره میکند و بعد از برخوردهای طولانی قیام کنندگان عقب نشینی کرده و به سوی مرزهای روژهلات (شرق) کوردستان عقب نشینی میکنند. بعد از آن بود که منطقه زیلان به تمامی محاصره شده و سربازان ۴۴ روستای این منطقه را به آتش میکشند.
هزاران انسان به قتل رسیدند
بعد از به آتش کشیدن روستاها، هزاران نفر به صورت دسته جمعی با سلاحهای اتوماتیک به قتل میرسند، افراد بازمانده از این قتلعام دسته جمعی نیز تبعد میشود. املاک و احشام روستاییان مصادره میشود. افراد بازماندهای که زیر اجساد کشتهشدگان مانده بودند مجبور بودند که سالیان دراز به صورت غیر قانونی زندگی کنند. اگرچه شمار افراد کشته شده را ۱۵ هزار نفر براورد کردهاند اما شاهدان و بازماندگان و برخی از منابع شمار کشته شدگان را به ۴۰ هزار نفر تخمین میزنند.
روزنانه جمهوریت: رود پر از اجساد کشته شدهگان بود
روزنامه جمهوریت در آن زمان در تیتر خود با چاپ تصویری از این قتلعام اعلام کرد: هوایپماهای ما در آسمان کوه آگری به پرواز درآمدهاند و قیام کنندگان را شدیدا بمباران میکنند. کوه آگری از بمباران به لرزه درآمده است. عقابهای آهنین ترکها این منطقه را پاک میکند. رودخانه زیلان از اجساد کشته شدگان پر شده است."
حیوانات از جنازهها تغذیه میکنند
عثمان ایلری ۱۰۷ ساله که از معدود شاهدان زنده این قتلعام بوده است اکنون در روستای اخس از توابع ارجیش زندگی میکند. ایلری با شرح مشاهدات خود از این قتلعام میگوید: در زمان قتلعام من در ییلاق کانی پوچ بودم. تمام افراد روستا را جمع کرده بودند و در چبلی همه را کشتند. روستاییان منطقه بکیرا را هم جمع کرده و در دره فیدی به قتل رساندند. هیچ کس نتوانست جنازهها را دفن کند. گرگ و شغال و روباهها تمام جنازهها را خوردند.
ایلری در بخش دیگری از خاطرات خود گفت افرادی که زیر جنازههای کشته شدگان زنده مانده بودند روزها زیر جنازهها ماندند. ما تلاش کردیم به ارجیش بازگردیم. سپس به روستای کوچکوپروی رفتیم و در آنجا ساکن شدیم. برخی تبعید شدند. به شهرهای مختلف ترکیه فرستاده شدند. بعد از سالها که بازگشتیم دیدیم همه چیز را از میان برداشتهاند.
خیانتها فراموش نمیشوند
ایلری در اظهارات خود گقت: همزمان با این قتلعام، علیه آنها خیانت نیز صورت گرفته است و او هیچگاه خیانت کورد به کورد را فراموش نمیکند و در ادامه افزود: در ان زمان اربابها و روسای عشایر به خلقشان خیانت کردند و این خیانت یکصد سال است که همچنان ادامه دارد. دیگر نباید کورد به کورد خیانت کند، نباید این خیانت را فراموش کرد. کورد باید متحد شود.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
عثمان ایلری پیرمرد ۱۰۷ ساله کورد که شاهد قتلعام دره زیلان در ۹۱ سال قبل بوده است، اعلام کرد که اربابان و روسای عشایر در جریان قتلعام دره زیلان به خلقشان خیانت کردند، اما این خیانت هیچگاه فراموش نمیشود.
امروز مصادف با نود و یکمین سالگرد قتلعام دره زیلان است. در ۱۳ ژوئیه سال ۱۹۳۰ خلق کورد با یکی از بزرگترین قتلعامهای خود مواجه شد. در منطقه دره زیلان از توابع ارجیش در شهر وان، ۴۴ روستا به آتش کشیده شده و هزاران انسان به قتل رسیدند. عثمان ایلری از معدود شاهدان زنده این قتلعام طی گفتگویی با خبرگزاری مزوپوتامیا اظهار داشت که خیانت اربابها و روسای عشایر را فراموش نکرده و خواهان اتحاد کوردها شد.
به آتش کشیده شدن ۴۴ روستا
بعد از قیام بروی حسکی تیلی در سال ۱۹۲۶ در منطقه آگری علیه دولت ترک، سازمان خوییبون که در سال ۱۹۲۹ در لبنان تاسیس شده بود، نیز در این قیام مشارکت میکند. سازمان خوییبون برای گردآوری و سازماندهی رزمندگانی که به طور نا منظم در این قیام شرکت کردهاند، شخصی به نام سید رسول از عشیره برزنجی را به منطقه دره زیلان اعزام میکند. دولت ترک به منظور دستگیری وی با گروهی ۴۰۰ نفر منطقه ارجیش را محاصره میکند و بعد از برخوردهای طولانی قیام کنندگان عقب نشینی کرده و به سوی مرزهای روژهلات (شرق) کوردستان عقب نشینی میکنند. بعد از آن بود که منطقه زیلان به تمامی محاصره شده و سربازان ۴۴ روستای این منطقه را به آتش میکشند.
هزاران انسان به قتل رسیدند
بعد از به آتش کشیدن روستاها، هزاران نفر به صورت دسته جمعی با سلاحهای اتوماتیک به قتل میرسند، افراد بازمانده از این قتلعام دسته جمعی نیز تبعد میشود. املاک و احشام روستاییان مصادره میشود. افراد بازماندهای که زیر اجساد کشتهشدگان مانده بودند مجبور بودند که سالیان دراز به صورت غیر قانونی زندگی کنند. اگرچه شمار افراد کشته شده را ۱۵ هزار نفر براورد کردهاند اما شاهدان و بازماندگان و برخی از منابع شمار کشته شدگان را به ۴۰ هزار نفر تخمین میزنند.
روزنانه جمهوریت: رود پر از اجساد کشته شدهگان بود
روزنامه جمهوریت در آن زمان در تیتر خود با چاپ تصویری از این قتلعام اعلام کرد: هوایپماهای ما در آسمان کوه آگری به پرواز درآمدهاند و قیام کنندگان را شدیدا بمباران میکنند. کوه آگری از بمباران به لرزه درآمده است. عقابهای آهنین ترکها این منطقه را پاک میکند. رودخانه زیلان از اجساد کشته شدگان پر شده است."
حیوانات از جنازهها تغذیه میکنند
عثمان ایلری ۱۰۷ ساله که از معدود شاهدان زنده این قتلعام بوده است اکنون در روستای اخس از توابع ارجیش زندگی میکند. ایلری با شرح مشاهدات خود از این قتلعام میگوید: در زمان قتلعام من در ییلاق کانی پوچ بودم. تمام افراد روستا را جمع کرده بودند و در چبلی همه را کشتند. روستاییان منطقه بکیرا را هم جمع کرده و در دره فیدی به قتل رساندند. هیچ کس نتوانست جنازهها را دفن کند. گرگ و شغال و روباهها تمام جنازهها را خوردند.
ایلری در بخش دیگری از خاطرات خود گفت افرادی که زیر جنازههای کشته شدگان زنده مانده بودند روزها زیر جنازهها ماندند. ما تلاش کردیم به ارجیش بازگردیم. سپس به روستای کوچکوپروی رفتیم و در آنجا ساکن شدیم. برخی تبعید شدند. به شهرهای مختلف ترکیه فرستاده شدند. بعد از سالها که بازگشتیم دیدیم همه چیز را از میان برداشتهاند.
خیانتها فراموش نمیشوند
ایلری در اظهارات خود گقت: همزمان با این قتلعام، علیه آنها خیانت نیز صورت گرفته است و او هیچگاه خیانت کورد به کورد را فراموش نمیکند و در ادامه افزود: در ان زمان اربابها و روسای عشایر به خلقشان خیانت کردند و این خیانت یکصد سال است که همچنان ادامه دارد. دیگر نباید کورد به کورد خیانت کند، نباید این خیانت را فراموش کرد. کورد باید متحد شود.
ANF
🆔 @GozarDemocratic