گذار دموکراتیک
دستهای پشتپرده در پیمان سعدآباد ✍ کاوان کامدین 🆔 @GozarDemocratic
دستهای پشتپرده در پیمان سعدآباد
✍ کاوان کامدین
انسانیت پس از مواجه با شوکهای مکرری که از سوی مدرنیتهی سرمایهداری به آن وارد شد، نهایتا ندای «مرگ خدا» را از زبان ناقوسوار فیلسوف عصر، یعنی فریدریش نیچه شنید. و بعد به فغان «مرگ انسان» از سوی میشل فوکو گوش فرا داد. انسانیت و جامعه تهی از معنا و مفهوم به این شکل پا به عصر ماشینی شدن نهاد. مدرنیتهی سرمایهداری به اعصار خدا و انسان پایان داد، و انسان را در اوج احساس آزادی در ته «قفس آهنین» به بند کشید. معنی و مفهوم ارزشهای فرهنگی و اجتماعی انسان به شدت و پرشتاب وارونه شد و حال با انسانیتی هپنوتیزم شده مواجهایم که در عمق هذیان به دام افتاده است!
واقعاً کار از کجا خراب شد؟ از آن جا و از آن روزی که «دانش» به چماق دست خدایان عریان عصر مدرنیتهی سرمایهٔداری مبدل شد! عصری که تمام قلبها و مغزهای انسانیت را منجمد ساخت و در کمال حماقت و گستاخی خویش را عصر پیشرفت، عصر رفاه، عصر توسعه، عصر اطلاعات و آگاهی معرفی نمود. و واقعاً به همه قبولاند!
در کمال احترام به شهدای دانش و آنانی که هرگز از پرنسیبهای علمی خویش خیانت نکرده و متعهد به آن ارزشها زندگی کردند، و هنوز اگر بحث از انسانیتی میشود به جهت ایستادگی آنان در کنار حق علیه باطل است، با این حال ما از دانشی بحث خواهیم نمود که ساختگی است و در جبهه باطل قرار دارد.
علم به قدرت آلوده شده، تمام مبانی و اخلاقیات دانش را زیر پا نهاد و به «علوم دروغ نگاری» در دست حمکفرمایان عصر مبدل شد. ماشین دولت – ملت همچنان از طریق دانش به شستوشوی مغزی انسانیت ادامه میدهد، حوضههای سیاست و تاریخ جز نقش بازیچهوار دست «خدایان سرمایهداری» هیچ ماهیت و خاصیت دیگری از آن باز نمانده است.
در این نوشتار تلاش خواهیم نمود پرده بر یکی از بزرگترین دروغهای عصر بر داریم، مبنی بر اینکه سنگ بنای دولت – ملتهای مدرن خاورمیانه، نه بر اساس صلح، رفاه، آسایش، امنیت، آزادی و برابری و یکسانی بلکه بر اساس پاکسازی تنوع فرهنگی منطقه، نهادینه سازی جنگ، پایگاه و شعب مدرنیته سرمایهداری، اشاعهی فقر، فقدان امنیت، آسایش و نابرابری تاسیس شدهآند.
به صورتی کلیشهای پس از عقد هر پیمان و معاعده، سران و دولتمردان وقت، آن را «پیمان صلح و یا امنیت» توصیف مینمایند. حال اینکه دولت – ملت حالت سازمان یافته جنگ علیه جامعه و جنایت بشریت است. در این معنی به صورتی ذاتی اصطلاحات صلح و دولت دو مصطلح، متضاد و متفاوت با یکدیگر هستند. نه تنها از حیث نظامی، بلکه از هر نظر دولت – ملت اعلام جنگ تمام عیار علیه بشریت است. سوال اینجاست، پس کنوانسیونهای به عقد رسیده مابین دولت – ملتها چگونه میتوانند «پیمان صلح» باشند؟ فریب، دروغ و عوامفریبی بزرگی زیر لوای این اصطلاح ظاهرا محبوب پنهان است!
درست برعکس مذاکرات، معاهدهها و تمام دیدارهای دیپلماتیک از جمله مراحل تدارک جنگ هستند که بر روی میز، بشریت قرار دارد و دولتمردان بر سر تقسیم آن، جهت تصاحب سهم هرچه بیشتر با یکدیگر به نبرد و جدال میپردازند.
علاوه بر این، در تاریخ سیاسی معاصر خاورمیانه و در کنار توحش عریان دولت – ملتهای تازه تاسیس شده، این واقعیت نیز قابل رویت میباشد که هیچ ملتی، حتی آنانی که خویش را مالک آن میدانند نیز، آزاد نیستند و تا زمانیکه همچنان دولت – ملت حکمفرما باشد، روی آزادی به خود نخواهند دید! تمام ملل خاورمیانه چه آنانی که دولت – ملتی به نامشان بنیان نهاده شده و چه آنانی که تحت حاکمیت دولت – ملتهای دیگری هستند، همگی قربانی این نظام کلونیالیستی میباشند. حتی میتوان چنین استدلال نمود؛ اعراب هیچ دولتی ندارند! ترکها که این روزها سنگ جهان گشایی و نوعثمانی به سینه میزنند دولتی ندارند! و حتی فارسی زبانان نیز دولتی نداشته و ندارند! مالک واقعی دولت – ملت فقط خود دولت – ملت است.
درک این واقعیت از سوی تمامی ملل خاورمیانه، میلاد و رنسانس واقعی ملل و فرهنگهای باستان خاورمیانه را بدنبال خواهد داشت. از جدال و جنگ گرفته تا صلح و پیمان میان نظام دولت – ملتی، هیچ یک در گستره اجتماعی و انسانی نبوده و نیست. از این منظر نیز شرح ظاهر و باطن نظام دولت – ملت از اهمیت تاریخی بسیاری برخوردار است. پس نقش دانش به ویژه دانش تاریخ در برساخت خاورمیانه دمکراتیک اهمیتی حیاتی دارد.
۱۴ ژوئیه ۲۰۲۱ اجلاس ناتو در بروکسل پایتخت بلژیک آغاز شد که رهبران بیش از سی دولت عضو این سازمان در آن مشارکت داشتند. در این اجلاس استراتژی ۱۰ سال آینده، یعنی اهداف ۲۰۳۰ ناتو در آسیا، آسیای غربی، خاورمیانه و مناطق مختلف جهان به روز و مورد تجدید نظر قرار گرفت. تلاش میشود چین و روسیه به عنوان دو قدرت در حال رشد فینانس جهانی خنثی و به درون نظام سیاسی، اقتصادی جهانی کشانده و فاقد قدرت تاثیر گذاری شوند.
✍ کاوان کامدین
انسانیت پس از مواجه با شوکهای مکرری که از سوی مدرنیتهی سرمایهداری به آن وارد شد، نهایتا ندای «مرگ خدا» را از زبان ناقوسوار فیلسوف عصر، یعنی فریدریش نیچه شنید. و بعد به فغان «مرگ انسان» از سوی میشل فوکو گوش فرا داد. انسانیت و جامعه تهی از معنا و مفهوم به این شکل پا به عصر ماشینی شدن نهاد. مدرنیتهی سرمایهداری به اعصار خدا و انسان پایان داد، و انسان را در اوج احساس آزادی در ته «قفس آهنین» به بند کشید. معنی و مفهوم ارزشهای فرهنگی و اجتماعی انسان به شدت و پرشتاب وارونه شد و حال با انسانیتی هپنوتیزم شده مواجهایم که در عمق هذیان به دام افتاده است!
واقعاً کار از کجا خراب شد؟ از آن جا و از آن روزی که «دانش» به چماق دست خدایان عریان عصر مدرنیتهی سرمایهٔداری مبدل شد! عصری که تمام قلبها و مغزهای انسانیت را منجمد ساخت و در کمال حماقت و گستاخی خویش را عصر پیشرفت، عصر رفاه، عصر توسعه، عصر اطلاعات و آگاهی معرفی نمود. و واقعاً به همه قبولاند!
در کمال احترام به شهدای دانش و آنانی که هرگز از پرنسیبهای علمی خویش خیانت نکرده و متعهد به آن ارزشها زندگی کردند، و هنوز اگر بحث از انسانیتی میشود به جهت ایستادگی آنان در کنار حق علیه باطل است، با این حال ما از دانشی بحث خواهیم نمود که ساختگی است و در جبهه باطل قرار دارد.
علم به قدرت آلوده شده، تمام مبانی و اخلاقیات دانش را زیر پا نهاد و به «علوم دروغ نگاری» در دست حمکفرمایان عصر مبدل شد. ماشین دولت – ملت همچنان از طریق دانش به شستوشوی مغزی انسانیت ادامه میدهد، حوضههای سیاست و تاریخ جز نقش بازیچهوار دست «خدایان سرمایهداری» هیچ ماهیت و خاصیت دیگری از آن باز نمانده است.
در این نوشتار تلاش خواهیم نمود پرده بر یکی از بزرگترین دروغهای عصر بر داریم، مبنی بر اینکه سنگ بنای دولت – ملتهای مدرن خاورمیانه، نه بر اساس صلح، رفاه، آسایش، امنیت، آزادی و برابری و یکسانی بلکه بر اساس پاکسازی تنوع فرهنگی منطقه، نهادینه سازی جنگ، پایگاه و شعب مدرنیته سرمایهداری، اشاعهی فقر، فقدان امنیت، آسایش و نابرابری تاسیس شدهآند.
به صورتی کلیشهای پس از عقد هر پیمان و معاعده، سران و دولتمردان وقت، آن را «پیمان صلح و یا امنیت» توصیف مینمایند. حال اینکه دولت – ملت حالت سازمان یافته جنگ علیه جامعه و جنایت بشریت است. در این معنی به صورتی ذاتی اصطلاحات صلح و دولت دو مصطلح، متضاد و متفاوت با یکدیگر هستند. نه تنها از حیث نظامی، بلکه از هر نظر دولت – ملت اعلام جنگ تمام عیار علیه بشریت است. سوال اینجاست، پس کنوانسیونهای به عقد رسیده مابین دولت – ملتها چگونه میتوانند «پیمان صلح» باشند؟ فریب، دروغ و عوامفریبی بزرگی زیر لوای این اصطلاح ظاهرا محبوب پنهان است!
درست برعکس مذاکرات، معاهدهها و تمام دیدارهای دیپلماتیک از جمله مراحل تدارک جنگ هستند که بر روی میز، بشریت قرار دارد و دولتمردان بر سر تقسیم آن، جهت تصاحب سهم هرچه بیشتر با یکدیگر به نبرد و جدال میپردازند.
علاوه بر این، در تاریخ سیاسی معاصر خاورمیانه و در کنار توحش عریان دولت – ملتهای تازه تاسیس شده، این واقعیت نیز قابل رویت میباشد که هیچ ملتی، حتی آنانی که خویش را مالک آن میدانند نیز، آزاد نیستند و تا زمانیکه همچنان دولت – ملت حکمفرما باشد، روی آزادی به خود نخواهند دید! تمام ملل خاورمیانه چه آنانی که دولت – ملتی به نامشان بنیان نهاده شده و چه آنانی که تحت حاکمیت دولت – ملتهای دیگری هستند، همگی قربانی این نظام کلونیالیستی میباشند. حتی میتوان چنین استدلال نمود؛ اعراب هیچ دولتی ندارند! ترکها که این روزها سنگ جهان گشایی و نوعثمانی به سینه میزنند دولتی ندارند! و حتی فارسی زبانان نیز دولتی نداشته و ندارند! مالک واقعی دولت – ملت فقط خود دولت – ملت است.
درک این واقعیت از سوی تمامی ملل خاورمیانه، میلاد و رنسانس واقعی ملل و فرهنگهای باستان خاورمیانه را بدنبال خواهد داشت. از جدال و جنگ گرفته تا صلح و پیمان میان نظام دولت – ملتی، هیچ یک در گستره اجتماعی و انسانی نبوده و نیست. از این منظر نیز شرح ظاهر و باطن نظام دولت – ملت از اهمیت تاریخی بسیاری برخوردار است. پس نقش دانش به ویژه دانش تاریخ در برساخت خاورمیانه دمکراتیک اهمیتی حیاتی دارد.
۱۴ ژوئیه ۲۰۲۱ اجلاس ناتو در بروکسل پایتخت بلژیک آغاز شد که رهبران بیش از سی دولت عضو این سازمان در آن مشارکت داشتند. در این اجلاس استراتژی ۱۰ سال آینده، یعنی اهداف ۲۰۳۰ ناتو در آسیا، آسیای غربی، خاورمیانه و مناطق مختلف جهان به روز و مورد تجدید نظر قرار گرفت. تلاش میشود چین و روسیه به عنوان دو قدرت در حال رشد فینانس جهانی خنثی و به درون نظام سیاسی، اقتصادی جهانی کشانده و فاقد قدرت تاثیر گذاری شوند.
گذار دموکراتیک
دستهای پشتپرده در پیمان سعدآباد ✍ کاوان کامدین 🆔 @GozarDemocratic
تدابیر سیاسی، نظامی، اقتصادی و امنیتی در افغانستان، عراق، سوریه و ایران به عنوان حوضههای مشترک المنافع ناتو در دستور کار قرار گرفت. در این اجلاس دیدار جو بایدن و طیب اردوغان، جو بایدن و ولادمیر پوتین نیز مهم بودند. گلادیو که مستقیما مسئول سازماندهی، طراحی و اجرای جنگ کُردستان طی ۵۰ سال اخیر است، در این جلسه نه تنها مهر تایید بر «کُردستان مستعمره» بلکه جرایم جنگی و ژینوساید کُردها که از سوی دولت فاشیست ترک به صورت روزمره انجام میشود را مجددا تایید نمود. بدون شک تمام اینها به این معنی است که بدون حمایت ناتو، آمریکا و نظام جهانی استعمار، ژینوساید، جرایم جنگی، کشتار جمعی، نفی بلد و سیاست ذوب فرهنگی در قبال انقلاب دمکراتیک کُردستان قادر به باز ترمیم و پویایی نخواهد بود.
در تاریخ ۲۳ آوریل ۲۰۲۱ نیز طی یک دیدار تلفنی میان طیب اردوغان و جو بایدن سیاست امحا و نابودی کُردها و کُردستان از جانب نظام جهانی مجددا تایید شد. کل اینها چه معنا و مفهومی میتوانند داشته باشند ؟
قطعا آنچه در لوزان، الجزایر، سایکسپیکو و تمام کنوانسیونهای منطقهای و فرامنطقهای و در غیاب نمایندگان ملت کُرد انجام گرفت، هنوز هم به دلیل ریشههای تاریخی خود در جریان هستند!
اصل مطلب ما نیز از همین قرار است، با این تفاوت که بجای حال، به موشکافی تاریخ میپردازیم. چون چیزی جز همین اتفاقات کنونی را در لا به لای صفحات تاریخ دو قرن اخیر سیاسی و دیپلماتیک نخواهیم دید!
در این باب پیمان سعدآباد که در ۱۷ تیر ۱۳۱۶ در کاخ سعد آباد تهران میان ایران، ترکیه، عراق و افغانستان به امضا رسید، اشاره کامل به این استدلالات ما دارد. در واقع نظم جدید جهانی پس از جنگ جهانی اول چهار ملت را در میان تمام ملل بیشمار خاورمیانه برگزید و نام این ملل را همچون اتیکت بر پیشانی چند دولت تازه تاسیس شده زد. چند ملت در نهان دولت – ملت ادغام شدند و ناسیونالیسم از طریق برخی از گرایشات مشروطه طلب و به عنوان یک ایدئولوژی تازه به دوران رسیده بر این ملل برگزیده تزریق گردید. به این ترتیب، مراسم عقد پیمان سعدآباد، با ادغام دسپوتیسم سنتی خاورمیانه و دولت – ملت سکولار مدرن غربی به انجام رسید که حتی در چهره و نوع پوشش نمایندگان این دول نیز بازتاب داشت! رضا شاه، مصطفی کمال، محمد ظاهرشاه وغازی بن فیصل هر چهار تن تازه از لاک آداب و سنن امپراتوری بیرون آمده و ظاهرا سکولار شده بودند. در حقیقت هنوز هم نمایانگر چهره حاکمان کهن خاورمیانه بودند.
اما در واقع بریتانیا به عنوان طراح و مهندس نظم جدید سیاسی اروپا و نظم قانون بین المللی در این پیمان ایفای نقش نمود. بریتانیا اتحاد دولت – ملتهای نوپا را جهت دفاع از منافع خود در مناطق آسیایی میانه و آسیای غربی در مقابل خطر روسیه و آلمان نازی الزامآور میدانست. برخلاف آنچه که استدلال می گردد، تمام معاهده و پیمانهای به امضا رسیده در خاورمیانه طی قرن بیست – بیست و یک، از سوی بریتانیا طراحی و به اجرا در آمده است. به نوعی این دولتهای استعمارگر خود مستعمره بریتانیا بودند که در ظاهر چهره استعمارگر به خود میگرفتند و یا به دیگر سخن استعمار زدگانی بودند که سرزمین ملل دیگر را استعمار مینمودند.
خلاصه اینکه ماهیت و ذات این پیمان، استوار بر توافق دول نامبرده علیه سه عامل اصلی است.
اولا، ایجاد یک سد امنیتی علیه خطر روسیه در خاورمیانه بود، زیرا منافع بریتانیا در مستعمرات هند، آسیا و غرب آسیا را با خطر مواجه میکرد.
دوما، اتحاذ تدبیر در مقابل خیزش، قیام و انقلابات اجتماعی، قومی و ملی و همچنین گرایشهای سوسیالیستی که احتمالا موجب سرنگونی و تغییر رژیم در کشورهای زیربط گردد.
سوم، استقرار قانونهای میان دولی در نظم جدید دولت – ملت بود. چون بریتانیا زمانی انقلاب فرانسه را از داخل تحریک نمود و به عنوان بزرگترین حامی خارجی خود انقلاب فرانسه برگزید، نیک میدانست چالش میان دولتی میتواند چه پیامدهایی در پی داشته باشد.
اما شرایط کونژکتورل آن زمان کُردستان فاکتوری اصلی در وضع این قرارداد تاریخی میباشد. چون سرتاسر کُردستان علیه نظام دولت-ملت و نسلکشی در حال قیام و انقلاب بود. جمهوری ترکیه از سال ۱۹۲۵ جز سرکوب، تبعید، نسلکشی، نفی بلد، کشتار جمعی کُردها هیچ مشغله سیاسی و امنیتی دیگری نداشت. اگر کمی توجه شود پس از یک قرن هنوز هم جز «مسئله کُرد» دغدغه دیگری ندارد!
از این منظر زمان انعقاد پیمان سعدآباد (۸ ژوئیه ۱۹۳۷) همزمان است با نسلکشی ۱۰۰ هزار کُرد علوی در دِرسیم و سرکوب قیام سید رضا در آن سالها (۱۹۳۸-۱۹۳۷). ترکیه به شدت تحت تاثیر جریانات اجتماعی داخلی قرار داشت و جمهوری نوپای ترکیه در عوض عدم مداخله نظام جهانی در امور داخلی (به خصوص مسئله کُرد) دست از ادعای مالکیت بر موصل و کرکوک برداشته بود.
در تاریخ ۲۳ آوریل ۲۰۲۱ نیز طی یک دیدار تلفنی میان طیب اردوغان و جو بایدن سیاست امحا و نابودی کُردها و کُردستان از جانب نظام جهانی مجددا تایید شد. کل اینها چه معنا و مفهومی میتوانند داشته باشند ؟
قطعا آنچه در لوزان، الجزایر، سایکسپیکو و تمام کنوانسیونهای منطقهای و فرامنطقهای و در غیاب نمایندگان ملت کُرد انجام گرفت، هنوز هم به دلیل ریشههای تاریخی خود در جریان هستند!
اصل مطلب ما نیز از همین قرار است، با این تفاوت که بجای حال، به موشکافی تاریخ میپردازیم. چون چیزی جز همین اتفاقات کنونی را در لا به لای صفحات تاریخ دو قرن اخیر سیاسی و دیپلماتیک نخواهیم دید!
در این باب پیمان سعدآباد که در ۱۷ تیر ۱۳۱۶ در کاخ سعد آباد تهران میان ایران، ترکیه، عراق و افغانستان به امضا رسید، اشاره کامل به این استدلالات ما دارد. در واقع نظم جدید جهانی پس از جنگ جهانی اول چهار ملت را در میان تمام ملل بیشمار خاورمیانه برگزید و نام این ملل را همچون اتیکت بر پیشانی چند دولت تازه تاسیس شده زد. چند ملت در نهان دولت – ملت ادغام شدند و ناسیونالیسم از طریق برخی از گرایشات مشروطه طلب و به عنوان یک ایدئولوژی تازه به دوران رسیده بر این ملل برگزیده تزریق گردید. به این ترتیب، مراسم عقد پیمان سعدآباد، با ادغام دسپوتیسم سنتی خاورمیانه و دولت – ملت سکولار مدرن غربی به انجام رسید که حتی در چهره و نوع پوشش نمایندگان این دول نیز بازتاب داشت! رضا شاه، مصطفی کمال، محمد ظاهرشاه وغازی بن فیصل هر چهار تن تازه از لاک آداب و سنن امپراتوری بیرون آمده و ظاهرا سکولار شده بودند. در حقیقت هنوز هم نمایانگر چهره حاکمان کهن خاورمیانه بودند.
اما در واقع بریتانیا به عنوان طراح و مهندس نظم جدید سیاسی اروپا و نظم قانون بین المللی در این پیمان ایفای نقش نمود. بریتانیا اتحاد دولت – ملتهای نوپا را جهت دفاع از منافع خود در مناطق آسیایی میانه و آسیای غربی در مقابل خطر روسیه و آلمان نازی الزامآور میدانست. برخلاف آنچه که استدلال می گردد، تمام معاهده و پیمانهای به امضا رسیده در خاورمیانه طی قرن بیست – بیست و یک، از سوی بریتانیا طراحی و به اجرا در آمده است. به نوعی این دولتهای استعمارگر خود مستعمره بریتانیا بودند که در ظاهر چهره استعمارگر به خود میگرفتند و یا به دیگر سخن استعمار زدگانی بودند که سرزمین ملل دیگر را استعمار مینمودند.
خلاصه اینکه ماهیت و ذات این پیمان، استوار بر توافق دول نامبرده علیه سه عامل اصلی است.
اولا، ایجاد یک سد امنیتی علیه خطر روسیه در خاورمیانه بود، زیرا منافع بریتانیا در مستعمرات هند، آسیا و غرب آسیا را با خطر مواجه میکرد.
دوما، اتحاذ تدبیر در مقابل خیزش، قیام و انقلابات اجتماعی، قومی و ملی و همچنین گرایشهای سوسیالیستی که احتمالا موجب سرنگونی و تغییر رژیم در کشورهای زیربط گردد.
سوم، استقرار قانونهای میان دولی در نظم جدید دولت – ملت بود. چون بریتانیا زمانی انقلاب فرانسه را از داخل تحریک نمود و به عنوان بزرگترین حامی خارجی خود انقلاب فرانسه برگزید، نیک میدانست چالش میان دولتی میتواند چه پیامدهایی در پی داشته باشد.
اما شرایط کونژکتورل آن زمان کُردستان فاکتوری اصلی در وضع این قرارداد تاریخی میباشد. چون سرتاسر کُردستان علیه نظام دولت-ملت و نسلکشی در حال قیام و انقلاب بود. جمهوری ترکیه از سال ۱۹۲۵ جز سرکوب، تبعید، نسلکشی، نفی بلد، کشتار جمعی کُردها هیچ مشغله سیاسی و امنیتی دیگری نداشت. اگر کمی توجه شود پس از یک قرن هنوز هم جز «مسئله کُرد» دغدغه دیگری ندارد!
از این منظر زمان انعقاد پیمان سعدآباد (۸ ژوئیه ۱۹۳۷) همزمان است با نسلکشی ۱۰۰ هزار کُرد علوی در دِرسیم و سرکوب قیام سید رضا در آن سالها (۱۹۳۸-۱۹۳۷). ترکیه به شدت تحت تاثیر جریانات اجتماعی داخلی قرار داشت و جمهوری نوپای ترکیه در عوض عدم مداخله نظام جهانی در امور داخلی (به خصوص مسئله کُرد) دست از ادعای مالکیت بر موصل و کرکوک برداشته بود.
گذار دموکراتیک
دستهای پشتپرده در پیمان سعدآباد ✍ کاوان کامدین 🆔 @GozarDemocratic
معاهده سور که در اوت سال ۱۹۲۰ به امضا رسید در اصل به نوعی تنبیه ترکیه از سوی نظام جهانی بود، چون در جنگ جهانی اول، ترکیه در کنار دشمنان بریتانیا، یعنی امپراتوری آلمان سنگر گرفته بود. پیمان لوزان در سال ۱۹۲۳ به نوعی توافق و آشتی پس از سور در بین ترکیه جدید و نظم جدید جهانی بر سر آینده منطقه و خاورمیانه بود. خلاصه نظم جهانی در پیمان سور ترکیه را تنبیه و در پیمان لوزان به خط مورد نظر خود کشید. کارنامه سیاسی جمهوری نوپای ترکیه که متشکل از نسلکشی یک میلیون و نیم ارمنی در میانه سالهای ۱۹۱۵، نسلکشی ۳ الی ۵ هزار آشوری در سالهای ۱۹۱۵-۱۹۲۵، پاکسازی و تبعید اجباری بیش از ۶ صد هزار یونانی و نسلکشی بیش از یک میلیون از آنها طی سالهای ۱۹۱۴-۱۹۲۳ و نسلکشی میلیونها کُرد از سال ۱۹۲۵ تا ۱۹۳۸ بود، در وضعیتی بسیار متزلزل قرار داشت.
همتای مصطفی کمال یعنی رضاشاه پهلوی، دارای همان دیدگاه و ذهنیت در پیشبرد سیاست داخلی خود بود. جهت تاسیس ایران مدرن و یا دولت – ملت غربی باید از طریق «قانون آهنین» دولت – ملت تمام ایل، عشایر و بافت فرهنگی و اجتماعی ایران با سیاست نسلکشی، کشتار جمعی و نفی بلد و امنیتی از نو طراحی و مهندسی میگشت. قیامهای کُردستان که قارچآسا یکی پس از دیگری علیه نظم جدید، هیچ احترامی برای هویت آنان قائل نبود، از زیر خاک رویش میکرد. قیام ایل بختیاری، قشقایی از جنوب تا شمال، از شمال تا غرب ایران را فرا گرفته بود. قیام سمکو شکاک یکی از جنجالبرانگیزترین و پر دردسرترین آنان بود که سخت رضاشاه را با مشکل مواجه میساخت. در جنوب کُردستان نیز قیام شیخ محمود برزنجی که اگر مداخلات بریتانیا نبود، اعلام استقلال کرده و به تاسیس یک دولت میانجامید.
شرایط داخلی افغانستان نیز شباهت بسیاری با دولت – ملت تازه تاسیس شده همتاهای خود داشت. بافت اجتماعی خاورمیانه که تازه در میان چرخههای ماشینی دولت – ملت قرار میگرفت، به شدت مقاومت میکرد و هنوز به این ساختارهای سیاسی که مغایر با تاریخ، فرهنگ و نظام اجتماعی منطقه بود، خو نگرفته بود.
به همین جهت اساسا پیمان سعدآباد، جنبه امنیتی داخلی آن، بر تمام جوانب دیگر سیاسی و منطقهای آن سنگینی میکند. زیرا آینده این دولتها بستگی به نحوه عملکرد این دول در مقابل واقعیات اجتماعی، ملی و فرهنگی داخلی داشت. خطر در خارج نبود، بلکه در زیربنای اجتماعی و سیاست داخلی بود که هر لحظه با یک مداخله خارجی میتوانست شعلههای آن دامن دولتهای اطراف را نیز در برگیرد.
دولت بریتانیا به خوبی این مراحل را مدیریت و هدایت مینمود. حتی در بند هفتم پیمان سِوِر وعده خودمختاری به کُردهای جنوب داده میشد. بریتانیا صراحتا از این طریق بیان میداشت که اگر این دولتها به خواستههای دولت او عمل نکنند، او نیز از جنبشهای قومی و ملی منطقه حمایت کرده، این دولتها را مجددا تجزیه و حتی دولتهای جدیدی را نیز تاسیس خواهد نمود.
تاریخ، یک دانش کلیتمند است که اگر تمام جنبههای آن مدنظر قرار داده نشود به تحریفبرانگیزترین و عوامفریبانهترین ابزار دست قدرتهای سیاسی مبدل خواهد شد. بسیار طبیعی است که هیچ گاه قدرتهای دولت – ملت جنبههای پنهانی و پشت پرده نحوه عملکرد و کنوانسیونهای سیاسی و دیپلماتیک خود را آشکار نسازند، چون در این صورت با خطر جدی حفظ بقا دولت و قدرت مواجه خواهند شد. در این گستره تا زمانی که شرایط اجتماعی و سیاسی داخلی ترکیه، عراق و ایران درک نگردد، جایگاه و نقش پیمان سعدآباد در تاریخ معاصر درک نخواهد شد!
مفاد و بندهای پیمان سعدآباد به صراحت گویای این واقعیت تاریخی است.
مفاد کامل عهدنامه سعدآباد:
بند یکم: دول متعاهد متعهد میشوند که سیاست عدم مداخله مطلق در امور داخلی یکدیگر را تعقیب نمایند.
بند دوم: دول متعاهد صریحاً متقبل میشوند که مصونیت حدود مشترک یکدیگر را کاملا محترم بشمارند.
بند سوم: دول متعاهد موافقت مینمایند که در کلیه اختلافات بینالمللی که با منافع مشترک آنان مربوط باشد با یکدیگر مشورت نمایند.
بند چهارم: هر یک از دول متعاهد در مقابل یکدیگر متقبل میشوند که در هیچ مورد خواه به تنهایی و خواه به معیت یک یا چند دولت دیگر به هیچ گونه عملیات متجاوزانه علیه یکدیگر مبادرت ننمایند. عملیات ذیل تجاوز محسوب میشود.
بند پنچم: هر گاه یکی از دول متعاهد متعهد شود که ماده چهارم این عهدنامه نقض یا در شرف نقض میباشد بلافاصله موضوع را در پیشگاه شورای جامعه ملل مطرح خواهد ساخت. مقررات مذکوره در فوق لطمهای به حق دولت مزبور دائر به اتخاذ هر گونه رویه که در این موقع لازم بداند وارد نخواهد ساخت.
بند ششم: هر گاه یکی از دول متعاهد علیه دولت ثالثی مبادرت به تجاوز نماید طرف دیگر میتواند بدون اطلاع قبلی این عهدنامه را نسبت به متجاوز فسخ نماید.
همتای مصطفی کمال یعنی رضاشاه پهلوی، دارای همان دیدگاه و ذهنیت در پیشبرد سیاست داخلی خود بود. جهت تاسیس ایران مدرن و یا دولت – ملت غربی باید از طریق «قانون آهنین» دولت – ملت تمام ایل، عشایر و بافت فرهنگی و اجتماعی ایران با سیاست نسلکشی، کشتار جمعی و نفی بلد و امنیتی از نو طراحی و مهندسی میگشت. قیامهای کُردستان که قارچآسا یکی پس از دیگری علیه نظم جدید، هیچ احترامی برای هویت آنان قائل نبود، از زیر خاک رویش میکرد. قیام ایل بختیاری، قشقایی از جنوب تا شمال، از شمال تا غرب ایران را فرا گرفته بود. قیام سمکو شکاک یکی از جنجالبرانگیزترین و پر دردسرترین آنان بود که سخت رضاشاه را با مشکل مواجه میساخت. در جنوب کُردستان نیز قیام شیخ محمود برزنجی که اگر مداخلات بریتانیا نبود، اعلام استقلال کرده و به تاسیس یک دولت میانجامید.
شرایط داخلی افغانستان نیز شباهت بسیاری با دولت – ملت تازه تاسیس شده همتاهای خود داشت. بافت اجتماعی خاورمیانه که تازه در میان چرخههای ماشینی دولت – ملت قرار میگرفت، به شدت مقاومت میکرد و هنوز به این ساختارهای سیاسی که مغایر با تاریخ، فرهنگ و نظام اجتماعی منطقه بود، خو نگرفته بود.
به همین جهت اساسا پیمان سعدآباد، جنبه امنیتی داخلی آن، بر تمام جوانب دیگر سیاسی و منطقهای آن سنگینی میکند. زیرا آینده این دولتها بستگی به نحوه عملکرد این دول در مقابل واقعیات اجتماعی، ملی و فرهنگی داخلی داشت. خطر در خارج نبود، بلکه در زیربنای اجتماعی و سیاست داخلی بود که هر لحظه با یک مداخله خارجی میتوانست شعلههای آن دامن دولتهای اطراف را نیز در برگیرد.
دولت بریتانیا به خوبی این مراحل را مدیریت و هدایت مینمود. حتی در بند هفتم پیمان سِوِر وعده خودمختاری به کُردهای جنوب داده میشد. بریتانیا صراحتا از این طریق بیان میداشت که اگر این دولتها به خواستههای دولت او عمل نکنند، او نیز از جنبشهای قومی و ملی منطقه حمایت کرده، این دولتها را مجددا تجزیه و حتی دولتهای جدیدی را نیز تاسیس خواهد نمود.
تاریخ، یک دانش کلیتمند است که اگر تمام جنبههای آن مدنظر قرار داده نشود به تحریفبرانگیزترین و عوامفریبانهترین ابزار دست قدرتهای سیاسی مبدل خواهد شد. بسیار طبیعی است که هیچ گاه قدرتهای دولت – ملت جنبههای پنهانی و پشت پرده نحوه عملکرد و کنوانسیونهای سیاسی و دیپلماتیک خود را آشکار نسازند، چون در این صورت با خطر جدی حفظ بقا دولت و قدرت مواجه خواهند شد. در این گستره تا زمانی که شرایط اجتماعی و سیاسی داخلی ترکیه، عراق و ایران درک نگردد، جایگاه و نقش پیمان سعدآباد در تاریخ معاصر درک نخواهد شد!
مفاد و بندهای پیمان سعدآباد به صراحت گویای این واقعیت تاریخی است.
مفاد کامل عهدنامه سعدآباد:
بند یکم: دول متعاهد متعهد میشوند که سیاست عدم مداخله مطلق در امور داخلی یکدیگر را تعقیب نمایند.
بند دوم: دول متعاهد صریحاً متقبل میشوند که مصونیت حدود مشترک یکدیگر را کاملا محترم بشمارند.
بند سوم: دول متعاهد موافقت مینمایند که در کلیه اختلافات بینالمللی که با منافع مشترک آنان مربوط باشد با یکدیگر مشورت نمایند.
بند چهارم: هر یک از دول متعاهد در مقابل یکدیگر متقبل میشوند که در هیچ مورد خواه به تنهایی و خواه به معیت یک یا چند دولت دیگر به هیچ گونه عملیات متجاوزانه علیه یکدیگر مبادرت ننمایند. عملیات ذیل تجاوز محسوب میشود.
بند پنچم: هر گاه یکی از دول متعاهد متعهد شود که ماده چهارم این عهدنامه نقض یا در شرف نقض میباشد بلافاصله موضوع را در پیشگاه شورای جامعه ملل مطرح خواهد ساخت. مقررات مذکوره در فوق لطمهای به حق دولت مزبور دائر به اتخاذ هر گونه رویه که در این موقع لازم بداند وارد نخواهد ساخت.
بند ششم: هر گاه یکی از دول متعاهد علیه دولت ثالثی مبادرت به تجاوز نماید طرف دیگر میتواند بدون اطلاع قبلی این عهدنامه را نسبت به متجاوز فسخ نماید.
گذار دموکراتیک
دستهای پشتپرده در پیمان سعدآباد ✍ کاوان کامدین 🆔 @GozarDemocratic
بند هفتم: هر یک از دول متعاهد متقبل میشوند که در حدود سرحدات خود از تشکیل یا عملیات دستجات مسلح و از ایجاد هر گونه هیئت یا تشکیلات دیگری برای تخریب موسسات موجوده و یا برای اختلال نظم و امنیت هر قسمتی از خاک متعاهد دیگری و یا برای واژگون ساختن طرز حکومت طرف دیگر جلوگیری نمایند.
بند هشتم: نظر به اینکه دول متعاهد میثاق عمومی تحریم جنگ مورخه ۲۷ اوت ۱۹۲۸ را به رسمیت شناختهاند و به موجب میثاق مزبور تسویه یا حل هر گونه اختلاف یا تنازع که ممکن است بین آنان بروز نماید، باید فقط به وسایل مسالمتآمیز به عمل آید این مقررات را تایید نموده و اعلام میدارند که به هر طریق مسالمتآمیزی که برای این منظور فعلا بین دولت متعاهد موجود یا در آتیه موجود شود متوسل خواهند شد.
بند نهم: هیچیک از مواد این عهدنامه نمیتواند به هیچ وجه تعهداتی را که دول متعاهد به موجب میثاق جامعه ملل متقبل شدهاند تضعیف نماید.
بند دهم: این عهدنامه که به زبان فرانسوی نوشته شده در چهار نسخه به امضاء رسیده و هر یک از دولت متعاهد دریافت یک نسخه آن را اعتراف مینمایند برای مدت پنچ سال منعقد میگردد.
بریتانیا پیروز واقعی میدان سیاست شد و هیچ کدام از دول متعهد موفق نشدند مسائل داخلی خود را حل و به اهداف بلند مدت خود دست بیابند. اما در عوض بریتانیا علیه دولت سوسیالیستی روسیه موفق به ایجاد سدی عظیم و عدم نفوذ آن به مناطق مدیترانه، خزر و در کل خاورمیانه شد. در اصل مغلوب اساسی میدان ملل، اقوام و فرهنگهای قدیم هزاران ساله خاورمیانه بودند که در راس آنان کُردها قرار داشت.
بیش از گذشت ۷۰ سال از این معاهده مسائل و معضلات دولت – ملت و نحوه رویکرد با مسائل فرهنگی و اجتماعی همچنان پابرجا است. چون مسئله ریشهای بود این کنوانسیونها هیچ دردی را دوا نکردند، برعکس ابعاد پیچیدهتری به آن افزودند. حتی نتوانستند مسائل و مشکلات فرهنگ جامعه مورد نظر خود را نیز حل نمایند. چون خصوصیات دولت – ملت با بافت فرهنگی و تاریخی منطقه همخوانی نداشت و موجب بنبستها و تنگناهایی در حد بحران و بیماریهای جدی بر درونمایهی تمامی این بافتها شد. این کنوانسیونها از سوی محافل روشنفکری و سیاسی بسیار مورد نقد قرار گرفتهاند و میگیرند، اما هرگز کسی به ریشهها و علل واقعی آن نپرداخت. هرگز تشخیص درستی از بیماری نشد و هنوز هم غدههای این بحرانها همانند بیماری سرطانزا در سطح جهانی در حال رشد است.
در مقالات، کتاب و اثار متعددی تاثیر منفی این معاهدهها بسیار مورد نقد قرار گرفته است. اما در کنار اینکه سرزمین کرُدها تجزیه و خود در معرض نابودی ملی و فرهنگی قرار گرفتهاند، علاوه بر آن تخریبات عمیقی در فرهنگ و ادبیات مردمی به وجود آمده است که هنوز هم رواج دارد. به عنوان مثال زمانی الجزایر را «الجزایر فرانسه» تعبیر مینمودند. حال پس از گذشت بیش از ۷۰ سال از معاهده سعدآباد و سایر معاهدههای کلونیالیستی در کُردستان، حتی از سوی بسیاری از احزاب و رهبران سیاسی کُرد، کُردستان به عنوان کُردستان ایران، کُردستان عراق، کُردستان سوریه و کُردستان ترکیه تلفظ میگردد. حتی مردم یکدیگر را عراقی، ایرانی، ترکیهای و سوریهای میخوانند. اگر ملت کُرد قادر به برساخت کُردستان دمکراتیک در جهان ذهنیتی خود نباشد، در میدان عمل هرگز موفق به تاسیس آن نخواهد شد.
کُردها به عنوان ملتی که بیشترین زیانهای تاریخی را از نظام دولت-ملت و کنوانسیونها مختلف آن متحمل شدهاند در انقلاب نوزایی موفق به درک عمق این فاجعه شدند. عمیقا به این مسئله پی بردند که حتی اگر دولتی کاملا مستقل هم تاسیس نمایند نهایتا این دولت خود علت نابودی کاملا آنان خواهد بود. چون کسی خیری از دولت ندید تا کُردها دومی باشند. حتی دولت نیمه مستقل جنوب پس از سی سال حکمرانی حال به ابزاری دست بیگانگان و دولتهای استعمارگر کرُدرستان جهت نسلکشی کرُدها مبدل شده است. دولتی که در خیال و رویا کُردها به مفهوم و معنی کاملا آزادی کُردستان بود حال علیه ملت و سرزمین خود به ابزار دست دولت استعمارگر و فاشیستی ترک تبدیل شده است!
این روزها در رابطه با جنگی که در مناطق زاگرس جریان دارد یک سفیر ترکیه صراحتا اقرار نمود که «ما مناطق مرزی جنوب کُردستان را از حکومت اقلیم کُردستان خریداری کردهایم و حق داریم هر کاری دلمان بخواهد انجام دهیم». گفتنی است که بحث از پیمان محرمانه ۲۵ ساله بین نچیروان بارزانی به قیمت ۵۰ میلیارد دلار با دولت ترکیه میشود. این بار باید کُردها در انتظار امضای سعدآبادی جدید به دست حاکمان خود باشند! چون این سرشت و ماهیت دولت-ملت است.
بند هشتم: نظر به اینکه دول متعاهد میثاق عمومی تحریم جنگ مورخه ۲۷ اوت ۱۹۲۸ را به رسمیت شناختهاند و به موجب میثاق مزبور تسویه یا حل هر گونه اختلاف یا تنازع که ممکن است بین آنان بروز نماید، باید فقط به وسایل مسالمتآمیز به عمل آید این مقررات را تایید نموده و اعلام میدارند که به هر طریق مسالمتآمیزی که برای این منظور فعلا بین دولت متعاهد موجود یا در آتیه موجود شود متوسل خواهند شد.
بند نهم: هیچیک از مواد این عهدنامه نمیتواند به هیچ وجه تعهداتی را که دول متعاهد به موجب میثاق جامعه ملل متقبل شدهاند تضعیف نماید.
بند دهم: این عهدنامه که به زبان فرانسوی نوشته شده در چهار نسخه به امضاء رسیده و هر یک از دولت متعاهد دریافت یک نسخه آن را اعتراف مینمایند برای مدت پنچ سال منعقد میگردد.
بریتانیا پیروز واقعی میدان سیاست شد و هیچ کدام از دول متعهد موفق نشدند مسائل داخلی خود را حل و به اهداف بلند مدت خود دست بیابند. اما در عوض بریتانیا علیه دولت سوسیالیستی روسیه موفق به ایجاد سدی عظیم و عدم نفوذ آن به مناطق مدیترانه، خزر و در کل خاورمیانه شد. در اصل مغلوب اساسی میدان ملل، اقوام و فرهنگهای قدیم هزاران ساله خاورمیانه بودند که در راس آنان کُردها قرار داشت.
بیش از گذشت ۷۰ سال از این معاهده مسائل و معضلات دولت – ملت و نحوه رویکرد با مسائل فرهنگی و اجتماعی همچنان پابرجا است. چون مسئله ریشهای بود این کنوانسیونها هیچ دردی را دوا نکردند، برعکس ابعاد پیچیدهتری به آن افزودند. حتی نتوانستند مسائل و مشکلات فرهنگ جامعه مورد نظر خود را نیز حل نمایند. چون خصوصیات دولت – ملت با بافت فرهنگی و تاریخی منطقه همخوانی نداشت و موجب بنبستها و تنگناهایی در حد بحران و بیماریهای جدی بر درونمایهی تمامی این بافتها شد. این کنوانسیونها از سوی محافل روشنفکری و سیاسی بسیار مورد نقد قرار گرفتهاند و میگیرند، اما هرگز کسی به ریشهها و علل واقعی آن نپرداخت. هرگز تشخیص درستی از بیماری نشد و هنوز هم غدههای این بحرانها همانند بیماری سرطانزا در سطح جهانی در حال رشد است.
در مقالات، کتاب و اثار متعددی تاثیر منفی این معاهدهها بسیار مورد نقد قرار گرفته است. اما در کنار اینکه سرزمین کرُدها تجزیه و خود در معرض نابودی ملی و فرهنگی قرار گرفتهاند، علاوه بر آن تخریبات عمیقی در فرهنگ و ادبیات مردمی به وجود آمده است که هنوز هم رواج دارد. به عنوان مثال زمانی الجزایر را «الجزایر فرانسه» تعبیر مینمودند. حال پس از گذشت بیش از ۷۰ سال از معاهده سعدآباد و سایر معاهدههای کلونیالیستی در کُردستان، حتی از سوی بسیاری از احزاب و رهبران سیاسی کُرد، کُردستان به عنوان کُردستان ایران، کُردستان عراق، کُردستان سوریه و کُردستان ترکیه تلفظ میگردد. حتی مردم یکدیگر را عراقی، ایرانی، ترکیهای و سوریهای میخوانند. اگر ملت کُرد قادر به برساخت کُردستان دمکراتیک در جهان ذهنیتی خود نباشد، در میدان عمل هرگز موفق به تاسیس آن نخواهد شد.
کُردها به عنوان ملتی که بیشترین زیانهای تاریخی را از نظام دولت-ملت و کنوانسیونها مختلف آن متحمل شدهاند در انقلاب نوزایی موفق به درک عمق این فاجعه شدند. عمیقا به این مسئله پی بردند که حتی اگر دولتی کاملا مستقل هم تاسیس نمایند نهایتا این دولت خود علت نابودی کاملا آنان خواهد بود. چون کسی خیری از دولت ندید تا کُردها دومی باشند. حتی دولت نیمه مستقل جنوب پس از سی سال حکمرانی حال به ابزاری دست بیگانگان و دولتهای استعمارگر کرُدرستان جهت نسلکشی کرُدها مبدل شده است. دولتی که در خیال و رویا کُردها به مفهوم و معنی کاملا آزادی کُردستان بود حال علیه ملت و سرزمین خود به ابزار دست دولت استعمارگر و فاشیستی ترک تبدیل شده است!
این روزها در رابطه با جنگی که در مناطق زاگرس جریان دارد یک سفیر ترکیه صراحتا اقرار نمود که «ما مناطق مرزی جنوب کُردستان را از حکومت اقلیم کُردستان خریداری کردهایم و حق داریم هر کاری دلمان بخواهد انجام دهیم». گفتنی است که بحث از پیمان محرمانه ۲۵ ساله بین نچیروان بارزانی به قیمت ۵۰ میلیارد دلار با دولت ترکیه میشود. این بار باید کُردها در انتظار امضای سعدآبادی جدید به دست حاکمان خود باشند! چون این سرشت و ماهیت دولت-ملت است.
گذار دموکراتیک
دستهای پشتپرده در پیمان سعدآباد ✍ کاوان کامدین 🆔 @GozarDemocratic
در این صورت یک سوال اساسی به میان میآید که آیا ملل و فرهنگهای هزاران ساله خاورمیانه باید چه راهی را در پیش بگیرند؟ آیا باید دست از آزادی، عدالت و استقلال و تمام ارزشهای شرافتمندانه انسانیت بردارند؟ آیا ما محکوم به این نحوه زندگی کردن هستیم؟ واقعاً راهی دیگر وجود ندارد؟
واقعاً پاسخ این پرسشها در این نوشتار نمیگنجد، اما باید تاکید نمود که تا زمانی ملتها، اقوام و تمام اقشار یک جامعه بند ناف خود را از نظم دولت و به خصوص جهان ذهنیتی، فرهنگی و اداری دولت-ملت نگسلند، بحث از چگونگی راه دیگری چندان مفید نخواهد بود. مهم این است که در باب آینده تصمیم بگیریم، که آیا واقعا در چگونه جهانی میخواهیم زندگی کنیم؟ و بعد پرسشهای بعدی مبنی بر اینکه جهان مورد نظرمان را چگونه بسازیم؟ از کجا باید دست به کار شد؟
انسان دمکراتیک، کُردستان دمکراتیک، خاورمیانه دمکراتیک و جهانی دمکراتیک با محتوای سوسیالیسم دمکراتیک و زندگی کمونالیستی میتوانند پاسخهای سیستماتیک منسجمی به میلیونها سوال در این زمینه باشند که هر کدام مستلزم مطالعه صدها جلد کتاب در این زمینهها هستند. یهودیان پاسخهای بسیار موثر و عملی در حوضههای متعدد و در سطح جهانشمول برای «یهودستیزی» ارائه دادند. به عنوان ملتی که قرین به دو قرن است با «کُرد ستیز» مبارزه مینماییم، ناگزیریم پاسخهای جهانشمول برای مشکلات، معضلات و مسائل خود بیابیم. در این معنی محکوم شدن به آزادی چیزی جز قرار گرفتن در میان نابودی و آزادی نیست! چون کُردها جز نابودی و آزادی هیچ گزینه دیگری ندارند و انتخاب در میان این دو به دست خود ما است!
منابع
کتاب، دفاع از کُردها، خلقی در چنگال نسلکشی فرهنگی: عبدوالله اوجلان
کتاب، خوانشی نو در باب تاریخ کُردستان و کُردها: شهید دیار غریب
کتاب، درباب جنگ: کارل فون کلاوزویتس
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
واقعاً پاسخ این پرسشها در این نوشتار نمیگنجد، اما باید تاکید نمود که تا زمانی ملتها، اقوام و تمام اقشار یک جامعه بند ناف خود را از نظم دولت و به خصوص جهان ذهنیتی، فرهنگی و اداری دولت-ملت نگسلند، بحث از چگونگی راه دیگری چندان مفید نخواهد بود. مهم این است که در باب آینده تصمیم بگیریم، که آیا واقعا در چگونه جهانی میخواهیم زندگی کنیم؟ و بعد پرسشهای بعدی مبنی بر اینکه جهان مورد نظرمان را چگونه بسازیم؟ از کجا باید دست به کار شد؟
انسان دمکراتیک، کُردستان دمکراتیک، خاورمیانه دمکراتیک و جهانی دمکراتیک با محتوای سوسیالیسم دمکراتیک و زندگی کمونالیستی میتوانند پاسخهای سیستماتیک منسجمی به میلیونها سوال در این زمینه باشند که هر کدام مستلزم مطالعه صدها جلد کتاب در این زمینهها هستند. یهودیان پاسخهای بسیار موثر و عملی در حوضههای متعدد و در سطح جهانشمول برای «یهودستیزی» ارائه دادند. به عنوان ملتی که قرین به دو قرن است با «کُرد ستیز» مبارزه مینماییم، ناگزیریم پاسخهای جهانشمول برای مشکلات، معضلات و مسائل خود بیابیم. در این معنی محکوم شدن به آزادی چیزی جز قرار گرفتن در میان نابودی و آزادی نیست! چون کُردها جز نابودی و آزادی هیچ گزینه دیگری ندارند و انتخاب در میان این دو به دست خود ما است!
منابع
کتاب، دفاع از کُردها، خلقی در چنگال نسلکشی فرهنگی: عبدوالله اوجلان
کتاب، خوانشی نو در باب تاریخ کُردستان و کُردها: شهید دیار غریب
کتاب، درباب جنگ: کارل فون کلاوزویتس
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
Forwarded from ارتش سایبری گارد جاویدان ایران
جنبش آزادی فاشیسم را فرو می ریزد
در حال حاضر مهمترین رویداد جنبش ما، وضعیت رهبرآپو و دشوار کردن تجرید برای ایشان است. در این پروسه جنبش و نیز ملت ما در برابر این تجرید دشوار، دارای موضع مقاومت بوده و رویکرد سیاسی و لشکری بسیار آشکاری را از خود نمایان ساختند.
بیشتر بخوانید در...
https://kjar.online/fa/2021/07/10/جنبش-آزادی-فاشیسم-را-فرو-می-ریزد/
وبسایت|اینستاگرام|تویتر|فیسبوک|تلگرام
🆔 KJAR_2014
در حال حاضر مهمترین رویداد جنبش ما، وضعیت رهبرآپو و دشوار کردن تجرید برای ایشان است. در این پروسه جنبش و نیز ملت ما در برابر این تجرید دشوار، دارای موضع مقاومت بوده و رویکرد سیاسی و لشکری بسیار آشکاری را از خود نمایان ساختند.
بیشتر بخوانید در...
https://kjar.online/fa/2021/07/10/جنبش-آزادی-فاشیسم-را-فرو-می-ریزد/
وبسایت|اینستاگرام|تویتر|فیسبوک|تلگرام
🆔 KJAR_2014
t.me
جنبش آزادی فاشیسم را فرو می ریزد | جامعه زنان آزاد شرق کوردستان
<p>جنبش آزادی فاشیسم را فرو می ریزد نوال ژیان در حال حاضر مهمترین رویداد جنبش ما، وضعیت رهبرآپو و دشوار کردن تجرید برای ایشان است. در این پروسه جنبش و نیز ملت ما در برابر این تجرید دشوار، دارای موضع مقاومت بوده و رویکرد سیاسی و لشکری بسیار آشکاری را از خود…
دروغگویی اردوغان در روز روشن: کسانی که فرآیند حل مسئله کورد را به هم زدند، ما نبودیم
اردوغان در سال ۲۰۱۵: فرآیند حل مسئله کورد را به تعویق میاندازیم/ اردوغان در سال ۲۰۲۱: کسانی که فرآیند حل مسئله کورد را به هم زدند، ما نبودیم
اردوغان که برای توافقنامه دولما باغچه گفته بود "این یک چیز واقعی نیست" و برای حل و فصل مسئله کورد گفته بود "ما آن را به تأخیر میاندازیم"، امروز در شهر آمد گفت: "ما کسانی نبودیم که روند حل و فصل مسئله کورد را بر هم زدیم."
رجب طیب اردوغان، رئیس آ.ک.پ پس از ۳ سال بار دیگر به شهر «آمَد» آمد. طیب اردوغان در آمد بار در مورد مسئله کورد و "فرآیند چارهیابی" توضیحی نداد و بر خلاف گفتههای قبلی خود صحبت کرد. اردوغان در سخنرانی خود ادعا کرد: "من با تمام وجود میگویم، ما فرایندی را امتحان کردیم. بله، ما فرآیند چارهیابی را شروع کردیم اما ما نبودیم که آن را به پایان رساندیم. دستهای پشتپرده آنها و نیت بد آنها به این فرآیند پایان داد."
با این حال اظهارات گذشته با اظهارات امروز اردوغان در شهر آمد کاملا متناقض است.
در اینجا برخی از اظهارات اردوغان را در رابطه با فرآیند مذاکرات صلح جمعآوری کردیم:
۱۵ مارس ۲۰۱۵: اکنون شما به دنبال مسئله کورد هستید. برادر من چه مسئله کوردی؟ دیگر چنین چیزی وجود ندارد.
۲۰ مارس ۲۰۱۵: من از چنین چیزی [توافق نامه دولما باغچه که توسط رهبر خلق کورد عبدالله اوجالان تهیه شده و توسط هیئت امرالی و مقامات دولتی در ۲۸ فوریه ۲۰۱۵ اعلام شده بود] مطلع نیستم. به نظر من این یک چیز واقعی نیست.
۱۱ آگوست ۲۰۱۵: ما برای حل مسئله تروریسم راه حلی نداشتیم. فرآیند حل و فصل را اکنون به تعویق انداختهایم.
۸ اکتبر ۲۰۱۵: من نگفتم روند حل و فصل لغو شده است، من گفتم که به تعویق افتاده است. اکنون در صورت بهبود اوضاع، فرآیند دوباره در دستور کار قرار خواهد گرفت.
۱۶ آوریل ۲۰۱۶: معلوم است که ما در کجا قرار داریم. ما چیزهای زیادی از دست دادیم. ابتدا گفتیم گام دمکراتیک، گفتیم وحدت ملی و برادری و گفتیم فرآیند حل و فصل، اما این اتفاق نیفتاد. همه چیز را رها کنید، ما فرآیند صلح را به تعویق انداختیم. اکنون زمان عملیات است. این دوره این کار به پایان میرسد.
۲۹ مه ۲۰۱۶: در این کشور هیچ مسئله کوردی وجود ندارد، مسئله تروریسم است.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
اردوغان در سال ۲۰۱۵: فرآیند حل مسئله کورد را به تعویق میاندازیم/ اردوغان در سال ۲۰۲۱: کسانی که فرآیند حل مسئله کورد را به هم زدند، ما نبودیم
اردوغان که برای توافقنامه دولما باغچه گفته بود "این یک چیز واقعی نیست" و برای حل و فصل مسئله کورد گفته بود "ما آن را به تأخیر میاندازیم"، امروز در شهر آمد گفت: "ما کسانی نبودیم که روند حل و فصل مسئله کورد را بر هم زدیم."
رجب طیب اردوغان، رئیس آ.ک.پ پس از ۳ سال بار دیگر به شهر «آمَد» آمد. طیب اردوغان در آمد بار در مورد مسئله کورد و "فرآیند چارهیابی" توضیحی نداد و بر خلاف گفتههای قبلی خود صحبت کرد. اردوغان در سخنرانی خود ادعا کرد: "من با تمام وجود میگویم، ما فرایندی را امتحان کردیم. بله، ما فرآیند چارهیابی را شروع کردیم اما ما نبودیم که آن را به پایان رساندیم. دستهای پشتپرده آنها و نیت بد آنها به این فرآیند پایان داد."
با این حال اظهارات گذشته با اظهارات امروز اردوغان در شهر آمد کاملا متناقض است.
در اینجا برخی از اظهارات اردوغان را در رابطه با فرآیند مذاکرات صلح جمعآوری کردیم:
۱۵ مارس ۲۰۱۵: اکنون شما به دنبال مسئله کورد هستید. برادر من چه مسئله کوردی؟ دیگر چنین چیزی وجود ندارد.
۲۰ مارس ۲۰۱۵: من از چنین چیزی [توافق نامه دولما باغچه که توسط رهبر خلق کورد عبدالله اوجالان تهیه شده و توسط هیئت امرالی و مقامات دولتی در ۲۸ فوریه ۲۰۱۵ اعلام شده بود] مطلع نیستم. به نظر من این یک چیز واقعی نیست.
۱۱ آگوست ۲۰۱۵: ما برای حل مسئله تروریسم راه حلی نداشتیم. فرآیند حل و فصل را اکنون به تعویق انداختهایم.
۸ اکتبر ۲۰۱۵: من نگفتم روند حل و فصل لغو شده است، من گفتم که به تعویق افتاده است. اکنون در صورت بهبود اوضاع، فرآیند دوباره در دستور کار قرار خواهد گرفت.
۱۶ آوریل ۲۰۱۶: معلوم است که ما در کجا قرار داریم. ما چیزهای زیادی از دست دادیم. ابتدا گفتیم گام دمکراتیک، گفتیم وحدت ملی و برادری و گفتیم فرآیند حل و فصل، اما این اتفاق نیفتاد. همه چیز را رها کنید، ما فرآیند صلح را به تعویق انداختیم. اکنون زمان عملیات است. این دوره این کار به پایان میرسد.
۲۹ مه ۲۰۱۶: در این کشور هیچ مسئله کوردی وجود ندارد، مسئله تروریسم است.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
کارنامه سیاه پ.د.ک در قتل و ربودن شخصیتهای کورد
پارت دمکرات کوردستان از همان آغاز تا به امروز، به ذهنیت خود در رابطه با تصفیه، قتل و ربودن مبارزان و شخصیتهای کورد ادامه داده و کارنامه آنها در این زمینه، سیاه است.
در زمانی که در روژاوای کوردستان تلاش برای وحدت کوردها با میزبانی نیروهای سوریه دمکراتیک در حال انجام است، پ.د.ک و نیروهای نظامی آن در جنوب کوردستان در تلاشند تا نیروهای سیاسی روژاوا را در تنگنا قرار بدهند. در این چارچوب، از ۱۰ ژوئن جهاد حسن، نماینده اداره خودمدیریتی شمال و شرق سوریه در هولیر و مصطفی خلیل و مصطفی عزیز نمایندگان ارتباطات پ.ی.د را که برای استقبال از میهمانان به فرودگاه هولیر رفته بودند، توسط نیروهای پ.د.ک ربوده شدند.
ربودن نمایندگان خلق شمال و شرق سوریه در جنوب کوردستان یادآور سناریوی حذف و ربودن مبارزان و رهبران کورد توسط پ.د.ک در قرن بیستم است.
پ.د.ک برای راضی نگه داشتن ساواک و اطلاعات در دو رژیم پهلوی و آخوندی ایران و سازمان میت ترکیه به دستور آنها بسیاری از شخصیتهای کورد را که علیه رژیمهای ایران و ترکیه قیام کرده بودند، به قتل رساند.
در این گزارش، نمونههایی از شخصیتهای کورد را که توسط پ.د.ک تصفیه شدند، برای خوانندگان یادآوری میکنیم.
حذف مبارزان روژهلات کوردستان
در ۱۹۶۷-۱۹۶۸، گروهی از انقلابیون، شخصیتهای کورد و چندین پیشمرگ روژهلات مانند سلیمان معینی معروف به فایق امین، ملا احمد شلماشی، اسماعیل شریفزاد، محمد سراجی، قدیر شریف، خلیل شوباش، عبدالله إسحاق معروف به احمد توفیق، برای حقوق کوردها در روژهلات کوردستان علیه رژیم شاه ایران قیام کردند و یک سری فعالیتهایی را آغاز کردند.
رژیم کوردستیز شاه ایران که در برابر مبارزات آزادیخواهی کوردها ناتوان مانده بود هر چقدر تلاش کرد که انقلابیون را دستگیر یا بکشد، اما تلاشهایش ناکام ماند. رژیم شاه برای ترور انقلابیون از پ.د.ک کمک گرفت، زیرا در آن زمان همکاری زیادی بین رژیم شاه و پ.د.ک وجود داشت. همانطور که پیشینیان ما گفتند: "کرم درخت از خود درخت است" پ.د.ک با درخواست شاه ایران موافقت کرد و شروع به حذف و تصفیه انقلابیون روژهلات کوردستان کرد.
در همین حال، نظامیان پ.د.ک در منطقهای نزدیک به سیدکا در استان سلیمانیه به کمین انقلابیون روژهلات کوردستان نشستند. در نتیجه، رهبران آنها سلیمان معینی و خلیل شوباش را دستگیر کردند. پس از آن افراد مسلح پ.د.ک در مقابل چشمان سلیمان معینی خلیل شوباش، هم رزم وی را با شلیک گلوله به قتل رساندند.
نظامیان پ.د.ک بعداً سلیمان معینی را زندانی و وی را تحقیر کردند. بسیاری از چهرههای پارت دمکرات نزدیک به ملا مصطفی بارزانی تلاش کردند تا معینی أراده خود را تسلیم کند و عامل آنها شود. اما معینی در زندان در برابر همه تلاشهای پ.د.ک مقاومت کرد و تسلیم آنها نشد. نهایتا نیروهای مسلح پ.د.ک به دستور ملا مصطفی بارزانی و با حضور خود او، سلیمان معینی را در تاریخ ۱۵ مه ۱۹۶۸ کشتند و جسد وی را به ساواک ایران تحویل دادند.
با این وجود، پ.د.ک به تلاش خود برای ترور و حذف مبارزان و شخصیتهای کورد در روژهلات کوردستان پایان نداد. پس از قتل معینی و همرزمش شوباش، پ.د.ک ملا احمد شلماشی و همرزمش انجی اظهر و شماری دیگر از پیشاهنگان، انقلابیون و پیشمرگههای روژهلات کوردستان را که ۷۰ نفر بودند، به شهادت رساند.
حذف شخصیتهای کورد در باشور کوردستان
پ.د.ک نه تنها در روژهلات بلکه در باشور کوردستان نیز عملیات حذف شخصیتهای کورد را آغاز کرد. در این چارچوب، پ.د.ک در سال ۱۹۶۳ علیه کادرهای پیشاهنگ حزب کمونیست در شهر سلیمانیه یک حمله نابودگرانه را آغاز کرد و بسیاری از آنها را کشت. پ.د.ک روستای کانی ماسی نزدیک سلیمانیه را به گورستانی برای شخصیتهای ضد پ.د.ک تبدیل کرده است.
در سال ۱۹۶۴، رهبر پ.د.ک نیروی زیادی را برای دستگیری و کشتن اعضای دفتر سیاسی که از پ.د.ک جدا شده بودند، به منطقه ماوت فرستاد. در نتیجه جنگی بین دو طرف درگرفت. اعضای جدا شده از پ.د.ک از ترس کشته شدن به ایران فرار کردند.
در سال ۱۹۷۱، به درخواست سرویس اطلاعات دولت ترکیه (میت)، پ.د.ک علیه دبیران کل حزب دمکرات کوردستان ترکیه، سعید الچی (سعید قرمزی توپراق) و دکتر شوان یک عملیات کثیف را آغاز کرد. در این چارچوب، نیروهای پاراستن (نیروهای اطلاعاتی پ.د.ک) سعید الچی را در روستای قمریه در نزدیکی مرز ترکیه به قتل رساندند. بعداً، نیروهای پاراستن به بهانه ترور سعید الچی، دکتر شوان را که در آن زمان در باشور کوردستان بود، دستگیر کردند. پس از چند ماه بعد، مسلحین پاراستن، دکتر شوان را نیز کشتند.
پارت دمکرات کوردستان از همان آغاز تا به امروز، به ذهنیت خود در رابطه با تصفیه، قتل و ربودن مبارزان و شخصیتهای کورد ادامه داده و کارنامه آنها در این زمینه، سیاه است.
در زمانی که در روژاوای کوردستان تلاش برای وحدت کوردها با میزبانی نیروهای سوریه دمکراتیک در حال انجام است، پ.د.ک و نیروهای نظامی آن در جنوب کوردستان در تلاشند تا نیروهای سیاسی روژاوا را در تنگنا قرار بدهند. در این چارچوب، از ۱۰ ژوئن جهاد حسن، نماینده اداره خودمدیریتی شمال و شرق سوریه در هولیر و مصطفی خلیل و مصطفی عزیز نمایندگان ارتباطات پ.ی.د را که برای استقبال از میهمانان به فرودگاه هولیر رفته بودند، توسط نیروهای پ.د.ک ربوده شدند.
ربودن نمایندگان خلق شمال و شرق سوریه در جنوب کوردستان یادآور سناریوی حذف و ربودن مبارزان و رهبران کورد توسط پ.د.ک در قرن بیستم است.
پ.د.ک برای راضی نگه داشتن ساواک و اطلاعات در دو رژیم پهلوی و آخوندی ایران و سازمان میت ترکیه به دستور آنها بسیاری از شخصیتهای کورد را که علیه رژیمهای ایران و ترکیه قیام کرده بودند، به قتل رساند.
در این گزارش، نمونههایی از شخصیتهای کورد را که توسط پ.د.ک تصفیه شدند، برای خوانندگان یادآوری میکنیم.
حذف مبارزان روژهلات کوردستان
در ۱۹۶۷-۱۹۶۸، گروهی از انقلابیون، شخصیتهای کورد و چندین پیشمرگ روژهلات مانند سلیمان معینی معروف به فایق امین، ملا احمد شلماشی، اسماعیل شریفزاد، محمد سراجی، قدیر شریف، خلیل شوباش، عبدالله إسحاق معروف به احمد توفیق، برای حقوق کوردها در روژهلات کوردستان علیه رژیم شاه ایران قیام کردند و یک سری فعالیتهایی را آغاز کردند.
رژیم کوردستیز شاه ایران که در برابر مبارزات آزادیخواهی کوردها ناتوان مانده بود هر چقدر تلاش کرد که انقلابیون را دستگیر یا بکشد، اما تلاشهایش ناکام ماند. رژیم شاه برای ترور انقلابیون از پ.د.ک کمک گرفت، زیرا در آن زمان همکاری زیادی بین رژیم شاه و پ.د.ک وجود داشت. همانطور که پیشینیان ما گفتند: "کرم درخت از خود درخت است" پ.د.ک با درخواست شاه ایران موافقت کرد و شروع به حذف و تصفیه انقلابیون روژهلات کوردستان کرد.
در همین حال، نظامیان پ.د.ک در منطقهای نزدیک به سیدکا در استان سلیمانیه به کمین انقلابیون روژهلات کوردستان نشستند. در نتیجه، رهبران آنها سلیمان معینی و خلیل شوباش را دستگیر کردند. پس از آن افراد مسلح پ.د.ک در مقابل چشمان سلیمان معینی خلیل شوباش، هم رزم وی را با شلیک گلوله به قتل رساندند.
نظامیان پ.د.ک بعداً سلیمان معینی را زندانی و وی را تحقیر کردند. بسیاری از چهرههای پارت دمکرات نزدیک به ملا مصطفی بارزانی تلاش کردند تا معینی أراده خود را تسلیم کند و عامل آنها شود. اما معینی در زندان در برابر همه تلاشهای پ.د.ک مقاومت کرد و تسلیم آنها نشد. نهایتا نیروهای مسلح پ.د.ک به دستور ملا مصطفی بارزانی و با حضور خود او، سلیمان معینی را در تاریخ ۱۵ مه ۱۹۶۸ کشتند و جسد وی را به ساواک ایران تحویل دادند.
با این وجود، پ.د.ک به تلاش خود برای ترور و حذف مبارزان و شخصیتهای کورد در روژهلات کوردستان پایان نداد. پس از قتل معینی و همرزمش شوباش، پ.د.ک ملا احمد شلماشی و همرزمش انجی اظهر و شماری دیگر از پیشاهنگان، انقلابیون و پیشمرگههای روژهلات کوردستان را که ۷۰ نفر بودند، به شهادت رساند.
حذف شخصیتهای کورد در باشور کوردستان
پ.د.ک نه تنها در روژهلات بلکه در باشور کوردستان نیز عملیات حذف شخصیتهای کورد را آغاز کرد. در این چارچوب، پ.د.ک در سال ۱۹۶۳ علیه کادرهای پیشاهنگ حزب کمونیست در شهر سلیمانیه یک حمله نابودگرانه را آغاز کرد و بسیاری از آنها را کشت. پ.د.ک روستای کانی ماسی نزدیک سلیمانیه را به گورستانی برای شخصیتهای ضد پ.د.ک تبدیل کرده است.
در سال ۱۹۶۴، رهبر پ.د.ک نیروی زیادی را برای دستگیری و کشتن اعضای دفتر سیاسی که از پ.د.ک جدا شده بودند، به منطقه ماوت فرستاد. در نتیجه جنگی بین دو طرف درگرفت. اعضای جدا شده از پ.د.ک از ترس کشته شدن به ایران فرار کردند.
در سال ۱۹۷۱، به درخواست سرویس اطلاعات دولت ترکیه (میت)، پ.د.ک علیه دبیران کل حزب دمکرات کوردستان ترکیه، سعید الچی (سعید قرمزی توپراق) و دکتر شوان یک عملیات کثیف را آغاز کرد. در این چارچوب، نیروهای پاراستن (نیروهای اطلاعاتی پ.د.ک) سعید الچی را در روستای قمریه در نزدیکی مرز ترکیه به قتل رساندند. بعداً، نیروهای پاراستن به بهانه ترور سعید الچی، دکتر شوان را که در آن زمان در باشور کوردستان بود، دستگیر کردند. پس از چند ماه بعد، مسلحین پاراستن، دکتر شوان را نیز کشتند.
ملا مصطفی رئیس پ.د.ک نه تنها شخصیتهای کورد را به درخواست رژیمهای ایران و ترکیه به خون کشید، بلکه حتی به خلق کورد در باشور هم رحم نکرد. آنها همچنین در تلاش بودند تا فرزندان خود را بکشند. بر اساس گزارشها، عبیدالله، پسر بزرگ ملا مصطفی بارزانی، مخالف سیاستها و اقدامات پدر و برادرانش بود. در سال ۱۹۷۲، هنگامی که ملا مصطفی بارزانی تصمیم گرفت پسرش عبیدالله را بکشد، عبیدالله که در آن زمان در زندان خالان بود، فرار کرد. عبیدالله به مناطق بله و بارزان پناه برد. ملا مصطفی بارزانی، شیخ عثمان احمد را که در آن زمان مسئول منطقه بارزان بود تهدید کرد که عبیدالله را از منطقه بیرون کند. در پایان همان سال، عبیدالله مجبور شد تا تسلیم رژیم بعث عراق شود. رژیم بعث عبیدالله را به همراه برادرانش لقمان و صابر در سال ۱۹۸۳ به قتل رساند.
در سال ۱۹۷۲، پس از آنکه ۱۲ کادر حزب کمونیست عراق، آموزش خود را در روسیه به پایان رساندند و از طریق سوریه به عراق رفتند، در منطقه بهدینان توسط عیسی سوار، فرمانده نظامی پ.د.ک، اسیر شدند و بعداً تصفیه شدند. محل قبرهای آنها هنوز مشخص نیست.
در ۱۶ مه ۱۹۹۷، نیروهای نظامی پ.د.ک در هولیر، علیه بیمارستانی که بیش از ۸۰ گریلای جنبش آزادی کوردستان در آن در حال معالجه بودند، به قتلعام دست زدند. در نتیجه، تمام کادرهای پ.ک.ک به شهادت رسیدند و تاکنون محل قبرهای آنها و هیچ اطلاعات دیگری در دست نیست.
جودت سزگین، پیشمرگه اتحادیه میهنی، یکی از شاهدان تصفیه مبارزان کورد از طرف پ.د.ک، به خبرگزاری فرات نیوز گفت: "در سال ۱۹۷۸، یک گروه ۷۰۰ نفره از پیشمرگهها با پیشاهنگی علی عسکری، دکتر خالد و شیخ حسین، از مرزهای شمزینان عبور کردند و به همراه یک گروه از سمت قندیل خواستند به رژیم بعث حمله کنند. اما قبل از اینکه همرزمان ما بتوانند به رژیم صدام حمله کنند، در کمین پیشمرگههای پ.د.ک افتادند و به همراه علی عسکری، دکتر خالد و شیخ حسین بسیاری از رفقای ما در مرزهای شمزینان به شهادت رسیدند."
علاوه بر این حوادث، دهها حادثه و کشتار جمعی که توسط پ.د.ک علیه جنبشها و شخصیت های کورد در باکور و روژاوای کوردستان انجام شده است، باید مورد بررسی قرار گیرد و حقیقت آن برای خلق کورد آشکار شود. پس از گذشت دههها از این حوادث تصفیه و در زمانی که دولت ترکیه حملات نسلکشی علیه باشور کوردستان را آغاز کرده است، پ.د.ک با دولت ترک همکاری کرده و مناطق گریلایی را محاصره کرده است.
این نشان میدهد که ذهنیت پ.د.ک در حذف جنبشها و شخصیت های کورد همچنان ادامه دارد.
سوالی که پیش میآید این است که آیا سرنوشت نمایندگان ربوده شده اداره خودگردان شمال و شرق سوریه و پ.ی.د همان سرنوشت شخصیتهای انقلابی و کورد خواهد بود؟!
ANF
🆔 @GozarDemocratic
در سال ۱۹۷۲، پس از آنکه ۱۲ کادر حزب کمونیست عراق، آموزش خود را در روسیه به پایان رساندند و از طریق سوریه به عراق رفتند، در منطقه بهدینان توسط عیسی سوار، فرمانده نظامی پ.د.ک، اسیر شدند و بعداً تصفیه شدند. محل قبرهای آنها هنوز مشخص نیست.
در ۱۶ مه ۱۹۹۷، نیروهای نظامی پ.د.ک در هولیر، علیه بیمارستانی که بیش از ۸۰ گریلای جنبش آزادی کوردستان در آن در حال معالجه بودند، به قتلعام دست زدند. در نتیجه، تمام کادرهای پ.ک.ک به شهادت رسیدند و تاکنون محل قبرهای آنها و هیچ اطلاعات دیگری در دست نیست.
جودت سزگین، پیشمرگه اتحادیه میهنی، یکی از شاهدان تصفیه مبارزان کورد از طرف پ.د.ک، به خبرگزاری فرات نیوز گفت: "در سال ۱۹۷۸، یک گروه ۷۰۰ نفره از پیشمرگهها با پیشاهنگی علی عسکری، دکتر خالد و شیخ حسین، از مرزهای شمزینان عبور کردند و به همراه یک گروه از سمت قندیل خواستند به رژیم بعث حمله کنند. اما قبل از اینکه همرزمان ما بتوانند به رژیم صدام حمله کنند، در کمین پیشمرگههای پ.د.ک افتادند و به همراه علی عسکری، دکتر خالد و شیخ حسین بسیاری از رفقای ما در مرزهای شمزینان به شهادت رسیدند."
علاوه بر این حوادث، دهها حادثه و کشتار جمعی که توسط پ.د.ک علیه جنبشها و شخصیت های کورد در باکور و روژاوای کوردستان انجام شده است، باید مورد بررسی قرار گیرد و حقیقت آن برای خلق کورد آشکار شود. پس از گذشت دههها از این حوادث تصفیه و در زمانی که دولت ترکیه حملات نسلکشی علیه باشور کوردستان را آغاز کرده است، پ.د.ک با دولت ترک همکاری کرده و مناطق گریلایی را محاصره کرده است.
این نشان میدهد که ذهنیت پ.د.ک در حذف جنبشها و شخصیت های کورد همچنان ادامه دارد.
سوالی که پیش میآید این است که آیا سرنوشت نمایندگان ربوده شده اداره خودگردان شمال و شرق سوریه و پ.ی.د همان سرنوشت شخصیتهای انقلابی و کورد خواهد بود؟!
ANF
🆔 @GozarDemocratic
ئەڤیندار زاگرۆس گەریلای یەژاستار: لە چیاکانی کوردستان داستانی ئەفسانەیی تۆمار دەکرێن
لە دژی ئۆپراسیۆنە داگیرکەرییەکانی دەوڵەتی تورک، کە لە ٢٣ی نیسانەوە بۆ سەر هەرێمەکانی پاراستنی مەدیا دەستیان پێکردووە، گەریلا بە دوو هەڵمەتی شۆڕشگێڕی سەرلەنوێ مێژوو دەنووسنەوە.
گەریلا لە دژی ئۆپراسیۆنە داگیرکەرییەکانی دەوڵەتی تورک بە دوو هەڵمەتی مێژوویی هەڵمەتی شۆڕشگێڕیی هەڵۆکانی زاگرۆس و هەڵمەتی شۆڕشگێڕیی جەنگی خابوور بەرەنگاری دەکەن و مێژوو سەرلەنوێ دەنووسنەوە.
ئەڤیندار زاگرۆس گەریلای یەژاستار باس لە بەرخودانی گەریلا لە زاپ و ئاڤاشین و مەتینا دەکات و دەڵێت، "هەرێمەکانی پاراستنی مەدیا بۆ داگیرکەران دەبێتە گۆڕستان".
ئەڤیندار زاگرۆس سەرنجی خستەسەر ئامادەکارییەکانی پێش هێرشە داگیرکەرییەکان و وتی، "پێش ئەوەى ئۆپراسیۆن دەستپێبکات، ئێمە لە ناوچەى دەراری لە مەتینا بووین. دوژمن پێش ئۆپراسیۆن بە فڕۆکە بە بەردەوامی ناوچەکەى بۆردومان دەکرد، ئێمەش خۆمان ئامادە کردبوو. ئامادەکاریی ئێمە لە ئاستێکی بەرزدا بوو. هەم لە رووی ئایدۆلۆژی و هەم لە رووی سەربازییەوە ئامادەکارییەکانمان زۆر بەهێز بوون".
زاگرۆس وتیشی، "شەوی ٢٣ی نیسان بە فڕۆکەى جەنگی بۆردومانێکی چڕیان دەستپێکرد. ئێمە وەک یەکەى خۆسەر بە ڕۆڵی دیاریکراوی خۆمان هەستاین. وەک یەژاستار ئێمە لە دژی کۆپتەرە جەنگییەکان بەرەنگاریمان کرد و کۆپتەرە جەنگییەکانی تورک ناچار بوون بکشێنەوە. ئێمەى هێزەکانی یەژاستار رێگامان نەدا دوژمن لە ناوچەکەدا خۆی جێگیر بکات".
ئەڤیندار زاگرۆس گەریلای یەژاستار سەرنجی خستەسەر بەرخودانی گەریلا لە مەتینا و وتی، "بەرخودانی هاوڕێیانمان لە مەتینا بەرخودانێکی بێ وێنەیە. بەرخودانی هاوڕێیانمان لە ناوچەکە بۆ کانگای ورە، ئیرادە، بڕوا، فەلسەفە و ئایدۆلۆژیا دەگەڕێتەوە. ئەوەش هەم ئێمە بەهێز دەکات و هەم لەسەر پێ راماندەگرێت. نەک تەنها لە دژی دووەمین سوپای ناتۆ شەڕ دەکەین، بەڵکو بووەتە هۆی ئەوە لە بەرامبەر بەرخودانەکەماندا پاشەکشە بکەن و تا ئێستاش لە دژیان وەستاوینەتەوە".
زاگرۆس باسی لە تاکتیکی نوێ و سەردەمی گەریلا کرد و وتی، "بە تاکتیک و رێبازی نوێ، کە خۆیان سەرلەنوێ دەئافرێننەوە، رێگا نادەن دوژمن لە هەرێمەکانی پاراستنی مەدیادا سەرکەوتوو بێت. بڕوامان بەوە هەیە، کە بە تاکتیکەکانمان دوژمن تێکدەشکێنین، چونکە پابەندی و پەیوەستبوبونێکی ئایدۆلۆژی و فیکری هەیە. شەڕی تونێلەکان کە ئێمە لە دژی دوژمن بەڕێوەدەبەین بووەتە هۆی گێژبوون و سەرلێشێواندنی دوژمن".
ANF
🆔 @GozarDemocratic
لە دژی ئۆپراسیۆنە داگیرکەرییەکانی دەوڵەتی تورک، کە لە ٢٣ی نیسانەوە بۆ سەر هەرێمەکانی پاراستنی مەدیا دەستیان پێکردووە، گەریلا بە دوو هەڵمەتی شۆڕشگێڕی سەرلەنوێ مێژوو دەنووسنەوە.
گەریلا لە دژی ئۆپراسیۆنە داگیرکەرییەکانی دەوڵەتی تورک بە دوو هەڵمەتی مێژوویی هەڵمەتی شۆڕشگێڕیی هەڵۆکانی زاگرۆس و هەڵمەتی شۆڕشگێڕیی جەنگی خابوور بەرەنگاری دەکەن و مێژوو سەرلەنوێ دەنووسنەوە.
ئەڤیندار زاگرۆس گەریلای یەژاستار باس لە بەرخودانی گەریلا لە زاپ و ئاڤاشین و مەتینا دەکات و دەڵێت، "هەرێمەکانی پاراستنی مەدیا بۆ داگیرکەران دەبێتە گۆڕستان".
ئەڤیندار زاگرۆس سەرنجی خستەسەر ئامادەکارییەکانی پێش هێرشە داگیرکەرییەکان و وتی، "پێش ئەوەى ئۆپراسیۆن دەستپێبکات، ئێمە لە ناوچەى دەراری لە مەتینا بووین. دوژمن پێش ئۆپراسیۆن بە فڕۆکە بە بەردەوامی ناوچەکەى بۆردومان دەکرد، ئێمەش خۆمان ئامادە کردبوو. ئامادەکاریی ئێمە لە ئاستێکی بەرزدا بوو. هەم لە رووی ئایدۆلۆژی و هەم لە رووی سەربازییەوە ئامادەکارییەکانمان زۆر بەهێز بوون".
زاگرۆس وتیشی، "شەوی ٢٣ی نیسان بە فڕۆکەى جەنگی بۆردومانێکی چڕیان دەستپێکرد. ئێمە وەک یەکەى خۆسەر بە ڕۆڵی دیاریکراوی خۆمان هەستاین. وەک یەژاستار ئێمە لە دژی کۆپتەرە جەنگییەکان بەرەنگاریمان کرد و کۆپتەرە جەنگییەکانی تورک ناچار بوون بکشێنەوە. ئێمەى هێزەکانی یەژاستار رێگامان نەدا دوژمن لە ناوچەکەدا خۆی جێگیر بکات".
ئەڤیندار زاگرۆس گەریلای یەژاستار سەرنجی خستەسەر بەرخودانی گەریلا لە مەتینا و وتی، "بەرخودانی هاوڕێیانمان لە مەتینا بەرخودانێکی بێ وێنەیە. بەرخودانی هاوڕێیانمان لە ناوچەکە بۆ کانگای ورە، ئیرادە، بڕوا، فەلسەفە و ئایدۆلۆژیا دەگەڕێتەوە. ئەوەش هەم ئێمە بەهێز دەکات و هەم لەسەر پێ راماندەگرێت. نەک تەنها لە دژی دووەمین سوپای ناتۆ شەڕ دەکەین، بەڵکو بووەتە هۆی ئەوە لە بەرامبەر بەرخودانەکەماندا پاشەکشە بکەن و تا ئێستاش لە دژیان وەستاوینەتەوە".
زاگرۆس باسی لە تاکتیکی نوێ و سەردەمی گەریلا کرد و وتی، "بە تاکتیک و رێبازی نوێ، کە خۆیان سەرلەنوێ دەئافرێننەوە، رێگا نادەن دوژمن لە هەرێمەکانی پاراستنی مەدیادا سەرکەوتوو بێت. بڕوامان بەوە هەیە، کە بە تاکتیکەکانمان دوژمن تێکدەشکێنین، چونکە پابەندی و پەیوەستبوبونێکی ئایدۆلۆژی و فیکری هەیە. شەڕی تونێلەکان کە ئێمە لە دژی دوژمن بەڕێوەدەبەین بووەتە هۆی گێژبوون و سەرلێشێواندنی دوژمن".
ANF
🆔 @GozarDemocratic
Telegram
attach 📎
ادامه اعتصاب غذای زندانیان سیاسی در دویستوبیستوهشتمین روز
اعتصاب غذای زندانیان سیاسی در زندانهای شمال کوردستان و ترکیه به منظور اعتراض به انزوای تشدید شده بر رهبر خلق کورد امروز در روز ٢٢٨ خود قرار دارد.
🆔 @GozarDemocratic
اعتصاب غذای زندانیان سیاسی در زندانهای شمال کوردستان و ترکیه به منظور اعتراض به انزوای تشدید شده بر رهبر خلق کورد امروز در روز ٢٢٨ خود قرار دارد.
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
ادامه اعتصاب غذای زندانیان سیاسی در دویستوبیستوهشتمین روز اعتصاب غذای زندانیان سیاسی در زندانهای شمال کوردستان و ترکیه به منظور اعتراض به انزوای تشدید شده بر رهبر خلق کورد امروز در روز ٢٢٨ خود قرار دارد. 🆔 @GozarDemocratic
ادامه اعتصاب غذای زندانیان سیاسی در دویستوبیستوهشتمین روز
اعتصاب غذای زندانیان سیاسی در زندانهای شمال کوردستان و ترکیه به منظور اعتراض به انزوای تشدید شده بر رهبر خلق کورد امروز در روز ٢٢٨ خود قرار دارد.
امروز اعتصاب غذای زندانیان سیاسی در زندانهای شمال کوردستان و ترکیه که به منظور اعتراض به انزوای رهبر خلق کورد و نقض حقوق زندانیان در حال اجراست وارد ٢٢٨ روز خود شده است. این اعتصاب غذا در مخمور نیز امروز وارد دویستوهشتمین روز شده است. در یونان نیز اعتصاب غذا وارد ١٩٠ روز خود شده است.
٢٢٨ روز اعتصاب غذا در زندانهای رژیم اشغالگر ترکیه
زندانیان سیاسی پرونده حزب کارگران کوردستان (پ.ک.ک) و حزب آزادی زنان کوردستان (پاژک) از ۲۷ نوامبر سال ۲۰۲۰ به منظور خاتمه دادن به انزوای تحمیلی بر رهبر خلق کورد که مدت ۲٢ سال است در زندان امرالی به سر میبرد، به اعتصاب غذا دست زدهاند. اعتصاب غذای گروه ۴۶ زندانیان ادامه دارد و امروز این اعتصاب وارد روز ٢٢٨ خود شده است.
٢٠٨ روز اعتصاب غذا در مخمور
در کمپ پناهندگان مخمور در جنوب کوردستان نیز، در اعتراض به انزوای تحمیلی بر رهبر خلق کورد، با پیشاهنگی زنان از ۱۸ دسامبر ۲۰۲۰ اعتصاب غذا آغاز شده است. اعتصاب غذا در انجمن خانواده شهدای مخمور در دویستوهشتمین روز خود ادامه دارد.
١٩٠ روز اعتصاب غذا در یونان
شهروندانی که در کمپ لاویروی یونان ساکن هستند، به منظور خاتمه داده به انزوای تحمیلی بر اوجالان و حمایت از اعتصاب کنندگان در زندان، به اعتصاب غذا دست زدهاند. این اعتصاب با رهبری جنبش جوانان انقلابی TCŞ، جنبش زنان کوردستان در اروپا TJK-E و مرکز فرهنگی کوردستان آغاز و در ١٩٠مین روز خود قرار دارد.
شهادت خلیل شن، میهندوست کورد در آلمان
خلیل شن (۲۵ ساله) ساکن شهر درسدن آلمان روز جمعه (۱۲ فوریه ۲۰۲۱ / ۲۴ بهمن ١٣٩٩) در ۲۲ سالگرد توطئه بینالمللی علیه رهبر خلق کورد، عبدالله اوجالان بدن خود را به آتش کشید و به شهادت رسید.
زندانیان سیاسی پیش از این برای پایان دادن به حصر اوجالان در چندین مرحله دست به اعتصاب غذا زده و رژیم ترکیه مجبور شده بود به حصر اوجالان پایان دهد.
سال ٢٠١٢: ۶٨ روز اعتصاب غذا
اولین اعتصاب غذای زندانیان سیاسی به شکل گسترده و سازماندهی شده با هدف پایان دادن به حصر اوجالان در ١٢ سپتامبر ٢٠١٢ در زندانهای ترکیه آغاز شد. این اعتصاب غذا ۶٨ روز ادامه یافت و با در درخواست رهبر خلق کورد عبدالله اوجالان پایان یافت. در ٣ ژانویه ٢٠١٣ میان اوجالان و هیئت دولت دیدار صورت گرفت و تا سال ٢٠١۵ مرحله مذاکرات امرالی ادامه یافت.
٢٠١۶: ٨ روز اعتصاب غذا
روز ۵ آوریل ٢٠١۵ مرحله مذاکرات امرالی از سوی رژیم ترک متوقف شد و حصر اوجالان از سر گرفته شد. پس از شبه کودتای ١۵ ژوئیه که ناظران سیاسی ترکیه آنرا کودتای اردوغان میدانند نگرانیها نسبت به وضعیت رهبر خلق کورد افزایش یافت و ۵٠ سیاستمدار کورد در فراخوانی خواستار ملاقات با اوجالان شدند و وقتی با پاسخ منفی رژیم ترک روبرو گشتند در ۵ سپتامبر ٢٠١۶ در دفتر حزب مناطق دمکراتیک در شهر آمَد دست به اعتصاب غذا زدند. شش روز پس از آغاز اعتصاب محمد اوجالان برادر عبدالله اوجالان در روز ١١ سپتامبر با رهبر خلق کورد ملاقات کرد. ۵٠ سیاستمدار کورد پس از انجام این ملاقات و دستیابی به موفقیت در ٨مین روز به اعتصاب غذا پایان دادند.
٢٠١٨: ٢٠٠ روز اعتصاب غذا
لیلا گووَن ریاست مشترک کنگره جامعه دمکراتیک که در زندان گروه E زندان آمَد بسر میبرد در روز ٨ نوامبر ٢٠١٨ در محکومیت حصر عبدالله اوجالان رهبر خلق کورد اعلام اعتصاب غذا کرد. روز ١۶ دسامبر همان سال زندانیان سیاسی هم با لیلا گووَن همراه شدند و در ١ دسامبر ٢٠١٩ اعتصاب غذای لیلا گووَن در تمامی زندانهای شمال کوردستان و ترکیه و در خارج از میهن گسترش یافت. در هولیر نیز ناصر یاغز از اعضای ه.د.پ، فضیله توک در کمپ مخمور، ١۴ سیاستمدار کورد در استراسبورگ فرانسه، ایمام شیش در کالر انگلستان و هریم محمود در شهر کلار جنوب کوردستان دست به اعتصاب غذا زدند.
روز ٣ مارس ٢٠١٩ سه نماینده مجلس ه.د.پ به نامهای درسیم داغ، طیب تمل و مراد ساریساچ نیز در ساختمان مرکزی ه.د.پ دست به اعتصاب غذا زدند.
روزه مرگ
در نتیجه بیمسئولیتی رژیم ترک ١۵ زندانی سیاسی با هدف شکستن حصر اوجالان روز ٣٠ آوریل ٢٠١٩ در نامهای سرگشاده به افکار عمومی دست به روزه مرگ زندند. روز ١٠ مه نیز ١٠ زندانی سیاسی دیگر به روزه مرگ پیوستند.
٨ جوان کورد جان خود را فدا کردند
اعتصاب غذا بسرعت گسترش یافت. روز ٢٠ فوریه شهروند کورد با نام اوغور شاکار در مقابل دادسرای شهر کریفلد آلمان خود را به آتش کشید. اوغور شاکار روز ٢٢ مارس در بیمارستان به شهادت رسید. با هدف محکومیت حصر اوجالان عملیات فدایی در زندانهای رژیم استعمارگر ترک از سر گرفته شدند.
اعتصاب غذای زندانیان سیاسی در زندانهای شمال کوردستان و ترکیه به منظور اعتراض به انزوای تشدید شده بر رهبر خلق کورد امروز در روز ٢٢٨ خود قرار دارد.
امروز اعتصاب غذای زندانیان سیاسی در زندانهای شمال کوردستان و ترکیه که به منظور اعتراض به انزوای رهبر خلق کورد و نقض حقوق زندانیان در حال اجراست وارد ٢٢٨ روز خود شده است. این اعتصاب غذا در مخمور نیز امروز وارد دویستوهشتمین روز شده است. در یونان نیز اعتصاب غذا وارد ١٩٠ روز خود شده است.
٢٢٨ روز اعتصاب غذا در زندانهای رژیم اشغالگر ترکیه
زندانیان سیاسی پرونده حزب کارگران کوردستان (پ.ک.ک) و حزب آزادی زنان کوردستان (پاژک) از ۲۷ نوامبر سال ۲۰۲۰ به منظور خاتمه دادن به انزوای تحمیلی بر رهبر خلق کورد که مدت ۲٢ سال است در زندان امرالی به سر میبرد، به اعتصاب غذا دست زدهاند. اعتصاب غذای گروه ۴۶ زندانیان ادامه دارد و امروز این اعتصاب وارد روز ٢٢٨ خود شده است.
٢٠٨ روز اعتصاب غذا در مخمور
در کمپ پناهندگان مخمور در جنوب کوردستان نیز، در اعتراض به انزوای تحمیلی بر رهبر خلق کورد، با پیشاهنگی زنان از ۱۸ دسامبر ۲۰۲۰ اعتصاب غذا آغاز شده است. اعتصاب غذا در انجمن خانواده شهدای مخمور در دویستوهشتمین روز خود ادامه دارد.
١٩٠ روز اعتصاب غذا در یونان
شهروندانی که در کمپ لاویروی یونان ساکن هستند، به منظور خاتمه داده به انزوای تحمیلی بر اوجالان و حمایت از اعتصاب کنندگان در زندان، به اعتصاب غذا دست زدهاند. این اعتصاب با رهبری جنبش جوانان انقلابی TCŞ، جنبش زنان کوردستان در اروپا TJK-E و مرکز فرهنگی کوردستان آغاز و در ١٩٠مین روز خود قرار دارد.
شهادت خلیل شن، میهندوست کورد در آلمان
خلیل شن (۲۵ ساله) ساکن شهر درسدن آلمان روز جمعه (۱۲ فوریه ۲۰۲۱ / ۲۴ بهمن ١٣٩٩) در ۲۲ سالگرد توطئه بینالمللی علیه رهبر خلق کورد، عبدالله اوجالان بدن خود را به آتش کشید و به شهادت رسید.
زندانیان سیاسی پیش از این برای پایان دادن به حصر اوجالان در چندین مرحله دست به اعتصاب غذا زده و رژیم ترکیه مجبور شده بود به حصر اوجالان پایان دهد.
سال ٢٠١٢: ۶٨ روز اعتصاب غذا
اولین اعتصاب غذای زندانیان سیاسی به شکل گسترده و سازماندهی شده با هدف پایان دادن به حصر اوجالان در ١٢ سپتامبر ٢٠١٢ در زندانهای ترکیه آغاز شد. این اعتصاب غذا ۶٨ روز ادامه یافت و با در درخواست رهبر خلق کورد عبدالله اوجالان پایان یافت. در ٣ ژانویه ٢٠١٣ میان اوجالان و هیئت دولت دیدار صورت گرفت و تا سال ٢٠١۵ مرحله مذاکرات امرالی ادامه یافت.
٢٠١۶: ٨ روز اعتصاب غذا
روز ۵ آوریل ٢٠١۵ مرحله مذاکرات امرالی از سوی رژیم ترک متوقف شد و حصر اوجالان از سر گرفته شد. پس از شبه کودتای ١۵ ژوئیه که ناظران سیاسی ترکیه آنرا کودتای اردوغان میدانند نگرانیها نسبت به وضعیت رهبر خلق کورد افزایش یافت و ۵٠ سیاستمدار کورد در فراخوانی خواستار ملاقات با اوجالان شدند و وقتی با پاسخ منفی رژیم ترک روبرو گشتند در ۵ سپتامبر ٢٠١۶ در دفتر حزب مناطق دمکراتیک در شهر آمَد دست به اعتصاب غذا زدند. شش روز پس از آغاز اعتصاب محمد اوجالان برادر عبدالله اوجالان در روز ١١ سپتامبر با رهبر خلق کورد ملاقات کرد. ۵٠ سیاستمدار کورد پس از انجام این ملاقات و دستیابی به موفقیت در ٨مین روز به اعتصاب غذا پایان دادند.
٢٠١٨: ٢٠٠ روز اعتصاب غذا
لیلا گووَن ریاست مشترک کنگره جامعه دمکراتیک که در زندان گروه E زندان آمَد بسر میبرد در روز ٨ نوامبر ٢٠١٨ در محکومیت حصر عبدالله اوجالان رهبر خلق کورد اعلام اعتصاب غذا کرد. روز ١۶ دسامبر همان سال زندانیان سیاسی هم با لیلا گووَن همراه شدند و در ١ دسامبر ٢٠١٩ اعتصاب غذای لیلا گووَن در تمامی زندانهای شمال کوردستان و ترکیه و در خارج از میهن گسترش یافت. در هولیر نیز ناصر یاغز از اعضای ه.د.پ، فضیله توک در کمپ مخمور، ١۴ سیاستمدار کورد در استراسبورگ فرانسه، ایمام شیش در کالر انگلستان و هریم محمود در شهر کلار جنوب کوردستان دست به اعتصاب غذا زدند.
روز ٣ مارس ٢٠١٩ سه نماینده مجلس ه.د.پ به نامهای درسیم داغ، طیب تمل و مراد ساریساچ نیز در ساختمان مرکزی ه.د.پ دست به اعتصاب غذا زدند.
روزه مرگ
در نتیجه بیمسئولیتی رژیم ترک ١۵ زندانی سیاسی با هدف شکستن حصر اوجالان روز ٣٠ آوریل ٢٠١٩ در نامهای سرگشاده به افکار عمومی دست به روزه مرگ زندند. روز ١٠ مه نیز ١٠ زندانی سیاسی دیگر به روزه مرگ پیوستند.
٨ جوان کورد جان خود را فدا کردند
اعتصاب غذا بسرعت گسترش یافت. روز ٢٠ فوریه شهروند کورد با نام اوغور شاکار در مقابل دادسرای شهر کریفلد آلمان خود را به آتش کشید. اوغور شاکار روز ٢٢ مارس در بیمارستان به شهادت رسید. با هدف محکومیت حصر اوجالان عملیات فدایی در زندانهای رژیم استعمارگر ترک از سر گرفته شدند.
گذار دموکراتیک
ادامه اعتصاب غذای زندانیان سیاسی در دویستوبیستوهشتمین روز اعتصاب غذای زندانیان سیاسی در زندانهای شمال کوردستان و ترکیه به منظور اعتراض به انزوای تشدید شده بر رهبر خلق کورد امروز در روز ٢٢٨ خود قرار دارد. 🆔 @GozarDemocratic
روز ١٧ مارس زندانی سیاسی کورد زولکوف گزن (٣٣ ساله) در زندان گروه F شماره ٢ تکیرداغ، آیتن بچت (٢۴ ساله) در روز ٢٣ مارس در زندان زندان گبزه، زهرا ساغلم (٢٣ ساله) روز ٢۴ مارس در زندان گروه T آلتویی، مدیا چنار (٢۴ ساله) روز ٢۵ مارس در زندان گروه E مردین، یونجا آکینجی روز ٩ مارس در زندان سرپوشیده زنان شاکران، سراج یوکسک روز ٢ آوریل در زندان گروه T شماره ٢ عثمانیه و ماحصوم پامای روز ۵ آوریل در زندان فوق امنیتی خارپیت دست به عملیات فدایی زده و به شهادت رسیدند.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
ANF
🆔 @GozarDemocratic
مروان اولاش از فرماندهان نیروهای مدافع خلق: روح ۱۴ ژوئیه در چشمان هر گریلا دیده میشود
مروان اولاش، از فرماندهان نیروهای مدافع خلق (ه.پ.گ) درباره مقاومت ۱۴ ژوئیه گفت: "روح ۱۴ ژوئیه در چشم هر گریلا دیده میشود. مقاومت در کوهها و زندانها با روحیه ۱۴ ژوئیه انجام میگیرد."
🆔 @GozarDemocratic
مروان اولاش، از فرماندهان نیروهای مدافع خلق (ه.پ.گ) درباره مقاومت ۱۴ ژوئیه گفت: "روح ۱۴ ژوئیه در چشم هر گریلا دیده میشود. مقاومت در کوهها و زندانها با روحیه ۱۴ ژوئیه انجام میگیرد."
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
مروان اولاش از فرماندهان نیروهای مدافع خلق: روح ۱۴ ژوئیه در چشمان هر گریلا دیده میشود مروان اولاش، از فرماندهان نیروهای مدافع خلق (ه.پ.گ) درباره مقاومت ۱۴ ژوئیه گفت: "روح ۱۴ ژوئیه در چشم هر گریلا دیده میشود. مقاومت در کوهها و زندانها با روحیه ۱۴ ژوئیه…
مروان اولاش از فرماندهان نیروهای مدافع خلق: روح ۱۴ ژوئیه در چشمان هر گریلا دیده میشود
مروان اولاش، از فرماندهان نیروهای مدافع خلق (ه.پ.گ) درباره مقاومت ۱۴ ژوئیه گفت: "روح ۱۴ ژوئیه در چشم هر گریلا دیده میشود. مقاومت در کوهها و زندانها با روحیه ۱۴ ژوئیه انجام میگیرد."
مروان اولاش، یکی از فرماندهان ه.پ.گ، در مصاحبه با رادیو (دنگ ولات) در مورد مقاومت ۱۴ ژوئیه ١٩٨٢ زندان گفت. متن سخنان مروان اولاش به شرح زیر است:
"در ابتدا به شنوندگان، رفقای زندان و رفقای تونلهای جنگ درود میفرستم و مقاومت آنها را ارج مینهم.
۱۴ ژوئیه برای ما یک باور است
۱۴ ژوئیه در تاریخ ما جایگاه مهمی دارد. اهمیت آن برای همه شناخته شده است. در روزگار ما، در همه زمینهها جنگی نفسگیر در حال انجام است. در زندانها، کوهها، اروپا و بسیاری از عرصههای دیگر مقاومت در برابر این ظلم وجود دارد. این اهمیت بیشتری دارد و معنی دارتر میشود. ۱۴ ژوئیه برای ما یک روز اعتقادی است. چهره فرصتهای شناخته شده در آن زمان این اعتقاد است که این حرکت روزی انتقام سرزمین آنها را خواهد گرفت و آنها را به موفقیت امیدوار میکند. در شرایط عدم وجود و جایی که هیچ چیز وجود ندارد، میداند که این جنبش امیدهای آزادی را برآورده خواهد کرد. امید زیادی به این رویداد ۱۴ ژوئیه وجود دارد. یکی دیگر؛ روح مبارزه است، روح پیروزی است. در آن شرایط هیچ راهی برای تسلیم وجود ندارد، اما با این مقاومت نشان داد که راه دیگری وجود دارد. بنابراین راه موفقیت را نشان میدهد. نشان داد که افراد با مقاوم، صرف نظر از شرایط، میتوانند به هر موفقیتی دست یابند. هر چقدر هم که تاریک باشد، میتواند هر تاریکی را بشکند و در هر تاریکی موفقیت ایجاد کند. ۱۴ ژوئیه این را به ما نشان داد.
روحیه مقاومت و موفقیت
حتی در حال حاضر رفقای ما در بالای کوهها، در این تونلها، در آن سیاهچالهای تاریک و درون آن چهار دیوار همه کارها بر اساس روحیه مقاومت و پیروزی انجام میشود. ما معتقدیم که این روحیه موفقیت در شخص است که رهبر آپو میگوید؛ "روح پنهان من است"، در شخصیت خیریها و عاکفها راه موفقیت برای ما باز است. این در روزگار امروز ما، در این تونلهای جنگ، در تاریکی زندان ها بارها و بارها، دهها بار راه پیروزی را به ما نشان داده است. به همین دلیل ۱۴ ژوئیه در روزگار ما نیز معنای مهمی دارد.
روحیه ۱۴ ژوئیه در چشمهای هر دوست و خط مشی هر گریلایی دیده میشود
باز هم در حملات امروزه با کمک کشورهای بینالمللی و کمکهای منطقهای حملات هولناک، حملات روانی، نظامی و جنگهای ویژه را علیه ما انجام میدهند. اما میتوان روحیه ۱۴ ژوئیه را در نگاه هر دوست و در هر سبک جنبش گریلایی دید. باز هم میبینیم که هر یک از رفقای ما در زندان هستند و در حال مقاومت هستند. این روحیه به انسان بسیار لذت میبخشد و به آنها اجازه میدهد اعتماد به نفس خود را افزایش دهند و برای موفقیت بهتر و قویتر گام بردارند. برای ۱۴ ژوئیه هر چیزی به زبان بیاوریم کم است. به همین مناسبت در برابر شهدای بزرگوار ۱۴ ژوئیه سر تعظیم فرود میآوریم.
قدم کوچک و بزرگ اهمیتی ندارد، این امید موفقیت است
فعالیتهای زندان دارای جایگاهی والاست، البته هر بخشی مهم است، زیرا در انقلاب بزرگ یا کوچک مهم نیست. هر مقاومتی در این انقلاب جایگاه مهم خود را دارد. چرا؟ زیرا دشمن میخواهد مقاومت را در همه جا از هم بشکند. این یک جنگ روانی باور نکردنی ایجاد میکند. پرتاب سنگ، فریاد زدن شعار، اعتصاب غذا و برداشتن گامهای جدید توسط گریلاها، همه اینها به معنای نمایندگی است، به این معنی که "ما معنای مقاومت هستیم، معنای پیروزی هستیم و پیروز خواهیم شد". بنابراین لحظه به لحظه این مقاومت معنادار است. این امید به موفقیت، اعتقاد به موفقیت است. وقتی حضرت ابراهیم در آتش سوزانده شد، آب به دهان خود ریخت تا آتش را فرو نشاند. آنها به اطراف نگاه میکنند و میپرسند، میگویند؛ چگونه میخواهید آتش را با این آب خاموش کنید؟ 'او میگوید؛ "من قصد ندارم آتش را خاموش کنم، بگذارید همه با موضع من آشنا شوند." یا مهمتر اینکه، موضع ما موضع پیروزی است، این یک دستاورد عظیم برای انسانیت است.
مقاومت در زندانها، خط ما و مقاومت ما را تعیین میکند؛ آزادی رهبر آپو یک هدف بزرگ و مقدس است
فقط انتظار داشتن از گریلاها کافی نیست. نه این زمان و نه هر زمان دیگر کافی نیست. لازم است هر کسی به نوبه خود سنگی را بسوی دشمن پرتاب کند، یا یک قطره آب برداشته و روی این آتش بریزد. حداقل طرف خود را روشن کند. به همین دلیل مقاومت در زندان بسیار مهم است. یعنی زندانها همیشه در این مبارزه نقش داشتهاند. طرف دیگر نبرد ما میتواند تبدیل به یک محرک شود. کاری که آنها در آنجا انجام میدهند بسیار به ما کمک میکند.
مروان اولاش، از فرماندهان نیروهای مدافع خلق (ه.پ.گ) درباره مقاومت ۱۴ ژوئیه گفت: "روح ۱۴ ژوئیه در چشم هر گریلا دیده میشود. مقاومت در کوهها و زندانها با روحیه ۱۴ ژوئیه انجام میگیرد."
مروان اولاش، یکی از فرماندهان ه.پ.گ، در مصاحبه با رادیو (دنگ ولات) در مورد مقاومت ۱۴ ژوئیه ١٩٨٢ زندان گفت. متن سخنان مروان اولاش به شرح زیر است:
"در ابتدا به شنوندگان، رفقای زندان و رفقای تونلهای جنگ درود میفرستم و مقاومت آنها را ارج مینهم.
۱۴ ژوئیه برای ما یک باور است
۱۴ ژوئیه در تاریخ ما جایگاه مهمی دارد. اهمیت آن برای همه شناخته شده است. در روزگار ما، در همه زمینهها جنگی نفسگیر در حال انجام است. در زندانها، کوهها، اروپا و بسیاری از عرصههای دیگر مقاومت در برابر این ظلم وجود دارد. این اهمیت بیشتری دارد و معنی دارتر میشود. ۱۴ ژوئیه برای ما یک روز اعتقادی است. چهره فرصتهای شناخته شده در آن زمان این اعتقاد است که این حرکت روزی انتقام سرزمین آنها را خواهد گرفت و آنها را به موفقیت امیدوار میکند. در شرایط عدم وجود و جایی که هیچ چیز وجود ندارد، میداند که این جنبش امیدهای آزادی را برآورده خواهد کرد. امید زیادی به این رویداد ۱۴ ژوئیه وجود دارد. یکی دیگر؛ روح مبارزه است، روح پیروزی است. در آن شرایط هیچ راهی برای تسلیم وجود ندارد، اما با این مقاومت نشان داد که راه دیگری وجود دارد. بنابراین راه موفقیت را نشان میدهد. نشان داد که افراد با مقاوم، صرف نظر از شرایط، میتوانند به هر موفقیتی دست یابند. هر چقدر هم که تاریک باشد، میتواند هر تاریکی را بشکند و در هر تاریکی موفقیت ایجاد کند. ۱۴ ژوئیه این را به ما نشان داد.
روحیه مقاومت و موفقیت
حتی در حال حاضر رفقای ما در بالای کوهها، در این تونلها، در آن سیاهچالهای تاریک و درون آن چهار دیوار همه کارها بر اساس روحیه مقاومت و پیروزی انجام میشود. ما معتقدیم که این روحیه موفقیت در شخص است که رهبر آپو میگوید؛ "روح پنهان من است"، در شخصیت خیریها و عاکفها راه موفقیت برای ما باز است. این در روزگار امروز ما، در این تونلهای جنگ، در تاریکی زندان ها بارها و بارها، دهها بار راه پیروزی را به ما نشان داده است. به همین دلیل ۱۴ ژوئیه در روزگار ما نیز معنای مهمی دارد.
روحیه ۱۴ ژوئیه در چشمهای هر دوست و خط مشی هر گریلایی دیده میشود
باز هم در حملات امروزه با کمک کشورهای بینالمللی و کمکهای منطقهای حملات هولناک، حملات روانی، نظامی و جنگهای ویژه را علیه ما انجام میدهند. اما میتوان روحیه ۱۴ ژوئیه را در نگاه هر دوست و در هر سبک جنبش گریلایی دید. باز هم میبینیم که هر یک از رفقای ما در زندان هستند و در حال مقاومت هستند. این روحیه به انسان بسیار لذت میبخشد و به آنها اجازه میدهد اعتماد به نفس خود را افزایش دهند و برای موفقیت بهتر و قویتر گام بردارند. برای ۱۴ ژوئیه هر چیزی به زبان بیاوریم کم است. به همین مناسبت در برابر شهدای بزرگوار ۱۴ ژوئیه سر تعظیم فرود میآوریم.
قدم کوچک و بزرگ اهمیتی ندارد، این امید موفقیت است
فعالیتهای زندان دارای جایگاهی والاست، البته هر بخشی مهم است، زیرا در انقلاب بزرگ یا کوچک مهم نیست. هر مقاومتی در این انقلاب جایگاه مهم خود را دارد. چرا؟ زیرا دشمن میخواهد مقاومت را در همه جا از هم بشکند. این یک جنگ روانی باور نکردنی ایجاد میکند. پرتاب سنگ، فریاد زدن شعار، اعتصاب غذا و برداشتن گامهای جدید توسط گریلاها، همه اینها به معنای نمایندگی است، به این معنی که "ما معنای مقاومت هستیم، معنای پیروزی هستیم و پیروز خواهیم شد". بنابراین لحظه به لحظه این مقاومت معنادار است. این امید به موفقیت، اعتقاد به موفقیت است. وقتی حضرت ابراهیم در آتش سوزانده شد، آب به دهان خود ریخت تا آتش را فرو نشاند. آنها به اطراف نگاه میکنند و میپرسند، میگویند؛ چگونه میخواهید آتش را با این آب خاموش کنید؟ 'او میگوید؛ "من قصد ندارم آتش را خاموش کنم، بگذارید همه با موضع من آشنا شوند." یا مهمتر اینکه، موضع ما موضع پیروزی است، این یک دستاورد عظیم برای انسانیت است.
مقاومت در زندانها، خط ما و مقاومت ما را تعیین میکند؛ آزادی رهبر آپو یک هدف بزرگ و مقدس است
فقط انتظار داشتن از گریلاها کافی نیست. نه این زمان و نه هر زمان دیگر کافی نیست. لازم است هر کسی به نوبه خود سنگی را بسوی دشمن پرتاب کند، یا یک قطره آب برداشته و روی این آتش بریزد. حداقل طرف خود را روشن کند. به همین دلیل مقاومت در زندان بسیار مهم است. یعنی زندانها همیشه در این مبارزه نقش داشتهاند. طرف دیگر نبرد ما میتواند تبدیل به یک محرک شود. کاری که آنها در آنجا انجام میدهند بسیار به ما کمک میکند.
گذار دموکراتیک
مروان اولاش از فرماندهان نیروهای مدافع خلق: روح ۱۴ ژوئیه در چشمان هر گریلا دیده میشود مروان اولاش، از فرماندهان نیروهای مدافع خلق (ه.پ.گ) درباره مقاومت ۱۴ ژوئیه گفت: "روح ۱۴ ژوئیه در چشم هر گریلا دیده میشود. مقاومت در کوهها و زندانها با روحیه ۱۴ ژوئیه…
زیرا میتواند روحیه و انگیزه زیادی باشد و خط ما، گذشته ما، مقاومت ما را تعریف میکند و اعتماد به نفس ما را در موفقیت تقویت میکند و قدرت ما را افزایش میدهد. برای این منظور باید هدف بزرگی تعیین شود. آزادی رهبر آپو یک هدف بسیار بزرگ و بسیار مقدس است و معنای آن بسیار مهم است.
به عنوان مثال، بسیاری از رفقا هستند که در آستانه آزادی هستند، به عنوان مثال ۳۰ سال در زندان ماندهاند، ما میدانیم که اکنون باید آزاد شوند، اما اعتصاب غذا باعث میشود که رژیم ترک برای آنان پرونده تازه تشکیل دهد و به ۶ سال دیگر محکوم شوند. به رغم ۶ سال اضافه شدن به محکومیتش دوباره اعتصاب غذا میکند. این یک امر مقدس است، چیزی شخصی نیست و فدایی بودن را نشان میدهد. این فداییگری در راه رهبر آپو را نشان میدهد. مردم اینگونه نگاه میکنند. این چیز کمی نیست. میگویند؛ "بدون رهبر آپو بیرون بروم، آزاد نخواهم شد". آزادی واقعی بیرون رفتن از زندان نیست. آزادی واقعی این است که مردم با رهبر آپو زندگی کنند. با این ایده و با این الگو زندگی کنید. مردم این را میبینند که رفقای ما این مسئله را بسیار عمیق درک کردهاند. بنابراین با ۳ روز یا ۵ روز اعتصاب غذا ترجیح میدهد ۶ سال خود را بسوزاند. به همین دلیل دهها بار به این رفقا درود میفرستیم. آنها خط خود را اینگونه تعریف میکنند: پیروزی یا آزادی در خط رهبر آپو است و ما او را دنبال میکنیم. ما ۳۰ سال ماندیم، ۶ سال دیگر خواهیم ماند، ۳۰ سال دیگر هم میمانیم. این یک اراده بسیار مهم است، این خط رهبر آپو، اعتقاد به آن، امید به آن و اعتقاد به پیروزی و حقانیت این خطمشی است. به همین دلیل این مقاومت دهها برابر مهمتر است. این مقاومت به ما، جنبش و خود رفقا روحیه میبخشد. دشمن میخواهد آن رفقا را در زندانها از خط رهبر آپو دور نگه دارد و آزادی را فقط به عنوان تنها راه خروج از زندان نشان دهد. در برابر این، این مقاومت از ارزش بسیار بالایی برخوردار است. این مقاومت به ما میگوید که آزادی ذهنی از آزادی جسمی مهمتر است. آزادی جسمی هیچ ارتباطی با آزادی حقیقی ندارد. این یک فلسفه بسیار مهم است. بنابراین بسیار مقدس و معنیدار است.
ایستار محمد امین اوزکان ایستاری مقدس است
دولت ترکیه یک رژیم ستمگر و بیاخلاق است. از حقوق بشر به عنوان ابزاری برای ظلم و ستم علیه رفقای ما استفاده میشود. از هر فرصتی، ابزاری برای شکنجه به وجود میآورد. چنان میاندیشند که شاید با ظلم و شکنجه بتوانند این افراد را از راه مبارزه برگرداند. محد امین اوزکان هیچ نیازی به آنان ندارد. مسلماً اگر اخلاقی در این دولت وجود داشت، به شخصی که قادر به راه رفتن نیست دستبند نمیزند. بنابراین این یک پیام است و آنها میگویند؛ "ما شما را له خواهیم کرد، شما در مقابل ما زانو خواهید زد. ما شما را با چماق، نیرنگ یا ظلم و ستم میکوبیم." رفتار رفیق محمد امین اوزکان به گونهای است که حتی اگر توانایی راه رفتن ندارد به آنها هم احتیاجی ندارد. میگوید که: "من زانو نخواهم رد." هیچ مقاومتی مقدستر از این وجود ندارد.
ما همچنین به رفیق خود محمد درود میفرستیم و معتقدیم که این رفتار او هرگز در زندان پایان نخواهد یافت. دولت اشغالگر هرگز نمیتواند کسی که عزتنفس دارد را به خود محتاج کند. خلق کورد بیش از آب و غذا به آزادی نیاز دارند. خلق کورد فقط یک آرزو دارند و آن این است که با رهبر خود آزادانه زندگی کنند.
رفقای زندانی با ما هستند، آنها هميشه در یاد ما خواهند ماند
رفقای ما در زندان باید بدانند که ما همیشه به آنها فکر میکنیم و همیشه در یاد ما هستند و به سلامتی آنها اهمیت میدهیم. تعدادی از رفقا آزاد شدند، حتی دیدیم برخی از رفقا حدود ۲۰-۳۰ سال را در زندان گذراندهاند. بعضی از رفقا هم به کوه آمدند و ما با آنها ملاقات کردیم و واقعاً خوشحال بودیم. اما متاسفانه فرصت دیدن هم زیاد نیست. امسال جنگ سنگینی در جریان است و بنابراین فرصت ملاقات یکدیگر کم است. اما نامههای ما به همدیگر میرسند. از حال یک به یک رفقا پرسیدیم و از حال رفقا آگاهی یافتیم. هر کدام از رفقا که آزاد میشود و یا نامهای از آنها میرسد ما را بسیار خوشحال میکنند. ما همیشه آنها را به یاد میآوریم. حتی بعضی اوقات نامه میفرستیم، گاهی حتی رفقا را به نوشتن تشویق میکنیم، ممکن است ما کمتر بتوانیم که نامه بنویسیم، زیرا فرصت ما کم است. نبرد سنگینی در حال انجام است که نیاز به تفکر بیشتری دارد. اما هر یک از رفقا فرصتی پیدا کنند نامههای خود را ارسال میکنند. در هر نوع مقاومتی ما با رفقایمان همصدا میشویم. یعنی جای رفقا همیشه در کنار ما است و در یاد ما هستند. در مورد رفقای زندان، سرگذشت آنان و خاطراتشان کتاب چاپ میشود. آنها همچنین میتوانند در رابطه با تاکتیکهای جدید مطالعه کنند.
به عنوان مثال، بسیاری از رفقا هستند که در آستانه آزادی هستند، به عنوان مثال ۳۰ سال در زندان ماندهاند، ما میدانیم که اکنون باید آزاد شوند، اما اعتصاب غذا باعث میشود که رژیم ترک برای آنان پرونده تازه تشکیل دهد و به ۶ سال دیگر محکوم شوند. به رغم ۶ سال اضافه شدن به محکومیتش دوباره اعتصاب غذا میکند. این یک امر مقدس است، چیزی شخصی نیست و فدایی بودن را نشان میدهد. این فداییگری در راه رهبر آپو را نشان میدهد. مردم اینگونه نگاه میکنند. این چیز کمی نیست. میگویند؛ "بدون رهبر آپو بیرون بروم، آزاد نخواهم شد". آزادی واقعی بیرون رفتن از زندان نیست. آزادی واقعی این است که مردم با رهبر آپو زندگی کنند. با این ایده و با این الگو زندگی کنید. مردم این را میبینند که رفقای ما این مسئله را بسیار عمیق درک کردهاند. بنابراین با ۳ روز یا ۵ روز اعتصاب غذا ترجیح میدهد ۶ سال خود را بسوزاند. به همین دلیل دهها بار به این رفقا درود میفرستیم. آنها خط خود را اینگونه تعریف میکنند: پیروزی یا آزادی در خط رهبر آپو است و ما او را دنبال میکنیم. ما ۳۰ سال ماندیم، ۶ سال دیگر خواهیم ماند، ۳۰ سال دیگر هم میمانیم. این یک اراده بسیار مهم است، این خط رهبر آپو، اعتقاد به آن، امید به آن و اعتقاد به پیروزی و حقانیت این خطمشی است. به همین دلیل این مقاومت دهها برابر مهمتر است. این مقاومت به ما، جنبش و خود رفقا روحیه میبخشد. دشمن میخواهد آن رفقا را در زندانها از خط رهبر آپو دور نگه دارد و آزادی را فقط به عنوان تنها راه خروج از زندان نشان دهد. در برابر این، این مقاومت از ارزش بسیار بالایی برخوردار است. این مقاومت به ما میگوید که آزادی ذهنی از آزادی جسمی مهمتر است. آزادی جسمی هیچ ارتباطی با آزادی حقیقی ندارد. این یک فلسفه بسیار مهم است. بنابراین بسیار مقدس و معنیدار است.
ایستار محمد امین اوزکان ایستاری مقدس است
دولت ترکیه یک رژیم ستمگر و بیاخلاق است. از حقوق بشر به عنوان ابزاری برای ظلم و ستم علیه رفقای ما استفاده میشود. از هر فرصتی، ابزاری برای شکنجه به وجود میآورد. چنان میاندیشند که شاید با ظلم و شکنجه بتوانند این افراد را از راه مبارزه برگرداند. محد امین اوزکان هیچ نیازی به آنان ندارد. مسلماً اگر اخلاقی در این دولت وجود داشت، به شخصی که قادر به راه رفتن نیست دستبند نمیزند. بنابراین این یک پیام است و آنها میگویند؛ "ما شما را له خواهیم کرد، شما در مقابل ما زانو خواهید زد. ما شما را با چماق، نیرنگ یا ظلم و ستم میکوبیم." رفتار رفیق محمد امین اوزکان به گونهای است که حتی اگر توانایی راه رفتن ندارد به آنها هم احتیاجی ندارد. میگوید که: "من زانو نخواهم رد." هیچ مقاومتی مقدستر از این وجود ندارد.
ما همچنین به رفیق خود محمد درود میفرستیم و معتقدیم که این رفتار او هرگز در زندان پایان نخواهد یافت. دولت اشغالگر هرگز نمیتواند کسی که عزتنفس دارد را به خود محتاج کند. خلق کورد بیش از آب و غذا به آزادی نیاز دارند. خلق کورد فقط یک آرزو دارند و آن این است که با رهبر خود آزادانه زندگی کنند.
رفقای زندانی با ما هستند، آنها هميشه در یاد ما خواهند ماند
رفقای ما در زندان باید بدانند که ما همیشه به آنها فکر میکنیم و همیشه در یاد ما هستند و به سلامتی آنها اهمیت میدهیم. تعدادی از رفقا آزاد شدند، حتی دیدیم برخی از رفقا حدود ۲۰-۳۰ سال را در زندان گذراندهاند. بعضی از رفقا هم به کوه آمدند و ما با آنها ملاقات کردیم و واقعاً خوشحال بودیم. اما متاسفانه فرصت دیدن هم زیاد نیست. امسال جنگ سنگینی در جریان است و بنابراین فرصت ملاقات یکدیگر کم است. اما نامههای ما به همدیگر میرسند. از حال یک به یک رفقا پرسیدیم و از حال رفقا آگاهی یافتیم. هر کدام از رفقا که آزاد میشود و یا نامهای از آنها میرسد ما را بسیار خوشحال میکنند. ما همیشه آنها را به یاد میآوریم. حتی بعضی اوقات نامه میفرستیم، گاهی حتی رفقا را به نوشتن تشویق میکنیم، ممکن است ما کمتر بتوانیم که نامه بنویسیم، زیرا فرصت ما کم است. نبرد سنگینی در حال انجام است که نیاز به تفکر بیشتری دارد. اما هر یک از رفقا فرصتی پیدا کنند نامههای خود را ارسال میکنند. در هر نوع مقاومتی ما با رفقایمان همصدا میشویم. یعنی جای رفقا همیشه در کنار ما است و در یاد ما هستند. در مورد رفقای زندان، سرگذشت آنان و خاطراتشان کتاب چاپ میشود. آنها همچنین میتوانند در رابطه با تاکتیکهای جدید مطالعه کنند.
گذار دموکراتیک
مروان اولاش از فرماندهان نیروهای مدافع خلق: روح ۱۴ ژوئیه در چشمان هر گریلا دیده میشود مروان اولاش، از فرماندهان نیروهای مدافع خلق (ه.پ.گ) درباره مقاومت ۱۴ ژوئیه گفت: "روح ۱۴ ژوئیه در چشم هر گریلا دیده میشود. مقاومت در کوهها و زندانها با روحیه ۱۴ ژوئیه…
رفقایی که به تازگی دستگیر شدهاند میدانند در خارج از زندان اوضاع چگونه است. ما به همه رفقای خود درود میفرستیم و همه آنها را در آغوش میکشیم."
ANF
🆔 @GozarDemocratic
ANF
🆔 @GozarDemocratic
زندان؛ مرکز مطیعسازی جامعە و استثمار اذهان
✍ بسی شاماری
٣٠ خرداد سال ١٣٦٠ نقطه عطف مهمی در به خاک و خون کشیدن مبارزات آزادیخواهانه مردم ایران و جنبش چپ بە حساب می آید. مردمی که برای آزادی و برابری علیه حکومت پهلوی قیام کرده و همچنان به مبارزه برای احقاق حقوق خود در سراسر کشور، در تهران و کردستان، در ترکمن صحرا و خوزستان، در کارخانه و دانشگاه و در همه جا ادامه میدادند.
🆔 @GozarDemocratic
✍ بسی شاماری
٣٠ خرداد سال ١٣٦٠ نقطه عطف مهمی در به خاک و خون کشیدن مبارزات آزادیخواهانه مردم ایران و جنبش چپ بە حساب می آید. مردمی که برای آزادی و برابری علیه حکومت پهلوی قیام کرده و همچنان به مبارزه برای احقاق حقوق خود در سراسر کشور، در تهران و کردستان، در ترکمن صحرا و خوزستان، در کارخانه و دانشگاه و در همه جا ادامه میدادند.
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
زندان؛ مرکز مطیعسازی جامعە و استثمار اذهان ✍ بسی شاماری ٣٠ خرداد سال ١٣٦٠ نقطه عطف مهمی در به خاک و خون کشیدن مبارزات آزادیخواهانه مردم ایران و جنبش چپ بە حساب می آید. مردمی که برای آزادی و برابری علیه حکومت پهلوی قیام کرده و همچنان به مبارزه برای احقاق…
زندان؛ مرکز مطیعسازی جامعە و استثمار اذهان
✍ بسی شاماری
٣٠ خرداد سال ١٣٦٠ نقطه عطف مهمی در به خاک و خون کشیدن مبارزات آزادیخواهانه مردم ایران و جنبش چپ بە حساب می آید. مردمی که برای آزادی و برابری علیه حکومت پهلوی قیام کرده و همچنان به مبارزه برای احقاق حقوق خود در سراسر کشور، در تهران و کردستان، در ترکمن صحرا و خوزستان، در کارخانه و دانشگاه و در همه جا ادامه میدادند.
جمهوری اسلامی دهها هزار نفر از مخالفین، کمونیستها، فعالین کارگری و فعالین دانشجویی و فعالین حقوق زن را از دم تیغ گذراند تا حکومت سیاه خود را برقرار نگهدارد. گورهای دسته جمعی بی نام و نشان در گوشه و کنار کشور یادآور این دوره سیاه حکومت اسلامی است.
۲۸ سال بعد در خرداد ۸۸ مردم در ابعاد میلیونی به میدان آمدند اما اینبار نیز با سبعیت حکومت اسلامی مواجه شدند و این مبارزه عادلانه نیز به عقب رانده شد. مبارزه مردم اما گستردهتر، عمیقتر، رادیکالتر و روشنتر از همیشه ادامه دارد.
روز جهانی حمایت از زندانیان سیاسی ایران از اهمیتی ویژه برخوردار است. هدف این حرکت رساندن صدای اعتراض و مبارزات لاینقطع مردم مبارز در جامعه و خود زندانیان سیاسی در داخل زندانها به گوش جهانیان میباشد. فعالین سیاسی و مخالفین جمهوری اسلامی در این روز خواهان متوقف شدن فوری حکم اعدام و لغو آن هستند و باید زندانیان فوری و بدون قید و شرط آزاد گردند. در حاکمیت جمهوری اسلامی ایران سرکوب، شکنجه و اعدام حتی یک روز هم قطع نشده است. حکومت اسلامی ایران، به جای حل مشکلات اجتماعی و بهبود وضعیت، پاسخ آن را با اعمال مجازاتهای بیرحمانه و قرون وسطایی و به کاربستن ایدئولوژی اسلامی میدهد.
تاکنون دهها هزاران نفر از مخالفان سیاسی و شهروندان عادی جامعه ایران از زمان به قدرت رسیدن حاکمیت جمهوری اسلامی توسط این حکومت شکنجه، اعدام و ترور شده اند. زندانیان سیاسی، مظهر تداوم مبارزه ٤٣ ساله علیه رژیمی هستند که برای حفظ مالکیت خصوصی و به پشتبانی امپریالیسم جهانی و متحدانش به قدرت رسید. این رژیم فقط با بە راه انداختن حمامهای خون از زندانیان سیاسی توانست خدماتش به حفظ سیستم سرمایه داری را ایفا نماید و شوربختانە و بە دلیل پشتیبانی قدرت حاکم بر جهان، تا بە امروز بر این روند غیر انسانی و دد منشانە، با سبعیت بە ماشین کشتار خود، لحظەای فرمان توقف ندادە است و این جنایات گاها در ملا عام و در مقابل دیدگان هزاران تماشاچی اعدامها، سنگسار، قطع اعضای بدن در میادین مرکزی شهرها انجام میشود.
ایران کشوری با ٢١٠ زندان کە از جملە معروفترین آنها زندان وکیل آباد مشهد، عادل آباد شیراز، دیزل آباد کرمانشاه و زندانهای اصفهان و تبریز را میتوان نام برد. در این سیاه چالەهای تحت حاکمیت جمهوی ضد بشری ایران، ٢٥٠،٠٠٠نفر زیر دادگاهی و یا محکوم بە زندان با جرایم مختلف و نە سیاسی نگهداری میشوند. از این آمار دادەای، ۷۵۰۰ زندانی زن هستند و تعداد ۱۸۰۰ کودک و نوجوان در کانونهای اصلاح و تربیت زندانی هستند.
در حالی که اکثر مردم ایران زیر خط فقر مطلق زندگی میکنند و از بیکاری و عدم وجود فرصت شغلی رنج میبرند؛ حکومت اسلامی ایران از مجازات اعدام به عنوان ابزاری جهت سرکوب و خنثی کردن صدای اعتراض و نارضایتی جامعه بهره میگیرد. جمهوری اسلامی ایران تنها حکومتی در جهان است که کودکان را نیز اعدام میکند و هزاران زن در آن به جرم مخالفت با رژیم، قبل از اعدام مورد تجاوز قرار دادە شده و یا در زیر شکنجه به قتل رسیده اند. دهها هزار زن سیاسی و اجتماعی از جمله دختران نوجوان، زنان باردار و مادران سالخورده در دهه ۶۰ به جرم استفاده از حق آزادی بیان و عقیده اعدام شدند.
در ایام قتلعام دهە شصت، حسینعلی منتظری که در موضع جانشین خمینی قرار داشت در اعتراض نسبت به اعدام دختران سیزده – چهارده ساله خطاب به خمینی نوشت: “اعدام دختران سیزده – چهارده ساله به صرف تندزبانی بدون اینکه اسلحه در دست گرفته یا در تظاهرات شرکت کرده باشند کاملا ناراحت کننده و وحشتناک است، فشارها و تعزیرات و شکنجههای طاقتفرسا رو به افزایش است. این فتوا درست پس از پایان جنگ هشت ساله ایران و عراق صادر شد. به گفته منتظری بیش از ۳۰۰۰ زندانی سیاسی و به نقل از برخی منابع خبری، چندین برابر آمار منتظری زندانی سیاسی در سال ۱۳۶۰ قتلعام شده اند و این در حالیست کە رژیم تا بە امروز معترف بە وجود زندانی با جرم سیاسی نیست. براساس اسناد و گزارشهای موثق، زندانیان سیاسی در گروههای شش نفره یا بیشتر در فاصله زمانی نیم ساعت برای اعدام برده میشدند و پیکرهای آنان نیز توسط کامیونها منتقل و در گورهای دسته جمعی به ویژه در خاوران دفن شدند.
✍ بسی شاماری
٣٠ خرداد سال ١٣٦٠ نقطه عطف مهمی در به خاک و خون کشیدن مبارزات آزادیخواهانه مردم ایران و جنبش چپ بە حساب می آید. مردمی که برای آزادی و برابری علیه حکومت پهلوی قیام کرده و همچنان به مبارزه برای احقاق حقوق خود در سراسر کشور، در تهران و کردستان، در ترکمن صحرا و خوزستان، در کارخانه و دانشگاه و در همه جا ادامه میدادند.
جمهوری اسلامی دهها هزار نفر از مخالفین، کمونیستها، فعالین کارگری و فعالین دانشجویی و فعالین حقوق زن را از دم تیغ گذراند تا حکومت سیاه خود را برقرار نگهدارد. گورهای دسته جمعی بی نام و نشان در گوشه و کنار کشور یادآور این دوره سیاه حکومت اسلامی است.
۲۸ سال بعد در خرداد ۸۸ مردم در ابعاد میلیونی به میدان آمدند اما اینبار نیز با سبعیت حکومت اسلامی مواجه شدند و این مبارزه عادلانه نیز به عقب رانده شد. مبارزه مردم اما گستردهتر، عمیقتر، رادیکالتر و روشنتر از همیشه ادامه دارد.
روز جهانی حمایت از زندانیان سیاسی ایران از اهمیتی ویژه برخوردار است. هدف این حرکت رساندن صدای اعتراض و مبارزات لاینقطع مردم مبارز در جامعه و خود زندانیان سیاسی در داخل زندانها به گوش جهانیان میباشد. فعالین سیاسی و مخالفین جمهوری اسلامی در این روز خواهان متوقف شدن فوری حکم اعدام و لغو آن هستند و باید زندانیان فوری و بدون قید و شرط آزاد گردند. در حاکمیت جمهوری اسلامی ایران سرکوب، شکنجه و اعدام حتی یک روز هم قطع نشده است. حکومت اسلامی ایران، به جای حل مشکلات اجتماعی و بهبود وضعیت، پاسخ آن را با اعمال مجازاتهای بیرحمانه و قرون وسطایی و به کاربستن ایدئولوژی اسلامی میدهد.
تاکنون دهها هزاران نفر از مخالفان سیاسی و شهروندان عادی جامعه ایران از زمان به قدرت رسیدن حاکمیت جمهوری اسلامی توسط این حکومت شکنجه، اعدام و ترور شده اند. زندانیان سیاسی، مظهر تداوم مبارزه ٤٣ ساله علیه رژیمی هستند که برای حفظ مالکیت خصوصی و به پشتبانی امپریالیسم جهانی و متحدانش به قدرت رسید. این رژیم فقط با بە راه انداختن حمامهای خون از زندانیان سیاسی توانست خدماتش به حفظ سیستم سرمایه داری را ایفا نماید و شوربختانە و بە دلیل پشتیبانی قدرت حاکم بر جهان، تا بە امروز بر این روند غیر انسانی و دد منشانە، با سبعیت بە ماشین کشتار خود، لحظەای فرمان توقف ندادە است و این جنایات گاها در ملا عام و در مقابل دیدگان هزاران تماشاچی اعدامها، سنگسار، قطع اعضای بدن در میادین مرکزی شهرها انجام میشود.
ایران کشوری با ٢١٠ زندان کە از جملە معروفترین آنها زندان وکیل آباد مشهد، عادل آباد شیراز، دیزل آباد کرمانشاه و زندانهای اصفهان و تبریز را میتوان نام برد. در این سیاه چالەهای تحت حاکمیت جمهوی ضد بشری ایران، ٢٥٠،٠٠٠نفر زیر دادگاهی و یا محکوم بە زندان با جرایم مختلف و نە سیاسی نگهداری میشوند. از این آمار دادەای، ۷۵۰۰ زندانی زن هستند و تعداد ۱۸۰۰ کودک و نوجوان در کانونهای اصلاح و تربیت زندانی هستند.
در حالی که اکثر مردم ایران زیر خط فقر مطلق زندگی میکنند و از بیکاری و عدم وجود فرصت شغلی رنج میبرند؛ حکومت اسلامی ایران از مجازات اعدام به عنوان ابزاری جهت سرکوب و خنثی کردن صدای اعتراض و نارضایتی جامعه بهره میگیرد. جمهوری اسلامی ایران تنها حکومتی در جهان است که کودکان را نیز اعدام میکند و هزاران زن در آن به جرم مخالفت با رژیم، قبل از اعدام مورد تجاوز قرار دادە شده و یا در زیر شکنجه به قتل رسیده اند. دهها هزار زن سیاسی و اجتماعی از جمله دختران نوجوان، زنان باردار و مادران سالخورده در دهه ۶۰ به جرم استفاده از حق آزادی بیان و عقیده اعدام شدند.
در ایام قتلعام دهە شصت، حسینعلی منتظری که در موضع جانشین خمینی قرار داشت در اعتراض نسبت به اعدام دختران سیزده – چهارده ساله خطاب به خمینی نوشت: “اعدام دختران سیزده – چهارده ساله به صرف تندزبانی بدون اینکه اسلحه در دست گرفته یا در تظاهرات شرکت کرده باشند کاملا ناراحت کننده و وحشتناک است، فشارها و تعزیرات و شکنجههای طاقتفرسا رو به افزایش است. این فتوا درست پس از پایان جنگ هشت ساله ایران و عراق صادر شد. به گفته منتظری بیش از ۳۰۰۰ زندانی سیاسی و به نقل از برخی منابع خبری، چندین برابر آمار منتظری زندانی سیاسی در سال ۱۳۶۰ قتلعام شده اند و این در حالیست کە رژیم تا بە امروز معترف بە وجود زندانی با جرم سیاسی نیست. براساس اسناد و گزارشهای موثق، زندانیان سیاسی در گروههای شش نفره یا بیشتر در فاصله زمانی نیم ساعت برای اعدام برده میشدند و پیکرهای آنان نیز توسط کامیونها منتقل و در گورهای دسته جمعی به ویژه در خاوران دفن شدند.
گذار دموکراتیک
زندان؛ مرکز مطیعسازی جامعە و استثمار اذهان ✍ بسی شاماری ٣٠ خرداد سال ١٣٦٠ نقطه عطف مهمی در به خاک و خون کشیدن مبارزات آزادیخواهانه مردم ایران و جنبش چپ بە حساب می آید. مردمی که برای آزادی و برابری علیه حکومت پهلوی قیام کرده و همچنان به مبارزه برای احقاق…
خاورانی کە در چند هفتەی گذشتە یکی از مشغلات بزرگ فکری و کاری مادران خاوران گشت و رژیم با ترفندی جدید و سعی درجهت ایجاد درگیری میان خانوادەهای اعدامیان و بازماندگان کشتار دهە شصت با ارامنەای بود کە مجوز قبر برای متوفیانشان را در محوطە خاوران صادر کردە و بدینسان رژیم از طرفی و با هدف ویران نمودن و از بین بردن مدرک جنایتش یا همانا گورهای دستە جمعی خاوران و همزمان میان خانوادەی بازماندگان اعدامیان دهەی شصت و ارامنە آشوب براە انداختە و بر سردعوی گور، آنها را بە جان هم اندازد.
در طول حاکمیت ننگین جمهوری اسلامی ایران رژیم هموارە با استفاده از مجازات اعدام به سرکوب مخالفان سیاسی و حتی غیرسیاسی و عادی خود پرداخته و دهها هزار زندانی سیاسی را بە جوخەهای مرگ فرستادە است. علاوه بر مجازات تیرباران و اعدام روشهای دیگر شکنجه از جمله آزار و اذیت جنسی، ضرب و شتم با باتوم و میلههای فلزی، شوکر الکتریکی، زنجیر کردن زندانیان به میله در محوطهی زندان در هوای سرد یا گرم، استفادە از قرصهای روان گردان، محرومیت زندانیان از خدمات پزشکی، محرومیت زندانیان از ملاقات، انتقال طولانی مدت زندانیان به انفرادی، حکمهای ضرب العجلی تبعید بە زندانهای دور از مکان مسکونی خانوادەهای زندانیان نیز در زندانهای ایران متداولا استفاده میگردد. براساس گزارشهای متعدد و مکرر منتشر شده از جانب بازداشت شدگان، در این بازداشتگاهها مورد تعرض، تجاوز جنسی و سوءاستفاده جنسی و سایر شکنجههای غیرانسانی با هدف اعتراف بە جرم انجام نشدە، قرار گرفتەاند.
جرم سیاسی در درون تحولات مدنی و اجتماعی شکل میگیرد و بحثی است درون حکومتی زیرا که «جرم سیاسی در بحث های حقوقی جایگاهی» ندارد بلکه یک بحث حاکمیتی است و هنگامی سخن از حاکمیت است، در واقع نحوهٔ مدیریت حاکمیت مطمح نظر قرار میگیرد و شاید بنا بر همین اصل حقوقی میباشد کە رژیم هموارە از اذعان بە مجرم سیاسی خودداری نمودە جرائم سیاسی را رنگ و لعاب دینی، اجتماعی، امنیتی بخشیدە بیشتر با نام محاربە و ضدیت با نظام استفادە نمودە و زیر شکنجەی طاقتفرسا مجرمان و دربندان را مجبور بە اعتراف دروغین مینماید. از دیدگاه قانون و جرمشناسی اما، فرانسه نخستین کشوری بوده است که جرم سیاسی را وارد قانون جزائی خود نمود. بنابراین،نوسانات بسیاری در نحوهی پذیرش جرم وجود دارد و مفهوم جرم سیاسی با تحولات مدنی و اجتماعی هم پیوند است. بنابراین با توجه به قوانین جزایی و جرائم، باید میان جرائم عادی و سیاسی حد و مرز قائل شویم زیرا این جرائم به یک «انگیزه» نیازمند است در صورتی که در جرائم عادی، «سود و منفعت فردی و شخصی» مد نظر است و بسیاری از این جرائم ناشی از انگیزههای فردی میباشد.
اما در جرائم سیاسی انسان در یک حرکت به سوی تحولات اجتماعی و مدنی میرود و اساساً سود و منفعت وانتفاع «غیر فردی» و «غیرشخصی» در این نوع جرائم وجود دارد، ضمن اینکه ضدیت با حاکمیت سیاسی یا حقوقی و نیز خواستار آزادیهای قانونی شهروندی از خصايص ویژهی این جرم تلقی میگردد.
در این مسیر، اصل (168) قانون اساسی از دو بخش تشکیل یافته است. یک بخش مربوط به «جرائم سیاسی» است و بخش دیگر آن در رابطه با «جرائم مطبوعاتی» میباشد و در این اصل حضور هیئت منصفه و رسیدگی به جرائم مطبوعاتی به صورت علنی مشاهده میشود.
نخستین نکته در جرم سیاسی «آزادی بیان» است، کسی که با نیت مثبت و خیرخواهانه در مورد مسائل مربوط به جامعه اظهارنظر میکند. یعنی قصد ساختار سیاسی را دارد و مدیریت کلان جامعه را بر نمی تابد.
باید در جرائم سیاسی و نیز جرائم مطبوعاتی این موضوع را مورد بررسی و تفحص دقیق و گسترده قرار داد در واقع پیش از این که تعریف این جرائم اهمیت یابد، «اجرای قانون اساسی» برجسته مینماید که توسط مقنن و قانونگذار «ضامن آزادی بیان» در جامعه میباشد! و این در حالی است که عضو کمیسیون حقوقی مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه در قانون مجازات اسلامی مصوب (1392) تعریفی مشخص و تبیین شده از جرم سیاسی ارائه نشده است، تنها مشخص نمود که کمیسیون در حال بررسی طرحی است مبتنی بر «تعریف جرم سیاسی که نوع جرم و مجازات آن را تبیین خواهد کرد».
ایشان خاطر نشان کرد: که طرحی به نام تعریف جرم سیاسی و مجازات آن در کمیسیون در حال بررسی بوده که زوایای این امر را بررسی و درصورت امکان به تصویب می رساند.
وی همچنین در رابطه با تعریف جرم سیاسی و به ویژه مجازات اعدام برای این گروه از مجرمین در قانون مجازات اسلامی (1392) ادامه داد: که با توجه به اینکه جرم سیاسی در قانون وجود نداشته، بنابراین هیچ زندانی سیاسی در زندانهای کشور وجود نداشته و تفهیم اتهام زندانیان،غیر سیاسی بوده و افزون بر این به موجب قانون،درجمهوری اسلامی، مجازات مطلق اعدام، علیه امنیت ملی کشور، اعدام نیست و هیچگونه اعدام سیاسی نیز تاکنون نداشتهایم.
در طول حاکمیت ننگین جمهوری اسلامی ایران رژیم هموارە با استفاده از مجازات اعدام به سرکوب مخالفان سیاسی و حتی غیرسیاسی و عادی خود پرداخته و دهها هزار زندانی سیاسی را بە جوخەهای مرگ فرستادە است. علاوه بر مجازات تیرباران و اعدام روشهای دیگر شکنجه از جمله آزار و اذیت جنسی، ضرب و شتم با باتوم و میلههای فلزی، شوکر الکتریکی، زنجیر کردن زندانیان به میله در محوطهی زندان در هوای سرد یا گرم، استفادە از قرصهای روان گردان، محرومیت زندانیان از خدمات پزشکی، محرومیت زندانیان از ملاقات، انتقال طولانی مدت زندانیان به انفرادی، حکمهای ضرب العجلی تبعید بە زندانهای دور از مکان مسکونی خانوادەهای زندانیان نیز در زندانهای ایران متداولا استفاده میگردد. براساس گزارشهای متعدد و مکرر منتشر شده از جانب بازداشت شدگان، در این بازداشتگاهها مورد تعرض، تجاوز جنسی و سوءاستفاده جنسی و سایر شکنجههای غیرانسانی با هدف اعتراف بە جرم انجام نشدە، قرار گرفتەاند.
جرم سیاسی در درون تحولات مدنی و اجتماعی شکل میگیرد و بحثی است درون حکومتی زیرا که «جرم سیاسی در بحث های حقوقی جایگاهی» ندارد بلکه یک بحث حاکمیتی است و هنگامی سخن از حاکمیت است، در واقع نحوهٔ مدیریت حاکمیت مطمح نظر قرار میگیرد و شاید بنا بر همین اصل حقوقی میباشد کە رژیم هموارە از اذعان بە مجرم سیاسی خودداری نمودە جرائم سیاسی را رنگ و لعاب دینی، اجتماعی، امنیتی بخشیدە بیشتر با نام محاربە و ضدیت با نظام استفادە نمودە و زیر شکنجەی طاقتفرسا مجرمان و دربندان را مجبور بە اعتراف دروغین مینماید. از دیدگاه قانون و جرمشناسی اما، فرانسه نخستین کشوری بوده است که جرم سیاسی را وارد قانون جزائی خود نمود. بنابراین،نوسانات بسیاری در نحوهی پذیرش جرم وجود دارد و مفهوم جرم سیاسی با تحولات مدنی و اجتماعی هم پیوند است. بنابراین با توجه به قوانین جزایی و جرائم، باید میان جرائم عادی و سیاسی حد و مرز قائل شویم زیرا این جرائم به یک «انگیزه» نیازمند است در صورتی که در جرائم عادی، «سود و منفعت فردی و شخصی» مد نظر است و بسیاری از این جرائم ناشی از انگیزههای فردی میباشد.
اما در جرائم سیاسی انسان در یک حرکت به سوی تحولات اجتماعی و مدنی میرود و اساساً سود و منفعت وانتفاع «غیر فردی» و «غیرشخصی» در این نوع جرائم وجود دارد، ضمن اینکه ضدیت با حاکمیت سیاسی یا حقوقی و نیز خواستار آزادیهای قانونی شهروندی از خصايص ویژهی این جرم تلقی میگردد.
در این مسیر، اصل (168) قانون اساسی از دو بخش تشکیل یافته است. یک بخش مربوط به «جرائم سیاسی» است و بخش دیگر آن در رابطه با «جرائم مطبوعاتی» میباشد و در این اصل حضور هیئت منصفه و رسیدگی به جرائم مطبوعاتی به صورت علنی مشاهده میشود.
نخستین نکته در جرم سیاسی «آزادی بیان» است، کسی که با نیت مثبت و خیرخواهانه در مورد مسائل مربوط به جامعه اظهارنظر میکند. یعنی قصد ساختار سیاسی را دارد و مدیریت کلان جامعه را بر نمی تابد.
باید در جرائم سیاسی و نیز جرائم مطبوعاتی این موضوع را مورد بررسی و تفحص دقیق و گسترده قرار داد در واقع پیش از این که تعریف این جرائم اهمیت یابد، «اجرای قانون اساسی» برجسته مینماید که توسط مقنن و قانونگذار «ضامن آزادی بیان» در جامعه میباشد! و این در حالی است که عضو کمیسیون حقوقی مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه در قانون مجازات اسلامی مصوب (1392) تعریفی مشخص و تبیین شده از جرم سیاسی ارائه نشده است، تنها مشخص نمود که کمیسیون در حال بررسی طرحی است مبتنی بر «تعریف جرم سیاسی که نوع جرم و مجازات آن را تبیین خواهد کرد».
ایشان خاطر نشان کرد: که طرحی به نام تعریف جرم سیاسی و مجازات آن در کمیسیون در حال بررسی بوده که زوایای این امر را بررسی و درصورت امکان به تصویب می رساند.
وی همچنین در رابطه با تعریف جرم سیاسی و به ویژه مجازات اعدام برای این گروه از مجرمین در قانون مجازات اسلامی (1392) ادامه داد: که با توجه به اینکه جرم سیاسی در قانون وجود نداشته، بنابراین هیچ زندانی سیاسی در زندانهای کشور وجود نداشته و تفهیم اتهام زندانیان،غیر سیاسی بوده و افزون بر این به موجب قانون،درجمهوری اسلامی، مجازات مطلق اعدام، علیه امنیت ملی کشور، اعدام نیست و هیچگونه اعدام سیاسی نیز تاکنون نداشتهایم.