اعتصابات کارگری نیاز به پشتیبانی جنبش مردمی دارد
اعتصاب کارگران حوزه نفت، گاز و پتروشیمی در ایران در اعتراض به وضعیت بد معیشتی و اقتصاد رقتبار کشور، بهمثابه یک حق دموکراتیک آغاز شده و مورد حمایت داخلی و خارجی قرار گرفته. همچو «جامعه دموکراتیک و آزاد شرق کوردستان(کودار)» حمایت خود از این مبارزه دموکراتیک را اعلام میداریم.
🆔 @GozarDemocratic
اعتصاب کارگران حوزه نفت، گاز و پتروشیمی در ایران در اعتراض به وضعیت بد معیشتی و اقتصاد رقتبار کشور، بهمثابه یک حق دموکراتیک آغاز شده و مورد حمایت داخلی و خارجی قرار گرفته. همچو «جامعه دموکراتیک و آزاد شرق کوردستان(کودار)» حمایت خود از این مبارزه دموکراتیک را اعلام میداریم.
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
اعتصابات کارگری نیاز به پشتیبانی جنبش مردمی دارد اعتصاب کارگران حوزه نفت، گاز و پتروشیمی در ایران در اعتراض به وضعیت بد معیشتی و اقتصاد رقتبار کشور، بهمثابه یک حق دموکراتیک آغاز شده و مورد حمایت داخلی و خارجی قرار گرفته. همچو «جامعه دموکراتیک و آزاد شرق…
اعتصابات کارگری نیاز به پشتیبانی جنبش مردمی دارد
اعتصاب کارگران حوزه نفت، گاز و پتروشیمی در ایران در اعتراض به وضعیت بد معیشتی و اقتصاد رقتبار کشور، بهمثابه یک حق دموکراتیک آغاز شده و مورد حمایت داخلی و خارجی قرار گرفته. همچو «جامعه دموکراتیک و آزاد شرق کوردستان(کودار)» حمایت خود از این مبارزه دموکراتیک را اعلام میداریم.
پیش از انقلاب ۵۷ کارگران ایران به مدت چهار دهه مبارزه بالاخره بسیاری حقوق دموکراتیک خود را بدست آوردند اما پس از انقلاب و در اولین دهه پس از آن جمهوری ولایی همه آن دستاوردها را به باد داد. اعتصاب کارگران حوزه نفت، گاز و پتروشیمی در ایران پس از گذشت تنها ۴ روز از انتخابات ریاستجمهوری، نشانه اوضاع اقتصادی رقتبار همه اقشار جامعه ایران است. این اعتصاب، زنگ نیاز به یک خیزش و جنبش مردمی را به صدا درآورده. خود این اعتصابات نیز نیاز به پیشتیبانی جنبش مردمی دارد. وضعیت کارگران در اصل بیانگر وضعیت کل جامعه میباشد. کارگران در کارزار بزرگ خود در اعتراض به نابرابری در پرداختها و وضعیت بد معیشتی خود معترضاند. از بازنشستگان گرفته تا کارکنان، با اعتصابهای گسترده و انتشار بیانیههای اعتراضی و راهپیمایی در اقصا نقاط ایران، حقوق از دسترفتهشان را مطالبه میکنند. بیاعتنایی نظام به حقوق کارگران و فریادهایشان به این دلیل است که اعتصابات را مسئلهای امنیتی برای حکومت و دولت تلقی میکنند. نظام، حوزه نفت را به جهنم فلاکتبار معیشت کارگران در ایران در راستای منافع و سود کلان خود مبدل کرده. آن حوزه با آن حجم آلودگی رانتی و فسادمحور، هیچ معیشتی دربرندارد و تنها به فرسودگی کارگران، بیماریهای صعبالعلاج و رقت زندگی میانجامد. بیماریهای سخت و مرگ پیش از بازنشستگی، وضعیت مرگباری است که سرمایهداری ایرانی برای طبقه کارگران به وجود آورده. این درحالی است که در راستای سود کلان «به بهای زندگی کارگران، نفت و گاز تولید میکنند». وارت نفت رژیم در مصوبه خود اعلام کرده که در قبال امنیت کارگران هیچگونه مسئولیتی برعهده ندارد. از یک طرف بورسبازان رانتخور و بخش شبهخصوصی و از طرف دیگر پیمانکاران رابطهای «دولت پنهان» حوزه نفت را به انحصار درآورده و آن را به بهای خون و جان کارگران به ثروت ملی تبدیل میکنند. ثروتی که طبقه کارگر از آن هیچ سهمی ندارد. مبارزات کارگری به اندازه عمر صنعت نفت تاریخچه دارد که سراسر مملو از تبعیض، سرکوب و تضییع حقوق بوده.
مسلما فراتر از مطالبه رعایت حال کارگران، افزایش حقوق و توجه به آنان، باید به شیوهای رادیکال این معضل تاریخی را در ایران با قیام و جنبش مردمی به موفقیت رساند. اعتصابات اخیر کارگران مورد توجه و حمایت سازمانها و اتحادیههای جهانی قرار گرفته. در ایران اما حل بحرانهای زندگی و معیشت کارگران، منوط به اصلاح در کل ساختار نظام کشور است که زمامداران نظام چنین خیالی در سر ندارند، پس قطعا تنها زمانی اعتصابات عمومی میتواند به نتیجه برسد که آن را به سطح «جنبش اعتراضی مردمی» ارتقاء داد. مسئله فراتر از حقوق و مزایای ماهانه، مسئله زندگی و قیام برای آن است. بدلیل اینکه اعتصابات اخیر، نظام را به هراس انداخته و باید آن را بهنحوی تکرار خیزش آبان ۹۸ برشمرد، دولت در کمال بیشرمی فرافکنی کرده و مسئولیت بحرانهای عدیده را به گردن نمیگیرد. بسندهکردن به افزایش ناچیز حقوق ماهانه کارگران قرارداد موقت، پیمانکار و روزمزد و یا قرارداد رسمی، تقلیل دادن زندگی شرافتمندانه به حدی نازلتر از قیام رادیکال برای یک زندگی عادی و شرافتمندانه خواهد بود.
همچو «جامعه دموکراتیک و آزاد شرق کوردستان(کودار)» ضمن حمایت از اعتصابات عمومی کارگران ایران اعلام میداریم که در وضعیت کنونی، کارگری باقینمانده که به بردگی کشانده نشده باشد، لذا راهحل دموکراتیک، خیزش سازمانیافته مردمی و مطالبه حقوق نه تنها در کارخانهها، بلکه در خیابان با ایجاد جنبش مردمی ممکن میگردد. چون کودار برای یک خیزش فراگیر با تشکیل جنبشی کارگری مشترک و متحد تحت رهبریت و پیشاهنگی خودمدیر خلقمان آمادهایم و از تمامی طبقات و اقشار جامعه بویژه کارمندان و کارگران سایر حوزهها، روشنفکران و فعالان جامعه مدنی، جوانان و زنان دعوت به عمل میآوریم که در راستای تحقق یک جنبش مردمی رادیکال و خودمدیر در تمامی عرصهها از اعتصابات عمومی کارگران پشتیبانی نمایند. در صورت سیستماتیزهکردن سازماندهی حرکت کارگری، اعتصابات بصورت ریشهای به نتیجه خواهد رسید. پیروزی بزرگ کارگران با مبارزات رادیکال و خودمدیر ممکن میگردد.
جامعه دموکراتیک و آزاد شرق کوردستان (کودار)
۰۲-۰۷-۲۰۲۱
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
اعتصاب کارگران حوزه نفت، گاز و پتروشیمی در ایران در اعتراض به وضعیت بد معیشتی و اقتصاد رقتبار کشور، بهمثابه یک حق دموکراتیک آغاز شده و مورد حمایت داخلی و خارجی قرار گرفته. همچو «جامعه دموکراتیک و آزاد شرق کوردستان(کودار)» حمایت خود از این مبارزه دموکراتیک را اعلام میداریم.
پیش از انقلاب ۵۷ کارگران ایران به مدت چهار دهه مبارزه بالاخره بسیاری حقوق دموکراتیک خود را بدست آوردند اما پس از انقلاب و در اولین دهه پس از آن جمهوری ولایی همه آن دستاوردها را به باد داد. اعتصاب کارگران حوزه نفت، گاز و پتروشیمی در ایران پس از گذشت تنها ۴ روز از انتخابات ریاستجمهوری، نشانه اوضاع اقتصادی رقتبار همه اقشار جامعه ایران است. این اعتصاب، زنگ نیاز به یک خیزش و جنبش مردمی را به صدا درآورده. خود این اعتصابات نیز نیاز به پیشتیبانی جنبش مردمی دارد. وضعیت کارگران در اصل بیانگر وضعیت کل جامعه میباشد. کارگران در کارزار بزرگ خود در اعتراض به نابرابری در پرداختها و وضعیت بد معیشتی خود معترضاند. از بازنشستگان گرفته تا کارکنان، با اعتصابهای گسترده و انتشار بیانیههای اعتراضی و راهپیمایی در اقصا نقاط ایران، حقوق از دسترفتهشان را مطالبه میکنند. بیاعتنایی نظام به حقوق کارگران و فریادهایشان به این دلیل است که اعتصابات را مسئلهای امنیتی برای حکومت و دولت تلقی میکنند. نظام، حوزه نفت را به جهنم فلاکتبار معیشت کارگران در ایران در راستای منافع و سود کلان خود مبدل کرده. آن حوزه با آن حجم آلودگی رانتی و فسادمحور، هیچ معیشتی دربرندارد و تنها به فرسودگی کارگران، بیماریهای صعبالعلاج و رقت زندگی میانجامد. بیماریهای سخت و مرگ پیش از بازنشستگی، وضعیت مرگباری است که سرمایهداری ایرانی برای طبقه کارگران به وجود آورده. این درحالی است که در راستای سود کلان «به بهای زندگی کارگران، نفت و گاز تولید میکنند». وارت نفت رژیم در مصوبه خود اعلام کرده که در قبال امنیت کارگران هیچگونه مسئولیتی برعهده ندارد. از یک طرف بورسبازان رانتخور و بخش شبهخصوصی و از طرف دیگر پیمانکاران رابطهای «دولت پنهان» حوزه نفت را به انحصار درآورده و آن را به بهای خون و جان کارگران به ثروت ملی تبدیل میکنند. ثروتی که طبقه کارگر از آن هیچ سهمی ندارد. مبارزات کارگری به اندازه عمر صنعت نفت تاریخچه دارد که سراسر مملو از تبعیض، سرکوب و تضییع حقوق بوده.
مسلما فراتر از مطالبه رعایت حال کارگران، افزایش حقوق و توجه به آنان، باید به شیوهای رادیکال این معضل تاریخی را در ایران با قیام و جنبش مردمی به موفقیت رساند. اعتصابات اخیر کارگران مورد توجه و حمایت سازمانها و اتحادیههای جهانی قرار گرفته. در ایران اما حل بحرانهای زندگی و معیشت کارگران، منوط به اصلاح در کل ساختار نظام کشور است که زمامداران نظام چنین خیالی در سر ندارند، پس قطعا تنها زمانی اعتصابات عمومی میتواند به نتیجه برسد که آن را به سطح «جنبش اعتراضی مردمی» ارتقاء داد. مسئله فراتر از حقوق و مزایای ماهانه، مسئله زندگی و قیام برای آن است. بدلیل اینکه اعتصابات اخیر، نظام را به هراس انداخته و باید آن را بهنحوی تکرار خیزش آبان ۹۸ برشمرد، دولت در کمال بیشرمی فرافکنی کرده و مسئولیت بحرانهای عدیده را به گردن نمیگیرد. بسندهکردن به افزایش ناچیز حقوق ماهانه کارگران قرارداد موقت، پیمانکار و روزمزد و یا قرارداد رسمی، تقلیل دادن زندگی شرافتمندانه به حدی نازلتر از قیام رادیکال برای یک زندگی عادی و شرافتمندانه خواهد بود.
همچو «جامعه دموکراتیک و آزاد شرق کوردستان(کودار)» ضمن حمایت از اعتصابات عمومی کارگران ایران اعلام میداریم که در وضعیت کنونی، کارگری باقینمانده که به بردگی کشانده نشده باشد، لذا راهحل دموکراتیک، خیزش سازمانیافته مردمی و مطالبه حقوق نه تنها در کارخانهها، بلکه در خیابان با ایجاد جنبش مردمی ممکن میگردد. چون کودار برای یک خیزش فراگیر با تشکیل جنبشی کارگری مشترک و متحد تحت رهبریت و پیشاهنگی خودمدیر خلقمان آمادهایم و از تمامی طبقات و اقشار جامعه بویژه کارمندان و کارگران سایر حوزهها، روشنفکران و فعالان جامعه مدنی، جوانان و زنان دعوت به عمل میآوریم که در راستای تحقق یک جنبش مردمی رادیکال و خودمدیر در تمامی عرصهها از اعتصابات عمومی کارگران پشتیبانی نمایند. در صورت سیستماتیزهکردن سازماندهی حرکت کارگری، اعتصابات بصورت ریشهای به نتیجه خواهد رسید. پیروزی بزرگ کارگران با مبارزات رادیکال و خودمدیر ممکن میگردد.
جامعه دموکراتیک و آزاد شرق کوردستان (کودار)
۰۲-۰۷-۲۰۲۱
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
شمارهی ٩٧ نشریهی آلترناتیو منتشر شد
شمارهی ٩٧ نشریهی آلترناتیو، ارگان رسمی حزب حیات آزاد کردستان – پژاک منتشر گردید. در این شماره، پژاک تحلیلی سیاسی از وضعیت کنونی خاورمیانه ارائه داده و به بررسی توافقات و حملات سنگین دشمن علیه جنبش آزادیخواهی خلق کورد ارائه داده است. در این شماره سعی شده تا طی مقالاتی، به بررسی ابعاد مختلف استعمارگری در کردستان پرداخته شود. پرداختن به وضعیت اجتماعی – روانی جوانان، زندانیان سیاسی و شیوهی نوین مبارزاتی گریلاهای آزادی کوردستان از دیگر بخشهای این شماره محسوب میشوند.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
⬇️⬇️⬇️
شمارهی ٩٧ نشریهی آلترناتیو، ارگان رسمی حزب حیات آزاد کردستان – پژاک منتشر گردید. در این شماره، پژاک تحلیلی سیاسی از وضعیت کنونی خاورمیانه ارائه داده و به بررسی توافقات و حملات سنگین دشمن علیه جنبش آزادیخواهی خلق کورد ارائه داده است. در این شماره سعی شده تا طی مقالاتی، به بررسی ابعاد مختلف استعمارگری در کردستان پرداخته شود. پرداختن به وضعیت اجتماعی – روانی جوانان، زندانیان سیاسی و شیوهی نوین مبارزاتی گریلاهای آزادی کوردستان از دیگر بخشهای این شماره محسوب میشوند.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
⬇️⬇️⬇️
گذار دموکراتیک
پروانه ی آشنا ✍ اَوین نژدت 🆔 @GozarDemocratic
پروانه ی آشنا
✍ اَوین نژدت
قطرههای برکت الههی زندگی، همچون مرجان از دامنش به زمین میپاشند. ماه آوریل است و خاک، آسمان و روشنایی زندگیای نو میزایند. خاک لباسی سبز از مخمل پوشیده و گلها خالکوبیاش کرده اند. چشمه با خروش میخروشد. گویا کاری اضطراری در انتظارش است و با این خروش انگار که طبیعت را نیز پرتحرکتر میکند. بر شاخههای جوان، گلهای سفید و صورتی شکوفا شده اند. آسمان پردهای از دریای آبی شده. اشعههای خورشید ابرهای تیره را میدرند و سوسن و برفینها را درود میگوید. پروانهای با بالهایی به رنگ رنگینکمان به پروازی بیپایان در آمده و برای گلهای معشوقش ترانه میسراید. و بدین گونه تابلوی زیبایی طبیعت مکمل میشود. در طبیعت هر زندهی دیگری را تزئین میکند و بر زیبایی خود نیز میافزاید.
شما در ماه آوریل این هماهنگی طبیعت را ناظر شده اید؟ شما نیز این جشن طبیعت را به نظاره نشستهاید؟ شما رقص پروانه، بهار و گلها را دیده اید؟ شما از داستان پروانه خبر دارید؟ هنگامی که از پروانه میگویند چه تصویری به ذهنتان خطور می کند؟ البته که در این طبعیت، همه چیز از سنگ ریزه گرفته تا جنگلهای انبوه، از حشرههای کوچک گرفته تا پرندگان هر یک زیبایی و نقش مخصوص به خود دارند. ولی پروانه دلچسپترین جلوهی طبیعت است. و اندیشیدن به پروانه نیز نیروانا (بهشت) را به یاد میآورد.
بهار همهی رنگها را با دست و دلی باز تقدیم میکند ولی مطمئنا عزیزترین فرزندش و پر شکوهترین چهرهاش پروانه است. زیرا پروانه با جنب و جوش، با حرکات نارین بالهای ابریشمیاش و با گردش بی توقفش بسیار خوب بهار را منسجم کند. پروانه عجول است. وقتش کم است. عمری بسیار کوتاه برایش تعیین شده و از این است که بیوقفه و پر هیجان است. نباید حتی یک لحظه ساکت بماند. باید با گلها، زیبایی و اسرار زندگی را شریک شود. باید پیشوای آنها باشد و الفبای یادیگری رسیدن به زیبایی را به آنها بیاموزد. ولی وقت کم است. پروانه در جستجوی یافتن خوشترین طعم و مزه، مدام در حال شتاب است. لذا نباید درنگ کند. قبل از اینکه بالهایش زخمی شوند، قبل از وداع گفتن گلها و یا وزش بادهای تند، خود را به اوج معنی زندگیاش برساند. با کرامت و دلگرمی به هر گلی داستان بهار را میگوید. دوستی و محبت خود را نثار تک تکشان میکند. جستجوگر است و باید تا آخر این سفر، بدون وقفه پرواز کند. پروانه از شیرهی همهی گلهای زیبا میچشد و آنها را با هم آشنا میکند. ولی باز هم این جستجو او را سیر نمیکند. باید مفهوم اصلی زندگی متفاوتتر باشد. باید رنگ عشق سوزناکتر باشد و حس و طعمش متفاوتتر باشد. پروانه در آخرین دم زندگیاش متوجه یک گل بسیار عجیب میشود. چشمهایش به این روشنایی غلیظ میافتد. از دور شعلهای سرخ مینماید. امواج روشنایی بسان موجهای دریا گویا در حال رقص هستند، مست و از خود بیخود شده. امواج با حرکات شورانگیز در حال خیز و افت است و به دور خود میپیچند. رنگهای سرخ، زرد، آبی و بنفش مدام جایشان را با همدیگر عوض میکنند و این نیز گرمایی تند به میان میآورد. پروانه نزدیک میشود و از خود میپرسد این گل را چرا تا حالا ندیده بودم؟ اسم این گل چیست و مزهای چگونه دارد؟ باید من این را دریابم. بایستی من به این گل نیز ابراز عشق کنم قبل از اینکه وقتم به سر آید. پروانه بدور شعلههای آتش میچرخد. دیگر نمیتواند خود را از این رقص رهایی بخشد. سرش گیج میرود و بسان اینکه در سمای عشق باشد مست میشود. پروانه باید برود و بالهایش را آغشته به رنگ این گل زیبا کند. بدون یک لحظه تردد کند، خود را به آغوش آتش میاندازد. آتش نیز منتظر معشوق خود بود تا زیباترین طعم زندگی را به وی بیاموزد. تا او را به چشمهی حقیقت برساند. پروانه را میان دستهای مهربانش میگیرد و رقصش چند برابر جوش میگیرد. بدین گونه پروانه و آتش هم معنا میشوند. یک رنگ و یک مفهوم. و پروانه 7 روز عمرش را با پرشورترین روشنایی ختم میکند.
ما گریلاهای آزادی، این داستان افسانهای را خوب میدانیم. زیرا در بوستان گلهای وطنمان پروانههای زیادی در تب این عشق بودند. آنها در رنگ حقیقت بال و پر گشودند و به سوزناکترینش دست یافتند. ما پروانهها را خوب میشناسیم و دیدار با آنها ما را همیشه شاد میکند. گویا یکی از قدیمیترین دوست را میبینیم. انگار که زیلان پَپوله (به زبان کردی یعنی پروانه) را میبیینیم. رفیق زیلان پَپوله عاشق و همدم پروانهها بود. در دل، پروانهای میپرواند. پروانهای که همهی رنگهای طبیعت را بر بالهایش ترسیم کرده بود. پروانهای که پروازش نمیشد با هیچ مانع و دیواری مسدود شود. زیلان علاقهی بسیار زیادی به پروانهها داشت. زیرا زندگی پروانه، پرواز عاشقانه و بخصوص رسیدن به اوج معنی زندگیشان را همچون الگوی زیبا زیستن میدانست.
✍ اَوین نژدت
قطرههای برکت الههی زندگی، همچون مرجان از دامنش به زمین میپاشند. ماه آوریل است و خاک، آسمان و روشنایی زندگیای نو میزایند. خاک لباسی سبز از مخمل پوشیده و گلها خالکوبیاش کرده اند. چشمه با خروش میخروشد. گویا کاری اضطراری در انتظارش است و با این خروش انگار که طبیعت را نیز پرتحرکتر میکند. بر شاخههای جوان، گلهای سفید و صورتی شکوفا شده اند. آسمان پردهای از دریای آبی شده. اشعههای خورشید ابرهای تیره را میدرند و سوسن و برفینها را درود میگوید. پروانهای با بالهایی به رنگ رنگینکمان به پروازی بیپایان در آمده و برای گلهای معشوقش ترانه میسراید. و بدین گونه تابلوی زیبایی طبیعت مکمل میشود. در طبیعت هر زندهی دیگری را تزئین میکند و بر زیبایی خود نیز میافزاید.
شما در ماه آوریل این هماهنگی طبیعت را ناظر شده اید؟ شما نیز این جشن طبیعت را به نظاره نشستهاید؟ شما رقص پروانه، بهار و گلها را دیده اید؟ شما از داستان پروانه خبر دارید؟ هنگامی که از پروانه میگویند چه تصویری به ذهنتان خطور می کند؟ البته که در این طبعیت، همه چیز از سنگ ریزه گرفته تا جنگلهای انبوه، از حشرههای کوچک گرفته تا پرندگان هر یک زیبایی و نقش مخصوص به خود دارند. ولی پروانه دلچسپترین جلوهی طبیعت است. و اندیشیدن به پروانه نیز نیروانا (بهشت) را به یاد میآورد.
بهار همهی رنگها را با دست و دلی باز تقدیم میکند ولی مطمئنا عزیزترین فرزندش و پر شکوهترین چهرهاش پروانه است. زیرا پروانه با جنب و جوش، با حرکات نارین بالهای ابریشمیاش و با گردش بی توقفش بسیار خوب بهار را منسجم کند. پروانه عجول است. وقتش کم است. عمری بسیار کوتاه برایش تعیین شده و از این است که بیوقفه و پر هیجان است. نباید حتی یک لحظه ساکت بماند. باید با گلها، زیبایی و اسرار زندگی را شریک شود. باید پیشوای آنها باشد و الفبای یادیگری رسیدن به زیبایی را به آنها بیاموزد. ولی وقت کم است. پروانه در جستجوی یافتن خوشترین طعم و مزه، مدام در حال شتاب است. لذا نباید درنگ کند. قبل از اینکه بالهایش زخمی شوند، قبل از وداع گفتن گلها و یا وزش بادهای تند، خود را به اوج معنی زندگیاش برساند. با کرامت و دلگرمی به هر گلی داستان بهار را میگوید. دوستی و محبت خود را نثار تک تکشان میکند. جستجوگر است و باید تا آخر این سفر، بدون وقفه پرواز کند. پروانه از شیرهی همهی گلهای زیبا میچشد و آنها را با هم آشنا میکند. ولی باز هم این جستجو او را سیر نمیکند. باید مفهوم اصلی زندگی متفاوتتر باشد. باید رنگ عشق سوزناکتر باشد و حس و طعمش متفاوتتر باشد. پروانه در آخرین دم زندگیاش متوجه یک گل بسیار عجیب میشود. چشمهایش به این روشنایی غلیظ میافتد. از دور شعلهای سرخ مینماید. امواج روشنایی بسان موجهای دریا گویا در حال رقص هستند، مست و از خود بیخود شده. امواج با حرکات شورانگیز در حال خیز و افت است و به دور خود میپیچند. رنگهای سرخ، زرد، آبی و بنفش مدام جایشان را با همدیگر عوض میکنند و این نیز گرمایی تند به میان میآورد. پروانه نزدیک میشود و از خود میپرسد این گل را چرا تا حالا ندیده بودم؟ اسم این گل چیست و مزهای چگونه دارد؟ باید من این را دریابم. بایستی من به این گل نیز ابراز عشق کنم قبل از اینکه وقتم به سر آید. پروانه بدور شعلههای آتش میچرخد. دیگر نمیتواند خود را از این رقص رهایی بخشد. سرش گیج میرود و بسان اینکه در سمای عشق باشد مست میشود. پروانه باید برود و بالهایش را آغشته به رنگ این گل زیبا کند. بدون یک لحظه تردد کند، خود را به آغوش آتش میاندازد. آتش نیز منتظر معشوق خود بود تا زیباترین طعم زندگی را به وی بیاموزد. تا او را به چشمهی حقیقت برساند. پروانه را میان دستهای مهربانش میگیرد و رقصش چند برابر جوش میگیرد. بدین گونه پروانه و آتش هم معنا میشوند. یک رنگ و یک مفهوم. و پروانه 7 روز عمرش را با پرشورترین روشنایی ختم میکند.
ما گریلاهای آزادی، این داستان افسانهای را خوب میدانیم. زیرا در بوستان گلهای وطنمان پروانههای زیادی در تب این عشق بودند. آنها در رنگ حقیقت بال و پر گشودند و به سوزناکترینش دست یافتند. ما پروانهها را خوب میشناسیم و دیدار با آنها ما را همیشه شاد میکند. گویا یکی از قدیمیترین دوست را میبینیم. انگار که زیلان پَپوله (به زبان کردی یعنی پروانه) را میبیینیم. رفیق زیلان پَپوله عاشق و همدم پروانهها بود. در دل، پروانهای میپرواند. پروانهای که همهی رنگهای طبیعت را بر بالهایش ترسیم کرده بود. پروانهای که پروازش نمیشد با هیچ مانع و دیواری مسدود شود. زیلان علاقهی بسیار زیادی به پروانهها داشت. زیرا زندگی پروانه، پرواز عاشقانه و بخصوص رسیدن به اوج معنی زندگیشان را همچون الگوی زیبا زیستن میدانست.
گذار دموکراتیک
پروانه ی آشنا ✍ اَوین نژدت 🆔 @GozarDemocratic
علاقهی زیلان نسبت به پروانهها، وابستگی و عشقش به زندگی را نشان میداد. همیشه بر آن بود زندگی را همچون بالهای زیبای پروانه، لبریز از رنگهای متفاوت کند. برای همین فامیلش را پَپوله نهاد. زیلان با یکی از اشعارش عمق معنا بخشیدن به عمر پروانهایاش را چنین بیان میکند.
عمر من
از خاكستر قلبهايي كه سوخته شدهاند
از بغض گلوهايي كه به بند آمدهاند
از زبان بیزبانی
از افكاری كه هنوز ناخوانده ماندهاند
از گريههایی كه هقهق خاموش همراهیشان كردهاند
از آسمان بی باران
از گلهای پژمرده
من آفريده شدهام
شايد اين است
راز زندگی هفت روزهام
تا
هر كدام از روزهای عمرم را
برای آفريدنی نو
و زيباییهای گم شده
و دوستیهای از بين رفته
و دنيایی آزاد
مايه زندگی آبی شود…
رفیق زیلان پَپوله در سن کودکی بالهایش را به باد سئوال و جستجوها سپرد. هرگز مانعی جلویشان ایجاد نکرد و هر که در دلهای اطرافیانش با آسمانهای تیر و تار مواجه شد. بیشتر مصمم گشت که بالاتر و گسترده تر پرواز کند. رفیق زیلان در 16 آوریل سال 1983 (مترادف با 25 فروردین سال 1362) در شهر ارومیه، اسلامآباد متولد شد. او زادهی بهار، ماه آپریل بود. برای همین در ذاتش بهار نهان بود. بسیار زود نوشیدن از شیرهی راستی و پرواز را یاد گرفت. ولی در وطنی که زاده شده بود بوستان، گلستان و باغچهها به آتش کشیده شده بودند. گل و بلبل بدست بکوی عَوان (در داستان عاشقانهی مم و زین، شخصی که مانع پیوند این دو معشوق میشود) نظام جمهوری اسلامی ایران، از هم دور شده بودند. چهرهی انسانها برای خندیدن دلتنگی میکرد و گریه و فریاد ساکن دلهایشان شده بود. در جهانی که چشم به جهان گشود به جای عطر گل نرگس، مریم و نسترن، بوی ترس، باروت و خون به مشام میرسید. و زیلان میدید که از این است که گلهای شقایق به این حزن و غمگینی میرویند. ولی زیلان آمده بود که از زندگی زیبا بچشد نه اینکه به پلیدی و زشتیهای این جهان راضی شود.
بالهای نقشینش یک لحظه آرام و قرار نداشت و مدام در حال پرواز بود. این حالتش کودکان شلوغ و بازیگوش را به یاد میآورد. ولی این حالتش، نارضایتی و عصیان زیلان علیه فصل سکوت و فرودستی بود. میبایست بسوی بهار میرفت. به آنجایی که هنوز طبیعت زنده بود. بوی رفاقت و دوستی از آنجا میآمد. میدانست که دریای امید هنوز نخشکیده و امواجش را به ساحلهای بیشتری میکوبد. بایستی زیلان نیز میرفت و شناوری در این آبی دریا میشد. زیلان رنگ آبی را نیز بسیار دوست داشت و در این مورد این چنین میگفت:
آبی نشانه زندگی
زیبایی
صافی
تمیزی
زلالی
عصیان
صداقت
لطافت
رفاقت
وفاداری
طبیعت
و … است
آبی رنگ زیبای دریا، رنگ آزادی و رنگ عشق است
هر آنکه این نشانهها را داشته باشد، برایم آبی دریاست.
از نظر زیلان پَپوله، آبی ترکیبی از همهی مفاهیم و واژههای انسان دوستی و طبیعت دوستی بود.
زیلان سفر به سوی بهار انسانیت را در سال 1999 در منطقهی شهیدان آغاز کرد و به کاروان روشنایی پیوست. ولی ملحق شدن به جنبش آزادیخواهی کافی نبود و تازه اول راه بود. میخواست با همهی گلهای چارچل (یکی از کوههای زاگرس واقع در مرز شمال و جنوب کردستان) درههای قندیل، کنار رودخانههای آواشین (آب آبی رنگ) و باسیا (دو رودخانه در منطقهی زاگرس) زاپ و لولان آشنا شود. زیلان با پرتوهای روشنایی رهبری، بالهایش را میشست و او بیشتر به سوی هویتش و به زن بودنش نزدیک میشد. بزرگترین خواستهی زیلان این بود که روزی رهبر آپو را ببیند. در این باره چنین شعری سروده
امید
ای کاش پرندهای بودم
بال و پر میگشودم
پرواز میکردم به اوج آن کوهها
میدیدم همه جهان را
از جیلو تا گوُوَند و چارچلا
از درسیم تا سرحد و بوتان
ای کاش قاصدکی بودم
خود را به باد میسپردم
سلام یاران را به هم میرساندم
با عشق عاشقان شاد میشدم
ای کاش قطرهای آب بودم
زلال، صاف و پاک
میرسیدم به رود، دریا و اقیانوس
به زیر دریاهای بزرگ میرفتم
میرسیدم به لبهای تشنهی کودکی
خنک میکردم گلوی خشکیدهی زخمیای را
ای کاش نسیمی آرام بودم
هنگام سحر آرام آرام میآمدم
بر دشتی پر از گلهای زیبا
بر تپهای بلند و آزاد
ای کاش من فقط یکی از آنها بودم
تا که همه جهان را میگشتم
میدیدم زیباییهایش را
و دور میشدم از زشتیهایش
میرفتم به آن سوی دریا
در دل فریاد انسانها
آنجایی که آزادی نهان است
پیروزی ربوده شده
آنجایی که سبب گریه مادران
فریاد کودکان
آنجاست امید
ای کاش فقط و فقط میدیدم رهبرم را
عمر من
از خاكستر قلبهايي كه سوخته شدهاند
از بغض گلوهايي كه به بند آمدهاند
از زبان بیزبانی
از افكاری كه هنوز ناخوانده ماندهاند
از گريههایی كه هقهق خاموش همراهیشان كردهاند
از آسمان بی باران
از گلهای پژمرده
من آفريده شدهام
شايد اين است
راز زندگی هفت روزهام
تا
هر كدام از روزهای عمرم را
برای آفريدنی نو
و زيباییهای گم شده
و دوستیهای از بين رفته
و دنيایی آزاد
مايه زندگی آبی شود…
رفیق زیلان پَپوله در سن کودکی بالهایش را به باد سئوال و جستجوها سپرد. هرگز مانعی جلویشان ایجاد نکرد و هر که در دلهای اطرافیانش با آسمانهای تیر و تار مواجه شد. بیشتر مصمم گشت که بالاتر و گسترده تر پرواز کند. رفیق زیلان در 16 آوریل سال 1983 (مترادف با 25 فروردین سال 1362) در شهر ارومیه، اسلامآباد متولد شد. او زادهی بهار، ماه آپریل بود. برای همین در ذاتش بهار نهان بود. بسیار زود نوشیدن از شیرهی راستی و پرواز را یاد گرفت. ولی در وطنی که زاده شده بود بوستان، گلستان و باغچهها به آتش کشیده شده بودند. گل و بلبل بدست بکوی عَوان (در داستان عاشقانهی مم و زین، شخصی که مانع پیوند این دو معشوق میشود) نظام جمهوری اسلامی ایران، از هم دور شده بودند. چهرهی انسانها برای خندیدن دلتنگی میکرد و گریه و فریاد ساکن دلهایشان شده بود. در جهانی که چشم به جهان گشود به جای عطر گل نرگس، مریم و نسترن، بوی ترس، باروت و خون به مشام میرسید. و زیلان میدید که از این است که گلهای شقایق به این حزن و غمگینی میرویند. ولی زیلان آمده بود که از زندگی زیبا بچشد نه اینکه به پلیدی و زشتیهای این جهان راضی شود.
بالهای نقشینش یک لحظه آرام و قرار نداشت و مدام در حال پرواز بود. این حالتش کودکان شلوغ و بازیگوش را به یاد میآورد. ولی این حالتش، نارضایتی و عصیان زیلان علیه فصل سکوت و فرودستی بود. میبایست بسوی بهار میرفت. به آنجایی که هنوز طبیعت زنده بود. بوی رفاقت و دوستی از آنجا میآمد. میدانست که دریای امید هنوز نخشکیده و امواجش را به ساحلهای بیشتری میکوبد. بایستی زیلان نیز میرفت و شناوری در این آبی دریا میشد. زیلان رنگ آبی را نیز بسیار دوست داشت و در این مورد این چنین میگفت:
آبی نشانه زندگی
زیبایی
صافی
تمیزی
زلالی
عصیان
صداقت
لطافت
رفاقت
وفاداری
طبیعت
و … است
آبی رنگ زیبای دریا، رنگ آزادی و رنگ عشق است
هر آنکه این نشانهها را داشته باشد، برایم آبی دریاست.
از نظر زیلان پَپوله، آبی ترکیبی از همهی مفاهیم و واژههای انسان دوستی و طبیعت دوستی بود.
زیلان سفر به سوی بهار انسانیت را در سال 1999 در منطقهی شهیدان آغاز کرد و به کاروان روشنایی پیوست. ولی ملحق شدن به جنبش آزادیخواهی کافی نبود و تازه اول راه بود. میخواست با همهی گلهای چارچل (یکی از کوههای زاگرس واقع در مرز شمال و جنوب کردستان) درههای قندیل، کنار رودخانههای آواشین (آب آبی رنگ) و باسیا (دو رودخانه در منطقهی زاگرس) زاپ و لولان آشنا شود. زیلان با پرتوهای روشنایی رهبری، بالهایش را میشست و او بیشتر به سوی هویتش و به زن بودنش نزدیک میشد. بزرگترین خواستهی زیلان این بود که روزی رهبر آپو را ببیند. در این باره چنین شعری سروده
امید
ای کاش پرندهای بودم
بال و پر میگشودم
پرواز میکردم به اوج آن کوهها
میدیدم همه جهان را
از جیلو تا گوُوَند و چارچلا
از درسیم تا سرحد و بوتان
ای کاش قاصدکی بودم
خود را به باد میسپردم
سلام یاران را به هم میرساندم
با عشق عاشقان شاد میشدم
ای کاش قطرهای آب بودم
زلال، صاف و پاک
میرسیدم به رود، دریا و اقیانوس
به زیر دریاهای بزرگ میرفتم
میرسیدم به لبهای تشنهی کودکی
خنک میکردم گلوی خشکیدهی زخمیای را
ای کاش نسیمی آرام بودم
هنگام سحر آرام آرام میآمدم
بر دشتی پر از گلهای زیبا
بر تپهای بلند و آزاد
ای کاش من فقط یکی از آنها بودم
تا که همه جهان را میگشتم
میدیدم زیباییهایش را
و دور میشدم از زشتیهایش
میرفتم به آن سوی دریا
در دل فریاد انسانها
آنجایی که آزادی نهان است
پیروزی ربوده شده
آنجایی که سبب گریه مادران
فریاد کودکان
آنجاست امید
ای کاش فقط و فقط میدیدم رهبرم را
گذار دموکراتیک
پروانه ی آشنا ✍ اَوین نژدت 🆔 @GozarDemocratic
هیجان و دوستی زیلان پَپوله به زندگی را به هنگام پایکوبی میشد عمیقا حس کرد. وقتی سَرچوُپی را میگرفت همچون پروانهی سرمست آتش، به وجد میآمد و انگار در آسمان آبی پرواز میکند، شورانگیز میرقصید. زیلان با دلگرمی و مهربانی، همهی رفقا را به آغوش میگرفت. در مکانی که او حضور داشت سکوت و سردی راهی به هیچ قلبی نداشت. امواج آتش دلش را به روح همرزمانش میدمید. از این بود که رفقا با دیدن زیلان خود را در میان گلستانی از هزار رنگ مییافتند. جستجوی زیلان در راه دستیابی جوهر خویشتن، لحظه به لحظه بیشتر میشد و پاسخهایش نیز گستردهتر. زیلان به خوبی میدانست که زنان کرد به پیشاهنگ نیاز دارند. و او نیز همچون دانشآموز و شروان رهبر آپو، باید شربت حقیقت را با آنها تقسیم کند. و بر این مهم پافشاری میکرد که برای چارهیابی معضل زنان بخصوص در شرق کردستان و ایران که زنان در میان پنچههای نظام دیکتاتور اسلامی مینالند، باید قبل از هر چیز درد و رنجهایشان را درک کرد. زیلان همیشه میگفت که درد زنهایی را که بعلت فشار و ظلم ذهنیت مردسالار و از سر بیچارگی خودسوزی میکنند را بسیار عمیقا حس میکند. همیشه سعی میکرد که این زخم را مداوا کند. دقیقا پی برده بود که حل مسئله زن با تکیه به ایدئولوژی آزادی زن میسر خواهد شد. و در این راه برای اینکه به یک صدا تبدیل شود و با زنان مرتبط شود سالهای متمادی در حال تلاش بود. در این موارد، به سطحی از ژرفای اندیشهائی دست یافته بود و نوشتههای زیادی را به رشتهی تحریر در آورد. که یکی از اشعارش را در زیر میآوریم.
زن
اي تاريخ بگشا صفحههای گمشدهات را و بگو
قصه ملكههای جاودان را بخوان
آنان كه مقدسترينها بودهاند زمانی
آنان كه خدايان را متحير میساختند
از عظمتشان، بركتشان و عدالتشان
مايه اميد و پيروزی
مايه حيات و خالق صلح و برابری
قصهی آن
درختی بخشنده و مهربان
اوايل بهار كه جوانههايش میشکفتند
پرندگان را وحی خواندن ترانه بهاری میرسيد
و بلبلان مستانه مستانه سر میدادند ترانههای آزادی را
زیلان برای سازماندهی زنان و ایجاد رابطهای مستقیم با آنان، میخواست از نزدیک، شاهد مشکلات آنها شده و پاسخگوی مشکلاتشان شود. در اوایل اردیبهشت سال 2006 به سوی کوههای مریوان رهسپار شد.
اما عمر پروانهها کوتاه است و شور و شوقشان برای یافتن و آفریدن، بسیار. زیلان پَپوله در 30 حزیران همان سال برای مراسم یادبود شهید بزرگوارمان زیلان (زینب کناجی/ در سال 1996 در شهر درسیم عملیاتی فدائی انجام داده و به مقام شهادت رسید) در روستایی حوالی شهر مریوان جلسهای برگزار می کند. رهبرمان، الههی بزرگوارمان زیلان، را همچون فرمانده و الگوی اصلی زندگی آپوچی ارزیابی کرده است. ما زنان آزادیخواه نیز همیشه سعی داریم که در راستای مانیفست شهید زیلان، به آفریدن شخصیت زن آزاد دست یابیم. بسیاری از دختران کرد با تاثیر شدن از این قهرمان بزرگ به صفوف مبارزه پیوستند. زیلان پَپوله نیز با شناخت شهید زیلان، هم اسم و هم زیلان گونه بودن را سرمشق زندگی خود قرار داد.
زیلان پَپوله پس از پایان جلسه با خشنودی انجام دادن وظیفهای مقدس، ولی با مرور و اندیشیدن به مسئولیتهایی که بر دوش دارد به محلی که رفقا از پیش تعیین کرده بودند براه میافتد. ولی دشمن همچون خون آشامی که با مکیدن خون آزادگان توان زندگی را دارد و نیروهای مزدور کرد همچون لاش خور، کمین گذاشته بودند و زیلان پَپوله در رده پای الههی حقیقت زیلان (زینب کناجی) مصادف با سالگرد شهادتش به پرواز درآمد. و به سوی معنی حقیقت رهسپار گشت. با شعلههای آزادی پرواز کرد.
زیلان پَپوله 7 سال از عمرش را در میان صفوف انقلابمان سرشار از دوستی، یادگیری و آفریدن، بسیار پرخروش و پرمعنا طی کرد. رفیق زیلان، پروانهی دلش را به آسمان آزادی رها کرد. امروز با آمدن بهار و ماه آوریل، پروانهها از دامنش زاده میشوند و بدور کوههای آزاد بال میزنند. از این است که رهروان راه آزادی با شعف و شادی به استقبال پروانهها میروند.
یاد همهی شهدایمان روشنایی بخش راهمان است.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
زن
اي تاريخ بگشا صفحههای گمشدهات را و بگو
قصه ملكههای جاودان را بخوان
آنان كه مقدسترينها بودهاند زمانی
آنان كه خدايان را متحير میساختند
از عظمتشان، بركتشان و عدالتشان
مايه اميد و پيروزی
مايه حيات و خالق صلح و برابری
قصهی آن
درختی بخشنده و مهربان
اوايل بهار كه جوانههايش میشکفتند
پرندگان را وحی خواندن ترانه بهاری میرسيد
و بلبلان مستانه مستانه سر میدادند ترانههای آزادی را
زیلان برای سازماندهی زنان و ایجاد رابطهای مستقیم با آنان، میخواست از نزدیک، شاهد مشکلات آنها شده و پاسخگوی مشکلاتشان شود. در اوایل اردیبهشت سال 2006 به سوی کوههای مریوان رهسپار شد.
اما عمر پروانهها کوتاه است و شور و شوقشان برای یافتن و آفریدن، بسیار. زیلان پَپوله در 30 حزیران همان سال برای مراسم یادبود شهید بزرگوارمان زیلان (زینب کناجی/ در سال 1996 در شهر درسیم عملیاتی فدائی انجام داده و به مقام شهادت رسید) در روستایی حوالی شهر مریوان جلسهای برگزار می کند. رهبرمان، الههی بزرگوارمان زیلان، را همچون فرمانده و الگوی اصلی زندگی آپوچی ارزیابی کرده است. ما زنان آزادیخواه نیز همیشه سعی داریم که در راستای مانیفست شهید زیلان، به آفریدن شخصیت زن آزاد دست یابیم. بسیاری از دختران کرد با تاثیر شدن از این قهرمان بزرگ به صفوف مبارزه پیوستند. زیلان پَپوله نیز با شناخت شهید زیلان، هم اسم و هم زیلان گونه بودن را سرمشق زندگی خود قرار داد.
زیلان پَپوله پس از پایان جلسه با خشنودی انجام دادن وظیفهای مقدس، ولی با مرور و اندیشیدن به مسئولیتهایی که بر دوش دارد به محلی که رفقا از پیش تعیین کرده بودند براه میافتد. ولی دشمن همچون خون آشامی که با مکیدن خون آزادگان توان زندگی را دارد و نیروهای مزدور کرد همچون لاش خور، کمین گذاشته بودند و زیلان پَپوله در رده پای الههی حقیقت زیلان (زینب کناجی) مصادف با سالگرد شهادتش به پرواز درآمد. و به سوی معنی حقیقت رهسپار گشت. با شعلههای آزادی پرواز کرد.
زیلان پَپوله 7 سال از عمرش را در میان صفوف انقلابمان سرشار از دوستی، یادگیری و آفریدن، بسیار پرخروش و پرمعنا طی کرد. رفیق زیلان، پروانهی دلش را به آسمان آزادی رها کرد. امروز با آمدن بهار و ماه آوریل، پروانهها از دامنش زاده میشوند و بدور کوههای آزاد بال میزنند. از این است که رهروان راه آزادی با شعف و شادی به استقبال پروانهها میروند.
یاد همهی شهدایمان روشنایی بخش راهمان است.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Gerîlayê YRK bang li ciwanan kir: Dema serhildana ye
Gêrîlayê YRK’ê Rêwar Melîkşah destnîşan kir ku pêwîste gelê Kurd li hemberî polîtîkayên parçekirin û dagirkirina hezên herêmê hîşyar bin, bibin xwedî helwest û bang li ciwanan kir ku li hember polîtîkayên dijminahiyê serî rakin.
🆔 @GozarDemocratic
Gêrîlayê YRK’ê Rêwar Melîkşah destnîşan kir ku pêwîste gelê Kurd li hemberî polîtîkayên parçekirin û dagirkirina hezên herêmê hîşyar bin, bibin xwedî helwest û bang li ciwanan kir ku li hember polîtîkayên dijminahiyê serî rakin.
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
Gerîlayê YRK bang li ciwanan kir: Dema serhildana ye Gêrîlayê YRK’ê Rêwar Melîkşah destnîşan kir ku pêwîste gelê Kurd li hemberî polîtîkayên parçekirin û dagirkirina hezên herêmê hîşyar bin, bibin xwedî helwest û bang li ciwanan kir ku li hember polîtîkayên…
Gerîlayê YRK bang li ciwanan kir: Dema serhildana ye
Gêrîlayê YRK’ê Rêwar Melîkşah destnîşan kir ku pêwîste gelê Kurd li hemberî polîtîkayên parçekirin û dagirkirina hezên herêmê hîşyar bin, bibin xwedî helwest û bang li ciwanan kir ku li hember polîtîkayên dijminahiyê serî rakin.
Gêrîlayê Yekîneyên Rizgariya Rojhilatê Kudistanê (YRK) têkildarî nasîna xwe ya tevgera azadiyê û bandora ku li ser kiriye, di heman demê de êrîşên dagirkeran li ser gelên herêmê û bi taybet li ser gelên Kurd û pêngava “Dem Dema Azadiyê ye” ji ANF’ê re nirxand.
Gêrîla Rêwar Melîkşah ku bi esilê xwe Kelhor a Îlamiyê ye diyar kir ku ji ber ew ji malbatekî welatparêze û ji malbata wî beşdarbûnên nava tevgera azadiyê pirin, naskirinekî wî ji zaroktî ve bi tevgera Azadiyê heye.
Her wiha ji ber ku hevalên Rêwar û kesên derdora wî her dem behsa PJAK’ê û tekoşîna ku ji bo Kurdiyetê kirine, bandorek mezin li ser wî çêbûye û wiha got: “Ji zaroktî ve gêrîla bala min kişandibû û ji derdora xwe bandor bibûm. Lê piştî şehadeta hevrê Şahan Melîkşahî min biryara xwe da ku beşdarî nava refên azadiyê bibim û tola hemû şehîdên Kurdistanê rakim û çeka şehîdan li erdê nehêlim. Hêvîdarim ku layiqê wan şehîdan bim ku bikaribim bi ser bilindî çeka şehîdan bilind bikim û rizgariya Kurdistanê bi çavên xwe bibînim.”
Gêrîla Melîkşah bal kişand ser dagirkeriya li ser Kurdistanê û wiha pêde çû: “Kurdistan hatiye dagirkirin. Çi dewleta heyî hêza xwe derxistiye û li dijî Kurdistanê û gelê wê û berxwedêrên wê bikar tînin. Em jî wekî gêrîlayên azadiya Kurdistanê bersiv didin û nahêlin ku ew dagirkeran, dagirkeriya xwe li ser Kurdistanê berfireh bikin. Em nahêlin ku gelê me li jêr desthilatdariya wan bimînîn. Daxwaza me ew e ku gelê me xwe bixwe birêve bibe û dagirkeriyê qebûl nekin. Em jî dixwazin ku gelê me wekî me li himber dagirkeriyê bisekinin. Em dizanin ku gelê me jî azadiya Kurdistanê di astekê herî jor de dixwazin, ji bo wê jî pêwîste têkoşîn bikin”.
Gêrîlayê YRK’ê Rêwar Melîkşah destnîşan kir ku hêzen dagirker li Kurdistanê her cûre êrîşan bikar tinin daku bikaribin Kurdistanê dagir bikin û ev nirxandin kir: “Dewletên dagirker Îran, Sûriye, Tirkiye û Iraq û ew dewletên ku destek didin wan, armancên wan ew bû ku Kurdistanê perçe perçe bikin, tiştekî bi navê Kurdistanê li holê nehêlin. Pêwîste gelê me fêm bike ku ev dijmin dixwaze çi bike? Dagirkeran hemû serwet û bereketa axa me ji xwe re girtiye û gelê me di bin feqîrtiyê û hejartiyê de hiştiye. Daristanên me li her beşê Kurdistanê dişewîtînîn, talan dikin û gelê me rojanê qetil dikin. Em îro li vir dijberê van hemû hezên dagirker, em tê dikoşin û em ê her têkoşîn bikin. Em ê nehîlîn ku tu carê hêzen dagirker bigihêjin armacên xwe. Lê pêwîste ku gelê me ji li hemberî dijminê xwe hişyar be daku fêm bikin ku çi dijminatiyê li ser me dike.”
Gêrîla Melîkşah bal kişand ser pêngava “Dem Dema Azadiyê ye” ku ji bo azadiya Rêberê Gelê Kurd Abdullah Ocalan hatibû destpêkirin û wiha domand: “Ji bo azadiya Rojhilata navîn û bi taybet ya Kurdistanê, felsefeyek derket. Ew felsefe jî ji aliyê Rêberê Gelê Kurd Rêber Apo ve hate pêşxistin. Lê mixabin em dibînin ku dewletên dagirker ji bo ev felsefe belavî cîhanê nebe, serî li her rê û rêbazan didin. Ji bo pêşiya vê felsefê bigrin tecrîdek mutlaq li ser Rêber Apo didin meşandin. Pêwîste em wekî Kurdek û wekî mirovekî ku li Rojhilata navîn dijî, vê felsefa ku ji bo Kurd û Kurdistanê û ji bo azadiya hemû netewan hatiye pêşxistin, ji nava zindanan derxînin û li giştî cîhanê belav bikin. Pêwîste gelê Îlam û giştî ciwan serî hildin û têkoşîn bikin. Ji bo azadiya Kurdistanê û azadiya serok Apo a fîzîkî bibin bersivek li himber dagirkeran.”
Gerîla Rêwar Melîkşah da xyakirin ku pêwîste gelê Kurd li hemberî polîtîkayên parçekirin û dagirkirina hezên herêmê hîşyar bin û xwediye helwest bin û got: “Îro hemû sermaya Kurdistanê di bin destê dagirkeran de ye, lê gelê Kurd birçiye û ciwanên wan jî bê karin. Ev yek li her devere Kurdistanê tê kirin. Lê Îran di vî mijarê de taybet kar dike.
Gêrîlayê YRK’ê Rêwar Melîkşah destnîşan kir ku pêwîste gelê Kurd li hemberî polîtîkayên parçekirin û dagirkirina hezên herêmê hîşyar bin, bibin xwedî helwest û bang li ciwanan kir ku li hember polîtîkayên dijminahiyê serî rakin.
Gêrîlayê Yekîneyên Rizgariya Rojhilatê Kudistanê (YRK) têkildarî nasîna xwe ya tevgera azadiyê û bandora ku li ser kiriye, di heman demê de êrîşên dagirkeran li ser gelên herêmê û bi taybet li ser gelên Kurd û pêngava “Dem Dema Azadiyê ye” ji ANF’ê re nirxand.
Gêrîla Rêwar Melîkşah ku bi esilê xwe Kelhor a Îlamiyê ye diyar kir ku ji ber ew ji malbatekî welatparêze û ji malbata wî beşdarbûnên nava tevgera azadiyê pirin, naskirinekî wî ji zaroktî ve bi tevgera Azadiyê heye.
Her wiha ji ber ku hevalên Rêwar û kesên derdora wî her dem behsa PJAK’ê û tekoşîna ku ji bo Kurdiyetê kirine, bandorek mezin li ser wî çêbûye û wiha got: “Ji zaroktî ve gêrîla bala min kişandibû û ji derdora xwe bandor bibûm. Lê piştî şehadeta hevrê Şahan Melîkşahî min biryara xwe da ku beşdarî nava refên azadiyê bibim û tola hemû şehîdên Kurdistanê rakim û çeka şehîdan li erdê nehêlim. Hêvîdarim ku layiqê wan şehîdan bim ku bikaribim bi ser bilindî çeka şehîdan bilind bikim û rizgariya Kurdistanê bi çavên xwe bibînim.”
Gêrîla Melîkşah bal kişand ser dagirkeriya li ser Kurdistanê û wiha pêde çû: “Kurdistan hatiye dagirkirin. Çi dewleta heyî hêza xwe derxistiye û li dijî Kurdistanê û gelê wê û berxwedêrên wê bikar tînin. Em jî wekî gêrîlayên azadiya Kurdistanê bersiv didin û nahêlin ku ew dagirkeran, dagirkeriya xwe li ser Kurdistanê berfireh bikin. Em nahêlin ku gelê me li jêr desthilatdariya wan bimînîn. Daxwaza me ew e ku gelê me xwe bixwe birêve bibe û dagirkeriyê qebûl nekin. Em jî dixwazin ku gelê me wekî me li himber dagirkeriyê bisekinin. Em dizanin ku gelê me jî azadiya Kurdistanê di astekê herî jor de dixwazin, ji bo wê jî pêwîste têkoşîn bikin”.
Gêrîlayê YRK’ê Rêwar Melîkşah destnîşan kir ku hêzen dagirker li Kurdistanê her cûre êrîşan bikar tinin daku bikaribin Kurdistanê dagir bikin û ev nirxandin kir: “Dewletên dagirker Îran, Sûriye, Tirkiye û Iraq û ew dewletên ku destek didin wan, armancên wan ew bû ku Kurdistanê perçe perçe bikin, tiştekî bi navê Kurdistanê li holê nehêlin. Pêwîste gelê me fêm bike ku ev dijmin dixwaze çi bike? Dagirkeran hemû serwet û bereketa axa me ji xwe re girtiye û gelê me di bin feqîrtiyê û hejartiyê de hiştiye. Daristanên me li her beşê Kurdistanê dişewîtînîn, talan dikin û gelê me rojanê qetil dikin. Em îro li vir dijberê van hemû hezên dagirker, em tê dikoşin û em ê her têkoşîn bikin. Em ê nehîlîn ku tu carê hêzen dagirker bigihêjin armacên xwe. Lê pêwîste ku gelê me ji li hemberî dijminê xwe hişyar be daku fêm bikin ku çi dijminatiyê li ser me dike.”
Gêrîla Melîkşah bal kişand ser pêngava “Dem Dema Azadiyê ye” ku ji bo azadiya Rêberê Gelê Kurd Abdullah Ocalan hatibû destpêkirin û wiha domand: “Ji bo azadiya Rojhilata navîn û bi taybet ya Kurdistanê, felsefeyek derket. Ew felsefe jî ji aliyê Rêberê Gelê Kurd Rêber Apo ve hate pêşxistin. Lê mixabin em dibînin ku dewletên dagirker ji bo ev felsefe belavî cîhanê nebe, serî li her rê û rêbazan didin. Ji bo pêşiya vê felsefê bigrin tecrîdek mutlaq li ser Rêber Apo didin meşandin. Pêwîste em wekî Kurdek û wekî mirovekî ku li Rojhilata navîn dijî, vê felsefa ku ji bo Kurd û Kurdistanê û ji bo azadiya hemû netewan hatiye pêşxistin, ji nava zindanan derxînin û li giştî cîhanê belav bikin. Pêwîste gelê Îlam û giştî ciwan serî hildin û têkoşîn bikin. Ji bo azadiya Kurdistanê û azadiya serok Apo a fîzîkî bibin bersivek li himber dagirkeran.”
Gerîla Rêwar Melîkşah da xyakirin ku pêwîste gelê Kurd li hemberî polîtîkayên parçekirin û dagirkirina hezên herêmê hîşyar bin û xwediye helwest bin û got: “Îro hemû sermaya Kurdistanê di bin destê dagirkeran de ye, lê gelê Kurd birçiye û ciwanên wan jî bê karin. Ev yek li her devere Kurdistanê tê kirin. Lê Îran di vî mijarê de taybet kar dike.
گذار دموکراتیک
Gerîlayê YRK bang li ciwanan kir: Dema serhildana ye Gêrîlayê YRK’ê Rêwar Melîkşah destnîşan kir ku pêwîste gelê Kurd li hemberî polîtîkayên parçekirin û dagirkirina hezên herêmê hîşyar bin, bibin xwedî helwest û bang li ciwanan kir ku li hember polîtîkayên…
Tevî ku neftê herî zêde li Rojhilatê Kurdistanê ye, lê mixabin ciwanên Kurd ji ber xizaniye dinalin û her roj li ser sînoran ji ber kolbertiye dikin tên kuştin. Ji bo ciwan serî ranekin rejîma Îran bi madeyên hişber ciwanan pûç dike. Rejîm dibêje; ‘Meşrûb vexwin, dizî bikin û her tiştî bikin, lê bi siyasetê re mijûl nebin.’ Gelo çima em nebin bi siysetmedar? Çima em nizanibin dîroka me çiye? Çima em nizanibin kî dijminê me ye û kî dostê me ye? Rejîma Îran dixwaze me ji rastiya me dûr bixîne. Şerê xwe yê teybet li ser Îlam û Kirmaşan pir zêde kûr kiriye û dixwaze ji Rojhilatê Kurdistan cuda bike û wekî Faris bide nîşandan. Pêwîste gelên Îlam li hemberê wê dagirkeriyê bersivek dide. Gelê Îlam bi Kurdbûna xwe tê naskirin, bi biratiya xwe tê naskirin. Lê belê dagirkerî ewqas pê lîstiye û sîstema xwe li ser meşandiye gel gihîştiyê wê astê, êdî rastî û dirawan ji hevdu dernaxîne. Pêwîste gelê Îlam bizanibin ku soran, kurmanc, kelhor tev yeke û em hemû Kurd in.”
Herî dawî gerîla Melîkşah bang li hemû gelên herêmê kir ku dagirkeriya heyî qebûl nekin û serî li himberî van hêzen dagirker rakin û got: “Pêwîste gelên Kurd, Belûc û Faris li himberî wê dagirkeriyê bisekinin û deshilatdariya li ser gelen tê meşandin qebûl nekin û li hemberê van êrîşan bibin yek.”
ANF
🆔 @GozarDemocratic
Herî dawî gerîla Melîkşah bang li hemû gelên herêmê kir ku dagirkeriya heyî qebûl nekin û serî li himberî van hêzen dagirker rakin û got: “Pêwîste gelên Kurd, Belûc û Faris li himberî wê dagirkeriyê bisekinin û deshilatdariya li ser gelen tê meşandin qebûl nekin û li hemberê van êrîşan bibin yek.”
ANF
🆔 @GozarDemocratic
پ.د.ک منافع عشیرهای را بر منافع ملی کورد ترجیح داده است
...مسعود بارزانی سیستم و پارادایم جهانی را درک نمیکند و نمیتواند بر این اساس و در چهارچوب چنین رهیافتی سیاستورزی کند. همین دیدگاه محدود و فقر نظری باعث شد کە ملت کوردستان یک فرصت تاریخی از دست بدهند. ...
🆔 @GozarDemocratic
...مسعود بارزانی سیستم و پارادایم جهانی را درک نمیکند و نمیتواند بر این اساس و در چهارچوب چنین رهیافتی سیاستورزی کند. همین دیدگاه محدود و فقر نظری باعث شد کە ملت کوردستان یک فرصت تاریخی از دست بدهند. ...
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
پ.د.ک منافع عشیرهای را بر منافع ملی کورد ترجیح داده است ...مسعود بارزانی سیستم و پارادایم جهانی را درک نمیکند و نمیتواند بر این اساس و در چهارچوب چنین رهیافتی سیاستورزی کند. همین دیدگاه محدود و فقر نظری باعث شد کە ملت کوردستان یک فرصت تاریخی از دست بدهند.…
پ.د.ک منافع عشیرهای را بر منافع ملی کورد ترجیح داده است
...مسعود بارزانی سیستم و پارادایم جهانی را درک نمیکند و نمیتواند بر این اساس و در چهارچوب چنین رهیافتی سیاستورزی کند. همین دیدگاه محدود و فقر نظری باعث شد کە ملت کوردستان یک فرصت تاریخی از دست بدهند. ...
◼️ مبحث وحدت و اتحاد کوردها از دیرباز به عنوان مبحث روز هموارە مطرح بوده است. تمام نیروها و جریانهای کوردی در سال ۲۰۱۳ بە این موضع و روند مهم نزدیک شده بودند. پیشرفت گفتگوها در این باره، نتیجه مستقیم تلاشهای جنبش آزادیخواهی کوردستان در بالاترین سطوح خود بود. پیش از این، طی سال ٢٠٠٠ تا ٢٠١٣، با پیشاهنگی شهرداریهای شمال کوردستان کنفرانسهای ملی ادبیات، موسیقی، تئاتر، زبان، سینما، زنان، جوانان، نویسندگان و روزنامهنگاران کورد برگزار شد. بعضی از این کنفرانسها چندین بار دیگر تکرار شدند. در این پیوند و در ادامه جشنوارههای دیگری نیز برگزار شدند. این تلاشها باعث ارتقاء سطح آگاهی، بحث و گفتگو، تأمل و شکوفایی احساسات و افکاری در جهت ایجاد کنگره ملی شد.
نقش عبدالله اوجالان، رهبر خلق کورد در شکلگیری این نشستها و ایده کنگره ملی بسیار زیاد بود. ایدهها و الگوی همه تلاشها نتیجه اسرار فراوان و افکار اوجالان بود. برای پیشبرد و تشکیل کنگره ملی، عبدالله اوجالان، نامهای به مسعود بارزانی فرستاد و از او خواست، ریاست کنگره ملی کورد را عهدهدار شود. اگرچه اکثریت ملت کوردستان، اوجالان را بە عنوان رهبر ملی خود میدانند، اما اوجالان برای وحدت و اتحاد کوردها از این مسئله چشمپوشی کرد. اگر کنگره ملی برگزار میشد، در حال حاضر ملت کوردستان در هر چهار بخش آن، در وضعیت دیگری قرار داشت،. اما متأسفانه این اتحاد و وحدت شکل نگرفت.
مسئول اصلی این امر مسعود بارزانی بود. اگر چه اوجالان، فرصت خوب و ایدهآلی را جلوی پای او گذاشت و به وی فرصت رهبری ملت کورد را عطا کرد، ولی بارزانی نتوانست این وظیفه تاریخی را بە انجام برساند. بە این دلیل، چون هدف بارزانی اتحاد ملت کورد نیست. منطق سیاسی او و حزبش بر اساس عشیره و تفکرات قبیلهای شکل گرفته و تقسیم کوردستان در حالت فعلی را پذیرفته است. در دیدگاه و منطق بارزانی، رهبری ملت کورد و کنگره ملی جایی نداشته و هیچگاه مطرح نیست. دیدگاه وی محدود، خانوادگی و قبیلهای بوده و هیچ مبنای اجتماعی، سیاسی، فلسفی و ایدئولوژیکی ندارد.
مسعود بارزانی سیستم و پارادایم جهانی را درک نمیکند و نمیتواند بر این اساس و در چهارچوب چنین رهیافتی سیاستورزی کند. همین دیدگاه محدود و فقر نظری باعث شد کە ملت کوردستان یک فرصت تاریخی از دست بدهند. این درک و منطق عشیرهای و سنتی خانواده بارزانی، سرنوشت ملت کورد را بە سمت یک فاجعه بزرگ کشانده است. درک، فهم و منطق خانواده بارزانی و پارت دمکرات چیزی بیشتر و بالاتر از شخص بارزانی را نمیبینند. این حزب و خانواده بارزانی بزرگترین مانع اتحاد، وحدت و تشکیل کنگره ملی کوردستان بوده و هستند.
اکنون بە موضوع اصلی این نوشته میرسیم، پ.د.ک و بارزانی چگونه میتوانند نقش مهمی در اتحاد کوردها داشته باشند؟ این سوال یک کنایه سیاسی است. گاهی اوقات، وقایع اثر معکوسی دارند. امروز وضعیت بارزانی و پارت دمکرات کوردستان همین حالت کنایهای و معکوس را دارد. با وجود همه فرصتهایی که نصیب آنها شد، نقش مثبت و خوبی در وحدت ملت و جامعه کوردستان ایفا نکردند. آنها در عوض اتحاد و یکپارچگی احزاب کوردستان، همکاری با اشغالگران را ترجیح دادند. آنها منافع خانواده و حزبی خود را به جای منافع عمومی ملت كورد و كوردستان ترجیح دادهاند.
این حزب و خانواده هر اندازه بە استعمارگران در کوردستان نزدیکتر میشوند، به همان اندازە از ملت کورد و سرزمین کوردستان فاصله میگیرند. هرچه بیشتر سیاستهای اشغالگران را دنبال کنند، به همان اندازه نیز رسواتر خواهند شد. همین مسئله باعث شده است که نفود بارزانی و پ.د.ک روی کوردها به کمترین میزان خود برسد. در پاسخ و واکنش به این سیاست و عملکرد بارزانی و حزب متبوعش، ملت کورد در باکور، باشور، روژاوا و روژهلات کوردستان بیشتر از هر زمانی به یکدیگر نزدیک شدهاند. امروز پارت دمکرات و چند حزب کوچک وابسته به این جریان در یک طرف و تمامی احزاب دیگر کوردستانی در طرف دیگر قرار گرفتهاند. پارت دمکرات و تعداد محدودی از الیتهای صاحب منفعت در یک طرف و مابقی ملت کورد در طرف دیگر قرار گرفتهاند.
ملت کورد در پاسخ به سیاستهای پ.د.ک و خانواده بارزانی و سرسپردگی و بازی آنها در خانه اشغالگران به اتحاد بسیار گستردهای دست پیدا کرده است. همین امر در ارتباط با احزاب سیاسی نیز قابل طرح و صادق است. روز به روز بر تعداد مخالفان و معترضان به سیاستهای مخرب پارت دمکرات افزوده میشود و در برابر سیاستهای تفرقهاندازی جنگطلبانه پ.د.ک مقاومت میکنند.
...مسعود بارزانی سیستم و پارادایم جهانی را درک نمیکند و نمیتواند بر این اساس و در چهارچوب چنین رهیافتی سیاستورزی کند. همین دیدگاه محدود و فقر نظری باعث شد کە ملت کوردستان یک فرصت تاریخی از دست بدهند. ...
◼️ مبحث وحدت و اتحاد کوردها از دیرباز به عنوان مبحث روز هموارە مطرح بوده است. تمام نیروها و جریانهای کوردی در سال ۲۰۱۳ بە این موضع و روند مهم نزدیک شده بودند. پیشرفت گفتگوها در این باره، نتیجه مستقیم تلاشهای جنبش آزادیخواهی کوردستان در بالاترین سطوح خود بود. پیش از این، طی سال ٢٠٠٠ تا ٢٠١٣، با پیشاهنگی شهرداریهای شمال کوردستان کنفرانسهای ملی ادبیات، موسیقی، تئاتر، زبان، سینما، زنان، جوانان، نویسندگان و روزنامهنگاران کورد برگزار شد. بعضی از این کنفرانسها چندین بار دیگر تکرار شدند. در این پیوند و در ادامه جشنوارههای دیگری نیز برگزار شدند. این تلاشها باعث ارتقاء سطح آگاهی، بحث و گفتگو، تأمل و شکوفایی احساسات و افکاری در جهت ایجاد کنگره ملی شد.
نقش عبدالله اوجالان، رهبر خلق کورد در شکلگیری این نشستها و ایده کنگره ملی بسیار زیاد بود. ایدهها و الگوی همه تلاشها نتیجه اسرار فراوان و افکار اوجالان بود. برای پیشبرد و تشکیل کنگره ملی، عبدالله اوجالان، نامهای به مسعود بارزانی فرستاد و از او خواست، ریاست کنگره ملی کورد را عهدهدار شود. اگرچه اکثریت ملت کوردستان، اوجالان را بە عنوان رهبر ملی خود میدانند، اما اوجالان برای وحدت و اتحاد کوردها از این مسئله چشمپوشی کرد. اگر کنگره ملی برگزار میشد، در حال حاضر ملت کوردستان در هر چهار بخش آن، در وضعیت دیگری قرار داشت،. اما متأسفانه این اتحاد و وحدت شکل نگرفت.
مسئول اصلی این امر مسعود بارزانی بود. اگر چه اوجالان، فرصت خوب و ایدهآلی را جلوی پای او گذاشت و به وی فرصت رهبری ملت کورد را عطا کرد، ولی بارزانی نتوانست این وظیفه تاریخی را بە انجام برساند. بە این دلیل، چون هدف بارزانی اتحاد ملت کورد نیست. منطق سیاسی او و حزبش بر اساس عشیره و تفکرات قبیلهای شکل گرفته و تقسیم کوردستان در حالت فعلی را پذیرفته است. در دیدگاه و منطق بارزانی، رهبری ملت کورد و کنگره ملی جایی نداشته و هیچگاه مطرح نیست. دیدگاه وی محدود، خانوادگی و قبیلهای بوده و هیچ مبنای اجتماعی، سیاسی، فلسفی و ایدئولوژیکی ندارد.
مسعود بارزانی سیستم و پارادایم جهانی را درک نمیکند و نمیتواند بر این اساس و در چهارچوب چنین رهیافتی سیاستورزی کند. همین دیدگاه محدود و فقر نظری باعث شد کە ملت کوردستان یک فرصت تاریخی از دست بدهند. این درک و منطق عشیرهای و سنتی خانواده بارزانی، سرنوشت ملت کورد را بە سمت یک فاجعه بزرگ کشانده است. درک، فهم و منطق خانواده بارزانی و پارت دمکرات چیزی بیشتر و بالاتر از شخص بارزانی را نمیبینند. این حزب و خانواده بارزانی بزرگترین مانع اتحاد، وحدت و تشکیل کنگره ملی کوردستان بوده و هستند.
اکنون بە موضوع اصلی این نوشته میرسیم، پ.د.ک و بارزانی چگونه میتوانند نقش مهمی در اتحاد کوردها داشته باشند؟ این سوال یک کنایه سیاسی است. گاهی اوقات، وقایع اثر معکوسی دارند. امروز وضعیت بارزانی و پارت دمکرات کوردستان همین حالت کنایهای و معکوس را دارد. با وجود همه فرصتهایی که نصیب آنها شد، نقش مثبت و خوبی در وحدت ملت و جامعه کوردستان ایفا نکردند. آنها در عوض اتحاد و یکپارچگی احزاب کوردستان، همکاری با اشغالگران را ترجیح دادند. آنها منافع خانواده و حزبی خود را به جای منافع عمومی ملت كورد و كوردستان ترجیح دادهاند.
این حزب و خانواده هر اندازه بە استعمارگران در کوردستان نزدیکتر میشوند، به همان اندازە از ملت کورد و سرزمین کوردستان فاصله میگیرند. هرچه بیشتر سیاستهای اشغالگران را دنبال کنند، به همان اندازه نیز رسواتر خواهند شد. همین مسئله باعث شده است که نفود بارزانی و پ.د.ک روی کوردها به کمترین میزان خود برسد. در پاسخ و واکنش به این سیاست و عملکرد بارزانی و حزب متبوعش، ملت کورد در باکور، باشور، روژاوا و روژهلات کوردستان بیشتر از هر زمانی به یکدیگر نزدیک شدهاند. امروز پارت دمکرات و چند حزب کوچک وابسته به این جریان در یک طرف و تمامی احزاب دیگر کوردستانی در طرف دیگر قرار گرفتهاند. پارت دمکرات و تعداد محدودی از الیتهای صاحب منفعت در یک طرف و مابقی ملت کورد در طرف دیگر قرار گرفتهاند.
ملت کورد در پاسخ به سیاستهای پ.د.ک و خانواده بارزانی و سرسپردگی و بازی آنها در خانه اشغالگران به اتحاد بسیار گستردهای دست پیدا کرده است. همین امر در ارتباط با احزاب سیاسی نیز قابل طرح و صادق است. روز به روز بر تعداد مخالفان و معترضان به سیاستهای مخرب پارت دمکرات افزوده میشود و در برابر سیاستهای تفرقهاندازی جنگطلبانه پ.د.ک مقاومت میکنند.
گذار دموکراتیک
پ.د.ک منافع عشیرهای را بر منافع ملی کورد ترجیح داده است ...مسعود بارزانی سیستم و پارادایم جهانی را درک نمیکند و نمیتواند بر این اساس و در چهارچوب چنین رهیافتی سیاستورزی کند. همین دیدگاه محدود و فقر نظری باعث شد کە ملت کوردستان یک فرصت تاریخی از دست بدهند.…
به هر میزان که این حزب به سیاستهای ضد کوردی میپردازد، مقاومت و اعتراض ملت نیز بیشتر میشود. به عبارتی بیثباتی و سیاستهای مخرب پارت دمکرات، تاثیر معکوس گذاشته و باعث وحدت کوردها شده است. وابستگی و پذیرش سیاست اشغالگران توسط این حزب در قبال کوردها باعث شده که کوردها در طرف مقابل به وحدت برسند.
پارت دمکرات در عوض خیانت و اجرای پلانهای دشمن باید به دنبال منافع ملت کورد و خیر عمومی آنها میبود، اما متاسفانه سیاستهایی کاملا مخرب و در ضدیت با منافع ملی کوردها را پی گرفت. یک ضربالمثل معروف در این رابطه وجود دارد که میگوید: "در هر شری یک فضیلت وجود دارد."
در نتیجە همکاری پ.د.ک با اشغالگران، ملت کورد از نقطه نظر نگرش، اندیشه، روحیه و آگاهی بە پیشرفتهای زیادی دست یافته است. البته این به این معنا نیست که خطری کوردها را تهدید نمیکند و کوردها از خطر رهایی یافتهاند. ثروت اقتصادی کوردها در باشور به طور کامل توسط پ.د.ک قبضه شده است و این حزب از این منبع عظیم اقتصادی نهایت استفاده را خواهد کرد که با کمک اشغالگران ملت کوردستان را نابود کند. این حزب از طریق رسانه و پول میخواهد افراد فقیر را به کار بگیرد و به این طریق و با تحریک و به کارگیری آنها سیاستهای ضدملی خود را پیاده کند. این مسئله کاملاً واضح است و به راحتی میتوان مشاهده کرد که رسانههای پ.د.ک اکنون توسط سازمان اطلاعات ترکیه اداره میشوند.
همین تحریکات نیز در پیوند با پیشمرگههایی که اخیرا جان باختند، مشاهده میشود. همانطور که میدانید، ۵ ژوئن پارت دمکرات مدعی شد که گریلاهای ه.پ.گ در درگیری ۵ پیشمرگه را کشتهاند. فرماندهی ه.پ.گ در اطلاعیهای فوری این مسئله را تکذیب کرده و اعلام کرد که این کارزار تبلیغاتی مشترک پ.د.ک و رژیم ترکیه میباشد. برای کشف حقیقت، حزب کارگران کوردستان خواستار تشکیل یک کمیته حقیقت یاب مستقل و قابل اعتماد شد. هم پ.ک.ک، هم منابع محلی، هم پیشمرگهها و همچنین شاهدان این حادثه اعلام کردند که خودروی پیشمرگهها از هوا بمباران شده است و ترکیه مسئول جان باختن این ۵ پیشمرگه میباشد و آنها را به قتل رسانده است. اما پ.د.ک و رسانههای آن اصرار داشتند و تمام تلاش خود را به کار گرفتند که پ.ک.ک را متهم کنند. پ.د.ک میخواست این موضوع را به حضور پ.ک.ک ارتباط دهد و بدین طریق به همکاری خود با ترکیه مشروعیت ببخشد.
در همین رابطه و برای روشن نمودن این قضیه هیئتی از پارلمان کوردستان و پارلمان عراق برای به محل حادثه آمده و تحقیقات میدانی انجام دادند. اما فکر میکنید، چه اتفاقی افتاد؟ بله، درست حدس زدید. پارت دمکرات کوردستان تاکتیکهای ترکیه در این باره را خوب یاد گرفته است، قبل از رسیدن هئیت پارلمانی، آنها خودروی هدف قرار داده شده را از محل حادثه ربوده و ناپدید کردند. پ.د.ک این خودرو را ناپدید کرد کە حقیقت آشکار نشود. این حزب حتی اجازه نداد که هئیت پارلمانی از محل حادثه دیدن کند. این هئیت تنها توانست با شاهدان محلی در این باره گفتگو نماید.
شایان عسکری نماينده پارلمان و از اعضای این هئیت که برای تحقيق در باره پیشمرگههای جان باخته در منطقه حضور یافت، در بيانيهای واقعیت این رویداد، ماهیت پ.د.ک و همکاری این حزب با ترکیه را برملا کرد.
عسکری خاطرنشان کرد که اين حمله از طریق هوا انجام شده و پ.ک.ک ربطی به این حمله ندارد. همین اطلاعات توسط دیگر اعضای کمیته کشف و برای افکار عمومی فاش گردید. پ.د.ک برای خدمت و همکاری با اشغالگران و نابودی احزاب و جریانهای سیاسی کوردستان به هر دسیسهای متوسل میشود. این حزب پیشمرگههای خود را نیز به خاطر اهداف حقیرش به کشتن میدهد، از یک طرف آنها را وادار به همکاری با دشمن میکند و از طرف دیگر آنها را قربانی بمباران اشغالگر میکند.
با اینکه سالهاست نقاب از چهره پ.د.ک افتاده و همکاری بارزانیها با استعمارگران کوردستان آشکار شده است، به همان اندازه نیز موضع و توان این حزب برای مسدود کردن کنگره ملی و وحدت کوردها ضعیفتر گشته است. این روند نتیجه بسیار روشنی را آشکار میکند، اینکه کوردها اکنون باید به کنگره ملی، وحدت کوردها و کوردستان بدون پ.د.ک اندیشیده و برای آن کار کنند. پ.د.ک را نمیتوان به شکلی عینی یک حزب کوردستانی در نظر گرفت و تا زمانی که در سیاستهای خود تجدیدنظر نکند، نمیتواند از این وضعیت نجات یابد، متاسفانه این نیت و نظر در خانواده بارزانی و پ.د.ک وجود ندارد. آنچه مشاهده میشود این است که بارزانی و حزب متبوعش بیشتر به اشغالگران تمایل داشته و در جبهه اشغالگران برای نابودی کوردستان سیاستورزی میکنند.◻️
منبع: xwebun
ANF
🆔 @GozarDemocratic
پارت دمکرات در عوض خیانت و اجرای پلانهای دشمن باید به دنبال منافع ملت کورد و خیر عمومی آنها میبود، اما متاسفانه سیاستهایی کاملا مخرب و در ضدیت با منافع ملی کوردها را پی گرفت. یک ضربالمثل معروف در این رابطه وجود دارد که میگوید: "در هر شری یک فضیلت وجود دارد."
در نتیجە همکاری پ.د.ک با اشغالگران، ملت کورد از نقطه نظر نگرش، اندیشه، روحیه و آگاهی بە پیشرفتهای زیادی دست یافته است. البته این به این معنا نیست که خطری کوردها را تهدید نمیکند و کوردها از خطر رهایی یافتهاند. ثروت اقتصادی کوردها در باشور به طور کامل توسط پ.د.ک قبضه شده است و این حزب از این منبع عظیم اقتصادی نهایت استفاده را خواهد کرد که با کمک اشغالگران ملت کوردستان را نابود کند. این حزب از طریق رسانه و پول میخواهد افراد فقیر را به کار بگیرد و به این طریق و با تحریک و به کارگیری آنها سیاستهای ضدملی خود را پیاده کند. این مسئله کاملاً واضح است و به راحتی میتوان مشاهده کرد که رسانههای پ.د.ک اکنون توسط سازمان اطلاعات ترکیه اداره میشوند.
همین تحریکات نیز در پیوند با پیشمرگههایی که اخیرا جان باختند، مشاهده میشود. همانطور که میدانید، ۵ ژوئن پارت دمکرات مدعی شد که گریلاهای ه.پ.گ در درگیری ۵ پیشمرگه را کشتهاند. فرماندهی ه.پ.گ در اطلاعیهای فوری این مسئله را تکذیب کرده و اعلام کرد که این کارزار تبلیغاتی مشترک پ.د.ک و رژیم ترکیه میباشد. برای کشف حقیقت، حزب کارگران کوردستان خواستار تشکیل یک کمیته حقیقت یاب مستقل و قابل اعتماد شد. هم پ.ک.ک، هم منابع محلی، هم پیشمرگهها و همچنین شاهدان این حادثه اعلام کردند که خودروی پیشمرگهها از هوا بمباران شده است و ترکیه مسئول جان باختن این ۵ پیشمرگه میباشد و آنها را به قتل رسانده است. اما پ.د.ک و رسانههای آن اصرار داشتند و تمام تلاش خود را به کار گرفتند که پ.ک.ک را متهم کنند. پ.د.ک میخواست این موضوع را به حضور پ.ک.ک ارتباط دهد و بدین طریق به همکاری خود با ترکیه مشروعیت ببخشد.
در همین رابطه و برای روشن نمودن این قضیه هیئتی از پارلمان کوردستان و پارلمان عراق برای به محل حادثه آمده و تحقیقات میدانی انجام دادند. اما فکر میکنید، چه اتفاقی افتاد؟ بله، درست حدس زدید. پارت دمکرات کوردستان تاکتیکهای ترکیه در این باره را خوب یاد گرفته است، قبل از رسیدن هئیت پارلمانی، آنها خودروی هدف قرار داده شده را از محل حادثه ربوده و ناپدید کردند. پ.د.ک این خودرو را ناپدید کرد کە حقیقت آشکار نشود. این حزب حتی اجازه نداد که هئیت پارلمانی از محل حادثه دیدن کند. این هئیت تنها توانست با شاهدان محلی در این باره گفتگو نماید.
شایان عسکری نماينده پارلمان و از اعضای این هئیت که برای تحقيق در باره پیشمرگههای جان باخته در منطقه حضور یافت، در بيانيهای واقعیت این رویداد، ماهیت پ.د.ک و همکاری این حزب با ترکیه را برملا کرد.
عسکری خاطرنشان کرد که اين حمله از طریق هوا انجام شده و پ.ک.ک ربطی به این حمله ندارد. همین اطلاعات توسط دیگر اعضای کمیته کشف و برای افکار عمومی فاش گردید. پ.د.ک برای خدمت و همکاری با اشغالگران و نابودی احزاب و جریانهای سیاسی کوردستان به هر دسیسهای متوسل میشود. این حزب پیشمرگههای خود را نیز به خاطر اهداف حقیرش به کشتن میدهد، از یک طرف آنها را وادار به همکاری با دشمن میکند و از طرف دیگر آنها را قربانی بمباران اشغالگر میکند.
با اینکه سالهاست نقاب از چهره پ.د.ک افتاده و همکاری بارزانیها با استعمارگران کوردستان آشکار شده است، به همان اندازه نیز موضع و توان این حزب برای مسدود کردن کنگره ملی و وحدت کوردها ضعیفتر گشته است. این روند نتیجه بسیار روشنی را آشکار میکند، اینکه کوردها اکنون باید به کنگره ملی، وحدت کوردها و کوردستان بدون پ.د.ک اندیشیده و برای آن کار کنند. پ.د.ک را نمیتوان به شکلی عینی یک حزب کوردستانی در نظر گرفت و تا زمانی که در سیاستهای خود تجدیدنظر نکند، نمیتواند از این وضعیت نجات یابد، متاسفانه این نیت و نظر در خانواده بارزانی و پ.د.ک وجود ندارد. آنچه مشاهده میشود این است که بارزانی و حزب متبوعش بیشتر به اشغالگران تمایل داشته و در جبهه اشغالگران برای نابودی کوردستان سیاستورزی میکنند.◻️
منبع: xwebun
ANF
🆔 @GozarDemocratic
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
هەڤاڵ #ئامەد_شاهۆ ئەندامی مەجلیسی #پژاک بووە میوانی بەرنامەی لاپەڕە لە ڕادیۆ دەنگی وڵات و هەڵسەنگاندنی بۆچەند پرسی گرنگ کرد
🆔 @GozarDemocratic
🆔 @GozarDemocratic
Forwarded from Rêga û Rêbaz(راە و روش)
جامعه_طبقاتی_ـ_دولتی_و_اولین_حملات_اشغالگرانه_به_خاک_کوردستان١٧.pdf
355.8 KB
🔵 پی دی اف برنامەی هفدهم
♦ موضوع: جامعە طبقاتی ـ دولتی و اولین حملات اشغالگرانە بە خاک کوردستان
🔸 ڕێگا و ڕێباز
https://t.me/regaurebaz
♦ موضوع: جامعە طبقاتی ـ دولتی و اولین حملات اشغالگرانە بە خاک کوردستان
🔸 ڕێگا و ڕێباز
https://t.me/regaurebaz
گذار دموکراتیک
نیروی اجتماعی؛ نیروی گذار از رژیم جمهوری اسلامی ✍ اهون چیاکو 🆔 @GozarDemocratic
نیروی اجتماعی؛ نیروی گذار از رژیم جمهوری اسلامی
✍ اهون چیاکو
آنچه در سیاست جهانی نمایان گشته، تمام رویدادها و تحولات منطقە، در راستای هدف طولانی مدت بازترسیم خاورمیانە در قرن بیست و یکم رخ میدهند. بدون تردید نە تنها رویدادها و تحولات منطقە، بلکە بسیاری از رویدادها و تحولات جهانی هم، بدلیل اهمیت ژئوپلوتیک و وضعیت پروبلماتیک خاورمیانە، در این راستا قرار میگیرند. پس باید تمام موارد و وقوعات خرد و مقطعی را در چارچوب این هدف کلان و مدت دار، مورد تحلیل و تفسیر قرار داد. در واقع برای نیروهای دخیل در این امر، دیگر روند معمول بە وضعیت استراژی و فوقالعادە تبدیل گشتە و تمام این نیروها با توجە بە این حساسیت گام برمیدارند.
همانطور کە میدانیم هر ساخت و سازی دارای دو مرحلە میباشد. مرحلە تخریب و مرحلە برساخت. باز ترسیم خاورمیانە نیز مستثنی از این قاعدە نیست. اساسا از ابتدای دهە ٩٠ قرن بیستم تا کنون ما در مرحلە نخست قرار گرفتەایم و در طی این چند دهە، هر دهە نسبت بە دهە قبل از خود، این روند تخریبی تشدید گشتە است. با بررسی وضعیت موجود، میتوان چنین استنباط نمود کە مرحلە نخست بازترسیم خاورمیانه، تا نیمە دوم این دهە و یا حداکثر تا پایان دهە ادامە خواهد یافت. یعنی تداوم وضعیت جنگی، امنیتی و بحرانی در خاورمیانە.
قطعا همانطور کە تمام روندها، مراحل آغازین و پایانی دارند، این مرحلە نیز خاتمه خواهد یافت و پروژە بازترسیم خاورمیانە وارد مرحلە دوم خود یعنی؛ دوره برساخت خواهد گشت. آنچە حائز اهمیت؛ نیروهایی کە در مرحلە نخست اگرچه حتی دچار صدماتی نیز شده باشند، در صورتی که نیروی خود را حفظ نموده و از فرصتها جهت افزایش نیروی خود استفاد نموده باشند، توان تاثیرگذاری بسیاری خواهند داشت. اگر در برابر تهدیدها، توطئەها و دامهای تنیدەی پیشروی خود آگاه بوده و با بینش، شم قوی و درست برخورد کنند، علاوه بر اینکه، بقای خود را حفظ خواهند نمود، در مرحلە دوم بازترسیم خاورمیانە مهر خود را بر آیندە منطقە و جهان خواهند زد.
بدون تردید این بیشتر از هر نیرویی برای نیروهای خلقی و انقلابی کە در معرز تهدید سودجویی نیروهای سرمایە جهانی و دولتهای سرکوبگر منطقە قرار دارند الزامی است. بی گمان موجودیت خلق کورد کە در چنگال نسلکشی فرهنگی – جسمانی استعمارگران کوردستان قرار دارد، بە مراتب بیشتر از هر خلق و نیرویی این سطح از هوشیاری را میطلبد. در واقع نیروهایی کە تهدیدهای این مرحلە را پشت سر گذاشته، نیرومند وارد مرحلە دوم بازترسیم خاورمیانە گشته، قویا در سرنوشت منطقە تاثیرگذار خواهند بود.
بنابراین بایستی بر این مبنا گام برداریم. منطقە در موقعیت چنان حساسی قرار گرفته کە هر لحظە، ساعت و روزی کە میگذرد، حاوی تهدیدهای جدی تا سطح نسلکشی و همچنین در صورت درست عـمل کردن حاوی فرصتهای طلایی بسیاری میباشد. مسئلە فارغ از بحق بودن و جنبە اخلاقی، سیاسی میباشد. یعنی ناحق، بەحق، اخلاقی و بدور از اخلاق بودن نیست کە سبب فنا و ضامن بقا میشود. مسئلە بیشتر جنبە سیاسی داشته و این برداشتن گام صحیح است کە نتیجە مطلوب را عاید نیروهای بحق، اخلاقی و انقلابی میکند، نه صرفا بحق بودن و برخورداری از پایبندی ارزش اخلاقی آنها. بدون تردید باید اتکاء بە حق و اخلاق حفظ گردد. ولی تقدیر و نتیجە مطلوب و مشخصی وجود ندارد کە ما صرفا بدلیل بحق بودن و اخلاقی بودنمان بطور اجتنابناپذیر بە آن نائل شویم. در امر سیاسی و نظامی کە امروز در منطقە جو غالب است، تاکتیک و برخورد حساب شدە و درست است کە در نتیجە هوشیاری و شناخت منطقە و مرحلە اعمال میشود، نتیجە مطلوب را حاصل مینماید. همچنین در مقابل نیز تقدیر نیست کە نیروهای ناحق، فاشیست و عاری از اخلاق صرفا بە دلیل ماهیت نامطلوبشان شکست عایدشان گردد یا به دلیل امکاناتشان پیروز حتمی میدان باشند. تاریخ بارها شاهد موفقیت و غلبە نیروهای فاشیست و سرکوبگر بودە است ولو مقطعی نیز باشد. همچنین تاریخ شاهد پیروزی نیروهای داری امکانات محدود، اما دارای اراده قوی و عملکرد درست بوده است. پس تقدیری وجود ندارد و این عمل ماست که نتیجه را مشخص خواهد نمود.
بر مبنای تحلیل و تثبیت فوق؛ ناگذیریم تمام عملکردهای دولتها و نیروهای سودجو و قدرتطلب را رصد نمائیم و آنها را مورد واکاوی قرار دهیم. بویژە خلق کورد و نیروی انقلابی آن بایستی حرکات دولتهای استعمارگر کوردستان را و هر آنچە در مناسبات بینالمللی رخ داده و چه به صورت مستقیم و غیر مستقیم در آن حضور دارند، مورد بررسی قرار دهیم. در اینصورت توان کنترل اقدامات آنها را داشتە و از این طریق اهداف شوم و سرکوبگرانەشان را خنثی خواهیم ساخت.
✍ اهون چیاکو
آنچه در سیاست جهانی نمایان گشته، تمام رویدادها و تحولات منطقە، در راستای هدف طولانی مدت بازترسیم خاورمیانە در قرن بیست و یکم رخ میدهند. بدون تردید نە تنها رویدادها و تحولات منطقە، بلکە بسیاری از رویدادها و تحولات جهانی هم، بدلیل اهمیت ژئوپلوتیک و وضعیت پروبلماتیک خاورمیانە، در این راستا قرار میگیرند. پس باید تمام موارد و وقوعات خرد و مقطعی را در چارچوب این هدف کلان و مدت دار، مورد تحلیل و تفسیر قرار داد. در واقع برای نیروهای دخیل در این امر، دیگر روند معمول بە وضعیت استراژی و فوقالعادە تبدیل گشتە و تمام این نیروها با توجە بە این حساسیت گام برمیدارند.
همانطور کە میدانیم هر ساخت و سازی دارای دو مرحلە میباشد. مرحلە تخریب و مرحلە برساخت. باز ترسیم خاورمیانە نیز مستثنی از این قاعدە نیست. اساسا از ابتدای دهە ٩٠ قرن بیستم تا کنون ما در مرحلە نخست قرار گرفتەایم و در طی این چند دهە، هر دهە نسبت بە دهە قبل از خود، این روند تخریبی تشدید گشتە است. با بررسی وضعیت موجود، میتوان چنین استنباط نمود کە مرحلە نخست بازترسیم خاورمیانه، تا نیمە دوم این دهە و یا حداکثر تا پایان دهە ادامە خواهد یافت. یعنی تداوم وضعیت جنگی، امنیتی و بحرانی در خاورمیانە.
قطعا همانطور کە تمام روندها، مراحل آغازین و پایانی دارند، این مرحلە نیز خاتمه خواهد یافت و پروژە بازترسیم خاورمیانە وارد مرحلە دوم خود یعنی؛ دوره برساخت خواهد گشت. آنچە حائز اهمیت؛ نیروهایی کە در مرحلە نخست اگرچه حتی دچار صدماتی نیز شده باشند، در صورتی که نیروی خود را حفظ نموده و از فرصتها جهت افزایش نیروی خود استفاد نموده باشند، توان تاثیرگذاری بسیاری خواهند داشت. اگر در برابر تهدیدها، توطئەها و دامهای تنیدەی پیشروی خود آگاه بوده و با بینش، شم قوی و درست برخورد کنند، علاوه بر اینکه، بقای خود را حفظ خواهند نمود، در مرحلە دوم بازترسیم خاورمیانە مهر خود را بر آیندە منطقە و جهان خواهند زد.
بدون تردید این بیشتر از هر نیرویی برای نیروهای خلقی و انقلابی کە در معرز تهدید سودجویی نیروهای سرمایە جهانی و دولتهای سرکوبگر منطقە قرار دارند الزامی است. بی گمان موجودیت خلق کورد کە در چنگال نسلکشی فرهنگی – جسمانی استعمارگران کوردستان قرار دارد، بە مراتب بیشتر از هر خلق و نیرویی این سطح از هوشیاری را میطلبد. در واقع نیروهایی کە تهدیدهای این مرحلە را پشت سر گذاشته، نیرومند وارد مرحلە دوم بازترسیم خاورمیانە گشته، قویا در سرنوشت منطقە تاثیرگذار خواهند بود.
بنابراین بایستی بر این مبنا گام برداریم. منطقە در موقعیت چنان حساسی قرار گرفته کە هر لحظە، ساعت و روزی کە میگذرد، حاوی تهدیدهای جدی تا سطح نسلکشی و همچنین در صورت درست عـمل کردن حاوی فرصتهای طلایی بسیاری میباشد. مسئلە فارغ از بحق بودن و جنبە اخلاقی، سیاسی میباشد. یعنی ناحق، بەحق، اخلاقی و بدور از اخلاق بودن نیست کە سبب فنا و ضامن بقا میشود. مسئلە بیشتر جنبە سیاسی داشته و این برداشتن گام صحیح است کە نتیجە مطلوب را عاید نیروهای بحق، اخلاقی و انقلابی میکند، نه صرفا بحق بودن و برخورداری از پایبندی ارزش اخلاقی آنها. بدون تردید باید اتکاء بە حق و اخلاق حفظ گردد. ولی تقدیر و نتیجە مطلوب و مشخصی وجود ندارد کە ما صرفا بدلیل بحق بودن و اخلاقی بودنمان بطور اجتنابناپذیر بە آن نائل شویم. در امر سیاسی و نظامی کە امروز در منطقە جو غالب است، تاکتیک و برخورد حساب شدە و درست است کە در نتیجە هوشیاری و شناخت منطقە و مرحلە اعمال میشود، نتیجە مطلوب را حاصل مینماید. همچنین در مقابل نیز تقدیر نیست کە نیروهای ناحق، فاشیست و عاری از اخلاق صرفا بە دلیل ماهیت نامطلوبشان شکست عایدشان گردد یا به دلیل امکاناتشان پیروز حتمی میدان باشند. تاریخ بارها شاهد موفقیت و غلبە نیروهای فاشیست و سرکوبگر بودە است ولو مقطعی نیز باشد. همچنین تاریخ شاهد پیروزی نیروهای داری امکانات محدود، اما دارای اراده قوی و عملکرد درست بوده است. پس تقدیری وجود ندارد و این عمل ماست که نتیجه را مشخص خواهد نمود.
بر مبنای تحلیل و تثبیت فوق؛ ناگذیریم تمام عملکردهای دولتها و نیروهای سودجو و قدرتطلب را رصد نمائیم و آنها را مورد واکاوی قرار دهیم. بویژە خلق کورد و نیروی انقلابی آن بایستی حرکات دولتهای استعمارگر کوردستان را و هر آنچە در مناسبات بینالمللی رخ داده و چه به صورت مستقیم و غیر مستقیم در آن حضور دارند، مورد بررسی قرار دهیم. در اینصورت توان کنترل اقدامات آنها را داشتە و از این طریق اهداف شوم و سرکوبگرانەشان را خنثی خواهیم ساخت.
گذار دموکراتیک
نیروی اجتماعی؛ نیروی گذار از رژیم جمهوری اسلامی ✍ اهون چیاکو 🆔 @GozarDemocratic
در روزها و هفتەهای اخیر رخ دادهای مهمی در کنار موج جدید حملات اشغالگرانە دولت ترک بە جنوب کوردستان، اقدامات همسویانە حزب دمکرات کوردستان عراق، از قبیل انتخابت ریاست جمهوری و شوراها در ایران، نشست ناتو در بروکسل، نشستهای وین بر محور سرنوشت مسئلە هستەای ایران و اقداماتی از قبیل ژنوساید عنوان نمودن مسئلە ارمنیها در کنگرە آمریکا، کە در ابتدای قرن بیستم از سوی دولت ترکیە صورت گرفته بود، رخ دادند.
دولت اشغالگر ترکیە بعد از شکست وقیحی کە در سالهای اخیر، بویژە در حفتانین و گاره از سوی گریلا متحمل گشت، این بار در ۴ اردیبهشت حملات گستردەای را در آواشین، زاپ و متینا آغاذ نمود. برگزیدن این روز که در عین حال سالروز نسل کشی ارامنە توسط این دولت در ابتدای قرن بیستم میباشد، گویای واقعیتی واضح است. آن هم در صورت توان، اقدام به نسلکشی خلق کورد در قرن بیست و یکم میباشد. این واقعیت بر کسی پوشیده نمانده که دولت ترکیه در راستای تمامی عملکردهای خود، چراغ سبز دولت آمریکا و ناتو را دریافت کردە است.
تصفیە و از میان برداشتن نیروهای نظامی غیر دولتی در قرن بیست و یکم از سوی سیستم مدرنیتەی سرمایداری از اهداف و برنامههای در حال اجرا میباشند. بر کسی پنهان نمانده که بعد از تصفیە نیروهای انقلابی تامیل و فارک، تنها سنگر و نیروی انقلابی خلقهای تحت ستم جهان، گریلاهای آزادی کوردستان میباشند. این نظام در صدد است تا با از میان بردن نیروی انقلابی خلق کورد و جنبش سازمانیافتهی آن که اکنون نمایندگی تمامی خلقها و جوامع آزادیخواه را بر عهده گرفته، در راستای منافع خود مطیع نماید. بدینگونه ماهیت انقلابی آن را بە سوی تسلیمیت و دنبالەروی اهداف سرمایهدارانهی خود متحول نماید. از دیگرسو نیز در ازای به ژنوساید شناساندن قتل عام ارمنیان، برای مهار کردن ترکیە و اردوغان بعنوان یکی از اعضای ناتو شرایط را فراهم نموده تا راه به روی حملات بیپروا بر کوردستان را گشودند.
میدانیم در نشست ناتو در بروکسل کە در تایخ ١٤. ٠٦. ٢٠٢١ برگزار شد، در دیدار بین اردوغان و بایدن، علیرغم اختلاف آنها در بسیاری از موارد، از سوی بایدین اشغالگری و سرکوب دولت فاشیست تورکیە در کوردستان امری عادی تلقی گشت. او همراهی و حمایت خود و دولتش را از اردوغان بطور صریح بە زبان آورد.
این در حالیست که با تمام توحش دولت فاشیست ترکیە در برابر جنبش آزادیخواهی و خلق کورد، در مقابل مقاومت گریلا زمین گیر شدە و از اینرو در صدد است تا با ابزار و راهکارهای جنگ ویژە در کوردستان، جنگ داخلی به راە بیندازد. با کمال تاسف حزب دمکرات کوردستان عراق نیز بە ابزار راە اندازی این جنگ تبدیل گشتە و در چارچوب منافع محدود و ضعفهایی کە در برابر دولت ترکیە گسترانیده، بر شیپور این جنگ میدمد. رژیم ترکیە کە توان تسخیر مواضع و استحکامات گریلا را در درون کوهستانهای مناطق حفاظت شدە میدیا ندارد، این بار بر تخریب جنگلها، تخلیە روستاها و اعمال جنگ روانی اصرار میورزد. در راستای همین اهداف نیز حضور مستقیم بارزانیها در رودرویی با گریلاهای آزادی کوردستان ضروری میباشد. تلاش ترکیه برای راهاندازی دشمنی کورد با کورد، علاوه بر اهداف نظامی، اهداف سیاسیای را نیز در بر دارد. بدین معنا که با ایجاد جنگ داخلی در کوردستان هم پتانسیل مقاومت ملی را تضعیف نموده، هم منزلت و حیثیت خلق کورد را کە در نتیجە مقاومت انقلابی و دمکراتیک خود، بویژە در مقاومت روژآوا در میان جهانیان کسب نمودە است، تدریجا از آن کاستە و از بین ببرد. از همینروست که تلاشهای زیادی در خلق رخدادهایی کە زمینە این جنگ را فراهم کند، بە خرج میدهد.
بدون تردید ما نمیتوانیم از دشمن تقاضا نمائیم کە از اقدامات خود منصرف گردد. حتی نمیتوانیم این انتظار را داشتە باشیم کە نیروهای حزب دمکرات کوردستان عراق، جهت عدم همراهی با اشغالگران کوردستان از ما حرف شنوی داشتە باشند. چرا کە همراهی آنها، نتیجە بیبصیرتیست که درچارچوب منافع محدود دچارش گشتەاند. بخشی دیگر نتیجە بیارادەگیست کە در نتیجە نقاط ضعفهای فراوانی کە زیر دست اشغالگران کوردستان دارند، بە آن مبتلا گشتەاند. آنچە بایستی در پیشگیری از جنگ داخلی و ممانعت از تحقق اهداف اشغالگران کوردستان عملی نمود؛ ارتقاء سطح بسیج عمومی است کە از سوی جنبش رهایی بخش خلق کورد اعلام گشتە است. گسترش سازماندهی و اقدامات وسیع ملی و اجتماعی کوردستان و دوستان کورد در این راستا اهمیتی حیاتی را دارا میباشد. بدونشک آنچە تا کنون نیز مانع وقوع رخدادهای ناگواری مانند جنگ داخلی گشتە فعالیتهای ملی، اجتماعی خلق کورد و دوستدارانشان میباشد.
دولت اشغالگر ترکیە بعد از شکست وقیحی کە در سالهای اخیر، بویژە در حفتانین و گاره از سوی گریلا متحمل گشت، این بار در ۴ اردیبهشت حملات گستردەای را در آواشین، زاپ و متینا آغاذ نمود. برگزیدن این روز که در عین حال سالروز نسل کشی ارامنە توسط این دولت در ابتدای قرن بیستم میباشد، گویای واقعیتی واضح است. آن هم در صورت توان، اقدام به نسلکشی خلق کورد در قرن بیست و یکم میباشد. این واقعیت بر کسی پوشیده نمانده که دولت ترکیه در راستای تمامی عملکردهای خود، چراغ سبز دولت آمریکا و ناتو را دریافت کردە است.
تصفیە و از میان برداشتن نیروهای نظامی غیر دولتی در قرن بیست و یکم از سوی سیستم مدرنیتەی سرمایداری از اهداف و برنامههای در حال اجرا میباشند. بر کسی پنهان نمانده که بعد از تصفیە نیروهای انقلابی تامیل و فارک، تنها سنگر و نیروی انقلابی خلقهای تحت ستم جهان، گریلاهای آزادی کوردستان میباشند. این نظام در صدد است تا با از میان بردن نیروی انقلابی خلق کورد و جنبش سازمانیافتهی آن که اکنون نمایندگی تمامی خلقها و جوامع آزادیخواه را بر عهده گرفته، در راستای منافع خود مطیع نماید. بدینگونه ماهیت انقلابی آن را بە سوی تسلیمیت و دنبالەروی اهداف سرمایهدارانهی خود متحول نماید. از دیگرسو نیز در ازای به ژنوساید شناساندن قتل عام ارمنیان، برای مهار کردن ترکیە و اردوغان بعنوان یکی از اعضای ناتو شرایط را فراهم نموده تا راه به روی حملات بیپروا بر کوردستان را گشودند.
میدانیم در نشست ناتو در بروکسل کە در تایخ ١٤. ٠٦. ٢٠٢١ برگزار شد، در دیدار بین اردوغان و بایدن، علیرغم اختلاف آنها در بسیاری از موارد، از سوی بایدین اشغالگری و سرکوب دولت فاشیست تورکیە در کوردستان امری عادی تلقی گشت. او همراهی و حمایت خود و دولتش را از اردوغان بطور صریح بە زبان آورد.
این در حالیست که با تمام توحش دولت فاشیست ترکیە در برابر جنبش آزادیخواهی و خلق کورد، در مقابل مقاومت گریلا زمین گیر شدە و از اینرو در صدد است تا با ابزار و راهکارهای جنگ ویژە در کوردستان، جنگ داخلی به راە بیندازد. با کمال تاسف حزب دمکرات کوردستان عراق نیز بە ابزار راە اندازی این جنگ تبدیل گشتە و در چارچوب منافع محدود و ضعفهایی کە در برابر دولت ترکیە گسترانیده، بر شیپور این جنگ میدمد. رژیم ترکیە کە توان تسخیر مواضع و استحکامات گریلا را در درون کوهستانهای مناطق حفاظت شدە میدیا ندارد، این بار بر تخریب جنگلها، تخلیە روستاها و اعمال جنگ روانی اصرار میورزد. در راستای همین اهداف نیز حضور مستقیم بارزانیها در رودرویی با گریلاهای آزادی کوردستان ضروری میباشد. تلاش ترکیه برای راهاندازی دشمنی کورد با کورد، علاوه بر اهداف نظامی، اهداف سیاسیای را نیز در بر دارد. بدین معنا که با ایجاد جنگ داخلی در کوردستان هم پتانسیل مقاومت ملی را تضعیف نموده، هم منزلت و حیثیت خلق کورد را کە در نتیجە مقاومت انقلابی و دمکراتیک خود، بویژە در مقاومت روژآوا در میان جهانیان کسب نمودە است، تدریجا از آن کاستە و از بین ببرد. از همینروست که تلاشهای زیادی در خلق رخدادهایی کە زمینە این جنگ را فراهم کند، بە خرج میدهد.
بدون تردید ما نمیتوانیم از دشمن تقاضا نمائیم کە از اقدامات خود منصرف گردد. حتی نمیتوانیم این انتظار را داشتە باشیم کە نیروهای حزب دمکرات کوردستان عراق، جهت عدم همراهی با اشغالگران کوردستان از ما حرف شنوی داشتە باشند. چرا کە همراهی آنها، نتیجە بیبصیرتیست که درچارچوب منافع محدود دچارش گشتەاند. بخشی دیگر نتیجە بیارادەگیست کە در نتیجە نقاط ضعفهای فراوانی کە زیر دست اشغالگران کوردستان دارند، بە آن مبتلا گشتەاند. آنچە بایستی در پیشگیری از جنگ داخلی و ممانعت از تحقق اهداف اشغالگران کوردستان عملی نمود؛ ارتقاء سطح بسیج عمومی است کە از سوی جنبش رهایی بخش خلق کورد اعلام گشتە است. گسترش سازماندهی و اقدامات وسیع ملی و اجتماعی کوردستان و دوستان کورد در این راستا اهمیتی حیاتی را دارا میباشد. بدونشک آنچە تا کنون نیز مانع وقوع رخدادهای ناگواری مانند جنگ داخلی گشتە فعالیتهای ملی، اجتماعی خلق کورد و دوستدارانشان میباشد.
گذار دموکراتیک
نیروی اجتماعی؛ نیروی گذار از رژیم جمهوری اسلامی ✍ اهون چیاکو 🆔 @GozarDemocratic
اما هنوز این خطر رفع نگشتە و در صورت توقف و یا کاهش این فعالیتها با حیلەهایی کە دولت فاشیست ترک بە کار میبندد و با اخلالگریهایی کە بارزانیها در عرصە جنگ گریلا با دولت ترک انجام میدهند، خطر وقوع جنگ داخلی در کوردستان وجود دارد.
جنبش آپویی در کارنامهی مبارزاتی خود، بویژه در یکی – دو ماه گذشته نە تنها تمایلی بە آغاز جنگی داخلی ندارد، بلکە با در نظر گرفتن تمامی حساسیتها در تمامی زمینهها، حتی گریلایی – سنگربندی، تمام توان سیاسی، دیپلوماتیک، اجتماعی و ملی خود را جهت جلوگیری از وقوع جنگ داخلی بکار بستە است. بدون تردید این عدم تمایل و حذر از جنگ با بارزانی، نە از روی ضعف، بلکە یک برخورد مدبرانه در برابر تاریخِ اجتماعی، نظامی، سیاسی و ملی خلق کورد و در واقع تمامی خلقهای منطقه در برابر نظام سرمایهداری میباشد. از لحاظ نظامی میخواهد تمام نیروی خود را صرف جنگ با دشمن کند و بازکردن جبهە جنگ داخلی خارج از حسیاست های سیاست و اخلاق ملی، بەهیچ وجهە اقدامی منطقی و درست نخواهد بود. از لحاظ سیاست، اخلاق و منفعت ملی نیز، جنبش ما واقف است کە چە تبعات مرگباری را میتواند بدنبال داشتە باشد. لذا باتمام توان جنبش ما در تلاش است تا از این دشمنی دوری گزیند. زیرا دود آتش آن بە چشم خلق کورد و حتی خلقهای منطقە خواهد رفت و به طور کامل منافع بسیاری را عاید دولت های استعمارگر کوردستان خواهد نمود.
حزب دمکرات کوردستان عراق نە تنها اقداماتی را کە نشانگر جلوگیری از بالاگرفتن تنش و کاهش احتمال جنگ داخلی باشد را انجام نمیدهد، بلکه اقداماتی را کە توسط خلق کورد و دوستانشان از دیگر ملتهای جهان انجام میگیرد را با موانع، تهدید و برخوردهای غیر مسئولانە موجە مینماید. به عنوان مثال برخورد غیراخلاقی و غیردمکراتیک حزب دمکراتیک کوردستان عراق با هیئت اعزامی آزادیخواهان، اشخاص و سازمانهای انترناسیونالیست که از اقصی نقاط جهان جهت جلوگیری از جنگ بە کوردستان راهی شدند، اشاره نمود.
همانطور کە پیشتر نیزاشارە شد این جنگ افروزی حزب دمکرات کوردستان عراق کە با یک عکسالعمل ملی و عدم همراهی سایر نیروهای جنوب کوردستان مواجهه گشتە است. باید یادآور گشت کە در درون حزب دمکرات کوردستان عراق نیز بر سر این موضوع، همصدایی میان اعضا و لایههای قدرت وجود ندارد. این خانوادە مسعود بارزانی و اطرافیانشان کە در نتیجە موارد ذکر شدە بر طبل جنگ میکوبند. بدون تردید در صورت ادامە این رویکرد خلق کورد، عاقبت بر طبل رسواییشان خواهد کوبید و شعور و درک ملی کوردها والاتر از آن است کە آنها بتوانند همچون گذشته خود را از سزای جنایات و خیانتهایشان تبرئە نمایند.
موضوع دیگری کە بایستی اینجا بدان پرداخت موضوع ایران است. نخست؛ در تمام حملات و توطئەهایی کە در منطقە در برابر ملت کورد اعمال میشود، ایران یکی از شرکا و یاریدهندگان دولت ترکیە میباشد. اینکه رژیم ایران نیز همسو با حملات دولت ترکیە بە مناطق گریلا، بە تجمع نیرو، ارتقاء فعالیتهای جاسوسی، کمین گذاریها و توپباران مناطق گریلا را افزایش داد، دیگربار نشان دهندهی واقعیت دردناک استعمارگران کوردستان است. اینکه علیرغم تمامی اختلافات بینشی در شدیدترین وضعیت بحران داخلی در حملە بە خلق کورد و جنبش رهاییبخش آنها، همسو و هماهنگ میباشند، دیگر بر کسی پوشیده نمانده است. در کنار این موضوعات پرداختن به مسئلهی مضحکهای که رژیم ایران در پروسهی انتصاباتِ به ظاهر انتخاباتی خود براه انداخت، خالی از لطف نخواهد بود.
در واقع رژیم ایران بر این واقعیت اشراف دارد کە بایدن اگرچه مانند ترامپ دارای مواضع تندی در برابر نظام او نبوده، طبق نرمش اوباما هم رفتار نخواهد کرد و در برابر مسئلە هستەایی، موشکهای بالستیک، توسعەطلبی جمهوری اسلامی در منطقە و…، شدیدا تلاش را بر مبنای مهار رژیم قرار خواهد داد. شش نشست وین برای احیای برجام نیز تاکنون نتوانستە انعطافی را در رویکرد هردو دولت آمریکا و ایران صورت دهد.
چنین پیداست که تا کنون هم آمریکا و هم خود ایران در انتظار تشکیل دولت جدید در ایران ماندەاند تا رویکردهای خود را در برابر مسائل داخلی و خارجی ایران آشکار نمایند. چرا کە با دولت روحانی کە در ماههای پایانی عمر خودش قرار داشت، آمریکا نمیتوانست با اطمینان خاطر عمل نماید. ایران نیز باید برای تعیین نحوهی برخورد خود با دولت بایدن، ابتدا رئیس جمهور و دولت منطبق با آن را مشخص میکرد. قطعا در ماههای آینده وضعیت تعامل ایران با دولت بایدن و نشستهای وین کە هدفشان برگشت بە برجام است، کاملا واضح خواهد گشت.
جنبش آپویی در کارنامهی مبارزاتی خود، بویژه در یکی – دو ماه گذشته نە تنها تمایلی بە آغاز جنگی داخلی ندارد، بلکە با در نظر گرفتن تمامی حساسیتها در تمامی زمینهها، حتی گریلایی – سنگربندی، تمام توان سیاسی، دیپلوماتیک، اجتماعی و ملی خود را جهت جلوگیری از وقوع جنگ داخلی بکار بستە است. بدون تردید این عدم تمایل و حذر از جنگ با بارزانی، نە از روی ضعف، بلکە یک برخورد مدبرانه در برابر تاریخِ اجتماعی، نظامی، سیاسی و ملی خلق کورد و در واقع تمامی خلقهای منطقه در برابر نظام سرمایهداری میباشد. از لحاظ نظامی میخواهد تمام نیروی خود را صرف جنگ با دشمن کند و بازکردن جبهە جنگ داخلی خارج از حسیاست های سیاست و اخلاق ملی، بەهیچ وجهە اقدامی منطقی و درست نخواهد بود. از لحاظ سیاست، اخلاق و منفعت ملی نیز، جنبش ما واقف است کە چە تبعات مرگباری را میتواند بدنبال داشتە باشد. لذا باتمام توان جنبش ما در تلاش است تا از این دشمنی دوری گزیند. زیرا دود آتش آن بە چشم خلق کورد و حتی خلقهای منطقە خواهد رفت و به طور کامل منافع بسیاری را عاید دولت های استعمارگر کوردستان خواهد نمود.
حزب دمکرات کوردستان عراق نە تنها اقداماتی را کە نشانگر جلوگیری از بالاگرفتن تنش و کاهش احتمال جنگ داخلی باشد را انجام نمیدهد، بلکه اقداماتی را کە توسط خلق کورد و دوستانشان از دیگر ملتهای جهان انجام میگیرد را با موانع، تهدید و برخوردهای غیر مسئولانە موجە مینماید. به عنوان مثال برخورد غیراخلاقی و غیردمکراتیک حزب دمکراتیک کوردستان عراق با هیئت اعزامی آزادیخواهان، اشخاص و سازمانهای انترناسیونالیست که از اقصی نقاط جهان جهت جلوگیری از جنگ بە کوردستان راهی شدند، اشاره نمود.
همانطور کە پیشتر نیزاشارە شد این جنگ افروزی حزب دمکرات کوردستان عراق کە با یک عکسالعمل ملی و عدم همراهی سایر نیروهای جنوب کوردستان مواجهه گشتە است. باید یادآور گشت کە در درون حزب دمکرات کوردستان عراق نیز بر سر این موضوع، همصدایی میان اعضا و لایههای قدرت وجود ندارد. این خانوادە مسعود بارزانی و اطرافیانشان کە در نتیجە موارد ذکر شدە بر طبل جنگ میکوبند. بدون تردید در صورت ادامە این رویکرد خلق کورد، عاقبت بر طبل رسواییشان خواهد کوبید و شعور و درک ملی کوردها والاتر از آن است کە آنها بتوانند همچون گذشته خود را از سزای جنایات و خیانتهایشان تبرئە نمایند.
موضوع دیگری کە بایستی اینجا بدان پرداخت موضوع ایران است. نخست؛ در تمام حملات و توطئەهایی کە در منطقە در برابر ملت کورد اعمال میشود، ایران یکی از شرکا و یاریدهندگان دولت ترکیە میباشد. اینکه رژیم ایران نیز همسو با حملات دولت ترکیە بە مناطق گریلا، بە تجمع نیرو، ارتقاء فعالیتهای جاسوسی، کمین گذاریها و توپباران مناطق گریلا را افزایش داد، دیگربار نشان دهندهی واقعیت دردناک استعمارگران کوردستان است. اینکه علیرغم تمامی اختلافات بینشی در شدیدترین وضعیت بحران داخلی در حملە بە خلق کورد و جنبش رهاییبخش آنها، همسو و هماهنگ میباشند، دیگر بر کسی پوشیده نمانده است. در کنار این موضوعات پرداختن به مسئلهی مضحکهای که رژیم ایران در پروسهی انتصاباتِ به ظاهر انتخاباتی خود براه انداخت، خالی از لطف نخواهد بود.
در واقع رژیم ایران بر این واقعیت اشراف دارد کە بایدن اگرچه مانند ترامپ دارای مواضع تندی در برابر نظام او نبوده، طبق نرمش اوباما هم رفتار نخواهد کرد و در برابر مسئلە هستەایی، موشکهای بالستیک، توسعەطلبی جمهوری اسلامی در منطقە و…، شدیدا تلاش را بر مبنای مهار رژیم قرار خواهد داد. شش نشست وین برای احیای برجام نیز تاکنون نتوانستە انعطافی را در رویکرد هردو دولت آمریکا و ایران صورت دهد.
چنین پیداست که تا کنون هم آمریکا و هم خود ایران در انتظار تشکیل دولت جدید در ایران ماندەاند تا رویکردهای خود را در برابر مسائل داخلی و خارجی ایران آشکار نمایند. چرا کە با دولت روحانی کە در ماههای پایانی عمر خودش قرار داشت، آمریکا نمیتوانست با اطمینان خاطر عمل نماید. ایران نیز باید برای تعیین نحوهی برخورد خود با دولت بایدن، ابتدا رئیس جمهور و دولت منطبق با آن را مشخص میکرد. قطعا در ماههای آینده وضعیت تعامل ایران با دولت بایدن و نشستهای وین کە هدفشان برگشت بە برجام است، کاملا واضح خواهد گشت.
گذار دموکراتیک
نیروی اجتماعی؛ نیروی گذار از رژیم جمهوری اسلامی ✍ اهون چیاکو 🆔 @GozarDemocratic
بغیر از مشکلاتی کە جمهوری اسلامی ایران در روابط بینالمللی با آنها گریبانگیر است، مشکلات عدیدهی دیگر در کنار بحرانهای سطح منطقە و داخل ایران نیز رژیم حاکم بر ایران را از نا انداخته است. این آشکارا پیداست کە پیش از بروز اپیدمی کرونا، در منطقە، بویژە در عراق، لبنان و بحرین، همچنین در داخل خود ایران، خلقهای تحت ستم دولت ـ ملت ایران، خیزشهای رادیکال و گستردەای بر علیە سیاستهای سرکوبگرانە رژیم در داخل و سیاستهای توسعە طلبانە و اخلالگرایانەش در منطقە، در حال روی دادن بود. دولت سرکوبگر ایران از وضعیتی کە کرونا بە وجود آورد بهرە برد و این خیزشها فرصت تداوم خود در خیابان را از دست دادند. اما این نفرت از جمهوری اسلامی کماکان بە قوت خود باقی ماند و همچون آتش زیر خاکستر سر هر فرصتی، فروزان خواهد گشت. البته روند فزایندە سرکوبگریهای جمهوری اسلامی و ناتوانایی و بیکفایتیش در مدیریت بحران، عمیقتر و گستردەتر گشتە است و رژیم میداند کە مرحلە پسا کرونایی مرحلە حسابخواهی خلقها از نظام اوست.
در نتیجه سیاست یکدستسازی مبتنی بر تحت امر کامل مطلق ولایت فقیه بودن، در دستور کار رژیم قرار گرفت. این در انتخابات ریاستجمهوری اخیر به صورتی کاملا علنی اعمال گشت. البته ابراهیم رئیسی مناسبترین کاراکتر و گزینه برای حکومت ولایی بود. چرا که هم برای برخورد با بحرانهای منطقهایی و داخلی، همچنین برای کنترل رابطه خود با امریکا و اروپا که طرف ایران در مذاکرات هستەایی میباشند، نیاز بە کاراکتری امنیتی و دارای تجربه سرکوب، ایدئولوژیک و دگماتیکی که مورد اعتماد خامنهایی باشد. همچنین او میبایست بتواند ژستهایی از متانت را جهت فریب جامعه داشته باشد. رئیسی سعی در ادای تمامی این این ویژگیها بود. چرا که نه مانند رفسنجانی، خاتمی و روحانی که گاها با گرفتن ژستهای اصلاحطلبانه، اعتدالگرا، لیبرالیستی، نئولیبرالیستی و… خطر خارج گشتن از کنترل خامنهایی را داشت و نه مانند احمدینژاد دارای شیوه و طرز جنجالی بود که کنترل آن نیز برای خامنهایی مشکل ساز باشد.
از انتصاب گزینه ابراهیم رئیسی بعنوان رئیس جمهور، توسط رژیم این گمانهزنی را نیز میتوان نمود که شاید هدف رژیم افزایش تنش با امریکا و فرورفتن بیشتر رژیم به آغوش روسیه و چین میباشد. چرا که رئیسی با سابقهایی که در پیشینهی سیاه کاری خود دارد و پیگردهای بینالمللی که با آنها مواجه است، نمیتواند گزینه مناسبی برای عادیسازی رابطه جمهوری اسلامی با آمریکا و حتی اروپا باشد. همیشه بدلیل نقض حقوق بشر، با وجود مصامحههایی هم که اروپا با این رژیم داشته است، بطور نسبی ایران را به چالش میکشد، باشد. اما برای رابطه با چین و روسیه که هم قراردادهایی با ایران منعقد کردهاند، سیاستهای اخلالگرانه، نقض حقوق بشر و فعالیتهای موشکی و هستهای ایران را به چالش نمیکشند و بیشتر سعی میکنند از ضعفها و شکافهای درون ساختاری نظام جهت تحت نفوذ خود در آوردنش استفاده کنند. رژیم نیز برای بقای خود تن به هر ذلتی میدهد. البته برای روشنتر شدن موضوع باید تا تحلیف ابراهیم رئیسی و عملکردهای اولیهاش منتظر ماند.
آنچه که همه بر آن اشراف داریم؛ در ایران انتخابات و رای مردم هیچ مفهومی ندارد و رئیسجمهور قبل از اینکه به پروسه انتخابات عمومی وارد شود، توسط ولایت فقیه انتخاب شده است و نمایش انتخابات عمومی صرفا با دو هدف انجام گرفته است. اول اینکه برای جامعه بینالمللی ژست دمکراسی و رعایت معیارهای دمکراسی که یکی از معیارهایش انتخابات است، را گرفتند. دوم اینکه؛ میخواهند با کشاندن حضور مردم، پای صندوقها به موجودیت خودش مشروعیت بخشیده و بقای خود را مبتنی بر خواست اجتماعی جلوه دهد. اما همانطور که آشکار است، انتخابات اخیر نظام، بیش از هر زمانی با تحریم گسترده مواجهه گشت و دیگربار، عدم مشروعیت این رژیم در میان خلقهای تحت ستم دولت ـ ملت ایرانی مشخص شد. در نتیجه آنچه که اهمیت دارد و ما مبارزان باید آن را مبنای کارمان قرار دهیم، این نیروی وسیع اجتماعی بود که بار دیگر با رویکرد تحریم و بایکوت خویش، عدم مشروعیت این رژیم را فریاد زد. همبستگی سازمانیافتهی این رویکرد، نیروی حقیقی گذار از ساختار فاسد و پوسیدهی نامدیریتی رژیم بوده ونه انتظار نیرویی رهائیبخش خارجی ماندن.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
در نتیجه سیاست یکدستسازی مبتنی بر تحت امر کامل مطلق ولایت فقیه بودن، در دستور کار رژیم قرار گرفت. این در انتخابات ریاستجمهوری اخیر به صورتی کاملا علنی اعمال گشت. البته ابراهیم رئیسی مناسبترین کاراکتر و گزینه برای حکومت ولایی بود. چرا که هم برای برخورد با بحرانهای منطقهایی و داخلی، همچنین برای کنترل رابطه خود با امریکا و اروپا که طرف ایران در مذاکرات هستەایی میباشند، نیاز بە کاراکتری امنیتی و دارای تجربه سرکوب، ایدئولوژیک و دگماتیکی که مورد اعتماد خامنهایی باشد. همچنین او میبایست بتواند ژستهایی از متانت را جهت فریب جامعه داشته باشد. رئیسی سعی در ادای تمامی این این ویژگیها بود. چرا که نه مانند رفسنجانی، خاتمی و روحانی که گاها با گرفتن ژستهای اصلاحطلبانه، اعتدالگرا، لیبرالیستی، نئولیبرالیستی و… خطر خارج گشتن از کنترل خامنهایی را داشت و نه مانند احمدینژاد دارای شیوه و طرز جنجالی بود که کنترل آن نیز برای خامنهایی مشکل ساز باشد.
از انتصاب گزینه ابراهیم رئیسی بعنوان رئیس جمهور، توسط رژیم این گمانهزنی را نیز میتوان نمود که شاید هدف رژیم افزایش تنش با امریکا و فرورفتن بیشتر رژیم به آغوش روسیه و چین میباشد. چرا که رئیسی با سابقهایی که در پیشینهی سیاه کاری خود دارد و پیگردهای بینالمللی که با آنها مواجه است، نمیتواند گزینه مناسبی برای عادیسازی رابطه جمهوری اسلامی با آمریکا و حتی اروپا باشد. همیشه بدلیل نقض حقوق بشر، با وجود مصامحههایی هم که اروپا با این رژیم داشته است، بطور نسبی ایران را به چالش میکشد، باشد. اما برای رابطه با چین و روسیه که هم قراردادهایی با ایران منعقد کردهاند، سیاستهای اخلالگرانه، نقض حقوق بشر و فعالیتهای موشکی و هستهای ایران را به چالش نمیکشند و بیشتر سعی میکنند از ضعفها و شکافهای درون ساختاری نظام جهت تحت نفوذ خود در آوردنش استفاده کنند. رژیم نیز برای بقای خود تن به هر ذلتی میدهد. البته برای روشنتر شدن موضوع باید تا تحلیف ابراهیم رئیسی و عملکردهای اولیهاش منتظر ماند.
آنچه که همه بر آن اشراف داریم؛ در ایران انتخابات و رای مردم هیچ مفهومی ندارد و رئیسجمهور قبل از اینکه به پروسه انتخابات عمومی وارد شود، توسط ولایت فقیه انتخاب شده است و نمایش انتخابات عمومی صرفا با دو هدف انجام گرفته است. اول اینکه برای جامعه بینالمللی ژست دمکراسی و رعایت معیارهای دمکراسی که یکی از معیارهایش انتخابات است، را گرفتند. دوم اینکه؛ میخواهند با کشاندن حضور مردم، پای صندوقها به موجودیت خودش مشروعیت بخشیده و بقای خود را مبتنی بر خواست اجتماعی جلوه دهد. اما همانطور که آشکار است، انتخابات اخیر نظام، بیش از هر زمانی با تحریم گسترده مواجهه گشت و دیگربار، عدم مشروعیت این رژیم در میان خلقهای تحت ستم دولت ـ ملت ایرانی مشخص شد. در نتیجه آنچه که اهمیت دارد و ما مبارزان باید آن را مبنای کارمان قرار دهیم، این نیروی وسیع اجتماعی بود که بار دیگر با رویکرد تحریم و بایکوت خویش، عدم مشروعیت این رژیم را فریاد زد. همبستگی سازمانیافتهی این رویکرد، نیروی حقیقی گذار از ساختار فاسد و پوسیدهی نامدیریتی رژیم بوده ونه انتظار نیرویی رهائیبخش خارجی ماندن.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic