ک.ج.ک: ضمن گرامیداشت یاد و خاطره شهید هلمت، زمان از میان برداشتن اشغالگری ترکیه فرا رسیده است
شورای ریاست کنفدرالیسم جوامع کوردستان: شهید هلمت بر اساس هوشیاری ملی، ایدهالهای کوردستانی آزاد و دمکراتیک را روز به روز ارتقا داده و زندگی خود را نیز وقف آن نمود.
🆔 @GozarDemocratic
شورای ریاست کنفدرالیسم جوامع کوردستان: شهید هلمت بر اساس هوشیاری ملی، ایدهالهای کوردستانی آزاد و دمکراتیک را روز به روز ارتقا داده و زندگی خود را نیز وقف آن نمود.
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
ک.ج.ک: ضمن گرامیداشت یاد و خاطره شهید هلمت، زمان از میان برداشتن اشغالگری ترکیه فرا رسیده است شورای ریاست کنفدرالیسم جوامع کوردستان: شهید هلمت بر اساس هوشیاری ملی، ایدهالهای کوردستانی آزاد و دمکراتیک را روز به روز ارتقا داده و زندگی خود را نیز وقف آن نمود.…
ک.ج.ک: ضمن گرامیداشت یاد و خاطره شهید هلمت، زمان از میان برداشتن اشغالگری ترکیه فرا رسیده است
شورای ریاست کنفدرالیسم جوامع کوردستان: شهید هلمت بر اساس هوشیاری ملی، ایدهالهای کوردستانی آزاد و دمکراتیک را روز به روز ارتقا داده و زندگی خود را نیز وقف آن نمود.
شورای رهبری کنفدرالیسم جوامع کوردستان (ک.ج.ک) با انتشار بیانیهای یاد و خاطره هوال هلمت (دیار غریب) را گرامی داشت.
متن بیانیه شورای رهبری ک.ج.ک به شرح ذیل است:
"در دومین سالگرد شهادت فرزند قهرمان جنوب کوردستان، کادر پیشاهنگ حزبمان و همزمان عضو گرانقدر شورای رهبری ک.ج.ک، دیار غریب و رفقای دیگر، شاهین و دوران را که با وی به شهادت رسیدهاند، یاد و خاطره آنان را با عشقی بزرگ و ادای دین به آنان گرامی میداریم. در مقابل آرمانها و آرزوهای مقدس آنان سر تعظیم فرود میآوریم. با گرامیداشت یاد و خاطره این شهدا، با تمام شهدای قهرمانمان تجدید پیمان میکنیم که هدف ناتمام کوردستان آزاد و دمکراتیک، حیاتی آزاد و جامعه آزاد و انسان آزادی را که از اهداف این شهدا بوده است تحقق بخشیده و اعلام میکنیم که ما مبارزه گستردهای را برای دستیابی به پیروزی انجام دهیم.
رفیق هلمت با تعهد خود به ارزشهای انسان آزاد و ملی تا آخرین لحظه، برای تحقق اتحاد ملی دمکراتیک خلق کورد، با حساسیت، آگاهی و شخصیت روشنفکرانه خود، با موضع و ایستار خود در زندگی برای ما تا همیشه به نمونهای اعلا تبدیل شده است. وی تا ابد در قلب ما و تمام خلق ما، در ذهن ما خواهد ماند و منبعی برای ارزشهای ما خواهد بود. همانگونه که زمانی که زنده بود برای اتحاد ملی کورد دمکراتیک شدن مبارزه کرده و علیه استعمار اشغالگرانه بپا خاست، پیشاهنگ مقاومت بود، بعد از شهادتش نیز امروزه همان نقش را ادامه میدهد.
شهید هوال هلمت؛ به عنوان جوانی روشنفکر از جنوب کوردستان، از روزی که به دنیا آمد، شاهد حملات ویرانگرانه رژیم فاشیست بعث، قتلعام و انفال بود. شاهد هر رویدادی که بود، شنونده هر روایتی از قتلعام که بود، هر یک از آنها راه را برای احساسات انقلابی وی گشود. به لطف آیندهنگری که داشت، دانش تاریخی عمیق و مترقی وی، سیاستهای ویرانگرانه و استعماری دشمنان کورد را میبیند، و اولویت سیاسی ایدئولوژیک را همراه با خط مشی آزادی رهبر آپو مشخص و تعیین میکند. حیات مادی معمولی را رد کرده، در زمانی که در سنین جوانی بود، به کوههای سرزمینش عزیمت کرد. به عنوان عاشق کوهستانهای کوردستان, به صفوف ازادی مبارزه پیوسته و سریعا در این زمینه پیشرفت نمود، با گریلاهای آزادی همرنگ شده و به رفیقی بدل شد که رهبر آپو وی را در آغوش کشید. به دلیل آزادی، صداقت و رنجی که در صفوف گریلا کشید، به دلیل دانش سیاسی-ایدئولوژیک، واقعیت کورد و کوردستان، واقعیت مبارزه، در عمل نزدیک به ربع سده دست به مبارزه زده و به سطح یک پیشاهنگ و رهبر ارتقا یاقت.
هیچگاه از خط مبارزه قدمی به عقب ننشست
رفیق هوال هلمت، یه یکی ار رفقای ما تبدیل شد که بیشترین درک از پارادایم جامعه دمکراتیک رهبر آپو را درک کند و برای تحقق آن تلاش کند. برای درک پارادایم رهبر آپو، تحقق و عملی کردن، خود دست به کار شد. در مبارزه خود برای تحقق پارادایم رهبری وظایف مختلفی را برعهده گرفته و نقش پیشاهنگی را بر عهده داشت. واجد ایستاری شد که همیشه در هر سطحی نمایندگی پ.ک.ک را بر عهده داشته باشد. در معیارهای رفاقت و برخورد با زن و معیارهای آزادی و موضع شخصی این مسئله را نشان میداد. یعنی در میان حزب، در فرایندهای مختلف، در مبارزه برای اعتلای مبارزه، هیچگاه یک قدم به عقب ننشست. در موضوع مبارزه سازمانی-ایدئولوژیک، همیشه از ایستاری انقلابی و پیشاهنگ برخوردار بود. هیچگونه ایستاری خارج از خط مشی مبارزاتی را نپذیرفت. اطلاع داشت که میتواند از این طریق مبارزه را ادامه بدهد. در این رابطه نیز به یکی از بهترین رفقای تاثیرگذار رهبر آپو میلیتانی پیشاهنگ تبدیل شد.
رفیق شهید هلمت؛ بر اساس هوشیاری ملی، ایدهآلهای خود برای ایجاد کوردستانی آزاد و دمکراتیک را روز به روز گسترش بخشیده است و تمام زندگی خود را وقف آن کرده است. رویدادهای نابودگرانهای که به کرات علیه خلق کورد روی دادهاند، واقعیت میهن را که تقسیم شده است، واقعیت خلق و دردهای بزرگ، زخمهای عمیقی را امکان ترمیم ندارند، تا مغز استخوان خود حس کرد و با آن زیسته بود. معنای به رسمیت نشناختن هویت و عدم وجود موقعیتی سیاسی برای یک خلق را بدرستی درک میکرد. در تمام مقاطع زندگی خود، هر لحظه و هر ساعت برای ترمیم زخمهای عمیق خلق خود، برای بهبود آنها، حل مسائل و مشکلات، برای از میان برداشتن بازیهای دشمن، مبارزه را به طور مداوم ادامه داد. با اگاهی تاریخی عمیق خود، در سایه تحلیل دقیق سیاستهای روزانه، همیشه برای تمام وظایف خود آماده بود و به نمونهای عالی تبدیل شده بود.
شورای ریاست کنفدرالیسم جوامع کوردستان: شهید هلمت بر اساس هوشیاری ملی، ایدهالهای کوردستانی آزاد و دمکراتیک را روز به روز ارتقا داده و زندگی خود را نیز وقف آن نمود.
شورای رهبری کنفدرالیسم جوامع کوردستان (ک.ج.ک) با انتشار بیانیهای یاد و خاطره هوال هلمت (دیار غریب) را گرامی داشت.
متن بیانیه شورای رهبری ک.ج.ک به شرح ذیل است:
"در دومین سالگرد شهادت فرزند قهرمان جنوب کوردستان، کادر پیشاهنگ حزبمان و همزمان عضو گرانقدر شورای رهبری ک.ج.ک، دیار غریب و رفقای دیگر، شاهین و دوران را که با وی به شهادت رسیدهاند، یاد و خاطره آنان را با عشقی بزرگ و ادای دین به آنان گرامی میداریم. در مقابل آرمانها و آرزوهای مقدس آنان سر تعظیم فرود میآوریم. با گرامیداشت یاد و خاطره این شهدا، با تمام شهدای قهرمانمان تجدید پیمان میکنیم که هدف ناتمام کوردستان آزاد و دمکراتیک، حیاتی آزاد و جامعه آزاد و انسان آزادی را که از اهداف این شهدا بوده است تحقق بخشیده و اعلام میکنیم که ما مبارزه گستردهای را برای دستیابی به پیروزی انجام دهیم.
رفیق هلمت با تعهد خود به ارزشهای انسان آزاد و ملی تا آخرین لحظه، برای تحقق اتحاد ملی دمکراتیک خلق کورد، با حساسیت، آگاهی و شخصیت روشنفکرانه خود، با موضع و ایستار خود در زندگی برای ما تا همیشه به نمونهای اعلا تبدیل شده است. وی تا ابد در قلب ما و تمام خلق ما، در ذهن ما خواهد ماند و منبعی برای ارزشهای ما خواهد بود. همانگونه که زمانی که زنده بود برای اتحاد ملی کورد دمکراتیک شدن مبارزه کرده و علیه استعمار اشغالگرانه بپا خاست، پیشاهنگ مقاومت بود، بعد از شهادتش نیز امروزه همان نقش را ادامه میدهد.
شهید هوال هلمت؛ به عنوان جوانی روشنفکر از جنوب کوردستان، از روزی که به دنیا آمد، شاهد حملات ویرانگرانه رژیم فاشیست بعث، قتلعام و انفال بود. شاهد هر رویدادی که بود، شنونده هر روایتی از قتلعام که بود، هر یک از آنها راه را برای احساسات انقلابی وی گشود. به لطف آیندهنگری که داشت، دانش تاریخی عمیق و مترقی وی، سیاستهای ویرانگرانه و استعماری دشمنان کورد را میبیند، و اولویت سیاسی ایدئولوژیک را همراه با خط مشی آزادی رهبر آپو مشخص و تعیین میکند. حیات مادی معمولی را رد کرده، در زمانی که در سنین جوانی بود، به کوههای سرزمینش عزیمت کرد. به عنوان عاشق کوهستانهای کوردستان, به صفوف ازادی مبارزه پیوسته و سریعا در این زمینه پیشرفت نمود، با گریلاهای آزادی همرنگ شده و به رفیقی بدل شد که رهبر آپو وی را در آغوش کشید. به دلیل آزادی، صداقت و رنجی که در صفوف گریلا کشید، به دلیل دانش سیاسی-ایدئولوژیک، واقعیت کورد و کوردستان، واقعیت مبارزه، در عمل نزدیک به ربع سده دست به مبارزه زده و به سطح یک پیشاهنگ و رهبر ارتقا یاقت.
هیچگاه از خط مبارزه قدمی به عقب ننشست
رفیق هوال هلمت، یه یکی ار رفقای ما تبدیل شد که بیشترین درک از پارادایم جامعه دمکراتیک رهبر آپو را درک کند و برای تحقق آن تلاش کند. برای درک پارادایم رهبر آپو، تحقق و عملی کردن، خود دست به کار شد. در مبارزه خود برای تحقق پارادایم رهبری وظایف مختلفی را برعهده گرفته و نقش پیشاهنگی را بر عهده داشت. واجد ایستاری شد که همیشه در هر سطحی نمایندگی پ.ک.ک را بر عهده داشته باشد. در معیارهای رفاقت و برخورد با زن و معیارهای آزادی و موضع شخصی این مسئله را نشان میداد. یعنی در میان حزب، در فرایندهای مختلف، در مبارزه برای اعتلای مبارزه، هیچگاه یک قدم به عقب ننشست. در موضوع مبارزه سازمانی-ایدئولوژیک، همیشه از ایستاری انقلابی و پیشاهنگ برخوردار بود. هیچگونه ایستاری خارج از خط مشی مبارزاتی را نپذیرفت. اطلاع داشت که میتواند از این طریق مبارزه را ادامه بدهد. در این رابطه نیز به یکی از بهترین رفقای تاثیرگذار رهبر آپو میلیتانی پیشاهنگ تبدیل شد.
رفیق شهید هلمت؛ بر اساس هوشیاری ملی، ایدهآلهای خود برای ایجاد کوردستانی آزاد و دمکراتیک را روز به روز گسترش بخشیده است و تمام زندگی خود را وقف آن کرده است. رویدادهای نابودگرانهای که به کرات علیه خلق کورد روی دادهاند، واقعیت میهن را که تقسیم شده است، واقعیت خلق و دردهای بزرگ، زخمهای عمیقی را امکان ترمیم ندارند، تا مغز استخوان خود حس کرد و با آن زیسته بود. معنای به رسمیت نشناختن هویت و عدم وجود موقعیتی سیاسی برای یک خلق را بدرستی درک میکرد. در تمام مقاطع زندگی خود، هر لحظه و هر ساعت برای ترمیم زخمهای عمیق خلق خود، برای بهبود آنها، حل مسائل و مشکلات، برای از میان برداشتن بازیهای دشمن، مبارزه را به طور مداوم ادامه داد. با اگاهی تاریخی عمیق خود، در سایه تحلیل دقیق سیاستهای روزانه، همیشه برای تمام وظایف خود آماده بود و به نمونهای عالی تبدیل شده بود.
گذار دموکراتیک
ک.ج.ک: ضمن گرامیداشت یاد و خاطره شهید هلمت، زمان از میان برداشتن اشغالگری ترکیه فرا رسیده است شورای ریاست کنفدرالیسم جوامع کوردستان: شهید هلمت بر اساس هوشیاری ملی، ایدهالهای کوردستانی آزاد و دمکراتیک را روز به روز ارتقا داده و زندگی خود را نیز وقف آن نمود.…
برای تحقق اتحاد و انسجام خلق کورد، برای رقم زدن آیندهای برابر و آزاد تمام اعتقادات مسئولیتپذیر بود، با احساساتی بزرگ و موثر و با عشق این وظایف را انجام داد.
هوال هلمت پیشاهنگی خط انقلابیگری در جنوب کوردستان را به پیروزی رساند
شهید هلمت در جنوب کوردستان خود موضع و ایستار و یک خطمشی بود. در جنوب کوردستان با نام انقلابیگری، حیات عزتمند، ایستاری غرور آمیز سر تعظیم در مقابل تسلیمپذیری فرود نیاورد. با شخصیت انقلابی خود، آگاهی میهندوستانه خود به نماد و مدافع ارزشهای آزادیخواهانه و دمکراتیک بدل شده است. در جنوب کوردستان به یکی از رفقای پیشاهنگ خط انقلابیگری تبدیل شده است. شهید هلمت قبلهگاه ایدئولوژیک در جنوب کورستان و نماینده خطمشی انقلابی است. به همین دلیل صیانت از یاد و خاطره هوال هلمت، به معنای صیانت از جنوب کوردستان است. بر این اساس خط مشی هوال شهید، هلمت به معنای رهایی جنوب کوردستان از اشغالگری است.
هوال هلمت خصوصا زنان و جوانان را هیچگاه در مقابل سنت ارتجاع و کهنهپرستی، ذهنیت اقتدارگرای عشیره-خانواده تنها نگذاشت و آنرا نپذیرفت. برای آگاهی بخشی به زنان و جوانان جنوب کوردستان و روشنفکران این بخش از میهن، برای سازماندهی، حیاتی برابر، آزاد و دمکراتیک رنجهای فراوانی کشیده است. بر این اساس وجود هوال هلمت برای تامین آینده خلقمان در باشور کوردستان، از تاثیرگذاری فراوان برخوردار بوده است. به همین دلیل است که از سوی نیروهای اشغالگر و همدستان محلی آن مورد هدف قرار گرفت و به شهادت رسید.
لازم است اشغالگران، نیروهای قاتل و همدستان محلی آنها بدانند که مبارزه هوال هلمت خاتمه نیافته است و به پایان نیز نمیرسد. مانند تمام شهدای قهرمان ما، بعد از شهادت هوال هلمت، وی نیز همچنان نقش پیشاهنگی خود را همواره ادامه خواهد داد. در درجه نخست زنان و جوانان ما، خلقمان در باشور کوردستان، مبارزات نا تمام هوال هلمت را ادامه داده و بیش از پیش آن را اعتلا میبخشند و از آن صیانت به عمل میآورند. زیرا هوال هلمت، در آغوش خلقمان در باشور، با ضجههای انفال، با هلهلههای راپرین بزرگ به یک شخصیت انقلابی بدل شده است. وی تمام حیات خود را به گرفتن انتقام از قتلعام و نابودی انفالگران کوردستان اختصاص داد و در نهایت به شهادت رسید. خلقمان در جنوب کوردستان صدها جوان انقلابی دیگر مانند هلمت را در دامان خود پرورش میدهد. در مرحله کنونی لازم است که خلقمان در باشور کوردستان بداند که بیش از هر زمان دیگری نیاز دارد تا علیه اشغالگری جمهوری ترک بپاخاسته و برای مبارزه آزادیخواهانه و دمکراسی صادقانه تلاش کند، این زمان بیش از هر زمان دیگری باشور کوردستان نیازمند هلمت و جوانانی مانند هلمت است.
فراخوان برای جوانان باشور: خائنان و همدستان آن را از میان خود بیرون برانید
در این رابطه خطاب ما خصوصا برای جوانان باشور کوردستان است؛ اجازه ندهید که همکاران و همدستان خائنان که در خون رفقایمان دست دارند در میان شما باشند. آنها را در میان زندگی و سازمانهای خود راه ندهید. برای آنکه بر اساس خطمشی عزتمندانه شهید هوال هلمت، به پیشاهنگ بدل شوید، باید وارد مرحلهای از زندگی انقلابی شوید. برای پیوستن به خط مشی انقلابیگری، آزادیخواهانه و برابریطلبانه، تحقق اهداف و آرمانهای کوردستانی آزاد و دمکراتیک، سریعا به کوههای کوردستان عزیمت کنید که آغوششان را برای شما بازکردهاند.
بر این اساس بر مبنای شخصیت شهید هلمت و هوال شاهین و دوران که با وی به شهادت رسیدهاند، برای آنکه بتوان بر اساس آرمانها و اهداف این شهدا مبارزه را ادامه داد، اهداف این شهدا را تحقق بخشید، در درجه نخست از خلقمان در جنوب کوردستان و تمامی خلق کوردستان درخواست میکنیم که صفوف اتحاد دمکراتیک و هوال بودن را تقویت کرده و علیه اشغالگری جمهوری اشغالگر ترک، مقاومتی گسترده را با روح اتحاد ملی دمکراتیک گسترش داده و به اشغالگری ترک در کوردستان خاتمه دهند. زمان، زمان دستیابی به اتحاد است."
ANF
🆔 @GozarDemocratic
هوال هلمت پیشاهنگی خط انقلابیگری در جنوب کوردستان را به پیروزی رساند
شهید هلمت در جنوب کوردستان خود موضع و ایستار و یک خطمشی بود. در جنوب کوردستان با نام انقلابیگری، حیات عزتمند، ایستاری غرور آمیز سر تعظیم در مقابل تسلیمپذیری فرود نیاورد. با شخصیت انقلابی خود، آگاهی میهندوستانه خود به نماد و مدافع ارزشهای آزادیخواهانه و دمکراتیک بدل شده است. در جنوب کوردستان به یکی از رفقای پیشاهنگ خط انقلابیگری تبدیل شده است. شهید هلمت قبلهگاه ایدئولوژیک در جنوب کورستان و نماینده خطمشی انقلابی است. به همین دلیل صیانت از یاد و خاطره هوال هلمت، به معنای صیانت از جنوب کوردستان است. بر این اساس خط مشی هوال شهید، هلمت به معنای رهایی جنوب کوردستان از اشغالگری است.
هوال هلمت خصوصا زنان و جوانان را هیچگاه در مقابل سنت ارتجاع و کهنهپرستی، ذهنیت اقتدارگرای عشیره-خانواده تنها نگذاشت و آنرا نپذیرفت. برای آگاهی بخشی به زنان و جوانان جنوب کوردستان و روشنفکران این بخش از میهن، برای سازماندهی، حیاتی برابر، آزاد و دمکراتیک رنجهای فراوانی کشیده است. بر این اساس وجود هوال هلمت برای تامین آینده خلقمان در باشور کوردستان، از تاثیرگذاری فراوان برخوردار بوده است. به همین دلیل است که از سوی نیروهای اشغالگر و همدستان محلی آن مورد هدف قرار گرفت و به شهادت رسید.
لازم است اشغالگران، نیروهای قاتل و همدستان محلی آنها بدانند که مبارزه هوال هلمت خاتمه نیافته است و به پایان نیز نمیرسد. مانند تمام شهدای قهرمان ما، بعد از شهادت هوال هلمت، وی نیز همچنان نقش پیشاهنگی خود را همواره ادامه خواهد داد. در درجه نخست زنان و جوانان ما، خلقمان در باشور کوردستان، مبارزات نا تمام هوال هلمت را ادامه داده و بیش از پیش آن را اعتلا میبخشند و از آن صیانت به عمل میآورند. زیرا هوال هلمت، در آغوش خلقمان در باشور، با ضجههای انفال، با هلهلههای راپرین بزرگ به یک شخصیت انقلابی بدل شده است. وی تمام حیات خود را به گرفتن انتقام از قتلعام و نابودی انفالگران کوردستان اختصاص داد و در نهایت به شهادت رسید. خلقمان در جنوب کوردستان صدها جوان انقلابی دیگر مانند هلمت را در دامان خود پرورش میدهد. در مرحله کنونی لازم است که خلقمان در باشور کوردستان بداند که بیش از هر زمان دیگری نیاز دارد تا علیه اشغالگری جمهوری ترک بپاخاسته و برای مبارزه آزادیخواهانه و دمکراسی صادقانه تلاش کند، این زمان بیش از هر زمان دیگری باشور کوردستان نیازمند هلمت و جوانانی مانند هلمت است.
فراخوان برای جوانان باشور: خائنان و همدستان آن را از میان خود بیرون برانید
در این رابطه خطاب ما خصوصا برای جوانان باشور کوردستان است؛ اجازه ندهید که همکاران و همدستان خائنان که در خون رفقایمان دست دارند در میان شما باشند. آنها را در میان زندگی و سازمانهای خود راه ندهید. برای آنکه بر اساس خطمشی عزتمندانه شهید هوال هلمت، به پیشاهنگ بدل شوید، باید وارد مرحلهای از زندگی انقلابی شوید. برای پیوستن به خط مشی انقلابیگری، آزادیخواهانه و برابریطلبانه، تحقق اهداف و آرمانهای کوردستانی آزاد و دمکراتیک، سریعا به کوههای کوردستان عزیمت کنید که آغوششان را برای شما بازکردهاند.
بر این اساس بر مبنای شخصیت شهید هلمت و هوال شاهین و دوران که با وی به شهادت رسیدهاند، برای آنکه بتوان بر اساس آرمانها و اهداف این شهدا مبارزه را ادامه داد، اهداف این شهدا را تحقق بخشید، در درجه نخست از خلقمان در جنوب کوردستان و تمامی خلق کوردستان درخواست میکنیم که صفوف اتحاد دمکراتیک و هوال بودن را تقویت کرده و علیه اشغالگری جمهوری اشغالگر ترک، مقاومتی گسترده را با روح اتحاد ملی دمکراتیک گسترش داده و به اشغالگری ترک در کوردستان خاتمه دهند. زمان، زمان دستیابی به اتحاد است."
ANF
🆔 @GozarDemocratic
ادامه اعتصاب غذای زندانیان سیاسی در دویستوهجدهمین روز
اعتصاب غذای زندانیان سیاسی در زندانهای شمال کوردستان و ترکیه به منظور اعتراض به انزوای تشدید شده بر رهبر خلق کورد امروز در روز ٢١٨ خود قرار دارد.
🆔 @GozarDemocratic
اعتصاب غذای زندانیان سیاسی در زندانهای شمال کوردستان و ترکیه به منظور اعتراض به انزوای تشدید شده بر رهبر خلق کورد امروز در روز ٢١٨ خود قرار دارد.
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
ادامه اعتصاب غذای زندانیان سیاسی در دویستوهجدهمین روز اعتصاب غذای زندانیان سیاسی در زندانهای شمال کوردستان و ترکیه به منظور اعتراض به انزوای تشدید شده بر رهبر خلق کورد امروز در روز ٢١٨ خود قرار دارد. 🆔 @GozarDemocratic
ادامه اعتصاب غذای زندانیان سیاسی در دویستوهجدهمین روز
اعتصاب غذای زندانیان سیاسی در زندانهای شمال کوردستان و ترکیه به منظور اعتراض به انزوای تشدید شده بر رهبر خلق کورد امروز در روز ٢١٨ خود قرار دارد.
امروز اعتصاب غذای زندانیان سیاسی در زندانهای شمال کوردستان و ترکیه که به منظور اعتراض به انزوای رهبر خلق کورد و نقض حقوق زندانیان در حال اجراست وارد ٢١٨ روز خود شده است. این اعتصاب غذا در مخمور نیز امروز وارد صدونودوهفتمین روز شده است. در یونان نیز اعتصاب غذا وارد ١٨٠ روز خود شده است.
٢١٨ روز اعتصاب غذا در زندانهای رژیم اشغالگر ترکیه
زندانیان سیاسی پرونده حزب کارگران کوردستان (پ.ک.ک) و حزب آزادی زنان کوردستان (پاژک) از ۲۷ نوامبر سال ۲۰۲۰ به منظور خاتمه دادن به انزوای تحمیلی بر رهبر خلق کورد که مدت ۲٢ سال است در زندان امرالی به سر میبرد، به اعتصاب غذا دست زدهاند. اعتصاب غذای گروه ۴۴ زندانیان ادامه دارد و امروز این اعتصاب وارد روز ٢١٨ خود شده است.
١٩٧ روز اعتصاب غذا در مخمور
در کمپ پناهندگان مخمور در جنوب کوردستان نیز، در اعتراض به انزوای تحمیلی بر رهبر خلق کورد، با پیشاهنگی زنان از ۱۸ دسامبر ۲۰۲۰ اعتصاب غذا آغاز شده است. اعتصاب غذا در انجمن خانواده شهدای مخمور در یکصدونودوهفتمین روز خود ادامه دارد.
١٨٠ روز اعتصاب غذا در یونان
شهروندانی که در کمپ لاویروی یونان ساکن هستند، به منظور خاتمه داده به انزوای تحمیلی بر اوجالان و حمایت از اعتصاب کنندگان در زندان، به اعتصاب غذا دست زدهاند. این اعتصاب با رهبری جنبش جوانان انقلابی TCŞ، جنبش زنان کوردستان در اروپا TJK-E و مرکز فرهنگی کوردستان آغاز و در ١٨٠مین روز خود قرار دارد.
شهادت خلیل شن، میهندوست کورد در آلمان
خلیل شن (۲۵ ساله) ساکن شهر درسدن آلمان روز جمعه (۱۲ فوریه ۲۰۲۱ / ۲۴ بهمن ١٣٩٩) در ۲۲ سالگرد توطئه بینالمللی علیه رهبر خلق کورد، عبدالله اوجالان بدن خود را به آتش کشید و به شهادت رسید.
زندانیان سیاسی پیش از این برای پایان دادن به حصر اوجالان در چندین مرحله دست به اعتصاب غذا زده و رژیم ترکیه مجبور شده بود به حصر اوجالان پایان دهد.
سال ٢٠١٢: ۶٨ روز اعتصاب غذا
اولین اعتصاب غذای زندانیان سیاسی به شکل گسترده و سازماندهی شده با هدف پایان دادن به حصر اوجالان در ١٢ سپتامبر ٢٠١٢ در زندانهای ترکیه آغاز شد. این اعتصاب غذا ۶٨ روز ادامه یافت و با در درخواست رهبر خلق کورد عبدالله اوجالان پایان یافت. در ٣ ژانویه ٢٠١٣ میان اوجالان و هیئت دولت دیدار صورت گرفت و تا سال ٢٠١۵ مرحله مذاکرات امرالی ادامه یافت.
٢٠١۶: ٨ روز اعتصاب غذا
روز ۵ آوریل ٢٠١۵ مرحله مذاکرات امرالی از سوی رژیم ترک متوقف شد و حصر اوجالان از سر گرفته شد. پس از شبه کودتای ١۵ ژوئیه که ناظران سیاسی ترکیه آنرا کودتای اردوغان میدانند نگرانیها نسبت به وضعیت رهبر خلق کورد افزایش یافت و ۵٠ سیاستمدار کورد در فراخوانی خواستار ملاقات با اوجالان شدند و وقتی با پاسخ منفی رژیم ترک روبرو گشتند در ۵ سپتامبر ٢٠١۶ در دفتر حزب مناطق دمکراتیک در شهر آمَد دست به اعتصاب غذا زدند. شش روز پس از آغاز اعتصاب محمد اوجالان برادر عبدالله اوجالان در روز ١١ سپتامبر با رهبر خلق کورد ملاقات کرد. ۵٠ سیاستمدار کورد پس از انجام این ملاقات و دستیابی به موفقیت در ٨مین روز به اعتصاب غذا پایان دادند.
٢٠١٨: ٢٠٠ روز اعتصاب غذا
لیلا گووَن ریاست مشترک کنگره جامعه دمکراتیک که در زندان گروه E زندان آمَد بسر میبرد در روز ٨ نوامبر ٢٠١٨ در محکومیت حصر عبدالله اوجالان رهبر خلق کورد اعلام اعتصاب غذا کرد. روز ١۶ دسامبر همان سال زندانیان سیاسی هم با لیلا گووَن همراه شدند و در ١ دسامبر ٢٠١٩ اعتصاب غذای لیلا گووَن در تمامی زندانهای شمال کوردستان و ترکیه و در خارج از میهن گسترش یافت. در هولیر نیز ناصر یاغز از اعضای ه.د.پ، فضیله توک در کمپ مخمور، ١۴ سیاستمدار کورد در استراسبورگ فرانسه، ایمام شیش در کالر انگلستان و هریم محمود در شهر کلار جنوب کوردستان دست به اعتصاب غذا زدند.
روز ٣ مارس ٢٠١٩ سه نماینده مجلس ه.د.پ به نامهای درسیم داغ، طیب تمل و مراد ساریساچ نیز در ساختمان مرکزی ه.د.پ دست به اعتصاب غذا زدند.
روزه مرگ
در نتیجه بیمسئولیتی رژیم ترک ١۵ زندانی سیاسی با هدف شکستن حصر اوجالان روز ٣٠ آوریل ٢٠١٩ در نامهای سرگشاده به افکار عمومی دست به روزه مرگ زندند. روز ١٠ مه نیز ١٠ زندانی سیاسی دیگر به روزه مرگ پیوستند.
٨ جوان کورد جان خود را فدا کردند
اعتصاب غذا بسرعت گسترش یافت. روز ٢٠ فوریه شهروند کورد با نام اوغور شاکار در مقابل دادسرای شهر کریفلد آلمان خود را به آتش کشید. اوغور شاکار روز ٢٢ مارس در بیمارستان به شهادت رسید. با هدف محکومیت حصر اوجالان عملیات فدایی در زندانهای رژیم استعمارگر ترک از سر گرفته شدند.
اعتصاب غذای زندانیان سیاسی در زندانهای شمال کوردستان و ترکیه به منظور اعتراض به انزوای تشدید شده بر رهبر خلق کورد امروز در روز ٢١٨ خود قرار دارد.
امروز اعتصاب غذای زندانیان سیاسی در زندانهای شمال کوردستان و ترکیه که به منظور اعتراض به انزوای رهبر خلق کورد و نقض حقوق زندانیان در حال اجراست وارد ٢١٨ روز خود شده است. این اعتصاب غذا در مخمور نیز امروز وارد صدونودوهفتمین روز شده است. در یونان نیز اعتصاب غذا وارد ١٨٠ روز خود شده است.
٢١٨ روز اعتصاب غذا در زندانهای رژیم اشغالگر ترکیه
زندانیان سیاسی پرونده حزب کارگران کوردستان (پ.ک.ک) و حزب آزادی زنان کوردستان (پاژک) از ۲۷ نوامبر سال ۲۰۲۰ به منظور خاتمه دادن به انزوای تحمیلی بر رهبر خلق کورد که مدت ۲٢ سال است در زندان امرالی به سر میبرد، به اعتصاب غذا دست زدهاند. اعتصاب غذای گروه ۴۴ زندانیان ادامه دارد و امروز این اعتصاب وارد روز ٢١٨ خود شده است.
١٩٧ روز اعتصاب غذا در مخمور
در کمپ پناهندگان مخمور در جنوب کوردستان نیز، در اعتراض به انزوای تحمیلی بر رهبر خلق کورد، با پیشاهنگی زنان از ۱۸ دسامبر ۲۰۲۰ اعتصاب غذا آغاز شده است. اعتصاب غذا در انجمن خانواده شهدای مخمور در یکصدونودوهفتمین روز خود ادامه دارد.
١٨٠ روز اعتصاب غذا در یونان
شهروندانی که در کمپ لاویروی یونان ساکن هستند، به منظور خاتمه داده به انزوای تحمیلی بر اوجالان و حمایت از اعتصاب کنندگان در زندان، به اعتصاب غذا دست زدهاند. این اعتصاب با رهبری جنبش جوانان انقلابی TCŞ، جنبش زنان کوردستان در اروپا TJK-E و مرکز فرهنگی کوردستان آغاز و در ١٨٠مین روز خود قرار دارد.
شهادت خلیل شن، میهندوست کورد در آلمان
خلیل شن (۲۵ ساله) ساکن شهر درسدن آلمان روز جمعه (۱۲ فوریه ۲۰۲۱ / ۲۴ بهمن ١٣٩٩) در ۲۲ سالگرد توطئه بینالمللی علیه رهبر خلق کورد، عبدالله اوجالان بدن خود را به آتش کشید و به شهادت رسید.
زندانیان سیاسی پیش از این برای پایان دادن به حصر اوجالان در چندین مرحله دست به اعتصاب غذا زده و رژیم ترکیه مجبور شده بود به حصر اوجالان پایان دهد.
سال ٢٠١٢: ۶٨ روز اعتصاب غذا
اولین اعتصاب غذای زندانیان سیاسی به شکل گسترده و سازماندهی شده با هدف پایان دادن به حصر اوجالان در ١٢ سپتامبر ٢٠١٢ در زندانهای ترکیه آغاز شد. این اعتصاب غذا ۶٨ روز ادامه یافت و با در درخواست رهبر خلق کورد عبدالله اوجالان پایان یافت. در ٣ ژانویه ٢٠١٣ میان اوجالان و هیئت دولت دیدار صورت گرفت و تا سال ٢٠١۵ مرحله مذاکرات امرالی ادامه یافت.
٢٠١۶: ٨ روز اعتصاب غذا
روز ۵ آوریل ٢٠١۵ مرحله مذاکرات امرالی از سوی رژیم ترک متوقف شد و حصر اوجالان از سر گرفته شد. پس از شبه کودتای ١۵ ژوئیه که ناظران سیاسی ترکیه آنرا کودتای اردوغان میدانند نگرانیها نسبت به وضعیت رهبر خلق کورد افزایش یافت و ۵٠ سیاستمدار کورد در فراخوانی خواستار ملاقات با اوجالان شدند و وقتی با پاسخ منفی رژیم ترک روبرو گشتند در ۵ سپتامبر ٢٠١۶ در دفتر حزب مناطق دمکراتیک در شهر آمَد دست به اعتصاب غذا زدند. شش روز پس از آغاز اعتصاب محمد اوجالان برادر عبدالله اوجالان در روز ١١ سپتامبر با رهبر خلق کورد ملاقات کرد. ۵٠ سیاستمدار کورد پس از انجام این ملاقات و دستیابی به موفقیت در ٨مین روز به اعتصاب غذا پایان دادند.
٢٠١٨: ٢٠٠ روز اعتصاب غذا
لیلا گووَن ریاست مشترک کنگره جامعه دمکراتیک که در زندان گروه E زندان آمَد بسر میبرد در روز ٨ نوامبر ٢٠١٨ در محکومیت حصر عبدالله اوجالان رهبر خلق کورد اعلام اعتصاب غذا کرد. روز ١۶ دسامبر همان سال زندانیان سیاسی هم با لیلا گووَن همراه شدند و در ١ دسامبر ٢٠١٩ اعتصاب غذای لیلا گووَن در تمامی زندانهای شمال کوردستان و ترکیه و در خارج از میهن گسترش یافت. در هولیر نیز ناصر یاغز از اعضای ه.د.پ، فضیله توک در کمپ مخمور، ١۴ سیاستمدار کورد در استراسبورگ فرانسه، ایمام شیش در کالر انگلستان و هریم محمود در شهر کلار جنوب کوردستان دست به اعتصاب غذا زدند.
روز ٣ مارس ٢٠١٩ سه نماینده مجلس ه.د.پ به نامهای درسیم داغ، طیب تمل و مراد ساریساچ نیز در ساختمان مرکزی ه.د.پ دست به اعتصاب غذا زدند.
روزه مرگ
در نتیجه بیمسئولیتی رژیم ترک ١۵ زندانی سیاسی با هدف شکستن حصر اوجالان روز ٣٠ آوریل ٢٠١٩ در نامهای سرگشاده به افکار عمومی دست به روزه مرگ زندند. روز ١٠ مه نیز ١٠ زندانی سیاسی دیگر به روزه مرگ پیوستند.
٨ جوان کورد جان خود را فدا کردند
اعتصاب غذا بسرعت گسترش یافت. روز ٢٠ فوریه شهروند کورد با نام اوغور شاکار در مقابل دادسرای شهر کریفلد آلمان خود را به آتش کشید. اوغور شاکار روز ٢٢ مارس در بیمارستان به شهادت رسید. با هدف محکومیت حصر اوجالان عملیات فدایی در زندانهای رژیم استعمارگر ترک از سر گرفته شدند.
گذار دموکراتیک
ادامه اعتصاب غذای زندانیان سیاسی در دویستوهجدهمین روز اعتصاب غذای زندانیان سیاسی در زندانهای شمال کوردستان و ترکیه به منظور اعتراض به انزوای تشدید شده بر رهبر خلق کورد امروز در روز ٢١٨ خود قرار دارد. 🆔 @GozarDemocratic
روز ١٧ مارس زندانی سیاسی کورد زولکوف گزن (٣٣ ساله) در زندان گروه F شماره ٢ تکیرداغ، آیتن بچت (٢۴ ساله) در روز ٢٣ مارس در زندان زندان گبزه، زهرا ساغلم (٢٣ ساله) روز ٢۴ مارس در زندان گروه T آلتویی، مدیا چنار (٢۴ ساله) روز ٢۵ مارس در زندان گروه E مردین، یونجا آکینجی روز ٩ مارس در زندان سرپوشیده زنان شاکران، سراج یوکسک روز ٢ آوریل در زندان گروه T شماره ٢ عثمانیه و ماحصوم پامای روز ۵ آوریل در زندان فوق امنیتی خارپیت دست به عملیات فدایی زده و به شهادت رسیدند.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
ANF
🆔 @GozarDemocratic
'گەریلا تاکە هێزی رێگەی رزگاریە'
گەریلای یەرەکە جەنگاوەر قەندیل کە باسی هۆکاری بەشداریکردنی لەنێو ریزەکانی گەریلادا کرد وتی، "گەورەترین هەڵوێستی رادیکاڵ و واتادار لەبەرانبەر دوژمن، بەشداریکردنە لەنێو ریزەکانی گەریلادا. گەریلا، تاکە هێزی رێگەی رزگاریە."
هێرشی داگیرکەری دەوڵەتی تورک بۆ سەر هەرێمەکانی ئاڤاشین، زاپ و مەتینا بەردەوامە. لەبەرانبەر هێرشەکان بەرخۆدانی گەریلاش لە ئاستێکی باڵادا بەردەوامە. یەکێک لە گەریلاکان کە لە گۆڕەپانی بەرخۆداندایە، گەریلایەکی خەڵکی مەهابادی رۆژهەڵاتی کوردستان بە ناوی جەنگاوەر قەندیلە. قەندیل باسی قۆناغی بەشداریکردنی لە ریزەکانی گەریلادا کرد و وتی، "لە بەرانبەر زوڵم و فشاری رژێمی ئێران لەسەر وڵات و گەلی کورد من بەشداریم لە ریزەکانی گەریلادا کرد. بەشداریکردنی خۆم وەک شانسێکی گەورە دەبینم. ئەگەر بەشداریم لە ریزەکانی تەڤگەری ئازادیدا نەکردایە، لەلایەن داگیرکەرانەوە دەتوامەوە و ئاسمیلە دەکرام. بۆمن سەرنجراکیشترین بابەت، پەیوەندی هاوڕێیەتی لەنێو ریزەکانی گەریلادایە. تاوەکو ئێستا یەک گەریلام نەبینیوە کە بۆ ژیانی تاکەکەسی خۆی هەوڵ بدات. بەپێچەوانەوە بۆ بنیاتنانی ژیانێکی مرۆڤی و ئەخلاقی بۆ کوردستان و گەلانی ژێردەستە لەنێو هەوڵداندان.
پێویستە گەنجانی رۆژهەڵاتی کوردستان بزانن کە دیکتاتۆری ئێران بە رێبازی شەڕی تایبەت دەیەوێت گەنجانی کورد بۆ لای خۆی رابکێشێت. ڕژێمی ئێران وەک دەوڵەتانی دیکەی داگیرکەر وەڵامێکی وشک بە گەنجان دەدات. بە بەکارهێنانی رێبازی نەرمیش گەنجان بۆ لای خۆی پەلکێش دەکات. دەوڵەتی ئێران هەموو دەرفەتەکان لەناو دەبات و مرۆڤ برسی و بێکار دەکات و دواتر وەک ئەوەی بەخشندە بێت هەندێک شت پێشکەش دەکات. لەبەرئەوەش پێویستە گەنجانی رۆژهەڵاتی کوردستان لەبەرانبەر ئەو تەڵەیەی دەوڵەت هوشیار بن. گەورەترین هەڵوێستی رادیکاڵ و واتادار لەبەرانبەر دوژمن، بەشداریکردنە لەنێو ریزەکانی گەریلادا. گەریلا، تاکە هێزی رێگەی رزگاریە. بۆیەش بانگەوازیم بۆ هەموو گەنجانی کورد ئەوەیە کە بۆ ژیانێکی شکۆمەندانە و ئازاد بەشداری لە ریزەکانی گەریلادا بکەن."
ANF
🆔 @GozarDemocratic
گەریلای یەرەکە جەنگاوەر قەندیل کە باسی هۆکاری بەشداریکردنی لەنێو ریزەکانی گەریلادا کرد وتی، "گەورەترین هەڵوێستی رادیکاڵ و واتادار لەبەرانبەر دوژمن، بەشداریکردنە لەنێو ریزەکانی گەریلادا. گەریلا، تاکە هێزی رێگەی رزگاریە."
هێرشی داگیرکەری دەوڵەتی تورک بۆ سەر هەرێمەکانی ئاڤاشین، زاپ و مەتینا بەردەوامە. لەبەرانبەر هێرشەکان بەرخۆدانی گەریلاش لە ئاستێکی باڵادا بەردەوامە. یەکێک لە گەریلاکان کە لە گۆڕەپانی بەرخۆداندایە، گەریلایەکی خەڵکی مەهابادی رۆژهەڵاتی کوردستان بە ناوی جەنگاوەر قەندیلە. قەندیل باسی قۆناغی بەشداریکردنی لە ریزەکانی گەریلادا کرد و وتی، "لە بەرانبەر زوڵم و فشاری رژێمی ئێران لەسەر وڵات و گەلی کورد من بەشداریم لە ریزەکانی گەریلادا کرد. بەشداریکردنی خۆم وەک شانسێکی گەورە دەبینم. ئەگەر بەشداریم لە ریزەکانی تەڤگەری ئازادیدا نەکردایە، لەلایەن داگیرکەرانەوە دەتوامەوە و ئاسمیلە دەکرام. بۆمن سەرنجراکیشترین بابەت، پەیوەندی هاوڕێیەتی لەنێو ریزەکانی گەریلادایە. تاوەکو ئێستا یەک گەریلام نەبینیوە کە بۆ ژیانی تاکەکەسی خۆی هەوڵ بدات. بەپێچەوانەوە بۆ بنیاتنانی ژیانێکی مرۆڤی و ئەخلاقی بۆ کوردستان و گەلانی ژێردەستە لەنێو هەوڵداندان.
پێویستە گەنجانی رۆژهەڵاتی کوردستان بزانن کە دیکتاتۆری ئێران بە رێبازی شەڕی تایبەت دەیەوێت گەنجانی کورد بۆ لای خۆی رابکێشێت. ڕژێمی ئێران وەک دەوڵەتانی دیکەی داگیرکەر وەڵامێکی وشک بە گەنجان دەدات. بە بەکارهێنانی رێبازی نەرمیش گەنجان بۆ لای خۆی پەلکێش دەکات. دەوڵەتی ئێران هەموو دەرفەتەکان لەناو دەبات و مرۆڤ برسی و بێکار دەکات و دواتر وەک ئەوەی بەخشندە بێت هەندێک شت پێشکەش دەکات. لەبەرئەوەش پێویستە گەنجانی رۆژهەڵاتی کوردستان لەبەرانبەر ئەو تەڵەیەی دەوڵەت هوشیار بن. گەورەترین هەڵوێستی رادیکاڵ و واتادار لەبەرانبەر دوژمن، بەشداریکردنە لەنێو ریزەکانی گەریلادا. گەریلا، تاکە هێزی رێگەی رزگاریە. بۆیەش بانگەوازیم بۆ هەموو گەنجانی کورد ئەوەیە کە بۆ ژیانێکی شکۆمەندانە و ئازاد بەشداری لە ریزەکانی گەریلادا بکەن."
ANF
🆔 @GozarDemocratic
Telegram
attach 📎
اعتصابات کارگری نیاز به پشتیبانی جنبش مردمی دارد
اعتصاب کارگران حوزه نفت، گاز و پتروشیمی در ایران در اعتراض به وضعیت بد معیشتی و اقتصاد رقتبار کشور، بهمثابه یک حق دموکراتیک آغاز شده و مورد حمایت داخلی و خارجی قرار گرفته. همچو «جامعه دموکراتیک و آزاد شرق کوردستان(کودار)» حمایت خود از این مبارزه دموکراتیک را اعلام میداریم.
🆔 @GozarDemocratic
اعتصاب کارگران حوزه نفت، گاز و پتروشیمی در ایران در اعتراض به وضعیت بد معیشتی و اقتصاد رقتبار کشور، بهمثابه یک حق دموکراتیک آغاز شده و مورد حمایت داخلی و خارجی قرار گرفته. همچو «جامعه دموکراتیک و آزاد شرق کوردستان(کودار)» حمایت خود از این مبارزه دموکراتیک را اعلام میداریم.
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
اعتصابات کارگری نیاز به پشتیبانی جنبش مردمی دارد اعتصاب کارگران حوزه نفت، گاز و پتروشیمی در ایران در اعتراض به وضعیت بد معیشتی و اقتصاد رقتبار کشور، بهمثابه یک حق دموکراتیک آغاز شده و مورد حمایت داخلی و خارجی قرار گرفته. همچو «جامعه دموکراتیک و آزاد شرق…
اعتصابات کارگری نیاز به پشتیبانی جنبش مردمی دارد
اعتصاب کارگران حوزه نفت، گاز و پتروشیمی در ایران در اعتراض به وضعیت بد معیشتی و اقتصاد رقتبار کشور، بهمثابه یک حق دموکراتیک آغاز شده و مورد حمایت داخلی و خارجی قرار گرفته. همچو «جامعه دموکراتیک و آزاد شرق کوردستان(کودار)» حمایت خود از این مبارزه دموکراتیک را اعلام میداریم.
پیش از انقلاب ۵۷ کارگران ایران به مدت چهار دهه مبارزه بالاخره بسیاری حقوق دموکراتیک خود را بدست آوردند اما پس از انقلاب و در اولین دهه پس از آن جمهوری ولایی همه آن دستاوردها را به باد داد. اعتصاب کارگران حوزه نفت، گاز و پتروشیمی در ایران پس از گذشت تنها ۴ روز از انتخابات ریاستجمهوری، نشانه اوضاع اقتصادی رقتبار همه اقشار جامعه ایران است. این اعتصاب، زنگ نیاز به یک خیزش و جنبش مردمی را به صدا درآورده. خود این اعتصابات نیز نیاز به پیشتیبانی جنبش مردمی دارد. وضعیت کارگران در اصل بیانگر وضعیت کل جامعه میباشد. کارگران در کارزار بزرگ خود در اعتراض به نابرابری در پرداختها و وضعیت بد معیشتی خود معترضاند. از بازنشستگان گرفته تا کارکنان، با اعتصابهای گسترده و انتشار بیانیههای اعتراضی و راهپیمایی در اقصا نقاط ایران، حقوق از دسترفتهشان را مطالبه میکنند. بیاعتنایی نظام به حقوق کارگران و فریادهایشان به این دلیل است که اعتصابات را مسئلهای امنیتی برای حکومت و دولت تلقی میکنند. نظام، حوزه نفت را به جهنم فلاکتبار معیشت کارگران در ایران در راستای منافع و سود کلان خود مبدل کرده. آن حوزه با آن حجم آلودگی رانتی و فسادمحور، هیچ معیشتی دربرندارد و تنها به فرسودگی کارگران، بیماریهای صعبالعلاج و رقت زندگی میانجامد. بیماریهای سخت و مرگ پیش از بازنشستگی، وضعیت مرگباری است که سرمایهداری ایرانی برای طبقه کارگران به وجود آورده. این درحالی است که در راستای سود کلان «به بهای زندگی کارگران، نفت و گاز تولید میکنند». وارت نفت رژیم در مصوبه خود اعلام کرده که در قبال امنیت کارگران هیچگونه مسئولیتی برعهده ندارد. از یک طرف بورسبازان رانتخور و بخش شبهخصوصی و از طرف دیگر پیمانکاران رابطهای «دولت پنهان» حوزه نفت را به انحصار درآورده و آن را به بهای خون و جان کارگران به ثروت ملی تبدیل میکنند. ثروتی که طبقه کارگر از آن هیچ سهمی ندارد. مبارزات کارگری به اندازه عمر صنعت نفت تاریخچه دارد که سراسر مملو از تبعیض، سرکوب و تضییع حقوق بوده.
مسلما فراتر از مطالبه رعایت حال کارگران، افزایش حقوق و توجه به آنان، باید به شیوهای رادیکال این معضل تاریخی را در ایران با قیام و جنبش مردمی به موفقیت رساند. اعتصابات اخیر کارگران مورد توجه و حمایت سازمانها و اتحادیههای جهانی قرار گرفته. در ایران اما حل بحرانهای زندگی و معیشت کارگران، منوط به اصلاح در کل ساختار نظام کشور است که زمامداران نظام چنین خیالی در سر ندارند، پس قطعا تنها زمانی اعتصابات عمومی میتواند به نتیجه برسد که آن را به سطح «جنبش اعتراضی مردمی» ارتقاء داد. مسئله فراتر از حقوق و مزایای ماهانه، مسئله زندگی و قیام برای آن است. بدلیل اینکه اعتصابات اخیر، نظام را به هراس انداخته و باید آن را بهنحوی تکرار خیزش آبان ۹۸ برشمرد، دولت در کمال بیشرمی فرافکنی کرده و مسئولیت بحرانهای عدیده را به گردن نمیگیرد. بسندهکردن به افزایش ناچیز حقوق ماهانه کارگران قرارداد موقت، پیمانکار و روزمزد و یا قرارداد رسمی، تقلیل دادن زندگی شرافتمندانه به حدی نازلتر از قیام رادیکال برای یک زندگی عادی و شرافتمندانه خواهد بود.
همچو «جامعه دموکراتیک و آزاد شرق کوردستان(کودار)» ضمن حمایت از اعتصابات عمومی کارگران ایران اعلام میداریم که در وضعیت کنونی، کارگری باقینمانده که به بردگی کشانده نشده باشد، لذا راهحل دموکراتیک، خیزش سازمانیافته مردمی و مطالبه حقوق نه تنها در کارخانهها، بلکه در خیابان با ایجاد جنبش مردمی ممکن میگردد. چون کودار برای یک خیزش فراگیر با تشکیل جنبشی کارگری مشترک و متحد تحت رهبریت و پیشاهنگی خودمدیر خلقمان آمادهایم و از تمامی طبقات و اقشار جامعه بویژه کارمندان و کارگران سایر حوزهها، روشنفکران و فعالان جامعه مدنی، جوانان و زنان دعوت به عمل میآوریم که در راستای تحقق یک جنبش مردمی رادیکال و خودمدیر در تمامی عرصهها از اعتصابات عمومی کارگران پشتیبانی نمایند. در صورت سیستماتیزهکردن سازماندهی حرکت کارگری، اعتصابات بصورت ریشهای به نتیجه خواهد رسید. پیروزی بزرگ کارگران با مبارزات رادیکال و خودمدیر ممکن میگردد.
جامعه دموکراتیک و آزاد شرق کوردستان (کودار)
۰۲-۰۷-۲۰۲۱
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
اعتصاب کارگران حوزه نفت، گاز و پتروشیمی در ایران در اعتراض به وضعیت بد معیشتی و اقتصاد رقتبار کشور، بهمثابه یک حق دموکراتیک آغاز شده و مورد حمایت داخلی و خارجی قرار گرفته. همچو «جامعه دموکراتیک و آزاد شرق کوردستان(کودار)» حمایت خود از این مبارزه دموکراتیک را اعلام میداریم.
پیش از انقلاب ۵۷ کارگران ایران به مدت چهار دهه مبارزه بالاخره بسیاری حقوق دموکراتیک خود را بدست آوردند اما پس از انقلاب و در اولین دهه پس از آن جمهوری ولایی همه آن دستاوردها را به باد داد. اعتصاب کارگران حوزه نفت، گاز و پتروشیمی در ایران پس از گذشت تنها ۴ روز از انتخابات ریاستجمهوری، نشانه اوضاع اقتصادی رقتبار همه اقشار جامعه ایران است. این اعتصاب، زنگ نیاز به یک خیزش و جنبش مردمی را به صدا درآورده. خود این اعتصابات نیز نیاز به پیشتیبانی جنبش مردمی دارد. وضعیت کارگران در اصل بیانگر وضعیت کل جامعه میباشد. کارگران در کارزار بزرگ خود در اعتراض به نابرابری در پرداختها و وضعیت بد معیشتی خود معترضاند. از بازنشستگان گرفته تا کارکنان، با اعتصابهای گسترده و انتشار بیانیههای اعتراضی و راهپیمایی در اقصا نقاط ایران، حقوق از دسترفتهشان را مطالبه میکنند. بیاعتنایی نظام به حقوق کارگران و فریادهایشان به این دلیل است که اعتصابات را مسئلهای امنیتی برای حکومت و دولت تلقی میکنند. نظام، حوزه نفت را به جهنم فلاکتبار معیشت کارگران در ایران در راستای منافع و سود کلان خود مبدل کرده. آن حوزه با آن حجم آلودگی رانتی و فسادمحور، هیچ معیشتی دربرندارد و تنها به فرسودگی کارگران، بیماریهای صعبالعلاج و رقت زندگی میانجامد. بیماریهای سخت و مرگ پیش از بازنشستگی، وضعیت مرگباری است که سرمایهداری ایرانی برای طبقه کارگران به وجود آورده. این درحالی است که در راستای سود کلان «به بهای زندگی کارگران، نفت و گاز تولید میکنند». وارت نفت رژیم در مصوبه خود اعلام کرده که در قبال امنیت کارگران هیچگونه مسئولیتی برعهده ندارد. از یک طرف بورسبازان رانتخور و بخش شبهخصوصی و از طرف دیگر پیمانکاران رابطهای «دولت پنهان» حوزه نفت را به انحصار درآورده و آن را به بهای خون و جان کارگران به ثروت ملی تبدیل میکنند. ثروتی که طبقه کارگر از آن هیچ سهمی ندارد. مبارزات کارگری به اندازه عمر صنعت نفت تاریخچه دارد که سراسر مملو از تبعیض، سرکوب و تضییع حقوق بوده.
مسلما فراتر از مطالبه رعایت حال کارگران، افزایش حقوق و توجه به آنان، باید به شیوهای رادیکال این معضل تاریخی را در ایران با قیام و جنبش مردمی به موفقیت رساند. اعتصابات اخیر کارگران مورد توجه و حمایت سازمانها و اتحادیههای جهانی قرار گرفته. در ایران اما حل بحرانهای زندگی و معیشت کارگران، منوط به اصلاح در کل ساختار نظام کشور است که زمامداران نظام چنین خیالی در سر ندارند، پس قطعا تنها زمانی اعتصابات عمومی میتواند به نتیجه برسد که آن را به سطح «جنبش اعتراضی مردمی» ارتقاء داد. مسئله فراتر از حقوق و مزایای ماهانه، مسئله زندگی و قیام برای آن است. بدلیل اینکه اعتصابات اخیر، نظام را به هراس انداخته و باید آن را بهنحوی تکرار خیزش آبان ۹۸ برشمرد، دولت در کمال بیشرمی فرافکنی کرده و مسئولیت بحرانهای عدیده را به گردن نمیگیرد. بسندهکردن به افزایش ناچیز حقوق ماهانه کارگران قرارداد موقت، پیمانکار و روزمزد و یا قرارداد رسمی، تقلیل دادن زندگی شرافتمندانه به حدی نازلتر از قیام رادیکال برای یک زندگی عادی و شرافتمندانه خواهد بود.
همچو «جامعه دموکراتیک و آزاد شرق کوردستان(کودار)» ضمن حمایت از اعتصابات عمومی کارگران ایران اعلام میداریم که در وضعیت کنونی، کارگری باقینمانده که به بردگی کشانده نشده باشد، لذا راهحل دموکراتیک، خیزش سازمانیافته مردمی و مطالبه حقوق نه تنها در کارخانهها، بلکه در خیابان با ایجاد جنبش مردمی ممکن میگردد. چون کودار برای یک خیزش فراگیر با تشکیل جنبشی کارگری مشترک و متحد تحت رهبریت و پیشاهنگی خودمدیر خلقمان آمادهایم و از تمامی طبقات و اقشار جامعه بویژه کارمندان و کارگران سایر حوزهها، روشنفکران و فعالان جامعه مدنی، جوانان و زنان دعوت به عمل میآوریم که در راستای تحقق یک جنبش مردمی رادیکال و خودمدیر در تمامی عرصهها از اعتصابات عمومی کارگران پشتیبانی نمایند. در صورت سیستماتیزهکردن سازماندهی حرکت کارگری، اعتصابات بصورت ریشهای به نتیجه خواهد رسید. پیروزی بزرگ کارگران با مبارزات رادیکال و خودمدیر ممکن میگردد.
جامعه دموکراتیک و آزاد شرق کوردستان (کودار)
۰۲-۰۷-۲۰۲۱
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
شمارهی ٩٧ نشریهی آلترناتیو منتشر شد
شمارهی ٩٧ نشریهی آلترناتیو، ارگان رسمی حزب حیات آزاد کردستان – پژاک منتشر گردید. در این شماره، پژاک تحلیلی سیاسی از وضعیت کنونی خاورمیانه ارائه داده و به بررسی توافقات و حملات سنگین دشمن علیه جنبش آزادیخواهی خلق کورد ارائه داده است. در این شماره سعی شده تا طی مقالاتی، به بررسی ابعاد مختلف استعمارگری در کردستان پرداخته شود. پرداختن به وضعیت اجتماعی – روانی جوانان، زندانیان سیاسی و شیوهی نوین مبارزاتی گریلاهای آزادی کوردستان از دیگر بخشهای این شماره محسوب میشوند.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
⬇️⬇️⬇️
شمارهی ٩٧ نشریهی آلترناتیو، ارگان رسمی حزب حیات آزاد کردستان – پژاک منتشر گردید. در این شماره، پژاک تحلیلی سیاسی از وضعیت کنونی خاورمیانه ارائه داده و به بررسی توافقات و حملات سنگین دشمن علیه جنبش آزادیخواهی خلق کورد ارائه داده است. در این شماره سعی شده تا طی مقالاتی، به بررسی ابعاد مختلف استعمارگری در کردستان پرداخته شود. پرداختن به وضعیت اجتماعی – روانی جوانان، زندانیان سیاسی و شیوهی نوین مبارزاتی گریلاهای آزادی کوردستان از دیگر بخشهای این شماره محسوب میشوند.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
⬇️⬇️⬇️
گذار دموکراتیک
پروانه ی آشنا ✍ اَوین نژدت 🆔 @GozarDemocratic
پروانه ی آشنا
✍ اَوین نژدت
قطرههای برکت الههی زندگی، همچون مرجان از دامنش به زمین میپاشند. ماه آوریل است و خاک، آسمان و روشنایی زندگیای نو میزایند. خاک لباسی سبز از مخمل پوشیده و گلها خالکوبیاش کرده اند. چشمه با خروش میخروشد. گویا کاری اضطراری در انتظارش است و با این خروش انگار که طبیعت را نیز پرتحرکتر میکند. بر شاخههای جوان، گلهای سفید و صورتی شکوفا شده اند. آسمان پردهای از دریای آبی شده. اشعههای خورشید ابرهای تیره را میدرند و سوسن و برفینها را درود میگوید. پروانهای با بالهایی به رنگ رنگینکمان به پروازی بیپایان در آمده و برای گلهای معشوقش ترانه میسراید. و بدین گونه تابلوی زیبایی طبیعت مکمل میشود. در طبیعت هر زندهی دیگری را تزئین میکند و بر زیبایی خود نیز میافزاید.
شما در ماه آوریل این هماهنگی طبیعت را ناظر شده اید؟ شما نیز این جشن طبیعت را به نظاره نشستهاید؟ شما رقص پروانه، بهار و گلها را دیده اید؟ شما از داستان پروانه خبر دارید؟ هنگامی که از پروانه میگویند چه تصویری به ذهنتان خطور می کند؟ البته که در این طبعیت، همه چیز از سنگ ریزه گرفته تا جنگلهای انبوه، از حشرههای کوچک گرفته تا پرندگان هر یک زیبایی و نقش مخصوص به خود دارند. ولی پروانه دلچسپترین جلوهی طبیعت است. و اندیشیدن به پروانه نیز نیروانا (بهشت) را به یاد میآورد.
بهار همهی رنگها را با دست و دلی باز تقدیم میکند ولی مطمئنا عزیزترین فرزندش و پر شکوهترین چهرهاش پروانه است. زیرا پروانه با جنب و جوش، با حرکات نارین بالهای ابریشمیاش و با گردش بی توقفش بسیار خوب بهار را منسجم کند. پروانه عجول است. وقتش کم است. عمری بسیار کوتاه برایش تعیین شده و از این است که بیوقفه و پر هیجان است. نباید حتی یک لحظه ساکت بماند. باید با گلها، زیبایی و اسرار زندگی را شریک شود. باید پیشوای آنها باشد و الفبای یادیگری رسیدن به زیبایی را به آنها بیاموزد. ولی وقت کم است. پروانه در جستجوی یافتن خوشترین طعم و مزه، مدام در حال شتاب است. لذا نباید درنگ کند. قبل از اینکه بالهایش زخمی شوند، قبل از وداع گفتن گلها و یا وزش بادهای تند، خود را به اوج معنی زندگیاش برساند. با کرامت و دلگرمی به هر گلی داستان بهار را میگوید. دوستی و محبت خود را نثار تک تکشان میکند. جستجوگر است و باید تا آخر این سفر، بدون وقفه پرواز کند. پروانه از شیرهی همهی گلهای زیبا میچشد و آنها را با هم آشنا میکند. ولی باز هم این جستجو او را سیر نمیکند. باید مفهوم اصلی زندگی متفاوتتر باشد. باید رنگ عشق سوزناکتر باشد و حس و طعمش متفاوتتر باشد. پروانه در آخرین دم زندگیاش متوجه یک گل بسیار عجیب میشود. چشمهایش به این روشنایی غلیظ میافتد. از دور شعلهای سرخ مینماید. امواج روشنایی بسان موجهای دریا گویا در حال رقص هستند، مست و از خود بیخود شده. امواج با حرکات شورانگیز در حال خیز و افت است و به دور خود میپیچند. رنگهای سرخ، زرد، آبی و بنفش مدام جایشان را با همدیگر عوض میکنند و این نیز گرمایی تند به میان میآورد. پروانه نزدیک میشود و از خود میپرسد این گل را چرا تا حالا ندیده بودم؟ اسم این گل چیست و مزهای چگونه دارد؟ باید من این را دریابم. بایستی من به این گل نیز ابراز عشق کنم قبل از اینکه وقتم به سر آید. پروانه بدور شعلههای آتش میچرخد. دیگر نمیتواند خود را از این رقص رهایی بخشد. سرش گیج میرود و بسان اینکه در سمای عشق باشد مست میشود. پروانه باید برود و بالهایش را آغشته به رنگ این گل زیبا کند. بدون یک لحظه تردد کند، خود را به آغوش آتش میاندازد. آتش نیز منتظر معشوق خود بود تا زیباترین طعم زندگی را به وی بیاموزد. تا او را به چشمهی حقیقت برساند. پروانه را میان دستهای مهربانش میگیرد و رقصش چند برابر جوش میگیرد. بدین گونه پروانه و آتش هم معنا میشوند. یک رنگ و یک مفهوم. و پروانه 7 روز عمرش را با پرشورترین روشنایی ختم میکند.
ما گریلاهای آزادی، این داستان افسانهای را خوب میدانیم. زیرا در بوستان گلهای وطنمان پروانههای زیادی در تب این عشق بودند. آنها در رنگ حقیقت بال و پر گشودند و به سوزناکترینش دست یافتند. ما پروانهها را خوب میشناسیم و دیدار با آنها ما را همیشه شاد میکند. گویا یکی از قدیمیترین دوست را میبینیم. انگار که زیلان پَپوله (به زبان کردی یعنی پروانه) را میبیینیم. رفیق زیلان پَپوله عاشق و همدم پروانهها بود. در دل، پروانهای میپرواند. پروانهای که همهی رنگهای طبیعت را بر بالهایش ترسیم کرده بود. پروانهای که پروازش نمیشد با هیچ مانع و دیواری مسدود شود. زیلان علاقهی بسیار زیادی به پروانهها داشت. زیرا زندگی پروانه، پرواز عاشقانه و بخصوص رسیدن به اوج معنی زندگیشان را همچون الگوی زیبا زیستن میدانست.
✍ اَوین نژدت
قطرههای برکت الههی زندگی، همچون مرجان از دامنش به زمین میپاشند. ماه آوریل است و خاک، آسمان و روشنایی زندگیای نو میزایند. خاک لباسی سبز از مخمل پوشیده و گلها خالکوبیاش کرده اند. چشمه با خروش میخروشد. گویا کاری اضطراری در انتظارش است و با این خروش انگار که طبیعت را نیز پرتحرکتر میکند. بر شاخههای جوان، گلهای سفید و صورتی شکوفا شده اند. آسمان پردهای از دریای آبی شده. اشعههای خورشید ابرهای تیره را میدرند و سوسن و برفینها را درود میگوید. پروانهای با بالهایی به رنگ رنگینکمان به پروازی بیپایان در آمده و برای گلهای معشوقش ترانه میسراید. و بدین گونه تابلوی زیبایی طبیعت مکمل میشود. در طبیعت هر زندهی دیگری را تزئین میکند و بر زیبایی خود نیز میافزاید.
شما در ماه آوریل این هماهنگی طبیعت را ناظر شده اید؟ شما نیز این جشن طبیعت را به نظاره نشستهاید؟ شما رقص پروانه، بهار و گلها را دیده اید؟ شما از داستان پروانه خبر دارید؟ هنگامی که از پروانه میگویند چه تصویری به ذهنتان خطور می کند؟ البته که در این طبعیت، همه چیز از سنگ ریزه گرفته تا جنگلهای انبوه، از حشرههای کوچک گرفته تا پرندگان هر یک زیبایی و نقش مخصوص به خود دارند. ولی پروانه دلچسپترین جلوهی طبیعت است. و اندیشیدن به پروانه نیز نیروانا (بهشت) را به یاد میآورد.
بهار همهی رنگها را با دست و دلی باز تقدیم میکند ولی مطمئنا عزیزترین فرزندش و پر شکوهترین چهرهاش پروانه است. زیرا پروانه با جنب و جوش، با حرکات نارین بالهای ابریشمیاش و با گردش بی توقفش بسیار خوب بهار را منسجم کند. پروانه عجول است. وقتش کم است. عمری بسیار کوتاه برایش تعیین شده و از این است که بیوقفه و پر هیجان است. نباید حتی یک لحظه ساکت بماند. باید با گلها، زیبایی و اسرار زندگی را شریک شود. باید پیشوای آنها باشد و الفبای یادیگری رسیدن به زیبایی را به آنها بیاموزد. ولی وقت کم است. پروانه در جستجوی یافتن خوشترین طعم و مزه، مدام در حال شتاب است. لذا نباید درنگ کند. قبل از اینکه بالهایش زخمی شوند، قبل از وداع گفتن گلها و یا وزش بادهای تند، خود را به اوج معنی زندگیاش برساند. با کرامت و دلگرمی به هر گلی داستان بهار را میگوید. دوستی و محبت خود را نثار تک تکشان میکند. جستجوگر است و باید تا آخر این سفر، بدون وقفه پرواز کند. پروانه از شیرهی همهی گلهای زیبا میچشد و آنها را با هم آشنا میکند. ولی باز هم این جستجو او را سیر نمیکند. باید مفهوم اصلی زندگی متفاوتتر باشد. باید رنگ عشق سوزناکتر باشد و حس و طعمش متفاوتتر باشد. پروانه در آخرین دم زندگیاش متوجه یک گل بسیار عجیب میشود. چشمهایش به این روشنایی غلیظ میافتد. از دور شعلهای سرخ مینماید. امواج روشنایی بسان موجهای دریا گویا در حال رقص هستند، مست و از خود بیخود شده. امواج با حرکات شورانگیز در حال خیز و افت است و به دور خود میپیچند. رنگهای سرخ، زرد، آبی و بنفش مدام جایشان را با همدیگر عوض میکنند و این نیز گرمایی تند به میان میآورد. پروانه نزدیک میشود و از خود میپرسد این گل را چرا تا حالا ندیده بودم؟ اسم این گل چیست و مزهای چگونه دارد؟ باید من این را دریابم. بایستی من به این گل نیز ابراز عشق کنم قبل از اینکه وقتم به سر آید. پروانه بدور شعلههای آتش میچرخد. دیگر نمیتواند خود را از این رقص رهایی بخشد. سرش گیج میرود و بسان اینکه در سمای عشق باشد مست میشود. پروانه باید برود و بالهایش را آغشته به رنگ این گل زیبا کند. بدون یک لحظه تردد کند، خود را به آغوش آتش میاندازد. آتش نیز منتظر معشوق خود بود تا زیباترین طعم زندگی را به وی بیاموزد. تا او را به چشمهی حقیقت برساند. پروانه را میان دستهای مهربانش میگیرد و رقصش چند برابر جوش میگیرد. بدین گونه پروانه و آتش هم معنا میشوند. یک رنگ و یک مفهوم. و پروانه 7 روز عمرش را با پرشورترین روشنایی ختم میکند.
ما گریلاهای آزادی، این داستان افسانهای را خوب میدانیم. زیرا در بوستان گلهای وطنمان پروانههای زیادی در تب این عشق بودند. آنها در رنگ حقیقت بال و پر گشودند و به سوزناکترینش دست یافتند. ما پروانهها را خوب میشناسیم و دیدار با آنها ما را همیشه شاد میکند. گویا یکی از قدیمیترین دوست را میبینیم. انگار که زیلان پَپوله (به زبان کردی یعنی پروانه) را میبیینیم. رفیق زیلان پَپوله عاشق و همدم پروانهها بود. در دل، پروانهای میپرواند. پروانهای که همهی رنگهای طبیعت را بر بالهایش ترسیم کرده بود. پروانهای که پروازش نمیشد با هیچ مانع و دیواری مسدود شود. زیلان علاقهی بسیار زیادی به پروانهها داشت. زیرا زندگی پروانه، پرواز عاشقانه و بخصوص رسیدن به اوج معنی زندگیشان را همچون الگوی زیبا زیستن میدانست.
گذار دموکراتیک
پروانه ی آشنا ✍ اَوین نژدت 🆔 @GozarDemocratic
علاقهی زیلان نسبت به پروانهها، وابستگی و عشقش به زندگی را نشان میداد. همیشه بر آن بود زندگی را همچون بالهای زیبای پروانه، لبریز از رنگهای متفاوت کند. برای همین فامیلش را پَپوله نهاد. زیلان با یکی از اشعارش عمق معنا بخشیدن به عمر پروانهایاش را چنین بیان میکند.
عمر من
از خاكستر قلبهايي كه سوخته شدهاند
از بغض گلوهايي كه به بند آمدهاند
از زبان بیزبانی
از افكاری كه هنوز ناخوانده ماندهاند
از گريههایی كه هقهق خاموش همراهیشان كردهاند
از آسمان بی باران
از گلهای پژمرده
من آفريده شدهام
شايد اين است
راز زندگی هفت روزهام
تا
هر كدام از روزهای عمرم را
برای آفريدنی نو
و زيباییهای گم شده
و دوستیهای از بين رفته
و دنيایی آزاد
مايه زندگی آبی شود…
رفیق زیلان پَپوله در سن کودکی بالهایش را به باد سئوال و جستجوها سپرد. هرگز مانعی جلویشان ایجاد نکرد و هر که در دلهای اطرافیانش با آسمانهای تیر و تار مواجه شد. بیشتر مصمم گشت که بالاتر و گسترده تر پرواز کند. رفیق زیلان در 16 آوریل سال 1983 (مترادف با 25 فروردین سال 1362) در شهر ارومیه، اسلامآباد متولد شد. او زادهی بهار، ماه آپریل بود. برای همین در ذاتش بهار نهان بود. بسیار زود نوشیدن از شیرهی راستی و پرواز را یاد گرفت. ولی در وطنی که زاده شده بود بوستان، گلستان و باغچهها به آتش کشیده شده بودند. گل و بلبل بدست بکوی عَوان (در داستان عاشقانهی مم و زین، شخصی که مانع پیوند این دو معشوق میشود) نظام جمهوری اسلامی ایران، از هم دور شده بودند. چهرهی انسانها برای خندیدن دلتنگی میکرد و گریه و فریاد ساکن دلهایشان شده بود. در جهانی که چشم به جهان گشود به جای عطر گل نرگس، مریم و نسترن، بوی ترس، باروت و خون به مشام میرسید. و زیلان میدید که از این است که گلهای شقایق به این حزن و غمگینی میرویند. ولی زیلان آمده بود که از زندگی زیبا بچشد نه اینکه به پلیدی و زشتیهای این جهان راضی شود.
بالهای نقشینش یک لحظه آرام و قرار نداشت و مدام در حال پرواز بود. این حالتش کودکان شلوغ و بازیگوش را به یاد میآورد. ولی این حالتش، نارضایتی و عصیان زیلان علیه فصل سکوت و فرودستی بود. میبایست بسوی بهار میرفت. به آنجایی که هنوز طبیعت زنده بود. بوی رفاقت و دوستی از آنجا میآمد. میدانست که دریای امید هنوز نخشکیده و امواجش را به ساحلهای بیشتری میکوبد. بایستی زیلان نیز میرفت و شناوری در این آبی دریا میشد. زیلان رنگ آبی را نیز بسیار دوست داشت و در این مورد این چنین میگفت:
آبی نشانه زندگی
زیبایی
صافی
تمیزی
زلالی
عصیان
صداقت
لطافت
رفاقت
وفاداری
طبیعت
و … است
آبی رنگ زیبای دریا، رنگ آزادی و رنگ عشق است
هر آنکه این نشانهها را داشته باشد، برایم آبی دریاست.
از نظر زیلان پَپوله، آبی ترکیبی از همهی مفاهیم و واژههای انسان دوستی و طبیعت دوستی بود.
زیلان سفر به سوی بهار انسانیت را در سال 1999 در منطقهی شهیدان آغاز کرد و به کاروان روشنایی پیوست. ولی ملحق شدن به جنبش آزادیخواهی کافی نبود و تازه اول راه بود. میخواست با همهی گلهای چارچل (یکی از کوههای زاگرس واقع در مرز شمال و جنوب کردستان) درههای قندیل، کنار رودخانههای آواشین (آب آبی رنگ) و باسیا (دو رودخانه در منطقهی زاگرس) زاپ و لولان آشنا شود. زیلان با پرتوهای روشنایی رهبری، بالهایش را میشست و او بیشتر به سوی هویتش و به زن بودنش نزدیک میشد. بزرگترین خواستهی زیلان این بود که روزی رهبر آپو را ببیند. در این باره چنین شعری سروده
امید
ای کاش پرندهای بودم
بال و پر میگشودم
پرواز میکردم به اوج آن کوهها
میدیدم همه جهان را
از جیلو تا گوُوَند و چارچلا
از درسیم تا سرحد و بوتان
ای کاش قاصدکی بودم
خود را به باد میسپردم
سلام یاران را به هم میرساندم
با عشق عاشقان شاد میشدم
ای کاش قطرهای آب بودم
زلال، صاف و پاک
میرسیدم به رود، دریا و اقیانوس
به زیر دریاهای بزرگ میرفتم
میرسیدم به لبهای تشنهی کودکی
خنک میکردم گلوی خشکیدهی زخمیای را
ای کاش نسیمی آرام بودم
هنگام سحر آرام آرام میآمدم
بر دشتی پر از گلهای زیبا
بر تپهای بلند و آزاد
ای کاش من فقط یکی از آنها بودم
تا که همه جهان را میگشتم
میدیدم زیباییهایش را
و دور میشدم از زشتیهایش
میرفتم به آن سوی دریا
در دل فریاد انسانها
آنجایی که آزادی نهان است
پیروزی ربوده شده
آنجایی که سبب گریه مادران
فریاد کودکان
آنجاست امید
ای کاش فقط و فقط میدیدم رهبرم را
عمر من
از خاكستر قلبهايي كه سوخته شدهاند
از بغض گلوهايي كه به بند آمدهاند
از زبان بیزبانی
از افكاری كه هنوز ناخوانده ماندهاند
از گريههایی كه هقهق خاموش همراهیشان كردهاند
از آسمان بی باران
از گلهای پژمرده
من آفريده شدهام
شايد اين است
راز زندگی هفت روزهام
تا
هر كدام از روزهای عمرم را
برای آفريدنی نو
و زيباییهای گم شده
و دوستیهای از بين رفته
و دنيایی آزاد
مايه زندگی آبی شود…
رفیق زیلان پَپوله در سن کودکی بالهایش را به باد سئوال و جستجوها سپرد. هرگز مانعی جلویشان ایجاد نکرد و هر که در دلهای اطرافیانش با آسمانهای تیر و تار مواجه شد. بیشتر مصمم گشت که بالاتر و گسترده تر پرواز کند. رفیق زیلان در 16 آوریل سال 1983 (مترادف با 25 فروردین سال 1362) در شهر ارومیه، اسلامآباد متولد شد. او زادهی بهار، ماه آپریل بود. برای همین در ذاتش بهار نهان بود. بسیار زود نوشیدن از شیرهی راستی و پرواز را یاد گرفت. ولی در وطنی که زاده شده بود بوستان، گلستان و باغچهها به آتش کشیده شده بودند. گل و بلبل بدست بکوی عَوان (در داستان عاشقانهی مم و زین، شخصی که مانع پیوند این دو معشوق میشود) نظام جمهوری اسلامی ایران، از هم دور شده بودند. چهرهی انسانها برای خندیدن دلتنگی میکرد و گریه و فریاد ساکن دلهایشان شده بود. در جهانی که چشم به جهان گشود به جای عطر گل نرگس، مریم و نسترن، بوی ترس، باروت و خون به مشام میرسید. و زیلان میدید که از این است که گلهای شقایق به این حزن و غمگینی میرویند. ولی زیلان آمده بود که از زندگی زیبا بچشد نه اینکه به پلیدی و زشتیهای این جهان راضی شود.
بالهای نقشینش یک لحظه آرام و قرار نداشت و مدام در حال پرواز بود. این حالتش کودکان شلوغ و بازیگوش را به یاد میآورد. ولی این حالتش، نارضایتی و عصیان زیلان علیه فصل سکوت و فرودستی بود. میبایست بسوی بهار میرفت. به آنجایی که هنوز طبیعت زنده بود. بوی رفاقت و دوستی از آنجا میآمد. میدانست که دریای امید هنوز نخشکیده و امواجش را به ساحلهای بیشتری میکوبد. بایستی زیلان نیز میرفت و شناوری در این آبی دریا میشد. زیلان رنگ آبی را نیز بسیار دوست داشت و در این مورد این چنین میگفت:
آبی نشانه زندگی
زیبایی
صافی
تمیزی
زلالی
عصیان
صداقت
لطافت
رفاقت
وفاداری
طبیعت
و … است
آبی رنگ زیبای دریا، رنگ آزادی و رنگ عشق است
هر آنکه این نشانهها را داشته باشد، برایم آبی دریاست.
از نظر زیلان پَپوله، آبی ترکیبی از همهی مفاهیم و واژههای انسان دوستی و طبیعت دوستی بود.
زیلان سفر به سوی بهار انسانیت را در سال 1999 در منطقهی شهیدان آغاز کرد و به کاروان روشنایی پیوست. ولی ملحق شدن به جنبش آزادیخواهی کافی نبود و تازه اول راه بود. میخواست با همهی گلهای چارچل (یکی از کوههای زاگرس واقع در مرز شمال و جنوب کردستان) درههای قندیل، کنار رودخانههای آواشین (آب آبی رنگ) و باسیا (دو رودخانه در منطقهی زاگرس) زاپ و لولان آشنا شود. زیلان با پرتوهای روشنایی رهبری، بالهایش را میشست و او بیشتر به سوی هویتش و به زن بودنش نزدیک میشد. بزرگترین خواستهی زیلان این بود که روزی رهبر آپو را ببیند. در این باره چنین شعری سروده
امید
ای کاش پرندهای بودم
بال و پر میگشودم
پرواز میکردم به اوج آن کوهها
میدیدم همه جهان را
از جیلو تا گوُوَند و چارچلا
از درسیم تا سرحد و بوتان
ای کاش قاصدکی بودم
خود را به باد میسپردم
سلام یاران را به هم میرساندم
با عشق عاشقان شاد میشدم
ای کاش قطرهای آب بودم
زلال، صاف و پاک
میرسیدم به رود، دریا و اقیانوس
به زیر دریاهای بزرگ میرفتم
میرسیدم به لبهای تشنهی کودکی
خنک میکردم گلوی خشکیدهی زخمیای را
ای کاش نسیمی آرام بودم
هنگام سحر آرام آرام میآمدم
بر دشتی پر از گلهای زیبا
بر تپهای بلند و آزاد
ای کاش من فقط یکی از آنها بودم
تا که همه جهان را میگشتم
میدیدم زیباییهایش را
و دور میشدم از زشتیهایش
میرفتم به آن سوی دریا
در دل فریاد انسانها
آنجایی که آزادی نهان است
پیروزی ربوده شده
آنجایی که سبب گریه مادران
فریاد کودکان
آنجاست امید
ای کاش فقط و فقط میدیدم رهبرم را
گذار دموکراتیک
پروانه ی آشنا ✍ اَوین نژدت 🆔 @GozarDemocratic
هیجان و دوستی زیلان پَپوله به زندگی را به هنگام پایکوبی میشد عمیقا حس کرد. وقتی سَرچوُپی را میگرفت همچون پروانهی سرمست آتش، به وجد میآمد و انگار در آسمان آبی پرواز میکند، شورانگیز میرقصید. زیلان با دلگرمی و مهربانی، همهی رفقا را به آغوش میگرفت. در مکانی که او حضور داشت سکوت و سردی راهی به هیچ قلبی نداشت. امواج آتش دلش را به روح همرزمانش میدمید. از این بود که رفقا با دیدن زیلان خود را در میان گلستانی از هزار رنگ مییافتند. جستجوی زیلان در راه دستیابی جوهر خویشتن، لحظه به لحظه بیشتر میشد و پاسخهایش نیز گستردهتر. زیلان به خوبی میدانست که زنان کرد به پیشاهنگ نیاز دارند. و او نیز همچون دانشآموز و شروان رهبر آپو، باید شربت حقیقت را با آنها تقسیم کند. و بر این مهم پافشاری میکرد که برای چارهیابی معضل زنان بخصوص در شرق کردستان و ایران که زنان در میان پنچههای نظام دیکتاتور اسلامی مینالند، باید قبل از هر چیز درد و رنجهایشان را درک کرد. زیلان همیشه میگفت که درد زنهایی را که بعلت فشار و ظلم ذهنیت مردسالار و از سر بیچارگی خودسوزی میکنند را بسیار عمیقا حس میکند. همیشه سعی میکرد که این زخم را مداوا کند. دقیقا پی برده بود که حل مسئله زن با تکیه به ایدئولوژی آزادی زن میسر خواهد شد. و در این راه برای اینکه به یک صدا تبدیل شود و با زنان مرتبط شود سالهای متمادی در حال تلاش بود. در این موارد، به سطحی از ژرفای اندیشهائی دست یافته بود و نوشتههای زیادی را به رشتهی تحریر در آورد. که یکی از اشعارش را در زیر میآوریم.
زن
اي تاريخ بگشا صفحههای گمشدهات را و بگو
قصه ملكههای جاودان را بخوان
آنان كه مقدسترينها بودهاند زمانی
آنان كه خدايان را متحير میساختند
از عظمتشان، بركتشان و عدالتشان
مايه اميد و پيروزی
مايه حيات و خالق صلح و برابری
قصهی آن
درختی بخشنده و مهربان
اوايل بهار كه جوانههايش میشکفتند
پرندگان را وحی خواندن ترانه بهاری میرسيد
و بلبلان مستانه مستانه سر میدادند ترانههای آزادی را
زیلان برای سازماندهی زنان و ایجاد رابطهای مستقیم با آنان، میخواست از نزدیک، شاهد مشکلات آنها شده و پاسخگوی مشکلاتشان شود. در اوایل اردیبهشت سال 2006 به سوی کوههای مریوان رهسپار شد.
اما عمر پروانهها کوتاه است و شور و شوقشان برای یافتن و آفریدن، بسیار. زیلان پَپوله در 30 حزیران همان سال برای مراسم یادبود شهید بزرگوارمان زیلان (زینب کناجی/ در سال 1996 در شهر درسیم عملیاتی فدائی انجام داده و به مقام شهادت رسید) در روستایی حوالی شهر مریوان جلسهای برگزار می کند. رهبرمان، الههی بزرگوارمان زیلان، را همچون فرمانده و الگوی اصلی زندگی آپوچی ارزیابی کرده است. ما زنان آزادیخواه نیز همیشه سعی داریم که در راستای مانیفست شهید زیلان، به آفریدن شخصیت زن آزاد دست یابیم. بسیاری از دختران کرد با تاثیر شدن از این قهرمان بزرگ به صفوف مبارزه پیوستند. زیلان پَپوله نیز با شناخت شهید زیلان، هم اسم و هم زیلان گونه بودن را سرمشق زندگی خود قرار داد.
زیلان پَپوله پس از پایان جلسه با خشنودی انجام دادن وظیفهای مقدس، ولی با مرور و اندیشیدن به مسئولیتهایی که بر دوش دارد به محلی که رفقا از پیش تعیین کرده بودند براه میافتد. ولی دشمن همچون خون آشامی که با مکیدن خون آزادگان توان زندگی را دارد و نیروهای مزدور کرد همچون لاش خور، کمین گذاشته بودند و زیلان پَپوله در رده پای الههی حقیقت زیلان (زینب کناجی) مصادف با سالگرد شهادتش به پرواز درآمد. و به سوی معنی حقیقت رهسپار گشت. با شعلههای آزادی پرواز کرد.
زیلان پَپوله 7 سال از عمرش را در میان صفوف انقلابمان سرشار از دوستی، یادگیری و آفریدن، بسیار پرخروش و پرمعنا طی کرد. رفیق زیلان، پروانهی دلش را به آسمان آزادی رها کرد. امروز با آمدن بهار و ماه آوریل، پروانهها از دامنش زاده میشوند و بدور کوههای آزاد بال میزنند. از این است که رهروان راه آزادی با شعف و شادی به استقبال پروانهها میروند.
یاد همهی شهدایمان روشنایی بخش راهمان است.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
زن
اي تاريخ بگشا صفحههای گمشدهات را و بگو
قصه ملكههای جاودان را بخوان
آنان كه مقدسترينها بودهاند زمانی
آنان كه خدايان را متحير میساختند
از عظمتشان، بركتشان و عدالتشان
مايه اميد و پيروزی
مايه حيات و خالق صلح و برابری
قصهی آن
درختی بخشنده و مهربان
اوايل بهار كه جوانههايش میشکفتند
پرندگان را وحی خواندن ترانه بهاری میرسيد
و بلبلان مستانه مستانه سر میدادند ترانههای آزادی را
زیلان برای سازماندهی زنان و ایجاد رابطهای مستقیم با آنان، میخواست از نزدیک، شاهد مشکلات آنها شده و پاسخگوی مشکلاتشان شود. در اوایل اردیبهشت سال 2006 به سوی کوههای مریوان رهسپار شد.
اما عمر پروانهها کوتاه است و شور و شوقشان برای یافتن و آفریدن، بسیار. زیلان پَپوله در 30 حزیران همان سال برای مراسم یادبود شهید بزرگوارمان زیلان (زینب کناجی/ در سال 1996 در شهر درسیم عملیاتی فدائی انجام داده و به مقام شهادت رسید) در روستایی حوالی شهر مریوان جلسهای برگزار می کند. رهبرمان، الههی بزرگوارمان زیلان، را همچون فرمانده و الگوی اصلی زندگی آپوچی ارزیابی کرده است. ما زنان آزادیخواه نیز همیشه سعی داریم که در راستای مانیفست شهید زیلان، به آفریدن شخصیت زن آزاد دست یابیم. بسیاری از دختران کرد با تاثیر شدن از این قهرمان بزرگ به صفوف مبارزه پیوستند. زیلان پَپوله نیز با شناخت شهید زیلان، هم اسم و هم زیلان گونه بودن را سرمشق زندگی خود قرار داد.
زیلان پَپوله پس از پایان جلسه با خشنودی انجام دادن وظیفهای مقدس، ولی با مرور و اندیشیدن به مسئولیتهایی که بر دوش دارد به محلی که رفقا از پیش تعیین کرده بودند براه میافتد. ولی دشمن همچون خون آشامی که با مکیدن خون آزادگان توان زندگی را دارد و نیروهای مزدور کرد همچون لاش خور، کمین گذاشته بودند و زیلان پَپوله در رده پای الههی حقیقت زیلان (زینب کناجی) مصادف با سالگرد شهادتش به پرواز درآمد. و به سوی معنی حقیقت رهسپار گشت. با شعلههای آزادی پرواز کرد.
زیلان پَپوله 7 سال از عمرش را در میان صفوف انقلابمان سرشار از دوستی، یادگیری و آفریدن، بسیار پرخروش و پرمعنا طی کرد. رفیق زیلان، پروانهی دلش را به آسمان آزادی رها کرد. امروز با آمدن بهار و ماه آوریل، پروانهها از دامنش زاده میشوند و بدور کوههای آزاد بال میزنند. از این است که رهروان راه آزادی با شعف و شادی به استقبال پروانهها میروند.
یاد همهی شهدایمان روشنایی بخش راهمان است.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Gerîlayê YRK bang li ciwanan kir: Dema serhildana ye
Gêrîlayê YRK’ê Rêwar Melîkşah destnîşan kir ku pêwîste gelê Kurd li hemberî polîtîkayên parçekirin û dagirkirina hezên herêmê hîşyar bin, bibin xwedî helwest û bang li ciwanan kir ku li hember polîtîkayên dijminahiyê serî rakin.
🆔 @GozarDemocratic
Gêrîlayê YRK’ê Rêwar Melîkşah destnîşan kir ku pêwîste gelê Kurd li hemberî polîtîkayên parçekirin û dagirkirina hezên herêmê hîşyar bin, bibin xwedî helwest û bang li ciwanan kir ku li hember polîtîkayên dijminahiyê serî rakin.
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
Gerîlayê YRK bang li ciwanan kir: Dema serhildana ye Gêrîlayê YRK’ê Rêwar Melîkşah destnîşan kir ku pêwîste gelê Kurd li hemberî polîtîkayên parçekirin û dagirkirina hezên herêmê hîşyar bin, bibin xwedî helwest û bang li ciwanan kir ku li hember polîtîkayên…
Gerîlayê YRK bang li ciwanan kir: Dema serhildana ye
Gêrîlayê YRK’ê Rêwar Melîkşah destnîşan kir ku pêwîste gelê Kurd li hemberî polîtîkayên parçekirin û dagirkirina hezên herêmê hîşyar bin, bibin xwedî helwest û bang li ciwanan kir ku li hember polîtîkayên dijminahiyê serî rakin.
Gêrîlayê Yekîneyên Rizgariya Rojhilatê Kudistanê (YRK) têkildarî nasîna xwe ya tevgera azadiyê û bandora ku li ser kiriye, di heman demê de êrîşên dagirkeran li ser gelên herêmê û bi taybet li ser gelên Kurd û pêngava “Dem Dema Azadiyê ye” ji ANF’ê re nirxand.
Gêrîla Rêwar Melîkşah ku bi esilê xwe Kelhor a Îlamiyê ye diyar kir ku ji ber ew ji malbatekî welatparêze û ji malbata wî beşdarbûnên nava tevgera azadiyê pirin, naskirinekî wî ji zaroktî ve bi tevgera Azadiyê heye.
Her wiha ji ber ku hevalên Rêwar û kesên derdora wî her dem behsa PJAK’ê û tekoşîna ku ji bo Kurdiyetê kirine, bandorek mezin li ser wî çêbûye û wiha got: “Ji zaroktî ve gêrîla bala min kişandibû û ji derdora xwe bandor bibûm. Lê piştî şehadeta hevrê Şahan Melîkşahî min biryara xwe da ku beşdarî nava refên azadiyê bibim û tola hemû şehîdên Kurdistanê rakim û çeka şehîdan li erdê nehêlim. Hêvîdarim ku layiqê wan şehîdan bim ku bikaribim bi ser bilindî çeka şehîdan bilind bikim û rizgariya Kurdistanê bi çavên xwe bibînim.”
Gêrîla Melîkşah bal kişand ser dagirkeriya li ser Kurdistanê û wiha pêde çû: “Kurdistan hatiye dagirkirin. Çi dewleta heyî hêza xwe derxistiye û li dijî Kurdistanê û gelê wê û berxwedêrên wê bikar tînin. Em jî wekî gêrîlayên azadiya Kurdistanê bersiv didin û nahêlin ku ew dagirkeran, dagirkeriya xwe li ser Kurdistanê berfireh bikin. Em nahêlin ku gelê me li jêr desthilatdariya wan bimînîn. Daxwaza me ew e ku gelê me xwe bixwe birêve bibe û dagirkeriyê qebûl nekin. Em jî dixwazin ku gelê me wekî me li himber dagirkeriyê bisekinin. Em dizanin ku gelê me jî azadiya Kurdistanê di astekê herî jor de dixwazin, ji bo wê jî pêwîste têkoşîn bikin”.
Gêrîlayê YRK’ê Rêwar Melîkşah destnîşan kir ku hêzen dagirker li Kurdistanê her cûre êrîşan bikar tinin daku bikaribin Kurdistanê dagir bikin û ev nirxandin kir: “Dewletên dagirker Îran, Sûriye, Tirkiye û Iraq û ew dewletên ku destek didin wan, armancên wan ew bû ku Kurdistanê perçe perçe bikin, tiştekî bi navê Kurdistanê li holê nehêlin. Pêwîste gelê me fêm bike ku ev dijmin dixwaze çi bike? Dagirkeran hemû serwet û bereketa axa me ji xwe re girtiye û gelê me di bin feqîrtiyê û hejartiyê de hiştiye. Daristanên me li her beşê Kurdistanê dişewîtînîn, talan dikin û gelê me rojanê qetil dikin. Em îro li vir dijberê van hemû hezên dagirker, em tê dikoşin û em ê her têkoşîn bikin. Em ê nehîlîn ku tu carê hêzen dagirker bigihêjin armacên xwe. Lê pêwîste ku gelê me ji li hemberî dijminê xwe hişyar be daku fêm bikin ku çi dijminatiyê li ser me dike.”
Gêrîla Melîkşah bal kişand ser pêngava “Dem Dema Azadiyê ye” ku ji bo azadiya Rêberê Gelê Kurd Abdullah Ocalan hatibû destpêkirin û wiha domand: “Ji bo azadiya Rojhilata navîn û bi taybet ya Kurdistanê, felsefeyek derket. Ew felsefe jî ji aliyê Rêberê Gelê Kurd Rêber Apo ve hate pêşxistin. Lê mixabin em dibînin ku dewletên dagirker ji bo ev felsefe belavî cîhanê nebe, serî li her rê û rêbazan didin. Ji bo pêşiya vê felsefê bigrin tecrîdek mutlaq li ser Rêber Apo didin meşandin. Pêwîste em wekî Kurdek û wekî mirovekî ku li Rojhilata navîn dijî, vê felsefa ku ji bo Kurd û Kurdistanê û ji bo azadiya hemû netewan hatiye pêşxistin, ji nava zindanan derxînin û li giştî cîhanê belav bikin. Pêwîste gelê Îlam û giştî ciwan serî hildin û têkoşîn bikin. Ji bo azadiya Kurdistanê û azadiya serok Apo a fîzîkî bibin bersivek li himber dagirkeran.”
Gerîla Rêwar Melîkşah da xyakirin ku pêwîste gelê Kurd li hemberî polîtîkayên parçekirin û dagirkirina hezên herêmê hîşyar bin û xwediye helwest bin û got: “Îro hemû sermaya Kurdistanê di bin destê dagirkeran de ye, lê gelê Kurd birçiye û ciwanên wan jî bê karin. Ev yek li her devere Kurdistanê tê kirin. Lê Îran di vî mijarê de taybet kar dike.
Gêrîlayê YRK’ê Rêwar Melîkşah destnîşan kir ku pêwîste gelê Kurd li hemberî polîtîkayên parçekirin û dagirkirina hezên herêmê hîşyar bin, bibin xwedî helwest û bang li ciwanan kir ku li hember polîtîkayên dijminahiyê serî rakin.
Gêrîlayê Yekîneyên Rizgariya Rojhilatê Kudistanê (YRK) têkildarî nasîna xwe ya tevgera azadiyê û bandora ku li ser kiriye, di heman demê de êrîşên dagirkeran li ser gelên herêmê û bi taybet li ser gelên Kurd û pêngava “Dem Dema Azadiyê ye” ji ANF’ê re nirxand.
Gêrîla Rêwar Melîkşah ku bi esilê xwe Kelhor a Îlamiyê ye diyar kir ku ji ber ew ji malbatekî welatparêze û ji malbata wî beşdarbûnên nava tevgera azadiyê pirin, naskirinekî wî ji zaroktî ve bi tevgera Azadiyê heye.
Her wiha ji ber ku hevalên Rêwar û kesên derdora wî her dem behsa PJAK’ê û tekoşîna ku ji bo Kurdiyetê kirine, bandorek mezin li ser wî çêbûye û wiha got: “Ji zaroktî ve gêrîla bala min kişandibû û ji derdora xwe bandor bibûm. Lê piştî şehadeta hevrê Şahan Melîkşahî min biryara xwe da ku beşdarî nava refên azadiyê bibim û tola hemû şehîdên Kurdistanê rakim û çeka şehîdan li erdê nehêlim. Hêvîdarim ku layiqê wan şehîdan bim ku bikaribim bi ser bilindî çeka şehîdan bilind bikim û rizgariya Kurdistanê bi çavên xwe bibînim.”
Gêrîla Melîkşah bal kişand ser dagirkeriya li ser Kurdistanê û wiha pêde çû: “Kurdistan hatiye dagirkirin. Çi dewleta heyî hêza xwe derxistiye û li dijî Kurdistanê û gelê wê û berxwedêrên wê bikar tînin. Em jî wekî gêrîlayên azadiya Kurdistanê bersiv didin û nahêlin ku ew dagirkeran, dagirkeriya xwe li ser Kurdistanê berfireh bikin. Em nahêlin ku gelê me li jêr desthilatdariya wan bimînîn. Daxwaza me ew e ku gelê me xwe bixwe birêve bibe û dagirkeriyê qebûl nekin. Em jî dixwazin ku gelê me wekî me li himber dagirkeriyê bisekinin. Em dizanin ku gelê me jî azadiya Kurdistanê di astekê herî jor de dixwazin, ji bo wê jî pêwîste têkoşîn bikin”.
Gêrîlayê YRK’ê Rêwar Melîkşah destnîşan kir ku hêzen dagirker li Kurdistanê her cûre êrîşan bikar tinin daku bikaribin Kurdistanê dagir bikin û ev nirxandin kir: “Dewletên dagirker Îran, Sûriye, Tirkiye û Iraq û ew dewletên ku destek didin wan, armancên wan ew bû ku Kurdistanê perçe perçe bikin, tiştekî bi navê Kurdistanê li holê nehêlin. Pêwîste gelê me fêm bike ku ev dijmin dixwaze çi bike? Dagirkeran hemû serwet û bereketa axa me ji xwe re girtiye û gelê me di bin feqîrtiyê û hejartiyê de hiştiye. Daristanên me li her beşê Kurdistanê dişewîtînîn, talan dikin û gelê me rojanê qetil dikin. Em îro li vir dijberê van hemû hezên dagirker, em tê dikoşin û em ê her têkoşîn bikin. Em ê nehîlîn ku tu carê hêzen dagirker bigihêjin armacên xwe. Lê pêwîste ku gelê me ji li hemberî dijminê xwe hişyar be daku fêm bikin ku çi dijminatiyê li ser me dike.”
Gêrîla Melîkşah bal kişand ser pêngava “Dem Dema Azadiyê ye” ku ji bo azadiya Rêberê Gelê Kurd Abdullah Ocalan hatibû destpêkirin û wiha domand: “Ji bo azadiya Rojhilata navîn û bi taybet ya Kurdistanê, felsefeyek derket. Ew felsefe jî ji aliyê Rêberê Gelê Kurd Rêber Apo ve hate pêşxistin. Lê mixabin em dibînin ku dewletên dagirker ji bo ev felsefe belavî cîhanê nebe, serî li her rê û rêbazan didin. Ji bo pêşiya vê felsefê bigrin tecrîdek mutlaq li ser Rêber Apo didin meşandin. Pêwîste em wekî Kurdek û wekî mirovekî ku li Rojhilata navîn dijî, vê felsefa ku ji bo Kurd û Kurdistanê û ji bo azadiya hemû netewan hatiye pêşxistin, ji nava zindanan derxînin û li giştî cîhanê belav bikin. Pêwîste gelê Îlam û giştî ciwan serî hildin û têkoşîn bikin. Ji bo azadiya Kurdistanê û azadiya serok Apo a fîzîkî bibin bersivek li himber dagirkeran.”
Gerîla Rêwar Melîkşah da xyakirin ku pêwîste gelê Kurd li hemberî polîtîkayên parçekirin û dagirkirina hezên herêmê hîşyar bin û xwediye helwest bin û got: “Îro hemû sermaya Kurdistanê di bin destê dagirkeran de ye, lê gelê Kurd birçiye û ciwanên wan jî bê karin. Ev yek li her devere Kurdistanê tê kirin. Lê Îran di vî mijarê de taybet kar dike.
گذار دموکراتیک
Gerîlayê YRK bang li ciwanan kir: Dema serhildana ye Gêrîlayê YRK’ê Rêwar Melîkşah destnîşan kir ku pêwîste gelê Kurd li hemberî polîtîkayên parçekirin û dagirkirina hezên herêmê hîşyar bin, bibin xwedî helwest û bang li ciwanan kir ku li hember polîtîkayên…
Tevî ku neftê herî zêde li Rojhilatê Kurdistanê ye, lê mixabin ciwanên Kurd ji ber xizaniye dinalin û her roj li ser sînoran ji ber kolbertiye dikin tên kuştin. Ji bo ciwan serî ranekin rejîma Îran bi madeyên hişber ciwanan pûç dike. Rejîm dibêje; ‘Meşrûb vexwin, dizî bikin û her tiştî bikin, lê bi siyasetê re mijûl nebin.’ Gelo çima em nebin bi siysetmedar? Çima em nizanibin dîroka me çiye? Çima em nizanibin kî dijminê me ye û kî dostê me ye? Rejîma Îran dixwaze me ji rastiya me dûr bixîne. Şerê xwe yê teybet li ser Îlam û Kirmaşan pir zêde kûr kiriye û dixwaze ji Rojhilatê Kurdistan cuda bike û wekî Faris bide nîşandan. Pêwîste gelên Îlam li hemberê wê dagirkeriyê bersivek dide. Gelê Îlam bi Kurdbûna xwe tê naskirin, bi biratiya xwe tê naskirin. Lê belê dagirkerî ewqas pê lîstiye û sîstema xwe li ser meşandiye gel gihîştiyê wê astê, êdî rastî û dirawan ji hevdu dernaxîne. Pêwîste gelê Îlam bizanibin ku soran, kurmanc, kelhor tev yeke û em hemû Kurd in.”
Herî dawî gerîla Melîkşah bang li hemû gelên herêmê kir ku dagirkeriya heyî qebûl nekin û serî li himberî van hêzen dagirker rakin û got: “Pêwîste gelên Kurd, Belûc û Faris li himberî wê dagirkeriyê bisekinin û deshilatdariya li ser gelen tê meşandin qebûl nekin û li hemberê van êrîşan bibin yek.”
ANF
🆔 @GozarDemocratic
Herî dawî gerîla Melîkşah bang li hemû gelên herêmê kir ku dagirkeriya heyî qebûl nekin û serî li himberî van hêzen dagirker rakin û got: “Pêwîste gelên Kurd, Belûc û Faris li himberî wê dagirkeriyê bisekinin û deshilatdariya li ser gelen tê meşandin qebûl nekin û li hemberê van êrîşan bibin yek.”
ANF
🆔 @GozarDemocratic
پ.د.ک منافع عشیرهای را بر منافع ملی کورد ترجیح داده است
...مسعود بارزانی سیستم و پارادایم جهانی را درک نمیکند و نمیتواند بر این اساس و در چهارچوب چنین رهیافتی سیاستورزی کند. همین دیدگاه محدود و فقر نظری باعث شد کە ملت کوردستان یک فرصت تاریخی از دست بدهند. ...
🆔 @GozarDemocratic
...مسعود بارزانی سیستم و پارادایم جهانی را درک نمیکند و نمیتواند بر این اساس و در چهارچوب چنین رهیافتی سیاستورزی کند. همین دیدگاه محدود و فقر نظری باعث شد کە ملت کوردستان یک فرصت تاریخی از دست بدهند. ...
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
پ.د.ک منافع عشیرهای را بر منافع ملی کورد ترجیح داده است ...مسعود بارزانی سیستم و پارادایم جهانی را درک نمیکند و نمیتواند بر این اساس و در چهارچوب چنین رهیافتی سیاستورزی کند. همین دیدگاه محدود و فقر نظری باعث شد کە ملت کوردستان یک فرصت تاریخی از دست بدهند.…
پ.د.ک منافع عشیرهای را بر منافع ملی کورد ترجیح داده است
...مسعود بارزانی سیستم و پارادایم جهانی را درک نمیکند و نمیتواند بر این اساس و در چهارچوب چنین رهیافتی سیاستورزی کند. همین دیدگاه محدود و فقر نظری باعث شد کە ملت کوردستان یک فرصت تاریخی از دست بدهند. ...
◼️ مبحث وحدت و اتحاد کوردها از دیرباز به عنوان مبحث روز هموارە مطرح بوده است. تمام نیروها و جریانهای کوردی در سال ۲۰۱۳ بە این موضع و روند مهم نزدیک شده بودند. پیشرفت گفتگوها در این باره، نتیجه مستقیم تلاشهای جنبش آزادیخواهی کوردستان در بالاترین سطوح خود بود. پیش از این، طی سال ٢٠٠٠ تا ٢٠١٣، با پیشاهنگی شهرداریهای شمال کوردستان کنفرانسهای ملی ادبیات، موسیقی، تئاتر، زبان، سینما، زنان، جوانان، نویسندگان و روزنامهنگاران کورد برگزار شد. بعضی از این کنفرانسها چندین بار دیگر تکرار شدند. در این پیوند و در ادامه جشنوارههای دیگری نیز برگزار شدند. این تلاشها باعث ارتقاء سطح آگاهی، بحث و گفتگو، تأمل و شکوفایی احساسات و افکاری در جهت ایجاد کنگره ملی شد.
نقش عبدالله اوجالان، رهبر خلق کورد در شکلگیری این نشستها و ایده کنگره ملی بسیار زیاد بود. ایدهها و الگوی همه تلاشها نتیجه اسرار فراوان و افکار اوجالان بود. برای پیشبرد و تشکیل کنگره ملی، عبدالله اوجالان، نامهای به مسعود بارزانی فرستاد و از او خواست، ریاست کنگره ملی کورد را عهدهدار شود. اگرچه اکثریت ملت کوردستان، اوجالان را بە عنوان رهبر ملی خود میدانند، اما اوجالان برای وحدت و اتحاد کوردها از این مسئله چشمپوشی کرد. اگر کنگره ملی برگزار میشد، در حال حاضر ملت کوردستان در هر چهار بخش آن، در وضعیت دیگری قرار داشت،. اما متأسفانه این اتحاد و وحدت شکل نگرفت.
مسئول اصلی این امر مسعود بارزانی بود. اگر چه اوجالان، فرصت خوب و ایدهآلی را جلوی پای او گذاشت و به وی فرصت رهبری ملت کورد را عطا کرد، ولی بارزانی نتوانست این وظیفه تاریخی را بە انجام برساند. بە این دلیل، چون هدف بارزانی اتحاد ملت کورد نیست. منطق سیاسی او و حزبش بر اساس عشیره و تفکرات قبیلهای شکل گرفته و تقسیم کوردستان در حالت فعلی را پذیرفته است. در دیدگاه و منطق بارزانی، رهبری ملت کورد و کنگره ملی جایی نداشته و هیچگاه مطرح نیست. دیدگاه وی محدود، خانوادگی و قبیلهای بوده و هیچ مبنای اجتماعی، سیاسی، فلسفی و ایدئولوژیکی ندارد.
مسعود بارزانی سیستم و پارادایم جهانی را درک نمیکند و نمیتواند بر این اساس و در چهارچوب چنین رهیافتی سیاستورزی کند. همین دیدگاه محدود و فقر نظری باعث شد کە ملت کوردستان یک فرصت تاریخی از دست بدهند. این درک و منطق عشیرهای و سنتی خانواده بارزانی، سرنوشت ملت کورد را بە سمت یک فاجعه بزرگ کشانده است. درک، فهم و منطق خانواده بارزانی و پارت دمکرات چیزی بیشتر و بالاتر از شخص بارزانی را نمیبینند. این حزب و خانواده بارزانی بزرگترین مانع اتحاد، وحدت و تشکیل کنگره ملی کوردستان بوده و هستند.
اکنون بە موضوع اصلی این نوشته میرسیم، پ.د.ک و بارزانی چگونه میتوانند نقش مهمی در اتحاد کوردها داشته باشند؟ این سوال یک کنایه سیاسی است. گاهی اوقات، وقایع اثر معکوسی دارند. امروز وضعیت بارزانی و پارت دمکرات کوردستان همین حالت کنایهای و معکوس را دارد. با وجود همه فرصتهایی که نصیب آنها شد، نقش مثبت و خوبی در وحدت ملت و جامعه کوردستان ایفا نکردند. آنها در عوض اتحاد و یکپارچگی احزاب کوردستان، همکاری با اشغالگران را ترجیح دادند. آنها منافع خانواده و حزبی خود را به جای منافع عمومی ملت كورد و كوردستان ترجیح دادهاند.
این حزب و خانواده هر اندازه بە استعمارگران در کوردستان نزدیکتر میشوند، به همان اندازە از ملت کورد و سرزمین کوردستان فاصله میگیرند. هرچه بیشتر سیاستهای اشغالگران را دنبال کنند، به همان اندازه نیز رسواتر خواهند شد. همین مسئله باعث شده است که نفود بارزانی و پ.د.ک روی کوردها به کمترین میزان خود برسد. در پاسخ و واکنش به این سیاست و عملکرد بارزانی و حزب متبوعش، ملت کورد در باکور، باشور، روژاوا و روژهلات کوردستان بیشتر از هر زمانی به یکدیگر نزدیک شدهاند. امروز پارت دمکرات و چند حزب کوچک وابسته به این جریان در یک طرف و تمامی احزاب دیگر کوردستانی در طرف دیگر قرار گرفتهاند. پارت دمکرات و تعداد محدودی از الیتهای صاحب منفعت در یک طرف و مابقی ملت کورد در طرف دیگر قرار گرفتهاند.
ملت کورد در پاسخ به سیاستهای پ.د.ک و خانواده بارزانی و سرسپردگی و بازی آنها در خانه اشغالگران به اتحاد بسیار گستردهای دست پیدا کرده است. همین امر در ارتباط با احزاب سیاسی نیز قابل طرح و صادق است. روز به روز بر تعداد مخالفان و معترضان به سیاستهای مخرب پارت دمکرات افزوده میشود و در برابر سیاستهای تفرقهاندازی جنگطلبانه پ.د.ک مقاومت میکنند.
...مسعود بارزانی سیستم و پارادایم جهانی را درک نمیکند و نمیتواند بر این اساس و در چهارچوب چنین رهیافتی سیاستورزی کند. همین دیدگاه محدود و فقر نظری باعث شد کە ملت کوردستان یک فرصت تاریخی از دست بدهند. ...
◼️ مبحث وحدت و اتحاد کوردها از دیرباز به عنوان مبحث روز هموارە مطرح بوده است. تمام نیروها و جریانهای کوردی در سال ۲۰۱۳ بە این موضع و روند مهم نزدیک شده بودند. پیشرفت گفتگوها در این باره، نتیجه مستقیم تلاشهای جنبش آزادیخواهی کوردستان در بالاترین سطوح خود بود. پیش از این، طی سال ٢٠٠٠ تا ٢٠١٣، با پیشاهنگی شهرداریهای شمال کوردستان کنفرانسهای ملی ادبیات، موسیقی، تئاتر، زبان، سینما، زنان، جوانان، نویسندگان و روزنامهنگاران کورد برگزار شد. بعضی از این کنفرانسها چندین بار دیگر تکرار شدند. در این پیوند و در ادامه جشنوارههای دیگری نیز برگزار شدند. این تلاشها باعث ارتقاء سطح آگاهی، بحث و گفتگو، تأمل و شکوفایی احساسات و افکاری در جهت ایجاد کنگره ملی شد.
نقش عبدالله اوجالان، رهبر خلق کورد در شکلگیری این نشستها و ایده کنگره ملی بسیار زیاد بود. ایدهها و الگوی همه تلاشها نتیجه اسرار فراوان و افکار اوجالان بود. برای پیشبرد و تشکیل کنگره ملی، عبدالله اوجالان، نامهای به مسعود بارزانی فرستاد و از او خواست، ریاست کنگره ملی کورد را عهدهدار شود. اگرچه اکثریت ملت کوردستان، اوجالان را بە عنوان رهبر ملی خود میدانند، اما اوجالان برای وحدت و اتحاد کوردها از این مسئله چشمپوشی کرد. اگر کنگره ملی برگزار میشد، در حال حاضر ملت کوردستان در هر چهار بخش آن، در وضعیت دیگری قرار داشت،. اما متأسفانه این اتحاد و وحدت شکل نگرفت.
مسئول اصلی این امر مسعود بارزانی بود. اگر چه اوجالان، فرصت خوب و ایدهآلی را جلوی پای او گذاشت و به وی فرصت رهبری ملت کورد را عطا کرد، ولی بارزانی نتوانست این وظیفه تاریخی را بە انجام برساند. بە این دلیل، چون هدف بارزانی اتحاد ملت کورد نیست. منطق سیاسی او و حزبش بر اساس عشیره و تفکرات قبیلهای شکل گرفته و تقسیم کوردستان در حالت فعلی را پذیرفته است. در دیدگاه و منطق بارزانی، رهبری ملت کورد و کنگره ملی جایی نداشته و هیچگاه مطرح نیست. دیدگاه وی محدود، خانوادگی و قبیلهای بوده و هیچ مبنای اجتماعی، سیاسی، فلسفی و ایدئولوژیکی ندارد.
مسعود بارزانی سیستم و پارادایم جهانی را درک نمیکند و نمیتواند بر این اساس و در چهارچوب چنین رهیافتی سیاستورزی کند. همین دیدگاه محدود و فقر نظری باعث شد کە ملت کوردستان یک فرصت تاریخی از دست بدهند. این درک و منطق عشیرهای و سنتی خانواده بارزانی، سرنوشت ملت کورد را بە سمت یک فاجعه بزرگ کشانده است. درک، فهم و منطق خانواده بارزانی و پارت دمکرات چیزی بیشتر و بالاتر از شخص بارزانی را نمیبینند. این حزب و خانواده بارزانی بزرگترین مانع اتحاد، وحدت و تشکیل کنگره ملی کوردستان بوده و هستند.
اکنون بە موضوع اصلی این نوشته میرسیم، پ.د.ک و بارزانی چگونه میتوانند نقش مهمی در اتحاد کوردها داشته باشند؟ این سوال یک کنایه سیاسی است. گاهی اوقات، وقایع اثر معکوسی دارند. امروز وضعیت بارزانی و پارت دمکرات کوردستان همین حالت کنایهای و معکوس را دارد. با وجود همه فرصتهایی که نصیب آنها شد، نقش مثبت و خوبی در وحدت ملت و جامعه کوردستان ایفا نکردند. آنها در عوض اتحاد و یکپارچگی احزاب کوردستان، همکاری با اشغالگران را ترجیح دادند. آنها منافع خانواده و حزبی خود را به جای منافع عمومی ملت كورد و كوردستان ترجیح دادهاند.
این حزب و خانواده هر اندازه بە استعمارگران در کوردستان نزدیکتر میشوند، به همان اندازە از ملت کورد و سرزمین کوردستان فاصله میگیرند. هرچه بیشتر سیاستهای اشغالگران را دنبال کنند، به همان اندازه نیز رسواتر خواهند شد. همین مسئله باعث شده است که نفود بارزانی و پ.د.ک روی کوردها به کمترین میزان خود برسد. در پاسخ و واکنش به این سیاست و عملکرد بارزانی و حزب متبوعش، ملت کورد در باکور، باشور، روژاوا و روژهلات کوردستان بیشتر از هر زمانی به یکدیگر نزدیک شدهاند. امروز پارت دمکرات و چند حزب کوچک وابسته به این جریان در یک طرف و تمامی احزاب دیگر کوردستانی در طرف دیگر قرار گرفتهاند. پارت دمکرات و تعداد محدودی از الیتهای صاحب منفعت در یک طرف و مابقی ملت کورد در طرف دیگر قرار گرفتهاند.
ملت کورد در پاسخ به سیاستهای پ.د.ک و خانواده بارزانی و سرسپردگی و بازی آنها در خانه اشغالگران به اتحاد بسیار گستردهای دست پیدا کرده است. همین امر در ارتباط با احزاب سیاسی نیز قابل طرح و صادق است. روز به روز بر تعداد مخالفان و معترضان به سیاستهای مخرب پارت دمکرات افزوده میشود و در برابر سیاستهای تفرقهاندازی جنگطلبانه پ.د.ک مقاومت میکنند.
گذار دموکراتیک
پ.د.ک منافع عشیرهای را بر منافع ملی کورد ترجیح داده است ...مسعود بارزانی سیستم و پارادایم جهانی را درک نمیکند و نمیتواند بر این اساس و در چهارچوب چنین رهیافتی سیاستورزی کند. همین دیدگاه محدود و فقر نظری باعث شد کە ملت کوردستان یک فرصت تاریخی از دست بدهند.…
به هر میزان که این حزب به سیاستهای ضد کوردی میپردازد، مقاومت و اعتراض ملت نیز بیشتر میشود. به عبارتی بیثباتی و سیاستهای مخرب پارت دمکرات، تاثیر معکوس گذاشته و باعث وحدت کوردها شده است. وابستگی و پذیرش سیاست اشغالگران توسط این حزب در قبال کوردها باعث شده که کوردها در طرف مقابل به وحدت برسند.
پارت دمکرات در عوض خیانت و اجرای پلانهای دشمن باید به دنبال منافع ملت کورد و خیر عمومی آنها میبود، اما متاسفانه سیاستهایی کاملا مخرب و در ضدیت با منافع ملی کوردها را پی گرفت. یک ضربالمثل معروف در این رابطه وجود دارد که میگوید: "در هر شری یک فضیلت وجود دارد."
در نتیجە همکاری پ.د.ک با اشغالگران، ملت کورد از نقطه نظر نگرش، اندیشه، روحیه و آگاهی بە پیشرفتهای زیادی دست یافته است. البته این به این معنا نیست که خطری کوردها را تهدید نمیکند و کوردها از خطر رهایی یافتهاند. ثروت اقتصادی کوردها در باشور به طور کامل توسط پ.د.ک قبضه شده است و این حزب از این منبع عظیم اقتصادی نهایت استفاده را خواهد کرد که با کمک اشغالگران ملت کوردستان را نابود کند. این حزب از طریق رسانه و پول میخواهد افراد فقیر را به کار بگیرد و به این طریق و با تحریک و به کارگیری آنها سیاستهای ضدملی خود را پیاده کند. این مسئله کاملاً واضح است و به راحتی میتوان مشاهده کرد که رسانههای پ.د.ک اکنون توسط سازمان اطلاعات ترکیه اداره میشوند.
همین تحریکات نیز در پیوند با پیشمرگههایی که اخیرا جان باختند، مشاهده میشود. همانطور که میدانید، ۵ ژوئن پارت دمکرات مدعی شد که گریلاهای ه.پ.گ در درگیری ۵ پیشمرگه را کشتهاند. فرماندهی ه.پ.گ در اطلاعیهای فوری این مسئله را تکذیب کرده و اعلام کرد که این کارزار تبلیغاتی مشترک پ.د.ک و رژیم ترکیه میباشد. برای کشف حقیقت، حزب کارگران کوردستان خواستار تشکیل یک کمیته حقیقت یاب مستقل و قابل اعتماد شد. هم پ.ک.ک، هم منابع محلی، هم پیشمرگهها و همچنین شاهدان این حادثه اعلام کردند که خودروی پیشمرگهها از هوا بمباران شده است و ترکیه مسئول جان باختن این ۵ پیشمرگه میباشد و آنها را به قتل رسانده است. اما پ.د.ک و رسانههای آن اصرار داشتند و تمام تلاش خود را به کار گرفتند که پ.ک.ک را متهم کنند. پ.د.ک میخواست این موضوع را به حضور پ.ک.ک ارتباط دهد و بدین طریق به همکاری خود با ترکیه مشروعیت ببخشد.
در همین رابطه و برای روشن نمودن این قضیه هیئتی از پارلمان کوردستان و پارلمان عراق برای به محل حادثه آمده و تحقیقات میدانی انجام دادند. اما فکر میکنید، چه اتفاقی افتاد؟ بله، درست حدس زدید. پارت دمکرات کوردستان تاکتیکهای ترکیه در این باره را خوب یاد گرفته است، قبل از رسیدن هئیت پارلمانی، آنها خودروی هدف قرار داده شده را از محل حادثه ربوده و ناپدید کردند. پ.د.ک این خودرو را ناپدید کرد کە حقیقت آشکار نشود. این حزب حتی اجازه نداد که هئیت پارلمانی از محل حادثه دیدن کند. این هئیت تنها توانست با شاهدان محلی در این باره گفتگو نماید.
شایان عسکری نماينده پارلمان و از اعضای این هئیت که برای تحقيق در باره پیشمرگههای جان باخته در منطقه حضور یافت، در بيانيهای واقعیت این رویداد، ماهیت پ.د.ک و همکاری این حزب با ترکیه را برملا کرد.
عسکری خاطرنشان کرد که اين حمله از طریق هوا انجام شده و پ.ک.ک ربطی به این حمله ندارد. همین اطلاعات توسط دیگر اعضای کمیته کشف و برای افکار عمومی فاش گردید. پ.د.ک برای خدمت و همکاری با اشغالگران و نابودی احزاب و جریانهای سیاسی کوردستان به هر دسیسهای متوسل میشود. این حزب پیشمرگههای خود را نیز به خاطر اهداف حقیرش به کشتن میدهد، از یک طرف آنها را وادار به همکاری با دشمن میکند و از طرف دیگر آنها را قربانی بمباران اشغالگر میکند.
با اینکه سالهاست نقاب از چهره پ.د.ک افتاده و همکاری بارزانیها با استعمارگران کوردستان آشکار شده است، به همان اندازه نیز موضع و توان این حزب برای مسدود کردن کنگره ملی و وحدت کوردها ضعیفتر گشته است. این روند نتیجه بسیار روشنی را آشکار میکند، اینکه کوردها اکنون باید به کنگره ملی، وحدت کوردها و کوردستان بدون پ.د.ک اندیشیده و برای آن کار کنند. پ.د.ک را نمیتوان به شکلی عینی یک حزب کوردستانی در نظر گرفت و تا زمانی که در سیاستهای خود تجدیدنظر نکند، نمیتواند از این وضعیت نجات یابد، متاسفانه این نیت و نظر در خانواده بارزانی و پ.د.ک وجود ندارد. آنچه مشاهده میشود این است که بارزانی و حزب متبوعش بیشتر به اشغالگران تمایل داشته و در جبهه اشغالگران برای نابودی کوردستان سیاستورزی میکنند.◻️
منبع: xwebun
ANF
🆔 @GozarDemocratic
پارت دمکرات در عوض خیانت و اجرای پلانهای دشمن باید به دنبال منافع ملت کورد و خیر عمومی آنها میبود، اما متاسفانه سیاستهایی کاملا مخرب و در ضدیت با منافع ملی کوردها را پی گرفت. یک ضربالمثل معروف در این رابطه وجود دارد که میگوید: "در هر شری یک فضیلت وجود دارد."
در نتیجە همکاری پ.د.ک با اشغالگران، ملت کورد از نقطه نظر نگرش، اندیشه، روحیه و آگاهی بە پیشرفتهای زیادی دست یافته است. البته این به این معنا نیست که خطری کوردها را تهدید نمیکند و کوردها از خطر رهایی یافتهاند. ثروت اقتصادی کوردها در باشور به طور کامل توسط پ.د.ک قبضه شده است و این حزب از این منبع عظیم اقتصادی نهایت استفاده را خواهد کرد که با کمک اشغالگران ملت کوردستان را نابود کند. این حزب از طریق رسانه و پول میخواهد افراد فقیر را به کار بگیرد و به این طریق و با تحریک و به کارگیری آنها سیاستهای ضدملی خود را پیاده کند. این مسئله کاملاً واضح است و به راحتی میتوان مشاهده کرد که رسانههای پ.د.ک اکنون توسط سازمان اطلاعات ترکیه اداره میشوند.
همین تحریکات نیز در پیوند با پیشمرگههایی که اخیرا جان باختند، مشاهده میشود. همانطور که میدانید، ۵ ژوئن پارت دمکرات مدعی شد که گریلاهای ه.پ.گ در درگیری ۵ پیشمرگه را کشتهاند. فرماندهی ه.پ.گ در اطلاعیهای فوری این مسئله را تکذیب کرده و اعلام کرد که این کارزار تبلیغاتی مشترک پ.د.ک و رژیم ترکیه میباشد. برای کشف حقیقت، حزب کارگران کوردستان خواستار تشکیل یک کمیته حقیقت یاب مستقل و قابل اعتماد شد. هم پ.ک.ک، هم منابع محلی، هم پیشمرگهها و همچنین شاهدان این حادثه اعلام کردند که خودروی پیشمرگهها از هوا بمباران شده است و ترکیه مسئول جان باختن این ۵ پیشمرگه میباشد و آنها را به قتل رسانده است. اما پ.د.ک و رسانههای آن اصرار داشتند و تمام تلاش خود را به کار گرفتند که پ.ک.ک را متهم کنند. پ.د.ک میخواست این موضوع را به حضور پ.ک.ک ارتباط دهد و بدین طریق به همکاری خود با ترکیه مشروعیت ببخشد.
در همین رابطه و برای روشن نمودن این قضیه هیئتی از پارلمان کوردستان و پارلمان عراق برای به محل حادثه آمده و تحقیقات میدانی انجام دادند. اما فکر میکنید، چه اتفاقی افتاد؟ بله، درست حدس زدید. پارت دمکرات کوردستان تاکتیکهای ترکیه در این باره را خوب یاد گرفته است، قبل از رسیدن هئیت پارلمانی، آنها خودروی هدف قرار داده شده را از محل حادثه ربوده و ناپدید کردند. پ.د.ک این خودرو را ناپدید کرد کە حقیقت آشکار نشود. این حزب حتی اجازه نداد که هئیت پارلمانی از محل حادثه دیدن کند. این هئیت تنها توانست با شاهدان محلی در این باره گفتگو نماید.
شایان عسکری نماينده پارلمان و از اعضای این هئیت که برای تحقيق در باره پیشمرگههای جان باخته در منطقه حضور یافت، در بيانيهای واقعیت این رویداد، ماهیت پ.د.ک و همکاری این حزب با ترکیه را برملا کرد.
عسکری خاطرنشان کرد که اين حمله از طریق هوا انجام شده و پ.ک.ک ربطی به این حمله ندارد. همین اطلاعات توسط دیگر اعضای کمیته کشف و برای افکار عمومی فاش گردید. پ.د.ک برای خدمت و همکاری با اشغالگران و نابودی احزاب و جریانهای سیاسی کوردستان به هر دسیسهای متوسل میشود. این حزب پیشمرگههای خود را نیز به خاطر اهداف حقیرش به کشتن میدهد، از یک طرف آنها را وادار به همکاری با دشمن میکند و از طرف دیگر آنها را قربانی بمباران اشغالگر میکند.
با اینکه سالهاست نقاب از چهره پ.د.ک افتاده و همکاری بارزانیها با استعمارگران کوردستان آشکار شده است، به همان اندازه نیز موضع و توان این حزب برای مسدود کردن کنگره ملی و وحدت کوردها ضعیفتر گشته است. این روند نتیجه بسیار روشنی را آشکار میکند، اینکه کوردها اکنون باید به کنگره ملی، وحدت کوردها و کوردستان بدون پ.د.ک اندیشیده و برای آن کار کنند. پ.د.ک را نمیتوان به شکلی عینی یک حزب کوردستانی در نظر گرفت و تا زمانی که در سیاستهای خود تجدیدنظر نکند، نمیتواند از این وضعیت نجات یابد، متاسفانه این نیت و نظر در خانواده بارزانی و پ.د.ک وجود ندارد. آنچه مشاهده میشود این است که بارزانی و حزب متبوعش بیشتر به اشغالگران تمایل داشته و در جبهه اشغالگران برای نابودی کوردستان سیاستورزی میکنند.◻️
منبع: xwebun
ANF
🆔 @GozarDemocratic