گذار دموکراتیک
تاریخچە فمینیسم و وضعیت کنونی آن در ایران برای بحث و تحلیل در مورد هر پدیدەای ابتا بە ساکن باید معنی لغوی و تاریخچە آن مد نظر قرارگیرد. فمینیست واژەای کە از نظر معنائی باری منفی داشتە وتحقیرآمیز میباشد اغلب در زمانهای دور برای توصیف زنانی بکار گرفتە میشدە…
دهههای متوالی زنان در سراسر دنیا با تهدید «خطر سرخ» در شوروی، حقوقشان را از حلقوم طبقه حاکم بیرون کشیده، قوانین اساسی کشورهای محل اقامتشان را مجبور نمودند که برابری حقوق زن و مرد را به عنوان یک بند در قوانین خود جای دادەو به رسمیت بشناسند. ثبت هشت مارس در روزشمار سیستم ضد زن پول و سرمایە ماحصل تلاشهای شبانەروزی پیکارگرانی چون کلارا زتکین، رزا لوکزامبورگ، ببل و کنگره انترناسیونالیستهای پاریس و نشست کپنهاگ بود که در نتیجە صاحبداری از مسئله زن و با بهرەوری از قدرت جنبش کارگری این دستاورد بزرگ تاریخی را بر تارک مبارزات طبقاتی خویش حک و جاودانە نمودند.
سؤال اما این است کە در عصر ماچرا شاهد یک گسست تاریخی میان مارکسیسم و مسئله زن هستیم؟ چرا میشود ویترین مارکسیستی با رنگ و جلای دفاع از حقوق کارگری و هواداری از فقر، ولی حتی حق ویترین دفاع از حق زن نداشت؟ چرا جنبش های موسوم به کمونیسم در جهان به شدت غیر زنانه شدەاند؟ تک بە تک متفکرین هشت، نە دهە اخیر، نه در تئوریشان، نه در کانسپت سیاسیشان مسئله زن موجود نمیباشد گویا این وظیفە خطیر را کە زمانی جزئ لاینفک از مارکسیسم بود دودستی بە جنبش فمینیست اعطانمودە و خود را در افکار این جنبش دخیل نمیدانند نە در پراکتیک و نە در نظارە آن. این متفکرین کە مدعی رهروان غولهای متفکر مارکسیسم و سوسیالیسم میباشند البتە در گفتار خود را ضد امپریالیسم بە مخاطبین خود می شناسانند اما بە زعم من بازخوانیشان از امپریالیسم، کلمە نخنمائی هم کە بکار میبرند غلط است، نحوە مبارزە این طیف را میتوان چیزی شبیە بە حملە ساکنین دهکدەای بە ساختار شهری بزرگ و صنعتی نمود.حتی مطالبات جنبش فمینیسم بورژوایی همامروز چندان قابل دفاع نیست، جنبشی کە روزی بر علیە بایدها و نبایدها قد علم نمود امروز در حالتی تئوری،با استفادە از تریبونها و ابزار سیستم حاکم هدف اصلیش رشد بادکنکی و تشکیل گرایشهای سیستم پسند است. انشعابهای مختلف و عدیدە در صفوف مخالفین سیستم و هر گروە را زیر چتر نامی قرا دادن و ایجاد تضادی ریشەای در میان زنان و مردان. جنبشی کە خیل عظیمی از قربانیان سیستم فردگرا را بە دور خود گرد آوردە و با بهرەوری از این نقطە ضعف عظیم، فرد محوری، در گروههایی با گرایشهای مشترک جایگزینی مینماید و بدینسان تفرقە در صفوف مخالفین نظامی کە مسبب نابرابریست را عامدا یا سهوی ایجاد نمودە است. مارکس در کاپیتال به طور اخص به جایگاه زن میپردازد. انگلس مادر جنبش برابری طلبی است. بدون انگلس و کتاب منشا خانواده هیچ نگرش تئوریکی در باره ستم کشی زن و رهایی وی وجود نداشت. این دکترین را در دنیا اول بار انگلس مطرح کرده است. سیمون دبووار و حتی منتقدآتشین وی، جولیت میچل، هنوز، بنیاد و پایە بینش فکری خود را انگلس میداند.
نقطه به نقطه از مارکس تا انگلس، از ببل و زتکین و لوکزامبورگ تا لنین و کولنتای مسئله رهایی زن جزو تئوری و تفکر مارکسیستی می باشد، جزو دکترین رهایی یک جامعه است. از لنین و کولنتای به بعد گسست تئوریکی و تاریخی ایجاد و غیبش میزند، چرا؟
جواب این سوال را شاید بتوان در رسوخ مانیفست سیستم سرمایەداری در افکار فمینیستی و از موج سوم آن همانا موج سوم و از سال ١٩٩٠ بە بعد و تا بە امروز، جست.
شاید زمان آن رسیدە کە جمعبندی کلی از جنبش زن و مدعیون بە ثبت رسیدە آن با گرایشهای رنگارنگ و با بهرەبردن از نگرش زکتین داشت.
ما میتوانیم حزب سوسیال دمکرات تشکیل بدهیم، کانسپتمان را در باره بیمههای اجتماعی ارائه نمائیم، ولی ملزم نباشیمخود را به عنوان حزبی بشناسنیم که برای پایان دادن به ستم بر زنان تشکیل شده است. ما میتوانی حتی حزب کارگر تشکیل بدهیم، در باره دستمزد، بیمە اجتماعی و سلامتی و ساعات کار حرف بزنیم، بدون اینکه مردم بگویند منظورش از دستمزد این است که یک بار برای همیشه لااقل به نابرابری دستمزد به خاطر جنسیت پایان دهدید.ما میتوانیم حزب دفاع از محیط زیست تشکیل دهیم،سبز باشیم، درختها را نجات دهیم، ولی اصراری نداشته باشیم کە حتماً جامعه را از دست ستم به زنان نجات دهیم. اینها نمونەهای بارزی از احزاب فعال جوامع مدرن امروزی می باشند کە هر کدام در لفافەای و با هدف مشخصی احزاب و تشکلهای خود را بە ثبت رساندە و فعالند اما در بطن فعالیتهای آنها با وصف حضور فعال بسیاری از زنان،سخنی مشخص در رابطە با ستم و آپارتایت جنسی بردە نشدە است.
🆔 @GozarDemocratic
⬇️⬇️⬇️
سؤال اما این است کە در عصر ماچرا شاهد یک گسست تاریخی میان مارکسیسم و مسئله زن هستیم؟ چرا میشود ویترین مارکسیستی با رنگ و جلای دفاع از حقوق کارگری و هواداری از فقر، ولی حتی حق ویترین دفاع از حق زن نداشت؟ چرا جنبش های موسوم به کمونیسم در جهان به شدت غیر زنانه شدەاند؟ تک بە تک متفکرین هشت، نە دهە اخیر، نه در تئوریشان، نه در کانسپت سیاسیشان مسئله زن موجود نمیباشد گویا این وظیفە خطیر را کە زمانی جزئ لاینفک از مارکسیسم بود دودستی بە جنبش فمینیست اعطانمودە و خود را در افکار این جنبش دخیل نمیدانند نە در پراکتیک و نە در نظارە آن. این متفکرین کە مدعی رهروان غولهای متفکر مارکسیسم و سوسیالیسم میباشند البتە در گفتار خود را ضد امپریالیسم بە مخاطبین خود می شناسانند اما بە زعم من بازخوانیشان از امپریالیسم، کلمە نخنمائی هم کە بکار میبرند غلط است، نحوە مبارزە این طیف را میتوان چیزی شبیە بە حملە ساکنین دهکدەای بە ساختار شهری بزرگ و صنعتی نمود.حتی مطالبات جنبش فمینیسم بورژوایی همامروز چندان قابل دفاع نیست، جنبشی کە روزی بر علیە بایدها و نبایدها قد علم نمود امروز در حالتی تئوری،با استفادە از تریبونها و ابزار سیستم حاکم هدف اصلیش رشد بادکنکی و تشکیل گرایشهای سیستم پسند است. انشعابهای مختلف و عدیدە در صفوف مخالفین سیستم و هر گروە را زیر چتر نامی قرا دادن و ایجاد تضادی ریشەای در میان زنان و مردان. جنبشی کە خیل عظیمی از قربانیان سیستم فردگرا را بە دور خود گرد آوردە و با بهرەوری از این نقطە ضعف عظیم، فرد محوری، در گروههایی با گرایشهای مشترک جایگزینی مینماید و بدینسان تفرقە در صفوف مخالفین نظامی کە مسبب نابرابریست را عامدا یا سهوی ایجاد نمودە است. مارکس در کاپیتال به طور اخص به جایگاه زن میپردازد. انگلس مادر جنبش برابری طلبی است. بدون انگلس و کتاب منشا خانواده هیچ نگرش تئوریکی در باره ستم کشی زن و رهایی وی وجود نداشت. این دکترین را در دنیا اول بار انگلس مطرح کرده است. سیمون دبووار و حتی منتقدآتشین وی، جولیت میچل، هنوز، بنیاد و پایە بینش فکری خود را انگلس میداند.
نقطه به نقطه از مارکس تا انگلس، از ببل و زتکین و لوکزامبورگ تا لنین و کولنتای مسئله رهایی زن جزو تئوری و تفکر مارکسیستی می باشد، جزو دکترین رهایی یک جامعه است. از لنین و کولنتای به بعد گسست تئوریکی و تاریخی ایجاد و غیبش میزند، چرا؟
جواب این سوال را شاید بتوان در رسوخ مانیفست سیستم سرمایەداری در افکار فمینیستی و از موج سوم آن همانا موج سوم و از سال ١٩٩٠ بە بعد و تا بە امروز، جست.
شاید زمان آن رسیدە کە جمعبندی کلی از جنبش زن و مدعیون بە ثبت رسیدە آن با گرایشهای رنگارنگ و با بهرەبردن از نگرش زکتین داشت.
ما میتوانیم حزب سوسیال دمکرات تشکیل بدهیم، کانسپتمان را در باره بیمههای اجتماعی ارائه نمائیم، ولی ملزم نباشیمخود را به عنوان حزبی بشناسنیم که برای پایان دادن به ستم بر زنان تشکیل شده است. ما میتوانی حتی حزب کارگر تشکیل بدهیم، در باره دستمزد، بیمە اجتماعی و سلامتی و ساعات کار حرف بزنیم، بدون اینکه مردم بگویند منظورش از دستمزد این است که یک بار برای همیشه لااقل به نابرابری دستمزد به خاطر جنسیت پایان دهدید.ما میتوانیم حزب دفاع از محیط زیست تشکیل دهیم،سبز باشیم، درختها را نجات دهیم، ولی اصراری نداشته باشیم کە حتماً جامعه را از دست ستم به زنان نجات دهیم. اینها نمونەهای بارزی از احزاب فعال جوامع مدرن امروزی می باشند کە هر کدام در لفافەای و با هدف مشخصی احزاب و تشکلهای خود را بە ثبت رساندە و فعالند اما در بطن فعالیتهای آنها با وصف حضور فعال بسیاری از زنان،سخنی مشخص در رابطە با ستم و آپارتایت جنسی بردە نشدە است.
🆔 @GozarDemocratic
⬇️⬇️⬇️
⬆️⬆️⬆️
حدود دویست سال پیش زنی به همراه دوستانش موفق شد، بیرق برابری حقوق زن و مرد را در وسط میدان مبازە جنبش کارگری کە در آنزمان بە شدت مردانە بود برافرازد و همگان را مجبور بە همراهی در آن دادخواهی نماید.جنبش را متقاعد نمود کە دو شعار و خواستە را بە خواستهای مردانە افزایند،حق رای زنان، قانون هشت ساعت کار در روز، خواستەهایی کە مستقیماً بە نفع تمام زنان بود نە فقط طبقە زنان کارگر.
در اتریش رهبران جنبش کارگری در روز تطاهرات بزرگ، بدون بنرهای حق رای زنان بیرون آمدند. گفتند وقتش نیست. یک سری از فعالین حقوق زن آنجا را هم به سازش کشاندند. از جمله ادلهایت پاپ شکست و تسلیم شد. زتکین فریاد میزد که شما فعالین کارگری اتریش باعث عدم پیروزی جنبش کسب حق رای زن میشوید.
این زن استخوانی و مهاجر، مادری تنها و یک فراری پناهنده در پاریس کوتاه نیامد، سران جنبش کارگری اتریش را دعوت کرد و تهدیدشان نمود که اگر زیر حق رای زنها بزنید، فراخوان میدهم که از عضویت چنین اتحادیهای استعفا بدهند. زیر فشار قبول نمودە و در مقابل این خواستە کرنش نمودە بودند.
نه فقط در انقلاب فرانسه که انقلابیونش خواهان حق رای مردان شدند، که در جنبش کارگری اروپا و آمریکا نیز اول مردان کارگر حق رای کسب کردند، دهسال بعد نوبت زنها شد. چون همه جا و همیشه زنها جنس دوم محصوب گشتە و برای رسیدن بە بدیهیترین حق زندگی،کار،مشارکت در فعالیتهای سیاسی و اجتماعی باید مبارزەای خونین نمودە و قیمتهای گزافی پرداخت نمایند!
درکشورهای مدعی دموکراسی و پیشرفتە امروزی، همین دموکراسی صندوقی که همه دنیا به آن می بالند و در کشورهایی با سیستم دیکتاتوری و توتالیتر از این کشورها چون سنبل آزادی و دموکراسی نام میبرند، زنها پس از مردان، با هزینه زیاد، حق رای پیدا کردند، کرسیهای رهبریت در احزاب و مجالس کشوری، کمتر و یا بە ندرت بە آنان اختصاص دادە می شود، در راس کمترین تعداد رئیس و مدیرشرکتها و بانکها بودە و با وصف مدارک بالای تحصیلی در رشتەهای فنی و تکنیکی بە دلیل عدم جا گرفتن در میان خیل همکاران مرد بە عنوان کسانی شناختە میشوند کە در این رشتەهای کاری بالاترین آمار ریزش در کار و تخصص را دارا می باشند.
همه جا زنها در دو جبهه باید لباس رزم بر تن داشتە باشند.جنگیدند تا صاحب رای شدند. علیه حکام جامعه قوانین جاری در ممالک محل سکونت، مردسالاری درون جنبش کارگری و کل جامعه و البتە روابط فرهنگی و زنستیزی نهفتە در بطن فرهنگ،جنگیدە و هر دستاوردی با پرداخت خونبهای گزافی پاس شدە است.
در کنگره انترناسیونالیستها در پاریس به زتکین میخندیدند، مسخره میکردند. برای زنان جوک میساختند و اسباب تمسخر را فراهم می نمودند. در جنبش حق رای زنان انگلیس، یعنی سافروجتها تاریخ نوشتند، تظاهرات کردند. سیصد نفر زن به زندان افتادند، اعتصاب غذا کردند، پلیس با شلنگ به حلقشان غذا و آب می ریخت که در اثر اعتصاب نمیرند. زنها به کلیساها حمله کردند، دفاتر روزنامهها را به خاطر دروغگویی علیه زنان به آتش کشیدند، مسلح شدند، زیر زمینی جنگیدند. همه جا جنگیدند، در دو جبهه جنگیدند تا صاحب رای شدند. اینها و دیگر نمودها سخن از مبارزاتی رادیکال با سیستم حاکمە دارد کە متاسفانە ما امروز شاهد این وجە انقلابی در جنبش فمینیستی نیستیم، نوعی مماشات و کنارە آمدن با سیستم،نحوە مبارزەای بروکراسی و لیبرالی، نسخەای کە سیستم برای آن خرج بسیار نمودە و خشنود بە استفادە از این نحوە مبارزە می باشد، لایحە نویسی بە درگاه احزاب حقوق بشری و سندیکاهای خود ساختە و پرداختە بە قصد ایجاد رفرم. بە عبارتی تمام دیسکورسها درغیاب مسئلە زن پیشرفتە و می رود و در قرن اخیر مسئلە زن عملا بە حیاط خلوت احزاب و سازمانها بدل گشتە کە برای ثبت حزب خالی نبودن مانیفستشان از نقش زن،نامی از نقش و حقوق زن نیز بردە شدە و در همان حالت سکون و اولیە خود باقی میماند. متاسفانە این روند را نە تنها در میان دمکراتها، جمهوریخواهان، حزب سبز، احزاب کارگری؛ بلکە حتی در احزاب کمونیستی هنوز دیدە میشود کە میتوان سوسیالیست بود اما معرفە و مانیفیست کار حزب، احقاق حقوق زن نباشد و زمانی کە با اعضای زن این احزاب در این مورد بحث مینمائی بدون هیچ تاملی جوابی میدهند کە تعبیر آن محکوم نمودنت بە جنسیت، طلبیست نە برابر خواهی و آزاداندیشی.
نمونە های بسیاری از لیدرهای جنبش کارگری و جنبش زنان در تاریخ موجود است از جملە یکی از برجستەترین آنها کە نقش تعیین کنندە در جنبش حق رای نیز داشت همانا آدلهایت پاپ است کە در ممکن نمودن ناممکنهای زمان خود از هیچ کوششی دریغ ننمود. امروز اگر بخواهیم یک جنبش قوی حق زن داشته باشیم نمیتوانیم به افق های امروزی رضایتدهیم.
حدود دویست سال پیش زنی به همراه دوستانش موفق شد، بیرق برابری حقوق زن و مرد را در وسط میدان مبازە جنبش کارگری کە در آنزمان بە شدت مردانە بود برافرازد و همگان را مجبور بە همراهی در آن دادخواهی نماید.جنبش را متقاعد نمود کە دو شعار و خواستە را بە خواستهای مردانە افزایند،حق رای زنان، قانون هشت ساعت کار در روز، خواستەهایی کە مستقیماً بە نفع تمام زنان بود نە فقط طبقە زنان کارگر.
در اتریش رهبران جنبش کارگری در روز تطاهرات بزرگ، بدون بنرهای حق رای زنان بیرون آمدند. گفتند وقتش نیست. یک سری از فعالین حقوق زن آنجا را هم به سازش کشاندند. از جمله ادلهایت پاپ شکست و تسلیم شد. زتکین فریاد میزد که شما فعالین کارگری اتریش باعث عدم پیروزی جنبش کسب حق رای زن میشوید.
این زن استخوانی و مهاجر، مادری تنها و یک فراری پناهنده در پاریس کوتاه نیامد، سران جنبش کارگری اتریش را دعوت کرد و تهدیدشان نمود که اگر زیر حق رای زنها بزنید، فراخوان میدهم که از عضویت چنین اتحادیهای استعفا بدهند. زیر فشار قبول نمودە و در مقابل این خواستە کرنش نمودە بودند.
نه فقط در انقلاب فرانسه که انقلابیونش خواهان حق رای مردان شدند، که در جنبش کارگری اروپا و آمریکا نیز اول مردان کارگر حق رای کسب کردند، دهسال بعد نوبت زنها شد. چون همه جا و همیشه زنها جنس دوم محصوب گشتە و برای رسیدن بە بدیهیترین حق زندگی،کار،مشارکت در فعالیتهای سیاسی و اجتماعی باید مبارزەای خونین نمودە و قیمتهای گزافی پرداخت نمایند!
درکشورهای مدعی دموکراسی و پیشرفتە امروزی، همین دموکراسی صندوقی که همه دنیا به آن می بالند و در کشورهایی با سیستم دیکتاتوری و توتالیتر از این کشورها چون سنبل آزادی و دموکراسی نام میبرند، زنها پس از مردان، با هزینه زیاد، حق رای پیدا کردند، کرسیهای رهبریت در احزاب و مجالس کشوری، کمتر و یا بە ندرت بە آنان اختصاص دادە می شود، در راس کمترین تعداد رئیس و مدیرشرکتها و بانکها بودە و با وصف مدارک بالای تحصیلی در رشتەهای فنی و تکنیکی بە دلیل عدم جا گرفتن در میان خیل همکاران مرد بە عنوان کسانی شناختە میشوند کە در این رشتەهای کاری بالاترین آمار ریزش در کار و تخصص را دارا می باشند.
همه جا زنها در دو جبهه باید لباس رزم بر تن داشتە باشند.جنگیدند تا صاحب رای شدند. علیه حکام جامعه قوانین جاری در ممالک محل سکونت، مردسالاری درون جنبش کارگری و کل جامعه و البتە روابط فرهنگی و زنستیزی نهفتە در بطن فرهنگ،جنگیدە و هر دستاوردی با پرداخت خونبهای گزافی پاس شدە است.
در کنگره انترناسیونالیستها در پاریس به زتکین میخندیدند، مسخره میکردند. برای زنان جوک میساختند و اسباب تمسخر را فراهم می نمودند. در جنبش حق رای زنان انگلیس، یعنی سافروجتها تاریخ نوشتند، تظاهرات کردند. سیصد نفر زن به زندان افتادند، اعتصاب غذا کردند، پلیس با شلنگ به حلقشان غذا و آب می ریخت که در اثر اعتصاب نمیرند. زنها به کلیساها حمله کردند، دفاتر روزنامهها را به خاطر دروغگویی علیه زنان به آتش کشیدند، مسلح شدند، زیر زمینی جنگیدند. همه جا جنگیدند، در دو جبهه جنگیدند تا صاحب رای شدند. اینها و دیگر نمودها سخن از مبارزاتی رادیکال با سیستم حاکمە دارد کە متاسفانە ما امروز شاهد این وجە انقلابی در جنبش فمینیستی نیستیم، نوعی مماشات و کنارە آمدن با سیستم،نحوە مبارزەای بروکراسی و لیبرالی، نسخەای کە سیستم برای آن خرج بسیار نمودە و خشنود بە استفادە از این نحوە مبارزە می باشد، لایحە نویسی بە درگاه احزاب حقوق بشری و سندیکاهای خود ساختە و پرداختە بە قصد ایجاد رفرم. بە عبارتی تمام دیسکورسها درغیاب مسئلە زن پیشرفتە و می رود و در قرن اخیر مسئلە زن عملا بە حیاط خلوت احزاب و سازمانها بدل گشتە کە برای ثبت حزب خالی نبودن مانیفستشان از نقش زن،نامی از نقش و حقوق زن نیز بردە شدە و در همان حالت سکون و اولیە خود باقی میماند. متاسفانە این روند را نە تنها در میان دمکراتها، جمهوریخواهان، حزب سبز، احزاب کارگری؛ بلکە حتی در احزاب کمونیستی هنوز دیدە میشود کە میتوان سوسیالیست بود اما معرفە و مانیفیست کار حزب، احقاق حقوق زن نباشد و زمانی کە با اعضای زن این احزاب در این مورد بحث مینمائی بدون هیچ تاملی جوابی میدهند کە تعبیر آن محکوم نمودنت بە جنسیت، طلبیست نە برابر خواهی و آزاداندیشی.
نمونە های بسیاری از لیدرهای جنبش کارگری و جنبش زنان در تاریخ موجود است از جملە یکی از برجستەترین آنها کە نقش تعیین کنندە در جنبش حق رای نیز داشت همانا آدلهایت پاپ است کە در ممکن نمودن ناممکنهای زمان خود از هیچ کوششی دریغ ننمود. امروز اگر بخواهیم یک جنبش قوی حق زن داشته باشیم نمیتوانیم به افق های امروزی رضایتدهیم.
افق های ریزش کردهی اصلاحات، فمینیستهای طرفدار باغچه آزین شدە و پر تمطراق آلت جنسی، غش کردههای هوادار بیحجابی قلدر منشانه رضا شاه، رفرمهای گوناگون و رضایت بە کمترین حقوق و از همە بدتر کسب آن از ادارات و سازمانهای این سیستم کە خود مسبب تمامی معضلات است و … .
زنان تاریخ و افق جنبش خویش را دارند تاریخی مملو از تلاش و استقامت. باید رجعت کنیم به ادلهایت پاپها، به کلارا زتکین ها چرا کە بین ما و آنها یک گسست تاریخی ایجاد شده است. برای اینکه به اینها رجعت کنیم اول باید ببینیم چرا گسست ایجاد شد؟ جنبش کارگری در قبال تلاش این زنان در دوره خودش چه عکس العملهایی داشته است؟
جنبش کسب حق رای زنان، مومنتوم این جدایی تاریخی اندکی قبل و بعد از انقلاب اکتبر می باشد. انقلاب اکتبر و ریزش آن در اواخر قرن نوزدهم و همزمان آغاز موج سوم فمینیست پردە از بسیاری از حقایق و رسوخ اجتناب ناپذیر سیستم نئولیبرالیسم در تار و پود احزاب سیاسی و تشکلهای کارگری و زنان دارد کە با خوشبینی در قایق فرسودە سوار بر امواج وحشتناک باقی ماندە و بسندە بە ادامە موجودیت خویش نمودند. موجودیتی کە هر روز بیش از پیش پایگاە اجتماعیشان را ضعیفتر نمود و پایبندیشان بە ایدئولوژی کە در قرن اخیر تئوریسینی با داشتە های لازم برای تقابل با سیستم فوق مدرن و ماشینی نئولیبرالیسم نداشت.
با نگرشی انتقادی و نە جانبگرایانە موضوع مسئلە زن را و ضعیتپراکتیک در جهت نیل بە حقوق برابر را در کل جنبش کمونیستی میتوان بحث نمود. در زمینە مسئلە زن احتیاج بە رصد تاریخی،علمی و مستدل میباشد تا بتوان درک نمود، چرا جنبش فمینیستی با آن عظمت خویش امروز بدل بە سازمانی غیر انتفاعی گشتە و بزرگترین و خطیرترین وظیفە خود را در تفکیک دو جنس میداند و بدینسان اختلافات میان زن و مرد را دامن زدە و غیر مستقیم مانع اتحاد و انسجام مبارزان ناراضی از سیستم گشتەاند؟ نمونە بارز و غیر انکار این موضوع کە تنشهای بسیاری در اروپا و خصوصا میان جوانان سوئد ایجاد نمودە دادەهایینوس میباشد، بحثی کە بە باور صاحب قلم اسباب تنش بیش از پیش را فراهم نمودە و عاملی برای ضدیت هرچە بیشتر میان دو جنسی را حاصل مینماید کە قاعدتا باید متحدانە بە مبارزە با کلیت نظام حاکم مبارزە مینمودند، سیستم حاکم و نگرش نهادینە ضد زن بودنش را بە بحث و استدال باید کشاند نە ثمرە این درخت شوم را.
قسمت کوتاهی از یکی از مقالات درج شدە از جنبش فمینیستی را اینجا ارائە میدهم تا خوانندە بە وضوح درک مطلب نماید کە مبارزە و دادن آگاهی بە آحاد و قشرهای گوناگون را در همین سیستم و با استفادە از بودجە سیستم حاکم ترویج مینماید، خواستەای کە در روبنا جالب بە نظر میرسد اما در بطن خود سازش و زندگی مسالمت آمیز افراد خواهان تغییر در جوار و بطن سیستم ضد زن را بە تغییر خواهان و مدافعان حقوق پیشنهاد میکند،در قالب جنبشی برابر طلب، شعبەای مصالمت جو از سیستم لیبرالی کە بسندە بە دادەها نمودە و اعتراضات را نە بە شکل رادیکال و عملی بلکە در فرم نوشتن اعتراض و پیشکش نمودن عریضە بە درگاە سازمانهای ساختە و پرداختە سیستم ضد بشری و امید بە تغییر داشتن و در این مصاف گاهگداری با رزمایشی و راهپیماییهای توسط هوادارانی کە برهنگی را و کشف پوشش نمودن را در میادین و شهرها از غالبترین اسلحەهای نبرد میبینند.
متن زیر برگرفتە از درس چهاردهم نقد ادبی در جلسە فمینیستی میباشد.
# تغییر دادن نوع نگاە جامعه به زن و از بین بردن تبعیضات نهادینه شدە به عقیدە فمینیستها، باور غالب نسبت به زن و فعالیتهای زنان، هموارە نگاە کم بینی و تحقیرآمیز بودە است.در این نگاە، به لحاظ فرهنگ عامه و سنتهای اجتماعی، زنان ضعیفه، فاقد هویت و جنس دوم به شمار میروند. در این نگاە، رسالت اصلی آنان ارضای نیازهای جنسی و عاطفی مردان است.لذا تا زمانی که این نگاە نسبت به زن وجود داشته باشد، تدابیر حقوقی و قانونی هیچ گونه مشکلی را حل نخواهد کرد. از اینرو، فمینیست ها بیش از هرچیز، خواستار تغییر نوع نگاه جامعه نسبت به زن و از بین بردن تبعیضات نهادینه شده هستند. تبعیض نهادینه شده، به دلیل اینکه هم بُعد فرهنگی و هم بُعد اجتماعی و اخلاقی و گاهی پشتوانە قانونی دارد، بدترین نوع ممکن تبعیض است. فمینیست ها، باتوجه به این واقعیت که دانش آموزان و دانشجویان، آمادگی بیشتر برای پذیرش دگرگونی های فرهنگی و اجتماعی دارند، معتقدند که مبارزه با تبعیضات نهادینه شده علیه زنان، باید از مراکز علمی، مدارس و دانشگاه ها شروع شود. دولت ها و نهادهای مددرسان، باید با اختصاص دادن بودجههای کافی و واگذاری طرحهای پژوهشی به مراکز علمی، در پی یافتن راهکارها و طرحهای کاربردی و مناسب باشند.همچنین با گنجاندن مواد آموزشی و تربیتی حساب شده در محتوای برنامه های درسی مدارس و دانشگاه ها، در جهت حذف ذهنیت مبتنی بر تبعیضات جنسیتی و جایگزینی ذهنیت انسانی در روابط مرد و زن، اهتمام
زنان تاریخ و افق جنبش خویش را دارند تاریخی مملو از تلاش و استقامت. باید رجعت کنیم به ادلهایت پاپها، به کلارا زتکین ها چرا کە بین ما و آنها یک گسست تاریخی ایجاد شده است. برای اینکه به اینها رجعت کنیم اول باید ببینیم چرا گسست ایجاد شد؟ جنبش کارگری در قبال تلاش این زنان در دوره خودش چه عکس العملهایی داشته است؟
جنبش کسب حق رای زنان، مومنتوم این جدایی تاریخی اندکی قبل و بعد از انقلاب اکتبر می باشد. انقلاب اکتبر و ریزش آن در اواخر قرن نوزدهم و همزمان آغاز موج سوم فمینیست پردە از بسیاری از حقایق و رسوخ اجتناب ناپذیر سیستم نئولیبرالیسم در تار و پود احزاب سیاسی و تشکلهای کارگری و زنان دارد کە با خوشبینی در قایق فرسودە سوار بر امواج وحشتناک باقی ماندە و بسندە بە ادامە موجودیت خویش نمودند. موجودیتی کە هر روز بیش از پیش پایگاە اجتماعیشان را ضعیفتر نمود و پایبندیشان بە ایدئولوژی کە در قرن اخیر تئوریسینی با داشتە های لازم برای تقابل با سیستم فوق مدرن و ماشینی نئولیبرالیسم نداشت.
با نگرشی انتقادی و نە جانبگرایانە موضوع مسئلە زن را و ضعیتپراکتیک در جهت نیل بە حقوق برابر را در کل جنبش کمونیستی میتوان بحث نمود. در زمینە مسئلە زن احتیاج بە رصد تاریخی،علمی و مستدل میباشد تا بتوان درک نمود، چرا جنبش فمینیستی با آن عظمت خویش امروز بدل بە سازمانی غیر انتفاعی گشتە و بزرگترین و خطیرترین وظیفە خود را در تفکیک دو جنس میداند و بدینسان اختلافات میان زن و مرد را دامن زدە و غیر مستقیم مانع اتحاد و انسجام مبارزان ناراضی از سیستم گشتەاند؟ نمونە بارز و غیر انکار این موضوع کە تنشهای بسیاری در اروپا و خصوصا میان جوانان سوئد ایجاد نمودە دادەهایینوس میباشد، بحثی کە بە باور صاحب قلم اسباب تنش بیش از پیش را فراهم نمودە و عاملی برای ضدیت هرچە بیشتر میان دو جنسی را حاصل مینماید کە قاعدتا باید متحدانە بە مبارزە با کلیت نظام حاکم مبارزە مینمودند، سیستم حاکم و نگرش نهادینە ضد زن بودنش را بە بحث و استدال باید کشاند نە ثمرە این درخت شوم را.
قسمت کوتاهی از یکی از مقالات درج شدە از جنبش فمینیستی را اینجا ارائە میدهم تا خوانندە بە وضوح درک مطلب نماید کە مبارزە و دادن آگاهی بە آحاد و قشرهای گوناگون را در همین سیستم و با استفادە از بودجە سیستم حاکم ترویج مینماید، خواستەای کە در روبنا جالب بە نظر میرسد اما در بطن خود سازش و زندگی مسالمت آمیز افراد خواهان تغییر در جوار و بطن سیستم ضد زن را بە تغییر خواهان و مدافعان حقوق پیشنهاد میکند،در قالب جنبشی برابر طلب، شعبەای مصالمت جو از سیستم لیبرالی کە بسندە بە دادەها نمودە و اعتراضات را نە بە شکل رادیکال و عملی بلکە در فرم نوشتن اعتراض و پیشکش نمودن عریضە بە درگاە سازمانهای ساختە و پرداختە سیستم ضد بشری و امید بە تغییر داشتن و در این مصاف گاهگداری با رزمایشی و راهپیماییهای توسط هوادارانی کە برهنگی را و کشف پوشش نمودن را در میادین و شهرها از غالبترین اسلحەهای نبرد میبینند.
متن زیر برگرفتە از درس چهاردهم نقد ادبی در جلسە فمینیستی میباشد.
# تغییر دادن نوع نگاە جامعه به زن و از بین بردن تبعیضات نهادینه شدە به عقیدە فمینیستها، باور غالب نسبت به زن و فعالیتهای زنان، هموارە نگاە کم بینی و تحقیرآمیز بودە است.در این نگاە، به لحاظ فرهنگ عامه و سنتهای اجتماعی، زنان ضعیفه، فاقد هویت و جنس دوم به شمار میروند. در این نگاە، رسالت اصلی آنان ارضای نیازهای جنسی و عاطفی مردان است.لذا تا زمانی که این نگاە نسبت به زن وجود داشته باشد، تدابیر حقوقی و قانونی هیچ گونه مشکلی را حل نخواهد کرد. از اینرو، فمینیست ها بیش از هرچیز، خواستار تغییر نوع نگاه جامعه نسبت به زن و از بین بردن تبعیضات نهادینه شده هستند. تبعیض نهادینه شده، به دلیل اینکه هم بُعد فرهنگی و هم بُعد اجتماعی و اخلاقی و گاهی پشتوانە قانونی دارد، بدترین نوع ممکن تبعیض است. فمینیست ها، باتوجه به این واقعیت که دانش آموزان و دانشجویان، آمادگی بیشتر برای پذیرش دگرگونی های فرهنگی و اجتماعی دارند، معتقدند که مبارزه با تبعیضات نهادینه شده علیه زنان، باید از مراکز علمی، مدارس و دانشگاه ها شروع شود. دولت ها و نهادهای مددرسان، باید با اختصاص دادن بودجههای کافی و واگذاری طرحهای پژوهشی به مراکز علمی، در پی یافتن راهکارها و طرحهای کاربردی و مناسب باشند.همچنین با گنجاندن مواد آموزشی و تربیتی حساب شده در محتوای برنامه های درسی مدارس و دانشگاه ها، در جهت حذف ذهنیت مبتنی بر تبعیضات جنسیتی و جایگزینی ذهنیت انسانی در روابط مرد و زن، اهتمام
ورزند. باید رفتار برابر با زن و مرد را به کودکان آموزش داد. باید تصویر مردم از زنان را اصالح نموده و نگرش مثبت نسبت به زنان را در آنان ایجاد کرد. برای هموار شدن زمینە مبارزه با تبعیضات فرهنگی و اجتماعی، در مرحلە اول باید قوانین و ساختار سیاسی ـ اجتماعی از تبعیض پاک سازی و اصلاح شود، آنگاه به صورت اساسیتر با ایجاد اصالحات اساسی در تعلیم و تربیت، با کلیشههای جنسیتی و مناسبات#
با مطالعە این بخش کوچک از فمنیست شناختی کە متعلق بە آثار پژوهشی خود جنبش میباشد بە راحتی درک مطلب خواهیم نمود کە هدف اصلاحات است و مماشات، تغییر در افقی دور و دست نیافتنی قراردارد ویا اصلاًدر مانیفست آن جایی ندارد، سؤال اما اینجا آن است، آیا بر پایەهای محکم و ضد زن سیستم فقط با دادن آگاهی در مورد جنسیت و داشتن دهها گروە و گرایش متعدد قادر بە تربیت نسلی خواهیم بود کە بە قدمت قانون مدون مدرنیتە از الیگارشی و سیستم مردسالاری رنج دیدە و بە وی چون نیمە ناقص مرد نگریستە میشود، تقلیل خواستەهای بزرگ، انسانی و انقلابی بە کمترین آیا نگرشی مبارزە جویانە میباشد؟ آب در آسیاب سیستم با ایجاد تفرقە در صفوف مردان ضعیفە شدە و زنان ضعیف خواندە شدە همانا چیزیست کە سیستم در بطن قوانین بردەداری مدرن خود نهفتە دارد و از زن این موجود کالا شدە در جهت نیل بە آمال ضد انسانی خود از بهترین ابزار برخوردار است ، جنبشی با قدمتی ٣٠٠ سالە کە اگر بر همان پایە و منوال قرن ١٩ پیش بردە میشد قطعا جهان امروز در شراط دیگری بسر میبرد.
جنبشی کە خونبهای بسیاری برای پایە گذاری سیستم فکری برابر خواهی داد. اولیمپ دِ گوژ در فرانسه بدنیا آمد و سهم بسیار بزرگی در شکل دادن به تاریخ جنبش مساوات طلبانه زنان داشته است. دِ گوژ اولین زنی است که فرصت انقلاب فرانسه را غنیمت شمرده و فعالانه برای تثبیت حقوق زن تلاش نمود. او فرموله کننده اولین مانیفست حقوق زنان در جهان در سال ۱۷۹۳ بود و به خاطر مبارزه اش برای کسب برابری و احقاق حقوق زن، دستگیر و با گیوتین به قتل رسید.
تا قرن هجدهم زنها اجازه نداشتند قلم بە دست گرفتە و برروی کاغذ بنویسند. فقط اجازه داشتند حروف و کلمات را با نخ و سوزن روی کوبلن بدوزدند، نوشتن هم حتی زنانە و مردانە بود. در حالیکه سدههای متوالی بود که مردان مینوشتند و قلم کاملا جنسیتی بود و لیاقت استفادە از آن،فقط در شأن مرد بود و مردانگی. در اعتراض بە این اجحاف سه زن به نامهای کارولینه شلینگ، کارولینه فون گونده رووده و بتینا فون آرنیم کە مادران ایفای نقش ادبی زنان در قرن هجدهم بە شمار میروند اولین زنانی بودند که در آلمان به جای دوختن کلمات روی کوبلن، قلم به دست گرفته و در دوره موسوم به رمانتیسم در تاریخ ادبیات دنیا نقش ایفا کردند. آنها با موجی از مخالفت در دوره خود مواجه شدند، اماهیچگاه کرنش ننمودند و قلم را از زنانە-مردانە بودن رها نمودند، امروز اما و در عصر ما با وجود عروج کلیدداران جنبش حق زن، هیچ وقت نتوانستیم از عقب ماندگی ناشی از سلطه مردسالاری که به ما تحمیل کرده بودند، جلو بزنیم. چرا که یک سیستم هولناک سیاسی، اقتصادی و اجتماعی با حمایت کامل دین، مداوماًودر همه زمینهها، علیه حق و حقوق و علیه ابراز وجود زن عمل کرده و میکند. عوارض وجود این سیستم، فقط غیبت و یا کمبود حضور ادبی زنان در تاریخ نیست، همینکه زنان نمیتوانند راحت حرفشان را بزنند، بنویسند، در محیط های مختلف فرهنگی، سیاسی و اجتماعی ابراز وجود نمایند، به خاطر تسلط این نظام، این فرهنگ مردسالار و این قدرت پیش گیرنده است کە در آن زنستیزی نهادینە گشتە است.
خواندن اینگونە تاریخچەهای مبارزاتی مدافعین زن برای گام نهادن بە این میدان مبارزە از ضروریات بودە و جزو اصلیترین اصول بە حساب میآید. یکی از بهترین دستاوردهای جنبش فمینیستی اما حضور خیل عظیمی از زنان و مردانی میباشد کە با قوانین حاکم بە گونەای در تضادند،این بانک اجتماعی آرشیوی از اطلاعات شخصی بدست میدهد کە در صورت داشتن آلترناتیو بهتری میتوان بە راحتی بە آنان دستیابی پیدا نمود. جهان امروز شاهد جنبشی در قامت والای برابری طلبی میباشد کە در بحرانیترین منطقە دنیا، خاورمیانە و در میان شعلەهای آتش جنگ سوم جهانی، جنگ نیابتی صاحبان سرمایە متولد گشتە و با بهرەوری از سیستم مدرنیتە دموکراتیک توانستە هم از نظر عملی و هم تئوری آنچنان جایگاهی در میان آزادیخواهان بە خود اختصاص دهد کە از اقصی نقاط جهان مورد تشویق قرار گرفتە، کار بە جایی رسیدە کە حتی رسانەهای سیستم بورژوازی نیز گاهاًمجبور بە ازعان موجودیتشان مینماید، جنبشی با روح فراگیر و آزادیخواهانە، جنبشی بدون در نظر گرفتن جنس جنسیتی، برابر طلب بودە و با نگرشی سوسیالیستی و زنانە چنگ در تاروپود سیستم حاکم انداختە و ریشە معظلات را هدف قرار دادە نە ثمرە این درخت شوم را. اینان همانا طرفداران و مدافعان رهایی انسانند.
با مطالعە این بخش کوچک از فمنیست شناختی کە متعلق بە آثار پژوهشی خود جنبش میباشد بە راحتی درک مطلب خواهیم نمود کە هدف اصلاحات است و مماشات، تغییر در افقی دور و دست نیافتنی قراردارد ویا اصلاًدر مانیفست آن جایی ندارد، سؤال اما اینجا آن است، آیا بر پایەهای محکم و ضد زن سیستم فقط با دادن آگاهی در مورد جنسیت و داشتن دهها گروە و گرایش متعدد قادر بە تربیت نسلی خواهیم بود کە بە قدمت قانون مدون مدرنیتە از الیگارشی و سیستم مردسالاری رنج دیدە و بە وی چون نیمە ناقص مرد نگریستە میشود، تقلیل خواستەهای بزرگ، انسانی و انقلابی بە کمترین آیا نگرشی مبارزە جویانە میباشد؟ آب در آسیاب سیستم با ایجاد تفرقە در صفوف مردان ضعیفە شدە و زنان ضعیف خواندە شدە همانا چیزیست کە سیستم در بطن قوانین بردەداری مدرن خود نهفتە دارد و از زن این موجود کالا شدە در جهت نیل بە آمال ضد انسانی خود از بهترین ابزار برخوردار است ، جنبشی با قدمتی ٣٠٠ سالە کە اگر بر همان پایە و منوال قرن ١٩ پیش بردە میشد قطعا جهان امروز در شراط دیگری بسر میبرد.
جنبشی کە خونبهای بسیاری برای پایە گذاری سیستم فکری برابر خواهی داد. اولیمپ دِ گوژ در فرانسه بدنیا آمد و سهم بسیار بزرگی در شکل دادن به تاریخ جنبش مساوات طلبانه زنان داشته است. دِ گوژ اولین زنی است که فرصت انقلاب فرانسه را غنیمت شمرده و فعالانه برای تثبیت حقوق زن تلاش نمود. او فرموله کننده اولین مانیفست حقوق زنان در جهان در سال ۱۷۹۳ بود و به خاطر مبارزه اش برای کسب برابری و احقاق حقوق زن، دستگیر و با گیوتین به قتل رسید.
تا قرن هجدهم زنها اجازه نداشتند قلم بە دست گرفتە و برروی کاغذ بنویسند. فقط اجازه داشتند حروف و کلمات را با نخ و سوزن روی کوبلن بدوزدند، نوشتن هم حتی زنانە و مردانە بود. در حالیکه سدههای متوالی بود که مردان مینوشتند و قلم کاملا جنسیتی بود و لیاقت استفادە از آن،فقط در شأن مرد بود و مردانگی. در اعتراض بە این اجحاف سه زن به نامهای کارولینه شلینگ، کارولینه فون گونده رووده و بتینا فون آرنیم کە مادران ایفای نقش ادبی زنان در قرن هجدهم بە شمار میروند اولین زنانی بودند که در آلمان به جای دوختن کلمات روی کوبلن، قلم به دست گرفته و در دوره موسوم به رمانتیسم در تاریخ ادبیات دنیا نقش ایفا کردند. آنها با موجی از مخالفت در دوره خود مواجه شدند، اماهیچگاه کرنش ننمودند و قلم را از زنانە-مردانە بودن رها نمودند، امروز اما و در عصر ما با وجود عروج کلیدداران جنبش حق زن، هیچ وقت نتوانستیم از عقب ماندگی ناشی از سلطه مردسالاری که به ما تحمیل کرده بودند، جلو بزنیم. چرا که یک سیستم هولناک سیاسی، اقتصادی و اجتماعی با حمایت کامل دین، مداوماًودر همه زمینهها، علیه حق و حقوق و علیه ابراز وجود زن عمل کرده و میکند. عوارض وجود این سیستم، فقط غیبت و یا کمبود حضور ادبی زنان در تاریخ نیست، همینکه زنان نمیتوانند راحت حرفشان را بزنند، بنویسند، در محیط های مختلف فرهنگی، سیاسی و اجتماعی ابراز وجود نمایند، به خاطر تسلط این نظام، این فرهنگ مردسالار و این قدرت پیش گیرنده است کە در آن زنستیزی نهادینە گشتە است.
خواندن اینگونە تاریخچەهای مبارزاتی مدافعین زن برای گام نهادن بە این میدان مبارزە از ضروریات بودە و جزو اصلیترین اصول بە حساب میآید. یکی از بهترین دستاوردهای جنبش فمینیستی اما حضور خیل عظیمی از زنان و مردانی میباشد کە با قوانین حاکم بە گونەای در تضادند،این بانک اجتماعی آرشیوی از اطلاعات شخصی بدست میدهد کە در صورت داشتن آلترناتیو بهتری میتوان بە راحتی بە آنان دستیابی پیدا نمود. جهان امروز شاهد جنبشی در قامت والای برابری طلبی میباشد کە در بحرانیترین منطقە دنیا، خاورمیانە و در میان شعلەهای آتش جنگ سوم جهانی، جنگ نیابتی صاحبان سرمایە متولد گشتە و با بهرەوری از سیستم مدرنیتە دموکراتیک توانستە هم از نظر عملی و هم تئوری آنچنان جایگاهی در میان آزادیخواهان بە خود اختصاص دهد کە از اقصی نقاط جهان مورد تشویق قرار گرفتە، کار بە جایی رسیدە کە حتی رسانەهای سیستم بورژوازی نیز گاهاًمجبور بە ازعان موجودیتشان مینماید، جنبشی با روح فراگیر و آزادیخواهانە، جنبشی بدون در نظر گرفتن جنس جنسیتی، برابر طلب بودە و با نگرشی سوسیالیستی و زنانە چنگ در تاروپود سیستم حاکم انداختە و ریشە معظلات را هدف قرار دادە نە ثمرە این درخت شوم را. اینان همانا طرفداران و مدافعان رهایی انسانند.
زنان نیمه دیده نشده تاریخ انسانیتندکە در طبقه کارگر به عنوان یک کل، بیشترین و قویترین پتانسیل را برای امر رهایی انسان می بینند. اینان تبلور شدە این جملە فیلسوفانەاند کە، آفریدن یک زن و مرد موفق با مبارزە امکان پذیر میباشد.آمادە نمودن معیارهای رابطە قابل قبول هر دو جنس از جنبەهای جسمی، روحی، فکری، تشکیلاتی و عملی و در واقع رهروان و جستجوگران زندگی نوین.
جنبش نوپا اما بە غایت انسانی مدرنیتە دموکراتیک در روژآوا همانا ادامەدهندگان الیتهای قرنهای گذشتەاند، تاریخ معکوس نشان دادە زن این بزرگترین وکهنترین مستعمرە با سیستمی از جنس بردەداری بزک شدە را فرشتگان و منادیان آزادی در دشتهای شنی وگرم روژآوا و قلەهای سربە فلک کشیدە قندیل رسوا نمودند،چهرە اصلی و کریە سرمایداری و نگرش کالا مابانە بە زن را بە شیواترین سبک ممکن بە جهانیان شناساندند و با آموزش یافتن و آموزش دادن علم ژنولوژی دریچە امیدی برای تمامی آزاد اندیشان گشودەاند، منادیانی کە شاید علم فمنیست تشویقشان بە گرفتن قلم در دست و دادن شعار برای اعادە حق مینمود، اما با تبعیت از خصلت زنانە خویش، با عشق بە طبیعت، عدالتخواهی، انتخاب حیاتی آزاد و تلاش در برقراری خودمدیریتی با حفظ منافع برابر و مشترک قدم بە راهی نهادند کە غولهای تئوریسین مارکسیسم و سوسیالیسم عبور از آن را شرط رسیدن بە جهانی برابر میدانستند.
من در شعر خودم چیزی را جستجو نمیکنم بلکە در شعرم تازە خودم را پیدا میکنم.
شاید نسخە تازە آزادیخواهی و برابری طلبی زنان و مردان آزادەهمانا جنبش آزادیخواهانە زنان در روژآوا باشد کە چون قهرمانان نامبردە شد در نوشتە پیش رو،پیشقراولان و پرچمداران جهانی برابر بودند، قلم را خلع جنسیت کردە و برای رسیدن بر آرمانهایشان پای چوبە دار و گیوتین رفتند اما، از خواستەهای انقلابیشان دست بر نداشتە و با سیستم حاکم سر سازگاری نشان ندادند، تبلوری از آن را امروزە در قلب خاورمیانە میان نعرە گوشخراش بمب افکنها شاهدیم کە با صلابت و در سنگرهای نبرد سرودشان آوای دلنشینی از زن، زندگی و آزادیست.
kjar.online
🆔 @GozarDemocratic
جنبش نوپا اما بە غایت انسانی مدرنیتە دموکراتیک در روژآوا همانا ادامەدهندگان الیتهای قرنهای گذشتەاند، تاریخ معکوس نشان دادە زن این بزرگترین وکهنترین مستعمرە با سیستمی از جنس بردەداری بزک شدە را فرشتگان و منادیان آزادی در دشتهای شنی وگرم روژآوا و قلەهای سربە فلک کشیدە قندیل رسوا نمودند،چهرە اصلی و کریە سرمایداری و نگرش کالا مابانە بە زن را بە شیواترین سبک ممکن بە جهانیان شناساندند و با آموزش یافتن و آموزش دادن علم ژنولوژی دریچە امیدی برای تمامی آزاد اندیشان گشودەاند، منادیانی کە شاید علم فمنیست تشویقشان بە گرفتن قلم در دست و دادن شعار برای اعادە حق مینمود، اما با تبعیت از خصلت زنانە خویش، با عشق بە طبیعت، عدالتخواهی، انتخاب حیاتی آزاد و تلاش در برقراری خودمدیریتی با حفظ منافع برابر و مشترک قدم بە راهی نهادند کە غولهای تئوریسین مارکسیسم و سوسیالیسم عبور از آن را شرط رسیدن بە جهانی برابر میدانستند.
من در شعر خودم چیزی را جستجو نمیکنم بلکە در شعرم تازە خودم را پیدا میکنم.
شاید نسخە تازە آزادیخواهی و برابری طلبی زنان و مردان آزادەهمانا جنبش آزادیخواهانە زنان در روژآوا باشد کە چون قهرمانان نامبردە شد در نوشتە پیش رو،پیشقراولان و پرچمداران جهانی برابر بودند، قلم را خلع جنسیت کردە و برای رسیدن بر آرمانهایشان پای چوبە دار و گیوتین رفتند اما، از خواستەهای انقلابیشان دست بر نداشتە و با سیستم حاکم سر سازگاری نشان ندادند، تبلوری از آن را امروزە در قلب خاورمیانە میان نعرە گوشخراش بمب افکنها شاهدیم کە با صلابت و در سنگرهای نبرد سرودشان آوای دلنشینی از زن، زندگی و آزادیست.
kjar.online
🆔 @GozarDemocratic
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ترانهی گریلا «زمان آزادی فرا رسیده است»
دلوان لیلاخ، گریلای اهل روژهلات کوردستان به مناسبت ٧٢مین زادروز عبدالله اوجالان رهبر خلق کورد ترانهای را به نام «زمان آزادی فرارسیده است» به زبان کوردی به رهبر خلق کورد پیشکش کرد.
ترانه «زمان آزادی فرارسیده است» با صدای دلوان لیلاخ، گریلای یگانهای مدافع روژهلات کوردستان منتشر شد. این ترانه با زبان سورانی و در کوهستانهای آزاد کوردستان تهیه شده است.
دلوان لیلاخ در این ترانه از آحاد خلق کورد دعوت به عمل میآورد که با تمام توان خود در مبارزات کارزار «زمان آزادی فرا رسیده است» شرکت کنند.
کنفدرالیسم جوامع کوردستان و جوامع زنان کوردستان روز ١٢ سپتامبر ٢٠٢٠ با صدور بیانیههایی آغاز کارزار «زمان آزادی فرا رسیده است» را در چهاربخش کوردستان و خارج از میهن با هدف آزادی فیزیکی رهبر خلق کورد عبدالله اوجالان اعلام کردند. این کارزار سراسری همچنان ادامه دارد.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
دلوان لیلاخ، گریلای اهل روژهلات کوردستان به مناسبت ٧٢مین زادروز عبدالله اوجالان رهبر خلق کورد ترانهای را به نام «زمان آزادی فرارسیده است» به زبان کوردی به رهبر خلق کورد پیشکش کرد.
ترانه «زمان آزادی فرارسیده است» با صدای دلوان لیلاخ، گریلای یگانهای مدافع روژهلات کوردستان منتشر شد. این ترانه با زبان سورانی و در کوهستانهای آزاد کوردستان تهیه شده است.
دلوان لیلاخ در این ترانه از آحاد خلق کورد دعوت به عمل میآورد که با تمام توان خود در مبارزات کارزار «زمان آزادی فرا رسیده است» شرکت کنند.
کنفدرالیسم جوامع کوردستان و جوامع زنان کوردستان روز ١٢ سپتامبر ٢٠٢٠ با صدور بیانیههایی آغاز کارزار «زمان آزادی فرا رسیده است» را در چهاربخش کوردستان و خارج از میهن با هدف آزادی فیزیکی رهبر خلق کورد عبدالله اوجالان اعلام کردند. این کارزار سراسری همچنان ادامه دارد.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
گریلاهای روژهلات کوردستان چهارم آوریل را جشن گرفتند
گریلاهای یگانهای مدافع روژهلات کوردستان (ی.ر.ک)، ۴ آوریل، زادروز رهبر خلق کورد عبدالله اوجالان و سالروز تأسیس پژاک را گرامی داشتند
روز ۴ آوریل گریلاهای یگانهای مدافع روژهلات کوردستان (ی.ر.ک) به مناسبت ٧٢مین سالگرد تولد عبدالله اوجالان و ١٧مین سالروز تأسیس حزب حیات آزاد کوردستان مراسمی را برگزار کردند.
مراسم با سان نظامی آغاز شد. سپس در مورد جایگاه و موقعیت روز ۴ آوریل برای خلق کورد و بویژه خلق روژهلات کوردستان سخنانی از سوی یکی از فرماندههای ی.ر.ک ایراد شد.
در ادامه گریلاهای حاضر این عید را به یکدیگر تبریک گفتند.
سپس با اجرای ترانه و رقص و پایکوبی این روز گرامی داشته شد.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
گریلاهای یگانهای مدافع روژهلات کوردستان (ی.ر.ک)، ۴ آوریل، زادروز رهبر خلق کورد عبدالله اوجالان و سالروز تأسیس پژاک را گرامی داشتند
روز ۴ آوریل گریلاهای یگانهای مدافع روژهلات کوردستان (ی.ر.ک) به مناسبت ٧٢مین سالگرد تولد عبدالله اوجالان و ١٧مین سالروز تأسیس حزب حیات آزاد کوردستان مراسمی را برگزار کردند.
مراسم با سان نظامی آغاز شد. سپس در مورد جایگاه و موقعیت روز ۴ آوریل برای خلق کورد و بویژه خلق روژهلات کوردستان سخنانی از سوی یکی از فرماندههای ی.ر.ک ایراد شد.
در ادامه گریلاهای حاضر این عید را به یکدیگر تبریک گفتند.
سپس با اجرای ترانه و رقص و پایکوبی این روز گرامی داشته شد.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
گریلاهای روژهلات کوردستان: برای آزادی رهبر اوجالان تا پایان مبارزه میکنیم
گریلاهای یگانهای مدافع روژهلات کوردستان (ی.ر.ک) به مناسبت ۴ آوریل روز تولد رهبر خلق کورد عبدالله اوجالان و همچنین تاسیس پژاک خاطرنشان نمودند که برای آزادی اوجالان تا پایان مبارزه خواهند کرد.
🆔 @GozarDemocratic
گریلاهای یگانهای مدافع روژهلات کوردستان (ی.ر.ک) به مناسبت ۴ آوریل روز تولد رهبر خلق کورد عبدالله اوجالان و همچنین تاسیس پژاک خاطرنشان نمودند که برای آزادی اوجالان تا پایان مبارزه خواهند کرد.
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
گریلاهای روژهلات کوردستان: برای آزادی رهبر اوجالان تا پایان مبارزه میکنیم گریلاهای یگانهای مدافع روژهلات کوردستان (ی.ر.ک) به مناسبت ۴ آوریل روز تولد رهبر خلق کورد عبدالله اوجالان و همچنین تاسیس پژاک خاطرنشان نمودند که برای آزادی اوجالان تا پایان مبارزه…
گریلاهای روژهلات کوردستان: برای آزادی رهبر اوجالان تا پایان مبارزه میکنیم
گریلاهای یگانهای مدافع روژهلات کوردستان (ی.ر.ک) به مناسبت ۴ آوریل روز تولد رهبر خلق کورد عبدالله اوجالان و همچنین تاسیس پژاک خاطرنشان نمودند که برای آزادی اوجالان تا پایان مبارزه خواهند کرد.
سورخوین زاگرس، کوردستان ماکو، نودم قامشلو، سرحد هورام و چیا مهاباد گریلاهای یگانهای روژهلات کوردستان (ی.ر.ک) بمناسبت زادروز رهبر خلق کورد عبدالله اوجالان و ۱۷مین سالگرد تاسیس حزب حیات آزاد کوردستان پژاک احساس خود را به زبان آوردند. گریلاهای یگانهای مدافع روژهلات کوردستان همچنین خاطرنشان نمودند که برای پایان دادن به حصر رهبری و همچنین آزادی فیزیکی وی تا پایان مبارزه خواهند کرد.
سورخوین زاگرس؛ ۴ آوریل فقط روز تولد رهبر اوجالان نیست، بلکه روز میلاد بشریت و به ویژه زنان است. روز تولد رهبر آپو برای ما جهانی مملو از آزادی آفریده است، به همین دلیل ما دایه اویش را به یاد آورده و این روز را به وی تبریک میگوییم. آن کسی که ما را به این سطح رسانده است و ما را به سمت روشنی و فکر و فلسفهی رهبر آپو آورده است. ما خود را با رهبری شناختیم و مبارزه خواهیم کرد.
فکر و فلسفهی رهبر آپو به شیوهی زندگی بشری تبدیل شده است، به همین دلیل مبارزاتی که در هر چهار بخش کوردستان و در خارج از میهن انجام میشود، برای آزادی فیزیکی رهبر اوجالان است.
ما نیز به عنوان مبارزان رهبر آپو عهد میبندیم که برای آزادی رهبری تا پایان مبارزه کنیم.
بدون شک این وظیفه و مسئولیت فقط به عهدهی گریلا نیست بلکه همهی جوانان و زنان در مقابل رهبر اوجالان مسئول هستند. به همین دلیل باید به وظیفهی خود عمل کرده و در روز تولد رهبری مبارزات را افزایش دهیم. برای آنکه بتوانیم اشغالگری را شکست داده و فاشیسم را ریشهکن کنیم و آزادی را تضمین نماییم، روز تولد رهبر آپو یک بار دیگر خود را از نو بنیاد مینهیم.
کوردستان ماکو: روز تولد رهبر آپو روز تولد همهی ماست، چون رهبری همیشه در حال مبارزه بوده است. ما به راه رهبر آپو ادامه خواهیم داد. زمانی که روز تولد رهبری فرا میرسد، من عنوان یکی از مبارزان وی احساس میکنم از نو متولد میشوم.
حصر رهبری قابل قبول نیست، به عنوان یک گریلای زن، برای آنکه آزادی رهبر آپو تضمین شود، هر کاری که از دستمان برآید انجام میدهیم. چون رهبری برای زنان رنج بسیاری کشیده است. برای آزادی فیزیکی رهبر اوجالان باید همه مبارزه کنند.
نودم قامشلو: ابتدا ۴ آوریل را به دایه اویش تبریک میگویم. همچنین این روز را به رهبری و همهی شهیدان تبریک میگویم. به عنوان یک گریلا که نیرو و ارادهی خود را از کوهستان میگیریم، ما علیه حصر رهبری مبارزه خواهیم کرد.
درخواست من این است که جوانان به صفوف گریلا بپیوندند. به ویژه زنان باید اقدام کرده و به مبارزان بپیوندند، اقدام خیلی مهم در این روز آزادی فیزیکی رهبری است.
سرحد هورامی: ۴ آوریل برای ما روز بسیار مهمی است. ما به عنوان گریلا ۴ آوریل را برای خود مانند روز بازخیزی میدانیم. درخواست من از همهی خلق کورد که میگویند، آزادی رهبر آپو مانند آزادی خود آنهاست و برای همهی آزادیخواهان و زنان و جوانان این است که برای آزادی فیزیکی رهبری مبارزه کنند.
چیا مهاباد: تولد رهبر اوجالان مرحلهی تازهای در تاریخ خلق کورد است، چون قبل از رهبر آپو خلق کورد از حقیقت و اصل خود دور شده و همزمان بشریت نیز از حقیقت خود دور شده بود. به دلیل حملات اشغالگران علیه بشریت، همه و به ویژه خلق کورد به سمت نابودی میرفتند. با آمدن رهبری خلق کورد مرحلهی تازهای را آغاز کرد. روز تولد رهبر آپو برای روژهلات کوردستان معنای متفاوتی دارد. در روز تولد رهبر آپو، پژاک تاسیس شد. با تاسیس حزبی جدید مبارزات خلق کورد در روژهلات کوردستان که در حال از بین رفتن بود، از نو آغاز شد. دیگر جوانان به جای آنکه در کوچه و خیابان به دنبال کارهای ناشایست باشند، راه آزادی را پیدا کرده و به سمت کوهستانهای کوردستان رفته و به صفوف گریلا پیوستند و مرحلهی تازه را آغاز کردند. ما نیز به عنوان جوانان روژهلات کوردستان در چنین روزی مبارزات خود را ادامه خواهیم داد. درخواست من از جوانان روژهلات کوردستان این است که با اراده و روحیهای قوی به صفوف مبارزات آزادیخواهانه کوردستان بپیوندند. به جای بردگی به کوهستانهای سربلند کردستان آمده و با سرفرازی و آزادی مبارزه کنند.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
گریلاهای یگانهای مدافع روژهلات کوردستان (ی.ر.ک) به مناسبت ۴ آوریل روز تولد رهبر خلق کورد عبدالله اوجالان و همچنین تاسیس پژاک خاطرنشان نمودند که برای آزادی اوجالان تا پایان مبارزه خواهند کرد.
سورخوین زاگرس، کوردستان ماکو، نودم قامشلو، سرحد هورام و چیا مهاباد گریلاهای یگانهای روژهلات کوردستان (ی.ر.ک) بمناسبت زادروز رهبر خلق کورد عبدالله اوجالان و ۱۷مین سالگرد تاسیس حزب حیات آزاد کوردستان پژاک احساس خود را به زبان آوردند. گریلاهای یگانهای مدافع روژهلات کوردستان همچنین خاطرنشان نمودند که برای پایان دادن به حصر رهبری و همچنین آزادی فیزیکی وی تا پایان مبارزه خواهند کرد.
سورخوین زاگرس؛ ۴ آوریل فقط روز تولد رهبر اوجالان نیست، بلکه روز میلاد بشریت و به ویژه زنان است. روز تولد رهبر آپو برای ما جهانی مملو از آزادی آفریده است، به همین دلیل ما دایه اویش را به یاد آورده و این روز را به وی تبریک میگوییم. آن کسی که ما را به این سطح رسانده است و ما را به سمت روشنی و فکر و فلسفهی رهبر آپو آورده است. ما خود را با رهبری شناختیم و مبارزه خواهیم کرد.
فکر و فلسفهی رهبر آپو به شیوهی زندگی بشری تبدیل شده است، به همین دلیل مبارزاتی که در هر چهار بخش کوردستان و در خارج از میهن انجام میشود، برای آزادی فیزیکی رهبر اوجالان است.
ما نیز به عنوان مبارزان رهبر آپو عهد میبندیم که برای آزادی رهبری تا پایان مبارزه کنیم.
بدون شک این وظیفه و مسئولیت فقط به عهدهی گریلا نیست بلکه همهی جوانان و زنان در مقابل رهبر اوجالان مسئول هستند. به همین دلیل باید به وظیفهی خود عمل کرده و در روز تولد رهبری مبارزات را افزایش دهیم. برای آنکه بتوانیم اشغالگری را شکست داده و فاشیسم را ریشهکن کنیم و آزادی را تضمین نماییم، روز تولد رهبر آپو یک بار دیگر خود را از نو بنیاد مینهیم.
کوردستان ماکو: روز تولد رهبر آپو روز تولد همهی ماست، چون رهبری همیشه در حال مبارزه بوده است. ما به راه رهبر آپو ادامه خواهیم داد. زمانی که روز تولد رهبری فرا میرسد، من عنوان یکی از مبارزان وی احساس میکنم از نو متولد میشوم.
حصر رهبری قابل قبول نیست، به عنوان یک گریلای زن، برای آنکه آزادی رهبر آپو تضمین شود، هر کاری که از دستمان برآید انجام میدهیم. چون رهبری برای زنان رنج بسیاری کشیده است. برای آزادی فیزیکی رهبر اوجالان باید همه مبارزه کنند.
نودم قامشلو: ابتدا ۴ آوریل را به دایه اویش تبریک میگویم. همچنین این روز را به رهبری و همهی شهیدان تبریک میگویم. به عنوان یک گریلا که نیرو و ارادهی خود را از کوهستان میگیریم، ما علیه حصر رهبری مبارزه خواهیم کرد.
درخواست من این است که جوانان به صفوف گریلا بپیوندند. به ویژه زنان باید اقدام کرده و به مبارزان بپیوندند، اقدام خیلی مهم در این روز آزادی فیزیکی رهبری است.
سرحد هورامی: ۴ آوریل برای ما روز بسیار مهمی است. ما به عنوان گریلا ۴ آوریل را برای خود مانند روز بازخیزی میدانیم. درخواست من از همهی خلق کورد که میگویند، آزادی رهبر آپو مانند آزادی خود آنهاست و برای همهی آزادیخواهان و زنان و جوانان این است که برای آزادی فیزیکی رهبری مبارزه کنند.
چیا مهاباد: تولد رهبر اوجالان مرحلهی تازهای در تاریخ خلق کورد است، چون قبل از رهبر آپو خلق کورد از حقیقت و اصل خود دور شده و همزمان بشریت نیز از حقیقت خود دور شده بود. به دلیل حملات اشغالگران علیه بشریت، همه و به ویژه خلق کورد به سمت نابودی میرفتند. با آمدن رهبری خلق کورد مرحلهی تازهای را آغاز کرد. روز تولد رهبر آپو برای روژهلات کوردستان معنای متفاوتی دارد. در روز تولد رهبر آپو، پژاک تاسیس شد. با تاسیس حزبی جدید مبارزات خلق کورد در روژهلات کوردستان که در حال از بین رفتن بود، از نو آغاز شد. دیگر جوانان به جای آنکه در کوچه و خیابان به دنبال کارهای ناشایست باشند، راه آزادی را پیدا کرده و به سمت کوهستانهای کوردستان رفته و به صفوف گریلا پیوستند و مرحلهی تازه را آغاز کردند. ما نیز به عنوان جوانان روژهلات کوردستان در چنین روزی مبارزات خود را ادامه خواهیم داد. درخواست من از جوانان روژهلات کوردستان این است که با اراده و روحیهای قوی به صفوف مبارزات آزادیخواهانه کوردستان بپیوندند. به جای بردگی به کوهستانهای سربلند کردستان آمده و با سرفرازی و آزادی مبارزه کنند.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
کنگره ملی کوردستان از حقوق کوردهای فیلی حمایت میکند
کمیتهی کوردهای فیلی کنگرهی ملی کوردستان به مناسبت ۴۱مین سالگرد قتلعام و کوچ اجباری کوردهای فیلی بیانیهای منتشر کرد.
🆔 @GozarDemocratic
کمیتهی کوردهای فیلی کنگرهی ملی کوردستان به مناسبت ۴۱مین سالگرد قتلعام و کوچ اجباری کوردهای فیلی بیانیهای منتشر کرد.
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
کنگره ملی کوردستان از حقوق کوردهای فیلی حمایت میکند کمیتهی کوردهای فیلی کنگرهی ملی کوردستان به مناسبت ۴۱مین سالگرد قتلعام و کوچ اجباری کوردهای فیلی بیانیهای منتشر کرد. 🆔 @GozarDemocratic
کنگره ملی کوردستان از حقوق کوردهای فیلی حمایت میکند
کمیتهی کوردهای فیلی کنگرهی ملی کوردستان به مناسبت ۴۱مین سالگرد قتلعام و کوچ اجباری کوردهای فیلی بیانیهای منتشر کرد.
کمیتهی کوردهای فیلی در کنگرهی ملی کوردستان ک.ن.ک به مناسبت ۴۱مین سالگرد کوچ اجباری و همچنین قتلعام کوردهای فیلی اعلام کرد، ۴۱سال پیش رژیم نابود شدهی بعث عراق بیشتر از ۶۰۰ هزار کورد فیلی را به اجبار به ایران کوچاند و بیشتر از ۲۰ هزار جوان فیلی را به زندان انداخته و آنها را مفقودالاثر کرد.
همچنین اعلام کرد، کوردهای فیلی به دلیل موقعیت جغرافیایی و همچنین حضور مداوم آنها در مبارزات آزادیخواهی کوردستان به طور مداوم مورد هجوم رژیمهای عراق، یکی پس از دیگری قرار گرفتهاند.
در این بیانیه همچنین آمده است، علی رغم آن که ۱۸ سال است رژیم بعث عراق سقوط کرده است، اما تاکنون کوردهای فیلی به حقوق خود دست نیافته و در مناطق خود هنوز تحت تهدید قرار دارند.
کمیتهی کوردهای فیلی کنگرهی ملی کوردستان (ک.ن.ک) از حکومت اقلیم کوردستان و همهی طیفهای کوردستانی و احزاب و سازمانها درخواست کرده است تا از کوردهای فیلی پشتیبانی کنند.
متن بیانیهی ک.ن.ک به شرح زیر میباشد:
به یاد ۴۱مین سالگرد قتلعام و کوچ اجباری کوردهای فیلی
۴۱ سال پیش در پروژهای وحشیانه توسط رژیم بعث عراق، بیشتر از ۶۰۰ هزار شهروند کورد فیلی بیگناه و با اجبار، هویت و شناسنامهی عراقی از آنها گرفته شده و از خاک و زادگاه خود بیرون شدند و آنها را به مرزهای ایران راندند. سپس اموال وخانههای آنها را تصاحب کرده و بیشتر از ۲۰ هزار جوان کورد فیلی را دستگیر نموده و زندانی کردند. همگی این جوانان مفقود شده و تا به امروز از سرنوشت آنها هیچ خبری به دست نیامده است.
قتلعام کوردهای فیلی برای ملت کوردستان مانند زخمی ملی و التیام نیافته است. کوردهای فیلی به عنوان بخش اصیلی از ملت کورد همیشه در مبارزات و جنبشهای ملی و میهنی خلق ما جای داشته و نقش بسزایی داشتهاند و به همین دلیل فرزندان آنها قربانی شدهاند. به دلیل اهمیت موقعیت جغرافیایی آنها که در عراق و در طول مرزهای ساخته شده میان ایران و عراق قرار میگیرد و همچنین به دلیل نقش موثر و مهم آنها در مبارزات ملی و چون هرگز زندگی زیر دستی و بردگی را نپذیرفتهاند و تسلیم نشدهاند و همیشه برای آزادی کوردستان و به دست آوردن حقوق ملی خود راه مبارزه را انتخاب کردهاند، به طور مداوم در طول تاریخ مورد قتلعام رژیمهای عراق یکی پس از دیگری قرار گرفتهاند.
امروز با گذشت ۱۸ سال از سقوط رژیم بعث عراق هنوز حقوق از دست رفتهی کوردهای فیلی به دست نیامده است و مردمی که متضرر شدهاند تحت قوانین ناعادلانه زندگی میکنند و زخمهای روحی آنها هنوز التیام نیافته است.
اکنون نیز کوردهای فیلی در مناطقی که در آنها زندگی میکنند، تحت تندروی قرار داشته و همیشه با مشکلاتی مواجه هستند و زندگی آنها در خطر میباشد.
ما به عنوان کنگرهی ملی کوردستان این فاجعه و فرمانی که علیه خلق ما انجام شد را یادآوری مینماییم و یاد قربانیان آنها را ارج مینهیم و خواستار تحقق حقوق آنها توسط حکومت عراق و اقلیم کوردستان و همهی سازمانهای بینالمللی هستیم.
همچنین از حکومت اقلیم کوردستان و همهی احزاب و نیروها و سازمانهای کوردستانی میخواهیم که از کوردهای فیلی و پروندهی آن ها پشتیبانی کرده و از آنها دفاع نمایند.
تحقق حقوق ضایع شدهی کوردهای فیلی ابتدا به اتحاد داخلی خود کوردهای فیلی نیاز دارد و همچنین باید نیروها و طیفهای کورد در داخل حکومت فدرال عراق این مسئله را به عنوان مسئلهی خود بدانند و قلمداد کنند.
سلام و درود به روح پاک همهی قربانیان قتل عام کوردهای فیلی و همهی جانباختگان کورد و کوردستان".
ANF
🆔 @GozarDemocratic
کمیتهی کوردهای فیلی کنگرهی ملی کوردستان به مناسبت ۴۱مین سالگرد قتلعام و کوچ اجباری کوردهای فیلی بیانیهای منتشر کرد.
کمیتهی کوردهای فیلی در کنگرهی ملی کوردستان ک.ن.ک به مناسبت ۴۱مین سالگرد کوچ اجباری و همچنین قتلعام کوردهای فیلی اعلام کرد، ۴۱سال پیش رژیم نابود شدهی بعث عراق بیشتر از ۶۰۰ هزار کورد فیلی را به اجبار به ایران کوچاند و بیشتر از ۲۰ هزار جوان فیلی را به زندان انداخته و آنها را مفقودالاثر کرد.
همچنین اعلام کرد، کوردهای فیلی به دلیل موقعیت جغرافیایی و همچنین حضور مداوم آنها در مبارزات آزادیخواهی کوردستان به طور مداوم مورد هجوم رژیمهای عراق، یکی پس از دیگری قرار گرفتهاند.
در این بیانیه همچنین آمده است، علی رغم آن که ۱۸ سال است رژیم بعث عراق سقوط کرده است، اما تاکنون کوردهای فیلی به حقوق خود دست نیافته و در مناطق خود هنوز تحت تهدید قرار دارند.
کمیتهی کوردهای فیلی کنگرهی ملی کوردستان (ک.ن.ک) از حکومت اقلیم کوردستان و همهی طیفهای کوردستانی و احزاب و سازمانها درخواست کرده است تا از کوردهای فیلی پشتیبانی کنند.
متن بیانیهی ک.ن.ک به شرح زیر میباشد:
به یاد ۴۱مین سالگرد قتلعام و کوچ اجباری کوردهای فیلی
۴۱ سال پیش در پروژهای وحشیانه توسط رژیم بعث عراق، بیشتر از ۶۰۰ هزار شهروند کورد فیلی بیگناه و با اجبار، هویت و شناسنامهی عراقی از آنها گرفته شده و از خاک و زادگاه خود بیرون شدند و آنها را به مرزهای ایران راندند. سپس اموال وخانههای آنها را تصاحب کرده و بیشتر از ۲۰ هزار جوان کورد فیلی را دستگیر نموده و زندانی کردند. همگی این جوانان مفقود شده و تا به امروز از سرنوشت آنها هیچ خبری به دست نیامده است.
قتلعام کوردهای فیلی برای ملت کوردستان مانند زخمی ملی و التیام نیافته است. کوردهای فیلی به عنوان بخش اصیلی از ملت کورد همیشه در مبارزات و جنبشهای ملی و میهنی خلق ما جای داشته و نقش بسزایی داشتهاند و به همین دلیل فرزندان آنها قربانی شدهاند. به دلیل اهمیت موقعیت جغرافیایی آنها که در عراق و در طول مرزهای ساخته شده میان ایران و عراق قرار میگیرد و همچنین به دلیل نقش موثر و مهم آنها در مبارزات ملی و چون هرگز زندگی زیر دستی و بردگی را نپذیرفتهاند و تسلیم نشدهاند و همیشه برای آزادی کوردستان و به دست آوردن حقوق ملی خود راه مبارزه را انتخاب کردهاند، به طور مداوم در طول تاریخ مورد قتلعام رژیمهای عراق یکی پس از دیگری قرار گرفتهاند.
امروز با گذشت ۱۸ سال از سقوط رژیم بعث عراق هنوز حقوق از دست رفتهی کوردهای فیلی به دست نیامده است و مردمی که متضرر شدهاند تحت قوانین ناعادلانه زندگی میکنند و زخمهای روحی آنها هنوز التیام نیافته است.
اکنون نیز کوردهای فیلی در مناطقی که در آنها زندگی میکنند، تحت تندروی قرار داشته و همیشه با مشکلاتی مواجه هستند و زندگی آنها در خطر میباشد.
ما به عنوان کنگرهی ملی کوردستان این فاجعه و فرمانی که علیه خلق ما انجام شد را یادآوری مینماییم و یاد قربانیان آنها را ارج مینهیم و خواستار تحقق حقوق آنها توسط حکومت عراق و اقلیم کوردستان و همهی سازمانهای بینالمللی هستیم.
همچنین از حکومت اقلیم کوردستان و همهی احزاب و نیروها و سازمانهای کوردستانی میخواهیم که از کوردهای فیلی و پروندهی آن ها پشتیبانی کرده و از آنها دفاع نمایند.
تحقق حقوق ضایع شدهی کوردهای فیلی ابتدا به اتحاد داخلی خود کوردهای فیلی نیاز دارد و همچنین باید نیروها و طیفهای کورد در داخل حکومت فدرال عراق این مسئله را به عنوان مسئلهی خود بدانند و قلمداد کنند.
سلام و درود به روح پاک همهی قربانیان قتل عام کوردهای فیلی و همهی جانباختگان کورد و کوردستان".
ANF
🆔 @GozarDemocratic
Forwarded from ارتش سایبری گارد جاویدان ایران
Forwarded from ارتش سایبری گارد جاویدان ایران
شرق کردستانشهید زیلان پەپولە
جایگاە زنان در شرق کردستان
شهید زیلان پەپولە
جهت تحلیل و تجزیه همه جانبه وضعیت زنان در شرق کوردستان الزم است بطور مختصر اوضاع شرق کوردستان را مورد بررسی قرار دهیم. یکی از خلقهایی که فرهنگ زن مادر(نوسنگی) را بسیار عمیق زیسته و پیشرفت داده، خلق کورد است .زندگی روزمره کوردها، رسم و رسوم، فرهنگ و زبان آنها حاکی از این حقیقت است که تا حد زیادی تحت تاثیر فرهنگ نوسنگی میباشند. بخصوص فرهنگ کشاورزی، روستانشینی، روابط نزدیک با طبیعت و خصایص بارز آنان، نشأت گرفته از این دوران است. فرهنگ جامعه طبیعی چنان در تاروپود ساختار اجتماعی کوردها نفوذ کرده که علی رغم گذشت 5000 سال حاکمیت نظام هیرارشیک، کوردها هنوز با سیستمهای سلطهگر عجین نگشته و در مقابل سیاستهای انتگره(ضمیمه)نمودن و ذوبنمودن مقاومت میکنند. نهادینهشدن فرهنگ(بیفرهنگی) مردسالاری و مبتنی به آن نظام طبقاتی با کاراکتر جنگ و تصاحب خاکهای حاصلخیز و پر برکت، کوردستان را در طول تاریخ مدام مورد حمالت شدید قرار دادهاند. ساختار اجتماعی و بافت عشیرهای کوردها از مفاهیم و ماهیت دولت مرکزی دور بود با اتکا به فرهنگ دیرینه خود، در حفظ و پایداری موجودیت اجتماعی خویش تاثیر بسزایی داشته است. کوردها در حین یورش و تهاجمات تمدنهای استعمارگر با گریز به کوههای مرتفع که نقش قلعههای طبیعی را داشت، به شکل گروههای کوچک و عشیرهای زندگی کرده است. اگر چه نتوانسته از پیشرفتهای مثبت که در سایر جوامع صورت میگیرد بهرهمند شود، اما حداقل تا حدی از پیامدهای منفی و مخرب بر فرهنگ جامعهی خویش جلوگیری نموده است.تشکیل دولت ملی در ایران و تاثیرات آن بر شرق کوردستان در جریان رشد و توسعه سیستم سرمایهداری و در رأس آن تاسیس دولتهای ملی که یک به یک ساختار دولت کهن رو به فروپاشی گذاشتند، در چنین موقعیتی اوضاع کوردستان نیز دستخوش دگرگونی شد زیرا تا قبل از سدهی 19 کوردها با هویت و خصایص فرهنگی خود با کشورهایی که بر کوردستان حکم میورزیدند؛ در اموراداری کشور شریک بوده و بسیار اوقات نیز از طرف بگهای مناطق کوردنشین اداره میشد. در پی تشکیل دولت-ملت برخورد اول حاکم بر کوردستان نیز مبتنی به فرضیهی یک فرهنگ، یک زبان، یک ملت و یک دولت به انکار و امحا و قتل عام کوردها روی آوردند. اسناد مکتوبی نشان میدهند کوردها هنگامیکه در مورد امنیت سرزمینشان احساس خطر کرده و یا به الزمهی جنگ پی میبردند، به همکاری دولتهایی که بر کوردستان حاکم بودند، شتافته و بەعلت ویژگیهای جنگجویی و دلیری در میدانهای جنگ توانستهاند پیروزیهای بسیاری را کسب کنند. پس چطورشد که اول حاکم در پاسخ به همکاری و همزیستی دیرینه با کوردها به سیاست انکار و امحا متوسل گشت. البته یکی از علل اصلی این است که ذهنیت و منطق دولت – ملت، هویتُزدایی و خنثیسازی فرهنگی را در مبنای ایدئولوژیکی خویش قرار میدهد. از طرف دیگر نیز توطئهچینی نیروهای سلطهگر سرمایهداری غرب از قبیل انگلستان بود که با ایجاد تفرقه در میان خلقها سبب هر چه بیشتر تضعیف شدن و وابسته شدن اول منطقه گشت. بدینگونه در صدد بهرهجویی از منابع اقتصادیشان برآمد و کوردها را نیز در این راستا به کار گرفت. در فضایی که دولت-ملت در خاورمیانه تازه نهادینه میشد و هنوز استقلال کامل را صاحب نبود، قیامها و شورشهای خلق کورد همچون خطری بزرگ در مقابلشان سربرآورد. البته لازم به ذکر است که دولتهای حاکم بر کوردستان هر یک برای سرکوب و نابودی اکراد، متد و روش منحصر به خود را دارند. بگونهای که دولت ترکیه بەکلی کوردها را منکر شده و زبان، فرهنگ و هویت کوردها همه جزو ممنوعیتها شدهاند. دولت عراقنیز تا قبل از فروپاشی نظام بعث از طرفی کوردها را به رسمیت می شناخت، ولی از طرف دیگر در رویدادهای انفالحلبچه صدها هزار کورد را قتلعام کرد. کشور سوریه راهکارهای بسیار ریز و منفعتطلبانهای به کار میگرفت تا نه خشم و نارضایتی کوردها را برانگیزد و نه به رشد و بالندگی اجتماعیشان اجازهی شکوفایی دهد.با نگاهی وسیعتر به شرق کوردستان، موفق به درک و شناخت بیشتری از سیاستهای جمهوری اسلامی ایران در قبال کوردها میگردیم. این کشور نیز متدهای مختص به خویش جهت آسیمیلهنمودن و همگونسازی کوردها و سایر خلقهای موجود در این سرزمین بکار گرفته و میگیرد. سیاستی که با مرور زمان موجب محو و نابودی کامل این ملتها میگردد. زیرا چیزی از فرهنگ اصلیشان باقی نمیماند. شاید به قتلعامهای زیاد فیزیکی دست نمیزدند ولی حق توسعه و پیشرفت فرهنگی را نیز از خلقهای غیر فارس سلب میکند)البته جمهوری اسلامی ایران تاکنون از نابودی و قتلعامهای فیزیکی نیز هیچ ابایی نداشته و روزانه صدها ایرانی اعم از کورد، بلوچ، ترک، عرب و…ـ را یا به دار میآویزد و یا با متدهای مخصوص نابود میکند.){ویراستار}رژیم جمهوری اسلامی ایران پس از انقالب بر مبنای ایدئولوژی
جایگاە زنان در شرق کردستان
شهید زیلان پەپولە
جهت تحلیل و تجزیه همه جانبه وضعیت زنان در شرق کوردستان الزم است بطور مختصر اوضاع شرق کوردستان را مورد بررسی قرار دهیم. یکی از خلقهایی که فرهنگ زن مادر(نوسنگی) را بسیار عمیق زیسته و پیشرفت داده، خلق کورد است .زندگی روزمره کوردها، رسم و رسوم، فرهنگ و زبان آنها حاکی از این حقیقت است که تا حد زیادی تحت تاثیر فرهنگ نوسنگی میباشند. بخصوص فرهنگ کشاورزی، روستانشینی، روابط نزدیک با طبیعت و خصایص بارز آنان، نشأت گرفته از این دوران است. فرهنگ جامعه طبیعی چنان در تاروپود ساختار اجتماعی کوردها نفوذ کرده که علی رغم گذشت 5000 سال حاکمیت نظام هیرارشیک، کوردها هنوز با سیستمهای سلطهگر عجین نگشته و در مقابل سیاستهای انتگره(ضمیمه)نمودن و ذوبنمودن مقاومت میکنند. نهادینهشدن فرهنگ(بیفرهنگی) مردسالاری و مبتنی به آن نظام طبقاتی با کاراکتر جنگ و تصاحب خاکهای حاصلخیز و پر برکت، کوردستان را در طول تاریخ مدام مورد حمالت شدید قرار دادهاند. ساختار اجتماعی و بافت عشیرهای کوردها از مفاهیم و ماهیت دولت مرکزی دور بود با اتکا به فرهنگ دیرینه خود، در حفظ و پایداری موجودیت اجتماعی خویش تاثیر بسزایی داشته است. کوردها در حین یورش و تهاجمات تمدنهای استعمارگر با گریز به کوههای مرتفع که نقش قلعههای طبیعی را داشت، به شکل گروههای کوچک و عشیرهای زندگی کرده است. اگر چه نتوانسته از پیشرفتهای مثبت که در سایر جوامع صورت میگیرد بهرهمند شود، اما حداقل تا حدی از پیامدهای منفی و مخرب بر فرهنگ جامعهی خویش جلوگیری نموده است.تشکیل دولت ملی در ایران و تاثیرات آن بر شرق کوردستان در جریان رشد و توسعه سیستم سرمایهداری و در رأس آن تاسیس دولتهای ملی که یک به یک ساختار دولت کهن رو به فروپاشی گذاشتند، در چنین موقعیتی اوضاع کوردستان نیز دستخوش دگرگونی شد زیرا تا قبل از سدهی 19 کوردها با هویت و خصایص فرهنگی خود با کشورهایی که بر کوردستان حکم میورزیدند؛ در اموراداری کشور شریک بوده و بسیار اوقات نیز از طرف بگهای مناطق کوردنشین اداره میشد. در پی تشکیل دولت-ملت برخورد اول حاکم بر کوردستان نیز مبتنی به فرضیهی یک فرهنگ، یک زبان، یک ملت و یک دولت به انکار و امحا و قتل عام کوردها روی آوردند. اسناد مکتوبی نشان میدهند کوردها هنگامیکه در مورد امنیت سرزمینشان احساس خطر کرده و یا به الزمهی جنگ پی میبردند، به همکاری دولتهایی که بر کوردستان حاکم بودند، شتافته و بەعلت ویژگیهای جنگجویی و دلیری در میدانهای جنگ توانستهاند پیروزیهای بسیاری را کسب کنند. پس چطورشد که اول حاکم در پاسخ به همکاری و همزیستی دیرینه با کوردها به سیاست انکار و امحا متوسل گشت. البته یکی از علل اصلی این است که ذهنیت و منطق دولت – ملت، هویتُزدایی و خنثیسازی فرهنگی را در مبنای ایدئولوژیکی خویش قرار میدهد. از طرف دیگر نیز توطئهچینی نیروهای سلطهگر سرمایهداری غرب از قبیل انگلستان بود که با ایجاد تفرقه در میان خلقها سبب هر چه بیشتر تضعیف شدن و وابسته شدن اول منطقه گشت. بدینگونه در صدد بهرهجویی از منابع اقتصادیشان برآمد و کوردها را نیز در این راستا به کار گرفت. در فضایی که دولت-ملت در خاورمیانه تازه نهادینه میشد و هنوز استقلال کامل را صاحب نبود، قیامها و شورشهای خلق کورد همچون خطری بزرگ در مقابلشان سربرآورد. البته لازم به ذکر است که دولتهای حاکم بر کوردستان هر یک برای سرکوب و نابودی اکراد، متد و روش منحصر به خود را دارند. بگونهای که دولت ترکیه بەکلی کوردها را منکر شده و زبان، فرهنگ و هویت کوردها همه جزو ممنوعیتها شدهاند. دولت عراقنیز تا قبل از فروپاشی نظام بعث از طرفی کوردها را به رسمیت می شناخت، ولی از طرف دیگر در رویدادهای انفالحلبچه صدها هزار کورد را قتلعام کرد. کشور سوریه راهکارهای بسیار ریز و منفعتطلبانهای به کار میگرفت تا نه خشم و نارضایتی کوردها را برانگیزد و نه به رشد و بالندگی اجتماعیشان اجازهی شکوفایی دهد.با نگاهی وسیعتر به شرق کوردستان، موفق به درک و شناخت بیشتری از سیاستهای جمهوری اسلامی ایران در قبال کوردها میگردیم. این کشور نیز متدهای مختص به خویش جهت آسیمیلهنمودن و همگونسازی کوردها و سایر خلقهای موجود در این سرزمین بکار گرفته و میگیرد. سیاستی که با مرور زمان موجب محو و نابودی کامل این ملتها میگردد. زیرا چیزی از فرهنگ اصلیشان باقی نمیماند. شاید به قتلعامهای زیاد فیزیکی دست نمیزدند ولی حق توسعه و پیشرفت فرهنگی را نیز از خلقهای غیر فارس سلب میکند)البته جمهوری اسلامی ایران تاکنون از نابودی و قتلعامهای فیزیکی نیز هیچ ابایی نداشته و روزانه صدها ایرانی اعم از کورد، بلوچ، ترک، عرب و…ـ را یا به دار میآویزد و یا با متدهای مخصوص نابود میکند.){ویراستار}رژیم جمهوری اسلامی ایران پس از انقالب بر مبنای ایدئولوژی
Forwarded from ارتش سایبری گارد جاویدان ایران
دولت-ملت سیاست امحا و انکار را که توسط همهی نظامهای پیش از آن نیز اعمال میشد، بسط و گسترش داد. ساختار اجتماعی ایران با سایر کشورها متفاوت است و این امتیازیست که بستر”همگونسازی” را با مشکل مواجه میسازد. تفاوتمندیهای متعدد، سیاست نظام را بارها و بارها با شکست مواجه ساخته است. این در حالی میباشد که نظام هم عقبنشینی نکرده و به متدهای مختلف رو میآورد. یعنی اینکه نظام جمهوری اسلامی ایران با پنبه سر انسانها را میبرد.رژیم از اصطالح کورد و کوردستان استفاده میکند ـ دولت ترکیه از اعتراف به موجودیت چنین خلقی نیز ابا داردـ اما برای نابودی و از میان برداشتن این موجودیت نیز به هر راه کاری متوسل میگردد. از جنگ گرم گرفته تا جنگ ویژه و سرد علیه خلق کورد و فرهنگ غنیاش سیاستهای کوردستیز خویش را بکار میگیرد. کوردها در پستهای مدیریتی جایی ندارند. نظام ادعا میکند: » کوردها صالحیت مدیریت استان و شهرهای شرق کوردستان را هم ندارند”. برای همین از استعدادهای سایر شهرها برای مدیریت شرق کوردستان استفاده میکنند. شاید به نظر برسد که کوردها در مجلس اسلامی حضور دارند و حتی موفق به تشکیل فراکسیون شدهاند، ولی قابل توجه است که نقش و عملکرد مجلس اسلامی نمادین و محدودهی کارکردی آن مشخص است. زیرا تحت تاثیر شدید نظرات و اوامرات والیت فقیه است. پس در چنین موقعیتی مشارکت کوردها تاثیر بالقوهای بر ساختار دولت نمیگذارد. همچنین یکی دیگر از مانعهای اصلی مشارکت کوردها در امور اداری مفاد و شرطی است که مشارکت در نهادهای اداری و قانونی ایران وابسته به این است که فارس، شیعه و مذکر باشی. یعنی همهی درهایی که به مدیریت کشور ختم شوند، بر روی کوردها بسته شدهاند. کوردستان که یکی از منابع غنی معادن طبیعی، با خاکهای حاصلخیز، کشاورزی و دامداری تا حد قابل توجهی از هزینهی کشور میکاهد و اقتصاد آن را توسعه میبخشد، ولی هنگامیکه به اوضاع اقتصادی کوردستان مینگریم، فقر، تهیدستی، زیربنای نامناسب، عدم بهرهمندی از امکانات مترقی(بهداشتی، رسانهای و آموزشی) زندگی خلق کورد را با مشکلات زیادی مواجه ساخته است. نظام جمهوری اسلامی سودهایی را که از معادن طبیعی و غنی کوردستان کسب میکند نه جهت بازسازی کوردستان بلکه صرف پروژهی مخصوص خود میکند. این مقوله نیز از سیاست امحا و انکار دولت سرچشمه میگیرد زیرا در راستای گرسنه و در مضیقهگذاشتن خلق کورد از هیچ تلاشی فروگذار نمیکنند. سعی دارند با چنین متدهایی سیاست تأدیب و تحمیل را بسط دهند. خلق کورد هرچقدر ازلحاظ مادی در مضیقه باشد همان قدر محتاج دولت و اشکال وابسته به آن میگردد. این وابستگی نیز بستر خودکفایی و خودبودگی را تضعیف نموده و توان رونق و پیشرفت را از جامعه سلب میکند. روزانه شاهدیم که کوردها جهت تأمین هزینههای کمرشکن زندگی ساخته شده به دست دولت چگونه به راههای خطرناک که به بهای جانشان تمام میشود، متوسل میگردند. روزی نیست که خبر به قتل رساندن جوانان کورد توسط نیروهای نظامی کشور اسلامی ایران، منتشر نگردد. شرق کوردستان بخصوص مناطق روستانشین از امکانات آموزشی، بهداشتی، راه و ترابری و بسیاری از موارد دیگر محروم مانده بخصوص در مناطق مرزنشین، توسعه کولبری مبدل به شغل اصلی و تنها راه امرار معاش میباشد. کوردهای مناطق مرزی هر روز با خطر مرگ دست و پنجه نرم کرده و تنها برای تامین درآمد خانواده از مرزهای مینگذاریشده و کمینهای نظام میگذرند. این وضعیت وخیم از سیاست امحا و انکاری که از طرف نظام بر خلق کورد تحمیل گشته، برمیگردد. حتی کودکان 14-15 ساله و مردان مسن و سالمند نیز بەعلت بیکاری و فقر شدید مجبور به برگزیدن این راه جهت کسب درآمدـ به بهای خون خودـ هستند. از طرفی دیگر در شرق کوردستان سیاستهای ویژهی دولت که نسبت به مناطق دیگر متفاوت است، سبب پراکندگی خلقهای ایران از همدیگر و بخصوص ایجاد موانع و مصائبی عظیم در راه اتحاد ملی-دموکراتیک خلقمان شده است. کوردها که در طول تاریخ بر این مرز و بوم سکونت گزیدهاند با خلقهای همسایه رابطهای دوستانه، گرم، صمیمی و مساواتطلبانهای داشتهاند. نه بر خلقی تاخته و نه در راستای تاراج و استعمار ارزشهای مادی و معنوی ملتها کوشیدهاند. اقتدار و نظام قدرتگرای حاکم مفاهیم تازه و جدیدی را وارد ادبیات و اعتقاد خلقها ساختند. تجزیهطلبی، تفرقه، تبعیض، نژادپرستی، ازخودبیگانگی و… مواردی از این دستهاند. نظام حاکم در ایران نیز با برجسته کردن مفاهیم »شیعه- سنی” سعی دارد که خلقهای ایران را تحریک نموده و بدینگونه به روابط برادرانهی آنها پایان دهد. با رسمی نمودن مذهب شیعه موجب تضعیف و طرد سایر باور و عقایدها میشود. بیتردید مذهب و یا دینی که در خدمت قدرت و دیوانگان قدرت قرار گیرد از ذات اجتماعیاخالقیاش فاصله میگیرد. این بار هم با برجسته نمودن مذهب شیعه به نژادپرستی دامن زده و این گونه پایهی ذهنیت دولت-ملت را استحکام میبخشد.
Forwarded from ارتش سایبری گارد جاویدان ایران
شاید تغییراتی صوری در روشهای نظام حاکم بنا به اقتضای زمانی و مکانی شکل گرفته باشند اما مطرح نمودن چنین بحثی در ارتباط با “ذات ذهنیت” عبث خواهد بود. عدم آگاهی و روح میهندوستی و علاوه بر آن مسائلی از قبیل فقر باعث میشود که “بعضی” از کوردها نیز در دام سیاست جاسوسی و مزدوری بیفتند. دولت ایران در صدد تضعیف اتمسفر اتحاد و همکاری خلق کورد با رواج تبلیغاتی از قبیل “همه چیز مطلق است و مردم قادر به تغییر آن نیستند”، است. در چنین شرایطی حالتی پیش میآید که برده، بردهزا میشود. نظام ایران در سالهای اخیر از طریق مردان کورد، دختران و زنان کورد را نیز به نهادهای جاسوسی خود جذب نموده و به ترویج مزدوری، بیاعتمادی، سوءظن و احساس ناامنی در این جامعه دامن زده است. در پیشگیری چنین اعمالی نیز منجر به گسستگی و اتحاد ملی کوردها میگردد. دولت نقشههای پلید و جنایتکارانهی خود را توسط این اشخاص انجام میدهد. اشخاصی که بهغیر از یک وسیله و یا ابزار برای نظام بیانگر معنای دیگری نمیباشند. زیرا از همه چیز بریده و انسانبودنشان نیز جای سوال دارد. فرهنگ هر خلق بیانگر هویت و موجودیت آن خلق است. کوردها نیز دارای فرهنگی غنی هستند که هنوز هم میراث، عالم و نشانههای زیادی از فرهنگ نوسنگی را با خود دارد. دولت ایران نیز همچون دیگر اول حاکم بر کوردستان فرهنگ خلق کورد را آماج حملات گرم و سرد خود قرار داده و میدهد. با توسل به هر ترفندی در صدد تعمیق کوردستیزی میباشد. عرصههای فرهنگی به روی سایر خلقهای موجود در ایران مسدود است و اگر بەندرت مشارکت هم کنند تنها و تنها بایستی در چارچوب مشخص شده از طرف نظام و در راستای خدمت به او باشد. زنان کورد از ابتدای تاریخ تا به امروز در حفظ فرهنگ، آداب، رسوم و زبان کردی نقش عمدهای ایفا کردهاند. یعنی علیرغم وجود سیاستهای تحمیلی و درد و رنجی که خلق کورد کشیده، زنان کورد عشق به آزادی، مهر به خاک و وطنشان را ابراز کرده و میکنند. در کوردستان البته نمیتوان تنها از یک شکل زندگی و فرهنگ سخن گفت، زیرا در هر منطقه از شرق کوردستان، کوردها لهجه و فرهنگ ویژه خود را دارند. مثال شیوهی زندگی، مناسبات اقتصادی- اجتماعی کوردهای کرمانج، سوران، هورامی، کلهر، لُر و لکی با هم تمایزاتیهم دارند و ما این تفاوتمندیها را موجب گسست اتحاد، همفکری، همدلی و همبستگی ندانسته، بلکه آن را مبین غنای فرهنگی کوردها در شرق کوردستان میدانیم. در صورتیکه نظام حاکم در صدد است این تفاوتمندیها را به حساب بیگانگی آنها از یکدیگر بگذارد. حتی سعی میکند بین خلق کورد تفرقه انداخته و حکومت کند. چرا که مفاهیمی چون کورد اصیل یا پیشرفته و مترقی نیز از همین ذهنیت سرچشمه میگیرند. یکی از معیارهای سنجش رشد ابتکار عمل و ترقی جامعه، عرصهی آموزشی است که اگر سطح تحصیلی کوردهای شرق کوردستان را بر کفهی ترازو قرار دهیم، نتایج چنان مطلوبی به دست نمیآید. کوردها از امکانات آموزشی بخصوص حرفهای بسیار ناکام ماندهاند. طوری که اگر شرق کوردستان را با دیگر مناطق ایران مقایسه کنیم، بهتر نمایان میشود. امکاناتی که به کوردستان اختصاص داده شده، بسیار محدود است. اغلب روستاهای کوردستان حتی از مدارس ابتدایی هم محروم هستند. دانشآموزان مجبور میشوند که برای تحصیل به شهرها و یا روستاهای همسایه بروند. در مدارس کوردستان به جای آموزش به زبان کوردی، همه اسناد و کتابها به زبان فارسی است و حتی با نقل داستان و اشعار به تبلیغ تاریخ نظام حاکم میپردازند. در حالیکه این حق طبیعی و انسانی کوردها است که با زبان خود و فرهنگشان آشنا شوند و به زبان خود تحصیل بکنند. همواره مشکالت اقتصادی و مخارج سنگین تحصیل نیز مانع دیگری است که کودکان را از سوادآموزی باز میدارد. زنان و کودکان روستانشین جهت تأمین معیشت خانواده و بەعلت بیبنیادی اقتصادی و فقر مادی به کارهای کشاورزی، دامداری و قالیبافی میپردازند. بخصوص در شهرهای شرق کوردستان مانند ماکو، سلماس، خوی، ارومیه، مهاباد، بوکان و … کودکان و بخصوص دخترها از تحصیل به سبب مادی و فقر دور مانده به کارهای طاقت فرسا مانند قالیبافی در مکانهای تاریک و مرطوب مجبور میشوند که این نیز سبب بیماریهایی مثل ضعف دید، سل، کمردرد و … میشود. در مناطق شهری تحصیل و امکانات آموزشی بیشتری به چشم میخورد. بدین صورت سطح آموزش کودکان و جوانان نیز بالاتر است. ولی مشکلات کوردها تنها به این چند مورد خلاصه نمیشود زیرا زندگی در شهر بەنوبهی خود پر مصرفتر از روستاها میباشد. در خانههای پرجمعیت کوردها این امر خود علتیست که جوانان نتوانند از عهدهأی مصارف تحصیلی برآیند و ترک تحصیل کرده به کارهای کمدرآمد، طاقتفرسا، سخت و دشوار و … مشغول شوند. حتی اگر تحصیلشان ادامه یابد، “سنی بودنشان” خود مانعی است که بتوانند در نظام شیعهگرای (البته در اینجا منظور شیعهی دولتیست نه شیعهی علوی) ایران آموزش دیده و در کار دلخواه خ
Forwarded from ارتش سایبری گارد جاویدان ایران
ویش ترقی نمایند. بسیاری از جوانان کورد به همین علت است که انگیزهی ادامهی تحصیل را از دست میدهند. آنان میدانند که پس از زحمات و مصارف زیاد آیندهشان چنان که الزم است تضمینشده نمیباشد. این نیز منصرفشدن از ادامه دادن تحصیل را هموار میکند. دختران کورد نسبت به سالهای گذشته و بخصوص در مقایسه با مناطق روستایی، در شهرها بیشتر از امکانات آموزشی و حتی شاغلشدن بهرهمندند. اما از دو طرف مورد تبعیض قرار میگیرند زیرا از دیدگاه نظام جمهوری اسلامی ایران هم زن و هم کورد هستند . همچنین عقاید واپسگرایی که در اکثر نقاط شرق سرور است اینکه تحصیل دختران امری بیهوده و وقت تلفی تلقی میگردد. البته اشتباه درک نگردد که دانشآموز و یا دانشجویی در نظام آموزشی حاکم امری الزامی و یا حیاتی میباشد. برعکس به میزان تحصیلی که در این نظام صورت میگیرد شخص تحصیلکرده از جوهر و ذات طبیعی و فرهنگی خویش فاصله میگیرد. مواردی که ذکر شدند برای نشان دادن تبعیضی بود که بین خلقها قائل میگردد. امکاناتی که حق مسلم هر انسانی میباشد از آنها سلب میگردد. اما نمیتوان از جنبهی آسیمیلهگر آن نیز چشمپوشی کرد. نظام آموزشی جمهوری اسلامی ایران به آسیمیلاسیون و فرهنگکشی میپردازد. زیرا هیچ خلقی حق تدریس و یا تحصیل به زبان و فرهنگ مادری خویش را ندارد. روزی هزاربار مورد حقارت و توهین قرار گرفته و تحقیر میشود. خوارشمرده و کولی و یا نادان انگاشته میشود. بنابراین کسی که در بستر چنین نظامی آموزش نبیند چیز زیادی را از دست نداده است، بلکه بالعکس آن بیشتر صدق میکند.
جنبش آزادی خواهی خلق کورد در شرق کوردستان
قیام و عصیانهای خلق کورد تسلیم نشدن در برابرنظامهای حاکم و سیاستشان را حکایت میکند. چگونه در سالهای دراز به کوهها پناه برده زندگی طبیعی خود را ادامه دادند، در عصیانهای شیخ سعید، سید رضا، سمکو شکاک، قاضی محمد و … نیز این خصوصیت خود را اثبات کردهاند. البته عدم استقلال، فقدان روح ملیدموکراتیک و عدم سازماندهی مردمی این جنبشها سبب شد به پیروزی و آزادی دست نیابند. کوردها بدلهای زیادی پرداختند. صدها روستا به آتش کشیده شد، از وطنشان تبعید شدند، در زندانها و جبههای جنگ شهید شدند ولی از مبارزه و مقاومت یک قدم به عقب برنداشتند. بخصوص روح تشنهی آزادی و امید به برابری در 40 سال اخیر با مبارزات آزادیخواهی خلق کورد در هر چهار بخش کوردستان سازماندهی و آگاهی ملی و دستاوردهای گرانبهایی را بوجود آورده است. جنبش آزادیأخواهی خلق کورد با پیشاهنگی فلسفه و ایدئولوژی آزاد رهبر آپو مبدل به مظهر رستاخیزی و انقلابی نوین برای خلق کورد در تمامی کوردستان گشت. با تحلیل و ارائەی استراتژی و تاکتیکهای علمیفلسفی، کوردها اول به هویت گم شدهشان پیبرده و در راه آزادی خویش چه در صفوف گریلا و چه در میدانهای مبارزه در سطح اجتماع، فعالیت و عملیاتهای دموکراتیک و صلحطلبانهنشان را به اوج رساندهاند. بەخصوص با اسارت رهبر آپو، خلقمان در شرق کوردستان با گسترده ساختن حلقههای آتشین که گرد رهبر آپو ایجاد ساخته بودند، اظهار وابستگی بیشتر نموده و به اثبات رساندند. بر تمامی جهان آشکار شد که خلق کورد به سطحی از آگاهی ملی و دموکراتیک آنهم بهشیوهای سازماندهی شده دست یافتهاند. پیوستن هزاران دختر و پسر در شرق کوردستان به صفوف گریلا و تأسیس حزب حیات آزاد کوردستان PJAK مبین این امر است. کوردهای شرق کوردستان با پیشاهنگی حزب حیات آزاد کوردستان مبتنی به ایدئولوژی آزادیخواهی و بر اساس پارادایم جامعه اکولوژیک ـ دموکراتیک و زنان آزاد، در ایجاد کوردستانی آزاد و ایرانی دموکراتیک نقش اساسی را ایفا خواهند کرد. مشارکت زنان کورد و جوانان در جنبش آزادیخواهی خلق کرد، با توسعهی فراگیر مبارزات دموکراتیک، نویدبخش مرحلهای نوین برای خلق کورد و بەخصوص زنان است. زیرا جنبش آزادیخواهی خلق کورد نه تنها با سیاست و برخوردهای نظامهای حاکم بر کوردستان، همچنین با تحلیل و تجزیه جامعهی کورد و بەخصوص نهاد خانواده شخصیت متزلزل و ناپایدار کورد را به شیوهای علمی ارزیابی کرده و جهت آفریدن هویت آزاد کورد برای فعالیتهای دموکراتیک و سازماندهی جوانان و زنان اهمیت شایانی قائل است. چرا که علت توسعهنیافتگی و عدم رشد جوامع کورد جنبههای مختلفی در خود نهان دارد که تا هنگامیکه تاثیرات منفی نظام قدرتطلب، هیرارشیک و جنسیتگرا مورد انتقاد قرار نگیرد و سپری نشود، آزادی و برابری تنها یک خیال خواهد بود. از این جهت است که زنان کورد در ابتدای تاسیس جنبش به صفوف آزادیخواهی ملحق شدند و در بطن انقلاب، زنان مبارز با تحقق مبارزات آزادیخواهانه و عملیاتهای قهرمانانه برای آزادی وطن، زن و عشق به زندگی، جان خویش را فدا کردند. نمونهی بارز آن عملیات فدایانهی رفیق زیلان (زینب کناجی( در درسیم که مبدل به بمبی در دل دشمن خونخوار و حاکم در کوردستان گشت، رفیق بریتان که در مقابل خط خیان
جنبش آزادی خواهی خلق کورد در شرق کوردستان
قیام و عصیانهای خلق کورد تسلیم نشدن در برابرنظامهای حاکم و سیاستشان را حکایت میکند. چگونه در سالهای دراز به کوهها پناه برده زندگی طبیعی خود را ادامه دادند، در عصیانهای شیخ سعید، سید رضا، سمکو شکاک، قاضی محمد و … نیز این خصوصیت خود را اثبات کردهاند. البته عدم استقلال، فقدان روح ملیدموکراتیک و عدم سازماندهی مردمی این جنبشها سبب شد به پیروزی و آزادی دست نیابند. کوردها بدلهای زیادی پرداختند. صدها روستا به آتش کشیده شد، از وطنشان تبعید شدند، در زندانها و جبههای جنگ شهید شدند ولی از مبارزه و مقاومت یک قدم به عقب برنداشتند. بخصوص روح تشنهی آزادی و امید به برابری در 40 سال اخیر با مبارزات آزادیخواهی خلق کورد در هر چهار بخش کوردستان سازماندهی و آگاهی ملی و دستاوردهای گرانبهایی را بوجود آورده است. جنبش آزادیأخواهی خلق کورد با پیشاهنگی فلسفه و ایدئولوژی آزاد رهبر آپو مبدل به مظهر رستاخیزی و انقلابی نوین برای خلق کورد در تمامی کوردستان گشت. با تحلیل و ارائەی استراتژی و تاکتیکهای علمیفلسفی، کوردها اول به هویت گم شدهشان پیبرده و در راه آزادی خویش چه در صفوف گریلا و چه در میدانهای مبارزه در سطح اجتماع، فعالیت و عملیاتهای دموکراتیک و صلحطلبانهنشان را به اوج رساندهاند. بەخصوص با اسارت رهبر آپو، خلقمان در شرق کوردستان با گسترده ساختن حلقههای آتشین که گرد رهبر آپو ایجاد ساخته بودند، اظهار وابستگی بیشتر نموده و به اثبات رساندند. بر تمامی جهان آشکار شد که خلق کورد به سطحی از آگاهی ملی و دموکراتیک آنهم بهشیوهای سازماندهی شده دست یافتهاند. پیوستن هزاران دختر و پسر در شرق کوردستان به صفوف گریلا و تأسیس حزب حیات آزاد کوردستان PJAK مبین این امر است. کوردهای شرق کوردستان با پیشاهنگی حزب حیات آزاد کوردستان مبتنی به ایدئولوژی آزادیخواهی و بر اساس پارادایم جامعه اکولوژیک ـ دموکراتیک و زنان آزاد، در ایجاد کوردستانی آزاد و ایرانی دموکراتیک نقش اساسی را ایفا خواهند کرد. مشارکت زنان کورد و جوانان در جنبش آزادیخواهی خلق کرد، با توسعهی فراگیر مبارزات دموکراتیک، نویدبخش مرحلهای نوین برای خلق کورد و بەخصوص زنان است. زیرا جنبش آزادیخواهی خلق کورد نه تنها با سیاست و برخوردهای نظامهای حاکم بر کوردستان، همچنین با تحلیل و تجزیه جامعهی کورد و بەخصوص نهاد خانواده شخصیت متزلزل و ناپایدار کورد را به شیوهای علمی ارزیابی کرده و جهت آفریدن هویت آزاد کورد برای فعالیتهای دموکراتیک و سازماندهی جوانان و زنان اهمیت شایانی قائل است. چرا که علت توسعهنیافتگی و عدم رشد جوامع کورد جنبههای مختلفی در خود نهان دارد که تا هنگامیکه تاثیرات منفی نظام قدرتطلب، هیرارشیک و جنسیتگرا مورد انتقاد قرار نگیرد و سپری نشود، آزادی و برابری تنها یک خیال خواهد بود. از این جهت است که زنان کورد در ابتدای تاسیس جنبش به صفوف آزادیخواهی ملحق شدند و در بطن انقلاب، زنان مبارز با تحقق مبارزات آزادیخواهانه و عملیاتهای قهرمانانه برای آزادی وطن، زن و عشق به زندگی، جان خویش را فدا کردند. نمونهی بارز آن عملیات فدایانهی رفیق زیلان (زینب کناجی( در درسیم که مبدل به بمبی در دل دشمن خونخوار و حاکم در کوردستان گشت، رفیق بریتان که در مقابل خط خیان
Forwarded from ارتش سایبری گارد جاویدان ایران
ت و مزدوری مبدل به خط و سمبل آزادی و مقاومت شد و صدها و هزاران زن قهرمان دیگر که در قیام و انقالبات سرنوشتساز خلق کورد شرکت جسته و در مقابل تحمیلات دشمن سرفرود نیاوردند. قیام ماکو، مقاومت رفقایمان در زندانها رژیم مستبد جمهوری اسلامی ایران، مقاومت اجتماعی خلق شرق کوردستان و… بیانگر این واقعیت انکارناپذیر میباشند. زنان شرق کوردستان و ایران نیازمند سازماندهیای منسجم میباشد. کژار جامعەی زنان آزاد شرق کردستانبا هدف آزادی زنان شرق کوردستان و به کلی آزادی زنان ایران در کلیه مناطق ایران به سازماندهی پرداخته و هدف دارد که با مبنا قرار دادن ایدئولوژی رهایی زن، جهت تأسیس برساختن جامعه اکولوژیک- دموکراتیک و مبتنی بر آزادیخواهی زنان نهایت تلاش و مبارزه را انجام دهد.
http://kjar.online
#جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
🆔 @kjar_2014
http://kjar.online
#جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
🆔 @kjar_2014
کژار
کۆمەڵگای ژنانی ئازادی ڕۆژهەڵاتی کوردستان
دولت از مبارزه امرالی در هراس است، به همین دلیل شکنجه در تمامی ابعاد را ادامه میدهد
صبری اوک عضو شورای رهبری کنفدرالیسم جوامع کوردستان خاطرنشان ساخت که برخورد دولت ترک با رهبر آپو به هیچ عنوان مایه پذیرش نبوده، در این باره اظهار داشت رهبری مدت ۲۳ سال است که در جزیره امرالی مبارزه و مقاومت خود را ادامه میدهد.
🆔 @GozarDemocratic
صبری اوک عضو شورای رهبری کنفدرالیسم جوامع کوردستان خاطرنشان ساخت که برخورد دولت ترک با رهبر آپو به هیچ عنوان مایه پذیرش نبوده، در این باره اظهار داشت رهبری مدت ۲۳ سال است که در جزیره امرالی مبارزه و مقاومت خود را ادامه میدهد.
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
دولت از مبارزه امرالی در هراس است، به همین دلیل شکنجه در تمامی ابعاد را ادامه میدهد صبری اوک عضو شورای رهبری کنفدرالیسم جوامع کوردستان خاطرنشان ساخت که برخورد دولت ترک با رهبر آپو به هیچ عنوان مایه پذیرش نبوده، در این باره اظهار داشت رهبری مدت ۲۳ سال است…
دولت از مبارزه امرالی در هراس است، به همین دلیل شکنجه در تمامی ابعاد را ادامه میدهد
صبری اوک عضو شورای رهبری کنفدرالیسم جوامع کوردستان خاطرنشان ساخت که برخورد دولت ترک با رهبر آپو به هیچ عنوان مایه پذیرش نبوده، در این باره اظهار داشت رهبری مدت ۲۳ سال است که در جزیره امرالی مبارزه و مقاومت خود را ادامه میدهد.
صبری اوک عضو شورای رهبری کنفدرالیسم جوامع کوردستان در برنامه روژفا ولات در تلویزیونی سترک تیوی شرکت کرده و رویدادهای جاری را تحلیل کرد. صبری اوک در این گفتکوی تلویزیونی با اشاره به گفتگوی رهبر آپو با برادرش در ۲۵ آوریل اظهار داشت که دولت ترک از افکار، اندیشهها و فلسفه رهبر خلق کورد عبدالله اوجالان در هراس بوده و به همین دلیل میخواهد که ارتباط وی را با افکار عمومی به طور کامل قطع کند.
صبری اوک ضمن اشاره به ادعاهای منتشر شده در خصوص سلامتی و صحت رهبر خلق کورد در رسانههای اجتماعی اظهار داشت: دولت ترک هرگونه درز اطلاعاتی را در خصوص رهبر آپو با برنامهریزی قبلی منتشر میکند. پیش از این نیز در رسانهها چنین مطالبی نقل شده بود. با انتشار چنین اخباری تلاش میکنند تا این مسئله را عادیسازی کنند. اما هم جنبش ما و هم تمامی خلق ما اعتراض خود را به این مسئله نشان دادهاند. دولت در مقابل این اعتراضات تسلیم شده و ناگزیر شد تا اجازه تماس تلفنی ایشان را صادر کند. اما این تماس ناتمام بوده و سرانجام قطع شد. رهبری موضع بسیار درستی را از خود نشان داد. پیامهای مهمی را در این باره انقال داد. دولت ترک به خوبی میداند که رهبر برای خلق کورد و خلقهای ترکیه چه اهمیتی دارد.
صبری اوک خاطرنشان ساخت که عبداله اوجالان مدت ۲۳ است در جایی مانند امرالی مبارزه میکند و در این باره افزود: دولت ترک از این مقاومت و مبارزه در هراس است، زیرا با نقش قوانین خود به هر نحو ممکن دست به شکنجه میزند. هر چند کمیته منع شکنجه اتحادیه اروپا در این باره از خود دورویی نشان داده باشد، اما با این وجود اخیرا به انزوا و شکنجه موجود در امرالی اشاره کرده و خواهان پایان دادن به آن شده است. اتحادیه اروپا نیز در این رابطه بیانیهای را منتشر کرده است و از طرف دیگر اعتراض خلق کورد نیز در رابطه با انزوای تحمیلی بدون وقفه ادامه دارد. دولت ترک که علیرغم تمامی این اعتراضات اجازه دیدار با وی را نمیدهد، به شیوهای دلبخواهی و خودسر اجازه میدهد تماس تلفنی برقرار شود و ان را ناتمام هم خاتمه دهد. تمامی این اقدامات بخشی از جنگ ویژه به شمار میروند.
ما بار دیگر اعلام میکنیم که تا زمانیکه رهبری ما آزاد نشود، امکان ندارد که خلق کورد به آزادی دست پیدا کند، ترکیه نیز دمکراتیک نمیشود. دولت ترک نیز به خوبی از این مسئله اطلاع دارد که علت این بحرانها، علت این اقدامات فاشیستهای آ.ک.پ/م.ه.پ علیه خلقهای ترکیه و سرکوب و اعمال فشار بر جامعه، نوع برخورد آنها با رهبری ماست. تا زمانیکه رهبر آپو آزاد نشود و مسئله کورد حل نشود، این مسئله همجنان باقی خواهد ماند.
'دولت در آستانه فروپاشی است'
صبری اوک در ادامه سخنان خود با اشاره به اختلافات موجود در دولت نیز اظهار داشت: در واقع دولت در آستانه فروپاشی قرار دارد، اکنون به دشواری سر پا مانده است. وضعیت اقتصادی و سیاسی را همه میبینند. جامعه دچار وضعیت ناگوار و یاس شده است. علیرغم تمامی این موارد، حاکمیت فاشیستی آ.ک.پ/م.ه.پ با هزینهای سنگین را بر جامعه تحمیل کرده و تلاش میکند همچنان در مسند زمامداری باقی بماند. بدون شک خارج از حاکمیت آ.ک.پ/م.ه.پ نیروهایی وجود دارند که ادعا میکنند این دولت از آن ماست، من دولت هستم، و از این طریق صدای خود را بلند میکنند. افسرانی که بیانیه را صادر کردهاند بخشی از این گروه هستند. غیر از افسران گروهها و نیروهای دیگری نیز وجود دارند. این گروهها و نیروها اعلام میکنند که دولت متعلق به ما بوده و از وضعیتی که در نتیجه زمامدارای آ.ک.پ/م.ه.پ روی داده است، ناراحت و ناراضی هستند. میتوان آنها را به عنوان گروههای دولت محور معرفی کرد. یعنی گروههای که نمایندگی کمالیستی دولت محور را بر عهده داشته و نمیخواهند که دولت تحت تاثیر طریقتها و اجتاعات مذهبی باقی بماند.
هیچ کس با رژیم توافق نمیکند
صبری اوک در بخش دیگری از سخنان خود اعلام کرد که هیچ گروهی با رژیم فاشیست کنونی به توافق نمیرسد. همه اعلام میکنند که وضعیت اینگونه نمیتواند ادامه داشته باشد. آ.ک.پ تمامیت استراتژی و سیاست خود را براساس نابودی جنبش ما بنا کرده است. سیاستهای دروغین اقتصادی، سیاسی خود را کاملا براساس از میان برداشتن و نابودی جنبش ما بنا کرده است. بدون گمان در این رابطه چون به نتایج پیش بینی شده دست نیافته است، هزینههای بالایی را باید بپردازد. اکنون در عرصه بینالمللی با برخی از اقدامات خود میخواهد که همچنان در مسند قدرت بماند.
صبری اوک عضو شورای رهبری کنفدرالیسم جوامع کوردستان خاطرنشان ساخت که برخورد دولت ترک با رهبر آپو به هیچ عنوان مایه پذیرش نبوده، در این باره اظهار داشت رهبری مدت ۲۳ سال است که در جزیره امرالی مبارزه و مقاومت خود را ادامه میدهد.
صبری اوک عضو شورای رهبری کنفدرالیسم جوامع کوردستان در برنامه روژفا ولات در تلویزیونی سترک تیوی شرکت کرده و رویدادهای جاری را تحلیل کرد. صبری اوک در این گفتکوی تلویزیونی با اشاره به گفتگوی رهبر آپو با برادرش در ۲۵ آوریل اظهار داشت که دولت ترک از افکار، اندیشهها و فلسفه رهبر خلق کورد عبدالله اوجالان در هراس بوده و به همین دلیل میخواهد که ارتباط وی را با افکار عمومی به طور کامل قطع کند.
صبری اوک ضمن اشاره به ادعاهای منتشر شده در خصوص سلامتی و صحت رهبر خلق کورد در رسانههای اجتماعی اظهار داشت: دولت ترک هرگونه درز اطلاعاتی را در خصوص رهبر آپو با برنامهریزی قبلی منتشر میکند. پیش از این نیز در رسانهها چنین مطالبی نقل شده بود. با انتشار چنین اخباری تلاش میکنند تا این مسئله را عادیسازی کنند. اما هم جنبش ما و هم تمامی خلق ما اعتراض خود را به این مسئله نشان دادهاند. دولت در مقابل این اعتراضات تسلیم شده و ناگزیر شد تا اجازه تماس تلفنی ایشان را صادر کند. اما این تماس ناتمام بوده و سرانجام قطع شد. رهبری موضع بسیار درستی را از خود نشان داد. پیامهای مهمی را در این باره انقال داد. دولت ترک به خوبی میداند که رهبر برای خلق کورد و خلقهای ترکیه چه اهمیتی دارد.
صبری اوک خاطرنشان ساخت که عبداله اوجالان مدت ۲۳ است در جایی مانند امرالی مبارزه میکند و در این باره افزود: دولت ترک از این مقاومت و مبارزه در هراس است، زیرا با نقش قوانین خود به هر نحو ممکن دست به شکنجه میزند. هر چند کمیته منع شکنجه اتحادیه اروپا در این باره از خود دورویی نشان داده باشد، اما با این وجود اخیرا به انزوا و شکنجه موجود در امرالی اشاره کرده و خواهان پایان دادن به آن شده است. اتحادیه اروپا نیز در این رابطه بیانیهای را منتشر کرده است و از طرف دیگر اعتراض خلق کورد نیز در رابطه با انزوای تحمیلی بدون وقفه ادامه دارد. دولت ترک که علیرغم تمامی این اعتراضات اجازه دیدار با وی را نمیدهد، به شیوهای دلبخواهی و خودسر اجازه میدهد تماس تلفنی برقرار شود و ان را ناتمام هم خاتمه دهد. تمامی این اقدامات بخشی از جنگ ویژه به شمار میروند.
ما بار دیگر اعلام میکنیم که تا زمانیکه رهبری ما آزاد نشود، امکان ندارد که خلق کورد به آزادی دست پیدا کند، ترکیه نیز دمکراتیک نمیشود. دولت ترک نیز به خوبی از این مسئله اطلاع دارد که علت این بحرانها، علت این اقدامات فاشیستهای آ.ک.پ/م.ه.پ علیه خلقهای ترکیه و سرکوب و اعمال فشار بر جامعه، نوع برخورد آنها با رهبری ماست. تا زمانیکه رهبر آپو آزاد نشود و مسئله کورد حل نشود، این مسئله همجنان باقی خواهد ماند.
'دولت در آستانه فروپاشی است'
صبری اوک در ادامه سخنان خود با اشاره به اختلافات موجود در دولت نیز اظهار داشت: در واقع دولت در آستانه فروپاشی قرار دارد، اکنون به دشواری سر پا مانده است. وضعیت اقتصادی و سیاسی را همه میبینند. جامعه دچار وضعیت ناگوار و یاس شده است. علیرغم تمامی این موارد، حاکمیت فاشیستی آ.ک.پ/م.ه.پ با هزینهای سنگین را بر جامعه تحمیل کرده و تلاش میکند همچنان در مسند زمامداری باقی بماند. بدون شک خارج از حاکمیت آ.ک.پ/م.ه.پ نیروهایی وجود دارند که ادعا میکنند این دولت از آن ماست، من دولت هستم، و از این طریق صدای خود را بلند میکنند. افسرانی که بیانیه را صادر کردهاند بخشی از این گروه هستند. غیر از افسران گروهها و نیروهای دیگری نیز وجود دارند. این گروهها و نیروها اعلام میکنند که دولت متعلق به ما بوده و از وضعیتی که در نتیجه زمامدارای آ.ک.پ/م.ه.پ روی داده است، ناراحت و ناراضی هستند. میتوان آنها را به عنوان گروههای دولت محور معرفی کرد. یعنی گروههای که نمایندگی کمالیستی دولت محور را بر عهده داشته و نمیخواهند که دولت تحت تاثیر طریقتها و اجتاعات مذهبی باقی بماند.
هیچ کس با رژیم توافق نمیکند
صبری اوک در بخش دیگری از سخنان خود اعلام کرد که هیچ گروهی با رژیم فاشیست کنونی به توافق نمیرسد. همه اعلام میکنند که وضعیت اینگونه نمیتواند ادامه داشته باشد. آ.ک.پ تمامیت استراتژی و سیاست خود را براساس نابودی جنبش ما بنا کرده است. سیاستهای دروغین اقتصادی، سیاسی خود را کاملا براساس از میان برداشتن و نابودی جنبش ما بنا کرده است. بدون گمان در این رابطه چون به نتایج پیش بینی شده دست نیافته است، هزینههای بالایی را باید بپردازد. اکنون در عرصه بینالمللی با برخی از اقدامات خود میخواهد که همچنان در مسند قدرت بماند.
گذار دموکراتیک
دولت از مبارزه امرالی در هراس است، به همین دلیل شکنجه در تمامی ابعاد را ادامه میدهد صبری اوک عضو شورای رهبری کنفدرالیسم جوامع کوردستان خاطرنشان ساخت که برخورد دولت ترک با رهبر آپو به هیچ عنوان مایه پذیرش نبوده، در این باره اظهار داشت رهبری مدت ۲۳ سال است…
با موضوع پیمان آبراههای مونترو در صدد خوش خدمتی برای آمریکا برامده است. یعنی میخواهد به آمریکا امتیاز بدهد. ژنرالهای بازنشسته نیز میگویند این پیمان برای ترکیه پیمانی مهم به شمار میرود. به همین دلیل نگران هستند که مبادا از طریق ارتباط با روسیه موضعیتی ناخوشایند برای ترکیه روی دهد. پس بیانیه انها نه برای دمکراسی و آزادی یا حقوق بشر ترکیه است. یعنی این وضعیت نشان میدهد که اختلافات در میان دولت نیز افزایش یافته است. بعد از انتشار این بیانیه حاکمیت آ.ک.پ/م.ه.پ نیز با سیاست مظلومنمایی تلاش میکنند تا همچنان در مسند قدرت باقی بمانند. بدون شک این دروغی بزرگ است. زیرا مظلومیتی که از ان سخن می گویند وجود ندارد. هیچ طرحی و هیچ کودتایی در کار نیست. اما اختلافات در میان دولت افزایش یافته است.
حزب دمکراتیک خلقها در ترکیه اپوزیسیون واقعی است
صبری اوک عضو شورای رهبری کنفدرالیسم جوامع کوردستان اعلام نمود که حزب دمکراتیک خلقها در ترکیه اپوزیسیون واقعی است و در این باره افزود: یعنی اپوزیسیون دمکراتیکی که حقوق زنان، جوانان و تمامی بخشهای جامعه را حفاظت میکند، تنها حزب دمکراتیک خلقهاست. رژیم فاشیست آ.ک.پ/م.ه.پ، خلق جمهوری و ایی پارتی اگر اپوزیسیون واقعی بودند، حاکمیت آ.ک.پ/م.ه.پ نمیتوانست حتی یک روز نیز در مسند قدرت باقی بماند. اگر احزاب سیاسی همه با یکدیگر ائتلاف میکردند، با بیانیهای اعلام میکردند آ.ک.پ و م.ه.پ مانند یک مرغداری این کشور را اداره میکند، در چارچوب منافع خود عمل میکند، در مقابله با این وضعیت اعتراض میکردند، حاکمیت آ.ک.پ/م.ه.پ نمی توانست حتی یک روز کشور را اداره کند. اما چنین اقدامی را انجام نمیدهند. چرا؟ زیرا آنان در اعماق فکر و ذهن خود از فرهنگ دمکراسی بهرهای ندارند.
خصوصا که از مسئله کورد و دمکراتیک کردن ترکیه بسیار میترسند. در این میان تنها حزب دمکراتیک خلقهاست که با مسئولیت عمل نموده و موضعی جسورانه را از خود نشان میدهد. به همین دلیل مشاهده میشود که هیچگونه اقدامی نمانده است که به آن دست نزند. اخیرا عمر فاروق گرگرلیاوغلو را دستگیر کردهاند. گرگرلیاوغلو انسانی شریف است، در تمامی شرایط مدافع حقوق بشر است. مسئله شکنجه فردی را توسط پلیس رسانهای کرده بود، به همین دلیل با زور و ارعاب وی را در منزل خود دستگیر میکنند. این اقدام ماهیت دولت را مشخص میکند. هدف اینست که این هیچ کس علیه حاکمیت صخنی بر زبان نیاورد. تلاش میکنند که تا همه را ساکت کنند. در اینجا است که اراده نستوه حزب دمکراتیک خلقها ظاهر میشود. میدانند که اگر حزب دمکراتیک خلقها را از میان بردارند، راه آنان هموار میشود. بسیار مهم است که این مبارزه و مقاومت جسورانه از سوی حزب دمکراتیک خلقها ادامه پیدا کند. باید اعتماد به نفس داشته و موضعگیریهای خود را ادامه دهند.
نباید مادر شنیاشار تنها گذاشته نشود
صبری اوک در ادامه سخنان خود ضمن اشاره به مقاومت خانواده شنیاشار اظهار داشت: این مادر پیر با فرزندش ۲۴ ساعته در مقابل دستگاه قضایی بست نشینی میکند و خواهان عدالت شده است. این مادر فریاد میزند که عدالت کجاست. فریادهای این مادر بازتاب دهنده دردهای تمامی جامعه است. این خانواده اعتراض خود را به این شکل نشان میدهند. موضعی جسورانه و شکوهمند است. تمامی نهادهای مبارزه برای دمکراسی، شخصیتها احزاب و تمامی افرادی که برای خود شان انسانی قایل هستند، باید از این مبارزه حمایت کنند. نباید این مادر تنها گذاشته شود.
جنوب کوردستان و عراق تمامی مشکلات خود را نادیده گرفته و مشغول شنگال هستند
صبری اوک عضو شورای رهبری کنفدرالیسم جوامع کوردستان در بخش پایانی سخنان خود با اشاره به تهدیدهایی که علیه شنگال در جریان است اظهار داشت؛ میان بغداد و رهبری جنوب کوردستان مشکلات فراوان اجتماعی، اقتصادی و سیاسی دارند. اما آنها این مشکلات را نادیده گرفته و متوجه ایزدیان و شنگال شدهاند. هدف آنان چیست؟ اگر خودمدیریتی شنگال همچنان ادامه باشد مگر رهبری عراق و جنوب کوردستان چه چیزی را از دست میدهند؟ یا پارت دمکرات کوردستان در ادامه این وضعیت با چه تهدیدی روبرو میشود؟ عراق با چه تهدیدی روبرو میشود؟ هزاران نفر با قتلعام روبرو شدند، مورد ظلم و قتلعام قرار گرفتند، این نسلکشی از سوی سازمان ملل متحد نیز به طور رسمی پذیرفته شده است. چنین جامعهای چگونه میتواند ضرر و آسیب را متوجه دیگران کند؟
هم اکنون نیز زنان و کودکانی وجود دارند که ربوده شده و در بردگی به سر میبرند. دولت عراق باید بتواند زندگی هزاران زن و کودک ایزدی را از نزدیک ببیند. من میپرسم کسانی مانند حیدر ششو در زمانی که به شنگال حمله شد کجا بودند و چه هزینهای دادند؟ هم اکنون نیز هزاران زن و کودک ایزدی مفقود هستند. برود و آنها را نجات دهد. همین مسئله برای پارت دمکرات کوردستان نیز مصداقیت دارد.
حزب دمکراتیک خلقها در ترکیه اپوزیسیون واقعی است
صبری اوک عضو شورای رهبری کنفدرالیسم جوامع کوردستان اعلام نمود که حزب دمکراتیک خلقها در ترکیه اپوزیسیون واقعی است و در این باره افزود: یعنی اپوزیسیون دمکراتیکی که حقوق زنان، جوانان و تمامی بخشهای جامعه را حفاظت میکند، تنها حزب دمکراتیک خلقهاست. رژیم فاشیست آ.ک.پ/م.ه.پ، خلق جمهوری و ایی پارتی اگر اپوزیسیون واقعی بودند، حاکمیت آ.ک.پ/م.ه.پ نمیتوانست حتی یک روز نیز در مسند قدرت باقی بماند. اگر احزاب سیاسی همه با یکدیگر ائتلاف میکردند، با بیانیهای اعلام میکردند آ.ک.پ و م.ه.پ مانند یک مرغداری این کشور را اداره میکند، در چارچوب منافع خود عمل میکند، در مقابله با این وضعیت اعتراض میکردند، حاکمیت آ.ک.پ/م.ه.پ نمی توانست حتی یک روز کشور را اداره کند. اما چنین اقدامی را انجام نمیدهند. چرا؟ زیرا آنان در اعماق فکر و ذهن خود از فرهنگ دمکراسی بهرهای ندارند.
خصوصا که از مسئله کورد و دمکراتیک کردن ترکیه بسیار میترسند. در این میان تنها حزب دمکراتیک خلقهاست که با مسئولیت عمل نموده و موضعی جسورانه را از خود نشان میدهد. به همین دلیل مشاهده میشود که هیچگونه اقدامی نمانده است که به آن دست نزند. اخیرا عمر فاروق گرگرلیاوغلو را دستگیر کردهاند. گرگرلیاوغلو انسانی شریف است، در تمامی شرایط مدافع حقوق بشر است. مسئله شکنجه فردی را توسط پلیس رسانهای کرده بود، به همین دلیل با زور و ارعاب وی را در منزل خود دستگیر میکنند. این اقدام ماهیت دولت را مشخص میکند. هدف اینست که این هیچ کس علیه حاکمیت صخنی بر زبان نیاورد. تلاش میکنند که تا همه را ساکت کنند. در اینجا است که اراده نستوه حزب دمکراتیک خلقها ظاهر میشود. میدانند که اگر حزب دمکراتیک خلقها را از میان بردارند، راه آنان هموار میشود. بسیار مهم است که این مبارزه و مقاومت جسورانه از سوی حزب دمکراتیک خلقها ادامه پیدا کند. باید اعتماد به نفس داشته و موضعگیریهای خود را ادامه دهند.
نباید مادر شنیاشار تنها گذاشته نشود
صبری اوک در ادامه سخنان خود ضمن اشاره به مقاومت خانواده شنیاشار اظهار داشت: این مادر پیر با فرزندش ۲۴ ساعته در مقابل دستگاه قضایی بست نشینی میکند و خواهان عدالت شده است. این مادر فریاد میزند که عدالت کجاست. فریادهای این مادر بازتاب دهنده دردهای تمامی جامعه است. این خانواده اعتراض خود را به این شکل نشان میدهند. موضعی جسورانه و شکوهمند است. تمامی نهادهای مبارزه برای دمکراسی، شخصیتها احزاب و تمامی افرادی که برای خود شان انسانی قایل هستند، باید از این مبارزه حمایت کنند. نباید این مادر تنها گذاشته شود.
جنوب کوردستان و عراق تمامی مشکلات خود را نادیده گرفته و مشغول شنگال هستند
صبری اوک عضو شورای رهبری کنفدرالیسم جوامع کوردستان در بخش پایانی سخنان خود با اشاره به تهدیدهایی که علیه شنگال در جریان است اظهار داشت؛ میان بغداد و رهبری جنوب کوردستان مشکلات فراوان اجتماعی، اقتصادی و سیاسی دارند. اما آنها این مشکلات را نادیده گرفته و متوجه ایزدیان و شنگال شدهاند. هدف آنان چیست؟ اگر خودمدیریتی شنگال همچنان ادامه باشد مگر رهبری عراق و جنوب کوردستان چه چیزی را از دست میدهند؟ یا پارت دمکرات کوردستان در ادامه این وضعیت با چه تهدیدی روبرو میشود؟ عراق با چه تهدیدی روبرو میشود؟ هزاران نفر با قتلعام روبرو شدند، مورد ظلم و قتلعام قرار گرفتند، این نسلکشی از سوی سازمان ملل متحد نیز به طور رسمی پذیرفته شده است. چنین جامعهای چگونه میتواند ضرر و آسیب را متوجه دیگران کند؟
هم اکنون نیز زنان و کودکانی وجود دارند که ربوده شده و در بردگی به سر میبرند. دولت عراق باید بتواند زندگی هزاران زن و کودک ایزدی را از نزدیک ببیند. من میپرسم کسانی مانند حیدر ششو در زمانی که به شنگال حمله شد کجا بودند و چه هزینهای دادند؟ هم اکنون نیز هزاران زن و کودک ایزدی مفقود هستند. برود و آنها را نجات دهد. همین مسئله برای پارت دمکرات کوردستان نیز مصداقیت دارد.
گذار دموکراتیک
دولت از مبارزه امرالی در هراس است، به همین دلیل شکنجه در تمامی ابعاد را ادامه میدهد صبری اوک عضو شورای رهبری کنفدرالیسم جوامع کوردستان خاطرنشان ساخت که برخورد دولت ترک با رهبر آپو به هیچ عنوان مایه پذیرش نبوده، در این باره اظهار داشت رهبری مدت ۲۳ سال است…
تمامی این واقعیات را نادیده میگیرند. میخواهند تاریخ شنگال، رویدادهای صورت گرفته در شنگال را از خاطرهها پاک کنند. زمانی که به شنگال حمله شد، این حمله به عنوان ۷۳ فرمان معروف شد، در آن زمان بغداد چکار کرد؟ پارت دمکرات کوردستان چه اقدامی را در این زمینه انجام داد؟ سخن من متوجه نیروهای پیشمرگه نیست. زیرا نیروهای پیشمرگه به فرمان پارت دمکرات کوردسان ناگزیر به عقبنشینی شدند. هیچ کس در مقابل این حمله کاری انجام نداد. پس چرا اینقدر حرف میزنند و بیانیههای تحریک کننده را منتشر میکنند؟ با این گفتهها و این بیانیهها چه دستاوردی میتوانند داشته باشند؟ جامعه ایزدی به اندازه کافی ظلم را به خود دیده است. اکنون نیز ایزدیان تلاش میکنند تا تدریجا به سرزمین خود بازگشته و بر آلام خود مرهمی بگذارند. تنها چیزی میخواهند اینست که آزادانه زندگی کنند. این درخواست نه برای پارت دمکرات کوردستان و نه برای حکومت عراق مشکل آفرین نخواهد بود.
پارت دمکرات کوردستان و حکومت عراق بیش از این جامعه ایزدی را تحریک نکنند
در این مرحله شاهد بازی ناعادلانهای هستیم پیش از هر چیز باید حیدر ششو جواب بدهد: چند کودک ایزدی را نجات داده است؟ چند زن ایزدی را از دست داعش نجات داده است؟ همین سوال را از پارت دمکرات و حکومت عراق نیز میپرسیم. در درجه نخست باید به جامعه ایزدی پاسخ بدهند، سپس به افکار عمومی جهانی. اما تمامی این موارد را از یاد بردهاند. علیرغم اینکه مشکلات زیادی داشته و نمیتوانند از زیر بار این مشکلات شانه خالی کنند، تنها توجه انها شنگال است. چنین مسالهای ناعادلانه است. اما از طرف دیگر این مسئله طرح دولت ترک است. در نتیجه فشارها و تهدیدهای دولت ترک است. هر چند دولت عراق نمیگوید که دولت ترک بر آنها فشار وارد میکند، اما مسئله این است. اما دولت عراق از حاکمیت خود برخوردار است، یعنی اگر یک روز وارد بغداد شوند آیا شما همینگونه برخورد میکنید؟ دولت عراق لازم است که اعلام کند ترکیه در این باره هیچگونه حقی برای دخالت ندارد. یعنی با گفتههای دولت ترک حرکت نکنند، در چنین صورتی است که نه از جدیت دولت و نه از حاکمیت دولت چیزی باقی نمیماند.
همین مسئله در مورد پارت دمکرات کوردستان نیز مصداق دارد. بخشهای زیادی از جنوب کوردستان از سوی دولت ترک مورد اشغال واقع شده است. گویا این اشغالگریها کافی نبوده و میخواهند تمام شنگال را نیز اشغال کنند. هدف از بیانیههای تحریک کننده پارت دمکرات چیست؟ تمامی این مسائل اشتباه هستند. بدون گمان جامعه ایزدی ما مقاومت میکند. جامعه ایزدی علیرغم حمله و فشارها، کوهستان شنگال را ترک نکرد. بدون شک کسانی که این منطقه را دیدهاند، این مسئله را درم میکنند. برخی از سر ناگزیری و ترس مجبور شدند آنجا را ترک کنند. اما کسانی که در انجا ماندند، مقاومت کردند، هزینه دادند و این مسئله بسیار مهم است. اکنون نیز این ایزدیان میخواهند که آزادانه زندگی کنند. میگویند که هم شهروند عراق و هم حاکمیت جنوب کوردستان را به رسمیت میشناسند. در این خصوص میتوانند در چارچوبی حقوقی به تفاهم برسند.
آیا شنگال ادعایی برای از میان برداشتن حاکمیت جنوب کوردستان و بغداد دارد؟ پس مسئله چیست؟ فقط با فشارهای دولت ترک دست به این اقدامات میزنید؟ دولت ترک که به اندازه کافی جنوب کوردستان را اشغال کرده است. آیا چیزی در دست پارت دمکرات کوردستان باقی مانده است که خارج از اراده دولت ترک نباشد؟ مایه تاسف است. به این اقدامات دست نزنید، به بهانه ارتباطات خود به این اقدامات مشروعیت ندهید. شما نیز مدیریتی هستید که از حاکمیت برخوردار هستید. حداقل در گفته موضعگیری کنید. جامعه ایزدی جامعهای سوگوار است. هزاران نفر از این جامعه جان خود را از دست دادهاند. با تمامی این دردها، میخواهند دردها و آلام دیگری را بر این جامعه تحمیل کنند. بدون شک جامعه ایزدی نیز این مسئله را نمیپذیرد. باید به خواستها و مطالبات این جامعه احترام گذاشت.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
پارت دمکرات کوردستان و حکومت عراق بیش از این جامعه ایزدی را تحریک نکنند
در این مرحله شاهد بازی ناعادلانهای هستیم پیش از هر چیز باید حیدر ششو جواب بدهد: چند کودک ایزدی را نجات داده است؟ چند زن ایزدی را از دست داعش نجات داده است؟ همین سوال را از پارت دمکرات و حکومت عراق نیز میپرسیم. در درجه نخست باید به جامعه ایزدی پاسخ بدهند، سپس به افکار عمومی جهانی. اما تمامی این موارد را از یاد بردهاند. علیرغم اینکه مشکلات زیادی داشته و نمیتوانند از زیر بار این مشکلات شانه خالی کنند، تنها توجه انها شنگال است. چنین مسالهای ناعادلانه است. اما از طرف دیگر این مسئله طرح دولت ترک است. در نتیجه فشارها و تهدیدهای دولت ترک است. هر چند دولت عراق نمیگوید که دولت ترک بر آنها فشار وارد میکند، اما مسئله این است. اما دولت عراق از حاکمیت خود برخوردار است، یعنی اگر یک روز وارد بغداد شوند آیا شما همینگونه برخورد میکنید؟ دولت عراق لازم است که اعلام کند ترکیه در این باره هیچگونه حقی برای دخالت ندارد. یعنی با گفتههای دولت ترک حرکت نکنند، در چنین صورتی است که نه از جدیت دولت و نه از حاکمیت دولت چیزی باقی نمیماند.
همین مسئله در مورد پارت دمکرات کوردستان نیز مصداق دارد. بخشهای زیادی از جنوب کوردستان از سوی دولت ترک مورد اشغال واقع شده است. گویا این اشغالگریها کافی نبوده و میخواهند تمام شنگال را نیز اشغال کنند. هدف از بیانیههای تحریک کننده پارت دمکرات چیست؟ تمامی این مسائل اشتباه هستند. بدون گمان جامعه ایزدی ما مقاومت میکند. جامعه ایزدی علیرغم حمله و فشارها، کوهستان شنگال را ترک نکرد. بدون شک کسانی که این منطقه را دیدهاند، این مسئله را درم میکنند. برخی از سر ناگزیری و ترس مجبور شدند آنجا را ترک کنند. اما کسانی که در انجا ماندند، مقاومت کردند، هزینه دادند و این مسئله بسیار مهم است. اکنون نیز این ایزدیان میخواهند که آزادانه زندگی کنند. میگویند که هم شهروند عراق و هم حاکمیت جنوب کوردستان را به رسمیت میشناسند. در این خصوص میتوانند در چارچوبی حقوقی به تفاهم برسند.
آیا شنگال ادعایی برای از میان برداشتن حاکمیت جنوب کوردستان و بغداد دارد؟ پس مسئله چیست؟ فقط با فشارهای دولت ترک دست به این اقدامات میزنید؟ دولت ترک که به اندازه کافی جنوب کوردستان را اشغال کرده است. آیا چیزی در دست پارت دمکرات کوردستان باقی مانده است که خارج از اراده دولت ترک نباشد؟ مایه تاسف است. به این اقدامات دست نزنید، به بهانه ارتباطات خود به این اقدامات مشروعیت ندهید. شما نیز مدیریتی هستید که از حاکمیت برخوردار هستید. حداقل در گفته موضعگیری کنید. جامعه ایزدی جامعهای سوگوار است. هزاران نفر از این جامعه جان خود را از دست دادهاند. با تمامی این دردها، میخواهند دردها و آلام دیگری را بر این جامعه تحمیل کنند. بدون شک جامعه ایزدی نیز این مسئله را نمیپذیرد. باید به خواستها و مطالبات این جامعه احترام گذاشت.
ANF
🆔 @GozarDemocratic