گذار دموکراتیک
1.6K subscribers
8.55K photos
3.7K videos
608 files
5.53K links
تلاش برای ایجاد دموکراسی در ایران و چاره یابی مسئلە کورد

آدرس وبسایت ما:
www.kodar.info ✔️
www.kjar.online ✔️
www.pjak.eu ✔️


ارتباط با ادمین:
@gozar_democratic ✔️

🆔 @GozarDemocratic
Download Telegram
تێکۆشانی ئازادی ژنان کە رێبەر ئاپۆ بە ڕەگەز و پراکتیکەکانی بەڕێوەی دەبات، بە هێڵی پەروەردە، شەڕ، رێکخستن و رێکخراوەییبوون، گەشەدان و دەستکەوتنی زۆری بەدەست هێناوە. ژنانی کورد کە لەسەر بناغەی بیردۆزیەکانی ئازادی رێبەرمان، ئازادی ژنان، ژنەلۆژی، خۆپاراستنی ژنان، هێڵی رێکخستنبوونی ژنان و ئەنەلیزەکانی ئازادی ژنان خەبات دەکەن، سەرکەوتنێکی گەورەیان بەدەست هێناوە و ئەمڕۆ لە ئاستێکدایە کە سەرەنجی هەموو جیهانی بەلای خۆیدا ڕاکێشاوە.

٤ی نیسان بە تەنها لەدایکبوونی ئازادی و رێبەر ئاپۆ نییە، بەڵکو لە هەمانکاتدا سەرلەنوێ زیندووبوونەوەی گەلانی رۆژهەڵاتی ناوەڕاستە کە بۆ خۆخوڵقاندنێکی نوێ لەناو تێکۆشاندایە کە بەم لەدایکبوونە دەیەوێت مێژووی دووبارە زیندووبوونەوە تۆمار بکات. وەک ئەو کاتەی کە قازی محەمەد کۆماری کوردستانی لە مەهاباد دامەزراند. لە کات و سەردەمێکدا کە هیچ رێگایەکی رزگاری بۆ گەلی کوردیان نەهێشتبوو، ئەم جارەش بە پێشەنگایەتی ئاکیف مامۆلار و زیلان پەپولەکان بە ناوی کوردەوە لەدایکبوونێکی دیکە بە سەرۆکایەتی پارتی ژیانی ئازادی کوردستان (پژاک) تۆمار دەکرێت.

پژاک سەرەتا بۆ ئازادی ژنان، بە بڕوا، سەبر و ئیرادەوە، هەنگاو بە هەنگاو تێکۆشانی خۆی فراوان کرد. لەگەڵ دامەزراندنی پژاک گەلی کورد لە رۆژهەڵاتی کوردستان، جارێکی دیکە بە جۆش و خڕۆشێکی گەورەوە، بە هیوای ئازادی، بە واتای تێکۆشان، هیوای ژیانەوەی قازانج کرد.  لە سایەی تێکۆشانی بێوێنەی ١٧ ساڵی پژاکدا، بە هوشیارکردن ژنانی کۆیلە، ژیانەوەی کۆمەڵگا و گەنجان، توانرا ژیان سەرلەنوێ واتادار ببێت.  بەم شێوەیە پژاک گەشەدانی زۆر گرنگی لە رۆژهەڵاتی کوردستان تۆمار کرد.

لەدژی رژێمی ئێران، لە مێژووی کوردستاندا ژمارەیەکی زۆر پارتی تێکۆشانیان کردووە. بەڵام نەیانتوانیوە سیستمی جێگرەوە دروست بکەن و بە پێچەوانەوە سیستمێکی دەوڵەتپارێز، سەردەست بە پێی داواکاری خۆیان سیستمیان بنیاتناوە. بۆیەش پژاک بە ئایدۆلۆژی مۆدێرنیتەی دیموکراتی، نەتەوەی دەمۆکراتیک، خۆسەری دیموکراتیکی رێبەر ئاپۆ لە چوارچێوەی سیستمبووندا، بووەتە خاوەن جێگرەوەیەکی مێژوویی.

ئێمەش وەک کژار بەم بۆنەیەوە، جارێکی دیکە رایدەگەیەنین: هەم ٤ی نیسان رۆژی لەدایکبوونی رێبەرمان بە خۆشەویستی و رێزێکی گەورەوە پیرۆز دەکەین و هەم رۆژی دامەزراندنی پارتی ژیانی ئازادی کوردستان (پژاک) بە جۆش و خڕۆشەوە پیرۆز دەکەین. بەم ٤ی نیسانە، زەویەکانمان جارێکیتر بە تۆی ئازادی دەچێنین و نەمامەکان گەورە دەکەین و جیهان بە عەقڵ و دەستی ژنان جارێکیتر بنیات دەنێینەوە. هەروەها دەڵێین کە تێکۆشانمان کە لە ٨ی ئازاری ئەمساڵەوە بە بەهێزی دەستپێکرد و لەگەڵ ئاگری نەورۆز فراوانتر بوو، بە پیرۆزکردنی ٤ی نیسان دەگەیەنینە لوتکە. لەسەر ئەم بناغەیە، وەرن با هەموومان پێکەوە، ٤ی نیسان بکەینە رۆژی ئازادی جەستەیی رێبەر ئاپۆ و بانگ لە ژنان، گەنجان، پیر و منداڵان دەکەین، هەرچیەکیان لە دەست دێت ئەنجامی بدەن.”

#جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان


🆔 @kjar_2014
پژاک هفده سالگی خود را شکوهمندانه جشن گرفت

پژاک هفده سالگی خود و هفتادوسه سالگی رهبر آپو را شکوهمندانه در کوهستان‌های آزاد کردستان جشن گرفت.


🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
Photo
پژاک هفده سالگی خود را شکوهمندانه جشن گرفت

پژاک هفده سالگی خود و هفتادوسه سالگی رهبر آپو را شکوهمندانه در کوهستان‌های آزاد کردستان جشن گرفت.



در ۴/۴/۲۰۲۱ گریلاهای حزب حیات آزاد کوردستان (پژاک) به همراه خلق در کوهستان‌های آزاد کوردستان مراسمی در بزرگداشت ۴ آوریل برگزار نمودند.

ابتدا در شب چهارم آوریل تعدادی از گریلاهای کردستان به همراه خلق آتشی به شکل نام آپو در کوهستان‌های آزاد کوردستان برپا نموده و با شعار درود بر رهبر آپو و مقاومت امرالی به پیشواز روز چهارم آوریل رفتند.

طی برگزرای مراسم شکوهمندانه‌ی ۴ آوریل خلق و گریلا به احترام یاد و خاطره‌‌ی شهدای راه آزادی خصوصا شهدا زاگرس مانی و شوگر چیا یک دقیقه سکوت نموده و در ادامه نوژین بریتان عضو مجلس پژاک در مورد اهمیت این روز گفت: ۴ آوریل از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. روز رستاخیز خلقی در آن نهفته است. در این روز مبارزات خلق کورد در راستای کسب هویت و فرهنگ واقعی زنده و روز به روز گسترش یافت.

وی ادامه داد: لازم است گریلا و خلق و میهن‌دوستان و کادرهای محلی با فهم و درکی عمیق از این روز به مبارزه بپردازند. باید بدانیم که تاسیس یک حزب با افکار و فلسفه‌ی رهبر آپو به معنی شرافت و کرامت انسانیت می‌باشد. رهبر آپو در مقابل تمام هجمه‌ها در راستای از میان برداشتن خلق کورد خصوصا در امرالی مقاومتی تاریخی از خود نشان داده است.

بریتان در مورد سالگرد تاسیس حزب حیات آزاد کوردستان پژاک گفت: پژاک در طول ۱۷ سال از مبارزات خود شهدای گرانقدری تقدیم نموده که با مبارزه و جان‌فشانی‌های خود تاریخی معنامند برجای گذاشته‌اند. تاریخی که ملزم به پیروزی و تحقق اهداف شهدا است. پژاک با ادعا و عزم راسخ بر تحقق اهداف دمکراتیک گام بر می‌دارد و از هر لحاظ خود را آماده می‌نماید. ۴ آوریل می‌تواند به سرآغازی برای ارتقای مبارزات و پیشبرد سیاست دمکراتیک در ایران و روژهلات کوردستان مبدل گردد.

نوژین بریتان عضو مجلس پژاک در انتها گفت: بایستی میهن‌دوستان و طرفداران پژاک با افکار و فلسفه‌ی رهبر آپو تمام میادین را به میادین مبارزه و گسترده‌تر نمودن افکار رهبریت مبدل نمایند.

پس از برگزاری مراسم و آواز و شعرخوانی از سوی خلق و گریلا، مراسم با درختکاری به معنای تجدید پیمان با رهبر آپو و طبیعت ادامه‌ یافت.

در ادامه‌ی مراسم ۴ آرویل فاطمه سقزی از شهرواندن روژهلات کوردستان گفت: این روز را بر تمام خلق کورد و آزادیخواهان خصوصا خانواده‌های شهدا تبریک می‌گویم. لازم است تا رسیدن آگاهی موثقی از رهبرمان از پای ننشینیم زیرا وضعیت سلامتی رهبر آپو در خطر است.

همچنین روناهی سنه فعال زن، این روز را به خلق کورد و خانواده‌ی رهبر آپو و تمام کسانی که برای رسیدن به آزادی مبارزه می‌نمایند تبریک و گفت: لازم است با آگاهی بر وضعیت کنونی کوردستان در مقابل استعمارگری گام برداریم. بایستی آزادی رهبر آپو از اهداف اصلی هر فرد کورد باشد. در این راستا جوانان بر تحقق اهداف بایستی به مبارزه علیه ظلم و استبداد بپاخیزند.

خنده سردار قادر از شهروندان کوردستانی این روز را بر رهبر آپو و تمام آزادیخواهان تبریک گفت و افزود: این روز با شکوه را بر تمام آزادیخواهان و خانواده‌های شهدا تبریک می‌گویم و تمام امید و آرزویم پیروزی گریلاها در همه‌ی میادین مبارزه است. برای هر چهار بخش کوردستان و مبارزات آن آرزوی پیروزی دارم.

ریبین سنه، فعال سیاسی نیز در مورد این روز گفت: لازم است جوانان و خلق کورد با شناخت کافی از دشمنان به مبارزه علیه ظلم و استبداد به مبارزه به بپاخیزند. بدانیم که با رهبری آزاد می‌توانیم به خواسته‌ها و اهداف خود دست یابیم.

در ادامه نیز جوانا سنه عضو شورای هماهنگی کژار ۴ آوریل مصادف با سالروز تولد رهبر آپو و تاسیس پژاک را بر تمام خلق کورد و آزادیخواهان تبریک و گفت: این روز به معنای رستاخیز خلق کورد و خلق‌های تحت استعمار است. هم زمان این روز به معنی میلاد آزادی زن می‌باشد. ۱۷ سال مقاومت و مبارزه‌ی پژاک تعریفی نوین از مبارزه و حیات آزاد را در روژهلات کوردستان به ارمغان آورد. موجودیت خلق کورد در تعریف رهبر آپو برای خلق و آزادی خود را معنا می‌بخشد. لازم است تا آزادی رهبرمان از پای ننشینیم و به مبارزاتمان ادامه دهیم.

در انتها نیز مراسم ۴ آوریل با رقص و پایکوبی از سوی خلق و گریلا خاتمه یافت.



ANF




🆔 @GozarDemocratic
عملکرد ۱۷ ساله پژاک



رامتین صبا


🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
عملکرد ۱۷ ساله پژاک رامتین صبا 🆔 @GozarDemocratic
عملکرد ۱۷ ساله پژاک



رامتین صبا



پژاک طی هفده‌ سال مبارزه، به مرحله‌ای رسیده که واکاوی عوامل موفقیت و موانع سر راه را می‌توان در کنار دستاوردهای عظیم آن برشمرد. از جمله احزابی است که طی عمر کوتاه خود بیشتر بر مقوله «حزبی شدن» اصولی و فلسفی که همه‌ی احزاب خاورمیانه در آن شکست خورده‌اند، تمرکز کرده و همچنان به روند آن که تنها ضامن موفقیت است، ادامه می‌دهد. منطق پژاک این است که پیش از هر چیز باید حزب حقیقی شود و به موازات آن هم به‌صورت همزمان مشارکت مردمی و انقلاب خلقی را به ‌جریان بیاندازد. همان‌طور که تاریخ شاهد است، فعلا تنها احزاب آپویی توانسته‌اند معیارها و مبداهای حزبی ‌شدن را رعایت نمایند و به مراحلی پیشرفته از آن دست‌ یابند. حزبی ‌شدن بدان معنا که تمامی ملزومات و ضروریات یک حزب سیاسی، ایدئولوژیک، اقتصادی و فرهنگی را با تکیه بر اخلاق و سیاست دموکراتیک بجای آورد و در عین زمان آن را خلقی سازد که دارای دو مرحله «تکوین حزبی و خلقی‌ شدن دموکراتیک» است. یک حزب جامع و کامل در تمامی ابعاد. مسلما پژاک همچنان به تلاش خود ادامه می‌دهد و به‌طور کامل به تکوین حزبی جامع نایل نگشته زیرا تکوین جامع بستگی به اوضاع سیاسی – امنیتی کردستان و جنگ مسلحانه و یا صلح بستگی دارد تا تکمیل گردد. چه‌بسا تکمیل‌ شدن آن نیز بستگی به امر میزان «مشارکت دموکراتیک خلق» دارد. هر انقلاب دارای دو ستون است: ستون گریلا و حزب، مشارکت دموکراتیک خلق. سازماندهی خلق به‌صورت گسترده تنها راه تحقق مشارکت خلق است که به شرایط خاص جهت ورود پژاک به آن نیاز دارد که این شرایط به‌طور نسبی مهیا گشته و بیشتر به اوضاع هر چهار بخش کردستان و مراحل خطرناک جنگ جهانی ‌سوم که هم ‌اکنون در اواسط خود در خاورمیانه با مرکزیت کردستان قرار دارد، منوط است.

به عملکرد هفده ساله پژاک می‌پردازیم که باید برای این تفسیرات به ریشه‌های ظهور پژاک بپردازیم. یک وضعیت تاریخی خاص در گسترش مبارزات آپو‍یی در شرق کردستان، دخیل است و آن، رخداد قیام ۱۹۹۰ میلادی در شمال کردستان با پیشاهنگی پ.ک.ک بود. تبعات این قیام، مسلما دیگر بخش‌های کردستان را تحت تاثیر قرار داد و اگرچه با دخالت قدرت‌های اشغالگر جهانی آن قیام در ترکیه سرکوب شد، اما دستاوردهایی عظیم داشت و جوانان و انقلابیون بخش‌های دیگر کردستان در صفوف پ.ک.ک افزایش یافت. صدها جوان کرد شرق کردستان از آن ‍پس به صفوف گریلا پیوستند و اولین نطفه‌های تولد پژاک شکل گرفت. آن قیام در واقع قیام گسترش اندیشه آپویی در سایر بخش‌های کردستان هم بود. پس از چند سال بسیاری از جوانان فعال و مبارز نیز در شهرهای شرق کردستان و ایران هسته‌هایی سازمانی، به‌خصوص دانشجویی تشکیل دادند که از جمله آن هسته‌ها، دانشجویان دانشگاه تبریز و هسته‌های مریوان بود که فعالیت‌های سازمانی ‍پایه‌ای ارزشمندی را به انجام رسانده و بسیاری از آن‌ها در سال‌های پس از آن به صفوف گریلا پیوستند.

قیام سوم اسفند اما در سال ۱۹۹۹(۱۳۷۷ ش) مرحله دیگری بود که مشارکت در انقلاب آپویی را در شرق کردستان به فاز دیگری وارد کرد. قیام خلق در سوم اسفند جهت محکوم‌کردن توطئه بین‌المللی علیه رهبر آپو و پیوستن خیل جوانان به گریلا یک برگ زرین از تاریخ است که ضرورت تاسیس پژاک را خاطرنشان ساخت. خلق‌مان در آن قیام، رنج کشید، شهدایی تقدیم کرد و می‌بایست آن را به یک نظم مبارزاتی مبدل سازد که تنها راه تاسیس یک حزب مدرن با رعایت تمامی معیارها و مبداهای تکوین حزبی بود. مدرن‌ بودن بدان معنا که تا آن موقع ده‌ها حزب در شرق کردستان طی یک قرن پیدایش یافته ولی به دلیل شکست در تکوین حزبی، دچار شکست شدند. این وظیفه‌ی تاریخی و انسانی را پژاک از آن خود دانست و کمر همت بدان بست. اتفاقا طلیعه‌ی کنفدرالیسم دموکراتیک و ملت دموکراتیک از سال ۲۰۰۲ الی ۲۰۰۴ که به مثابه یک پارادایم نوین از سوی رهبر آپو به خلق‌ها خصوصا خلق کرد ارزانی داشته شد، روشنگر راه ظهور پژاک با هدف تکوین حزبی شد. چه‌بسا تا آن موقع هیچ حزبی در کردستان و خاورمیانه نتوانسته بود از پارادایم کلاسیک چپ‌ و راست‌گرایی گذار صورت دهد. آن مهم هم به فلسفه و ایدئولوژی بسیار قوی نیاز داشت. رهبر آپو نیز فلسفه‌ای به ارمغان آورد که نه تنها کردستانی و خاورمیانه‌ای بلکه در سطح جهانی مطرح است و صدها اندیشمند مطرح جهانی بدان اذعان نموده و هزاران مبارز از کشورهای جهان از آن حمایت به عمل آورده‌اند. یک پارادایم خارج از حوزه‌ و حیطه‌های دولت‌گرایی، طبقه‌گرایی و تمدنی قدرت‌گرا. پارادایمی که در یک جمله خلاصه می‌شود: جامعه دموکراتیک و اکولوژیک مبتنی بر آزادی زن. اتفاقا خلق یک جامعه دموکراتیک با بنیان‌های اکولوژیک که بر ستون آزادی کامل زن استوار باشد، تاکنون در سطح جهان رخ نداده است.
گذار دموکراتیک
عملکرد ۱۷ ساله پژاک رامتین صبا 🆔 @GozarDemocratic
این اقدام جهانی و بشری را جنبش آپویی با کمال افتخار برای اولین‌بار در تاریخ ولی با تکیه بر دستاوردهای تاریخی بشری به انجام رسانده که رهبر آپو این رویداد را تولد سوم برای خود و حزب کارگران کردستان نامگذاری کرده‌اند. ظهور همزمان پژاک نیز یک خوش‌یمنی و شانس بزرگ است، زیرا توانست از سال ۲۰۰۳ گام عملی بردارد و مطابق مبداهای آن مسیر حزبی‌شدن فلسفی و منطقی را طی نماید.

در پارادایم کلاسیک، اتکای اصلی بر پدیده‌ی دولت‌گرایی است که پژاک در سایه رنج‌های رهبر آپو از همان اوان ظهور به سمت آن نرفت و به یکباره راهبرد پارادایم نوین را در پیش گرفت. گام دوم، تکیه بر آزادی زن و ایدئولوژی خاص آن است که واضع فلسفه حقیقی آزادی زن در جریان تکوین حزبی، رهبر آپو است. یکی از پایه‌های تکوین حزبی، آزادی زن است که معضل و مسئله‌ای جهانی می‌باشد. پس پژاک موجودیت خویش را با توسل به آن تفسیر حقیقی کرد. این موفقیت بزرگ، از همان اوان ظهور، راه فعالیت‌های انقلابی دیگر را نیز بروی گریلا گشود. مطابق پارادایم نوین، یکی دیگر از اصول، اصل اکولوژیک ‌کردن تمامی فعالیت‌های بشری در عصر سرمایه‌داری و گذار از نظام سرمایه به نظام جامعه اقتصادی است. صنعت‌گرایی سرمایه‌داری بزرگ‌ترین ضربات مهلک را بر پیکره جوامع انسانی وارد آورده است. رسالت اکولوژیک‌ کردن به یک اندیشه و فلسفه پیشرفته و مدرن نیاز داشت که از افق یک جهان‌بینی جامع جهانی برخوردار باشد. رهبر آپو این افق را گشود و پایه‌های کنفدرالیسم و ملت دموکراتیک را بر روی مقوله اکولوژی قرار داد و مدرنیته سرمایه‌داری را عامل تمامی تخریبات چهارصد ساله گذشته دانست. بنابراین یک انقلاب کامل نیست مگر با توجه مضاعف به اصول اکولوژی. پژاک با انتخاب پارادایم نوین، از همان اوان فعالیت‌ها و مبارزاتش را استوار به مفاهیم ناب اکولوژی در برساخت جامعه گرداند. این گام ارزشمند درحالی بود که رژیم ایران در شرق کردستان به تخریبات زیست‌محیطی گسترده دست زده و می‌زند. پس ظهور قوی پژاک در حیطه اندیشه، عرصه قوی عمل را نیز به دنبال داشته و خواهد داشت.

گام اساسی پژاک استوار گردانیدن تمامی مبداهای مذکور بر بنیان یک مفهوم کلیدی بود: «دموکراسی». رهبر آپو در سال ۲۰۰۲ با ارائه‌ی کنفدرالیسم و ملت دموکراتیک، اذعان کردند که در پارادایم نوین خویش مبنا را تمرکز بر دموکراسی قرار داده و در درجه‌ی دوم، بر مقوله‌ی سیاست. دموکراسی چیزی است که تمامی جهان، به‌ویژه خاورمیانه از آن رنج می‌برند. آنچه جایگزین مدرنیته سرمایه‌داری و تمدن مرکزگرا است، مدرنیته و تمدن دموکراتیک است که واضع آن رهبر آپو در امرالی هستند. قطع‌یقین هیچ حزبی به درجات کامل تکوین حزبی در چند قرن اخیر نمی‌رسد، مگر اینکه در مبارزه با مدرنیته سرمایه‌داری به یک اندیشه خالص مبارزاتی سوسیالیستی و دموکراتیک دست‌ یابد. تمام تلاش رهبری با توجه به مسائل حاد جامعه جهانی، مسئله‌ی سرطان سرمایه‌داری است. سرمایه‌داری با تحمیل دولت‌گرایی سلطه‌گر بر جامعه، نابودی اکولوژی از راه هوس‌های سرمایه، پول و صنعت و نیز هزار بار برده ‌ساختن زن به شیوه‌های نوین، نابودگر بزرگ دموکراسی و ترویج برده‌داری مدرن است. این یک واقعیت است که در جهان، فردی باقی نمانده که به نحوی از انحاء برده گردانده نشده باشد. در تکوین حزبی، توجه به این قضایا از ضروریات و شروط بنیادین می‌باشد. پژاک در این مسیر مبارزاتی به آن قضایا توجه مبرم دارد و همچنان به تکاپو ادامه می‌دهد. بخش بزرگی از راه را طی نموده و بنای هر فعالیت گریلایی و خلقی را در چارچوب انقلاب مدرن بر مبارزه علیه سرمایه‌داری گذاشته.

دست بر قضا، ظهور پژاک و آغاز مبارزاتش مصادف بود با پای گذاشتن نظامی آمریکا و قدرت‌های جهانی به خاورمیانه با اشغال افغانستان و عراق (در سال ۲۰۰۳). تاسیس پژاک در سال ۲۰۰۴ اهمیت خطیر نحوه‌ی مبارزه ایدئولوژیک و فلسفی را در عرصه عمل نمایاند. تاکنون در تاریخ کردستان جز احزاب آپویی، هیچ حزبی باقی نمانده که از سیر نفوذ، حاکمیت و وابستگی قدرت‌های بزرگ جهانی و منطقه‌ای رهایی یابد. قطعا یکی از اصول ریشه‌ای حزبی‌شدن، ایستادن بر پای خود و حذر از وابستگی به ابرقدرت‌های جهانی و قدرت‌های منطقه‌ای است. برای اینکه خشت نخست کج بنا نهاده نشود تا دیوار تا ثریا کج نرود، در همان اوایل ظهور، پژاک مهر خود را بر کسب یک هویت اصیل کردی گذاشت و آن عدم وابستگی به قدرت‌های بیگانه است.

وابستگی به بیگانگان و عدم استقلال مبارزاتی، در تاریخ معاصر به‌ویژه از دوران مشروطه تا به امروز تمامی احزاب منطقه را در کام مرگ و فروپاشی فرو برده است. وابسته‌سازی یک برنامه طولانی‌مدت نظام سرمایه‌داری جهانی است چه به لحاظ سیاسی و چه اقتصادی و ایدئولوژیک.
گذار دموکراتیک
عملکرد ۱۷ ساله پژاک رامتین صبا 🆔 @GozarDemocratic
رهبر آپو در سطح جهانی و در کاتاگوری‌های فراگیر قاره‌ای و کشوری به این مقوله بنیادین بشری اندیشید و در وضع پارادایم نوین، مسیری برگزید که از فرد گرفته تا جامعه از زیر یوغ استعمار و بردگی سرمایه‌داری رهایی یابد. شروع این کار از حزب و حزبی‌شدن و گریلا و تشکل مبارزاتی بود. پژاک هم از این شانس بزرگ استفاده نمود و تولد خود را در شرایط مبارزاتی ناب به انجام رساند. تنها نقطه‌ی اتکای‌ او بر کوهستان‌های سربه‌فلک‌کشیده کردستان است نه قدرت‌ها و دول بیگانه. این، درس عبرت‌ گرفتن از تاریخ کردستان برای رهایی خود و ملت کرد بود. شرط موفقیت و بقای خلق کرد را در عدم ‌وابستگی تشخیص داد. در شرایطی که خاورمیانه ‍پس از اشغال عراق در اواسط جنگ جهانی سوم قرار دارد و اتفاقا کانون اصلی و مرکزی این جنگ را کردستان قرار داده‌اند و کردها درگیر جنگ‌ با خون‌خوارترین رژیم‌های ایران، ترکیه، عراق و سوریه هستند، هرگونه وابستگی مادی و معنوی به یک نیرو و دولت خارجی مسلما یعنی امضای مرگ خود. دشمنان در اوایل ظهور، انگ‌های زیادی به پژاک چسباندند و برای اینکه آن را نزد مردم سیاه جلوه دهند، ادعا کردند که «توسط جمهوری اسلامی» تاسیس شده، ایران هم در اوج بیچارگی ادعا می‌کرد که «بدست اسرائیل ساخته شده» حتی برخی احزاب کرد که خود را رقیب عنوان کردند، ادعاهایی مشابه داشتند. سال‌ها مبارزه به‌ویژه حماسه‌های هزاران شهید در نبردهای روانسر، کوهستان‌های اورمیه، موکریان، سنه و کرماشان، حماسه‌ی قندیل و ده‌ها حماسه‌ی دیگر طی هفده سال گذشته اثبات کرد که این انگ‌ها به پژاک نمی‌چسبد. شهرت بزرگ حزب در سال‌های نخست، موجب شد پژاک مهر خود را با تمام قدرت بر عرصه مبارزه بکوبد. به یکباره بسیاری صاحب‌نظران و حتی خود مردم اذعان کردند که به تاثیرگذارترین حزب شرق کردستان مبدل شده است. واقع امر این است که اگر چه حزب هنوز به پیروزی کامل یعنی آزادی کردستان و ملت کرد نایل نگشته، اما هر سال یک فینال بزرگ را ‍پشت سر گذاشته و دستاوردهایی زنجیره‌ای کسب نموده که سنگ‌بنای موفقیت‌های بعدی است. اگر چنین نبود، حماسه‌ی قندیل به واقعیت نمی‌پیوست.

اتکای حزب بر نیروی خود موجب شد که سیستم متکثر سازمانی و حزبی چون کودار در سال ۲۰۱۴ که یک موفقیت بزرگ دیگر بود، ظهور کند. پارادایم دموکراتیک اجازه داد که حزب با سعه‌صدر بپذیرد که همه احزاب شرق کردستان و ایران در چارچوب «جامعه دموکراتیک و آزاد شرق کردستان(کودار)» جای گیرند. این اثبات کرد که پژاک خودخواه نیست و جدای از آحاد خلق و ملل، به همه‌ی احزاب سیاسی دیگر نیز می‌اندیشد و آن‌ها را در پروسه مبارزه سهیم‌ می‌گرداند. تمامی این‌ها در حالی بود که از قضا بسیاری احزاب علی‌رغم این تلاش‌های پژاک، با آن خصومت کرده و دست به ‍پروپاگاندای منفی زدند. حزب اما از تمامی آن موانع یکی‌به‌یکی گذر کرد و روابط دیپلماتیک با آن‌ها در راستای تحقق «کنگره ملی کرد» و «اتحاد ملی» برقرار ساخت. هنوز هم با اصرار کامل از آن تلاش‌ها دست برنداشته است.

به‌صورت همزمان در بسیاری مناطق علیه سپاه پاسداران رژیم ایران جنگید، هزاران شهید تقدیم کرد، خیابان را به خروش آورد، دانشگاه را به عرصه مبارزه مبدل کرد، زندان را در ایران تغییر داد، حماسه‌ی قندیل را در سال ۲۰۱۱ رقم زد و نیروی ۳۵ هزار نفری رژیم را شکست داد. همچنین هجمه‌های بسیاری احزاب را تحمل کرد. تهمت‌های ناروا را پاسخ داد تا بالاخره به مرحله کنونی امروز رسیده. به مرحله‌ای که امید تمامی خلق در شرق گشته است. اجازه نداده خون صدها شهید قیام سوم اسفند ۱۳۷۷ به هدر رود. با برگزاری هر کنگره خود، یک گام استوارتر در راستای تکوین حزبی برداشته و این روند ادامه دارد.

حزب ما برای رسیدن به آمال خود و تحقق آرزوهای ملت کرد، نیروی گریلا را که تکیه‌گاه اصلی در انقلاب است، مدرن‌تر ساخته است. این نیرو دیگر شبیه نیروهای چریک در هیچ جای دنیا حتی نیروهای پیشمرگ کردستان نیست، یک ساختار مدرن به خود گرفته و تمامی چارچوب‌ها را به لحاظ تاکتیکی و فرم، تغییر داده است. قطعا با اتکای بر گریلا‌ و پیشمرگ ‌بودن کلاسیک نمی‌توان مرحله‌ی کنونی جنگ انقلابی خلق را که دشمن به پیشرفته‌ترین تکنولوژی‌های نظامی روز دسترسی دارد، تحمل نمود. همین که پژاک به آن موفقیت دست یافته بزرگ‌ترین ارزش و جای بسی امید به آینده جنبش مبارزاتی خلق‌مان است. با چشم خود می‌بینیم که احزابی که این اصل یعنی مدرنیزاسیون را بجای نیاورده‌اند، به چه حالی اسفبار دچار گشته و در حال فروپاشی هستند. پژاک نه به پول، نه فکر و نه اسلحه نیروها، احزاب و دول بیگانه متکی است و نه به صداقت آن‌ها باور دارد. تنها بر خلق خود تکیه کرده و خواهد کرد. این بزرگ‌ترین شرافت در مسیر پرفرازونشیب است.
گذار دموکراتیک
عملکرد ۱۷ ساله پژاک رامتین صبا 🆔 @GozarDemocratic
آزادی ملت کرد و آزاد ساختن کردستان به اراده و فکر بزرگ‌تری نیاز دارد. پژاک اگرچه به موفقیت‌های کامل دست‌ نیافته و صادقانه آن را اذعان می‌دارد، اما حداقل صادق است و با جسارت و علی‌رغم امکانات بسیار کم و وجود بزرگ‌ترین دشمن، استوارانه به راه خود ادامه می‌دهد. خلقمان نیز این را می‌خواهد. پژاک حزبی است که انتقادات را با جان و دل می‌پذیرد و حرف مردم را به‌خوبی درک می‌کند. حتی با فدایی‌گری و تقدیم شهید به آن انتقادات و خواسته‌های خلقی پاسخ داده و خواهد داد. زیرا باور دارد که خلق ‌کرد که آن همه رنج کشیده و ناگواری‌ها را تحمل نموده، شایسته‌ی این فداکاری می‌باشد. این یک ارزش اخلاقی است که پژاک طی هفده‌سال گذشته بدون هیچ شائبه‌ای خلق نموده و با تمام وجود به آن باور دارد. می‌داند که آنچنان که می‌بایست، نتوانسته به‌خوبی بجنگد و خلق‌مان را آزاد سازد، اما از هیچ فداکاری‌ای دریغ نکرده و این برای یک حزب و یک خلق یک کرامت بزرگی است. مستقل و با اراده است و بر ملت و کوهستان تکیه دارد. تاریخ معاصر نشان داده که همین خصوصیات ضامن موفقیت است. پس مهم نیست چه‌ سختی‌هایی در پیش است، با چه دشمن خونخواری روبرو است، مهم، استواری در راه مبارزه است که پژاک علی‌رغم موانع، به آن اعتقاد دارد و هرگز به خیانت، ترک مبارزه و میدان دست نزده است. خلقمان هم بر این‌ها واقف است و با شایستگی بدان التفات دارد.




pjak.eu




🆔 @GozarDemocratic
Forwarded from Aryentv
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔺 پەیام و پیرۆزبایی #رێکخستنەکانی_پەژاک لە دەرەوەی وڵات بە بۆنەی رۆژی لەدایکبوونی #ڕێبەر_ئاپۆ و #ساڵیادی_دامەزراندنی_پەژاک


@aryentvnews
یک سده تعلیق در مسئله‌ی ملیت‌های ایران




#کاوان_کامدین


🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
یک سده تعلیق در مسئله‌ی ملیت‌های ایران #کاوان_کامدین 🆔 @GozarDemocratic
یک سده تعلیق در مسئله‌ی ملیت‌های ایران




#کاوان_کامدین


تاریخ‌نگاری سیاسی و اجتماعی ایرانی همواره از بعد عوامل خارجی به تاسیس دو جمهوری کردستان و آذربایجان در سال‌های پس از جنگ جهانی دوم نگریسته و مدام در تلاش است چنان وانمود کند که این تحولات اجتماعی در آن سال‌ها ثمره‌ی مداخلات خارجی بوده است. به جای نقد روابط « سرکوب ملیت‌ها و استبداد در ایران» بر جنبه‌های «توطئه خارجی و تجزیه‌طلبی داخلی» پافشاری می‌کند!

۷۵ سال از تاسیس و فروپاشی جمهوری‌های کردستان و آذربایجان می‌گذرد و برخلاف «خردمندان سیاسی» ایرانی، حل مسائل دموکراسی و آزادی در ایران که هیچ، روز به روز این بحران عمق پیدا کرده و این روند نهایتا از فروپاشی دو جمهوریت به فروپاشی «ایرانی باشکوه» منجر خواهد شد. زیرا خردمندان سیاسی و روشنفکری ایرانی نمی‌خواهند واقعیت داخلی مسئله را ببینند و مدام به عنوان تجزیه‌طلبی و توطئه‌گری به مسائل و مطالبات اجتماعی، فرهنگی و ملی ملل ایران می‌نگرند و نهایتا با پافشاری بر این طرز تفکر خود به شیوه‌ی غیرمنتظره‌ای عامل اساسی تجزیه ایران خواهند شد.

این یک واقعیت انکارناپذیر است که شرایط سیاسی-نظامی و خارجی طی ۱۹۴۱ موجب تاسیس نظام‌های «خودمدیریتی دوقلوی آذربایجان و کردستان» در شمال و غرب ایران در سال ۱۹۴۶شد. هر دو زاده‌ی یک تخمک در رحم یک مادر بودند. زیرا روز ۳ شهریور ۱۳۲۰ نیروهای ارتش سرخ شوروی از شمال و شرق و نیروهای بریتانیایی از جنوب و غرب از زمین و هوا وارد خاک ایران و این کشور را اشغال کردند. چون جنگی گرم در میان دو جبهه‌ی متفقین (اتحاد جماهیر شوروی، آمریکا، بریتانیا و چین) و متحدین ( آلمان نازی، امپراتوری ژاپن، پادشاهی ایتالیا) به مرحله‌ای حساس و استراتژیک رسیده بود؛ لشکرکشی و جنگ هیتلر با جماهیر شوروی تحت رهبری ژوزف استالین به نقطه‌ای سرنوشت‌ساز رسیده بود. این جنگ آن چنان سرنوشت‌ساز بود که دو دشمن خونی، یعنی ایالات متحده آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی (قطب سوسیالیستی و قطب کاپیتالیستی) را علیه فاشیسم داخل یک هم‌پیمانی سیاسی-نظامی سوق داده بود. خطر فاشیسم هیتلر که در حال پیشروی بود بریتانیا و آمریکا را ناگزیر به این پیمان سیاسی-نظامی کرده بود. در چنین شرایط حساسی رضاشاه و ایران که تا آن زمان پایگاه بریتانیا و آمریکا در خاورمیانه و غرب آسیا محسوب می‌گردید و در اوایل جنگ نیز اعلام «بی‌طرفی» کرده بود، طی پروسه جنگ تمایل به تغییر جبهه و وارد شدن به جبهه‌ی متحدین از خود نشان می‌داد. اشغال ایران در شرایط جنگ جهانی دوم جهت انتقال کمک‌های بریتانیا و آمریکا به شوروی به‌صورت پل تدارکاتی انجام گرفت. خاک ایران از شمال توسط نیروهای شوروی و از جنوب توسط نیروهای بریتانیایی اشغال شد و کمک‌های تسلیحاتی از مسیر خلیج با راه‌آهن بندر ماهشهر-تهران و بندر ترکمن به دریای خزر و بندر آستراخان از رود ولگا و استالینگراد به سوی اتحاد شوروی انجام گرفت. ارتش رضاشاه پهلوی که نتوانسته بود در مقابل تهاجمات آمریکا و بریتانیا مقاومت کند، منحل و شاه توسط بریتانیایی‌ها بازداشت و به آفریقای جنوبی و سپس جزیره موریس تبعید شد. در چنین شرایطی و با حمایت مستقیم جماهیر شوروی، جمهوری مهاباد و آذربایجان تاسیس شدند.

خلاء سیاسی-نظامی از یک سو و استفاده‌ی ابزاری کارت «ملیت‌ها» از سوی شوروی و بریتانیا در مقابل تهران از سوی دیگر، شرایطی فراهم ساخت تا دو ملت مستعمره‌ی کرد و آذری بتوانند حکومت‌های اقلیمی تاسیس کنند. استفاده‌ از این شرایط از لحاظ سیاسی اشتباه نبوده و نیست! اما ارزشی استراتژیک قائل شدن برای روابط دیپلماتیک و با اتکاء بر این روابط تاسیس کردن دولت‌های اتونوم یک توهم و اشتباه محض بوده و هست. فراسوی یک اشتباه سیاسی، با مبانی آزادی و آزادی‌خواهی همخوانی ندارد. زیرا با اتکاء بر قدرت «دیگران» رژیم‌های آزادی‌خواه و دموکراتیک تاسیس نخواهند شد، اگر هم شوند عمر درازی نخواهند داشت!

خلق‌ها و ملت‌هایی که دعوی آزادی و دموکراسی دارند در روابط سیاسی-دیپلماتیک نباید ارزشی بیش از آنچه که هست برای قدرت‌های هژمونیک قائل شوند. زیرا با گذشت بیش از ۷۰ سال هنوز هم این اشتباه و ابهام در اذهان وجود دارد. در آن زمان جماهیر شوروی به عنوان ناجی ستم‌دیدگان معرفی می‌شد و حال آمریکا و ناتو در تلاش‌اند چنین تصوری نسبت به خود در افکار عمومی بسازند. تصوری که در تاریخ معاصر خیال و آرزوی بسیاری از خلق‌های ستم‌دیده‌ی جهان را به «سراب» تبدیل نمود. ملت کُرد و آذری باید در میان «علل» فروپاشی این جمهوری‌ها در سال ۱۹۴۶ با «علل» اشغال کرکوک در سال ۲۰۱۷ ارتباط برقرار سازند. چون رفراندوم جنوب کردستان و اشغال کرکوک ناشی از همان عللی بود که تصورهای آزادی را به سراب کشاند! نیروهای هژمونیک در صورتی که منافع سیاسی-نظامی و اقتصادی خود را تضمین نمایند به آسانی می‌توانند سرنوشت یک ملت را به آب و آتش بکشانند.
گذار دموکراتیک
یک سده تعلیق در مسئله‌ی ملیت‌های ایران #کاوان_کامدین 🆔 @GozarDemocratic
از این منظر دانش تاریخ بسیار آموزنده‌ است، اما متاسفانه دیدگاه‌های مدرنیستی مانع از درک مسائل بسیار ساده‌ی تاریخ می‌گردد. محافل روشنفکری و سیاسی ایرانی و حتی مخالف کرد به شدت تحت تاثیر این گرایشات فکری هستند و اگر این واقعه‌های تاریخی به درستی مورد بررسی قرار نگیرند، تراژدی‌های جدیدی در انتظار خلق‌های ایران خواهد بود.

روابط تاریخی کُرد-آذری دارای ارزش استراتژیک هستند

بسیاری از نویسندگان و روشنفکران معاصر جهان، کردها را چنین توصیف نموده‌اند: «کردها جز کوه و اسلحه دوستی ندارند!‌» باید پیشاپیش بگویم که این درک درستی از تاریخ و روابط خلق‌ها نیست. مستندات تاریخی گواهی بر پیمان‌نامه‌های بسیار سازنده‌‌ی تاریخی میان خلق‌ کرد و خلق‌های همجوار بر مبنای دوستی و برادری دارند. چون مطلب موردنظر این نوشتار روابط کُرد-آذری در سال‌های پس از جنگ جهانی دوم است، در این صورت اشتباه نخواهد بود که بیشتر بر روابط کُردها و آذری‌ها در تاریخ معاصر تمرکز داشته باشیم.

پیمان اتحاد و برادری (۳ بهمن۱۹۴۶)

اختلافات کُرد و آذری عمیق‌تر از آن بود که به سادگی بحث و به آسانی حل شوند. علاوه بر اختلافات تاریخی چندین اختلاف دیگر روز هم در آن سال‌ها میان این دو ملت به میان آمده بود. پیکارهای نظامی جهت حل این اختلافات صورت گرفت. پیشمرگ‌های حکومت کردستان با نظامیان آذری چندین بار وارد درگیری شدند. اما هر دو حکومت متوجه شدند که این اختلافات از این طریق قابل حل نیستند. از دیگر سو دولت جماهیر شوروی چون در آن زمان به موجودیت و ارتباط حسنه این دو دولت نیاز داشت، پادرمیانی کرد و به این صورت روز سه‌ شنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۲۵ بعد از ظهر در شهر تبریز در عمارت ملی آذربایجان با حضور سران هر دو حکومت مذاکرات شروع و با پیمانی ۷ ماده‌ای ختم شد.

مسائل اساسی و اختلافات طرفین:

نوع حکومت و حکمرانی و حتی مدل حزبی دو طرف بود. حکومت آذربایجان و فرقه دموکرات آذربایجان به رهبری سیدجعفر پیشه‌وری محتوای کمونیستی داشت، در صورتی که حکومت کردستان و حزب دموکرات به رهبری پیشوا قاضی محتوای ناسیونالیستی و ملی داشت.
اختلافات ارضی در مورد مرزهای تحت تسلط دو حکومت وجود داشت. کردها شهرها و نواحی اطراف دریاچه‌ی ارومیه، میاندواب، سلماس، خوی و ماکو را بخشی از سرزمین کردستان می‌شمردند، در حالی که آذری‌ها این نواحی را بخشی از سرزمین آذربایجان قلمداد می‌کردند و مایل به الحاق آن‌ها به حکومت کردستان نبودند.
مفاد عهدنامه:

در مناطقی که لازم دانسته شود دو حکومت ملی نماینده‌ تعویض خواهند کرد.
در آذربایجان مناطقی که ساکنانش کرد باشند ادارات دولتی در دست کردها خواهند بود و هم چنین در کردستان هم مناطقی که اکثریت ساکنانش آذری باشند از سوی ماموران حکومت ملی آذربایجان اداره خواهد شد.
جهت حل مسئله‌ی اقتصاد دو ملت، کمیسیونی مشترک ایجاد و مصوبه این کمیسیون به کوشش سران دو حکومت به اجرا درخواهد آمد.
در مواقع لزوم بین حکومت ملی آذربایجان و کردستان همکاری نظامی خواهد بود و باید در توان لازم یکدیگر را از لحاظ نظامی یاری نمایند.
هر گاه نیاز به مذاکره با تهران وجود داشته باشد، باید با موافقت نظر حکومت ملی آذربایجان و کردستان باشد.
حکومت ملی آذربایجان برای کردهایی که در خاک آذربایجان ساکن‌اند تا حد مقدور که بتواند جهت پیشرفت زبان و ترقی فرهنگ ملی آنان تلاش خواهد کرد و هم چنین حکومت ملی کردستان هم برای آذری‌های مقیم کردستان جهت پیشرفت زبان و ترقی فرهنگ ملی آنان تا حد ممکن تلاش خواهد کرد.
هر شخصی که جهت برهم زدن دوستی تاریخی ملت آذربایجان و کرد و تضعیف برادری و دموکراسی و یا مخدوش کردن این اتحاد تلاش نماید دو طرف، مرتکبین را به جزای خود خواهند رساند.»
با تمام نارسایی‌ها و خلاءها، هنوز هم اتفاق کرد-آذری که رهبران حاکم آن زمان به‌عنوان «پیمان اتحاد و برادری» تعریف و معرفی نمودند، ارزش تاریخی دارد و در تاریخ معاصر خلق‌های ایران سنگ زیربنای دوستی، صلح و همزیستی بوده و هست!

اگر این دو حکومت به جای اتکاء بر قدرت‌های هژمونیک، متکی بر «نیروی ذاتی» خود و دوستی میان خلق‌ها می‌بودند، نه دولت‌های هژمونیک اتحاد جماهیر شوروی و بریتانیا قادر بودند از آن‌ها سوءاستفاده کنند و نه دولت محمدرضاشاه می‌توانست به آسانی بر اراده‌‌ی دموکراتیک مردم غلبه کند. بزرگ‌ترین نقطه ضعف این حکومت‌ها عدم سازماندهی خلق بر مبنای «جنگ انقلابی خلق» بود.

روابط کرد و آذری از نظر اجتماعی، فرهنگی و حتی جغرافیایی هنوز هم خطراتی جدی در بطن خود می‌پروراند. زیرا مناطقی که به‌عنوان آذربایجان غربی تعریف می‌شود، مناطق مشترک جغرافیای این دو خلق است. روستاهای آذری‌نشین و کردنشین همجوار یکدیگری هستند، مشترکا جمعیت برخی از شهرهای بزرگ را تشکیل می‌دهند و حتی روابط اجتماعی این دو خلق ابعادی پیچیده به خود گرفته است.
گذار دموکراتیک
یک سده تعلیق در مسئله‌ی ملیت‌های ایران #کاوان_کامدین 🆔 @GozarDemocratic
در میان این دو خلق متقابلا روابط خانوادگی و خویشاوندی به وجود آمده و از مرزهای سیاسی عبور کرده است.

از سوی دولت استعمارگر ایران جهت ژرفا بخشیدن به اختلافات این دو خلق، به‌شیوه‌ای مستمر از طریق «جنگ روانی» مشغول فتنه‌گری است و از سوی دیگر دولت فاشیست ترکیه سال‌ها‌ است برای برانگیختن احساسات تورانیسم، نژادپرستی و شوونیسم سرمایه‌گذاری می‌کند. بخش بزرگی از احزاب کرد هنوز هم به شدت تحت تاثیر جزم‌اندیشی ناسیونالیستی هستند.

از این منظر ناسیونالیسم دام بزرگی است که نباید روشنفکران و رهبران سیاسی این دو خلق گریبانگیر آن گردند. مسئولیت تاریخی چنان ایجاب می‌کند که روشنفکران هر دو خلق، مردم را از منافع مشترک خود آگاه سازند و بدین‌صورت مانع از توطئه‌ و دسیسه‌ بازی‌های اهریمن‌های زمانه شوند.

کردها و آذری‌ها هیچ مشکلی ندارند که با اتکاء بر تاریخ مشترک خود از پس آن برنیایند. اما جهت احقاق این روابط حسنه، باید در گام نخست از ملی‌گرایی پرهیز و فاصله گرفت. به‌جای احساسات ملی‌گرایانه باید روابط تاریخی با اتکاء بر علوم سیاسی و اجتماعی عصر ساماندهی گردند. علوم سیاسی و شعور تاریخی کنفدرالیسم دموکراتیک را امر اجتناب‌ناپذیر می‌گرداند. باید عمیقا درک نمود که کنفدرالیسم دموکراتیک هم امری اختیاری و هم اجباری است! یا باید بر اثر جزم‌اندیشی و کج‌اندیشی ملی‌گرایی، میلیون‌ها جوان کُرد و آذری دستشان به خون یکدیگر آغشته گردد و یا به راه‌حل‌های ریشه‌ای‌ بیاندیشیم. نه کردها کاملا قادر خواهند بود آذری‌ها را از آن مناطق بیرون برانند و نه آذری‌ها قادر به چنین عملی خواهند بود؛ لزومی هم به چنین تفکر و عملکردی نیست! چون این خواست دولت‌های استعمارگر و فتنه‌گر است و چنین رویکردی خواسته و یا ناخواسته مستقیما خدمت به این قدرت‌ها خواهد بود. چرا باید حتما یکی دیگری را حذف کند؟ آیا حیاتی اجتماعی و مشترک امکان‌پذیر نیست؟

آخرین پیکار نظامی در قره‌باغ که همجوار با مناطق مورد بحث ما است این ادعا را به اثبات می‌رساند. درست عکس ادعای رهبران سیاسی، این جنگ پیروزی نداشت و هیچ مسئله‌ای هم حل نشد! فقط بیشتر از آذری‌ها ملت ارمنی کشته شدند و بس!

کردها و آذری‌ها هزاران سال کنار هم در یک جغرافیای مشترک زندگی کرده‌اند، بود و نبودشان را با یکدیگر «تقسیم» نموده‌اند، کردها در روابط خود با خلق ارمنی، یهودی و سایر خلق‌ها از همین قاعده پیروی نموده‌اند. اما ملی‌گرایی و نظام دولت-ملت صدمات بزرگی به این روابط تاریخی وارد نموده و باید از نو ترمیم شوند. در روابط تاریخی خلق‌ها باید به‌طور مداوم نیک به خاطر داشت که خشونت، جنگ و کشتار «تلفات و تبعات» اجتماعی، سیاسی و انسانی جبران‌ناپذیری به دنبال دارد؛ در مقابل دوستی، صلح، تفاهم و دستاوردهای تاریخی!

اندیشه و عملکرد «دموکراسی تکثرگرا» که محتوای نظام کنفدرالیسم دموکراتیک را تشکیل می‌دهد در سطحی بالاتر و پیشرفته‌تر می‌تواند روابط کرد-آذری را تنظیم و به‌روز کند. کنفدرالیسم دموکراتیک فرادستی خلقی بر دیگری را نمی‌پذیرد و با هرگونه گرایش و روابط سلطه‌جویانه و دولتی مخالف است. به استقلال ایدئولوژیکی طرفین پایبند است؛ یعنی تفاوت‌های مذهبی، عقیدتی و ایدئولوژیکی را مانعی در مقابل اتحاد گروه‌های سیاسی و خلق‌ها نمی‌بیند. چون مسائل خلق آذری و کرد صرفا سیاسی و جغرافیایی نیستند. به همین جهت در مقابل تهاجمات خارجی و داخلی این دو خلق نیاز به یک پیمان به‌روز شده‌ی «اتحاد و برادری» دارند.

چرا این همه بر روابط کرد-آذری تاکید داریم؟ چون تنها خلقی که کردها در ایران با آنان مرزهای جغرافیایی و اجتماعی مشترک و بزرگی دارند، خلق آذری است و «ما» محکوم به همزیستی مسالمت‌آمیز و دموکراتیک‌ هستیم!

نظام دولت-ملت همانند یک «تخت روان» می‌مانند که مدام باید یکی بر آن بنشیند و بردگان-نوکران آن را حمل کنند!‌ روابط دولتی، روابطی متکی بر برتری و حاکمیت مطلقه طرفی بر دیگری است! کنفدرالیسم دموکراتیک برخلاف این نوع روابط، تخت روانی ندارد که گروهی از دست دیگری برباید یا بخواهد برای به دست آوردن آن بجنگد! چون تمامی روابط سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی استوار بر «پذیرش و احترام متقابل» است.

ما همچون جنبش آزادی‌خواه کردستان و خلق کرد به تمام محافل و جناح‌های سیاسی ایران هشدار می‌دهیم که ایران با خطر جدی از هم‌پاشیدگی مواجه است. مداخلات خارجی در ایران جز چپاول و به جان یکدیگر انداختن خلق‌ها هیچ ثمره‌ی دیگری نخواهد داشت. سوریه و عراق در این مورد نمونه‌های بسیار آموزنده‌ای هستند. اگر واقعا متفکرین، روشنفکران و سیاسیون ایرانی خود را ایران‌دوست و میهن‌دوست تلقی می‌کنند باید به‌صورتی جدی ذهنیت، فرهنگ و نظام دولت-ملت را مورد مواخذه قرار دهند و در مورد گزینه‌ی کنفدرالیسم دموکراتیک تحقیق و پژوهش‌های علمی انجام دهند.