گذار دموکراتیک
1.6K subscribers
8.53K photos
3.69K videos
602 files
5.51K links
تلاش برای ایجاد دموکراسی در ایران و چاره یابی مسئلە کورد

آدرس وبسایت ما:
www.kodar.info ✔️
www.kjar.online ✔️
www.pjak.eu ✔️


ارتباط با ادمین:
@gozar_democratic ✔️

🆔 @GozarDemocratic
Download Telegram
رویکرد حکومت ایران در برابر دگراندیشان تائیدی بر پایان کامل مشروعیت این حکومت است


جهانگیر عبداللهی




🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
رویکرد حکومت ایران در برابر دگراندیشان تائیدی بر پایان کامل مشروعیت این حکومت است جهانگیر عبداللهی 🆔 @GozarDemocratic
رویکرد حکومت ایران در برابر دگراندیشان تائیدی بر پایان کامل مشروعیت این حکومت است


جهانگیر عبداللهی




پس از گذشت حدود ٤٢ سال از انقلاب سال ١٣٥٧و روی کار آمدن جمهوری‌ اسلامی ایران، خواستەهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی جوامع تحت سلطە‌ی این حکومت همچنان نقض و حقوق سیاسی و اجتماعی آن‌ها بە انحای مختلف سلب می‌گردد. جوامع و ملت‌های تحت حاکمیت حکومت پهلوی بە امید تغییر سبک و نگاە حکومت بە مردم و دستیابی بە حقوق جهانشمول انسانی انقلاب کردە و این رژیم را ساقط کردند، خواستەهای آن‌ها حاکمیت مردم، برابری و یکسانی و دستیابی ملل بە حقوق خود بود، ولی در فردای انقلاب گروەهایی کە قدرت را در دست گرفتە و تشکیل حکومت جدید دادند، همان سیاست و رویکرد حکومت پیشین، ولی بە مراتب شدیدتر و خشن‌تر را بازتولید کردند، حکومت استبدادی شاهنشاهی خود را در قالب حکومت اسلامی ولایت فقیه بازتولید کرد و تبعض و سرکوب این جوامع را تشدید کرد.

اعدام‌های فلەای و فراقانونی، زندان و شکنجە، تجاوز و غصب اموال دگراندیشان مواردی هستند کە حکومت ایران خود را با آن معرفی نمودە است. این نگاە و خشونت اما در قبال دگراندیشان و مخالفان سیاسی ملل تحت سلطە با حدت و شدت بیشتری پیادە شدە است. تحمیل جنگ بە شرق کردستان و بمباران مناطق مسکونی و هدف قرار دادن شهروندان، اعدام‌های دستە جمعی در شرق کردستان، ترور و قتل‌عام مخالفان سیاسی و اعضای احزاب سیاسی کردستان، بازداشت‌های خودسرانە و احکام سنگین مواردی هستند کە تبعیض و خشونت مضاعف این حکومت را در قبال ملل تحت سلطە و استعمار را بە خوبی بیان می‌کند. همین نگاە و برخورد را در کنش و رفتار حکومت ایران در قبال عرب‌ها، بلوچ و باورمندان آیین بهایی، یارسان و اهل سنت هم می‌توان مشاهدە کرد.

می‌توان گفت حکومت ایران در برخورد با دگراندیشان و مخالفان سیاسی هموارە از حربە‌ی خشونت و حذف فیزیکی استفادە کردە و توانایی تحمل دیدگاە مخالف و وجود نیروهای اپوزیسیون را نداشتە است. هر آنکە خارج از اصول و سیاست‌های تعیین شدە‌ی حاکم رفتار کند، ضدنظام و ولایت فقیە و محارب شناختە شدە و طبق قوانین تعریف شدە این سیستم با مرگ، شکنجە و زندان روبرو می‌شود.

در اوایل روی کار آمدن جمهوری اسلامی، مقامات امنیتی و قضایی ایران بازداشت‌شدگان را مجبور بە اعتراف اجباری و دروغین علیە خود و دیگران، نوشتن توبە‌نامە و تواب‌سازی می‌کردند، این رویکرد امنیتی-قضایی در سال‌های اخیر نه تنها متوقف نشدە، بلکه وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاە ایران با سناریوسازی مردم عادی را نیز مجبور بە اعترافات تلویزیونی کردە و رعب و وحشت و فضایی بە شدت پلیسی و محدود را بە جامعە تحمیل کردەاند. این اقدام و سیاست حاکمیت تا مرحلەای پیش رفتە کە نە تنها فعالان سیاسی بازداشتی را بە اجبار بە اعتراف اجباری وادار کردە، بلکە در مواردی کاربران شبکەهای اجتماعی را نیز وادار بە اعتراف تلویزیونی کردە است.

بحران مشروعیت و پلیسی شدن بیشتر فضای اجتماعی بە قدری گسترش پیدا کردە کە بە فعالان مدنی، محیط‌زیست و شهروندان عادی معترض بە شرایط اقتصادی خود نیز تسری پیدا کردە است. اعتراضات آبان و دی‌ماه سال ٩٨ کە با حجم بسیار سنگین سرکوب حکومتی روبرو شد، نشان داد کە حکومت استبدادی ایران، مرزهای حذف فیزیکی را جابەجا کردە و این بار نە فقط مخالفان سیاسی بلکە مردم معترض را نیز هدف شلیک مستقیم و خشونت دولتی قرار می‌دهد. البتە قابل ذکر است کە این رویە و نحوە‌ی تعامل حکومت ایران هموارە در ٤٢ سال گذشتە وجود داشتە، ولی در دو سال اخیر بە شدت و فراگیری بیشتر آن افزودە شدە است. آمار بالای اعدام و بازداشت فعالان سیاسی و مدنی در دو سال اخیر نشان می‌دهد کە مشروعیت و توانایی اقناع حکومت بە مراتب کمتر شدە و در مقابل آن این حکومت برای مهار مردم از خشونت بیشتری استفادە کردە است.

سیاست جدید حکومت ایران مبتنی بر احساس ترس و عدم امنیت دائمی شهروندان بە شکل کلی و فعالان سیاسی و مدنی بە طور اخص بودە است، بر اساس سیاست جدید این حکومت، افراد بە شکل فلەای بازداشت می‌شوند، پس از یک دورە بازجویی و شکنجە بە شکل موقت و قرار وثیقەهای سنگین آزاد می‌شوند. رسیدگی بە پروندەهای آن‌ها متوقف و یک دورە طولانی باز نگە داشتە می‌شوند و پرونده ديگر تعقيب و بررسی نمی‌شود، این سیاست حکومت ایران را می‌توان در قالب گروگانگيری از سوی دستگاه قضايی و نهادهای امنیتی ایران توصیف و قلمداد کرد. فعالان سياسی، مدنی، محیط زیستی و روزنامه‌نگاران به این شکل مورد آزار و اذيت و فشار روحی-روانی قرار می‌گيرند. بازداشت این افراد مخفيانه و با اعمال خشونت انجام می‌شود.
گذار دموکراتیک
رویکرد حکومت ایران در برابر دگراندیشان تائیدی بر پایان کامل مشروعیت این حکومت است جهانگیر عبداللهی 🆔 @GozarDemocratic
این رفتار حکومت ایران را می‌توان این‌گونە تفسیر کرد کە همە شهروندان از نظر حکومت متهم هستند، مردم حق و حقوقی ندارند، اگر بە آنان حقی دادە شود، این حق از لطف حاکمیت بودە و نە حق مردم، در نتیجە می‌توان آن‌ها را بازداشت و با اعمال شكنجە از آن‌ها اعتراف گرفت و جانشان را ستاند.

البتە ذکر این مورد ضروری است کە حکومت ایران پیش زمینەهای تمامی اقدامات ضدبشری خود را تحت نام قانون بە جامعە تحمیل کردە و با تفاسیری کە از نحوە‌ی تعامل مردم و حکومت ارائە دادە، زمینەهای سرکوب و کنترل کامل مردم و جوامع را برای خود فراهم کردە است. حکومت ایران با طرح مجموعه‌ای از قوانين که در چهارچوب قانون مجازات اسلامی، اختيارات وسيعی برای سرکوب هر نوع فعاليتی اعم از سیاسی و مدنی را فراهم کردە است. بە نحوی کە هرگونە انتقاد از سیاست‌های حکومت می‌تواند بە عنوان اقدام علیە امنیت نظام تفسیر و با شدیدترین شیوە ممکن سرکوب شود. قوانين ايران امکان سلب حق دادرسی به بازداشتی‌های امنيتی را می‌دهد.

اگرچه حکومت ایران در قانون اساسی، قانون آيين دادرسی کيفری و قانون حقوق شهروندی خود، مفادی در زمينه حقوق بازداشت‌شدگان و نيز شيوه‌های بازجويی را بیان کردە، اما طبق همان قوانين و اختیارات نهادهای امنیتی امکان حذف و نادیدەانگاشتن این حقوق و عدم اجرای مفاد مندرج در آن‌ها نیز قانونمند شدە است. حکومت ایران با دستاویز قرار دادن تعریف و بەکارگیری (قوانين امنيتی)، حداکثر استفادە از این اصطلاح فراقانونی و ضدانسانی برای دستگيری و بازداشت‌های سیاسی کردە است. در اغلب موارد هيچ حکم و يا مبنای قانونی برای دستگيری‌ها وجود ندارد. مسئولين بازداشت‌شدگان را بدون حضور وکيل و صرفا به منظور يافتن راهی برای متهم کردن آن‌ها تحت بازجويی قرار می‌دهند.

نگاە حذفی و ترور دولتی حکومت ایران البتە در مناطق ملی مانند کردستان، بلوچستان و اقلیم عربستان (اهواز) بە مراتب بیش از مناطق دیگر بودە و این مناطق بیشترین میزان آسیب‌ها را از ناحیە این سیستم تحمل کردەاند. می‌توان گفت میزان خشونت دولتی در این مناطق بە مراتب بیشتر از مرکز بودە و نهادهای امنیتی با دست بازتری اقدام بە سرکوب این جوامع کردەاند.

تنها در سال ٢٠٢٠ و در کردستان حدود ٣٠٠ تن از فعالان سیاسی، مدنی و محیط زیستی بازداشت شدەاند، چندین فعال سیاسی اعدام و ١٢ مورد ترور دولتی ثبت گردیدە است، این نشان می‌دهد کە نگرش حکومت بە مناطقی مانند شرق کردستان هموارە امنیتی بودە و آن را در قالب غیرخودی تعریف نمودە است، بر اساس همین نگاە حتی حاضر بە رعایت قوانینی نیست کە خود، آن‌ها را نوشتە و بە آن اعتراف کردە است. آمار بازداشت‌ها و اعدام دگراندیشان عرب و بلوچ نیز تائیدی بر این مدعا بودە و وضعیت آنان نیز بهتر از کردها نیست.

روند سرکوب و حذف دگراندیشان در یک ماه اخیر بە مراتب شدیدتر شدە و تنها در شرق کردستان حدود ٧٠ تن از فعالان مدنی و محیط زیستی بازداشت شدەاند. در بلوچستان ده‌ها نفر تنها در ماە جاری اعدام شدەاند. این حجم زیاد خشونت نشان م‌دهد کە بحران مشروعیت حاکمیت ایران بە مرحلە‌ی جدیدی گام نهاده و این حکومت توان مدیریت خود را مدت‌هاست از دست دادە و تنها با استفادە از قدرت قهریە و اعمال خشونت دولتی سعی دارد جامعە را تحت کنترل خود نگاە دارد.

بحران عمیق سیاسی کە بە لایەهای داخلی حکومت رسوخ کردە، چنان خود را نمایان نموده کە گروەهای نزدیک و حاضر در حکومت نیز علیە یکدیگر وارد عمل شدەاند. فساد اداری و اقتصادی عظیمی کە تمامی ارکان این نظام و بخصوص نهاد بیت رهبری را درگیر کردە، بیش از پیش برای مردم نمایان شدە است. عدم کارایی حکومت و دولت در حل بحران‌های اقتصادی، مالی و معیشتی مردم نشان دادە کە امنیت و آسایش مردم دغدغە‌ی اصلی حکومت نبودە و ارزشی ندارند. مداخلە‌ی حکومت در امور دیگر کشورها، صرف بودجە مردم برای اقدامات تروریستی و جنگ‌طلبانە بە حدی مردم را تحت فشار قرار داده کە دیگر امیدی بە اصلاح این حکومت نداشتە و با شعار “اصلاح‌‌طلب اصولگرا، دیگر تمامە ماجرا” بە خیابان‌ها می‌آیند.

به‌طور کلی می‌توان ایران را یک حکومت ناکارامد توصیف کرد کە در ٤٢ سال حاکمیت خود ضربات سنگین و جبران‌ناپذیری بە جوامع تحت حاکمیت خود وارد کردە است. از بعد سیاسی، این جغرافیای تحت حاکمیت خود را بە حدی منزوی نموده کە تنها کشورهای استبدادی نظیر ترکیە، کرە شمالی، چین و سوریە‌ی تحت حاکمیت اسد و گروەهای تروریستی نظیر حشدشعبی، حزب‌اللە و طالبان با این کشور هم‌پیمان هستند. در بعد اقتصادی با هدر دادن سرمایەهای ملی این جوامع، آن‌ها را در فقر مطلق فرو بردە کە مردم حتی توان تامین نیازهای روزانە خود را ندارند.
گذار دموکراتیک
رویکرد حکومت ایران در برابر دگراندیشان تائیدی بر پایان کامل مشروعیت این حکومت است جهانگیر عبداللهی 🆔 @GozarDemocratic
اما اگر نگاە دقیق‌تری بە سیاست بازداشت، زندان و اعدام این حکومت داشتە باشیم، خواهیم دید کە نگاە و سیاست تبعیضی این حکومت در قبال دگراندیشان غیرمرکز نیز قابل مشاهدە است و همان‌طور کە در سطور بالا بە آن اشارە شد، با خشونت بیشتری اقدام بە سرکوب و حذف این دگراندیشان کردە است.

بازداشت حدود ٧٠ نفر از دانشجویان و فعالان کرد تنها طی دو هفتە در کردستان و اعدام چندین نفر در بلوچستان ظرف یک ماە نشان می‌دهد کە بحران مشروعیت و اقتدار این حکومت بە حدی تسریع و شدت یافتە کە تنها راە گریز و بقای خود را در سرکوب بیشتر می‌بیند. نهادهای امنیتی و اطلاعاتی با بازداشت شهرندان و فعالان مدنی در تلاش هستند کە با ایجاد ترس و وحشت، احساس ناامنی بیشتری بە مردم تلقین کردە و مردم را از اعتراضات جمعی و خیابانی برحذر دارند. حکومت بە این شیوە تلاش می‌کند بە جامعە بگوید کە هنوز دارای اقتدار بوده و هر لحظە هر آنچە بخواهد می تواند، انجام بدهد. اما نتیجە این سیاست بی‌گمان نتیجە‌ی بهتر و مطلوب‌تری از آنچە این نظام حکومتی در چهار دهە عمر خود کسب کردە، بیشتر نخواهد بود. حکومت ایران از فردای حاکمیت خود هموارە با بحران مشروعیت روبرو بودە و این مهم هر روز بیشتر شده‌، بە‌گونه‌ای کە می‌توان ادعا کرد آن اقلیت حامی و طرفدار حاکمیت نیز در حال حاضر بە کمترین تعداد خود رسیدە و گروەهای داخل در خود حاکمیت را نیز دچار بحران کردە است.

در ارتباط با ملل تحت سلطە، اقتدار دولتی از ابتدا تاکنون امنیتی و نظامی بودە است، همین موضوع باعث شدە هیچ‌گاە اعتماد جمعی بە حکومت ایران بە عنوان نمونە در شرق کردستان شکل نگیرد. سیاست‌های حکومت نتیجە‌ی عکس دربرداشته و شکاف‌های ملی بە مراتب افزایش یافته است. شاید اگر سال ١٣٥٧ امیدی بە همزیستی خلق‌ها در یک چهارچوب و جغرافیای متحد وجود داشت، در حال حاضر این مسئلە بە‌طور کلی کمرنگ شدە و ملل تحت سلطە احقاق حقوق سیاسی، اقتصادی و اجتماعی خود را بیشتر در جدایی و تشکیل کیان مستقل خود می‌بینند. البتە ذکر این نکتە ضروری است کە این ملل در ماهیت جمعی خود هیچ‌گاە بە عنوان یک گروە ملی مورد اعتراف حاکمیت قرار نگرفتە و متعاقب آن حقوق سیاسی و اجتماعی آن‌ها بە طور کلی انکار شدە است. همین مسئلە با اعمال سیاست “دیگرسازی”با استفادە از حربە‌ی اعدام و بازداشت بە افزایش تنش‌های ملی انجامیدە است. عدم مشارکت و حذف ملل بخصوص کردها در نگارش قانون اساسی، تعریف حکومت و ساختارهای آن، مناصب حکومتی و مدیریتی خود اثباتی بر ادعای مطرح شدە است.

البتە فشار مضاعف و بازداشت‌های گستردە فعالان مدنی شهرهای مختلف شرق کردستان را از یک منظر دیگر هم باید مورد توجە قرار داد. فعالیت مدنی و گسترش نهادهای مردمی غیردولتی در شرق کردستان توانستە تاثیرات مثبت بسزایی بە جای بگذارد. فعالیت‌های مدنی در راستای حفظ محیط زیست، مقابلە جدی مردم و نهادهای مدنی با موضوع اعدام، تشکیل و توسعە مبحث هویت و آگاەسازی ملی در مناطق مختلف شرق کردستان کە خود را در حرکات جمعی مانند کمک بە زلزلە‌زدگان کرماشان و قصرشیرین نمایان کرد، مبحث زبان و… مواردی هستند کە حکومت ایران تاب تحمل آن‌ها را نداشتە و تلاش می‌کنند بە هر نحوی شدە آن‌ها را متوقف نماید.

حکومت ایران چە در دورە پهلوی و چە در دورە جمهوری اسلامی تلاش کردە با اعمال سیاسی خودی و غیرخودی این جوامع را از هم جدا و یکی را علیە دیگری بەکار گیرد، متاسفانە در این سیاست هم تا حدودی موفق عمل کردە است، بە شکلی کە بازخورد این نوع نگرش را می‌توان در فعالان سیاسی و احزاب سیاسی مرکزگرا کە خود را اپوزیسیون حکومت می‌دانند، مشاهدە کرد. سیاست بازداشت و اعدام دگراندیشان و فعالان سیاسی و مدنی این ملل را با توجە بە همین دیدگاە می‌توان تفسیر کرد. حکومت ایران تنها با وجود شرایط بحرانی و ایجاد بحران توانستە است کە بە حیات سیاسی خود ادامە دهد، در شرایطی کە بحرانی وجود نداشتە باشد، حاکمیت ایران نمی‌تواند ماهیت وجودی و سیاست‌های جنگ‌طلبانە و دیگرستیز خود را توجیە کند، اما این سیاست شاید در کوتاە‌مدت فریادرس ماندگاری این حکومت باشد، اما در درازمدت بە تسریع روند آگاهی ملل تحت سلطە و اقدام مشترک آن‌ها می انجامد.

در پایان می‌توان ذکر کرد با تداوم سیاست سرکوب و اعمال خشونت، بحران مشروعیت حاکمیت بە مراتب شدیدتر شدە و با تقابل کامل جوامع در یک طرف و حکومت در طرف دیگر روبرو خواهیم بود، مسئلەای کە هم اکنون بە شکلی بسیار جدی خود را نمایان کردە و مراحل اولیە یک دگرگونی، قیام و یا انقلاب را طی می‌کند و نشان از پایان کامل مشروعیت حکومت ایران است.



pjak.eu



🆔 @GozarDemocratic
آخرین نامه‌های اسیران کشته شده از سوی ارتش ترک


اسرایی که ارتش ترک در گاره به قتل رساند در ماه سپتامبر ٢٠١٩ نامه‌‌هایی به رئیس جمهور ترک، رئیس مجلس ترکیه و رئیس حزب خلق جمهوری نوشته بودند و آنان را مورد انتقاد قرار داده‌اند که برای رهایی آنان گامی برنمی‌دارند.



🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
Photo
آخرین نامه‌های اسیران کشته شده از سوی ارتش ترک


اسرایی که ارتش ترک در گاره به قتل رساند در ماه سپتامبر ٢٠١٩ نامه‌‌هایی به رئیس جمهور ترک، رئیس مجلس ترکیه و رئیس حزب خلق جمهوری نوشته بودند و آنان را مورد انتقاد قرار داده‌اند که برای رهایی آنان گامی برنمی‌دارند.



پلیس و مزدوران ترک که در اسارت بسر می‌بردند در حمله اشغالگرانه گاره از سوی ارتش ترک در بمباران شیمیایی کشته شدند. آشکار شده است که این اسرا به مصطفی شنتوپ رئیس مجلس ترک و کمال کلیچدار‌اوغلو رئیس حزب خلق جمهوری نامه‌ای مشترک نوشته‌اند. آنان همچنین نامه‌هایی به خانواده‌های خود نوشته‌اند. همچنین نامه‌ای به طیب اردوغان رئیس جمهور ترک نوشته‌‌اند.

نامه‌های مشترکی که یک نسخه از کپی آن از منابع ه.پ.گ به خبرگزاری فرات رسیده است در ۶ سپتامبر ٢٠١٩ (١۵ شهریور ١٣٩٨) نوشته شده‌اند و امضای سدات سورگون، امید گجر، سدات یابالاک، ودات کایا، حسین سار، مولود قهوه‌جی، سمیح اُزبای، سلیمان سونگور، مسلم آلتنتاش، آیدین کوسه، عادل کاباکل و م. صالح کونجا در زیر آنان دیده می‌شود.

در نامه‌ی اسرا که با عنوان "به رئیس مجلس ملت بزرگ ترکیه آقای پروفسور دکتر مصطفی شنتوپ" نوشته شده، آمده است که اطلاعات مربوط به آنان [اسرا]، زمان، مکان و چگونگی به اسارت درآمدن آنان در سازمان‌های مربوطه وجود دارد و اعلام می‌کنند که یک فرد غیرنظامی، یک پلیس، یک سرباز و ۴ سرباز دیگر که مجبور به طی کردن دوره خدمت سربازی بوده‌اند در میان اسرا قرار دارند. در نامه آمده است که زمان سربازی این نظامیان سال‌هاست تمام شده است، بدیهی است که پس از مصوبه مجلس، مدت دوره سربازی به ۶ ماه کاسته شده، اما نظامیگری با حقوق همیشه وجود داشته و در ادامه می‌پرسند؛ "آیا گناه این نظامیان انجام وظیفه برای کشور است؟"در نامه آمده است که همین پرسش از سوی خانواده اسرا بارها در مقابل دوربین‌های رسانه‌ها گفته شده است اما بدون پاسخ مانده است.

برای ۶٠٠ نماینده مجلس بخوانید

اسرا خاطرنشان کرده‌اند که مقامات دولتی کم و بیش از وضعیت آنان آگاهند و از مصطفی شنتوپ رئیس مجلس می‌خواهند که این نامه را در صحن مجلس برای ۶٠٠ نماینده قرائت کند. اسرا نوشته‌اند:"آیا افرادی که در اسارت بسر می‌برند فرزندان سرمایه‌دارها و یا شیفتگان شهرت رسانه‌ای نیستند، به همین دلیل کسی از ما صیانت نمی‌کند؟ ما پیش‌بینی نمی‌کردیم که دولت جمهوری ترکیه بیش از ۴ سال، یعنی حدود ١۵٠٠ روز از نظامیان و پلیس خود صاحب‌مندی نکند."

نوبت خود را انتظار می‌کشیم

همچنان که برای اسرای دیگر گام برداشته شد، چه شهروندان جمهوری ترکیه چه غیر ترکیه؛ سال ٢٠١۴ در زمان اشغال کنسولگری ترکیه در موصل از سوی سازمان تروریستی داعش برای ازاد افرادی که در کنسولگری بودند. برای افرادی که در نیجریه از سوی تروریست‌ها به اسارت گرفته شدند، برای بازگشت اعضای فتو [فتح‌الله گولن] از گابُن، برای نظامیان اوکراینی که از سوی روسیه اسیر شده بودند، برای آزادی تاتارها در کریمه، برای روزنامه‌نگاران ژاپن که از سوی القاعده اسیر شدند و در نتیجه مذاکره آزاد شدند و نزد خانواده و کشور خود برگشتند، ما نیز با چشم امید این خبرها را دریافت کدیم و سال‌هاست انتظار می‌کشیم که نوبت ما نیز فرا می‌رسد.

آیا می‌توانیم به جای دیگری مراجعه کنیم؟

در سال‌های گذشته هیچ کسی ضامن سلامتی و امنیت ما نبود، همچنان نیز نمی‌تواند. در وضعیتی که زندگی ما تحت ضمانت قرار ندارد شما چگونه می‌توانید جسد ما را از اینجا خارج کنید؟ آنهایی که مسئله سلامتی ما برایشان اهمیتی ندارد، آیا بدنبال اجساد ما براه می‌افتند یا نه، ما چیزی نمی‌دانیم. اگر رئیس جمهور و رئیس مجلس ما را آزاد نکنند آیا ما باید به کجا مراجعه کنیم؟ شما هم دارای فرزند هستید، خود را جای خانواده ما قرار دهید، به عنوان مثال در عید شما منتظر فرزندانتان هستید تا به دست‌بوسی شما بیایند. ٩ عید سپری شده است که ما نه توانسته باشیم خانواده‌امان را ببینیم و یا دست آنان را ببوسیم. تنها یک روز فرزندانتان اگر از شما دور باشند آیا به دنبال آنان نمی‌گردید؟ بیش از ۴ سال است که ما از خانواده خود دور هستیم و هیچ رابطه‌ای با آنان نداریم. در این شرایط چکار باید بکنیم؟ ما می‌خواهیم که شما دارای وجدان باشید.

اگر ما جرمی مرتکب شده‌ایم، به ما بگویید که ما هم مطلع شویم

اگر ما متهم می‌شویم، پس حق داریم که از آن اطلاع داشته باشیم. آیا در مورد ما تصمیم محکومیت صادر شده است؟ ما می‌خواهیم اطلاع پیدا کنیم. گفتن 'صبر کنید' به خانواده‌ها تنها با هدف تأخیر و چشم‌پوشی بر این مسئله است. ملاقات‌هایی که با عبدالله اوجالان صورت گرفته بودند به ما امید بخشیده بود، اما از آنجا هم نتیجه‌ای کسب نشد.
گذار دموکراتیک
Photo
چرا در مورد ما نیز در این ملاقات‌ها صحبت نمی‌شود؟ چرا به موضوع بحث شما مبدل نمی‌شویم؟ زمانی که خانواده‌هایی برای پایان دادن به حصر عبدالله اوجالان به اعتصاب غذا در مقابل مجلس دست به تحصن زده بودند، شما با آنان مذاکره کردید و گفتید که خواسته‌های آنان را به آقای رئیس جمهور و عبدالحمید گول وزیر دادگستری می‌رسانید. در این رابطه اگر یک حزب یا فردی پیدا شود که از انسان‌ها صیانت به عمل آورد، یا آنان را رها کند، تا پایان عمر خود افراد آزاد شده و خانواده‌های آنان و اطرافیانشان را به هوادار خود مبدل می‌کند.

با این مضمون ما از شما می‌خواهیم که با مسئولیت‌‌پذیری عمل کنید.

به کلیچداراوغلو رئیس کل ج.ه.پ

اسرا همزمان نامه‌ای به کمال کلیچداراوغلو رئیس کل حزب خلق جمهوری نوشته‌اند. اسرا در این نامه به وضعیت موجود اشاره کرده و در پایان نوشته‌اند:"در این رابطه رئیس کمیسیون حقوق بشر و پارلمانتار شما خانم شنال ساراهان در سال ٢٠١۶ بیانیه‌ای را صادر کرده بود، اما این کافی نبود. ما از شما می‌خواهیم که نامه ما و وضعیت ما را در جلو دوربین‌های رسانه‌ها برای افکار عمومی بخوانید. از شما می‌خواهیم که با مسئولیت‌پذیری عمل کنید."

درخواست از رئیس جمهور اردوغان

سدات سورگون، یکی از اسرا نامه‌ای به طیب اردوغان رئیس جمهور ترک نوشته است. سدات سورگون نامه به رئیس جمهوری ترکیه را چنین آغاز کرده است، "آقای رئیس جمهور، خیر و برکت خدا بر شما و کشورمان باد، انشا‌الله، آمین." سپس سورگون خود را معرفی کرده و در مورد اسارت خود و وضعیت دوره اسارت نوشته است.

به آزادی هاکان آتیلا اشاره کرد

سورگون در ادامه پرسشی را طرح کرده و می‌گوید:"رئیس جمهور من، من می‌پرسم؛ ما کیستیم؟" و سپس می‌افزاید:"اینجا به ما می‌گویند که دولت‌تان از شما سراغی نمی‌گیرد، از شما صیانت نمی‌کند، اگر از شما صاحب‌مندی کنند ما شما را می‌فرستیم ما نمی‌خواهیم اینجا شما را نگه داریم. آشکار است که راست می‌گویند. ۴ سال سپری شد، آیا نوبت ما فرا نرسیده است... گردانندگان سازمان می‌آیند با ما سخن می‌گویند، می‌گویند؛'اگر دولت شما خواستار شما باشد ما شما را رها می‌کنیم، اما کسی سراغ شما را نمی‌گیرد. اگر اکنون شما را رها کنیم، دولتتان شما را خواهد کشت.' وقتی هاکان آتیلا، معاون رئیس هالک بانک به کشور بازگشت در گفتگویی گفته بودید؛ هاکان آتیلا فرزند ماست، اگر ما از او صیانت نکنیم پس از چه کسی صیانت خواهیم کرد؟ آیا چه بر سر ما می‌آید ای رئیس جمهور من؟ من نمی‌گویم چرا از او صیانت کردید، اما می‌گویم، ما نیز هستیم..."

به خانواده خود هم نامه نوشته بودند

اسرا همچنین به خانواده‌های خود نامه نوشته بودند. در این نامه‌ها در مورد شرایط و وضعیت خود، در مورد اشتیاق بازگشت به کانون خانواده نوشته‌اند. همچنین انتقادهایی را از آنان به عمل آورده‌اند.

ما را همچون یک گناه کتمان می‌کنند

مثلا نامه‌ی محمد صالح کانجا به خانواده به موضوع جالبی اشاره کرده است. کانجا در نامه خود چنین می‌نویسد:"موضوع جالب توجه این است که رسانه‌ها به هیچ عنوانی از ما سخن نمی‌گویند. آشکار است که این موضوع متکی بر یک تصمیم [از مقامات دولتی] است. می‌توان دلایل بسیاری را برشمرد، اما سئوال اینجاست که این دلایل چقدر مشروع هستند. اگر یک مقام دولتی در مورد ما بیانیه‌ای منتشر کند، برای تمامی اسرا در اینجا امیدبخش خواهد بود. برای ما سنگین‌ترین چیز این است که همچون یک گناه‌ فراموش شده‌ایم."



ANF




🆔 @GozarDemocratic
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
حمله ارتش عراق به ایزدی‌ها؛ یک شهروند زخمی شد


ارتش عراق پس از آنکه در روزهای گذشته ایزدی‌ها را تهدید به حمله کرده بود صبح امروز در تل‌عزیر به مردم حمله‌ور شد. یک شهروند در حمله امروز زخمی شده و گزارش‌ها حاکی از افزایش تنش در منطقه است.



همزمان با افزایش تهدید‌ها و حملات لفظی نیروهای دولت عراق علیه شنگال، روز گذشته مجلس خودمدیریتی دمکراتیک شنگال در نشستی فوق‌العاده به ارزیابی آخرین تحولات مرتبط با شنگال پرداخت و تصمیم به برگزاری راهپیمایی باشکوهی در مرکز این شهر گرفت. بنا بود این راهپیمایی با شرکت هموطنان ایزدی داخل شهر و شهرک‌های اطراف از ساعت ١٠ قبل از ظهر امروز در مرکز شنگال آغاز شود.

هموطنان روستای تل عزیر که با هدف شرکت در این راهپیمایی بسوی شنگال در حرکت بودند از سوی نیروهای ارتش عراق در پست بازرسی منطقه متوقف شدند.

نظامیان عراقی به هموطنان ایزدی حمله کردند و یک روستایی ایزدی را زخمی کردند.

ارتش عراق برای پراکنده کردن هموطنان ایزدی اقدام به شلیک هوایی کردند و تنش میان خلق ایزدی و نظامیان رژیم عراق ادامه دارد.


ANF



🆔 @GozarDemocratic
راهپیمایی باشکوه مردم شنگال آغاز شد


خلق شنگال با در هم شکستن موانع نیروهای عراق راهپیمایی باشکوه خود را آغاز کردند



جامعه ایزدی از صبح امروز بسوی مرکز شهر شنگال رهسپار شدند تا در راهپیمایی پرهیبت علیه تهدیدهای دولت عراق شرکت کنند. رأس ساعت ١٢:٠٠ به وقت محلی ده‌ها هزار نفر از مردم شنگال با در دست داشتن پرچم‌های آسایش ایزدیخان در مرکز شهر گردهم آمدند.

نظامیان عراق از صبح امروز موانعی را برای جلوگیری از تجمع مردم در مرکز شهر و ایست‌های بازرسی ورودی به شنگال ایجاد کرده بودند. در روستای تل عزیر میان مردم و نظامیان عراق درگیری روی داد و یک زن ایزدی زخمی شد. با این همه خلق ایزدی بر موضع خود پافشاری کردند و از شهرها و روستاهای اطراف خود را به مرکز شهر شنگال رساندند.

ریش‌سفیدان، سیاستمداران و مدیران شنگال در صف نخستین راهپیمایی جای گرفتند.

پارت دمکرات کوردستان (پ.د.ک) به نیابت از رژیم ترکیه و بغداد ماه‌هاست که خلق ایزدی را تهدید به حمله می‌کنند.

اخیرا با پافشاری پ.د.ک بر آغاز نسل‌کشی تازه‌ای علیه خلق شنگال، نظامیان عراق ٢۴ ساعت به نیروهای آسایش ایزیدخان مهلت داده بودند که از شهر خارج شوند. مجلس خودمدیریتی شنگال روز گذشته نشستی فوق‌العاده را برگزار کرد و به تهدیدهای دشمنان شنگال پاسخ داده بود.

مجلس خودمدیریتی دمکراتیک شنگال ضمن مردود دانستن تهدیدهای پ.د.ک و نظامیان عراق اعلام کرده بود در صورت آغاز جنگ به هرگونه حمله‌ای پاسخ داده می‌شود.


ANF



🆔 @GozarDemocratic
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
لەپەشیمانبوونەوە لەڕیفراندۆمی سەربەخۆیی بۆ پەشیمانبوونەوە لەدروستكردنی پولێك


🆔 @GozarDemocratic
بانگەوازی

بۆ شەرمەزارکردنی کردەوەکانی ئەمدواییانەی کۆماری سێدارە!

بۆ پشتیوانی لە گیراوانی کۆمەڵگای مەدەنی، چالاکانی بواری ئێکۆلۆژی و ئازادی زیندانیانی سیاسی لە ئێران و ڕۆژهەڵاتی کوردستان!

بۆ شەرمەزار کردنی سەرکوتکردنی خەباتی ڕەوای گەلی زۆڵم لێکراوی بەلووچ!

داوا لە هەموو ئینسانی دێمۆکرات و ئازادیخواز و هەموو لایەن و ڕێکخراوی سیاسی یان پشتیوانی ماڤی مرۆڤ ئەکەین، بە بەشداری خۆیان دژی کردەوە دژە مرۆڤییەکانی دەسەڵاتدارانی کۆماری سێدارە بوەستنەوە!

ڕۆژ: چوارشەمە 17.03.2021
کات: 15:00 – 17:00
شوێن:
بەر کۆنسوولاتی ئێران لە فرانکفۆرت

Raimundstraße 90, 60320 Frankfurt am Main

پارتی ژیانی ئازادی کوردستان-پژاک
کۆمیتەی فرانکفۆرت


pjak.eu



🆔 @GozarDemocratic
ترانه نوروز ٢٧٢١؛ 'بار دیگر در نوروز'


امسال نوروز با شعار "با گرمی آتش نوروز ایستادگی کنیم و به پیروزی دست یابیم" برگزار می‌شود. ترانه ویژه نوروز امسال نیز منتشر شد.



برنامه نوروز امسال در شهر آمَد اعلام شد. نوروز سال ٢٧٢١ با شعار "با گرمی آتش نوروز ایستادگی کنیم و به پیروزی دست یابیم" در ٣٠ شهر و ۶١ بخش شمال کوردستان برگزار می‌شود. برای نوروز امسال یک ترانه تهیه شده است.

این ترانه 'Dîsa li Newroza' (بار دیگر در نوروز) نام دارد. کلیپ ترانه نوروزی امسال منتشر شد. شعر این ترانه را محمد پروسی نوشته است. دیلان ایگیت، ژیان ساوج، جژنا ساروخان، قادر چات، امید بوتان، مراد باکراک، دَوریم اُزلوک، میرخاس ویان و مروه آدمیش این ترانه را اجرا کرده‌اند.

ترانه نوروز امسال به بازگویی جایگاه نوروز در تاریخ مقاومت ملت کورد در برابر بدخواهان و سیاه‌پرستان، همچنین به نوزایی طبیعت کوردستان و اسطوره‌های ایستادگی می‌پردازد.


متن ترانه 'Dîsa li Newroza' به زبان کوردی کورمانجی:

"Bipirsin ji dilê dîrokê

Ji demsalan ji şev û rokê

Ji hespê xwîn giha çokê

Da rastiyê danê ser kokê



Newroz neyara tariyê ye

Tîra ser singa şevê ye

Bo zalim hesta revê ye

Soza li ser eniyê ye



Sed caran mizgînî, dîsa ducanî ye xweza

Nifşê Rustemê Mezin li vê axê nû za

Bi şîrê xwe mêjand Hurema maka Zagrosa

Vînek ji agir gur bû dîsa li Newroza



Hatin Kawayê her demê

Pêlek ji bayê serdemê

Weke Sûr û Dimdimê

Ketin govend û semê



Zivirî ew çerxa felek

Wek hezar salan carek

Dem dema ceng û tolek

Kurd li dor Rojê bûn xelek



Sed caran mizgînî, dîsa ducanî ye xweza

Nifşê Rustemê Mezin li vê axê nû za


Bi şîrê xwe mêjand Hurema maka Zagrosa

Vînek ji agir gur bû dîsa li Newroza"



ANF



🆔 @GozarDemocratic
فراخوان کمیته‌های پنچ کشور اروپایی پژاک و کژار در همبستگی با بازداشت‌شدگان روژهلات کوردستان


کمیته‌های پژاک در شهرهای بروکسل، فرانکفورت، اسلو، کپنهاگ و استکهلم با صدور اطلاعیه‌‌‌هایی اعلام کرده‌اند که در محکومیت تداوم جو ارعاب و بازداشت گسترده گردهمایی‌هایی برگزار می‌کنند.



کمیته‌های پژاک و کژار با صدور اطلاعیه اعلام کرده‌اند که در همبستگی با زندانیان سیاسی روژهلات کوردستان و ایران و همچنین بازداشت شدگان اخیر روز ١٧ مارس در پنج کشور اروپایی راهپیمایی و گردهمایی‌هایی را برگزار خواهند کرد.

در اطلاعیه کمیته فرانکفورت پژاک آمده است:

"جهت محکوم کردن سرکوبهای اخیر جمهوری اعدام!

برای پشتیبانی از دستگیرشدەگان اخیر جامعە مدنی، فعالین محیط زیست و آزادی زندانیان سیاسی در ایران و شرق کوردستان!

جهت محکوم کردن سرکوب‌های اخیر خلق تحت ستم بلوچ و پشتیبانی از مبارزات روا و حق‌طلبانە آنها!

از تمام انسان‌های دمکرات و آزادیخواە، جریانات و سازمانهای مدافع حقوق انسان و احزاب سیاسی دعوت می‌نماییم با شرکت خود، علیە اعمال ضد انسانی قدرتمداران جمهوری اعدام بپاخیزند!

روز: چهارشنبە ١٧ مارس ٢٠٢١

زمان: ١۵ الی ١٧

مکان: جلو کنسولگری جمهوری اسلامی در فرانکفورت

Raimundstraße 90, 60320 Frankfurt am Main

حزب حیات آزاد کوردستان-پژاک

کمیتە فرانکفورت"

در اطلاعیه کمیته کپنهاگ پژاک آمده است:

"جنایات و سرکوب رژیم جمهوری اسلامی علیه خلق‌ها در ایران و بویژه خلقهای تحت ستم، زنان کارگران، کولبران و سوختبران ادامه دارد.

در چند ماه اخیر ماشین سرکوب، اعدام و زندان رژیم به شیوه درنده خویانه و به شدت علیه ملت کورد و عرب و بلوچ به راه افتاده است.

اعدام فعالین سیاسی عرب و بلوچ و دستگیری بیش از۱۴۰ فعال سیاسی، اجتماعی و فرهنگی کورد در کوردستان که ۱۰ نفر از این دستگیر شدگان فعالین زن بوده‌اند، نمونه‌ای از این حملات سرکوبگرانه به ملل تحت ستم در ایران می‌باشد.

کشتار کولبران کورد و سوختبران بلوچ بخشی دیگر از جنایات رژیم است.

رژیم اعتراض خلق بلوچ به کشتار فرزندانشان را با شدت و سرکوب بیش از پیش پاسخ داد و برگ سیاه دیگری بر دفتر جنایاتش افزود.

حزب حیات آزاد کوردستان- پژاک و جامعه زنان آزاد شرق کوردستان - کژار در دانمارک برای محکوم کردن، سرکوب و ‌جنایات رژیم علیه خلق های ایران، آکسیون اعتراضی مشترک در برابر سفارت رژیم اعدام و سرکوب حاکم بر ایران برگزار میکنند و از تمامی سازمان‌ها، تشکل‌ها و نهادهای چپ و دمکراتیک و همه‌ی انسان‌های آزادیخواه در دانمارک، دعوت می‌نمایند با شرکت در این آکسیون اعتراضی و محکوم کردن این جنایات صدای خلق‌های تحت ستم در ایران باشند.

روز چهارشنبه

تاریخ: ١٧ مارس ٢٠٢١

ساعت: ١۵ الی ١٧

آدرس: Engskiftevej 6

2100 Ø"



ANF



🆔 @GozarDemocratic
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
١٢ مارس شالوده‌های انقلاب ١٩ ژوئیه‌ را شکل دادند


سلیمان عرب عضو کمیته روابط عمومی و اکولوژی و عضو مجلس عمومی حزب اتحاد دمکراتیک در گفتگو با خبرگزاری فرات به ارزیابی قتل‌عام ١٢ مارس ٢٠٠۴ در قامشلو پرداخت.




🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
١٢ مارس شالوده‌های انقلاب ١٩ ژوئیه‌ را شکل دادند سلیمان عرب عضو کمیته روابط عمومی و اکولوژی و عضو مجلس عمومی حزب اتحاد دمکراتیک در گفتگو با خبرگزاری فرات به ارزیابی قتل‌عام ١٢ مارس ٢٠٠۴ در قامشلو پرداخت. 🆔 @GozarDemocratic
١٢ مارس شالوده‌های انقلاب ١٩ ژوئیه‌ را شکل دادند


سلیمان عرب عضو کمیته روابط عمومی و اکولوژی و عضو مجلس عمومی حزب اتحاد دمکراتیک در گفتگو با خبرگزاری فرات به ارزیابی قتل‌عام ١٢ مارس ٢٠٠۴ در قامشلو پرداخت.



سلیمان عرب در آگاز سخنان خود به رویداد ١٢ مارس ٢٠٠۴ در قامشلو پرداخت و گفت:"١٢ مارس ٢٠٠۴ برای خلق روژاوای کوردستان روزی تاریخی بود. ما می‌توانیم بگوییم که این رویداد یک قیام بود. یک عصیان بود. هر اندازه این قیام در استادیوم فوتبال شهر آغاز شد، به صحنه زد و خورد هواداران بنیادگرای تیم‌های فوتبال انجامید، اما رژیم بعث خواست این رویداد را همچون ابزاری برای تداوم سیاست‌های خود مورد استفاده قرار دهد.

در واقعیت نیز فشاری که بر خلق کورد اعمال می‌شد، سیاست کوردستیزی، وضعیت زندگی خلق کورد، زمینه‌های عصیان کوردها علیه رژیم سوریه را فراهم کرده و به قیام انجامید. در جریان این قیام، دولت در مقابل مردم بی‌دفاع از اسلحه استفاده کرد و کودکان را به قتل رساند. تحمل خلق به سر رسید. خلق بپاخواست و قیام شکل گرفت. ده‌ها هزار نفر از خلق کورد در سراسر روژاوای کوردستان وارد میادین شدند و سیاست دولت را محکوم کردند."

سلیمان عرب در ادامه خاطرنشان کرد که قیام مردمی روژاوای کوردستان در مقابل سیاست‌های رژیم بعث آغاز بهار خلق‌ها بود و افزود:"در واقع می‌توان این رویداد را آغاز بهار خلق‌ها نامید. شاید به اندازه کافی از سوی رسانه‌‌ها بازتاب نیافت، اما خلق کورد تصمیم گرفت که در خاورمیانه بهار خلق‌ها را آغاز کند. بر این اساس از دیرک تا عفرین ده‌ها هزار کورد بپاخواستند. در مقابل رژیم نیز در پی بهره‌گیری از این رویداد برآمد، یعنی خواست با خشونت کوردها را بترساند، با بازداشت گسترده کوردها آنان را وادار کند که بر اساس سیاست دولت به زندگی خود ادامه دهند. از سوی دیگر خواست تا میان خلق‌ها تفرقه و خصومت بیاندازد. بویژه میان کورد و عرب به فتنه‌گری و دسیسه‌چینی دست زد."

سلیمان عرب اظهار نمود که رژیم نتوانست سیاست‌های خود علیه خلق کورد را به نتیجه برساند و افزود:"سیاست‌های رژیم بعث شکست خوردند. در مقابل کوردها دیوارهای ترس را فروپاشیدند. کوردها به اتحاد خود دست زدند. کوردها به این واقعیت پی بردند که نیاز به یک نیروی خوددفاعی دارند، به خودمدیریتی نیاز دارند و نیازمند خودسازماندهی هستند. این نگرش در میان کوردها تقویت شد و همزمان میان کورد و عرب هم فتنه و برادرکشی روی نداد. علی‌رغم آنکه به مال و ملک کوردها حمله‌ور شدند و خواستند آرای شوونیستی را میان عرب‌ها ترویج دهند اما نتیجه‌ای کسب نکردند. دولت خواست تا با رویکردی شوونیستی و نژادپرستانه این سیاست را ترویج دهد اما موفق نشد."

سلیمان عرب رویداد ١٢ مارس را جرقه‌ای برای انقلاب روژاوا می‌داند و می‌افزاید:"از نظر ما این رویداد برای آغاز انقلاب روژاوا یک جرقه بود. اگر در ١٢ مارس کوردها به این قیام دست نزده بودند، در آغاز انقلاب ١٩ ژوئیه نمی‌توانستند به چنین دستاوردهایی را بیافرینند. ١٢ مارس برای کوردها و برای تمامی خلق‌ها به میراثی اجتماعی مبدل شد. یک اندوخته برای انقلاب، به زمینه‌های برای آغاز قیام مبدل شده و بر این مبنا انقلاب ١٩ ژوئیه در مقابل سیاست‌های بعثی آغاز شد، اینچنین در شکل‌گیری موقعیت امروز موثر بود."

عرب در بخش دیگری از سخنان خود گفت:"تاکنون به شیوه‌ای رسمی در مورد رویدادهای ١٢ مارس ٢٠٠۴ از حکومت سوریه حسابخواهی نشده است. زیرا این رژیم ده‌ها دختر و پسر کورد را به شهادت رساند. ده‌ها نفر را زخمی کرد و هزاران نفر را دستگیر کرد. افراد بسیاری به دلیل سیاست‌های رژیم سوریه زندگیشان تباه شد. تاکنون رژیم حساب پس نداده است. اما با انقلاب ١٩ ژوئیه، بویژه با ایجاد اداره خودگردان، با ایجاد نیروهای خوددفاعی، ی.پ.گ، ی.پ.ژ. نیروهای سوریه دمکراتیک، زندگی مشترک و برادری خلق‌ها در شمال و شرق سوریه، کوردها توانستند دستاوردهایی را که با انقلاب روژاوا کسب کرده بودند و ارتقای مبارزات خود پاسخی به سیاست‌های رژیم دهند و امروز در مقابل رژیم سوریه که به شیوه‌ی شوونیستی بر سر کار است سیستمی دمکراتیک که آلترناتیف رژیم سوریه است شمال و شرق سوریه را مدیریت می‌کند."

سلیمان عرب به ذهنیت بعثی و شوونیست‌های رژیم سوریه اشاره کرد که با هرگونه حل دمکراتیک مخالفت می‌کنند و افزود:"رژیم سوریه تا کنون هم از پذیرش این حقیقت سر باز می‌زند. همچنان بر بعث و بر شوونیسم پافشاری می‌کند. از برگزاری مذاکره احتراز می‌ورزد تا مبادا مجبور به برداشتن گام‌های سیاسی برای حل بحران شود و به سوریه دمکراتیک بیانجامد. به همین دلیل قیام ١٢ مارس را می‌توان جرقه‌ی نخستین انقلاب ١٩ ژوئیه خواند که زمینه‌‌های انقلاب را مهیا نمود. انقلاب خلق‌ها بر این اساس آغاز شد.
گذار دموکراتیک
١٢ مارس شالوده‌های انقلاب ١٩ ژوئیه‌ را شکل دادند سلیمان عرب عضو کمیته روابط عمومی و اکولوژی و عضو مجلس عمومی حزب اتحاد دمکراتیک در گفتگو با خبرگزاری فرات به ارزیابی قتل‌عام ١٢ مارس ٢٠٠۴ در قامشلو پرداخت. 🆔 @GozarDemocratic
آنزمان رسانه‌ها، چه بین‌المللی و چه منطقه به بازتاب آن نپرداختند، زیرا در آن مرحله دارای منافع مشترک با حکومت سوریه بودند. تنها تلویزیونی که این قیام پرداخت شبکه روژ تی‌وی بود که تلاش نمود آنرا در تمامی جهان بازتاب دهد. بجز این کانال هیچ رسانه‌ای دیگر آنرا بازتاب نداد. مثل ٢٠١١ نبود که انقلاب خلق‌ها به موضوع بحث رسانه‌ها و افکار عمومی مبدل گردید."

سلیمان عرب در مورد نقش خود در انقلاب روژاوا می‌گوید:"من آن زمان در دانشگاه حلب تحصیل می‌کردم. مطلع شدیم که در تمامی شهرهای کوردنشین قیام آغاز شده است. آنجا نیز ما پسران و دختران کورد خود را سازماندهی کردیم و موضع خود را اعلام نمودیم. کوردها در این قیام به اتحاد دست یافتند. واقعیت این است که رژیم سوریه مردم را بشدت تحت فشار قرار داده بود. اولین بار بود که استخبارات دولت و نیروهای آن به داخل دانشگاه وارد شده بودند. تعداد زیادی دختر و پسر دانشجو را دستگیر کردند. صدها دانشجو دستگیر شدند. ده‌ها دانشجو را از تحصیل محروم و وادار به کوچ از سوریه کردند."

سلیمان عرب در پایان به وضعیت کنونی استادیوم شهیدان ١٢ مارس می‌پردازد و می‌گوید:"امروز در شمال و شرق سوریه می‌گوییم که نام این استادیوم به استادیوم شهیدان ١٢ مارس تغییر یافته است، اینجا دو تیم فوتبال دیرالزور و تیم قامشلو با هم بازی می‌کنند. این موضعی در برابر ذهنیت [نژادپرستانه] است. اکنون خلق دیرالزور در انقلاب جای گرفه است. در مقابل ذهنیت رژیم سر به قیام برداشتند. در مدیریت اداره خودگردان شریک هستند و نقش مهمی را در پیشبرد ملت دمکراتیک و برادری خلق‌ها ایفا می‌کنند. ما چنین تجربه‌ای را گرامی می‌داریم. اگر چه آلام بسیاری را تحمل کردیم. ده‌ها دختر و پسرمان را از دست دادیم. ده‌ها غیرنظامی شهید شدند و تاکنون هم دردشان را تحمل می‌کنیم. صدها نفر از کشور خارج شدند و زندگی آنان دگرگون شد. اما در مقابل آن نیز اکنون در شمال و شرق سوریه اداره خودمدیریتی یعنی سیستم دمکراتیک به ثمر نشسته و به مرور زمان به استقرار و استحکام بیشتری دست می‌یابد."


ANF


🆔 @GozarDemocratic
جوانان مریوانی هشت مارس و تولد زینب جلالیان را جشن گرفتند

جوانان میهن‌دوست مریوانی با انجام مراسمی روز جهانی زن و همچنین روز تولد زندان سیاسی زن زینب جلالیان را جشن گرفتند.



هر چقدر که حکومت ایران مانع از کار و فعالیت‌های مدنی شهروندان روژهلات کوردستان شود، اما مردم بر مبارزات و تلاش‌های مدنی خود پافشاری می‌نمایند و به فشار و سرکوب‌ رژیم اعتنا نمی‌کنند.

بنابر خبر منتشر شده از سوی خبرگزاری روژنیوز، جوانان میهن‌دوست شهر مریوان با انجام مراسمی، سالگرد ۸ مارس روز جهانی زن و همچنین روز تولد زندان سیاسی زن، زینب جلالیان را گرامی داشتند.

در تصاویر منتشر شده از مریوان جوانان چندین پوستر را که عکس همه‌ی زندانیان سیاسی زن از ایلام تا اورمیه وجود دارد و همچنین پوستر دیگری که بر روی آن هشت مارس به همه‌ی زنان آزادی‌خواه تبریک گفته شده است، را نصب کرده‌اند.

در پوستر دیگری تصویر زینب جلالیان زن زندانی سیاسی کورد نصب شده و تولد زینب جلالیان را تبریک گفته و در کنار آن نوشته شده "با اتحاد زنان به سیاست قتل‌عام پایان می‌دهیم".

لازم به ذکر است که علی‌رغم همه‌ی سرکوب ها و فشارهای حکومت و دستگاه‌های امنیتی، در روزهای گذشته شهروندان و به ویژه زنان روژهلات کوردستان چندین مراسم به مناسبت ۸ مارس برگزار نمودند.


ANF



🆔 @GozarDemocratic
رسانه‌ای، شرایط امنیتی و اعلام جنگ علیه جامعه

رامتین صبا



🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
رسانه‌ای، شرایط امنیتی و اعلام جنگ علیه جامعه رامتین صبا 🆔 @GozarDemocratic
رسانه‌ای، شرایط امنیتی و اعلام جنگ علیه جامعه

رامتین صبا


رسانه‌ در حکومت ایران به‌مثابه یک سلاح شوونیستی برای برقراری حکومت خودکامه و فراگیر بر جامعه، بکار برده می‌شود. برخورد سیستماتیک و نظام‌مند با استفاده از ارگان‌های رسانه‌ای، به‌صورت هدفمند در راستای قدرت ایدئولوژیک صورت می‌گیرد. فعل روزانه «وزارت اطلاعات دولت و اطلاعات سپاه» برای بمباران ثانیه‌به‌ثانیه اذهان عمومی در رسانه‌ها بازتاب می‌یابد که پخش اعترافات اجباری یکی از آن افعال شنیع می‌باشد. اقدام سیستماتیک در چهار دهه گذشته علیه روزنامه‌نگاران، فعالان سیاسی، فعالان حقوق بشر، مدافعان حقوق ملیت‌ها، فعالان محیط‌زیست، هنرمندان، شهروندان و روشنفکران و دگراندیشان، جوی خفقان‌آور ایجاد نموده و چندسالی ‌است که در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی هم شاخه‌ای از این اقدامات پست امنیتی دیده می‌شود. همه این‌ها برای «ایجاد ترس و کنترل جامعه» صورت می‌گیرد تا به تثبیت ایدئولوژی دست زند. اعمال کنترل اجتماعی و سیاسی علیه یکایک افراد جامعه، امنیت جامعه مدنی را شدیدا به مخاطره انداخته است. این دستگاه رسانه نیست که باید نظام سراپا ظالم را به باد انتقاد بگیرد، بلکه به ماشینی برای ایجاد رعب مبدل شده و با ایجاد جو ناامنی، حق انتقاد را از افراد آزاد می‌گیرد.

صداوسیمای حاکمیت ولایی ایران، سازمانی عریض و طویل با بودجه‌ای چندصد میلیارد تومانی است که رئیس آن از سوی شخص خامنه‌ای منصوب می‌گردد. نظام ولایی از این سازمان به‌مثابه «سلاح سرکوب جمعی» بهره‌ می‌برد. سازمانی موازی سازمان اطلاعات سپاه است که گزارشگران آن در شکنجه‌گاه‌ها اعضاء رسمی می‌باشند. ادعای اینکه صداوسیما یک «رسانه ملی» است، یک دروغ بزرگ است، این نهاد، نهاد سرکوب سیاسی و امنیتی شده است. برنامه‌های افتراآمیز صداوسیمای ولایی در واقع بی‌محابا آبرو و حیثیت و کرامت هر شهروند را یک پر کاه می‌داند که به دست باد شکنجه و قدرت هوسبازانه می‌سپارد. چه‌بسا یکی از بزرگ‌ترین رسالت‌های این نهاد رسانه‌ای، برنامه‌سازی سیستماتیک بر ضد موجودیت فرهنگی ملیت‌های غیرفارس در ایران است. این شکنجه‌ها، ظلم‌ و تعدی‌گری صداوسیما دقیقا از سوی مجلس شورای اسلامی، شورای نگهبان، مجمع تشخیص مصلحت نظام و بیت رهبری از «پشتوانه قانونی رسمی» برخوردار گردانده شده، تا تحت هر شرایطی پاسخگوی جامعه مدنی و مخالفان و آزادیخواهان نباشد. دیگر آنچه در ایران روی می‌دهد، فراتر از «نقض حقوق بشر»، انکار موجودیت و حقوق آشکار تک‌تک شهروندان و ملت‌هاست. صداوسیما و رسانه‌های نوشتاری و مجازی به‌مثابه یک دستگاه عظیم و پرشاخه به جایی رسیده‌اند که همچو حربه دست جناح اصولگرایان و تندروهای ولایت‌فقیه، در مواقع ضروری بی‌پروا علیه همه افراد، گروه‌ها، سازمان‌ها، جریان‌های دگراندیش، آزادی‌خواهان، دموکراسی‌طلبان و روشفکران اعلام جنگ می‌کنند. هر اقدام رسانه‌های نظام تحت عنوان فعالیت قانونی علیه آزادی‌خواهان، مصداق بارز شکنجه روحی و حقارت به شعور جامعه ایرانی است. دستگاه تنومند رسانه‌ای جمهوری ولایی ایران، به بستر بزرگ تبلیغی برای دیپلماسی و فشار رسانه‌ای مبدل گشته است. به یک حوزه رقابت بین‌المللی برای تسخیر و اشغال به‌تمام معنای کلمه اذهان عمومی مبدل شده که نگرشی راهبردی از بالا به آن دارند. این را در حقیقت «مدیریت تصویر» از سوی نظام عنوان می‌کنند و چهره خود را به‌عنوان نظامی صلح‌طلب و باثبات در نزد بیناذهنیتی جهان جلوه می‌دهند. درصدد برقراری کامل قدرت نرم هستند و بخش زیادی از این راه ظالمانه را نیز رفته‌‌اند. نظام می‌کوشد با استفاده از رسانه‌ها و بمباران تبلیغات، خود را از موقعیت یک متهم به ستم خارج سازد و در جایگاه مدعی آزادی و منجی قرار دهد. از آنجا که رسانه‌ها و سپهر رسانه‌ای در تحقق اهداف ظالمانه نظام ولایی با هدف قدرت توتالیتری بر جامعه، نقشی بزرگ و مخرب دارند، رژیم با استفاده از ظرفیت رسانه‌ها در راستای حکومت جعلی الهی بر جامعه، اذهان را با نوک پیکان خود نشانه می‌رود. ماشین رسانه‌ای ایران به نسبت اینکه چه وضعیت سیاسی در کشور برقرار است، جهت‌هایش را انتخاب می‌نماید، اگر سیاست راهبردی بر محور تنش‌زایی داخلی از سوی اصولگرایان ولایی و تنش‌زایی خارجی توسط نظام باشد، رسانه‌ها بویژه صداوسیما به مثابه ارگان‌های راهبردی سمت‌وسوی خود را تغییر می‌دهند. در واقع به منافع و مصلحت عمومی جامعه مدنی نه، بلکه به منافع و مصالح قدرت‌مدارانه نظام و سپاه پاسداران کار دارند. از جمله خوراک یومیه این دستگاه، همان‌طور که همگان به‌عینه می‌بینند، اقتصاد مقاومتی برای فریب اذهان و جبران شکست‌ها می‌باشد. رسانه‌های حکومت ولایی با توجه به راهبرد مدیریت رسانه‌ای، مقوله اقتصاد مقاومتی را به بلندای یک کوه دروغین تبلیغ می‌نمایند. این قبیل اقدامات، در اصل «کالایی و ابزاری‌ کردن اذهان» می‌باشد.