گذار دموکراتیک
گولان فهیم: لازم است ۸ مارس به آغازی برای پایان انزوا بر رهبر آپو مبدل گردد ریاست مشترک کودار در برنامهی این هفتهی هلی سه اظهار نمود:« لازم است مبارزاتمان در ۲۰۲۱ اهداف را متحقق و پیروزی را به ارمغان آورد. زنان میتوانند با ایستار و مبارزه و مقاومت مهر…
گولان فهیم: لازم است ۸ مارس به آغازی برای پایان انزوا بر رهبر آپو مبدل گردد
ریاست مشترک کودار در برنامهی این هفتهی هلی سه اظهار نمود:« لازم است مبارزاتمان در ۲۰۲۱ اهداف را متحقق و پیروزی را به ارمغان آورد. زنان میتوانند با ایستار و مبارزه و مقاومت مهر تاریخی خود را بر نوروز امسال بزنند.»
گولان فهیم ریاست مشترک جامعهی دموکراتیک و آزاد شرق کردستان«کودار» در برنامهی این هفتهی هلیسه به ۸ مارس روز جهانی زن پرداخت.
فهیم ابتدا روز جهانی زن را به تمام زنان جهان خصوصا زنانی که در میادین جنگ و زندانها و یا در اعتراضات برحق مشارکت مینمایند تبریک و یاد و خاطرهی تمام زنانی که در راه آزادی زن مبارزه و جان خود را نثار نمودهاند گرامی و بر تحقق اهدافشان سوگند یاد نمود و از اهمیت این روز گفت: ۸ مارس روز مقاومت و مبارزه است. همچنین فراخوانی برای ارتقای مبارزات در راستای آزادی زن در برابر ذهنیت مردسالار و نظامهای اقتدارگر جهانی است. آزادی زن به معنای آزادی جامعه و انسانیت است و از این رو مبارزه در راه آزادی زن همانا وظیفهای تاریخی است.
ریاست مشترک کودار در ادامه افزود: در سال ۲۰۲۱ خلق کرد و خصوصا زنان تاکنون موفقیتهای مهم و تاریخی کسب نمودهاند. از پیروزی گریلاهای کردستان با پیشاهنگی زنان در گاره در برابر دولت ترکیه و اعتراضات و اعتصابات با ارزشی که در راستای آزادی رهبر آپو صورت گرفته از دستاوردهای امسال میباشد. این پیروزیها در برابر ذهنیت مردسالار و اقتدارگر سبب میگردد تا در آینده گامهای موفقیتآمیزی برداشته شود. گاره میتواند به سرآغازی برای تغییر بنیادین در ذهنیت مردسالار و فروپاشی آن مبدل گردد. همچنین زنان در نوروز نیز میتوانند با مبارزه و مقاومت مهر تاریخی خود را بر نوروز امسال بزنند.
گولان فهیم به نقل قولی از رهبر آپو در مورد قرن ۲۱ قرن آزادی زن است اشاره و در مورد تاثیرات مبارزات زنان در جامعه و خصوصا زنان گفت: بدانیم که مبارزات زنان با پیشاهنگی جنبش آزادیخواه آپویی مبارزهای رادیکال میباشد. رهبر آپو با پیشاهنگی زن کرد خواستار تغییر و تحولی ذهنیتی در سطح خاورمیانه و جهان است. این مسئله سبب گشته که ما در کردستان شاهد تغییرات مهم و ارزشمندی نسبت به سالهای قبل از لحاظ ذهنیتی باشیم.
وی ادامه داد: رهبر آپو با احیای ارادهمندی و هویت زنان گامهای بسیار بلندی را برای خلق کرد و تمام زنان جهان برداشت. از سازماندهی زنان تا ایجاد نیروی خوددفاعی و ارتش زنان تا ایجاد حزب به مدلی مهم و بیهمتا برای مبارزه آزادی زنان مبدل گشته است. این گامها و بسیار گام دیگر از سوی رهبر آپو در راستای آزادی زن از دلایل اصلی تهاجمات استعمارگران بر جنبشآزادیخواه آپویی و زنان در کردستان است. البته روژآوا و مبارزات زنان و پیشاهنگی زنان در نظام خودمدیریتی به مدلی برای زنان جهان و گذار از بحرانهای کنونی جامعهی انسانی مبدل گشته است.
فهیم در ادامهی گفتههای خود به نظام زنستیز حکومت ایران اشاره و گفت: نظام کنونی از آغاز تاکنون نشان داده که خواستار سرکوب و از میان برداشتن اراده زنان است. سرکوب و زندانی نمودن زنان و جلوگیری از جشن گرفتن ۸ مارس از سوی زنان در ایران کارنامه و ساختار ضدزن بودن رژیم کنونی را نشان میدهد. در کل ایدئولوژی و ساختار نظام کنونی و تمام حوزه و عرصههای آن زن ستیز بوده و لازم است مبارزهای رادیکال در برابر نظام کنونی از سوی زنان و جامعه صورت گیرد.
وی در مورد مبارزات زنان در برابر رژیم استعمارگر ایران گفت: تا کنون مبارزات بسیاری در تمام میادین و عرصهها از سوی زنان در برابر نظام کنونی صورت گرفته است. اما نباید هیچ امیدی به نیروهای خارجی و نظامهای اقتدارگر برای چارهیابی مشکلات زنان داشت. خود زنان هستند که میتوانند مشکلات عمیق خود را با اتکا بر اراده ذاتی و مبارزات رادیکال حل نمایند. البته شیوهی فعالیت زنان در هر عرصهای از لحاظ ذهنی مهم است. بدین معنا که بایستی دانست با کدام عقلانیت و ذهنیت مبارزه و فعالیت صورت میگیرد. وی ادامه داد: در این باره آموزش و آگاهی راستین بر مسائل و شیوهی مبارزات و سازماندهی از اهمیت فراوانی برخوردار است. البته حسابخواهی و سطح آن از نظام اقتدارگر و جایگیری فعال در مبارزات در تغییر ذهنتی در جامعه و رسیدن به مطالبات برحق مهم است. مراسم نظامی مردان کوبانی در ۸ مارس نشان از پیشاهنگی زنان و تغییر ذهنیت مردان در کردستان است.
ریاست مشترک کودار در برنامهی این هفتهی هلی سه اظهار نمود:« لازم است مبارزاتمان در ۲۰۲۱ اهداف را متحقق و پیروزی را به ارمغان آورد. زنان میتوانند با ایستار و مبارزه و مقاومت مهر تاریخی خود را بر نوروز امسال بزنند.»
گولان فهیم ریاست مشترک جامعهی دموکراتیک و آزاد شرق کردستان«کودار» در برنامهی این هفتهی هلیسه به ۸ مارس روز جهانی زن پرداخت.
فهیم ابتدا روز جهانی زن را به تمام زنان جهان خصوصا زنانی که در میادین جنگ و زندانها و یا در اعتراضات برحق مشارکت مینمایند تبریک و یاد و خاطرهی تمام زنانی که در راه آزادی زن مبارزه و جان خود را نثار نمودهاند گرامی و بر تحقق اهدافشان سوگند یاد نمود و از اهمیت این روز گفت: ۸ مارس روز مقاومت و مبارزه است. همچنین فراخوانی برای ارتقای مبارزات در راستای آزادی زن در برابر ذهنیت مردسالار و نظامهای اقتدارگر جهانی است. آزادی زن به معنای آزادی جامعه و انسانیت است و از این رو مبارزه در راه آزادی زن همانا وظیفهای تاریخی است.
ریاست مشترک کودار در ادامه افزود: در سال ۲۰۲۱ خلق کرد و خصوصا زنان تاکنون موفقیتهای مهم و تاریخی کسب نمودهاند. از پیروزی گریلاهای کردستان با پیشاهنگی زنان در گاره در برابر دولت ترکیه و اعتراضات و اعتصابات با ارزشی که در راستای آزادی رهبر آپو صورت گرفته از دستاوردهای امسال میباشد. این پیروزیها در برابر ذهنیت مردسالار و اقتدارگر سبب میگردد تا در آینده گامهای موفقیتآمیزی برداشته شود. گاره میتواند به سرآغازی برای تغییر بنیادین در ذهنیت مردسالار و فروپاشی آن مبدل گردد. همچنین زنان در نوروز نیز میتوانند با مبارزه و مقاومت مهر تاریخی خود را بر نوروز امسال بزنند.
گولان فهیم به نقل قولی از رهبر آپو در مورد قرن ۲۱ قرن آزادی زن است اشاره و در مورد تاثیرات مبارزات زنان در جامعه و خصوصا زنان گفت: بدانیم که مبارزات زنان با پیشاهنگی جنبش آزادیخواه آپویی مبارزهای رادیکال میباشد. رهبر آپو با پیشاهنگی زن کرد خواستار تغییر و تحولی ذهنیتی در سطح خاورمیانه و جهان است. این مسئله سبب گشته که ما در کردستان شاهد تغییرات مهم و ارزشمندی نسبت به سالهای قبل از لحاظ ذهنیتی باشیم.
وی ادامه داد: رهبر آپو با احیای ارادهمندی و هویت زنان گامهای بسیار بلندی را برای خلق کرد و تمام زنان جهان برداشت. از سازماندهی زنان تا ایجاد نیروی خوددفاعی و ارتش زنان تا ایجاد حزب به مدلی مهم و بیهمتا برای مبارزه آزادی زنان مبدل گشته است. این گامها و بسیار گام دیگر از سوی رهبر آپو در راستای آزادی زن از دلایل اصلی تهاجمات استعمارگران بر جنبشآزادیخواه آپویی و زنان در کردستان است. البته روژآوا و مبارزات زنان و پیشاهنگی زنان در نظام خودمدیریتی به مدلی برای زنان جهان و گذار از بحرانهای کنونی جامعهی انسانی مبدل گشته است.
فهیم در ادامهی گفتههای خود به نظام زنستیز حکومت ایران اشاره و گفت: نظام کنونی از آغاز تاکنون نشان داده که خواستار سرکوب و از میان برداشتن اراده زنان است. سرکوب و زندانی نمودن زنان و جلوگیری از جشن گرفتن ۸ مارس از سوی زنان در ایران کارنامه و ساختار ضدزن بودن رژیم کنونی را نشان میدهد. در کل ایدئولوژی و ساختار نظام کنونی و تمام حوزه و عرصههای آن زن ستیز بوده و لازم است مبارزهای رادیکال در برابر نظام کنونی از سوی زنان و جامعه صورت گیرد.
وی در مورد مبارزات زنان در برابر رژیم استعمارگر ایران گفت: تا کنون مبارزات بسیاری در تمام میادین و عرصهها از سوی زنان در برابر نظام کنونی صورت گرفته است. اما نباید هیچ امیدی به نیروهای خارجی و نظامهای اقتدارگر برای چارهیابی مشکلات زنان داشت. خود زنان هستند که میتوانند مشکلات عمیق خود را با اتکا بر اراده ذاتی و مبارزات رادیکال حل نمایند. البته شیوهی فعالیت زنان در هر عرصهای از لحاظ ذهنی مهم است. بدین معنا که بایستی دانست با کدام عقلانیت و ذهنیت مبارزه و فعالیت صورت میگیرد. وی ادامه داد: در این باره آموزش و آگاهی راستین بر مسائل و شیوهی مبارزات و سازماندهی از اهمیت فراوانی برخوردار است. البته حسابخواهی و سطح آن از نظام اقتدارگر و جایگیری فعال در مبارزات در تغییر ذهنتی در جامعه و رسیدن به مطالبات برحق مهم است. مراسم نظامی مردان کوبانی در ۸ مارس نشان از پیشاهنگی زنان و تغییر ذهنیت مردان در کردستان است.
گذار دموکراتیک
گولان فهیم: لازم است ۸ مارس به آغازی برای پایان انزوا بر رهبر آپو مبدل گردد ریاست مشترک کودار در برنامهی این هفتهی هلی سه اظهار نمود:« لازم است مبارزاتمان در ۲۰۲۱ اهداف را متحقق و پیروزی را به ارمغان آورد. زنان میتوانند با ایستار و مبارزه و مقاومت مهر…
گولان فهیم ریاست مشترک کودار در پایان برنامه هلی گفت: مراسمهای امسال در ۸ مارس بسیار باشکوه برگزار گشت. لازم است مبارزاتمان در ۲۰۲۱ اهداف را تحقق و پیروزی را به ارمغان آورد. بایستی دانست که این افکار و فلسفهی رهبر آپو است که اکنون زنان به مرحله از موفقیتهای بزرگ و تاریخی رسیدهاند. رهبرآپو در شخصیت خود انتقام تاریخی از ذهنیت مردسالار گرفت. از این رو زنان کرد و آزادیخواهان همانند رهروان آفتاب در این راه مبارزه و جان خود را نثار مینمایند. به همین دلیل لازم است ۸ مارس به مبارزه برای پایان انزوا بر رهبر آپو مبدل گردد.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
مەزنی شەرڤانانی یەپەژە لە بەناوبانگترین کەناڵی ئەمەریکادا،پەخشکرا..
دوێنی کەناڵی بەناودەنگی ئەمەریکا( NBC NEWS) لە راپۆرتێکی گرنگیدا رۆڵی شەرڤانانی یەپەژەی گەورە دیاریکرد، وەک سیمبولی بەرگری و شەڕی دژی تیرۆر بەناوکرد...
لەخوارەوە ناوەڕۆکی راپۆرتەکە بە کوردی دەنوسمەوە ...
ژنانی كوردی سوریا لە 2014 ڕووبەڕووی داعش بوونەوە و شەڕی ماڵ بە ماڵیان لە شاری كۆبانێ لەگەڵیاندا كرد؛ بەرگرییان لە خەڵكی خۆیان كرد لەوەی كە دووچاری رفاندن و دەستدرێژیكردنە سەر و ئەشكەنجەدان و كوشتن بوو بوونەوە. ژنێكی وەك نەورۆز دەبێتە فەرماندەیەكی گەورەی هێزی سەربازی ژن لەگەڵ ئەمەریکییەکان ، شەریان کردووە.
وەك جەنەڕاڵ نەورۆز؛ قەت بیرت لەوە كردبووەوە ببیتە شەڕڤان؟
وەڵامی نەورۆز: ئێمە راكێشراینە نێو شەڕەكە لە شوێنێك كە تێیدا بژاردەیەك بۆ ژیانێكی بەڕوومەت نەبوو، بەتایبەتی بۆ ژنان؛ ئەوان دەستیان بەسەر عەقڵ و جەستە و هەموو شتێكی ژندا گرتبوو.
ئەگەر بریندار ببن یان چواردەوریان بگیرێت، ئەوا هەندێكیان خۆیان بە نارنجوكێك دەتەقێننەوە بۆئەوەی نەكەونە دەستیان. "ئێستا ئێمە رادەكەین" ئەو وا دەڵێت و، دواتر بریندار دەبێت، رۆژنامەنووس گەیلا لێمۆن ماند بڵاوی كردەوە كە لە كتێبی كچانی كۆبانێ باس لە چیرۆكی ئەو دەكات؛ ئەوان بە گوللە پێكایان، لە نزیك دڵیان دا، ئەو لە كۆتایی شەڕی كۆبانێ لەنێو جێگا هاتە دەرەوە كاتێك داعش یەكەمین شكستی بەچاوی خۆی بینی، بۆئەوەی بڵێت ژنان بەشێك بوون لەو تێكشكاندنەی داعش. سێ ساڵ دواتر شان بەشانی ئەمریكا، ئەوان داعشیان لە رەققەی پایتەختی داعش وەدەرنا، هەروەها لە 2019 سەركەوتن بەسەر داعش راگەیەندرا.
لە جەنەراڵ جۆزێف ڤۆتێل ، کە ئێستا خانەنشینکراوە و پێشتر فەرماندەی ناوەندی هێزەکانی ئەمەریکا بوو و،لێی دەپرسێت، چۆن شەڕی شەڕڤانانی ژن لێكدەدەیتەوە؟ .
جەنەراڵ جۆزێف ڤۆتێل:ئەوان زۆر دڵگەرم و خاوەن حەماسەت بوون، ئەوان ئازا بوون.
دوای تێكشكاندنی داعش ، بارودۆخە بۆ ژنان چۆن گۆڕاوە؟ ئەوان دەتوانن داوای مافەكانیان بكەن لە هەموو رووەكانی ژیانەوە، ئەوان دەتوانن داوای مافەكانیان بكەن لە بواری سیاسی و ژیانی خێزانی. بەڵام ئەو دەڵێ ئێستاش كەسانێك هەن وەك داعش بیردەكەنەوە، لەبەرئەوە ژنانی كۆبانێ هێشتا هەر لە شەڕ دان.
سەرنج: نەمتوانی بیخەمە سەر ڤیدیۆ بەهۆی ئەوەی بەشێکی کە قسەکردنی ریپۆرتەرەکە نەگەیشتم زۆر خێرا قسەی دەکرد..هەر هاوڕێیەک توانی تەواوی قسەکان ناو ڤیدیۆکە بکاتە کوردیی دەیخەمە سەر ڤیدیۆکە..
لەپەڕەی تایبەتی نیاز حامد وەرگیراوە
🆔 @GozarDemocratic
دوێنی کەناڵی بەناودەنگی ئەمەریکا( NBC NEWS) لە راپۆرتێکی گرنگیدا رۆڵی شەرڤانانی یەپەژەی گەورە دیاریکرد، وەک سیمبولی بەرگری و شەڕی دژی تیرۆر بەناوکرد...
لەخوارەوە ناوەڕۆکی راپۆرتەکە بە کوردی دەنوسمەوە ...
ژنانی كوردی سوریا لە 2014 ڕووبەڕووی داعش بوونەوە و شەڕی ماڵ بە ماڵیان لە شاری كۆبانێ لەگەڵیاندا كرد؛ بەرگرییان لە خەڵكی خۆیان كرد لەوەی كە دووچاری رفاندن و دەستدرێژیكردنە سەر و ئەشكەنجەدان و كوشتن بوو بوونەوە. ژنێكی وەك نەورۆز دەبێتە فەرماندەیەكی گەورەی هێزی سەربازی ژن لەگەڵ ئەمەریکییەکان ، شەریان کردووە.
وەك جەنەڕاڵ نەورۆز؛ قەت بیرت لەوە كردبووەوە ببیتە شەڕڤان؟
وەڵامی نەورۆز: ئێمە راكێشراینە نێو شەڕەكە لە شوێنێك كە تێیدا بژاردەیەك بۆ ژیانێكی بەڕوومەت نەبوو، بەتایبەتی بۆ ژنان؛ ئەوان دەستیان بەسەر عەقڵ و جەستە و هەموو شتێكی ژندا گرتبوو.
ئەگەر بریندار ببن یان چواردەوریان بگیرێت، ئەوا هەندێكیان خۆیان بە نارنجوكێك دەتەقێننەوە بۆئەوەی نەكەونە دەستیان. "ئێستا ئێمە رادەكەین" ئەو وا دەڵێت و، دواتر بریندار دەبێت، رۆژنامەنووس گەیلا لێمۆن ماند بڵاوی كردەوە كە لە كتێبی كچانی كۆبانێ باس لە چیرۆكی ئەو دەكات؛ ئەوان بە گوللە پێكایان، لە نزیك دڵیان دا، ئەو لە كۆتایی شەڕی كۆبانێ لەنێو جێگا هاتە دەرەوە كاتێك داعش یەكەمین شكستی بەچاوی خۆی بینی، بۆئەوەی بڵێت ژنان بەشێك بوون لەو تێكشكاندنەی داعش. سێ ساڵ دواتر شان بەشانی ئەمریكا، ئەوان داعشیان لە رەققەی پایتەختی داعش وەدەرنا، هەروەها لە 2019 سەركەوتن بەسەر داعش راگەیەندرا.
لە جەنەراڵ جۆزێف ڤۆتێل ، کە ئێستا خانەنشینکراوە و پێشتر فەرماندەی ناوەندی هێزەکانی ئەمەریکا بوو و،لێی دەپرسێت، چۆن شەڕی شەڕڤانانی ژن لێكدەدەیتەوە؟ .
جەنەراڵ جۆزێف ڤۆتێل:ئەوان زۆر دڵگەرم و خاوەن حەماسەت بوون، ئەوان ئازا بوون.
دوای تێكشكاندنی داعش ، بارودۆخە بۆ ژنان چۆن گۆڕاوە؟ ئەوان دەتوانن داوای مافەكانیان بكەن لە هەموو رووەكانی ژیانەوە، ئەوان دەتوانن داوای مافەكانیان بكەن لە بواری سیاسی و ژیانی خێزانی. بەڵام ئەو دەڵێ ئێستاش كەسانێك هەن وەك داعش بیردەكەنەوە، لەبەرئەوە ژنانی كۆبانێ هێشتا هەر لە شەڕ دان.
سەرنج: نەمتوانی بیخەمە سەر ڤیدیۆ بەهۆی ئەوەی بەشێکی کە قسەکردنی ریپۆرتەرەکە نەگەیشتم زۆر خێرا قسەی دەکرد..هەر هاوڕێیەک توانی تەواوی قسەکان ناو ڤیدیۆکە بکاتە کوردیی دەیخەمە سەر ڤیدیۆکە..
لەپەڕەی تایبەتی نیاز حامد وەرگیراوە
🆔 @GozarDemocratic
Telegram
attach 📎
اردال: گریلا دارای تجربه جنگی نیرومندیست، ما ارتش مقابل خود را به خوبی میشناسیم
اردال اظهار نمود که نشست سالانه ستاد فرماندهی ه.پ.گ نتایج مثبتی را در عملکرد جنگ نیروهای گریلا رقم خواهد زد و افزود:"بجای ۴٠ فروند هواپیمای جنگنده اگر ۴ انسان دمکرات و صلحطلب را برای حل مسئله اسرار فرستاده بودند به آسانی به نتیجه میرسید."
🆔 @GozarDemocratic
اردال اظهار نمود که نشست سالانه ستاد فرماندهی ه.پ.گ نتایج مثبتی را در عملکرد جنگ نیروهای گریلا رقم خواهد زد و افزود:"بجای ۴٠ فروند هواپیمای جنگنده اگر ۴ انسان دمکرات و صلحطلب را برای حل مسئله اسرار فرستاده بودند به آسانی به نتیجه میرسید."
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
اردال: گریلا دارای تجربه جنگی نیرومندیست، ما ارتش مقابل خود را به خوبی میشناسیم اردال اظهار نمود که نشست سالانه ستاد فرماندهی ه.پ.گ نتایج مثبتی را در عملکرد جنگ نیروهای گریلا رقم خواهد زد و افزود:"بجای ۴٠ فروند هواپیمای جنگنده اگر ۴ انسان دمکرات و صلحطلب…
اردال: گریلا دارای تجربه جنگی نیرومندیست، ما ارتش مقابل خود را به خوبی میشناسیم
اردال اظهار نمود که نشست سالانه ستاد فرماندهی ه.پ.گ نتایج مثبتی را در عملکرد جنگ نیروهای گریلا رقم خواهد زد و افزود:"بجای ۴٠ فروند هواپیمای جنگنده اگر ۴ انسان دمکرات و صلحطلب را برای حل مسئله اسرار فرستاده بودند به آسانی به نتیجه میرسید."
باهوز اردال فرمانده قرارگاه مرکزی نیروهای مدافع خلق با شرکت در برنامه ویژه سترک تیوی نشست سالانه ستاد فرماندهی نیروهای مدافع خلق (ه.پ.گ) را مورد ارزیابی قرار داد. این نشست ماه گذشته برگزار شده بود. اردال همچنین به ارزیابی پیروزی گاره پرداخت.
متن گفتگو با باهوز اردال به این شرح است:
سترک تیوی: پیروزی گاره چه نتایجی را از لحاظ سیاسی و نظامی به دنبال خواهد داشت؟
باهوز اردال: نیروهای گریلا ضربهای بسیار بزرگ را در گاره بر دشمن وارد کردند. نیروهای گریلا یکبار دیگر توانایی خود را نمایش گذاشتند. دولت ترک در سالهای اخیر همیشه مدعی میشد که نیروی گریلا به دلیل وجود سلاح پیشرفته ارتش ترک نمیتواند مثل گذشته بجنگد، نمیتواند مقاومت کند، خلق کورد هم نمیتواند مبارزه ازادیخواهی را ادامه دهد. اما شهید شورش و همرزمانش در گاره با مقاومت خود تمامی ادعاهای دشمن را نقش بر آب کردند. از لحاظ معنوی و روانی هم نتایج بسیار را به همراه داشت. اشغالگران یکبار دیگر فهمیدند که آمدن به کوهستانهای کوردستان چنانکه آنان خیال میکنند آسان نیست. برای هر گام باید هزینههای بسیاری را پرداخت کنند. از این پس برای چنین حملاتی نه ١٠ بار بلکه ۴٠ بار باید بیاندیشند. این پیروزی روحیهی بزرگی را به خلقمان بخشیده است.
نیروهای گریلا یکبار دیگر از آرمانها و اعتماد خلقمان صیانت به عمل آوردند. هم در باکور (شمال کوردستان) و هم در باشور (جنوب کوردستان) نیروهای گریلا نشان اثبات کردند که از این خلق و از این سرزمین دفاع میکنند. در واقع پیروزی گاره توانست روحی ملی، میهندوستی را شکل دهد و پیروزی گاره به تمامی ملت کورد تعلق دارد. ما اینجا در مرکز تحولات قرار داریم و آنرا به وضوح شاهدیم. خلقمان در باشور و خصوصا در بهدینان بیش از همه خوشحال شدند. اگر مدیران باشور کوردستان اجازه میدادند خلق در آکره، در آمیدی و در سرسنگ جشن و پایکوبی بزرگی را به مناسبت این پیروزی برپا میکردند. این امر نشان میدهد که خلقمان در باشور به این واقعیت اذعان دارد که حملات دولت ترک علیه تمامی کوردستان است، مقاومت گریلا نیز نه تنها متعلق به پ.ک.ک بلکه برای دفاع از تمامی ملت کورد است.
بجای ۴٠ هواپیمای جنگنده اگر ۴ انسان آشتیخواه را میفرستادند این مسئله به آسانی حل میشد
در مورد ١٣ اسیری که کشته شدند چیزهای بسیاری گفته شد. میتوانم بگویم؛ واضح است که ١٣ اسیر از سوی ارتش ترک به قتل رسیدند. فرماندهی قرارگاه مرکزی ما نیز از سازمانهای بینالمللی خواست تا با فرستادن هیئت به محل رویداد تحقیقاتی را انجام دهند. البته هیچ کسی هم به ادعاهای دولت ترک باور نکرد. زیرا هر کسی به رفتار نیروهای ما نسبت به اسرا آگاه است. این افراد ۶ سال بود که نزد نیروهای ما بودند. اگر ما هدف جداگانهای میداشتیم قطعا در این ۶ سال انجام میدادیم. رفتار ما نسبت به اسرا بسیار واضح است. این اسرا میتوانستند آزاد شوند. اگر در واقع رژیم ترک قصد نجات آنانرا داشت لازم نبود ۴٠ فروند هواپیمای جنگنده به گاره بفرستد؛ ۴ انسان دمکرات و آشتیخواه از ترکیه میامدند و همراه خانواده این اسرا میتوانستند این مسئله را به آسانی حل کنند.
ما تاکنون اسرای بسیاری را رها کردهایم. چه در سال ٢٠١٣، چه در سال ٢٠٠٧ اسرای اورامار را بدون چشمداشتی و بدون پیش شرط رها کردهایم. این بار هم میتوانستیم آنان را رها کنیم، راه آن باز بود، فرصت هم بود. اما حکومت آ.ک.پ خواست این اسرا را مجازات کند. اینچنین عمل کرد. ٣ نفر این عملیات را به اجرا گذاشتهاند. هاکان فیدان از سوی سازمان استخبارات و اطلاعات، خلوصی آکار در برنامهریزی و نظارت بر عملیات و همچنین طیب اردوغان که دستور اجرای عملیات را صادر کرده است. این سه تن مسئول قتل نظامیان اسیر هستند. اگر ترکیه دارای قانون و عدالت میبود میبایست خانوادههای این اسرا علیه این سه اقامه دعوی میکردند.
سترک تیوی: کمی قبل از حمله اشغالگرانه ترکیه به گاره، ستاد فرماندهی ه.پ.گ نشست سالانه خود را برگزار کرده بود. اهمیت این نشست و نتایج آنرا چگونه ارزیابی میکنید؟
باهوز اردال: نشست پر و پیمان ما ٩ روز به درازا کشید. بیانیه پایانی آن نیز منتشر شد. حلات اشغالگرانه، شیوه و تکنیک حملات مورد بحث و رایزنی قرار گرفتند. مقاومت گریلا در سال ٢٠٢٠ مورد ارزیابی قرار گرفت. در خصوص تاکتیک و شیوه عمل ارزیابیهای لازم به عمل آمد. بویژه در مورد نواقصی که با آن روبرو بودهایم به بحث نشستیم.
اردال اظهار نمود که نشست سالانه ستاد فرماندهی ه.پ.گ نتایج مثبتی را در عملکرد جنگ نیروهای گریلا رقم خواهد زد و افزود:"بجای ۴٠ فروند هواپیمای جنگنده اگر ۴ انسان دمکرات و صلحطلب را برای حل مسئله اسرار فرستاده بودند به آسانی به نتیجه میرسید."
باهوز اردال فرمانده قرارگاه مرکزی نیروهای مدافع خلق با شرکت در برنامه ویژه سترک تیوی نشست سالانه ستاد فرماندهی نیروهای مدافع خلق (ه.پ.گ) را مورد ارزیابی قرار داد. این نشست ماه گذشته برگزار شده بود. اردال همچنین به ارزیابی پیروزی گاره پرداخت.
متن گفتگو با باهوز اردال به این شرح است:
سترک تیوی: پیروزی گاره چه نتایجی را از لحاظ سیاسی و نظامی به دنبال خواهد داشت؟
باهوز اردال: نیروهای گریلا ضربهای بسیار بزرگ را در گاره بر دشمن وارد کردند. نیروهای گریلا یکبار دیگر توانایی خود را نمایش گذاشتند. دولت ترک در سالهای اخیر همیشه مدعی میشد که نیروی گریلا به دلیل وجود سلاح پیشرفته ارتش ترک نمیتواند مثل گذشته بجنگد، نمیتواند مقاومت کند، خلق کورد هم نمیتواند مبارزه ازادیخواهی را ادامه دهد. اما شهید شورش و همرزمانش در گاره با مقاومت خود تمامی ادعاهای دشمن را نقش بر آب کردند. از لحاظ معنوی و روانی هم نتایج بسیار را به همراه داشت. اشغالگران یکبار دیگر فهمیدند که آمدن به کوهستانهای کوردستان چنانکه آنان خیال میکنند آسان نیست. برای هر گام باید هزینههای بسیاری را پرداخت کنند. از این پس برای چنین حملاتی نه ١٠ بار بلکه ۴٠ بار باید بیاندیشند. این پیروزی روحیهی بزرگی را به خلقمان بخشیده است.
نیروهای گریلا یکبار دیگر از آرمانها و اعتماد خلقمان صیانت به عمل آوردند. هم در باکور (شمال کوردستان) و هم در باشور (جنوب کوردستان) نیروهای گریلا نشان اثبات کردند که از این خلق و از این سرزمین دفاع میکنند. در واقع پیروزی گاره توانست روحی ملی، میهندوستی را شکل دهد و پیروزی گاره به تمامی ملت کورد تعلق دارد. ما اینجا در مرکز تحولات قرار داریم و آنرا به وضوح شاهدیم. خلقمان در باشور و خصوصا در بهدینان بیش از همه خوشحال شدند. اگر مدیران باشور کوردستان اجازه میدادند خلق در آکره، در آمیدی و در سرسنگ جشن و پایکوبی بزرگی را به مناسبت این پیروزی برپا میکردند. این امر نشان میدهد که خلقمان در باشور به این واقعیت اذعان دارد که حملات دولت ترک علیه تمامی کوردستان است، مقاومت گریلا نیز نه تنها متعلق به پ.ک.ک بلکه برای دفاع از تمامی ملت کورد است.
بجای ۴٠ هواپیمای جنگنده اگر ۴ انسان آشتیخواه را میفرستادند این مسئله به آسانی حل میشد
در مورد ١٣ اسیری که کشته شدند چیزهای بسیاری گفته شد. میتوانم بگویم؛ واضح است که ١٣ اسیر از سوی ارتش ترک به قتل رسیدند. فرماندهی قرارگاه مرکزی ما نیز از سازمانهای بینالمللی خواست تا با فرستادن هیئت به محل رویداد تحقیقاتی را انجام دهند. البته هیچ کسی هم به ادعاهای دولت ترک باور نکرد. زیرا هر کسی به رفتار نیروهای ما نسبت به اسرا آگاه است. این افراد ۶ سال بود که نزد نیروهای ما بودند. اگر ما هدف جداگانهای میداشتیم قطعا در این ۶ سال انجام میدادیم. رفتار ما نسبت به اسرا بسیار واضح است. این اسرا میتوانستند آزاد شوند. اگر در واقع رژیم ترک قصد نجات آنانرا داشت لازم نبود ۴٠ فروند هواپیمای جنگنده به گاره بفرستد؛ ۴ انسان دمکرات و آشتیخواه از ترکیه میامدند و همراه خانواده این اسرا میتوانستند این مسئله را به آسانی حل کنند.
ما تاکنون اسرای بسیاری را رها کردهایم. چه در سال ٢٠١٣، چه در سال ٢٠٠٧ اسرای اورامار را بدون چشمداشتی و بدون پیش شرط رها کردهایم. این بار هم میتوانستیم آنان را رها کنیم، راه آن باز بود، فرصت هم بود. اما حکومت آ.ک.پ خواست این اسرا را مجازات کند. اینچنین عمل کرد. ٣ نفر این عملیات را به اجرا گذاشتهاند. هاکان فیدان از سوی سازمان استخبارات و اطلاعات، خلوصی آکار در برنامهریزی و نظارت بر عملیات و همچنین طیب اردوغان که دستور اجرای عملیات را صادر کرده است. این سه تن مسئول قتل نظامیان اسیر هستند. اگر ترکیه دارای قانون و عدالت میبود میبایست خانوادههای این اسرا علیه این سه اقامه دعوی میکردند.
سترک تیوی: کمی قبل از حمله اشغالگرانه ترکیه به گاره، ستاد فرماندهی ه.پ.گ نشست سالانه خود را برگزار کرده بود. اهمیت این نشست و نتایج آنرا چگونه ارزیابی میکنید؟
باهوز اردال: نشست پر و پیمان ما ٩ روز به درازا کشید. بیانیه پایانی آن نیز منتشر شد. حلات اشغالگرانه، شیوه و تکنیک حملات مورد بحث و رایزنی قرار گرفتند. مقاومت گریلا در سال ٢٠٢٠ مورد ارزیابی قرار گرفت. در خصوص تاکتیک و شیوه عمل ارزیابیهای لازم به عمل آمد. بویژه در مورد نواقصی که با آن روبرو بودهایم به بحث نشستیم.
گذار دموکراتیک
اردال: گریلا دارای تجربه جنگی نیرومندیست، ما ارتش مقابل خود را به خوبی میشناسیم اردال اظهار نمود که نشست سالانه ستاد فرماندهی ه.پ.گ نتایج مثبتی را در عملکرد جنگ نیروهای گریلا رقم خواهد زد و افزود:"بجای ۴٠ فروند هواپیمای جنگنده اگر ۴ انسان دمکرات و صلحطلب…
کاستیهای خود را به شیوهای جدی مورد بحث قرار دادیم. ما اذعان داریم که زیانهای ما از نواقص و کاستیهایمان سرچشمه میگیرند. اگر نظم و انضباط نیرومندی وجود داشته باشد این زیانها هم وجود نخواهند داشت و گریلا میتواند نتایج نیرومندتری کسب کند. بویژه موضوعی که گریلاهای کوردستان مورد انتقاد قرار میگیرند این است که: رفقا بیش از حد به خود اعتماد دارند و این امر برخی مواقع به کوچک دیدن دشمن میانجامد. این موضوع به تضعیف انظباط و امنیت میانجامد.
در نشست در مورد تجارب جنگ ٣٧ ساله به گفتگو پرداختیم. ما دارای تجارب جنگی بسیار بزرگی هستیم. ما ارتش مقابل خود را بخوبی میشناسیم. ما به توانایی خود نیز اذعان داریم. در این حیطه ما بر این باوریم که نتایج کنفرانس تأثیر مثبتی را بر عملکرد گریلا در سال تازه بر جای بگذارد. نتایج نشست ما به عرصه عمل در سالهای آتی نه یک پیروزی همچون گاره بلکه پیروزهای بزرگتری را رقم خواهد زد. نیروهای ما در زمینه روح، فداییگری و قهرمانی نقصانی ندارند. در این زمینه دارای روح حمله و فدایی هستند. باهیجان و شور و نشاط هستند. در زمینه انضباط و تدابیر لازم دچار نواقص هستیم. ما اعتقاد داریم که برگزاری نشست سالانه در مرحله نوسازی گریلا و شیوه جنگ خلاق و مبتکرانه تأثیر خواهد گذاشت. گریلاهای کوردستان در سالهای اخیر در عرصههای مبارزه این موضوع را بخوبی نشان دادند.
برخی میگویند که در این مرحله که مقطع تکنولوژی جیپیاس و فرماندهی تکنیکی است تحرکات گریلایی شانس چندانی ندارد. تجارب گریلاهای کوردستان خلاف این ادعا را اثبات کرده است. در عمل آنچه در هفتانین و گاره دیدیم نشان میدهد که گریلای نوین میتواند موفقیتآمیز باشد. رسانههای جنگ ویژه و مسئولان دولت ترک این موارد را برای خود موفقیت میدانند. اما واقعیت این است که آنان هیچ موفقیتی کسب نکردهاند. نیروهای گریلا به نوسازی خود پرداخته و پیشرفتهایی را رقم زده است. موفقیت متعلق به نیروهای گریلا میباشد نه رژیم ترک. ذکاوت و ابتکار عمل گریلا را نشان میدهد. دو روز قبل مدعی شدند؛ ما در باکور عملیاتی انجام دادیم، در گارزان عملیات انجام دادیم و .... میگویند؛ 'ما کمپهای گریلا و لوازم زندگی آنها را پیدا کردهایم.' اما واقعیت این است که آن چیزها مال کمپهای کهنه بودهاند، اشغال ۵ سال پیش رفقا را پیدا کردهاند و پیداکردن اشغال را برای خود موفقیت قلمداد میکنند. از اینرو نشست ما و عملکرد گاره نشان داد که گریلایی که نوسازی را به اجرا گذاشته باشد، تغییر و تحول را آغاز کرده باشد میتواند ضامن پیروزی و موفقیت باشد.
سترک تیوی: پس از حمله به گاره موضع خلق باشور مورد بحث قرار گرفت. مواضع خلق باشور علیه این حملات و موضع در عرصه سیاسی را چگونه باید تفسیر کرد؟
باهوز اردال: موضع خلق باشور کوردستان بسیار ارزشمند و گرانقدر است. خلقمان در باشور دارای روح وطندوستی بزرگیست. خلق میداند که پ.ک.ک تنها یک بهانه است. خلق اذعان دارد که حتی اگر پ.ک.ک حضور نداشته باشد دشمن بهانهی دیگر را سر هم میکند. خلق میداند که اگر پ.ک.ک حضور نداشته باشد آنوقت گردانندگان هولیر به پ.ک.کای بودن متهم شده و مورد حمله واقع میگردند. در این مورد خلق واقعیت را درک نموده و رابطه بسیار گرمی میان نیروهای گریلای جنبش آزادیخواهی کوردستان و خلق باشور وجود دارد.
برای گردانندگان باشور دو مورد اساسی وجود دارد. اول اینکه خلقمان و جنبشمان موضعی مثبت را از آنان انتظار دارد، انتظار آن را دارد. مدیران ما در ک.ج.ک به شیوهای واضح اعلام کردند که ما نسبت به حکومت و پیشمرگههای باشور احترام قائل میشویم و آنانرا به رسمیت میشناسیم. در این رابطه موضع ما آشکار است. لازم است گردانندگان باشور هم آشکارا اعلام کنند که برای مبارزه پ.ک.ک و خلق باکور کوردستان احترام قائلند، بگویند ما برای اداره خودمدیریتی و خلق روژاوای کوردستان احترام قائلیم. این موضوع وظیفهای کوردستانی و ملی است که گردانندگان جنوب کوردستان باید آنرا اعلام کنند.
دوم اینکه، باید این خطر را مشاهده کنند که هدف دولت ترک اشغال جنوب است. رژیم ترک چنین میاندیشد؛ یعنی میگوید به دلیل اینکه در باشور ادارهای رسمی وجود دارد، مبارزه و مقاومت کوردها در بخشهای دیگر هم ادامه خواهد داشت. آنان چنین به موضوع مینگرند. هدف استراتژیک حمله به گاره، شنگال، خاکورک، اشغال جنوب کوردستان است. اکنون گردانندگان جنوب، بویژه گردانندگان پ.ک.ک میگویند که روستانشینان در برخی مناطق به آسانی نمیتوانند وارد روستاهایشان شوند. اگر دولت ترک وارد این مناطق شود، دیگر هیچ کسی نمیتواند در هولیر و دهوک زندگی راحتی داشته باشد. ارتش ترک تنها برای ما اینجا نیامده است، باید درک شده باشد که آنان هم هدف هستند و بر این مبنا باید موضع اخذ کنند. خواسته جنبش ما برای اداره جنوب تنها این است.
در نشست در مورد تجارب جنگ ٣٧ ساله به گفتگو پرداختیم. ما دارای تجارب جنگی بسیار بزرگی هستیم. ما ارتش مقابل خود را بخوبی میشناسیم. ما به توانایی خود نیز اذعان داریم. در این حیطه ما بر این باوریم که نتایج کنفرانس تأثیر مثبتی را بر عملکرد گریلا در سال تازه بر جای بگذارد. نتایج نشست ما به عرصه عمل در سالهای آتی نه یک پیروزی همچون گاره بلکه پیروزهای بزرگتری را رقم خواهد زد. نیروهای ما در زمینه روح، فداییگری و قهرمانی نقصانی ندارند. در این زمینه دارای روح حمله و فدایی هستند. باهیجان و شور و نشاط هستند. در زمینه انضباط و تدابیر لازم دچار نواقص هستیم. ما اعتقاد داریم که برگزاری نشست سالانه در مرحله نوسازی گریلا و شیوه جنگ خلاق و مبتکرانه تأثیر خواهد گذاشت. گریلاهای کوردستان در سالهای اخیر در عرصههای مبارزه این موضوع را بخوبی نشان دادند.
برخی میگویند که در این مرحله که مقطع تکنولوژی جیپیاس و فرماندهی تکنیکی است تحرکات گریلایی شانس چندانی ندارد. تجارب گریلاهای کوردستان خلاف این ادعا را اثبات کرده است. در عمل آنچه در هفتانین و گاره دیدیم نشان میدهد که گریلای نوین میتواند موفقیتآمیز باشد. رسانههای جنگ ویژه و مسئولان دولت ترک این موارد را برای خود موفقیت میدانند. اما واقعیت این است که آنان هیچ موفقیتی کسب نکردهاند. نیروهای گریلا به نوسازی خود پرداخته و پیشرفتهایی را رقم زده است. موفقیت متعلق به نیروهای گریلا میباشد نه رژیم ترک. ذکاوت و ابتکار عمل گریلا را نشان میدهد. دو روز قبل مدعی شدند؛ ما در باکور عملیاتی انجام دادیم، در گارزان عملیات انجام دادیم و .... میگویند؛ 'ما کمپهای گریلا و لوازم زندگی آنها را پیدا کردهایم.' اما واقعیت این است که آن چیزها مال کمپهای کهنه بودهاند، اشغال ۵ سال پیش رفقا را پیدا کردهاند و پیداکردن اشغال را برای خود موفقیت قلمداد میکنند. از اینرو نشست ما و عملکرد گاره نشان داد که گریلایی که نوسازی را به اجرا گذاشته باشد، تغییر و تحول را آغاز کرده باشد میتواند ضامن پیروزی و موفقیت باشد.
سترک تیوی: پس از حمله به گاره موضع خلق باشور مورد بحث قرار گرفت. مواضع خلق باشور علیه این حملات و موضع در عرصه سیاسی را چگونه باید تفسیر کرد؟
باهوز اردال: موضع خلق باشور کوردستان بسیار ارزشمند و گرانقدر است. خلقمان در باشور دارای روح وطندوستی بزرگیست. خلق میداند که پ.ک.ک تنها یک بهانه است. خلق اذعان دارد که حتی اگر پ.ک.ک حضور نداشته باشد دشمن بهانهی دیگر را سر هم میکند. خلق میداند که اگر پ.ک.ک حضور نداشته باشد آنوقت گردانندگان هولیر به پ.ک.کای بودن متهم شده و مورد حمله واقع میگردند. در این مورد خلق واقعیت را درک نموده و رابطه بسیار گرمی میان نیروهای گریلای جنبش آزادیخواهی کوردستان و خلق باشور وجود دارد.
برای گردانندگان باشور دو مورد اساسی وجود دارد. اول اینکه خلقمان و جنبشمان موضعی مثبت را از آنان انتظار دارد، انتظار آن را دارد. مدیران ما در ک.ج.ک به شیوهای واضح اعلام کردند که ما نسبت به حکومت و پیشمرگههای باشور احترام قائل میشویم و آنانرا به رسمیت میشناسیم. در این رابطه موضع ما آشکار است. لازم است گردانندگان باشور هم آشکارا اعلام کنند که برای مبارزه پ.ک.ک و خلق باکور کوردستان احترام قائلند، بگویند ما برای اداره خودمدیریتی و خلق روژاوای کوردستان احترام قائلیم. این موضوع وظیفهای کوردستانی و ملی است که گردانندگان جنوب کوردستان باید آنرا اعلام کنند.
دوم اینکه، باید این خطر را مشاهده کنند که هدف دولت ترک اشغال جنوب است. رژیم ترک چنین میاندیشد؛ یعنی میگوید به دلیل اینکه در باشور ادارهای رسمی وجود دارد، مبارزه و مقاومت کوردها در بخشهای دیگر هم ادامه خواهد داشت. آنان چنین به موضوع مینگرند. هدف استراتژیک حمله به گاره، شنگال، خاکورک، اشغال جنوب کوردستان است. اکنون گردانندگان جنوب، بویژه گردانندگان پ.ک.ک میگویند که روستانشینان در برخی مناطق به آسانی نمیتوانند وارد روستاهایشان شوند. اگر دولت ترک وارد این مناطق شود، دیگر هیچ کسی نمیتواند در هولیر و دهوک زندگی راحتی داشته باشد. ارتش ترک تنها برای ما اینجا نیامده است، باید درک شده باشد که آنان هم هدف هستند و بر این مبنا باید موضع اخذ کنند. خواسته جنبش ما برای اداره جنوب تنها این است.
گذار دموکراتیک
اردال: گریلا دارای تجربه جنگی نیرومندیست، ما ارتش مقابل خود را به خوبی میشناسیم اردال اظهار نمود که نشست سالانه ستاد فرماندهی ه.پ.گ نتایج مثبتی را در عملکرد جنگ نیروهای گریلا رقم خواهد زد و افزود:"بجای ۴٠ فروند هواپیمای جنگنده اگر ۴ انسان دمکرات و صلحطلب…
این موضوع مسئله کورد را با خطر مواجه کرده است. با توجه به اینکه خلقمان در باشور این امر را درک نموده پس ما اعتقاد داریم که گردانندگان باشور هم به این واقعیت آگاهند.
سترک تیوی: وزیر دفاع رژیم ترک در نشست ناتو مدعی شده که پ.ک.ک دشمن ناتو است، مانع پیش روی پروژههای ناتوست. شما در این مورد چه نظری دارید؟
باهوز اردال: به عقیده خلوصی عامل تمامی فلاکتهای جهان پ.ک.ک است. پ.ک.ک جعبه پاندورای آنان است. میگویند مسبب بحرانها در عراق و باشور کوردستان پ.ک.ک است. پ.ک.ک دلیل بحران سوریه است. دلیل بحران اقصادی ترکیه هم پ.ک.ک است. دلیل تنشهای قرهباغ (آرتساخ) هم پ.ک.ک است. تنها این مانده بود که بگویند دلیل حمله به کنگره آمریکا پ.ک.ک بود که آنرا هم گفتند. وضعیت روانی آنان بهم ریخته است. اما حقیقت چنین نیست. پ.ک.ک با منافع هیچ دولتی سر دشمنی ندارد.
اگر پ.ک.ک حضور نداشت چه روی میداد؟ ترکیه به خاک ایران حمله میکرد، در قفقاز به تنشآفرینی دست میزد، هر روز تروریستهای داعشی را به اروپا گسیل کرده و با ترور اروپا را تسلیم میگرفت. در صورت عدم حضور پ.ک.ک، رژیم ترک فشارهای بیشتری را بر آمریکا وارد کرده و نقشه و برنامه آمریکا در منطقه را با خطر مواجه میکرد. اما به دلیل اینکه پ.ک.ک با حضور و مبارزه خود رژیم ترک را محصور و تضعیف کرده است اردوغان نمیتواند به این کارها دست بزند. اگر امروز اردوغان برای آمریکا حسابی قائل است به دلیل مبارزات پ.ک.ک است. مبارزه پ.ک.ک اردوغان را وادار کرد که دست به دامن آمریکا باشد. مبارزات پ.ک.ک است که اردوغان را وادار میکند روسیه و ایران و دولتهای دیگر را مد نظر قرار دهد. مبارزه پ.ک.ک به منافع آمریکا، روسیه و هیچ نیروی دیگری زیان وارد نکرده است، برعکس به منافع آنان کمک کرده است.
اردوغان با دروغگویی مدعی شده است؛'به من کمک کنید تا پ.ک.ک را حل کنیم'، به روسها میگوید؛'سپس شما هر طور که بخواهید میتوانیم مسئله سوریه را حل کنیم.' به امریکا میگوید؛'شما هر طور که مایل باشید میتوانیم مسئله اس-۴٠٠ را حل کنیم'. به اروپا میگوید؛'ما با هم داعش را از میان برمیداریم'. به رژیم سوریه میگوید؛'آن موقع هیچ مسئلهای میان ما باقی نمیماند'. اما تمام اینها واقعیت ندارند. اگر پ.ک.ک از میان برداشته شود، ذهنیت عثمانی-تورانی فاشیست و نژادپرست، مثل یک خرس چگونه به مغازهای حملهور میشود، به تنشها و بحرانهای منطقهای و جهانی دامن میزند. در آن موقع اردوغان مثل یک هیتلر یا یک صدام تازه به بلایی بر سر جهان مبدل میشود. اگر اکنون اردوغان به بلای بزرگتری بدل نشده و زیان بیشتری به ناتو، آمریکا و روسیه وارد نمیکند به دلیل حضور پ.ک.ک است که افسار آنرا محکم گرفته است.
آمریکا از همکاری با کوردها زیانی ندید، حتی سود برد
ما میخواهیم بگوییم که اکنون در آمریکا حکومتی تازه بر سر کار است. سیاستهای آنان در مورد منطقه هنوز به تمامی مشخص نشدهاند. اما باید برای مسئله کورد دارای سیاستی مشترک باشند. آمریکا با کوردها کارهایی انجام داد و از نتایج آنها هم بهره برد، زیانی ندید. پ.ک.ک در کوردستان و خاورمیانه دارای نیروی بزرگیست. بر توازنات تأثیر دارد. پ.ک.ک برای گفتگو در مورد خدمت به آرامش و صلح در منطقه آماده است. سیاستهایی که تاکنون به اجرا درآمدند بیثمر بودند. تمامی محاسبات برای منزوی کردن و خارج کردن پ.ک.ک نتیجهای در بر نداشته و نخواهد داشت.
این فراخوان تنها مختص به مقامات آمریکا نیست، برای تمامی نیروهای منطقه و بینالمللی نیز صدق میکند. گفتگو با پ.ک.ک به نفع آنان است. شما مجبور نیستند از پنجره ترکیه به مسئله کورد بنگرید، مثل اردوغان به مسئله پ.ک.ک بنگرید. در واقع نیز زمان آن فرا رسیده است، افکار عمومی هم خواستار برداشتن گامی در این راستاست. میلیونها انسان در بریتانیا، در ایتالیا و در مناطق دیگر جهان خواستار آزادی رهبر آپو هستند. قراردادن نام پ.ک.ک در لیست ترور به دولت ترک بهانه حمله داده و اشغالگری را مشروع میکند. فعالیتها برای بیرون کشیدن نام پ.ک.ک از لیست ترور تا حدی پیشرفت کرده است، کشورهای اروپایی همه مدیون پ.ک.ک هستند.
اکنون ائتلافی علیه داعش وجود دارد، دهها دولت و نیرو در آن هستند. آنکه بیش از تمامی آنها علیه داعش جنگید پ.ک.ک بود. از شنگال، مخمور، کرکوک و تا روژاوا، آنکه بیشتر از همه فداکاری کرده و شهید و زخمی داد پ.ک.ک بود. باید این دَین را ببینند. باید پ.ک.ک از لیست ترور بیرون کشیده شود و اینگونه میتوانند ادای دین کنند. آنکه مانع اصلی بوده و به بلایی بر سر همه مبدل شده خود طیب اردوغان است و ما اذعان داریم همه این واقعیت را میبینند.
سترک تیوی: در باشور، روژاوا و باکور برخی افراد مدعی هستند که پ.ک.ک دلیل حملات و بحران است. یعنی پ.ک.ک را متهم میکنند. شما این موضوع را چگونه ارزیابی میکنید؟
سترک تیوی: وزیر دفاع رژیم ترک در نشست ناتو مدعی شده که پ.ک.ک دشمن ناتو است، مانع پیش روی پروژههای ناتوست. شما در این مورد چه نظری دارید؟
باهوز اردال: به عقیده خلوصی عامل تمامی فلاکتهای جهان پ.ک.ک است. پ.ک.ک جعبه پاندورای آنان است. میگویند مسبب بحرانها در عراق و باشور کوردستان پ.ک.ک است. پ.ک.ک دلیل بحران سوریه است. دلیل بحران اقصادی ترکیه هم پ.ک.ک است. دلیل تنشهای قرهباغ (آرتساخ) هم پ.ک.ک است. تنها این مانده بود که بگویند دلیل حمله به کنگره آمریکا پ.ک.ک بود که آنرا هم گفتند. وضعیت روانی آنان بهم ریخته است. اما حقیقت چنین نیست. پ.ک.ک با منافع هیچ دولتی سر دشمنی ندارد.
اگر پ.ک.ک حضور نداشت چه روی میداد؟ ترکیه به خاک ایران حمله میکرد، در قفقاز به تنشآفرینی دست میزد، هر روز تروریستهای داعشی را به اروپا گسیل کرده و با ترور اروپا را تسلیم میگرفت. در صورت عدم حضور پ.ک.ک، رژیم ترک فشارهای بیشتری را بر آمریکا وارد کرده و نقشه و برنامه آمریکا در منطقه را با خطر مواجه میکرد. اما به دلیل اینکه پ.ک.ک با حضور و مبارزه خود رژیم ترک را محصور و تضعیف کرده است اردوغان نمیتواند به این کارها دست بزند. اگر امروز اردوغان برای آمریکا حسابی قائل است به دلیل مبارزات پ.ک.ک است. مبارزه پ.ک.ک اردوغان را وادار کرد که دست به دامن آمریکا باشد. مبارزات پ.ک.ک است که اردوغان را وادار میکند روسیه و ایران و دولتهای دیگر را مد نظر قرار دهد. مبارزه پ.ک.ک به منافع آمریکا، روسیه و هیچ نیروی دیگری زیان وارد نکرده است، برعکس به منافع آنان کمک کرده است.
اردوغان با دروغگویی مدعی شده است؛'به من کمک کنید تا پ.ک.ک را حل کنیم'، به روسها میگوید؛'سپس شما هر طور که بخواهید میتوانیم مسئله سوریه را حل کنیم.' به امریکا میگوید؛'شما هر طور که مایل باشید میتوانیم مسئله اس-۴٠٠ را حل کنیم'. به اروپا میگوید؛'ما با هم داعش را از میان برمیداریم'. به رژیم سوریه میگوید؛'آن موقع هیچ مسئلهای میان ما باقی نمیماند'. اما تمام اینها واقعیت ندارند. اگر پ.ک.ک از میان برداشته شود، ذهنیت عثمانی-تورانی فاشیست و نژادپرست، مثل یک خرس چگونه به مغازهای حملهور میشود، به تنشها و بحرانهای منطقهای و جهانی دامن میزند. در آن موقع اردوغان مثل یک هیتلر یا یک صدام تازه به بلایی بر سر جهان مبدل میشود. اگر اکنون اردوغان به بلای بزرگتری بدل نشده و زیان بیشتری به ناتو، آمریکا و روسیه وارد نمیکند به دلیل حضور پ.ک.ک است که افسار آنرا محکم گرفته است.
آمریکا از همکاری با کوردها زیانی ندید، حتی سود برد
ما میخواهیم بگوییم که اکنون در آمریکا حکومتی تازه بر سر کار است. سیاستهای آنان در مورد منطقه هنوز به تمامی مشخص نشدهاند. اما باید برای مسئله کورد دارای سیاستی مشترک باشند. آمریکا با کوردها کارهایی انجام داد و از نتایج آنها هم بهره برد، زیانی ندید. پ.ک.ک در کوردستان و خاورمیانه دارای نیروی بزرگیست. بر توازنات تأثیر دارد. پ.ک.ک برای گفتگو در مورد خدمت به آرامش و صلح در منطقه آماده است. سیاستهایی که تاکنون به اجرا درآمدند بیثمر بودند. تمامی محاسبات برای منزوی کردن و خارج کردن پ.ک.ک نتیجهای در بر نداشته و نخواهد داشت.
این فراخوان تنها مختص به مقامات آمریکا نیست، برای تمامی نیروهای منطقه و بینالمللی نیز صدق میکند. گفتگو با پ.ک.ک به نفع آنان است. شما مجبور نیستند از پنجره ترکیه به مسئله کورد بنگرید، مثل اردوغان به مسئله پ.ک.ک بنگرید. در واقع نیز زمان آن فرا رسیده است، افکار عمومی هم خواستار برداشتن گامی در این راستاست. میلیونها انسان در بریتانیا، در ایتالیا و در مناطق دیگر جهان خواستار آزادی رهبر آپو هستند. قراردادن نام پ.ک.ک در لیست ترور به دولت ترک بهانه حمله داده و اشغالگری را مشروع میکند. فعالیتها برای بیرون کشیدن نام پ.ک.ک از لیست ترور تا حدی پیشرفت کرده است، کشورهای اروپایی همه مدیون پ.ک.ک هستند.
اکنون ائتلافی علیه داعش وجود دارد، دهها دولت و نیرو در آن هستند. آنکه بیش از تمامی آنها علیه داعش جنگید پ.ک.ک بود. از شنگال، مخمور، کرکوک و تا روژاوا، آنکه بیشتر از همه فداکاری کرده و شهید و زخمی داد پ.ک.ک بود. باید این دَین را ببینند. باید پ.ک.ک از لیست ترور بیرون کشیده شود و اینگونه میتوانند ادای دین کنند. آنکه مانع اصلی بوده و به بلایی بر سر همه مبدل شده خود طیب اردوغان است و ما اذعان داریم همه این واقعیت را میبینند.
سترک تیوی: در باشور، روژاوا و باکور برخی افراد مدعی هستند که پ.ک.ک دلیل حملات و بحران است. یعنی پ.ک.ک را متهم میکنند. شما این موضوع را چگونه ارزیابی میکنید؟
گذار دموکراتیک
اردال: گریلا دارای تجربه جنگی نیرومندیست، ما ارتش مقابل خود را به خوبی میشناسیم اردال اظهار نمود که نشست سالانه ستاد فرماندهی ه.پ.گ نتایج مثبتی را در عملکرد جنگ نیروهای گریلا رقم خواهد زد و افزود:"بجای ۴٠ فروند هواپیمای جنگنده اگر ۴ انسان دمکرات و صلحطلب…
باهوز اردال: باید مروت داشت. اردوغان شبانه روز میگوید که در خاورمیانه 'اجازه نمیدهم کوردها به موقعیت سیاسی دست یابند'. میگوید در هر جایی که باشند هدف قرار داده میشوند. واقعیت تا این حد آشکار شده است. به بهانه پ.ک.ک نادیده گرفتن اشغالگرای اشتباه بسیار بزرگی است و باید آنرا اصلاح کرد. برعکس، تاکنون چه کسی از پ.ک.ک درخواست کمک نکرده است؟ در روزهای سختشان، پ.ک.ک به کمک کدام یک از آنها نشتافته است؟ در روزهایی که اردوغان میگفت؛'کوبانی سقوط کرد، سقوط خواهد کرد' چه کسی به کمک کوبانی شتافت؟ در شنگال زمانی که خلق ایزدیمان در آستانه قتلعامی بزرگ بود چه کسی به شنگال رفت؟ در مخمور وقتی که داعش به نزدیکی هولیر رسیده بود چه نیرویی آنرا متوقف کرد؟ در کرکوک که بود؟ اگر در باکور پ.ک.ک حضور نداشت نام کورد هم از میان رفته بود.
هر زمانی که روژاوا با فشار و محدودیت روبرو شده پ.ک.ک با فداکاری بزرگ وارد میدان شده است. اگر پ.ک.ک حضور نداشت آیا از روژاوا چیزی باقی میماند؟ در باشور هم همچنین. اگر پ.ک.ک حضور نمیداشت با شکیبایی با گردانندگان باشور رفتار نمیکرد. در آنکارا از آنان استقبال نمیکرد و در هولیر هم از آنان بازدید نمیکرد. اگر پ.ک.ک نباشد دشمن باشور را هم نمیشناسد. هر کورد واجد وجدان باید بداند که در تمامی کوردستان پیشرفتها در سایه حضور پ.ک.ک بوده است و در این رابطه لازم است از خود بپرسد.
اگر پ.ک.ک نمیبود چه بر سر کوبانی میآمد؟ پ.ک.ک نمیبود چه بر سر شنگال آمده بود؟ پ.ک.ک نمیبود در این منطقه چه روی میداد؟ فعالیت و مبارزه پ.ک.ک مایه افتخار است. تمامی ملیتانها و کادرهای پ.ک.ک به اینکه عضو پ.ک.ک هستند سربلندند. در زندگی آنان، در اخلاق آنان، در فلسفه و فکر و عزم و اراده آنان هیچگونه کاستیای وجود ندارد. زیاد است کم نیست. این تبلیغات رژیم ترک است که میگوید اگر پ.ک.ک نباشد ما با دولت کورد مسئلهای نداریم. از یک لحاظ راست هم میگویند زیرا پ.ک.ک نباشد مسئلهای به نام کورد هم وجود ندارد. باید همه به این حقیقت اذعان داشته باشند. آنانکه اطلاع ندارد باید به تاریخ گذشته و معاصر ملت کورد نگاه کنند، پ.ک.ک به چه معنیست خود درک خواهند کرد.
سترک تیوی: در روژاوای کوردستان رویدادهای مهمی به وقوع میپیوندند اما راه حل سیاسی در آینده نزدیک دیده نمیشود. نشستهای آستانه و نشستهای ژنو هم با بنبست روبرو شدهاند. شما وضعیت روژاوای کوردستان و سوریه، موضع رژیم بعثی سوریه را چگونه ارزیابی میکنید؟
باهوز اردال: اکنون بحران در سوریه ادامه دارد. نشستهای ژنو و سوچی هم با بنبست روبرو شدهاند. در چنین شرایطی امکان ندارد که راه حلی سیاسی پیدا شود. ما همچون پ.ک.ک دارای تأثیر هستیم. رهبر آپو بر روژاوا و کل سوریه، بر کوردها و عربها تأثیرگذار است. ما پیشنهادات خود را در مورد مسائل سوریه و تمامی مسائل منطقه در میان گذاشتهایم. ما همچون پ.ک.ک چنین میاندیشیم. راه حل در دمشق است. مدل سیاسی سوریه دمکراتیک است، حکومتی غیرمرکزی که با واقعیتهای دمگرافی و سیاسی خلقهای سوریه هماهنگ باشد. ما از اتحاد خاک سوریه حمایت میکنیم. نخست اینکه کوردهای روژاوا اتحاد خاک سوریه را به خطر نمیاندازند.
دوم اینکه پرچم دولت هم مسئله نیست. اما با ذهنیت بعثی شوونیست و ضد دمکراتیک نمیتوان به نتیجه دست یافت. دمکراتیزاسیون اساسی برای سوریه لازم است. بر این مبنا میتوان مسائل سوریه را حل کرد.
پروژه ملت دمکراتیک برای سوریه پروژه برابریست. پروژه ملت دمکراتیک نه تنها برای کوردها، بلکه برای تمامی سوریه راه حل است. برخی از شوونیستهای دارای ذهنیت بعث چنان میاندیشند که درصور پذیرش حقوق کوردها سوریه تجزیه میشود.
برخی از سازمانها و رسانههای آنان تبلیغ میکنند که اگر در مقابل آنان نرمش نشان دهیم به تجزیه سوریه میانجامد. آینده خلق عرب با خطر مواجه میشود.
در واقع دمکراتیزه شدن سوریه و برداشتن گام در راستای آزادی کوردها مبنای اتحاد خاک سوریه است، مبنای محافظت از مرزهای سوریه است، مبنای آینده سوریه است. برای آنکه آرامش در سوریه وجود داشته باشد باید کوردها آزاد باشند. نه تنها کورد بلکه باید دورزیه، علویان، ارامنه و چرکسها نیز آزادانه زندگی کنند.
اگر کورد در سوریه آزادانه زندگی کنند و به نیروی سیاسی مبدل گردند، خطری برای آینده سوریه نخواهند داشت. برعکس آزادی کوردها سوریه را نیرومند خواهد کرد. بردگی کوردها نشانه ضعف سوریه است. ما همچون پ.ک.ک چنین میاندیشیم و پیشنهاد ما برای تمامی طیفهای سوریه نیز در این چهارچوب است.
کوردها پیشاهنگی روژاوا را بر عهده دارند
اکنون عیان شده است که دولت ترک نه تنها دشمن کوردها بلکه دشمن عربها هم میباشد، دشمن ارمنیهاست. دشمن همه است.
هر زمانی که روژاوا با فشار و محدودیت روبرو شده پ.ک.ک با فداکاری بزرگ وارد میدان شده است. اگر پ.ک.ک حضور نداشت آیا از روژاوا چیزی باقی میماند؟ در باشور هم همچنین. اگر پ.ک.ک حضور نمیداشت با شکیبایی با گردانندگان باشور رفتار نمیکرد. در آنکارا از آنان استقبال نمیکرد و در هولیر هم از آنان بازدید نمیکرد. اگر پ.ک.ک نباشد دشمن باشور را هم نمیشناسد. هر کورد واجد وجدان باید بداند که در تمامی کوردستان پیشرفتها در سایه حضور پ.ک.ک بوده است و در این رابطه لازم است از خود بپرسد.
اگر پ.ک.ک نمیبود چه بر سر کوبانی میآمد؟ پ.ک.ک نمیبود چه بر سر شنگال آمده بود؟ پ.ک.ک نمیبود در این منطقه چه روی میداد؟ فعالیت و مبارزه پ.ک.ک مایه افتخار است. تمامی ملیتانها و کادرهای پ.ک.ک به اینکه عضو پ.ک.ک هستند سربلندند. در زندگی آنان، در اخلاق آنان، در فلسفه و فکر و عزم و اراده آنان هیچگونه کاستیای وجود ندارد. زیاد است کم نیست. این تبلیغات رژیم ترک است که میگوید اگر پ.ک.ک نباشد ما با دولت کورد مسئلهای نداریم. از یک لحاظ راست هم میگویند زیرا پ.ک.ک نباشد مسئلهای به نام کورد هم وجود ندارد. باید همه به این حقیقت اذعان داشته باشند. آنانکه اطلاع ندارد باید به تاریخ گذشته و معاصر ملت کورد نگاه کنند، پ.ک.ک به چه معنیست خود درک خواهند کرد.
سترک تیوی: در روژاوای کوردستان رویدادهای مهمی به وقوع میپیوندند اما راه حل سیاسی در آینده نزدیک دیده نمیشود. نشستهای آستانه و نشستهای ژنو هم با بنبست روبرو شدهاند. شما وضعیت روژاوای کوردستان و سوریه، موضع رژیم بعثی سوریه را چگونه ارزیابی میکنید؟
باهوز اردال: اکنون بحران در سوریه ادامه دارد. نشستهای ژنو و سوچی هم با بنبست روبرو شدهاند. در چنین شرایطی امکان ندارد که راه حلی سیاسی پیدا شود. ما همچون پ.ک.ک دارای تأثیر هستیم. رهبر آپو بر روژاوا و کل سوریه، بر کوردها و عربها تأثیرگذار است. ما پیشنهادات خود را در مورد مسائل سوریه و تمامی مسائل منطقه در میان گذاشتهایم. ما همچون پ.ک.ک چنین میاندیشیم. راه حل در دمشق است. مدل سیاسی سوریه دمکراتیک است، حکومتی غیرمرکزی که با واقعیتهای دمگرافی و سیاسی خلقهای سوریه هماهنگ باشد. ما از اتحاد خاک سوریه حمایت میکنیم. نخست اینکه کوردهای روژاوا اتحاد خاک سوریه را به خطر نمیاندازند.
دوم اینکه پرچم دولت هم مسئله نیست. اما با ذهنیت بعثی شوونیست و ضد دمکراتیک نمیتوان به نتیجه دست یافت. دمکراتیزاسیون اساسی برای سوریه لازم است. بر این مبنا میتوان مسائل سوریه را حل کرد.
پروژه ملت دمکراتیک برای سوریه پروژه برابریست. پروژه ملت دمکراتیک نه تنها برای کوردها، بلکه برای تمامی سوریه راه حل است. برخی از شوونیستهای دارای ذهنیت بعث چنان میاندیشند که درصور پذیرش حقوق کوردها سوریه تجزیه میشود.
برخی از سازمانها و رسانههای آنان تبلیغ میکنند که اگر در مقابل آنان نرمش نشان دهیم به تجزیه سوریه میانجامد. آینده خلق عرب با خطر مواجه میشود.
در واقع دمکراتیزه شدن سوریه و برداشتن گام در راستای آزادی کوردها مبنای اتحاد خاک سوریه است، مبنای محافظت از مرزهای سوریه است، مبنای آینده سوریه است. برای آنکه آرامش در سوریه وجود داشته باشد باید کوردها آزاد باشند. نه تنها کورد بلکه باید دورزیه، علویان، ارامنه و چرکسها نیز آزادانه زندگی کنند.
اگر کورد در سوریه آزادانه زندگی کنند و به نیروی سیاسی مبدل گردند، خطری برای آینده سوریه نخواهند داشت. برعکس آزادی کوردها سوریه را نیرومند خواهد کرد. بردگی کوردها نشانه ضعف سوریه است. ما همچون پ.ک.ک چنین میاندیشیم و پیشنهاد ما برای تمامی طیفهای سوریه نیز در این چهارچوب است.
کوردها پیشاهنگی روژاوا را بر عهده دارند
اکنون عیان شده است که دولت ترک نه تنها دشمن کوردها بلکه دشمن عربها هم میباشد، دشمن ارمنیهاست. دشمن همه است.
گذار دموکراتیک
اردال: گریلا دارای تجربه جنگی نیرومندیست، ما ارتش مقابل خود را به خوبی میشناسیم اردال اظهار نمود که نشست سالانه ستاد فرماندهی ه.پ.گ نتایج مثبتی را در عملکرد جنگ نیروهای گریلا رقم خواهد زد و افزود:"بجای ۴٠ فروند هواپیمای جنگنده اگر ۴ انسان دمکرات و صلحطلب…
در قرهباغ (آرتساخ) هم این واقعیت دیده شد. یعنی اینکه آنان دارای ذهنیت تورانی هستند. نمیتوانند درک کنند ۶٠٠ سال عثمانیها بودند اما امروز وجود ندارند. گمان میکنند که در جنگ جهانی اول عرب، کورد و ارمنی و همه طیفهای دیگر به آنان خیانت کرده و از پیش به آنان زدهاند. میخواهند انتقام خود را از هر کس بگیرند. سیاست آنان در لیبی، در مصر و در خلیج بر این مبناست.
جبهه فعالی از کورد و عرب در مقابل این ذهنیت تهاجمی و اشغالگر شکل گرفته است. کوردها پیشاهنگی این جبهه را بر عهده دارند و آنهم از سوی پ.ک.ک پیشاهنگی میشود.
در روژاوا هم چنین است، کوردها پیشاهنگ هستند. البته خلق عرب و دولتهای عرب هم دارای موضع هستند. خلق سوریه هم با آلام آن آشنا میباشند. از اینرو لازم است که دولتهای عرب در این مورد گامهای جدی بردارند. دولت ترک میخواهد ترس ۴٠٠ ساله امپراطوری عثمانی را سر آنان خالی کند و قتلعامهای گذشته را تکرار کند.
گردانندگان دولتهای عرب باید بدانند که ایجاد رابطه با پ.ک.ک نتایج مثبتی را به همراه خواهد داشت. برخی از روشنفکران و میهندوستان عرب این واقعیت را خوب درک کردهاند. به همین دلیل بر شمار هواداران مسئله کورد و رهبر آپو در میان خلقهای عرب افزوده میشود.
آنان هم میبینند که کورد در جبهه مقدم در مقابل ذهنیت اشغالگران مبارزه میکند. اگر چنین نمیبود دولت ترک مدتها پیش کشورهای عربی را اشغال کرده بود. انکه ترکها را متوقف کرده است خلق ما و مبارزه ماست.
در چنین مرحلهای یک واقعیت نمایان شده است، آن نیز واقعیت روح گاره است. پیروزی گاره است. مایه خوشحالی زایدالوصف برای تمامی خلق کورد است. این دستاورهای به اسانی کسب نمیشوند. با زحمات و تلاشهای بسیار فراهم میگردند. دشمن پیش روی ما دشمنی غدار است. تمامی امکانات را علیه ما بکار میگیرد. ما نیز با روح گاره ایستادگی میکنیم. باید روح گاره به روحیه تممای خلقمان مبدل شود. تمامی انسانهای آزادیخواه و دمکرات، بویژه جوانان، باید جوانان با روح گاره به حرکت درآیند. دولت ترک با دروغگویی و تروس و خوف افسانهسرایی کرده است. جوانان ما باید این پرده خوف را پاره کنند. اگر جوانی به زندان محکوم میشود نشان میدهد که جوانی دارای شرف است، به همین دلیل مورد حمله واقع شده است. جوانی دارای شرف است به همین دلیل دشمن وی را هدف قرار داده است. آنان انسانهای میهندوست و واجد شرافت هستند. تنها دارایی دشمن ترور و زندان است. ما اما دارای شرف و شهامت هستیم. جوانان کورد باید با روح گاره بپاخواسته و راه بلندیها را پی گیرند.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
جبهه فعالی از کورد و عرب در مقابل این ذهنیت تهاجمی و اشغالگر شکل گرفته است. کوردها پیشاهنگی این جبهه را بر عهده دارند و آنهم از سوی پ.ک.ک پیشاهنگی میشود.
در روژاوا هم چنین است، کوردها پیشاهنگ هستند. البته خلق عرب و دولتهای عرب هم دارای موضع هستند. خلق سوریه هم با آلام آن آشنا میباشند. از اینرو لازم است که دولتهای عرب در این مورد گامهای جدی بردارند. دولت ترک میخواهد ترس ۴٠٠ ساله امپراطوری عثمانی را سر آنان خالی کند و قتلعامهای گذشته را تکرار کند.
گردانندگان دولتهای عرب باید بدانند که ایجاد رابطه با پ.ک.ک نتایج مثبتی را به همراه خواهد داشت. برخی از روشنفکران و میهندوستان عرب این واقعیت را خوب درک کردهاند. به همین دلیل بر شمار هواداران مسئله کورد و رهبر آپو در میان خلقهای عرب افزوده میشود.
آنان هم میبینند که کورد در جبهه مقدم در مقابل ذهنیت اشغالگران مبارزه میکند. اگر چنین نمیبود دولت ترک مدتها پیش کشورهای عربی را اشغال کرده بود. انکه ترکها را متوقف کرده است خلق ما و مبارزه ماست.
در چنین مرحلهای یک واقعیت نمایان شده است، آن نیز واقعیت روح گاره است. پیروزی گاره است. مایه خوشحالی زایدالوصف برای تمامی خلق کورد است. این دستاورهای به اسانی کسب نمیشوند. با زحمات و تلاشهای بسیار فراهم میگردند. دشمن پیش روی ما دشمنی غدار است. تمامی امکانات را علیه ما بکار میگیرد. ما نیز با روح گاره ایستادگی میکنیم. باید روح گاره به روحیه تممای خلقمان مبدل شود. تمامی انسانهای آزادیخواه و دمکرات، بویژه جوانان، باید جوانان با روح گاره به حرکت درآیند. دولت ترک با دروغگویی و تروس و خوف افسانهسرایی کرده است. جوانان ما باید این پرده خوف را پاره کنند. اگر جوانی به زندان محکوم میشود نشان میدهد که جوانی دارای شرف است، به همین دلیل مورد حمله واقع شده است. جوانی دارای شرف است به همین دلیل دشمن وی را هدف قرار داده است. آنان انسانهای میهندوست و واجد شرافت هستند. تنها دارایی دشمن ترور و زندان است. ما اما دارای شرف و شهامت هستیم. جوانان کورد باید با روح گاره بپاخواسته و راه بلندیها را پی گیرند.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
تکرار اشتباهات گذشته در انتخابات سال آینده، فرصتی برای سرکوب و انکار توسط رژیم و نیروهایش است
✍ فواد بریتان
🆔 @GozarDemocratic
✍ فواد بریتان
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
تکرار اشتباهات گذشته در انتخابات سال آینده، فرصتی برای سرکوب و انکار توسط رژیم و نیروهایش است ✍ فواد بریتان 🆔 @GozarDemocratic
تکرار اشتباهات گذشته در انتخابات سال آینده، فرصتی برای سرکوب و انکار توسط رژیم و نیروهایش است
✍ فواد بریتان
چند ماهی بیشتر به انتخابات ریاست جمهوری دورهی سیزدهم نمانده و از هم اكنون نظام و جریانهای سیاسی داخلی خود را برای این دوره از انتخابات آماده مینمایند. موارد بسیاری بر این دوره تاثیرگذارند و این امر بر اهمیت انتخابات سال 1400 افزوده است. هر چند به علت پیچیدگیهای سیاسی و اجتماعی مختص به ایران معمولا میزان پیشبینیپذیری نتیجه كاهش مییابد. خصوصا در نبود جامعهی مدنی فعال و توانمند و فربهگی بیش از حد دولت و نهادهای فراقانونی حاكمیت، سمتوسوی انتخابات تا حدی پنهان میماند. در انتخابات سال 92 شاهد این موضوع بودیم. ثبتنام هاشمی رفسنجانی در وقت اضافه و كناركشیدن محمدرضا عارف به نفع روحانی در دقایق پایانی شرایط را برای وی تغییر داد. البته مسئلهی ورود به قرن جدید و سال 1400 كه نظام آن را در بوقوكُرنا دمیده جز یك تغییر تقویمی نیست. آنچه اهمیت دارد كنش سیاسی ایرانیان و تحولاتی است كه در این سال روی خواهد داد و نه گذار تقویمی به یك سال جدید.
همچنان كه در تحلیلات قبلی نیز به آن اشاره نمودهایم، نظام به سوی محافظهكاری همهجانبهای گام برمیدارد. شكافهای متعددی در دورن نظام و روابط آن مشاهده میگردد. با توجه به مشكلات ساختاریای كه در نظام ایران وجود دارد، مدیریت قوهی مجریه با محدودیتهای جدیای روبهرو میباشد. در ایران تفكیك قوایی به معنای واقعی وجود ندارد و نظام مشروعیت خود را از مردم نمیگیرد تا به مردم پاسخگو باشد. در ضمن نظام وظیفهی اصلی خود را به جای بسترسازی و ایجاد زمینهی مساعد برای زندگی بهتر و سالمتر، مؤمنسازی و فرستادن به بهشت وَلو به زور تعریف كرده است. نظام بیشتر در غم آخرت است تا زندگی روزمره و معیشت مردم، برای همین هدایت جای مدیریت را گرفته است. به اعتقاد متولیان نظام ایران، لازم است مردمان ایران به سوی بهروزی و سعادت اُخروی راهنمایی و هدایت شوند و در این راه پیشاهنگی و رسالت بر عهدهی ولیفقیه جامعالشرایط است و باید تمامی نیروها برای این كار در اختیار ایشان باشد. در دوران اصلاحات شاهد به دستگیری مجلس توسط این جریان بودیم كه با پشتیبانی همهجانبهی مردمی همراه بود. اما ساختار نظام به هیچوجه امكان تغییر و تحول را به آن نداد و در نهایت پروژهی اصلاحات در ایران شكست خورد. اگر مجلس را یك نهاد مشترك بین قدرت حاكم، مردم و خلقهای ایران در نظر بگیریم همان دولت+ دموكراسی خواهد بود. در صورت قبول این شرایط از سوی دولت و به وجود آمدن یك فضای برهمكنشی میان این دو نیرو میتوان از مدیریت صحبت به میان آورد. در حال حاضر آنچه زیر سوال رفته مسئلهی جمهوریت نظام است. زیرا تنها یك گفتمان امكان جولان دارد و تفاوتمندیها جملگی مورد انكار قرار میگیرند. با وجود یك گفتمان كاملا طردكننده و دیگریساز و مركزگرایی بیش از حد، امكان حضور مردم در سیاست به حداقل كاهش خواهد یافت. معمولا آنچه كه در ادبیات سیاسی نظام مورد استفادهی مكرر قرار میگیرد، كلمه یا واژهی “تجدید پیمان” یا ” تجدید بیعت” میباشد. این اصطلاحات بسیار مهم هستند؛ اینكه جامعه در هر انتخاباتی بر اصالت و درستی نظام صحه كذاشته و آن را تایید مینماید، درست نیست. اتفاقا مردم میدانند و آگاهند كه چگونه از سازوكار انتخابات به عنوان یك ركن دموكراسی استفاده نمایند. اما همواره نظام به مصادرهی آرای عمومی اقدام كرده و خواست خود و مَنویات رهبر را بر خواست جامعه و مردم ترجیح داده است. بنابراین حفظ نظام همیشه در اولویت بوده و هست. تا زمانی كه به این صورت به مسئلهی انتخابات در ایران نگریسته شود امكان كاراییبخشی به قوهی مجریه از بحث خارج است.
وجود شكافهای ایدئولوژیك و معرفتی همچنین شكاف و گسست میان مردم و حاكمیت، نظام ایران و نظام جهانی، ساختار قدرت را به سوی انقباض بیشتر سوق داده است. در شرایط فعلی كه نظام نهایت اصطكاك را با نیروهای جهانی و منطقهای داشته و در داخل هم مشروعیت خود را از دست رفته میبیند و همچنان بر اهداف ایدئولوژیك خود در سطح جهانی اصرار میورزد، عجیب نمینماید اگر به سوی تمركز قدرت در داخل گام بردارد. بر این باوریم كه نظام بهتر از هر كسی میداند كه از چه میزان مشروعیت در میان مردم برخوردار است. به واقع رویكرد انقباضی در سیاست داخلی نشان از ترس و اضطراب نظام از آیندهاش دارد و به هیچ وجه نشان از آرامش خاطر آن نیست. فعلا كه هر دو قوهی قضائیه( بهطور سنتی) و قوهی مقننه در دست اصولگرایان قرار دارد. تنها قوهی مجریه مانده كه باید برای تصمیمگیریهای منسجمتر و بدون دردسرتر در اختیار اصولگرایان قرار گیرد. این نشان از بسیج عمومی تمامی امكانات نظام برای اجرای منویات رهبر ایران دارد.
✍ فواد بریتان
چند ماهی بیشتر به انتخابات ریاست جمهوری دورهی سیزدهم نمانده و از هم اكنون نظام و جریانهای سیاسی داخلی خود را برای این دوره از انتخابات آماده مینمایند. موارد بسیاری بر این دوره تاثیرگذارند و این امر بر اهمیت انتخابات سال 1400 افزوده است. هر چند به علت پیچیدگیهای سیاسی و اجتماعی مختص به ایران معمولا میزان پیشبینیپذیری نتیجه كاهش مییابد. خصوصا در نبود جامعهی مدنی فعال و توانمند و فربهگی بیش از حد دولت و نهادهای فراقانونی حاكمیت، سمتوسوی انتخابات تا حدی پنهان میماند. در انتخابات سال 92 شاهد این موضوع بودیم. ثبتنام هاشمی رفسنجانی در وقت اضافه و كناركشیدن محمدرضا عارف به نفع روحانی در دقایق پایانی شرایط را برای وی تغییر داد. البته مسئلهی ورود به قرن جدید و سال 1400 كه نظام آن را در بوقوكُرنا دمیده جز یك تغییر تقویمی نیست. آنچه اهمیت دارد كنش سیاسی ایرانیان و تحولاتی است كه در این سال روی خواهد داد و نه گذار تقویمی به یك سال جدید.
همچنان كه در تحلیلات قبلی نیز به آن اشاره نمودهایم، نظام به سوی محافظهكاری همهجانبهای گام برمیدارد. شكافهای متعددی در دورن نظام و روابط آن مشاهده میگردد. با توجه به مشكلات ساختاریای كه در نظام ایران وجود دارد، مدیریت قوهی مجریه با محدودیتهای جدیای روبهرو میباشد. در ایران تفكیك قوایی به معنای واقعی وجود ندارد و نظام مشروعیت خود را از مردم نمیگیرد تا به مردم پاسخگو باشد. در ضمن نظام وظیفهی اصلی خود را به جای بسترسازی و ایجاد زمینهی مساعد برای زندگی بهتر و سالمتر، مؤمنسازی و فرستادن به بهشت وَلو به زور تعریف كرده است. نظام بیشتر در غم آخرت است تا زندگی روزمره و معیشت مردم، برای همین هدایت جای مدیریت را گرفته است. به اعتقاد متولیان نظام ایران، لازم است مردمان ایران به سوی بهروزی و سعادت اُخروی راهنمایی و هدایت شوند و در این راه پیشاهنگی و رسالت بر عهدهی ولیفقیه جامعالشرایط است و باید تمامی نیروها برای این كار در اختیار ایشان باشد. در دوران اصلاحات شاهد به دستگیری مجلس توسط این جریان بودیم كه با پشتیبانی همهجانبهی مردمی همراه بود. اما ساختار نظام به هیچوجه امكان تغییر و تحول را به آن نداد و در نهایت پروژهی اصلاحات در ایران شكست خورد. اگر مجلس را یك نهاد مشترك بین قدرت حاكم، مردم و خلقهای ایران در نظر بگیریم همان دولت+ دموكراسی خواهد بود. در صورت قبول این شرایط از سوی دولت و به وجود آمدن یك فضای برهمكنشی میان این دو نیرو میتوان از مدیریت صحبت به میان آورد. در حال حاضر آنچه زیر سوال رفته مسئلهی جمهوریت نظام است. زیرا تنها یك گفتمان امكان جولان دارد و تفاوتمندیها جملگی مورد انكار قرار میگیرند. با وجود یك گفتمان كاملا طردكننده و دیگریساز و مركزگرایی بیش از حد، امكان حضور مردم در سیاست به حداقل كاهش خواهد یافت. معمولا آنچه كه در ادبیات سیاسی نظام مورد استفادهی مكرر قرار میگیرد، كلمه یا واژهی “تجدید پیمان” یا ” تجدید بیعت” میباشد. این اصطلاحات بسیار مهم هستند؛ اینكه جامعه در هر انتخاباتی بر اصالت و درستی نظام صحه كذاشته و آن را تایید مینماید، درست نیست. اتفاقا مردم میدانند و آگاهند كه چگونه از سازوكار انتخابات به عنوان یك ركن دموكراسی استفاده نمایند. اما همواره نظام به مصادرهی آرای عمومی اقدام كرده و خواست خود و مَنویات رهبر را بر خواست جامعه و مردم ترجیح داده است. بنابراین حفظ نظام همیشه در اولویت بوده و هست. تا زمانی كه به این صورت به مسئلهی انتخابات در ایران نگریسته شود امكان كاراییبخشی به قوهی مجریه از بحث خارج است.
وجود شكافهای ایدئولوژیك و معرفتی همچنین شكاف و گسست میان مردم و حاكمیت، نظام ایران و نظام جهانی، ساختار قدرت را به سوی انقباض بیشتر سوق داده است. در شرایط فعلی كه نظام نهایت اصطكاك را با نیروهای جهانی و منطقهای داشته و در داخل هم مشروعیت خود را از دست رفته میبیند و همچنان بر اهداف ایدئولوژیك خود در سطح جهانی اصرار میورزد، عجیب نمینماید اگر به سوی تمركز قدرت در داخل گام بردارد. بر این باوریم كه نظام بهتر از هر كسی میداند كه از چه میزان مشروعیت در میان مردم برخوردار است. به واقع رویكرد انقباضی در سیاست داخلی نشان از ترس و اضطراب نظام از آیندهاش دارد و به هیچ وجه نشان از آرامش خاطر آن نیست. فعلا كه هر دو قوهی قضائیه( بهطور سنتی) و قوهی مقننه در دست اصولگرایان قرار دارد. تنها قوهی مجریه مانده كه باید برای تصمیمگیریهای منسجمتر و بدون دردسرتر در اختیار اصولگرایان قرار گیرد. این نشان از بسیج عمومی تمامی امكانات نظام برای اجرای منویات رهبر ایران دارد.
گذار دموکراتیک
تکرار اشتباهات گذشته در انتخابات سال آینده، فرصتی برای سرکوب و انکار توسط رژیم و نیروهایش است ✍ فواد بریتان 🆔 @GozarDemocratic
در این راستا رویآوری نظام به نیروهای با بصیرت و مجذوبان در ولایت، امری قابل پیشبینی است. در این میان سرداران سپاه و نیروهای ارزشی بهتر از هر كسی متعهد به اجرای فرامین شخص اول نظام خواهند بود. همانطور كه در بالا اشاره شد، هدف مجلس به عنوان یك نهاد مشترك بین مردم و نظام قدرت، تدوین مطالبات مردم و خلقها و تبدیل آنها به خواست سیاسی و همچنین تلاش برای تحقق و برآوردهسازیشان است. اما در صورتی كه این قوه به تمامی در دست اصولگرایان قرار گیرد. از حالت یك نهاد مشترك بین مردم و حاكمیت خارج شده و به مجری سیاستهای نظام قدرت تبدیل خواهد شد. اینكه آیا احتمال دارد كه فردی نظامی در راس قوهی اجرایی قرار گیرد؟ البته كه این شائبه وجود دارد. اما باید مسئله را از ابعاد دیگری هم مورد بررسی قرار داد. در ایران همواره برای تصدی پستهای كلیدی نظام از افراد و اشخاص با سابقهی امنیتی و نظامی سود برده شده و این نشان از كمبود اعتماد در ساختار نظام است. نباید دور از انتظار باشد كه از فردی با سابقهی نظامی در پست ریاستجمهوری هم استفاده شود. بحث از مشروعیت یا رواداری آن نیست، اتفاقا بحث از عدم مشروعیت است. لازم است دقت داشته باشیم، تمامی نیروهای حاضر در مدیریت كلان هم از همین طیف هستند. برای مثال، چون آقای روحانی در دوران ریاست جمهوریاش دم از عدم حصر خانگی میرحسین موسوی و كروبی میزند، همه فراموش مینمایند كه در سال 64 مخالف اساسی نخستوزیری موسوی خود روحانی بودند. همچنین مردم به راحتی شانزده سال تصدی ایشان را بر پست شورای امنیت ملی به فراموشی میسپارند و این در حالی است كه در دوران ریاست جمهوری نیز، همچنان در این نهاد حساس نقشآفرینی میكند. همچنین فراموش میكنند كه در 18 تیر 78 اوست كه دانشجویان را اراذل و اوباش قلمداد كرده و دستور قلعوقمع آنها را صادر مینماید. تنها به صرف اینكه در یك مصاف تلویزیونی در جواب قالیباف میگویند، ” من سرهنگ نیستم، حقوقدان هستم” به یكباره به یك مصلح تبدیلش مینمایند. اما روحانی اگرچه كه معمم است و سرهنگ نیست اما یكی از فرماندهان و آمران اصلی تمامی جنایاتی است كه از اول انقلاب تاكنون در ایران صورت گرفته است. بخصوص در شرق كردستان و نسبت به فعالین سیاسی كرد. اینكه امروز همه فریاد “وامصیبتا” برمیآورند كه آگاه باشید یك نظامی میخواهد رئیسجمهور شود به باور ما، علیرغم درست و بجا بودنش، واكنشی دیرهنگام است و با تاخیر صورت میپذیرد. مگر احمدینژاد یكی از فرماندهان نظامی و طرحان حملات برونمرزی سپاه نبود و معاونش رحیمی یكی از جنایتپیشهگان كردستان نبودند؟ رئیسی كه در دورهی قبل كاندید ریاست جمهوری نظام شدند، مگر یكی اعضای هیات سه نفرهی دادستانی مسئول اعدامهای سال 60 به همراه اشراقی و نیری نبودند؟ این رفتار چهل سالهی نظام و حاكی از نگاههای امنیتی آن است.
وجود چنین افرادی در انتخابات ریاستجمهوری و در هیات كاندید، نشان از ادامهی همان روند كشتار خلقها دارد. اگر هدف نظام گشایش و بسترسازی برای حضور مردم بود كه میباید به افراد و معتمدین جامعه اجازهی حضور میدادند. اتفاقا این گونه افراد كه از سوی نظام به عنوان معمم و كارشناس و حقوقدان معرفی میشوند، سرهنگها و سردارانی هستند كه یونیفورم روحانیت را برتن دارند. این روندی بوده كه از آغاز به كار نظام ایران ادامه دارد. فرد نظامی آشنا به امرونهی و دستورات نظامی بهترین فرد برای اجرای فرامین، اوامر و احكام حكومتی است. اما به هر صورت باید دسایس نظام را هم در انتخابات مدنظر قرار داد. برای نمونه “مرگ را نشان دادن و به تب راضی نمودن” میتواند یكی از سیاستهای نظام در انتخابات آتی باشد. حضور یك فرد نظامی میتواند به گرمتر شدن فضای انتخابات و بالارفتن مشاركت مردمی، كه در نهایت به رزومهی حكومت اضافه خواهد شد كمك نماید. یعنی همان انتخاب بین بد و بدتر كه همواره از این رویكرد استفاده شده و میشود. خوشبختانه مردم و خلقهای ایران از این موضوع بیاطلاع نبوده و جمله نیروهای اپوزیسیون هم باید در راستای افشای این نوع برخوردهای نظام نهایت تلاش را بنمایند و در مقابل جامعه را برای صیانت و محافظت از خود آماده كنند. در ضمن همهی ما باید مقایسهای هم داشته باشیم در بین دورههایی كه افراد مختلف از به اصطلاح حقوقدان، سرهنگ و روحانی در مسند ریاستجمهوری حضور داشتهاند. یعنی بازگشتی داشته باشیم به تجربیاتمان در همین دوران چهل و اندی سالهی نظام ایران و عملكرد آنها را مورد بررسی اجمالی قرار دهیم. تا یك بار دیگر در دام این فریبكاریها نیافتیم.
وجود چنین افرادی در انتخابات ریاستجمهوری و در هیات كاندید، نشان از ادامهی همان روند كشتار خلقها دارد. اگر هدف نظام گشایش و بسترسازی برای حضور مردم بود كه میباید به افراد و معتمدین جامعه اجازهی حضور میدادند. اتفاقا این گونه افراد كه از سوی نظام به عنوان معمم و كارشناس و حقوقدان معرفی میشوند، سرهنگها و سردارانی هستند كه یونیفورم روحانیت را برتن دارند. این روندی بوده كه از آغاز به كار نظام ایران ادامه دارد. فرد نظامی آشنا به امرونهی و دستورات نظامی بهترین فرد برای اجرای فرامین، اوامر و احكام حكومتی است. اما به هر صورت باید دسایس نظام را هم در انتخابات مدنظر قرار داد. برای نمونه “مرگ را نشان دادن و به تب راضی نمودن” میتواند یكی از سیاستهای نظام در انتخابات آتی باشد. حضور یك فرد نظامی میتواند به گرمتر شدن فضای انتخابات و بالارفتن مشاركت مردمی، كه در نهایت به رزومهی حكومت اضافه خواهد شد كمك نماید. یعنی همان انتخاب بین بد و بدتر كه همواره از این رویكرد استفاده شده و میشود. خوشبختانه مردم و خلقهای ایران از این موضوع بیاطلاع نبوده و جمله نیروهای اپوزیسیون هم باید در راستای افشای این نوع برخوردهای نظام نهایت تلاش را بنمایند و در مقابل جامعه را برای صیانت و محافظت از خود آماده كنند. در ضمن همهی ما باید مقایسهای هم داشته باشیم در بین دورههایی كه افراد مختلف از به اصطلاح حقوقدان، سرهنگ و روحانی در مسند ریاستجمهوری حضور داشتهاند. یعنی بازگشتی داشته باشیم به تجربیاتمان در همین دوران چهل و اندی سالهی نظام ایران و عملكرد آنها را مورد بررسی اجمالی قرار دهیم. تا یك بار دیگر در دام این فریبكاریها نیافتیم.
گذار دموکراتیک
تکرار اشتباهات گذشته در انتخابات سال آینده، فرصتی برای سرکوب و انکار توسط رژیم و نیروهایش است ✍ فواد بریتان 🆔 @GozarDemocratic
حسن روحانی با حمایت هاشمی رفسنجانی، آیتالله مهدوی كَنی (رئیس مجلس خبرگان، دبیركل جامعهی روحانیت مبارز، رئیس دانشگاه امام صادق و از بزرگان جناج راست) و همچنین شیخ عباس واعظ طبسی (تولیت آستان قدس رضوی و عضو مصلحت نظام و چهار دوره عضویت در مجلس خبرگان و از دوستان هاشمی رفسنجانی) و پشتیبانی جریان اصلاحات و آرای عمومی بر سركار آمد. امروزه این اشخاص دیگر در قید حیات نیستند و جریان اصلاحات هم دوران پریشانی را میگذراند. بدون شك روحانی امنیتیترین رئیسجمهور تاریخ جمهوری اسلامی ایران است و همین امر نشان از نوع نگاه نظام به نحوهی مدیریت جامعه و نهادی مانند قوهی مجریه است. یعنی همه دست به دست هم دادند كه او رئیسجمهور شود. در حالی كه از خود نه محبوبیتی داشت و نه پایگاهی اجتماعی.
با تمام این اوصاف دولت روحانی به عنوان سومین دولت تكنوكرات در ایران و با حمایتهای معنوی رفسنجانی در پی پیادهسازی یك نظام بازار آزاد در ایران بود تا از این راه بتواند الیگارشی موجود در ایران را به الیگارشی جهانی پیوند داده و بقای آن را تضمین نماید. اما به هر صورت با سد بسیار محكم و جاافتادهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی روبرو شد كه به صورت خصولتی اقتصاد ایران را قبضه نموده و از تولید تراشههای رایانهای تا فضاپیما را در ید اختیار خود دارد. در حال حاضر هم كه سپاه مشغول رسیدگی به “مزارع برداشت بیتكوین” بوده و كسی نمیتواند جلوی فرماندههان و آقازادهها را بگیرد. استفاده از رنگ بنفش و كلید به عنوان سمبلهای انتخاباتی تنها جهت جلب آرای عمومی بود و دیدیم كه در كابینههایش حتی به یك وزیر زن هم اجازهی فعالیت نداد. داشتن پیرترین كابینه هم در دوران جمهوری اسلامی از آن روحانی بود. این امر هم خود نشان از وجود ذهنیت پیرسالار و جوانستیز ایشان دارد. ایشان دوران ریاستجمهوری خود را با مطرح نمودن “منشور حقوق شهروندی” و ایجاد معاونتی به نام اقوام شروع نمودند. تلاش ایشان برای جا انداختن حقوق فردی فرهنگی كه همان پروژهی نئولیبرالیسم جهانی است، كاملا مشهود بود. تمام تلاش تیم مشاوران فرهنگی و اقتصادیاش این بود كه برای هرچه بهتر پیاده كردن دستورات بانك جهانی و صندوق بینالمللی پول نخست به یك هویت منسجم ملی دست یابند كه از بیقراریهای احتمالی و به وجود آمدن آشوب جلوگیری نماید. البته سازمان تجارت جهانی و صندوق بینالمللی پول با پیشكشیدن برنامهی جامع اقدام مالی مشهور به FATF راه بر هر گونه تقلب در دولت روحانی بستند. بیشتر توان و نیروی هشتسال ریاستجمهوری روحانی صرف مذاكره و چانهزنی با دول غربی و روسیه و چین شد. معتقدیم كه هرگز دولت روحانی به دنبال چارهجویی و حل مشكلات خلقهای ایران نبوده و نیست و چنین قدرت و توانی را هم ندارد. بدون شك با توجه به سابقهی امنیتی ایشان میشود گفت كه از مسائل مربوط به خلقها به خوبی آگاه بود ولی هرگز خارج از چارچوب امنیتی به این مسائل ننگریست و با مشغول شدن بیش از حد به مسائل خارجی و تحریمها، به كلی از مسائل داخلی بریده شد. تناقض در گفتار و كردار به حدی بود كه در هیچ دولت دیگری امكان نداشته و ندارد. لازم است از یاد نبریم كه مدتزمان درازی دولت اصلا سخنگو نداشت، كه این امر نشان از آن دارد كه اصولا دولت هیچ سخنی برای ارائه و گفتن نداشته است. عدم استقرار در دولت ایشان هم كه خود داستانی دارد و در این مقال نمیگنجد. البته تلاشهای ایشان برای بنیاد نهادن دولت الكترونیك هم در چارچوب همان برنامههایی است كه به استقرار نظام بازار آزاد كمك مینماید. از این لحاظ میتوان گفت كه تلاشهای ایشان “میلتون فریدمن” از استاتید اقتصاد بازار آزاد را روسفید نموده است. شكاف طبقاتی و بحران اقتصادی و فقر بیسابقه محصول دوران روحانی است. گورخوابی، پشتبامخوابی و خودكشی زنان و كودكان نمادهای ریاستجمهوری او هستند و در اذهان ایرانیان خواهند ماند.
هشت سال دوران ریاست جمهوری ایشان، هرز رفتن تمامی پتانسیلها و امكانات موجود در ایران بود. روحانی عوامفریبی به تمام معنا است كه تصویری سادهانگارانه از مسائل ارائه مینماید. در واقع برخلاف آنچه ادعا مینماید از حقوق چیزی نمیداند و هنوز هم تاثیر دیدگاه دینی بر عقلانیت سیاسیاش میچربد. همانطور كه دین برای مسائل كلان و سوالات پیچیده، جوابهایی به غایت ساده را ارائه میكند، روحانی همان روال را در برخورد با مسائل و معضلات سیاسی و فرهنگی دارد. این امر باعث شده كه گاهی كارها و امورات دولت به لودگی و ابتذال میل نماید و جامعه در امواج متلاطم بحرانهای داخلی و خارجی رها گردد. در اصل باید یادآور شد كه روحانی نمایندگی هیچ جریان سیاسی و اجتماعیای را نه در زمان انتخابات و نه بعد از آن برعهده نداشته و ندارد. به همان اندازه كه مخاطب مطالبات خاصی در جامعه نیست، از پشتیبانی آنچنانی هم برخوردار نبوده است.
با تمام این اوصاف دولت روحانی به عنوان سومین دولت تكنوكرات در ایران و با حمایتهای معنوی رفسنجانی در پی پیادهسازی یك نظام بازار آزاد در ایران بود تا از این راه بتواند الیگارشی موجود در ایران را به الیگارشی جهانی پیوند داده و بقای آن را تضمین نماید. اما به هر صورت با سد بسیار محكم و جاافتادهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی روبرو شد كه به صورت خصولتی اقتصاد ایران را قبضه نموده و از تولید تراشههای رایانهای تا فضاپیما را در ید اختیار خود دارد. در حال حاضر هم كه سپاه مشغول رسیدگی به “مزارع برداشت بیتكوین” بوده و كسی نمیتواند جلوی فرماندههان و آقازادهها را بگیرد. استفاده از رنگ بنفش و كلید به عنوان سمبلهای انتخاباتی تنها جهت جلب آرای عمومی بود و دیدیم كه در كابینههایش حتی به یك وزیر زن هم اجازهی فعالیت نداد. داشتن پیرترین كابینه هم در دوران جمهوری اسلامی از آن روحانی بود. این امر هم خود نشان از وجود ذهنیت پیرسالار و جوانستیز ایشان دارد. ایشان دوران ریاستجمهوری خود را با مطرح نمودن “منشور حقوق شهروندی” و ایجاد معاونتی به نام اقوام شروع نمودند. تلاش ایشان برای جا انداختن حقوق فردی فرهنگی كه همان پروژهی نئولیبرالیسم جهانی است، كاملا مشهود بود. تمام تلاش تیم مشاوران فرهنگی و اقتصادیاش این بود كه برای هرچه بهتر پیاده كردن دستورات بانك جهانی و صندوق بینالمللی پول نخست به یك هویت منسجم ملی دست یابند كه از بیقراریهای احتمالی و به وجود آمدن آشوب جلوگیری نماید. البته سازمان تجارت جهانی و صندوق بینالمللی پول با پیشكشیدن برنامهی جامع اقدام مالی مشهور به FATF راه بر هر گونه تقلب در دولت روحانی بستند. بیشتر توان و نیروی هشتسال ریاستجمهوری روحانی صرف مذاكره و چانهزنی با دول غربی و روسیه و چین شد. معتقدیم كه هرگز دولت روحانی به دنبال چارهجویی و حل مشكلات خلقهای ایران نبوده و نیست و چنین قدرت و توانی را هم ندارد. بدون شك با توجه به سابقهی امنیتی ایشان میشود گفت كه از مسائل مربوط به خلقها به خوبی آگاه بود ولی هرگز خارج از چارچوب امنیتی به این مسائل ننگریست و با مشغول شدن بیش از حد به مسائل خارجی و تحریمها، به كلی از مسائل داخلی بریده شد. تناقض در گفتار و كردار به حدی بود كه در هیچ دولت دیگری امكان نداشته و ندارد. لازم است از یاد نبریم كه مدتزمان درازی دولت اصلا سخنگو نداشت، كه این امر نشان از آن دارد كه اصولا دولت هیچ سخنی برای ارائه و گفتن نداشته است. عدم استقرار در دولت ایشان هم كه خود داستانی دارد و در این مقال نمیگنجد. البته تلاشهای ایشان برای بنیاد نهادن دولت الكترونیك هم در چارچوب همان برنامههایی است كه به استقرار نظام بازار آزاد كمك مینماید. از این لحاظ میتوان گفت كه تلاشهای ایشان “میلتون فریدمن” از استاتید اقتصاد بازار آزاد را روسفید نموده است. شكاف طبقاتی و بحران اقتصادی و فقر بیسابقه محصول دوران روحانی است. گورخوابی، پشتبامخوابی و خودكشی زنان و كودكان نمادهای ریاستجمهوری او هستند و در اذهان ایرانیان خواهند ماند.
هشت سال دوران ریاست جمهوری ایشان، هرز رفتن تمامی پتانسیلها و امكانات موجود در ایران بود. روحانی عوامفریبی به تمام معنا است كه تصویری سادهانگارانه از مسائل ارائه مینماید. در واقع برخلاف آنچه ادعا مینماید از حقوق چیزی نمیداند و هنوز هم تاثیر دیدگاه دینی بر عقلانیت سیاسیاش میچربد. همانطور كه دین برای مسائل كلان و سوالات پیچیده، جوابهایی به غایت ساده را ارائه میكند، روحانی همان روال را در برخورد با مسائل و معضلات سیاسی و فرهنگی دارد. این امر باعث شده كه گاهی كارها و امورات دولت به لودگی و ابتذال میل نماید و جامعه در امواج متلاطم بحرانهای داخلی و خارجی رها گردد. در اصل باید یادآور شد كه روحانی نمایندگی هیچ جریان سیاسی و اجتماعیای را نه در زمان انتخابات و نه بعد از آن برعهده نداشته و ندارد. به همان اندازه كه مخاطب مطالبات خاصی در جامعه نیست، از پشتیبانی آنچنانی هم برخوردار نبوده است.
گذار دموکراتیک
تکرار اشتباهات گذشته در انتخابات سال آینده، فرصتی برای سرکوب و انکار توسط رژیم و نیروهایش است ✍ فواد بریتان 🆔 @GozarDemocratic
این امر باعث شد در بسیاری از موارد اصلا جدی گرفته نشود و همین اواخر هم شاهد فریاد مرگ بر روحانی بودیم. این امر نشان از تنهایی یك رئیسجمهور و بدون حامی ماندن او دارد. نظام حاكم با وجود چنین قوهی مجریه ضعیفی هرچه خواست برسر مردمان ایران آورد. در نهایت شاید بتوان گفت كه روحانی بسترساز و تقویتكننده جریان اصولگرایی در ایران بود. روحانی و دولتمردانش تا توانستند، گَزَك به دست نیروهای امنیتی و نظامی داده و در سركوب خلقهای ایران همراه و همیارشان بودند. نباید در انتخابات سال آینده اشتباهات گذشته تكرار شود و فرصت سركوب و انكار را برای نظام و نیروهایش فراهم آورد.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
8 ADARÊ HÎSKIRIN ✒️ YEZDA HAVÎN 🆔 @GozarDemocratic
8 ADARÊ HÎSKIRIN
✒️ YEZDA HAVÎN
8 adarê li dijî zilm û zordariya dagirkeriya desthilatdariyê serî rakirinek bû; 8 adarê li mafê xwe xwedî derketinek bû. Ev serîrakirin iro bi tekoşîna jinên Kurd re gihişti ye lûtkeya herî bilind. Jin ber bi azadiyê ve dimeşin, Şîyara
Ev 8 adarê ji yên din cûdati re, cûdabûna wê jî ji rengê pîrozbahiya cejnê zêdetir wê bi rengê berxwedan, tekoşîn û çalakiyan derbas bibe. Ji ber ku desthilatdarî ji daketina kolana ditirse, ji çîyayê azad ditirse, êdî destûr nade jinan ku dakevin kolanan, êdî kolan jî ji jinan re qedexekiri ye. Lê rexmê tevahî astengiya jî wê jin dakevin kolanan ji şûna cejnê çalakiya bikin.
8 adara 2021 an de, devê canawarê Kapîtalîzmê bê ku bicû dadigurtîne. Herî zêde jî jin kiri ye parîyek nan heta dadiwerive di hundirê çerxa xwe de diguvêşe. Jin kiri ye malê teybet, zep dike, desteser dike. Ji bilî jinê mafê herkesî li ser jinê heye. Mafê herkesî li ser jinê ferzkirin, tê wateya feraseta tûndî, lêdan, kuştin, berdan, bi zor zewicandin û bêbandokirina jinê ye. Divê wateyê de jiyana jinê dinavbera ruhê mirî û jiyanê de bêhêz û bêçare dinava çerxekê de hişti ye. Tenê nakuje, nake kole; bi azadiya sexte, bi malbata pîroz, pergala Kapîtalîzmê bi jinê bi saz dike û dihûne. Îro li her derê cîhanê, dengê şer, bêhna xwînê, qîrîna zarokan, kuştina ciwanan, îşkenca li bedenan û hwd bûye perçekî ji jiyana me. Bi vê ferasetê jin di vê cîhanê de dinava tarîtiyê de êş dikişîne. Îro bi teybetî li Efrîn
Belê tê zanîn rojên heştê adarê dilê hemû jinên cîhanê bihev re lêdixe. Lê yên dilê wan herî bi leztir lêdixe gerîla ye. Çima? Ji ber ku jinên gerîla bi zanîsta jin her rojên heyî wekî roja 8 adarê digre dest û têdikoşe. Azadiya jinê ji bo gerîla sedemê tekoşînkirinê ye. Em îro wekî jinên gerîla li serê çîyayên azad dijîn, lê dilê me bi hîskirina êşa jina azad najî, berovajî dilê me bi hîs û jana hemû jina lêdixe, dikele. Em ji bo na êşa jin hinekî rakin, dixwazin her kêliyên xwe têxin bin xizmeta azadkirina jinê, pergala desthilatdariyê birûxînin û jinan azad bikin.
✒️ YEZDA HAVÎN
8 adarê li dijî zilm û zordariya dagirkeriya desthilatdariyê serî rakirinek bû; 8 adarê li mafê xwe xwedî derketinek bû. Ev serîrakirin iro bi tekoşîna jinên Kurd re gihişti ye lûtkeya herî bilind. Jin ber bi azadiyê ve dimeşin, Şîyara
jin jiyan azadî ji deva nakeve, ji dilê neh tebeqayan heta tebaqeya ZÎLANAN ya dehemîn bilind dibe. Ev deng hêsan bilind nebû ye, bi ked û bedêlên jinên têkoşer hati ye bilind kirin. Ev deng heta ku pergala Kapîtalîzmê hilneweşîne, wê berdewambe. Rêber Apo dibêje zilam pergaleke, ez dixwazim vê pergalê bi jinê hilweşînim. Bi vî awayî li ruhê 129 jinên kedkar û mafxwaz xwedî derketine. Roj bi roj jin kişandin çîya zemînê azadiyê kir artêş, kir partî, kir nasname, kir xwebûn, kir kesayet heta berbi jina azad ve anî.Ev 8 adarê ji yên din cûdati re, cûdabûna wê jî ji rengê pîrozbahiya cejnê zêdetir wê bi rengê berxwedan, tekoşîn û çalakiyan derbas bibe. Ji ber ku desthilatdarî ji daketina kolana ditirse, ji çîyayê azad ditirse, êdî destûr nade jinan ku dakevin kolanan, êdî kolan jî ji jinan re qedexekiri ye. Lê rexmê tevahî astengiya jî wê jin dakevin kolanan ji şûna cejnê çalakiya bikin.
8 adara 2021 an de, devê canawarê Kapîtalîzmê bê ku bicû dadigurtîne. Herî zêde jî jin kiri ye parîyek nan heta dadiwerive di hundirê çerxa xwe de diguvêşe. Jin kiri ye malê teybet, zep dike, desteser dike. Ji bilî jinê mafê herkesî li ser jinê heye. Mafê herkesî li ser jinê ferzkirin, tê wateya feraseta tûndî, lêdan, kuştin, berdan, bi zor zewicandin û bêbandokirina jinê ye. Divê wateyê de jiyana jinê dinavbera ruhê mirî û jiyanê de bêhêz û bêçare dinava çerxekê de hişti ye. Tenê nakuje, nake kole; bi azadiya sexte, bi malbata pîroz, pergala Kapîtalîzmê bi jinê bi saz dike û dihûne. Îro li her derê cîhanê, dengê şer, bêhna xwînê, qîrîna zarokan, kuştina ciwanan, îşkenca li bedenan û hwd bûye perçekî ji jiyana me. Bi vê ferasetê jin di vê cîhanê de dinava tarîtiyê de êş dikişîne. Îro bi teybetî li Efrîn
ê, Serêkaniyê, Girêsipî û di gelek cîh warên din de jin bi qirkirina çandî tên tecawizkirin, tên revandin, tên girtin, tên îşkencekirin. Herî dawiyê nûmûneyekî nû ku li Îranê rûda; mirovên xwedî wîjdan matmayî hişti ye û qet ji hişê mirov dernakeve qewimîye. Her kesên dibihîze yekser radiwest û bixwe xwe digot ewqas jî nabe. Ka em meyze bikin ew bûyera ku xwîna mirov dicemidand çiye? Li Îran`ê endamekî îstîxbarata îtlaat ku ji alyê hevserê xwe ku hati ye kuştin, cezayê sêdarê danê yê. Berî ku bibin sêdarê şeş carî birine sê darê û anîne. Jina ku cezayê sêdarê girti ye, berî bêsêdarkirin, bi şevekê qrîza dil digre û jiyana xwe ji dest di de. Rexmê ku miri ye jî sêdar dikin. Ya rastî di roja me de wekî di bûyera vê sêdarê de jî tê dîtin tûndiya li ser jinê sînorê qanûn û zagonê dewletan jî derbas kiri ye. Êdî had hesabê wê nîne. Ji bilî vê jî bi sedan jin dinav dîwarê bavê despot de, dinav dîwarê hevserê despot de di bin navê întîharê de tê şewitandin, daliqandin û bi sedan jin jî bi vê xeteriyê re rûbirûne û bi sedan jina hêvîya xwe ji jiyanê qutkirine xwe mahkûmî bêdengiya çar dîwara kirine. Ev hemû bingeha xwe ji zîhnîyeta zayendperestî, netewperestî, nijadperestî digre. Ev jin li benda rojek azad, hêvîyek azad, xelasiyek azadin.Belê tê zanîn rojên heştê adarê dilê hemû jinên cîhanê bihev re lêdixe. Lê yên dilê wan herî bi leztir lêdixe gerîla ye. Çima? Ji ber ku jinên gerîla bi zanîsta jin her rojên heyî wekî roja 8 adarê digre dest û têdikoşe. Azadiya jinê ji bo gerîla sedemê tekoşînkirinê ye. Em îro wekî jinên gerîla li serê çîyayên azad dijîn, lê dilê me bi hîskirina êşa jina azad najî, berovajî dilê me bi hîs û jana hemû jina lêdixe, dikele. Em ji bo na êşa jin hinekî rakin, dixwazin her kêliyên xwe têxin bin xizmeta azadkirina jinê, pergala desthilatdariyê birûxînin û jinan azad bikin.
گذار دموکراتیک
8 ADARÊ HÎSKIRIN ✒️ YEZDA HAVÎN 🆔 @GozarDemocratic
Tişta xweş ji bo me gerîla çiye? Em dinava pergala Kapîtalîzm ya kirêt ku li ser dijbertiya jin hati ye avakirin de najîn, berovajiyê wê me li derveyî wê serî rakiri ye û pê re têdikoşin. Di vê wateyê de jinên gerîla bi ruhê 8 adarê re jiyan dikin. Jinên gerîla bixwe heqîqetek ji şêwazê jiyana azad, vîna azad bi berdêlên giran hembêz kiri ye. Kengî dilê çîya û kolana gihişt hev û hevbeş govenda azadiyê gerandin, wê ew roj wendakirina desthilatdariyê be û serketina 8 adarê be.
Bihar bi ruhê 8 adarê û berxwedana jinên gerîla rengê çîya dixemilîne. Kolan jî bi berxwedana jinên azadîxwaz, aşitîxwaz bihêz dibe. Belê bi yekîtiya xemla çîya û hêza kolanan wê têkbirina xeyalê desthilatdariyê bîne. Jinên gerîla pişta xwe sipartî ye çiya, sênga xwe ji azadîyê re vekirî ye, çavê xwe li ser gul û çîçekan raxisti ye, bejna xwe jî bi rext û çekan girêdaye, li hember êrîşên desthilatdaran ji bo parastina jinan sûnd xwari ye. Em 8 adarê bi hîskirina êşa çîroka jina Îran`î li kolanan xwedî derkevin. Em herî dawî wekî jinên gerîla ji çîyayê pîroz 8 adarê bi xeyalên rojên azad bi ruhê serketinê li hemû jinên cîhanê pîroz dikin.
kjar.online
🆔 @GozarDemocratic
Bihar bi ruhê 8 adarê û berxwedana jinên gerîla rengê çîya dixemilîne. Kolan jî bi berxwedana jinên azadîxwaz, aşitîxwaz bihêz dibe. Belê bi yekîtiya xemla çîya û hêza kolanan wê têkbirina xeyalê desthilatdariyê bîne. Jinên gerîla pişta xwe sipartî ye çiya, sênga xwe ji azadîyê re vekirî ye, çavê xwe li ser gul û çîçekan raxisti ye, bejna xwe jî bi rext û çekan girêdaye, li hember êrîşên desthilatdaran ji bo parastina jinan sûnd xwari ye. Em 8 adarê bi hîskirina êşa çîroka jina Îran`î li kolanan xwedî derkevin. Em herî dawî wekî jinên gerîla ji çîyayê pîroz 8 adarê bi xeyalên rojên azad bi ruhê serketinê li hemû jinên cîhanê pîroz dikin.
kjar.online
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
آغاز عصر انقلاب زنان ✍ گلاله زاگرس 🆔 @GozarDemocratic
آغاز عصر انقلاب زنان
✍ گلاله زاگرس
خشونت و سرکوب همواره بخش لاینفکی از زندگی زنان بوده است. گویی خشونت و تبعیض با زنان زاییده شده و مجبورند همواره با آن زندگی کنند. در جامعهی بهشدت سنتی و تبعیضآمیز آمیخته با ذهنیت مردسالاری، زنان در چنبرهی فرهنگ مسلط بر جامعه محاصره و محبوس شدهاند و این موضوع موجب رشد و ظهور اشکال مختلف خشونت و نابرابری در جامعهی ایران شده است. بلاشک وضعیت سیاسی، اقتصادی و اجتماعی حاکم بر کشور نیز بهطور مستقیم وضعیت زنان را تحت تاثیر قرار میدهد. در یکسال اخیر متاسفانه شاهد جهش آمار قتل زنان و رواج انواع خشونت علیه زنان هستیم. آمار کودکهمسری، قتلهای ناموسی و عمیقتر شدن شکافهای جنسیتی خود اثباتی براین واقعیت است. خلاء قانونی همواره یکی از موانع اصلی بر سر راه پیشرفت و شکوفایی استعداد زنان از سویی و از سوی دیگر تشدید خشونت علیه آنان بوده است. لایحهی حمایت از زنان در نهایت پس از کشوقوسهای فراوان و تغییر نام و ماهیت اصلی آن بهنام «حفظ کرامت و حمایت از زنان در برابر خشونت» به تصویب رسید. در حقیقت در نظامی همانند ایران که ارزش و احترامی برای کرامت و شان انسانی قائل نیستند، چگونه میتوان از کرامت و احترام صحبت نمود؟ زیرا زندانها، رسانهها و دانشگاههای دولتی به محل توهین و تحقیر کرامت انسانها تبدیل شده است. دولت خود در تشدید رفتارهای مردسالارانه نقش اصلی را دارد و نه تنها سدی در برابر این رفتارهای زنستیزانهی جامعه ایجاد نمیکند بلکه با قوانین و یا عدم وضع قوانین پیشگیرانه در بازتولید خشونت جنسیتی در جامعه نقش ایفا میکند.
گفتارها و رفتارهای جنسیتی و تحقیرآمیز علیه زنان در نظام ایران همواره فرهنگ غالب بر جامعه بوده و به نقش و جایگاه زنان در تعالی و پیشرفت جامعه احترامی قائل نشدهاند. با وجودی که زنان در جامعه موفقیتهای شایانی هم داشتهاند لیکن همچنان از سوی جامعه و حکومت ضدزن مورد بیمهری قرار گرفته و جایگاه واقعی آنان پذیرفته نشده است. زیرا در جامعهی ایران بهدلیل حاکم بودن فرهنگ مردسالاری زن بودن نوعی نقص و کمبود محسوب میگردد. بلاشک یکی از مولفههای اصلی در تشدید و رواج خشونت در جامعهی ایران آموزشهای غلط جامعهی مردسالاری هم در محیط خانواده و هم جامعه است. دیدگاهها و رفتارهایی که در خانواده شکل میگیرند در نظام آموزشی دولتی تثبیت و تحکیم میگردد. متاسفانه در سیستم آموزشی دولتی هیچگاه احترام به حقوق انسانها و تفاوتها تعلیم داده نمیشود و به جای آن عقاید نادرست و جنسیتگرا و خرافات و رفتارهای سنتی و کهنهی پدرسالاری آموزش داده میشود. چنین اعتقاداتی به سایر نهادهای اجتماعی و از همه مهمتر خانواده تسری مییابد و این چرخه همچنان ادامه دارد. بنابراین در کنار تغییر قوانین نیاز به تغییر فرهنگ حاکم بر جامعه نیز وجود دارد. زیرا دیدگاه جنسیتی ریشهای تاریخی و کهن دارد و تغییر آن نیاز به تلاش و مبارزه دارد.
زنان ایرانی در حالی به استقبال هشت مارس، روز جهانی زن میروند که حکومت ایران با تحجر و خشونت جامعه را برای زنان به دوزخ تبدیل کرده است. زنانی بیپناهی که در سایهی بیتوجهی حاکمان هر روز به بهانهی ناموس کشته میشوند، دخترانی که بهدلیل فقر مادی و فرهنگی به اجبار وادار به ازدواج شده و آیندهای نامعلوم و دردناک در انتظار آنان است، دختران جوانی که به دلیل خشونت و مشکلات خانوادگی به خودکشی روی میآورند و صدها زن و دختر در گوشهوکنار این سرزمین که حتی صدایشان هم بهگوش کسی نمیرسد که درد خود را بگویند البته اگر گوشی برای شنیدن آلام و رنجهای این زنان باشد. خشونت سیستماتیک علیه زنان تنها مختص به خانه، محل کار و دانشگاه نیست بلکه زندانهای تاریک ایران نیز محل خشونت روانی و لگدمال کردن کرامت و ارزش زن است و زنان حتی نمیتوانند با زبان مادری خود صحبت نمایند. زنان انقلابی که با وجود بیماری و شرایط ناگوار جسمی، مورد درمان قرار نمیگیرند. با این شرایط نمیتوان از حقوق زنان در جامعهی ایران صحبت نمود. لذا در کنار تمامی ناملایمات و نابرابریهایی که زنان ایران و شرق کردستان با آن مواجه هستند، هیچگاه میدان مبارزه و مقاومت را خالی نگذاشته و همچنان با عزم و اراده با این رژیم زنستیز مبارزه میکنند. هر روز بیش از گذشته زنان به پیروزی و آزادی نزدیک میشوند و هشیاری و ارتقای فکری و آگاه به حقوق خود موجب شده زنان دیگر در مقابل قوانین و کلیشههای جنسیتی ایستادگی و مبارزه کنند. بنابراین هشت مارس برای زنان ایرانی و کرد باید هوای متفاوتی داشته باشد و صرفا روزی برای جشن گرفتن نباشد و بایستی به اهمیت و عمق این روز پی برد؛ زمانی میتوان هشت مارس را جشن گرفت که با مبارزات و همبستگی خود به حقوق و آزادی خویش دست یافته و ذهنیت واپسگرای مردسالاری را از همهی روزنههای جامعه زدود تا بار دیگر زنان و جامعه
✍ گلاله زاگرس
خشونت و سرکوب همواره بخش لاینفکی از زندگی زنان بوده است. گویی خشونت و تبعیض با زنان زاییده شده و مجبورند همواره با آن زندگی کنند. در جامعهی بهشدت سنتی و تبعیضآمیز آمیخته با ذهنیت مردسالاری، زنان در چنبرهی فرهنگ مسلط بر جامعه محاصره و محبوس شدهاند و این موضوع موجب رشد و ظهور اشکال مختلف خشونت و نابرابری در جامعهی ایران شده است. بلاشک وضعیت سیاسی، اقتصادی و اجتماعی حاکم بر کشور نیز بهطور مستقیم وضعیت زنان را تحت تاثیر قرار میدهد. در یکسال اخیر متاسفانه شاهد جهش آمار قتل زنان و رواج انواع خشونت علیه زنان هستیم. آمار کودکهمسری، قتلهای ناموسی و عمیقتر شدن شکافهای جنسیتی خود اثباتی براین واقعیت است. خلاء قانونی همواره یکی از موانع اصلی بر سر راه پیشرفت و شکوفایی استعداد زنان از سویی و از سوی دیگر تشدید خشونت علیه آنان بوده است. لایحهی حمایت از زنان در نهایت پس از کشوقوسهای فراوان و تغییر نام و ماهیت اصلی آن بهنام «حفظ کرامت و حمایت از زنان در برابر خشونت» به تصویب رسید. در حقیقت در نظامی همانند ایران که ارزش و احترامی برای کرامت و شان انسانی قائل نیستند، چگونه میتوان از کرامت و احترام صحبت نمود؟ زیرا زندانها، رسانهها و دانشگاههای دولتی به محل توهین و تحقیر کرامت انسانها تبدیل شده است. دولت خود در تشدید رفتارهای مردسالارانه نقش اصلی را دارد و نه تنها سدی در برابر این رفتارهای زنستیزانهی جامعه ایجاد نمیکند بلکه با قوانین و یا عدم وضع قوانین پیشگیرانه در بازتولید خشونت جنسیتی در جامعه نقش ایفا میکند.
گفتارها و رفتارهای جنسیتی و تحقیرآمیز علیه زنان در نظام ایران همواره فرهنگ غالب بر جامعه بوده و به نقش و جایگاه زنان در تعالی و پیشرفت جامعه احترامی قائل نشدهاند. با وجودی که زنان در جامعه موفقیتهای شایانی هم داشتهاند لیکن همچنان از سوی جامعه و حکومت ضدزن مورد بیمهری قرار گرفته و جایگاه واقعی آنان پذیرفته نشده است. زیرا در جامعهی ایران بهدلیل حاکم بودن فرهنگ مردسالاری زن بودن نوعی نقص و کمبود محسوب میگردد. بلاشک یکی از مولفههای اصلی در تشدید و رواج خشونت در جامعهی ایران آموزشهای غلط جامعهی مردسالاری هم در محیط خانواده و هم جامعه است. دیدگاهها و رفتارهایی که در خانواده شکل میگیرند در نظام آموزشی دولتی تثبیت و تحکیم میگردد. متاسفانه در سیستم آموزشی دولتی هیچگاه احترام به حقوق انسانها و تفاوتها تعلیم داده نمیشود و به جای آن عقاید نادرست و جنسیتگرا و خرافات و رفتارهای سنتی و کهنهی پدرسالاری آموزش داده میشود. چنین اعتقاداتی به سایر نهادهای اجتماعی و از همه مهمتر خانواده تسری مییابد و این چرخه همچنان ادامه دارد. بنابراین در کنار تغییر قوانین نیاز به تغییر فرهنگ حاکم بر جامعه نیز وجود دارد. زیرا دیدگاه جنسیتی ریشهای تاریخی و کهن دارد و تغییر آن نیاز به تلاش و مبارزه دارد.
زنان ایرانی در حالی به استقبال هشت مارس، روز جهانی زن میروند که حکومت ایران با تحجر و خشونت جامعه را برای زنان به دوزخ تبدیل کرده است. زنانی بیپناهی که در سایهی بیتوجهی حاکمان هر روز به بهانهی ناموس کشته میشوند، دخترانی که بهدلیل فقر مادی و فرهنگی به اجبار وادار به ازدواج شده و آیندهای نامعلوم و دردناک در انتظار آنان است، دختران جوانی که به دلیل خشونت و مشکلات خانوادگی به خودکشی روی میآورند و صدها زن و دختر در گوشهوکنار این سرزمین که حتی صدایشان هم بهگوش کسی نمیرسد که درد خود را بگویند البته اگر گوشی برای شنیدن آلام و رنجهای این زنان باشد. خشونت سیستماتیک علیه زنان تنها مختص به خانه، محل کار و دانشگاه نیست بلکه زندانهای تاریک ایران نیز محل خشونت روانی و لگدمال کردن کرامت و ارزش زن است و زنان حتی نمیتوانند با زبان مادری خود صحبت نمایند. زنان انقلابی که با وجود بیماری و شرایط ناگوار جسمی، مورد درمان قرار نمیگیرند. با این شرایط نمیتوان از حقوق زنان در جامعهی ایران صحبت نمود. لذا در کنار تمامی ناملایمات و نابرابریهایی که زنان ایران و شرق کردستان با آن مواجه هستند، هیچگاه میدان مبارزه و مقاومت را خالی نگذاشته و همچنان با عزم و اراده با این رژیم زنستیز مبارزه میکنند. هر روز بیش از گذشته زنان به پیروزی و آزادی نزدیک میشوند و هشیاری و ارتقای فکری و آگاه به حقوق خود موجب شده زنان دیگر در مقابل قوانین و کلیشههای جنسیتی ایستادگی و مبارزه کنند. بنابراین هشت مارس برای زنان ایرانی و کرد باید هوای متفاوتی داشته باشد و صرفا روزی برای جشن گرفتن نباشد و بایستی به اهمیت و عمق این روز پی برد؛ زمانی میتوان هشت مارس را جشن گرفت که با مبارزات و همبستگی خود به حقوق و آزادی خویش دست یافته و ذهنیت واپسگرای مردسالاری را از همهی روزنههای جامعه زدود تا بار دیگر زنان و جامعه
گذار دموکراتیک
آغاز عصر انقلاب زنان ✍ گلاله زاگرس 🆔 @GozarDemocratic
آزادانه و هوای پاک آزادی را استنشاق کنند. زنان کرد هماکنون در هر بخش کردستان به پیشاهنگان آزادی و دموکراسی تبدیل شدهاند و در پاسخ کسانی همانند آخوندی که میگوید زنان کرد هم میتوانند حرف بزنند؟ باید گفت شخصیتی همچون او که پیداست از فقر فرهنگی و فکری در رنج است یا واقعا کر و کور است و یا خود را به کوری و کری زده است؛ زیرا زنان کرد و مبارزات آنان در همهی دنیا و در مقابل تبهکارانی همچون داعش تمامی دنیا را با بهت و حیرت مواجه ساخت و هم اکنون در دنیا از دختران و زنان کوبانی میگویند. مبارزه زنان در نهایت به پیروزی خواهد رسید و عزم و ارادهای که زنان از خود در زندان، خیابان، جبهههای جنگ و کوهستانهای کردستان نشان میدهند، اثبات این واقعیت است و زنان ایران و شرق کردستان همچنان که هیچ گاه در برابر ظالمان و زورگویان سر تعظیم فرود نیاوردهاند از این پس هم بیش از گذشته با اصرار بر آرمان و اهداف خود مبارزه خواهند کرد. میتوان گفت عصر انقلاب زنان مدتهاست آغاز شده است.
kjar.online
🆔 @GozarDemocratic
kjar.online
🆔 @GozarDemocratic