گذار دموکراتیک
1.6K subscribers
8.54K photos
3.69K videos
606 files
5.52K links
تلاش برای ایجاد دموکراسی در ایران و چاره یابی مسئلە کورد

آدرس وبسایت ما:
www.kodar.info ✔️
www.kjar.online ✔️
www.pjak.eu ✔️


ارتباط با ادمین:
@gozar_democratic ✔️

🆔 @GozarDemocratic
Download Telegram
کتاب، تاریخی که در انتظار نوشته شدن است، از آثار رهبر آپو منتشر شد

کتاب تاریخی که در انتظار نوشته شدن است، از مجموعه آثار رهبر آپو با محوریت زنان از سوی مرکز نشر آکادمی ژنئولوژی در مارس ۲۰۱۵ گردآوری، چاپ و نشر گردیده است.

این اثر چکیده‌ای از تحلیلات رهبر آپو در مورد مسئله‌ی زن و چاره‌یابی آن می‌باشد کە برگرفته از دفاعیات رهبر آپو می‌باشد.

رهبر آپو در این کتاب بیان نموده که پژوهش در باب زن به منزله‌ی نمودِ تراکم رابطه‌ی اجتماعی، صرفاً به این دلیل بامعنا نیست بلکه جهت تحلیل گره‌های ‌کور اجتماعی و گذار از آن‌ها نیز حائز اهمیت فراوانی است. چون نگرش مردسالارانه مزمن شده، درهم شکستن بی‌بصیرتی یا فقدان دیدی که در مورد زنان وجود دارد به نوعی همانند شکافتن اتم‌ها (دشوار) است.

رهبر آپو در ادامه‌ی تحلیلاتش در باب زنان ابراز نموده که پیوند نیرومند زنان با زندگی، هوش عاطفی طبیعی را در آنان پیشرفته‌تر می‌نماید. در مقام مادر کودکان، به واسطه‌ی کار و زحماتش که آمیخته‌ی آلام است، مسئول اساسی حیات اجتماعی می‌باشد. به اندازه‌ای که متوجه‌ زندگی است و آن را درک می‌کند، در زمینه‌ی چگونگی تداوم آن از دانایی افزونی نیز برخوردار است.

رهبر آپو در بخش دیگری از تحلیلاتش در خصوص زنان بیان نموده؛ در تمدن خاورمیانه تا زمانی‌ که خانواده به‌عنوان میکرومدل دولت ارزیابی نشود، تحلیلات اجتماعی بسیار ناقص خواهد بود. اگر امروزه در جوامع خاورمیانه مشکل زن به اندازه مشکل دولت پیچیده است بدان دلیل می‌باشد که به درازای تاریخ دولت، تاریخ بردگی طولانی و پیچیده زن وجود دارد. اگر مثلث برمودای زن‌ ـ‌ خانواده‌ ـ‌ مرد در نقشه اجتماعی به‌خوبی نشان داده نشود، هر کشتی راه ‌حل اجتماعی که از کنار آن بگذرد حتما غرق خواهد شد. خانواده موجود در خاورمیانه یا همان میکرومدل دولت، نقش مثلث برمودا را در اقیانوس اجتماعی دارد.

رهبر آپو در ادامه‌ی تحلیلاتش تأکید بر آن دارد تا زمانی که طبیعت زن در تاریکی و ابهام باقی بماند، تمامی طبیعت جامعه ناروشن باقی خواهد ماند. شفاف‌‌‌سازی واقعی و همه‌جانبه‌ی طبیعت اجتماعی، تنها از رهگذر وسیع و واقع‌گرایانه‌ی طبیعت زنان ممکن خواهد بود. روشن‌‌نمودن موقعیت زنان از تاریخ مستعمره‌ شدن‌شان گرفته تا استعمارهای اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و ذهنی‌ای که علیه آنان صورت گرفته، در امر روشن‌شدن همه‌بُعدی سایر موضوعات تاریخ و جامعه‌ی روز، بسیار مفید واقع خواهد گشت.

رهبر آپو در کتاب ذیل برای رهیافت معضلات پیشروی زنان بیان نموده‌اند که هیچ حوزه‌ای از حیات نمی‌تواند به اندازه‌ی حوزه‌ی زندگی مشترك دارای خصوصیت بنیادین و تعیین‌كننده باشد. محسوب‌کردن رابطه‌ی اقتصادی و دولتی به‌عنوان رابطه‌ی بنیادین، یك اندیشه‌ی‌ قالبیِ جامعه‌شناسی مدرنیته است. هم اقتصاد و هم دولت نتیجتا باید ابزارهای زندگی مشترك باشند. زندگی‌های مشترك نباید در خدمت اقتصاد، دولت و دین باشند. بالعكس، بایستی دولت، دین و اقتصاد در خدمت زندگی مشترك باشند. لیكن مقوله‌ای مغایر با این امر، تمامی جامعه‌شناسی مدرنیته را احاطه كرده است.

رهبر آپو در پایان تحلیلاتش اشاره به آن نموده که آزاد شدن زن در مرحله‌ی تكوین ملت دموكراتیك، حائز اهمیت فراوانی است. زنِ آزادشده، جامعه‌ی آزادشده است. جامعه‌ی آزادشده نیز ملت دموكراتیك است. چیزی كه لازم است، یك «انقلاب زن» است كه باید در تمامی حوزه‌های اجتماعی صورت گیرد. همان‌گونه كه بردگی زنان ژرف‌ترین بردگی است، انقلاب زن نیز باید ژرف‌ترین انقلاب آزادی و برابری باشد. انقلاب زن همچنین مستلزم مبارزه‌ی اخلاقی و سیاسی در برابر ذهنیت تجاوزگری است كه بیست و چهار ساعته در حال جریان می‌باشد.

برای دانلود pdf کتاب، تاریخی که در انتظار نوشته شدن است می‌توانید کلیک بزنید.






pjak.eu



🆔 @GozarDemocratic
⬇️⬇️⬇️
🔹 "گزارش ویدیویی برای پنهان‌کاری تمامی جرایم ملی و اخلاقی پارت دمکرات کوردستان تنظیم و پخش شده است"

🔻 کمیته روابط خارجه ک.ج.ک در بیانیه‌ای ادعاهای طرح شده در رسانه‌های متعلق به پ.د.ک در مورد فعالان و روزنامه‌نگاران به گروگان گرفته شده بهدینان را غیرواقعی و کذب خوانده و آنرا نقشه ترکیه برای تخریب هویت ملی و میهنی نسل‌های آینده کوردستان عنوان کرده است.

بیشتر بخوانید...

🌍 https://bit.ly/3sSP2OF

وبسایت | تلگرام | اینستاگرام | فیسبوک | توئیتر | ارتباط با ما
🔹 بازگشت هر ساله بریوان در بهار

🔻۳۶ سال قبل زنی مهمان جزیری‌ها شد و سرنوشت منطقه را برای همیشه برهم زد. این زن انقلابی بْنفش آگال (بریوان) است. نام خود را از یک داستان کوردی با عنوان جمیل بیگ امیر هکاری و بْنفش نارین می‌گیرد.

بیشتر بخوانید...


🌍 https://bit.ly/2Owz4uz

وبسایت | تلگرام | اینستاگرام | فیسبوک | توئیتر | ارتباط با ما
زنان؛ نگارندگان تابلوی حیات آزاد


نوژین‌بریتان – عضو مجلس پژاک




🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
زنان؛ نگارندگان تابلوی حیات آزاد نوژین‌بریتان – عضو مجلس پژاک 🆔 @GozarDemocratic
زنان؛ نگارندگان تابلوی حیات آزاد


نوژین‌بریتان – عضو مجلس پژاک



آنچه در برابر تاثیرات و بازخوردهای بیمارگونه‌ی ذهنیت و به تبع آن نظام جنسیت‌گرای مردسالار طی یک سال گذشته جهان را از فروافتادن در قهقرای ناامیدی و سرخوردگی از عشق به زندگی بازداشت، ایستار و مبارزات زنان از سراسر جهان بود. انگار زنان از گوشه گوشه‌ی دنیا در یک زمان مشترک، در حال بازآفرینی خویش پس از شکست‌ها و فروپاشی‌های بنیادین و پی‌درپی موجودیت خویش، قرار گرفته‌ بودند. شکست‌ها و تخریباتی که در هر گذرگاه از این تاریخ جنسیت‌گرا، رنگ زن را کمی بیشتر از زمینه‌ی حیات زدوده و در چاه تاریکِ حاشیه و انکار فرو می‌کشاند. هیچ جایی از جهان باقی نماند که فریاد اعتراض‌آمیز زنان به تجاوز، نابرابری و بی‌عدالتی برنخواسته باشد. مکانی که زنان مجال نیافتند تا در برابر زشتی این نازندگی دست در دست هم برقصند، حتی در زندان‌‌ها نیز از پای نایستاده و به اعتصاب و عملیات‌های مختلفی اقدام نمودند. مبارزات زنان آپوئیست در سراسر کردستان تاثیری الهام‌بخش و جهت‌دهنده‌ای ای ای ‌ در مقاومت‌های زنان، از زندان‌‌ها گرفته تا میادین شهرها داشتند. زنان تصمیم گرفته‌اند قرن پیش‌رو به سَمت آزادی و ظهور روزهای زیبا و شایسته‌ی شأن انسانیِ زنان و مردان این عصر، پیش برود. اما نظام مرد اقتدارگرا قصد دارد از طریق تجاوز و خشونت نظام‌مند، ساختار اجتماعی قرن را با کشتار زن شاکله‌بندی و به تمامی جامعه و عرصه‌هایش ربط و بسط دهد. کشتار زنان، کشتار تمامی انسانیت است.

دیگر بر کسی پوشیده نیست که در پس‌زمینه و درون‌مایه‌ی وضعیت کائوتیکی که گریبان انسانیت را گرفته، مسئله‌ی زنان نهفته است. عدم حل این مسئله تمامی تضادهای جنسیتی میان زنان – مردان، اقشار، ملت‌ها و بحران‌های اکولوژیکی را دربرداشته و آن‌ها را از مسائلی قابل فهم خارج می‌نماید. از همین روست که افزایش فزاینده‌ی بحث بر آزادی زنان، رشدی چشمگیر و جهانی‌ به خود گرفته که ضرورت چاره‌یابی را بر همگان نمایان ساخته است. پس می‌توان گفت حل مسئله‌ی آزادی زنان، آزادی تمامی جامعه و در عین حال فروپاشی نظام اقتدارگرا را به همراه خواهد داشت. سرکوب و ایجاد انحراف در فعالیت‌ و مبارزات در راه حقوق و آزادی زنان، در واقع حفظ و تحمیل مصلحت و منافع نظام بر انسانیت می‌باشد. وارد آوردن ضربه بر مبارزات و جنبش‌‌های خلق‌ها و زنان با تخریب روحیه، اعتماد و اراده‌ی آنان، بیش از هر دورانی در یک سال اخیر صورت پذیرفته است. بی‌معناسازی مبارزات و مقاومت‌های آنان، اضمحلال، ضمیمه‌سازی نیروی آن‌ها به نظام، با هدف مجبور نمودنشان به تسلیمیت در برابر شرایط موجود روی دادند. جنگ‌های ویژه، توافقات‌، سیاست‌گذاری‌ و هم‌پیمانی بسیاری میان دولت‌ها و نیروهای هژمون‌گرای جهانی بر این مبنا شکل گرفتند. نظام‌های دولتی در سراسر جهان با تکیه بر ذهنیت هژمون‌گرای مشترکی که با همدیگر در زمینه‌ی گسترش دامنه‌ی حاکمیت‌ خود دارند، از هر فرصت و با هر بهانه‌ای، حتی ویروس کرونا تا حد غائی سوءاستفاده‌ نمودند. رشد و اشاعه‌ی روزافزون این ویروس توسط آن‌ها، علاوه بر هدف بی‌تاثیرسازی و پیشگیری از انسجام مبارزات و مخالفت‌های زنان، فرصت استثمار اقتصادی بیشتری بر منابع اقتصادی جامعه را نیز به بار آورد. طی سال گذشته نه تنها در ایران بلکه در هر چهار سوی جهان، شاهد بالاترین سطح از خشونت، تجاوز و کشتار زنان بودیم. مسائل اقتصادی، بهداشتی، آموزشی و غیره، حد تاب و توان جوامع، به‌ویژه زنان و کودکان را پشت سر نهاده است. بیش از هر زمانی اعمال فشار، ترور و ممنوعیت بر نیروهای مخالف، حقوق بشر، آزادی اندیشه، بیان و فعالیت‌های دموکراتیک، از دست‌یابی به توان گذار، چاره‌یابی و رشد اراده‌ی آزاد پیشگیری نمودند. نظام مرد اقتدارگرا در تلاش بود تا دنیای زنان و خلق‌ها را بیشتر و بیشتر میان موج نوینی از طوفان خشونت گرفتار نماید. هدف نظام از کاربست چنین رویه‌‌ای رخت بر بستن رویا و امید مبارزه از دنیای زنان و خلق‌ها، منفرد، شکننده و قابل کنترل‌تر نمودن آن‌ها بود. نظام درصدد است تا با درانداختن جامعه به چنین وضعیت هولناکی، تدوام موجودیت خویش را ضمانت بخشیده و از حالت تزلزل، لرزش و تهدید نابودی به ایستار و مانائی دست یابد. با القای احساس عدم امنیت و ممانعت از برگزاری مخالفت‌‌های همبسته، تشکیل گفتمان، پلاتفرم و جبهه‌های دموکراتیک گسترده‌ی زنان و خلق‌‌ها، سیاست وابسته‌سازی و تسلیمیت را بر آنان تحمیل می‌کند. نظام مرد اقتدارگرا در سراشیبی تاریخ زوال و نابودی خویش قرار گرفته و ناتوانی از چهره‌ی تمامی نمایندگان و زمامدارانش به صورتی کاملا نمایان مشهود است. در دورانی که بحران، آشفتگی، شکاف و پوسیدگی تاروپود ساختار نظام اقتدارگرا بیش از هر زمانی عیان گشته، بازنگری و سعی در نوسازی و تاسیس دوباره‌ی‌ اتوریته‌ی نظام از راه خفقان زنان، جامعه را به سکوت وامی‌دارد.
گذار دموکراتیک
زنان؛ نگارندگان تابلوی حیات آزاد نوژین‌بریتان – عضو مجلس پژاک 🆔 @GozarDemocratic
این خفقان تنها از طریق خشونت‌‌های عریان و آشکار انجام نگرفته است. در واقع سراسر آنچه طی یک سال گذشته، تمامی قدرت‌های جنسیت‌گرای حاکم بر جهان در این راستا انجام داده‌اند، مسیری فراتر از راه فریب و تزویر را نپیموده و نخواهد پیمود. می‌توان به راحتی دست‌نشان ساخت که هیچ تفاوتی در نفس سیاست، برنامه و عملکردهای هیچ یک از آنان، از مطرح نمودن دموکراسی و مشارکت سیاسی زنان در سطوح بالای مدیریتی گرفته تا حل معضلات و پایان حذف زنان از عرصه‌های مختلف اجتماعی، آموزشی – تخصصی و ده‌‌‌ها مورد دیگر وجود نداشت. ارزیابی و اتخاذ تصمیمات بی‌رحمانه بر محوریت مسائل، نیرو و حضور آزاد و برابر زنان، هیچ دردی از وضعیت وخیم جامعه را دوا نکرد. رژیم سراپا نادموکراتیک و استثمارگر حاکم بر ایران نیز، برای رهائی از این سراشیبی افول و انزوا که تمامی موجودیت و مشروعیتش را در برگرفته، بیش از هر رژیم حاکمی در جهان، کشتار و سرکوب جسمانی – هویتی‌ را بر زنان تحمیل نمود. این در حالی ا‌ست که با بی‌شرمی کامل دست به دامن زنان، سال را به پایان رساند. زنان این نیروهای بنیادین دموکراسی و تحول، محوریت تمامی مباحث و سیاست‌های داخلی رژیم را به خود اختصاص داده است. رژیم جنسیت‌گرای حاکم بر ایران، مسائل زنان را بیش از حد برجسته نمود. رژیم، مسئله‌ی آزادی زنان را با سوءاستفاده از دین – شریعت و گذر دادن از فیلترهای مردسالارانه‌، به گونه‌ای دون شأن در راستای اهداف خود به کار بست. متاسفانه در این راه نیز سازمان‌ها و زنان مدیر و مسئول، به‌ویژه معاونت امور زنان و خانواده و بعضی از زنان نماینده‌ی مجلس که به ظاهر نمایندگی زنان ایران را بر عهده گرفته‌اند، بیشترین یاری و جسارت را به نظام ضدزن حاکم بخشیدند. البته نبایست فراموش کنیم که این مسئله بر قوه‌ی درک و شعور سیاسی – اجتماعی زنان ایرانی پوشیده نماند. بازخواست و بررسی همبسته و به موقع این مهم، در مباحث و مبانی مبارزاتی تمامی جنبش‌‌های زنان و شخصیت‌های آزادی‌خواه از تمامی اقشار، ملت‌ها و اصناف، باید مدنظر قرار داده شوند. مبارزه در برابر ذهنیت جنسیت‌گرا به روزهای سرنوشت‌ساز و تاریخی خود در ایران نزدیک می‌شود. زنان با دشوارترین سیاست‌های جنسیت‌گرا توسط رژیم آخوندی، از عرصه‌های حیاتی زندگی دور گردانیده شده و در جهت پیشگیری از رشد و توسعه‌ی توان فکری‌ خود، تحت کنترل و تدابیر شدیدی قرار گرفته‌اند. با لوایح و قوانین بسیاری طی یک سال گذشته در مجالس، مراکز قانون‌گذاری و دینیِ دولت، گام به گام جسم، ذهن، احساس و اندیشه‌ی زنان را به مسلخ‌گاهِ مرد جنسیت‌گرا نزدیک‌تر نمود. می‌توان گفت تمامی آن‌‌ لوایح، قوانین و مباحث، هویت انسانی زنان ایران را با هتک حرمت رودرو گردانید. در حافظه‌ی فرهنگی زنان از تمامی ملت‌ها در ایران، هیچ خلاءی در صیانت از مبادی اخلاقی، فرهنگی، اعتقادی در مبارزات و مطالباتشان دیده نمی‌شود. صیانت از حیثیت و شرافتِ نه تنها خود و همجنسان‌شان، بلکه تمامی جامعه در دوران حساس و بحرانی تاریخ خلق‌های ایران توسط زنان، جای یادآوری و افتخار می‌باشند.

آغاز سالی که گذشت، برای زنان از روز 8 مارس بود. روزی که زنان جسور ذلت رنج و زندگی زیر سایه‌ی استثمار را نپذیرفتند، گامی فراتر از دیوار استیلا برداشتند. همیشه راه‌ها هستند که گام‌ها را به سوی خود فرأمی‌خوانند، اما این‌بار گام استوار این زنان، راهی آفرید که مشروعیت و هستندگی نظام سرمایه‌دار و جنسیت‌گرا را به مرور مخدوش و با فروپاشی رودرو ساخته است. با گذشت تقریبا 111 سال از سرکوب و یورش نظام بر مطالبات زنان کارگر در نیویورک، مقاومت و مطالبات زنان نه تنها رنگ نباخته، بلکه به سراسر دنیا اشاعه یافته و سالانه شکلی منسجم، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی‌تری به خود می‌گیرد. این در حالی‌ است که مدرنیته‌ی سرمایه‌داری با شیوه‌ی حیات منحرف و بی‌محتوای خود، در بسیاری از نقاط جهان درصدد وارونه‌سازی مفهوم و دستاوردهای مبارزات آزادی و برابری‌خواهانه‌ی زنان است. زمانی هم که توان مقابله با مطالبات آن‌ها را نداشته باشد، با دادن امتیازات کوچک سعی در محدود نمودن مطالبات و ایجاد حال و هوای پیروزی‌های ساختگی در ذهن زنان می‌نماید. تمامی تلاش نظام سرمایه‌داری با بن‌مایه‌ی ذهنیتی مردسالارانه‌، این است که زنان در بزرگداشت 8 مارس به برپایی گردهمایی‌ نپردازند. زیرا گردهمایی آنان در این روز از دیرباز تاکنون، بررسی و ارتقای مبارزات و دستاوردهایشان را به همراه داشته و دارد. البته چنین پروسه‌ای همزمان زنان را بر مسیر صحیح مبارزه علیه بحران‌زایی، درماندگی و فساد روبه رشد نظامی که نای زندگی را از انسان و محیط‌زیست ستانده، قرار خواهد داد. در عوض نظام می‌خواهد زنان در چارچوب حیات و حقوقی فردگرایانه، محدود و سطحی، محصور بمانند.
گذار دموکراتیک
زنان؛ نگارندگان تابلوی حیات آزاد نوژین‌بریتان – عضو مجلس پژاک 🆔 @GozarDemocratic
به‌عنوان مثال در اقصی نقاط جهان میدان‌های پر شور و مالامال از فریادهای همصدا و نویدبخش زنان در 8 مارس به گوشه‌ای دنج برای ابراز علاقه‌ی مردی به زنی و یا دادن گل به زنی رنگ باخته بود. اما محافظت از شرافت و مبارزه‌ جهت رهاسازی ارزش‌های انسانی زنان، از لای چرخ‌های نظام سرمایه‌دار که کنترل آن میان دستان هوس‌‌باز و اشتهای سیری‌ناپذیر مردان اقتدارگرا قرار گرفته بود، دستاورد و تجربیات ارزشمندی را به بار آورده، که به آسانی قابل تحریف نیستند. با تلاش‌های پیاپی زنان در جهانی و همسوسازی مطالبات‌شان، موجی از نشاط و سرزندگی را در میان زنان سراسر جهان ایجاد نمود.

همان‌گونه که از واقعیات تاریخی – اجتماعی ایران برمی‌آید، زنان هنوز فعال‌ترین و دینامیک‌ترین نیروی مخالفت در برابر بی‌عدالتی حاکمان هستند. حضور و پیشاهنگی مستمر زنان در تمامی مبارزات و فعالیت‌های محیط‌زیستی، فرهنگی، هنری، اجتماعی، اعتقادی و غیره در واقع پادزهر موثری‌ است در برابر سیاست‌های زهرآگین رژیم علیه جامعه. پس زمانی که مسائل اجتماعی در ایران و شرق کردستان به بحرانی‌ترین دوران خود رسیده، بایستی منتظر نمانده و تمامی آن‌ مسائل را از مسئله‌ی آزادی زنان منفک ندانیم. خلق‌ها و زنان در مبارزه جهت ایجاد حیاتی در مقابله با روند کشتار نظام‌مندی که بر تمامی هستی آن‌ها سایه گسترانیده، توانمندانه راهکارهای همه‌جانبه‌‌ای را به کار ببندند. لازم است نیروهای دینامیک انقلابی جامعه، زنان، جوانان، هنرمندان، سیاستمداران و غیره وظایف اخلاقی و تاریخی خویش را به جای آورند. خلق‌‌ها و زنان در دموکراتیزه کردن ایران و همچنین در برابر تهدیدات خارجی، نقشی حیاتی دارند. اما متاسفانه رژیم ملی‌گرا – دین‌گرا و جنسیت‌گرای حاکم بر ایران، سیاست انکار را ترجیح داده و روزانه در ناتوانی و بیچارگی روزافزون خود در نامدیریتی و ناچاره‌یابی بحران، دست و پا می‌زند. نخستین گامی که نظام باید بدون خودفریبی و اتلاف وقت در برابر اراده‌ی تسلیمیت‌ناپذیر جامعه و زنان بردارد، این است که فشارهای سیاسی، فقر ناشی از نظام فاسد مدیریتی – اقتصادی، تخریب فرهنگ، تاریخ و محیط‌زیست، اعمال سیاست انزوا، تبعید، اعدام و شکنجه بر زندانیان سیاسی و ناکارآمدی در مقابله، یا در واقع همان به کارگیری ویروس کرونا در برابر جامعه را متوقف نماید.

در حالی به پایان سال نزدیک می‌شویم که به استقبال روز جهانی زن، 8 مارس می‌رویم. رهبر آپو در نتیجه‌ی چندین سال مبارزه و تحلیل ذهنیت و شیوه‌ی شکل‌گیری جنسیت‌گرایی در جوامع، روز 8 مارس 1998 ایدئولوژی آزادی زن را به زنان تمامی جهان هدیه نمود. جنبش آزادی‌خواهی زنان در شرق کردستان نیز با مبنا قرار دادن ایدئولوژی آزادی زنان شکل گرفته و به مرحله‌ی نوینی از مبارزات و سازماندهی‌های خود دست یافته است. کژار، جامعه‌ی آزاد زنان شرق کوردستان در زمینه‌ی سازماندهی، دفاع و ایجاد امکان زندگی آزاد برای زنان و جامعه، مبارزات خویش را تا حد قابل توجهی در تمامی عرصه‌ها از زندان گرفته تا کوهستان‌های کردستان توسعه بخشیده است. کژار پس از برگزاری سومین کنگره‌ی خود ( که نمایندگانی از تمامی زنان مبارز اعضای پژاک، کودار، ی.ر.ک ‌ و ه.‌پ.‌ژ در آن حضور داشتند) سال گذشته جهت ایجاد زمینه‌ی گفتمان و جبهه‌های آزاد و دموکراتیک با دیگر فعالین و مبارزین پیشین و کنونی زن در ایران و شرق کردستان، مبارزات خویش را به صورتی استراتژیک و تاثیرگذارتر ارتقا بخشید. با شعار ” در مقابله با نسل‌کشی زنان، زمان دفاع از زن آزاد و جامعه‌ فرا رسیده ” فعالیت‌های ارزنده‌ای به انجام رسیده که به زنان ایرانی نیز روحیه‌ی والایی بخشید. زیرا مسائل اجتماعی‌ که حیات زنان را مختل نموده را به سبب وجود خلاء در نظام آموزشی و عدم پیشبرد دفاع ذاتی آنان دست‌نشان ساخته و مبنای فعالیت‌های خویش قرار دادند. نه تنها 8 مارس، بلکه روزهای ویژه‌ی دیگری مانند نوروز که جشن اتحاد و آزادی خلق‌های خاورمیانه و همچنین، تولد دوباره‌ی طبیعت نیز می‌باشد از منظر مبارزات زنان اهمیت شایانی دارند. ما زنان بایستی با روحیه و عزمی راسخ در اصرار بر حیاتی آزاد و دموکراتیک، این روزها را با یاد و خاطره‌ی تمامی شهدا، مبارزان و زنان مقاومتگری که دیوار و میله‌ی زندان‌های ایران را بی‌معنا و تاثیر ساخته‌اند، تمامی میادین شهرها و روستاها را به مکان همبستگی و همنوائی خویش مبدل نمائیم.




pjak.eu



🆔 @GozarDemocratic
قوانین اساسی حکومت ایران، مکانیزمی برای نابودی زنان


افسانه روحنده




🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
قوانین اساسی حکومت ایران، مکانیزمی برای نابودی زنان افسانه روحنده 🆔 @GozarDemocratic
قوانین اساسی حکومت ایران، مکانیزمی برای نابودی زنان

افسانه روحنده

در ابتدا اشارە بە این نکتە اساسی لازم است کە ایران جزو محدود کشورهایی است کە بە کنوانسیون سازمان ملل برای رفع تبعیض علیە زنان نپیوستە و این قانون هنوز در بن‌‌بستی واقعی بسر می‌برد و حال تصویب چنین لایحەای در چنین شرایطی سوالاتی برمی‌انگیزد.

از جملە موارد قابل ذکر پیش از تحلیل و بررسی لایحە مذکور، بررسی یکی از قابل‌توجه‌ترین موارد نقض قانون در ایران، نقض حقوق کودکان، مسئلە قانونی کردن ازدواج کودکان و پدیدە‌ی کودک‌همسری است کە در چارچوب قانون مردسالارانەو دینی رژیم ایران مهر تایید خوردە و بەعنوان قانونی اجرایی تصویب شدە است. در سال ۷۹ خورشیدی، قانون ازدواج در مجمع تشخیص مصلحت نظام تصویب شد کە بر اساس آن ازدواج دختران در سن ۱۳ سالگی و پسران در ۱۵ سالگی با اجازه‌ی ولی و تشخیص دادگاه مجاز شناخته شد. همچنین در ماده ۱۰۴۱ قانون مدنی، عقد نکاح دختران پیش از رسیدن به سن ۱۳ سالگی تمام و پسر قبل از رسیدن به سن ۱۵ سالگی تمام، منوط به اذن ولی و به شرط رعایت مصلحت با تشخیص دادگاه صالح است. حال با توجە بە چنین موارد نقص اساسی حقوق انسانی و فراهم کردن بستر خشونت در جامعە بە وسیلە تصویب چنین قوانین زن‌ستیزانە و ضدانسانی و از سویی دیگر طرح لایحەهای حمایت از زنان برای دور زدن قانون تصویبی یا رنگی برای ماستمالی کردن نقص قوانین پشتیبانی نمایشی برای منحرف کردن افکار عمومی یا اجبار وضعیت برای تغییر؟!

از سویی این لایحه با استانداردهای بین‌المللی فاصله داشتە، اگرچە اشکال خشونت علیه زنان را به شکلی گسترده و به‌عنوان جرم تعریف می‌کند، از جرم‌انگاری بعضی از اشکال خشونت مبتنی بر جنسیت، همچون ازدواج کودکان و تجاوز به همسر، باز می‌ماند. همچنین لایحه تعریف محدود و مشکل‌آفرین قانون کیفری از تجاوز که صراحتا تجاوز به همسر را از جرایم کنار می‌گذارد را اصلاح نمی‌کند. ضمنا مجازات اجباری برای تجاوز، حکم اعدام است که زنان را از گزارش تجاوز باز می‌دارد. علاوە براین، این لایحە خشونت خانگی را تعریف نکردە و برخی از جرایمی که در لایحه مشخص شده‌اند، همانند «پیشنهاد «رابطه غیراخلاقی» و تشویق یا ترغیب زنان به اقدامات منافی عفت» و حق حریم خصوصی و دیگر آزادی‌های مورد حفاظت را نقض می‌کند. در حالی که طبق قانون ایران تعریف حقوقی مشخصی از «اقدامات منافی عفت» وجود ندارد؛ قضات آن را به شکلی تفسیر کرده‌اند که شامل روابط جنسی توافقی بدون مقاربت می‌شود و آن‌ها را جرم تلقی می‌کند.

«در پرونده‌هایی که پدر یا همسر متهم است مقامات باید پرونده را برای یک ماه به میانجی‌گری ارجاع دهند و اگر چاره‌یابی نشد آنگاه پرونده را به قوه قضائیه بازگردانند.» در کتاب راهنمای قانون‌گذاری درباره خشونت علیه زنان بخش زنان سازمان ملل آمده در تمام موارد خشونت علیه زنان و در تمام مراحل دادرسی میانجی‌گری باید ممنوع شود زیرا رسیدگی قضایی را از پرونده کنار می‌زند. از آنجایی کە میانجی‌گری می‌تواند موانع بیشتری در راه کسب حفاظت سریع برای قربانیان خشونت خانگی از طریق حکم حفاظت ایجاد کند، قانون امکان چنین احکامی را فراهم می‌کند، اما صرفا در مواردی که قربانی اقدام به شکایت کیفری بزند و تهدید جدی و آسیب بعدی وجود داشته باشد. بخش زنان سازمان ملل توصیه می‌کند که نجات‌یافتگان از خشونت خانگی باید بتوانند بدون پیگیری قضایی، همچون شکایت کیفری یا طلاق، خواهان حکم حفاظت شوند.

این لایحه در قوانین تبعیض‌آمیز تغییری ایجاد نمی‌کند و زنان را در برابر خشونت خانگی آسیب‌پذیرتر می‌کند. قانون مدنی ایران به مرد اجازه کنترل جابه‌جایی‌های همسرش را می‌دهد، از جمله حق انتخاب محل سکونت و منع مشاغلی که طبق نظر او با «ارزش‌های خانوادگی» منافات داشته باشند. همچنین از آنجا که قانون ایران روابط جنسی توافقی خارج از ازدواج را جرمی قابل مجازات می‌داند، زنان در صورتی که تجاوز را گزارش کنند با ریسک پیگرد قانونی مواجه هستند. این لایحه خشونت علیه زنان از جمله ازدواج اجباری، آزار جنسی در عرصه عمومی و آزار فیزیکی و روانی را به عنوان جرم تعریف می‌کند اما اشکال دیگر خشونت همچون تجاوز بە همسر و تست بکارت را جرم قلمداد نمی‌کند. در حالی که محدودیت زنان در تمامی حوزه‌ها از ‌جمله هنر، سیاست و اجتماع افزایش یافته است.

در صورتی کە مجرم همسر، پدر، یا مادر قربانی باشد، امکان احکام جایگزین را فراهم می‌کند و خشونت علیه زنان را با احکام سبک‌تر تحت حمایت قرار می‌دهند. به‌عنوان مثال با وجود تلاش‌های مادر رومینا اشرفی برای محکوم کردن و قصاص پدر رومینا، در ۲۸ اوت دادگاه بدوی رضا اشرفی، پدر رومینا را به خاطر قتل دخترش به ۹ سال زندان محکوم کرد.
گذار دموکراتیک
قوانین اساسی حکومت ایران، مکانیزمی برای نابودی زنان افسانه روحنده 🆔 @GozarDemocratic
مطابق قانون ایران قتل عمد می‌تواند منجر به صدور حکم اعدام شود مگر این که خانواده قربانی قاتل را ببخشند. اما قانون شامل این می‌شود که اگر پدر یا پدربزرگ پدری، فرزند یا نوه خود را به قتل برسانند، حکم نهایتا به ده سال زندان منجر می‌شود. در سال ۲۰۱۴ معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس گفت حدود ۱۹ درصد قتل‌ها در ایران «با انگیزه ناموسی» انجام می‌شوند و ۶۳ درصد زنان کشته‌ شده توسط یک عضو خانواده به قتل می‌رسند.

قوانین مدنی تبعیض‌آمیز به مردان اجازە کنترل بیشتر روی زندگی زنان می‌دهند و خشونت خانگی را تسهیل می‌کنند و مرد را به‌عنوان سرپرست خانوار تعریف و مسئولیت حمایت مالی همسرش و اختیار انتخاب مکان زندگی خانواده را به او می‌دهد و زن در صورت عدم تمکین بدون عذر موجه می‌تواند حمایت مالی‌ خود را از دست بدهد. مرد همچنین می‌تواند همسر خود را از اشتغال به حرفه‌ای که به نظر او با ارزش‌های خانوادگی منافات دارد یا به اعتبار هر کدام از دو نفر صدمه می‌زند باز دارد. با وجود این، در صورتی که زنی همسرش را به علت این که حضور در یک مکان سبب نگرانی او از آسیب بدنی یا مالی یا به کرامتش ترک کند، قانون برای او حمایت مالی قائل می‌شود. طبق ماده ۱۸ قانون گذرنامه، زنان متاهل باید برای دریافت گذرنامه از همسرشان اجازه بگیرند.

در چند دهه گذشته برای جبران اثر این تبصره‌های تبعیض‌آمیز زوجین اقدام به امضای اسنادی جداگانه می‌زنند. در بسیاری از این موارد، حقوق برابر، مشخصا زنی خواهان حقی برابر برای طلاق، از سوی مردان در ازای چشم‌پوشی زنان از مهریه قانونی اعطا می‌شود. افراد گهگاه اشاره می‌کنند که دفاتر اسناد از شمول چنین تبصره‌هایی در سند ازدواج امتناع می‌کنند. در روز ۸ ماه مه دفتر معاون رییس‌جمهور در امور زنان و خانواده اعلام کرد که قوه قضائیه بخشنامه‌ای جدید صادر کرده که دفاتر ثبت ازدواج را در صورت خواست زوج ملزم به شمول این تبصره‌های اضافه در اسناد ازدواج می‌کند.

قانون همچنین در مورد حق طلاق علیه زنان تبعیض اعمال کردە و طبق ماده ۱۱۳۳ قانون مدنی ایران مرد می‌تواند به شکلی یکطرفه هر وقت که بخواهد همسرش را طلاق دهد اما زن باید صرفا به دلایلی محدود برای طلاق به دادگاه مراجعه و ثابت کند که همسرش حمایت مالی از او را متوقف کرده یا «شرایطی سخت و نامطلوب» عسر و حرج) را از سر می‌گذراند( «ماده ۱۱۳۰) «ضرب‌وشتم یا هرگونه سوءرفتار مستمر زوج که عرفا با توجه به وضعیت زوجه قابل تحمل نباشد؛ یک نمونه از چنین سختی‌هایی است. با وجود این قضات از این صلاحیت برخوردار هستند که تصمیم بگیرند چه چیزی سختی غیرقابل تحمل محسوب می‌شود و در بسیاری از موارد زنان راه سختی برای اثبات آزار دیدن خود در پیش دارند.

زنان همچنین می‌توانند در دادگاه‌ها خواهان طلاقی توافقی شوند. با این وجود، وقتی حکومت ایران در قانون خانواده ۲۰۱۳ اقدام به تأسیس « دادگاه‌های خانواده» کرد. این قانون تنها تبصره‌های تبعیض‌آمیز قانون مدنی را تقویت کرد و به دادگاه‌ها دستور داد تا درخواست‌های طلاق توافقی را به شوراهای حل اختلاف ارجاع دهند. البته قانون تبصره‌های دیگری همچون دستور به حضور قاضی مشاور زن در دادگاه و امکان بخشش یا تأخیر در پرداخت هزینه‌های دادگاه در صورت عدم تمکن مالی فرد می‌شد. این تبصره مشخصا به کار قربانیان خشونت جنسی می‌آید که ممکن است از لحاظ مالی به آزاردهندگان خود وابسته باشد. بسته به نوع طلاق، یک پرونده طلاق توافقی می‌تواند ظرف دو ماه به سرانجام برسد اما اگر زن خواهان طلاق باشد معمولا بیشتر از یک سال طول می‌کشد.

حال این سوال اساسی پیش می‌آید کە آیا رژیم ایران از رستاخیز زنان برای تغییر قوانین و تغییر رژیم در هراس است‌؟

اگر بە جوهر واقعی رژیم مرد‌سالار ایرانی بنگریم می‌بینیم کە پایەهای بنیادین این سیستم بر اساس نابودی زن بنا نهادە شدە و سیاست چهل سالەی این رژیم مبتنی بر کنترل زنان در تمامی ابعاد اجتماعی، خانوادگی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی و بی‌تاثیر کردن نقش زنان در تمامی امور بنا نهادە شدە است. تحقیر، سرکوب و خفقان زن بخش ناگسستنی از قوانین متحجرانە و ظالمانە اسلام سیاسی ایرانی است کە با هیچ لایحە و قانونی قابل اصلاح و رفرم جوهری نیست. زیرا در اصل قانون اساسی رژیم ایران کە از آموزهای دین و شرع مشتق شدە خود مکانیزمی برای نابودی زنان است، زیرا در اسلام حقوق زن و آزادی‌هایش هیچ معنایی ندارد و زن تنها در حیطە خواسته‌های مردان تعریف شدە است .

خودسوزی و خودکشی زنان یکی از مهم‌ترین دلایل بی‌اهمیت بودن قوانین و لوایح تصویب شدە رژیم ایران در مورد حمایت از زنان است .فشارهایی کە بە وسیلە این قوانین و محدودیت‌های سیستماتیک علیە آزادی زنان اعمال می‌شود، عرصە را چنان بر زنان ایرانی تنگ کردە کە نە تنها در برابر قانون، بلکە در جامعە و حتی خانوادە نیز امنیت ندارند.
گذار دموکراتیک
قوانین اساسی حکومت ایران، مکانیزمی برای نابودی زنان افسانه روحنده 🆔 @GozarDemocratic
خودکشی زنان دلالت بر عدم پشتیبانی از حقوق و کرامت واقعی زنان است، قوانین متحجر، قاطع و مردسالارانە‌ی اسلامی کە همگی بخشی از ماشین قتل‌عام سیستماتیک این رژیم هستند هیچ‌گاە راە برای آزادی زن و رسیدن بە حقوق و برابری‌های حقیقی آنان نگشوده و خود این قوانین موجب ژینوساید زنان در تمامی ابعاد شدە است. در این وضعیت تصویب چنین لایحەهای نمایشی و صوری در حقیقت برای فریب افکار عمومی داخلی و خارجی است. وگرنە خانە از بنیان ویران شدە و این رژیم خود بە وجود آورندە‌ی چنین تراژدی‌هایی است .جنایات سیستماتیک رژیم چە در جامعە، چه خانوادە، زندان‌ها و چه شکنجەگاه‌های تاریک با ارائە چنین لوایح و راهکارهای فریبندەای نمی‌تواند صورت مسئلە را کە رژیم خود سرمنشا آن است، پاک کند .

pjak.eu

🆔 @GozarDemocratic
روهیف آگری: گریلا شدن آرزوی هر جوان کرد می‌باشد




🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
روهیف آگری: گریلا شدن آرزوی هر جوان کرد می‌باشد 🆔 @GozarDemocratic
روهیف آگری: گریلا شدن آرزوی هر جوان کرد می‌باشد




همان طور که می‌دانید بحران‌ها و مسائلی که امروزه گریبان جامعه‌ی بشری را می‌فشرد روز به روز در حال گسترش می‌باشند. سبب آن نیز قدرت‌های هژمونیک سرمایه‌داری هستند که در لباس دموکراسی و منجی بشریت ظاهر شده‌اند. همین قدرت‌ها در 22 سال گذشته زمانی که رهبرآپورا سدی در برابر امیال اشغال‌گرانه‌ی خود دیدند با یک توطئه‌ی گسترده روزی را رقم زدند که امروز خلق کرد از آن به عنوان روز سیاه یاد می‌کنند. در این باره گفت‌وگوی ویژه‌ای را با عضو کوردیناسیون ‌‌(YJCR) داشته‌ایم. و هم‌چنین در نیم نگاهی به کنفرانس گنگره‌ی ملی کردستان و اهمیت آن و هم‌چنین در رابطه با اتفاقاتی که اخیرا در «گاره» به وقوع پیوسته می‌‍‍‍‍‍پردازیم.

گف‌وگوی ویژه به همراه «روهیف آگری» عضو کوردیناسیون

اتحاد زنان جوان شرق کردستان (YJCR)

1 همان‌طورکه می‌دانیم ۲۲ سال از توطئه‌ی بین‌المللی ۱۵ فوریه می‌گذرد. وضعیت رهبر آ‍پو و انزوای مطلقی که در امرالی وجود دارد را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

در ابتدا توطئه‌ی بین‌المللی پانزه فوریه را محکوم کرده و همچون جنبش جوانان کرد، سوگند یاد می‌کنیم انتقام این توطئه‌ی پلید و غیرانسانی آن‌را خواهیم گرفت. همان‌طور که می‌دانیم که نیروهای بین‌المللی قصد داشتند در نمود رهبر آپو تمام خلق کرد، زنان و جوانان کرد را به تسلیمیت کشاند. در دورانی ‌که نامی از کرد و کردستان شنیده نمی‌شد و کوچک‌ترین امید و اعتمادی باقی نمانده بود ترس و وحشتی بزرگ بر کردستان حاکم بود رهبر آپو با اندیشه، پارادایم، فلسفه و سازماندهی مختص به خویش در کردستان، زنان و جوانان کرد را از خواب غفلت و مرگ بیدار کرد. در شمال کردستان با گروهی از جوانان آغاز به کار نمود. آن گروه جوانان امروزه تعدادشان به هزاران نفر رسیده است. هزاران زن و جوان امروزه علیه نیروهای تو‌طئه‌گر و اشغال‌گر در حال مبارزه می‌باشند. جنبش پ.ک.ک با پیشاهنگی رهبر‌ آپو، با استراتژی و پارادایم وی توانست به این مرحله برسد. تحت رهبری رهبر آپو، پ.ک.ک امروز نماینده‌ی واقعی خلق را بر عهده دارد. واقعیت خلق کرد با پ.ک.ک پیوند خورده است. جنبش آزادی‌خواهی کرد امروزه پیشاهنگی خلق کردستان را برعهده دارد و به نیرویی آنتی‌فاشیسم و آنتی‌امپریالیسم مبدل گردیده است. سیستم حیاتی نوینی را می‌آفریند که رهبر آپو آن را تحت نام «ملت دموکراتیک» معرفی نموده است. به همین جهت نیرو‌های بین‌المللی، رهبر ‌آپو را سدی در برابر پروژه‌های خود در خاورمیانه می‌یافتند. ناتو یعنی شاخه‌ی گلادیوی آن تصمیم به قطع رابطه‌ی میان رهبری و جنبش گرفتند. در واقع هدف آنان بی‌تأثیر کردن و فروپاشاندن جنبش بود و در این تصور بودند که از این طریق خواهند توانست خلق کرد را نیز به تسلیم خود کنند. با واکاوی ذهنیت فاشیسم می‌توان دید که پایه‌های آن ‌را نسل‌کشی، آسیمیلاسیون و قتل‌عام تشکیل می‌دهد. در ذهنیت فاشیسم، فقط تک رنگ، تک‌ ملت، تک دین و تک تیب بودن جای دارد. بنابراین سیاستی که در پانزده فوریه اجرا شد، تداوم پروژه‌ی از میان برداشتن خلق کرد بود. رهبر آپو نیز این روز را به عنوان روز نسل کشی علیه خلق کرد معرفی نمود چرا که سیاست‌های انکار و قتل‌عام علیه خلق کرد در این سال‌ها به بالا‌ترین سطح خود رسید. پس از این توطئه‌ از جهتی شاهد تداوم قتل‌ها، امحا، سرکوب و ترویج وحشت و از جهت دیگر شکنجه، تجاوز و سیاست‌های آسیمیلاسیون بو‌ده‌ایم که جهت نابودی و بی‌اراده ساختن خلق کرد اتخاذ شده و این در حالی ‌است که تاکنون نیز از دست‌یابی به اهداف خود ناتوان مانده‌‌اند. رهبر آپو با مقاومت بی‌همتای خود در امرالی برنامه‌هایشان را نقش برآب نمود. خنثی گردانیدن نقشه‌هایشان، به خشم آمدن دشمنان را نیز به همراه داشت. بدین سبب می‌بینیم که از طرق متفاوت برای به تسلیم واداشتن رهبری وارد عمل شدند. حتی از لحاظ فیزیکی سعی بر از میان بردن رهبری را داشتند. به‌عنوان مثال می‌دانیم که حتی سعی شد تا رهبری را به وسیله‌ی سم مسموم کنند. با رفتار‌های غیر انسانی به رهبری بی‌حرمتی کرده و از لحاظ روانی ایشان را مورد شکنجه و فشار قرار دادند. در سال ۲۰۱۴ شاهد آن بودیم که به‌ بهانه‌ی مذاکرات با رهبر آپو سعی شد تا اندکی زمان کسب و نفسی بگیرند و به برنامه‌ریزی‌های خود علیه خلق کرد بپردازند. اما مشاهده نمودیم که عکس برخلاف انتظارات، رهبری روزبه‌روز نیرومند‌تر گشته و از فرصت،‌ جهت سازماندهی خلق و گریلا استفاده نمود. با مبارزه و مقاومت ایشان جنبش نیز نیرومندتر گردید. اکنون نیز در تلاش‌اند با ایجاد فشار و انزوای شدید بر رهبری رابطه‌ی خلق و رهبری را از بین ببرند. چرا که می‌دانند رهبر آپو مغز و روح خلق می‌باشد و همچنین قلبی‌ است که برای آزادی می‌تپد.
گذار دموکراتیک
روهیف آگری: گریلا شدن آرزوی هر جوان کرد می‌باشد 🆔 @GozarDemocratic
بنابراین تمامی این تلاش‌ها بدین جهت می‌باشد که رهبری را از لحاظ فیزیکی در انزوا قرار دهند و هیچ راه ارتباطی با خارج از زندان باقی نگذارند. این سیاست‌ها در واقع تداوم سیاست‌های انکار و امحاء خلق کرد و کردستان می‌باشد. اما در مقابل آن از طرف رهبری ایستاری بی‌نظیر را شاهد بودیم و مقاومت ایشان برای زنان و جوانان به یک الگو مبدل گردید. امروزه اندیشه‌های رهبر آپو به ویژه در مورد آزادی زن در تمام جهان منتشر و از طرف بسیاری از روشنفکران و جنبش‌های آزادی‌خواه زنان مورد پذیرش واقع گردیده و برایشان به یک الهام مبدل شده است. شیوه‌ی سازماندهی گریلایی، آرزوی تمام جوانان است. امروزه فلسفه‌ی رهبر آپو به فلسفه‌ای جهانی مبدل شده و موضوع بحث بسیاری از نشست‌ها را تشکیل می‌دهد و حتی در کشورهای غربی نیز از آن استقبال گردیده و مردم آن جهت نشان دادن پشتیبانی خود، به کارزار «زمان، زمان آزادی است» می‌پیوندند. چرا که ایشان به‌عنوان رهبر کنفدرالیسم دموکراتیک شناخته می‌شود.

هنگام این توطئه‌ی در هر چهار بخش کردستان خلق کرد از رهبر آپو حمایت کرده و شاهد قیام‌ها و راه‌پیمایی‌های گسترده‌ای بودیم و همچنین هزاران جوان به صفوف گریلا روی آورده و به جنبش ملحق شدند. فعالیت‌هایی که بر اساس شعار «کسی نخواهد توانست خورشیدمان را به تاریکی بکشاند» انجام می‌شد، مهر خود را بر آن دوران زد. دشمنان، خود از این اعتراضات گسترده و خشم مردم دچار حیرت شد و به آن معترف گشت. بعد از جهانی شدن اندیشه‌های رهبری، در سرتاسر جهان سندیکا‌ها، آکادمیسین‌ها و روشنفکران برای آزادی رهبری در کمپین‌های برای آزادی وی شرکت می‌کنند و شاهد حمایت زنان، جوانان و هم‌چنین خلق‌‌های جهان از رهبر آپو هستیم. بنابراین با توجه به این که سیاست‌های در انزوا قرار دادن رهبری به شکست انجامیده، ما اینک خواستار آزادی فیزیکی رهبر آپو هستیم. به همین جهت شاهد اعتصاب غذا و فعالیت‌ و کارزارهای سیاسی برای آزادی رهبر آپو و هم‌چنین پیوستن زنان و جوانان به جنبش آزادی‌خواهی هستیم. بنابراین می‌توان به این نتیجه‌ رسید که نه‌تنها سیاست‌های در ایزولاسیون رهبری و به تسلیمیت واداشتن خلق به نتیجه‌ای نرسید بلکه عکس آن، جنبش آزادی‌خواهی گسترده‌تر گردیده‌ است.

2 اخیرا شاهد حمله‌ی دولت ترکیه به منطقه‌ی «گاره» در جنوب کردستان بودیم. به نظر شما اهداف پشت‌پرده‌ی این حملات چه بوده و چه نتیجه‌ای را دربرداشته است؟

جنگی که در گاره به وقوع پیوست در واقع برای جنبش آزادی‌خواهی ما سرآغاز دور‌ه‌ی جدیدی بود. همان‌طور که در ابتدا گفتیم با توطئه‌ی پانزده فوریه سعی شد که رهبری، خلق و گریلا را از یک‌دیگر جدا سازند. هدف دوم نیز فاصله انداختن میان گریلا و خلق است. به همین جهت در مناطق حفاظتی مدیا حملات گسترده‌ای را که به وسیله‌ی نیروهای هوایی و زمینی در مناطقی مانند «خنیره» و«هفتانین» شاهد بودیم که با مقاومت و مبارزه‌ی قهرمانانه‌ی گریلا‌ها روبه‌رو بوده است. هدف از این حملات از میان بردن پیشاهنگان خلق یعنی گریلا می‌باشد. البته این حملات تازگی ندارند و در همان اویل تأسیس پ.ک.ک شاهد چنین حملاتی بوده‌ایم. دشمنان به شیوه‌هایی احمقانه برای از میان بردن گریلاها تاریخ تعیین و اعلام می‌کنند که کار گریلا به پایان رسیده است. اما هم‌چنان که در خاکورک، خنیره و هفتانین دیدیم، گریلاها ضربات سنگینی به دشمن وارد آوردند. در پی این بودند که از نیروهای کمپرادور نیز بهره بگیرند و در بین کردها خط خیانت را ترویج کنند. یعنی در واقع درصدد ایجاد زمینه‌ای بودند که کردها را به جان یکدیگر بیاندازند که این پروژه نیز به انجام نرسید و به شکست انجامید. چرا که امروزه در میان خلق اتحاد بی‌سابقه‌ای برقرار شده است. زمانی که خواستند بر هفتانین، مناطق حفاظتی مدیا و یا به غرب کردستان و شنگال حمله برند، خلق کرد در چهار بخش کردستان به قیام برخواستند. خلق کرد دیگر مانند گذشته نیست. چرا که متوجه اهمیت اتحاد ملی گردیده و به سطح مطلوب سازماندهی رسیده است. به همین سبب در مقابل اشغالگری‌ای که با پیشاهنگی AKP-MHP در حال پیش‌روی بود به قیام برخواست و فریاد سر داده و عصیان نمودند. اگر به مبارزات گریلا نگاهی بیاندازیم می‌بینیم با این‌که دشمنان برتری تکنولوژیک و نظامی خود را به رخ می‌کشند اما تکنولوژی و تجهیزات آنان در مقابل شیوه‌ی مبارزه و اراده‌ی گریلا دچار شکست شده و همین موضوع دشمنان را در مقابل گریلا به زانو در‌آورده است. به‌عنوان نمونه دشمنان در هفتانین با تبلیغات خود قیامت به پاکردند اما دیدیم که همه‌ی آن بی‌تأثیر گشتند. در موضوع حمله به گاره می‌گفتند سورپرایزی در راه است، یا این‌که پ.ک.ک را نابود خواهیم کرد. بدین شکل، اردوغان قصد داشت پروپاگاندای گسترده‌ای به راه بیاندازد. چرا که خود می‌داند عمرش به پایان رسیده است. بدین سبب به گاره روی آورد. اما به شیوه‌ی غیرمنتظره‌ای غافلگیر شدند.