گذار دموکراتیک
همبستگی در مقابل دشمنان مشترک و سیاستی مشابه لازمهی مبارزه و پیروزی است 🆔 @GozarDemocratic
هولدینگهای سپاه پاسداران و کارتلهای قاچاق وابسته به این نهاد نظامی از قبیل قرارگاه ثارالله و نیروی قدس که وظیفهی آنها دور زدن تحریمهای ایران با توسل به هر راهکار مشروع و غیرمشروعی است در مناطق بلوچستان و کوردستان همه نوع جنایتی را مرتکب میشوند. در این راستا همبستگی در مقابل دشمنی مشترک و سیاستی مشابه لازمهی مبارزه و پیروزی است. البته که شاهد این همزادپنداری و همپذیری بودهایم و هستیم. پژاک و کودار همواره حامل پیام همبستگی برای خلقهای ایران بودهاند و ضمن ارائهی راهکار و نقشهراه، در راستای برداشتن گامهای عملی آمادگی خود را اعلام داشته و میدارند. ایران در هراس است که قیامها به همهجا تسری یافته و برای همین سیاستهای مشابهی را در مناطق گفته شده در این مقال بکار میگیرد.
نظام در تلاش است که فضای لازم را از هم اکنون برای بهرهبرداری جریان اصولگرایی آماده نماید. با تبلیغ گسترده شرایط را به گونهای نشان میدهد که گفتمان اصولگرایی بدون رقیب بوده و در همسویی با خواست و تقاضاهای مردم و خلقهای ایران قرار داد. باید این برخورد رژیم را در چارچوب جنگویژه مورد بررسی قرار داد. اینکه نظام بر این عقیده است که امکان انقلاب و رفرم وجود ندارد و سیستم از چنان قابلیت انعطافی برخوردار است که میتواند خود را با شرایط جدید تطبیق دهد، عبارت است از عوامفریبی و دروغپردازیی گسترده است. ترویج تسلیمیت و قدرگرایی در میان مردم و تداوم فلسفهی انتظار و ریاضت از اهداف رژیم سلطه است. این نوع تفکر یعنی برنده پنداشتن جریان اصولگرایی به نوع هیچانگاری و انکار جامعه است. بدون شک ادامهی حیات جریان اصولگرایی و نشستن آن بر مسند قدرت هر سه قوه در ایران به معنای ادامهی سرکوب، شکنجه،اعدام و هویتزدایی و قتلعام خلقهای ایران است. نظام استبدادگر ایران به این شیوه میخواهد از قیامهای آینده و آبانهایی دیگر جلوگیری نماید. حتی در این روزهای آتی ریاستجمهوری روحانی در تلاش است که تمامی تقصیرات را به گردن دولت انداخته و جریان اصولگرایی را منزه و پاک جلوه دهد. بدون شک مردمان ایران بسیار هوشیارتر از این هستند که در این تلکهبازیها گرفتار آیند. شرایط به طور کلی فرق کرده و خلقهای ایران به همدیگر نزدیکتر شدهاند و شکافهای ایجاد شده توسط نظام در حال پر شدن است. همانطور که اشاره شد در مسالهی خیزش مردم بلوچستان به وضوح شاهد این امر بودیم. جلوگیری از تسلط جریان اصولگرایی یک وظیفهی عمومی است. چیزی به نام قطعیت انتخاباتی وجود ندارد. همانطور که قبلا هم در کمپینهای متوالی که هنوز هم ادامه دارد به اعدام، شکنجه و حبس طولانیمدت نه گفتهایم. لازم است به اصولگرایی و اصلاحطلبان دولتی هم نه گفت. زیرا تداوم همان روند اعدام و قتل و کشتار است. هر رای به اصولگرایی بر پاداشتن یک دار اعدام و خشتی است بر دیوار یک زندان. بر این باوریم که عقلانیت سیاسی رشدیافته و آگاه خلقهای ایرانی در قالب عاملیت جمعی عمل کرده و در راستای رسوایی نظام گام برمیدارد. بدون شک کوردستان و بلوچستان در این زمینه همیشه پیشاهنگ بودهاند و توانستهاند سرنوشت انتخابات را آنطور که خود میخواهند رقم بزنند. مطمئن هستیم کسی در کوردستان آبان و دیماه را فراموش نکرده و نخواهد گذاشت فراموش شود. زنان و جوانان خصوصا، باید نقش پیشاهنگی را در رد اصولگرایی و پوپولیسم دستراستی و هوچیگریهای این طیف بر عهده بگیرند. اسفند همیشه یادآور مقاومت و ایستادگی و خیزش بوده و هست. روزهای مهمی در پیش است که باید به پیشواز آنها رفت و تمرین باهم بودن را از هم اکنون آغاز کرد. از جمله روز جهانی زن و نوروز که میتوانند سمبل فروپاشی ذهنیت فرسودهی اصولگرایی باشند و رمز همگرایی جامعه و خلقهای ایران را پاسداشت. بر این اساس روز هشت مارس، روز جهانی زنان را به همهی زنان مبارز و انقلابی تبریک گفته و بر این باوریم زنان با مبارزات خود پیشاهنگی مرحلهی کنونی را بر عهده خواهند گرفت. زیرا تنها با آزادی زنان میتوان از جامعهای دموکراتیک و عدالتمحور سخن گفت.
مجلس حزب حیات آزاد کوردستانـ پژاک
۵/۳/۲۰۲۱
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
نظام در تلاش است که فضای لازم را از هم اکنون برای بهرهبرداری جریان اصولگرایی آماده نماید. با تبلیغ گسترده شرایط را به گونهای نشان میدهد که گفتمان اصولگرایی بدون رقیب بوده و در همسویی با خواست و تقاضاهای مردم و خلقهای ایران قرار داد. باید این برخورد رژیم را در چارچوب جنگویژه مورد بررسی قرار داد. اینکه نظام بر این عقیده است که امکان انقلاب و رفرم وجود ندارد و سیستم از چنان قابلیت انعطافی برخوردار است که میتواند خود را با شرایط جدید تطبیق دهد، عبارت است از عوامفریبی و دروغپردازیی گسترده است. ترویج تسلیمیت و قدرگرایی در میان مردم و تداوم فلسفهی انتظار و ریاضت از اهداف رژیم سلطه است. این نوع تفکر یعنی برنده پنداشتن جریان اصولگرایی به نوع هیچانگاری و انکار جامعه است. بدون شک ادامهی حیات جریان اصولگرایی و نشستن آن بر مسند قدرت هر سه قوه در ایران به معنای ادامهی سرکوب، شکنجه،اعدام و هویتزدایی و قتلعام خلقهای ایران است. نظام استبدادگر ایران به این شیوه میخواهد از قیامهای آینده و آبانهایی دیگر جلوگیری نماید. حتی در این روزهای آتی ریاستجمهوری روحانی در تلاش است که تمامی تقصیرات را به گردن دولت انداخته و جریان اصولگرایی را منزه و پاک جلوه دهد. بدون شک مردمان ایران بسیار هوشیارتر از این هستند که در این تلکهبازیها گرفتار آیند. شرایط به طور کلی فرق کرده و خلقهای ایران به همدیگر نزدیکتر شدهاند و شکافهای ایجاد شده توسط نظام در حال پر شدن است. همانطور که اشاره شد در مسالهی خیزش مردم بلوچستان به وضوح شاهد این امر بودیم. جلوگیری از تسلط جریان اصولگرایی یک وظیفهی عمومی است. چیزی به نام قطعیت انتخاباتی وجود ندارد. همانطور که قبلا هم در کمپینهای متوالی که هنوز هم ادامه دارد به اعدام، شکنجه و حبس طولانیمدت نه گفتهایم. لازم است به اصولگرایی و اصلاحطلبان دولتی هم نه گفت. زیرا تداوم همان روند اعدام و قتل و کشتار است. هر رای به اصولگرایی بر پاداشتن یک دار اعدام و خشتی است بر دیوار یک زندان. بر این باوریم که عقلانیت سیاسی رشدیافته و آگاه خلقهای ایرانی در قالب عاملیت جمعی عمل کرده و در راستای رسوایی نظام گام برمیدارد. بدون شک کوردستان و بلوچستان در این زمینه همیشه پیشاهنگ بودهاند و توانستهاند سرنوشت انتخابات را آنطور که خود میخواهند رقم بزنند. مطمئن هستیم کسی در کوردستان آبان و دیماه را فراموش نکرده و نخواهد گذاشت فراموش شود. زنان و جوانان خصوصا، باید نقش پیشاهنگی را در رد اصولگرایی و پوپولیسم دستراستی و هوچیگریهای این طیف بر عهده بگیرند. اسفند همیشه یادآور مقاومت و ایستادگی و خیزش بوده و هست. روزهای مهمی در پیش است که باید به پیشواز آنها رفت و تمرین باهم بودن را از هم اکنون آغاز کرد. از جمله روز جهانی زن و نوروز که میتوانند سمبل فروپاشی ذهنیت فرسودهی اصولگرایی باشند و رمز همگرایی جامعه و خلقهای ایران را پاسداشت. بر این اساس روز هشت مارس، روز جهانی زنان را به همهی زنان مبارز و انقلابی تبریک گفته و بر این باوریم زنان با مبارزات خود پیشاهنگی مرحلهی کنونی را بر عهده خواهند گرفت. زیرا تنها با آزادی زنان میتوان از جامعهای دموکراتیک و عدالتمحور سخن گفت.
مجلس حزب حیات آزاد کوردستانـ پژاک
۵/۳/۲۰۲۱
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
شمارهی جدید نشریه ژیلهمو منتشر شد
مجلهی ایدئولوژیک، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی ژیلهمو شماره پانزدهم منتشر گردید.
مجلهی ژیلهمو، شماره پانزدهم ارگان رسمی جامعهی جوانان شرق کوردستان « ک.ج.ر» این فصلنامه را به موضوعاتی از جمله؛ رهنمودهای رهبری، توطئهگران؛ سهامداران کردستان مستعمره، انقلاب فرهنگی تا نظام دیکتاتوری، شکنجه و زیندان، دولت-ملت و همچنین گتفتگوی ویژه با عضو کردیناسیون YJCR در رابطه توطئهی بینالملی به سه زبان کرمانجی، سورانی و فارسی اختصاص داده است.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
⬇️⬇️⬇️
مجلهی ایدئولوژیک، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی ژیلهمو شماره پانزدهم منتشر گردید.
مجلهی ژیلهمو، شماره پانزدهم ارگان رسمی جامعهی جوانان شرق کوردستان « ک.ج.ر» این فصلنامه را به موضوعاتی از جمله؛ رهنمودهای رهبری، توطئهگران؛ سهامداران کردستان مستعمره، انقلاب فرهنگی تا نظام دیکتاتوری، شکنجه و زیندان، دولت-ملت و همچنین گتفتگوی ویژه با عضو کردیناسیون YJCR در رابطه توطئهی بینالملی به سه زبان کرمانجی، سورانی و فارسی اختصاص داده است.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
⬇️⬇️⬇️
کتاب، تاریخی که در انتظار نوشته شدن است، از آثار رهبر آپو منتشر شد
کتاب تاریخی که در انتظار نوشته شدن است، از مجموعه آثار رهبر آپو با محوریت زنان از سوی مرکز نشر آکادمی ژنئولوژی در مارس ۲۰۱۵ گردآوری، چاپ و نشر گردیده است.
این اثر چکیدهای از تحلیلات رهبر آپو در مورد مسئلهی زن و چارهیابی آن میباشد کە برگرفته از دفاعیات رهبر آپو میباشد.
رهبر آپو در این کتاب بیان نموده که پژوهش در باب زن به منزلهی نمودِ تراکم رابطهی اجتماعی، صرفاً به این دلیل بامعنا نیست بلکه جهت تحلیل گرههای کور اجتماعی و گذار از آنها نیز حائز اهمیت فراوانی است. چون نگرش مردسالارانه مزمن شده، درهم شکستن بیبصیرتی یا فقدان دیدی که در مورد زنان وجود دارد به نوعی همانند شکافتن اتمها (دشوار) است.
رهبر آپو در ادامهی تحلیلاتش در باب زنان ابراز نموده که پیوند نیرومند زنان با زندگی، هوش عاطفی طبیعی را در آنان پیشرفتهتر مینماید. در مقام مادر کودکان، به واسطهی کار و زحماتش که آمیختهی آلام است، مسئول اساسی حیات اجتماعی میباشد. به اندازهای که متوجه زندگی است و آن را درک میکند، در زمینهی چگونگی تداوم آن از دانایی افزونی نیز برخوردار است.
رهبر آپو در بخش دیگری از تحلیلاتش در خصوص زنان بیان نموده؛ در تمدن خاورمیانه تا زمانی که خانواده بهعنوان میکرومدل دولت ارزیابی نشود، تحلیلات اجتماعی بسیار ناقص خواهد بود. اگر امروزه در جوامع خاورمیانه مشکل زن به اندازه مشکل دولت پیچیده است بدان دلیل میباشد که به درازای تاریخ دولت، تاریخ بردگی طولانی و پیچیده زن وجود دارد. اگر مثلث برمودای زن ـ خانواده ـ مرد در نقشه اجتماعی بهخوبی نشان داده نشود، هر کشتی راه حل اجتماعی که از کنار آن بگذرد حتما غرق خواهد شد. خانواده موجود در خاورمیانه یا همان میکرومدل دولت، نقش مثلث برمودا را در اقیانوس اجتماعی دارد.
رهبر آپو در ادامهی تحلیلاتش تأکید بر آن دارد تا زمانی که طبیعت زن در تاریکی و ابهام باقی بماند، تمامی طبیعت جامعه ناروشن باقی خواهد ماند. شفافسازی واقعی و همهجانبهی طبیعت اجتماعی، تنها از رهگذر وسیع و واقعگرایانهی طبیعت زنان ممکن خواهد بود. روشننمودن موقعیت زنان از تاریخ مستعمره شدنشان گرفته تا استعمارهای اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و ذهنیای که علیه آنان صورت گرفته، در امر روشنشدن همهبُعدی سایر موضوعات تاریخ و جامعهی روز، بسیار مفید واقع خواهد گشت.
رهبر آپو در کتاب ذیل برای رهیافت معضلات پیشروی زنان بیان نمودهاند که هیچ حوزهای از حیات نمیتواند به اندازهی حوزهی زندگی مشترك دارای خصوصیت بنیادین و تعیینكننده باشد. محسوبکردن رابطهی اقتصادی و دولتی بهعنوان رابطهی بنیادین، یك اندیشهی قالبیِ جامعهشناسی مدرنیته است. هم اقتصاد و هم دولت نتیجتا باید ابزارهای زندگی مشترك باشند. زندگیهای مشترك نباید در خدمت اقتصاد، دولت و دین باشند. بالعكس، بایستی دولت، دین و اقتصاد در خدمت زندگی مشترك باشند. لیكن مقولهای مغایر با این امر، تمامی جامعهشناسی مدرنیته را احاطه كرده است.
رهبر آپو در پایان تحلیلاتش اشاره به آن نموده که آزاد شدن زن در مرحلهی تكوین ملت دموكراتیك، حائز اهمیت فراوانی است. زنِ آزادشده، جامعهی آزادشده است. جامعهی آزادشده نیز ملت دموكراتیك است. چیزی كه لازم است، یك «انقلاب زن» است كه باید در تمامی حوزههای اجتماعی صورت گیرد. همانگونه كه بردگی زنان ژرفترین بردگی است، انقلاب زن نیز باید ژرفترین انقلاب آزادی و برابری باشد. انقلاب زن همچنین مستلزم مبارزهی اخلاقی و سیاسی در برابر ذهنیت تجاوزگری است كه بیست و چهار ساعته در حال جریان میباشد.
برای دانلود pdf کتاب، تاریخی که در انتظار نوشته شدن است میتوانید کلیک بزنید.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
⬇️⬇️⬇️
کتاب تاریخی که در انتظار نوشته شدن است، از مجموعه آثار رهبر آپو با محوریت زنان از سوی مرکز نشر آکادمی ژنئولوژی در مارس ۲۰۱۵ گردآوری، چاپ و نشر گردیده است.
این اثر چکیدهای از تحلیلات رهبر آپو در مورد مسئلهی زن و چارهیابی آن میباشد کە برگرفته از دفاعیات رهبر آپو میباشد.
رهبر آپو در این کتاب بیان نموده که پژوهش در باب زن به منزلهی نمودِ تراکم رابطهی اجتماعی، صرفاً به این دلیل بامعنا نیست بلکه جهت تحلیل گرههای کور اجتماعی و گذار از آنها نیز حائز اهمیت فراوانی است. چون نگرش مردسالارانه مزمن شده، درهم شکستن بیبصیرتی یا فقدان دیدی که در مورد زنان وجود دارد به نوعی همانند شکافتن اتمها (دشوار) است.
رهبر آپو در ادامهی تحلیلاتش در باب زنان ابراز نموده که پیوند نیرومند زنان با زندگی، هوش عاطفی طبیعی را در آنان پیشرفتهتر مینماید. در مقام مادر کودکان، به واسطهی کار و زحماتش که آمیختهی آلام است، مسئول اساسی حیات اجتماعی میباشد. به اندازهای که متوجه زندگی است و آن را درک میکند، در زمینهی چگونگی تداوم آن از دانایی افزونی نیز برخوردار است.
رهبر آپو در بخش دیگری از تحلیلاتش در خصوص زنان بیان نموده؛ در تمدن خاورمیانه تا زمانی که خانواده بهعنوان میکرومدل دولت ارزیابی نشود، تحلیلات اجتماعی بسیار ناقص خواهد بود. اگر امروزه در جوامع خاورمیانه مشکل زن به اندازه مشکل دولت پیچیده است بدان دلیل میباشد که به درازای تاریخ دولت، تاریخ بردگی طولانی و پیچیده زن وجود دارد. اگر مثلث برمودای زن ـ خانواده ـ مرد در نقشه اجتماعی بهخوبی نشان داده نشود، هر کشتی راه حل اجتماعی که از کنار آن بگذرد حتما غرق خواهد شد. خانواده موجود در خاورمیانه یا همان میکرومدل دولت، نقش مثلث برمودا را در اقیانوس اجتماعی دارد.
رهبر آپو در ادامهی تحلیلاتش تأکید بر آن دارد تا زمانی که طبیعت زن در تاریکی و ابهام باقی بماند، تمامی طبیعت جامعه ناروشن باقی خواهد ماند. شفافسازی واقعی و همهجانبهی طبیعت اجتماعی، تنها از رهگذر وسیع و واقعگرایانهی طبیعت زنان ممکن خواهد بود. روشننمودن موقعیت زنان از تاریخ مستعمره شدنشان گرفته تا استعمارهای اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و ذهنیای که علیه آنان صورت گرفته، در امر روشنشدن همهبُعدی سایر موضوعات تاریخ و جامعهی روز، بسیار مفید واقع خواهد گشت.
رهبر آپو در کتاب ذیل برای رهیافت معضلات پیشروی زنان بیان نمودهاند که هیچ حوزهای از حیات نمیتواند به اندازهی حوزهی زندگی مشترك دارای خصوصیت بنیادین و تعیینكننده باشد. محسوبکردن رابطهی اقتصادی و دولتی بهعنوان رابطهی بنیادین، یك اندیشهی قالبیِ جامعهشناسی مدرنیته است. هم اقتصاد و هم دولت نتیجتا باید ابزارهای زندگی مشترك باشند. زندگیهای مشترك نباید در خدمت اقتصاد، دولت و دین باشند. بالعكس، بایستی دولت، دین و اقتصاد در خدمت زندگی مشترك باشند. لیكن مقولهای مغایر با این امر، تمامی جامعهشناسی مدرنیته را احاطه كرده است.
رهبر آپو در پایان تحلیلاتش اشاره به آن نموده که آزاد شدن زن در مرحلهی تكوین ملت دموكراتیك، حائز اهمیت فراوانی است. زنِ آزادشده، جامعهی آزادشده است. جامعهی آزادشده نیز ملت دموكراتیك است. چیزی كه لازم است، یك «انقلاب زن» است كه باید در تمامی حوزههای اجتماعی صورت گیرد. همانگونه كه بردگی زنان ژرفترین بردگی است، انقلاب زن نیز باید ژرفترین انقلاب آزادی و برابری باشد. انقلاب زن همچنین مستلزم مبارزهی اخلاقی و سیاسی در برابر ذهنیت تجاوزگری است كه بیست و چهار ساعته در حال جریان میباشد.
برای دانلود pdf کتاب، تاریخی که در انتظار نوشته شدن است میتوانید کلیک بزنید.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
⬇️⬇️⬇️
Telegram
attach 📎
گذار دموکراتیک
کتاب، تاریخی که در انتظار نوشته شدن است، از آثار رهبر آپو منتشر شد کتاب تاریخی که در انتظار نوشته شدن است، از مجموعه آثار رهبر آپو با محوریت زنان از سوی مرکز نشر آکادمی ژنئولوژی در مارس ۲۰۱۵ گردآوری، چاپ و نشر گردیده است. این اثر چکیدهای از تحلیلات رهبر…
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🆔 @GozarDemocratic
⬇️⬇️⬇️
⬇️⬇️⬇️
گذار دموکراتیک
کتاب، تاریخی که در انتظار نوشته شدن است، از آثار رهبر آپو منتشر شد کتاب تاریخی که در انتظار نوشته شدن است، از مجموعه آثار رهبر آپو با محوریت زنان از سوی مرکز نشر آکادمی ژنئولوژی در مارس ۲۰۱۵ گردآوری، چاپ و نشر گردیده است. این اثر چکیدهای از تحلیلات رهبر…
تاریخی-که-در-انتظار-نوشته-شدن-است.pdf
7.2 MB
Forwarded from خبرگزاری فرات | فارسی
🔹 "گزارش ویدیویی برای پنهانکاری تمامی جرایم ملی و اخلاقی پارت دمکرات کوردستان تنظیم و پخش شده است"
🔻 کمیته روابط خارجه ک.ج.ک در بیانیهای ادعاهای طرح شده در رسانههای متعلق به پ.د.ک در مورد فعالان و روزنامهنگاران به گروگان گرفته شده بهدینان را غیرواقعی و کذب خوانده و آنرا نقشه ترکیه برای تخریب هویت ملی و میهنی نسلهای آینده کوردستان عنوان کرده است.
بیشتر بخوانید...
🌍 https://bit.ly/3sSP2OF
وبسایت | تلگرام | اینستاگرام | فیسبوک | توئیتر | ارتباط با ما
🔻 کمیته روابط خارجه ک.ج.ک در بیانیهای ادعاهای طرح شده در رسانههای متعلق به پ.د.ک در مورد فعالان و روزنامهنگاران به گروگان گرفته شده بهدینان را غیرواقعی و کذب خوانده و آنرا نقشه ترکیه برای تخریب هویت ملی و میهنی نسلهای آینده کوردستان عنوان کرده است.
بیشتر بخوانید...
🌍 https://bit.ly/3sSP2OF
وبسایت | تلگرام | اینستاگرام | فیسبوک | توئیتر | ارتباط با ما
ANF News
"گزارش ویدیویی برای پنهانکاری تمامی جرایم ملی و اخلاقی پارت دمکرات کوردستان تنظیم و پخش شده است"
متن بیانیه کمیته روابط خارجه کنفدرالیسم جوامع کوردستان (ک.ج.ک) به این شرح است:"به افکار عمومی و ملت کوردستانروز ۴ مارس ٢٠٢١/ ١۴ اسفند ١٣٩٩ سازمان پاراستن پارت دمکرات کوردستان تحت عنوان انجمن آس...
Forwarded from خبرگزاری فرات | فارسی
🔹 بازگشت هر ساله بریوان در بهار
🔻۳۶ سال قبل زنی مهمان جزیریها شد و سرنوشت منطقه را برای همیشه برهم زد. این زن انقلابی بْنفش آگال (بریوان) است. نام خود را از یک داستان کوردی با عنوان جمیل بیگ امیر هکاری و بْنفش نارین میگیرد.
بیشتر بخوانید...
🌍 https://bit.ly/2Owz4uz
وبسایت | تلگرام | اینستاگرام | فیسبوک | توئیتر | ارتباط با ما
🔻۳۶ سال قبل زنی مهمان جزیریها شد و سرنوشت منطقه را برای همیشه برهم زد. این زن انقلابی بْنفش آگال (بریوان) است. نام خود را از یک داستان کوردی با عنوان جمیل بیگ امیر هکاری و بْنفش نارین میگیرد.
بیشتر بخوانید...
🌍 https://bit.ly/2Owz4uz
وبسایت | تلگرام | اینستاگرام | فیسبوک | توئیتر | ارتباط با ما
ANF News
بازگشت هر ساله بریوان در بهار
از سرگذشت یک زن سخن میگوییم. باید به سال ۱۹۸۵ بازگشت. مکان این روایت شرنخ از توابع منطقه جزیر است. این زن در یکی از شبهای سال ۱۹۸۵ به جزیر رفته و مهمان خانوادهای میشود. هر کس در این شهر وی را ب...
گذار دموکراتیک
زنان؛ نگارندگان تابلوی حیات آزاد ✍ نوژینبریتان – عضو مجلس پژاک 🆔 @GozarDemocratic
زنان؛ نگارندگان تابلوی حیات آزاد
✍ نوژینبریتان – عضو مجلس پژاک
آنچه در برابر تاثیرات و بازخوردهای بیمارگونهی ذهنیت و به تبع آن نظام جنسیتگرای مردسالار طی یک سال گذشته جهان را از فروافتادن در قهقرای ناامیدی و سرخوردگی از عشق به زندگی بازداشت، ایستار و مبارزات زنان از سراسر جهان بود. انگار زنان از گوشه گوشهی دنیا در یک زمان مشترک، در حال بازآفرینی خویش پس از شکستها و فروپاشیهای بنیادین و پیدرپی موجودیت خویش، قرار گرفته بودند. شکستها و تخریباتی که در هر گذرگاه از این تاریخ جنسیتگرا، رنگ زن را کمی بیشتر از زمینهی حیات زدوده و در چاه تاریکِ حاشیه و انکار فرو میکشاند. هیچ جایی از جهان باقی نماند که فریاد اعتراضآمیز زنان به تجاوز، نابرابری و بیعدالتی برنخواسته باشد. مکانی که زنان مجال نیافتند تا در برابر زشتی این نازندگی دست در دست هم برقصند، حتی در زندانها نیز از پای نایستاده و به اعتصاب و عملیاتهای مختلفی اقدام نمودند. مبارزات زنان آپوئیست در سراسر کردستان تاثیری الهامبخش و جهتدهندهای ای ای در مقاومتهای زنان، از زندانها گرفته تا میادین شهرها داشتند. زنان تصمیم گرفتهاند قرن پیشرو به سَمت آزادی و ظهور روزهای زیبا و شایستهی شأن انسانیِ زنان و مردان این عصر، پیش برود. اما نظام مرد اقتدارگرا قصد دارد از طریق تجاوز و خشونت نظاممند، ساختار اجتماعی قرن را با کشتار زن شاکلهبندی و به تمامی جامعه و عرصههایش ربط و بسط دهد. کشتار زنان، کشتار تمامی انسانیت است.
دیگر بر کسی پوشیده نیست که در پسزمینه و درونمایهی وضعیت کائوتیکی که گریبان انسانیت را گرفته، مسئلهی زنان نهفته است. عدم حل این مسئله تمامی تضادهای جنسیتی میان زنان – مردان، اقشار، ملتها و بحرانهای اکولوژیکی را دربرداشته و آنها را از مسائلی قابل فهم خارج مینماید. از همین روست که افزایش فزایندهی بحث بر آزادی زنان، رشدی چشمگیر و جهانی به خود گرفته که ضرورت چارهیابی را بر همگان نمایان ساخته است. پس میتوان گفت حل مسئلهی آزادی زنان، آزادی تمامی جامعه و در عین حال فروپاشی نظام اقتدارگرا را به همراه خواهد داشت. سرکوب و ایجاد انحراف در فعالیت و مبارزات در راه حقوق و آزادی زنان، در واقع حفظ و تحمیل مصلحت و منافع نظام بر انسانیت میباشد. وارد آوردن ضربه بر مبارزات و جنبشهای خلقها و زنان با تخریب روحیه، اعتماد و ارادهی آنان، بیش از هر دورانی در یک سال اخیر صورت پذیرفته است. بیمعناسازی مبارزات و مقاومتهای آنان، اضمحلال، ضمیمهسازی نیروی آنها به نظام، با هدف مجبور نمودنشان به تسلیمیت در برابر شرایط موجود روی دادند. جنگهای ویژه، توافقات، سیاستگذاری و همپیمانی بسیاری میان دولتها و نیروهای هژمونگرای جهانی بر این مبنا شکل گرفتند. نظامهای دولتی در سراسر جهان با تکیه بر ذهنیت هژمونگرای مشترکی که با همدیگر در زمینهی گسترش دامنهی حاکمیت خود دارند، از هر فرصت و با هر بهانهای، حتی ویروس کرونا تا حد غائی سوءاستفاده نمودند. رشد و اشاعهی روزافزون این ویروس توسط آنها، علاوه بر هدف بیتاثیرسازی و پیشگیری از انسجام مبارزات و مخالفتهای زنان، فرصت استثمار اقتصادی بیشتری بر منابع اقتصادی جامعه را نیز به بار آورد. طی سال گذشته نه تنها در ایران بلکه در هر چهار سوی جهان، شاهد بالاترین سطح از خشونت، تجاوز و کشتار زنان بودیم. مسائل اقتصادی، بهداشتی، آموزشی و غیره، حد تاب و توان جوامع، بهویژه زنان و کودکان را پشت سر نهاده است. بیش از هر زمانی اعمال فشار، ترور و ممنوعیت بر نیروهای مخالف، حقوق بشر، آزادی اندیشه، بیان و فعالیتهای دموکراتیک، از دستیابی به توان گذار، چارهیابی و رشد ارادهی آزاد پیشگیری نمودند. نظام مرد اقتدارگرا در تلاش بود تا دنیای زنان و خلقها را بیشتر و بیشتر میان موج نوینی از طوفان خشونت گرفتار نماید. هدف نظام از کاربست چنین رویهای رخت بر بستن رویا و امید مبارزه از دنیای زنان و خلقها، منفرد، شکننده و قابل کنترلتر نمودن آنها بود. نظام درصدد است تا با درانداختن جامعه به چنین وضعیت هولناکی، تدوام موجودیت خویش را ضمانت بخشیده و از حالت تزلزل، لرزش و تهدید نابودی به ایستار و مانائی دست یابد. با القای احساس عدم امنیت و ممانعت از برگزاری مخالفتهای همبسته، تشکیل گفتمان، پلاتفرم و جبهههای دموکراتیک گستردهی زنان و خلقها، سیاست وابستهسازی و تسلیمیت را بر آنان تحمیل میکند. نظام مرد اقتدارگرا در سراشیبی تاریخ زوال و نابودی خویش قرار گرفته و ناتوانی از چهرهی تمامی نمایندگان و زمامدارانش به صورتی کاملا نمایان مشهود است. در دورانی که بحران، آشفتگی، شکاف و پوسیدگی تاروپود ساختار نظام اقتدارگرا بیش از هر زمانی عیان گشته، بازنگری و سعی در نوسازی و تاسیس دوبارهی اتوریتهی نظام از راه خفقان زنان، جامعه را به سکوت وامیدارد.
✍ نوژینبریتان – عضو مجلس پژاک
آنچه در برابر تاثیرات و بازخوردهای بیمارگونهی ذهنیت و به تبع آن نظام جنسیتگرای مردسالار طی یک سال گذشته جهان را از فروافتادن در قهقرای ناامیدی و سرخوردگی از عشق به زندگی بازداشت، ایستار و مبارزات زنان از سراسر جهان بود. انگار زنان از گوشه گوشهی دنیا در یک زمان مشترک، در حال بازآفرینی خویش پس از شکستها و فروپاشیهای بنیادین و پیدرپی موجودیت خویش، قرار گرفته بودند. شکستها و تخریباتی که در هر گذرگاه از این تاریخ جنسیتگرا، رنگ زن را کمی بیشتر از زمینهی حیات زدوده و در چاه تاریکِ حاشیه و انکار فرو میکشاند. هیچ جایی از جهان باقی نماند که فریاد اعتراضآمیز زنان به تجاوز، نابرابری و بیعدالتی برنخواسته باشد. مکانی که زنان مجال نیافتند تا در برابر زشتی این نازندگی دست در دست هم برقصند، حتی در زندانها نیز از پای نایستاده و به اعتصاب و عملیاتهای مختلفی اقدام نمودند. مبارزات زنان آپوئیست در سراسر کردستان تاثیری الهامبخش و جهتدهندهای ای ای در مقاومتهای زنان، از زندانها گرفته تا میادین شهرها داشتند. زنان تصمیم گرفتهاند قرن پیشرو به سَمت آزادی و ظهور روزهای زیبا و شایستهی شأن انسانیِ زنان و مردان این عصر، پیش برود. اما نظام مرد اقتدارگرا قصد دارد از طریق تجاوز و خشونت نظاممند، ساختار اجتماعی قرن را با کشتار زن شاکلهبندی و به تمامی جامعه و عرصههایش ربط و بسط دهد. کشتار زنان، کشتار تمامی انسانیت است.
دیگر بر کسی پوشیده نیست که در پسزمینه و درونمایهی وضعیت کائوتیکی که گریبان انسانیت را گرفته، مسئلهی زنان نهفته است. عدم حل این مسئله تمامی تضادهای جنسیتی میان زنان – مردان، اقشار، ملتها و بحرانهای اکولوژیکی را دربرداشته و آنها را از مسائلی قابل فهم خارج مینماید. از همین روست که افزایش فزایندهی بحث بر آزادی زنان، رشدی چشمگیر و جهانی به خود گرفته که ضرورت چارهیابی را بر همگان نمایان ساخته است. پس میتوان گفت حل مسئلهی آزادی زنان، آزادی تمامی جامعه و در عین حال فروپاشی نظام اقتدارگرا را به همراه خواهد داشت. سرکوب و ایجاد انحراف در فعالیت و مبارزات در راه حقوق و آزادی زنان، در واقع حفظ و تحمیل مصلحت و منافع نظام بر انسانیت میباشد. وارد آوردن ضربه بر مبارزات و جنبشهای خلقها و زنان با تخریب روحیه، اعتماد و ارادهی آنان، بیش از هر دورانی در یک سال اخیر صورت پذیرفته است. بیمعناسازی مبارزات و مقاومتهای آنان، اضمحلال، ضمیمهسازی نیروی آنها به نظام، با هدف مجبور نمودنشان به تسلیمیت در برابر شرایط موجود روی دادند. جنگهای ویژه، توافقات، سیاستگذاری و همپیمانی بسیاری میان دولتها و نیروهای هژمونگرای جهانی بر این مبنا شکل گرفتند. نظامهای دولتی در سراسر جهان با تکیه بر ذهنیت هژمونگرای مشترکی که با همدیگر در زمینهی گسترش دامنهی حاکمیت خود دارند، از هر فرصت و با هر بهانهای، حتی ویروس کرونا تا حد غائی سوءاستفاده نمودند. رشد و اشاعهی روزافزون این ویروس توسط آنها، علاوه بر هدف بیتاثیرسازی و پیشگیری از انسجام مبارزات و مخالفتهای زنان، فرصت استثمار اقتصادی بیشتری بر منابع اقتصادی جامعه را نیز به بار آورد. طی سال گذشته نه تنها در ایران بلکه در هر چهار سوی جهان، شاهد بالاترین سطح از خشونت، تجاوز و کشتار زنان بودیم. مسائل اقتصادی، بهداشتی، آموزشی و غیره، حد تاب و توان جوامع، بهویژه زنان و کودکان را پشت سر نهاده است. بیش از هر زمانی اعمال فشار، ترور و ممنوعیت بر نیروهای مخالف، حقوق بشر، آزادی اندیشه، بیان و فعالیتهای دموکراتیک، از دستیابی به توان گذار، چارهیابی و رشد ارادهی آزاد پیشگیری نمودند. نظام مرد اقتدارگرا در تلاش بود تا دنیای زنان و خلقها را بیشتر و بیشتر میان موج نوینی از طوفان خشونت گرفتار نماید. هدف نظام از کاربست چنین رویهای رخت بر بستن رویا و امید مبارزه از دنیای زنان و خلقها، منفرد، شکننده و قابل کنترلتر نمودن آنها بود. نظام درصدد است تا با درانداختن جامعه به چنین وضعیت هولناکی، تدوام موجودیت خویش را ضمانت بخشیده و از حالت تزلزل، لرزش و تهدید نابودی به ایستار و مانائی دست یابد. با القای احساس عدم امنیت و ممانعت از برگزاری مخالفتهای همبسته، تشکیل گفتمان، پلاتفرم و جبهههای دموکراتیک گستردهی زنان و خلقها، سیاست وابستهسازی و تسلیمیت را بر آنان تحمیل میکند. نظام مرد اقتدارگرا در سراشیبی تاریخ زوال و نابودی خویش قرار گرفته و ناتوانی از چهرهی تمامی نمایندگان و زمامدارانش به صورتی کاملا نمایان مشهود است. در دورانی که بحران، آشفتگی، شکاف و پوسیدگی تاروپود ساختار نظام اقتدارگرا بیش از هر زمانی عیان گشته، بازنگری و سعی در نوسازی و تاسیس دوبارهی اتوریتهی نظام از راه خفقان زنان، جامعه را به سکوت وامیدارد.
گذار دموکراتیک
زنان؛ نگارندگان تابلوی حیات آزاد ✍ نوژینبریتان – عضو مجلس پژاک 🆔 @GozarDemocratic
این خفقان تنها از طریق خشونتهای عریان و آشکار انجام نگرفته است. در واقع سراسر آنچه طی یک سال گذشته، تمامی قدرتهای جنسیتگرای حاکم بر جهان در این راستا انجام دادهاند، مسیری فراتر از راه فریب و تزویر را نپیموده و نخواهد پیمود. میتوان به راحتی دستنشان ساخت که هیچ تفاوتی در نفس سیاست، برنامه و عملکردهای هیچ یک از آنان، از مطرح نمودن دموکراسی و مشارکت سیاسی زنان در سطوح بالای مدیریتی گرفته تا حل معضلات و پایان حذف زنان از عرصههای مختلف اجتماعی، آموزشی – تخصصی و دهها مورد دیگر وجود نداشت. ارزیابی و اتخاذ تصمیمات بیرحمانه بر محوریت مسائل، نیرو و حضور آزاد و برابر زنان، هیچ دردی از وضعیت وخیم جامعه را دوا نکرد. رژیم سراپا نادموکراتیک و استثمارگر حاکم بر ایران نیز، برای رهائی از این سراشیبی افول و انزوا که تمامی موجودیت و مشروعیتش را در برگرفته، بیش از هر رژیم حاکمی در جهان، کشتار و سرکوب جسمانی – هویتی را بر زنان تحمیل نمود. این در حالی است که با بیشرمی کامل دست به دامن زنان، سال را به پایان رساند. زنان این نیروهای بنیادین دموکراسی و تحول، محوریت تمامی مباحث و سیاستهای داخلی رژیم را به خود اختصاص داده است. رژیم جنسیتگرای حاکم بر ایران، مسائل زنان را بیش از حد برجسته نمود. رژیم، مسئلهی آزادی زنان را با سوءاستفاده از دین – شریعت و گذر دادن از فیلترهای مردسالارانه، به گونهای دون شأن در راستای اهداف خود به کار بست. متاسفانه در این راه نیز سازمانها و زنان مدیر و مسئول، بهویژه معاونت امور زنان و خانواده و بعضی از زنان نمایندهی مجلس که به ظاهر نمایندگی زنان ایران را بر عهده گرفتهاند، بیشترین یاری و جسارت را به نظام ضدزن حاکم بخشیدند. البته نبایست فراموش کنیم که این مسئله بر قوهی درک و شعور سیاسی – اجتماعی زنان ایرانی پوشیده نماند. بازخواست و بررسی همبسته و به موقع این مهم، در مباحث و مبانی مبارزاتی تمامی جنبشهای زنان و شخصیتهای آزادیخواه از تمامی اقشار، ملتها و اصناف، باید مدنظر قرار داده شوند. مبارزه در برابر ذهنیت جنسیتگرا به روزهای سرنوشتساز و تاریخی خود در ایران نزدیک میشود. زنان با دشوارترین سیاستهای جنسیتگرا توسط رژیم آخوندی، از عرصههای حیاتی زندگی دور گردانیده شده و در جهت پیشگیری از رشد و توسعهی توان فکری خود، تحت کنترل و تدابیر شدیدی قرار گرفتهاند. با لوایح و قوانین بسیاری طی یک سال گذشته در مجالس، مراکز قانونگذاری و دینیِ دولت، گام به گام جسم، ذهن، احساس و اندیشهی زنان را به مسلخگاهِ مرد جنسیتگرا نزدیکتر نمود. میتوان گفت تمامی آن لوایح، قوانین و مباحث، هویت انسانی زنان ایران را با هتک حرمت رودرو گردانید. در حافظهی فرهنگی زنان از تمامی ملتها در ایران، هیچ خلاءی در صیانت از مبادی اخلاقی، فرهنگی، اعتقادی در مبارزات و مطالباتشان دیده نمیشود. صیانت از حیثیت و شرافتِ نه تنها خود و همجنسانشان، بلکه تمامی جامعه در دوران حساس و بحرانی تاریخ خلقهای ایران توسط زنان، جای یادآوری و افتخار میباشند.
آغاز سالی که گذشت، برای زنان از روز 8 مارس بود. روزی که زنان جسور ذلت رنج و زندگی زیر سایهی استثمار را نپذیرفتند، گامی فراتر از دیوار استیلا برداشتند. همیشه راهها هستند که گامها را به سوی خود فرأمیخوانند، اما اینبار گام استوار این زنان، راهی آفرید که مشروعیت و هستندگی نظام سرمایهدار و جنسیتگرا را به مرور مخدوش و با فروپاشی رودرو ساخته است. با گذشت تقریبا 111 سال از سرکوب و یورش نظام بر مطالبات زنان کارگر در نیویورک، مقاومت و مطالبات زنان نه تنها رنگ نباخته، بلکه به سراسر دنیا اشاعه یافته و سالانه شکلی منسجم، سیاسی، اجتماعی و اقتصادیتری به خود میگیرد. این در حالی است که مدرنیتهی سرمایهداری با شیوهی حیات منحرف و بیمحتوای خود، در بسیاری از نقاط جهان درصدد وارونهسازی مفهوم و دستاوردهای مبارزات آزادی و برابریخواهانهی زنان است. زمانی هم که توان مقابله با مطالبات آنها را نداشته باشد، با دادن امتیازات کوچک سعی در محدود نمودن مطالبات و ایجاد حال و هوای پیروزیهای ساختگی در ذهن زنان مینماید. تمامی تلاش نظام سرمایهداری با بنمایهی ذهنیتی مردسالارانه، این است که زنان در بزرگداشت 8 مارس به برپایی گردهمایی نپردازند. زیرا گردهمایی آنان در این روز از دیرباز تاکنون، بررسی و ارتقای مبارزات و دستاوردهایشان را به همراه داشته و دارد. البته چنین پروسهای همزمان زنان را بر مسیر صحیح مبارزه علیه بحرانزایی، درماندگی و فساد روبه رشد نظامی که نای زندگی را از انسان و محیطزیست ستانده، قرار خواهد داد. در عوض نظام میخواهد زنان در چارچوب حیات و حقوقی فردگرایانه، محدود و سطحی، محصور بمانند.
آغاز سالی که گذشت، برای زنان از روز 8 مارس بود. روزی که زنان جسور ذلت رنج و زندگی زیر سایهی استثمار را نپذیرفتند، گامی فراتر از دیوار استیلا برداشتند. همیشه راهها هستند که گامها را به سوی خود فرأمیخوانند، اما اینبار گام استوار این زنان، راهی آفرید که مشروعیت و هستندگی نظام سرمایهدار و جنسیتگرا را به مرور مخدوش و با فروپاشی رودرو ساخته است. با گذشت تقریبا 111 سال از سرکوب و یورش نظام بر مطالبات زنان کارگر در نیویورک، مقاومت و مطالبات زنان نه تنها رنگ نباخته، بلکه به سراسر دنیا اشاعه یافته و سالانه شکلی منسجم، سیاسی، اجتماعی و اقتصادیتری به خود میگیرد. این در حالی است که مدرنیتهی سرمایهداری با شیوهی حیات منحرف و بیمحتوای خود، در بسیاری از نقاط جهان درصدد وارونهسازی مفهوم و دستاوردهای مبارزات آزادی و برابریخواهانهی زنان است. زمانی هم که توان مقابله با مطالبات آنها را نداشته باشد، با دادن امتیازات کوچک سعی در محدود نمودن مطالبات و ایجاد حال و هوای پیروزیهای ساختگی در ذهن زنان مینماید. تمامی تلاش نظام سرمایهداری با بنمایهی ذهنیتی مردسالارانه، این است که زنان در بزرگداشت 8 مارس به برپایی گردهمایی نپردازند. زیرا گردهمایی آنان در این روز از دیرباز تاکنون، بررسی و ارتقای مبارزات و دستاوردهایشان را به همراه داشته و دارد. البته چنین پروسهای همزمان زنان را بر مسیر صحیح مبارزه علیه بحرانزایی، درماندگی و فساد روبه رشد نظامی که نای زندگی را از انسان و محیطزیست ستانده، قرار خواهد داد. در عوض نظام میخواهد زنان در چارچوب حیات و حقوقی فردگرایانه، محدود و سطحی، محصور بمانند.
گذار دموکراتیک
زنان؛ نگارندگان تابلوی حیات آزاد ✍ نوژینبریتان – عضو مجلس پژاک 🆔 @GozarDemocratic
بهعنوان مثال در اقصی نقاط جهان میدانهای پر شور و مالامال از فریادهای همصدا و نویدبخش زنان در 8 مارس به گوشهای دنج برای ابراز علاقهی مردی به زنی و یا دادن گل به زنی رنگ باخته بود. اما محافظت از شرافت و مبارزه جهت رهاسازی ارزشهای انسانی زنان، از لای چرخهای نظام سرمایهدار که کنترل آن میان دستان هوسباز و اشتهای سیریناپذیر مردان اقتدارگرا قرار گرفته بود، دستاورد و تجربیات ارزشمندی را به بار آورده، که به آسانی قابل تحریف نیستند. با تلاشهای پیاپی زنان در جهانی و همسوسازی مطالباتشان، موجی از نشاط و سرزندگی را در میان زنان سراسر جهان ایجاد نمود.
همانگونه که از واقعیات تاریخی – اجتماعی ایران برمیآید، زنان هنوز فعالترین و دینامیکترین نیروی مخالفت در برابر بیعدالتی حاکمان هستند. حضور و پیشاهنگی مستمر زنان در تمامی مبارزات و فعالیتهای محیطزیستی، فرهنگی، هنری، اجتماعی، اعتقادی و غیره در واقع پادزهر موثری است در برابر سیاستهای زهرآگین رژیم علیه جامعه. پس زمانی که مسائل اجتماعی در ایران و شرق کردستان به بحرانیترین دوران خود رسیده، بایستی منتظر نمانده و تمامی آن مسائل را از مسئلهی آزادی زنان منفک ندانیم. خلقها و زنان در مبارزه جهت ایجاد حیاتی در مقابله با روند کشتار نظاممندی که بر تمامی هستی آنها سایه گسترانیده، توانمندانه راهکارهای همهجانبهای را به کار ببندند. لازم است نیروهای دینامیک انقلابی جامعه، زنان، جوانان، هنرمندان، سیاستمداران و غیره وظایف اخلاقی و تاریخی خویش را به جای آورند. خلقها و زنان در دموکراتیزه کردن ایران و همچنین در برابر تهدیدات خارجی، نقشی حیاتی دارند. اما متاسفانه رژیم ملیگرا – دینگرا و جنسیتگرای حاکم بر ایران، سیاست انکار را ترجیح داده و روزانه در ناتوانی و بیچارگی روزافزون خود در نامدیریتی و ناچارهیابی بحران، دست و پا میزند. نخستین گامی که نظام باید بدون خودفریبی و اتلاف وقت در برابر ارادهی تسلیمیتناپذیر جامعه و زنان بردارد، این است که فشارهای سیاسی، فقر ناشی از نظام فاسد مدیریتی – اقتصادی، تخریب فرهنگ، تاریخ و محیطزیست، اعمال سیاست انزوا، تبعید، اعدام و شکنجه بر زندانیان سیاسی و ناکارآمدی در مقابله، یا در واقع همان به کارگیری ویروس کرونا در برابر جامعه را متوقف نماید.
در حالی به پایان سال نزدیک میشویم که به استقبال روز جهانی زن، 8 مارس میرویم. رهبر آپو در نتیجهی چندین سال مبارزه و تحلیل ذهنیت و شیوهی شکلگیری جنسیتگرایی در جوامع، روز 8 مارس 1998 ایدئولوژی آزادی زن را به زنان تمامی جهان هدیه نمود. جنبش آزادیخواهی زنان در شرق کردستان نیز با مبنا قرار دادن ایدئولوژی آزادی زنان شکل گرفته و به مرحلهی نوینی از مبارزات و سازماندهیهای خود دست یافته است. کژار، جامعهی آزاد زنان شرق کوردستان در زمینهی سازماندهی، دفاع و ایجاد امکان زندگی آزاد برای زنان و جامعه، مبارزات خویش را تا حد قابل توجهی در تمامی عرصهها از زندان گرفته تا کوهستانهای کردستان توسعه بخشیده است. کژار پس از برگزاری سومین کنگرهی خود ( که نمایندگانی از تمامی زنان مبارز اعضای پژاک، کودار، ی.ر.ک و ه.پ.ژ در آن حضور داشتند) سال گذشته جهت ایجاد زمینهی گفتمان و جبهههای آزاد و دموکراتیک با دیگر فعالین و مبارزین پیشین و کنونی زن در ایران و شرق کردستان، مبارزات خویش را به صورتی استراتژیک و تاثیرگذارتر ارتقا بخشید. با شعار ” در مقابله با نسلکشی زنان، زمان دفاع از زن آزاد و جامعه فرا رسیده ” فعالیتهای ارزندهای به انجام رسیده که به زنان ایرانی نیز روحیهی والایی بخشید. زیرا مسائل اجتماعی که حیات زنان را مختل نموده را به سبب وجود خلاء در نظام آموزشی و عدم پیشبرد دفاع ذاتی آنان دستنشان ساخته و مبنای فعالیتهای خویش قرار دادند. نه تنها 8 مارس، بلکه روزهای ویژهی دیگری مانند نوروز که جشن اتحاد و آزادی خلقهای خاورمیانه و همچنین، تولد دوبارهی طبیعت نیز میباشد از منظر مبارزات زنان اهمیت شایانی دارند. ما زنان بایستی با روحیه و عزمی راسخ در اصرار بر حیاتی آزاد و دموکراتیک، این روزها را با یاد و خاطرهی تمامی شهدا، مبارزان و زنان مقاومتگری که دیوار و میلهی زندانهای ایران را بیمعنا و تاثیر ساختهاند، تمامی میادین شهرها و روستاها را به مکان همبستگی و همنوائی خویش مبدل نمائیم.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
همانگونه که از واقعیات تاریخی – اجتماعی ایران برمیآید، زنان هنوز فعالترین و دینامیکترین نیروی مخالفت در برابر بیعدالتی حاکمان هستند. حضور و پیشاهنگی مستمر زنان در تمامی مبارزات و فعالیتهای محیطزیستی، فرهنگی، هنری، اجتماعی، اعتقادی و غیره در واقع پادزهر موثری است در برابر سیاستهای زهرآگین رژیم علیه جامعه. پس زمانی که مسائل اجتماعی در ایران و شرق کردستان به بحرانیترین دوران خود رسیده، بایستی منتظر نمانده و تمامی آن مسائل را از مسئلهی آزادی زنان منفک ندانیم. خلقها و زنان در مبارزه جهت ایجاد حیاتی در مقابله با روند کشتار نظاممندی که بر تمامی هستی آنها سایه گسترانیده، توانمندانه راهکارهای همهجانبهای را به کار ببندند. لازم است نیروهای دینامیک انقلابی جامعه، زنان، جوانان، هنرمندان، سیاستمداران و غیره وظایف اخلاقی و تاریخی خویش را به جای آورند. خلقها و زنان در دموکراتیزه کردن ایران و همچنین در برابر تهدیدات خارجی، نقشی حیاتی دارند. اما متاسفانه رژیم ملیگرا – دینگرا و جنسیتگرای حاکم بر ایران، سیاست انکار را ترجیح داده و روزانه در ناتوانی و بیچارگی روزافزون خود در نامدیریتی و ناچارهیابی بحران، دست و پا میزند. نخستین گامی که نظام باید بدون خودفریبی و اتلاف وقت در برابر ارادهی تسلیمیتناپذیر جامعه و زنان بردارد، این است که فشارهای سیاسی، فقر ناشی از نظام فاسد مدیریتی – اقتصادی، تخریب فرهنگ، تاریخ و محیطزیست، اعمال سیاست انزوا، تبعید، اعدام و شکنجه بر زندانیان سیاسی و ناکارآمدی در مقابله، یا در واقع همان به کارگیری ویروس کرونا در برابر جامعه را متوقف نماید.
در حالی به پایان سال نزدیک میشویم که به استقبال روز جهانی زن، 8 مارس میرویم. رهبر آپو در نتیجهی چندین سال مبارزه و تحلیل ذهنیت و شیوهی شکلگیری جنسیتگرایی در جوامع، روز 8 مارس 1998 ایدئولوژی آزادی زن را به زنان تمامی جهان هدیه نمود. جنبش آزادیخواهی زنان در شرق کردستان نیز با مبنا قرار دادن ایدئولوژی آزادی زنان شکل گرفته و به مرحلهی نوینی از مبارزات و سازماندهیهای خود دست یافته است. کژار، جامعهی آزاد زنان شرق کوردستان در زمینهی سازماندهی، دفاع و ایجاد امکان زندگی آزاد برای زنان و جامعه، مبارزات خویش را تا حد قابل توجهی در تمامی عرصهها از زندان گرفته تا کوهستانهای کردستان توسعه بخشیده است. کژار پس از برگزاری سومین کنگرهی خود ( که نمایندگانی از تمامی زنان مبارز اعضای پژاک، کودار، ی.ر.ک و ه.پ.ژ در آن حضور داشتند) سال گذشته جهت ایجاد زمینهی گفتمان و جبهههای آزاد و دموکراتیک با دیگر فعالین و مبارزین پیشین و کنونی زن در ایران و شرق کردستان، مبارزات خویش را به صورتی استراتژیک و تاثیرگذارتر ارتقا بخشید. با شعار ” در مقابله با نسلکشی زنان، زمان دفاع از زن آزاد و جامعه فرا رسیده ” فعالیتهای ارزندهای به انجام رسیده که به زنان ایرانی نیز روحیهی والایی بخشید. زیرا مسائل اجتماعی که حیات زنان را مختل نموده را به سبب وجود خلاء در نظام آموزشی و عدم پیشبرد دفاع ذاتی آنان دستنشان ساخته و مبنای فعالیتهای خویش قرار دادند. نه تنها 8 مارس، بلکه روزهای ویژهی دیگری مانند نوروز که جشن اتحاد و آزادی خلقهای خاورمیانه و همچنین، تولد دوبارهی طبیعت نیز میباشد از منظر مبارزات زنان اهمیت شایانی دارند. ما زنان بایستی با روحیه و عزمی راسخ در اصرار بر حیاتی آزاد و دموکراتیک، این روزها را با یاد و خاطرهی تمامی شهدا، مبارزان و زنان مقاومتگری که دیوار و میلهی زندانهای ایران را بیمعنا و تاثیر ساختهاند، تمامی میادین شهرها و روستاها را به مکان همبستگی و همنوائی خویش مبدل نمائیم.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
قوانین اساسی حکومت ایران، مکانیزمی برای نابودی زنان ✍ افسانه روحنده 🆔 @GozarDemocratic
قوانین اساسی حکومت ایران، مکانیزمی برای نابودی زنان
✍ افسانه روحنده
در ابتدا اشارە بە این نکتە اساسی لازم است کە ایران جزو محدود کشورهایی است کە بە کنوانسیون سازمان ملل برای رفع تبعیض علیە زنان نپیوستە و این قانون هنوز در بنبستی واقعی بسر میبرد و حال تصویب چنین لایحەای در چنین شرایطی سوالاتی برمیانگیزد.
از جملە موارد قابل ذکر پیش از تحلیل و بررسی لایحە مذکور، بررسی یکی از قابلتوجهترین موارد نقض قانون در ایران، نقض حقوق کودکان، مسئلە قانونی کردن ازدواج کودکان و پدیدەی کودکهمسری است کە در چارچوب قانون مردسالارانەو دینی رژیم ایران مهر تایید خوردە و بەعنوان قانونی اجرایی تصویب شدە است. در سال ۷۹ خورشیدی، قانون ازدواج در مجمع تشخیص مصلحت نظام تصویب شد کە بر اساس آن ازدواج دختران در سن ۱۳ سالگی و پسران در ۱۵ سالگی با اجازهی ولی و تشخیص دادگاه مجاز شناخته شد. همچنین در ماده ۱۰۴۱ قانون مدنی، عقد نکاح دختران پیش از رسیدن به سن ۱۳ سالگی تمام و پسر قبل از رسیدن به سن ۱۵ سالگی تمام، منوط به اذن ولی و به شرط رعایت مصلحت با تشخیص دادگاه صالح است. حال با توجە بە چنین موارد نقص اساسی حقوق انسانی و فراهم کردن بستر خشونت در جامعە بە وسیلە تصویب چنین قوانین زنستیزانە و ضدانسانی و از سویی دیگر طرح لایحەهای حمایت از زنان برای دور زدن قانون تصویبی یا رنگی برای ماستمالی کردن نقص قوانین پشتیبانی نمایشی برای منحرف کردن افکار عمومی یا اجبار وضعیت برای تغییر؟!
از سویی این لایحه با استانداردهای بینالمللی فاصله داشتە، اگرچە اشکال خشونت علیه زنان را به شکلی گسترده و بهعنوان جرم تعریف میکند، از جرمانگاری بعضی از اشکال خشونت مبتنی بر جنسیت، همچون ازدواج کودکان و تجاوز به همسر، باز میماند. همچنین لایحه تعریف محدود و مشکلآفرین قانون کیفری از تجاوز که صراحتا تجاوز به همسر را از جرایم کنار میگذارد را اصلاح نمیکند. ضمنا مجازات اجباری برای تجاوز، حکم اعدام است که زنان را از گزارش تجاوز باز میدارد. علاوە براین، این لایحە خشونت خانگی را تعریف نکردە و برخی از جرایمی که در لایحه مشخص شدهاند، همانند «پیشنهاد «رابطه غیراخلاقی» و تشویق یا ترغیب زنان به اقدامات منافی عفت» و حق حریم خصوصی و دیگر آزادیهای مورد حفاظت را نقض میکند. در حالی که طبق قانون ایران تعریف حقوقی مشخصی از «اقدامات منافی عفت» وجود ندارد؛ قضات آن را به شکلی تفسیر کردهاند که شامل روابط جنسی توافقی بدون مقاربت میشود و آنها را جرم تلقی میکند.
«در پروندههایی که پدر یا همسر متهم است مقامات باید پرونده را برای یک ماه به میانجیگری ارجاع دهند و اگر چارهیابی نشد آنگاه پرونده را به قوه قضائیه بازگردانند.» در کتاب راهنمای قانونگذاری درباره خشونت علیه زنان بخش زنان سازمان ملل آمده در تمام موارد خشونت علیه زنان و در تمام مراحل دادرسی میانجیگری باید ممنوع شود زیرا رسیدگی قضایی را از پرونده کنار میزند. از آنجایی کە میانجیگری میتواند موانع بیشتری در راه کسب حفاظت سریع برای قربانیان خشونت خانگی از طریق حکم حفاظت ایجاد کند، قانون امکان چنین احکامی را فراهم میکند، اما صرفا در مواردی که قربانی اقدام به شکایت کیفری بزند و تهدید جدی و آسیب بعدی وجود داشته باشد. بخش زنان سازمان ملل توصیه میکند که نجاتیافتگان از خشونت خانگی باید بتوانند بدون پیگیری قضایی، همچون شکایت کیفری یا طلاق، خواهان حکم حفاظت شوند.
این لایحه در قوانین تبعیضآمیز تغییری ایجاد نمیکند و زنان را در برابر خشونت خانگی آسیبپذیرتر میکند. قانون مدنی ایران به مرد اجازه کنترل جابهجاییهای همسرش را میدهد، از جمله حق انتخاب محل سکونت و منع مشاغلی که طبق نظر او با «ارزشهای خانوادگی» منافات داشته باشند. همچنین از آنجا که قانون ایران روابط جنسی توافقی خارج از ازدواج را جرمی قابل مجازات میداند، زنان در صورتی که تجاوز را گزارش کنند با ریسک پیگرد قانونی مواجه هستند. این لایحه خشونت علیه زنان از جمله ازدواج اجباری، آزار جنسی در عرصه عمومی و آزار فیزیکی و روانی را به عنوان جرم تعریف میکند اما اشکال دیگر خشونت همچون تجاوز بە همسر و تست بکارت را جرم قلمداد نمیکند. در حالی که محدودیت زنان در تمامی حوزهها از جمله هنر، سیاست و اجتماع افزایش یافته است.
در صورتی کە مجرم همسر، پدر، یا مادر قربانی باشد، امکان احکام جایگزین را فراهم میکند و خشونت علیه زنان را با احکام سبکتر تحت حمایت قرار میدهند. بهعنوان مثال با وجود تلاشهای مادر رومینا اشرفی برای محکوم کردن و قصاص پدر رومینا، در ۲۸ اوت دادگاه بدوی رضا اشرفی، پدر رومینا را به خاطر قتل دخترش به ۹ سال زندان محکوم کرد.
✍ افسانه روحنده
در ابتدا اشارە بە این نکتە اساسی لازم است کە ایران جزو محدود کشورهایی است کە بە کنوانسیون سازمان ملل برای رفع تبعیض علیە زنان نپیوستە و این قانون هنوز در بنبستی واقعی بسر میبرد و حال تصویب چنین لایحەای در چنین شرایطی سوالاتی برمیانگیزد.
از جملە موارد قابل ذکر پیش از تحلیل و بررسی لایحە مذکور، بررسی یکی از قابلتوجهترین موارد نقض قانون در ایران، نقض حقوق کودکان، مسئلە قانونی کردن ازدواج کودکان و پدیدەی کودکهمسری است کە در چارچوب قانون مردسالارانەو دینی رژیم ایران مهر تایید خوردە و بەعنوان قانونی اجرایی تصویب شدە است. در سال ۷۹ خورشیدی، قانون ازدواج در مجمع تشخیص مصلحت نظام تصویب شد کە بر اساس آن ازدواج دختران در سن ۱۳ سالگی و پسران در ۱۵ سالگی با اجازهی ولی و تشخیص دادگاه مجاز شناخته شد. همچنین در ماده ۱۰۴۱ قانون مدنی، عقد نکاح دختران پیش از رسیدن به سن ۱۳ سالگی تمام و پسر قبل از رسیدن به سن ۱۵ سالگی تمام، منوط به اذن ولی و به شرط رعایت مصلحت با تشخیص دادگاه صالح است. حال با توجە بە چنین موارد نقص اساسی حقوق انسانی و فراهم کردن بستر خشونت در جامعە بە وسیلە تصویب چنین قوانین زنستیزانە و ضدانسانی و از سویی دیگر طرح لایحەهای حمایت از زنان برای دور زدن قانون تصویبی یا رنگی برای ماستمالی کردن نقص قوانین پشتیبانی نمایشی برای منحرف کردن افکار عمومی یا اجبار وضعیت برای تغییر؟!
از سویی این لایحه با استانداردهای بینالمللی فاصله داشتە، اگرچە اشکال خشونت علیه زنان را به شکلی گسترده و بهعنوان جرم تعریف میکند، از جرمانگاری بعضی از اشکال خشونت مبتنی بر جنسیت، همچون ازدواج کودکان و تجاوز به همسر، باز میماند. همچنین لایحه تعریف محدود و مشکلآفرین قانون کیفری از تجاوز که صراحتا تجاوز به همسر را از جرایم کنار میگذارد را اصلاح نمیکند. ضمنا مجازات اجباری برای تجاوز، حکم اعدام است که زنان را از گزارش تجاوز باز میدارد. علاوە براین، این لایحە خشونت خانگی را تعریف نکردە و برخی از جرایمی که در لایحه مشخص شدهاند، همانند «پیشنهاد «رابطه غیراخلاقی» و تشویق یا ترغیب زنان به اقدامات منافی عفت» و حق حریم خصوصی و دیگر آزادیهای مورد حفاظت را نقض میکند. در حالی که طبق قانون ایران تعریف حقوقی مشخصی از «اقدامات منافی عفت» وجود ندارد؛ قضات آن را به شکلی تفسیر کردهاند که شامل روابط جنسی توافقی بدون مقاربت میشود و آنها را جرم تلقی میکند.
«در پروندههایی که پدر یا همسر متهم است مقامات باید پرونده را برای یک ماه به میانجیگری ارجاع دهند و اگر چارهیابی نشد آنگاه پرونده را به قوه قضائیه بازگردانند.» در کتاب راهنمای قانونگذاری درباره خشونت علیه زنان بخش زنان سازمان ملل آمده در تمام موارد خشونت علیه زنان و در تمام مراحل دادرسی میانجیگری باید ممنوع شود زیرا رسیدگی قضایی را از پرونده کنار میزند. از آنجایی کە میانجیگری میتواند موانع بیشتری در راه کسب حفاظت سریع برای قربانیان خشونت خانگی از طریق حکم حفاظت ایجاد کند، قانون امکان چنین احکامی را فراهم میکند، اما صرفا در مواردی که قربانی اقدام به شکایت کیفری بزند و تهدید جدی و آسیب بعدی وجود داشته باشد. بخش زنان سازمان ملل توصیه میکند که نجاتیافتگان از خشونت خانگی باید بتوانند بدون پیگیری قضایی، همچون شکایت کیفری یا طلاق، خواهان حکم حفاظت شوند.
این لایحه در قوانین تبعیضآمیز تغییری ایجاد نمیکند و زنان را در برابر خشونت خانگی آسیبپذیرتر میکند. قانون مدنی ایران به مرد اجازه کنترل جابهجاییهای همسرش را میدهد، از جمله حق انتخاب محل سکونت و منع مشاغلی که طبق نظر او با «ارزشهای خانوادگی» منافات داشته باشند. همچنین از آنجا که قانون ایران روابط جنسی توافقی خارج از ازدواج را جرمی قابل مجازات میداند، زنان در صورتی که تجاوز را گزارش کنند با ریسک پیگرد قانونی مواجه هستند. این لایحه خشونت علیه زنان از جمله ازدواج اجباری، آزار جنسی در عرصه عمومی و آزار فیزیکی و روانی را به عنوان جرم تعریف میکند اما اشکال دیگر خشونت همچون تجاوز بە همسر و تست بکارت را جرم قلمداد نمیکند. در حالی که محدودیت زنان در تمامی حوزهها از جمله هنر، سیاست و اجتماع افزایش یافته است.
در صورتی کە مجرم همسر، پدر، یا مادر قربانی باشد، امکان احکام جایگزین را فراهم میکند و خشونت علیه زنان را با احکام سبکتر تحت حمایت قرار میدهند. بهعنوان مثال با وجود تلاشهای مادر رومینا اشرفی برای محکوم کردن و قصاص پدر رومینا، در ۲۸ اوت دادگاه بدوی رضا اشرفی، پدر رومینا را به خاطر قتل دخترش به ۹ سال زندان محکوم کرد.
گذار دموکراتیک
قوانین اساسی حکومت ایران، مکانیزمی برای نابودی زنان ✍ افسانه روحنده 🆔 @GozarDemocratic
مطابق قانون ایران قتل عمد میتواند منجر به صدور حکم اعدام شود مگر این که خانواده قربانی قاتل را ببخشند. اما قانون شامل این میشود که اگر پدر یا پدربزرگ پدری، فرزند یا نوه خود را به قتل برسانند، حکم نهایتا به ده سال زندان منجر میشود. در سال ۲۰۱۴ معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس گفت حدود ۱۹ درصد قتلها در ایران «با انگیزه ناموسی» انجام میشوند و ۶۳ درصد زنان کشته شده توسط یک عضو خانواده به قتل میرسند.
قوانین مدنی تبعیضآمیز به مردان اجازە کنترل بیشتر روی زندگی زنان میدهند و خشونت خانگی را تسهیل میکنند و مرد را بهعنوان سرپرست خانوار تعریف و مسئولیت حمایت مالی همسرش و اختیار انتخاب مکان زندگی خانواده را به او میدهد و زن در صورت عدم تمکین بدون عذر موجه میتواند حمایت مالی خود را از دست بدهد. مرد همچنین میتواند همسر خود را از اشتغال به حرفهای که به نظر او با ارزشهای خانوادگی منافات دارد یا به اعتبار هر کدام از دو نفر صدمه میزند باز دارد. با وجود این، در صورتی که زنی همسرش را به علت این که حضور در یک مکان سبب نگرانی او از آسیب بدنی یا مالی یا به کرامتش ترک کند، قانون برای او حمایت مالی قائل میشود. طبق ماده ۱۸ قانون گذرنامه، زنان متاهل باید برای دریافت گذرنامه از همسرشان اجازه بگیرند.
در چند دهه گذشته برای جبران اثر این تبصرههای تبعیضآمیز زوجین اقدام به امضای اسنادی جداگانه میزنند. در بسیاری از این موارد، حقوق برابر، مشخصا زنی خواهان حقی برابر برای طلاق، از سوی مردان در ازای چشمپوشی زنان از مهریه قانونی اعطا میشود. افراد گهگاه اشاره میکنند که دفاتر اسناد از شمول چنین تبصرههایی در سند ازدواج امتناع میکنند. در روز ۸ ماه مه دفتر معاون رییسجمهور در امور زنان و خانواده اعلام کرد که قوه قضائیه بخشنامهای جدید صادر کرده که دفاتر ثبت ازدواج را در صورت خواست زوج ملزم به شمول این تبصرههای اضافه در اسناد ازدواج میکند.
قانون همچنین در مورد حق طلاق علیه زنان تبعیض اعمال کردە و طبق ماده ۱۱۳۳ قانون مدنی ایران مرد میتواند به شکلی یکطرفه هر وقت که بخواهد همسرش را طلاق دهد اما زن باید صرفا به دلایلی محدود برای طلاق به دادگاه مراجعه و ثابت کند که همسرش حمایت مالی از او را متوقف کرده یا «شرایطی سخت و نامطلوب» عسر و حرج) را از سر میگذراند( «ماده ۱۱۳۰) «ضربوشتم یا هرگونه سوءرفتار مستمر زوج که عرفا با توجه به وضعیت زوجه قابل تحمل نباشد؛ یک نمونه از چنین سختیهایی است. با وجود این قضات از این صلاحیت برخوردار هستند که تصمیم بگیرند چه چیزی سختی غیرقابل تحمل محسوب میشود و در بسیاری از موارد زنان راه سختی برای اثبات آزار دیدن خود در پیش دارند.
زنان همچنین میتوانند در دادگاهها خواهان طلاقی توافقی شوند. با این وجود، وقتی حکومت ایران در قانون خانواده ۲۰۱۳ اقدام به تأسیس « دادگاههای خانواده» کرد. این قانون تنها تبصرههای تبعیضآمیز قانون مدنی را تقویت کرد و به دادگاهها دستور داد تا درخواستهای طلاق توافقی را به شوراهای حل اختلاف ارجاع دهند. البته قانون تبصرههای دیگری همچون دستور به حضور قاضی مشاور زن در دادگاه و امکان بخشش یا تأخیر در پرداخت هزینههای دادگاه در صورت عدم تمکن مالی فرد میشد. این تبصره مشخصا به کار قربانیان خشونت جنسی میآید که ممکن است از لحاظ مالی به آزاردهندگان خود وابسته باشد. بسته به نوع طلاق، یک پرونده طلاق توافقی میتواند ظرف دو ماه به سرانجام برسد اما اگر زن خواهان طلاق باشد معمولا بیشتر از یک سال طول میکشد.
حال این سوال اساسی پیش میآید کە آیا رژیم ایران از رستاخیز زنان برای تغییر قوانین و تغییر رژیم در هراس است؟
اگر بە جوهر واقعی رژیم مردسالار ایرانی بنگریم میبینیم کە پایەهای بنیادین این سیستم بر اساس نابودی زن بنا نهادە شدە و سیاست چهل سالەی این رژیم مبتنی بر کنترل زنان در تمامی ابعاد اجتماعی، خانوادگی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی و بیتاثیر کردن نقش زنان در تمامی امور بنا نهادە شدە است. تحقیر، سرکوب و خفقان زن بخش ناگسستنی از قوانین متحجرانە و ظالمانە اسلام سیاسی ایرانی است کە با هیچ لایحە و قانونی قابل اصلاح و رفرم جوهری نیست. زیرا در اصل قانون اساسی رژیم ایران کە از آموزهای دین و شرع مشتق شدە خود مکانیزمی برای نابودی زنان است، زیرا در اسلام حقوق زن و آزادیهایش هیچ معنایی ندارد و زن تنها در حیطە خواستههای مردان تعریف شدە است .
خودسوزی و خودکشی زنان یکی از مهمترین دلایل بیاهمیت بودن قوانین و لوایح تصویب شدە رژیم ایران در مورد حمایت از زنان است .فشارهایی کە بە وسیلە این قوانین و محدودیتهای سیستماتیک علیە آزادی زنان اعمال میشود، عرصە را چنان بر زنان ایرانی تنگ کردە کە نە تنها در برابر قانون، بلکە در جامعە و حتی خانوادە نیز امنیت ندارند.
قوانین مدنی تبعیضآمیز به مردان اجازە کنترل بیشتر روی زندگی زنان میدهند و خشونت خانگی را تسهیل میکنند و مرد را بهعنوان سرپرست خانوار تعریف و مسئولیت حمایت مالی همسرش و اختیار انتخاب مکان زندگی خانواده را به او میدهد و زن در صورت عدم تمکین بدون عذر موجه میتواند حمایت مالی خود را از دست بدهد. مرد همچنین میتواند همسر خود را از اشتغال به حرفهای که به نظر او با ارزشهای خانوادگی منافات دارد یا به اعتبار هر کدام از دو نفر صدمه میزند باز دارد. با وجود این، در صورتی که زنی همسرش را به علت این که حضور در یک مکان سبب نگرانی او از آسیب بدنی یا مالی یا به کرامتش ترک کند، قانون برای او حمایت مالی قائل میشود. طبق ماده ۱۸ قانون گذرنامه، زنان متاهل باید برای دریافت گذرنامه از همسرشان اجازه بگیرند.
در چند دهه گذشته برای جبران اثر این تبصرههای تبعیضآمیز زوجین اقدام به امضای اسنادی جداگانه میزنند. در بسیاری از این موارد، حقوق برابر، مشخصا زنی خواهان حقی برابر برای طلاق، از سوی مردان در ازای چشمپوشی زنان از مهریه قانونی اعطا میشود. افراد گهگاه اشاره میکنند که دفاتر اسناد از شمول چنین تبصرههایی در سند ازدواج امتناع میکنند. در روز ۸ ماه مه دفتر معاون رییسجمهور در امور زنان و خانواده اعلام کرد که قوه قضائیه بخشنامهای جدید صادر کرده که دفاتر ثبت ازدواج را در صورت خواست زوج ملزم به شمول این تبصرههای اضافه در اسناد ازدواج میکند.
قانون همچنین در مورد حق طلاق علیه زنان تبعیض اعمال کردە و طبق ماده ۱۱۳۳ قانون مدنی ایران مرد میتواند به شکلی یکطرفه هر وقت که بخواهد همسرش را طلاق دهد اما زن باید صرفا به دلایلی محدود برای طلاق به دادگاه مراجعه و ثابت کند که همسرش حمایت مالی از او را متوقف کرده یا «شرایطی سخت و نامطلوب» عسر و حرج) را از سر میگذراند( «ماده ۱۱۳۰) «ضربوشتم یا هرگونه سوءرفتار مستمر زوج که عرفا با توجه به وضعیت زوجه قابل تحمل نباشد؛ یک نمونه از چنین سختیهایی است. با وجود این قضات از این صلاحیت برخوردار هستند که تصمیم بگیرند چه چیزی سختی غیرقابل تحمل محسوب میشود و در بسیاری از موارد زنان راه سختی برای اثبات آزار دیدن خود در پیش دارند.
زنان همچنین میتوانند در دادگاهها خواهان طلاقی توافقی شوند. با این وجود، وقتی حکومت ایران در قانون خانواده ۲۰۱۳ اقدام به تأسیس « دادگاههای خانواده» کرد. این قانون تنها تبصرههای تبعیضآمیز قانون مدنی را تقویت کرد و به دادگاهها دستور داد تا درخواستهای طلاق توافقی را به شوراهای حل اختلاف ارجاع دهند. البته قانون تبصرههای دیگری همچون دستور به حضور قاضی مشاور زن در دادگاه و امکان بخشش یا تأخیر در پرداخت هزینههای دادگاه در صورت عدم تمکن مالی فرد میشد. این تبصره مشخصا به کار قربانیان خشونت جنسی میآید که ممکن است از لحاظ مالی به آزاردهندگان خود وابسته باشد. بسته به نوع طلاق، یک پرونده طلاق توافقی میتواند ظرف دو ماه به سرانجام برسد اما اگر زن خواهان طلاق باشد معمولا بیشتر از یک سال طول میکشد.
حال این سوال اساسی پیش میآید کە آیا رژیم ایران از رستاخیز زنان برای تغییر قوانین و تغییر رژیم در هراس است؟
اگر بە جوهر واقعی رژیم مردسالار ایرانی بنگریم میبینیم کە پایەهای بنیادین این سیستم بر اساس نابودی زن بنا نهادە شدە و سیاست چهل سالەی این رژیم مبتنی بر کنترل زنان در تمامی ابعاد اجتماعی، خانوادگی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی و بیتاثیر کردن نقش زنان در تمامی امور بنا نهادە شدە است. تحقیر، سرکوب و خفقان زن بخش ناگسستنی از قوانین متحجرانە و ظالمانە اسلام سیاسی ایرانی است کە با هیچ لایحە و قانونی قابل اصلاح و رفرم جوهری نیست. زیرا در اصل قانون اساسی رژیم ایران کە از آموزهای دین و شرع مشتق شدە خود مکانیزمی برای نابودی زنان است، زیرا در اسلام حقوق زن و آزادیهایش هیچ معنایی ندارد و زن تنها در حیطە خواستههای مردان تعریف شدە است .
خودسوزی و خودکشی زنان یکی از مهمترین دلایل بیاهمیت بودن قوانین و لوایح تصویب شدە رژیم ایران در مورد حمایت از زنان است .فشارهایی کە بە وسیلە این قوانین و محدودیتهای سیستماتیک علیە آزادی زنان اعمال میشود، عرصە را چنان بر زنان ایرانی تنگ کردە کە نە تنها در برابر قانون، بلکە در جامعە و حتی خانوادە نیز امنیت ندارند.
گذار دموکراتیک
قوانین اساسی حکومت ایران، مکانیزمی برای نابودی زنان ✍ افسانه روحنده 🆔 @GozarDemocratic
خودکشی زنان دلالت بر عدم پشتیبانی از حقوق و کرامت واقعی زنان است، قوانین متحجر، قاطع و مردسالارانەی اسلامی کە همگی بخشی از ماشین قتلعام سیستماتیک این رژیم هستند هیچگاە راە برای آزادی زن و رسیدن بە حقوق و برابریهای حقیقی آنان نگشوده و خود این قوانین موجب ژینوساید زنان در تمامی ابعاد شدە است. در این وضعیت تصویب چنین لایحەهای نمایشی و صوری در حقیقت برای فریب افکار عمومی داخلی و خارجی است. وگرنە خانە از بنیان ویران شدە و این رژیم خود بە وجود آورندەی چنین تراژدیهایی است .جنایات سیستماتیک رژیم چە در جامعە، چه خانوادە، زندانها و چه شکنجەگاههای تاریک با ارائە چنین لوایح و راهکارهای فریبندەای نمیتواند صورت مسئلە را کە رژیم خود سرمنشا آن است، پاک کند .
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic