گذار دموکراتیک
کارنامهی سیاه حکومت تزویر و تبعیض ✍ #بهار_اورین 🆔 @GozarDemocratic
شکافهای اجتماعی، طبقاتی، جنسیتی و قومی هر روز در ایران عمیقتر میگردد در حالیکه دولت تلاشی برای ترمیم آن ندارد و به عبارتی این توانایی را از دست داده است. زیرا این حکومت ذات آن بر روی ایجاد شکافها بنا نهاده شده است. شکافی که نقش دین در تعمیق آن بسیار پررنگ بود. تمامی قوانین اساسی ایران بر اساس دین، مذهب تشیع و ولایت فقیه نگاشته شده است. در طول چهار دهه از حاکمیت رژیم ایران، بر میزان گسستهای دیگری نیز افزوده شد. با پیروزی انقلاب اسلامی، نظامی بر روی کار آمد که مدیریت جامعه توسط مردم بهطور کلی سلب گردید و اداره کامل جامعه به نهاد رهبری واگذار گردید با این امید که مشکلات و مسائل مردم رهگشایی گردد و با اجرایی نمودن به اصطلاح “احکام دینی” ، مدینه فاضله ایجاد شود. با گذشت بیش از چهار دهه از وقوع انقلاب مردمی در ایران، نه تنها آرمانشهر مورد نظر ایرانیان ایجاد نگشت بلکه جامعه ایران از نظر اجتماعی و اقتصادی دچار عقبماندگی گشت، مشکلات زیستمحیطی و بهویژه آلودگیهای هوا افزایش یافت، فساد گسترده اقتصادی و سیاسی انبوهی از مشکلات را در جامعه ایران بهوجود آورد. در طول این سالها دولت و حکومت ایران، هیچگاه به عملکرد ناکارای خود اعتراف ننموده و تمامی مشکلات را به ایادی و دشمنان خارجی نسبت داده که گویا مانع از مردمسالاری دینی در ایران میشوند. در شرایط خقفانآور سیستم دولتی ایران، که امکان هر گونه پیشرفت و خلاقیتی را از بین برده و مسدود نمودن فضای سیاسی و فرهنگی و ممانعت از تعامل سازنده با دنیا، جامعه دچار تعصب و عدم توسعه شده است.
مشکلات و مسائل کنونی جامعه ایران نشات گرفته از جنگهای تحمیلی و یا تحریم نیست بلکه ناشی از عدم انطباق سیاستهای دولت با شرایط روز جهان و بیکفایتی دولت در این زمینه مانع شکوفایی دستگاههای تولیدی و ارتقای سطح رفاه اجتماعی در ایران گشته است. دولت ایران هرگز شرایط لازم را برای آزادی کسبوکار ایجاد ننموده و چنین رویکردی اقتصادی با سلطهی دولتی ایجاد نموده که فاسد، ناکارآمد و پرهزینه است. در چنین مدل اقتصادی تسلط مستقیم دولت موجب عدم دسترسی مردم به امکانات و ثروتهای عمومی است. اقتصاد وابسته به نفت در ایران، موجب اقتصادی بیمار گشته که قابل ترمیم نبوده و بهبودی در وضعیت معیشتی مردم ایجاد نمیکند. متاسفانه در جغرافیای خاورمیانه، از نفت نه در راستای توسعه و خدمتگذاری بلکه بهعنوان اهرمی جهت تثبیت و تحکیم استبداد، دیکتاتوری و تنشزایی مورد استفاده قرار میگیرد. انبوه ارتش بیکاران یکی از پیامدهای اقتصاد نفتمحور ایران است. علاوه بر این تورم افسارگسیخته ناشی از ساختارهای اقتصادی ناکارآمد است.
یکی از شعارهای انقلاب 57، مبارزه با بیعدالتیهای اجتماعی بود. با نگاهی به کارنامهی ایران در رابطه با مبارزه با نابرابریهای اجتماعی خواهیم دید شکافهای عمیقی در این باره ایجاد شده است. البته چنین شکافهایی معلول عوامل اقتصادی، سیاسی و اجتماعی است. در شرایطی که عدهای درآمد آنان نه حاصل تلاش و دانش بلکه حاصل رانت و سوءاستفاده از موقعیت خود است، عدهای نیز در زیر بار فشارهای سنگین تورم، ریشه معیشت آنان خشکانده میشود و هر روز بیش از پیش فقیر میشوند.
یکی از مهمترین دلایلی که به دامن زدن نابرابریهای اجتماعی در طول چهار در از انقلاب 57، بوده است، نظام “ارزشی” حاکم بر ایران بوده است. در رژیم استبدادی ایران، زن بودن خود مانعی جدی در کسب فرصتهای شغلی است. مذهب و اندیشه نیز یکی از عوامل در تعمیق نابرابریهای اجتماعی است. زیرا در نظام ایدئولوژیکی ایران، تنوعات اتنیکی و هویتی، نه یک فرصت بلکه تهدیدی برای نظام بهشمار میآید. رویکرد، “دیگریسازی” خود یکی از عوامل اصلی در تشدید تنشها و حتی مشکلات تاریخی شده است. بنابراین حکومت ساختار فرهنگی موجود در ایران را نادیده میگیرد و در راستای “یکدستسازی” جامعه ایران است. چنین سیاستهایی بر دامنه نابرابریها و بیعدالتیهای اجتماعی میافزاید. نداشتن مذهب تشیع و دین اسلام یک “ضدارزش” در دستگاه دولتی ایران محسوب میگردد و مانع از برساخت حیاتی آزاد و دموکراتیک در جامعه ایران گشته است. در ایران، زنان، تنوعات اتنیکی و هویتی با تفاوتمندیهای زبانی، فرهنگی و زبانی شدیدا در خطر استحاله فرهنگی قرار دارند و رژیم ایران در تلاش برای تحمیل مذهب و اندیشههای خود بر این مردمان است تا جامعهای هموژن و مطابق سلیقه و اعتقادات خود ایجاد نماید. نظامی که وعدهی استقرار سیستمی عاری از فساد و دورویی میداد در چهار دهه از حاکمیت خویش در صدر فاسدترین حکومتهای دنیا قرار دارد. فساد در دستگاه حکومتی ایران کاملا سیستماتیک است زیرا نشات گرفته از فرهنگ تبعیضآمیز دارد و نوزاد اقتصاد دولتی و رانتی است.
مشکلات و مسائل کنونی جامعه ایران نشات گرفته از جنگهای تحمیلی و یا تحریم نیست بلکه ناشی از عدم انطباق سیاستهای دولت با شرایط روز جهان و بیکفایتی دولت در این زمینه مانع شکوفایی دستگاههای تولیدی و ارتقای سطح رفاه اجتماعی در ایران گشته است. دولت ایران هرگز شرایط لازم را برای آزادی کسبوکار ایجاد ننموده و چنین رویکردی اقتصادی با سلطهی دولتی ایجاد نموده که فاسد، ناکارآمد و پرهزینه است. در چنین مدل اقتصادی تسلط مستقیم دولت موجب عدم دسترسی مردم به امکانات و ثروتهای عمومی است. اقتصاد وابسته به نفت در ایران، موجب اقتصادی بیمار گشته که قابل ترمیم نبوده و بهبودی در وضعیت معیشتی مردم ایجاد نمیکند. متاسفانه در جغرافیای خاورمیانه، از نفت نه در راستای توسعه و خدمتگذاری بلکه بهعنوان اهرمی جهت تثبیت و تحکیم استبداد، دیکتاتوری و تنشزایی مورد استفاده قرار میگیرد. انبوه ارتش بیکاران یکی از پیامدهای اقتصاد نفتمحور ایران است. علاوه بر این تورم افسارگسیخته ناشی از ساختارهای اقتصادی ناکارآمد است.
یکی از شعارهای انقلاب 57، مبارزه با بیعدالتیهای اجتماعی بود. با نگاهی به کارنامهی ایران در رابطه با مبارزه با نابرابریهای اجتماعی خواهیم دید شکافهای عمیقی در این باره ایجاد شده است. البته چنین شکافهایی معلول عوامل اقتصادی، سیاسی و اجتماعی است. در شرایطی که عدهای درآمد آنان نه حاصل تلاش و دانش بلکه حاصل رانت و سوءاستفاده از موقعیت خود است، عدهای نیز در زیر بار فشارهای سنگین تورم، ریشه معیشت آنان خشکانده میشود و هر روز بیش از پیش فقیر میشوند.
یکی از مهمترین دلایلی که به دامن زدن نابرابریهای اجتماعی در طول چهار در از انقلاب 57، بوده است، نظام “ارزشی” حاکم بر ایران بوده است. در رژیم استبدادی ایران، زن بودن خود مانعی جدی در کسب فرصتهای شغلی است. مذهب و اندیشه نیز یکی از عوامل در تعمیق نابرابریهای اجتماعی است. زیرا در نظام ایدئولوژیکی ایران، تنوعات اتنیکی و هویتی، نه یک فرصت بلکه تهدیدی برای نظام بهشمار میآید. رویکرد، “دیگریسازی” خود یکی از عوامل اصلی در تشدید تنشها و حتی مشکلات تاریخی شده است. بنابراین حکومت ساختار فرهنگی موجود در ایران را نادیده میگیرد و در راستای “یکدستسازی” جامعه ایران است. چنین سیاستهایی بر دامنه نابرابریها و بیعدالتیهای اجتماعی میافزاید. نداشتن مذهب تشیع و دین اسلام یک “ضدارزش” در دستگاه دولتی ایران محسوب میگردد و مانع از برساخت حیاتی آزاد و دموکراتیک در جامعه ایران گشته است. در ایران، زنان، تنوعات اتنیکی و هویتی با تفاوتمندیهای زبانی، فرهنگی و زبانی شدیدا در خطر استحاله فرهنگی قرار دارند و رژیم ایران در تلاش برای تحمیل مذهب و اندیشههای خود بر این مردمان است تا جامعهای هموژن و مطابق سلیقه و اعتقادات خود ایجاد نماید. نظامی که وعدهی استقرار سیستمی عاری از فساد و دورویی میداد در چهار دهه از حاکمیت خویش در صدر فاسدترین حکومتهای دنیا قرار دارد. فساد در دستگاه حکومتی ایران کاملا سیستماتیک است زیرا نشات گرفته از فرهنگ تبعیضآمیز دارد و نوزاد اقتصاد دولتی و رانتی است.
گذار دموکراتیک
کارنامهی سیاه حکومت تزویر و تبعیض ✍ #بهار_اورین 🆔 @GozarDemocratic
در طی چهار دهه از عمر حکومت استبدادی ولایتفقیه، مشارکت سیاسی از مردم و فعالان و نهادهای مدنی بهطور کلی سلب گردید. بخش جداناپذیری از گفتمان رسمی ایران در طول این سالها استفاده از مفاهیمی در راستای حذف مخالفین و منتقدین بود و این عمل یکی از فرآیندهای سیاسی و تبلیغاتی رژیم محسوب میگردید. پس از انقلاب 57 هر کدام از دولتهایی که برسر کار آمدند هر یک سیاست خاصی را پیروی نموده که بهجای برقراری دموکراسی، به استبداد و خودکامگی تغییر یافته است. در حال حاضر نظام سیاسی موجود در ایران با بحران موجودیت، مشروعیت، مقبولیت و حاکمیت روبهرو است و مردم و جامعه آن را نمیپذیرد. مشکل کنونی جامعه ایران استبداد و فساد حکومتی و عدم اجرای صحیح و عادلانه قوانین است.
در چند سال اخیر و به موازات گسترش اعتراضات مردمی در ایران، ماشین سرکوب و خشونت دولتی با سرعتی بیش از گذشته پیش رفته و بیمحابا فعالین سیاسی و مدنی را بدون ارائه دلایل و مدارک لازم و بهصورت فراقانونی و فراقضایی محاکمه نموده و با صدور احکام سنگین و در نهایت اعدام، موج هراسافکنی را در جامعه میپراکند تا کسی جرات اعتراض و نقدی نداشته باشد. رویکرد ایران در قبال اعتراضات بهحق مردم خشن و غیرعادلانه بوده است. در سال گذشته موج بلندی از اعدام زندانیان سیاسی در ایران آغاز گشت و علیرغم اعتراض نهادهای بینالمللی حکومت ایران باز هم طبق رویهی همیشگی خود پیش رفت. اختناق و حقکشی در جامعهی کنونی ایران به حد غایی خود رسیده و مردم از فقر، گرسنگی، بیکاری و بیخانمانی به ستوه آمدهاند. رژیم استبدادی ایران با گسترش ارعاب و فشار بر جامعه همهی درهای برقراری دموکراسی و آزادی را مسدود کرده است هر چند در این مورد موفق نشده و کارگران و زنان همواره و در هر شرایطی اعتراض خود را نشان دادهاند.
پس از گذشت ۴۲ سال از انقلاب ۵۷، هم اکنون مردم با بهت و حیرت به این حکومت فاسد مینگرند که گویا وعدهی حمایت و ریشهکنی استبداد را داده بودند و خود اکنون در استبدادمنشی از نظام سلطنتی شاه پیشی گرفتهاند و هیچ دردی از دردهای مردم را درمان نکردند. به اعتقاد من باز هم این مردم و نیروی مشترک آنان خواهد بود که نظام استبدادی ولایتفقیه را به زبالهدان تاریخ بیاندازند. به شرطی که در برابر جنایات و اعمال غیرانسانی این حکومت نامشروع سکوت اختیار نکنند و بار دیگر رسالت تاریخی خود را انجام دهند.
مسئله گذار
خاورمیانه بهدلیل بحران و جنگهای داخلی به مکان مناسبی بر حضور قدرتهای امپریال مبدل گشته است. قدرتهایی که ادعای برقراری دموکراسی در خاورمیانه دارند اما در واقع در تلاش برای برقراری هژمونی و سلطهی بلامنازع خود در این جغرافیا هستند. جغرافیایی که بهدلیل وجود منابع عظیم سوختی به کانون قدرتطلبی قدرتها تبدیل و چشم طمع بسیاری از آنان به این منطقه ژئواستراتژیک و ژئوپلیتیک دوخته شده است. از سوی دیگر سیستم دولتی همانند بلایی بر سر ملل و خلقهای خاورمیانه فرود آمده است. سیستمهایی که جهت حفظ بقای خود جامعه را امنیتی نموده و تمامی حوزههای جامعه را تحت سلطهی خود قرار دادهاند. در این نظامها، نهادهای زور و فشار در برابر هر کنش و اعتراضی، با خشونت و سرکوب پاسخ مردم را میدهند. با این وجود بر سطح آگاهی و شعور سیاسی مردم در جوامع خاورمیانه بسیار افزوده شده و دولتها علیرغم تلاش برای انحصار دانش و آگاهی، توانایی چنین کاری را نداشتهاند. زیرا در هر جامعهای همواره شخصیت، نهاد و تشکلی وجود دارد که سیاستهای تاریک و پشتپرده دولتها را آشکار نماید. سطح آگاهی و تبادل اطلاعات و اخبار از طریق رسانههای اجتماعی، دولتها را با چالش روبهرو ساخته و دچار بحران مشروعیت نموده است. پیداست بحران مشروعیت هر روز در میان نظامهای توتالیتر و خودکامه خاورمیانه گسست بیشتری مییابد. در شرایط کنونی با نگاهی به کشورهای منطقه میتوان این واقعیت عینی را مشاهده نمود. کاربست خشونت و سرکوب جهت خنثی نمودن اعتراضات مردمی و پاکسازی آنان میباشد. اما حقیقت بیانگر چیز دیگری است و آن ناکارآمد شدن چنین رویهای است. جوامع خاورمیانه تسلیمیت را نمیپذیرند و با مقاومت و مبارزه به حقوق خود دست خواهند یافت. اصرار در تداوم اعمال قوه قهریه و خشونت موجب شده مردم به گزینهای جز براندازی این حکومتهای مستبد نیاندیشند.
جامعه ایران نیز، یک جامعه متکثر و گوناگون است که در آن قومیتها و تفاوتمندیهای مذهبی و زبانی بسیاری وجود دارد. خصلت کنونی خیزشهای مردمی با خیزشهای پیش از انقلاب و یا در بحبوحه آن بسیار متفاوت است. جامعهی ایران دچار تغییرات اجتماعی و فرهنگی بسیاری گشته و همانند دهههای شصت، تودهوار نیست. متاسفانه جامعه مدنی ایران و حوزه روشنفکری و کارگری، نامنسجم و از همگسیخته است. با این وجود در شرایطی قرار ندارند که توانایی احیا نداشته باشند.
در چند سال اخیر و به موازات گسترش اعتراضات مردمی در ایران، ماشین سرکوب و خشونت دولتی با سرعتی بیش از گذشته پیش رفته و بیمحابا فعالین سیاسی و مدنی را بدون ارائه دلایل و مدارک لازم و بهصورت فراقانونی و فراقضایی محاکمه نموده و با صدور احکام سنگین و در نهایت اعدام، موج هراسافکنی را در جامعه میپراکند تا کسی جرات اعتراض و نقدی نداشته باشد. رویکرد ایران در قبال اعتراضات بهحق مردم خشن و غیرعادلانه بوده است. در سال گذشته موج بلندی از اعدام زندانیان سیاسی در ایران آغاز گشت و علیرغم اعتراض نهادهای بینالمللی حکومت ایران باز هم طبق رویهی همیشگی خود پیش رفت. اختناق و حقکشی در جامعهی کنونی ایران به حد غایی خود رسیده و مردم از فقر، گرسنگی، بیکاری و بیخانمانی به ستوه آمدهاند. رژیم استبدادی ایران با گسترش ارعاب و فشار بر جامعه همهی درهای برقراری دموکراسی و آزادی را مسدود کرده است هر چند در این مورد موفق نشده و کارگران و زنان همواره و در هر شرایطی اعتراض خود را نشان دادهاند.
پس از گذشت ۴۲ سال از انقلاب ۵۷، هم اکنون مردم با بهت و حیرت به این حکومت فاسد مینگرند که گویا وعدهی حمایت و ریشهکنی استبداد را داده بودند و خود اکنون در استبدادمنشی از نظام سلطنتی شاه پیشی گرفتهاند و هیچ دردی از دردهای مردم را درمان نکردند. به اعتقاد من باز هم این مردم و نیروی مشترک آنان خواهد بود که نظام استبدادی ولایتفقیه را به زبالهدان تاریخ بیاندازند. به شرطی که در برابر جنایات و اعمال غیرانسانی این حکومت نامشروع سکوت اختیار نکنند و بار دیگر رسالت تاریخی خود را انجام دهند.
مسئله گذار
خاورمیانه بهدلیل بحران و جنگهای داخلی به مکان مناسبی بر حضور قدرتهای امپریال مبدل گشته است. قدرتهایی که ادعای برقراری دموکراسی در خاورمیانه دارند اما در واقع در تلاش برای برقراری هژمونی و سلطهی بلامنازع خود در این جغرافیا هستند. جغرافیایی که بهدلیل وجود منابع عظیم سوختی به کانون قدرتطلبی قدرتها تبدیل و چشم طمع بسیاری از آنان به این منطقه ژئواستراتژیک و ژئوپلیتیک دوخته شده است. از سوی دیگر سیستم دولتی همانند بلایی بر سر ملل و خلقهای خاورمیانه فرود آمده است. سیستمهایی که جهت حفظ بقای خود جامعه را امنیتی نموده و تمامی حوزههای جامعه را تحت سلطهی خود قرار دادهاند. در این نظامها، نهادهای زور و فشار در برابر هر کنش و اعتراضی، با خشونت و سرکوب پاسخ مردم را میدهند. با این وجود بر سطح آگاهی و شعور سیاسی مردم در جوامع خاورمیانه بسیار افزوده شده و دولتها علیرغم تلاش برای انحصار دانش و آگاهی، توانایی چنین کاری را نداشتهاند. زیرا در هر جامعهای همواره شخصیت، نهاد و تشکلی وجود دارد که سیاستهای تاریک و پشتپرده دولتها را آشکار نماید. سطح آگاهی و تبادل اطلاعات و اخبار از طریق رسانههای اجتماعی، دولتها را با چالش روبهرو ساخته و دچار بحران مشروعیت نموده است. پیداست بحران مشروعیت هر روز در میان نظامهای توتالیتر و خودکامه خاورمیانه گسست بیشتری مییابد. در شرایط کنونی با نگاهی به کشورهای منطقه میتوان این واقعیت عینی را مشاهده نمود. کاربست خشونت و سرکوب جهت خنثی نمودن اعتراضات مردمی و پاکسازی آنان میباشد. اما حقیقت بیانگر چیز دیگری است و آن ناکارآمد شدن چنین رویهای است. جوامع خاورمیانه تسلیمیت را نمیپذیرند و با مقاومت و مبارزه به حقوق خود دست خواهند یافت. اصرار در تداوم اعمال قوه قهریه و خشونت موجب شده مردم به گزینهای جز براندازی این حکومتهای مستبد نیاندیشند.
جامعه ایران نیز، یک جامعه متکثر و گوناگون است که در آن قومیتها و تفاوتمندیهای مذهبی و زبانی بسیاری وجود دارد. خصلت کنونی خیزشهای مردمی با خیزشهای پیش از انقلاب و یا در بحبوحه آن بسیار متفاوت است. جامعهی ایران دچار تغییرات اجتماعی و فرهنگی بسیاری گشته و همانند دهههای شصت، تودهوار نیست. متاسفانه جامعه مدنی ایران و حوزه روشنفکری و کارگری، نامنسجم و از همگسیخته است. با این وجود در شرایطی قرار ندارند که توانایی احیا نداشته باشند.
گذار دموکراتیک
کارنامهی سیاه حکومت تزویر و تبعیض ✍ #بهار_اورین 🆔 @GozarDemocratic
در زمینه قانونگذاری رژیم ایران حق حاکمیت را مختص به مردم ندانسته و حق دخیل بودن آرا و نظر مردم را از آنان سلب نموده است. در نظام ایران تمامی مبانی و ارکان دموکراسی بهطور عکس اجرایی میگردد. بهجایی که مردم حکومتگران را انتخاب نمایند، مردم مجبور به اطاعت بیچونوچرا از کارگزاران و عمال حکومت هستند. رای مردم زمانی مورد قبول واقع میگردد که پیش از آن از سوی نهادهایی همچون شورای نگهبان و مجلس مورد تایید واقع گردیده باشد.
در مقطعی که مردم از هر نظر در تنگنا و فشار اقتصادی و اجتماعی قرار دارند و بر آمار خودکشی کودکان، کارگران و زنان که محصول تبعیض، فقر و گرسنگی است افزوده میشود؛ از سوی دیگر فساد اقتصادی و بحرانهای زیستمحیطی و آبوهوایی روندی صعودی یافته، لازم است به جایگزینی برای این نظام مستبد و ضداجتماعی اندیشید. البته مبارزات برساخت جامعهای مطابق با بافتار و ساختار ایران و خاورمیانه نیاز به مبارزات منسجم و مستمر همهی طبقات و اقشار و نیروهای اجتماعی است. زمنیههای این مبارزات از دیماه ۹۶ آغاز شده و بایستی این خیزشها بهشیوهای سازمانیافته در همهی جامعه تداوم یابد تا حق سرنوشت خلقها به دست خودشان تعیین گردد.
انقلاب ۵۷ مردمی ایران یکی از انقلابهای بزرگ تاریخ است که نظام استبدادی شاهنشاهی فروپاشید و با روی کار آمدن روحانیون بر مسند قدرت گویا برابری و عدالت برقرار خواهد شد اما جنایات و ستمهایی که رژیم خمینی در سالهای ابتدای انقلاب مرتکب شد مردمی که برای این انقلاب مبارزه کرده بودند را در بهت فرو برد. قتلعامهای گسترده در کردستان تنها یک نمونه از این جنایات است. بعد از گذشت ۴۲ سال از این انقلاب نه تنها مردم به آرامش و رفاه دست نیافتهاند که هر روز بیشازپیش در میان انبوهی از مشکلات گرفتار شدند. در این نوشتار سعی شده بهطور مختصر به انقلاب ایران و پیامدهای آن بپردازد.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
در مقطعی که مردم از هر نظر در تنگنا و فشار اقتصادی و اجتماعی قرار دارند و بر آمار خودکشی کودکان، کارگران و زنان که محصول تبعیض، فقر و گرسنگی است افزوده میشود؛ از سوی دیگر فساد اقتصادی و بحرانهای زیستمحیطی و آبوهوایی روندی صعودی یافته، لازم است به جایگزینی برای این نظام مستبد و ضداجتماعی اندیشید. البته مبارزات برساخت جامعهای مطابق با بافتار و ساختار ایران و خاورمیانه نیاز به مبارزات منسجم و مستمر همهی طبقات و اقشار و نیروهای اجتماعی است. زمنیههای این مبارزات از دیماه ۹۶ آغاز شده و بایستی این خیزشها بهشیوهای سازمانیافته در همهی جامعه تداوم یابد تا حق سرنوشت خلقها به دست خودشان تعیین گردد.
انقلاب ۵۷ مردمی ایران یکی از انقلابهای بزرگ تاریخ است که نظام استبدادی شاهنشاهی فروپاشید و با روی کار آمدن روحانیون بر مسند قدرت گویا برابری و عدالت برقرار خواهد شد اما جنایات و ستمهایی که رژیم خمینی در سالهای ابتدای انقلاب مرتکب شد مردمی که برای این انقلاب مبارزه کرده بودند را در بهت فرو برد. قتلعامهای گسترده در کردستان تنها یک نمونه از این جنایات است. بعد از گذشت ۴۲ سال از این انقلاب نه تنها مردم به آرامش و رفاه دست نیافتهاند که هر روز بیشازپیش در میان انبوهی از مشکلات گرفتار شدند. در این نوشتار سعی شده بهطور مختصر به انقلاب ایران و پیامدهای آن بپردازد.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
Forwarded from ارتش سایبری گارد جاویدان ایران
نیرو بخشیدن بە زن، لازمە سوسیالیسم است
امروز هشتم مارس روز جهانی زن است. بە مناسبت این روز میخواهیم هم و ضعیت جنبشهای انقلابی زنان در سطح جهانی، هم بە ویژە وضعیت زن در ترکیە و جنبش زن در کوردستان را بررسی کنیم.
رهنمودهای رهبر آپو
#جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
🆔 @kjar_2014
امروز هشتم مارس روز جهانی زن است. بە مناسبت این روز میخواهیم هم و ضعیت جنبشهای انقلابی زنان در سطح جهانی، هم بە ویژە وضعیت زن در ترکیە و جنبش زن در کوردستان را بررسی کنیم.
رهنمودهای رهبر آپو
#جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
🆔 @kjar_2014
Forwarded from ارتش سایبری گارد جاویدان ایران
امروز هشتم مارس روز جهانی زن است. بە مناسبت این روز میخواهیم هم و ضعیت جنبشهای انقلابی زنان در سطح جهانی، هم بە ویژە وضعیت زن در ترکیە و جنبش زن در کوردستان را بررسی کنیم. در رابطە با این پرسشهای مختلفی خواهیم داشت.
ابتدا نکتەای کە در هشتم مارس برای متحدشدن جنبشهای زن درسطح جهان لازم است بایستی چە باشد؟ در همان حال، در هشتم مارس از دیدگاە زن کوردستانی چگونە دیدگاهی دارید؟ چگونە ارتباط مابین جنبش زنی را کە آفریدەاید با هشتم مارس بر قرار میکنید؟ بیان اینها از سوی شما از نظر بیینندگان مان مهم خواهد بود.
پیش از هر چیز، اینکە تنها هشتم مارس روز جهانی زن باشد بجا نمیبینم. بایستی تمام روزها روز زن آزاد باشد واین، یک شرط اجتناب ناپذیر زندگی است. ولی حتی واقعیت هشتم مارس بسیار آشکارا نشان میدهد کە در زندگی زن وجود ندارد. وجودی چنین برخوردی کە انگار زن تنها در چنین روزی ارزش یادآوری دارد، ژرفای جنبە بردگی را نشان میدهد. این موضوع یک حوزە فعالیتی است کە بە تدریج برروی آن تأمل میکنم. این را جدای از مبارزە نمیبینم. حتی چنانچە در تمام انقلابها هست، اصلیترین موضوعی کە انقلابهای امروزیمان و بە ویژە انقلاب کوردستان بایستی در آن موفقیت کسب کند، تحلیل کردن زندگی بر محور زن میباشد. از برجستە ترین مسایل مبارزە گرفتە تا صلح و پیشرفت آن بر پایە آزادی، زن در رأس همە امور قرار دارد.
تا زمانی کە زن با واقعیت ذهنیت، ایدئولوژی، سازمان، فشار و استثماری کە در پیرامون دیوار چین کردەاند، مورد ارزیابی قرار نگرفتە و یک چارەیابی مبتنی بر این، ژرفا دادە نشود، هر اندازە انقلاب و بنابراین مبارزە، سوای مسئلە آزادی زن در نظر گرفتە شود، ممکن نیست کە بە مبارزە بتواند کاملا بە یک مبارزە آزادی و بە صلحی احتمالی بتواند بە صلحی راستین مبدل گردد. یک شرط اساسی و بسیار ریشەای این، تجزیە وتحلیل شبکە روابط موجود در اطراف زن است. از خانوادە گرفتە تا اخلاق، حتی فلسفە و حیات دینی، تمام اینها در مورد چە میگویند؟ فراتر از این نیز چکاری انجام دادەاند، در فکر انجام چە چیزی هستند؟ چگونە نظامی تشکیل شدە است؟ تحلیل تمامی اینها حیاتی است.
میخواهم بیان کنم کە هر اندازە بر روی انقلاب کوردستان تأمل مینمایم، ابراز علاقە هر چە بیشترم بە مسئلە و جستوجوی یک راە حل در راستای آن، جدای از مبارزە نیست. هم در پیشبرد مبارزە و همچنین در ایجاد تحول براساس معنای صحیح آن، نیاز بە ارزیابی کردن جدی این مسئلە را احساس میکنم. در حالی کە گفتە میشود انقلاب بدون زن امکان ناپذیر است، زندگی بدون زن نیز همانطور؛ این صحیح است. ولی امروزە زندگی همراە با زن با این وضعیتش، بە خصوص زندگی مرد محور دادەام، شاید توانستە باشم کە بە شکلی جالب، واقعیتی را بیان نمایم.
چنانچە مشهود است، هنگامی کە پرسشی حاکی بر اینکە هشتم مارس از دیدگاە زنان جهان میتواند چە معنایی داشتە باشد، پرسیدە میشود، پاسخی کە بدان دادە شود این است کە بە لحاظ یادآوری یک بردگی ژرفا یافتە و بسیار نمادین، حتی بە نظرم تا حدودی هم دادن اهمیتی غیر جدی میآید.
چنانچە مشهود است، هنگامی کە پرسشی حاکی بر اینکە هشتم مارس از دیدگاە زنان جهان میتواند چە معنایی داشتە باش، پرسیدە میشود، پاسخی کە بدان دادە شود این است کە بە لحاظ یادآوری یک بردگی ژرفا یافتە و بسیار نمادین، حتی بە نظرم تا حدودی هم دارن اهمیتی غیر انکار ناپذیر زندگی، یک روز برای گرامیداشت او میارزد؟ یک روز دیگر مثل روز مادر بە زن هدیە دادە میشود. بە نظرم اینها بیانگر عدم صمیمیت بودە و بایستی از آن گذار صورت داد؛ تمامی ایام را همانند هشتم مارس در نظر گرفتە و بسط داد.
بە لحاظ کوردستان، چیز چندانی برای گفتن در مورد امروز نداریم. ما با تلاشی بزرگ، در حال پیشبرد انقلاب توأم با زن هستیم. هر روز بسیار فراتر از شیوە کلاسیک گرامیداشت هشتم مارس میگذرد. حتی نزد ما امورات چنان حالتی بە خود گرفتەاند کە فکر نمیکنم یک زن و یا مردی کە در این بارە نتواند گذار صورت دادە وچندان حق زندگی را بیابد. نەتنها در میان خلق کوردستان بلکە نیروهایی هستند کە میخواهند در سطح بینالمللی موضعشان را نشان دادە و بەویژە زنان میخواهند کە این مرحلە را درک کنند. فکر کنم کە در این گفتگوهای مان اندکی این را روشن خواهیم ساخت.
در مرحلە پیش رویمان اهمیت بیشتری بە جلسات زنانە خواهم داد. انجام دادن آنچە را کە برعهدە من است بە عنوان یک دین میبینم. بە خصوص نزد ما شهدایی هستند کە باید همیشە یادشان را گرامی داشت.
ابتدا نکتەای کە در هشتم مارس برای متحدشدن جنبشهای زن درسطح جهان لازم است بایستی چە باشد؟ در همان حال، در هشتم مارس از دیدگاە زن کوردستانی چگونە دیدگاهی دارید؟ چگونە ارتباط مابین جنبش زنی را کە آفریدەاید با هشتم مارس بر قرار میکنید؟ بیان اینها از سوی شما از نظر بیینندگان مان مهم خواهد بود.
پیش از هر چیز، اینکە تنها هشتم مارس روز جهانی زن باشد بجا نمیبینم. بایستی تمام روزها روز زن آزاد باشد واین، یک شرط اجتناب ناپذیر زندگی است. ولی حتی واقعیت هشتم مارس بسیار آشکارا نشان میدهد کە در زندگی زن وجود ندارد. وجودی چنین برخوردی کە انگار زن تنها در چنین روزی ارزش یادآوری دارد، ژرفای جنبە بردگی را نشان میدهد. این موضوع یک حوزە فعالیتی است کە بە تدریج برروی آن تأمل میکنم. این را جدای از مبارزە نمیبینم. حتی چنانچە در تمام انقلابها هست، اصلیترین موضوعی کە انقلابهای امروزیمان و بە ویژە انقلاب کوردستان بایستی در آن موفقیت کسب کند، تحلیل کردن زندگی بر محور زن میباشد. از برجستە ترین مسایل مبارزە گرفتە تا صلح و پیشرفت آن بر پایە آزادی، زن در رأس همە امور قرار دارد.
تا زمانی کە زن با واقعیت ذهنیت، ایدئولوژی، سازمان، فشار و استثماری کە در پیرامون دیوار چین کردەاند، مورد ارزیابی قرار نگرفتە و یک چارەیابی مبتنی بر این، ژرفا دادە نشود، هر اندازە انقلاب و بنابراین مبارزە، سوای مسئلە آزادی زن در نظر گرفتە شود، ممکن نیست کە بە مبارزە بتواند کاملا بە یک مبارزە آزادی و بە صلحی احتمالی بتواند بە صلحی راستین مبدل گردد. یک شرط اساسی و بسیار ریشەای این، تجزیە وتحلیل شبکە روابط موجود در اطراف زن است. از خانوادە گرفتە تا اخلاق، حتی فلسفە و حیات دینی، تمام اینها در مورد چە میگویند؟ فراتر از این نیز چکاری انجام دادەاند، در فکر انجام چە چیزی هستند؟ چگونە نظامی تشکیل شدە است؟ تحلیل تمامی اینها حیاتی است.
میخواهم بیان کنم کە هر اندازە بر روی انقلاب کوردستان تأمل مینمایم، ابراز علاقە هر چە بیشترم بە مسئلە و جستوجوی یک راە حل در راستای آن، جدای از مبارزە نیست. هم در پیشبرد مبارزە و همچنین در ایجاد تحول براساس معنای صحیح آن، نیاز بە ارزیابی کردن جدی این مسئلە را احساس میکنم. در حالی کە گفتە میشود انقلاب بدون زن امکان ناپذیر است، زندگی بدون زن نیز همانطور؛ این صحیح است. ولی امروزە زندگی همراە با زن با این وضعیتش، بە خصوص زندگی مرد محور دادەام، شاید توانستە باشم کە بە شکلی جالب، واقعیتی را بیان نمایم.
چنانچە مشهود است، هنگامی کە پرسشی حاکی بر اینکە هشتم مارس از دیدگاە زنان جهان میتواند چە معنایی داشتە باشد، پرسیدە میشود، پاسخی کە بدان دادە شود این است کە بە لحاظ یادآوری یک بردگی ژرفا یافتە و بسیار نمادین، حتی بە نظرم تا حدودی هم دادن اهمیتی غیر جدی میآید.
چنانچە مشهود است، هنگامی کە پرسشی حاکی بر اینکە هشتم مارس از دیدگاە زنان جهان میتواند چە معنایی داشتە باش، پرسیدە میشود، پاسخی کە بدان دادە شود این است کە بە لحاظ یادآوری یک بردگی ژرفا یافتە و بسیار نمادین، حتی بە نظرم تا حدودی هم دارن اهمیتی غیر انکار ناپذیر زندگی، یک روز برای گرامیداشت او میارزد؟ یک روز دیگر مثل روز مادر بە زن هدیە دادە میشود. بە نظرم اینها بیانگر عدم صمیمیت بودە و بایستی از آن گذار صورت داد؛ تمامی ایام را همانند هشتم مارس در نظر گرفتە و بسط داد.
بە لحاظ کوردستان، چیز چندانی برای گفتن در مورد امروز نداریم. ما با تلاشی بزرگ، در حال پیشبرد انقلاب توأم با زن هستیم. هر روز بسیار فراتر از شیوە کلاسیک گرامیداشت هشتم مارس میگذرد. حتی نزد ما امورات چنان حالتی بە خود گرفتەاند کە فکر نمیکنم یک زن و یا مردی کە در این بارە نتواند گذار صورت دادە وچندان حق زندگی را بیابد. نەتنها در میان خلق کوردستان بلکە نیروهایی هستند کە میخواهند در سطح بینالمللی موضعشان را نشان دادە و بەویژە زنان میخواهند کە این مرحلە را درک کنند. فکر کنم کە در این گفتگوهای مان اندکی این را روشن خواهیم ساخت.
در مرحلە پیش رویمان اهمیت بیشتری بە جلسات زنانە خواهم داد. انجام دادن آنچە را کە برعهدە من است بە عنوان یک دین میبینم. بە خصوص نزد ما شهدایی هستند کە باید همیشە یادشان را گرامی داشت.
Forwarded from ارتش سایبری گارد جاویدان ایران
چە نسل زنانی کە خود را بە صورت بمب در آوردە و منفجر کردەاند و این گونە نیز جدیترین عملیات آزادی را انجام دادە هستند کە نسل انسان شاید بتواند بدان دست یابد و چە زنانی کە بدن خود را از آتشزدە و اینگونە خواستند خود را منزە سازند، بجای آوردن وظایفی کە بر عهدە ما گذاشتەاند در شخص این شهدا برای من یک دین محسوب میگردد. بەویژە ابراز این مهم بە مناسبت این روز بجا خواهد بود.
جناب اوجالان، بلافاصلە میخواهیم کە این سٶال را بپرسم: در سخنان تان نیز بیان نمودید کە رهبریت پ.ک.ک بەویژە دیدگاە پ.ک.ک نسبت بە مسئلە زن، توجە زنان چهارسوی دنیا را بە خود جلب میکند؛ یعنی با سطح گفتگو و برخوردهای تان، در حال حاضر، در کانون توجە قرار دارید. بجز زنان کورد، زنان بسیاری از دیگر ملتها بە جنبش تان پیوستەاند. جهت فهم و درک آن، خواستە فراوانی وجود دارد. احساس نزدیک بینی زن بە رهبریت پ.ک.ک را در چە میبینید؟ بە نظر شما زنانی کە از دیگر ملل آمدەاند، چرا خود را بە شما نزدیک حس میکنند؟ معتقدم کە رغبت زن رفتە رفتە افزایش خواهد یافت. علت اساسی این، اصرار یک جهان توأم با حاکمیت مرد بر تداوم اعتبارش بودە، بە شکلی کە گذشتە را تمیز نخواهد کرد. حتی ایدئولوژی در آمیختە با حاکمیت مرد و بازتاب آن بە زندگی، مسئلە زن را بغرنجتر ساختە است. بەویژە در انقلابهای قرن بیستم اگرچە بە لحاظ زن برخی گشایش ها صورت گرفتە باشند، ولی بە چارەتابی کامل آن دست نیافتەاند. حتی در کشورهایی کە سوسیالیسم رئال در آن تحقق یافتە و بە رسمیت شناختە شدە نیز این امر بە انقلاب زن انتقال نیافتە و تداوم معیارهای زندگی کلاسیک حتی در شخصیتهای رهبری کە خود را بهترین سوسیالیست میخواندند بە روشنی قابل مشاهدە است.
در مورد خودم باید بگویم، صحیح است کە من مسئلە را بە شکلی متفاوتتر و با راهکاری بسیار ژرف و جهان شمول مورد ارزیابی قرار دادەام. من در اینجا با در نظر گرفتن صرفا نیازهای یک انقلاب رهایی ملی، تحلیلی در رابطە با مسئلە زن انجام نمیدهیم. حتی از حیث کسب موفقیت روزانە نیز دارای نگرشی تنگ نظرانە نیستم و بر این باورم کە زن نیمی از جامعە بودە و بدون وجود آنها انقلاب امکان پذیر نیست. لذا بطور ریشەای تر بر روی این مسئلە کار میکنم. این امر برای من فعالیتی فلسفی و روحیە بخش میباشد. جهت تحقق بخشی بە بینش سوسیالیستیام، بایستی این مسئلە را حل نمایم. بە عنوان یک شخصیت مرد هنوز هم در کنکاش زندگی هستم. هنگامی کە این پرسش را میپرسم کە" بایستی زندگی با زن چگونە باشد، در کل نیز زندگی چگونە باشد؟" برای من سٶالی است کە هنوز هم باید بر روی آن تأمل نمایم.
بایستی آشکارا بیان کنم کە در این بارە، بە هیچ نوع پیش داوری سنتی و ارزش اخلاقی پناە نبردەام. معتقدم کە از برخوردهای دارای وجهە جنسی گرفتە را تقسیم کردن زندگی همراە با زن، در تمامی عرصەها مثلا در سیاست و حتی فعالیتهای تکوین ارتش، دارای مسایل گوناگونی است. بە لزوم گفتگوی شفاف در این موارد اهمیت میدهم. نە تنها لزوم این در محدودەهای گفتگو کافی نیست، بلکە واصل نمودن واقعیت این بە چارەیابیهای انقلابی بسیار توجە برانگیز شرط میباشد. این بیشتر بە من مربوط میشود، این را بە عنوان یکی از اساسیترین وظایفی کە بایستی سوسیالیسم معاصر انجام دهد ارزیابی شد. همچنانکە دیگر در برابر مسایل محیط زیستیای کە امروزە ابعاد غول آسایی بە خود گرفتە، امپریالیسم کاپیتالیستی طبیعت را بە تمامی تخریب کردە و بە وضعیت غیرقابل زیست در آوردە، با یک انقلاب سوسیالیستی یک چارەیابی ریشەای لازم است؛ بە لحاظ مسئلە زن نیز این مهم بیش از اندازە صدق میکند.
بسیار فراتر از برخوردهای سنتی نظام،از ایدئولوژیک بودن آن گرفتە تا باهم بودن عملی و حتی بازخواست کردن مجدد ازدواج، نسبت بە این مسئلە کە باهر عرصە زندگی ارتباط دارد، معتقدم کە از هر لحاظ، بە برخوردهای نوین نیاز هست. اگر توجە شود، این برخوردهایم در این رابطە تا حد امکان، برخوردهای جهان شمولی هستند. این موارد صرفا در رابطە با تودە ملی زن نبودە، بلکە در عرصە بینالمللی نیز چنین علاقەای در حال افزایش است. مفهوم سوسیالیسمی کە در این راستا ارتقا خواهد یافت، بدون شک مسئلە زن را پیش از حد مطرح خواهد ساخت. مسئلە آزادی زن در ابعاد صرفا جنسیتی و سازمانی نبودە، بلکە در تمام عرصەهای اجتماعی بە صورت " بایستی چگونە باشد" مورد بازخواست قرار خواهد گرفت. بە میزانی کە پاسخهایی بە این دادە شوند، مشاهدە خواهد شد کە جنگ و صلح اساسا یک مسئلە آزادی زن است. تا زمانی کە ارادە و شخصیت زن مطرح نگردد، درک خواهد شد کە چارەیابیهای صرفا متکی بر مفاهیم مرد حاکم بە تنهایی بە قادر بە حل جنگ و نە تحقق صلح خواهد بود.
جناب اوجالان، بلافاصلە میخواهیم کە این سٶال را بپرسم: در سخنان تان نیز بیان نمودید کە رهبریت پ.ک.ک بەویژە دیدگاە پ.ک.ک نسبت بە مسئلە زن، توجە زنان چهارسوی دنیا را بە خود جلب میکند؛ یعنی با سطح گفتگو و برخوردهای تان، در حال حاضر، در کانون توجە قرار دارید. بجز زنان کورد، زنان بسیاری از دیگر ملتها بە جنبش تان پیوستەاند. جهت فهم و درک آن، خواستە فراوانی وجود دارد. احساس نزدیک بینی زن بە رهبریت پ.ک.ک را در چە میبینید؟ بە نظر شما زنانی کە از دیگر ملل آمدەاند، چرا خود را بە شما نزدیک حس میکنند؟ معتقدم کە رغبت زن رفتە رفتە افزایش خواهد یافت. علت اساسی این، اصرار یک جهان توأم با حاکمیت مرد بر تداوم اعتبارش بودە، بە شکلی کە گذشتە را تمیز نخواهد کرد. حتی ایدئولوژی در آمیختە با حاکمیت مرد و بازتاب آن بە زندگی، مسئلە زن را بغرنجتر ساختە است. بەویژە در انقلابهای قرن بیستم اگرچە بە لحاظ زن برخی گشایش ها صورت گرفتە باشند، ولی بە چارەتابی کامل آن دست نیافتەاند. حتی در کشورهایی کە سوسیالیسم رئال در آن تحقق یافتە و بە رسمیت شناختە شدە نیز این امر بە انقلاب زن انتقال نیافتە و تداوم معیارهای زندگی کلاسیک حتی در شخصیتهای رهبری کە خود را بهترین سوسیالیست میخواندند بە روشنی قابل مشاهدە است.
در مورد خودم باید بگویم، صحیح است کە من مسئلە را بە شکلی متفاوتتر و با راهکاری بسیار ژرف و جهان شمول مورد ارزیابی قرار دادەام. من در اینجا با در نظر گرفتن صرفا نیازهای یک انقلاب رهایی ملی، تحلیلی در رابطە با مسئلە زن انجام نمیدهیم. حتی از حیث کسب موفقیت روزانە نیز دارای نگرشی تنگ نظرانە نیستم و بر این باورم کە زن نیمی از جامعە بودە و بدون وجود آنها انقلاب امکان پذیر نیست. لذا بطور ریشەای تر بر روی این مسئلە کار میکنم. این امر برای من فعالیتی فلسفی و روحیە بخش میباشد. جهت تحقق بخشی بە بینش سوسیالیستیام، بایستی این مسئلە را حل نمایم. بە عنوان یک شخصیت مرد هنوز هم در کنکاش زندگی هستم. هنگامی کە این پرسش را میپرسم کە" بایستی زندگی با زن چگونە باشد، در کل نیز زندگی چگونە باشد؟" برای من سٶالی است کە هنوز هم باید بر روی آن تأمل نمایم.
بایستی آشکارا بیان کنم کە در این بارە، بە هیچ نوع پیش داوری سنتی و ارزش اخلاقی پناە نبردەام. معتقدم کە از برخوردهای دارای وجهە جنسی گرفتە را تقسیم کردن زندگی همراە با زن، در تمامی عرصەها مثلا در سیاست و حتی فعالیتهای تکوین ارتش، دارای مسایل گوناگونی است. بە لزوم گفتگوی شفاف در این موارد اهمیت میدهم. نە تنها لزوم این در محدودەهای گفتگو کافی نیست، بلکە واصل نمودن واقعیت این بە چارەیابیهای انقلابی بسیار توجە برانگیز شرط میباشد. این بیشتر بە من مربوط میشود، این را بە عنوان یکی از اساسیترین وظایفی کە بایستی سوسیالیسم معاصر انجام دهد ارزیابی شد. همچنانکە دیگر در برابر مسایل محیط زیستیای کە امروزە ابعاد غول آسایی بە خود گرفتە، امپریالیسم کاپیتالیستی طبیعت را بە تمامی تخریب کردە و بە وضعیت غیرقابل زیست در آوردە، با یک انقلاب سوسیالیستی یک چارەیابی ریشەای لازم است؛ بە لحاظ مسئلە زن نیز این مهم بیش از اندازە صدق میکند.
بسیار فراتر از برخوردهای سنتی نظام،از ایدئولوژیک بودن آن گرفتە تا باهم بودن عملی و حتی بازخواست کردن مجدد ازدواج، نسبت بە این مسئلە کە باهر عرصە زندگی ارتباط دارد، معتقدم کە از هر لحاظ، بە برخوردهای نوین نیاز هست. اگر توجە شود، این برخوردهایم در این رابطە تا حد امکان، برخوردهای جهان شمولی هستند. این موارد صرفا در رابطە با تودە ملی زن نبودە، بلکە در عرصە بینالمللی نیز چنین علاقەای در حال افزایش است. مفهوم سوسیالیسمی کە در این راستا ارتقا خواهد یافت، بدون شک مسئلە زن را پیش از حد مطرح خواهد ساخت. مسئلە آزادی زن در ابعاد صرفا جنسیتی و سازمانی نبودە، بلکە در تمام عرصەهای اجتماعی بە صورت " بایستی چگونە باشد" مورد بازخواست قرار خواهد گرفت. بە میزانی کە پاسخهایی بە این دادە شوند، مشاهدە خواهد شد کە جنگ و صلح اساسا یک مسئلە آزادی زن است. تا زمانی کە ارادە و شخصیت زن مطرح نگردد، درک خواهد شد کە چارەیابیهای صرفا متکی بر مفاهیم مرد حاکم بە تنهایی بە قادر بە حل جنگ و نە تحقق صلح خواهد بود.
Forwarded from ارتش سایبری گارد جاویدان ایران
بە همین علت، جهت اینکە انقلابهای مرحلە پیش رویمان، حتی انقلابها و جنگهای سدە ٢١ و همچنین روندهای صلحی کە پس از آنها تحقق خواهند یافت، در بستر سالمی انجام گیرند، بایستی بر ژرفای انقلاب زن بیفزاییم. بە نظرم، علت اساسی علاقە مذکور همین است.
#جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
🆔 @kjar_2014
Https://www.kjar.online
#جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
🆔 @kjar_2014
Https://www.kjar.online
کژار
کۆمەڵگای ژنانی ئازادی ڕۆژهەڵاتی کوردستان
خانەوادەکەی لەسەر ڕادەستکردنی عومەر بارتان زانیاری نوێ ئاشکرا دەکەن
خانەوادەی سیاسەتمەدارعومەر بارتان کە لەلایەن پەدەکەوە ڕادەستی تورکیا کرایەوە، وڵامی وەزارەتی ناوخۆی هەرێمی کوردستان دەدەنەوە و جەخت دەکەنەوە، کە بارتان بەدەستی کەلپچەکراو و چاوبەسراوەوە لەلایەن پەدەکەوە ڕادەستی تورکیا کراوەتەوە.
عومەر بارتان سیاسەتمەداری کورد کە بەهۆی سەپاندنی سزای زیندان بەسەریدا لەلایەن دەوڵەتی تورکەوە، بە ناچاری باکووری کوردستان بەجێ هێشتبوو و ڕووی لە باشووری کوردستان کردبوو، لە ڕۆژی سێی مانگی حەوتی ساڵی ٢٠١٩ لەلایەن پەدەکەوە لە هەولێر دەستگیر کرا، لە پاش ١٩ مانگ ڕاگرتنی لە زیندانی هەولێر، بەبێ ئەوەی ڕێگە بە بارتان بدەن هێچ پەیوەندییەک بە دەرەوەی زیندانەوە بکات، لە ڕۆژی ٢٨ی مانگی ١١ی ٢٠٢٠ ڕادەستی دەوڵەتی تورک کرایەوە.
دوابەدوای بڵاو بوونەوەی ئەم هەواڵە بۆ یەکەمجار لە ڕۆژنیوز، وەزارەتی ناوخۆی حکومەتی هەرێمی کوردستان بە ڕاگەیەندراوێک هەواڵی ڕادەستکردنەوەی سیاسەتمەداری کورد، عومەر بارتانی بە دەوڵەتی تورک ڕەتکردەوە.
لەمبارەیەوە برایەکی بارتان زانیاری نوێی داوەتە ئاژانسی هەواڵی مێزۆپۆتامیا و وەڵامی وەزارەتی ناوخۆی هەرێمی کوردستانی داوەتەوە و ڕایگەیاندووە، کە بارتان بە چاوی بەسراو و دەستی کەلەپچەکراوەوە لەلایەن پەدەکەوە ڕادەستی دەوڵەتی تورک کراوەتەوە.
ئەو برایەی بارتان ئاشکرای کردووە، کە لە ٢٢ی مانگی شوباتی ئەمساڵ توانیوەتی بۆ ماوەی ١٠ خولەک لەگەڵ عومەری برای لە زیندانی شڕناخ قسە بکات و ناوبراو پێی ڕاگەیاندووە، کە بۆ ماوەی ١٩ مانگ لە زیندانی پەدەکە لە هەولێر زیندانی کراوە، لەو شوێنەی کە ئەوی لێبووە گەلێک زیندانی دیکەی خەڵکی باکووری کورستان و شوێنەکانی دیکەی هەبوون، کە هاوشێوەی ئەو دەستگیر کرابوون و لە دۆخێکی زۆر خراپی تەندروستیدان و بە شێوەی زۆر خراپ ئەشکەنجە دەدرێن.
سیاسەتمەداری کورد عومەر بارتان بە براکەی ڕاگەیاندووە، کە لەو ماوەی لە زیندانەکانی پەدەکەدا بووە لە ئەنجامی ئەشکەنجەکاندا ١٣ کیلو کێشی دابەزیوە.
براکەی عومەر بارتان ئەوەشی وتووە”پەدەکە لە بەر ئەو خیانەتەی کە کردوویەتی، هەوڵ دەدات ڕاستییەکان پێچەوانە بکاتەوە، ئاسایشی هەوڵێر بەمنیان ڕاگەیاند کە عومەری برام لە لای ئەوانە، ئێستا چۆن دەڵێن عومەر بارتان لە لای ئەوانەوە ڕادەستی تورکیا نەکراوەتەوە؟، پێویستە خەڵک لەدژی ئەم خەیانەتەی پەدەکە بێدەنگ نەبن”.
حوری بارتان دایکی سیاسەتمەدار عومەر بارتانیش بە ئاژانسکەی ڕاگەیاندووە، کە چونکە کوڕەکەی بەردەوام لە ناو کارو خەباتی سیاسیدا بووە و لە لایەن دەوڵەتی تورکەوە لە زینداندا بووە، بۆ ماوەی شەش ساڵە ئەو کوڕەی خۆی نەبینیوە و دەستنیشانی دەکات “پەدەکە خیانەتی گەورەی لە گەلی کورد کردووە و کوڕەکەی منی ڕادەستی دەوڵەتی تورک کردەوە، ئەگەر لە نێوان کورداندا یەکێتییەک هەبوایت ئەوا بەو ئاسانییە نەیدەتوانی خیانەتی وەها بکات”.
rojnews
🆔 @GozarDemocratic
خانەوادەی سیاسەتمەدارعومەر بارتان کە لەلایەن پەدەکەوە ڕادەستی تورکیا کرایەوە، وڵامی وەزارەتی ناوخۆی هەرێمی کوردستان دەدەنەوە و جەخت دەکەنەوە، کە بارتان بەدەستی کەلپچەکراو و چاوبەسراوەوە لەلایەن پەدەکەوە ڕادەستی تورکیا کراوەتەوە.
عومەر بارتان سیاسەتمەداری کورد کە بەهۆی سەپاندنی سزای زیندان بەسەریدا لەلایەن دەوڵەتی تورکەوە، بە ناچاری باکووری کوردستان بەجێ هێشتبوو و ڕووی لە باشووری کوردستان کردبوو، لە ڕۆژی سێی مانگی حەوتی ساڵی ٢٠١٩ لەلایەن پەدەکەوە لە هەولێر دەستگیر کرا، لە پاش ١٩ مانگ ڕاگرتنی لە زیندانی هەولێر، بەبێ ئەوەی ڕێگە بە بارتان بدەن هێچ پەیوەندییەک بە دەرەوەی زیندانەوە بکات، لە ڕۆژی ٢٨ی مانگی ١١ی ٢٠٢٠ ڕادەستی دەوڵەتی تورک کرایەوە.
دوابەدوای بڵاو بوونەوەی ئەم هەواڵە بۆ یەکەمجار لە ڕۆژنیوز، وەزارەتی ناوخۆی حکومەتی هەرێمی کوردستان بە ڕاگەیەندراوێک هەواڵی ڕادەستکردنەوەی سیاسەتمەداری کورد، عومەر بارتانی بە دەوڵەتی تورک ڕەتکردەوە.
لەمبارەیەوە برایەکی بارتان زانیاری نوێی داوەتە ئاژانسی هەواڵی مێزۆپۆتامیا و وەڵامی وەزارەتی ناوخۆی هەرێمی کوردستانی داوەتەوە و ڕایگەیاندووە، کە بارتان بە چاوی بەسراو و دەستی کەلەپچەکراوەوە لەلایەن پەدەکەوە ڕادەستی دەوڵەتی تورک کراوەتەوە.
ئەو برایەی بارتان ئاشکرای کردووە، کە لە ٢٢ی مانگی شوباتی ئەمساڵ توانیوەتی بۆ ماوەی ١٠ خولەک لەگەڵ عومەری برای لە زیندانی شڕناخ قسە بکات و ناوبراو پێی ڕاگەیاندووە، کە بۆ ماوەی ١٩ مانگ لە زیندانی پەدەکە لە هەولێر زیندانی کراوە، لەو شوێنەی کە ئەوی لێبووە گەلێک زیندانی دیکەی خەڵکی باکووری کورستان و شوێنەکانی دیکەی هەبوون، کە هاوشێوەی ئەو دەستگیر کرابوون و لە دۆخێکی زۆر خراپی تەندروستیدان و بە شێوەی زۆر خراپ ئەشکەنجە دەدرێن.
سیاسەتمەداری کورد عومەر بارتان بە براکەی ڕاگەیاندووە، کە لەو ماوەی لە زیندانەکانی پەدەکەدا بووە لە ئەنجامی ئەشکەنجەکاندا ١٣ کیلو کێشی دابەزیوە.
براکەی عومەر بارتان ئەوەشی وتووە”پەدەکە لە بەر ئەو خیانەتەی کە کردوویەتی، هەوڵ دەدات ڕاستییەکان پێچەوانە بکاتەوە، ئاسایشی هەوڵێر بەمنیان ڕاگەیاند کە عومەری برام لە لای ئەوانە، ئێستا چۆن دەڵێن عومەر بارتان لە لای ئەوانەوە ڕادەستی تورکیا نەکراوەتەوە؟، پێویستە خەڵک لەدژی ئەم خەیانەتەی پەدەکە بێدەنگ نەبن”.
حوری بارتان دایکی سیاسەتمەدار عومەر بارتانیش بە ئاژانسکەی ڕاگەیاندووە، کە چونکە کوڕەکەی بەردەوام لە ناو کارو خەباتی سیاسیدا بووە و لە لایەن دەوڵەتی تورکەوە لە زینداندا بووە، بۆ ماوەی شەش ساڵە ئەو کوڕەی خۆی نەبینیوە و دەستنیشانی دەکات “پەدەکە خیانەتی گەورەی لە گەلی کورد کردووە و کوڕەکەی منی ڕادەستی دەوڵەتی تورک کردەوە، ئەگەر لە نێوان کورداندا یەکێتییەک هەبوایت ئەوا بەو ئاسانییە نەیدەتوانی خیانەتی وەها بکات”.
rojnews
🆔 @GozarDemocratic
Telegram
attach 📎
چالاکی ئەمڕۆی (٠١ .٠٣. ۲۰۲۱) هەڤاڵانی #پژاک و #کژار لە بەلژیک، دژی داگیرکاری کۆماری سێدارە لە رۆژهەڵاتی کوردستان و خاوەنداری کردن لە گیراوانی رۆژهەڵاتی کوردستان، بەتایبەت شەپۆلی گرتنی ئەم دواییانەی چالاکان و شۆڕشگێڕانی رۆژهەڵاتی کوردستان لەلایەن رژێمی داگیرکەری ئێرانەوە.
🆔 @GozarDemocratic
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
سیامند معینی: مسئلهی خلقهای ایران نبود عدالت و دموکراسی است 🆔 @GozarDemocratic
سیامند معینی: مسئلهی خلقهای ایران نبود عدالت و دموکراسی است
تحولات سیاسی در منطقه و به ویژه کردستان بسیار سریع و شتابزده است. با نگاهی به وضعیت سیاسی و اجتماعی در کردستان این واقعیت را خواهیم دید که مبارزات جنبش آزادیخواهی کردستان در هر بخش از آن همواره و در هر شرایطی ادامه داشته و این پویایی موجب ناخرسندی و خشم دولتهای استعمارگر کردستان قرار گرفته و حملات آن نیز طبعا تشدید مییابد. برای تحلیل وضعیت سیاسی و اجتماعی شرق کردستان و ایران، با سیامند معینی ریاست مشترک حزب حیات آزاد کردستان – پژاک در شماره ۹۳ نشریه آلترناتیو، گفتگویی انجام داده که به شرح ذیل است.
– ابعاد توطئهی ۱۵ فوریه هنوز هم به اشکال متفاوتی ادامه دارد. همانند ترافیک دیدارهای دیپلماتیک میان دولت ایران، ترکیه و عراق بر پایهی دشمنی با کردها و ترور سیاسی و سرکوب نمودن آکسیونهای مردمی در کردستان. از دیدگاه شما چه پلانهای پشت پردهای وجود دارد و آیا میتوان گفت توطئهای دیگر علیه جنبش آزادی کردستان و کردها در جریان است؟
توطئە ١٥ فوریە سرآغاز پروژەای گستردە بود برعلیە حرکت آزادیخواهی در کردستان. این توطئە از قبل طرحریزی شدە بود و با هماهنگی گلادیو و قسمی از دولتهای منطقەای بە اجرا درآمد و هدف آن بە زانو درآوردن نیروی انقلابی در این مرحلە زمانی حساس بود. پروژەی خاورمیانە بزرگ کە طراحی شدە و سعی در اجرای آن نیز شدە بود، با بە تروریست معرفی کردن پ.ک.ک و تغییر سیستم کولونیالیستی اروپا در خاورمیانە یعنی سیستم دولت ملتهای دست نشاندە، این پروژە در سطحی وسیع بە اجرا درآید. ١٥ فوریە ١٩٩٩ طرح دستگیری و تسلیم کردن رهبر آپو بە دولت فاشیست ترکیە بە اجرا درآمد، و این ادامە مرحلەای نو از این پروژەی استعماری بود. بەطور کلی میبینیم روزانە بە اشکال مختلف توطئەهای غیرانسانی در منطقە در جریان است. کشتار مردم بیدفاع از سوی نیروهای واپسگرا و دولتهای دیکتاتور لحظەای توقف ننمودە و همچنان جان انسانها را میگیرد.
جنگهای نیابتی و تقویت نیروهای واپسگرا در اولویت کار بودە، ولی دیدیم پس از مقاومت قهرمانانە کوبانی این پروژە با چالشی جدی روبرو گشت و سیاست در منطقە بە نسبت، گردشی بە چپ بە خود دید و روال دهە ٩٠ را نتوانست ادامە بدهد. اکنون قدرتهای جهانی باید بە خوبی بدانند کە کرد معاصر و سیاستگذاری آن، همان سیاست کلاسیک نیست و با توسل بە تجربە یک سدە تحت یوغ دیکتاتوری و روبرو شدن با آسیمیلاسیون، دیگر تحمل این نوع سیاستهای قدرتهای جهانی را نپذیرفته و خلق کرد و خلقهای آزادیخواه، با این سیاست مبارزە نمودە و گردن خود را از یوغ بردگی و سلطەی دیکتاتوری آزاد خواهند نمود، لذا خلقمان با توکل بە پارادایم آزادی بهسوی جهانی آزاد گام برخواهد داشت.
– دیدار خلوصی آکار وزیر دفاع و فرمانده کل ارتش دولت ترکیه با سران بغداد و اقلیم کردستان بازتاب گستردهای در میان کردستانیان داشت. به اعتقاد شما موضع حزب دموکرات کردستان عراق در تبانی و همکاری با دشمنان خلق کرد چه پیامدهایی خواهد داشت؟
این نوع دیدارها در طول صد سال اخیر مستمرا انجام پذیرفتە و هدف از این نوع دیدارها همخوانی و همکاری حاکمیتهای مسلط بر کردستان است.
در مورد اخیر دیدیم کە وزیر جنگ ترکیە خلوصی آکار از بغداد دیدار کرد و سعی در همگرایی حکومت عراق بر علیە پ.ک.ک نمود. بە عقیدەی من حکومت عراق در موقعیتی نیست کە خود را درگیر جنگی نظامی با حرکت آزادی کردستان نماید، لذا پاسخ دلخواه را تحویل مقامات ترکیە نخواهد داد، و این بدان معنا نیست کە مخالف دخالتهای نظامی ترکیە باشد، همچنان کە میبینیم بە کرات بمباران هواپیماهای ترکیە در داخل خاک عراق صورت میگیرد و هیچ واکنش جدی از سوی مقامات عراقی ندیدەایم. ولی بارزانی و حزب متبوعش با عملکرد و موقعیت تاریخی کە داشتە، و همچنین پایگاە طبقاتی و منافع اقتصادی این قشر خودفروختە و مرتجع، همکاری فعال را میتوان از آنها انتظار داشت، همچنان کە در طول تاریخ بیش از شصت سال اخیر عملکرد این عشیرە و حزب متبوعشان همواره در خدمت دیکتاتوران و تجاوزگران منطقە بودە است.
اکنون بیمحابا و بدون سرپوش گذاشتن بر خیانتهای خود علیە خلق کرد و حرکت آزادیخواهی، ابزاری در دست دولت ترکیە شدە و آشکارا همکاری با ترکیە را در دستور کار خود دارد، ولی من شک دارم کە جرات درگیری نظامی با جنبش آزادیخواهی را داشتە باشد، چون توان روبرو شدن نظامی را با حرکت آزادیخواهی ندارد، لذا انتظار میرود کە جاسوسی در خدمت ترکیە باشد ولی در عملیاتهای ترکیە علیە نیروهای آزادیخواە شرکت آشکار نکند.
تحولات سیاسی در منطقه و به ویژه کردستان بسیار سریع و شتابزده است. با نگاهی به وضعیت سیاسی و اجتماعی در کردستان این واقعیت را خواهیم دید که مبارزات جنبش آزادیخواهی کردستان در هر بخش از آن همواره و در هر شرایطی ادامه داشته و این پویایی موجب ناخرسندی و خشم دولتهای استعمارگر کردستان قرار گرفته و حملات آن نیز طبعا تشدید مییابد. برای تحلیل وضعیت سیاسی و اجتماعی شرق کردستان و ایران، با سیامند معینی ریاست مشترک حزب حیات آزاد کردستان – پژاک در شماره ۹۳ نشریه آلترناتیو، گفتگویی انجام داده که به شرح ذیل است.
– ابعاد توطئهی ۱۵ فوریه هنوز هم به اشکال متفاوتی ادامه دارد. همانند ترافیک دیدارهای دیپلماتیک میان دولت ایران، ترکیه و عراق بر پایهی دشمنی با کردها و ترور سیاسی و سرکوب نمودن آکسیونهای مردمی در کردستان. از دیدگاه شما چه پلانهای پشت پردهای وجود دارد و آیا میتوان گفت توطئهای دیگر علیه جنبش آزادی کردستان و کردها در جریان است؟
توطئە ١٥ فوریە سرآغاز پروژەای گستردە بود برعلیە حرکت آزادیخواهی در کردستان. این توطئە از قبل طرحریزی شدە بود و با هماهنگی گلادیو و قسمی از دولتهای منطقەای بە اجرا درآمد و هدف آن بە زانو درآوردن نیروی انقلابی در این مرحلە زمانی حساس بود. پروژەی خاورمیانە بزرگ کە طراحی شدە و سعی در اجرای آن نیز شدە بود، با بە تروریست معرفی کردن پ.ک.ک و تغییر سیستم کولونیالیستی اروپا در خاورمیانە یعنی سیستم دولت ملتهای دست نشاندە، این پروژە در سطحی وسیع بە اجرا درآید. ١٥ فوریە ١٩٩٩ طرح دستگیری و تسلیم کردن رهبر آپو بە دولت فاشیست ترکیە بە اجرا درآمد، و این ادامە مرحلەای نو از این پروژەی استعماری بود. بەطور کلی میبینیم روزانە بە اشکال مختلف توطئەهای غیرانسانی در منطقە در جریان است. کشتار مردم بیدفاع از سوی نیروهای واپسگرا و دولتهای دیکتاتور لحظەای توقف ننمودە و همچنان جان انسانها را میگیرد.
جنگهای نیابتی و تقویت نیروهای واپسگرا در اولویت کار بودە، ولی دیدیم پس از مقاومت قهرمانانە کوبانی این پروژە با چالشی جدی روبرو گشت و سیاست در منطقە بە نسبت، گردشی بە چپ بە خود دید و روال دهە ٩٠ را نتوانست ادامە بدهد. اکنون قدرتهای جهانی باید بە خوبی بدانند کە کرد معاصر و سیاستگذاری آن، همان سیاست کلاسیک نیست و با توسل بە تجربە یک سدە تحت یوغ دیکتاتوری و روبرو شدن با آسیمیلاسیون، دیگر تحمل این نوع سیاستهای قدرتهای جهانی را نپذیرفته و خلق کرد و خلقهای آزادیخواه، با این سیاست مبارزە نمودە و گردن خود را از یوغ بردگی و سلطەی دیکتاتوری آزاد خواهند نمود، لذا خلقمان با توکل بە پارادایم آزادی بهسوی جهانی آزاد گام برخواهد داشت.
– دیدار خلوصی آکار وزیر دفاع و فرمانده کل ارتش دولت ترکیه با سران بغداد و اقلیم کردستان بازتاب گستردهای در میان کردستانیان داشت. به اعتقاد شما موضع حزب دموکرات کردستان عراق در تبانی و همکاری با دشمنان خلق کرد چه پیامدهایی خواهد داشت؟
این نوع دیدارها در طول صد سال اخیر مستمرا انجام پذیرفتە و هدف از این نوع دیدارها همخوانی و همکاری حاکمیتهای مسلط بر کردستان است.
در مورد اخیر دیدیم کە وزیر جنگ ترکیە خلوصی آکار از بغداد دیدار کرد و سعی در همگرایی حکومت عراق بر علیە پ.ک.ک نمود. بە عقیدەی من حکومت عراق در موقعیتی نیست کە خود را درگیر جنگی نظامی با حرکت آزادی کردستان نماید، لذا پاسخ دلخواه را تحویل مقامات ترکیە نخواهد داد، و این بدان معنا نیست کە مخالف دخالتهای نظامی ترکیە باشد، همچنان کە میبینیم بە کرات بمباران هواپیماهای ترکیە در داخل خاک عراق صورت میگیرد و هیچ واکنش جدی از سوی مقامات عراقی ندیدەایم. ولی بارزانی و حزب متبوعش با عملکرد و موقعیت تاریخی کە داشتە، و همچنین پایگاە طبقاتی و منافع اقتصادی این قشر خودفروختە و مرتجع، همکاری فعال را میتوان از آنها انتظار داشت، همچنان کە در طول تاریخ بیش از شصت سال اخیر عملکرد این عشیرە و حزب متبوعشان همواره در خدمت دیکتاتوران و تجاوزگران منطقە بودە است.
اکنون بیمحابا و بدون سرپوش گذاشتن بر خیانتهای خود علیە خلق کرد و حرکت آزادیخواهی، ابزاری در دست دولت ترکیە شدە و آشکارا همکاری با ترکیە را در دستور کار خود دارد، ولی من شک دارم کە جرات درگیری نظامی با جنبش آزادیخواهی را داشتە باشد، چون توان روبرو شدن نظامی را با حرکت آزادیخواهی ندارد، لذا انتظار میرود کە جاسوسی در خدمت ترکیە باشد ولی در عملیاتهای ترکیە علیە نیروهای آزادیخواە شرکت آشکار نکند.
گذار دموکراتیک
سیامند معینی: مسئلهی خلقهای ایران نبود عدالت و دموکراسی است 🆔 @GozarDemocratic
–دولت ایران در دشمنی با کردها رویهای متفاوت در پیش گرفته است. دستگیریهای گسترده در کردستان بدون روند دادرسی عادلانه و اعدامهای روزانه بهویژه در بلوچستان و کردستان بازتابی جهانی داشته است. دلیل تشدید فشار و سرکوب دولتی بهویژه در کردستان چیست؟
فشار و دستگیریهای فلەای پیشینەای در تاریخچەی رژیم استبدادی ایران دارد، لذا این دستگیریهای اخیر برای خلقمان تازگی ندارد و تداوم همان سیاست بیش از چهل سال حاکمیت این نظام است.
بینش حاکمان ایران، بینشی شوونیستی است و خلقهای ساکن مرزهای امروز ایران را با دیدی امنیتی و اتنیکی نظارە میکنند و سیاستی سختگیرانەتر نسبت بە خلقهای ایران همانند بلوچ، عرب و کردها دارند. این سیاست شکافی خطرناک میان خلقها بهوجود میآورد کە در آیندە بستر اختلافاتی را آمادەسازی میکند. مشکلات خلقهای ایران مشترک است و این از بیعدالتی و نبود دموکراسی نشات میگیرد.
پیشتر هم شاهد حملەهای نهادهای امنیتی حاکم بر ایران بودەایم کە بهصورتی فلەای نهادهای مدنی و زیستمحیطی را هدف گرفتەاند و با این حملەها میخواهند جامعه را در حالت کیش نگە دارند و انفعال جامعە را با یورش بە فعالان مدنی و محیطزیستی هدف میگیرند و همزمان هدف دیگر ضربە زدن بە همبستگی جامعە است. این سیاست سرکوب نشانەی ضعف حاکمیت در برابر نیروهای مدنی و سازماندە است. بە نظر این تهدیدها میتواند آمادەسازی برای انتخابات سال آیندە هم باشد کە فعالین جامعە را زودهنگام زمینگیر نموده و پتانسیل این نیروها را مهار یا بە شکلی خنثی نماید.
– حکومت ایران از طریق رسانه سعی در سیاهنمایی، اهانت به خلقها و پاشیدن بذر بیاعتمادی و فاصله انداختن میان مردم و پژاک از سویی و تشدید جنگ ویژه و ایجاد سرخوردگی و ناامیدی مردم در شرق کردستان از سوی دیگر است. ارزیابی شما از این رویکرد چیست؟
امروزە رسانەهای اجتماعی همانند نیروی سوم کار میکنند و همگی بر نقش رسانەها بر شکلدهی اذهان و جهتدهی افکار عمومی آگاهند. حاکمان دیکتاتور همیشە سعی در کنترل کامل رسانەها دارند و نیرو و بودجە کلانی برای این امر اختصاص میدهند و حتی حکومت ایران در تلاش برای بە کنترل درآوردن رسانەهای فارسی زبان خارج از ایران بوده و افراد مجرب خود را برای این امر مامور نمودە و در مواردی موفق هم شدەاند.
حکومت ایران، اختلافافکنی میان مردم و تا حدی اهانت بە خلقهای مختلف ایران را در دستور کار رسانهای خود قرار دادەاند. در سالهای گذشته هم ما شاهد سیاەنمایی و دروغپردازی در مورد پژاک بودەایم و این هم با هدف بهوجود آوردن شکاف بین مردم و پژاک بودە کە میبینیم در این امر با شکست مواجه گشته و تبلیغات و سیاەنماییهای ایران علیە پژاک نتوانستە چهرەی پژاک را وارونە نشان بدهد. همچنان کە در تاریخ تحریف مبارزات نیروهایی برعلیە ستم و زورگویی حاکمان بودەایم، همانند مزدکیان، خرمدینان کە علیە مامونیان بە پاخواستە ولی حاکمان عباسی سعی در وارونە نشان دادن مبارزات حقطلبانە آنها و تاریخ مبارزات آنها بودەاند. در همین مورد، فیلمها و مستندهای مختلف، شایعەهای نادرست و سناریوهای متعدد ضد پژاک از طرف نهادهای اطلاعاتی پخش شدە و حتی سعی بر کنترل رسانەهای فارسی زبان خارج از کشور داشتەاند کە بە پژاک میدان دادە نشود کە از طریق این رسانەها نظرات و افکار سیاسی خود را برای مردم ایران از زبان خود پژاک شنیدە شود. نهادهای امنیتی همیشە سعی داشتەاند پژاک را حزبی مسلح و خشن نشان دهند و با این هدف در تلاش برای تقلیل دادن پژاک که در اصل حزبی سیاسی و بر مبنای برقراری عدالت و برابری و اکولوژی با پارادایم آزادی بنا نهادە شدە و برای خودمدیریتی جامعە و دمکراسی رادیکال مبارزە میکند، هستند.
–شرایط ایران نسبت به فساد نظامند و سرکوب شدید مردم در کنار بحرانهای اقتصادی و اجتماعی از سویی و فقدان مشروعیت و مقبولیت میان مردم به مرحلهی بحرانی رسیده است. از دیدگاه شما میتوان گفت ماشین سرکوب دولتی دچار استهلاک گشته و زمینههای یک انقلاب اجتماعی در ایران فراهم گشته است؟
البتە کە سیستم حاکم بر ایران بر اساس سیستمی الیگارشیک، مافیایی و رانتی ادارە میشود، و این خود دلیلی اساسی است برای فساد در کلیت نظام و این وضعیت بە کلی جامعە را هم دربرگرفتە است. شرایط بهوجود آمدە محصول بیلیاقتی و بیکفایتی مدیریت کلان است. بحران اقتصادی و سیاسی و فساد در جامعە بە کلی نظام را دربرگرفتە و جامعە بە مرحلە انفجار رسیدە و نظام مشروعیت خود را بە کلی از دست دادە است. اکنون مشاهده میکنیم کە دست طیفهای حاکمیت چە اصلاحطلبها و چە گروەهای دیگر رو شدە و همان کسانی کە پایەهای اصلی حاکمیت دیکتاتوری بودند، خود با ناملایمات طیف دیگر روبهرو شده و از دایرهی حاکمیت بە دور انداختە شدە و تصفیە میشوند.
فشار و دستگیریهای فلەای پیشینەای در تاریخچەی رژیم استبدادی ایران دارد، لذا این دستگیریهای اخیر برای خلقمان تازگی ندارد و تداوم همان سیاست بیش از چهل سال حاکمیت این نظام است.
بینش حاکمان ایران، بینشی شوونیستی است و خلقهای ساکن مرزهای امروز ایران را با دیدی امنیتی و اتنیکی نظارە میکنند و سیاستی سختگیرانەتر نسبت بە خلقهای ایران همانند بلوچ، عرب و کردها دارند. این سیاست شکافی خطرناک میان خلقها بهوجود میآورد کە در آیندە بستر اختلافاتی را آمادەسازی میکند. مشکلات خلقهای ایران مشترک است و این از بیعدالتی و نبود دموکراسی نشات میگیرد.
پیشتر هم شاهد حملەهای نهادهای امنیتی حاکم بر ایران بودەایم کە بهصورتی فلەای نهادهای مدنی و زیستمحیطی را هدف گرفتەاند و با این حملەها میخواهند جامعه را در حالت کیش نگە دارند و انفعال جامعە را با یورش بە فعالان مدنی و محیطزیستی هدف میگیرند و همزمان هدف دیگر ضربە زدن بە همبستگی جامعە است. این سیاست سرکوب نشانەی ضعف حاکمیت در برابر نیروهای مدنی و سازماندە است. بە نظر این تهدیدها میتواند آمادەسازی برای انتخابات سال آیندە هم باشد کە فعالین جامعە را زودهنگام زمینگیر نموده و پتانسیل این نیروها را مهار یا بە شکلی خنثی نماید.
– حکومت ایران از طریق رسانه سعی در سیاهنمایی، اهانت به خلقها و پاشیدن بذر بیاعتمادی و فاصله انداختن میان مردم و پژاک از سویی و تشدید جنگ ویژه و ایجاد سرخوردگی و ناامیدی مردم در شرق کردستان از سوی دیگر است. ارزیابی شما از این رویکرد چیست؟
امروزە رسانەهای اجتماعی همانند نیروی سوم کار میکنند و همگی بر نقش رسانەها بر شکلدهی اذهان و جهتدهی افکار عمومی آگاهند. حاکمان دیکتاتور همیشە سعی در کنترل کامل رسانەها دارند و نیرو و بودجە کلانی برای این امر اختصاص میدهند و حتی حکومت ایران در تلاش برای بە کنترل درآوردن رسانەهای فارسی زبان خارج از ایران بوده و افراد مجرب خود را برای این امر مامور نمودە و در مواردی موفق هم شدەاند.
حکومت ایران، اختلافافکنی میان مردم و تا حدی اهانت بە خلقهای مختلف ایران را در دستور کار رسانهای خود قرار دادەاند. در سالهای گذشته هم ما شاهد سیاەنمایی و دروغپردازی در مورد پژاک بودەایم و این هم با هدف بهوجود آوردن شکاف بین مردم و پژاک بودە کە میبینیم در این امر با شکست مواجه گشته و تبلیغات و سیاەنماییهای ایران علیە پژاک نتوانستە چهرەی پژاک را وارونە نشان بدهد. همچنان کە در تاریخ تحریف مبارزات نیروهایی برعلیە ستم و زورگویی حاکمان بودەایم، همانند مزدکیان، خرمدینان کە علیە مامونیان بە پاخواستە ولی حاکمان عباسی سعی در وارونە نشان دادن مبارزات حقطلبانە آنها و تاریخ مبارزات آنها بودەاند. در همین مورد، فیلمها و مستندهای مختلف، شایعەهای نادرست و سناریوهای متعدد ضد پژاک از طرف نهادهای اطلاعاتی پخش شدە و حتی سعی بر کنترل رسانەهای فارسی زبان خارج از کشور داشتەاند کە بە پژاک میدان دادە نشود کە از طریق این رسانەها نظرات و افکار سیاسی خود را برای مردم ایران از زبان خود پژاک شنیدە شود. نهادهای امنیتی همیشە سعی داشتەاند پژاک را حزبی مسلح و خشن نشان دهند و با این هدف در تلاش برای تقلیل دادن پژاک که در اصل حزبی سیاسی و بر مبنای برقراری عدالت و برابری و اکولوژی با پارادایم آزادی بنا نهادە شدە و برای خودمدیریتی جامعە و دمکراسی رادیکال مبارزە میکند، هستند.
–شرایط ایران نسبت به فساد نظامند و سرکوب شدید مردم در کنار بحرانهای اقتصادی و اجتماعی از سویی و فقدان مشروعیت و مقبولیت میان مردم به مرحلهی بحرانی رسیده است. از دیدگاه شما میتوان گفت ماشین سرکوب دولتی دچار استهلاک گشته و زمینههای یک انقلاب اجتماعی در ایران فراهم گشته است؟
البتە کە سیستم حاکم بر ایران بر اساس سیستمی الیگارشیک، مافیایی و رانتی ادارە میشود، و این خود دلیلی اساسی است برای فساد در کلیت نظام و این وضعیت بە کلی جامعە را هم دربرگرفتە است. شرایط بهوجود آمدە محصول بیلیاقتی و بیکفایتی مدیریت کلان است. بحران اقتصادی و سیاسی و فساد در جامعە بە کلی نظام را دربرگرفتە و جامعە بە مرحلە انفجار رسیدە و نظام مشروعیت خود را بە کلی از دست دادە است. اکنون مشاهده میکنیم کە دست طیفهای حاکمیت چە اصلاحطلبها و چە گروەهای دیگر رو شدە و همان کسانی کە پایەهای اصلی حاکمیت دیکتاتوری بودند، خود با ناملایمات طیف دیگر روبهرو شده و از دایرهی حاکمیت بە دور انداختە شدە و تصفیە میشوند.