گذار دموکراتیک
فراخوان عمل مشترک در آستانه ی 8 مارس 2021 دوستان عزیز، زنان گرامی 🆔 @GozarDemocratic
فراخوان عمل مشترک در آستانه ی 8 مارس 2021
دوستان عزیز، زنان گرامی
در آستانه ی 8 مارس امسال لازم دیدیم تا به پاسداشت 8 مارس و با توجه به سطح مبارزات زنان، امسال در چارچوب یک همکاری مشترک معنای بیشتری برای 8 مارس قائل گشته و بدین منظور اقدامات مشترکی را به اجرا درآوریم تا نشان از متحد بودن زنان و عزم شان در راستای برقراری نظامی انسانی و برابرانه و جایگزین نظام ستمگر مردسالار باشد.
تاریخ مکتوب، تاریخی است که با ذهن، زبان و قلمی مردانه به نگارش درآمده و طبیعتا وجود زنان، حضورشان در جامعه و نقش محوری که در جامعه و پیشبرد آن داشته است را ذکر نکرده و عامدانه از قلم انداخته است. در این تاریخ اثری از چگونگی، دلایل و مناسباتی که باعث تغییر جایگاه نماد زن از مدیر جامعه به یک برده و مبدل شدنش به ابژه و ملکه ی کالاها به چشم نمیخورد. این تاریخ چیزی از چگونگی سقوط زنان از مقام اله گی، تبدیل شدنشان به جادوگرانی مرموز، سوزانده شدن هزاران زن به جرم دانایی و معرفت طبیعی در آتش ذهنیت مردسالارانه بر زبان نمی آورد. از روایات این تاریخ نمی توان دریافت که چگونه زنانی رها و مستقل را با فریب رهاسازی و نجات بخشی در چهار دیواری خانه محبوس کردند و فکر و ذهن، بدن و موجودیتشان را با چادری سیاه پوشاندند. در این روایت مردمحور اشارهای به جایگاه غیر قابل انکار، نقش، موجودیت و قدرت تحمل زنان در حیات اجتماعی و انسانی نشده است. به همین دلیل است که میتوان گفت تاریخ اسارت و به بردگی کشاندن زنان روایت نگشته است. در مقابل این امر اما، تاریخ آزادی زنان در حال نگارش بوده و با مبارزه و خون هزاران زن همانند کلارا زتکین، رزا لوکزامبورگ، بشیرە بن مراد، مینا کشور کمال، شیرین علم هولی، ندا آقاسلطانی، خواهران کعبی، شیما الصباغ و بزرگ زنانی همانند آنان نگاشته خواهد شد. زنان تاریخ خویش را ساخته و آنگونه می نویسند! در قرن بیست و یکمی که با ظلم و ستم مضاعف نظام دولت-ملت مردسالار، خشونت علیه زنان سر به فلک کشیده و غیر قابل تحمل گشته است، خط مشی مقاومت و مبارزه زنان اوج گرفته و ثابت نمود که فریاد زنان از شیلی، آمریکا و آفریقا و خاورمیانه و تمامی نقاط جهان به همدیگر رسیده است. فریاد و خواست زنان مصر، تونس، ایران، افغانستان یکی شده و زنان جملگی به سان یک ملت؛ ملت زنان همه یک صدا فریاد زدند: قرن بیست و یکم، قرن مبارزه و آزادی زنان خواهد بود!
نظام دولتی و شکل نامیمون کنونی آن یعنی دولت-ملت همانگونه که تلاش می نماید تا با سیاست یک رنگ کردن جامعه و نهادینه نمودن فردگرایی، ارتباط فرد با جامعه را از میان بردارد، به همان اندازه هم در محدود کردن عرصه تلاش و مبارزهی زنان و گسستن آنان از جامعه از هیچ تلاشی فروگذار نیست. اگر زنان وجود و حضور خود در عرصه های سیاسی، اقتصادی، حقوقی و آموزشی را ثابت نکنند، به این معنی است که نظام دولتی و سیاست پدر-مردسالار توانستهاند موجودیت و پتانسیل زنان را به خدمت خویش درآورده و به اسارت بکشند. این بدان معناست که موجودیت زنان و به تبع آن، موجودیت جامعه توسط ساختار دولت-ملت از جوهره اش تهی گشته و به وسیله ای جهت رسیدن به اهداف سودمحور تبدیل گشته اند. این تروری بی نظیر است که اعمال گردیده و تنها تروری جسمی و فیزیکی نیست. بدون شک محدود کردن و محاصره زنان در لوای دیوار «ناموس» از سوی انواع دولت ها و نمایندگانشان (پدر، برادر و همسر) نیز ترور است. آنگاه که امکان و میدانی برای ابراز وجود و نظر زنان به صورت آزادانه وجود نداشته باشد، مطالباتشان سرکوب شده و خود آنان نیز ترور گشته محسوب می شوند. ویران نمودن طبیعت، باقی نگذاشتن امکان کار برای جوانان و زنان، ترویج اعتیاد در میان طبقات فرودست و کشتن کولبران و سوختبران به بهانهی قاچاق کالا نیز، از شیوههای ترور می باشند. کودک همسری نوعی دیگر از ترور و حتی جنایتی در حق کودکان دختر است، تمامی این ها سیاست نابود کردن انسان و جامعه انسانی میباشند که جملگی در جهت ادامه ی بقا و طولانیترشدن عمر نهاد دولت اجرا میشوند. پیداست که بقای عمر نهاد دولت بسته به ایجاد بحران و نابسامانی در جامعه است، لذا دولت، برای ایجاد بحران در جامعه، در همه ارزشهای جامعه دخالت کرده و سعی در نابود کردن ارزشهای واقعی انسانی و نهادینه کردن ضد ارزشها به عنوان ارزش در جامعه دارد.
تعریف زن در قاموس و ذهنیت مردسالار و با تفکر تبعییض جنسیتی، شخصیت رام شده و آرامی است که موجودیتش به موجودیت مرد وابسته میباشد. چنانچه زنان در جستجوی آزادی باشند و تسلیم تفکر مرد سالار- تبعیضگرا نشوند و تعریف مردسالاری از زن را به چالش کشیده و در برابرش بایستند، بی درنگ مورد حمله و اعمال خشونت قرار گرفته و این خشونت تا بالاترین سطح خویش، زن کشی پیش می رود، چرا که اندیشه، روش زندگی و برخورد دمکراتیک زنان خطری جدی برای نهاد دولت و نظام مردسالار بوده و نهاد
دوستان عزیز، زنان گرامی
در آستانه ی 8 مارس امسال لازم دیدیم تا به پاسداشت 8 مارس و با توجه به سطح مبارزات زنان، امسال در چارچوب یک همکاری مشترک معنای بیشتری برای 8 مارس قائل گشته و بدین منظور اقدامات مشترکی را به اجرا درآوریم تا نشان از متحد بودن زنان و عزم شان در راستای برقراری نظامی انسانی و برابرانه و جایگزین نظام ستمگر مردسالار باشد.
تاریخ مکتوب، تاریخی است که با ذهن، زبان و قلمی مردانه به نگارش درآمده و طبیعتا وجود زنان، حضورشان در جامعه و نقش محوری که در جامعه و پیشبرد آن داشته است را ذکر نکرده و عامدانه از قلم انداخته است. در این تاریخ اثری از چگونگی، دلایل و مناسباتی که باعث تغییر جایگاه نماد زن از مدیر جامعه به یک برده و مبدل شدنش به ابژه و ملکه ی کالاها به چشم نمیخورد. این تاریخ چیزی از چگونگی سقوط زنان از مقام اله گی، تبدیل شدنشان به جادوگرانی مرموز، سوزانده شدن هزاران زن به جرم دانایی و معرفت طبیعی در آتش ذهنیت مردسالارانه بر زبان نمی آورد. از روایات این تاریخ نمی توان دریافت که چگونه زنانی رها و مستقل را با فریب رهاسازی و نجات بخشی در چهار دیواری خانه محبوس کردند و فکر و ذهن، بدن و موجودیتشان را با چادری سیاه پوشاندند. در این روایت مردمحور اشارهای به جایگاه غیر قابل انکار، نقش، موجودیت و قدرت تحمل زنان در حیات اجتماعی و انسانی نشده است. به همین دلیل است که میتوان گفت تاریخ اسارت و به بردگی کشاندن زنان روایت نگشته است. در مقابل این امر اما، تاریخ آزادی زنان در حال نگارش بوده و با مبارزه و خون هزاران زن همانند کلارا زتکین، رزا لوکزامبورگ، بشیرە بن مراد، مینا کشور کمال، شیرین علم هولی، ندا آقاسلطانی، خواهران کعبی، شیما الصباغ و بزرگ زنانی همانند آنان نگاشته خواهد شد. زنان تاریخ خویش را ساخته و آنگونه می نویسند! در قرن بیست و یکمی که با ظلم و ستم مضاعف نظام دولت-ملت مردسالار، خشونت علیه زنان سر به فلک کشیده و غیر قابل تحمل گشته است، خط مشی مقاومت و مبارزه زنان اوج گرفته و ثابت نمود که فریاد زنان از شیلی، آمریکا و آفریقا و خاورمیانه و تمامی نقاط جهان به همدیگر رسیده است. فریاد و خواست زنان مصر، تونس، ایران، افغانستان یکی شده و زنان جملگی به سان یک ملت؛ ملت زنان همه یک صدا فریاد زدند: قرن بیست و یکم، قرن مبارزه و آزادی زنان خواهد بود!
نظام دولتی و شکل نامیمون کنونی آن یعنی دولت-ملت همانگونه که تلاش می نماید تا با سیاست یک رنگ کردن جامعه و نهادینه نمودن فردگرایی، ارتباط فرد با جامعه را از میان بردارد، به همان اندازه هم در محدود کردن عرصه تلاش و مبارزهی زنان و گسستن آنان از جامعه از هیچ تلاشی فروگذار نیست. اگر زنان وجود و حضور خود در عرصه های سیاسی، اقتصادی، حقوقی و آموزشی را ثابت نکنند، به این معنی است که نظام دولتی و سیاست پدر-مردسالار توانستهاند موجودیت و پتانسیل زنان را به خدمت خویش درآورده و به اسارت بکشند. این بدان معناست که موجودیت زنان و به تبع آن، موجودیت جامعه توسط ساختار دولت-ملت از جوهره اش تهی گشته و به وسیله ای جهت رسیدن به اهداف سودمحور تبدیل گشته اند. این تروری بی نظیر است که اعمال گردیده و تنها تروری جسمی و فیزیکی نیست. بدون شک محدود کردن و محاصره زنان در لوای دیوار «ناموس» از سوی انواع دولت ها و نمایندگانشان (پدر، برادر و همسر) نیز ترور است. آنگاه که امکان و میدانی برای ابراز وجود و نظر زنان به صورت آزادانه وجود نداشته باشد، مطالباتشان سرکوب شده و خود آنان نیز ترور گشته محسوب می شوند. ویران نمودن طبیعت، باقی نگذاشتن امکان کار برای جوانان و زنان، ترویج اعتیاد در میان طبقات فرودست و کشتن کولبران و سوختبران به بهانهی قاچاق کالا نیز، از شیوههای ترور می باشند. کودک همسری نوعی دیگر از ترور و حتی جنایتی در حق کودکان دختر است، تمامی این ها سیاست نابود کردن انسان و جامعه انسانی میباشند که جملگی در جهت ادامه ی بقا و طولانیترشدن عمر نهاد دولت اجرا میشوند. پیداست که بقای عمر نهاد دولت بسته به ایجاد بحران و نابسامانی در جامعه است، لذا دولت، برای ایجاد بحران در جامعه، در همه ارزشهای جامعه دخالت کرده و سعی در نابود کردن ارزشهای واقعی انسانی و نهادینه کردن ضد ارزشها به عنوان ارزش در جامعه دارد.
تعریف زن در قاموس و ذهنیت مردسالار و با تفکر تبعییض جنسیتی، شخصیت رام شده و آرامی است که موجودیتش به موجودیت مرد وابسته میباشد. چنانچه زنان در جستجوی آزادی باشند و تسلیم تفکر مرد سالار- تبعیضگرا نشوند و تعریف مردسالاری از زن را به چالش کشیده و در برابرش بایستند، بی درنگ مورد حمله و اعمال خشونت قرار گرفته و این خشونت تا بالاترین سطح خویش، زن کشی پیش می رود، چرا که اندیشه، روش زندگی و برخورد دمکراتیک زنان خطری جدی برای نهاد دولت و نظام مردسالار بوده و نهاد
گذار دموکراتیک
فراخوان عمل مشترک در آستانه ی 8 مارس 2021 دوستان عزیز، زنان گرامی 🆔 @GozarDemocratic
مزبور نجات خود از موج مقاومت، اندیشه و عمل دمکراتیک زنانه را در تداوم بخشیدن به نظام بردگی زنان و نهایتا زن کشی میبیند.
ترور زنانی چون «ملالی میوند» فعال حقوق زنان در افغانستان ، «رهام یعقوب» در بغداد، به گروگان گرفتن زن فعال بلوچ «رحیمه کورد تمیمی»، ترور سه زن انقلابی کورد «سکینه جانسز، فیدان دوغان و لیلا شایلمز» در مرکز به اصطلاح دمکراسی پاریس، ترور زنان سیاستمدار عرب «هند الخضیر و سعد الهرماس» در شمال و شرق سوریه، به گروگان گرفتن زن فعال سیاسی کورد «زینب جلالیان» و اعدام «شیرین علم هولی» (زن فعال سیاسی کورد) در ایران، همه نمونههای اعمال سیاست و تفکر زنستیز دین محور و فاشیسم دولتی علیه زنان بوده و اثباتی است بر اینکه سیاست سیستماتیک زن ستیزی و زن کشی، سیاستی جهانی بوده و از سوی نظام سرمایه، دولت، مردسالاری و دنباله های ذهنیتی و عملی آنان در همه جا به یک سان اجرا می گردد.
در این جهان زن ستیز، رژیم ستمکار و اشغالگر ایران، از سرآمدترین این نظام هاست که یک جامعه را به زندان افکنده و در آن زندان نیز زنان را به انزوا کشانده است. نظام برقرار شده بعد انقلاب خلقهای ایران در سال ۱۳۵۷، که با پیشاهنگی زنان و جوانان روی داد و به پیروزی رسید، این واقعیت را بیش از پیش آشکار نمود که در تاریخ مدام زنان به عنوان ابزاری جهت به پیروزی رساندن مردان و سیستم دولتها مورد استفاده قرار گرفته و اولین قربانی دست مردـ دولت بوده اند. حجاب اجباری، بیکاری، تنفروشی ناشی از فقر، گرسنگی، زندان، اعدام، اسیدپاشی، کودک همسری، قتل و خودکشی، ارمغان رژیم حاکم ایران برای زنان بوده که بعد از انقلاب سر کار آمد!
رژیم جمهوری اسلامی در گام نخست زنها را هدف حمله قرار داد. رژیم خلق ها و جنس ها را از همدیگر جدا نمود و با اتخاذ سیاست «تفرقه بینداز و حکومت کن»، بین خلقها تفرقه ایجاد کرده و زنان را از میدان زندگی اجتماعی ـ سیاسی دور کرده و به حاشیه رانده و بدین ترتیب بزرگ ترین خطر جهت رژیم را برطرف نمود؛ خطر اتحاد خلقها و اتحاد زنان که دموکراتیک ترین واکنش را می توانست تشکیل دهد!
زندان های ایران مملو از زنان و جوانان آزادی خواه میباشد و هر روز موج دستگیری و اعدام در غرب و شمال غربی، جنوب و جنوب شرقی ایران علیه خلقهای کورد، بلوچ و عرب افزایش می یابد. تنها در عرض یک ماه ۱۱ نفر در سیستان و بلوچستان اعدام گردیدهاند، همزمان در شرق کوردستان ۱۴۰ نفر بازداشت شدند، که بیش از ۱۰ تن از آنان زن بودند. بر همین منوال دهها فعال عرب اعدام گردیده اند و صدها تن دیگر در بی خبری و بدون محکمه در زندانهای مخوف اطلاعات به سر میبرند. البته خشونت و سیاستهای سرکوبگرانه حاکمیت هرگز نتوانسته موج مقاومت و مبارزه خلقها را که زنان در خط مقدم آن قرار دارند، خاموش نماید. زندان به شکل یک دژ مقاومت برای زنانی چون زینب جلالیان ، فهیمه بدوی، نسرین ستوده، آتنا دائمی، و گلرخ ایرایی ابراهیمی تبدیل گشته است، زنانی که برای همه زنان و ملل تحت ستم ایران نقش الگوی مبارزه و مقاومت را ایفا مینمایند. و بسیارند زنانی کە تحت تاثير سياستهاي زن ستيزانه و استعماری دولت ملت ايران يا گمنام مانده اند يا سمت و سوی مبارزه شان دغدغه های زنان ملل تحت ستم را آنچنان كه در خور اهمیت است در بر نگرفته است و مبارزاتشان در جهت جستجوی آزادیهای یواشکی تقلیل دادە شدە است.افغانستان نیز یکی دیگرازدولت ملتهایی است کە با یک رنگ شدن با ذهنیت نیروهای امپریالیسم ، افکارزن ستیزانەی خود را تحت لوای اسلام و جهاد در سطح فجیعی در برابر جامعە ، بویژە زنان و جوانان بکار میگیرد. ملالی جویا یکی از اعضای پارلمان افغانستان بود کە بدلیل ایستادگی اش در برابر بنیادگران جهادی ، چندین بار در معرض سوءقصد این نیروها قرار گرفت.این سیاستها روزانە در جهت حذف زنان آگاه و فعال جامعە ادامە دارد و با مقاومت و مبارزات زنان روبرو میگردد.
آنچه مهم است این است که تعریف آزادی و مطالبات واقعی واضح بوده و هیچ قدرتی نمیتواند تعریف و مطالبهای را که هزاران جان پاک در راه و معنا و واقعیتش فدا شدهاند را به بیراهه برده یا ماهیتش را به تحریف بکشاند. ریشه ی اصلی مسئله زنان یک درد مشترک است، سیاست و سرکوبی هم که علیهشان اعمال میشود، در برخی لایه های ستم مشترک است . لذا برداشتن گامها و مبارزات مشترک از سوی زنان علیه سیاستهای زنستیزانه و سرکوبگرانه یک ضرورت است. همصدایی و اتحاد زنان و کانالیزه کردن پتانسیل مبارزاتی شان در خط مشی آزادی، نشانگر پی بردن زنان به این ضرورت واقعی میباشد. ما زنان و ملل تحت ستم و همه ستمکشان ایران در این زمینه دارای تجربه و آزمون/خطاهای بسیاری میباشیم که امروز نیزباید با توجه به درسهایی که از آن گرفته ایم و نقش بر آب کردن سیاستهای زنستیز رژیم به میدان آمده و هم صدا، همگام و قدرتمند عمل نماییم.
ترور زنانی چون «ملالی میوند» فعال حقوق زنان در افغانستان ، «رهام یعقوب» در بغداد، به گروگان گرفتن زن فعال بلوچ «رحیمه کورد تمیمی»، ترور سه زن انقلابی کورد «سکینه جانسز، فیدان دوغان و لیلا شایلمز» در مرکز به اصطلاح دمکراسی پاریس، ترور زنان سیاستمدار عرب «هند الخضیر و سعد الهرماس» در شمال و شرق سوریه، به گروگان گرفتن زن فعال سیاسی کورد «زینب جلالیان» و اعدام «شیرین علم هولی» (زن فعال سیاسی کورد) در ایران، همه نمونههای اعمال سیاست و تفکر زنستیز دین محور و فاشیسم دولتی علیه زنان بوده و اثباتی است بر اینکه سیاست سیستماتیک زن ستیزی و زن کشی، سیاستی جهانی بوده و از سوی نظام سرمایه، دولت، مردسالاری و دنباله های ذهنیتی و عملی آنان در همه جا به یک سان اجرا می گردد.
در این جهان زن ستیز، رژیم ستمکار و اشغالگر ایران، از سرآمدترین این نظام هاست که یک جامعه را به زندان افکنده و در آن زندان نیز زنان را به انزوا کشانده است. نظام برقرار شده بعد انقلاب خلقهای ایران در سال ۱۳۵۷، که با پیشاهنگی زنان و جوانان روی داد و به پیروزی رسید، این واقعیت را بیش از پیش آشکار نمود که در تاریخ مدام زنان به عنوان ابزاری جهت به پیروزی رساندن مردان و سیستم دولتها مورد استفاده قرار گرفته و اولین قربانی دست مردـ دولت بوده اند. حجاب اجباری، بیکاری، تنفروشی ناشی از فقر، گرسنگی، زندان، اعدام، اسیدپاشی، کودک همسری، قتل و خودکشی، ارمغان رژیم حاکم ایران برای زنان بوده که بعد از انقلاب سر کار آمد!
رژیم جمهوری اسلامی در گام نخست زنها را هدف حمله قرار داد. رژیم خلق ها و جنس ها را از همدیگر جدا نمود و با اتخاذ سیاست «تفرقه بینداز و حکومت کن»، بین خلقها تفرقه ایجاد کرده و زنان را از میدان زندگی اجتماعی ـ سیاسی دور کرده و به حاشیه رانده و بدین ترتیب بزرگ ترین خطر جهت رژیم را برطرف نمود؛ خطر اتحاد خلقها و اتحاد زنان که دموکراتیک ترین واکنش را می توانست تشکیل دهد!
زندان های ایران مملو از زنان و جوانان آزادی خواه میباشد و هر روز موج دستگیری و اعدام در غرب و شمال غربی، جنوب و جنوب شرقی ایران علیه خلقهای کورد، بلوچ و عرب افزایش می یابد. تنها در عرض یک ماه ۱۱ نفر در سیستان و بلوچستان اعدام گردیدهاند، همزمان در شرق کوردستان ۱۴۰ نفر بازداشت شدند، که بیش از ۱۰ تن از آنان زن بودند. بر همین منوال دهها فعال عرب اعدام گردیده اند و صدها تن دیگر در بی خبری و بدون محکمه در زندانهای مخوف اطلاعات به سر میبرند. البته خشونت و سیاستهای سرکوبگرانه حاکمیت هرگز نتوانسته موج مقاومت و مبارزه خلقها را که زنان در خط مقدم آن قرار دارند، خاموش نماید. زندان به شکل یک دژ مقاومت برای زنانی چون زینب جلالیان ، فهیمه بدوی، نسرین ستوده، آتنا دائمی، و گلرخ ایرایی ابراهیمی تبدیل گشته است، زنانی که برای همه زنان و ملل تحت ستم ایران نقش الگوی مبارزه و مقاومت را ایفا مینمایند. و بسیارند زنانی کە تحت تاثير سياستهاي زن ستيزانه و استعماری دولت ملت ايران يا گمنام مانده اند يا سمت و سوی مبارزه شان دغدغه های زنان ملل تحت ستم را آنچنان كه در خور اهمیت است در بر نگرفته است و مبارزاتشان در جهت جستجوی آزادیهای یواشکی تقلیل دادە شدە است.افغانستان نیز یکی دیگرازدولت ملتهایی است کە با یک رنگ شدن با ذهنیت نیروهای امپریالیسم ، افکارزن ستیزانەی خود را تحت لوای اسلام و جهاد در سطح فجیعی در برابر جامعە ، بویژە زنان و جوانان بکار میگیرد. ملالی جویا یکی از اعضای پارلمان افغانستان بود کە بدلیل ایستادگی اش در برابر بنیادگران جهادی ، چندین بار در معرض سوءقصد این نیروها قرار گرفت.این سیاستها روزانە در جهت حذف زنان آگاه و فعال جامعە ادامە دارد و با مقاومت و مبارزات زنان روبرو میگردد.
آنچه مهم است این است که تعریف آزادی و مطالبات واقعی واضح بوده و هیچ قدرتی نمیتواند تعریف و مطالبهای را که هزاران جان پاک در راه و معنا و واقعیتش فدا شدهاند را به بیراهه برده یا ماهیتش را به تحریف بکشاند. ریشه ی اصلی مسئله زنان یک درد مشترک است، سیاست و سرکوبی هم که علیهشان اعمال میشود، در برخی لایه های ستم مشترک است . لذا برداشتن گامها و مبارزات مشترک از سوی زنان علیه سیاستهای زنستیزانه و سرکوبگرانه یک ضرورت است. همصدایی و اتحاد زنان و کانالیزه کردن پتانسیل مبارزاتی شان در خط مشی آزادی، نشانگر پی بردن زنان به این ضرورت واقعی میباشد. ما زنان و ملل تحت ستم و همه ستمکشان ایران در این زمینه دارای تجربه و آزمون/خطاهای بسیاری میباشیم که امروز نیزباید با توجه به درسهایی که از آن گرفته ایم و نقش بر آب کردن سیاستهای زنستیز رژیم به میدان آمده و هم صدا، همگام و قدرتمند عمل نماییم.
گذار دموکراتیک
فراخوان عمل مشترک در آستانه ی 8 مارس 2021 دوستان عزیز، زنان گرامی 🆔 @GozarDemocratic
ما بعنوان زنان آزادیخواه، با درک شرایط حساس کنونی جامعه ی ایران، زنان و جوانان و همچنین جواب دادن به نیاز واقعی موجود، ضروری میدانیم که در آستانه ۸ مارس، روز جهانی مبارزه زنان، دست همکاری به سوی همهی نیروهای آزادی خواه و فمینیستهای مبارز علیه سیاستهای اشغالگرانه رژیم ایران دراز کرده و فراخوان اتحاد عمل مبتنی بر اصول مشترک را اعلام مینماییم و خواستار برداشتن گامهای عملی در جهت تشکیل یک جبهه متحد زنان آزادی خواه هستیم.
ما زنان بیشتر از نان شب به آزادی احتیاج داریم و برای رسیدن به آزادی، عملی کردن این موارد بسیار مهم را از ملزومات رسیدن به آزادی میدانیم:
1ـ برای خنثی کردن ترورهای دولتی و سیاستهای رژیم زنستیز ایران خواستار تأسیس یک مرکز جهت وضع سیاست دمکراتیک مشترکی هستیم که بتواند به شکل یک نهاد، پلتفورم و یا یک جبهه مشترک و متحد از زنان آزادیخواه را گردهم آورده و امکانی برای متشکل کردن همهی زنان، فارغ از تفاوتهای ملی، اجتماعی، مذهبی، زبان و ... فراهم کند.
2ـ با روشنگری و تلاش برای بالا بردن سطح آگاهی زنان، برای پایان دادن و از بین بردن جنایت، ترور دولتی (حجاب اجباری، بیکاری، گرسنگی، تن فروشی، زندان و اعدام، اسیدپاشی، کودک همسری، قتل وخودکشی ) که تحت عنوان و در لوای قانون علیه زنان اعمال و بر آنها تحمیل میشود، در سطح سازمان و نهادهای بینالمللی پروندهی مشترک آماده کرده و از این طریق مجامع بینالمللی را در جریان وضعیت زنان و ملل تحت ستم در ایران قرار دهیم.
3ـ مکانیزم دفاع ذاتی مشترکی برای زنان و جوانان و همه اقشار جامعه، جهت مقابله با هر گونه قتلعام فیزیکی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و غیره ایجاد نماییم.
4ـ مرکزی جهت پروپاگندا و آژیتاسیون علیه سیاستهای جنایتکارانه رژیم اشغالگر ایران، مانند وبسایت و کانالها در شبکههای اجتماعی بنیان گزاریم.
5ـ از هر گونه کارزارهای اینترنتی، بیانیه، موضع و مبارزهای که هر کدام از سازمانها، جنبشها و نهادها که در این جبهه مشترک حضور دارند و عضوی از این جبهه و اتحاد عمل به حساب میآیند، پشتیبانی نماییم.
جامعە زنان آزاد شرق کردستان – کژار
جمعیت انقلابی زنان افغانستان – راوا
میترا درویشیان/ کانون نویسندگان در تبعید آلمان
زمان مسعودی / فعال حقوق زن آلمان
بسی شاماری / عضو شورای هماهنگی پلتفورم دموکراتیک ایران
سحر شهیار / عضو پلتفورم دمئکراتیک ایران
هیفا الاسدی / فعال حقوق زنان
سازمان زنان شرق کوردستان در اروپا / روناک
مرسده قائدی / تلویزیون خاوران،عضو ایران تریبونال انگلیس
سحر صبا / فعال نهادهای همبستگی با جنبش کارگری در ایران
فتان جوکار/ عضو دادگاه مردمی ایران تریبونال
ماریا رشیدی / نماینده انجمن حق زنان سوئد
2021/03/01
www.kjar.online
🆔 @GozarDemocratic
ما زنان بیشتر از نان شب به آزادی احتیاج داریم و برای رسیدن به آزادی، عملی کردن این موارد بسیار مهم را از ملزومات رسیدن به آزادی میدانیم:
1ـ برای خنثی کردن ترورهای دولتی و سیاستهای رژیم زنستیز ایران خواستار تأسیس یک مرکز جهت وضع سیاست دمکراتیک مشترکی هستیم که بتواند به شکل یک نهاد، پلتفورم و یا یک جبهه مشترک و متحد از زنان آزادیخواه را گردهم آورده و امکانی برای متشکل کردن همهی زنان، فارغ از تفاوتهای ملی، اجتماعی، مذهبی، زبان و ... فراهم کند.
2ـ با روشنگری و تلاش برای بالا بردن سطح آگاهی زنان، برای پایان دادن و از بین بردن جنایت، ترور دولتی (حجاب اجباری، بیکاری، گرسنگی، تن فروشی، زندان و اعدام، اسیدپاشی، کودک همسری، قتل وخودکشی ) که تحت عنوان و در لوای قانون علیه زنان اعمال و بر آنها تحمیل میشود، در سطح سازمان و نهادهای بینالمللی پروندهی مشترک آماده کرده و از این طریق مجامع بینالمللی را در جریان وضعیت زنان و ملل تحت ستم در ایران قرار دهیم.
3ـ مکانیزم دفاع ذاتی مشترکی برای زنان و جوانان و همه اقشار جامعه، جهت مقابله با هر گونه قتلعام فیزیکی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و غیره ایجاد نماییم.
4ـ مرکزی جهت پروپاگندا و آژیتاسیون علیه سیاستهای جنایتکارانه رژیم اشغالگر ایران، مانند وبسایت و کانالها در شبکههای اجتماعی بنیان گزاریم.
5ـ از هر گونه کارزارهای اینترنتی، بیانیه، موضع و مبارزهای که هر کدام از سازمانها، جنبشها و نهادها که در این جبهه مشترک حضور دارند و عضوی از این جبهه و اتحاد عمل به حساب میآیند، پشتیبانی نماییم.
جامعە زنان آزاد شرق کردستان – کژار
جمعیت انقلابی زنان افغانستان – راوا
میترا درویشیان/ کانون نویسندگان در تبعید آلمان
زمان مسعودی / فعال حقوق زن آلمان
بسی شاماری / عضو شورای هماهنگی پلتفورم دموکراتیک ایران
سحر شهیار / عضو پلتفورم دمئکراتیک ایران
هیفا الاسدی / فعال حقوق زنان
سازمان زنان شرق کوردستان در اروپا / روناک
مرسده قائدی / تلویزیون خاوران،عضو ایران تریبونال انگلیس
سحر صبا / فعال نهادهای همبستگی با جنبش کارگری در ایران
فتان جوکار/ عضو دادگاه مردمی ایران تریبونال
ماریا رشیدی / نماینده انجمن حق زنان سوئد
2021/03/01
www.kjar.online
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
فراخوان عمل مشترک در آستانه ی 8 مارس 2021 دوستان عزیز، زنان گرامی 🆔 @GozarDemocratic
بانگەوازی کاری هاوبەش بە نزیکبوونەوە لە ٨ی مارسی ٢٠٢١دا
هاوڕێیانی ئازیز، ژنانی بەڕێز
بە نزیکبوونەوە لە ٨ی مارس بە پێویستمان زانی تا بۆ ڕێزلێنان لە ٨ی مارس و سرنجدان بە ئاستی تێکۆشانی ژنان، ئەمساڵ لە چوارچێوەی کارێکی هاوبەش واتایەکی زیاتر بۆ ٨ی مارس لەبەرچاو بگرین و بۆ ئەم مەبەستە بە ئەنجام گەیاندنی کۆمەڵێک کاری هاوبەش، ئاماژەیەک بین بۆ یەکبوونی ئیرادەی ژنان لە وەدیهاتنی سیستمێکی مرۆڤایەتی و یەکسان کە جێگرەوە و بەدیلی سیستمی زاڵمی پیاوسالاری بێت.
بە چاو خشاندنێک بە سەر مێژووی نووسراو ئەوە دەبینین کە مێژوو هەموو کات بە عەقڵییەت و زمان و پێنووسی پیاو نووسراوە، هەر بۆیە هەبوونی ژن و ئەوەی کە ژن لە ناو کۆمەڵگا خاوەن چ پێگەیەکە و چۆن ژیانی لە دەوری خۆی خۆلقاندوە باس نەکراوەو پشت گوێ خراوە. لە ناو ئەم مێژووەدا نەنووسراوە کە چۆن ژن لە پێگەی خوداوەندییەوە بوو بە ئۆبژە و مەلەکەی کاڵاکان. لەم مێژووەدا نەهاتووەتە زمان کە ژن چۆن لە ئاستی خوداوەندیدا کرا بە ساحیرە و بە هەزاران ژن بە تاوانی زیرەکبوون و بوونی بەهرەی زانستی سروشتی لە ناو ئاگری عەقڵییەتی پیاوسالاریدا سووتێندران. لە گێڕانەوەکانی ئەم مێژووەدا نابیستین کە چۆن ژنان خرانە بن عەرز و لە ژێر عەرز رزگار کران و دواتر لە ژوورێکدا دیل کران و چارشێوی رەش بە سەر مێشک و جەستە و هەبوونیان کێشرا. لەم مێژووە پیاوتەوەرەدا ئاماژە بە پێگەی حاشا هەڵنەگر، رۆڵ، هەبوون و ئاستی بەرخۆدانی ژنان لە ژیانی کۆمەڵایەتی و مرۆڤایەتی نەکراوە. بۆیە دەتوانین بڵین کە مێژووی دیل کردن و کۆیلەکردنی ژنان نەنووسراوە بەڵام لە بەرامبەر ئەمەدا مێژووی ئازادی ژنان، بە تێکۆشان و خوێنی هەزاران ژنی وەکوو کلارازێدکین، رۆزا لۆکزامبۆرگ، مینا کیشوەر کەمال و شیرین عەلەم هولی، ندا ئاغاسوڵتانی، خوشکانی کەعبی، شیما ئەلسەباغ و ژنانی گەورەی وەک ئەوان خەریکە دەنووسرێتەوە. ژنان مێژووی خۆیان سازکردووە و بەمشێوە دەینووسنەوە! لە سەدەی ٢١دا کە لە ئەنجامی زوڵم و بێدادی دەوڵەت - نەتەوەدا، تۆندوتێژی لە بەرامبەری ژنان گەیشتووتە ئاستێکی هەرە بەرز کە چیتر قبووڵ ناکرێت، رێبازی تێکۆشان و خۆڕاگری ژنان زیاتر پەرەی سەندو بەگوڕتر دەرکەوت و سەلماندی کە دەنگی ژنان لە شیلی، ئامریکا، ئافریقاو ڕۆژهەڵاتی ناوەڕاست گەیشتە یەک. بانگەوازو خواستی ژنانی میسر، تونس و ئێران و ئەفغانستان بوو بە یەک و ژنان بە تێکڕاو وەک یەک نەتەوە، بانگەوازی ئەوەیان کرد کە: سەدەی ٢١ دەبێتە سەدەی تێکۆشان و ئازادی ژنان.
سیستمی دەوڵەتی و فۆرمی نەشیاوی دەوڵەت – نەتەوە، هەر وەک چۆن هەوڵ دەدات کە بە پەیڕوەکردنی سیاسەتی یەکڕەنگ کردنی کۆمەڵگاو چەسپاندن و جێگیرکردنی تاک پەرستی، پێوەندی تاک لەگەڵ کۆمەڵگا بپچڕێنێت، بە هەمان شێوەش لە بەرتەسککردنەوەی مەیدانی تێکۆشان و دابڕانی ژنان لە کۆمەڵگا لە هیچ هەوڵێک خۆنابوێرێت. ئەگەر ژنان پێگەو هەبوونی خۆیان لە گۆرەپانەکانی سیاسی، ئابووری، مافناسی، پەروەردە نەسەلمێنن ئەوە بەو واتایەیە کە سیستمی دەوڵەتی و سیاسەتی باوک – پیاوسالاری توانیویەتی هەبوون و هێزی ژن بخاتە خزمەتی خۆی و بە دیلی بگرێت. ئەمە دێتە ئەو واتایە کە هەبوونی ژنان و هەروەها هەبوونی کۆمەڵگا لە لایەن پێکهاتەی دەوڵەت – نەتەوە لە ناوەڕۆکی خۆی بەتاڵ کراوەو بووە بە ئامرازێک بۆ گەیشتن بە ئامانجە قازانج خوازەکان. ئەمە رەشەکوژییەکی تایبەتە کە ئەنجام دراوەو تەنیا رەشەکوژییەکی جەستەیی و فیزیکی نیە. بێ گومان بەرتەسککردن و دەورپێچکردنی ژنان لە ژێر بانگەشەی "ناموس" لە لایەن دەوڵەتە جۆراوجۆرەکان و هەروەها نوێنەرەکانیان (باوک، براو هاوسەر)، شێوازێکی رەشەکوژییە. کاتێک کە دەرفەت و گۆڕەپانێکی ئازاد بۆ دەربڕینی هەبوون و بۆچوونی ژنان بوونی نەبوو و خواست و ویستیان سەرکوت کرا، وەک ئەوە وایە کە ژنان تێرۆر کرابن. لەناوبردنی سرووشت، نەهێشتنی دەرفەتی کارکردن بۆ گەنجان و ژنان، کوشتنی کۆڵبەران بە بیانووی هێنانی باری قاچاخ، شێوازێکی رەشەکوژین. هاوسەرگیری منداڵان لە خۆیدا جۆرێکە لە تێرۆرو تاوانێکی گەورەیە دژ بە مافی منداڵانی کچ، هەموو ئەمانە سیاسەتی قڕکردنی مرۆڤ و کۆمەڵگای مرۆڤایەتییە کە سەرجەمیان لە پێناو درێژکردنەوەو پاراستنی تەمەنی دامەزراوەی دەوڵەت بەڕیوە دەچن. ئاشکرایە کە تەمەنی دامەزراوەی دەوڵەت گرێدراوی بوونی قەیران و ئاژاوە لە کۆمەڵگادایە، هەر بۆیە دەوڵەت بۆ دروستکردنی قەیران لە کۆمەڵگا، دەست دەباتە ناو هەموو نرخ و بەهاکانی کۆمەڵگاو هەوڵی لەناوبردنی بەها راستەقینەکانی مرۆڤ و لەبەرانبەردا جێگیرکردن و چەسپاندنی دژەبەهاکان لە کۆمەڵگا دەدات.
هاوڕێیانی ئازیز، ژنانی بەڕێز
بە نزیکبوونەوە لە ٨ی مارس بە پێویستمان زانی تا بۆ ڕێزلێنان لە ٨ی مارس و سرنجدان بە ئاستی تێکۆشانی ژنان، ئەمساڵ لە چوارچێوەی کارێکی هاوبەش واتایەکی زیاتر بۆ ٨ی مارس لەبەرچاو بگرین و بۆ ئەم مەبەستە بە ئەنجام گەیاندنی کۆمەڵێک کاری هاوبەش، ئاماژەیەک بین بۆ یەکبوونی ئیرادەی ژنان لە وەدیهاتنی سیستمێکی مرۆڤایەتی و یەکسان کە جێگرەوە و بەدیلی سیستمی زاڵمی پیاوسالاری بێت.
بە چاو خشاندنێک بە سەر مێژووی نووسراو ئەوە دەبینین کە مێژوو هەموو کات بە عەقڵییەت و زمان و پێنووسی پیاو نووسراوە، هەر بۆیە هەبوونی ژن و ئەوەی کە ژن لە ناو کۆمەڵگا خاوەن چ پێگەیەکە و چۆن ژیانی لە دەوری خۆی خۆلقاندوە باس نەکراوەو پشت گوێ خراوە. لە ناو ئەم مێژووەدا نەنووسراوە کە چۆن ژن لە پێگەی خوداوەندییەوە بوو بە ئۆبژە و مەلەکەی کاڵاکان. لەم مێژووەدا نەهاتووەتە زمان کە ژن چۆن لە ئاستی خوداوەندیدا کرا بە ساحیرە و بە هەزاران ژن بە تاوانی زیرەکبوون و بوونی بەهرەی زانستی سروشتی لە ناو ئاگری عەقڵییەتی پیاوسالاریدا سووتێندران. لە گێڕانەوەکانی ئەم مێژووەدا نابیستین کە چۆن ژنان خرانە بن عەرز و لە ژێر عەرز رزگار کران و دواتر لە ژوورێکدا دیل کران و چارشێوی رەش بە سەر مێشک و جەستە و هەبوونیان کێشرا. لەم مێژووە پیاوتەوەرەدا ئاماژە بە پێگەی حاشا هەڵنەگر، رۆڵ، هەبوون و ئاستی بەرخۆدانی ژنان لە ژیانی کۆمەڵایەتی و مرۆڤایەتی نەکراوە. بۆیە دەتوانین بڵین کە مێژووی دیل کردن و کۆیلەکردنی ژنان نەنووسراوە بەڵام لە بەرامبەر ئەمەدا مێژووی ئازادی ژنان، بە تێکۆشان و خوێنی هەزاران ژنی وەکوو کلارازێدکین، رۆزا لۆکزامبۆرگ، مینا کیشوەر کەمال و شیرین عەلەم هولی، ندا ئاغاسوڵتانی، خوشکانی کەعبی، شیما ئەلسەباغ و ژنانی گەورەی وەک ئەوان خەریکە دەنووسرێتەوە. ژنان مێژووی خۆیان سازکردووە و بەمشێوە دەینووسنەوە! لە سەدەی ٢١دا کە لە ئەنجامی زوڵم و بێدادی دەوڵەت - نەتەوەدا، تۆندوتێژی لە بەرامبەری ژنان گەیشتووتە ئاستێکی هەرە بەرز کە چیتر قبووڵ ناکرێت، رێبازی تێکۆشان و خۆڕاگری ژنان زیاتر پەرەی سەندو بەگوڕتر دەرکەوت و سەلماندی کە دەنگی ژنان لە شیلی، ئامریکا، ئافریقاو ڕۆژهەڵاتی ناوەڕاست گەیشتە یەک. بانگەوازو خواستی ژنانی میسر، تونس و ئێران و ئەفغانستان بوو بە یەک و ژنان بە تێکڕاو وەک یەک نەتەوە، بانگەوازی ئەوەیان کرد کە: سەدەی ٢١ دەبێتە سەدەی تێکۆشان و ئازادی ژنان.
سیستمی دەوڵەتی و فۆرمی نەشیاوی دەوڵەت – نەتەوە، هەر وەک چۆن هەوڵ دەدات کە بە پەیڕوەکردنی سیاسەتی یەکڕەنگ کردنی کۆمەڵگاو چەسپاندن و جێگیرکردنی تاک پەرستی، پێوەندی تاک لەگەڵ کۆمەڵگا بپچڕێنێت، بە هەمان شێوەش لە بەرتەسککردنەوەی مەیدانی تێکۆشان و دابڕانی ژنان لە کۆمەڵگا لە هیچ هەوڵێک خۆنابوێرێت. ئەگەر ژنان پێگەو هەبوونی خۆیان لە گۆرەپانەکانی سیاسی، ئابووری، مافناسی، پەروەردە نەسەلمێنن ئەوە بەو واتایەیە کە سیستمی دەوڵەتی و سیاسەتی باوک – پیاوسالاری توانیویەتی هەبوون و هێزی ژن بخاتە خزمەتی خۆی و بە دیلی بگرێت. ئەمە دێتە ئەو واتایە کە هەبوونی ژنان و هەروەها هەبوونی کۆمەڵگا لە لایەن پێکهاتەی دەوڵەت – نەتەوە لە ناوەڕۆکی خۆی بەتاڵ کراوەو بووە بە ئامرازێک بۆ گەیشتن بە ئامانجە قازانج خوازەکان. ئەمە رەشەکوژییەکی تایبەتە کە ئەنجام دراوەو تەنیا رەشەکوژییەکی جەستەیی و فیزیکی نیە. بێ گومان بەرتەسککردن و دەورپێچکردنی ژنان لە ژێر بانگەشەی "ناموس" لە لایەن دەوڵەتە جۆراوجۆرەکان و هەروەها نوێنەرەکانیان (باوک، براو هاوسەر)، شێوازێکی رەشەکوژییە. کاتێک کە دەرفەت و گۆڕەپانێکی ئازاد بۆ دەربڕینی هەبوون و بۆچوونی ژنان بوونی نەبوو و خواست و ویستیان سەرکوت کرا، وەک ئەوە وایە کە ژنان تێرۆر کرابن. لەناوبردنی سرووشت، نەهێشتنی دەرفەتی کارکردن بۆ گەنجان و ژنان، کوشتنی کۆڵبەران بە بیانووی هێنانی باری قاچاخ، شێوازێکی رەشەکوژین. هاوسەرگیری منداڵان لە خۆیدا جۆرێکە لە تێرۆرو تاوانێکی گەورەیە دژ بە مافی منداڵانی کچ، هەموو ئەمانە سیاسەتی قڕکردنی مرۆڤ و کۆمەڵگای مرۆڤایەتییە کە سەرجەمیان لە پێناو درێژکردنەوەو پاراستنی تەمەنی دامەزراوەی دەوڵەت بەڕیوە دەچن. ئاشکرایە کە تەمەنی دامەزراوەی دەوڵەت گرێدراوی بوونی قەیران و ئاژاوە لە کۆمەڵگادایە، هەر بۆیە دەوڵەت بۆ دروستکردنی قەیران لە کۆمەڵگا، دەست دەباتە ناو هەموو نرخ و بەهاکانی کۆمەڵگاو هەوڵی لەناوبردنی بەها راستەقینەکانی مرۆڤ و لەبەرانبەردا جێگیرکردن و چەسپاندنی دژەبەهاکان لە کۆمەڵگا دەدات.
گذار دموکراتیک
فراخوان عمل مشترک در آستانه ی 8 مارس 2021 دوستان عزیز، زنان گرامی 🆔 @GozarDemocratic
پێناسەی ژن لە وشەدان و عەقڵیەتی پیاوسالاری و روانگەی رەگەزپەرستی دا، کەسایەتییەکی ماڵی کراو ئارامە کە هەبوونی بە هەبوونی پیاوەوە گرێدراوە. گەر بێتوو ژنان لە هەوڵ و گەڕان بەدوای ئازادیدا بن و تەسلیمی عەقڵیەتی پیاوسالاری – رەگەز پەرستی نەبن و بەمشێوە پێناسەی پیاو لە ژن بخەنە ژێر پرسیارو لەبەرانبەری دا بوەستن، دەستبەجێ دەکەونە بەر هێرش و توندوتیژی کە تا ئاستی کوشتنی ژن دەچێتە پیش. چونکە هزر، شێوازی ژیان و هەڵسوکەوتی دیموکراتیکی ژنان بە مەترسییەکی جیدی بۆ دامەزراوەی دەوڵەت و سیستمی پیاوسالار دەبیندرێ و دامەزراوەی دەوڵەت دەربازبوونی خۆی لە شەپۆلی بەرخۆدان، هزر و رێبازی دیموکراتیکی ژنان، لە بەردەوامی و زیاتر پێشخستنی سیستمی کۆیلایەتی و دواتر لە کوشتنی ژنان دەبینێتەوە.
تێرۆری ژنانی وەک "مەلالی میوند" چالاکی ژنان لە ئەفغانستان، "رەهام یەعقوب" لە بەغداد، بە بارمتەگرتنی ژنە چالاکی بەلوچ "رەحیمە کورد تەمیمی"، تێرۆری سێ ژنە شۆڕشگێڕی کورد "سەکینە جانسز، فیدان دۆغان و لەیلا شایلەمز" لە ناوەندی بەناو دیموکراسیی پاریس، تێرۆری ژنانی سیاسەتمەداری عەرەب "هند ئەلخەزیر و سەعد ئەلهەرماس" لە باکوورو رۆژهەڵاتی سوریە، بە بارمتەگرتنی ژنە چالاکی سیاسی کورد "زەینەب جەلالیان" و لەسێدارەدانی "شیرین عەلەمهولی" ژنە چالاکی سیاسی کورد لە ئێران، نموونەی بەڕێوەبردنی سیاسەت و عەقڵیەتی دژە ژن، ئایین پەرست و فاشیزمی دەوڵەتی دژ بە ژنانە و سەلمێنەری ئەوەیە کە سیاسەتی سیستماتیکی دژە ژن و ژن کوژی، سیاسەتێکی جیهانییەو لە لایەن سیستمی سەرمایەداری، پیاوسالاری و پاشکۆ عەقڵی و کردارییەکانیانە کە لە هەموو شوێنێک و پێکەوە بەڕێوە دەچێت.
لەم دنیا دژە ژنەدا، رژیمی داگیرکارو زاڵمی ئێران، لە پێشەنگەکانی ئەو سیستمانە دێتە ئەژمار کە کۆمەڵگایان خستوەتە بەندو لەم بەندیخانەش دا، ژنانیان زیاتر گۆشەگیر کردووە. سیستمی دامەزراو دوای شۆڕشی گەلانی ئێران لە ساڵێ ١٣٥٧ کە بە پێشەنگایەتی ژنان و جوانان سەری هەڵداو سەرکەوت، ئەم راستیەی لە هەموو کات زیاتر ئاشکرا کرد کە بە درێژایی مێژوو بە شێوەی بەردەوام لە ژنان وەک ئامرازێک بۆ سەرکەوتنی پیاو و سیستمی دەوڵەت کەڵک گیراوەو دواتریش بوونەتە یەکەمین قوربانی دەستی پیاو – دەوڵەت. رووپۆشی زۆرەملی، بێکاری، لەشفرۆشی لە ئەنجامی هەژاری، برسیەتی، زیندان، سێدارە، تیزاب رشتن، هاوسەرگیری منداڵان، کوشتن و خۆکوژی، دیاری رژیمی دەسەڵاتداری ئێران بوو بۆ ژنان.
رژیمی کۆماری ئیسلامی لە یەکەم هەنگاوی خۆیدا ژنانی خستە بەر پەلامارو هێرش. رژیم نەتەوەکان و رەگەزەکانی لە یەکتر جیاکردەوەو بە گرتنەبەری سیاسەتی "پارچە بکە و دەسەڵاتداری بکە"، ناکۆکی خستە نێوان گەلان و ژنانی لە گۆڕەپانی ژیانی کۆمەڵایەتی – سیاسی دوورو پەراوێز خست و بەمشێوە گەورەترین مەترسی لە سەر خۆی وەلانا، مەترسیی یەکگرتوویی گەلان و ژنان، کە دەیتوانی بەهێزترین دیموکراسی بەدی بهێنێت!
زیندانەکانی ئێران پڕاوپڕە لە ژنان و گەنجانی ئازادیخوازو رۆژبەڕۆژ شەپۆلی گرتن و سێدارە لە رۆژئاواو رۆژئاوای باکوور، باشوورو رۆژهەڵاتی باشوور لە ئێران دژ بە گەلانی کورد، بەلوچ و عەرەب پەرە دەسێنێت. تەنیا لە ماوەی یەک مانگ دا ١١ کەس لە سیستان و بەلوچستان لە سێدارە دران، هاوکات لە رۆژهەڵاتی کوردستان ١٤٠ کەس دەستگیر کران کە زیاتر لە ١٠ ژن لە ناو ئەم گیراوانە بوو. لە سەر هەمان رەوت دەیان چالاکی عەرەب لە سێدارە دران. هەڵبەت توندوتیژی و سیاسەتی سەرکوتکردن هیچکات نەیتوانی شەپۆلی بەرخۆدان و تێکۆشانی گەلان کە ژنان پێشەنگایەتی دەکەن بوەستێنێ. لە ئێستادا زیندانەکان بوونەتە قەڵای خۆڕاگری بۆ ژنانی وەک زەینەب جەلالیان، فەهیمە بەدەوی، نەسرین ستودە، ئاتێنا دایمی و گوڵرۆخی ئیرایی ئیبراهیمی. ژنانێک کە بۆ هەموو ژنان و نەتەوە بندەستەکانی ئێران رۆڵی سەمبولیکی تێکۆشان و بەرخۆدان دەبینن. هەروەها زۆرن ئەو ژنانەی کە لە ژێر هێژموونی سیاسەتە دژە ژن و داگیرکارییەکانی دەوڵەت- نەتەوەی ئێران ناویان نیە یان رەوت و ئاستی تێکۆشانیان نیگەرانی و پەرۆشییەکانی ژنانی نەتەوە بندەستەکانی بەو رادەیە کە پێویستە لەخۆ نەگرتووەو تێکۆشانیان لە پێناو گەڕان بە دوای ئازادییە لاوەکییەکاندا سنووردارە. ئەفغانستانیش یەکێک لەو دەوڵەت – نەتەوانەیە کە بە هاوئاهەنگی لەگەڵ هێزە ئیمپێریالیزمەکان، عەقڵیەتی دژە ژنی خۆیان لە ژێر ئاڵای ئیسلام و جیهاد لە ئاستێکی قیزەون لە بەرامبەر کۆمەڵگاو بەتایبەتی ژنان و جوانان بەکار دەهێنێت. مەلالی جویا ئەندامی پارلمانی ئەفغانستان، بە هۆکاری هەڵوێست نیشان دان لە بەرامبەر بناژۆخوازانی جیهادی، چەندین جار بووە ئامانجی ئەم هێزانە. دیارە ئەم سیاسەتانە بەردەوامەو بە ئامانجی لەناوبردنی ژنانی وشیارو چالاکی کۆمەڵگا درێژەی دەبێ و لەبەرامبەریش دا بە خۆراگری و تێکۆشانی ژنان وڵام دەدرێتەوە.
تێرۆری ژنانی وەک "مەلالی میوند" چالاکی ژنان لە ئەفغانستان، "رەهام یەعقوب" لە بەغداد، بە بارمتەگرتنی ژنە چالاکی بەلوچ "رەحیمە کورد تەمیمی"، تێرۆری سێ ژنە شۆڕشگێڕی کورد "سەکینە جانسز، فیدان دۆغان و لەیلا شایلەمز" لە ناوەندی بەناو دیموکراسیی پاریس، تێرۆری ژنانی سیاسەتمەداری عەرەب "هند ئەلخەزیر و سەعد ئەلهەرماس" لە باکوورو رۆژهەڵاتی سوریە، بە بارمتەگرتنی ژنە چالاکی سیاسی کورد "زەینەب جەلالیان" و لەسێدارەدانی "شیرین عەلەمهولی" ژنە چالاکی سیاسی کورد لە ئێران، نموونەی بەڕێوەبردنی سیاسەت و عەقڵیەتی دژە ژن، ئایین پەرست و فاشیزمی دەوڵەتی دژ بە ژنانە و سەلمێنەری ئەوەیە کە سیاسەتی سیستماتیکی دژە ژن و ژن کوژی، سیاسەتێکی جیهانییەو لە لایەن سیستمی سەرمایەداری، پیاوسالاری و پاشکۆ عەقڵی و کردارییەکانیانە کە لە هەموو شوێنێک و پێکەوە بەڕێوە دەچێت.
لەم دنیا دژە ژنەدا، رژیمی داگیرکارو زاڵمی ئێران، لە پێشەنگەکانی ئەو سیستمانە دێتە ئەژمار کە کۆمەڵگایان خستوەتە بەندو لەم بەندیخانەش دا، ژنانیان زیاتر گۆشەگیر کردووە. سیستمی دامەزراو دوای شۆڕشی گەلانی ئێران لە ساڵێ ١٣٥٧ کە بە پێشەنگایەتی ژنان و جوانان سەری هەڵداو سەرکەوت، ئەم راستیەی لە هەموو کات زیاتر ئاشکرا کرد کە بە درێژایی مێژوو بە شێوەی بەردەوام لە ژنان وەک ئامرازێک بۆ سەرکەوتنی پیاو و سیستمی دەوڵەت کەڵک گیراوەو دواتریش بوونەتە یەکەمین قوربانی دەستی پیاو – دەوڵەت. رووپۆشی زۆرەملی، بێکاری، لەشفرۆشی لە ئەنجامی هەژاری، برسیەتی، زیندان، سێدارە، تیزاب رشتن، هاوسەرگیری منداڵان، کوشتن و خۆکوژی، دیاری رژیمی دەسەڵاتداری ئێران بوو بۆ ژنان.
رژیمی کۆماری ئیسلامی لە یەکەم هەنگاوی خۆیدا ژنانی خستە بەر پەلامارو هێرش. رژیم نەتەوەکان و رەگەزەکانی لە یەکتر جیاکردەوەو بە گرتنەبەری سیاسەتی "پارچە بکە و دەسەڵاتداری بکە"، ناکۆکی خستە نێوان گەلان و ژنانی لە گۆڕەپانی ژیانی کۆمەڵایەتی – سیاسی دوورو پەراوێز خست و بەمشێوە گەورەترین مەترسی لە سەر خۆی وەلانا، مەترسیی یەکگرتوویی گەلان و ژنان، کە دەیتوانی بەهێزترین دیموکراسی بەدی بهێنێت!
زیندانەکانی ئێران پڕاوپڕە لە ژنان و گەنجانی ئازادیخوازو رۆژبەڕۆژ شەپۆلی گرتن و سێدارە لە رۆژئاواو رۆژئاوای باکوور، باشوورو رۆژهەڵاتی باشوور لە ئێران دژ بە گەلانی کورد، بەلوچ و عەرەب پەرە دەسێنێت. تەنیا لە ماوەی یەک مانگ دا ١١ کەس لە سیستان و بەلوچستان لە سێدارە دران، هاوکات لە رۆژهەڵاتی کوردستان ١٤٠ کەس دەستگیر کران کە زیاتر لە ١٠ ژن لە ناو ئەم گیراوانە بوو. لە سەر هەمان رەوت دەیان چالاکی عەرەب لە سێدارە دران. هەڵبەت توندوتیژی و سیاسەتی سەرکوتکردن هیچکات نەیتوانی شەپۆلی بەرخۆدان و تێکۆشانی گەلان کە ژنان پێشەنگایەتی دەکەن بوەستێنێ. لە ئێستادا زیندانەکان بوونەتە قەڵای خۆڕاگری بۆ ژنانی وەک زەینەب جەلالیان، فەهیمە بەدەوی، نەسرین ستودە، ئاتێنا دایمی و گوڵرۆخی ئیرایی ئیبراهیمی. ژنانێک کە بۆ هەموو ژنان و نەتەوە بندەستەکانی ئێران رۆڵی سەمبولیکی تێکۆشان و بەرخۆدان دەبینن. هەروەها زۆرن ئەو ژنانەی کە لە ژێر هێژموونی سیاسەتە دژە ژن و داگیرکارییەکانی دەوڵەت- نەتەوەی ئێران ناویان نیە یان رەوت و ئاستی تێکۆشانیان نیگەرانی و پەرۆشییەکانی ژنانی نەتەوە بندەستەکانی بەو رادەیە کە پێویستە لەخۆ نەگرتووەو تێکۆشانیان لە پێناو گەڕان بە دوای ئازادییە لاوەکییەکاندا سنووردارە. ئەفغانستانیش یەکێک لەو دەوڵەت – نەتەوانەیە کە بە هاوئاهەنگی لەگەڵ هێزە ئیمپێریالیزمەکان، عەقڵیەتی دژە ژنی خۆیان لە ژێر ئاڵای ئیسلام و جیهاد لە ئاستێکی قیزەون لە بەرامبەر کۆمەڵگاو بەتایبەتی ژنان و جوانان بەکار دەهێنێت. مەلالی جویا ئەندامی پارلمانی ئەفغانستان، بە هۆکاری هەڵوێست نیشان دان لە بەرامبەر بناژۆخوازانی جیهادی، چەندین جار بووە ئامانجی ئەم هێزانە. دیارە ئەم سیاسەتانە بەردەوامەو بە ئامانجی لەناوبردنی ژنانی وشیارو چالاکی کۆمەڵگا درێژەی دەبێ و لەبەرامبەریش دا بە خۆراگری و تێکۆشانی ژنان وڵام دەدرێتەوە.
گذار دموکراتیک
فراخوان عمل مشترک در آستانه ی 8 مارس 2021 دوستان عزیز، زنان گرامی 🆔 @GozarDemocratic
ئەوەی گرنگە ئەمەیە کە پێناسەی ئازادی و خواستە بەرحەقەکان روون و ئاشکرایەو هیچ هێزێک ناتوانێ پێناسە و خواستەکانی ژنان کە لە پیناویدا هەزاران کەس فیداییانە گیانی خۆیان بەختکردووە، بە لاڕێدا ببا یان ناوەڕۆکی بەتاڵ بکاتەوە. بناخەی سەرەکیی کێشەی ژنان ئازارێکی هاوبەشە، ئەو سیاسەت و سەرکوتگەرییەی وا روبەڕووی ژنانیش دەبێتەوە هاوبەشە، هەر بۆیە هەڵگرتنی هەنگاوی هاوبەش لە لایەن ژنانەوە دژ بە سیاسەتی سەرکوتکردن و دژە ژنەکان، بابەتێکی پێویستە. هاودەنگی و یەکگرتوویی ژنان و کاناڵیزەکردنی هێزی شاراوەی تێکۆشانیان لە رێبازی ئازادی، تێگەیشتنی ژنان بەم پێویستییە نیشان دەدات. ئێمە ژنان و نەتەوە بندەستەکان و هەموو چەوساوەکانی ئێران لەم بوارەدا خاوەن ئەزمون و پێشکەوتن/ هەڵەی زۆرین کە لە ئێستاداو بە لەبەرچاو گرتنی ئەو ئەزموونانە لە پێناو بن خستنی سیاسەتە دژە ژنەکانی رژیم بێینە مەیدان و هاودەنگ و هاوهەنگاوو بەهێزەوە تێکۆشان بکەین.
ئێمە وەکوو ژنانی ئازادیخواز، بە هەست کردن بەم دۆخە هەستیارەی کۆمەڵگای ئێران، ژنان و گەنجان و هەروەها بۆ وڵامدانەوە بە پێویستییەکان، بە گرینگی دەزانین کە لە بەرەبەری ٨ی مارس، رۆژی جیهانی تێکۆشانی ژنان، دەستی هاوکاری بۆ هەموو هێزە ئازادیخواز و فێمێنیستەکانی دژ بە سیاسەتە داگیرکاری رژیمی ئێران، درێژ دەکەین و بانگەوازی بۆ کاری هاوبەش پشت ئەستوور بە بنەمای هاوبەش، رادەگەیەنین و خوازیاری بەرەوپێشچوونی کرداری لە پیناو ئاواکردنی بەرەیەکی یەکگرتووی ژنانی ئازادیخوازین.
ئێمە ژنان زیاتر لە نانی شەو پێویستمان بە ئازادی هەیەو پراکتیزەکردنی ئەم خاڵانە بە گرنگ و لە پێداویستییەکانی گەیشتن بە ئازادی دەبینین:
١ – بۆ پووچەڵکردنەوەی رەشەکوژی دەوڵەتی و سیاسەتەکانی رژیمی دژە ژن لە ئێران خوازیاری دامەزراندنی ناوەندێک لە پێناو داڕشتنی سیاسەتی دیموکراتیکی هاوبەشین کە بتوانێ لە قەوارەی ناوەند، پلاتفۆرم یان بەرەیەکی هاوبەش و یەکگرتوو ژنانی ئازادیخواز لە دەوری یەک کۆبکاتەوە و دەرفەتی رێکخستنی هەموو ژنان، بە بێ جیاوازییە نەتەوەیی، کۆمەڵایەتی، ئایینی، زمانی و ... پێک بهێنێت.
٢ – بە پێشخستنی ئاستی زانایی و وشیاری ژنان، بۆ کۆتایی هێنان بە تاوانکاری، رەشەکوژی دەوڵەتی (روپۆشی زۆرەملی، بێکاری، برسیەتی، هەژاری، لەشفرۆشی، زیندان و سێدارە، تیزاب رشتن، هاوسەرگیری منداڵان، کوشتن و خۆکوژی) کە بە ناو و لە ژێر چەتری یاسادا دژ بە ژنان بەڕێوە دەچن، لە ئاستی رێکخراو دامەزراوەکانی نێونەتەوەیی دۆسیەیەکی هاوبەش ئامادە بکەین و بەمشێوە کۆڕو کۆمەڵە نێونەتەوەییەکان لە دۆخی ژنان و نەتەوە بندەستەکان ئاگادار بکەین.
٣ – میکانیزمێکی هاوبەشی پاراستنی جەوهەری بۆ ژنان و گەنجان و هەموو چین و توێژەکانی کۆمەڵگا، لە بەرامبەر هەر جۆرە هێرش و تێرۆری جەستەی، کلتووری، سیاسی، ئابووری و .. پێک بهێنن.
٤ – ناوەندێک بە مەبەستی بانگەشەو ئاژیتاسیۆن دژ بە سیاسەتە تاوانکارییەکانی رژیمی داگیرکەری ئێران، وەک وێبسایت و کاناڵ لە تۆڕە کۆمەڵایەتییەکان دابمەزرێنین.
٥ – لە هەر جۆرە هەڵمەتێکی ئینتێرنێتی، بەیاننامە، هەڵوێست و تێکۆشانێک کە لە لایەن هەر رێکخراو، بزوتنەوەو ناوەندێک کە ئەندامی ئەم بەرەو کاری هاوبەشەن، پشتیوانی دەکەین.
کۆمەڵگای ژنانی ئازادی رۆژهەڵاتی کوردستان – کژار
کۆمەڵەی شۆڕشگێڕی ژنانی ئەفغانستان – راوا
میترا دەروێشیان / ناوەندی نووسەرانی تاراوگە لە ئاڵمان
زەمان مەسعوودی / چالاکی مافی ژنان لە ئاڵمان
بەسێ شاماری / ئەندامی شۆڕای هاوئاهەنگی پلاتفۆرمی دیموکراتیکی ئێران
سەحەر شەهیار / ئەندامی پلاتفۆرمی دیموکراتیکی ئێران
هەیڤا ئەلئەسەدی / چالاکی مافی ژنان
رێکخراوی ژنانی رۆژهەڵاتی کوردستان لە ئوروپا / رووناک
مەرسەدە قائیدی / تەلەفیزیۆنی خاوەران، ئەندامی ئێران تریبۆناڵ ئینگلیس
سەحەر سەبا / چالاکی دام و دەزگای پەیوەندیدار لەگەڵ بزوتنەوەی کارکەری لە ئێران
فەتان جۆکار/ ئەندامی دادگەی گەلی ئێران تریبۆناڵ
ماریا رەشیدی / نوێنەری کۆڕی مافی ژنان لە سوئێد
01/03/2021
www.kjar.online
🆔 @GozarDemocratic
ئێمە وەکوو ژنانی ئازادیخواز، بە هەست کردن بەم دۆخە هەستیارەی کۆمەڵگای ئێران، ژنان و گەنجان و هەروەها بۆ وڵامدانەوە بە پێویستییەکان، بە گرینگی دەزانین کە لە بەرەبەری ٨ی مارس، رۆژی جیهانی تێکۆشانی ژنان، دەستی هاوکاری بۆ هەموو هێزە ئازادیخواز و فێمێنیستەکانی دژ بە سیاسەتە داگیرکاری رژیمی ئێران، درێژ دەکەین و بانگەوازی بۆ کاری هاوبەش پشت ئەستوور بە بنەمای هاوبەش، رادەگەیەنین و خوازیاری بەرەوپێشچوونی کرداری لە پیناو ئاواکردنی بەرەیەکی یەکگرتووی ژنانی ئازادیخوازین.
ئێمە ژنان زیاتر لە نانی شەو پێویستمان بە ئازادی هەیەو پراکتیزەکردنی ئەم خاڵانە بە گرنگ و لە پێداویستییەکانی گەیشتن بە ئازادی دەبینین:
١ – بۆ پووچەڵکردنەوەی رەشەکوژی دەوڵەتی و سیاسەتەکانی رژیمی دژە ژن لە ئێران خوازیاری دامەزراندنی ناوەندێک لە پێناو داڕشتنی سیاسەتی دیموکراتیکی هاوبەشین کە بتوانێ لە قەوارەی ناوەند، پلاتفۆرم یان بەرەیەکی هاوبەش و یەکگرتوو ژنانی ئازادیخواز لە دەوری یەک کۆبکاتەوە و دەرفەتی رێکخستنی هەموو ژنان، بە بێ جیاوازییە نەتەوەیی، کۆمەڵایەتی، ئایینی، زمانی و ... پێک بهێنێت.
٢ – بە پێشخستنی ئاستی زانایی و وشیاری ژنان، بۆ کۆتایی هێنان بە تاوانکاری، رەشەکوژی دەوڵەتی (روپۆشی زۆرەملی، بێکاری، برسیەتی، هەژاری، لەشفرۆشی، زیندان و سێدارە، تیزاب رشتن، هاوسەرگیری منداڵان، کوشتن و خۆکوژی) کە بە ناو و لە ژێر چەتری یاسادا دژ بە ژنان بەڕێوە دەچن، لە ئاستی رێکخراو دامەزراوەکانی نێونەتەوەیی دۆسیەیەکی هاوبەش ئامادە بکەین و بەمشێوە کۆڕو کۆمەڵە نێونەتەوەییەکان لە دۆخی ژنان و نەتەوە بندەستەکان ئاگادار بکەین.
٣ – میکانیزمێکی هاوبەشی پاراستنی جەوهەری بۆ ژنان و گەنجان و هەموو چین و توێژەکانی کۆمەڵگا، لە بەرامبەر هەر جۆرە هێرش و تێرۆری جەستەی، کلتووری، سیاسی، ئابووری و .. پێک بهێنن.
٤ – ناوەندێک بە مەبەستی بانگەشەو ئاژیتاسیۆن دژ بە سیاسەتە تاوانکارییەکانی رژیمی داگیرکەری ئێران، وەک وێبسایت و کاناڵ لە تۆڕە کۆمەڵایەتییەکان دابمەزرێنین.
٥ – لە هەر جۆرە هەڵمەتێکی ئینتێرنێتی، بەیاننامە، هەڵوێست و تێکۆشانێک کە لە لایەن هەر رێکخراو، بزوتنەوەو ناوەندێک کە ئەندامی ئەم بەرەو کاری هاوبەشەن، پشتیوانی دەکەین.
کۆمەڵگای ژنانی ئازادی رۆژهەڵاتی کوردستان – کژار
کۆمەڵەی شۆڕشگێڕی ژنانی ئەفغانستان – راوا
میترا دەروێشیان / ناوەندی نووسەرانی تاراوگە لە ئاڵمان
زەمان مەسعوودی / چالاکی مافی ژنان لە ئاڵمان
بەسێ شاماری / ئەندامی شۆڕای هاوئاهەنگی پلاتفۆرمی دیموکراتیکی ئێران
سەحەر شەهیار / ئەندامی پلاتفۆرمی دیموکراتیکی ئێران
هەیڤا ئەلئەسەدی / چالاکی مافی ژنان
رێکخراوی ژنانی رۆژهەڵاتی کوردستان لە ئوروپا / رووناک
مەرسەدە قائیدی / تەلەفیزیۆنی خاوەران، ئەندامی ئێران تریبۆناڵ ئینگلیس
سەحەر سەبا / چالاکی دام و دەزگای پەیوەندیدار لەگەڵ بزوتنەوەی کارکەری لە ئێران
فەتان جۆکار/ ئەندامی دادگەی گەلی ئێران تریبۆناڵ
ماریا رەشیدی / نوێنەری کۆڕی مافی ژنان لە سوئێد
01/03/2021
www.kjar.online
🆔 @GozarDemocratic
شمارهی ۹۳ نشریهی آلترناتیو منتشر شد
شمارهی ۹۳ نشریهی آلترناتیو، ارگان رسمی حزب حیات آزاد کردستان-پژاک منتشر گردید.
در این شماره مصاحبهای اختصاصی با روسای مشترک #کودار و #پژاک در مورد تحولات سیاسی شرق کردستان و ایران صورت گرفته است.
با توجه به نزدیک شدن هشت مارس روز جهانی زنان، به بررسی وضعیت زنان ایران و شرق کردستان و سطح مبارزات آنان پرداخته شده است.
این فایل در یک بخش به پدیدهی کولبری و در بخش دیگر به نوروز و فرهنگ آن در کردستان اختصاص یافته است.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
⬇️⬇️⬇️
شمارهی ۹۳ نشریهی آلترناتیو، ارگان رسمی حزب حیات آزاد کردستان-پژاک منتشر گردید.
در این شماره مصاحبهای اختصاصی با روسای مشترک #کودار و #پژاک در مورد تحولات سیاسی شرق کردستان و ایران صورت گرفته است.
با توجه به نزدیک شدن هشت مارس روز جهانی زنان، به بررسی وضعیت زنان ایران و شرق کردستان و سطح مبارزات آنان پرداخته شده است.
این فایل در یک بخش به پدیدهی کولبری و در بخش دیگر به نوروز و فرهنگ آن در کردستان اختصاص یافته است.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
⬇️⬇️⬇️
گذار دموکراتیک
شمارهی ۹۳ نشریهی آلترناتیو منتشر شد شمارهی ۹۳ نشریهی آلترناتیو، ارگان رسمی حزب حیات آزاد کردستان-پژاک منتشر گردید. در این شماره مصاحبهای اختصاصی با روسای مشترک #کودار و #پژاک در مورد تحولات سیاسی شرق کردستان و ایران صورت گرفته است. با توجه به نزدیک…
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
شهید عاکیف مامو زاگرس: لازم است هر کس برای حمایت از کارزار رهبر آپو بپاخیزد
شهید عاکف مامو زاگروس (خدر خرینگه) از پیشاهنگان جنبش آپویی در شرق کردستان و از موسسان حزب حیات آزاد کردستان (پژاک) و همچنین جامعە جوانان شرق کردستان (ک.ج.ر) کە در پاسخ به توطئەی بینالمللی در سال ١٩٩٩ میلادی، راه مبارزە در کوهستانهای آزاد کردستان را قاطعانە در پیش گرفت و در این راه با نثار جان خویش در سال ٢٠٠٦ میلادی در قلعەی مقاومت کردستان (قندیل) بر اثر رویداد طبیعی سیلاب بە کاروان شهیدان راه آزادی کردستان پیوست و اینچنین اثبات کرد کە آزادی با نثار جان و گذشتن از منیت و خودخواهی معنادار خواهد بود و اینگونە آزادی بە وقوع خواهد پیوست.
وی در آخرین فایلهای صوتی که برجای مانده از اهمیت حقیقت رهبری در کردستان و دلایل حمایت از رهبر آپو، فریاد شناخت برمی آورد و اینگونە از مقاومت و تلاشهای رهبر آپو کە حقایق کردستان و تاریخ سیاه استعمارگری دراین سرزمین پرداختە و این زحمات رهبری را بە کندن سیاه چالەهای تاریخ با سوزن، توصیف می کند و با چنین زحماتی، هویت حقیقی انسان مستعمرە را کە بە حالتی فاقد گفتن، دیدن و شنیدن درآوردە شدە را در اذهان شناساندە و برعکس سیستم سلطەگر سرمایەداری، انسانی را می آفریند کە جامەی شوم مستعمرگی را پارە کردە و در مقابل نظام استعمارگر جهانی، سر برآوردەاند.
همچنین رهبر آپو را بە عنوان سمبل مبارزی خستگیناپذیر و مقاومتی جاودانە در این راه پر فراز و نشیب یاد کردە است. شهید عاکف اذعان می دارد کە خلق کرد در این مقطع از تاریخ کە فاقد فرزندی بود کە راه پیروزی را آشنا باشد، رهبر آپو را سرچشمەی امید معرفی کردە و اینگونە بە واسطەی تلاشهایش بە آفریدن مبارزی آزاد، کردی آزاد و زنی آزاد، همت گماشت، همچنین رهبر آپو را تنها در شخصی نمی بیند، بلکە بە عنوان آیینەی تاریخ کە از یادها پاک نمی گردد، توصیف می کند.
شهید عاکف در وصف رهبر آپو ادامە میدهند کە ایشان، روح شهیدانی کە با نثار خونشان بە آفرینش راهکارهای نوین مبادرت ورزیدەاند و در این راه لحظەای توقف نکردەاند، در نهاد رهبر آپو جاریست و اینگونە رهبر آپو بە؛ هویت، شرف، ارادە، چشم و گوش و زبان خلقی کە ترور شدە بود، مبدل شد.
در ادامە بە نقش کرد آزاد کە در شخصیت رهبر آپو نهادینە گردیدە و اینگونە فریاد مبارزەگری جهت تکوین هویت و شرف را در گوشهای ما زمزمە می کند کە رهبر آپو مائیم و باید میخهای این مصلوب را درآوریم . شهید عاکف رهبر آپو را همچون آفتابی برای خلقهای ستم دیدە، معرفی و تاکید می کند کە هیچکس قادر بە گرفتن نور و گرما از خورشیدمان نیست.
شهید عاکف در پایان بە هستی و موجودیت رهبر آپو بە عنوان؛ هویت، هستی، تاریخ، شرف، ارادە، آزادی و همە کس و همە چیز ما یاد کردە و در فراخوانی اعلام می دارد کە در کارزار حمایت از رهبر آپو از هویت، هستی، تاریخ، شرف، ارادە و آزادی خود دفاع نمائیم و اینچنین همە با هم، هم صدا فریاد برآوریم کە: ”بدون رهبر آپو نخواهیم زیست” و اینگونە نقش خود را در جهت پاک کردن این لکەی ننگین تاریخی ایفا نمائیم و آزادیمان را قطعی نمائیم.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
شهید عاکف مامو زاگروس (خدر خرینگه) از پیشاهنگان جنبش آپویی در شرق کردستان و از موسسان حزب حیات آزاد کردستان (پژاک) و همچنین جامعە جوانان شرق کردستان (ک.ج.ر) کە در پاسخ به توطئەی بینالمللی در سال ١٩٩٩ میلادی، راه مبارزە در کوهستانهای آزاد کردستان را قاطعانە در پیش گرفت و در این راه با نثار جان خویش در سال ٢٠٠٦ میلادی در قلعەی مقاومت کردستان (قندیل) بر اثر رویداد طبیعی سیلاب بە کاروان شهیدان راه آزادی کردستان پیوست و اینچنین اثبات کرد کە آزادی با نثار جان و گذشتن از منیت و خودخواهی معنادار خواهد بود و اینگونە آزادی بە وقوع خواهد پیوست.
وی در آخرین فایلهای صوتی که برجای مانده از اهمیت حقیقت رهبری در کردستان و دلایل حمایت از رهبر آپو، فریاد شناخت برمی آورد و اینگونە از مقاومت و تلاشهای رهبر آپو کە حقایق کردستان و تاریخ سیاه استعمارگری دراین سرزمین پرداختە و این زحمات رهبری را بە کندن سیاه چالەهای تاریخ با سوزن، توصیف می کند و با چنین زحماتی، هویت حقیقی انسان مستعمرە را کە بە حالتی فاقد گفتن، دیدن و شنیدن درآوردە شدە را در اذهان شناساندە و برعکس سیستم سلطەگر سرمایەداری، انسانی را می آفریند کە جامەی شوم مستعمرگی را پارە کردە و در مقابل نظام استعمارگر جهانی، سر برآوردەاند.
همچنین رهبر آپو را بە عنوان سمبل مبارزی خستگیناپذیر و مقاومتی جاودانە در این راه پر فراز و نشیب یاد کردە است. شهید عاکف اذعان می دارد کە خلق کرد در این مقطع از تاریخ کە فاقد فرزندی بود کە راه پیروزی را آشنا باشد، رهبر آپو را سرچشمەی امید معرفی کردە و اینگونە بە واسطەی تلاشهایش بە آفریدن مبارزی آزاد، کردی آزاد و زنی آزاد، همت گماشت، همچنین رهبر آپو را تنها در شخصی نمی بیند، بلکە بە عنوان آیینەی تاریخ کە از یادها پاک نمی گردد، توصیف می کند.
شهید عاکف در وصف رهبر آپو ادامە میدهند کە ایشان، روح شهیدانی کە با نثار خونشان بە آفرینش راهکارهای نوین مبادرت ورزیدەاند و در این راه لحظەای توقف نکردەاند، در نهاد رهبر آپو جاریست و اینگونە رهبر آپو بە؛ هویت، شرف، ارادە، چشم و گوش و زبان خلقی کە ترور شدە بود، مبدل شد.
در ادامە بە نقش کرد آزاد کە در شخصیت رهبر آپو نهادینە گردیدە و اینگونە فریاد مبارزەگری جهت تکوین هویت و شرف را در گوشهای ما زمزمە می کند کە رهبر آپو مائیم و باید میخهای این مصلوب را درآوریم . شهید عاکف رهبر آپو را همچون آفتابی برای خلقهای ستم دیدە، معرفی و تاکید می کند کە هیچکس قادر بە گرفتن نور و گرما از خورشیدمان نیست.
شهید عاکف در پایان بە هستی و موجودیت رهبر آپو بە عنوان؛ هویت، هستی، تاریخ، شرف، ارادە، آزادی و همە کس و همە چیز ما یاد کردە و در فراخوانی اعلام می دارد کە در کارزار حمایت از رهبر آپو از هویت، هستی، تاریخ، شرف، ارادە و آزادی خود دفاع نمائیم و اینچنین همە با هم، هم صدا فریاد برآوریم کە: ”بدون رهبر آپو نخواهیم زیست” و اینگونە نقش خود را در جهت پاک کردن این لکەی ننگین تاریخی ایفا نمائیم و آزادیمان را قطعی نمائیم.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
Telegram
attach 📎
گذار دموکراتیک
شهید عاکیف مامو زاگرس: لازم است هر کس برای حمایت از کارزار رهبر آپو بپاخیزد شهید عاکف مامو زاگروس (خدر خرینگه) از پیشاهنگان جنبش آپویی در شرق کردستان و از موسسان حزب حیات آزاد کردستان (پژاک) و همچنین جامعە جوانان شرق کردستان (ک.ج.ر) کە در پاسخ به توطئەی…
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
گذار دموکراتیک
کارنامهی سیاه حکومت تزویر و تبعیض ✍ #بهار_اورین 🆔 @GozarDemocratic
کارنامهی سیاه حکومت تزویر و تبعیض
✍ #بهار_اورین
ایران دارای پیشینهای طولانی در زمینه سلطه و استبدادپروری است. در هنگام حکومت صفویان، در پی برقراری امپراطوری با مذهب شیعه برآمد. بعد از صفویان، قاجاریان به تخت رسیدند. ساختار سیاسی ایران در اواخر قرن نوزدهم در شرایط بحرانی قرار داشت. فقر، بحران مشروعیت، دستگاه فشار و زور برای سرکوب مخالفان، موجب نارضایتی مردم شد. شاهان قاجار انسانهای فاسد و بیکفایتی بودند که تنها با اتکا و حمایت نیروهای خارجی سرپا مانده بودند. به عبارت صحیحی سرزمین مستعمرهای بود و تمامی مراکز حساس در اختیار روسها و انگلیسها قرار داشت. بخش پست و تلگراف در قبضه دولت بلژیک و تمامی چاههای نفتی در اختیار انگلیس قرار داشت و با برخی از معاهدهها چوب حراج به ثروتها و منابع ایران زدند. معاهده تولید و فروش تنباکو مثالی از این اقدامات است.
شاهان قاجار از تنوعات و غنای فرهنگی ایران برای تفرقهافکنی میان خلقها استفاده میکردند. از سوی دیگر به اختلافات مذهبی و ملی در ایران دامن میزد و در برابر اتحاد ملتها و تفاوتمندیهای اندیشه و دین مانعتراشی مینمود. زیرا در صورت برقراری همسویی و اتحاد میان مردم، حاکمیت آنان با تهدید روبهرو میشد. در آن دوران حاکمان و والی مناطق مختلف ایران توسط اقوام شاهان قاجار برگزیده میشد. بهعنوان مثال سالارالدوله فرزند مظفرالدین شاه بر کردستان حکمرانی میکرد و با خشونت اعتراضات مردمی را سرکوب میکرد.
با اتمام جنگ جهانی اول، نفت و انرژی بیش از پیش برای قدرتهای جهانی اهمیت یافت. ایران نیز یکی از کشورهای دارای منابع عظیم نفتی بود و قدرتهایی همچون انگلیس که ضعف و ناکارایی خاندان قاجار را مشاهده میکرد، درصدد تغییر حکومت برآمدند. با اوج گرفتن نارضایتیهای مردم در برابر فساد خاندان قاجار، انگلیس بهاین دلیل که این سلطنت توانایی برآوردن منافع آنان را ندارد، با روی کار آوردن رضاشاه، سلطنت پهلوی را تاسیس نمود. یک شخصیت کاملا وابسته و گوش به فرمان انگلیس برای سلطه بر جامعه. رضاخان نیز همانند اسلاف خود با سرکوب و فشار، نارضایتیهای مردم را سرکوب میکرد و با وجودی که در تلاش برای تقلید از مصطفی کمال بود، به اهداف خود نرسید زیرا در آن دوران وضعیت ایران بسیار متفاوت بود و سابقهی طولانی مبارزات آزادیخواهی خلقهای ایران، این بستر را برای رضاخان فراهم ننمود تا یک حکومت مقتدر مرکزی تاسیس کند. در نهایت روسیه و انگلیس جهت اشغال مناطق جنوبی و شمالی تصمیم به تقسیم ایران بین خودشان نمودند. آنان رضاشاه را به ژوهانسبورگ آفریقای جنوبی تبعید و در نهایت در مصر مُرد. بعد از رضاشاه، پسرش محمدرضا شاه بر مسند قدرت نشست. در زمان محمدرضا اصلاحاتی صورت گرفت. وی برخی از زندانیان سیاسی احزاب بهویژه احزاب کمونیستی را آزاد نمود. در آذربایجان و کردستان، احزاب چپ تشکیل شدند و جمهوریهای تبریز و مهاباد تاسیس شدند. با پایان جنگ جهانی دوم، شاه با فشارهای انگلیس تصمیم گرفت از قدرت روسیه در ایران بکاهد. انگلیس شاه را ترغیب کرد به آذربایجان و کردستان حمله نماید. شاه در سال 1346 به این مناطق حمله نمود و بسیاری از افرادی را که در احزاب چپ جای داشتند را دستگیر نمود و به زندان انداخت. در سال 1949 علیه شاه سوءقصدی صورت گرفت وی پس از این رویداد، حزب توده را منحل اعلام نمود و بسیاری از اعضای آن را روانه زندان نمود. فساد و غارت در خاندان پهلوی به اوج خود رسیده بود و مردم در شرایط وخیمی قرار داشتند. شاه در در سال 1953 همراه با اصلاحات در برخی از حوزهها؛ علیه جنبشهای چپ و اعضای آن نیز رویکرد بسیار خشن و ددمنشانهای داشت. بهطور کلی در این روزها فضای ایران رعبآور بود. با عملی شدن انقلاب سفید، بسیاری از روحانیان و شخصیتهای مذهبی نسبت به این اقدام اعتراض نمودند. بهتدریج با شکاف بین مردم و راس قدرت، زمینههای بروز انقلاب به اوج خود رسید. در انقلاب مردمی 57 تمامی خلقها، اقشار و گروهها شرکت داشتند. همزمان با فرار شاه و آمدن خمینی که در فرانسه در تبعید بهسر میبرد، کلیهی امور در دست نهادهای ولایت فقیه قرار گرفت. ولایت فقیه خود را مادامالعمر تعریف و در تمامی امور اختیار تام داشت. بدین ترتیب تمامی قوا تحت اوامر خمینی قرار گرفت.
انقلاب ۵۷
بروز هر انقلابی با خود دستاوردهای فراوانی دارد. بیگمان یکی از اهداف انقلابها، برقراری دموکراسی، آزادی، امنیت و رفاه اجتماعی است. هر انقلابی به اقتضای زمان، مکان و شرایط بروز دارای خصلتهای مختص بهخویش است. در بسیاری از انقلابها و با وقوع آن در مدت کوتاهی به اهداف خود نمیرسد و شرایط پساانقلابی در برخی موارد بسیار بغرنج و دشوار است. میتوان در این مورد به انقلاب روسیه و فرانسه اشاره نمود که بعد از وقوع انقلاب بلافاصله به آزادی منجر نگردید.
✍ #بهار_اورین
ایران دارای پیشینهای طولانی در زمینه سلطه و استبدادپروری است. در هنگام حکومت صفویان، در پی برقراری امپراطوری با مذهب شیعه برآمد. بعد از صفویان، قاجاریان به تخت رسیدند. ساختار سیاسی ایران در اواخر قرن نوزدهم در شرایط بحرانی قرار داشت. فقر، بحران مشروعیت، دستگاه فشار و زور برای سرکوب مخالفان، موجب نارضایتی مردم شد. شاهان قاجار انسانهای فاسد و بیکفایتی بودند که تنها با اتکا و حمایت نیروهای خارجی سرپا مانده بودند. به عبارت صحیحی سرزمین مستعمرهای بود و تمامی مراکز حساس در اختیار روسها و انگلیسها قرار داشت. بخش پست و تلگراف در قبضه دولت بلژیک و تمامی چاههای نفتی در اختیار انگلیس قرار داشت و با برخی از معاهدهها چوب حراج به ثروتها و منابع ایران زدند. معاهده تولید و فروش تنباکو مثالی از این اقدامات است.
شاهان قاجار از تنوعات و غنای فرهنگی ایران برای تفرقهافکنی میان خلقها استفاده میکردند. از سوی دیگر به اختلافات مذهبی و ملی در ایران دامن میزد و در برابر اتحاد ملتها و تفاوتمندیهای اندیشه و دین مانعتراشی مینمود. زیرا در صورت برقراری همسویی و اتحاد میان مردم، حاکمیت آنان با تهدید روبهرو میشد. در آن دوران حاکمان و والی مناطق مختلف ایران توسط اقوام شاهان قاجار برگزیده میشد. بهعنوان مثال سالارالدوله فرزند مظفرالدین شاه بر کردستان حکمرانی میکرد و با خشونت اعتراضات مردمی را سرکوب میکرد.
با اتمام جنگ جهانی اول، نفت و انرژی بیش از پیش برای قدرتهای جهانی اهمیت یافت. ایران نیز یکی از کشورهای دارای منابع عظیم نفتی بود و قدرتهایی همچون انگلیس که ضعف و ناکارایی خاندان قاجار را مشاهده میکرد، درصدد تغییر حکومت برآمدند. با اوج گرفتن نارضایتیهای مردم در برابر فساد خاندان قاجار، انگلیس بهاین دلیل که این سلطنت توانایی برآوردن منافع آنان را ندارد، با روی کار آوردن رضاشاه، سلطنت پهلوی را تاسیس نمود. یک شخصیت کاملا وابسته و گوش به فرمان انگلیس برای سلطه بر جامعه. رضاخان نیز همانند اسلاف خود با سرکوب و فشار، نارضایتیهای مردم را سرکوب میکرد و با وجودی که در تلاش برای تقلید از مصطفی کمال بود، به اهداف خود نرسید زیرا در آن دوران وضعیت ایران بسیار متفاوت بود و سابقهی طولانی مبارزات آزادیخواهی خلقهای ایران، این بستر را برای رضاخان فراهم ننمود تا یک حکومت مقتدر مرکزی تاسیس کند. در نهایت روسیه و انگلیس جهت اشغال مناطق جنوبی و شمالی تصمیم به تقسیم ایران بین خودشان نمودند. آنان رضاشاه را به ژوهانسبورگ آفریقای جنوبی تبعید و در نهایت در مصر مُرد. بعد از رضاشاه، پسرش محمدرضا شاه بر مسند قدرت نشست. در زمان محمدرضا اصلاحاتی صورت گرفت. وی برخی از زندانیان سیاسی احزاب بهویژه احزاب کمونیستی را آزاد نمود. در آذربایجان و کردستان، احزاب چپ تشکیل شدند و جمهوریهای تبریز و مهاباد تاسیس شدند. با پایان جنگ جهانی دوم، شاه با فشارهای انگلیس تصمیم گرفت از قدرت روسیه در ایران بکاهد. انگلیس شاه را ترغیب کرد به آذربایجان و کردستان حمله نماید. شاه در سال 1346 به این مناطق حمله نمود و بسیاری از افرادی را که در احزاب چپ جای داشتند را دستگیر نمود و به زندان انداخت. در سال 1949 علیه شاه سوءقصدی صورت گرفت وی پس از این رویداد، حزب توده را منحل اعلام نمود و بسیاری از اعضای آن را روانه زندان نمود. فساد و غارت در خاندان پهلوی به اوج خود رسیده بود و مردم در شرایط وخیمی قرار داشتند. شاه در در سال 1953 همراه با اصلاحات در برخی از حوزهها؛ علیه جنبشهای چپ و اعضای آن نیز رویکرد بسیار خشن و ددمنشانهای داشت. بهطور کلی در این روزها فضای ایران رعبآور بود. با عملی شدن انقلاب سفید، بسیاری از روحانیان و شخصیتهای مذهبی نسبت به این اقدام اعتراض نمودند. بهتدریج با شکاف بین مردم و راس قدرت، زمینههای بروز انقلاب به اوج خود رسید. در انقلاب مردمی 57 تمامی خلقها، اقشار و گروهها شرکت داشتند. همزمان با فرار شاه و آمدن خمینی که در فرانسه در تبعید بهسر میبرد، کلیهی امور در دست نهادهای ولایت فقیه قرار گرفت. ولایت فقیه خود را مادامالعمر تعریف و در تمامی امور اختیار تام داشت. بدین ترتیب تمامی قوا تحت اوامر خمینی قرار گرفت.
انقلاب ۵۷
بروز هر انقلابی با خود دستاوردهای فراوانی دارد. بیگمان یکی از اهداف انقلابها، برقراری دموکراسی، آزادی، امنیت و رفاه اجتماعی است. هر انقلابی به اقتضای زمان، مکان و شرایط بروز دارای خصلتهای مختص بهخویش است. در بسیاری از انقلابها و با وقوع آن در مدت کوتاهی به اهداف خود نمیرسد و شرایط پساانقلابی در برخی موارد بسیار بغرنج و دشوار است. میتوان در این مورد به انقلاب روسیه و فرانسه اشاره نمود که بعد از وقوع انقلاب بلافاصله به آزادی منجر نگردید.
گذار دموکراتیک
کارنامهی سیاه حکومت تزویر و تبعیض ✍ #بهار_اورین 🆔 @GozarDemocratic
در برخی از انقلابها چرخهی باطل استبداد تکرار شده و همان دور و تسلسل بیدادگری آغاز میگردد. پس از سالهای 1970 میلادی پدیدههای اجتماعی دیگر نه به شکل انقلابهای کلاسیک و نه بهمعنای رفرم در چارچوب یک حکومت بود. با این وجود تغییراتی در جامعه و دستگاه حکومتی بهوجود میآورد. چنین نمونههایی را در کشورهای یونان، اسپانیا و پرتغال مشاهده نمودیم. هر چند تغییرات در همه نقاط به یک شکل و مشابه نبود. در این پدیدههای اجتماعی با وجود جابجایی قدرت، در ساختارهای اقتصادی و جامعه تغییری صورت نمیگیرد. در آفریقای جنوبی و شیلی اینگونه بود. در شیلی اپوزیسیون چپ که پینوشه آنان را قلع و قمع نموده بود، طی توافق با او سرنوشت شیلی را صندوق رای سپردند و مدتها با او کاری نداشتند تا به خارج از شیلی رفت و به اتهام جنایت علیه بشریت محکوم شد. در این کشورها کمابیش تغییرات دموکراتیک ایجاد گردید با این تفاوت که در جابجایی قدرت اعدام و قتلعامی صورت نگرفت.
در انقلاب مردمی 57 در ایران، شخصیتها و احزاب چپ و اپوزیسیون فراوانی بودند و هر یک در تلاش برای قبضهی انقلاب. هر چند نمیتوان گفت اهداف و برنامه تمامی آنان مشابه بود. با این وجود مردم به دلیل خسته و مستاصل شدن از فساد خاندان پهلوی، صرفا تعیین نوع حکومت برایشان مهم نبود و تنها به سرنگونی آن میاندیشیدند. در چند ماه اخیر انقلاب جریان مذهبی تفوق یافت زیرا در آن زمان نیرویی که بتوانند جامعه را هدایت کنند، وجود نداشت و انقلاب ضدسلطنتی به حکومت جمهوری اسلامی ایران انجامید. در این میان خمینی و طرفداران با آگاهی از این واقعیت، شعارهایی سردادند و وعدههایی دادند که بعد از گذشت چهار دهه هنوز به واقعیت نرسیده است. از آن وعدههای رنگین تنها بختکهایی مانده که سایه شوم آن مردم ایران را دچار سرخوردگی و خشم نموده است. انقلاب 57 رخ داد و مردم در شور و هیجان این انقلاب قرار دارند. همانند بسیاری از انقلابها با برخی از تفاوتهای ماهوی، زندان، ترور، شکنجه، تبعید و جوغه اعدام بخشی از مراحل پساانقلابی ایران بود. اعدامهای سریع، شلاق، سنگسار، قطع دست و اندامها و برخورد خشونتآمیز علیه زنان مردم ایران و جهان را در شوک عمیقی فروبرد. پیروزی انقلاب و تاسیس نظام دینی در چهار دهه از عمر این انقلاب در مسیری بوده که آیندهای روشن برای مردم ایران رقم نزده است. سالها پیش از ظهور خمینی، اسلامگرایی در صحنه سیاسی برخی از کشورها نهادینه شده بود و تا حدودی توانایی فعالیت در عرصه سیاست را نیز کسب کرده بودند. بهتدریج با سلطهی اسلام سیاسی و تعصب و سختگیریهای دینی، آزادی اندیشه و جامعهای مردممحور از میان جوامع رنگ باخت و به سوی استبداد دینی و دیکتاتوری مذهبی سوق یافت. دولت ایران از این قاعده مستثنی نیست. تا پیش از انقلاب، روحانیون و فقها از واکنش اقشار نوین جامعه هراس داشتند و ترجیحی برای ورود به عرصه سیاست نداشتند. اما با پیروزی انقلاب، روحانیون بر مصدر قدرت نشسته و تمامی مناصب و پستهای کلیدی را غصب نمودند. به تبع چنین موضوعی، در اندک زمانی دهها سازمان و تشکل اسلامی در بسیاری از نقاط دنیا قارچگونه ظهور نمودند و از حمایتهای مادی ایران نیز برخوردار شدند. بهدنبال چنین تکاپویی در بسیاری از مناطق اسلامی منطقه، تحرک زیادی در اسلامگرایی ایجاد گردید و با توسل به راهکارهای مختلفی، به “جهاد” برای سلطهجویی و کسب قدرت روی آوردند.
در روزهای منتهی به انقلاب، تلاش روحانیون برای پیروزی، به مردم ایران نوید میداد که انقلابی که توسط روحانیون به پیروزی رسد نهایتا در جامعه نیز ارزشهای معنوی حاکم خواهد بود و آیندهای عاری از خشونت و فساد برای آنان رقم خواهد زد. برخوردهای خشونتآمیز رژیم اسلامی ایران در کنار اقدامات افراطی گروههای اسلامگرا موجب انزجار جهانیان شد. با رویکردهای خشونتآمیز دولتهای اسلامی در قبال مردم و جامعه هماکنون به نماد واپسگرایی، خشونت و قدرتطلبی مبدل گشتهاند. در داخل نیز حاکمیت ایران هیچگاه حقوق خلقها را به رسمیت نشناخته و رویکرد خشن و غیرعادلانهای در قبال آنان در پیش گرفته است. از سوی دیگر فساد و ناکارآمدی نظام موجود بر حجم مشکلات اجتماعی در ایران افزوده است. ثروتاندوزی و انحصار قدرت و عدم توزیع عادلانه در سالهای اخیر مردم را خشم مردم را برانگیخته و هم اکنون شعارهایی در اعتراضات مردمی ایران شنیده میشود که خواهان برکناری این نظام هستند. زیرا محصول سیاستهای این نظام جز بدبختی و فلاکت برای مردم ارمغانی نداشته است.
معضلات
در انقلاب مردمی 57 در ایران، شخصیتها و احزاب چپ و اپوزیسیون فراوانی بودند و هر یک در تلاش برای قبضهی انقلاب. هر چند نمیتوان گفت اهداف و برنامه تمامی آنان مشابه بود. با این وجود مردم به دلیل خسته و مستاصل شدن از فساد خاندان پهلوی، صرفا تعیین نوع حکومت برایشان مهم نبود و تنها به سرنگونی آن میاندیشیدند. در چند ماه اخیر انقلاب جریان مذهبی تفوق یافت زیرا در آن زمان نیرویی که بتوانند جامعه را هدایت کنند، وجود نداشت و انقلاب ضدسلطنتی به حکومت جمهوری اسلامی ایران انجامید. در این میان خمینی و طرفداران با آگاهی از این واقعیت، شعارهایی سردادند و وعدههایی دادند که بعد از گذشت چهار دهه هنوز به واقعیت نرسیده است. از آن وعدههای رنگین تنها بختکهایی مانده که سایه شوم آن مردم ایران را دچار سرخوردگی و خشم نموده است. انقلاب 57 رخ داد و مردم در شور و هیجان این انقلاب قرار دارند. همانند بسیاری از انقلابها با برخی از تفاوتهای ماهوی، زندان، ترور، شکنجه، تبعید و جوغه اعدام بخشی از مراحل پساانقلابی ایران بود. اعدامهای سریع، شلاق، سنگسار، قطع دست و اندامها و برخورد خشونتآمیز علیه زنان مردم ایران و جهان را در شوک عمیقی فروبرد. پیروزی انقلاب و تاسیس نظام دینی در چهار دهه از عمر این انقلاب در مسیری بوده که آیندهای روشن برای مردم ایران رقم نزده است. سالها پیش از ظهور خمینی، اسلامگرایی در صحنه سیاسی برخی از کشورها نهادینه شده بود و تا حدودی توانایی فعالیت در عرصه سیاست را نیز کسب کرده بودند. بهتدریج با سلطهی اسلام سیاسی و تعصب و سختگیریهای دینی، آزادی اندیشه و جامعهای مردممحور از میان جوامع رنگ باخت و به سوی استبداد دینی و دیکتاتوری مذهبی سوق یافت. دولت ایران از این قاعده مستثنی نیست. تا پیش از انقلاب، روحانیون و فقها از واکنش اقشار نوین جامعه هراس داشتند و ترجیحی برای ورود به عرصه سیاست نداشتند. اما با پیروزی انقلاب، روحانیون بر مصدر قدرت نشسته و تمامی مناصب و پستهای کلیدی را غصب نمودند. به تبع چنین موضوعی، در اندک زمانی دهها سازمان و تشکل اسلامی در بسیاری از نقاط دنیا قارچگونه ظهور نمودند و از حمایتهای مادی ایران نیز برخوردار شدند. بهدنبال چنین تکاپویی در بسیاری از مناطق اسلامی منطقه، تحرک زیادی در اسلامگرایی ایجاد گردید و با توسل به راهکارهای مختلفی، به “جهاد” برای سلطهجویی و کسب قدرت روی آوردند.
در روزهای منتهی به انقلاب، تلاش روحانیون برای پیروزی، به مردم ایران نوید میداد که انقلابی که توسط روحانیون به پیروزی رسد نهایتا در جامعه نیز ارزشهای معنوی حاکم خواهد بود و آیندهای عاری از خشونت و فساد برای آنان رقم خواهد زد. برخوردهای خشونتآمیز رژیم اسلامی ایران در کنار اقدامات افراطی گروههای اسلامگرا موجب انزجار جهانیان شد. با رویکردهای خشونتآمیز دولتهای اسلامی در قبال مردم و جامعه هماکنون به نماد واپسگرایی، خشونت و قدرتطلبی مبدل گشتهاند. در داخل نیز حاکمیت ایران هیچگاه حقوق خلقها را به رسمیت نشناخته و رویکرد خشن و غیرعادلانهای در قبال آنان در پیش گرفته است. از سوی دیگر فساد و ناکارآمدی نظام موجود بر حجم مشکلات اجتماعی در ایران افزوده است. ثروتاندوزی و انحصار قدرت و عدم توزیع عادلانه در سالهای اخیر مردم را خشم مردم را برانگیخته و هم اکنون شعارهایی در اعتراضات مردمی ایران شنیده میشود که خواهان برکناری این نظام هستند. زیرا محصول سیاستهای این نظام جز بدبختی و فلاکت برای مردم ارمغانی نداشته است.
معضلات
گذار دموکراتیک
کارنامهی سیاه حکومت تزویر و تبعیض ✍ #بهار_اورین 🆔 @GozarDemocratic
شکافهای اجتماعی، طبقاتی، جنسیتی و قومی هر روز در ایران عمیقتر میگردد در حالیکه دولت تلاشی برای ترمیم آن ندارد و به عبارتی این توانایی را از دست داده است. زیرا این حکومت ذات آن بر روی ایجاد شکافها بنا نهاده شده است. شکافی که نقش دین در تعمیق آن بسیار پررنگ بود. تمامی قوانین اساسی ایران بر اساس دین، مذهب تشیع و ولایت فقیه نگاشته شده است. در طول چهار دهه از حاکمیت رژیم ایران، بر میزان گسستهای دیگری نیز افزوده شد. با پیروزی انقلاب اسلامی، نظامی بر روی کار آمد که مدیریت جامعه توسط مردم بهطور کلی سلب گردید و اداره کامل جامعه به نهاد رهبری واگذار گردید با این امید که مشکلات و مسائل مردم رهگشایی گردد و با اجرایی نمودن به اصطلاح “احکام دینی” ، مدینه فاضله ایجاد شود. با گذشت بیش از چهار دهه از وقوع انقلاب مردمی در ایران، نه تنها آرمانشهر مورد نظر ایرانیان ایجاد نگشت بلکه جامعه ایران از نظر اجتماعی و اقتصادی دچار عقبماندگی گشت، مشکلات زیستمحیطی و بهویژه آلودگیهای هوا افزایش یافت، فساد گسترده اقتصادی و سیاسی انبوهی از مشکلات را در جامعه ایران بهوجود آورد. در طول این سالها دولت و حکومت ایران، هیچگاه به عملکرد ناکارای خود اعتراف ننموده و تمامی مشکلات را به ایادی و دشمنان خارجی نسبت داده که گویا مانع از مردمسالاری دینی در ایران میشوند. در شرایط خقفانآور سیستم دولتی ایران، که امکان هر گونه پیشرفت و خلاقیتی را از بین برده و مسدود نمودن فضای سیاسی و فرهنگی و ممانعت از تعامل سازنده با دنیا، جامعه دچار تعصب و عدم توسعه شده است.
مشکلات و مسائل کنونی جامعه ایران نشات گرفته از جنگهای تحمیلی و یا تحریم نیست بلکه ناشی از عدم انطباق سیاستهای دولت با شرایط روز جهان و بیکفایتی دولت در این زمینه مانع شکوفایی دستگاههای تولیدی و ارتقای سطح رفاه اجتماعی در ایران گشته است. دولت ایران هرگز شرایط لازم را برای آزادی کسبوکار ایجاد ننموده و چنین رویکردی اقتصادی با سلطهی دولتی ایجاد نموده که فاسد، ناکارآمد و پرهزینه است. در چنین مدل اقتصادی تسلط مستقیم دولت موجب عدم دسترسی مردم به امکانات و ثروتهای عمومی است. اقتصاد وابسته به نفت در ایران، موجب اقتصادی بیمار گشته که قابل ترمیم نبوده و بهبودی در وضعیت معیشتی مردم ایجاد نمیکند. متاسفانه در جغرافیای خاورمیانه، از نفت نه در راستای توسعه و خدمتگذاری بلکه بهعنوان اهرمی جهت تثبیت و تحکیم استبداد، دیکتاتوری و تنشزایی مورد استفاده قرار میگیرد. انبوه ارتش بیکاران یکی از پیامدهای اقتصاد نفتمحور ایران است. علاوه بر این تورم افسارگسیخته ناشی از ساختارهای اقتصادی ناکارآمد است.
یکی از شعارهای انقلاب 57، مبارزه با بیعدالتیهای اجتماعی بود. با نگاهی به کارنامهی ایران در رابطه با مبارزه با نابرابریهای اجتماعی خواهیم دید شکافهای عمیقی در این باره ایجاد شده است. البته چنین شکافهایی معلول عوامل اقتصادی، سیاسی و اجتماعی است. در شرایطی که عدهای درآمد آنان نه حاصل تلاش و دانش بلکه حاصل رانت و سوءاستفاده از موقعیت خود است، عدهای نیز در زیر بار فشارهای سنگین تورم، ریشه معیشت آنان خشکانده میشود و هر روز بیش از پیش فقیر میشوند.
یکی از مهمترین دلایلی که به دامن زدن نابرابریهای اجتماعی در طول چهار در از انقلاب 57، بوده است، نظام “ارزشی” حاکم بر ایران بوده است. در رژیم استبدادی ایران، زن بودن خود مانعی جدی در کسب فرصتهای شغلی است. مذهب و اندیشه نیز یکی از عوامل در تعمیق نابرابریهای اجتماعی است. زیرا در نظام ایدئولوژیکی ایران، تنوعات اتنیکی و هویتی، نه یک فرصت بلکه تهدیدی برای نظام بهشمار میآید. رویکرد، “دیگریسازی” خود یکی از عوامل اصلی در تشدید تنشها و حتی مشکلات تاریخی شده است. بنابراین حکومت ساختار فرهنگی موجود در ایران را نادیده میگیرد و در راستای “یکدستسازی” جامعه ایران است. چنین سیاستهایی بر دامنه نابرابریها و بیعدالتیهای اجتماعی میافزاید. نداشتن مذهب تشیع و دین اسلام یک “ضدارزش” در دستگاه دولتی ایران محسوب میگردد و مانع از برساخت حیاتی آزاد و دموکراتیک در جامعه ایران گشته است. در ایران، زنان، تنوعات اتنیکی و هویتی با تفاوتمندیهای زبانی، فرهنگی و زبانی شدیدا در خطر استحاله فرهنگی قرار دارند و رژیم ایران در تلاش برای تحمیل مذهب و اندیشههای خود بر این مردمان است تا جامعهای هموژن و مطابق سلیقه و اعتقادات خود ایجاد نماید. نظامی که وعدهی استقرار سیستمی عاری از فساد و دورویی میداد در چهار دهه از حاکمیت خویش در صدر فاسدترین حکومتهای دنیا قرار دارد. فساد در دستگاه حکومتی ایران کاملا سیستماتیک است زیرا نشات گرفته از فرهنگ تبعیضآمیز دارد و نوزاد اقتصاد دولتی و رانتی است.
مشکلات و مسائل کنونی جامعه ایران نشات گرفته از جنگهای تحمیلی و یا تحریم نیست بلکه ناشی از عدم انطباق سیاستهای دولت با شرایط روز جهان و بیکفایتی دولت در این زمینه مانع شکوفایی دستگاههای تولیدی و ارتقای سطح رفاه اجتماعی در ایران گشته است. دولت ایران هرگز شرایط لازم را برای آزادی کسبوکار ایجاد ننموده و چنین رویکردی اقتصادی با سلطهی دولتی ایجاد نموده که فاسد، ناکارآمد و پرهزینه است. در چنین مدل اقتصادی تسلط مستقیم دولت موجب عدم دسترسی مردم به امکانات و ثروتهای عمومی است. اقتصاد وابسته به نفت در ایران، موجب اقتصادی بیمار گشته که قابل ترمیم نبوده و بهبودی در وضعیت معیشتی مردم ایجاد نمیکند. متاسفانه در جغرافیای خاورمیانه، از نفت نه در راستای توسعه و خدمتگذاری بلکه بهعنوان اهرمی جهت تثبیت و تحکیم استبداد، دیکتاتوری و تنشزایی مورد استفاده قرار میگیرد. انبوه ارتش بیکاران یکی از پیامدهای اقتصاد نفتمحور ایران است. علاوه بر این تورم افسارگسیخته ناشی از ساختارهای اقتصادی ناکارآمد است.
یکی از شعارهای انقلاب 57، مبارزه با بیعدالتیهای اجتماعی بود. با نگاهی به کارنامهی ایران در رابطه با مبارزه با نابرابریهای اجتماعی خواهیم دید شکافهای عمیقی در این باره ایجاد شده است. البته چنین شکافهایی معلول عوامل اقتصادی، سیاسی و اجتماعی است. در شرایطی که عدهای درآمد آنان نه حاصل تلاش و دانش بلکه حاصل رانت و سوءاستفاده از موقعیت خود است، عدهای نیز در زیر بار فشارهای سنگین تورم، ریشه معیشت آنان خشکانده میشود و هر روز بیش از پیش فقیر میشوند.
یکی از مهمترین دلایلی که به دامن زدن نابرابریهای اجتماعی در طول چهار در از انقلاب 57، بوده است، نظام “ارزشی” حاکم بر ایران بوده است. در رژیم استبدادی ایران، زن بودن خود مانعی جدی در کسب فرصتهای شغلی است. مذهب و اندیشه نیز یکی از عوامل در تعمیق نابرابریهای اجتماعی است. زیرا در نظام ایدئولوژیکی ایران، تنوعات اتنیکی و هویتی، نه یک فرصت بلکه تهدیدی برای نظام بهشمار میآید. رویکرد، “دیگریسازی” خود یکی از عوامل اصلی در تشدید تنشها و حتی مشکلات تاریخی شده است. بنابراین حکومت ساختار فرهنگی موجود در ایران را نادیده میگیرد و در راستای “یکدستسازی” جامعه ایران است. چنین سیاستهایی بر دامنه نابرابریها و بیعدالتیهای اجتماعی میافزاید. نداشتن مذهب تشیع و دین اسلام یک “ضدارزش” در دستگاه دولتی ایران محسوب میگردد و مانع از برساخت حیاتی آزاد و دموکراتیک در جامعه ایران گشته است. در ایران، زنان، تنوعات اتنیکی و هویتی با تفاوتمندیهای زبانی، فرهنگی و زبانی شدیدا در خطر استحاله فرهنگی قرار دارند و رژیم ایران در تلاش برای تحمیل مذهب و اندیشههای خود بر این مردمان است تا جامعهای هموژن و مطابق سلیقه و اعتقادات خود ایجاد نماید. نظامی که وعدهی استقرار سیستمی عاری از فساد و دورویی میداد در چهار دهه از حاکمیت خویش در صدر فاسدترین حکومتهای دنیا قرار دارد. فساد در دستگاه حکومتی ایران کاملا سیستماتیک است زیرا نشات گرفته از فرهنگ تبعیضآمیز دارد و نوزاد اقتصاد دولتی و رانتی است.
گذار دموکراتیک
کارنامهی سیاه حکومت تزویر و تبعیض ✍ #بهار_اورین 🆔 @GozarDemocratic
در طی چهار دهه از عمر حکومت استبدادی ولایتفقیه، مشارکت سیاسی از مردم و فعالان و نهادهای مدنی بهطور کلی سلب گردید. بخش جداناپذیری از گفتمان رسمی ایران در طول این سالها استفاده از مفاهیمی در راستای حذف مخالفین و منتقدین بود و این عمل یکی از فرآیندهای سیاسی و تبلیغاتی رژیم محسوب میگردید. پس از انقلاب 57 هر کدام از دولتهایی که برسر کار آمدند هر یک سیاست خاصی را پیروی نموده که بهجای برقراری دموکراسی، به استبداد و خودکامگی تغییر یافته است. در حال حاضر نظام سیاسی موجود در ایران با بحران موجودیت، مشروعیت، مقبولیت و حاکمیت روبهرو است و مردم و جامعه آن را نمیپذیرد. مشکل کنونی جامعه ایران استبداد و فساد حکومتی و عدم اجرای صحیح و عادلانه قوانین است.
در چند سال اخیر و به موازات گسترش اعتراضات مردمی در ایران، ماشین سرکوب و خشونت دولتی با سرعتی بیش از گذشته پیش رفته و بیمحابا فعالین سیاسی و مدنی را بدون ارائه دلایل و مدارک لازم و بهصورت فراقانونی و فراقضایی محاکمه نموده و با صدور احکام سنگین و در نهایت اعدام، موج هراسافکنی را در جامعه میپراکند تا کسی جرات اعتراض و نقدی نداشته باشد. رویکرد ایران در قبال اعتراضات بهحق مردم خشن و غیرعادلانه بوده است. در سال گذشته موج بلندی از اعدام زندانیان سیاسی در ایران آغاز گشت و علیرغم اعتراض نهادهای بینالمللی حکومت ایران باز هم طبق رویهی همیشگی خود پیش رفت. اختناق و حقکشی در جامعهی کنونی ایران به حد غایی خود رسیده و مردم از فقر، گرسنگی، بیکاری و بیخانمانی به ستوه آمدهاند. رژیم استبدادی ایران با گسترش ارعاب و فشار بر جامعه همهی درهای برقراری دموکراسی و آزادی را مسدود کرده است هر چند در این مورد موفق نشده و کارگران و زنان همواره و در هر شرایطی اعتراض خود را نشان دادهاند.
پس از گذشت ۴۲ سال از انقلاب ۵۷، هم اکنون مردم با بهت و حیرت به این حکومت فاسد مینگرند که گویا وعدهی حمایت و ریشهکنی استبداد را داده بودند و خود اکنون در استبدادمنشی از نظام سلطنتی شاه پیشی گرفتهاند و هیچ دردی از دردهای مردم را درمان نکردند. به اعتقاد من باز هم این مردم و نیروی مشترک آنان خواهد بود که نظام استبدادی ولایتفقیه را به زبالهدان تاریخ بیاندازند. به شرطی که در برابر جنایات و اعمال غیرانسانی این حکومت نامشروع سکوت اختیار نکنند و بار دیگر رسالت تاریخی خود را انجام دهند.
مسئله گذار
خاورمیانه بهدلیل بحران و جنگهای داخلی به مکان مناسبی بر حضور قدرتهای امپریال مبدل گشته است. قدرتهایی که ادعای برقراری دموکراسی در خاورمیانه دارند اما در واقع در تلاش برای برقراری هژمونی و سلطهی بلامنازع خود در این جغرافیا هستند. جغرافیایی که بهدلیل وجود منابع عظیم سوختی به کانون قدرتطلبی قدرتها تبدیل و چشم طمع بسیاری از آنان به این منطقه ژئواستراتژیک و ژئوپلیتیک دوخته شده است. از سوی دیگر سیستم دولتی همانند بلایی بر سر ملل و خلقهای خاورمیانه فرود آمده است. سیستمهایی که جهت حفظ بقای خود جامعه را امنیتی نموده و تمامی حوزههای جامعه را تحت سلطهی خود قرار دادهاند. در این نظامها، نهادهای زور و فشار در برابر هر کنش و اعتراضی، با خشونت و سرکوب پاسخ مردم را میدهند. با این وجود بر سطح آگاهی و شعور سیاسی مردم در جوامع خاورمیانه بسیار افزوده شده و دولتها علیرغم تلاش برای انحصار دانش و آگاهی، توانایی چنین کاری را نداشتهاند. زیرا در هر جامعهای همواره شخصیت، نهاد و تشکلی وجود دارد که سیاستهای تاریک و پشتپرده دولتها را آشکار نماید. سطح آگاهی و تبادل اطلاعات و اخبار از طریق رسانههای اجتماعی، دولتها را با چالش روبهرو ساخته و دچار بحران مشروعیت نموده است. پیداست بحران مشروعیت هر روز در میان نظامهای توتالیتر و خودکامه خاورمیانه گسست بیشتری مییابد. در شرایط کنونی با نگاهی به کشورهای منطقه میتوان این واقعیت عینی را مشاهده نمود. کاربست خشونت و سرکوب جهت خنثی نمودن اعتراضات مردمی و پاکسازی آنان میباشد. اما حقیقت بیانگر چیز دیگری است و آن ناکارآمد شدن چنین رویهای است. جوامع خاورمیانه تسلیمیت را نمیپذیرند و با مقاومت و مبارزه به حقوق خود دست خواهند یافت. اصرار در تداوم اعمال قوه قهریه و خشونت موجب شده مردم به گزینهای جز براندازی این حکومتهای مستبد نیاندیشند.
جامعه ایران نیز، یک جامعه متکثر و گوناگون است که در آن قومیتها و تفاوتمندیهای مذهبی و زبانی بسیاری وجود دارد. خصلت کنونی خیزشهای مردمی با خیزشهای پیش از انقلاب و یا در بحبوحه آن بسیار متفاوت است. جامعهی ایران دچار تغییرات اجتماعی و فرهنگی بسیاری گشته و همانند دهههای شصت، تودهوار نیست. متاسفانه جامعه مدنی ایران و حوزه روشنفکری و کارگری، نامنسجم و از همگسیخته است. با این وجود در شرایطی قرار ندارند که توانایی احیا نداشته باشند.
در چند سال اخیر و به موازات گسترش اعتراضات مردمی در ایران، ماشین سرکوب و خشونت دولتی با سرعتی بیش از گذشته پیش رفته و بیمحابا فعالین سیاسی و مدنی را بدون ارائه دلایل و مدارک لازم و بهصورت فراقانونی و فراقضایی محاکمه نموده و با صدور احکام سنگین و در نهایت اعدام، موج هراسافکنی را در جامعه میپراکند تا کسی جرات اعتراض و نقدی نداشته باشد. رویکرد ایران در قبال اعتراضات بهحق مردم خشن و غیرعادلانه بوده است. در سال گذشته موج بلندی از اعدام زندانیان سیاسی در ایران آغاز گشت و علیرغم اعتراض نهادهای بینالمللی حکومت ایران باز هم طبق رویهی همیشگی خود پیش رفت. اختناق و حقکشی در جامعهی کنونی ایران به حد غایی خود رسیده و مردم از فقر، گرسنگی، بیکاری و بیخانمانی به ستوه آمدهاند. رژیم استبدادی ایران با گسترش ارعاب و فشار بر جامعه همهی درهای برقراری دموکراسی و آزادی را مسدود کرده است هر چند در این مورد موفق نشده و کارگران و زنان همواره و در هر شرایطی اعتراض خود را نشان دادهاند.
پس از گذشت ۴۲ سال از انقلاب ۵۷، هم اکنون مردم با بهت و حیرت به این حکومت فاسد مینگرند که گویا وعدهی حمایت و ریشهکنی استبداد را داده بودند و خود اکنون در استبدادمنشی از نظام سلطنتی شاه پیشی گرفتهاند و هیچ دردی از دردهای مردم را درمان نکردند. به اعتقاد من باز هم این مردم و نیروی مشترک آنان خواهد بود که نظام استبدادی ولایتفقیه را به زبالهدان تاریخ بیاندازند. به شرطی که در برابر جنایات و اعمال غیرانسانی این حکومت نامشروع سکوت اختیار نکنند و بار دیگر رسالت تاریخی خود را انجام دهند.
مسئله گذار
خاورمیانه بهدلیل بحران و جنگهای داخلی به مکان مناسبی بر حضور قدرتهای امپریال مبدل گشته است. قدرتهایی که ادعای برقراری دموکراسی در خاورمیانه دارند اما در واقع در تلاش برای برقراری هژمونی و سلطهی بلامنازع خود در این جغرافیا هستند. جغرافیایی که بهدلیل وجود منابع عظیم سوختی به کانون قدرتطلبی قدرتها تبدیل و چشم طمع بسیاری از آنان به این منطقه ژئواستراتژیک و ژئوپلیتیک دوخته شده است. از سوی دیگر سیستم دولتی همانند بلایی بر سر ملل و خلقهای خاورمیانه فرود آمده است. سیستمهایی که جهت حفظ بقای خود جامعه را امنیتی نموده و تمامی حوزههای جامعه را تحت سلطهی خود قرار دادهاند. در این نظامها، نهادهای زور و فشار در برابر هر کنش و اعتراضی، با خشونت و سرکوب پاسخ مردم را میدهند. با این وجود بر سطح آگاهی و شعور سیاسی مردم در جوامع خاورمیانه بسیار افزوده شده و دولتها علیرغم تلاش برای انحصار دانش و آگاهی، توانایی چنین کاری را نداشتهاند. زیرا در هر جامعهای همواره شخصیت، نهاد و تشکلی وجود دارد که سیاستهای تاریک و پشتپرده دولتها را آشکار نماید. سطح آگاهی و تبادل اطلاعات و اخبار از طریق رسانههای اجتماعی، دولتها را با چالش روبهرو ساخته و دچار بحران مشروعیت نموده است. پیداست بحران مشروعیت هر روز در میان نظامهای توتالیتر و خودکامه خاورمیانه گسست بیشتری مییابد. در شرایط کنونی با نگاهی به کشورهای منطقه میتوان این واقعیت عینی را مشاهده نمود. کاربست خشونت و سرکوب جهت خنثی نمودن اعتراضات مردمی و پاکسازی آنان میباشد. اما حقیقت بیانگر چیز دیگری است و آن ناکارآمد شدن چنین رویهای است. جوامع خاورمیانه تسلیمیت را نمیپذیرند و با مقاومت و مبارزه به حقوق خود دست خواهند یافت. اصرار در تداوم اعمال قوه قهریه و خشونت موجب شده مردم به گزینهای جز براندازی این حکومتهای مستبد نیاندیشند.
جامعه ایران نیز، یک جامعه متکثر و گوناگون است که در آن قومیتها و تفاوتمندیهای مذهبی و زبانی بسیاری وجود دارد. خصلت کنونی خیزشهای مردمی با خیزشهای پیش از انقلاب و یا در بحبوحه آن بسیار متفاوت است. جامعهی ایران دچار تغییرات اجتماعی و فرهنگی بسیاری گشته و همانند دهههای شصت، تودهوار نیست. متاسفانه جامعه مدنی ایران و حوزه روشنفکری و کارگری، نامنسجم و از همگسیخته است. با این وجود در شرایطی قرار ندارند که توانایی احیا نداشته باشند.
گذار دموکراتیک
کارنامهی سیاه حکومت تزویر و تبعیض ✍ #بهار_اورین 🆔 @GozarDemocratic
در زمینه قانونگذاری رژیم ایران حق حاکمیت را مختص به مردم ندانسته و حق دخیل بودن آرا و نظر مردم را از آنان سلب نموده است. در نظام ایران تمامی مبانی و ارکان دموکراسی بهطور عکس اجرایی میگردد. بهجایی که مردم حکومتگران را انتخاب نمایند، مردم مجبور به اطاعت بیچونوچرا از کارگزاران و عمال حکومت هستند. رای مردم زمانی مورد قبول واقع میگردد که پیش از آن از سوی نهادهایی همچون شورای نگهبان و مجلس مورد تایید واقع گردیده باشد.
در مقطعی که مردم از هر نظر در تنگنا و فشار اقتصادی و اجتماعی قرار دارند و بر آمار خودکشی کودکان، کارگران و زنان که محصول تبعیض، فقر و گرسنگی است افزوده میشود؛ از سوی دیگر فساد اقتصادی و بحرانهای زیستمحیطی و آبوهوایی روندی صعودی یافته، لازم است به جایگزینی برای این نظام مستبد و ضداجتماعی اندیشید. البته مبارزات برساخت جامعهای مطابق با بافتار و ساختار ایران و خاورمیانه نیاز به مبارزات منسجم و مستمر همهی طبقات و اقشار و نیروهای اجتماعی است. زمنیههای این مبارزات از دیماه ۹۶ آغاز شده و بایستی این خیزشها بهشیوهای سازمانیافته در همهی جامعه تداوم یابد تا حق سرنوشت خلقها به دست خودشان تعیین گردد.
انقلاب ۵۷ مردمی ایران یکی از انقلابهای بزرگ تاریخ است که نظام استبدادی شاهنشاهی فروپاشید و با روی کار آمدن روحانیون بر مسند قدرت گویا برابری و عدالت برقرار خواهد شد اما جنایات و ستمهایی که رژیم خمینی در سالهای ابتدای انقلاب مرتکب شد مردمی که برای این انقلاب مبارزه کرده بودند را در بهت فرو برد. قتلعامهای گسترده در کردستان تنها یک نمونه از این جنایات است. بعد از گذشت ۴۲ سال از این انقلاب نه تنها مردم به آرامش و رفاه دست نیافتهاند که هر روز بیشازپیش در میان انبوهی از مشکلات گرفتار شدند. در این نوشتار سعی شده بهطور مختصر به انقلاب ایران و پیامدهای آن بپردازد.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
در مقطعی که مردم از هر نظر در تنگنا و فشار اقتصادی و اجتماعی قرار دارند و بر آمار خودکشی کودکان، کارگران و زنان که محصول تبعیض، فقر و گرسنگی است افزوده میشود؛ از سوی دیگر فساد اقتصادی و بحرانهای زیستمحیطی و آبوهوایی روندی صعودی یافته، لازم است به جایگزینی برای این نظام مستبد و ضداجتماعی اندیشید. البته مبارزات برساخت جامعهای مطابق با بافتار و ساختار ایران و خاورمیانه نیاز به مبارزات منسجم و مستمر همهی طبقات و اقشار و نیروهای اجتماعی است. زمنیههای این مبارزات از دیماه ۹۶ آغاز شده و بایستی این خیزشها بهشیوهای سازمانیافته در همهی جامعه تداوم یابد تا حق سرنوشت خلقها به دست خودشان تعیین گردد.
انقلاب ۵۷ مردمی ایران یکی از انقلابهای بزرگ تاریخ است که نظام استبدادی شاهنشاهی فروپاشید و با روی کار آمدن روحانیون بر مسند قدرت گویا برابری و عدالت برقرار خواهد شد اما جنایات و ستمهایی که رژیم خمینی در سالهای ابتدای انقلاب مرتکب شد مردمی که برای این انقلاب مبارزه کرده بودند را در بهت فرو برد. قتلعامهای گسترده در کردستان تنها یک نمونه از این جنایات است. بعد از گذشت ۴۲ سال از این انقلاب نه تنها مردم به آرامش و رفاه دست نیافتهاند که هر روز بیشازپیش در میان انبوهی از مشکلات گرفتار شدند. در این نوشتار سعی شده بهطور مختصر به انقلاب ایران و پیامدهای آن بپردازد.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
Forwarded from ارتش سایبری گارد جاویدان ایران
نیرو بخشیدن بە زن، لازمە سوسیالیسم است
امروز هشتم مارس روز جهانی زن است. بە مناسبت این روز میخواهیم هم و ضعیت جنبشهای انقلابی زنان در سطح جهانی، هم بە ویژە وضعیت زن در ترکیە و جنبش زن در کوردستان را بررسی کنیم.
رهنمودهای رهبر آپو
#جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
🆔 @kjar_2014
امروز هشتم مارس روز جهانی زن است. بە مناسبت این روز میخواهیم هم و ضعیت جنبشهای انقلابی زنان در سطح جهانی، هم بە ویژە وضعیت زن در ترکیە و جنبش زن در کوردستان را بررسی کنیم.
رهنمودهای رهبر آپو
#جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
🆔 @kjar_2014
Forwarded from ارتش سایبری گارد جاویدان ایران
امروز هشتم مارس روز جهانی زن است. بە مناسبت این روز میخواهیم هم و ضعیت جنبشهای انقلابی زنان در سطح جهانی، هم بە ویژە وضعیت زن در ترکیە و جنبش زن در کوردستان را بررسی کنیم. در رابطە با این پرسشهای مختلفی خواهیم داشت.
ابتدا نکتەای کە در هشتم مارس برای متحدشدن جنبشهای زن درسطح جهان لازم است بایستی چە باشد؟ در همان حال، در هشتم مارس از دیدگاە زن کوردستانی چگونە دیدگاهی دارید؟ چگونە ارتباط مابین جنبش زنی را کە آفریدەاید با هشتم مارس بر قرار میکنید؟ بیان اینها از سوی شما از نظر بیینندگان مان مهم خواهد بود.
پیش از هر چیز، اینکە تنها هشتم مارس روز جهانی زن باشد بجا نمیبینم. بایستی تمام روزها روز زن آزاد باشد واین، یک شرط اجتناب ناپذیر زندگی است. ولی حتی واقعیت هشتم مارس بسیار آشکارا نشان میدهد کە در زندگی زن وجود ندارد. وجودی چنین برخوردی کە انگار زن تنها در چنین روزی ارزش یادآوری دارد، ژرفای جنبە بردگی را نشان میدهد. این موضوع یک حوزە فعالیتی است کە بە تدریج برروی آن تأمل میکنم. این را جدای از مبارزە نمیبینم. حتی چنانچە در تمام انقلابها هست، اصلیترین موضوعی کە انقلابهای امروزیمان و بە ویژە انقلاب کوردستان بایستی در آن موفقیت کسب کند، تحلیل کردن زندگی بر محور زن میباشد. از برجستە ترین مسایل مبارزە گرفتە تا صلح و پیشرفت آن بر پایە آزادی، زن در رأس همە امور قرار دارد.
تا زمانی کە زن با واقعیت ذهنیت، ایدئولوژی، سازمان، فشار و استثماری کە در پیرامون دیوار چین کردەاند، مورد ارزیابی قرار نگرفتە و یک چارەیابی مبتنی بر این، ژرفا دادە نشود، هر اندازە انقلاب و بنابراین مبارزە، سوای مسئلە آزادی زن در نظر گرفتە شود، ممکن نیست کە بە مبارزە بتواند کاملا بە یک مبارزە آزادی و بە صلحی احتمالی بتواند بە صلحی راستین مبدل گردد. یک شرط اساسی و بسیار ریشەای این، تجزیە وتحلیل شبکە روابط موجود در اطراف زن است. از خانوادە گرفتە تا اخلاق، حتی فلسفە و حیات دینی، تمام اینها در مورد چە میگویند؟ فراتر از این نیز چکاری انجام دادەاند، در فکر انجام چە چیزی هستند؟ چگونە نظامی تشکیل شدە است؟ تحلیل تمامی اینها حیاتی است.
میخواهم بیان کنم کە هر اندازە بر روی انقلاب کوردستان تأمل مینمایم، ابراز علاقە هر چە بیشترم بە مسئلە و جستوجوی یک راە حل در راستای آن، جدای از مبارزە نیست. هم در پیشبرد مبارزە و همچنین در ایجاد تحول براساس معنای صحیح آن، نیاز بە ارزیابی کردن جدی این مسئلە را احساس میکنم. در حالی کە گفتە میشود انقلاب بدون زن امکان ناپذیر است، زندگی بدون زن نیز همانطور؛ این صحیح است. ولی امروزە زندگی همراە با زن با این وضعیتش، بە خصوص زندگی مرد محور دادەام، شاید توانستە باشم کە بە شکلی جالب، واقعیتی را بیان نمایم.
چنانچە مشهود است، هنگامی کە پرسشی حاکی بر اینکە هشتم مارس از دیدگاە زنان جهان میتواند چە معنایی داشتە باشد، پرسیدە میشود، پاسخی کە بدان دادە شود این است کە بە لحاظ یادآوری یک بردگی ژرفا یافتە و بسیار نمادین، حتی بە نظرم تا حدودی هم دادن اهمیتی غیر جدی میآید.
چنانچە مشهود است، هنگامی کە پرسشی حاکی بر اینکە هشتم مارس از دیدگاە زنان جهان میتواند چە معنایی داشتە باش، پرسیدە میشود، پاسخی کە بدان دادە شود این است کە بە لحاظ یادآوری یک بردگی ژرفا یافتە و بسیار نمادین، حتی بە نظرم تا حدودی هم دارن اهمیتی غیر انکار ناپذیر زندگی، یک روز برای گرامیداشت او میارزد؟ یک روز دیگر مثل روز مادر بە زن هدیە دادە میشود. بە نظرم اینها بیانگر عدم صمیمیت بودە و بایستی از آن گذار صورت داد؛ تمامی ایام را همانند هشتم مارس در نظر گرفتە و بسط داد.
بە لحاظ کوردستان، چیز چندانی برای گفتن در مورد امروز نداریم. ما با تلاشی بزرگ، در حال پیشبرد انقلاب توأم با زن هستیم. هر روز بسیار فراتر از شیوە کلاسیک گرامیداشت هشتم مارس میگذرد. حتی نزد ما امورات چنان حالتی بە خود گرفتەاند کە فکر نمیکنم یک زن و یا مردی کە در این بارە نتواند گذار صورت دادە وچندان حق زندگی را بیابد. نەتنها در میان خلق کوردستان بلکە نیروهایی هستند کە میخواهند در سطح بینالمللی موضعشان را نشان دادە و بەویژە زنان میخواهند کە این مرحلە را درک کنند. فکر کنم کە در این گفتگوهای مان اندکی این را روشن خواهیم ساخت.
در مرحلە پیش رویمان اهمیت بیشتری بە جلسات زنانە خواهم داد. انجام دادن آنچە را کە برعهدە من است بە عنوان یک دین میبینم. بە خصوص نزد ما شهدایی هستند کە باید همیشە یادشان را گرامی داشت.
ابتدا نکتەای کە در هشتم مارس برای متحدشدن جنبشهای زن درسطح جهان لازم است بایستی چە باشد؟ در همان حال، در هشتم مارس از دیدگاە زن کوردستانی چگونە دیدگاهی دارید؟ چگونە ارتباط مابین جنبش زنی را کە آفریدەاید با هشتم مارس بر قرار میکنید؟ بیان اینها از سوی شما از نظر بیینندگان مان مهم خواهد بود.
پیش از هر چیز، اینکە تنها هشتم مارس روز جهانی زن باشد بجا نمیبینم. بایستی تمام روزها روز زن آزاد باشد واین، یک شرط اجتناب ناپذیر زندگی است. ولی حتی واقعیت هشتم مارس بسیار آشکارا نشان میدهد کە در زندگی زن وجود ندارد. وجودی چنین برخوردی کە انگار زن تنها در چنین روزی ارزش یادآوری دارد، ژرفای جنبە بردگی را نشان میدهد. این موضوع یک حوزە فعالیتی است کە بە تدریج برروی آن تأمل میکنم. این را جدای از مبارزە نمیبینم. حتی چنانچە در تمام انقلابها هست، اصلیترین موضوعی کە انقلابهای امروزیمان و بە ویژە انقلاب کوردستان بایستی در آن موفقیت کسب کند، تحلیل کردن زندگی بر محور زن میباشد. از برجستە ترین مسایل مبارزە گرفتە تا صلح و پیشرفت آن بر پایە آزادی، زن در رأس همە امور قرار دارد.
تا زمانی کە زن با واقعیت ذهنیت، ایدئولوژی، سازمان، فشار و استثماری کە در پیرامون دیوار چین کردەاند، مورد ارزیابی قرار نگرفتە و یک چارەیابی مبتنی بر این، ژرفا دادە نشود، هر اندازە انقلاب و بنابراین مبارزە، سوای مسئلە آزادی زن در نظر گرفتە شود، ممکن نیست کە بە مبارزە بتواند کاملا بە یک مبارزە آزادی و بە صلحی احتمالی بتواند بە صلحی راستین مبدل گردد. یک شرط اساسی و بسیار ریشەای این، تجزیە وتحلیل شبکە روابط موجود در اطراف زن است. از خانوادە گرفتە تا اخلاق، حتی فلسفە و حیات دینی، تمام اینها در مورد چە میگویند؟ فراتر از این نیز چکاری انجام دادەاند، در فکر انجام چە چیزی هستند؟ چگونە نظامی تشکیل شدە است؟ تحلیل تمامی اینها حیاتی است.
میخواهم بیان کنم کە هر اندازە بر روی انقلاب کوردستان تأمل مینمایم، ابراز علاقە هر چە بیشترم بە مسئلە و جستوجوی یک راە حل در راستای آن، جدای از مبارزە نیست. هم در پیشبرد مبارزە و همچنین در ایجاد تحول براساس معنای صحیح آن، نیاز بە ارزیابی کردن جدی این مسئلە را احساس میکنم. در حالی کە گفتە میشود انقلاب بدون زن امکان ناپذیر است، زندگی بدون زن نیز همانطور؛ این صحیح است. ولی امروزە زندگی همراە با زن با این وضعیتش، بە خصوص زندگی مرد محور دادەام، شاید توانستە باشم کە بە شکلی جالب، واقعیتی را بیان نمایم.
چنانچە مشهود است، هنگامی کە پرسشی حاکی بر اینکە هشتم مارس از دیدگاە زنان جهان میتواند چە معنایی داشتە باشد، پرسیدە میشود، پاسخی کە بدان دادە شود این است کە بە لحاظ یادآوری یک بردگی ژرفا یافتە و بسیار نمادین، حتی بە نظرم تا حدودی هم دادن اهمیتی غیر جدی میآید.
چنانچە مشهود است، هنگامی کە پرسشی حاکی بر اینکە هشتم مارس از دیدگاە زنان جهان میتواند چە معنایی داشتە باش، پرسیدە میشود، پاسخی کە بدان دادە شود این است کە بە لحاظ یادآوری یک بردگی ژرفا یافتە و بسیار نمادین، حتی بە نظرم تا حدودی هم دارن اهمیتی غیر انکار ناپذیر زندگی، یک روز برای گرامیداشت او میارزد؟ یک روز دیگر مثل روز مادر بە زن هدیە دادە میشود. بە نظرم اینها بیانگر عدم صمیمیت بودە و بایستی از آن گذار صورت داد؛ تمامی ایام را همانند هشتم مارس در نظر گرفتە و بسط داد.
بە لحاظ کوردستان، چیز چندانی برای گفتن در مورد امروز نداریم. ما با تلاشی بزرگ، در حال پیشبرد انقلاب توأم با زن هستیم. هر روز بسیار فراتر از شیوە کلاسیک گرامیداشت هشتم مارس میگذرد. حتی نزد ما امورات چنان حالتی بە خود گرفتەاند کە فکر نمیکنم یک زن و یا مردی کە در این بارە نتواند گذار صورت دادە وچندان حق زندگی را بیابد. نەتنها در میان خلق کوردستان بلکە نیروهایی هستند کە میخواهند در سطح بینالمللی موضعشان را نشان دادە و بەویژە زنان میخواهند کە این مرحلە را درک کنند. فکر کنم کە در این گفتگوهای مان اندکی این را روشن خواهیم ساخت.
در مرحلە پیش رویمان اهمیت بیشتری بە جلسات زنانە خواهم داد. انجام دادن آنچە را کە برعهدە من است بە عنوان یک دین میبینم. بە خصوص نزد ما شهدایی هستند کە باید همیشە یادشان را گرامی داشت.
Forwarded from ارتش سایبری گارد جاویدان ایران
چە نسل زنانی کە خود را بە صورت بمب در آوردە و منفجر کردەاند و این گونە نیز جدیترین عملیات آزادی را انجام دادە هستند کە نسل انسان شاید بتواند بدان دست یابد و چە زنانی کە بدن خود را از آتشزدە و اینگونە خواستند خود را منزە سازند، بجای آوردن وظایفی کە بر عهدە ما گذاشتەاند در شخص این شهدا برای من یک دین محسوب میگردد. بەویژە ابراز این مهم بە مناسبت این روز بجا خواهد بود.
جناب اوجالان، بلافاصلە میخواهیم کە این سٶال را بپرسم: در سخنان تان نیز بیان نمودید کە رهبریت پ.ک.ک بەویژە دیدگاە پ.ک.ک نسبت بە مسئلە زن، توجە زنان چهارسوی دنیا را بە خود جلب میکند؛ یعنی با سطح گفتگو و برخوردهای تان، در حال حاضر، در کانون توجە قرار دارید. بجز زنان کورد، زنان بسیاری از دیگر ملتها بە جنبش تان پیوستەاند. جهت فهم و درک آن، خواستە فراوانی وجود دارد. احساس نزدیک بینی زن بە رهبریت پ.ک.ک را در چە میبینید؟ بە نظر شما زنانی کە از دیگر ملل آمدەاند، چرا خود را بە شما نزدیک حس میکنند؟ معتقدم کە رغبت زن رفتە رفتە افزایش خواهد یافت. علت اساسی این، اصرار یک جهان توأم با حاکمیت مرد بر تداوم اعتبارش بودە، بە شکلی کە گذشتە را تمیز نخواهد کرد. حتی ایدئولوژی در آمیختە با حاکمیت مرد و بازتاب آن بە زندگی، مسئلە زن را بغرنجتر ساختە است. بەویژە در انقلابهای قرن بیستم اگرچە بە لحاظ زن برخی گشایش ها صورت گرفتە باشند، ولی بە چارەتابی کامل آن دست نیافتەاند. حتی در کشورهایی کە سوسیالیسم رئال در آن تحقق یافتە و بە رسمیت شناختە شدە نیز این امر بە انقلاب زن انتقال نیافتە و تداوم معیارهای زندگی کلاسیک حتی در شخصیتهای رهبری کە خود را بهترین سوسیالیست میخواندند بە روشنی قابل مشاهدە است.
در مورد خودم باید بگویم، صحیح است کە من مسئلە را بە شکلی متفاوتتر و با راهکاری بسیار ژرف و جهان شمول مورد ارزیابی قرار دادەام. من در اینجا با در نظر گرفتن صرفا نیازهای یک انقلاب رهایی ملی، تحلیلی در رابطە با مسئلە زن انجام نمیدهیم. حتی از حیث کسب موفقیت روزانە نیز دارای نگرشی تنگ نظرانە نیستم و بر این باورم کە زن نیمی از جامعە بودە و بدون وجود آنها انقلاب امکان پذیر نیست. لذا بطور ریشەای تر بر روی این مسئلە کار میکنم. این امر برای من فعالیتی فلسفی و روحیە بخش میباشد. جهت تحقق بخشی بە بینش سوسیالیستیام، بایستی این مسئلە را حل نمایم. بە عنوان یک شخصیت مرد هنوز هم در کنکاش زندگی هستم. هنگامی کە این پرسش را میپرسم کە" بایستی زندگی با زن چگونە باشد، در کل نیز زندگی چگونە باشد؟" برای من سٶالی است کە هنوز هم باید بر روی آن تأمل نمایم.
بایستی آشکارا بیان کنم کە در این بارە، بە هیچ نوع پیش داوری سنتی و ارزش اخلاقی پناە نبردەام. معتقدم کە از برخوردهای دارای وجهە جنسی گرفتە را تقسیم کردن زندگی همراە با زن، در تمامی عرصەها مثلا در سیاست و حتی فعالیتهای تکوین ارتش، دارای مسایل گوناگونی است. بە لزوم گفتگوی شفاف در این موارد اهمیت میدهم. نە تنها لزوم این در محدودەهای گفتگو کافی نیست، بلکە واصل نمودن واقعیت این بە چارەیابیهای انقلابی بسیار توجە برانگیز شرط میباشد. این بیشتر بە من مربوط میشود، این را بە عنوان یکی از اساسیترین وظایفی کە بایستی سوسیالیسم معاصر انجام دهد ارزیابی شد. همچنانکە دیگر در برابر مسایل محیط زیستیای کە امروزە ابعاد غول آسایی بە خود گرفتە، امپریالیسم کاپیتالیستی طبیعت را بە تمامی تخریب کردە و بە وضعیت غیرقابل زیست در آوردە، با یک انقلاب سوسیالیستی یک چارەیابی ریشەای لازم است؛ بە لحاظ مسئلە زن نیز این مهم بیش از اندازە صدق میکند.
بسیار فراتر از برخوردهای سنتی نظام،از ایدئولوژیک بودن آن گرفتە تا باهم بودن عملی و حتی بازخواست کردن مجدد ازدواج، نسبت بە این مسئلە کە باهر عرصە زندگی ارتباط دارد، معتقدم کە از هر لحاظ، بە برخوردهای نوین نیاز هست. اگر توجە شود، این برخوردهایم در این رابطە تا حد امکان، برخوردهای جهان شمولی هستند. این موارد صرفا در رابطە با تودە ملی زن نبودە، بلکە در عرصە بینالمللی نیز چنین علاقەای در حال افزایش است. مفهوم سوسیالیسمی کە در این راستا ارتقا خواهد یافت، بدون شک مسئلە زن را پیش از حد مطرح خواهد ساخت. مسئلە آزادی زن در ابعاد صرفا جنسیتی و سازمانی نبودە، بلکە در تمام عرصەهای اجتماعی بە صورت " بایستی چگونە باشد" مورد بازخواست قرار خواهد گرفت. بە میزانی کە پاسخهایی بە این دادە شوند، مشاهدە خواهد شد کە جنگ و صلح اساسا یک مسئلە آزادی زن است. تا زمانی کە ارادە و شخصیت زن مطرح نگردد، درک خواهد شد کە چارەیابیهای صرفا متکی بر مفاهیم مرد حاکم بە تنهایی بە قادر بە حل جنگ و نە تحقق صلح خواهد بود.
جناب اوجالان، بلافاصلە میخواهیم کە این سٶال را بپرسم: در سخنان تان نیز بیان نمودید کە رهبریت پ.ک.ک بەویژە دیدگاە پ.ک.ک نسبت بە مسئلە زن، توجە زنان چهارسوی دنیا را بە خود جلب میکند؛ یعنی با سطح گفتگو و برخوردهای تان، در حال حاضر، در کانون توجە قرار دارید. بجز زنان کورد، زنان بسیاری از دیگر ملتها بە جنبش تان پیوستەاند. جهت فهم و درک آن، خواستە فراوانی وجود دارد. احساس نزدیک بینی زن بە رهبریت پ.ک.ک را در چە میبینید؟ بە نظر شما زنانی کە از دیگر ملل آمدەاند، چرا خود را بە شما نزدیک حس میکنند؟ معتقدم کە رغبت زن رفتە رفتە افزایش خواهد یافت. علت اساسی این، اصرار یک جهان توأم با حاکمیت مرد بر تداوم اعتبارش بودە، بە شکلی کە گذشتە را تمیز نخواهد کرد. حتی ایدئولوژی در آمیختە با حاکمیت مرد و بازتاب آن بە زندگی، مسئلە زن را بغرنجتر ساختە است. بەویژە در انقلابهای قرن بیستم اگرچە بە لحاظ زن برخی گشایش ها صورت گرفتە باشند، ولی بە چارەتابی کامل آن دست نیافتەاند. حتی در کشورهایی کە سوسیالیسم رئال در آن تحقق یافتە و بە رسمیت شناختە شدە نیز این امر بە انقلاب زن انتقال نیافتە و تداوم معیارهای زندگی کلاسیک حتی در شخصیتهای رهبری کە خود را بهترین سوسیالیست میخواندند بە روشنی قابل مشاهدە است.
در مورد خودم باید بگویم، صحیح است کە من مسئلە را بە شکلی متفاوتتر و با راهکاری بسیار ژرف و جهان شمول مورد ارزیابی قرار دادەام. من در اینجا با در نظر گرفتن صرفا نیازهای یک انقلاب رهایی ملی، تحلیلی در رابطە با مسئلە زن انجام نمیدهیم. حتی از حیث کسب موفقیت روزانە نیز دارای نگرشی تنگ نظرانە نیستم و بر این باورم کە زن نیمی از جامعە بودە و بدون وجود آنها انقلاب امکان پذیر نیست. لذا بطور ریشەای تر بر روی این مسئلە کار میکنم. این امر برای من فعالیتی فلسفی و روحیە بخش میباشد. جهت تحقق بخشی بە بینش سوسیالیستیام، بایستی این مسئلە را حل نمایم. بە عنوان یک شخصیت مرد هنوز هم در کنکاش زندگی هستم. هنگامی کە این پرسش را میپرسم کە" بایستی زندگی با زن چگونە باشد، در کل نیز زندگی چگونە باشد؟" برای من سٶالی است کە هنوز هم باید بر روی آن تأمل نمایم.
بایستی آشکارا بیان کنم کە در این بارە، بە هیچ نوع پیش داوری سنتی و ارزش اخلاقی پناە نبردەام. معتقدم کە از برخوردهای دارای وجهە جنسی گرفتە را تقسیم کردن زندگی همراە با زن، در تمامی عرصەها مثلا در سیاست و حتی فعالیتهای تکوین ارتش، دارای مسایل گوناگونی است. بە لزوم گفتگوی شفاف در این موارد اهمیت میدهم. نە تنها لزوم این در محدودەهای گفتگو کافی نیست، بلکە واصل نمودن واقعیت این بە چارەیابیهای انقلابی بسیار توجە برانگیز شرط میباشد. این بیشتر بە من مربوط میشود، این را بە عنوان یکی از اساسیترین وظایفی کە بایستی سوسیالیسم معاصر انجام دهد ارزیابی شد. همچنانکە دیگر در برابر مسایل محیط زیستیای کە امروزە ابعاد غول آسایی بە خود گرفتە، امپریالیسم کاپیتالیستی طبیعت را بە تمامی تخریب کردە و بە وضعیت غیرقابل زیست در آوردە، با یک انقلاب سوسیالیستی یک چارەیابی ریشەای لازم است؛ بە لحاظ مسئلە زن نیز این مهم بیش از اندازە صدق میکند.
بسیار فراتر از برخوردهای سنتی نظام،از ایدئولوژیک بودن آن گرفتە تا باهم بودن عملی و حتی بازخواست کردن مجدد ازدواج، نسبت بە این مسئلە کە باهر عرصە زندگی ارتباط دارد، معتقدم کە از هر لحاظ، بە برخوردهای نوین نیاز هست. اگر توجە شود، این برخوردهایم در این رابطە تا حد امکان، برخوردهای جهان شمولی هستند. این موارد صرفا در رابطە با تودە ملی زن نبودە، بلکە در عرصە بینالمللی نیز چنین علاقەای در حال افزایش است. مفهوم سوسیالیسمی کە در این راستا ارتقا خواهد یافت، بدون شک مسئلە زن را پیش از حد مطرح خواهد ساخت. مسئلە آزادی زن در ابعاد صرفا جنسیتی و سازمانی نبودە، بلکە در تمام عرصەهای اجتماعی بە صورت " بایستی چگونە باشد" مورد بازخواست قرار خواهد گرفت. بە میزانی کە پاسخهایی بە این دادە شوند، مشاهدە خواهد شد کە جنگ و صلح اساسا یک مسئلە آزادی زن است. تا زمانی کە ارادە و شخصیت زن مطرح نگردد، درک خواهد شد کە چارەیابیهای صرفا متکی بر مفاهیم مرد حاکم بە تنهایی بە قادر بە حل جنگ و نە تحقق صلح خواهد بود.
Forwarded from ارتش سایبری گارد جاویدان ایران
بە همین علت، جهت اینکە انقلابهای مرحلە پیش رویمان، حتی انقلابها و جنگهای سدە ٢١ و همچنین روندهای صلحی کە پس از آنها تحقق خواهند یافت، در بستر سالمی انجام گیرند، بایستی بر ژرفای انقلاب زن بیفزاییم. بە نظرم، علت اساسی علاقە مذکور همین است.
#جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
🆔 @kjar_2014
Https://www.kjar.online
#جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
🆔 @kjar_2014
Https://www.kjar.online
کژار
کۆمەڵگای ژنانی ئازادی ڕۆژهەڵاتی کوردستان