ادامه اعتصاب غذای زندانیان سیاسی در نودودومین روز
اعتصاب غذای زندانیان سیاسی در زندانهای شمال کوردستان و ترکیه به منظور اعتراض به انزوای تشدید شده بر رهبر خلق کورد امروز در روز ٩٢ خود قرار دارد.
🆔 @GozarDemocratic
اعتصاب غذای زندانیان سیاسی در زندانهای شمال کوردستان و ترکیه به منظور اعتراض به انزوای تشدید شده بر رهبر خلق کورد امروز در روز ٩٢ خود قرار دارد.
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
ادامه اعتصاب غذای زندانیان سیاسی در نودودومین روز اعتصاب غذای زندانیان سیاسی در زندانهای شمال کوردستان و ترکیه به منظور اعتراض به انزوای تشدید شده بر رهبر خلق کورد امروز در روز ٩٢ خود قرار دارد. 🆔 @GozarDemocratic
ادامه اعتصاب غذای زندانیان سیاسی در نودودومین روز
اعتصاب غذای زندانیان سیاسی در زندانهای شمال کوردستان و ترکیه به منظور اعتراض به انزوای تشدید شده بر رهبر خلق کورد امروز در روز ٩٢ خود قرار دارد.
امروز اعتصاب غذای زندانیان سیاسی در زندانهای شمال کوردستان و ترکیه که به منظور اعتراض به انزوای رهبر خلق کورد و نقض حقوق زندانیان در حال اجراست وارد نودودومین روز خود شده است. این اعتصاب غذا در مخمور نیز امروز وارد هفتادویکمین روز شده است. در یونان نیز اعتصاب غذا وارد ۵۴ روز خود شده است.
٩٢ روز اعتصاب غذا در زندانهای رژیم اشغالگر ترکیه
زندانیان سیاسی پرونده حزب کارگران کوردستان (پ.ک.ک) و حزب آزادی زنان کوردستان (پاژک) از ۲۷ نوامبر سال ۲۰۲۰ به منظور خاتمه دادن به انزوای تحمیلی بر رهبر خلق کورد که مدت ۲۱ سال است در زندان امرالی به سر میبرد، به اعتصاب غذا دست زدهاند. اعتصاب غذای گروه ۱٩ زندانیان ادامه دارد و امروز این اعتصاب وارد روز ٩٢ خود شده است.
٧١ روز اعتصاب غذا در مخمور
در کمپ پناهندگان مخمور در جنوب کوردستان نیز، در اعتراض به انزوای تحمیلی بر رهبر خلق کورد، با پیشاهنگی زنان از ۱۸ دسامبر ۲۰۲۰ اعتصاب غذا آغاز شده است. اعتصاب غذا در انجمن خانواده شهدای مخمور در هفتادویکمین روز خود ادامه دارد.
۵۴ روز اعتصاب غذا در یونان
شهروندانی که در کمپ لاویروی یونان ساکن هستند، به منظور خاتمه داده به انزوای تحمیلی بر اوجالان و حمایت از اعتصاب کنندگان در زندان، به اعتصاب غذا دست زدهاند. این اعتصاب با رهبری جنبش جوانان انقلابی TCŞ، جنبش زنان کوردستان در اروپا TJK-E و مرکز فرهنگی کوردستان آغاز و در ۵۴مین روز خود قرار دارد.
شهادت خلیل شن، میهندوست کورد در آلمان
خلیل شن (۲۵ ساله) ساکن شهر درسدن آلمان روز جمعه (۱۲ فوریه ۲۰۲۱ / ۲۴ بهمن ١٣٩٩) در ۲۲ سالگرد توطئه بینالمللی علیه رهبر خلق کورد، عبدالله اوجالان بدن خود را به آتش کشید و به شهادت رسید.
زندانیان سیاسی پیش از این برای پایان دادن به حصر اوجالان در چندین مرحله دست به اعتصاب غذا زده و رژیم ترکیه مجبور شده بود به حصر اوجالان پایان دهد.
سال ٢٠١٢: ۶٨ روز اعتصاب غذا
اولین اعتصاب غذای زندانیان سیاسی به شکل گسترده و سازماندهی شده با هدف پایان دادن به حصر اوجالان در ١٢ سپتامبر ٢٠١٢ در زندانهای ترکیه آغاز شد. این اعتصاب غذا ۶٨ روز ادامه یافت و با در درخواست رهبر خلق کورد عبدالله اوجالان پایان یافت. در ٣ ژانویه ٢٠١٣ میان اوجالان و هیئت دولت دیدار صورت گرفت و تا سال ٢٠١۵ مرحله مذاکرات امرالی ادامه یافت.
٢٠١۶: ٨ روز اعتصاب غذا
روز ۵ آوریل ٢٠١۵ مرحله مذاکرات امرالی از سوی رژیم ترک متوقف شد و حصر اوجالان از سر گرفته شد. پس از شبه کودتای ١۵ ژوئیه که ناظران سیاسی ترکیه آنرا کودتای اردوغان میدانند نگرانیها نسبت به وضعیت رهبر خلق کورد افزایش یافت و ۵٠ سیاستمدار کورد در فراخوانی خواستار ملاقات با اوجالان شدند و وقتی با پاسخ منفی رژیم ترک روبرو گشتند در ۵ سپتامبر ٢٠١۶ در دفتر حزب مناطق دمکراتیک در شهر آمَد دست به اعتصاب غذا زدند. شش روز پس از آغاز اعتصاب محمد اوجالان برادر عبدالله اوجالان در روز ١١ سپتامبر با رهبر خلق کورد ملاقات کرد. ۵٠ سیاستمدار کورد پس از انجام این ملاقات و دستیابی به موفقیت در ٨مین روز به اعتصاب غذا پایان دادند.
٢٠١٨: ٢٠٠ روز اعتصاب غذا
لیلا گووَن ریاست مشترک کنگره جامعه دمکراتیک که در زندان گروه E زندان آمَد بسر میبرد در روز ٨ نوامبر ٢٠١٨ در محکومیت حصر عبدالله اوجالان رهبر خلق کورد اعلام اعتصاب غذا کرد. روز ١۶ دسامبر همان سال زندانیان سیاسی هم با لیلا گووَن همراه شدند و در ١ دسامبر ٢٠١٩ اعتصاب غذای لیلا گووَن در تمامی زندانهای شمال کوردستان و ترکیه و در خارج از میهن گسترش یافت. در هولیر نیز ناصر یاغز از اعضای ه.د.پ، فضیله توک در کمپ مخمور، ١۴ سیاستمدار کورد در استراسبورگ فرانسه، ایمام شیش در کالر انگلستان و هریم محمود در شهر کلار جنوب کوردستان دست به اعتصاب غذا زدند.
روز ٣ مارس ٢٠١٩ سه نماینده مجلس ه.د.پ به نامهای درسیم داغ، طیب تمل و مراد ساریساچ نیز در ساختمان مرکزی ه.د.پ دست به اعتصاب غذا زدند.
روزه مرگ
در نتیجه بیمسئولیتی رژیم ترک ١۵ زندانی سیاسی با هدف شکستن حصر اوجالان روز ٣٠ آوریل ٢٠١٩ در نامهای سرگشاده به افکار عمومی دست به روزه مرگ زندند. روز ١٠ مه نیز ١٠ زندانی سیاسی دیگر به روزه مرگ پیوستند.
٨ جوان کورد جان خود را فدا کردند
اعتصاب غذا بسرعت گسترش یافت. روز ٢٠ فوریه شهروند کورد با نام اوغور شاکار در مقابل دادسرای شهر کریفلد آلمان خود را به آتش کشید. اوغور شاکار روز ٢٢ مارس در بیمارستان به شهادت رسید. با هدف محکومیت حصر اوجالان عملیات فدایی در زندانهای رژیم استعمارگر ترک از سر گرفته شدند.
اعتصاب غذای زندانیان سیاسی در زندانهای شمال کوردستان و ترکیه به منظور اعتراض به انزوای تشدید شده بر رهبر خلق کورد امروز در روز ٩٢ خود قرار دارد.
امروز اعتصاب غذای زندانیان سیاسی در زندانهای شمال کوردستان و ترکیه که به منظور اعتراض به انزوای رهبر خلق کورد و نقض حقوق زندانیان در حال اجراست وارد نودودومین روز خود شده است. این اعتصاب غذا در مخمور نیز امروز وارد هفتادویکمین روز شده است. در یونان نیز اعتصاب غذا وارد ۵۴ روز خود شده است.
٩٢ روز اعتصاب غذا در زندانهای رژیم اشغالگر ترکیه
زندانیان سیاسی پرونده حزب کارگران کوردستان (پ.ک.ک) و حزب آزادی زنان کوردستان (پاژک) از ۲۷ نوامبر سال ۲۰۲۰ به منظور خاتمه دادن به انزوای تحمیلی بر رهبر خلق کورد که مدت ۲۱ سال است در زندان امرالی به سر میبرد، به اعتصاب غذا دست زدهاند. اعتصاب غذای گروه ۱٩ زندانیان ادامه دارد و امروز این اعتصاب وارد روز ٩٢ خود شده است.
٧١ روز اعتصاب غذا در مخمور
در کمپ پناهندگان مخمور در جنوب کوردستان نیز، در اعتراض به انزوای تحمیلی بر رهبر خلق کورد، با پیشاهنگی زنان از ۱۸ دسامبر ۲۰۲۰ اعتصاب غذا آغاز شده است. اعتصاب غذا در انجمن خانواده شهدای مخمور در هفتادویکمین روز خود ادامه دارد.
۵۴ روز اعتصاب غذا در یونان
شهروندانی که در کمپ لاویروی یونان ساکن هستند، به منظور خاتمه داده به انزوای تحمیلی بر اوجالان و حمایت از اعتصاب کنندگان در زندان، به اعتصاب غذا دست زدهاند. این اعتصاب با رهبری جنبش جوانان انقلابی TCŞ، جنبش زنان کوردستان در اروپا TJK-E و مرکز فرهنگی کوردستان آغاز و در ۵۴مین روز خود قرار دارد.
شهادت خلیل شن، میهندوست کورد در آلمان
خلیل شن (۲۵ ساله) ساکن شهر درسدن آلمان روز جمعه (۱۲ فوریه ۲۰۲۱ / ۲۴ بهمن ١٣٩٩) در ۲۲ سالگرد توطئه بینالمللی علیه رهبر خلق کورد، عبدالله اوجالان بدن خود را به آتش کشید و به شهادت رسید.
زندانیان سیاسی پیش از این برای پایان دادن به حصر اوجالان در چندین مرحله دست به اعتصاب غذا زده و رژیم ترکیه مجبور شده بود به حصر اوجالان پایان دهد.
سال ٢٠١٢: ۶٨ روز اعتصاب غذا
اولین اعتصاب غذای زندانیان سیاسی به شکل گسترده و سازماندهی شده با هدف پایان دادن به حصر اوجالان در ١٢ سپتامبر ٢٠١٢ در زندانهای ترکیه آغاز شد. این اعتصاب غذا ۶٨ روز ادامه یافت و با در درخواست رهبر خلق کورد عبدالله اوجالان پایان یافت. در ٣ ژانویه ٢٠١٣ میان اوجالان و هیئت دولت دیدار صورت گرفت و تا سال ٢٠١۵ مرحله مذاکرات امرالی ادامه یافت.
٢٠١۶: ٨ روز اعتصاب غذا
روز ۵ آوریل ٢٠١۵ مرحله مذاکرات امرالی از سوی رژیم ترک متوقف شد و حصر اوجالان از سر گرفته شد. پس از شبه کودتای ١۵ ژوئیه که ناظران سیاسی ترکیه آنرا کودتای اردوغان میدانند نگرانیها نسبت به وضعیت رهبر خلق کورد افزایش یافت و ۵٠ سیاستمدار کورد در فراخوانی خواستار ملاقات با اوجالان شدند و وقتی با پاسخ منفی رژیم ترک روبرو گشتند در ۵ سپتامبر ٢٠١۶ در دفتر حزب مناطق دمکراتیک در شهر آمَد دست به اعتصاب غذا زدند. شش روز پس از آغاز اعتصاب محمد اوجالان برادر عبدالله اوجالان در روز ١١ سپتامبر با رهبر خلق کورد ملاقات کرد. ۵٠ سیاستمدار کورد پس از انجام این ملاقات و دستیابی به موفقیت در ٨مین روز به اعتصاب غذا پایان دادند.
٢٠١٨: ٢٠٠ روز اعتصاب غذا
لیلا گووَن ریاست مشترک کنگره جامعه دمکراتیک که در زندان گروه E زندان آمَد بسر میبرد در روز ٨ نوامبر ٢٠١٨ در محکومیت حصر عبدالله اوجالان رهبر خلق کورد اعلام اعتصاب غذا کرد. روز ١۶ دسامبر همان سال زندانیان سیاسی هم با لیلا گووَن همراه شدند و در ١ دسامبر ٢٠١٩ اعتصاب غذای لیلا گووَن در تمامی زندانهای شمال کوردستان و ترکیه و در خارج از میهن گسترش یافت. در هولیر نیز ناصر یاغز از اعضای ه.د.پ، فضیله توک در کمپ مخمور، ١۴ سیاستمدار کورد در استراسبورگ فرانسه، ایمام شیش در کالر انگلستان و هریم محمود در شهر کلار جنوب کوردستان دست به اعتصاب غذا زدند.
روز ٣ مارس ٢٠١٩ سه نماینده مجلس ه.د.پ به نامهای درسیم داغ، طیب تمل و مراد ساریساچ نیز در ساختمان مرکزی ه.د.پ دست به اعتصاب غذا زدند.
روزه مرگ
در نتیجه بیمسئولیتی رژیم ترک ١۵ زندانی سیاسی با هدف شکستن حصر اوجالان روز ٣٠ آوریل ٢٠١٩ در نامهای سرگشاده به افکار عمومی دست به روزه مرگ زندند. روز ١٠ مه نیز ١٠ زندانی سیاسی دیگر به روزه مرگ پیوستند.
٨ جوان کورد جان خود را فدا کردند
اعتصاب غذا بسرعت گسترش یافت. روز ٢٠ فوریه شهروند کورد با نام اوغور شاکار در مقابل دادسرای شهر کریفلد آلمان خود را به آتش کشید. اوغور شاکار روز ٢٢ مارس در بیمارستان به شهادت رسید. با هدف محکومیت حصر اوجالان عملیات فدایی در زندانهای رژیم استعمارگر ترک از سر گرفته شدند.
گذار دموکراتیک
ادامه اعتصاب غذای زندانیان سیاسی در نودودومین روز اعتصاب غذای زندانیان سیاسی در زندانهای شمال کوردستان و ترکیه به منظور اعتراض به انزوای تشدید شده بر رهبر خلق کورد امروز در روز ٩٢ خود قرار دارد. 🆔 @GozarDemocratic
روز ١٧ مارس زندانی سیاسی کورد زولکوف گزن (٣٣ ساله) در زندان گروه F شماره ٢ تکیرداغ، آیتن بچت (٢۴ ساله) در روز ٢٣ مارس در زندان زندان گبزه، زهرا ساغلم (٢٣ ساله) روز ٢۴ مارس در زندان گروه T آلتویی، مدیا چنار (٢۴ ساله) روز ٢۵ مارس در زندان گروه E مردین، یونجا آکینجی روز ٩ مارس در زندان سرپوشیده زنان شاکران، سراج یوکسک روز ٢ آوریل در زندان گروه T شماره ٢ عثمانیه و ماحصوم پامای روز ۵ آوریل در زندان فوق امنیتی خارپیت دست به عملیات فدایی زده و به شهادت رسیدند.
اعتصاب غذای کوردستانیان در سراسر جهان بازتاب گستردهای یافت و رژیم ترک مجبور به عقبنشینی و اعلام پایان حصر اوجالان شد.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
اعتصاب غذای کوردستانیان در سراسر جهان بازتاب گستردهای یافت و رژیم ترک مجبور به عقبنشینی و اعلام پایان حصر اوجالان شد.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
مرکز رسانه پژاک کتابچه «مافیای نسلکشی» را منتشرکرد
کتابچه سدسازی تحت عنوان «مافیای نسلکشی» که به موضوع سدسازیهای سپاه پاسداران رژیم ایران در کردستان میپردازد، از سوی مرکز رسانههای پژاک منتشرشد.
در این اثر به تاریخچه سدسازی، انحصارات غیرقانونی سپاه پاسداران، اهداف نظامی، سیاسی و اقتصادی رژیم ایران در ۵ بخش مختصر پرداخته شده است.
هدف از نگارش این اثر، تمرکز بر نسبتهای نظامی ـ سياسی که دشمن بر ضد ملت کرد و جنبش آن بدان تشبث نموده، است. لذا پرداختن به جوانب زيستمحيطی، مختصر و کوتاهتر است. مسلما همانگونه که بهعينه مشاهده میگردد، نوع نگاه و تفاسير ديگران، بهويژه جنبشهای اکولوژيک و سياسی ـ چريکی به مقوله حياتی سدسازی و پيامدهای مخرب آن با نوع نگاه جنبش آپويی کردها متفاوت است. دههها است که جنبش پژاک در مسير وضع پارادايم دموکراتيک با لحاظ جوانب بنيادين اکولوژيک، حرکت مینمايد و ای بسا که مسئله سدسازی بهواسطه اکولوژی دانشبنيان از مجرای اخلاقی و سياسی با پارادايم «تمدن دموکراتيک و اکولوژيک مبتنی بر آزادي زن» پيوند خورده است.
سپاه پاسداران و نظام ايران از قاعده همسان فريبهای سرمايهدارانه مستثنی نيستند. سپاه و نظام منحط ايران در راستای تداوم جنونآميز سياستها و عملياتهای مخرب نسلکشی عليه ملت کرد و ديگر ملل حتی از مقوله سدسازی بهرهبرداری سلطهگرانه میکنند و برای پيشبرد آن يک نظام دسپوتيستی و خودکامه خلق نمودهاند.
این اثر به افشای عملیاتهای مافیای سپاه پاسداران میپردازد و جوانب آن را افشا مینماید.
کتابچه «مافیای نسلکشی» در وبسایت پژاک در دسترس است.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
⬇️⬇️⬇️
کتابچه سدسازی تحت عنوان «مافیای نسلکشی» که به موضوع سدسازیهای سپاه پاسداران رژیم ایران در کردستان میپردازد، از سوی مرکز رسانههای پژاک منتشرشد.
در این اثر به تاریخچه سدسازی، انحصارات غیرقانونی سپاه پاسداران، اهداف نظامی، سیاسی و اقتصادی رژیم ایران در ۵ بخش مختصر پرداخته شده است.
هدف از نگارش این اثر، تمرکز بر نسبتهای نظامی ـ سياسی که دشمن بر ضد ملت کرد و جنبش آن بدان تشبث نموده، است. لذا پرداختن به جوانب زيستمحيطی، مختصر و کوتاهتر است. مسلما همانگونه که بهعينه مشاهده میگردد، نوع نگاه و تفاسير ديگران، بهويژه جنبشهای اکولوژيک و سياسی ـ چريکی به مقوله حياتی سدسازی و پيامدهای مخرب آن با نوع نگاه جنبش آپويی کردها متفاوت است. دههها است که جنبش پژاک در مسير وضع پارادايم دموکراتيک با لحاظ جوانب بنيادين اکولوژيک، حرکت مینمايد و ای بسا که مسئله سدسازی بهواسطه اکولوژی دانشبنيان از مجرای اخلاقی و سياسی با پارادايم «تمدن دموکراتيک و اکولوژيک مبتنی بر آزادي زن» پيوند خورده است.
سپاه پاسداران و نظام ايران از قاعده همسان فريبهای سرمايهدارانه مستثنی نيستند. سپاه و نظام منحط ايران در راستای تداوم جنونآميز سياستها و عملياتهای مخرب نسلکشی عليه ملت کرد و ديگر ملل حتی از مقوله سدسازی بهرهبرداری سلطهگرانه میکنند و برای پيشبرد آن يک نظام دسپوتيستی و خودکامه خلق نمودهاند.
این اثر به افشای عملیاتهای مافیای سپاه پاسداران میپردازد و جوانب آن را افشا مینماید.
کتابچه «مافیای نسلکشی» در وبسایت پژاک در دسترس است.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
⬇️⬇️⬇️
Telegram
attach 📎
گذار دموکراتیک
Photo
ورەی تێکۆشانی شەهیدان ئافات و مانی تا بە ئەمڕۆ لەکوردستان دەدرەوشێتەوە
لەساڵی ٢٠٠٧ی زاینی لەسەرەتای گەشەکردن و بەرفراوان بوونی تێکۆشانی رەوای پژاک لەئێران و رۆژهەڵاتی کوردستان، لەجەهەنەم دەڕەی سەر بە ورمێ لە لایەن گەریلاکانی پژاکەوە گورزێکی قورس لە سوپای داگیرکەری ئێران درا و لە ئەنجامدا ژمارەیەک لە بەرپرسانی باڵای رژێم لەو چالاکیەدا بە سزای تاوانەکانیان گەیەندران و ئەو چالاکییە، هیوای تێکۆشانی گەلی کوردی درەوشاندەوە و ترس و دڵەڕاوکێی خستە ناو هێزە داگیرکەرەکانی رژێمی ئێران و خەونی داگیرکەری لێ زڕاندن.
لەو هێرشە داگیرکەریەی رژێمی ئێران کە زیاتر لە دە هەزار چەکدار بۆ قڕکردنی گەلی کورد و پاکتاوکاری پژاک هەناردەی پارێزگای ورمێ کرابوون و ئەو هێرشە زیاتر لە دە رۆژی خایاند، بە دەیان چەکدار و بەرپرسی باڵای رژێم کوژران و بە سەرشۆڕی هەرێمەکەیان بە جێهێشت.
گەریلاکانی پژاک بۆ کۆتایی هێنان بە هێرشی داگیرکەری بۆ سەر کوردستان بە بەرخۆدانێکی سەردەمیانە بەڕەنگاری ئەو هێرشە بوونەوە و لەمێژووی تێکۆشانی گەلی کورد، قارەمانتیەکی سەردەمیانەیان تۆمار کرد و بە رۆحی گیانبازی و لەخۆبردوویی تا دوا هەناسەیان، بە رۆحێکی نەبەزانە، بەرخۆدانیان کرد و لەدژی داگیرکەری شەڕیان کرد.
لەئەنجامی ئەو شەڕ و پێکدادانە قورسەدا لە رێکەوتی ٢٦ی شوبات (٨ی رەشەممە)، ئەندامی مەجلیسی پژاک؛ دکتۆر ئافات (ئەشرەف کارابان) لەگەڵ دوو کادیری پێشەنگی پارتەکەمان، مادۆرا (مویەسەر ئادسز) و فازل (عەبدولرەحمان یوروجو) شەهید بوون. هاوکات لەبەردەوامی ئەو شەڕ و پێکدادان و خۆڕاگرییە بێ وێنەیەی گەریلاکانمان لە ٢ی ئاداری هەمان ساڵ (١٢ی رەشەممە)، سێ کادیری پێشەنگی پارتەکەمان بە ناوەکانی؛ مانی کیاکسار (یوسف پیروتی)، دیجلە دێرک(نەورۆز عەبدۆ) و تێکۆشین گەوەر(نادیە رەیحان) شەهید بوون.
لە١٤هەمین ساڵیادی شەهادەتی ئەو ٦ هەڤاڵانەمان یادیان بەرز رادەگرین و بەڵێنی درێژەدان بە تێکۆشانیان دووپات دەکەینەوە. بەرخۆدان و تێکۆشانی بێ وچانی شەهید دکتۆر ئافات و مانی و هەڤاڵانیان لەمێژووی خەباتی پژاک لە یاد ناکرێت و گەورەبوون و بەهێزبوونی پژاک لە ئێران و رۆژهەڵاتی کوردستان بە رەنج و خۆڕاگری و گیانبازی هەڤاڵانی شەهیدمان بە دیهاتووە و سەقامگیر بووە. شوێنپەنجەی خەباتی شەهید دکتۆر ئافات و مانی تاوەکوو ئەمڕۆ لە رۆژهەڵاتی کوردستان و ئێران لە بەرچاوە و هێز و ورەی تێکۆشانیان لە ناو گەل و ریزەکانی گەریلا دەدرەوشێتەوە.
بەرز راگرتنی یادی ئەو هەڤاڵە قارەمانانەمان لە کاتێکدایە کە لەهەر گۆشەیەکی ئێران، گەل لە پێناو دەستەبەر کردنی ئازادی و چەسپاندنی دیمۆکراسی، مەشخەڵی تێکۆشانیان هەڵکردووە و خاوەنداریەتی لە رێبازی شەهیدان دەکەن. بەم بۆنەیەوە جارێکی تر پاڵپشتی خۆمان بۆ تێکۆشانی رەوا و دیمۆکراتیکی گەلی بەلووچ دووپات دەکەینەوە و لەو بڕوایە داین کە لەم قۆناخەدا پێکهێنانی بەرەی دیمۆکراتیکی گەلانی ئێران، زامنی سەرکەوتن و دەستەبەر کردنی مافە رەواکانی گەلانی ئێرانە و کۆتایی بە فاشیسم و داگیرکەری لە ئێران دێنێت.
لە کۆتاییدا داوا لە سەرجەم گەلەکەمان، بە تایبەت گەنجان و ژنان دەکەین کە بە رۆحیە و ورەی تێکۆشانی دکتۆر ئافات و مانی لەدژی رژێمی داگیرکەری ئێران تێبکۆشن و بە رۆحی شۆڕشگێڕیانە، خاوەنداریەتی لە رێبازی شەهیدانی خۆیان بکەن.
مەجلیسی پارتی ژیانی ئازادی کوردستان – پژاک
٢٧\٢\٢٠٢١
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
لەساڵی ٢٠٠٧ی زاینی لەسەرەتای گەشەکردن و بەرفراوان بوونی تێکۆشانی رەوای پژاک لەئێران و رۆژهەڵاتی کوردستان، لەجەهەنەم دەڕەی سەر بە ورمێ لە لایەن گەریلاکانی پژاکەوە گورزێکی قورس لە سوپای داگیرکەری ئێران درا و لە ئەنجامدا ژمارەیەک لە بەرپرسانی باڵای رژێم لەو چالاکیەدا بە سزای تاوانەکانیان گەیەندران و ئەو چالاکییە، هیوای تێکۆشانی گەلی کوردی درەوشاندەوە و ترس و دڵەڕاوکێی خستە ناو هێزە داگیرکەرەکانی رژێمی ئێران و خەونی داگیرکەری لێ زڕاندن.
لەو هێرشە داگیرکەریەی رژێمی ئێران کە زیاتر لە دە هەزار چەکدار بۆ قڕکردنی گەلی کورد و پاکتاوکاری پژاک هەناردەی پارێزگای ورمێ کرابوون و ئەو هێرشە زیاتر لە دە رۆژی خایاند، بە دەیان چەکدار و بەرپرسی باڵای رژێم کوژران و بە سەرشۆڕی هەرێمەکەیان بە جێهێشت.
گەریلاکانی پژاک بۆ کۆتایی هێنان بە هێرشی داگیرکەری بۆ سەر کوردستان بە بەرخۆدانێکی سەردەمیانە بەڕەنگاری ئەو هێرشە بوونەوە و لەمێژووی تێکۆشانی گەلی کورد، قارەمانتیەکی سەردەمیانەیان تۆمار کرد و بە رۆحی گیانبازی و لەخۆبردوویی تا دوا هەناسەیان، بە رۆحێکی نەبەزانە، بەرخۆدانیان کرد و لەدژی داگیرکەری شەڕیان کرد.
لەئەنجامی ئەو شەڕ و پێکدادانە قورسەدا لە رێکەوتی ٢٦ی شوبات (٨ی رەشەممە)، ئەندامی مەجلیسی پژاک؛ دکتۆر ئافات (ئەشرەف کارابان) لەگەڵ دوو کادیری پێشەنگی پارتەکەمان، مادۆرا (مویەسەر ئادسز) و فازل (عەبدولرەحمان یوروجو) شەهید بوون. هاوکات لەبەردەوامی ئەو شەڕ و پێکدادان و خۆڕاگرییە بێ وێنەیەی گەریلاکانمان لە ٢ی ئاداری هەمان ساڵ (١٢ی رەشەممە)، سێ کادیری پێشەنگی پارتەکەمان بە ناوەکانی؛ مانی کیاکسار (یوسف پیروتی)، دیجلە دێرک(نەورۆز عەبدۆ) و تێکۆشین گەوەر(نادیە رەیحان) شەهید بوون.
لە١٤هەمین ساڵیادی شەهادەتی ئەو ٦ هەڤاڵانەمان یادیان بەرز رادەگرین و بەڵێنی درێژەدان بە تێکۆشانیان دووپات دەکەینەوە. بەرخۆدان و تێکۆشانی بێ وچانی شەهید دکتۆر ئافات و مانی و هەڤاڵانیان لەمێژووی خەباتی پژاک لە یاد ناکرێت و گەورەبوون و بەهێزبوونی پژاک لە ئێران و رۆژهەڵاتی کوردستان بە رەنج و خۆڕاگری و گیانبازی هەڤاڵانی شەهیدمان بە دیهاتووە و سەقامگیر بووە. شوێنپەنجەی خەباتی شەهید دکتۆر ئافات و مانی تاوەکوو ئەمڕۆ لە رۆژهەڵاتی کوردستان و ئێران لە بەرچاوە و هێز و ورەی تێکۆشانیان لە ناو گەل و ریزەکانی گەریلا دەدرەوشێتەوە.
بەرز راگرتنی یادی ئەو هەڤاڵە قارەمانانەمان لە کاتێکدایە کە لەهەر گۆشەیەکی ئێران، گەل لە پێناو دەستەبەر کردنی ئازادی و چەسپاندنی دیمۆکراسی، مەشخەڵی تێکۆشانیان هەڵکردووە و خاوەنداریەتی لە رێبازی شەهیدان دەکەن. بەم بۆنەیەوە جارێکی تر پاڵپشتی خۆمان بۆ تێکۆشانی رەوا و دیمۆکراتیکی گەلی بەلووچ دووپات دەکەینەوە و لەو بڕوایە داین کە لەم قۆناخەدا پێکهێنانی بەرەی دیمۆکراتیکی گەلانی ئێران، زامنی سەرکەوتن و دەستەبەر کردنی مافە رەواکانی گەلانی ئێرانە و کۆتایی بە فاشیسم و داگیرکەری لە ئێران دێنێت.
لە کۆتاییدا داوا لە سەرجەم گەلەکەمان، بە تایبەت گەنجان و ژنان دەکەین کە بە رۆحیە و ورەی تێکۆشانی دکتۆر ئافات و مانی لەدژی رژێمی داگیرکەری ئێران تێبکۆشن و بە رۆحی شۆڕشگێڕیانە، خاوەنداریەتی لە رێبازی شەهیدانی خۆیان بکەن.
مەجلیسی پارتی ژیانی ئازادی کوردستان – پژاک
٢٧\٢\٢٠٢١
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
جامعە بردەداری و زن
دوران بردەداری، هنوز روزهای زیبای گذشتە مادر سالاری را از حافظە انسانها نزدودە بود و بە ویژە بە دلیل تازە بودن، آرزوی بازگشت بە این جامعە ایدەال کە هنوز بسیار دور نشدە بود، وجود داشت.
(برگرفتە از کتاب مانیفست آزادی زن)
🆔 @GozarDemocratic
دوران بردەداری، هنوز روزهای زیبای گذشتە مادر سالاری را از حافظە انسانها نزدودە بود و بە ویژە بە دلیل تازە بودن، آرزوی بازگشت بە این جامعە ایدەال کە هنوز بسیار دور نشدە بود، وجود داشت.
(برگرفتە از کتاب مانیفست آزادی زن)
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
جامعە بردەداری و زن دوران بردەداری، هنوز روزهای زیبای گذشتە مادر سالاری را از حافظە انسانها نزدودە بود و بە ویژە بە دلیل تازە بودن، آرزوی بازگشت بە این جامعە ایدەال کە هنوز بسیار دور نشدە بود، وجود داشت. (برگرفتە از کتاب مانیفست آزادی زن) 🆔 @GozarDemocratic
جامعە بردەداری و زن
(برگرفتە از کتاب مانیفست آزادی زن)
دوران بردەداری، هنوز روزهای زیبای گذشتە مادر سالاری را از حافظە انسانها نزدودە بود و بە ویژە بە دلیل تازە بودن، آرزوی بازگشت بە این جامعە ایدەال کە هنوز بسیار دور نشدە بود، وجود داشت. ولی بە دلیل ترس حاکمان از خطر بازگشت خلقها و زنان بە این روزهای زیبا، محیطی بسیار خونبار و پر از وحشت و درگیری در مقایسە با سایر دورەهای تاریخی ایجاد کردند. ستمدیگان، بردگان و بەویژە زنان کە در محیطی آکندە از تو حش و خون و گرسنگی ناشی از جنگهای بیپایان غرق شدەاند اکنون تمایل آنان نسبت بە دوران نوسنگی و اتوپیای جامعە آن شدت و فزونی یافتە، خلقها و انسانهایی کە در افسون زنانگی و مردانگی گرفتار آمدە و از سوی حاکمان بە بردگی کشاندە شدەاند در پی آزادی و خیال فردوس از دست رفتەاشان هستند، با گذشت هر روز نفرت و خصومت رو بە رشد آنان در برابر حاکما حالتی غیر قابل مهار یافتە است. ازاینرو، قیام اسپارتاکوس در ٧٣-٧١ ق.م علیە امپراتوری بردەداری روم کە در اوج بیعدالتی و بربریت بود، بیانگر امید رهایی زنان و بردگان بودە است. این قیام کە با الهام از اتوپیای سرزمین بهشتی و دنیای یکسان و بدون ظلم جامعە کمون اولیە بوجود آمدە بود، بسیار وحشیانە و خونین سرکوب گردید. در واقع خشکاندن و قطع جوانە های امید رهایی ستمدیدگان مورد هدف قرار گرفتە بود. بدین شیوە خواستند تا زن را در ژرفای تاریخ دفن سازند.
دوران بردەداری مبدایی برای بیگانە شدن زن از خود و جنس خود و محو از در اعماق تاریخ میباشد. بطوریکە فرصت پیدانکرد تا تکامل یافتە و شخصیت خویش را بیابد. بیهویت شدن زن، نشات گرفتە از این دورە تاریخی است. زن بطور صحیح از میراث گذشتە دوران مادر سالاری پاسداری ننمود و خود را در آیندەای بدون اصالت و ریشە تاریخی رها ساخت. زن کە امکانات زندگی از دستش گرفتە شد، در درون خانەها حبس شد و دنیاش تیرە و تار گردید، در بازارهای بردە فروشی مورد خرید و فروش قرار گرفت در برابر ستم و بیعدالتی مرد بینهایت ضعیف شدە، رفتە رفتە حاکمیت مرد را در ذهن خود تثبیت کردە و بە شکلی وابستە بە مرد در آمد. از این دورە بە بعد زن ازلحاظ جسمی، فکری، احساسی و روحی بە مرد وابستە شدە و در چنگال بردگی گرفتار آمد. زن بردە کلاسیک تا روزگار کنونی هم، درگیری های درونی، دسیسە بازی، مکاری و غیبت گویی را در درون خود پروراندە و باعث تعمیق بیشتر بردگی خود شدە است. شخصیت زن صلح جو، متشکل و جمعگرای دوران مادرسالاری رفتە رفتە با شبیەشدن بە جنس حاکم و با کسب خصوصیات مرتجعانە مرد، بە پلیدی گرایید. بە جای فضیلتهای عالی الەهای گذشتە و عزت معنوی او، سکوت، اطاعت و گوش بە فرمانی بعنوان فضایل ایدەال برای زن در آمدند. از آن پس، زن با یک بیسازمانی شدید و فرمانبرداری مطلق، خود را کم کم بە سرچشمە شهامت و تکیە گاە قدرت حاکمیت نظاممند مرد در آوردە و انگ خود را این چنین بر پیشانی تاریخ زدە است.
در این دورە بە دلیل فراوانی شمار بردگان، تکنولوژی روبە رشد کە میتوانست راهگشای تولید فراوان باشد، استفادە نمیشد. در حقیقت با ایجاد حاکمیت بر روی ابزارهای تولید دوران نوسنگی، یک دورە محافظە کارانە آغاز شدە بود. آزادی صاحبان صنایع بە نسبت قابل توجەای محدود شدە بود. در حالیکە شمار کسانی کە رابطەای با فرایند تولید نداشتەاند در حال افزایش بود، تولید کنندگان هم از محصولات تولیدی خویش بەبهرە میشدند. انقلاب ذهنیتی و قیامهای طبقاتی رشد و گسترش مییافتند آلتهای فشار پس از هر دورە مهم غیر قابل تحمل تر شدە و تردیر نسبت بە اعتقادات فزونی مییافتە، بیوجدانی خدایان با سرعتی افزایندە آتشی در فکرها و روحها پدید آورد. احساسات "التماس و قیام" و شکایت از درد و ازار، رفتە رفتە حالتی غیرقابل تحمل پیدا مینمود.
شورش و قیام در خارج و امکانات ضد حملە بیش از پیش افزایش یافتە بود. بطور کلی در هر جا "فدراسیون قبایل" ایجاد شدە و در مقابل امپریالیسم بردەداری دست بە مقاومتی سر سختانە زدند. این مقاومتها، زمینە تاسیس دولتهای کوچک جدیدی را فراهم اورند. در حالیکە این شرایط باعث تضعیف بیشتر سیستم میگردید، اما سیستم بە منظور حفظ اقتدار خویش دست بەحملات شدیدتری زدە و تمام گروەهای اتنیکی خاورمیانر را در درون دهشت و وحشت فرو برد. در حالیکە زمینە اجتماعی ظهور بزرگترین نظام اعتقادی و عاصیان روح- دیگر کم کم خود را تحمیل مینمود. فکر مسیح (ناجی) هر روز بعنوان انتظاری فزونی تابندە، بیشتر در اذهان جای میگرفت. دورەای از تاریخ آغازشد کە انسانها از لحاظ ذهنی، فلسفی وفکری صرفا بە دگرگونی اعتقادی بسندە نکردە، خدا- شاهان را کاملا شناختە و انسان بودن آنها را درک کردە، از سویی بە اساطیر و تئولوژی اکتفا نکردە و از آنان بریدند.
(برگرفتە از کتاب مانیفست آزادی زن)
دوران بردەداری، هنوز روزهای زیبای گذشتە مادر سالاری را از حافظە انسانها نزدودە بود و بە ویژە بە دلیل تازە بودن، آرزوی بازگشت بە این جامعە ایدەال کە هنوز بسیار دور نشدە بود، وجود داشت. ولی بە دلیل ترس حاکمان از خطر بازگشت خلقها و زنان بە این روزهای زیبا، محیطی بسیار خونبار و پر از وحشت و درگیری در مقایسە با سایر دورەهای تاریخی ایجاد کردند. ستمدیگان، بردگان و بەویژە زنان کە در محیطی آکندە از تو حش و خون و گرسنگی ناشی از جنگهای بیپایان غرق شدەاند اکنون تمایل آنان نسبت بە دوران نوسنگی و اتوپیای جامعە آن شدت و فزونی یافتە، خلقها و انسانهایی کە در افسون زنانگی و مردانگی گرفتار آمدە و از سوی حاکمان بە بردگی کشاندە شدەاند در پی آزادی و خیال فردوس از دست رفتەاشان هستند، با گذشت هر روز نفرت و خصومت رو بە رشد آنان در برابر حاکما حالتی غیر قابل مهار یافتە است. ازاینرو، قیام اسپارتاکوس در ٧٣-٧١ ق.م علیە امپراتوری بردەداری روم کە در اوج بیعدالتی و بربریت بود، بیانگر امید رهایی زنان و بردگان بودە است. این قیام کە با الهام از اتوپیای سرزمین بهشتی و دنیای یکسان و بدون ظلم جامعە کمون اولیە بوجود آمدە بود، بسیار وحشیانە و خونین سرکوب گردید. در واقع خشکاندن و قطع جوانە های امید رهایی ستمدیدگان مورد هدف قرار گرفتە بود. بدین شیوە خواستند تا زن را در ژرفای تاریخ دفن سازند.
دوران بردەداری مبدایی برای بیگانە شدن زن از خود و جنس خود و محو از در اعماق تاریخ میباشد. بطوریکە فرصت پیدانکرد تا تکامل یافتە و شخصیت خویش را بیابد. بیهویت شدن زن، نشات گرفتە از این دورە تاریخی است. زن بطور صحیح از میراث گذشتە دوران مادر سالاری پاسداری ننمود و خود را در آیندەای بدون اصالت و ریشە تاریخی رها ساخت. زن کە امکانات زندگی از دستش گرفتە شد، در درون خانەها حبس شد و دنیاش تیرە و تار گردید، در بازارهای بردە فروشی مورد خرید و فروش قرار گرفت در برابر ستم و بیعدالتی مرد بینهایت ضعیف شدە، رفتە رفتە حاکمیت مرد را در ذهن خود تثبیت کردە و بە شکلی وابستە بە مرد در آمد. از این دورە بە بعد زن ازلحاظ جسمی، فکری، احساسی و روحی بە مرد وابستە شدە و در چنگال بردگی گرفتار آمد. زن بردە کلاسیک تا روزگار کنونی هم، درگیری های درونی، دسیسە بازی، مکاری و غیبت گویی را در درون خود پروراندە و باعث تعمیق بیشتر بردگی خود شدە است. شخصیت زن صلح جو، متشکل و جمعگرای دوران مادرسالاری رفتە رفتە با شبیەشدن بە جنس حاکم و با کسب خصوصیات مرتجعانە مرد، بە پلیدی گرایید. بە جای فضیلتهای عالی الەهای گذشتە و عزت معنوی او، سکوت، اطاعت و گوش بە فرمانی بعنوان فضایل ایدەال برای زن در آمدند. از آن پس، زن با یک بیسازمانی شدید و فرمانبرداری مطلق، خود را کم کم بە سرچشمە شهامت و تکیە گاە قدرت حاکمیت نظاممند مرد در آوردە و انگ خود را این چنین بر پیشانی تاریخ زدە است.
در این دورە بە دلیل فراوانی شمار بردگان، تکنولوژی روبە رشد کە میتوانست راهگشای تولید فراوان باشد، استفادە نمیشد. در حقیقت با ایجاد حاکمیت بر روی ابزارهای تولید دوران نوسنگی، یک دورە محافظە کارانە آغاز شدە بود. آزادی صاحبان صنایع بە نسبت قابل توجەای محدود شدە بود. در حالیکە شمار کسانی کە رابطەای با فرایند تولید نداشتەاند در حال افزایش بود، تولید کنندگان هم از محصولات تولیدی خویش بەبهرە میشدند. انقلاب ذهنیتی و قیامهای طبقاتی رشد و گسترش مییافتند آلتهای فشار پس از هر دورە مهم غیر قابل تحمل تر شدە و تردیر نسبت بە اعتقادات فزونی مییافتە، بیوجدانی خدایان با سرعتی افزایندە آتشی در فکرها و روحها پدید آورد. احساسات "التماس و قیام" و شکایت از درد و ازار، رفتە رفتە حالتی غیرقابل تحمل پیدا مینمود.
شورش و قیام در خارج و امکانات ضد حملە بیش از پیش افزایش یافتە بود. بطور کلی در هر جا "فدراسیون قبایل" ایجاد شدە و در مقابل امپریالیسم بردەداری دست بە مقاومتی سر سختانە زدند. این مقاومتها، زمینە تاسیس دولتهای کوچک جدیدی را فراهم اورند. در حالیکە این شرایط باعث تضعیف بیشتر سیستم میگردید، اما سیستم بە منظور حفظ اقتدار خویش دست بەحملات شدیدتری زدە و تمام گروەهای اتنیکی خاورمیانر را در درون دهشت و وحشت فرو برد. در حالیکە زمینە اجتماعی ظهور بزرگترین نظام اعتقادی و عاصیان روح- دیگر کم کم خود را تحمیل مینمود. فکر مسیح (ناجی) هر روز بعنوان انتظاری فزونی تابندە، بیشتر در اذهان جای میگرفت. دورەای از تاریخ آغازشد کە انسانها از لحاظ ذهنی، فلسفی وفکری صرفا بە دگرگونی اعتقادی بسندە نکردە، خدا- شاهان را کاملا شناختە و انسان بودن آنها را درک کردە، از سویی بە اساطیر و تئولوژی اکتفا نکردە و از آنان بریدند.
گذار دموکراتیک
جامعە بردەداری و زن دوران بردەداری، هنوز روزهای زیبای گذشتە مادر سالاری را از حافظە انسانها نزدودە بود و بە ویژە بە دلیل تازە بودن، آرزوی بازگشت بە این جامعە ایدەال کە هنوز بسیار دور نشدە بود، وجود داشت. (برگرفتە از کتاب مانیفست آزادی زن) 🆔 @GozarDemocratic
پیدایش ادیان تک خدایی پس از این دورە، بیانگر وقوع انقلابی در ذهنیت و ساختار معنوی- اخلاقی انسانها است. پیدایش ادیان تک خدایی در بحرانی ترین مراحل تکامل اجتماعی، بازتابگر ویژگی انقلابی آنان بود. از سویی بە همراە خود باعث بوجود آمدن تحولاتی تاریخی در زمینە نهادینە شدن ذهنیت نوین و از میان رفتن ذهنیت قدیمی و غیرضروری گردیدند. دربارە معتدل و منعطف شدن سیستم بردەداری از طریق نهاد پیامبری هیچ شکی وجود ندارد. از میان برداشتە شدن دورە اقتدار خدا- شاهان کە قوانین طبیعت را بر جهان ذهن و روح انسانها بە اجرا در میآوردند، همچنین پیدایش جریانهای جدید دینی در خاورمیانە- کە بر اساس مسئول شناختن شاهان درحساب پس دادن، یگانە و بزرگ بودن خدا بوجود آمدند- باعث وقوع دومین جهش بزرگ تمدنی شدند. آشکار است کە قوانین دین تک خدایی هر چند بە انحراف هم کشندە شدە باش، بیانگر پیشرفت قابل ملاحظەای هم در ساختار منطقی انسان و هم در شیوە ادارە دولت میباشد. بە ویژە مشروط ساختن نهاد سیاست بە قوانین دینی، جلوی استفادە بدون مرز از قدرت را مسدود نمود. این تحول معادل یک دگرگونی ریشەای در ساختار اندیشە و پیشرفتی قابل ملاحظە در منطق میباشد . مبارزەای کە تحت نام ادیان تک خدایی بە انجام رسید نقش اساسی در فروپاشی چهار امپراتوری بزرگ و طولانی عمر تاریخ( آشور، سومر، مصر و روم) داشتە است.
پیامبران تک خدایی کە پس از حضرت ابراهیم ظهور یافتند همگی مرد بودە و در میان آنها جایگاهی برای زنان وجود ندارد. جایگاە زنان نزدیک بە جایگاە شیطان بە حساب آمدە است. تاثیر تمدن بابل بر حضرت ابراهیم و تاثیر تمدن مصر بر حضرت موسی در طرد کردن زن از سوی آنان بسیار قابل توجە است. زن پس از ٢٠٠٠ ق،م یعنی در جریان تکامل اجتماعی یا بە بیانی صحیحتر در دوران تمدن، هموارە موقعیت خویش را از دست دادە است. تکوین عمومی طبقات و تبعیض جنسی بە موازات همدیگر صورت گرفتەاند. جریان طرد آدم و حوا از بهشت، بیان اسطورەای آغاز تفکیک طبقاتی میباشد. زن در ادیان تک خدایی هم از لحاظ بیان ایدئولوژیکی و هم در درون جامعە، جنسی است کە بە بردگی کشاندە شدە است. از هر لحاظ در درون خود حبس شدە و ممنوع الکلام شدە است. اثری از عصر الهەها بر جای نماندە است. زن در گذشتە بە دلیل آنکە ادم را وادار بە ارتکاب نخستین گناە نمود، گناهکار، مجرم و مسئول شناختە میشود. در همین اثنا یک برتری قابل توجە نصیب جنس مرد شدە و از طریق اساطیر و ادیان منشعب از آنها، تقویت و استقرار یافتە است. عصر حاکمیت مرد در هر سطحی تعالی یافتە و مرد بە نمایندە مقدس دین تبدیل شد. تاریخ پیشبرد مرموزانە و خبیثانە بردگی جنسی آغاز گردید.
بدین شیوە، وظیفە کمحدود ساختن احترام معنوی زنان بە ادیان سپردە شد. زندگی اجتماعی با تمام جزئیاتش همراستا با توسعە ادیان تک خدایی دوبارە شکل گرفت و بە یک نظام ارزشی جدید تبدیل شد. در تمام ادیان تک خدایی، اختیارات اسم گذاری- در مورد زن هم صدق میکند- کە نشانگر پیشاهنگی حاکمیت میباشد بە مرد واگذار شدە و قدرت افرینندگی در مرد متجعلی گشتە است. دین یهودی کە در میان ادیان تک خدایی، زن را بیش از همە از فعالیتهای اجتماعی منزوی و طرد نمودە است با وضع قواعد و قوانینی سخت، تیشە بە ریشە او زدە و نفس او را بریدە است. برای نخستین بار حاکمیت مرد را نیز از لحاظ ایدئولوژیکی نظاممند بردەداری بودە و برای رهایی بردگان از زندگی محنتبار وعدە زندگی راحت بر اساس قوم گرایی را میداد، اما بە زن، نظارتی شدید بر او اعمال میکند. زیرا مطابق تورات، زن بود کە از فرمودەهای خدا سرپیچی کردە و مایە انحطاط بشریت را فراهم ساخت؛ هم او بود کە بشریت را بە انحراف کشانید. یهودیت، حوا را سرچشمە گناهان اعلام کردە و بدین شکل زن را نفرین میکند، و همراستا با آن از طریق مجازات حوا، مقام پستتر زن در زندگی را مشروعیت میبخشد. جنسیت زن را گناە شمردە و با وضع قوانین خشک دینی او را در محدودیت قرار میدهد. حق ازدواج و بە خدمت گرفتن کنیزان را بدون حدود بە مرد اعطا میکند. زن در یهودیت تنها بەصورت "مادر" از احترام برخوردار است و با اعطای نقش زاد و ولد صرفا بە مقام زایندە تنزل یافتە است. از این رو زن بە عنوان معاون و مکمل مرد و بەصورت عضوی ناقص دارای موجودیت است. کوتاە اینکە، یهودیت کە نخستین دین ادیان تکخدایی است کمکم پایەهای فرهنگ ریشەدار حاکمیت مرد در تاریخ را بنیان نهادە است.
زن کە با تمام وجود در یهودیت- کە از طریق برخوردهای خشک پدر سالارانە تاثیر ژرفی بر صورتبندی اجتماعی دوران بردەداری گذاشتە بود- هیچ انگاشتە شدە بود، در پایان دوران بردەداری امپراتوری روم بود و تا حدودی در واکنش بە گرایش پاتریار کال ریشەای سنت یهودی ظهور یافت، بە دلیل خصوصیت انساندوستانە و با تاکید بر خوشبینی و دوست داشتن و نیز سرلوحە قرار دادن یک زندگی یکسان و برابر، در میان زنان و بردگان رواج
پیامبران تک خدایی کە پس از حضرت ابراهیم ظهور یافتند همگی مرد بودە و در میان آنها جایگاهی برای زنان وجود ندارد. جایگاە زنان نزدیک بە جایگاە شیطان بە حساب آمدە است. تاثیر تمدن بابل بر حضرت ابراهیم و تاثیر تمدن مصر بر حضرت موسی در طرد کردن زن از سوی آنان بسیار قابل توجە است. زن پس از ٢٠٠٠ ق،م یعنی در جریان تکامل اجتماعی یا بە بیانی صحیحتر در دوران تمدن، هموارە موقعیت خویش را از دست دادە است. تکوین عمومی طبقات و تبعیض جنسی بە موازات همدیگر صورت گرفتەاند. جریان طرد آدم و حوا از بهشت، بیان اسطورەای آغاز تفکیک طبقاتی میباشد. زن در ادیان تک خدایی هم از لحاظ بیان ایدئولوژیکی و هم در درون جامعە، جنسی است کە بە بردگی کشاندە شدە است. از هر لحاظ در درون خود حبس شدە و ممنوع الکلام شدە است. اثری از عصر الهەها بر جای نماندە است. زن در گذشتە بە دلیل آنکە ادم را وادار بە ارتکاب نخستین گناە نمود، گناهکار، مجرم و مسئول شناختە میشود. در همین اثنا یک برتری قابل توجە نصیب جنس مرد شدە و از طریق اساطیر و ادیان منشعب از آنها، تقویت و استقرار یافتە است. عصر حاکمیت مرد در هر سطحی تعالی یافتە و مرد بە نمایندە مقدس دین تبدیل شد. تاریخ پیشبرد مرموزانە و خبیثانە بردگی جنسی آغاز گردید.
بدین شیوە، وظیفە کمحدود ساختن احترام معنوی زنان بە ادیان سپردە شد. زندگی اجتماعی با تمام جزئیاتش همراستا با توسعە ادیان تک خدایی دوبارە شکل گرفت و بە یک نظام ارزشی جدید تبدیل شد. در تمام ادیان تک خدایی، اختیارات اسم گذاری- در مورد زن هم صدق میکند- کە نشانگر پیشاهنگی حاکمیت میباشد بە مرد واگذار شدە و قدرت افرینندگی در مرد متجعلی گشتە است. دین یهودی کە در میان ادیان تک خدایی، زن را بیش از همە از فعالیتهای اجتماعی منزوی و طرد نمودە است با وضع قواعد و قوانینی سخت، تیشە بە ریشە او زدە و نفس او را بریدە است. برای نخستین بار حاکمیت مرد را نیز از لحاظ ایدئولوژیکی نظاممند بردەداری بودە و برای رهایی بردگان از زندگی محنتبار وعدە زندگی راحت بر اساس قوم گرایی را میداد، اما بە زن، نظارتی شدید بر او اعمال میکند. زیرا مطابق تورات، زن بود کە از فرمودەهای خدا سرپیچی کردە و مایە انحطاط بشریت را فراهم ساخت؛ هم او بود کە بشریت را بە انحراف کشانید. یهودیت، حوا را سرچشمە گناهان اعلام کردە و بدین شکل زن را نفرین میکند، و همراستا با آن از طریق مجازات حوا، مقام پستتر زن در زندگی را مشروعیت میبخشد. جنسیت زن را گناە شمردە و با وضع قوانین خشک دینی او را در محدودیت قرار میدهد. حق ازدواج و بە خدمت گرفتن کنیزان را بدون حدود بە مرد اعطا میکند. زن در یهودیت تنها بەصورت "مادر" از احترام برخوردار است و با اعطای نقش زاد و ولد صرفا بە مقام زایندە تنزل یافتە است. از این رو زن بە عنوان معاون و مکمل مرد و بەصورت عضوی ناقص دارای موجودیت است. کوتاە اینکە، یهودیت کە نخستین دین ادیان تکخدایی است کمکم پایەهای فرهنگ ریشەدار حاکمیت مرد در تاریخ را بنیان نهادە است.
زن کە با تمام وجود در یهودیت- کە از طریق برخوردهای خشک پدر سالارانە تاثیر ژرفی بر صورتبندی اجتماعی دوران بردەداری گذاشتە بود- هیچ انگاشتە شدە بود، در پایان دوران بردەداری امپراتوری روم بود و تا حدودی در واکنش بە گرایش پاتریار کال ریشەای سنت یهودی ظهور یافت، بە دلیل خصوصیت انساندوستانە و با تاکید بر خوشبینی و دوست داشتن و نیز سرلوحە قرار دادن یک زندگی یکسان و برابر، در میان زنان و بردگان رواج