صحیحتر آن که هر چیز به اکونومی تقلیل یافته است. به این، اکونومیسم و یا کالاشدگی هم میتوانیم بگوییم.
عصر ما عصر کاپیتال فاینانس؛ از بعد اکونومی، جامعه و طبیعت در اوج فروپاشی قرار دارد. در چنین وضعیتی، مفهوم جهانی شدن که سیستم ایجاد نموده تماما یک فریب بزرگ است.در چنین وضعیتی گویا با تمامی تمدنها و اکونومیها سازش نموده و رفاه اجتماعی و فردی را ارتقا خواهد داد و اینگونه صلح دنیا را احیا مینمود.در حالی که در تمامی دنیا همهی اطلاعات یکجا گرد آمده و با انتگره شده رژیمها در یکدیگر، رژیمهای مرکزی برای ارتقای حدود سود فشردهی سرمایه و با هدف ایجاد مراکز جدید تولید و مصرف در همه جا اشاعه یافتهاند.
وضعیت کنونی این چنین است. با سیستمی با کاراکتر غیراجتماعی، ضدبشری و در ضدیت با طبیعت روبهرو هستیم که در آن نیمی از جامعه دچار بیکاری گشته و تحت عنوان اکونومی سلاح، ابزارهای نابودگرانه تولید کرده و آن را به بخش اصلی اکونومی مبدل نموده و تنها به سود بیشتر فکر کرده که هیچ پیوندی با نیازهای ضروری جامعه ندارد، محیط را نابود و تمامی منابع طبیعت و جامعه را به سود تغییر داده است.
اگر مبحث را جمعبندی کنیم در واقع مسئلهی اقتصاد با خارج ساختن زنان از حیات اقتصادی آغاز میگردد. بهطور کلی در تاریخ تمدن و به ویژه مدرنیتهی سرمایهداری زمانی که زنان به حاشیه رانده شدند، ذهنیت اقتدارگرای مرد بیش از همه اقتدار خود را در حوزهی اقتصاد پیش میبرد.این سیستم هیچ ارتباط ارگانیکی با اکونومی ندارد و فقط با نیت کسب سود بیشتر و طمع قدرت ابتدا زنان و سپس تمامی نیروهای اقتصادی را تحت کنترل خود قرار داده و در پایان هر نوع هیرارشی، اقتدار و نیروهای دولتی همانند یک دمل چرکین رفتهرفته بر روی جامعه بزرگتر شده و به حالت یک بحران و بنبست درمیآورد.در حقیقت با خارج ساختن اقتصاد از حیطهی امور زنان، به انحصار بازرگان، تجار و پول و سرمایهدار؛ و بروکراتهایی که همانند اقتدار، دولت و آغاهارفتار میکنند درآمد و به حیات اقتصادی بزرگترین ضربه را وارد ساخته است. با واگذار نمودن اکونومی به دست نیروهای ضداکونومی به سرعت اقتدار و میلیتاریسم گسترش یافته و در تمام طول تاریخ و تاریخ مدرنیته مسبب جنگ، درگیری، بنبست و نزاعهای بیشماری گشته است.
امروزه اقتصاد به صورت یک حوزهی بازی درآمده که در آن اشخاصی که هیچ پیوندی با اقتصاد ندارند،از طریق بازی باکاغ ذپارهها و با روشی بدتر از قماربازی بهصورت نامحدود ارزشهای اجتماعی را غصب کردهو آن را به یک بازی تبدیل کردهاند. پیشهی مقدس زنان به حوزهای تبدیل شده که در آن، زنان تماما طرد گشته و کارخانههای سازندهی وسایط نقلیهای که محیط زیست را بهشکل زیستناپذیری درمیآورند و ماشینهای جنگی و محصولات اضافی سودآوری که ارتباط چندانی با نیازهای بنیادین انسانی ندارند، همچنین بورسهایی که بازیهای قیمت و بهره در آنها جریان دارند، آن را در قبضه گرفتهاند. (عبدالله اوجالان، کتاب جامعهشناسی آزادی)
پس از زنان کشاورزان، و کسانی که بیش از همه با اقتصاد پیوند دارند چوپانان، صنعتگران و خرده تاجران از سوی اقتدار و دستگاههای انحصار گامبهگام از فعالیتهای اقتصادی دور ساخته شده و دقیقا به یک وضعیت غنیمت تبدیل شدهاند. در حالی که نیروهای اصلی اقتصادی را از گود خارج و همزمان با کشاندن به سوی بازار هیچ ارزش اجتماعی نمانده که به صورت یک کالا درآمده باشد.
صاحبان دارای ذهنیت پول-کالا-پول در راستای سود افزونه کدام بخش جامعه را خارج از اکونومی قرار داده باشند از سوی دیگر تا مغز استخوانشان آنان را تحت سلطهی خود قرار میدهند. یعنی در این حوزه هر که بدون تاثیر و حتی نابود گردد جامعه هم نابود و بدون تاثیر میگردد. همراه با خاک، زراعت، کارگرانی که در این حوزه کار میکنند، چوپانان و صنعتگران و خصوصا زنان در درون جامعه به صورت ابژه درآمدهاند.
در روزگار ما کاپیتالیست-لیبرال برای جایگزینی اکونومی از مدلهای اکونومیکی بسیاری سخن میگویند. اکونومی سوسیال، اکونومی مشارکتی و در این اواخر اکونومی جوامع که بیش از همه در مورد این مدل بحث صورت میگیرد. البته این کنکاشها مهم و ضروری است. اما این هم یک واقعیت است که سیستم موجود تحت عنوان اکونومی ادراک و عاداتی ایجاد کرده و تا زمانی که از این حفظیات رتوریک و ذهنیت ایجاد شده گذر صورت نگیرد، شانس برساخت هیچ مدل آلترناتیوی وجود نخواهد داشت. بنابراین در کنار واکاوی و تثبیت صحیح مسئله، از کجا باید برونرفت و رهگشایی را آغاز نمود نیز از اهمیت بسیاری برخوردار است.
عصر ما عصر کاپیتال فاینانس؛ از بعد اکونومی، جامعه و طبیعت در اوج فروپاشی قرار دارد. در چنین وضعیتی، مفهوم جهانی شدن که سیستم ایجاد نموده تماما یک فریب بزرگ است.در چنین وضعیتی گویا با تمامی تمدنها و اکونومیها سازش نموده و رفاه اجتماعی و فردی را ارتقا خواهد داد و اینگونه صلح دنیا را احیا مینمود.در حالی که در تمامی دنیا همهی اطلاعات یکجا گرد آمده و با انتگره شده رژیمها در یکدیگر، رژیمهای مرکزی برای ارتقای حدود سود فشردهی سرمایه و با هدف ایجاد مراکز جدید تولید و مصرف در همه جا اشاعه یافتهاند.
وضعیت کنونی این چنین است. با سیستمی با کاراکتر غیراجتماعی، ضدبشری و در ضدیت با طبیعت روبهرو هستیم که در آن نیمی از جامعه دچار بیکاری گشته و تحت عنوان اکونومی سلاح، ابزارهای نابودگرانه تولید کرده و آن را به بخش اصلی اکونومی مبدل نموده و تنها به سود بیشتر فکر کرده که هیچ پیوندی با نیازهای ضروری جامعه ندارد، محیط را نابود و تمامی منابع طبیعت و جامعه را به سود تغییر داده است.
اگر مبحث را جمعبندی کنیم در واقع مسئلهی اقتصاد با خارج ساختن زنان از حیات اقتصادی آغاز میگردد. بهطور کلی در تاریخ تمدن و به ویژه مدرنیتهی سرمایهداری زمانی که زنان به حاشیه رانده شدند، ذهنیت اقتدارگرای مرد بیش از همه اقتدار خود را در حوزهی اقتصاد پیش میبرد.این سیستم هیچ ارتباط ارگانیکی با اکونومی ندارد و فقط با نیت کسب سود بیشتر و طمع قدرت ابتدا زنان و سپس تمامی نیروهای اقتصادی را تحت کنترل خود قرار داده و در پایان هر نوع هیرارشی، اقتدار و نیروهای دولتی همانند یک دمل چرکین رفتهرفته بر روی جامعه بزرگتر شده و به حالت یک بحران و بنبست درمیآورد.در حقیقت با خارج ساختن اقتصاد از حیطهی امور زنان، به انحصار بازرگان، تجار و پول و سرمایهدار؛ و بروکراتهایی که همانند اقتدار، دولت و آغاهارفتار میکنند درآمد و به حیات اقتصادی بزرگترین ضربه را وارد ساخته است. با واگذار نمودن اکونومی به دست نیروهای ضداکونومی به سرعت اقتدار و میلیتاریسم گسترش یافته و در تمام طول تاریخ و تاریخ مدرنیته مسبب جنگ، درگیری، بنبست و نزاعهای بیشماری گشته است.
امروزه اقتصاد به صورت یک حوزهی بازی درآمده که در آن اشخاصی که هیچ پیوندی با اقتصاد ندارند،از طریق بازی باکاغ ذپارهها و با روشی بدتر از قماربازی بهصورت نامحدود ارزشهای اجتماعی را غصب کردهو آن را به یک بازی تبدیل کردهاند. پیشهی مقدس زنان به حوزهای تبدیل شده که در آن، زنان تماما طرد گشته و کارخانههای سازندهی وسایط نقلیهای که محیط زیست را بهشکل زیستناپذیری درمیآورند و ماشینهای جنگی و محصولات اضافی سودآوری که ارتباط چندانی با نیازهای بنیادین انسانی ندارند، همچنین بورسهایی که بازیهای قیمت و بهره در آنها جریان دارند، آن را در قبضه گرفتهاند. (عبدالله اوجالان، کتاب جامعهشناسی آزادی)
پس از زنان کشاورزان، و کسانی که بیش از همه با اقتصاد پیوند دارند چوپانان، صنعتگران و خرده تاجران از سوی اقتدار و دستگاههای انحصار گامبهگام از فعالیتهای اقتصادی دور ساخته شده و دقیقا به یک وضعیت غنیمت تبدیل شدهاند. در حالی که نیروهای اصلی اقتصادی را از گود خارج و همزمان با کشاندن به سوی بازار هیچ ارزش اجتماعی نمانده که به صورت یک کالا درآمده باشد.
صاحبان دارای ذهنیت پول-کالا-پول در راستای سود افزونه کدام بخش جامعه را خارج از اکونومی قرار داده باشند از سوی دیگر تا مغز استخوانشان آنان را تحت سلطهی خود قرار میدهند. یعنی در این حوزه هر که بدون تاثیر و حتی نابود گردد جامعه هم نابود و بدون تاثیر میگردد. همراه با خاک، زراعت، کارگرانی که در این حوزه کار میکنند، چوپانان و صنعتگران و خصوصا زنان در درون جامعه به صورت ابژه درآمدهاند.
در روزگار ما کاپیتالیست-لیبرال برای جایگزینی اکونومی از مدلهای اکونومیکی بسیاری سخن میگویند. اکونومی سوسیال، اکونومی مشارکتی و در این اواخر اکونومی جوامع که بیش از همه در مورد این مدل بحث صورت میگیرد. البته این کنکاشها مهم و ضروری است. اما این هم یک واقعیت است که سیستم موجود تحت عنوان اکونومی ادراک و عاداتی ایجاد کرده و تا زمانی که از این حفظیات رتوریک و ذهنیت ایجاد شده گذر صورت نگیرد، شانس برساخت هیچ مدل آلترناتیوی وجود نخواهد داشت. بنابراین در کنار واکاوی و تثبیت صحیح مسئله، از کجا باید برونرفت و رهگشایی را آغاز نمود نیز از اهمیت بسیاری برخوردار است.
در اکونومی متکی به سود و کالاشدگی شرایط گذار به اکونومی متکی به توزیع و ارزش بهرهوری همواره وجود داشته و دینامیزمهای اجتماعی برای چنین ادراکی مساعدند. کافی است به دانش و عزم «یک سیستم دیگر موجود است» نائل گشت و به آن باور نمود. آشکار است که به خودی خود امکانپذیر نیست.در نتیجه یک مسئلهی اجتماعی است. در واقع مسئلهای وجود ندارد که با خردجمعی، اراده و موضع مشترک جامعه تغییر نیابد و یا به واقعیت نپیوندد. تا زمانی که موضع و مداخله در اقدامات مخرب سیستم کاپیتالیسم صورت نگیرد وضعیت همچنان تداوم خواهد یافت.
نقش اصلی سوسیالیسم در این جا آشکار میشود. آن زمانی خواهد بود که از تولید بر مبنای سود بیشتر به تولید بر اساس تقسیم گذار صورت گیرد. سیاست اقتصادی سوسیالیسم این است. با اجرایی نمودن چنین سیاستی در کنار ریشهکن شدن بیکاری، فقر و گرسنگی تخریب گستردهی محیط زیست نیز از میان خواهد رفت.اکونومی در عین حال حوزهی هموارساختن زمینهی شکست اجتماعی است و جامعه در تلاش برای عدم تسلیمیت است. در این باره عادات عدم یافتن چارهجویی جوامع و افراد نقش تعیینکنندهای در وسعت بخشیدن به این سیاستها وجود دارد. بنابراین انقلابی که باید صورت گیرد بایستی این خوگرفتگی به بیچارگی را فروپاشید.بدون گمان با پیشاهنگی زنان باید به جوامع و افراد آموخت که همواره متکی به رنج و زحمیت خود باشند.تا زمانی که عادت به زندگی فقیرانه در میان ثروت و وفور را تغییر ندهیم فعالیتهای اکونومیک به ذات کمونال دموکراتیک خود نخواهد رسید.زنان که در بدو تاریخ اجتماعی اقتصاد را توسعه بخشیدند امروز نیز باید به حقیقت اقتصاد دست یافته و مشارکت همهی جامعه را در امور اقتصادی احیا کنند.
میتوان اکونومی را به عنوان « بنیان اساسی هستی» برساخت. بدون دانش تاریخ، نمیتوان تاریخ تعمیق یافتن فروپاشی اجتماعی و اکونومی؛ و بدون آگاهی از دانش اکولوژی نمیتوان پیوند میان اکونومی و طبیعت و بدون اصول اتیک (اخلاقمداری)و استاتیک (علم زیباشناسی) نمیتوان معیارهای برنامهی اکونومی جایگزین را تعیین نمود.از این نظرو با دیدگاهی زنانه به اکونومی نگریستن، تعمق نمودن و پروژه و طرح های برجسته ارائه دادن و مهمتر از همه دستیابی به این دانش که اکونومی از مهمترین ارکان یک جامعه است در واقع ورود به پدید آوردن دانش اجتماعی جدید است. بدون تقسیم و قیاس و ایجاد رقابت این حوزهها، هماهنگی آنان بهگونهای که مکمل یکدیگر باشند مورد ارزیابی قرار دادن برای هم مفید واقع خواهد شد.
زنان و پیشرفت آنان در گسترش و ارتقای رهنمودهای اقتصادی، خط سیر، ساختارهای بنیادین و اعمال آگاهانه آن نقش مهمی ایفا خواهند کرد.اگر حوزهی اکونومی به رهنمود زنان نائل گردد آن زمان گرسنگی، فقر و بیکاری نیز از میان خواهد رفت.با این هدف و تصمیم که اکونومی همانند ستون زیست اجتماعی است حوزهی آن ایجاد خواهد شد.زنان بایستی برای رفع مشکلات اکونومیک بار دیگر وارد عرصهی اکونومی شوند و فعالیتهای آن با ذهنیت، دست و خرد آنان برساخته شود.زن-مادر در آفرینش اجتماعی شدن سهم بسیار تعیینکنندهای دارند و اکونومی که از فعالیتها و شروط اساسی هستی اجتماعی است با مشارکت و سازماندهی مشترک نیروهای مدرنیتهی دموکراتیک به موفقیت خواهد رسید.در نتیجه اگر سیستم موجود و به ویژه سیستمی که به مرزهای عدم پیشروی رسیده و هر روز منابع حیاتی، طبیعت و در نهایت دنیای ما را تخریب میکند البته که یک سیستم جایگزین اقتصادی نیز امکانپذیر خواهد بود.
kjar.online
🆔 @GozarDemocratic
نقش اصلی سوسیالیسم در این جا آشکار میشود. آن زمانی خواهد بود که از تولید بر مبنای سود بیشتر به تولید بر اساس تقسیم گذار صورت گیرد. سیاست اقتصادی سوسیالیسم این است. با اجرایی نمودن چنین سیاستی در کنار ریشهکن شدن بیکاری، فقر و گرسنگی تخریب گستردهی محیط زیست نیز از میان خواهد رفت.اکونومی در عین حال حوزهی هموارساختن زمینهی شکست اجتماعی است و جامعه در تلاش برای عدم تسلیمیت است. در این باره عادات عدم یافتن چارهجویی جوامع و افراد نقش تعیینکنندهای در وسعت بخشیدن به این سیاستها وجود دارد. بنابراین انقلابی که باید صورت گیرد بایستی این خوگرفتگی به بیچارگی را فروپاشید.بدون گمان با پیشاهنگی زنان باید به جوامع و افراد آموخت که همواره متکی به رنج و زحمیت خود باشند.تا زمانی که عادت به زندگی فقیرانه در میان ثروت و وفور را تغییر ندهیم فعالیتهای اکونومیک به ذات کمونال دموکراتیک خود نخواهد رسید.زنان که در بدو تاریخ اجتماعی اقتصاد را توسعه بخشیدند امروز نیز باید به حقیقت اقتصاد دست یافته و مشارکت همهی جامعه را در امور اقتصادی احیا کنند.
میتوان اکونومی را به عنوان « بنیان اساسی هستی» برساخت. بدون دانش تاریخ، نمیتوان تاریخ تعمیق یافتن فروپاشی اجتماعی و اکونومی؛ و بدون آگاهی از دانش اکولوژی نمیتوان پیوند میان اکونومی و طبیعت و بدون اصول اتیک (اخلاقمداری)و استاتیک (علم زیباشناسی) نمیتوان معیارهای برنامهی اکونومی جایگزین را تعیین نمود.از این نظرو با دیدگاهی زنانه به اکونومی نگریستن، تعمق نمودن و پروژه و طرح های برجسته ارائه دادن و مهمتر از همه دستیابی به این دانش که اکونومی از مهمترین ارکان یک جامعه است در واقع ورود به پدید آوردن دانش اجتماعی جدید است. بدون تقسیم و قیاس و ایجاد رقابت این حوزهها، هماهنگی آنان بهگونهای که مکمل یکدیگر باشند مورد ارزیابی قرار دادن برای هم مفید واقع خواهد شد.
زنان و پیشرفت آنان در گسترش و ارتقای رهنمودهای اقتصادی، خط سیر، ساختارهای بنیادین و اعمال آگاهانه آن نقش مهمی ایفا خواهند کرد.اگر حوزهی اکونومی به رهنمود زنان نائل گردد آن زمان گرسنگی، فقر و بیکاری نیز از میان خواهد رفت.با این هدف و تصمیم که اکونومی همانند ستون زیست اجتماعی است حوزهی آن ایجاد خواهد شد.زنان بایستی برای رفع مشکلات اکونومیک بار دیگر وارد عرصهی اکونومی شوند و فعالیتهای آن با ذهنیت، دست و خرد آنان برساخته شود.زن-مادر در آفرینش اجتماعی شدن سهم بسیار تعیینکنندهای دارند و اکونومی که از فعالیتها و شروط اساسی هستی اجتماعی است با مشارکت و سازماندهی مشترک نیروهای مدرنیتهی دموکراتیک به موفقیت خواهد رسید.در نتیجه اگر سیستم موجود و به ویژه سیستمی که به مرزهای عدم پیشروی رسیده و هر روز منابع حیاتی، طبیعت و در نهایت دنیای ما را تخریب میکند البته که یک سیستم جایگزین اقتصادی نیز امکانپذیر خواهد بود.
kjar.online
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
مدل دولت-ملت شیعی ایران و نقش آن در خاورمیانه ✍ عبداللە اوجالان 🆔 @GozarDemocratic
مدل دولت-ملت شیعی ایران و نقش آن در خاورمیانه
✍ عبداللە اوجالان
انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ ایران، به اندازهای که سیاسی است، یک انقلاب فرهنگی نیز میباشد. این انقلاب توانش را صرفا از سازماندهی علمای شعه کسب نکرد، بلکه بالعکس، نیروی اساسیاش را از فرهنگ اجتماعی خلقهای ایران کسب نمود که دارای ریشههای تاریخی عمیقی بود. انقلاب در سرآغاز همانند آنچه در انقلابهای فرانسه، روسیه و آناتولی روی داد، از کیفیت ملی دموکراتیک برخوردار بود. بر یک همپیمانی گستردهی نیروهای ملی دموکراتیک اتکا داشت. همپیمانی ملت دموکراتیکی که از همبستگی وسیع کمونیستها، امتگرایان شیعی و اقشار میهندوست خلقهای ایران و در راس همه خلق کُرد سرچشمه میگرفت، نیروی اصلی پیروزی بود. اما طیف متشکل از علمای شیعی و تجار میانهاحوال (بازاریان) که از سنت مدیریت تاریخ و اجتماعی قویتری برخوردار بود، طی مدتزمانی کوتاه هژمونی خود را برقرار کرد و سایر متفقانش را بیرحمانه سرکوب نمود. یک پروسهی هژمونیک مشابه آن، طی دههی ۱۹۲۰ در جمهوری ترکیه نیز جریان یافت. هرچند بنیان «ملت دموکراتیکِ» انقلاب توسط علمای شیعه دچار انحراف شد نیز، ماهیتا با مدرنیتهی کاپیتالیستی در مغایرت بهسر میبرد. الیگارشی شیعی خواست تا این اندوختهی ضدکاپیتالیستی را که معنای تاریخی و فرهنگی آن بسیار عظیم است، بهعنوان کارتی جهت مشروعیتبخشی به موجودیت خود در برابر نیروهای هژمونیک نظام کاپیتالیستی به کار ببرد. هنوز هم میخواهد بدینگونه آن را به کار ببرد. تمامی تلاش الیگارشی ایران این است که از بنیان آنتیمدرنیستی (ضدکاپیتالیستی) انقلاب بهعنوان یک اسلحه در برابر نیروهای هژمونیک غربی استفاده کند و در موازنهی دولت-ملت خاورمیانه به موقعیتی تایید شده و معتبر دست یابد. به منزلهی یک مدرنیتهی متفاوت، از لحاظ ماهوی چالشی با مدرنیتهی کاپیتالیستی ندارد. همانطور که دولت-ملتهای عرب و اولین و دومین مقطع جمهوری ترکیه درصددند از طریق محاسبات تاکتیکی، بیشینه سهم را در گسترهی نظام به چنگ آورند و در ازای تایید شدن و پشتیبانی شدن توسط نظام، اجازه دهند که نظام از آنها بهرهمند شود، ایران نیز میخواهد چالش کنونیای را که با نظام دارد با هدفی مشابه بهکار گیرد و نتایج مشابهی کسب نماید. این نوعی چانهزنی تیپیک تجار بازار است که در سنت ایران دارای موقعیتی قوی است. چالش در ایران نیز درست از همین نقطه آغاز میگردد. سنت فرهنگی قوی، یک الیگارشی شیعی سازش کرده با مدرنیتهی کاپیتالیستی را نیز نمیپذیرد. بنابراین شانس اینکه چالش موجود به یک «مبارزه در میان دو مدرنیتهی آلترناتیو» تحول یابد، همیشه وجود دارد. برعکس آنچه در دولت-ملتهای ترکیه و عرب دیده شد، تصور نمیرود به آسانی نیز از میان برداشته شود.
الیگارشی ایران، امروز بر سر خاورمیانه هر چند عمدتا در سطح گفتاری، وارد یک درگیری هژمونیک با اسرائیل گشته که ادامه دارد. بهویژه سعی دارد که با همین هدف، از فعالیتهای هستهای خویش بهعنوان یک کارت دوم استفاده نماید. سنت شیعی در تاریخ نیز در پی کسب هژمونی برآمده است. در پشت خود یک ایران هژمونیک هزاران ساله را بهعنوان اسلحه در اختیار دارد؛ اما در دوران مدرنیتهی کاپیتالیستی دربارهی نیروی خود اغراق مینماید. در عصری که نظام بهطور بیشینهای گلوبال شده است، اگر الیگارشی شیعهی ایران مدرنیتهای را بهصورت ریشهای ترجیح ندهد، شانس موفقیت آن بسیار ضعیف است. خود را کشورهای گروه بریک (یعنی برزیل، روسیه، هندوستان و چین) تشبیه مینماید و بدین ترتیب در پی نقشهی تشکیل بلوک هم برمیآید. میخواهد آن اتفاقی را که سعی دارد با جمهوری دوم حزب عدالت و توسعه بر مبنای پ.ک.کستیزی برقرار نماید، به همراه سوریه گسترش بخشد. کل این محاسبات و نقشهها، هیچ ارزش واقعی و جدیای دربرندارد. همانند سایر دولت-ملتهای منطقه، پیشروی دولت-ملت ایران نیز چارهیابی و حل مسائل دارای دو محور است. چارهیابی حول محور اول عبارت است از سازش کردن با نظام به شیوهای همانند رژیم شاهنشاهی. در اصل، الیگارشی شیعه برای این امر آماده است؛ اما نظام [هژمونیک جهانی] آن را به شکل موجود قبول ندارد. ولی دیدارهایی که در راستای سازش صورت میگیرند، نهایتا چه از راه صلحآمیز و چه از راه جنگ، به نفع نیروهای هژمونیک کاپیتالیستی به فرجام خواهند رسید. دومین محور این است که وقتی موضوع حل مسائل پیش کشیده شود، گسست رادیکال از نظام مطرح خواهد گشت. این نیز رهیافت مدرنیتهی دموکراتیکی است که هنگام فاقد چاره ماندن و ناتوان گشتن هم الیگارشی شیعی و هم نیروهای هژمونیک غربی بهویژه اسرائیل، بهطور ناگزیر وارد عرصه خواهد شد.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
✍ عبداللە اوجالان
انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ ایران، به اندازهای که سیاسی است، یک انقلاب فرهنگی نیز میباشد. این انقلاب توانش را صرفا از سازماندهی علمای شعه کسب نکرد، بلکه بالعکس، نیروی اساسیاش را از فرهنگ اجتماعی خلقهای ایران کسب نمود که دارای ریشههای تاریخی عمیقی بود. انقلاب در سرآغاز همانند آنچه در انقلابهای فرانسه، روسیه و آناتولی روی داد، از کیفیت ملی دموکراتیک برخوردار بود. بر یک همپیمانی گستردهی نیروهای ملی دموکراتیک اتکا داشت. همپیمانی ملت دموکراتیکی که از همبستگی وسیع کمونیستها، امتگرایان شیعی و اقشار میهندوست خلقهای ایران و در راس همه خلق کُرد سرچشمه میگرفت، نیروی اصلی پیروزی بود. اما طیف متشکل از علمای شیعی و تجار میانهاحوال (بازاریان) که از سنت مدیریت تاریخ و اجتماعی قویتری برخوردار بود، طی مدتزمانی کوتاه هژمونی خود را برقرار کرد و سایر متفقانش را بیرحمانه سرکوب نمود. یک پروسهی هژمونیک مشابه آن، طی دههی ۱۹۲۰ در جمهوری ترکیه نیز جریان یافت. هرچند بنیان «ملت دموکراتیکِ» انقلاب توسط علمای شیعه دچار انحراف شد نیز، ماهیتا با مدرنیتهی کاپیتالیستی در مغایرت بهسر میبرد. الیگارشی شیعی خواست تا این اندوختهی ضدکاپیتالیستی را که معنای تاریخی و فرهنگی آن بسیار عظیم است، بهعنوان کارتی جهت مشروعیتبخشی به موجودیت خود در برابر نیروهای هژمونیک نظام کاپیتالیستی به کار ببرد. هنوز هم میخواهد بدینگونه آن را به کار ببرد. تمامی تلاش الیگارشی ایران این است که از بنیان آنتیمدرنیستی (ضدکاپیتالیستی) انقلاب بهعنوان یک اسلحه در برابر نیروهای هژمونیک غربی استفاده کند و در موازنهی دولت-ملت خاورمیانه به موقعیتی تایید شده و معتبر دست یابد. به منزلهی یک مدرنیتهی متفاوت، از لحاظ ماهوی چالشی با مدرنیتهی کاپیتالیستی ندارد. همانطور که دولت-ملتهای عرب و اولین و دومین مقطع جمهوری ترکیه درصددند از طریق محاسبات تاکتیکی، بیشینه سهم را در گسترهی نظام به چنگ آورند و در ازای تایید شدن و پشتیبانی شدن توسط نظام، اجازه دهند که نظام از آنها بهرهمند شود، ایران نیز میخواهد چالش کنونیای را که با نظام دارد با هدفی مشابه بهکار گیرد و نتایج مشابهی کسب نماید. این نوعی چانهزنی تیپیک تجار بازار است که در سنت ایران دارای موقعیتی قوی است. چالش در ایران نیز درست از همین نقطه آغاز میگردد. سنت فرهنگی قوی، یک الیگارشی شیعی سازش کرده با مدرنیتهی کاپیتالیستی را نیز نمیپذیرد. بنابراین شانس اینکه چالش موجود به یک «مبارزه در میان دو مدرنیتهی آلترناتیو» تحول یابد، همیشه وجود دارد. برعکس آنچه در دولت-ملتهای ترکیه و عرب دیده شد، تصور نمیرود به آسانی نیز از میان برداشته شود.
الیگارشی ایران، امروز بر سر خاورمیانه هر چند عمدتا در سطح گفتاری، وارد یک درگیری هژمونیک با اسرائیل گشته که ادامه دارد. بهویژه سعی دارد که با همین هدف، از فعالیتهای هستهای خویش بهعنوان یک کارت دوم استفاده نماید. سنت شیعی در تاریخ نیز در پی کسب هژمونی برآمده است. در پشت خود یک ایران هژمونیک هزاران ساله را بهعنوان اسلحه در اختیار دارد؛ اما در دوران مدرنیتهی کاپیتالیستی دربارهی نیروی خود اغراق مینماید. در عصری که نظام بهطور بیشینهای گلوبال شده است، اگر الیگارشی شیعهی ایران مدرنیتهای را بهصورت ریشهای ترجیح ندهد، شانس موفقیت آن بسیار ضعیف است. خود را کشورهای گروه بریک (یعنی برزیل، روسیه، هندوستان و چین) تشبیه مینماید و بدین ترتیب در پی نقشهی تشکیل بلوک هم برمیآید. میخواهد آن اتفاقی را که سعی دارد با جمهوری دوم حزب عدالت و توسعه بر مبنای پ.ک.کستیزی برقرار نماید، به همراه سوریه گسترش بخشد. کل این محاسبات و نقشهها، هیچ ارزش واقعی و جدیای دربرندارد. همانند سایر دولت-ملتهای منطقه، پیشروی دولت-ملت ایران نیز چارهیابی و حل مسائل دارای دو محور است. چارهیابی حول محور اول عبارت است از سازش کردن با نظام به شیوهای همانند رژیم شاهنشاهی. در اصل، الیگارشی شیعه برای این امر آماده است؛ اما نظام [هژمونیک جهانی] آن را به شکل موجود قبول ندارد. ولی دیدارهایی که در راستای سازش صورت میگیرند، نهایتا چه از راه صلحآمیز و چه از راه جنگ، به نفع نیروهای هژمونیک کاپیتالیستی به فرجام خواهند رسید. دومین محور این است که وقتی موضوع حل مسائل پیش کشیده شود، گسست رادیکال از نظام مطرح خواهد گشت. این نیز رهیافت مدرنیتهی دموکراتیکی است که هنگام فاقد چاره ماندن و ناتوان گشتن هم الیگارشی شیعی و هم نیروهای هژمونیک غربی بهویژه اسرائیل، بهطور ناگزیر وارد عرصه خواهد شد.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
THE UPRISING OF THE BALOOCH PEOPLE IS A LEGITIMACY OF THE DEMOCRATIC RIGHT
The killing of at least ten-fuel transferor in Saravan, Baloochistan, is a enormous crime against humanity and the oppressed Balooch people. This criminal act of the Iranian regime must be responded with the unity of the people.
The Iranian regime, which is facing crises and deeper social issues, political and security issues, has no legitimacy by the nations. In order to remain in power and continue to oppress the Balooch, Kurds, Arab, etc. people, it involves in both physical and cultural genocide entirely.
The crimes of the police in Baloochistan and Kurdistan against fuel transfers and *Kollbars are not coverage for anyone.
The Balooch people’s strike in the cities of Dezap, Zahedan, Iranshahr, Pehreh, Jakigur and Saravan following the killing of the most democratic right against the corrupt and rotten system is.
Undoubtedly, this is a public uprising, which must ultimately lead to a genuine democratic revolution throughout Iran.
If the public uprising like Baloochistan throughout Iran strengthens the unity of the nations against the contraband mafias of the Revolutionary Guards, which will end this enormous oppression.
The protests and strikes in Baloochistan proved that the repressions and pressures of the regime will not be able to prevent the uprising of the people, and this public uprising is the continuation of the uprisings of 22-02-1999, (January 2017-January 2018) and 23-10-2019- 21-11-2019, which will persist until the freedom and democracy are achieved.
As an illustration the “Democratic and Freedom of East Kurdistan – Kodar” simultaneously condemning the repression and killing of Balooch fuel-transferors, we declare our strong support for the public uprising and we consider it as the right legitimacy of the democratic.
We believe the uprising of the people to be a complementary connection in the liberation uprisings of the oppressed peoples of Iran and East Kurdistan and we strongly believe that one day everyone’s dream of freedom and emancipation will come true.
*Kollbar = is a human transferor by using their back and shoulders between the divided Kurdistan borders.
“The Democratic and Freedom of East Kurdistan – Kodar”
25 February 2021
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
The killing of at least ten-fuel transferor in Saravan, Baloochistan, is a enormous crime against humanity and the oppressed Balooch people. This criminal act of the Iranian regime must be responded with the unity of the people.
The Iranian regime, which is facing crises and deeper social issues, political and security issues, has no legitimacy by the nations. In order to remain in power and continue to oppress the Balooch, Kurds, Arab, etc. people, it involves in both physical and cultural genocide entirely.
The crimes of the police in Baloochistan and Kurdistan against fuel transfers and *Kollbars are not coverage for anyone.
The Balooch people’s strike in the cities of Dezap, Zahedan, Iranshahr, Pehreh, Jakigur and Saravan following the killing of the most democratic right against the corrupt and rotten system is.
Undoubtedly, this is a public uprising, which must ultimately lead to a genuine democratic revolution throughout Iran.
If the public uprising like Baloochistan throughout Iran strengthens the unity of the nations against the contraband mafias of the Revolutionary Guards, which will end this enormous oppression.
The protests and strikes in Baloochistan proved that the repressions and pressures of the regime will not be able to prevent the uprising of the people, and this public uprising is the continuation of the uprisings of 22-02-1999, (January 2017-January 2018) and 23-10-2019- 21-11-2019, which will persist until the freedom and democracy are achieved.
As an illustration the “Democratic and Freedom of East Kurdistan – Kodar” simultaneously condemning the repression and killing of Balooch fuel-transferors, we declare our strong support for the public uprising and we consider it as the right legitimacy of the democratic.
We believe the uprising of the people to be a complementary connection in the liberation uprisings of the oppressed peoples of Iran and East Kurdistan and we strongly believe that one day everyone’s dream of freedom and emancipation will come true.
*Kollbar = is a human transferor by using their back and shoulders between the divided Kurdistan borders.
“The Democratic and Freedom of East Kurdistan – Kodar”
25 February 2021
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
Telegram
attach 📎
گذار دموکراتیک
Photo
رژيم استبدادگر ایران در كوردستان مشروعيت ندارد
موج دستگيرى وبازداشت شهروندان كورد فعالان مدنى و محيط زيست در دو ماه اخير تا كنون به بيش از يكصد و پنجاه نفر رسيده اعدام و ارعاب در ميان خلقهاى ايران بويژه كوردستان و بلوچستان در سكون و سكوت دوران كرونا شدت گرفته . رژيم اسلامى ايران هرگاه در صدد انتقام و زهر چشم از مبارزات و مقاومت عليه نظام مرتجعش برآمده ، كوركورانه و با وقاحت و وحشيگرى تمام ، كوردها و ديگر خلقها را مورد هجوم و قتل عام قرار داده ، در كارنامه چهل و دو ساله رژيم اسلامى ايران جز اعدام و شكنجه ، زندان و سنگسار ، خفقان و فقر ، اعتياد ، بيكارى و فساد چه گُلى بر سر مردم زده ، از ابتداى روى كار آمدن جمهورى اسلامى با رفراندوم غير دموكراتيك و كذاييشان ، در كوردستان مردم كورد يكصدا به جمهورى اسلامى نه گفتند و رفراندوم را تحريم و بايكوت كردند .
در طى همه اين سالها تحميل اين نظام خرافى و جاهل در منطقه ، هيچگاه رژيم كهنه پرست و تا دندان مسلحشان تا به امروز در كوردستان مشروعيت پيدا نكردند !حكومت ايران با تهديد محو كردن اسرائيل از روى زمين و ماليخولياى گسترش تشيع در سراسر جهان ! دستيابى به بمب هسته اى و سلطه بر منطقه ميلياردها دلار را در پروسه ساخت سايتهاى هسته اى و موشكى ، مطالعات و پژوهش ، حفارى تونلهاى تاسيسات اتمى و تحريمهاى نامحدود در اين سالها و خسارات ناشى از اين پروژه بى فرجام كه هزاران ميليارد از ثروت ايران را بلعیدە ، نه تنها خاورميانه را ناامن كرده بلكه با اين هزينه هاى افسانه اى ميتوانستند به جاى استراتژى نابودى اسراييل بیابان و كویر ایران را آباد كند ، اينان در اين چهل و دوسال با بى برنامگى و بى دانشى جنگل و طبيعت را خراب كردند ، چرخه طبيعى هزاران ساله آب را خشكاندند ، علم و معرفت را دفن كردند تا براى موسسه دعاى حوادث و خرافه بودجه ايجاد كنند ، داد و صداقت را در دادگاههاى انقلاب سر بر دار كردند ، و دزدان و اختلاسگران را فرارى و يا منزلتى رفيعتر دادند . زنان را در رفتن بى مجوز مرد منع كردند و در چادر و چارديوارى چپاندند ، اينها سفير صلح و ديپلماسى نيستند اينان سفراى مرگند ، قاسملو ، شرفكندى ، فرخزاد و صدها ترور وحشيانه از حركات و بركات همين سفارتخانه هاست ، اينگونه مراكز كانون طرح ترور و جاسوسى است !
هيولاى جمهورى اسلامى و معلم به حق داعش عُمرش را به تشديد اپيدمى كرونا ، شليك به هواپيما و ايجاد بحران و تشنج منطقه اى بسته است ، و تلاش دارد تا حاكميت منفورش را چند صباحى طولانيتر كند ، اما اين ظلم و ستم به پايان خود نزديك شده ، براى همين به دست و پا زدنهاى قبل از غرق شدن ، به بازداشتهاى كوركورانه پرداخته ، آنچه بر ما و رژيم روشن است ؛ نه حاكميت ميتواند به شيوه گذشته سركوب كند ! و نه خلقهاى ايران اين ديكتاتورى را برميتابند.
زنده باد مبارزه و همبستگى خلقهاى ايران
پارتى ژيانى ئازادی كوردستان (پژاك) فرانكفورت
25/2/2021
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
موج دستگيرى وبازداشت شهروندان كورد فعالان مدنى و محيط زيست در دو ماه اخير تا كنون به بيش از يكصد و پنجاه نفر رسيده اعدام و ارعاب در ميان خلقهاى ايران بويژه كوردستان و بلوچستان در سكون و سكوت دوران كرونا شدت گرفته . رژيم اسلامى ايران هرگاه در صدد انتقام و زهر چشم از مبارزات و مقاومت عليه نظام مرتجعش برآمده ، كوركورانه و با وقاحت و وحشيگرى تمام ، كوردها و ديگر خلقها را مورد هجوم و قتل عام قرار داده ، در كارنامه چهل و دو ساله رژيم اسلامى ايران جز اعدام و شكنجه ، زندان و سنگسار ، خفقان و فقر ، اعتياد ، بيكارى و فساد چه گُلى بر سر مردم زده ، از ابتداى روى كار آمدن جمهورى اسلامى با رفراندوم غير دموكراتيك و كذاييشان ، در كوردستان مردم كورد يكصدا به جمهورى اسلامى نه گفتند و رفراندوم را تحريم و بايكوت كردند .
در طى همه اين سالها تحميل اين نظام خرافى و جاهل در منطقه ، هيچگاه رژيم كهنه پرست و تا دندان مسلحشان تا به امروز در كوردستان مشروعيت پيدا نكردند !حكومت ايران با تهديد محو كردن اسرائيل از روى زمين و ماليخولياى گسترش تشيع در سراسر جهان ! دستيابى به بمب هسته اى و سلطه بر منطقه ميلياردها دلار را در پروسه ساخت سايتهاى هسته اى و موشكى ، مطالعات و پژوهش ، حفارى تونلهاى تاسيسات اتمى و تحريمهاى نامحدود در اين سالها و خسارات ناشى از اين پروژه بى فرجام كه هزاران ميليارد از ثروت ايران را بلعیدە ، نه تنها خاورميانه را ناامن كرده بلكه با اين هزينه هاى افسانه اى ميتوانستند به جاى استراتژى نابودى اسراييل بیابان و كویر ایران را آباد كند ، اينان در اين چهل و دوسال با بى برنامگى و بى دانشى جنگل و طبيعت را خراب كردند ، چرخه طبيعى هزاران ساله آب را خشكاندند ، علم و معرفت را دفن كردند تا براى موسسه دعاى حوادث و خرافه بودجه ايجاد كنند ، داد و صداقت را در دادگاههاى انقلاب سر بر دار كردند ، و دزدان و اختلاسگران را فرارى و يا منزلتى رفيعتر دادند . زنان را در رفتن بى مجوز مرد منع كردند و در چادر و چارديوارى چپاندند ، اينها سفير صلح و ديپلماسى نيستند اينان سفراى مرگند ، قاسملو ، شرفكندى ، فرخزاد و صدها ترور وحشيانه از حركات و بركات همين سفارتخانه هاست ، اينگونه مراكز كانون طرح ترور و جاسوسى است !
هيولاى جمهورى اسلامى و معلم به حق داعش عُمرش را به تشديد اپيدمى كرونا ، شليك به هواپيما و ايجاد بحران و تشنج منطقه اى بسته است ، و تلاش دارد تا حاكميت منفورش را چند صباحى طولانيتر كند ، اما اين ظلم و ستم به پايان خود نزديك شده ، براى همين به دست و پا زدنهاى قبل از غرق شدن ، به بازداشتهاى كوركورانه پرداخته ، آنچه بر ما و رژيم روشن است ؛ نه حاكميت ميتواند به شيوه گذشته سركوب كند ! و نه خلقهاى ايران اين ديكتاتورى را برميتابند.
زنده باد مبارزه و همبستگى خلقهاى ايران
پارتى ژيانى ئازادی كوردستان (پژاك) فرانكفورت
25/2/2021
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
ادامه اعتصاب غذای زندانیان سیاسی در نودودومین روز
اعتصاب غذای زندانیان سیاسی در زندانهای شمال کوردستان و ترکیه به منظور اعتراض به انزوای تشدید شده بر رهبر خلق کورد امروز در روز ٩٢ خود قرار دارد.
🆔 @GozarDemocratic
اعتصاب غذای زندانیان سیاسی در زندانهای شمال کوردستان و ترکیه به منظور اعتراض به انزوای تشدید شده بر رهبر خلق کورد امروز در روز ٩٢ خود قرار دارد.
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
ادامه اعتصاب غذای زندانیان سیاسی در نودودومین روز اعتصاب غذای زندانیان سیاسی در زندانهای شمال کوردستان و ترکیه به منظور اعتراض به انزوای تشدید شده بر رهبر خلق کورد امروز در روز ٩٢ خود قرار دارد. 🆔 @GozarDemocratic
ادامه اعتصاب غذای زندانیان سیاسی در نودودومین روز
اعتصاب غذای زندانیان سیاسی در زندانهای شمال کوردستان و ترکیه به منظور اعتراض به انزوای تشدید شده بر رهبر خلق کورد امروز در روز ٩٢ خود قرار دارد.
امروز اعتصاب غذای زندانیان سیاسی در زندانهای شمال کوردستان و ترکیه که به منظور اعتراض به انزوای رهبر خلق کورد و نقض حقوق زندانیان در حال اجراست وارد نودودومین روز خود شده است. این اعتصاب غذا در مخمور نیز امروز وارد هفتادویکمین روز شده است. در یونان نیز اعتصاب غذا وارد ۵۴ روز خود شده است.
٩٢ روز اعتصاب غذا در زندانهای رژیم اشغالگر ترکیه
زندانیان سیاسی پرونده حزب کارگران کوردستان (پ.ک.ک) و حزب آزادی زنان کوردستان (پاژک) از ۲۷ نوامبر سال ۲۰۲۰ به منظور خاتمه دادن به انزوای تحمیلی بر رهبر خلق کورد که مدت ۲۱ سال است در زندان امرالی به سر میبرد، به اعتصاب غذا دست زدهاند. اعتصاب غذای گروه ۱٩ زندانیان ادامه دارد و امروز این اعتصاب وارد روز ٩٢ خود شده است.
٧١ روز اعتصاب غذا در مخمور
در کمپ پناهندگان مخمور در جنوب کوردستان نیز، در اعتراض به انزوای تحمیلی بر رهبر خلق کورد، با پیشاهنگی زنان از ۱۸ دسامبر ۲۰۲۰ اعتصاب غذا آغاز شده است. اعتصاب غذا در انجمن خانواده شهدای مخمور در هفتادویکمین روز خود ادامه دارد.
۵۴ روز اعتصاب غذا در یونان
شهروندانی که در کمپ لاویروی یونان ساکن هستند، به منظور خاتمه داده به انزوای تحمیلی بر اوجالان و حمایت از اعتصاب کنندگان در زندان، به اعتصاب غذا دست زدهاند. این اعتصاب با رهبری جنبش جوانان انقلابی TCŞ، جنبش زنان کوردستان در اروپا TJK-E و مرکز فرهنگی کوردستان آغاز و در ۵۴مین روز خود قرار دارد.
شهادت خلیل شن، میهندوست کورد در آلمان
خلیل شن (۲۵ ساله) ساکن شهر درسدن آلمان روز جمعه (۱۲ فوریه ۲۰۲۱ / ۲۴ بهمن ١٣٩٩) در ۲۲ سالگرد توطئه بینالمللی علیه رهبر خلق کورد، عبدالله اوجالان بدن خود را به آتش کشید و به شهادت رسید.
زندانیان سیاسی پیش از این برای پایان دادن به حصر اوجالان در چندین مرحله دست به اعتصاب غذا زده و رژیم ترکیه مجبور شده بود به حصر اوجالان پایان دهد.
سال ٢٠١٢: ۶٨ روز اعتصاب غذا
اولین اعتصاب غذای زندانیان سیاسی به شکل گسترده و سازماندهی شده با هدف پایان دادن به حصر اوجالان در ١٢ سپتامبر ٢٠١٢ در زندانهای ترکیه آغاز شد. این اعتصاب غذا ۶٨ روز ادامه یافت و با در درخواست رهبر خلق کورد عبدالله اوجالان پایان یافت. در ٣ ژانویه ٢٠١٣ میان اوجالان و هیئت دولت دیدار صورت گرفت و تا سال ٢٠١۵ مرحله مذاکرات امرالی ادامه یافت.
٢٠١۶: ٨ روز اعتصاب غذا
روز ۵ آوریل ٢٠١۵ مرحله مذاکرات امرالی از سوی رژیم ترک متوقف شد و حصر اوجالان از سر گرفته شد. پس از شبه کودتای ١۵ ژوئیه که ناظران سیاسی ترکیه آنرا کودتای اردوغان میدانند نگرانیها نسبت به وضعیت رهبر خلق کورد افزایش یافت و ۵٠ سیاستمدار کورد در فراخوانی خواستار ملاقات با اوجالان شدند و وقتی با پاسخ منفی رژیم ترک روبرو گشتند در ۵ سپتامبر ٢٠١۶ در دفتر حزب مناطق دمکراتیک در شهر آمَد دست به اعتصاب غذا زدند. شش روز پس از آغاز اعتصاب محمد اوجالان برادر عبدالله اوجالان در روز ١١ سپتامبر با رهبر خلق کورد ملاقات کرد. ۵٠ سیاستمدار کورد پس از انجام این ملاقات و دستیابی به موفقیت در ٨مین روز به اعتصاب غذا پایان دادند.
٢٠١٨: ٢٠٠ روز اعتصاب غذا
لیلا گووَن ریاست مشترک کنگره جامعه دمکراتیک که در زندان گروه E زندان آمَد بسر میبرد در روز ٨ نوامبر ٢٠١٨ در محکومیت حصر عبدالله اوجالان رهبر خلق کورد اعلام اعتصاب غذا کرد. روز ١۶ دسامبر همان سال زندانیان سیاسی هم با لیلا گووَن همراه شدند و در ١ دسامبر ٢٠١٩ اعتصاب غذای لیلا گووَن در تمامی زندانهای شمال کوردستان و ترکیه و در خارج از میهن گسترش یافت. در هولیر نیز ناصر یاغز از اعضای ه.د.پ، فضیله توک در کمپ مخمور، ١۴ سیاستمدار کورد در استراسبورگ فرانسه، ایمام شیش در کالر انگلستان و هریم محمود در شهر کلار جنوب کوردستان دست به اعتصاب غذا زدند.
روز ٣ مارس ٢٠١٩ سه نماینده مجلس ه.د.پ به نامهای درسیم داغ، طیب تمل و مراد ساریساچ نیز در ساختمان مرکزی ه.د.پ دست به اعتصاب غذا زدند.
روزه مرگ
در نتیجه بیمسئولیتی رژیم ترک ١۵ زندانی سیاسی با هدف شکستن حصر اوجالان روز ٣٠ آوریل ٢٠١٩ در نامهای سرگشاده به افکار عمومی دست به روزه مرگ زندند. روز ١٠ مه نیز ١٠ زندانی سیاسی دیگر به روزه مرگ پیوستند.
٨ جوان کورد جان خود را فدا کردند
اعتصاب غذا بسرعت گسترش یافت. روز ٢٠ فوریه شهروند کورد با نام اوغور شاکار در مقابل دادسرای شهر کریفلد آلمان خود را به آتش کشید. اوغور شاکار روز ٢٢ مارس در بیمارستان به شهادت رسید. با هدف محکومیت حصر اوجالان عملیات فدایی در زندانهای رژیم استعمارگر ترک از سر گرفته شدند.
اعتصاب غذای زندانیان سیاسی در زندانهای شمال کوردستان و ترکیه به منظور اعتراض به انزوای تشدید شده بر رهبر خلق کورد امروز در روز ٩٢ خود قرار دارد.
امروز اعتصاب غذای زندانیان سیاسی در زندانهای شمال کوردستان و ترکیه که به منظور اعتراض به انزوای رهبر خلق کورد و نقض حقوق زندانیان در حال اجراست وارد نودودومین روز خود شده است. این اعتصاب غذا در مخمور نیز امروز وارد هفتادویکمین روز شده است. در یونان نیز اعتصاب غذا وارد ۵۴ روز خود شده است.
٩٢ روز اعتصاب غذا در زندانهای رژیم اشغالگر ترکیه
زندانیان سیاسی پرونده حزب کارگران کوردستان (پ.ک.ک) و حزب آزادی زنان کوردستان (پاژک) از ۲۷ نوامبر سال ۲۰۲۰ به منظور خاتمه دادن به انزوای تحمیلی بر رهبر خلق کورد که مدت ۲۱ سال است در زندان امرالی به سر میبرد، به اعتصاب غذا دست زدهاند. اعتصاب غذای گروه ۱٩ زندانیان ادامه دارد و امروز این اعتصاب وارد روز ٩٢ خود شده است.
٧١ روز اعتصاب غذا در مخمور
در کمپ پناهندگان مخمور در جنوب کوردستان نیز، در اعتراض به انزوای تحمیلی بر رهبر خلق کورد، با پیشاهنگی زنان از ۱۸ دسامبر ۲۰۲۰ اعتصاب غذا آغاز شده است. اعتصاب غذا در انجمن خانواده شهدای مخمور در هفتادویکمین روز خود ادامه دارد.
۵۴ روز اعتصاب غذا در یونان
شهروندانی که در کمپ لاویروی یونان ساکن هستند، به منظور خاتمه داده به انزوای تحمیلی بر اوجالان و حمایت از اعتصاب کنندگان در زندان، به اعتصاب غذا دست زدهاند. این اعتصاب با رهبری جنبش جوانان انقلابی TCŞ، جنبش زنان کوردستان در اروپا TJK-E و مرکز فرهنگی کوردستان آغاز و در ۵۴مین روز خود قرار دارد.
شهادت خلیل شن، میهندوست کورد در آلمان
خلیل شن (۲۵ ساله) ساکن شهر درسدن آلمان روز جمعه (۱۲ فوریه ۲۰۲۱ / ۲۴ بهمن ١٣٩٩) در ۲۲ سالگرد توطئه بینالمللی علیه رهبر خلق کورد، عبدالله اوجالان بدن خود را به آتش کشید و به شهادت رسید.
زندانیان سیاسی پیش از این برای پایان دادن به حصر اوجالان در چندین مرحله دست به اعتصاب غذا زده و رژیم ترکیه مجبور شده بود به حصر اوجالان پایان دهد.
سال ٢٠١٢: ۶٨ روز اعتصاب غذا
اولین اعتصاب غذای زندانیان سیاسی به شکل گسترده و سازماندهی شده با هدف پایان دادن به حصر اوجالان در ١٢ سپتامبر ٢٠١٢ در زندانهای ترکیه آغاز شد. این اعتصاب غذا ۶٨ روز ادامه یافت و با در درخواست رهبر خلق کورد عبدالله اوجالان پایان یافت. در ٣ ژانویه ٢٠١٣ میان اوجالان و هیئت دولت دیدار صورت گرفت و تا سال ٢٠١۵ مرحله مذاکرات امرالی ادامه یافت.
٢٠١۶: ٨ روز اعتصاب غذا
روز ۵ آوریل ٢٠١۵ مرحله مذاکرات امرالی از سوی رژیم ترک متوقف شد و حصر اوجالان از سر گرفته شد. پس از شبه کودتای ١۵ ژوئیه که ناظران سیاسی ترکیه آنرا کودتای اردوغان میدانند نگرانیها نسبت به وضعیت رهبر خلق کورد افزایش یافت و ۵٠ سیاستمدار کورد در فراخوانی خواستار ملاقات با اوجالان شدند و وقتی با پاسخ منفی رژیم ترک روبرو گشتند در ۵ سپتامبر ٢٠١۶ در دفتر حزب مناطق دمکراتیک در شهر آمَد دست به اعتصاب غذا زدند. شش روز پس از آغاز اعتصاب محمد اوجالان برادر عبدالله اوجالان در روز ١١ سپتامبر با رهبر خلق کورد ملاقات کرد. ۵٠ سیاستمدار کورد پس از انجام این ملاقات و دستیابی به موفقیت در ٨مین روز به اعتصاب غذا پایان دادند.
٢٠١٨: ٢٠٠ روز اعتصاب غذا
لیلا گووَن ریاست مشترک کنگره جامعه دمکراتیک که در زندان گروه E زندان آمَد بسر میبرد در روز ٨ نوامبر ٢٠١٨ در محکومیت حصر عبدالله اوجالان رهبر خلق کورد اعلام اعتصاب غذا کرد. روز ١۶ دسامبر همان سال زندانیان سیاسی هم با لیلا گووَن همراه شدند و در ١ دسامبر ٢٠١٩ اعتصاب غذای لیلا گووَن در تمامی زندانهای شمال کوردستان و ترکیه و در خارج از میهن گسترش یافت. در هولیر نیز ناصر یاغز از اعضای ه.د.پ، فضیله توک در کمپ مخمور، ١۴ سیاستمدار کورد در استراسبورگ فرانسه، ایمام شیش در کالر انگلستان و هریم محمود در شهر کلار جنوب کوردستان دست به اعتصاب غذا زدند.
روز ٣ مارس ٢٠١٩ سه نماینده مجلس ه.د.پ به نامهای درسیم داغ، طیب تمل و مراد ساریساچ نیز در ساختمان مرکزی ه.د.پ دست به اعتصاب غذا زدند.
روزه مرگ
در نتیجه بیمسئولیتی رژیم ترک ١۵ زندانی سیاسی با هدف شکستن حصر اوجالان روز ٣٠ آوریل ٢٠١٩ در نامهای سرگشاده به افکار عمومی دست به روزه مرگ زندند. روز ١٠ مه نیز ١٠ زندانی سیاسی دیگر به روزه مرگ پیوستند.
٨ جوان کورد جان خود را فدا کردند
اعتصاب غذا بسرعت گسترش یافت. روز ٢٠ فوریه شهروند کورد با نام اوغور شاکار در مقابل دادسرای شهر کریفلد آلمان خود را به آتش کشید. اوغور شاکار روز ٢٢ مارس در بیمارستان به شهادت رسید. با هدف محکومیت حصر اوجالان عملیات فدایی در زندانهای رژیم استعمارگر ترک از سر گرفته شدند.
گذار دموکراتیک
ادامه اعتصاب غذای زندانیان سیاسی در نودودومین روز اعتصاب غذای زندانیان سیاسی در زندانهای شمال کوردستان و ترکیه به منظور اعتراض به انزوای تشدید شده بر رهبر خلق کورد امروز در روز ٩٢ خود قرار دارد. 🆔 @GozarDemocratic
روز ١٧ مارس زندانی سیاسی کورد زولکوف گزن (٣٣ ساله) در زندان گروه F شماره ٢ تکیرداغ، آیتن بچت (٢۴ ساله) در روز ٢٣ مارس در زندان زندان گبزه، زهرا ساغلم (٢٣ ساله) روز ٢۴ مارس در زندان گروه T آلتویی، مدیا چنار (٢۴ ساله) روز ٢۵ مارس در زندان گروه E مردین، یونجا آکینجی روز ٩ مارس در زندان سرپوشیده زنان شاکران، سراج یوکسک روز ٢ آوریل در زندان گروه T شماره ٢ عثمانیه و ماحصوم پامای روز ۵ آوریل در زندان فوق امنیتی خارپیت دست به عملیات فدایی زده و به شهادت رسیدند.
اعتصاب غذای کوردستانیان در سراسر جهان بازتاب گستردهای یافت و رژیم ترک مجبور به عقبنشینی و اعلام پایان حصر اوجالان شد.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
اعتصاب غذای کوردستانیان در سراسر جهان بازتاب گستردهای یافت و رژیم ترک مجبور به عقبنشینی و اعلام پایان حصر اوجالان شد.
ANF
🆔 @GozarDemocratic