گذار دموکراتیک
1.6K subscribers
8.55K photos
3.7K videos
608 files
5.53K links
تلاش برای ایجاد دموکراسی در ایران و چاره یابی مسئلە کورد

آدرس وبسایت ما:
www.kodar.info ✔️
www.kjar.online ✔️
www.pjak.eu ✔️


ارتباط با ادمین:
@gozar_democratic ✔️

🆔 @GozarDemocratic
Download Telegram
در دوران مادرسالاری که فرهنگ زن – مادر بر جامعه محوریت داشته، هر چیز به ویژه ارتباط انسان با طبیعت، در یک چرخه‌ی آهنگ و اعتدال قرار داشت. برای برداشت چیزی از طبیعت، به برگزاری مراسم عبادی و توجیه نیاز حیاتی خود پرداخته، سپس به اندازه‌ی نیازشان چیزی را که نیاز داشته شکار یا جمع نموده‌اند. با رشد جمعیت و جامعه این تعادل تا اندکی بهم ریخت. در دوران مدرنیته‌ی سرمایه‌داری، این تعادل زیر و رو شد. برای کسب بیشترین سود و محصولات اضافی، غارت طبیعت حق مسلم نظام و حتی می‌توان همان شیوه، دلایل و واقعیتی را که به صورت تاراج و استثماری بی‌همتا بربدن زن و رنج او تحمیل شد، در ارتباط نظام با طبیعت که فلاکت‌‌های جانکاهی را به بار آورده، به راحتی به چشم می‌خورند. نگرش این نظام به طبیعت تنها بر مبنای مقدار سودی‌ست که برایش در بردارد و نه بیشتر. تخریب، نابودی و غارت طبیعت، مهم نیست بلکه آنچه مهم است؛ سرمایه است. در این راستا هم ارتباط انسان با طبیعت را قطع کردند. عشق به طبیعت و احساس امپاتی و درک آن، هیچ اهمیتی ندارد، چون عواطف ارزش پولی ندارند، پس مشتی احساسات بی‌ارزش‌اند. اگر به طبیعت بیاندیشند، این‌همه تسلیحات نظامی‌ای، که طبیعت و انسان‌ها را به نابودی کشانده را تولید نمی‌کردند. و یا اینکه این‌همه حیوان، درخت و گیاهی را که در تغذیه‌ی موجودات زنده نقش دارند را به قتل نمی‌رساندند.

در نتیجه می‌توان اینگونه ارزیابی نمود که مسئله‌ی اساسی اقتصاد؛ با حذف زن در اقتصاد آغاز گشت. به طورکلی در تاریخ تمدن و به ویژه دوران مدرنیته‌ی سرمایه‌داری کاپتالیستی، وقتی اقتصاد از دست زن در آورده شده و به دست مرد سرور و اقتدارگرا سپرده شد، اقتصاد به کلاف سردرگم مسائل مبدل گشت. با اندکی بررسی این نظام براحتی می‌توان دریافت که هیچ ارتباطی با اقتصاد نداشته و مجموعه‌ای‌ست از سود اضافی که برای نظام حیاتی‌ست. با خروج اقتصاد از محوریت زن و درافتادنش به تسلط آغا، بازرگان، پول، سرمایه‌دار، اقتدارگرا و دولت، زندگی و اقتصاد اجتماعی با ترور و نابودی روبرو گشتند. چون اقتصاد به دست نیروهای ضد اقتصاد افتاد. اکنون دیگر اقتصاد از طرف کسانی که هیچ ارتباطی با اقتصاد ندارند، براه برده می‌شود. مانند برگ قمار بر بورس، گران‌بهایی و سود بی‌پایان، به غارت جامعه و به چنگ انداختن ارزش‌‌های جامعه می‌پردازند. هر چیزی را به ماشین جنگ مبدل ساخته و چرخ آن را به سوی منافع و سود خود می‌چرخانند. با این وضعیت آیا بر چنین فعالیت‌هائی می‌توان نام اقتصاد نهاد؟. بدون شک خیر اقتصاد نیست، بلکه ضد اقتصاد است.

طی دویست سال اخیر جامعه‌ی انسانی با افزایش بی‌اندازه‌ی جمعیت که دنیای ما را روبه نابودی برده، روبرو مانده است. هیچ چیزی برای این جمعیت کافی نیست و با هر افزایش جمعیتی بحران اقتصادی نیز رشد بیشتری می‌یابد. نیازهای حیاتی برای انسان‌ها قابل دسترسی نیستند. برای گذار از این بحران مرگبار؛ بایستی به سیاستی صحیح و نوین بەویژه در عرصه‌ی اقتصاد پرداخت. گام نخست و اساسی احیای اقتصاد کمونال است. بایستی در برابر اقتصاد کالاشده و سود اضافی دارای موضع بوده و در عین حال به سوی اقتصادی که بر اشتراک و برابری، ارزش‌های اخلاقی‌ای که بر مبنای ارزش اجتماعی تنظیم گشته، تکیه نماییم. در این‌صورت هم جامعه و هم طبیعت از نابودی رها گردانیده می‌شود. اگر چرخ اقتصاد بورژوای را از کار باز نداریم، جائی که به آن برسیم، جهنم است. پس تنها یک راه پیش‌روی انسانیت باقی مانده؛ ملت دمکراتیک که یکی از پایه‌های اساسی آن اقتصاد کمونال و اکولوژیک است. اقتصاد در مدرنیته‌ی دمکراتیک به جایگاه واقعی خود دست می‌یابد. آن وقت راه بر سود اضافی و غارت طبیعت نیز بسته می‌شود. از این پس نیازمندیهای بنیادین بر مبنای معیارهای اخلاقی ، بازگشت به تقدس خاک و ترمیم هماهنگی ارتباط انسان و طبیعت تامین خواهند شد. بدون شک نبایست فراموش نمود که بایستی اقتصاد به دست معمار خود یعنی زن بازگردانده شود. در چنین شیوه‌ی حیاتی جامعه‌ای اخلاقی، اقتصادی، اکولوژیک، دمکراتیک ایجاد شده و راه بر روی هر گونه معضل اجتماعی نیز بسته خواهد شد. عملی ساختن اقتصاد اجتماعی با ایجاد نظام کنفدرالیسم دمکراتیک قابل اجرا خواهد بود، که تنها راه رهائی از بحرانهاست.



kjar.online




🆔 @GozarDemocratic
لە بەرخۆدانی قارەمانانەی #گارە ۱٥ گەریلای تێکۆشەر و فەدایی ئاپۆیی، سنگیان کردە مەرتاڵ و لەپێناو پاراستنی شکۆ و کەرامەتی گەلەکەیان گیانیان بەخت کرد.


درود بۆ ڕۆحی پاکیان، شەهید نامرن.


🆔 @GozarDemocratic
Forwarded from MadMedia.Live
لە بەرامبەر چارەنووسی گیراوی سیاسی کورد "زەینەب جەلالیان" بێ دەنگ نەمێنین!
#ڕێبوار_پەرویزی
#ماد_مێدیا
#زەینەب_جەلالیان
@Mad2020Media
🔹 حزب کارگران کوردستان از سال ۱۹۹۵ در چارچوب معاهده ژنو عمل کرده است

🔻حزب کارگران کوردستان از ۲۴ ژانویه سال ۱۹۹۵ کنوانسیون‌های ژنو را در چارچوب پذیرش قوانین جنگی امضا کرده و آن را در رسانه‌ها نیز منعکس کرده است. حزب کارگران کوردستان همواره به تعهدات خود در این رابطه پایبند بوده است.

بیشتر بخوانید...

🌍 https://bit.ly/2Nl6xId

وبسایت | تلگرام | اینستاگرام | فیسبوک | توئیتر | ارتباط با ما
نفس کشیدن در فضای هویت ملی

آریو برزن




🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
نفس کشیدن در فضای هویت ملی آریو برزن 🆔 @GozarDemocratic
نفس کشیدن در فضای هویت ملی

آریو برزن





سير مبارزاتي ملت كُرد در طول تاريخ با تمام فراز و نشيب‌هايش چه در گذشته‌ و دوران معاصر و چه هم‌اكنون كه مسئله‌ي كرد به صورت يك گفتمان منسجم درآمده، عبارت از تلاش براي برساخت زيست‌جهان خويش در تمامي ابعاد آن و حركتي مداوم به بيرون از دايره نظام‌هاي‌ موجود و مستقر است. معتقدم كه برخي از پيشينه‌هاي مربوط به هستي‌يابي و تشكل‌يابي خلق كرد از لحاظ اجتماعي و شخصيتي به عنوان مكانيزم‌هاي بازدارنده‌ي هميشگي عمل كرده و مي‌كنند. اين مكانيزم‌هاي دروني به صورت يك نظام ايمني عمل مي‌نمايند. نمي‌خواهم وارد قضاوت‌هاي ذات‌گرايانه و انتزاعي شَوَم،‌ اما بدون شك هيچ هستي‌اي بدون توجه به سازوكارهاي محافظتي و امنيتي به وجود نمي‌آيد. در واقع پايداري و دوام يك موجوديت و هستي يا به عبارت ديگر توان هستومندي آن در گرو پايايي نظام ايمني آن است. رابطه‌ي ديالكتيكي بين اين دو به صورت قابليت انعطاف، خودتطبيق‌دهي و بالارفتن ميزان تاب‌آوري و يا برعكس شكنندگي، ناسازگاري و از جاكندگي نمود مي‌يابد. در جامعه‌ي كرد علي‌رغم تمامي ضرباتي كه بر پيكره‌ي اين نظام دفاعي وارد آمده و تمامي موانعي كه بر سر راه تحول آن گذاشته شده همچنان به صورت كليت‌گرايانه عمل مي‌نمايد. نمونه‌ي ملت كرد از اين لحاظ منحصر به فرد و ويژه است. تكين و يگانه بودن ملت كرد از لحاظ بطني‌بودن نظام ايمني همزاد با هستي‌اش را نبايد يك مقوله‌ي ساده تصور كرد. كافي است كه نگاهي هر چند گذرا به تمامي تهاجم‌ها، تخريبات و تجزيه‌هاي صورت‌گرفته بر جامعه‌ي كرد داشته باشيم تا معلوممان شود اين سازوكارها هنوز سالم و بدون خطا عمل مي‌نمايند. بدون شك اين همه مرزبندي جغرافيايي، عقيدتي، سياسي، فرهنگي،‌ هويتي و حتي مطالباتي كمترين خدشه را به كليت نظام ايمني آن تا قرن حاضر وارد ساخته است. پارگي‌ها، بريدگي‌ها و زدايش‌هاي صورت گرفته بر هستي ملت كرد اگرچه بعضا زخم‌هايي بس عميق و ماندگار به جا گذاشته‌اند، اما هرگز به عمق اين نهادينگي تاريخي‌ـ اجتماعي دست نيافته‌اند. دشمنان ملت كرد به ايجاد همه نوع بي‌قراري در ابعاد شخصيتي و اجتماعي خلقمان دست زده‌اند تا شاهد پرت‌شدن و ازجاكندگي آن باشند. همان‌طور كه اشاره شد، لازم است با توجه به عمق‌يابي و روند روبه فزوني حملات وارده بر ملت كرد نظام دفاع ايمني آن نيز تغيير يابد. اين ابرسازه يا ابرنهاد تاريخي و اجتماعي تا به امروز توانمندانه پاسخگوي هجمه‌هاي متفاوت بوده، اين امر نبايد ما را از طيف جديد تهاجمات عافل نمايد و به يك نوع بي‌خيالي بيا‌نجامد. رهبر آپو جلد پنجم از مجموعه‌ي مانيفست تمدن دمكراتيك را “دفاع از كردها، خلقي در چنگال نسل‌كشي فرهنگي” نام نهادند. رهبري در اين مجموعه از دفاعيات به وضوح از پايان يك دوران و ورود كردها به يك دوره‌ي تاريخي جديد و به جاي‌آوري ملزومات اين دوره سخن به ميان مي‌آورد. دوراني كه نظام‌ جهاني شديدترين حملات دوران حياتش را جهت به استثماركشانيدن تمامي موجوديت‌هاي خارج از سلطه‌اش آغاز نموده و تمامي كاردهاي مجرب و امكانات انحصاري‌اش را به منطقه گسيل داشته. بنابراين سوال مطروحه اين خواهد بود كه آيا ملت كرد حاضر است نسبت به ادامه‌ي مسير و “ماندن” گام‌هايي اساسي بردارد يا خير؟

واژه يا اصطلاح دفاع ذاتي مكررا در دفاعيات رهبري مورد استفاده قرار مي‌گيرد. البته كه اشاره رهبر آپو به يك “جامعه در برابر تهديد” يا “جامعه‌ي در خطر” است. نابودي از لحاظ هستي و موجوديت يا همان فروپاشي و زوال اجتماعي مدنظر است. يعني اينكه ما تا قرن حاضر از پس‌اندازها و اندوخته‌هايمان در تمامي عرصه‌ها و حوزه‌ها استفاده مي‌كرده‌ايم. به زباني ديگر اشاره‌ي رهبر آپو به خزانه‌ي ته كشيده و كفگير به ته ديگ خورده‌ي ملت كرد است.” چيزي براي مصرف و تغذيه نمانده”. اين يك لحظه‌ي حياتي در تاريخ ملت كرد است. يا قرباني بودن، پرت‌شدن از شهروندي جهان( به معناي حضور و قرارگيري در جهان) و مصرف‌گراشدن را مي‌پذيري يا به يك ملت مولد، مبتكر، خلاق، آفرينش‌گر بدل خواهي ‌شد. به ديگر سخن اگرچه مي‌توان در سازه يا ساختمان خزانه مامن گرفت، اما تهي ماندن آن در نهايت به پايان كار خواهد انجاميد. براي ماندن، شدن و بودن بايد جنبيد و خلاقيت و توليد پيشه كرد و خزانه را دوباره انباشت. مفهوم دفاع ذاتي تلنگري به انسان كرد است تا متوجه عمق فاجعه باشد. رهبر آپو ملت كرد را به برساخت يك مدرنيته دعوت مي‌نمايد. يعني فراخوان رهبري به ادامه‌ي همان روند حركتي به بيرون از نظم مستقر است كه در ابتداي اين نوشته به آن اشاره داشتم. چرا لازم است كه كردها نسبت به برساخت مدرنيته‌ مختص به خويش اقدام نمايند؟ ما به عنوان خلق كرد در كجاي مدرنيته‌ي موجود قرار داريم؟ بدون شك كردها در نظام مدرنيته‌ سرمايه‌داري جايي برايشان در نظر گرفته نشده و شان و منزلتي در انتظارشان نيست.
گذار دموکراتیک
نفس کشیدن در فضای هویت ملی آریو برزن 🆔 @GozarDemocratic
اين ساختارهاي مينيمال، كاركردزدايي‌شده و مستعمل نظام كه بر تن رنجور و مُنگول بورژوازي به دوران نارسيده‌ و سرهم‌بندي‌شده‌ي(مونتاژ) كورد زار مي‌زند، نمايشي مضحك از بازگشتي تاريخي است. با اين عرياني و تهي‌دستي ما در درون مدرنيته‌ي سرمايه‌داري هضم خواهيم شد. براي همين ملت كرد مجبور است با بهره‌مندي از حقيقت اجتماعي نسبت به برساخت مدرنيته‌ي خويش اقدام نمايد. اما قبل از هر چيز بايد از لحاظ دفاعي استقرار يابد. چون آنچه در معرض تهديد قرار دارد موجوديت آن است. مجبوريم با توجه به خطرات جديد و همه‌جانبه كه هستي‌مان را هدف قرار داده به سوي يك نظام دفاعي با همان كليت گام برداريم. بستر و زمينه‌ي تاريخي و اجتماعي آن وجود دارد و از همان طراوت و شادابي برخوردار است. اما بايد آن را ارتقاء داده سامانه‌ي دفاعي و امنيتي مبتني بر يك استراتژي كلي را طراحي و اجرا نمود. هيچ مدرنيته‌اي برساخته نخواهد شد مگر اينكه نظام دفاعي آن هم‌راستا و هم‌ارز با آن بنيان نهاده شود.

منظورم از پيشينه‌هاي مربوط به هستي‌يابي و تشكل‌يابي، همان بنيان‌هاي مستحكم فرهنگي‌ـ اجتماعي است.‌ تمامي ارزش‌ها، دستاوردهاي مادي و معنوي، مديريتي و عقيدتي، منش و خلقيات آزادي‌خواهانه، ظلم‌ستيز، انسان‌مدارانه و هزاران سال مقاومت و ايستار در برابر تمامي ساختارهاي مركز‌گرا و انحصار‌طلب مي‌باشد. اين موارد به ما هويتي خاص بخشيده كه ملجاء و پناه است. همان ابرنهادي كه تاكنون با حفظ كليتِ خود، از گزند دشمنان ملت كرد در امان مانده. اما براي حفظ اين پِي و شالوده‌ي هستي‌ساز مجبوريم كه در دو بعد شخصيتي و اجتماعي در راستاي نهادينگي گام‌هاي اساسي برداريم. بدون نهادينگي امكان اتخاذ استراتژي، برنامه‌ريزي و اجراي تاكتيك‌‌ را نخواهيم داشت. يك بار ديگر بر اين امر تاكيد مي‌نمايم كه نوع تهاجمات و تسليحات به كلي فرق كرده، لازم است كه نظام دفاعي و مفصل‌بندي‌هاي آن دوباره طراحي شوند. مفهوم “جامعه‌ي در مخاطره”، بحث از ريزش يا فرسودگي و مندرس شدن برخي يا بعضي از بافت‌ها و نارسايي ساختاري نيست. خطري عمومي و همه‌گير است كه لازمه‌ي گذار از آن همكاري و تلاش جمعي و كلي است. بيان اين مختصر براي اين بود كه به موضوع توطئه‌ي بين‌المللي سال1377شمسي(1999) و تاثيرات آن بر شرق كردستان بپردازم. لازم است كه برخي از مسائل قبل از سال 77 را با ياد بياوريم. با امضاي قطع‌نامه‌ي 598 شوراي امنيت در سال 1367 هشت سال جنگ ميان ايران و عراق به پايان رسيد و در تمامي عرصه‌هاي آوار و خرابي به جاي گذاشت. احزاب شرق كردستان در آن زمان كه هم در برابر جمهوري اسلامي و هم در برابر همديگر در حال جنگ بودند از اين صلح ضربه‌ي سنگيني متحمل شدند. يك سال ديرتر بعد از متاركه‌ي جنگ بين دو كشور ايران و عراق احزاب شرق كردستان هم توانستند به مصالحه دست ‌يابند و به جنگ مشمئز‌كننده‌ي برادر‌كشي پايان دهند. يك سال بعد از آن هم كه دكتر قاسملو به شهادت رسيدند. قبل از آن هم كه حزب دموكرات دچار انشعاب شده بود. نظام جمهوري اسلامي كه بعد از جنگ و مرگ خميني با گفتمان سازندگي در پي انسجام‌بخشي و تقويت نهادهايش برآمد. نظام كه خود را سربلند از مقابله با تهاجم خارجي مي‌ديد تمام توانش را جهت سركوب نيروهاي اپوزيسيون داخلي به كار انداخت. دوران سياه هاشمي رفسنجاني براي كردها ارمغاني جز سركوب و غارت و نفي هويتي و فرهنگي در پي نداشت. هر چند كه برخي از ناآگاهان قبل از مرگش سعي بر تاوان‌زدايي از او را داشتند. هرگز كسي در كردستان جنايت‌هاي او را فراموش نخواهد كرد و مي‌دانند كه ” خون لخته هم فرياد سرخي دارد”. بدون شك در اين سال‌ها فضاي سياسي ايران پر بود از فرياد ” هَل مِن مبارز طلبيدن” در داخل و خارج. احزاب شرق كردستان هم كه بعد از سال 1992، يعني پس از گشايش پارلمان جنوب كردستان،‌ به صورت رسمي از عمليات مسلحانه در شرق كردستان دست كشيدند و در كمپ‌هايي در كويه و سليمانيه مستقر شدند. مستقر شدن پايگاه انجرليك در تركيه و پياده شدن برنامه‌ي چكش تعادل و بعد از آن منطقه‌‌ي پرواز ممنوع در شمال عراق در راستاي ايجاد يك منطقه‌ي حائل كه قرار بود در آن پروژه‌ي كردستان مينيمال و حداقلي به اجرا گذاشته شود؛ زنگ خطر را براي تمامي احزاب بخش‌‌هاي ديگر كردستان به صدا درآورده بود. چشم‌پوشي از منافع و مصالح ملت كرد در بخش‌هاي ديگر به نفع جنوب كردستان و دوگانه‌ي بارزاني و طالباني مي‌رفت كه به يك واقعيت سياسي و اجتماعي بدل شود. متاسفانه امروزه بخشي از احزاب، مصالح و آينده‌ي ملت كرد را فداي التزام عملي نسبت به حفظ اين دستاورد نموده‌اند.
گذار دموکراتیک
نفس کشیدن در فضای هویت ملی آریو برزن 🆔 @GozarDemocratic
هر چند كه جَسته‌گريخته فعاليت‌هاي در شرق كردستان به صورت محدود و بدون برنامه و استراتژي مشخص انجام مي‌شد و تا سال‌هاي بعد از 1371 هم تحت عنوان اعلام حضور ادامه پيدا كرد. اما در هر صورت اين موارد باعث به وجود آمدن يك خلاء سياسي در شرق كردستان شد. نظام جمهوري اسلامي كه يك دوره‌ي ترور و وحشت را در داخل و خارج آغاز نموده بود براي اينكه خلقمان در شرق كردستان نتواند از فضاي به وجود آمده در پي قيام‌هاي شمال و جنوب كردستان استفاده نمايد، با كمك احزاب جنوب اقدام به ترور نزديك به 600 تن از كادرهاي احزاب شرق كردستان نمودند كه توان پيشاهنگي و انجام فعاليت را در اين بخش داشتند. اين دوره از تراژيك‌ترين دوران مبازراتي خلق‌مان در شرق كردستان است. سرمايه‌هايي بس عظيم و گرانبها به دست تبهكاران و مزدوران داخلي و نظام جمهوري اسلامي از ميان رفت. تشكيل حكومت مشروط در جنوب كردستان به بلاي جان احزاب شرق كردستان مبدل شد. دولت‌هاي ايران و تركيه جهت موافقت با تشكيل حكومت كردي در شمال عراق پيش‌شرط‌هايي را لحاظ گرانيدند. كه مهم‌ترين‌ آن‌ها صيانت از مرزهاي دو كشور توسط نيروهاي جنوب كردستان بود. حكومت اقليم بايد جهت كسب حمايت ايران و تركيه مواردي را متعهد مي‌شد. بنابراين احزاب شرق كردستان در يك پروسه مجبور شدند كه مناطق مرزي و مقرهاي خود را به مقصد داخل خاك جنوب كردستان ترك كفته و در آنجا رحل اقامت بگزينند. بدون شك اين امر بدون لحاظ گردانيدن خواست خلق‌مان در شرق كردستان و به بهاي ايجاد ركود و سكون در روند مبارزاتي آنان صورت گرفت. رها نمودن خلق و ميهن‌دوستان و مبارزان در شهرها و روستاهايي كه نظام جمهوري اسلامي روز به روز سلطه و حاكميت خود را در آن‌ها مستحكم‌تر مي‌نمود، جريان بازي را به نفع نظام سركوبگر اسلامي تغيير داد. بي‌دفاع ماندن جامعه و از بين رفتن ازرش‌ها و دستاوردهايي كه با خون جوانان و مردم مبارز به وجود آمده بود، روزهاي ناخوشايندي را رقم زد. ظلمي كه در اين دوره توسط دولت‌هاي استعمارگر و همچنين نيروهاي جنوب كردستان بر خلق‌مان در شرق رواداشته شده از حد بيرون است. دوران بعد از سال‌هاي 92 ميلادي را مي‌توان دوران عمل به تعهداتِ نيروهاي جنوب دانست. اين نيروها براي اثبات عمل‌گرايي خود در زمينه‌ي تعهداتشان همه نوع كاري را انجام دادند. از حمله به نيروهاي شرق كردستان و پ.ك.ك گرفته تا جنگ داخلي همه نوع راهكاري كه به مبارزات خلق كرد ضربه وارد نمايد را آزمودند. هر آنچه را كه سال‌ها دشمنان ملت كرد نتوانسته بودند با تمام تسليحات و توان خود به انجام برسانند، آن‌ها در مدتي كمتر از يك دهه به نحو احسن به انجام رسانيدند.

در حالي كه در جنوب كردستان نيروهاي هم‌سو با پروژه‌ي چاره‌يابيِ مينيمالِ مسئله‌ي كرد جمع شده بودند. جنبش آپويي تمام نيروي خود را جهت پوشش دادن خلا‌ء‌هاي به وجود آمده به كار برد. پ.ك.ك به عنوان تنها نيروي سازماندهي شده‌ي مخالف با پروژه‌ي چاره‌يابي نظام جهاني به ياري خلق‌مان در هر چهار بخش كردستان شتافت. نبايد اين نكته را فراموش نمود كه خلق‌مان در تمام بخش‌ها هيچ تمايل و الفتي با اين پروژه نداشته و ندارد. متاسفانه در اين مقطع احزاب شرق كردستان با يك حس خود‌نماينده‌پنداري خلق‌مان در شرق در مقام تصميم‌گيري نشسته و به جاي تمامي كساني در مبارزات حضور داشتند راي به راكد كردن مبارزه دادند. ما مي‌دانيم كه اين احزاب تحت چه فشارهايي به اين كار تن دادند، اي‌ كاش يك بار از اين لاك دفاعي بيرون مي‌آمدند و برخي از واقعيات را حداقل براي تاريخ هم كه شده به زبان مي‌آوردند. تجديد قواي جنبش آپويي بعد از جنگ سال 92 با نيروهاي جنوب كردستان و مشاهده وضع موجود اين سازمان را بر آن داشت كه با يك استراتژي كلان و همه‌جانبه به مقابله با اين وضع بپردازد. براي همين در تمامي عرصه‌هاي داخلي و خارجي شروع به فعاليت گسترده براي نقش‌برآب ساختن پروژه‌ي نيروهاي جهاني نمود. لازم است كه اين دوره به صورت مصاف دو نيروي موافق و مخالف چاره‌يابي مينمال مسئله‌ي كرد درك نماييم. در يك سوي اين جبهه، دوگانه‌ي بازراني و طالباني و اقمار آن‌ها در ساير بخش‌ها و همچنين احزاب مجبور‌ شده‌ و به دام‌افتاده‌ي شرق كردستان قرار داشتند و در سوي ديگر جنبش آپويي و خلق‌مان كه تهديد را با تمام وجود حس كرده بود و خصوصا در شرق(رۆژهەڵات) بی‌پناه و تنها در مقابل دشمن رها شده بود، قرار مي‌گرفتند. براي درك بهتر اين نكته و اثبات اينكه پ.ك.ك با استراتژي‌اي همه‌جانبه پا به عرصه گذاشت بهتر است اشاره‌اي به برخي از دستاوردها و پروژه‌ها داشته باشم.
گذار دموکراتیک
نفس کشیدن در فضای هویت ملی آریو برزن 🆔 @GozarDemocratic
از آن جمله مي‌توان به تشكيل كنگره‌ي ملي كرد خارج از ميهن(PKDW) كه بعدها در سال 99 ميلادي به ك.ن.ك تغيير نام داد، جهت ايجاد يك مصدر سياسي و ديپلماتيك و به وجود آوردن توان هم‌آفزايي و هم‌كنشي در ميان نيروهاي كردستان و ايجاد هماهنگي و كارايي و اثربخشي بيشتر؛ پيوستن جوانان و نيروهاي مخالف و سرخورده از شكست احزاب كلاسيك چپ و جبهه‌ي رئال‌سوسياليسم به جنبش‌آپويي از تمام بخش‌ها و حتي ملت‌هاي ديگر خاورميانه، ايجاد يك ارتش گريلايي به صورت ارتشي ملي براي دفاع از خلقمان در هر چهار بخش كه با حملات نظام جهاني و نيروهاي سلطه‌گر منطقه‌اي روبه‌رو مانده بودند و برآورده نمودن تقاضاها و انتظارات جوانان تازه ملحق شده، همچنين تاسيس تلويزيون و رسانه‌ي ملي در سال 95 ميلادي جهت مقابله با جنگ رسانه‌اي و پوشش‌دهي تمامي مناطق و جوامع كرد و آغاز يك دوره‌ي روشنگري و آموزش جهت مقابله با تهديدات موجود و ايجاد عامليت‌ جمعي در ميان كردها. كه اين مورد آخر به تنهايي يك انقلاب فرهنگي و هويتي را ساماندهي نمود.

تمامي اين موارد باعث شد كه انس و الفتي جدي بين جنبش آپويي و خلق‌مان خصوصا در شرق كردستان به وجود آيد. متاسفانه برخي ناآگاهانه و برخي نيز عامدانه اين مسائل را نديده و همه چيز را در قالب يك امر تصادفي بررسي مي‌نمايند. البته براي كساني كه از استراتژي، تاكتيك و رهبريت در كردستان خبري ندارند امري عادي است. اما بايد اذعان دارم كه كردها با تاسيس پ.ك.ك وارد فاز علمي مبارزه شده و موفق به تدوين برنامه و استراتژي بلندمدت شدند. نگاه‌هاي كليت‌گرايانه‌ي جنبش ‌آپويي به مسئله‌ي كرد و تلاش براي ايجاد ساختار‌هاي دفاعي و ايمني براي صيانت از دستاوردها در اين دوره به وضوح قابل مشاهده است. پ.ك.ك به خوبي اين موضوع را درك كرده بود كه نظام دفاعي كردها در قالب يك كليت عمل مي‌نمايد و بايد براي رهايي از بحران موجود هم نسبت به تجديد ساختار آن اقدام نمود. تمامي تلاش‌هاي جنبش‌آپويي براي برساخت اين نظام دفاعي بود. در حالي كه نيروهاي جنوب كردستان مشغول تسويه‌حساب‌هاي داخلي و كشت‌وكشتار همديگر در سال 1996 بوده و وقاحت را به منتهي درجه‌اش رسانده بودند. همچنين نيروهاي اتحاديه ميهني براي خوش‌خدمتي و كسب پشتيباني از ايران در جنگ داخلي با حمله‌ي نيروهاي ايران به كمپ نيروهاي حزب دموكرات كردستان موافقت نمودند و رسوايي 31 آگوست هم نمك بر زخم كردها مي‌پاشيد، جنبش‌آپويي تمامي تلاش و امكانات خود را جهت جلوگيري از كريه و بدمنظر شدن چهره‌ي كرد در جهان به كار گرفته بود. هر آنچه كه جنش آپويي در توان داشت را در طبق اخلاص گذاشته و به پيشگاه ملت كرد تقديم نمود. در حالي كه نيروهاي پاسدار صلح در ميان نيروهاي اتحاديه ميهني و پارت دموكرات حائل بودند، جنبش آپويي در حال برداشتن مرزهاي ذهنيتي و جغرافياي كردستان بود و تلاش مي‌كرد كه اتحاد ملي را به وجود بياورد. در اين ميان احزاب شرق كردستان هم در يك مفعوليت سياسي به سر مي‌بردند. افزايش اقبال عمومي به جنبش آپويي و مشاركت جوانان شرق كردستان در پ.ك.ك و همچنين انسجام يافتن جوانان جنوب كردستان كه از به بن‌بست رسيدن مبارزات در اين بخش به تنگ آمده بودند نويد روزهاي پرباري را مي‌داد. هم نيروهاي جهاني و هم نيروهاي جنوب از اين رشد فزاينده‌ي جنبش‌آپويي به شدت ناراحت بودند و با همكاري كشورهاي تركيه و ايران و ناتو سلسله‌ حملاتي را براي در تنگنا قرار دادن جنبش به راه انداختند. يورش‌هاي مداوم پارت دموكرات و ناتو با هماهنگي كامل صورت مي‌گرفت. همچنين نيروهاي گلوبال كه حمايت بي‌دريغ خود را از ملي‌گرايي ابتدايي كردها ادامه مي‌دادند، از طريق تركيه و ناتو به سوريه فشار مي‌آوردند كه رهبر آپو را از خاك خود بيرون براند و از اين طريق سدي در مقابل روند روبه رشد جنبش آپويي قرار دهند. جنبش‌آپويي توانسته بود تمامي توطئه‌ها عليه خلق كرد را در طول دهه‌ي نود ميلادي خنثي نموده و ضربات سنگيني را بر پيكره‌ي نظام جهاني كه خواستار نابودي خلق كرد بود، وارد سازد.

بعد از پيمان واشنگتن در 17/9/1398 در بين احزاب جنوب كردستان نظام جهاني تلاشش را براي جلوگيري از نفوذ بيش از حد پ.ك.ك با كمك اين احزاب شدت بخشيد. برخي از مفاد اين پيمان به مسئله مقابله و دشمني با پ.ك.ك و همكاري احزاب جنوب با جنبش آپويي اختصاص يافته است. رهبر آپو كه همواره خواستار حل مسالمت‌آميز و دموكراتيك مسئله كرد بوده براي بار سوم در سال 98 آتش‌بسي يكجانبه را اعلام نمود. نيروهاي سلطه‌ي جهاني و منطقه‌اي از تاثيرات جنبش آپويي كه باعث به وجود آمدن شخصيت كرد آزاد و خودمدير مي‌شد و او را از وابستگي مي‌رهانيد، نگران بودند. زيرا در اين صورت كردها وارد فاز عامليت سياسي شده و از ماندن به حالت يك كارت فشار و چماق دست خارج مي‌شدند.
گذار دموکراتیک
نفس کشیدن در فضای هویت ملی آریو برزن 🆔 @GozarDemocratic
بدون شك سرمايه‌داري جهاني و نيروهاي استعمارگر كردستان خصوصا تركيه و ملي‌گرايي ابتدائي از اين وضع به شدت نگران بودند. اين امر همه‌ي اين نيروها به يك جبهه مي‌راند. از سال 95 و96 تا سال 99 كه رهبر آپو در جريان يك توطئه دستگير شدند، تفكر مدرن تحزب و سازماندهي از طريق كتب و مطبوعات جنبش‌ آپويي كم‌كم وارد دانشگاه‌ها و محافل روشنفكري و سياسي شرق كردستان شده بود. اين تفكرات براي جوانان شرق كردستان كه به دنبال يك مدل سياسي جايگزين براي ملي‌گرايي ابتدايي كرد بودند، نويد دوران جديدي بودند. بسياري از سازماندهي‌هاي صورت گرفته در شرق كردستان در اين دوران به صورت خود‌انگيخته و بومي صورت گرفت. جوانان به تفكرات رهبر آپو به صورت يك سرچشمه‌ي حيات‌بخش و يك فرصت براي برخاستن از زير آوارهاي شكست سياسي سال‌هاي بعد از جنگ ايران و عراق مي‌نگريستند. لازم است به اين نكته دقت شود كه بيشترين تاثير را از تفكرات رهبري جريانات دانشجويي، روشنفكران، دست‌اندركاران فعاليت‌هاي فرهنگي، زنان و جوانان پذيرفتند. يعني برخلاف آنچه كه تبليغ مي‌شود و برخي از افراد مدعي آن هستند، در بنيان گرايشات خلقمان در شرق كردستان به پ.ك.ك يك عقلانيت سياسي و فرهنگي و يك خرد جستجوگر و حقيقت‌خواه پنهان است. اين طيف‌ها بودند كه سكون و ركود سياسي را قبول نداشتند و به دنبال فرصتي براي رخوت‌زدايي از فضاي سياسي شرق كردستان مي‌گشتند. لازم است كه نيروي تحول‌خواه و جستجوگر خلق كرد در شرق کردستان ديده شود. انكار اين موضوع انكار سوژگي و عامليت خلق است. سنگيني تفكرات ناسيوناليستي متكي بر ملي‌گرايي ابتدائي بر اذهان مردم كرد در آن دوران، جامعه را به سوي جزم‌انديشي و نوعي از سلفيسم حزبي سوق داده بود. توان آفرينش خلقمان در شرق كوردستان را به قهقرا كشانده و مساله‌ي مبارزه براي آزادي را لوث كرده بودند. آشنايي با جنبش آپويي بازگشايي در‌هاي خلاقيت و نوآوري و آفرينش بود به روي خلقمان. جامعه در نبود خلاقيت و نوآوري به سوي هجو و ابتذال سياسي و اجتماعي روي ‌آورده بود و جمهوري اسلامي به اين وضع اسفبار دامن مي‌زد. مصداق اين گفته بود “چون در خلاقيت بسته شود لاجرم در هجو گشوده مي‌شود”. دوراني بود كه جامعه براي رهايي از فشارهاي رواني و اجتماعي بعد از شكست سياسي ملي‌گرايي ابتدائي در شرق به طنز و جوك‌سازي روي‌آورده بود و نظام جمهوري اسلامي نهايت بهره‌برداري را از اين وضع مي‌نمود. جامعه قطبي‌سازي شده و فاناتيسم حزبي راه بر هرگونه گذار مي‌بست.

اما استراتژي جنبش آپويي در شرق موفق از آب درآمد و جرياني از فعاليت‌هاي فرهنگي و هنري اجتماع‌محور، خارج از ساختار حزبي متدوال به راه افتاد. بر اين باورم كه تفكرات آپويي بار ديگر خلق كرد را در شرق كردستان به درون جهان‌ فرهنگي‌اش پرتاب كرد. جامعه را واداشت كه در عرصه‌ي خود‌ـ بودن گام بردارد و يك بار ديگر خود را از نو بازشناسد. جالب توجه است كه تمامي اين تحولات را مردم خود مديريت مي‌نمودند و هيچ گونه ساختار حزبي جايگزيني تا دوران تاسيس حزب حيات آزاد كردستان در شرق وجود نداشت. كادرهاي آپويي تنها نقش پيشاهنگي، مشاوره و همكاري را داشتند. به جرات مي‌توانم ادعا كنم كه تفكر خود‌مديريتي در اين برهه به خوبي در شرق كردستان جا افتاد و ادامه دارد. براي كساني كه علاقه‌مند به مطالعات اجتماعي و تاريخي هستند توصيه مي‌نمايم كه تنوعات فعاليتي و فرهنگي به وجود آمده در اين دوران را يك بار ديگر مورد مداقه قرار دهند تا متوجه اين بيداري شوند. تنها گروه‌هاي رقص و موزيك كه از كرماشان تا ماكو تشكيل شده بودند و نشريات دانشگاهي را اگر از نظر بگذرانيد متوجه طراوت سياسي و اجتماعي خواهيد شد. خلق‌مان در شرق همراه با جنبش آپويي به خوبي به مفهوم جامعه‌‌ي در مخاطره واقف شد. نيروي كليت‌گرايانه‌ي دفاعي و ايمني را دوباره بيدار نمود و توان خود‌ـ دفاعي جامعه از لحاظ فرهنگي را سازماندهي كرد. از همه مهم‌تر توان نهادينگي را در ميان جامعه به شدت تقويت نمود. جامعه به اين درك نائل آمد كه بايد خود از دستاوردهايش دفاع نمايد و انتظار تنها ره به بيهودگي مي‌برد. فربه‌گي بيش از حد ساختار حزبي در شرق كردستان كاملا جامعه مدني را به عقب رانده و آن را از جريان مبارزه كنار گذاشته بود. احزاب در شرق كردستان با به فراموشي سپردن جامعه مدني به مثابه يك شبه‌دولت عمل مي‌كردند. اما تفكرات رهبري با محوريت قرار دادن تنوعات اجتماعي آن‌ها را در زير سقف ‌سياسي مشترك ملت كرد گرد هم مي‌آورد و نه سقف كوتاه فاناتيسم حزبي. جامعه را مي‌شد مشاهده كرد كه قيود دست‌وپاگير احزاب را به كناري نهاده بود و در فضاي هويت ملي نفس مي‌كشيد. يك نكته را نبايد فراموش كرد كه تا به آن زمان هيچ سازمان و تفكري در كردستان نتوانسته بود تمامي تنوعات موجود در جامعه‌ي كرد مخاطب قرار داده و براي جملگي آن‌ها برنامه‌ي مدون داشته باشد.
گذار دموکراتیک
نفس کشیدن در فضای هویت ملی آریو برزن 🆔 @GozarDemocratic
اين توان شموليت و دربرگيرندگي تمامي شرق كردستان و حتي ايران را جذب مي‌نمود. چيزي كه قبل از آن نه تنها وجود نداشت، بلكه هم احزاب شرق كردستان و هم جمهوري اسلامي و هم نيروهاي جنوب نسبت به قطب‌بندي جامعه اقدام كرده بودند. تعجبي ندارد كه خلق از جنبش آپويي استقبال كرده و رويكردي مثبت نسبت به آن داشته باشد.

توطئه‌ي بين‌المللي در روز 26 بهمن 1377 به وقوع پيوست. رهبر خلق‌هاي خاورميانه در طي يك توطئه‌ي بين‌المللي در كنيا دستگير و به تركيه تحويل داده شد. جنگ جهاني سوم كليد زده شد. البته كه رهبري قبل از دستگيري در شرق كردستان و با توجه به كارها و فعاليت‌هايی كه از آن بحث به ميان آمد شخصيتي شناخته شده و رهبري ملي محسوب می‌گشت. همرنگ بودن و هم‌آوايي جنبش با مردم شرق كردستان توان درك ميزان پيشرفت و تاثيرگذاري را از نظام جمهوري اسلامي و ساير قدرت‌ها گرفته بود. بنابراين بعد از دستگيري رهبر خلق كرد و آگاهي مردم از اين موضوع به يكباره و درهم‌سويي با ساير بخش‌هاي كردستان خلقمان در شرق كردستان به پاخواست. نيروهاي جهاني چنان وانمود كرده بودند كه بعد از دستگيري رهبر آپو، آخرين قيام ملي كردها نيز در هم شكسته و نابود خواهد شد. اما حمايت و پشتيباني از رهبر آپو جهان را در بهت و حيرت فرو برد. بدون شك خلقمان در شرق اين توطئه را حمله به اراده و كرامت و شان خود مي‌دانست. تهاجمي عليه اميد و آرمان‌ها و سرچشمه‌ي حياتش قلمداد مي‌كرد. برخلاف آنچه كه گفته مي‌شود خلق برخوردي عاطفي و هيجاني داشته، با توجه به پيشينه‌ي مورد بحث در اين نوشتار حضور همه‌جانبه‌ي عقلانيت سياسي و تفكر عِلّي را در اين قيام مشاهده مي‌نماييم. ضمن احترام به عواطف پاك و خالصانه‌ي خلقمان در شرق كردستان، معتقدم تصوري مبني بر عاطفي بودن اين جريان انكار خرد جمعي و عقلانيت سياسي بوده و توان درك و شعور سياسي مردم است. هر چند بايد اضافه نمايم كه جنبش‌آپويي در شكل‌دهي و سياسي‌نمودن عواطف خلق كرد و نحوه‌ي بروز درست اين عواطف هم به جد تلاش نموده و موثر بوده است. بدون شك دود خام‌سوزي عواطف تنها به چشم جامعه مي‌رود و امروزه تنها در جنبش آپويي است كه بر سياسي ‌نمودن عواطف، تربيت و بلوغ عاطفي كار صورت مي‌گيرد تا انسان كرد كمتر در دام جنگ ويژه‌‌ي دشمن گرفتار آيد. به هر حال قيام سوم اسفند در شرق كردستان براي حمايت از رهبر خلق كرد وسيع‌تر و همه‌‌گيرتر از آني است كه بتوان آن را به عاطفه محدود دانست. از ايلام تا ماكو هم‌سو با تمام بخش‌ها و اروپا همه در تجربه‌ي باهم‌بودني ملي در خيابان سهيم شدند. به راستي مي‌توان سوم اسفند را بازگشت سياست خيابان و مشاركت سياسي قلمداد نمود. سوم اسفند همزمان پيام مهمي ديگري هم در بطن خود دارد. آن هم پيامي بود به طرفداران ناسيوناليسم ايراني و باستان‌گرايان و مناديان پروژه‌ي دولت‌ـ ملت در ايران، زيرا سوم اسفند روز كودتاي رضاخان و رسيدن او به وزارت دفاع و خيز او براي رسيدن به قدرت، سركوب هويت‌ها و بنيان‌گذاري دولت‌ـ ملت در ايران مي‌باشد. پيامي با اين مضمون پروژه‌ي سركوب و انكار هويت هرگز در ايران به موفقيت دست نيافته و نخواهد يافت و مقاومت در برابر پروژه‌ي دولت‌ـ ملت همچنان نيرومندانه پيش مي‌رود. تجلي اراده‌ي سياسي و موضع‌گيري خلق‌مان در شرق كردستان در سوم اسفند حكايت از بلوغ سياسي و وجود همان مكانيزم‌هاي دفاعي و ايمني كليت‌گرايانه دارد كه خط بطلاني بود بر انديشه‌هاي شرق‌محورانه‌ي برخي از احزاب كه متاسفانه هنوز هم بر آن اصرار مي‌وزند.

توطئه‌ي بين‌المللي اگرچه روزي شوم و داغي سنگين بر پيكره‌ي جامعه‌ي كرد باقي گذارد اما براي شرق كردستان فصلي نوين از مبارزه و تلاش براي رسيدن به آرمان‌هايش را رقم زد. برخاستن از زير آوار شكست، تمرين و ممارست در مشاركت سياسي و اجتماعي، خود‌شناسي و گام نهادن در راستاي هويت ملي و اقدام به نهادينگي و ساختار‌مندي سياسي و اجتماعي را مي‌توان از برآيند‌هاي توطئه‌ي بين‌المللي و قيام سوم اسفند دانست. قبول رهبر آپو به عنوان اراده‌ي سياسي و مخاطب مسئله‌ي كرد صيانت و حمايت واقعي مردمي بود كه با تفكرات ايشان برگي تازه را در مبارزاتشان ورق زدند. پيوستن خيل عظيم جوانان شرق به پ.ك.ك و لبريز شدن كوهستان‌هاي قنديل از نيروهايي كه مي‌خواستند به ارتش ملي كردستان ملحق شوند‌، تمامي معادلات سياسي دشمنان را برهم زد. جامعه‌ي شرق كردستان در حال دگرديسي بود. به شدت به دنبال ساختاري جايگزين مي‌گشت تا روح ملي به وجود آمده در سوم اسفند را در آن حلول داده و گام به سوي نهادينگي بردارد. براي همين در دوران بعد شاهد ايجاد ” اتاق مديريت شرق” بوديم كه از سوي جنبش آپويي جهت پاسخگويي و مديريت مطالبات خلقمان در شرق كردستان تاسيس شد. با پيام رهبر آپو در سال 2000 مبني بر تاسيس حزب براي بخش‌‌هاي كردستان،‌ به سوي كنفرانس خاورميانه گام برداشته شد.
گذار دموکراتیک
نفس کشیدن در فضای هویت ملی آریو برزن 🆔 @GozarDemocratic
كه در آن تصميم گرفته شد تا براي هر بخش حزبي سياسي تشكيل شود. همين امر در نهايت به برقراري قرارگاه شرق و كمپ قره‌داغ انجاميد و شروعي شد براي سازماندهي‌هاي شرق كردستان. هر چند كه اتحاديه ميهني سعي نمود با حمله به قنديل و قره‌داغ از پيشرفت جنبش آپويي و گسترش روبه شرق آن جلوگيري نمايد اما در نهايت روند نهادينگي جنبش در شرق كردستان به ثمر نشست و با ابتكار‌عمل و تلاش‌هاي مردمي و مشاركت فعالانه خلقي در سال 2004 حزب حيات آزاد كردستان تاسيس شد. مبارزاتي كه تاكنون با جانفشاني و حمايت مردمي و سازماندهي مدرن ادامه دارد.




pjak.eu



🆔 @GozarDemocratic
زبان، تجسم خصلت جامع فرهنگ

بهار اورین



🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
زبان، تجسم خصلت جامع فرهنگ بهار اورین 🆔 @GozarDemocratic
زبان، تجسم خصلت جامع فرهنگ

بهار اورین


اگر در معنایی کلی فرهنگ را به‌عنوان ارزش‌ها، اندوخته‌ها و دستاوردهای فکری، هنری، مادی و معنوی یک ملت در سیر تاریخی تعریف نماییم که دارای عناصر معنایی، اخلاقی و ذهنیتی است بی‌گمان زبان به عنوان عنصر اصلی در مقوله‌ی فرهنگ و جزء لاینفک آن است و فرهنگ بدون زبان امکان‌پذیر نیست و بلاشک غنا و تنوع زبان دال بر تکامل فرهنگی مردم است. زبان نقش مهمی در حیات جامعه‌ی انسانی بر عهده دارد و تجسم خصلت جامع فرهنگ می‌باشد. بنابراین نمی‌توان تاریخ فرهنگ هیچ ملتی را از تاریخ زبان آن ملت جدا نمود.

با تقسیم کردستان در میان دولت‌-‌ملت‌های خودکامه زبان و فرهنگ غنی و کهن کردها از سوی این دولت‌ها مورد انکار و ذوب‌شدگی قرار گرفت. دولت‌های ایران، ترکیه، سوریه و عراق علاوه بر قتل‌عام کردها و سرکوب و اعمال شدید خشونت علیه آنان، استحاله‌ی فرهنگی را در راس سیاست‌های انکارگرایانه‌ی خود قرار دادند. به‌گونه‌ای که حق آموزش به زبان کردی به‌طور کلی سلب گردید و کردها در هر بخش کردستان مجبور بودند با زبان مسلط و رسمی دولت آموزش و تکلم یابند. جدای از تاثیرات روان‌شناختی و جامعه‌شناختی منفی‌، این سیاست پلید در واقع روشی برای سوق دادن کردها به‌سوی از خودبیگانگی بود. یکی از نهادهای رسمی پیشبرد این سیاست‌ها نظام آموزشی رسمی است. نظامی که سرتاپا مکان شستشوی مغزی و هویت‌زدایی است. هر چند در این راستا تا حدودی هم به موفقیت دست یافتند. در شرق کردستان در میان جامعه‌ی کرد طبقات و اقشاری وجود دارد که تکلم و فراگیری زبان فارسی را برای خود به عنوان یک امتیاز دیده و حتی کودکان خود را در سنین پایین ابتدا با زبان فارسی آشنا می‌کنند. البته این موضوعی تراژدیک و محصول نسل‌کشی فرهنگی عمیقی است که این بخش از جامعه‌ی کرد بدون متوجه شدن عمق مسئله، در این موقعیت و شرایط قرار گرفته‌اند. در حالی که اگر به حقیقت کرد و کردستان واقف بود بی‌گمان خواهیم دید که این دولت‌ها به‌شیوه‌ای ظریف و نرم در تلاش برای نابودی تدریجی کردها از طریق نابودی فرهنگ و هنر جامعه‌ی کرد هستند. در حقیقت بیگانگی با زبان مادری و فرهنگ کردی خود راهی به‌سوی نابودی هویت ملی است.

افراد بسیاری در مورد غنای زبان کردی سخن می‌گویند لیکن در عالم واقع مشکلات بسیاری در ارتباط با زبان کردی وجود دارد. به‌دلیل فقدان آموزش زبان کردی در مدارس و دانشگاه‌ها و هجوم زبان‌های دیگری از طریق آثار فرهنگی و تکنولوژیک و رسانه‌ای زبان کردی با تهدید جدی روبه‌رو است. با تامل و تحقیق در مورد غنا و توانایی زبان کردی به این واقعیت پی خواهیم برد که زبان کردی هیچ‌گاه خصلتی تهاجمی و قدرت‌محور نداشته و برعکس دارای ویژگی‌های احساسی و تساهل‌مدارانه بوده و هرگز زبان قدرت و تمرکزگرایی نبوده است. یکی دیگر از مشکلات در ارتباط با زبان کردی عدم وجود آموزش آکادمیک آن و مراکز و سازمان‌های مرتبط با حفظ و تقویت آن است که موجب عدم توانایی در نوسازی و ترمیم زبان کردی شده است. با توجه به وجود امکانات و فرصت‌های علمی و پژوهشی روشنفکران کرد لازم است این فعالیت‌ها به بخش مهمی از امور آنان تبدیل گردد.

یکی از نهادهای مهم دیگری که دولت از طریق آن درصدد ذوب فرهنگی است، رسانه‌های متعلق به آن است. در کنار تلاش برای مستحیل نمودن زبان‌های مختلف در زبان فارسی، رسانه‌های دولتی ایران کانونی بوده جهت تحقیر و توهین خلق‌ها و لهجه‌های مختلف آن. بارها در رسانه‌های ایران به پوشش‌های بومی ملت‌ها و لهجه‌های زبانی آنان که بخش لاینفک فرهنگ آنان است، مورد اهانت قرار گرفته است. هر چند این رویکرد زشت و غیراخلاقی همواره مورد انتقاد قرار گرفته، اما این رفتارها همچنان ادامه دارد و بخش مهمی از سیاست‌های نادیده‌انگاری فرهنگی در ایران است.

جامعه‌ی ایران متشکل از اقوام و فرهنگ‌های متفاوت با زبان و لهجه‌های مختلف است. حکومت استبدادی ایران این غنای فرهنگی و زبانی را هیچ‌گاه نه به عنوان فرصت بلکه تهدیدی برای خود قلمداد نموده است. بنابراین همواره تلاش نموده مانعی در برابر فعالیت‌های فرهنگی و هنری خلق‌ها و تنوعات فرهنگی شده و هر یک از این فعالیت‌ها را تحت عناوینی که خود ابداع و اختراع نموده به اقدام علیه امنیت ایران، محاربه و ده‌ها عنوان دیگر تعبیر و فعالین هنری و فرهنگی را به زندان انداخته که نمونه‌ی بارز آن زهرا محمدی مدرس زبان کردی در کردستان است که با حکم ۵ سال زندان روبه‌رو شده است. زیرا با نگاهی به کارنامه‌ی ایران در رابطه با تنوعات هویتی و به‌ویژه کردها خواهیم دید که کرد بودن در ایران و هر فعالیتی در ارتباط با کردها جرم محسوب می‌شود و دولت هر فعالیت سیاسی را به‌عنوان جرم تعریف و احکام سنگینی صادر می‌کند.
گذار دموکراتیک
زبان، تجسم خصلت جامع فرهنگ بهار اورین 🆔 @GozarDemocratic
سرزمینی که این چنین دارای تنوع و تکثر است متاسفانه با دیدگاه‌‌ها و رویکردهای مرکزگرا و تک‌گرا فرهنگ و ارزش‌های فرهنگی جوامع ایران را دچار اضمحلال فرهنگی و زبانی نموده است. همچنان‌ که حق حیات برای تمامی مردمان است؛ تنوعات فرهنگی هم از ضروریات زندگی اجتماعی کنونی است و نمی‌توان از آن چشم‌پوشی نمود. روز ۲۱ فوریه، روز جهانی زبان مادری است. بنابراین کردها که از خلق‌های کهن و با پیشینه‌ی تاریخی و فرهنگی عمیق در خاورمیانه محسوب می‌گردند لازم است در برابر سیاست‌های ذوب فرهنگ و زبان هشیار و آگاه باشند. در شرایطی که کردستان در چنبره‌ی دولت‌های اشغالگر قرار دارد و کشتار و قتل‌عام کردها در صدسال اخیر در دستور کار دولت‌های منطقه و فرامنطقه قرار دارد تا علاوه بر نسل‌کشی فیزیکی کردها را از تیغ نسل‌کشی فرهنگی نیز عبور دهند که زبان در راس این موضوع قرار دارد، بایستی مبارزه‌ای همه‌جانبه در راستای حفظ ارزش‌های فرهنگی و هنری کردستان نمود. در انتها باید گفت اگر اراده و عزم حفظ زبان از یک جامعه رخت بربندد، دیری نمی‌پاید که خود زبان روبه نابودی ‌رود.


pjak.eu


🆔 @GozarDemocratic
زنان و اقتصاد

پدیدە گلوبالیزاسیون بیکاری را هم جهانی کرده است. در تمام دنیا مشکل پیدا کردن کار گریبانگیر بخش بزرگی از مردم، مخصوصا زنان و جوانان شده است. سیستم اقتصادی سیاسی حاکم بر جهان این دو نیروی سازنده و موثر اجتماعی ، یعنی زنان و جوانان را با ترس بنیادی و غریزی از میان رفتن (از دست دادن موجودیت) و ترس از آیندە دست بە گریبان کرده است و بدین وسیلە آنها را تا حد زیادی از پتانسیل انقلابی بودن و حتی سیاسی بودن خالی کرده اند.


گلاویژ ماوەرانی




🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
زنان و اقتصاد پدیدە گلوبالیزاسیون بیکاری را هم جهانی کرده است. در تمام دنیا مشکل پیدا کردن کار گریبانگیر بخش بزرگی از مردم، مخصوصا زنان و جوانان شده است. سیستم اقتصادی سیاسی حاکم بر جهان این دو نیروی سازنده و موثر اجتماعی ، یعنی زنان و جوانان را با ترس بنیادی…
زنان و اقتصاد



گلاویژ ماوەرانی




پدیدە گلوبالیزاسیون بیکاری را هم جهانی کرده است. در تمام دنیا مشکل پیدا کردن کار گریبانگیر بخش بزرگی از مردم، مخصوصا زنان و جوانان شده است. سیستم اقتصادی سیاسی حاکم بر جهان این دو نیروی سازنده و موثر اجتماعی ، یعنی زنان و جوانان را با ترس بنیادی و غریزی از میان رفتن (از دست دادن موجودیت) و ترس از آیندە دست بە گریبان کرده است و بدین وسیلە آنها را تا حد زیادی از پتانسیل انقلابی بودن و حتی سیاسی بودن خالی کرده اند. در واقع سیستم کاپیتالیسم جهانی بخصوص در فرم وحشتناک نئولیبرالی آن، هم مسئلە کار و اشتغال یعنی حضور داشتن در صحنە کار و اشتغال و هم مسئلە بیکاری یعنی دور کردن و دور بودن بسیاری از این صحنە را بە عاملی برای ایجاد ترس و نگرانی دائمی و از این طریق تحت کنترل درآوردن و در منگنە قرار دادن تودەهای وسیع مردم در سطح جهانی قرار دادە است. بە عبارتی دیگر این سیستم ستمگر و ضد انسانی فقر و بیکاری و یا ترس از آن را بە بزرگترین عامل برای خنثی کردن، نابودی نیرو و انرژی انسانها تبدیل کردە و درنهایت همچون وسیلەای برای دوور کردن تودەها از مسائل سیاسی و انقلابی بکار میبرد.

اگرقبل از کرونا امکان اندکی کار جانبی با دستمزد برای زنان در جوار کار خانه و پرورش آیندگان جامعه (البتە این کار بدون مزد) وجود داشت، اینک با بهانه کردن ویروس کرونا و اجرای برنامەهای قرنطینە و کوتاه کردن کار و درآمدها، در مرحلە اول سرا‌غ زنان رفتند، آنها را عملا در خانه هایشان زندانی کردند و براندک رابطه اجتماعی آنها هم مهر پایان زدند. در پشت پرده و اندک اندک تحت عنوان "هوم اوفیس" (تبدیل خانە بە محل کار) عملا مردان را هم در خانه هایشان زندانی کردند. پدیدە "کار در خانە" شرایط بد و ترس آور کاری را برای همگان و بویژە برای زنان بسیار دشوارتر کردە است. این پدیدە در واقع یک خنجر دیجیتالی است کە بر پشت تودەهای کارکنان زدە شدە و تندرستی جسمی و روحی آنها را بشدت تهدید میکند و همزمان فشار چند برابری را هم متوجە زنان شاغل در این بخش کردە است. آنها اینک باید در آپارتمانهای کوچک خود و بە دور از روابط اجتماعی کە امری ضرور برای تندرستی جسمی و روحی انسانها است، همزمان کار خانەداری، نگهداری، تربیت و آموزش بچەها و کار شغلی خود را انجام دهند. در همین جا بایدیادآور شد، کە پدیدە تحمیلی قرنطینە و کار بصورت "کار در خانە" و مشکلات و فشارهای ناشی از آن طی ماههای گذشتە موجب افزایش فراوان خشونتهای خانوادگی ( کە قربانیان آن بیشتر زنان و کودکان هستند)، طلاق، افسردگی و خودکشی در سطح جهانی شدە است.

سردمداران اقتصادی و سیاسی در سطح جهانی عوامفریبانە با بهرەبرداری از ویروس کرونا و بە بهانە مبارزە با آن و نجات جان انسانها، ساختار شهرها و زندگی پر جنب و جوش مرکز شهرها را تغییر دادند، بسیاری از کارهای کوچک و خانوادگی را، بسیاری از مغازەها و کارگاههای کوچک و متوسط را بە ورشکستگی کشاندند و در همان حال امکان فعالیت و چنگ اندازی شرکتهای بزرگ و انحصارات غول پیکر را دهها برابر گسترش دادند. در حالیکە تودەهای بزرگی از مردم سراسر جهان در شرایط کنونی با وضع کاری و مادی بمراتب بدتری از گذشتە رویارویند، مولتی میلیاردرها در سایە "جنگ با کرونا" در مجموع تنها در یک سال گذشتە چندین تریلیون دلار بە ثروت خود افزودەاند. دیگر نمیتوان تردید داشت کە نئولیبرالسم دارد جهان را بە سوی نئوفئودالیسم سوق میدهد، بدین معنا کە الیگارشی جهانی و انحصارات غول پیکر همە شغلها و رشتەهای تولیدی و خدماتی را در دستان خود متمرکز میکنند و بە آنچە کە ما بعنوان طبقە متوسط میشناسیم، پایان میدهند و فراتر از آن بر آنند کە عرصەهایی مانند بهداشت و سلامتی و اموزش را هم کە تا حدود کمی تحت کنترل دولتی باقی ماندە است، بتمامی تحت کنترل و سیطرە خود در آوردە و بە میدانهای سودورزی و سودآوری تبدیل کنند. همە این تغییرات در نهایت بە بیکاری گستردەتر، فقر و نابسامانی و ترس و نگرانی شدیدتر در جوامع منجر خواهد شد و متاسفانە زنان قربانیان اصلی این دگرگونیها خواهند بود. هدف از برنامە "نوسازی بزرگ" کە گویا بر آنست سیستم بە بن بست رسیدە، بحرانزا و در حال مرگ کاپیتالیسم را نوسازی کردە و از مرگ برهاند، چیزی جز اجرای "اصلاحات بزرگ" در راستای تقسیم و انتقال بیش از پیش ثروت بسود انحصارات غول پیکر کنونی و تبدیل آنها بە فئودالهای جدید در آیندە نیست.

در ایران با وجود ثروت بیکران این كشور، بە دلیل حاکم بودن شیوەهای غارتگرانە نئولیبرالی و نیز سیستم دیکتاتوری مذهبی و ارتجاعی امکان کار و اشتغال برای جوانان و مخصوصا زنان کم است و بیکاری بەیکی از بزرگترین مشکلات جامعە تبدیل شدە است. از سوی دیگر تورم و گرانی بیداد میکند. این مسئلە تاثیرات ناگواری بر زندگی میلیونها زنان ایرانی و بخصوص زنان جوان گذاشتە است.
گذار دموکراتیک
زنان و اقتصاد پدیدە گلوبالیزاسیون بیکاری را هم جهانی کرده است. در تمام دنیا مشکل پیدا کردن کار گریبانگیر بخش بزرگی از مردم، مخصوصا زنان و جوانان شده است. سیستم اقتصادی سیاسی حاکم بر جهان این دو نیروی سازنده و موثر اجتماعی ، یعنی زنان و جوانان را با ترس بنیادی…
بسیاری از زنان جوان بە امید پیدا کردن سر پناهی حتی در سنهای پایین به ازدواجهای ناخواسته تن در میدهند. گروه زیادی متاسفانە در محیطهای کار مورد تحقیر و سواستفادە جنسی قرار میگیرند و چە بسا خود را ناچار میبینند کە بخاطر لقمەای نان مهر سکوت بر لب بزنند. عدە کثیری ناچارند برای سیر کردن شکم خود و خانوادەهایشان شرایط کاری هرچە سخت تر و دستمزدهای ناچیز را تحمل کنند. بسیاری از زنان جوان، حتی باوجود تلاشها و موفقییتهای تحصیلی و شغلی بدلیل شیوع فقر و گرانی و بی آیندگی در جامعە موفق بە ازدواج و تشکیل خانوادە نمیشوند. بسیاری از زنان بعنوان مادر، خواهر و یا همسر با مشکلات عدیدە خانوادگیدرگیر هستند کە منشا آنها بە سیستم اقتصادی اجتماعی حاکم بر جامعە بر میگردد کە سیستمی ضد انسانی و ضد اجتماعی است. و بسیاری نیز بەامید پیدا کردن کار و در جستجوی آیندەای بهتر راهی سرابی دیگر بە اسم خارج میشوند و متاسفانە بەغلط گمان میکنند کە اگر از جهنم جمهوری اسلامی رهایییابند، در کشورهای اروپایی و امریکا بهشتی در انتظار انهاست.

مهاجرت در نگاه اول و چە بسا در سالهای آغازین شادی آور است، چرا کە انسان جهنمی را پشت سر نهادە میبیند. ولی با دیدن و قرار گرفتن در شرایط کاری کمرشکن حاکم بر این کشورها بزودی شادی بسیاری از انسانها بەیاس و ناامیدی و افسردگی بدل میشود. در کشورهای اروپایی بخضوص در دهەهای گذشتە و در پی پیادە کردن برنامەهای اقتصادی نئولیبرالی کە بیشرمانە بر آن نام "رفرم" گذاشتەاند، محیط های کار در واقع بە مراکز بردەداری نوین برای سودآوری هرچە بیشتر تبدیل شدەاند. ‌‌هر آنچە انسانی است بتدریج در محیطهای کار کمرنگ و ناپدید شدەاند. مثلا آنچە را دو سە دهە قبل دو نفر در دو ساعت انجام میدادند، اینک بایدیک نفر در یک ساعت انجام بدهد و اگر از پس آن بر نیاید، خطر بیکاری و یا کنار گذاشتە شدن وی "با دست نامریی بازار" همچون شمشیر داموکلس بر سرش آویزان است. این وضع فجیع کاری اغلب موجب بروز کشمکش و رقابت پایان ناپذیر روزانە در بین همکاران میشود. هر کسی از ادامە کار کنونی اش نامطمئن و نسبت بە آیندە نگران و هراسناک است. هر کسی میکوشد جا پای خود را محکمتر کند، حتی اگر بە قیمت لطمە زدن و خدشەدار کردن دیگری و یا دیگران باشد.اصطلاح (جامعە آرنجی) اصطلاح رایجی در میان آلمانیهاست و منظور انست کە هر کسی با آرنج تیز خود اطرافیان را بکنار میزند تا راە خود را باز کند. پروسەهای کاری بحد باورنکردنی و البتە بشکل پوچ و مسخرەای با استفادە از ابزارها و برنامەهای دیجیتالی هر روز پیچیدەتر و توانفرساتر میشوند و قوانین و بخشنامەها و مقررات کە هر روز بر حجم انها افزودە میشود، این پروسە ضدانسانی را سرعت میبخشند. شرایط طوری ساختە و پرداختە شدە کە هر کسی نە فقط درعرصە کار و تخصص خودش باید چند برابر گذشتە کار کند، بلکە همچنین باید ساعتهای مدیدی در محیط کار و خیلیها متاسفانەدر خانە هم بە کارهای بورکراتیک (دفترداری) مشغول شوند. بورکراسی و بویژە بورکراسی در محل کار یکی از بزرگترین ابزارهایی است کە با همکاری دولت و از راە وضع قوانین در جهت کنترل هرچە بیشتر مردم، اتلاف وقت و انرژی آنها، خستە کردن و سردرگم کردن آنها، سرگرم کردن و منحرف کردن فکر و ذهن آنها از غارت وحشیانە روزانەشان بکار بردە میشود.

در چنین فضای کاری کە تنازع بقا و داروینسیم اجتماعی در آن پیادە میشود، بیگمان "موجودات" ضعیف تر زودتر و سریعتر طعمە بازار سرمایەداری میشوند و اینان کسانی نیستنتد جز مهاجران، زنان، افراد مسن تر و معلولان!

بە این موضوعات بالا باید موضوعات دیگری هم اضافە کرد، از جملە تبعیضات مختلف در محیط کار و زندگی کە دامنگیر بسیاری از مهاجران میشود، کارهای خدماتی سخت و توانفرسا با دستمزدهایی کم کە تنها شانس کار و زندگی برای بسیاری از زنان و مردان جوان مهاجر یا در اصل مهاجر است و بیگمان سلامت آنها را در درازمدت بە خطر میاندازد، کارهای کوتاە مدت و نیم بند، آشنا نبودن کافی با زبان و فرهنگ و بویژە قانونهای بسیار پیچیدە در این کشورها کە در نهایت زمینەی بهتری برای استثمار و غارت شدن این افراد پدید میاورد. و دست آخر اینکە بسیاری از انسانهای مهاجر و بویژە زنان کە حساس ترهستند، بعد از گذشت سالیان احساس میکنند کە هم از جامعە خود بیگانە شدەاند و هم باوجود تلاش خود در مسیر انتگراسیون و یا آسیمیلاسیون، هنوز در این جامعە بیگانە شناختە میشوند و این احساس بیگانگی و همزمان از خود بیگانگی نوعی افسردگی و حتی بیماریهای روانی- جسمی بدنبال میاورد.

هدف از بیان موضوعات بالا در بارە محیط کاری این است کە صرف آزادی زنان در عرصە اقتصادی و امکان آنها برای دستیابی بە مشاغل مختلف هر چند یک امر مثبت ولی کاملا ناکافی است.
گذار دموکراتیک
زنان و اقتصاد پدیدە گلوبالیزاسیون بیکاری را هم جهانی کرده است. در تمام دنیا مشکل پیدا کردن کار گریبانگیر بخش بزرگی از مردم، مخصوصا زنان و جوانان شده است. سیستم اقتصادی سیاسی حاکم بر جهان این دو نیروی سازنده و موثر اجتماعی ، یعنی زنان و جوانان را با ترس بنیادی…
میتوان بعنوان زن و یا زن مهاجر شاغل بود و حتی در ردەهای تخصصی و شغلی بالایی قرار داشت، ولی این امر بهیچ عنوان بدان معنی نیست کە این زن در معرض استثمار و غارت وحشیانە و تحت فشار و شکنجە شغلی نباشد. براستی گاهی از خود میپرسم کە آیا زنان خانەدار غیر شاغل موقعییت بهتری دارند یا زنان شاغل اروپایی کە سیستم سرمایەداری نئولیبرالی محیط کار و حتی زندگی آنها را برایشان بە جهنمی پر از فشار و استرس تبدیل کردە است. کم نیستند زنان آلمانی کە بخاطر سر کار رفتن و نبود وقت کافی صبحها حتی نمیتوانند نە خودشان صبحانەای بخورند و نە کودکانشان، و بسیاری از این کودکان گرسنە راهی دبستان میشوند.

بنابراین تنها شرکت و فعالیت زنان در عرصە اقتصاد تعیین کنندە نیست و این بخودی خود هیچگونە نشانەای از پیشرفت اخلاقی و ترقی اجتماعی نیست. آنچە مهم است سیستم و یا شرایطی است کە زنان و بطور کلی انسانها در آن بە فعالیت اقتصادی و بە کسب و کار مشغولند. مسئلە کار و بطور کلی اقتصاد در جوامع سرمایەداری کنونی و بخصوص غربی نە در جهت رفع نیازهای مادی و روحی انسان، بلکە بزرگترین ابزاری است کە برای سودورزی هرچە بیشتر، غارت هرچە بیشتر، کنترل و انقیاد هرچە بیشتر انسانها بکار بردە میشود. راه برون رفت از این وضعیت نابسامان اقتصادی- اجتماعی تنها با عبور از سیستم کاپیتالیستی از طریق دگرگونی انقلابی آن و یا رفرمهای ریشەای امکان پذیر است. هم بیکاری و هم کار توانفرسا در زیریوغ کاپیتالیسم دو روییک سکەاند و یک هدف را دنبال میکنند کە همانا انقیاد و غارت است. بایدیک سیستم اخلاقی نوین انسانی،یک سیستم اقتصادی اجتماعیبدور از سودورزی و بر اساس نیازهای واقعی انسان و طبیعت را جایگزین کرد. در این امر سترگ کە مبارزە بر سر آزادی و بردگی، و حتی مبارزە بر سر بقا یا فنای نوع بشر است، زنان مسولیت خطیری بر دوش دارند و باید پیشاهنگ این مبارزە باشند.



kjar.online




🆔 @GozarDemocratic
دولت ترکیه به قتل‌عام پاریس اقرار کرد


اسماعیل حقی پکین رئیس سابق استخبارات فرماندهی کل میت اسماعیل در یکی از شبکه‌های تلویزیونی به قتل سه زن انقلابی در پاریس از سوی دولت ترکیه اقرار کرد. KCDK-E و TJK-E از دولت فرانسه خواستند که به مسئولیت‌های خود عمل کنند



روز ١۶ فوریه، اسماعیل حقی پکین رئیس سابق ستاد کل اداره اطلاعات با شرکت در یک برنامه شبکه تلویزیونی CNN TÜRK اعلام کرد که باید گردانندگان ک.ج.ک مورد حمله قرار گیرند.


اسماعیل حقی پکین اینگونه به قتل‌عام پاریس از سوی دولت ترکیه اعتراف کرد:"گردانندگان آن‌ها در اروپا هم حضور دارند. ما باید بلایی بر سر آنان در اروپا بیاوریم. یعنی همان چیزی که در پاریس انجام شده بود، بله ..."

روز ٩ فوریه ٢٠١٣ سکینه جانسیز از بنیانگذاران پ.ک.ک، فیدان دوغان عضو کنگره ملی کوردستان و لیلا شایلمز عضو جنبش جوانان کورد در شهر پاریس به قتل رسیده بودند. در جریان تحقیق دست‌داشتن سازمان میت ترکیه در این قتل‌عام محرز شد و اطلاعاتی در این مورد به پرونده ضمیمه شده بود.

کنگره جوامع دمکراتیک کوردستان در اروپا (KCDK-E) و جنبش زنان کوردستان در اروپا (TJK-E) با صدور بیانیه‌ای به اعتراف تازه اسماعیل حقی پکین اشاره کرده و از کشورهای اروپایی به ویژه فرانسه خواستند تا به وظایف خویش عمل کنند.

در بیانیه آمده است:"حکومت فرانسه لازم است این اعتراف را فورا به عنوان مدرک عینی بپذیرد و پرونده قتل‌عام پاریس را که مختومه اعلام کرده، از نو بازگشایی کند، آنرا شفاف نموده و زمینه آنرا هموار کند تا مجرمان بویژه طیب اردوغان در دادگاه‌های بین‌المللی مورد محاکمه قرار گیرند. پس از این اعتراف کشورهای اروپایی باید در مقابل تهدیدهای دولت فاێشست ترکیه علیه کوردستانی‌ها و ترکیه‌‌ای‌های ساکن اروپا واکنش نشان دهند.

دولت‌های اروپایی و فرانسه از شبکه‌ها و فعالیت‌های اطلاعاتی دولت ترک اطلاع دارند. رئیس سابق ستاد کل اداره اطلاعات ترک به شیوه‌ای آشكار به تهدید و انجام قتل‌عام‌های تازه‌ای اشاره کرده است.

به این مناسبت همچون KCDK-E و TJK-E از حکومت فرانسه می‌خواهیم که به مسئولیت‌های خود عمل کند. مبارزه آزادیخواهی، برابری و دمکراسی علیه رژیم فاشیست آ.ک.پ/م.ه.پ با اراده‌ای راسخ ادامه خواهد داشت."


ANF



🆔 @GozarDemocratic
آکسیون اعتراضی رفقای پژاک/کژار در برابر لانه جاسوسی و جنایت جمهوری اسلامی ایران در اسلو/نروژ، جهت محکوم کردن سرکوب زنان و ملل تحت ستم در ایران!

شرکت کنندگان در شعارهایی چون، مرگ بر دیکتاتور، مرگ بر جمهوری اسلامی، مرگ بر خامنه ای، انزجار خود را از حاکمیت شکنجه و اعدام و زن ستیز اسلامی ابراز داشتند!

رفقا با به نمایش گذاشتن ماکت دار اعدام، اعدام‌های اخیر خلق بلوچ و دیگر خلقهای ایران را به شدت محکوم کرده و خواستار لغو فوری اعدام گشتند، همچنین با نمایش عکسهایی از زندانیان سیاسی، مدنی و اجتماعی خواستار پایان دادن فوری به موج دستگیری های اخیر فعالین در عرصه های گوناگون در شرق کوردستان گشته و خواهان آزادی بدون قید و شرط ایشان و همه ی زندانیان سیاسی، شرق کوردستان و سراسر ایران گشتند!



🆔 @GozarDemocratic