گذار دموکراتیک
1.6K subscribers
8.55K photos
3.7K videos
608 files
5.53K links
تلاش برای ایجاد دموکراسی در ایران و چاره یابی مسئلە کورد

آدرس وبسایت ما:
www.kodar.info ✔️
www.kjar.online ✔️
www.pjak.eu ✔️


ارتباط با ادمین:
@gozar_democratic ✔️

🆔 @GozarDemocratic
Download Telegram
گذار دموکراتیک
① کتاب کردها – بررسی کتاب‌ها و‌ آثار عبدالله اوجالان آ. کاردوخ 🆔 @GozarDemocratic
لیستی از کتاب‌هایی تهیه شده که اوجالان در زندان مطالعه کرده و یا پیشنهاد مطالعه‌ی آنان را داده است، این لیست خود به‌صورت یک کتاب چاپ و در میان گریلاهای راه آزادی کردستان پخش گردید. متن ملاقات‌های وکلا با اوجالان در امرالی هر ساله به‌صورت کتاب منتشر می‌شدند. «امید صلح»، «نت‌های امرالی» و چندین کتاب دیگر حاوی این دیدارهاست که با مطالعه آن‌ها می‌توان به روند مبارزات اوجالان در زندان امرالی پی برد. اوجالان در زندان تک‌سلولی امرالی و در شرایط روانی بسیار دشوار آنجا (سال‌های سال حق دست دادن به کسی و تماس فیزیکی را نداشت، بارها به‌عنوان مجازات، حق تنفس را از ایشان گرفتند، در یک اقدام عجیب، شاخه‌ی درختی را که از پنجره‌ی سلول پیدا بود را بریدند تا هیچ چیز از طبیعت را نبیند! بارها کتاب‌ها و حتی دفتر و قلم را از وی گرفته و رفتارهای ناانسانی بسیاری روا داشتند) آثار متفکران بزرگی را مطالعه کرده و در نتیجه‌ی این مطالعات و با پشتوانه‌ی ذهنی و فکری پیشین خود، توانست کتاب‌هایی را در قالب دفاعیات ارائه دهد که اکنون به پس‌زمینه‌ی اصلی تفکرات جنبش آزادی‌خواه تبدیل گشته‌اند. این همان پس‌زمینه‌ی «انقلاب روژآوا»ست که گفتیم جهانیان سهوا و عموما عمدا از آن سخن نمی‌گویند! یعنی تفکرات کردی موجود در پس مبارزه‌ای که علی‌رغم داشتن اضدادی جهانی، توانسته بر سر پا مانده و رو به نتایجی بزرگ‌تر می‌رود. این تفکرات همان «کتاب کردها»ست که شاعر بزرگ احمد خانی از آن سخن گفته است. احمد خانی خود متفکری دین‌دار و مسلمان بود و بدون شک مقصود او از «کتاب»، کتاب و تفکری ملی است و نه کتابی دینی؛ و اوجالان همانگونه که در کتابی گفته بود: «احمد خانی جنبه‌ی ادبی این نقص را برطرف نمود، اما جنبه‌ی سیاسی‌ـ اجتماعی و نظامی آن باقی مانده است»، خود دست همت به کمر بست و با بیش از چهل سال مبارزه، این نقص را برطرف نمود.

هنگامی که اوجالان در امرالی محاکمه شد، کتابی را به‌عنوان «دفاعیه» به دادگاه ارائه نمود که تحت نام «رهیافت دموکراتیک در حل مسئله‌ی کرد» که به «دفاعیات امرالی» شناخته می‌شود. در این کتاب اوجالان به تبیین پایه‌های اتحاد میان خلق‌ها در ترکیه پرداخته و پیشنهاد تشکیل یک جمهوری دموکراتیک را برای حل مسئله‌ی کرد ارائه می‌دهد. این کتاب، ضمیمه‌ای دارد بنام «دوگانگی حل و لاینحلی در مسئله کرد» که کتابچه‌ای کوچک بوده و اوجالان آن را بعد از جلسات محاکمه و قبل از صدور حکم به دادگاه ارائه داد. خواندن این کتب و یادآوری اتمسفر دوران امرالی و آماده شدن حزب برای انجام عملیات‌هایی بزرگ و توسعه‌ی بی‌امان جنگ در سطحی نوین، نشان می‌دهد که چه تفکر و اراده‌ای عظیم و در عین حال چه قدرتی لازم است تا در چنان اتمسفری، بتوان اینگونه راه‌حلی ارائه کرد که کسی انتظار آن را ندارد. بدون شک نه دولت ترکیه و نه حزب کارگران کردستان، انتظار ارائه‌ی چنین راه‌حلی را نداشته و اوجالان حتی بعد از ارائه‌ی آن نیز سال‌ها تلاش به خرج داد تا توانست راه‌حل خویش را به هر دو طرف بقبولاند. این دوره از تلاش‌های اوجالان، دوران متحول کردن بافت و ساختار تشکیلاتی شکل گرفته در دوران جنگ سرد و مبارزات رهایی‌بخش ملی به بافت و ساختاری بود که در قرن بیست‌ویکم نیز قادر به مبارزه مطابق واقعیات جهانی بوده و در عین حال به پرنسیب‌ها و اصول تشکیلاتی و ملی و فکری خویش پایبند بوده و در همان حال نیز با دستاوردهای علمی معاصر به روز شده باشد. دوران دشواری که سازمان با پیروی از اوجالان و پایبندی به او توانست با موفقیت آن را طی نماید.

هنگامی که دادگاه امرالی حکم «اعدام» اوجالان را صادر کرد، وکلای ایشان که دیگر به‌صورت یک گروه درآمده و «دفتر حقوقی عصر» را تشکیل داده بودند، پرونده را به دادگاه حقوق بشر اروپا ارجاع دادند. دادگاه حقوق بشر اروپا پرونده را در دستور کار قرار داد و بدین ترتیب حق ارائه‌ی دفاعیه به وجود آمده و عبدالله اوجالان در این فرصتی که برایش فراهم آمده بود، نظرات خویش را در کتاب دو جلدی «از دولت کاهن سومری به‌سوی تمدن دموکراتیک» ارائه داد. این کتاب حاوی تحلیلاتی تاریخی و اسطوره‌شناختی (متولوژیک) است و تنها یک بخش از دو جلد آن به دفاعیه‌ی حقوقی اختصاص داده شده است. جلد اول حاوی تحلیل تاریخ و تمدن و گره‌گشایی از رموز اسطوره‌شناختی بوده و جلد دوم نیز تحلیل تاریخ کرد و تعریف «مسئله و پدیده» کرد و جستجوی یافتن سرنخ مسئله در خاورمیانه و کردستان را دربرمی‌گیرد. اوجالان در این کتاب سعی کرده با نگاهی نوین به تاریخ و اسطوره‌ها نگریسته و حقایق مخفی در آنان را بیرون کشیده و با تحلیل جامعه‌شناختی با توجه به آنان سعی نموده تا مسائل امروزی را موشکافی نماید. این کتاب حاوی معلومات بسیار تاریخی و حتی یزدان‌شناختی (تئولوژیک) بوده و به راحتی کلید اندیشیدن از نوعی دیگر را زده و دروازه‌ای نوین بر روی انسان می‌گشاید.
گذار دموکراتیک
① کتاب کردها – بررسی کتاب‌ها و‌ آثار عبدالله اوجالان آ. کاردوخ 🆔 @GozarDemocratic
در این مجلدات مفصل، اوجالان با دیدی کاملا نوین که در کتاب «دفاع از یک خلق» پایه‌ریزی کرده بود و با استفاده از دستاوردهای علمی اندیشمندان بزرگ در حوزه‌ی فیزیک، علوم ماوراءطبیعه، کیهان‌شناسی، تاریخ، جامعه‌شناسی، روانشناسی، ادبیات و هنر و فلسفه به تحلیلی عمیق و وسیع از تاریخ کیهان، فلسفه زندگی و انسان، تاریخ منطقه و کردها و موضوعات بسیاری پرداخته و یک اثر بسیار قوی ارائه نمود که نه‌تنها «کتاب»ی برای کردها محسوب می‌گردد، بلکه جهت کل منطقه نیز پیشنهادی قوی، امروزین، عملی و کاملا متفاوت را درسبرمی‌گیرد. نظریه‌های «رژیم حقیقت‌»، «فیزیک کوانتوم و متافیزیک»، «جهان مادی وکاپیتالیسم و دولت‌ـ ملت»، «ملت دموکراتیک»، «ژنئولوژی»، «یهودیان»، «جامعه‌شناسی آزادی»، «اکولوژی»، «جامعه‌ی اخلاقی و سیاسی»، «تاریخ کردها به‌عنوان جزئی از تاریخ کیهانی» و ده‌ها مورد دیگر در این کتاب مفصلا و به‌صورت فوق‌العاده مرتبط با یکدیگر مورد بررسی قرار گرفته و چارچوبی منسجم و در نهایت عملی را جهت کسانی ارائه می‌دهند که داعیه و یا نیت «حیات آزاد» را دارند. پرداختن به این پنج جلد از آثار اوجالان و معرفی آن‌ها می‌تواند خود کاری باشد مستقل که هنوز به هیچ زبانی به‌صورت باید و شاید صورت نگرفته است. این کتاب به زبان‌های کردی (سورانی و کرمانجی)، فارسی، عربی، انگلیسی، آلمانی، اسپانیایی (با دو دیالکت اسپانیایی و آمریکای جنوبی) ترجمه شده‌ و جز ترجمه‌ی اسپانیایی آن که هنوز تمامی مجلدات به چاپ نرسیده‌اند، ترجمه‌های دیگر آن چاپ و بارها تجدید چاپ گشته‌اند. اوجالان بعد از این کتاب تنها کتابی را تحت نام «نقشه راه» (پیشنهادی به دولت ترکیه و حزب کارگران کردستان) نوشته و اظهار داشت که این کتاب‌ها چارچوبی را که در نظر دارد، کاملا ایفا نموده و کسانی که نیت عمل دارند، به چیز دیگری نیاز ندارند، تنها کافی است تا اراده کرده و بر اساس آن عمل نمایند.

کتاب «مانیفست تمدن دموکراتیک» مجموع تفکرات اوجالان است که علی‌رغم محتویات عمیق و دشوار خویش با زبانی تا حد ممکن ساده نوشته شده، نقشی بی‌نظیر در ساختن ذهنیتی نوین و شیوه‌ای نوین در زندگی کردها و منطقه ایفا نموده و خواهد نمود. این کتاب زیربنای همان سیستمی است که در انقلاب روژآوا به اجرا درآمده و توجه جهانیان را به خویش جلب نموده است.

هم آن دسته از کتاب‌های اوجالان که قبل از دوران اسارت نوشته بود و هم دفاعیات ایشان هر کدام خود دارای سرگذشت و تاریخی است که به تنهایی می‌تواند به موضوع کتاب‌هایی تبدیل شوند. اما کتاب «مانیفست تمدن دموکراتیک» شرح حال تلاشی بزرگ و نستوه در دشوارترین شرایط و با کمترین امکانات از طرف انسانی است که با قدرتی عظیم مرزهای مکانی (زندان) و زمانی (در حالی‌که در خارج از زندان جنگی تمام‌عیار علیه او و خلقش در جریان است) را وقعی ننهاده و با تکیه بر ذهن و استعداد انسانی و با تفکر و ایمانی قوی به مبارزه‌ای فکری پرداخته که بازتاب عملی آن نیز بر همگان آشکار است. انقلاب روژآوا و پیشرفت‌های «حزب دموکراتیک خلق‌ها» در ترکیه محسوس‌ترین نتایج این تلاش بودند که کسی نمی‌تواند منکر عظمت هر دو باشد. با این تفکرات بود که خلق کرد از حالت خلقی که با نابودی رو در رو گشته بود، به پر جنب‌وجوش‌ترین خلق منطقه تبدیل گشته و پیشاهنگی تغییر واقعی و اصولی و در عین حال دموکراتیک و معاصر را تقبل کرده و می‌رود که منطقه را رو به روشنایی رهنمون گردد. این همان روشنایی اهورایی است که هزاران سال بعد به دست فرزندی از فرزندان این سرزمین اهریمن را به تاریکی خواهد راند و «بهار خلق»ها رقم زده و هر روز را «نوروز» خواهد کرد.

همانگونه که ذکر آن رفت، تمامی این کتب در آرشیو‌ها موجود بوده و علاوه بر آن کتاب‌هایی که به‌صورت درس ارائه گشته‌اند، به‌صورت صوتی و تصویری آرشیوی عظیم و حافظه‌ای ماندنی را برای خلق کرد به‌وجود آورده است. این متون صوتی و تصویری، خود منبع بی‌نظیری برای تحقیق در باب افکار اوجالان هستند که کمتر سازمان و یا کسی جسارت کرده بدین‌صورت اسنادش را در اختیار عموم قرار دهد. هم‌اکنون این کتاب‌ها هم بر روی وب‌سایت رسمی اوجالان www.abdullah-ocalan.comقابل دسترسی بوده و هم با آدرس www.birinsanbirkitap.wordpress.com موجود می‌باشند. همچنین کتاب‌های اوجالان به زبان انگلیسی نیز در وب‌سایت www.ocalanbooks.com در دسترس هستند. با یک جستجوی معمولی در فضای مجازی می‌توان به سخنان، تصاویر و نوشته‌ها و کتب مختلف ایشان دسترسی پیدا کرد.

در ابتدا نیز گفتیم، این دانشی که اوجالان تعریف و تبیین کرده و نوشته است، همان «کتاب کردها»ست که احمد خانی در آرزوی نوشته شدن تمامی جوانب آن از طرف فرزندان خلقش بود! اوجالان نیاز اساسی خلق کرد و خلق‌های منطقه به دانشی در زمینه‌ی تعریف خویش و تعیین راه صحیح حیات در این منطقه را برآورده نمود؛ منطقه‌ای از جهان که مرکز اکثر حوادث تعیین‌کننده‌ی
گذار دموکراتیک
① کتاب کردها – بررسی کتاب‌ها و‌ آثار عبدالله اوجالان آ. کاردوخ 🆔 @GozarDemocratic
۵۷- نیروی خلق، بزرگ‌ترین نیرو

۵۸- محاکمه‌ی تاریخ (گفتگوی نویسنده و مبارز کُرد ابراهیم احمد با عبدالله اوجالان) (ف)- (ک.س)

۵۹- سخنرانی‌های دوران اقامت در رُم (ع)

۶۰- رهنمودهای پروسه‌ی تحول

۶۱- سرهلدان (قیام) خلق در انقلاب دموکراتیک

۶۲- دگرگونی بزرگ (گفتگوی نویسنده و مبارز چپ‌گرای ترک مهری بللی با عبدالله اوجالان)

۶۳- یادداشت‌های امرالی (جلد اول)- (ک.ک)

۶۴- امید صلح (متن دیدارها با وکلا در زندان امرالی) (ف) – (ع)

۶۵- رهیافت دموکراتیک در حل مسئله‌ی کُرد (دفاعیه‌ی ارائه‌شده به دادگاه امرالی) (ف) – (ع)- (ک.ک)

۶۶- دوگانگی حل و لاینحلی در مسئله‌ی کُرد (ضمیمه‌ی دفاعیه‌ی امرالی)

۶۷- از دولت کاهنی سومر به‌سوی تمدن دموکراتیک (ف) – (ع)- (ک.ک)- (ک.س)

(دفاعیه‌ی دوجلدی ارائه‌شده به دادگاه حقوق بشر اروپا) (ف)- (ع)

۶۸- اورفا سمبل قداست و لعنت (دفاعیه‌ی ارائه‌شده به دادگاه اورفا) (ف) – (ع)- (ک.س)- (ک.ک)

۶۹- کُرد آزاد هویت نوین خاورمیانه (دفاعیه‌ی ارائه‌شده به دادگاه آتن) (ف) – (ع)- (ک.س)- (ک.ک)

۷۰- دفاع از یک خلق (دفاعیه‌ی ارائه‌شده به دادگاه حقوق بشر اروپا) (ف) – (ع)- (ک.ک)- (ک.س)

۷۱- مانیفست تمدن دموکراتیک (دفاعیه‌ی ارائه‌شده به دادگاه حقوق بشر ارو‍پا)، پنج جلد: (ف) – (ع)- (ک.س)- (ک.ک) همچنین به زبان‌های انگلیسی، آلمانی و اسپانیایی

جلد اول: تمدن (عصر خدایان نقاب‌دار و شاهان پوشیده)

جلد دوم: تمدن کاپیتالیستی (عصر خدایان بی‌نقاب و شاهان عریان)

جلد سوم: آزمونی در باب جامعه‌شناسی آزادی

جلد چهارم: بحران تمدن در خاورمیانه و رهیافت تمدن دموکراتیک

جلد پنجم: مسئله‌ی کُرد و رهیافت ملت دموکراتیک

(دفاع از کُردها، خلقی در چنگال نسل‌کشی فرهنگی)

۷۲- نقشه راه (ارائه‌شده به دولت ترکیه و PKK جهت حل مسئله‌ی کُرد) (ف) – (ع)- (ک.ک)- (ک.س)

علاوه بر این کتاب‌ها، ده‌ها اثر دیگر از نویسنده که حاوی درس‌های درون‌سازمانی هستند، در آکادمی‌های تشکیلاتی تدریس می‌شوند. این آثار به ترتیب زمانی چاپ و پخش شده‌اند. لیست این کتب از طرف مرکز نشر آثار و اندیشه‌های عبدالله اوجالان منتشر خواهد گردید.

[1] آخوندی در یک برنامه‌ی یکی از تلویزیون‌های ایران از یک فرد کرد که داشت در مورد حرف زدن یک زن کرد در یک مورد حرف می‌زد، پرسید: «مگر در میان کردها زنان می‌توانند حرف هم بزنند؟!»

[2] بیت اصلی:

Da xelq nebêjitin ku Ekrad bê me’rifetin, bê esil û binyad

Enwa’ê milel xwedan kitêbin Kurmancî tenê di bê hesêbin

[3] سرخوبون به معنی استقلال نامی است که بعدها مجله‌ی ارگان مرکزی حزب کارگران کردستان تحت آن نام منتشر شد و تاکنون نیز هر ماهه و بدون وقفه منتشر می‌شود، مجله‌ی مذکور در اروپا انتشار یافته و از آنجا به میهن فرستاده می‌شد و می‌شود. این مجله شاید هم مجله‌ای است در میان مطبوعات کردها که طولانی‌ترین تاریخ انتشار مداوم و بی‌وقفه را دارد. از سال 1978 تاکنون این مجله بدون حتی یکبار وقفه منتشر شده است.

[4] القائد و الشعب؛ سبع أیام مع أبو

[5] نبیل الملحم، نویسنده و روزنامه‌نگار سوری‌الاصل و از روشنفکران مهم عربی که کتاب‌ها و مقالات بسیاری از او در کشورهای مختلف عربی به چاپ رسیدند.

[6] ابراهیم احمد، از بزرگ مردان مبارزات در جنوب کردستان و از مؤسسان «اتحادیه‌ی میهنی کردستان»، ابراهیم احمد خود متفکر و ادیبی بود که چندین کتاب از خود برجای گذاشت و دارای میراثی در کتابخانه‌ی کردی می‌باشد.


pjak.eu



🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
NPG: Têkçûna li Garê destpêka bidawîbûna rejîma faşîst e NPG'ê têkildarî êrişa dagirkeriyê ya li ser Garê daxuyanî da. Di daxuyaniyê de hate gotin, "Çawa ku têkçûna Sibata 2008'an a li Zapê bû destpêka bidawîbûna wesayeta artêşê, têkçûna Sibata 2021'ê ya…
قرارگاه مرکزی نیروهای مدافع خلق: شکست در گاره سرآغاز فروپاشی رژیم فاشیست است


فرماندهی ن.پ.گ در اطلاعیه‌ای جزئیات حمله اشغالگرانه ارتش ترک به عرصه گاره را منتشر کرد.



فرماندهی قرارگاه مرکزی نیروهای مدافع خلق کوردستان (ن.پ.گ) با صدور اطلاعیه‌ای جزئیات حمله اشغالگرانه ارتش ترک به عرصه گاره و مقاومت تاریخی نیروهای گریلا را منتشر کرد.

اطلاعیه به این شرح است:

"حمله نیروهای رژیم استعمارگر ترکیه به عرصه گاره صبح روز ١٠ فوریه آغاز شده، ۴ روز به درازا کشید و شب ١٣ فوریه به پایان رسید. واضح است که این حمله که از سوی رژیم آ.ک.پ/م.ه.پ و ارگنکون صورت گرفت از لحاظ سیاسی و نظامی دارای اهدف بزرگی بود. ما نیازی نمی‌بینیم که در مورد اهداف سیاسی این حمله ارزیابی گسترده‌ای را به عمل آوریم، اما این حمله از جنبه نظامی، چارچوب و ماهیت مواردی تازه را به همراه دارد.

حمله اشغالگری که با هدف امحا صورت گرفت

رژیم فاشیست که در تنگنا قرار گرفته است با تکنولوژی پیشترفته جنگ در تلاش بود تا با این عملیات نتایج سیاسی کسب کند، از اینرو با پذیرش خطرهای احتمالی آنرا به اجرا گذاشت. عرصه گاره ۴ روز تمام به شیو‌های سنگین هدف بمباران قرار گرفت. ارتش ترک با استقرار گسترده در منطقه درصدد بود که به شیوه‌ای دائمی در آن باقی بماند و از سوی دیگر خواستار ربودن اسیرانی بود که در دست نیروهای ما قرار دارند. بوضوح اطلاع داشتند که دستشان به زنده آنان نمی‌رسید، اما با این همه دست به چنین عملیاتی زدند. این جنگ برای نجات اسرا نبود، قطعا برای نابودکردن آنان بود. بدیهی است اگر در نخستین گام می‌توانستند در محل تعیین شده مستقر شوند، در مناطق استراتژیک گاره مستقر می‌شدند و اینگونه در آنجا ماندگار می‌شدند. طیب اردوغان و باغچلی برای تداوم عمر حاکمیت خود همیشه درصدد پیروز نشان دادن خود هستند. بدین گونه داستان‌های پیروزی خود را که تو گویی واقعی هستند سر هم می‌کنند و برای آن هم چنین عملیاتی را به اجرا می‌گذارند. از اینرو این حمله را دارای اهمیتی استراتژیک می‌دیدند، در بالاترین سطح برای آن نقشه کشیدند، آنرا به اجرا گذاشتند و همچون یک حمله ویژه آنرا سازماندهی کردند. این حمله اشغالگرانه با اطلاع نیروهای حاکم بر منطقه و حتی تا حدی هم با حمایت آنان برنامه‌ریزی شد و اینگونه خواستند قطعا به نتیجه مد نظر خود دست یابند.

ضربات نابودگرانه‌ای بر دشمن تحمیل شد

در مقابل این نقشه خائنانه دشمن که ماهها روی آن برنامه‌ریزی کرده بود نیروهای گریلا ما با فرماندهی فرمانده قهرمان شورش بیت‌الشباب به شیوه‌ای نیرومندانه به آنان پاسخ داد و و در نخستین دقایق ضربات مرگباری را بر دشمن وارد کرد. رژیم ترک به رغم استفاده از ده‌ها فروند پهپاد İHA و SİHAو بیش از ۴٠ فروند هواپیمای جنگنده تمامی منطقه را بمباران کردند و اینچنین خواستار دستیابی به اهداف خود بود.

۶ رفیق ما برای محافظت از اسرا به شهادت رسیدند

نیروهای فاشیست و اشغالگر در روستای سیانه اطراف کمپ اسرا را محاصره کرده بودند. از یکسو از پیشروی نیروهای فاشیست و قاتل جلوگیری کردند و از سوی دیگر نیز نیروهای دشمن را که در اطراف کمپ مستقر شده بودند محاصره کردند و به این شیوه راه آنان را سد کرده و از تحرکات آنان جلوگیری کردند. ارتش ترک تنها با حملات سنگین هوایی می‌توانست از این نیروها دفاع کند. ارتش ترک نخست کمپ اسرا را هدف حملات سنگین هوایی قرار داد و سپس با حمله زمینی در تلاش ورود به کمپ برآمد. به همین دلیل جنگ فیزیکی در تمامی کمپ گسترش یافت. هیچ کسی نمی‌تواند مدعی شود که در چنین شرایطی که روزها و ساعت‌ها ادامه یافت از اسرا به سلامتی دفاع شود. ۶ رفیق ما برای محافظت اسرا جنگیدند و به شهادت رسیدند. در نتیجه ١٢ اسیر نیروهای امنیتی ترک و یک زندانی کوتاه مدت اهل جنوب کورستان جان خود را از دست دادند.

ارتش ترک به سر افرادی که جانباخته بودند شلیک کردو آنان را اعدام کرد

بویژه در چهارمین روز پس از آنکه دو نفر به دست دشمن افتادند، که هنوز از چگونگی آن اطلاعی در دست نداریم، ارتش ترک به شیوه‌ای وحشیانه به کمپ حمله کرد و با استفاده از سلاح‌ شیمیایی درصدد کسب نتیجه برآمد. رفتاری بزدلانه از خود نشان دادن و بجای تکیه بر نیروی خود در جنگ، به شیوه‌ای گسترده از تکنولوژی جنگی و سلاح شیمیایی در پی دستیابی به نتیجه بود. واضح است که پس از آن همه حمله با سلاح شیمیایی، به سر افرادی که در داخل کمپ جان خود را از دست داده بودند شلیک کرده و آنان را اعدام کردند. دولت ترک که در میدان جنگ متحمل ضربات سنگین شد و نتوانست وارد کمپ شود تنها با استفاده از دستگیرشدگان، به واسطه این شیوه‌های کثیف وارد کمپ شد.

شکست در گاره سراغاز نابودی آنان است
گذار دموکراتیک
NPG: Têkçûna li Garê destpêka bidawîbûna rejîma faşîst e NPG'ê têkildarî êrişa dagirkeriyê ya li ser Garê daxuyanî da. Di daxuyaniyê de hate gotin, "Çawa ku têkçûna Sibata 2008'an a li Zapê bû destpêka bidawîbûna wesayeta artêşê, têkçûna Sibata 2021'ê ya…
ذهنیت وحشی که از انسانیت بوئی نبرده است، برای وارونه جلوه دادن واقعیت خود و نجات دادن خویش شهروندانش را به آسانی به قتل می‌رساند. این ذهنیت مجبور است در مقابل تاریخ حساب پس دهد، این ذهنیت فاشیست که برای تداوم حاکمیت خود، فرزندان این خلق را به قتل می‌رساند، صرف هر کاری نمی‌تواند از چاهی که در آن سقوط کرده است نجات یابد. زیرا این حمله وحشیانه رژیم آ.ک.پ/م.ه.پ به عرص‌ گاره برای تداوم عمر حاکمیت خود با شکست کامل مواجه شد. برای رژیمی فاشیست که همیشه درصدد موفق جلوه دادن خود و فریب جامعه بود، شکست در گاره نشان داد که پایان آنان نزدیک است. آشکار است که رژیم فاشیست آ.ک.پ/م.ه.پ در جنگ ۴ روزه گاره به هیچکدام از اهداف خود دست نیافته است و متحمل ضربات سنگین شده و نیروهای گریلایمان پوزه آنان را به خاک کشیده‌اند. همچنانکه شکست آنان در فوریه ٢٠٠٨ در زاپ سرآغازی برای پایان حاکمیت ارتش بود، شکست فوریه ٢٠٢١ در گاره نیز سرآغاز نابودی رژیم فاشیست می‌باشد.

کشته شدن ٣٧ نظامی دشمن قطعی است

در این جنگ ۴ روزه کشته شدن ٣٧ عضو ارتش اشغالگر ترک از سوی نیروهایمان محرز شده است. همچنین ده‌ها نفر از آنان هم زخمی شده‌اند. اما به دلیل اینکه برخی از رفقایمان قبل از گزارش دادن رویدادهای مربوط به جنگ به شهادت رسیدند، این تعداد نه تعداد کامل کشته‌های دشمن است. شمار کشته‌های دشمن بسیار بیشتر است و اعلام این تعداد به این دلیل است که آمار مذکور از سوی نیروهای ما قطعا تأیید شده است. همچنین نیروهای ما دو هلی‌کوپتر سیکورسکی را هدف قرار داده‌اند ولی قبل از ساقط شدن منطقه را ترک کردند.

١۵ رفیق قهرمانانه جنگیدند و به شهادت رسیدند

در این جنگ ۶ رفیقمان با فرماندهی فرمانده رفیق شورش که وظیفه حفاظت از کمپ اسرا را بر عهده داشت پس از مقاومتی قهرمانانه به شهادت رسیدند. ۵ رفیق نیز در زمان‌های جداگانه در حملات دشمن به شهادت رسیده‌اند. بجز درگیری در منطقه زمانی که دشمن در حال فرار از منطقه بود، ٣ رفیقمان که در حال انجام وظیفه انقلابی با پاراموتور بودند و یک رفیقمان در جبهه‌ای دیگر در حملات هوایی به شهادت رسیدند. در حملات ۴ روزه در مجموع ١۵ رفیقمان قرهمانانه جنگیدند و به شهادت رسیدند. ٢ نفر هم به اسارت نیروهات دشمن درآمدند. جزئیات شناسنامه رفقای شهید را در روزهای آتی منتشر می‌کنیم.

پلیس، نظامی و اعضای میت

در این جنگ اعضای پلیس، نظامیان و اعضای میت که در اسارت نیروهای ما قرار داشتند کشته‌ شده‌اند؛ عادل کاباکل، آیدین کوسه، حسین سار، مولود قهوه‌جی، محمد صالح کانجا، مسلم آلتنتاش، سدات سورگون، سدات یابالاک، سمیح اوزبَی، سلیمان سونگور، امید بجر و ودات کایا. یک هموطن اهل دهوک به نام جوتیار محسن که برای مدتی دستگیر شده بود نیز در این حملات کشته شده است.

ما به خانواده اسرا و زندانیانی که زندگی خود را در این حمله رژیم فاشیست آ.ک.پ/م.ه.پ از دست داده‌اند تسلیت می‌گوییم. آحاد خلقمان و خلق‌های ترکیه باید اذعان داشته باشند که ما ۶ سال از این افراد محافظت کردیم و تا پایان نیز تلاش نمودیم آنها را محفوظ بداریم. سرنوشت آنان از سوی ما رقم نخورده است و مسئولیت این امر بر عهده ما نیست. رژیم آ.ک.پ/م.ه.پ که تصمیم به این حمله‌ گرفتند مسئولند. باید در حضور تاریخ پاسخگو باشند.

مقاومتی بزرگ و تاریخی

همچون نتیجه مقاومت گاره، ملیتان‌های مشی ایدئوژیک آپویی در مقابل امکانات تکنولوژی مدرن مقاومتی تاریخی و بزرگ را به نمایش گذاشتند. در شخص فرمانده رفیق شورش که فرماندهی این مقاومت بزرگ را در این برهه مهم تاریخی بر عهده داشته، ما به تمامی شهیدان قهرمان ادای احترام می‌کنیم. مراتب تسلیت خود را به خانواده‌‌های گرامی رفقای فدایی و عموم خلق میهن‌دوست کوردستان و دوستان خلقمان اعلام می‌داریم. این مقاومت بزرگ نتیجه جانفشانی شهیدان قهرمانمان است. ما مدیون آنان هستیم. این قهرمانان با مقاومت خویش آشکارا نشان دادن که شیوه دستیابی به پیروزی چگونه است. این قهرمانان همچون مشعل سربلندی برای همیشه در مبارزات ما جاوید خواهند ماند."

ANF

🆔 @GozarDemocratic
گاره؛ مدالی که پ.ک.ک بر سینه خلق کورد زد | یادداشت


...فاشیسم دوباره صورت خود را به مشت پ.ک.ک کوبید اما اینبار سنگینی شکست چنان بود که بجای کبودی صورت، کمر فاشیسم را خم کند و به خلق کورد که دردمند آمدن ٢٢مین سالگرد اسارت رهبرش عبدالله اوجالان بود، سرزندگی و روحیە دوباره ببخشد...


#آرش_نظآمی

🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
گاره؛ مدالی که پ.ک.ک بر سینه خلق کورد زد | یادداشت ...فاشیسم دوباره صورت خود را به مشت پ.ک.ک کوبید اما اینبار سنگینی شکست چنان بود که بجای کبودی صورت، کمر فاشیسم را خم کند و به خلق کورد که دردمند آمدن ٢٢مین سالگرد اسارت رهبرش عبدالله اوجالان بود، سرزندگی…
گاره؛ مدالی که پ.ک.ک بر سینه خلق کورد زد | یادداشت




#آرش_نظآمی


◼️ ابتدا گفتند عملیات کنترل گاره است و حالا می‌گویند عملیات آزادسازی اسیران بود. هفته قبل رجب اردوغان گفت بزودی یک مژده به مردمش خواهد داد و گویا این مژده درباره پیروزی ارتش در گاره بود. آنچه که تبلیغ می‌کردند موجب قطع ارتباط کوهستانی با قندیل و کلید تدارک تصرف شنگال- روژاوا خواهد شد. ولی سرانجام او با این توهمات، پیراهن سیاه بر تن ملتش کرد و با دستان آلوده به خون اسرای نظامی خودشان از گاره برگشت.

سیزده اسیر جنگی که پ.ک.ک سال‌ها زیر حملات شبانه‌روزی ترکیه به مناطق حفاظتی مدیا از آنان محافظت کرده بود این بار با بمب‌های ویرانگر شیمیایی که توسط ده‌ها جنگنده بمب افکن فرود آمدند در یک تونل قتل‌عام شدند. مأموران اطلاعاتی می‌گویند ٧٠ فروند هواپیمای جنگی به همراه ده‌ها فروند هواپیمای جاسوسی و صدها کماندوی ارتش در این عملیات شرکت کرده بودند.

آنها که از یک عملیات منحصر به فرد در جهان "که فقط قوای ترکیه می‌تواند انجام دهد" حرف می‌زدند و همه چیز خود را وسط گذاشته بودند، دست از پا درازتر بازگشتند و آنچه که "پنجه عقاب" می‌نامیدند را اکنون "پنجه کلاغ" هم نمی‌توانند بخوانند.

این درهم شکستگی علاوه بر ابعاد نظامی، موجب یک سقوط عمیق روانی در فضای سیاسی ترکیه شده که هیچ پاسخی به سئوالات خود پیدا نمی‌کند. بسیاری از مردم حتی نمی‌دانستند چنین اسرایی وجود دارند چون پرداختن به آن در بلندگوهای رسمی و غیررسمی ممنوع شده بود و رسانه‌ها حق نداشتند تصاویر فراخوان‌های متعدد این اسیران که توسط ه.پ.گ برای عموم منتشر شده بود را بازنشر کنند.

تلاش خانواده‌ها برای پیگیری سرنوشت فرزندان یا همسرانشان از طریق مراجع رسمی نیز بی‌نتیجه بود. حکومت می‌توانست با آغاز فرایند چاره‌یابی صلح‌آمیز مسئله کورد و پایان دادن به جنگ، آنها را به خانه بازگرداند نه با یک بمباران چنین وحشیانه که بدنشان را تکه تکه کند.

ترکیه تاوان این پنهان‌کاری را پس می‌دهد تا جایی که اردوغان به عنوان رئیس‌جمهور و فرمانده کل قوا مجبور به دروغگویی شد و در سخنرانی روز دوشنبه پانزدهم فوریه در زادگاهش شهر ریزه چاره‌ای نداشت غیر از اینکه مدت اسارت این نظامیان که ۵ تا ۶ سال بود را به ۵ تا ۶ ماه بکاهد.

در حین همان سخنرانی، مادر یکی از اسرای کشته شده فریاد می‌زد که اردوغان چرا فرزندان خودت را به سربازی و جنگ نفرستادی؟ اردوغان اما روز سه‌شنبه نیز در سفر به ارزینجان به هذیان‌گویی در جمع طرفداران کرایه‌ای خود که میانشان چای رایگان پخش می‌کند ادامه داد.

فاشیسم دوباره صورت خود را به مشت پ.ک.ک کوبید اما اینبار سنگینی شکست چنان بود که بجای کبودی صورت، کمر فاشیسم را خم کند و به خلق کورد که دردمند آمدن ٢٢مین سالگرد اسارت رهبرش عبدالله اوجالان بود، سرزندگی و روحیە دوباره ببخشد. چشاندن طعم تلخ شکست بر ترکیەی اشغالگر به معنای چشاندن طعم شیرین پیروزی بر کوردها بود.

این پیروزی بطور کلی نشانه سازمان‌یافتگی و توانایی‌ پ.ک.ک، و بطور خاص مدیون سلحشوری، دلاوری و ایثارگری گریلاهای حاضر در مقاومت گاره بود که به تنهایی با دستانی خالی در سرمای ٢٠ درجه زیر صفر و میان برف در برابر یک ارتش درنده‌ خوی تا دندان مسلح، با سینه‌های سپر کرده و قلب‌هایی مملو از عشق و باور به آزادی از حیثیت یک خلق ستمدیده دفاع کردند. آنچه در گاره با چیرگی بر اشغالگر انجام شد در صفحات تاریخ مبارزه خلق کورد با خطوط طلایی باید نگاشته شود چون براستی غرورانگیز بود. در سالگرد توطئه بین‌المللی، بی‌گمان رهبر عبدالله اوجالان در امرالی به سازمانی که ساخته و پروش داده است افتخار می‌کند.

آنچه حکومت ترکیه و هواخواهان داخلی آن را کلافه می‌کند فقط این واقعه نیست، بلکه رمز وجودی پ.ک.ک است که هر زخمی به آن بزنی بیشتر جان می‌گیرد و با ضربه محکمتری تلافی می‌کند. مدام از خود می‌پرسند پ.ک.ک پس کی تمام خواهد شد؟ حتی اگر کشوری چند دهه مورد حملاتی چنین سنگین قرار می‌گرفت تاکنون بجز یک ویرانه چیزی از آن باقی نمی‌ماند. اما پ.ک.ک نه تنها از بین نرفت بلکه قوی‌تر شد. سرگیجگی دشمن از این بابت قابل درک است.

در این اثنی مسابقه محکوم کردن پ.ک.ک میان احزاب سنتی ترکیه نشان می‌دهد همه به غیر از حزب دمکراتیك خلق‌ها و متحدان چپگرا و دمکراسی‌خواه اطراف آن از یک کاسه تغذیه می‌کنند، گرچه سر تصاحب سفره دعوا دارند.

مضمون دیدار خلوصی آکار وزیر دفاع و سلیمان سویلو وزیر کشور ترکیه از ج.ه.پ و اییی پارتی که "ائتلاف ملت" را در برابر دولت حاکم آ.ک.پ و م.ه.پ تحت نام "ائتلاف جمهور" تشکیل می‌دهند و همچنین اظهارات مجموع سران این احزاب گویای این واقعیت است که همگی از یک قماشند.
گذار دموکراتیک
گاره؛ مدالی که پ.ک.ک بر سینه خلق کورد زد | یادداشت ...فاشیسم دوباره صورت خود را به مشت پ.ک.ک کوبید اما اینبار سنگینی شکست چنان بود که بجای کبودی صورت، کمر فاشیسم را خم کند و به خلق کورد که دردمند آمدن ٢٢مین سالگرد اسارت رهبرش عبدالله اوجالان بود، سرزندگی…
آنها را می‌توان به برادرانی تشبیه کرد که گریبان یکدیگر را بخاطر میراث عثمانی گرفته‌اند اما می‌خواهند خود را خانواده‌ای همدل در وقایع ملی نشان دهند. هر یک از آنها به دنبال بهره‌برداری سیاسی از کشته شدن ١٣ اسیر می‌گردند و جان‌هایی که می‌رود به غیر از ابزاری مناسب برای عوام‌فریبی، ارزشی برایشان ندارد.

سخنرانی آکار و سویلو در مجلس در روز سه‌شنبه شانزهم فوریه که قرار بود جزئیات عملیات گاره را شرح دهند نیز چیزی جز مهمل‌بافی و گزافه گویی نبود. آکار همان حرف‌های قبلی خود را تکرار کرد و سویلو طبق معمول در حال زبان‌درازی و فحاشی و نفرت پراکنی بود. آنها سعی کردند حکومت ترکیه را قدرتند جلوه دهند اما بخاطر تناقضات موجود سردرگم بودند که چه بگویند تا تلخی این شکست را کمی شیرین کنند.

البته که این شکست در درجه دوم متوجه به پارت دمکرات کوردستان است که علاوه بر همکاری اطلاعاتی با دشمن، هلیکوپترها و کماندوهای ارتش ترکیه از مناطق تحت کنترل آن بسوی گاره به پرواز درآمدند. بنابراین خائنین کورد هم در این شرمساری شریکند و تداوم پروپاگاندای رسانه‌ای آنها علیه پ.ک.ک می‌تواند نوعی استفراغ ناشی از تبعات شکست ارباب باشد.

این شکست از سویی برای مجموع احزاب حاضر در دولت و پارلمان دولت اقلیم کوردستان و ادامه آنها در بخش‌های دیگر کوردستان که سکوت برگزیده بودند نیز می‌تواند درسی باشد که ترس برادر مرگ است. گرچه کار از پند و اندرز گذشته است اما تکیه مستقیم یا غیر مستقیم به اشغالگر هیچ نتیجه‌ای به غیر از زمین خوردن و خجالت‌زدگی در پیشگاه خلق درپی نمی‌آورد.◻️



ANF



🆔 @GozarDemocratic
محوریت زن در اقتصاد؛ یگانه حل بحران اقتصاد


#نالین_جودی

اقتصاد به عنوان مفهومی جهانشمول است که به نحوی می‌توان گفت؛ در بر گیرنده‌ی یک مکانیزم داد و ستد انسان‌ها می‌باشد. بیان قانون خانه بوده و جهت برآورده‌سازی نیازمندی‌های گذران زندگی پیشبرد بخشیده شده است. اقتصاد از همان اوایل شکل‌گیری در میان جامعه‌ی طبیعی، رشد یافته و در طول پیشروی، به معنای حقیقی خویش دست یافته است. انسان در جامعه‌ی طبیعی جهت برآورده‌سازی نیازهای تغذیه و حفاظت از خوددر کنار هم گرد آمده، به پی‌ریزی قوانین و نظام حیات خویش پرداختند. یکی از اساسی‌ترین قانون‌های شیوه‌ی این زندگی، اقتصاد بوده است. معیارهای بنیادین از جمله برابری، عدالت، وجدان، مشارکت و هماهنگی با طبیعت، در شکل‌گیری اقتصاد از نقش حائز اهمیتی برخوردار بوده‌اند. از همین منظر است که رنج، تولید، خلاقیت و سخاوتمندی یکی از مهمترین خصوصیات اساسی جامعه‌ی طبیعی را ایفا کرده است. بدون‌ شک می‌توان گفت که این خصوصیات، بەویژه خصوصیت سخاوتمندی، تا کنون نیز در شیوه‌ی زندگی انسان‌ها تا حدودی پا برجا مانده است.

همانگونه که اخلاق یکی از اساسی‌ترین معیارهای جامعه‌ی طبیعی را در بر می‌گیرد، اقتصاد نیز یکی از پایه‌های اساسی اخلاق به شمار آمده است. اقتصاد در این دوره شامل سه مرحله‌ی اصلی بوده؛ تولید، تسهیم محصولات با اطرافیان و مصرف کردن. در تمامی این مراحل، معیار اخلاق و عدالت بوده است،زیرا تنها اخلاق و عدالت است که تسهیم و مصرف برابر را ضمانت می‌‌نماید. حضور زن – مادر در عملی‌سازی این شیوه از زندگی، امری مشخص کننده و ضروری بوده است.

پیشبرد اقتصاد توسط زن شکل یافته و در واقع یکی از اساسی‌ترین کارها و مسائلی که زن به آن پرداخته، اقتصاد بوده است. رهبر آپو در این باره می‌گوید؛ " فعالیت اساسی زن در پروسه‌ی اجتماعی شدن انسان، اقتصاد است ". البته این سخن رهبر آپو از بررسی و شناخت ایشان از واقعیات تاریخی مبتنی بر ذات عمل اقتصاد و نقش موثر زن در توسعه‌ی آن جهت حفظ و ارتقای جامعه سرچشمه گرفته است. اقتصاد در میانه‌ و به موازات شکل‌گیری زندگی برابر و عادلانه، بر محوریت زن، مشارکت و خصوصیات او شکل گرفته است. در دوران نوسنگی، بەویژه دوران میانه‌ی نوسنگی که محصولات، روند ارتقا یافته‌ای به خود گرفت. اقتصاد با مشارکت و حضور تعیین‌کننده‌ی زنان در فعالیت‌های توزیع و تقسیم‌بندی محصولات گونه‌ی فعالیت پاسخگویی به نیازمندیهای جامعه را به خود گرفت. به همین دلیل می‌توان گفت که یکی از خصوصیات اساسی اقتصاد؛ توسط معیارهای فرهنگ زن – مادر شکل گرفته و بنیان جامعه‌ی آزاد را تشکیل داد. این در حالی‌ست که امروزه اقتصاد با تعاریف اشتباه روبرو مانده و از بنیانگذار اصلی خود دور گردانده می‌شود. در اقتصادی که نظام سرمایه‌داری ایجاد نموده، زن که معمار اقتصاد بوده از هیچ جایگاهی برخوردار نمی‌باشد. رنج، تلاش‌ها، نظرات و دیدگاه زن در اقتصاد حذف گشته‌اند.

زن که در دوران نوسنگی، به آفرینش زندگی، رشد، ارتقای آن، زراعت و اهلی کردن حیوانات پرداخته و درون یک ارتباط هماهنگ و همزیستانه با طبیعت قرار گرفته بود، اکنون از جایگاهی فراتر از " کارگری با نازلترین دستمزد " در اقتصاد برخوردار نیست. تمامی فعالیت‌های زن در این مرحله از تاریخ حیات اجتماعی انسان، در راستای ایجاد زندگی آزاد قرار گرفته بود، که با رنج و زحمات زن پیشبرد یافت. این در حالی‌ست که امروزه آنچه از انظار پنهان و دچار انکار گشته زحمات، سیما و تاثیر زن در اقتصاد است. گاهی در بیشتر موارد علاوه بر انکار و نادیده‌انگاری، زحمات او نه تنها به عنوان زحمت قلمداد نمی‌شوند، بلکه یک سری کارهای بی‌ارزشو بی‌تاثیر شناخته می‌شوند. این بر کسی پوشیده نیست که یک مادر، وقتی کودکی به دنیا می‌آورد، در تغذیه، بزرگ کردن و آموزش او به گونه‌ای بی‌حساب و کتاب متحمل رنج و زحمات بسیاری می‌شود. اما این فعالیت‌های مادرانه، به عنوان کار و زحمت انگاشته نمی‌شوند. زیرا در تعاریف نظام سرمایه‌داری، رنجی که پول و سرمایه به بار نیاورده و به پیشبرد نظام آن‌ها نپردازد، کار شمرده نمی‌شوند. از همین‌روست که رنج مادران نادیده و هیچ یه حساب می‌آیند.

آنچه در نظام سرمایه‌داری اقتصاد نامیده می‌شود؛ چیزی جز انباشت سود و سرمایه نیست. تمامی نیرو و توانمندی‌های انسان جهت قدرتمند و ثروتمند ساختن سرمایه‌داران به کار برده می‌شوند. این شیوه از وارونه‌سازی معنای اقتصاد، سبب رشد روز افزون بیکاری و گرسنگی شده است. وجه اشتراک تمامی نیروهای سرمایه‌داری جهانی، بر مسیر منافع و سود خود، گسترش تاراج و کشتار از طریق جنگ‌افروزی در میان جوامع است. در این راه از هیچ شیوه‌ی غیر انسانی چشم‌پوشی نمی‌کنند.
این شیوه‌ها تنها بر انسان و جوامع آن‌ها براه برده نمی‌شوند، بلکه تمامی منابع طبیعی را نیز احاطه کرده و هر آنچه که از تاراج‌هایشان باقی بماند، مانند تخریب و زهرآگین کردن جنگل، آب و هوا روی گردان نمی‌شوند. تحت عنوان اقتصاد به انجام وقیحانه‌ترین شیوه‌های کسب سود می‌پردازند. اقتصاد مدرن را نمی‌توان با اقتصاد حقیقی که همان اقتصاد اجتماعی بوده را برابر پنداشت. زیرا اقتصاد اجتماعی در واقع مفهوم مقدسی داشته که معنا و نتیجه‌ی رنج زن که همان قانون مدیریت جامعه از سوی اوست را در برمی‌گیرد. جستجو به دنبال پاسخ این سوال که اینهمه گرسنگی و کشتار و غارت از چه نشات گرفته؟ ما را با ریشه‌های خطر نابودی اخلاق روبرو می‌نماید. به هیچ عنوان نمی‌توان اقتصاد کنونی را اقتصادی که در خدمت جامعه است نامید و این خود ریشه‌ی نابودی اخلاق و به حاشیه‌راندن جامعه از عرصه‌ی اقتصادی‌ست. چرخه‌ی اقتصاد مدرن تنها در خدمت سرمایه‌داران و قدرتمندسازی دولت‌ها می‌چرخد. بن‌مایه‌ی تشکیل دهنده‌ی روغن تسهیل کننده در گردش این چرخ؛ از حربه‌های گرسنه سازی، کشتار و تاراج انسان‌ها شکل گرفته است.

نظام سرمایه‌داری از طریق قطع ارتباط میان تولید کننده و مصرف‌گر، به زمینه‌سازی جهت مشروعیت حضور خود پرداخت. البته این مهم به صورت دلخواهانه روی نداده، بلکه با ظلم و غارت عملی گشته است. در این مرحله از تاریخ اقتدار بر جامعه و دست‌آوردهایش، پیش از هر کس بر جایگاه زن در اقتصاد که فعالیت حیات‌بخشی و تداوم حیات بود، روی داد. دیگر همانگونه که به آن اشاره نمودیم، تمامی فعالیت‌های زن بی‌ارزش و تمامی کارهای مرد به علت اینکه پول به همراه دارد ارزشمند و مایه‌ی زندگی گردانده شده است. پول به سرور و آغای بازار که معنای دنیا و حیات را مانند اختاپوسی به استیلای خود درآورده، مبدل گشته است. امروزه دیگر محصولات نه برای گذران زندگی، بلکه برای کسب پول و سرمایه‌ی اضافی تولید و به فروش می‌رسند و با این شیوه اقتصاد از زندگی پاک گشته است. حتی به صورتی درآمده که رنج انسان نیز به ابزار خرید و فروش مبدل شده و هیچ کس ارزش و اهمیتی به رنجی که برای تولید محصولی کشیده شده، قائل نگشته و به مقدار بهای آن می‌پردازد. برخوردهای ریاضی‌واری و حساب وکتاب‌ها که در نگریستن به هر چیزی تعیین‌کننده گشته، نه به نفع جامعه بلکه به نفع و پیشآبرنده‌ی منافع نظام سرمایه‌داری‌ست. پول دنیای روابط انسان‌ها را احاطه کرده و به بن‌بست رسانده است. مانند روابط کارگر – پیمانکار، آغا – نوکر، زن و مرد بر مبنای ارقام و پول فرم یافته‌اند. در این معنا، بی‌ارزش‌ترین زحمت و ارزانترین کار، به زن تعلق داشته و دنیای ذهنی – معنوی و ارزش‌های اجتماعی حاصل از آن با این شیوه از اقتصاد تکه‌پاره و پایمال گشته است. این شیوه از مدیریت اقتصاد، معیار و زمینه‌ی اصلی کسب سود قرار داده شده است. اما ما بر این مهم واقفیم که محتوای حقیقی اقتصاد؛ فعالیت تاریخی جامعه بوده و هیچ فردی با عناوینی از قبیل آغا، بیگ، برده، کارگر و دولت نخواهد توانست به نقش اول صحنه‌ی اقتصاد درآید. ریشه‌های تاریخی این فعالیت اجتماعی، نسبت به نیازمندیهای انسان رشد و نمو یافته و به همین خاطر نیز هیرارشی تحمیل شده بر آن طبیعی و لازم نیست.

تاریخ نظام سرمایه‌داری بر مبنای استعمار رنج زن پیشروی نموده و مرد را در مرکزیت آن بر مسند قدرت نشاند. همچنین درمیان دولت، مالکیت خصوصی، خانواده و نظام پدرسالاری خود را بنیان نهاده و به‌گونه‌ای فعال به پیاده سازی فعالیت‌های خود می‌پردازد. این سیستم با ویژگی هژمون‌گرائی که لبریز از فشار و خشونت بوده، به چپاول تمامی محصولات و خلاقیت‌های زن پرداخته و هرگونه ارزش و جایگاهی را از او سلب نموده است. به ایجاد تئوری اقتصادی که سرمایه‌داری را پیشبرد بخشیده، بر دست‌آوردهای زن پرداخته، اما فعالیت‌ها و عرصه‌هایی را که به تولید و ایجاد این دست‌آوردها انجامیده را متعلق به نظام خود معرفی نموده است. این تئوری‌ها به پرده‌پوشی بر واقعیات ضد اقتصادی بودن نظام می‌پردازند. بدین منوال از آبی که می‌نوشیم، هوایی که تنفس می‌کنیم، راه‌هایی که بر آن پا می‌گذاریم، غذایی که می‌خوریم و حتی افکاری که می‌کنیم، تحت مالکیت خصوصی کمپرادور و شرکت‌ها درآمده و به سرمایه‌ای در خدمت نظام سرمایه‌داری مبدل می‌گردند. دیگر بیشتر از کاربرد در زندگی و تداوم بخشیدن به آن، به بازار اقتصاد کاپتالیستی تغییر نقش می‌دهد. اقتصاد کاپتالیستی تمامی فعالیت‌هایی که به تداوم و رشد زندگی توجه دارد را غصب نموده و به سرمایه‌ی خود تبدیل می‌نماید. پس نباید به کاپتالیسم چون اقتصاد نگریست. کاپتالیسم علاوه بر اینکه اقتصاد نیست، بلکه اقتدار است.
در دوران مادرسالاری که فرهنگ زن – مادر بر جامعه محوریت داشته، هر چیز به ویژه ارتباط انسان با طبیعت، در یک چرخه‌ی آهنگ و اعتدال قرار داشت. برای برداشت چیزی از طبیعت، به برگزاری مراسم عبادی و توجیه نیاز حیاتی خود پرداخته، سپس به اندازه‌ی نیازشان چیزی را که نیاز داشته شکار یا جمع نموده‌اند. با رشد جمعیت و جامعه این تعادل تا اندکی بهم ریخت. در دوران مدرنیته‌ی سرمایه‌داری، این تعادل زیر و رو شد. برای کسب بیشترین سود و محصولات اضافی، غارت طبیعت حق مسلم نظام و حتی می‌توان همان شیوه، دلایل و واقعیتی را که به صورت تاراج و استثماری بی‌همتا بربدن زن و رنج او تحمیل شد، در ارتباط نظام با طبیعت که فلاکت‌‌های جانکاهی را به بار آورده، به راحتی به چشم می‌خورند. نگرش این نظام به طبیعت تنها بر مبنای مقدار سودی‌ست که برایش در بردارد و نه بیشتر. تخریب، نابودی و غارت طبیعت، مهم نیست بلکه آنچه مهم است؛ سرمایه است. در این راستا هم ارتباط انسان با طبیعت را قطع کردند. عشق به طبیعت و احساس امپاتی و درک آن، هیچ اهمیتی ندارد، چون عواطف ارزش پولی ندارند، پس مشتی احساسات بی‌ارزش‌اند. اگر به طبیعت بیاندیشند، این‌همه تسلیحات نظامی‌ای، که طبیعت و انسان‌ها را به نابودی کشانده را تولید نمی‌کردند. و یا اینکه این‌همه حیوان، درخت و گیاهی را که در تغذیه‌ی موجودات زنده نقش دارند را به قتل نمی‌رساندند.

در نتیجه می‌توان اینگونه ارزیابی نمود که مسئله‌ی اساسی اقتصاد؛ با حذف زن در اقتصاد آغاز گشت. به طورکلی در تاریخ تمدن و به ویژه دوران مدرنیته‌ی سرمایه‌داری کاپتالیستی، وقتی اقتصاد از دست زن در آورده شده و به دست مرد سرور و اقتدارگرا سپرده شد، اقتصاد به کلاف سردرگم مسائل مبدل گشت. با اندکی بررسی این نظام براحتی می‌توان دریافت که هیچ ارتباطی با اقتصاد نداشته و مجموعه‌ای‌ست از سود اضافی که برای نظام حیاتی‌ست. با خروج اقتصاد از محوریت زن و درافتادنش به تسلط آغا، بازرگان، پول، سرمایه‌دار، اقتدارگرا و دولت، زندگی و اقتصاد اجتماعی با ترور و نابودی روبرو گشتند. چون اقتصاد به دست نیروهای ضد اقتصاد افتاد. اکنون دیگر اقتصاد از طرف کسانی که هیچ ارتباطی با اقتصاد ندارند، براه برده می‌شود. مانند برگ قمار بر بورس، گران‌بهایی و سود بی‌پایان، به غارت جامعه و به چنگ انداختن ارزش‌‌های جامعه می‌پردازند. هر چیزی را به ماشین جنگ مبدل ساخته و چرخ آن را به سوی منافع و سود خود می‌چرخانند. با این وضعیت آیا بر چنین فعالیت‌هائی می‌توان نام اقتصاد نهاد؟. بدون شک خیر اقتصاد نیست، بلکه ضد اقتصاد است.

طی دویست سال اخیر جامعه‌ی انسانی با افزایش بی‌اندازه‌ی جمعیت که دنیای ما را روبه نابودی برده، روبرو مانده است. هیچ چیزی برای این جمعیت کافی نیست و با هر افزایش جمعیتی بحران اقتصادی نیز رشد بیشتری می‌یابد. نیازهای حیاتی برای انسان‌ها قابل دسترسی نیستند. برای گذار از این بحران مرگبار؛ بایستی به سیاستی صحیح و نوین بەویژه در عرصه‌ی اقتصاد پرداخت. گام نخست و اساسی احیای اقتصاد کمونال است. بایستی در برابر اقتصاد کالاشده و سود اضافی دارای موضع بوده و در عین حال به سوی اقتصادی که بر اشتراک و برابری، ارزش‌های اخلاقی‌ای که بر مبنای ارزش اجتماعی تنظیم گشته، تکیه نماییم. در این‌صورت هم جامعه و هم طبیعت از نابودی رها گردانیده می‌شود. اگر چرخ اقتصاد بورژوای را از کار باز نداریم، جائی که به آن برسیم، جهنم است. پس تنها یک راه پیش‌روی انسانیت باقی مانده؛ ملت دمکراتیک که یکی از پایه‌های اساسی آن اقتصاد کمونال و اکولوژیک است. اقتصاد در مدرنیته‌ی دمکراتیک به جایگاه واقعی خود دست می‌یابد. آن وقت راه بر سود اضافی و غارت طبیعت نیز بسته می‌شود. از این پس نیازمندیهای بنیادین بر مبنای معیارهای اخلاقی ، بازگشت به تقدس خاک و ترمیم هماهنگی ارتباط انسان و طبیعت تامین خواهند شد. بدون شک نبایست فراموش نمود که بایستی اقتصاد به دست معمار خود یعنی زن بازگردانده شود. در چنین شیوه‌ی حیاتی جامعه‌ای اخلاقی، اقتصادی، اکولوژیک، دمکراتیک ایجاد شده و راه بر روی هر گونه معضل اجتماعی نیز بسته خواهد شد. عملی ساختن اقتصاد اجتماعی با ایجاد نظام کنفدرالیسم دمکراتیک قابل اجرا خواهد بود، که تنها راه رهائی از بحرانهاست.



kjar.online




🆔 @GozarDemocratic
لە بەرخۆدانی قارەمانانەی #گارە ۱٥ گەریلای تێکۆشەر و فەدایی ئاپۆیی، سنگیان کردە مەرتاڵ و لەپێناو پاراستنی شکۆ و کەرامەتی گەلەکەیان گیانیان بەخت کرد.


درود بۆ ڕۆحی پاکیان، شەهید نامرن.


🆔 @GozarDemocratic
Forwarded from MadMedia.Live
لە بەرامبەر چارەنووسی گیراوی سیاسی کورد "زەینەب جەلالیان" بێ دەنگ نەمێنین!
#ڕێبوار_پەرویزی
#ماد_مێدیا
#زەینەب_جەلالیان
@Mad2020Media
🔹 حزب کارگران کوردستان از سال ۱۹۹۵ در چارچوب معاهده ژنو عمل کرده است

🔻حزب کارگران کوردستان از ۲۴ ژانویه سال ۱۹۹۵ کنوانسیون‌های ژنو را در چارچوب پذیرش قوانین جنگی امضا کرده و آن را در رسانه‌ها نیز منعکس کرده است. حزب کارگران کوردستان همواره به تعهدات خود در این رابطه پایبند بوده است.

بیشتر بخوانید...

🌍 https://bit.ly/2Nl6xId

وبسایت | تلگرام | اینستاگرام | فیسبوک | توئیتر | ارتباط با ما
نفس کشیدن در فضای هویت ملی

آریو برزن




🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
نفس کشیدن در فضای هویت ملی آریو برزن 🆔 @GozarDemocratic
نفس کشیدن در فضای هویت ملی

آریو برزن





سير مبارزاتي ملت كُرد در طول تاريخ با تمام فراز و نشيب‌هايش چه در گذشته‌ و دوران معاصر و چه هم‌اكنون كه مسئله‌ي كرد به صورت يك گفتمان منسجم درآمده، عبارت از تلاش براي برساخت زيست‌جهان خويش در تمامي ابعاد آن و حركتي مداوم به بيرون از دايره نظام‌هاي‌ موجود و مستقر است. معتقدم كه برخي از پيشينه‌هاي مربوط به هستي‌يابي و تشكل‌يابي خلق كرد از لحاظ اجتماعي و شخصيتي به عنوان مكانيزم‌هاي بازدارنده‌ي هميشگي عمل كرده و مي‌كنند. اين مكانيزم‌هاي دروني به صورت يك نظام ايمني عمل مي‌نمايند. نمي‌خواهم وارد قضاوت‌هاي ذات‌گرايانه و انتزاعي شَوَم،‌ اما بدون شك هيچ هستي‌اي بدون توجه به سازوكارهاي محافظتي و امنيتي به وجود نمي‌آيد. در واقع پايداري و دوام يك موجوديت و هستي يا به عبارت ديگر توان هستومندي آن در گرو پايايي نظام ايمني آن است. رابطه‌ي ديالكتيكي بين اين دو به صورت قابليت انعطاف، خودتطبيق‌دهي و بالارفتن ميزان تاب‌آوري و يا برعكس شكنندگي، ناسازگاري و از جاكندگي نمود مي‌يابد. در جامعه‌ي كرد علي‌رغم تمامي ضرباتي كه بر پيكره‌ي اين نظام دفاعي وارد آمده و تمامي موانعي كه بر سر راه تحول آن گذاشته شده همچنان به صورت كليت‌گرايانه عمل مي‌نمايد. نمونه‌ي ملت كرد از اين لحاظ منحصر به فرد و ويژه است. تكين و يگانه بودن ملت كرد از لحاظ بطني‌بودن نظام ايمني همزاد با هستي‌اش را نبايد يك مقوله‌ي ساده تصور كرد. كافي است كه نگاهي هر چند گذرا به تمامي تهاجم‌ها، تخريبات و تجزيه‌هاي صورت‌گرفته بر جامعه‌ي كرد داشته باشيم تا معلوممان شود اين سازوكارها هنوز سالم و بدون خطا عمل مي‌نمايند. بدون شك اين همه مرزبندي جغرافيايي، عقيدتي، سياسي، فرهنگي،‌ هويتي و حتي مطالباتي كمترين خدشه را به كليت نظام ايمني آن تا قرن حاضر وارد ساخته است. پارگي‌ها، بريدگي‌ها و زدايش‌هاي صورت گرفته بر هستي ملت كرد اگرچه بعضا زخم‌هايي بس عميق و ماندگار به جا گذاشته‌اند، اما هرگز به عمق اين نهادينگي تاريخي‌ـ اجتماعي دست نيافته‌اند. دشمنان ملت كرد به ايجاد همه نوع بي‌قراري در ابعاد شخصيتي و اجتماعي خلقمان دست زده‌اند تا شاهد پرت‌شدن و ازجاكندگي آن باشند. همان‌طور كه اشاره شد، لازم است با توجه به عمق‌يابي و روند روبه فزوني حملات وارده بر ملت كرد نظام دفاع ايمني آن نيز تغيير يابد. اين ابرسازه يا ابرنهاد تاريخي و اجتماعي تا به امروز توانمندانه پاسخگوي هجمه‌هاي متفاوت بوده، اين امر نبايد ما را از طيف جديد تهاجمات عافل نمايد و به يك نوع بي‌خيالي بيا‌نجامد. رهبر آپو جلد پنجم از مجموعه‌ي مانيفست تمدن دمكراتيك را “دفاع از كردها، خلقي در چنگال نسل‌كشي فرهنگي” نام نهادند. رهبري در اين مجموعه از دفاعيات به وضوح از پايان يك دوران و ورود كردها به يك دوره‌ي تاريخي جديد و به جاي‌آوري ملزومات اين دوره سخن به ميان مي‌آورد. دوراني كه نظام‌ جهاني شديدترين حملات دوران حياتش را جهت به استثماركشانيدن تمامي موجوديت‌هاي خارج از سلطه‌اش آغاز نموده و تمامي كاردهاي مجرب و امكانات انحصاري‌اش را به منطقه گسيل داشته. بنابراين سوال مطروحه اين خواهد بود كه آيا ملت كرد حاضر است نسبت به ادامه‌ي مسير و “ماندن” گام‌هايي اساسي بردارد يا خير؟

واژه يا اصطلاح دفاع ذاتي مكررا در دفاعيات رهبري مورد استفاده قرار مي‌گيرد. البته كه اشاره رهبر آپو به يك “جامعه در برابر تهديد” يا “جامعه‌ي در خطر” است. نابودي از لحاظ هستي و موجوديت يا همان فروپاشي و زوال اجتماعي مدنظر است. يعني اينكه ما تا قرن حاضر از پس‌اندازها و اندوخته‌هايمان در تمامي عرصه‌ها و حوزه‌ها استفاده مي‌كرده‌ايم. به زباني ديگر اشاره‌ي رهبر آپو به خزانه‌ي ته كشيده و كفگير به ته ديگ خورده‌ي ملت كرد است.” چيزي براي مصرف و تغذيه نمانده”. اين يك لحظه‌ي حياتي در تاريخ ملت كرد است. يا قرباني بودن، پرت‌شدن از شهروندي جهان( به معناي حضور و قرارگيري در جهان) و مصرف‌گراشدن را مي‌پذيري يا به يك ملت مولد، مبتكر، خلاق، آفرينش‌گر بدل خواهي ‌شد. به ديگر سخن اگرچه مي‌توان در سازه يا ساختمان خزانه مامن گرفت، اما تهي ماندن آن در نهايت به پايان كار خواهد انجاميد. براي ماندن، شدن و بودن بايد جنبيد و خلاقيت و توليد پيشه كرد و خزانه را دوباره انباشت. مفهوم دفاع ذاتي تلنگري به انسان كرد است تا متوجه عمق فاجعه باشد. رهبر آپو ملت كرد را به برساخت يك مدرنيته دعوت مي‌نمايد. يعني فراخوان رهبري به ادامه‌ي همان روند حركتي به بيرون از نظم مستقر است كه در ابتداي اين نوشته به آن اشاره داشتم. چرا لازم است كه كردها نسبت به برساخت مدرنيته‌ مختص به خويش اقدام نمايند؟ ما به عنوان خلق كرد در كجاي مدرنيته‌ي موجود قرار داريم؟ بدون شك كردها در نظام مدرنيته‌ سرمايه‌داري جايي برايشان در نظر گرفته نشده و شان و منزلتي در انتظارشان نيست.
گذار دموکراتیک
نفس کشیدن در فضای هویت ملی آریو برزن 🆔 @GozarDemocratic
اين ساختارهاي مينيمال، كاركردزدايي‌شده و مستعمل نظام كه بر تن رنجور و مُنگول بورژوازي به دوران نارسيده‌ و سرهم‌بندي‌شده‌ي(مونتاژ) كورد زار مي‌زند، نمايشي مضحك از بازگشتي تاريخي است. با اين عرياني و تهي‌دستي ما در درون مدرنيته‌ي سرمايه‌داري هضم خواهيم شد. براي همين ملت كرد مجبور است با بهره‌مندي از حقيقت اجتماعي نسبت به برساخت مدرنيته‌ي خويش اقدام نمايد. اما قبل از هر چيز بايد از لحاظ دفاعي استقرار يابد. چون آنچه در معرض تهديد قرار دارد موجوديت آن است. مجبوريم با توجه به خطرات جديد و همه‌جانبه كه هستي‌مان را هدف قرار داده به سوي يك نظام دفاعي با همان كليت گام برداريم. بستر و زمينه‌ي تاريخي و اجتماعي آن وجود دارد و از همان طراوت و شادابي برخوردار است. اما بايد آن را ارتقاء داده سامانه‌ي دفاعي و امنيتي مبتني بر يك استراتژي كلي را طراحي و اجرا نمود. هيچ مدرنيته‌اي برساخته نخواهد شد مگر اينكه نظام دفاعي آن هم‌راستا و هم‌ارز با آن بنيان نهاده شود.

منظورم از پيشينه‌هاي مربوط به هستي‌يابي و تشكل‌يابي، همان بنيان‌هاي مستحكم فرهنگي‌ـ اجتماعي است.‌ تمامي ارزش‌ها، دستاوردهاي مادي و معنوي، مديريتي و عقيدتي، منش و خلقيات آزادي‌خواهانه، ظلم‌ستيز، انسان‌مدارانه و هزاران سال مقاومت و ايستار در برابر تمامي ساختارهاي مركز‌گرا و انحصار‌طلب مي‌باشد. اين موارد به ما هويتي خاص بخشيده كه ملجاء و پناه است. همان ابرنهادي كه تاكنون با حفظ كليتِ خود، از گزند دشمنان ملت كرد در امان مانده. اما براي حفظ اين پِي و شالوده‌ي هستي‌ساز مجبوريم كه در دو بعد شخصيتي و اجتماعي در راستاي نهادينگي گام‌هاي اساسي برداريم. بدون نهادينگي امكان اتخاذ استراتژي، برنامه‌ريزي و اجراي تاكتيك‌‌ را نخواهيم داشت. يك بار ديگر بر اين امر تاكيد مي‌نمايم كه نوع تهاجمات و تسليحات به كلي فرق كرده، لازم است كه نظام دفاعي و مفصل‌بندي‌هاي آن دوباره طراحي شوند. مفهوم “جامعه‌ي در مخاطره”، بحث از ريزش يا فرسودگي و مندرس شدن برخي يا بعضي از بافت‌ها و نارسايي ساختاري نيست. خطري عمومي و همه‌گير است كه لازمه‌ي گذار از آن همكاري و تلاش جمعي و كلي است. بيان اين مختصر براي اين بود كه به موضوع توطئه‌ي بين‌المللي سال1377شمسي(1999) و تاثيرات آن بر شرق كردستان بپردازم. لازم است كه برخي از مسائل قبل از سال 77 را با ياد بياوريم. با امضاي قطع‌نامه‌ي 598 شوراي امنيت در سال 1367 هشت سال جنگ ميان ايران و عراق به پايان رسيد و در تمامي عرصه‌هاي آوار و خرابي به جاي گذاشت. احزاب شرق كردستان در آن زمان كه هم در برابر جمهوري اسلامي و هم در برابر همديگر در حال جنگ بودند از اين صلح ضربه‌ي سنگيني متحمل شدند. يك سال ديرتر بعد از متاركه‌ي جنگ بين دو كشور ايران و عراق احزاب شرق كردستان هم توانستند به مصالحه دست ‌يابند و به جنگ مشمئز‌كننده‌ي برادر‌كشي پايان دهند. يك سال بعد از آن هم كه دكتر قاسملو به شهادت رسيدند. قبل از آن هم كه حزب دموكرات دچار انشعاب شده بود. نظام جمهوري اسلامي كه بعد از جنگ و مرگ خميني با گفتمان سازندگي در پي انسجام‌بخشي و تقويت نهادهايش برآمد. نظام كه خود را سربلند از مقابله با تهاجم خارجي مي‌ديد تمام توانش را جهت سركوب نيروهاي اپوزيسيون داخلي به كار انداخت. دوران سياه هاشمي رفسنجاني براي كردها ارمغاني جز سركوب و غارت و نفي هويتي و فرهنگي در پي نداشت. هر چند كه برخي از ناآگاهان قبل از مرگش سعي بر تاوان‌زدايي از او را داشتند. هرگز كسي در كردستان جنايت‌هاي او را فراموش نخواهد كرد و مي‌دانند كه ” خون لخته هم فرياد سرخي دارد”. بدون شك در اين سال‌ها فضاي سياسي ايران پر بود از فرياد ” هَل مِن مبارز طلبيدن” در داخل و خارج. احزاب شرق كردستان هم كه بعد از سال 1992، يعني پس از گشايش پارلمان جنوب كردستان،‌ به صورت رسمي از عمليات مسلحانه در شرق كردستان دست كشيدند و در كمپ‌هايي در كويه و سليمانيه مستقر شدند. مستقر شدن پايگاه انجرليك در تركيه و پياده شدن برنامه‌ي چكش تعادل و بعد از آن منطقه‌‌ي پرواز ممنوع در شمال عراق در راستاي ايجاد يك منطقه‌ي حائل كه قرار بود در آن پروژه‌ي كردستان مينيمال و حداقلي به اجرا گذاشته شود؛ زنگ خطر را براي تمامي احزاب بخش‌‌هاي ديگر كردستان به صدا درآورده بود. چشم‌پوشي از منافع و مصالح ملت كرد در بخش‌هاي ديگر به نفع جنوب كردستان و دوگانه‌ي بارزاني و طالباني مي‌رفت كه به يك واقعيت سياسي و اجتماعي بدل شود. متاسفانه امروزه بخشي از احزاب، مصالح و آينده‌ي ملت كرد را فداي التزام عملي نسبت به حفظ اين دستاورد نموده‌اند.
گذار دموکراتیک
نفس کشیدن در فضای هویت ملی آریو برزن 🆔 @GozarDemocratic
هر چند كه جَسته‌گريخته فعاليت‌هاي در شرق كردستان به صورت محدود و بدون برنامه و استراتژي مشخص انجام مي‌شد و تا سال‌هاي بعد از 1371 هم تحت عنوان اعلام حضور ادامه پيدا كرد. اما در هر صورت اين موارد باعث به وجود آمدن يك خلاء سياسي در شرق كردستان شد. نظام جمهوري اسلامي كه يك دوره‌ي ترور و وحشت را در داخل و خارج آغاز نموده بود براي اينكه خلقمان در شرق كردستان نتواند از فضاي به وجود آمده در پي قيام‌هاي شمال و جنوب كردستان استفاده نمايد، با كمك احزاب جنوب اقدام به ترور نزديك به 600 تن از كادرهاي احزاب شرق كردستان نمودند كه توان پيشاهنگي و انجام فعاليت را در اين بخش داشتند. اين دوره از تراژيك‌ترين دوران مبازراتي خلق‌مان در شرق كردستان است. سرمايه‌هايي بس عظيم و گرانبها به دست تبهكاران و مزدوران داخلي و نظام جمهوري اسلامي از ميان رفت. تشكيل حكومت مشروط در جنوب كردستان به بلاي جان احزاب شرق كردستان مبدل شد. دولت‌هاي ايران و تركيه جهت موافقت با تشكيل حكومت كردي در شمال عراق پيش‌شرط‌هايي را لحاظ گرانيدند. كه مهم‌ترين‌ آن‌ها صيانت از مرزهاي دو كشور توسط نيروهاي جنوب كردستان بود. حكومت اقليم بايد جهت كسب حمايت ايران و تركيه مواردي را متعهد مي‌شد. بنابراين احزاب شرق كردستان در يك پروسه مجبور شدند كه مناطق مرزي و مقرهاي خود را به مقصد داخل خاك جنوب كردستان ترك كفته و در آنجا رحل اقامت بگزينند. بدون شك اين امر بدون لحاظ گردانيدن خواست خلق‌مان در شرق كردستان و به بهاي ايجاد ركود و سكون در روند مبارزاتي آنان صورت گرفت. رها نمودن خلق و ميهن‌دوستان و مبارزان در شهرها و روستاهايي كه نظام جمهوري اسلامي روز به روز سلطه و حاكميت خود را در آن‌ها مستحكم‌تر مي‌نمود، جريان بازي را به نفع نظام سركوبگر اسلامي تغيير داد. بي‌دفاع ماندن جامعه و از بين رفتن ازرش‌ها و دستاوردهايي كه با خون جوانان و مردم مبارز به وجود آمده بود، روزهاي ناخوشايندي را رقم زد. ظلمي كه در اين دوره توسط دولت‌هاي استعمارگر و همچنين نيروهاي جنوب كردستان بر خلق‌مان در شرق رواداشته شده از حد بيرون است. دوران بعد از سال‌هاي 92 ميلادي را مي‌توان دوران عمل به تعهداتِ نيروهاي جنوب دانست. اين نيروها براي اثبات عمل‌گرايي خود در زمينه‌ي تعهداتشان همه نوع كاري را انجام دادند. از حمله به نيروهاي شرق كردستان و پ.ك.ك گرفته تا جنگ داخلي همه نوع راهكاري كه به مبارزات خلق كرد ضربه وارد نمايد را آزمودند. هر آنچه را كه سال‌ها دشمنان ملت كرد نتوانسته بودند با تمام تسليحات و توان خود به انجام برسانند، آن‌ها در مدتي كمتر از يك دهه به نحو احسن به انجام رسانيدند.

در حالي كه در جنوب كردستان نيروهاي هم‌سو با پروژه‌ي چاره‌يابيِ مينيمالِ مسئله‌ي كرد جمع شده بودند. جنبش آپويي تمام نيروي خود را جهت پوشش دادن خلا‌ء‌هاي به وجود آمده به كار برد. پ.ك.ك به عنوان تنها نيروي سازماندهي شده‌ي مخالف با پروژه‌ي چاره‌يابي نظام جهاني به ياري خلق‌مان در هر چهار بخش كردستان شتافت. نبايد اين نكته را فراموش نمود كه خلق‌مان در تمام بخش‌ها هيچ تمايل و الفتي با اين پروژه نداشته و ندارد. متاسفانه در اين مقطع احزاب شرق كردستان با يك حس خود‌نماينده‌پنداري خلق‌مان در شرق در مقام تصميم‌گيري نشسته و به جاي تمامي كساني در مبارزات حضور داشتند راي به راكد كردن مبارزه دادند. ما مي‌دانيم كه اين احزاب تحت چه فشارهايي به اين كار تن دادند، اي‌ كاش يك بار از اين لاك دفاعي بيرون مي‌آمدند و برخي از واقعيات را حداقل براي تاريخ هم كه شده به زبان مي‌آوردند. تجديد قواي جنبش آپويي بعد از جنگ سال 92 با نيروهاي جنوب كردستان و مشاهده وضع موجود اين سازمان را بر آن داشت كه با يك استراتژي كلان و همه‌جانبه به مقابله با اين وضع بپردازد. براي همين در تمامي عرصه‌هاي داخلي و خارجي شروع به فعاليت گسترده براي نقش‌برآب ساختن پروژه‌ي نيروهاي جهاني نمود. لازم است كه اين دوره به صورت مصاف دو نيروي موافق و مخالف چاره‌يابي مينمال مسئله‌ي كرد درك نماييم. در يك سوي اين جبهه، دوگانه‌ي بازراني و طالباني و اقمار آن‌ها در ساير بخش‌ها و همچنين احزاب مجبور‌ شده‌ و به دام‌افتاده‌ي شرق كردستان قرار داشتند و در سوي ديگر جنبش آپويي و خلق‌مان كه تهديد را با تمام وجود حس كرده بود و خصوصا در شرق(رۆژهەڵات) بی‌پناه و تنها در مقابل دشمن رها شده بود، قرار مي‌گرفتند. براي درك بهتر اين نكته و اثبات اينكه پ.ك.ك با استراتژي‌اي همه‌جانبه پا به عرصه گذاشت بهتر است اشاره‌اي به برخي از دستاوردها و پروژه‌ها داشته باشم.
گذار دموکراتیک
نفس کشیدن در فضای هویت ملی آریو برزن 🆔 @GozarDemocratic
از آن جمله مي‌توان به تشكيل كنگره‌ي ملي كرد خارج از ميهن(PKDW) كه بعدها در سال 99 ميلادي به ك.ن.ك تغيير نام داد، جهت ايجاد يك مصدر سياسي و ديپلماتيك و به وجود آوردن توان هم‌آفزايي و هم‌كنشي در ميان نيروهاي كردستان و ايجاد هماهنگي و كارايي و اثربخشي بيشتر؛ پيوستن جوانان و نيروهاي مخالف و سرخورده از شكست احزاب كلاسيك چپ و جبهه‌ي رئال‌سوسياليسم به جنبش‌آپويي از تمام بخش‌ها و حتي ملت‌هاي ديگر خاورميانه، ايجاد يك ارتش گريلايي به صورت ارتشي ملي براي دفاع از خلقمان در هر چهار بخش كه با حملات نظام جهاني و نيروهاي سلطه‌گر منطقه‌اي روبه‌رو مانده بودند و برآورده نمودن تقاضاها و انتظارات جوانان تازه ملحق شده، همچنين تاسيس تلويزيون و رسانه‌ي ملي در سال 95 ميلادي جهت مقابله با جنگ رسانه‌اي و پوشش‌دهي تمامي مناطق و جوامع كرد و آغاز يك دوره‌ي روشنگري و آموزش جهت مقابله با تهديدات موجود و ايجاد عامليت‌ جمعي در ميان كردها. كه اين مورد آخر به تنهايي يك انقلاب فرهنگي و هويتي را ساماندهي نمود.

تمامي اين موارد باعث شد كه انس و الفتي جدي بين جنبش آپويي و خلق‌مان خصوصا در شرق كردستان به وجود آيد. متاسفانه برخي ناآگاهانه و برخي نيز عامدانه اين مسائل را نديده و همه چيز را در قالب يك امر تصادفي بررسي مي‌نمايند. البته براي كساني كه از استراتژي، تاكتيك و رهبريت در كردستان خبري ندارند امري عادي است. اما بايد اذعان دارم كه كردها با تاسيس پ.ك.ك وارد فاز علمي مبارزه شده و موفق به تدوين برنامه و استراتژي بلندمدت شدند. نگاه‌هاي كليت‌گرايانه‌ي جنبش ‌آپويي به مسئله‌ي كرد و تلاش براي ايجاد ساختار‌هاي دفاعي و ايمني براي صيانت از دستاوردها در اين دوره به وضوح قابل مشاهده است. پ.ك.ك به خوبي اين موضوع را درك كرده بود كه نظام دفاعي كردها در قالب يك كليت عمل مي‌نمايد و بايد براي رهايي از بحران موجود هم نسبت به تجديد ساختار آن اقدام نمود. تمامي تلاش‌هاي جنبش‌آپويي براي برساخت اين نظام دفاعي بود. در حالي كه نيروهاي جنوب كردستان مشغول تسويه‌حساب‌هاي داخلي و كشت‌وكشتار همديگر در سال 1996 بوده و وقاحت را به منتهي درجه‌اش رسانده بودند. همچنين نيروهاي اتحاديه ميهني براي خوش‌خدمتي و كسب پشتيباني از ايران در جنگ داخلي با حمله‌ي نيروهاي ايران به كمپ نيروهاي حزب دموكرات كردستان موافقت نمودند و رسوايي 31 آگوست هم نمك بر زخم كردها مي‌پاشيد، جنبش‌آپويي تمامي تلاش و امكانات خود را جهت جلوگيري از كريه و بدمنظر شدن چهره‌ي كرد در جهان به كار گرفته بود. هر آنچه كه جنش آپويي در توان داشت را در طبق اخلاص گذاشته و به پيشگاه ملت كرد تقديم نمود. در حالي كه نيروهاي پاسدار صلح در ميان نيروهاي اتحاديه ميهني و پارت دموكرات حائل بودند، جنبش آپويي در حال برداشتن مرزهاي ذهنيتي و جغرافياي كردستان بود و تلاش مي‌كرد كه اتحاد ملي را به وجود بياورد. در اين ميان احزاب شرق كردستان هم در يك مفعوليت سياسي به سر مي‌بردند. افزايش اقبال عمومي به جنبش آپويي و مشاركت جوانان شرق كردستان در پ.ك.ك و همچنين انسجام يافتن جوانان جنوب كردستان كه از به بن‌بست رسيدن مبارزات در اين بخش به تنگ آمده بودند نويد روزهاي پرباري را مي‌داد. هم نيروهاي جهاني و هم نيروهاي جنوب از اين رشد فزاينده‌ي جنبش‌آپويي به شدت ناراحت بودند و با همكاري كشورهاي تركيه و ايران و ناتو سلسله‌ حملاتي را براي در تنگنا قرار دادن جنبش به راه انداختند. يورش‌هاي مداوم پارت دموكرات و ناتو با هماهنگي كامل صورت مي‌گرفت. همچنين نيروهاي گلوبال كه حمايت بي‌دريغ خود را از ملي‌گرايي ابتدايي كردها ادامه مي‌دادند، از طريق تركيه و ناتو به سوريه فشار مي‌آوردند كه رهبر آپو را از خاك خود بيرون براند و از اين طريق سدي در مقابل روند روبه رشد جنبش آپويي قرار دهند. جنبش‌آپويي توانسته بود تمامي توطئه‌ها عليه خلق كرد را در طول دهه‌ي نود ميلادي خنثي نموده و ضربات سنگيني را بر پيكره‌ي نظام جهاني كه خواستار نابودي خلق كرد بود، وارد سازد.

بعد از پيمان واشنگتن در 17/9/1398 در بين احزاب جنوب كردستان نظام جهاني تلاشش را براي جلوگيري از نفوذ بيش از حد پ.ك.ك با كمك اين احزاب شدت بخشيد. برخي از مفاد اين پيمان به مسئله مقابله و دشمني با پ.ك.ك و همكاري احزاب جنوب با جنبش آپويي اختصاص يافته است. رهبر آپو كه همواره خواستار حل مسالمت‌آميز و دموكراتيك مسئله كرد بوده براي بار سوم در سال 98 آتش‌بسي يكجانبه را اعلام نمود. نيروهاي سلطه‌ي جهاني و منطقه‌اي از تاثيرات جنبش آپويي كه باعث به وجود آمدن شخصيت كرد آزاد و خودمدير مي‌شد و او را از وابستگي مي‌رهانيد، نگران بودند. زيرا در اين صورت كردها وارد فاز عامليت سياسي شده و از ماندن به حالت يك كارت فشار و چماق دست خارج مي‌شدند.
گذار دموکراتیک
نفس کشیدن در فضای هویت ملی آریو برزن 🆔 @GozarDemocratic
بدون شك سرمايه‌داري جهاني و نيروهاي استعمارگر كردستان خصوصا تركيه و ملي‌گرايي ابتدائي از اين وضع به شدت نگران بودند. اين امر همه‌ي اين نيروها به يك جبهه مي‌راند. از سال 95 و96 تا سال 99 كه رهبر آپو در جريان يك توطئه دستگير شدند، تفكر مدرن تحزب و سازماندهي از طريق كتب و مطبوعات جنبش‌ آپويي كم‌كم وارد دانشگاه‌ها و محافل روشنفكري و سياسي شرق كردستان شده بود. اين تفكرات براي جوانان شرق كردستان كه به دنبال يك مدل سياسي جايگزين براي ملي‌گرايي ابتدايي كرد بودند، نويد دوران جديدي بودند. بسياري از سازماندهي‌هاي صورت گرفته در شرق كردستان در اين دوران به صورت خود‌انگيخته و بومي صورت گرفت. جوانان به تفكرات رهبر آپو به صورت يك سرچشمه‌ي حيات‌بخش و يك فرصت براي برخاستن از زير آوارهاي شكست سياسي سال‌هاي بعد از جنگ ايران و عراق مي‌نگريستند. لازم است به اين نكته دقت شود كه بيشترين تاثير را از تفكرات رهبري جريانات دانشجويي، روشنفكران، دست‌اندركاران فعاليت‌هاي فرهنگي، زنان و جوانان پذيرفتند. يعني برخلاف آنچه كه تبليغ مي‌شود و برخي از افراد مدعي آن هستند، در بنيان گرايشات خلقمان در شرق كردستان به پ.ك.ك يك عقلانيت سياسي و فرهنگي و يك خرد جستجوگر و حقيقت‌خواه پنهان است. اين طيف‌ها بودند كه سكون و ركود سياسي را قبول نداشتند و به دنبال فرصتي براي رخوت‌زدايي از فضاي سياسي شرق كردستان مي‌گشتند. لازم است كه نيروي تحول‌خواه و جستجوگر خلق كرد در شرق کردستان ديده شود. انكار اين موضوع انكار سوژگي و عامليت خلق است. سنگيني تفكرات ناسيوناليستي متكي بر ملي‌گرايي ابتدائي بر اذهان مردم كرد در آن دوران، جامعه را به سوي جزم‌انديشي و نوعي از سلفيسم حزبي سوق داده بود. توان آفرينش خلقمان در شرق كوردستان را به قهقرا كشانده و مساله‌ي مبارزه براي آزادي را لوث كرده بودند. آشنايي با جنبش آپويي بازگشايي در‌هاي خلاقيت و نوآوري و آفرينش بود به روي خلقمان. جامعه در نبود خلاقيت و نوآوري به سوي هجو و ابتذال سياسي و اجتماعي روي ‌آورده بود و جمهوري اسلامي به اين وضع اسفبار دامن مي‌زد. مصداق اين گفته بود “چون در خلاقيت بسته شود لاجرم در هجو گشوده مي‌شود”. دوراني بود كه جامعه براي رهايي از فشارهاي رواني و اجتماعي بعد از شكست سياسي ملي‌گرايي ابتدائي در شرق به طنز و جوك‌سازي روي‌آورده بود و نظام جمهوري اسلامي نهايت بهره‌برداري را از اين وضع مي‌نمود. جامعه قطبي‌سازي شده و فاناتيسم حزبي راه بر هرگونه گذار مي‌بست.

اما استراتژي جنبش آپويي در شرق موفق از آب درآمد و جرياني از فعاليت‌هاي فرهنگي و هنري اجتماع‌محور، خارج از ساختار حزبي متدوال به راه افتاد. بر اين باورم كه تفكرات آپويي بار ديگر خلق كرد را در شرق كردستان به درون جهان‌ فرهنگي‌اش پرتاب كرد. جامعه را واداشت كه در عرصه‌ي خود‌ـ بودن گام بردارد و يك بار ديگر خود را از نو بازشناسد. جالب توجه است كه تمامي اين تحولات را مردم خود مديريت مي‌نمودند و هيچ گونه ساختار حزبي جايگزيني تا دوران تاسيس حزب حيات آزاد كردستان در شرق وجود نداشت. كادرهاي آپويي تنها نقش پيشاهنگي، مشاوره و همكاري را داشتند. به جرات مي‌توانم ادعا كنم كه تفكر خود‌مديريتي در اين برهه به خوبي در شرق كردستان جا افتاد و ادامه دارد. براي كساني كه علاقه‌مند به مطالعات اجتماعي و تاريخي هستند توصيه مي‌نمايم كه تنوعات فعاليتي و فرهنگي به وجود آمده در اين دوران را يك بار ديگر مورد مداقه قرار دهند تا متوجه اين بيداري شوند. تنها گروه‌هاي رقص و موزيك كه از كرماشان تا ماكو تشكيل شده بودند و نشريات دانشگاهي را اگر از نظر بگذرانيد متوجه طراوت سياسي و اجتماعي خواهيد شد. خلق‌مان در شرق همراه با جنبش آپويي به خوبي به مفهوم جامعه‌‌ي در مخاطره واقف شد. نيروي كليت‌گرايانه‌ي دفاعي و ايمني را دوباره بيدار نمود و توان خود‌ـ دفاعي جامعه از لحاظ فرهنگي را سازماندهي كرد. از همه مهم‌تر توان نهادينگي را در ميان جامعه به شدت تقويت نمود. جامعه به اين درك نائل آمد كه بايد خود از دستاوردهايش دفاع نمايد و انتظار تنها ره به بيهودگي مي‌برد. فربه‌گي بيش از حد ساختار حزبي در شرق كردستان كاملا جامعه مدني را به عقب رانده و آن را از جريان مبارزه كنار گذاشته بود. احزاب در شرق كردستان با به فراموشي سپردن جامعه مدني به مثابه يك شبه‌دولت عمل مي‌كردند. اما تفكرات رهبري با محوريت قرار دادن تنوعات اجتماعي آن‌ها را در زير سقف ‌سياسي مشترك ملت كرد گرد هم مي‌آورد و نه سقف كوتاه فاناتيسم حزبي. جامعه را مي‌شد مشاهده كرد كه قيود دست‌وپاگير احزاب را به كناري نهاده بود و در فضاي هويت ملي نفس مي‌كشيد. يك نكته را نبايد فراموش كرد كه تا به آن زمان هيچ سازمان و تفكري در كردستان نتوانسته بود تمامي تنوعات موجود در جامعه‌ي كرد مخاطب قرار داده و براي جملگي آن‌ها برنامه‌ي مدون داشته باشد.