گذار دموکراتیک
① کتاب کردها – بررسی کتابها و آثار عبدالله اوجالان ✍ آ. کاردوخ 🆔 @GozarDemocratic
البته که در جنوب کردستان نیز کردها مبارزهای طولانی و خونین در برابر حکومتهای عراق و بویژه رژیم بعث صورت داده و هزینهی کلانی داده بودند، اما بدون در نظر گرفتن فاکتور جبش آزادیخواهی کردها در شمال کردستان، به هیچ وجه نمیتوان تشکیل و پاگیری حکومت اقلیم کردستان را تصور نیز نمود. این عامل منطقهای و حتی جهانی سبب اصلی بود تا نه تنها ترکیه بلکه نیروهای جهانی نیز در تقابل با آن سعی بر ایجاد آلترناتیو و جایگزین آن در جنوب کردستان نمودند که این نیز موضوعی جداگانه است که بعنوان وظیفهای روشنگرانه بیشتر باید با اسناد و ادلههای تاریخی به اثبات آن پرداخت.
با تعمیق بحران در خاورمیانه و آغاز «بهار خلقها» که باز هم با دخالت خارجی سعی نمودند آن را با عنوان «بهار عربی» محدود نمایند و با سربرآوردن نیروی مخوف داعش، باری دیگر نقش جنبش آزادیخواهی کردها و به تبع آن نقش جامعه و فرهنگ کردی بر سر زبانها افتاد. در حالیکه دولت عراق قادر به مقاومت در برابر پیشرفت داعش نگردید و حکومت اقلیم کردستان میرفت که از میان برداشته شده و نابود شود و در حالیکه که داعش بعد از عراق با پیشرفتی عظیم بخش اعظمی از خاک سوریه را به تصرف خویش درآورد، جنبش آزادیخواهی کردی با پیشاهنگی نیروی نظامی خویش یعنی «یگانهای دفاع خلق» YPG توانستند مقاومتی بینظیر در برابر این نیروی تاریک و دارای حامیان بزرگ انجام داده و توجه جهانیان را به خویش جلب نمایند. این توجه تا جایی پیش رفت که نیروی ائتلاف بینالمللی به یاری آنان شتافته و اینگونه «آغاز پایان داعش» رقم زده شد. جنگ کوبانی به نمونه و الگوی بزرگ مقاومتی امروزین تبدیل گردید و بعد از پیکاری سنگین و جنگی قوی و با عزم و اصرار در برابر داعش تا تصرف شهر رقا، پایخت داعش پیش رفته و سال بعد در شهر «باغوز» شکست سهمگین داعش را برای جهان و انسانیت به ارمغان آورد. در طی همین دوران بود که با توطئهای بینالمللی و با نقشهای بزرگ و همچون ادامهی جنگ در برابر کردها در جنوب کردستان، شهر عفرین مورد حملهای از طرف ترکیه قرار گرفت که به اقرار همگان از جنگ جهانی دوم بدینسو جنگی به این وسعت و بزرگی طراحی و اجرا نشده بود. این واقعیتِ جهانی منحرف و دروغین و غرق در منافع و با وجدانی سرد و بیروح بود که جامعهی سرزندهی کردی با آن روبرو میگردید. این رویارویی، نبرد، سیاست و مبارزه و پیکار تاکنون ادامه داشته و هنوز معلوم نیست که خواهد توانست به سرمنزل مقصود برسد یا نه! عزم و اراده و دانش و تجربه و آزمون این جنبش پیشرو، امید را زندهتر کرده و وجود توازنات بینالمللی و بحران ساختارین جهانی نیز خطر را مطرح نگه داشتهاند. در هیاهوی بحرانی اینچنین است که انقلاب روژآوا و شمال و شرق سوریه به قول «نوام چامسکی» همچون یک «معجزه» تاکنون ایستادگی نموده و به پیشروی خویش ادامه میدهد.
این انقلاب به موضوع بحثهای بسیاری تبدیل گشته و مضمون مقالات، کتب، فیلمهای مستند و سینمایی و اخیرا یک سریال فرانسوی را نیز تشکیل داده است. مخالفتهایی با آن صورت گرفته و عموما از جوانب مثبت بررسی میگردند. هر کسی از زاویهی دید خویش بدان نگریسته و آن را از پنجرهی خویش تحلیل مینماید. این مقالات، کتب و فیلمها و نظرات البته که هر کدام وجه نظر نویسندگان و تدوینگران و سازندگان خویش را بازتاب میدهند، اما در این مورد کار کمتری از طرف خود کردها انجام گرفته است. گاه میبینیم که ترجمهی یک مورد از زبانی اروپایی بسیار مهمتر از تحقیق و نوشتن انگاشته شده و کردهایی که خود باید اقدام به تحقیق و نوشتن و ارائه و بازتاب انقلاب خویش نمایند، دست به دامن ترجمهی نظرات سایرین میگردند. بدون شک ترجمهی نظرات جهانی که دهها هزار زن و مرد جوان کرد در راه آن جان خویش را ایثار نمودند، حائز اهمیت است؛ لیکن این امر نباید به بهای فراموشی وظایف خویش از طرف کردها انجام بگیرد!
مهمترین موردی که در این آثار تهیه شده بدان توجه نگشته و چه سهوا و چه عمدا بدان پرداخته نشده، این است که این جامعهی کردی که در «چنگال نسلکشی فرهنگی گرفتار» آمده و فاقد کیانی ملی و نیرویی حاکمیتی است، چگونه توانست از میان تمامی نیروهای منطقه به پیشاهنگی این امر بپردازد؟ چه شد این کردهایی که ترکها آنان را «ترکهای کوهی» مینامیدند، حاکمان ایرانی حق زندگی مطابق فرهنگ و آداب و رسوم خویش برای آنان قائل نگشته و در حد «مرزنشینان غیور»ی با آنان تعامل مینمایند که باید سعی در هرچه شبیهتر شدن به مرکز بنمایند، بعثیها «انفال» را بر آنان روا داشته و تنها مرگ و گورهای دستهجمعی را حقشان میدانستند، اینگونه طلایهدار مبارزه با مخوفترین نیروی دوران اخیر تبدیل گشتند؟ چه روی داد که جامعهای اینچنین گرفتار در میان مشکلات عظیم خویش، توانست اینگونه «ظهور»ی روشن در برابر تاریکی صورت داده و به الهام جهانیان تبدیل گردد و از هر چهار سوی جهان
با تعمیق بحران در خاورمیانه و آغاز «بهار خلقها» که باز هم با دخالت خارجی سعی نمودند آن را با عنوان «بهار عربی» محدود نمایند و با سربرآوردن نیروی مخوف داعش، باری دیگر نقش جنبش آزادیخواهی کردها و به تبع آن نقش جامعه و فرهنگ کردی بر سر زبانها افتاد. در حالیکه دولت عراق قادر به مقاومت در برابر پیشرفت داعش نگردید و حکومت اقلیم کردستان میرفت که از میان برداشته شده و نابود شود و در حالیکه که داعش بعد از عراق با پیشرفتی عظیم بخش اعظمی از خاک سوریه را به تصرف خویش درآورد، جنبش آزادیخواهی کردی با پیشاهنگی نیروی نظامی خویش یعنی «یگانهای دفاع خلق» YPG توانستند مقاومتی بینظیر در برابر این نیروی تاریک و دارای حامیان بزرگ انجام داده و توجه جهانیان را به خویش جلب نمایند. این توجه تا جایی پیش رفت که نیروی ائتلاف بینالمللی به یاری آنان شتافته و اینگونه «آغاز پایان داعش» رقم زده شد. جنگ کوبانی به نمونه و الگوی بزرگ مقاومتی امروزین تبدیل گردید و بعد از پیکاری سنگین و جنگی قوی و با عزم و اصرار در برابر داعش تا تصرف شهر رقا، پایخت داعش پیش رفته و سال بعد در شهر «باغوز» شکست سهمگین داعش را برای جهان و انسانیت به ارمغان آورد. در طی همین دوران بود که با توطئهای بینالمللی و با نقشهای بزرگ و همچون ادامهی جنگ در برابر کردها در جنوب کردستان، شهر عفرین مورد حملهای از طرف ترکیه قرار گرفت که به اقرار همگان از جنگ جهانی دوم بدینسو جنگی به این وسعت و بزرگی طراحی و اجرا نشده بود. این واقعیتِ جهانی منحرف و دروغین و غرق در منافع و با وجدانی سرد و بیروح بود که جامعهی سرزندهی کردی با آن روبرو میگردید. این رویارویی، نبرد، سیاست و مبارزه و پیکار تاکنون ادامه داشته و هنوز معلوم نیست که خواهد توانست به سرمنزل مقصود برسد یا نه! عزم و اراده و دانش و تجربه و آزمون این جنبش پیشرو، امید را زندهتر کرده و وجود توازنات بینالمللی و بحران ساختارین جهانی نیز خطر را مطرح نگه داشتهاند. در هیاهوی بحرانی اینچنین است که انقلاب روژآوا و شمال و شرق سوریه به قول «نوام چامسکی» همچون یک «معجزه» تاکنون ایستادگی نموده و به پیشروی خویش ادامه میدهد.
این انقلاب به موضوع بحثهای بسیاری تبدیل گشته و مضمون مقالات، کتب، فیلمهای مستند و سینمایی و اخیرا یک سریال فرانسوی را نیز تشکیل داده است. مخالفتهایی با آن صورت گرفته و عموما از جوانب مثبت بررسی میگردند. هر کسی از زاویهی دید خویش بدان نگریسته و آن را از پنجرهی خویش تحلیل مینماید. این مقالات، کتب و فیلمها و نظرات البته که هر کدام وجه نظر نویسندگان و تدوینگران و سازندگان خویش را بازتاب میدهند، اما در این مورد کار کمتری از طرف خود کردها انجام گرفته است. گاه میبینیم که ترجمهی یک مورد از زبانی اروپایی بسیار مهمتر از تحقیق و نوشتن انگاشته شده و کردهایی که خود باید اقدام به تحقیق و نوشتن و ارائه و بازتاب انقلاب خویش نمایند، دست به دامن ترجمهی نظرات سایرین میگردند. بدون شک ترجمهی نظرات جهانی که دهها هزار زن و مرد جوان کرد در راه آن جان خویش را ایثار نمودند، حائز اهمیت است؛ لیکن این امر نباید به بهای فراموشی وظایف خویش از طرف کردها انجام بگیرد!
مهمترین موردی که در این آثار تهیه شده بدان توجه نگشته و چه سهوا و چه عمدا بدان پرداخته نشده، این است که این جامعهی کردی که در «چنگال نسلکشی فرهنگی گرفتار» آمده و فاقد کیانی ملی و نیرویی حاکمیتی است، چگونه توانست از میان تمامی نیروهای منطقه به پیشاهنگی این امر بپردازد؟ چه شد این کردهایی که ترکها آنان را «ترکهای کوهی» مینامیدند، حاکمان ایرانی حق زندگی مطابق فرهنگ و آداب و رسوم خویش برای آنان قائل نگشته و در حد «مرزنشینان غیور»ی با آنان تعامل مینمایند که باید سعی در هرچه شبیهتر شدن به مرکز بنمایند، بعثیها «انفال» را بر آنان روا داشته و تنها مرگ و گورهای دستهجمعی را حقشان میدانستند، اینگونه طلایهدار مبارزه با مخوفترین نیروی دوران اخیر تبدیل گشتند؟ چه روی داد که جامعهای اینچنین گرفتار در میان مشکلات عظیم خویش، توانست اینگونه «ظهور»ی روشن در برابر تاریکی صورت داده و به الهام جهانیان تبدیل گردد و از هر چهار سوی جهان
گذار دموکراتیک
① کتاب کردها – بررسی کتابها و آثار عبدالله اوجالان ✍ آ. کاردوخ 🆔 @GozarDemocratic
مبارزانی جوان جهت مشارکت در مبارزهی آنان عازم کردستان گردند؟ چگونه زنان کردی که آخوندی قرون وسطایی معتقد است که «اجازه ندارند در جامعهی خویش حرف بزنند»[1]، با هلهلههای خویش به سمبل مبارزه تبدیل گشته و نشانشان بر بازوی سربازان بزرگترین نیروهای جهانی درخشید؟ آیا نپرداختن به این سؤالات و موارد طبیعی است و حقیقتا «فیلمسازان»، «نویسندگان» و «محققان»ی که آثاری بوجود میآورند، آنچنان عمق فکری ندارند که به این سؤالات بیندیشند؟ یا هنوز هم «انکار»ی فرهنگی و اجتماعی و در چهل سال اخیر انکار سیاسی و نظامی گریبانگیر جامعهی کردی است؟ احتمال دوم به واقعیت نزدیکتر است. محققانی که فرسنگها طی کرده و به میدان مبارزهی کردها آمده و مقاله و کتاب مینویسند و فیلم میسازند و نام میسازند، توان آن را دارند که عمیقتر اندیشیده و ریشهایتر به این سرزندگی و عشق و توان و مبارزه و عزم و امید و فداکاری بپردازند، اما این امر به کار صاحبان نهادهای آنان و محافل جهانی نیامده و آن را همسو با منافع خویش نمیدانند. در جهانی اینهمه مادی و غرق در خردگرایی محض، اگر به گونهای دیگر بیندیشیم، یا چیزی از این جهان نمیدانیم، یا به نوعی عاشق خودفریبی به نفع حاکمانی هستیم که هدفشان فریب اذهان و تداوم قدرت و حاکمیت خویش بر آن میباشد.
جامعهی کردی به موازات ظلمها، فشارها، قتلعامها و نسلکشیها و انکاری که دچارش بود، از دل خویش نیرویی را پدید آورد که قادر گشت باری دیگر به بیان و نماد و سمبل توان فرهنگ و سنت آن تبدیل گردیده و نوعی رستاخیز فکری را در میان کردها پدید آورد. شاعر بزرگ و نامدار کرد «احمد خانی» در منظومهی مهم و زین، در بیتی، از به نوشتار درنیامدن فرهنگ و سنت جامعهی کردی مینالد و میگوید:
تا دیگران نگویند که اکراد بیمعرفتند، بیاصل و بنیاد
انواع ملل دارای کتابند کردهایند که اینگونه بیحسابند[2]
احمد خانی در منظومهی مهم و زین از کردها دعوت نمود که، هم سنت و فرهنگ و مرام و اعتقادات خویش را نوشته و هم در راه آن به عمل برخیزند، در این دعوت پیشبینی تغییر اوضاع قدرت و لزوم بوجود آمدن قدرت و کیانی یکپارچه در آن بهوضوح حس میشود. چندین سده بعد، جواب این دعوت احمد خانی، در جنبش آزادیخواه خلق کرد تبلور یافت. این تبلور، پشت پرده و پسزمینهی مقاومت کوبانی، جنگ با داعش و مبارزهای بود که جهانیان را تحت تأثیر قرار داد. جهانبینی، شیوه و خطمشی جنبش آزادیخواه کرد سالها بود که جامعهی کرد را برای رویارویی با چنین فجایعی آماده میکرد. شیوهی معاصر و پویای مبارزهی جنبش آزادیخواه کرد با پتانسیل تاریخیـ فرهنگی جامعهی کردی یکی گشت و در سدهای که جوامع منطقه دچار استبداد و رژیمهایی نامعاصر بودند، این خلق کرد بود که نمایندگی آزادیخواهی منطقه را برعهده گرفت. علیرغم اینکه جنبش آزادیخواه کردستان دارای منابع و متریالهای بسیار فراوانی است تا با بررسی آن بتوان به واقعیت فکریـ نظری پشتیبان آن پی برد، امر بررسی و نگاه به پارادایم این جنبش بهصورت عمدی از سوی مخالفان آن و ناآگاهانه و سهوا از طرف طرفداران آن صورت نمیگیرد! هدف این مقال بررسی کتابها و متریالهای اساسی و بنیادین جنبش است، یعنی آثار رهبر خلق کرد، عبدالله اوجالان!
⬇️⬇️⬇️
جامعهی کردی به موازات ظلمها، فشارها، قتلعامها و نسلکشیها و انکاری که دچارش بود، از دل خویش نیرویی را پدید آورد که قادر گشت باری دیگر به بیان و نماد و سمبل توان فرهنگ و سنت آن تبدیل گردیده و نوعی رستاخیز فکری را در میان کردها پدید آورد. شاعر بزرگ و نامدار کرد «احمد خانی» در منظومهی مهم و زین، در بیتی، از به نوشتار درنیامدن فرهنگ و سنت جامعهی کردی مینالد و میگوید:
تا دیگران نگویند که اکراد بیمعرفتند، بیاصل و بنیاد
انواع ملل دارای کتابند کردهایند که اینگونه بیحسابند[2]
احمد خانی در منظومهی مهم و زین از کردها دعوت نمود که، هم سنت و فرهنگ و مرام و اعتقادات خویش را نوشته و هم در راه آن به عمل برخیزند، در این دعوت پیشبینی تغییر اوضاع قدرت و لزوم بوجود آمدن قدرت و کیانی یکپارچه در آن بهوضوح حس میشود. چندین سده بعد، جواب این دعوت احمد خانی، در جنبش آزادیخواه خلق کرد تبلور یافت. این تبلور، پشت پرده و پسزمینهی مقاومت کوبانی، جنگ با داعش و مبارزهای بود که جهانیان را تحت تأثیر قرار داد. جهانبینی، شیوه و خطمشی جنبش آزادیخواه کرد سالها بود که جامعهی کرد را برای رویارویی با چنین فجایعی آماده میکرد. شیوهی معاصر و پویای مبارزهی جنبش آزادیخواه کرد با پتانسیل تاریخیـ فرهنگی جامعهی کردی یکی گشت و در سدهای که جوامع منطقه دچار استبداد و رژیمهایی نامعاصر بودند، این خلق کرد بود که نمایندگی آزادیخواهی منطقه را برعهده گرفت. علیرغم اینکه جنبش آزادیخواه کردستان دارای منابع و متریالهای بسیار فراوانی است تا با بررسی آن بتوان به واقعیت فکریـ نظری پشتیبان آن پی برد، امر بررسی و نگاه به پارادایم این جنبش بهصورت عمدی از سوی مخالفان آن و ناآگاهانه و سهوا از طرف طرفداران آن صورت نمیگیرد! هدف این مقال بررسی کتابها و متریالهای اساسی و بنیادین جنبش است، یعنی آثار رهبر خلق کرد، عبدالله اوجالان!
⬇️⬇️⬇️
گذار دموکراتیک
① کتاب کردها – بررسی کتابها و آثار عبدالله اوجالان ✍ آ. کاردوخ 🆔 @GozarDemocratic
②
جای تأسف است که صدها جلد آثار مکتوب و مستند و نوشتاری کسی که بیش از بیست سال از عمرش را صرف مبارزهی سیاسیـ نظامی کرده و بیش از بیست سال دیگر است که همان مبارزه را در یک زندان انفرادی و با سیاست و راه و روشی بینظیر پیش میبرد، بهصورت باید و شاید شناخته نشده، مورد مطالعه قرار نگرفته و مورد بحث قرار نمیگیرند. طرفداران جنبش به اقتضای واقعیت اجتماعی خویش و وضعیتی که در آن بسر میبرند، در نبود سنت مطالعه و تحقیق و کار فکری، به اصول کلی جنبش و اخلاقیات و پراکتیکی که خود به چشم دیدهاند بسنده کرده و از مطالعهی عمیق و بایستهی آثار رهبری که بدان اعتقاد دارند، بسیار به دور هستند. مخالفان جنبش نیز در نبود این سنت نزد پیروان جنبش و نداشتن همان سنت نزد خویش، از در تعصب و یا از کوری ناشی از منافع مادی، با همان رویه و بدون مطالعهی آثار ایشان، دست به تبلیغات و مخالفت زده و با تعمیق این مخالفت کورکورانه تا سطح دشمنی نیز پیش میروند. «محققان»، «نویسندگان»، «منتقدان» و در کل «روشنفکران» کرد و غیرکرد نیز به اقتضای «مسمومیت علمی» و «نگاه شرقشناسانه» اروپایی موجود در بطن علومی که با آن پرورش یافتهاند، توجه چندانی به این آثار نکردهاند، تا جایی که «تحقیقی عمیق!» را بدون خواندن آثار زمینهساز موضوع تحقیق خویش انجام میدهند. ناگفته پیداست که این رویهای سالم نبوده و نوعی توسعهنیافتگیِ فکری و وجود راه و روش غلط عقلانی است. اگر حقیقتا دغدغهی تشخیص ثواب از خطا وجود داشته باشد و اگر کسی داعیهی حقیقتطلبی را داشته باشد، ناچار باید دست وجدان بر سینه نهاده و با صرف دسترنج لازم و مطالعهای اصولی به مخالفت اقدام ورزد. با این اقدام خویش، هم مخالفان و هم موافقان، آب به آسیاب سیستمی میریزند که میخواهند دانش مبارزهی آزادیخواهی کردی مورد فراموشی قرار گرفته و همانند انکار خویش، همگان نافی آن گردند.
جهت تغییر این رویه، اولین کار شناختن و شناساندن آثار عبدالله اوجالان و هموارتر کردن راه مطالعهی آن آثار میباشد. در اینجا سعی خواهیم کرد در حد توان خویش آثار مذکور را برشمرده و مطالبی بسیار خلاصه در باب محتویات آن بیان داریم.
عبدالله اوجالان از همان ابتدای تفکرات مبارزاتی خویش، عقاید و باورهایش را به رشتهی تحریر درآورده و بعدها و با پیشرفت جنبش و فراهم آمدن امکانات لازمه، کلیهی دروس، رهنمودها و دستورات و تبیینات خویش را بهصورت صوتی، تصویری و نوشتاری همانند آرشیویی عظیم برای کردها درآورده است. از اوایل دههی نود سدهی بیستم نیز آثار بسیاری از میان آثار مذکور به زبان عربی برگردانده شدند. آثار عبدالله اوجالان عموما به زبان ترکی بوده و سپس به عربی و کردی کرمانجی برگردانده شدهاند. بعدها در حوزهی کردی سورانی نیز برخی از مقالات و آثار ایشان ترجمه گردیدند. از اواسط دههی نود سدهی گذشته نیز برخی از نظرات و کتابهای ایشان به زبانهای اروپایی ترجمه شده و در اواخر دهه نیز شاهد اولین موارد ترجمهی فارسی از نظرات ایشان هستیم، سال 1999 ترجمهای از «راه انقلاب کردستان» صورت گرفته که با وجود صحت و سطح خوب آن، متأسفانه نام مترجم و یا مترجمان در آن ذکر نشده است.
اما اوجالان چه آثاری دارد؟ تعداد آثار ایشان چند است؟ این سؤالی است که تاکنون نیز جوابی مشخص برای آن نمیتوان ارائه داد. علیرغم اینکه تمامی این آثار وجود داشته و هنوز تاریخی از آن نگذشته که باعث ناروشنی این امر گردیده و یا چیزی روی نداده تا به آن آثار ضرر برساند، اما هنوز کاری جامع در حوزهی آثار ایشان انجام نشده است. هنوز نهادی بر روی آثار مذکور بصورت کامل کار نکرده و دستهبندی ننموده و نتوانسته آنگونه راهنمای علاقهمندان و یا محققان گردد. جای تأسف است که خلق کرد به سبب همان نبود سنت ایدئولوژیک و کار نوشتاری هنوز قادر به صیانت از آثاری نشده که بخش اعظم تقریبا نیم سدهی اخیر تاریخ آنان را شکل داده است. البته که خلق کرد نهادهای بسیار کمی دارد که از آثار هیچکدام از متفکران تاریخی و معاصرش صیانت به عمل آورد، اما موضوع آثار اوجالان دردناک بوده و علیرغم اینکه افراد بسیاری حاضر به دادن جان خویش در راه آن هستند، هنوز نهادی بهصورت اختصاصی بر روی آثار مذکور کار انجام نداده است. این امر و اسباب ماورای آن نیز موضوعی جداگانه است که باید مورد موشکافی و واکاوی قرار گرفته و به عنوان یک وظیفه بجای آورده شود.
بیش از صد جلد از آثار اوجالان وجود دارند که تاکنون هفتاد و دو مورد آن بررسی شده و نام آنها بهصورت لیستی تهیه گردیده است. سال 2019 کاتالوگی به زبان عربی از سوی «اتحادیهی روشنفکران کانتون جزیره» در شمال و شرق سوریه منتشر شد و نام بیش از هفتاد تن از این کتابها در آن آمد.
جای تأسف است که صدها جلد آثار مکتوب و مستند و نوشتاری کسی که بیش از بیست سال از عمرش را صرف مبارزهی سیاسیـ نظامی کرده و بیش از بیست سال دیگر است که همان مبارزه را در یک زندان انفرادی و با سیاست و راه و روشی بینظیر پیش میبرد، بهصورت باید و شاید شناخته نشده، مورد مطالعه قرار نگرفته و مورد بحث قرار نمیگیرند. طرفداران جنبش به اقتضای واقعیت اجتماعی خویش و وضعیتی که در آن بسر میبرند، در نبود سنت مطالعه و تحقیق و کار فکری، به اصول کلی جنبش و اخلاقیات و پراکتیکی که خود به چشم دیدهاند بسنده کرده و از مطالعهی عمیق و بایستهی آثار رهبری که بدان اعتقاد دارند، بسیار به دور هستند. مخالفان جنبش نیز در نبود این سنت نزد پیروان جنبش و نداشتن همان سنت نزد خویش، از در تعصب و یا از کوری ناشی از منافع مادی، با همان رویه و بدون مطالعهی آثار ایشان، دست به تبلیغات و مخالفت زده و با تعمیق این مخالفت کورکورانه تا سطح دشمنی نیز پیش میروند. «محققان»، «نویسندگان»، «منتقدان» و در کل «روشنفکران» کرد و غیرکرد نیز به اقتضای «مسمومیت علمی» و «نگاه شرقشناسانه» اروپایی موجود در بطن علومی که با آن پرورش یافتهاند، توجه چندانی به این آثار نکردهاند، تا جایی که «تحقیقی عمیق!» را بدون خواندن آثار زمینهساز موضوع تحقیق خویش انجام میدهند. ناگفته پیداست که این رویهای سالم نبوده و نوعی توسعهنیافتگیِ فکری و وجود راه و روش غلط عقلانی است. اگر حقیقتا دغدغهی تشخیص ثواب از خطا وجود داشته باشد و اگر کسی داعیهی حقیقتطلبی را داشته باشد، ناچار باید دست وجدان بر سینه نهاده و با صرف دسترنج لازم و مطالعهای اصولی به مخالفت اقدام ورزد. با این اقدام خویش، هم مخالفان و هم موافقان، آب به آسیاب سیستمی میریزند که میخواهند دانش مبارزهی آزادیخواهی کردی مورد فراموشی قرار گرفته و همانند انکار خویش، همگان نافی آن گردند.
جهت تغییر این رویه، اولین کار شناختن و شناساندن آثار عبدالله اوجالان و هموارتر کردن راه مطالعهی آن آثار میباشد. در اینجا سعی خواهیم کرد در حد توان خویش آثار مذکور را برشمرده و مطالبی بسیار خلاصه در باب محتویات آن بیان داریم.
عبدالله اوجالان از همان ابتدای تفکرات مبارزاتی خویش، عقاید و باورهایش را به رشتهی تحریر درآورده و بعدها و با پیشرفت جنبش و فراهم آمدن امکانات لازمه، کلیهی دروس، رهنمودها و دستورات و تبیینات خویش را بهصورت صوتی، تصویری و نوشتاری همانند آرشیویی عظیم برای کردها درآورده است. از اوایل دههی نود سدهی بیستم نیز آثار بسیاری از میان آثار مذکور به زبان عربی برگردانده شدند. آثار عبدالله اوجالان عموما به زبان ترکی بوده و سپس به عربی و کردی کرمانجی برگردانده شدهاند. بعدها در حوزهی کردی سورانی نیز برخی از مقالات و آثار ایشان ترجمه گردیدند. از اواسط دههی نود سدهی گذشته نیز برخی از نظرات و کتابهای ایشان به زبانهای اروپایی ترجمه شده و در اواخر دهه نیز شاهد اولین موارد ترجمهی فارسی از نظرات ایشان هستیم، سال 1999 ترجمهای از «راه انقلاب کردستان» صورت گرفته که با وجود صحت و سطح خوب آن، متأسفانه نام مترجم و یا مترجمان در آن ذکر نشده است.
اما اوجالان چه آثاری دارد؟ تعداد آثار ایشان چند است؟ این سؤالی است که تاکنون نیز جوابی مشخص برای آن نمیتوان ارائه داد. علیرغم اینکه تمامی این آثار وجود داشته و هنوز تاریخی از آن نگذشته که باعث ناروشنی این امر گردیده و یا چیزی روی نداده تا به آن آثار ضرر برساند، اما هنوز کاری جامع در حوزهی آثار ایشان انجام نشده است. هنوز نهادی بر روی آثار مذکور بصورت کامل کار نکرده و دستهبندی ننموده و نتوانسته آنگونه راهنمای علاقهمندان و یا محققان گردد. جای تأسف است که خلق کرد به سبب همان نبود سنت ایدئولوژیک و کار نوشتاری هنوز قادر به صیانت از آثاری نشده که بخش اعظم تقریبا نیم سدهی اخیر تاریخ آنان را شکل داده است. البته که خلق کرد نهادهای بسیار کمی دارد که از آثار هیچکدام از متفکران تاریخی و معاصرش صیانت به عمل آورد، اما موضوع آثار اوجالان دردناک بوده و علیرغم اینکه افراد بسیاری حاضر به دادن جان خویش در راه آن هستند، هنوز نهادی بهصورت اختصاصی بر روی آثار مذکور کار انجام نداده است. این امر و اسباب ماورای آن نیز موضوعی جداگانه است که باید مورد موشکافی و واکاوی قرار گرفته و به عنوان یک وظیفه بجای آورده شود.
بیش از صد جلد از آثار اوجالان وجود دارند که تاکنون هفتاد و دو مورد آن بررسی شده و نام آنها بهصورت لیستی تهیه گردیده است. سال 2019 کاتالوگی به زبان عربی از سوی «اتحادیهی روشنفکران کانتون جزیره» در شمال و شرق سوریه منتشر شد و نام بیش از هفتاد تن از این کتابها در آن آمد.
گذار دموکراتیک
① کتاب کردها – بررسی کتابها و آثار عبدالله اوجالان ✍ آ. کاردوخ 🆔 @GozarDemocratic
امسال نیز کاتالوگی با همان هدف از طرف «مرکز نشر آثار و اندیشههای عبدالله اوجالان» به زبان فارسی منتشر گردید و نام هفتاد و دو کتاب در آن ذکر گردید. در هر دوی این کاتالوگها کتابهایی از این لیست که به زبان عربی و فارسی منتشر شده بودند، مشخص گردیدهاند. کار بر روی این لیست ادامه داشته و در آینده شاهد نتایج آن خواهیم بود.
ابتدای کار جنبش آزادیخواهی آپوئیستی و قبل از دوران تشکیل حزب کارگران کردستان، پنج بروشور و یا جزوه از طرف این جنبش به چاپ رسیدهاند که گاه «کتابهای سرخوبون»[3] عنوان گردیدهاند. این بروشورها عبارتند از:
ـ درک راه صحیح مبارزه؛ جزوهای که حاوی توضیح خطمشی آپوئیستها قبل از تشکیل رسمی حزبشان است.
ـ تسلیمشدن منجر به خیانت میگردد و مقاومت منجر به آزادی؛ جزوهای در توضیح مبارزهی بین خطمشی مقاومت و خطمشی خیانت بود که مضمون اصلی مبارزات دوران پاگیری جنبش آپوئیستی بود.
ـ درک خطمشی سیاسی و ایدئولوژیک ما؛ جزوهای در توضیح خطمشی جنبش آزادیخواه کردستان
ـ حوادث شهر مرعش (قتلعام مرعش)؛ جزوهای در تحلیل واقعیت و پسزمینهی قتلعامی که دولت ترکیه در واکنش به توسعهی جنبش آزادیخواه در شهر مرعش انجام داد.
ـ جبههی متحد ضد فاشیسم؛ جزوهای در توضیح لزوم تشکیل جبههای متحد از طرف تمامی نیروهای آزادیخواه در تقابل با فاشیسمی که با کودتا در ترکیه بر سر کار آمده بود.
برخی دیگر از این نوع جزوهها و متریالها و مطالب بهصورت محلی و لوکال نیز منتشر میشدند، اما جزوههای اساسی که تاکنون نیز باقی مانده و به رهنمودهای پیکار و پیکارگران تبدیل شدند، این پنج مورد بوده و تا تشکیل حزب از متریالهای اساسی حزب بودند. سازمانی که هنوز تشکیل نشده و در سطح تدارک بود، از طریق این نوع رهنمودهای نوشتاری توانست بهصورت منسجم عمل نموده و نتایج مهمی نیز کسب نماید که بزرگترینشان تشکیل حزب کارگران کردستان بود.
با نوشتن «راه انقلاب کردستان»، آثار اوجالان وارد مرحلهی جدیدی گشته و دوران «کتاب»هایی که آغاز گردید که تا به امروز نیز نظیر آن در تاریخ جنبشهای کردی وجود ندارند. کتابهایی که حاوی تحلیلات جامعهشناختی، سیاسی، فرهنگی و حتی روانشناختی بوده و همگی با هدف تحلیل مسائل و مشکلات و نشان دادن رهیافت برونرفت از آنها و ارائهی استراتژی و تاکتیکهای لازمه جهت عمل بدان به رشتهی تحریر درآمدند. «راه انقلاب کردستان» با ارائهی تحلیلی از اوضاع جهان و کردستان و ارائهی تعریفی منسجم از شیوههایی که در کردستان با توسل به آنها میتوان انقلاب انجام داد، راه مبارزه و پیکاری را روشن نمود که بیست سال بر اساس آن انجام شد. تحلیلاتی که در این کتاب آمدهاند، تاکنون نیز با قدرتی هرچه تمامتر قادر به روشن نمودن بسیاری از مسائل کنونی کردستان میباشد.
اواخر دههی هفتاد قرن بیستم و دههی هشتاد همان دهه، دوران ارائهی آثاری در مورد مسائل و معضلات و مشاکل انقلاب از سوی اوجالان بود که بعد از تبیین و توضیح راه انقلاب بدان پی برده شده و یا بر سر راه انقلاب بهصورت مانع درآمده بودند. کتاب «در باب آموزش» ناشی از احساس نیاز به آموزش اعضای حزب بود که اوجالان ارائه کرده و «مظلوم دوغان» بزرگمرد و پیشاهنگ مقاومت در زندانهای رژیم فاشیستی، آن را تصحیح و آماده کرده بود. «در باب سازماندهی» اثری ماندگار و رهنمودی بینظیر در آن دوران بود که جنبش بر اساس آن سازماندهی خویش را پیش برده و تشکیلات خود را توسعه میداد. «نخستین سخنرانیها» حاوی سخنرانیهای عبدالله اوجالان است که هنگام سر زدن به تشکیلات خویش در سراسر شمال کردستان جهت کمیتهها و محافل حزب و سازمان انجام میداد. «نقش خشونت در کردستان» رهنمودی شد جهت مقابله به مثل در برابر فشارهای خشونتآمیز رژیم فاشیستی ترکیه. اینها دورانی بود که هنوز تصمیم به مبارزهی مسلحانه گرفته نشده بود، اما عزم تمامعیار در مقابله به مثل با عوامل رژیم وجود داشت. «بازگشت به میهن و وظایف ما» کتابی بود در جهت توجیه بازگشت از لبنان که اعضای حزب جهت آموزش به آنجا پناه برده بودند، کتابهایی همچون «مقاومت انقلابی و خیانت در کردستان» و «پیش بهسوی آزادی» نیز رهنمودهایی در رد خیانت و لزوم توسعهی مقاومت جهت سرپا ماندن جنبش. هرکدام از این کتابها حاوی تحلیلاتی تاریخی، فکری و روانشناسانه و مبارزاتی از طرف رهبری بودند که در آن دوران تنها سی و اندی سال عمر داشت! در همین دوران بود که کتاب «مسئله شخصیت در کردستان» منتشر شده و به نقطه عطفی در آثار عبدالله اوجالان تبدیل گردید.
ابتدای کار جنبش آزادیخواهی آپوئیستی و قبل از دوران تشکیل حزب کارگران کردستان، پنج بروشور و یا جزوه از طرف این جنبش به چاپ رسیدهاند که گاه «کتابهای سرخوبون»[3] عنوان گردیدهاند. این بروشورها عبارتند از:
ـ درک راه صحیح مبارزه؛ جزوهای که حاوی توضیح خطمشی آپوئیستها قبل از تشکیل رسمی حزبشان است.
ـ تسلیمشدن منجر به خیانت میگردد و مقاومت منجر به آزادی؛ جزوهای در توضیح مبارزهی بین خطمشی مقاومت و خطمشی خیانت بود که مضمون اصلی مبارزات دوران پاگیری جنبش آپوئیستی بود.
ـ درک خطمشی سیاسی و ایدئولوژیک ما؛ جزوهای در توضیح خطمشی جنبش آزادیخواه کردستان
ـ حوادث شهر مرعش (قتلعام مرعش)؛ جزوهای در تحلیل واقعیت و پسزمینهی قتلعامی که دولت ترکیه در واکنش به توسعهی جنبش آزادیخواه در شهر مرعش انجام داد.
ـ جبههی متحد ضد فاشیسم؛ جزوهای در توضیح لزوم تشکیل جبههای متحد از طرف تمامی نیروهای آزادیخواه در تقابل با فاشیسمی که با کودتا در ترکیه بر سر کار آمده بود.
برخی دیگر از این نوع جزوهها و متریالها و مطالب بهصورت محلی و لوکال نیز منتشر میشدند، اما جزوههای اساسی که تاکنون نیز باقی مانده و به رهنمودهای پیکار و پیکارگران تبدیل شدند، این پنج مورد بوده و تا تشکیل حزب از متریالهای اساسی حزب بودند. سازمانی که هنوز تشکیل نشده و در سطح تدارک بود، از طریق این نوع رهنمودهای نوشتاری توانست بهصورت منسجم عمل نموده و نتایج مهمی نیز کسب نماید که بزرگترینشان تشکیل حزب کارگران کردستان بود.
با نوشتن «راه انقلاب کردستان»، آثار اوجالان وارد مرحلهی جدیدی گشته و دوران «کتاب»هایی که آغاز گردید که تا به امروز نیز نظیر آن در تاریخ جنبشهای کردی وجود ندارند. کتابهایی که حاوی تحلیلات جامعهشناختی، سیاسی، فرهنگی و حتی روانشناختی بوده و همگی با هدف تحلیل مسائل و مشکلات و نشان دادن رهیافت برونرفت از آنها و ارائهی استراتژی و تاکتیکهای لازمه جهت عمل بدان به رشتهی تحریر درآمدند. «راه انقلاب کردستان» با ارائهی تحلیلی از اوضاع جهان و کردستان و ارائهی تعریفی منسجم از شیوههایی که در کردستان با توسل به آنها میتوان انقلاب انجام داد، راه مبارزه و پیکاری را روشن نمود که بیست سال بر اساس آن انجام شد. تحلیلاتی که در این کتاب آمدهاند، تاکنون نیز با قدرتی هرچه تمامتر قادر به روشن نمودن بسیاری از مسائل کنونی کردستان میباشد.
اواخر دههی هفتاد قرن بیستم و دههی هشتاد همان دهه، دوران ارائهی آثاری در مورد مسائل و معضلات و مشاکل انقلاب از سوی اوجالان بود که بعد از تبیین و توضیح راه انقلاب بدان پی برده شده و یا بر سر راه انقلاب بهصورت مانع درآمده بودند. کتاب «در باب آموزش» ناشی از احساس نیاز به آموزش اعضای حزب بود که اوجالان ارائه کرده و «مظلوم دوغان» بزرگمرد و پیشاهنگ مقاومت در زندانهای رژیم فاشیستی، آن را تصحیح و آماده کرده بود. «در باب سازماندهی» اثری ماندگار و رهنمودی بینظیر در آن دوران بود که جنبش بر اساس آن سازماندهی خویش را پیش برده و تشکیلات خود را توسعه میداد. «نخستین سخنرانیها» حاوی سخنرانیهای عبدالله اوجالان است که هنگام سر زدن به تشکیلات خویش در سراسر شمال کردستان جهت کمیتهها و محافل حزب و سازمان انجام میداد. «نقش خشونت در کردستان» رهنمودی شد جهت مقابله به مثل در برابر فشارهای خشونتآمیز رژیم فاشیستی ترکیه. اینها دورانی بود که هنوز تصمیم به مبارزهی مسلحانه گرفته نشده بود، اما عزم تمامعیار در مقابله به مثل با عوامل رژیم وجود داشت. «بازگشت به میهن و وظایف ما» کتابی بود در جهت توجیه بازگشت از لبنان که اعضای حزب جهت آموزش به آنجا پناه برده بودند، کتابهایی همچون «مقاومت انقلابی و خیانت در کردستان» و «پیش بهسوی آزادی» نیز رهنمودهایی در رد خیانت و لزوم توسعهی مقاومت جهت سرپا ماندن جنبش. هرکدام از این کتابها حاوی تحلیلاتی تاریخی، فکری و روانشناسانه و مبارزاتی از طرف رهبری بودند که در آن دوران تنها سی و اندی سال عمر داشت! در همین دوران بود که کتاب «مسئله شخصیت در کردستان» منتشر شده و به نقطه عطفی در آثار عبدالله اوجالان تبدیل گردید.
گذار دموکراتیک
① کتاب کردها – بررسی کتابها و آثار عبدالله اوجالان ✍ آ. کاردوخ 🆔 @GozarDemocratic
بعد از اموری همچون آموزش و سازماندهی و دفاع مشروع، اوجالان به این نتیجه رسید که باید مسائل و مشکلات موجود در شخصیت فرد کرد به بوتهی نقد گذاشته شده و از آن گذار نمود تا بتوان بهصورت صحیحی مبارزه کرده و پیروز گردید و مادامی که این مسائل حل نشوند، نمیتوان انتظار کسب نتایج بزرگ از انقلاب نمود.
این آثار تا دورانی که پیشاهنگان جنبش تصمیم به مبارزهی مسلحانه گرفتند، به رشتهی تحریر درآمدند. اعضای جنبش نیز در این دوران هم در زندانها و هم در خارج از زندان دست به نوشت آثار بسیاری زدند که پرداختن به آنها در مقال و مطلبی دیگر بامعناتر خواهد بود. همچنین در این دوران مجلات و ماهنامهها و بولتنهایی نیز چاپ و پخش گردیدند، برخی از این مجلهها نیز به زبان عربی بوده و در لبنان و سوریه و سایر کشورهای عربی پخش میگردیدند.
پس از آغاز مبارزه مسلحانه و دههی هشتاد میلادی نیز اوجالان تمامی دروس خویش را بهصورت کتاب درآورده و به متریالهایی برای آموزش کادرها و طرفداران حزب تبدیل مینمود. «گزارش سیاسی ارائهشده به کنگرهی سوم حزب کارگران کردستان» کتاب و سند بسیار مهمی است جهت تحقیق در تاریخ حزب کارگران و «شخصیت پیکارگر انقلابی در مبارزهی خلقی» نیز رهنمود و پرسپکتیوی جهت کادرهای حزبی و رسیدن به شخصیت مورد نظر اوجالان جهت خودسازی حزبی میباشد. کتابهای دیگری نیز از طرف اوجالان تا سالهای اول دههی نود چاپ و نشر شدند که همگی حاوی «تحلیلات»ی در باب مسائل انقلاب کردستان و مسائل و معضلات تشکیلات و مسائل سیاسی و شناخت دشمن و مسائلی از آن دست بودند. «سخنرانیهای ارائه شده در اولین کنفرانس زندانیان»، تحلیلاتی در باب مقاومت در زندانها، مسائل حیات در زندان و وظایف کسانی بود که از زندان آزاد شده بودند. جنبش آپوئیستی در این مورد یک وجه تمایز داشت: تفاوتی بین داخل و خارج زندان قائل نشده و معتقد بود که باید وظایف انقلابی در آنجا نیز بجای آورده شوند؛ وظایف مقاومت، در پیش گرفتن حیاتی انقلابی؛ آموزش، تحقیق و نوشتن مطالب و کار کردن بر روی جامعه از طریق کسانی که به ملاقات زندانیان میآمدند. این یک ویژگی منحصر به فرد جنبش آپوئیستی بود که با رهنمودهای اوجالان زندان را به عرصهی مبارزه تبدیل کرده و این امر فشار بسیاری به رژیم فاشیستی میآورد. برعکس تصور موجود «شرایط زندانهای ترکیه» در ابتدا بسیار دشوار بوده و زندانهای ترکیه از مخوفترین شکنجهگاهها به حساب میآمدند. با مبارزهی بیامان آپوئیستها این شرایط تغییر پیدا کرد و با شروع جنگ مسلحانه در ترکیه، علیرغم وجود قوانین اعدام، رژیم ترکیه جسارت اعدام هیچ یک از اعضای جنبش آپوئیستی را به خود نداد. کتاب «سخنرانیهای ارائه شده در اولین کنفرانس زندان» که با شرکت زندانیان آزاد شده برگزار شد، سند مهمی است جهت درک پروسهی این مبارزه جهت تغییر زندانهای ترکیه.
دههی نود، دوران مهمی در حوزهی فکری اوجالان است. از طرفی اوجالان با مسائل داخلی جامعهی کرد و بافت کادری تشیکلات خویش دستوپنجه نرم کرده و مبارزهی داخلی بیامانی را انجام میداد که روز به روز نتایج آن آشکار گردیده و نهتنها در میان بافت کادری تشکیلات، بلکه در میان جامعهی کردی نیز تغییراتی را سبب میگردید و از طرف دیگر دورهای از مبارزات سیاسی را آغاز کرده بود که با آتشبس با دولت ترکیه آغاز گردیده و مجددا با شکسته شدن آتشبس با مبارزهای دشوار سپری گردید. در بعد مبارزهی داخلی «مسئله زن و خانواده» و «چگونه باید زیست؟» (جلد اول و دوم) حاوی تحلیلات مهمی در باب شخصیت زن و مرد کرد، خانوادهی کردی و انتقاداتی عمیق از فلسفهی حیاتی کردها بود که همانگونه که انتظار میرفت گاه واکنشهایی نیز در پی داشت. این دست از تحلیلات به بنیان پیشرفت زنان در سازمان و تشکیل سازمان زنان و سپس ارتش ویژهی زنان منجر شد که بنیانهای واقعی «یگانهای دفاع از زنان» YPJ را در انقلاب روژآوا و شمال شرق سوریه تشکیل داد؛ یگانهایی که به الگوی جنگ ضد داعش تبدیل شده و اسطورهی مبارزات بیامان زنان کرد ضد تاریکپوشان و تاریکاندیشان داعش را رقم زد. بدون شک این حوزه از مبارزات اوجالان، یعنی تعریف صحیح از شخصیت زن در تاریخ، تحلیل جامعهی جنسیتگرا، و به قول خودش کشتن شخصیت مردانه (همانگونه که در کتاب »کشتن مردانگی» در مصاحبه با ماهر سایین از روزنامهنگاران ترک آن را تعریف کرده بود و بازتاب وسیعی در ترکیه و اروپا یافت)، مهمترین حوزهی مبارزاتی فکری و عملی اوجالان بود که امروزه و در آثار اخیرش تحت نام «ژنئولوژی» (زنشناسی) مورد توجه جهانیان و بویژه زنان قرار گرفته و مرزهای فمینیسم را پشت سر گذاشته است. «انقلاب اجتماعی و حیات نوین» و «عشق کرد» نیز کتابهایی در همین حوزه هستند که در سالهای متفاوتی چاپ شدهاند.
این آثار تا دورانی که پیشاهنگان جنبش تصمیم به مبارزهی مسلحانه گرفتند، به رشتهی تحریر درآمدند. اعضای جنبش نیز در این دوران هم در زندانها و هم در خارج از زندان دست به نوشت آثار بسیاری زدند که پرداختن به آنها در مقال و مطلبی دیگر بامعناتر خواهد بود. همچنین در این دوران مجلات و ماهنامهها و بولتنهایی نیز چاپ و پخش گردیدند، برخی از این مجلهها نیز به زبان عربی بوده و در لبنان و سوریه و سایر کشورهای عربی پخش میگردیدند.
پس از آغاز مبارزه مسلحانه و دههی هشتاد میلادی نیز اوجالان تمامی دروس خویش را بهصورت کتاب درآورده و به متریالهایی برای آموزش کادرها و طرفداران حزب تبدیل مینمود. «گزارش سیاسی ارائهشده به کنگرهی سوم حزب کارگران کردستان» کتاب و سند بسیار مهمی است جهت تحقیق در تاریخ حزب کارگران و «شخصیت پیکارگر انقلابی در مبارزهی خلقی» نیز رهنمود و پرسپکتیوی جهت کادرهای حزبی و رسیدن به شخصیت مورد نظر اوجالان جهت خودسازی حزبی میباشد. کتابهای دیگری نیز از طرف اوجالان تا سالهای اول دههی نود چاپ و نشر شدند که همگی حاوی «تحلیلات»ی در باب مسائل انقلاب کردستان و مسائل و معضلات تشکیلات و مسائل سیاسی و شناخت دشمن و مسائلی از آن دست بودند. «سخنرانیهای ارائه شده در اولین کنفرانس زندانیان»، تحلیلاتی در باب مقاومت در زندانها، مسائل حیات در زندان و وظایف کسانی بود که از زندان آزاد شده بودند. جنبش آپوئیستی در این مورد یک وجه تمایز داشت: تفاوتی بین داخل و خارج زندان قائل نشده و معتقد بود که باید وظایف انقلابی در آنجا نیز بجای آورده شوند؛ وظایف مقاومت، در پیش گرفتن حیاتی انقلابی؛ آموزش، تحقیق و نوشتن مطالب و کار کردن بر روی جامعه از طریق کسانی که به ملاقات زندانیان میآمدند. این یک ویژگی منحصر به فرد جنبش آپوئیستی بود که با رهنمودهای اوجالان زندان را به عرصهی مبارزه تبدیل کرده و این امر فشار بسیاری به رژیم فاشیستی میآورد. برعکس تصور موجود «شرایط زندانهای ترکیه» در ابتدا بسیار دشوار بوده و زندانهای ترکیه از مخوفترین شکنجهگاهها به حساب میآمدند. با مبارزهی بیامان آپوئیستها این شرایط تغییر پیدا کرد و با شروع جنگ مسلحانه در ترکیه، علیرغم وجود قوانین اعدام، رژیم ترکیه جسارت اعدام هیچ یک از اعضای جنبش آپوئیستی را به خود نداد. کتاب «سخنرانیهای ارائه شده در اولین کنفرانس زندان» که با شرکت زندانیان آزاد شده برگزار شد، سند مهمی است جهت درک پروسهی این مبارزه جهت تغییر زندانهای ترکیه.
دههی نود، دوران مهمی در حوزهی فکری اوجالان است. از طرفی اوجالان با مسائل داخلی جامعهی کرد و بافت کادری تشیکلات خویش دستوپنجه نرم کرده و مبارزهی داخلی بیامانی را انجام میداد که روز به روز نتایج آن آشکار گردیده و نهتنها در میان بافت کادری تشکیلات، بلکه در میان جامعهی کردی نیز تغییراتی را سبب میگردید و از طرف دیگر دورهای از مبارزات سیاسی را آغاز کرده بود که با آتشبس با دولت ترکیه آغاز گردیده و مجددا با شکسته شدن آتشبس با مبارزهای دشوار سپری گردید. در بعد مبارزهی داخلی «مسئله زن و خانواده» و «چگونه باید زیست؟» (جلد اول و دوم) حاوی تحلیلات مهمی در باب شخصیت زن و مرد کرد، خانوادهی کردی و انتقاداتی عمیق از فلسفهی حیاتی کردها بود که همانگونه که انتظار میرفت گاه واکنشهایی نیز در پی داشت. این دست از تحلیلات به بنیان پیشرفت زنان در سازمان و تشکیل سازمان زنان و سپس ارتش ویژهی زنان منجر شد که بنیانهای واقعی «یگانهای دفاع از زنان» YPJ را در انقلاب روژآوا و شمال شرق سوریه تشکیل داد؛ یگانهایی که به الگوی جنگ ضد داعش تبدیل شده و اسطورهی مبارزات بیامان زنان کرد ضد تاریکپوشان و تاریکاندیشان داعش را رقم زد. بدون شک این حوزه از مبارزات اوجالان، یعنی تعریف صحیح از شخصیت زن در تاریخ، تحلیل جامعهی جنسیتگرا، و به قول خودش کشتن شخصیت مردانه (همانگونه که در کتاب »کشتن مردانگی» در مصاحبه با ماهر سایین از روزنامهنگاران ترک آن را تعریف کرده بود و بازتاب وسیعی در ترکیه و اروپا یافت)، مهمترین حوزهی مبارزاتی فکری و عملی اوجالان بود که امروزه و در آثار اخیرش تحت نام «ژنئولوژی» (زنشناسی) مورد توجه جهانیان و بویژه زنان قرار گرفته و مرزهای فمینیسم را پشت سر گذاشته است. «انقلاب اجتماعی و حیات نوین» و «عشق کرد» نیز کتابهایی در همین حوزه هستند که در سالهای متفاوتی چاپ شدهاند.
گذار دموکراتیک
① کتاب کردها – بررسی کتابها و آثار عبدالله اوجالان ✍ آ. کاردوخ 🆔 @GozarDemocratic
این همان حوزهای است که علاقهمندان مبارزات زنان کرد به اقتضای منافع جهانی و خواستهای صاحبان قدرت، عمدا و یا سهوا بدان نمیپردازند و تنها سعی دارند جوانب ظاهری این مبارزات را به مضمون نوشتهها، کتابها و فیلمهایی تبدیل نمایند که در آن هنر و معرفت باز هم از آنانی است که از «سایر جاها» آمده و زنان کرد با کمک آنان میجنگند! «تکوین ارتش زنان» نیز یکی دیگر از کتابهای مهم اوجالان در این حوزه است که در آن به مسائل پیش روی تشکیل ارتش زنان و توسعهاش میپردازد.
⬇️⬇️⬇️
⬇️⬇️⬇️
گذار دموکراتیک
① کتاب کردها – بررسی کتابها و آثار عبدالله اوجالان ✍ آ. کاردوخ 🆔 @GozarDemocratic
③
در کنار این مسئلهی بینظیر و بسیار مهم و تاریخی، اوجالان به مسائلی همچون سوسیالیسم و دین پرداخت. کتاب «اصرار بر سوسیالیسم، اصرار بر انسان بودن»، راهچارهی جنبشهای انقلابی چپ را بعد از فروپاشی شوروی و تصور به پایان رسیدن افکار سوسیالیستی نشان داده و «رویکرد انقلابی به مسئلهی دین» نیز رهنمودی بود جهت برخورد صحیح به موضوع دین که در کردستان و منطقه بسیار اهمیت دارد.
اوجالان از ابتدای دههی نود در پی آن بود که از راهی مسالمتآمیز مسئلهی کرد را حل کرده و به جنگ پایان دهد، در این راستا تلاشهایی عملی نیز انجام داد، اما با کشته شدن تورگوت اوزال، رییسجمهوری ترکیه، این امر دچار بنبست گردید. اوجالان معتقد بود که بعد از مرگ اوزال، ترکیه دچار بحران رهبری است و کتاب «مخاطبی میطلبم» جستجویی بود جهت یافتن مخاطبی برای حل مسئلهی کرد در ترکیه. در همین دوران بود که کتاب «مبارزه برای ایجاد حاکمیت در جنوب کردستان و موضع دموکراتیک انقلابی» را با هدف تحلیل مسائل جنوب کردستان و ارائهی راهحلی برای آن همچون مانیفستی برای معضلات آن دوران ارائه نمود.
در همین راستا مصاحبهها و گفتگوهایی با روشنفکران، سیاستمداران و روزنامهنگاران داشت که تحت عنوان «برگزیده مصاحبهها» (در سه جلد) و «برگزیده نوشتهها و مقالات» (در هفت جلد) به چاپ رسیده و برخی از آنها به زبانهای عربی، آلمانی و کردی ترجمه و چاپ شدند. اینان گاه مقالات و نوشتههایی بودند که در مجلههایی با همان زبانها چاپ میشدند. نام مستعار اوجالان در چاپ مقالات در جاهایی که مشکل قانونی وجود داشت، «علی فرات» بود و مقالههایش در ترکیه نیز با این نام به چاپ میرسیدند. کتابهای اوجالان نیز گاها با تغییر اسم کتاب در ترکیه به چاپ میرسیدند که عموما با حکم دادگاه جمعآوری میگشتند. کتاب «جمهوری پلید» در ترکیه با نام «جمهوری الیگارشیک» به چاپ رسید و تا صدور حکم جمعآوری آن از طرف دادگاه که یک پروسه در نظام چاپ و نشر ترکیه است، هزاران نسخه از آن به فروش رفت. «برگزیدهی نامهها» نیز یکی دیگر از کتابهای اوجالان است که حاوی نامههای رسمی مختلف اوجالان طی سالهای گوناگون است.
از سایر کتابهای اوجالان در این دوران میتوان به «شخصیت مبارز آپوئیست» در تبیین شخصیت مورد نیاز جهت مبارزه در کردستان و «خودسازی حزبی» در توضیح مبارزهی درونحزبی و شیوههای کسب شخصیت موردنظر حزب و خودسازی جهت توانمند شدن در طول مبارزه بوده و نقش مهمی در گذار از مسائل شخصیتی و عقدههای اجتماعی و کسب شخصیتی سالم ایفا نمود. این کتب از کتابهایی هستند که افکار اصیل بومی و کردی را بازتاب داده و تحلیلاتی هستند که سعی دارند با استفاده از دستاوردهای علمی دوران ولی در عین حال به دور از تأثیر علوم اجتماعی اروپا و با افکار به روز شدهی شرقی و بومی پیشرفتهایی شخصیتی و اجتماعی را ایجاد نمایند.
سالهای دههی نود قرن بیستم، در عین حال جهت کردها دوران تثبیت رهبریتی بود که شکل گرفته بود، اوجالان با سلسله آثار «رهبریت»، به تبیین و توضیح پدیدهی رهبریت در کردستان پرداخت و پایههای یک نهاد رهبریت را در کردستان به رشتهی تحریر درآورد. «رهبریت و فلسفهی مبارزه»، «رهبریت و سیاست آپوئیستی»، «رهبریت و آزمون پ.ک.ک» همگی درسهایی بودند که با این هدف ارائه گردیدند و مورد توجه خاص جامعهی کردستان قرار گرفتند. در همین دهه بود که کتاب «رهبریت و خلق»[4] که مصاحبهای طولانی با «نبیل الملحم»، روزنامهنگار سوری بود[5]، همان موضوع را برای جهان عرب بازگویی نمود. این یکی از کتابهایی است که ابتدا به زبان عربی در انتشارات «دارأخیل» یونان به چاپ رسید و سپس در سلیمانیه به زبان کردی سورانی چاپ و پخش شد و بازتاب بزرگی داشت. گریلای کرد، شهید دیاکو بختیاری (هیرش مهاباد) سال 2006 آن را از سورانی به فارسی ترجمه کرد که بعد از شهادتش در سال 2008 به چاپ رسید.
مبارزات درونحزبی نیز از موضوعاتی بود که یکی از مشغلههای اوجالان به شمار میرفت. کاری که هم باید همانند تصفیههای رئالسوسیالیستی نمیبود و هم همانند لیبرالیسم راه به انعطافی نمیداد که دیسیپلین درون حزب را برهم زده و حزب همانند سایر سازمانهای کردی دچار انشقاق و انشعابهای متعدد و در نتیجه تضعیف نماید! تنها راه این امر، تبیین قوی خطمشی فکریـ ایدئولوژیک و مبارزهای فکری و روشن نمودن ابعاد این تلاشهایی بود که سعی داشتند حزب را از خطمشی خویش خارج کرده و تصفیهاش نمایند. کتابهای «پاکسازی تسویهگران» و «مبارزه با تسویهگران» هم ابعاد این تفکر را نشان داده و هم اسناد روشنی هستند جهت تحقیقات در این مورد. در کمتر حزب و یا سازمانی میبینیم که ابعاد مبارزات درونحزبی به این روشنی و وضوح در دسترس عموم قرار داشته و بر روی تحقیقات و انتقاد باز باشند.
در کنار این مسئلهی بینظیر و بسیار مهم و تاریخی، اوجالان به مسائلی همچون سوسیالیسم و دین پرداخت. کتاب «اصرار بر سوسیالیسم، اصرار بر انسان بودن»، راهچارهی جنبشهای انقلابی چپ را بعد از فروپاشی شوروی و تصور به پایان رسیدن افکار سوسیالیستی نشان داده و «رویکرد انقلابی به مسئلهی دین» نیز رهنمودی بود جهت برخورد صحیح به موضوع دین که در کردستان و منطقه بسیار اهمیت دارد.
اوجالان از ابتدای دههی نود در پی آن بود که از راهی مسالمتآمیز مسئلهی کرد را حل کرده و به جنگ پایان دهد، در این راستا تلاشهایی عملی نیز انجام داد، اما با کشته شدن تورگوت اوزال، رییسجمهوری ترکیه، این امر دچار بنبست گردید. اوجالان معتقد بود که بعد از مرگ اوزال، ترکیه دچار بحران رهبری است و کتاب «مخاطبی میطلبم» جستجویی بود جهت یافتن مخاطبی برای حل مسئلهی کرد در ترکیه. در همین دوران بود که کتاب «مبارزه برای ایجاد حاکمیت در جنوب کردستان و موضع دموکراتیک انقلابی» را با هدف تحلیل مسائل جنوب کردستان و ارائهی راهحلی برای آن همچون مانیفستی برای معضلات آن دوران ارائه نمود.
در همین راستا مصاحبهها و گفتگوهایی با روشنفکران، سیاستمداران و روزنامهنگاران داشت که تحت عنوان «برگزیده مصاحبهها» (در سه جلد) و «برگزیده نوشتهها و مقالات» (در هفت جلد) به چاپ رسیده و برخی از آنها به زبانهای عربی، آلمانی و کردی ترجمه و چاپ شدند. اینان گاه مقالات و نوشتههایی بودند که در مجلههایی با همان زبانها چاپ میشدند. نام مستعار اوجالان در چاپ مقالات در جاهایی که مشکل قانونی وجود داشت، «علی فرات» بود و مقالههایش در ترکیه نیز با این نام به چاپ میرسیدند. کتابهای اوجالان نیز گاها با تغییر اسم کتاب در ترکیه به چاپ میرسیدند که عموما با حکم دادگاه جمعآوری میگشتند. کتاب «جمهوری پلید» در ترکیه با نام «جمهوری الیگارشیک» به چاپ رسید و تا صدور حکم جمعآوری آن از طرف دادگاه که یک پروسه در نظام چاپ و نشر ترکیه است، هزاران نسخه از آن به فروش رفت. «برگزیدهی نامهها» نیز یکی دیگر از کتابهای اوجالان است که حاوی نامههای رسمی مختلف اوجالان طی سالهای گوناگون است.
از سایر کتابهای اوجالان در این دوران میتوان به «شخصیت مبارز آپوئیست» در تبیین شخصیت مورد نیاز جهت مبارزه در کردستان و «خودسازی حزبی» در توضیح مبارزهی درونحزبی و شیوههای کسب شخصیت موردنظر حزب و خودسازی جهت توانمند شدن در طول مبارزه بوده و نقش مهمی در گذار از مسائل شخصیتی و عقدههای اجتماعی و کسب شخصیتی سالم ایفا نمود. این کتب از کتابهایی هستند که افکار اصیل بومی و کردی را بازتاب داده و تحلیلاتی هستند که سعی دارند با استفاده از دستاوردهای علمی دوران ولی در عین حال به دور از تأثیر علوم اجتماعی اروپا و با افکار به روز شدهی شرقی و بومی پیشرفتهایی شخصیتی و اجتماعی را ایجاد نمایند.
سالهای دههی نود قرن بیستم، در عین حال جهت کردها دوران تثبیت رهبریتی بود که شکل گرفته بود، اوجالان با سلسله آثار «رهبریت»، به تبیین و توضیح پدیدهی رهبریت در کردستان پرداخت و پایههای یک نهاد رهبریت را در کردستان به رشتهی تحریر درآورد. «رهبریت و فلسفهی مبارزه»، «رهبریت و سیاست آپوئیستی»، «رهبریت و آزمون پ.ک.ک» همگی درسهایی بودند که با این هدف ارائه گردیدند و مورد توجه خاص جامعهی کردستان قرار گرفتند. در همین دهه بود که کتاب «رهبریت و خلق»[4] که مصاحبهای طولانی با «نبیل الملحم»، روزنامهنگار سوری بود[5]، همان موضوع را برای جهان عرب بازگویی نمود. این یکی از کتابهایی است که ابتدا به زبان عربی در انتشارات «دارأخیل» یونان به چاپ رسید و سپس در سلیمانیه به زبان کردی سورانی چاپ و پخش شد و بازتاب بزرگی داشت. گریلای کرد، شهید دیاکو بختیاری (هیرش مهاباد) سال 2006 آن را از سورانی به فارسی ترجمه کرد که بعد از شهادتش در سال 2008 به چاپ رسید.
مبارزات درونحزبی نیز از موضوعاتی بود که یکی از مشغلههای اوجالان به شمار میرفت. کاری که هم باید همانند تصفیههای رئالسوسیالیستی نمیبود و هم همانند لیبرالیسم راه به انعطافی نمیداد که دیسیپلین درون حزب را برهم زده و حزب همانند سایر سازمانهای کردی دچار انشقاق و انشعابهای متعدد و در نتیجه تضعیف نماید! تنها راه این امر، تبیین قوی خطمشی فکریـ ایدئولوژیک و مبارزهای فکری و روشن نمودن ابعاد این تلاشهایی بود که سعی داشتند حزب را از خطمشی خویش خارج کرده و تصفیهاش نمایند. کتابهای «پاکسازی تسویهگران» و «مبارزه با تسویهگران» هم ابعاد این تفکر را نشان داده و هم اسناد روشنی هستند جهت تحقیقات در این مورد. در کمتر حزب و یا سازمانی میبینیم که ابعاد مبارزات درونحزبی به این روشنی و وضوح در دسترس عموم قرار داشته و بر روی تحقیقات و انتقاد باز باشند.
گذار دموکراتیک
① کتاب کردها – بررسی کتابها و آثار عبدالله اوجالان ✍ آ. کاردوخ 🆔 @GozarDemocratic
یکی دیگر از حوزههایی که از دغدغههای اوجالان به حساب میآمدند، جنگ و تاکتیکهای جنگی بود. با توجه به قدرت ماشین جنگی ترکیه و کمکهای مهم ناتو به آن، کردها ناچار بودند تا با تاکتیکهای جنگی معاصر به تقابل آن بروند. دههی نود، دورانی بود که در اواسط آن جنگ به بنبست رسیده و هیچ طرفی قادر به شکست طرف دیگر نبودند، اوجالان در این دوران برای گذار از معضلات جنگ و باز کردن راه تاکتیکهای نوین در جنگ آزادیبخش خلق کتاب دو جلدی «چگونه باید جنگید؟» را بهصورت درس ارائه نمود و طی آن چنان عمیق به این مسائل پرداخت که تنها از عهدهی استراتژیسینهای تاریخی برمیآید. به هنگام خواندن این کتاب میتوان پی برد که تا چه اندازه نیازهای حوزهی جنگ را برآورده کرده و کسی که عموما بهعنوان رهبری ملی و سیاسی شناخته میشد، چگونه به تمامی عرصهها پرداخته و با موفقیت نیز از پس آن برآمده است.
کتابهای «قیام و نوزایی یک خلق» و «رنسانس کرد و تأثیر آن بر رنسانس خاورمیانه» نیز در این دوران، شاهدی است بر تدارکات عبدالله اوجالان و جنبش آزادیخواه خلق کرد برای روزهایی که امروزه شاهد آن هستیم. این کتابهای مستند نشان میدهند که پسزمینهی سطح تأثیر کردها بر سیاستهای امروزین خاورمیانه چگونه شکل گرفت و عبدالله اوجالان با کدامین قدرت در زندانی انفرادی به تقابل نظامی میپردازد که کمک و همکاری بینظیری از مواضع جهانی قدرت دریافت میداشت و میدارد. کتاب دیگری که بر منوال همان کتابها به تاریخ کردها میپردازد، کتاب «محاکمهی تاریخ» است که حاوی گفتگویی میان عبدالله اوجالان و ابراهیم احمد[6] است. این کتاب نیز بار اول به زبان کردی سورانی چاپ و پخش شد و بعدها به سایر زبانها ترجمه گردید.
کتابهای دیگری نیز در عرصهها و حوزههای مختلف نوشته شده و چاپ گردیدند که نشان از قدرت فکری اوجالان و عزم علمی او به مبارزه بر اساس تفکراتی معین دارند. این کتب که در انتها لیست بخشی از آنها خواهد آمد، هم شاهدی مستند و نوشتاری بر روند شکلگیری تفکراتی عظیم در حوزهی انقلاب در کردستان و خاورمیانه بوده، هم مواد و متریالهایی مدلل و قوی جهت تحقیق در باب واقعیت جنبش آزادیخواه خلق کرده بوده و هم جوابی مؤثر و بجا جهت مخالفان جنش دموکراتیک خلق کرد و صد البته خلقهای منطقه میباشند.
با آغاز توطئهی بینالمللی به تاریخ 9 اکتبر 1998 و خارج شدن عبدالله اوجالان از سوریه، دوران کتابهایی به سر آمد که در گرماگرم مبارزه و بهصورت مختلط و تودرتو با مبارزهی عملی نوشته میشدند. کتاب «دگرگونی بزرگ» که گفتگویی مفصل میان عبدالله اوجالان و «مهری بللی» بزرگ مبارز آزادیخواه ترک مضمون آن را تشکیل میدهد، از آخرین کتابهایی است که در سوریه به نگارش درآمد. این کتاب در عین حال سندی است بر اینکه تفکراتی که اوجالان در زندان ارائه داد، قبل از ربوده شدن شکل گرفته و اوجالان سعی داشت تا جنبش را بر اساس آن از نو سازماندهی نموده و هدایت نماید. با ربوده شدن عبدالله اوجالان، رهبر خلق کرد، همانگونه که تصور میرفت مبارزهی خلق کرد رو به زوال برود، این باور عمومی نیز وجود داشت که کتب و متریالهای ایشان و حزب کارگران کردستان نیز به پایان خویش نزدیک میشود. اما با پراکتیک بزرگ عبدالله اوجالان در زندان امرالی و تغییر استراتژی از طرف ایشان، دوران نوینی آغاز گشت که ایشان آن را به «میلاد سوم» تعبیر نمودند.
اوجالان خود معتقد به سه میلاد در حیات خویش است. اولی میلاد نوزادی در روستایی از روستاهای شهر اورفا، دومین میلاد را تشکیل حزب کارگران کردستان و سومین میلاد نیز «دوران زندانی شدن در امرالی»! هدف از ربودن و زندانی کردن رهبر یک خلق این بود که او را بیتأثیر نمایند، اما اوجالان با در پیش گرفتن یک استراتژی جدید، راه مبارزهی خویش را هموار نموده و با قدرتی تمام سکان حوادث را در دست گرفت. کار به جایی رسید که مقامات دولتی (چه در حالتهای اعلام شده و چه اعلام نشده) قبل از تصمیمات سیاسی مهم، دیداری با وی ترتیب میدادند و جنبش نیز از طریق وکلا و بعدها نیز از طریق یک هیئت سیاسی با ایشان ارتباط داشتند. اوجالان دادگاههایی که قرار بود علیهاش برگزار شوند را با زیرکی تمام به فرصتی جهت ارائهی نظرات فکریـ ایدئولوژیک خویش تبدیل نمود. با از بین رفتن امکان مشغول شدن به کارهای روزانهای که به سبب بجای آورده نشدن از طرف اعضاء و مدیریت حزب خود بدان میپرداخت، فرصت بیشتری جهت مطالعه برایشان فراهم آمد و طی دورانی که در زندان بود بیش از هزاران جلد کتاب را مطالعه نمود. اوجالان هر هفته روزهای چهارشنبه با وکلای خویش دیدار داشت و نتایج این مطالعات خویش را برای آنان بازگو میکرد، کتابهایی را سفارش میداد و کتابهایی را پیشنهاد میکرد تا رفقا و پیروانش مطالعه نمایند.
کتابهای «قیام و نوزایی یک خلق» و «رنسانس کرد و تأثیر آن بر رنسانس خاورمیانه» نیز در این دوران، شاهدی است بر تدارکات عبدالله اوجالان و جنبش آزادیخواه خلق کرد برای روزهایی که امروزه شاهد آن هستیم. این کتابهای مستند نشان میدهند که پسزمینهی سطح تأثیر کردها بر سیاستهای امروزین خاورمیانه چگونه شکل گرفت و عبدالله اوجالان با کدامین قدرت در زندانی انفرادی به تقابل نظامی میپردازد که کمک و همکاری بینظیری از مواضع جهانی قدرت دریافت میداشت و میدارد. کتاب دیگری که بر منوال همان کتابها به تاریخ کردها میپردازد، کتاب «محاکمهی تاریخ» است که حاوی گفتگویی میان عبدالله اوجالان و ابراهیم احمد[6] است. این کتاب نیز بار اول به زبان کردی سورانی چاپ و پخش شد و بعدها به سایر زبانها ترجمه گردید.
کتابهای دیگری نیز در عرصهها و حوزههای مختلف نوشته شده و چاپ گردیدند که نشان از قدرت فکری اوجالان و عزم علمی او به مبارزه بر اساس تفکراتی معین دارند. این کتب که در انتها لیست بخشی از آنها خواهد آمد، هم شاهدی مستند و نوشتاری بر روند شکلگیری تفکراتی عظیم در حوزهی انقلاب در کردستان و خاورمیانه بوده، هم مواد و متریالهایی مدلل و قوی جهت تحقیق در باب واقعیت جنبش آزادیخواه خلق کرده بوده و هم جوابی مؤثر و بجا جهت مخالفان جنش دموکراتیک خلق کرد و صد البته خلقهای منطقه میباشند.
با آغاز توطئهی بینالمللی به تاریخ 9 اکتبر 1998 و خارج شدن عبدالله اوجالان از سوریه، دوران کتابهایی به سر آمد که در گرماگرم مبارزه و بهصورت مختلط و تودرتو با مبارزهی عملی نوشته میشدند. کتاب «دگرگونی بزرگ» که گفتگویی مفصل میان عبدالله اوجالان و «مهری بللی» بزرگ مبارز آزادیخواه ترک مضمون آن را تشکیل میدهد، از آخرین کتابهایی است که در سوریه به نگارش درآمد. این کتاب در عین حال سندی است بر اینکه تفکراتی که اوجالان در زندان ارائه داد، قبل از ربوده شدن شکل گرفته و اوجالان سعی داشت تا جنبش را بر اساس آن از نو سازماندهی نموده و هدایت نماید. با ربوده شدن عبدالله اوجالان، رهبر خلق کرد، همانگونه که تصور میرفت مبارزهی خلق کرد رو به زوال برود، این باور عمومی نیز وجود داشت که کتب و متریالهای ایشان و حزب کارگران کردستان نیز به پایان خویش نزدیک میشود. اما با پراکتیک بزرگ عبدالله اوجالان در زندان امرالی و تغییر استراتژی از طرف ایشان، دوران نوینی آغاز گشت که ایشان آن را به «میلاد سوم» تعبیر نمودند.
اوجالان خود معتقد به سه میلاد در حیات خویش است. اولی میلاد نوزادی در روستایی از روستاهای شهر اورفا، دومین میلاد را تشکیل حزب کارگران کردستان و سومین میلاد نیز «دوران زندانی شدن در امرالی»! هدف از ربودن و زندانی کردن رهبر یک خلق این بود که او را بیتأثیر نمایند، اما اوجالان با در پیش گرفتن یک استراتژی جدید، راه مبارزهی خویش را هموار نموده و با قدرتی تمام سکان حوادث را در دست گرفت. کار به جایی رسید که مقامات دولتی (چه در حالتهای اعلام شده و چه اعلام نشده) قبل از تصمیمات سیاسی مهم، دیداری با وی ترتیب میدادند و جنبش نیز از طریق وکلا و بعدها نیز از طریق یک هیئت سیاسی با ایشان ارتباط داشتند. اوجالان دادگاههایی که قرار بود علیهاش برگزار شوند را با زیرکی تمام به فرصتی جهت ارائهی نظرات فکریـ ایدئولوژیک خویش تبدیل نمود. با از بین رفتن امکان مشغول شدن به کارهای روزانهای که به سبب بجای آورده نشدن از طرف اعضاء و مدیریت حزب خود بدان میپرداخت، فرصت بیشتری جهت مطالعه برایشان فراهم آمد و طی دورانی که در زندان بود بیش از هزاران جلد کتاب را مطالعه نمود. اوجالان هر هفته روزهای چهارشنبه با وکلای خویش دیدار داشت و نتایج این مطالعات خویش را برای آنان بازگو میکرد، کتابهایی را سفارش میداد و کتابهایی را پیشنهاد میکرد تا رفقا و پیروانش مطالعه نمایند.
گذار دموکراتیک
① کتاب کردها – بررسی کتابها و آثار عبدالله اوجالان ✍ آ. کاردوخ 🆔 @GozarDemocratic
این کتاب ارزشمند به زبانهای گوناگونی ترجمه شده و از سال 2011 که به چاپ رسید، تاکنون بارها به زبانهای گوناگون ترجمه شده و در چندین دانشگاه و انستیتو بهعنوان منبعی جهت مباحث گوناگون تاریخی و متولوژیک مورد استفاده قرار گرفته است. ادعای مهم «گذار از مارکس» که اوجالان مطرح نمود، واکنشهای مختلفی را به دنبال داشت و مباحث بزرگی را به همراه آورد که خود نشان از قدرت این ادعا و جدیت آن بود.
در همان سال دادگاهی در اورفا پروندهای در دستور کار قرار داد که دولت ترکیه سالها قبل در دادگاه شهر اورفا طی آن شکایتی از شخص عبدالله اوجالان به عمل آورده بود. اوجالان ضمیمهای را به همان کتاب «از دولت کاهنی سومر بهسوی تمدن دموکراتیک» اضافه کرده و به دادگاه ارائه نمود. این کتابچهی ضمیمه «اورفا سمبل قداست و لعنت» نام داشت و کتابچهای کوچک حاوی تحلیل امر قداست، شهر اورفا، ادیان ابراهیمی و بهروز نمودن آن ادیان و در آخر قسمتی کوچک خطاب به دادگاه اورفاست. این کتابچه علیرغم اینکه بسیار کمحجم میباشد، اما تحلیلی عمیق از ادیان ابراهیمی و نگاهی نوین و رادیکال جهت خوانشی نوین از ادیان ابراهیمی و به روز کردن آنان میباشد. این کتاب نیز به چندین زبان ترجمه شده است.
یکی از دفاعیات عبدالله اوجالان نیز «کرد آزاد، هویت نوین خاورمیانه» میباشد. هنگام ورود عبدالله اوجالان به یونان، دولت یونان که طی یک معامله ناجوانمردانه و برعکس قولهایی که داده بودند، اوجالان را نپذیرفته و توطئهی بینالمللی از آنجا آغاز گردید. دولت یونان جهت پردهپوش کردن توطئه و دسیسهی خویش در دادگاه شهر آتن علیه عبدالله اوجالان اقامهی دعوا کرده و ورود ایشان را «غیرقانونی» خوانده بودند. اوجالان از این اقامهی دعوا استقبال کرده و از راه وکلای خویش دفاعیهای که ذکر آن رفت را به دادگاه ارائه نمود. اولین جملهی دفاعیه حاکی از «تغییر پارادایم» فکری اوجالان بوده و به صراحت اعلام کرد که از مدرنیستی گذار نموده و راه و روشی نوین را در تفکرات خویش در پیش گرفته که متفاوت از پارادایم حاکم بر مبارزات آزادیبخش میباشد. این کتاب که حدود صدوبیست صفحه بوده و به زبانهای گوناگون ترجمه شده است، چارچوب کلی افکار نوین اوجالان را بازتاب میدهد. شاید یکی از بهترین تفاسیر ارائه گشته از تمدن یونان و تضاد و چالش کنونی حاکمیت یونان با ریشههای خویش را نشان میدهد. کتاب مذکور سال 2003 منتشر گشته و در همان سال به چندین زبان ترجمه و چاپ گردید.
در ادامه روند محاکمه، در دادگاه حقوق بشر اروپا حکمی صادر گردید که به دادگاه تجدیدنظر ارجاع داده شد. در دادگاه تجدیدنظر مجددا تقاضای دفاعیه شده و این بار نیز اوجالان با ارائهی دفاعیهی «دفاع از یک خلق» که کتابی قطور و وسیع بود، برای اولین بار پارادایم نوین خویش را که در دفاعیهی آتن بدان اشاره کرده بود با تفسیری وسیع ارائه کرد. از طرفی به کلی از تفاسیر مارکسیستی در طبقهبندی جامعه عبور کرده و سعی در ارائهی تعریفی جدید از جامعهی بشری نموده، از طرفی چارچوبی قوی برای تاریخ کردستان و اوضاع امروزینی که در کردستان جاری است را ترسیم کرد. در بخش مهمی از کتاب نیز به مسائل داخلی حزب که دچار معضل اختلافات داخلی جدیای شده بود، پرداخته و راهحل پیشنهادی خویش را ارائه داد. این کتاب به بنیان روشن شدن اختلافات و حل شدن مسائل تبدیل شده و همگان در مقابل آن وضعیت خویش را روشن نمودند. مخالفان آن ناچار شدند تا مواضع منافقانه خویش را روشن کرده و راه خویش را از راه حزب جدا نمایند و موافقان نیز با ذهنی روشنتر و با عزمی نوین دورهای نوین از مبارزات را رقم زدند. «دفاع از یک خلق» که سال 2003 نوشته شد، کتابی مهم بود که نهتنها تفاسیر و تحلیلاتی مهم از جهان، منطقه، کردستان و مسائل جامعهشناختی ارائه داد، بلکه به مانیفست سازماندهی مجدد مبارزات خلق تبدیل گردید. ترجمهی این کتاب به زبانهای مختلف سبب شد تا سؤالات مختلفی که در ذهن کردها نسبت به سرنوشت و معضلات سازمان وجود داشت، به جواب خویش رسیده و دوران نوینی از مبارزه در 1 ژوئن 2004 آغاز گردد.
با صدور حکم دادگاه حقوق بشر اروپا و ارجاع آن به هیئت وزیران اتحادیه اروپا، هیئت وزیران با نفوذ ترکیه و در جهت منافع آنها جهت سلب مسئولیت از خویش و با استفاده از روند قانونی دادگاه مذکور، پرونده را مجددا به دادگاه ارجاع داده و خواهان تغییر آن شد. دادگاه مجددا جریان یافته و اوجالان این بار و با قدرتی هرچه تمامتر سال 2008 اولین و دومین جلد از دفاعیهی «مانیفست تمدن دموکراتیک» را بهعنوان دفاعیه ارائه نموده، سال 2009 جلد سوم، 2010 جلد چهارم و 2011 جلد پنجم آن را ارائه داد.
در همان سال دادگاهی در اورفا پروندهای در دستور کار قرار داد که دولت ترکیه سالها قبل در دادگاه شهر اورفا طی آن شکایتی از شخص عبدالله اوجالان به عمل آورده بود. اوجالان ضمیمهای را به همان کتاب «از دولت کاهنی سومر بهسوی تمدن دموکراتیک» اضافه کرده و به دادگاه ارائه نمود. این کتابچهی ضمیمه «اورفا سمبل قداست و لعنت» نام داشت و کتابچهای کوچک حاوی تحلیل امر قداست، شهر اورفا، ادیان ابراهیمی و بهروز نمودن آن ادیان و در آخر قسمتی کوچک خطاب به دادگاه اورفاست. این کتابچه علیرغم اینکه بسیار کمحجم میباشد، اما تحلیلی عمیق از ادیان ابراهیمی و نگاهی نوین و رادیکال جهت خوانشی نوین از ادیان ابراهیمی و به روز کردن آنان میباشد. این کتاب نیز به چندین زبان ترجمه شده است.
یکی از دفاعیات عبدالله اوجالان نیز «کرد آزاد، هویت نوین خاورمیانه» میباشد. هنگام ورود عبدالله اوجالان به یونان، دولت یونان که طی یک معامله ناجوانمردانه و برعکس قولهایی که داده بودند، اوجالان را نپذیرفته و توطئهی بینالمللی از آنجا آغاز گردید. دولت یونان جهت پردهپوش کردن توطئه و دسیسهی خویش در دادگاه شهر آتن علیه عبدالله اوجالان اقامهی دعوا کرده و ورود ایشان را «غیرقانونی» خوانده بودند. اوجالان از این اقامهی دعوا استقبال کرده و از راه وکلای خویش دفاعیهای که ذکر آن رفت را به دادگاه ارائه نمود. اولین جملهی دفاعیه حاکی از «تغییر پارادایم» فکری اوجالان بوده و به صراحت اعلام کرد که از مدرنیستی گذار نموده و راه و روشی نوین را در تفکرات خویش در پیش گرفته که متفاوت از پارادایم حاکم بر مبارزات آزادیبخش میباشد. این کتاب که حدود صدوبیست صفحه بوده و به زبانهای گوناگون ترجمه شده است، چارچوب کلی افکار نوین اوجالان را بازتاب میدهد. شاید یکی از بهترین تفاسیر ارائه گشته از تمدن یونان و تضاد و چالش کنونی حاکمیت یونان با ریشههای خویش را نشان میدهد. کتاب مذکور سال 2003 منتشر گشته و در همان سال به چندین زبان ترجمه و چاپ گردید.
در ادامه روند محاکمه، در دادگاه حقوق بشر اروپا حکمی صادر گردید که به دادگاه تجدیدنظر ارجاع داده شد. در دادگاه تجدیدنظر مجددا تقاضای دفاعیه شده و این بار نیز اوجالان با ارائهی دفاعیهی «دفاع از یک خلق» که کتابی قطور و وسیع بود، برای اولین بار پارادایم نوین خویش را که در دفاعیهی آتن بدان اشاره کرده بود با تفسیری وسیع ارائه کرد. از طرفی به کلی از تفاسیر مارکسیستی در طبقهبندی جامعه عبور کرده و سعی در ارائهی تعریفی جدید از جامعهی بشری نموده، از طرفی چارچوبی قوی برای تاریخ کردستان و اوضاع امروزینی که در کردستان جاری است را ترسیم کرد. در بخش مهمی از کتاب نیز به مسائل داخلی حزب که دچار معضل اختلافات داخلی جدیای شده بود، پرداخته و راهحل پیشنهادی خویش را ارائه داد. این کتاب به بنیان روشن شدن اختلافات و حل شدن مسائل تبدیل شده و همگان در مقابل آن وضعیت خویش را روشن نمودند. مخالفان آن ناچار شدند تا مواضع منافقانه خویش را روشن کرده و راه خویش را از راه حزب جدا نمایند و موافقان نیز با ذهنی روشنتر و با عزمی نوین دورهای نوین از مبارزات را رقم زدند. «دفاع از یک خلق» که سال 2003 نوشته شد، کتابی مهم بود که نهتنها تفاسیر و تحلیلاتی مهم از جهان، منطقه، کردستان و مسائل جامعهشناختی ارائه داد، بلکه به مانیفست سازماندهی مجدد مبارزات خلق تبدیل گردید. ترجمهی این کتاب به زبانهای مختلف سبب شد تا سؤالات مختلفی که در ذهن کردها نسبت به سرنوشت و معضلات سازمان وجود داشت، به جواب خویش رسیده و دوران نوینی از مبارزه در 1 ژوئن 2004 آغاز گردد.
با صدور حکم دادگاه حقوق بشر اروپا و ارجاع آن به هیئت وزیران اتحادیه اروپا، هیئت وزیران با نفوذ ترکیه و در جهت منافع آنها جهت سلب مسئولیت از خویش و با استفاده از روند قانونی دادگاه مذکور، پرونده را مجددا به دادگاه ارجاع داده و خواهان تغییر آن شد. دادگاه مجددا جریان یافته و اوجالان این بار و با قدرتی هرچه تمامتر سال 2008 اولین و دومین جلد از دفاعیهی «مانیفست تمدن دموکراتیک» را بهعنوان دفاعیه ارائه نموده، سال 2009 جلد سوم، 2010 جلد چهارم و 2011 جلد پنجم آن را ارائه داد.
گذار دموکراتیک
① کتاب کردها – بررسی کتابها و آثار عبدالله اوجالان ✍ آ. کاردوخ 🆔 @GozarDemocratic
تاریخ و امروزمان بوده و یا نقشی مؤثر در آنها را ایفا کرده است. تنها مسئله اساسی این است که از طرفی طرفداران و پیروان این مکتب بهصورت بایسته و شایسته نخوانده و مخالفان آن نیز جنبهی انصاف در برابر کسی که پیامبروار تمامی زندگی و حیات خویش را صرف مبارزهای بیامان کرده و میکند رعایت نکرده و افکار او را مطالعه نکرده و یکطرفه به قاضی میروند. در کنار آن نیز صاحبان قدرت جهانی همانگونه که نمیخواهند خلقها و جوامع به آگاهی برسند، تلاشی بسیار ظریف و ویژه نیز دارند که چنین متفکرانی کمتر شناخته شده و افکارشان مطالعه گردند. ندای ما در اینجا به پیروان این راه مقدس و پاک و انساندوستانه است که به مطالعهی هرچه بیشتر افکار کسی بپردازند که هم خود را فدایی راه منافع و حیات آنان کرده و هم سازمان فداییاش که هیچگونه چشمداشت مادی ندارد، فداییان راه حیات آزادانهی خلقها هستند. امید که بتوانیم داعیهی مبارزه در راه تفکر و هدفی را داشته باشیم که درک کافی از آن داریم. لیستی که در زیر میآید، نام کتابهای اوجالان است که «مرکز نشر آثار و اندیشههای عبدالله اوجالان» آنها را مجددا بررسی کرده و فهرست آن را تهیه نموده است. به امید روزی که این کار نیز بهصورت کامل و بینقص به پایان برسد.
در مقابل آثار ترجمه شده به فارسی، حرف (ف) آمده و مقابل آثار ترجمه شده به عربی، حرف (ع)، در مقابل آثار ترجمه شده به کردی سورانی حروف (ک.س) و کردی کرمانجی حروف (ک.ک) آمده است.
کتابچهها و جزوههای دوران بین سالهای ۱۹۷۵ الی ۱۹۸۰:
۱- درک راه صحیح مبارزه
۲- تسلیمشدن منجر به خیانت میگردد و مقاومت منجر به آزادی
۳- درک خطمشی سیاسی و ایدئولوژیک ما
۴- حوادث شهر مرعش (قتلعام مرعش)
۵- جبههی متحد ضد فاشیسم
کتابها:
۱- راه انقلاب کُردستان (مانیفست اول حزب کارگران کُردستانـ PKK) (ف) – (ع-، (ک.س)- (ک.ک)
۲- نخستین سخنرانیها (ع)
۳- در باب سازماندهی (ع)
۴- در باب آموزش
۵- نقش خشونت در کُردستان (ع)
۶- مسئلهی شخصیت در کُردستان (ف) – (ع)، (ک.س)- (ک.ک)
۷- مقاومت انقلابی و خیانت در کُردستان
۸- بازگشت به میهن و وظایف ما
۹- پیشروی بهسوی آزادی
۱۰- سخنرانیهای اولین کنفرانس زندانیان
۱۱- گزارش سیاسی ارائهشده به کنگرهی سوم حزب کارگران کُردستان
۱۲- گزارش سیاسی ارائهشده به کنگرهی چهارم حزب کارگران کُردستان
۱۳- گزارش سیاسی ارائهشده به کنگرهی پنجم حزب کارگران کُردستان (ع)
۱۴- شخصیت پیکارگر انقلابی در مبارزهی خلقی
۱۵- چگونه باید زیست؟ (سه جلد، تنها جلد اول به فارسی ترجمه شده) (ف)- (ع)- (ک.ک)
۱۶- مسئلهی زن و خانواده
۱۷- گزیدهها (مصاحبهها، سه جلد) (ع)
۱۸- برگزیدهی دستنوشتهها و مقالات (هفت جلد) (ع، یک جلد به زبان عربی ترجمه شده)
۱۹- مسائل مقاومت در کُردستان و وظایف ما
۲۰- جمهوری پلید (در ترکیه تحت نام «جمهوری الیگارشیک» به چاپ رسید)
۲۱- تاریخ در روزگار ما و ما در ابتدای تاریخ نهانیم (ع)- (ک.ک)
۲۲- اصرار بر سوسیالیسم، اصرار بر انسانیت (ف) – (ع)
۲۳- نامهها
۲۴- عشق کُرد (ف)- (ک.س)- (ک.ک)
۲۵- مسائل تحول در PKK و وظایف ما
۲۶- رویکرد انقلابی به مسئلهی دین (ع)
۲۷- رهبریت و سیاست آپوئیستی (ف)
۲۸- رهبریت و فلسفهی مبارزه
۲۹- رهبریت و تجربهی PKK
۳۰- جنبش خلق در مبارزهی رهایی دموکراتیک
۳۱- مسئلهی تحول دموکراتیک و اتحاد در خاورمیانه
۳۲- رهنمودهایی برای آزادی (ع)- (ک.ک)- (ک.س)
۳۳- مسئلهی رهایی ملی و راهکار آن
۳۴- مبارزه برای حاکمیت در جنوب کُردستان و موضع دموکراتیک انقلابی
(مبارزهی انقلابی در جنوب کُردستان و مسئلهی حاکمیت)
۳۵- مسائل خودسازی حزبی و وظایف ما (ف)
۳۶- تکوین ارتش زنان
۳۷- شخصیت مبارز آپوئیست (ک.ک)- (ک.س)
۳۸- گفتگو با روشنفکران
۳۹- قهرمانی خلق در کُردستان
۴۰- چگونه باید جنگید؟ (دو جلد)
۴۱- رهبری و خلق (ف) – (ع)- (ک.س)
(هفت روز با آپو ـ مصاحبهی طولانی روزنامهنگار سوریهای، نبیل الملحم با عبدالله اوجالان)
۴۲- داستان دوباره زیستن (ف) – (ع)- (ک.س)
(مصاحبه و گفتگوی روزنامهنگار و نویسندهی ترک یالچین کوچوک با عبدالله اوجالان)
۴۳- کشتن مردانگی
(مصاحبه و گفتگوی روزنامهنگار و نویسندهی ترک ماهر سایین با عبدالله اوجالان)
۴۴- پاکسازی تصفیهگران
۴۵- مبارزه با تبهکاری و تصفیهگری
۴۶- مخاطبی میجویم (ع)
۴۷- تاریخنویسی، تاریخسازی (تنها با ساختن تاریخ در کُردستان میتوان تاریخ نوشت)
۴۸- حیات حزبی و ویژگیهای شخصیت حزبی
۴۹- انقلاب اجتماعی و حیات نوین (ف)- (ک.س)
۵۰- کُردستان از سدهی نوزدهم تا روزگار ما
۵۱- مسئلهی رهایی خلق کُردستان و راهحل آن
۵۲- سوسیالیسم، تعالی شیوهی حیات
۵۳- رنسانس کُرد و تأثیر آن بر رنسانس خاورمیانه
۵۴- کردار و گفتار انقلابی (ع)- (ف)
۵۵- قیام و نوزایی یک خلق
۵۶- تغییر چهرهی خاورمیانه
در مقابل آثار ترجمه شده به فارسی، حرف (ف) آمده و مقابل آثار ترجمه شده به عربی، حرف (ع)، در مقابل آثار ترجمه شده به کردی سورانی حروف (ک.س) و کردی کرمانجی حروف (ک.ک) آمده است.
کتابچهها و جزوههای دوران بین سالهای ۱۹۷۵ الی ۱۹۸۰:
۱- درک راه صحیح مبارزه
۲- تسلیمشدن منجر به خیانت میگردد و مقاومت منجر به آزادی
۳- درک خطمشی سیاسی و ایدئولوژیک ما
۴- حوادث شهر مرعش (قتلعام مرعش)
۵- جبههی متحد ضد فاشیسم
کتابها:
۱- راه انقلاب کُردستان (مانیفست اول حزب کارگران کُردستانـ PKK) (ف) – (ع-، (ک.س)- (ک.ک)
۲- نخستین سخنرانیها (ع)
۳- در باب سازماندهی (ع)
۴- در باب آموزش
۵- نقش خشونت در کُردستان (ع)
۶- مسئلهی شخصیت در کُردستان (ف) – (ع)، (ک.س)- (ک.ک)
۷- مقاومت انقلابی و خیانت در کُردستان
۸- بازگشت به میهن و وظایف ما
۹- پیشروی بهسوی آزادی
۱۰- سخنرانیهای اولین کنفرانس زندانیان
۱۱- گزارش سیاسی ارائهشده به کنگرهی سوم حزب کارگران کُردستان
۱۲- گزارش سیاسی ارائهشده به کنگرهی چهارم حزب کارگران کُردستان
۱۳- گزارش سیاسی ارائهشده به کنگرهی پنجم حزب کارگران کُردستان (ع)
۱۴- شخصیت پیکارگر انقلابی در مبارزهی خلقی
۱۵- چگونه باید زیست؟ (سه جلد، تنها جلد اول به فارسی ترجمه شده) (ف)- (ع)- (ک.ک)
۱۶- مسئلهی زن و خانواده
۱۷- گزیدهها (مصاحبهها، سه جلد) (ع)
۱۸- برگزیدهی دستنوشتهها و مقالات (هفت جلد) (ع، یک جلد به زبان عربی ترجمه شده)
۱۹- مسائل مقاومت در کُردستان و وظایف ما
۲۰- جمهوری پلید (در ترکیه تحت نام «جمهوری الیگارشیک» به چاپ رسید)
۲۱- تاریخ در روزگار ما و ما در ابتدای تاریخ نهانیم (ع)- (ک.ک)
۲۲- اصرار بر سوسیالیسم، اصرار بر انسانیت (ف) – (ع)
۲۳- نامهها
۲۴- عشق کُرد (ف)- (ک.س)- (ک.ک)
۲۵- مسائل تحول در PKK و وظایف ما
۲۶- رویکرد انقلابی به مسئلهی دین (ع)
۲۷- رهبریت و سیاست آپوئیستی (ف)
۲۸- رهبریت و فلسفهی مبارزه
۲۹- رهبریت و تجربهی PKK
۳۰- جنبش خلق در مبارزهی رهایی دموکراتیک
۳۱- مسئلهی تحول دموکراتیک و اتحاد در خاورمیانه
۳۲- رهنمودهایی برای آزادی (ع)- (ک.ک)- (ک.س)
۳۳- مسئلهی رهایی ملی و راهکار آن
۳۴- مبارزه برای حاکمیت در جنوب کُردستان و موضع دموکراتیک انقلابی
(مبارزهی انقلابی در جنوب کُردستان و مسئلهی حاکمیت)
۳۵- مسائل خودسازی حزبی و وظایف ما (ف)
۳۶- تکوین ارتش زنان
۳۷- شخصیت مبارز آپوئیست (ک.ک)- (ک.س)
۳۸- گفتگو با روشنفکران
۳۹- قهرمانی خلق در کُردستان
۴۰- چگونه باید جنگید؟ (دو جلد)
۴۱- رهبری و خلق (ف) – (ع)- (ک.س)
(هفت روز با آپو ـ مصاحبهی طولانی روزنامهنگار سوریهای، نبیل الملحم با عبدالله اوجالان)
۴۲- داستان دوباره زیستن (ف) – (ع)- (ک.س)
(مصاحبه و گفتگوی روزنامهنگار و نویسندهی ترک یالچین کوچوک با عبدالله اوجالان)
۴۳- کشتن مردانگی
(مصاحبه و گفتگوی روزنامهنگار و نویسندهی ترک ماهر سایین با عبدالله اوجالان)
۴۴- پاکسازی تصفیهگران
۴۵- مبارزه با تبهکاری و تصفیهگری
۴۶- مخاطبی میجویم (ع)
۴۷- تاریخنویسی، تاریخسازی (تنها با ساختن تاریخ در کُردستان میتوان تاریخ نوشت)
۴۸- حیات حزبی و ویژگیهای شخصیت حزبی
۴۹- انقلاب اجتماعی و حیات نوین (ف)- (ک.س)
۵۰- کُردستان از سدهی نوزدهم تا روزگار ما
۵۱- مسئلهی رهایی خلق کُردستان و راهحل آن
۵۲- سوسیالیسم، تعالی شیوهی حیات
۵۳- رنسانس کُرد و تأثیر آن بر رنسانس خاورمیانه
۵۴- کردار و گفتار انقلابی (ع)- (ف)
۵۵- قیام و نوزایی یک خلق
۵۶- تغییر چهرهی خاورمیانه
گذار دموکراتیک
① کتاب کردها – بررسی کتابها و آثار عبدالله اوجالان ✍ آ. کاردوخ 🆔 @GozarDemocratic
لیستی از کتابهایی تهیه شده که اوجالان در زندان مطالعه کرده و یا پیشنهاد مطالعهی آنان را داده است، این لیست خود بهصورت یک کتاب چاپ و در میان گریلاهای راه آزادی کردستان پخش گردید. متن ملاقاتهای وکلا با اوجالان در امرالی هر ساله بهصورت کتاب منتشر میشدند. «امید صلح»، «نتهای امرالی» و چندین کتاب دیگر حاوی این دیدارهاست که با مطالعه آنها میتوان به روند مبارزات اوجالان در زندان امرالی پی برد. اوجالان در زندان تکسلولی امرالی و در شرایط روانی بسیار دشوار آنجا (سالهای سال حق دست دادن به کسی و تماس فیزیکی را نداشت، بارها بهعنوان مجازات، حق تنفس را از ایشان گرفتند، در یک اقدام عجیب، شاخهی درختی را که از پنجرهی سلول پیدا بود را بریدند تا هیچ چیز از طبیعت را نبیند! بارها کتابها و حتی دفتر و قلم را از وی گرفته و رفتارهای ناانسانی بسیاری روا داشتند) آثار متفکران بزرگی را مطالعه کرده و در نتیجهی این مطالعات و با پشتوانهی ذهنی و فکری پیشین خود، توانست کتابهایی را در قالب دفاعیات ارائه دهد که اکنون به پسزمینهی اصلی تفکرات جنبش آزادیخواه تبدیل گشتهاند. این همان پسزمینهی «انقلاب روژآوا»ست که گفتیم جهانیان سهوا و عموما عمدا از آن سخن نمیگویند! یعنی تفکرات کردی موجود در پس مبارزهای که علیرغم داشتن اضدادی جهانی، توانسته بر سر پا مانده و رو به نتایجی بزرگتر میرود. این تفکرات همان «کتاب کردها»ست که شاعر بزرگ احمد خانی از آن سخن گفته است. احمد خانی خود متفکری دیندار و مسلمان بود و بدون شک مقصود او از «کتاب»، کتاب و تفکری ملی است و نه کتابی دینی؛ و اوجالان همانگونه که در کتابی گفته بود: «احمد خانی جنبهی ادبی این نقص را برطرف نمود، اما جنبهی سیاسیـ اجتماعی و نظامی آن باقی مانده است»، خود دست همت به کمر بست و با بیش از چهل سال مبارزه، این نقص را برطرف نمود.
هنگامی که اوجالان در امرالی محاکمه شد، کتابی را بهعنوان «دفاعیه» به دادگاه ارائه نمود که تحت نام «رهیافت دموکراتیک در حل مسئلهی کرد» که به «دفاعیات امرالی» شناخته میشود. در این کتاب اوجالان به تبیین پایههای اتحاد میان خلقها در ترکیه پرداخته و پیشنهاد تشکیل یک جمهوری دموکراتیک را برای حل مسئلهی کرد ارائه میدهد. این کتاب، ضمیمهای دارد بنام «دوگانگی حل و لاینحلی در مسئله کرد» که کتابچهای کوچک بوده و اوجالان آن را بعد از جلسات محاکمه و قبل از صدور حکم به دادگاه ارائه داد. خواندن این کتب و یادآوری اتمسفر دوران امرالی و آماده شدن حزب برای انجام عملیاتهایی بزرگ و توسعهی بیامان جنگ در سطحی نوین، نشان میدهد که چه تفکر و ارادهای عظیم و در عین حال چه قدرتی لازم است تا در چنان اتمسفری، بتوان اینگونه راهحلی ارائه کرد که کسی انتظار آن را ندارد. بدون شک نه دولت ترکیه و نه حزب کارگران کردستان، انتظار ارائهی چنین راهحلی را نداشته و اوجالان حتی بعد از ارائهی آن نیز سالها تلاش به خرج داد تا توانست راهحل خویش را به هر دو طرف بقبولاند. این دوره از تلاشهای اوجالان، دوران متحول کردن بافت و ساختار تشکیلاتی شکل گرفته در دوران جنگ سرد و مبارزات رهاییبخش ملی به بافت و ساختاری بود که در قرن بیستویکم نیز قادر به مبارزه مطابق واقعیات جهانی بوده و در عین حال به پرنسیبها و اصول تشکیلاتی و ملی و فکری خویش پایبند بوده و در همان حال نیز با دستاوردهای علمی معاصر به روز شده باشد. دوران دشواری که سازمان با پیروی از اوجالان و پایبندی به او توانست با موفقیت آن را طی نماید.
هنگامی که دادگاه امرالی حکم «اعدام» اوجالان را صادر کرد، وکلای ایشان که دیگر بهصورت یک گروه درآمده و «دفتر حقوقی عصر» را تشکیل داده بودند، پرونده را به دادگاه حقوق بشر اروپا ارجاع دادند. دادگاه حقوق بشر اروپا پرونده را در دستور کار قرار داد و بدین ترتیب حق ارائهی دفاعیه به وجود آمده و عبدالله اوجالان در این فرصتی که برایش فراهم آمده بود، نظرات خویش را در کتاب دو جلدی «از دولت کاهن سومری بهسوی تمدن دموکراتیک» ارائه داد. این کتاب حاوی تحلیلاتی تاریخی و اسطورهشناختی (متولوژیک) است و تنها یک بخش از دو جلد آن به دفاعیهی حقوقی اختصاص داده شده است. جلد اول حاوی تحلیل تاریخ و تمدن و گرهگشایی از رموز اسطورهشناختی بوده و جلد دوم نیز تحلیل تاریخ کرد و تعریف «مسئله و پدیده» کرد و جستجوی یافتن سرنخ مسئله در خاورمیانه و کردستان را دربرمیگیرد. اوجالان در این کتاب سعی کرده با نگاهی نوین به تاریخ و اسطورهها نگریسته و حقایق مخفی در آنان را بیرون کشیده و با تحلیل جامعهشناختی با توجه به آنان سعی نموده تا مسائل امروزی را موشکافی نماید. این کتاب حاوی معلومات بسیار تاریخی و حتی یزدانشناختی (تئولوژیک) بوده و به راحتی کلید اندیشیدن از نوعی دیگر را زده و دروازهای نوین بر روی انسان میگشاید.
هنگامی که اوجالان در امرالی محاکمه شد، کتابی را بهعنوان «دفاعیه» به دادگاه ارائه نمود که تحت نام «رهیافت دموکراتیک در حل مسئلهی کرد» که به «دفاعیات امرالی» شناخته میشود. در این کتاب اوجالان به تبیین پایههای اتحاد میان خلقها در ترکیه پرداخته و پیشنهاد تشکیل یک جمهوری دموکراتیک را برای حل مسئلهی کرد ارائه میدهد. این کتاب، ضمیمهای دارد بنام «دوگانگی حل و لاینحلی در مسئله کرد» که کتابچهای کوچک بوده و اوجالان آن را بعد از جلسات محاکمه و قبل از صدور حکم به دادگاه ارائه داد. خواندن این کتب و یادآوری اتمسفر دوران امرالی و آماده شدن حزب برای انجام عملیاتهایی بزرگ و توسعهی بیامان جنگ در سطحی نوین، نشان میدهد که چه تفکر و ارادهای عظیم و در عین حال چه قدرتی لازم است تا در چنان اتمسفری، بتوان اینگونه راهحلی ارائه کرد که کسی انتظار آن را ندارد. بدون شک نه دولت ترکیه و نه حزب کارگران کردستان، انتظار ارائهی چنین راهحلی را نداشته و اوجالان حتی بعد از ارائهی آن نیز سالها تلاش به خرج داد تا توانست راهحل خویش را به هر دو طرف بقبولاند. این دوره از تلاشهای اوجالان، دوران متحول کردن بافت و ساختار تشکیلاتی شکل گرفته در دوران جنگ سرد و مبارزات رهاییبخش ملی به بافت و ساختاری بود که در قرن بیستویکم نیز قادر به مبارزه مطابق واقعیات جهانی بوده و در عین حال به پرنسیبها و اصول تشکیلاتی و ملی و فکری خویش پایبند بوده و در همان حال نیز با دستاوردهای علمی معاصر به روز شده باشد. دوران دشواری که سازمان با پیروی از اوجالان و پایبندی به او توانست با موفقیت آن را طی نماید.
هنگامی که دادگاه امرالی حکم «اعدام» اوجالان را صادر کرد، وکلای ایشان که دیگر بهصورت یک گروه درآمده و «دفتر حقوقی عصر» را تشکیل داده بودند، پرونده را به دادگاه حقوق بشر اروپا ارجاع دادند. دادگاه حقوق بشر اروپا پرونده را در دستور کار قرار داد و بدین ترتیب حق ارائهی دفاعیه به وجود آمده و عبدالله اوجالان در این فرصتی که برایش فراهم آمده بود، نظرات خویش را در کتاب دو جلدی «از دولت کاهن سومری بهسوی تمدن دموکراتیک» ارائه داد. این کتاب حاوی تحلیلاتی تاریخی و اسطورهشناختی (متولوژیک) است و تنها یک بخش از دو جلد آن به دفاعیهی حقوقی اختصاص داده شده است. جلد اول حاوی تحلیل تاریخ و تمدن و گرهگشایی از رموز اسطورهشناختی بوده و جلد دوم نیز تحلیل تاریخ کرد و تعریف «مسئله و پدیده» کرد و جستجوی یافتن سرنخ مسئله در خاورمیانه و کردستان را دربرمیگیرد. اوجالان در این کتاب سعی کرده با نگاهی نوین به تاریخ و اسطورهها نگریسته و حقایق مخفی در آنان را بیرون کشیده و با تحلیل جامعهشناختی با توجه به آنان سعی نموده تا مسائل امروزی را موشکافی نماید. این کتاب حاوی معلومات بسیار تاریخی و حتی یزدانشناختی (تئولوژیک) بوده و به راحتی کلید اندیشیدن از نوعی دیگر را زده و دروازهای نوین بر روی انسان میگشاید.
گذار دموکراتیک
① کتاب کردها – بررسی کتابها و آثار عبدالله اوجالان ✍ آ. کاردوخ 🆔 @GozarDemocratic
در این مجلدات مفصل، اوجالان با دیدی کاملا نوین که در کتاب «دفاع از یک خلق» پایهریزی کرده بود و با استفاده از دستاوردهای علمی اندیشمندان بزرگ در حوزهی فیزیک، علوم ماوراءطبیعه، کیهانشناسی، تاریخ، جامعهشناسی، روانشناسی، ادبیات و هنر و فلسفه به تحلیلی عمیق و وسیع از تاریخ کیهان، فلسفه زندگی و انسان، تاریخ منطقه و کردها و موضوعات بسیاری پرداخته و یک اثر بسیار قوی ارائه نمود که نهتنها «کتاب»ی برای کردها محسوب میگردد، بلکه جهت کل منطقه نیز پیشنهادی قوی، امروزین، عملی و کاملا متفاوت را درسبرمیگیرد. نظریههای «رژیم حقیقت»، «فیزیک کوانتوم و متافیزیک»، «جهان مادی وکاپیتالیسم و دولتـ ملت»، «ملت دموکراتیک»، «ژنئولوژی»، «یهودیان»، «جامعهشناسی آزادی»، «اکولوژی»، «جامعهی اخلاقی و سیاسی»، «تاریخ کردها بهعنوان جزئی از تاریخ کیهانی» و دهها مورد دیگر در این کتاب مفصلا و بهصورت فوقالعاده مرتبط با یکدیگر مورد بررسی قرار گرفته و چارچوبی منسجم و در نهایت عملی را جهت کسانی ارائه میدهند که داعیه و یا نیت «حیات آزاد» را دارند. پرداختن به این پنج جلد از آثار اوجالان و معرفی آنها میتواند خود کاری باشد مستقل که هنوز به هیچ زبانی بهصورت باید و شاید صورت نگرفته است. این کتاب به زبانهای کردی (سورانی و کرمانجی)، فارسی، عربی، انگلیسی، آلمانی، اسپانیایی (با دو دیالکت اسپانیایی و آمریکای جنوبی) ترجمه شده و جز ترجمهی اسپانیایی آن که هنوز تمامی مجلدات به چاپ نرسیدهاند، ترجمههای دیگر آن چاپ و بارها تجدید چاپ گشتهاند. اوجالان بعد از این کتاب تنها کتابی را تحت نام «نقشه راه» (پیشنهادی به دولت ترکیه و حزب کارگران کردستان) نوشته و اظهار داشت که این کتابها چارچوبی را که در نظر دارد، کاملا ایفا نموده و کسانی که نیت عمل دارند، به چیز دیگری نیاز ندارند، تنها کافی است تا اراده کرده و بر اساس آن عمل نمایند.
کتاب «مانیفست تمدن دموکراتیک» مجموع تفکرات اوجالان است که علیرغم محتویات عمیق و دشوار خویش با زبانی تا حد ممکن ساده نوشته شده، نقشی بینظیر در ساختن ذهنیتی نوین و شیوهای نوین در زندگی کردها و منطقه ایفا نموده و خواهد نمود. این کتاب زیربنای همان سیستمی است که در انقلاب روژآوا به اجرا درآمده و توجه جهانیان را به خویش جلب نموده است.
هم آن دسته از کتابهای اوجالان که قبل از دوران اسارت نوشته بود و هم دفاعیات ایشان هر کدام خود دارای سرگذشت و تاریخی است که به تنهایی میتواند به موضوع کتابهایی تبدیل شوند. اما کتاب «مانیفست تمدن دموکراتیک» شرح حال تلاشی بزرگ و نستوه در دشوارترین شرایط و با کمترین امکانات از طرف انسانی است که با قدرتی عظیم مرزهای مکانی (زندان) و زمانی (در حالیکه در خارج از زندان جنگی تمامعیار علیه او و خلقش در جریان است) را وقعی ننهاده و با تکیه بر ذهن و استعداد انسانی و با تفکر و ایمانی قوی به مبارزهای فکری پرداخته که بازتاب عملی آن نیز بر همگان آشکار است. انقلاب روژآوا و پیشرفتهای «حزب دموکراتیک خلقها» در ترکیه محسوسترین نتایج این تلاش بودند که کسی نمیتواند منکر عظمت هر دو باشد. با این تفکرات بود که خلق کرد از حالت خلقی که با نابودی رو در رو گشته بود، به پر جنبوجوشترین خلق منطقه تبدیل گشته و پیشاهنگی تغییر واقعی و اصولی و در عین حال دموکراتیک و معاصر را تقبل کرده و میرود که منطقه را رو به روشنایی رهنمون گردد. این همان روشنایی اهورایی است که هزاران سال بعد به دست فرزندی از فرزندان این سرزمین اهریمن را به تاریکی خواهد راند و «بهار خلق»ها رقم زده و هر روز را «نوروز» خواهد کرد.
همانگونه که ذکر آن رفت، تمامی این کتب در آرشیوها موجود بوده و علاوه بر آن کتابهایی که بهصورت درس ارائه گشتهاند، بهصورت صوتی و تصویری آرشیوی عظیم و حافظهای ماندنی را برای خلق کرد بهوجود آورده است. این متون صوتی و تصویری، خود منبع بینظیری برای تحقیق در باب افکار اوجالان هستند که کمتر سازمان و یا کسی جسارت کرده بدینصورت اسنادش را در اختیار عموم قرار دهد. هماکنون این کتابها هم بر روی وبسایت رسمی اوجالان www.abdullah-ocalan.comقابل دسترسی بوده و هم با آدرس www.birinsanbirkitap.wordpress.com موجود میباشند. همچنین کتابهای اوجالان به زبان انگلیسی نیز در وبسایت www.ocalanbooks.com در دسترس هستند. با یک جستجوی معمولی در فضای مجازی میتوان به سخنان، تصاویر و نوشتهها و کتب مختلف ایشان دسترسی پیدا کرد.
در ابتدا نیز گفتیم، این دانشی که اوجالان تعریف و تبیین کرده و نوشته است، همان «کتاب کردها»ست که احمد خانی در آرزوی نوشته شدن تمامی جوانب آن از طرف فرزندان خلقش بود! اوجالان نیاز اساسی خلق کرد و خلقهای منطقه به دانشی در زمینهی تعریف خویش و تعیین راه صحیح حیات در این منطقه را برآورده نمود؛ منطقهای از جهان که مرکز اکثر حوادث تعیینکنندهی
کتاب «مانیفست تمدن دموکراتیک» مجموع تفکرات اوجالان است که علیرغم محتویات عمیق و دشوار خویش با زبانی تا حد ممکن ساده نوشته شده، نقشی بینظیر در ساختن ذهنیتی نوین و شیوهای نوین در زندگی کردها و منطقه ایفا نموده و خواهد نمود. این کتاب زیربنای همان سیستمی است که در انقلاب روژآوا به اجرا درآمده و توجه جهانیان را به خویش جلب نموده است.
هم آن دسته از کتابهای اوجالان که قبل از دوران اسارت نوشته بود و هم دفاعیات ایشان هر کدام خود دارای سرگذشت و تاریخی است که به تنهایی میتواند به موضوع کتابهایی تبدیل شوند. اما کتاب «مانیفست تمدن دموکراتیک» شرح حال تلاشی بزرگ و نستوه در دشوارترین شرایط و با کمترین امکانات از طرف انسانی است که با قدرتی عظیم مرزهای مکانی (زندان) و زمانی (در حالیکه در خارج از زندان جنگی تمامعیار علیه او و خلقش در جریان است) را وقعی ننهاده و با تکیه بر ذهن و استعداد انسانی و با تفکر و ایمانی قوی به مبارزهای فکری پرداخته که بازتاب عملی آن نیز بر همگان آشکار است. انقلاب روژآوا و پیشرفتهای «حزب دموکراتیک خلقها» در ترکیه محسوسترین نتایج این تلاش بودند که کسی نمیتواند منکر عظمت هر دو باشد. با این تفکرات بود که خلق کرد از حالت خلقی که با نابودی رو در رو گشته بود، به پر جنبوجوشترین خلق منطقه تبدیل گشته و پیشاهنگی تغییر واقعی و اصولی و در عین حال دموکراتیک و معاصر را تقبل کرده و میرود که منطقه را رو به روشنایی رهنمون گردد. این همان روشنایی اهورایی است که هزاران سال بعد به دست فرزندی از فرزندان این سرزمین اهریمن را به تاریکی خواهد راند و «بهار خلق»ها رقم زده و هر روز را «نوروز» خواهد کرد.
همانگونه که ذکر آن رفت، تمامی این کتب در آرشیوها موجود بوده و علاوه بر آن کتابهایی که بهصورت درس ارائه گشتهاند، بهصورت صوتی و تصویری آرشیوی عظیم و حافظهای ماندنی را برای خلق کرد بهوجود آورده است. این متون صوتی و تصویری، خود منبع بینظیری برای تحقیق در باب افکار اوجالان هستند که کمتر سازمان و یا کسی جسارت کرده بدینصورت اسنادش را در اختیار عموم قرار دهد. هماکنون این کتابها هم بر روی وبسایت رسمی اوجالان www.abdullah-ocalan.comقابل دسترسی بوده و هم با آدرس www.birinsanbirkitap.wordpress.com موجود میباشند. همچنین کتابهای اوجالان به زبان انگلیسی نیز در وبسایت www.ocalanbooks.com در دسترس هستند. با یک جستجوی معمولی در فضای مجازی میتوان به سخنان، تصاویر و نوشتهها و کتب مختلف ایشان دسترسی پیدا کرد.
در ابتدا نیز گفتیم، این دانشی که اوجالان تعریف و تبیین کرده و نوشته است، همان «کتاب کردها»ست که احمد خانی در آرزوی نوشته شدن تمامی جوانب آن از طرف فرزندان خلقش بود! اوجالان نیاز اساسی خلق کرد و خلقهای منطقه به دانشی در زمینهی تعریف خویش و تعیین راه صحیح حیات در این منطقه را برآورده نمود؛ منطقهای از جهان که مرکز اکثر حوادث تعیینکنندهی
گذار دموکراتیک
① کتاب کردها – بررسی کتابها و آثار عبدالله اوجالان ✍ آ. کاردوخ 🆔 @GozarDemocratic
۵۷- نیروی خلق، بزرگترین نیرو
۵۸- محاکمهی تاریخ (گفتگوی نویسنده و مبارز کُرد ابراهیم احمد با عبدالله اوجالان) (ف)- (ک.س)
۵۹- سخنرانیهای دوران اقامت در رُم (ع)
۶۰- رهنمودهای پروسهی تحول
۶۱- سرهلدان (قیام) خلق در انقلاب دموکراتیک
۶۲- دگرگونی بزرگ (گفتگوی نویسنده و مبارز چپگرای ترک مهری بللی با عبدالله اوجالان)
۶۳- یادداشتهای امرالی (جلد اول)- (ک.ک)
۶۴- امید صلح (متن دیدارها با وکلا در زندان امرالی) (ف) – (ع)
۶۵- رهیافت دموکراتیک در حل مسئلهی کُرد (دفاعیهی ارائهشده به دادگاه امرالی) (ف) – (ع)- (ک.ک)
۶۶- دوگانگی حل و لاینحلی در مسئلهی کُرد (ضمیمهی دفاعیهی امرالی)
۶۷- از دولت کاهنی سومر بهسوی تمدن دموکراتیک (ف) – (ع)- (ک.ک)- (ک.س)
(دفاعیهی دوجلدی ارائهشده به دادگاه حقوق بشر اروپا) (ف)- (ع)
۶۸- اورفا سمبل قداست و لعنت (دفاعیهی ارائهشده به دادگاه اورفا) (ف) – (ع)- (ک.س)- (ک.ک)
۶۹- کُرد آزاد هویت نوین خاورمیانه (دفاعیهی ارائهشده به دادگاه آتن) (ف) – (ع)- (ک.س)- (ک.ک)
۷۰- دفاع از یک خلق (دفاعیهی ارائهشده به دادگاه حقوق بشر اروپا) (ف) – (ع)- (ک.ک)- (ک.س)
۷۱- مانیفست تمدن دموکراتیک (دفاعیهی ارائهشده به دادگاه حقوق بشر اروپا)، پنج جلد: (ف) – (ع)- (ک.س)- (ک.ک) همچنین به زبانهای انگلیسی، آلمانی و اسپانیایی
جلد اول: تمدن (عصر خدایان نقابدار و شاهان پوشیده)
جلد دوم: تمدن کاپیتالیستی (عصر خدایان بینقاب و شاهان عریان)
جلد سوم: آزمونی در باب جامعهشناسی آزادی
جلد چهارم: بحران تمدن در خاورمیانه و رهیافت تمدن دموکراتیک
جلد پنجم: مسئلهی کُرد و رهیافت ملت دموکراتیک
(دفاع از کُردها، خلقی در چنگال نسلکشی فرهنگی)
۷۲- نقشه راه (ارائهشده به دولت ترکیه و PKK جهت حل مسئلهی کُرد) (ف) – (ع)- (ک.ک)- (ک.س)
علاوه بر این کتابها، دهها اثر دیگر از نویسنده که حاوی درسهای درونسازمانی هستند، در آکادمیهای تشکیلاتی تدریس میشوند. این آثار به ترتیب زمانی چاپ و پخش شدهاند. لیست این کتب از طرف مرکز نشر آثار و اندیشههای عبدالله اوجالان منتشر خواهد گردید.
[1] آخوندی در یک برنامهی یکی از تلویزیونهای ایران از یک فرد کرد که داشت در مورد حرف زدن یک زن کرد در یک مورد حرف میزد، پرسید: «مگر در میان کردها زنان میتوانند حرف هم بزنند؟!»
[2] بیت اصلی:
Da xelq nebêjitin ku Ekrad bê me’rifetin, bê esil û binyad
Enwa’ê milel xwedan kitêbin Kurmancî tenê di bê hesêbin
[3] سرخوبون به معنی استقلال نامی است که بعدها مجلهی ارگان مرکزی حزب کارگران کردستان تحت آن نام منتشر شد و تاکنون نیز هر ماهه و بدون وقفه منتشر میشود، مجلهی مذکور در اروپا انتشار یافته و از آنجا به میهن فرستاده میشد و میشود. این مجله شاید هم مجلهای است در میان مطبوعات کردها که طولانیترین تاریخ انتشار مداوم و بیوقفه را دارد. از سال 1978 تاکنون این مجله بدون حتی یکبار وقفه منتشر شده است.
[4] القائد و الشعب؛ سبع أیام مع أبو
[5] نبیل الملحم، نویسنده و روزنامهنگار سوریالاصل و از روشنفکران مهم عربی که کتابها و مقالات بسیاری از او در کشورهای مختلف عربی به چاپ رسیدند.
[6] ابراهیم احمد، از بزرگ مردان مبارزات در جنوب کردستان و از مؤسسان «اتحادیهی میهنی کردستان»، ابراهیم احمد خود متفکر و ادیبی بود که چندین کتاب از خود برجای گذاشت و دارای میراثی در کتابخانهی کردی میباشد.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
۵۸- محاکمهی تاریخ (گفتگوی نویسنده و مبارز کُرد ابراهیم احمد با عبدالله اوجالان) (ف)- (ک.س)
۵۹- سخنرانیهای دوران اقامت در رُم (ع)
۶۰- رهنمودهای پروسهی تحول
۶۱- سرهلدان (قیام) خلق در انقلاب دموکراتیک
۶۲- دگرگونی بزرگ (گفتگوی نویسنده و مبارز چپگرای ترک مهری بللی با عبدالله اوجالان)
۶۳- یادداشتهای امرالی (جلد اول)- (ک.ک)
۶۴- امید صلح (متن دیدارها با وکلا در زندان امرالی) (ف) – (ع)
۶۵- رهیافت دموکراتیک در حل مسئلهی کُرد (دفاعیهی ارائهشده به دادگاه امرالی) (ف) – (ع)- (ک.ک)
۶۶- دوگانگی حل و لاینحلی در مسئلهی کُرد (ضمیمهی دفاعیهی امرالی)
۶۷- از دولت کاهنی سومر بهسوی تمدن دموکراتیک (ف) – (ع)- (ک.ک)- (ک.س)
(دفاعیهی دوجلدی ارائهشده به دادگاه حقوق بشر اروپا) (ف)- (ع)
۶۸- اورفا سمبل قداست و لعنت (دفاعیهی ارائهشده به دادگاه اورفا) (ف) – (ع)- (ک.س)- (ک.ک)
۶۹- کُرد آزاد هویت نوین خاورمیانه (دفاعیهی ارائهشده به دادگاه آتن) (ف) – (ع)- (ک.س)- (ک.ک)
۷۰- دفاع از یک خلق (دفاعیهی ارائهشده به دادگاه حقوق بشر اروپا) (ف) – (ع)- (ک.ک)- (ک.س)
۷۱- مانیفست تمدن دموکراتیک (دفاعیهی ارائهشده به دادگاه حقوق بشر اروپا)، پنج جلد: (ف) – (ع)- (ک.س)- (ک.ک) همچنین به زبانهای انگلیسی، آلمانی و اسپانیایی
جلد اول: تمدن (عصر خدایان نقابدار و شاهان پوشیده)
جلد دوم: تمدن کاپیتالیستی (عصر خدایان بینقاب و شاهان عریان)
جلد سوم: آزمونی در باب جامعهشناسی آزادی
جلد چهارم: بحران تمدن در خاورمیانه و رهیافت تمدن دموکراتیک
جلد پنجم: مسئلهی کُرد و رهیافت ملت دموکراتیک
(دفاع از کُردها، خلقی در چنگال نسلکشی فرهنگی)
۷۲- نقشه راه (ارائهشده به دولت ترکیه و PKK جهت حل مسئلهی کُرد) (ف) – (ع)- (ک.ک)- (ک.س)
علاوه بر این کتابها، دهها اثر دیگر از نویسنده که حاوی درسهای درونسازمانی هستند، در آکادمیهای تشکیلاتی تدریس میشوند. این آثار به ترتیب زمانی چاپ و پخش شدهاند. لیست این کتب از طرف مرکز نشر آثار و اندیشههای عبدالله اوجالان منتشر خواهد گردید.
[1] آخوندی در یک برنامهی یکی از تلویزیونهای ایران از یک فرد کرد که داشت در مورد حرف زدن یک زن کرد در یک مورد حرف میزد، پرسید: «مگر در میان کردها زنان میتوانند حرف هم بزنند؟!»
[2] بیت اصلی:
Da xelq nebêjitin ku Ekrad bê me’rifetin, bê esil û binyad
Enwa’ê milel xwedan kitêbin Kurmancî tenê di bê hesêbin
[3] سرخوبون به معنی استقلال نامی است که بعدها مجلهی ارگان مرکزی حزب کارگران کردستان تحت آن نام منتشر شد و تاکنون نیز هر ماهه و بدون وقفه منتشر میشود، مجلهی مذکور در اروپا انتشار یافته و از آنجا به میهن فرستاده میشد و میشود. این مجله شاید هم مجلهای است در میان مطبوعات کردها که طولانیترین تاریخ انتشار مداوم و بیوقفه را دارد. از سال 1978 تاکنون این مجله بدون حتی یکبار وقفه منتشر شده است.
[4] القائد و الشعب؛ سبع أیام مع أبو
[5] نبیل الملحم، نویسنده و روزنامهنگار سوریالاصل و از روشنفکران مهم عربی که کتابها و مقالات بسیاری از او در کشورهای مختلف عربی به چاپ رسیدند.
[6] ابراهیم احمد، از بزرگ مردان مبارزات در جنوب کردستان و از مؤسسان «اتحادیهی میهنی کردستان»، ابراهیم احمد خود متفکر و ادیبی بود که چندین کتاب از خود برجای گذاشت و دارای میراثی در کتابخانهی کردی میباشد.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
NPG: Têkçûna li Garê destpêka bidawîbûna rejîma faşîst e NPG'ê têkildarî êrişa dagirkeriyê ya li ser Garê daxuyanî da. Di daxuyaniyê de hate gotin, "Çawa ku têkçûna Sibata 2008'an a li Zapê bû destpêka bidawîbûna wesayeta artêşê, têkçûna Sibata 2021'ê ya…
قرارگاه مرکزی نیروهای مدافع خلق: شکست در گاره سرآغاز فروپاشی رژیم فاشیست است
فرماندهی ن.پ.گ در اطلاعیهای جزئیات حمله اشغالگرانه ارتش ترک به عرصه گاره را منتشر کرد.
فرماندهی قرارگاه مرکزی نیروهای مدافع خلق کوردستان (ن.پ.گ) با صدور اطلاعیهای جزئیات حمله اشغالگرانه ارتش ترک به عرصه گاره و مقاومت تاریخی نیروهای گریلا را منتشر کرد.
اطلاعیه به این شرح است:
"حمله نیروهای رژیم استعمارگر ترکیه به عرصه گاره صبح روز ١٠ فوریه آغاز شده، ۴ روز به درازا کشید و شب ١٣ فوریه به پایان رسید. واضح است که این حمله که از سوی رژیم آ.ک.پ/م.ه.پ و ارگنکون صورت گرفت از لحاظ سیاسی و نظامی دارای اهدف بزرگی بود. ما نیازی نمیبینیم که در مورد اهداف سیاسی این حمله ارزیابی گستردهای را به عمل آوریم، اما این حمله از جنبه نظامی، چارچوب و ماهیت مواردی تازه را به همراه دارد.
حمله اشغالگری که با هدف امحا صورت گرفت
رژیم فاشیست که در تنگنا قرار گرفته است با تکنولوژی پیشترفته جنگ در تلاش بود تا با این عملیات نتایج سیاسی کسب کند، از اینرو با پذیرش خطرهای احتمالی آنرا به اجرا گذاشت. عرصه گاره ۴ روز تمام به شیوهای سنگین هدف بمباران قرار گرفت. ارتش ترک با استقرار گسترده در منطقه درصدد بود که به شیوهای دائمی در آن باقی بماند و از سوی دیگر خواستار ربودن اسیرانی بود که در دست نیروهای ما قرار دارند. بوضوح اطلاع داشتند که دستشان به زنده آنان نمیرسید، اما با این همه دست به چنین عملیاتی زدند. این جنگ برای نجات اسرا نبود، قطعا برای نابودکردن آنان بود. بدیهی است اگر در نخستین گام میتوانستند در محل تعیین شده مستقر شوند، در مناطق استراتژیک گاره مستقر میشدند و اینگونه در آنجا ماندگار میشدند. طیب اردوغان و باغچلی برای تداوم عمر حاکمیت خود همیشه درصدد پیروز نشان دادن خود هستند. بدین گونه داستانهای پیروزی خود را که تو گویی واقعی هستند سر هم میکنند و برای آن هم چنین عملیاتی را به اجرا میگذارند. از اینرو این حمله را دارای اهمیتی استراتژیک میدیدند، در بالاترین سطح برای آن نقشه کشیدند، آنرا به اجرا گذاشتند و همچون یک حمله ویژه آنرا سازماندهی کردند. این حمله اشغالگرانه با اطلاع نیروهای حاکم بر منطقه و حتی تا حدی هم با حمایت آنان برنامهریزی شد و اینگونه خواستند قطعا به نتیجه مد نظر خود دست یابند.
ضربات نابودگرانهای بر دشمن تحمیل شد
در مقابل این نقشه خائنانه دشمن که ماهها روی آن برنامهریزی کرده بود نیروهای گریلا ما با فرماندهی فرمانده قهرمان شورش بیتالشباب به شیوهای نیرومندانه به آنان پاسخ داد و و در نخستین دقایق ضربات مرگباری را بر دشمن وارد کرد. رژیم ترک به رغم استفاده از دهها فروند پهپاد İHA و SİHAو بیش از ۴٠ فروند هواپیمای جنگنده تمامی منطقه را بمباران کردند و اینچنین خواستار دستیابی به اهداف خود بود.
۶ رفیق ما برای محافظت از اسرا به شهادت رسیدند
نیروهای فاشیست و اشغالگر در روستای سیانه اطراف کمپ اسرا را محاصره کرده بودند. از یکسو از پیشروی نیروهای فاشیست و قاتل جلوگیری کردند و از سوی دیگر نیز نیروهای دشمن را که در اطراف کمپ مستقر شده بودند محاصره کردند و به این شیوه راه آنان را سد کرده و از تحرکات آنان جلوگیری کردند. ارتش ترک تنها با حملات سنگین هوایی میتوانست از این نیروها دفاع کند. ارتش ترک نخست کمپ اسرا را هدف حملات سنگین هوایی قرار داد و سپس با حمله زمینی در تلاش ورود به کمپ برآمد. به همین دلیل جنگ فیزیکی در تمامی کمپ گسترش یافت. هیچ کسی نمیتواند مدعی شود که در چنین شرایطی که روزها و ساعتها ادامه یافت از اسرا به سلامتی دفاع شود. ۶ رفیق ما برای محافظت اسرا جنگیدند و به شهادت رسیدند. در نتیجه ١٢ اسیر نیروهای امنیتی ترک و یک زندانی کوتاه مدت اهل جنوب کورستان جان خود را از دست دادند.
ارتش ترک به سر افرادی که جانباخته بودند شلیک کردو آنان را اعدام کرد
بویژه در چهارمین روز پس از آنکه دو نفر به دست دشمن افتادند، که هنوز از چگونگی آن اطلاعی در دست نداریم، ارتش ترک به شیوهای وحشیانه به کمپ حمله کرد و با استفاده از سلاح شیمیایی درصدد کسب نتیجه برآمد. رفتاری بزدلانه از خود نشان دادن و بجای تکیه بر نیروی خود در جنگ، به شیوهای گسترده از تکنولوژی جنگی و سلاح شیمیایی در پی دستیابی به نتیجه بود. واضح است که پس از آن همه حمله با سلاح شیمیایی، به سر افرادی که در داخل کمپ جان خود را از دست داده بودند شلیک کرده و آنان را اعدام کردند. دولت ترک که در میدان جنگ متحمل ضربات سنگین شد و نتوانست وارد کمپ شود تنها با استفاده از دستگیرشدگان، به واسطه این شیوههای کثیف وارد کمپ شد.
شکست در گاره سراغاز نابودی آنان است
فرماندهی ن.پ.گ در اطلاعیهای جزئیات حمله اشغالگرانه ارتش ترک به عرصه گاره را منتشر کرد.
فرماندهی قرارگاه مرکزی نیروهای مدافع خلق کوردستان (ن.پ.گ) با صدور اطلاعیهای جزئیات حمله اشغالگرانه ارتش ترک به عرصه گاره و مقاومت تاریخی نیروهای گریلا را منتشر کرد.
اطلاعیه به این شرح است:
"حمله نیروهای رژیم استعمارگر ترکیه به عرصه گاره صبح روز ١٠ فوریه آغاز شده، ۴ روز به درازا کشید و شب ١٣ فوریه به پایان رسید. واضح است که این حمله که از سوی رژیم آ.ک.پ/م.ه.پ و ارگنکون صورت گرفت از لحاظ سیاسی و نظامی دارای اهدف بزرگی بود. ما نیازی نمیبینیم که در مورد اهداف سیاسی این حمله ارزیابی گستردهای را به عمل آوریم، اما این حمله از جنبه نظامی، چارچوب و ماهیت مواردی تازه را به همراه دارد.
حمله اشغالگری که با هدف امحا صورت گرفت
رژیم فاشیست که در تنگنا قرار گرفته است با تکنولوژی پیشترفته جنگ در تلاش بود تا با این عملیات نتایج سیاسی کسب کند، از اینرو با پذیرش خطرهای احتمالی آنرا به اجرا گذاشت. عرصه گاره ۴ روز تمام به شیوهای سنگین هدف بمباران قرار گرفت. ارتش ترک با استقرار گسترده در منطقه درصدد بود که به شیوهای دائمی در آن باقی بماند و از سوی دیگر خواستار ربودن اسیرانی بود که در دست نیروهای ما قرار دارند. بوضوح اطلاع داشتند که دستشان به زنده آنان نمیرسید، اما با این همه دست به چنین عملیاتی زدند. این جنگ برای نجات اسرا نبود، قطعا برای نابودکردن آنان بود. بدیهی است اگر در نخستین گام میتوانستند در محل تعیین شده مستقر شوند، در مناطق استراتژیک گاره مستقر میشدند و اینگونه در آنجا ماندگار میشدند. طیب اردوغان و باغچلی برای تداوم عمر حاکمیت خود همیشه درصدد پیروز نشان دادن خود هستند. بدین گونه داستانهای پیروزی خود را که تو گویی واقعی هستند سر هم میکنند و برای آن هم چنین عملیاتی را به اجرا میگذارند. از اینرو این حمله را دارای اهمیتی استراتژیک میدیدند، در بالاترین سطح برای آن نقشه کشیدند، آنرا به اجرا گذاشتند و همچون یک حمله ویژه آنرا سازماندهی کردند. این حمله اشغالگرانه با اطلاع نیروهای حاکم بر منطقه و حتی تا حدی هم با حمایت آنان برنامهریزی شد و اینگونه خواستند قطعا به نتیجه مد نظر خود دست یابند.
ضربات نابودگرانهای بر دشمن تحمیل شد
در مقابل این نقشه خائنانه دشمن که ماهها روی آن برنامهریزی کرده بود نیروهای گریلا ما با فرماندهی فرمانده قهرمان شورش بیتالشباب به شیوهای نیرومندانه به آنان پاسخ داد و و در نخستین دقایق ضربات مرگباری را بر دشمن وارد کرد. رژیم ترک به رغم استفاده از دهها فروند پهپاد İHA و SİHAو بیش از ۴٠ فروند هواپیمای جنگنده تمامی منطقه را بمباران کردند و اینچنین خواستار دستیابی به اهداف خود بود.
۶ رفیق ما برای محافظت از اسرا به شهادت رسیدند
نیروهای فاشیست و اشغالگر در روستای سیانه اطراف کمپ اسرا را محاصره کرده بودند. از یکسو از پیشروی نیروهای فاشیست و قاتل جلوگیری کردند و از سوی دیگر نیز نیروهای دشمن را که در اطراف کمپ مستقر شده بودند محاصره کردند و به این شیوه راه آنان را سد کرده و از تحرکات آنان جلوگیری کردند. ارتش ترک تنها با حملات سنگین هوایی میتوانست از این نیروها دفاع کند. ارتش ترک نخست کمپ اسرا را هدف حملات سنگین هوایی قرار داد و سپس با حمله زمینی در تلاش ورود به کمپ برآمد. به همین دلیل جنگ فیزیکی در تمامی کمپ گسترش یافت. هیچ کسی نمیتواند مدعی شود که در چنین شرایطی که روزها و ساعتها ادامه یافت از اسرا به سلامتی دفاع شود. ۶ رفیق ما برای محافظت اسرا جنگیدند و به شهادت رسیدند. در نتیجه ١٢ اسیر نیروهای امنیتی ترک و یک زندانی کوتاه مدت اهل جنوب کورستان جان خود را از دست دادند.
ارتش ترک به سر افرادی که جانباخته بودند شلیک کردو آنان را اعدام کرد
بویژه در چهارمین روز پس از آنکه دو نفر به دست دشمن افتادند، که هنوز از چگونگی آن اطلاعی در دست نداریم، ارتش ترک به شیوهای وحشیانه به کمپ حمله کرد و با استفاده از سلاح شیمیایی درصدد کسب نتیجه برآمد. رفتاری بزدلانه از خود نشان دادن و بجای تکیه بر نیروی خود در جنگ، به شیوهای گسترده از تکنولوژی جنگی و سلاح شیمیایی در پی دستیابی به نتیجه بود. واضح است که پس از آن همه حمله با سلاح شیمیایی، به سر افرادی که در داخل کمپ جان خود را از دست داده بودند شلیک کرده و آنان را اعدام کردند. دولت ترک که در میدان جنگ متحمل ضربات سنگین شد و نتوانست وارد کمپ شود تنها با استفاده از دستگیرشدگان، به واسطه این شیوههای کثیف وارد کمپ شد.
شکست در گاره سراغاز نابودی آنان است
گذار دموکراتیک
NPG: Têkçûna li Garê destpêka bidawîbûna rejîma faşîst e NPG'ê têkildarî êrişa dagirkeriyê ya li ser Garê daxuyanî da. Di daxuyaniyê de hate gotin, "Çawa ku têkçûna Sibata 2008'an a li Zapê bû destpêka bidawîbûna wesayeta artêşê, têkçûna Sibata 2021'ê ya…
ذهنیت وحشی که از انسانیت بوئی نبرده است، برای وارونه جلوه دادن واقعیت خود و نجات دادن خویش شهروندانش را به آسانی به قتل میرساند. این ذهنیت مجبور است در مقابل تاریخ حساب پس دهد، این ذهنیت فاشیست که برای تداوم حاکمیت خود، فرزندان این خلق را به قتل میرساند، صرف هر کاری نمیتواند از چاهی که در آن سقوط کرده است نجات یابد. زیرا این حمله وحشیانه رژیم آ.ک.پ/م.ه.پ به عرص گاره برای تداوم عمر حاکمیت خود با شکست کامل مواجه شد. برای رژیمی فاشیست که همیشه درصدد موفق جلوه دادن خود و فریب جامعه بود، شکست در گاره نشان داد که پایان آنان نزدیک است. آشکار است که رژیم فاشیست آ.ک.پ/م.ه.پ در جنگ ۴ روزه گاره به هیچکدام از اهداف خود دست نیافته است و متحمل ضربات سنگین شده و نیروهای گریلایمان پوزه آنان را به خاک کشیدهاند. همچنانکه شکست آنان در فوریه ٢٠٠٨ در زاپ سرآغازی برای پایان حاکمیت ارتش بود، شکست فوریه ٢٠٢١ در گاره نیز سرآغاز نابودی رژیم فاشیست میباشد.
کشته شدن ٣٧ نظامی دشمن قطعی است
در این جنگ ۴ روزه کشته شدن ٣٧ عضو ارتش اشغالگر ترک از سوی نیروهایمان محرز شده است. همچنین دهها نفر از آنان هم زخمی شدهاند. اما به دلیل اینکه برخی از رفقایمان قبل از گزارش دادن رویدادهای مربوط به جنگ به شهادت رسیدند، این تعداد نه تعداد کامل کشتههای دشمن است. شمار کشتههای دشمن بسیار بیشتر است و اعلام این تعداد به این دلیل است که آمار مذکور از سوی نیروهای ما قطعا تأیید شده است. همچنین نیروهای ما دو هلیکوپتر سیکورسکی را هدف قرار دادهاند ولی قبل از ساقط شدن منطقه را ترک کردند.
١۵ رفیق قهرمانانه جنگیدند و به شهادت رسیدند
در این جنگ ۶ رفیقمان با فرماندهی فرمانده رفیق شورش که وظیفه حفاظت از کمپ اسرا را بر عهده داشت پس از مقاومتی قهرمانانه به شهادت رسیدند. ۵ رفیق نیز در زمانهای جداگانه در حملات دشمن به شهادت رسیدهاند. بجز درگیری در منطقه زمانی که دشمن در حال فرار از منطقه بود، ٣ رفیقمان که در حال انجام وظیفه انقلابی با پاراموتور بودند و یک رفیقمان در جبههای دیگر در حملات هوایی به شهادت رسیدند. در حملات ۴ روزه در مجموع ١۵ رفیقمان قرهمانانه جنگیدند و به شهادت رسیدند. ٢ نفر هم به اسارت نیروهات دشمن درآمدند. جزئیات شناسنامه رفقای شهید را در روزهای آتی منتشر میکنیم.
پلیس، نظامی و اعضای میت
در این جنگ اعضای پلیس، نظامیان و اعضای میت که در اسارت نیروهای ما قرار داشتند کشته شدهاند؛ عادل کاباکل، آیدین کوسه، حسین سار، مولود قهوهجی، محمد صالح کانجا، مسلم آلتنتاش، سدات سورگون، سدات یابالاک، سمیح اوزبَی، سلیمان سونگور، امید بجر و ودات کایا. یک هموطن اهل دهوک به نام جوتیار محسن که برای مدتی دستگیر شده بود نیز در این حملات کشته شده است.
ما به خانواده اسرا و زندانیانی که زندگی خود را در این حمله رژیم فاشیست آ.ک.پ/م.ه.پ از دست دادهاند تسلیت میگوییم. آحاد خلقمان و خلقهای ترکیه باید اذعان داشته باشند که ما ۶ سال از این افراد محافظت کردیم و تا پایان نیز تلاش نمودیم آنها را محفوظ بداریم. سرنوشت آنان از سوی ما رقم نخورده است و مسئولیت این امر بر عهده ما نیست. رژیم آ.ک.پ/م.ه.پ که تصمیم به این حمله گرفتند مسئولند. باید در حضور تاریخ پاسخگو باشند.
مقاومتی بزرگ و تاریخی
همچون نتیجه مقاومت گاره، ملیتانهای مشی ایدئوژیک آپویی در مقابل امکانات تکنولوژی مدرن مقاومتی تاریخی و بزرگ را به نمایش گذاشتند. در شخص فرمانده رفیق شورش که فرماندهی این مقاومت بزرگ را در این برهه مهم تاریخی بر عهده داشته، ما به تمامی شهیدان قهرمان ادای احترام میکنیم. مراتب تسلیت خود را به خانوادههای گرامی رفقای فدایی و عموم خلق میهندوست کوردستان و دوستان خلقمان اعلام میداریم. این مقاومت بزرگ نتیجه جانفشانی شهیدان قهرمانمان است. ما مدیون آنان هستیم. این قهرمانان با مقاومت خویش آشکارا نشان دادن که شیوه دستیابی به پیروزی چگونه است. این قهرمانان همچون مشعل سربلندی برای همیشه در مبارزات ما جاوید خواهند ماند."
ANF
🆔 @GozarDemocratic
کشته شدن ٣٧ نظامی دشمن قطعی است
در این جنگ ۴ روزه کشته شدن ٣٧ عضو ارتش اشغالگر ترک از سوی نیروهایمان محرز شده است. همچنین دهها نفر از آنان هم زخمی شدهاند. اما به دلیل اینکه برخی از رفقایمان قبل از گزارش دادن رویدادهای مربوط به جنگ به شهادت رسیدند، این تعداد نه تعداد کامل کشتههای دشمن است. شمار کشتههای دشمن بسیار بیشتر است و اعلام این تعداد به این دلیل است که آمار مذکور از سوی نیروهای ما قطعا تأیید شده است. همچنین نیروهای ما دو هلیکوپتر سیکورسکی را هدف قرار دادهاند ولی قبل از ساقط شدن منطقه را ترک کردند.
١۵ رفیق قهرمانانه جنگیدند و به شهادت رسیدند
در این جنگ ۶ رفیقمان با فرماندهی فرمانده رفیق شورش که وظیفه حفاظت از کمپ اسرا را بر عهده داشت پس از مقاومتی قهرمانانه به شهادت رسیدند. ۵ رفیق نیز در زمانهای جداگانه در حملات دشمن به شهادت رسیدهاند. بجز درگیری در منطقه زمانی که دشمن در حال فرار از منطقه بود، ٣ رفیقمان که در حال انجام وظیفه انقلابی با پاراموتور بودند و یک رفیقمان در جبههای دیگر در حملات هوایی به شهادت رسیدند. در حملات ۴ روزه در مجموع ١۵ رفیقمان قرهمانانه جنگیدند و به شهادت رسیدند. ٢ نفر هم به اسارت نیروهات دشمن درآمدند. جزئیات شناسنامه رفقای شهید را در روزهای آتی منتشر میکنیم.
پلیس، نظامی و اعضای میت
در این جنگ اعضای پلیس، نظامیان و اعضای میت که در اسارت نیروهای ما قرار داشتند کشته شدهاند؛ عادل کاباکل، آیدین کوسه، حسین سار، مولود قهوهجی، محمد صالح کانجا، مسلم آلتنتاش، سدات سورگون، سدات یابالاک، سمیح اوزبَی، سلیمان سونگور، امید بجر و ودات کایا. یک هموطن اهل دهوک به نام جوتیار محسن که برای مدتی دستگیر شده بود نیز در این حملات کشته شده است.
ما به خانواده اسرا و زندانیانی که زندگی خود را در این حمله رژیم فاشیست آ.ک.پ/م.ه.پ از دست دادهاند تسلیت میگوییم. آحاد خلقمان و خلقهای ترکیه باید اذعان داشته باشند که ما ۶ سال از این افراد محافظت کردیم و تا پایان نیز تلاش نمودیم آنها را محفوظ بداریم. سرنوشت آنان از سوی ما رقم نخورده است و مسئولیت این امر بر عهده ما نیست. رژیم آ.ک.پ/م.ه.پ که تصمیم به این حمله گرفتند مسئولند. باید در حضور تاریخ پاسخگو باشند.
مقاومتی بزرگ و تاریخی
همچون نتیجه مقاومت گاره، ملیتانهای مشی ایدئوژیک آپویی در مقابل امکانات تکنولوژی مدرن مقاومتی تاریخی و بزرگ را به نمایش گذاشتند. در شخص فرمانده رفیق شورش که فرماندهی این مقاومت بزرگ را در این برهه مهم تاریخی بر عهده داشته، ما به تمامی شهیدان قهرمان ادای احترام میکنیم. مراتب تسلیت خود را به خانوادههای گرامی رفقای فدایی و عموم خلق میهندوست کوردستان و دوستان خلقمان اعلام میداریم. این مقاومت بزرگ نتیجه جانفشانی شهیدان قهرمانمان است. ما مدیون آنان هستیم. این قهرمانان با مقاومت خویش آشکارا نشان دادن که شیوه دستیابی به پیروزی چگونه است. این قهرمانان همچون مشعل سربلندی برای همیشه در مبارزات ما جاوید خواهند ماند."
ANF
🆔 @GozarDemocratic
گاره؛ مدالی که پ.ک.ک بر سینه خلق کورد زد | یادداشت
...فاشیسم دوباره صورت خود را به مشت پ.ک.ک کوبید اما اینبار سنگینی شکست چنان بود که بجای کبودی صورت، کمر فاشیسم را خم کند و به خلق کورد که دردمند آمدن ٢٢مین سالگرد اسارت رهبرش عبدالله اوجالان بود، سرزندگی و روحیە دوباره ببخشد...
✍ #آرش_نظآمی
🆔 @GozarDemocratic
...فاشیسم دوباره صورت خود را به مشت پ.ک.ک کوبید اما اینبار سنگینی شکست چنان بود که بجای کبودی صورت، کمر فاشیسم را خم کند و به خلق کورد که دردمند آمدن ٢٢مین سالگرد اسارت رهبرش عبدالله اوجالان بود، سرزندگی و روحیە دوباره ببخشد...
✍ #آرش_نظآمی
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
گاره؛ مدالی که پ.ک.ک بر سینه خلق کورد زد | یادداشت ...فاشیسم دوباره صورت خود را به مشت پ.ک.ک کوبید اما اینبار سنگینی شکست چنان بود که بجای کبودی صورت، کمر فاشیسم را خم کند و به خلق کورد که دردمند آمدن ٢٢مین سالگرد اسارت رهبرش عبدالله اوجالان بود، سرزندگی…
گاره؛ مدالی که پ.ک.ک بر سینه خلق کورد زد | یادداشت
✍ #آرش_نظآمی
◼️ ابتدا گفتند عملیات کنترل گاره است و حالا میگویند عملیات آزادسازی اسیران بود. هفته قبل رجب اردوغان گفت بزودی یک مژده به مردمش خواهد داد و گویا این مژده درباره پیروزی ارتش در گاره بود. آنچه که تبلیغ میکردند موجب قطع ارتباط کوهستانی با قندیل و کلید تدارک تصرف شنگال- روژاوا خواهد شد. ولی سرانجام او با این توهمات، پیراهن سیاه بر تن ملتش کرد و با دستان آلوده به خون اسرای نظامی خودشان از گاره برگشت.
سیزده اسیر جنگی که پ.ک.ک سالها زیر حملات شبانهروزی ترکیه به مناطق حفاظتی مدیا از آنان محافظت کرده بود این بار با بمبهای ویرانگر شیمیایی که توسط دهها جنگنده بمب افکن فرود آمدند در یک تونل قتلعام شدند. مأموران اطلاعاتی میگویند ٧٠ فروند هواپیمای جنگی به همراه دهها فروند هواپیمای جاسوسی و صدها کماندوی ارتش در این عملیات شرکت کرده بودند.
آنها که از یک عملیات منحصر به فرد در جهان "که فقط قوای ترکیه میتواند انجام دهد" حرف میزدند و همه چیز خود را وسط گذاشته بودند، دست از پا درازتر بازگشتند و آنچه که "پنجه عقاب" مینامیدند را اکنون "پنجه کلاغ" هم نمیتوانند بخوانند.
این درهم شکستگی علاوه بر ابعاد نظامی، موجب یک سقوط عمیق روانی در فضای سیاسی ترکیه شده که هیچ پاسخی به سئوالات خود پیدا نمیکند. بسیاری از مردم حتی نمیدانستند چنین اسرایی وجود دارند چون پرداختن به آن در بلندگوهای رسمی و غیررسمی ممنوع شده بود و رسانهها حق نداشتند تصاویر فراخوانهای متعدد این اسیران که توسط ه.پ.گ برای عموم منتشر شده بود را بازنشر کنند.
تلاش خانوادهها برای پیگیری سرنوشت فرزندان یا همسرانشان از طریق مراجع رسمی نیز بینتیجه بود. حکومت میتوانست با آغاز فرایند چارهیابی صلحآمیز مسئله کورد و پایان دادن به جنگ، آنها را به خانه بازگرداند نه با یک بمباران چنین وحشیانه که بدنشان را تکه تکه کند.
ترکیه تاوان این پنهانکاری را پس میدهد تا جایی که اردوغان به عنوان رئیسجمهور و فرمانده کل قوا مجبور به دروغگویی شد و در سخنرانی روز دوشنبه پانزدهم فوریه در زادگاهش شهر ریزه چارهای نداشت غیر از اینکه مدت اسارت این نظامیان که ۵ تا ۶ سال بود را به ۵ تا ۶ ماه بکاهد.
در حین همان سخنرانی، مادر یکی از اسرای کشته شده فریاد میزد که اردوغان چرا فرزندان خودت را به سربازی و جنگ نفرستادی؟ اردوغان اما روز سهشنبه نیز در سفر به ارزینجان به هذیانگویی در جمع طرفداران کرایهای خود که میانشان چای رایگان پخش میکند ادامه داد.
فاشیسم دوباره صورت خود را به مشت پ.ک.ک کوبید اما اینبار سنگینی شکست چنان بود که بجای کبودی صورت، کمر فاشیسم را خم کند و به خلق کورد که دردمند آمدن ٢٢مین سالگرد اسارت رهبرش عبدالله اوجالان بود، سرزندگی و روحیە دوباره ببخشد. چشاندن طعم تلخ شکست بر ترکیەی اشغالگر به معنای چشاندن طعم شیرین پیروزی بر کوردها بود.
این پیروزی بطور کلی نشانه سازمانیافتگی و توانایی پ.ک.ک، و بطور خاص مدیون سلحشوری، دلاوری و ایثارگری گریلاهای حاضر در مقاومت گاره بود که به تنهایی با دستانی خالی در سرمای ٢٠ درجه زیر صفر و میان برف در برابر یک ارتش درنده خوی تا دندان مسلح، با سینههای سپر کرده و قلبهایی مملو از عشق و باور به آزادی از حیثیت یک خلق ستمدیده دفاع کردند. آنچه در گاره با چیرگی بر اشغالگر انجام شد در صفحات تاریخ مبارزه خلق کورد با خطوط طلایی باید نگاشته شود چون براستی غرورانگیز بود. در سالگرد توطئه بینالمللی، بیگمان رهبر عبدالله اوجالان در امرالی به سازمانی که ساخته و پروش داده است افتخار میکند.
آنچه حکومت ترکیه و هواخواهان داخلی آن را کلافه میکند فقط این واقعه نیست، بلکه رمز وجودی پ.ک.ک است که هر زخمی به آن بزنی بیشتر جان میگیرد و با ضربه محکمتری تلافی میکند. مدام از خود میپرسند پ.ک.ک پس کی تمام خواهد شد؟ حتی اگر کشوری چند دهه مورد حملاتی چنین سنگین قرار میگرفت تاکنون بجز یک ویرانه چیزی از آن باقی نمیماند. اما پ.ک.ک نه تنها از بین نرفت بلکه قویتر شد. سرگیجگی دشمن از این بابت قابل درک است.
در این اثنی مسابقه محکوم کردن پ.ک.ک میان احزاب سنتی ترکیه نشان میدهد همه به غیر از حزب دمکراتیك خلقها و متحدان چپگرا و دمکراسیخواه اطراف آن از یک کاسه تغذیه میکنند، گرچه سر تصاحب سفره دعوا دارند.
مضمون دیدار خلوصی آکار وزیر دفاع و سلیمان سویلو وزیر کشور ترکیه از ج.ه.پ و اییی پارتی که "ائتلاف ملت" را در برابر دولت حاکم آ.ک.پ و م.ه.پ تحت نام "ائتلاف جمهور" تشکیل میدهند و همچنین اظهارات مجموع سران این احزاب گویای این واقعیت است که همگی از یک قماشند.
✍ #آرش_نظآمی
◼️ ابتدا گفتند عملیات کنترل گاره است و حالا میگویند عملیات آزادسازی اسیران بود. هفته قبل رجب اردوغان گفت بزودی یک مژده به مردمش خواهد داد و گویا این مژده درباره پیروزی ارتش در گاره بود. آنچه که تبلیغ میکردند موجب قطع ارتباط کوهستانی با قندیل و کلید تدارک تصرف شنگال- روژاوا خواهد شد. ولی سرانجام او با این توهمات، پیراهن سیاه بر تن ملتش کرد و با دستان آلوده به خون اسرای نظامی خودشان از گاره برگشت.
سیزده اسیر جنگی که پ.ک.ک سالها زیر حملات شبانهروزی ترکیه به مناطق حفاظتی مدیا از آنان محافظت کرده بود این بار با بمبهای ویرانگر شیمیایی که توسط دهها جنگنده بمب افکن فرود آمدند در یک تونل قتلعام شدند. مأموران اطلاعاتی میگویند ٧٠ فروند هواپیمای جنگی به همراه دهها فروند هواپیمای جاسوسی و صدها کماندوی ارتش در این عملیات شرکت کرده بودند.
آنها که از یک عملیات منحصر به فرد در جهان "که فقط قوای ترکیه میتواند انجام دهد" حرف میزدند و همه چیز خود را وسط گذاشته بودند، دست از پا درازتر بازگشتند و آنچه که "پنجه عقاب" مینامیدند را اکنون "پنجه کلاغ" هم نمیتوانند بخوانند.
این درهم شکستگی علاوه بر ابعاد نظامی، موجب یک سقوط عمیق روانی در فضای سیاسی ترکیه شده که هیچ پاسخی به سئوالات خود پیدا نمیکند. بسیاری از مردم حتی نمیدانستند چنین اسرایی وجود دارند چون پرداختن به آن در بلندگوهای رسمی و غیررسمی ممنوع شده بود و رسانهها حق نداشتند تصاویر فراخوانهای متعدد این اسیران که توسط ه.پ.گ برای عموم منتشر شده بود را بازنشر کنند.
تلاش خانوادهها برای پیگیری سرنوشت فرزندان یا همسرانشان از طریق مراجع رسمی نیز بینتیجه بود. حکومت میتوانست با آغاز فرایند چارهیابی صلحآمیز مسئله کورد و پایان دادن به جنگ، آنها را به خانه بازگرداند نه با یک بمباران چنین وحشیانه که بدنشان را تکه تکه کند.
ترکیه تاوان این پنهانکاری را پس میدهد تا جایی که اردوغان به عنوان رئیسجمهور و فرمانده کل قوا مجبور به دروغگویی شد و در سخنرانی روز دوشنبه پانزدهم فوریه در زادگاهش شهر ریزه چارهای نداشت غیر از اینکه مدت اسارت این نظامیان که ۵ تا ۶ سال بود را به ۵ تا ۶ ماه بکاهد.
در حین همان سخنرانی، مادر یکی از اسرای کشته شده فریاد میزد که اردوغان چرا فرزندان خودت را به سربازی و جنگ نفرستادی؟ اردوغان اما روز سهشنبه نیز در سفر به ارزینجان به هذیانگویی در جمع طرفداران کرایهای خود که میانشان چای رایگان پخش میکند ادامه داد.
فاشیسم دوباره صورت خود را به مشت پ.ک.ک کوبید اما اینبار سنگینی شکست چنان بود که بجای کبودی صورت، کمر فاشیسم را خم کند و به خلق کورد که دردمند آمدن ٢٢مین سالگرد اسارت رهبرش عبدالله اوجالان بود، سرزندگی و روحیە دوباره ببخشد. چشاندن طعم تلخ شکست بر ترکیەی اشغالگر به معنای چشاندن طعم شیرین پیروزی بر کوردها بود.
این پیروزی بطور کلی نشانه سازمانیافتگی و توانایی پ.ک.ک، و بطور خاص مدیون سلحشوری، دلاوری و ایثارگری گریلاهای حاضر در مقاومت گاره بود که به تنهایی با دستانی خالی در سرمای ٢٠ درجه زیر صفر و میان برف در برابر یک ارتش درنده خوی تا دندان مسلح، با سینههای سپر کرده و قلبهایی مملو از عشق و باور به آزادی از حیثیت یک خلق ستمدیده دفاع کردند. آنچه در گاره با چیرگی بر اشغالگر انجام شد در صفحات تاریخ مبارزه خلق کورد با خطوط طلایی باید نگاشته شود چون براستی غرورانگیز بود. در سالگرد توطئه بینالمللی، بیگمان رهبر عبدالله اوجالان در امرالی به سازمانی که ساخته و پروش داده است افتخار میکند.
آنچه حکومت ترکیه و هواخواهان داخلی آن را کلافه میکند فقط این واقعه نیست، بلکه رمز وجودی پ.ک.ک است که هر زخمی به آن بزنی بیشتر جان میگیرد و با ضربه محکمتری تلافی میکند. مدام از خود میپرسند پ.ک.ک پس کی تمام خواهد شد؟ حتی اگر کشوری چند دهه مورد حملاتی چنین سنگین قرار میگرفت تاکنون بجز یک ویرانه چیزی از آن باقی نمیماند. اما پ.ک.ک نه تنها از بین نرفت بلکه قویتر شد. سرگیجگی دشمن از این بابت قابل درک است.
در این اثنی مسابقه محکوم کردن پ.ک.ک میان احزاب سنتی ترکیه نشان میدهد همه به غیر از حزب دمکراتیك خلقها و متحدان چپگرا و دمکراسیخواه اطراف آن از یک کاسه تغذیه میکنند، گرچه سر تصاحب سفره دعوا دارند.
مضمون دیدار خلوصی آکار وزیر دفاع و سلیمان سویلو وزیر کشور ترکیه از ج.ه.پ و اییی پارتی که "ائتلاف ملت" را در برابر دولت حاکم آ.ک.پ و م.ه.پ تحت نام "ائتلاف جمهور" تشکیل میدهند و همچنین اظهارات مجموع سران این احزاب گویای این واقعیت است که همگی از یک قماشند.
گذار دموکراتیک
گاره؛ مدالی که پ.ک.ک بر سینه خلق کورد زد | یادداشت ...فاشیسم دوباره صورت خود را به مشت پ.ک.ک کوبید اما اینبار سنگینی شکست چنان بود که بجای کبودی صورت، کمر فاشیسم را خم کند و به خلق کورد که دردمند آمدن ٢٢مین سالگرد اسارت رهبرش عبدالله اوجالان بود، سرزندگی…
آنها را میتوان به برادرانی تشبیه کرد که گریبان یکدیگر را بخاطر میراث عثمانی گرفتهاند اما میخواهند خود را خانوادهای همدل در وقایع ملی نشان دهند. هر یک از آنها به دنبال بهرهبرداری سیاسی از کشته شدن ١٣ اسیر میگردند و جانهایی که میرود به غیر از ابزاری مناسب برای عوامفریبی، ارزشی برایشان ندارد.
سخنرانی آکار و سویلو در مجلس در روز سهشنبه شانزهم فوریه که قرار بود جزئیات عملیات گاره را شرح دهند نیز چیزی جز مهملبافی و گزافه گویی نبود. آکار همان حرفهای قبلی خود را تکرار کرد و سویلو طبق معمول در حال زباندرازی و فحاشی و نفرت پراکنی بود. آنها سعی کردند حکومت ترکیه را قدرتند جلوه دهند اما بخاطر تناقضات موجود سردرگم بودند که چه بگویند تا تلخی این شکست را کمی شیرین کنند.
البته که این شکست در درجه دوم متوجه به پارت دمکرات کوردستان است که علاوه بر همکاری اطلاعاتی با دشمن، هلیکوپترها و کماندوهای ارتش ترکیه از مناطق تحت کنترل آن بسوی گاره به پرواز درآمدند. بنابراین خائنین کورد هم در این شرمساری شریکند و تداوم پروپاگاندای رسانهای آنها علیه پ.ک.ک میتواند نوعی استفراغ ناشی از تبعات شکست ارباب باشد.
این شکست از سویی برای مجموع احزاب حاضر در دولت و پارلمان دولت اقلیم کوردستان و ادامه آنها در بخشهای دیگر کوردستان که سکوت برگزیده بودند نیز میتواند درسی باشد که ترس برادر مرگ است. گرچه کار از پند و اندرز گذشته است اما تکیه مستقیم یا غیر مستقیم به اشغالگر هیچ نتیجهای به غیر از زمین خوردن و خجالتزدگی در پیشگاه خلق درپی نمیآورد.◻️
ANF
🆔 @GozarDemocratic
سخنرانی آکار و سویلو در مجلس در روز سهشنبه شانزهم فوریه که قرار بود جزئیات عملیات گاره را شرح دهند نیز چیزی جز مهملبافی و گزافه گویی نبود. آکار همان حرفهای قبلی خود را تکرار کرد و سویلو طبق معمول در حال زباندرازی و فحاشی و نفرت پراکنی بود. آنها سعی کردند حکومت ترکیه را قدرتند جلوه دهند اما بخاطر تناقضات موجود سردرگم بودند که چه بگویند تا تلخی این شکست را کمی شیرین کنند.
البته که این شکست در درجه دوم متوجه به پارت دمکرات کوردستان است که علاوه بر همکاری اطلاعاتی با دشمن، هلیکوپترها و کماندوهای ارتش ترکیه از مناطق تحت کنترل آن بسوی گاره به پرواز درآمدند. بنابراین خائنین کورد هم در این شرمساری شریکند و تداوم پروپاگاندای رسانهای آنها علیه پ.ک.ک میتواند نوعی استفراغ ناشی از تبعات شکست ارباب باشد.
این شکست از سویی برای مجموع احزاب حاضر در دولت و پارلمان دولت اقلیم کوردستان و ادامه آنها در بخشهای دیگر کوردستان که سکوت برگزیده بودند نیز میتواند درسی باشد که ترس برادر مرگ است. گرچه کار از پند و اندرز گذشته است اما تکیه مستقیم یا غیر مستقیم به اشغالگر هیچ نتیجهای به غیر از زمین خوردن و خجالتزدگی در پیشگاه خلق درپی نمیآورد.◻️
ANF
🆔 @GozarDemocratic
محوریت زن در اقتصاد؛ یگانه حل بحران اقتصاد
✍ #نالین_جودی
اقتصاد به عنوان مفهومی جهانشمول است که به نحوی میتوان گفت؛ در بر گیرندهی یک مکانیزم داد و ستد انسانها میباشد. بیان قانون خانه بوده و جهت برآوردهسازی نیازمندیهای گذران زندگی پیشبرد بخشیده شده است. اقتصاد از همان اوایل شکلگیری در میان جامعهی طبیعی، رشد یافته و در طول پیشروی، به معنای حقیقی خویش دست یافته است. انسان در جامعهی طبیعی جهت برآوردهسازی نیازهای تغذیه و حفاظت از خوددر کنار هم گرد آمده، به پیریزی قوانین و نظام حیات خویش پرداختند. یکی از اساسیترین قانونهای شیوهی این زندگی، اقتصاد بوده است. معیارهای بنیادین از جمله برابری، عدالت، وجدان، مشارکت و هماهنگی با طبیعت، در شکلگیری اقتصاد از نقش حائز اهمیتی برخوردار بودهاند. از همین منظر است که رنج، تولید، خلاقیت و سخاوتمندی یکی از مهمترین خصوصیات اساسی جامعهی طبیعی را ایفا کرده است. بدون شک میتوان گفت که این خصوصیات، بەویژه خصوصیت سخاوتمندی، تا کنون نیز در شیوهی زندگی انسانها تا حدودی پا برجا مانده است.
همانگونه که اخلاق یکی از اساسیترین معیارهای جامعهی طبیعی را در بر میگیرد، اقتصاد نیز یکی از پایههای اساسی اخلاق به شمار آمده است. اقتصاد در این دوره شامل سه مرحلهی اصلی بوده؛ تولید، تسهیم محصولات با اطرافیان و مصرف کردن. در تمامی این مراحل، معیار اخلاق و عدالت بوده است،زیرا تنها اخلاق و عدالت است که تسهیم و مصرف برابر را ضمانت مینماید. حضور زن – مادر در عملیسازی این شیوه از زندگی، امری مشخص کننده و ضروری بوده است.
پیشبرد اقتصاد توسط زن شکل یافته و در واقع یکی از اساسیترین کارها و مسائلی که زن به آن پرداخته، اقتصاد بوده است. رهبر آپو در این باره میگوید؛ " فعالیت اساسی زن در پروسهی اجتماعی شدن انسان، اقتصاد است ". البته این سخن رهبر آپو از بررسی و شناخت ایشان از واقعیات تاریخی مبتنی بر ذات عمل اقتصاد و نقش موثر زن در توسعهی آن جهت حفظ و ارتقای جامعه سرچشمه گرفته است. اقتصاد در میانه و به موازات شکلگیری زندگی برابر و عادلانه، بر محوریت زن، مشارکت و خصوصیات او شکل گرفته است. در دوران نوسنگی، بەویژه دوران میانهی نوسنگی که محصولات، روند ارتقا یافتهای به خود گرفت. اقتصاد با مشارکت و حضور تعیینکنندهی زنان در فعالیتهای توزیع و تقسیمبندی محصولات گونهی فعالیت پاسخگویی به نیازمندیهای جامعه را به خود گرفت. به همین دلیل میتوان گفت که یکی از خصوصیات اساسی اقتصاد؛ توسط معیارهای فرهنگ زن – مادر شکل گرفته و بنیان جامعهی آزاد را تشکیل داد. این در حالیست که امروزه اقتصاد با تعاریف اشتباه روبرو مانده و از بنیانگذار اصلی خود دور گردانده میشود. در اقتصادی که نظام سرمایهداری ایجاد نموده، زن که معمار اقتصاد بوده از هیچ جایگاهی برخوردار نمیباشد. رنج، تلاشها، نظرات و دیدگاه زن در اقتصاد حذف گشتهاند.
زن که در دوران نوسنگی، به آفرینش زندگی، رشد، ارتقای آن، زراعت و اهلی کردن حیوانات پرداخته و درون یک ارتباط هماهنگ و همزیستانه با طبیعت قرار گرفته بود، اکنون از جایگاهی فراتر از " کارگری با نازلترین دستمزد " در اقتصاد برخوردار نیست. تمامی فعالیتهای زن در این مرحله از تاریخ حیات اجتماعی انسان، در راستای ایجاد زندگی آزاد قرار گرفته بود، که با رنج و زحمات زن پیشبرد یافت. این در حالیست که امروزه آنچه از انظار پنهان و دچار انکار گشته زحمات، سیما و تاثیر زن در اقتصاد است. گاهی در بیشتر موارد علاوه بر انکار و نادیدهانگاری، زحمات او نه تنها به عنوان زحمت قلمداد نمیشوند، بلکه یک سری کارهای بیارزشو بیتاثیر شناخته میشوند. این بر کسی پوشیده نیست که یک مادر، وقتی کودکی به دنیا میآورد، در تغذیه، بزرگ کردن و آموزش او به گونهای بیحساب و کتاب متحمل رنج و زحمات بسیاری میشود. اما این فعالیتهای مادرانه، به عنوان کار و زحمت انگاشته نمیشوند. زیرا در تعاریف نظام سرمایهداری، رنجی که پول و سرمایه به بار نیاورده و به پیشبرد نظام آنها نپردازد، کار شمرده نمیشوند. از همینروست که رنج مادران نادیده و هیچ یه حساب میآیند.
آنچه در نظام سرمایهداری اقتصاد نامیده میشود؛ چیزی جز انباشت سود و سرمایه نیست. تمامی نیرو و توانمندیهای انسان جهت قدرتمند و ثروتمند ساختن سرمایهداران به کار برده میشوند. این شیوه از وارونهسازی معنای اقتصاد، سبب رشد روز افزون بیکاری و گرسنگی شده است. وجه اشتراک تمامی نیروهای سرمایهداری جهانی، بر مسیر منافع و سود خود، گسترش تاراج و کشتار از طریق جنگافروزی در میان جوامع است. در این راه از هیچ شیوهی غیر انسانی چشمپوشی نمیکنند.
✍ #نالین_جودی
اقتصاد به عنوان مفهومی جهانشمول است که به نحوی میتوان گفت؛ در بر گیرندهی یک مکانیزم داد و ستد انسانها میباشد. بیان قانون خانه بوده و جهت برآوردهسازی نیازمندیهای گذران زندگی پیشبرد بخشیده شده است. اقتصاد از همان اوایل شکلگیری در میان جامعهی طبیعی، رشد یافته و در طول پیشروی، به معنای حقیقی خویش دست یافته است. انسان در جامعهی طبیعی جهت برآوردهسازی نیازهای تغذیه و حفاظت از خوددر کنار هم گرد آمده، به پیریزی قوانین و نظام حیات خویش پرداختند. یکی از اساسیترین قانونهای شیوهی این زندگی، اقتصاد بوده است. معیارهای بنیادین از جمله برابری، عدالت، وجدان، مشارکت و هماهنگی با طبیعت، در شکلگیری اقتصاد از نقش حائز اهمیتی برخوردار بودهاند. از همین منظر است که رنج، تولید، خلاقیت و سخاوتمندی یکی از مهمترین خصوصیات اساسی جامعهی طبیعی را ایفا کرده است. بدون شک میتوان گفت که این خصوصیات، بەویژه خصوصیت سخاوتمندی، تا کنون نیز در شیوهی زندگی انسانها تا حدودی پا برجا مانده است.
همانگونه که اخلاق یکی از اساسیترین معیارهای جامعهی طبیعی را در بر میگیرد، اقتصاد نیز یکی از پایههای اساسی اخلاق به شمار آمده است. اقتصاد در این دوره شامل سه مرحلهی اصلی بوده؛ تولید، تسهیم محصولات با اطرافیان و مصرف کردن. در تمامی این مراحل، معیار اخلاق و عدالت بوده است،زیرا تنها اخلاق و عدالت است که تسهیم و مصرف برابر را ضمانت مینماید. حضور زن – مادر در عملیسازی این شیوه از زندگی، امری مشخص کننده و ضروری بوده است.
پیشبرد اقتصاد توسط زن شکل یافته و در واقع یکی از اساسیترین کارها و مسائلی که زن به آن پرداخته، اقتصاد بوده است. رهبر آپو در این باره میگوید؛ " فعالیت اساسی زن در پروسهی اجتماعی شدن انسان، اقتصاد است ". البته این سخن رهبر آپو از بررسی و شناخت ایشان از واقعیات تاریخی مبتنی بر ذات عمل اقتصاد و نقش موثر زن در توسعهی آن جهت حفظ و ارتقای جامعه سرچشمه گرفته است. اقتصاد در میانه و به موازات شکلگیری زندگی برابر و عادلانه، بر محوریت زن، مشارکت و خصوصیات او شکل گرفته است. در دوران نوسنگی، بەویژه دوران میانهی نوسنگی که محصولات، روند ارتقا یافتهای به خود گرفت. اقتصاد با مشارکت و حضور تعیینکنندهی زنان در فعالیتهای توزیع و تقسیمبندی محصولات گونهی فعالیت پاسخگویی به نیازمندیهای جامعه را به خود گرفت. به همین دلیل میتوان گفت که یکی از خصوصیات اساسی اقتصاد؛ توسط معیارهای فرهنگ زن – مادر شکل گرفته و بنیان جامعهی آزاد را تشکیل داد. این در حالیست که امروزه اقتصاد با تعاریف اشتباه روبرو مانده و از بنیانگذار اصلی خود دور گردانده میشود. در اقتصادی که نظام سرمایهداری ایجاد نموده، زن که معمار اقتصاد بوده از هیچ جایگاهی برخوردار نمیباشد. رنج، تلاشها، نظرات و دیدگاه زن در اقتصاد حذف گشتهاند.
زن که در دوران نوسنگی، به آفرینش زندگی، رشد، ارتقای آن، زراعت و اهلی کردن حیوانات پرداخته و درون یک ارتباط هماهنگ و همزیستانه با طبیعت قرار گرفته بود، اکنون از جایگاهی فراتر از " کارگری با نازلترین دستمزد " در اقتصاد برخوردار نیست. تمامی فعالیتهای زن در این مرحله از تاریخ حیات اجتماعی انسان، در راستای ایجاد زندگی آزاد قرار گرفته بود، که با رنج و زحمات زن پیشبرد یافت. این در حالیست که امروزه آنچه از انظار پنهان و دچار انکار گشته زحمات، سیما و تاثیر زن در اقتصاد است. گاهی در بیشتر موارد علاوه بر انکار و نادیدهانگاری، زحمات او نه تنها به عنوان زحمت قلمداد نمیشوند، بلکه یک سری کارهای بیارزشو بیتاثیر شناخته میشوند. این بر کسی پوشیده نیست که یک مادر، وقتی کودکی به دنیا میآورد، در تغذیه، بزرگ کردن و آموزش او به گونهای بیحساب و کتاب متحمل رنج و زحمات بسیاری میشود. اما این فعالیتهای مادرانه، به عنوان کار و زحمت انگاشته نمیشوند. زیرا در تعاریف نظام سرمایهداری، رنجی که پول و سرمایه به بار نیاورده و به پیشبرد نظام آنها نپردازد، کار شمرده نمیشوند. از همینروست که رنج مادران نادیده و هیچ یه حساب میآیند.
آنچه در نظام سرمایهداری اقتصاد نامیده میشود؛ چیزی جز انباشت سود و سرمایه نیست. تمامی نیرو و توانمندیهای انسان جهت قدرتمند و ثروتمند ساختن سرمایهداران به کار برده میشوند. این شیوه از وارونهسازی معنای اقتصاد، سبب رشد روز افزون بیکاری و گرسنگی شده است. وجه اشتراک تمامی نیروهای سرمایهداری جهانی، بر مسیر منافع و سود خود، گسترش تاراج و کشتار از طریق جنگافروزی در میان جوامع است. در این راه از هیچ شیوهی غیر انسانی چشمپوشی نمیکنند.
این شیوهها تنها بر انسان و جوامع آنها براه برده نمیشوند، بلکه تمامی منابع طبیعی را نیز احاطه کرده و هر آنچه که از تاراجهایشان باقی بماند، مانند تخریب و زهرآگین کردن جنگل، آب و هوا روی گردان نمیشوند. تحت عنوان اقتصاد به انجام وقیحانهترین شیوههای کسب سود میپردازند. اقتصاد مدرن را نمیتوان با اقتصاد حقیقی که همان اقتصاد اجتماعی بوده را برابر پنداشت. زیرا اقتصاد اجتماعی در واقع مفهوم مقدسی داشته که معنا و نتیجهی رنج زن که همان قانون مدیریت جامعه از سوی اوست را در برمیگیرد. جستجو به دنبال پاسخ این سوال که اینهمه گرسنگی و کشتار و غارت از چه نشات گرفته؟ ما را با ریشههای خطر نابودی اخلاق روبرو مینماید. به هیچ عنوان نمیتوان اقتصاد کنونی را اقتصادی که در خدمت جامعه است نامید و این خود ریشهی نابودی اخلاق و به حاشیهراندن جامعه از عرصهی اقتصادیست. چرخهی اقتصاد مدرن تنها در خدمت سرمایهداران و قدرتمندسازی دولتها میچرخد. بنمایهی تشکیل دهندهی روغن تسهیل کننده در گردش این چرخ؛ از حربههای گرسنه سازی، کشتار و تاراج انسانها شکل گرفته است.
نظام سرمایهداری از طریق قطع ارتباط میان تولید کننده و مصرفگر، به زمینهسازی جهت مشروعیت حضور خود پرداخت. البته این مهم به صورت دلخواهانه روی نداده، بلکه با ظلم و غارت عملی گشته است. در این مرحله از تاریخ اقتدار بر جامعه و دستآوردهایش، پیش از هر کس بر جایگاه زن در اقتصاد که فعالیت حیاتبخشی و تداوم حیات بود، روی داد. دیگر همانگونه که به آن اشاره نمودیم، تمامی فعالیتهای زن بیارزش و تمامی کارهای مرد به علت اینکه پول به همراه دارد ارزشمند و مایهی زندگی گردانده شده است. پول به سرور و آغای بازار که معنای دنیا و حیات را مانند اختاپوسی به استیلای خود درآورده، مبدل گشته است. امروزه دیگر محصولات نه برای گذران زندگی، بلکه برای کسب پول و سرمایهی اضافی تولید و به فروش میرسند و با این شیوه اقتصاد از زندگی پاک گشته است. حتی به صورتی درآمده که رنج انسان نیز به ابزار خرید و فروش مبدل شده و هیچ کس ارزش و اهمیتی به رنجی که برای تولید محصولی کشیده شده، قائل نگشته و به مقدار بهای آن میپردازد. برخوردهای ریاضیواری و حساب وکتابها که در نگریستن به هر چیزی تعیینکننده گشته، نه به نفع جامعه بلکه به نفع و پیشآبرندهی منافع نظام سرمایهداریست. پول دنیای روابط انسانها را احاطه کرده و به بنبست رسانده است. مانند روابط کارگر – پیمانکار، آغا – نوکر، زن و مرد بر مبنای ارقام و پول فرم یافتهاند. در این معنا، بیارزشترین زحمت و ارزانترین کار، به زن تعلق داشته و دنیای ذهنی – معنوی و ارزشهای اجتماعی حاصل از آن با این شیوه از اقتصاد تکهپاره و پایمال گشته است. این شیوه از مدیریت اقتصاد، معیار و زمینهی اصلی کسب سود قرار داده شده است. اما ما بر این مهم واقفیم که محتوای حقیقی اقتصاد؛ فعالیت تاریخی جامعه بوده و هیچ فردی با عناوینی از قبیل آغا، بیگ، برده، کارگر و دولت نخواهد توانست به نقش اول صحنهی اقتصاد درآید. ریشههای تاریخی این فعالیت اجتماعی، نسبت به نیازمندیهای انسان رشد و نمو یافته و به همین خاطر نیز هیرارشی تحمیل شده بر آن طبیعی و لازم نیست.
تاریخ نظام سرمایهداری بر مبنای استعمار رنج زن پیشروی نموده و مرد را در مرکزیت آن بر مسند قدرت نشاند. همچنین درمیان دولت، مالکیت خصوصی، خانواده و نظام پدرسالاری خود را بنیان نهاده و بهگونهای فعال به پیاده سازی فعالیتهای خود میپردازد. این سیستم با ویژگی هژمونگرائی که لبریز از فشار و خشونت بوده، به چپاول تمامی محصولات و خلاقیتهای زن پرداخته و هرگونه ارزش و جایگاهی را از او سلب نموده است. به ایجاد تئوری اقتصادی که سرمایهداری را پیشبرد بخشیده، بر دستآوردهای زن پرداخته، اما فعالیتها و عرصههایی را که به تولید و ایجاد این دستآوردها انجامیده را متعلق به نظام خود معرفی نموده است. این تئوریها به پردهپوشی بر واقعیات ضد اقتصادی بودن نظام میپردازند. بدین منوال از آبی که مینوشیم، هوایی که تنفس میکنیم، راههایی که بر آن پا میگذاریم، غذایی که میخوریم و حتی افکاری که میکنیم، تحت مالکیت خصوصی کمپرادور و شرکتها درآمده و به سرمایهای در خدمت نظام سرمایهداری مبدل میگردند. دیگر بیشتر از کاربرد در زندگی و تداوم بخشیدن به آن، به بازار اقتصاد کاپتالیستی تغییر نقش میدهد. اقتصاد کاپتالیستی تمامی فعالیتهایی که به تداوم و رشد زندگی توجه دارد را غصب نموده و به سرمایهی خود تبدیل مینماید. پس نباید به کاپتالیسم چون اقتصاد نگریست. کاپتالیسم علاوه بر اینکه اقتصاد نیست، بلکه اقتدار است.
نظام سرمایهداری از طریق قطع ارتباط میان تولید کننده و مصرفگر، به زمینهسازی جهت مشروعیت حضور خود پرداخت. البته این مهم به صورت دلخواهانه روی نداده، بلکه با ظلم و غارت عملی گشته است. در این مرحله از تاریخ اقتدار بر جامعه و دستآوردهایش، پیش از هر کس بر جایگاه زن در اقتصاد که فعالیت حیاتبخشی و تداوم حیات بود، روی داد. دیگر همانگونه که به آن اشاره نمودیم، تمامی فعالیتهای زن بیارزش و تمامی کارهای مرد به علت اینکه پول به همراه دارد ارزشمند و مایهی زندگی گردانده شده است. پول به سرور و آغای بازار که معنای دنیا و حیات را مانند اختاپوسی به استیلای خود درآورده، مبدل گشته است. امروزه دیگر محصولات نه برای گذران زندگی، بلکه برای کسب پول و سرمایهی اضافی تولید و به فروش میرسند و با این شیوه اقتصاد از زندگی پاک گشته است. حتی به صورتی درآمده که رنج انسان نیز به ابزار خرید و فروش مبدل شده و هیچ کس ارزش و اهمیتی به رنجی که برای تولید محصولی کشیده شده، قائل نگشته و به مقدار بهای آن میپردازد. برخوردهای ریاضیواری و حساب وکتابها که در نگریستن به هر چیزی تعیینکننده گشته، نه به نفع جامعه بلکه به نفع و پیشآبرندهی منافع نظام سرمایهداریست. پول دنیای روابط انسانها را احاطه کرده و به بنبست رسانده است. مانند روابط کارگر – پیمانکار، آغا – نوکر، زن و مرد بر مبنای ارقام و پول فرم یافتهاند. در این معنا، بیارزشترین زحمت و ارزانترین کار، به زن تعلق داشته و دنیای ذهنی – معنوی و ارزشهای اجتماعی حاصل از آن با این شیوه از اقتصاد تکهپاره و پایمال گشته است. این شیوه از مدیریت اقتصاد، معیار و زمینهی اصلی کسب سود قرار داده شده است. اما ما بر این مهم واقفیم که محتوای حقیقی اقتصاد؛ فعالیت تاریخی جامعه بوده و هیچ فردی با عناوینی از قبیل آغا، بیگ، برده، کارگر و دولت نخواهد توانست به نقش اول صحنهی اقتصاد درآید. ریشههای تاریخی این فعالیت اجتماعی، نسبت به نیازمندیهای انسان رشد و نمو یافته و به همین خاطر نیز هیرارشی تحمیل شده بر آن طبیعی و لازم نیست.
تاریخ نظام سرمایهداری بر مبنای استعمار رنج زن پیشروی نموده و مرد را در مرکزیت آن بر مسند قدرت نشاند. همچنین درمیان دولت، مالکیت خصوصی، خانواده و نظام پدرسالاری خود را بنیان نهاده و بهگونهای فعال به پیاده سازی فعالیتهای خود میپردازد. این سیستم با ویژگی هژمونگرائی که لبریز از فشار و خشونت بوده، به چپاول تمامی محصولات و خلاقیتهای زن پرداخته و هرگونه ارزش و جایگاهی را از او سلب نموده است. به ایجاد تئوری اقتصادی که سرمایهداری را پیشبرد بخشیده، بر دستآوردهای زن پرداخته، اما فعالیتها و عرصههایی را که به تولید و ایجاد این دستآوردها انجامیده را متعلق به نظام خود معرفی نموده است. این تئوریها به پردهپوشی بر واقعیات ضد اقتصادی بودن نظام میپردازند. بدین منوال از آبی که مینوشیم، هوایی که تنفس میکنیم، راههایی که بر آن پا میگذاریم، غذایی که میخوریم و حتی افکاری که میکنیم، تحت مالکیت خصوصی کمپرادور و شرکتها درآمده و به سرمایهای در خدمت نظام سرمایهداری مبدل میگردند. دیگر بیشتر از کاربرد در زندگی و تداوم بخشیدن به آن، به بازار اقتصاد کاپتالیستی تغییر نقش میدهد. اقتصاد کاپتالیستی تمامی فعالیتهایی که به تداوم و رشد زندگی توجه دارد را غصب نموده و به سرمایهی خود تبدیل مینماید. پس نباید به کاپتالیسم چون اقتصاد نگریست. کاپتالیسم علاوه بر اینکه اقتصاد نیست، بلکه اقتدار است.