گذار دموکراتیک
1.6K subscribers
8.55K photos
3.7K videos
608 files
5.53K links
تلاش برای ایجاد دموکراسی در ایران و چاره یابی مسئلە کورد

آدرس وبسایت ما:
www.kodar.info ✔️
www.kjar.online ✔️
www.pjak.eu ✔️


ارتباط با ادمین:
@gozar_democratic ✔️

🆔 @GozarDemocratic
Download Telegram
دژە-ژەهری پیلانگێڕی!
بەشی دووەم


لە سەر پرسیاری " ئۆجالان بۆ لە ئیمرالی گۆشەگیر و توندکراوە؟ " زۆرێک لە تێکۆشەرانی ئینتەرناسیۆنالیست لە ڕێبەری بزوتنەوەیەکی کوردستانی واوەتر دەچوون و وەڵامەکانیان بەو ئاراستەیەیە کە ئۆجالان کۆدی دەوڵەت، شارستانی دەوڵگەرێتی تێکشکاندووە و هەموو دەمامکەکانی سیستەمی داماڵیوە، ئەو دەمامکانەی کە ٥-٦ هەزار ساڵە ژن باجەکەی داوە، هەر بۆ ئەوەش توندکردنی لە زینداندا جۆرێکە لە تۆڵەکردنەوە. لەبەرئەوەی، ئەو شەڕەی ئەمڕۆ لە هەرێمەکە دژ بە گەلی کورد دەگوزەرێت تەنیا بەرامبەر گەلی کورد نیە، تەنیا بەرامبەر ژنی کورد نیە بەڵکو لە بەرزترین ئاست شەڕی نێوان تاریکی زهنیەتی فاشیزم و نەژادپەرستی دەوڵەتگەرێتی و زهنیەتی ڕووناکی ئازادییخوازی و ژینگەرپارێزی و دیموکراسی رادیکاڵە. هەر وەک ڕێبەر ئۆجالان لە ٨ ئاداری ٢٠١٥ دا لە پەیامێکیدا گووتی؛ " لە ئاستێکی بەرزدا شەڕی من و ئەردۆغان شەڕی دوو زهنیەت و دوو دیدی دژ بەیەکە. من پەرە بە فەلسەفە و زهنیەتی ژنی ئازادی ، ئەردۆغان بە پێوەری ژیانی کۆیلایەتی بۆ ژن دەدات".
ئەوە ئەردۆغانە کە لە ڕێی میدیاکانەوە بەبێدوودڵی ژمارەی منداڵی بۆ ژنان دەستنیشان دەکرد کە چەند منداڵ بخەنەوە، ئەو شارەدارییەکانی ئاکەپە و ئەردۆغان دەیانگووت " گەنجانی کورد لە جیاتی ئەوەی کە بەرد بهاویژنە پۆلیس با بچن لەشفرۆشی بکەن"، و ئەوە مەلاکانی ئاکەپەن کە دەڵێن" با ژن هاوسەرگیری لەگەڵ دەستدرێژکارەکەیدا بکات". ئەوە سەربازە بەپارەکانی ئەرۆدغان و تیمە تایبەتیەکانیان بوون کە گەریلای ژن، شەڕڤانی ژنیان دوای شەهیدکردنیان ڕووت دەکردەوە و وێنەیان دەگرت و وەک ئاماژەی سەرکەوتنیان بڵاودەکردەوە نمونەی وەک ئەوەی کە بە جەستەی ئەکین وان و بارین کۆبانێ کرد. ئەوە ئەرتەشە بەربەرییەکەی ئەردۆغان بوو کە بچووبایە هەر کوێیەک سەرەتا هێرشی دەکردە سەر ژن، ڕێکەوت نەبوو چونکە هێزەکانی سەرمایەی جیهانی کاتێ ڕوویان لە ئەفغانستان کرد بەبانگەشەی ڕزگارکردنی ژنان چوون بەڵام سڵیان لەوە نەکردەوە کە لە تاریکپەرستترین هێزی وەک تالیبان دانیشتن و دانوسان بکەن. هێزی کۆنەپەرست و تاریکپەرستی وەک داعش، تالیبان، جەبهەتولنوسرا، بوکوحەرام، هێزە مەزهەبگەراییەکانی عێراق بەپشتی داگیرکەران و هێزی نێونەتەوەیی گەورەکران و هەمیشە لە ململانییەکاندا بەکارهێنران. هەر بۆ ئەوەش ڕێبەر ئۆجالان بە پەرەدان فەلسەفەی ئازادی، گەورەکردنی زەمینە و دەرفەتی خۆرێکخستنکردنی ژن و چارەسەرکردنی پرسی ئازادی زەمینەی ئەو هێزە کۆنەپەرستانەی وشک دەکرد بۆ ئەوەش لەو ئاستەدا بووە ئامانجی پیلانگێڕییەکی ئەوەندە گەورە و فراوان. هەر بۆ ئەوەش هەمیشە دەلێ " ئازادی فیزیکی من بە ئازادی ئێوەوە پەیوەستە، ئێوە چەند بەپەرەدان بە میکانیزەکانی کۆنفیدرالیزمی دیموکراتی و میکانیزمەکانی خۆپاراستن ، ئەوەندەش فاشیزم زووتر هەرەس دێنیت. چەند چاوەڕیی بەردەوام لە میکانیزەکانی دەوڵەت بکرێت کە خۆی لە خۆیدا بۆ قڕکردن و توانەوە لەسەر کارە ئەوەندە ئەوەندی تر ئومێد دەکوژرێت" ئەمرۆ پەرەدان بە فەلسەفەی ئازادی ڕێبەر ئۆجالان کە لە دەرخستنی هەموو بوارەکان لەو ناوەندگەرێتیەتی کە لەسەر زهنیەتی پیاوسالاری و دەولەتگەرێتی بونیادنراوە، ئەوەندەش ئومێد بۆ ژیانێکی نوێ پەرەدەسەنێت ، ئەوەش فاشیزم تێکدەشکێت.



نەجیبە قەرەداغی

🆔 @GozarDemocratic
انقلاب آزادی زن انتقام از توطئه گران خواهد بود

#اوین_تجدت




🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
انقلاب آزادی زن انتقام از توطئه گران خواهد بود #اوین_تجدت 🆔 @GozarDemocratic
انقلاب آزادی زن انتقام از توطئه گران خواهد بود

#اوین_تجدت





از سرزمینی که همواره مورد استعمار، استثمار و فشار قرار گرفته بود، از همان جایی که استخوان کشتارهای دسته جمعی قرن هنوز دفن نشده بود، اقدام‌های هویت‌زدایی تا دوردست‌ترین روستاهایش نیز به دقت اجرایی گشته بود، از مکانی که در فقر و نداری از خود بیزار بود و فرار بی‌وقفه تنها گزینه بر سر راه بود، در چنین فضایی جوانی سر برآورد. پرومتئوس آتش را از خدا ربوده بود تا روشنایی یعنی بینایی را به انسان ببخشد، با این جرم به صلیب کشیدن بر تخته سنگ قفقاز محکوم شد و رهبر آپو نیز یک جمله‌ی بسیار مهمی بر زبان راند: “کردستان مستعمره است.” تا کُرد از خواب نیستی بیدار شود، بیاندیشد و عصیان کند. جمله‌ای ممنوع. یک رمز نهفته که به هیچ نحو نمی‌شد به زبان رانده شود. کسی که این رمز را فاش ساخت، مرتکب گناه شد و عفو‌‌ناشدنی بود.

استعمارگران کردستان و حامیانشان و دولت‌های غربی دیوارهای مستحکم و نامرئی این مستعمره را با همکاری یکدیگر بنا ساخته بودند. کردها 80 سال بود که به این دیوارهای ضخیم و سیم خاردارهای آن برمی‌خوردند، ولی کسی آن را نمی‌دید، بهتر است بگوییم کسی جرأت نداشت که به وجود این دیوار اقرار کند. کهن‌سالان این وطن خاطرات بسیار تلخی در یاد داشتند که از بیان آن نیز می‌ترسیدند. آن‌ها دیده بودند کسانی‌که دیوار را قبول نداشتند چگونه به چوبه‌ی دار آویخته شده بودند. زنان و کودکان را سوزانده و روستاها را ویران کرده بودند. می‌دانستند تنها راه نجات از این وحشت آن بود که کسی از دیوار سخن نگوید. بنابراین، دیواری در کار نبود!

رهبر آپو این جرأت را نشان داد و دیوارهای مستعمره‌ی کردستان را بر همگان نمایان ساخت. زنان از نخستین کسانی بودند که اطراف رهبر آپو گرد آمدند. آن‌ها پس از کابوسی طولانی اولین بار بود کسی را می‌دیدند که آن‌ها را همراه خود می‌دانست. ده‌ها دختر جوان، دانشجو، کارگر و کشاورز همراه با جوانان به صفوف انقلابی جنبش آزادی خواهند پیوست. سال‌های طوفانی بود. همه از انقلاب، چپ و سوسیالیسم می‌گفتند. شعارها دیوار خانه، حیاط و مغازه ها را پر کرده بود. امید و ایمان بار دیگر در دل‌ها زنده می‌شد. هر روز درگیری، کشتار و قتل‌عام روی می‌داد. اگر از پیشروی نیروهای انقلابی جلوگیری به عمل نمی‌آمد، نه تنها کردستان از استعمار نجات می‌یافت، بلکه راه انقلاب در همه‌ی خاورمیانه گشوده می‌شد. نیاز به اقدامی سریع در این زمینه بود. کودتای سال 1980 انجام گرفت. کردستان به شهر آمد حبس شد و آمد نیز به زندان. زندانیان آمد باید هزینه‌ی سخن گفتن از دیوارهای استعمار را می‌پرداختند. پس از سال‌ها شکنجه‌های طاقت‌فرسا و فشار شدید پیشتازان مبارزه مظلوم، فرهاد، کمال، سکینه و یارانشان آتش مبارزات را شعله‌ور کردند. اولین نبرد با موفقیت جنبش آزادی‌خواهی به نتیجه رسید و دشمن ممکن نبود طعم تلخ شکست را به فراموشی بسپارد.

اقدامات استعمارگران و حامیان غربی آنان علیه رهبر آپو و جنبش ادامه پیدا کرد. با سیاست‌های پلید جاسوسی در تلاش برای آسیب رساندن به رهبر آپو بودند. از سال‌های 1990 بدین‌سو عملیات‌های نظامی گسترده‌ای در مناطق گریلا صورت گرفت. روستاهای کردستان را متروکه کردند. سرکوب و خشونت در کردستان بیداد می‌کرد. رفیق بریتان (گلناز کاراتاش) همچون نماد مقاومت و تسلیمیت‌ناپذیری در مقابل کردهای مزدور و دولت ترکیه ایستار زن آزاد و مبارز رهبر آپو را نشان داد. بدین‌گونه اقدام دشمن نافرجام ماند. در سال 1996 به‌شکلی مستقیم رهبر آپو هدف حمله قرار گرفت. زیلان (زینب کناجی) یکی از کادرهای پیشاهنگ جنبش آزادی با عملیات فدائی خویش سعی نمود توطئه و پلان‌هایی را که دشمن درپی آن بود را، آشکار سازد. ولی توطئه آنچنان گسترده و عمیق بود که نه کردها و نه مبارزین آزادی قادر به درک ماهیت واقعی آن بودند.

تاریخ پنج هزار ساله‌ی تمدن تاریخ توطئه، نیرنگ و جنگ است، بزرگ‌ترین و پلیدترین توطئه در سال 1998علیه رهبر آپو آغاز، طرح‌ریزی و عملی گشت. در این توطئه‌ی غیرانسانی نیروهای سلطه‌جوی جهانی، ابرقدرت‌ها، سازمان‌های اطلاعاتی، سیاست‌مداران و نیروهای نظامی با همدستی و همکاری رهبر آپو را مجبور به خروج از خاورمیانه کردند، کشورهای غربی وی را طرد کردند و در پایان نیز در آفریقا، کشور کنیا به اسارت گرفته شد و به ترکیه تحویل دادند. بایست گفت ماهیت و گستردگی این توطئه‌ی بین‌المللی نشان می‌دهد که توطئه سال‌ها پیش‌تر طرح‌ریزی شده بود. به جز نیروی اطلاعاتی ترکیه (میت) نیروهای اطلاعاتی آمریکا، انگلستان و اسرائیل نیز از اواخر دهه‌ی 70 رهبر آپو و جنبش آزادی‌خواهی را تحت نظارت داشتند، جلسات و دیدارهای ویژه‌ای برای شناسایی و پیگیری تاسیس کرده بودند.
گذار دموکراتیک
انقلاب آزادی زن انتقام از توطئه گران خواهد بود #اوین_تجدت 🆔 @GozarDemocratic
و شاید اینجا لازم است این سوال را پرسید که هدف نیروهای جهانی و اجماع آن‌ها و زیرپا گذاشتن تمامی قوانین عصر و معیارهای انسانی جهت اسارت رهبر آپو چه بود؟

پس از فروپاشی شوروی جنگ سرد نیز به اتمام رسید، به بیانی دیگر پایان مرحله‌ی جهان دوقطبی بود، سرمایه‌داری خود را غالب جنگ اعلان کرد و از این به بعد می‌بایست کشور و نیروهایی که هنوز در سیستم اقتصادی گلوبال جای نگرفته و رویکردشان مطابق منافع سرمایه‌داری نبود و حتی با آن به مقابله برمی‌خواستند، از موقعیت خطر و تهدید خارج می‌شدند. نظام دولت-ملت که در خاورمیانه به شکلی خشن پایه‌ریزی شده بود، نه تنها برای نظام سرمایه‌داری مفید نبودند، بلکه موجب محدود شدن گردش سرمایه نیز می‌شدند. در کنار این تنها جامعه‌ای که در مقابل فرهنگ غربی و فرم زندگی سرمایه‌داری مقاومت می‌کرد، خاورمیانه بود. اگرچه استعمار خاورمیانه در جنگ جهانی اول آغاز شده بود، ولی 80 سال سپری شده نشان می‌داد که خاورمیانه برای نظام سرمایه‌داری هنوز قلعه‌ی فتح نشده باقی مانده است. برنامه‌هایی که تحمیل شده بود ضربات جبران‌ناپذیری بجای گذاشته بود، ولی فرهنگ خاورمیانه به حدی نیرومند و عمیق بود که بتواند -به شکلی بسیار بسته و دگماتیک هم که شده- موجودیت خویش را تداوم بخشد. سال 1991 مرحله‌ای نو از جنگ علیه خاورمیانه به نمایش گذاشته شد. جنگ خلیج دارای دو هدف بود: از یک سو دولت‌هایی که مطابق مصالح نظام سیاسی-اقتصادی سرمایه‌داری نبودند، یا باید از بین می‌رفتند و یا تسلیم می‌شدند. از سوی دیگر جامعه‌ی خاورمیانه به حالتی دچار می‌شد که توانایی مقاومت را از دست دهد. بدین‌گونه موانع بر سر راه سرمایه‌داری از میان برداشته می‌شدند. در راستای این هدف کشورهایی نظیر ترکیه، عربستان و اسرائیل نیز نقش مزدوری سرمایه‌داری را به نحو احسن ایفا کردند.

فروپاشی سوسیالیسم رئال پیامدهای بسیاری داشت. اغلب احزاب و سیستم‌های سیاسی-اداری سوسیالیستی در کشورهای مختلف یکی پس از دیگری از ایده‌یشان دست کشیدند. حتی سوسیالیسم همچون آزمونی ناموفق و مغلوب اعلان گردید. از این به بعد نظام سرمایه‌داری بی‌رقیب، بی‌بدیل و یگانه نظام بود! سوسیالیسم یک آرزو و اتوپیای زیبا، یک رویای دست نیافتنی، یک خیال واهی، یک ماجراجویی جوانی، یک شجاعت نافرجام، یک برنامه‌ی امکان‌ناپذیر، یک تلاش بی‌ثمر بود! سرمایه‌داری سرور ازل و ابد اکنون و آینده. همچون خدا فناناپذیر، همچون خدا تام‌الاختیار! قادر به حاکمیت مطلق بر همه چیز. حتی عرصه را بر خدا نیز تنگ کرد. چون وارد حیطه‌ی خدا نیز شد؛ انسان را دوباره آفرید. خداوند فقط جسم انسان را آفریده بود و انسان هنگام فرود آمدن به زمین بدون هیچ‌گونه تجربه و ابزاری، مجبور بود از ابتدا از رنج و آزمون شروع کند. ولی سرمایه‌داری انسان را از قیدوبندهای گذشته رهانید و او را به همه‌ی ابزارهای لازم مجهز و تسلیح کرد. مرد سرمایه‌داری مردی خودخواه، سلطه‌گر، سودجو، ثروتمند و گسیخته از هرگونه معیار و مبدأ آفریده شد. زن سرمایه‌داری زنی باریک اندام، خوشرو، شاغل، باسواد، مدرن، خودپسند و کاملا بی‌تفاوت نسبت به جامعه، غرق در جهان شخصی خویش آفریده شد. این زن و مرد از سوی سرمایه‌داری خلق شدند و حالا دین بر گردنشان این بود که عبد مطیع آفریدگارشان شوند. وقتی‌ که جامعه و حس اجتماعی بودن تلاشی شود، نظام سرمایه‌داری نیز به کمال آرمانش دست می‌یابد.

فقط خاورمیانه بود که سرکشی می‌کرد و خدای نوین عصر را نمی‌پرستید. در این میان جنبشی رفته رفته در خاورمیانه ریشه می‌دوانید که برای سرمایه‌داری زنگ خطر به شمار می‌آمد. جنبش رهبر آپو در کردستان و خاورمیانه برخلاف توقع و تصور تئوریسین‌های معاصر، نه تنها از فکر و آرمان سوسیالیستی دست نکشید، بلکه با تحلیل خطا و کاستی‌هایی که رئال سوسیالیسم دچار شده بود، سوسیالیسم اجتماعی و واقعی را حیات می‌بخشید. سوسیالیسم یک تئوری و یا اتوپیایی که به آینده موکول شود، نبود. هم اکنون و در هر لحظه‌ی زندگی سوسیالیستی اندیشیدن و سوسیالیستی زیستن ممکن و مستلزم بود. بدین‌گونه رهبر آپو برنامه‌ی فردیت‌سازی سرمایه‌داری را دچار مشکل ساخت. مسئله‌ی اصلی مخالفت و یا مبارزه با فردگرایی سرمایه‌داری نبود، مهم‌تر اینکه فردی آزاد و اراده‌مند که به جامعه نیز نیرو می‌بخشید، شکل می‌گرفت.

متوقف کردن قطار سریع‌السیر سرمایه‌داری بستگی به آن داشت که حقانیت و مشروعیت آن دوباره و به شکلی علمی‌تر، جامع‌تر و رادیکال‌تر مورد بازخواست قرار گیرد. این مسئولیت تاریخی را نیز رهبر آپو به دوش گرفت. چرا که مسئله‌ی کرد پیچیده‌تر و عمیق‌تر از آن بود که در محدوده‌ی یک مبارزه‌ی ملی بتوان به حل آن پرداخت. مسئله‌ی کرد با بحران ساختاری نظام‌های خاورمیانه مرتبط بود و این بحران زاییده‌ی سرمایه‌داری بود.
گذار دموکراتیک
انقلاب آزادی زن انتقام از توطئه گران خواهد بود #اوین_تجدت 🆔 @GozarDemocratic
با عمق بخشیدن به تحقیقات و تحلیلات در باب نظام سرمایه‌داری، رهبر آپو مفاهیم و پایه‌های این نظام را آشکار نمود. مبارزه‌ی رهبر آپو و جنبش آزادی از کردستان به خاورمیانه، از خاورمیانه نیز بر جهان برمی‌تابید. بخصوص نظرات رهبر آپو در مورد آزادی زن و علاقه ‌وافر زنان به آزادی و رهایی از ستم، موجب پیوستن خیل عظیمی از زنان از نقاط مختلف کردستان و جهان، به صفوف آزادی بود که بی‌گمان یکی از پیشرفت‌های مهم آن دوره به شمار می‌رفت.

رهبر آپو از سن کودکی با نقش و جایگاهی که به زن تحمیل می‌شد، مخالفت نمود. ایشان نه تنها آداب و رسوم کهنه‌ی اجتماعی را به چالش کشید، بلکه موقعیت زنان در نظام سرمایه‌داری را نیز برده‌وار و حتی مخاطره‌آمیز تعریف نمود. نظامی که به استعمار رنج کارگر و زحمتکشان جامعه متکی باشد و سود و بهره‌کشی را در اولویت قرار می‌دهد و با جامعه و طبیعت در نزاع است، صدالبته که زن‌ستیز و مردسالار است. نظام سرمایه‌داری نژادپرستی، دین‌گرایی، مذهب‌گرایی، جنسیت‌گرایی و علم‌گرایی را در حدی تشدید می‌کند که جامعه را به صدها جزء و بخش تقسیم کرده و هر بخش نیز با فردگرایی از هم متلاشی می‌کند.

نظام سرمایه‌داری هزینه‌های بسیاری برای شکل‌دهی زنان و مردان صرف کرده است. در این نظام زنان باید از جامعه و معیارهای اجتماعی، مسئولیت پیشبرد و ساماندهی به جامعه می‌گریختند، تا بدین شکل بتوانند از حقوق متعالی (!) این نظم نوین بهره‌مند شوند. در غیر این صورت هیچ جایگاهی نخواهند داشت. زنان می‌توانستند در نظام تحصیل کنند، دارای شغل باشند و از حق مالکیت و طلاق، در مواردی از حق کنترل بدن خویش نیز برخوردار شوند. زنان حق انتخاب و منتخب شدن را داشتند. با اینکه سرمایه‌داری وانمود می‌کند همه‌ی این دستاوردها از آن اوست، لذا تاریخ عکس آن را اثبات می‌کند. زنان در جامعه‌ی غربی و جهان برای کسب کوچک‌ترین حق و تغییر قوانین مردسالار نظام بسیار کوشیدند، جان خود را از دست دادند، مورد توهین و تحقیر قرار گرفتند. دستاوردهایی که زنان در عرصه‌ی حقوقی بدست آوردند، البته که ارزنده و ارزشمند می‌باشند. اما پیداست هنوز ابعاد مسئله‌ی زن به‌طور ریشه‌ای مورد واکاوی قرار نگرفته است. در این مورد سرمایه‌داری با همه‌ی امکاناتن و توان خود سعی کرد زنان را به ابزار و کالایی تبدیل کند که از خویش ناآگاه شود و در دنیای مادی‌گرایی ارزش بودن و موجودیت خویش را نداند.

پروژه‌ی آفریدن زن و مرد (غیرانسانی) از سوی سرمایه‌داری با مانعی جدی برخورد می‌کرد. رهبر آپو نه تنها جوانان، زنان و مردان را به جبهه‌ی مبارزه‌ی سوسیالیسم فرا می‌خواند، همچنین شکل زندگی نوین، روابط صحیح بین جنسیت‌ها و جامعه‌ی آزاد را دوباره بازتعریف کرد. در این مورد نیز به نتایج چشم‌گیری دست یافت. مسئله صرف تحلیل و رد نظام اقتصادی-سیاسی سرمایه‌داری نبود. از آن مهم‌تر نیاز بود طرز تفکر این نظام غیرانسانی و فرهنگ و فرم زندگی آن مردود و ترک شود. در این خصوص مبارزه در عرصه‌ی اجتماعی تعمق یابد و سپس آلترناتیو آن مطرح، درک و عملی شود. در مقابل نهاد خانواده‌ی نظام سرمایه‌داری نیاز به چگونه خانواده‌ای است؟ جایگزین چه می‌باشد؟ و … رهبر آپو پروژه‌های مهمی در ارتباط با آزادی زن ارائه داد. در این مورد مختصرا می‌توان به پروژه‌های “تشکیل ارتش زن، تاسیس حزب زنان آزاد، تحول مرد و اعلام ایدئولوژی رهایی زن” اشاره کرد. زنان چه در صفوف آزادی، چه در جامعه‌ی کرد مرحله‌ای را آغاز کردند که شاید در مورد انعکاس و بازتابی که در آینده خواهد داشت، از دوراندیشی آن چندانی برخوردار نبودند و واقعا پیامدهای آن را پیش‌بینی نمی‌کردند. رهبر آپو زنان را به راهی سوق داد که نه برگشت داشت نه توقف. زنان کرد از مبارزه‌ی مسلحانه گرفته، تا فعالیت‌های سازمانی، از عملیات نظامی گرفته تا فعالیت‌های هنری، از سیاست گرفته تا اقتصاد در همه‌ی حوزه‌های مبارزاتی مشارکت داشتند، با این تفاوت مهم که با هویت خویش شرکت کنند. هویت‌یابی برای زنان کرد در اولویت مبارزه قرار گرفت. زن کرد دارای چه پیشینه‌ای است؟ نقاط مشترک زنان در کردستان و منطقه چه می‌باشد؟ مسئله‌ی ملی و جنسیتی در چه نقطه‌ای از هم تفکیک و محل تلاقی آن‌ها کجاست؟ آیا راهکارهایی که زنان در مبارزات فمینیستی بکار بستند، برای زنان کرد نیز همان اثر را دربرخواهد داشت؟

رابطه‌ی بین زنان کرد و رهبر آپو چندجانبه می‌باشد. از یک طرف رهبر آپو بنیانگذار مبارزه‌ی آزادی زن است و از یک سو تاسیس ارتش آزادی زن و حزب زنان آزاد نیز با رهنمود و رنج‌های مستمر رهبر آپو انجام گرفت. در جنگ سخت ایدئولوژی‌های مردسالار قرن کنونی، اعلام کردن ایدئولوژی رهایی زن از دستاوردهای بسیار مهم در این صحنه‌ی مبارزاتی به شمار می‌آید. در اینجا یک ایدئولوگ مبارزه‌ی آزادی زن است. رهبر آپو تغییر و تحول مرد را شرط دیگر بازساخت جامعه‌ی دموکراتیک و آزاد برشمرد.
گذار دموکراتیک
انقلاب آزادی زن انتقام از توطئه گران خواهد بود #اوین_تجدت 🆔 @GozarDemocratic
بدین منظور مردان را در پروسه‌ی تحول ذهنیتی قرار داد. و آغاز پروژه‌ی کشتن ذهنیت (تحول) مرد را از خویشتن آغاز کرد. در اینجا رابطه‌ی زن و رهبر آپو رابطه‌ی رفاقت است.

رهبر آپو همه‌ی مفاهیم و پدیده‌هایی که نظام سرمایه‌داری را مشروعیت می‌بخشید، زیر سوال برد. از دیدگاه وی عقلانیت مردسالاری نشات گرفته از نظام مدرنیته‌ی سرمایه‌داری است. بدین علت آزادی زن نیز پادزهر سرمایه‌داری می‌باشد. باژگونه کردن مفاهیم و پدیده‌هایی که نظام سرمایه‌داری متکی به آن بود، ضربه‌ی مهلکی محسوب می‌گردد. زمانی که تمامی این علل را در یک نقطه متمرکز می‌کنیم، خواهیم دید که نظام سرمایه‌داری از ایدئولوژی و مبارزات رهبر آپو به وحشت و هراس افتاد. برای خلاصی از وی نیز توطئه‌ی بین‌المللی را به اجرا گذاشت. خاورمیانه باید درگیر جنگی ویرانگر و خانما‌ن‌سوز می‌شد. زنان و مردان کرد، گریلاهای آزادی، سوسیالیست و دموکرات‌ها نیز در این گردباد مدفون می‌شدند.

بدین‌گونه دومین اقدام جنگ جهانی سوم در 9 اکتبر سال 1998 به اجرا گذاشته شد. 15 فوریه سال 1999 برای انسانیت و تاریخ، روز شوم و سیاهی است. روزی که هرگز فراموش نخواهد شد. ما و همه‌ی آزادی‌خواهان جهان، زنان و مردانی که خواهان و مدعی برابری هستند، مبارزین دموکراسی مردمی و این راه مقدس، این اقدام توطئه‌گران را محکوم می‌کنیم. این محاکمه را به فرداها، به آینده و به تاریخ واگذار نمی‌کنیم، بلکه هم اکنون توطئه‌گران را به سخت‌ترین مجازات محکوم می‌کنیم؛ آشکار ساختن ماهیت و ابعاد توطئه، محکومیت توطئه‌گران است.

رهبر آپو پس از اسارت امرالی و تحمل سالیان دراز ایزولاسیون مطلق و غیرانسانی، از کوچک‌ترین امکان هم که شده استفاده کرد که توطئه‌گران به اهداف خویش دست نیابند. در واقع مبارزه‌ی رهبر آپو در این دوره‌ی 22 ساله در دنیا کم‌نظیر است. چون این مقاومت، ایستادگی، خلاقیت و اراده‌مندی، این عشق به حقیقت و اصرار به آزادی، این باوری و ایمان در تاریخ مبارزه‌ی بشریت بی‌نظیر می‌باشد.

در دوره‌ی امرالی رهبر آپو مبارزه‌ی آزادی زن را به سطح بالاتری ارتقاء داد. در این راستا جنبش آزادی‌خواهی زنان کردستان نیز با فداکاری، تلاش و سخت‌کوشی دستاوردهای مهمی در کردستان، منطقه و جهان کسب کرده است. می‌توان گفت در نتیجه‌ی مبارزات و رنج رهبر آپو سده‌ی 21 برای انقلاب زنان آمادگی کامل را دارد و انقلاب آزادی زنان بزرگ‌ترین انتقام و ضربه‌ی مرگبار بر پیکر توطئه و توطئه‌گران خواهد بود. در اینجا است که آزادی رهبر آپو و آزادی زنان به هم پیوند خورده است.



pjak.eu



🆔 @GozarDemocratic
دژە-ژەهری پیلانگێڕی!
بەشی سێیەم


لە ساڵرۆژی ٢٢ مینی پلانگێڕی نێودەوڵەتی دا ئەرکێکی ئەخلاقی، سیاسی و ویژدانیە کە بە قوڵی لە ماهیەتی ئەو پیلانگێڕێیە تێبگەین، لە بەرامبەری هەڵوێستی نیشان بدەین و بە کرداری بەشدارین لە بەرەی دژ بە فاشیزم.
هەر چۆن ڕێبەر ئۆجالان لە یەکەم دیداری لەگەڵ پارێزەرانی لە دوای دەستگیرکردنییەوە پەیامێکی گرنگی لەسەر جەوهەری تێکۆشانی بزوتنەوەی ئازادی گەلی کورد و ژنی کورد دا، باسی لە درێژەدان بە تێکٶشان و کارکردن لە سەر پرۆژەیەکی نیوچەڵماوی خۆی لەسەر چارەسەری پرسی ئازادی رەگەزی کە لە ڕوانگەی ئەوەوە کرۆکی هەموو کێشە و قەیرانەکانە. ڕووی دەمی لە بزوتنەوەی ژن دەکرد و گووتی " من جەوهەری پرۆژەی ئازادی ژنم گەڵاڵەکرد، ئیوەش ناوەرۆکەکەی پڕبکەنەوە". ئێستا پرۆژەی ژنی کورد سەرچاوەی ئیلهامە بۆ ژنانی ئازادیخوازی جیهان، نەک تەنیا بۆ ژنان بەڵکو بۆ پیاوانیش و هەموو ئەوانەی بەشداری تێکۆشانی ئازادی دەکەن.
مانی ( نازناوەکەیەتی ) یەکێک لەو تێکۆشەرە ئەرجەنتییانەیە کە لە دوای شۆرشی رۆژئاڤاوە پەیوەندی بە بزوتنەوەی ئازادی کوردستانەوە کردووە، لە پانێلێکی سەر بزوتنەوە ئازادیخوازەکان، رۆڵی گەنجان و دۆخی خەڵکە خۆجێیەکان گووتی ' " من خۆم کەسێکی ئەرجەنتینیم، چەپم و باوەڕم بە ئازادی هەیە ، لە پێناوی بەدەستهێنانی ئازادی دا تێدەکۆشم ، بەڵام هەمیشە چەمکی ئازادی و رۆڵی منێکی گەنج لەلام پرسیار بووە، هەرگیز ئازادی خۆمم لە ژێر سێبەری دەزگاکانی دەوڵەت دا نەبینی، بۆ ئەوەش هەمیشە لە پێناسەی راستەقینەی ئازادی و تێکۆشان لە پێناوی دا گەڕام، کاتێ ئۆجالانم ناسی و تێزەکانیم بە زمانی ئیسپانی خوێندەوە، لە پێناسەکردنی ناسنامەی ئازادیخوازی دا ڕۆشنکەرەوە بوو بۆ من. دۆخی گەلی کوردم بینی لە ژێر هێرشەکانی دەوڵەتی فاشیستی تورک دا، هێرشەکانیان بۆ سەر شوێنەوارە مێژووییەکان، شەڕی ئاو لە بەرامبەر گەلی کورد، سیاسەت و کۆمەڵکوژییەکانیان لەبەرامبەر ژن، تاودانی نەژادپەرستانەیانەم بینی لە چەندین ڕێوە، خۆم وەک کەسێک بەرپرسیار زانی و ئازادی خۆمم لەو تێکۆشانەدا بینیەوە. بە خۆمم گووت دۆخی گەلی کورد کورتکراوەی دۆخی دونیایە. تا ستەم و زوڵم لەو جێیە نەشکێ کە لانکەی شارستانیەکانی مێژووی مرۆڤایەتی بووە، پێناسەکردنی ئازادی لە روانگەیەکی ترەوە هەڵەیە"
بەرگەگرتن لە زیندانێکی تاکەکەسیدا لە ماوەی ٢١ ساڵ دا لە ژێر گوشار و فشارێکی دەروونیانە پێویستی بە ئیرادەیەکی تۆکمە هەیە، پێدەچێت بۆ زۆر کەس پرسیار بێت کە ئەو چۆن بەرگەی ئەو دۆخەکە دەگرێت. ڕێبەر ئۆجالان لە پێنجەمین بەرگی مانیفیستۆی شارستانی دیموکراتی دا ئاماژە بە پاساوەکانی خۆی دەکات و دەمەوێ ئەم وتارە بەو بەشەی بەرگرینامەکە دوایی بێنم:
" ده‌بووایه‌ پاساوێکی هێنده‌ مه‌زنم هه‌بێت تا به‌رگه‌ی گۆشه‌گیری بگرم، له‌ هه‌لومه‌رجه‌کانی گۆشه‌گیریشدا نوێنه‌رایه‌تیکردنی ژیانێکی مه‌زن بسه‌لمێنم. له‌سه‌ر ئه‌و بنه‌مایه‌ش پێویسته‌ باسی هزر بکه‌م، به‌ر له‌هه‌موو شتێکیش باسی دوو په‌ره‌سه‌ندنی ده‌سته‌واژه‌یی بکه‌م. یه‌که‌میان؛ سه‌باره‌ت به‌ ستاتۆی کۆمه‌ڵگە یا پێگەی کۆمه‌ڵایه‌تی کوردان بوو . وای بۆ دەچووم‌: بۆ ئه‌وه‌ی ئاره‌زووی ژیانی ئازاد بکه‌م، پێویستبوو ئه‌و کۆمه‌ڵگەیه‌ ئازادبێت که‌ من پێیه‌وه‌ په‌یوه‌ستم. به‌مانایه‌کی تر ئازادی تاکه‌که‌س به‌بێ‌ کۆمه‌ڵگا به‌دینه‌ده‌هات. له‌رووی سۆسیۆلۆژییه‌وه‌ ئازادی تاکه‌که‌س به‌ته‌واوی گرێدراوی ئازادی کۆمه‌ڵگە بوو. کاتێک ئه‌و ئه‌گه‌ره‌ و گریمانه‌م له‌سه‌ر کۆمه‌ڵگەی کورد په‌یڕه‌وکرد، هه‌ستم به‌وه‌کرد و حاڵی بووم که‌ ژیانی کوردان هیچ جیاوازییه‌کی له‌گه‌ڵ زیندانێکی تاریکدا نییه‌ که‌ چوارده‌وه‌رکه‌ی شورا نه‌کراوه‌. ئه‌و حاڵیبوون یاخود هه‌ستکردنه‌ وه‌ک باسێکی ئه‌ده‌بی پێشکه‌ش ناکه‌م، به‌ڵکو وه‌ک حه‌قیقه‌تی واقیعێکی به‌رجه‌سته‌ ئاماژه‌ی پێده‌که‌م. دووه‌میان؛ له‌پێناو ته‌واو تێگه‌یشتنی ده‌سته‌واژه‌که‌ پێویستی وابه‌سته‌بوون به‌ پره‌نسیپێکی ئه‌خلاقی هه‌یه‌. مسۆگه‌ر خۆت له‌و باره‌یه‌وه‌ حاڵی ده‌که‌یت که‌ پابەند بە کۆمه‌ڵگەیه‌ک توانست و ده‌رفه‌تی ژیان هه‌یه‌. یه‌کێک له‌گرنگترین ئه‌و هه‌ستانه‌ی مۆدێرنیته‌ ئافراندوویه‌تی؛ تاکی له‌و باره‌یه‌وه‌ رازی کردووه‌ که‌ به‌بێ‌ پابەندبوون بە کۆمه‌ڵگەوه‌ ده‌توانێت خۆی بژێنێت. ئه‌و رازیکردنه‌ باسێکی دروستکراو و ساخته‌یه‌. له‌ راستیدا ژیانێکی به‌مجۆره‌ له‌ئاردا نییه‌، به‌ڵام وه‌ک واقیعێکی گریمانه‌یی (وه‌همی ) دروستکراو ده‌سه‌پێنرێت. بێبه‌شبوون له‌و پره‌نسیپه‌ مانای هه‌ڵوه‌شانه‌وه‌ی ئه‌خلاقه‌. لێره‌دا حه‌قیقه‌ت و ئه‌خلاق تێکه‌ڵن. تاکخوازی یاخود تاکگه‌رایی لیبرال ته‌نیا ئه‌و کاته‌ مه‌یسه‌ر ده‌بێت که‌ کۆمه‌ڵگای ئه‌خلاقی هه‌ڵده‌وه‌شێته‌وه‌ و په‌یوه‌ندییه‌که‌ی له‌گه‌ڵ هه‌ستی حه‌قیقه‌ته‌وه‌ ده‌پچڕێت. له‌و سه‌رده‌مه‌ماندا پێشکه‌شکردنی وه‌ک شێوازی ژیانی زاڵ به‌ڵگه‌ی ئەوە نیە کە راستە ".
تاکە دژە-ژەهری پیلانگێڕی تێکۆشانی ئازادی، رێکخستبوون ،چالاکی و بونیادنانی سیستەمێکی خۆبەڕێوەبەری، خۆپاراستن، خودژێنی، خودوشیاری و خودناسینە کە زەمینەی نۆکەرایەتی، وابەستەیی بە داگیرکەرانەوە وشک بکات و کۆتایی دۆخی داگیرکاریی ناوخۆییش بێنێت لەئاستی تاک بە تاکی کۆمەلگەدا. هەم لە ئاستی تاک و هەم لە ئاستی کۆلێکتیڤ دا، ئەگەر نا " زیندانەکەی دەرەوە " وەک ڕێبەر ئۆجالان ئاماژەی پێدەکات لە زیندانی ناوەوە جیاوازییەکی ئەوتۆی نیە، بەپێچەوانەوە ئەگەر ئازادی ڕوداوێکی هزری و زهنی بێت ئەوە ڕێبەر ئۆجالان لەو ڕووەوە لە هەموومان ئازادترە، وەلێ هێشتنەوەی لە دۆخی گۆشەگیری دا دۆخێکە لە ڕووی ئەخلاقی ، ویژدانیەوە شایانی گەلێک نیە کە هەم لە ڕووی پرەنسیپ و هەم کردارییەوە یەک لە گەورەترین بزوتنەوەی ئازادییە لە سەرتاسەری جیهان دا.




نەجیبە قەرەداغی


🆔 @GozarDemocratic
زن؛ از تعیین کنندگی تا حذف شدگی در اقتصاد


در این گفتار سعی بر آن است تا به بررسی مرحله‌ای از تاریخ حیات اجتماعی انسان، تحت عنوان جامعه‌ی طبیعی و نقش زن دراقتصاد این دوران بپردازیم. جهت بررسی و شناخت هر پدیده‌ ویا موضوعی که با جامعه در ارتباط است، قبل از هر چیز تعریف ذهنیت، علاوه بر اینکه از اهمیت بسزائی برخوردار است، در عین حال کمک شایانی به ریشه‌یابی و گذار از معضلاتی که دنیای مفهومی پیرامون آن پدیده را دچار ابهام ساخته، خواهد نمود.



کاوَندا اَژین


🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
زن؛ از تعیین کنندگی تا حذف شدگی در اقتصاد در این گفتار سعی بر آن است تا به بررسی مرحله‌ای از تاریخ حیات اجتماعی انسان، تحت عنوان جامعه‌ی طبیعی و نقش زن دراقتصاد این دوران بپردازیم. جهت بررسی و شناخت هر پدیده‌ ویا موضوعی که با جامعه در ارتباط است، قبل از…
زن؛ از تعیین کنندگی تا حذف شدگی در اقتصاد



کاوَندا اَژین



در این گفتار سعی بر آن است تا به بررسی مرحله‌ای از تاریخ حیات اجتماعی انسان، تحت عنوان جامعه‌ی طبیعی و نقش زن دراقتصاد این دوران بپردازیم. جهت بررسی و شناخت هر پدیده‌ ویا موضوعی که با جامعه در ارتباط است، قبل از هر چیز تعریف ذهنیت، علاوه بر اینکه از اهمیت بسزائی برخوردار است، در عین حال کمک شایانی به ریشه‌یابی و گذار از معضلاتی که دنیای مفهومی پیرامون آن پدیده را دچار ابهام ساخته، خواهد نمود.

به طور مختصر در تعریف ذهنیت می‌توان گفت؛ذهنیت بنیان فکری‌ای‌ست که تمامی مسائل تاثیرگذار بر سیر طبیعی جامعه و شیوه‌ی حیات آن را،هم به صورت مستقیم وهم غیر مستقیم در بر دارد. نوع انسان با گسست از پریمات، پای به عرصه‌ی نوینی از تاریخ تحول و رشد خویش نهاد. نخستین واکنش‌های انسان از امتحان یک دانه‌ی غذایی گرفته تا اولین سنگ و چماقی که جهت دفاع و بقا چشیده، به آن نگریسته و یا از زمین برداشته و پرتاب نموده، به صورتی کاملا اندیشه‌ورزانه شکل گرفته است. آنچه در بن‌مایه‌ی این اندیشه قرار گرفته،نیروی فکری‌ست که با تحلیل و بررسی طبیعت شکل گرفته و اکنون در علوم اجتماعی به عنوان اندیشه‌ی تحلیلی شناخته می ‌شود. نخستین بذرهای این اندیشه در طول تاریخ جامعه‌ی بشری بار معنایی تعیین‌کننده و ماندگاری،تا به امروز بر زندگی انسان داشته و دارد.

این مرحله‌ی گذار و تحول از نوع و زندگی حیوانی هزاران سال به طول انجامیده و با خود اندوخته‌ا‌ی غنی از اندیشه‌‌ و تجربه‌ی‌ کافی جهت آغاز حیات اجتماعی را حمل نموده است. مرحله‌ی جامعه‌ی طبیعی مرحله‌ای از تاریخ حیات اجتماعی انسان است که به دلیل استفاده از ابزارهای سنگی، در این دوران به دیرینه سنگی و سپس با پیشرفت ابزارها از طریق صیقل دادن و هر چه بیشتر کاربردی‌تر نمودن آن‌ها، نوسنگی نام گرفته است. این دوران از تاریخ که به عنوان انقلاب روستانشینی و زراعت نیز شناخته می‌شود.در ضمن به علت نقش و جایگاه زن در روی دادن و پیشبرد آن، چون دوران طلایی زنان نیز شناخته شده است.هر گام و هر توسعه‌ای مسئولیت زنان، در قبال جامعه‌ی متشکل از کودکانشان و سپس مردان را با خود به همراه داشته است. مسئولیت تغذیه و حفاظت از کودکان، ارتباط و شناخت عمیق زن از طبیعت، سطح آگاهی و تجربیات موثری جهت پیشاهنگی نمودن برای اجتماعی شدن را به او بخشید. توانمندی‌های زن با هر کشف و لذت از انتقال و ارتقای آگاهیِ حیات در اطرافیان،حول محور یک پیوند کاملا همزیستانه با هم‌نوعان و محیط زیست، بدور از غارت، تحکم و استثمار بود. این خودبیان کاملی‌ست از چگونگی مراحل فرم یابی ذهنیت انسان یا همان موجودی که پا به عرصه‌ی حیات اجتماعی گذاشت.

ذهنیت و اجتماعی بودن انسان با هم و در بطن یکدیگر شکل پذیرفته‌ و پیشرفت یافته‌اند. انسان در جستجوی زیباسازی و ارتقای زندگی خود و هم‌نوعانش، در آهنگ خاصی با طبیعت قرار داشت. اجتماعات 20-30 نفره‌ی تحت عنوان کلان، اولین اجتماعات انسانی موثر در شکل‌گیری تمامی ساختارها و عرصه‌های مادی-معنوی جامعه، از زبان و فرهنگ گرفته، تا اقتصاد و غیره بوده‌اند. اگر چه تمامی عرصه‌های اجتماعی زمینه‌ی ذهنیتی داشته و به یکدیگر مرتبط باشند، ما در اینجا بیشتر بر موضوع اقتصاد که بر اساس تعریفی کلی و جهان شمول به نظام و عمل برآورده‌سازی نیازهای ضروری جامعه اطلاق می‌شود، تمرکز خواهیم نمود. اقتصاد به صورت عملی دسته جمعی، نهادینه و قانونمندِ تولید، توزیع و مصرف را نیز در بر دارد. این اجتماعات تا قبل از آن بر اساس جمع‌آوری گیاهان و شکار حیوانات که به صورت پراکنده شکل می‌گرفتند، تغذیه می‌نمودند. با یکجانشینی، نیازمندی‌ها و شیوه‌ی حیات انسان روزانه تنوع و وسعت بیشتری به خود می‌گرفت. اندیشه بر نحوه‌ی برآورده‌سازی نیازهای در حال گسترش این تجمعات، دروازه‌ی جهانی سرشار از معانی و محصولاتی ناشناخته،که هر مقدارش در بقا، رشد و گاهی در نابودی او و کِلانش تاثیرگذار بود را به روی زن گشود.افزایش روزانه‌ی گزینه‌ها و هوش ناشی از عمل و جستجو در دست‌یابی به بیشتر از آنچه در طلب از طبیعت به دست می‌آمد، اندوخته‌ای از تجربیاتی را به بار آورد که بعدها اخلاق و شیوه‌ی مدیریتی جامعه را صورت بخشید. پیشبرد ابزارآلاتی که تا روزگار کنونی مانیز در تکنولوژی و صنعت کاربرد دارند، در کنار شرایط آب، خاک و هوای مساعد ناشی از تغییرات اقلیمی ‌فرصت زراعت و تعمق بیشتر بر طبیعت و جامعه را برای زنان فراهم نمود. از آن پس تولیدات از حالت نامنظم و پراکنده، به صورت اقتصادی منظم، برنامه‌ریزی شده و هدف‌دار که فاکتور اساسی آن را نیازهای کِلان مشخص می‌نمودند، درآمد. با گذر زمان زن به شخصیتی مادرانه در قبال جامعه که در برگیرنده‌ی معنا و جایگاه کودکش بود دست می‌یابد.
گذار دموکراتیک
زن؛ از تعیین کنندگی تا حذف شدگی در اقتصاد در این گفتار سعی بر آن است تا به بررسی مرحله‌ای از تاریخ حیات اجتماعی انسان، تحت عنوان جامعه‌ی طبیعی و نقش زن دراقتصاد این دوران بپردازیم. جهت بررسی و شناخت هر پدیده‌ ویا موضوعی که با جامعه در ارتباط است، قبل از…
اقتصاد از حیاتی‌ترین گام‌های انقلاب زراعی و روستانشینی به شمار می‌آید. چنانچه از تحقیقات تاریخی بر‌می‌آید این انقلاب چه به صورت ساختار مادی و چه به صورت ذهنیتی نزدیک به 10-4 هزار سال قبل از میلاد در جغرافیای هلال حاصلخیز صورت پذیرفته است. زن در پروسه‌ی پرورش کودک خود، آنچه در سرشت‌اش از توانمندی و احساس انسانی در تغذیه، نگهداری و آموزش وجود داشت، عمیق‌تر گشت. او این توانمندی را در برابر حیوانات و گیاهان جهت پرورش و اهلی کردنشان به کار بست و با گذر زمان آن‌ها را نیز وارد چرخه‌ی اقتصاد سینرژیکی که خود باعث و بانی آن بود، نمود. حیوانات کوچک ر ا همراه کودکانش پرورش داده و در ارتباط نزدیک‌تر با آن‌ها به مزایای شیر و پوستشان پی برده، با اهلی کردن آن‌ها از توان جسمانیشان در کار کشاورزی کمک گرفته است. تحول تکه چوبی که جهت درآوردن غذه‌ها و دانه‌های زیر زمینی به کار می‌برد به گاوآهن،میزان تولید را بالا برد. شعف و شوق ناشی از کشت و لذت بی‌پایان در ارتباط با خاک، به بخشی از ذهنیت ذاتی انسان‌ در این دوران تبدیل گشت.

آتشی که از آتش‌فشان‌ها و یا بر اثر رعدوبرق ایجاد میگشت، مایه‌ی ترس و مباهات انسان‌ها بود. کشف، مهار کردن و به کارگیری آن توسط زنان، در پخت دانه‌های خوراکی و گوشت، همچنین در گرم‌ و روشن نمودن خانه‌هایی که در نتیجه‌ی اندیشه و احساس مربوط به حیات و بقای کودکانش با ترکیب خاک، گیاه، شاخ و برگ درختان ایجاد نموده بود، او را به جایگاه و نیروئی ماورایی و مقدس در ذهن جامعه نائل گرداند.می‌توان این جایگاه و نیرو را بر اساس ارزیابی‌های رهبر آپو در این زمینه مادری نامید. رهبر آپو در کتاب جامعه‌شناسی آزادی خویش چنین بیان می‌نماید؛ " مادر بودن از دید من تنها بچه زاییدن نیست. از زاویه‌ای وسیع به مادر بودن همچون یک فرهنگ، پدیده‌ای که با دل و جرات خویش در حال قیام مستمر است و شخصیتی که صاحب عملی هوشمندانه است می‌نگرم". ایشان همچنین مادر بودن ر ا که در طول تاریخ و حیات اجتماعی شکل گرفته، به عنوان "تاریخی‌ - اجتماعی‌ترین" نهاد نام نهاده که دشوارترین وبایسته‌ترین عمل جامعه و تداوم حیات را تعیین نموده است.

زن – مادر بیشترین رنج و فداکاری به گونه‌ی دلخواه و با ترجیحی آزاد را در آفرینش جامعه، تاریخ و بنیان حیاتش به خرج داد و اقتصاد را نهادینه کرد. آنچه را که می‌توان از دردناکترین بخش‌های بررسی وضعیت و جایگاه کنونی زن در جامعه به شمار آورد، حضور حذف شده‌ی زن در عرصه‌ی اقتصاد است. منظورمان از حذف همان حذف به عنوان یک فرهنگ و هویت است. مشارکت و حضور چشمگیر زن در پیشبرد حیات انسان با مبانی ذهنیتی – مادی آن نقش تعیین کننده‌ای در نظام اقتصادی جامعه داشت.اما اکنون بر کسی پوشیده نمانده که سطح حضور و تعیین کننده‌گی‌ زن در عرصه‌ی اقتصاد، به سطح کاربرد کالاگونه‌ و ارائه‌ی بدن و جنسیت‌ اوست که مقدار ارزش و جایگاهش را مشخص می‌نماید.زن به سطح کم‌دستمزد و حتی به عنوان مادر بی‌دستمزدترین رنجبر تنزل یافته و خدماتش به عنوان کارهای زنانه خوار و کوچک شمرده می‌شوند. در زمینه‌ی اقتصادی به موجودی وابسته و به حاشیه رانده شده مبدل گشته است. روی دادن اختلال در ذهنیت انسان، دوری، انکار و ضعف در ارتباط با شناخت حقیقت زن و طبیعت، به سبب انحصار و غصب فاکتور حیاتی و بسیار ارزشمندِ "محصولاتِ طبیعت و رنج زنان "، تخریبات و لطمات بیشماری را به همراه داشته است. این تخریبات امروزه تا سرحد نابودی و فلاکت پیشرفته وجامعه و محیط زیست را محاصره نموده است.



kjar.online


🆔 @GozarDemocratic
Ronahiya Berbangê



Çav westiyan, rondik zûhabûn

Li hêviya dîtîna te, Rêberê mirovahiyê

Dil dagirtiye bi evîna te

Durketina ji te, weke zeviyekî zuhabibe

Li ser reh û koka xwe

Dil xemgîne ji bo te

Kesayeta bi tenê di navbera

Çar dîwarên hesin de

Mîna HZ. Îsa di

Di çarmixa Romayê de

Tu dil ranake

Tu mêjî wate nade

Ku roj di nav bera dîwarande bê girtin

Wê kîjan dil rake

Wê kîjan çav rondikên ji xwînê

Ji bo te nebarîne

Bablîsoka bêbext

Tavana biharan

Ewrên reş û tarî

Di ser tere nebûhûrîn

Her rojên xweş û aram

Qulupandin rojên tarî û bê aramî

Ev qedere? Na na ev qeder nîne

Ji bo wê bi hezaran

Mirov bi pê felsefe û tekoşîna te de meşîne

Ji heft salî, heta heftê salî

Bi felsefe û peradigma te ve girêdayîne

Qet jî vê dozê veger nîne

Ronakbîrê demê

Afrênerê azadiyê

Bîjişkê gelê bindest

Senteza hemû pêxemberan

Bi deqan, bi saetan, bi heftan, bi mehan

û bi hezarên salan

Qet tu dernakevî

ji dil û mêjiyê mirovan

Durneketina ji fikir û ramanên te

Geş dike dil û mêjiyê me

Hemû zîndiyên li ser xakê

Te xistin nav liv û libatê

Gava dost û neyar bipirsin gelo ev ji çitê

Roja min ji hezkirin, heqîqet

û evîna te ya bêdawî tê...

Bêgûman

bête nabe jiyan

bête nabe jiyan

Bête nabe jiyan




✒️ Jiyan Herdem



kjar.online



🆔 @GozarDemocratic
مسائل اقتصادی در جامعه


هنگامی که از معضلات اقتصادی سخن گفته می‌شود، به یاد تجمع مورچه‌ها می‌افتم. در حالی که حتی حیوانی به کوچکی مورچه نیز معضلات اقتصادی (به‌ هر حال، اقتصاد برای هر موجودی، به معنای تغذیه است) ندارد،موجودی همچون انسان که دارای عقل و تجربه‌ی پیشرفته است،چگونه معضلات دشوار اقتصادی داشته و حتی به اوضاع شرم‌آوری نظیر بیکاری دچار گردیده است؟


رهنمودهای رهبر آپو




🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
مسائل اقتصادی در جامعه هنگامی که از معضلات اقتصادی سخن گفته می‌شود، به یاد تجمع مورچه‌ها می‌افتم. در حالی که حتی حیوانی به کوچکی مورچه نیز معضلات اقتصادی (به‌ هر حال، اقتصاد برای هر موجودی، به معنای تغذیه است) ندارد،موجودی همچون انسان که دارای عقل و تجربه‌ی…
مسائل اقتصادی در جامعه



رهنمودهای رهبر آپو




هنگامی که از معضلات اقتصادی سخن گفته می‌شود، به یاد تجمع مورچه‌ها می‌افتم. در حالی که حتی حیوانی به کوچکی مورچه نیز معضلات اقتصادی (به‌ هر حال، اقتصاد برای هر موجودی، به معنای تغذیه است) ندارد،موجودی همچون انسان که دارای عقل و تجربه‌ی پیشرفته است،چگونه معضلات دشوار اقتصادی داشته و حتی به اوضاع شرم‌آوری نظیر بیکاری دچار گردیده است؟ چه چیزی در طبیعت وجود دارد که هوش انسان نتواند بر روی آن کار کند و آن را به‌صورت حوزه‌ی شغلی درآورد؟ مشکل قطعا نه در سازوکار طبیعت است و نه ارتباطی با محیط‌زیست دارد. انسان، خود بلای جان خویشتن است.هر معضل اقتصادی و در رأس آن بیکاری، با سرمایه‌ای‌شدن جامعه در ارتباط است.

تحلیل مارکس از سرمایه، بدون شک ارزشمند است. سعی می‌کند بیکاری مرتبط با دوره‌ی بحران را نیز توضیح دهد. مورد ناگوار آن است که بیماری گرایش به پوزیتیویسم، او را نیز به وضعیت بسیار نامطلوبی مبتلا نموده است. بیماری علم‌گرایی مانع از آن گشته که آنالیز جامعه‌ی تاریخی را به‌گونه‌ی‌ دامنه‌دارتری انجام دهد. چیزی که من سعی بر انجام آن دارم، تلاش جهت این تعریف است که سرمایه، اقتصاد نیست؛ حتی بالعکس، ابزار مؤثر خارج‌سازی اقتصاد از ماهیت خویش است. اساسی‌ترین دلیلم برای اثبات مورد مذکور این است که سود و سرمایه هیچگاه در امر توسعه‌ی جامعه همچون یک هدف نبوده و جایگاهی نیافته‌اند. می‌توان به جامعه‌ای غنی و مرفه اندیشید. درهای اخلاق و سیاست، بر روی این امر گشوده هستند. لیکن وقتی جامعه در میان نیازمندی و بیکاری دست و پا زده و بر خود بپیچد، بحث‌نمودن از ثروت و سرمایه‌، جرم است و موردی است که با قتل‌عام اجتماعی ارتباط می‌یابد. به سبب تکیه‌ی تمدن بر انحصار سرمایه، می‌توان آن را به‌صورت خودکلاف مسائل تعریف نمود.

این اندیشه‌ی رُزا لوکزامبورگ که انباشت سرمایه مستلزم وجود جامعه‌ی غیرکاپیتالیستی است، نزدیک به حقیقتی بسیار مهم است. اگر می‌توانست اندکی دیگر پیش برود، می‌توانست ببیند که مورد مذکور تنها مستلزموجود جامعه‌ی غیرکاپیتالیستی نیست، بلکه با غصب ارزش‌های جامعه و مکیدن خون آن همچون کنه باد کرده، همچنین با نوشاندن قطره‌ای از این خون به کارگران، آن‌ها را نیز به حالت شریک جرم درآورده است. به صراحت تأکید می‌نمایم که منکر تلاش کارگر نیستم. اما تشکیل سرمایه را تنها به مقداری بسیار جزئی می‌توان به کار و زحمت کارگر مرتبط دانست و حتی اگر به‌گونه‌ای فلسفی‌ـ تاریخی‌ـ اجتماعی‌ بیاندیشیم، این مقدار جزئی نیز معنایش را از دست خواهد داد. به سبب مسائل اکولوژیک، تدریجا آشکار می‌شود که اندوستریالیسم، ابزار چپاولی است که با استفاده از جامعه و امکانات محیط‌زیست صورت می‌گیرد. کدامین انسان شعورمند و صاحب معرفت می‌تواند انکار نماید که امروزه کارفرمایان و کارگران متخصص به موقعیت ممتازترین قشر جامعه رسیده‌اند و در مقابل این، بیکاری‌‌ است که بهمن‌آسا رشد می‌نماید؟ طبقات پیشرفته‌ی صنعتی، اقشار تجاری و مالی انحصارگر، یعنی انحصارهای سرمایه با پروژه‌ی «شراکت چند سهامی»[1] تا حد ممکن مفهوم کارگر را معنازُدایی نموده‌اند. مهم است ببینیم که رفته‌رفته کارگر را به نقش تسمه‌ای تقلیل می‌دهند که انحصار سرمایه را به جامعه پیوند می‌دهد. همان‌گونه که سوسیالیسم رئال به‌منزله‌ی کاپیتالیسم دولتی به‌صورت سیستمی متکی بر «کارگر امتیازی»[2]درآمد، کاپیتالیسم خصوصیِ سنتی نیز دارای کارگرهای امتیازی مشابهی است. این‌ها همیشه در درون جامعه در یکجا گرد آمده‌اند. جامعه‌ای که باقی می‌ماند، جامعه‌ی غیرکاپیتالیستی است که به ذهن رُزا لوکزامبورگ خطور نموده است.

اگر توجه شود، در اینجا تفاوت میان [جامعه‌ی] کاپیتالیستی‌ و غیرکاپیتالیستی‌ تعریف می‌گردد. از منظر رُزا، هر دو اَشکالی از جامعه هستند. من به‌گونه‌ای متفاوت‌تر، کاپیتالیسم را نه به‌عنوان شکلی از جامعه بلکه به‌منزله‌ی شبکه و سازمان وسیعی ارزیابی می‌نمایم که بر روی بدنه‌ی جامعه تأسیس گشته، ارزش افزونه را می‌رباید، اقتصاد را از بین برده، منجر به پیدایش بیکاری گردیده، با دولت‌ـ قدرت درآمیخته و عجین‌ گشته و ابزارهای توانمند هژمونیِ ایدئولوژیک آن را به‌کار می‌برد. در دوران متأخر، قشر کارگر امتیازی را نیز به این سازمان افزوده‌اند. سعی دارم مضمون شبکه‌ی انحصارگر را بار دیگر این‌گونه تعریف نمایم و بسیاری از برداشت‌های اشتباه را برطرف سازم. به‌ویژه ناچارم کاراکتر تله‌مانند اصطلاح «جامعه‌ی کاپیتالیستی» را برملا گردانم. اعطای صفتی اینچنینی به انحصار کاپیتالیستی، لطفی بیش از حد محسوب می‌گردد. سرمایه می‌تواند اقدام به تشکیل شبکه‌ی سازمانی ‌نماید. بسیار نیک قابل درک است که مافیا[3] نیز بهترین شبکه‌ی سرمایه است. تنها دلیل عدم اطلاق عنوان مافیا بر شبکه‌ی سرمایه، روابطش با نیروی هژمونیک و قدرت رسمی موجود در جامعه می‌باشد.
گذار دموکراتیک
مسائل اقتصادی در جامعه هنگامی که از معضلات اقتصادی سخن گفته می‌شود، به یاد تجمع مورچه‌ها می‌افتم. در حالی که حتی حیوانی به کوچکی مورچه نیز معضلات اقتصادی (به‌ هر حال، اقتصاد برای هر موجودی، به معنای تغذیه است) ندارد،موجودی همچون انسان که دارای عقل و تجربه‌ی…
وگرنه به‌صورت شبکه‌ای باقی می‌ماند که حتی به اندازه‌ی مافیا نیز مقررات و هنجارهای اتیک ندارد.

همچنین باید با تأکید بگویم که صنعت‌گر متوسط، تاجر و زارع راکاپیتالیست به شمار نمی‌آورم. این‌ها اقشاری اجتماعی‌اند که اگرچه از جوانب بسیاری توسط سرمایه در منگنه قرار داده شوند نیز به نسبت فراوان جهت رفع نیازهای راستین اقتصادی سعی در اقدام به تولید دارند. همچنین خُرده دادوستدهای اجناس که در بازار صورت می‌گیرند و تولید این کالاها در کارگاه‌های کوچک را نیز کاپیتالیستی نمی‌شمارم. پیشه‌وران گوناگون نیز کاپیتالیست محسوب نمی‌گردند. تمامی کارگران به‌غیر از قشر امتیازی، همچنین روستاییان، دانش‌آموزان و دانشجویان، کارمندان، صنعتکاران، کودکان و زنان، ستون فقرات جامعه را تشکیل می‌دهند. سعی می‌کنم این تعریف را به‌مثابه‌ی تعریف جامعه‌ی غیرکاپیتالیستی توسعه دهم. یعنی مقصودم از جامعه‌ی غیرکاپیتالیستی، جامعه‌ای نیست که مارکسیست‌ها با اصطلاحات فئودال، تیپ آسیایی و نیمه‌فئودال از آن یاد می‌کنند. متقاعد گشته‌ام که این اصطلاحات و مفاهیم، سبب درک واقعیت نگشته، بلکه هرچه بیشتر بر آن پرده می‌افکنند. همچنان‌که این تحلیل را نه‌تنها جهت شبکه‌هایی که پس از قرن شانزدهم در اروپا مرکزیت یافتند بلکه در گستره‌ی تمامی شبکه‌های سرمایه‌ای(انحصارهای تجاری، سیاسی، نظامی، ایدئولوژیک، زراعی و صنعتی)که در طول تاریخ ارزش افزونه را غصب نموده‌اند، انجام می‌دهم. آشکار است که جهت مشاهده‌ی مصداق‌یابی این تحلیل در زمینه‌ی سرمایه‌ی فاینانس گلوبالِ امروزی ـ‌ آن‌هم به‌شکلی جالب‌توجه‌ـ نیاز به پژوهش چندانی وجود ندارد.

دیدن خصلت سرمایه‌ستیز طبیعت اجتماعی، دارای اهمیتی کلیدی است. جامعه در سیر هزاران ساله‌ی خویش متوجه بوده است که انباشت سرمایه،تباه‌کننده و دارای فرسوده‌کننده‌ترین تأثیر می‌باشد. به‌عنوان نمونه، تقریبا هیچ دینی وجود ندارد که نزول‌خواری را همچون یکی از مؤثرترین روش‌های انباشت سرمایه، محکوم ننموده باشد.

اظهارنظری دال بر اینکه امروزه سرمایه جهت آفریدن کارگر ارزان و مسامحه‌پذیر، بیکاری‌ای را پدید آورده ‌که بهمن‌آسا رشد می‌نماید، یک ارزیابی ناقص خواهد بود. اگرچه این یک وجه واقعیت است اما دلیل اصلی‌اش این است که سرمایه، جامعه را به فعالیت‌های سودجویانه وابسته می‌کند. فعالیت در راه سود‌ـ سرمایه قطعا منطبق با نیازهای بنیادین جامعه نیست. اگر یک روند تولیدی با هدف سیرنمودن جامعه سودآور نباشد، نابودی جامعه به سبب گرسنگی و فقر ـ همچنان‌که امروزه میلیون‌ها انسان در این وضعیت به‌سر می‌برندـ برای صاحبان سرمایه هیچ اهمیتی ندارد. مثلا اگر مقدار اندکی از سرمایه‌‌ی موجود، در حوزه‌ی زراعت سرمایه‌گذاری شود، معضل گرسنگی به هیچ وجه باقی نمی‌ماند و وجود نخواهد داشت. اما دقیقا برعکس، سرمایه همیشه پایه‌های کشاورزی را سست نموده و تخریب می‌گرداند. دلیلش این است که در کشاورزی نسبت سود یا اصلا وجود ندارد یا میزان آن بسیار نازل است. در جایی که از پول مقادیر هنگفتی پول به دست می‌آید، هیچ سرمایه‌داری به فکر کشاورزی نخواهد بود. در کاراکتر سرمایه، به هیچ وجه جایی برای این نوع اندیشه وجود ندارد. قبلا دولت در مقام انحصار، به تولیدکنندگان محصولات کشاورزی کمک بسیاری می‌نمود. اما مابه‌ازای آن را نیز به‌صورت محصول یا پول‌ـ مالیات پس می‌گرفت. بازارهای سرمایه‌ی امروزین، چنین فعالیت‌های دولتی‌ای را نیز بی‌معنا ساخته‌اند. به همین جهت، آن دولت‌هایی که بخواهند به کشاورزی کمک نمایند، از ورشکستگی نجات نخواهند یافت.

پیداست که بیکارگذاشتن و محروم‌وانهادن تدریجی بدنه‌ی اصلی جامعه توسط سرمایه، سیاستی روزانه و موقت نبوده بلکه به دلیل خصیصه‌ی ساختارین آن است. از طریق یک مشاهده‌ی معمولی و بدون اقدام به پژوهش هم قابل درک است که اگر کارگران به کار و فعالیت بسیار ارزان رضا دهند نیز قادر به برطرف‌سازی بیکاری موجود در جامعه نخواهند بود. باری دیگر می‌گویم که باید نیک دانست بدون از میان برداشته شدن سیاست‌ها و نظامِ سودآوری که بر روی ارزش افزونه برقرارند، جامعه قادر به رهایی از بیکاری و فقر نخواهد بود.

وگرنه چرا در دشت‌های مزوپوتامیا که در طول تاریخ جوامع بسیاری را سیر کرده و پانزده هزار سال برای جامعه‌ی نئولیتیک مادری نموده است، بیکاری، گرسنگی و فقر به وفور وجود دارد؟ اگر یک پروسه‌ی تولیدی که در راستای سود هدفمند نباشد در این دشت‌هابرنامه‌ریزی شود، به راحتی می‌تواند طبق معیارهای امروزین بیست و پنج میلیون انسان را به راحتی تغذیه نماید و افزون بر آن نیز باقی بماند؛ تنها نیاز این دشت‌هاو ساکنانش این است که نظام سرمایه‌ای که اشتغال‌زا نیست و تنها دلیل بروز بیکاری، گرسنگی و فقر(تفاوتی ندارد به دست دولت انجام می‌گیرد یا توسط حوزه‌ی خصوصی) است، دست از یقه‌شان بردارد! تنها چیز مورد نیاز رسیدن دست رنجبران حقیقی به خاک و مزارع؛ تحقق
گذار دموکراتیک
مسائل اقتصادی در جامعه هنگامی که از معضلات اقتصادی سخن گفته می‌شود، به یاد تجمع مورچه‌ها می‌افتم. در حالی که حتی حیوانی به کوچکی مورچه نیز معضلات اقتصادی (به‌ هر حال، اقتصاد برای هر موجودی، به معنای تغذیه است) ندارد،موجودی همچون انسان که دارای عقل و تجربه‌ی…
انقلاب ذهنیتی اجتماعی که فرصت این امر را فراهم آورد؛ رسیدن مجدد اخلاق و سیاست اجتماعی به‌مثابه‌ی بافت‌ها و ارگان‌های بنیادین به کارکردش‌؛ بنابراین در پی گرفتن وظایف خویش توسط سیاست دموکراتیک با تمامی وجود و از طریق اذهانی راستین.


[1]Çokhisseliortaklık : شراکتی بر پایه‌ی سهام بسیار

[2]Tavizciişçi : کارگری است که در قبال امتیاز دست به سازش می‌زند.

[3]Mafya : سازمان و شبکه‌ی غیرقانونی که جهت کسب منافع از هر راه‌ خلافی، امور خویش را مخفیانه و با اعمال زور صورت می‌دهد.



kjar.online



🆔 @GozarDemocratic
بە بەشداری ئێوە
گوشاری ڕژێمی ئێران بۆ سەر ڕۆژهەڵاتی کوردستان ئیدانە و شەرمەزار دەکەین.
ڕۆژ بە ڕۆژ میلیتاریزە کردنی ڕۆژهەڵات لە لایەن ڕژێمی ئێران بۆ سەر زیندانیانی سیاسی(زەینەب جەلالیان..)، کرێکاران و کۆڵبەران و هەموو گەلانی ژێردەست بەرەو زۆربوون دەچێت، بەم بۆنەیەوە داوا دەکەین لە هەموو وڵاتپارێزان، خەباتکاران و دانیشتووانی دەڤەری ئۆسڵۆ ڕۆژی پێنج شەممە لە بەر دەرگای باڵوێزخانەی ئێران لە ئۆسڵۆ بەشداری ئەم چالاکیەبین تا دەنگی خۆمان بخەینە پاڵ دەنگی گەلەکەمان لە رۆژهەڵاتی وڵات.


کات و شوێنی چالاکی:
ڕۆژی پێنج‌شەممە 18.02.2021
کاتژمێر 16:00-15:00

شوێن:Drammensveien 88E Oslo
بەر دەرگای بالوێزخانەی ئێران لە ئۆسلۆ
سڵاو و ڕێزی شۆڕشگێڕی
کۆمیتەی پارتی ژیانی ئازادی کوردستان (پژاک) ئۆسلۆ.



🆔 @GozarDemocratic
نیروهای مدافع خلق: دولت ترکیه کمپ اسیران را با اسلحه‌ی شیمیایی بمباران کرد


ه.پ.گ با انتشار اطلاعیه‌ای اعلام کرد که ارتش ترکیه در حمله به گاره از سلاح‌های شیمیایی استفاده کرده و می‌افزاید:"به دلیل استفاده از سلاح‌های ممنوعه‌ی شیمیایی، انسان قادر به ورود به کمپ‌ مذکور نیست."



مرکز مطبوعات و رسانه نیروهای مدافع خلق کوردستان (ه.پ.گ) با صدور اطلاعیه‌ای از بکارگیری سلاح‌های ممنوعه شیمیایی در حمله ارتش اشغالگر ترک به منطقه سیانه در عرصه گاره خبر داده است.

این خبر تکمیل می‌شود...


ANF



🆔 @GozarDemocratic
Forwarded from MadMedia.Live
بۆ بینەران و بەردەنگانی ماد مێدیا:
مامۆستا و شاعیری خۆشەویست و بەڕێز "جەلال مەلەکشا" لە ساڵی ١٩٩٩دا لە کاتی پیلانگێڕی نێودەوڵەتی دژ بە خۆشەویست و بەرێز "عەبدوڵا ئۆجالان" دلنووسراوەیێکی بۆ بەڕێزیان نووسیوە. ئەم نووسراوەیە تا ئەو کاتەی بەڕێزییان لە ژیاندا بوون نەدەکرا بلاو ببێتەوە. هەر بۆیە لە لای کەسێکەوە بە ئەمانەت تا ئێستا هەڵگیرابوو. ماد مێدیا دەیهەوێت بۆ یەکەمجار ئەم نووسراوەیە بۆ هۆگرانی هەر دوو بەرێز و ڕای گشتی بڵاو بکاتەوە. چاوەڕوان بن لە چەند ڕۆژی داهاتوودا ئەم نووسراوە بڵاو دەبێتەوە.
#ماد_مێدیا
#عەبدوڵا_ئوجالان
#جەلال_مەلەکشا

@Mad2020Media
گذار دموکراتیک
نیروهای مدافع خلق: دولت ترکیه کمپ اسیران را با اسلحه‌ی شیمیایی بمباران کرد ه.پ.گ با انتشار اطلاعیه‌ای اعلام کرد که ارتش ترکیه در حمله به گاره از سلاح‌های شیمیایی استفاده کرده و می‌افزاید:"به دلیل استفاده از سلاح‌های ممنوعه‌ی شیمیایی، انسان قادر به ورود به…
نیروهای مدافع خلق: دولت ترکیه کمپ اسیران را با اسلحه‌ی شیمیایی بمباران کرد

ه.پ.گ با انتشار اطلاعیه‌ای اعلام کرد که ارتش ترکیه در حمله به گاره از سلاح‌های شیمیایی استفاده کرده و می‌افزاید:"به دلیل استفاده از سلاح‌های ممنوعه‌ی شیمیایی، انسان قادر به ورود به کمپ‌ مذکور نیست."



مرکز مطبوعات و رسانه نیروهای مدافع خلق کوردستان (ه.پ.گ) با صدور اطلاعیه‌ای از بکارگیری سلاح‌های ممنوعه شیمیایی در حمله ارتش اشغالگر ترک به منطقه سیانه در عرصه گاره خبر داده است.

اطلاعیه به شرح زیر است:

"نتایج حملات اشغالگرانه دولت استعمارگر ترکیه و مقاومت گریلا در مقابل حملات در فاصله روزهای ١٠ تا ١۴ فوریه/ ٢٢ تا ٢۶ بهمن به عرصه گاره آشکار می‌شوند و نیروهای ما در تلاش هستند تا جزئیات را با گردآوری و به اطلاع افکار عمومی برسانند.

دولت اشغالگر ترک علی‌رغم آنکه متحمل ضربه‌ای مهلک در جنگ زمینی شده و عقب‌نشینی کرد اما حملات هوایی به مناطق حفاظتی مدیا و بویژه به منطقه گاره همچنان ادامه دارند. تداوم حملات هوایی دستیابی به نتایج جنگ و انتشار آن برای افکار عمومی را مختل کرده است.

ارتش ترکیه در سیانه از سلاح شیمیایی استفاده کرد

نیروهای ما برای جمع‌آوری اطلاعات کامل و شفاف از آنچه که در کمپ اسرا در منطقه سیانه عرصه گاره روی داده بود به این کمپ رسیدند. اما علی‌رغم آنکه ٣ روز از جنگ سپری شده است در کمپ اسرا و اطراف آن بوی تند سلاح‌ شیمیایی به مشام می‌رسد. با اینکه بکارگیری گازهای شیمیایی جنایت جنگی به حساب آمده و سلاح ممنوعه شمرده می‌شوند، انسان به دلیل استفاده دولت فاشیست ترکیه از سلاح شیمیایی در حمله به این کمپ، نمی‌تواند وارد کمپ شود. به احتمال زیاد تمامی افراد پس از آنکه با سلاح‌ شیمیایی مسموم گشته‌اند، سپس گلوله‌باران شده‌اند. شواهد اولیه که نیروهای ما به آن دست یافته‌اند به قرار ذیل است.

برای شفاف کردن حقایق مربوط به قتل‌عام رژیم ترک -که از انسانیت بوئی نبرده است- تلاش‌های ما در کمپ اسرا ادامه دارند. نتایج شفاف و بیلان جنگ عرصه گاره از هر لحاظ را به اطلاع خلقمان و افکار عمومی خواهیم رساند.

شهادت یک گریلا در حملات هوایی

در اطلاعیه روز ١۴ فوریه ٢٠٢١ اعلام کرده بودیم که از ساعت ٢٣:٣٠ روز ١٣ فوریه تا ساعت ٠١:٠٠ نیمه شب ١۴ فوریه اطراف روستای شکفتیان در عرصه گاره ۵ بار بمباران شد. در این حملات رفیق «گلهات تولهلدان» به شهادت رسید.

نیروهای گریلای جنبش آزادیخواهی کوردستان از روز ١٠ فوریه ٢٠٢١ در مقابله با حمله اشغالگرانه به عرصه گاره چندین روز مقاومتی قهرمانانه را به نمایش گذاشتند و با سربلندی ارتش ترکیه را تار و مار کردند. رفیق گلهات تولهلدان در مقاومت گاره با اراده‌ای بزرگ به وظایف تاریخی خویش عمل کرده و به کاروان شهیدان ملحق شد."

ه.پ.گ در ادامه بیانیه از مبارزات گریلایی شهید گلهات تجلیل به عمل آورده و مراتب تسلیت خود را به خانواده گرامی وی و عموم خلق میهن‌دوست کوردستان اعلام نموده است. ه.پ.گ با ادای احترام به شهید گلهات با تمامی شهیدان راه آزادی کورد و کوردستان تجدید میثاق کرده است.

تداوم حملات هوایی ارتش ترک

ساعت ١٣ روز ١۵ فوریه ارتفاعات خیری در عرصه گاره، ٣ بار از سوی جنگنده‌های رژیم ترک بمباران شدند.

ساعت ١۴ روز ١۵ فوریه منطقه کونشکا در عرصه زاپ از سوی جنگنده‌های دشمن بمباران شد.

از ساعت ١٣:٢٠ تا ١٣:۴٠ روز ١۵ فوریه منطقه دره آواشین در عرصه آواشین، ۴ بار از سوی هواپیماهای جنگنده بمباران شد.

ANF

🆔 @GozarDemocratic
Forwarded from Aryentv
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔻لە شاری مەلەکشای ئیلام گەلەکۆمەی نێودەوڵەتی ١٥ی شۆبات شەرمەزار کرا

◾️گەنجانی شاری مەلەکشای ئیلام بە ئەنجامدانی چالاکیەک لەسەر چیای مەلەکشای ٢٢هەمین پیلانگێڕی نێودەوڵەتی ١٥ی شۆبات-یان لە دژی ڕێبەری گەلی کورد عبدوڵا ئوجالان شەرمەزار کرد.

@aryentvnews