گذار دموکراتیک
پ.ک.ک: از ریختن خون کوردها دست بردارید! کمیته مرکزی پ.ک.ک خطاب به آمریکا و نیروهای شریک توطئه بینالمللی ١۵ فوریه ١٩٩٩ گفت:"باید دست خود را از ریختن کوردها بردارید و بیشتر از این از حملات رژیم استعمارگر و قاتل آ.ک.پ/م.ه.پ حمایت نکنید." 🆔 @GozarDemocratic
حمله توطئهگرانهای که ٢٢ سال علیه موجودیت کوردهای آزاد صورت میگیرد در چهارسوی جهان به فشار، استعمارگری، قتلعام و ظلم نسبت به زحمتکشان، زنان و جوانان مبدل شده است. حمله نابودگرانه علیه ملت کورد در واقع حمله به خلقها، زنان و جوانان است. بنابراین خلقهای زحمتکش، زنان و جوانان هم این واقعیت را ببینند و به شیوهای نیرومند علیه توطئه بینالمللی بپاخیزند و نیرومندانه از مبارزه آزادیخواهی زنان، جوانان و ملت کورد حمایت کنند."
با دست زدن به توطئه علیه خلق کورد علیه خلقهای ترکیه و خاورمیانه توطئه کردند
بدون شک این موضع باید بیش از هر زمانی از سوی زنان، جوانان و خلقهای ترکیه اتخاذ شود. همچنین باید قبل از هر چیز موضع خلقهای خاورمیانه باشد. زیرا با توطئه علیه خلق کورد بیش از همه به توطئه در قبال خلقهای ترکیه و خاورمیانه دست زدهاند. با توطئه تلاش کردند که آنان را در چارچوب جنگ جهانی سوم بسوی جنگ و تنشهای گستردهتر سوق دهند و با فشارهای فاشیستی، ترور و استعمارگری تضعیف کنند. در این صورت سرنوشت خلق کورد، خلقهای ترکیه و خاورمیانه مشابه همدیگر است. از اینرو زنان، جوانان و خلقهای ترکیه و خاورمیانه باید قبل از هر کس دیگری علیه توطئه بینالمللی بپاخیزند، توطئه را علیه خود بدانند و از مقاومت بزرگ و تاریخی خلق کورد حمایت کنند.
خلق کورد از نخستین روز در مقابل حملهی توطئه بینالمللی سکوت نکرده است، تمامی کوردهای آزادیخواه و در رأس آنان رهبر آپو علیه توطئه بینالمللی مقاومت بزرگ و تاریخی را در راه آزادی اخذ کرده و به پیش بردهاند. رهبر آپو با درک والای خود، با مسئولیتپذیری و آیندهنگری ژرف، با رویکردهای خلاقانه خویش حملات توطئهگران را مشاهده کرده و علیه آنان موضع نشان داده است. بر این اساس نقشههای نابودگرانه و اعدام که از سوی توطئهگران طرح شده بودند را شخصا خنثی کرد. سپس مبارزه امرالی، علیرغم شرایط سنگین آن و فقدان فرصتها و امکانات را در بالاترین سطح به پیش برد، با سازماندهی و نظم عمل نموده و این گونه به پیروزی رسید.
خلقمان و جنبشمان علیه توطئه بینالمللی و سیستم شکنجه امرالی مبارزه نمودند
رهبر آپو بزرگترین پیشرفت تاریخی را بر مبنای تغییر پارادایم با طرح «تئوری مدرنیته دمکراتیک» و «میلاد سوم رهبری» را در شرایط مبارزه امرالی رقم زد. بر این اساس خود را از مرزهای محدود ملی و طبقاتی نجات داد و به رهبری آزادی متحول کرد، رهبری که به راه آزادی و رهایی زنان، جوانان، فرودستان و خلقهای تحت ستم روشنی بخشید. ٢٢ سال مبارزه در برابر حصر و شکنجه امرالی چنین پیشرفت بزرگ و تاریخی را فراهم کرد. بدون شک هیچ پیشرفت و پیروزیی با معناتر از این وجود ندارد. بنابراین انسان باید به این مهم سربلند باشد و با درک صحیح آن به مسئولیتهای خود عمل کند.
آشكار است که جنبشمان و خلقمان در ٢٢ سال گذشته اطراف رهبر آپو گرد آمدهاند و علیه توطئه بینالمللی و سیستم حصر و شکنجه امرالی به شیوهای قهرمانانه مبارزه کردهاند. نیروهای قهرمان گریلای ما، جنبشهای زنان و جوانمانان پیشاهنگی این مبارزه تاریخی را بر عهده گرفتند. دوستان ما نخست در ترکیه و در چهارسوی جهان، نیروهای انقلابی- دمکراتیک کمکهای ارزشمندی نمودند. این مبارزه بزرگ، ٢٢ سال است که بر خطمشی «کسی نمیتواند خورشید را از ما بگیرد» گام به سوی پیش برداشت و با نیروی شهیدان قهرمانمان که شمار آنان بالغ بر دهها هزار میباشد به پیروزی رسیده است. خلق کورد بزرگترین دستاوردهای آزادیخواهانه تاریخ خود را در این مقاومت کسب کرده و مورد حفاظت قرار داده است. از اینرو با پیشاهنگی انقلاب آزادی زنان، انقلاب مدرنیته دمکراتیک در تمامی عرصهها به پیش برده شد، از موقعیت سیاسی جنوب کوردستان دفاع شد، انقلاب آزادیخواهی روژاوا محقق شد. حزبمان بر مبنای خط مدرنیته دمکراتیک به نوسازی و بازتأسیس خود پرداخته است، خلقمان نیز در سیستم ک.ج.ک خود را به شیوهای نیرومند سازماندهی کرده است.
بر مبنای کارزار اعلام شده فعالیتهای آزادیخواهانه در چهار بخش کوردستان و جهان افزایش مییابند
ما با دستاوردهای بزرگی که رهبری، حزبمان و خلقمان کسب کردهاند وارد ٢٣مین سال مبارزه علیه توطئه میشویم. بر مبنای کارزار اعلام شده از سوی ما «حصر، فاشیسم و اشغالگری کافیست، روز آزادی فرارسیده است» که با هدف آزادی فیزیکی رهبر آپو انجام میشود فعالیتهای آزادیخواهانه در چهاربخش کوردستان و چهارسوی جهان افزایش مییابند. گریلاهای قهرمان ما ضربات سهمگینی را بر دشمنان فاشیست- استعمارگر وارد میکنند. مقاومتگران زندان همچون همیشه اکنون نیز قویترین نیروی شرکت کننده در کارزار «زمان آزادی فرارسیده است» میباشند. زنان و جوانان و نیروهای دمکراتیک فعالیتهای آزادیخواهانه را گسترش داده و ارتقا میبخشند.
با دست زدن به توطئه علیه خلق کورد علیه خلقهای ترکیه و خاورمیانه توطئه کردند
بدون شک این موضع باید بیش از هر زمانی از سوی زنان، جوانان و خلقهای ترکیه اتخاذ شود. همچنین باید قبل از هر چیز موضع خلقهای خاورمیانه باشد. زیرا با توطئه علیه خلق کورد بیش از همه به توطئه در قبال خلقهای ترکیه و خاورمیانه دست زدهاند. با توطئه تلاش کردند که آنان را در چارچوب جنگ جهانی سوم بسوی جنگ و تنشهای گستردهتر سوق دهند و با فشارهای فاشیستی، ترور و استعمارگری تضعیف کنند. در این صورت سرنوشت خلق کورد، خلقهای ترکیه و خاورمیانه مشابه همدیگر است. از اینرو زنان، جوانان و خلقهای ترکیه و خاورمیانه باید قبل از هر کس دیگری علیه توطئه بینالمللی بپاخیزند، توطئه را علیه خود بدانند و از مقاومت بزرگ و تاریخی خلق کورد حمایت کنند.
خلق کورد از نخستین روز در مقابل حملهی توطئه بینالمللی سکوت نکرده است، تمامی کوردهای آزادیخواه و در رأس آنان رهبر آپو علیه توطئه بینالمللی مقاومت بزرگ و تاریخی را در راه آزادی اخذ کرده و به پیش بردهاند. رهبر آپو با درک والای خود، با مسئولیتپذیری و آیندهنگری ژرف، با رویکردهای خلاقانه خویش حملات توطئهگران را مشاهده کرده و علیه آنان موضع نشان داده است. بر این اساس نقشههای نابودگرانه و اعدام که از سوی توطئهگران طرح شده بودند را شخصا خنثی کرد. سپس مبارزه امرالی، علیرغم شرایط سنگین آن و فقدان فرصتها و امکانات را در بالاترین سطح به پیش برد، با سازماندهی و نظم عمل نموده و این گونه به پیروزی رسید.
خلقمان و جنبشمان علیه توطئه بینالمللی و سیستم شکنجه امرالی مبارزه نمودند
رهبر آپو بزرگترین پیشرفت تاریخی را بر مبنای تغییر پارادایم با طرح «تئوری مدرنیته دمکراتیک» و «میلاد سوم رهبری» را در شرایط مبارزه امرالی رقم زد. بر این اساس خود را از مرزهای محدود ملی و طبقاتی نجات داد و به رهبری آزادی متحول کرد، رهبری که به راه آزادی و رهایی زنان، جوانان، فرودستان و خلقهای تحت ستم روشنی بخشید. ٢٢ سال مبارزه در برابر حصر و شکنجه امرالی چنین پیشرفت بزرگ و تاریخی را فراهم کرد. بدون شک هیچ پیشرفت و پیروزیی با معناتر از این وجود ندارد. بنابراین انسان باید به این مهم سربلند باشد و با درک صحیح آن به مسئولیتهای خود عمل کند.
آشكار است که جنبشمان و خلقمان در ٢٢ سال گذشته اطراف رهبر آپو گرد آمدهاند و علیه توطئه بینالمللی و سیستم حصر و شکنجه امرالی به شیوهای قهرمانانه مبارزه کردهاند. نیروهای قهرمان گریلای ما، جنبشهای زنان و جوانمانان پیشاهنگی این مبارزه تاریخی را بر عهده گرفتند. دوستان ما نخست در ترکیه و در چهارسوی جهان، نیروهای انقلابی- دمکراتیک کمکهای ارزشمندی نمودند. این مبارزه بزرگ، ٢٢ سال است که بر خطمشی «کسی نمیتواند خورشید را از ما بگیرد» گام به سوی پیش برداشت و با نیروی شهیدان قهرمانمان که شمار آنان بالغ بر دهها هزار میباشد به پیروزی رسیده است. خلق کورد بزرگترین دستاوردهای آزادیخواهانه تاریخ خود را در این مقاومت کسب کرده و مورد حفاظت قرار داده است. از اینرو با پیشاهنگی انقلاب آزادی زنان، انقلاب مدرنیته دمکراتیک در تمامی عرصهها به پیش برده شد، از موقعیت سیاسی جنوب کوردستان دفاع شد، انقلاب آزادیخواهی روژاوا محقق شد. حزبمان بر مبنای خط مدرنیته دمکراتیک به نوسازی و بازتأسیس خود پرداخته است، خلقمان نیز در سیستم ک.ج.ک خود را به شیوهای نیرومند سازماندهی کرده است.
بر مبنای کارزار اعلام شده فعالیتهای آزادیخواهانه در چهار بخش کوردستان و جهان افزایش مییابند
ما با دستاوردهای بزرگی که رهبری، حزبمان و خلقمان کسب کردهاند وارد ٢٣مین سال مبارزه علیه توطئه میشویم. بر مبنای کارزار اعلام شده از سوی ما «حصر، فاشیسم و اشغالگری کافیست، روز آزادی فرارسیده است» که با هدف آزادی فیزیکی رهبر آپو انجام میشود فعالیتهای آزادیخواهانه در چهاربخش کوردستان و چهارسوی جهان افزایش مییابند. گریلاهای قهرمان ما ضربات سهمگینی را بر دشمنان فاشیست- استعمارگر وارد میکنند. مقاومتگران زندان همچون همیشه اکنون نیز قویترین نیروی شرکت کننده در کارزار «زمان آزادی فرارسیده است» میباشند. زنان و جوانان و نیروهای دمکراتیک فعالیتهای آزادیخواهانه را گسترش داده و ارتقا میبخشند.
گذار دموکراتیک
پ.ک.ک: از ریختن خون کوردها دست بردارید! کمیته مرکزی پ.ک.ک خطاب به آمریکا و نیروهای شریک توطئه بینالمللی ١۵ فوریه ١٩٩٩ گفت:"باید دست خود را از ریختن کوردها بردارید و بیشتر از این از حملات رژیم استعمارگر و قاتل آ.ک.پ/م.ه.پ حمایت نکنید." 🆔 @GozarDemocratic
بویژه نیروهای انقلابی-دمکراتیک آنتیفاشیست در جهان، سازمانهای زنان و جوانان، جنبشهای کارگران و زحمتکشان برای "آزادی فیزیکی رهبر آپو" پیرامون مبارزه گرد آمدهاند. رهبر آپو که ماندلای دوران است، قطعا در آیندهای بسیار نزدیک از لحاظ فیزیکی آزاد خواهد شد.
ما بر این مبنا ٢٣مین سال مبارزه علیه توطئه را آغاز میکنیم. بدیهی است که در سال ٢٣ فعالیتهای آزادیخواهانه ما نیرومندتر خواهند شد و توطئه را به تمامی در هم میشکنند، سیستم شکنجه و حصر امرالی را فرومیپاشند، آزادی فیزیکی رهبر آپو را قطعی خواهند کرد. بر این اساس کوردستان آزاد خواهد شد، ترکیه و خاورمیانه دمکراتیک محقق میگردند.
در این راستا ما یکبار دیگر با احترام به رهبر آپو درود میفرستیم. شهیدان قهرمان خود را با ادای احترام گرامی میداریم و عموم خلقمان بویژه زنان و جوانان و دوستانمان را به انجام فعالیت و مقاومت نیرومند در مقابل توطئه بینالمللی ١۵ فوریه در تمامی عرصهها فرامیخوانیم.
برپایه اطلاعات تازهای که به دست ما رسیده است، ارتش فاشیست و قاتل ترکیه از ساعت ٣ صبحگاه روز ١٠ فوریه حملات زمینی و هوایی اشغالگرانه گستردهای را به عرصه گاره در مناطق حفاظتی مدیا آغاز کرده است. حتی اگر اطلاعات قطعی و کاملی هم در دست نداشته باشیم اما حمله اشغالگرانه مذکور مایه تعجب و شگفتی نیست. زیرا خلوصی آکار وزیر جنگ رژیم ترک و یاشار گولر فرمانده کل ارتش ترک چندی پیش به بغداد و هولیر سفر کردند و با گردانندگان عراق و پ.د.ک حملات اشغالگرانه مذكور را برنامهریزی کردند. واضح است که این حمله بر طبق نقشههای آنان آغاز شده است. بدیهی است که بدون پذیرش و حمایت مقامات عراق و پ.د.ک امکان ندارد دولت ترکیه در منطقه گاره که ٧٠ کیلومتر از مرزهای دولت ترکیه فاصله دارد به چنین حملهای دست بزند.
چنانکه پیداست نیروهای توطئهگر با این حمله اشغالگرانه به استقبال ٢٢مین سالگرد توطئه ١۵ فوریه رفتهاند. بر این اساس درصدد وارد کردن ضربه به پ.ک.ک و نیروهای گریلای قهرمانمان هستند. همچنین خواستار گسترش اشغالگری دولت ترک به مناطق مرکزی جنوب کوردستان هستند. اما نباید نتایج حمله زاپ در فوریه ٢٠٠٨ و حمله هفتانین در ژوئن ٢٠٢٠ را از نظر دور بدارند و فراموش کنند. نیروهای قهرمان گریلای ما همچون زاپ و هفتانین در گاره نیز علیه حملات اشغالگرانه رژیم فاشیست-قاتل ترک قهرمانانه ایستادگی نموده و پیاپی ضرباتی مرگبار را بر انان تحمیل میکنند. خلقمان در جنوب کوردستان و بویژه در آمیدی همچنانکه علیه حملات زاپ و هفتانین ایستادگی کردند امروز نیز در مقابل حمله اشغالگرانه به گاره بپا خواسته و به شیوهای جمعی مقاومت خواهند کرد. این واقعیت را نیک بخاطر داشت که عرصه گاره به گورستان ارتش فاشیست-قاتل ترک و نوکران آنان مبدل خواهد شد.
بر این مبنا ما از از جوانان و زنان کورد، خلق میهندوستمان و دوستان دمکراتمان در چهاربخش کوردستان و چهارسوی جهان میخواهیم که علیه اشغالگری دولت ترک در گاره بپاخیزند و به میدانها سرازیر شوند، در هر عرصهای علیه اشغالگری دولت ترک مبارزه کنند و از مقاومت تاریخی نیروهای گریلای قهرمانمان حمایت به عمل آورند."
ANF
🆔 @GozarDemocratic
ما بر این مبنا ٢٣مین سال مبارزه علیه توطئه را آغاز میکنیم. بدیهی است که در سال ٢٣ فعالیتهای آزادیخواهانه ما نیرومندتر خواهند شد و توطئه را به تمامی در هم میشکنند، سیستم شکنجه و حصر امرالی را فرومیپاشند، آزادی فیزیکی رهبر آپو را قطعی خواهند کرد. بر این اساس کوردستان آزاد خواهد شد، ترکیه و خاورمیانه دمکراتیک محقق میگردند.
در این راستا ما یکبار دیگر با احترام به رهبر آپو درود میفرستیم. شهیدان قهرمان خود را با ادای احترام گرامی میداریم و عموم خلقمان بویژه زنان و جوانان و دوستانمان را به انجام فعالیت و مقاومت نیرومند در مقابل توطئه بینالمللی ١۵ فوریه در تمامی عرصهها فرامیخوانیم.
برپایه اطلاعات تازهای که به دست ما رسیده است، ارتش فاشیست و قاتل ترکیه از ساعت ٣ صبحگاه روز ١٠ فوریه حملات زمینی و هوایی اشغالگرانه گستردهای را به عرصه گاره در مناطق حفاظتی مدیا آغاز کرده است. حتی اگر اطلاعات قطعی و کاملی هم در دست نداشته باشیم اما حمله اشغالگرانه مذکور مایه تعجب و شگفتی نیست. زیرا خلوصی آکار وزیر جنگ رژیم ترک و یاشار گولر فرمانده کل ارتش ترک چندی پیش به بغداد و هولیر سفر کردند و با گردانندگان عراق و پ.د.ک حملات اشغالگرانه مذكور را برنامهریزی کردند. واضح است که این حمله بر طبق نقشههای آنان آغاز شده است. بدیهی است که بدون پذیرش و حمایت مقامات عراق و پ.د.ک امکان ندارد دولت ترکیه در منطقه گاره که ٧٠ کیلومتر از مرزهای دولت ترکیه فاصله دارد به چنین حملهای دست بزند.
چنانکه پیداست نیروهای توطئهگر با این حمله اشغالگرانه به استقبال ٢٢مین سالگرد توطئه ١۵ فوریه رفتهاند. بر این اساس درصدد وارد کردن ضربه به پ.ک.ک و نیروهای گریلای قهرمانمان هستند. همچنین خواستار گسترش اشغالگری دولت ترک به مناطق مرکزی جنوب کوردستان هستند. اما نباید نتایج حمله زاپ در فوریه ٢٠٠٨ و حمله هفتانین در ژوئن ٢٠٢٠ را از نظر دور بدارند و فراموش کنند. نیروهای قهرمان گریلای ما همچون زاپ و هفتانین در گاره نیز علیه حملات اشغالگرانه رژیم فاشیست-قاتل ترک قهرمانانه ایستادگی نموده و پیاپی ضرباتی مرگبار را بر انان تحمیل میکنند. خلقمان در جنوب کوردستان و بویژه در آمیدی همچنانکه علیه حملات زاپ و هفتانین ایستادگی کردند امروز نیز در مقابل حمله اشغالگرانه به گاره بپا خواسته و به شیوهای جمعی مقاومت خواهند کرد. این واقعیت را نیک بخاطر داشت که عرصه گاره به گورستان ارتش فاشیست-قاتل ترک و نوکران آنان مبدل خواهد شد.
بر این مبنا ما از از جوانان و زنان کورد، خلق میهندوستمان و دوستان دمکراتمان در چهاربخش کوردستان و چهارسوی جهان میخواهیم که علیه اشغالگری دولت ترک در گاره بپاخیزند و به میدانها سرازیر شوند، در هر عرصهای علیه اشغالگری دولت ترک مبارزه کنند و از مقاومت تاریخی نیروهای گریلای قهرمانمان حمایت به عمل آورند."
ANF
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
مرۆڤێکی سەرههڵدێر ✍ #زاڵ_مەد 🆔 @GozarDemocratic
مرۆڤێکی سەرههڵدێر
✍ #زاڵ_مەد
له رۆژگاری ئهمرۆدا، کاتێک باس له سهرههڵدان و سهرههڵدێر بوون دهکهین، ئهوهی که یهکهم جار به بیرمان دێت؛ سهرهڵدان لهبهرامبهر زوڵم و زۆری و داگیرکهریه. به شێوهیک که مرۆڤ له بهرامبهر سیستهمێک رادهوستێت و دهنگی نارهزایهتی خۆی بهرز دهکاتهوه، یان ئەوەی کە تهنها دهنگی نارازی ههڵبڕین نییە، بهڵکو خوازیاری گۆرینی سیستهم و زێهنیهتێکه.
ههڤاڵ دێرسیم تۆڵههڵدان، ههر له منداڵیهوه تا ئهوکاتهی که چووه کاروانی نهمرانی مرۆڤایهتی، مرۆڤێکی سهرههڵدێر بوو. رەئووف کاتێک که منداڵ بوو ههستی به داگیرکراو بوونی، کرد بوو. بۆیه له دژی داگیرکهران له جمۆجۆلدا بوو. به شێوهیک که له منداڵیهوه بهو پەڕی هێز و توانای له دژی داگیرکهران و داگیرکهری دهوەستایهوه و به وڵامه توندهکانی ئهوهی به داگیرکهر دهگوت که:« ئێوه داگیرکهرن و پێویسته خاکی ئێمه به جێهێڵن». ئەوە بوو کە تەنانەت لە ناو ریزەکانی گەریلا ناسناوی دێرسیم تۆڵهەڵدانی بە بۆنەی تۆڵەی شاری دێرسیم و شێخ سەعیدەکان، هەڵبژارد.
دێرسیم کاتێک کە منداڵ بوو دژی کهسیهتی داگیرکراو و نهیارانی کورد، دهستی به سهرههڵدان کرد. بۆ ئهمهش به دڕاندنی ئاڵای داگیرکهری ئێران له سهر بانی مهکتهبهکهی زێدی له دایک بوونی، یهکهم چروسکەی سهرههڵدانهکانی لە دژی زوڵم و زۆری و داگیرکەری، دهستی پێکرد. سهرههڵدانێک که بووە بهردێکی بناغه بۆ خهڵکی و هاورێیانی تا بۆ گزک دانی داگیرکهران، لهسهر خاکی وڵاتهکهیان تێکۆشان بکهن.
دێرسیم به ئهمه نهوهستاو و ئهمجارهیان به بهرد شوشهی مهکتهبهکهی شکاند. ههر جار که شووشهیک دهشکا، بهو پهڕی جۆش و خرۆشهوه هاواری دهکرد و هێز و توانای بۆ شکاندنی شووشهکانی دیتری مهکتهبهکه، زۆرتر دهبوو. لای دێرسیم وابوو که وانهکانی مهکتهبهکهیان، وانهی داگیرکهرین و پێوسته ئهو وانانه له گۆر بنرێت و منداڵانی کوردستان فێری وانهی ئاوێنهی ئازادی بن.
ئەو سەرهەڵدانەی رەئووفە بیچکۆل، وەکوو چۆلەکەیەکە کە چۆن خوازیاری ئازادیە و نایەوێت لە قەفەسی داگیرکەری بمێنێتەوە. چۆلەکەیک کە نایەوێت دەستەمۆ بێت و ئاو و نانی داگیرکەر ببێتە خۆراکی رۆژانەی. ئەو دەیەویست باڵ بگرێت و ئازادانە لە ئاسماندا باڵ لێ بدات.
دێرسیم به ساکاری و دڵنزمی دهناسرا. ساکارێک که پێی جوان دهبوو و دڵنزمێک که له دڵی ههڤاڵ و هاورێیانی جێگای دهگرد و خۆشهویست دهبوو. لای رەئووف شێخی، ژیانێک که له مۆد و زریق و بریق دا رازابێتهوه، رهد دهکرا و دهیگوت: « پێویسته خاکی بین و خاکیانە بژین». دێرسیم ساکار بوون و ژیانی سادهی وهک پێوهرێک دهبینی له پێناو خزمەت کردن بە گەلێکی چەوساوە. سڕی سهرکهوتنی ههڤاڵ دێرسیم له ژیانی دا، دڵنزمیهکهی بوو. چونکو دهیزانی مرۆڤه مهزنهکان به دڵنزم بوونی خۆیانهوه دهناسرین و دڵنزمیه که مرۆڤ دهگهیێنێته لووتکهی ههڤاڵێتی و خۆشهویستی.
رەئووفی شێخی، ههر له منداڵیهوه ههستی به ئازار و ئهلهمی گهلهکهی کردبوو. ههستێک که پڕ بوو له قین و دڵسوزی. قینی له بهرامبهر دوژمن و دڵسوز بوون لە پێناو گهله ئازار چێشتوەکەی. رەئووف، منداڵانی گوندهکهیانی به پهرتووک و دیمانه و قسەی ئازاد و ئازادی، هاندهدا بۆ ئهوهی که پێکوە فێری وانەی نیشتمان و نیشتمانپهروهری ببن. رەئووف ههر جار که دهیهویست سهرههڵدانێکی دیتر له دژی نهیارانی کورد رێک بخات، ههوڵی دهدا که منداڵانی دێهاتەکەیانی لەگەڵ خۆی هاورێ بکات. لای ئهو وا بوو که هێزمان چهنده مهزن بێت ئهوهنده دهتوانین به سهر داگیرکهردا بچین و لێمان بترسن. دێرسیم دهیزانی که گهلهکهی بههۆی داگیرکەریهوه له چ دۆخێک دا دهژین. بۆیه به یارمهتی دانی گهلهکهی له کار و باری ژیان به تایبهت کاری کشتوکاڵ و بهرههم هێنان و جوان کردنی ژیان به نهمام رواندن و ههوڵدان بۆ ئهوهی که خهڵکی گوند له سهر پێی خۆیان راوهستن و دەستیان لە گیرفانی خۆیاندا بێت، دڵسوزی خۆی پیشان دهدا. چونکوو رەئووف تێگهیشتبوو که داگیرکهر وڵات ئاوا ناکات و به پێچهوانهشهوە ههوڵی تێکدانی وڵات و ژیان دهدات. بۆیه بهو پهڕی دڵسۆزیهوه خزمهتی گهلهکهی دهکرد و له ناو دڵی خهڵکهکهی تا دهرۆیشت خۆشهویست تر دهبوو. ئهمه بوو که رەئووفی کرده مروڤێکی دڵسوز و دڵڕفێنی نیشتمانەکەی.
دێرسیم له کاتی له دایک بوونی و تا ئهو کاتهی که مهزن بوو، له وانهکانی نیشتمان و نیشتمان پهروهری قووڵ دهبوەوە. ئهمهش بووه هوکارێک که رەئووف هەر له تهمهنی لاویهتیهوه خوڵیای ئازادی بێت. بۆ ئەمەش دێرسیم دهستی به لێگهرین به دوای حەقیقەتی ئازادی دا کرد.
✍ #زاڵ_مەد
له رۆژگاری ئهمرۆدا، کاتێک باس له سهرههڵدان و سهرههڵدێر بوون دهکهین، ئهوهی که یهکهم جار به بیرمان دێت؛ سهرهڵدان لهبهرامبهر زوڵم و زۆری و داگیرکهریه. به شێوهیک که مرۆڤ له بهرامبهر سیستهمێک رادهوستێت و دهنگی نارهزایهتی خۆی بهرز دهکاتهوه، یان ئەوەی کە تهنها دهنگی نارازی ههڵبڕین نییە، بهڵکو خوازیاری گۆرینی سیستهم و زێهنیهتێکه.
ههڤاڵ دێرسیم تۆڵههڵدان، ههر له منداڵیهوه تا ئهوکاتهی که چووه کاروانی نهمرانی مرۆڤایهتی، مرۆڤێکی سهرههڵدێر بوو. رەئووف کاتێک که منداڵ بوو ههستی به داگیرکراو بوونی، کرد بوو. بۆیه له دژی داگیرکهران له جمۆجۆلدا بوو. به شێوهیک که له منداڵیهوه بهو پەڕی هێز و توانای له دژی داگیرکهران و داگیرکهری دهوەستایهوه و به وڵامه توندهکانی ئهوهی به داگیرکهر دهگوت که:« ئێوه داگیرکهرن و پێویسته خاکی ئێمه به جێهێڵن». ئەوە بوو کە تەنانەت لە ناو ریزەکانی گەریلا ناسناوی دێرسیم تۆڵهەڵدانی بە بۆنەی تۆڵەی شاری دێرسیم و شێخ سەعیدەکان، هەڵبژارد.
دێرسیم کاتێک کە منداڵ بوو دژی کهسیهتی داگیرکراو و نهیارانی کورد، دهستی به سهرههڵدان کرد. بۆ ئهمهش به دڕاندنی ئاڵای داگیرکهری ئێران له سهر بانی مهکتهبهکهی زێدی له دایک بوونی، یهکهم چروسکەی سهرههڵدانهکانی لە دژی زوڵم و زۆری و داگیرکەری، دهستی پێکرد. سهرههڵدانێک که بووە بهردێکی بناغه بۆ خهڵکی و هاورێیانی تا بۆ گزک دانی داگیرکهران، لهسهر خاکی وڵاتهکهیان تێکۆشان بکهن.
دێرسیم به ئهمه نهوهستاو و ئهمجارهیان به بهرد شوشهی مهکتهبهکهی شکاند. ههر جار که شووشهیک دهشکا، بهو پهڕی جۆش و خرۆشهوه هاواری دهکرد و هێز و توانای بۆ شکاندنی شووشهکانی دیتری مهکتهبهکه، زۆرتر دهبوو. لای دێرسیم وابوو که وانهکانی مهکتهبهکهیان، وانهی داگیرکهرین و پێوسته ئهو وانانه له گۆر بنرێت و منداڵانی کوردستان فێری وانهی ئاوێنهی ئازادی بن.
ئەو سەرهەڵدانەی رەئووفە بیچکۆل، وەکوو چۆلەکەیەکە کە چۆن خوازیاری ئازادیە و نایەوێت لە قەفەسی داگیرکەری بمێنێتەوە. چۆلەکەیک کە نایەوێت دەستەمۆ بێت و ئاو و نانی داگیرکەر ببێتە خۆراکی رۆژانەی. ئەو دەیەویست باڵ بگرێت و ئازادانە لە ئاسماندا باڵ لێ بدات.
دێرسیم به ساکاری و دڵنزمی دهناسرا. ساکارێک که پێی جوان دهبوو و دڵنزمێک که له دڵی ههڤاڵ و هاورێیانی جێگای دهگرد و خۆشهویست دهبوو. لای رەئووف شێخی، ژیانێک که له مۆد و زریق و بریق دا رازابێتهوه، رهد دهکرا و دهیگوت: « پێویسته خاکی بین و خاکیانە بژین». دێرسیم ساکار بوون و ژیانی سادهی وهک پێوهرێک دهبینی له پێناو خزمەت کردن بە گەلێکی چەوساوە. سڕی سهرکهوتنی ههڤاڵ دێرسیم له ژیانی دا، دڵنزمیهکهی بوو. چونکو دهیزانی مرۆڤه مهزنهکان به دڵنزم بوونی خۆیانهوه دهناسرین و دڵنزمیه که مرۆڤ دهگهیێنێته لووتکهی ههڤاڵێتی و خۆشهویستی.
رەئووفی شێخی، ههر له منداڵیهوه ههستی به ئازار و ئهلهمی گهلهکهی کردبوو. ههستێک که پڕ بوو له قین و دڵسوزی. قینی له بهرامبهر دوژمن و دڵسوز بوون لە پێناو گهله ئازار چێشتوەکەی. رەئووف، منداڵانی گوندهکهیانی به پهرتووک و دیمانه و قسەی ئازاد و ئازادی، هاندهدا بۆ ئهوهی که پێکوە فێری وانەی نیشتمان و نیشتمانپهروهری ببن. رەئووف ههر جار که دهیهویست سهرههڵدانێکی دیتر له دژی نهیارانی کورد رێک بخات، ههوڵی دهدا که منداڵانی دێهاتەکەیانی لەگەڵ خۆی هاورێ بکات. لای ئهو وا بوو که هێزمان چهنده مهزن بێت ئهوهنده دهتوانین به سهر داگیرکهردا بچین و لێمان بترسن. دێرسیم دهیزانی که گهلهکهی بههۆی داگیرکەریهوه له چ دۆخێک دا دهژین. بۆیه به یارمهتی دانی گهلهکهی له کار و باری ژیان به تایبهت کاری کشتوکاڵ و بهرههم هێنان و جوان کردنی ژیان به نهمام رواندن و ههوڵدان بۆ ئهوهی که خهڵکی گوند له سهر پێی خۆیان راوهستن و دەستیان لە گیرفانی خۆیاندا بێت، دڵسوزی خۆی پیشان دهدا. چونکوو رەئووف تێگهیشتبوو که داگیرکهر وڵات ئاوا ناکات و به پێچهوانهشهوە ههوڵی تێکدانی وڵات و ژیان دهدات. بۆیه بهو پهڕی دڵسۆزیهوه خزمهتی گهلهکهی دهکرد و له ناو دڵی خهڵکهکهی تا دهرۆیشت خۆشهویست تر دهبوو. ئهمه بوو که رەئووفی کرده مروڤێکی دڵسوز و دڵڕفێنی نیشتمانەکەی.
دێرسیم له کاتی له دایک بوونی و تا ئهو کاتهی که مهزن بوو، له وانهکانی نیشتمان و نیشتمان پهروهری قووڵ دهبوەوە. ئهمهش بووه هوکارێک که رەئووف هەر له تهمهنی لاویهتیهوه خوڵیای ئازادی بێت. بۆ ئەمەش دێرسیم دهستی به لێگهرین به دوای حەقیقەتی ئازادی دا کرد.
گذار دموکراتیک
مرۆڤێکی سەرههڵدێر ✍ #زاڵ_مەد 🆔 @GozarDemocratic
له دوای تیپهر بوونی زهمان و گهوره بوونی، رئووف به ئهو قهناعهته گهیشت که پێویسته تێکۆشانی له بهرامبهر نهیاران گهورهتر و بەهێزتر بکات و بۆ گهیشتن به مهرام و ئامانجهکانی پێویسته روو بکاتە پاڵپشتی کوردان. پاڵپشتێک کە ئازاد بێت تا بتوانیت به ئازادی بگات.
له خهیالی منداڵی مرۆڤە سهرههڵدێرهکهی کوردستان، نیشتمانێکی ئازاد دهدرهوشایهوه. نیشتمانێک که پڕ بێت له جوانی و بۆنی خۆش و خۆشهویستی. نیشتمانێک که به ئازادی بژیت و به ئازادی بدوێت و به ئازادیش سهر بنێتهوه. لای ئهو وا بوو، نیشتمانێک که ئازاد نەبێت پێویسته ئازاد بکرێت. لەو پێناوەشدا شەهادت و گرتن و ئەشکەنجە بەدیلێکن بۆ گهیشتن به مهرام و ئامانجهکان. ئهوه بوو که به دوایین وتهی:« یان به ئازادی، ئهگهرنا له گەڵتانا ناژیم» رۆژههڵاتی به جێ هێشت و رووی له چیا ئازاد و سهرکێشهکانی کوردستان کرد تا بهو پهڕی هێز و ورەوە له پێناو ئاوا کردنی وڵاتێکی ئازاد بهرهنگاری دوژمنان و داگیرکهران بێت. بەلێ! دێرسیم نهک خهیانهتی له خەونەکانی منداڵی نهکرد بهڵکوو بۆ بهدیهاتنیان رووی له سهکۆی روڵه ئازا و بوێرهکانی کوردستان کرد.
دوا به دوای تێپهر بوونی چهن ساڵەی له چیا ئازادهکانی کوردستان و فێرگهی ئاپۆ به جانتایەکی پڕ له مێهرەبانی و دڵسوزی و ئازایهتی گهڕایهوه رۆژهەڵات. تەنیا جانتایەک که بەوەوە دهیهویست، گهنجانی وڵاتهکهی له زەڵکاوی داگیرکهری رزگار بکات و له هێلانهی خۆشهویستی و بهختهوهری نێشتهجێیان بکات. جانتایەک که بە وانهکانی ئاپۆچیهکان نوسرا بوون و واتاکانی به شۆڕش و شۆڕشگێری نهخشابوو و پهرتوکهکهشی به قهڵهمی ئاپۆ نوسرا بوو.
ئهم وانه و واتا و پهرتوکه، رهسمی ئازادی دهنەخشاند. رهسمێک که تا دهرۆیشت جوانتر دهبوو و لاوهکانی نیشتمانی به دهوری خۆیدا کۆ دەکردهوه. قهڵهمهکانی ئهم رهسمهش، وهکو کهوانی زێرین ههوت رهنگ بوون؛ رهنگێک له دادپهروهری، رهنگێک له نیشتمان پهروهری، رهنگێکی تریشی له سوسیالیزم، یهکی تریشی له ئازادی ژن، قهلەمەکەی تری له تازەگەری دیموکرات و رهنگێکی دیتریشی له کوردستانێکی ئازاد و ههوتهمین قەڵەمیشی، رێبهرێکی ئازاد بوو. ئەمە بوو کە تا دەرۆیشت خەڵکی کوردستان و بە تایبەت لاوان لە دەوری کەوانە زێرینەکەی کۆ دەبوونەوە و کەوانەکە رۆژ بە رۆژ درەوشاوەتر و گەش تر دەبوو. ئەمەش ترسێکی مەزنی لە دڵی داگیرکەران ئاوا دەکرد.
به ناکاو له ۱۲ ی شوباتی ۲۰۱۴ دیسانهوه ههورێکی رهش سەری دەرهێنا. دیسانهوه جهلادهکان ئاسمانیان به ههورێکی رهش داپۆشی و کهوانهکهمانیان بریندار کرد. خوێنی دێرسیمهکهمان که وانهی ئازادی به قهلهمی رامانی ئازاد بۆ لاوانی وڵات دهنەخشاند، تک تک به سهر کهوانه زێرینەکە دادەچۆڕا. ئاسمان دڵداری کهوانه زێرینهکهی دا و به سهر سنهی خوێناوی که دیسانهوه خوێنیکی تازە و گەرمی لاوێکی دڵسۆز و دڵڕفێن، بوێر و سەرهەڵدێری لێ رژا بوو، دهستی به ماتەمینێک بە تەوژمی با و بۆران کرد. جهلادهکان پێان وا بوو که ماتەمینی ئاسمان بهو واتایەیە که ئیدی کهوانه زێرینهکه، زێری نەماوە و قهڵهمهکانیش زوغالی نوسینیان تەواو بووە.
بهڵام…! بهڵام، ماتەمینی ئاسمان قین و نهفرهت و بانگەوازییەک کە لێوانلێو بوو لە ههستی تۆڵه سهندنهوه. تۆڵەیەک که لاوانی رۆژهەڵات به بهشدار بوونیان بۆ ناو ریزهکانی گهریلا، قهڵهمهکانی کهوانه زێرینهکهیان نهخشینتر و درەوشاوهتر کرد. له ههر شارێک و له ههر گوندێک، قهڵهمی دادپهوهری و سوسیالیزم، ئازادی ژن و نیشتمانپهروهری و تازەگەری دیموکرات و کوردستانی ئازاد و رێبهرایەتیکی ئازادیان به دهستهوه گرد تا ئازادی له کوردستان بە رێبەرێکی ئازاد مسۆگهر بکهن.
بهلێ! ئێستایش وانهکانی دێرسیم، ئەو مرۆڤه سهرههڵدێره له کۆڵان و شهقامهکانی رۆژهەڵات زایەڵەی هەیە.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
له خهیالی منداڵی مرۆڤە سهرههڵدێرهکهی کوردستان، نیشتمانێکی ئازاد دهدرهوشایهوه. نیشتمانێک که پڕ بێت له جوانی و بۆنی خۆش و خۆشهویستی. نیشتمانێک که به ئازادی بژیت و به ئازادی بدوێت و به ئازادیش سهر بنێتهوه. لای ئهو وا بوو، نیشتمانێک که ئازاد نەبێت پێویسته ئازاد بکرێت. لەو پێناوەشدا شەهادت و گرتن و ئەشکەنجە بەدیلێکن بۆ گهیشتن به مهرام و ئامانجهکان. ئهوه بوو که به دوایین وتهی:« یان به ئازادی، ئهگهرنا له گەڵتانا ناژیم» رۆژههڵاتی به جێ هێشت و رووی له چیا ئازاد و سهرکێشهکانی کوردستان کرد تا بهو پهڕی هێز و ورەوە له پێناو ئاوا کردنی وڵاتێکی ئازاد بهرهنگاری دوژمنان و داگیرکهران بێت. بەلێ! دێرسیم نهک خهیانهتی له خەونەکانی منداڵی نهکرد بهڵکوو بۆ بهدیهاتنیان رووی له سهکۆی روڵه ئازا و بوێرهکانی کوردستان کرد.
دوا به دوای تێپهر بوونی چهن ساڵەی له چیا ئازادهکانی کوردستان و فێرگهی ئاپۆ به جانتایەکی پڕ له مێهرەبانی و دڵسوزی و ئازایهتی گهڕایهوه رۆژهەڵات. تەنیا جانتایەک که بەوەوە دهیهویست، گهنجانی وڵاتهکهی له زەڵکاوی داگیرکهری رزگار بکات و له هێلانهی خۆشهویستی و بهختهوهری نێشتهجێیان بکات. جانتایەک که بە وانهکانی ئاپۆچیهکان نوسرا بوون و واتاکانی به شۆڕش و شۆڕشگێری نهخشابوو و پهرتوکهکهشی به قهڵهمی ئاپۆ نوسرا بوو.
ئهم وانه و واتا و پهرتوکه، رهسمی ئازادی دهنەخشاند. رهسمێک که تا دهرۆیشت جوانتر دهبوو و لاوهکانی نیشتمانی به دهوری خۆیدا کۆ دەکردهوه. قهڵهمهکانی ئهم رهسمهش، وهکو کهوانی زێرین ههوت رهنگ بوون؛ رهنگێک له دادپهروهری، رهنگێک له نیشتمان پهروهری، رهنگێکی تریشی له سوسیالیزم، یهکی تریشی له ئازادی ژن، قهلەمەکەی تری له تازەگەری دیموکرات و رهنگێکی دیتریشی له کوردستانێکی ئازاد و ههوتهمین قەڵەمیشی، رێبهرێکی ئازاد بوو. ئەمە بوو کە تا دەرۆیشت خەڵکی کوردستان و بە تایبەت لاوان لە دەوری کەوانە زێرینەکەی کۆ دەبوونەوە و کەوانەکە رۆژ بە رۆژ درەوشاوەتر و گەش تر دەبوو. ئەمەش ترسێکی مەزنی لە دڵی داگیرکەران ئاوا دەکرد.
به ناکاو له ۱۲ ی شوباتی ۲۰۱۴ دیسانهوه ههورێکی رهش سەری دەرهێنا. دیسانهوه جهلادهکان ئاسمانیان به ههورێکی رهش داپۆشی و کهوانهکهمانیان بریندار کرد. خوێنی دێرسیمهکهمان که وانهی ئازادی به قهلهمی رامانی ئازاد بۆ لاوانی وڵات دهنەخشاند، تک تک به سهر کهوانه زێرینەکە دادەچۆڕا. ئاسمان دڵداری کهوانه زێرینهکهی دا و به سهر سنهی خوێناوی که دیسانهوه خوێنیکی تازە و گەرمی لاوێکی دڵسۆز و دڵڕفێن، بوێر و سەرهەڵدێری لێ رژا بوو، دهستی به ماتەمینێک بە تەوژمی با و بۆران کرد. جهلادهکان پێان وا بوو که ماتەمینی ئاسمان بهو واتایەیە که ئیدی کهوانه زێرینهکه، زێری نەماوە و قهڵهمهکانیش زوغالی نوسینیان تەواو بووە.
بهڵام…! بهڵام، ماتەمینی ئاسمان قین و نهفرهت و بانگەوازییەک کە لێوانلێو بوو لە ههستی تۆڵه سهندنهوه. تۆڵەیەک که لاوانی رۆژهەڵات به بهشدار بوونیان بۆ ناو ریزهکانی گهریلا، قهڵهمهکانی کهوانه زێرینهکهیان نهخشینتر و درەوشاوهتر کرد. له ههر شارێک و له ههر گوندێک، قهڵهمی دادپهوهری و سوسیالیزم، ئازادی ژن و نیشتمانپهروهری و تازەگەری دیموکرات و کوردستانی ئازاد و رێبهرایەتیکی ئازادیان به دهستهوه گرد تا ئازادی له کوردستان بە رێبەرێکی ئازاد مسۆگهر بکهن.
بهلێ! ئێستایش وانهکانی دێرسیم، ئەو مرۆڤه سهرههڵدێره له کۆڵان و شهقامهکانی رۆژهەڵات زایەڵەی هەیە.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
بۆ ئەو کەسایەتی و حیزبە ڕۆژهەڵاتیانەی پ.د.ک و بارزانی بە بابی کوردایەتی و خاوەنی تاپۆی ڕیفراندۆم دەزانن! بۆ هەموو ئەوانەی پێیان وایە گەر پ.د.ک و بارزانی نەبن گەلی کورد گورگی ئێرانی دەیخوات؛ بۆ هەموو ئەوانەی دڵ و پشتیان بە ڕوخانی ویلایەتی فەقیە بەدەستی بارزانی بەستووە، بۆ هەموو ئەوانەی پێیان وایە بنەماڵەی بارزانی ژوان لەگەڵ ئێرانیان تەرک کردووەو سیغەی سیاسییان دەست لێ بەرداوە:
دەیان ساڵە بە گوتن و بەکردار هاوار دەکەین و بەدەیان بەڵگە سەلماندوومانە کە هیچ هێزێک وەک بنەماڵەی بارزانی و حیزبەکەی کلکیان لەگەڵ ئێران گرێ نەداوە، هاوارمان کرد کە لە دیرۆکیشدا لەناو کورداندا هێزێکی تری هەرزانی وەک بنەماڵەی بارزانی پەیدا نابێت و ئەوان لغاویان لەدەستی ئێران دایە. فەرموون خۆتان بشارنەوە!
🆔 @GozarDemocratic
دەیان ساڵە بە گوتن و بەکردار هاوار دەکەین و بەدەیان بەڵگە سەلماندوومانە کە هیچ هێزێک وەک بنەماڵەی بارزانی و حیزبەکەی کلکیان لەگەڵ ئێران گرێ نەداوە، هاوارمان کرد کە لە دیرۆکیشدا لەناو کورداندا هێزێکی تری هەرزانی وەک بنەماڵەی بارزانی پەیدا نابێت و ئەوان لغاویان لەدەستی ئێران دایە. فەرموون خۆتان بشارنەوە!
🆔 @GozarDemocratic
Forwarded from فدراسیون عصر آنارشيسم / Federation of Anarchism Era
Forwarded from فدراسیون عصر آنارشيسم / Federation of Anarchism Era
Report back the solidarity demonstration against the Turkish invader regime(related the events of GARE, Kurdistan)
Today, Friday the 12 of February, a group of around 30 comrades came together to protest the Turkish invasion of Gare. We stood outside the Turkish consulate in Amsterdam and shouted at the fascists that were hiding inside. We also sang and danced and held up a banner that read : "Kurdistan is the place where Turkish fascist die"
There are two more protests planned.
Tomorrow in the Hague at 12 pm at Malieveld and on Monday again on Museumplein in Amsterdam at 12 pm.
(two other demonstrations are not organised by the anarchist organization for reconstruction of militant proletariat but we support them.)
Solidarity with our comrades in Kurdistan!
Smash the Turkish fascist state!
The anarchist organization for reconstruction of militant proletariat
امروز جمعه 12 فوریه ، گروهی متشکل از 30 نفر از رفقا در اعتراض به حمله ترکیه به منطقه گاره گرد هم آمدند. ما در بیرون کنسولگری ترکیه در آمستردام ایستادیم و فاشیست ها را که در داخل کنسولگری پنهان شده بودند، با فریاد مورد خطاب قرار دادیم. ما همچنین آوازهای انقلابی و به کوردی رقصیدیم و بنری را در دست داشتیم که روی آن نوشته شده بود: "کردستان جایی است که فاشیست های ترک می میرند"
فردا در لاهه ساعت 12 ظهر در(Malieveld)
و روز دوشنبه دوباره در(Museumplein) در آمستردام ساعت 12 ظهر.
(دو تظاهرات دیگر توسط سازمان آنارشیست برای بازسازی پرولتاریای مبارز تشکیل نشده است اما ما از آنها حمایت می کنیم.)
همبستگی با همرزمان در کردستان!
دولت فاشیست ترکیه را خرد کنید!
سازمان آنارشیست برای بازسازی پرولتاریای مبارز
https://www.indymedia.nl/node/49064
Today, Friday the 12 of February, a group of around 30 comrades came together to protest the Turkish invasion of Gare. We stood outside the Turkish consulate in Amsterdam and shouted at the fascists that were hiding inside. We also sang and danced and held up a banner that read : "Kurdistan is the place where Turkish fascist die"
There are two more protests planned.
Tomorrow in the Hague at 12 pm at Malieveld and on Monday again on Museumplein in Amsterdam at 12 pm.
(two other demonstrations are not organised by the anarchist organization for reconstruction of militant proletariat but we support them.)
Solidarity with our comrades in Kurdistan!
Smash the Turkish fascist state!
The anarchist organization for reconstruction of militant proletariat
امروز جمعه 12 فوریه ، گروهی متشکل از 30 نفر از رفقا در اعتراض به حمله ترکیه به منطقه گاره گرد هم آمدند. ما در بیرون کنسولگری ترکیه در آمستردام ایستادیم و فاشیست ها را که در داخل کنسولگری پنهان شده بودند، با فریاد مورد خطاب قرار دادیم. ما همچنین آوازهای انقلابی و به کوردی رقصیدیم و بنری را در دست داشتیم که روی آن نوشته شده بود: "کردستان جایی است که فاشیست های ترک می میرند"
فردا در لاهه ساعت 12 ظهر در(Malieveld)
و روز دوشنبه دوباره در(Museumplein) در آمستردام ساعت 12 ظهر.
(دو تظاهرات دیگر توسط سازمان آنارشیست برای بازسازی پرولتاریای مبارز تشکیل نشده است اما ما از آنها حمایت می کنیم.)
همبستگی با همرزمان در کردستان!
دولت فاشیست ترکیه را خرد کنید!
سازمان آنارشیست برای بازسازی پرولتاریای مبارز
https://www.indymedia.nl/node/49064
www.indymedia.nl
Report back the solidarity demonstration against the Turkish invader regime(related the events of GARE, Kurdistan) | IndyMedia
Today, Friday the 12 of February, a group of around 30 comrades came together to protest the Turkish invasion of Gare. We stood outside the Turkish consulate in Amsterdam and shouted at the fascists that were hiding inside.
خاڵی بەهێزی ئێمە ئاپۆچی بوونمانە
نقطه قوت ما آپویست بودنمان است
Bihêz bûna me, ji apoyî bûna meye
🆔 @GozarDemocratic
نقطه قوت ما آپویست بودنمان است
Bihêz bûna me, ji apoyî bûna meye
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
کولونیالیسم، سرمنشا و تعمیق دهنده خیانت ✍ #بیکس_کوردستانی 🆔 @GozarDemocratic
کولونیالیسم، سرمنشا و تعمیق دهنده خیانت
✍ #بیکس_کوردستانی
هرچند در افکار عمومی، ادبیات سیاسی و فرهنگی کُردستان بسیار از پدیدهی «خیانت» بحث صورت میگیرد و هرچند این مباحث آموزندهاند، اما بسیار تک بعدی، سطحی و به دور از نیازهای تاریخی، فرهنگی و جامعهشناختی روز میباشند. ادبیات کُردی و به ویژه افسانه و شعر بسیار به این مورد میپردازند که اغلب تحت تاثیر پارادیم قرون وسطایی هستند. شعرا و ادیبان کُرد همواره «خیانت» را به عنوان لکهی ننگی تعریف و در بطن فرهنگ و جامعهی خود به آن پرداخته و مورد نقد و بررسی قرار دادهاند. این مطالب در وهلهی نخست تاثیرات مثبتی در حفظ فرهنگ، آداب و سنن یک جامعه دارند. اما از ژرفبینی و مطالعهی علمی «کُردستان مستعمره» به دوراند. اولین دلیل، آن است که به جای پرداختن به «علل» موضوع بسیار به« نتایج» میپردازند؛ دوم، در میان کردستانی که هنوز «کولونی نبود» و «کردستان کولونی شده» یعنی کردستان پیش از ۱۹۲۰ و کردستان پس از ۱۹۲۰ تفاوت قائل نیستند. از دید «ازل و ابد» به موضوع میپردازند.
دانش جامعهشناسی هر «کنش» اجتماعی را قطعا به «علتی» و یا یک مجموعه علل پیچیده ربط میدهد اما هیچ کدام از رفتارهای جمعی نمیتواند «خود به خود» و فارغ از علل باشند. پس جهت درک «حقیقت» قبل از هر چیزی باید این علل را درست تشخیص داد و مطابق آن نیز به ریشهیابی پرداخت. باید با قاطعیت تاکید نمایم که خیانت یک «تقدیر اجتماعی» نیست. بلکه نتیجهی یک نگرش ایدئولوژیکی کولونیالیستی حاکم بر کردستان است و به منافع قدرتهای نامبرده بسیار خدمت میکند. چون در راستای منافع خویش این نگرش را ترویج میدهند، تغذیه مینمایند و به صورتی مستمر در میان مردم تشدید میکنند.
کولونیالیسم، گرایشی تجزیهطلب است!
در سرزمینی که کولونیالیسم وجود نداشته باشد، خیانت، وابستگی و از خودبیگانگی بروز پیدا نخواهد نمود. این گرایشات منحرفانه در آفریقا و هند که زمانی از مستعمرات بریتانیا بودند پس از ورود قدرتهای بیگانه به سرزمینشان، رشد پیدا نمود. پیش از آن چنین فرهنگی وجود نداشت. با ورود کولونیالیسم به یک سرزمین، خیانت از حالت انفرادی و پراکنده خارج و به حالت «سازماندهی شده و نهادینه» درمیآید. در تاریخ هر ملتی خیانت وجود دارد. اما نوع سازماندهی شده آن مستقیما با «کولونیالیسم» مرتبط است. کولونیالیسم کلاسیک که بر استعمار منابع اقتصادی و جغرافیایی تمرکز داشت با نوع کولونیالیسم حاکم بر کردستان بسیار متفاوت است. رژیمهای حاکم بر کردستان دارای خصلت «ژینوساید فرهنگی» هستند و صرفا به اشغال جغرافیایی و اقتصادی کفایت نمیکنند. از این نظر کردستان و خلق کرد را نمیتوان با هیچ یک از نظامهای مستعمراتی کلاسیک قرون ۱۹-۱۸ و ۲۰ مقایسه نمود. کردها با یک رژیم «ژینوسایدگرا»ی تمام عیار سروکار دارند.
فراسوی تمام تعاریفی که در جهان از کولونیالیسم صورت گرفته نوع «ایرانی» آن تمرکز بیشتری بر «کولونی ذهنی» دارد. اصطلاحات کردهای عراق، کردهای ایران، ترکیه و سوریه بازتاب این کولونیالیسم فرهنگی و ذهنی میباشد. طبق این دیدگاه کردستان و کردها «جز خود» متعلق به هر کسی هستند! و رژیم ایران در «سیاست ایرانی کردن» دست بالاتری از سایر همتایانش دارد. از این منظر جهان ذهنی هر فردی یک «کولونی» است. یک ژینوساید ذهنی تمام عیار که با هیچ یک از نظریههای کولونیالیستی در جهان همخوانی و مطابقت ندارد! جنبهی جالب مسئله این است که زمانی رضاشاه به حکومتهای محلی کردستان خاتمه داد و دولت مرکزی را در ایران مستقر ساخت، ایران خود کولونی بریتانیا و امپریالیسم جهانی بود. این دیالکتیک میان نظام هژمونی جهانی و دولت-ملتها در سطح جهان، گزارش از نظم نوین جهان مدرن ما داشت!
از این نظر هیچ ملتی در طول تاریخ همانند کردها تجزیه و از هم گسیخته نشده است. اما بهصورتی متناقض و کاملا طنزآمیز از سوی همان قدرتهای کولونیالیستی که سرزمینشان را به غارت بردهاند، مبارزات آنتیکولونیالیستی و آزادیخواهانه متهم به «تجزیهطلبی» است! منظورمان صرفا تقسیم کردستان به چهار بخش نیست؛ بلکه تجزیهی «ساختار اجتماعی-فرهنگی» در هر یک از این بخشها است که تحت کولونیالیسم قرار دارند. به عنوان مثال مناطق شرقی سرزمین کردها، از نظر ساختار سیاسی در حال حاضر یک بخش واحد نیست و این روند پس از وارد شدن دولت-ملت به ایران آغاز شد و تاکنون ادامه دارد. «تقسیم اداری» که هیچ، ساختار طبیعی خود جامعه که دارای «تفاوتمندی»ها و تنوعات بسیار است نیز، در راستای کنترل و حاکمیت مطلقه نظام دولت-ملت همچون قطبهای متضاد یکدیگر مورد استفاده قرار میگیرند. به همین جهت هر گونه جنبشی که «اتحاد و همبستگی» این ملت را تغذیه و رشد دهد، از جانب اشغالگران بهشدت سرکوب و «دشمن» دولت محسوب میگردد. چون سرشت کولونیالیسم متکی بر تجزیهی این عناصر است.
✍ #بیکس_کوردستانی
هرچند در افکار عمومی، ادبیات سیاسی و فرهنگی کُردستان بسیار از پدیدهی «خیانت» بحث صورت میگیرد و هرچند این مباحث آموزندهاند، اما بسیار تک بعدی، سطحی و به دور از نیازهای تاریخی، فرهنگی و جامعهشناختی روز میباشند. ادبیات کُردی و به ویژه افسانه و شعر بسیار به این مورد میپردازند که اغلب تحت تاثیر پارادیم قرون وسطایی هستند. شعرا و ادیبان کُرد همواره «خیانت» را به عنوان لکهی ننگی تعریف و در بطن فرهنگ و جامعهی خود به آن پرداخته و مورد نقد و بررسی قرار دادهاند. این مطالب در وهلهی نخست تاثیرات مثبتی در حفظ فرهنگ، آداب و سنن یک جامعه دارند. اما از ژرفبینی و مطالعهی علمی «کُردستان مستعمره» به دوراند. اولین دلیل، آن است که به جای پرداختن به «علل» موضوع بسیار به« نتایج» میپردازند؛ دوم، در میان کردستانی که هنوز «کولونی نبود» و «کردستان کولونی شده» یعنی کردستان پیش از ۱۹۲۰ و کردستان پس از ۱۹۲۰ تفاوت قائل نیستند. از دید «ازل و ابد» به موضوع میپردازند.
دانش جامعهشناسی هر «کنش» اجتماعی را قطعا به «علتی» و یا یک مجموعه علل پیچیده ربط میدهد اما هیچ کدام از رفتارهای جمعی نمیتواند «خود به خود» و فارغ از علل باشند. پس جهت درک «حقیقت» قبل از هر چیزی باید این علل را درست تشخیص داد و مطابق آن نیز به ریشهیابی پرداخت. باید با قاطعیت تاکید نمایم که خیانت یک «تقدیر اجتماعی» نیست. بلکه نتیجهی یک نگرش ایدئولوژیکی کولونیالیستی حاکم بر کردستان است و به منافع قدرتهای نامبرده بسیار خدمت میکند. چون در راستای منافع خویش این نگرش را ترویج میدهند، تغذیه مینمایند و به صورتی مستمر در میان مردم تشدید میکنند.
کولونیالیسم، گرایشی تجزیهطلب است!
در سرزمینی که کولونیالیسم وجود نداشته باشد، خیانت، وابستگی و از خودبیگانگی بروز پیدا نخواهد نمود. این گرایشات منحرفانه در آفریقا و هند که زمانی از مستعمرات بریتانیا بودند پس از ورود قدرتهای بیگانه به سرزمینشان، رشد پیدا نمود. پیش از آن چنین فرهنگی وجود نداشت. با ورود کولونیالیسم به یک سرزمین، خیانت از حالت انفرادی و پراکنده خارج و به حالت «سازماندهی شده و نهادینه» درمیآید. در تاریخ هر ملتی خیانت وجود دارد. اما نوع سازماندهی شده آن مستقیما با «کولونیالیسم» مرتبط است. کولونیالیسم کلاسیک که بر استعمار منابع اقتصادی و جغرافیایی تمرکز داشت با نوع کولونیالیسم حاکم بر کردستان بسیار متفاوت است. رژیمهای حاکم بر کردستان دارای خصلت «ژینوساید فرهنگی» هستند و صرفا به اشغال جغرافیایی و اقتصادی کفایت نمیکنند. از این نظر کردستان و خلق کرد را نمیتوان با هیچ یک از نظامهای مستعمراتی کلاسیک قرون ۱۹-۱۸ و ۲۰ مقایسه نمود. کردها با یک رژیم «ژینوسایدگرا»ی تمام عیار سروکار دارند.
فراسوی تمام تعاریفی که در جهان از کولونیالیسم صورت گرفته نوع «ایرانی» آن تمرکز بیشتری بر «کولونی ذهنی» دارد. اصطلاحات کردهای عراق، کردهای ایران، ترکیه و سوریه بازتاب این کولونیالیسم فرهنگی و ذهنی میباشد. طبق این دیدگاه کردستان و کردها «جز خود» متعلق به هر کسی هستند! و رژیم ایران در «سیاست ایرانی کردن» دست بالاتری از سایر همتایانش دارد. از این منظر جهان ذهنی هر فردی یک «کولونی» است. یک ژینوساید ذهنی تمام عیار که با هیچ یک از نظریههای کولونیالیستی در جهان همخوانی و مطابقت ندارد! جنبهی جالب مسئله این است که زمانی رضاشاه به حکومتهای محلی کردستان خاتمه داد و دولت مرکزی را در ایران مستقر ساخت، ایران خود کولونی بریتانیا و امپریالیسم جهانی بود. این دیالکتیک میان نظام هژمونی جهانی و دولت-ملتها در سطح جهان، گزارش از نظم نوین جهان مدرن ما داشت!
از این نظر هیچ ملتی در طول تاریخ همانند کردها تجزیه و از هم گسیخته نشده است. اما بهصورتی متناقض و کاملا طنزآمیز از سوی همان قدرتهای کولونیالیستی که سرزمینشان را به غارت بردهاند، مبارزات آنتیکولونیالیستی و آزادیخواهانه متهم به «تجزیهطلبی» است! منظورمان صرفا تقسیم کردستان به چهار بخش نیست؛ بلکه تجزیهی «ساختار اجتماعی-فرهنگی» در هر یک از این بخشها است که تحت کولونیالیسم قرار دارند. به عنوان مثال مناطق شرقی سرزمین کردها، از نظر ساختار سیاسی در حال حاضر یک بخش واحد نیست و این روند پس از وارد شدن دولت-ملت به ایران آغاز شد و تاکنون ادامه دارد. «تقسیم اداری» که هیچ، ساختار طبیعی خود جامعه که دارای «تفاوتمندی»ها و تنوعات بسیار است نیز، در راستای کنترل و حاکمیت مطلقه نظام دولت-ملت همچون قطبهای متضاد یکدیگر مورد استفاده قرار میگیرند. به همین جهت هر گونه جنبشی که «اتحاد و همبستگی» این ملت را تغذیه و رشد دهد، از جانب اشغالگران بهشدت سرکوب و «دشمن» دولت محسوب میگردد. چون سرشت کولونیالیسم متکی بر تجزیهی این عناصر است.
گذار دموکراتیک
کولونیالیسم، سرمنشا و تعمیق دهنده خیانت ✍ #بیکس_کوردستانی 🆔 @GozarDemocratic
این عناصر باید از جانب خود او زیر چتر «ایدئولوژی ایرانی»به همدیگر متصل گردند. ایدئولوژی «کولونیالیسم ایرانی» استوار بر تجزیه و از نو گردآوری این عناصر است.
به عنوان مثال رضاشاه و در کل دولت کولونیالیست ایران در مقابله با قیام سمکو شکاک (۱۹۱۴.م) که علیه سیاست پاکسازی قومی کردها در اورمیه و تاسیس یک دولت آشوری شعلهی قیام برپا کرده بود با سوءاستفاده از بافت عشیرهای، از طرفی سمکوی شکاک رهبر قیام را یاغی، چپاولگر، خونخوار، شرور و دزد اعلام و در میان مردم تبلیغ مینمودند، از دیگر سو درصدد بود عشایر و طیفهایی که کوچکترین مشکلی با سمکو دارند را به طرف خود جذب نماید. در نتیجهی این سیاست کولونیالیستی موفق به قتل رهبری قیام، سمکوی شکاک از طریق توطئهچینی، دسیسه و دماگوژی شد. اما رضاخان که هنوز شاه نشده بود، جهت اشغال مجدد مناطقی که سمکوی شکاک آزاد ساخته بود از «خالو باقرخان» که دارای اصالتی کرد بود، استفاده نمود. این همان سیاستی بود که آمریکایهای تازه وارد علیه «بومیان آمریکای» پیروی نمودند. خالو باقرخان اهل هرسین کرماشان و از رهبران جنبش جنگلی بود. هر چند در نبرد کشته شد، اما رضاخان او را «سالار مظفر» اعلام کرد و به جنگ علیه هموطنان و همزبانان خود اعزام داشت. رضاخان در مقابله با دیگر قیامهای هورامان، لرستان و اردلان که طغیانوار علیه نظام جدید دولت-ملت بهپاخاسته بودند، از همین روش پیروی نمود. یک رهبر کرد هرگز نمیبایست به هیچ قیمتی جنگ علیه ملتش را بپذیرد، اما کسی که خیانت را سازماندهی، هدایت و تشدید میسازد، رضاخان کلونیالیست، ایدئولوژی ناسیونالیسم ایرانی و ساختار ژینوسایدگرای آن بود.
یکی دیگر از برجستهترین نمونههای «خیانت» در سالهای ۱۹۴۶ و در جمهوری کردستان نسبت به رهبر جمهوری، پیشوا قاضی محمد رخ داد. چرا قاضی تنها ماند؟ چرا به هنگام اعلام جمهوریت از حمایت وسیع عشایر مختلف کردستان برخوردار بود، اما پس از تهاجم و یورش دولت، اطرافیانش پراکنده و تنها ماند؟ این سوالی است که مستلزم پاسخی همه جانبه میباشد!
دولت به خوبی از عدم تکوین ملی جامعهی کرد آگاه بود، آشنایی کامل با بافت ایلی و عشیرهای کردستان و ایران داشت. هرچند جمهوری کردستان کارزاری جهت اتحاد جامعه زیر یک چتر متحد بهشمار میآمد، اما در حقیقت در آن زمان جمهوریت جوان از یک نوع «کنفدراسیون عشایر» تشکیل شده بود و هنوز مرزهای ایلی و عشیرهای را کاملا با ذهنیت و فرهنگی «ملی» ادغام نکرده بود. اگر جمهوریت فرصت بیشتری مییافت بدون شک فرهنگ ملی بر دیگر فرمهای اجتماعی تسلط مییافت. ایدئولوژی عشیرهای بر ذهنیت ملی و جامعهی ملی غلبه داشت. به همین جهت زمانی که دولت به مهاباد یورش برد و تصمیم به اشغال و قتلعام گرفت، بسیاری از این عشایر به قاضی و جمهوریت خیانت کردند. در ابتدا پیشوا قاضی تصمیم به مقاومت و مبارزه با نیروهای اشغالگر داشت، حتی شورای جنگ تشکیل داد تا با اشغالگران بجنگد، اما دیری نپایید که خود را در میدان جنگ «تنها» دید؛ جز صدر قاضی و سیف قاضی که تا پای دار و آخرین لحظات زندگی با قاضی ماندند، دیگران به او «پشت» کردند و به تعهدشان نسبت به جمهوریت و ملت کرد خیانت کردند. بارزترین آن فرار ملامصطفی بارزانی به روسیه بود که گاهوبیگاه به عنوان «ژنرال جمهوریت» له او تبلیغ میشود!
برخی از عناصر عشایر مامش و منگور نیز نه تنها به جمهوریت پشت کردند بلکه هنگام اشغال مهاباد به نیروهای استعمارگر دولت ایران پیوستند! اگر کل این عشایر به عهد خود پایدار میماندند و در مقابل دشمن و اشغالگران ایستادگی میکردند – که در آن زمان دولت مرکزی تضعیف گشته و از قدرت چندانی برخوردار نبود- شکی نیست که قطعا سیر تاریخ به گونهی دیگر میبود. اما این ایستار متحدالشکل، مستلزم «اندیشه ملی» است که در آن زمان جوان بود و دوران بلوغش را به اتمام نرسانده بود.
محمدرضا پس از پدرش که پایهگذار «دسپوتیسم » دولت-ملت علیه اقوام و ایلات و عشایر ایرانی بود، به این سیاست هرچه بیشتر ژرفا بخشید. تیمور بختیار یکی از سرشناسترین چهرههای دوران پهلوی اصالتا «کُرد» و از نوادگان «ایل بختیار» بود. شاهپور بختیار و بسیاری از اطرافیان شاه اصالتا «کرد» بودند. اما جایگاه و نقش تیمور بختیار بسیار متفاوت است. او بنیانگذار و نخستین مدیر کل «ساواک» بود. تیمور بختیار در سرکوب جمهوری آذربایجان و کردستان که پس از جنگ جهانی دوم تاسیس شده بودند، نقشی «کلیدی» داشت. همچنین در سرکوب احزاب چپ بهویژه در پاکسازی و نابودی حزب توده نقشی استراتژیک ایفا نمود. جنایات نظام سلطنتی پهلوی در کردستان از طریق تیمور بختیار اجرا میگردید.
به عنوان مثال رضاشاه و در کل دولت کولونیالیست ایران در مقابله با قیام سمکو شکاک (۱۹۱۴.م) که علیه سیاست پاکسازی قومی کردها در اورمیه و تاسیس یک دولت آشوری شعلهی قیام برپا کرده بود با سوءاستفاده از بافت عشیرهای، از طرفی سمکوی شکاک رهبر قیام را یاغی، چپاولگر، خونخوار، شرور و دزد اعلام و در میان مردم تبلیغ مینمودند، از دیگر سو درصدد بود عشایر و طیفهایی که کوچکترین مشکلی با سمکو دارند را به طرف خود جذب نماید. در نتیجهی این سیاست کولونیالیستی موفق به قتل رهبری قیام، سمکوی شکاک از طریق توطئهچینی، دسیسه و دماگوژی شد. اما رضاخان که هنوز شاه نشده بود، جهت اشغال مجدد مناطقی که سمکوی شکاک آزاد ساخته بود از «خالو باقرخان» که دارای اصالتی کرد بود، استفاده نمود. این همان سیاستی بود که آمریکایهای تازه وارد علیه «بومیان آمریکای» پیروی نمودند. خالو باقرخان اهل هرسین کرماشان و از رهبران جنبش جنگلی بود. هر چند در نبرد کشته شد، اما رضاخان او را «سالار مظفر» اعلام کرد و به جنگ علیه هموطنان و همزبانان خود اعزام داشت. رضاخان در مقابله با دیگر قیامهای هورامان، لرستان و اردلان که طغیانوار علیه نظام جدید دولت-ملت بهپاخاسته بودند، از همین روش پیروی نمود. یک رهبر کرد هرگز نمیبایست به هیچ قیمتی جنگ علیه ملتش را بپذیرد، اما کسی که خیانت را سازماندهی، هدایت و تشدید میسازد، رضاخان کلونیالیست، ایدئولوژی ناسیونالیسم ایرانی و ساختار ژینوسایدگرای آن بود.
یکی دیگر از برجستهترین نمونههای «خیانت» در سالهای ۱۹۴۶ و در جمهوری کردستان نسبت به رهبر جمهوری، پیشوا قاضی محمد رخ داد. چرا قاضی تنها ماند؟ چرا به هنگام اعلام جمهوریت از حمایت وسیع عشایر مختلف کردستان برخوردار بود، اما پس از تهاجم و یورش دولت، اطرافیانش پراکنده و تنها ماند؟ این سوالی است که مستلزم پاسخی همه جانبه میباشد!
دولت به خوبی از عدم تکوین ملی جامعهی کرد آگاه بود، آشنایی کامل با بافت ایلی و عشیرهای کردستان و ایران داشت. هرچند جمهوری کردستان کارزاری جهت اتحاد جامعه زیر یک چتر متحد بهشمار میآمد، اما در حقیقت در آن زمان جمهوریت جوان از یک نوع «کنفدراسیون عشایر» تشکیل شده بود و هنوز مرزهای ایلی و عشیرهای را کاملا با ذهنیت و فرهنگی «ملی» ادغام نکرده بود. اگر جمهوریت فرصت بیشتری مییافت بدون شک فرهنگ ملی بر دیگر فرمهای اجتماعی تسلط مییافت. ایدئولوژی عشیرهای بر ذهنیت ملی و جامعهی ملی غلبه داشت. به همین جهت زمانی که دولت به مهاباد یورش برد و تصمیم به اشغال و قتلعام گرفت، بسیاری از این عشایر به قاضی و جمهوریت خیانت کردند. در ابتدا پیشوا قاضی تصمیم به مقاومت و مبارزه با نیروهای اشغالگر داشت، حتی شورای جنگ تشکیل داد تا با اشغالگران بجنگد، اما دیری نپایید که خود را در میدان جنگ «تنها» دید؛ جز صدر قاضی و سیف قاضی که تا پای دار و آخرین لحظات زندگی با قاضی ماندند، دیگران به او «پشت» کردند و به تعهدشان نسبت به جمهوریت و ملت کرد خیانت کردند. بارزترین آن فرار ملامصطفی بارزانی به روسیه بود که گاهوبیگاه به عنوان «ژنرال جمهوریت» له او تبلیغ میشود!
برخی از عناصر عشایر مامش و منگور نیز نه تنها به جمهوریت پشت کردند بلکه هنگام اشغال مهاباد به نیروهای استعمارگر دولت ایران پیوستند! اگر کل این عشایر به عهد خود پایدار میماندند و در مقابل دشمن و اشغالگران ایستادگی میکردند – که در آن زمان دولت مرکزی تضعیف گشته و از قدرت چندانی برخوردار نبود- شکی نیست که قطعا سیر تاریخ به گونهی دیگر میبود. اما این ایستار متحدالشکل، مستلزم «اندیشه ملی» است که در آن زمان جوان بود و دوران بلوغش را به اتمام نرسانده بود.
محمدرضا پس از پدرش که پایهگذار «دسپوتیسم » دولت-ملت علیه اقوام و ایلات و عشایر ایرانی بود، به این سیاست هرچه بیشتر ژرفا بخشید. تیمور بختیار یکی از سرشناسترین چهرههای دوران پهلوی اصالتا «کُرد» و از نوادگان «ایل بختیار» بود. شاهپور بختیار و بسیاری از اطرافیان شاه اصالتا «کرد» بودند. اما جایگاه و نقش تیمور بختیار بسیار متفاوت است. او بنیانگذار و نخستین مدیر کل «ساواک» بود. تیمور بختیار در سرکوب جمهوری آذربایجان و کردستان که پس از جنگ جهانی دوم تاسیس شده بودند، نقشی «کلیدی» داشت. همچنین در سرکوب احزاب چپ بهویژه در پاکسازی و نابودی حزب توده نقشی استراتژیک ایفا نمود. جنایات نظام سلطنتی پهلوی در کردستان از طریق تیمور بختیار اجرا میگردید.
گذار دموکراتیک
کولونیالیسم، سرمنشا و تعمیق دهنده خیانت ✍ #بیکس_کوردستانی 🆔 @GozarDemocratic
تمامی این مراحلی که در بالا بهصورتی کوتاه بدان اشاره شد نتیجهی نبرد و اصطکاک «کولونیالیسم» و «مستعمرات» با تمام زوایای تراژیک آن بود و این اصطکاک بهصورتی دیالکتیک ملتی را تکوین داد که حال در قالب «ملت دموکراتیک» یکی از سرزندهترین و پویاترین ملتهای خاورمیانه و مدعی برقراری دموکراسی در منطقه هستند. به زبان علوم جامعهشناسی یک «رشد ذهنیتی» بود که متوجه درک کلیتمند «خویش» شده بود؛ به نوعی اتحاد تمام قلبهای کردستانی بود! احساس مسئولیت مردم در مقابل تحولات دیگر مناطق کردستان به نوعی احساس مسئولیت در مقابل هویت ملی «خود» بود. یک ابراز موجودیت اجتماعی که مدام سرکوب گشته و کوچکترین فرصت جهت «ابراز موجودیت» به او داده نشده بود.
بدون شک عللی که کردستان را به دو بخش سیاسی-ایدئولوژیک تقسیم و تجزیه نمود با عللی که ویتنام را به بخش «ویتنام شمالی» و «ویتنام جنوبی» تقسیم نمود، یکی هستند. دقیقا همان چیزی که در سال ۱۹۴۵ موجب تقسیم و تجزیه کره به بخشهای «کره شمالی» و «کره جنوبی» شد. قدرتهای هژمونی شوروی و آمریکا که از «نوکولونیالیسم» الهام گرفته بودند علت اصلی تقسیم، تفرقه و تجزیه این سرزمینها بودند.
حال دقیقا همان سناریو در کردستان تکرار میشود. از یک سو فضای سیاسی-دیپلماتیک جهانی به روی گرایش سیاسی مایل به صهیونیسم، امپریالیسم –لیبرالیسم غربی کاملا باز شده و تحت حمایت آمریکا، ناتو و اسرائیل قرار گرفتند، اما از سوی دیگر گرایش «استقلال طلب و دموکراتیک مردمی» به شدت تحت تهاجم این قدرتها قرار گرفت. توطئه در نتیجهی این شکاف صورت گرفت. از طرفی گروگانگیری رهبر آپو و در حالت انزوای مطلقه قرار دادن ایشان بیش از ۲۲ سال در وحشیانهترین شرایط، از دیگر سو ترافیک دیپلماتیک رهبران جنوب کردستن، در عرصهی سیاسی جهانی نباید تصادفی باشند! قدرتی که رهبر آپو را ۲۲ سال در امرالی به گروگان گرفته، همان قدرتی است که نچیروان و مسرور بارزانی را به پاریس، لندن و… فرامیخواند.
عدم پیروی و برخورداری از یک رویکرد «استراتژیک واحد» که تمامی احزاب، گروه و جناحهای سیاسی را پوشش و علیه کولونیالیسم متحد سازد، دروازهی گشادی جهت نفوذ عوامل بیگانه به درون «سیاست مشترکالمنافع کردستانی» بوده و هست؛ این دروازه فقط با فشار قدرتهای دموکراتیک مردمی بسته خواهد شد. از این نظر رهنمود «ملت دموکراتیک» کوتاه کردن دست بیگانگان در امور داخلی کردستان از طرفی و از طرف دیگر ممانعت از «هژمونی حزبی» است. در این نظام اجتماعی، احزاب قدرتی بالاتر از قدرت مردمی نیستند. زیرا قوانین دموکراتیک ابتدا باید در روابط «درون حزبی» پیاده گردند. احزاب غیردموکراتیک که متاثر از ایدئولوژیهای نژادپرستی، مردسالاری، جنسیتگرایی، قدرتطلبی و تمامیتخواه هستند، از طرف قوانین دموکراتیک محدود میگردند. هر گرایش ایدئولوژیک-سیاسی مشروط بر اینکه به «منافع ملی و مردمی خلق کردستان» متعهد باشد، میتواند در این ساختار سیاسی ایفای نقش نماید. جز این، آنچه استقلال جنوب تعریف میگردد، اولا استقلال نبوده و شکاف است. دوم این شکافی خنثی نیست، مشروط بر مخالفت و ضدیت علیه استقلال واقعی و «تمامیت ارضی کردستان » از یک سو و وابستهسازی به صهیونیسم، آمریکا و لیبرالیسم غرب از دیگر سو است! این چه استقلالی است؟ به چه قیمت و در مقابل چه امتیازاتی؟ استقلال کردستان مقابله و مبارزه با «کولونیالیسم و امپریالیسم» را میطلبد، بدون مبارزه و مقابله آیا واقعاً چنین چیزی امکانپذیر است؟
سرزمینی در وضعیت کردستان که یک «مستعمرهی بینالمللی» است، اگر فاقد یک استراتژی ملی باشد سرنوشت روشنی در انتظارش نخواهد بود. یک استراتژی که روابط داخلی جناحهای سیاسی را تنظیم نماید و به روابط خود با دیگر خلقهای همسایه نیز سامان ببخشد. مخالفت سران بارزانی با این استراتژی و گریزشان از حضور در «کنگرهی ملی» حاکی از نکات بسیاری است که در یک کلمه نمیگنجد. دلیل تهاجمات گستردهی تبلیغاتی بر گزینهی «ملت دموکراتیک»، پیشگیری از سیاست وابستهسازی کردستان به قدرتهای هژمونیکی است. به همین دلیل در مقابل گرایشهای «ناسیونالیسم افراطی» کرد را تقویت میکنند. گرایش مذکور تحتالحمایهی صهیونیسم و نولیبرالیسم مدرنیتهی سرمایهداری غربی تغذیه و هدایت میشود، این قدرتها مدام آن را زنده، تشدید و تشویق میکنند تا در موازنهی قوا له خود از آن استفاده نمایند. به خصوص اگر روابط ایران-اسرائیل، ایران-آمریکا و ایران-جهان عرب را در نظر بگیریم این همه حمایت از گرایش ناسیونالیسم افراطی جز تشدید تنش میان خلقهای منطقه نمیتواند مفهومی دیگری داشته باشد.
بدون شک عللی که کردستان را به دو بخش سیاسی-ایدئولوژیک تقسیم و تجزیه نمود با عللی که ویتنام را به بخش «ویتنام شمالی» و «ویتنام جنوبی» تقسیم نمود، یکی هستند. دقیقا همان چیزی که در سال ۱۹۴۵ موجب تقسیم و تجزیه کره به بخشهای «کره شمالی» و «کره جنوبی» شد. قدرتهای هژمونی شوروی و آمریکا که از «نوکولونیالیسم» الهام گرفته بودند علت اصلی تقسیم، تفرقه و تجزیه این سرزمینها بودند.
حال دقیقا همان سناریو در کردستان تکرار میشود. از یک سو فضای سیاسی-دیپلماتیک جهانی به روی گرایش سیاسی مایل به صهیونیسم، امپریالیسم –لیبرالیسم غربی کاملا باز شده و تحت حمایت آمریکا، ناتو و اسرائیل قرار گرفتند، اما از سوی دیگر گرایش «استقلال طلب و دموکراتیک مردمی» به شدت تحت تهاجم این قدرتها قرار گرفت. توطئه در نتیجهی این شکاف صورت گرفت. از طرفی گروگانگیری رهبر آپو و در حالت انزوای مطلقه قرار دادن ایشان بیش از ۲۲ سال در وحشیانهترین شرایط، از دیگر سو ترافیک دیپلماتیک رهبران جنوب کردستن، در عرصهی سیاسی جهانی نباید تصادفی باشند! قدرتی که رهبر آپو را ۲۲ سال در امرالی به گروگان گرفته، همان قدرتی است که نچیروان و مسرور بارزانی را به پاریس، لندن و… فرامیخواند.
عدم پیروی و برخورداری از یک رویکرد «استراتژیک واحد» که تمامی احزاب، گروه و جناحهای سیاسی را پوشش و علیه کولونیالیسم متحد سازد، دروازهی گشادی جهت نفوذ عوامل بیگانه به درون «سیاست مشترکالمنافع کردستانی» بوده و هست؛ این دروازه فقط با فشار قدرتهای دموکراتیک مردمی بسته خواهد شد. از این نظر رهنمود «ملت دموکراتیک» کوتاه کردن دست بیگانگان در امور داخلی کردستان از طرفی و از طرف دیگر ممانعت از «هژمونی حزبی» است. در این نظام اجتماعی، احزاب قدرتی بالاتر از قدرت مردمی نیستند. زیرا قوانین دموکراتیک ابتدا باید در روابط «درون حزبی» پیاده گردند. احزاب غیردموکراتیک که متاثر از ایدئولوژیهای نژادپرستی، مردسالاری، جنسیتگرایی، قدرتطلبی و تمامیتخواه هستند، از طرف قوانین دموکراتیک محدود میگردند. هر گرایش ایدئولوژیک-سیاسی مشروط بر اینکه به «منافع ملی و مردمی خلق کردستان» متعهد باشد، میتواند در این ساختار سیاسی ایفای نقش نماید. جز این، آنچه استقلال جنوب تعریف میگردد، اولا استقلال نبوده و شکاف است. دوم این شکافی خنثی نیست، مشروط بر مخالفت و ضدیت علیه استقلال واقعی و «تمامیت ارضی کردستان » از یک سو و وابستهسازی به صهیونیسم، آمریکا و لیبرالیسم غرب از دیگر سو است! این چه استقلالی است؟ به چه قیمت و در مقابل چه امتیازاتی؟ استقلال کردستان مقابله و مبارزه با «کولونیالیسم و امپریالیسم» را میطلبد، بدون مبارزه و مقابله آیا واقعاً چنین چیزی امکانپذیر است؟
سرزمینی در وضعیت کردستان که یک «مستعمرهی بینالمللی» است، اگر فاقد یک استراتژی ملی باشد سرنوشت روشنی در انتظارش نخواهد بود. یک استراتژی که روابط داخلی جناحهای سیاسی را تنظیم نماید و به روابط خود با دیگر خلقهای همسایه نیز سامان ببخشد. مخالفت سران بارزانی با این استراتژی و گریزشان از حضور در «کنگرهی ملی» حاکی از نکات بسیاری است که در یک کلمه نمیگنجد. دلیل تهاجمات گستردهی تبلیغاتی بر گزینهی «ملت دموکراتیک»، پیشگیری از سیاست وابستهسازی کردستان به قدرتهای هژمونیکی است. به همین دلیل در مقابل گرایشهای «ناسیونالیسم افراطی» کرد را تقویت میکنند. گرایش مذکور تحتالحمایهی صهیونیسم و نولیبرالیسم مدرنیتهی سرمایهداری غربی تغذیه و هدایت میشود، این قدرتها مدام آن را زنده، تشدید و تشویق میکنند تا در موازنهی قوا له خود از آن استفاده نمایند. به خصوص اگر روابط ایران-اسرائیل، ایران-آمریکا و ایران-جهان عرب را در نظر بگیریم این همه حمایت از گرایش ناسیونالیسم افراطی جز تشدید تنش میان خلقهای منطقه نمیتواند مفهومی دیگری داشته باشد.