گذار دموکراتیک
1.61K subscribers
8.53K photos
3.69K videos
600 files
5.5K links
تلاش برای ایجاد دموکراسی در ایران و چاره یابی مسئلە کورد

آدرس وبسایت ما:
www.kodar.info ✔️
www.kjar.online ✔️
www.pjak.eu ✔️


ارتباط با ادمین:
@gozar_democratic ✔️

🆔 @GozarDemocratic
Download Telegram
گذار دموکراتیک
#آمد_شاهو: اعدام کارت فشار دولت در قبال جامعه است کورد بودن با هویت تاریخی خویش در جولانگاه نظام ایران جرم محسوب می‌گردد با توجه به محوریت شماره ۸۳ نشریه آلترناتیو، هیئت تحریریه‌ی نشریه تصمیم برآن گرفت گفتگویی اختصاصی با رفیق آمد شاهو، عضو مجلس حزب حیات…
ری و اعدام صورت گرفته. سخنان آغازین خمینی در اوایل انقلاب که (مشت تو دهان این دولت می‌زنم، آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند و کوردها کافرند) مصداق این واقعیت است.

حاکمان نظام استبدادی ایران با چنین اعمالی، جغرافیای ایران را به بزرگترین زندان تاریخ بشری مبدل و در هر گوشه‌ای از ایران رعب و وحشت را میان مردم ایجاد کرده‌اند. اگر کسی علیه نظام بپا‌خیزد، پایش در زندان گیر است. حاکمان ایران با انسان‌های آگاه، پیشاهنگان خلق و منتقدین هیچ سر سازگاری ندارند و درصدد ترویج و گسترش جامعه‌ای برده و مطیع نظام هستند.

نظام ایران برای شکست اراده و به تسلیمیت کشاندن روحیه‌ی مقاومت و ایستادگی مبارزین خلق و بدست آوردن اطلاعات تشکیلاتی از اهرم شکنجه استفاده می‌کنند. رایج‌ترین شکنجه در زندان‌های مخوف نظام در وهله‌ی اول با مشت، لگد و شلاق ‌زدن آغاز می‌گردد. برای انداختن رعب و وحشت میان زندانیان، زندانی را سرازیر از سقف آویزان می‌کنند. روی بدن زندانیان سیگار خاموش می‌کنند. شخص را در انفرادی‌های طولانی‌مدت قرار می‌دهند. زندانیان را در اصطلاح تونل و اتاق فوتبال، شکنجه می‌کنند، دندان‌های زندانی را می‌کشند، با شوک الکتریکی وادار به اعترافشان می‌کنند. اعضای بدن زندانی را قطع می‌کنند. شکنجه‌گران در نحوه‌ی بازجویی‌شان، اجسام تیز را در بدن زندانی فرو می‌برند، فلزات سرخ شده را روی بدن‌شان قرار می‌دهند. با حرف‌های رکیک و فحاشی مجبور به اعترافشان می‌کنند و با جنگ روانی اعصاب‌شان را مورد اذیت و آزار قرار می‌دهند.

نظام استبدادگر علی‌رغم آن‌همه وحشت و اعمال پلید در راستای شکست اراده و به تسلیمیت کشاندن روحیه‌ی مقاومت و ایستادگی مطلق، زندانیان را مورد تجاوز جنسی قرار می‌دهند. تجاوز جنسی، شکنجه شایع رژیم در قبال زندانیان است که به مردان کم سن‌وسال و تقریباً تمامی زنان زندانی اعمال می‌شود. تجاوز و آزار جنسی گسترده به زندانیان سیاسی با هدف تخریب روحی و روانی زندانیان صورت می‌گیرد. چنین راهکارهایی تنها قطره‌ای از دریای جنایات رژیم است. چنین اعمالی هم با منع شکنجه سازمان ملل و حتی قانون اساسی رژیم در تضاد است. چون بر اساس اصل ۳۸ قانون اساسی در ایران شکنجه ممنوع است. اما بسیاری از زندانیان اعم از سیاسی، عقیدتی، قومیتی و عادی، شکنجه را در زندان‌ها و بازداشتگاه‌های مختلف ایران در چهار دهه‌ی اخیر به وفور تجربه کرده‌اند. علی‌رغم چنین تابلویی در ایران، نظام با آن‌همه ابزار و راهکارهای سرکوب و شکنجه به اهداف مدنظر خویش نرسیده و برعکس، ندای آزادی و دموکراسی هر روز از گوشه‌ی زندان‌های ایران به گوش عموم جهانیان می‌رسد.

چوبه‌ی اعدام به بزرگترین مدال زندانیان سیاسی کورد مبدل شده است.

حکومت ایران همواره در قبال زندانیان سیاسی به ویژه زندانیان سیاسی کورد رویکردی غیرعادلانه و خشونت‌آمیز داشته و بدون درنظر گرفتن حقوق یک زندانی آنان را به دار اعدام آویخته و مورد شکنجه‌های روانی و جسمانی هولناک قرار می‌دهد. دلیل چنین رویکردی چه می‌تواند باشد؟

نظام استبدادگر ایران از اوایل انقلاب تا به امروز نسبت به خلق کورد با نگرشی انکارگرایانه برخورد کرده، چون خمینی در آستانه‌ی انقلاب خلق‌های ایران، فتوای قتل‌عام کوردها را صادر کرده و از سویی دیگر گوهره‌ی حقیقی نظام، دشمن سیاست دموکراتیک و فعالیت سیاسی است. کورد بودن با هویت تاریخی خویش در جولانگاه نظام جرم است و با این نگرش کوردی که سیاسی باشد، مرتکب دو جرم بزرگ خواهد شد و رژیم با چنین نگرشی با کوردها برخورد می‌کند و یک زندانی سیاسی کورد از هیچ حق و حقوق انسانی برخوردار نیست. به همین دلیل چوبه‌ی اعدام به بزرگترین مدال زندانیان سیاسی کورد مبدل شده است.

حکومت ایران با سیاه‌نمایی زندانیان سیاسی و با برچسب‌هایی همچون؛ محارب، عوامل‌بیگانه، تجزیه‌طلب، اشرار، ضدانقلاب و تروریست‌خواندن زندانیان سیاسی، زندان را به قصابخانه‌ی مبارزان مبدل نموده‌اند. اعمال نظام در زندان در قبال زندانیان سیاسی کورد، رویه و ذهنیت حقیقی در قبال عموم کوردها را آشکار می‌سازد. از دیگر سو، تسویه حساب تاریخی در قبال کوردها است. کوردها بدلیل آنکه از اوایل انقلاب تا به امروز، زیر یوغ بردگی رژیم نرفته‌اند و جویای دست‌یابی به هویت تاریخی‌شان هستند، مورد خشم و غضب دولتمردان ایران قرار گرفته‌اند. از جهت دیگر بدلیل آنکه کوردها از فرهنگ غنی مقاومت و ایستادگی برخوردارند، با رویکرد غیرعادلانه و خشونت‌آمیز و شکنجه‌های روانی و جسمانی هولناک نظام قرار گرفته‌اند.

نظام در این چند دهه در قبال کوردها رویکردی تحقیرآمیزی نشان داده است. بدلیل مافیا جلوه دادن و تروریزه ‌نمودن زندانیان سیاسی کورد برخوردی غیرانسانی در قبال‌شان صورت گرفته است.
گذار دموکراتیک
#آمد_شاهو: اعدام کارت فشار دولت در قبال جامعه است کورد بودن با هویت تاریخی خویش در جولانگاه نظام ایران جرم محسوب می‌گردد با توجه به محوریت شماره ۸۳ نشریه آلترناتیو، هیئت تحریریه‌ی نشریه تصمیم برآن گرفت گفتگویی اختصاصی با رفیق آمد شاهو، عضو مجلس حزب حیات…
این نظام با مفاهیمی همچون؛ سیاست، دموکراسی و ملت کورد در تضاد عمیقی است، عرصه‌ی سیاست را از جامعه سلب نموده‌ و چنین عرصه‌ای را به مسئولان نظام اهدا کرده‌اند. یعنی خلق کورد و سایر خلق‌ها را از هنر مدیریت و سازماندهی زندگی، خلع کرده‌اند. در عصر امروز که نظام با اصطلاح سیاسی مشکل دارد و توان هضم چنین قشری را در جامعه ندارد، از ذهنیت مافیایی و خشونت‌گرایی رژیم سرچشمه می‌گیرد. نظامی که با خصلت مافیایی و خشونت آمیخته گردد، عرصه‌ی سیاست را بعنوان خطرناک‌ترین عرصه‌ی نابودی خویش می‌پندارد و جنبش آزادیخواهی خلق کورد و مبارزان و فعالان مدنی را بعنوان سدی در قبال لشکرکشی‌ و غارت و چپاول‌هایش دیده و برای برداشتن چنین سدی از هرگونه برخوردی غیرانسانی در قبال خلق کورد دریغ نورزیده‌اند.

اعدام کارت فشار دولت در قبال جامعه است.

رژیم ایران در 19 اردیبهشت سال 2010 پنج تن از زندانیان سیاسی را که سال‌ها تحت شکنجه‌های وحشیانه قرار داشتند به جوغه‌ی اعدام سپرد. علاوه بر این فرزاد کمانگر که یکی از افراد اعدام شده است، معلم بوده و سال‌ها به کودکان درس زندگی آموخته، اعدام یک معلم در حکومت ایران چه پیامی می‌تواند داشته باشد؟

یاد و خاطره‌ی رفقای شهیدمان (فرزاد کمانگر، شیرین علم‌هولی، علی حیدریان و فرهاد وکیلی) را در آستانه‌ی دهمین سالگرد شهادتشان که در 19 اردیبهشت سال 2010 در زندان اوین تهران اعدام شدند گرامی می‌دارم. اعدام این رفقای گرانبهایمان، ناشی از ترس و وحشت رژیم از تاریخ نوین مبارزاتی کورد و ظهور انقلابیون آپویی در ایران و شرق کوردستان سرچشمه می‌گیرد. حاکمان ایران با اعدام شهید فرزاد بعنوان یک معلم؛ زندگی آزاد، علم و فلسفه، تربیت و اخلاق و آزادی را به جوغه‌ی دار می‌کشانند. چون شهید فرزاد معلمی بود که کودکان و جوانان کورد را با اصالت تاریخی‌شان آشنا می‌نمود. کودکان را با الفبای سیاست و چگونه زیستن و مبارزه‌ نمودن علیه ظلم و ستم آشنا می‌کرد. رژیم، توسعه و گسترش چنین فعالیت‌هایی را در کوردستان برای نابودی اقتدارش خطرساز می‌بیند. بدین دلیل نظام هیچ فرقی مابین شهروندان کورد قائل نیست که اگر کسی اسلحه بدست، قلم ‌بدست، نهال‌ بدست و کتاب‌ بدست باشد و هدفش در راستای خدمت ‌ نمودن به جامعه‌ی کوردستان باشد، با جرم سنگین اعدام مواجه خواهد گردید.

اعدام از وحشتناکترین شیوه‌های شکنجه‌ی انسانیت در سده‌ی 21 می‌باشد که هنوز نظام مستبد ایران پایبند آن است. این نظام نه تنها به یک معلم حتی به کودکان زیر 12 سال، فعالین زنان، کارگران، محیط‌زیست و کولبران و حتی مهره‌های سوخته‌ی خویش هم رحمی ندارد. چون حاکمان نظام با به دار آویختن شهروندان و بخصوص مبارزان خلق، قدرت‌نمایی می‌کند. این چهار مبارز خلق‌مان در زندان اوین تهران، حماسه‌ی قهرمانی آفریدند. با مقاومت، ایستادگی و دلیریشان با ایدئولوژی نظام ولایت مطلقه‌ی فقیه مبارزه‌ی مستقیم نمودند. این رفقا به همراه تعداد دیگری از زندانیان سیاسی در قبال شکنجه‌های بی‌رویه نظام دست به اعتراض و نارضایتی دموکراتیک زدند و در چند مقطع مهم تاریخی با اعتصاب غذای خشک و دوختن لبانشان، نظام را ناچار نمودند که دست از شکنجه و سرکوب زندانیان بردارد. جلادان نظام از جنب و جوش و فعالیت‌های این زندانیان چندان دچار رعب و وحشت گشته بودند که با اعدامشان درصدد برچیدن شکوفه‌ی تازه‌ی مقاومت و ایستادگی در زندان‌های ایران شدند. چون مقاومت این رفقا فلسفه‌ی مبارزه و ایستادگی را دگربار در زندان‌های رژیم احیا نموده و فلسفه‌ی مقاومت زندگی است تا به امروز در زندان‌های ایران برافراشته شده است. البته نقش پژاک در این فصل نوین مبارزات در زندان‌های ایران بسیار مهم است و پژاک برای فروپاشی سیستم شکنجه و جنگ ویژه‌ی رژیم، مبارزات آزادیخواهی‌اش را نیرومندتر و گسترده‌تر خواهد نمود.

اعدام یک معلم و فعال زن در ایران و بخصوص در شرق کوردستان نشات گرفته از خشم و نفرت حاکمان ایران از موقعیت این پیشاهنگان در جامعه است. اعدام یک معلم، جامعه را بسوی فاشیسم مذهبی و جو خفقان‌ و ملیتاریسم سوق می‌دهد و جامعه را با طناب اعدام آویزان می‌سازد. در حقیقت اعدام یک معلم می‌تواند برای خلق کورد پیام تسلیمیت و کشاندشان بسوی سپاه بردگان را دربر داشته باشد. تنها پیشه‌ای که در محضر حاکمان ایران رواج دارد، بسیجی و سپاهی بودن است. این نهادها هم نهادهای آسیمیلاسیون و به بردگی کشاندن انسان‌ها هستند. نظام، معلم‌ بودن را برای خلق کورد جرم محسوب می‌کند و مجازات آن ‌هم اعدام است. این اعمال نظام نشان‌دهنده‌ی آن است که اعدام کارت فشار دولت در قبال جامعه است. زمانی که جامعه از کنترل دولت خارج گردد، با طناب اعدام درصدد کنترل جامعه برمی‌آیند.

نظام با اعترافات اجباری زندانیان، نمی‌تواند سیاست فرسایشی و شکست‌خورده‌ی خویش را ماست‌مالی کند.
گذار دموکراتیک
#آمد_شاهو: اعدام کارت فشار دولت در قبال جامعه است کورد بودن با هویت تاریخی خویش در جولانگاه نظام ایران جرم محسوب می‌گردد با توجه به محوریت شماره ۸۳ نشریه آلترناتیو، هیئت تحریریه‌ی نشریه تصمیم برآن گرفت گفتگویی اختصاصی با رفیق آمد شاهو، عضو مجلس حزب حیات…
اختناق و هراس‌افکنی از طریق اعدام و دستگیری‌های گسترده‌ی فعالین سیاسی و مدنی، آیا ایران را به اهداف خود رسانده و مواضع زندانیان در طول این سال‌ها در قبال سیاست‌ها و جنگ‌های روانی بازجویان و شکنجه‌گران چگونه بوده است؟

41سال است که نظام علیه خلق و جامعه جنگ ویژه اعلام کرده و در این راستا از ابزارهای وحشتناک و راهکارهای مرگباری سود جسته، تا در جامعه اختناق، هراس‌افکنی و وحشت برپا سازد و در نهایت به اهداف شوم خود و تسلیمیت محض جامعه دست یابد. مسئولان نظام با تشدید موج دستگیری فعالین سیاسی، مدنی، کارگران و زنان از سلطه‌ی خویش صیانت به عمل می‌آورند. شکنجه‌گران و جلادان از طریق جنگ ویژه با هراس‌افکنی فعالان سیاسی را ناچار به توبه‌ی اجباری می‌کنند. با جنگ ویژه روحیه‌ی مقاومت و ایستادگی را از پا در می‌آورند. با چنین راهکار درندانه‌ای فرد را مجبور به اعتراف‌گیری اجباری می‌نمایند. یعنی شیوه‌های شکنجه هرچند هولناک و ترسناک باشد، به همان اندازه روحیه‌ی فرد مورد نظر را از پا درخواهند آورد. موج اعتراف‌گیری اجباری چقدر وسیع و گسترده نشان داده شود، حاکی از اوج جنگ ویژه بخصوص جنگ روانی علیه زندانیان می‌باشد. ‌‌‌‌‌

حاکمان نظام برای شکست اراده و روحیه‌ی مقاومت زندانیان سیاسی از هر ترفند جنگ ویژه سود جسته‌اند. اما در این چهار دهه نظام با شکست عمیقی مواجه گردیده است. علی‌رغم سیاست‌های پلید و جنگ‌های روانی در قبال زندانیان سیاسی، عَلم مقاومت و مبارزه در زندان‌های رژیم غاصب برافراشته شده و بعنوان عرصه‌ی مهم مبارزاتی مبدل گردیده است. ماشین شکنجه و اعدام نظام پس از ۴۱ سال هنوز نتوانسته جامعه را از پای درآورد و اهدافی که نظام برای حاکمیت مطلق برجامعه داشته، بدست نیاورده و برعکس قدرت نظام در تمامی حجره‌های جامعه سیر صعودی در برداشته است. نظام با تشکیل دادگاه‌های فرمایشی و اعترافات اجباری زندانیان، قادر به آن نخواهد بود که سیاست فرسایشی و شکست‌خورده‌ی خویش را ماست‌مالی کند. در صندوق بخت ۴۱ سال اختناق و هراس‌افکنی نظام تنها بحران، آشوب، فتنه‌انگیزی، تورم، سرکوب و اعدام در جامعه ریشه دوانیده است. نظامی که اکنون بر سر کار است، نظامی بحران‌زاست و قادر به حل هیچ‌ مسئله‌ و معضلات اجتماعی در داخل و خارج ایران نیست. چون رژیم با اعمالش باتلاقی از جنایات را بوجود آورده و امروز مسئولان نظام خود در باتلاق جنایاتشان غرق شده‌اند.

چنین شکستی ناشی از مواضع انقلابی و مقاومت تاریخی در زندان‌های ایران در ادوار تاریخی است. زندانیان سیاسی با موج مقاومت‌شان نقاب نظام خونخوار را برانداختند. با ایستادگی و مواضع فدایی خود، بذر مقاومت و مبارزه را در ذهن و مغز نظام کاشته‌اند. چنین مقاومت‌هایی پروژه‌ی نظام را به بن‌بست و چالش کشانده است. مبارزان خلق چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب در میدان آرنای نظام مسیر آزادی را شعله‌ور نموده‌اند. رفقایی همچون؛ حسین خضری، حبیب‌الـله گلپری‌پور، حسن حکمت دمیر، فرزاد کمانگر و رفقایش با مبارزاتشان فصلی نوین از مبارزات را در زندان‌ها علیه رژیم مستبد ایران آغاز نمودند و ثمره‌ی این مقاومت، وضعیت اسفبار و بحران‌زده‌ی کنونی نظام است که نظام عنکبوتی رژیم را با بحران مشروعیتی و متلاشی شدن ساختار حکومتی مواجه کرده است.

سرکوب زندانیان وضعیت نظام را اسفناک‌تر می‌کند.



حذف منتقدین و سرکوب وحشیانه مخالفین در ایران همچنان ادامه دارد. با توجه به شرایط بسیار بغرنج کنونی که از سویی ویروس کرونا روزانه جان ده‌ها انسان را می‌گیرد، عدم توجه به وضعیت زندانیان به‌ویژه زندانیان سیاسی توسط حکومت ایران چه پیامدهایی خواهد داشت؟

نظام در حذف منتقدین و سرکوب مخالفین از مهارت والایی برخودار و این سیاست به امر روزانه‌ی رژیم مبدل شده است. این هم ناشی از گسترش میل آزادیخواهی خلق است. حقیقت‌جویی و آزادیخواهی خلق، پایه‌های نظام را به لرزه درآورده و این هم ترس و وحشتی را در میان صاحب منصبان نظام بوجود آورده است. شدت و دامنه‌ی وسیع سرکوب و دستگیری و اعدام‌ها انعکاس چنین رعب و هراس هولناک نظام از مخالفین ایران و بخصوص کوردها را نشان می‌دهد. رژیم از هر ترفندی برای سرکوب مخالفین در داخل زندان و خارج از زندان استفاده می‌کند. در حالی‌که وضعیت نظام بسیار بغرنج و بحرانی است، سرکوب زندانیان وضعیت نظام را اسفناک‌تر می‌کند. نظام قادر به تأمین مایحتاج جامعه نیست و بدلیل شکست طرح‌های اقتصادی و مدیریت جامعه بسوی آینده‌ای تاریک در حرکت است. سیاست نظام موجب تبدیل ایران به جزیره‌ی بحران گشته است. هر رویدادی در این کشور منجر به جان دادن ده‌ها انسان بی‌گناه می‌گردد. جاری شدن سیل، روی دادن زلزله و ویروس کرونا امنیت، آرامش و آسودگی را از خلق سلب نموده و نظام هر یک از این وقایع را فرصتی برای سرکوب و حاکمیت خویش در قبال جامعه بکار می‌گیرد.
ویروس کرونا چند روز پیش از ۲۲ بهمن به ایران منتقل شده و تا به امروز جان هزاران شهروند را گرفته اما نظام این ویروس را نعمتی برای خویش مغتنم شمرده و هیچ توجهی به وضعیت جان و مال جامعه ندارد. نظام نیازهای خلق را برآورده نمی‌سازد و جامعه با موج بیکاری، فقر و گرسنگی مواجه شده‌اند. بی‌مسئولیتی مسئولان نظام در قبال این وضعیت بحران‌زده موجب نگرانی جامعه گردیده است. در این مرحله وضعیت زندانیان سیاسی بیشتر از هر قشری در جامعه دشوار و خطرناک‌ است. وضعیت موجود در زندان‌های ایران منجر به آن گردیده که این ویروس سریعتر و بیشتر در میان زندانیان نقل و انتقال یابد و موجب جانباختن ده‌ها زندانی در ایران و شرق کوردستان گردد. بی‌مسئولیتی نظام در قبال زندانیان موجب آن شد که در اکثر زندان‌های ایران نارضایتی و قیام برپا گردد که در زندان سقز و لرستان ده‌ها زندانی بگریزند. مسئولان نظام شایعه‌سازی کردند که هزاران زندانی را به طور موقت از زندان‌ها آزاد کرده‌اند اما حاضر نیستند یک زندانی سیاسی را آزاد کنند یا شرایط تندرستی برای این زندانی‌ها مهیا سازند. این برخورد نظام حاکی از آن است که رژیم بوسیله‌ی کرونا درصدد قتل تعدادی از زندانیان سیاسی است و بدین منوال بار سنگین مقاومت را از دوش خود بردارد.

عدم توجه مسئولان نظام به زندانیان موجب جانباختن شمار زیادی از زندانیان خواهد شد و این هم موج تازه‌ای از نارضایتی‌ها را بدنبال خواهد داشت. یعنی هر رویداد ناگواری در زندان‌ها بوقوع بپیوندد و خطری زندانیان سیاسی را تهدید کند، حاکمان نظام مسئولند. در این مقطع تاریخی لازم است خانواده و بستگان زندانیان سیاسی در قبال برخورد غیرانسانی رژیم سکوت نکنند و برای حفاظت جان زندانیان سیاسی و آزادیشان در تلاش باشند.




www.pjak.eu



🆔 @GozarDemocratic
رژێمی داگیرکەری کۆماری ئیسلامی بە دەرمانخواردکردنی ھەڤاڵانی تێکۆشەرمان دەیویست ئەو پەیامەمان پێبدات، تا ئەو شوێنەی کە ھاتوون لەوە پێشتر نەیەن، ئەگەر پێتان بنێنه کرماشان، ئیلام و داڵاھو کە دڵی کوردستان و خاڵی لاوازی کۆماری ئیسلامی و ھەر داگیرکارێکیترە، ژەھرتان دەدەینێ. بەڵام بە پێداگری شۆڕشگێڕانە و بەردەوامی رێگەی شەھیدانی پایەبەرزمان ئەمرۆ ھێڵی رزگاریخوازی ئاپۆیی لە دڵی کرماشان، ئیلام و داڵاھۆ جێگەی گرتووە، نەک ئیدعا مایه پووچەکانی کۆماری ئیسلامی داگیرکەر.


#ئەهوەن_چیاکۆ


🆔
@GozarDemocratic
رژیم استبدادی ایران بر لبه پرتگاه! | یادداشت


... مردم آگاه ایران از بیدادگری، فقر، بیکاری، مشکلات و آسیب‌های اجتماعی به تنگ آمده‌اند...


#زیلان_وژین

🆔
@GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
رژیم استبدادی ایران بر لبه پرتگاه! | یادداشت ... مردم آگاه ایران از بیدادگری، فقر، بیکاری، مشکلات و آسیب‌های اجتماعی به تنگ آمده‌اند... #زیلان_وژین 🆔 @GozarDemocratic
رژیم استبدادی ایران بر لبه پرتگاه! | یادداشت


... مردم آگاه ایران از بیدادگری، فقر، بیکاری، مشکلات و آسیب‌های اجتماعی به تنگ آمده‌اند...

#زیلان_وژین


◼️ جنگ و رویارویی‌های نظامی و سیاسی در خاورمیانه هیچ‌گاه برنده‌ای نداشته و هیچ یک از طرفین تنش‌ها و درگیری‌ها، سودی از این جنگ افروزی‌ها نداشته‌اند و تنها مردمان و اقشار فرودست و رنج‌کشیده بوده‌اند که در گرسنگی، فقر و خون غوطه‌ور بوده‌اند. قدرتهای غربی و در راس آن آمریکا که استقرار صلح و صدور دمکراسی را به کشورهای عربی و ایران را بهانه حضور خود در خاورمیانه وانمود می‌کنند، به‌جز اقدامات بی‌ثبات کننده مانند جنگ و تفرقه‌افکنی هیچ اقدامی در راستای امنیت منطقه انجام نداده‌اند ذاتا چنین دغدغه‌ای هم ندارند. این قدرتها از بنیادگراییِ اسلامی و ملی‌گرایی در راستای اهداف خود استفاده ابزاری نموده‌اند تا از این طریق سلطه بی‌چون‌وچرای خود را در خاورمیانه تضمین نمایند و با سیاست پلید “تفرقه انداز و حکومت کن” بر اختلافات و تنش‌ها بین اقوام و ملت‌ها بی‌افزاید.

در روزهای اخیر قرار دادن سپاه پاسداران در فهرست گروه‌های تروریستی توسط دولت آمریکا، علاوه بر واکنش تند دولت ایران، عکس‌العمل‌های متفاوتی در سطح دنیا داشت. رقیبان و مخالفان ایران همچون اسرائیل، عربستان و امارات از این اقدام استقبال نمودند و مخالفان این تصمیم، از تبعات و پیامدهای آن نگرانند. روابط ایران و آمریکا از بدو پیروزی انقلاب سال ١٣٥٧ تاکنون به روال عادی بازنگشته و هر روز ابعاد جدیدی به‌خود گرفته است. پس از روی کار آمدن ترامپ و رویکرد متفاوت دولت او، روابط این دو کشور هر روز بیش از پیش به تیرگی گرایید. پس از اعمال دو دور تحریم اقتصادی علیه ایران، وارد نمودن سپاه پاسداران در لیست ترور روابط این دو کشور را وارد مرحله خطرناکی نمود که امکان رویارویی نظامی و جنگی تمام عیار را بیشتر می نماید جنگی که سودی برای طرفین نخواهد داشت و به مانند همه جنگهای صورت گرفته در منطقه محصول آن برای مردم فرودست، کشتار، غارت و آوارگی خواهد بود. یکی از اهداف اصلی آمریکا از این تصمیم و فشرده نمودن تحریم‌ها، در تنگنا قرار دادن ایران و تضعیف و انزوای آن در منطقه است. آمریکا از قدرت گرفتن و نفوذ بیشتر ایران در منطقه هراس دارد زیرا در این صورت منافع آمریکا در منطقه خطر قرار می گیرد. سپاه پاسداران خود را با عناوینی همانند حشدالشعبی، حزب الله، زینبیون و فاطمیون در کشورهای عراق، سوریه و لبنان، پاکستان و افغانستان سازمان‌دهی نموده است. هزینه های کلان حضور ایران در این کشورها از بودجه های سالیانه و بیش از نیمی از آن تامین می گردد و یکی از دلایل مهم نارضایتی و خشم مردم ایران در قبال دولت و حکومت از این گونه اقدامات و رویکردهای ماجراجویانه است. درحالی که دولتمردان ایران به تثبیت موجودیت و حضور خود در منطقه می‌اندیشند مردم ایران با انواع و اقسام مشکلات دست و پنجه نرم می کنند و نمود چنین مشکلاتی را در سیل ویرانگر اخیر مشاهده نمودیم که بار دیگر کم کاری‌ها و سوء مدیریت دولت، سیل را به بحران و فاجعه ای مبدل نمود؛ ویرانی صدها روستا و زیرِآب رفتن زمین‌های کشاورزی وضعیت مردم مناطق سیل زده را دشوارتر نمود. سیلاب اخیر وجوه دیگر زندگی مردم از جمله آموزش و فعالیت‌های اجتماعی را نیز تحت تاثیر قرار داده و بجز مسائل اقتصادی و اجتماعی، بحرانهای زیست محیطی، کم آبی و خشکسالی نیز بر بار مشکلات مردم مناطق مختلف ایران افزوده است. در نتیجه سدسازی‌های بی رویه رژیم که بیشتر رویکردی سیاسی است تا اقتصادی، در نقاط مختلف روژهلات کوردستان، بسیاری از رودخانه ها و دریاچه ها به تدریج خشک گردیده و کابوس پیش‌بینی شده در زمینه مشکلات محیط زیستی را، امروز نیز می توان با وضوح بیشتری دید. پیداست هزینه قدرت‌نمایی و قدرت‌طلبی رژیم ایران و تقابل و ستیزه جویی با دنیا را مردم پرداخت می کنند. در طول چهار دهه از حاکمیت ولایت فقیه تنها هنگام در تنگنا قرار گرفتن حکومت بوده که نظر و آراء مردم اهمیت ظاهری یافته و آنان به وحدت و “حفظ تمامیت ارضی” فراخوانده شده اند اما در زمان ثروت اندوزی، غارت و اختلاس توسط دولت و حکومت حتی یک لحظه به مردم و مشکلات آنان توجه نشده و به وادی فراموشی سپرده شده‌اند.در آینده ای نه چندان دور پیامدهای تصمیمات و تحریمات آمریکا در قبال ایران را مشاهده خواهیم نمود؛ هر چند ایران در برابر این رویکرد آمریکا سکوت اختیار نخواهد کرد. از ابتدای اعمال دور اول تحریمات اقتصادی، تورم و افزایش نرخ ارز و به دنبال آن روند صعودی هزینه زندگی، مردم را در وضعیت ناگواری قرار داد. از سوی دیگر اعتراضات و نارضایتی‌های اقشار و اصناف مختلف در اعتراض به عدم پاسخ به مطالبات و خواسته‌های آنان هم‌چنان ادامه دارد و دولت تاکنون به اعتراضات مردم پاسخ شفافی نداده و گامی در جهت حل مسائل آنان برنداشته است.
گذار دموکراتیک
رژیم استبدادی ایران بر لبه پرتگاه! | یادداشت ... مردم آگاه ایران از بیدادگری، فقر، بیکاری، مشکلات و آسیب‌های اجتماعی به تنگ آمده‌اند... #زیلان_وژین 🆔 @GozarDemocratic
سپاه پاسداران که خود را به اصطلاح ”محافظ انقلاب و دستاوردهای آن” قلمداد می‌نماید حوزه نفوذ خود را در تمامی کشورهای منطقه تشکیل و تامین نموده است. این نهاد نظامی و ایدئولوژیک رژیم ایران که در تمامی حوزه‌های اقتصادی، تولیدی، حمل‌ونقل، معادن و شرکت‌های نفتی و گازی حضور دارد و بیش از نیمی از این حوزه‌ها در اختیار و تحت کنترل آن است.با استقرار نظام جمهوری اسلامی به بهانه حفاظت از دستاوردهای انقلاب تخریبات فراوانی به بار آورده و علاوه بر مداخله در امور کشورهای منطقه و تشکیل زیرشاخه‌های متفاوت، در داخل کشور هم، با تشکیل نهادهای اطلاعاتی، امنیتی و دادگاه‌های وابسته نیز بسیاری از مردمان بی‌گناه را مجازات نموده است. سپاه پاسداران به عنوان یک ارتش موازی و مخفی ازهمان ابتدا تا به امروز در ترور و قتل عام‌های بسیاری دست داشته و از قلع و قمع مخالفان و منتقدان به اصطلاح “انقلاب اسلامی” هیچ ابایی نداشته و با در اختیار داشتن تمامی امکانات نظامی و اطلاعاتی در تلاش برای کنترل و نظارت بر تمامی حوزه‌های زندگی مردم است تا مبادا کسی در برابر استبداد مطلقه ولایت فقیه اعتراضی نماید و دستاوردهای انقلاب که تنها برای آنان و در انحصار آنان بوده و برای مردم سودی نداشته، به خطر افتد.

با وجود اعمال فشارها و بن‌بست‌های سیاسی و اقتصادی ایران از داخل و خارج، سیاستها و رویکرد ایران در قبال فعالان سیاسی و مدنی هم‌چنان سرکوب‌گرانه و خشونت‌آمیز بوده و این، یکی از علائم یک جامعه استبدادزده است که درآن زمینه نقد و گفتگو و فضای سیاسی حقیقی برای زایش و زیست جامعه مدنی وجود ندارد. رژیم ایران کابوسی ارولی در خاطر مردم ایران نشاند و علاوه بر فشارهای اقتصادی و سیاسی، سالهاست به دلیل پایمالی حقوق فردی و اجتماعی انسانها و مجازاتهایی همچون اعدام همچنان در صدر کشورهای ناقض حقوق بشر قرار دارد.

تاریخ ایران، بخش معاصر آن و به ویژه مدرنیزاسیون ناهمخوان پهلوی و ارتجاع جمهوری اسلامی؛ که از دید برخی غرب زدگانِ شرق‌شناس به عنوان دور استبداد و جامعه کوتاه‌مدت خوانده شده، در واقع نوعی مقاومت فرهنگی و انکار هویت‌های ساختگی‌ست که در مقابل طوفان‌های تمدنی از جامعه محافظت نموده است. مردم آگاه ایران از بیدادگری، فقر، بیکاری، مشکلات و آسیب‌های اجتماعی به تنگ آمده‌اند. اعمال زور و خشونت حکومت، تنها در جهت ایجاد ترس و به سکوت واداشتن مردم در برابر سلطه‌گری است و می‌بایست از خلق ایران که در راستای استیفای حقوق خود مبارزه و تلاش می‌نمایند، دفاع و پشتیبانی نمود. زیرا در تمامی تنش‌ها و کشمکش‌های میان ایران و قدرت‌های منطقه و فرامنطقه، مردم تحت تاثیر پیامدهای مخرب آن قرار می‌گیرند. تبعات تحریمات اقتصادی بر وضعیت اجتماعی و روان‌شناختی جامعه نیز تاثیرات سوئی گذاشته‌اند. بنابراین سکوت، بی‌طرفی و تنها نظاره‌گربودن بر این رویدادها، شراکت در جرم و کمک به بقای فضای خدا-خلیفه، خوف و خنجر است. کنش‌مندی و اکت سیاسی در برابر جنگ نرم انحرافی و فریب‌های نخ‌نما و لوث شده‌ رژیم می‌بایست رادیکال، مستمر و سازمان‌یافته گردد.

دیدگاه پژاک که استراتژی خط سوم را مبنای مبارزات خود قرار داده این گونه است: دولت ایران، تا زمانی که در جهت دمکراتیزاسیون و تغییرات بنیادین گام برندارد، هر روز یک قدم بیشتر به سوی پرتگاه نزدیک خواهد شد و اگر فشار و تهدیدات خارجی هم وجود نداشته باشند، فوران‌های آتش‌فشان خشم جامعه، بدون هیچ چشم‌پوشی و اغماضی، کلبه پوشالی سیستم خسروانی و استبداد چند هزار ساله را به آتش خواهند کشید. نارضایتی‌های داخلی را نمی توان با پیشرفت‌های سیاسی و روابط دیپلماتیک در خارج از میان برداشت. بنابراین عمق مسائل در ایران به مرز بحرانی رسیده و در صورت تداوم و عدم رسیدگی دولت، بر شدت خشم عمومی افزوده خواهد شد. یک انقلاب اجتماعی و سیاسی که ایران را دمکراتیک و برای تمامی خلق‌های ایران اعم از کرد، بلوچ، عرب، لر و تمامی تنوعات دینی و مذهبی امنیت، آزادی و برابری به ارمغان آورد، نیاز به یک سازماندهی منسجم، اتحاد و هم‌صدایی در مقابل زور و ستم دارد و این گونه می‌توان آینده ای روشن برای ایران و روژهلات کوردستان متصور شد. ◻️


*رئیس مشترک حزب حیات آزاد کوردستان ( #پژاک)



ANF



🆔 @GozarDemocratic
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔲گزارشها حکایت از ان دارد که اعتراض ها به شکنجه و غرق کردن ده‌ها مهاجر افغانستانی در مرز دو کشور بالا گرفته است .



@aryentvfarsi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢میدیل ئێست ئای: تورکیا هێزی لە #زینی_وەرتێ شاردوەتەوە

▪️ماڵپەڕێکی #بەریتانیایی ئاشکرای کردووە کە ناردنی هێزەکانی پارتی دیموکراتی کوردستانی عێراق بۆ #زینی_وەرتێ لە چوارچێوەی ئامادەکارییەکانی ڕژیمی #تورکیایە بۆ هێرش کردنە سەر #قەندیل. ماڵپەڕەکە هەروەها لەزاری ڕۆژنامەنووسێکی دەڤەرەکەوە ڕایگەیاندووە کە بەشێک لەو کەسانەی بەجلی #پێشمەرگەوە لە #زینی_وەرتێ جێگیر کراون، بەزمانی #تورکی قسە دەکەن.

@aryentvnews
جنبش بین‌المللی زنان کورد: پ.د.ک دست از همکاری با رژیم ترک بردارد!


جنبش بین‌المللی زنان کورد اعمال و همکاری‌های پ.د.ک با دولت ترکیه را محکوم کردند و از افکار عمومی کوردها خواستند علیه این توافق‌های قبیح با هم متحد شوند. جنبش زنان کورد روسیه در مورد رخدادهای زینی ورتی نیز بیانیه‌ای منتشر کردند.



در این بیانیه آمده است؛

"دولت فاشیست ترکیه از عفرین تا مخمور خون کوردها را می‌ریزد. دولت ترکیه می‌خواهد دستاوردهای کورد در منطقه را از بین ببرد. برخی طیف‌های کورد را به سمت خود کشیده و در منطقه بحران درست می‌کند. رخدادهای اخیر زینی ورتی نیز بخشی از این بازیهای کثیف هستند.

پ.د.ک با استقرار نیروهایش در زینی ورتی راه را برای جنگ داخلی میان کوردها باز می‌کند. در این شرایط حساس که کورد نیاز به اتحاد و همبستگی دارد، موضع‌گیری پ.د.ک توسط هیچ کوردی پذیرفته نمی‌شود.

چنین موضع‌گیریی زیان زیادی به کوردها وارد می‌کند، به همین دلیل از پ.د.ک می‌خواهیم که دست از همکاریهای خبیثانه با ترکیه بردارد.

کوردستان در این شرایط نیاز به صلح و حفظ دستاوردهایش دارد. ما از خلقمان می‌خواهیم برای بر هم زدن این توافق‌های کثیف، مسئولانه رفتار کنند."


ANF




https://t.me/joinchat/AAAAAEPfglh3P0aCVQR1HQ
مانگی گوڵان مانگی پێشەنگانی دۆزی گەلانی بن دەستە




https://t.me/joinchat/AAAAAEPfglh3P0aCVQR1HQ
کولتووری بەرخودان و تێکۆشانی مانگی گوڵان، هەوێنی ئازادی گەلەکەمانە



بێ‌گومان بۆ گەلێک کە خەبات و ژیانی وەها تێکەڵاوە کە ناکرێ لە یەکیان جیا بکەیتەوە، ژیان رەنگی تێکۆشانی گرتووە و تێکۆشان رێبازێکی ژیانە. لێرە لە چیاکانی زاگرۆس وەرزێک هەیە کە رەنگی لە هەموو وەرزەکانی ساڵ داوە و هەرگیز وەرزەکانی سروشت نەیانتوانیوە لە رەنگاڵەیی کەم بکەنەوە. تەنانەت هەموو درێژایی ساڵ و مێژووی نەخشاندووە. وەرزی تێکۆشان هاوتەریب و شان‌بە‌شانی هەموو وەرزەکان بەردەوام گوڵ ئەدا و هاژەی دێ و خوڕەی نەسرەوتنی لە گەروودایە. ئێمەی کورد بە تێکۆشان و بەرزی و نزمیدا دەزانین کە چ وەرزێکی ساڵە و چەندەمان ماوە بۆ بەهاری ئازادی. لێرە زەمان لە ناو تێکۆشاندا دەگەڕێ، خاک لێوە دەکات و چوزەرەی هیوا دەڕوێ، لە هەموو کات و ساتدا چرۆ دەکات. گەلاوێژ لە ئاسۆی خەباتدا هەڵدێ و کۆچ هەر بەرەو تێکۆشانە و رێگای بەرخۆدان لە رێبەندان‌دا دەکرێتەوە، بەڵام تاجی پڕشکۆی خۆڕاگری هەر چوار وەرزی ساڵمان کە هەوێنی بزووتنی زەمانە و بژوێنی رەنگینی کۆڵنەدانە، مانگی بە شلێرە خەمڵاوی گوڵانە.

مانگی گوڵان تەوژم و تینی هەستان و توانستی راپەڕین و بەڵێندانە. لەگەڵ هەر چرکەساتێکی ئەو مانگە کە وەک دڵۆپێکی زەمان، رووباری خرۆشانی ژیان لە کوردستاندا وەدیدەهێنن. بۆیە ئێمەش لەو مانگەدا پڕ دەبین لە ورەی خەبات و جارێکی‌‌تر لە رۆحی ئەو مانگە ساڕێژ دەبین. سات بە سات لە هەنگاوی یەکەمی شەهید حەقی قەرارەوە وەڕێ دەکەوین و لە کەسایەتی شەهیدانی داڵاهۆ (شەهید حەکیم و شەهید نووپەلدا)، جوانرۆ (شەهید ئاخین)، کەلەڕەش (شەهید نالین و باوەڕ)، زیندان (شیرین، فەرزاد، فەرهاد و سۆران)، راگەیاندنی پژاک (شەهید وەدات)، هەموو شەهیدانی رێگای ئازادی کوردستان بە رێزەوە وەبیر دەهێنینەوە. سەری رێز و نەوازش لە بەرانبەریان دادەنەوێنین و بەڵین دەدەین کە مانگی گوڵان بکەینە هەوێنی ئازادی گەلەکەمان. لە هەمان کاتدا داوا دەکەین کە گەلەکەمان بە ئەوپەڕی بەرپرسیارێتی خاوەنداری لە رێبازی شەهیدان بکەن و فەرهەنگی خۆڕاگری ئەو مانگە بکەن بە وانەی پەروەردەیی. پارێزوانی لە نرخەکانی نەتەوەکەمان بکەن بە ئەرکی هەمیشەیی و یارمەتیدەری دایکی شەهیدان و بنەماڵەی سەربەرزیان بن لە بەرز و پیرۆز راگرتنی یاد و ئاواتەکانیاندا.

کۆمیتەی بنەماڵەی شەهیدانی پارتی ژیانی ئازادی کوردستان – #PJAK

٤\٥\٢٠٢٠



www.pjak.eu



🆔 @GozarDemocratic
باید قتلعام درسیم را در اعماق ذهن تحلیل کرده و هیچگاه از یاد نبرد


شورای رهبری کنگره ملی کوردستان اعلام نمود که کورد، هیچگاه قتلعام درسیم را از یاد نمی برد که ۸۳ سال قبل از سوی دولت ترک صورت گرفت و خلق و پیشاهنگان کورد برای حسابرسی دشمنان عزمی راسخ دارند.



شورای رهبری کنگره ملی کوردستان به مناسبت هشتادوسومین سالگرد قتلعام درسیم بیانیه‌ای را منتشر کرد.

این حمله به منظور نابودی یک خلق صورت گرفت

در متن این بیانیه آمده است که قتلعامی زجرآور و ویرانکار بر درسیمیان تحمیل شد. ۴ مه ۱۹۳۷ با تصمیم رسمی دولت و حکومت ترک، حمله بزرگی از سوی نظامیان با هدف نابودی یک خلق صورت گرفت. کنگره ملی کوردستان در این رابطه اعلام نمود که دولت و حکومت ترک از سر کین و نفرتی برای انتقام گیری، از زمین و آسمان به درسیم حمله بردند.

کورد باید ژنوساید درسیم را در اعماق ذهن خود تحلیل کرده و هیچگاه آن را فراموش نکند

دهها هزار درسیمی کشته شدند و دهها هزار نیز از سر اجبار ناچار به مهاجرت و آوارگی شده و خیل فراوانی نیز در طول راه جان خود را از دست دادند. قتلعام و ژنوساید رسمی با تصمیم دولت و حکومت انجام و اسناد آن در دست است. غیر از قتلعام، زخمی و مجروح شدن و دربدری و آوارگی، حتی نان درسیم نیز طی قانونی رسمی تغییر یافته و به تونجلی تغییر یافت. کوردها هیچگاه این ژنوساید را از یاد نمی‌برند. کوردها باید در عمل و در اعماق ذهنشان این رویداد را فراموش مکنند، در اعماق جان و روان خود این قتلعام را حک کنند تا هیچگاه از یاد نرود.

کنگره ملی کوردستان قتلعامی را که در ۴ ماه مه بر خلق کورد در درسیم آمده است به شدت محکوم می نماید و د رادامه می افزاید: مسئولان دولت و حکومت خونخوار چه می‌گویند یا اینکه چه نتیجه‌ای از سیاستهای عمومی عاید شود فرقی ندارد و این وحشیگری که بر روی خاک ما صورت گرفته است، صفحه سیاه تاریخی است که دولت ترک آن را خونین کرده است. در هر یادبودی برای این روزهای غمبار و ناراحت کننده، لازم است خلقمان رهبران، پیشاهنگان و مبارزان جنبش ملی و مبهنی، هم حافظه تاریخی خود را شفاف ساخته و هم برای مسئله حسابرسی از دشمن از عزمی راسخ برخوردار بوده و مبارزه خود ا تضعیف ننمایند.

کنگره ملی کوردستان به مناسبت ۴ مه، سالگرد قتلعام درسیم درخواست نمود:

لازم است که ۴ مه به عنوان روز یادبود قتلعام درسیم شناخته شود. باید دولت ترک واقعیت قتلعام درسیم را قبول کرده و نتایج آن را نیز بپذیرد. لازم است محل دفن سید رضا و رفقای و نیز اشکار شود.


ANF



🆔 @GozarDemocratic
امرالی نبردگاه میان حقیقت و تاریک‌اندیشی


#زیلان_وژین – ریاست مشترک #پژاک



🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
امرالی نبردگاه میان حقیقت و تاریک‌اندیشی #زیلان_وژین – ریاست مشترک #پژاک 🆔 @GozarDemocratic
امرالی نبردگاه میان حقیقت و تاریک‌اندیشی


#زیلان_وژین – ریاست مشترک #پژاک



پیش از هر چیزی لازم است زندان را صرفا به محبوس نمودن یک فرد در یک فضای بسته محدود ننماییم. زیرا گاهی یک اتاق، یک روستا، شهر و یا یک سرزمین می‌تواند به یک زندان تبدیل گردد. می‌توان این واقعیت را در نمود کوردستان مشاهده کرد که سال‌هاست تحت استیلای قدرت‌های منطقه قرار دارد. زمانی که روح و ذهن قادر نباشد به شکل موجود خود را ابراز نماید و جامعه‌ای فاقد توان زیستن بر پایه‌ی حقیقت، فرهنگ و زبان خود باشد، در حقیقت مصداق یک زندان است. اگر به شرایط کنونی کوردستان بنگریم خواهیم دید تمامی جغرافیای کوردستان و جامعه‌ی آن توسط دشمنان استعمارگر به یک زندان مبدل گشته که دورتادور آن با پایگاه‌های نظامی محصور شده است. هر چیزی تحت نام کورد و کوردستان ممنوع گشته و هر وجب از خاک آن مورد اشغال و استعمار قرار گرفته است. هدف دشمنان همواره این بوده هر مکان زیستی را برای کوردها به بندگاهی تبدیل نماید و تعریف زندان در کوردستان و برای کوردها بسیار متفاوت از سایر خلق‌ها است. گاهی بزرگترین زندان برای افکار و آرا ایجاد می‌گردند. در واقع یکی از دلایل ایجاد گشتن زندان‌ها افکار و اندیشه‌های متفاوت است. با نظری بر تاریخ خواهیم دید بسیاری از افرادی که اندیشه‌ای متفاوت از نظام داشته‌اند در زندان‌ها محبوس گشته‌اند. زمانی که افکار آزاد باشد بی‌گمان دیوار و حصارها نمی‌توانند مانعی در برابر آن باشند.

هم اکنون در همه‌ی زندان‌های ایران و ترکیه افراد بسیاری که مخالف نظام‌های موجود بوده و آن را به نقد کشیده‌اند، قرار می‌گیرند و بیشترین آمار زندانیان کوردها هستند. کوردستان به‌دلیل مستعمره بودن همواره کانون مبارزه و تقابل با سیستم دولتی بوده و شخصیت‌های سیاسی، روشنفکران و مبارزین آن همواره توسط دولت زندانی و با احکام سنگینی مجازات شده‌‌اند. متاسفانه رویکرد دولت‌ها در مورد کوردها همواره تبعیض‌آمیز و غیرعادلانه بوده و تمامی قوانین و حقوق انسانی زیرپا نهاده می‌شود.

در تاریخ به وفور مشاهده شده دولت‌ها و حکومت‌های استبدادی زندان‌ها را جهت ایجاد ترس، ارعاب، شکست اراده و تسلیم نمودن تاسیس کرده‌اند. هم اکنون در زندان‌های شهرهای شرق و شمال کوردستان صدها زندانی سیاسی کورد وجود دارد که به دلیل اعتراض به کلیت سیستم موجود و نقد آن زندانی گشته و در شرایط ناگوار و دشواری قرار دارند. دولت‌های استعمارگر کوردستان، زندان‌ها را به مکان به تسلیمیت واداشتن کوردها تبدیل و به‌صورت سامانمند انواع شکنجه‌های روحی و جسمی را بر زندانیان اعمال می‌کنند. علاوه بر زندان‌های عمومی، زندان‌های ویژه‌ای تاسیس گشته‌اند که دارای کاربست ویژه و شکنجه‌گاه محسوب می‌گردند. قراردادن زندانیان سیاسی و عادی در یک بند شیوه‌ای از جنگ روانی علیه زندانیان محسوب می‌گردد و اعتبار و شخصیت آنان در چنین اماکنی زیر سوال برده می‌شود.

دولت‌های اشغالگر کوردستان هیچ‌گاه خواهان دادن عنوان سیاسی به زندانیان نبوده و تحت عناوینی همچون تروریست، تجزیه‌طلب و شرور و ده‌ها کلیدواژه دیگر شناسانده می‌شوند تا بر جنایات و سیاست‌های ضدانسانی خود سرپوش گذارند و به‌گونه‌ای وانمود نمایند که گویی هیچ زندانی سیاسی وجود ندارد. دولت ایران به شیوه‌ای آشکار چنین رویکردی اتخاذ نموده است. زیرا این حکومت همواره از آگاهی و سیاسی بودن جامعه هراس داشته که چنین جامعه‌ای بی‌گمان روزی در برابر ستم قیام خواهد نمود. این رژیم به‌طور آشکار کوردستان را مورد محاصره و میلیتاریسم قرار داده‌ و به موازات آن پیشاهنگان و رهبران جامعه را در زندان‌ها نگه‌داری می‌کند. رژیم ایران جهت پاکسازی سازمان‌ها و احزاب مخالف خود همواره تلاش نموده اعضای آن را پاکسازی نماید. در بسیاری مواقع سال‌های طولانی بدون صدورحکمی، زندانیان را در حالت بلاتکلیفی قرار می‌دهند که این نیز یکی از روش‌های رایج جنگ روانی علیه زندانی است. به عبارتی زندان یکی از مکان‌های اصلی جنگ ویژه‌ی رژیم در برابر مخالفین است.

زندان‌ در کوردستان کارکردهای دیگری برای دشمن دارد. استحاله، قتل‌عام و نابودی تنها بخشی از اهداف دولت‌ها در زندان است. از سویی نسل‌کشی فرهنگی و سیاسی و از سوی دیگر نسل‌کشی فیزیکی در زندان‌ها صورت می‌گیرد. زندان جایگاه سرکوب افکار و اندیشه‌های زندانی است. در تاریخ زندان‌های ایران، مواضع مبارزان و انقلابیون همواره مقاومت و عدم تسلیمیت بوده و زندان را به عرصه‌ی تقابل و ایستادگی در برابر سیستم فرادست تبدیل نموده‌اند. در زندان‌ها عملیات‌های تاریخی بسیاری صورت گرفته است. زندان‌های ایران و ترکیه در این مورد شناخته شده است. زندان‌های آمد نمونه‌ی بارزی در این مورد است. در این زندان انقلابیونی همچون مظلوم دوغان و کمال پیر و صدها مبارز دیگر با روزه‌ی مرگ سیستم هولناک زندان‌های ترکیه را به چالش کشیده و صفحه‌ی نوینی در مبارزات