Forwarded from ارتش سایبری گارد جاویدان ایران
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴بەرنامەی بەرەو ئاسۆ
🔹لە سەر ژیان، خەبات و تێکۆشانی گەریلاکانی کوردستانە
🔸بەرنامەی بەرەو ئاسۆ رۆژی یەکشەمە کاتژمێر ١٨:٣٠ بە کاتی ئەوروپا و ٢١:٠٠ بە کاتی رۆژهەڵاتی کوردستان
@aryentvnews
🔹لە سەر ژیان، خەبات و تێکۆشانی گەریلاکانی کوردستانە
🔸بەرنامەی بەرەو ئاسۆ رۆژی یەکشەمە کاتژمێر ١٨:٣٠ بە کاتی ئەوروپا و ٢١:٠٠ بە کاتی رۆژهەڵاتی کوردستان
@aryentvnews
حزب کارگران کوردستان یاد شهدای ماه مه را گرامی داشت
کمیتهی رهبری پ.ک.ک در مورد شهدای ماه مه اعلام کرد؛ "با احترام فراوان به رفیق هاکی کارر ادای دین مینماییم و یاد او را در ۴۳مین سالگرد شهادتش گرامی میداریم و در یاد او یاد همهی شهدای قهرمان را ارج مینهیم."
🆔 @GozarDemocratic
کمیتهی رهبری پ.ک.ک در مورد شهدای ماه مه اعلام کرد؛ "با احترام فراوان به رفیق هاکی کارر ادای دین مینماییم و یاد او را در ۴۳مین سالگرد شهادتش گرامی میداریم و در یاد او یاد همهی شهدای قهرمان را ارج مینهیم."
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
حزب کارگران کوردستان یاد شهدای ماه مه را گرامی داشت کمیتهی رهبری پ.ک.ک در مورد شهدای ماه مه اعلام کرد؛ "با احترام فراوان به رفیق هاکی کارر ادای دین مینماییم و یاد او را در ۴۳مین سالگرد شهادتش گرامی میداریم و در یاد او یاد همهی شهدای قهرمان را ارج مینهیم."…
حزب کارگران کوردستان یاد شهدای ماه مه را گرامی داشت
کمیتهی رهبری پ.ک.ک در مورد شهدای ماه مه اعلام کرد؛ "با احترام فراوان به رفیق هاکی کارر ادای دین مینماییم و یاد او را در ۴۳مین سالگرد شهادتش گرامی میداریم و در یاد او یاد همهی شهدای قهرمان را ارج مینهیم."
کمیتهی رهبری پ.ک.ک در مورد شهدای ماه مه بیانیهای منتشر کرد و یاد شهدای این ماه را گرامی داشت و اعلام نمود "وارد ماه مه ماه شهدا شدیم. بر اساس روشنگریهای رهبری و شهدایمان، در مقابل شرایطی که رخ میدهد بیشتر مسائل را درک میکنیم و در مقابلشان بیشتر مبارزات آزادی و دمکراسی را پیش میبریم."
کمیتهی رهبری پ.ک.ک اعلام کرد، خطر ویروس کرونا تهدیدی علیه آزادی بشریت است و در چنین شرایطی وارد ماه مه میشویم. این بیماری سبب مرگ و کشتار انسانها در هر جایی شده است.
همچنین اعلام کرد؛ "هیچ شکی وجود ندارد که این بیماری نتیجهی سیستم مدرنیتهی کاپیتالیستی است که بر هم زنندهی جهان میباشد و بخشی از جنگ سوم جهانی میباشد که مدت ۳۰ سال است ادامه دارد. بر این اساس از یک طرف بحرانهای موجود در کاپیتالیسم عمیقتر میشوند و از طرف دیگر برخی طیفها سرمایههای خود را چند برابر افزایش میدهند. سیستم حافظ دولت و دیکتاتوریی فاشیسم و عقب مانده، که به سرعت در حال فروپاشی است از این شرایط و مرگ و میر ناشی از ویروس استفاده کرده و میخواهند عمر خود را افزایش دهند".
"فاشیسم آ.ک.پ/م.ه.پ در همه جای ترکیه بر ظلم و فشارهای خود افزودهاند"
کمیتهی رهبری پ.ک.ک اعلام کرد، فاشیسم آک.پ/م.ه.پ در همه جای ترکیه در حال ظلم و ستم است و گفت؛" بدون شک فاشیسم آ.ک.پ-م.ه.پ که به کشتار و قتلعام تکیه دارد، میخواهد با استفاده از کرونا عمر خود را طولانی کند. دیکتاتوری اردوغان و باخچلی فاشیست، حملهی کرونا که بشریت را با مرگ و کشتار مواجه کرده را برای خود مانند خیر و برکت میبینند. بر این اساس برای آنکه همهی جامعه را تسلیم خود کنند تا آنجایی که میتوانند جنگ روانی علیه جامعه را گستردهتر میکنند. از یک طرف حقیقت را از مردم پنهان میکنند و از طرف دیگر انواع ممنوعیتها و محدودیتها را با عنوان «در خانه بمانید» به مردم تحمیل میکنند و همهی جامعه را تحت فشار قرار دادهاند و میخواهند مردم را به کنترل خود درآورند".
کمیتهی رهبری پ.ک.ک به فاشیسم آ.ک.پ-م.ه.پ اشاره کرد که در کوردستان و سرتاسر ترکیه روز به روز ظلم و اشغالگری خود را افزایش میدهد و گفت؛" قبل از آنکه ویروس کرونا در کوردستان دیده شود در کوردستان با گماشتن قیمها شهرداریها را تصاحب میکرد. در حالی که به دلیل ویروس کرونا هر روزه انسانها جان خود را از دست میدهند، برای هواداران خود در زندانها عفو صادر میکند و آنها را آزاد میکند و همهی نیروهای ضد فاشیستی را در معرض مرگ قرار داده است و قانون مرگ را برای آنها اجرا میکند. بشریت فقط خود را از کرونا محافظت نمیکند، بلکه میخواهند خود را از ترور و فشار و فاشیسم حفظ کند. این رژیم آنچنانکه به کوردهای زنده ظلم میکند، همانگونه مردهها را شکنجه کرده و قبرستانها را تخریب میکند. شکنجه و فشار بر امرالی افزایش یافته است. زندگی رهبر آپو را تهدید میکند و حملات فاشیستی انجام میدهد و میخواهد در روژاوا و باشور کوردستان حملاتش را افزایش دهد. از آمریکا نیرو میگیرد و حزب دمکرات کوردستان را در جلوی خود قرار داده است و به جنبش آزادی کوردستان حمله میکند."
"آلترناتیو دمکراتیک پیشرفت میکند"
در بیانیهی کمیتهی رهبری حزب کارگران کوردستان (پ.ک.ک) در خصوص حقیقت ماه مه آمده است:"بر اساس حقیقت رهبری و شهدایمان، در مقابل شرایطی که رخ میدهند، مسائل را بیشتر درک میکنیم و علیه آنها نیز مبارزات آزادی و دمکراسی را نیرومندتر پیش میبریم.
۱ مه روز اتحاد کارگران و زحمتکشان، پشتیبانی و مبارزه بر آن مبنا را تبریک میگوییم. با خشم علیه دیکتاتوری فاشیست آلترناتیو دمکراتیک را به پیش میبریم. بدون شک این موضعگیری ما در سرتاسر ماه مه با عملیاتهایمان بر اساس حقیقت شهدایمان علیه دیکتاتوری قاتل، فاشیست و سیستم مدرنیتهی دمکراتیک ما در همهی عرصهها مبارزات آزادی و دمکراتیکمان را گسترش میدهیم.
بر این مبنا یاد و خاطره شهدای ماه مه را گرامی میداریم و به روز ۱٨ مه روز شهدا درود میفرستیم. رفیقمان هاکی کارر که رهبر آپو در مورد وی میگوید؛ "روح پنهان ما بود" در ۴۳مین سالگرد شهادتش با احترام یادش را گرامی میداریم و در نمود وی یاد همهی شهدای قهرمان را گرامی میداریم. در ۳۵مین سالگرد شهادت رمضان کاپلان و گروه همراهش در ۱٨ مه ۱۹٨۵ در گارزان در جنگ شهید شدند، در ۳۷مین سالگرد شهادت محمد قرسونگور و ابراهیم بیلگین، که در ۲ مه ۱۹٨۳شهید شدند، در ۴٨مین سالگرد جنگاوری پیشاهنگ انقلاب ترکیه دنیز گزمیش، یوسف اصلان و حسین اینان که در ۶ مارس ۱۹۷۲ شهی
کمیتهی رهبری پ.ک.ک در مورد شهدای ماه مه اعلام کرد؛ "با احترام فراوان به رفیق هاکی کارر ادای دین مینماییم و یاد او را در ۴۳مین سالگرد شهادتش گرامی میداریم و در یاد او یاد همهی شهدای قهرمان را ارج مینهیم."
کمیتهی رهبری پ.ک.ک در مورد شهدای ماه مه بیانیهای منتشر کرد و یاد شهدای این ماه را گرامی داشت و اعلام نمود "وارد ماه مه ماه شهدا شدیم. بر اساس روشنگریهای رهبری و شهدایمان، در مقابل شرایطی که رخ میدهد بیشتر مسائل را درک میکنیم و در مقابلشان بیشتر مبارزات آزادی و دمکراسی را پیش میبریم."
کمیتهی رهبری پ.ک.ک اعلام کرد، خطر ویروس کرونا تهدیدی علیه آزادی بشریت است و در چنین شرایطی وارد ماه مه میشویم. این بیماری سبب مرگ و کشتار انسانها در هر جایی شده است.
همچنین اعلام کرد؛ "هیچ شکی وجود ندارد که این بیماری نتیجهی سیستم مدرنیتهی کاپیتالیستی است که بر هم زنندهی جهان میباشد و بخشی از جنگ سوم جهانی میباشد که مدت ۳۰ سال است ادامه دارد. بر این اساس از یک طرف بحرانهای موجود در کاپیتالیسم عمیقتر میشوند و از طرف دیگر برخی طیفها سرمایههای خود را چند برابر افزایش میدهند. سیستم حافظ دولت و دیکتاتوریی فاشیسم و عقب مانده، که به سرعت در حال فروپاشی است از این شرایط و مرگ و میر ناشی از ویروس استفاده کرده و میخواهند عمر خود را افزایش دهند".
"فاشیسم آ.ک.پ/م.ه.پ در همه جای ترکیه بر ظلم و فشارهای خود افزودهاند"
کمیتهی رهبری پ.ک.ک اعلام کرد، فاشیسم آک.پ/م.ه.پ در همه جای ترکیه در حال ظلم و ستم است و گفت؛" بدون شک فاشیسم آ.ک.پ-م.ه.پ که به کشتار و قتلعام تکیه دارد، میخواهد با استفاده از کرونا عمر خود را طولانی کند. دیکتاتوری اردوغان و باخچلی فاشیست، حملهی کرونا که بشریت را با مرگ و کشتار مواجه کرده را برای خود مانند خیر و برکت میبینند. بر این اساس برای آنکه همهی جامعه را تسلیم خود کنند تا آنجایی که میتوانند جنگ روانی علیه جامعه را گستردهتر میکنند. از یک طرف حقیقت را از مردم پنهان میکنند و از طرف دیگر انواع ممنوعیتها و محدودیتها را با عنوان «در خانه بمانید» به مردم تحمیل میکنند و همهی جامعه را تحت فشار قرار دادهاند و میخواهند مردم را به کنترل خود درآورند".
کمیتهی رهبری پ.ک.ک به فاشیسم آ.ک.پ-م.ه.پ اشاره کرد که در کوردستان و سرتاسر ترکیه روز به روز ظلم و اشغالگری خود را افزایش میدهد و گفت؛" قبل از آنکه ویروس کرونا در کوردستان دیده شود در کوردستان با گماشتن قیمها شهرداریها را تصاحب میکرد. در حالی که به دلیل ویروس کرونا هر روزه انسانها جان خود را از دست میدهند، برای هواداران خود در زندانها عفو صادر میکند و آنها را آزاد میکند و همهی نیروهای ضد فاشیستی را در معرض مرگ قرار داده است و قانون مرگ را برای آنها اجرا میکند. بشریت فقط خود را از کرونا محافظت نمیکند، بلکه میخواهند خود را از ترور و فشار و فاشیسم حفظ کند. این رژیم آنچنانکه به کوردهای زنده ظلم میکند، همانگونه مردهها را شکنجه کرده و قبرستانها را تخریب میکند. شکنجه و فشار بر امرالی افزایش یافته است. زندگی رهبر آپو را تهدید میکند و حملات فاشیستی انجام میدهد و میخواهد در روژاوا و باشور کوردستان حملاتش را افزایش دهد. از آمریکا نیرو میگیرد و حزب دمکرات کوردستان را در جلوی خود قرار داده است و به جنبش آزادی کوردستان حمله میکند."
"آلترناتیو دمکراتیک پیشرفت میکند"
در بیانیهی کمیتهی رهبری حزب کارگران کوردستان (پ.ک.ک) در خصوص حقیقت ماه مه آمده است:"بر اساس حقیقت رهبری و شهدایمان، در مقابل شرایطی که رخ میدهند، مسائل را بیشتر درک میکنیم و علیه آنها نیز مبارزات آزادی و دمکراسی را نیرومندتر پیش میبریم.
۱ مه روز اتحاد کارگران و زحمتکشان، پشتیبانی و مبارزه بر آن مبنا را تبریک میگوییم. با خشم علیه دیکتاتوری فاشیست آلترناتیو دمکراتیک را به پیش میبریم. بدون شک این موضعگیری ما در سرتاسر ماه مه با عملیاتهایمان بر اساس حقیقت شهدایمان علیه دیکتاتوری قاتل، فاشیست و سیستم مدرنیتهی دمکراتیک ما در همهی عرصهها مبارزات آزادی و دمکراتیکمان را گسترش میدهیم.
بر این مبنا یاد و خاطره شهدای ماه مه را گرامی میداریم و به روز ۱٨ مه روز شهدا درود میفرستیم. رفیقمان هاکی کارر که رهبر آپو در مورد وی میگوید؛ "روح پنهان ما بود" در ۴۳مین سالگرد شهادتش با احترام یادش را گرامی میداریم و در نمود وی یاد همهی شهدای قهرمان را گرامی میداریم. در ۳۵مین سالگرد شهادت رمضان کاپلان و گروه همراهش در ۱٨ مه ۱۹٨۵ در گارزان در جنگ شهید شدند، در ۳۷مین سالگرد شهادت محمد قرسونگور و ابراهیم بیلگین، که در ۲ مه ۱۹٨۳شهید شدند، در ۴٨مین سالگرد جنگاوری پیشاهنگ انقلاب ترکیه دنیز گزمیش، یوسف اصلان و حسین اینان که در ۶ مارس ۱۹۷۲ شهی
گذار دموکراتیک
حزب کارگران کوردستان یاد شهدای ماه مه را گرامی داشت کمیتهی رهبری پ.ک.ک در مورد شهدای ماه مه اعلام کرد؛ "با احترام فراوان به رفیق هاکی کارر ادای دین مینماییم و یاد او را در ۴۳مین سالگرد شهادتش گرامی میداریم و در یاد او یاد همهی شهدای قهرمان را ارج مینهیم."…
د شدند. در دهمین سالگرد شهادت شیرین علم هولی و رفقایش که در ۹ ماه مه ۲۰۱۰ در ایران اعدام شدند، در ۲٨مین سالگرد شهادت رفیق هوزان مزگین که در ۱۱ ماه مه ۱۹۹۲ در گارزان شهید شد، یادشان را ارج مینهیم و با آنها عهد میبندیم تا اهدافشان را محقق سازیم و با آنها زندگی کنیم".
کمیتهی رهبری پ.ک.ک در ادامه اعلام کرد؛" به همراه آن شهدای ماه مه، دهها رفیق دیگرمان روزانه شهید شدند. همانطور که رهبر آپو میگوید، هرکدام از آن شهدا سمبل و رمز انسانیت هستند. حقیقت زندهی خلقمان و بشریت هستند و زندگی میکنند. امروز و آینده و حقیقت ما را نمایندگی میکنند. تنها نیروی پ.ک.ک هستند که هرگز شکست نمیخورند و نیروی اساسی هستند که ما را به امروزمان رساندهاند. در هر زمانی و در هر مکانی نیروی اساسی ما هستند. آنچه دشمن فاشیست را میکشد و اراده و روحیهی پولادین برای خلقمان درست میکند شهدای قهرمان است. ما مدیون آنها هستیم. همه چیز را از آنها آموختهایم. دستاوردهای ما بر این اساس بدست آمدند. با نام کورد بود، کوردستان و آزادی، هر کاری که انجام شده و هر دستاوردی که کسب شده است، به دلیل مبارزات آنها بوده است."
ANF
🆔 @GozarDemocratic
کمیتهی رهبری پ.ک.ک در ادامه اعلام کرد؛" به همراه آن شهدای ماه مه، دهها رفیق دیگرمان روزانه شهید شدند. همانطور که رهبر آپو میگوید، هرکدام از آن شهدا سمبل و رمز انسانیت هستند. حقیقت زندهی خلقمان و بشریت هستند و زندگی میکنند. امروز و آینده و حقیقت ما را نمایندگی میکنند. تنها نیروی پ.ک.ک هستند که هرگز شکست نمیخورند و نیروی اساسی هستند که ما را به امروزمان رساندهاند. در هر زمانی و در هر مکانی نیروی اساسی ما هستند. آنچه دشمن فاشیست را میکشد و اراده و روحیهی پولادین برای خلقمان درست میکند شهدای قهرمان است. ما مدیون آنها هستیم. همه چیز را از آنها آموختهایم. دستاوردهای ما بر این اساس بدست آمدند. با نام کورد بود، کوردستان و آزادی، هر کاری که انجام شده و هر دستاوردی که کسب شده است، به دلیل مبارزات آنها بوده است."
ANF
🆔 @GozarDemocratic
رژیم سخیف جمهوری اسلامی با مسموم کردن رفقای مبارزمان میخواست این پیام را به ما بدهد. تا جاییکه آمدەاید جلوتر نیایید، اگر پاتون را در کرماشان، دالاھو و ایلام بزارید، کە قلب کوردستان و پاشنەی اشیل جمھوری اسلامی و یا ھر استیلاگر دیگریست، بھتون زھر خواھیم داد. ولی با اصرار انقلابی و تداوم راە شھیدان گرانقدرمان امروز آنچە در قلب دالاھو، کرماشان و ایلام جایی دارد جنبش رهایبخش آپویی است نە داعیەی واھی رژیم استیلاگر جمھوری اسلامی
✍ #اهون_چیاکو
🆔 @GozarDemocratic
✍ #اهون_چیاکو
🆔 @GozarDemocratic
#آمد_شاهو: اعدام کارت فشار دولت در قبال جامعه است
کورد بودن با هویت تاریخی خویش در جولانگاه نظام ایران جرم محسوب میگردد
با توجه به محوریت شماره ۸۳ نشریه آلترناتیو، هیئت تحریریهی نشریه تصمیم برآن گرفت گفتگویی اختصاصی با رفیق آمد شاهو، عضو مجلس حزب حیات آزاد کوردستان – #پژاک در مورد وضعیت زندانیان سیاسی در ایران و رویکرد حکومت ایران نسبت به زندانیان سیاسی اختصاص دهد.
🆔 @GozarDemocratic
کورد بودن با هویت تاریخی خویش در جولانگاه نظام ایران جرم محسوب میگردد
با توجه به محوریت شماره ۸۳ نشریه آلترناتیو، هیئت تحریریهی نشریه تصمیم برآن گرفت گفتگویی اختصاصی با رفیق آمد شاهو، عضو مجلس حزب حیات آزاد کوردستان – #پژاک در مورد وضعیت زندانیان سیاسی در ایران و رویکرد حکومت ایران نسبت به زندانیان سیاسی اختصاص دهد.
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
#آمد_شاهو: اعدام کارت فشار دولت در قبال جامعه است کورد بودن با هویت تاریخی خویش در جولانگاه نظام ایران جرم محسوب میگردد با توجه به محوریت شماره ۸۳ نشریه آلترناتیو، هیئت تحریریهی نشریه تصمیم برآن گرفت گفتگویی اختصاصی با رفیق آمد شاهو، عضو مجلس حزب حیات…
#آمد_شاهو: اعدام کارت فشار دولت در قبال جامعه است
کورد بودن با هویت تاریخی خویش در جولانگاه نظام ایران جرم محسوب میگردد
با توجه به محوریت شماره ۸۳ نشریه آلترناتیو، هیئت تحریریهی نشریه تصمیم برآن گرفت گفتگویی اختصاصی با رفیق آمد شاهو، عضو مجلس حزب حیات آزاد کوردستان – #پژاک در مورد وضعیت زندانیان سیاسی در ایران و رویکرد حکومت ایران نسبت به زندانیان سیاسی اختصاص دهد.
حذف فیزیکی مخالفان نظام رؤیایی غیرممکن که خامنهای و نظامش را به کام مرگ خواهد کشاند
کشتار، دستگیری و شکنجه کردن گستردهی نیروهای انقلابی یکی از سیاستهای مهمی است که دولتهای سرمایهداری برای از میان بردن خلقها و جنبشهای رهاییبخش اتخاذ میکنند. دولت ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست. آیا هدف این حکومتها صرفاً حذف فیزیکی مخالفان است؟
کشتار، دستگیری و شکنجه از مهمترین ابزارهای وحشتناک جنگ ویژەی دولتها علیه خلقهای آزادیخواه میباشد که برای ایجاد رعب و وحشت در میان خلق و سوق دادنشان بسوی مراکز دولتی به کار گرفته میشود. دولتها از چنین ابزارهایی بعنوان غلتک لِهشدن اراده و باور زندانیان سود جستهاند. نظام سرمایهداری در شخص رهبر آپو در زندان امرالی علیه خلق کورد سیستم شکنجه را به بوتهی آزمایش گذاشته است. گوهرهی دولت؛ متشکل از قتلعام و شکنجه و بعنوان بزرگترین نهاد شکنجه و ماشین سرکوب و کشتار دستهجمعی انسانهای آزادیخواه محسوب میگردد. ذات دولت با جامعه و جنبشهای آزادیخواه در تضاد است چون هیچ دولتی فارغ از سیاستهای پلید جنگ ویژه علیه جامعه نیست و این سیاستها به منزلهی استحکام بنیهی دولت بهکار گرفته میشود. دولت نماد کشتار، فساد، دروغ، بیاخلاقی، زورگویی و دزد خانگی است. توقع انسانمداری، دفاع از حقوقبشر، عدالت و خدمترسانی از چنین نهادی که با هراسافکنی میدرخشد، خیالی واهی و بدور از واقعیت است. دولت در حقیقت بزرگترین زندان برای جامعه است، مسئولان دولتی هم نقش زندانبانان و شکنجهگران جامعه را برعهده دارند.
نظامهای استبدادگر برای تصفیه و نابودی خلقها و حرکتهای رهاییبخش از هیچ راهکار غیرانسانی دریغ نورزیدهاند. با ماشین کشتار دستهجمعی و شکنجه، درصدد حذف فیزیکی مخالفان در ایران بودهاند. شکنجه را به امری سیستماتیک در قبال جامعه مبدل نمودهاند. ایران دولتی است که با کُشت وکشتار، دستگیری، شکنجه و خشونت انس دارد. این نظام به کانون شکنجه و اعدام مخالفین در جهان مبدل گشته است. نظام برای حاکمیت بر جامعه و حذف مخالفانش ایران را به جزیرهی وحشت و میدان آرنای روم باستان مبدل نموده. اما راهکارهای جنگ ویژه نظام قادر به حذف فیزیکی مخالفان و نیروهای انقلابی در ایران و شرق کوردستان نیست. چون در جایی که شکنجه و ابزارهای سرکوب به اوج برسد، دیوار مقاومت و نارضایتیهای مردم مستحکمتر و گستردهتر خواهد گردید.
در جایی که دولت بر جامعه حاکمیت داشته باشد، به غیر از ترور، دستگیری، شکنجه، اعدام، فقر، بیکاری و تورم دستاوردی برای خلقها نخواهد داشت. اعمال چنین سیاستهایی در راستای ضعیفهسازی جامعه صورت میگیرد. دولت همچون اختاپوسی به جان خلقها و پیشاهنگانش افتاده و با پاکسازی و نابودیشان، دامنهی اقتدارش را گسترش میدهد. نابودی نیروهای مخالف را ضامن تداوم عمر خود میبیند. بدین خاطر حذف فیزیکی مخالفان نظام با تشدید راهکارهای جنگ ویژه، در حقیقت رؤیایی غیرممکن است که خامنهای و نظامش را به کام مرگ خواهد کشاند.
کلیت نظام استبدادگر ایران با زندانی مخوف، یکسان است
زندانهای رژیم ایران یکی از مکانهای اصلی برای شکست اراده و به تسلیمیت کشاندن روحیهی مقاومت و ایستادگی است. رژیم از چه طریقی در تلاش برای رسیدن به این اهداف خود است؟
در قاموس نظام استبدادگر ایران، زندان قفس مرگ محسوب میگردد. قتلگاه اراده و باور مبارزان خلق و میدان آرنای خامنهای و هوادارانش میباشد. قصابخانهی انسانهای آزادیخواه و مخالفان نظام قلمداد میگردد. آسیاب خُرد نمودن روحیهی مقاومت و ایستادگی است. دوزخ حقیقی رژیم در جغرافیای ایران و جایگاه توبهکردن اجباری و نمایشدادن اعمال وحشتناک نظام است. جایگاه شستشوی مغزی و چالهی شکنجه و مرگ مخالفان نظام است. شکست ارادهی شهروندان و به تسلیمیت کشاندنشان به دام مرگ رژیم چه در داخل و خارج زندان یکسان است. کلیت نظام استبدادگر ایران با زندانی مخوف، یکسان است و صاحبان نظام در درون این زندان بزرگ، به تعداد مسئولان بلندپایهشان برای به تسلیمیت درآوردن مطلق جامعه، زندان ساختهاند. نظام به دلیل آنکه در اوایل انقلاب ۵۷ به اجبار خلقها را مطیع خویش سازد، از هیچ اعمال پلیدی دوری نجستهاند. اولین جرقهی روی کار آمدن نظام، با قتلعام منتقدین و مخالفان نظام آغاز میگردد. یعنی شکلگیری نظام و ساختارش بر اساس جنایات انسانی و نابودی تنوع فرهنگها، دستگی
کورد بودن با هویت تاریخی خویش در جولانگاه نظام ایران جرم محسوب میگردد
با توجه به محوریت شماره ۸۳ نشریه آلترناتیو، هیئت تحریریهی نشریه تصمیم برآن گرفت گفتگویی اختصاصی با رفیق آمد شاهو، عضو مجلس حزب حیات آزاد کوردستان – #پژاک در مورد وضعیت زندانیان سیاسی در ایران و رویکرد حکومت ایران نسبت به زندانیان سیاسی اختصاص دهد.
حذف فیزیکی مخالفان نظام رؤیایی غیرممکن که خامنهای و نظامش را به کام مرگ خواهد کشاند
کشتار، دستگیری و شکنجه کردن گستردهی نیروهای انقلابی یکی از سیاستهای مهمی است که دولتهای سرمایهداری برای از میان بردن خلقها و جنبشهای رهاییبخش اتخاذ میکنند. دولت ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست. آیا هدف این حکومتها صرفاً حذف فیزیکی مخالفان است؟
کشتار، دستگیری و شکنجه از مهمترین ابزارهای وحشتناک جنگ ویژەی دولتها علیه خلقهای آزادیخواه میباشد که برای ایجاد رعب و وحشت در میان خلق و سوق دادنشان بسوی مراکز دولتی به کار گرفته میشود. دولتها از چنین ابزارهایی بعنوان غلتک لِهشدن اراده و باور زندانیان سود جستهاند. نظام سرمایهداری در شخص رهبر آپو در زندان امرالی علیه خلق کورد سیستم شکنجه را به بوتهی آزمایش گذاشته است. گوهرهی دولت؛ متشکل از قتلعام و شکنجه و بعنوان بزرگترین نهاد شکنجه و ماشین سرکوب و کشتار دستهجمعی انسانهای آزادیخواه محسوب میگردد. ذات دولت با جامعه و جنبشهای آزادیخواه در تضاد است چون هیچ دولتی فارغ از سیاستهای پلید جنگ ویژه علیه جامعه نیست و این سیاستها به منزلهی استحکام بنیهی دولت بهکار گرفته میشود. دولت نماد کشتار، فساد، دروغ، بیاخلاقی، زورگویی و دزد خانگی است. توقع انسانمداری، دفاع از حقوقبشر، عدالت و خدمترسانی از چنین نهادی که با هراسافکنی میدرخشد، خیالی واهی و بدور از واقعیت است. دولت در حقیقت بزرگترین زندان برای جامعه است، مسئولان دولتی هم نقش زندانبانان و شکنجهگران جامعه را برعهده دارند.
نظامهای استبدادگر برای تصفیه و نابودی خلقها و حرکتهای رهاییبخش از هیچ راهکار غیرانسانی دریغ نورزیدهاند. با ماشین کشتار دستهجمعی و شکنجه، درصدد حذف فیزیکی مخالفان در ایران بودهاند. شکنجه را به امری سیستماتیک در قبال جامعه مبدل نمودهاند. ایران دولتی است که با کُشت وکشتار، دستگیری، شکنجه و خشونت انس دارد. این نظام به کانون شکنجه و اعدام مخالفین در جهان مبدل گشته است. نظام برای حاکمیت بر جامعه و حذف مخالفانش ایران را به جزیرهی وحشت و میدان آرنای روم باستان مبدل نموده. اما راهکارهای جنگ ویژه نظام قادر به حذف فیزیکی مخالفان و نیروهای انقلابی در ایران و شرق کوردستان نیست. چون در جایی که شکنجه و ابزارهای سرکوب به اوج برسد، دیوار مقاومت و نارضایتیهای مردم مستحکمتر و گستردهتر خواهد گردید.
در جایی که دولت بر جامعه حاکمیت داشته باشد، به غیر از ترور، دستگیری، شکنجه، اعدام، فقر، بیکاری و تورم دستاوردی برای خلقها نخواهد داشت. اعمال چنین سیاستهایی در راستای ضعیفهسازی جامعه صورت میگیرد. دولت همچون اختاپوسی به جان خلقها و پیشاهنگانش افتاده و با پاکسازی و نابودیشان، دامنهی اقتدارش را گسترش میدهد. نابودی نیروهای مخالف را ضامن تداوم عمر خود میبیند. بدین خاطر حذف فیزیکی مخالفان نظام با تشدید راهکارهای جنگ ویژه، در حقیقت رؤیایی غیرممکن است که خامنهای و نظامش را به کام مرگ خواهد کشاند.
کلیت نظام استبدادگر ایران با زندانی مخوف، یکسان است
زندانهای رژیم ایران یکی از مکانهای اصلی برای شکست اراده و به تسلیمیت کشاندن روحیهی مقاومت و ایستادگی است. رژیم از چه طریقی در تلاش برای رسیدن به این اهداف خود است؟
در قاموس نظام استبدادگر ایران، زندان قفس مرگ محسوب میگردد. قتلگاه اراده و باور مبارزان خلق و میدان آرنای خامنهای و هوادارانش میباشد. قصابخانهی انسانهای آزادیخواه و مخالفان نظام قلمداد میگردد. آسیاب خُرد نمودن روحیهی مقاومت و ایستادگی است. دوزخ حقیقی رژیم در جغرافیای ایران و جایگاه توبهکردن اجباری و نمایشدادن اعمال وحشتناک نظام است. جایگاه شستشوی مغزی و چالهی شکنجه و مرگ مخالفان نظام است. شکست ارادهی شهروندان و به تسلیمیت کشاندنشان به دام مرگ رژیم چه در داخل و خارج زندان یکسان است. کلیت نظام استبدادگر ایران با زندانی مخوف، یکسان است و صاحبان نظام در درون این زندان بزرگ، به تعداد مسئولان بلندپایهشان برای به تسلیمیت درآوردن مطلق جامعه، زندان ساختهاند. نظام به دلیل آنکه در اوایل انقلاب ۵۷ به اجبار خلقها را مطیع خویش سازد، از هیچ اعمال پلیدی دوری نجستهاند. اولین جرقهی روی کار آمدن نظام، با قتلعام منتقدین و مخالفان نظام آغاز میگردد. یعنی شکلگیری نظام و ساختارش بر اساس جنایات انسانی و نابودی تنوع فرهنگها، دستگی
گذار دموکراتیک
#آمد_شاهو: اعدام کارت فشار دولت در قبال جامعه است کورد بودن با هویت تاریخی خویش در جولانگاه نظام ایران جرم محسوب میگردد با توجه به محوریت شماره ۸۳ نشریه آلترناتیو، هیئت تحریریهی نشریه تصمیم برآن گرفت گفتگویی اختصاصی با رفیق آمد شاهو، عضو مجلس حزب حیات…
ری و اعدام صورت گرفته. سخنان آغازین خمینی در اوایل انقلاب که (مشت تو دهان این دولت میزنم، آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند و کوردها کافرند) مصداق این واقعیت است.
حاکمان نظام استبدادی ایران با چنین اعمالی، جغرافیای ایران را به بزرگترین زندان تاریخ بشری مبدل و در هر گوشهای از ایران رعب و وحشت را میان مردم ایجاد کردهاند. اگر کسی علیه نظام بپاخیزد، پایش در زندان گیر است. حاکمان ایران با انسانهای آگاه، پیشاهنگان خلق و منتقدین هیچ سر سازگاری ندارند و درصدد ترویج و گسترش جامعهای برده و مطیع نظام هستند.
نظام ایران برای شکست اراده و به تسلیمیت کشاندن روحیهی مقاومت و ایستادگی مبارزین خلق و بدست آوردن اطلاعات تشکیلاتی از اهرم شکنجه استفاده میکنند. رایجترین شکنجه در زندانهای مخوف نظام در وهلهی اول با مشت، لگد و شلاق زدن آغاز میگردد. برای انداختن رعب و وحشت میان زندانیان، زندانی را سرازیر از سقف آویزان میکنند. روی بدن زندانیان سیگار خاموش میکنند. شخص را در انفرادیهای طولانیمدت قرار میدهند. زندانیان را در اصطلاح تونل و اتاق فوتبال، شکنجه میکنند، دندانهای زندانی را میکشند، با شوک الکتریکی وادار به اعترافشان میکنند. اعضای بدن زندانی را قطع میکنند. شکنجهگران در نحوهی بازجوییشان، اجسام تیز را در بدن زندانی فرو میبرند، فلزات سرخ شده را روی بدنشان قرار میدهند. با حرفهای رکیک و فحاشی مجبور به اعترافشان میکنند و با جنگ روانی اعصابشان را مورد اذیت و آزار قرار میدهند.
نظام استبدادگر علیرغم آنهمه وحشت و اعمال پلید در راستای شکست اراده و به تسلیمیت کشاندن روحیهی مقاومت و ایستادگی مطلق، زندانیان را مورد تجاوز جنسی قرار میدهند. تجاوز جنسی، شکنجه شایع رژیم در قبال زندانیان است که به مردان کم سنوسال و تقریباً تمامی زنان زندانی اعمال میشود. تجاوز و آزار جنسی گسترده به زندانیان سیاسی با هدف تخریب روحی و روانی زندانیان صورت میگیرد. چنین راهکارهایی تنها قطرهای از دریای جنایات رژیم است. چنین اعمالی هم با منع شکنجه سازمان ملل و حتی قانون اساسی رژیم در تضاد است. چون بر اساس اصل ۳۸ قانون اساسی در ایران شکنجه ممنوع است. اما بسیاری از زندانیان اعم از سیاسی، عقیدتی، قومیتی و عادی، شکنجه را در زندانها و بازداشتگاههای مختلف ایران در چهار دههی اخیر به وفور تجربه کردهاند. علیرغم چنین تابلویی در ایران، نظام با آنهمه ابزار و راهکارهای سرکوب و شکنجه به اهداف مدنظر خویش نرسیده و برعکس، ندای آزادی و دموکراسی هر روز از گوشهی زندانهای ایران به گوش عموم جهانیان میرسد.
چوبهی اعدام به بزرگترین مدال زندانیان سیاسی کورد مبدل شده است.
حکومت ایران همواره در قبال زندانیان سیاسی به ویژه زندانیان سیاسی کورد رویکردی غیرعادلانه و خشونتآمیز داشته و بدون درنظر گرفتن حقوق یک زندانی آنان را به دار اعدام آویخته و مورد شکنجههای روانی و جسمانی هولناک قرار میدهد. دلیل چنین رویکردی چه میتواند باشد؟
نظام استبدادگر ایران از اوایل انقلاب تا به امروز نسبت به خلق کورد با نگرشی انکارگرایانه برخورد کرده، چون خمینی در آستانهی انقلاب خلقهای ایران، فتوای قتلعام کوردها را صادر کرده و از سویی دیگر گوهرهی حقیقی نظام، دشمن سیاست دموکراتیک و فعالیت سیاسی است. کورد بودن با هویت تاریخی خویش در جولانگاه نظام جرم است و با این نگرش کوردی که سیاسی باشد، مرتکب دو جرم بزرگ خواهد شد و رژیم با چنین نگرشی با کوردها برخورد میکند و یک زندانی سیاسی کورد از هیچ حق و حقوق انسانی برخوردار نیست. به همین دلیل چوبهی اعدام به بزرگترین مدال زندانیان سیاسی کورد مبدل شده است.
حکومت ایران با سیاهنمایی زندانیان سیاسی و با برچسبهایی همچون؛ محارب، عواملبیگانه، تجزیهطلب، اشرار، ضدانقلاب و تروریستخواندن زندانیان سیاسی، زندان را به قصابخانهی مبارزان مبدل نمودهاند. اعمال نظام در زندان در قبال زندانیان سیاسی کورد، رویه و ذهنیت حقیقی در قبال عموم کوردها را آشکار میسازد. از دیگر سو، تسویه حساب تاریخی در قبال کوردها است. کوردها بدلیل آنکه از اوایل انقلاب تا به امروز، زیر یوغ بردگی رژیم نرفتهاند و جویای دستیابی به هویت تاریخیشان هستند، مورد خشم و غضب دولتمردان ایران قرار گرفتهاند. از جهت دیگر بدلیل آنکه کوردها از فرهنگ غنی مقاومت و ایستادگی برخوردارند، با رویکرد غیرعادلانه و خشونتآمیز و شکنجههای روانی و جسمانی هولناک نظام قرار گرفتهاند.
نظام در این چند دهه در قبال کوردها رویکردی تحقیرآمیزی نشان داده است. بدلیل مافیا جلوه دادن و تروریزه نمودن زندانیان سیاسی کورد برخوردی غیرانسانی در قبالشان صورت گرفته است.
حاکمان نظام استبدادی ایران با چنین اعمالی، جغرافیای ایران را به بزرگترین زندان تاریخ بشری مبدل و در هر گوشهای از ایران رعب و وحشت را میان مردم ایجاد کردهاند. اگر کسی علیه نظام بپاخیزد، پایش در زندان گیر است. حاکمان ایران با انسانهای آگاه، پیشاهنگان خلق و منتقدین هیچ سر سازگاری ندارند و درصدد ترویج و گسترش جامعهای برده و مطیع نظام هستند.
نظام ایران برای شکست اراده و به تسلیمیت کشاندن روحیهی مقاومت و ایستادگی مبارزین خلق و بدست آوردن اطلاعات تشکیلاتی از اهرم شکنجه استفاده میکنند. رایجترین شکنجه در زندانهای مخوف نظام در وهلهی اول با مشت، لگد و شلاق زدن آغاز میگردد. برای انداختن رعب و وحشت میان زندانیان، زندانی را سرازیر از سقف آویزان میکنند. روی بدن زندانیان سیگار خاموش میکنند. شخص را در انفرادیهای طولانیمدت قرار میدهند. زندانیان را در اصطلاح تونل و اتاق فوتبال، شکنجه میکنند، دندانهای زندانی را میکشند، با شوک الکتریکی وادار به اعترافشان میکنند. اعضای بدن زندانی را قطع میکنند. شکنجهگران در نحوهی بازجوییشان، اجسام تیز را در بدن زندانی فرو میبرند، فلزات سرخ شده را روی بدنشان قرار میدهند. با حرفهای رکیک و فحاشی مجبور به اعترافشان میکنند و با جنگ روانی اعصابشان را مورد اذیت و آزار قرار میدهند.
نظام استبدادگر علیرغم آنهمه وحشت و اعمال پلید در راستای شکست اراده و به تسلیمیت کشاندن روحیهی مقاومت و ایستادگی مطلق، زندانیان را مورد تجاوز جنسی قرار میدهند. تجاوز جنسی، شکنجه شایع رژیم در قبال زندانیان است که به مردان کم سنوسال و تقریباً تمامی زنان زندانی اعمال میشود. تجاوز و آزار جنسی گسترده به زندانیان سیاسی با هدف تخریب روحی و روانی زندانیان صورت میگیرد. چنین راهکارهایی تنها قطرهای از دریای جنایات رژیم است. چنین اعمالی هم با منع شکنجه سازمان ملل و حتی قانون اساسی رژیم در تضاد است. چون بر اساس اصل ۳۸ قانون اساسی در ایران شکنجه ممنوع است. اما بسیاری از زندانیان اعم از سیاسی، عقیدتی، قومیتی و عادی، شکنجه را در زندانها و بازداشتگاههای مختلف ایران در چهار دههی اخیر به وفور تجربه کردهاند. علیرغم چنین تابلویی در ایران، نظام با آنهمه ابزار و راهکارهای سرکوب و شکنجه به اهداف مدنظر خویش نرسیده و برعکس، ندای آزادی و دموکراسی هر روز از گوشهی زندانهای ایران به گوش عموم جهانیان میرسد.
چوبهی اعدام به بزرگترین مدال زندانیان سیاسی کورد مبدل شده است.
حکومت ایران همواره در قبال زندانیان سیاسی به ویژه زندانیان سیاسی کورد رویکردی غیرعادلانه و خشونتآمیز داشته و بدون درنظر گرفتن حقوق یک زندانی آنان را به دار اعدام آویخته و مورد شکنجههای روانی و جسمانی هولناک قرار میدهد. دلیل چنین رویکردی چه میتواند باشد؟
نظام استبدادگر ایران از اوایل انقلاب تا به امروز نسبت به خلق کورد با نگرشی انکارگرایانه برخورد کرده، چون خمینی در آستانهی انقلاب خلقهای ایران، فتوای قتلعام کوردها را صادر کرده و از سویی دیگر گوهرهی حقیقی نظام، دشمن سیاست دموکراتیک و فعالیت سیاسی است. کورد بودن با هویت تاریخی خویش در جولانگاه نظام جرم است و با این نگرش کوردی که سیاسی باشد، مرتکب دو جرم بزرگ خواهد شد و رژیم با چنین نگرشی با کوردها برخورد میکند و یک زندانی سیاسی کورد از هیچ حق و حقوق انسانی برخوردار نیست. به همین دلیل چوبهی اعدام به بزرگترین مدال زندانیان سیاسی کورد مبدل شده است.
حکومت ایران با سیاهنمایی زندانیان سیاسی و با برچسبهایی همچون؛ محارب، عواملبیگانه، تجزیهطلب، اشرار، ضدانقلاب و تروریستخواندن زندانیان سیاسی، زندان را به قصابخانهی مبارزان مبدل نمودهاند. اعمال نظام در زندان در قبال زندانیان سیاسی کورد، رویه و ذهنیت حقیقی در قبال عموم کوردها را آشکار میسازد. از دیگر سو، تسویه حساب تاریخی در قبال کوردها است. کوردها بدلیل آنکه از اوایل انقلاب تا به امروز، زیر یوغ بردگی رژیم نرفتهاند و جویای دستیابی به هویت تاریخیشان هستند، مورد خشم و غضب دولتمردان ایران قرار گرفتهاند. از جهت دیگر بدلیل آنکه کوردها از فرهنگ غنی مقاومت و ایستادگی برخوردارند، با رویکرد غیرعادلانه و خشونتآمیز و شکنجههای روانی و جسمانی هولناک نظام قرار گرفتهاند.
نظام در این چند دهه در قبال کوردها رویکردی تحقیرآمیزی نشان داده است. بدلیل مافیا جلوه دادن و تروریزه نمودن زندانیان سیاسی کورد برخوردی غیرانسانی در قبالشان صورت گرفته است.
گذار دموکراتیک
#آمد_شاهو: اعدام کارت فشار دولت در قبال جامعه است کورد بودن با هویت تاریخی خویش در جولانگاه نظام ایران جرم محسوب میگردد با توجه به محوریت شماره ۸۳ نشریه آلترناتیو، هیئت تحریریهی نشریه تصمیم برآن گرفت گفتگویی اختصاصی با رفیق آمد شاهو، عضو مجلس حزب حیات…
این نظام با مفاهیمی همچون؛ سیاست، دموکراسی و ملت کورد در تضاد عمیقی است، عرصهی سیاست را از جامعه سلب نموده و چنین عرصهای را به مسئولان نظام اهدا کردهاند. یعنی خلق کورد و سایر خلقها را از هنر مدیریت و سازماندهی زندگی، خلع کردهاند. در عصر امروز که نظام با اصطلاح سیاسی مشکل دارد و توان هضم چنین قشری را در جامعه ندارد، از ذهنیت مافیایی و خشونتگرایی رژیم سرچشمه میگیرد. نظامی که با خصلت مافیایی و خشونت آمیخته گردد، عرصهی سیاست را بعنوان خطرناکترین عرصهی نابودی خویش میپندارد و جنبش آزادیخواهی خلق کورد و مبارزان و فعالان مدنی را بعنوان سدی در قبال لشکرکشی و غارت و چپاولهایش دیده و برای برداشتن چنین سدی از هرگونه برخوردی غیرانسانی در قبال خلق کورد دریغ نورزیدهاند.
اعدام کارت فشار دولت در قبال جامعه است.
رژیم ایران در 19 اردیبهشت سال 2010 پنج تن از زندانیان سیاسی را که سالها تحت شکنجههای وحشیانه قرار داشتند به جوغهی اعدام سپرد. علاوه بر این فرزاد کمانگر که یکی از افراد اعدام شده است، معلم بوده و سالها به کودکان درس زندگی آموخته، اعدام یک معلم در حکومت ایران چه پیامی میتواند داشته باشد؟
یاد و خاطرهی رفقای شهیدمان (فرزاد کمانگر، شیرین علمهولی، علی حیدریان و فرهاد وکیلی) را در آستانهی دهمین سالگرد شهادتشان که در 19 اردیبهشت سال 2010 در زندان اوین تهران اعدام شدند گرامی میدارم. اعدام این رفقای گرانبهایمان، ناشی از ترس و وحشت رژیم از تاریخ نوین مبارزاتی کورد و ظهور انقلابیون آپویی در ایران و شرق کوردستان سرچشمه میگیرد. حاکمان ایران با اعدام شهید فرزاد بعنوان یک معلم؛ زندگی آزاد، علم و فلسفه، تربیت و اخلاق و آزادی را به جوغهی دار میکشانند. چون شهید فرزاد معلمی بود که کودکان و جوانان کورد را با اصالت تاریخیشان آشنا مینمود. کودکان را با الفبای سیاست و چگونه زیستن و مبارزه نمودن علیه ظلم و ستم آشنا میکرد. رژیم، توسعه و گسترش چنین فعالیتهایی را در کوردستان برای نابودی اقتدارش خطرساز میبیند. بدین دلیل نظام هیچ فرقی مابین شهروندان کورد قائل نیست که اگر کسی اسلحه بدست، قلم بدست، نهال بدست و کتاب بدست باشد و هدفش در راستای خدمت نمودن به جامعهی کوردستان باشد، با جرم سنگین اعدام مواجه خواهد گردید.
اعدام از وحشتناکترین شیوههای شکنجهی انسانیت در سدهی 21 میباشد که هنوز نظام مستبد ایران پایبند آن است. این نظام نه تنها به یک معلم حتی به کودکان زیر 12 سال، فعالین زنان، کارگران، محیطزیست و کولبران و حتی مهرههای سوختهی خویش هم رحمی ندارد. چون حاکمان نظام با به دار آویختن شهروندان و بخصوص مبارزان خلق، قدرتنمایی میکند. این چهار مبارز خلقمان در زندان اوین تهران، حماسهی قهرمانی آفریدند. با مقاومت، ایستادگی و دلیریشان با ایدئولوژی نظام ولایت مطلقهی فقیه مبارزهی مستقیم نمودند. این رفقا به همراه تعداد دیگری از زندانیان سیاسی در قبال شکنجههای بیرویه نظام دست به اعتراض و نارضایتی دموکراتیک زدند و در چند مقطع مهم تاریخی با اعتصاب غذای خشک و دوختن لبانشان، نظام را ناچار نمودند که دست از شکنجه و سرکوب زندانیان بردارد. جلادان نظام از جنب و جوش و فعالیتهای این زندانیان چندان دچار رعب و وحشت گشته بودند که با اعدامشان درصدد برچیدن شکوفهی تازهی مقاومت و ایستادگی در زندانهای ایران شدند. چون مقاومت این رفقا فلسفهی مبارزه و ایستادگی را دگربار در زندانهای رژیم احیا نموده و فلسفهی مقاومت زندگی است تا به امروز در زندانهای ایران برافراشته شده است. البته نقش پژاک در این فصل نوین مبارزات در زندانهای ایران بسیار مهم است و پژاک برای فروپاشی سیستم شکنجه و جنگ ویژهی رژیم، مبارزات آزادیخواهیاش را نیرومندتر و گستردهتر خواهد نمود.
اعدام یک معلم و فعال زن در ایران و بخصوص در شرق کوردستان نشات گرفته از خشم و نفرت حاکمان ایران از موقعیت این پیشاهنگان در جامعه است. اعدام یک معلم، جامعه را بسوی فاشیسم مذهبی و جو خفقان و ملیتاریسم سوق میدهد و جامعه را با طناب اعدام آویزان میسازد. در حقیقت اعدام یک معلم میتواند برای خلق کورد پیام تسلیمیت و کشاندشان بسوی سپاه بردگان را دربر داشته باشد. تنها پیشهای که در محضر حاکمان ایران رواج دارد، بسیجی و سپاهی بودن است. این نهادها هم نهادهای آسیمیلاسیون و به بردگی کشاندن انسانها هستند. نظام، معلم بودن را برای خلق کورد جرم محسوب میکند و مجازات آن هم اعدام است. این اعمال نظام نشاندهندهی آن است که اعدام کارت فشار دولت در قبال جامعه است. زمانی که جامعه از کنترل دولت خارج گردد، با طناب اعدام درصدد کنترل جامعه برمیآیند.
نظام با اعترافات اجباری زندانیان، نمیتواند سیاست فرسایشی و شکستخوردهی خویش را ماستمالی کند.
اعدام کارت فشار دولت در قبال جامعه است.
رژیم ایران در 19 اردیبهشت سال 2010 پنج تن از زندانیان سیاسی را که سالها تحت شکنجههای وحشیانه قرار داشتند به جوغهی اعدام سپرد. علاوه بر این فرزاد کمانگر که یکی از افراد اعدام شده است، معلم بوده و سالها به کودکان درس زندگی آموخته، اعدام یک معلم در حکومت ایران چه پیامی میتواند داشته باشد؟
یاد و خاطرهی رفقای شهیدمان (فرزاد کمانگر، شیرین علمهولی، علی حیدریان و فرهاد وکیلی) را در آستانهی دهمین سالگرد شهادتشان که در 19 اردیبهشت سال 2010 در زندان اوین تهران اعدام شدند گرامی میدارم. اعدام این رفقای گرانبهایمان، ناشی از ترس و وحشت رژیم از تاریخ نوین مبارزاتی کورد و ظهور انقلابیون آپویی در ایران و شرق کوردستان سرچشمه میگیرد. حاکمان ایران با اعدام شهید فرزاد بعنوان یک معلم؛ زندگی آزاد، علم و فلسفه، تربیت و اخلاق و آزادی را به جوغهی دار میکشانند. چون شهید فرزاد معلمی بود که کودکان و جوانان کورد را با اصالت تاریخیشان آشنا مینمود. کودکان را با الفبای سیاست و چگونه زیستن و مبارزه نمودن علیه ظلم و ستم آشنا میکرد. رژیم، توسعه و گسترش چنین فعالیتهایی را در کوردستان برای نابودی اقتدارش خطرساز میبیند. بدین دلیل نظام هیچ فرقی مابین شهروندان کورد قائل نیست که اگر کسی اسلحه بدست، قلم بدست، نهال بدست و کتاب بدست باشد و هدفش در راستای خدمت نمودن به جامعهی کوردستان باشد، با جرم سنگین اعدام مواجه خواهد گردید.
اعدام از وحشتناکترین شیوههای شکنجهی انسانیت در سدهی 21 میباشد که هنوز نظام مستبد ایران پایبند آن است. این نظام نه تنها به یک معلم حتی به کودکان زیر 12 سال، فعالین زنان، کارگران، محیطزیست و کولبران و حتی مهرههای سوختهی خویش هم رحمی ندارد. چون حاکمان نظام با به دار آویختن شهروندان و بخصوص مبارزان خلق، قدرتنمایی میکند. این چهار مبارز خلقمان در زندان اوین تهران، حماسهی قهرمانی آفریدند. با مقاومت، ایستادگی و دلیریشان با ایدئولوژی نظام ولایت مطلقهی فقیه مبارزهی مستقیم نمودند. این رفقا به همراه تعداد دیگری از زندانیان سیاسی در قبال شکنجههای بیرویه نظام دست به اعتراض و نارضایتی دموکراتیک زدند و در چند مقطع مهم تاریخی با اعتصاب غذای خشک و دوختن لبانشان، نظام را ناچار نمودند که دست از شکنجه و سرکوب زندانیان بردارد. جلادان نظام از جنب و جوش و فعالیتهای این زندانیان چندان دچار رعب و وحشت گشته بودند که با اعدامشان درصدد برچیدن شکوفهی تازهی مقاومت و ایستادگی در زندانهای ایران شدند. چون مقاومت این رفقا فلسفهی مبارزه و ایستادگی را دگربار در زندانهای رژیم احیا نموده و فلسفهی مقاومت زندگی است تا به امروز در زندانهای ایران برافراشته شده است. البته نقش پژاک در این فصل نوین مبارزات در زندانهای ایران بسیار مهم است و پژاک برای فروپاشی سیستم شکنجه و جنگ ویژهی رژیم، مبارزات آزادیخواهیاش را نیرومندتر و گستردهتر خواهد نمود.
اعدام یک معلم و فعال زن در ایران و بخصوص در شرق کوردستان نشات گرفته از خشم و نفرت حاکمان ایران از موقعیت این پیشاهنگان در جامعه است. اعدام یک معلم، جامعه را بسوی فاشیسم مذهبی و جو خفقان و ملیتاریسم سوق میدهد و جامعه را با طناب اعدام آویزان میسازد. در حقیقت اعدام یک معلم میتواند برای خلق کورد پیام تسلیمیت و کشاندشان بسوی سپاه بردگان را دربر داشته باشد. تنها پیشهای که در محضر حاکمان ایران رواج دارد، بسیجی و سپاهی بودن است. این نهادها هم نهادهای آسیمیلاسیون و به بردگی کشاندن انسانها هستند. نظام، معلم بودن را برای خلق کورد جرم محسوب میکند و مجازات آن هم اعدام است. این اعمال نظام نشاندهندهی آن است که اعدام کارت فشار دولت در قبال جامعه است. زمانی که جامعه از کنترل دولت خارج گردد، با طناب اعدام درصدد کنترل جامعه برمیآیند.
نظام با اعترافات اجباری زندانیان، نمیتواند سیاست فرسایشی و شکستخوردهی خویش را ماستمالی کند.
گذار دموکراتیک
#آمد_شاهو: اعدام کارت فشار دولت در قبال جامعه است کورد بودن با هویت تاریخی خویش در جولانگاه نظام ایران جرم محسوب میگردد با توجه به محوریت شماره ۸۳ نشریه آلترناتیو، هیئت تحریریهی نشریه تصمیم برآن گرفت گفتگویی اختصاصی با رفیق آمد شاهو، عضو مجلس حزب حیات…
اختناق و هراسافکنی از طریق اعدام و دستگیریهای گستردهی فعالین سیاسی و مدنی، آیا ایران را به اهداف خود رسانده و مواضع زندانیان در طول این سالها در قبال سیاستها و جنگهای روانی بازجویان و شکنجهگران چگونه بوده است؟
41سال است که نظام علیه خلق و جامعه جنگ ویژه اعلام کرده و در این راستا از ابزارهای وحشتناک و راهکارهای مرگباری سود جسته، تا در جامعه اختناق، هراسافکنی و وحشت برپا سازد و در نهایت به اهداف شوم خود و تسلیمیت محض جامعه دست یابد. مسئولان نظام با تشدید موج دستگیری فعالین سیاسی، مدنی، کارگران و زنان از سلطهی خویش صیانت به عمل میآورند. شکنجهگران و جلادان از طریق جنگ ویژه با هراسافکنی فعالان سیاسی را ناچار به توبهی اجباری میکنند. با جنگ ویژه روحیهی مقاومت و ایستادگی را از پا در میآورند. با چنین راهکار درندانهای فرد را مجبور به اعترافگیری اجباری مینمایند. یعنی شیوههای شکنجه هرچند هولناک و ترسناک باشد، به همان اندازه روحیهی فرد مورد نظر را از پا درخواهند آورد. موج اعترافگیری اجباری چقدر وسیع و گسترده نشان داده شود، حاکی از اوج جنگ ویژه بخصوص جنگ روانی علیه زندانیان میباشد.
حاکمان نظام برای شکست اراده و روحیهی مقاومت زندانیان سیاسی از هر ترفند جنگ ویژه سود جستهاند. اما در این چهار دهه نظام با شکست عمیقی مواجه گردیده است. علیرغم سیاستهای پلید و جنگهای روانی در قبال زندانیان سیاسی، عَلم مقاومت و مبارزه در زندانهای رژیم غاصب برافراشته شده و بعنوان عرصهی مهم مبارزاتی مبدل گردیده است. ماشین شکنجه و اعدام نظام پس از ۴۱ سال هنوز نتوانسته جامعه را از پای درآورد و اهدافی که نظام برای حاکمیت مطلق برجامعه داشته، بدست نیاورده و برعکس قدرت نظام در تمامی حجرههای جامعه سیر صعودی در برداشته است. نظام با تشکیل دادگاههای فرمایشی و اعترافات اجباری زندانیان، قادر به آن نخواهد بود که سیاست فرسایشی و شکستخوردهی خویش را ماستمالی کند. در صندوق بخت ۴۱ سال اختناق و هراسافکنی نظام تنها بحران، آشوب، فتنهانگیزی، تورم، سرکوب و اعدام در جامعه ریشه دوانیده است. نظامی که اکنون بر سر کار است، نظامی بحرانزاست و قادر به حل هیچ مسئله و معضلات اجتماعی در داخل و خارج ایران نیست. چون رژیم با اعمالش باتلاقی از جنایات را بوجود آورده و امروز مسئولان نظام خود در باتلاق جنایاتشان غرق شدهاند.
چنین شکستی ناشی از مواضع انقلابی و مقاومت تاریخی در زندانهای ایران در ادوار تاریخی است. زندانیان سیاسی با موج مقاومتشان نقاب نظام خونخوار را برانداختند. با ایستادگی و مواضع فدایی خود، بذر مقاومت و مبارزه را در ذهن و مغز نظام کاشتهاند. چنین مقاومتهایی پروژهی نظام را به بنبست و چالش کشانده است. مبارزان خلق چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب در میدان آرنای نظام مسیر آزادی را شعلهور نمودهاند. رفقایی همچون؛ حسین خضری، حبیبالـله گلپریپور، حسن حکمت دمیر، فرزاد کمانگر و رفقایش با مبارزاتشان فصلی نوین از مبارزات را در زندانها علیه رژیم مستبد ایران آغاز نمودند و ثمرهی این مقاومت، وضعیت اسفبار و بحرانزدهی کنونی نظام است که نظام عنکبوتی رژیم را با بحران مشروعیتی و متلاشی شدن ساختار حکومتی مواجه کرده است.
سرکوب زندانیان وضعیت نظام را اسفناکتر میکند.
حذف منتقدین و سرکوب وحشیانه مخالفین در ایران همچنان ادامه دارد. با توجه به شرایط بسیار بغرنج کنونی که از سویی ویروس کرونا روزانه جان دهها انسان را میگیرد، عدم توجه به وضعیت زندانیان بهویژه زندانیان سیاسی توسط حکومت ایران چه پیامدهایی خواهد داشت؟
نظام در حذف منتقدین و سرکوب مخالفین از مهارت والایی برخودار و این سیاست به امر روزانهی رژیم مبدل شده است. این هم ناشی از گسترش میل آزادیخواهی خلق است. حقیقتجویی و آزادیخواهی خلق، پایههای نظام را به لرزه درآورده و این هم ترس و وحشتی را در میان صاحب منصبان نظام بوجود آورده است. شدت و دامنهی وسیع سرکوب و دستگیری و اعدامها انعکاس چنین رعب و هراس هولناک نظام از مخالفین ایران و بخصوص کوردها را نشان میدهد. رژیم از هر ترفندی برای سرکوب مخالفین در داخل زندان و خارج از زندان استفاده میکند. در حالیکه وضعیت نظام بسیار بغرنج و بحرانی است، سرکوب زندانیان وضعیت نظام را اسفناکتر میکند. نظام قادر به تأمین مایحتاج جامعه نیست و بدلیل شکست طرحهای اقتصادی و مدیریت جامعه بسوی آیندهای تاریک در حرکت است. سیاست نظام موجب تبدیل ایران به جزیرهی بحران گشته است. هر رویدادی در این کشور منجر به جان دادن دهها انسان بیگناه میگردد. جاری شدن سیل، روی دادن زلزله و ویروس کرونا امنیت، آرامش و آسودگی را از خلق سلب نموده و نظام هر یک از این وقایع را فرصتی برای سرکوب و حاکمیت خویش در قبال جامعه بکار میگیرد.
41سال است که نظام علیه خلق و جامعه جنگ ویژه اعلام کرده و در این راستا از ابزارهای وحشتناک و راهکارهای مرگباری سود جسته، تا در جامعه اختناق، هراسافکنی و وحشت برپا سازد و در نهایت به اهداف شوم خود و تسلیمیت محض جامعه دست یابد. مسئولان نظام با تشدید موج دستگیری فعالین سیاسی، مدنی، کارگران و زنان از سلطهی خویش صیانت به عمل میآورند. شکنجهگران و جلادان از طریق جنگ ویژه با هراسافکنی فعالان سیاسی را ناچار به توبهی اجباری میکنند. با جنگ ویژه روحیهی مقاومت و ایستادگی را از پا در میآورند. با چنین راهکار درندانهای فرد را مجبور به اعترافگیری اجباری مینمایند. یعنی شیوههای شکنجه هرچند هولناک و ترسناک باشد، به همان اندازه روحیهی فرد مورد نظر را از پا درخواهند آورد. موج اعترافگیری اجباری چقدر وسیع و گسترده نشان داده شود، حاکی از اوج جنگ ویژه بخصوص جنگ روانی علیه زندانیان میباشد.
حاکمان نظام برای شکست اراده و روحیهی مقاومت زندانیان سیاسی از هر ترفند جنگ ویژه سود جستهاند. اما در این چهار دهه نظام با شکست عمیقی مواجه گردیده است. علیرغم سیاستهای پلید و جنگهای روانی در قبال زندانیان سیاسی، عَلم مقاومت و مبارزه در زندانهای رژیم غاصب برافراشته شده و بعنوان عرصهی مهم مبارزاتی مبدل گردیده است. ماشین شکنجه و اعدام نظام پس از ۴۱ سال هنوز نتوانسته جامعه را از پای درآورد و اهدافی که نظام برای حاکمیت مطلق برجامعه داشته، بدست نیاورده و برعکس قدرت نظام در تمامی حجرههای جامعه سیر صعودی در برداشته است. نظام با تشکیل دادگاههای فرمایشی و اعترافات اجباری زندانیان، قادر به آن نخواهد بود که سیاست فرسایشی و شکستخوردهی خویش را ماستمالی کند. در صندوق بخت ۴۱ سال اختناق و هراسافکنی نظام تنها بحران، آشوب، فتنهانگیزی، تورم، سرکوب و اعدام در جامعه ریشه دوانیده است. نظامی که اکنون بر سر کار است، نظامی بحرانزاست و قادر به حل هیچ مسئله و معضلات اجتماعی در داخل و خارج ایران نیست. چون رژیم با اعمالش باتلاقی از جنایات را بوجود آورده و امروز مسئولان نظام خود در باتلاق جنایاتشان غرق شدهاند.
چنین شکستی ناشی از مواضع انقلابی و مقاومت تاریخی در زندانهای ایران در ادوار تاریخی است. زندانیان سیاسی با موج مقاومتشان نقاب نظام خونخوار را برانداختند. با ایستادگی و مواضع فدایی خود، بذر مقاومت و مبارزه را در ذهن و مغز نظام کاشتهاند. چنین مقاومتهایی پروژهی نظام را به بنبست و چالش کشانده است. مبارزان خلق چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب در میدان آرنای نظام مسیر آزادی را شعلهور نمودهاند. رفقایی همچون؛ حسین خضری، حبیبالـله گلپریپور، حسن حکمت دمیر، فرزاد کمانگر و رفقایش با مبارزاتشان فصلی نوین از مبارزات را در زندانها علیه رژیم مستبد ایران آغاز نمودند و ثمرهی این مقاومت، وضعیت اسفبار و بحرانزدهی کنونی نظام است که نظام عنکبوتی رژیم را با بحران مشروعیتی و متلاشی شدن ساختار حکومتی مواجه کرده است.
سرکوب زندانیان وضعیت نظام را اسفناکتر میکند.
حذف منتقدین و سرکوب وحشیانه مخالفین در ایران همچنان ادامه دارد. با توجه به شرایط بسیار بغرنج کنونی که از سویی ویروس کرونا روزانه جان دهها انسان را میگیرد، عدم توجه به وضعیت زندانیان بهویژه زندانیان سیاسی توسط حکومت ایران چه پیامدهایی خواهد داشت؟
نظام در حذف منتقدین و سرکوب مخالفین از مهارت والایی برخودار و این سیاست به امر روزانهی رژیم مبدل شده است. این هم ناشی از گسترش میل آزادیخواهی خلق است. حقیقتجویی و آزادیخواهی خلق، پایههای نظام را به لرزه درآورده و این هم ترس و وحشتی را در میان صاحب منصبان نظام بوجود آورده است. شدت و دامنهی وسیع سرکوب و دستگیری و اعدامها انعکاس چنین رعب و هراس هولناک نظام از مخالفین ایران و بخصوص کوردها را نشان میدهد. رژیم از هر ترفندی برای سرکوب مخالفین در داخل زندان و خارج از زندان استفاده میکند. در حالیکه وضعیت نظام بسیار بغرنج و بحرانی است، سرکوب زندانیان وضعیت نظام را اسفناکتر میکند. نظام قادر به تأمین مایحتاج جامعه نیست و بدلیل شکست طرحهای اقتصادی و مدیریت جامعه بسوی آیندهای تاریک در حرکت است. سیاست نظام موجب تبدیل ایران به جزیرهی بحران گشته است. هر رویدادی در این کشور منجر به جان دادن دهها انسان بیگناه میگردد. جاری شدن سیل، روی دادن زلزله و ویروس کرونا امنیت، آرامش و آسودگی را از خلق سلب نموده و نظام هر یک از این وقایع را فرصتی برای سرکوب و حاکمیت خویش در قبال جامعه بکار میگیرد.
ویروس کرونا چند روز پیش از ۲۲ بهمن به ایران منتقل شده و تا به امروز جان هزاران شهروند را گرفته اما نظام این ویروس را نعمتی برای خویش مغتنم شمرده و هیچ توجهی به وضعیت جان و مال جامعه ندارد. نظام نیازهای خلق را برآورده نمیسازد و جامعه با موج بیکاری، فقر و گرسنگی مواجه شدهاند. بیمسئولیتی مسئولان نظام در قبال این وضعیت بحرانزده موجب نگرانی جامعه گردیده است. در این مرحله وضعیت زندانیان سیاسی بیشتر از هر قشری در جامعه دشوار و خطرناک است. وضعیت موجود در زندانهای ایران منجر به آن گردیده که این ویروس سریعتر و بیشتر در میان زندانیان نقل و انتقال یابد و موجب جانباختن دهها زندانی در ایران و شرق کوردستان گردد. بیمسئولیتی نظام در قبال زندانیان موجب آن شد که در اکثر زندانهای ایران نارضایتی و قیام برپا گردد که در زندان سقز و لرستان دهها زندانی بگریزند. مسئولان نظام شایعهسازی کردند که هزاران زندانی را به طور موقت از زندانها آزاد کردهاند اما حاضر نیستند یک زندانی سیاسی را آزاد کنند یا شرایط تندرستی برای این زندانیها مهیا سازند. این برخورد نظام حاکی از آن است که رژیم بوسیلهی کرونا درصدد قتل تعدادی از زندانیان سیاسی است و بدین منوال بار سنگین مقاومت را از دوش خود بردارد.
عدم توجه مسئولان نظام به زندانیان موجب جانباختن شمار زیادی از زندانیان خواهد شد و این هم موج تازهای از نارضایتیها را بدنبال خواهد داشت. یعنی هر رویداد ناگواری در زندانها بوقوع بپیوندد و خطری زندانیان سیاسی را تهدید کند، حاکمان نظام مسئولند. در این مقطع تاریخی لازم است خانواده و بستگان زندانیان سیاسی در قبال برخورد غیرانسانی رژیم سکوت نکنند و برای حفاظت جان زندانیان سیاسی و آزادیشان در تلاش باشند.
www.pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
عدم توجه مسئولان نظام به زندانیان موجب جانباختن شمار زیادی از زندانیان خواهد شد و این هم موج تازهای از نارضایتیها را بدنبال خواهد داشت. یعنی هر رویداد ناگواری در زندانها بوقوع بپیوندد و خطری زندانیان سیاسی را تهدید کند، حاکمان نظام مسئولند. در این مقطع تاریخی لازم است خانواده و بستگان زندانیان سیاسی در قبال برخورد غیرانسانی رژیم سکوت نکنند و برای حفاظت جان زندانیان سیاسی و آزادیشان در تلاش باشند.
www.pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
رژێمی داگیرکەری کۆماری ئیسلامی بە دەرمانخواردکردنی ھەڤاڵانی تێکۆشەرمان دەیویست ئەو پەیامەمان پێبدات، تا ئەو شوێنەی کە ھاتوون لەوە پێشتر نەیەن، ئەگەر پێتان بنێنه کرماشان، ئیلام و داڵاھو کە دڵی کوردستان و خاڵی لاوازی کۆماری ئیسلامی و ھەر داگیرکارێکیترە، ژەھرتان دەدەینێ. بەڵام بە پێداگری شۆڕشگێڕانە و بەردەوامی رێگەی شەھیدانی پایەبەرزمان ئەمرۆ ھێڵی رزگاریخوازی ئاپۆیی لە دڵی کرماشان، ئیلام و داڵاھۆ جێگەی گرتووە، نەک ئیدعا مایه پووچەکانی کۆماری ئیسلامی داگیرکەر.
✍ #ئەهوەن_چیاکۆ
🆔 @GozarDemocratic
✍ #ئەهوەن_چیاکۆ
🆔 @GozarDemocratic
رژیم استبدادی ایران بر لبه پرتگاه! | یادداشت
... مردم آگاه ایران از بیدادگری، فقر، بیکاری، مشکلات و آسیبهای اجتماعی به تنگ آمدهاند...
✍ #زیلان_وژین
🆔 @GozarDemocratic
... مردم آگاه ایران از بیدادگری، فقر، بیکاری، مشکلات و آسیبهای اجتماعی به تنگ آمدهاند...
✍ #زیلان_وژین
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
رژیم استبدادی ایران بر لبه پرتگاه! | یادداشت ... مردم آگاه ایران از بیدادگری، فقر، بیکاری، مشکلات و آسیبهای اجتماعی به تنگ آمدهاند... ✍ #زیلان_وژین 🆔 @GozarDemocratic
رژیم استبدادی ایران بر لبه پرتگاه! | یادداشت
... مردم آگاه ایران از بیدادگری، فقر، بیکاری، مشکلات و آسیبهای اجتماعی به تنگ آمدهاند...
✍ #زیلان_وژین
◼️ جنگ و رویاروییهای نظامی و سیاسی در خاورمیانه هیچگاه برندهای نداشته و هیچ یک از طرفین تنشها و درگیریها، سودی از این جنگ افروزیها نداشتهاند و تنها مردمان و اقشار فرودست و رنجکشیده بودهاند که در گرسنگی، فقر و خون غوطهور بودهاند. قدرتهای غربی و در راس آن آمریکا که استقرار صلح و صدور دمکراسی را به کشورهای عربی و ایران را بهانه حضور خود در خاورمیانه وانمود میکنند، بهجز اقدامات بیثبات کننده مانند جنگ و تفرقهافکنی هیچ اقدامی در راستای امنیت منطقه انجام ندادهاند ذاتا چنین دغدغهای هم ندارند. این قدرتها از بنیادگراییِ اسلامی و ملیگرایی در راستای اهداف خود استفاده ابزاری نمودهاند تا از این طریق سلطه بیچونوچرای خود را در خاورمیانه تضمین نمایند و با سیاست پلید “تفرقه انداز و حکومت کن” بر اختلافات و تنشها بین اقوام و ملتها بیافزاید.
در روزهای اخیر قرار دادن سپاه پاسداران در فهرست گروههای تروریستی توسط دولت آمریکا، علاوه بر واکنش تند دولت ایران، عکسالعملهای متفاوتی در سطح دنیا داشت. رقیبان و مخالفان ایران همچون اسرائیل، عربستان و امارات از این اقدام استقبال نمودند و مخالفان این تصمیم، از تبعات و پیامدهای آن نگرانند. روابط ایران و آمریکا از بدو پیروزی انقلاب سال ١٣٥٧ تاکنون به روال عادی بازنگشته و هر روز ابعاد جدیدی بهخود گرفته است. پس از روی کار آمدن ترامپ و رویکرد متفاوت دولت او، روابط این دو کشور هر روز بیش از پیش به تیرگی گرایید. پس از اعمال دو دور تحریم اقتصادی علیه ایران، وارد نمودن سپاه پاسداران در لیست ترور روابط این دو کشور را وارد مرحله خطرناکی نمود که امکان رویارویی نظامی و جنگی تمام عیار را بیشتر می نماید جنگی که سودی برای طرفین نخواهد داشت و به مانند همه جنگهای صورت گرفته در منطقه محصول آن برای مردم فرودست، کشتار، غارت و آوارگی خواهد بود. یکی از اهداف اصلی آمریکا از این تصمیم و فشرده نمودن تحریمها، در تنگنا قرار دادن ایران و تضعیف و انزوای آن در منطقه است. آمریکا از قدرت گرفتن و نفوذ بیشتر ایران در منطقه هراس دارد زیرا در این صورت منافع آمریکا در منطقه خطر قرار می گیرد. سپاه پاسداران خود را با عناوینی همانند حشدالشعبی، حزب الله، زینبیون و فاطمیون در کشورهای عراق، سوریه و لبنان، پاکستان و افغانستان سازماندهی نموده است. هزینه های کلان حضور ایران در این کشورها از بودجه های سالیانه و بیش از نیمی از آن تامین می گردد و یکی از دلایل مهم نارضایتی و خشم مردم ایران در قبال دولت و حکومت از این گونه اقدامات و رویکردهای ماجراجویانه است. درحالی که دولتمردان ایران به تثبیت موجودیت و حضور خود در منطقه میاندیشند مردم ایران با انواع و اقسام مشکلات دست و پنجه نرم می کنند و نمود چنین مشکلاتی را در سیل ویرانگر اخیر مشاهده نمودیم که بار دیگر کم کاریها و سوء مدیریت دولت، سیل را به بحران و فاجعه ای مبدل نمود؛ ویرانی صدها روستا و زیرِآب رفتن زمینهای کشاورزی وضعیت مردم مناطق سیل زده را دشوارتر نمود. سیلاب اخیر وجوه دیگر زندگی مردم از جمله آموزش و فعالیتهای اجتماعی را نیز تحت تاثیر قرار داده و بجز مسائل اقتصادی و اجتماعی، بحرانهای زیست محیطی، کم آبی و خشکسالی نیز بر بار مشکلات مردم مناطق مختلف ایران افزوده است. در نتیجه سدسازیهای بی رویه رژیم که بیشتر رویکردی سیاسی است تا اقتصادی، در نقاط مختلف روژهلات کوردستان، بسیاری از رودخانه ها و دریاچه ها به تدریج خشک گردیده و کابوس پیشبینی شده در زمینه مشکلات محیط زیستی را، امروز نیز می توان با وضوح بیشتری دید. پیداست هزینه قدرتنمایی و قدرتطلبی رژیم ایران و تقابل و ستیزه جویی با دنیا را مردم پرداخت می کنند. در طول چهار دهه از حاکمیت ولایت فقیه تنها هنگام در تنگنا قرار گرفتن حکومت بوده که نظر و آراء مردم اهمیت ظاهری یافته و آنان به وحدت و “حفظ تمامیت ارضی” فراخوانده شده اند اما در زمان ثروت اندوزی، غارت و اختلاس توسط دولت و حکومت حتی یک لحظه به مردم و مشکلات آنان توجه نشده و به وادی فراموشی سپرده شدهاند.در آینده ای نه چندان دور پیامدهای تصمیمات و تحریمات آمریکا در قبال ایران را مشاهده خواهیم نمود؛ هر چند ایران در برابر این رویکرد آمریکا سکوت اختیار نخواهد کرد. از ابتدای اعمال دور اول تحریمات اقتصادی، تورم و افزایش نرخ ارز و به دنبال آن روند صعودی هزینه زندگی، مردم را در وضعیت ناگواری قرار داد. از سوی دیگر اعتراضات و نارضایتیهای اقشار و اصناف مختلف در اعتراض به عدم پاسخ به مطالبات و خواستههای آنان همچنان ادامه دارد و دولت تاکنون به اعتراضات مردم پاسخ شفافی نداده و گامی در جهت حل مسائل آنان برنداشته است.
... مردم آگاه ایران از بیدادگری، فقر، بیکاری، مشکلات و آسیبهای اجتماعی به تنگ آمدهاند...
✍ #زیلان_وژین
◼️ جنگ و رویاروییهای نظامی و سیاسی در خاورمیانه هیچگاه برندهای نداشته و هیچ یک از طرفین تنشها و درگیریها، سودی از این جنگ افروزیها نداشتهاند و تنها مردمان و اقشار فرودست و رنجکشیده بودهاند که در گرسنگی، فقر و خون غوطهور بودهاند. قدرتهای غربی و در راس آن آمریکا که استقرار صلح و صدور دمکراسی را به کشورهای عربی و ایران را بهانه حضور خود در خاورمیانه وانمود میکنند، بهجز اقدامات بیثبات کننده مانند جنگ و تفرقهافکنی هیچ اقدامی در راستای امنیت منطقه انجام ندادهاند ذاتا چنین دغدغهای هم ندارند. این قدرتها از بنیادگراییِ اسلامی و ملیگرایی در راستای اهداف خود استفاده ابزاری نمودهاند تا از این طریق سلطه بیچونوچرای خود را در خاورمیانه تضمین نمایند و با سیاست پلید “تفرقه انداز و حکومت کن” بر اختلافات و تنشها بین اقوام و ملتها بیافزاید.
در روزهای اخیر قرار دادن سپاه پاسداران در فهرست گروههای تروریستی توسط دولت آمریکا، علاوه بر واکنش تند دولت ایران، عکسالعملهای متفاوتی در سطح دنیا داشت. رقیبان و مخالفان ایران همچون اسرائیل، عربستان و امارات از این اقدام استقبال نمودند و مخالفان این تصمیم، از تبعات و پیامدهای آن نگرانند. روابط ایران و آمریکا از بدو پیروزی انقلاب سال ١٣٥٧ تاکنون به روال عادی بازنگشته و هر روز ابعاد جدیدی بهخود گرفته است. پس از روی کار آمدن ترامپ و رویکرد متفاوت دولت او، روابط این دو کشور هر روز بیش از پیش به تیرگی گرایید. پس از اعمال دو دور تحریم اقتصادی علیه ایران، وارد نمودن سپاه پاسداران در لیست ترور روابط این دو کشور را وارد مرحله خطرناکی نمود که امکان رویارویی نظامی و جنگی تمام عیار را بیشتر می نماید جنگی که سودی برای طرفین نخواهد داشت و به مانند همه جنگهای صورت گرفته در منطقه محصول آن برای مردم فرودست، کشتار، غارت و آوارگی خواهد بود. یکی از اهداف اصلی آمریکا از این تصمیم و فشرده نمودن تحریمها، در تنگنا قرار دادن ایران و تضعیف و انزوای آن در منطقه است. آمریکا از قدرت گرفتن و نفوذ بیشتر ایران در منطقه هراس دارد زیرا در این صورت منافع آمریکا در منطقه خطر قرار می گیرد. سپاه پاسداران خود را با عناوینی همانند حشدالشعبی، حزب الله، زینبیون و فاطمیون در کشورهای عراق، سوریه و لبنان، پاکستان و افغانستان سازماندهی نموده است. هزینه های کلان حضور ایران در این کشورها از بودجه های سالیانه و بیش از نیمی از آن تامین می گردد و یکی از دلایل مهم نارضایتی و خشم مردم ایران در قبال دولت و حکومت از این گونه اقدامات و رویکردهای ماجراجویانه است. درحالی که دولتمردان ایران به تثبیت موجودیت و حضور خود در منطقه میاندیشند مردم ایران با انواع و اقسام مشکلات دست و پنجه نرم می کنند و نمود چنین مشکلاتی را در سیل ویرانگر اخیر مشاهده نمودیم که بار دیگر کم کاریها و سوء مدیریت دولت، سیل را به بحران و فاجعه ای مبدل نمود؛ ویرانی صدها روستا و زیرِآب رفتن زمینهای کشاورزی وضعیت مردم مناطق سیل زده را دشوارتر نمود. سیلاب اخیر وجوه دیگر زندگی مردم از جمله آموزش و فعالیتهای اجتماعی را نیز تحت تاثیر قرار داده و بجز مسائل اقتصادی و اجتماعی، بحرانهای زیست محیطی، کم آبی و خشکسالی نیز بر بار مشکلات مردم مناطق مختلف ایران افزوده است. در نتیجه سدسازیهای بی رویه رژیم که بیشتر رویکردی سیاسی است تا اقتصادی، در نقاط مختلف روژهلات کوردستان، بسیاری از رودخانه ها و دریاچه ها به تدریج خشک گردیده و کابوس پیشبینی شده در زمینه مشکلات محیط زیستی را، امروز نیز می توان با وضوح بیشتری دید. پیداست هزینه قدرتنمایی و قدرتطلبی رژیم ایران و تقابل و ستیزه جویی با دنیا را مردم پرداخت می کنند. در طول چهار دهه از حاکمیت ولایت فقیه تنها هنگام در تنگنا قرار گرفتن حکومت بوده که نظر و آراء مردم اهمیت ظاهری یافته و آنان به وحدت و “حفظ تمامیت ارضی” فراخوانده شده اند اما در زمان ثروت اندوزی، غارت و اختلاس توسط دولت و حکومت حتی یک لحظه به مردم و مشکلات آنان توجه نشده و به وادی فراموشی سپرده شدهاند.در آینده ای نه چندان دور پیامدهای تصمیمات و تحریمات آمریکا در قبال ایران را مشاهده خواهیم نمود؛ هر چند ایران در برابر این رویکرد آمریکا سکوت اختیار نخواهد کرد. از ابتدای اعمال دور اول تحریمات اقتصادی، تورم و افزایش نرخ ارز و به دنبال آن روند صعودی هزینه زندگی، مردم را در وضعیت ناگواری قرار داد. از سوی دیگر اعتراضات و نارضایتیهای اقشار و اصناف مختلف در اعتراض به عدم پاسخ به مطالبات و خواستههای آنان همچنان ادامه دارد و دولت تاکنون به اعتراضات مردم پاسخ شفافی نداده و گامی در جهت حل مسائل آنان برنداشته است.
گذار دموکراتیک
رژیم استبدادی ایران بر لبه پرتگاه! | یادداشت ... مردم آگاه ایران از بیدادگری، فقر، بیکاری، مشکلات و آسیبهای اجتماعی به تنگ آمدهاند... ✍ #زیلان_وژین 🆔 @GozarDemocratic
سپاه پاسداران که خود را به اصطلاح ”محافظ انقلاب و دستاوردهای آن” قلمداد مینماید حوزه نفوذ خود را در تمامی کشورهای منطقه تشکیل و تامین نموده است. این نهاد نظامی و ایدئولوژیک رژیم ایران که در تمامی حوزههای اقتصادی، تولیدی، حملونقل، معادن و شرکتهای نفتی و گازی حضور دارد و بیش از نیمی از این حوزهها در اختیار و تحت کنترل آن است.با استقرار نظام جمهوری اسلامی به بهانه حفاظت از دستاوردهای انقلاب تخریبات فراوانی به بار آورده و علاوه بر مداخله در امور کشورهای منطقه و تشکیل زیرشاخههای متفاوت، در داخل کشور هم، با تشکیل نهادهای اطلاعاتی، امنیتی و دادگاههای وابسته نیز بسیاری از مردمان بیگناه را مجازات نموده است. سپاه پاسداران به عنوان یک ارتش موازی و مخفی ازهمان ابتدا تا به امروز در ترور و قتل عامهای بسیاری دست داشته و از قلع و قمع مخالفان و منتقدان به اصطلاح “انقلاب اسلامی” هیچ ابایی نداشته و با در اختیار داشتن تمامی امکانات نظامی و اطلاعاتی در تلاش برای کنترل و نظارت بر تمامی حوزههای زندگی مردم است تا مبادا کسی در برابر استبداد مطلقه ولایت فقیه اعتراضی نماید و دستاوردهای انقلاب که تنها برای آنان و در انحصار آنان بوده و برای مردم سودی نداشته، به خطر افتد.
با وجود اعمال فشارها و بنبستهای سیاسی و اقتصادی ایران از داخل و خارج، سیاستها و رویکرد ایران در قبال فعالان سیاسی و مدنی همچنان سرکوبگرانه و خشونتآمیز بوده و این، یکی از علائم یک جامعه استبدادزده است که درآن زمینه نقد و گفتگو و فضای سیاسی حقیقی برای زایش و زیست جامعه مدنی وجود ندارد. رژیم ایران کابوسی ارولی در خاطر مردم ایران نشاند و علاوه بر فشارهای اقتصادی و سیاسی، سالهاست به دلیل پایمالی حقوق فردی و اجتماعی انسانها و مجازاتهایی همچون اعدام همچنان در صدر کشورهای ناقض حقوق بشر قرار دارد.
تاریخ ایران، بخش معاصر آن و به ویژه مدرنیزاسیون ناهمخوان پهلوی و ارتجاع جمهوری اسلامی؛ که از دید برخی غرب زدگانِ شرقشناس به عنوان دور استبداد و جامعه کوتاهمدت خوانده شده، در واقع نوعی مقاومت فرهنگی و انکار هویتهای ساختگیست که در مقابل طوفانهای تمدنی از جامعه محافظت نموده است. مردم آگاه ایران از بیدادگری، فقر، بیکاری، مشکلات و آسیبهای اجتماعی به تنگ آمدهاند. اعمال زور و خشونت حکومت، تنها در جهت ایجاد ترس و به سکوت واداشتن مردم در برابر سلطهگری است و میبایست از خلق ایران که در راستای استیفای حقوق خود مبارزه و تلاش مینمایند، دفاع و پشتیبانی نمود. زیرا در تمامی تنشها و کشمکشهای میان ایران و قدرتهای منطقه و فرامنطقه، مردم تحت تاثیر پیامدهای مخرب آن قرار میگیرند. تبعات تحریمات اقتصادی بر وضعیت اجتماعی و روانشناختی جامعه نیز تاثیرات سوئی گذاشتهاند. بنابراین سکوت، بیطرفی و تنها نظارهگربودن بر این رویدادها، شراکت در جرم و کمک به بقای فضای خدا-خلیفه، خوف و خنجر است. کنشمندی و اکت سیاسی در برابر جنگ نرم انحرافی و فریبهای نخنما و لوث شده رژیم میبایست رادیکال، مستمر و سازمانیافته گردد.
دیدگاه پژاک که استراتژی خط سوم را مبنای مبارزات خود قرار داده این گونه است: دولت ایران، تا زمانی که در جهت دمکراتیزاسیون و تغییرات بنیادین گام برندارد، هر روز یک قدم بیشتر به سوی پرتگاه نزدیک خواهد شد و اگر فشار و تهدیدات خارجی هم وجود نداشته باشند، فورانهای آتشفشان خشم جامعه، بدون هیچ چشمپوشی و اغماضی، کلبه پوشالی سیستم خسروانی و استبداد چند هزار ساله را به آتش خواهند کشید. نارضایتیهای داخلی را نمی توان با پیشرفتهای سیاسی و روابط دیپلماتیک در خارج از میان برداشت. بنابراین عمق مسائل در ایران به مرز بحرانی رسیده و در صورت تداوم و عدم رسیدگی دولت، بر شدت خشم عمومی افزوده خواهد شد. یک انقلاب اجتماعی و سیاسی که ایران را دمکراتیک و برای تمامی خلقهای ایران اعم از کرد، بلوچ، عرب، لر و تمامی تنوعات دینی و مذهبی امنیت، آزادی و برابری به ارمغان آورد، نیاز به یک سازماندهی منسجم، اتحاد و همصدایی در مقابل زور و ستم دارد و این گونه میتوان آینده ای روشن برای ایران و روژهلات کوردستان متصور شد. ◻️
*رئیس مشترک حزب حیات آزاد کوردستان ( #پژاک)
ANF
🆔 @GozarDemocratic
با وجود اعمال فشارها و بنبستهای سیاسی و اقتصادی ایران از داخل و خارج، سیاستها و رویکرد ایران در قبال فعالان سیاسی و مدنی همچنان سرکوبگرانه و خشونتآمیز بوده و این، یکی از علائم یک جامعه استبدادزده است که درآن زمینه نقد و گفتگو و فضای سیاسی حقیقی برای زایش و زیست جامعه مدنی وجود ندارد. رژیم ایران کابوسی ارولی در خاطر مردم ایران نشاند و علاوه بر فشارهای اقتصادی و سیاسی، سالهاست به دلیل پایمالی حقوق فردی و اجتماعی انسانها و مجازاتهایی همچون اعدام همچنان در صدر کشورهای ناقض حقوق بشر قرار دارد.
تاریخ ایران، بخش معاصر آن و به ویژه مدرنیزاسیون ناهمخوان پهلوی و ارتجاع جمهوری اسلامی؛ که از دید برخی غرب زدگانِ شرقشناس به عنوان دور استبداد و جامعه کوتاهمدت خوانده شده، در واقع نوعی مقاومت فرهنگی و انکار هویتهای ساختگیست که در مقابل طوفانهای تمدنی از جامعه محافظت نموده است. مردم آگاه ایران از بیدادگری، فقر، بیکاری، مشکلات و آسیبهای اجتماعی به تنگ آمدهاند. اعمال زور و خشونت حکومت، تنها در جهت ایجاد ترس و به سکوت واداشتن مردم در برابر سلطهگری است و میبایست از خلق ایران که در راستای استیفای حقوق خود مبارزه و تلاش مینمایند، دفاع و پشتیبانی نمود. زیرا در تمامی تنشها و کشمکشهای میان ایران و قدرتهای منطقه و فرامنطقه، مردم تحت تاثیر پیامدهای مخرب آن قرار میگیرند. تبعات تحریمات اقتصادی بر وضعیت اجتماعی و روانشناختی جامعه نیز تاثیرات سوئی گذاشتهاند. بنابراین سکوت، بیطرفی و تنها نظارهگربودن بر این رویدادها، شراکت در جرم و کمک به بقای فضای خدا-خلیفه، خوف و خنجر است. کنشمندی و اکت سیاسی در برابر جنگ نرم انحرافی و فریبهای نخنما و لوث شده رژیم میبایست رادیکال، مستمر و سازمانیافته گردد.
دیدگاه پژاک که استراتژی خط سوم را مبنای مبارزات خود قرار داده این گونه است: دولت ایران، تا زمانی که در جهت دمکراتیزاسیون و تغییرات بنیادین گام برندارد، هر روز یک قدم بیشتر به سوی پرتگاه نزدیک خواهد شد و اگر فشار و تهدیدات خارجی هم وجود نداشته باشند، فورانهای آتشفشان خشم جامعه، بدون هیچ چشمپوشی و اغماضی، کلبه پوشالی سیستم خسروانی و استبداد چند هزار ساله را به آتش خواهند کشید. نارضایتیهای داخلی را نمی توان با پیشرفتهای سیاسی و روابط دیپلماتیک در خارج از میان برداشت. بنابراین عمق مسائل در ایران به مرز بحرانی رسیده و در صورت تداوم و عدم رسیدگی دولت، بر شدت خشم عمومی افزوده خواهد شد. یک انقلاب اجتماعی و سیاسی که ایران را دمکراتیک و برای تمامی خلقهای ایران اعم از کرد، بلوچ، عرب، لر و تمامی تنوعات دینی و مذهبی امنیت، آزادی و برابری به ارمغان آورد، نیاز به یک سازماندهی منسجم، اتحاد و همصدایی در مقابل زور و ستم دارد و این گونه میتوان آینده ای روشن برای ایران و روژهلات کوردستان متصور شد. ◻️
*رئیس مشترک حزب حیات آزاد کوردستان ( #پژاک)
ANF
🆔 @GozarDemocratic
Forwarded from ارتش سایبری گارد جاویدان ایران
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔲گزارشها حکایت از ان دارد که اعتراض ها به شکنجه و غرق کردن دهها مهاجر افغانستانی در مرز دو کشور بالا گرفته است .
@aryentvfarsi
@aryentvfarsi
Forwarded from ارتش سایبری گارد جاویدان ایران
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢میدیل ئێست ئای: تورکیا هێزی لە #زینی_وەرتێ شاردوەتەوە
▪️ماڵپەڕێکی #بەریتانیایی ئاشکرای کردووە کە ناردنی هێزەکانی پارتی دیموکراتی کوردستانی عێراق بۆ #زینی_وەرتێ لە چوارچێوەی ئامادەکارییەکانی ڕژیمی #تورکیایە بۆ هێرش کردنە سەر #قەندیل. ماڵپەڕەکە هەروەها لەزاری ڕۆژنامەنووسێکی دەڤەرەکەوە ڕایگەیاندووە کە بەشێک لەو کەسانەی بەجلی #پێشمەرگەوە لە #زینی_وەرتێ جێگیر کراون، بەزمانی #تورکی قسە دەکەن.
@aryentvnews
▪️ماڵپەڕێکی #بەریتانیایی ئاشکرای کردووە کە ناردنی هێزەکانی پارتی دیموکراتی کوردستانی عێراق بۆ #زینی_وەرتێ لە چوارچێوەی ئامادەکارییەکانی ڕژیمی #تورکیایە بۆ هێرش کردنە سەر #قەندیل. ماڵپەڕەکە هەروەها لەزاری ڕۆژنامەنووسێکی دەڤەرەکەوە ڕایگەیاندووە کە بەشێک لەو کەسانەی بەجلی #پێشمەرگەوە لە #زینی_وەرتێ جێگیر کراون، بەزمانی #تورکی قسە دەکەن.
@aryentvnews