گذار دموکراتیک
بنام کارگری بنام کاوهی آهنگر هنگامی که به دیگران در دوردست فکر میکنی به خودت فکر کن بگو: ای کاش شمعی باشم در این ظلمت ✍ #آرمان_لر 🆔 @GozarDemocratic
ستم است و کاپیتالیسم خود را با انباشت سرمایه در دست اندک سرمایهداران تداوم بخشیده است. کاپیتالیسم با ابزار فاشیسم مذهبی ـ نژادی سعی بر کنترل افکار خلقها دارد و به وسیلهی انواع رسانه خاصه رسانههای تصویری مانند سینما، تلویزیون و نوشتاری مانند مجلات زرد سعی بر تحمیق مردم و ساختن ذهنیتی خاص در جهت تداوم و برقراری هژمونی خود دارد. در پس امپریالیسم و سرمایهداری به سردمداری آمریکا، حکومت کردن نژاد و ایدئولوژی خاصی نهفته است. جهانی که در آن سوسیالیسم حاکم باشد از دست دنیای غرب خارج و دیگر ملتها و مناطق دارای قدرت برابر و یا بیشتر خواهند گشت و قدرت و ادارهی جهان را از دست دنیای غرب و آمریکا خارج خواهند کرد. این در حالیست که نقش کشورکهای خاورمیانه در جهان سرمایهداری بازار مصرف محصولات غربیست. بنابراین جریان نژادپرست افراطی غربی که مشغول ادارهی جهان است نیک میداند که اگر به سوسیالیسم اجازهی بروز بدهد به زودی جایگاهش را از دست میدهد و ایدئولوژی و برنامههایش بر باد خواهد رفت. این جریان بهترین سیستم برای سروری کردن بر جهان را امپراطوری سرمایهداری با فرهنگ مدرنیتهی کاپیتالیسم میداند و با ساخت آئینی نو با همین نام سعی دارد مردم جهان را به این دین بگرواند و مسخ کند تا بتواند آنچنان که میخواهد جهان را اداره نماید.
در این راستا و برای مبارزه با مدرنیتهی وابسته به سرمایهداری، ساخت فرهنگی که تبدیل به فرهنگ جهانی شده و از پروتکل اخلاقی ضمانتداری پیروی کند الزامی است و تا زمانی که احزاب کمونیست، سوسیالیست، آنارشیست و … این وضعیت را درک نکنند و قابلیت ارائه راهکارهایی که توانایی عملیاتی شدن در این راستا را داشته باشند، جریان مسلط بر جهان با تحمیل هر هزینهای حتی جنگهای ویرانگر جهانی سعی بر حفظ قدرت خواهد نمود.
کارگر تنها یک طبقه و قشر نیست که بتوان به سادگی آن را توضیح داد و برای حل مشکلاتش راهحلهایی جدای از سیستم کلی حاکم بر جهان ارائه داده و رستگارش نمود. تاریخ جهان تاریخ کارگران است هرچند بخواهید اسامی پادشاهان، سلاطین و فرماندهان را برجسته کنید اما سیر رخدادها از گذشته تا هنوز حول کارگر بوده و حل تمامی مسائل دنیا مترادف است با حل مسئلهی کارگر!!! براین اساس رئالیتهای که خواهان حل مسائل بهصورت ریشهای باشد باید مسئلهی کارگران را در سرتاسر جهان را چارهیابی نماید. بیجهت نیست که مارکس میگوید کارگران کشور ندارند و از کارگران میخواهد تا در سراسر جهان باهم متحد شوند، گواینکه سرمایهداری در قالب شرکتهای بینالمللی خود را سازماندهی کرده و در هر کشوری که فتح نموده است پس از اتحاد کارگران جلوگیری میکند و سندیکاها و اتحادیهها را صرفا به محلی برای چانهزنی بر سر دستمزد بیشتر تبدیل نموده است.
مالکین و کارفرمایان سنتی میتوانستند نیروی کار و کارگر را تا قرن بیستم از بردههای آفریقایی تامین کنند و تنها دو سه وعدهی غذایی نازل برای آنها هزینه کنند و برای سلامتی و جانشان کمتر از یک حیوان ارزش قائل میشدند. بعد از انقراض امپریالیسم روم که به گستردهترین شکل از بردگان استفاده میکرد این ایالات متحدهی آمریکا بود که بهخصوص در نیمهی جنوبی از بردگان در مزارع و دیگر مشاغل بهجای کارگر دارای حق و حقوق استفاده میکرد. جنگ شمال و جنوب با برتری شمال به بردهداری سنتی پایان بخشید و بردهداری را به عرصهای مدرنتر و مطابق کاپیتالیسم موجود سوق داد. با این حال اروپاییها که از آمریکا به عنوان غرب وحشی یاد میکنند و از اصطلاح یانکی برای همنژادان مهاجرت کردهشان به تحقیر استفاده میکنند باید نیک بدانند که آنها همان دهقانان و کارگران مورد ستم واقع شدهی اروپاییاند که برای فرار از ظلم و شکنجههای بیپایان به امید رویاهای آمریکایی رهسپار ینگهی دنیا شدند. اروپاییها باید بدانند که وجدان بشریت نظارهگر آنان است وقتی که سعی بر راضی نگهداشتن کارگران خود دارند، زمینهی خانه خرابی کارگران در اکثر کشورهای جهان را فراهم میآورند.
سرمایهداری در ایران پس از انقلاب خود را در لباس دین به خلقهای ایران قالب نمود و با کمک سوءاستفاده از دین توانست بر احساسات و عواطف دینی خلقها سوار گردد و خزیده و آرام آرام فضای اقتصادی ایران را پر نموده و وضعیت کارگران را به بدترین حالت ممکن بکشاند. کارگران بایستی هوشیار باشند و بدانند جامعهی ایران طرفدار حقوق آنها بوده و هستند. آنها باید دارای سندیکاهای مستقل بوده و دغدغهی تهیهی مایحتاج و امکانات رفاهی، خدماتی، پزشکی و … نداشته باشند. اصلا جای تعجب نیست که کشورهایی که دارای سیستمی سوسیالیستی هستند و کارگران در وضعیت بهتری بهسر میبرند آمار جرم و جنایت نیز در کمترین حالت ممکن قرار دارد و برعکس در کشورهای سرمایهداری آمار جرم و جنایت سر به فلک میزند. چنانچه سرمایهداری در آمریکا برای سود ب
در این راستا و برای مبارزه با مدرنیتهی وابسته به سرمایهداری، ساخت فرهنگی که تبدیل به فرهنگ جهانی شده و از پروتکل اخلاقی ضمانتداری پیروی کند الزامی است و تا زمانی که احزاب کمونیست، سوسیالیست، آنارشیست و … این وضعیت را درک نکنند و قابلیت ارائه راهکارهایی که توانایی عملیاتی شدن در این راستا را داشته باشند، جریان مسلط بر جهان با تحمیل هر هزینهای حتی جنگهای ویرانگر جهانی سعی بر حفظ قدرت خواهد نمود.
کارگر تنها یک طبقه و قشر نیست که بتوان به سادگی آن را توضیح داد و برای حل مشکلاتش راهحلهایی جدای از سیستم کلی حاکم بر جهان ارائه داده و رستگارش نمود. تاریخ جهان تاریخ کارگران است هرچند بخواهید اسامی پادشاهان، سلاطین و فرماندهان را برجسته کنید اما سیر رخدادها از گذشته تا هنوز حول کارگر بوده و حل تمامی مسائل دنیا مترادف است با حل مسئلهی کارگر!!! براین اساس رئالیتهای که خواهان حل مسائل بهصورت ریشهای باشد باید مسئلهی کارگران را در سرتاسر جهان را چارهیابی نماید. بیجهت نیست که مارکس میگوید کارگران کشور ندارند و از کارگران میخواهد تا در سراسر جهان باهم متحد شوند، گواینکه سرمایهداری در قالب شرکتهای بینالمللی خود را سازماندهی کرده و در هر کشوری که فتح نموده است پس از اتحاد کارگران جلوگیری میکند و سندیکاها و اتحادیهها را صرفا به محلی برای چانهزنی بر سر دستمزد بیشتر تبدیل نموده است.
مالکین و کارفرمایان سنتی میتوانستند نیروی کار و کارگر را تا قرن بیستم از بردههای آفریقایی تامین کنند و تنها دو سه وعدهی غذایی نازل برای آنها هزینه کنند و برای سلامتی و جانشان کمتر از یک حیوان ارزش قائل میشدند. بعد از انقراض امپریالیسم روم که به گستردهترین شکل از بردگان استفاده میکرد این ایالات متحدهی آمریکا بود که بهخصوص در نیمهی جنوبی از بردگان در مزارع و دیگر مشاغل بهجای کارگر دارای حق و حقوق استفاده میکرد. جنگ شمال و جنوب با برتری شمال به بردهداری سنتی پایان بخشید و بردهداری را به عرصهای مدرنتر و مطابق کاپیتالیسم موجود سوق داد. با این حال اروپاییها که از آمریکا به عنوان غرب وحشی یاد میکنند و از اصطلاح یانکی برای همنژادان مهاجرت کردهشان به تحقیر استفاده میکنند باید نیک بدانند که آنها همان دهقانان و کارگران مورد ستم واقع شدهی اروپاییاند که برای فرار از ظلم و شکنجههای بیپایان به امید رویاهای آمریکایی رهسپار ینگهی دنیا شدند. اروپاییها باید بدانند که وجدان بشریت نظارهگر آنان است وقتی که سعی بر راضی نگهداشتن کارگران خود دارند، زمینهی خانه خرابی کارگران در اکثر کشورهای جهان را فراهم میآورند.
سرمایهداری در ایران پس از انقلاب خود را در لباس دین به خلقهای ایران قالب نمود و با کمک سوءاستفاده از دین توانست بر احساسات و عواطف دینی خلقها سوار گردد و خزیده و آرام آرام فضای اقتصادی ایران را پر نموده و وضعیت کارگران را به بدترین حالت ممکن بکشاند. کارگران بایستی هوشیار باشند و بدانند جامعهی ایران طرفدار حقوق آنها بوده و هستند. آنها باید دارای سندیکاهای مستقل بوده و دغدغهی تهیهی مایحتاج و امکانات رفاهی، خدماتی، پزشکی و … نداشته باشند. اصلا جای تعجب نیست که کشورهایی که دارای سیستمی سوسیالیستی هستند و کارگران در وضعیت بهتری بهسر میبرند آمار جرم و جنایت نیز در کمترین حالت ممکن قرار دارد و برعکس در کشورهای سرمایهداری آمار جرم و جنایت سر به فلک میزند. چنانچه سرمایهداری در آمریکا برای سود ب
گذار دموکراتیک
بنام کارگری بنام کاوهی آهنگر هنگامی که به دیگران در دوردست فکر میکنی به خودت فکر کن بگو: ای کاش شمعی باشم در این ظلمت ✍ #آرمان_لر 🆔 @GozarDemocratic
یشتر جامعهی آمریکا را بهعنوان بازار حتی در فروش اسلحه میبیند و آزادی فروش اسلحه و ماریجوانا همواره باعث کشته شدن عدهی زیادی از دانشآموزان، دانشجویان، مردم در عبادتگاهها و سایر نقاط وابسته به دولت و حتی پلیس میشود. در واقع استیلای سرمایهداری در آمریکا جامعهی آن را دچار اختلالات عدیدهی روحی ـ روانی نموده و این روند در ایران نیز کاملا برای یک ایرانی سی ساله مشهود است به طوریکه او به یاد میآورد که راحت میتوانست بدون دغدغه در خیابان و کوچه و محله به بازی بپردازد اما امروزه اگر صاحب فرزندی است نمیتواند به جامعهی خارج از خانه اعتماد کند و بگذارد که فرزندش به راحتی در کوچه و خیابان به بازی بپردازد چون آمار جرم و جنایت به طرز افسارگسیختهای فزونی یافته و امنیت اجتماعی کمرنگ شده و این محصول ورود و تجاوز مدرنیتهی کاپیتالیسم و سرمایهداری است. دولت سرمایهداری رژیم استبدادگر دستنشاندهی حاکم بر ایران برای اهدافی خارج از رفاه، آسایش و آرامش خلقهای ایران بر سرکار آورده شده؛ بنابراین به دخالت در امور سایر کشورها با صرف هزینههای هنگفت میپردازد و عرصهی اقتصاد در داخل نیز در دست سرمایهداران و سپاه و نهادهای وابسته به رهبر فاسد رژیم قرار دارد. در این شرایط وضعیت کارگران هرگز بهبود نخواهد یافت و کارگران باید منتظر روزهای سختتر نیز باشند، چه تحریمهای آمریکا مزید بر علت وضعیت بغرنج آنان نیز میگردد. تمام این مصائب در حالی است که موجبات تنگ شدن عرصه برای بقاء در قشر کارگر که روزانه به خیل بیکاران میپیوندد با سیاستهای سیستم بیمار حاکم میگردد. مردم و کارگران زیادی به مشاغل کاذب همچون دست فروشی روی میآورند. اما رژیم سرمایهداری ـ استبدادی ایران این را نیز برنمیتابد و با کتکزدن، تحقیر و توقیف وجریمهی دستفروشان مانعتراشی میکنند. اگر دست فروشان کتک میخورند و اندک سرمایهشان را نیز از دست میدهند، کولبران برای اندک پول و دغدغهی نان برای خانوادههاشان همیشه با خطر مرگ ناشی از سقوط از پرتگاه، یخزدن در سرما و کولاک روبهروهستند و اگر بر این خطذات فائق آیند گرفتار شلیک مستقیم گزمههای لمپن و فاقد شعور رژیم جنایتمحور حاکم بر ایران میگردند.
سرمایهداری تمامی توان خود را در سایهی سیاستهای غیراخلاقی و بعضا جنایتمحور بسیج میکند تا اجازهی ظهور و پیشرفت شخصی که منجر به آگاهی طبقاتی میگردد را گرفته و همچنین مانع بروز تواناییهای جمعی که موجبات ساخت تشکلها، اتحادیهها و سندیکاهای کارگری میشود، میگردد و در نتیجه کارگران نمیتوانند بر امور تولید مسلط شوند و از پرورش جامعهی کارگری خود نیز غافل میمانند و تلاشها دراین جهت ره به جایی نمیبرد. کارگران باید قدرت نیروی کار خود را شناخته و در برساخت جامعهای سوسیالیست تلاش کنند و در آن جامعه خود عملگرایانه به خلق، برنامهریزی و در نهایت اجرا و پیشبرد جریان کار و تولید بپردازند. سرمایهداری این را برنمیتابد و کارگران را وابسته به طبقهی دیگری(قشر خرده بورژوا و بورژوا) نگاه میدارد و توانایی سازماندهی و هدایت، هماهنگی و رشد نیروی تولید کارگران را میگیرد. برای این مهم از هر ابزاری سود میجوید و عرصهی سیاست و فرهنگ را هم با فریب، جنایت و قوانین دولتی در دست میگیرد و از بسیج تودهها(کارگران) در راستای برقراری سوسیالیسم جلوگیری بهعمل میآورد.
سرمایهداری در جهت تداوم خود در پی اقتدار و هژمونی خود برمیآید تا بتواند در راستای استثمار و به بردگی کشاندن مدرن کارگران و جامعه بقای خود را تضمین کند و این امر مستلزم حمله به تمام شئونات زندگی و کل شخصیت فرد است. سرمایهداری از طریق گسترش و حاکمیت بر بازار و دولتها به تولید انبوه ادامه میدهد و در محیطهای کاری و با استفاده و سوءاستفاده از علوم انسانی مانند مدیریت و روانشناسی، کارگران را در فرهنگ سازمانی مختص به خود مطیع و منضبط بار میآورد و از سویی با بحران تعلق سازمانی در تمام شرکتهای کوچک وبزرگ رودررو میماند(تعلق یا تعهد سازمانی در جهان سرمایهداری بسیار اندک است چرا که مشوقهای ادامهی کار کارکنان و متخصصان در شرکتها و سازمانهای دنیای سرمایهداری بر مبنای مادیات است و سرمایهداری و علوم مدیریتیاش در زمینهی تعهد سازمانی بسیار ناموفقاند و این مشکل ناشی از عدم وجود اخلاق در دنیای سرمایهداری و فرهنگ فردگرایی است). همچنین سرمایهداری زندگی فرد را در قالب مدرنیتهی کاپیتالیستی شکل میدهد و شخصیت انسان را در جهت انطباق با نیازهای سرمایه تربیت میکند(سرمایهداری این مهم را با در کنترل درآوردن کتابهای درسی و تمام عرصهها از جمله تلویزیون، مجلات زرد و نفوذ در تمام جوانب و زندگی شخصی و ساخت روشهایی که ارزشها و نظریات را به سلطه و انقیاد خود درآورد انجام میدهد و هرجایی هم که دولتهایش نتوانند کارگران و جوامع را
سرمایهداری تمامی توان خود را در سایهی سیاستهای غیراخلاقی و بعضا جنایتمحور بسیج میکند تا اجازهی ظهور و پیشرفت شخصی که منجر به آگاهی طبقاتی میگردد را گرفته و همچنین مانع بروز تواناییهای جمعی که موجبات ساخت تشکلها، اتحادیهها و سندیکاهای کارگری میشود، میگردد و در نتیجه کارگران نمیتوانند بر امور تولید مسلط شوند و از پرورش جامعهی کارگری خود نیز غافل میمانند و تلاشها دراین جهت ره به جایی نمیبرد. کارگران باید قدرت نیروی کار خود را شناخته و در برساخت جامعهای سوسیالیست تلاش کنند و در آن جامعه خود عملگرایانه به خلق، برنامهریزی و در نهایت اجرا و پیشبرد جریان کار و تولید بپردازند. سرمایهداری این را برنمیتابد و کارگران را وابسته به طبقهی دیگری(قشر خرده بورژوا و بورژوا) نگاه میدارد و توانایی سازماندهی و هدایت، هماهنگی و رشد نیروی تولید کارگران را میگیرد. برای این مهم از هر ابزاری سود میجوید و عرصهی سیاست و فرهنگ را هم با فریب، جنایت و قوانین دولتی در دست میگیرد و از بسیج تودهها(کارگران) در راستای برقراری سوسیالیسم جلوگیری بهعمل میآورد.
سرمایهداری در جهت تداوم خود در پی اقتدار و هژمونی خود برمیآید تا بتواند در راستای استثمار و به بردگی کشاندن مدرن کارگران و جامعه بقای خود را تضمین کند و این امر مستلزم حمله به تمام شئونات زندگی و کل شخصیت فرد است. سرمایهداری از طریق گسترش و حاکمیت بر بازار و دولتها به تولید انبوه ادامه میدهد و در محیطهای کاری و با استفاده و سوءاستفاده از علوم انسانی مانند مدیریت و روانشناسی، کارگران را در فرهنگ سازمانی مختص به خود مطیع و منضبط بار میآورد و از سویی با بحران تعلق سازمانی در تمام شرکتهای کوچک وبزرگ رودررو میماند(تعلق یا تعهد سازمانی در جهان سرمایهداری بسیار اندک است چرا که مشوقهای ادامهی کار کارکنان و متخصصان در شرکتها و سازمانهای دنیای سرمایهداری بر مبنای مادیات است و سرمایهداری و علوم مدیریتیاش در زمینهی تعهد سازمانی بسیار ناموفقاند و این مشکل ناشی از عدم وجود اخلاق در دنیای سرمایهداری و فرهنگ فردگرایی است). همچنین سرمایهداری زندگی فرد را در قالب مدرنیتهی کاپیتالیستی شکل میدهد و شخصیت انسان را در جهت انطباق با نیازهای سرمایه تربیت میکند(سرمایهداری این مهم را با در کنترل درآوردن کتابهای درسی و تمام عرصهها از جمله تلویزیون، مجلات زرد و نفوذ در تمام جوانب و زندگی شخصی و ساخت روشهایی که ارزشها و نظریات را به سلطه و انقیاد خود درآورد انجام میدهد و هرجایی هم که دولتهایش نتوانند کارگران و جوامع را
گذار دموکراتیک
بنام کارگری بنام کاوهی آهنگر هنگامی که به دیگران در دوردست فکر میکنی به خودت فکر کن بگو: ای کاش شمعی باشم در این ظلمت ✍ #آرمان_لر 🆔 @GozarDemocratic
مطیع کنند پس از سرکوب خونین و تحمیل جنگهای داخلی و خارجی ابایی ندارد).
این سیستم در ایران به شیوهای بسیار پلید و افسارگسیخته تمام جامعه و دستاوردهایش را نشانه رفته است. حتی در شهرهای کوچک آمار جرم و جنایت، دزدی و تجاوز حتی به کودکان به رویدادی عادی تبدیل شده است. جامعه به کلی رها شده و سیستم حاکم ترکیبی از تاجران سنتی، آقاها و آقازادهها و سران سپاهی در چپاول ثروت خلقهای ایران گوی سبقت را از هم ربودهاند و اختلاسها و مفاسدی که افشا میشوند نشان از فسادی سیستماتیک و افسارگسیخته دارد که در تاریخ ایران بینظیر است. در این اوضاع و شرایط است که کارگران آسیبپذیرترین قشر جامعه را تشکیل میدهند. جمعیت ایران از اکثریت کارگران تشکیل یافته و درآمد آنها هرگز در حد تامین احتیاجات پایهای و ابتدایی برای زندگی نیست و شرایط کارگران که مقاطعی از سال را بیکار میمانند مدتهاست که از خطوط قرمز بحرانی عبور نموده و خیزشهای سه سال اخیر همگی از جانب جامعهی کارگری ایران بود که به بیرحمترین اشکال ممکن سرکوب شده و رژیم با روشهای قهری ـ چنگیزی سعی بر پاک کردن صورت مسئله نمود غافل از اینکه شرایط روز به روز وخیمتر شده و در صورت تداوم این وضعیت قطعا قیام کارگران فرودست، همچون سیلی خانمانبرانداز همه چیز را با خود خواهد برد. کارگران در ایران هرگز دارای امنیت شغلی نبودهاند و دستمزد آنها کفاف هزینههای سنگین زندگی در اقتصاد فروریختهی ایران را ندارد. حقوق کارگران در بسیاری از مواقع بسیار با تاخیر پرداخته شده و در مواقعی هم هرگز پرداخت نشده است. در ایران کارگران از امنیت کاری برخوردار نیستند و روزانه در معادن، کارگاهها و ساختمانهای در حال ساخت و دیگر مشاغل تعدادی از آنها جان خود را بر اثر سوانح از دست میدهند که در اکثر مواقع این سوانح قابل پیشگیری هستند اما سرمایهدارها و صاحبان(غاصبان) مشاغل برای کسب سود بیشتر از هزینه کردن در بخشهایی که ایمنی و بهداشت کاری را تضمین میکند خودداری میکنند. همچنین کارگران روزمزد تنها به دستمزدی که در پایان روز و یا اتمام کار موقتی پرداخت میشود و از دیگر آیتمهای حقوقی مانند ایابذهاب، هزینهی عائلهمندی، حق بیمه و غیره بیبهرهاند. در واقع سرمایهداری در ایران نیز خیل نیروی کار کارگری بیکار را در صف انتظار نگه داشته و کارگران در کارخانهها و کارگاهها به دلیل نداشتن امنیت شغلی و ترس از دست دادن همین آبباریکه(حقوق)، به دنبال حق و حقوق خود نبوده و محافظهکار میشوند. در کشوری مانند ایران عدم دریافت یک ماه حقوق برای کارگر برابر است با بحرانی فراگیر برای زنده ماندن. از سویی دیگر با حقوق کارگری در ایران نمیتوان از پس تهیهی حداقلها نیز برآمد وقدرت خرید قشر کارگر در پایینترین حالت ممکن قرار دارد بطوری که یک کارگر با حقوق کارگری توان خرید میوه، گوشت و بسیاری از اقلام ضروری در سبد غذاییای که برای سلامتی بدن حیاتیاند را ندارد. کمر کارگر در زیر مخارج تهیهی پوشاک برای خود و خانوادهاش، اجارهی مسکن، هزینههای رفتوآمد، پرداختیهای آب، برق، تلفن و گاز، خرید وسایل مورد نیاز خانه و اقلامی مانند لوازم بهداشتی شکسته است. تفریح و شادی در چنین شرایطی امکانپذیر نیست و بسیاری از کارگران در ایران شرایطی مانند اردوگاههای کار اجباری یافتهاند. برای بهتر متوجه شدن این وضعیت باید نگاهی به حاشیهی شهرها بیاندازیم جایی که حلبیآبادها، شیلنگآبادها و غیرهناآبادها پیش چشم حاکمان فاسد و جنایتپیشهی رژیم استبدادی ایران به وجود آمده، این در حالیست که این رژیم با شعارهایی به نفع مستضعفان برسر کار آمد اما نتیجهاش گسترش سرمایهداری و انباشت سرمایه و ثروتهای جنایتآورده در دستان بورژواها و ملایان حکومتی و سران سپاه و نظام جهل و جنایت ایران شد.
کارگران در این شرایط اگر عمر نوح هم داشته باشند نخواهند توانست یک پراید هفتاد میلیونی و خانهای محقر کوچک کلنگی چندصد میلیونی بخرند و خرید خانه و ماشین برای کارگر یک رویاست و برای برخی دیگر رویای آن را دیدن نیز امکانپذیر نیست و ذهنیت این بخش از کارگران مشمول “درماندگیآمختهشده” گشته و بخشی دیگر با آه و حسرت میتوانند فقط نظارهگر باشند. تمام این مصائب به همراه دستان خالی پدر هنگام برگشت به خانه در شرمندگی، شرایط انفجار جامعهی کارگری را آماده کرده است.
اکنون و با همهگیر شدن ویروس کرونا و خطراتش، کارگران آسیبپذیرترین قشر در جامعه هستند و بسیاری از آنان کار خود را از دست داده و اندک درآمدهایشان را نیز از دست دادند. این در حالیست که کرونا و اثر تحریم به کارگران بیشترین فشار را متحمل میگرداند و قشر سرمایهدار و صاحبمنصبان دولتی هرگز نه از تحریمها و نه از کرونا دچار سختی نمیگردند و بیش از همه باز هم این کارگران هستند که با قرنطینه شدن در خانهها و تعطیلی کسب و کار
این سیستم در ایران به شیوهای بسیار پلید و افسارگسیخته تمام جامعه و دستاوردهایش را نشانه رفته است. حتی در شهرهای کوچک آمار جرم و جنایت، دزدی و تجاوز حتی به کودکان به رویدادی عادی تبدیل شده است. جامعه به کلی رها شده و سیستم حاکم ترکیبی از تاجران سنتی، آقاها و آقازادهها و سران سپاهی در چپاول ثروت خلقهای ایران گوی سبقت را از هم ربودهاند و اختلاسها و مفاسدی که افشا میشوند نشان از فسادی سیستماتیک و افسارگسیخته دارد که در تاریخ ایران بینظیر است. در این اوضاع و شرایط است که کارگران آسیبپذیرترین قشر جامعه را تشکیل میدهند. جمعیت ایران از اکثریت کارگران تشکیل یافته و درآمد آنها هرگز در حد تامین احتیاجات پایهای و ابتدایی برای زندگی نیست و شرایط کارگران که مقاطعی از سال را بیکار میمانند مدتهاست که از خطوط قرمز بحرانی عبور نموده و خیزشهای سه سال اخیر همگی از جانب جامعهی کارگری ایران بود که به بیرحمترین اشکال ممکن سرکوب شده و رژیم با روشهای قهری ـ چنگیزی سعی بر پاک کردن صورت مسئله نمود غافل از اینکه شرایط روز به روز وخیمتر شده و در صورت تداوم این وضعیت قطعا قیام کارگران فرودست، همچون سیلی خانمانبرانداز همه چیز را با خود خواهد برد. کارگران در ایران هرگز دارای امنیت شغلی نبودهاند و دستمزد آنها کفاف هزینههای سنگین زندگی در اقتصاد فروریختهی ایران را ندارد. حقوق کارگران در بسیاری از مواقع بسیار با تاخیر پرداخته شده و در مواقعی هم هرگز پرداخت نشده است. در ایران کارگران از امنیت کاری برخوردار نیستند و روزانه در معادن، کارگاهها و ساختمانهای در حال ساخت و دیگر مشاغل تعدادی از آنها جان خود را بر اثر سوانح از دست میدهند که در اکثر مواقع این سوانح قابل پیشگیری هستند اما سرمایهدارها و صاحبان(غاصبان) مشاغل برای کسب سود بیشتر از هزینه کردن در بخشهایی که ایمنی و بهداشت کاری را تضمین میکند خودداری میکنند. همچنین کارگران روزمزد تنها به دستمزدی که در پایان روز و یا اتمام کار موقتی پرداخت میشود و از دیگر آیتمهای حقوقی مانند ایابذهاب، هزینهی عائلهمندی، حق بیمه و غیره بیبهرهاند. در واقع سرمایهداری در ایران نیز خیل نیروی کار کارگری بیکار را در صف انتظار نگه داشته و کارگران در کارخانهها و کارگاهها به دلیل نداشتن امنیت شغلی و ترس از دست دادن همین آبباریکه(حقوق)، به دنبال حق و حقوق خود نبوده و محافظهکار میشوند. در کشوری مانند ایران عدم دریافت یک ماه حقوق برای کارگر برابر است با بحرانی فراگیر برای زنده ماندن. از سویی دیگر با حقوق کارگری در ایران نمیتوان از پس تهیهی حداقلها نیز برآمد وقدرت خرید قشر کارگر در پایینترین حالت ممکن قرار دارد بطوری که یک کارگر با حقوق کارگری توان خرید میوه، گوشت و بسیاری از اقلام ضروری در سبد غذاییای که برای سلامتی بدن حیاتیاند را ندارد. کمر کارگر در زیر مخارج تهیهی پوشاک برای خود و خانوادهاش، اجارهی مسکن، هزینههای رفتوآمد، پرداختیهای آب، برق، تلفن و گاز، خرید وسایل مورد نیاز خانه و اقلامی مانند لوازم بهداشتی شکسته است. تفریح و شادی در چنین شرایطی امکانپذیر نیست و بسیاری از کارگران در ایران شرایطی مانند اردوگاههای کار اجباری یافتهاند. برای بهتر متوجه شدن این وضعیت باید نگاهی به حاشیهی شهرها بیاندازیم جایی که حلبیآبادها، شیلنگآبادها و غیرهناآبادها پیش چشم حاکمان فاسد و جنایتپیشهی رژیم استبدادی ایران به وجود آمده، این در حالیست که این رژیم با شعارهایی به نفع مستضعفان برسر کار آمد اما نتیجهاش گسترش سرمایهداری و انباشت سرمایه و ثروتهای جنایتآورده در دستان بورژواها و ملایان حکومتی و سران سپاه و نظام جهل و جنایت ایران شد.
کارگران در این شرایط اگر عمر نوح هم داشته باشند نخواهند توانست یک پراید هفتاد میلیونی و خانهای محقر کوچک کلنگی چندصد میلیونی بخرند و خرید خانه و ماشین برای کارگر یک رویاست و برای برخی دیگر رویای آن را دیدن نیز امکانپذیر نیست و ذهنیت این بخش از کارگران مشمول “درماندگیآمختهشده” گشته و بخشی دیگر با آه و حسرت میتوانند فقط نظارهگر باشند. تمام این مصائب به همراه دستان خالی پدر هنگام برگشت به خانه در شرمندگی، شرایط انفجار جامعهی کارگری را آماده کرده است.
اکنون و با همهگیر شدن ویروس کرونا و خطراتش، کارگران آسیبپذیرترین قشر در جامعه هستند و بسیاری از آنان کار خود را از دست داده و اندک درآمدهایشان را نیز از دست دادند. این در حالیست که کرونا و اثر تحریم به کارگران بیشترین فشار را متحمل میگرداند و قشر سرمایهدار و صاحبمنصبان دولتی هرگز نه از تحریمها و نه از کرونا دچار سختی نمیگردند و بیش از همه باز هم این کارگران هستند که با قرنطینه شدن در خانهها و تعطیلی کسب و کار
ها دچار فقر و گرسنگی شده و سخت در مضیقه قرار میگیرند. منبع درآمد آنان قطع شده و دو عدد لیمو را باید با قیمتهای نجومی خرید و این هرگز برای کارگر دیگر امکانپذیر نیست. از قیمت مواد غذایی که بگذریم، کارگر با اندک درآمد ماهانهی از دسترفتهاش چگونه توان خرید اقلام بهداشتی برای مقابله با کرونا را خواهد داشت؟ قیمت الکلهای تقلبی دچار جهشی سرگیجهآور شد، قیمت یک ماسک ساده بیست سی برابر قیمت پیش از شیوع کرونا شد و تمام بحرانها و مشکلات اقتصادی، اجتماعی و بهداشتی در بدو امر سراغ کلبهی محقر کارگر میرود و مسئولان، دولتمردان و غاصبان مشاغل در چنین مواقعی از آب گلآلود بحران، شاهماهی خود را از آب میگیرند. در این ایام تاجران خصولتی و رانتخواران با انحصار واردات و احتکار اجناس سفرهی کوچک کارگران و عامهی مردم را باز کوچکتر نموده و حسابهای خود را بیش از پیش پر نمودند. این جنایتکاران اقتصادی خوب میدانند که در نتیجهی این وضعیتی که پدید آوردهاند مردم(کارگران و صاحبان کسب و کارهای کوچک) در زیر فشار دچار از همگسیختگی اقتصادی، روحی و روانی خواهند شد. در این حالت یا کرونا آنان را خواهد کشت و یا ویروس اشغالگر سرزمین خلقهای ایران. در چنین شرایطی سهم مردم به تنگ آمده از فقر و فلاکت اهدایی از سوی رژیم جنایتمحور استبداد پیشهی ایران، گلوله بوده است. روشنفکرنماهای خارجنشین و داخلی هم به تئوریبافیهای انتزاعی مشغولند و درک نمیکنند که گرسنگی و فقری که موجبات تحقیر مردم را بهوجود آورده جایی برای افکار انتزاعی و راهحلهای مسالمتآمیز باقی نمیگذارد. در چنین اوضاع و احوالی است که حقوق و دستمزد کارگران از سوی وزارت کار، رفاه و تامین اجتماعی در حدود دو میلیون و ششصدهزار تومان اعلام شد. در بدو امر باید از مسئولان، نمایندگانی که این لوایح توهینآمیز را تصویب میکنند و سرتاپای حاکمین این نظام فاسد ضدبشری خواسته شود تا سال ۹۹ را به همراه خانوادههایشان با حداقل حقوقی که برای کارگر درنظر گرفته شده زندگی کنند. مرفهین بیدرد باید بدانند که اکثر مردم ایران کارگر هستند و از حداقلهای ممکن برای زندگی برخوردارند و فقط به بقای خود با وجود هزاران درد و مصیبت ادامه میدهند. کارگر اگر دارای کاری دائمی باشد و بتواند ماهانه این حداقل حقوق را دریافت کند پس برای یکماه میتواند با این پول چه کار کند؟
www.pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
www.pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
Forwarded from شبکه حقوق بشر کردستان | تۆڕی مافەکانی مرۆڤی کوردستان
🔷 شبکه حقوق بشر کردستان مطلع شده است، زینب جلالیان دو روز پس از انتقال ناگهانی از زندان خوی در حال حاضر در زندان قرچک ورامین به سر میبرد. هنوز مشخص نیست دلیل این انتقال چه بوده است. اما مسئولان زندان خوی در پاسخ به خانواده این زندانی سیاسی از احتمال باز شدن یک پرونده جدید برای او و انتقال به تهران برای انجام بازجویی خبر داده بودند.
ادامه این مطلب:
http://kurdistanhumanrights.net/fa/?p=12893
🆔 @KurdistanHRN
@HiwaKHRN ارتباط با شبکە
ادامه این مطلب:
http://kurdistanhumanrights.net/fa/?p=12893
🆔 @KurdistanHRN
@HiwaKHRN ارتباط با شبکە
KHRN
زینب جلالیان به زندان قرچک ورامین منتقل شده است | KHRN
شبکه حقوق بشر کردستان مطلع شده است، زینب جلالیان دو روز پس از انتقال ناگهانی از زندان خوی در حال حاضر در زندان قرچک ورامین به سر میبرد. هنوز مشخص نیست دلیل…
Forwarded from انقلابـــــ روژآوا
🔲 تصویر سعید شیرزاد زندانی سیاسی و فعال حقوق کودکان کار که امروز پس از تحمل شش سال حبس از زندان رجاییشهر کرج آزاد شد.
◾️انقلاب روژآوا
https://t.me/enqelabrojava
◾️انقلاب روژآوا
https://t.me/enqelabrojava
گذار دموکراتیک
#رۆژین_هێژا ئەندامی کۆردیناسیۆنی #کەژار: بارودۆخی زیندانیانی سیاسی لە مەترسیدایە رۆژین هێژا ئەندامی کۆردیناسیۆنی کۆمەڵگای ژنانی ئازادی رۆژهەڵاتی کوردستان(KJAR) سەبارەت بە دۆخی کۆرۆنا و خۆپاراستنی گەل لە کاتی کۆرۆنادا و دۆخی زیندانیانی سیاسی و بەتایبەت دۆخی…
روژین هیژا: زندانیان سیاسی در معرض تهدید هستند
روژین هیژا: وضعیت زندانیان و خصوصا زندانیان سیاسی زن، وضعیت زینب جلالیان در معرض تهدیدی جدی قرار دارد. لازم است سریعا نسبت به مکان انتقال وی و چرایی انتقال وی از زندان به مکان دیگر توضیح داده شود.
روژین هیژا عضو کمیته اجرایی جامعه آزاد زنان روژهلات کوردستان (کژار) در خصوص وضعیت موجود، شیوع ویروس کرونا و اقدامات دفاعی انجام شده از سوی خلق در مقابل آن، وضعیت زندانیان سیاسی و خصوصا وضعیت زینب جلالیان و رفقای دیگر وی، افزایش خشونت علیه زنان و در خاتمه در خصوص تحقق همزیستی آزاد و جامعه دمکراتیک گفتگو نمود.
نبرد بین مدرنیته سرمایهداری و مدرنیته دمکراتیک
روژین هیژا عضو کمیته جامعه آزاد زنان روژهلات کوردستان (کژار) شیوع ویروس کرونا را مانند سبکی از جنگ جهانی سوم در قالب بیولوژیک آن تعریف کرده و اظهار داشت: رهبر آپو جنگ کنونی را که در حال وقوع است جنگ جهانی سوم خوانده است. جنگ جهانی سوم هم از سوی نظامی و سیاسی امروز کاملا مشهود است. امروزه ما شاهد این هستیم که شیوههای جنگ تغییر یافتهاند. جنگی که در ابعاد سیاسی و نظامی روی میدهد، در بعد بیولوژیک نیز ادامه مییابد. هر روز آماری جدید از نتایج مرگ و میر منتشر میشوند، امار کسانی که به دلیل شیوع و ابتلا به این ویروس جان خود را از دست میدهند، نشان میدهد که این جنگ به شیوهای جدید و دشوار تداوم دارد.
مدرنیته سرمایهداری امروزه با ویژگی جدیدی بر مبنای طراحی مجدد جهان خود را مدیریت میکند. جنگی که اکنون در جریان است بین دو سیستم مدرنیته دمکراتیک و مدرنیته سرمایهداری است. جنگ تفکر و اندیشه است. مدرینته سرمایهداری در بنیاد خود برای انسان درد و مرگ را به همراه داشته است. یعنی جامعه را بر مبنای بحران و خشونت ایجاد کرده است و امروزه نیز جامعه در بحران و محدودیت زندگی میکند.
رهبر آپو اراده حیات، زن و جامعه آزاد است
هیژا مدرنیته دمکراتیک را به عنوان آلترناتیفی برای جامعه ای بحرانی تعریف کرده و خاطرنشان ساخت که جنگ سوم جهانی بین جنگی است که بین این دو پارادایم رخ میدهد. وی با اشاره به انزوای رهبر خلق کورد اظهار داشت: رهبر آپو از اساس یک مدرنیته دمکراتیک را تعریف کرده و واقعیت مدرنیته سرمایهداری فاش کرده و ابعاد بحرانی، بیماری و دردها و مصائب آن را برای بشریت مطرح ساخته است. به همین دلیل است که از تفکر و اندیشههای رهبر آپو واهمه دارند. زمانیکه از جنگ بین اندیشهها حرف میزنیم، انزوایی که بر رهبر خلق کورد تحمیل میشود، مبنای خود را از ترس از اندیشههای وی میگیرد. انزوا بر رهبر آپو نشانههای از ترس و واهمه آنان است، زیرا رهبر آپو حیاتی آزاد و دمکراتیک را به بشریت ارائه میکند. انزوای رهبر آپو نه فقط به معنای انزوای صرف وی، بلکه به معنای تحمیل انزوا بر بشریت، حیات تمامی زنان و تمامی جامعه است. زیرا رهبر آپو اراده حیات، زنان و جامعه آزاد است.
ایران برای سیاستهای خود زندگی مردم را تهدید میکند
در رابطه با شیوع و انتشار ویروس کرونا در ایران، روژین هیژا در خصوص سیاستهای ایران در این باره اظهار داشت: زمانیکه ویروس در چین گسترش یافت و هنوز به کشورهای دیگر شیوع نیافته بود؛ گفته میشد که در ایران خلق به این شیوع مبتلا شده است، اما ایران آن را تکذیب میکرد. در زمان برگزاری انتخابات، خلق رویکردهای دولتی را نپذیرفته و در مقابل آن موضعگیری نمودند. خلق مشاهده نمود که رژیم هیچ ارادهای برای حل مسائل و مشکلات نداشته وقتکشی و بحران افکنی دو رویکرد ویژه این حکومت است. خلق نیز موضع خود را در مقابل دولت از طریق بایکوت انتخابات مجلس نشان داده و از این طریق اراده آزاد خود را با عدم حضور در انتخابات نشان داد. رژیم ایران زمانی که دریافت شمار بایکوت کنندگان انتخابات بسیار فراوان است و خلق خواهان رای دادن نیست، به منظور انکه انتخابات تحت تاثیر مطالبات سیاسی خلق قرار نگیرد، شیوع کرونا در ایران فاش کرده و نتایج انتخابات را به شیوع کرونا گره زد. این اقدام دولت نیز چهره واقعی دولت را نشان داده و نشان میدهد که چگونه این حکومت برای دستیابی به مطامع خود، خلق را به خطر افکنده است. حتی در ابتدا شیوع ویروس را نیز اطلاعرسانی نکرده و تدابیر لازم در این باره اتخاذ نشدند. اما اکنون نیز میبینیم که شیوع ویروس کرونا را به عنوان سیاستی جهت مقابله با هر گونه نارضایتی و تظاهراتی مورد توجه قرار داده و از این طریق ترس و واهمه درمیان خلق را ترویج کرده است.
جامعه از خود دفاع و محافظت کرده و سیستم خود را ایجاد کرد
روژین هیژا: وضعیت زندانیان و خصوصا زندانیان سیاسی زن، وضعیت زینب جلالیان در معرض تهدیدی جدی قرار دارد. لازم است سریعا نسبت به مکان انتقال وی و چرایی انتقال وی از زندان به مکان دیگر توضیح داده شود.
روژین هیژا عضو کمیته اجرایی جامعه آزاد زنان روژهلات کوردستان (کژار) در خصوص وضعیت موجود، شیوع ویروس کرونا و اقدامات دفاعی انجام شده از سوی خلق در مقابل آن، وضعیت زندانیان سیاسی و خصوصا وضعیت زینب جلالیان و رفقای دیگر وی، افزایش خشونت علیه زنان و در خاتمه در خصوص تحقق همزیستی آزاد و جامعه دمکراتیک گفتگو نمود.
نبرد بین مدرنیته سرمایهداری و مدرنیته دمکراتیک
روژین هیژا عضو کمیته جامعه آزاد زنان روژهلات کوردستان (کژار) شیوع ویروس کرونا را مانند سبکی از جنگ جهانی سوم در قالب بیولوژیک آن تعریف کرده و اظهار داشت: رهبر آپو جنگ کنونی را که در حال وقوع است جنگ جهانی سوم خوانده است. جنگ جهانی سوم هم از سوی نظامی و سیاسی امروز کاملا مشهود است. امروزه ما شاهد این هستیم که شیوههای جنگ تغییر یافتهاند. جنگی که در ابعاد سیاسی و نظامی روی میدهد، در بعد بیولوژیک نیز ادامه مییابد. هر روز آماری جدید از نتایج مرگ و میر منتشر میشوند، امار کسانی که به دلیل شیوع و ابتلا به این ویروس جان خود را از دست میدهند، نشان میدهد که این جنگ به شیوهای جدید و دشوار تداوم دارد.
مدرنیته سرمایهداری امروزه با ویژگی جدیدی بر مبنای طراحی مجدد جهان خود را مدیریت میکند. جنگی که اکنون در جریان است بین دو سیستم مدرنیته دمکراتیک و مدرنیته سرمایهداری است. جنگ تفکر و اندیشه است. مدرینته سرمایهداری در بنیاد خود برای انسان درد و مرگ را به همراه داشته است. یعنی جامعه را بر مبنای بحران و خشونت ایجاد کرده است و امروزه نیز جامعه در بحران و محدودیت زندگی میکند.
رهبر آپو اراده حیات، زن و جامعه آزاد است
هیژا مدرنیته دمکراتیک را به عنوان آلترناتیفی برای جامعه ای بحرانی تعریف کرده و خاطرنشان ساخت که جنگ سوم جهانی بین جنگی است که بین این دو پارادایم رخ میدهد. وی با اشاره به انزوای رهبر خلق کورد اظهار داشت: رهبر آپو از اساس یک مدرنیته دمکراتیک را تعریف کرده و واقعیت مدرنیته سرمایهداری فاش کرده و ابعاد بحرانی، بیماری و دردها و مصائب آن را برای بشریت مطرح ساخته است. به همین دلیل است که از تفکر و اندیشههای رهبر آپو واهمه دارند. زمانیکه از جنگ بین اندیشهها حرف میزنیم، انزوایی که بر رهبر خلق کورد تحمیل میشود، مبنای خود را از ترس از اندیشههای وی میگیرد. انزوا بر رهبر آپو نشانههای از ترس و واهمه آنان است، زیرا رهبر آپو حیاتی آزاد و دمکراتیک را به بشریت ارائه میکند. انزوای رهبر آپو نه فقط به معنای انزوای صرف وی، بلکه به معنای تحمیل انزوا بر بشریت، حیات تمامی زنان و تمامی جامعه است. زیرا رهبر آپو اراده حیات، زنان و جامعه آزاد است.
ایران برای سیاستهای خود زندگی مردم را تهدید میکند
در رابطه با شیوع و انتشار ویروس کرونا در ایران، روژین هیژا در خصوص سیاستهای ایران در این باره اظهار داشت: زمانیکه ویروس در چین گسترش یافت و هنوز به کشورهای دیگر شیوع نیافته بود؛ گفته میشد که در ایران خلق به این شیوع مبتلا شده است، اما ایران آن را تکذیب میکرد. در زمان برگزاری انتخابات، خلق رویکردهای دولتی را نپذیرفته و در مقابل آن موضعگیری نمودند. خلق مشاهده نمود که رژیم هیچ ارادهای برای حل مسائل و مشکلات نداشته وقتکشی و بحران افکنی دو رویکرد ویژه این حکومت است. خلق نیز موضع خود را در مقابل دولت از طریق بایکوت انتخابات مجلس نشان داده و از این طریق اراده آزاد خود را با عدم حضور در انتخابات نشان داد. رژیم ایران زمانی که دریافت شمار بایکوت کنندگان انتخابات بسیار فراوان است و خلق خواهان رای دادن نیست، به منظور انکه انتخابات تحت تاثیر مطالبات سیاسی خلق قرار نگیرد، شیوع کرونا در ایران فاش کرده و نتایج انتخابات را به شیوع کرونا گره زد. این اقدام دولت نیز چهره واقعی دولت را نشان داده و نشان میدهد که چگونه این حکومت برای دستیابی به مطامع خود، خلق را به خطر افکنده است. حتی در ابتدا شیوع ویروس را نیز اطلاعرسانی نکرده و تدابیر لازم در این باره اتخاذ نشدند. اما اکنون نیز میبینیم که شیوع ویروس کرونا را به عنوان سیاستی جهت مقابله با هر گونه نارضایتی و تظاهراتی مورد توجه قرار داده و از این طریق ترس و واهمه درمیان خلق را ترویج کرده است.
جامعه از خود دفاع و محافظت کرده و سیستم خود را ایجاد کرد
گذار دموکراتیک
#رۆژین_هێژا ئەندامی کۆردیناسیۆنی #کەژار: بارودۆخی زیندانیانی سیاسی لە مەترسیدایە رۆژین هێژا ئەندامی کۆردیناسیۆنی کۆمەڵگای ژنانی ئازادی رۆژهەڵاتی کوردستان(KJAR) سەبارەت بە دۆخی کۆرۆنا و خۆپاراستنی گەل لە کاتی کۆرۆنادا و دۆخی زیندانیانی سیاسی و بەتایبەت دۆخی…
هیژا با اشاره به وضعیت بیکاری و فقر روز افزون خلق در ایران گفت: خلق در ایران و روژهلات کوردستان به دلیل فقر نمیتواند در خانه مانده و کار خود را متوقف کند. در این فرایند که از خلق میخواهند در خانه مانده و از منازلشان خارج نشوند، خلق جواب میدهد که به دلیل فقر، یا گرسنگی یا از بیماری، در هر حال میمیریم. سال گذشته به دلیل فقدان تدابیر امنیتی محیط کار ۴۶۸ نفر جان خود را از دست دادند و ۱۷۶۴ نفر نیز مجروح شدهاند. در محیط کار هیچگونه امنیتی وجود ندارد. جامعه برای اینکه به دلیل این بیماری دچار هراس نشود تجارب وسیعی فراگرفته و به گونهای عمل میکند که گویا دولتی وجود ندارد. در این خصوص هیژا با اشاره به حفاظت خود جامعه از خود در مقابل ویروس گفت: ما هم در ایران، در روژهلات کوردستان و هم در بخشهای دیگر کوردستان مشاهده کردهایم که خلق چگونه از خود حفاظت به عمل میآورد. جامعه خود از خود صیانت به عمل آورده و سیستم خود را ایجاد کرده است. برای نمونه در نتیجه پارادایم رهبر آپو، سیستمی در روژآوای کوردستان، مخمور و شنگال ایجاد شد. مشاهده میشود که خلقمان سیستم خود را ایجاد کرده است و اجازه نداد که این یروس همه گیر شود. چند بار تهدیدهایی روی دادهاند. اما سطح دفاع و محافظت جامعه از خود و ایجاد سیستم بهداشتی آنها را قادر ساخت که خود توان حفاظت از خود را داشته باشند. خلق محلات خود را ضد عفونی کرده و در خانههای خود تدابیر لازم را اتخاذ کرده و در بعد مادی نیز با یکدیگر همکاری کرده و بستههای مواد غذایی را بین نیازمندان توزیع کردند. این موضعگیری خلق جای تقدیر دارد. گامی که با رهبری هلال احمر کوردستان نیز تحت عنوان خواهری -برادری خانوادهها در بخشهای کوردستان صورت گرفت، گامی مهم و لازم بود در این مقطع حساس بود و در حد توان خود توانستند که با یکدیگر همکاری کنند.
دولت از این مقطع به عنوان فرصتی برای سیاستهای خود استفاده میکند
روژین هیژا با اشاره به اقدامات دولت ایران در این مقطع اظهار داشت: مشاهده شد که در ایران فساد در بالاترین سطح خود قرار دارد. به جای اینکه دولت به همکاری و حمایت خلق دست بزند، به ایجاد ممنوعیتهایی دست زد، مشاهده شد که جوانان تلاش کردند تا به خلق کمکرسانی کنند و به شیوهای سازماندهی شده، خود کمکرسانی را بر عهده بگیرند، اما دولت ایران مانع از انجام این کار شد. در تظاهرات سال گذشته مشاهده کردیم که خلق به دلیل نگرانی از سرنوشت و آینده خود به تظاهرات دست زدند و هزاران نفر در جریان این تظاهرات جان خود را از دست داده و شمار بیشتری تا کنون نیز مفقود الاثر شدهاند. در این جریان حتی تورم سبزی و میوه نیز ۱۵ تا ۲۵ درصد افزایش پیدا کرده است. البته این روند در ایران موضوع جدیدی نیست، در اکتبر سال گذشته قیمت بنزین ۳ برابر افزایش پیدا کرد، مشاهده کردیم که خلق تا چه حد واکنش شدیدی نسبت به آن نشان داد، اما دولت از شیوع کرونا به عنوان فرصتی برای گرانی هر چه بیشتر استفاده کرد.
دولت با تمامی نهادها و سازمانهایش دست در جیب خلق دارند، در این رابطه حتی میتوان گفت که دولت خلق را در منازلشان زندانی کرده و از این طریق از فرصت بهرهبرداری کرده و سیاستهای خود را پیگیری مینماید. به همین دلیل لازم است که خلق در مقابل اقدامات دولت هوشیاری از خود نشان داده و اعتراضات خود را به انحای مختلف نشان دهد. لازم است که بدانیم دولت از این مقطع به عنوان فرصتی برای تقویت و تجدید قوای خود و همچنین پیگیری سیاستهای علیه خلق بهرهبرداری میکند. به همین دلیل نیز لازم است که ما نیز با آگاهی نسبت به سازماندهی خود اقدام کنیم. به همین علت است که باید از نحوه جهتگیری سیاستهای دولت نیز کاملا اطلاع داشته و اجازه ندهیم که دولت به شیوهای جدید و با سیاستی جدید، مجددا رویاروی ما قرار گیرد.
جمهوری اعدام ایرانی بار دیگر به انحای مختلف سیاستهای خود را پیگیری میکند
هیژا در ادامه سخنان خود سیاستهای ویژهای را که بر زندانهای ایران و ترکیه حاکم است مورد ارزیابی قرار داده و اظهار داشت که این دولتها به گونهای نشان میدهند که به دلیل شیوع کرونا سیاستهای مبتنی بر عفو زندانیان را در پیش گرفتهاند و زندانیان را آزاد میکنند. اما مشاهده میشود که این نظر صحیح نیست. هیژا در رابطه با سیاستهای دولت و وضعیت زندانیان اظهار داشت: درست است که افراد فراوانی از زندان آزاد شدهاند، اما بیشتر افراد آزاد شده به دلیل جرایمی مانند دزدی یا پروندههای کیفری اجتماعی از زندان آزاد شدند یا به معنای دیگر کسانی که مرتکب جرایمی علیه افراد دیگر شده بودند از زندان آزاد شدهاند. اما اگر دقت کنیم میبینیم که افراد دمکرات، آزادیخواه و افرادی که به دلیل تفکرات خود زندانی شده بودند از زندان آزاد نشدهاند.
دولت از این مقطع به عنوان فرصتی برای سیاستهای خود استفاده میکند
روژین هیژا با اشاره به اقدامات دولت ایران در این مقطع اظهار داشت: مشاهده شد که در ایران فساد در بالاترین سطح خود قرار دارد. به جای اینکه دولت به همکاری و حمایت خلق دست بزند، به ایجاد ممنوعیتهایی دست زد، مشاهده شد که جوانان تلاش کردند تا به خلق کمکرسانی کنند و به شیوهای سازماندهی شده، خود کمکرسانی را بر عهده بگیرند، اما دولت ایران مانع از انجام این کار شد. در تظاهرات سال گذشته مشاهده کردیم که خلق به دلیل نگرانی از سرنوشت و آینده خود به تظاهرات دست زدند و هزاران نفر در جریان این تظاهرات جان خود را از دست داده و شمار بیشتری تا کنون نیز مفقود الاثر شدهاند. در این جریان حتی تورم سبزی و میوه نیز ۱۵ تا ۲۵ درصد افزایش پیدا کرده است. البته این روند در ایران موضوع جدیدی نیست، در اکتبر سال گذشته قیمت بنزین ۳ برابر افزایش پیدا کرد، مشاهده کردیم که خلق تا چه حد واکنش شدیدی نسبت به آن نشان داد، اما دولت از شیوع کرونا به عنوان فرصتی برای گرانی هر چه بیشتر استفاده کرد.
دولت با تمامی نهادها و سازمانهایش دست در جیب خلق دارند، در این رابطه حتی میتوان گفت که دولت خلق را در منازلشان زندانی کرده و از این طریق از فرصت بهرهبرداری کرده و سیاستهای خود را پیگیری مینماید. به همین دلیل لازم است که خلق در مقابل اقدامات دولت هوشیاری از خود نشان داده و اعتراضات خود را به انحای مختلف نشان دهد. لازم است که بدانیم دولت از این مقطع به عنوان فرصتی برای تقویت و تجدید قوای خود و همچنین پیگیری سیاستهای علیه خلق بهرهبرداری میکند. به همین دلیل نیز لازم است که ما نیز با آگاهی نسبت به سازماندهی خود اقدام کنیم. به همین علت است که باید از نحوه جهتگیری سیاستهای دولت نیز کاملا اطلاع داشته و اجازه ندهیم که دولت به شیوهای جدید و با سیاستی جدید، مجددا رویاروی ما قرار گیرد.
جمهوری اعدام ایرانی بار دیگر به انحای مختلف سیاستهای خود را پیگیری میکند
هیژا در ادامه سخنان خود سیاستهای ویژهای را که بر زندانهای ایران و ترکیه حاکم است مورد ارزیابی قرار داده و اظهار داشت که این دولتها به گونهای نشان میدهند که به دلیل شیوع کرونا سیاستهای مبتنی بر عفو زندانیان را در پیش گرفتهاند و زندانیان را آزاد میکنند. اما مشاهده میشود که این نظر صحیح نیست. هیژا در رابطه با سیاستهای دولت و وضعیت زندانیان اظهار داشت: درست است که افراد فراوانی از زندان آزاد شدهاند، اما بیشتر افراد آزاد شده به دلیل جرایمی مانند دزدی یا پروندههای کیفری اجتماعی از زندان آزاد شدند یا به معنای دیگر کسانی که مرتکب جرایمی علیه افراد دیگر شده بودند از زندان آزاد شدهاند. اما اگر دقت کنیم میبینیم که افراد دمکرات، آزادیخواه و افرادی که به دلیل تفکرات خود زندانی شده بودند از زندان آزاد نشدهاند.
با نگاهی به زندان اورمیه و زندانهای دیگر میبینیم که حتی زندانیان چندانی نیز آزاد نشدهاند. برای نمونه زینب جلالیان به عنوان یک زندانی سیاسی که گفته میشود طی چند روز اخیر به مکان نامعلومی منتقل شده است، همچنان زندانی است. اکنون خلق از این وضعیت اطلاع دارد. پیش از این نیز سیاستهایی از این دست بر خلق تحمیل میشد. هر بار به شیوهای جدید از طریق شکنجه و فشار تلاش داشتند تا سیاستهایشان را برای به تسلیم واداشتن پیگیری کنند. اخیرا نیز در ایران، ۴۰ نفر اعدام شدهاند. این اقدامات به این معناست که جمهوری اعدام ایرانی به انحای مختلف سیاستهای خود را پیگیری میکند و تلاش میکند به این سیاستها مشروعیت ببخشد. در همین چند روز اخیر چند نفر اعدام شدهاند که در زمان ارتکاب جرم، سن آنها کمتر از ۱۸ سال بود. به همین دلیل میتوان گفت که زندان در کل، زندان سیاسی و زندانیان زن و خصوصا زینب جلالیان در معرض تهدیدی بزرگ به شمار میرود. لازم است که سریعا مقامات مسئول توضیح دهند که زینب جلالیان به کجا منتقل شده است، میخواهند با وی چکار کنند؛ لازم است این وضعیت شفاف توضیح داده شود، زیرا خلق اکنون به دلیل وضعیت وی در نگرانی به سر میبرد.
دیالکتیک حیات دو طرفه است، به همین دلیل لازم ست که هر دو طرف آن تداوم داشته باشند
روژین هیژا عضو شورای هماهنگی کژار در بخش پایانی سخنانی خود با اشاره به افزایش خشونت علیه زنان در این مرحله، در رابطه با تحقق همزیستی آزاد تاکید کرده و اظهار داشت: در این مرحله که خلق بیشتر در خانهها هستند، در ابعاد فراوانی شاهد افزایش خشونت بر زنان هستیم. در این مرحله مشاهده میشود که سیاست جنسیتزدگی سیستم سرمایهداری، دولت و خانواده بر زنان هرچه بیشتر افزایش یافته است. هم اکنون میبینیم که خشونت علیه زنان در ابعاد مختلف به شیوه اشغالگری جنسی و تجاوز جنسیتی در خانوادههای از سوی همسران اعمال میشود. در این مرحله اعتراض و نفرتی که لازم بود در مقابل دولت و سیاستهای آن مجال بروز بیاید، علیه زنان و کودکان بروز یافته است.
طبق گزارش کمیسیون زنان سازمان ملل متحد در مرحله شیوع ویروس کرونا، ۱۵ میلیون زن با خشونت مواجه شدهاند. این موضوع نشان دهنده وضعیت زنان در سطح جهان است. رهبر آپو میگوید: به وضعیت زنان توجه کنید، وضعیت جامعه را میتوانید درک کنید. اکنون وضعیت زنانی که مداوما با خشونت، فشار و ظلم روبرو هستند مشاهده میشود، این سیاستها از سوی سیستم دولتی در مرحله کنونی بسط و گسترس یافتهاند. در این رابطه باید توجه کرد که دیالکتیک حیات دو طرفه است، برای آن نیز لازم است هر دو طرف با عشق وجود داشته باشند. برای آن نیز لازم است که همه فلسفه حیات آزاد را به عنوان مبنای زندگی قرار دهند. کسانی که در ذهنیت خود تجدید نظر کردهاند و خود رابر مبنای معیارهای دمکراتیک سازماندهی کردهاند، کسی که عشق را در درون خود ایجاد کرده است و عشق را درک میکند، میتواند حیاتی شایسته و مملو از خوشی را برای خود رقم بزند. برای آن نیز لازم است که همه دوباره در این رابطه فکر کرده و خود را مجددا پرورش دهد. چگونه زندگی و اجتماعی را میخواهد؟ در این رابطه باید انسان خود را مسئول دیده و از خود شروع نماید. اگر در وجود یک فرد و یک جامعه، ذهنیت سیستمی در هم شکسته شود، در نتیجه آن، در تمامی این سیستم این ذهنیت دچار فروپاشی میشود. در اینجا است که آنجه که به پیروزی دست مییابد، فلسفه و پارادایم حیات آزاد، جامعه آزاد، جامعه دمکراتیک، اکولوژیک و آزادیخواهانه زن است.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
دیالکتیک حیات دو طرفه است، به همین دلیل لازم ست که هر دو طرف آن تداوم داشته باشند
روژین هیژا عضو شورای هماهنگی کژار در بخش پایانی سخنانی خود با اشاره به افزایش خشونت علیه زنان در این مرحله، در رابطه با تحقق همزیستی آزاد تاکید کرده و اظهار داشت: در این مرحله که خلق بیشتر در خانهها هستند، در ابعاد فراوانی شاهد افزایش خشونت بر زنان هستیم. در این مرحله مشاهده میشود که سیاست جنسیتزدگی سیستم سرمایهداری، دولت و خانواده بر زنان هرچه بیشتر افزایش یافته است. هم اکنون میبینیم که خشونت علیه زنان در ابعاد مختلف به شیوه اشغالگری جنسی و تجاوز جنسیتی در خانوادههای از سوی همسران اعمال میشود. در این مرحله اعتراض و نفرتی که لازم بود در مقابل دولت و سیاستهای آن مجال بروز بیاید، علیه زنان و کودکان بروز یافته است.
طبق گزارش کمیسیون زنان سازمان ملل متحد در مرحله شیوع ویروس کرونا، ۱۵ میلیون زن با خشونت مواجه شدهاند. این موضوع نشان دهنده وضعیت زنان در سطح جهان است. رهبر آپو میگوید: به وضعیت زنان توجه کنید، وضعیت جامعه را میتوانید درک کنید. اکنون وضعیت زنانی که مداوما با خشونت، فشار و ظلم روبرو هستند مشاهده میشود، این سیاستها از سوی سیستم دولتی در مرحله کنونی بسط و گسترس یافتهاند. در این رابطه باید توجه کرد که دیالکتیک حیات دو طرفه است، برای آن نیز لازم است هر دو طرف با عشق وجود داشته باشند. برای آن نیز لازم است که همه فلسفه حیات آزاد را به عنوان مبنای زندگی قرار دهند. کسانی که در ذهنیت خود تجدید نظر کردهاند و خود رابر مبنای معیارهای دمکراتیک سازماندهی کردهاند، کسی که عشق را در درون خود ایجاد کرده است و عشق را درک میکند، میتواند حیاتی شایسته و مملو از خوشی را برای خود رقم بزند. برای آن نیز لازم است که همه دوباره در این رابطه فکر کرده و خود را مجددا پرورش دهد. چگونه زندگی و اجتماعی را میخواهد؟ در این رابطه باید انسان خود را مسئول دیده و از خود شروع نماید. اگر در وجود یک فرد و یک جامعه، ذهنیت سیستمی در هم شکسته شود، در نتیجه آن، در تمامی این سیستم این ذهنیت دچار فروپاشی میشود. در اینجا است که آنجه که به پیروزی دست مییابد، فلسفه و پارادایم حیات آزاد، جامعه آزاد، جامعه دمکراتیک، اکولوژیک و آزادیخواهانه زن است.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
Forwarded from ارتش سایبری گارد جاویدان ایران
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴بەرنامەی بەرەو ئاسۆ
🔹لە سەر ژیان، خەبات و تێکۆشانی گەریلاکانی کوردستانە
🔸بەرنامەی بەرەو ئاسۆ رۆژی یەکشەمە کاتژمێر ١٨:٣٠ بە کاتی ئەوروپا و ٢١:٠٠ بە کاتی رۆژهەڵاتی کوردستان
@aryentvnews
🔹لە سەر ژیان، خەبات و تێکۆشانی گەریلاکانی کوردستانە
🔸بەرنامەی بەرەو ئاسۆ رۆژی یەکشەمە کاتژمێر ١٨:٣٠ بە کاتی ئەوروپا و ٢١:٠٠ بە کاتی رۆژهەڵاتی کوردستان
@aryentvnews
حزب کارگران کوردستان یاد شهدای ماه مه را گرامی داشت
کمیتهی رهبری پ.ک.ک در مورد شهدای ماه مه اعلام کرد؛ "با احترام فراوان به رفیق هاکی کارر ادای دین مینماییم و یاد او را در ۴۳مین سالگرد شهادتش گرامی میداریم و در یاد او یاد همهی شهدای قهرمان را ارج مینهیم."
🆔 @GozarDemocratic
کمیتهی رهبری پ.ک.ک در مورد شهدای ماه مه اعلام کرد؛ "با احترام فراوان به رفیق هاکی کارر ادای دین مینماییم و یاد او را در ۴۳مین سالگرد شهادتش گرامی میداریم و در یاد او یاد همهی شهدای قهرمان را ارج مینهیم."
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
حزب کارگران کوردستان یاد شهدای ماه مه را گرامی داشت کمیتهی رهبری پ.ک.ک در مورد شهدای ماه مه اعلام کرد؛ "با احترام فراوان به رفیق هاکی کارر ادای دین مینماییم و یاد او را در ۴۳مین سالگرد شهادتش گرامی میداریم و در یاد او یاد همهی شهدای قهرمان را ارج مینهیم."…
حزب کارگران کوردستان یاد شهدای ماه مه را گرامی داشت
کمیتهی رهبری پ.ک.ک در مورد شهدای ماه مه اعلام کرد؛ "با احترام فراوان به رفیق هاکی کارر ادای دین مینماییم و یاد او را در ۴۳مین سالگرد شهادتش گرامی میداریم و در یاد او یاد همهی شهدای قهرمان را ارج مینهیم."
کمیتهی رهبری پ.ک.ک در مورد شهدای ماه مه بیانیهای منتشر کرد و یاد شهدای این ماه را گرامی داشت و اعلام نمود "وارد ماه مه ماه شهدا شدیم. بر اساس روشنگریهای رهبری و شهدایمان، در مقابل شرایطی که رخ میدهد بیشتر مسائل را درک میکنیم و در مقابلشان بیشتر مبارزات آزادی و دمکراسی را پیش میبریم."
کمیتهی رهبری پ.ک.ک اعلام کرد، خطر ویروس کرونا تهدیدی علیه آزادی بشریت است و در چنین شرایطی وارد ماه مه میشویم. این بیماری سبب مرگ و کشتار انسانها در هر جایی شده است.
همچنین اعلام کرد؛ "هیچ شکی وجود ندارد که این بیماری نتیجهی سیستم مدرنیتهی کاپیتالیستی است که بر هم زنندهی جهان میباشد و بخشی از جنگ سوم جهانی میباشد که مدت ۳۰ سال است ادامه دارد. بر این اساس از یک طرف بحرانهای موجود در کاپیتالیسم عمیقتر میشوند و از طرف دیگر برخی طیفها سرمایههای خود را چند برابر افزایش میدهند. سیستم حافظ دولت و دیکتاتوریی فاشیسم و عقب مانده، که به سرعت در حال فروپاشی است از این شرایط و مرگ و میر ناشی از ویروس استفاده کرده و میخواهند عمر خود را افزایش دهند".
"فاشیسم آ.ک.پ/م.ه.پ در همه جای ترکیه بر ظلم و فشارهای خود افزودهاند"
کمیتهی رهبری پ.ک.ک اعلام کرد، فاشیسم آک.پ/م.ه.پ در همه جای ترکیه در حال ظلم و ستم است و گفت؛" بدون شک فاشیسم آ.ک.پ-م.ه.پ که به کشتار و قتلعام تکیه دارد، میخواهد با استفاده از کرونا عمر خود را طولانی کند. دیکتاتوری اردوغان و باخچلی فاشیست، حملهی کرونا که بشریت را با مرگ و کشتار مواجه کرده را برای خود مانند خیر و برکت میبینند. بر این اساس برای آنکه همهی جامعه را تسلیم خود کنند تا آنجایی که میتوانند جنگ روانی علیه جامعه را گستردهتر میکنند. از یک طرف حقیقت را از مردم پنهان میکنند و از طرف دیگر انواع ممنوعیتها و محدودیتها را با عنوان «در خانه بمانید» به مردم تحمیل میکنند و همهی جامعه را تحت فشار قرار دادهاند و میخواهند مردم را به کنترل خود درآورند".
کمیتهی رهبری پ.ک.ک به فاشیسم آ.ک.پ-م.ه.پ اشاره کرد که در کوردستان و سرتاسر ترکیه روز به روز ظلم و اشغالگری خود را افزایش میدهد و گفت؛" قبل از آنکه ویروس کرونا در کوردستان دیده شود در کوردستان با گماشتن قیمها شهرداریها را تصاحب میکرد. در حالی که به دلیل ویروس کرونا هر روزه انسانها جان خود را از دست میدهند، برای هواداران خود در زندانها عفو صادر میکند و آنها را آزاد میکند و همهی نیروهای ضد فاشیستی را در معرض مرگ قرار داده است و قانون مرگ را برای آنها اجرا میکند. بشریت فقط خود را از کرونا محافظت نمیکند، بلکه میخواهند خود را از ترور و فشار و فاشیسم حفظ کند. این رژیم آنچنانکه به کوردهای زنده ظلم میکند، همانگونه مردهها را شکنجه کرده و قبرستانها را تخریب میکند. شکنجه و فشار بر امرالی افزایش یافته است. زندگی رهبر آپو را تهدید میکند و حملات فاشیستی انجام میدهد و میخواهد در روژاوا و باشور کوردستان حملاتش را افزایش دهد. از آمریکا نیرو میگیرد و حزب دمکرات کوردستان را در جلوی خود قرار داده است و به جنبش آزادی کوردستان حمله میکند."
"آلترناتیو دمکراتیک پیشرفت میکند"
در بیانیهی کمیتهی رهبری حزب کارگران کوردستان (پ.ک.ک) در خصوص حقیقت ماه مه آمده است:"بر اساس حقیقت رهبری و شهدایمان، در مقابل شرایطی که رخ میدهند، مسائل را بیشتر درک میکنیم و علیه آنها نیز مبارزات آزادی و دمکراسی را نیرومندتر پیش میبریم.
۱ مه روز اتحاد کارگران و زحمتکشان، پشتیبانی و مبارزه بر آن مبنا را تبریک میگوییم. با خشم علیه دیکتاتوری فاشیست آلترناتیو دمکراتیک را به پیش میبریم. بدون شک این موضعگیری ما در سرتاسر ماه مه با عملیاتهایمان بر اساس حقیقت شهدایمان علیه دیکتاتوری قاتل، فاشیست و سیستم مدرنیتهی دمکراتیک ما در همهی عرصهها مبارزات آزادی و دمکراتیکمان را گسترش میدهیم.
بر این مبنا یاد و خاطره شهدای ماه مه را گرامی میداریم و به روز ۱٨ مه روز شهدا درود میفرستیم. رفیقمان هاکی کارر که رهبر آپو در مورد وی میگوید؛ "روح پنهان ما بود" در ۴۳مین سالگرد شهادتش با احترام یادش را گرامی میداریم و در نمود وی یاد همهی شهدای قهرمان را گرامی میداریم. در ۳۵مین سالگرد شهادت رمضان کاپلان و گروه همراهش در ۱٨ مه ۱۹٨۵ در گارزان در جنگ شهید شدند، در ۳۷مین سالگرد شهادت محمد قرسونگور و ابراهیم بیلگین، که در ۲ مه ۱۹٨۳شهید شدند، در ۴٨مین سالگرد جنگاوری پیشاهنگ انقلاب ترکیه دنیز گزمیش، یوسف اصلان و حسین اینان که در ۶ مارس ۱۹۷۲ شهی
کمیتهی رهبری پ.ک.ک در مورد شهدای ماه مه اعلام کرد؛ "با احترام فراوان به رفیق هاکی کارر ادای دین مینماییم و یاد او را در ۴۳مین سالگرد شهادتش گرامی میداریم و در یاد او یاد همهی شهدای قهرمان را ارج مینهیم."
کمیتهی رهبری پ.ک.ک در مورد شهدای ماه مه بیانیهای منتشر کرد و یاد شهدای این ماه را گرامی داشت و اعلام نمود "وارد ماه مه ماه شهدا شدیم. بر اساس روشنگریهای رهبری و شهدایمان، در مقابل شرایطی که رخ میدهد بیشتر مسائل را درک میکنیم و در مقابلشان بیشتر مبارزات آزادی و دمکراسی را پیش میبریم."
کمیتهی رهبری پ.ک.ک اعلام کرد، خطر ویروس کرونا تهدیدی علیه آزادی بشریت است و در چنین شرایطی وارد ماه مه میشویم. این بیماری سبب مرگ و کشتار انسانها در هر جایی شده است.
همچنین اعلام کرد؛ "هیچ شکی وجود ندارد که این بیماری نتیجهی سیستم مدرنیتهی کاپیتالیستی است که بر هم زنندهی جهان میباشد و بخشی از جنگ سوم جهانی میباشد که مدت ۳۰ سال است ادامه دارد. بر این اساس از یک طرف بحرانهای موجود در کاپیتالیسم عمیقتر میشوند و از طرف دیگر برخی طیفها سرمایههای خود را چند برابر افزایش میدهند. سیستم حافظ دولت و دیکتاتوریی فاشیسم و عقب مانده، که به سرعت در حال فروپاشی است از این شرایط و مرگ و میر ناشی از ویروس استفاده کرده و میخواهند عمر خود را افزایش دهند".
"فاشیسم آ.ک.پ/م.ه.پ در همه جای ترکیه بر ظلم و فشارهای خود افزودهاند"
کمیتهی رهبری پ.ک.ک اعلام کرد، فاشیسم آک.پ/م.ه.پ در همه جای ترکیه در حال ظلم و ستم است و گفت؛" بدون شک فاشیسم آ.ک.پ-م.ه.پ که به کشتار و قتلعام تکیه دارد، میخواهد با استفاده از کرونا عمر خود را طولانی کند. دیکتاتوری اردوغان و باخچلی فاشیست، حملهی کرونا که بشریت را با مرگ و کشتار مواجه کرده را برای خود مانند خیر و برکت میبینند. بر این اساس برای آنکه همهی جامعه را تسلیم خود کنند تا آنجایی که میتوانند جنگ روانی علیه جامعه را گستردهتر میکنند. از یک طرف حقیقت را از مردم پنهان میکنند و از طرف دیگر انواع ممنوعیتها و محدودیتها را با عنوان «در خانه بمانید» به مردم تحمیل میکنند و همهی جامعه را تحت فشار قرار دادهاند و میخواهند مردم را به کنترل خود درآورند".
کمیتهی رهبری پ.ک.ک به فاشیسم آ.ک.پ-م.ه.پ اشاره کرد که در کوردستان و سرتاسر ترکیه روز به روز ظلم و اشغالگری خود را افزایش میدهد و گفت؛" قبل از آنکه ویروس کرونا در کوردستان دیده شود در کوردستان با گماشتن قیمها شهرداریها را تصاحب میکرد. در حالی که به دلیل ویروس کرونا هر روزه انسانها جان خود را از دست میدهند، برای هواداران خود در زندانها عفو صادر میکند و آنها را آزاد میکند و همهی نیروهای ضد فاشیستی را در معرض مرگ قرار داده است و قانون مرگ را برای آنها اجرا میکند. بشریت فقط خود را از کرونا محافظت نمیکند، بلکه میخواهند خود را از ترور و فشار و فاشیسم حفظ کند. این رژیم آنچنانکه به کوردهای زنده ظلم میکند، همانگونه مردهها را شکنجه کرده و قبرستانها را تخریب میکند. شکنجه و فشار بر امرالی افزایش یافته است. زندگی رهبر آپو را تهدید میکند و حملات فاشیستی انجام میدهد و میخواهد در روژاوا و باشور کوردستان حملاتش را افزایش دهد. از آمریکا نیرو میگیرد و حزب دمکرات کوردستان را در جلوی خود قرار داده است و به جنبش آزادی کوردستان حمله میکند."
"آلترناتیو دمکراتیک پیشرفت میکند"
در بیانیهی کمیتهی رهبری حزب کارگران کوردستان (پ.ک.ک) در خصوص حقیقت ماه مه آمده است:"بر اساس حقیقت رهبری و شهدایمان، در مقابل شرایطی که رخ میدهند، مسائل را بیشتر درک میکنیم و علیه آنها نیز مبارزات آزادی و دمکراسی را نیرومندتر پیش میبریم.
۱ مه روز اتحاد کارگران و زحمتکشان، پشتیبانی و مبارزه بر آن مبنا را تبریک میگوییم. با خشم علیه دیکتاتوری فاشیست آلترناتیو دمکراتیک را به پیش میبریم. بدون شک این موضعگیری ما در سرتاسر ماه مه با عملیاتهایمان بر اساس حقیقت شهدایمان علیه دیکتاتوری قاتل، فاشیست و سیستم مدرنیتهی دمکراتیک ما در همهی عرصهها مبارزات آزادی و دمکراتیکمان را گسترش میدهیم.
بر این مبنا یاد و خاطره شهدای ماه مه را گرامی میداریم و به روز ۱٨ مه روز شهدا درود میفرستیم. رفیقمان هاکی کارر که رهبر آپو در مورد وی میگوید؛ "روح پنهان ما بود" در ۴۳مین سالگرد شهادتش با احترام یادش را گرامی میداریم و در نمود وی یاد همهی شهدای قهرمان را گرامی میداریم. در ۳۵مین سالگرد شهادت رمضان کاپلان و گروه همراهش در ۱٨ مه ۱۹٨۵ در گارزان در جنگ شهید شدند، در ۳۷مین سالگرد شهادت محمد قرسونگور و ابراهیم بیلگین، که در ۲ مه ۱۹٨۳شهید شدند، در ۴٨مین سالگرد جنگاوری پیشاهنگ انقلاب ترکیه دنیز گزمیش، یوسف اصلان و حسین اینان که در ۶ مارس ۱۹۷۲ شهی
گذار دموکراتیک
حزب کارگران کوردستان یاد شهدای ماه مه را گرامی داشت کمیتهی رهبری پ.ک.ک در مورد شهدای ماه مه اعلام کرد؛ "با احترام فراوان به رفیق هاکی کارر ادای دین مینماییم و یاد او را در ۴۳مین سالگرد شهادتش گرامی میداریم و در یاد او یاد همهی شهدای قهرمان را ارج مینهیم."…
د شدند. در دهمین سالگرد شهادت شیرین علم هولی و رفقایش که در ۹ ماه مه ۲۰۱۰ در ایران اعدام شدند، در ۲٨مین سالگرد شهادت رفیق هوزان مزگین که در ۱۱ ماه مه ۱۹۹۲ در گارزان شهید شد، یادشان را ارج مینهیم و با آنها عهد میبندیم تا اهدافشان را محقق سازیم و با آنها زندگی کنیم".
کمیتهی رهبری پ.ک.ک در ادامه اعلام کرد؛" به همراه آن شهدای ماه مه، دهها رفیق دیگرمان روزانه شهید شدند. همانطور که رهبر آپو میگوید، هرکدام از آن شهدا سمبل و رمز انسانیت هستند. حقیقت زندهی خلقمان و بشریت هستند و زندگی میکنند. امروز و آینده و حقیقت ما را نمایندگی میکنند. تنها نیروی پ.ک.ک هستند که هرگز شکست نمیخورند و نیروی اساسی هستند که ما را به امروزمان رساندهاند. در هر زمانی و در هر مکانی نیروی اساسی ما هستند. آنچه دشمن فاشیست را میکشد و اراده و روحیهی پولادین برای خلقمان درست میکند شهدای قهرمان است. ما مدیون آنها هستیم. همه چیز را از آنها آموختهایم. دستاوردهای ما بر این اساس بدست آمدند. با نام کورد بود، کوردستان و آزادی، هر کاری که انجام شده و هر دستاوردی که کسب شده است، به دلیل مبارزات آنها بوده است."
ANF
🆔 @GozarDemocratic
کمیتهی رهبری پ.ک.ک در ادامه اعلام کرد؛" به همراه آن شهدای ماه مه، دهها رفیق دیگرمان روزانه شهید شدند. همانطور که رهبر آپو میگوید، هرکدام از آن شهدا سمبل و رمز انسانیت هستند. حقیقت زندهی خلقمان و بشریت هستند و زندگی میکنند. امروز و آینده و حقیقت ما را نمایندگی میکنند. تنها نیروی پ.ک.ک هستند که هرگز شکست نمیخورند و نیروی اساسی هستند که ما را به امروزمان رساندهاند. در هر زمانی و در هر مکانی نیروی اساسی ما هستند. آنچه دشمن فاشیست را میکشد و اراده و روحیهی پولادین برای خلقمان درست میکند شهدای قهرمان است. ما مدیون آنها هستیم. همه چیز را از آنها آموختهایم. دستاوردهای ما بر این اساس بدست آمدند. با نام کورد بود، کوردستان و آزادی، هر کاری که انجام شده و هر دستاوردی که کسب شده است، به دلیل مبارزات آنها بوده است."
ANF
🆔 @GozarDemocratic
رژیم سخیف جمهوری اسلامی با مسموم کردن رفقای مبارزمان میخواست این پیام را به ما بدهد. تا جاییکه آمدەاید جلوتر نیایید، اگر پاتون را در کرماشان، دالاھو و ایلام بزارید، کە قلب کوردستان و پاشنەی اشیل جمھوری اسلامی و یا ھر استیلاگر دیگریست، بھتون زھر خواھیم داد. ولی با اصرار انقلابی و تداوم راە شھیدان گرانقدرمان امروز آنچە در قلب دالاھو، کرماشان و ایلام جایی دارد جنبش رهایبخش آپویی است نە داعیەی واھی رژیم استیلاگر جمھوری اسلامی
✍ #اهون_چیاکو
🆔 @GozarDemocratic
✍ #اهون_چیاکو
🆔 @GozarDemocratic
#آمد_شاهو: اعدام کارت فشار دولت در قبال جامعه است
کورد بودن با هویت تاریخی خویش در جولانگاه نظام ایران جرم محسوب میگردد
با توجه به محوریت شماره ۸۳ نشریه آلترناتیو، هیئت تحریریهی نشریه تصمیم برآن گرفت گفتگویی اختصاصی با رفیق آمد شاهو، عضو مجلس حزب حیات آزاد کوردستان – #پژاک در مورد وضعیت زندانیان سیاسی در ایران و رویکرد حکومت ایران نسبت به زندانیان سیاسی اختصاص دهد.
🆔 @GozarDemocratic
کورد بودن با هویت تاریخی خویش در جولانگاه نظام ایران جرم محسوب میگردد
با توجه به محوریت شماره ۸۳ نشریه آلترناتیو، هیئت تحریریهی نشریه تصمیم برآن گرفت گفتگویی اختصاصی با رفیق آمد شاهو، عضو مجلس حزب حیات آزاد کوردستان – #پژاک در مورد وضعیت زندانیان سیاسی در ایران و رویکرد حکومت ایران نسبت به زندانیان سیاسی اختصاص دهد.
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
#آمد_شاهو: اعدام کارت فشار دولت در قبال جامعه است کورد بودن با هویت تاریخی خویش در جولانگاه نظام ایران جرم محسوب میگردد با توجه به محوریت شماره ۸۳ نشریه آلترناتیو، هیئت تحریریهی نشریه تصمیم برآن گرفت گفتگویی اختصاصی با رفیق آمد شاهو، عضو مجلس حزب حیات…
#آمد_شاهو: اعدام کارت فشار دولت در قبال جامعه است
کورد بودن با هویت تاریخی خویش در جولانگاه نظام ایران جرم محسوب میگردد
با توجه به محوریت شماره ۸۳ نشریه آلترناتیو، هیئت تحریریهی نشریه تصمیم برآن گرفت گفتگویی اختصاصی با رفیق آمد شاهو، عضو مجلس حزب حیات آزاد کوردستان – #پژاک در مورد وضعیت زندانیان سیاسی در ایران و رویکرد حکومت ایران نسبت به زندانیان سیاسی اختصاص دهد.
حذف فیزیکی مخالفان نظام رؤیایی غیرممکن که خامنهای و نظامش را به کام مرگ خواهد کشاند
کشتار، دستگیری و شکنجه کردن گستردهی نیروهای انقلابی یکی از سیاستهای مهمی است که دولتهای سرمایهداری برای از میان بردن خلقها و جنبشهای رهاییبخش اتخاذ میکنند. دولت ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست. آیا هدف این حکومتها صرفاً حذف فیزیکی مخالفان است؟
کشتار، دستگیری و شکنجه از مهمترین ابزارهای وحشتناک جنگ ویژەی دولتها علیه خلقهای آزادیخواه میباشد که برای ایجاد رعب و وحشت در میان خلق و سوق دادنشان بسوی مراکز دولتی به کار گرفته میشود. دولتها از چنین ابزارهایی بعنوان غلتک لِهشدن اراده و باور زندانیان سود جستهاند. نظام سرمایهداری در شخص رهبر آپو در زندان امرالی علیه خلق کورد سیستم شکنجه را به بوتهی آزمایش گذاشته است. گوهرهی دولت؛ متشکل از قتلعام و شکنجه و بعنوان بزرگترین نهاد شکنجه و ماشین سرکوب و کشتار دستهجمعی انسانهای آزادیخواه محسوب میگردد. ذات دولت با جامعه و جنبشهای آزادیخواه در تضاد است چون هیچ دولتی فارغ از سیاستهای پلید جنگ ویژه علیه جامعه نیست و این سیاستها به منزلهی استحکام بنیهی دولت بهکار گرفته میشود. دولت نماد کشتار، فساد، دروغ، بیاخلاقی، زورگویی و دزد خانگی است. توقع انسانمداری، دفاع از حقوقبشر، عدالت و خدمترسانی از چنین نهادی که با هراسافکنی میدرخشد، خیالی واهی و بدور از واقعیت است. دولت در حقیقت بزرگترین زندان برای جامعه است، مسئولان دولتی هم نقش زندانبانان و شکنجهگران جامعه را برعهده دارند.
نظامهای استبدادگر برای تصفیه و نابودی خلقها و حرکتهای رهاییبخش از هیچ راهکار غیرانسانی دریغ نورزیدهاند. با ماشین کشتار دستهجمعی و شکنجه، درصدد حذف فیزیکی مخالفان در ایران بودهاند. شکنجه را به امری سیستماتیک در قبال جامعه مبدل نمودهاند. ایران دولتی است که با کُشت وکشتار، دستگیری، شکنجه و خشونت انس دارد. این نظام به کانون شکنجه و اعدام مخالفین در جهان مبدل گشته است. نظام برای حاکمیت بر جامعه و حذف مخالفانش ایران را به جزیرهی وحشت و میدان آرنای روم باستان مبدل نموده. اما راهکارهای جنگ ویژه نظام قادر به حذف فیزیکی مخالفان و نیروهای انقلابی در ایران و شرق کوردستان نیست. چون در جایی که شکنجه و ابزارهای سرکوب به اوج برسد، دیوار مقاومت و نارضایتیهای مردم مستحکمتر و گستردهتر خواهد گردید.
در جایی که دولت بر جامعه حاکمیت داشته باشد، به غیر از ترور، دستگیری، شکنجه، اعدام، فقر، بیکاری و تورم دستاوردی برای خلقها نخواهد داشت. اعمال چنین سیاستهایی در راستای ضعیفهسازی جامعه صورت میگیرد. دولت همچون اختاپوسی به جان خلقها و پیشاهنگانش افتاده و با پاکسازی و نابودیشان، دامنهی اقتدارش را گسترش میدهد. نابودی نیروهای مخالف را ضامن تداوم عمر خود میبیند. بدین خاطر حذف فیزیکی مخالفان نظام با تشدید راهکارهای جنگ ویژه، در حقیقت رؤیایی غیرممکن است که خامنهای و نظامش را به کام مرگ خواهد کشاند.
کلیت نظام استبدادگر ایران با زندانی مخوف، یکسان است
زندانهای رژیم ایران یکی از مکانهای اصلی برای شکست اراده و به تسلیمیت کشاندن روحیهی مقاومت و ایستادگی است. رژیم از چه طریقی در تلاش برای رسیدن به این اهداف خود است؟
در قاموس نظام استبدادگر ایران، زندان قفس مرگ محسوب میگردد. قتلگاه اراده و باور مبارزان خلق و میدان آرنای خامنهای و هوادارانش میباشد. قصابخانهی انسانهای آزادیخواه و مخالفان نظام قلمداد میگردد. آسیاب خُرد نمودن روحیهی مقاومت و ایستادگی است. دوزخ حقیقی رژیم در جغرافیای ایران و جایگاه توبهکردن اجباری و نمایشدادن اعمال وحشتناک نظام است. جایگاه شستشوی مغزی و چالهی شکنجه و مرگ مخالفان نظام است. شکست ارادهی شهروندان و به تسلیمیت کشاندنشان به دام مرگ رژیم چه در داخل و خارج زندان یکسان است. کلیت نظام استبدادگر ایران با زندانی مخوف، یکسان است و صاحبان نظام در درون این زندان بزرگ، به تعداد مسئولان بلندپایهشان برای به تسلیمیت درآوردن مطلق جامعه، زندان ساختهاند. نظام به دلیل آنکه در اوایل انقلاب ۵۷ به اجبار خلقها را مطیع خویش سازد، از هیچ اعمال پلیدی دوری نجستهاند. اولین جرقهی روی کار آمدن نظام، با قتلعام منتقدین و مخالفان نظام آغاز میگردد. یعنی شکلگیری نظام و ساختارش بر اساس جنایات انسانی و نابودی تنوع فرهنگها، دستگی
کورد بودن با هویت تاریخی خویش در جولانگاه نظام ایران جرم محسوب میگردد
با توجه به محوریت شماره ۸۳ نشریه آلترناتیو، هیئت تحریریهی نشریه تصمیم برآن گرفت گفتگویی اختصاصی با رفیق آمد شاهو، عضو مجلس حزب حیات آزاد کوردستان – #پژاک در مورد وضعیت زندانیان سیاسی در ایران و رویکرد حکومت ایران نسبت به زندانیان سیاسی اختصاص دهد.
حذف فیزیکی مخالفان نظام رؤیایی غیرممکن که خامنهای و نظامش را به کام مرگ خواهد کشاند
کشتار، دستگیری و شکنجه کردن گستردهی نیروهای انقلابی یکی از سیاستهای مهمی است که دولتهای سرمایهداری برای از میان بردن خلقها و جنبشهای رهاییبخش اتخاذ میکنند. دولت ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست. آیا هدف این حکومتها صرفاً حذف فیزیکی مخالفان است؟
کشتار، دستگیری و شکنجه از مهمترین ابزارهای وحشتناک جنگ ویژەی دولتها علیه خلقهای آزادیخواه میباشد که برای ایجاد رعب و وحشت در میان خلق و سوق دادنشان بسوی مراکز دولتی به کار گرفته میشود. دولتها از چنین ابزارهایی بعنوان غلتک لِهشدن اراده و باور زندانیان سود جستهاند. نظام سرمایهداری در شخص رهبر آپو در زندان امرالی علیه خلق کورد سیستم شکنجه را به بوتهی آزمایش گذاشته است. گوهرهی دولت؛ متشکل از قتلعام و شکنجه و بعنوان بزرگترین نهاد شکنجه و ماشین سرکوب و کشتار دستهجمعی انسانهای آزادیخواه محسوب میگردد. ذات دولت با جامعه و جنبشهای آزادیخواه در تضاد است چون هیچ دولتی فارغ از سیاستهای پلید جنگ ویژه علیه جامعه نیست و این سیاستها به منزلهی استحکام بنیهی دولت بهکار گرفته میشود. دولت نماد کشتار، فساد، دروغ، بیاخلاقی، زورگویی و دزد خانگی است. توقع انسانمداری، دفاع از حقوقبشر، عدالت و خدمترسانی از چنین نهادی که با هراسافکنی میدرخشد، خیالی واهی و بدور از واقعیت است. دولت در حقیقت بزرگترین زندان برای جامعه است، مسئولان دولتی هم نقش زندانبانان و شکنجهگران جامعه را برعهده دارند.
نظامهای استبدادگر برای تصفیه و نابودی خلقها و حرکتهای رهاییبخش از هیچ راهکار غیرانسانی دریغ نورزیدهاند. با ماشین کشتار دستهجمعی و شکنجه، درصدد حذف فیزیکی مخالفان در ایران بودهاند. شکنجه را به امری سیستماتیک در قبال جامعه مبدل نمودهاند. ایران دولتی است که با کُشت وکشتار، دستگیری، شکنجه و خشونت انس دارد. این نظام به کانون شکنجه و اعدام مخالفین در جهان مبدل گشته است. نظام برای حاکمیت بر جامعه و حذف مخالفانش ایران را به جزیرهی وحشت و میدان آرنای روم باستان مبدل نموده. اما راهکارهای جنگ ویژه نظام قادر به حذف فیزیکی مخالفان و نیروهای انقلابی در ایران و شرق کوردستان نیست. چون در جایی که شکنجه و ابزارهای سرکوب به اوج برسد، دیوار مقاومت و نارضایتیهای مردم مستحکمتر و گستردهتر خواهد گردید.
در جایی که دولت بر جامعه حاکمیت داشته باشد، به غیر از ترور، دستگیری، شکنجه، اعدام، فقر، بیکاری و تورم دستاوردی برای خلقها نخواهد داشت. اعمال چنین سیاستهایی در راستای ضعیفهسازی جامعه صورت میگیرد. دولت همچون اختاپوسی به جان خلقها و پیشاهنگانش افتاده و با پاکسازی و نابودیشان، دامنهی اقتدارش را گسترش میدهد. نابودی نیروهای مخالف را ضامن تداوم عمر خود میبیند. بدین خاطر حذف فیزیکی مخالفان نظام با تشدید راهکارهای جنگ ویژه، در حقیقت رؤیایی غیرممکن است که خامنهای و نظامش را به کام مرگ خواهد کشاند.
کلیت نظام استبدادگر ایران با زندانی مخوف، یکسان است
زندانهای رژیم ایران یکی از مکانهای اصلی برای شکست اراده و به تسلیمیت کشاندن روحیهی مقاومت و ایستادگی است. رژیم از چه طریقی در تلاش برای رسیدن به این اهداف خود است؟
در قاموس نظام استبدادگر ایران، زندان قفس مرگ محسوب میگردد. قتلگاه اراده و باور مبارزان خلق و میدان آرنای خامنهای و هوادارانش میباشد. قصابخانهی انسانهای آزادیخواه و مخالفان نظام قلمداد میگردد. آسیاب خُرد نمودن روحیهی مقاومت و ایستادگی است. دوزخ حقیقی رژیم در جغرافیای ایران و جایگاه توبهکردن اجباری و نمایشدادن اعمال وحشتناک نظام است. جایگاه شستشوی مغزی و چالهی شکنجه و مرگ مخالفان نظام است. شکست ارادهی شهروندان و به تسلیمیت کشاندنشان به دام مرگ رژیم چه در داخل و خارج زندان یکسان است. کلیت نظام استبدادگر ایران با زندانی مخوف، یکسان است و صاحبان نظام در درون این زندان بزرگ، به تعداد مسئولان بلندپایهشان برای به تسلیمیت درآوردن مطلق جامعه، زندان ساختهاند. نظام به دلیل آنکه در اوایل انقلاب ۵۷ به اجبار خلقها را مطیع خویش سازد، از هیچ اعمال پلیدی دوری نجستهاند. اولین جرقهی روی کار آمدن نظام، با قتلعام منتقدین و مخالفان نظام آغاز میگردد. یعنی شکلگیری نظام و ساختارش بر اساس جنایات انسانی و نابودی تنوع فرهنگها، دستگی
گذار دموکراتیک
#آمد_شاهو: اعدام کارت فشار دولت در قبال جامعه است کورد بودن با هویت تاریخی خویش در جولانگاه نظام ایران جرم محسوب میگردد با توجه به محوریت شماره ۸۳ نشریه آلترناتیو، هیئت تحریریهی نشریه تصمیم برآن گرفت گفتگویی اختصاصی با رفیق آمد شاهو، عضو مجلس حزب حیات…
ری و اعدام صورت گرفته. سخنان آغازین خمینی در اوایل انقلاب که (مشت تو دهان این دولت میزنم، آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند و کوردها کافرند) مصداق این واقعیت است.
حاکمان نظام استبدادی ایران با چنین اعمالی، جغرافیای ایران را به بزرگترین زندان تاریخ بشری مبدل و در هر گوشهای از ایران رعب و وحشت را میان مردم ایجاد کردهاند. اگر کسی علیه نظام بپاخیزد، پایش در زندان گیر است. حاکمان ایران با انسانهای آگاه، پیشاهنگان خلق و منتقدین هیچ سر سازگاری ندارند و درصدد ترویج و گسترش جامعهای برده و مطیع نظام هستند.
نظام ایران برای شکست اراده و به تسلیمیت کشاندن روحیهی مقاومت و ایستادگی مبارزین خلق و بدست آوردن اطلاعات تشکیلاتی از اهرم شکنجه استفاده میکنند. رایجترین شکنجه در زندانهای مخوف نظام در وهلهی اول با مشت، لگد و شلاق زدن آغاز میگردد. برای انداختن رعب و وحشت میان زندانیان، زندانی را سرازیر از سقف آویزان میکنند. روی بدن زندانیان سیگار خاموش میکنند. شخص را در انفرادیهای طولانیمدت قرار میدهند. زندانیان را در اصطلاح تونل و اتاق فوتبال، شکنجه میکنند، دندانهای زندانی را میکشند، با شوک الکتریکی وادار به اعترافشان میکنند. اعضای بدن زندانی را قطع میکنند. شکنجهگران در نحوهی بازجوییشان، اجسام تیز را در بدن زندانی فرو میبرند، فلزات سرخ شده را روی بدنشان قرار میدهند. با حرفهای رکیک و فحاشی مجبور به اعترافشان میکنند و با جنگ روانی اعصابشان را مورد اذیت و آزار قرار میدهند.
نظام استبدادگر علیرغم آنهمه وحشت و اعمال پلید در راستای شکست اراده و به تسلیمیت کشاندن روحیهی مقاومت و ایستادگی مطلق، زندانیان را مورد تجاوز جنسی قرار میدهند. تجاوز جنسی، شکنجه شایع رژیم در قبال زندانیان است که به مردان کم سنوسال و تقریباً تمامی زنان زندانی اعمال میشود. تجاوز و آزار جنسی گسترده به زندانیان سیاسی با هدف تخریب روحی و روانی زندانیان صورت میگیرد. چنین راهکارهایی تنها قطرهای از دریای جنایات رژیم است. چنین اعمالی هم با منع شکنجه سازمان ملل و حتی قانون اساسی رژیم در تضاد است. چون بر اساس اصل ۳۸ قانون اساسی در ایران شکنجه ممنوع است. اما بسیاری از زندانیان اعم از سیاسی، عقیدتی، قومیتی و عادی، شکنجه را در زندانها و بازداشتگاههای مختلف ایران در چهار دههی اخیر به وفور تجربه کردهاند. علیرغم چنین تابلویی در ایران، نظام با آنهمه ابزار و راهکارهای سرکوب و شکنجه به اهداف مدنظر خویش نرسیده و برعکس، ندای آزادی و دموکراسی هر روز از گوشهی زندانهای ایران به گوش عموم جهانیان میرسد.
چوبهی اعدام به بزرگترین مدال زندانیان سیاسی کورد مبدل شده است.
حکومت ایران همواره در قبال زندانیان سیاسی به ویژه زندانیان سیاسی کورد رویکردی غیرعادلانه و خشونتآمیز داشته و بدون درنظر گرفتن حقوق یک زندانی آنان را به دار اعدام آویخته و مورد شکنجههای روانی و جسمانی هولناک قرار میدهد. دلیل چنین رویکردی چه میتواند باشد؟
نظام استبدادگر ایران از اوایل انقلاب تا به امروز نسبت به خلق کورد با نگرشی انکارگرایانه برخورد کرده، چون خمینی در آستانهی انقلاب خلقهای ایران، فتوای قتلعام کوردها را صادر کرده و از سویی دیگر گوهرهی حقیقی نظام، دشمن سیاست دموکراتیک و فعالیت سیاسی است. کورد بودن با هویت تاریخی خویش در جولانگاه نظام جرم است و با این نگرش کوردی که سیاسی باشد، مرتکب دو جرم بزرگ خواهد شد و رژیم با چنین نگرشی با کوردها برخورد میکند و یک زندانی سیاسی کورد از هیچ حق و حقوق انسانی برخوردار نیست. به همین دلیل چوبهی اعدام به بزرگترین مدال زندانیان سیاسی کورد مبدل شده است.
حکومت ایران با سیاهنمایی زندانیان سیاسی و با برچسبهایی همچون؛ محارب، عواملبیگانه، تجزیهطلب، اشرار، ضدانقلاب و تروریستخواندن زندانیان سیاسی، زندان را به قصابخانهی مبارزان مبدل نمودهاند. اعمال نظام در زندان در قبال زندانیان سیاسی کورد، رویه و ذهنیت حقیقی در قبال عموم کوردها را آشکار میسازد. از دیگر سو، تسویه حساب تاریخی در قبال کوردها است. کوردها بدلیل آنکه از اوایل انقلاب تا به امروز، زیر یوغ بردگی رژیم نرفتهاند و جویای دستیابی به هویت تاریخیشان هستند، مورد خشم و غضب دولتمردان ایران قرار گرفتهاند. از جهت دیگر بدلیل آنکه کوردها از فرهنگ غنی مقاومت و ایستادگی برخوردارند، با رویکرد غیرعادلانه و خشونتآمیز و شکنجههای روانی و جسمانی هولناک نظام قرار گرفتهاند.
نظام در این چند دهه در قبال کوردها رویکردی تحقیرآمیزی نشان داده است. بدلیل مافیا جلوه دادن و تروریزه نمودن زندانیان سیاسی کورد برخوردی غیرانسانی در قبالشان صورت گرفته است.
حاکمان نظام استبدادی ایران با چنین اعمالی، جغرافیای ایران را به بزرگترین زندان تاریخ بشری مبدل و در هر گوشهای از ایران رعب و وحشت را میان مردم ایجاد کردهاند. اگر کسی علیه نظام بپاخیزد، پایش در زندان گیر است. حاکمان ایران با انسانهای آگاه، پیشاهنگان خلق و منتقدین هیچ سر سازگاری ندارند و درصدد ترویج و گسترش جامعهای برده و مطیع نظام هستند.
نظام ایران برای شکست اراده و به تسلیمیت کشاندن روحیهی مقاومت و ایستادگی مبارزین خلق و بدست آوردن اطلاعات تشکیلاتی از اهرم شکنجه استفاده میکنند. رایجترین شکنجه در زندانهای مخوف نظام در وهلهی اول با مشت، لگد و شلاق زدن آغاز میگردد. برای انداختن رعب و وحشت میان زندانیان، زندانی را سرازیر از سقف آویزان میکنند. روی بدن زندانیان سیگار خاموش میکنند. شخص را در انفرادیهای طولانیمدت قرار میدهند. زندانیان را در اصطلاح تونل و اتاق فوتبال، شکنجه میکنند، دندانهای زندانی را میکشند، با شوک الکتریکی وادار به اعترافشان میکنند. اعضای بدن زندانی را قطع میکنند. شکنجهگران در نحوهی بازجوییشان، اجسام تیز را در بدن زندانی فرو میبرند، فلزات سرخ شده را روی بدنشان قرار میدهند. با حرفهای رکیک و فحاشی مجبور به اعترافشان میکنند و با جنگ روانی اعصابشان را مورد اذیت و آزار قرار میدهند.
نظام استبدادگر علیرغم آنهمه وحشت و اعمال پلید در راستای شکست اراده و به تسلیمیت کشاندن روحیهی مقاومت و ایستادگی مطلق، زندانیان را مورد تجاوز جنسی قرار میدهند. تجاوز جنسی، شکنجه شایع رژیم در قبال زندانیان است که به مردان کم سنوسال و تقریباً تمامی زنان زندانی اعمال میشود. تجاوز و آزار جنسی گسترده به زندانیان سیاسی با هدف تخریب روحی و روانی زندانیان صورت میگیرد. چنین راهکارهایی تنها قطرهای از دریای جنایات رژیم است. چنین اعمالی هم با منع شکنجه سازمان ملل و حتی قانون اساسی رژیم در تضاد است. چون بر اساس اصل ۳۸ قانون اساسی در ایران شکنجه ممنوع است. اما بسیاری از زندانیان اعم از سیاسی، عقیدتی، قومیتی و عادی، شکنجه را در زندانها و بازداشتگاههای مختلف ایران در چهار دههی اخیر به وفور تجربه کردهاند. علیرغم چنین تابلویی در ایران، نظام با آنهمه ابزار و راهکارهای سرکوب و شکنجه به اهداف مدنظر خویش نرسیده و برعکس، ندای آزادی و دموکراسی هر روز از گوشهی زندانهای ایران به گوش عموم جهانیان میرسد.
چوبهی اعدام به بزرگترین مدال زندانیان سیاسی کورد مبدل شده است.
حکومت ایران همواره در قبال زندانیان سیاسی به ویژه زندانیان سیاسی کورد رویکردی غیرعادلانه و خشونتآمیز داشته و بدون درنظر گرفتن حقوق یک زندانی آنان را به دار اعدام آویخته و مورد شکنجههای روانی و جسمانی هولناک قرار میدهد. دلیل چنین رویکردی چه میتواند باشد؟
نظام استبدادگر ایران از اوایل انقلاب تا به امروز نسبت به خلق کورد با نگرشی انکارگرایانه برخورد کرده، چون خمینی در آستانهی انقلاب خلقهای ایران، فتوای قتلعام کوردها را صادر کرده و از سویی دیگر گوهرهی حقیقی نظام، دشمن سیاست دموکراتیک و فعالیت سیاسی است. کورد بودن با هویت تاریخی خویش در جولانگاه نظام جرم است و با این نگرش کوردی که سیاسی باشد، مرتکب دو جرم بزرگ خواهد شد و رژیم با چنین نگرشی با کوردها برخورد میکند و یک زندانی سیاسی کورد از هیچ حق و حقوق انسانی برخوردار نیست. به همین دلیل چوبهی اعدام به بزرگترین مدال زندانیان سیاسی کورد مبدل شده است.
حکومت ایران با سیاهنمایی زندانیان سیاسی و با برچسبهایی همچون؛ محارب، عواملبیگانه، تجزیهطلب، اشرار، ضدانقلاب و تروریستخواندن زندانیان سیاسی، زندان را به قصابخانهی مبارزان مبدل نمودهاند. اعمال نظام در زندان در قبال زندانیان سیاسی کورد، رویه و ذهنیت حقیقی در قبال عموم کوردها را آشکار میسازد. از دیگر سو، تسویه حساب تاریخی در قبال کوردها است. کوردها بدلیل آنکه از اوایل انقلاب تا به امروز، زیر یوغ بردگی رژیم نرفتهاند و جویای دستیابی به هویت تاریخیشان هستند، مورد خشم و غضب دولتمردان ایران قرار گرفتهاند. از جهت دیگر بدلیل آنکه کوردها از فرهنگ غنی مقاومت و ایستادگی برخوردارند، با رویکرد غیرعادلانه و خشونتآمیز و شکنجههای روانی و جسمانی هولناک نظام قرار گرفتهاند.
نظام در این چند دهه در قبال کوردها رویکردی تحقیرآمیزی نشان داده است. بدلیل مافیا جلوه دادن و تروریزه نمودن زندانیان سیاسی کورد برخوردی غیرانسانی در قبالشان صورت گرفته است.
گذار دموکراتیک
#آمد_شاهو: اعدام کارت فشار دولت در قبال جامعه است کورد بودن با هویت تاریخی خویش در جولانگاه نظام ایران جرم محسوب میگردد با توجه به محوریت شماره ۸۳ نشریه آلترناتیو، هیئت تحریریهی نشریه تصمیم برآن گرفت گفتگویی اختصاصی با رفیق آمد شاهو، عضو مجلس حزب حیات…
این نظام با مفاهیمی همچون؛ سیاست، دموکراسی و ملت کورد در تضاد عمیقی است، عرصهی سیاست را از جامعه سلب نموده و چنین عرصهای را به مسئولان نظام اهدا کردهاند. یعنی خلق کورد و سایر خلقها را از هنر مدیریت و سازماندهی زندگی، خلع کردهاند. در عصر امروز که نظام با اصطلاح سیاسی مشکل دارد و توان هضم چنین قشری را در جامعه ندارد، از ذهنیت مافیایی و خشونتگرایی رژیم سرچشمه میگیرد. نظامی که با خصلت مافیایی و خشونت آمیخته گردد، عرصهی سیاست را بعنوان خطرناکترین عرصهی نابودی خویش میپندارد و جنبش آزادیخواهی خلق کورد و مبارزان و فعالان مدنی را بعنوان سدی در قبال لشکرکشی و غارت و چپاولهایش دیده و برای برداشتن چنین سدی از هرگونه برخوردی غیرانسانی در قبال خلق کورد دریغ نورزیدهاند.
اعدام کارت فشار دولت در قبال جامعه است.
رژیم ایران در 19 اردیبهشت سال 2010 پنج تن از زندانیان سیاسی را که سالها تحت شکنجههای وحشیانه قرار داشتند به جوغهی اعدام سپرد. علاوه بر این فرزاد کمانگر که یکی از افراد اعدام شده است، معلم بوده و سالها به کودکان درس زندگی آموخته، اعدام یک معلم در حکومت ایران چه پیامی میتواند داشته باشد؟
یاد و خاطرهی رفقای شهیدمان (فرزاد کمانگر، شیرین علمهولی، علی حیدریان و فرهاد وکیلی) را در آستانهی دهمین سالگرد شهادتشان که در 19 اردیبهشت سال 2010 در زندان اوین تهران اعدام شدند گرامی میدارم. اعدام این رفقای گرانبهایمان، ناشی از ترس و وحشت رژیم از تاریخ نوین مبارزاتی کورد و ظهور انقلابیون آپویی در ایران و شرق کوردستان سرچشمه میگیرد. حاکمان ایران با اعدام شهید فرزاد بعنوان یک معلم؛ زندگی آزاد، علم و فلسفه، تربیت و اخلاق و آزادی را به جوغهی دار میکشانند. چون شهید فرزاد معلمی بود که کودکان و جوانان کورد را با اصالت تاریخیشان آشنا مینمود. کودکان را با الفبای سیاست و چگونه زیستن و مبارزه نمودن علیه ظلم و ستم آشنا میکرد. رژیم، توسعه و گسترش چنین فعالیتهایی را در کوردستان برای نابودی اقتدارش خطرساز میبیند. بدین دلیل نظام هیچ فرقی مابین شهروندان کورد قائل نیست که اگر کسی اسلحه بدست، قلم بدست، نهال بدست و کتاب بدست باشد و هدفش در راستای خدمت نمودن به جامعهی کوردستان باشد، با جرم سنگین اعدام مواجه خواهد گردید.
اعدام از وحشتناکترین شیوههای شکنجهی انسانیت در سدهی 21 میباشد که هنوز نظام مستبد ایران پایبند آن است. این نظام نه تنها به یک معلم حتی به کودکان زیر 12 سال، فعالین زنان، کارگران، محیطزیست و کولبران و حتی مهرههای سوختهی خویش هم رحمی ندارد. چون حاکمان نظام با به دار آویختن شهروندان و بخصوص مبارزان خلق، قدرتنمایی میکند. این چهار مبارز خلقمان در زندان اوین تهران، حماسهی قهرمانی آفریدند. با مقاومت، ایستادگی و دلیریشان با ایدئولوژی نظام ولایت مطلقهی فقیه مبارزهی مستقیم نمودند. این رفقا به همراه تعداد دیگری از زندانیان سیاسی در قبال شکنجههای بیرویه نظام دست به اعتراض و نارضایتی دموکراتیک زدند و در چند مقطع مهم تاریخی با اعتصاب غذای خشک و دوختن لبانشان، نظام را ناچار نمودند که دست از شکنجه و سرکوب زندانیان بردارد. جلادان نظام از جنب و جوش و فعالیتهای این زندانیان چندان دچار رعب و وحشت گشته بودند که با اعدامشان درصدد برچیدن شکوفهی تازهی مقاومت و ایستادگی در زندانهای ایران شدند. چون مقاومت این رفقا فلسفهی مبارزه و ایستادگی را دگربار در زندانهای رژیم احیا نموده و فلسفهی مقاومت زندگی است تا به امروز در زندانهای ایران برافراشته شده است. البته نقش پژاک در این فصل نوین مبارزات در زندانهای ایران بسیار مهم است و پژاک برای فروپاشی سیستم شکنجه و جنگ ویژهی رژیم، مبارزات آزادیخواهیاش را نیرومندتر و گستردهتر خواهد نمود.
اعدام یک معلم و فعال زن در ایران و بخصوص در شرق کوردستان نشات گرفته از خشم و نفرت حاکمان ایران از موقعیت این پیشاهنگان در جامعه است. اعدام یک معلم، جامعه را بسوی فاشیسم مذهبی و جو خفقان و ملیتاریسم سوق میدهد و جامعه را با طناب اعدام آویزان میسازد. در حقیقت اعدام یک معلم میتواند برای خلق کورد پیام تسلیمیت و کشاندشان بسوی سپاه بردگان را دربر داشته باشد. تنها پیشهای که در محضر حاکمان ایران رواج دارد، بسیجی و سپاهی بودن است. این نهادها هم نهادهای آسیمیلاسیون و به بردگی کشاندن انسانها هستند. نظام، معلم بودن را برای خلق کورد جرم محسوب میکند و مجازات آن هم اعدام است. این اعمال نظام نشاندهندهی آن است که اعدام کارت فشار دولت در قبال جامعه است. زمانی که جامعه از کنترل دولت خارج گردد، با طناب اعدام درصدد کنترل جامعه برمیآیند.
نظام با اعترافات اجباری زندانیان، نمیتواند سیاست فرسایشی و شکستخوردهی خویش را ماستمالی کند.
اعدام کارت فشار دولت در قبال جامعه است.
رژیم ایران در 19 اردیبهشت سال 2010 پنج تن از زندانیان سیاسی را که سالها تحت شکنجههای وحشیانه قرار داشتند به جوغهی اعدام سپرد. علاوه بر این فرزاد کمانگر که یکی از افراد اعدام شده است، معلم بوده و سالها به کودکان درس زندگی آموخته، اعدام یک معلم در حکومت ایران چه پیامی میتواند داشته باشد؟
یاد و خاطرهی رفقای شهیدمان (فرزاد کمانگر، شیرین علمهولی، علی حیدریان و فرهاد وکیلی) را در آستانهی دهمین سالگرد شهادتشان که در 19 اردیبهشت سال 2010 در زندان اوین تهران اعدام شدند گرامی میدارم. اعدام این رفقای گرانبهایمان، ناشی از ترس و وحشت رژیم از تاریخ نوین مبارزاتی کورد و ظهور انقلابیون آپویی در ایران و شرق کوردستان سرچشمه میگیرد. حاکمان ایران با اعدام شهید فرزاد بعنوان یک معلم؛ زندگی آزاد، علم و فلسفه، تربیت و اخلاق و آزادی را به جوغهی دار میکشانند. چون شهید فرزاد معلمی بود که کودکان و جوانان کورد را با اصالت تاریخیشان آشنا مینمود. کودکان را با الفبای سیاست و چگونه زیستن و مبارزه نمودن علیه ظلم و ستم آشنا میکرد. رژیم، توسعه و گسترش چنین فعالیتهایی را در کوردستان برای نابودی اقتدارش خطرساز میبیند. بدین دلیل نظام هیچ فرقی مابین شهروندان کورد قائل نیست که اگر کسی اسلحه بدست، قلم بدست، نهال بدست و کتاب بدست باشد و هدفش در راستای خدمت نمودن به جامعهی کوردستان باشد، با جرم سنگین اعدام مواجه خواهد گردید.
اعدام از وحشتناکترین شیوههای شکنجهی انسانیت در سدهی 21 میباشد که هنوز نظام مستبد ایران پایبند آن است. این نظام نه تنها به یک معلم حتی به کودکان زیر 12 سال، فعالین زنان، کارگران، محیطزیست و کولبران و حتی مهرههای سوختهی خویش هم رحمی ندارد. چون حاکمان نظام با به دار آویختن شهروندان و بخصوص مبارزان خلق، قدرتنمایی میکند. این چهار مبارز خلقمان در زندان اوین تهران، حماسهی قهرمانی آفریدند. با مقاومت، ایستادگی و دلیریشان با ایدئولوژی نظام ولایت مطلقهی فقیه مبارزهی مستقیم نمودند. این رفقا به همراه تعداد دیگری از زندانیان سیاسی در قبال شکنجههای بیرویه نظام دست به اعتراض و نارضایتی دموکراتیک زدند و در چند مقطع مهم تاریخی با اعتصاب غذای خشک و دوختن لبانشان، نظام را ناچار نمودند که دست از شکنجه و سرکوب زندانیان بردارد. جلادان نظام از جنب و جوش و فعالیتهای این زندانیان چندان دچار رعب و وحشت گشته بودند که با اعدامشان درصدد برچیدن شکوفهی تازهی مقاومت و ایستادگی در زندانهای ایران شدند. چون مقاومت این رفقا فلسفهی مبارزه و ایستادگی را دگربار در زندانهای رژیم احیا نموده و فلسفهی مقاومت زندگی است تا به امروز در زندانهای ایران برافراشته شده است. البته نقش پژاک در این فصل نوین مبارزات در زندانهای ایران بسیار مهم است و پژاک برای فروپاشی سیستم شکنجه و جنگ ویژهی رژیم، مبارزات آزادیخواهیاش را نیرومندتر و گستردهتر خواهد نمود.
اعدام یک معلم و فعال زن در ایران و بخصوص در شرق کوردستان نشات گرفته از خشم و نفرت حاکمان ایران از موقعیت این پیشاهنگان در جامعه است. اعدام یک معلم، جامعه را بسوی فاشیسم مذهبی و جو خفقان و ملیتاریسم سوق میدهد و جامعه را با طناب اعدام آویزان میسازد. در حقیقت اعدام یک معلم میتواند برای خلق کورد پیام تسلیمیت و کشاندشان بسوی سپاه بردگان را دربر داشته باشد. تنها پیشهای که در محضر حاکمان ایران رواج دارد، بسیجی و سپاهی بودن است. این نهادها هم نهادهای آسیمیلاسیون و به بردگی کشاندن انسانها هستند. نظام، معلم بودن را برای خلق کورد جرم محسوب میکند و مجازات آن هم اعدام است. این اعمال نظام نشاندهندهی آن است که اعدام کارت فشار دولت در قبال جامعه است. زمانی که جامعه از کنترل دولت خارج گردد، با طناب اعدام درصدد کنترل جامعه برمیآیند.
نظام با اعترافات اجباری زندانیان، نمیتواند سیاست فرسایشی و شکستخوردهی خویش را ماستمالی کند.
گذار دموکراتیک
#آمد_شاهو: اعدام کارت فشار دولت در قبال جامعه است کورد بودن با هویت تاریخی خویش در جولانگاه نظام ایران جرم محسوب میگردد با توجه به محوریت شماره ۸۳ نشریه آلترناتیو، هیئت تحریریهی نشریه تصمیم برآن گرفت گفتگویی اختصاصی با رفیق آمد شاهو، عضو مجلس حزب حیات…
اختناق و هراسافکنی از طریق اعدام و دستگیریهای گستردهی فعالین سیاسی و مدنی، آیا ایران را به اهداف خود رسانده و مواضع زندانیان در طول این سالها در قبال سیاستها و جنگهای روانی بازجویان و شکنجهگران چگونه بوده است؟
41سال است که نظام علیه خلق و جامعه جنگ ویژه اعلام کرده و در این راستا از ابزارهای وحشتناک و راهکارهای مرگباری سود جسته، تا در جامعه اختناق، هراسافکنی و وحشت برپا سازد و در نهایت به اهداف شوم خود و تسلیمیت محض جامعه دست یابد. مسئولان نظام با تشدید موج دستگیری فعالین سیاسی، مدنی، کارگران و زنان از سلطهی خویش صیانت به عمل میآورند. شکنجهگران و جلادان از طریق جنگ ویژه با هراسافکنی فعالان سیاسی را ناچار به توبهی اجباری میکنند. با جنگ ویژه روحیهی مقاومت و ایستادگی را از پا در میآورند. با چنین راهکار درندانهای فرد را مجبور به اعترافگیری اجباری مینمایند. یعنی شیوههای شکنجه هرچند هولناک و ترسناک باشد، به همان اندازه روحیهی فرد مورد نظر را از پا درخواهند آورد. موج اعترافگیری اجباری چقدر وسیع و گسترده نشان داده شود، حاکی از اوج جنگ ویژه بخصوص جنگ روانی علیه زندانیان میباشد.
حاکمان نظام برای شکست اراده و روحیهی مقاومت زندانیان سیاسی از هر ترفند جنگ ویژه سود جستهاند. اما در این چهار دهه نظام با شکست عمیقی مواجه گردیده است. علیرغم سیاستهای پلید و جنگهای روانی در قبال زندانیان سیاسی، عَلم مقاومت و مبارزه در زندانهای رژیم غاصب برافراشته شده و بعنوان عرصهی مهم مبارزاتی مبدل گردیده است. ماشین شکنجه و اعدام نظام پس از ۴۱ سال هنوز نتوانسته جامعه را از پای درآورد و اهدافی که نظام برای حاکمیت مطلق برجامعه داشته، بدست نیاورده و برعکس قدرت نظام در تمامی حجرههای جامعه سیر صعودی در برداشته است. نظام با تشکیل دادگاههای فرمایشی و اعترافات اجباری زندانیان، قادر به آن نخواهد بود که سیاست فرسایشی و شکستخوردهی خویش را ماستمالی کند. در صندوق بخت ۴۱ سال اختناق و هراسافکنی نظام تنها بحران، آشوب، فتنهانگیزی، تورم، سرکوب و اعدام در جامعه ریشه دوانیده است. نظامی که اکنون بر سر کار است، نظامی بحرانزاست و قادر به حل هیچ مسئله و معضلات اجتماعی در داخل و خارج ایران نیست. چون رژیم با اعمالش باتلاقی از جنایات را بوجود آورده و امروز مسئولان نظام خود در باتلاق جنایاتشان غرق شدهاند.
چنین شکستی ناشی از مواضع انقلابی و مقاومت تاریخی در زندانهای ایران در ادوار تاریخی است. زندانیان سیاسی با موج مقاومتشان نقاب نظام خونخوار را برانداختند. با ایستادگی و مواضع فدایی خود، بذر مقاومت و مبارزه را در ذهن و مغز نظام کاشتهاند. چنین مقاومتهایی پروژهی نظام را به بنبست و چالش کشانده است. مبارزان خلق چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب در میدان آرنای نظام مسیر آزادی را شعلهور نمودهاند. رفقایی همچون؛ حسین خضری، حبیبالـله گلپریپور، حسن حکمت دمیر، فرزاد کمانگر و رفقایش با مبارزاتشان فصلی نوین از مبارزات را در زندانها علیه رژیم مستبد ایران آغاز نمودند و ثمرهی این مقاومت، وضعیت اسفبار و بحرانزدهی کنونی نظام است که نظام عنکبوتی رژیم را با بحران مشروعیتی و متلاشی شدن ساختار حکومتی مواجه کرده است.
سرکوب زندانیان وضعیت نظام را اسفناکتر میکند.
حذف منتقدین و سرکوب وحشیانه مخالفین در ایران همچنان ادامه دارد. با توجه به شرایط بسیار بغرنج کنونی که از سویی ویروس کرونا روزانه جان دهها انسان را میگیرد، عدم توجه به وضعیت زندانیان بهویژه زندانیان سیاسی توسط حکومت ایران چه پیامدهایی خواهد داشت؟
نظام در حذف منتقدین و سرکوب مخالفین از مهارت والایی برخودار و این سیاست به امر روزانهی رژیم مبدل شده است. این هم ناشی از گسترش میل آزادیخواهی خلق است. حقیقتجویی و آزادیخواهی خلق، پایههای نظام را به لرزه درآورده و این هم ترس و وحشتی را در میان صاحب منصبان نظام بوجود آورده است. شدت و دامنهی وسیع سرکوب و دستگیری و اعدامها انعکاس چنین رعب و هراس هولناک نظام از مخالفین ایران و بخصوص کوردها را نشان میدهد. رژیم از هر ترفندی برای سرکوب مخالفین در داخل زندان و خارج از زندان استفاده میکند. در حالیکه وضعیت نظام بسیار بغرنج و بحرانی است، سرکوب زندانیان وضعیت نظام را اسفناکتر میکند. نظام قادر به تأمین مایحتاج جامعه نیست و بدلیل شکست طرحهای اقتصادی و مدیریت جامعه بسوی آیندهای تاریک در حرکت است. سیاست نظام موجب تبدیل ایران به جزیرهی بحران گشته است. هر رویدادی در این کشور منجر به جان دادن دهها انسان بیگناه میگردد. جاری شدن سیل، روی دادن زلزله و ویروس کرونا امنیت، آرامش و آسودگی را از خلق سلب نموده و نظام هر یک از این وقایع را فرصتی برای سرکوب و حاکمیت خویش در قبال جامعه بکار میگیرد.
41سال است که نظام علیه خلق و جامعه جنگ ویژه اعلام کرده و در این راستا از ابزارهای وحشتناک و راهکارهای مرگباری سود جسته، تا در جامعه اختناق، هراسافکنی و وحشت برپا سازد و در نهایت به اهداف شوم خود و تسلیمیت محض جامعه دست یابد. مسئولان نظام با تشدید موج دستگیری فعالین سیاسی، مدنی، کارگران و زنان از سلطهی خویش صیانت به عمل میآورند. شکنجهگران و جلادان از طریق جنگ ویژه با هراسافکنی فعالان سیاسی را ناچار به توبهی اجباری میکنند. با جنگ ویژه روحیهی مقاومت و ایستادگی را از پا در میآورند. با چنین راهکار درندانهای فرد را مجبور به اعترافگیری اجباری مینمایند. یعنی شیوههای شکنجه هرچند هولناک و ترسناک باشد، به همان اندازه روحیهی فرد مورد نظر را از پا درخواهند آورد. موج اعترافگیری اجباری چقدر وسیع و گسترده نشان داده شود، حاکی از اوج جنگ ویژه بخصوص جنگ روانی علیه زندانیان میباشد.
حاکمان نظام برای شکست اراده و روحیهی مقاومت زندانیان سیاسی از هر ترفند جنگ ویژه سود جستهاند. اما در این چهار دهه نظام با شکست عمیقی مواجه گردیده است. علیرغم سیاستهای پلید و جنگهای روانی در قبال زندانیان سیاسی، عَلم مقاومت و مبارزه در زندانهای رژیم غاصب برافراشته شده و بعنوان عرصهی مهم مبارزاتی مبدل گردیده است. ماشین شکنجه و اعدام نظام پس از ۴۱ سال هنوز نتوانسته جامعه را از پای درآورد و اهدافی که نظام برای حاکمیت مطلق برجامعه داشته، بدست نیاورده و برعکس قدرت نظام در تمامی حجرههای جامعه سیر صعودی در برداشته است. نظام با تشکیل دادگاههای فرمایشی و اعترافات اجباری زندانیان، قادر به آن نخواهد بود که سیاست فرسایشی و شکستخوردهی خویش را ماستمالی کند. در صندوق بخت ۴۱ سال اختناق و هراسافکنی نظام تنها بحران، آشوب، فتنهانگیزی، تورم، سرکوب و اعدام در جامعه ریشه دوانیده است. نظامی که اکنون بر سر کار است، نظامی بحرانزاست و قادر به حل هیچ مسئله و معضلات اجتماعی در داخل و خارج ایران نیست. چون رژیم با اعمالش باتلاقی از جنایات را بوجود آورده و امروز مسئولان نظام خود در باتلاق جنایاتشان غرق شدهاند.
چنین شکستی ناشی از مواضع انقلابی و مقاومت تاریخی در زندانهای ایران در ادوار تاریخی است. زندانیان سیاسی با موج مقاومتشان نقاب نظام خونخوار را برانداختند. با ایستادگی و مواضع فدایی خود، بذر مقاومت و مبارزه را در ذهن و مغز نظام کاشتهاند. چنین مقاومتهایی پروژهی نظام را به بنبست و چالش کشانده است. مبارزان خلق چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب در میدان آرنای نظام مسیر آزادی را شعلهور نمودهاند. رفقایی همچون؛ حسین خضری، حبیبالـله گلپریپور، حسن حکمت دمیر، فرزاد کمانگر و رفقایش با مبارزاتشان فصلی نوین از مبارزات را در زندانها علیه رژیم مستبد ایران آغاز نمودند و ثمرهی این مقاومت، وضعیت اسفبار و بحرانزدهی کنونی نظام است که نظام عنکبوتی رژیم را با بحران مشروعیتی و متلاشی شدن ساختار حکومتی مواجه کرده است.
سرکوب زندانیان وضعیت نظام را اسفناکتر میکند.
حذف منتقدین و سرکوب وحشیانه مخالفین در ایران همچنان ادامه دارد. با توجه به شرایط بسیار بغرنج کنونی که از سویی ویروس کرونا روزانه جان دهها انسان را میگیرد، عدم توجه به وضعیت زندانیان بهویژه زندانیان سیاسی توسط حکومت ایران چه پیامدهایی خواهد داشت؟
نظام در حذف منتقدین و سرکوب مخالفین از مهارت والایی برخودار و این سیاست به امر روزانهی رژیم مبدل شده است. این هم ناشی از گسترش میل آزادیخواهی خلق است. حقیقتجویی و آزادیخواهی خلق، پایههای نظام را به لرزه درآورده و این هم ترس و وحشتی را در میان صاحب منصبان نظام بوجود آورده است. شدت و دامنهی وسیع سرکوب و دستگیری و اعدامها انعکاس چنین رعب و هراس هولناک نظام از مخالفین ایران و بخصوص کوردها را نشان میدهد. رژیم از هر ترفندی برای سرکوب مخالفین در داخل زندان و خارج از زندان استفاده میکند. در حالیکه وضعیت نظام بسیار بغرنج و بحرانی است، سرکوب زندانیان وضعیت نظام را اسفناکتر میکند. نظام قادر به تأمین مایحتاج جامعه نیست و بدلیل شکست طرحهای اقتصادی و مدیریت جامعه بسوی آیندهای تاریک در حرکت است. سیاست نظام موجب تبدیل ایران به جزیرهی بحران گشته است. هر رویدادی در این کشور منجر به جان دادن دهها انسان بیگناه میگردد. جاری شدن سیل، روی دادن زلزله و ویروس کرونا امنیت، آرامش و آسودگی را از خلق سلب نموده و نظام هر یک از این وقایع را فرصتی برای سرکوب و حاکمیت خویش در قبال جامعه بکار میگیرد.
ویروس کرونا چند روز پیش از ۲۲ بهمن به ایران منتقل شده و تا به امروز جان هزاران شهروند را گرفته اما نظام این ویروس را نعمتی برای خویش مغتنم شمرده و هیچ توجهی به وضعیت جان و مال جامعه ندارد. نظام نیازهای خلق را برآورده نمیسازد و جامعه با موج بیکاری، فقر و گرسنگی مواجه شدهاند. بیمسئولیتی مسئولان نظام در قبال این وضعیت بحرانزده موجب نگرانی جامعه گردیده است. در این مرحله وضعیت زندانیان سیاسی بیشتر از هر قشری در جامعه دشوار و خطرناک است. وضعیت موجود در زندانهای ایران منجر به آن گردیده که این ویروس سریعتر و بیشتر در میان زندانیان نقل و انتقال یابد و موجب جانباختن دهها زندانی در ایران و شرق کوردستان گردد. بیمسئولیتی نظام در قبال زندانیان موجب آن شد که در اکثر زندانهای ایران نارضایتی و قیام برپا گردد که در زندان سقز و لرستان دهها زندانی بگریزند. مسئولان نظام شایعهسازی کردند که هزاران زندانی را به طور موقت از زندانها آزاد کردهاند اما حاضر نیستند یک زندانی سیاسی را آزاد کنند یا شرایط تندرستی برای این زندانیها مهیا سازند. این برخورد نظام حاکی از آن است که رژیم بوسیلهی کرونا درصدد قتل تعدادی از زندانیان سیاسی است و بدین منوال بار سنگین مقاومت را از دوش خود بردارد.
عدم توجه مسئولان نظام به زندانیان موجب جانباختن شمار زیادی از زندانیان خواهد شد و این هم موج تازهای از نارضایتیها را بدنبال خواهد داشت. یعنی هر رویداد ناگواری در زندانها بوقوع بپیوندد و خطری زندانیان سیاسی را تهدید کند، حاکمان نظام مسئولند. در این مقطع تاریخی لازم است خانواده و بستگان زندانیان سیاسی در قبال برخورد غیرانسانی رژیم سکوت نکنند و برای حفاظت جان زندانیان سیاسی و آزادیشان در تلاش باشند.
www.pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
عدم توجه مسئولان نظام به زندانیان موجب جانباختن شمار زیادی از زندانیان خواهد شد و این هم موج تازهای از نارضایتیها را بدنبال خواهد داشت. یعنی هر رویداد ناگواری در زندانها بوقوع بپیوندد و خطری زندانیان سیاسی را تهدید کند، حاکمان نظام مسئولند. در این مقطع تاریخی لازم است خانواده و بستگان زندانیان سیاسی در قبال برخورد غیرانسانی رژیم سکوت نکنند و برای حفاظت جان زندانیان سیاسی و آزادیشان در تلاش باشند.
www.pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
رژێمی داگیرکەری کۆماری ئیسلامی بە دەرمانخواردکردنی ھەڤاڵانی تێکۆشەرمان دەیویست ئەو پەیامەمان پێبدات، تا ئەو شوێنەی کە ھاتوون لەوە پێشتر نەیەن، ئەگەر پێتان بنێنه کرماشان، ئیلام و داڵاھو کە دڵی کوردستان و خاڵی لاوازی کۆماری ئیسلامی و ھەر داگیرکارێکیترە، ژەھرتان دەدەینێ. بەڵام بە پێداگری شۆڕشگێڕانە و بەردەوامی رێگەی شەھیدانی پایەبەرزمان ئەمرۆ ھێڵی رزگاریخوازی ئاپۆیی لە دڵی کرماشان، ئیلام و داڵاھۆ جێگەی گرتووە، نەک ئیدعا مایه پووچەکانی کۆماری ئیسلامی داگیرکەر.
✍ #ئەهوەن_چیاکۆ
🆔 @GozarDemocratic
✍ #ئەهوەن_چیاکۆ
🆔 @GozarDemocratic