گذار دموکراتیک
1.62K subscribers
8.52K photos
3.68K videos
600 files
5.5K links
تلاش برای ایجاد دموکراسی در ایران و چاره یابی مسئلە کورد

آدرس وبسایت ما:
www.kodar.info ✔️
www.kjar.online ✔️
www.pjak.eu ✔️


ارتباط با ادمین:
@gozar_democratic ✔️

🆔 @GozarDemocratic
Download Telegram
گذار دموکراتیک
فراخوان ۵٠ حزب و سازمان کوردستانی برای افکار عمومی جهان نمایندگان حدود ۵٠ حزب سیاسی و سازمان کوردستانی در اروپا در نامه‌ای سرگشاده به وزاری امور خارجه کشورهای ایالات متحده آمریکا، استرالیا، کانادا و ژاپن به تداوم تحریم، محاصره و اشغالگری علیه کوردها در جریان…
و زندگی حدود ١٠٠ هزار نفر از ساکنان شهبا و ١٠٠ هزار نفر از آوارگان عفرین در این منطقه می‌پردازد.

در بخشی دیگر از نامه به بیانیه یونیسف در رابطه با قطع آب آشامیدنی ایستگاه پمپاژ تل علوک از سوی ارتش اشغالگر ترکیه و محروم شدن ۴۶٠ نفر از ساکنان شمال سوریه اشاره شده است.

ایران/ روژهلات

در نامه با اشاره به شیوع کروناویروس در روژهلات کوردستان آمده است:"اگرچه گزارش‌های واقعی را در مورد شیوع بیماری و همچنین مسائل سیاسی ناشی از تراژدی‌های تحمیل شده بر خلقمان در دست داریم، بیش از ١٢ تا ١۵ میلیون از هموطنانمان در روژهلات کوردستان تحت تحریم‌های دوگانه رژیم ایران و تحریم‌های بین‌المللی قرار دارند. باید به سبب پاندمی کروناویروس سیاست‌های فشار و محاصره بر خلقمان فورا پایان یابند. همچنین باید فورا نیازهای غذایی و بهداشتی خلقمان تأمین شوند."

فراخوان

در خاتمه نامه احزاب سیاسی و جریان‌های کوردستانی آمده است؛"همچنان که بیان گردید آنچه بر خلقمان و دوستان خلقمان تحریم می‌شوند ضد معیارهای حقوقی و انسانی هستند و در چارچوب جنایت جنگی محسوب می‌شوند. سازمان ملل متحد، شورای اروپا و کشورهایی که در زمینه سیاسی و نظامی در خاورمیانه حضور دارند در قبال تحریم، محاصره، حمله و تهدید هموطنان ما مسئولند.

از نیروهای بین‌المللی و نهادهای مربوطه می‌خواهیم که بدون اتلاف وقت برای رفع تهدیدهای مذکور به مسئولیت‌های خویش عمل نمایند و ضامن حق زندگی خلقمان شوند."

احزاب سیاسی و سازمان‌های کوردستانی که نامه را امضا کرده‌اند:

اتحادیه میهنی کوردستان (ی.ن.ک)

جنبش تغییر (گوران)

کنگره جوامع کوردستانی در اروپا (ک.ج.د.ک- اروپا)

جنبش زنان کوردستانی در اروپا (ت.ژ.ک- اروپا)

حزب کمونیست کوردستان (باشور)

حزب زحمت‌کشان (باشور)

حزب آزادی و دمکراسی ایزدی‌‌ها (پاده- باشور)

جنبش آزادی جامعه کوردستان

حزب اتحاد دمکراتیک (پ.ی.د) (روژاوا)

حزب دمکرات کورد- سوریه (روژاوا)

حزب چپ کورد – سوریه (روژاوا)

جنبش نوین کوردستان- سوریه (روژاوا)

حزب دمکرات کورد سوریه (الپارتی) (روژاوا)

حزب دمکرات پیشرو کورد- سوریه

حزب چپ دمکرات کورد – سوریه

حزب اتحاد دمکرات کورد – سوریه

حزب توافق کورد- سوریه

حزب اصلاح کورد – سوریه

حزب سبز کوردستان – سوریه

حزب دمکرات کوردستان سوریه

حزب کمونیست کوردستان – سوریه

حزب اسلامی کوردستان

حزب کمونیست کوردستان

جنبش کاوه

حزب حیات آزاد کوردستان (پژاک)

اتحادیه انقلابیون کوردستان

جامعه دمکراتیک و آزاد روژهلات کوردستان (کودار)

جامعه زنان روژهلات کوردستان (کژار)

پلتفرم هورام

پلتفرم زاگرس

پلتفرم یارسان

یاری کورد

جمعیت کورد اشتوتگارت

فدراسیون علوی‌های کوردستان

فدراسیون جوامع ایزدی

مرکز کوردی برلین

جامعه اسلامی کوردستان

انستیتوی کوردی – آلمان

انستیتوی کوردی بروکسل

مجلس شنگال در تبعید

اتحادیه معلمین کوردستان

اتحادیه ایزدی‌های سوریه

جمعیت کورد براندنبورگ – برلین

سازمان چتر مجالس زنان ایزدی

فروم دوستی آلمان- کورد در درسدن

کنگره خلق‌های‌ مزوپوتامیا

جمعیت حقوق بشر کوردستان


ANF


🆔 @GozarDemocratic
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
صالح مسلم: رویدادهای زینی ورتی ۱۷۰ سال است که ادامه دارند

صالح مسلم: رویدادهای زینی ورتی ۱۷۰ سال است که ادامه دارند
صالح مسلم: بهترین راهکار دشمنان خلق کورد برای از میان برداشتن کورد، واداشتن آنها به سوی جنگ داخلی یا کوردکشی بوده است. آنچه که اکنون در زینی ورتی اتفاق می‌افتد بخشی از این طرح است.


🆔 @GozarDemocratic
Forwarded from aryentvfarsi
♦️هسته‌ی مخفی متعلق به سازمان جاسوسی میت که اسلحه و مهمات برای شبکه‌های مخفی دیگر در مناطق خودمدیریتی ارسال می‌کرد شناسایی شد.

▪️شورای نظامی منبج با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرد که هسته مخفی وابسته به سازمان استخبارات ترکیه-میت که به فعالیت ارسال اسلحه برای شبکه‌های مخفی تروریستی وابسته به آنکارا مشغول بودند شناسایی و منهدم شد.

▪️در بیانیه شورای نظامی منبج آمده است: یگان‌های آنتی‌ترور وابسته به شورای نظامی منبج روز ١٩ مارس ٢٠٢٠ در محدوده منطقه مرزی منبج با مناطق تحت اشغال ترکیه یک هسته‌ی مخفی وابسته به سازمان استخبارات ترکیه را شناسایی کردند که فعالیت آنها ارسال اسلحه و مهمات برای هسته‌های مخفی وابسته به میت و همچنین گروهک مزدور 'احرار الشرقیه' بود.

▪️یگان آنتی‌ترور پس از کسب اطلاعات لازم و تحت نظر قرار دادن اعضای این هسته در عملیاتی هر چهار عضو آنرا دستگیر کردند. در بازجویی‌های به عمل آمده عناصر بازداشت شده اعتراف کردند که برای شبکه‌های مخفی وابسته به سازمان میت در رقا اسلحه ارسال می‌کنند. همچنین ٣۵ قبظه اسلحه کلاشینکوف، ٧ قبظه اسلحه ٧ ناتو و یک قبظه اسلحه اِم١۶ از مخفیگاه آنان ضبط شد.



@aryentvfarsi
کوبرا عەزیمی مامۆستا و چالاکی کۆمەڵایەتی سەردەمی کۆماری کوردستان لە مەهاباد، ئەمڕۆ لە شاری ستۆکهۆڵم ماڵاوایی لە ژیان کرد. ڕۆحی شاد و یادی زیندوو!

له‌کاتی به‌ڕێوه‌چوونی ئاهه‌نگی «سه‌ربه‌خۆیی کوردستان» له ٢٢ی مانگی یه‌کی ١٩٤٦دا که له‌چه‌ندین ژمار‌ه‌ی رۆژنامه‌ی کوردستان‌دا باس کراوە، ٢٣ که‌س له که‌سایه‌تییە‌ سه‌ره‌کییه‌کانی کۆمار وتار پێشکه‌ش ده‌که‌ن. له‌و شازده ‌که‌سه‌ی قسه ‌ده‌که‌ن دوانیان ژن‌ بوون. ژنە وتاربێژەکان ‌کە هه‌ردووکیان مامۆستای خوێندنگه‌ی کچان بوون، ڕێزیان لە ‌سه‌ربه‌خۆیی کوردستان گرت ‌و له‌سه‌ر پێویستی به‌شداریی چالاکانەی ژنان له‌ خه‌باتدا پێدا دە‌گرن. چواره‌مین وتاربێژ مامۆستا کوبرا عەزیمی بوو، زۆر بە‌توندی ره‌خنه‌ی له ژنانی مه‌‌هاباد گرت:

«چونکه ئێمه ‌زۆر له‌ پاشین کارمان گرانتر و کۆڵمان قورستر ده‌بێ. ئه‌مما ده‌بێ بزانین که ئه‌و بار و کۆڵه گرانه چلۆن له‌ سه‌رشانی ئێمه لاده‌چێ. هه‌ڵبه‌ته ئه‌و باره سه‌نگینه به ‌قووه‌ی عه‌قڵ ‌و عیلم‌ لاده‌چێ. ئه‌مما داخه‌که‌م خه‌ڵکی مه‌هاباد وانازانن.
مه‌سه‌له‌ن ئه‌و کچه نه‌وجه‌وانانه‌ی خۆیان به‌دبه‌خت‌ و بێسه‌واد ده‌که‌ن. ده‌ڵێن ڕۆڵه جووتێ گۆره‌وی بچنه یا کڵاوێ بدروو یا خه‌یر ده‌ڵێن: ئه‌من کچی خۆم بۆ مه‌دره‌سه نابه‌م بێ‌ئه‌ده‌ب ده‌بێ.
خانمانی عه‌زیز، ده‌بێ بێ‌ئه‌ده‌بی ئێمه چ ‌بێ؟ ئه‌و که‌سانه‌ی که ئه‌و فکره‌یان کردووه‌ته‌وه له ڕێگای راستی. دوور که‌وتوونه‌ته‌وه و لیان‌حاڵی نه‌بووه.
مه‌سه‌له‌ن من شه‌خسی خۆم زۆر له ‌مه‌جلیسان گوێم لێ بووه هه‌ر وه‌خت که ئێمه ده‌بینن ده‌ڵێن ئه‌وه موعه‌لیمه‌کانن و به‌ چاوێکی زۆر که‌م ته‌ماشای ئێمه ده‌که‌ن.
ئه‌گه‌ر ئێمه چاو له زمان ‌و کیتابانی خارجیه‌کان بکه‌ین زۆرغه‌مگین ده‌بین و ده‌ڵێین خودایا ئێمه‌ش وه‌کوو ئه‌وانه عه‌بدین؟ بۆ ده‌بێ ئه‌لئان له ‌شارێکی وه‌کوو مه‌هاباددا له‌ قیسمه‌تی ژناندا نه جه‌رراحێک، نه حه‌کیم و نه ددانسازێک یا مامانێکی ره‌سمی نه‌بێ؟»

وتارەکە لە کتێبی «ژنان و ناسیونالیسم له کۆماری کوردستانی‌ ١٩٤٦ دا - شه‌هرزاد موجاب»دا بڵاو کراوەتەوە.

٭ لە لاپەڕەی فەیسبووکی مامۆستا ئەحمەد ئەسکەندەری وەرگیراوە.



🆔 @GozarDemocratic
انقلاب روژئاوا، روزنه‌ی رهایی زنان



انقلاب ۱۹ جولای همزمان که به روزنه‌ای برای نیل به آمال و آرزوهای خلق کوردستان مبدل گشت ، در عین حال انقلاب زنان کورد آزادیخواه نیز گشت


#روکن_ژیرکی




🆔
@GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
انقلاب روژئاوا، روزنه‌ی رهایی زنان انقلاب ۱۹ جولای همزمان که به روزنه‌ای برای نیل به آمال و آرزوهای خلق کوردستان مبدل گشت ، در عین حال انقلاب زنان کورد آزادیخواه نیز گشت #روکن_ژیرکی 🆔 @GozarDemocratic
انقلاب روژئاوا، روزنه‌ی رهایی زنان



انقلاب ۱۹ جولای همزمان که به روزنه‌ای برای نیل به آمال و آرزوهای خلق کوردستان مبدل گشت ، در عین حال انقلاب زنان کورد آزادیخواه نیز گشت


#روکن_ژیرکی


انقلاب ۱۹ جولای همزمان که به روزنه‌ای برای نیل به آمال و آرزوهای خلق کوردستان مبدل گشت ، در عین حال انقلاب زنان کورد آزادیخواه نیز گشت. در همان اوایل انقلاب، زنان باحضور فعال خود در میدان جنگ، جوهره ی انقلاب را با حقیقت خویش درآمیخته و این انقلاب به انقلاب زنان به نام گشت. گسترش حوزه‌های مبارزاتی در انقلاب، موجب گردید زنان در تمامی این حوزه‌های مبارزاتی خود را سازمان‌دهی کرده و به عنوان فاکتور اساسی انقلاب شناخته شوند. زنان از همان ابتدای انقلاب بی هیچ دودلی لازم دانستند که خویش را سازماندهی کنند و نهادهای مختص به خود را در تمامی حوزه‌های حیات ایجاد نمایند.

گروهک‌های شبه‌نظامی جبهة النصره و داعش که چونان بلایی بر سر جهان فرود آمدند، شدیدترین وبیشترین تخریبات وتعرضهای جسمی و فرهنگی را بر جامعه ی زنان تحت عنوان دین وارد آوردند و همچنین سعی بر این داشتند که دستاوردها و ارزشهای خلق کورد را به یغما برده و به نابودی کشانند. در واقع این هجوم براساس پروژه و برنامه‌ای وسیع و از پیش تعیین شده از سوی قدرت‌های هژمونیک جهانی جهت نابودی دستاوردهای خلق کورد بویژه زنان آماده گردیده بود؛ زیرا سیستم مدرنیته ی کاپیتالیست جهت گسترش حوزه‌ی انحصاری قدرت وسرمایه ی خویش در جهان و خاورمیانه از طریق احیای گروهک داعش آن را همچون تهدیدی برخاورمیانه ظاهر کرد.

سیستم مدرنیته ی کاپیتالیستی با هُل دادن گروهک داعش به کردستان گمان می کردند که جنبش آزادی کردستان توانایی مقابله با داعش را ندارد و در برابر این گروهک شکست می خورد. اما به رغم تمامی بی عدالتی‌هایی که در طول جنگ روی داد، جنبش آزادی کردستان با کمترین امکانات وتسلیحات نظامی در برابر آنان مقاومت کردند. استقامت و اراده ی آنان اثباتی بود بر نیروی اراده وآگاهانه جنش آزادیخواه کردستان و در مقابل نیز خط باطلی بود بر خیال حاکمان هژمون گرا که اراده آزاد را تاب نمی‌آوردند.

پس از موفقیهای پی در پی جنبش آزادی کردستان درمیدان نبرد با گروهک داعش و انعکاس دهی آن در جهان وخاومیانه، قدرت های هژمونیک جهانی با نیات منفعت‌طلبانه و نیز کسب سود بیشینه‌ی سرمایه در خاورمیانه، تحت عنوان رهایی مردم منطقه به آنجا لشکرکشی نظامی کرده و همچنین سعی کردند با سوء استفاده از دستاوردهای انقلاب روژآوا به موجودیت خود مشروعیت بخشند. درواقع هدف قدرت های هژمونیک ایجاد مانع و سنگ تراشی جهت تحقق نیافتن انقلاب آزادی روژآوا بود تا این مقاومت و مبارزه‌ی زنان روژآوا بر جهان، خاورمیانه، کردستان و سوریه تاثیرگذار نباشد.

علاوه براین، ترس و واهمه آنان معرفی خلق کرد و نیز سیستم مدرنیته‌ی دمکراتیک به جهان بود. بنا به این دلایل سعی کردند از طریق گروهک داعش جنبش آزادی کردستان را از میان بردارند، اما نقشه وبرنامه آنان با اراده و جسارت زنان باطل گشت. قدرت های هژمونیک گمان نمی کردند که خلق کورد بویژه زنان کورد با اراده‌ای نیرومند در برابر آنان ایستادگی نمایند. زیرا گروهک داعش با تمام تجهیزات نظامی و تکنیکی خود به روژآوا هجوم آورد. اما در مقابل نیز، نیروهای کرد با تمامی توان خویش و حتی با سلاح فردی خود را آماده کردند و جهت پاسداری و صیانت از سرزمین خویش باکمترین امکانات تسلیحاتی به مقابله با داعش پرداختند و هجوم واشغال آنان را متوقف نمودند.

حمله به روژآوا در مقابل دیدگان تمامی جهان روی داد و به موازات آن مبارزه و مقاومت نیروی زنان کورد به نقطه‌ی اوج رسید. زیرا زنان سالهای طولانی بود که تحت سلطه‌ی اقتدارگری دولت ملت، پدرسالاری و همچنین دیکتاتوری مرد که هرگونه قتل، تعرض، خشونت و تحقیر را بر آنان روا می دارند، قرار گرفته بودند. اِعمال چنین سیاست‌هایی و ذهنیت موجود تنها محدود برجامعه‌ی زنان روژآوای کوردستان نمی باشد. بلکه برتمامی زنان شمال و شرق سوریه همچون زنان آسوری، عرب، ارمنی وترکمن نیز روا داشته می‌شد. دراین باره می توان به حمله ی ۳ آگوست داعش ۲۰۱۴ به شنگال اشاره نمود و مشاهده نمود که چگونه در مقابل جهان هزاران نفر بویژه زنان ربوده شدند و تاکنون نیز از سرنوشت صدها زن و دختر ایزدی هیچ اطلاعی در دسترس نمی باشد که این امر گویای واقعیت سیستم اقتدارگرا است که موجودیت خود را برجامعه و مردم بویژه زنان تحمیل می نماید.

زن کورد بااین حقیقت روبرو گشت و زندگی کرد. به همین دلیل بود که زنان با حضور و مشارکت گسترده‌ی خویش از انقلاب روژآوای کوردستان دفاع نموده و صیانت لازم را بعمل آوردند. زن سرنوشت وآینده ی خود را در این نکته دید که چگونه و با چه شیوه‌ای از خود دفاع کرده و خویش را سازمان دهی نمایند. از ابتدای جنگ تاکنون، زنان به عنوان پیشاهنگ وبه شکلی فعالانه در تمامی
گذار دموکراتیک
انقلاب روژئاوا، روزنه‌ی رهایی زنان انقلاب ۱۹ جولای همزمان که به روزنه‌ای برای نیل به آمال و آرزوهای خلق کوردستان مبدل گشت ، در عین حال انقلاب زنان کورد آزادیخواه نیز گشت #روکن_ژیرکی 🆔 @GozarDemocratic
مراحل این جنگ حضور داشتند. در روز ۴ آوریل ۲۰۱۴ زنان اولین کنفرانس خود را برگزار کرده و به نام یگان‌های مدافع زنان « YPJ» بصورت رسمی موجودیت خود را اعلان نمودند. همچنین از عفرین تا کوبانی و قامشلو در هر شهر، پایگاه‌های مستقل خویش را ایجاد کرده و به آموزش فکری، تاریخی، نظامی و ایدئولوژیک پرداختند. زیرا زن به حقیقت مبارزه پی برده بود و همچنان هجوم‌های پی در پی داعش بر روستاها و شهرها بیشتر وبیشتر می شد و زنان نیز هرچه بیشتر بر آموزش و علم دفاع اصرار ورزیدند. همراستا با آن همگی اعضای پایگاهها را سازمان دهی کردند و برای اولین بار در شهرها ارتش خود را سازمان دهی وآماده کردند.

همزمان زنان جوان رهایی خود را در گردان های YPJ یافتند و همین امر سبب گردید نه تنها زنان جوان، بلکه همگی زنانی که توانایی حمل سلاح را داشتند، در سنگرهای جنگ حضور بیابند. حضور و مشارکت زنان در جنگ شورو شعف بسیاری را در میان آنان ایجاد کرده بود. حتی زنانی که بخاطر کهولت سن یا یا بنابه دلایل مختلف در میدان جنگ حضور نداشتند، در محلات با ایجاد مراکز امنیتی وپزشکی به فعالیت پرداختند.

نیروی YPJ در جنگ روژآوا بعنوان فاکتور اساسی نقش مهمی را در پیشبرد مبارزه ایفا نمود. هم بعنوان سرباز و هم فرماندهانی کارآمد و هدفمند در صفوف مبارزه درخشیدند. تاریخ حماسه‌ی کوبانی گویای حقیقت اراده وشجاعت زنان بود که علیه داعش به مبارزه پرداخته و باحضور فعال خود تاریخ حماسه کوبانی را به نگارش در آورد. نمونه‌ی چنین حماسه‌ای در طول تاریخ کم نظیر بوده، بویژه اینکه یگانه نیرویی است که تنها متکی بر اراده وپتانسیل خویش می‌باشد. همچنین به رغم عدم امکانات تسلیحاتی و نظامی مورد نیاز جهت مبارزه با گروهک داعش که تحت حمایت و پشتیبانی قدرت‌های هژمون‌گرای جهانی و دولت-ملت های منطقه قرار داشت، مقاومت و غلبه نماید.

اما زن کورد این حقیقت را اثبات کرد که دارای این توانایی و پتانسیل است. ریوان کوبانی از جمله شخصیتهای قهرمان انقلاب روژآوا بود، که باایستادگی و اراده مندی خویش در برابر داعش، از تمامی ارزشها و دستاوردهای مادی و معنوی خلق و سرزمینش حفاظت نمود. ریوان کوبانی براین باور بود که اگر در مقابل فاشیزم مبارزه ننمود و مقاومت نکرد، تمامی میراث جامعه بویژه جامعه ی زنان نابود خواهد گشت و فاشیزم رواج هر چه بیشتری خواهد یافت.

ریوان کوبانی با آگاهی و شناخت از فلسفه واندیشه‌ی رهبرآپو که مناسبات آفرینش نوینی را برای زنان ایجاد کرد و با الهام گرفتن از این اندیشه، نیروی اراده و استقلال را در خود نیرومندتر کرد و با انجام عملیات فدایی فاشیزم را از میان برد. بارین کوبانی، آرین میرکان، اوستا خابور و صدها زن کورد دیگر علیه گروهک داعش به مبارزه پرداختند و با رد تسلیمیت، مبدل به جویندگان راه حقیقت شدند.

حضور ومشارکت زنان در این میدان پیکار موجب گردید تا دیدگاه متفاوت تر و البته نیک‌تری در مورد زن در منطقه به وجود آید. در همین رابطه می توان به زنان انترناسیونال اشاره کرد که با الهام‌ گرفتن و تداوم راه زنان کرد در بخش های اجتماعی، نظامی، سیاسی و دیپلماسی، جهت تحقق و احیای جایگاه و نقش خویش در جامعه در این مبارزه جای گرفتند. همچنین زنان از آمریکا، اروپا، آفریقا تا آسیا نیز به عضویت YPJ پیوستند. هلین و دستان یوروکان از دیگر زنانی بودند که به هنگام مبارزه ی زنان در روژآوا، حقیقت زن کورد را درک نموده و شناختند و پی بردند که چگونه به صورت سازمان‌دهی شده در زمینه‌ی حقوقی و نظامی موجودیت واستقلال خود را اثبات می کنند. همین امر موجب گردید زنان دیگری نیز راه رهایی خود را در ملحق گشتن به YPJ ببینند.

ارتقای ارتش زنان در روژآوا همزمان به آلترناتیوی در مقابل ارتش حاکمان مردسالاری مبدل شد. در واقع ارتش زنان، ارتشی است که در راستای آزادی زن، دموکراسی خلقها و تمامی افراد فرودست مبارزه می نماید. همچنین ارتش زنان متشکل از زنان از هر ملت، اتنیک وباورداشتی بوده و بویژه مشارکت زنان عرب که در شمال و شرق سوریه خود را سازمان دهی کرده بودند بصورتی آگاه‌مند و متکی بر اراده ی خود دراین ارتش قابل توجه می‌باشد.

در واقع جامعه عرب بنا به تاثیر پذیری از جامعه فئودالی و نیز اسلامیت، زنان را به عنوان قشر فرودست برمی شمردند. بنا به همین تبعیض جنسیتی در جامعه عرب، زنان به هنگام شناختن YPJ براین امر واقف شدندکه باید به جستجوی هویت و آزادی خویش رفت. در این صورت بود که گروه گروه به عضویت YPJ پیوستند. اکنون سطح ارتقاء وعضویت در YPJ به حدی رسیده است که همزمان زیر پوشش QSD نیز، گردان‌های مستقل زنان سازمان دهی شده‌اند.

علاوه براین فعالیتهای مجلس زنان در طبقا، منبج، رقاء و دیرالزور نشانه‌ی رشد و بالندگی اندیشه و تفکر زنان عرب در شمال و شرق سوریه است. اگر چه دراین راه بدل‌های بسیار سنگینی پرداخته شد، اما درعین حال قهرمانی واستقلال زنان این منطقه ب
ه تمام دنیا اثبات گردید. برساخت مدیریت مستقل در شمال و شرق سوریه که بر اساس پارادایم ملت دمکراتیک که پروژه‌ی رهبرآپو می‌باشد، جهت آلترناتیو دولت-ملت است و این مهم اکنون در روژآوا در حال اجرا می‌باشد.

اکنون می بینیم جهت نهادینه سازی آن در حوزه ی مدیریت جامعه در بخش های بهداشت، اقتصاد، علمی، فرهنگی، دفاع مشروع، دادگاه و... از سیستم ریاست مشترک استفاده می نمایند. زنان نیز تحت نظارت کنگره ستار تمامی نهادهای مستقل خویش را در کانتون ها، ناحیه ها و روستاها سازمان دهی می نمایند. اکنون سیستم مستقل زنان به سطحی از موفقیت دست یافته که مسائل و مصائب مربوط به زنان را در شهرها، محلات وروستاها بر اساس ایدئولوژی رهایی زن حل وفصل و چاره‌یابی می کنند. فعالیت زنان در حوزه‌های اجتماعی، سیاسی و نظامی، سختی‌هایی را نیز بهمراه داشت. زیرا جامعه ی فئودالی که تعصبات فئودالی مردانه در آن به وفور دیده می شود پذیرای پیشرفت وحضور زنان در اجتماع نبودند. اما زنان نیز به رغم ذهنیت موجود، اصرار ورزیده و با نیرویی اراده‌مندتر به فعالیت خود تداوم بخشیدند.

سطح آموزشی و فراگیری زنان در روژآوای کردستان محدودیت سنی نداشته و حتی هم زنان جوان وهم مادران در آموزشگاهها و دانشگاهها حضور یافته و در بخش های پزشکی و پرستاری بیشترین آمار را به خود اختصاص داه اند. علاوه براین، کمیته ی ژنئولوژی در سرتاسر دانشگاهها علم زن- ژنئولوژی را آموزش می دهند.

همانطور که در بالا بدان اشاره نمودیم زنان در تمامی حوزه های اجتماعی بصورتی فعال جای گرفته اند. از دیگر حوزه‌هایی که زنان در آن حضوری فعال دارند، اقتصاد می باشد. اگر چه زنان در این زمینه با موانع وسختی‌هایی روبرو شدند، اما جهت ایجاد استقلال و تامین نیازهای روزانه ی خویش از طریق تعاونی‌های کمونال که به نوعی احیای فرهنگ نئولتیک است، مدیریت اقتصادی را اداره می کنند و مشارکت می ورزند.

از دیگر پایه‌های مدیریت مستقل، دیپلماسی زن می باشد. مشارکت زنان در مبارزه آنان را باواقعیت های اجتماعی وسیاسی روبرو کرد وهمزمان تجربه های بزرگی را کسب نمودند. جهت منعکس نمودن مقاومت موجود در خاورمیانه و نیز جهان، زنان خستگی‌ناپذیر به کوشش خود ادامه می‌هند. دیدار و گفتگو با زنان فمنیست، آنارشیست، چپ گرا و دموکراتیک ها از دیگر فعالیت های آنان می باشد که با بازگو کردن تجربیات همدیگر زمینه ی مبارزاتی خویش را گسترش داده و نیز گویای گسترش فعالیت زنان شمال و شرق سوریه به خارج از این محدوده جغرافیایی است که این شیوه ی فعالیت مدیریت مستقل است که در واقع مدل حیات مشترک می باشد.

ایجاد نهادها و پایگاههای امنیتی در روژآوا بویژه در محلات از دیگر فعالیت و دستاوردهای زنان بود که از این طریق تمامی زنان را سازمان دهی کرده و محافظت از جامعه را از هر سو به دوش گرفتند. با توجه به دستاوردهای موجود می توان گفت مدلی نوین در خاورمیانه می باشد که زنان کورد پیشاهنگ آن هستند. قرارگرفتن زنان در سمت وزارت از دیگر اقدامات مهم وبنیادینی است که بازتعریف جامعه ی دمکراتیک و برابر است. دفاع مشروع از دیگر بخش‌های مهم در جامعه است که اگر هر جامعه‌ای آن را گسترش دهد، هیچ قدرتی یارای مقابله با آن را ندارد. اکنون جامعه‌ی روژآوا به چنان سطحی از آگاهی و نیرو رسیده اند که از خویش دفاع نمایند و تحت نام YPJ و YPG خود را سازمان دهی کنند وبصورت شبانه روز در محلات و شهرک‌ها نگهبانی داده و از آنجا محافظت نموده و در صورت نیاز در جنگ مشارکت نمایند.

انقلاب روژآوا که همانا انقلاب زنان بود با اتکا به نیروی ذاتی و الهام گیری از اندیشه و فلسفه‌ی رهبرآپو، اکنون به مرحله‌ای از موفقیت و اراده‌مندی رسیده اند که نهادها وسازمان‌هایی در زمینه‌های حقوقی، مجلس و دفاعی ایجاد نموده و فعالیت می نمایند. البته شایان ذکر است تمامی دستاوردهای موجود زنان در روژآوا حاصل زحمات بی دریغ رهبرآپو می باشد که با آفرینش فلسفه ی نوین برای زنان، روزنه‌ی رهایی آنان را گشود و زنان را به این مدل نوین زندگی فرا خواند.

در پایان نیز شایان ذکر است که وظیفه‌ای که در این مقطع زمانی بر دوش ما گذاشته می شود، حفظ و صیانت از دستاوردها وارزشهای مادی و معنوی زنان قهرمانی است که در انقلاب کسب نمودند و بایستی این دستاوردها را جاودانه نماییم. همچنین جهت پاسداری از میراث شهیدان باید مبارزه ومقاومت خویش را نیرومندتر و آگاه‌مندتر کردکه آن نیز با سازمان‌دهی زنان ممکن می‌گردد.



www.kjar.online



🆔 @GozarDemocratic
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نامەیەکی نێڵسۆن ماندێلا ، بۆ گەلی کورد..
٦ی سێپتەمبەری ۱۹۹۷
ئەڵمانیا..
وەرگێڕانی: هەرێم مەحمود سەمەن



🆔 @GozarDemocratic
سپاه نیرویی انقلابی یا ضد انقلابی؟



#شوگر_چیا


🆔
@GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
سپاه نیرویی انقلابی یا ضد انقلابی؟ #شوگر_چیا 🆔 @GozarDemocratic
سپاه نیرویی انقلابی یا ضد انقلابی؟



#شوگر_چیا




در اوایل انقلاب، مردم ایران و برخی از متفکران آن دوران که بیشتر از نیروهای نهضت آزادی بودند به فکر افتادند تا سازمانی نظامی تاسیس کنند که بتواند از دستاوردهای انقلاب حمایت کند. آن‌ها فکر نمی‌کردند که انقلاب زود به سرانجام برسد، برای همین نیروی منسجم و چریکی‌ای می‌خواستند که بتواند در برابر ضربات ارتش منظم آن‌زمان ایران که تازه به سلاح‌های غربی هم مجهز شده بود، تاب بیاورد، نهایتا انقلاب پیروز شد و خیلی سریع ارتش را به حاشیه راند(هرچند سپاه و ارتش عملا با هم رویارو نشدند ولی رقابت‌های آنان بر سر قدرت در ساختار نظامی ایران تا به امروز نیز همچنان ادامه دارد). ایده‌ی اولیه تشکیل سپاه برای دفاع از دستاوردهای انقلاب مردم ایران بود، پیش از انقلاب ارگانی به نام سپاه دانش بوجود آمده بود که در فعالیت‌های آموزشی و فرهنگی به آموزش کادر می‌پرداخت، این نیرو سپس به سراسر ایران رفته و به آموزش مردم عمدتا در روستاها می‌پرداختند. بعد از انقلاب و مطرح شدن تشکیل سپاه بسیاری از این مسئله استقبال کردند چون آن‌ را همانند سپاه دانش جایی برای کسب علم و دانش و هم نیرویی برای پاسداری از دستاوردهای تازه‌ی انقلاب مردم ایران می‌دانستند. هرچند، همان‌طور که امروزه همه می‌دانند متاسفانه این ایده در همان روزهای نخست انقلاب در حد ایده باقی ماند و سپاه برآمده از آن چیز دیگری شد. سپاه با دستور خمینی در همان روزهای اواخر سال ۱۳۵۷ شروع به کار و سازماندهی نیروهای خود کرد ولی رسما اعلان آن به اردیبهشت ماه سال ۱۳۵۸ به تعویق افتاد. از مهم‌ترین وظایف سپاه؛ دفاع از جمهوری اسلامی، کمک به پلیس و نیروهای امنیتی برای مقابله با عناصر ضدانقلاب، مبارزه با ضدانقلابیون مسلح، دفاع در برابر حملات و فعالیت‌های نیروهای خارجی در داخل کشور، کمک به نظام اسلامی در تحقق انقلاب اسلامی، آموزش پرسنل تابع سپاه در مسائل اخلاقی، ایدئولوژیک و سیاسی-نظامی و حمایت از جنبش‌های آزادی‌بخش و خواسته‌های‌شان در برقراری عدالت برای مستضعفان جهان تحت هدایت رهبر انقلاب اسلامی است که از همان اوایل این مسئله را در بُرهه‌های تاریخی بعد از انقلاب و سال‌های گذشته و امروز ایران بارها و به خوبی نشان داده ‌است. سپاهی که قرار بود عصای دست مستضعفین جهان باشد، چوبی بر سرآنان شد. سپاه بعد از تاسیس تجربه‌ای در فعالیت‌های نظامی نداشت و بایستی تجاربی می‌اندوخت، بنابراین برخی از عناصر این نیروی ضدانقلابی همانند چمران به لبنان رفتند که تجربه کسب کنند. در سال‌های بعد از انقلاب به این دلیل که بیشتر نیروهای شرکت کننده در انقلاب از نیروهای چپ و مارکسیست بودند و از نظر ایدئولوژیکی اعتقادی به ارتش منظم نداشتند در چهارچوب حزبی خود دارای نیروی نظامی بودند که همین، زنگ خطری برای سپاه تحت امر خمینی و اطرافیانش بود. به این دلیل برخورد و سرکوب صداهای مخالف رژیم در همان روزهای نخست به بهانه‌ی خروج از آرمان‌های انقلاب در دستور کار سپاه پاسداران انقلاب اسلامی قرار گرفت. نیرویی که قرار بود از جان، مال و ناموس مردم ایران دفاع کند تبدیل به نیرویی برای سرکوب، تجاوز، ایجاد رعب و وحشت در میان خلق‌های ایران شد. آن‌ها نظامی یک‌دست و ولایی می‌خواستند که سبب ظهور امام‌ زمان شود و بازویی اجرایی این نظام، سپاه پاسداران شد. هم‌زمان با سرکوب شدید و بی‌رحمانه‌ی نیروهای چپ در کُردستان و ایران و حتی ترور فعالین سیاسی خارج از ایران که بیشترشان در کشورهای اروپایی بودند و همچنین جنگ ایران و عراق، فرصت دیگری برای سپاه شد تا بیشتر به تجهیز و افزایش نیروهای خود بپردازد. ورود به کُردستان برای سپاه فرصتی شد تا بتواند با سرکوب وحشیانه‌ و کشتار بی‌رحمانه‌ی خلق کُرد و نیروهای انقلابی برخاسته‌ی آن، برای خود، نزد نظام ولایی کسب اعتبار نماید. در همین اثناء نیروهایی که برای کسب تجربه به لبنان و فلسطین رفته بودند به ایران بازگشته و به کُردستان آمدند تا تجارب خود را در راه انقلاب اسلامی با وحشی‌گری و کشتار کوردها در کُردستان به نمایش بگذارند. درآن زمان فرماندهی سپاه را عباس آقا‌زمانی با نام مستعار ابوشریف برعهده داشت که همراه چمران دوره‌های جنگ چریکی را در لبنان گذرانده بودند، چمران خود فرماندهی جنگ در کُردستان را برعهده گرفت، نیروهای تحت فرمان او از هیچ جنایتی برای پاکسازی و فرونشاندن عطش انقلاب مردمی موجود در کُردستان فروگذار نکردند و هیچ ابایی نداشتند و درواقع مفهوم کار ایدئولوژیک و جنگ چریکی را با وحشی‌گری و تجاوز به نوامیس مردم اشتباه گرفته بودند. پس از کنترل و پاکسازی کُردستان و سرکوب جنبش‌های مدنی و سیاسی در سرتاسر ایران و اتمام جنگ ایران و عراق می‌بایست این نیروی سرکوب‌گر، شمشیر خود را که بر روی مردم ایران از رو بسته بود، غلاف می‌کرد و به عرصه‌های دیگری روی می‌آورد. چون از سویی جنگ پایان یافته و رقیب‌های
گذار دموکراتیک
سپاه نیرویی انقلابی یا ضد انقلابی؟ #شوگر_چیا 🆔 @GozarDemocratic
داخلی تصفیه شده بودند و ازسوی دیگر سپاه خود را برای پروژه‌های بزرگ‌تری در اقصی ‌نقاط دنیا آماده می‌کرد و می‌باید وجهه بد خود در دنیا را بازیابی و لباس تازه‌ای به تن می‌کرد، تا آن زمان سپاه در بیشتر بمب‌گذاری‌ها در آمریکای جنوبی و خاورمیانه شرکت داشت و همین موضوع ناگزیر به تغییر لباس و نه الزاما تغییر رویکرد از جانب سپاه می‌کرد. یکی از وظایف دیگر سپاه، صدور انقلاب اسلامی به همه‌ی نقاط دنیا بود که ازهمان اوایل انقلاب در دستور کار سردمد‌اران رژیم قرار گرفت و شروع به صدور فکر و ایدئولوژی کردند. هرچند سپاه در داخل ایران نتوانست آن خاصیت الاستیک و کششی یا همان ساختار چریکی خود را حفظ کند و نهایتا مانند ارتش نیرویی منظم و کلاسیک شد و به پادگان‌ها بازگشت و شروع به بازسازی خود کرد و به فعالیت‌های اقتصادی و بنگاه‌های بزرگ مالی روی آورد، که به مرور در کنار دولت و موازی با آن شروع به واردات و صادرات انواع کالاها به داخل و برعکس به خارج نمود. از لباس و وسایل آشپزخانه گرفته تا تجهیزات پزشکی و بیمارستانی همه و همه فرصتی برای سپاه شد تا سال‌هایی را که در جنگ به زعم خود ضد‌انقلاب صرف کرده بود، حال با پرکردن جیب امیران تازه به دوران رسیده خود بتواند ازاین طریق هزینه‌ برنامه‌های ایدئولوژیک، خود‌خواهانه‌ و بلند‌پروازانه‌ی خود در منطقه و دنیا را تامین کند. در خارج نیز ایران با تجاربی که از جنگ در کُردستان و هشت سال جنگ با عراق کسب کرده بود در همان چارچوب صدور فکر انقلاب تصمیم به صادر کردن سلاح و ادوات نظامی و آموزش شبه نظامیان و مزدوران وابسته به خود از عراق تا بوسنی گرفت که این سازماندهی تحت نام سپاه قدس، شاخه‌ی برون مرزی سپاه پاسداران تا به امروز ادامه دارد. سپاه نه نقط در حوزه‌های جنگ سخت‌افزاری با دشمنان خود روبرو شد، بلکه در حوزه‌های نرم‌افزاری هم عقب نماند و توانست خود را به روز کند، از همین‌رو اگرچه تا دیروز با دشمنان خود مسلحانه در خیابان‌ها، کوه‌ها و دشت‌ها می‌جنگید، امروز به جنگ خود با فعالین سیاسی و مدنی در شبکه‌های اجتماعی روی آورده است و جایی نمانده بود که به آن ورود نکرده باشد، که می‌توان به سرکوب اعتراضات پس از انتخابات سال ۱۳۸۸، دی‌ماه ۱۳۹۶ و آبان‌ماه ۱۳۹۸ اشاره نمود.

امروز سپاه مانند اختاپوسی بر مال و جان نه تنها ملت‌های ایرانی، بلکه مردم خاورمیانه سایه انداخته است. سپاه امروزه در همه‌ی حوزه‌های فردی و اجتماعی مردم ایران و کُردستان حضور محسوس و از یک طرف نامحسوسی دارد به این معنا که اگر از یک طرف به صورت عریان با مردم در خیابان‌ها برخورد می‌کند از سوی دیگر آنجایی که نمی‌تواند مستقیما مقابله نماید، در شبکه‌های اجتماعی به برخورد و تهدید مخالفان خود می‌پردازد. هرچند سپاه با ذهنیت کنترل مردم و حفظ حاکمیت خود بر ایران به همین حوزه‌ها بسنده ننموده و در همه‌ی حوزه‌ها حضور همه‌جانبه دارد. از وجهه‌‌های دیگر جنگ نرم سپاه علیه مردم ایران، جنگ ویژه است، پخش مواد مخدر بین نوجوانان و جوانان، ترویج فحشا و بی‌بندوباری، ایجاد رعب و وحشت ناشی از ایجاد ذهنیت نبود امنیت اجتماعی و مهم‌تر‌ از همه امنیت سرزمینی، بمباران تبلیغاتی و پوچ رسانه‌ای به‌گونه‌ای قلمداد می‌کند که امنیت مردم ایران در خطر است و سپاه حافظ امنیت مردم است! چنین رویکردی همانند این مثل معروف است که چوپان برای امنیت بیشتر گله را به گرگ می‌‌سپارد و گرگ هم می‌گوید علی‌رغم میل باطنی‌ام به این کار مسئولیت گله را برعهده می‌گیرم. این مثل، گواه حال و روز مردم ایران است و رهایی از آن جز با فداکاری و مبارزه مداوم انقلابی میسر نمی‌شود. یادمان نرود رژیمی که با قلدر‌مآبی و شعار معروف «هدف وسیله را توجیه می‌کند» بر سر کار آمد و با هر وسیله‌ای تیشه به ریشه‌ی انقلاب مردم ایران زد با زبان‌ خوش و رویکردهای مدنی تغییر نمی‌کند، همانند آنچه در گذشته مشاهده کردیم، نه جریان اصلاح‌طلبی خاتمی و جنبش سبز و اعتدال‌گرایی روحانی و نه دسته کلید معروفش به هیچ کدام از قفل‌های استبداد و زنگ‌زده‌ی رژیم اسلامی نخورد و کلاف سردرگم انقلاب و سپاه امروز به بن‌بست فکری و ایدئولوژیک خود رسیده ‌است. امروز با تقویت جنبش‌های مدنی، آگاه‌سازی مردم و رفتاری ایدئوژیک و رادیکال انقلابی می‌توان در برابر سیاست‌ها و برنامه‌های سپاه ضد‌انقلابی رژیم مقابله به‌مثل نمود درغیراین صورت رفتارها و اعمال این ارگان نظامی در ایران و منطقه همچنان ادامه خواهد یافت، چنانچه در صحبت‌های مسئولین هویدا است رژیم ولایی و بازویی اجرایی‌اش، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی خود را برای مرحله‌ی سوم انقلاب آماده می‌کنند و در واقع می‌خواهد با پاک کردن صورت‌ مسئله که همان پیگیری خواسته‌های به حق ملت ایران است و به قولی با فرار به جلو قدمی دیگر در جهت خواسته‌های نا‌میمون و بلندپروازانه‌ی خود در ایران، منطقه و جهان بردارد.



www.pjak.eu

🆔 @GozarDemocratic
🔹نیروهای آسایش قامشلو ایست و بازرسی‌های رژیم را برداشتند

🔻جنگ و درگیری میان نیروهای آسایش داخلی قامشلو و دفاع وطنی نیروهای رژیم سوریه، پس از برداشتن ایست و بازرسی‌های رژیم و عقب نشستن آنها از تلاش برای رفتن به داخل محله‌ی هیلکو، پایان یافت.

بیشتر بخوانید...

🌍 https://bit.ly/2wW76A3
قتدار و گریز از آزادی؛ عصیان و در آغوش گرفتن آزادی

اصلا اقتدار چیست؟


#آرین_زانا


🆔
@GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
قتدار و گریز از آزادی؛ عصیان و در آغوش گرفتن آزادی اصلا اقتدار چیست؟ #آرین_زانا 🆔 @GozarDemocratic
قتدار و گریز از آزادی؛ عصیان و در آغوش گرفتن آزادی


#آرین_زانا


اصلا اقتدار چیست؟

ریشه اقتدار چیست و چگونه شکل می‌گیرد؟

از کدامین منبع سرچشمه گرفته و چگونه تداوم می‌یابد؟

چرا انسانی که تن به پذیرش اقتدار داده،‌ علیه آن سر به عصیان گذاشته و باز می‌خواهد همه نهادها و سازه‌های مرتبط با آن را تخریب نماید؟!

در قدم اول بایستی تعریف ما از اقتدار روشن گردد و مرز باریک و ظریف میان این کلمه با قدرت سوا گشته واین هر دو را یکی معنا ننمود. قدرت یا همان اتوریته را می‌توان لازمه زندگانی دانسته و به کارگیری آن انسان را از دیگر جانداران متمایز می‌گرداند. قدرت توانایی سازماندهی و فرم‌دهی به زندگی اجتماعی است. لیکن اقتدار را می‌توان افراط و نیز انحصار در به کارگیری قدرت تعریف نمود.

اگر از جنبه تاریخی به مسئله اقتدار بنگریم، مشاهده خواهیم نمود که اقتدارگران در ابتدا با توسل به اسطوره، خدایان و افسانه سعی بر مشروع نمایاندن اقتدار خویش و حتی قرار دادن جامعه در شرایطی که به اختیار تن به پذیرش این افتدار دهد، نموده‌اند. اما چرا انسان لازم می‌بیند که کسی بر وی حکم رانده و زیردست باشد؟ آیا این واقعا در ذات انسان است که از آزادی گریز نماید؟! آیا جامعه انسانی لازم می‌بیند که تحت امر یک فرمانروا بوده و آزادی خویش را اختیاری سلب می‌نماید.

انسان موجودی بسیار پیچیده است و هنوز خود نیز به تمامی به همه خصایص و گوشه و کنارهای ذهن خویش مشرف نیست. اما در زمینه اقتدار بایستی به این نکته اشاره نمود که این خود انسان و جامعه انسانی و فرهنگ حاکم بر آن است که به اقتدار مشروعیت می‌بخشد. چگونگی آن مسأله‌ای است که می‌توان آن را در این بحث جای داد.

در هر جامعه انسانی قوانین و مقرراتی برای نظام‌مند نمودن و ساماندهی زندگی اجتماعی و فرم‌دهی مدل مدیریت اجتماعی وجود داشته و دارد. که بیشتر این قوانین اولیه، مدیریت جمعی و منافع عمومی را اساس می‌گیرد و ارجحیت طبقاتی در آن وجود ندارد. اما زمانی که این قوانین از کارکرد اصلی خویش منحرف گشته و در انحصار اقلیت خاصی قرار گرفت، همان قوانین که برای آسایش انسان ساخته شدند، علیه جامعه خواهند گشت.

در دوران رواج اسطوره و باورداشت‌های قبل از ادیان توحیدی، انسان موجودی حقیر انگاشته شده و جنس پادشاهان از تبار خدایان دانسته شده و به همین دلیل نیز انسان‌ها همانگونه که فرمانبرداری و اطاعت از خدایان را مقدس و در حقیقت وظیفه خویش دانسته‌اند، بندگی و اطاعت از پادشاهان را نیز به همان چشم نگریسته‌اند. این همان محدود نمودن آزادی و مشروعیت‌دهی به اقتدار است که فرمی مذهبی و مقدس می‌یابد.

در واقع انسان دوران اسطوره به دنبال منشأ خویش گشته و به همین دلیل نیز تسلیم گشتن در مقابل نماینده یا فرزند خدایان را روا دانسته و بدین ترتیب این بردگی و بندگی برایش همانا آزادی و آرامش روحی معنا خواهد یافت. بدین ترتیب انسان قرن‌ها با این ذهنیت که بایستی کسی وی را اداره نماید، زندگی کرده و به این سرنوشت باور داشته و آن را قبول نموده است.

اما با گذار به دوران انسان نوین که به حاکمیت قوانین انسانی باور داشته و حاکمیت اسطوره‌ای و خدایان فرازمینی را رد می‌نماید و اقتدار ناشی از این ایدئولوژی را غیر مشروع می‌انگارد، مرحله نوینی از اقتدار انسان بر انسان شروع می‌گردد. دیگر در این مرحله آنچه به اقتدار مشروعیت می‌بخشد، نه خدایگان، که اصول و قوانین دست‌ساخته بشری است که راه بر اقتدارگری و در نهایت دیکتاتوری گشوده و این مهم را مورد قبول همگان قرار می‌دهد.

اما از چه انسان مدرن که خود را پیرو خرد و دانش می‌انگارد و اسطوره را مجموعه‌ای خرافات می‌پندارد، باری دیگر و به شکلی دیگر خود را اسیر قوانین ساخته دست خویش می‌نماید و خدایانی نوین برای خویش می‌آفریند؟!

پاسخ این پرسش را می‌توان به شکلی خلاصه اینگونه تشریح نمود: اقتدار معرف روابط اجتماعی و عملکرد انسان‌هاست. پس اگر اینگونه است، چه اندازه شخصیت افراد یک جامعه دمکراتیک بوده و چه اندازه دارای روابط اجتماعی دمکراتیک باشند، به همان اندازه نیز امکان وجود مدیرتی دمکراتیک در آن جامعه وجود خواهد داشت. در جوامعی که روابط انسان‌ها چهارچوبی اقتدارگرایانه و منفعت‌طلبانه داشته و ارزشهای انسانی در آن کم‌رنگ گشته باشد، زمینه بروز حکومت‌های خودکامه و مستبد بیشتر خواهد بود.

انسان عصر حاضر خود را پیرو راسیونالیزم یا همان خردگرایی دانسته و به عقل خویش بسیار باور دارد. پس اگر این‌گونه بود،‌ چرا هنوز هم این انسان بیچاره با این همه‌گونه حکومت خودکامه دست و پنج نرم کرده و چرا دمکراسی به مثابه خوابی که تعبیرش صعب است دانسته می‌شود.

به ویژه با ظهور پدیده دولت-ملت در سده اخیر این مسئله بغرنج‌تر گشته و شکلی لامتغیر و قانونی و مشروع از نظر افکار عمومی یافته است. رهبر آپو دولت-ملت را به طور خلاصه اینگونه تعریف می‌نماید: همانند گشتن جامعه
گذار دموکراتیک
قتدار و گریز از آزادی؛ عصیان و در آغوش گرفتن آزادی اصلا اقتدار چیست؟ #آرین_زانا 🆔 @GozarDemocratic
با دولت و دولت با جامعه که تعریف فاشیزم نیز همین است. این تعریف ساده و در عین حال معنامند از دولت-ملت انسان را بر آن می‌دارد که در پی جواب این پرسش باشد که دولت-ملت چه بر سر انسان و جامعه آورده است!

دولت در ابتدا بر مبنای انباشت سود و اقتدار فرم یافته و اگر در ابتدا جوامع دولت را رد ننموده‌اند بنا به این دلیل بوده است که از دولت انتظار داشته‌اند که مهارت و تجربه انباشته در آن برای جامعه و در خدمت منافع جامعه به کار گرفته شود. اما با ظهور دولت-ملت که فرم بسیار نژادپرستانه و استثمارگر دولت است، سعی بر ناتوان گرداند و بی‌دفاع نمودن جامعه گشته و در این راه از همه راه‌های موجود استفاده نموده و حتی با سوء استفاده از احساسات خلق‌ها، جوامع را نیز از حالت طبیعی خویش خارج نموده و سعی بر تخریب بافت سیاسی و اخلاقی جامعه نموده‌است. به همین دلیل نیز در بسیاری نمونه‌های فاشیستی که از جمله مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به آلمان‌های نازی اشاره نمود، جامعه‌ای را مشاهده می‌نماییم که همانند رمه‌های حیوانی مورد استثمار قرار گرفته و خود نیز به این استثمار راضی بوده و حتی به آن افتخار نیز می‌نمایند و در راه پیشبرد آن نیز می‌کوشند.

در اینگونه رژیم‌ها شاهد به کاربری کلماتی همچون پیشوا، رهبر و بلندپایه که نشان از مبدل گشتن جامعه به دو طبقه حاکم و برده دارد هستیم. حتی کار به جایی می‌رسد که برای رسیدن به آمال و آرمان‌های دولت- ملت می‌توان افرا متعلق به آن جامعه را نیز فدا نمود و در این راه قربانی نمود. باری دیگر و به فرمی دیگر قربانی در پیشگاه خدایان زور و استثمار! انگار که انسان از اینکه تاریخ را در روزگار خویش دوباره نماید، شادمان خواهد بود!

اما برگردیم به این پرسش که چرا انسان در مقابل همان اقتداری که خویش زمینه‌ساز بروز آن است، سر به عصیان برداشته و فرم اقتدار دست‌ساخته خویش را رد می‌نماید؟!

چرا این اشرف مخلوقات که بر طبق منطق تحلیلی‌اش قوانین اجتماعی را بنیان نهاده،‌ از قبول همین قوانین و همین نهاد سرباز زده و در پی براندازی اقتدار سرچشمه گرفته از انتخاب خویش برمی‌آید؟!

روح انسان چگونه و با کدامین هدف و از چه، حصارها و مرزهایی که وی را در بر گرفته شکسته و به دنبال راهی نوین خواهد گشت. اگر پذیرش اقتدار در هر جامعه‌ای به شکلی وسیع تداوم داشته باشد، بایستی دانست که هنوز در آن جامعه، کنکاش برای آزادی ضعیف است و یا بهتر است بتوان گفت که هنوز این کنکاش به پختگی لازم نرسیده و همین عدم پختگی راه بر تداوم اقتدار می‌گشاید.

زمانی که کنکاش برای آزادی به مرحله عدم پذیرش و آمادگی برای مقابله با زورگویی و بیدادی ستمگران حاکم برسد، آنگاه می‌توان گفت که گام نهادن در این راه دارای افقی روشن خواهد بود. قیام در بستری رشد خواهد نمود و شکل خواهد گرفت که جامعه اخلاقی و سیاسی پویا بوده و افراد آن برای مدیریت دمکراتیک و عادلانه آماده بوده و اقتدار و زورگویی را نکوهیده دانسته و بر آن عصیان نمایند.

اما زمانی که جامعه و افراد وابسته به آن جامعه از وضعیت موجود رضایت داشته و یا در صورت عدم رضایت تلاشی برای تغییر وضعیت خویش انجام ندهند، راه بر گسترش و پیشرفت دیکتاتوری گشوده شده و حتی در صورت رضایت جمعی،‌ مسیر به سمت فاشیزم سوق خواهد یافت. به همین دلیل تنها راه برافکندن دیکتاتوری آگاهی یابی است. زمانی که جامعه با ساز و کار اخلاقی خویش فعال بوده و زمینه بروز اقتدار و انحصار اقتدار را شناسایی نماید، می‌توان در نهایت به سازماندهی جمعی و مبارزه همه‌گیر با اقتدار باور داشت و زمینه این مبارزه را نیز در همان بستر جامعه فراهم نمود.

آنچه در پایان لازم است بدان اشاره نمود این است که هم اقتدار و هم عصیان علیه اقتدار هر دو از یک بستر نشأت می‌گیرد و هر دو را انسان معنا می‌بخشد و در زندگانی خویش جاری می‌گرداند. پس اگر اینگونه است، رابطه تنگاتنگ و معنامند میان هر دو نیز با جامعه انسانی پیوندی است ناگسستنی و در هم تنیده. هر اندازه انسان و جامعه انسانی دارای شخصیتی آزاد باشند، به همان اندازه نیز امکان بروز اقتدار کم می‌گردد و حتی اگر بروز یابد، با واکنش اجتماعی روبرو خواهد شد.

www.kjar.online



🆔 @GozarDemocratic
ئیبراهیم خەلیل، کاروانێکی سەربازیی هاتە باشوور و خەڵکیش ناڕەزایی پیشاندا

لە دەروازەی ئیبراهیم خەلیلە وە چەندین پاس هاتنە ناو باشوری کوردستانەوە، کە گومان دەکرێت سەربازیی دەوڵەتی داگیرکەری تورک بن، خەڵکیش دژی هاتنە ناوەوەی کاروانەکە ناڕەزایەتی پیشاندا.


شەوی ڕابردوو ژمارەیەک پاسی گەورە لە دەروازەی نێودەوڵەتی ئیبراهیم خەلیل، کە لە ژێر کۆنترۆڵی پارتی دایە، هاتە ناو خاکی باشوری کوردستان، خەڵک بەرامبەر ئەو کارە ناڕەزایەتییان دەربڕی و ویستیان ڕێگا لە هاتنە ناوەوەی کاروانەکە بگرن، بەڵام هێزەکانی ئاسایشی پارتی بە هەڕەشە خەڵکەکەیان دوورخستەوە.

بەپێی ئەو دیمەنانەی لە تۆڕە کۆمەڵایەتییەکاندا بڵاوبووەتەوە، خەڵکی لە بەردەم دەروازەی ئیبراهیم خەلیل وەستاون، ئەو کەس یان سەربازانەی باپاسەکە هاتوونەتە ناو خاکی باشوری کوردستان، بێ ئەوەی پشکنینیان بۆ بکرێت یان کەرەنتینە بکرێن لە سنوورەکە تێدەپەڕن، ئەوەش بووەتە هۆی دروستبوونی ناڕەزایەتی خەڵک.

بەڵام هێزەکانی ئاسایشی پارتی بە بڵندگۆ هەڕەشە لەخەڵکەکە دەکەن کە دوور بکەونەوە و ڕێگری نەکەن لەهاتنی ئەو کاروانە و پێیان دەڵێن: کە بەناوی بنەماڵەی بارزانییەوە داواتان لێدەکەین کە 'هەڵە مەکەن'.

بەپێی ڤیدیۆەکە و ئەو ئاماژانەی کراوە، گومان دەکرێت ئەو کاروانە و ئەو کەسانەی بەو پاسە گەورانەوە هاتوونەتە ناو خاکی باشوری کوردستان، سەربازانی دەوڵەتی تورک بن، کە گرێدراوی گرژییەکانی زینی وەرتێ ڕەوانەی ناوچەکە کرابن.


ROJNEWS


🆔 @GozarDemocratic
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
هێڵی _3_
ڕۆژنامەوان
#زاڵ_مەد لەگەڵ هەڤاڵ #گوڵان_فەهیم ئەندامی دەستەی بەڕێوەبەری #کژار، مژارەکانی هێرش و پەلامارەکانی دەوڵەتی تورک بۆسەر باشوری کوردستان و #زینی_وەرتێ و خیانەتەکانی پ.د.ک تاو وتوێ و گفتوگۆ دەکەن.



🆔
@GozarDemocratic
لەڕاستیدا، بەجێگەی دروشمی – نا بۆ شەڕی ناوخۆ – یا هەر ناوێکیتر کە گوزارە لە شەڕی کورد لەگەڵ کوردە، پێویستە دروشمی – داگیرکەر بچۆ دەرەوە و راوەستێنن هاوکاری داگیرکەر – بدرێت. لەبەروەی خۆ هەڤاڵ ناتوانن دەست لەسەر دەستان راوەستن و داگیرکەر و هاوکاری داگیرکەر دەوریان بدەنەوە و لەبەینیان ببەن. ئەوە نە لەگەڵ یاسای شەڕ دەگونجێ، نە لەگەڵ شۆڕشگێڕی دەگونجێ، هاوکات نە لەگەڵ نەریتی بەرخۆدانی کورد دەگونجێ و لەگەڵ نەریتی بەرخۆدانی هەڤاڵ، هیچ ناگونجێت!

خۆ ئەگەر هاوکاری داگیرکەر رابوەستێندرێت، داگیرکەر ناتوانێ بمێنێتەوە و ئیدی ئەو شەڕە نەگریسەش ڕوونادات و ئەگەر شەڕیش هەبێت ئیدی راستەوخۆ لەگەڵ داگیرکەرە نە هاوکاری ناوخۆیی داگیرکەر. شەڕی ناوخۆ تەنیا بەو شێوە رادەوەستێ و هیچی تر!

کاتێک تۆ بڵی: نا بۆ شەڕی ناوخۆ، بەڵام زمانێکی گشتی و ناڕوون بەکار بێنیت و لایەنی داڵدەدەری داگیرکەر و لایەنی خۆپەرێز بۆ پووچەڵکردنەوەی پلانی داگیرکەر، لەیەک جیا نەکەیتەوە، نە عەداڵەتە نە دەتوانێت رۆڵی هەبێت لە بەربەست کردنی شەڕدا!



#ئەهوەن_چیاکۆ



🆔 @GozarDemocratic
🔹 ١٢٢مین سالروز انتشار «کُردستان»؛ غرش نخستین گلوله‌های رزمندگان کورد | یادداشت

🔻بعد از ۱۲۳ سال، رهروان مقداد مدحت بدرخان همچنان بر قدرت کلمات واقف هستند، می‌دانند که در آغاز فقط یک کلمه بود، «کُردستان» بود، و کلمه خود کوردستان بود،

بیشتر بخوانید...

🌍 https://bit.ly/2VtYD0x