گذار دموکراتیک
1.62K subscribers
8.52K photos
3.68K videos
600 files
5.5K links
تلاش برای ایجاد دموکراسی در ایران و چاره یابی مسئلە کورد

آدرس وبسایت ما:
www.kodar.info ✔️
www.kjar.online ✔️
www.pjak.eu ✔️


ارتباط با ادمین:
@gozar_democratic ✔️

🆔 @GozarDemocratic
Download Telegram
گذار دموکراتیک
زندگی‌ام در زندان جزیره‌ی امرالی در تمامی دفاعیات نوشتاری و گفتگوهای شفاهی‌ای كه تاكنون داشته‌ام، چندان درباره‌ی زندگی شخصی خویش سخن نگفتم. 🆔 @GozarDemocratic
به این متقاعد شدم: من جهانی ندارم که در آن آزادانه زندگی کنم! در اینجا مقایسه‌ی بسیاری بین زندان داخل و خارج انجام دادم. نتیجتا متوجه شدم که اسارتی که درخارج ]از زندان[ وجود دارد، برای فرد خطرنا‌ک‌تراست. خودفریبی بزرگی است که یک فرد کُرد، خودش رادر خارج ]از زندان[ آزاد تصور نموده و زندگی کند. حیاتی که تحت سلطه‌ی خودفریبی‌ها و دروغ‌ها بگذرد، حیاتی ازدست رفته است که در حقّش خیانت صورت گرفته است. نتیجه‌ای که از این نکته گرفتم این بود که درخارج ]از زندان[ تنها به شرط نبرد و مبارزه‌ی شبانه‌روز جهت موجودیت و آزادی کُردها )و در شرایط کاپیتالیسم،برای زحمتکشان سایر خلق‌ها( می‌توان زیست. برای یک کُرد بااخلاق و شرافتمند، زندگی قطعا با پیکارجو بودنِ بیست وچهار ساعته در راه موجودیت و آزادی امکانپذیراست.

وقتی زندگی خارج از زندانم را با این اصل می سنجیدم، می‌پذیرفتم که یک زندگی اخلاقی داشته‌‌‌ام. به سبب سرشت جنگ است که بهای این نوع زندگی،»مرگ یا محبوس شدن «است. با توجه به اینکه حیاتی بدون جنگ عبارت از یک دغلبازی و بی‌شرافتی بزرگ است، آمادگی برای مرگ یا تحمل زندان نیز در سرشت کار وجود دارد. عدم تحمل شرایط زندان، با انگیزه‌ی زندگی‌ام مغایراست. همان‌گونه که همه‌ی شیوه‌های مبارزه و پیکار در راه موجودیت و آزادی گریزناپذیرند، از تحمل زندان نیز نمی‌‌‌توان گریخت. زیرا آن نیز یک لازمه‌ی »حیات آزا‌‌دی« است که در راه آن مبارزه صورت می گیرد. وقتی قضیه‌ی کُردها مطرح باشد و معتقد به سوسیالیست بودن نیز باشی، اگر تحت فرموده‌های کاپیتالیسم، لیبرالیسم یا یک فناتیسم انحرافی دینی نباشی، در خارج ]از زندان[ به جز جنگیدن جهت حیاتی اخلاقی و اتیک، هیچ چیزی نداری که انجام دهی و جهانی نداری که در آن زندگی کنی!

وقتی در پرتو این مفهوم به زندگی رفقای زندانی نگریستم، دیدم که دچار خودفریبی‌ها یا خطاهایی جدی‌اند. به آن‌ها باورانده‌اند یا خود به خویش باورانده‌اند که یک شیوه‌ی حیات آزاد در خارج از زندان جهت زیستن وجود دارد. اگر از نظر جامعه‌شناختی تحلیل شود، درک خواهد شد که نقش زندان این است که نوعی حسرت آزادیِ متقلبانه را به شدت در فرد بیافریند. به همین جهت در دوران مدرنیته با اهتمامی خاص زندان‌ها را ساخته‌اند. وقتی انسان‌ها از زندان خارج می‌شوند یا زندگی‌ای آکنده از دروغ و تقلب را پذیرفته‌اند که در این وضعیت انتظار هر نوع زندگی انقلابی، اخلاقی و شرافتمندانه از آنان انتظاری بیهوده و پوچ است؛ یا با یک پختگی برآمده از پراکتیک دوران زندان، مبارزات اجتماعی خویش را با موفقیت هرچه بیشتر انجام خواهند داد.

زندان‌ها محل اصلاح شدن نیستند؛ بلکه مکان‌های آموختنِ شیوه‌ی اجرای توانمندانه‌ی وظایف اخلاقی و ارادی خویش در قبال جامعه می‌باشند. همان قضیه جهت جنگاوران راه آزادی که رهسپار کوهستان‌ها شده‌اند نیز مصداق دارد. گریلای راه آزادی، کسی‌ست که وظایف اخلاقی و سیاسی مربوط به اجتماعی‌بودن را در بالاترین سطح به انجام برساند؛ این به معنای انجام وظیفه در چارچوب آگاهی و اخلاق است؛ به معنای آن است که هرآنچه در ارتباط با خود دفاعی جهت آزادشدن ضرورت دارد، انجام داده شود. گریلای راه آزادی شدن، برای برقراری نفوذ شخصی یا مقتدرشدن نیست. چنین چیزی نمی‌تواند پیکارگری در راه آزادی باشد، بلکه جنگ‌جویی در راه قدرت است. آنانی که چنین هستند نه رفتن‌شان به کوهستان و نه آمدن‌شان از آنجا، اخلاقی و اجتماعی نیست. کسانی از این دست، در صورت برآورده نشدنِ توقعات‌شان به آسانی خیانت می‌ورزند. قادر نخواهند بود ضروریات وظایف اجتماعی‌شان را در هیچ یک از حوزه‌ها انجام دهند. مقصودم این است: برای آنانی که موجودیت اجتماعی‌شان در گستره‌ی بردگی مطلق جای دارد، حتی آنانی که دچار سقوط و فروپاشی‌اند، هر جا و مکان دارای خصوصیات یکسانی است. متمایزسازی نابه‌جایی همانند داخل(زندان) بد است و (خارج از زندان‌) نیک، مبارزه‌ی مسلحانه بد است و نوع غیرمسلحانه‌ی آن نیک، تلاش اصلی مبارزه در راه موجودیت و آزادی را تغییری نمی‌دهد. به سبب آنکه زندگی انسان صرفا وقتی آزاد باشد حاوی معناست، پس هرکجا حیاتی فاقد آزادی جریان داشته باشد، آنجا همیشه یک زندان تاریک است!




🆔 @GozarDemocratic
⬇️⬇️⬇️
⬆️⬆️⬆️


دومین مفهوم، توسعه‌ی ادراک حقیقت است که در پیوند با مفهوم اول می‌باشد. برای آنکه بتوان در زندان تحمل کرد، تنها درمان همانا توسعه دادن ادراک حقیقت است. اگر ادراک حقیقت مربوط به کلِ حیات به شیوه‌ای توانمندانه در زندگی مبنا قرار داده شود، این امر به معنای واصل شدن به شادترین و شورانگیزترین لحظه‌ی زندگی و به عبارت صحیح تر رسیدن به معنای زندگی است. اگر انسان‌ها درست درک کرده باشند که چرا زندگی می‌کنند، آنگاه در هر کجا که به ‌‌سر‌برند زندگی برای‌شان مسئله تشکیل نمی‌دهد. اگر زندگی همواره با خطاها و دروغ بگذرد، معنایش را از دست می‌دهد. بدین ترتیب پدیده‌ای به وجود می‌آید که فاسد شدنِ حیات نامیده می‌شود. ناشادمانی، ناخوشی، ستیزه و ناسزا از نتایج طبیعی حیات فاسد می‌باشند. زندگی انسان در نظر کسانی که»ادراک حقیقت «آنها پیشرفته است، یک معجزه‌ی تمام‌عیاراست. خودِ زندگی سرچشمه‌ی شور و هیجانی بزرگ است. معنای کیهان، در زندگی نهفته است. هرچه به این راز و نهفتگی پی بُرده می‌شود، مسئله‌ای به نام تحمل زندگی، حتی اگر در زندان هم باشد، باقی نمی‌ماند. اگر زندان و حبس در راه آزادی باشد، چیزی که در آنجا خواهد بالید و رشد خواهد کرد همانا ادراک حقیقت است. حیاتی که از طریق ادراک حقیقت رشد و بالندگی یابد، قادر به دگرگون‌سازی دشوارترین تلخی‌ها به خوشبختی نیز می‌باشد.

جهت درک پدیده و مسئله‌ی کُرد و طرح‌ریزی امکانات چاره‌یابی و حل آن، زندان امرالی برای من به یک حوزه‌ی تمام عیار پیکار در راه حقیقت مبدل گشت. در بیرون(از زندان)، به‌طورعمده شیوه‌ام برمبنای گفتار و کردار بود اما در زندان، معنا برایم مبنا بود. بسیار دشوار می‌بود که اندیشه‌های مربوط به فلسفه‌ی سیاسی را که در این دفاعیاتم به‌طور وسیع و ملموس بر زبان رانده‌ام، در خارج(از زندان) رشد دهم. حتی درک خودِ مفهوم سیاست نیز نیازمند تلاش عظیمی است؛ مستلزم درک توانمندانه‌ی حقیقت است. می‌توانم بگویم پی بُردن عمیقم به اینکه یک دگماتیک پوزیتیویست بوده‌ام، بسیار مرتبط با انزوا بود. در شرایط انزوا این نکته را هرچه بیشتر درک کردم که: مدرنیته‌هایی با مفاهیم متفاوت و مدل‌های بسیار گوناگونی از ملت‌سازی می‌توانند وجود داشته باشند، همچنین ساختاربندی‌های اجتماعی عموما ساختارهایی تجسمی هستند که به دست انسان آفریده شده‌اند و دارای طبیعتی منعطف می‌باشند. به ویژه گذار از»دولت ملت»گرایی برایم بسیار مهم بود. این مفهوم تا مدت زمانی طولانی برایم یک اصلِ مارکسیستی- لنینیستی -استالینیستی بود؛ در حکم دگمایی بود که به هیچ‌وجه نباید تغییر یابد. وقتی بر روی طبیعت اجتماعی، تمدن و مدرنیته به تفکر می‌پرداختم، برایم حائز اهمیت بود که درک نمودم این اصل نمی‌تواند ربطی به سوسیالیسم داشته باشد، یک پس‌مانده‌ی تمدن طبقاتی بوده و قدرت‌گرایی اجتماعیِ بیشینه‌ای است که توسط کاپیتالیسم مشروعیت بخشیده شده. بنابراین در رد آن تردیدی به دل راه ندادم. اگر قرار باشد چنان که گفته می‌شود به‌راستی نیز سوسیالیسمِ علمی وجود داشته باشد، کسانی که در این زمینه می‌بایست تغییر می‌یافتند استادان سوسیالیسم رئال یعنی خود کسانی همچون مارکس، انگلس، لنین، استالین، مائو و کاسترو بودند. دفاع و صیانت از دولت ملت به مثابه‌ی یک مفهوم کاپیتالیستی، خطای بزرگی از سوی آنان بود و ضرر بزرگی را متوجه مبارزه در راه سوسیالیسم نموده بود.

هرچه عمیقا درک می‌نمودم که لیبرالیسم کاپیتالیستی یک هژمونی ایدئولوژیک بسیار نیرومند می‌باشد، آغاز به انجام تحلیلات نیرومندی درباره‌ی مدرنیته نمودم. درک نمودم که مدرنیته‌ی دموکراتیک نه تنها امکان‌پذیراست بلکه هم واقعی‌تر از مدرنیته‌ی کاپیتالیستی می‌باشد وهم مفهومی معاصرتر و اجراپذیرتر است. چون سوسیالیسم رئال قادر به گذار از مفهوم دولت ملت نگردید و آن را به‌عنوان واقعیت بنیادین مدرنیته درک نمود، به هیچ وجه نتوانستیم بیاندیشیم که نوع دیگری از ملت‌گرایی مثلا ملت‌باوری دموکراتیک هم می‌تواند وجود داشته باشد. ملت، چیزی بود که حتما باید دولتی می‌داشت! اگر کُردها یک ملت باشند، حتما باید دارای یک دولت می‌بودند! این در حالی‌ست که هرچه بر روی پدیده‌های اجتماعی به تفکر می‌پرداختم، و هرچه درک می‌کردم که خودِ ملت مبهم‌ترین واقعیت چند صد سال اخیر بوده، تحت تأثیر قوی کاپیتالیسم شکل گرفته و به‌ویژه مدل دولت ملت برای جوامع در حکم» قفس آهنین «است، پی می‌بردم که هم مفهوم «آزادی » و هم مفهوم «اجتماعی‌بودن » ارزشمندتر می‌باشند. هرچه متوجه شدم که جنگ در راه» دولت ملت «گرایی، جنگ در راه کاپیتالیسم خواهد بود، تحولات بزرگی در فلسفه‌ی سیاسی‌ام روی می‌داد. مبارزه‌ی تنگ‌نظرانه‌ی ملت‌گرایی و طبقه‌گرایی )هر دو نیز ماهیتا به یک‌جا ختم می‌شوند(، نهایتا نتیجه‌ای فراتر از تقویت کاپیتالیسم به‌بار نمی‌آورد.
پی بردم که از یک لحاظ، من قربانی مدرنیته‌ی کاپیتالیستی هستم. هرچه متوجه می‌شدم معلومات اجتماعی‌ای که مدرنیته بر آن‌ها تأکید می‌ورزد، نه علم بلکه میتولوژی‌های معاصر می‌باشند، آگاهی تاریخی و اجتماعی من بیشتر ژرفا پیدا می‌کرد. در درک و دریافتم از حقیقت یک انقلاب کامل صورت گرفت. هرچه دگماهای کاپیتالیستی را درهم می‌شکستم، با ذوقی عظیم‌تر و مملو از حقیقت، آغاز به شناخت جامعه و تاریخ نمودم. نامی که در این دوره بر خویش گذاشتم،»شکارچی حقیقت «بود. مَثَل»خرگوش بدو، تازی بگیر«ی که مدرنیته‌ی کاپیتالیستی بر کُردها تحمیل می‌نمود را از نظر معنایی به»مدرنیته‌ی ‌‌ کاپیتالیستی را شکار کن «متحول نموده بودم. وقتی ادراک حقیقت کاملا توسعه می‌یافت، در تمامی حوزه‌های اجتماعی و حتی فیزیکی و بیولوژیک یک برتری معنایی ایجاد می‌نمود که قابل مقایسه با گذشته نبود. در شرایط زندان، به اندازه‌ای که می‌خواستم می‌توانستم انقلاب‌های روزانه‌ی حقیقت را صورت دهم. بیان این نکته نابایست خواهد بود که بگویم نیروی مقاومتِ ناشی از این را هیچ‌چیز دیگری نمی‌توانست ارائه نماید!

تقویت ادراک حقیقت، تأثیرش را بر پیشبرد رهیافت‌های عملی نیز نشان داد. به‌طور پیوسته قداست ومنفرد بودن، به ذهنیت دولت‌گرایی ترک نسبت داده می‌شود. به هنگام بحث از مدیریت، همیشه مبدل شدن به دولت در ذهن خطور می‌نماید. این ذهنیت دارای منشأ و خاستگاهی سومری بوده، پی‌درپی با الوهیت سرشته گردیده و پیوسته به فرهنگ قدرتِ عربی و ایرانی نیز انتقال داده شده است. در بُن مایه‌ی اصطلاح»خدای واحد «نیز پدیده‌ی قدرت، دارای جایگاه نیرومندی می‌باشد. هرچه نُخبه‌های قدرت‌مدار در میان ترک‌ها تشکیل شدند، شاید هم چهارمین و پنجمین نسخه‌ی این اصطلاح را ایجاد نمودند. بدون دانستن معنای اتیمولوژیک یا ریشه‌شناختی آن، همیشه از نتایج آن متأثر گشته‌اند. طی اقدامات سلجوقی وعثمانی، دولت به جامه‌ی»یک معنا یا به عبارت بهتر بی‌‌معنایی«کورکورانه‌ی کامل درآمده است. در راه قدرت، گاه طی یک دقیقه ده‌ها برادر یا خویشاوند اعدام گشته‌اند. هم‌هنگام با تشکیل جمهوری، ردایی نو بر قامت این نگرش پوشیده شد؛ به عبارت صحیح‌تر، نگرش‌های»حاکمیت ملی و دولت ملت «که توسط اروپا ایجاد شده بودند کاملا به قدرت متصل گردانده شدند. بدین ترتیب دولت ملت ترک به حالت لویاتان خطرنا ک‌تری درآورده شد. هرکس دست به مخالفت با آن می‌زد، اعدام می‌گشت. دولت ملت، در صدر مقدسات مطلق جای ‌داشت. خصوصیت مذکور به‌ویژه برای طبقه‌ی بروکراتیک این‌گونه بود. مسئله‌ی قدرت و دولت به حالت بغرنج‌ترین مسئله‌ی اجتماعیِ تاریخ درآمده بود.

هرچه درک نمودم که مفاهیم قدرت و دولت ـ ازجمله مفاهیمی که در امرالی بیشترین تفکر را بر روی آن ها انجام دادم ـ چگونه نقشی در روابط تُرک و کُرد بازی می‌کنند، به شکل قوی‌تری احساس نمودم که نیاز به ایجاد راهکارهای ملموس‌ترعملی وجود دارد. احساس نمودم که باید عموما و به همان نحو در روابط تُر ک – کُرد نیز روند نشو و نمای حدودا هزار ساله‌ی تنظیمات قدرت و دولت را تا دوران هیتیت‌ها مورد تحلیل قرار دهم. هرچه به خوبی درک می‌نمودم که میان فرهنگ‌های قدرت‌مدارانه و دولتی مزوپوتامیا و آناتولی یک رابطه‌ی تنگاتنگ ژئوپولیتیک و ژئواستراتژیک وجود دارد و این را بر روابط تُرک و کُرد تطبیق می‌دادم، به راحتی می‌توانستم ببینم که متمایزسازی قدرت‌ها و دولت‌ها، یک روش خردمندانه نیست. چون قدرت و دولت مفاهیمی بودند که علیه مفهوم دموکراسی ایجاد گشته بودند، آن‌ها را نمی‌پذیرفتم. هرچه می‌دیدم سپردن تمامی مدیریت به نیروهای قدرت و دولت، زیان بزرگی برای جامعه است، اهمیت دموکراسی بهتر درک می‌گردید. اما وقتی متوجه شدم انکار آنارشیستیِ قدرت و دولت در پراکتیک منجر به لاینحلی فراوانی می‌گردد، به‌طور عمیق پی بردم که انکار سهیم شدن در قدرت و دولت -اگرچه سهیم شدن در قدرت و دولت روش حلی نبود که ترجیح دهم ـ با واقعیات تاریخی همخوان نیست. ترجیح اساسی ما مدیریت دموکراتیک بود. اما وقتی فرهنگ‌های قدرت و دولت که در طول تاریخ به حالت یگانه درآمده بودند انکار گشته و جوانبی از قدرت و دولت که سهیم شدن در آن از نظر اجتماعی حق بود درک نمی‌گردید و می‌دیدم که در نتیجه‌ی این امر نمی‌توان به راه‌حل‌های عملی سالمی برسیم، اهمیت مفاهیم دولت و قدرت‌های مشترک را بسیار بهتر درک کردم.

به درازای تاریخ، در آناتولی و مزوپوتامیا روابط تنگاتنگی در زمینه‌ی سیاست‌ها و استراتژی‌های قدرت و دولت ایجاد گشته و مدل‌های مشترکی آزموده شده بودند. در روابط تُر ک – کُرد نیز در تمامی دوره‌های حساس، مدل‌های مشابهی ترجیح داده شده بودند. این مدل، آخر از همه در جنگ رهایی‌بخش ملی آزموده شده بود. در دفاعیاتم به‌صورت مفصل برروی این موضوعات کار کردم.
ضمن اینکه یک مدل تئوریک ارائه دادم، متحول‌سازی آن به یک پروژه‌ی چاره‌یابی و راه‌حل عملی نه تنها در زمینه‌ی روابط میان تُرک – کُرد بلکه جهت حل مسائل به بن‌بست رسیده‌ی مشابه در خاورمیانه نیز دارای ارزش عظیمی بود. به‌ویژه در مقابل دگماتیسمِ پوزیتیویستی‌ای که مدرنیته‌ی کاپیتالیستی تحمیل می‌نماید، هم با واقعیات تاریخی بسیار همخوان است و هم جهت راه‌حل پراکتیکی، نزدیک‌ترین عناصر به ایده‌آل‌های همگان را در خویش می‌پروراند.

در پرتو رویدادهای تاریخی و در رابطه با قدرت و دولت، اندیشیدنم درباره‌ی مفاهیم مدرنیته‌ی دموکراتیک، ملت دموکراتیک و خودگردانی دموکراتیک تأثیر مهمی داشت. یک واقعیت دیگر تاریخی، تشخیص این امر بود که قدرت مرکزی مقوله‌ای استثنائی بوده و قدرت‌های بومی نیز در حکم قانون می‌باشند. امروزه مدل دولت – ملت مرکزی به‌عنوان مدل یگانه و مطلق ارائه می‌گردد؛ هرچه رابطه‌ی این امر با کاپیتالیسم درست درک می‌گشت و سیمای پنهان آن بهتر فهم‌پذیر می‌شد، اهمیتی که چاره‌یابی‌ها و راه‌حل‌های بومی جهت دموکراسی داشتند بهتر درک می‌گردید.

در زمینه‌ی رابطه‌ی بین خشونت و قدرت نیز به نتایج مشابهی رسیده بودم. آشکار بود که مبدل شدن به»ملت و قدرت «از طریق خشونت، نمی‌توانست ترجیح ما باشد. تا زمانی که لزومات دفاع ذاتی اجباری مطرح نگردد، به‌دست‌آوردنِ امتیازات اجتماعی از طریق خشونت، پیوندی با سوسیالیسم هم نداشت. تمامی اَشکال خشونتِ خارج از حوزه‌ی دفاع ذاتی، تنها برای انحصارات قدرت و استثمار می‌توانست معتبر باشد. پیشرفت مفهومیِ این‌چنینی، به رویکرد اصولی‌تر و پرمعناتری در قبال مسئله‌ی صلح، اهمیت بسیاری می‌بخشید. بنابراین به اندوخته‌ی مفهومی و نظری قابل توجهی دست یافته بودم که می‌توانست برچسب‌های» جدایی‌طلب «و

»تروریست«ی که توسط نخبه‌های سرکوب‌گر قدرت‌مدار و دولتی بر کُردها و حتی تمامی اقشار تحت فشار و استثمار اطلاق می‌گردیدند را خنثی گرداند. گفتگوهایی که بر پایه‌ی این اندوخته‌ی مفهومی و نظری با مقامات دولتی انجام دادیم، ثمربخش‌تر می‌شد و جهت راه‌حل‌های عملی باعث بروز خلاّقیت می‌گشت. همان‌گونه که در بخش‌های مختلف دفاعیاتم می‌توان مشاهده نمود، در بسیاری از حوزه‌های مشابه با کمک پیشرفت‌های پدید آمده در زمینه‌ی آزادی – اجتماعی و ادراک حقیقت، پیشبرد راه‌حل‌های تئوریک و پراکتیکی میسر می‌گشت.

به‌غیر از دلایل فیزیکی که منجر به بروز مشکلاتی در وضع سلامتی جسمانی‌ام می‌شدند، زندگی در امرالی جنبه‌ای نداشت که نتوانم تحمل نمایم. نیروی روحی، آگاهی و ارادی‌ام در مقایسه با گذشته به هیچ‌وجه پسرفت ننموده؛ برعکس به حالتی پالایش یافته‌تر درآمده، با جنبه‌های زیبایی‌شناختی تغذیه گشته و درجهت پیشرفتی زیبا غنی گشته است. هرچه توضیح حقیقت اجتماعی از طریق علم، فلسفه و زیبایی‌شناسی پیشبرد داده می‌شد، امکانات زندگی صحیح‌تر، نیکوتر و زیباتر نیز افزایش می‌یافت. به‌جای زندگی کردن با انسان‌هایی که مدرنیته‌ی کاپیتالیستی از»راه «یعنی از»مسیر حقیقت «خارج‌شان نموده، تنها زیستن در سلولم را تا آخرین نَفَس ترجیح می‌دهم.

پرسشی که خلق‌مان در رابطه با زندگی‌ام در امرالی علاقه‌مند به دانستن آن است، در این مورد است که در صورت خروج محتمل از زندان، در کجا و چگونه زندگی خواهم کرد. شخصیتِ چندان خیا ل‌پردازی هم نیستم. باید بسیار نیک دانسته شود که صاحب شیوه‌ی زندگی‌ای هستم که واقعیت انقلابی نامیده می‌شود. اگر نه به زندگی پس از یک خروجِ محتمل از زندان، بلکه به خط مشی زندگی‌ام که از کودکی بدین‌سو طی شده نگریسته شود، بهتر می‌توان جواب این سؤالات را داد. »اولین عصیان‌ها«یی که من از همان دوران زیر ده سالگی در برابر اتوریته‌ی خانواده انجام دادم، سرنخ‌های مهمی در این مورد ارائه می‌دهد. از همان زمان بدین‌سو یک عصیان‌گرِ تنها بودم. سعی نمودم در جای‌جای دفاعیاتم به اعتراضاتم در برابر جامعه‌ی روستایی و شهری اشاره نمایم. کسانی که علاقه‌مند باشند می‌توانند پرسش‌های لازمه را همراه با پاسخ‌های‌شان بیابند. باید بسیار خلاصه‌وار بگویم که برای من، زندگی وقتی امکان‌پذیر است که آزادانه زیسته شود. به‌عنوان شالوده‌ی این دفاعیات پنج جلدی‌ام، سعی نمودم ماهیت زندگی آزاد را توضیح دهم. زندگی‌ای که »اخلاقی، عادلانه و سیاسی «نباشد، زندگی‌ای است که از حیث اجتماعی نباید آن را زیست. عموما تمدن و به‌ویژه مدرنیته‌ی کاپیتالیستی، با توسل به انحصارات ایدئولوژیک فشار و استثمار، از طریق شیوه‌های زندگی‌ای مملو از دروغ، عوام‌فریبانه و فردگرایانه که به همه نوع بردگی آلوده گشته‌اند، حیات اشتباه‌آمیز را میسر گردانده و می‌قبولاند. رویدادهایی که مسئله‌ی اجتماعی عنوان می‌گردند نیز بدین‌گونه پدید می‌آیند.
هر شخصی که خویش را انقلابی می‌نامد، حال تفاوتی ندارد که او را سوسیالیست، آزادی‌خواه، دموکرات یا کمونیست بنامیم، ناچار است نسبت به شیوه‌ی زندگی تمدنِ متکی بر فشار و استثمار افراطیِ طبقه، شهر و قدرت، همچنین شیوه‌ی زندگی مرسوم در دوران مدرن معترض باشد و به مخالفت با آنها برخیزد. نوع دیگری از شیوه‌ی زندگی عادلانه، آزادانه، دموکراتیک و اجتماعی قابل تحقق نیست و بنابراین نمی‌توان آن را زیست. انواعی از زندگی‌های اشتباه، بد، کریه و مملو از دروغ ترویج می‌یابند. می‌توان این را شیوه‌ی زندگی اشتباه‌آمیزی نامید که دارای بنیانی صحیح نیست. تلاش عظیم در زمینه‌ی رد این شیوه‌ی زندگی که من در طول حیاتم آن را به مسئله تبدیل کردم یا به ‌عبارت دیگر خودش مسئله‌دار می‌باشد، باید نیک درک گردد. در غیر این صورت، نه می‌توان مرا به‌عنوان شخصیت درک نمود و نه به‌عنوان رهبر. کسانی که بدون این درک می‌خواهند به شخصیتم یا رهبربودنم بپیوندند و از آن بهره‌مند گردند، ممکن است خیال‌های‌شان سخت درهم بشکند. درک درست و انجام مشارکتی صحیح، مسئله‌ای اجتماعی است نه شخصی.

در این موضوع، مسئله‌ای که علاقه‌ی بسیاری به دانستن آن وجود دارد، شیوه‌ی زندگی با زن است. به پرسش چگونگی زندگی با زن نیز در تمامی جلدهای دفاعیاتم، در جاهای مختلفی پرداختم. به‌ویژه زندگی نمودن با زن در شرایط مدرنیته‌ی کاپیتالیستی، حائزاهمیت فراوانی است. این مسئله‌ای نیست که با خواستگاری، جُستن و فریب دادن، زندگی در فاحشه‌خانه‌ها یا خانه‌های خصوصی و با زندگی مشترک دارای فرزند یا بدون فرزند، قابل گره‌گشایی و حل باشد. جهت گره‌گشایی و حل این مسئله‌ای که در قلب و ذهن مسائل اجتماعی جایگاه اصلی را به خویش اختصاص داده است، باید رویکرد علمی، فلسفی، اتیک و زیبایی‌شناسانه را مبنا قرار داد. »زندگی مشترک آزاد با زن «در روزگار ما و در شرایط مدرنیته‌ی کاپیتالیستی، شیوه‌ی حیاتی است مستلزم احساس مسئولیتی بزرگ و نیازمند توان برخورد علمی، فلسفی، اتیک و زیبایی‌شناسانه. بدون شناخت موقعیتی که زنان در تاریخ تمدن و عصر مدرن در چارچوب آن قرار داده شده‌اند همچنین بدون نشان‌دادن توان برخورد اتیک و زیبایی‌شناسانه، هر نوع باهم‌زیستنی که آزموده شود، به کراهت، اشتباه و بی‌اخلاقی خواهد انجامید.

جهت بر باد ندادنِ زندگی، قبل از هر چیز باید شیوه‌های صحیح، برخوردار از اخلاق و زیبایی‌شناسانه ی زندگی را با زن تحقق بخشید. اقدام به تحلیل هویت زن که تمامی اَشکال بردگی در شخصیت وی آزموده شده و به او قبولانده شده است، سپس مشارکت دادن وی به‌عنوان رفیق و شریک در مبارزه‌ی آزادی‌خواهانه و برابری‌طلبانه، شرط بنیادینی برای داشتن شخصیتِ مردانه‌ی درست، بااخلاق و زیبا نیز هست. اگر سطرهای مربوط به این موضوع که در دفاعیاتم آمده‌اند به صورت صحیح خوانده شوند، بهتر درک خواهد شد که چرا به این نوع شیوه‌ی زندگی اهمیت داده و آن را به حالت اصول و معیار درآورده‌ام. شیوه‌ی زندگی‌ای در چارچوب بدویت جنسیت‌‌گرایانه‌ی»ترتیب دادنِ «زن )شکل رابطه‌ای که حتی غریزه یا رفتار جنسی بیولوژیک را نیز فاسد می‌نماید( که اخلاق تمدن قدرت‌محورِ مدرنیته آن را تحمیل می‌نماید، سبب ایجاد بی‌اخلاقی و کراهتی بزرگ می‌گردد. اگر نبرد و مبارزه‌ی عظیمی که در برابر این امر انجام دادم و نتایج آن صحیح درک شوند، به صورت اخلاقی‌تر و زیباتر می‌توان با زن زندگی نمود. بدین منظور هر زن و مردی که مسئولیت‌پذیر است، باید جهت توانمندگشتن و آزادشدن زن و کسب سطحی متوازن در تمامی حوزه‌های اجتماعی، به صورت مستمر رویکردها و پراکتیک‌های علمی، فلسفی، اخلاقی و زیبایی‌شناختی را در پی بگیرد، سازماندهی کند و در ذهنیت و نهادهای ملت دموکراتیک اجرایی نماید.

زندگی انسان چه درداخل زندان باشد و چه در خارج آن، خواه در شکم مادر باشد و خواه در یک لحظه و مکان نامعین از فضا، به لحاظ اجتماعی تنها به‌صورت آزاد، دموکراتیک و برابر )با احتساب تفاوتها( قابل زیستن است. شیوه‌های حیاتی غیراز این، منحرف و گمراهانه و بنابراین بیمار می‌باشند. برای هدایت حیات به سوی مسیر صحیح و سالم‌سازی آن، بایستی از طریق گفتارها و کردارهای اجتماعی گوناگون و ازجمله انقلاب، مبارزه صورت گیرد و جهت این امر نیز ذهنیت و اراده‌ای اخلاقی، زیبایی‌شناختی، فلسفی و علمی به‌وجود آورده شود.
بنابراین در صورت یک خروج محتمل از زندان، هرجا که باشم و درهر لحظه‌ای که زندگی کنم، جهت اجتماعی‌بودنی که سعی دارم بدان تعلق یابم، جهت کُردها که تراژیک‌ترین واقعیت این امر را می‌زیند، جهت تکوین ملت دموکراتیک آن‌ها که راه حل و راه رهایی آنان می‌باشد، جهت اتحاد ملت‌های دموکراتیک به منزله‌ی راه‌حل و راه رهایی تمامی خلق‌های خاورمیانه و به ویژه خلق‌های همجواری که کُردها نیز بخشی از آن‌هایند و جهت اتحاد ملت‌های دموکراتیک جهان به مثابه‌ی راه‌حل و راه رهایی خلق‌های جهان که خلق‌های منطقه هم بخشی از آن‌ها هستند، تا به آخر با تمامی شیوه‌های گفتاری و کرداری لازمه، در بطن مبارزه خواهم بود. از طریق نیروی اخلاقی، زیبایی‌شناختی، فلسفی و علمی‌ای که لازمه‌ی آن است و با شخصیت خویش که میزان بزرگی از حقیقت را کسب نموده مبارزه خواهم کرد، حیاتی بامعنا آفریده و همگان را در آن سهیم خواهم نمود.





دسامبر 2010

عبدالله اوجالان

زندانی سلول یک نفره ی تیپ F امرالی




www.pjak.eu



🆔 @GozarDemocratic
کاڵکان: ئەگەر شەڕ ڕووبدات پەکەکە هۆکار نییە

دوران کاڵکان، سەبارەت بە ڕەوانەکردنی سوپا و چەکی قورس بۆ زینی وەرتێ، هۆشداریی دەداتە پارتی و دەڵێت، کە ئەوە هۆکاری شەڕە، ڕاشیگەیاند"ئەو پیلانە لەلایەن ئەمریکا و تورکیاوە ئاڕاستە دەکرێت و ئاسایشی قەندیل تێک دەدات، پەکەکە ئەمە قبوڵ ناکات، ئەگەر شەڕیش ڕووبدات، ئێمە هۆکار نین".

#دوران_کاڵکان، ئەندامی کۆمیتەی بەڕێوەبەریی #پەکەکە، سەبارەت بە ڕەوانەکردنی سوپا و چەکی قورس بۆ زینی وەرتێ لەلایەن پارتی دیموکراتی کوردستان-عێراق-ەوە، بەشداریی بەرنامەی ئولکەدەن گوندەم-ی تەلەفیزیۆنی مەدیا هەبەر-ی کرد.

کاڵکان، باسی لەوە کرد، کە لە ساڵی ٢٠١٩-شدا پارتی هەوڵیداوە بە هەمان شێوە لە ناوچەی برادۆست و خنێرە بارەگا دروست بکات، بەڵام دوای هۆشیارکردنەوە هەڵوێستێکی بەرپرسانەی نوواندووە و پاشەکشەی کردووە، "ئێستاش جارێکی دیکە دەیانەوێت بەهەمان شێوە پیلانی هێرشێک دابنێن".

"ئەوەی بارەگای لە زینی وەرتێ دروستکردووە هۆکاری شەڕی نەک ئێمە"

دوران کاڵکان، ڕاشیگەیاند، کە ئەو دۆخەی دروستکراوە، ئاسایشی قەندیل تێک دەدات، هەر بۆیە هۆشیاریی دایە پارتی و وتی"پەکەکە ئەمە قبوڵ ناکات، بێگومان شەڕ دەکات"، دووپاتیشی کردەوە، کە "ئەوەی بارەگای لە زینی وەرتێ دروستکردووە هۆکاری شەڕە، نەک ئێمە".

ئەو ئەندامەی کۆمیتەی بەڕێوبەریی پەکەکە، هیوای خواست، کە پارتی دەست لەو هەوڵدانانە هەڵگرێت، کە هێشتا لە سەرەتادایە و دەستنیشانی کرد"ئەم پیلانانە هەموو بە ئاڕاستەکردن لەلایەن ئەمریکا و دەوڵەتی تورکەوە پێکدێن".



ROJNEWS



🆔 @GozarDemocratic
لە یادی 10 ساڵەی گیان بەختکردنی شەهید #چیا_ڕووناهی (#چیاکۆ) دا

10 ساڵ لەمەوبەر و لە ڕۆژی 19/04/2010 لە هەورامان، چیای شاهۆ ڕۆح و جەستەیەکی گەرمی لە ئامێز گرت



ئه‌وه‌ برووسکی کامین کۆچه جه‌سته‌ی وڵاتی هه‌ژاند
ئاپۆره‌ی ‌‌چ ماڵ‌ئاوایه‌‌، ‌ نیشتمان فێرمێسکی رژاند


برووسکی کۆچی شه‌هیدی رێ وڵاته‌، هه‌ر بۆیه‌ وڵات هه‌ژا
کۆچی ناوه‌ختی هه‌ڵودای نیشتمانه، بۆیه‌ فێرمێسک رژا

هه‌ڵمی بورکانی کوردستانی دڵ بریانه‌،
ده‌سووتێنێ،
جه‌سته‌ی دزێوی مێرده‌زمه‌ی شه‌ڕ

گرمه‌ی هه‌ور و ته‌می دڵه
بۆ ستاندنی، تۆڵه‌ی شه‌هید، چیا رووناهی که‌وتوه‌ته‌ گه‌ڕ


شه‌هیدێک، په‌روه‌رده‌ی شنه‌ی شاهۆ،
زریانی داڵاهۆ و
شه‌ماڵێک ‌ که‌ له‌ قه‌ندیله‌وه‌ ده‌وه‌شایه‌وه‌.
بۆیه‌ هه‌ر سێ پێکه‌وه‌ گریان
شاهۆ بۆ رۆڵه‌یه‌ک له‌ داوێنی خۆی
داڵاهۆ بۆ هه‌ڵویه‌ک که‌ به‌ره‌و ئامێزی ده‌چوو
قه‌ندیلیش بۆ گه‌ریلایه‌ک که‌ هیوای پێ سپاردبوو.
پێکه‌وه‌ فێرمێسکیان بوو به‌ رێژاو و سیروان
تۆفی کرد له‌ شه‌پۆلی وره‌ی به‌رزی گه‌ریلا و
له‌ قه‌ڵبه‌زه‌ی زڵاڵی خوێنی شه‌هید
ئه‌ڤین هێزی گرت و
گه‌مار شه‌رم و
نه‌یار خۆفی کرد.
_____________________________________

چیام، شێری سه‌رهه‌ردان

هه‌ڵۆی به‌رزه‌فڕی شاخان

وره‌ی به‌رزی گه‌ریلا

پارتیزانی کوردستان

چیام دوژمن به‌زێن بوو

له‌ نێو سه‌نگه‌ری خه‌بات

هێما و نرخی تێکۆشان

وزه‌ی ئه‌وین و ئاوات

بۆیه‌ ببوو به‌ چقڵی

چاوی دوژمنی وڵات

نه‌به‌ز بوو له‌ جه‌رگه‌ی شه‌ڕ

هه‌مبه‌ر دێوی داگیرکه‌ر

قه‌د له‌ بیر ناچێته‌وه‌

هه‌ڤاڵ چیای کۆڵنه‌ده‌ر

تاریک په‌ره‌ستان بزانن هه‌رده‌م

چیا زێندووه‌

ئه‌وه‌ مه‌ودای ئه‌وانه‌ رووی‌ نه‌مانه‌ و

مردووه‌.

چیا هیوای گه‌لێک بوو

ئه‌و گه‌له‌ ناتوێته‌وه‌

شه‌هید رووناكی چاوه‌

هه‌تایه‌ ناکوژێته‌وه‌

چیا رۆڵه‌ی کوردان بوو

کوردیش یانی به‌رخۆدان

گه‌لێکین قه‌د چۆک نادده‌ین

به‌ر ناده‌ین رێ شه‌هیدان


#ئەهوەن_چیاکۆ

🆔 @GozarDemocratic
ئارێز عەبدوڵا: لە شەڕی داعشدا ڕوومان لە قەندیل كرد

ئارێز عەبدوڵا ئەندامی سەركردایەتی یەكێتی، لە وتارێكدا باس لەوە دەكات، لە شەڕی داعشدا ڕوویان لە قەندیل كردووە و لەوێوە بڕیار درا، كە هێز بۆ كەركوك، هەولێر و دەشتی نەینەوا بنێرن، دەشڵێت: نابێت بێ ئەمەك و چاكە و كوێربین.

دەربارەی ئاڵۆزییەكانی وەرتێ و تۆمەتباركردنەكانی پەكەكە، ئارێز عەبدوڵا ئەندامی سەركردایەتی یەكێتی نیشتیمانیی كوردستان، لە پەڕەی خۆی لە فەیسبووك بابەتێكی بەناونیشانی ”قەندیل!”، بڵاوكردەوە.

لە وتارەكەدا نووسیویەتی:”دوای ئەوەی داعش مەخموری گرت و ھەڕەشە کەوتە سەر ھەولێر، حکومەتی ھەرێمیش لە پشتیوانی تورکیا نەک ھەر بێ ئومێد بوو، بەڵکو بەپێچەوانەشەوە دەرکەوت کە لە پشت داعشەوەیە، بۆیە ڕوومان کردە قەندیل، لەوێ بڕیاردرا ھێزێکیان بۆ کەرکوک، ھێزێکیان بۆ ھەولێر و ھێزێکیشیان بۆ دەشتی نەینەوا بنێرن.

دەشڵێت: ئەو ڕۆژە قەندیل ئامادە بوو بەرگریی لە خاکی کوردستان و حکومەتی ھەرێمیش بکا، دواتر ھاوپەیمانان ھاتنە مەیدانەکە و بە سوپاسەوە پێویستمان بە قەندیل نەما، من لێرەدا جارێ ھەر ئەوەندە وەبیر دێنمەوە، بۆیە نابێ بێ ئەمەک و چاکە کوێر بین!”.

ROJNEWS



🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
‍ کاڵکان: ئەگەر شەڕ ڕووبدات پەکەکە هۆکار نییە دوران کاڵکان، سەبارەت بە ڕەوانەکردنی سوپا و چەکی قورس بۆ زینی وەرتێ، هۆشداریی دەداتە پارتی و دەڵێت، کە ئەوە هۆکاری شەڕە، ڕاشیگەیاند"ئەو پیلانە لەلایەن ئەمریکا و تورکیاوە ئاڕاستە دەکرێت و ئاسایشی قەندیل تێک دەدات،…
کالکان: استقرار نیرو در ورتی به هیچ عنوان قابل قبول نیست!


دوران کالکان عضو کمیته‌ی رهبری پ.ک.ک اظهار کرد، استقرار نیرو از سوی پ.د.ک در ورتی را نخواهند پذیرفت. کالکان تأکید کرد،"این بخشی از نقشه امحا و تصفیه پ.ک.ک است. پ.ک.ک آنرا نخواهد پذیرفت، علیه آن می‌جنگد و هر هزینه‌ای را می‌پذیرد".



دوران کالکان عضو کمیته رهبری حزب کارگران کوردستان با شرکت در برنامه «اولکدن» شبکه تلویوینی مدیا هابار شرکت کرد و به ارزیابی تحولات جاری در کوردستان و خاورمیانه پرداخت.

ویروس کرونا به تهدیدی برای تمامی جهانیان مبدل شده است و بیش از همه حیات زندانیان را مورد تهدید قرار داده است.در چنین شرایطی علیرغم سیستم حصر و شکنجه‌ای که بر رهبر خلق کورد، عبدالله اوجالان تحمیل شده است از وضعیت ایشان خبری در دست نیست."

کالکان خاطرنشان کرد که مقاومت رهبر خلق کورد عبدالله اوجالان در زندان امرالی بدون وقفه ادامه دارد و افزود:

"به مقاومت امرالی درود می‌فرستم. گزارش‌ تحولات مثبت و یا منفی مربوت به تمامی زندان‌ها منتشر می‌شوند، لازم است که به همین شیوه در مورد زندان امرالی نیز اطلاع‌رسانی شود. درخواست ملاقات را رد می‌کنند. حق استفاده از تلفن را رد می‌کنند. به گمانم همین حاکمان، رئیس جمهور قول داده بود که ملاقات‌ها بصورت تلفنی خواهند بود. چنین رویه‌ای به وقوع انفجار در افکار عمومی می‌انجامد. تمامی خلق خواستار کسب اطلاع از وضعیت امرالی هستند، بیماری هم شیوع پیدا کرده است، دستکم باید حق اطلاع‌رسانی رعایت شود.

ما و رهبری ما مکررا به شیوه‌ای آشکار اعلام کرده‌ایم که حکومت در قبال امرالی مسئول است. دولت مسئول است، حاکمیت طیب اردوغان مسئول است. لازم است یکبار دیگر این مسئله را یاداوری کنیم. ما همیشه گفته‌ایم و دوباره تکرار می‌کنیم؛ اگر صلحی میان کورد- ترک شکل گیرد، راه حل به نتیجه رسد، جنگ متوقف شود، شرایط صلح فراهم شوند، تنها رهبر آپو مخاطب است. ما هزار بار، صد هزار بار این مورد را یادآور شده‌ایم."

"دیوارهای امرالی باید فروپاشیده شوند"
کالکان با اشاره به رفتاری که با اوجالان صورت می‌گیرد افزود:"باید هر فردی بخوبی آگاه باشد. بجز وی هیچ کسی نمی‌تواند گامی بردارد. و نخواهد بود. از اینرو باید هر کس نسبت به رفتاری که با رهبر آپو می‌شود هشیار باشد. ما برای منافع فردی، اقتدار و فردپرستی مبارزه نمی‌کنیم، بلکه مبارزه برای جامعه است. تا این حد منفعت‌پرستی، ملیگرایی و شونیسم معنی ندارد. نباید چنین باشد. همه باید اذعان داشته باشند که حقیقت رهبر آپو برای بشریت یک راه حل است. همه می‌خواهند صدای رهبر آپو را بشنوند. خواستار آشنایی با اندیشه‌های وی هستند. مثلا؛ همه می‌خواهند دیدگاه وی را در مورد بیماری کرونا بدانند. زیرا بیش از هر کسی واقعیت را دیده و ارزیابی می‌کند، اندیشمند است، از این رو هم برای دستیابی به راه حل و هم برای صلح می‌تواند به همه خیر برساند. به همین دلیل نباید این صدا محدود گردد. نباید اظهار عقیده را ممنوع کرد. نباید تا این حد از عقاید هراسید. بخصوص آن‌ها [رژیم ترک] نیز نیازمند آن هستند. ٢٠ سال است عقاید وی را ممنوع می‌کنند. بر مبنای دشمنی با وی عمل می‌کنند. هر چه خواستند، هر چه خواستار کسب اطلاع در مورد آن بودند به شیوه‌ای واضح بیان کردند. عقاید خویش را به شیوه‌ای آشکار برای همه بازگفت. بنابر این باید هر فرد به شیوه‌ای عادلانه رفتار کند."

کالکان تأکید کرد که "باید از امرالی کسب اطلاع شود و خاطرنشان کرد، در مورد وضعیت رهبر خلق کورد عبدالله اوجالان و زندانیان دیگر باید بدون اتلاف وقت و بدون محدودیت کسب اطلاع شود."

کالکان به مسئولیت‌های حکومت در این رابطه اشاره کرده و افزود:"حکومت مسئول است. برای کسب نتیجه در این رابطه حکومت مسئول است. اگر چنین رفتار نکند، باید مبارزه کرد. برای جامعه می‌توانم بگویم؛ باید مبارزه را شعله‌ورتر کرد. موانعی وجود دارند، یعنی باید مبارزه را ارتقا داد. زنان، جوانان، عموم خلق، نیروهای دمکراتیک باید مبارزه را نیرومندتر کنند.

برای گشودن درهای امرالی و پایان دادن به حصر، مبارزه‌ای نیرومندانه‌تر لازم است. بدون توجه به محدودیت‌ها، باید مبارزه دمکراتیک و انقلابی ما با تمام راهکارهای خود نیرومندانه‌تر به پیش برده شود. هر فرد با توجه به امکانات خویش مشارکت کند. باید قطعا دیوارهای امرالی فروریخته و درها گشوده شوند. باید مبارزه‌ای برای کسب اطلاع از وضعیت رهبر آپو و زندانیان دیگر صورت گیرد."

"این اقدام به جنگ می‌انجامد، به هیچ عنوانی قابل قبول نیست"
دوران کالکان عضو کمیته رهبری حزب کارگران کوردستان در رابطه با استقرار نیروهای نظامی حزب دمکرات کوردستان عراق در زینی ورتی اظهارات مهمی را بر زبان آورده و گفت:"این اقدام به جنگ می‌انجامد، به هیچ عنوانی قابل قبول نیست."

کالکان اظهار کرد:"همچنانکه می‌دانیم پ.د.ک به منطقه ورتی در مابین کوهستان قندیل
گذار دموکراتیک
‍ کاڵکان: ئەگەر شەڕ ڕووبدات پەکەکە هۆکار نییە دوران کاڵکان، سەبارەت بە ڕەوانەکردنی سوپا و چەکی قورس بۆ زینی وەرتێ، هۆشداریی دەداتە پارتی و دەڵێت، کە ئەوە هۆکاری شەڕە، ڕاشیگەیاند"ئەو پیلانە لەلایەن ئەمریکا و تورکیاوە ئاڕاستە دەکرێت و ئاسایشی قەندیل تێک دەدات،…
و کاروخ نیرو اعزام کرده است، سعی می‌کند که در آنجا پایگاهی نظامی تأسیس کند. دو هفته است که به چنین کاری مشغولند. ویروس کرونا را بهانه قرار داده‌اند. مدعی هستند که برای جلوگیری از آمد و رفت [در ورتی] به منطقه نیرو گسیل کرده‌اند اما هیچ ربطی به کرونا ندارد. منطقه‌ای مرزی نیست بلکه به تمامی در عمق خاک جنوب کوردستان است. جایگاه ویژه‌ای را برای دفاع از قندیل داراست. پ.د.ک از بهار سال گذشته با همکاری ترکیه خواست تا با استفاده از توان رژیم ترک در منطقه برادوست واقع در خنیره پایگاه‌هایی برای خود بسازد. اما ما به آنان گفتیم که این کار خطرناک بوده و به جنگ می‌انجامد. ما با موضعی جدی و شفاف با آنان روبرو شدیم. اینچنین صرف‌نظر کردند. یک سال است که وضعیت جنگی روی نداده است. می‌توان گفت که رویکرد عاقلانه به نتیجه رسید. اکنون آنچه که در ورتی جریان دارد مشابه مورد سال گذشته و بخشی از آن است. دقیقا همان مخاطرات را به همراه دارد. با نیرویی که از آمریکا و دولت ترکیه کسب می‌کنند برای کمک به حمله رژیم ترک به منطقه قندیل همچنان که در منطقه برادوست دیده شد تحرکات نظامی مذکور [در ورتی] را انجام داده‌اند. هیچ دلیل دیگری ندارد. امنیت قندیل را از میان می‌برد. به همین دلیل رهبری ما بیانیه‌ای صادر کرد. آنچه در بهار پارسال برای برادوست گفته شد برای ورتی هم مصداق دارد. این اقدام به جنگ می‌انجامد. تحت هیچ شرایطی قابل پذیرش نیست. پ.د.ک خواسته‌های آمریکا و دولت ترک را عملی می‌کند. حمله به پ.ک.ک با حمایت آمریکا و ترکیه هیچ نسبتی با کوردیت، با آزادیخواهی و با تشکیل دولت کورد ندارد. این امر مستقیما به معنی شعله‌ور کردن جنگ داخلی کورد با کمک آمریکا و ترکیه است. به خواست آنان اعلام جنگ علیه گریلا و پ.ک.ک است که در حال مبارزه آزادیخواهی خلق کورد هستند. بجز آنچه بیان شد نمی‌توان به شیوه دیگری در مورد تحولات ورتی سخن گفت. اینگونه خطر آغاز جنگ تقویت می‌شود، ما مسئول نخواهیم بود. ما امیدواریم که صرف‌نظر کنند، مثل برادوست رفتار کنند، اگر نه به شیوه‌ای دیگر محال است که این وضعیت پذیرفته شود. به علاوه، پ.د.ک در این عرصه صاحب چیزی نیست. این عرصه ٢٠ سال پیش در سال ٢٠٠٠ به دست نیروهای گریلا افتاد. منطقه تحت کنترل پ.د.ک نیست. پیش از این در دست ی.ن.ک بود. در چارچوب روابط پ.ک.ک و ی.ن.ک و برای اینکه ی.ن.ک به اقداماتی در آنجا مشغول بود پ.ک.ک با فعالیت‌هایش موافقت کرد. در آنجا پیشمرگ ی.ن.ک حضور دارند. پ.د.ک چرا به آنجا آمدند؟ درک نمی‌کنیم که چرا پیشمرگه‌های ی.ن.ک مانع از ورود نیروهای آنان نشدند. آیا با هم دست به یکی کرده‌اند؟ ی.ن.ک با آنان شریک است؟ باید اعلام کنند، باید آنرا آشکارا اعلام کنند. با اینکه ٢٠ سال پیش تحت کنترل پ.ک.ک قرار گرفت اما اینچنین رفتار نکرد. اجازه آمد و رفت را به پ.د.ک و ی.ن.ک داد. به مردم هم اجازه داد. همچنین اجازه داد تا ی.ن.ک یگان کوچکی از پیشمرگ‌هایش را در آنجا مستقر کند. ولی رسیدن به این مرحله که «ما خواستیم و شد» اخلالگری است. خط گرفتن از آمریکا و ترکیه است. با هدف ایجاد جنگ داخلی کورد است. بخشی از نقشه نابودی و تصفیه پ.ک.ک است. پ.ک.ک آنرا نخواهد پذیرفت، علیه آن می‌جنگد، هر هزینه‌ای را می‌پذیرد، همه باید به این مسئله اذعان داشته باشند. تمامی میهن‌دوستان کورد، روشنفکران، خلق باشور کوردستان باید شاهد باشند که پ.ک.ک خطاکار نیست، به پ.ک.ک حمله شده است. بدون سبب نیرو اعزام نکرده‌اند. این عرصه متعلق به پ.ک.ک است. هیچ ربطی به پ.د.ک ندارد. تحرکات نظامی را آغاز کرده تا امن‌ترین عرصه پ.ک.ک را با حمله‌ای از دستش خارج کنند. پ.ک.ک نیز در برابر آنان از خود دفاع خواهد کرد. هیچ کس نباید در زمان دفاع پ.ک.ک را مسئول بداند. ما امیدواریم و بر این عقیده‌ایم که جامعه هشیارانه عمل کند، پ.د.ک نیز مثل سال گذشته رفتاری عاقلانه در پیش گیرد. اگر اینگونه عمل کنند نتیجه‌بخش خواهد بود. اگرنه جنایت و رسوایی از آن ما نخواهد بود."




ANF



🆔 @GozarDemocratic
◾️دەسوەپێ کردن کەمپەین تەندورستی رووژهەڵات کوردستان

⬅️ مدووەیل وە ئارا هاتن ویروس کۆرۆنا هەر چێ ک هەس، ئی ویروسە ئێرەنگە بیەسە گیچەڵێگ لە ئاست جەهان، ئەمانێ رێ و شوونەیل ئەڕا رۊوەرۊبیێن لە وەرانوەر ئی ویروسە لە جەهان یەی جوور نیە، لە وڵاتەیلێگ وە مەردم خوەیان توان لە ماڵیان بنیشن و حکومەت وەرپرسیاریەتی دابین کردن بژیوی ژیانیان گرێدە سەر شان، هەروەیچوورە لە خەوەررەسانی و چۊنیەتی رۊوەرۊبیێن وەگەرد ئی پاندێمیە، وەگەرد مەردم خوەیان راس ویشن، مەردم لە چۊنیەتی رەوشەگە قەرار دەن و مەردمیش خوەیان وەگەرد ئی ڕاسیە ڕێک خەن لە لای تریش حکومەت بەش خوەی لە وەرپرسیاریەتیەگە گرێدە سەر شان.

لە بڕێگ لە وڵاتەیل لە وێنەی ئێران ک کوومەڵگای ئیمە لە ناوێ جێ گردیە، چ لە بوار خەوەررەسانی، چ لە بوار چۊنیەتی رۊوەرۊ بیێن وەگەرد ئی ویرۆسە و هەروەیجوورە لە چوارچوەی وەرپرسیاریەتی وەرگردن لە خەراوترین نمونەیل مەوجوودە. رووژهەڵات کوردستان ک هەمیشە رژیم وە جوور هەرێمێگ داگیرکریای نووڕێدە پێ، ئی جاڕەیشە شیوەی نووڕستنێ جیاواز نیە، ئی نووڕستنە بیەسە مدوو ئەوە ک لە ئەوڵەویەت چەنم جێ بگرێ، ئەمانێ لە وەرانوەر مەردم رووژهەڵات کوردستان لە سەر بنەوای شناختیان لە رژیم توتالیتاریست ئێران و تەجروبەی خوەی وەرێکخستن کردن خوەیوەڕێوەبەری ک لە ئی دواییە وە دەسێ هاوردنە، ئەڕا فریا رەسین و دەسمیەتی دان هاوشاریەیل خوەیان، کارەیل فرە خاسێگ ئەنجام دانە و توانستنە جێ چووڵ رژیم لە راسای یاری رەسانی وەمەردم پڕ بکەن، وە ئیجوورە ئەڕا جارێ‌تر بی کەفایەتی رژیم نیشان دان و هەنگاوێگ وە تەجروبەی خوەیوەڕێوەبەری بردنەسە نوا.

لە ئی سەردەمە ک خەلقمان وەگەرد ئی قەیرانە رۊوەرۊە، ئیمە وەجوور جەمێگ لە چالاکەیل فەرهەنگی-کوومەڵایەتی رووژهەڵات کوردستان لە وڵاتەیل جیاجیای ئروپایی، وە ئاماج خەوەررەسانی، هاویاری، هاوکاری و هاودەنگی فرەتر چالاکەیل ئی بوارە(لە ئەگەر ئحتیاج لە بوارەیل ترەک)، دەس وە رێک خستن کەمپەینێگ کردیمن تا لە ڕێ شەبەکەیل کوومەڵایەتی بتوانیم دەسمیەتی خەلقمان بیەیم.

کەمپەین پشتیوانی تەندورستی رووژهەڵات کوردستان

https://t.me/joinchat/AAAAAFb5O9p0mHTNNPrigQ





☑️ #جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
⬇️⬇️⬇️

🆔 @kjar_2014
پژاک: فلسفه، ذهنیت، انسان‌سازی و روشنگری است


#رامین_گارا



🆔
@GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
پژاک: فلسفه، ذهنیت، انسان‌سازی و روشنگری است #رامین_گارا 🆔 @GozarDemocratic
پژاک: فلسفه، ذهنیت، انسان‌سازی و روشنگری است


#رامین_گارا



در تاریخ هر ملت، آنچه به‌مثابه برآیند فرهنگ و تمدن یک ملت برآید، همچون یک ذهنیت غالب در جامعه تبلور عینی می‌یابد. این ذهنیت می‌تواند از حیث مادی و معنوی ملتی را بسازد، رشد دهد و به قله‌های رفیع موفقیت انسانی برساند. اما هر دوره و مقطع تاریخی یک ملت، نموی از این صبغه‌های پیشرفته ذهنیتی نیست زیرا شاید هم بسیار بحرانی، اسارت‌وار و رذالت‌بار باشد. در دوره‌هایی از تاریخ، اشاعه فرهنگ نوسنگی خلق کورد جهان را تحت تأثیر قرار داد ولی امروزه شیوه‌های زندگی در تباین با آن سویه‌های معنایی فرهنگی است که در حافظه این جهان باقی‌مانده است. بنابراین احیای فرهنگی و موجودیت تاریخی در معاصر بر ریشه‌های همان تبار اصیل کاری بسیار دشواراست.

مبارزات معاصر خلق کورد در هر چهار بخش‌ کوردستان جهت احیای موجودیت تاریخی به مثابه رسالت انقلابات خودنمایی‌ کرد. ده‌ها حزب و جنبش آمدند و رفتند. آن‌ها اگرچه ردپایی بر‌جای گذاشتند اما تأثیری بسزا در احیای ذهنیت نداشتند. تأثیرات، بیشتر در حد نام و نشان‌های نمادینی که لحظه‌به‌لحظه بر روحیات یک فرد کورد تأثیر دارد از آنها برجای ماند. نباید از یاد برد که دشمن درون، برخاسته از نوع ذهنیت‌های مخرب نشأت ‌گرفته از مرام‌های ایدئولوژیک و سیاسی آن‌ها جنبه‌ای از زیانباری در حوزه‌ی رفتار یعنی «اندیشه، گفتار و کردار» را شکل‌ داده است. بنابراین یک ملت برای احیا باید شیوه‌ای خاص از انسان‌سازی خودویژه داشته‌ باشد که البته احزاب کلاسیک از آن محروم شدند و این قوی‌ترین دلیل شکست آن‌ها شد. پرسمان اصلی این است: جنبش آپوئیستی از لحاظ انسان‌سازی و لذا ترویج ذهنیت مدرن آن‌هم در ابعاد جهان‌شمول چه اثرات مفیدی بر شرق کوردستان داشته؟

کوردستان یک سرزمین بسیار منحصر‌به‌فرد در سطح جهان است از حیث جغرافیای تجزیه‌شده، مرکزیت تاریخی نوسنگی با اثرات جهانی، تجزیه و مسخ شخصیت فرد ـ جامعه و تعدد دشمنان با هویت‌های دیکتاتوری حامل فوق‌بحران عصر. پیداست که یک جنبش، رهبر و شخصیت ساده توان احیا و رشد کوردستان و شخصیت بغرج و فوق‌بحرانی کورد را ندارد. تاریخ معاصر اثبات ساخت که کوردستان با خون و شمشیر و اسلحه ؛ حزب و تبار صرف و سیاست ساده‌لوحانه و مرام‌های پرهرج‌ومرج آزاد نخواهد شد. تنها راه، ایجاد ذهنیت، انسان ـ شخصیت و راهبرد عملیاتی این دو است. احزاب و رهبران زیادی آمدند، امتحان کردند ولی علی‌رغم دستاوردهای بسیار، سیمرغ حقیقت کوردی را به قله قاف آزادی واصل نگرداندند. هکذا سیمرغ را ققنوس‌وار از خاکستر فرهنگ کوردی نه بلکه از لجن دشمنان برآوردند. انسان‌سازی همانا برخاستنی شبیه برآمدن ققنوس از خاکستر خویش است. تقلید از فلسفه‌، اندیشه‌، مرام‌ و سیاست‌ها و تاکتیک‌های سیستم‌های حاکم جهانی که خاصتا در قرون معاصر کوردها از سرمایه‌داری، لیبرالیسم و سوسیالیسم رئال تقلید و اقتباس بی‌رویه کردند، خلق کورد را در محاق هزیمت تلخ فروبرده و خواهد برد. رهبری که نتواند با توجه به فرهنگ اصیل تاریخی ملت خود نوع ذهنیت غالب و رایج انقلاب خلق را برآورد و توان انسان‌سازی بر طبق یک پارادایم خودویژه محصول رنج‌های اندیشگی و عملی ملت‌ خویش را به‌کف نیاورد، عملیات انقلابی او محکوم به شکست خواهد شد.

رهبر آپو (عبدالله اوجالان) هرچند به این واقعیت پی برد که کوردستان یک موجودیت منحصربه‌فرد در سطح جهان است و مسئله آن سنگین‌تر و تلخ‌تر از فلسطین و امثال آن می‌باشد، اما چاره کار را در یافتن «حقیقت ناب موجودیت خود ملت‌» یافت و آن را در سرزمین بیگانه جستجو نکرد. هرچند از تجارب، دستاوردها و رنج‌های بی‌پایان دیگر انقلاب‌های تاریخی جهان و ملت‌های آن بهره‌ جست، اما تقلید و اقتباس کورکورانه نکرد. رنج‌های بسیاری متحمل شد تا درخت انقلاب کوردی خود محصول دهد نه اینکه مصنوعات مجعول قدرت‌های مسلط جهانی را به شاخه‌های آن گره ‌زند و ادعا کند که محصول طبیعی است.

به‌ویژه رهبری در گام نخست بنیان‌های فکری فلسفه کوردی را بنیان نهاد؛ سپس بنیان‌های عملی آن را در حوزه انسان‌سازی و تحزب انقلابی به حقیقت واصل گرداند و ورای تمامی انقلابات معاصر، جنبش آزادیخواهی کوردی را به الگویی جهانی مبدل ساخت. اکنون دیگر نوع «فلسفه، ذهنیت و شیوه‌های انسان‌سازی آپویی» حقیقتی انکارناپذیر در سطح جهان است و این جهان‌شمولیت به‌صورت پشتیبانی جهانی انرژی‌های مضافی را بسوی ملت‌مان بازگردانده است. نمونه‌های بارز آن هم خلق «روز جهانی کوبانی، روز جهانی روژآوا و کنفرانس‌های بین‌المللی درخصوص فلسفه آپویی و تأثیرات جهانشمول ایدئولوژی آزادی زن» است.

فلسفه رهبر آپو دستاوردی داشت که سایر انقلابات تاریخی کوردها علی‌رغم رنج‌های زیاد، به آن دست نیافتند و آن، خلق «فلسفه، ذهنیت، شیوه انسان‌سازی و استراتژی‌های عملی» است. خلق کورد با همین‌ها احیا شدند و از همین‌ها نیرومندترین سلاح‌ها
گذار دموکراتیک
پژاک: فلسفه، ذهنیت، انسان‌سازی و روشنگری است #رامین_گارا 🆔 @GozarDemocratic
را ساخته‌اند. چهارگانه مذکور توانست در سایه رنج‌های رهبریت کاریزماتیک رهبر اوجالان چند محصول معنوی دربرداشته‌ باشد۱. خلق رهبر کاریزما و توانا با فلسفه رهبریت استراتژی ـ تاکتیک. ۲. خلق سیاستمدار حقیقی برای نخستین بار در تاریخ خلق کورد. ۳. خلق ذهنیت حقیقت‌جو و لذا انسان‌سازی که محصول آن، شخصیت مدرن کورد آزاد است. ۴. خلق شخصیت روشنفکر یا «نیروی انتلکتوئل مدرن» برای پیشبرد انقلاب و رنسانس کورد در معاصر.

شرق کوردستان و قطع‌یقین ایالات اورمیه، سنه، کرماشان، خراسان و لرستانات در زمینه‌های مذکور اثرپذیری از فلسفه رهبر آپو را آغاز و به نقطه‌ای مفیدبه‌واقع رسانده‌اند. این روند اگرچه در سرآغاز کار است اما همچنان به‌صورت پویا ادامه دارد. ملتی که در چنگال نسل‌کشی فرهنگی و فیزیکی قرار دارد، و سطح توطئه‌ها علیه او ابعاد و گستره بین‌المللی دارد و می‌توان گفت که دهها دولت ظالم و هژمون درگیر آن هستند، ناچار است از رویه‌های کلاسیک، سطحی و ساده‌لوحانه که صرفا بر مسلح‌ شدن به ابزارهای جنگی و تحزب کلاسیکی تکیه ‌دارد، دست‌ بشوید و نه تنها در مسیر مدرن‌سازی کوانتومی و دیالکتیک گام بردارد و محصولات فکری و عملی بیافریند، بلکه ارمغانی برای جهانیان هم داشته باشد. بدون‌شک این مهم برای شخصیت کوردی که روزی هزار بار برده گردانده، فروخته شده و تحقیر می‌گردد، غریب می‌نماید، اما امری شدنی است. پژاک در شرق کوردستان نمونه عملی بارز تحقق همان آرمانی است که آرزوی تاریخی خلق کورد بوده است. دیگر ملت کورد هم رهبر دارد، هم مدیریت خودی، سیاستمدار حقیقی و روشنفکر اصیل و در سطح جهان درسایه این رنج‌ها حرفی برای گفتن دارد. مقوله‌های «رهبریت، فلسفه، ذهنیت و شیوه‌های انسان‌سازی» جنبش آپوئیستی پژاک بر جامعه شرق کوردستان تأثیر مستقیم برجای می‌گذارد و تلاش می‌کند ابتدا در صفوف درونی خود انقلابیون، روشنفکران و سیاستمداران حقیقی بسازد، سپس با ایجاد پیوند با جامعه خویش، شخصیتی روشنفکر که همانا پیشاهنگ سالم در شهر ـ روستا است را برسازد. امروزه دیگر این آرزو که روزگارانی صرفا حکم وجودی یک فکت را داشت به حالت یک وضعیت عینی درآمده و این یعنی اینکه شخصیتی که مطلوب‌نظر فلسفه آپوئیستی است را پژاک هم در شرق کوردستان در شهرها خلق می‌کند و همین اقدام آزادی‌خواهانه موجب هراس دشمن است. نظام ایران صراحتا در مکاتبات محرمانه خود مکررا اقرار کرده که «پژاک همانند دیگر احزاب کوردی نیست و متفاوت است، زیرا دارای فعالیت‌های فرهنگی است». قدرمسلم نظام ایران به‌خوبی به ماهیت پژاک که جنبش مدرن ملت کورد است پی برده و می‌داند طرف‌حساب او کیست فقط دیالکتیک او را درنمی‌یابد! بدون‌شک کار فرهنگی یک حزب برای ملتش بدون مقولات «فلسفه، ذهنیت خاص، شیوه‌های انسان‌سازی مدرن و شیوه‌های روشنگری» امکان‌ناپذیر است. هر حزبی اگر از اینها محروم باشد، یعنی اینکه زیرپایش خالی و روزی سقوط خواهد کرد و به زباله‌دان تاریخ فروخواهد افتاد. پژاک بر این‌ها واقف و بر رسالت تاریخی خویش آشناست. دیگر ملت کورد دارای سیاستمدار که همان رهبر، مدیر(پیشاهنگ)، روشنفکر و انقلابی راستین است، می‌باشد. تاکنون کورد به معنای خاص کلمه فاقد «سیاستمدار» بوده است. هر جنبش تازمانی که استقلال وجودی نداشته باشد و خود را از دنباله‌روی قدرت‌های بیگانه نرهاند، نمی‌تواند رهبر و سیاستمدار واقعی داشته باشد و جامعه او هم از روشنفکر حقیقی برخوردار نخواهد شد.

قیامی که در سوم اسفند سال ۱۳۷۷ در شهرهای شرق کوردستان و ایران صورت گرفت، بالاخره در هیأت پریمن پژاک شکوفا شده و چون با ابزارهای معنوی آپویی به جنگ با قدرت‌طلبی، ستم و امراض نفسانی انسان برخاسته، موفق گشته در مسیر انسان‌سازی در خارج از حزب خود یعنی در جامعه هم دستاوردهایی بی‌بدیل حصول نماید. پارادایم نوین آپویی که همانا «کنفدرالیسم و ملت دموکراتیک» را با مضمون معنوی یعنی «جامعه دموکراتیک ـ اکولوژیک مبتنی بر آزادی زن» را نوید می‌دهد، تا حدود زیادی موفق شده خلق کورد را در هر چهار بخش کوردستان در مناسبت‌های ملی به‌هم پیوند دهد. مسلما برای پیوند احزاب نیز می‌کوشد. اگر امروزه خلق‌کورد در زمینه تحقق «اتحاد ملی» جلوتر از احزاب موجود هستند، همانا ثمره تأثیرات فلسفی و ذهنیتی جنبش آپوئیستی است و شرق کوردستان مکانی خواهد شد که آفتاب کامل آزادی چهاربخش از آن برخواهد آمد. برآمدن این آفتاب هم بدون پاکی فلسفه، ذهنیت و عمل ناممکن و این در تاریخ اثبات گشته است. حضور نیروی گریلا در مناطق مختلف شرق کوردستان حضور عملی برای احیای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، ایدئولوژیک و حتی هنری ملتمان است. این برنامه احیا بدون اندیشیدن به مقوله آزادی ملت‌های داخل ایران نیز ناممکن است. به همین دلیل پژاک «ملت دموکراتیک» را به مثابه موجودیتی پایدار در برابر موجودیت‌های ستمگرانه «دولت و قدرت» پیشبرد می‌دهد و با پیشبرد آن از «جامعه، زن و محی
گذار دموکراتیک
پژاک: فلسفه، ذهنیت، انسان‌سازی و روشنگری است #رامین_گارا 🆔 @GozarDemocratic
ط‌زیست» به‌مثابه «طبیعت‌های سه‌گانه» دفاع خواهد کرد.

اینکه تاکنون این سویه‌های معنوی پژاک چه تأثیراتی بر جامعه شرق کوردستان داشته، جای بسی تأمل و شایان تفسیرات ژرف است. علی‌رغم تقدیم شهدای بسیار، نمی‌توان گفت که پژاک در رشد انقلابی و روشنگرانه جامعه به حد مطلوب رسیده، زیرا صادقانه باید گفت که در گام اول یعنی بیداری ملت موفق شده اما هنوز در گام‌های بعدی یعنی رشد سطح روشنگری و انقلابی که همانا متکی بر سازماندهی و عملیات‌های مدنی است، در سرآغاز راه است. تا اینجای کار دستاوردها بسیار زیاد است، اما ملتمان و فلسفه آپویی هنوز انتظاراتی از پژاک دارند که بطور کامل برآورده ننموده است. خلقمان در سوم اسفند سال ۷۷ قیام کرد، جوانان و انقلابیون هم پژاک را به‌مثابه جنبش مدرن خلق تأسیس و پارادایم و ایدئولوژی مدرن را نیز رهبر آپو برای پژاک و خلق وضع نمود و ارزانی داشت. از این پس رهبر، روشنفکر و انقلابی از حیث «رهبریت استراتژی ـ تاکتیک» خلقمان و پژاک هستند. پژاک وظیفه پیشاهنگی را برعهده دارد و از سال۲۰۰۴ تاکنون حقیقت عینی «جنگ انقلابی خلق» را به سطحی رسانده و اقشاری از ملت را در آن سهیم ساخته، اما هنوز به سطحی نرسیده که «مشارکت دموکراتیک» خلق را کاملا از حالت بالقوه به بالفعل برساند. مهم این است که پژاک پتانسیل آن را داراست و تاکنون هم با بکارگیری بخش‌هایی از این پتانسیل، اقشاری از جامعه را به‌حرکت درآورده است. تأثیرات پژاک در حدی بوده که نظام ایران را به هراس انداخت که بازخورد این هراس به‌صورت جنگ قندیل عینیت یافت. همچنین ملتمان را بیدار ساخته و اگرچه به سطح سازماندهی همه‌جانبه نرسانده، ولی توانسته قسمی از کل بدنه جامعه را به کوهستان وصل کند. این واقعیت‌ها نه تنها نظام ایران بلکه دیگر احزاب کورد را به وسوسه و لذا رقابت تحریک نمود. پس پژاک به یک واقعیت انکارناپذیر شرق کوردستان مبدل گشته و چون خیابان و صفوف توده‌ها در زمینه مشارکت در عرض فعالیت‌های پژاک قرارگرفته‌اند، نشانه‌های «جنگ انقلابی خلق» ظاهر گشته است. بازخورد این رنج خلق را هم به‌صورت محسوس در حمایت از قندیل و انقلاب روژآوا می‌بینیم.

تأثیرات پژاک بر حوزه سیاست و روشنفکری در شرق کوردستان هم به‌دلیل فلسفه عمیق آپویی یک حقیقت بارز است. مسلما فلسفه‌ای که جهانی شده و در آمریکای لاتین، اروپا، آسیا و در میان ملت‌های تحت ستم و شخصیت‌ها و جریان‌های آزادیخواه جهان طرفداران زیادی یافت و سالانه سمینارها و کنفرانس‌های بین‌المللی درخصوص آن برگزار می‌گردد، دیگر باید انتظار داشت که در شرق کوردستان بر توده‌های خلق تأثیر برجای گذاشته است. خیل پیوستن جوانان، زنان و روشنفکران به گریلا معیار بارز سنجش این تأثیرپذیری است که انقلاب روژآوا آن را تسریع نموده است. آگاهی اجتماعی در عصری که ارتباطات در سایه فناوری‌های پیشرفته سریعتر و آنی گشته با محوریت ایران در حساسیت‌های بین‌المللی پس از سوریه، به سطح عملی قدم گذاشته که قیام‌های دی‌ماه ۱۳۹۶ و آبان‌ماه ۱۳۹۸ که خلق ‌کورد به‌طور گسترده در آن مشارکت نمود، صورت عملی و عینی سازماندهی‌ پژاک نیز هست. پژاک توان پاسخ‌گویی به خواست جامعه که جستجوی مدرنیته است را دارد و مدرنیته دموکراتیک که آلترناتیوی برای مدرنیته مخرب سرمایه‌داری است، از هم‌اکنون طالبان بسیاری یافته است.

اکنون دیگر تأثیرات فلسفه، ذهنیت، روشنگری و انسان‌سازی آپویی در شرق کوردستان به مرحله‌ای رسیده که فراتر از مرحله بیداری خلقی، خیزش خلقی را تحقق می‌بخشد. گذار از مرحله بیداری به خیزش نتیجه مبارزات عملی گریلا و سازماندهی‌های پژاک در کنار رنج‌های خلقمان است. اگر تأثیرگذاری جنبش آپویی جهانی، منطقه‌ای و کوردستانی است، پس مستقیما و عملا بر شرق کوردستان نیز تأثیرگذار شده است. مناطق اورمیه، موکریان، مریوان، شاهو ـ دالاهو به شاهراه پیوند «گریلا و مشارکت انقلابی خلق» مبدل شده‌اند. رژیم ایران با وقوف بر این پیوند، احساس‌خطر می‌کند و مدام می‌کوشد گریلا از خاک شرق کوردستان به خارج از مرزها برود. بلایی که بر سر احزاب پیشین آورد. اما دیگر در مرحله‌ای قرارداریم که نه پژاک از آن سنخ احزاب و نه گریلا از آن دست نیروها، زیرا مجهز به فلسفه است. پس گریز تهران از این واقعیت شاید گاه‌گدار به‌صورت خشونت‌های فیزیکی‌ـ نظامی بروز کند، اما در زمینه تأثیرگذاری فکری و ذهنیتی توان پیشگیری و مقابله را ندارد و این همان پویایی فکری ـ فلسفی نیروی گریلا در حوزه حافظه ذهنیتی جامعه است که تاکنون شرق کوردستان را به تحرک واداشته است. این تحرکات یک ارزش بزرگ برای ملتمان است که باید خلقمان همگام با پژاک برای حفظ و رشد بیشتر آن مبارزه کند. بدون‌شک، تأثیرگذاری‌ها غالبا بصورت تأثیرگذاری ذهنیتی ـ فلسفی است. یک فکر بزرگ ملتی را بیدار می‌کند و این عادت تاریخ است.

منبع: آلترناتیو شمارە ٨٢



www.pjak.eu



🆔 @GozarDemocratic
ئەوەلاونایەوە هۆرامی (لاواندنەوەیەکی هەورامی)

تا شنه‌فتما لوای
ته‌وه‌سیه‌یمێ،
برووسکه‌و
دووریت،
که‌وته‌ یانه‌و
دڵی و
به‌‌ تینه‌و
تاوێش،
گڕ دریه‌یمێ..
نه‌گیانێ‌وه‌
هه‌زار
گیانێ،
که‌وتێ که‌نشت و
کنیای جه‌ گیان..
نه‌ زه‌وقێ‌وه‌
هه‌زار
زه‌وقێ،
پیرانشا که‌ردو
هۆششا ویه‌ردوه‌
تا ژنیما لوای،
..............
سه‌ودا و
دووریت،
عه‌رشش له‌رزنا.
داش ته‌پڵوو به‌دنامی
به‌د فه‌ڕا و
زه‌نگ و
رسوایی
دڵ توه‌نیناش
زڕنا.
هیماره‌ت و
شه‌وق و شادی
مه‌ینه‌ت کۆڵاش
وڕنا.
ده‌شت و هه‌ردوو
باخچه‌ و
گوڵا
پێوه‌ واتشا:
هاوار،
خۆ لوا!
هه‌ڵۆی به‌رز و
ساو داڵانی.
به‌ڵام،
با لوابۆچ؛
هه‌تا هه‌تان؛
باربه‌ندیش،
به‌ند و
هه‌وارگه‌و
دڵان و
شێوه‌ش،
سۆ وینایی
دیدان..
.......
تاسه‌و
دووریت،
که‌وته‌ کانگاو
دڵوو شاهۆی.
چزه‌و
ته‌ماشه‌ی دمایێنێت
به‌نوو جه‌رگوو
ئاژه‌وانیش گه‌ست.‌‌
بێستوون گره‌وا،
هه‌رسیش متێره‌
پسه‌و زرێبارێ
کۆ داڵاهۆی..
............
ده‌نگ و
ناڵه‌و
ئاته‌شگای مه‌ی.
هه‌ورامان،
هه‌وره‌و
چه‌مه‌ریێ
چڕۆ.
سیاوچه‌مانه‌
لاڵ بیه‌ن و
وه‌قره‌ش بڕیان.
پرمه‌و
گره‌واو
جاسووسگای
مه‌ی.
هاژه‌و بڵی،
مات و مدران.
نیشتمان یه‌ک ده‌ست،‌
سیابه‌رگه‌ن په‌ی‌ هجرانیت،
ئازیزه‌که‌م...
.......
سیروان
پووکاڵاوشه‌ن.
ماچۆ:
لێڵاویم لێڵ بۆ،
چیم نه‌زانا
به‌ دڕنه‌و تۆفی
ناقوو
وه‌یشوومه‌ی به‌د ته‌شکی
تاسنوو.
تا،
هه‌وری سیاو
جه‌
پاڵما‌نه و
ناکاوه‌نه‌‌
شه‌وقوو
چیایش
چنه‌ما سانا.
.............
گره‌واین، گره‌وای.
هاوار و رۆن،
جه‌ وڵاتوو
ئاهووراینه‌.
جه‌ دیاروو
زه‌رده‌شتینه‌.
گۆشداره‌
چن په‌ڕ سۆزه‌ن
هه‌ی هاواروو
پیرشالیاری.
دڵ ئالۆزه‌ن
کۆساڵانیچ.
به‌ره‌نسکیش،
گه‌ڵوه‌ تاسنا
په‌ی
کۆچی
بێ‌واده‌و
پارتیزانوو
کورده‌واری.
گه‌ریلاو
شاره‌ستانی
دیمووکڕاتیکی،
سه‌رکه‌رده‌و
سه‌رکه‌وته‌ی.
شه‌ڕوانوو
رۆشنایی.
رۆحوو
ئاپۆی،
رابه‌ر
ئاپۆ،
راشناسوو
را وڵاتی.
په‌ی چیاکۆی،
کۆ بلۆری،
شه‌ڕوانوو
شه‌ڕوو ژیوای،
وه‌رانوه‌روو
شاره‌ستانی،
په‌نج هه‌زاره‌ و
زوقمی و
زۆری.
............
دیده‌م...
وژمه‌و
دووریت،
حرس و
تووڕه‌یی
گه‌ریلایش
ئارد جۆش و
جمناش.
جا!
هاوار
چا رۆی.!
هه‌واڵێت،
عه‌زمه‌ و
تۆڵه‌یت،
جه‌زمه‌ که‌را!
ئاخۆ،
ئه‌هریمه‌نێ
تاریک په‌رسێ،
کۆ
گیان به‌ربه‌را..
..........
تیته‌ دیما!
چه‌نی!
هه‌ڵوو ئاسا
بێ چه‌م ترووکنای
کوڕ و کناچه‌ و
وڵاتوو
هه‌وره‌ی و
لاوکی و
حه‌یرانێ و
سیاچه‌مانه‌ی،
قه‌ره‌وڵشا گرت و
جه‌ ئی‌په‌ڕ و
ئه‌وپه‌ڕ و
وه‌ڵاتوو
وه‌شه‌ویسینه‌‌،
ژه‌حر و
حرس و
گه‌ریله‌یشا،
مته‌ره‌ره‌ و
ئه‌هریمه‌نی داگیرکه‌ر،
پڕووزیا و
بی به‌ قه‌قنه‌س..
...........
به‌ یه‌ک ریز و
یه‌ک ده‌ست و
یه‌ک دڵ،
لوا‌ی پیرایی
ئاهوو ناڵه‌و
ئه‌دایاو
شه‌هیداوه‌ و
یه‌ک ده‌نگ،
واتشا:
ئه‌داله‌کا
وڵاتوو
کۆسکه‌وته‌ی و
جه‌رگبڕیه‌ی.
یه‌هه‌ر پڕچیه‌ی و
وڵك بڕیه‌ی.
باتر،
کزه‌و
جه‌رگیتا
نه‌ی..
ئانا،
دڵوو
رۆڵاتا،
سه‌رکه‌شانه‌ و
سه‌ربه‌رزانه‌
جه‌ دڵمانه‌
مده‌یمدۆنه‌.
یه‌ک دڵێ و
یه‌کرۆحێنمێ.
په‌وکی،
پێوه‌ رۆڵێتانمێ و
پێوه‌، ئه‌ده‌یماندێ.
خاترجه‌مێ بیدێ
په‌ی ساتێوه‌،
تا چرکه‌یوه،
نام و نیشان و
شه‌هیداما
جه‌ ویر مه‌شۆ و
جه‌ دڵ مه‌نۆ.
یادشا مه‌فه‌وتیۆ و
گێلنمێش،
سه‌رکه‌شاره.‌
............
ساتر
چێش ئه‌وه‌نجه‌ن،
چێش هه‌ن
وچیۆ،
وه‌رانوه‌ر و
چیایه‌ به‌رزی
پسه‌و شه‌هید چیای.
چێش تۆمار بۆ،
کاتێ
تا زوان
گنۆ گێڵ
هه‌رسی خامه‌ی
مێڕیای
په‌رده‌و
دڵی فیسنا.
............
ته‌نیا،
ئه‌گه‌ر سۆچمێ،
ئه‌ر
پڕچیه‌یمێ،
جه‌ کۆچکه‌رده‌ی،
بێ‌واده‌ین.
ئه‌رژی ساچمێ
به‌ دڵ ماچمێ
جه‌
بارکه‌رده‌ی،
په‌ڕ مایه‌ین.
مه‌رده‌ی نیا،
ژیوایته‌ره‌ن.
شه‌هاده‌ته‌ن،
شه‌هاده‌توو
را وڵاتی.
..........
ئازیز‌م...
سا که‌ پاسه‌ن.
با رۆحی بێگه‌ردت،
‌ جه‌ توه‌و
خاکی پیرۆزو
وه‌ڵاتینه‌
وه‌قره‌ گێرۆو
ئه‌هوه‌ن سره‌وۆ و
مانیه‌ش بسیۆ‌وه‌.
دڵنیا به‌،‌
‌تا زاڵی شه‌وقی،
ملوو تاریره..‌
بۆبرامه‌و
هه‌ڵاڵه‌ و‌
وه‌روو
هانا و
قه‌ڵوه‌زه‌ا،
کوردستانی،
ته‌ژنه‌ مێڕیا و
سیا و چیا و
چیایی
وه‌ر‌واوه‌ و وه‌روو
ته‌ڕازه‌نا،
وه‌ته‌نی
‌‌هامێته‌و
عه‌نبه‌روو سه‌روو
گڵکوێ پێوارێته‌ن و
هه‌نگوو
رۆحیما
حه‌یرانوو
مه‌نزڵگای
دمایینێته‌ن.‌
جه‌ یادی به‌رزیت،
ئاواره‌
مارۆ،
په‌ی به‌نوو
دڵی.
تا،
شیره‌ش
جه‌ کانگاو
وه‌فادارینه‌‌
په‌ی ماوه‌و
حه‌تا،
حه‌ته‌ین،
مه‌نۆوه‌ و
چه‌نی، یادوو
زه‌رده‌خه‌نه‌کات،
با به‌ مه‌ڵهه‌موو،
تارمایی،
گله‌ینیه‌و
چه‌ما و
هێزوو
به‌رده‌وامی راو
رێبازی به‌رزیت،..



#ئەهوەن_چیاکۆ



🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
ناتوانین بنەماڵەیەک کە ژن تێیدا رووبەڕووی توندوتیژی ببێتەوە، بە بنەماڵە لەقەڵەم بدەین #رۆزەرین_کەمانگەر، ئەندامی کۆمیتەی ژنۆلۆژی رۆژهەڵاتی کوردستان بەشداری بەرنامەی راڤین لە تەلەڤیزیۆنی ئاریەن تیڤی بوو و سەبارەت بە بابەتەکانی رۆژ بریتی لە: دۆخی رێبەر ئاپۆ،…
RAWÎN 2020-04-15 ڕاوین
<unknown>
MP3

#رۆزەرین_کەمانگەر، ئەندامی کۆمیتەی ژنۆلۆژی رۆژهەڵاتی کوردستان بەشداری بەرنامەی راڤین لە تەلەڤیزیۆنی ئاریەن تیڤی بوو و سەبارەت بە بابەتەکانی رۆژ بریتی لە: دۆخی رێبەر ئاپۆ، سیاسەتەکانی پشتی پەردەی رژێمی داگیرکەری ئێران بەرامبەر بە هەبوونی کۆرۆنا، دەرکردنی کارمەندانی تەندروستی لە لایەن دەوڵەتی ئێران، دۆخی نالەباری زیندانیانی سیاسی و کۆڵبەران لە رۆژهەڵاتی کوردستان، زۆربوونی رێژەی تووندوتیژی بەرامبەر بە ژنان و منداڵان لە دوای دەرکەوتنی کۆرۆنا و هەروەها کردەوەی دژەمرۆڤانەی دەوڵەتی فاشیستی تورکیا بەرامبەر بە تەرمی شەهیدان، هەڵسەنگاندنی کرد.


🆔
@GozarDemocratic
پدر شهید آرگش کارزان در کامیاران درگذشت


​​​​​​​رحیم رحمانی از میهن‌دوستان منطقه کامیاران، هورامان، سنه و پدر شهید جمال رحمانی شب گذشته در سن ۵٩ سالگی در بیمارستان کامیاران درگذشت



رحیم رحمانی پدر جمال رحمانی با کد سازمانی «آرگش کارزان» از اعضای شورای رهبری کودار که در ۱۶ شهریور ماه ۱۳۹۷ در نتیجه درگیری با نیروهای سپاه استعمارگر پاسداران به همراه سه گریلای دیگر در اطراف کامیاران جان‌باخته بود، شب گذشته در اثر بیماری سرطان در سن ۵٩ سالگی در بیمارستان شهر کامیاران درگذشت.

تلاش‌های زنده‌یاد رحیم رحمانی و خانواده‌اش در طول یک سال گذشته برای کسب اطلاع از محل دفن فرزندش تا زمان مرگ بی‌نتیجه بود و در زمان برگزاری مراسم یادبود فرزندش نیز چندین بار به نهادهای امنیتی احضار و مورد بازجویی و بی‌احترامی قرار گرفته بود. نیروهای امنیتی رژیم اشغالگر جمهوری اسلامی ایران مانع از برگزاری عمومی یادبود گریلا آرگش کارزان شدند و پس از آنکه خانواده شهید اقدام به برگزاری مراسم در منزل نمودند با فشار و ارعاب نهادهای امنیتی مواجه شدند.

در طول ۱۵ سال گذشته دو فرزند وی به اتهام فعالیت‌های سیاسی و مدنی در کرماشان و سنه توسط نیروهای امنیتی بازداشت و زندانی شده بودند. در این مدت نیز به سبب فعالیت‌های فرزندانش در خارج از کشور به صورت مداوم وی و اعضای دیگر خانواده‌اش به نهادهای امنیتی احضار شده بودند.

خبرگزاری فرات نیوز مراتب تسلیت خود را به خانواده رحمانی، دوستان زنده‌یاد رحیم رحمانی و بستگان آنان اعلام می‌دارد.


ANF

🆔 @GozarDemocratic
پاراستنی زمانی زگماکی بە واتای پاراستنی ناسنامەی کۆمەڵایەتی و نەتەوەییە!


زمان پەیوەندیەکی راستەوخۆی لەگەڵ کەلتور هەیە و پاراستنی زمانی زگماکی بە واتای پاراستنی ناسنامەی کۆمەڵایەتی و نەتەوەییە، پەرە پێدانی زمانی زگماکی نیشاندەری حەز و خواستی کۆمەڵگەیە بۆ مسۆگەر کردنی ژیانێکی کوردانە و داهاتووی خۆی، هەروەها ئاستی تێگەیشتن لە گرینگی زمانی زگماکی بە واتای ئاستی هۆشیاری ئەو کۆمەڵگە هەژمار دەکرێت.


زمانی کوردی بە هۆکاری جیاواز بە تایبەت لەبەر سیاسەتی ئاسیمیلاسیۆنی داگیرکەران، لە بن مەترسی لە ناوچوونە. هەوڵ دەدرێت لە ڕێگای پاکتاوی زمانەوانیەوە ناسنامەی کۆمەڵایەتی و نەتەوەیی گەلی کوردی پێ لاواز و بێڕەنگ بکرێت. هەر بۆیە گرینگیدان بە فێربوون، بەکارهێنان و پەرەپێدانی زمانی کوردی گرینگ و پێویستە.


ناوەندی کەلتوریی و پەروەردەیی مێزۆپۆتۆمیا لە وڵاتی سوێد(یۆتۆبۆری) بە مەبەستی پەرە پێدانی زمانی کوردی، چەن خولێکی پەروەردەی رێنووس (ئەلفوبێ و رستەنووسین) بە زاراوەگەلی جیاواز: سۆرانی، کرماجی، کوردی خوارین و هەورامی لە قۆناغی یەکەمدا لە ئاستی سەرەتایی بەڕێوە دەبات.


خولەکان بە شێوازی ئۆنلاین و لە رێگەی نەرمەئامێری زووم، یەک جار لە حەفتەدا و رۆژانی شەممە بەڕێوە دەچێت و لە ئاستی سەرەتاییدا چوار دانیشتن دەخایێنێت.


لە رۆژی شەممەوە بەرواری ٢٥ی ئاپریل (٦ی بانەمەڕ/٦ی اردیبهشت) خولەکان دەسپێدەکات.

بۆ ناونووسی و بەشداری کردن لەم خولانەدا لە ڕێگایی ئەم لینکەوە فۆڕمی ناونووسی پڕ بکەنەوە. لە ئەگەری پێویستی بە یارمەتی بۆ ناونووسی دەتواننن لە ڕێگای فەیس بوک وئیمەیل پەیوەندیمان پێوە بکەن و بە زووترین کات وەڵامی ئێوە دەدرێتەوە.

(بۆ بەکارهێنانی نەرمەئامێری زووم دەسپێک نەرمەئامێری زووم لەسەر مۆبایلەکەتان دانلۆد بکەن، پاشان بۆ هاتنە ناوەوە، ئەو میتینگ ئایدی و پاسوۆردەی کە دواتر بۆتان بەڕێ دەکرێ،لێبدەن.هەروەها لە رێگەی کۆمپیتێرەوە کلیک بکەنە سەرئەو لینکەی کە دوای ناونووسی کردنتان بۆتان بەڕێ دەکرێ،خۆمەش دێنە ناو روومی پەروەردەکە.)
پەیوەندی کردن بۆ وەرگرتنی زانیاری زیاتر:

E-mail: mesopotamia.center2019@gmail.com
Facebook: Mesopotamia kultur och utbildning center

https://docs.google.com/forms/d/e/1FAIpQLScuovEwVOACU-Nbpfc8KGzwJ3wVlm6b0S5gqPBzQIY93dhmqQ/viewform



🆔 @GozarDemocratic
Forwarded from Aryen TV
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢عەبدوڵڕەزا رەحمانیی وەزیری ناوخۆی رژیمی ئێران و سولەیمان سۆیلوو وەزیری ناوخۆی رژیمی تورکیا پێکەوە تەلەفۆنی گوتوبێژیان کردووە. میدیاکانی سەربە رژیمی تاران رایانگەیاندووە کە ئەو رژیمە ئامادەیە گەشتە هاوبەشەکانی لە سەر سنوور لە گەڵ رژیمی تورکیا جارێکی تر دەستپێبکاتەوە.

@aryentvnews