مسائل آموزشي و بهداشتيِ جامعه
شايد اين موضوعي اضافي ديده شود، اما درك معضلات ناشي از قرار گرفتن آموزش و بهداشت در انحصار قدرت و دولت ـ همانند آنچه در مورد علم رخ دادهـ حائز اهميت است
برگرفته از: کتاب مانیفست جامعه شناسی آزادی (عبدالله اوجالان)
🆔 @GozarDemocratic
شايد اين موضوعي اضافي ديده شود، اما درك معضلات ناشي از قرار گرفتن آموزش و بهداشت در انحصار قدرت و دولت ـ همانند آنچه در مورد علم رخ دادهـ حائز اهميت است
برگرفته از: کتاب مانیفست جامعه شناسی آزادی (عبدالله اوجالان)
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
مسائل آموزشي و بهداشتيِ جامعه شايد اين موضوعي اضافي ديده شود، اما درك معضلات ناشي از قرار گرفتن آموزش و بهداشت در انحصار قدرت و دولت ـ همانند آنچه در مورد علم رخ دادهـ حائز اهميت است برگرفته از: کتاب مانیفست جامعه شناسی آزادی (عبدالله اوجالان) 🆔 …
مسائل آموزشي و بهداشتيِ جامعه
برگرفته از: کتاب مانیفست جامعه شناسی آزادی (عبدالله اوجالان)
شايد اين موضوعي اضافي ديده شود، اما درك معضلات ناشي از قرار گرفتن آموزش و بهداشت در انحصار قدرت و دولت ـ همانند آنچه در مورد علم رخ دادهـ حائز اهميت است. همانگونه كه علمِ دولتيشده مؤثرترين ابزار هژمونيِ ايدئولوژيك است، آموزش و بهداشتي كه با قدرت عجين گشته نيز همان خصيصه را بازتاب ميدهد.
ميتوان آموزش را بدين گونه تعريف نمود: تلاش جامعه جهت آنكه تجارب و آزمونهايش را بهشكل معارف نظري و عملي، به ملكهي ذهن منسوبان و بهويژه جوانانش مبدل سازد. اجتماعيشدن كودكان، از طريق فعاليت آموزشيِ جامعه تحقق مييابد. آموزش كودكان مهمترين وظيفهي جامعه است و نه وظيفهي قدرت و دولت. زيرا كودكان و جوانان ازآنِ جامعه ميباشند. پرورش كودكان و جوانان مطابق سنتهاي خود و ويژگيهاي طبيعت اجتماعياش و نيز آنها را به هيأت خود درآوردن، هم بهعنوان حق و هم وظيفه موضوعي حياتي است؛ مسئلهي تداوم موجوديت خويشتن در ميان است. هيچ هستي اجتماعياي نميتواند حق خود و جهت اين امر وظيفهي آموزش جوانانش را با نيرويي ديگر تقسيم كند و يا به نيروي ديگري محوّل نمايد. اگر نيروي مذكور حتي دولت و دستگاههاي گوناگون قدرت باشد نيز، اجازه ندارد اين حق و وظيفه را به آنان محوّل نمايد. در غير اينصورت، تسليمشدگي در برابر انحصارات حاكم محسوب خواهد شد. قداستِ حق آموزش، از هستي نشأت ميگيرد. هيچ نيرويي به اندازهي جامعه و در رأس آن پدر و مادر، نه ميتواند با كودكان و جوانانش قرين گردد و نه به اندازهي آنان ضرورت قرابت را احساس نمايد. يكي از بزرگترين جامعهستيزيهاي تمدنها در طول تاريخ، تمايل آنها به محرومسازي جامعه از كودكان و جوانان است. اين گرايشاتش را از دو راه تحقق ميبخشد: يا با نابودي بزرگانش آنان را به بردگي ميكشاند؛ و يا جهت استفاده از آنها در لايهي قدرت، آنان را بهاصطلاح با هدف آموزش[از جامعه] ميستاند.
يكي از مهمترين اهداف جنگها اين است كه با توسل به اين دو طريق، كودكان، دختران و مردان جوان را بهمثابهي ارزشمندترين دارايي در درون خويش ذوب نمايند و كانونهاي گردآوري را تشكيل دهند و تشكيل هم ميدهند. بنيان بروكراسي ابتدايي بدينگونه آغاز گشته و تاريخ تمدن نيز از يك نقطهنظر گرايشي است در جهت هم تضعيف جامعه و هم تشكيل نيروي دستگاههاي بروكراتيك با توسل به اين روش: تشكيل جامعه در برابر جامعه؛ تشكيل جامعهي قدرتمدار و دولتي در برابر جامعهي طبيعي. در اين تشكل، به كودكان و جواناني كه از جامعهي راستين تجرّد يافتهاند زبان، تاريخ و فرهنگِ كاملاً متفاوتي آموخته ميشود. هدف اساسي، بيگانهنمودن آنها از ماهيت خويشتن است. زندگي عاري از قدرت برايشان ناممكن گردانيده ميشود. هم از حيث ايدئولوژيك و هم مادّي، دولتيترين هويت به آنان اعطا ميشود. دولت و قدرت، براي آنان به حالت تنها راه معتبر هستي درآورده ميشود. هم خويش را دولت و قدرت محسوب مينمايند و هم بدينگونه در تضاد با جامعهي طبيعي قرار داده ميشوند. گاه جامعهي دولتي را با طبيعت اجتماعي يكسان ميانگارند. اين امر، اشتباه و پُرتناقض است. تاريخ تمدن بر روي اين تناقض بنا شده است. در بنيان غصب آموزش توسط قدرتها، همين واقعيت تاريخي نهفته است. وگرنه در مقابل جامعه، وظيفهي آموزش هيچ اهميتي برايشان ندارد و حتي ككشان نيز نميگزد. به اندازهاي كه يك سرمايهدار كارگرانش را آموزش ميدهد، قدرت نيز فرمانبرانش را با همان منطق و بهمنزلهي بندهـ كارگران خويش آموزش ميدهد. منسوبانش از پايينترين تا بالاترين درجات ـ اگرچه نام آن بروكراسي باشد نيزـ بهمثابهي بنده و عبد پرورش داده ميشوند.
بهويژه قدرتهاي دولتـ ملت، قبل از هرچيز با توسل به آموزش، انحصارشان را بر روي تمامي كودكان و جوانان جامعه برقرار ميسازند. شخصيتهايي كه از رهگذار تاريخ، هنر و ذهنيت ديني و فلسفيشان سرشتهاند، ديگر فرزندان خانوادهي پيشين نيستند؛ بلكه كودكان و داراييهاي شخصيِ قدرتمندان ميباشند. ازخودبيگانگيِ بزرگ، اينگونه نهادينه ميگردد. بورژوازي طبقهاي است كه از نقطهنظر آموزشي، شديدترين انحصار را بر روي كل جامعهي خلقي برقرار نموده است. آموزش ابتدايي و راهنمايي را اجباري نموده؛ هنگامي كه[لزوم برخورداري از] مدرك دانشگاهي به كارجويان يادآوري ميگردد نيز، بدان معناست كه مرحلهي قراردادن جوانان جامعه در قفس و منگنهي ازخودبيگانگي و وابستهشدگي حالت اجباري يافته است. زور، نيروي مادّي و آموزش بهصورت اسلحههاي مستعمرهگرداني جامعه درآمدهاند؛ اسلحههايي كه مقاومت در برابر آنان دشوار است.
بنابراين به راحتي ميتوان گفت كه در طول تاريخ تمدن، جامعه بيشترين صدمه و زيان را از جنگي متحمل گرديده است كه دولت و قدرت از طريق آموزش در برابرش برپا ن
برگرفته از: کتاب مانیفست جامعه شناسی آزادی (عبدالله اوجالان)
شايد اين موضوعي اضافي ديده شود، اما درك معضلات ناشي از قرار گرفتن آموزش و بهداشت در انحصار قدرت و دولت ـ همانند آنچه در مورد علم رخ دادهـ حائز اهميت است. همانگونه كه علمِ دولتيشده مؤثرترين ابزار هژمونيِ ايدئولوژيك است، آموزش و بهداشتي كه با قدرت عجين گشته نيز همان خصيصه را بازتاب ميدهد.
ميتوان آموزش را بدين گونه تعريف نمود: تلاش جامعه جهت آنكه تجارب و آزمونهايش را بهشكل معارف نظري و عملي، به ملكهي ذهن منسوبان و بهويژه جوانانش مبدل سازد. اجتماعيشدن كودكان، از طريق فعاليت آموزشيِ جامعه تحقق مييابد. آموزش كودكان مهمترين وظيفهي جامعه است و نه وظيفهي قدرت و دولت. زيرا كودكان و جوانان ازآنِ جامعه ميباشند. پرورش كودكان و جوانان مطابق سنتهاي خود و ويژگيهاي طبيعت اجتماعياش و نيز آنها را به هيأت خود درآوردن، هم بهعنوان حق و هم وظيفه موضوعي حياتي است؛ مسئلهي تداوم موجوديت خويشتن در ميان است. هيچ هستي اجتماعياي نميتواند حق خود و جهت اين امر وظيفهي آموزش جوانانش را با نيرويي ديگر تقسيم كند و يا به نيروي ديگري محوّل نمايد. اگر نيروي مذكور حتي دولت و دستگاههاي گوناگون قدرت باشد نيز، اجازه ندارد اين حق و وظيفه را به آنان محوّل نمايد. در غير اينصورت، تسليمشدگي در برابر انحصارات حاكم محسوب خواهد شد. قداستِ حق آموزش، از هستي نشأت ميگيرد. هيچ نيرويي به اندازهي جامعه و در رأس آن پدر و مادر، نه ميتواند با كودكان و جوانانش قرين گردد و نه به اندازهي آنان ضرورت قرابت را احساس نمايد. يكي از بزرگترين جامعهستيزيهاي تمدنها در طول تاريخ، تمايل آنها به محرومسازي جامعه از كودكان و جوانان است. اين گرايشاتش را از دو راه تحقق ميبخشد: يا با نابودي بزرگانش آنان را به بردگي ميكشاند؛ و يا جهت استفاده از آنها در لايهي قدرت، آنان را بهاصطلاح با هدف آموزش[از جامعه] ميستاند.
يكي از مهمترين اهداف جنگها اين است كه با توسل به اين دو طريق، كودكان، دختران و مردان جوان را بهمثابهي ارزشمندترين دارايي در درون خويش ذوب نمايند و كانونهاي گردآوري را تشكيل دهند و تشكيل هم ميدهند. بنيان بروكراسي ابتدايي بدينگونه آغاز گشته و تاريخ تمدن نيز از يك نقطهنظر گرايشي است در جهت هم تضعيف جامعه و هم تشكيل نيروي دستگاههاي بروكراتيك با توسل به اين روش: تشكيل جامعه در برابر جامعه؛ تشكيل جامعهي قدرتمدار و دولتي در برابر جامعهي طبيعي. در اين تشكل، به كودكان و جواناني كه از جامعهي راستين تجرّد يافتهاند زبان، تاريخ و فرهنگِ كاملاً متفاوتي آموخته ميشود. هدف اساسي، بيگانهنمودن آنها از ماهيت خويشتن است. زندگي عاري از قدرت برايشان ناممكن گردانيده ميشود. هم از حيث ايدئولوژيك و هم مادّي، دولتيترين هويت به آنان اعطا ميشود. دولت و قدرت، براي آنان به حالت تنها راه معتبر هستي درآورده ميشود. هم خويش را دولت و قدرت محسوب مينمايند و هم بدينگونه در تضاد با جامعهي طبيعي قرار داده ميشوند. گاه جامعهي دولتي را با طبيعت اجتماعي يكسان ميانگارند. اين امر، اشتباه و پُرتناقض است. تاريخ تمدن بر روي اين تناقض بنا شده است. در بنيان غصب آموزش توسط قدرتها، همين واقعيت تاريخي نهفته است. وگرنه در مقابل جامعه، وظيفهي آموزش هيچ اهميتي برايشان ندارد و حتي ككشان نيز نميگزد. به اندازهاي كه يك سرمايهدار كارگرانش را آموزش ميدهد، قدرت نيز فرمانبرانش را با همان منطق و بهمنزلهي بندهـ كارگران خويش آموزش ميدهد. منسوبانش از پايينترين تا بالاترين درجات ـ اگرچه نام آن بروكراسي باشد نيزـ بهمثابهي بنده و عبد پرورش داده ميشوند.
بهويژه قدرتهاي دولتـ ملت، قبل از هرچيز با توسل به آموزش، انحصارشان را بر روي تمامي كودكان و جوانان جامعه برقرار ميسازند. شخصيتهايي كه از رهگذار تاريخ، هنر و ذهنيت ديني و فلسفيشان سرشتهاند، ديگر فرزندان خانوادهي پيشين نيستند؛ بلكه كودكان و داراييهاي شخصيِ قدرتمندان ميباشند. ازخودبيگانگيِ بزرگ، اينگونه نهادينه ميگردد. بورژوازي طبقهاي است كه از نقطهنظر آموزشي، شديدترين انحصار را بر روي كل جامعهي خلقي برقرار نموده است. آموزش ابتدايي و راهنمايي را اجباري نموده؛ هنگامي كه[لزوم برخورداري از] مدرك دانشگاهي به كارجويان يادآوري ميگردد نيز، بدان معناست كه مرحلهي قراردادن جوانان جامعه در قفس و منگنهي ازخودبيگانگي و وابستهشدگي حالت اجباري يافته است. زور، نيروي مادّي و آموزش بهصورت اسلحههاي مستعمرهگرداني جامعه درآمدهاند؛ اسلحههايي كه مقاومت در برابر آنان دشوار است.
بنابراين به راحتي ميتوان گفت كه در طول تاريخ تمدن، جامعه بيشترين صدمه و زيان را از جنگي متحمل گرديده است كه دولت و قدرت از طريق آموزش در برابرش برپا ن
گذار دموکراتیک
مسائل آموزشي و بهداشتيِ جامعه شايد اين موضوعي اضافي ديده شود، اما درك معضلات ناشي از قرار گرفتن آموزش و بهداشت در انحصار قدرت و دولت ـ همانند آنچه در مورد علم رخ دادهـ حائز اهميت است برگرفته از: کتاب مانیفست جامعه شناسی آزادی (عبدالله اوجالان) 🆔 …
مودهاند. حق آموزش جوامع، ازجمله حقوقي است كه تحقق آن دشوارتر از هر حق ديگري است. در برابر دولتـ ملت و نيروهاي غولآساي انحصارات هژمونيك، تحقق هستي جوامع از طريق آموزش وارد دشوارترين مقطع تاريخي خويش گشته است. هژموني ايدئولوژيك با توسل به جنگي رسانهاي كه از طريق آخرين انقلاب ارتباطات، در برابر كل جامعه انجام ميدهد(به دليل اينكه مستعمرهسازي را به اندازهي جنبهي نظاميـ اقتصادي و شايد هم بسيار شديدتر از آن و بهگونهاي نهاني اجرا ميكند) يك نوـ استعمارگريِ فرهنگيِ موفقيتآميزتر را برقرار ميگرداند. مقاومت جامعه با توسل به مبارزه از طريق اخلاق و سياست ذاتياش كه بنياديترين ابزارهاي هستي در برابر اين استيلاي فرهنگي و استعمارگرياند، تنها راه آزادي و رهايي ميباشد. جامعهاي كه جوانانش را از دست داده و يا برعكس جواناني كه جامعهشان را از كف دادهاند، نهتنها شكستخورده محسوب ميگردند بلكه اين وضعيت بدان معناست كه حق موجوديت خويش را از دست داده و بدان خيانت نمودهاند. جز اين، آنچه باقي ميماند فساد، واپاشي و نابودشدگي است. وظيفهي بنيادين اجتماعي[جامعه] در برابر رويداد مذكور اين است كه نهادهاي آموزشي خويش را بهمثابهي ابزارهاي بنيادين هستي خود، ايجاد نمايد. از حيث محتوايي[، به معناي] تفكيك تفاسير علمي، فلسفي، هنري و زباني از ساختاربندي علمـ قدرت است. انجام موفقيتآميز انقلاب معنا[شناختي] است. در غير اينصورت، موظفگردانيدن[يا كاركرديسازيِ] بافتهاي اخلاقي و سياسيِ موجوديت اجتماعي ممكن نخواهد بود.
بدينترتيب همانگونه كه مسئلهي آموزش، به لحاظ ماهوي نهاد(بافت)هاي اخلاق و سياست جامعه را اجباري ميگرداند، اساساً وظيفهي اخلاق و سياست نيز اقدام به آموزش اجتماعي است. جامعهاي كه خويش را آموزش ندهد، همانگونه كه امكان پيشبرد و پابرجا نگه داشتن نهاد اخلاق و سياست ذاتي آن از ميان برداشته ميشود، هستي آن نيز پيوسته با خطر مواجه خواهد بود و از فاسدشدن و واپاشي نميتواند برهد.
مسئلهي بهداشت جامعه نيز موضوعي بسيار حساس است و به اندازهي آموزش حائز اهميت ميباشد. بنيان، هستي و آزادي جامعهاي كه با امكانات ذاتي خويش قادر به تأمين سلامت خويش نيست، يا مورد تهديد واقع است و يا به كلي از دست داده شده.
وابستگي بهداشتي، نمودي از وابستگي عمومي است. جامعهاي كه مسائل مربوط به بهداشت جسمي و روحي خويش را حل نموده، جامعهاي است كه امكان آزادشدن را در اختيار دارد. بيماري شايع جوامع مستعمره، مرتبط است با رژيم استعمارگري كه بدان گرفتار آمدهاند. تشكيل و تأمين نهادها و متخصصان بهداشتي خويش ميبايست بهعنوان حق و وظيفهي اساسي جامعه ديده شود. سلب اين وظيفه از جامعه توسط قدرت و دولت و برقراري انحصار بر روي آن، ضربهي بزرگي بر سلامتي جامعه ميباشد. مبارزه در راه حق بهداشت و سلامتي، به معناي احترام به خود و حساسيت در خصوص آزادي خويشتن است.
مدرنيتهي كاپيتاليستي، دولتـ ملتينمودنِ آموزش و بهداشت را امري حياتي ميشمارد. بدون تحت كنترل درآوردن اين دو حوزه كه رشد سالم و درخشان جامعه و پيشرفت حيث هستياش بدان وابسته است، برقراري حاكميت انحصارگرايانه بر روي آن و تداوم حاكميت و استثمار عمومي بسيار دشوار ميباشد. از آنجا كه انحصارات ميدانند تنها با توسل به زورمداريِ ميليتاريستيِ عريان قادر نخواهند بود جامعه را تحت مالكيت خويش درآورند، كنترل آموزش و بهداشت در نظرشان حائز اهميت فوقالعادهاي ميباشد.
بار ديگر ميبينيم كه در بنيان تمامي مسائل مربوط به هستيِ جامعه، دولت و قدرت انحصارگرا نهفته است. سودـ سرمايه بدون اين انحصار قدرت، تداومناپذير است. در برابر اين نيز بدون مبارزهي سيستمانهي تمدن دموكراتيك، هيچ يك از معضلات جامعه بهگونهاي ماندگار حل و فصل نميگردند
www.kjar.online
🆔 @GozarDemocratic
بدينترتيب همانگونه كه مسئلهي آموزش، به لحاظ ماهوي نهاد(بافت)هاي اخلاق و سياست جامعه را اجباري ميگرداند، اساساً وظيفهي اخلاق و سياست نيز اقدام به آموزش اجتماعي است. جامعهاي كه خويش را آموزش ندهد، همانگونه كه امكان پيشبرد و پابرجا نگه داشتن نهاد اخلاق و سياست ذاتي آن از ميان برداشته ميشود، هستي آن نيز پيوسته با خطر مواجه خواهد بود و از فاسدشدن و واپاشي نميتواند برهد.
مسئلهي بهداشت جامعه نيز موضوعي بسيار حساس است و به اندازهي آموزش حائز اهميت ميباشد. بنيان، هستي و آزادي جامعهاي كه با امكانات ذاتي خويش قادر به تأمين سلامت خويش نيست، يا مورد تهديد واقع است و يا به كلي از دست داده شده.
وابستگي بهداشتي، نمودي از وابستگي عمومي است. جامعهاي كه مسائل مربوط به بهداشت جسمي و روحي خويش را حل نموده، جامعهاي است كه امكان آزادشدن را در اختيار دارد. بيماري شايع جوامع مستعمره، مرتبط است با رژيم استعمارگري كه بدان گرفتار آمدهاند. تشكيل و تأمين نهادها و متخصصان بهداشتي خويش ميبايست بهعنوان حق و وظيفهي اساسي جامعه ديده شود. سلب اين وظيفه از جامعه توسط قدرت و دولت و برقراري انحصار بر روي آن، ضربهي بزرگي بر سلامتي جامعه ميباشد. مبارزه در راه حق بهداشت و سلامتي، به معناي احترام به خود و حساسيت در خصوص آزادي خويشتن است.
مدرنيتهي كاپيتاليستي، دولتـ ملتينمودنِ آموزش و بهداشت را امري حياتي ميشمارد. بدون تحت كنترل درآوردن اين دو حوزه كه رشد سالم و درخشان جامعه و پيشرفت حيث هستياش بدان وابسته است، برقراري حاكميت انحصارگرايانه بر روي آن و تداوم حاكميت و استثمار عمومي بسيار دشوار ميباشد. از آنجا كه انحصارات ميدانند تنها با توسل به زورمداريِ ميليتاريستيِ عريان قادر نخواهند بود جامعه را تحت مالكيت خويش درآورند، كنترل آموزش و بهداشت در نظرشان حائز اهميت فوقالعادهاي ميباشد.
بار ديگر ميبينيم كه در بنيان تمامي مسائل مربوط به هستيِ جامعه، دولت و قدرت انحصارگرا نهفته است. سودـ سرمايه بدون اين انحصار قدرت، تداومناپذير است. در برابر اين نيز بدون مبارزهي سيستمانهي تمدن دموكراتيك، هيچ يك از معضلات جامعه بهگونهاي ماندگار حل و فصل نميگردند
www.kjar.online
🆔 @GozarDemocratic
کێشە کۆمەڵایەتییەکان
بهردهوام ناچارم دووبارهی بكهمهوه؛ ههروهكو چۆن مێژوو "ئێستا"یه، ههر فاكتهرێكی ئێستاش مێژووه
(لەبەرگیراو لە پەرتووکی سۆسیۆلۆژیای ئازادی عەبدوڵڵا ئۆجالان)
🆔 @GozarDemocratic
بهردهوام ناچارم دووبارهی بكهمهوه؛ ههروهكو چۆن مێژوو "ئێستا"یه، ههر فاكتهرێكی ئێستاش مێژووه
(لەبەرگیراو لە پەرتووکی سۆسیۆلۆژیای ئازادی عەبدوڵڵا ئۆجالان)
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
کێشە کۆمەڵایەتییەکان بهردهوام ناچارم دووبارهی بكهمهوه؛ ههروهكو چۆن مێژوو "ئێستا"یه، ههر فاكتهرێكی ئێستاش مێژووه (لەبەرگیراو لە پەرتووکی سۆسیۆلۆژیای ئازادی عەبدوڵڵا ئۆجالان) 🆔 @GozarDemocratic
کێشە کۆمەڵایەتییەکان
بهردهوام ناچارم دووبارهی بكهمهوه؛ ههروهكو چۆن مێژوو "ئێستا"یه، ههر فاكتهرێكی ئێستاش مێژووه
(لەبەرگیراو لە پەرتووکی سۆسیۆلۆژیای ئازادی عەبدوڵڵا ئۆجالان)
١ــ كێشهی دهسهڵات و دهوڵهت
بهردهوام ناچارم دووبارهی بكهمهوه؛ ههروهكو چۆن مێژوو "ئێستا"یه، ههر فاكتهرێكی ئێستاش مێژووه. ههرچی پچڕان و دابڕاندنی مهزنه لهنێوان مێژوو و ئێستاكه، ئهنجامێكی پڕوپاگهندهكانی ههر ههڵكشانێكی نوێی شارستانیهته كه یهكهمین ههنگاوی سهرهتایهتی و به ئامانجی بهدهستهێنانی مهشروعیهت و داخوازی به "ئهزهلی-ئهبهدی"كردنی خۆی ئهنجامیدهدات. له ژیانی كۆمهڵگای راستهقینهدا دابڕانی بهمجۆره بوونی نییه. خاڵێكی دیكهی دەمەوێت جهختی لهسهر بکەمەوه، تا مێژوو نهكرێت بهگهردوونی، نووسینهوهی مێژووێكی خۆجێیی یاخود تاقانه هیچ واتایهكی نابێت. لهم سۆنگهوه؛ كێشهكانی دهوڵهت و دهسهڵات لە یەکەمین ساتەکانی ئاواکردنیاندا، بهجیاوازیهكی زۆر كهمهوه كێشهی رۆژگاری ئهمڕۆشمانه. ههرچی جیاوازی نێوانیانه، ئهو بهشهیه كه ههلومهرجهكانی كات و شوێن لێی زیادكردووه. كاتێك ئهم واتایه له دەستەواژەكانی جیاوازی و وهرچهرخان باربكهین، ئاشكرایه کە بهشی حەقیقەت لە شرۆڤهكانمان زیاد دهكات. پێویسته مەترسی و ریسکەکانی بچووككردنهوه یاخود گرنگی نهدان به جیاوازیهكان، وهرچهرخان و پهرهسهندنهكان زۆر بە باشی ببینرێت. چهنده بێبهریبوون لهمێژووی گهردوونی پڕوكێنهرو کوێرکەر بێت، تاوتوێكردنی پهرهسهندنی مێژووییش وهك دووبارهبوونهوهو بێبهش بینینی لهجیاوازی و وهرچهرخان، بهو ئهندازهیه راستی پهردهپۆش دهكات و دەیشارێتەوە. نهخزانه ناو ئهم دوو شێوهیهی مۆدێلی بچووككردنهوه بایهخێكی زۆری ههیه.
یهكهمین دهستنیشان كردنێك كه له رۆژگاری ئهمڕۆماندا سهبارهت به دهوڵهت و دهسهڵات بكرێت ئهوهیه كه؛ لهسهر كۆمهڵگاو لهناوهوهشی قهبارهیهكی نائاساییان پهیداكردووه. تا سهدهی شازدهههم حوكمڕانێتی زیاتر له دهرهوهی كۆمهڵگا، بهشێوهیهكی تۆقێنهرو چاوترسێنهر ئاواکرابوون. به درێژایی چاخ و سهردهمهكان شارستانیهت شاهیدی شێوهی زۆر بهكاریگهری لهمجۆرهیه. دهوڵهت بە سیفەتی گوزارشتی فهرمی دهسهڵات، بهوردییهوه هێڵهكانی سنووری خۆی كێشابوو. چونكه چهنده جیاوازی نێوان دهوڵهت-كۆمهڵگا بهتیژی بكێشرێت، بهو ئهندازهیه هیواو چاوهڕوانییان بۆ سوود وهرگرتن زیاد دهبوو. وهك دیاردهیهكی ناو كۆمهڵگا هێڵهكان لهگهڵ دهسهڵاتیش زۆر ئاشكراو بژارده بوون. هێڵهكانی راوهستهی ژن بهرامبهر پیاو، لاوان بهرامبهر بهساڵاچووان، ئهندامه ئاساییهكانی خێڵ بهرامبهر به سهرۆك خێڵ، دهستهی باوهڕمهندان بهرامبهر به نوێنهری ئایین و مهزههب لهمیانهی ئاداب و رێسای زۆر روونهوه بە ئەدەبەوە دیاریكراون. لهبهرزی و نزمی دهنگهوه، تا دهگاته شێوازو چۆنیهتی بهڕێوهچوون و دانیشتنهوه بابهتی بەڕێوەبەرو بهڕێوهبراو بە وردەکاری رێساکانەوە گرێدراوبوون. بێگومان ئهو دهوڵهت و دهسهڵاتانهی بەرامبەر بە کۆمەڵگا كهمترن، لهپێناو پیشاندانی ههبوونی خۆیان بەم شێوەیە ئاواكردنی دهستڕۆیی دهوڵهت و دهسهڵات لهم لایهنهوه مایهی تێگهیشتنه كه كهمینهن. بهگوێرهی ئهوهش ئەو رێسایانە بەسیفەتی ئامرازەکانی مەشروعیەت رۆڵ دەبینێ، پهروهردهو خزمهتیان پێشكهش دهكرد.
هۆکاری ئهو وهرچهرخانه ریشهییهی كه له قهڵهمڕهوی دهوڵهت و دهسهڵاتهكانی شارستانیهتی ئهوروپا هاتهئاراوه، بهشێوهیهكی خێرا پێویست بینینیان بوو بۆ دزهكردن بۆ ناو تهواوی مهمیلهكانی كۆمهڵگا. لهمهدا دەکرێ باس له دوو هۆكاری سهرهكی بكهین کە لە پەلهاوێشتنی قووڵایی و بەرفراوانی دەسەڵاتدا رۆڵیان بینی: یهكهمیان؛ گهورهبوونی جهماوهره چهوساوهكهیه كه دهچهوسێنرێتهوه. چونكه بهڕێوهبهرایهتی گهوره نهكرابوایه چهوساندنهوهش بهدینهدههات. ههروهكو ئهو مێگهله گهورهیهی پێویستی بهچهندین شوان ههیه، ههڵئاوسانی بیرۆكراسی دهوڵهتیش بهڵگهی ئاشكرای ئهم دیاردهیهیه. ههروهها پێویسته بهشی سهركوتكردنی كۆمهڵگای ناوهوهش لهلایهن ئاسایشی دهرهوهی بهڕێوهبهرایهتی بخهینه سهر كه بهشێوهیهكی زهبهلاحانه گهورهی کردووه. ههموو كاتێك شهڕ بیرۆكراسی خوڵقاندووه. خودی سوپا گهورهترین رێكخستنی بیرۆكراتییه. هۆكاری دووهم، زیادبوونی مهعریفهی كۆمهڵگاو بهرخودانهكهیهتی. لهبهرئهوهی كۆمهڵگای ئهوروپا له قووڵاییهوه چهوسانهوهی بهخۆوه نهبینیوه، ههروهها بههۆی بهرخودانی بهردهوامی، دهسهڵات-دهوڵه
بهردهوام ناچارم دووبارهی بكهمهوه؛ ههروهكو چۆن مێژوو "ئێستا"یه، ههر فاكتهرێكی ئێستاش مێژووه
(لەبەرگیراو لە پەرتووکی سۆسیۆلۆژیای ئازادی عەبدوڵڵا ئۆجالان)
١ــ كێشهی دهسهڵات و دهوڵهت
بهردهوام ناچارم دووبارهی بكهمهوه؛ ههروهكو چۆن مێژوو "ئێستا"یه، ههر فاكتهرێكی ئێستاش مێژووه. ههرچی پچڕان و دابڕاندنی مهزنه لهنێوان مێژوو و ئێستاكه، ئهنجامێكی پڕوپاگهندهكانی ههر ههڵكشانێكی نوێی شارستانیهته كه یهكهمین ههنگاوی سهرهتایهتی و به ئامانجی بهدهستهێنانی مهشروعیهت و داخوازی به "ئهزهلی-ئهبهدی"كردنی خۆی ئهنجامیدهدات. له ژیانی كۆمهڵگای راستهقینهدا دابڕانی بهمجۆره بوونی نییه. خاڵێكی دیكهی دەمەوێت جهختی لهسهر بکەمەوه، تا مێژوو نهكرێت بهگهردوونی، نووسینهوهی مێژووێكی خۆجێیی یاخود تاقانه هیچ واتایهكی نابێت. لهم سۆنگهوه؛ كێشهكانی دهوڵهت و دهسهڵات لە یەکەمین ساتەکانی ئاواکردنیاندا، بهجیاوازیهكی زۆر كهمهوه كێشهی رۆژگاری ئهمڕۆشمانه. ههرچی جیاوازی نێوانیانه، ئهو بهشهیه كه ههلومهرجهكانی كات و شوێن لێی زیادكردووه. كاتێك ئهم واتایه له دەستەواژەكانی جیاوازی و وهرچهرخان باربكهین، ئاشكرایه کە بهشی حەقیقەت لە شرۆڤهكانمان زیاد دهكات. پێویسته مەترسی و ریسکەکانی بچووككردنهوه یاخود گرنگی نهدان به جیاوازیهكان، وهرچهرخان و پهرهسهندنهكان زۆر بە باشی ببینرێت. چهنده بێبهریبوون لهمێژووی گهردوونی پڕوكێنهرو کوێرکەر بێت، تاوتوێكردنی پهرهسهندنی مێژووییش وهك دووبارهبوونهوهو بێبهش بینینی لهجیاوازی و وهرچهرخان، بهو ئهندازهیه راستی پهردهپۆش دهكات و دەیشارێتەوە. نهخزانه ناو ئهم دوو شێوهیهی مۆدێلی بچووككردنهوه بایهخێكی زۆری ههیه.
یهكهمین دهستنیشان كردنێك كه له رۆژگاری ئهمڕۆماندا سهبارهت به دهوڵهت و دهسهڵات بكرێت ئهوهیه كه؛ لهسهر كۆمهڵگاو لهناوهوهشی قهبارهیهكی نائاساییان پهیداكردووه. تا سهدهی شازدهههم حوكمڕانێتی زیاتر له دهرهوهی كۆمهڵگا، بهشێوهیهكی تۆقێنهرو چاوترسێنهر ئاواکرابوون. به درێژایی چاخ و سهردهمهكان شارستانیهت شاهیدی شێوهی زۆر بهكاریگهری لهمجۆرهیه. دهوڵهت بە سیفەتی گوزارشتی فهرمی دهسهڵات، بهوردییهوه هێڵهكانی سنووری خۆی كێشابوو. چونكه چهنده جیاوازی نێوان دهوڵهت-كۆمهڵگا بهتیژی بكێشرێت، بهو ئهندازهیه هیواو چاوهڕوانییان بۆ سوود وهرگرتن زیاد دهبوو. وهك دیاردهیهكی ناو كۆمهڵگا هێڵهكان لهگهڵ دهسهڵاتیش زۆر ئاشكراو بژارده بوون. هێڵهكانی راوهستهی ژن بهرامبهر پیاو، لاوان بهرامبهر بهساڵاچووان، ئهندامه ئاساییهكانی خێڵ بهرامبهر به سهرۆك خێڵ، دهستهی باوهڕمهندان بهرامبهر به نوێنهری ئایین و مهزههب لهمیانهی ئاداب و رێسای زۆر روونهوه بە ئەدەبەوە دیاریكراون. لهبهرزی و نزمی دهنگهوه، تا دهگاته شێوازو چۆنیهتی بهڕێوهچوون و دانیشتنهوه بابهتی بەڕێوەبەرو بهڕێوهبراو بە وردەکاری رێساکانەوە گرێدراوبوون. بێگومان ئهو دهوڵهت و دهسهڵاتانهی بەرامبەر بە کۆمەڵگا كهمترن، لهپێناو پیشاندانی ههبوونی خۆیان بەم شێوەیە ئاواكردنی دهستڕۆیی دهوڵهت و دهسهڵات لهم لایهنهوه مایهی تێگهیشتنه كه كهمینهن. بهگوێرهی ئهوهش ئەو رێسایانە بەسیفەتی ئامرازەکانی مەشروعیەت رۆڵ دەبینێ، پهروهردهو خزمهتیان پێشكهش دهكرد.
هۆکاری ئهو وهرچهرخانه ریشهییهی كه له قهڵهمڕهوی دهوڵهت و دهسهڵاتهكانی شارستانیهتی ئهوروپا هاتهئاراوه، بهشێوهیهكی خێرا پێویست بینینیان بوو بۆ دزهكردن بۆ ناو تهواوی مهمیلهكانی كۆمهڵگا. لهمهدا دەکرێ باس له دوو هۆكاری سهرهكی بكهین کە لە پەلهاوێشتنی قووڵایی و بەرفراوانی دەسەڵاتدا رۆڵیان بینی: یهكهمیان؛ گهورهبوونی جهماوهره چهوساوهكهیه كه دهچهوسێنرێتهوه. چونكه بهڕێوهبهرایهتی گهوره نهكرابوایه چهوساندنهوهش بهدینهدههات. ههروهكو ئهو مێگهله گهورهیهی پێویستی بهچهندین شوان ههیه، ههڵئاوسانی بیرۆكراسی دهوڵهتیش بهڵگهی ئاشكرای ئهم دیاردهیهیه. ههروهها پێویسته بهشی سهركوتكردنی كۆمهڵگای ناوهوهش لهلایهن ئاسایشی دهرهوهی بهڕێوهبهرایهتی بخهینه سهر كه بهشێوهیهكی زهبهلاحانه گهورهی کردووه. ههموو كاتێك شهڕ بیرۆكراسی خوڵقاندووه. خودی سوپا گهورهترین رێكخستنی بیرۆكراتییه. هۆكاری دووهم، زیادبوونی مهعریفهی كۆمهڵگاو بهرخودانهكهیهتی. لهبهرئهوهی كۆمهڵگای ئهوروپا له قووڵاییهوه چهوسانهوهی بهخۆوه نهبینیوه، ههروهها بههۆی بهرخودانی بهردهوامی، دهسهڵات-دهوڵه
گذار دموکراتیک
کێشە کۆمەڵایەتییەکان بهردهوام ناچارم دووبارهی بكهمهوه؛ ههروهكو چۆن مێژوو "ئێستا"یه، ههر فاكتهرێكی ئێستاش مێژووه (لەبەرگیراو لە پەرتووکی سۆسیۆلۆژیای ئازادی عەبدوڵڵا ئۆجالان) 🆔 @GozarDemocratic
ت ناچاری قهبارهی گهوره کردووە. تێكۆشانی بۆرژوازی بهرامبهر به ئهرستۆكراسی، ههروهها تێكۆشانی چینی كاركهر بهرامبهر به ههردووكیان، له ئهوروپا ئاواكردنی دهسهڵات و دهوڵهتی ناچاری قووڵبوون كردووه. ههرچی بۆ یهكهمین جار به دهوڵهتبوونی چینی ناوینه لهمێژوودا كه بهشێوهی بۆرژوازی بهدیهات، گۆڕانكاری گهورهی بۆ پێگهی دهوڵهت و دهسهڵات هێناوه. به دهوڵهتبوونی كۆمهڵێك مرۆڤ كه لهناواخنی كۆمهڵگا دهركهوتوون، لهم سۆنگهیهوه؛ بوویهری دهسهڵات كه لهزیادبووندایه، ناچاری كردووه خۆی لهناو كۆمهڵگادا رێكبخات.
بۆرژوازی جیابوونهوهیهكی چینایهتی یاخود چینێکی هێنده مهزنه كه لهدهرهوه ناتوانێت حوكمڕانی خۆی بهسهر دهسهڵات و دهوڵهتدا بسهپێنێت. ئاشکرایە کە ئەو چینە چهنده خۆی دهكات به دهوڵهت، له ناوهوهش خۆی لەناو ململانێ و پێكدادانە كۆمهڵایهتیهکاندا دەبینێتەوە. ئهو دیاردهیهی به ململانێ یان پێكدادانی چینایهتی ناودهبرێت گوزاره لهم راستیه دهكات. لیبڕالیزم كه ئایدیۆلۆژیای بۆرژوازییه بۆ ئهوهی چارهسهری بۆ ئهم كێشهیه بدۆزێتهوه ههزارویهك فرت و فێڵ دهكات. بهڵام ئهو شتهی لهماوهی رابردوو روویداوه، زیاتر گهورهبوونی دهوڵهت و دهسهڵات و شێرپهنجهی بیرۆكراسییه. چهنده دهوڵهت و دهسهڵات لهناو كۆمهڵگادا گهوره بێت، واتا بهو ڕادهیه شهڕی ناوخۆیی له ئارادایه. سهرهكیترین كێشه که له كۆمهڵگای ئهوروپادا پهرهیسهندووه، لهسهرهتاوه ناوهڕۆكێكی بهم چهشنهی ههبووه. تێكۆشانه مەزن و شكۆدارهكانی دهستوور، دیموكراسی، كۆمار، سۆسیالیزم و ئهنارشیزم له نزیكهوه گرێدراوی شێوازی پێكهاتنی دهوڵهت و دهسهڵاته. بهرچاوترین چارهسهری كه له رۆژگاری ئهمڕۆماندا راست دهبینرێت، مافه سهرهكیهكانی مرۆڤ و دیموكراسییه كه به رێسای رههای دهستوورهوه بهستراوهتهوه، لهجیاتی چارهسهرییهكی ههمیشهیی، دهوڵهت و كۆمهڵگا ناچار دهكات لهسهر دهسهڵات رێكبكهون و بهمجۆره ههوڵدهدات قۆناخی شهڕه گهورهكانی جاران تێپهڕبكات. واته كێشهی دهوڵهت و دهسهڵات چارهسهر نهكراوه، تهنیا به پێگهیهك گهیهنراوه توانای بهردهوامكردنی ههبێت.
🆔 @GozarDemocratic
بۆرژوازی جیابوونهوهیهكی چینایهتی یاخود چینێکی هێنده مهزنه كه لهدهرهوه ناتوانێت حوكمڕانی خۆی بهسهر دهسهڵات و دهوڵهتدا بسهپێنێت. ئاشکرایە کە ئەو چینە چهنده خۆی دهكات به دهوڵهت، له ناوهوهش خۆی لەناو ململانێ و پێكدادانە كۆمهڵایهتیهکاندا دەبینێتەوە. ئهو دیاردهیهی به ململانێ یان پێكدادانی چینایهتی ناودهبرێت گوزاره لهم راستیه دهكات. لیبڕالیزم كه ئایدیۆلۆژیای بۆرژوازییه بۆ ئهوهی چارهسهری بۆ ئهم كێشهیه بدۆزێتهوه ههزارویهك فرت و فێڵ دهكات. بهڵام ئهو شتهی لهماوهی رابردوو روویداوه، زیاتر گهورهبوونی دهوڵهت و دهسهڵات و شێرپهنجهی بیرۆكراسییه. چهنده دهوڵهت و دهسهڵات لهناو كۆمهڵگادا گهوره بێت، واتا بهو ڕادهیه شهڕی ناوخۆیی له ئارادایه. سهرهكیترین كێشه که له كۆمهڵگای ئهوروپادا پهرهیسهندووه، لهسهرهتاوه ناوهڕۆكێكی بهم چهشنهی ههبووه. تێكۆشانه مەزن و شكۆدارهكانی دهستوور، دیموكراسی، كۆمار، سۆسیالیزم و ئهنارشیزم له نزیكهوه گرێدراوی شێوازی پێكهاتنی دهوڵهت و دهسهڵاته. بهرچاوترین چارهسهری كه له رۆژگاری ئهمڕۆماندا راست دهبینرێت، مافه سهرهكیهكانی مرۆڤ و دیموكراسییه كه به رێسای رههای دهستوورهوه بهستراوهتهوه، لهجیاتی چارهسهرییهكی ههمیشهیی، دهوڵهت و كۆمهڵگا ناچار دهكات لهسهر دهسهڵات رێكبكهون و بهمجۆره ههوڵدهدات قۆناخی شهڕه گهورهكانی جاران تێپهڕبكات. واته كێشهی دهوڵهت و دهسهڵات چارهسهر نهكراوه، تهنیا به پێگهیهك گهیهنراوه توانای بهردهوامكردنی ههبێت.
🆔 @GozarDemocratic
كاتێك له نزیكهوه سهیری بكهین، دهبینین له رێگای میللیگهرایی، رهگهزگهرایی، ئایینگهرایی و زانستگهرایی ههمهجۆرهوه بهناویهكداچوون و تێكهڵكردنی كۆمهڵگاو دهوڵهت و دهسهڵات پێشدهخرێت، واتا بۆ پارادایم(پارادیگما)ی "ههمووكهسێك ههم دهسهڵات ههم كۆمهڵگایه، ههم دهوڵهت ههمیش كۆمهڵگایه" رابكێشرێت، بهمجۆرهش ههوڵی درێژهدان به دهوڵهت ــ نهتهوه دهدرێت. لهم چوارچێوهیهدا لهناوهوه شهڕی چینایهتی سهركوت دهكرێت، بهرامبهر به دهرهوهش بهردهوام دۆخی بهرگری بهكراوهیی دههێڵرێتهوه، بهمجۆره بۆرژوازی شیمانهی ئهوه دهكات كه چارهسهری دهوڵهت-نهتهوهی دۆزیوهتهوه. ئهمه لە سهرهكیترین پهیڕهوهکانە له ئاستی جیهاندا تاقیكراوهتهوه، كه لهجیاتی چارهسهركردنی كێشهكان سهركوتیان دهكات. لەبەر ئەوەی دهوڵهت- نهتهوه بۆخۆی دهبێته گهورهترین دهوڵهت و دهسهڵات، ناوهڕۆكه فاشیزمیهكهی بهدهردهكهوێت، ئهمهش به روونترین شێوه له فاشیزمی ئهڵمانیادا بینراوە.
یهكهمین نموونهی دهوڵهت ــ نهتهوه لهقۆناخی بهرخودانی هۆڵهنداو ئینگلتهرا بهرامبهر به ئیمپراتۆریهتی ئیسپانی سهریههڵداوه. دهوڵهت ــ نهتهوه تهواوی كۆمهڵگا بهرامبهر به هێزێکی دهرهوه دهخاته ناو سهفهربهریهوه کە بە دوژمنی خۆی دادەنێت و بیانووی رهوابوونی خۆشی دهئافراند. ئاراستهی راستینهی نهتهوهیی-نیشتیمانی ئەوروپا له سهرهتادا بهشێوهیهكی رێژهیی فاكتهری ئهرێنی لهخۆوه دهگرت. بهڵام ئاشكرایه كه ئەو نەتەوەبوونە ههر لهسهردهمی لهدایكبوونیهوه ئهركی پهردهپۆشكردنی فشارو چهوساندنهوهی چینایهتی جێبهجێدهكات. دهوڵهت-نهتهوه مسۆگهر نیشانهو ئەتەکێتی چینی بۆرژوازی ههڵدهگرێت. مۆدێلی دهوڵهتی ئهو چینهیه. دواتر پهلامارهكانی ناپلیۆن ئهم مۆدێلهی له فهرهنسا بههێزتر كرد، له ئاستی ئهوروپاش رێگای بۆ بڵاوبوونهوهی خۆشكرد. بههۆی دواكهوتوویی بۆرژوازی ئهڵمانی و ئیتاڵی و ئهو زهحمهتییانهی لە مهسهلهی یهكێتی نەتەوەییدا دووچاری بوونەوە، وایکرد روو لە سیاسهتی نهتهوهپهرستانهتر بکەن. مەترسی داگیركاری دهرهكی و بهرخودانهكانی چینی كاركهرو ئهرستۆكراسی، لهناوهوه بۆرژوازی ناچاری مۆدێلی دهوڵهتێكی میللیگهرایی و شۆڤێنی زێدهڕۆكرد. دۆڕاندن و تهنگهژه، لهسهروویانهوه ئهڵمانیاو ئیتاڵیا، چهندین وڵاتی بۆ دووڕیانی یان شۆڕشی كۆمهڵایهتی یان فاشیزم راكێشكرد. ئهوهی تای تهرازووی بهلادا شكایهوه مۆدێلی دهوڵهتی فاشیستی بوو. راسته هیتلهر، مۆسۆلۆنی و هاوشێوهكانی تێكشان، بهڵام سیستهمهكهیان سهركهوت.
لهناوهڕۆكدا دهتوانرێت دهوڵهت-نهتهوه وهك هاوواتاكردنی كۆمهڵگا بهدهوڵهت، دهوڵهتیش به كۆمهڵگا پێناسه بكرێت، ئهمهش خودی پێناسهی فاشیزمه. بهشێوهیهكی سروشتی نه كۆمهڵگا دهبێت به دهوڵهت، نه دهشێت دهوڵهتیش ببێت به كۆمهڵگا. تهنیا دهشێت ئایدیۆلۆژیا شمولیەکان (تۆتالیتارهكان) بانگەشەیەکی بهمجۆره بکەن. ناوهڕۆكی فاشیستانهی ئهم بانگەشانە دهزانرێت. وهك شێوهیهكی دهوڵهت بهردهوام فاشیزم جێگایهكی لهگۆشهی دهیوهخانی لیبڕالیزمی بۆرژوازیدا ههیه. شێوهی بهڕێوهبهرایهتی قۆناخهكانی قهیرانه. لهبهرئهوهی قهیران بونیادییه، شێوهی بهڕێوهبهرایهتیش بونیادییه. ناوهكهشی، بهڕێوهبهرایهتی دهوڵهت -نهتهوهیه. به لوتكه گهیشتنی قهیرانی قۆناخی سهرمایهی فینانسه. پاوانی سهرمایهداری كه له رۆژگاری ئهمڕۆمان له ئاستی جیهانگیریدا بهلوتكه گهیشتووه دهوڵهتهكهشی له كۆنهپهرستترین و زۆردارترین قۆناخی خۆیدا بهشێوهیهكی گشتی فاشیستانهیه. ههرچهنده باس له داڕووخانی دهوڵهت ــ نهتهوه بكرێت، بهڵام بانگهشهی، ئهوهی له جێگایدا بونیاد دهنرێت دیموكراسی دهبێت، دهبێته خۆشباوهڕی. لهوانهیه ههم پێكهاتهی سیاسی فاشیستانهی گهورهی جیهانگیری، ههمیش پێكهاتهی سیاسی فاشیستانهی خۆجێیی له رۆژهڤدابێت. ئهو بوویهرانهی له خۆرههڵاتی ناوین، بهڵقان، ئاسیای ناوین و قهفقاسیا روودهدهن سهرنج راكێشن. ئهمریكای لاتین و ئهفریقیا بهدوای ئهزموونی نوێوهن. ئهوروپا له رێگای ریفۆرمەوە بهدوای دوورکەوتنەوە له فاشیزمی دهوڵهت ــ نهتهوهدا دهگهڕێت. دیارنییه كه رەوشی روسیا و چین چیان لێدێت. ههژموونگهرایی سوپهری وڵاته یهكگرتووهكانی ئهمریكاش دانوستاندن لهگهڵ ههرشێوهیهكی دهوڵهتدا دهكات.
ئاشكرایه كه كێشهی دهسهڵات و دهوڵهت جارێكی دیكه لهیهكێك له قۆناخه ههره قورسهكانی خۆیاندا دهژی. دووڕیانی "یان شۆڕشی دیموكراتی یان فاشیزم" لە رۆژەڤدایەو
یهكهمین نموونهی دهوڵهت ــ نهتهوه لهقۆناخی بهرخودانی هۆڵهنداو ئینگلتهرا بهرامبهر به ئیمپراتۆریهتی ئیسپانی سهریههڵداوه. دهوڵهت ــ نهتهوه تهواوی كۆمهڵگا بهرامبهر به هێزێکی دهرهوه دهخاته ناو سهفهربهریهوه کە بە دوژمنی خۆی دادەنێت و بیانووی رهوابوونی خۆشی دهئافراند. ئاراستهی راستینهی نهتهوهیی-نیشتیمانی ئەوروپا له سهرهتادا بهشێوهیهكی رێژهیی فاكتهری ئهرێنی لهخۆوه دهگرت. بهڵام ئاشكرایه كه ئەو نەتەوەبوونە ههر لهسهردهمی لهدایكبوونیهوه ئهركی پهردهپۆشكردنی فشارو چهوساندنهوهی چینایهتی جێبهجێدهكات. دهوڵهت-نهتهوه مسۆگهر نیشانهو ئەتەکێتی چینی بۆرژوازی ههڵدهگرێت. مۆدێلی دهوڵهتی ئهو چینهیه. دواتر پهلامارهكانی ناپلیۆن ئهم مۆدێلهی له فهرهنسا بههێزتر كرد، له ئاستی ئهوروپاش رێگای بۆ بڵاوبوونهوهی خۆشكرد. بههۆی دواكهوتوویی بۆرژوازی ئهڵمانی و ئیتاڵی و ئهو زهحمهتییانهی لە مهسهلهی یهكێتی نەتەوەییدا دووچاری بوونەوە، وایکرد روو لە سیاسهتی نهتهوهپهرستانهتر بکەن. مەترسی داگیركاری دهرهكی و بهرخودانهكانی چینی كاركهرو ئهرستۆكراسی، لهناوهوه بۆرژوازی ناچاری مۆدێلی دهوڵهتێكی میللیگهرایی و شۆڤێنی زێدهڕۆكرد. دۆڕاندن و تهنگهژه، لهسهروویانهوه ئهڵمانیاو ئیتاڵیا، چهندین وڵاتی بۆ دووڕیانی یان شۆڕشی كۆمهڵایهتی یان فاشیزم راكێشكرد. ئهوهی تای تهرازووی بهلادا شكایهوه مۆدێلی دهوڵهتی فاشیستی بوو. راسته هیتلهر، مۆسۆلۆنی و هاوشێوهكانی تێكشان، بهڵام سیستهمهكهیان سهركهوت.
لهناوهڕۆكدا دهتوانرێت دهوڵهت-نهتهوه وهك هاوواتاكردنی كۆمهڵگا بهدهوڵهت، دهوڵهتیش به كۆمهڵگا پێناسه بكرێت، ئهمهش خودی پێناسهی فاشیزمه. بهشێوهیهكی سروشتی نه كۆمهڵگا دهبێت به دهوڵهت، نه دهشێت دهوڵهتیش ببێت به كۆمهڵگا. تهنیا دهشێت ئایدیۆلۆژیا شمولیەکان (تۆتالیتارهكان) بانگەشەیەکی بهمجۆره بکەن. ناوهڕۆكی فاشیستانهی ئهم بانگەشانە دهزانرێت. وهك شێوهیهكی دهوڵهت بهردهوام فاشیزم جێگایهكی لهگۆشهی دهیوهخانی لیبڕالیزمی بۆرژوازیدا ههیه. شێوهی بهڕێوهبهرایهتی قۆناخهكانی قهیرانه. لهبهرئهوهی قهیران بونیادییه، شێوهی بهڕێوهبهرایهتیش بونیادییه. ناوهكهشی، بهڕێوهبهرایهتی دهوڵهت -نهتهوهیه. به لوتكه گهیشتنی قهیرانی قۆناخی سهرمایهی فینانسه. پاوانی سهرمایهداری كه له رۆژگاری ئهمڕۆمان له ئاستی جیهانگیریدا بهلوتكه گهیشتووه دهوڵهتهكهشی له كۆنهپهرستترین و زۆردارترین قۆناخی خۆیدا بهشێوهیهكی گشتی فاشیستانهیه. ههرچهنده باس له داڕووخانی دهوڵهت ــ نهتهوه بكرێت، بهڵام بانگهشهی، ئهوهی له جێگایدا بونیاد دهنرێت دیموكراسی دهبێت، دهبێته خۆشباوهڕی. لهوانهیه ههم پێكهاتهی سیاسی فاشیستانهی گهورهی جیهانگیری، ههمیش پێكهاتهی سیاسی فاشیستانهی خۆجێیی له رۆژهڤدابێت. ئهو بوویهرانهی له خۆرههڵاتی ناوین، بهڵقان، ئاسیای ناوین و قهفقاسیا روودهدهن سهرنج راكێشن. ئهمریكای لاتین و ئهفریقیا بهدوای ئهزموونی نوێوهن. ئهوروپا له رێگای ریفۆرمەوە بهدوای دوورکەوتنەوە له فاشیزمی دهوڵهت ــ نهتهوهدا دهگهڕێت. دیارنییه كه رەوشی روسیا و چین چیان لێدێت. ههژموونگهرایی سوپهری وڵاته یهكگرتووهكانی ئهمریكاش دانوستاندن لهگهڵ ههرشێوهیهكی دهوڵهتدا دهكات.
ئاشكرایه كه كێشهی دهسهڵات و دهوڵهت جارێكی دیكه لهیهكێك له قۆناخه ههره قورسهكانی خۆیاندا دهژی. دووڕیانی "یان شۆڕشی دیموكراتی یان فاشیزم" لە رۆژەڤدایەو
بایهخه ژیانیهكهی له بەرچاوانە. تهواوی رێكخراوه ههرێمی و ناوهندیهكانی نهتهوه یهكگرتووهكانی تایبهت به سیستهم ناتوانن چالاك بن. لهكاتێكدا سهرمایهی-فینانس له جیهانگیرترین قۆناخی شارستانیەتدا بهلوتكه گهیشتووه، رۆڵی ئهو بهشهی سهرمایه دهبینێت كه ههره زێده قهیرانهكهی هاركردووه. بهرامبهرو هاوتا سیاسی-سهربازیهكهی پاوانی سهرمایهی فینانس، ئهو شهڕهیه كه بهرامبهر به كۆمهڵگا چڕكراوهتهوه. ئهمه ئهو راستیهیه كه له زۆربەی بهرهکانی دونیا لهئارادایه. ئهو پێكهاته سیاسی و ئابوورییهی له قهیرانی بونیادی سیستهمی جیهانی دهردهكهوێت، لهمیانهی ئاستی كارو خهباتی رۆشنبیری، سیاسی و ئهخلاقیهوه دهستنیشان دهكرێت، نهك له رێگای كههانهتهوه.
لهسهردهمی سهرمایهی ــ فینانس كه پاوانی سهرمایهی وههمی - ئیفتیرازی مۆدێرنیتهی سهرمایهدارییه، كۆمهڵگا بهجۆرێك رووبهڕووی پهرتهوازهبوونه كه له هیچ قۆناخێكی مێژوودا رووینهداوه. شانهی ئهخلاقی و سیاسی كۆمهڵگا پارچه پارچه كراوه. ئهوهی بهڕێوه دهچێت "كۆمهڵگاكوژی" یه، كه دیاردهیهكی كۆمهڵایهتییهو له ژینۆساید قورستره. باڵادهستی میدیایی سهرمایهی ئیفتیرازی چهكێكه كه كۆمهڵگاكوژیهكی زۆر قورستر له کۆمەڵکوژیەکانی شهڕی دووهمی جیهانی بهڕێوهدهبات. تۆپهكانی میللیگهرایی، ئایینگهرایی، رهگهزگهرایی، زانستگهرایی و ههژموونگهرایی (وەرزش،زنجیرهی تهلهفزیۆنی و..هتد) بیست و چوار كاتژمێر بهسهر كۆمهڵگادا دەبارێت و دهڕشێتهوه، بهرامبهر بهم چهكهی میدیا، چۆن كۆمهڵگا دهپارێزرێت؟
میدیاش وهك جۆرێك لهدووهمین ئهقڵی ئهنالیتیك لهسهر كۆمهڵگا چالاك و دهست بهكاره. ههروهكو چۆن ئهقڵی ئهنالیتیكیش سهربهخۆ باش یان خراپ نییه، میدیاش بهتهنیا ئامرازێكی نۆتره (خاڵی سفره). وهك ههر چهكێكی دیکە ئهوهی رۆڵی خۆی ببینێت دیار دەبێت. ههروهكو چۆن هێزه ههژموونگهراكان ههمووكاتێك خاوهنی بهكاریگهرترین چهكن، هێزهباڵادهستهكهی چهكی میدیاشن. لهبهرئهوهی میدیا وهك دووهمین ئهقڵی ئانالیتیك بهكاردێنن، له شكاندنی هێزی بهرخودانی كۆمهڵگادا زۆر بهكاریگهرن. لهمیانهی ئهم چهكهوه كۆمهڵگای وههمی بونیاد دهنرێت. كۆمهڵگای وههمیش شێوهیهكی دیكهی كۆمهڵگاكوژییه. دهشێت دهوڵهت-نهتهوهش به یهكێك له شێوهكانی كۆمهڵگاكوژی لهقهڵهم بدرێت. له ههردوو شێوهشدا كۆمهڵگا له ناوهڕۆكی خۆی دهردهخرێت و بۆ ئامرازێكی پاوانی ئاراستهكار وهردهچهرخێنرێت. ههروهكو چۆن بچووك بینینی سروشتی كۆمهڵگا زۆر مهترسیداره، دهرخستنی لهناوهڕۆكی خۆشی بهواتای ئاواڵاكردنی دێت لهپێش ههڕهشهو مهترسیهك كه سنوورهكانی دیار نییه. ههروهها سهردهمی پاوانی وههمیش وهك سهرمایهی-فینانس تهنیا لهمیانهی ئهو كۆمهڵگایانهوه مسۆگهر دهبێت كه لهناوهڕۆكی خۆیان دهرچوون. سهرههڵدانی ههردووكیان لهههمان قۆناخدا رێكهوت نییه، لهگهڵ یهكتر لهناو پهیوهندیدان. لەمیانەی ئەو كۆمهڵگایەی دهوڵهت-نهتهوه له ناوهڕۆكی خۆی دهریخستووه (خۆی به دهوڵهت-نهتهوه دادهنێت) لهگهڵ ئهو كۆمهڵگایهی میدیا فریویداوهو شێواندوویهتی، به تهواوی مانای وشهوه كۆمهڵگای دۆڕاون و شتی جیاوازتر لهپاشماوهكانیان بونیاد دهنرێت. هیچ گومانێكی تێدا نییه كه لهسهردهمی كۆمهڵگایهكی بهمجۆرهدا دهژین.
تهنیا لهناو بهكێشهترین كۆمهڵگادا ناژین، بهڵكو لهههمانكاتدا لهناو كۆمهڵگایهكدا دهژین كه هیچ شتێك به تاكهكهی نابهخشێت. ئهو كۆمهڵگایانهی لهناویاندا دهژین تهنیا متمانهی سیاسی و ئهخلاقییان لهدهست نهداوه، تهنانهت ههبوونهكهشیان لهژێر ههڕهشهو مهترسیدایه. نهك ههڕهشهی كێشه، بهڵكو لهژێر مهترسی قڕكردندا دهژین. ئهگهر سهرباری تەواوی ئهو هێزه زانستیهی لهئارادایه له رۆژگاری ئهمڕۆمان بهردهوام كێشهكان گهوره دهبن و دهبن بهشێرپهنجه، ئهوكاته قڕكردنی كۆمهڵگا تهنیا گریمانێك نییه، بهڵكو مهترسیهكی واقیعییه. ههرچی ئهو بانگهشهیه كه گوایه دهسهڵاتی دهوڵهت-نهتهوه كۆمهڵگا دهپارێزێت، ههڵخهڵهتاندنێكی مهزنه بۆئهوهی ههنگاو به ههنگاو ههڕهشهو مهترسیهكهی بكات به واقیعی. كۆمهڵگا تهنیا رووبهڕووی كێشهكان نییه، بهڵكو رووبهڕووی قڕبوونیشه.
بەردەوامە...
www.kjar.online
🆔 @GozarDemocratic
لهسهردهمی سهرمایهی ــ فینانس كه پاوانی سهرمایهی وههمی - ئیفتیرازی مۆدێرنیتهی سهرمایهدارییه، كۆمهڵگا بهجۆرێك رووبهڕووی پهرتهوازهبوونه كه له هیچ قۆناخێكی مێژوودا رووینهداوه. شانهی ئهخلاقی و سیاسی كۆمهڵگا پارچه پارچه كراوه. ئهوهی بهڕێوه دهچێت "كۆمهڵگاكوژی" یه، كه دیاردهیهكی كۆمهڵایهتییهو له ژینۆساید قورستره. باڵادهستی میدیایی سهرمایهی ئیفتیرازی چهكێكه كه كۆمهڵگاكوژیهكی زۆر قورستر له کۆمەڵکوژیەکانی شهڕی دووهمی جیهانی بهڕێوهدهبات. تۆپهكانی میللیگهرایی، ئایینگهرایی، رهگهزگهرایی، زانستگهرایی و ههژموونگهرایی (وەرزش،زنجیرهی تهلهفزیۆنی و..هتد) بیست و چوار كاتژمێر بهسهر كۆمهڵگادا دەبارێت و دهڕشێتهوه، بهرامبهر بهم چهكهی میدیا، چۆن كۆمهڵگا دهپارێزرێت؟
میدیاش وهك جۆرێك لهدووهمین ئهقڵی ئهنالیتیك لهسهر كۆمهڵگا چالاك و دهست بهكاره. ههروهكو چۆن ئهقڵی ئهنالیتیكیش سهربهخۆ باش یان خراپ نییه، میدیاش بهتهنیا ئامرازێكی نۆتره (خاڵی سفره). وهك ههر چهكێكی دیکە ئهوهی رۆڵی خۆی ببینێت دیار دەبێت. ههروهكو چۆن هێزه ههژموونگهراكان ههمووكاتێك خاوهنی بهكاریگهرترین چهكن، هێزهباڵادهستهكهی چهكی میدیاشن. لهبهرئهوهی میدیا وهك دووهمین ئهقڵی ئانالیتیك بهكاردێنن، له شكاندنی هێزی بهرخودانی كۆمهڵگادا زۆر بهكاریگهرن. لهمیانهی ئهم چهكهوه كۆمهڵگای وههمی بونیاد دهنرێت. كۆمهڵگای وههمیش شێوهیهكی دیكهی كۆمهڵگاكوژییه. دهشێت دهوڵهت-نهتهوهش به یهكێك له شێوهكانی كۆمهڵگاكوژی لهقهڵهم بدرێت. له ههردوو شێوهشدا كۆمهڵگا له ناوهڕۆكی خۆی دهردهخرێت و بۆ ئامرازێكی پاوانی ئاراستهكار وهردهچهرخێنرێت. ههروهكو چۆن بچووك بینینی سروشتی كۆمهڵگا زۆر مهترسیداره، دهرخستنی لهناوهڕۆكی خۆشی بهواتای ئاواڵاكردنی دێت لهپێش ههڕهشهو مهترسیهك كه سنوورهكانی دیار نییه. ههروهها سهردهمی پاوانی وههمیش وهك سهرمایهی-فینانس تهنیا لهمیانهی ئهو كۆمهڵگایانهوه مسۆگهر دهبێت كه لهناوهڕۆكی خۆیان دهرچوون. سهرههڵدانی ههردووكیان لهههمان قۆناخدا رێكهوت نییه، لهگهڵ یهكتر لهناو پهیوهندیدان. لەمیانەی ئەو كۆمهڵگایەی دهوڵهت-نهتهوه له ناوهڕۆكی خۆی دهریخستووه (خۆی به دهوڵهت-نهتهوه دادهنێت) لهگهڵ ئهو كۆمهڵگایهی میدیا فریویداوهو شێواندوویهتی، به تهواوی مانای وشهوه كۆمهڵگای دۆڕاون و شتی جیاوازتر لهپاشماوهكانیان بونیاد دهنرێت. هیچ گومانێكی تێدا نییه كه لهسهردهمی كۆمهڵگایهكی بهمجۆرهدا دهژین.
تهنیا لهناو بهكێشهترین كۆمهڵگادا ناژین، بهڵكو لهههمانكاتدا لهناو كۆمهڵگایهكدا دهژین كه هیچ شتێك به تاكهكهی نابهخشێت. ئهو كۆمهڵگایانهی لهناویاندا دهژین تهنیا متمانهی سیاسی و ئهخلاقییان لهدهست نهداوه، تهنانهت ههبوونهكهشیان لهژێر ههڕهشهو مهترسیدایه. نهك ههڕهشهی كێشه، بهڵكو لهژێر مهترسی قڕكردندا دهژین. ئهگهر سهرباری تەواوی ئهو هێزه زانستیهی لهئارادایه له رۆژگاری ئهمڕۆمان بهردهوام كێشهكان گهوره دهبن و دهبن بهشێرپهنجه، ئهوكاته قڕكردنی كۆمهڵگا تهنیا گریمانێك نییه، بهڵكو مهترسیهكی واقیعییه. ههرچی ئهو بانگهشهیه كه گوایه دهسهڵاتی دهوڵهت-نهتهوه كۆمهڵگا دهپارێزێت، ههڵخهڵهتاندنێكی مهزنه بۆئهوهی ههنگاو به ههنگاو ههڕهشهو مهترسیهكهی بكات به واقیعی. كۆمهڵگا تهنیا رووبهڕووی كێشهكان نییه، بهڵكو رووبهڕووی قڕبوونیشه.
بەردەوامە...
www.kjar.online
🆔 @GozarDemocratic
کێشە کۆمەڵایەتییەکان:
ئاگاداری مهترسیهكانی رێبازی پارچهكردنی كێشهكانم. ئهم پهیڕهوه كه لهمیانهی بهكارهێنانی سنوورنهناسانهی ئهقڵی ئهنالیتیكهوه لهلایهن زانستی ناوهندگهرێتی ئهوروپاوه پراكتیزه دهكرێت
(لەبەرگیراو لە پەرتووکی سۆسیۆلۆژیای ئازادی عەبدوڵڵا ئۆجالان)
🆔 @GozarDemocratic
ئاگاداری مهترسیهكانی رێبازی پارچهكردنی كێشهكانم. ئهم پهیڕهوه كه لهمیانهی بهكارهێنانی سنوورنهناسانهی ئهقڵی ئهنالیتیكهوه لهلایهن زانستی ناوهندگهرێتی ئهوروپاوه پراكتیزه دهكرێت
(لەبەرگیراو لە پەرتووکی سۆسیۆلۆژیای ئازادی عەبدوڵڵا ئۆجالان)
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
کێشە کۆمەڵایەتییەکان: ئاگاداری مهترسیهكانی رێبازی پارچهكردنی كێشهكانم. ئهم پهیڕهوه كه لهمیانهی بهكارهێنانی سنوورنهناسانهی ئهقڵی ئهنالیتیكهوه لهلایهن زانستی ناوهندگهرێتی ئهوروپاوه پراكتیزه دهكرێت (لەبەرگیراو لە پەرتووکی سۆسیۆلۆژیای…
کێشە کۆمەڵایەتییەکان:
(لەبەرگیراو لە پەرتووکی سۆسیۆلۆژیای ئازادی عەبدوڵڵا ئۆجالان)
٢ ــ كێشهی سیاسهت و ئهخلاقی كۆمهڵگا
ئاگاداری مهترسیهكانی رێبازی پارچهكردنی كێشهكانم. ئهم پهیڕهوه كه لهمیانهی بهكارهێنانی سنوورنهناسانهی ئهقڵی ئهنالیتیكهوه لهلایهن زانستی ناوهندگهرێتی ئهوروپاوه پراكتیزه دهكرێت، ئهگهر له رووخساردا ههندێك دهسكهوتیشی ههبێت، بهڵام پێویسته ئهوهش لهبیرنهكرێت كه مهترسی لهدهستدانی یهكپارچهیی حهقیقهت لهخۆوه دهگرێت. بەو مەرجەی بهردهوام لایهنه مهترسیدارهكانی ئهم پهیڕهوه رەچاو بکرێت،وێڕای ئهوهی ئاگادارم كه تاوتوێكردنی كێشهی كۆمهڵگا وهك "كێشهكان" مهترسی پارچهبوون لهخۆوه دهگرێت، دیسان ئهم پهیڕهوه بهكاردێنم. لهبهشی ئهبستمۆلۆژیا ههوڵی گفتوگۆكردنی ههڵوێسته جیاوازهكان دهدهم.
لهخۆڕا دهوڵهت و دهسهڵاتمان لهبهشی یهكهمی كێشهكانی كۆمهڵگادا جێگیرنهكرد. هۆكاره سهرهكیهكهشی: چونكه سهرچاوهی سهرهكی كێشهكان پێكدێنێت. یهكهمین ئهركی پهیوهندی و ئامێره(دامهزراوه) سهرهكیهكانی دهسهڵات و دهوڵهت كه لهمیانهی رێگهچارهكانی سهدهی شازدهههم بهشێوهیهكی چڕ لهناو كۆمهڵگادا جێگیر بووه، بهههموو توانایهكی كۆمهڵگا لاواز دهكات و بێ بهرگری دەهێڵێتهوه، بهمجۆرهش ئامادهی دهكات تا لهلایهن پاوانهوه بچهوسێنرێتهوه. بهم شێوهیه پێناسهكردنی دهوڵهت و دهسهڵات زۆر بایهخداره. تهنیا ناوبردنی دهسهڵات و دهوڵهت بهكۆی پهیوهندی و ئامێرهكانی توندوتیژی، كهموكوڕیهكی جددییه. لهو بڕوایهدام كه گرنگترین رۆڵی ئەو ئامێرانە بێبهشكردنی كۆمهڵگایه لهبهرگری و لاوازكردنێتی. ئهم رۆڵهشیان لهمیانهی لاوازكردنی بهردهوام و لهكارخستنی شانه ئهخلاقی و سیاسیهكانهوه جێبهجێ دهكهن كه ئامرازی "ههبوونی" كۆمهڵگان. كۆمهڵگا تا ههردوو بواری ئهخلاق و سیاسهت ئاوا نهكات ناتوانێت درێژه بهههبوونی خۆی بدات.
رۆڵی سهرهكی ئهخلاق، بهردهوامكردنی هەبوونی كۆمهڵگایه، لەپێناو لەسەر پێ مانەوەی بە رێسای پێویست چەکداری دەکات و بە هێزی جێبەجێکردنی ئەمانەی دەگەیەنێت. رێساكانی لهسهرپێمانهوهو جێبهجێكردنێتی. ئهو كۆمهڵگایهی رێساكانی ههبوون و هێزی جێبهجێكردنی ئهم رێسایانهی لهدهستداوه، واته بووه به جڤاتی ئاژهڵان. لهدۆخێكی وههاشدا چهندهی بخوازن دهتوانن بهكاری بێنن و بیچهوسێننهوه. ههرچی رۆڵی سیاسهته، لهناوهڕۆكی خۆیدا فهراههمكردنی رێسا ئهخلاقیهكانی پێویست بە كۆمهڵگایه، ههروهها گفتوگۆی بهردهوام بەڕێوە دەبات بۆ دۆزینهوهی پهیڕهوو رێگاكانی دابینكردنی پێداویستیه زیهنی و ماددییه بنهڕهتیهكانی کۆمەڵگاو گهیاندنێتی به ئاستی بڕیار. لهسهر بنهمای ئهم راستیانه سیاسهتی كۆمهڵگا بهردهوام هێزی گفتوگۆو بڕیاروهرگرتن بهرهوپێشهوه دهبات، كۆمهڵگا بهزیندوویی دههێڵێتهوه و دهیكات به خاوهن بۆچوونێكی كراوه: به بههرهو توانای خۆ بهڕێوهبردن و رێكخستنی كاروبارهكانی دهگهیهنێت، واته سهرهكیترین بواری ههبوونی کۆمەڵگا دهڕهخسێنێت. كۆمهڵگای بێ سیاسهت وهك مریشكی سهربڕاو وایه، كۆمهڵگایهكه بهر له گیان دهرچوون خۆی بهلای راست و چهپدا دهدات. بهكاریگهرترین رێگای لاوازكردن و بێ رۆڵكردنی كۆمهڵگایهك بێبهشكردنێتی له سیاسهت كه ئۆڕگانی ههره ژیانی گفتوگۆكردن و بڕیار وهرگرتنه لهبارهی پێویستییه ماددی و مهعنهویه بنهڕهتیهكان و ههبوونی خۆی. هیچ رێگایهك وهك ئهمه مهترسیدار نییه.
ههر لهبهرئهمهشه كه بهدرێژایی مێژوو پهیوهندی و ئامێرهكانی دهوڵهت و دهسهڵات لهیهكهم ههنگاودا "یاسا" لهجێگای ئهخلاقی كۆمهڵگا دادهنێن، دهزگاكانی بهڕێوهبهرایهتی "دهوڵهت"یش لهجێگای سیاسهتهكهی جێگیر دهكهن. بهربهستكردنی هێزی سیاسی و ئهخلاق كه رۆڵی ستراتیژی ههبوونی كۆمهڵگا دهبینن، ههروهها دانانی یاساو بهڕێوهبهرایهتی حوكمڕان لهجێگایاندا، لهههموو قۆناخێكدا ئهركی سهرهكی دهوڵهت و دهسهڵاته. ئهم دوو ئهركه نهبن، كهڵهكهبوونی سهرمایهو پاوانهكانی چهوسانهوه بوونیان نابێت. تهواوی لاپهڕهكانی مێژووی پێنج ههزار ساڵهی شارستانیهت، پڕ لهتێكشكاندنی هێزی سیاسی و ئهخلاقی كۆمهڵگاو دانانی بهڕێوهبهرایهتی و یاسای پاوانهكانی سهرمایهیه له جێگایاندا. بههۆی فاكتهره رووت و واقیعیهكانهوه مێژووی شارستانیهت بهمجۆرهیه، راست نووسینهوهشی تهنیا لهمیانهی ئهم فاكتهرانهوه واتادار دهبێت. ئهم راستیانه له گهوههری تهواوی پێكدادانه كۆمهڵایهتییهكاندا شاراوهیه. ئایا كۆمهڵگا له رێگای سیا
(لەبەرگیراو لە پەرتووکی سۆسیۆلۆژیای ئازادی عەبدوڵڵا ئۆجالان)
٢ ــ كێشهی سیاسهت و ئهخلاقی كۆمهڵگا
ئاگاداری مهترسیهكانی رێبازی پارچهكردنی كێشهكانم. ئهم پهیڕهوه كه لهمیانهی بهكارهێنانی سنوورنهناسانهی ئهقڵی ئهنالیتیكهوه لهلایهن زانستی ناوهندگهرێتی ئهوروپاوه پراكتیزه دهكرێت، ئهگهر له رووخساردا ههندێك دهسكهوتیشی ههبێت، بهڵام پێویسته ئهوهش لهبیرنهكرێت كه مهترسی لهدهستدانی یهكپارچهیی حهقیقهت لهخۆوه دهگرێت. بەو مەرجەی بهردهوام لایهنه مهترسیدارهكانی ئهم پهیڕهوه رەچاو بکرێت،وێڕای ئهوهی ئاگادارم كه تاوتوێكردنی كێشهی كۆمهڵگا وهك "كێشهكان" مهترسی پارچهبوون لهخۆوه دهگرێت، دیسان ئهم پهیڕهوه بهكاردێنم. لهبهشی ئهبستمۆلۆژیا ههوڵی گفتوگۆكردنی ههڵوێسته جیاوازهكان دهدهم.
لهخۆڕا دهوڵهت و دهسهڵاتمان لهبهشی یهكهمی كێشهكانی كۆمهڵگادا جێگیرنهكرد. هۆكاره سهرهكیهكهشی: چونكه سهرچاوهی سهرهكی كێشهكان پێكدێنێت. یهكهمین ئهركی پهیوهندی و ئامێره(دامهزراوه) سهرهكیهكانی دهسهڵات و دهوڵهت كه لهمیانهی رێگهچارهكانی سهدهی شازدهههم بهشێوهیهكی چڕ لهناو كۆمهڵگادا جێگیر بووه، بهههموو توانایهكی كۆمهڵگا لاواز دهكات و بێ بهرگری دەهێڵێتهوه، بهمجۆرهش ئامادهی دهكات تا لهلایهن پاوانهوه بچهوسێنرێتهوه. بهم شێوهیه پێناسهكردنی دهوڵهت و دهسهڵات زۆر بایهخداره. تهنیا ناوبردنی دهسهڵات و دهوڵهت بهكۆی پهیوهندی و ئامێرهكانی توندوتیژی، كهموكوڕیهكی جددییه. لهو بڕوایهدام كه گرنگترین رۆڵی ئەو ئامێرانە بێبهشكردنی كۆمهڵگایه لهبهرگری و لاوازكردنێتی. ئهم رۆڵهشیان لهمیانهی لاوازكردنی بهردهوام و لهكارخستنی شانه ئهخلاقی و سیاسیهكانهوه جێبهجێ دهكهن كه ئامرازی "ههبوونی" كۆمهڵگان. كۆمهڵگا تا ههردوو بواری ئهخلاق و سیاسهت ئاوا نهكات ناتوانێت درێژه بهههبوونی خۆی بدات.
رۆڵی سهرهكی ئهخلاق، بهردهوامكردنی هەبوونی كۆمهڵگایه، لەپێناو لەسەر پێ مانەوەی بە رێسای پێویست چەکداری دەکات و بە هێزی جێبەجێکردنی ئەمانەی دەگەیەنێت. رێساكانی لهسهرپێمانهوهو جێبهجێكردنێتی. ئهو كۆمهڵگایهی رێساكانی ههبوون و هێزی جێبهجێكردنی ئهم رێسایانهی لهدهستداوه، واته بووه به جڤاتی ئاژهڵان. لهدۆخێكی وههاشدا چهندهی بخوازن دهتوانن بهكاری بێنن و بیچهوسێننهوه. ههرچی رۆڵی سیاسهته، لهناوهڕۆكی خۆیدا فهراههمكردنی رێسا ئهخلاقیهكانی پێویست بە كۆمهڵگایه، ههروهها گفتوگۆی بهردهوام بەڕێوە دەبات بۆ دۆزینهوهی پهیڕهوو رێگاكانی دابینكردنی پێداویستیه زیهنی و ماددییه بنهڕهتیهكانی کۆمەڵگاو گهیاندنێتی به ئاستی بڕیار. لهسهر بنهمای ئهم راستیانه سیاسهتی كۆمهڵگا بهردهوام هێزی گفتوگۆو بڕیاروهرگرتن بهرهوپێشهوه دهبات، كۆمهڵگا بهزیندوویی دههێڵێتهوه و دهیكات به خاوهن بۆچوونێكی كراوه: به بههرهو توانای خۆ بهڕێوهبردن و رێكخستنی كاروبارهكانی دهگهیهنێت، واته سهرهكیترین بواری ههبوونی کۆمەڵگا دهڕهخسێنێت. كۆمهڵگای بێ سیاسهت وهك مریشكی سهربڕاو وایه، كۆمهڵگایهكه بهر له گیان دهرچوون خۆی بهلای راست و چهپدا دهدات. بهكاریگهرترین رێگای لاوازكردن و بێ رۆڵكردنی كۆمهڵگایهك بێبهشكردنێتی له سیاسهت كه ئۆڕگانی ههره ژیانی گفتوگۆكردن و بڕیار وهرگرتنه لهبارهی پێویستییه ماددی و مهعنهویه بنهڕهتیهكان و ههبوونی خۆی. هیچ رێگایهك وهك ئهمه مهترسیدار نییه.
ههر لهبهرئهمهشه كه بهدرێژایی مێژوو پهیوهندی و ئامێرهكانی دهوڵهت و دهسهڵات لهیهكهم ههنگاودا "یاسا" لهجێگای ئهخلاقی كۆمهڵگا دادهنێن، دهزگاكانی بهڕێوهبهرایهتی "دهوڵهت"یش لهجێگای سیاسهتهكهی جێگیر دهكهن. بهربهستكردنی هێزی سیاسی و ئهخلاق كه رۆڵی ستراتیژی ههبوونی كۆمهڵگا دهبینن، ههروهها دانانی یاساو بهڕێوهبهرایهتی حوكمڕان لهجێگایاندا، لهههموو قۆناخێكدا ئهركی سهرهكی دهوڵهت و دهسهڵاته. ئهم دوو ئهركه نهبن، كهڵهكهبوونی سهرمایهو پاوانهكانی چهوسانهوه بوونیان نابێت. تهواوی لاپهڕهكانی مێژووی پێنج ههزار ساڵهی شارستانیهت، پڕ لهتێكشكاندنی هێزی سیاسی و ئهخلاقی كۆمهڵگاو دانانی بهڕێوهبهرایهتی و یاسای پاوانهكانی سهرمایهیه له جێگایاندا. بههۆی فاكتهره رووت و واقیعیهكانهوه مێژووی شارستانیهت بهمجۆرهیه، راست نووسینهوهشی تهنیا لهمیانهی ئهم فاكتهرانهوه واتادار دهبێت. ئهم راستیانه له گهوههری تهواوی پێكدادانه كۆمهڵایهتییهكاندا شاراوهیه. ئایا كۆمهڵگا له رێگای سیا
گذار دموکراتیک
کێشە کۆمەڵایەتییەکان: ئاگاداری مهترسیهكانی رێبازی پارچهكردنی كێشهكانم. ئهم پهیڕهوه كه لهمیانهی بهكارهێنانی سنوورنهناسانهی ئهقڵی ئهنالیتیكهوه لهلایهن زانستی ناوهندگهرێتی ئهوروپاوه پراكتیزه دهكرێت (لەبەرگیراو لە پەرتووکی سۆسیۆلۆژیای…
سهت و ئهخلاقی خۆیهوه دهژێنرێت، یاخود لهمیانهی بهڕێوهبهرایهتی و یاسای پاوانه هارو چاوسوورهكانی چهوساندنهوه وهك مێگهل دهژێنرێت؟ كاتێك دهڵێم سهرچاوهی سهرهكی كێشهكان "گهورهبوونی شێرپهنجهیی" ناماقووڵانهی بهڕێوهبهرایهتی و یاسای دهوڵهت و دهسهڵاته، خوازیارم ئاماژه بهم راستیه بكهم.
روونكردنهوهی خاڵێكی دیكهش سوودبهخش دهبینم. لهبهر ئهوهی "ئهزموون" و "پسپۆڕی" بۆ كۆمهڵگا بایهخداربووه، لهو قۆناخانهی كهیهكهمین جار پلهداری ئاواكراوه،ئیتر ئهو پلهداریه ههرچی ناوێكی بۆ دابنێین دهوڵهت یاخود دهستڕۆیی هیچ جیاوازیهكی نابێت، ئهوهی کۆمهڵگا چاوهڕوانی دهكات، كهڵك لێوهرگرتنیانە. ئهگهر كۆمهڵگا بهتهواوهتی دهوڵهت و دهستڕۆیی (دهسهڵات) بهخراپ دانهناوه، بههۆی چاوهڕوانیكردنی ئهم دوو كهڵكهبووه. واته لهو بڕوایه دایه كه لهمیانهی چاوهڕوانیكردنی ئهزموون و پسپۆڕی له دهوڵهت و دهستڕۆییهوه كارهكانی ئاسانتردهبێت. ئهم دوو فاكتهره گرنگترین بیانووهكانی دان بهخۆدا گرتنیهتی بهرامبهر به ههبوونی دهوڵهت. ئهزموون لای ههركهسێك نییه. ههروهها پسپۆڕیش كاری ههركهسێك نییه. بهڵام دهستڕۆیی و دهوڵهت بهدرێژایی مێژوو ئهم دوو چاوهڕانییه مافدارهیان قۆستهوه، ئەو بەڕێوەبەرایەتیەی بە کەسە بێ توانا، بێئهزموون و ناشارهزاكان پڕیان کردەوە لهجیاتی پەیڕەوکردنی حقوق تهڵهكهبازییان ئەنجامدا، لهجیاتی کارکردنی پشتبەستوو بە ئهزموون كردیان به گۆڕهپانی بهتاڵی و بێكاری. تێكچوون و كارهساته گهورهكان لهنزیكهوه گرێدراوی ئهم سهراوژێركردن و لادانه گهورهیهیه.
🆔 @GozarDemocratic
روونكردنهوهی خاڵێكی دیكهش سوودبهخش دهبینم. لهبهر ئهوهی "ئهزموون" و "پسپۆڕی" بۆ كۆمهڵگا بایهخداربووه، لهو قۆناخانهی كهیهكهمین جار پلهداری ئاواكراوه،ئیتر ئهو پلهداریه ههرچی ناوێكی بۆ دابنێین دهوڵهت یاخود دهستڕۆیی هیچ جیاوازیهكی نابێت، ئهوهی کۆمهڵگا چاوهڕوانی دهكات، كهڵك لێوهرگرتنیانە. ئهگهر كۆمهڵگا بهتهواوهتی دهوڵهت و دهستڕۆیی (دهسهڵات) بهخراپ دانهناوه، بههۆی چاوهڕوانیكردنی ئهم دوو كهڵكهبووه. واته لهو بڕوایه دایه كه لهمیانهی چاوهڕوانیكردنی ئهزموون و پسپۆڕی له دهوڵهت و دهستڕۆییهوه كارهكانی ئاسانتردهبێت. ئهم دوو فاكتهره گرنگترین بیانووهكانی دان بهخۆدا گرتنیهتی بهرامبهر به ههبوونی دهوڵهت. ئهزموون لای ههركهسێك نییه. ههروهها پسپۆڕیش كاری ههركهسێك نییه. بهڵام دهستڕۆیی و دهوڵهت بهدرێژایی مێژوو ئهم دوو چاوهڕانییه مافدارهیان قۆستهوه، ئەو بەڕێوەبەرایەتیەی بە کەسە بێ توانا، بێئهزموون و ناشارهزاكان پڕیان کردەوە لهجیاتی پەیڕەوکردنی حقوق تهڵهكهبازییان ئەنجامدا، لهجیاتی کارکردنی پشتبەستوو بە ئهزموون كردیان به گۆڕهپانی بهتاڵی و بێكاری. تێكچوون و كارهساته گهورهكان لهنزیكهوه گرێدراوی ئهم سهراوژێركردن و لادانه گهورهیهیه.
🆔 @GozarDemocratic
بۆرژوازی كه لهمێژوودا گوزارشت له پهرهسهندنی شێرپهنجهیی چینی ناوین دهكات، كارهساته راستهقینهكه ئەوەیە كاتێك لهسهر سك "ورگ"ی كۆمهڵگا دادهنیشێت و بهرژهوهندییه خۆپهرستانهكهی خۆی بهناوی "یاسا"، ناڕهسهنترین بهڕێوهبهرایهتیهكهشی بهناوی "بهڕێوهبهرایهتی دهستووری" پێشكهش دهكات، لهم پێناوهشدا دهسهڵات و دهوڵهت بۆ بوارە سنوور نهناسهكانی "ئامێر" و گوایه "پسپۆڕی" دابهش دهكات، بهم جۆرهش زیادیان دهكات. واته کاتێک كۆمهڵگا "لهباران رایكردووه، تووشی تهرزه هاتووه". گفتوگۆ سنوور نەناسەکان سەبارەت بە بابەتی "كۆمار"، "دیموكراسی"، "دهستوور" ، "بچووككردنهوهی بهڕێوهبهرایهتی" ، "سنوورداركردنی دهوڵهت و دهسهڵات"ی لیبڕالیزم كه وردهكاری ئهقڵی بۆرژوازییه، بهو رادهیهی پێویسته وهك پهردهپۆشكردنی راستیەکان ببینرێت، لەهەمانکاتدا پێویسته بهپێچهوانهی واتا باركراوهكان ههڵسهنگێنرێت. بۆرژوازی تهنانهت بهقهدهر چینی ناوینی چاخی كۆنیش بههرهی دهستوور، كۆمار، دیموكراسی، بچووكردنهوهی ئیدارهو سنوورداركردنی دهسهڵات و دهوڵهتی نییه. چونكه ئهوهی ئهم دەستەواژە راستهقینانهی بێ رۆڵ كردووه، بونیادی ماددی چینی ناوینه، شێوازی ههبوونهكهیهتی. لهكاتێكدا لهچاخهكانی یهكهمین كۆمهڵگا بهزهحمهتهوه پادشایهك یان خانهدانێكی لەسەر خۆی ههڵدهگرت، چۆن خانهدان و ئامێره(دهزگا) له ژمار نههاتووهكانی بۆرژوازی ههڵگرێت؟ بهئهنقهست دەستەواژەی "بنهماڵه و خانهدانی بۆرژوازی" بهكاردێنم، چونكه هەردووکیان لهههمان سهرچاوهوه دێن. بۆرژوازی سهرجهم هونهری بهڕێوهبهرایهتی و رێساكانی له ئهرستۆكراته نهجیبزاده و پادشا گهورهكانی پێشووتری وهرگرتووه. خۆی هێزی ئافراندنی نییه. كاریگهری شێرپهنجهیی پهیوهندییهكانی دهسهڵات و دهوڵهت لهسهر كۆمهڵگا سهرچاوهی خۆی لهم سروشته چینایهتیهی وهردهگرێت. سروشتی چینی ناوین بهفاشیزم باركراوه.
لهم سۆنگهیهوه؛ سهقهتكردنی شانه سیاسی و ئهخلاقیهكانی كۆمهڵگاو لهكارخستنی له سهرووی كێشه بنهڕهتیهكانهوهیه. بێگومان ناتوانرێت بوار و شانه ئهخلاقی و سیاسییهكان به تهواوی لهناوببرێت. تا كۆمهڵگا ههبێت، ئهخلاق و سیاسهتیش ههر دهبێت. بهڵام لهبهرئهوهی دهسهڵات و دهوڵهت له دۆخی بواری پسپۆڕی و ئهزموون دهركهوتوون، یان لهم رهوشه دهرخراون، بههرهو توانا چالاك و ئافرێنهرهكهیان سەبارەت بە ئەخلاق و سیاسەت جێبهجێ ناكهن. له رۆژگاری ئهمڕۆماندا زۆر ئاشکرایە کە پهیوهندی و ئامێرهكان ( میدیا، ههموو جۆره یهكینه تایبهتهكانی ههواڵگری و یهكینه پهلاماردهره تایبەتەكان، باوەڕییە ئایدیۆلۆژیهكان ..هتد)ی دهسهڵات و دهوڵهت بگره دزهیان كردۆته ناو وردترین شانهو مهمیلهكانی كۆمهڵگاش، بهمجۆره كۆمهڵگا خراوهته ناو دۆخێكهوه، كه ههناسهی لهبهر بڕاوه، لهخۆی نامۆ بووه، توانای جێبهجێكردنی هیچ پرهنسیپێكی ئهخلاقی خۆی نییه، تهنانهت لهپێناو بنچینهییترین پێویستیهكانیشیدا ناتوانێت گفتوگۆیەکی سیاسی بكات و بڕیار (سیاسهتی دیموكراتیانه) وهربگرێت. ههروهها لهم قۆناخهدا فهراههمكردنی گهورهترین تهقینهوهی سهرمایه لهمێژوودا لهلایهن هێزه راستهقینهكانی حوكمڕانی كه له رۆژگاری ئهمڕۆماندا گفتوگۆیهكی زۆری لهبارهوه دهكرێت "كۆمپانیا جیهانگیریهكان" واته پاوانهكانی "ئهزهل ــ ئهبهد"، لهنزیكهوه گرێدراوی تێوهگلاندنی كۆمهڵگایه بۆ ناو ئهم دۆخهوه. ئهگهر كۆمهڵگا دووچاری داڕووخان و پهرتهوازهبوون نهكرابایه، لهمیانهی هێنده رێگای وههمیهوه، واته بهبێ ئهوهی دهست لههیچ ئامرازێكی بهرههمهێنان بدرێت، نه دهتوانرا هێندە پاره به پاره قازانج بكرێت. تهواوی دهستكهوت و قازانجی پاوانهكان بهدرێژایی مێژوو، بهتایبهتی ئهو قازانجه زۆرهی له رۆژگاری ئهمڕۆماندا له ئاسمانهوه (لهخۆڕا) به دیهاتووه[1]، لهسهربنهمای خاڵیكردنی ههبوون و مێشكی كۆمهڵگا بهدهستیان هێناوه. چونكه "پاره له ئاسمان نییه!".
پێویسته دووبارهی بكهمهوه، پهیوهندی و ئامێرهكانی دهوڵهت و دهسهڵات كه بێ سنوور زیادیانكردووه بهتهنیا كۆمهڵگا ناخهنه ئهم رهوشهوه. بهڵكو له رێگای سهرچاوه بنهڕهتیهكهی دیكهی ههژموون كه بهلای كهمهوه هێندهی ئهمه كاریگهره، واته له رێگای میدیاوه فهتحی ئایدیۆلۆژیانهی كۆمهڵگا ئهنجامدهدرێت. تا لهرێگای چهواشهكاری و شێواندنهكانی میللیگهرایی، ئایینگهرایی، رهگهزگهرایی، زانستگهرایی و هونهرگهرایی (بهپیشهسازیكردنی هونهر، بهتایبهتی وهرزش) ـهوه سهرسام نهكرێت، تهنیا لهرێگا
لهم سۆنگهیهوه؛ سهقهتكردنی شانه سیاسی و ئهخلاقیهكانی كۆمهڵگاو لهكارخستنی له سهرووی كێشه بنهڕهتیهكانهوهیه. بێگومان ناتوانرێت بوار و شانه ئهخلاقی و سیاسییهكان به تهواوی لهناوببرێت. تا كۆمهڵگا ههبێت، ئهخلاق و سیاسهتیش ههر دهبێت. بهڵام لهبهرئهوهی دهسهڵات و دهوڵهت له دۆخی بواری پسپۆڕی و ئهزموون دهركهوتوون، یان لهم رهوشه دهرخراون، بههرهو توانا چالاك و ئافرێنهرهكهیان سەبارەت بە ئەخلاق و سیاسەت جێبهجێ ناكهن. له رۆژگاری ئهمڕۆماندا زۆر ئاشکرایە کە پهیوهندی و ئامێرهكان ( میدیا، ههموو جۆره یهكینه تایبهتهكانی ههواڵگری و یهكینه پهلاماردهره تایبەتەكان، باوەڕییە ئایدیۆلۆژیهكان ..هتد)ی دهسهڵات و دهوڵهت بگره دزهیان كردۆته ناو وردترین شانهو مهمیلهكانی كۆمهڵگاش، بهمجۆره كۆمهڵگا خراوهته ناو دۆخێكهوه، كه ههناسهی لهبهر بڕاوه، لهخۆی نامۆ بووه، توانای جێبهجێكردنی هیچ پرهنسیپێكی ئهخلاقی خۆی نییه، تهنانهت لهپێناو بنچینهییترین پێویستیهكانیشیدا ناتوانێت گفتوگۆیەکی سیاسی بكات و بڕیار (سیاسهتی دیموكراتیانه) وهربگرێت. ههروهها لهم قۆناخهدا فهراههمكردنی گهورهترین تهقینهوهی سهرمایه لهمێژوودا لهلایهن هێزه راستهقینهكانی حوكمڕانی كه له رۆژگاری ئهمڕۆماندا گفتوگۆیهكی زۆری لهبارهوه دهكرێت "كۆمپانیا جیهانگیریهكان" واته پاوانهكانی "ئهزهل ــ ئهبهد"، لهنزیكهوه گرێدراوی تێوهگلاندنی كۆمهڵگایه بۆ ناو ئهم دۆخهوه. ئهگهر كۆمهڵگا دووچاری داڕووخان و پهرتهوازهبوون نهكرابایه، لهمیانهی هێنده رێگای وههمیهوه، واته بهبێ ئهوهی دهست لههیچ ئامرازێكی بهرههمهێنان بدرێت، نه دهتوانرا هێندە پاره به پاره قازانج بكرێت. تهواوی دهستكهوت و قازانجی پاوانهكان بهدرێژایی مێژوو، بهتایبهتی ئهو قازانجه زۆرهی له رۆژگاری ئهمڕۆماندا له ئاسمانهوه (لهخۆڕا) به دیهاتووه[1]، لهسهربنهمای خاڵیكردنی ههبوون و مێشكی كۆمهڵگا بهدهستیان هێناوه. چونكه "پاره له ئاسمان نییه!".
پێویسته دووبارهی بكهمهوه، پهیوهندی و ئامێرهكانی دهوڵهت و دهسهڵات كه بێ سنوور زیادیانكردووه بهتهنیا كۆمهڵگا ناخهنه ئهم رهوشهوه. بهڵكو له رێگای سهرچاوه بنهڕهتیهكهی دیكهی ههژموون كه بهلای كهمهوه هێندهی ئهمه كاریگهره، واته له رێگای میدیاوه فهتحی ئایدیۆلۆژیانهی كۆمهڵگا ئهنجامدهدرێت. تا لهرێگای چهواشهكاری و شێواندنهكانی میللیگهرایی، ئایینگهرایی، رهگهزگهرایی، زانستگهرایی و هونهرگهرایی (بهپیشهسازیكردنی هونهر، بهتایبهتی وهرزش) ـهوه سهرسام نهكرێت، تهنیا لهرێگا
ی پهیوهندی و ئامێرهكانی دهوڵهت و دهسهڵاتهوه كۆمهڵگا هێنده ناڕووخێنرێت. كۆمپانیا وههمیه جیهانگیریهكان (مهبهست سهرمایهی-فینانس، پاره-سهرمایهیه)، پاوانه مێژووییهكان كاتێك كۆمهڵگا لهناوهڕۆكی خۆی دهردهخهن، دووچاری چهوسانهوهیهكی بێ سنووری دهكهن كه وهك پهیڕهوكردنی كۆمهڵگا قڕان بێت.
بەردەوامە...
[1] به دهستهێنانی دهسكهوت له ئاسمانهوه: مهبهست به دهستهێنانی دهستكهوته به بێ رهنج(وەرگێڕ).
www.kjar.online
🆔 @GozarDemocratic
بەردەوامە...
[1] به دهستهێنانی دهسكهوت له ئاسمانهوه: مهبهست به دهستهێنانی دهستكهوته به بێ رهنج(وەرگێڕ).
www.kjar.online
🆔 @GozarDemocratic
١٠ فروردین؛ سالروز شهادت پیشوا «قاضی محمد» و یارانش
رژیم پهلوی در زبالهدان تاریخ جا گرفت و مبارزه دمکراتیک خلق کورد، پیشاهنگی مبارزات آزادیخواهانه را نه تنها در کوردستان بلکه در ایران و تمام خاورمیانه بردوش گرفتە است.
🆔 @GozarDemocratic
رژیم پهلوی در زبالهدان تاریخ جا گرفت و مبارزه دمکراتیک خلق کورد، پیشاهنگی مبارزات آزادیخواهانه را نه تنها در کوردستان بلکه در ایران و تمام خاورمیانه بردوش گرفتە است.
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
١٠ فروردین؛ سالروز شهادت پیشوا «قاضی محمد» و یارانش رژیم پهلوی در زبالهدان تاریخ جا گرفت و مبارزه دمکراتیک خلق کورد، پیشاهنگی مبارزات آزادیخواهانه را نه تنها در کوردستان بلکه در ایران و تمام خاورمیانه بردوش گرفتە است. 🆔 @GozarDemocratic
١٠ فروردین؛ سالروز شهادت پیشوا «قاضی محمد» و یارانش
رژیم پهلوی در زبالهدان تاریخ جا گرفت و مبارزه دمکراتیک خلق کورد، پیشاهنگی مبارزات آزادیخواهانه را نه تنها در کوردستان بلکه در ایران و تمام خاورمیانه بردوش گرفتە است.
٧٣ سال پیش در چنین روزی رژیم مزدور پهلوی سه تن از رجال پیشاهنگان جنبش دمکراسیخواهی کوردها را در مهاباد به دار آویخت. "قاضی محمد" مؤسس و رهبر جمهوری کوردستان- مهاباد، محمد حسین سیف قاضی (وزیر دفاع کوردستان) و ابوالقاسم قاضی (نماینده مهاباد در مجلس و از رجل سیاسی عصر) در روز ١٠ فروردین ١٣٢۶/ ٣١ مارس ١٩۴٧ در میدان چوارچرا در شهر مهاباد اعدام شدند. رژیم پهلوی برای همیشه به زبالهدان تاریخ رفت و مبارزه دمکراتیک خلق کورد، پیشاهنگی مبارزات آزادیخواهانه را نه تنها در کوردستان بلکه در ایران و تمام خاورمیانه بردوش گرفته است.
دربار سلطنت پهلوی به خیال آنکه، قتل و اعدام صدها پیشمرگ و منع موجودیت جمهوری کوردستان، آزادی و اراده کوردستانیها برای در اختیار گرفتن سرنوشت خویش را برای همیشه سرکوب کرده است تا واپسین روزهای زمامداری خود بر دشمنی علیه کوردها اصرار کرد. رژیم مزدور پهلوی به زبالهدان تاریخی سپرده شد و حسرت نابودی کوردها را به گور بردند.
قاضی محمد فرزند قاضی علی، رهبر و مؤسس جمهوری کوردستان در مهاباد چهرهای درخشان نه تنها برای کوردهای روژهلات، بلکه برای کوردهای منطقه بود. دمکراتی انقلابی و دانشمند پژوهنده که راه رهایی کوردها از ستم مضاعف را بدرستی شناخت و با تاسیس نخستین جمهوری خودمدیر در چارچوب ایران, یگانه راه حل را از خود به یادگار گذاشت.
قاضی محمد که به "پیشوا" ملقب گردید، سخنوری توانا بود و در آخرین خطابه خود، در میدان چواچرا-ی مهاباد گفت: امروز یک قاضی محمد اعدام میشود. شک نداشته باشید که فردا هزاران قاضی محمد در کوردستان بپا خواهند خواست.
رژیم پهلوی به جنگ واقعیات تاریخ کوردستان و تحریف آن رفت. تاریخ و واقعیات باقی ماند, ولی آن رژیم رفت. رژیم جمهوری اسلامی نیز همچون میراثدار رژیم شاهنشاهی پهلوی، ۴٢ سال است در برابر خواست و اراده کوردهای روژهلات برای بدست گرفتن سرنوشت خویش در چارچوب ایران ایستاده است. جمهوری اسلامی چنان رفتاری کرده است که گوئی تاریخ را نه خوانده است و نه باور دارد.
ارتشبد فردوست در خاطرات خود، پیرامون سفر شاه، پس از به خاک و خون کشیدن دو جمهوری خودمختار آذربایجان و کوردستان به این دو منطقه مینویسد: سفر به کوردستان برای شاه یک ضربه روحی بود. اطرافیان و مشاوران به شاه توصیه کردند به کوردستان نرود، زیرا مردم خشمگیناند. شاه باور نداشت و براین تصور بود که مردم به استقبالش خواهند آمد. با یک جیپ راهی کوردستان شدیم. به مهاباد که رسیدیم یکباره شهر را تعطیل دیدیم. مردم به سرعت مغازهها را بسته و خیابانها را ترک کرده بودند. وقتی به میدان "چوارچرا" که قاضی محمد در آن اعدام شده بود رسیدیم، شاه چشمش به پرچمهای جمهوری قاضی محمد افتاد که مردم سر در خانههای خود نصب کرده بودند. به توصیه اطرافیان، شاه خیلی زود از میدان خارج شد و مهاباد را ترک کردیم. این واکنش مردم نسبت به اعدام قاضی محمد بود."
مهاباد، بعنوان پایتخت جمهوری خودمدیر کوردستان در قلب مردم کوردستان برای همیشه زنده ماند، چنان که امروز نیز قلب سیاست و مبارزه برای خودمدیریتی در کوردستان و ایران است. رمز احترام عمیق ملی کوردها به قاضی محمد و پیشمرگان دوران قاضی محمد، که شاید هنوز انگشت شماری از آنها در قید حیات باشند را باید در آرمانهای بزرگ و انسانی قاضی محمد و آن جمهوری دانست که قاضی محمد در راس آن قرار داشت. صداقت و پشتکار، وطن دوستی و آبادانی کوردستان خمیرمایه آن حکومت بود.
قاضی محمد در وصیت خویش بارها اهمیت اتحاد و انسجام ملی کوردها را یادآوری کرده است. پیشوا قاضی در بخشی از وصیتنامه خود میگوید:"... عزیزان من، کوردستان به تمام کوردها تعلق دارد. همانطور که در یک خانواده هر یک از اعضای آن به کاری مشغول است و وظایفی که به ایشان محول میشود انجام میدهد، دیگری حق تنگ نظری و حسادت ندارد؛ کوردستان همان خانه و همان خانواده است.
اگر اطلاع یافتید کسی از اعضای این خانواده کاری میتواند انجام بدهد مبادا موانع برای او ایجاد کنید. مبادا نسبت به کسانی که مسئولیت بیشتری دارند تنگنظر باشید..."
جنبش آزادیخواهی کوردستان خود را وفادار به آرمانهاو دفاع از میراث قاضی محمد میداند و در هر چهار سوی میهن مبارزه را در سختترین شرایط ادامه داده است، با این همه معدودی از جریانهای معلومالحال سعی در لطمه وارد کردن به جنبش حقخواهی کوردها دارند. مورد مهمی که قاضی محمد پیش از اعدام آن را پیشبینی کرده و نسبت به آن هشدار داده بود.
میراث جمهوری کوردستان و رنجهای انقلابی قاضی محمد و یارانش در روژاوای کوردستان/ شمال و شرق سوریه به ثمر
رژیم پهلوی در زبالهدان تاریخ جا گرفت و مبارزه دمکراتیک خلق کورد، پیشاهنگی مبارزات آزادیخواهانه را نه تنها در کوردستان بلکه در ایران و تمام خاورمیانه بردوش گرفتە است.
٧٣ سال پیش در چنین روزی رژیم مزدور پهلوی سه تن از رجال پیشاهنگان جنبش دمکراسیخواهی کوردها را در مهاباد به دار آویخت. "قاضی محمد" مؤسس و رهبر جمهوری کوردستان- مهاباد، محمد حسین سیف قاضی (وزیر دفاع کوردستان) و ابوالقاسم قاضی (نماینده مهاباد در مجلس و از رجل سیاسی عصر) در روز ١٠ فروردین ١٣٢۶/ ٣١ مارس ١٩۴٧ در میدان چوارچرا در شهر مهاباد اعدام شدند. رژیم پهلوی برای همیشه به زبالهدان تاریخ رفت و مبارزه دمکراتیک خلق کورد، پیشاهنگی مبارزات آزادیخواهانه را نه تنها در کوردستان بلکه در ایران و تمام خاورمیانه بردوش گرفته است.
دربار سلطنت پهلوی به خیال آنکه، قتل و اعدام صدها پیشمرگ و منع موجودیت جمهوری کوردستان، آزادی و اراده کوردستانیها برای در اختیار گرفتن سرنوشت خویش را برای همیشه سرکوب کرده است تا واپسین روزهای زمامداری خود بر دشمنی علیه کوردها اصرار کرد. رژیم مزدور پهلوی به زبالهدان تاریخی سپرده شد و حسرت نابودی کوردها را به گور بردند.
قاضی محمد فرزند قاضی علی، رهبر و مؤسس جمهوری کوردستان در مهاباد چهرهای درخشان نه تنها برای کوردهای روژهلات، بلکه برای کوردهای منطقه بود. دمکراتی انقلابی و دانشمند پژوهنده که راه رهایی کوردها از ستم مضاعف را بدرستی شناخت و با تاسیس نخستین جمهوری خودمدیر در چارچوب ایران, یگانه راه حل را از خود به یادگار گذاشت.
قاضی محمد که به "پیشوا" ملقب گردید، سخنوری توانا بود و در آخرین خطابه خود، در میدان چواچرا-ی مهاباد گفت: امروز یک قاضی محمد اعدام میشود. شک نداشته باشید که فردا هزاران قاضی محمد در کوردستان بپا خواهند خواست.
رژیم پهلوی به جنگ واقعیات تاریخ کوردستان و تحریف آن رفت. تاریخ و واقعیات باقی ماند, ولی آن رژیم رفت. رژیم جمهوری اسلامی نیز همچون میراثدار رژیم شاهنشاهی پهلوی، ۴٢ سال است در برابر خواست و اراده کوردهای روژهلات برای بدست گرفتن سرنوشت خویش در چارچوب ایران ایستاده است. جمهوری اسلامی چنان رفتاری کرده است که گوئی تاریخ را نه خوانده است و نه باور دارد.
ارتشبد فردوست در خاطرات خود، پیرامون سفر شاه، پس از به خاک و خون کشیدن دو جمهوری خودمختار آذربایجان و کوردستان به این دو منطقه مینویسد: سفر به کوردستان برای شاه یک ضربه روحی بود. اطرافیان و مشاوران به شاه توصیه کردند به کوردستان نرود، زیرا مردم خشمگیناند. شاه باور نداشت و براین تصور بود که مردم به استقبالش خواهند آمد. با یک جیپ راهی کوردستان شدیم. به مهاباد که رسیدیم یکباره شهر را تعطیل دیدیم. مردم به سرعت مغازهها را بسته و خیابانها را ترک کرده بودند. وقتی به میدان "چوارچرا" که قاضی محمد در آن اعدام شده بود رسیدیم، شاه چشمش به پرچمهای جمهوری قاضی محمد افتاد که مردم سر در خانههای خود نصب کرده بودند. به توصیه اطرافیان، شاه خیلی زود از میدان خارج شد و مهاباد را ترک کردیم. این واکنش مردم نسبت به اعدام قاضی محمد بود."
مهاباد، بعنوان پایتخت جمهوری خودمدیر کوردستان در قلب مردم کوردستان برای همیشه زنده ماند، چنان که امروز نیز قلب سیاست و مبارزه برای خودمدیریتی در کوردستان و ایران است. رمز احترام عمیق ملی کوردها به قاضی محمد و پیشمرگان دوران قاضی محمد، که شاید هنوز انگشت شماری از آنها در قید حیات باشند را باید در آرمانهای بزرگ و انسانی قاضی محمد و آن جمهوری دانست که قاضی محمد در راس آن قرار داشت. صداقت و پشتکار، وطن دوستی و آبادانی کوردستان خمیرمایه آن حکومت بود.
قاضی محمد در وصیت خویش بارها اهمیت اتحاد و انسجام ملی کوردها را یادآوری کرده است. پیشوا قاضی در بخشی از وصیتنامه خود میگوید:"... عزیزان من، کوردستان به تمام کوردها تعلق دارد. همانطور که در یک خانواده هر یک از اعضای آن به کاری مشغول است و وظایفی که به ایشان محول میشود انجام میدهد، دیگری حق تنگ نظری و حسادت ندارد؛ کوردستان همان خانه و همان خانواده است.
اگر اطلاع یافتید کسی از اعضای این خانواده کاری میتواند انجام بدهد مبادا موانع برای او ایجاد کنید. مبادا نسبت به کسانی که مسئولیت بیشتری دارند تنگنظر باشید..."
جنبش آزادیخواهی کوردستان خود را وفادار به آرمانهاو دفاع از میراث قاضی محمد میداند و در هر چهار سوی میهن مبارزه را در سختترین شرایط ادامه داده است، با این همه معدودی از جریانهای معلومالحال سعی در لطمه وارد کردن به جنبش حقخواهی کوردها دارند. مورد مهمی که قاضی محمد پیش از اعدام آن را پیشبینی کرده و نسبت به آن هشدار داده بود.
میراث جمهوری کوردستان و رنجهای انقلابی قاضی محمد و یارانش در روژاوای کوردستان/ شمال و شرق سوریه به ثمر
گذار دموکراتیک
١٠ فروردین؛ سالروز شهادت پیشوا «قاضی محمد» و یارانش رژیم پهلوی در زبالهدان تاریخ جا گرفت و مبارزه دمکراتیک خلق کورد، پیشاهنگی مبارزات آزادیخواهانه را نه تنها در کوردستان بلکه در ایران و تمام خاورمیانه بردوش گرفتە است. 🆔 @GozarDemocratic
نشست و کوردها با اتحاد ملی و میهنی با خلقهای دوست، در برابر دشمنان ایستادگی کردند و نمونه درخشانی از آرمانهای همیشه زنده قاضی محمد را به جامعه بشری نشان میدهند.
مبارزه کوردهای روژهلات کوردستان هم با الهام از وصایای قاضی به مبارزه پیشاهنگ خلقهای ساکن در تمام ایران مبدل شد و برساخت ملت دمکراتیک کورد نمودِ عینی تحقق آرزوهای پیشوا قاضی در این بخش از میهن است. مبارزه در باکور و باشور کوردستان علیه رژیمهای اشغالگر و گروهای وابسته به آنان هم با تمام توان ادامه دارد.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
مبارزه کوردهای روژهلات کوردستان هم با الهام از وصایای قاضی به مبارزه پیشاهنگ خلقهای ساکن در تمام ایران مبدل شد و برساخت ملت دمکراتیک کورد نمودِ عینی تحقق آرزوهای پیشوا قاضی در این بخش از میهن است. مبارزه در باکور و باشور کوردستان علیه رژیمهای اشغالگر و گروهای وابسته به آنان هم با تمام توان ادامه دارد.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
خشونت علیه زنان و سرکوب جامعه ✍ #زهرا_احمدی 🆔 @GozarDemocratic
خشونت علیه زنان و سرکوب جامعه
✍ #زهرا_احمدی
خشـونت بیاحترامی بـه كرامـت و شـخصيت طبيعـی بشـر و جامعـه هست. بههیچوجه پديــدهای طبيعــی و اجتماعــی نمیتواند باشــد. برعكــس، کامل ضد اجتماع اســت. بــدون
شــك اگــر بــه واكاوی ریشههای آن بپردازيــم، مطلقاً بهنظام سرمایهداری برمیخوریم كـه آن را بسـط و گسـترش داده اسـت. خشـونت پدیدهای است كـه در زمـان مـا بیوقفه و در همهجا بـا انـواع راهكارهـا و روشها بـر انسـان و طبيعـت اعمـال میگردد. امـا سـرانجام همهی آنها جـز تـراژدی و غـم و ناراحتی چيـز ديگـری به بار نمیآورند. امـروزه خشـونت اجتماعــی، روانــی، جســمانی و… تعميق يافتهتــر و نهادینهتر از هميشــه اعمــال میگردد. بسـيارند كسـانی كـه بـا بهکارگیری خشـونت درصددنـد تـا افـراد، جوامـع و بهویژه زنـان و كــودكان را بــه قــول خودشــان تأديــب و تربيــت كننــد. از ايــن راه هــم برآیند بــه اهــداف اساســی خــود كــه همــان ضعيفــه نمــودن جوامــع از طريــق ســرور نمــودن رعــب و وحشــت اسـت، دسـت يابنـد. شـايد خشـونت فكـری و يـا ذهنـی بارزتريـن آنها باشـد. امـا بهآسانی قابلدرک نيســت و بــرای هركســی محتــوای آن آشــكار نيســت. فتــح اذهــان نيــز نوعــی خشــونت نهادینهشده و نامرئــی هست هكـذا روزانـه در خاورميانـه بـا هرگونـه نـوع خشـونت مواجهیم. حتـی ازبسکه اعمالشده ديگـر بـه امـری عـادی و معمولـی مبدل گشته اسـت. عـدم امنيـت، بسـتر رسـيدن بـه آزادی و آرامـش را برهـم زده اسـت. روزی نيسـت كـه شـاهد مـرگ هـزاران انسـان در دنيـا نباشـيم. زنـان و كـودكان بيشـترين قشر آسیبپذیرند.
ذهنيـت منفعتگرای سرمایهداری بـرای رسـيدن بـه اهـداف شـوم خـود بـا امتيازدهـی بـه برخـی از نيروهـای ضد اجتماع، خاورميانـه را بـه ميـدان غـارت و كشـتار تبديـل كـرده اسـت. جايـی نيسـت كـه سـعی نكـرده باشـد در آن نفـوذ نكنـد. بـا توسـل بـه روشهای وحشـيانه و غیراخلاقی هرلحظه موجـب خلـق تراژدیای تازهتر میگردد. بهطوریکه خلـق رنـگ آرامـش را نبينـد. ايـن جنـگ و خونريـزی و آتـش بـه همـان انـدازه كـه بـه جوامـع بشـری ضـرر میرساند بـه همـان ميـزان نيـز صدمـات و تخريبـات جـدی بـر تـن طبيعـت و جغرافيـای منطقـه بـر جـای میگذارد. نـوع ديگـر خشـونت كـه بینهایت رواج يافتـه، خشـونت خانگـی است نخسـت مـردان و سـپس سـاير اشـخاصی كـه از ذهنيــت مردســالار تغذيــه میکنند بــدون هيــچ ابايــی خشــونت اعمــال میکنند. مــرد خانه خدای خانــه، بیوقفه و بــا توســل بــه حیلهها و انــواع توطئهها و راهكارهــای بشمار بــر زن و فرزنــدان در خانــواده حكــم كــرده و بهحق و حقوقشــان تجــاوز میکند. خشــونت روحــی و روانــی نيــز امری است كــه بيشــترين و جبرانناپذیرترین آسیبها را بــر مغـدوران ايـن ذهنيـت برجـای مینهد. زنـان و سـاير اعضـای خانـه حـق ندارنـد بـدون اجازهی رئيـس خانـه حتـی نفـس بكشــند چــه برســد كــه بتواننــد بــه مقاومــت و مبــارزه دســت بزننــد. يــا تــرك خانــه و فــرار را ترجيــح میدهند و يــا بــا سـكوتی دردنـاك بـه تحمـل ايـن وضـع تحميلـی میپردازند كـه در هـر دو حالـت نيـز راهحل و پيشـگيری نمیتواند باشـد. تبعيــض و تفرقهافکنی يكــی از معمولترین راهکارهایی است كــه نظــام حاكــم از آن بهــره میگیرد. حتــی قبــل از اينكــه كودكـی بـه دنيـا بيايـد سـعی میکنند برحسب ذهنيـت جنسیت گرا بسـتر را بـرای ورود او بـه سيسـتم خـود مهيـا سـازند. رنگها مشخصاند، اسباببازیها هكــذا، اينكــه چگونــه پــرورش بيابنــد، چــه بخورنــد، چــه بپوشــند و چگونــه فكــر كننــد و چطــور زندگــی نماينــد همــه از پیش تعیین میگردند. در چنيــن شــرايط و محيطــی چگونــه میتوان از آزادی و ارادهی فــرد ســخنی بــه ميــان آورد. نظامــی حاكــم اســت كــه بــرای تــو همهچیز را مشــخص میکند، تــا كجــا و تــا چـه زمانـی بايسـتی زندگـی كنـی هـم تعييـن و ترسیمشده اسـت. بـا سيسـتم آموزشـی خـود ذهنها را فتـح كـرده و بـه وضـع موجـود عـادت میدهد، بـا اسـتفاده از اقتصـاد انحصـار شـده بـا تمـام وجـود افـراد و جوامـع را بـه خـود وابسـته میکند و بــا سيســتم و ذهنيــت اقتــدار نظامــی نيــز وادار میسازد تــا كســی جرئت اعتراضــی نداشــته باشــد و ســكوت اختيـار كنـد. حـال اگـر ايـن خشـونت نيسـت، پـس چيسـت؟ زيـرا خبـری از اراده و اختيـار افـراد و جوامـع وجـود نـدارد. احتـرام و ارزشـی بـرای آن قائـل نمیگردد. بـه احسـاس و منطـق افـراد توجهـی نشـده و روزبهروز از ارزش آن كاسـته میشود. چگونـه باوجود چنيـن ذهنيتـی میتوان از آرامـش و آزادی و امنيـت بحـث كـرد. البتـه بايسـتی بـه عـدم نبـود آنها بپردازيـم؛ اينكـه چـرا و چگونـه در چنيـن شـرايط و
✍ #زهرا_احمدی
خشـونت بیاحترامی بـه كرامـت و شـخصيت طبيعـی بشـر و جامعـه هست. بههیچوجه پديــدهای طبيعــی و اجتماعــی نمیتواند باشــد. برعكــس، کامل ضد اجتماع اســت. بــدون
شــك اگــر بــه واكاوی ریشههای آن بپردازيــم، مطلقاً بهنظام سرمایهداری برمیخوریم كـه آن را بسـط و گسـترش داده اسـت. خشـونت پدیدهای است كـه در زمـان مـا بیوقفه و در همهجا بـا انـواع راهكارهـا و روشها بـر انسـان و طبيعـت اعمـال میگردد. امـا سـرانجام همهی آنها جـز تـراژدی و غـم و ناراحتی چيـز ديگـری به بار نمیآورند. امـروزه خشـونت اجتماعــی، روانــی، جســمانی و… تعميق يافتهتــر و نهادینهتر از هميشــه اعمــال میگردد. بسـيارند كسـانی كـه بـا بهکارگیری خشـونت درصددنـد تـا افـراد، جوامـع و بهویژه زنـان و كــودكان را بــه قــول خودشــان تأديــب و تربيــت كننــد. از ايــن راه هــم برآیند بــه اهــداف اساســی خــود كــه همــان ضعيفــه نمــودن جوامــع از طريــق ســرور نمــودن رعــب و وحشــت اسـت، دسـت يابنـد. شـايد خشـونت فكـری و يـا ذهنـی بارزتريـن آنها باشـد. امـا بهآسانی قابلدرک نيســت و بــرای هركســی محتــوای آن آشــكار نيســت. فتــح اذهــان نيــز نوعــی خشــونت نهادینهشده و نامرئــی هست هكـذا روزانـه در خاورميانـه بـا هرگونـه نـوع خشـونت مواجهیم. حتـی ازبسکه اعمالشده ديگـر بـه امـری عـادی و معمولـی مبدل گشته اسـت. عـدم امنيـت، بسـتر رسـيدن بـه آزادی و آرامـش را برهـم زده اسـت. روزی نيسـت كـه شـاهد مـرگ هـزاران انسـان در دنيـا نباشـيم. زنـان و كـودكان بيشـترين قشر آسیبپذیرند.
ذهنيـت منفعتگرای سرمایهداری بـرای رسـيدن بـه اهـداف شـوم خـود بـا امتيازدهـی بـه برخـی از نيروهـای ضد اجتماع، خاورميانـه را بـه ميـدان غـارت و كشـتار تبديـل كـرده اسـت. جايـی نيسـت كـه سـعی نكـرده باشـد در آن نفـوذ نكنـد. بـا توسـل بـه روشهای وحشـيانه و غیراخلاقی هرلحظه موجـب خلـق تراژدیای تازهتر میگردد. بهطوریکه خلـق رنـگ آرامـش را نبينـد. ايـن جنـگ و خونريـزی و آتـش بـه همـان انـدازه كـه بـه جوامـع بشـری ضـرر میرساند بـه همـان ميـزان نيـز صدمـات و تخريبـات جـدی بـر تـن طبيعـت و جغرافيـای منطقـه بـر جـای میگذارد. نـوع ديگـر خشـونت كـه بینهایت رواج يافتـه، خشـونت خانگـی است نخسـت مـردان و سـپس سـاير اشـخاصی كـه از ذهنيــت مردســالار تغذيــه میکنند بــدون هيــچ ابايــی خشــونت اعمــال میکنند. مــرد خانه خدای خانــه، بیوقفه و بــا توســل بــه حیلهها و انــواع توطئهها و راهكارهــای بشمار بــر زن و فرزنــدان در خانــواده حكــم كــرده و بهحق و حقوقشــان تجــاوز میکند. خشــونت روحــی و روانــی نيــز امری است كــه بيشــترين و جبرانناپذیرترین آسیبها را بــر مغـدوران ايـن ذهنيـت برجـای مینهد. زنـان و سـاير اعضـای خانـه حـق ندارنـد بـدون اجازهی رئيـس خانـه حتـی نفـس بكشــند چــه برســد كــه بتواننــد بــه مقاومــت و مبــارزه دســت بزننــد. يــا تــرك خانــه و فــرار را ترجيــح میدهند و يــا بــا سـكوتی دردنـاك بـه تحمـل ايـن وضـع تحميلـی میپردازند كـه در هـر دو حالـت نيـز راهحل و پيشـگيری نمیتواند باشـد. تبعيــض و تفرقهافکنی يكــی از معمولترین راهکارهایی است كــه نظــام حاكــم از آن بهــره میگیرد. حتــی قبــل از اينكــه كودكـی بـه دنيـا بيايـد سـعی میکنند برحسب ذهنيـت جنسیت گرا بسـتر را بـرای ورود او بـه سيسـتم خـود مهيـا سـازند. رنگها مشخصاند، اسباببازیها هكــذا، اينكــه چگونــه پــرورش بيابنــد، چــه بخورنــد، چــه بپوشــند و چگونــه فكــر كننــد و چطــور زندگــی نماينــد همــه از پیش تعیین میگردند. در چنيــن شــرايط و محيطــی چگونــه میتوان از آزادی و ارادهی فــرد ســخنی بــه ميــان آورد. نظامــی حاكــم اســت كــه بــرای تــو همهچیز را مشــخص میکند، تــا كجــا و تــا چـه زمانـی بايسـتی زندگـی كنـی هـم تعييـن و ترسیمشده اسـت. بـا سيسـتم آموزشـی خـود ذهنها را فتـح كـرده و بـه وضـع موجـود عـادت میدهد، بـا اسـتفاده از اقتصـاد انحصـار شـده بـا تمـام وجـود افـراد و جوامـع را بـه خـود وابسـته میکند و بــا سيســتم و ذهنيــت اقتــدار نظامــی نيــز وادار میسازد تــا كســی جرئت اعتراضــی نداشــته باشــد و ســكوت اختيـار كنـد. حـال اگـر ايـن خشـونت نيسـت، پـس چيسـت؟ زيـرا خبـری از اراده و اختيـار افـراد و جوامـع وجـود نـدارد. احتـرام و ارزشـی بـرای آن قائـل نمیگردد. بـه احسـاس و منطـق افـراد توجهـی نشـده و روزبهروز از ارزش آن كاسـته میشود. چگونـه باوجود چنيـن ذهنيتـی میتوان از آرامـش و آزادی و امنيـت بحـث كـرد. البتـه بايسـتی بـه عـدم نبـود آنها بپردازيـم؛ اينكـه چـرا و چگونـه در چنيـن شـرايط و
گذار دموکراتیک
خشونت علیه زنان و سرکوب جامعه ✍ #زهرا_احمدی 🆔 @GozarDemocratic
موقعيتـی قرارگرفتهایم بـه تبادلنظر پرداختـه و راه چارهای بينديشـيم. زيـرا اینقدر مـا نيسـت. ايـن سرنوشـت هـم نيسـت، روی پيشـانی كسـی هـم نوشتهنشده كـه ايـن سرنوشـت توسـت. اینها همـه نظریههای سـاختگی هسـتند تـا از طريـق آنها اذهـان مـا را فتـح كننـد و نيـروی هرگونـه اعتـراض و كاوشـی را از مـا سـلب كننـد. چراکه اگـر تقديـر باشـد نمیتوان تغييـرش داد، امـا اگـر مـا بـاور كنيـم كـه نقـش مـا و ارادهی مـا در زندگـی و چگونـه زيسـتن کلیدی است، آنوقت دسـت بـه تـاش و مبـارزه بـرای تغييـر آن میزنیم. و البتـه كـه ايـن بـه نفـع نظـام حاكـم نیست زيـرا رمهای بردهوار میخواهد تـا بـدون هيـچ اعتـراض و مقابلهای بـه عملـی نمــودن خواستههایش بپردازنــد. اگــر از فرصــت رهــا شــدن و آزادی خــوب اســتفاده نشــود، بیتردید دوبــاره نيروهــای قدرتطلبی كـه هميشـه در كميـن هسـتند بـه پر کردن خـاء بـه وجـود آمـده خواهنـد پرداخـت. بنابرايـن بيـش از ايـن اجــازه ندهيــم تــا از نيــرو و انــرژی جوامــع بــرای سرپا نگهداشتن نظامهایی كــه بــا مكيــدن خــون اجتمــاع عمــر اقتــدار خــود را تــداوم میبخشند، اســتفاده شــود. هرچقدر كــه بردهها بيشــتر و سربهراهتر باشــند همانقدر نظــام حاكــم قدرتمنـد میگردد. هرچقدر خشـونت اعمـال گـردد بـه همـان ميـزان ذهنيـت مردسـالار نهادينـه میگردد. بنابرايـن بايسـتی جهـت پايـان دادن بـه تمـام خشـونت و تراژدیهایی كـه بـر مـا تحميـل میشوند پرچـم مبـارزه را بالابریم.
jineoloji-farsi.com
🆔 @GozarDemocratic
jineoloji-farsi.com
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
زندگی از دریچهای دیگر ✍ #الهام_ایزدی 🆔 @GozarDemocratic
زندگی از دریچهای دیگر
✍ #الهام_ایزدی
عصـری كـه در آن عدم خویشتنداری، ديوانگی، از خود بیخودشـدنها و بیگانه شدنها اوج گرفتــه اســت، بــا چــه زبــان و ادبياتــی و چگونــه میتواند بيـان شـود. شـايد هـم طـرح چنيـن سؤالی بيهـوده و كاری بـس عبــث بــه نظــر آيــد. گاهــی وقتها دلــم میخواهد دســت بــه زخمــی بزنـم كـه گويـی سالهاست سـكوت كـرده اسـت. امـا میدانـم كـه جـای آن زخــم هنــوز تازگی خــود را حفــظ میکند. واقعيــت ايــن اســت كـه دست زدن بـه ايـن زخـم هماننـد خيلـی از مـوارد ديگـر دل انسـان را بـه درد میآورد. ادبيـات هـم هماننـد خيلـی از مـوارد ديگـر بـه ابـزاری در دسـت كاپيتاليسـم مبـدل شـده و ذرهذره وجـودش زيـر بـار ايـن درد آب میشود و از حقيقــت خــود فاصلــه میگیرد. امــروزه ادبيــات در پنجههای کشندهی كاپيتاليســم نفسهای آخــرش را میکشد. ذات كاپيتاليسـم بـا اصالـت در تضـاد اسـت و ايـن اسـت كـه بـا هـر چـه اصيـل نـاب اسـت سـر جنـگ دارد. سـعی میکند همهچیز را تحريـف كـرده و واژگون نشـان دهـد. بـا كلماتـی زنگارگرفته و بیجـان سـعی دارد حقيقـت تـو و زندگـی را جـور ديگـری بيـان كنـد. جـوری كـه برايـت ناآشناسـت. جـوری كـه بـا تـو بيگانـه باشـد و در حافظهی تاریخیات فاقـد جايـگاه باشـد. جـوری كـه تـو را از هر آنچه هسـت گريـزان سـازد و بـا هر آنچه میسازد عـادت دهـد. توهـم، جاهطلبی، عشـق بـه قـدرت، مادیگرایی و افـراط را ترويـج میدهد تـا شـكاف و فاصلهی بيـن مـا و زندگـی را بازتـر كنـد. وجـدان، ادب و اخلاق شیرازهی زندگـی بشـر هسـتند. بـدون آنها تقریباً روابـط بـه درجهی بسـيار پايينـی تنـزل پيـدا خواهنـد كـرد. پدیدههای بسـياری هسـتند كـه انسـان را بـه انسـان مبـدل میسازند كـه زبـان و ادبيـات نيـز يكـی از آن پدیدهها هســتند كــه تکهتکههای مــا را بــه هــم پيونــد میزنند. انســان بــه معنويــات نيــاز دارد. نقــش ادبيــات هــم در بيـان و پويـا نگهداشتن ايـن واقعيـت، حياتـی اسـت. امـا گفتيـم كـه كاپيتاليسـم سـعی دارد ریشهاش را بزنـد و بـا پديـدهای سـاختگی پيونـد زنـد. اشـعار، آهنـگ و کتابهای ادبـی امـروزی هرکدامشان بهنوبهی خـود ضربـات سـنگينی بـر ايـن اندوختهی تاريخــی جوامــع وارد میسازند. كاپيتاليســم از اينكــه همهچیز را بــه چشــم تجــارت مینگرد غيرممكــن اسـت كـه هنـر و ادب و ادبيـات را هـم جوهرهی واقعـی خـود خـارج نسـازد. سـينمای تجـاری، هنرمنـد گرانقیمت، هنـر فروشـی، ادبيـات سـاختگی، آهنـگ و آهنگسـاز فروختنـی و خريدنـی و هـزار يـك مـورد ديگـر كـه میتوان برشـمرد تـا اثباتـی بـر ادعـای مـا باشـد. هنـر بـرای جامعـه اسـت. هنـر و ادبيـات از دل جامعـه برخاستهاند. امـا حـالا عليـه جامعـه و ارزش و هنجارهــای آن بــه كار گرفتــه میشوند. چــه غمانگیز و چــه تــراژدی بزرگــی… كاپيتاليسـم درصـدد تضعيـف و تخريـب ارزشهای تاريخـی جوامـع اسـت تـا فرهنـگ پوپوليسـتی و مادیگرای امـروزی را جايگزيــن آن ســازد. احتــرام و علاقه و پايبنــدی را از ميــان بــردارد. دنيايــی توخالــی و پــر از تجسمات و توهمــات را بـه بشـريت عرضـه میکند. آيـا میتوان بريـده از ريشـه و تاريـخ خويـش، ارزش امـروز و اهميـت فـردا را درك كـرد.
انسـان هنگامـی انسـان اسـت كـه در برابـر گذشـته و امـروز و فـردای خـود بـا احتـرام و مسئولیتپذیر باشـد. ادبيـات هـم جزئی از ايـن كل اسـت. بـا تكـه و پـاره كـردن واقعيـات و ازهمگسسته تلقـی انگاشـتن آنها، زندگـی را بغرنجتر و طاقتفرساتر خواهـد كـرد. همـان مـوردی كـه امـروزه شـاهد آنيـم. اگـر اینگونه باشـد زندگـی رنـگ و بـوی خـود را ازدستداده و بحرانزا میشود. انسانها بـه درجهای از گسسـت رسیدهاند كـه ديگـر خـود را متعلـق بـه هيـچ جامعهای ندانسـته و هنجارهـا را نمیشناسند. امـا نبايـد از خاطـر بـرد كـه هيـچ پديـدهای بیریشه و فاقـد تاريـخ نيسـت عجيـب نيسـت كـه زبـان بيـان نمـودن تمامـی كسـانی كـه هميشـه از بيـان واقعيـات گریزانند، شـبيه هماند. گويـی ايـن زبانها همــواره جهــت تعريــف و تمجيــد از اســتعمارگر و استعمار کننده میچرخند. بــه تشــريح و بررســی و ارزيابــی تاريـخ، ادبيـات و فرهنـگ خـود نمیپردازند. زيــرا معتقدنـد كـه اینها برايشـان نانوآب نمیشود. هرچقدر كسـی آهنــگ، ترانــه، شــعر و كتــاب و فيلــم و…هــای بیمحتوا را بــه جامعــه عرضــه كنــد همانقدر ارزشــش بــالا میرود و مشـهور میشود. كسـب شـهرتی كـه امـروزه در سـالن و جشنوارههای نظـام كاپيتاليسـتی بـا يـك لـوح بیارزشـگـران قيمــت شخصیتها را ارزشگذاری میکند، زيــاد هــم ســخت نيســت. خیلیها حاضرنــد جــان بدهنــد تــا يــك بــاهــم شــده روی «فــرش قرمــز» راه برونــد و جلــوی دوربيــن خ
✍ #الهام_ایزدی
عصـری كـه در آن عدم خویشتنداری، ديوانگی، از خود بیخودشـدنها و بیگانه شدنها اوج گرفتــه اســت، بــا چــه زبــان و ادبياتــی و چگونــه میتواند بيـان شـود. شـايد هـم طـرح چنيـن سؤالی بيهـوده و كاری بـس عبــث بــه نظــر آيــد. گاهــی وقتها دلــم میخواهد دســت بــه زخمــی بزنـم كـه گويـی سالهاست سـكوت كـرده اسـت. امـا میدانـم كـه جـای آن زخــم هنــوز تازگی خــود را حفــظ میکند. واقعيــت ايــن اســت كـه دست زدن بـه ايـن زخـم هماننـد خيلـی از مـوارد ديگـر دل انسـان را بـه درد میآورد. ادبيـات هـم هماننـد خيلـی از مـوارد ديگـر بـه ابـزاری در دسـت كاپيتاليسـم مبـدل شـده و ذرهذره وجـودش زيـر بـار ايـن درد آب میشود و از حقيقــت خــود فاصلــه میگیرد. امــروزه ادبيــات در پنجههای کشندهی كاپيتاليســم نفسهای آخــرش را میکشد. ذات كاپيتاليسـم بـا اصالـت در تضـاد اسـت و ايـن اسـت كـه بـا هـر چـه اصيـل نـاب اسـت سـر جنـگ دارد. سـعی میکند همهچیز را تحريـف كـرده و واژگون نشـان دهـد. بـا كلماتـی زنگارگرفته و بیجـان سـعی دارد حقيقـت تـو و زندگـی را جـور ديگـری بيـان كنـد. جـوری كـه برايـت ناآشناسـت. جـوری كـه بـا تـو بيگانـه باشـد و در حافظهی تاریخیات فاقـد جايـگاه باشـد. جـوری كـه تـو را از هر آنچه هسـت گريـزان سـازد و بـا هر آنچه میسازد عـادت دهـد. توهـم، جاهطلبی، عشـق بـه قـدرت، مادیگرایی و افـراط را ترويـج میدهد تـا شـكاف و فاصلهی بيـن مـا و زندگـی را بازتـر كنـد. وجـدان، ادب و اخلاق شیرازهی زندگـی بشـر هسـتند. بـدون آنها تقریباً روابـط بـه درجهی بسـيار پايينـی تنـزل پيـدا خواهنـد كـرد. پدیدههای بسـياری هسـتند كـه انسـان را بـه انسـان مبـدل میسازند كـه زبـان و ادبيـات نيـز يكـی از آن پدیدهها هســتند كــه تکهتکههای مــا را بــه هــم پيونــد میزنند. انســان بــه معنويــات نيــاز دارد. نقــش ادبيــات هــم در بيـان و پويـا نگهداشتن ايـن واقعيـت، حياتـی اسـت. امـا گفتيـم كـه كاپيتاليسـم سـعی دارد ریشهاش را بزنـد و بـا پديـدهای سـاختگی پيونـد زنـد. اشـعار، آهنـگ و کتابهای ادبـی امـروزی هرکدامشان بهنوبهی خـود ضربـات سـنگينی بـر ايـن اندوختهی تاريخــی جوامــع وارد میسازند. كاپيتاليســم از اينكــه همهچیز را بــه چشــم تجــارت مینگرد غيرممكــن اسـت كـه هنـر و ادب و ادبيـات را هـم جوهرهی واقعـی خـود خـارج نسـازد. سـينمای تجـاری، هنرمنـد گرانقیمت، هنـر فروشـی، ادبيـات سـاختگی، آهنـگ و آهنگسـاز فروختنـی و خريدنـی و هـزار يـك مـورد ديگـر كـه میتوان برشـمرد تـا اثباتـی بـر ادعـای مـا باشـد. هنـر بـرای جامعـه اسـت. هنـر و ادبيـات از دل جامعـه برخاستهاند. امـا حـالا عليـه جامعـه و ارزش و هنجارهــای آن بــه كار گرفتــه میشوند. چــه غمانگیز و چــه تــراژدی بزرگــی… كاپيتاليسـم درصـدد تضعيـف و تخريـب ارزشهای تاريخـی جوامـع اسـت تـا فرهنـگ پوپوليسـتی و مادیگرای امـروزی را جايگزيــن آن ســازد. احتــرام و علاقه و پايبنــدی را از ميــان بــردارد. دنيايــی توخالــی و پــر از تجسمات و توهمــات را بـه بشـريت عرضـه میکند. آيـا میتوان بريـده از ريشـه و تاريـخ خويـش، ارزش امـروز و اهميـت فـردا را درك كـرد.
انسـان هنگامـی انسـان اسـت كـه در برابـر گذشـته و امـروز و فـردای خـود بـا احتـرام و مسئولیتپذیر باشـد. ادبيـات هـم جزئی از ايـن كل اسـت. بـا تكـه و پـاره كـردن واقعيـات و ازهمگسسته تلقـی انگاشـتن آنها، زندگـی را بغرنجتر و طاقتفرساتر خواهـد كـرد. همـان مـوردی كـه امـروزه شـاهد آنيـم. اگـر اینگونه باشـد زندگـی رنـگ و بـوی خـود را ازدستداده و بحرانزا میشود. انسانها بـه درجهای از گسسـت رسیدهاند كـه ديگـر خـود را متعلـق بـه هيـچ جامعهای ندانسـته و هنجارهـا را نمیشناسند. امـا نبايـد از خاطـر بـرد كـه هيـچ پديـدهای بیریشه و فاقـد تاريـخ نيسـت عجيـب نيسـت كـه زبـان بيـان نمـودن تمامـی كسـانی كـه هميشـه از بيـان واقعيـات گریزانند، شـبيه هماند. گويـی ايـن زبانها همــواره جهــت تعريــف و تمجيــد از اســتعمارگر و استعمار کننده میچرخند. بــه تشــريح و بررســی و ارزيابــی تاريـخ، ادبيـات و فرهنـگ خـود نمیپردازند. زيــرا معتقدنـد كـه اینها برايشـان نانوآب نمیشود. هرچقدر كسـی آهنــگ، ترانــه، شــعر و كتــاب و فيلــم و…هــای بیمحتوا را بــه جامعــه عرضــه كنــد همانقدر ارزشــش بــالا میرود و مشـهور میشود. كسـب شـهرتی كـه امـروزه در سـالن و جشنوارههای نظـام كاپيتاليسـتی بـا يـك لـوح بیارزشـگـران قيمــت شخصیتها را ارزشگذاری میکند، زيــاد هــم ســخت نيســت. خیلیها حاضرنــد جــان بدهنــد تــا يــك بــاهــم شــده روی «فــرش قرمــز» راه برونــد و جلــوی دوربيــن خ