گذار دموکراتیک
1.62K subscribers
8.52K photos
3.68K videos
600 files
5.5K links
تلاش برای ایجاد دموکراسی در ایران و چاره یابی مسئلە کورد

آدرس وبسایت ما:
www.kodar.info ✔️
www.kjar.online ✔️
www.pjak.eu ✔️


ارتباط با ادمین:
@gozar_democratic ✔️

🆔 @GozarDemocratic
Download Telegram
گذار دموکراتیک
ساختار فاسد، بحرانی فراسوی مظاهر قانون اساسی #رامین_گارا 🆔 @GozarDemocratic
ساختار فاسد، بحرانی فراسوی مظاهر قانون اساسی


#رامین_گارا



مبحث انتخابات در نظام ايران به قانون اساسی ضددموكراتيك بازمی‌گردد. قوانين نظام آبشخور ستم ملی عليه مليت‌هايی است كه بطور اخص در چهار دهه گذشته با «مهندسی زور» فرم‌های دولت و قدرت به‌صورت نهادينگی خشونت عريان بر جامعه تحميل‌گشته‌ است. دراين ميان، قوانين زن‌ستيزانه چنان بدشگون محك خورده كه زنجيره‌ای زنگار گرفته از عقليت‌های نظام را در قالب‌های خشك و خشن نهادهای زورمدار محسوس‌گردانده ‌است.


يكدست‌سازی قانون اساسی در راستای شئونات نظام ستم و مظاهر ظالمانه استبداد دينی سبقه‌ی غالب ماهيت كورپوراتيستی نظام تئوكراتيك است و به‌منزله‌ی قوانين الهی به خورد جامعه داده می‌شود. در اوايل انقلاب، رفراندم جمهوری اسلامی ايران در سال ۱۳۵۸ با توسل به زور و حيله برگزار گرديد. پس از اتمام رفراندم و اعلام نتايج قطعی، خمينی در جمع متصديان دستگاه قدرت خود گفت: «كجای دنيا به زور يك انسان معلول را روی ويلچر پای صندوق انتخابات می‌آورند؟ كجای دنيا  با اجبار و زور فردی را مجبور به دادن رأی می‌كنند؟» اين اعترافات كه پس از چهار دهه فايل ويديویی آن از صداوسيما و رسانه‌های فارسی‌زبان اروپا پخش شد، چهره‌ی مفلوك نظام را افشا ساخت. در همان ابتدا، سپاه به‌عنوان ابزار دست شورای انقلاب كه نهادی كودتاگر عليه انقلاب بود، سكان را در دست گرفت و با مهندسی اجتماعی سرنوشت خلق را در قانون اساسی هموژن رقم‌ زد. رژيم در بدو كار، نوع نظام(جمهوری اسلامی) را در همه‌پرسی تعيين نمود سپس انتخابات خبرگان قانون اساسی بعنوان تدوين‌گر پيش‌نويش قانون اساسی و پس از آن همه‌پرسی قانون اساسی تصويب ‌شد و با عبور از فيلترينگ خبرگان به همه‌پرسی گذاشته شد. در همه‌پرسی به‌صورت ضددموكراتيك تنها گزينه «جمهوری اسلامی» كه دارای محتوايی مبهم بود، به رأی گذاشته شد و اتفاقا مورد انتقاد شديد هم قرارگرفت زيرا مطلقا به ايدئولوژی «ولايت فقيه» وابسته گردانده‌ شد و نه ملت. در اوايل آن مقطع ميان چپ‌گرايان و اسلام‌گرايان بر سر پيش‌نويس قانون اساسی‌ مبنی براينكه آيا بايد دين از سياست جدا باشد و اين موضوع كه «جمهوری اسلامی باشد يا دموكراتيك»، مناقشه‌های تندی صورت گرفت. پایان مناقشات در مسير هموژن‌سازی با تأسيس «مجلس خبرگان» پايان يافت و اين مجلس با انطباق مضامين قوانين با شرع عينيت مطلق ولايی به قانون اساسی داد.  مشاجرات اوايل بر سر اين بود كه مجلس مؤسسان چند صدنفری راه‌اندازی شود يا مجلس خبرگان و نظر خمينی «مجلس خبرگان» بود. او فرم مؤسسان را غربی تلقی كرد. احمد مفتی‌زاده، رهبر اهل سنت استان كوردستان نيز مجلس مؤسسان را «مردم‌سالاری مردم‌فريب» خواند و از مجلس خبرگان دفاع‌ كرد. احزاب چپ، ملی‌گرا، دين‌‌جدايی‌گرا و ليبر‌ال درانتخابات شكست‌ خوردند و قانون اساسی عملا توسط روحانيون تدوين گرديد و اسلامی‌تر شد. سه‌چهارم مردم در اين همه‌پرسی شركت كردند و گروه‌های بسیاری به تئوكراتيزه‌ كردن قانون اساسی معترض شدند. در انتها انحصارگرايان و ارتجاع‌طلبان سلطه يافتند و ديگر مشخص بود كه با تقلبات انتخاباتی سپاه پاسداران در حوزه‌های رأی‌گيری، محتوای قانون اساسی نظام چه‌ خواهد بود؟


در قانون انتخابات كه بصورت مواد ولايی آمده، نظارت استصوابی شورای نگهبان شرط است و نامزد فقط با تأييد صلاحيت از سوی اين شورا حق كانديداتوری دارد. جنبه كاريكاتوريزه قانون اين است كه «درصورتی كه دو يا چند كانديد آرای مساوی كسب كردند به حكم قرعه‌كشی، فرد برنده مشخص خواهد شد».


عنوان «جمهوری اسلامي ايران» بدان معناست كه همه محتوای قانون اساسی و كل نهادها و پست‌های مديريتی بايد اسلامی باشد و عنوان «ايران» هم به معنای بی‌توجهی به مليت‌های متنوع به‌عنوان ملت درجه دو در نظام است. در ماده‌ی اصلاحی ۳/۳/۱۳۹۵ قانون اساسی در مورد فرد كانديد آمده كه بايد «اعتقاد و التزام عملی به اسلام» و همچنين «التزام عملی به نظام مقدس جمهوری اسلامی ايران»، «وفادار به اصل مترقی ولايت مطلقه‌ی فقيه‌ باشد». در ماده‌ی سی‌ام قانون انتخابات، اشخاص ذيل از حق داوطلب‌شدن نمايندگی مجلس محرومند؛ «وابستگان تشكيلاتی و هواداران احزاب، سازمان‌ها و گروه‌هايی كه غيرقانونی ‌بودن آنها از سوی مقامات صالحه اعلام شده ‌است» و«كسانی كه به جرم اقدام عليه جمهوری اسلامی ايران محكوم شده‌اند». بررسی «سوابق سياسی» از سوی نظام و دستگاه‌های فشار آن بصورت اهرم فشار عليه كسانی بكارگرفته می‌شود كه با نظام مخالف و يا معترض و منتقد به آن باشند. در اين رويه كه به‌صورت «عقيدتی-‌سياسی» برخورد می‌شود، کسانی‌که منتسب به جريان‌های مبارز مليت‌های كورد، آذری، بلوچ و غيره باشد نمی‌توانند داوطلب انتخابات باشد و نه‌تنها رد صلاحيت می‌شود بلكه دستگاه‌های قضايی و جزايی حق دارند وی را دستگير و به زندان محكوم نمايند.


چه‌بسا مخالفت مجلس ايران با موضوع افزايش مشار
گذار دموکراتیک
ساختار فاسد، بحرانی فراسوی مظاهر قانون اساسی #رامین_گارا 🆔 @GozarDemocratic
كت سياسی زنان، بيش از همه نشانگر ضددموكراتيك‌ بودن قانون اساسی مردسالار و تئوكراتيك نظام است كه با هرگونه توسعه‌يافتگی ضديت می‌كند. در مجلس دهم تنها هفده زن به‌عنوان نماينده حضور دارند كه اين ميزان نسبت به ساير كشورهای اسلامی نازل‌تر و ارتجاعی‌تر است. در دولت روحانی وعده‌ی اختصاص سهميه‌ی سی درصدی پست‌های مديريتی به زنان داده شد که آن هم رعايت نگرديد. لذا زنان در مشاركت سياسی دست‌شان كوتاه است. قوانين ايران در اعطای فرصت‌های شغلی، اجتماعی و سياسی به زنان بسيار ظالمانه عمل ‌نموده و نظام ولايی مردسالار را سلطه‌گرتر ساخته است. حتی شرط لازم جهت انتخاب زنان به‌‌مثابه اعضای مجلس خبرگان، «اشراف بر مسائل حوزوی و اجتهاد» است و تاكنون زنان در چهل سال گذشته هيچ نقشی در تعيين رهبر ايران و نظارت بر اعمال او ندارند.


در ايران كنونی از نظر فقهی ـ شرعی و قانونی هيچ مانعی در اين زمينه وجود ندارد اما به دلیل سیاسی و به شدت مردسالار بودن مقاصد نظام ولايی، تاكنون به سنگ‌اندازی در مسير پيشرفت و حضور زنان اقدام نموده‌ است. رژيم از باب شدن كانديداتوری زنان در خبرگان رهبری نظام، هراس دارد. مطابق اصل ۱۱۵ قانون اساسی «رئيس‌جمهور بايستی از ميان رجال مذهبی و سياسی انتخاب شود» اما به زن و يا مرد ‌بودن او اشاره‌ای نشده، لذا مفهوم «رجل سياسی» درخصوص زنان و مشاركت‌شان به موضوع بحث كاريكاتوريزه ديگر مبدل گشته است. مردسالاری بی‌رحم به هيچ قانون اساسی متكثری نياز ندارد چون در كل، عقليت و ذهنيت بیمار، ساختار نظام را فاسد نموده است.


با توجه به این موضوعات، در غايت كار آنچه محرز گرديد «فاسد بودن ساختار» است. بحران و فساد نظام جمهوری اسلامی ايران، ساختاری است. در اين ساختار يونيتر، ملی‌گرا، فاشيست و دولت‌ـ ملت‌گرايانه، جايی برای «حكومت‌های خودمدير محلی ملت‌های غيرفارس، ايالات اتونوم دمكراتيزه، حقوق فرهنگی (زبان، مذهب، تاريخ و …) ملت‌های كورد، بلوچ، عرب، آذریي و غيره» وجود ندارد و مدل‌های فدراليستی و كنفدراليستی را برنمی‌تابد. با توجه به ساختاری ‌بودن بحران و فساد نظام، ديگر بحث بر سر اينكه قانون اساسی ايران چه ماهيت و محتوايي دارد، بيهوده است. ساختار فاسد و بحرانی در واقع يك چيستی فراسوی مقوله‌ی «قانون اساسی» می‌باشد. اين ساختار آلوده حتی با «ماهيت متناقض‌نمای خود تعارض تخاصمی» دارد كه به ‌هر طريق غايت اين طريق ناصواب به جنگ و يا فروپاشی درونی ختم ‌خواهد شد. بنابراين چون ساختار به‌شدت يونيتر و ضددموكراتيك است، مقوله‌ی انتخابات تنها يك «نمايش سياسی مزورانه» و تلاش مذبوحانه‌ی رژيم برای زدن ماسك مدنی بر چهره‌ی ظالمانه نظام است. بررسی تنها موضوع «مسئله‌ی‌ كورد» كه يكی از مسائل بنيادين و مدام بحران‌زا در ايران است، نمايانگر خودكامه ‌بودن ساختار «نفی و انكارگر» نظام است كه به‌صورت «ملت سپاه‌سالار» تمامی قوانين خشن خود را جهت حذف فيزيكی و فرهنگی خلق ‌كورد به‌دست سپاه پاسداران اجرايی می‌كند.


اين رويه‌ی «خشك‌آئين» رهبران حاکمیت ایران با ترك‌تازی «اصولگرايان افراطی» موجب شده كه جز دوره‌ی احمدی‌نژاد، سایر دوره‌های رياست‌ جمهوری به‌صورت دول معترض و ضدونقيض با حدود اختيارات رهبری مستبد نظام، ظهور كنند كه البته عاقبت درافتادن احمدی‌نژاد با نظام را به‌چشم خود ديديم. دولت رفسنجانی، دولت اصلاحات خاتمی و دولت روحانی هرسه به‌صورت دمل‌های ناشی از تعارضات شديد داخلی نظام سربرآوردند و اعتراضات ضدنظام را مكررا تشديد نمود. تظاهرات‌ سال ۱۳۸۸ چنان شديد بود كه اساسا وجود قانون اساسی مستبدانه را زير‌سؤال برد و پيش‌زمينه‌ی قيام‌های متوالی موسوم به «بهار عربی» گرديد. قيام‌های مردمی دی‌ماه ۹۶ و آبان‌ماه ۹۸ به‌صورت راديكال و مستمر صورت گرفت و دولت ناچار است در نهايت «يا قانون اساسی را تغيير و دموكراتيزه گرداند» يا «جنگ و فروپاشی گريزناپذير خواهد شد».
گذار دموکراتیک
ساختار فاسد، بحرانی فراسوی مظاهر قانون اساسی #رامین_گارا 🆔 @GozarDemocratic
در يك نظرسنجی در تهران درخصوص «رغبت مردم برای مشاركت در انتخابات دوره يازدهم مجلس و خبرگان» مشخص ‌شد ۷۴ درصد از شهروندان تمايلی به شركت در انتخابات ندارند و معترض سياست‌های سركوب‌گرانه‌ی نظام هستند. دراين ميان، احزاب كوردی انتخابات را تحریم ‌كردند و با توجه به اينكه در دوره‌ی پیشین انتخابات رياست‌جمهوری، دراین انتخابات هم به زنجيره اعتراضات و مخالفت‌های خود هم پيش از انتخابات و هم پس از آن ادامه دادند. مطالبه‌ی دموكراتيك كوردها صرفاً تغيير قانون اساسی ايران به «قانون اساسی دموكراتيك» و پذيرش «خودمديريتی دمكراتيك» و ايالتی شدن فرم مديريت است. البته بايد اذعان داشت كه رهيافت راديكال برای تحول نظام ایران، محدود به مقوله‌ی تغيير در «قانون اساسیي» نيست و چون قانون همه‌چيز نيست، لذا با توجه به رفتار سركوب‌گرانه‌ی رژيم در راستای حذف فرهنگی و انكار هويت سياسی، شرافتمندانه‌ترين رهيافت، مبارزه‌ی دموكراتيك سياسی، ايدئولوژيك، مدنی و اجتماعی است. چه‌بسا تاكنون تهران در رويارويي با مسئله‌ی‌ كورد، راهكار جنگ و ستيز رهيافت دموكراتيك تغيير قانون اساسي و به ‌رسميت‌شناختن هويت كوردی، ترجيح داده است. بنابراين ساختار آن به‌شدت اليگوپولی(رقابت كامل برسر قدرت) و مونوپولی(انحصار كامل قدرت و اقتصاد) است. اين ساختار كژدارمريض ضدملت‌ها صرفا بر دامنه‌ی ستيزجویی عليه ملت‌های متنوع و متكثر ايران می‌افزايد و تمامی فرصت‌های دموكراتيك و صلح‌جويانه را به تهديد نسل‌كشی مبدل میگرداند كه صدالبته قانون اساسی به اين جنون نظامی با تساهل اجازه می‌دهد.



منبع: آلترناتیو شمارە ٨١





www.pjak.eu




🆔 @GozarDemocratic
Forwarded from اتچ بات
‍ TOLA ROJDA WÊ Bİ DEHHEZARAN TEVLÎBÛYÎN BE



📝#Zeyineb_garzan


Hîn bûyer çêdibin ku mirov nikare bi tu şêwazan binav bike.  Tenê dicemide. Ji ber ku bûyer ewqas ji derveyî mirovatiyêye ku mejiyê te qebûl nake.   Lê ev hêste di kesên ku xwedî wijdan û exlaqde tên hîskirin. Gelo eger ev kes an jî hêz ji exlaq ji huqûq ji qûralên mirovatiyê nesîbê xwe negirtibin wê çibe­ ?  Teybet jî eger rewş rewşa şerê germ be ev hêza bê exlaq wê çi bike? Eger dewletek xwedî dîrok be, xwedî rabirdûyekê be rewş çi dibe bila bibe wê di şerde hîn qûralan berçav bigire.  Lê eger ev hêz ji komên çeteyan pêk hatibin wê demê tu qural û qaideyan nasnake. Dewleta tirk ji wan dewletan an jî rêxistina çeteyan yêke ku di şerde tu exlaq nasnakeye. Şerê ku bi tevgera azadiya Kurdistanê re dike de pir caran gerîllayan azadiyê bi rêbazên derveyî mirovatiyêve hatin qetilkirin.  Di rojên dawîde rewşek qewimî ku ne rih ne mejî ne dil, ne wijdan ne jî exlaqa mirovatiyê ev rewşe qebûl nekir û heta dawî lenet kir. Gerîlla Rojda Cûdî di encama operasyonek li Amedê hatî lidarxistin de hat şehitkirin. Lê piştre tiştên ku derketinî holê qirêjiya dewleta tirk careke din datîna holê.   Dewleta tirk a faşîst careke din rûyê xwe ê vehşî derxistibû holê. Gerîlla Rojda bi awayek ku serê wê hatî jêkirin hatibû kefenkirin û ji bo ku neyê fêmkirin jî bî laylonên reşve cihê serî hatibû tujekirin. 


Rojda bi porê xwe ê ku heta şûtikê dirêj û reş, bi rûyê xwe ê xweşik ve di mejiyê mirovatiyê de cih kir.  Rojda ji bo geleke ku dixwestin ji dîrokê sîl bikin, tune bikin tekoşîn dikir. Ne tenê ji bo gelê Kurd ji bo azadiya tevahî mirovatiyê şer dikir.  Ji bo dîroka jinan a windabûyî têdikoşiya. Ji bo ku ji ciwanan re pêşerojek baş bi afirîne şer dikir. Ji milê din dewleta faşist dagirker a tirk ku destpêkê li ser Kurdên azadîxwaz piştre jî li ser tevahî gelên azadîxwaz her cûre şerê bê exlaq dimeşîne,  ji bo ku ciwanên Kurd jehr bike her cûre lîstokan dilîze, rola jin a pêşengtî re tehemûl nake û ji bo ku bikeve pêşiya viya her cûre hewldanan dide heye. Pêkanînên li ser Rojda hatî kirin ji hêla ciwanên Kurd ve nayê ji bîrkirin. Îro bi hezaran keç û xortên ku van rewşan qebûl nakin û li dijî pergala heyî derdikevin û riya azadiyê hildibijêrin hene. 


 Dewleta tirk a dagirker û çeteyên wê, wê hesaba pêkanînên li ser gerîllayên azadiya kurdistanê ku di tu ol, netew, wicdan, exlaqande cihê wê tineye teqez bide.  Çawa ku bersiva pêkanînên li ser gerîlla Ekin Wan wek bi dehhezaran tevlîbûyîn hatibe dayîn wê bersiva pêkanînên li ser gerîlla Rojda jî bi dehhezar tevlîbûyîna ciwanên ku bi hêrsa tolrakirina rojda ve tijine çêbibe.  Wê li her çar perçeyên kurdistanêde li dijî viya li ser yêk xalê hevbeşbûyîn çêbibe. Li dijî vê vehşetê bêdeng nemayîn. 


       


   www.kjar.online



🆔 @GozarDemocratic
مادران، مظهر رنج و آفرینش




زن، کورد و کارگر سه هویت ستمدیده و زیردست است که پر از معنای مقاومت و وجودند




#پخشان_عزیزی



🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
مادران، مظهر رنج و آفرینش زن، کورد و کارگر سه هویت ستمدیده و زیردست است که پر از معنای مقاومت و وجودند #پخشان_عزیزی 🆔 @GozarDemocratic
مادران، مظهر رنج و آفرینش



#پخشان_عزیزی





زن، کورد و کارگر سه هویت ستمدیده و زیردست است که پر از معنای مقاومت و وجودند. وجودهایی که هر روز زخم برمی‌دارند، درد و رنج می‌کشند، اما خود را سر پا نگه می‌دارند. این رنج و مقاومت، حاصل امید به پیروزی است. اصرار بر پیروزی، هویت‌هایی سرکش می‌سازد که اراده را اساس می‌گیرند. اراده‌ای که سر برمی‌آورد و انتقام تمامی زخم‌های تاریخ را از ستمگران و رنج خواران می‌گیرد. این زنان در برابر ستم‌هایی که از سیستم‌های حاکم و سرمایه‌دار می‌بینند، به مقاومت خویش در برابر آنان ادامه می‌دهند. اینجاست که باید داستان زندگی‌شان را بارها نوشت تا اراده‌هایی چون آنان، مقاوم ساخت. دایه عایشه، نماد زن کورد ستمدیده‌ای است که خود و خانواده‌اش سقوط و حقارت را نپذیرفتند. زندگی و مقاومتش جای بسی تأمل است. دستانش، حاکی از یک‌عمر رنج و چشانش گویی جوی خون است. هرازگاهی اشک‌هایش را قبل از سرریز شدن پاک می‌کند. نانی را که کم مانده به ته تنور بیافتد، بیرون آورده و گوشه کوچکی را که هنوز خمیری است، لبه تنور می‌گذارد. لبخند معناداری می‌زند، زیر لب می‌گوید حیف است، باید خوب بپزند. عزیزه، عروسش هم دستش از وردنه جدا نمی‌شود، اما باز از او عقب می‌ماند. دایه عایشه، همیشه در زندگیت این‌قدر کار می‌کردی؟ زمانی که ازدواج کردم، مردم می‌آمدند، مسخره می‌کردند و به پدرم هم می‌گفتند گهواره داری؟! آن‌قدر کوچک بودم که کسی امید نداشت، بتوانم زندگی را اداره کنم، اما من این کار را کردم. از زمانی که به یاد دارم، صبح‌ها پیش از همه بیدار می‌شدم تا کارهای خانه را انجام دهم. به هر جا هر کاری که انجام می‌دادم در این فکر بودم که حرف‌هایی را که در مورد من زده می‌شود را باکار و تلاش رد و اثبات کنم که می‌توانم. به حرف کسی گوش نمی‌دادم. خودم را قانع کرده بودم باید پیروز شوم. باید بتوانم این زندگی را که بر من تحمیل‌شده به انجام برسانم. گاوها را می‌دوشیدم، گاهی سطل‌های شیری را که از خودم بزرگ‌تر بودند، بلند می‌کردم و شیرها را می‌جوشاندم و...


تا دو سال باردار نشدم٬ چون هنوز به دوره‌ی قاعدگی نرسیده بودم. البته همه فکر می‌کردند چون سنم بسیار پایین است، قرص‌های ضدبارداری مصرف کنم و خانواده همسرم اجازه نمی‌دادند، اما آگاهی از این مسائل نداشتم. بچه بودم و چیز زیادی نمی‌دانستم، جز از اینکه باید پیروز شوم! زنان امروز به‌اندازه یک روز ما هم سختی نکشیده‌اند. یادم نمی‌آید یک روز بیکار مانده باشم. از نان پختن و شستن گرفته تا کار در کوره‌های آجرپزی و... هر کاری انجام می‌دادم. کارم شده بود کار. گاهی اوقات با شروع درد، کمی از کار دست می‌کشیدم و با اندکی بهبود، بازدست به کار می‌شدم. نگاهم می‌کند. می‌خواهم بپرسم، مگر کسی نبود که به تو کمک کند، اما انگار سؤالم را از چشمانم خواند. ادامه می‌دهد، بارهای آن‌قدر سنگینی به آن‌سوی مرز برده‌ام که کمتر مردی می‌توانست. هم کار مردها و هم کار خانه را انجام دادم. این من بودم که به مردها کمک می‌کردم. شانه‌هایش را بالا می‌اندازد و چند دور می‌چرخاند، می‌گوید این تشت خمیر تا تمام شد، چشمانم از حدقه درآمد. انگار کم‌کم پیر می‌شوم. دیگر طاقت قبل را ندارم؛ اما با این سن و سالی که داری بازهم خودت هر کاری را انجام می‌دهی. اراده می‌خواهد. مادران کورد نسبت به خانواده و بخصوص فرزندانشان هم بسیار فداکارند. چطور شد به این‌سوی مرز آمدید؟ لباس‌های سیاه عزیزه در آرد غرق‌شده‌اند. لیوان‌ها را لبریز از چای می‌کند و می‌گوید دایه عایشه، زن محکمی است. درجه‌داری از رژیم را کشتند و فرار کردند. دایه عایشه، نگاهش به تنور دوخته‌شده و دستش از حرکت بازنمی‌ایستد. چه بگویم؟ زمان جنگ سه فرزند داشتم والان هشت! رسول فقط چهارده سالش بود. تازه خط سیبیلش درآمده بود. کاری نبود انجام بدهد. مجبور بود کولبری کند. تاناکورا از باشور کوردستان می‌آوردند و بار می‌زدند. کسی که حیوان داشت، چند بار می‌زد. ماه رمضان بود. در جنگ ایران و عراق، لب مرز، ترکش به شانه‌اش اصابت کرد و دیگر زخمش بسته نشد. هرچه پیش می‌رفت، وضع جسمی‌اش بدتر می‌شد. زخمش دیگر کنترل نشد و به سرطان تبدیل شد. رسول تکه‌ای از پوست‌واستخوان شده بود. موهایش ریخته بود. یک ماه دوام نیاورد. هنوز درگیر مداوای رسول بودیم که سربازان رژیم به خانه برادرم حسین، یورش بردند و به جرم همکاری با پیشمرگ‌ها، بدون هیچ مدرکی، مقابل چشمان دختران کوچکش تیرباران کردند. پدر نه بچه، همه‌شان بی‌سرپرست ماندند. اسمش حسین بود. هنوز بچه‌هایش از یادآوری آن صحنه هراس دارند. سه ماه طول نکشید که رسولم هم جان سپرد. هر دویشان را شهید کردند. باران تندی می‌بارد و با صدای رعدوبرق، صدای دایه را که در گوشم پیچیده بود، بهتر می‌شنوم. مرا به‌جای دگر برده بود. متحیر به او نگاه می‌کنم. چه تحمل و صبری دارد. از کار نمی‌ایستد. قوی بودن در کار کردن، سرسختی و
گذار دموکراتیک
مادران، مظهر رنج و آفرینش زن، کورد و کارگر سه هویت ستمدیده و زیردست است که پر از معنای مقاومت و وجودند #پخشان_عزیزی 🆔 @GozarDemocratic
مقاومتش را نشان می‌دهد. دیوارهای مطبخ کوتاه‌اند. گرمای تنور، چهره‌هایتان را می‌سوزاند و قطره‌های باران پشتمان را خیس می‌کند. بسان گذشته‌ای تلخ و سرد و گرمای وجود و طاقت این زنان. لبه روسری‌اش را به سروصورت و گوشه چشمانش می‌کشد. چگونه تحمل کردی؟ به‌سختی؛ اما تحمل کردم. گاهی اوقات فکر می‌کنم، به‌راستی این منم؟ برای زن کورد بودن، باید اراده‌ای پولادین ساخت. دیگر قادر نبودم در روستا بمانم. درواقع نمی‌خواستم اطرافیانم با وضعیت روحی که ما داشتیم، ناراحت شوند. به باغ کوچکی که در چند کیلومتری روستا داشتیم، رفتیم. بیش‌ازپیش خود را غرق کار کردم. دیگر وقتی برای فکر کردن نداشتم! کینه، نفرت و کاری که هرروزه تکرار می‌شد. مام (عمو) خلیل هرروز بر روی زمین کار می‌کرد؛ مانند هم شده بودیم. کار بود و کار؛ اما اجازه ندادند و به اینجا هم ختم نشد. چندین سال گذشت و این بار...


پس از مکث کوتاهی ادامه می‌دهد: هنگام کار دوست دارم همه‌ی حواسم نزد کارم باشد، اما امروز خیلی حرف زدم. چشمان باز اما غم‌زده‌اش به چشمانم دوخته می‌ماند. لبخند سه زن زیر این سقف گرم و سرد با تعریف این گذشته تلخ، حاوی پیامی بامعناست و آن درکی زنانه است از رنج‌های زنان. دایه عایشه، بعدازآن چه شد؟ چطور شد به باشور آمدید؟


 پسر دیگرم که به دنیا آمد، اسمش را رسول گذاشتم. اگر دخترانم نبودند شاید نمی‌توانستم طاقت بیاورم. بعد رسول، رحمانم به دنیا آمد. دو سال بود ازدواج‌کرده بود. خانه و زمین داشت و پسر سربه‌راه و کاری بود. بیرون از روستا بودیم، نه برق و نه آب داشتیم. به‌سختی زندگی می‌کردیم. موتور آب خریده بود. ششمین روز ماه رمضان بود. رحمان با زبان روزه شبی که می‌رود تا موتور را وصل کند، می‌بیند سربازان رژیم ماشین‌های روستاییان را که باری هم ندارند، متوقف کرده و درجه‌دار اجازه نمی‌دهد تا عبور کنند. جلو می‌رود و به او می‌گوید که چرا نمی‌گذارید بروند، چیزی ندارند. مردم فقیر آن‌قدر ایستاده‌اند. درجه‌دار سلاحش را رو به لاستیک ماشین می‌گیرد تا پنچرش کند، اما رحمان می‌خواهد جلوی شلیک او را بگیرد...


صورتش گر می‌گیرد. تشک نان را برمی‌دارد و محکم به تنور می‌چسباند. لرزه بر اندامم می‌افتد. آماده شنیدن مابقی نبودم. چوبی را برمی‌دارد و گوشه‌های تنور را با حرص پاک می‌کند. رو به من و من در چشمانش غرق می‌شوم. درجه‌دار سلاح را به‌طرف رحمان می‌چرخاند و ماشه را می‌کشد. همین‌طوری... رحمان روی زمین می‌افتد و برادرش رسول که بالا سرش می‌رود، به او می‌گوید، نگذارید خون من هم زمین بماند. رحمان، رحمان با زبان روزه جان داد. شانه‌هایش شروع به لرزیدن کرده بود. دستانش را کمی نگه داشت و چپ و راست شانه‌هایش را هرچه‌تمام‌تر فشار داد. به‌طرف او رفتم، شانه‌های خیسش را که تکیه‌گاه بارهای گران بود، فشردم. هر چه بیشتر می‌فشردم، انرژی می‌گرفتم از مادری رنجدیده و مقاوم. ترک دستان و سوختگی‌هایش و رگ دست و گردنش که به قیام برخاسته بودند، انگار بیشتر به چشمم می‌آمد. به عزیزه نگاه کردم، آهی کشید، ابروانش را بالا انداخت و چند دقیقه سکوتی مطبخ را فراگرفت. بعدازاین که آن درجه‌دار رحمان را کشت، مام خلیل می‌رود و می‌خواهد تا آن قاتل را به او نشان دهند. کسی مرزی نمی‌شناسد. یکی را می‌گیرد، اما خود سربازهای پاسگاه که آنجا بودند، درجه‌دار را که در پاسگاه مخفی‌شده بوده، بیرون می‌آورند و دست مام خلیل می‌دهند. همه مردمی که در آن روستا از دستش به تنگ آمده بودند، شروع به زدنش می‌کنند. ده‌ها کولبر و حیوان‌هایشان را لب مرز کشته و زخمی کرده، رشوه خورده یا بار مردم را ضبط کرده است؛ اما مردم هم انتقام رحمان و خودشان را گرفتند. با سنگ و چوب به جانش افتادند. دیده بودند رحمان را با چه مظلومیتی به قتل رساند. زمانی که رسیدم، همه‌چیزتمام شده بود. رحمان و آن درجه‌دار که روی زمین افتاده بود، دیدم. می‌خواستم با سنگ همه‌شان را بکشم. رسولم، برادرم را و بعد هم رحمان را کشتند. فریادهای من تمامی نداشت. چه از جان ما می‌خواهید؟ چقدر ظلم، چقدر سکوت، چقدر...
گذار دموکراتیک
مادران، مظهر رنج و آفرینش زن، کورد و کارگر سه هویت ستمدیده و زیردست است که پر از معنای مقاومت و وجودند #پخشان_عزیزی 🆔 @GozarDemocratic
دولت بعد از جان رحمان، خانه، زمین و همه‌ی اموالمان را گرفت. مام خلیل و رسول هان شب فرار کردند به باشور کوردستان. من هم بی‌خبر از آن‌ها، نمی‌دانستم چه بلایی سرشان آمده یا کجا رفتند. دو ماه در تاریکی یک زیرزمین ماندم. سیزده نفر در این ماجرا متواری شدند و هنوز هم پرونده آنان مختومه نیست. رحمان همه عمرش با سربلندی زندگی کرد. پسر کاسب و با منطقی بود. حس مسئولیت زیادی نسبت به خانواده و جامعه‌اش داشت. همه مردم مام خلیل را دوست دارند. می‌دانند که قاتل نیست. مردم می‌گویند بایستی همه جرات و شهامت این را داشته باشند که انتقام خودشان را بگیرند. هرروز خون بچه‌هایی مثل رحمان من ریخته می‌شود. هرروزه مردم ما را لب مرزها می‌کشند وزندگی را به ما حرام کرده‌اند. نه امکاناتی، نه وسیله کار و معاشی. اگر هم به کار دیگری مشغول می‌شوند، مانع می‌شوند. معلوم نیست چه از کوردها می‌خواهند... نمی‌دانم...



هر چه به او می‌نگرم، نیرویی عظیم برای مقابله با این زندگی می‌بینم. زندگی تحمیلی که هر چه فشار، تهدید و حقارت بیشتر باشد، مقاومت نیز بیشتر است و درنهایت، اوست که پیروزمندانه، سر خم نمی‌کند، سرفرازانه و استوار پای بر زمین می‌نهد و سر برمی‌آورد و با مقاومت، اراده و رنج خویش، از نیستی و آوارگی، هستی می‌آفرینند.




       



   www.kjar.online




🆔 @GozarDemocratic
گەلی کورد و نەورۆز






هەر چەندە شوناسی گەلی کورد بە دەستی دەسەڵاتداران رووبەڕووی نکۆڵیش بووبێت، زمانیان پەسەند نەکرابێت، ئیرادەیان نەدیترابێت بەڵام، هەرگیز نەیانتوانیوە کلتوور و هونەری ئەوان لەناو ببەن. هەر کاتێک کوردان لە ژێر گوشار و زوڵم و هەژموونی دابوون بە کلتووری خۆیان ژیاون و لەم رێگایەدا بەدەڵی زۆریان داوە. گیانیان بەخت کردووە، کوژراون و کۆمەڵکوژ کراون بەڵام مەخابن دەستبەرداری کلتووری خۆیان نەبوون؛ یەکێک لەو کلتوورانەش جێژنی نەورۆزە





#ئوزگوور_سەرهەڵدان


🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
گەلی کورد و نەورۆز هەر چەندە شوناسی گەلی کورد بە دەستی دەسەڵاتداران رووبەڕووی نکۆڵیش بووبێت، زمانیان پەسەند نەکرابێت، ئیرادەیان نەدیترابێت بەڵام، هەرگیز نەیانتوانیوە کلتوور و هونەری ئەوان لەناو ببەن. هەر کاتێک کوردان لە ژێر گوشار و زوڵم و هەژموونی دابوون…


گەلی کورد و نەورۆز



#ئوزگوور_سەرهەڵدان




هەر چەندە شوناسی گەلی کورد بە دەستی دەسەڵاتداران رووبەڕووی نکۆڵیش بووبێت، زمانیان پەسەند نەکرابێت، ئیرادەیان نەدیترابێت بەڵام، هەرگیز نەیانتوانیوە کلتوور و هونەری ئەوان لەناو ببەن. هەر کاتێک کوردان لە ژێر گوشار و زوڵم و هەژموونی دابوون بە کلتووری خۆیان ژیاون و لەم رێگایەدا بەدەڵی زۆریان داوە. گیانیان بەخت کردووە، کوژراون و کۆمەڵکوژ کراون بەڵام مەخابن دەستبەرداری کلتووری خۆیان نەبوون؛ یەکێک لەو کلتوورانەش جێژنی نەورۆزە.


نەورۆز بۆ کوردان نیشاندەری شوناس، ئیرادە و زمان و بە کورتی هەبوونیانە. ئاگری نەورۆز بە کاوەی ئاسنگەرەوە دەستی پێکرد. ئاگری نەورۆز بە جەستەی مەزڵووم، بێریڤان، روناهی، فەرهاد و بە دەیان هەڤاڵیتر گڕی گرت و لە لایەن ئەم تێکۆشەرانە نەورۆز بەم شێوەیە پیرۆز کراوە. پیرۆزی نەورۆز بۆ گەلی کورد بە واتای خۆڕاگری، تێکۆشان و ژیانی ئازادە.


ئاگری نەورۆز لە مێژووی هۆزە ئارییەکان تا رۆژگاری ئەمڕۆمان هەر داگیرساوە، کاوەی ئاسنگەر لە بەرامبەر زووحاک بۆ منداڵان و گەنجانی کورد شەڕی کرد. ئەمڕۆکەش لەبەرامبەر زیهنییەتی دەوڵەت یا مۆدێڕنیتەی سەرمایەداری، بزوتنەوەی ئازادیخوازی لەشەڕ دایە. لەڕاستیدا زیهنییەتی دەسەڵاتداران و داگیرکەران پەسەند ناکات، لە دژی ئەوان تێکۆشان دەکەن. بە تێکۆشانی بزوتنەوەی ئازادیخوازی ئاگری نەورۆز گەشتر لە هەرکاتێک سەمبووڵی تێکۆشان لە رێگای ئازادییە.


ئاگری نەورۆز لە مێژوودا بە هێمای ئاگری تێکۆشان، ئازادی و سەرکەوتن هەڵدەکرێت. کاوە لە بەرامبەر زووحاک گەنجانی کوردی پاراست و نەیهێشت کە گەنجان ببن بە قوربانی دەسەڵاتگەرایان. بە هەڵکردنی ئاگری نەورۆز، ئازادی گەنجانی کورد و سەرکەوتنی گەلی کوردی نیشانی حاکیمە زۆردارەکان دا. ئێستاکەش ئەم زۆردارانە بەردەوام خەریکی داسەپاندنی زوڵم و ستەم بەسەر گەلی کوردن. لەبەرامبەر بەم گوشار و زۆردارییە گەلی کورد بە سەرۆکایەتی رێبەر ئاپۆ راپەڕی و زۆرداری، ژێردەستی و نادادپەروەریان پەسەند نەکرد. بۆ گەیشتن بە ئازادی رووەو شاخەکان چوون و تێکۆشانی بێ هاوتای خۆیانیان دەست پێکرد. بە تێکۆشانی خۆیانەوە ئاگری نەورۆزیان گەشتر کرد.


هەڤاڵ مەزڵووم لە زیندانی ئامەد بە هەڵکردنی ئاگر، سەرلەنوێ مێژووی نووسی و مەشخەڵی ئاگری لەدەستی کاوە گرت و نیشانی تەواوی جیهانی دا. ئەم ئاگرە، ئاگری ئازادییە. شەهیدانی نەورۆز، گیانێکی نوێیان بە مێژوو بەخشی و گەلی کورد و گەنجانی کوردیان وشیار کردەوە. ئاگری نەورۆز پەیامی تێکۆشانێکی هەمیشەیی و بەرفراوانی لە بەرامبەر زووحاکەکان بۆ ئێمە هێنا، ئەوەیکە بۆ ئازادی هەوڵ بدەین و لە تێکۆشانی ئازادیخوازی دا رۆڵمان هەبێت و بزانین کە هێندێک جار ئاگری نەورۆز بە جەستەی ئێمە هەڵکراوە و شەهیدان ئەم رەستانەیان هێناوەتە سەر زمان:" بەرخۆدان، ژیانە." و " هەر کەس ئەو ئاگرەی ئێمە بە جەستەمان هەڵمان کردووە، بکوژێنێتەوە؛ خائینە."


کۆمەڵکوژی، زیندانی کردن، ئەشکەنجە کردن، هیچ یەک لەم کردەوانە نەیانتوانی پێش لە گڕگرتنی ئاگری نەورۆز بگرن و لە دواییدا نەورۆزیان کرد بە جێژنێکی نیزامی و دەوڵەتی.


زووحاکەکانی ئەمڕۆکە لە مەهاباد، قامیشلۆ، عامودێ، هەولێر، جزیر، نسێبین، گەلیێ زیلان، دێرسیم و بە ئەنفال و ... ویستیان کە ئیرادە و تێکۆشانی کورد تێکبشکێنن و لەناوی ببەن بەڵام، سەرکەوتوو نەبوون و تێکۆشان گەیشت بە سەرکەوتن و بە هەزاران ساڵە کە ئاگری خۆڕاگری، تێکۆشان و ئازادی نەورۆز هەر دەچێت گەشتر دەبێت.


هەرچەندە کە نەورۆز بە خۆڕاگری و تێکۆشان ناسراوە بەڵام لە لایەکی ترەوە نەورۆز مژدەهێنەری بەهاری رەنگینە، نوێ بوونەوەی سروشتە، نوێ بوونەوەی مرۆڤایەتییە و هەستی بژۆنی بەهێزتر دەکات. دەتوانی هەست بە جوانی خاک و مەڵبەند بکەی. هەرچەندە ژیان بە دەرد و رەنجەوە بەڕێوە چووبێت، بە هاتنی نەورۆز، مژدەی بەهار، بە هاتنی بەهار، مژدەی پەیوەندی نێوانی سروشت و مرۆڤ دەستپێدەکات.


گەلی کورد و تەواوی دونیا بە تێکۆشانی ئازادیخوازانەی خۆیان بوون بە هۆکاری خوڵقاندنی نەورۆز. ئاگری نەورۆز لە بەرامبەر دەسەڵاتخوازی، دزی و خەیانەت هەڵکراوە. هەڵکردنی ئەویش نیشاندەری خۆڕاگری و سەرکەوتن و ئازادییە.


نەورۆز خۆڕاگری، تێکۆشان، هەبوون و ئازادییە.


رێبەر ئاپۆ وتیان:" بە هەبوونی PKK نەورۆز زیاتر لە هەر کاتێک جوانترە و نیشانەی هیوایە."


 



   www.kjar.online




🆔 @GozarDemocratic
🔹بیانیه‌ی ک.ج.ک در خصوص ممنوعیت عبور و مرور در مرزهای قراردادی کوردستان

🔻ک.ج.ک: "به هیچ عنوان اجازه ورود به افراد از مرزها به شیوه قاچاخ داده نخواهد شد. برای نیل به موفقیت از خلقمان می‌خواهیم که با نیروهای گریلا همکاری کنند و در هر نقطه‌ای از مرزها که پدیده‌ی قاچاخ انسان و یا اجناس وجود دارد یگان‌های گریلا را مطلع نمایند."

بیشتر بخوانید...

🌍 https://bit.ly/3dgcfDA
#زیلان_وژین: حل مسئله کورد در روژهلات کوردستان جزو اولویت فعالیت‌ها و هدف بنیادین ماست



وژین: ما به عنوان حزب، همواره قدرت خود را از خلق گرفته‌ایم و با اراده‌ای مستقل مبارزه برای کوردستان آزاد و دمکراتیک را به پیش برده‌ایم. خلقمان خواستار وحدت هستند. ما همچنین وضعیت پراکنده احزاب کورد را برای آینده خلق کورد خطرناک می‌دانیم.


🆔
@GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
#زیلان_وژین: حل مسئله کورد در روژهلات کوردستان جزو اولویت فعالیت‌ها و هدف بنیادین ماست وژین: ما به عنوان حزب، همواره قدرت خود را از خلق گرفته‌ایم و با اراده‌ای مستقل مبارزه برای کوردستان آزاد و دمکراتیک را به پیش برده‌ایم. خلقمان خواستار وحدت هستند. ما…
#زیلان_وژین: حل مسئله کورد در روژهلات کوردستان جزو اولویت فعالیت‌ها و هدف بنیادین ماست



وژین: ما به عنوان حزب، همواره قدرت خود را از خلق گرفته‌ایم و با اراده‌ای مستقل مبارزه برای کوردستان آزاد و دمکراتیک را به پیش برده‌ایم. خلقمان خواستار وحدت هستند. ما همچنین وضعیت پراکنده احزاب کورد را برای آینده خلق کورد خطرناک می‌دانیم.



 

زیلان وژین در گفتگویی اختصاصی با خبرگزاری فرات نیوز ضمن تحلیل وضعیت روژهلات کوردستان و ایران، از زنان به عنوان نیروی راستین دستیابی به دمکراسی و تحول‌سازترین قشر اجتماعی نام برد. زیلان در این گفتگو با تاکید بر لزوم اتحاد ملی در میان صفوف خلق کورد اظهارا داشت:"مناسب‌ترین، علمی و صحیح‌ترین شیوه‌ای که ما می‌توانیم بر مبنای آن آزادی و دمکراسی را تضمین کنیم، رهایی خلقمان از وضعیت تحت اشغال ملت- دولت ایران و فراهم نمودن یک زندگی شرافتمند و آزاد است. مبارزه ما بر این اصول بنیان نهاده شده است."


خبرگزاری فرات: از بدو ظهور جنبش آزادیخواهی خلق کورد در باکور کوردستان، مسئله دمکراسی و زنان در مبارزات خلق کورد با نظریات رهبری عجین شده است. طی سالهای اخیر نیز بسیار مشاهده کرده‌ایم که هم در حوزه سیاسی و هم نظریه پردازی سیاسی،بر نقش زنان در انقلاب آینده ایران بسیار تاکید کرده‌اند. شما به عنوان رئیس مشترک پژاک، رابطه بین حیات آزاد کوردستان، نقش زنان و آینده کوردستان و ایران را چگونه ارزیابی می‌کنید؟


زیلان وژین: در واقع با نگاهی عمیق به رویدادهای اخیر ریشه رویدادهای کنونی را بهتر می‌توان درک کرد. با نگاهی به یک رویداد و درک آن مسئله، می‌توان به نقطه آغازین آن اندیشیده و ریشه مشکلات را پیگیری کرد. در مورد مسئله زن و مشکلات آنان در فرایند سیاسی نیز باید با چنین نگاهی با مسئله برخورد کنیم. در همین راستا است که رهبر آپو جامع‌ترین رویکرد را به عنوان تعریف روش برخورد با مسئله زن دنبال می‌کند. یعنی رهبر آپو مسئله دمکراسی را در درجه اول به مسئله زنان پیوند می‌زند.


کاملاً مشخص است که مبنای رویکرد وی در پرداختن به مسئله زنان و به ویژه با موضوع نوع رابطه زن و مرد گره می‌خورد. رهبر آپو با این گفته که «تا زنان به آزادی دست نیابند، جامعه بدون تردید به آزادی نخواهد رسید»، بازتاب دهنده رویکرد وی به مسئله زن و دمکراسی است. در درجه نخست پایه و اساس تمامی مشکلات در وجود نابرابری، طبقه، اختلافات و در گام دوم محدود کردن زنان به چهار دیواری خانه و عدم اجازه زنان برای مشارکت در حوزه عمومی و تلاش برای ناآگاهی و عدم دستیابی زنان شناخت به زنان دیده می‌شود و این موارد تا به امروز مشکلات را عمیق‌تر کرده است. در فقدان حضور زنان در جامعه، دمکراسی نیز در اینجا بی‌معنا و بی‌اساس خواهد شد. در تاریخ نهضت آزادیبخش خلق کورد، و در فلسفه رهبر آپو تلاش برای آزادی زن کورد در صدر ایجاد راه حل برای تمامی مشکلات بوده است. به همین دلیل، مسئله کورد و کوردستان با مسئله زن پیوند خورده است. این مورد مسئله‌ای نیست که ما فقط در مورد آن صحبت کنیم، زبان، پارادایم و استراتژی مبارزه ما برای آزادی و دمکراسی ملی مبتنی بر آزادی زنان است.


البته مسئله زنان فقط مسئله‌ای روزمره نیست، بلکه دارای جنبه‌های تاریخی، عقیدتی، اجتماعی و سیاسی، اقتصادی و فرهنگی نیز است. یعنی مسئله‌ای است که در تمامی حوزه‌های کار و زندگی حضور داشته و از نقشی اساسی برخوردار است.


زنان در انقلاب‌های بزرگ جهانی مانند انقلاب فرانسه، انقلاب اکتبر، انقلاب ایران و اخیراً انقلاب روژآوا  با هدف دستیابی به دمکراسی و آزادی در جایگاهی پیشاهنگ برای دستیابی به دموکراسی نقشی سترگ ایفا کرده‌اند. اما انقلاب‌هایی که الگوی برابری را برای خود مبنا قرار ندادند و مسئله زنان را بررسی نکردند، قادر به استقرار دمکراسی واقعی نگشته‌اند؛ و در نهایت در فراگشت خود به ضد انقلاب مبدل شده‌اند. انقلاب ۵۷ خلق‌های ایران بازتاب دهنده این واقعیت است. اما در سالهای اخیر، شاهد شتاب سریع و قدرت‌گیری مبارزات زنان در ایران هستیم. به همین دلیل بدون هیچ تردیدی زنان در تاریخ انقلاب ایران، نقش پیشاهنگی را برعهده خواهند گرفت و این موضوعی است که در تحول بنیادین ایران مشاهده می‌شود.


زندگی آزاد بر پایه اصول دموکراسی، سوسیالیسم، برابری و آزادی بنا شده است. زنان نسبت به چنین مفاهیمی نزدیکی و همدلی بیشتری دارند. زنان اصولا هرگز برده‌داری را قبول نداشته‌اند. زنان همواره زندگی مشترک و برابری بر مبنای عقل و روح را برای خود مبنا قرار داده‌اند. اگر در سیستم مردسالاری همچنان می‌توان ارزش‌های جامعه را حفظ نمود، به دلیل نوع ارتباط زن با حقیقت زندگی و آزادی است. زنان در مسیر انقلاب و مبارزه مبارزات فراوانی را انجام داده‌اند، اما هرگز یک گام به پس نگذارده‌اند. اصرار و تمایل زنان به پیگیری حیات آزاد و دمکراتیک همواره عمیق و پررنگ بوده است. این امر همچن
گذار دموکراتیک
#زیلان_وژین: حل مسئله کورد در روژهلات کوردستان جزو اولویت فعالیت‌ها و هدف بنیادین ماست وژین: ما به عنوان حزب، همواره قدرت خود را از خلق گرفته‌ایم و با اراده‌ای مستقل مبارزه برای کوردستان آزاد و دمکراتیک را به پیش برده‌ایم. خلقمان خواستار وحدت هستند. ما…
ین راه را برای ایجاد تغییرات اساسی دمکراتیک در همه جوامع به ویژه در خلیج و روژهلات کوردستان هموار خواهد کرد.


بدون اینکه از پاسخ شما دور شویم، با توجه به نظریات پست مدرنیستی از زنان، زنان جنسیت متمایز و در نتیجه جهان متمایزی با مردان دارند، جنبش آزادیخواهی خلق کورد با مسئله جنسیت، آموزش زنان در صفوف مبارزه و نگاههای متمایز زنان به جهان و انقلاب چگونه برخورد کرده و چگونه تلاش می‌کند تا عقل مردانه را در عرصه سیاست تعدیل نموده یا با انقلابی در برابر آن، نوع دیگری از سیاست‌ورزی زنانه را معرفی کند؟


- وقتی در مورد تغییر صحبت می‌کنیم هدف صرفا تغییر شماتیک و مکانیکی سیستم نیست. چنین تغییری در هیچ زمینه دیگری رخ نخواهد داد، مگر اینکه ناشی از تغییر در ذهنیت و استدلال باشد که در آن رویکردهای ضددمکراتیک و ضد آزادی و جنسیت‌محور منتقل نشود. جهانی که توسط ذهن انسان ایجاد شده است و همه چیز مطابق با آن اداره می‌شود منشأ این مشکلات است. برای ایستادگی در برابر این سیستم و ذهنیت، باید در هر سطح و در هر زمینه‌ای سطح معرفت‌شناسی را ارتقا داد. زنان کورد از طریق تحولات ذهنی و روحی به مرحله مهمی در مبارزه دست یافته‌اند. ده‌ها سال است که جنبش آزادی زنان در کوردستان خود را بر اساس میهن‌دوستی در سرزمین خویش احیا کرده است.


اگر از جنبه‌ی مدیریتی و سیاسی به مسئله نگاه کنیم مشاهده می‌کنیم که در نتیجه حاکمیت ذهنیت مردسالار امر سیاست از دست جامعه خارج شده است و حتی برای منافع حاکمیت علیه جامعه مورد استفاده قرار گرفته است. در این چارچوب فرصت اظهار وجود به برخی از زنان با ذهنیت مردسالاری داده می‌شود و البته از آنان استفاده می‌کنند. اینگونه زنی که با ذهنیت مردسالاری رفتار کند و به عنوان پیشاهنگ، سیاستمدار، نماینده مجلس، دیپلمات و غیره در دولت و سیستم اقتدارگر جای گرفته باشد هیچ تفاوتی با زنی که در چاردیواری محبوس شده است ندارد. حتی می‌توان گفت نمونه اخیر بیشتر از جوهر خویش بیگانه شده و در وضعیت اسفناکتری بسر می‌برد. زیرا چنین فردی با ذهنیت مرد می‌زید و تحت هیچ شرایطی نخواهد توانست آلام زنان را درک کند. همچنین از ارائه راهکاری صحیح برای حل مشکلات عاجز است. زیرا عرصه سیاسی کنونی از سوی ذهنیت مردسالار که مبتنی بر نابرابری، غصب و حاکمیت است ایجاد شده است. زنان در چنین عرصه‌ای نخواهند توانست پا را از مرزهای آن فراتر نهند. از اینرو زنان لازم است با جوهر خویش به سیاست‌ورزی بپردازند و امر سیاست را به امری اجتماعی و عرصه سیاست جامعه مبدل کنند که در آن مسائل و بحران‌های تمامی جوامع در تمامی زمینه‌ها حل شوند.


یادآور می‌شوم که به استثنای جنبش آزادیخواهی كوردستان كه برخوردار از دیدگاهی دمکراتیک به سیاست و اجتماع است، سیاست جهانی بر مبنای سلطه و قدرت ذهنیت مردسالار استوار است. سیاست را به صحنه جنگ، ویرانی، اشغالگری، قتل عام، تاراج، نقض ارزش‌های جامعه و به اسارت گرفتن زنان مبدل کرده‌اند. اگر در این زمینه تغییری ایجاد نشود و زنان عقاید و اراده خود را به اشتراک نگذارند، این حوزه را نمی‌توان به عنوان یک زمینه سیاسی توصیف کرد. بنابراین، ما به دنبال اهمیت سیاست دمکراتیک، عاری از مرزهای قدرت و سرمایه جامعه خودمان و برای جامعه به عنوان یک نقطه بسیار مهم آزادی هستیم.


انقلاب روژآوا و تغییراتی که در قرارداد اجتماعی روژآوا در رابطه با زنان و به نفع آنان ایجاد شد، ریاست مشترک زنان در کلیه مناصب مدیریتی و اجرایی و حضور واقعی زنان در تمامی امور، بازتاب دهنده مدلی از کنفدرالیسم دمکراتیک و ملت دمکراتیک است که در اندیشه‌های رهبری به آن اشاره شده است. این تجارب آیا می‌توانند در زمینه اجتماعی و سیاسی روژهلات کوردستان و ایران نیز قابلیت اجرایی به خود بگیرند؟ چه مکانیزم‌هایی برای تحقق آن در نظر گرفته‌اید؟





🆔 @GozarDemocratic
⬇️⬇️⬇️
⬆️⬆️⬆️

- برای اولین بار سیستم ریاست مشترک در باکور کوردستان با توصیه و پروژه رهبر آپو مطرح و گسترش یافت. به طور کلی باکور کوردستان بر اساس به محک گذاردن پروژه‌های رهبری نقش مهمی را در مبارزه برای آزادی زنان داشته و به الگویی برای همه بخش‌های کوردستان تبدیل شده است. این اولین تجربه در سیستم ریاست مشترک بود که تأثیر بسیار مثبتی از خود برجای گذشته و شور و شوق فراوانی نیز به وجود آورد. پروژه ریاست مشترک اقدامی ایدئولوژیک، سیاسی و اجتماعی در مقابل سیستم اقتدار است. روژآوا نیز شاهد انقلابی است که می‌تواند منجر به پیشرفت تمامی زنان در قرن بیست‌و‌یکم باشد . زنان قرارداد اجتماعی دمکراتیک و قرارداد اجتماعی زنان را مطرح کردند. این مبنایی برای نحوه و چگونگی مشارکت زنان باید در مبارزات اجتماعی و نوع برخورد با آن بود.


زنان در روژآوا و به طور کلی در شمال-شرق سوریه، پیشگامان نظام کنفدرالیسم دمکراتیک شدند و سازمان‌های خودمدیریتی خویش را تأسیس کردند. همچنین سازمانهای مشابهی از کنفدرالیسم دمکراتیک در سایر مناطق کوردستان وجود دارد. در روژهلات کوردستان، سیستم کنفدرالیسم زنان در سال ۲۰۱۴ با نام کژار تأسیس شد. کژار در راستای تلاش برای آزادی روژهلات فعالیت می‌نماید. علی‌رغم تجارب اخذ شده از جنبش‌ آزادیخواه کردستان، کژار با تلاش و کوششهای مداوم خود در زمینه‌های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، ارتباطی، دیپلماتیک، آموزش و دفاع، تأثیر مثبتی بر همه زنان کورد و ایرانی داشته است. کژار خود را به عنوان هویت عقیدتی و سیاسی زنان در روژهلات کوردستان سامان داده است. با توسعه سیستم دمکراتیک کنفدرالیسم زنان، می‌توان گفت که این سیستم تنها گزینه جایگزین برای حل مشکلات زنان ایرانی است. از آنجایی که سیستم دمکراتیک زنان امروز تمامی زنان را در روژآوا و سوریه در برگرفته است، در روژهلات کوردستان و ایران نیز کژار تمامی زنان را با همان فرصت و ذهنیت‌ پذیرفته و می‌تواند متناسب با واقعیت جامعه کوردستان، جوامع دیگر ساکن در ایران و در کل جوامع شرقی شمولیت خود را نشان دهد. در هرحال کژار در روژهلات کوردستان و ایران زمینه مبارزاتی خود را داشته و صیانت از اتوریته‌ی اجتماعی زن و صاحب‌مندی از محیط‌زیست را وظیفه خود می‌داند. در این راستا ما با تلاش خود برای رسیدن به انقلاب رهایی زنان تلاش کرده‌ایم.


تصاویر زنان از انقلاب روژآوا بخش بزرگی از تجربه مهم زنانگی در این بخش از کوردستان را بازنمایی می‌کند. اما برخی از فمینیست‌ها این انقلاب و این تصویرپردازی از زنان را نقد کرده و بر این باور هستند که جنگ امری مردانه است و مشارکت زنان در امر مردانه، در نهایت به بازتولید مردانگی و عقل مردانه می‌انجامد. از نقطه نظر فلسفه جنبش آزادیخواهی خلق کورد، چه پاسخی به این نقدها می‌توان ارائه کرد؟


- وقتی جامعه و تلاش برای زندگی به شیوه‌ای گسسته مد نظر قرار گیرد، جامعه و زنان به طور جداگانه مشاهده شوند، واقعیت اجتماعی و زنان از هم می‌گسلند، چنین رویکردهایی واقعیت‌ها را منحرف می‌کنند و در اصل یک رویکرد نئو‌لیبرالیستی محسوب می‌شود. این نوع شناخت مختص سیستم حاکم مردسالار است. از طرف دیگر می‌دانیم در جایی که هیچ‌گونه حمایتی از زنان و جامعه در جریان نیست، زنان در معرض محکومیت و انقیاد و ظلم و ستم قرار دارند، در چنین شرایطی سیستم استبدادی با تمامی توان خود حمله‌ور می‌شود، برای حملات خود از ارتش و نظامیان استفاده می‌کند، در این صورت چگونه می‌توان عرصه دفاع مشروع را خالی کرد؟ در عوض اینکه به ارتشی‌ شدن مبارزات زنان در این برهه به عنوان مقدسترین گام‌ها مورد ارزیابی قرار گیرد، رویکردهای لیبرالیستی [که در جنگ ایدئولوژیک علیه جامعه و زنان شریک شده‌اند] خواهان محروم نمودن زنان و جامعه از این پتانسیل هستند. نگاه کنید به جوامع و زنانی که علیه اشغالگری،  غصب و قتلعام بپا خواسته‌اند، حاکمان این مبارزه برحق و مشروع را «تروریسم» نامگذاری می‌کنند. این یک جنگ ایدئولوژیک بوده و بسیار مخاطره آمیز است. تا زمانیکه زنان و جامعه به دفاع از خویش برنخیزند موجودیت آنان با خطر نابودی همراه است. بنابراین لازم است عرصه دفاع مشروع را بسیار نیرومند کرد. تشکیل ارتش زنان پیشرفتی بسیار عظیم در حیات بوده و ضربه‌ی مرگباری بر سیستم حاکمیت مردسالار و نظامیان آن است. بدون شک تشکل زنان در ارتشی مختص به خود مبتنی بر ارزش‌های اجتماعی است و نه بر ذهنیت اشغالگرای، غصب و سرکوب. این امر شریان زندگی و خودبودن است. از اینرو لازم است آنانی که این روند را مورد انتقاد قرار می‌دهند و از جمله به دارندگان افکار لیبرال که چاکران حاکمیت ذهنیت مردسالار هستند خود را مورد ارزیابی مجدد قرار دهند و سپس با نگرشی صحیح از ارتشی شدن زنان حمایت نموده آنرا مقدس و حیاتی ببیند. وقتی داعش به زنان حمله می‌کرد، آیا ما زنان نباید اسلحه به دست می‌گرفتیم؟ از خود دفاع نمی‌کردیم؟ دست
روی دست گذاشتن به قتلعام ما و جامعه‌مان می‌انجامید. هنگامی که دولت‌های اشغالگر ترکیه و ایران دست به اعدام، کشتار و زندانی نمودن زنان می‌زنند، ما نمی‌توانیم مبارزه مسلحانه و دفاع مشروع را کنار بگذاریم؛ بالعکس ضروریست ارتش زنان را از لحاظ کمیت و کیفیت ارتقا داده و نیرومند کنیم.


هیچ یک از زنان کورد بدون دلیل و بلاسبب اسلحه در دست نگرفته و نمی‌جنگند. برای پیروی از مرد یا دنباله‌روی وی اسلحه بدست نگرفته‌اند. مبنای ارتشی شدن زن در کوردستان متکی بر فلسفه و ایدئولوژی آزادی زن است. رهبر آپو ارتش زنان را به عنوان سلاحی ایدئولوژیک در مقابله با واقعیت مردسالار و ارتش مردسالاری که زن و جامعه را قتلعام می‌کند تشکیل داد. واقعیت هیچ جامعه‌ای مثل واقعیت جامعه و زنان کورد نیست. کوردستان سرزمینی است که نیروهای اشغالگر روزانه در آن به قتلعام دست می‌زنند. مهمتر از همه، وظیفه ما زنان اینست که بتوانیم خود را به جایگاهی ارتقا دهیم که بتوانیم از کشور و سرزمینمان دفاع کنیم. اولین معیار ارتشی شدن و حزب شدن زنان کورد وطن‌دوستی است. به همین دلیل وظیفه ما حمایت از سرزمینمان و میهنمان است.


دقت کنید، زنان هر روز کشته می‌شوند، بی‌خانمان می‌شوند. هیچ کس پاسخگوی قتل زنان و تجاوز و تعدی به آنان نیست. به همین دلیل زنان حق دارند به هر قیمتی از موجودیت خود محافظت کنند. در سراسر جهان زنان باید از حق دفاع از خود، برای محافظت از خود و پیوستن به ارتش زنان به عنوان یک فرصت عالی و امکانی مهم برای دست‌یابی به آزادی برخوردار شوند.





🆔 @GozarDemocratic
⬇️⬇️⬇️
⬆️⬆️⬆️



از زاویه دیگری به این مسئله اشاره می‌کنیم؛ مشکلات زنان کوردستان و ایران در عین برخورداری از زمینه‌های مشترک، تمایزهایی نیز با یکدیگر دارد. در کوردستان مشکلات زنان علاوه بر مسائل مردسالارانه، حجاب اجباری، مسئله معیشت، خودسوزی و ... با مسئله هویت زنانگی و هویت ملی کوردی نیز ارتباط دارد. پژاک برای حل این مسائل و مشکلات آیا صرفا به یک راهکار کلی برای حل این مشکلات توجه دارد یا تلاش می‌کند بر اساس تفاوت‌ها در زمینه‌های مختلف جغرافیایی این مشکلات را حل کند؟


- برخی از مسائل و مشکلات زنان در کل دنیا یکپارچه و بهم پیوسته است. تمامی مسائل را می‌توان ناشی از ذهنیت مردسالار و سیستم اشغالگر ایجاد شده توسط آن دانست. به همین دلیل، ما تمامی زنان کم و بیش با چنین وضعیتی روبرو هستیم. یعنی اگر در ظاهر نرمش‌هایی هم دیده شود اما در سرتاسر جهان با همین نگرش طرفیم. بدیهی است در مناطقی که شیوه حاکمیت مردسالارانه را بزک می‌کنند وضعیت زنان بسیار پیچیده‌تر است، زیرا فریب، مکر و دروغ بیشتری رواج دارد و این امر تأثیری منفی بر مبارزه‌ی رادیکال بر جای می‌گذارد. اما شرایط خود و ویژه هر جامعه، هویت‌های اتنیکی، آیینی و فرهنگی نیز برای زنان مسائل جداگانه‌ای را به همراه دارد. زنان در خاورمیانه به دلیل اعمال دولت – ملت‌های مستبد، همچنین به سبب دگماتیسم عمیقی که در این بخش وجود دارد در شرایطی بسیار طاقت‌فرسا قرار دارند. بویژه در ایران و روژهلات کوردستان مسئله زنان بسیار ژرف است. ما زنان کورد هم برای هویت ملی خویش و آزادی میهنمان مبارزه می‌کنیم و هم برای صیانت از هویت جنسیتی خود تلاش می‌نماییم. بنیان مبارزه ما بر این اساس شکل گرفته است.


البته وضعیت نه تنها در کشورها، بلکه در هر منطقه، هر شهر و روستا نیز تفاوتها و تمایزهایی با دیگر مناطق دارد. به عنوان مثال، در بعضی از مناطق مشکل ختنه‌کردن زنان وجود دارد، در بعضی از مناطق زنان تحت فشارهای اقتصادی شدید قرار دارند، وضعیت زنان عرب و بلوچ با وضعیت زنان فارس یا آذری متمایز است، باید در درجه اول این تفاوت‌ها را مد نظر قرار داد. در این راستا ، ما طرحهای پژوهشی در دست اجرا داشته و هم چشم انداز مبارزه و دستیابی به راه حل را نیز در افق سیاسی خود ترسیم می‌کنیم. مبارزه پژاک با توجه به این مسائل شکل گرفته است. مهمتر اینکه در تلاش هستیم جبهه‌ای متحد را برای زنان ساکن ایران و روژهلات کوردستان تشکیل دهیم  و همه زنان را در این جبهه پیرامون مبارزه آزادی و انقلاب زن گردهم آوریم. به موازات آن نیز با توجه به خودویژگی‌های مناطق موضع خویش را نشان می‌دهیم.


اجازه بدهید وارد موضوع دیگری شویم؛ تحولات در خاورمیانه و خصوصا ایران سرعت بیشتری به خود گرفته است. پژاک سمت و سوی کلی این تحولات را چگونه ارزیابی می‌کند؟


- اگر روند فعلی به درستی مورد ارزیابی و بررسی قرار گیرد، به نظر می‌رسد که در آغاز قرن بیست و یکم، شانس انقلاب دیگری برای خلقمان در کوردستان، خلق‌های ساکن در ایران و خاورمیانه پدید آمده باشد. نگرش‌ها در حال تغییر است و بحران‌های جدی خود را به رخ می‌کشند. بحران‌های مشروعیت و نا‌کارآمدی چنان عمق یافته‌اند که در این میان اگر مردم با تلاشهای خود، با قدرت سازمان یافته خود حرکت کنند می‌توانند یک انقلاب اساسی دمکراتیک را رقم زنند. سیستم سرمایه‌داری در منطقه و جهان برای گذار از بحران فعلی، وارد خاورمیانه شده و در این منطقه با پروژه و طرح‌هایی مبتنی بر منافع خویش در تلاش تداوم اشغالگری و استعمار است. از سوی دیگر سیستم اقتدارگر محافظه‌کار نیز برای تداوم حیات خویش در تلاش است. اما اساساً مبارزه اصلی از سوی خلق‌ها در جریان است. لازم است که خلق هر دو سیستم را به عنوان چاره‌ ساز بحران‌ها ننگرند و برای برساخت سیستم خویش مدل خودمدیریتی کنفدراسیون تلاش کنند. به مرور زمان در این زمینه گام‌های قابل توجهی دیده می‌شوند و بنظر می‌رسد که با تداوم جنگ اگر ما به عنوان خلق‌های خاورمیانه با مد نظر قراردادن دستورالعمل‌ها و پروژه‌های واقعی رفتار کنیم، دوره‌ی نوینی برای خلق‌ها رقم می‌خورد.


تجربه خلقمان و احزاب کوردی در فردای انقلاب ۱۹۷۹ در ایران شاهد پراکندگی، خصومت و دشمنی این احزاب با یکدیگر و هدر رفتن انرژی و نیرو بوده است. اکنون در باکور کوردستان و روژآوا اراده مصممی برای دستیابی به اتحاد کوردها در جریان است. پژاک در نظر ندارد در این رابطه گامهای قاطع و مهمی بردارد؟ در این خصوص و با فرض خلا حکومت مرکزی، چه در صورت وقوع یک انقلاب یا در هر صورت دیگری، پژاک برای نشان دادن ارادهای مستقل از خلقمان در کوردستان در مقابل مرکز و قدرتهای مرکز چه راهکارهایی را پیش روی دارد؟ چه راهکارهایی را پیش روی خلقمان در روژهلات و احزاب روژهلات قرار می‌دهد؟


- در شرایط فعلی ایران، سازمان‌های سیاسی روژهلات با خطرناکترین وضعیت روبرو هستند. در صورت تداوم چنین روی
ه‌ای احزاب و سازمانهای سیاسی به دلیل پراکندگی، قادر به پاسخگویی به نیازهای خلقمان در روژهلات نخواهند بود. این سیاست، سیاستی است که تمامی دشمنان خلق کورد برای ایجاد شکاف در میان ملت کورد به آن دست زده‌اند تا اجازه ایجاد وحدت ملی را فراهم ننمایند. این سیاست مبتنی بر قرار دادن خلق کورد در مقابل یکدیگر است. این سیاست به طور سیستماتیک توسط حکومت‌های عثمانی و قاجار در سده‌های ۱۹ و ۲۰ پیروی شد و در سیاست انگلستان به اوج خود رسید. از این طریق آنها می‌خواستند کوردها را به تسلیم شدن واداشته و کوردستان را تحت کنترل خود بگیرند. کوردهایی که گام در راه آزادی گذاشتند مورد قتلعام و نسل‌كشی قرار گرفتند. حتی در دوران انقلاب ایران، خلق کورد هیچ پروژه واقعی برای آینده و ترسیم افق‌های سیاسی کوردستان نداشت.


کنگره ملی کوردستان (ک.ن.ک) سالهاست که در راستای دست‌یابی به اتحاد خلق کورد کارهای گسترده‌ای را انجام داده است. با این وجود هنوز سازمان‌ها و احزاب کورد هیچ دیدگاه مشترکی درباره آینده کوردستان ندارند. چنین مسئله‌ای بر تمام سیاست‌های کوردها تاثیر گذار است. نیروهای کورد در برخی از مسائل اساسی نتوانسته‌اند به پاسخی شایسته برای آینده کوردها دست یافته و نقشی اساسی ایفا کنند. این گفته «کرم از خود درخت است» واقعیت سیاست داخلی كوردستان را نشان می‌دهد. سال گذشته اتحاد بین نیروهای کورد در باکور و روژاوای کوردستان شکل گرفت. این نیز تأثیر مثبتی داشته است. زیرا وحدت کوردها است به تضعیف دشمنان آنان می‌انجامد. اما تفرقه و جدایی کوردها بزرگترین منبع مورد استفاده دشمنان آنها و سبب حمله آنان است.


به عنوان پژاک، بدون وقفه تلاش کرده‌ایم تا وحدت میان سازمان‌ها و احزاب خلق کورد را در روژهلات کوردستان فراهم نموده و بخشی از وحدت ملی باشیم. ما معتقدیم که سیاست اتحاد ملی در میان ملت کورد خطر حمله و اشغال کوردستان را از میان برمی‌دارد. ما به عنوان حزب، همواره قدرت خود را از خلق گرفته‌ایم و با اراده‌ای مستقل مبارزه برای کوردستان آزاد و دمکراتیک را به پیش برده‌ایم. خلقمان خواستار وحدت هستند. ما همچنین وضعیت پراکنده احزاب کورد را برای آینده خلق کورد خطرناک می‌دانیم. به همین دلیل، در برخی از زمینه‌ها مانند ابعاد نظامی و دیپلماتیک، نیاز به اشتراک نظر را الزامی می‌دانیم. ما به عنوان یکی از احزاب روژهلات کوردستان خواهان درپیش گرفتن اتحاد ملی و تبدیل شدن به قدرتی پیشاهنگ در روژهلات کوردستان هستیم. ما [نیروهای کورد روژهلات] باید از انرژی خویش برای تضعیف دشمن و نه در راستای تضعیف یکدیگر استفاده کنیم،  باید دشمن را تضعیف کنیم و از آن استفاده کنیم. تا زمانی که رویکرد و سیاست فردی یا خانوادگی -قبیله‌ای از میان نرود، نمی‌توان به چنین امری مهمی دست یافت. ما نباید سیاست ملی را قربانی نگرش‌های فردی و حزبی کنیم.


همچون پژاک از بدو تأسیس تاکنون تلاش در این راستا را پیگیری کرده‌ایم. نه تنها با احزاب و گروه‌ها بلکه پروژه‌ها و کمپین‌هایی را با هدف فعالیت ملی مشترک به انجام رسانده‌ایم. ما همچنین با طیف‌های متفاوت جامعه فعالیت‌ها و اقدامات مشترکی را به پیش می‌بریم و در تلاشیم تا سازمان‌ها، شخصیت‌ها، هنرمندان و نهادها را سازماندهی کنیم. در هفته‌های اخیر کنفرانس مشاوره ملی را برگزار کردیم و این فعالیت‌ را گسترده‌تر نیز خواهیم کرد. زیرا لازم است نظرات و انتقادات مردم، در نشست‌های رسمی طرح شوند و هر کس سهم خود را در آن مسائل و چگونگی گذار از آن‌ها درک کند. ما پیشتر فعالیت‌های نتیجه‌ بخشی را به انجام رسانده‌ایم و از این پس نیز با رویکردهای جداگانه‌ای مبارزه را به پیش می‌بریم.


منتقدان پژاک، با رویکردهای مختلفی از دستور کار خارج شدن تاسیس دولت کوردی را با عناوین مختلفی تخطئه و مورد انتقاد قرار می دهند و از این زاویه هجمه‌های فراوانی بر شما وارد می‌گردد. اما از سوی دیگر در مقطع کنونی حتی برخی از داعیه‌دارترین احزاب کوردی، نه تنها این مسئله را در نظر ندارند، بلکه به راحتی با سیاستهای اشغالگران کوردستان نیز همراه شده‌اند. پژاک بین کوردستانی بودن، هویت کوردی و ایران و ایرانی‌بودن چه رابطه‌ای را برقرار می‌کند؟
- ما اهداف، استراتژی‌ها و پارادایم‌های مبارزاتی خود را در برنامه حزبیمان به وضوح بیان کرده‌ایم و نشان داده‌ایم که برای ما حل مسئله کورد در روژهلات کوردستان اولویت فعالیت‌ها و هدف بنیادین ماست. مناسب‌ترین، علمی و صحیح‌ترین شیوه‌ای که ما می‌توانیم بر مبنای آن آزادی و دمکراسی را تضمین کنیم، رهایی خلقمان از وضعیت تحت اشغال ملت- دولت ایران و فراهم نمودن یک زندگی شرافتمند و آزاد است. مبارزه ما بر این اصول بنیان نهاده شده است. در سده بیستم، الگوی ملت – دولت را برای حل مسائل ملت‌ها نشان دادند و تقریبا اغلب ملت‌ها از این مدل استفاده کردند. اما قرن بیستم به مرحله‌ی جنگهای بی پایان، نسل کشی، تجاوز ، تاراج و اشغالگری مبدل شد. علاوه بر این تمام زمینه‌های مادی و اخلاقی جامعه غصب گردید. ما باید این واقعیت‌ها را مد نظر داشته باشیم. در غیر اینصورت، با در پیش گرفتن رویکردی صرفا ناسیونالیستی و شوونیستی مرحله‌ای تازه از نسل‌کشی و فلاکت را با خود به همراه خواهد داشت. ما الگوی ملت-دولت را متعلق به جامعه، زنان و طیف‌های اجتماعی نمی‌دانیم. این مدل بیشترین زیان را بر خلق‌ها تحمیل می‌کند. بنابراین لزومی ندارد روی این مدل پافشاری کنیم. ما در مقابل این پروژه پروژه‌ای کاملا واضح و صحیح را مبنای مبارزه قرار می‌دهیم که آن را کنفدرالیسم دمکراتیک می‌نامیم. کنفدرالیسم دمکراتیک به ما امکان می‌دهد که راه‌حل‌هایی را برای حل مشکلات جامعه و همچنین هویت‌های فرهنگی، آیینی و جنسیتی در همه زمینه‌ها ارائه دهیم. ملت-دولت به معنای جنگ، رقابت، نسل کشی، اشغال، غارت، استعمار، بیکاری و برده‌داری است. اما کنفدرالیسم دمکراتیک به معنای صلح اجتماعی، برابری، وحدت، کمونیالیسم یا اجتماع گرایی، آزادی جنسیتی، اقتصاد مبتنی بر محیط زیست است.


تلاش‌های صورت گرفته برای دستیابی به ملت – دولت در روژهلات کوردستان راه را بر نسل‌کشی و وضعیت بسیار بدتر هموار کرد. منجر به نفاق و چنددستگی، عطش دستیابی به اقتدار شده است، اما اگر روژهلات کوردستان سیستم کنفدرالیسم دمکراتیک را مبنا قرار دهد در آنصورت می‌تواند به الگویی برای تمامی خلق‌ها در ایران مبدل شود. اما نباید فراموش کرد تا زمانی که در ایران دمکراسی محقق نشود مسئله کورد و یا خلق‌های دیگر همچنان باقی خواهند بود و سیستم مبتنی بر ملا-دولت هم خطر نسل‌کشی‌های بیشتری را بر خلق‌ها تحمیل خواهد کرد. از اینرو ما به عنوان خلق‌های ساکن در جغرافیای ایران زمینه های ایجاد سیستم کنفدرالیسم دمکراتیک را فراهم می‌کنیم تا از این طریق بتوانیم امنیت خلق خویش را تضمین نماییم. یعنی ما مبارزه‌ای موازی و مشترک را به پیش می‌بریم. این واقعیت برای تمامی خلق‌های خاورمیانه صدق می‌کند. تنها در این صورت می‌توانیم از بحران‌ها و کائوس‌ موجود رهایی‌ یابیم.




ANF






🆔 @GozarDemocratic
کۆمیتەی تەندروستی کەجەکە: بێ ترس پێویستە ڕێوشوێن بگیرێتەبەر



کەجەکە: لەبەرانبەر ئەم ڤایرۆسە کە بووەتە قەیرانێکی جیهانی، ڕێکخراوی تەندروستی جیهانیش بێچارە بووە. لەبەرئەوەش پێویستی بە خۆپاراستن هەیە. کۆمەڵگا پێویستە لەبەرانبەر ئەم ڤایرۆسە نەترسێت و بە ئارامی ڕێوشوێنی تەندروستی بگیرێتەبەر.





🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
کۆمیتەی تەندروستی کەجەکە: بێ ترس پێویستە ڕێوشوێن بگیرێتەبەر کەجەکە: لەبەرانبەر ئەم ڤایرۆسە کە بووەتە قەیرانێکی جیهانی، ڕێکخراوی تەندروستی جیهانیش بێچارە بووە. لەبەرئەوەش پێویستی بە خۆپاراستن هەیە. کۆمەڵگا پێویستە لەبەرانبەر ئەم ڤایرۆسە نەترسێت و بە ئارامی…
کۆمیتەی تەندروستی کەجەکە: بێ ترس پێویستە ڕێوشوێن بگیرێتەبەر



کەجەکە: لەبەرانبەر ئەم ڤایرۆسە کە بووەتە قەیرانێکی جیهانی، ڕێکخراوی تەندروستی جیهانیش بێچارە بووە. لەبەرئەوەش پێویستی بە خۆپاراستن هەیە. کۆمەڵگا پێویستە لەبەرانبەر ئەم ڤایرۆسە نەترسێت و بە ئارامی ڕێوشوێنی تەندروستی بگیرێتەبەر.





کۆمیتەی تەندروستی کەجەکە لەبارەی ڤایرۆسی کۆرۆناوە ڕاگەیەنراوێکی بڵاوکردەوە.


راگەیەنراوەکە بەم شێوەیەیە.


هەڕەشەیەکی گەورەی لەسەر مرۆڤایەتی دروست کردووە


وەک دەزانرێت ڤایرۆسی کۆرۆنا لە هەموو جیهان بڵاوبووەتەوە و هەڕەشەیەکی زۆر گەورە لە مرۆڤایەتی دەکات. لەبەرانبەریدا سیستمی کاپیتالیست بێچارە بووە و لەناو قەیرانێکی سیاسی، ئابوری و کۆمەڵایەتیدایە. مرۆڤایەتی و کۆمەڵگا بێبەرگری ماونەتەوە و سیستمی تەندروستی کە پشت بە سەرمایە دەبەستێت و قازانج دەکەن، هۆکاری قەیران و ترسن. بە هۆی نەخۆشیەکە لە بەرانبەر هەڵوەشاندنی سیستم، مرۆڤایەتی و گەل خۆیان دەپارێزن و لەڕێگەی گەڕان بەدوای سیستمێکی نوێدا قەیڕانەکە تێدەپەڕێنن. کاپیتالیزم لەم دواییانەدا بە سیاسەتەکانی لە ڕووی ئەکوسیستم و مەرجی ژیان لە ڕووی خزمەتی تەندروستیەوە لە قەیڕاندایە. لە هەمانکاتدا بە هۆی بەکارهێنانی تەکنۆلۆژیایەکی زۆر و پسپۆڕی زۆر، سیستمی تەندروستی کەوتووەتە دۆخێکی خرابەوە. بەوەش کۆمەڵگا بێزانیاری ماوەتەوە و داواکاری بۆ خزمەتی تەندروستی زیاتر و گەشتر دەبێت. تەندروستی لەم ساڵانەی دواییدا بووەتە پەیوەندیەکی بازرگانی و گۆڕەپانێک بۆ وەبەرهێنان و قازانجی زیاتر.  بە خزمەتی تەندروستی کە بووەتە بارزگانی، لەشی مرۆڤەکان بووەتە تاقیگەیەک کە سەرمایەی زیاتر لەڕێگەیەوە کۆبکرێتەوە. خزمەتی تەندروستی لە ڕووی چۆنیەتی و چەندایەتی بووەتە میتۆدێک کە دەتوانرێت سوود و داهاتی زیاتر لە ڕێگەیەوە بەدەستبهێنرێت. کەسانی دەوڵەمەند و خاوەن کاری پسپۆڕ، خزمەتی تەندروستی کە بووەتە سەکتەرێکی گەورە، بە دڵی خۆیان بەکاریدەهێنن. کەسانی هەژاریش بە پێی بودجەی خۆیان دەتوانن چارەسەری بۆ نەخۆشیەکان بدۆزنەوە.


پێویستی بە ئیکۆسیستمێکی بەهێز هەیە


بۆ ئەوەی مرۆڤ بەهێز بێت پێویستی بە ئیکۆسیستمێکی بەهێز هەیە. تا شێوەی ژیان و هەژموونەکە نەگۆڕدرێت کە هەموو کاتێک نەخۆشی دروست دەکات، هەموو کاتێک تەندروستی مرۆڤەکان خراب دەبێت و کۆمەڵگایەکی بەهێزیش دروست نابێت. بێگۆمان پێویستە لە کۆمەڵگایەکی نەخۆش بەرەو کۆمەڵگایەکی بەهێز هەنگاو بنرێت.هەروەها پێویستە لە کۆمەڵگای شارچێتیبوونەوە بەرەو کۆمەڵگای ژینگەیی و لە کۆمەڵگای ئۆتۆریتەر و تۆتالیتەرەوە بەرەو کۆمەڵگایەکی ئازاد، یەکسان و ژینگەپارێز بڕۆین. بۆ ئەوەی مرۆڤ بەهێز بێت، پێویستی بە ئیکۆسیستمێکی بەهێز هەیە. بە پێچەوانەوە ناتوانرێت مرۆڤ باسی یەکگرتنی کۆمەڵگا و سروشت بکات. تا هێلێ دیموکرات، ئیکۆلۆژیک، ئازادی ژنان وەک سیستمی ژیان جێبەجێنەکرێت، تا کۆمەڵگایەکی ئەخلاقی و سیاسی بەرهەمنەهێنرێت، ئەم کێشانە بە بەردەوامی لە ڕۆژەڤماندا دەبن.


وەک دەزانرێت ڤایرۆسی کۆرۆنا سەرەتا لە چین و دواتر لە هەموو جیهان بڵابووەوە. بە هۆی ڤایرۆسەکە بە هەزران مرۆڤ گیانیان لەدەستداوە. ئەم ڤایرۆسە بەردەوامە و بووەتە نەخۆشیەکی جیهانی. خۆپاراستن و پاراستنی کۆمەڵگا وەک بەرپرسیاریەکی گەورە لەسەرشانمانە. لەبەرانبەر ئەم ڤایرۆسە کە بووەتە قەیرانێکی جیهانی، ڕێکخراوی تەندروستی جیهانی بێچارە بووە. لەبەرئەوە پێویستی بە خۆپاراستن هەیە. کۆمەڵگا پێویستە بە هۆی نەخۆشیەکەوە نەترسێت و بە ئارامی لەدژی ڤایرۆسەکە تەدبیر وەربگرێت. بۆ ئەوەی خۆمان لە ڤایرۆسی کۆرۆنا بپارێزین، ئێمە وەک کۆمیتەی تەندروستی کەجەکە لە چەند خاڵێدا هوشیاری پێشکەشی گەلەکەمان دەکەین. بە هەستیاریەوە پێویستە ئاگادار بین و ئێمە لەو بڕوایەداین قەیرانەکە کۆتایی دێت.


ئەو ڕێوشوێنانەی کە پێویستە بگرێتەبەر


بۆ پێشگرتن لە ڤایرۆسی کۆرۆنا پێویستە مرۆڤ چی بکات؟


پێویستە مرۆڤ نەچێتە شوێنە قەڵەبالغەکان


لە کاتی یەکتربینیندا نابێت یەکتر ماچبکرێت و لەباوەش بگیرێت


لەبەرئەوەی ڤایرۆسەکە نەچێتە قوڕگەوە پێویستە هەر ١٥ خولەک جارێک ئاو بخورێتەوە و بەو شێوەیە ڤایرۆسەکە دەچێتە ناو گەدە و بە هۆی رژێنەکانی ناو گەدەوە دەمرێت.


پێش هەموو شتێک پێویستە مرۆڤ ئاگاداری پاکوخاوێنی خۆی بێت و شوێنە گشتیەکان پاکبکرێنەوە.


٣٠ چرکە دەبێت بە سابون مرۆڤ دەستەکانی بشوات. پێش خواردن و دوای خواردن و پێش چوون بۆ سەرئاو و دوای سەرئاو.


پیویستە دەست لە دەم و چاو ولوت نەدرێت.


پێویستە کەس لە ماڵەوە نەچێتە دەرەوە. ئەگەر پێویستی بە شتێکیش هەبێت، پێویستە ماسک و دەسکێش بەکاربهێنرێت.


ئەو کەسانەی لەرز و تایان هەیە، دەکوکن و هەناسەیان توند بووە، پێویستە سەردانی نەخۆشخانە بکەن. پێویستە خۆیان لە منداڵ و ژنی دووگیان دووربگرن و لەژێر چاودێری پزیشکدابن. ئەوانەی ڤایرۆسەکە چووەتە لەشیان پیویستە کەرەنتینە بکرێن. ئەوانەی هاو