فدرالیسم/ راه حل یا بخشی از یک مسئله حل نشده؟؟!!
اگر از تمدن مزوپوتامیا به عنوان اولین تمدن بشری با توجه به کمبود اطلاعات در رابطه با آن عبور نماییم، تمدن یونان با توجه به اسناد به جای مانده از آن می تواند بسیاری از حقایق تاریخی در رابطه با روند تکامل قدرت سیاسی و نهاد دولت را به ما نشان دهد، پولیس یا همان دولت _ شهر یکی از اولین تجربه های بشر در رابطه با امر حکومت داری می باشد، شهر آتن را می توان سرآمد پولیس ها به نسبت دمکراسی در آن زمان دانست، در این شهر فقط مردان آزاد (زنان و بردگان حق رای نداشتند) به روش دمکراسی مستقیم در تصمیم گیری های مربوط به اداره شهر و جامعه مشارکت فعال داشتند یعنی هر مرد آزاد فرصت انتخاب کردن و انتخاب شدن را به صورت برابر پیدا می نمود که در نوع خود در آن زمان منحصر بفرد محسوب می شد زیرا اکثر حکومت های جهان در آن دوره به روش دیکتاتوری اداره می شدند.
بعد از فروپاشی دمکراسی آتن با توجه به شرایط سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و... هر نقطه از جهان انواعی از مدل های گوناگون حکمرانی تجربه شد تا اینکه بعد از تضعیف و فروپاشی قدرت کلیسا در اروپا مدل ملت _ دولت با حمایت بورژواها در اروپا و بعدها در سراسر جهان به عنوان مدل استاندارد حکومت داری بر اساس تشکیل ملت واحد با توجه به شاخصه های زبان، دین، جغرافیا، فرهنگ، تاریخ، حس تعلق خاطر مشترک و... تاسیس یافت و قلمروهای امپراطوری ها یک به یک به واحدهای جغرافیایی کوچکتری تحت عنوان کشور تجزیه شدند، ارمغان این مدل حکومت داری برای بشریت چیزی جز به وجود آوردن اختلافات اتنیکی، تشدید اختلافات جغرافیایی، تشدید اختلافات طبقاتی و... نبود به صورتیکه حاصل آن انواعی از جنگ های خونین از جمله دو جنگ جهانی اول و دوم با میلیون ها کشته بود.
این مدل که به صورت مصنوعی وارد خاورمیانه گشت این اختلافات و جنگ و خونریزی ها را چندین برابر نمود که تا به امروز هم ادامه دارد و ملت کورد هم بزرگترین قربانی این مسئله بوده است چرا که صدها هزار کورد در انواعی از جنایت ها از جمله انفال، شیمیایی و... توسط همین دولت های مصنوع قربانی شده اند.
حال با توجه به همه موارد گفته شده، احزاب کوردی همچون دمکرات ها و کومله ها که در مرکز همکاری احزاب کوردستانی دور هم جمع شده اند خواهان اجرایی شدن مدل فدرالیسم در شرق کوردستان می باشند، مدلی که خود در ذیل ملت _ دولت ایرانی تعریف می شود یعنی در گام اول قبول نمودن سروری همان مرکزگرایان فاشیست به عنوان حکمرانان آینده ایران، البته مشکل فقط به همین مسئله ختم نمی شود بلکه دو چالش و سوال اساسی پیش روی این مدل می باشد که تاکنون به صورت شفاف به آن پرداخته نشده است:
1-آیا اساسا مدل فدرالیسم برای آینده ایران توسط مرکزگرایان فاشیست مورد قبول واقع می شود؟ یا به همان شیوه قبلی، مرکزگرایان فاشیست مدافعان مدل فدرالیسم را تجزیه طلب و خائن به وطن معرفی خواهند نمود؟!، روندی که از تاسیس دولت مدرن در ایران تاکنون ادامه داشته است.
2- مدل فدرالیسم چگونه مشکل مناطقی را که در آن کورد و تورک به صورت مشترک حضور دارند حل خواهد نمود؟ با توجه به آنکه در همین انتخابات مجلس شاهد آن بودیم که پان تورکها با تحریک هم زبانان خود منطقه را تا آستانه ایجاد تنش پیش بردند و در نهایت با توجه به تحریم کوردها آنها موفق به اخذ کرسی های مجلس در مناطق مورد مناقشه شدند.
آنچه که تجربه و شواهد به ما نشان می دهد حاکی از این است که هیچگاه کورد و تورک تا زمانیکه ذهنیت ناشی از مدل ملت _ دولت بر آنها حاکم باشد نخواهند توانست به شیوه دمکراتیک در کنار هم شهرهایشان را اداره نمایند و چه بسا در فردای بعد از جمهوری اسلامی خونین ترین جنگها را رقم بزنند، پس عاقلانه است که احزاب کوردی حاضر در مرکز همکاری عواقب اصرار بر این مدل ناکارآمد را در نظر بگیرند و مقداری به آن بیاندیشند چرا که اگر چنین نکنند مسئول خون های ریخته شده در آینده خواهند بود، البته کودار و پژاک بارها آنها را دعوت به گفتگو بر سر آینده شرق کوردستان نموده اند اما چون حاضر نیستند از ذهنیت دگماتیک خود دست بردارند تاکنون این گفتگوها را رد نموده اند چرا که اگر گفتگو را قبول نمایند به حقانیت مدل کنفدرالیسم دمکراتیک پی خواهند برد و آن را قبول خواهند نمود تا همچون روژآوا تهدید وجود ملت های گوناگون در جغرافیای مشترک به فرصتی برای قدرت افزایی دمکراتیک در چهارچوب ملت دمکراتیک تبدیل شود.
✍ #هیوا_ڕۆژهەڵات
https://t.me/joinchat/AAAAAEPfglh3P0aCVQR1HQ
اگر از تمدن مزوپوتامیا به عنوان اولین تمدن بشری با توجه به کمبود اطلاعات در رابطه با آن عبور نماییم، تمدن یونان با توجه به اسناد به جای مانده از آن می تواند بسیاری از حقایق تاریخی در رابطه با روند تکامل قدرت سیاسی و نهاد دولت را به ما نشان دهد، پولیس یا همان دولت _ شهر یکی از اولین تجربه های بشر در رابطه با امر حکومت داری می باشد، شهر آتن را می توان سرآمد پولیس ها به نسبت دمکراسی در آن زمان دانست، در این شهر فقط مردان آزاد (زنان و بردگان حق رای نداشتند) به روش دمکراسی مستقیم در تصمیم گیری های مربوط به اداره شهر و جامعه مشارکت فعال داشتند یعنی هر مرد آزاد فرصت انتخاب کردن و انتخاب شدن را به صورت برابر پیدا می نمود که در نوع خود در آن زمان منحصر بفرد محسوب می شد زیرا اکثر حکومت های جهان در آن دوره به روش دیکتاتوری اداره می شدند.
بعد از فروپاشی دمکراسی آتن با توجه به شرایط سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و... هر نقطه از جهان انواعی از مدل های گوناگون حکمرانی تجربه شد تا اینکه بعد از تضعیف و فروپاشی قدرت کلیسا در اروپا مدل ملت _ دولت با حمایت بورژواها در اروپا و بعدها در سراسر جهان به عنوان مدل استاندارد حکومت داری بر اساس تشکیل ملت واحد با توجه به شاخصه های زبان، دین، جغرافیا، فرهنگ، تاریخ، حس تعلق خاطر مشترک و... تاسیس یافت و قلمروهای امپراطوری ها یک به یک به واحدهای جغرافیایی کوچکتری تحت عنوان کشور تجزیه شدند، ارمغان این مدل حکومت داری برای بشریت چیزی جز به وجود آوردن اختلافات اتنیکی، تشدید اختلافات جغرافیایی، تشدید اختلافات طبقاتی و... نبود به صورتیکه حاصل آن انواعی از جنگ های خونین از جمله دو جنگ جهانی اول و دوم با میلیون ها کشته بود.
این مدل که به صورت مصنوعی وارد خاورمیانه گشت این اختلافات و جنگ و خونریزی ها را چندین برابر نمود که تا به امروز هم ادامه دارد و ملت کورد هم بزرگترین قربانی این مسئله بوده است چرا که صدها هزار کورد در انواعی از جنایت ها از جمله انفال، شیمیایی و... توسط همین دولت های مصنوع قربانی شده اند.
حال با توجه به همه موارد گفته شده، احزاب کوردی همچون دمکرات ها و کومله ها که در مرکز همکاری احزاب کوردستانی دور هم جمع شده اند خواهان اجرایی شدن مدل فدرالیسم در شرق کوردستان می باشند، مدلی که خود در ذیل ملت _ دولت ایرانی تعریف می شود یعنی در گام اول قبول نمودن سروری همان مرکزگرایان فاشیست به عنوان حکمرانان آینده ایران، البته مشکل فقط به همین مسئله ختم نمی شود بلکه دو چالش و سوال اساسی پیش روی این مدل می باشد که تاکنون به صورت شفاف به آن پرداخته نشده است:
1-آیا اساسا مدل فدرالیسم برای آینده ایران توسط مرکزگرایان فاشیست مورد قبول واقع می شود؟ یا به همان شیوه قبلی، مرکزگرایان فاشیست مدافعان مدل فدرالیسم را تجزیه طلب و خائن به وطن معرفی خواهند نمود؟!، روندی که از تاسیس دولت مدرن در ایران تاکنون ادامه داشته است.
2- مدل فدرالیسم چگونه مشکل مناطقی را که در آن کورد و تورک به صورت مشترک حضور دارند حل خواهد نمود؟ با توجه به آنکه در همین انتخابات مجلس شاهد آن بودیم که پان تورکها با تحریک هم زبانان خود منطقه را تا آستانه ایجاد تنش پیش بردند و در نهایت با توجه به تحریم کوردها آنها موفق به اخذ کرسی های مجلس در مناطق مورد مناقشه شدند.
آنچه که تجربه و شواهد به ما نشان می دهد حاکی از این است که هیچگاه کورد و تورک تا زمانیکه ذهنیت ناشی از مدل ملت _ دولت بر آنها حاکم باشد نخواهند توانست به شیوه دمکراتیک در کنار هم شهرهایشان را اداره نمایند و چه بسا در فردای بعد از جمهوری اسلامی خونین ترین جنگها را رقم بزنند، پس عاقلانه است که احزاب کوردی حاضر در مرکز همکاری عواقب اصرار بر این مدل ناکارآمد را در نظر بگیرند و مقداری به آن بیاندیشند چرا که اگر چنین نکنند مسئول خون های ریخته شده در آینده خواهند بود، البته کودار و پژاک بارها آنها را دعوت به گفتگو بر سر آینده شرق کوردستان نموده اند اما چون حاضر نیستند از ذهنیت دگماتیک خود دست بردارند تاکنون این گفتگوها را رد نموده اند چرا که اگر گفتگو را قبول نمایند به حقانیت مدل کنفدرالیسم دمکراتیک پی خواهند برد و آن را قبول خواهند نمود تا همچون روژآوا تهدید وجود ملت های گوناگون در جغرافیای مشترک به فرصتی برای قدرت افزایی دمکراتیک در چهارچوب ملت دمکراتیک تبدیل شود.
✍ #هیوا_ڕۆژهەڵات
https://t.me/joinchat/AAAAAEPfglh3P0aCVQR1HQ
Telegram
گذار دموکراتیک
تلاش برای ایجاد دموکراسی در ایران و چاره یابی مسئلە کورد
آدرس وبسایت ما:
www.kodar.info ✔️
www.kjar.online ✔️
www.pjak.eu ✔️
ارتباط با ادمین:
@gozar_democratic ✔️
🆔 @GozarDemocratic
آدرس وبسایت ما:
www.kodar.info ✔️
www.kjar.online ✔️
www.pjak.eu ✔️
ارتباط با ادمین:
@gozar_democratic ✔️
🆔 @GozarDemocratic
ايران بعد از اسلام:
بعد از اضمحلال ساسانيان در تاريخ سياسيـ اجتماعي ايران، مدام شاهد جدال سه آکتور هستيم. ميتوان اين سه آکتور را چنين بيان نمود:
🆔 @GozarDemocratic
بعد از اضمحلال ساسانيان در تاريخ سياسيـ اجتماعي ايران، مدام شاهد جدال سه آکتور هستيم. ميتوان اين سه آکتور را چنين بيان نمود:
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
ايران بعد از اسلام: بعد از اضمحلال ساسانيان در تاريخ سياسيـ اجتماعي ايران، مدام شاهد جدال سه آکتور هستيم. ميتوان اين سه آکتور را چنين بيان نمود: 🆔 @GozarDemocratic
ايران بعد از اسلام:
بعد از اضمحلال ساسانيان در تاريخ سياسيـ اجتماعي ايران، مدام شاهد جدال سه آکتور هستيم. ميتوان اين سه آکتور را چنين بيان نمود:
آ. آکتوري استيلاگر که تاراج و قساوت را کارويژهي خود قرار داده است. از نظامهايي که در تاريخ اجتماعيـ سياسي ايران، اين ويژگي در کالبدشان متجلي گشته، ميتوان به حکومتهاي اموي، عباسي، غزنوي، خوارزمي، سلجوقي، مغولي، صفوي، قاجار، نيروهاي امپرياليسم و دستنشاندههايشان که حکومتهاي پهلوي و جمهوري اسلامي شامل آن ميشوند، اشاره کرد. اگر تاريخ زمامداري هر يک از اين نظامها را مرور کنيم، مشاهده خواهيم کرد که همه از يک ويژهگي مشترک که قدرتطلبي ميباشد، برخوردارند. انحصار، استثمار، خونريزي و عياشي را سرلوحهي کار قراردادهاند و از هيچ شقاوتي فروگذار نكردهاند.
ب. آکتوري که در اوج تسليميت در برابر عنصر استيلاگر، مدام در افت وخيز و تلاش رسيدن بر مسند قدرت بوده است. گاهاً با عنصر استيلا به مسامحه پرداخته و تماماً تسليميت را پذيرفته، گاهاً تظاهر به مبارزه نموده و ادبيات آزاديخواهانه را به روپوشي براي رسيدن به اهداف قدرتطلبانهي خود مبدل نموده است. گاهاً هم بامعصومنمايي سعي بر آن داشته که جامعه را با خود همسو گرداند. در واقع اين موارد را به سازوكار جنگ قدرت تبديل کرده است. در باب اين طيف ميتوان به نمونههاي تاريخي، مانند افشين و جعفر برمکي و سايريني که در حلقهي آنها بودهاند، اشاره کرد. در حاليکه به تمامي در برابر خلافت عباسي زانو زدهاند و تا خرخره در لجن خيانت فرو رفتهاند در خيالات و تبليغات خود از محقق ساختن ايراني مقتدر در سطح امپراتوري ساساني دم زدهاند. در تاريخ معاصر هم اين ويژهگي وجههي مشترک حکومت پهلوي و جمهوري اسلامي و روشنفکران ناسيوناليست و فاشيست ايراني با مرکزيت اتنيکي فارس، چه طيف سکولار چه طيف مذهبي بوده است.
امروزه در ميان اپوزسيوني که با جمهوري اسلامي بر مسند قدرت سر نزاع دارند، طيف و احزابي که به هيچ نحوي در برابر حقوق سياسي، فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و امنيتي ملتهاي ايران برنميتابند، بويژه طيفي که افکار شاهمنشانه را در سرميپرورانند و غرق در آرزوي سيستمي پاتريمونياليستي (پدرشاهي) هستند، از اين قبيل ميباشند. اين طيف که ذهنيتشان آکنده از دورويي و فريبکاري ميباشد، در تاريخ سياسيـ اجتماعي ايران، مرتکب خيانتهاي متعددي گشتهاند. بعضي قبل از رسيدن به قدرت و برخي هم پس از به قدرت رسيدن، متعاقب ارتکاب خيانت به ملتهاي ايران، سر خود را بر باد فنا دادهاند.
سرنوشت افشين و پوسيدنش در سياهچال عباسي بعد از خيانتي که در قبال بابک خرمدين که در آن مقطع رهبري جنبش آزاديخواهانهي خلقهاي ايراني را بر عهده داشت و جنگجويانش متشکل از طبقات فرودست تمام خلقهاي ايران بود، همچنين سرنوشت جعفر برمکي، که بعد از خيانت طولاني بر خلقهاي ايراني در مسلخ شهر هزارويک شب، سر خود و فرزندانش به ساتور سفر سپرده شد، ميتواند درس عبرتي براي پيروان امروزين اين خط فکري باشد.
البته در تاريخ ايران اشخاصي هم بودهاند که با هدف احياي سيستم خسرواني از سويي شاهنامه و سياستنامه را جهت مانيفستي کردن اين خطمش نگاشتهاند و از سويي ديگر سرتاپا در خدمت سلاطين غزنوي و سلجوقي به مثابه دو حکومت استيلاگر بر ايران، بودهاند. اين اشخاص هم از پيروان خطمش فوقالذکر خارج نميباشند.
پيروان اين خط مشي که متشکل از طبقه فوقاني و فرادست جامعهي ايران ميباشد، در طول تاريخ ايران حيات و مرگشان آکنده از خفت و خاري بوده است. حکومت پهلوي از سويي وجب به وجب خاک ايران را براي صرف عيش و نوش خود به امپرياليسم حراج کرده بود و بر روي دسترنج مادي و معنوي ملتهاي آريايي حيف و ميل ميکرد، از سوي ديگر تحت عنوان حفظ تماميت ارضي ايران، از اعمال هيچگونه ظلم وستمي بر ملتهاي ايران فروگزار نبود. در نهايت همانطور که عاقبت پدر و پسر پهلوي را ديديم، نتيجتا چگونه از طرف امپرياليسم منصوب شدند به همين طريق هم معدوم گشتند.
جمهوري اسلامي هم با روپوشي اسلامي در امور داخلي، همان سياست پهلوي را تداوم ميبخشد؛ بويژه در قبال حقوق ملي و اجتماعي ملتهاي ايران. بدون ترديد همانطور که با تاييد امپرياليسم به اريکهي قدرت نشست، اگر در قبال سياستهايش در مورد ملتهاي ايران تجديدنظر نکند، فرجامي متمايزتر از پهلوي را براي آن نميتوان متصور شد.
اپوزسيوني که حقوق دموکراتيک ملتهاي ايران را تحتالشعاع حفظ تماميت ارضي قرار ميدهد و مطالبات برحق عناصر دموکراتيک موجود در واقعيت اجتماعي ــ سياسي ايران را انکار ميکند و به دليل اينکه با منافع محدود آنها همسو نميباشد از گفتماني شدن آن ممانعت ايجاد ميکند و در برابر مبارزات دموکراتيک مانعتراشي ميکنند، بايد از تاريخ ايران و سرنوشت حکومت پهلوي و منجلابي که جمهوري اسلامي در آن گير کرده، درس عبرت
بعد از اضمحلال ساسانيان در تاريخ سياسيـ اجتماعي ايران، مدام شاهد جدال سه آکتور هستيم. ميتوان اين سه آکتور را چنين بيان نمود:
آ. آکتوري استيلاگر که تاراج و قساوت را کارويژهي خود قرار داده است. از نظامهايي که در تاريخ اجتماعيـ سياسي ايران، اين ويژگي در کالبدشان متجلي گشته، ميتوان به حکومتهاي اموي، عباسي، غزنوي، خوارزمي، سلجوقي، مغولي، صفوي، قاجار، نيروهاي امپرياليسم و دستنشاندههايشان که حکومتهاي پهلوي و جمهوري اسلامي شامل آن ميشوند، اشاره کرد. اگر تاريخ زمامداري هر يک از اين نظامها را مرور کنيم، مشاهده خواهيم کرد که همه از يک ويژهگي مشترک که قدرتطلبي ميباشد، برخوردارند. انحصار، استثمار، خونريزي و عياشي را سرلوحهي کار قراردادهاند و از هيچ شقاوتي فروگذار نكردهاند.
ب. آکتوري که در اوج تسليميت در برابر عنصر استيلاگر، مدام در افت وخيز و تلاش رسيدن بر مسند قدرت بوده است. گاهاً با عنصر استيلا به مسامحه پرداخته و تماماً تسليميت را پذيرفته، گاهاً تظاهر به مبارزه نموده و ادبيات آزاديخواهانه را به روپوشي براي رسيدن به اهداف قدرتطلبانهي خود مبدل نموده است. گاهاً هم بامعصومنمايي سعي بر آن داشته که جامعه را با خود همسو گرداند. در واقع اين موارد را به سازوكار جنگ قدرت تبديل کرده است. در باب اين طيف ميتوان به نمونههاي تاريخي، مانند افشين و جعفر برمکي و سايريني که در حلقهي آنها بودهاند، اشاره کرد. در حاليکه به تمامي در برابر خلافت عباسي زانو زدهاند و تا خرخره در لجن خيانت فرو رفتهاند در خيالات و تبليغات خود از محقق ساختن ايراني مقتدر در سطح امپراتوري ساساني دم زدهاند. در تاريخ معاصر هم اين ويژهگي وجههي مشترک حکومت پهلوي و جمهوري اسلامي و روشنفکران ناسيوناليست و فاشيست ايراني با مرکزيت اتنيکي فارس، چه طيف سکولار چه طيف مذهبي بوده است.
امروزه در ميان اپوزسيوني که با جمهوري اسلامي بر مسند قدرت سر نزاع دارند، طيف و احزابي که به هيچ نحوي در برابر حقوق سياسي، فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و امنيتي ملتهاي ايران برنميتابند، بويژه طيفي که افکار شاهمنشانه را در سرميپرورانند و غرق در آرزوي سيستمي پاتريمونياليستي (پدرشاهي) هستند، از اين قبيل ميباشند. اين طيف که ذهنيتشان آکنده از دورويي و فريبکاري ميباشد، در تاريخ سياسيـ اجتماعي ايران، مرتکب خيانتهاي متعددي گشتهاند. بعضي قبل از رسيدن به قدرت و برخي هم پس از به قدرت رسيدن، متعاقب ارتکاب خيانت به ملتهاي ايران، سر خود را بر باد فنا دادهاند.
سرنوشت افشين و پوسيدنش در سياهچال عباسي بعد از خيانتي که در قبال بابک خرمدين که در آن مقطع رهبري جنبش آزاديخواهانهي خلقهاي ايراني را بر عهده داشت و جنگجويانش متشکل از طبقات فرودست تمام خلقهاي ايران بود، همچنين سرنوشت جعفر برمکي، که بعد از خيانت طولاني بر خلقهاي ايراني در مسلخ شهر هزارويک شب، سر خود و فرزندانش به ساتور سفر سپرده شد، ميتواند درس عبرتي براي پيروان امروزين اين خط فکري باشد.
البته در تاريخ ايران اشخاصي هم بودهاند که با هدف احياي سيستم خسرواني از سويي شاهنامه و سياستنامه را جهت مانيفستي کردن اين خطمش نگاشتهاند و از سويي ديگر سرتاپا در خدمت سلاطين غزنوي و سلجوقي به مثابه دو حکومت استيلاگر بر ايران، بودهاند. اين اشخاص هم از پيروان خطمش فوقالذکر خارج نميباشند.
پيروان اين خط مشي که متشکل از طبقه فوقاني و فرادست جامعهي ايران ميباشد، در طول تاريخ ايران حيات و مرگشان آکنده از خفت و خاري بوده است. حکومت پهلوي از سويي وجب به وجب خاک ايران را براي صرف عيش و نوش خود به امپرياليسم حراج کرده بود و بر روي دسترنج مادي و معنوي ملتهاي آريايي حيف و ميل ميکرد، از سوي ديگر تحت عنوان حفظ تماميت ارضي ايران، از اعمال هيچگونه ظلم وستمي بر ملتهاي ايران فروگزار نبود. در نهايت همانطور که عاقبت پدر و پسر پهلوي را ديديم، نتيجتا چگونه از طرف امپرياليسم منصوب شدند به همين طريق هم معدوم گشتند.
جمهوري اسلامي هم با روپوشي اسلامي در امور داخلي، همان سياست پهلوي را تداوم ميبخشد؛ بويژه در قبال حقوق ملي و اجتماعي ملتهاي ايران. بدون ترديد همانطور که با تاييد امپرياليسم به اريکهي قدرت نشست، اگر در قبال سياستهايش در مورد ملتهاي ايران تجديدنظر نکند، فرجامي متمايزتر از پهلوي را براي آن نميتوان متصور شد.
اپوزسيوني که حقوق دموکراتيک ملتهاي ايران را تحتالشعاع حفظ تماميت ارضي قرار ميدهد و مطالبات برحق عناصر دموکراتيک موجود در واقعيت اجتماعي ــ سياسي ايران را انکار ميکند و به دليل اينکه با منافع محدود آنها همسو نميباشد از گفتماني شدن آن ممانعت ايجاد ميکند و در برابر مبارزات دموکراتيک مانعتراشي ميکنند، بايد از تاريخ ايران و سرنوشت حکومت پهلوي و منجلابي که جمهوري اسلامي در آن گير کرده، درس عبرت
گذار دموکراتیک
ايران بعد از اسلام: بعد از اضمحلال ساسانيان در تاريخ سياسيـ اجتماعي ايران، مدام شاهد جدال سه آکتور هستيم. ميتوان اين سه آکتور را چنين بيان نمود: 🆔 @GozarDemocratic
بگيرند. اگر عاقبت خود را ميخواهند بايد از سنگ اندازي به حقيقت پرهيز نمايند. در غير اينصورت و در صورت عدم بازنگري صحيح بر مواردي مانند تاريخ ايران، اهداف منفعتجويانه خود، اصول دموکراسي واقعي و تبعات افکار شوونيستي و ضد دموکراتيک، تنها بهصورت انتزاعي ميتوانند بر حفظ تماميت ارضي مبادرت ورزند؛ و هيچگاه موفق به عملي نمودن آن نخواهند شد.
ج. در طول تاريخ سياسيـ اجتماعي ايران، در تمام ادوار نيروهاي مقامتگر، آزاديخواه و دموکراتيک وجود داشتهاند. به عبارت ديگر جامعهي ايران آکنده از پتانسيل تمدن دموکراتيک ميباشد. تاريخ مليتهاي ايران مملو از مقاومت و مبارزه ميباشد. اين مقاومت و مبارزه در برابر هجمهي تمدنهاي مادي مرکزي اعمال شده است. در طول مبارزات خود، ضربات مهلکي بر پيکرهي نيروهاي انحصارگر وارد آوردهاند. حتي بسياري از آنها را ساقط ساختهاند. اما مورد اسفناک اين است که بدليل عدم سازماندهي منسجم و عدم درکي صحيح از تمايزات خود به عنوان عناصر تمدن دموکراتيک، با شاخصهاي تمدن مرکزي، تاکنون نتوانستهاند به نتيجهاي مطلوب و پايدار دست يابند. شديداً مفاهيمي مانند قدرتطلبي، تمرکزگرايي، انحصارطلبي و..، را نفي کردهاند و خواستار حياتي طبيعي و دموکراتيک، مبرا از معيارهاي قدرت بودهاند. قيام بابک خرمدين، که متشکل از تمام مليتهاي ايران بوده و در ميان جنگجويان اين جنبش نمايندهي اکثر مليتهاي ايران حضور داشتهاند، نمونهاي بارز از مبارزات دموکراتيک جوامع ايران است. اين خط مبارزاتي در تاريخ اجتماعي ايران تداوم يافته و سيِال ميباشد. خطي که به کرات در برابر دو عنصر استيلاگر و قدرتطلب داخلي قد علم نموده است.
جواب بابک به درخواست مازيار مبني بر اينکه هردوي ما با استيلاي عباسي در نزاع ميباشيم، پس بيا يکي شويم! که ميگويد: تمايز ما با شما اين است که شما ميخواهيد بعد از ساقط کردن حکومت عباسي، نظامي دولتي داير کنيد که تنها تمايزش با سلطه عباسي ايراني بودنش در برابر عربي بودن حکومت عباسي ميباشد، ولي ما ميخواهيم جوامع خودگردان و بدون مداخلهي نيروي خارج از جامعه اداره شوند، به واقعيت امر ژرفا ميبخشد. جواب بابک نشانهي درک عميق او از اخلاق اجتماعي و تبعات قدرتطلبي، تمرکزگرايي و انحصارطلبي ميباشد. همچنين نشانهي درک واقعي از آن ميباشد که مبارزات و فداکاريها هرچند با خلوص نيت عميق همراه باشند، اگر نهايتاً با قدرت تلفيق شوند، نميتوانند رهاييبخش باشند. همانطور که لنين ميگويد: راه جهنم از سنگ فرشهاي نيت پاک ميگذرد.
البته اين مبارزات عليرغم نواقص و معايبي که داشتهاند، دستآوردهاي معظمي هم به ارمغان آوردهاند. وجود اين مبارزات بوده است که بعد از اضمحلال ساسانيان به مدت 1000 سال تا تشکيل صفويه، مانع از استقرار نظامي مرکزي گشته و خودمديريتيهاي قومي، عشيرهاي، ايالتي و ولايتي را محفوظ نگه داشته است. اکثر مهاجميني که در اين مقطع تاريخي بر ايران تاختهاند و جهانگرداني که در همين مقطع به ايران سفر کردهاند، در خاطرات خود هر يک از استانهاي کنوني ايران را يک کشور قلمداد کردهاند و از کشورهاي چون آذربايجان، سيستان، بلوچستان، خراسان، فارس، لرستان، كوردستان، کرماشان، مازندران، اهواز، گيلان و... نام بردهاند. حتي مواردي از خودمديريتيهاي شهري را هم ذکر ميکنند.
تيمور لنگ در کتاب خاطرات خود، موسوم به (منم تيمور جهانگشاه) از شهري بنام بشرويه در مجاور سيستان حرف به ميان ميآورد. او ميگويد: شهري بود بدون حاکم و مالک صرفاً با اقتباس به اصول اخلاقي و عرف، از جانب خود مردم بهصورت سازماندهي ذاتي، اداره ميشد و جز اخلاق قانوني ديگر نداشتند. تيمور ميافزايد: در اين شهر دانايي، عدالت، امنيت و شادابي در اوج بود. در سطحي که من شيفتهي مردم آنجا شدم و وضع موجود تنها مورد ممانعت از دستبرد و چپاول آن شهر از طرف من شد. معهذا شيوهي سالم زندگي اين شهر من را از هرگونه مداخله و دستبردي برحذر داشت. بدون ترديد در سرزمين پهناور ايران نمونههاي وافري از اين طريق مديريت جمعي و مردمي وجود داشته است و تنها به شهري که تيمور از آن نام ميآورد مختوم نميشود. مورد قابل تأمل اين است که در صورت بسط و نهادينه کردن اخلاق در جامعه، زندگي سالم و بدون مشكل ممکن است. همچنين نمونهي فوق نشانگر آن است که اجراي عدالت زماني تحقق مييابد که مديريت جامعه بدست خود جامعه و در هر مکان بدست ساکنان همان مکان باشد. يعني بر خلاف طبيعت اجتماعي، نيروي خارجي و طبقاتي زمام امور را تصاحب نکنند.
ادامه دارد...
✍ #اهون_چیاکو
🆔 @GozarDemocratic
ج. در طول تاريخ سياسيـ اجتماعي ايران، در تمام ادوار نيروهاي مقامتگر، آزاديخواه و دموکراتيک وجود داشتهاند. به عبارت ديگر جامعهي ايران آکنده از پتانسيل تمدن دموکراتيک ميباشد. تاريخ مليتهاي ايران مملو از مقاومت و مبارزه ميباشد. اين مقاومت و مبارزه در برابر هجمهي تمدنهاي مادي مرکزي اعمال شده است. در طول مبارزات خود، ضربات مهلکي بر پيکرهي نيروهاي انحصارگر وارد آوردهاند. حتي بسياري از آنها را ساقط ساختهاند. اما مورد اسفناک اين است که بدليل عدم سازماندهي منسجم و عدم درکي صحيح از تمايزات خود به عنوان عناصر تمدن دموکراتيک، با شاخصهاي تمدن مرکزي، تاکنون نتوانستهاند به نتيجهاي مطلوب و پايدار دست يابند. شديداً مفاهيمي مانند قدرتطلبي، تمرکزگرايي، انحصارطلبي و..، را نفي کردهاند و خواستار حياتي طبيعي و دموکراتيک، مبرا از معيارهاي قدرت بودهاند. قيام بابک خرمدين، که متشکل از تمام مليتهاي ايران بوده و در ميان جنگجويان اين جنبش نمايندهي اکثر مليتهاي ايران حضور داشتهاند، نمونهاي بارز از مبارزات دموکراتيک جوامع ايران است. اين خط مبارزاتي در تاريخ اجتماعي ايران تداوم يافته و سيِال ميباشد. خطي که به کرات در برابر دو عنصر استيلاگر و قدرتطلب داخلي قد علم نموده است.
جواب بابک به درخواست مازيار مبني بر اينکه هردوي ما با استيلاي عباسي در نزاع ميباشيم، پس بيا يکي شويم! که ميگويد: تمايز ما با شما اين است که شما ميخواهيد بعد از ساقط کردن حکومت عباسي، نظامي دولتي داير کنيد که تنها تمايزش با سلطه عباسي ايراني بودنش در برابر عربي بودن حکومت عباسي ميباشد، ولي ما ميخواهيم جوامع خودگردان و بدون مداخلهي نيروي خارج از جامعه اداره شوند، به واقعيت امر ژرفا ميبخشد. جواب بابک نشانهي درک عميق او از اخلاق اجتماعي و تبعات قدرتطلبي، تمرکزگرايي و انحصارطلبي ميباشد. همچنين نشانهي درک واقعي از آن ميباشد که مبارزات و فداکاريها هرچند با خلوص نيت عميق همراه باشند، اگر نهايتاً با قدرت تلفيق شوند، نميتوانند رهاييبخش باشند. همانطور که لنين ميگويد: راه جهنم از سنگ فرشهاي نيت پاک ميگذرد.
البته اين مبارزات عليرغم نواقص و معايبي که داشتهاند، دستآوردهاي معظمي هم به ارمغان آوردهاند. وجود اين مبارزات بوده است که بعد از اضمحلال ساسانيان به مدت 1000 سال تا تشکيل صفويه، مانع از استقرار نظامي مرکزي گشته و خودمديريتيهاي قومي، عشيرهاي، ايالتي و ولايتي را محفوظ نگه داشته است. اکثر مهاجميني که در اين مقطع تاريخي بر ايران تاختهاند و جهانگرداني که در همين مقطع به ايران سفر کردهاند، در خاطرات خود هر يک از استانهاي کنوني ايران را يک کشور قلمداد کردهاند و از کشورهاي چون آذربايجان، سيستان، بلوچستان، خراسان، فارس، لرستان، كوردستان، کرماشان، مازندران، اهواز، گيلان و... نام بردهاند. حتي مواردي از خودمديريتيهاي شهري را هم ذکر ميکنند.
تيمور لنگ در کتاب خاطرات خود، موسوم به (منم تيمور جهانگشاه) از شهري بنام بشرويه در مجاور سيستان حرف به ميان ميآورد. او ميگويد: شهري بود بدون حاکم و مالک صرفاً با اقتباس به اصول اخلاقي و عرف، از جانب خود مردم بهصورت سازماندهي ذاتي، اداره ميشد و جز اخلاق قانوني ديگر نداشتند. تيمور ميافزايد: در اين شهر دانايي، عدالت، امنيت و شادابي در اوج بود. در سطحي که من شيفتهي مردم آنجا شدم و وضع موجود تنها مورد ممانعت از دستبرد و چپاول آن شهر از طرف من شد. معهذا شيوهي سالم زندگي اين شهر من را از هرگونه مداخله و دستبردي برحذر داشت. بدون ترديد در سرزمين پهناور ايران نمونههاي وافري از اين طريق مديريت جمعي و مردمي وجود داشته است و تنها به شهري که تيمور از آن نام ميآورد مختوم نميشود. مورد قابل تأمل اين است که در صورت بسط و نهادينه کردن اخلاق در جامعه، زندگي سالم و بدون مشكل ممکن است. همچنين نمونهي فوق نشانگر آن است که اجراي عدالت زماني تحقق مييابد که مديريت جامعه بدست خود جامعه و در هر مکان بدست ساکنان همان مکان باشد. يعني بر خلاف طبيعت اجتماعي، نيروي خارجي و طبقاتي زمام امور را تصاحب نکنند.
ادامه دارد...
✍ #اهون_چیاکو
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
پەڕلەمانێک کورسیەکڵنی بە هەوێنی گەندەڵی گرسابێت، دادەڕمێت ✍ #ئامەد_شاهۆ 🆔 @GozarDemocratic
پەڕلەمانێک کورسیەکڵنی بە هەوێنی گەندەڵی گرسابێت، دادەڕمێت
✍ #ئامەد_شاهۆ
هەڵبژاردن، میكانیزم و پرۆسەیەکە بۆ جێبهجێ کردنی پێوانەکانی دیمۆکراسی و دادپەروەری. جۆگرافیای فڕەڕنگ و فرەزمان و کولتووری گەلانی ئێران، گونجاوترین هەڵکەوتەیه بۆ بهڕێوهبردن و چەسپاندنی پرۆسەی دیمۆکراسی. بەڵام بە پێچەوانەوەی ئەو حەقیقەتە، پرۆسەی هەڵبژاردن لەئێران كراوهته کارتی گوشاری رژێم بۆ سەر گەل و کۆمەڵگا.
لەماوهی تەمەنی ٤١ ساڵەی رژێمی داگیرکەری ئێران، ٣٧ هەڵبژاردن کە ١٢یان هەڵبژاردنی سەرۆک کۆماری، ١١یان هەڵبژاردنی پەرلەمان، ٥یان مەجلیسی شارەزایان، ٥ی تر هەڵبژاردنی شۆرای شار و گوندەکان و ٤ هەڵبژاردنی تر سەبارەت بە یاسای بنەڕەتی رژێم و راپرسی لەجۆگرافیای فرەڕەنگی ئێران لەژێر پەردەی گەل سالاری بە نمایش دراوە. بەڵام لەسەرجەم ئەو هەڵبژاردنانەدا پێوەرەکانی دیمۆکراسی و دادپەروەری پێشێل کراوەو هەر هەڵبژاردنێک، وەک شانۆیەکی سەرشەقام بۆ کەلەپچە کردن و دیل گرتنی ئیرادەی ئازادی گەل بەڕێوە براوە. بە پێی ئاماری فەرمی رژێم لەکۆی گشتی ١٠ هەڵبژاردنی پەرلەمان، گوایا٦٠٪ گەل بەشدارییان لەو هەڵبژاردنانەدا کردووە. زیاترین رێژەی بەشداری گەل لە هەڵبژاردنی خولی پێنجەمی پەرلەمانە کە گوایا ٧١٪ بووە و کەمترین رێژەی بەشداری گەل پێش لەخولی یازدەهەمی پەرلەمان، لەخولی حەوتەمی پەرلەمان بووە کە ٥١٪ی گەل چوونەتە سەر سندووقەکانی دەنگدان.
هەڵبژاردنی خولی یازدەهەم کارەساتبارترین هەڵبژاردنی ٤ دەیەی دەسەڵاتداری رژێمە کە بە پێ لێدوانی فەرمی خۆیان گوایا ٤٢٪ گەل بەشدارییان تێدا کردووە کە ئەوەش رێژەیەکی دوور لەراستییە. بەشداریی رێژەی کەمتر لە ٢٦٪ی خەڵکی تاران و زۆربەی گەورەشارەکان و رێژەی کەمتر لە ٥٠٪ی، ٢٣ پارێزگای ئێران لەم خولەی هەڵبژاردندا سەلمێنەری ئەوەیە کە رژێم بە توندی لەناو مەنگەنەی بایکۆتی سەرتاسەری گەل و کۆمەڵگا هاڕدرا.
گەلانی ئێران لەبەر کۆمەڵێک فاکتەری بنەڕەتی وەک؛ کوشتنی ژمارەیەکی زۆر لەخۆپیشاندەرانی مانگی خەزەڵوەری ئەمساڵ و شاردنەوەی ژمارەی قوربانیان، خستنەخوارەوەی فڕۆکەی نەفەرهەڵگری ئۆکرانیا و پەردەپۆش کردنی راستی رووداوەکە، کوشتنی کۆڵبەر و کاسبکاران، گرانی، بێکاری و هەژاری، درۆ و گەندەڵی، رێژەیەکی زۆر کەمی خەڵک چوونەتە سەر سندووقی دەنگدان. تەنانەت ئەو رێژە فەرمییەی رژێم رایگەیاندووە، تێری ئەوە ناکات کە رژێم رەوایەتی خۆی دەستەبەر بکات. بۆیە کاربەدەستانی رژێم بێ شەرمانە ئەو شکستەیان پەردە پۆش دەکەن و گوایا لەبەر رەوشی سیاسی، هەرێمی، خۆپیشاندانەکانی بەفرانباری ٩٦ و خەزەڵوەری ٩٨ و ڤایرۆسی کۆرۆنا ئەو رێژەیە بۆ رەوایەت بەخشین بە رژێم تێرکەر دەبینن. ئەو هەڵوێستەی گەل ئەو حەقیقەتە پشتڕاست دەکاتەوە کە پرۆسەی هەڵبژاردن لە ئێران، رەوایی و بایەخی خۆی لەدەستداوە و رژێم بە زۆرەملێ دەسەڵاتی خۆی بە سەر گەل و کۆمەڵگا دەسەپێنێت.
رژێمی داگیرکەری ئێران ماوەی ٤١ ساڵە لەژێر دەمامکی هەڵبژاردن، خۆی وەک دیمۆکراتیک ترین وڵاتی جیهان پێناسە کردووە. بە بێ ئەوەی گوێ لەویست و داخوازی رەوای گەلان بگرێت و ئاوڕێک لەسەرجەم گیروگرفتە کۆمەڵایەتیەکان بدات، لەپرۆسەی هەڵبژاردندا هەمیشە سەرکەوتنی خۆی بە سەر گەل و کۆمەڵگا رادەگەیەنێت، سەرەڕای ئەوەی لە هەڵبژاردنی خولی یازدەهەمدا، کەمترین رێژەی گەل بەشداری هەڵبژاردن بوون، کاربەدەستانی رژێم سەرکەوتنیان لەبەرامبەر گەل، ئەمریکا و هاوپەیمانانیان راگەیاند. ئەوەش نیشانی دەدات کە رژێم گەلانی ئێرانی وەک قەڵغانی پاراستن لەپێناو مانەوەی دەسەڵاتی خۆی لەبەرامبەر هێرشە دەرکیەکیان بەکار دەبات. دوابەدوای هەڵبژاردن، رژێم هەوڵی داوە کە بە رۆژەڤی ڤایرۆسی کۆرۆنا ناڕەزایەتی رای شەقام دابمرکێنێت. رژێم دەیەوێت ڤایرۆسی کۆرۆنا بکاتە رزگارکەری خۆی لەشەپۆلی ناڕەزایەتی گەل، چۆن بە کوشتنی قاسم سلێمانی، رژێم خۆی لەتەوژم و شەپۆلی ناڕەزایەتی گەل رزگار کرد و ئاراستەی خۆپیشاندەرانی بۆ ماوەیەکی کاتیش بێت لەقازانجی خۆی گۆڕی، ئێستاش هەمان رێچکە بە بیانووی کۆرۆنا دووپات دەکاتەوە.
رژێم بۆ راکێشانی گەل بۆ سەر سندووقەکانی دەنگدان، گەلێک فێڵ و تەڵەکەی بە کار هێناوە. واتا هەڵبژاردن تەوژمی گوشاری دەسەڵات بۆ سەر کۆمەڵگایە. پرۆسەی تێکشکاندنی ئیرادە، باوەڕی، ناسنامە و ئازادی گەل و کۆمەڵگایە. کەرەستەی ئیفلیج کردن و راکێشانی گەل بۆ ناو بازنەی دەسەڵاتە. کانگای درۆ، فێڵ، دزی و گەندەڵییە. شانۆی سەرشەقامی دەسەڵات بۆ سەرخۆش کردن و هێوەرکردنەوەی کاردانەوەی گەل و کۆمەڵگایە. سڕینەوەی کەسانی ناڕازی و دژبەری رژێم، لەناو تۆڕ و جومگەکانی دەسەڵاتە. گاڵتەجاڕی دەسەڵات لەبەرامبەر گەل و کۆمەڵگایە. کوشتارگای هێز، ئیرادە و ناسنامەی گەلە.
شانۆی هەڵبژاردنی خولی یازدەهەمی پەرلەمان و هەڵبژاردنی نێودەورەیی خولی پێنجەمی مەجلیسی شارەزایان لە٢ی رەشەممەی ٩٨ی ئەمساڵ، سەلماندی کە هەڵبژاردن چەپەری پاراستنی بەرژەوەندی رژێمی ولایەت
✍ #ئامەد_شاهۆ
هەڵبژاردن، میكانیزم و پرۆسەیەکە بۆ جێبهجێ کردنی پێوانەکانی دیمۆکراسی و دادپەروەری. جۆگرافیای فڕەڕنگ و فرەزمان و کولتووری گەلانی ئێران، گونجاوترین هەڵکەوتەیه بۆ بهڕێوهبردن و چەسپاندنی پرۆسەی دیمۆکراسی. بەڵام بە پێچەوانەوەی ئەو حەقیقەتە، پرۆسەی هەڵبژاردن لەئێران كراوهته کارتی گوشاری رژێم بۆ سەر گەل و کۆمەڵگا.
لەماوهی تەمەنی ٤١ ساڵەی رژێمی داگیرکەری ئێران، ٣٧ هەڵبژاردن کە ١٢یان هەڵبژاردنی سەرۆک کۆماری، ١١یان هەڵبژاردنی پەرلەمان، ٥یان مەجلیسی شارەزایان، ٥ی تر هەڵبژاردنی شۆرای شار و گوندەکان و ٤ هەڵبژاردنی تر سەبارەت بە یاسای بنەڕەتی رژێم و راپرسی لەجۆگرافیای فرەڕەنگی ئێران لەژێر پەردەی گەل سالاری بە نمایش دراوە. بەڵام لەسەرجەم ئەو هەڵبژاردنانەدا پێوەرەکانی دیمۆکراسی و دادپەروەری پێشێل کراوەو هەر هەڵبژاردنێک، وەک شانۆیەکی سەرشەقام بۆ کەلەپچە کردن و دیل گرتنی ئیرادەی ئازادی گەل بەڕێوە براوە. بە پێی ئاماری فەرمی رژێم لەکۆی گشتی ١٠ هەڵبژاردنی پەرلەمان، گوایا٦٠٪ گەل بەشدارییان لەو هەڵبژاردنانەدا کردووە. زیاترین رێژەی بەشداری گەل لە هەڵبژاردنی خولی پێنجەمی پەرلەمانە کە گوایا ٧١٪ بووە و کەمترین رێژەی بەشداری گەل پێش لەخولی یازدەهەمی پەرلەمان، لەخولی حەوتەمی پەرلەمان بووە کە ٥١٪ی گەل چوونەتە سەر سندووقەکانی دەنگدان.
هەڵبژاردنی خولی یازدەهەم کارەساتبارترین هەڵبژاردنی ٤ دەیەی دەسەڵاتداری رژێمە کە بە پێ لێدوانی فەرمی خۆیان گوایا ٤٢٪ گەل بەشدارییان تێدا کردووە کە ئەوەش رێژەیەکی دوور لەراستییە. بەشداریی رێژەی کەمتر لە ٢٦٪ی خەڵکی تاران و زۆربەی گەورەشارەکان و رێژەی کەمتر لە ٥٠٪ی، ٢٣ پارێزگای ئێران لەم خولەی هەڵبژاردندا سەلمێنەری ئەوەیە کە رژێم بە توندی لەناو مەنگەنەی بایکۆتی سەرتاسەری گەل و کۆمەڵگا هاڕدرا.
گەلانی ئێران لەبەر کۆمەڵێک فاکتەری بنەڕەتی وەک؛ کوشتنی ژمارەیەکی زۆر لەخۆپیشاندەرانی مانگی خەزەڵوەری ئەمساڵ و شاردنەوەی ژمارەی قوربانیان، خستنەخوارەوەی فڕۆکەی نەفەرهەڵگری ئۆکرانیا و پەردەپۆش کردنی راستی رووداوەکە، کوشتنی کۆڵبەر و کاسبکاران، گرانی، بێکاری و هەژاری، درۆ و گەندەڵی، رێژەیەکی زۆر کەمی خەڵک چوونەتە سەر سندووقی دەنگدان. تەنانەت ئەو رێژە فەرمییەی رژێم رایگەیاندووە، تێری ئەوە ناکات کە رژێم رەوایەتی خۆی دەستەبەر بکات. بۆیە کاربەدەستانی رژێم بێ شەرمانە ئەو شکستەیان پەردە پۆش دەکەن و گوایا لەبەر رەوشی سیاسی، هەرێمی، خۆپیشاندانەکانی بەفرانباری ٩٦ و خەزەڵوەری ٩٨ و ڤایرۆسی کۆرۆنا ئەو رێژەیە بۆ رەوایەت بەخشین بە رژێم تێرکەر دەبینن. ئەو هەڵوێستەی گەل ئەو حەقیقەتە پشتڕاست دەکاتەوە کە پرۆسەی هەڵبژاردن لە ئێران، رەوایی و بایەخی خۆی لەدەستداوە و رژێم بە زۆرەملێ دەسەڵاتی خۆی بە سەر گەل و کۆمەڵگا دەسەپێنێت.
رژێمی داگیرکەری ئێران ماوەی ٤١ ساڵە لەژێر دەمامکی هەڵبژاردن، خۆی وەک دیمۆکراتیک ترین وڵاتی جیهان پێناسە کردووە. بە بێ ئەوەی گوێ لەویست و داخوازی رەوای گەلان بگرێت و ئاوڕێک لەسەرجەم گیروگرفتە کۆمەڵایەتیەکان بدات، لەپرۆسەی هەڵبژاردندا هەمیشە سەرکەوتنی خۆی بە سەر گەل و کۆمەڵگا رادەگەیەنێت، سەرەڕای ئەوەی لە هەڵبژاردنی خولی یازدەهەمدا، کەمترین رێژەی گەل بەشداری هەڵبژاردن بوون، کاربەدەستانی رژێم سەرکەوتنیان لەبەرامبەر گەل، ئەمریکا و هاوپەیمانانیان راگەیاند. ئەوەش نیشانی دەدات کە رژێم گەلانی ئێرانی وەک قەڵغانی پاراستن لەپێناو مانەوەی دەسەڵاتی خۆی لەبەرامبەر هێرشە دەرکیەکیان بەکار دەبات. دوابەدوای هەڵبژاردن، رژێم هەوڵی داوە کە بە رۆژەڤی ڤایرۆسی کۆرۆنا ناڕەزایەتی رای شەقام دابمرکێنێت. رژێم دەیەوێت ڤایرۆسی کۆرۆنا بکاتە رزگارکەری خۆی لەشەپۆلی ناڕەزایەتی گەل، چۆن بە کوشتنی قاسم سلێمانی، رژێم خۆی لەتەوژم و شەپۆلی ناڕەزایەتی گەل رزگار کرد و ئاراستەی خۆپیشاندەرانی بۆ ماوەیەکی کاتیش بێت لەقازانجی خۆی گۆڕی، ئێستاش هەمان رێچکە بە بیانووی کۆرۆنا دووپات دەکاتەوە.
رژێم بۆ راکێشانی گەل بۆ سەر سندووقەکانی دەنگدان، گەلێک فێڵ و تەڵەکەی بە کار هێناوە. واتا هەڵبژاردن تەوژمی گوشاری دەسەڵات بۆ سەر کۆمەڵگایە. پرۆسەی تێکشکاندنی ئیرادە، باوەڕی، ناسنامە و ئازادی گەل و کۆمەڵگایە. کەرەستەی ئیفلیج کردن و راکێشانی گەل بۆ ناو بازنەی دەسەڵاتە. کانگای درۆ، فێڵ، دزی و گەندەڵییە. شانۆی سەرشەقامی دەسەڵات بۆ سەرخۆش کردن و هێوەرکردنەوەی کاردانەوەی گەل و کۆمەڵگایە. سڕینەوەی کەسانی ناڕازی و دژبەری رژێم، لەناو تۆڕ و جومگەکانی دەسەڵاتە. گاڵتەجاڕی دەسەڵات لەبەرامبەر گەل و کۆمەڵگایە. کوشتارگای هێز، ئیرادە و ناسنامەی گەلە.
شانۆی هەڵبژاردنی خولی یازدەهەمی پەرلەمان و هەڵبژاردنی نێودەورەیی خولی پێنجەمی مەجلیسی شارەزایان لە٢ی رەشەممەی ٩٨ی ئەمساڵ، سەلماندی کە هەڵبژاردن چەپەری پاراستنی بەرژەوەندی رژێمی ولایەت
گذار دموکراتیک
پەڕلەمانێک کورسیەکڵنی بە هەوێنی گەندەڵی گرسابێت، دادەڕمێت ✍ #ئامەد_شاهۆ 🆔 @GozarDemocratic
ی موتڵەقەی فەقییە. چون شانۆی هەڵبژاردن لەلایەن شۆرای نیگەهبان ئامادە کرابوو و بەڕێوەبردنی پرۆسەی هەڵبژاردن، بۆ فریودانی رای گشتی گەل بەڕێوە براوە. هەڵبژاردن لەبنەڕەتدا لەناو فرەڕەنگیدا، گەل رەنگی دڵخوازی خۆی هەڵدەبژێرێت. بەڵام لەم هەڵبژاردنەدا٦٠٪ی ئەو کەسانەی کە ناوی خۆیان بۆ پاڵێوراوی تۆمار کردبوو، لەلایەن دیوەخانی خامنەیی نەشیاو بینران. هەڵبژاردنێک بەڕێوە برا کە تەنانەت رەحمی بە ئەندام پەرلەمانەکانی ئێستای نەکرد و نزیکەی ٩٠ پەرلەمانتار شیاویان رهد کرا. تەنانەت لەو ١٦٧ پەرلەمانتارەی کە بۆ دووەمین جار خۆیان بۆ خولی یازدەهەم پاڵاوتبوو، سەرەڕای فرت و فێڵەکان، ٥٧ کەسیان توانیان جارێکی تر ببنەوە پەرلەمانتاری دەوڵەت. واتا لە ٢٩٠ پەرلەمانتاری رژێم، ٢٣١ کەسیان بۆ گەیشتن بە دیوەخانی پەرلەمانی یازدەهەم تووشی شکست و داڕمان هاتن. ئەو داڕمانە زەبەلاحەی،٨٠٪ی پەڕلەمانی خولی دەهەم، هەڵوەشانەوەی چەپەڕەکانی رژێم دەخاتەڕوو.
بۆیە شانۆی هەڵبژاردنی خولی یازدەهەم، هەڵبژاردنی ئەندام پەڕلەمانەکان لەناو بازنەی بناژۆخوازەکان و لیستی دڵخوازی خامنەیی بووە. بناژۆخوازەکان لەژێر ناوی دەستەواژەی بناژۆخوازی نوێ، کلاسیک و توندڕەو، لەسەر ناوی لیستی ئێرانی سەربڵند، هەڵمەتی بەشداری لەهەڵبژاردنیان دەستپێکرد و تەنانەت ئەم باڵە کۆنەپارێزەی رژێم لەسەر لیستی هاوبەش پێکنەهاتن و بە چەند لیستی جیاوازەوە سواری شەمەندەفڕی هەڵبژاردنی شۆرای نیگەهبان بوون. هەراو هورای ئەم باڵە کۆنەپارێزەو رەدی شیاویی بە لێشاوی بەرئەندامەکان، وای کرد کە باڵی ریفۆرمخوازەکان بە دوودڵی بەشداری لەهەڵبژاردندا بکەن. هەر چەند لەکۆتاییدا بە زۆرەملێ و گوشاری دەسەڵات، لەبەر بەرژەوەندی رژێم بەشداریان لەهەڵبژاردندا کرد، بەڵام شانۆی رژێم پێگەی ریفۆرمخوازی لەئێران زەمین کێش کرد و قۆڵێکی توندڕەوی رژێمیان هێنایە ناو پەڕلەمان کە وڵات بەرەو هەڵدێر دەبات. سەرەتای دەستپێکردنی ماراتۆنی هەڵبژاردنی لیستی خامنەیی و بڵاو کردنەوەی ئەنجامە بەراییەکان بە پێ ویست و خواستی خامنەیی لەراگەیاندنە نەریتخوازەکان، پەردە لەسەر مەترسی و نیگەرانیەکانی ٤ ساڵی داهاتووی دەسەڵاتداری وڵات لادەدات.
🆔 @GozarDemocratic
⬇️⬇️⬇️
بۆیە شانۆی هەڵبژاردنی خولی یازدەهەم، هەڵبژاردنی ئەندام پەڕلەمانەکان لەناو بازنەی بناژۆخوازەکان و لیستی دڵخوازی خامنەیی بووە. بناژۆخوازەکان لەژێر ناوی دەستەواژەی بناژۆخوازی نوێ، کلاسیک و توندڕەو، لەسەر ناوی لیستی ئێرانی سەربڵند، هەڵمەتی بەشداری لەهەڵبژاردنیان دەستپێکرد و تەنانەت ئەم باڵە کۆنەپارێزەی رژێم لەسەر لیستی هاوبەش پێکنەهاتن و بە چەند لیستی جیاوازەوە سواری شەمەندەفڕی هەڵبژاردنی شۆرای نیگەهبان بوون. هەراو هورای ئەم باڵە کۆنەپارێزەو رەدی شیاویی بە لێشاوی بەرئەندامەکان، وای کرد کە باڵی ریفۆرمخوازەکان بە دوودڵی بەشداری لەهەڵبژاردندا بکەن. هەر چەند لەکۆتاییدا بە زۆرەملێ و گوشاری دەسەڵات، لەبەر بەرژەوەندی رژێم بەشداریان لەهەڵبژاردندا کرد، بەڵام شانۆی رژێم پێگەی ریفۆرمخوازی لەئێران زەمین کێش کرد و قۆڵێکی توندڕەوی رژێمیان هێنایە ناو پەڕلەمان کە وڵات بەرەو هەڵدێر دەبات. سەرەتای دەستپێکردنی ماراتۆنی هەڵبژاردنی لیستی خامنەیی و بڵاو کردنەوەی ئەنجامە بەراییەکان بە پێ ویست و خواستی خامنەیی لەراگەیاندنە نەریتخوازەکان، پەردە لەسەر مەترسی و نیگەرانیەکانی ٤ ساڵی داهاتووی دەسەڵاتداری وڵات لادەدات.
🆔 @GozarDemocratic
⬇️⬇️⬇️
⬆️⬆️⬆️
ئەوەی سەرنج راکێشە شۆرای نیگەهبان لەژێر پاساوی گەندەڵی ماڵی و دژایەتی لەگەڵ رژێم و ناتەبابوون لەگەڵ پرەنسیب و بەهاکانی رژێم، شیاویی بەربژێرەکانی گەلیان رهدكرد. ئەو دانپێدانە نیشانی دەدات کە كۆڵهكهی بنەڕەتی رژێم، لەسەر بنەمای گەندەڵی و درۆ دامەزراوە. چون ئەوەی لەئێران بەرپرسیاری باڵای لەئەستۆ بووبێت، لەکەیسی گەندەڵی تێوەگلاوە کە خودی خامنەیی و رووحانیش دەگرێتەوە. ئەو کات هەڵبژاردنی خولی یازدەهەم، پێوەری ئەوەیە کە دەسەڵاتداران تا چەندێک لەکەیسی دەسەڵات و دژایەتی لەگەل نرخ و بەهاکانی رژێم تێوەگلاون. تەنانەت راگەیاندنی رێژەی ٤٢٪ی بەشداری گەل لەدەنگدان، سەلمێنەری ئەوەیە کە رژێم رەوایەتی خۆی لەناو گەل لەدەستداوە و دەیەوێت بە زۆرەملێ دەسەڵاتی خۆی بە سەر گەلدا بسەپێنێت. چون هەڵویست و تووڕەیی گەل نیشانی دەدا کە کەمتر له ٣٠٪ی گەل بەشداری لەهەڵبژاردن دەکەن. ئەوەش هەڵوێستی گەل لەبەرامبەر پەرلەمانێکە کە کورسیەکەی بە هەوێنی گەندەڵی گرسابێت، چون ئەو پەڕلەمانە جیا لەکردەوەی گەندەڵی، درۆ، هەڵاواردن و توندوتیژی شتێکی تری لێناوەشێتەوە.
هەڵبژاردنەکانی ئێران لەپاڵێوکەی شۆرای نیگەهبان دەرباز دەبێت. ئەو شۆرا لەکێ پێکهاتوون و ئەو ئاستە دەسەڵاتە بێ سنوورەیان لەلای چ هێز و دەسەڵاتێک پێ بەخشراوە کە بەلێشاو شیاویی بەربژێرەکانی پەڕلەمان رەد دەکەن؟ شۆرای نیگەهبان پێکهاتوون لە شەش فەقی گوێڕایەڵ کە لەلایەن خامنەیی دەستنیشان دەکرێن و شەش مافناس کە لەلایەن دەزگای داد و پەسەندکردنی خامنەیی دەستنیشان دەکرێن. ئەو دەسەڵاتەش لەلایەن رێبەری ئاینی رژێم پێیان دەدرێت. بۆیە دەسەڵاتی بێ سنووری شۆرای نیگەهبان، هەڕەشەیەکی جیددی بۆ سەر داهاتووی گەلان لەئێران دەبێت. بڕیار و هەڵسووکەوتەکانی ئەو شۆرایە، ئازادی رادەربڕین و رۆڵی گەل لەدیارکردنی چارەنووسیان سنووردار دەکات. لەهەڵبژاردندا شۆرای نیگەهبان هەم خۆی داوەر، یاریزان و کاپیتانە. ئەرکی چاوەدێری هەڵبژاردنەکان، لێکدانەوەی یاسای بنەڕەتی و یاسادانەری پێسپێردراوە. ئەوەش وەک ئەوەیە کە بە ساکاری جگەر رادەستی پشیلە بکرێت. تەنانەت دوابەدوای ئەنجامی هەڵبژاردن، تا ئەنجامە فەرمیەکان لەلایەن وەفدی چاوەدێری، وەفدی بەجێ گەیاندن و شۆرای نیگەهبان پەسەند نەکرا، بۆ رای گشتی بڵاو نەکرایەوە. ئەم ناوەندە سەرجەم ئەنجامەکانی هەڵبژاردن، بە هەوێنی بەرژەوەندی رژێم دەگرسێنن و دەرخواردی گەل و کۆمەڵگای دەدەن.
بە پێ ئاماری فەرمی رژێم لەم خولەی هەڵبژاردن ٥٧ میلیۆن و ٩١٨ هەزار کەس مافی دەنگدان یان هەبوو، کە گوایا لەزاری کاربەدەستانی رژێم، نزیکەی٢٤ میلیۆن کەس، چوونەتە سەر سندووقی دەنگدان. لەرێژەی گشتی دەنگدەران نزیکەی ٢٨ میلیۆن و ٨٧٩ هەزار کەس ژن بوون، کە نیوەی کۆمەڵگا پێکدەهێنن. هەرچەند ژنان نیوەی رێژەی دەنگدەرانیان پێکهێناوە، بە پێ ئامارە فەرمیەکان رێژەی ٤٨٪ ژن چوونەتە سەر سندووقی دەنگدان. چون پەرلەمانی ئێستای رژێم، دژە ژنە و لەبنەڕەتدا ژن کوژە، مەترسیدارترین پەرلەمانی ٤ دەیەی دەسەڵاتداری رژێم دەبێت، پەرلەمانێکە کە بۆ ژنان و پێکهاتەکانی تری ئێران دەبێتە مەیدانی ئارێنای هاوچەرخ. لەبەر ئەوەیە ژنان و پێکهاتەکانی تری وەک؛ کورد، عەرەب و بەلووچ بە ئیرادەی پۆلایینیان هەڵبژاردنیان بایکۆت کردووە.
دەوڵەتی رووحانی کە بەردەوام لەکۆشک و بەڵنگۆکانی دەوڵەت، درووشمی یەکسانی و دادپەروەری بەرز دەکردەوە و بانگەشەی ئەوەی دەکرد کە دەوڵەتێک بووە کە لەسەرجەم پۆستهكانی دەوڵەت زیاترین رێژەی ژنان بەشداریان کردووە. بەس کام داد و ویژدانێک ئەوە پەسەند دەکات کە بۆ ٢٩٠ کورسی پەرلەمان، سەرەڕای ئەوەی نزیکەی ٢٩ میلیۆن ژن مافی دەنگدانیان هەبووە، ١٧ ژن دەترنجێننە پەرلەمان کە ئەو ژمارەش نزیکەی ٦٪، دەنگی پەرلەمان پێکدێنێت. سەرکەوتنی ١٧ ژن لەماراتۆنی فرت و فێڵی شانۆی هەڵبژاردنی خامنەیی، نیشانی دەدات کە ترازووی دادی رووحانی چەندێک لاسەنگ و خوار و خیچە. داخۆ ئەم خولەی پەڕلەمان کە نەریتخوازەکان تێدا سەروەر بوون، چەندێک دەتوانێت یاسا و پڕۆژەی دیمۆکراتیک لەبەرژەوەندی ژنان و نەتەوەکانی تری ئێران پەسەند بکات؟ عەقڵییەتی بەستەڵک کراوی بناژۆخوازە توندڕەوەکان چەندێک کراوەیە بۆ ئەوەی برەو بە ئازادی کۆمەڵایەتی، ئازادی سیاسی و چارەسەری گیروگرفتی ژیانی، ژنان و گەلانی چەوساوە بدات؟!
لەراپۆرتی کۆمەڵگای جیهانی ئابووری سەبارەت بە جیاوازی رەگەزی، زهنییەتی دژە ژنی کاربەدەستانی رژێم ئاشکرا دەبێت کە لەنێوان ١٥٣ دەوڵەتدا، رژێمی ئێران لەریزی ١٤٨مین دایەو ئەوەش بۆ رژێم رێکۆرددارە. هاوکات لەنێوان ١٩ دەوڵەتی رۆژهەڵاتی ناوین لەریزی ١٦هەمین دایە. سەرەڕای ئەوەی کە حەسەن رووحانی لەسەردەمی بانگەشەی هەڵبژاردنی، هاش و هووشی ئەوەی لێدەدا کە پێگەی ژنان لەدەوڵەتی روحانیدا بەهێز دەبێت. بەڵام سەرەڕای ئەو هەموو بەڵێنە بێ بنەمایه لەکابینەی پێشنیازی دەوڵەتی دوازدەهەم، هیچ جێگای ئیستراتیژی بە ژن نەدرا. لەکاتێکدا
ئەوەی سەرنج راکێشە شۆرای نیگەهبان لەژێر پاساوی گەندەڵی ماڵی و دژایەتی لەگەڵ رژێم و ناتەبابوون لەگەڵ پرەنسیب و بەهاکانی رژێم، شیاویی بەربژێرەکانی گەلیان رهدكرد. ئەو دانپێدانە نیشانی دەدات کە كۆڵهكهی بنەڕەتی رژێم، لەسەر بنەمای گەندەڵی و درۆ دامەزراوە. چون ئەوەی لەئێران بەرپرسیاری باڵای لەئەستۆ بووبێت، لەکەیسی گەندەڵی تێوەگلاوە کە خودی خامنەیی و رووحانیش دەگرێتەوە. ئەو کات هەڵبژاردنی خولی یازدەهەم، پێوەری ئەوەیە کە دەسەڵاتداران تا چەندێک لەکەیسی دەسەڵات و دژایەتی لەگەل نرخ و بەهاکانی رژێم تێوەگلاون. تەنانەت راگەیاندنی رێژەی ٤٢٪ی بەشداری گەل لەدەنگدان، سەلمێنەری ئەوەیە کە رژێم رەوایەتی خۆی لەناو گەل لەدەستداوە و دەیەوێت بە زۆرەملێ دەسەڵاتی خۆی بە سەر گەلدا بسەپێنێت. چون هەڵویست و تووڕەیی گەل نیشانی دەدا کە کەمتر له ٣٠٪ی گەل بەشداری لەهەڵبژاردن دەکەن. ئەوەش هەڵوێستی گەل لەبەرامبەر پەرلەمانێکە کە کورسیەکەی بە هەوێنی گەندەڵی گرسابێت، چون ئەو پەڕلەمانە جیا لەکردەوەی گەندەڵی، درۆ، هەڵاواردن و توندوتیژی شتێکی تری لێناوەشێتەوە.
هەڵبژاردنەکانی ئێران لەپاڵێوکەی شۆرای نیگەهبان دەرباز دەبێت. ئەو شۆرا لەکێ پێکهاتوون و ئەو ئاستە دەسەڵاتە بێ سنوورەیان لەلای چ هێز و دەسەڵاتێک پێ بەخشراوە کە بەلێشاو شیاویی بەربژێرەکانی پەڕلەمان رەد دەکەن؟ شۆرای نیگەهبان پێکهاتوون لە شەش فەقی گوێڕایەڵ کە لەلایەن خامنەیی دەستنیشان دەکرێن و شەش مافناس کە لەلایەن دەزگای داد و پەسەندکردنی خامنەیی دەستنیشان دەکرێن. ئەو دەسەڵاتەش لەلایەن رێبەری ئاینی رژێم پێیان دەدرێت. بۆیە دەسەڵاتی بێ سنووری شۆرای نیگەهبان، هەڕەشەیەکی جیددی بۆ سەر داهاتووی گەلان لەئێران دەبێت. بڕیار و هەڵسووکەوتەکانی ئەو شۆرایە، ئازادی رادەربڕین و رۆڵی گەل لەدیارکردنی چارەنووسیان سنووردار دەکات. لەهەڵبژاردندا شۆرای نیگەهبان هەم خۆی داوەر، یاریزان و کاپیتانە. ئەرکی چاوەدێری هەڵبژاردنەکان، لێکدانەوەی یاسای بنەڕەتی و یاسادانەری پێسپێردراوە. ئەوەش وەک ئەوەیە کە بە ساکاری جگەر رادەستی پشیلە بکرێت. تەنانەت دوابەدوای ئەنجامی هەڵبژاردن، تا ئەنجامە فەرمیەکان لەلایەن وەفدی چاوەدێری، وەفدی بەجێ گەیاندن و شۆرای نیگەهبان پەسەند نەکرا، بۆ رای گشتی بڵاو نەکرایەوە. ئەم ناوەندە سەرجەم ئەنجامەکانی هەڵبژاردن، بە هەوێنی بەرژەوەندی رژێم دەگرسێنن و دەرخواردی گەل و کۆمەڵگای دەدەن.
بە پێ ئاماری فەرمی رژێم لەم خولەی هەڵبژاردن ٥٧ میلیۆن و ٩١٨ هەزار کەس مافی دەنگدان یان هەبوو، کە گوایا لەزاری کاربەدەستانی رژێم، نزیکەی٢٤ میلیۆن کەس، چوونەتە سەر سندووقی دەنگدان. لەرێژەی گشتی دەنگدەران نزیکەی ٢٨ میلیۆن و ٨٧٩ هەزار کەس ژن بوون، کە نیوەی کۆمەڵگا پێکدەهێنن. هەرچەند ژنان نیوەی رێژەی دەنگدەرانیان پێکهێناوە، بە پێ ئامارە فەرمیەکان رێژەی ٤٨٪ ژن چوونەتە سەر سندووقی دەنگدان. چون پەرلەمانی ئێستای رژێم، دژە ژنە و لەبنەڕەتدا ژن کوژە، مەترسیدارترین پەرلەمانی ٤ دەیەی دەسەڵاتداری رژێم دەبێت، پەرلەمانێکە کە بۆ ژنان و پێکهاتەکانی تری ئێران دەبێتە مەیدانی ئارێنای هاوچەرخ. لەبەر ئەوەیە ژنان و پێکهاتەکانی تری وەک؛ کورد، عەرەب و بەلووچ بە ئیرادەی پۆلایینیان هەڵبژاردنیان بایکۆت کردووە.
دەوڵەتی رووحانی کە بەردەوام لەکۆشک و بەڵنگۆکانی دەوڵەت، درووشمی یەکسانی و دادپەروەری بەرز دەکردەوە و بانگەشەی ئەوەی دەکرد کە دەوڵەتێک بووە کە لەسەرجەم پۆستهكانی دەوڵەت زیاترین رێژەی ژنان بەشداریان کردووە. بەس کام داد و ویژدانێک ئەوە پەسەند دەکات کە بۆ ٢٩٠ کورسی پەرلەمان، سەرەڕای ئەوەی نزیکەی ٢٩ میلیۆن ژن مافی دەنگدانیان هەبووە، ١٧ ژن دەترنجێننە پەرلەمان کە ئەو ژمارەش نزیکەی ٦٪، دەنگی پەرلەمان پێکدێنێت. سەرکەوتنی ١٧ ژن لەماراتۆنی فرت و فێڵی شانۆی هەڵبژاردنی خامنەیی، نیشانی دەدات کە ترازووی دادی رووحانی چەندێک لاسەنگ و خوار و خیچە. داخۆ ئەم خولەی پەڕلەمان کە نەریتخوازەکان تێدا سەروەر بوون، چەندێک دەتوانێت یاسا و پڕۆژەی دیمۆکراتیک لەبەرژەوەندی ژنان و نەتەوەکانی تری ئێران پەسەند بکات؟ عەقڵییەتی بەستەڵک کراوی بناژۆخوازە توندڕەوەکان چەندێک کراوەیە بۆ ئەوەی برەو بە ئازادی کۆمەڵایەتی، ئازادی سیاسی و چارەسەری گیروگرفتی ژیانی، ژنان و گەلانی چەوساوە بدات؟!
لەراپۆرتی کۆمەڵگای جیهانی ئابووری سەبارەت بە جیاوازی رەگەزی، زهنییەتی دژە ژنی کاربەدەستانی رژێم ئاشکرا دەبێت کە لەنێوان ١٥٣ دەوڵەتدا، رژێمی ئێران لەریزی ١٤٨مین دایەو ئەوەش بۆ رژێم رێکۆرددارە. هاوکات لەنێوان ١٩ دەوڵەتی رۆژهەڵاتی ناوین لەریزی ١٦هەمین دایە. سەرەڕای ئەوەی کە حەسەن رووحانی لەسەردەمی بانگەشەی هەڵبژاردنی، هاش و هووشی ئەوەی لێدەدا کە پێگەی ژنان لەدەوڵەتی روحانیدا بەهێز دەبێت. بەڵام سەرەڕای ئەو هەموو بەڵێنە بێ بنەمایه لەکابینەی پێشنیازی دەوڵەتی دوازدەهەم، هیچ جێگای ئیستراتیژی بە ژن نەدرا. لەکاتێکدا
سەرۆک وەزیری ئەماراتی یهكگرتووی عەرەبی لە ٣١ ئەندامی کابینەکەی، ٩ ژن جێ دەگرن. تەنانەت وڵاتێکی وەک عەرەبستان، یەک چوارەمی کورسیەکانی پەرلەمان لەدەستی ژناندایە و ئەوەش چاخان و پاخانەکانی رژێم راشکاوانە دەخاتەڕوو. ئەم خولەی هەڵبژاردن جارێکی تر زهنییەتی دژە ژنی رژێمی داگیرکەری ئێرانی بەرجەستە کردەوە کە دیمۆکراسی و یەکسانی هەرگیز لەناو زهنییەتی ولایەتی فەقی و زەلکاوی گەل سالاری رژێم، چەکەرە و شین نابێت.
لەسەروبەندی هەڵبژاردنی خولی یازدەهەمدا حەسەن رووحانی چەپ و راستی دیار نەبوو. رۆژێک بانگەشەی ئەوەی دەکرد کە شۆرای نیگەهبان بەربژێرێکی نەهێشتوەتەوە کە گەل هەڵیببژێرێت و راشکاوانە پڕۆسەی هەڵبژاردنی دەخستە ژێر پرسیارەوە. بەڵام دوای رۆژێک مێشکی لەلایەن خامنەیی کۆک دەکرایەوە و بە پێچەوانەی بانگەشەی رابردووی قسەکانی با دەدایەوە و دەیگۆت؛ هەر کەس و لایەنێک، گەل لەبەشداری هەڵبژاردن دڵسارد بکات، لەرێ و رێبازی خومەینی ترازاوە. ئەو لێدوانە دژ بە یەکانەی رووحانی گورزی کوشندەی لە باڵی ریفۆرمخوازەکان وەشاند و بینای ریفۆرمخوازی دەوڵەتی لەزهنی کۆمەڵگا داڕماند.
لەدیوێکی تری دەسەڵاتی رژێم، خامنەیی لەسەرەتاکانی بانگەشەی هەڵبژاردن بە کوروزاندنەوە و پاڕانەوە لەگەل، دەیگۆت؛ ئەگەری هەیە کەسێک لەئێران خۆشی لەمن نەیەت، دەبێت لەبەر خۆشەویستی ئێران، بڕواتە سەر سندووقی دەنگدان. واتا هەر کەسێک خۆشەویستی بۆ ئێران هەبێت، ئاسایش و ئارامی نیشتمان و ئابڕووی نیشتمانی دەوێت و بە دوای چارەسەری کێشەکانەوەیە، پێویستە بۆ پەرلەمانی بەهێز بچێتە سەر سندووقی دەنگدان. بەس هەڵبژاردن لەئێران لەژێر چەپۆکی شۆرای نیگەهبان، بۆ خۆی لەباربردنی ئاسایش و ئارامی وڵات و قووڵکردنەوەی کێشەکانە. خامنەیی بێ شەرمانە ئابڕووی نیشتمان بە رۆخساری گەل دا کێشا کە ئەگەر گەل نەڕۆنە سەر سندووقی دەنگدان، ئابڕووی ئێران دەچێت. واتا دەنگنەدانی خەڵک ئابڕووچوونییە! ئەگەر نەچوونە سەر سندووقی دەنگدان ئابڕووچوونی بێت، ئەی کوشتنی خۆپیشاندەرانی مانگی خەزەڵوەر، کوشتنی کۆڵبەران، لەسێدارەدانی چالاکانی سیاسی و خستنەخوارەوەی فڕۆکەی نەفەرهەڵگری ئۆکرانیا و شاردنەوەی راستیەکان لەبەر چاوی گەل، ئابڕووچوونی نییە، چییە؟ بەشداری رێژەی کەمی گەل لە هەڵبژاردن، وەرچەرخانێکی مێژوویی و سەربڵندییە بۆ گەل و شکستی شکۆ و ئابڕووچوون بۆ درۆودەلەسەو هاش و هووشی کاربەدەستانی رژێمە.
لەناو بازنەی دەسەڵاتی رژێمی داگیرکەری ئێران، بۆ راکێشانی گەل بۆ سەر سندووقەکانی دەنگدان، هەمیشە دوو رەوتی بە ناو ریفۆرمخواز و نەریتخواز کێبڕکێی نمایشی لەگەڵ یەکدی دەکەن و لەدیوەخانی پەرلەمان لەژێر ناوی فراکسیۆنی جیاوازی کەمینە و زۆرینە بۆ دەسەڵات کار دەکەن. لەم خولەی هەڵبژاردندا بناژۆخوازەکان، بۆ کۆکردنەوەی دەنگی گەل و بۆ دەرهێنانی رژێم لەناو زەلکاوی قەیران؛ لەژێر ناوی لیستی؛ شانا، پایداری، گەنجانی شۆڕشگێڕی ئێران، ئەحمەدی نژادەکان، مسباحی مۆقەدەم و لیستی هاوپەیمانی بەشداریان لەهەڵبژاردندا کرد. دیارترینیان رەوتێکی سیاسی بە ناو بناژۆخوازی نوێ بە رێبەری موحەمەد باقر قالیباف دەکەوێتە سەر شانۆی هەڵبژاردنی رژێم و زۆرینەی کورسیەکانی پەرلەمانی بەناو تۆمار دەکرێت. ئەم خولەی هەڵبژاردن پەردەی لەسەر ئەو حەقیقەتەی هەڵدا کە لەئێران رەوتێکی حەقیقی بە ناوی ریفۆرمخواز و بناژۆخواز بێ واتا و بێ ناوەڕۆکە. لەبنەڕەتدا رەوتێک لەئارادایە، هەمان وەفادار و شۆڕشگێڕەکانی رژێمن کە خۆیان بە شۆڕشگێڕ لەقەڵەم دەدەن و لەهەنگاوی دووهەمی شۆڕش بە پێشەنگایەتی گەنجان، پەڕلەمانێکی شۆڕشگێڕانه دادەمەزرێنن.
رژێم لەخولی یازدەهەمی پەڕلەماندا، دەیەوێت ٢٩٠ كهسی گرێدراو و پاسدار بۆ دیوەخانی پەرلەمان هەڵبژێرێت، کە ١١ ناوهندی کەوتە خولی دووهەمی هەڵبژاردن، کە ٢٩ی خاكهلێوه بەڕێوە دەچێت. ئەو رێژە زۆرەش کە شیاویان بۆ بەربژێری رەدکرایەوە، لەناو مەنگەنەی دژە شۆڕشی رژێم هاڕدران. لەبەر ئەوەی خامنەیی هەستی بە مەترسیەکانی هەڵبژاردن کرد، فەرمانی بەشداری لەهەڵبژاردنی دەرکرد و باڵی بە ناو ریفۆرمخوازەکانی ناچار بە بەشداری لەهەڵبژاردندا کرد کە لە دوا چرکەدا، ٨ حزبی ریفۆرمخواز، لەسەر بنەمای بەڕێوەچوونی گوڕوتینی هەڵبژاردن و پاراستنی بەرژەوەندی رژێم بە ناو لیستی هاوپەیمانی بۆ ئێران بەشداری هەڵبژاردن بوون. ئەوەش لەکاتێکدایە کە گەل لەخۆپیشاندانەکانی مانگی خەزەڵوەر درووشمی؛ (اصلاح طلب، اصولگرا دیگه تمومه ماجرا) یان بەرز کردەوەو گەل هەر دوو باڵ و رەوتەکانی ناو رژێم بە یەک چاو سەیر دەکات و باوەڕی و متمانەی گەل بە باڵ و رەوتەکانی رژێم نەماوە و لە٢ی رەشەممەی ٩٨ رەوایەتی رژێم خرایەژێر پرسیارەوە.
ئەوەش لەکاتێکدایە کە رژێم هەنگاوی دووهەمی شۆڕشی داگیرکەری لەژێر پەردەی بهئیسلامی كردنی كۆمهڵگا، مرۆڤ و شارستانیەت و گەل سالاری دینی دەستپێکردبوو، ئەنجامی هەڵبژاردنی خولی یازدەهەم هەرەسی بەو هەنگاوەی رژێم لەئێران و ناوچەکە هێن
لەسەروبەندی هەڵبژاردنی خولی یازدەهەمدا حەسەن رووحانی چەپ و راستی دیار نەبوو. رۆژێک بانگەشەی ئەوەی دەکرد کە شۆرای نیگەهبان بەربژێرێکی نەهێشتوەتەوە کە گەل هەڵیببژێرێت و راشکاوانە پڕۆسەی هەڵبژاردنی دەخستە ژێر پرسیارەوە. بەڵام دوای رۆژێک مێشکی لەلایەن خامنەیی کۆک دەکرایەوە و بە پێچەوانەی بانگەشەی رابردووی قسەکانی با دەدایەوە و دەیگۆت؛ هەر کەس و لایەنێک، گەل لەبەشداری هەڵبژاردن دڵسارد بکات، لەرێ و رێبازی خومەینی ترازاوە. ئەو لێدوانە دژ بە یەکانەی رووحانی گورزی کوشندەی لە باڵی ریفۆرمخوازەکان وەشاند و بینای ریفۆرمخوازی دەوڵەتی لەزهنی کۆمەڵگا داڕماند.
لەدیوێکی تری دەسەڵاتی رژێم، خامنەیی لەسەرەتاکانی بانگەشەی هەڵبژاردن بە کوروزاندنەوە و پاڕانەوە لەگەل، دەیگۆت؛ ئەگەری هەیە کەسێک لەئێران خۆشی لەمن نەیەت، دەبێت لەبەر خۆشەویستی ئێران، بڕواتە سەر سندووقی دەنگدان. واتا هەر کەسێک خۆشەویستی بۆ ئێران هەبێت، ئاسایش و ئارامی نیشتمان و ئابڕووی نیشتمانی دەوێت و بە دوای چارەسەری کێشەکانەوەیە، پێویستە بۆ پەرلەمانی بەهێز بچێتە سەر سندووقی دەنگدان. بەس هەڵبژاردن لەئێران لەژێر چەپۆکی شۆرای نیگەهبان، بۆ خۆی لەباربردنی ئاسایش و ئارامی وڵات و قووڵکردنەوەی کێشەکانە. خامنەیی بێ شەرمانە ئابڕووی نیشتمان بە رۆخساری گەل دا کێشا کە ئەگەر گەل نەڕۆنە سەر سندووقی دەنگدان، ئابڕووی ئێران دەچێت. واتا دەنگنەدانی خەڵک ئابڕووچوونییە! ئەگەر نەچوونە سەر سندووقی دەنگدان ئابڕووچوونی بێت، ئەی کوشتنی خۆپیشاندەرانی مانگی خەزەڵوەر، کوشتنی کۆڵبەران، لەسێدارەدانی چالاکانی سیاسی و خستنەخوارەوەی فڕۆکەی نەفەرهەڵگری ئۆکرانیا و شاردنەوەی راستیەکان لەبەر چاوی گەل، ئابڕووچوونی نییە، چییە؟ بەشداری رێژەی کەمی گەل لە هەڵبژاردن، وەرچەرخانێکی مێژوویی و سەربڵندییە بۆ گەل و شکستی شکۆ و ئابڕووچوون بۆ درۆودەلەسەو هاش و هووشی کاربەدەستانی رژێمە.
لەناو بازنەی دەسەڵاتی رژێمی داگیرکەری ئێران، بۆ راکێشانی گەل بۆ سەر سندووقەکانی دەنگدان، هەمیشە دوو رەوتی بە ناو ریفۆرمخواز و نەریتخواز کێبڕکێی نمایشی لەگەڵ یەکدی دەکەن و لەدیوەخانی پەرلەمان لەژێر ناوی فراکسیۆنی جیاوازی کەمینە و زۆرینە بۆ دەسەڵات کار دەکەن. لەم خولەی هەڵبژاردندا بناژۆخوازەکان، بۆ کۆکردنەوەی دەنگی گەل و بۆ دەرهێنانی رژێم لەناو زەلکاوی قەیران؛ لەژێر ناوی لیستی؛ شانا، پایداری، گەنجانی شۆڕشگێڕی ئێران، ئەحمەدی نژادەکان، مسباحی مۆقەدەم و لیستی هاوپەیمانی بەشداریان لەهەڵبژاردندا کرد. دیارترینیان رەوتێکی سیاسی بە ناو بناژۆخوازی نوێ بە رێبەری موحەمەد باقر قالیباف دەکەوێتە سەر شانۆی هەڵبژاردنی رژێم و زۆرینەی کورسیەکانی پەرلەمانی بەناو تۆمار دەکرێت. ئەم خولەی هەڵبژاردن پەردەی لەسەر ئەو حەقیقەتەی هەڵدا کە لەئێران رەوتێکی حەقیقی بە ناوی ریفۆرمخواز و بناژۆخواز بێ واتا و بێ ناوەڕۆکە. لەبنەڕەتدا رەوتێک لەئارادایە، هەمان وەفادار و شۆڕشگێڕەکانی رژێمن کە خۆیان بە شۆڕشگێڕ لەقەڵەم دەدەن و لەهەنگاوی دووهەمی شۆڕش بە پێشەنگایەتی گەنجان، پەڕلەمانێکی شۆڕشگێڕانه دادەمەزرێنن.
رژێم لەخولی یازدەهەمی پەڕلەماندا، دەیەوێت ٢٩٠ كهسی گرێدراو و پاسدار بۆ دیوەخانی پەرلەمان هەڵبژێرێت، کە ١١ ناوهندی کەوتە خولی دووهەمی هەڵبژاردن، کە ٢٩ی خاكهلێوه بەڕێوە دەچێت. ئەو رێژە زۆرەش کە شیاویان بۆ بەربژێری رەدکرایەوە، لەناو مەنگەنەی دژە شۆڕشی رژێم هاڕدران. لەبەر ئەوەی خامنەیی هەستی بە مەترسیەکانی هەڵبژاردن کرد، فەرمانی بەشداری لەهەڵبژاردنی دەرکرد و باڵی بە ناو ریفۆرمخوازەکانی ناچار بە بەشداری لەهەڵبژاردندا کرد کە لە دوا چرکەدا، ٨ حزبی ریفۆرمخواز، لەسەر بنەمای بەڕێوەچوونی گوڕوتینی هەڵبژاردن و پاراستنی بەرژەوەندی رژێم بە ناو لیستی هاوپەیمانی بۆ ئێران بەشداری هەڵبژاردن بوون. ئەوەش لەکاتێکدایە کە گەل لەخۆپیشاندانەکانی مانگی خەزەڵوەر درووشمی؛ (اصلاح طلب، اصولگرا دیگه تمومه ماجرا) یان بەرز کردەوەو گەل هەر دوو باڵ و رەوتەکانی ناو رژێم بە یەک چاو سەیر دەکات و باوەڕی و متمانەی گەل بە باڵ و رەوتەکانی رژێم نەماوە و لە٢ی رەشەممەی ٩٨ رەوایەتی رژێم خرایەژێر پرسیارەوە.
ئەوەش لەکاتێکدایە کە رژێم هەنگاوی دووهەمی شۆڕشی داگیرکەری لەژێر پەردەی بهئیسلامی كردنی كۆمهڵگا، مرۆڤ و شارستانیەت و گەل سالاری دینی دەستپێکردبوو، ئەنجامی هەڵبژاردنی خولی یازدەهەم هەرەسی بەو هەنگاوەی رژێم لەئێران و ناوچەکە هێن
او دۆخی رژێمی لەناوخۆ هەژاند و دۆخێکی مەترسیدار و قەیراناوی بەرۆکی کاربەدەستانی رژێم دەگرێتەوە.
سەرچاوە: ئاڵترناتیو شمارە ٨١
www.pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
سەرچاوە: ئاڵترناتیو شمارە ٨١
www.pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
Forwarded from خبرگزاری فرات | فارسی
🔹محرومیت دایه زینب از دسترسی به دارو در بازداشتگاه اطلاعات سنه
🔻زینب اسماعیلی مادر شهید هاوری لیلاخ پس از یک هفته از بازداشت از سوی اداره اطلاعات همچنان از دسترسی به دارو محروم است.
بیشتر بخوانید...
🌍 https://bit.ly/2IfVvhs
🔻زینب اسماعیلی مادر شهید هاوری لیلاخ پس از یک هفته از بازداشت از سوی اداره اطلاعات همچنان از دسترسی به دارو محروم است.
بیشتر بخوانید...
🌍 https://bit.ly/2IfVvhs
ANF News
محرومیت دایه زینب از دسترسی به دارو در بازداشتگاه اطلاعات سنه
بنابر گزارش شبکه حقوق بشر کوردستان دایه زینب از اعضای مادران آشتی کوردستان علیرغم یک هفته از بازداشت همچنان از ملاقات با اعضای خانواده و همچنین تماس تلفنی با آنان محروم است. اداره اطلاعات از تح...
صفويه و انحراف تشيع
بعد از اضمحلال ساسانيان، اشراف يا بعبارت ديگر طبقهي فوقاني ايراني که منافع خود را صرفاً در احياي دوبارهي سيستم خسرواني و حاکميتي پاتريمونيالستي (پدرشاهي) ميديدند، هميشه در تکاپوي ايجاد چنين نظامي بودند. براي چنين نظامي در مرحلهي نخست وجود مذهبي عاري از معيارهاي اخلاقي و تلفيق شده در قدرت جهت مشروعيت بخشي به حاکميت خود الزامي بود. در دربار هخامنشي و ساساني زردشت تحريف شده، ايفاي نقش مينمود. اما بعد از انحلال ساساني، زردشت درباري برعکس زردشت اجتماعي رو به ضعف و زوال گذاشت. معهذا نميتوانست به مثابهي قبل ايفاي نقش نمايد. ابتدا ميخواستند از اسلام سني استفاده نمايند. اين پيشنهاد را در راستاي مشارکت در قدرت، به نظامهاي استيلاگري مانند اموي، عباسي، غزنوي، سلجوقي که اسلام سني قدرتمحور را دين دارالخلافه کرده بودند، دادند. بسياري از آنها به عنوان وزير و کاتب و عناويني ديگر به دربار نظامهاي مذکور رسوخ کردند. اما نظام خلافتي و سلطاني جهت استقرار دوبارهي سيستم خسرواني مناسب نبود. صرفاً يک نظام شاهنشاهي ميتوانست مقتضيات سيستم خسرواني را فراهم سازد.
در حاليکه اسلام توسط خاندان اموي تحريف و با قدرت مختلط گشت، فرقههاي زيادي تحت عنوان شيعهي علوي در برابر اسلام اموي به مبارزه پرداختند. آنها ميخواستند ارزشهاي اخلاقي جامعه را در برابر هجمهي خلفا و سلاطين مصون بدارند. داراي قاعدهي کلي و قواعد مرکزي نبودند. هر فرقه با توجه به مکان و فرهنگ خود مناسک مذهبي خود را تدوين ميکرد. وجه مشترک تمامي فرقهها قدرتستيزي و تمرکززدايي بود. همچنين همهي آنها حضرت علي و اهل بيت را نمايندهي اسلام ناب و فرهنگ استوار بر ارزشهاي اجتماعي ميپنداشتند؛ که با اسلام اموي و عباسي سر نزاع داشتهاند. حتي بسياري از آنها هم روش ايستار و مبارزهي حضرت علي را در برابر قدرتطلبي معتدل ميدانستند و ايشان را متوجه انتقادات ميکردند. در نتيجه فرقههاي راديکالتري تشکيل دادند که خوارج نمونهي ابتدايي فرقههاي راديکال در برابر قدرتطلبي اموي بود.
سرزمين ايران آکنده از اين فرقهها بود. پيروان خط پاتريمونيالي زمانيکه ديدند اسلام سني مختلط با قدرت، نميتواند در راستاي اهداف آنها درآيد، درصدد برآمدند فرقهاي شيعه و تحريف شده ايجاد نمايند که با معيارهاي قدرت و تمرکزگرايي به مسامحه بپردازد. يکي از نوادگان بانفوذ شيخ صفيالدين اردبيلي، بنام جنيد، از بيم قراقويونلوها از آذربايجان گريخته و در آناتولي به آققويونلوها پناه برد. به اين طريق نوادگان شيخ صفيالدين در آناتولي مستقر شدند و با رهنمودهاي انديشهي پدرشاهي فرقهي شيعهي صفوي را ايجاد کردند. اين فرقه تمام پارامترهاي قدرت و تمرگزگرايي را در کالبد خود گنجاند و آن را به دين رسمي دربار صفوي مبدل ساخت. به همين دليل بايد بين شيعهي صفوي و علوي و فرقههاي اجتماعي شيعه، دراويش و پيروان تصوف، تمايز قائل شد. تمايز آنها هم در قدرتطلبي و قدرتستيزي ميباشد. با توجه به توضيحي که صورت گرفت بايد يادآور شد که شيعهي صفوي مقولهاي وارداتي و منشأ آن آناتولي است نه ايران؛ لذا با واقعيت اجتماعي ايران در تضادي لاينقطع ميباشد. همچنان لازم به ذکر ميباشد که اين فرقهي قدرتمحور و تمرکزگرا در تمام حکومتهاي تمرکزگراي بعد از صفوي، بويژه در رژيمهاي پهلوي و جمهوري اسلامي مورد کاربست قرار گرفته است.
همانطور که تشريح گشت استقرار صفويه انحرافي بود که بعد از ده قرن پس از فروپاشي سيستم خسرواني (ساساني) در طبيعت اجتماعي ايران ايجاد گشت. انحرافات بارز که توسط صفويه ايجاد گشت، تلاش جهت ايجاد حاکميت مرکزي و الغاي مديريت اجتماعي، دولتي و رسمي کردن مذهب تشيع بود که به مدت 1000 سال به مکانيسم مبارزه و مقاومت جوامع ايراني در برابر سلطهي اسلام خلافتي مبدل گشته بود. همچنين صفويه براي اولين بار پاي استعمار و تمدن نوپاي تفرقه را نه تنها به ايران بلکه به منطقه باز کرد و زمينهي مداخلهي استعمار در منطقه را هموار کرد. واگذارکردن سفارت ايران در زمان شاه عباس صفوي به برادران شرلي (سر انتوني شرلي و سر رابرت شرلي دو برادر انگليسي) که اهل بريتانيا بودند، نميتواند امري تصادفي و طبيعي باشد. همين موارد هم باعث شد که برخلاف ژستي که پادشاهان صفوي ميگرفتند، نتوانند در برابر اشرف افغان تاب بياورند و نهايتاً سرنوشت نظام پدرشاهي صفوي هم به سرنوشت هخامنشي و ساساني دچار گشت؛ و بار ديگر هجوم خارجي به ايران را مسبب شد.
البته در زمان صفويه و پس از آن، تا تشکيل ديکتاتوري پهلوي، مقاومت و مبارزات جوامع ايراني مانع از استقرار نظامي کاملاً مرکزي گشت. خودمديريتيهاي عشيرهاي، ايلاتي و ولايتي، بالاخص در زمان افشاريه، زنديه و قاجار، که بعد از ان
بعد از اضمحلال ساسانيان، اشراف يا بعبارت ديگر طبقهي فوقاني ايراني که منافع خود را صرفاً در احياي دوبارهي سيستم خسرواني و حاکميتي پاتريمونيالستي (پدرشاهي) ميديدند، هميشه در تکاپوي ايجاد چنين نظامي بودند. براي چنين نظامي در مرحلهي نخست وجود مذهبي عاري از معيارهاي اخلاقي و تلفيق شده در قدرت جهت مشروعيت بخشي به حاکميت خود الزامي بود. در دربار هخامنشي و ساساني زردشت تحريف شده، ايفاي نقش مينمود. اما بعد از انحلال ساساني، زردشت درباري برعکس زردشت اجتماعي رو به ضعف و زوال گذاشت. معهذا نميتوانست به مثابهي قبل ايفاي نقش نمايد. ابتدا ميخواستند از اسلام سني استفاده نمايند. اين پيشنهاد را در راستاي مشارکت در قدرت، به نظامهاي استيلاگري مانند اموي، عباسي، غزنوي، سلجوقي که اسلام سني قدرتمحور را دين دارالخلافه کرده بودند، دادند. بسياري از آنها به عنوان وزير و کاتب و عناويني ديگر به دربار نظامهاي مذکور رسوخ کردند. اما نظام خلافتي و سلطاني جهت استقرار دوبارهي سيستم خسرواني مناسب نبود. صرفاً يک نظام شاهنشاهي ميتوانست مقتضيات سيستم خسرواني را فراهم سازد.
در حاليکه اسلام توسط خاندان اموي تحريف و با قدرت مختلط گشت، فرقههاي زيادي تحت عنوان شيعهي علوي در برابر اسلام اموي به مبارزه پرداختند. آنها ميخواستند ارزشهاي اخلاقي جامعه را در برابر هجمهي خلفا و سلاطين مصون بدارند. داراي قاعدهي کلي و قواعد مرکزي نبودند. هر فرقه با توجه به مکان و فرهنگ خود مناسک مذهبي خود را تدوين ميکرد. وجه مشترک تمامي فرقهها قدرتستيزي و تمرکززدايي بود. همچنين همهي آنها حضرت علي و اهل بيت را نمايندهي اسلام ناب و فرهنگ استوار بر ارزشهاي اجتماعي ميپنداشتند؛ که با اسلام اموي و عباسي سر نزاع داشتهاند. حتي بسياري از آنها هم روش ايستار و مبارزهي حضرت علي را در برابر قدرتطلبي معتدل ميدانستند و ايشان را متوجه انتقادات ميکردند. در نتيجه فرقههاي راديکالتري تشکيل دادند که خوارج نمونهي ابتدايي فرقههاي راديکال در برابر قدرتطلبي اموي بود.
سرزمين ايران آکنده از اين فرقهها بود. پيروان خط پاتريمونيالي زمانيکه ديدند اسلام سني مختلط با قدرت، نميتواند در راستاي اهداف آنها درآيد، درصدد برآمدند فرقهاي شيعه و تحريف شده ايجاد نمايند که با معيارهاي قدرت و تمرکزگرايي به مسامحه بپردازد. يکي از نوادگان بانفوذ شيخ صفيالدين اردبيلي، بنام جنيد، از بيم قراقويونلوها از آذربايجان گريخته و در آناتولي به آققويونلوها پناه برد. به اين طريق نوادگان شيخ صفيالدين در آناتولي مستقر شدند و با رهنمودهاي انديشهي پدرشاهي فرقهي شيعهي صفوي را ايجاد کردند. اين فرقه تمام پارامترهاي قدرت و تمرگزگرايي را در کالبد خود گنجاند و آن را به دين رسمي دربار صفوي مبدل ساخت. به همين دليل بايد بين شيعهي صفوي و علوي و فرقههاي اجتماعي شيعه، دراويش و پيروان تصوف، تمايز قائل شد. تمايز آنها هم در قدرتطلبي و قدرتستيزي ميباشد. با توجه به توضيحي که صورت گرفت بايد يادآور شد که شيعهي صفوي مقولهاي وارداتي و منشأ آن آناتولي است نه ايران؛ لذا با واقعيت اجتماعي ايران در تضادي لاينقطع ميباشد. همچنان لازم به ذکر ميباشد که اين فرقهي قدرتمحور و تمرکزگرا در تمام حکومتهاي تمرکزگراي بعد از صفوي، بويژه در رژيمهاي پهلوي و جمهوري اسلامي مورد کاربست قرار گرفته است.
همانطور که تشريح گشت استقرار صفويه انحرافي بود که بعد از ده قرن پس از فروپاشي سيستم خسرواني (ساساني) در طبيعت اجتماعي ايران ايجاد گشت. انحرافات بارز که توسط صفويه ايجاد گشت، تلاش جهت ايجاد حاکميت مرکزي و الغاي مديريت اجتماعي، دولتي و رسمي کردن مذهب تشيع بود که به مدت 1000 سال به مکانيسم مبارزه و مقاومت جوامع ايراني در برابر سلطهي اسلام خلافتي مبدل گشته بود. همچنين صفويه براي اولين بار پاي استعمار و تمدن نوپاي تفرقه را نه تنها به ايران بلکه به منطقه باز کرد و زمينهي مداخلهي استعمار در منطقه را هموار کرد. واگذارکردن سفارت ايران در زمان شاه عباس صفوي به برادران شرلي (سر انتوني شرلي و سر رابرت شرلي دو برادر انگليسي) که اهل بريتانيا بودند، نميتواند امري تصادفي و طبيعي باشد. همين موارد هم باعث شد که برخلاف ژستي که پادشاهان صفوي ميگرفتند، نتوانند در برابر اشرف افغان تاب بياورند و نهايتاً سرنوشت نظام پدرشاهي صفوي هم به سرنوشت هخامنشي و ساساني دچار گشت؛ و بار ديگر هجوم خارجي به ايران را مسبب شد.
البته در زمان صفويه و پس از آن، تا تشکيل ديکتاتوري پهلوي، مقاومت و مبارزات جوامع ايراني مانع از استقرار نظامي کاملاً مرکزي گشت. خودمديريتيهاي عشيرهاي، ايلاتي و ولايتي، بالاخص در زمان افشاريه، زنديه و قاجار، که بعد از ان
قراض صفويه زمام امور را در دست گرفتند، متداول بود. اين روال تا تشکيل دولتــ ملت ايراني با مرکزيت اتنيکي فارس، که پايههاي آن پس از کودتاي 1299 در برابر مشروطيت، توسط امپرياليسم بنا نهاده شد و در سال 1304 با اعلام سلطنت پهلوي تشکل يافت، متداول بود. به هيچوجه نميتوان جامعهستيزي و تمرکزگرايي دولتـ ملت ايراني را با نظامهاي دولتي قبل از خود مقايسه کرد و نامطلوبي دولتـ ملت به مراتب بيشتر بوده است.
شمهاي از تاريخ ايران که در اين سطور نگاشته شد، شواهد تاريخي وافري ميباشند که بر آن صحه ميگذارند و ميتوان به عنوان گواه به آنها رجوع کرد، معهذا ذکر آنها و همچنين تشريح بيشتر آن از حوصله اين نوشتار خارج ميباشد؛ لذا به اين سطح اکتفا ميکنيم. در ادامه تاملي بر تاريخ صدسالهي اخير ايران، از مشروطيت تا جمهوري اسلامي ميتواند به هدف نوشتار ژرفا بخشد.
ادامه دارد...
✍ #اهون_چیاکو
https://t.me/joinchat/AAAAAEPfglh3P0aCVQR1HQ
شمهاي از تاريخ ايران که در اين سطور نگاشته شد، شواهد تاريخي وافري ميباشند که بر آن صحه ميگذارند و ميتوان به عنوان گواه به آنها رجوع کرد، معهذا ذکر آنها و همچنين تشريح بيشتر آن از حوصله اين نوشتار خارج ميباشد؛ لذا به اين سطح اکتفا ميکنيم. در ادامه تاملي بر تاريخ صدسالهي اخير ايران، از مشروطيت تا جمهوري اسلامي ميتواند به هدف نوشتار ژرفا بخشد.
ادامه دارد...
✍ #اهون_چیاکو
https://t.me/joinchat/AAAAAEPfglh3P0aCVQR1HQ
Telegram
گذار دموکراتیک
تلاش برای ایجاد دموکراسی در ایران و چاره یابی مسئلە کورد
آدرس وبسایت ما:
www.kodar.info ✔️
www.kjar.online ✔️
www.pjak.eu ✔️
ارتباط با ادمین:
@gozar_democratic ✔️
🆔 @GozarDemocratic
آدرس وبسایت ما:
www.kodar.info ✔️
www.kjar.online ✔️
www.pjak.eu ✔️
ارتباط با ادمین:
@gozar_democratic ✔️
🆔 @GozarDemocratic
پیام اوجالان به کوردها و آزادیخواهان: برای حل مسائل و معضلات ناگزیر هستید به قدرت تبدیل شوید!
#عبدالله_اوجالان رهبر ملت کورد پس از ۸ ماه حصر در دیدار با خانواده خود اظهار داشت که هچ کس نمیتواند با این وضعیت مسائل و مشکلات را حل نماید. باید به نیرو تبدیل شوید.
🆔 @GozarDemocratic
#عبدالله_اوجالان رهبر ملت کورد پس از ۸ ماه حصر در دیدار با خانواده خود اظهار داشت که هچ کس نمیتواند با این وضعیت مسائل و مشکلات را حل نماید. باید به نیرو تبدیل شوید.
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
پیام اوجالان به کوردها و آزادیخواهان: برای حل مسائل و معضلات ناگزیر هستید به قدرت تبدیل شوید! #عبدالله_اوجالان رهبر ملت کورد پس از ۸ ماه حصر در دیدار با خانواده خود اظهار داشت که هچ کس نمیتواند با این وضعیت مسائل و مشکلات را حل نماید. باید به نیرو تبدیل…
پیام اوجالان به کوردها و آزادیخواهان: برای حل مسائل و معضلات ناگزیر هستید به قدرت تبدیل شوید!
#عبدالله_اوجالان رهبر ملت کورد پس از ۸ ماه حصر در دیدار با خانواده خود اظهار داشت که هچ کس نمیتواند با این وضعیت مسائل و مشکلات را حل نماید. باید به نیرو تبدیل شوید.
عبدالله اوجالان رهبر ملت کورد پس از ۸ ماه حصر در دیدار با خانواده خود اظهار داشت که هچ کس نمیتواند با این وضعیت مسائل و مشکلات را حل نماید. باید به نیرو تبدیل شوید. میز سیاست در ترکیه بر ۲ پایه قرار گرفته است، برای آنکه این میز بر زمین نیفتند باید شما سومین پایه این میز باشید. اگر این میز بر سه پایه قرار گرفته باشد بر زمین نمیافتد و ساخت این سویمن پایه نیز از طریق گسترش و قدرت امکانپذیر است.
در دوم مارس خانوادههای عبدالله اوجالان رهبر خلق کورد، عمر خیری کونار و ویسل آکتاش عازم امرالی شده و در زندان فوق امنیتی گروه F با اعضای خانواده خود دیدار کردند. محمد اوجالان نیز به همراه خانوادههای دیگر زندانیان سیاسی عازم این جزیره شده و با رهبر آپو دیدار کرد. هامیلی ییلدرم نیز به دلیل بیماری قادر به دیدار نشده بود. محمد اوجالان که با عبدالله اوجالان دیدار کرده بود در رابطه با این ملاقات سخنانی را ابراز کرد.
محمد اوجالان در رابطه با دیدار خود اظهار داشت: نزدیک به ۸ ماه که نتوانسته بودیم ملاقات کنیم، به منظور ملاقاتهای ۱۵ روزه، از طریق وکلا درخواستهایمان را به دادستانی بورسا ارسال میکردیم. اما پاسخی دریافت نمیکردیم یا به بهانههای مختلف مانع از ملاقات میشدند. بعد از وقوع آتش سوزی در امرالی، ملاقات خانوادها پذیرفته شد.
تفتیشهای غیر انسانی
دوشنبه ۲ مارس از طریق وکلا به ما اطلاع داده شد که میتوانیم عازم جزیره شویم. ما نیز به امرالی رفتیم. به همراه برادر عمر خیری کونار و ویسل آکتاش عازم جزیره شدم. میتوانم بگویم که از بازرسی گملیک گذشتیم، تفتیش و بازرسی غیر معمول بود. اما میگوییم که عادی بود. بازرسی و تفتیشی که مایه خفت و خواری بود. به عنوان یک انسان نمیتوانیم این مسئله را قبول کنیم. تحملش ممکن نیست. چنین اقدامی نه برای ترکیه، نه برای دولت هیچ فایدهای ندارد. من ۶۹ سال سن دارم. دیگر رفقا نیز بدینگونه هستند. حتی اگر جوان نیز باشند نباید بدین شیوه رفتار شود. به محض ورود به جزیره با دومین بازرسی روبرو شدیم. دومین مرحله بازرسی و تفتیش. طبق برآورد من، تحت کنترل ژاندارمری است. بازرسی و تفتیشی بسیار بد؛ نمیتوان این مسئله را قبول کرد. انسان به چنین کاری دست نمیزند. اما ناگزیر آن را پذیرفتیم. در دومین بازرسی همه حضور داشتند، صاجب منصبان، افرادی با ماسکهای سیاه، همه مسلح بودند. وضعیتی اضطراری. از بازرسی بسیار بدی گذشتیم. افرادی تا زمان پیاده شدن ما از کشتی و رسیدن به نقطه دوم بازرسی با ما همراه بودند. در همه جا حضور سربازان و افراد گارد مشاهده میشد. ما نیز از سر ناگزیری این برخورد را پذیرفتیم. تفتیشی غیر انسانی بود و آنها نیز میدانستند که هیچ کس با رضایت اجازه این تفتیش را نمیدهد.
بعد از انکه از بازرسی گذشتیم، وارد زندان شدیم. در زندان نیز بازرسی شدیم. بازرسی عادی بود. در ابتدا دو رفیق من را بردند. من را ابتدا خارج از زندان مجبور به توقف نمودند. نزدیک ده دقیقه. سپس نام من را خواندند. چند بار از زیر دستگاه اشعه ایکس رد شدم. این بهانه بود. با خود گفتم که حتی اگر صد بار نیز بخواهند مخالفتی نمیکنم. بعد از آن به ملاقات رفتم نخست من را برای ملاقات به داخل فرستادند. سپس وارد سالن شدم که از قبل میزی در آنجا وجود داشت. میزی بزرگ؛ به من گفتند بنشین و من نشستم. میدانستم که رهبری میآید. چند دقیقه ایستادم. بعد از مدتی سروصدای حرکت را شنیدم و دریافتم که رهبری میآید. وارد شد، اما با من دست نداد و گفت از من خواستهاند. فکر میکنم تب داری؟ سرماخوردگی داری. به همین دلیل با تو دست ندادم. او در یک طرف میز و من در طرف دیگر نشستیم. من در ضلع شمالی میز. رهبری به گارد محافظ گفت فکر میکنم که یک ساعت و نیم میتوانیم ملاقات کنیم. درست است؟ اما او چیزی نگفت. ما نیز دیدار را شروع کردیم.
بهانه آتشسوزی نیست
رهبری پرسید چرا آمدی؟ با چه دلیلی آمدی؟ من نیز گفتم آتشسوزی روی داده است. خلق و سازمانهای اجتماعی فعالیتها و آکسیونهای دمکراتیک را شروع کردهاند. من براین باورم که به این علت ما را به اینجا آوردهاند. رهبری گفت: درست است، اما برای ما مشکلساز نشد. سپس گفت سوالاتی دارم؛ با دقت پاسخ بده و رهبری سخن گفت. در رابطه با راهحل مسئله کورد و مسئله خاورمیانه نگرشهای خارج [از زندان] را از من پرسید. پرسید که برای راهحل چه کسانی را به عنوان نیرو دیده و به چه کسانی برای حل آن اطمینان دارند؟ خواست که بدون ارائه تحلیل، این مورد را پاسخ بدهم.
من پاسخ دادم ۸۰-۹۰ درصد خلق ما در منطقه و خاورمیا
#عبدالله_اوجالان رهبر ملت کورد پس از ۸ ماه حصر در دیدار با خانواده خود اظهار داشت که هچ کس نمیتواند با این وضعیت مسائل و مشکلات را حل نماید. باید به نیرو تبدیل شوید.
عبدالله اوجالان رهبر ملت کورد پس از ۸ ماه حصر در دیدار با خانواده خود اظهار داشت که هچ کس نمیتواند با این وضعیت مسائل و مشکلات را حل نماید. باید به نیرو تبدیل شوید. میز سیاست در ترکیه بر ۲ پایه قرار گرفته است، برای آنکه این میز بر زمین نیفتند باید شما سومین پایه این میز باشید. اگر این میز بر سه پایه قرار گرفته باشد بر زمین نمیافتد و ساخت این سویمن پایه نیز از طریق گسترش و قدرت امکانپذیر است.
در دوم مارس خانوادههای عبدالله اوجالان رهبر خلق کورد، عمر خیری کونار و ویسل آکتاش عازم امرالی شده و در زندان فوق امنیتی گروه F با اعضای خانواده خود دیدار کردند. محمد اوجالان نیز به همراه خانوادههای دیگر زندانیان سیاسی عازم این جزیره شده و با رهبر آپو دیدار کرد. هامیلی ییلدرم نیز به دلیل بیماری قادر به دیدار نشده بود. محمد اوجالان که با عبدالله اوجالان دیدار کرده بود در رابطه با این ملاقات سخنانی را ابراز کرد.
محمد اوجالان در رابطه با دیدار خود اظهار داشت: نزدیک به ۸ ماه که نتوانسته بودیم ملاقات کنیم، به منظور ملاقاتهای ۱۵ روزه، از طریق وکلا درخواستهایمان را به دادستانی بورسا ارسال میکردیم. اما پاسخی دریافت نمیکردیم یا به بهانههای مختلف مانع از ملاقات میشدند. بعد از وقوع آتش سوزی در امرالی، ملاقات خانوادها پذیرفته شد.
تفتیشهای غیر انسانی
دوشنبه ۲ مارس از طریق وکلا به ما اطلاع داده شد که میتوانیم عازم جزیره شویم. ما نیز به امرالی رفتیم. به همراه برادر عمر خیری کونار و ویسل آکتاش عازم جزیره شدم. میتوانم بگویم که از بازرسی گملیک گذشتیم، تفتیش و بازرسی غیر معمول بود. اما میگوییم که عادی بود. بازرسی و تفتیشی که مایه خفت و خواری بود. به عنوان یک انسان نمیتوانیم این مسئله را قبول کنیم. تحملش ممکن نیست. چنین اقدامی نه برای ترکیه، نه برای دولت هیچ فایدهای ندارد. من ۶۹ سال سن دارم. دیگر رفقا نیز بدینگونه هستند. حتی اگر جوان نیز باشند نباید بدین شیوه رفتار شود. به محض ورود به جزیره با دومین بازرسی روبرو شدیم. دومین مرحله بازرسی و تفتیش. طبق برآورد من، تحت کنترل ژاندارمری است. بازرسی و تفتیشی بسیار بد؛ نمیتوان این مسئله را قبول کرد. انسان به چنین کاری دست نمیزند. اما ناگزیر آن را پذیرفتیم. در دومین بازرسی همه حضور داشتند، صاجب منصبان، افرادی با ماسکهای سیاه، همه مسلح بودند. وضعیتی اضطراری. از بازرسی بسیار بدی گذشتیم. افرادی تا زمان پیاده شدن ما از کشتی و رسیدن به نقطه دوم بازرسی با ما همراه بودند. در همه جا حضور سربازان و افراد گارد مشاهده میشد. ما نیز از سر ناگزیری این برخورد را پذیرفتیم. تفتیشی غیر انسانی بود و آنها نیز میدانستند که هیچ کس با رضایت اجازه این تفتیش را نمیدهد.
بعد از انکه از بازرسی گذشتیم، وارد زندان شدیم. در زندان نیز بازرسی شدیم. بازرسی عادی بود. در ابتدا دو رفیق من را بردند. من را ابتدا خارج از زندان مجبور به توقف نمودند. نزدیک ده دقیقه. سپس نام من را خواندند. چند بار از زیر دستگاه اشعه ایکس رد شدم. این بهانه بود. با خود گفتم که حتی اگر صد بار نیز بخواهند مخالفتی نمیکنم. بعد از آن به ملاقات رفتم نخست من را برای ملاقات به داخل فرستادند. سپس وارد سالن شدم که از قبل میزی در آنجا وجود داشت. میزی بزرگ؛ به من گفتند بنشین و من نشستم. میدانستم که رهبری میآید. چند دقیقه ایستادم. بعد از مدتی سروصدای حرکت را شنیدم و دریافتم که رهبری میآید. وارد شد، اما با من دست نداد و گفت از من خواستهاند. فکر میکنم تب داری؟ سرماخوردگی داری. به همین دلیل با تو دست ندادم. او در یک طرف میز و من در طرف دیگر نشستیم. من در ضلع شمالی میز. رهبری به گارد محافظ گفت فکر میکنم که یک ساعت و نیم میتوانیم ملاقات کنیم. درست است؟ اما او چیزی نگفت. ما نیز دیدار را شروع کردیم.
بهانه آتشسوزی نیست
رهبری پرسید چرا آمدی؟ با چه دلیلی آمدی؟ من نیز گفتم آتشسوزی روی داده است. خلق و سازمانهای اجتماعی فعالیتها و آکسیونهای دمکراتیک را شروع کردهاند. من براین باورم که به این علت ما را به اینجا آوردهاند. رهبری گفت: درست است، اما برای ما مشکلساز نشد. سپس گفت سوالاتی دارم؛ با دقت پاسخ بده و رهبری سخن گفت. در رابطه با راهحل مسئله کورد و مسئله خاورمیانه نگرشهای خارج [از زندان] را از من پرسید. پرسید که برای راهحل چه کسانی را به عنوان نیرو دیده و به چه کسانی برای حل آن اطمینان دارند؟ خواست که بدون ارائه تحلیل، این مورد را پاسخ بدهم.
من پاسخ دادم ۸۰-۹۰ درصد خلق ما در منطقه و خاورمیا
گذار دموکراتیک
پیام اوجالان به کوردها و آزادیخواهان: برای حل مسائل و معضلات ناگزیر هستید به قدرت تبدیل شوید! #عبدالله_اوجالان رهبر ملت کورد پس از ۸ ماه حصر در دیدار با خانواده خود اظهار داشت که هچ کس نمیتواند با این وضعیت مسائل و مشکلات را حل نماید. باید به نیرو تبدیل…
نه میگویند که رهبر اوجالان میتواند مسائل و مشکلات را حل نماید. گفت بلی؛ من هم اینگونه فکر میکنم. این مسئله، مسئله ماست. برای حل معضل خاورمیانه باید بر مبنای معیار عمل کنیم. بعد از آن شروع به سخن کرد. برای روژاوا و سازمانهای دمکراتیک ترکیه؛ گفت: تصور میکنم که حزب دمکراتیک خلقها کنگره خود را برگزار کرده باشد. من نیز پاسخ دادم بله، برگزار کردند. افراد بسیاری در آن شرکت کردند. خارج از کشور نیز افراد فراوانی در آن مشارکت کردند. کنگره بسیار به خوبی برگزار شد. رهبری خصوصا در این رابطه گفتند: اکنون نیز به شما این را میگویم؛ اگر شما در منطقه به قدرت تبدیل نشوید، نگاه کنید در ترکیه میزی [سیاسی] با دو پایه وجود دارد. در میان جنبش شما، جنبشهای چپگرا نیز حضور دارند. و اکثرا نیز کورد هستند. خلقهای دیگر نیز حضور دارند. شما باید یکی شوید. از این طریق شما میتوانید به قدرت تبدیل شوید و اگر این میز سه پایه داشته باشد، بر زمین نمیافتد. میزی که بر دو پایه استوار باشد، هر اندازه که برای نیفتادن آن سیستم تلاش نیز بکند، سرانجام میافتد. به همین دلیل تلاشهای ما کوردها، پایه سوم آن را تشکیل میدهد. برای انکه پایه سوم میز نیز ساخته شود بسط و گسترش آن لازم است. در این دیدار نهادهای دمکراتیک را نیز مورد تحلیل قرار داد. گفت که باید افراد و شخصیتها نه در خدمت خود، بلکه در خدمت سازمانها و نهادهای خود باشند.
باید خدمتگزار خلق باشند
نیمی از دیدار را به تحلیل سازمانهای دمکراتیک اختصاص داد. رهبری گفت: افراد و شخصیتها باید در خدمت خلق و نهادهای دمکراتیک باشند و نه خود. درودهای فراوانی را به روزنامه فرستاده و گفت: رسانهها را تقویت کنید. به آنها کمک کنید. سلامهای فراوان و بیشماری را به تمامی رفقای رسانه میرسانم. لازم است که مجلات و تلویزیونها را قدرتمند کنید.
سوءاستفاده از ارزشها را نمیبخشم
من به وی گفتم که حزب دمکراتیک خلقها کنگره خود را با پروتکل و مشارکت قدرتمند برگزار کرده است. برای دبیرکل های پیشین و کنونی درودهای فراوانی داشت و برایشان آرزوی موفقیت کرد. در رابطه با حزب نیز این موارد را گفتند: از نظر من حزب دمکراتیک خلقها در میان سازمانهای دمکراتیک قدرتمندترین سازمان است. حزب از طریق رنج و تلاش قدرتمند میشود. با تلاش قدرتمند میشود. با گفته و شعار قدرتمند نمیشود. وضعیت کنونی من را میبینی؟ ۵۰ سال است که تلاش میکنم. زمانی که میشنوم که شخصی-فردی برای اینکه خانواده خود، خود، اقوام و بستگان خود در حزب قرار بگیرند و ارزشها را مورد سوء استفاده قرار میدهد را بازخواست میکنم. این خلق هزینههای فراوانی داده است. برای خودم کاری نمیکنم. اما ما با این خلق پیمان بستهایم، این خلق این هزینهها را داده است. ۵۰ سال است که هزینه میدهد. ارزشهایی ایجاد شدهاند. ما هزینههای فراوانی دادهایم. اگر شما یکی شوید و قدرتمند شوید، میتوانید مسائل و مشکلات بزرگی را حل کنید. هیچ کس نمیآید مشکل شما را حل کند. در واقع نیروی حل خود شمایید. حزب متعلق به اشخاص نیست. متعلق به افراد نیست. من نیز ارزیابیهای وی را گوش داده و گفتم که حزب این موارد را از نزدیک دنبال میکند.
ارزیابیهای بسیار مهم در رابطه با شمال سوریه
رهبری در رابطه با وضعیت سوریه نیز تحلیل کرده و گقت: در روژاوا عشایر عرب فراوانی حضور دارند. تو سلامها و مراتب احترام من را به آنها برسان. به افرادی که در سازمانها و نهادهای آنجا هستند سلامها و مراتب احترام من را به آنها نیز برسانید. افرادی که در روژآوا تلاش و مبارزه میکنند بسیار ارزشمند و گرانقدر هستند. این تلاشهای آنان را تقدیر و ارج مینهم. در حال انجام مبارزهای مقدس هستند. برایشان آرزوی پیروزی دارم. ترکیه گاهی با روسیه و گاهی نیز با آمریکا است. این عمل راهحل را به دنبال ندارد. راهحل اینست که باید نیروها در روژآوا در چارچوب یکپارچگی سوریه به شیوهای وسیعتر به نیرو و قدرت تبدیل شوند. این برای یکپارچگی سوریه نیز لازم است. سازماندهی در سوریه برای یکپارچگی سوریه است. اگر در سازماندهیهای آنجا کورد، عرب، ارمنی و مسیحیان به قدرت تبدیل نشوند نمیتوانند یکپارچگی سوریه را تضمین کنند. استراتژی روژآوا بسیار درست است. بدون هیچ تمایزی، سلامها و مراتب احترام من را به تمامی افرادی که در آنجا تلاش و مبارزه میکنند برسانید.
ساخت پایه سوم میز با رنج میسر میشود
رهبری برای دستیابی به راه حل گفت: اگر به قدرت تبدیل شوند، میتوان همه مسائل را حل کرد. من به تو گفتم؛ خشونت افزایش یافته ادامه پیدا میکند. تو میگویی که در خارج اقداماتی انجام شود، در ترکیه امکانی وجود ندارد. رهبری بعد از پاسخ من گفت: شما میتوانید چنین کاری را بکنید. شما ناگزیر هستید سازمانهای خود را قدرتمند کنید. اگر به خوبی تلاش کنید، میتوانید نتایج خوبی را بدست آورید. تلاش خوب به
باید خدمتگزار خلق باشند
نیمی از دیدار را به تحلیل سازمانهای دمکراتیک اختصاص داد. رهبری گفت: افراد و شخصیتها باید در خدمت خلق و نهادهای دمکراتیک باشند و نه خود. درودهای فراوانی را به روزنامه فرستاده و گفت: رسانهها را تقویت کنید. به آنها کمک کنید. سلامهای فراوان و بیشماری را به تمامی رفقای رسانه میرسانم. لازم است که مجلات و تلویزیونها را قدرتمند کنید.
سوءاستفاده از ارزشها را نمیبخشم
من به وی گفتم که حزب دمکراتیک خلقها کنگره خود را با پروتکل و مشارکت قدرتمند برگزار کرده است. برای دبیرکل های پیشین و کنونی درودهای فراوانی داشت و برایشان آرزوی موفقیت کرد. در رابطه با حزب نیز این موارد را گفتند: از نظر من حزب دمکراتیک خلقها در میان سازمانهای دمکراتیک قدرتمندترین سازمان است. حزب از طریق رنج و تلاش قدرتمند میشود. با تلاش قدرتمند میشود. با گفته و شعار قدرتمند نمیشود. وضعیت کنونی من را میبینی؟ ۵۰ سال است که تلاش میکنم. زمانی که میشنوم که شخصی-فردی برای اینکه خانواده خود، خود، اقوام و بستگان خود در حزب قرار بگیرند و ارزشها را مورد سوء استفاده قرار میدهد را بازخواست میکنم. این خلق هزینههای فراوانی داده است. برای خودم کاری نمیکنم. اما ما با این خلق پیمان بستهایم، این خلق این هزینهها را داده است. ۵۰ سال است که هزینه میدهد. ارزشهایی ایجاد شدهاند. ما هزینههای فراوانی دادهایم. اگر شما یکی شوید و قدرتمند شوید، میتوانید مسائل و مشکلات بزرگی را حل کنید. هیچ کس نمیآید مشکل شما را حل کند. در واقع نیروی حل خود شمایید. حزب متعلق به اشخاص نیست. متعلق به افراد نیست. من نیز ارزیابیهای وی را گوش داده و گفتم که حزب این موارد را از نزدیک دنبال میکند.
ارزیابیهای بسیار مهم در رابطه با شمال سوریه
رهبری در رابطه با وضعیت سوریه نیز تحلیل کرده و گقت: در روژاوا عشایر عرب فراوانی حضور دارند. تو سلامها و مراتب احترام من را به آنها برسان. به افرادی که در سازمانها و نهادهای آنجا هستند سلامها و مراتب احترام من را به آنها نیز برسانید. افرادی که در روژآوا تلاش و مبارزه میکنند بسیار ارزشمند و گرانقدر هستند. این تلاشهای آنان را تقدیر و ارج مینهم. در حال انجام مبارزهای مقدس هستند. برایشان آرزوی پیروزی دارم. ترکیه گاهی با روسیه و گاهی نیز با آمریکا است. این عمل راهحل را به دنبال ندارد. راهحل اینست که باید نیروها در روژآوا در چارچوب یکپارچگی سوریه به شیوهای وسیعتر به نیرو و قدرت تبدیل شوند. این برای یکپارچگی سوریه نیز لازم است. سازماندهی در سوریه برای یکپارچگی سوریه است. اگر در سازماندهیهای آنجا کورد، عرب، ارمنی و مسیحیان به قدرت تبدیل نشوند نمیتوانند یکپارچگی سوریه را تضمین کنند. استراتژی روژآوا بسیار درست است. بدون هیچ تمایزی، سلامها و مراتب احترام من را به تمامی افرادی که در آنجا تلاش و مبارزه میکنند برسانید.
ساخت پایه سوم میز با رنج میسر میشود
رهبری برای دستیابی به راه حل گفت: اگر به قدرت تبدیل شوند، میتوان همه مسائل را حل کرد. من به تو گفتم؛ خشونت افزایش یافته ادامه پیدا میکند. تو میگویی که در خارج اقداماتی انجام شود، در ترکیه امکانی وجود ندارد. رهبری بعد از پاسخ من گفت: شما میتوانید چنین کاری را بکنید. شما ناگزیر هستید سازمانهای خود را قدرتمند کنید. اگر به خوبی تلاش کنید، میتوانید نتایج خوبی را بدست آورید. تلاش خوب به
گذار دموکراتیک
پیام اوجالان به کوردها و آزادیخواهان: برای حل مسائل و معضلات ناگزیر هستید به قدرت تبدیل شوید! #عبدالله_اوجالان رهبر ملت کورد پس از ۸ ماه حصر در دیدار با خانواده خود اظهار داشت که هچ کس نمیتواند با این وضعیت مسائل و مشکلات را حل نماید. باید به نیرو تبدیل…
چه معناست؟ خدمت به خلق و نه به خود. مبارزه از این طریق امکانپذیر است. محمد تو من را به خوبی میشناسی. میدانی که چگونه مبارزه کردهام. من علیه مادرم نیز به مبارزه برخاستم. زمانیکه ۷ ساله بودم، علیه مادرم قد برافراشتم. تو خوب میدانی. من نیز جواب دادم بله، اطلاع دارم. تو این کار را کردی. رهبری در ادامه سخنان خود افزود: هر عملی برای مبارزه، با مبارزهای درست امکانپذیر است. ناگزیر هستید که به قدرت تبدیل شوید تا بتوانید مسائل و معضلات را حل کنید. مسئله خاورمیانه و مسئله کورد از این طریق حل میشود. اگر به نیرو تبدیل نشوی هیچ کس مسائل و مشکلات را برای تو حل نمیکند. ما میگوییم میز دو پایه دارد. شما ناگزیر هستید که به پایه سوم این میز تبدیل شوید. این امر چگونه امکان پذیر است؟ از طریق قدرت. اگر قدرت بگیرید، [پایه سوم میز] ایجاد میشود. اگر تلاش کنید ایجاد میشود. بله؛ میز لازم است. آن نیز از طریق تلاش و رنج و خدمت به خلق مهیا میشود.
وضعیت سلامتی وی از نظر من
رهبری فکر من را میخواند، من هیچوقت اشاره نکردم؛ اگر چه جسم و جان وی در جزیره امرالی است اما فکر و توجه وی همیشه در کنار ماست. میداند که چکار میکنیم و چگونه فعالیت میکنیم. نمونهای را ذکر کنم؛ به من گفت: میتوانی در اطراف روحا کارهایی انجام دهی. مسئولیت بر عهده همه شما قرار گیرد. با عقبنشینی و نشستن مسئله حل نمیشود. تو نیز میتوانی در آنجا تلاش کنی و کاری انجام دهی. تو و رفقای دیگرت نیز. روستاها هستند و رفقای ما نیز در آنجا هستند. ترکمنها هستند. به همه آنها سلام برسان.
هر کس آنچه در توان دارد به انجام رساند
رهبری در رابطه با انزوا نیز به این مطلب اشاره کرد: به همه کسانی که در روژآوا، روژهلات و در اروپا علیه انزوا مبارزه میکنند درود میفرستم. در هر جایی که کوردها حضور داشته و علیه انزوا مبارزه کنند، به مبارزاتشان درود میفرستم. در بعد جسمی بسیار خوب هستم. میدانم چگونه زندگی کنم. میبینی که چگونهام. من (محمد اوجالان) نیز آنگونه که وی را دیدم خوب بود. سلامت و روحیه وی خوب بود. آرزوی پیروزی کرد. پرسیدم احتمال دارد که مجددا دیداری صورت گیرد یا نه؟ که پاسخ نداد. فقط گفت: همه چیز به مبارزه شما بستگی دارد. اگر شما پیشرفتی حاصل کنید، همه چیز حل میشود. اما در غیر اینصورت، وضعیت ادامه مییابد. هم انزوا ادامه مییابد و هم خونریزی نیز ادامه پیدا میکند. باید همه بر این مبنا عمل نمایند. هر کس آنچه در توان دارد به انجام رساند."
ANF
🆔 @GozarDemocratic
وضعیت سلامتی وی از نظر من
رهبری فکر من را میخواند، من هیچوقت اشاره نکردم؛ اگر چه جسم و جان وی در جزیره امرالی است اما فکر و توجه وی همیشه در کنار ماست. میداند که چکار میکنیم و چگونه فعالیت میکنیم. نمونهای را ذکر کنم؛ به من گفت: میتوانی در اطراف روحا کارهایی انجام دهی. مسئولیت بر عهده همه شما قرار گیرد. با عقبنشینی و نشستن مسئله حل نمیشود. تو نیز میتوانی در آنجا تلاش کنی و کاری انجام دهی. تو و رفقای دیگرت نیز. روستاها هستند و رفقای ما نیز در آنجا هستند. ترکمنها هستند. به همه آنها سلام برسان.
هر کس آنچه در توان دارد به انجام رساند
رهبری در رابطه با انزوا نیز به این مطلب اشاره کرد: به همه کسانی که در روژآوا، روژهلات و در اروپا علیه انزوا مبارزه میکنند درود میفرستم. در هر جایی که کوردها حضور داشته و علیه انزوا مبارزه کنند، به مبارزاتشان درود میفرستم. در بعد جسمی بسیار خوب هستم. میدانم چگونه زندگی کنم. میبینی که چگونهام. من (محمد اوجالان) نیز آنگونه که وی را دیدم خوب بود. سلامت و روحیه وی خوب بود. آرزوی پیروزی کرد. پرسیدم احتمال دارد که مجددا دیداری صورت گیرد یا نه؟ که پاسخ نداد. فقط گفت: همه چیز به مبارزه شما بستگی دارد. اگر شما پیشرفتی حاصل کنید، همه چیز حل میشود. اما در غیر اینصورت، وضعیت ادامه مییابد. هم انزوا ادامه مییابد و هم خونریزی نیز ادامه پیدا میکند. باید همه بر این مبنا عمل نمایند. هر کس آنچه در توان دارد به انجام رساند."
ANF
🆔 @GozarDemocratic
Forwarded from اتچ بات
با پیشاهنگی زنان، ۸ مارس را به روز آزادی خلقها مبدل نماییم
۸ مارس روز مبارزات رادیکال زنان علیه بیعدالتی، ظلم و تبعیض است. روزی است که زنان پردههای ترس و ناتوانی را کنار زده و مطالبات برحق خویش را شجاعانه بیان نمودند. روز ۸ مارس را به همهی زنان، مبارزان راه آزادی و دموکراسی جهان تبریک میگوییم. بنابراین نهتنها روز هشت مارس، بلکه بایستی تمامی روزها و لحظههای زندگی زنان سرشاراز مبارزه در برابر تاریکاندیشی و ستم سیستماتیک باشد و همهی فرصتها و موقعیتهای موجود را برای استیفای حقوق خود مورد استفاده قرار داده و با ارتقای سطح مبارزات خود، خواستهها و مطالبات دمکراسیخواهانه و آزادیخواهانه جامعه را محقق سازند. هر چند سیستم اقتدارمحور نشات گرفته از ذهنیت مردسالاری و جنسیتگرایی تلاش مینماید خود را در همه زمینهها بر اراده و هویت زنان تحمیل نماید، اما سرشت زنان همانگونه که در طول تاریخ همواره شاهد آن بودهایم، همیشه علیه این ذهنیت مبارزه نموده و مینماید. نیک میدانیم موجودیت سیستم سرمایهداری بر اساس ضعیفهسازی زنان است و امروز سختترین دوران خویش را سپری مینماید و همانگونه که زنان به مانعی در مقابل این سیستم غیردموکراتیک مبدل گشته در عین حال میتوانند آزادی خویش را نیز با مبارزه علیه این سیستم به دست آورند.
زنان در ایران بهویژه در سده اخیر همواره پیشاهنگ خیزشها و تحولات اجتماعی بودهاند و در صفوف پیشین مبارزه علیه رژیم استبدادی ایران قرار داشتهاند. به همین دلیل از سوی این رژیم زنستیز به شدیدترین شکل ممکن مورد سرکوب قرار گرفتهاند. مبارزات مستمر و رادیکال زنان ایران در سالهای اخیر نشان از پیشرفت سطح آگاهی و بلوغ فکری و سیاسی آنان دارد که علیرغم همه هجمههای فکری و ذهنی رژیم، سعی بر مشارکت سیاسی و نیز تعیین سرنوشت خویش دارند و هیچگاه از تلاش برای کسب آزادی عقبنشینی ننمودهاند.
مبارزات زنان کورد نیز با مبنا قرار دادن فکر و فلسفه رهبر آپو به امیدی برای همه زنان جهان مبدل گشته است و زنان با الهام از این فلسفه، علیه ذهنیت ضد زن و دولتمدار مبارزه نموده و سعی بر برساخت جامعهای دموکراتیک و مبتنی بر آزادی زنان مینمایند. مبارزات زنان روژآوا نمونه عملی این فلسفه و ایدئولوژی است که در جهان شناخته شده و به عنوان دستاورد همه زنان نگریسته میشود. رهبر آپو با پیشبرد ایدئولوژی آزادی زن، مبارزات آزادیخواهی زنان کورد را با مبارزات رهایی ملی درآمیخته و با شعار زن آزاد گشته، جامعه آزاد گشته است، بر خلاف همه ایدئولوژیهای موجود، آزادی زن را از آزادی جامعه منقطع ندانست و این مهم از دلایل اساسی جهانی گشتن جنبش آزادیبخش کوردستان است.
هم اکنون مبارزات زنان کورد مرزهای کوردستان و خاورمیانه را درنوردیده و در سطح جهان شناخته شده و سیستم جهانی سرمایهداری که سیستمی کاملا ضدزن است، این سطح پیشرفت را تاب نیاورده و با تشدید و فشرده ساختن سیستم شکنجه و انزوای امرالی سعی بر دور گرداندن زنان و جامعه از رهبر آپو داشته و بارها سعی بر آزمودن واکنش خلق و بهویژه زنان در برابر این شکنجه داشته است. همانگونه که زنان تاکنون با پیشبرد مبارزات خویش از زحمات و تلاشهای بیدریغ رهبر آپو در راستای آزادی زنان حمایت نمودهاند، همانند حلقهای از آتش به دور رهبرشان قرار گرفته و در مقابل هرگونه فشار و خشونت فاشیسم، موضعی رادیکال اتخاذ نموده و سلامت و زندگی رهبر آپو را سلامت و حیات خویش میپندارند.
زنان جهان در حالی به استقبال ۸ مارس می روند که ذهنیت مردسالار سعی بر سرکوب و در تنگنا قرار دادن هر چه بیشتر زنان داشته و در مقابل این، مبارزات جهانی زنان به شکلی ملموس پیشبرد مییابد. اما مهم همبستگی و مبارزات مشترک زنان است. زنان پیشاهنگان برساخت ملت دموکراتیک هستند و در این مبارزه اتحاد و همسویی زنان امری غیر قابل اغماض است. ۸ مارس روزی است که با پیشاهنگی زنان، میتوان به سوی برساخت جامعه آزاد وملت دموکراتیک گام برداشت. این روز را به رهبر آپو، همه آزادیخواهان، زنان، مادران صلح، مبارزان زن که علیه ذهنیت فاشیست و ضدزن در جبهههای مقدم مبارزه قرار دارند تبریک گفته و امید داریم با وفاق و همگرایی زنان آیندهای بهتر برسازیم.
جامعه دمکراتیک و آزاد شرق کردستان ( #کودار)
06/03/2020
www.kodar.info
🆔 @GozarDemocratic
۸ مارس روز مبارزات رادیکال زنان علیه بیعدالتی، ظلم و تبعیض است. روزی است که زنان پردههای ترس و ناتوانی را کنار زده و مطالبات برحق خویش را شجاعانه بیان نمودند. روز ۸ مارس را به همهی زنان، مبارزان راه آزادی و دموکراسی جهان تبریک میگوییم. بنابراین نهتنها روز هشت مارس، بلکه بایستی تمامی روزها و لحظههای زندگی زنان سرشاراز مبارزه در برابر تاریکاندیشی و ستم سیستماتیک باشد و همهی فرصتها و موقعیتهای موجود را برای استیفای حقوق خود مورد استفاده قرار داده و با ارتقای سطح مبارزات خود، خواستهها و مطالبات دمکراسیخواهانه و آزادیخواهانه جامعه را محقق سازند. هر چند سیستم اقتدارمحور نشات گرفته از ذهنیت مردسالاری و جنسیتگرایی تلاش مینماید خود را در همه زمینهها بر اراده و هویت زنان تحمیل نماید، اما سرشت زنان همانگونه که در طول تاریخ همواره شاهد آن بودهایم، همیشه علیه این ذهنیت مبارزه نموده و مینماید. نیک میدانیم موجودیت سیستم سرمایهداری بر اساس ضعیفهسازی زنان است و امروز سختترین دوران خویش را سپری مینماید و همانگونه که زنان به مانعی در مقابل این سیستم غیردموکراتیک مبدل گشته در عین حال میتوانند آزادی خویش را نیز با مبارزه علیه این سیستم به دست آورند.
زنان در ایران بهویژه در سده اخیر همواره پیشاهنگ خیزشها و تحولات اجتماعی بودهاند و در صفوف پیشین مبارزه علیه رژیم استبدادی ایران قرار داشتهاند. به همین دلیل از سوی این رژیم زنستیز به شدیدترین شکل ممکن مورد سرکوب قرار گرفتهاند. مبارزات مستمر و رادیکال زنان ایران در سالهای اخیر نشان از پیشرفت سطح آگاهی و بلوغ فکری و سیاسی آنان دارد که علیرغم همه هجمههای فکری و ذهنی رژیم، سعی بر مشارکت سیاسی و نیز تعیین سرنوشت خویش دارند و هیچگاه از تلاش برای کسب آزادی عقبنشینی ننمودهاند.
مبارزات زنان کورد نیز با مبنا قرار دادن فکر و فلسفه رهبر آپو به امیدی برای همه زنان جهان مبدل گشته است و زنان با الهام از این فلسفه، علیه ذهنیت ضد زن و دولتمدار مبارزه نموده و سعی بر برساخت جامعهای دموکراتیک و مبتنی بر آزادی زنان مینمایند. مبارزات زنان روژآوا نمونه عملی این فلسفه و ایدئولوژی است که در جهان شناخته شده و به عنوان دستاورد همه زنان نگریسته میشود. رهبر آپو با پیشبرد ایدئولوژی آزادی زن، مبارزات آزادیخواهی زنان کورد را با مبارزات رهایی ملی درآمیخته و با شعار زن آزاد گشته، جامعه آزاد گشته است، بر خلاف همه ایدئولوژیهای موجود، آزادی زن را از آزادی جامعه منقطع ندانست و این مهم از دلایل اساسی جهانی گشتن جنبش آزادیبخش کوردستان است.
هم اکنون مبارزات زنان کورد مرزهای کوردستان و خاورمیانه را درنوردیده و در سطح جهان شناخته شده و سیستم جهانی سرمایهداری که سیستمی کاملا ضدزن است، این سطح پیشرفت را تاب نیاورده و با تشدید و فشرده ساختن سیستم شکنجه و انزوای امرالی سعی بر دور گرداندن زنان و جامعه از رهبر آپو داشته و بارها سعی بر آزمودن واکنش خلق و بهویژه زنان در برابر این شکنجه داشته است. همانگونه که زنان تاکنون با پیشبرد مبارزات خویش از زحمات و تلاشهای بیدریغ رهبر آپو در راستای آزادی زنان حمایت نمودهاند، همانند حلقهای از آتش به دور رهبرشان قرار گرفته و در مقابل هرگونه فشار و خشونت فاشیسم، موضعی رادیکال اتخاذ نموده و سلامت و زندگی رهبر آپو را سلامت و حیات خویش میپندارند.
زنان جهان در حالی به استقبال ۸ مارس می روند که ذهنیت مردسالار سعی بر سرکوب و در تنگنا قرار دادن هر چه بیشتر زنان داشته و در مقابل این، مبارزات جهانی زنان به شکلی ملموس پیشبرد مییابد. اما مهم همبستگی و مبارزات مشترک زنان است. زنان پیشاهنگان برساخت ملت دموکراتیک هستند و در این مبارزه اتحاد و همسویی زنان امری غیر قابل اغماض است. ۸ مارس روزی است که با پیشاهنگی زنان، میتوان به سوی برساخت جامعه آزاد وملت دموکراتیک گام برداشت. این روز را به رهبر آپو، همه آزادیخواهان، زنان، مادران صلح، مبارزان زن که علیه ذهنیت فاشیست و ضدزن در جبهههای مقدم مبارزه قرار دارند تبریک گفته و امید داریم با وفاق و همگرایی زنان آیندهای بهتر برسازیم.
جامعه دمکراتیک و آزاد شرق کردستان ( #کودار)
06/03/2020
www.kodar.info
🆔 @GozarDemocratic
Telegram
attach 📎
گذار دموکراتیک
کلیت رژیم محصول انتصاب است نە انتخاب، چه باید کرد؟ ✍ #اهون_چیاکو 🆔 @GozarDemocratic
کلیت رژیم محصول انتصاب است نە انتخاب، چه باید کرد؟
#اهون_چیاکو
نیک میدانیم کە رژیم اشغالگر جمهوری اسلامی بهعنوان یک ضدانقلاب از درون انقلاب ٥٧ سر برآورد، با این وصف، کلیت آن، محصول انتصابی است کە از سوی سیاست سرمایە جهانی در دوران جنگ سرد با هدف سلب حق انتخاب از خلقهای بانی انقلاب ٥٧ که خواستار استقرار مدل و سیستمی منطبق با اهداف انقلاب بودند. ناچاریم بار دیگر تکرار نماییم که آمریکا از بیم جریانات چپ متمایل بە سوسیالیسم موجود در شوروی، چین و…، در چارچوب کمربند سبز در راستای مهار کمونیسم، شوروی از بیم جریانات مذهبی و سکولار لیبرال متمایل بە آمریکا و اروپا، همچنین چپ رویگردان از شوروی و متمایل بە مائوئیسم و…، اروپا از هراس نیروهای راست و چپ متمایل بە شوروی و آمریکا، این ضدانقلاب را بهعنوان فرمول میانە بر سر خلقها منتصب و حق انتخاب را از بانیان انقلاب کە همانا خلقها بودند، گرفتند. از سویی دیگر در طی چهار دهه از عمر این رژیم ثابت گردیدە کە این رژیم، با رویکرد منازعەبرانگیز خود در منطقە، در چارچوب ضدیت با اسرائیل نەتنها باعث افول و ضعف اسرائیل نشدە؛ بلکە بە موقعیت و اعتبار آن استحکام بخشیدە است. همچنین با گسترش دامنە منازعە خود با کشورهای عربی منطقە در چارچوب صدور انقلاب و تعمق استراتژی خود در قالب هلال شیعە و ایجاد هراس برای دولتهای شیخنشین عرب، زمینه تجارت اسلحە برای غرب بهویژە آمریکا و گاها روسیە و چین را هم فراهم آورده است. البتە شاید در نتیجە اغفال و ضعف علم و عدم اشراف نیروهای مدرنیتە سرمایهداری بە عظمتطلبی همان فاشیسم ایرانی در برگ مذهب، امروز تا حدودی از کنترلشان خارجشده باشد و در تلاش مهار آن باشند، ولی همچنان از حضور آن بە بهای سرکوب و استثمار خلقهای تحت ستم و انقیاد این رژیم، سود میبرند.
واضح است سوای انتصاب سرمایە جهانی، فاکتورهای درونی نیز در ایجاد این سایە سیاە دخیل بودەاند، خطاهای سیاسی و نارساییهای ایدئولوژیک نیروهای چپ و دموکرات در نفوذ و بسترسازی رژیم در میان تودەها، مولفهای اساسی بودە و سازماندهی تودەها کە بایستی صورت میگرفت و بهدلیل الیتگرایی انجام نگرفت، متاسفانە رژیم از آن بهرە برد و با شعار حقوق مستضعفان و ایجاد کمیتەها در محلات، این اهرم انقلاب را کە میتوانست مانع این انتصاب، تقویت و استحکام ضدانقلاب جمهوری اسلامی شود، نەتنها مورد توجە خاص و بهرهبرداری از سوی نیروهای چپ و دموکرات قرار نگرفت، حتی با برخوردهای سکتاریستی بە آغوش رژیم ضدانقلاب سوق دادە شد، تنها در کوردستان و بهویژە در فعالیتهای کوملە در این زمینە گامهایی برداشتە شد کە چپ ایرانی راندە شدە از مرکز کە بیخانمانی گریبانگیر آن شدە بود، آن را تضعیف نمود. بدون تردید فاکتورهایی همچون جنگ ایران و عراق نیز بە استقرار ضدانقلاب جمهوری اسلامی یاری رساند.
رژیم کە تمامیتخواهی و سلطەگریی خود را بیمحابا از همان ابتدا صریحاً اعلام نمود، بااین وجود برای کسب تأییدیه در میان نظام سلطه جهانی، بهطور صوری که باشد برخی از استانداردهای بین دولتی را اجرایی مینمود. یکی از این مقولەها، موضوع انتخابات بود کە بایست از آن تمکین میکرد، از سوی دیگر جهت حفظ نظام بایستی برخی از تدابیر را نیز اتخاذ مینمود، بە همین دلیل نهادهای نظارت استصوابی همانند شورای نگهبان را تاسیس کرد تا پروسهی انتخاباتی واقعی جلوه نماید؛ ولی در واقعیت امر همان انتصاب با توجە بە مصالح نظام میباشد.
حربە جدید رژیم در تداوم بقای خود بعد از پایان نخستین دهە عمر خود
رژیم دهەی نخست خود را با توسل بە خشونت گذراند، با حذف و قلعوقمع مخالفان خود، پا بە دهەی دوم خود گذاشت، دهەی نخست بهدلیل سردرگمی جامعە در نتیجە آشفتە بازار بعد از انقلاب و مصادرە آن از سوی ضدانقلاب جمهوری اسلامی، جنگهای داخلی برای حذف مخالفان و جنگ ایران و عراق، پروسە انتخابات در ایران زیاد مورد توجە و بحث نبود و اگر هم صورت میگرفت در بیتوجهی برگزار میگردید. همچنین وجود خمینی بهعنوان بنیانگذار ضدانقلاب جمهوری اسلامی در کنترل اوضاع با توجە بە کاراکتر و جایگاهش مؤثر بود، اما دهە دوم دیگر این فاکتورها تأثیرگذار نبود و نیاز به اهرمهای نوینی بهویژە برای نمایش انتخابات، ایجاد میگشت. بدین منظور گشودن فضایی جهت اعمال فعالیتهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و نظامی منوط بە حفظ رژیم لازم بود. بالاخص در دهە دوم آغاز ظهور طبقەی متوسطی بود کە رژیم خود، آن را با توسل بە مهندسی اجتماعی ساخت، تا نیروی تداوم و استحکام بقایش گردد. این اهرمها سە جناح اصولگرا، اصلاحطلب و اعتدالطلب بودند، چون پیشتر در مطالبی بە شیوەی کار و کاراکتر هریک از این جناحها پرداختەام، در این نوشتار جهت طولانیتر نشدن مطلب از آن صرفنظر خواهم کرد، در واقع رژیم در کنار خشونت عریان با توسل بە این حربەها دهە دوم، سوم و چهار
#اهون_چیاکو
نیک میدانیم کە رژیم اشغالگر جمهوری اسلامی بهعنوان یک ضدانقلاب از درون انقلاب ٥٧ سر برآورد، با این وصف، کلیت آن، محصول انتصابی است کە از سوی سیاست سرمایە جهانی در دوران جنگ سرد با هدف سلب حق انتخاب از خلقهای بانی انقلاب ٥٧ که خواستار استقرار مدل و سیستمی منطبق با اهداف انقلاب بودند. ناچاریم بار دیگر تکرار نماییم که آمریکا از بیم جریانات چپ متمایل بە سوسیالیسم موجود در شوروی، چین و…، در چارچوب کمربند سبز در راستای مهار کمونیسم، شوروی از بیم جریانات مذهبی و سکولار لیبرال متمایل بە آمریکا و اروپا، همچنین چپ رویگردان از شوروی و متمایل بە مائوئیسم و…، اروپا از هراس نیروهای راست و چپ متمایل بە شوروی و آمریکا، این ضدانقلاب را بهعنوان فرمول میانە بر سر خلقها منتصب و حق انتخاب را از بانیان انقلاب کە همانا خلقها بودند، گرفتند. از سویی دیگر در طی چهار دهه از عمر این رژیم ثابت گردیدە کە این رژیم، با رویکرد منازعەبرانگیز خود در منطقە، در چارچوب ضدیت با اسرائیل نەتنها باعث افول و ضعف اسرائیل نشدە؛ بلکە بە موقعیت و اعتبار آن استحکام بخشیدە است. همچنین با گسترش دامنە منازعە خود با کشورهای عربی منطقە در چارچوب صدور انقلاب و تعمق استراتژی خود در قالب هلال شیعە و ایجاد هراس برای دولتهای شیخنشین عرب، زمینه تجارت اسلحە برای غرب بهویژە آمریکا و گاها روسیە و چین را هم فراهم آورده است. البتە شاید در نتیجە اغفال و ضعف علم و عدم اشراف نیروهای مدرنیتە سرمایهداری بە عظمتطلبی همان فاشیسم ایرانی در برگ مذهب، امروز تا حدودی از کنترلشان خارجشده باشد و در تلاش مهار آن باشند، ولی همچنان از حضور آن بە بهای سرکوب و استثمار خلقهای تحت ستم و انقیاد این رژیم، سود میبرند.
واضح است سوای انتصاب سرمایە جهانی، فاکتورهای درونی نیز در ایجاد این سایە سیاە دخیل بودەاند، خطاهای سیاسی و نارساییهای ایدئولوژیک نیروهای چپ و دموکرات در نفوذ و بسترسازی رژیم در میان تودەها، مولفهای اساسی بودە و سازماندهی تودەها کە بایستی صورت میگرفت و بهدلیل الیتگرایی انجام نگرفت، متاسفانە رژیم از آن بهرە برد و با شعار حقوق مستضعفان و ایجاد کمیتەها در محلات، این اهرم انقلاب را کە میتوانست مانع این انتصاب، تقویت و استحکام ضدانقلاب جمهوری اسلامی شود، نەتنها مورد توجە خاص و بهرهبرداری از سوی نیروهای چپ و دموکرات قرار نگرفت، حتی با برخوردهای سکتاریستی بە آغوش رژیم ضدانقلاب سوق دادە شد، تنها در کوردستان و بهویژە در فعالیتهای کوملە در این زمینە گامهایی برداشتە شد کە چپ ایرانی راندە شدە از مرکز کە بیخانمانی گریبانگیر آن شدە بود، آن را تضعیف نمود. بدون تردید فاکتورهایی همچون جنگ ایران و عراق نیز بە استقرار ضدانقلاب جمهوری اسلامی یاری رساند.
رژیم کە تمامیتخواهی و سلطەگریی خود را بیمحابا از همان ابتدا صریحاً اعلام نمود، بااین وجود برای کسب تأییدیه در میان نظام سلطه جهانی، بهطور صوری که باشد برخی از استانداردهای بین دولتی را اجرایی مینمود. یکی از این مقولەها، موضوع انتخابات بود کە بایست از آن تمکین میکرد، از سوی دیگر جهت حفظ نظام بایستی برخی از تدابیر را نیز اتخاذ مینمود، بە همین دلیل نهادهای نظارت استصوابی همانند شورای نگهبان را تاسیس کرد تا پروسهی انتخاباتی واقعی جلوه نماید؛ ولی در واقعیت امر همان انتصاب با توجە بە مصالح نظام میباشد.
حربە جدید رژیم در تداوم بقای خود بعد از پایان نخستین دهە عمر خود
رژیم دهەی نخست خود را با توسل بە خشونت گذراند، با حذف و قلعوقمع مخالفان خود، پا بە دهەی دوم خود گذاشت، دهەی نخست بهدلیل سردرگمی جامعە در نتیجە آشفتە بازار بعد از انقلاب و مصادرە آن از سوی ضدانقلاب جمهوری اسلامی، جنگهای داخلی برای حذف مخالفان و جنگ ایران و عراق، پروسە انتخابات در ایران زیاد مورد توجە و بحث نبود و اگر هم صورت میگرفت در بیتوجهی برگزار میگردید. همچنین وجود خمینی بهعنوان بنیانگذار ضدانقلاب جمهوری اسلامی در کنترل اوضاع با توجە بە کاراکتر و جایگاهش مؤثر بود، اما دهە دوم دیگر این فاکتورها تأثیرگذار نبود و نیاز به اهرمهای نوینی بهویژە برای نمایش انتخابات، ایجاد میگشت. بدین منظور گشودن فضایی جهت اعمال فعالیتهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و نظامی منوط بە حفظ رژیم لازم بود. بالاخص در دهە دوم آغاز ظهور طبقەی متوسطی بود کە رژیم خود، آن را با توسل بە مهندسی اجتماعی ساخت، تا نیروی تداوم و استحکام بقایش گردد. این اهرمها سە جناح اصولگرا، اصلاحطلب و اعتدالطلب بودند، چون پیشتر در مطالبی بە شیوەی کار و کاراکتر هریک از این جناحها پرداختەام، در این نوشتار جهت طولانیتر نشدن مطلب از آن صرفنظر خواهم کرد، در واقع رژیم در کنار خشونت عریان با توسل بە این حربەها دهە دوم، سوم و چهار
گذار دموکراتیک
کلیت رژیم محصول انتصاب است نە انتخاب، چه باید کرد؟ ✍ #اهون_چیاکو 🆔 @GozarDemocratic
م خود را پشت سر گذاشتە است.
عمق بحران و شمارش معکوس افول رژیم در دهە پنجم عمر خود
موضوع مهم این است با آغاز دهە پنجم عمر رژیم کە مصادف بود با نمایش مضحک یازدهمین دورە انتخابات مجلس شورای اسلامی، ایران بیشازپیش در بحرانها فرو رفتە و در ضعیفترین موقعیت خود قرار دارد، تحریمهای اقتصادی و سیاسی تحمیل شدە توسط نیروهای جهانی و منطقەای، وارد شدن ضربه به بازوی برونمرزی رژیم با کشتە شدن قاسم سلیمانی و رخدادهای متعاقب آن بهویژە مضحکە انتقام و مسئلە هواپیمای اکراینی و اخیراً شیوع ویروس کرونا، رژیم مستبد و استعمارگر ایران را در تنگنای دشواری قرار داده است. از سویی خلقها، ملیتها، زنان، طبقات فرودست و… از عملکرد تبعیضآمیز رژیم بهتنگ آمده و موجودیت و مشروعیت رژیم را نپذیرفته و به چالش کشیدهاند و زمینە بروز انقلاب روزبەروز ارتقاء مییابد، از سوی دیگر، جنگ قدرت و اختلافات درونهرمی رژیم بیشتر از هرزمانی تشدید یافته است.
هرچند هر سە جناح بە یک مبدأ و مشخصاً ولایت فقیە هم مرتبط و وصل باشند، اما در فرازوفرودهای این سە دهە، گاها مجبور بە رسوا کردن جناحی برای فراهم آوردن زمینە بە مسند نشستن جناحی دیگر و توجیە نیاز آن بە بدنە رژیم و افکار عمومی پرداختەاند، کە این نیز موجب تحلیل و انسداد امکان تداوم مستمر این حربە شدە است. درواقع این نیز قانون و قاعدەای تکراری است کە در انتها بە بحران و بنبست منتهی میگردد. بهعنوان مثال بعد از رخدادهای ١٣٨٨ دیگر جناح و حربە اصلاحطلبی هم برای رژیم کارایی خود را از دست داد، هم بهعنوان اهرم بە اغفال کشاندن افکار عمومی کە شاید تعدادی را بە امکان اصلاحات در درون رژیم متوهم کردە باشد، اعتبار خود را از کف دادە است. هماکنون اعتدالگرایی روحانی هم بە تنگنا رسیدە و بهدلیل عدم عملی کردن وعدەها در میان افکار عمومی رسوا گشتە است، از سویی دیگر تضاد کاراکتری و تضاد منافع کە در طول این چند دهە در ساختار هرمی رژیم بە وجود آمدە، برای رأس هرم و کاراکتر و منافع متضاد طیف اصولگرا با طیف مدعی اعتدال، وجود و استمرار این جناح نیز بیشتر از حد دارد مسئلەساز میشود، بە همین دلیل در تلاش برای خارج نمودن آن از گود و تشکیل یک ساختار یکدست محافظەکار هستند. این بە معنای رسیدن بە آخر خط است، همانطور کە هر آغازی، پایانی دارد. اگر خامنەای را هم بهعنوان اهرم نگهدارندە رژیم تصور کنیم، دهە پنجم عمر رژیم بعید نیست بهدلیل کهولت سن دهە پایان عمر خامنەای هم باشد. درواقع در طول این سە دهە در ساختار رژیم نیز کاراکتر مجزا و تضاد منافع ایجاد گشتە است، طیفی کە کاراکتری محافظەکار و هنوز هم وجودشان بر جامعە سنتی استوار است و منافعشان نیز در یک ساختار بستە اقتصادی تأمین میگردد، همانند فرماندهان سپاە و یا اساسا کل سپاە پاسداران و بسیاری از ملاها، مراجع تقلید و …، از سویی دیگر طیفی کە ژست کاراکتری لیبرال و مدرن گرفته و منافعشان در یک ساختار اقتصادی نئولیبرالی تامین میشود، کسانی مانند بروکراتها، تکنوکراتها و سرمایهداران متصل بە بازار جهانی.
از سویی دیگر بسیاری از بدنە رژیم کە از همان طبقە پایینی دهەی اول رژیم بودند و در دهە دوم بە بعد یک پرش طبقاتی نموده و بە طبقە متوسط حامی رژیم تبدیل شدند، اگر سابقا در عقیدە و توهم اسلام ناب و عدالت و مشکلگشایی اسلام در قالب جمهوری اسلامی معتقد و یا بەنوع دیگری متوهم بودند، ریزش کردە و مجموع این دلایل نیز بحران رژیم را عمیقتر نموده است. بە همین دلیل در این انتخابات رژیم و بویژە راس هرم، یعنی خامنەای کە پست ولایتفقیه را قبضە کردە، بیش از هرزمانی مضطرب بود، البتە با نظارت شورای نگهبان و رد صلاحیتهای گستردە کە حتی بسیاری از خودیهای نیز از فیلترهای تایید صلاحیت آنان عبور نکردند، انتصابات صورت گرفته بود و تلاش آنان فقط کشاندن مردم بهسوی صندوقهای رای بود.
تحریم گستردە، ناکامی رژیم و شیوە و لزوم تداوم و انسجام آن
بهدلیل تحریم گستردە انتخابات از سوی مردم و جریانات سیاسی و مدنی در کل ایران، تمام شگردها و التماسهای خامنەای برای جذب و حضور گستردە مردم بهپای صندوقها ناکام ماند. بدون تردید تحریمهای گستردە ارادە عظیمی را بە نمایش گذاشت و بر پیکرە رژیم رعشه انداخت. البتە این همگرایی عمومی و گستردە باید برای تداوم مبارزات، راهکارهای نیرومندتر و انسجامبخشتر باشد. در این راستا بایستی بە شناخت مدلهایی دیگر کە زمینە ارادەمندی جامعە، تاکتیکهایی کە فعالتر بودن در رودررویی با فاشیسم را میسر میگرداند، خودمدیریتی، دموکراسی مستقیم، امنیت، رفاە همگانی و… فراهم میکند، پرداخت. از منظر ما مفاهیم ملت ـ دموکراتیک، سوسیالیسم دموکراتیک، خودمدیریتی دموکراتیک، کنفدرالیسم دموکراتیک، معیارهای جامعەی اخلاقی ـ سیاسی و جهانبینی جامعەی اکولوژیک، دموکراتیک، مبتنی بر آزادی زن باید بیشتر مورد توجە و تعمق قرار گی
عمق بحران و شمارش معکوس افول رژیم در دهە پنجم عمر خود
موضوع مهم این است با آغاز دهە پنجم عمر رژیم کە مصادف بود با نمایش مضحک یازدهمین دورە انتخابات مجلس شورای اسلامی، ایران بیشازپیش در بحرانها فرو رفتە و در ضعیفترین موقعیت خود قرار دارد، تحریمهای اقتصادی و سیاسی تحمیل شدە توسط نیروهای جهانی و منطقەای، وارد شدن ضربه به بازوی برونمرزی رژیم با کشتە شدن قاسم سلیمانی و رخدادهای متعاقب آن بهویژە مضحکە انتقام و مسئلە هواپیمای اکراینی و اخیراً شیوع ویروس کرونا، رژیم مستبد و استعمارگر ایران را در تنگنای دشواری قرار داده است. از سویی خلقها، ملیتها، زنان، طبقات فرودست و… از عملکرد تبعیضآمیز رژیم بهتنگ آمده و موجودیت و مشروعیت رژیم را نپذیرفته و به چالش کشیدهاند و زمینە بروز انقلاب روزبەروز ارتقاء مییابد، از سوی دیگر، جنگ قدرت و اختلافات درونهرمی رژیم بیشتر از هرزمانی تشدید یافته است.
هرچند هر سە جناح بە یک مبدأ و مشخصاً ولایت فقیە هم مرتبط و وصل باشند، اما در فرازوفرودهای این سە دهە، گاها مجبور بە رسوا کردن جناحی برای فراهم آوردن زمینە بە مسند نشستن جناحی دیگر و توجیە نیاز آن بە بدنە رژیم و افکار عمومی پرداختەاند، کە این نیز موجب تحلیل و انسداد امکان تداوم مستمر این حربە شدە است. درواقع این نیز قانون و قاعدەای تکراری است کە در انتها بە بحران و بنبست منتهی میگردد. بهعنوان مثال بعد از رخدادهای ١٣٨٨ دیگر جناح و حربە اصلاحطلبی هم برای رژیم کارایی خود را از دست داد، هم بهعنوان اهرم بە اغفال کشاندن افکار عمومی کە شاید تعدادی را بە امکان اصلاحات در درون رژیم متوهم کردە باشد، اعتبار خود را از کف دادە است. هماکنون اعتدالگرایی روحانی هم بە تنگنا رسیدە و بهدلیل عدم عملی کردن وعدەها در میان افکار عمومی رسوا گشتە است، از سویی دیگر تضاد کاراکتری و تضاد منافع کە در طول این چند دهە در ساختار هرمی رژیم بە وجود آمدە، برای رأس هرم و کاراکتر و منافع متضاد طیف اصولگرا با طیف مدعی اعتدال، وجود و استمرار این جناح نیز بیشتر از حد دارد مسئلەساز میشود، بە همین دلیل در تلاش برای خارج نمودن آن از گود و تشکیل یک ساختار یکدست محافظەکار هستند. این بە معنای رسیدن بە آخر خط است، همانطور کە هر آغازی، پایانی دارد. اگر خامنەای را هم بهعنوان اهرم نگهدارندە رژیم تصور کنیم، دهە پنجم عمر رژیم بعید نیست بهدلیل کهولت سن دهە پایان عمر خامنەای هم باشد. درواقع در طول این سە دهە در ساختار رژیم نیز کاراکتر مجزا و تضاد منافع ایجاد گشتە است، طیفی کە کاراکتری محافظەکار و هنوز هم وجودشان بر جامعە سنتی استوار است و منافعشان نیز در یک ساختار بستە اقتصادی تأمین میگردد، همانند فرماندهان سپاە و یا اساسا کل سپاە پاسداران و بسیاری از ملاها، مراجع تقلید و …، از سویی دیگر طیفی کە ژست کاراکتری لیبرال و مدرن گرفته و منافعشان در یک ساختار اقتصادی نئولیبرالی تامین میشود، کسانی مانند بروکراتها، تکنوکراتها و سرمایهداران متصل بە بازار جهانی.
از سویی دیگر بسیاری از بدنە رژیم کە از همان طبقە پایینی دهەی اول رژیم بودند و در دهە دوم بە بعد یک پرش طبقاتی نموده و بە طبقە متوسط حامی رژیم تبدیل شدند، اگر سابقا در عقیدە و توهم اسلام ناب و عدالت و مشکلگشایی اسلام در قالب جمهوری اسلامی معتقد و یا بەنوع دیگری متوهم بودند، ریزش کردە و مجموع این دلایل نیز بحران رژیم را عمیقتر نموده است. بە همین دلیل در این انتخابات رژیم و بویژە راس هرم، یعنی خامنەای کە پست ولایتفقیه را قبضە کردە، بیش از هرزمانی مضطرب بود، البتە با نظارت شورای نگهبان و رد صلاحیتهای گستردە کە حتی بسیاری از خودیهای نیز از فیلترهای تایید صلاحیت آنان عبور نکردند، انتصابات صورت گرفته بود و تلاش آنان فقط کشاندن مردم بهسوی صندوقهای رای بود.
تحریم گستردە، ناکامی رژیم و شیوە و لزوم تداوم و انسجام آن
بهدلیل تحریم گستردە انتخابات از سوی مردم و جریانات سیاسی و مدنی در کل ایران، تمام شگردها و التماسهای خامنەای برای جذب و حضور گستردە مردم بهپای صندوقها ناکام ماند. بدون تردید تحریمهای گستردە ارادە عظیمی را بە نمایش گذاشت و بر پیکرە رژیم رعشه انداخت. البتە این همگرایی عمومی و گستردە باید برای تداوم مبارزات، راهکارهای نیرومندتر و انسجامبخشتر باشد. در این راستا بایستی بە شناخت مدلهایی دیگر کە زمینە ارادەمندی جامعە، تاکتیکهایی کە فعالتر بودن در رودررویی با فاشیسم را میسر میگرداند، خودمدیریتی، دموکراسی مستقیم، امنیت، رفاە همگانی و… فراهم میکند، پرداخت. از منظر ما مفاهیم ملت ـ دموکراتیک، سوسیالیسم دموکراتیک، خودمدیریتی دموکراتیک، کنفدرالیسم دموکراتیک، معیارهای جامعەی اخلاقی ـ سیاسی و جهانبینی جامعەی اکولوژیک، دموکراتیک، مبتنی بر آزادی زن باید بیشتر مورد توجە و تعمق قرار گی