گذار دموکراتیک
1.62K subscribers
8.52K photos
3.68K videos
600 files
5.5K links
تلاش برای ایجاد دموکراسی در ایران و چاره یابی مسئلە کورد

آدرس وبسایت ما:
www.kodar.info ✔️
www.kjar.online ✔️
www.pjak.eu ✔️


ارتباط با ادمین:
@gozar_democratic ✔️

🆔 @GozarDemocratic
Download Telegram
#زیلان_وژین: رژیم استبدادگر ایران مشروعیت مردمی‌اش را از دست دادە است

با توجە بە محوریت نشریە آلترناتیو بە مقولەی انتخابات در ایران، هیئت تحریریە تصمیم بر آن گرفت مصاحبەای اختصاصی با زیلان وژین، ریاست مشترک پژاک در مورد یازدهمین دورەی مجلس شورای اسلامی، نتیجە آن و موضع پژاک انجام دهد کە بە شرح ذیل است.



🆔
@GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
#زیلان_وژین: رژیم استبدادگر ایران مشروعیت مردمی‌اش را از دست دادە است با توجە بە محوریت نشریە آلترناتیو بە مقولەی انتخابات در ایران، هیئت تحریریە تصمیم بر آن گرفت مصاحبەای اختصاصی با زیلان وژین، ریاست مشترک پژاک در مورد یازدهمین دورەی مجلس شورای اسلامی، نتیجە…
زیلان وژین: رژیم استبدادگر ایران مشروعیت مردمی‌اش را از دست دادە است

با توجە بە محوریت نشریە آلترناتیو بە مقولەی انتخابات در ایران، هیئت تحریریە تصمیم بر آن گرفت مصاحبەای اختصاصی با زیلان وژین، ریاست مشترک پژاک در مورد یازدهمین دورەی مجلس شورای اسلامی، نتیجە آن و موضع پژاک انجام دهد کە بە شرح ذیل است.


جنگ جهانی سوم وارد مرحله‌ی جدیدی شده و به مراتب دشوارتر و بغرنج‌تر می‌گردد. حکومت استبدادی ایران نیز خارج از میدان این جنگ‌ها قرار ندارد و در کانون درگیری‌ و تنش‌های آن قرار دارد. با توجه به شرایط سیاسی و نظامی منطقه و خاورمیانه، ایران در حال حاضر در چه موقعیتی نسبت به جنگ جهانی سوم قرار دارد؟

در حقیقت ایران در مرکز این درگیری‌ها قرار داشته و دارد. جنگ جهانی سوم جنگی همه جانبه است که تمامی دول منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای به شکل مستقیم و غیرمستقیم در آن مشغول بازی‌گردانی و بازیگری هستند. نکته‌ی مهم این جنگ این است که تنها حضور فیزیکی و نظامی مطرح نیست. حضور ایدئولوژیک و سازمان‌مند مهم‌ترین وجهه این جنگ است. در این میان کسب منافع و برساخت اتوریته و استیلا در حوزه‌ی ذهنیتی تمامی نهادها و ساخت‌های اجتماعی جوامع هدف از اهمیت بنیادین و زیرساختی برخوردار است. در این میان سیستم ارتش‌سالار و تمامیت‌خواه سرمایه‌داری جهانی به صورت همگون و به تمامی نتوانسته در تمامی جهان به موفقیت کامل دست یابد؛ خاورمیانه یک جغرافیای ژئواستراتژیک است که بنابه ریشه تاریخی و فرهنگی‌اش به‌تمامی در سیستم کاپیتالیسم جهانی ذوب نگردیده و دارای بافت مختص به خویش است. اما این خودویژگی و تفاوت بافت فرهنگی و اجتماعی، بسترگاه بروز و میدان‌داری تفکرات و سازمان‌های جزم‌اندیش(دگماتیسم) خشن، عریان و بدویانه‌ی مذهبی و ملی‌گرایانه بوده است. ایران و جغرافیای سیاسی فرهنگی موجود در میان خلق‌های آن، دارای غنای فرهنگی و اتنیکی مختص به خود هستند و با وجود تمامی هجمه‌های فرهنگی توانسته از نفوذ همه جانبه و گسترده‌ی کاپیتالیسم جلوگیری نماید، اما این موضوع برای سیستم حاکم مصداق ندارد. حکومت ایران با اشراف بر این موضوع که بایستی در این آشفتگی خاورمیانه جایگاه ایدئولوژیک و موقعیت نظامی خویش را مستحکم‌تر نماید، با استفاده از«مذهب» سعی در دخالت در امور کشورهای منطقه داشته و دارد و با حمایت مادی، معنوی و نظامی از گروه‌های اقماری شیعه‌ی وابسته به خویش، آب در آسیاب این آشفته بازار می‌ریزد.

اما این اقدامات رژیم ایران از جانب نیروهای هژمونیک منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای که آنان نیز سعی بر آماده سازی و برساخت «خاورمیانه بزرگ» با هدف حاکمیت بی‌چون‌و‌چرای کاپیتالیسم بین‌الدولی و سوق دادن منطقه به سوی جهانی‌سازی است، پذیرفته نمی‌شود. این نیروها سعی بر تنگ نمودن حوزه‌ی نفوذ ایران در خارج از مرزهایش می‌نمایند. زیرا هر نیرویی که خارج از برنامه‌ها و محاسبات آنان فعالیت نماید، بایستی یا استحاله و یا از میان برداشته شود. این جنگ همانند جنگ‌های کلاسیک که یک طرف غاصب و یک طرف مورد غصب واقع گردد، نیست بلکه جنگی است که در آن هر روز منافع و جبهه‌ها تغییر می‌کنند و این نشان از تداوم این جنگ دارد.

درباره جایگاه و نقش ایران در این جنگ بایستی دو فاکتور داخلی و خارجی را مبنای بحث قرار داد. ایران از درون با نارضایتی‌های مردمی و شرایط ناگوار اقتصادی، سیاسی واجتماعی روبرو است. اما به دلیل عدم وجود اراده‌ای برای تغییر در این شرایط، سعی بر ایجاد فضای اختناق‌آور در داخل و جنگ‌افروزی در خارج از مرزهایش دارد. ایران به‌خوبی بر این موضوع آگاه است که این جنگ دیر یا زود به درون مرزهای آن سوق داده خواهد شد. بدین منظور برای جلوگیری از چنین رویدادی، به هر اقدامی دست زده و بیش از پیش در امور کشورهای دیگر مداخله می‌کند. در مورد مولفه‌های خارجی بایستی گفت ایران نه تنها برای نیروهای هژمونیک کاپیتالیستی، بلکه برای وابستگان منطقه‌ای آنان نیز به عنوان تهدیدی بزرگ و بالقوه محسوب می‌گردد. به همین دلیل نیروهای منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای سعی بر ضربه زدن به شاخه‌های مذهبی ایران در منطقه دارند. از فلسطین و لبنان تا یمن، عراق و سوریه این روند هر روز تشدید شده و با کشتن قاسم سلیمانی که شخص اول در زمینه سیاست‌گذاری منطقه‌ای رژیم بود سعی بر محدود نمودن حوزه نفوذ رژیم ایران در منطقه دارند. با این اوصاف ایران توانسته تا سطح قابل توجهی، جایگاه خویش در این جنگ را مستحکم نموده و از ورود جنگ به درون مرزهایش جلوگیری نماید. در بروز تغییرات بنیادین توجه به دلایل داخلی و خارجی در ایران حتمی و غیر‌قابل‌اجتناب است. توان نیروهای حاضر در این جنگ تعیین کننده است.



ایران سالی سرشار از تنش، درگیری، بن‌بست‌های سیاسی و اقتصادی گذراند و اعتراضات مردمی نیز در انتهای سال حکومت استبدادی ایران را بیش از پیش در تنگنا قرار داد. به فاصله چند ماه پروسه‌ی انتخاباتی در ایران
گذار دموکراتیک
#زیلان_وژین: رژیم استبدادگر ایران مشروعیت مردمی‌اش را از دست دادە است با توجە بە محوریت نشریە آلترناتیو بە مقولەی انتخابات در ایران، هیئت تحریریە تصمیم بر آن گرفت مصاحبەای اختصاصی با زیلان وژین، ریاست مشترک پژاک در مورد یازدهمین دورەی مجلس شورای اسلامی، نتیجە…
آغاز شد. با توجه به رویکرد خشونت‌آمیز دولت در تقابل با معترضین و عدم اعتنا به مطالبات به‌حق آنان آیا می‌توان گفت انتخابات در حل مسائل و بحران‌های ایران تاثیرگذار باشد؟

انتخابات مکانیزمی برای برقراری دموکراسی در هر کشور است. رژیم ایران با این ادعا که در سال ۱۳۵۸ توانسته با رأی اکثریت مردم مشروعیت یابد، تاکنون به همه اقدامات ضد‌انسانی خویش ادامه داده و مدعی است حکومتی برخاسته از رای مردم است. باید گفت اگر رژیم بر این باور است که تاکنون با رأی مردم اقدامات خویش را مشروعیت بخشیده، پس از تمامی اعتراضات و تظاهرات که در سال‌های اخیر روی داده بایستی باری دیگر در یک همه‌پرسی از مردم ایران درباره نوع مدیریت ایران نظرخواهی گردد. انتخابات در شرایطی برگزار گردید که ایران هم به‌دلیل فشرده شدن تحریم‌ها و هم وجود مافیاهای اقتصادی موجود در رژیم از لحاظ اقتصادی در بدترین وضعیت خویش قرار دارد. بحران‌های اجتماعی، افزایش نارضایتی مردم از حکومت، فشار بر زندانیان سیاسی و مدنی و صدور احکام سنگین برای آنان، دشوار شدن وضعیت زنان، امید به آینده و بهبود شرایط زندگی در میان جامعه را بسیار اندک نموده است. خواسته‌ها و مطالبات مردمی مورد بی‌اعتنایی قرار می‌گیرد، جامعه به دو طیف خودی و غیرخودی تقسیم شده و در درون نظام شاهد انشقاق و چند‌دستگی هستیم. کوچک‌ترین مطالبه به‌حق مردم با واکنش تند و خشن روبرو می‌گردد،‌ تنوعات فرهنگی و اتنیکی تحت لوای «ملت مشترک، تمامیت ارضی» نادیده انگاشته می‌شوند و شاهد فضای سنگین امنیتی هستیم که نشانه‌های بحران عمیق در ساختار رژیم است. در این شرایط انتخابات هیچ‌گاه موجب برقراری دموکراسی و در نهایت مشارکت فعالانه‌ی مردم نمی‌باشد. در انتخابات عادلانه و دموکراتیک، افراد شایسته و توانا به‌عنوان نماینده مردم انتخاب می‌گردند، اما در نظام ایران، ‌انتخابات دارای مکانیسمی غیر‌دموکراتیک و انتصاب بر انتخاب ارجحیت دارد. در این‌صورت افراد انتخاب شده مطمئنا منتخبان مردم نخواهند بود. در بحبوحه انتخابات، رژیم با تبلیغات عوام‌فریبانه سعی بر تشویق مردم به مشارکت در انتخابات می‌نماید و پس از انتخابات بار دیگر همان رویه‌ی همیشگی تداوم می‌یابد. البته که در طی ۴۲ سال عمر جمهوری اسلامی، مردم ایران به بلوغ سیاسی رسیده‌اند و دیگر فریب شعارهای تهی و فریب‌کارانه‌ی رژیم را نمی‌خورند و این به نیکی در انتخابات جاری آشکار گشت. هدف از انتخابات به‌ویژه انتخابات مجلس در هر کشوری بهبود وضعیت جامعه است. اما با نگاهی به ده دوره مجلس در ایران شاهد عدم تغییر مثبت در وضعیت سیاسی، اقتصادی و اجتماعی مردم هستیم. این امر نشان از این دارد که مجلس که مکانی برای ممارست و محافظت از دموکراسی است شکلی نمادین به خویش گرفته است.

اوج و عمق خشم مردم نسبت به عملکرد حاکمیت ایران در اعتراضات آبان‌ماه آشکار شد و اثباتی بر این واقعیت است که نظام مشروعیت خود را نزد مردم از دست داده است. با توجه به این مهم آیا انتخابات اخیر در ایران دارای مشروعیت است؟



🆔 @GozarDemocratic
⬇️⬇️⬇️
⬆️⬆️⬆️

زمانی که حکومت منافع خلق را نادیده انگاشت و سعی بر تحمیل منافع اقلیت حاکم نمود، آنگاه مشروعیت خویش را برای همیشه از دست داده و آنچه دیده می‌شود تنها ظاهرسازی‌های عوام‌فریبانه خواهد بود. نارضایتی‌های آبان‌ماه در واقع تداوم نارضایتی‌های چهل و‌دو سال گذشته‌ی خلق‌های ایران است که هر روز بر دامنه آن افزوده می‌شود. اعتراضات و انتقاد از عملکرد دولت و حاکمیت حق طبیعی مردم است و زمانی که دولت و حاکمیت قادر نباشد رفاه و آسایش اجتماعی را فراهم آورد،‌ البته که جامعه دارای واکنش متقابل خواهد بود. رژیم ایران برای صدور انقلاب اسلامی به سایر کشورها، اقتصاد ایران را به نابودی کشانده و فقر و بیکاری دامن جامعه را فراگرفته است. هر چند نمی‌توان تنها دلیل نارضایتی‌های اخیر را تنها مسائل اقتصادی دانست،‌ اما این مورد بهانه‌ای بود برای نشان دادن خشم، حقوق از دست رفته و اعتراضات تاریخی فرو خورده‌ی خلق‌های ایران و تابو و هیکل ترسناکی را که رژیم از خود ساخته بود،‌ فروپاشید. رژیم با واکنش تند و وحشیانه در برابر این نارضایتی‌ها، در واقع هراس خود از سازماندهی خلق‌های ایران را آشکار ساخت.

رژیم برای لاپوشانی این اقدامات ضد‌انسانی‌اش به هر حربه‌‌ای متوسل گشت و منکر جنایات خود در برابر معترضان گشت. رژیمی که مشروعیت مردمی‌اش را از دست دهد، با توسل به هیچ حربه‌ای نخواهد توانست این مشروعیت را بار دیگر کسب نماید. درواقع رژیم در سراشیبی سقوط قرار گرفته است. در اعتراضات آبان‌ماه رژیم به شکلی وحشیانه به سرکوب معترضان مبادرت نمود و تاکنون نیز درباره این اعتراضات سکوت نموده و حتی آمار افراد کشته شده را به‌طور دقیق اعلام ننموده است. با وجودی که پیش از برگزاری انتخابات اخباری مبنی بر رسیدن ویروس «کرونا» به ایران وجود داشت، اما تنها به‌دلیل کشاندن مردم پای صندوق‌های رأی، ‌بر این موضوع سرپوش گذاشتند. پاسخ مردم مشخص بود وحضور بسیار کم‌رنگ آنان در انتخابات، شکاف عمیق بین دولت و مردم را هویدا ساخت.



پژاک، کودار و بسیاری از احزاب، سازمان‌ها و شخصیت‌ها انتخابات اخیر ایران را تحریم نمودند. دلیل اتخاذ چنین رویکردی چه بود‌؟

ما در سال‌های اخیر بر مبنای سیاست و راهبرد دموکراتیک سعی بر باز گذاشتن راه‌های گفتگو و دیپلماسی داشته‌ایم و بنا‌به شرایط منطقه‌ای موجود و ممانعت از عمیق‌تر گشتن شرایط بحرانی خاورمیانه، بر دموکراتیزه نمودن ایران اصرار نموده‌ایم. در دوره‌ی دهم مجلس شورای اسلامی بنا‌بر خواست مردم مبنی بر اراده دموکراسی‌خواهی، همراستا با خلق، انتخابات را تحریم ننمودیم تا رژیم از فرصت مذکور برای دموکراتیزه نمودن ساختار خویش استفاده نماید. اما رژیم با توجه به ماهیت دگماتیک موجود در ساختارش هیچ‌گاه حاضر به دموکراتیزاسیون خود و در نظر گرفتن اعطای حقوق خلق‌ها نگشت و بر رویکرد استبدادی خویش پافشاری نمود. رژیم به‌هیچ عنوان برای دموکراسی و عدالت اجتماعی گامی بر نداشته و کماکان سعی بر تحمیل خواسته‌های استبدادی و غیر‌انسانی خویش بر خلق‌های ایران است.

کارنامه مجلس دهم نشان از این دیدگاه سلبی و استبدادی رژیم دارد و آشکار است که هرچند چهره‌های میدان سیاسی نیز تغییر نمایند، اما در نهایت زیر ماسک تغییر چهره‌های مجلس، ذهنیت ضد‌اجتماعی جمهوری اسلامی نهفته است. چهل و‌دو سال تجربه انتخابات در رژیم ایران حاکی از این است که رژیم از مردم تنها استفاده ابزاری نموده و برای تبلیغ در مجامع بین‌المللی از مشارکت مردمی سوء‌استفاده نموده است. ممانعت از حضور افکار و اندیشه‌های مخالف در انتخابات،‌ غیر دموکراتیک بودن تعیین کاندیدها، عدم تغییر در رویکرد رژیم برای ایجاد فضای باز سیاسی و نیز مسکوت نمودن همه گونه صدای مخالف حاکی از این است که اگر بارها نیز این روند تکرار گردد، هیچ‌گاه شاهد تغییری اساسی نه در رویکرد رژیم و نه در شرایط مردم نخواهیم بود. پس در چنین شرایطی نمی‌توان چنین انتخاباتی را مشروع دانست. در نتیجه با سنجیدن شرایط موجود تمامی احزاب و جریان‌های مخالف و همصدا با مردم، انتخابات را تحریم نمودیم. این تحریم فعالانه و گسترده، ضربه بسیار سختی بر نظام وارد نمود. پس‌لرزه‌های این تحریم را در آینده نزدیک خواهیم دید.



ایران هم اکنون در شرایط بسیار دشوار و وخیمی قرار دارد و از سویی بر رویکردهای تمامیت‌خواه و استبدادی خود اصرار می‌ورزد. در ماه‌های اخیر بر میزان دستگیری، اعدام و فشار فعالین و زندانیان سیاسی و مدنی نیز افزوده شده است. تداوم چنین رویکردی چه پیامدهایی برای حکومت ایران دربرخواهد داشت؟

هر چه میزان فشار، سرکوب و محدودیت بر جامعه بیشتر و تنگ‌تر ‌گردد، به همان میزان نیز میل و رغبت به کسب آزادی و خشم و نفرت از دیکتاتوری بیشتر می‌گردد. این قاعده‌ای کلی است و در چارچوب همین قاعده بایستی رژیم به این نکته توجه کند که در مقابل همه دستگیری‌ها،‌ کشتار، فشار، شکنجه و اعدام‌هایی که صورت می‌گیر
د،‌ جامعه نیز حق دفاع مشروع را برای خویش جایز دانسته و در زمان و مکان مناسب این حق را به کار خواهد برد.

در شرایط سیاسی- اجتماعی موجود منطقه‌ای که در بالا بدان اشاره نمودیم، دو راه در پیش روی ایران قرار دارد. یا اینکه دموکراتیزاسیون ساختارین را انجام داده و در نهایت این دموکراتیزاسیون را در جامعه جاری و اجرایی نماید. در این صورت خواهد توانست با اتکا بر نیروی مردمی در مقابل تهدیدات خارجی نیز مقاومت نماید و با همین نیرو و توان، ایرانی دموکراتیک برسازد. البته این مهم آسان نیست و برای نیل به این موضوع رژیم بایستی از بسیاری از مواضع ضد‌اجتماعی خویش عقب نشینی نموده و راه بر مشارکت راستین مردمی بگشاید و حقوق همه خلق‌های ایران را در نظر گیرد. البته این امر با تغییر و تجدید نظری بنیادین در جهان‌بینی وجودی و نظرگاه بزرگ رژیم ممکن است روی دهد. در حال حاضر نشانه‌هایی حاکی از وجود چنین اراده‌ای در نظام ایران دیده نمی‌شود.

راه دوم که تا‌کنون رویکرد رژیم ایران بوده و بر آن اصرار می‌ورزد، سرکوب هرگونه صدای مخالف، شکنجه، زندان، اعدام و ترور است. این اقدامات شاید توانسته باشد با ایجاد رعب و وحشت در جامعه عمر رژیم را طولانی‌تر نموده باشند،‌ اما تنها راهکاری موقت و بحران‌زا بوده و هیچ‌گاه نخواهد توانست اراده آزادی‌خواهی خلق‌های ایران را به تمامی سرکوب نماید. با تشدید اقدامات خصمانه دولت، خشم و نفرت مردم نیز بیشتر خواهد شد و شاهد این مدعا، شعارهای بیان شده در اعتراضات اخیر است که مشروعیت و هستی‌شناسی رژیم را زیر سوال برده و خواستار سرنگونی آن هستند. هر چند تاکنون شاهد یکصدایی و هم‌راستایی نیروهای اپوزیسیون در برابر رژیم نیستیم، اما مردم با عدم مشارکت در انتخابات اخیر به رژیم «نه» رسایی گفتند. این بدین معنی است که جمهوری اسلامی با اقدامات خشونت‌بار و وحشیانه‌اش به پایان عمر خویش نزدیک می‌گردد.



راه برون‌رفت از بحران‌های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی موجود در ایران که هر روز ابعاد آن گسترده‌تر و تراژیک‌تر می‌گردد، چیست؟

برای پاسخ به این پرسش بایستی به سرمنشا مسائل اشاره نمود و سپس به ارائه آلترناتیو پرداخت. بنا به ماهیت وجودی رژیم ایران مشارکت اجتماعی هیچ‌گاه در قاموس آن نبوده است. در طول تاریخ ایران، اقتصاد و سیاست همیشه در انحصار اقلیتی خاص بوده و این اقلیت‌ بنابه منافع خویش این دو عرصه را سازماندهی نموده‌اند. شکستن این استبداد تاریخی و فهم و درک ماهیت وجودی استبداد که ریشه‌ای تاریخی و کهن دارد به پروسه‌ی آزادی خلق‌های ایران بسیار یاری می‌رساند. درک این امر راه بر بازتولید ساخت‌ها و نهادهای استبدادی نوین در آینده‌ی ایران و یا بهتر بگویم در فردای پس‌از انقلاب می‌بندد. خلق‌های ایران باید خود را در مقابل اشکال گسترده و تغییر شکل یافته‌ی «استبداد ایرانی» در آینده بیمه نمایند. این امر باعث بروز و برساخت دموکراتیزاسیون در ایران و حل مشکل و مسئله‌ی استبداد تاریخی ایرانی به صورت بنیادین می‌گردد. راه برون‌رفت از وضعیت موجود که نمود بارز استبداد و مرکزگرایی ایرانی است، تنها در رد و نابود سازی ماشین دولت-ملت است. برای نیل به این امر باید بر سازماندهی و برساخت و طرح‌ساخت نهادها و ارگان‌های مردم‌محور در راستای خودباوری مردم در حوزه‌های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و دفاعی لازم است.‌ بازگردانی قدرت و نیروی تصمیم‌سازی و تصمیم‌گزینی مردم به خود مردم از طریق ساختار سیاسی-اجتماعی کنفدرال و برساخت نهاد‌های دموکراتیک همچون کمون، تعاونی، اتحادیه، مجالس و ساختارهای تصمیم‌گیری مشابه که مردم مدیریت مستقیم آن را بر عهده دارند، امری بنیادین است.

منبع: آلترناتیو شمارە ٨١


www.pjak.eu



🆔 @GozarDemocratic
فدرالیسم/ راه حل یا بخشی از یک مسئله حل نشده؟؟!!


اگر از تمدن مزوپوتامیا به عنوان اولین تمدن بشری با توجه به کمبود اطلاعات در رابطه با آن عبور نماییم، تمدن یونان با توجه به اسناد به جای مانده از آن می تواند بسیاری از حقایق تاریخی در رابطه با روند تکامل قدرت سیاسی و نهاد دولت را به ما نشان دهد، پولیس یا همان دولت _ شهر یکی از اولین تجربه های بشر در رابطه با امر حکومت داری می باشد، شهر آتن را می توان سرآمد پولیس ها به نسبت دمکراسی در آن زمان دانست، در این شهر فقط مردان آزاد (زنان و بردگان حق رای نداشتند) به روش دمکراسی مستقیم در تصمیم گیری های مربوط به اداره شهر و جامعه مشارکت فعال داشتند یعنی هر مرد آزاد فرصت انتخاب کردن و انتخاب شدن را به صورت برابر پیدا می نمود که در نوع خود در آن زمان منحصر بفرد محسوب می شد زیرا اکثر حکومت های جهان در آن دوره به روش دیکتاتوری اداره می شدند.
بعد از فروپاشی دمکراسی آتن با توجه به شرایط سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و... هر نقطه از جهان انواعی از مدل های گوناگون حکمرانی تجربه شد تا اینکه بعد از تضعیف و فروپاشی قدرت کلیسا در اروپا مدل ملت _ دولت با حمایت بورژواها در اروپا و بعدها در سراسر جهان به عنوان مدل استاندارد حکومت داری بر اساس تشکیل ملت واحد با توجه به شاخصه های زبان، دین، جغرافیا، فرهنگ، تاریخ، حس تعلق خاطر مشترک و... تاسیس یافت و قلمروهای امپراطوری ها یک به یک به واحدهای جغرافیایی کوچکتری تحت عنوان کشور تجزیه شدند، ارمغان این مدل حکومت داری برای بشریت چیزی جز به وجود آوردن اختلافات اتنیکی، تشدید اختلافات جغرافیایی، تشدید اختلافات طبقاتی و... نبود به صورتیکه حاصل آن انواعی از جنگ های خونین از جمله دو جنگ جهانی اول و دوم با میلیون ها کشته بود.
این مدل که به صورت مصنوعی وارد خاورمیانه گشت این اختلافات و جنگ و خونریزی ها را چندین برابر نمود که تا به امروز هم ادامه دارد و ملت کورد هم بزرگترین قربانی این مسئله بوده است چرا که صدها هزار کورد در انواعی از جنایت ها از جمله انفال، شیمیایی و... توسط همین دولت های مصنوع قربانی شده اند.
حال با توجه به همه موارد گفته شده، احزاب کوردی همچون دمکرات ها و کومله ها که در مرکز همکاری احزاب کوردستانی دور هم جمع شده اند خواهان اجرایی شدن مدل فدرالیسم در شرق کوردستان می باشند، مدلی که خود در ذیل ملت _ دولت ایرانی تعریف می شود یعنی در گام اول قبول نمودن سروری همان مرکزگرایان فاشیست به عنوان حکمرانان آینده ایران، البته مشکل فقط به همین مسئله ختم نمی شود بلکه دو چالش و سوال اساسی پیش روی این مدل می باشد که تاکنون به صورت شفاف به آن پرداخته نشده است:
1-آیا اساسا مدل فدرالیسم برای آینده ایران توسط مرکزگرایان فاشیست مورد قبول واقع می شود؟ یا به همان شیوه قبلی، مرکزگرایان فاشیست مدافعان مدل فدرالیسم را تجزیه طلب و خائن به وطن معرفی خواهند نمود؟!، روندی که از تاسیس دولت مدرن در ایران تاکنون ادامه داشته است.
2- مدل فدرالیسم چگونه مشکل مناطقی را که در آن کورد و تورک به صورت مشترک حضور دارند حل خواهد نمود؟ با توجه به آنکه در همین انتخابات مجلس شاهد آن بودیم که پان تورکها با تحریک هم زبانان خود منطقه را تا آستانه ایجاد تنش پیش بردند و در نهایت با توجه به تحریم کوردها آنها موفق به اخذ کرسی های مجلس در مناطق مورد مناقشه شدند.
آنچه که تجربه و شواهد به ما نشان می دهد حاکی از این است که هیچگاه کورد و تورک تا زمانیکه ذهنیت ناشی از مدل ملت _ دولت بر آنها حاکم باشد نخواهند توانست به شیوه دمکراتیک در کنار هم شهرهایشان را اداره نمایند و چه بسا در فردای بعد از جمهوری اسلامی خونین ترین جنگها را رقم بزنند، پس عاقلانه است که احزاب کوردی حاضر در مرکز همکاری عواقب اصرار بر این مدل ناکارآمد را در نظر بگیرند و مقداری به آن بیاندیشند چرا که اگر چنین نکنند مسئول خون های ریخته شده در آینده خواهند بود، البته کودار و پژاک بارها آنها را دعوت به گفتگو بر سر آینده شرق کوردستان نموده اند اما چون حاضر نیستند از ذهنیت دگماتیک خود دست بردارند تاکنون این گفتگوها را رد نموده اند چرا که اگر گفتگو را قبول نمایند به حقانیت مدل کنفدرالیسم دمکراتیک پی خواهند برد و آن را قبول خواهند نمود تا همچون روژآوا تهدید وجود ملت های گوناگون در جغرافیای مشترک به فرصتی برای قدرت افزایی دمکراتیک در چهارچوب ملت دمکراتیک تبدیل شود.



#هیوا_ڕۆژهەڵات



https://t.me/joinchat/AAAAAEPfglh3P0aCVQR1HQ
ايران بعد از اسلام:

بعد از اضمحلال ساسانيان در تاريخ سياسي‌ـ‌ اجتماعي ايران، مدام شاهد جدال سه آکتور هستيم. مي‌توان اين سه آکتور را چنين بيان نمود:


🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
ايران بعد از اسلام: بعد از اضمحلال ساسانيان در تاريخ سياسي‌ـ‌ اجتماعي ايران، مدام شاهد جدال سه آکتور هستيم. مي‌توان اين سه آکتور را چنين بيان نمود: 🆔 @GozarDemocratic
ايران بعد از اسلام:

بعد از اضمحلال ساسانيان در تاريخ سياسي‌ـ‌ اجتماعي ايران، مدام شاهد جدال سه آکتور هستيم. مي‌توان اين سه آکتور را چنين بيان نمود:



آ. آکتوري استيلاگر که تاراج و قساوت را کارويژه‌ي خود قرار داده است. از نظام‌هايي که در تاريخ اجتماعي‌ـ سياسي ايران، اين ويژ‌گي در کالبدشان متجلي گشته، مي‌توان به حکومت‌هاي اموي، عباسي، غزنوي، خوارزمي، سلجوقي، مغولي، صفوي، قاجار، نيروهاي امپرياليسم و دست‌نشانده‌هايشان که حکومت‌هاي پهلوي و جمهوري اسلامي شامل آن مي‌شوند، اشاره کرد. اگر تاريخ زمامداري هر يک از اين نظام‌ها را مرور کنيم، مشاهده خواهيم کرد که همه از يک ويژه‌گي مشترک که قدرت‌طلبي مي‌باشد، برخوردارند. انحصار، استثمار، خونريزي و عياشي را سرلوحه‌ي کار قرارداده‌اند و از هيچ شقاوتي فروگذار نكرده‌اند.

ب. آکتوري که در اوج تسليميت در برابر عنصر استيلاگر، مدام در افت وخيز و تلاش رسيدن بر مسند قدرت بوده است. گاهاً با عنصر استيلا به مسامحه پرداخته و تماماً تسليميت را پذيرفته، گاهاً تظاهر به مبارزه نموده و ادبيات آزادي‌خواهانه را به روپوشي براي رسيدن به اهداف قدرت‌طلبانه‌ي خود مبدل نموده است. گاهاً هم بامعصوم‌نمايي سعي بر آن داشته که جامعه را با خود همسو گرداند. در واقع اين موارد را به ساز‌وكار جنگ قدرت تبديل کرده است. در باب اين طيف مي‌توان به نمونه‌هاي تاريخي، مانند افشين و جعفر برمکي و سايريني که در حلقه‌ي آنها بوده‌اند، اشاره کرد. در حاليکه به تمامي در برابر خلافت عباسي زانو زده‌اند و تا خرخره در لجن خيانت فرو رفته‌اند در خيالات و تبليغات خود از محقق ساختن ايراني مقتدر در سطح امپراتوري ساساني دم زده‌اند. در تاريخ معاصر هم اين ويژه‌گي وجهه‌ي مشترک حکومت پهلوي و جمهوري اسلامي و روشنفکران ناسيوناليست و فاشيست ايراني با مرکزيت اتنيکي فارس، چه طيف سکولار چه طيف مذهبي بوده است.

امروزه در ميان اپوزسيوني که با جمهوري اسلامي بر مسند قدرت سر نزاع دارند، طيف و احزابي که به هيچ نحوي در برابر حقوق سياسي، فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و امنيتي ملت‌هاي ايران برنمي‌تابند، بويژه طيفي که افکار شاه‌منشانه را در سرمي‌پرورانند و غرق در آرزوي سيستمي پاتريمونياليستي (پدرشاهي) هستند، از اين قبيل مي‌باشند. اين طيف که ذهنيت‌شان آکنده از دورويي و فريبکاري مي‌باشد، در تاريخ سياسي‌ـ اجتماعي ايران، مرتکب خيانت‌هاي متعددي گشته‌اند. بعضي قبل از رسيدن به قدرت و برخي هم پس از به قدرت رسيدن، متعاقب ارتکاب خيانت به ملت‌هاي ايران، سر خود را بر باد فنا داده‌اند.

سرنوشت افشين و پوسيدنش در سياهچال عباسي بعد از خيانتي که در قبال بابک خرمدين که در آن مقطع رهبري جنبش آزادي‌خواهانه‌ي خلقهاي ايراني را بر عهده داشت و جنگجويانش متشکل از طبقات فرود‌ست تمام خلق‌هاي ايران بود، همچنين سرنوشت جعفر برمکي، که بعد از خيانت طولاني بر خلق‌هاي ايراني در مسلخ شهر هزارويک شب، سر خود و فرزندانش به ساتور سفر سپرده شد، مي‌تواند درس عبرتي براي پيروان امروزين اين خط فکري باشد.

البته در تاريخ ايران اشخاصي هم بوده‌اند که با هدف احياي سيستم خسرواني از سويي شاهنامه و سياستنامه را جهت مانيفستي کردن اين خط‌مش نگاشته‌اند و از سويي ديگر سرتاپا در خدمت سلاطين غزنوي و سلجوقي به مثابه دو حکومت استيلاگر بر ايران، بوده‌اند. اين اشخاص هم از پيروان خط‌مش فوق‌الذکر خارج نمي‌باشند.‌

پيروان اين خط‌ مشي که متشکل از طبقه فوقاني و فراد‌ست جامعه‌ي ايران مي‌باشد، در طول تاريخ ايران حيات و مرگشان آکنده از خفت و خاري بوده است. حکومت پهلوي از سويي وجب به وجب خاک ايران را براي صرف عيش و نوش خود به امپرياليسم حراج کرده بود و بر روي دسترنج مادي و معنوي ملت‌هاي آريايي حيف و ميل مي‌کرد، از سوي ديگر تحت عنوان حفظ تماميت ارضي ايران، از اعمال هيچ‌گونه ظلم وستمي بر ملت‌هاي ايران فروگزار نبود. در نهايت همانطور که عاقبت پدر و پسر پهلوي را ديديم، نتيجتا چگونه از طرف امپرياليسم منصوب شدند به همين طريق هم معدوم گشتند.

جمهوري اسلامي هم با روپوشي اسلامي در امور داخلي، همان سياست پهلوي را تداوم مي‌بخشد؛ بويژه در قبال حقوق ملي و اجتماعي ملت‌هاي ايران. بدون ترديد همانطور که با تاييد امپرياليسم به اريکه‌ي قدرت نشست، اگر در قبال سياست‌هايش در مورد ملت‌هاي ايران تجديدنظر نکند، فرجامي متمايزتر از پهلوي را براي آن نمي‌توان متصور شد.

اپوزسيوني که حقوق دموکراتيک ملت‌هاي ايران را تحت‌الشعاع حفظ تماميت ارضي قرار مي‌دهد و مطالبات برحق عناصر دموکراتيک موجود در واقعيت اجتماعي ــ سياسي ايران را انکار مي‌کند و به دليل اينکه با منافع محدود آن‌ها همسو نمي‌باشد از گفتماني شدن آن ممانعت ايجاد مي‌کند و در برابر مبارزات دموکراتيک مانع‌تراشي مي‌کنند، بايد از تاريخ ايران و سرنوشت حکومت پهلوي و منجلابي که جمهوري اسلامي در آن گير کرده، درس عبرت
گذار دموکراتیک
ايران بعد از اسلام: بعد از اضمحلال ساسانيان در تاريخ سياسي‌ـ‌ اجتماعي ايران، مدام شاهد جدال سه آکتور هستيم. مي‌توان اين سه آکتور را چنين بيان نمود: 🆔 @GozarDemocratic
بگيرند. اگر عاقبت خود را مي‌خواهند بايد از سنگ اندازي به حقيقت پرهيز نمايند. در غير اينصورت و در صورت عدم بازنگري صحيح بر مواردي مانند تاريخ ايران، اهداف منفعت‌جويانه خود، اصول دموکراسي واقعي و تبعات افکار شوونيستي و ضد دموکراتيک، تنها به‌صورت انتزاعي مي‌توانند بر حفظ تماميت ارضي مبادرت ورزند؛ و هيچگاه موفق به عملي نمودن آن نخواهند شد.

ج. در طول تاريخ سياسي‌ـ اجتماعي ايران، در تمام ادوار نيروهاي مقامت‌گر، آزادي‌خواه و دموکراتيک وجود داشته‌اند. به عبارت ديگر جامعه‌ي ايران آکنده از پتانسيل تمدن دموکراتيک مي‌باشد. تاريخ مليت‌هاي ايران مملو از مقاومت و مبارزه مي‌باشد. اين مقاومت و مبارزه در برابر هجمه‌ي تمدن‌هاي مادي مرکزي اعمال شده است. در طول مبارزات خود، ضربات مهلکي بر پيکره‌ي نيروهاي انحصارگر وارد آورده‌اند. حتي بسياري از آن‌ها را ساقط ساخته‌اند. اما مورد اسفناک اين است که بدليل عدم سازماندهي منسجم و عدم درکي صحيح از تمايزات خود به عنوان عناصر تمدن دموکراتيک، با شاخص‌هاي تمدن مرکزي، تاکنون نتوانسته‌اند به نتيجه‌اي مطلوب و پايدار دست يابند. شديداً مفاهيمي مانند قدرت‌طلبي، تمرکزگرايي، انحصارطلبي ‌و..، را نفي کرده‌اند و خواستار حياتي طبيعي و دموکراتيک، مبرا از معيارهاي قدرت بوده‌اند. قيام بابک خرمدين، که متشکل از تمام مليت‌هاي ايران بوده و در ميان جنگجويان اين جنبش نماينده‌ي اکثر مليت‌هاي ايران حضور داشته‌اند، نمونه‌اي بارز از مبارزات دموکراتيک جوامع ايران است. اين خط مبارزاتي در تاريخ اجتماعي ايران تداوم يافته و سيِال مي‌باشد. خطي که به کرات در برابر دو عنصر استيلاگر و قدرت‌طلب داخلي قد علم نموده است.

جواب بابک به درخواست مازيار مبني بر اينکه هردوي ما با استيلاي عباسي در نزاع مي‌باشيم، پس بيا يکي شويم! که مي‌گويد: تمايز ما با شما اين است که شما مي‌خواهيد بعد از ساقط کردن حکومت عباسي، نظامي دولتي داير کنيد که تنها تمايزش با سلطه عباسي ايراني بودنش در برابر عربي بودن حکومت عباسي مي‌باشد، ولي ما مي‌خواهيم جوامع خودگردان و بدون مداخله‌ي نيروي خارج از جامعه اداره شوند، به واقعيت امر ژرفا مي‌بخشد. ‌جواب بابک نشانه‌ي درک عميق او از اخلاق اجتماعي و تبعات قدرت‌طلبي، تمرکزگرايي و انحصار‌طلبي مي‌باشد. همچنين نشانه‌ي درک واقعي از آن مي‌باشد که مبارزات و فداکاري‌ها هرچند با خلوص نيت عميق همراه باشند، اگر نهايتاً با قدرت تلفيق شوند، نمي‌توانند رهايي‌بخش باشند. همانطور که لنين مي‌گويد: راه جهنم از سنگ فرش‌هاي نيت پاک مي‌گذرد.

البته اين مبارزات علي‌رغم نواقص و معايبي که داشته‌اند، دست‌آوردهاي معظمي هم به ارمغان آورده‌اند. وجود اين مبارزات بوده است که بعد از اضمحلال ساسانيان به مدت 1000 سال تا تشکيل صفويه، مانع از استقرار نظامي مرکزي گشته و خودمديريتي‌هاي قومي،‌ عشيره‌اي، ايالتي و ولايتي را محفوظ نگه داشته است. اکثر مهاجميني که در اين مقطع تاريخي بر ايران تاخته‌اند و جهانگرداني که در همين مقطع به ايران سفر کرده‌اند، در خاطرات خود هر يک از استان‌هاي کنوني ايران را يک کشور قلمداد کرده‌اند و از کشورهاي چون آذربايجان، سيستان، بلوچستان، خراسان، فارس، لرستان، كوردستان، کرماشان، مازندران، اهواز، گيلان و... نام برده‌اند. حتي مواردي از خودمديريتي‌هاي شهري را هم ذکر مي‌کنند.

تيمور لنگ در کتاب خاطرات خود، موسوم به (منم تيمور جهانگشاه) از شهري بنام بشرويه در مجاور سيستان حرف به ميان مي‌آورد. او مي‌گويد: شهري بود بدون حاکم و مالک صرفاً با اقتباس به اصول اخلاقي و عرف، از جانب خود مردم به‌صورت سازماندهي ذاتي، اداره مي‌شد و جز اخلاق قانوني ديگر نداشتند. تيمور مي‌افزايد: در اين شهر دانايي، عدالت، امنيت و شادابي در‌ اوج بود. در سطحي که من شيفته‌ي مردم آنجا شدم و وضع موجود تنها مورد ممانعت از دستبرد و چپاول آن شهر از طرف من شد. معهذا شيوه‌ي سالم زندگي اين شهر من را از هرگونه مداخله و دستبردي برحذر داشت. بدون ترديد در سرزمين پهناور ايران نمونه‌هاي وافري از اين طريق مديريت جمعي و مردمي وجود داشته است و تنها به شهري که تيمور از آن نام مي‌آورد مختوم نمي‌شود. مورد قابل تأمل اين است که در صورت بسط و نهادينه کردن اخلاق در جامعه، زندگي سالم و بدون مشكل ممکن است. همچنين نمونه‌ي فوق نشانگر آن است که اجراي عدالت زماني تحقق مي‌يابد که مديريت جامعه بدست خود جامعه و در هر مکان بدست ساکنان همان مکان باشد. يعني بر خلاف طبيعت اجتماعي، نيروي خارجي و طبقاتي زمام امور را تصاحب نکنند.

ادامه دارد...


#اهون_چیاکو




🆔 @GozarDemocratic
پەڕلەمانێک کورسیەکڵنی بە هەوێنی گەندەڵی گرسابێت، دادەڕمێت


#ئامەد_شاهۆ




🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
پەڕلەمانێک کورسیەکڵنی بە هەوێنی گەندەڵی گرسابێت، دادەڕمێت #ئامەد_شاهۆ 🆔 @GozarDemocratic
پەڕلەمانێک کورسیەکڵنی بە هەوێنی گەندەڵی گرسابێت، دادەڕمێت


#ئامەد_شاهۆ


هەڵبژاردن، میكانیزم و پرۆسەیەکە بۆ جێبه‌جێ کردنی پێوانەکانی دیمۆکراسی و دادپەروەری. جۆگرافیای فڕەڕنگ و فرەزمان و کولتووری گەلانی ئێران، گونجاوترین هەڵکەوتەیه‌ بۆ به‌ڕێوه‌بردن و چەسپاندنی پرۆسەی دیمۆکراسی. بەڵام بە پێچەوانەوەی ئەو حەقیقەتە، پرۆسەی هەڵبژاردن لەئێران كراوه‌ته‌ کارتی گوشاری رژێم بۆ سەر گەل و کۆمەڵگا.

لەماوه‌ی تەمەنی ٤١ ساڵەی رژێمی داگیرکەری ئێران، ٣٧ هەڵبژاردن کە ١٢یان هەڵبژاردنی سەرۆک کۆماری، ١١یان هەڵبژاردنی پەرلەمان، ٥یان مەجلیسی شارەزایان، ٥ی تر هەڵبژاردنی شۆرای شار و گوندەکان و ٤ هەڵبژاردنی تر سەبارەت بە یاسای بنەڕەتی رژێم و راپرسی لەجۆگرافیای فرەڕەنگی ئێران لەژێر پەردەی گەل سالاری بە نمایش دراوە. بەڵام لەسەرجەم ئەو هەڵبژاردنانەدا پێوەرەکانی دیمۆکراسی و دادپەروەری پێشێل کراوەو هەر هەڵبژاردنێک، وەک شانۆیەکی سەرشەقام بۆ کەلەپچە کردن و دیل گرتنی ئیرادەی ئازادی گەل بەڕێوە براوە. بە پێی ئاماری فەرمی رژێم لەکۆی گشتی ١٠ هەڵبژاردنی پەرلەمان، گوایا٦٠٪ گەل بەشدارییان لەو هەڵبژاردنانەدا کردووە. زیاترین رێژەی بەشداری گەل لە هەڵبژاردنی خولی پێنجەمی پەرلەمانە کە گوایا ٧١٪ بووە و کەمترین رێژەی بەشداری گەل پێش لەخولی یازدەهەمی پەرلەمان، لەخولی حەوتەمی پەرلەمان بووە کە ٥١٪ی گەل چوونەتە سەر سندووقەکانی دەنگدان.

هەڵبژاردنی خولی یازدەهەم کارەساتبارترین هەڵبژاردنی ٤ دەیەی دەسەڵاتداری رژێمە کە بە پێ لێدوانی فەرمی خۆیان گوایا ٤٢٪ گەل بەشدارییان تێدا کردووە کە ئەوەش رێژەیەکی دوور لەراستییە. بەشداریی رێژەی کەمتر لە ٢٦٪ی خەڵکی تاران و زۆربەی گەورەشارەکان و رێژەی کەمتر لە ٥٠٪ی، ٢٣ پارێزگای ئێران لەم خولەی هەڵبژاردندا سەلمێنەری ئەوەیە کە رژێم بە توندی لەناو مەنگەنەی بایکۆتی سەرتاسەری گەل و کۆمەڵگا هاڕدرا.

گەلانی ئێران لەبەر کۆمەڵێک فاکتەری بنەڕەتی وەک؛ کوشتنی ژمارەیەکی زۆر لەخۆپیشاندەرانی مانگی خەزەڵوەری ئەمساڵ و شاردنەوەی ژمارەی قوربانیان، خستنەخوارەوەی فڕۆکەی نەفەرهەڵگری ئۆکرانیا و پەردەپۆش کردنی راستی رووداوەکە، کوشتنی کۆڵبەر و کاسبکاران، گرانی، بێکاری و هەژاری، درۆ و گەندەڵی، رێژەیەکی زۆر کەمی خەڵک چوونەتە سەر سندووقی دەنگدان. تەنانەت ئەو رێژە فەرمییەی رژێم رایگەیاندووە، تێری ئەوە ناکات کە رژێم رەوایەتی خۆی دەستەبەر بکات. بۆیە کاربەدەستانی رژێم بێ شەرمانە ئەو شکستەیان پەردە پۆش دەکەن و گوایا لەبەر رەوشی سیاسی، هەرێمی، خۆپیشاندانەکانی بەفرانباری ٩٦ و خەزەڵوەری ٩٨ و ڤایرۆسی کۆرۆنا ئەو رێژەیە بۆ رەوایەت بەخشین بە رژێم تێرکەر دەبینن. ئەو هەڵوێستەی گەل ئەو حەقیقەتە پشتڕاست دەکاتەوە کە پرۆسەی هەڵبژاردن لە ئێران، رەوایی و بایەخی خۆی لەدەستداوە و رژێم بە زۆرەملێ دەسەڵاتی خۆی بە سەر گەل و کۆمەڵگا دەسەپێنێت.

رژێمی داگیرکەری ئێران ماوەی ٤١ ساڵە لەژێر دەمامکی هەڵبژاردن، خۆی وەک دیمۆکراتیک ترین وڵاتی جیهان پێناسە کردووە. بە بێ ئەوەی گوێ لەویست و داخوازی رەوای گەلان بگرێت و ئاوڕێک لەسەرجەم گیروگرفتە کۆمەڵایەتیەکان بدات، لەپرۆسەی هەڵبژاردندا هەمیشە سەرکەوتنی خۆی بە سەر گەل و کۆمەڵگا رادەگەیەنێت، سەرەڕای ئەوەی لە هەڵبژاردنی خولی یازدەهەمدا، کەمترین رێژەی گەل بەشداری هەڵبژاردن بوون، کاربەدەستانی رژێم سەرکەوتنیان لەبەرامبەر گەل، ئەمریکا و هاوپەیمانانیان راگەیاند. ئەوەش نیشانی دەدات کە رژێم گەلانی ئێرانی وەک قەڵغانی پاراستن لەپێناو مانەوەی دەسەڵاتی خۆی لەبەرامبەر هێرشە دەرکیەکیان بەکار دەبات. دوابەدوای هەڵبژاردن، رژێم هەوڵی داوە کە بە رۆژەڤی ڤایرۆسی کۆرۆنا ناڕەزایەتی رای شەقام دابمرکێنێت. رژێم دەیەوێت ڤایرۆسی کۆرۆنا بکاتە رزگارکەری خۆی لەشەپۆلی ناڕەزایەتی گەل، چۆن بە کوشتنی قاسم سلێمانی، رژێم خۆی لەتەوژم و شەپۆلی ناڕەزایەتی گەل رزگار کرد و ئاراستەی خۆپیشاندەرانی بۆ ماوەیەکی کاتیش بێت لەقازانجی خۆی گۆڕی، ئێستاش هەمان رێچکە بە بیانووی کۆرۆنا دووپات دەکاتەوە.

رژێم بۆ راکێشانی گەل بۆ سەر سندووقەکانی دەنگدان، گەلێک فێڵ و تەڵەکەی بە کار هێناوە. واتا هەڵبژاردن تەوژمی گوشاری دەسەڵات بۆ سەر کۆمەڵگایە. پرۆسەی تێکشکاندنی ئیرادە، باوەڕی، ناسنامە و ئازادی گەل و کۆمەڵگایە. کەرەستەی ئیفلیج کردن و راکێشانی گەل بۆ ناو بازنەی دەسەڵاتە. کانگای درۆ، فێڵ، دزی و گەندەڵییە. شانۆی سەرشەقامی دەسەڵات بۆ سەرخۆش کردن و هێوەرکردنەوەی کاردانەوەی گەل و کۆمەڵگایە. سڕینەوەی کەسانی ناڕازی و دژبەری رژێم، لەناو تۆڕ و جومگەکانی دەسەڵاتە. گاڵتەجاڕی دەسەڵات لەبەرامبەر گەل و کۆمەڵگایە. کوشتارگای هێز، ئیرادە و ناسنامەی گەلە.

شانۆی هەڵبژاردنی خولی یازدەهەمی پەرلەمان و هەڵبژاردنی نێودەورەیی خولی پێنجەمی مەجلیسی شارەزایان لە٢ی رەشەممەی ٩٨ی ئەمساڵ، سەلماندی کە هەڵبژاردن چەپەری پاراستنی بەرژەوەندی رژێمی ولایەت
گذار دموکراتیک
پەڕلەمانێک کورسیەکڵنی بە هەوێنی گەندەڵی گرسابێت، دادەڕمێت #ئامەد_شاهۆ 🆔 @GozarDemocratic
ی موتڵەقەی فەقییە. چون شانۆی هەڵبژاردن لەلایەن شۆرای نیگەهبان ئامادە کرابوو و بەڕێوەبردنی پرۆسەی هەڵبژاردن، بۆ فریودانی رای گشتی گەل بەڕێوە براوە. هەڵبژاردن لەبنەڕەتدا لەناو فرەڕەنگیدا، گەل رەنگی دڵخوازی خۆی هەڵدەبژێرێت. بەڵام لەم هەڵبژاردنەدا٦٠٪ی ئەو کەسانەی کە ناوی خۆیان بۆ پاڵێوراوی تۆمار کردبوو، لەلایەن دیوەخانی خامنەیی نەشیاو بینران. هەڵبژاردنێک بەڕێوە برا کە تەنانەت رەحمی بە ئەندام پەرلەمانەکانی ئێستای نەکرد و نزیکەی ٩٠ پەرلەمانتار شیاویان ره‌د کرا. تەنانەت لەو ١٦٧ پەرلەمانتارەی کە بۆ دووەمین جار خۆیان بۆ خولی یازدەهەم پاڵاوتبوو، سەرەڕای فرت و فێڵەکان، ٥٧ کەسیان توانیان جارێکی تر ببنەوە پەرلەمانتاری دەوڵەت. واتا لە ٢٩٠ پەرلەمانتاری رژێم، ٢٣١ کەسیان بۆ گەیشتن بە دیوەخانی پەرلەمانی یازدەهەم تووشی شکست و داڕمان هاتن. ئەو داڕمانە زەبەلاحەی،٨٠٪ی پەڕلەمانی خولی دەهەم، هەڵوەشانەوەی چەپەڕەکانی رژێم دەخاتەڕوو.

بۆیە شانۆی هەڵبژاردنی خولی یازدەهەم، هەڵبژاردنی ئەندام پەڕلەمانەکان لەناو بازنەی بناژۆخوازەکان و لیستی دڵخوازی خامنەیی بووە. بناژۆخوازەکان لەژێر ناوی دەستەواژەی بناژۆخوازی نوێ، کلاسیک و توندڕەو، لەسەر ناوی لیستی ئێرانی سەربڵند، هەڵمەتی بەشداری لەهەڵبژاردنیان دەستپێکرد و تەنانەت ئەم باڵە کۆنەپارێزەی رژێم لەسەر لیستی هاوبەش پێکنەهاتن و بە چەند لیستی جیاوازەوە سواری شەمەندەفڕی هەڵبژاردنی شۆرای نیگەهبان بوون. هەراو هورای ئەم باڵە کۆنەپارێزەو رەدی شیاویی بە لێشاوی بەرئەندامەکان، وای کرد کە باڵی ریفۆرمخوازەکان بە دوودڵی بەشداری لەهەڵبژاردندا بکەن. هەر چەند لەکۆتاییدا بە زۆرەملێ و گوشاری دەسەڵات، لەبەر بەرژەوەندی رژێم بەشداریان لەهەڵبژاردندا کرد، بەڵام شانۆی رژێم پێگەی ریفۆرمخوازی لەئێران زەمین کێش کرد و قۆڵێکی توندڕەوی رژێمیان هێنایە ناو پەڕلەمان کە وڵات بەرەو هەڵدێر دەبات. سەرەتای دەستپێکردنی ماراتۆنی هەڵبژاردنی لیستی خامنەیی و بڵاو کردنەوەی ئەنجامە بەراییەکان بە پێ ویست و خواستی خامنەیی لەراگەیاندنە نەریتخوازەکان، پەردە لەسەر مەترسی و نیگەرانیەکانی ٤ ساڵی داهاتووی دەسەڵاتداری وڵات لادەدات.



🆔 @GozarDemocratic
⬇️⬇️⬇️
⬆️⬆️⬆️

ئەوەی سەرنج راکێشە شۆرای نیگەهبان لەژێر پاساوی گەندەڵی ماڵی و دژایەتی لەگەڵ رژێم و ناتەبابوون لەگەڵ پرەنسیب و بەهاکانی رژێم، شیاویی بەربژێرەکانی گەلیان ره‌دكرد. ئەو دانپێدانە نیشانی دەدات کە كۆڵه‌كه‌ی بنەڕەتی رژێم، لەسەر بنەمای گەندەڵی و درۆ دامەزراوە. چون ئەوەی لەئێران بەرپرسیاری باڵای لەئەستۆ بووبێت، لەکەیسی گەندەڵی تێوەگلاوە کە خودی خامنەیی و رووحانیش دەگرێتەوە. ئەو کات هەڵبژاردنی خولی یازدەهەم، پێوەری ئەوەیە کە دەسەڵاتداران تا چەندێک لەکەیسی دەسەڵات و دژایەتی لەگەل نرخ و بەهاکانی رژێم تێوەگلاون. تەنانەت راگەیاندنی رێژەی ٤٢٪ی بەشداری گەل لەدەنگدان، سەلمێنەری ئەوەیە کە رژێم رەوایەتی خۆی لەناو گەل لەدەستداوە و دەیەوێت بە زۆرەملێ دەسەڵاتی خۆی بە سەر گەلدا بسەپێنێت. چون هەڵویست و تووڕەیی گەل نیشانی دەدا کە کەمتر له‌ ٣٠٪ی گەل بەشداری لەهەڵبژاردن دەکەن. ئەوەش هەڵوێستی گەل لەبەرامبەر پەرلەمانێکە کە کورسیەکەی بە هەوێنی گەندەڵی گرسابێت، چون ئەو پەڕلەمانە جیا لەکردەوەی گەندەڵی، درۆ، هەڵاواردن و توندوتیژی شتێکی تری لێناوەشێتەوە.


هەڵبژاردنەکانی ئێران لەپاڵێوکەی شۆرای نیگەهبان دەرباز دەبێت. ئەو شۆرا لەکێ پێکهاتوون و ئەو ئاستە دەسەڵاتە بێ سنوورەیان لەلای چ هێز و دەسەڵاتێک پێ بەخشراوە کە بەلێشاو شیاویی بەربژێرەکانی پەڕلەمان رەد دەکەن؟ شۆرای نیگەهبان پێکهاتوون لە شەش فەقی گوێڕایەڵ کە لەلایەن خامنەیی دەستنیشان دەکرێن و شەش مافناس کە لەلایەن دەزگای داد و پەسەندکردنی خامنەیی دەستنیشان دەکرێن. ئەو دەسەڵاتەش لەلایەن رێبەری ئاینی رژێم پێیان دەدرێت. بۆیە دەسەڵاتی بێ سنووری شۆرای نیگەهبان، هەڕەشەیەکی جیددی بۆ سەر داهاتووی گەلان لەئێران دەبێت. بڕیار و هەڵسووکەوتەکانی ئەو شۆرایە، ئازادی رادەربڕین و رۆڵی گەل لەدیارکردنی چارەنووسیان سنووردار دەکات. لەهەڵبژاردندا شۆرای نیگەهبان هەم خۆی داوەر، یاریزان و کاپیتانە. ئەرکی چاوەدێری هەڵبژاردنەکان، لێکدانەوەی یاسای بنەڕەتی و یاسادانەری پێسپێردراوە. ئەوەش وەک ئەوەیە کە بە ساکاری جگەر رادەستی پشیلە بکرێت. تەنانەت دوابەدوای ئەنجامی هەڵبژاردن، تا ئەنجامە فەرمیەکان لەلایەن وەفدی چاوەدێری، وەفدی بەجێ گەیاندن و شۆرای نیگەهبان پەسەند نەکرا، بۆ رای گشتی بڵاو نەکرایەوە. ئەم ناوەندە سەرجەم ئەنجامەکانی هەڵبژاردن، بە هەوێنی بەرژەوەندی رژێم دەگرسێنن و دەرخواردی گەل و کۆمەڵگای دەدەن.

بە پێ ئاماری فەرمی رژێم لەم خولەی هەڵبژاردن ٥٧ میلیۆن و ٩١٨ هەزار کەس مافی دەنگدان یان هەبوو، کە گوایا لەزاری کاربەدەستانی رژێم، نزیکەی٢٤ میلیۆن کەس، چوونەتە سەر سندووقی دەنگدان. لەرێژەی گشتی دەنگدەران نزیکەی ٢٨ میلیۆن و ٨٧٩ هەزار کەس ژن بوون، کە نیوەی کۆمەڵگا پێکدەهێنن. هەرچەند ژنان نیوەی رێژەی دەنگدەرانیان پێکهێناوە، بە پێ ئامارە فەرمیەکان رێژەی ٤٨٪ ژن چوونەتە سەر سندووقی دەنگدان. چون پەرلەمانی ئێستای رژێم، دژە ژنە و لەبنەڕەتدا ژن کوژە، مەترسیدارترین پەرلەمانی ٤ دەیەی دەسەڵاتداری رژێم دەبێت، پەرلەمانێکە کە بۆ ژنان و پێکهاتەکانی تری ئێران دەبێتە مەیدانی ئارێنای هاوچەرخ. لەبەر ئەوەیە ژنان و پێکهاتەکانی تری وەک؛ کورد، عەرەب و بەلووچ بە ئیرادەی پۆلایینیان هەڵبژاردنیان بایکۆت کردووە.

دەوڵەتی رووحانی کە بەردەوام لەکۆشک و بەڵنگۆکانی دەوڵەت، درووشمی یەکسانی و دادپەروەری بەرز دەکردەوە و بانگەشەی ئەوەی دەکرد کە دەوڵەتێک بووە کە لەسەرجەم پۆسته‌كانی دەوڵەت زیاترین رێژەی ژنان بەشداریان کردووە. بەس کام داد و ویژدانێک ئەوە پەسەند دەکات کە بۆ ٢٩٠ کورسی پەرلەمان، سەرەڕای ئەوەی نزیکەی ٢٩ میلیۆن ژن مافی دەنگدانیان هەبووە، ١٧ ژن دەترنجێننە پەرلەمان کە ئەو ژمارەش نزیکەی ٦٪، دەنگی پەرلەمان پێکدێنێت. سەرکەوتنی ١٧ ژن لەماراتۆنی فرت و فێڵی شانۆی هەڵبژاردنی خامنەیی، نیشانی دەدات کە ترازووی دادی رووحانی چەندێک لاسەنگ و خوار و خیچە. داخۆ ئەم خولەی پەڕلەمان کە نەریتخوازەکان تێدا سەروەر بوون، چەندێک دەتوانێت یاسا و پڕۆژەی دیمۆکراتیک لەبەرژەوەندی ژنان و نەتەوەکانی تری ئێران پەسەند بکات؟ عەقڵییەتی بەستەڵک کراوی بناژۆخوازە توندڕەوەکان چەندێک کراوەیە بۆ ئەوەی برەو بە ئازادی کۆمەڵایەتی، ئازادی سیاسی و چارەسەری گیروگرفتی ژیانی، ژنان و گەلانی چەوساوە بدات؟!

لەراپۆرتی کۆمەڵگای جیهانی ئابووری سەبارەت بە جیاوازی رەگەزی، زهنییەتی دژە ژنی کاربەدەستانی رژێم ئاشکرا دەبێت کە لەنێوان ١٥٣ دەوڵەتدا، رژێمی ئێران لەریزی ١٤٨مین دایەو ئەوەش بۆ رژێم رێکۆرددارە. هاوکات لەنێوان ١٩ دەوڵەتی رۆژهەڵاتی ناوین لەریزی ١٦هەمین دایە. سەرەڕای ئەوەی کە حەسەن رووحانی لەسەردەمی بانگەشەی هەڵبژاردنی، هاش و هووشی ئەوەی لێدەدا کە پێگەی ژنان لەدەوڵەتی روحانیدا بەهێز دەبێت. بەڵام سەرەڕای ئەو هەموو بەڵێنە بێ بنەمایه‌ لەکابینەی پێشنیازی دەوڵەتی دوازدەهەم، هیچ جێگای ئیستراتیژی بە ژن نەدرا. لەکاتێکدا
سەرۆک وەزیری ئەماراتی یه‌كگرتووی عەرەبی لە ٣١ ئەندامی کابینەکەی، ٩ ژن جێ دەگرن. تەنانەت وڵاتێکی وەک عەرەبستان، یەک چوارەمی کورسیەکانی پەرلەمان لەدەستی ژناندایە و ئەوەش چاخان و پاخانەکانی رژێم راشکاوانە دەخاتەڕوو. ئەم خولەی هەڵبژاردن جارێکی تر زهنییەتی دژە ژنی رژێمی داگیرکەری ئێرانی بەرجەستە کردەوە کە دیمۆکراسی و یەکسانی هەرگیز لەناو زهنییەتی ولایەتی فەقی و زەلکاوی گەل سالاری رژێم، چەکەرە و شین نابێت.

لەسەروبەندی هەڵبژاردنی خولی یازدەهەمدا حەسەن رووحانی چەپ و راستی دیار نەبوو. رۆژێک بانگەشەی ئەوەی دەکرد کە شۆرای نیگەهبان بەربژێرێکی نەهێشتوەتەوە کە گەل هەڵیببژێرێت و راشکاوانە پڕۆسەی هەڵبژاردنی دەخستە ژێر پرسیارەوە. بەڵام دوای رۆژێک مێشکی لەلایەن خامنەیی کۆک دەکرایەوە و بە پێچەوانەی بانگەشەی رابردووی قسەکانی با دەدایەوە و دەیگۆت؛ هەر کەس و لایەنێک، گەل لەبەشداری هەڵبژاردن دڵسارد بکات، لەرێ و رێبازی خومەینی ترازاوە. ئەو لێدوانە دژ بە یەکانەی رووحانی گورزی کوشندەی لە باڵی ریفۆرمخوازەکان وەشاند و بینای ریفۆرمخوازی دەوڵەتی لەزهنی کۆمەڵگا داڕماند.

لەدیوێکی تری دەسەڵاتی رژێم، خامنەیی لەسەرەتاکانی بانگەشەی هەڵبژاردن بە کوروزاندنەوە و پاڕانەوە لەگەل، دەیگۆت؛ ئەگەری هەیە کەسێک لەئێران خۆشی لەمن نەیەت، دەبێت لەبەر خۆشەویستی ئێران، بڕواتە سەر سندووقی دەنگدان. واتا هەر کەسێک خۆشەویستی بۆ ئێران هەبێت، ئاسایش و ئارامی نیشتمان و ئابڕووی نیشتمانی دەوێت و بە دوای چارەسەری کێشەکانەوەیە، پێویستە بۆ پەرلەمانی بەهێز بچێتە سەر سندووقی دەنگدان. بەس هەڵبژاردن لەئێران لەژێر چەپۆکی شۆرای نیگەهبان، بۆ خۆی لەباربردنی ئاسایش و ئارامی وڵات و قووڵکردنەوەی کێشەکانە. خامنەیی بێ شەرمانە ئابڕووی نیشتمان بە رۆخساری گەل دا کێشا کە ئەگەر گەل نەڕۆنە سەر سندووقی دەنگدان، ئابڕووی ئێران دەچێت. واتا دەنگنەدانی خەڵک ئابڕووچوونییە! ئەگەر نەچوونە سەر سندووقی دەنگدان ئابڕووچوونی بێت، ئەی کوشتنی خۆپیشاندەرانی مانگی خەزەڵوەر، کوشتنی کۆڵبەران، لەسێدارەدانی چالاکانی سیاسی و خستنەخوارەوەی فڕۆکەی نەفەرهەڵگری ئۆکرانیا و شاردنەوەی راستیەکان لەبەر چاوی گەل، ئابڕووچوونی نییە، چییە؟ بەشداری رێژەی کەمی گەل لە هەڵبژاردن، وەرچەرخانێکی مێژوویی و سەربڵندییە بۆ گەل و شکستی شکۆ و ئابڕووچوون بۆ درۆودەلەسەو هاش و هووشی کاربەدەستانی رژێمە.

لەناو بازنەی دەسەڵاتی رژێمی داگیرکەری ئێران، بۆ راکێشانی گەل بۆ سەر سندووقەکانی دەنگدان، هەمیشە دوو رەوتی بە ناو ریفۆرمخواز و نەریتخواز کێبڕکێی نمایشی لەگەڵ یەکدی دەکەن و لەدیوەخانی پەرلەمان لەژێر ناوی فراکسیۆنی جیاوازی کەمینە و زۆرینە بۆ دەسەڵات کار دەکەن. لەم خولەی هەڵبژاردندا بناژۆخوازەکان، بۆ کۆکردنەوەی دەنگی گەل و بۆ دەرهێنانی رژێم لەناو زەلکاوی قەیران؛ لەژێر ناوی لیستی؛ شانا، پایداری، گەنجانی شۆڕشگێڕی ئێران، ئەحمەدی نژادەکان، مسباحی مۆقەدەم و لیستی هاوپەیمانی بەشداریان لەهەڵبژاردندا کرد. دیارترینیان رەوتێکی سیاسی بە ناو بناژۆخوازی نوێ بە رێبەری موحەمەد باقر قالیباف دەکەوێتە سەر شانۆی هەڵبژاردنی رژێم و زۆرینەی کورسیەکانی پەرلەمانی بەناو تۆمار دەکرێت. ئەم خولەی هەڵبژاردن پەردەی لەسەر ئەو حەقیقەتەی هەڵدا کە لەئێران رەوتێکی حەقیقی بە ناوی ریفۆرمخواز و بناژۆخواز بێ واتا و بێ ناوەڕۆکە. لەبنەڕەتدا رەوتێک لەئارادایە، هەمان وەفادار و شۆڕشگێڕەکانی رژێمن کە خۆیان بە شۆڕشگێڕ لەقەڵەم دەدەن و لەهەنگاوی دووهەمی شۆڕش بە پێشەنگایەتی گەنجان، پەڕلەمانێکی شۆڕشگێڕانه‌ دادەمەزرێنن.

رژێم لەخولی یازدەهەمی پەڕلەماندا، دەیەوێت ٢٩٠ كه‌سی گرێدراو و پاسدار بۆ دیوەخانی پەرلەمان هەڵبژێرێت، کە ١١ ناوه‌ندی کەوتە خولی دووهەمی هەڵبژاردن، کە ٢٩ی خاكه‌لێوه‌ بەڕێوە دەچێت. ئەو رێژە زۆرەش کە شیاویان بۆ بەربژێری رەدکرایەوە، لەناو مەنگەنەی دژە شۆڕشی رژێم هاڕدران. لەبەر ئەوەی خامنەیی هەستی بە مەترسیەکانی هەڵبژاردن کرد، فەرمانی بەشداری لەهەڵبژاردنی دەرکرد و باڵی بە ناو ریفۆرمخوازەکانی ناچار بە بەشداری لەهەڵبژاردندا کرد کە لە دوا چرکەدا، ٨ حزبی ریفۆرمخواز، لەسەر بنەمای بەڕێوەچوونی گوڕوتینی هەڵبژاردن و پاراستنی بەرژەوەندی رژێم بە ناو لیستی هاوپەیمانی بۆ ئێران بەشداری هەڵبژاردن بوون. ئەوەش لەکاتێکدایە کە گەل لەخۆپیشاندانەکانی مانگی خەزەڵوەر درووشمی؛ (اصلاح طلب، اصولگرا دیگه تمومه ماجرا) یان بەرز کردەوەو گەل هەر دوو باڵ و رەوتەکانی ناو رژێم بە یەک چاو سەیر دەکات و باوەڕی و متمانەی گەل بە باڵ و رەوتەکانی رژێم نەماوە و لە٢ی رەشەممەی ٩٨ رەوایەتی رژێم خرایەژێر پرسیارەوە.

ئەوەش لەکاتێکدایە کە رژێم هەنگاوی دووهەمی شۆڕشی داگیرکەری لەژێر پەردەی به‌ئیسلامی كردنی كۆمه‌ڵگا، مرۆڤ و شارستانیەت و گەل سالاری دینی دەستپێکردبوو، ئەنجامی هەڵبژاردنی خولی یازدەهەم هەرەسی بەو هەنگاوەی رژێم لەئێران و ناوچەکە هێن
او دۆخی رژێمی لەناوخۆ هەژاند و دۆخێکی مەترسیدار و قەیراناوی بەرۆکی کاربەدەستانی رژێم دەگرێتەوە.

سەرچاوە: ئاڵترناتیو شمارە ٨١



www.pjak.eu



🆔 @GozarDemocratic
صفويه و انحراف تشيع

بعد از اضمحلال ساسانيان، اشراف يا بعبارت ديگر طبقه‌ي فوقاني ايراني که منافع خود را صرفاً در احياي دوباره‌ي سيستم خسرواني و حاکميتي پاتريمونيالستي (پدرشاهي) مي‌ديدند، هميشه در تکاپوي ايجاد چنين نظامي بودند. براي چنين نظامي در مرحله‌ي نخست وجود مذهبي عاري از معيارهاي اخلاقي و تلفيق شده در قدرت جهت مشروعيت بخشي به حاکميت خود الزامي بود. در دربار هخامنشي و ساساني زردشت تحريف شده، ايفاي نقش مي‌نمود. اما بعد از انحلال ساساني، زردشت درباري برعکس زردشت اجتماعي رو به ضعف و زوال گذاشت. معهذا نمي‌توانست به مثابه‌ي قبل ايفاي نقش نمايد. ابتدا مي‌خواستند از اسلام سني استفاده نمايند. اين پيشنهاد را در راستاي مشارکت در قدرت، به نظام‌هاي استيلاگري مانند اموي، عباسي، غزنوي، سلجوقي که اسلام سني قدرت‌محور را دين دارالخلافه کرده بودند، دادند. بسياري از آن‌ها به عنوان وزير و کاتب و عناويني ديگر به دربار نظام‌هاي مذکور رسوخ کردند. اما نظام خلافتي و سلطاني جهت استقرار دوباره‌ي سيستم خسرواني مناسب نبود. صرفاً يک نظام شاهنشاهي مي‌توانست مقتضيات سيستم خسرواني را فراهم سازد.

در حاليکه اسلام توسط خاندان اموي تحريف و با قدرت مختلط گشت، فرقه‌هاي زيادي تحت عنوان شيعه‌ي علوي در برابر اسلام اموي به مبارزه پرداختند. آن‌ها مي‌خواستند ارزشهاي اخلاقي جامعه را در برابر هجمه‌‌ي خلفا و سلاطين مصون بدارند. داراي قاعده‌ي کلي و قواعد مرکزي نبودند. هر فرقه با توجه به مکان و فرهنگ خود مناسک مذهبي خود را تدوين مي‌کرد. وجه مشترک تمامي فرقه‌ها قدرت‌ستيزي و تمرکززدايي بود. همچنين همه‌ي آن‌ها حضرت علي و اهل بيت را نماينده‌ي اسلام ناب و فرهنگ استوار بر ارزش‌هاي اجتماعي مي‌پنداشتند؛ که با اسلام اموي و عباسي سر نزاع داشته‌اند. حتي بسياري از آن‌ها هم روش ايستار و مبارزه‌ي حضرت علي را در برابر قدرت‌طلبي معتدل مي‌دانستند و ايشان را متوجه انتقادات مي‌کردند. در نتيجه فرقه‌هاي راديکالتري تشکيل دادند که خوارج نمونه‌ي ابتدايي فرقه‌هاي راديکال در برابر قدرت‌طلبي اموي بود.

سرزمين ايران آکنده از اين فرقه‌ها بود. پيروان خط پاتريمونيالي زمانيکه ديدند اسلام سني مختلط با قدرت، نمي‌تواند در راستاي اهداف آن‌ها درآيد، درصدد برآمدند فرقه‌اي شيعه‌ و تحريف شده ايجاد نمايند که با معيارهاي قدرت و تمرکزگرايي به مسامحه بپردازد. يکي از نواد‌گان بانفوذ شيخ صفي‌الدين اردبيلي، بنام جنيد، از بيم قرا‌قويونلوها از آذربايجان گريخته و در آناتولي به آق‌قويونلوها پناه برد. به اين طريق نوادگان شيخ صفي‌الدين در آناتولي مستقر شدند و با رهنمودهاي انديشه‌ي پدرشاهي فرقه‌ي شيعه‌ي صفوي را ايجاد کردند. اين فرقه تمام پارامترهاي قدرت و تمرگزگرايي را در کالبد خود گنجاند و آن را به دين رسمي دربار صفوي مبدل ساخت. به همين دليل بايد بين شيعه‌ي صفوي و علوي و فرقه‌هاي اجتماعي شيعه، دراويش و پيروان تصوف، تمايز قائل شد. تمايز آن‌ها هم در قدرت‌طلبي و قدرت‌ستيزي مي‌باشد. با توجه به توضيحي که صورت گرفت بايد يادآور شد که شيعه‌ي صفوي مقوله‌اي وارداتي و منشأ آن آناتولي است نه ايران؛ لذا با واقعيت اجتماعي ايران در تضادي لاينقطع مي‌باشد. همچنان لازم به ذکر مي‌باشد که اين فرقه‌ي قدرت‌محور و تمرکزگرا در تمام حکومت‌هاي تمرکزگراي بعد از صفوي، بويژه در رژيم‌هاي پهلوي و جمهوري اسلامي مورد کاربست قرار گرفته است.

همانطور که تشريح گشت استقرار صفويه انحرافي بود که بعد از ده قرن پس از فروپاشي سيستم خسرواني (ساساني) در طبيعت اجتماعي ايران ايجاد گشت. انحرافات بارز که توسط صفويه ايجاد گشت، تلاش جهت ايجاد حاکميت مرکزي و الغاي مديريت اجتماعي، دولتي و رسمي کردن مذهب تشيع بود که به مدت 1000 سال به مکانيسم مبارزه و مقاومت جوامع ايراني در برابر سلطه‌ي اسلام خلافتي مبدل گشته بود. همچنين صفويه براي اولين بار پاي استعمار و تمدن نوپاي تفرقه را نه تنها به ايران بلکه به منطقه باز کرد و زمينه‌ي مداخله‌ي استعمار در منطقه را هموار کرد. واگذارکردن سفارت ايران در زمان شاه عباس صفوي به برادران شرلي (سر انتوني شرلي و سر رابرت شرلي دو برادر انگليسي) که اهل بريتانيا بودند، نمي‌تواند امري تصادفي و طبيعي باشد. همين موارد هم باعث شد که برخلاف ژستي که پادشاهان صفوي مي‌گرفتند، نتوانند در برابر اشرف افغان تاب بياورند و نهايتاً سرنوشت نظام پدرشاهي صفوي هم به سرنوشت هخامنشي و ساساني دچار گشت؛ و بار ديگر هجوم خارجي به ايران را مسبب شد.

البته در زمان صفويه و پس از آن، تا تشکيل ديکتاتوري پهلوي، مقاومت و مبارزات جوامع ايراني مانع از استقرار نظامي کاملاً مرکزي گشت. خودمديريتي‌هاي عشيره‌اي، ايلاتي و ولايتي، بالاخص در زمان افشاريه، زنديه و قاجار، که بعد از ان
قراض صفويه زمام امور را در دست گرفتند، متداول بود. اين روال تا تشکيل دولت‌ــ ملت ايراني با مرکزيت اتنيکي فارس، که پايه‌هاي آن پس از کودتاي 1299 در برابر مشروطيت، توسط امپرياليسم بنا نهاده شد و در سال 1304 با اعلام سلطنت پهلوي تشکل يافت، متداول بود. به هيچ‌وجه نمي‌توان جامعه‌ستيزي و تمرکزگرايي دولت‌ـ ملت ايراني را با نظامهاي دولتي قبل از خود مقايسه کرد و نامطلوبي دولت‌ـ ملت به مراتب بيشتر بوده است.

شمه‌اي از تاريخ ايران که در اين سطور نگاشته شد، شواهد تاريخي وافري مي‌باشند که بر آن صحه مي‌گذارند و مي‌توان به عنوان گواه به آن‌ها رجوع کرد، معهذا ذکر آن‌ها و همچنين تشريح بيشتر آن از حوصله اين نوشتار خارج مي‌باشد؛ لذا به اين سطح اکتفا مي‌کنيم. در ادامه تاملي بر تاريخ صدساله‌ي اخير ايران، از مشروطيت تا جمهوري اسلامي مي‌تواند به هدف نوشتار ژرفا بخشد.

ادامه دارد...



#اهون_چیاکو



https://t.me/joinchat/AAAAAEPfglh3P0aCVQR1HQ
پیام اوجالان به کوردها و آزادیخواهان: برای حل مسائل و معضلات ناگزیر هستید به قدرت تبدیل شوید!


#عبدالله_اوجالان رهبر ملت کورد پس از ۸ ماه حصر در دیدار با خانواده خود اظهار داشت که هچ کس نمی‌تواند با این وضعیت مسائل و مشکلات را حل نماید. باید به نیرو تبدیل شوید.


🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
پیام اوجالان به کوردها و آزادیخواهان: برای حل مسائل و معضلات ناگزیر هستید به قدرت تبدیل شوید! #عبدالله_اوجالان رهبر ملت کورد پس از ۸ ماه حصر در دیدار با خانواده خود اظهار داشت که هچ کس نمی‌تواند با این وضعیت مسائل و مشکلات را حل نماید. باید به نیرو تبدیل…
پیام اوجالان به کوردها و آزادیخواهان: برای حل مسائل و معضلات ناگزیر هستید به قدرت تبدیل شوید!


#عبدالله_اوجالان رهبر ملت کورد پس از ۸ ماه حصر در دیدار با خانواده خود اظهار داشت که هچ کس نمی‌تواند با این وضعیت مسائل و مشکلات را حل نماید. باید به نیرو تبدیل شوید.



عبدالله اوجالان رهبر ملت کورد پس از ۸ ماه حصر در دیدار با خانواده خود اظهار داشت که هچ کس نمی‌تواند با این وضعیت مسائل و مشکلات را حل نماید. باید به نیرو تبدیل شوید. میز سیاست در ترکیه بر ۲ پایه قرار گرفته است، برای آنکه این میز بر زمین نیفتند باید شما سومین پایه این میز باشید. اگر این میز بر سه پایه قرار گرفته باشد بر زمین نمی‌افتد و ساخت این سویمن پایه نیز از طریق گسترش و قدرت امکان‌پذیر است.
در دوم مارس خانواده‌های عبدالله اوجالان رهبر خلق کورد، عمر خیری کونار و ویسل آکتاش عازم امرالی شده و در زندان فوق امنیتی گروه F با اعضای خانواده خود دیدار کردند. محمد اوجالان نیز به همراه خانواده‌های دیگر زندانیان سیاسی عازم این جزیره شده و با رهبر آپو دیدار کرد. هامیلی ییلدرم نیز به دلیل بیماری قادر به دیدار نشده بود. محمد اوجالان که با عبدالله اوجالان دیدار کرده بود در رابطه با این ملاقات سخنانی را ابراز کرد.

محمد اوجالان در رابطه با دیدار خود اظهار داشت: نزدیک به ۸ ماه که نتوانسته بودیم ملاقات کنیم، به منظور ملاقاتهای ۱۵ روزه، از طریق وکلا درخواستهایمان را به دادستانی بورسا ارسال می‌کردیم. اما پاسخی دریافت نمی‌کردیم یا به بهانه‌های مختلف مانع از ملاقات می‌شدند. بعد از وقوع آتش سوزی در امرالی، ملاقات خانوادها پذیرفته شد.

تفتیش‌های غیر انسانی

دوشنبه ۲ مارس از طریق وکلا به ما اطلاع داده شد که می‌توانیم عازم جزیره شویم. ما نیز به امرالی رفتیم. به همراه برادر عمر خیری کونار و ویسل آکتاش عازم جزیره شدم. می‌توانم بگویم که از بازرسی گملیک گذشتیم، تفتیش و بازرسی غیر معمول بود. اما می‌گوییم که عادی بود. بازرسی و تفتیشی که مایه خفت و خواری بود. به عنوان یک انسان نمی‌توانیم این مسئله را قبول کنیم. تحملش ممکن نیست. چنین اقدامی نه برای ترکیه، نه برای دولت هیچ فایده‌ای ندارد. من ۶۹ سال سن دارم. دیگر رفقا نیز بدینگونه هستند. حتی اگر جوان نیز باشند نباید بدین شیوه رفتار شود. به محض ورود به جزیره با دومین بازرسی روبرو شدیم. دومین مرحله بازرسی و تفتیش. طبق برآورد من، تحت کنترل ژاندارمری است. بازرسی و تفتیشی بسیار بد؛ نمی‌توان این مسئله را قبول کرد. انسان به چنین کاری دست نمی‌زند. اما ناگزیر آن را پذیرفتیم. در دومین بازرسی همه حضور داشتند، صاجب منصبان، افرادی با ماسک‌های سیاه، همه مسلح بودند. وضعیتی اضطراری. از بازرسی بسیار بدی گذشتیم. افرادی تا زمان پیاده شدن ما از کشتی و رسیدن به نقطه دوم بازرسی با ما همراه بودند. در همه جا حضور سربازان و افراد گارد مشاهده می‌شد. ما نیز از سر ناگزیری این برخورد را پذیرفتیم. تفتیشی غیر انسانی بود و آنها نیز می‌دانستند که هیچ کس با رضایت اجازه این تفتیش را نمی‌دهد.

بعد از انکه از بازرسی گذشتیم، وارد زندان شدیم. در زندان نیز بازرسی شدیم. بازرسی عادی بود. در ابتدا دو رفیق من را بردند. من را ابتدا خارج از زندان مجبور به توقف نمودند. نزدیک ده دقیقه. سپس نام من را خواندند. چند بار از زیر دستگاه اشعه ایکس رد شدم. این بهانه بود. با خود گفتم که حتی اگر صد بار نیز بخواهند مخالفتی نمی‌کنم. بعد از آن به ملاقات رفتم نخست من را برای ملاقات به داخل فرستادند. سپس وارد سالن شدم که از قبل میزی در آنجا وجود داشت. میزی بزرگ؛ به من گفتند بنشین و من نشستم. می‌دانستم که رهبری می‌آید. چند دقیقه ایستادم. بعد از مدتی سروصدای حرکت را شنیدم و دریافتم که رهبری می‌آید. وارد شد، اما با من دست نداد و گفت از من خواسته‌اند. فکر می‌کنم تب داری؟ سرماخوردگی داری. به همین دلیل با تو دست ندادم. او در یک طرف میز و من در طرف دیگر نشستیم. من در ضلع شمالی میز. رهبری به گارد محافظ گفت فکر می‌کنم که یک ساعت و نیم می‌توانیم ملاقات کنیم. درست است؟ اما او چیزی نگفت. ما نیز دیدار را شروع کردیم.

بهانه آتش‌سوزی نیست

رهبری پرسید چرا آمدی؟ با چه دلیلی آمدی؟ من نیز گفتم آتش‌سوزی روی داده است. خلق و سازمان‌های اجتماعی فعالیت‌ها و آکسیونهای دمکراتیک را شروع کرده‌اند. من براین باورم که به این علت ما را به اینجا آورده‌اند. رهبری گفت: درست است، اما برای ما مشکل‌ساز نشد. سپس گفت سوالاتی دارم؛ با دقت پاسخ بده و رهبری سخن گفت. در رابطه با راه‌حل مسئله کورد و مسئله خاورمیانه نگرش‌های خارج [از زندان] را از من پرسید. پرسید که برای راه‌حل چه کسانی را به عنوان نیرو دیده و به چه کسانی برای حل آن اطمینان دارند؟ خواست که بدون ارائه تحلیل، این مورد را پاسخ بدهم.

من پاسخ دادم ۸۰-۹۰ درصد خلق ما در منطقه و خاورمیا