گذار دموکراتیک
1.62K subscribers
8.52K photos
3.68K videos
600 files
5.5K links
تلاش برای ایجاد دموکراسی در ایران و چاره یابی مسئلە کورد

آدرس وبسایت ما:
www.kodar.info ✔️
www.kjar.online ✔️
www.pjak.eu ✔️


ارتباط با ادمین:
@gozar_democratic ✔️

🆔 @GozarDemocratic
Download Telegram
وێنەی ئەمڕۆی چالاکی و خۆپێشاندانەکانی کوردان و گەلانی ئازادیخوازی ڕۆژهەڵات و باکوری سوریا (ڕۆژئاوای کوردستان) سەبارەت بە ناڕۆشنی دۆخی ژیانی #ڕێبەر_ئاپۆ و مەترسیەکانی گۆشەگیری


🆔 @GozarDemocratic
وێنەی ئەمڕۆی چالاکی و خۆپێشاندانەکانی کوردان و گەلانی ئازادیخوازی ڕۆژهەڵات و باکوری سوریا (ڕۆژئاوای کوردستان) سەبارەت بە ناڕۆشنی دۆخی ژیانی #ڕێبەر_ئاپۆ و مەترسیەکانی گۆشەگیری


🆔 @GozarDemocratic
🗓امروز

🔸 شنبه
🔹 ١٠ ر‌ه‌شه‌مه ٢٧١٩
🔹 ١٠ اسفند ١٣٩٨
🔹 ٢٩ فوریه ٢٠٢٠

*** ... نمی‌توان انكار نمود كه يك جنگ جهانی سوم در حال جريان است كه خصوصيات مختص به خويش را داراست. اين جنگ، از نظر گستره و مدت‌زمان، از هر دو نمونه‌ی اول عميق‌تر و طولانی‌تر مي‌باشد. پتانسيل خودنوسازیِ سيستم در منطقه نه يافت می‌شود و نه تشكيل می‌گردد. چيزی كه روی می‌دهد، پوسيدگی و واپاشی است. تحت اين شرايط قوی‌ترين احتمال برون‌رفت اين است: مدرنيته‌ی دمكراتيك كه تمامی اندوخته‌های فرهنگیِ سركوب‌گشته‌ی روزگاران گذشته يعنی‌ از زمان توسعه‌ی تمدن سومر ‌ـ به‌عنوان آنتی‌تز عصر نوسنگی‌ـ تا مدرنيته‌ی كاپيتاليستی روزگار ما را مبنا قرار ‌می‌دهد، ابتدا خويش را به‌صورت تز درآورد و سپس به‌عنوان آنتی‌تز عليه نظام كار كند ...***

📚 مانیفست تمدن دمکراتیک –#کتاب_چهارم
✍🏻 عبدالله اوجالان

🆔 @anfpersian
Forwarded from اتچ بات
Ji Bo Raya Giştî


Rêberê gelê Kurd û Rêberê giştî gelên azadîxwaz, Rêber Abdulah Ocelan 21’sale di zindana yek kesî ya Îmraliyê de weke girtiyekî azadiyê di bin tecrîdeke giran kirî û di rewşa rehîne de tê girtin. Wekî gelê me jî dizane di sala 1999 an ‘de bi riya komploya navbera dewletên dagirker û hêzên hevkar Rêber APO hat êsîr girtin, 21 sale komplo di serî de di şexsê Rêber APO û giştî gelê kurd de bi awayekî sîstematîk tê rêvebirin.

Komploya ku di şexsê Rêber APO hat kirin, di bingeh de ji bo ku Kurdan ji qirkirinê derbas bikin û giştî gelên azadîxwaz bindest bikin hatiye pilan kirin. Ji ber ku Rêber APO ew rêbere ku ji bo Kurdan jiyana azad ava kiriye, jiyana xwe fedayî gelê Kurd dike û berxwe dide. Cihê ku mirov nikare jiyan bike de Rêber APO 21 sal bi tenê xwe ji bo Kurdan jiyaneke nû ava kir. Lê anha em dibînin ku ew hêzên qirker faşîst û dagirker di serîda dewleta Tirk li zindana Îmraliyê ne li gorî hiqûqa Însanî polîtakayên derveyî însanî li Îmraliyê de bi rêve dibe. Şert û merccên ku li zindana gireva Îmraliyê de bi awayekî giştî li gorî kirayrê hûkemeta faşîst ya AKP û Erdogan hatine ava kirin.

Dewleta Tirk ya faşîst û qirker di çapemeniya xwe de zimanekî bi guman behsa şewata daristana li îmraliyê dike. Di rastî de ew rewşa bi guman jê tu agahiya me ya rast yan ne rast nîne lê di rastî de ew rewşa heyî ji bo gelê kurd pir xeter û metirsîdare bi taybet ciwanên Kurd giraniya vê rewşa heyî baş fêm bikin ku ew dijminê xwîn xwar dagirker bi vê polîtakaya xwe ya qirêj dixweze gelê me tune bike. Di bin van pilanan de armanc û hedefekî pir qirêj ya dewleta tirk heye. Dewleta tirk ku dijminê Kurde, dixwaze hebûn û Îradeya me li Îmraliyê tune bike, îro roj ew roje ku em xwedî îradeyê xwe xwedî hebûna xwe derbikevin. Rêber APO hebûna me ye Rêber APO jiyana me ye.

Hêzên dagirker ku vê rewşa heyî re çavê xwe digrin û piştgirya vê tecrîdê dikin di serî de jî dewleta Tirk dijminê gelê Kurd yê serkeye. çawa ku hemû hedef û armanca wan li ser tune kirina Kurdaye hemû hedef û armanca ciwanan jî tunekirina hêza wan ya dagirkere. Ta ku tecrîda ku li ser Rêber APO neyê rakirin ciwan kolanan bernedin û berdewmî di nav çalakî de bin. Çawa ku ciwanên Rojhilatê Kurdistan 3’reşemê li ser piyan bûn û li ber xwedan îro jî pêwîste ew ruh di kolanan de be, bi taybet ciwanên Kurd yên pêşeng û netirs berê xwe bidin qadan û pêşengtiya çalalkiyan bikin. Jiyan bê Ronahî nabe, Rêber APO ronhaiya jiyanê me ye.

Biji serok APO

Be SEROK jiyan nabe

Bımre dujmınê xwuynxwar û faşist

28.2.2020

Koordinasyona #KCR û #YJCR



www.kodar.info

🆔 @GozarDemocratic
عوامل بازتولید اقتدارگرایی در ایران


مفهوم قدرت و تعریف آن تا حدودی دشواری به‌همراه دارد، زیرا قدرت خويش را با «پديده‌ی مديريت» مترادف و همسان نشان می‌دهد و این نیز راه را بر تناقض و اشتباه می‌گشاید‌


#جوانا_سنه «اعضای شورای مدیریتی #کژار»



🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
عوامل بازتولید اقتدارگرایی در ایران مفهوم قدرت و تعریف آن تا حدودی دشواری به‌همراه دارد، زیرا قدرت خويش را با «پديده‌ی مديريت» مترادف و همسان نشان می‌دهد و این نیز راه را بر تناقض و اشتباه می‌گشاید‌ #جوانا_سنه «اعضای شورای مدیریتی #کژار» 🆔 @GozarDemocratic
عوامل بازتولید اقتدارگرایی در ایران



#جوانا_سنه «اعضای شورای مدیریتی #کژار»




مفهوم قدرت و تعریف آن تا حدودی دشواری به‌همراه دارد، زیرا قدرت خويش را با «پديده‌ی مديريت» مترادف و همسان نشان می‌دهد و این نیز راه را بر تناقض و اشتباه می‌گشاید‌، می‌توان گفت نیروی بالقوەای است کە بصورت استثمار و يك غده‌ی سرطانی به بدنه‌ی اجتماعی نفوذ كرده و بە تمامی کانون‌های ذهنی و ساختاری جامعە دست یافتە و همگام با این نفوذ طبقات استثماری را تشكيل می‌دهد و خود را به‌صورت يك جبر، امر مطلق و ضرورت هميشگی تحمیل می‌نماید.

اگر بخواهیم شیوەهای مشروعیت قدرت را بررسی نماییم می‌توان گفت دولت شکلی از قدرت است کە تحت کنترل بیشتری درآمدە و قوانینی برایش وضع شدە و با حقوقی کردن خویش، مشروعیت را نیز بە دست می‌آورد و بی‌قدرتی را همچون بردگی تعریف می‌نماید. رغبت ومیلی کە در جامعە نسبت بە قدرت وجود دارد پیمانەی خودکامگی اجتماعی را نشان می‌دهد و افزایش میزان خودکامگی در جوامع نمودی از تحلیل رفتن و استهلاک آزادی و دموکراسی آن جامعە می‌باشد و اکنون دولت ملت نیروی پیشگام در مشروعیت‌دهی بە قدرت می‌باشد. اما عامل اساسی در بازتولید اقتدارگرایی چیست؟

ما در این مقالە اقتدارگرایی در ایران و عوامل بازتولید اقتدارگرایی و همچنین تاثیرات اقتدار و تحکم بر زنان را بررسی می‌نماییم.

یکی از مهم‌ترین عوامل بازتولید اقتدارگرایی در ایران را می‌توان فرهنگ سیاسی دانست. مولفەهای دیگری همچون فرهنگ خانوادە و آموزه‌های مذهبی‌، استحلال و ضعف هویتی در تداوم اقتدارگرایی موثر می‌باشد. اگر صفحات تاریخ ایران را ورق بزنیم نکتەی قابل مشاهدە این است کە رواج استبداد و اقتدارگرایی در سرزمینی که از تاریخ و تمدنی کهن برخوردار است از امپراتوری­های هخامنشی، اشکانی و ساسانی گرفته تا نظام­های سیاسی پاگرفته بعد از نفوذ اسلام به ایران یک ویژگی مشترک در میان تمامی نظام­های سیاسی(با وجود تفاوت­های اساسی در شکل حکومت­داری، نخبگان حاکم و ایدئولوژی مسلط) وجود دارد و همانا ساختار اقتدارگرایانه است. اقتدارگرایی در ایران بر قانونِ حاکمیت تأکید دارد و برای رسیدن بە حاکمیت مطلق از قوانین مشروعیت استفادە می‌کند کە نظام ولایت فقیە نمودی از این مشروعیت می‌باشد. نظام حاکم در ایران و شیوەی مدیریتی‌اش کاملا با جملەای از فردریک کبیر همخوانی دارد کە گفته است: «با مردم خود توافق کرده­ام که هرچه دلشان می­خواهد بگویند و من هرچه دوست دارم انجام دهم»‌، خواستەها و مطالبات برحق جامعە در سایە اقتدار مطلق نظام قرار دارد و لازمەی رسیدن بە این مطالبات عبور از فیلتر ولایت فقیە می‌باشد.

در زمینه­ی بازتولید اقتدارگرایی میتوان پنج فاکتور را موثر دید‌:

فرهنگ سیاسی ، روان‌شناختی ، جامعه­شناختی ، جغرافیای سیاسی و آموزەهای مذهبی



فرهنگ سیاسی

برای تعریف فرهنگ سیاسی روشن است که ابتدا باید تعریفی از واژه­ی فرهنگ ارائه داد‌، واژه­ای که همچون بسیاری دیگر از واژه­های تخصصی در حوزه­ی علوم انسانی معنایی که مورد اجماع همگان باشد نداشته و بنا بر دیدگاه­های فکری مختلف تعاریفی کمابیش متفاوت از آن ارائه شده است. جامعه­شناسان، مجموعه­ی روش­های فنی، نهادها، رفتارها، شیوه­های زندگی، عادات، تصورات جمعی، باورها و ارزش­هایی را که جامعه­ی معینی را شاخص می­سازد، فرهنگ می­نامند و براساس تعریف تیلور «فرهنگ عبارت است از مجموعه­ای پیچیده مشتمل بر دانش، اعتقاد، هنر، اخلاقیات، قانون، آداب و همه توانایی­ها و عاداتی که فرد به عنوان عضوی از جامعه کسب می‌کند». اما جامع و کاملترین تعریف از فرهنگ را در دفاعیات رهبر آپو می‌بینیم: در تعریفی عمومی‌، كليتی متشكل از همه‌ی حيث‌های ساختارين(چارچوب مادی و ملموس ساختار‌) و معنايی (نوعی قانون کە بە درونەی مادی و ملموس معنا می‌بخشد )‌ كه جامعه‌ی انسانی طی روندی تاريخی تشكيل داده است‌. فرهنگ به‌صورت «معنا»، «محتوا» و «قانون و سرزندگی ساختار» تعريف و دست‌نشان می‌گردد. به‌هنگام بحث درباره‌ی جامعه، فرهنگ را در معنای محدود كلمه به‌صورت «دنيای معنايی، قانون اخلاقی، ذهنيت، هنر و علم» جامعه تعريف می‌نماييم. تنها هنگامی می‌توان از موجودیت یک جامعە بحث نمود کە دارای پايه‌ای نهادين و محتوای معنايی باشد بحث از جامعه‌ای صرفاً نهادين و يا صرفاً معنایی‌، بسيار گمراه‌كننده خواهد بود. بنابراين جهت آنكه يك جامعه از نقطه‌نظر فرهنگی تعريف شود، ارزيابی‌نمودن آن در چارچوب كليّتی نهادين و معنايی، مطلقاً يك شرط است‌.



می‌توان گفت فرهنگ سیاسی یکی از مولفه‌های مهم و کارآمد برای درک ویژگی­ها و تفاوت‌های موجود در هر جامعه و نظام سیاسی است. زیرا فرهنگ سیاسی یک جامعە مستقیما بر رفتار اجتماعی و ساختاری آن جامعە موثر می‌باشد. بر همین اساس می‌توان تثبیت نمود کە چه نوع فرهنگ سیاسی مستعد گسترش دموکراسی و یا استقرار دیکتاتوری است، اگر
گذار دموکراتیک
عوامل بازتولید اقتدارگرایی در ایران مفهوم قدرت و تعریف آن تا حدودی دشواری به‌همراه دارد، زیرا قدرت خويش را با «پديده‌ی مديريت» مترادف و همسان نشان می‌دهد و این نیز راه را بر تناقض و اشتباه می‌گشاید‌ #جوانا_سنه «اعضای شورای مدیریتی #کژار» 🆔 @GozarDemocratic
سیاست به حالت مديريت قدرت‌محور درآيد، می‌توان آن را به‌شكل انحراف سياست از واقعيت ماهیتی‌اش و نوعی خود‌‌انكاری ارزيابی نمود. حوزه‌ی قدرت، حوزه‌ی نفی سياست است. مديريت دولتی، نوعی سياست و مديريت سياسی نيست؛ بلكه بالعكس به معنای نفی سياست و مديريت قدرت‌محور و همچنین اداره‌ و حكمرانی قاعده‌مند دولت می‌باشد. یگانە راه برای نجات چنین جامعە‌ای ارتقاء بخشيدن آن به سطح جامعه‌ی سياسی است البتە سیاست در معنای واقعی خویش یعنی حوزه‌ی آزادی جامعه و عرصه‌ی آفرينشی كه در آن، پيشرفت و توسعه از طريق معنا و اراده پديد می‌آيد. اینجاست کە تناقضی چشمگیر را در اجراء مشاهدە می‌ماییم زیرا فرهنگ سیاسی در ایران مبتنی بر بی­اعتمادی، ابهام در بیان، قاعده­گریزی، احساسات مفرط، فردگرایی‌، واقعیت­گریزی و روش حذف و تخریب در حل اختلاف‌ها است .



روان‌شناختی

بسیاری خانواده را به­عنوان کوچک­ترین واحد اجتماع که می­تواند روابط را در سطوح بالاتر سازماندهی کند، می­شناسند. فرهنگ سیاسی در ایران همواره با ویژگی اقتدار ابتدا در خانواده و سپس در ساخت سیاسی اقتدارگرا بازتولید می­شود‌، ساخت اقتدارگرایانه­ی نهاد خانواده ایرانی و عدم شکل گیری شخصیت و هویتی مستقل و خودباور یکی از دلایلی است کە درطول تاریخ می‌بینیم کە شاه برای ایرانیان همیشه تجسم دولت و فرمانروای مطلق بوده و حتی در دوران پیش از اسلام و اوایل دورۀ صفویه در قرن شانزدهم، به مثابۀ خدا نگریسته می‌شد. در چنین فضایی از ابهام، خصوصیاتی از قبیل زیرکی، پنهان‌کاری، چاپلوسی، ارضاء تمنیات دیگران، بله قربان‌گوئی، نیرنگ و خیانت را به فنون عمده‌ی بقا در دربار ایران تبدیل می‌شد‌، در ساخت خانواده پدرسالارانه به­ویژه هنگامی که با تمرکز قدرت، انضباط شدید و روابط سرد عاطفی همراه باشد، پدر میان مهرمطلق و قهرمطلق در نوسان است و کودک احساس می­کند بر رفتار دیگران نسبت به خود کنترلی ندارد. در نتیجه دنیا به نظرش غیرعقلانی و غیرقابل اعتماد می­رسد. بنابراین می­کوشد امنیت خود را از طریق اطاعت از فرادستان تامین کند. بدین­سان شیوه­ای که کودک در برخورد با سلطه پدری اتخاذ می­کند، تاثیر پایداری در برخورد او با قدرت سیاسی می­گذارد .

جامعه­شناختی

نظام ولایت فقیە تودەهای موافق و فرمانبر را سازماندهی نمودە و در راستای اهداف مورد نظر خود به حرکت درمی‌آورد‌، جامعەی ایران شکلی ذرەای دارد و با ذرەای نمودن هویت اجتماعی موجب می‌شود کە جامعەی مدنی امکان ظهور و بروز نداشتە باشند ( جنبش وسازمان‌های مدنی‌، فعالان مدنی‌، فعالان زن‌، سندیکاهای کارگری و دانشجویی و ...) و در نتیجه ساختار اقتدارگرا ادامه حیات می­یابد.



جغرافیای سیاسی

مسئله‌ی­ دیگری که در بازتولید اقتدار و استبداد ایرانی جایگاه ویژه­ای دارد موقعیت ژئوپولیتیکی ایران است. محیط و جغرافیای ایران موجب خصلت، فرهنگ و تاریخی منحصر بە فرد برای ایرانیان می‌باشد‌، این خود نیز باعث بوجود آمدن مجموعەای از خصوصیات ملی می‌باشد که همین خصوصیت به نوبه خود نیروی مهمی در پیدایش احساسات ناسیونالیستی می‌گردد. ویژگی جغرافیایی و ژئوپولیتیکی ایران در ساخت اندیشه حکومت وهمچنین تاثیری مستقیم بر تمام جنبه­های اجتماعی ایران و روان‌شناسی جامعە دارد. می‌توان گفت کە در سطح کلان، شکل­گیری ساختار اجتماعی جامعه ایران یعنی نظام ایل­نشینی، نظام روستانشینی پراکنده و نیمه خودکفا و بالاخره نظام شهرنشینی به عنوان جایگاه زورمداری یا استبداد مورد بررسی قرار می‌گیرد. همچنین ایران یکی از کشورهایی است کە ملت‌ها و تفاوتمندیهای اجتماعی مختلف را در خود می‌گیرد کە این خود می‌تواند دلیلی برای رسیدن زودهنگام برای پایە‌ریزی و سازماندهی جامعەای دموکراتیک با تکیە بر سیاستی دموکراتیک می‌باشد اما بالعکس رژیم ایران این گزینە را همچون ابزاری برای استحاله و آسیمیلاسیون فرهنگی به‌کار می‌گیرد بە صورتی کە می‌توان گفت کە خلق‌های(کورد‌، عرب‌، بلوچ‌، آذری و ...) در ایران در معرض یک نسل‌کشی فرهنگی قرار دارند.



آموزەهای مذهبی

آموزه­های دینی از دوران پیش از اسلام و تاریخ ایران باستان تا صدر اسلام و از اسلام تا مشروطیت و امروز نیز در تولید و بازتولید اقتدار در ایران نقش مهمی ایفا نمودە، می‌دانیم کە حکومت­های پیش از اسلام در ایران توجیه مشروعیت سیاسی خود را با دستیابی به مفاهیمی از قبیل پادشاه دارای فره ایزدی یا نماینده‌ی اهورامزدا بر روی زمین استوار می­نمودند. در دوره پس از اسلام تا برآمدن نهضت مشروطیت نیز نظریه سیاسی فیلسوف­شاهی و باور دینی کە خلیفە جانشین پیامبر است و پس از صفویه بە شکل امامت و ولایت سیاسی مذهب تشیع به بازسازی مشروعیت حکومت­ها می­پرداختند. این نگرش و استفادە ابزاری از مذهب با اطلاق القابی همچون قدر قدرت، قبله عالم، شاه شاهان، اسلام­پناه، ظل‌اللە، سلطان ملک و دین به شاهان، واجب­الاطاعه دانستن آن­ها و فرض این مسئه
گذار دموکراتیک
عوامل بازتولید اقتدارگرایی در ایران مفهوم قدرت و تعریف آن تا حدودی دشواری به‌همراه دارد، زیرا قدرت خويش را با «پديده‌ی مديريت» مترادف و همسان نشان می‌دهد و این نیز راه را بر تناقض و اشتباه می‌گشاید‌ #جوانا_سنه «اعضای شورای مدیریتی #کژار» 🆔 @GozarDemocratic
که اعتراض و مخالفت با آن­ها خروج از دین در قیام برعلیه امام عصر می­باشد معلول فرهنگ و شرایط اجتماعی است که به­تدریج طی قرون متمادی در ایران جا افتاده است و اکنون در اوج می‌باشد تا حدی کە مخالفان ولایت فقیە را مفسد فی‌الارض می‌نامند.



اقتدارگرایی و تحکم بر زنان

مسئله زنان برای حاکمیت ایران وجه سیاسی و نمادین مهمی در رابطه با قدرت دارد بە همین دلیل تحمیل هنجارها و قوانین تبعیض‌آمیز به زنان به یکی از اصلی‌ترین نمادهای اقتدار، نظم دینی در جامعه و کنترل اجتماعی تبدیل شده است.

بیرون آمدن از خانه، بی‌حجابی، راه‌یابی به بازار کار، رها شدن از قیمویت پدر، شوهر، برادر و پسر و تبدیل شدن به فردی صاحب ارادە و خودباور‌، همچون آتشفشانی زیر پای رژیم استبدادی ایران است. مفاهیمی همانند ناموس، شرف و غیرت کلیدواژه‌های اصلی فرهنگی هستند که سلطه مرد بر زن را امری بدیهی و دینی تلقی می‌کند. در قوانین مدنی ایران به‌ویژه آنچه که مربوط به خانواده می‌شود نابرابری میان زن و مرد اصل است. در قوانین جزایی و نظام قضایی ایران نیز کفه ترازو به سود مردان سنگینی می‌کند (شهادت دادن، حق قضاوت، قتل ناموسی و...). پافشاری برای تفکیک سازی جنسیتی در آموزش، محیط کار و جامعه، مسابقات ورزشی و استادیوم‌ها هم بخشی از سیاستی است که به بهانه شرعی تلاش می کند از الگوی زن مسلمان پاسداری کند و زنانی را کە در پی رسیدن بە مطالبات وخواستەهای خود می‌باشند در پشت میلەهای زندان در انتظار بگذارد. نظام ایران نهاد و اشكال بردگی و استثمارهای اجتماعی را برای زنان در بالاترین حد پایەگذاری نمودە اما آنچە کە مشاهدە می‌کنیم این است کە جامعه ایران چهار دهه تنش و بحران میان زنان و نظام ولایت فقیه را تجربه کرده است. در این جنگ نابرابر آنچه که کمتر شاید دیده شده رنج‌های خاموش و درونی نسل‌هایی است که تحقیرها، اشکال گوناگون بردگی‌، خشونت، سرکوب و تبعیض‌ات را زیسته و تجربه نموده‌اند. در وجه بیرونی اما زنان به نیروی بزرگ جامعه در حوزه‌های گوناگون علمی، فرهنگی و اجتماعی در ایران امروز تبدیل شده‌اند. مبارزه‌ی آزادی‌خواهانه و برابری‌طلبانه‌ی زنان در مقابل بردگی و استثماری كه رژیم ایران سعی بر آن دارد کە زندگی زنان را با آن شکل دهد و سطح دستاوردهای اين مبارزه نمودی از موفقیت و پیروزی زنان بر ذهنیت اقتدارگر ایرانی است کە خود را در قالبی اسلامی در تمامی نهادهای جامعە نهادینە نمودە است . زنان در تمامی حوزه‌های اجتماعی‌، فرهنگی‌ و سیاسی فعالانە نقش دارند زنانی همچون مریم میرزا خانی ، نسرین ستوده، زینب جلالیان ، نرگس محمدی و... نمادهای نسلی هستند که توازن نیرو را در عمل به سود زنان برهم زدند. تلاش و مبارزەی هزاران زن این پیام را بە رژیم ایران داد کە استثماری کە در سایە اسلام‌گرایی، جنسيت‌گرايی اجتماعی و نژادپرستی بر زنان تحمیل می‌شود بە هیچ‌وجە پیروز نخواهد شد و این زنانند کە با تحقق خواستەها و مطالبتشان پیشاهنگ جامعەی دموکراتیک هستند.



منبع: شمارە ۲۹ مجلە زنان شرق



wwww.kjar.online




🆔 @GozarDemocratic
آبدانان: ارزشمندترین و مقدس‌ترین فعالیت آزادیخواهانه مقابله با حصر و انزوای امرالی است


#ریوار_آبدانان: تداوم انزوا و شکنجه‌ علیه رهبر آپو و خطری که متوجه امنیت و سلامتی وی است به معنای انزوا، شکنجه و خطر علیه هستی کوردهاست. تا انزوا هست، تندرستی و امنیت رهبر آپو نیز در خطر است.



خبرگزاری فرات‌نیوز در خصوص آتش‌سوزی جنگل‌های جزیره امرالی، عواقب آن و موضع ملت کورد با ریوار آبدانان عضو شورای ریاست کل کنفدرالیسم جوامع کوردستان (ک.ج.ک) مصاحبه‌ای ترتیب داده است.




🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
آبدانان: ارزشمندترین و مقدس‌ترین فعالیت آزادیخواهانه مقابله با حصر و انزوای امرالی است #ریوار_آبدانان: تداوم انزوا و شکنجه‌ علیه رهبر آپو و خطری که متوجه امنیت و سلامتی وی است به معنای انزوا، شکنجه و خطر علیه هستی کوردهاست. تا انزوا هست، تندرستی و امنیت…
آبدانان: ارزشمندترین و مقدس‌ترین فعالیت آزادیخواهانه مقابله با حصر و انزوای امرالی است


#ریوار_آبدانان: تداوم انزوا و شکنجه‌ علیه رهبر آپو و خطری که متوجه امنیت و سلامتی وی است به معنای انزوا، شکنجه و خطر علیه هستی کوردهاست. تا انزوا هست، تندرستی و امنیت رهبر آپو نیز در خطر است.



خبرگزاری فرات‌نیوز در خصوص آتش‌سوزی جنگل‌های جزیره امرالی، عواقب آن و موضع ملت کورد با ریوار آبدانان عضو شورای ریاست کل کنفدرالیسم جوامع کوردستان (ک.ج.ک) مصاحبه‌ای ترتیب داده است.



متن مصاحبه به شرح زیر است:

خبرگزاری فرات‌نیوز: خبر آتش‌سوزی در جزیره‌ی امرالی موجب نگرانی عمیق خلق کورد در خصوص وضعیت رهبر خلق کورد عبدالله اوجالان شده است. ارزیابی شما از این آتش‌سوزی چگونه است؟ آیا رویدادی تصادفی است یا پس آن مسائل دیگر یا پیام‌های دیگری نهفته است؟

ریوار آبدانان: آتش‌سوزی در جزیره‌ی امرالی امری تصادفی نیست. هیچ اتفاقی در امرالی تصادفی نیست. هر رویدادی که در خصوص رهبر آپو، وضعیت وی، تندرستی و امنیت حیات وی رخ دهد به‌هیچ‌وجه نمی‌تواند تصادفی انگاشته شود. زیرا رهبر آپو، رهبر خلق کورد است، با بزرگ‌ترین توطئه‌ی قرن دستگیر و در امرالی زندانی شده و هر نوع رفتار و حادثه‌ای در خصوص ایشان قطعا حساب‌وکتابی در پس خود دارد. هر اتفاقی در امرالی معنایی سیاسی دربر دارد و نمی‌تواند همانند اتفاقی معمولی قلمداد شود. خاصه اینکه این آتش‌سوزی درست در سالگرد نشست دلماباغچه (مقطع تلاش رهبر آپو برای حل دمکراتیک مسئله‌ی کورد از طریق دیالوگ) روی داد. اکنون هیچ کسی نمی‌داند در امرالی چه می‌گذرد. این وضعیت به هیچ وجه قابل تحمل نیست. آتش‌سوزی در امرالی، آتش‌افکندن در جان و زندگی خلق کورد است.

رهبر آپو شخصیتی است که نماینده‌ی هویت سیاسی یک خلق است و هرآنچه که زندگی، تندرستی و امنیت وی مرتبط باشد از طرف خلق کورد و جنبش آزادیخواهی کوردستان با نهایت حساسیت پیگیری می‌شود. دولت ترکیه مسئول هر نوع اتفاقی است که در امرالی روی می‌دهد. وقوع آتش‌سوزی در جایی مانند جزیره‌ی امرالی چیزی سطحی نیست که دولت ترکیه بخواهد با بیانیه‌ای سطحی و فاقد هر نوع جدیت از کنار آن بگذرد و آن را عادی نشان دهد. چنین رفتار و بیانیه‌ای به‌هیچ‌وجه قابل اعتنا و قابل باور نیست.

۲ـ حال که بیانیه‌ و منابع خبری دولت ترکیه جای اعتماد نیست، برای کسب خبر از وضعیت رهبر خلق کورد چه باید کرد؟

پیوند خلق کورد و خلق‌های آزادیخواه با رهبر آپو یک ارتباط عظیم فکری، معنوی و ارزشی است. به همین دلیل وضعیت سیاسی، اجتماعی، روحی و معنوی خلق کورد عمیقا با وضعیت رهبر آپو گره خورده است. تداوم انزوا و شکنجه‌ علیه رهبر آپو و خطری که متوجه امنیت و سلامتی وی است به معنای انزوا، شکنجه و خطر علیه هستی کوردهاست. تا انزوا هست، تندرستی و امنیت رهبر آپو نیز در خطر است. پیداست در زندانی که علاوه بر شدیدترین انزوای تحمیلی، آتش‌سوزی نیز روی می‌دهد، نگرانی و شک و گمان بسیاری در نزد خلق و جنبش‌مان ایجاد کرده است. به همین دلیل وقوع آتش‌سوزی در جزیره‌ی امرالی آن‌هم درست هنگامی‌که خلق‌مان مبارزاتش را برای شکستن انزوا ارتقا داده، فوق‌العاده خلق ما را دچار نگرانی کرده است.

بدون گرفتن خبر موثق درباره‌ی وضعیت تندرستی رهبر آپو، این نگرانی‌ها به‌هیچ‌وجه برطرف نمی‌شود و ثانیه‌به‌ثانیه بر شدت آن‌ها افزوده می‌شود. باید فورا انزوای کنونی پایان یابد و قبل از هرچیز وکلای رهبر آپو فورا به دیدار وی بروند. تا وقتی درهای امرالی گشوده نشوند و وکلای رهبر آپو نزد وی نروند و با او دیدار نکنند، هیچ منبع و بیانیه‌ای قابل باور نیست و خلق کورد به‌هیچ‌وجه راضی و قانع نخواهد شد. در خصوص وضعیت کنونی رهبر آپو و دیگر رفقای زندانی که در امرالی هستند، تنها شیوه‌ی قابل اعتماد، دیدار سریع و بلافاصله‌ی وکلا و خانواده‌هایشان با آن‌هاست. هر شیوه‌‌ی دیگری که دولت از طریق آن خبررسانی می‌کند ناموثق بوده و از نظر ما و خلق‌مان هیچ ارزشی ندارد.

٣- بسیار خوب، خلق‌ کورد که همیشه با حساسیت پیگیر وضعیت رهبر آپو است، در این اوضاع حساس که در امرالی وجود دارد باید چگونه ایستاری داشته باشد؟

خلق‌مان بلافاصله با شنیدن خبر آتش‌سوزی در همه‌جا به خیابان‌ها ریخت و دست به اعتراض و راهپیمایی زد. بسیار مهم است که این اعتراضات و راهپیمایی‌ها در همه جا تداوم یافته و گسترش یابند. خلق‌مان در سالگرد توطئه‌ی بین‌الدولتی بازهم کینه و نفرت خود را از توطئه‌گران نشان داد و مدام در حال فعالیت برای شکستن انزوای اعمال‌شده بر رهبر آپو است. قطعا خلق‌مان از این پس با هوشیاری بیشتری و با تمام حساسیت موضع‌گیری خواهد کرد.

واقعا هم وضعیت رهبر آپو جای نگرانی شدید است. وحشیانه‌ترین سیاست منزوی‌سازی و سیستم شکنجه‌ای بیست و یک ساله‌ علیه وی اجرا می‌شود؛ حالا علاوه بر همه‌ی این‌ها آتش‌سوزی با هر علت و با شیوه که رخ داده باشد
گذار دموکراتیک
آبدانان: ارزشمندترین و مقدس‌ترین فعالیت آزادیخواهانه مقابله با حصر و انزوای امرالی است #ریوار_آبدانان: تداوم انزوا و شکنجه‌ علیه رهبر آپو و خطری که متوجه امنیت و سلامتی وی است به معنای انزوا، شکنجه و خطر علیه هستی کوردهاست. تا انزوا هست، تندرستی و امنیت…
نشانگر این است که سیستم اجرایی امرالی دیگر باید پایان یابد. البته که مهم‌ترین مورد این است که قبل از هرچیز از وضعیت تندرستی وی اطلاع یابیم. تنهاوتنها چیزی که خلق کورد و تمام افکار دمکراتیک را اقناع می‌کند این است که وکلا مستقیما نزد رهبر آپو رفته و ضمن ملاقات با ایشان واقعیت‌ را به اطلاع عموم برسانند. بنابراین مبارزه و فعالیت عموم خلق‌مان و همه‌ی آزادیخواهان برای تحقق این امر فوق‌العاده مهم و حیاتی است.

وجود رهبر آپو، اندیشه‌های او، مبارزه و مقاومت او باعث شد که مسئله‌ی کورد به سطح کنونی برسد و از حالت منطقه‌ای خارج شود و جهانی گردد. وجود رهبر آپو و مبارزاتش باعث گردید که خلق ستمدیده‌ی کورد در برابر نسل‌کشی و نابودی توان ایستادگی و بقا پیدا کند. بنابراین تندرستی و امنیت و آزادی رهبر آپو برای خلق‌مان فوق‌العاده حیاتی دانسته می‌شود. از منظر کل خلق‌های آزادیخواه و ستمدیده‌ی منطقه و جهان رهبر آپو یک سمبل است، یک ارزش بزرگ است. به همین دلیل همیشه چشم به امرالی و وضعیت رهبر آپو و اخباری که از آنجا می‌رسد دارند. در این مقطع که رژیم فاشیست ترکیه منزوی‌سازی رهبر آپو را به اوج رسانده، این آتش‌سوزی عمق خطری که متوجه رهبر آپوست را نشان می‌دهد. بنابراین انتظار می‌رود حمایت و فعالیت خلق‌های منطقه و آزادیخواهان جهان برای پایان‌دهی به سیستم انزوای تحمیلی در امرالی نیز در سطح جهانی اوج بگیرد.

۴ـ آقای آبدانان به نظر شما همزمانی آتش‌سوزی در امرالی با تحولات کنونی خاورمیانه و وضعیت رژیم ترکیه در منطقه معنای خاصی دارد؟

رژیم فاشیست ترکیه همیشه در مواقعی که دچار تنگنای شدید گشته و ضربه می‌خورد، با هدف قرار دادن رهبر آپو و خلق کورد و انجام توطئه‌های نوینی سعی در برون‌رفت از تنگناهایش نموده است. در مقطعی حتی رهبر آپو را در زندان امرالی با زهر مسموم نمودند. رژیم اشغالگر و فاشیست ترکیه در این مقطع کنونی به شدت در تنگنا قرار گرفته، در چنان باتلاقی گرفتار شده که نه راه پیش دارد و نه راه پس. به همین دلیل با بازی‌های خطرناک و ایجاد فضایی آشفته سعی در موقعیت‌آفرینی برای نجات خود از بن‌بست کنونی دارد. آتش‌سوزی در امرالی نیز علت و شیوه‌ی وقوعش هرچه که می‌خواهد باشد، مطلقا خلق ما اجازه نخواهد داد که رژیم ترکیه به آسانی از زیر بار مسئولیت و عواقب آن شانه خالی کند. این آتش‌سوزی را باید به‌شکل شعله‌ورتر کردن آتش جنگ و توطئه علیه خلق کورد ارزیابی کرد.

لازم است رژیم ترکیه دست از سیاست‌های ضدانسانی خود علیه رهبر آپو بردارد، چرا که هیچ نتیجه‌ای جز افزایش کینه و نفرت خلق کورد از این رژیم فاشیستی نخواهد داشت.

۵ـ به عنوان سئوال پایانی تداوم سیستم امرالی چه تاثیری بر وضعیت منطقه و مسئله‌ی کورد دارد؟

سیستم شکنجه و ایزولاسیونی که در امرالی هست، تداوم و اوج سیاست نسل‌کشی و قتل‌عام خلق کورد است. بی‌رهبر نمودن، بی‌میهن‌ نمودن، بی‌زبان و فرودست باقی گذاشتنِ خلق کورد هنوز مبنای اصلی تداوم مدل دولت‌ـ ملت دسپوتیک در خاورمیانه است. سیاست هژمونی‌خواهی و اشغالگری در خاورمیانه با لاینحل‌گذاشتن مسئله‌ی کورد عملی می‌شود و نظام جهانی سرمایه‌داری این امر را از طریق تداوم منزوی‌سازی رهبر آپو انجام می‌دهد. با این شیوه می‌خواهند کوردها و تمام خلق‌های خاورمیانه را در محاصره‌ی جنگ جهانی سوم به ایزوله‌شدن، اسارت و سکوت عادت دهند. با سیاست منزوی‌سازی رهبر آپو می‌خواهند جلوی گسترش انقلاب کوردستان و گام‌های بزرگ آزادیخواهانه را در منطقه بگیرند.

وضعیت هیچ زندانی سیاسی‌ای شبیه وضعیتی که رهبر آپو در آن قرار دارد نیست. زیرا هیچ مسئله‌ای مانند مسئله‌ی کورد نیز حاد و پیچیده نیست و هیچ کس مانند رهبر آپو برای حل این مسئله مبارزه نکرده است. جهان کاپیتالیستی جهانی سرد، بیروح و وحشی است که در آن جایی برای کورد و کوردستان نیست. در جهان کاپیتالیستی، کورد آزاد ممنوعه‌ترین هویت است. با هدف قراردادن رهبر آپو، هویت کورد آزاد هدف قرار داده‌شده، قلب کورد و کوردستان هدف قرار داده ‌شد.

اصرارکردن بر منزوی‌سازی رهبر آپو اصرارکردن بر نسل‌کشی کوردها و بی‌حقوق وانهادن خلق کوردستان است. لذا ارزشمندترین و مقدس‌ترین فعالیت آزادیخواهانه برای خلق ما، مقابله با این انزوا و شکستن آن است. بنابراین فوری‌ترین وظیفه برای هر فرد کورد آزادیخواه و همه‌ی افکار دموکراتیک جهانی این است که در خصوص وضعیت امرالی و آتش‌سوزی در آن ایستار رادیکال نشان دهند. تا شکستن انزوای کنونی و دیدار وکلای رهبر آپو با وی، بایستی فعالیت و مبارزه را برای شکستن انزوای وحشیانه‌ی کنونی گسترده‌تر ساخت.


ANF




🆔 @GozarDemocratic
Forwarded from Aryen TV
🔹بە پێی هەواڵی گەیشتوو چەکدارانی رژیمی داگیرکەری ئێران لە رۆژهەڵاتی کوردستان دایکێکی ئاشتیان دەستبەسەرکردووە.

▪️سەرچاوەکانی هەواڵ لە رۆژهەڵاتی کوردستانەوە رایدەگەینن: ڕۆژی پێنجشەمە چەکدارانی رژیمی داگیرکەری ئێران هەڵیانکوتاوەتە سەر ماڵی دایە زەینەب و دوای پشکنینی ماڵەکەیان دەستبەسەریان کردووە.

▪️دایە زەینەب ئەندامی دایکانی ئاشتی رۆژهەڵاتی کوردستانەو دایکی شەهید هاوڕێ لەیلاخە کە لە رۆژاوا کوردستان گیانی بەختکردبوو.



@aryentvnews
كنفدراليسم دموكراتيك، راه حل برونرفت از بحران نظام جمهوري اسلامي

عناصر دموكراتيك در ايران

#اهون_چياكو

ايران و آريايي:
در مفهوم اساطيري رايج‌ترين وجه تسميه‌ي ايران، همخوان با سرزمين آريايي‌ها مي‌باشد. آريا، واژه‌اي سومري است. طبق تحليل‌هاي اتيمولوژيک(واژه‌شناسي) سومري، واژه‌ي آريا از مصدر ارد(ard)، يا عرد استنتاج مي‌شود. از لحاظ لغوي به معني زمين و شخم‌زدن آن و زراعت مي‌باشد. نسبت دادن آر(آتش)، به آريا تشخيص ديگري در خصوص مصدر واژه‌ي آريا مي‌باشد.
کشف آثار زندگي غارنشيني انسان، مختص به دوران بعد از چهارمين دوره‌ي يخبندان(20000 ق. م)، همزمان با مراحل پارينه‌سنگي، ميانه‌سنگي و نوسنگي در مزوپتامياي عليا و دامنه‌ي رشته‌کوه‌هاي زاگرس و توروس که منشأ آريايي‌ها و محل ابداعاتي از قبيل آتش، زبان و زراعت مي‌باشد، همچنين با توجه به ارج‌نهادن آريايي‌ها به آتش، به عنوان مظهر پاکي که در مزدائيسم تبلور مي‌يابد و رغبت‌شان به زراعت، هر دو تشخيص فوق در مورد مصدر واژه‌ي آريا پذيرفتني‌‌ مي‌باشند.
طبق شواهد تاريخي، آريايي‌ها مبدع انقلاب نوسنگي مي‌باشند و براي نخستين بار در مزوپتامياي شمالي يا به عبارت ديگر در نواحي رشته‌کوه‌هاي زاگرس و توروس، انقلاب کشاورزي را پديد آورده‌اند. تأثيرگذاري اين ابتکار آريايي در سطحي بود که حيات بشري را متحول ساخت و به پيش‌زمينه‌ي تمام دستاوردهاي متعاقب خود، مبدل شد. چنين شيوه‌اي از زندگي خصايص انحصارطلبانه و استثمارگرايانه را برنمي‌تافت. حياتي بود مبرا از مفاهيمي واپس‌گرايانه که بعدها تمدن مركزيت‌محور و سيستم طبقاتي، آن‌را تضعيف نمود. تمدني که راه را بر بروز مفاهيم و ساختارهاي متضاد با طبيعت جوامع هموار کرد. آريايي، هويت جوامعي بوده که در جامعه‌ي طبيعي‌‌ ـ استوار بر دو پايه‌ي اخلاق و سياستي مطابق با آن‌ـ در هلال حاصلخيز زيسته‌اند. در نتيجه فلات ايران که بخشي از سرزمين آريايي‌ها مي‌باشد، سرزمين مشترک تمام اتنيسيته‌هاي آريايي است.
خلق‌هاي آريايي به مرور زمان، همگام با ازدياد جمعيت، در پيرامون هلال حاصلخيز پراکنده شدند. مي‌توان گستره‌ي اسکان اقوام آريايي را از ضلع شمالي به سوي سواحل درياي خزر، از ضلع جنوبي به سمت سواحل خليج فارس، از طرف شرق تا افغانستان و بلوچستان و از غرب تا دامنه‌هاي زاگرس ديد. مردماني که در اين حيطه‌ي جغرافيايي زندگي مي‌كنند همه از يک تبار و داراي هويتي آريايي هستند و همه از فرهنگ مشترک آريايي برخوردار مي‌باشند. اما در عين شباهت هر كدام‌شان از ويژگي‌هاي فرهنگي و اجتماعي خاص خود برخوردارند. هر يک از اين اتنيسيته‌ها و ملت‌ها علاوه بر ارج‌نهادن به فرهنگ مشترک آريايي، به ارزش‌هاي اتنيکي و ملي خود نيز پايبندند. بسياري از اين ملت‌ها در هنگامه‌ي رويارويي با تهديدهاي خارجي، خط مشي دفاع مشروع را اتخاذ نموده و از موجوديت خويش دفاع به عمل آورده‌اند. خلق‌هاي آريايي طي ساليان متمادي به‌صورت مسالمت‌آميز در درون ساختار کنفدراسيون‌هاي عشيره‌اي و روستايي، با بهره‌گيري از ذهنيت جامعه‌ي طبيعي در تعاملي سازنده به سر برده و از ارزش‌هايشان صيانت به عمل آوردند. فرهنگ و ارزش‌هاي خود را در مراسم‌ و جشن‌هاي متعدد اجتماعي(جشن سده‌ي ايراني، نوروز، شب يلدا و...) به نسل‌هاي پس از خود منتقل کرده‌اند. جشن‌هايي از قبيل جشن «پيرشاليار» و «خاوندکار» که امروزه در کوردستان و ساير نقاط ايران متداول مي‌باشند، نمونه‌هاي امروزي فرهنگ مزبور هستند. در واقع همين ميراث تاريخي، اجتماعي و فرهنگي، خلق‌هاي آريايي را در تمام ادوار تاريخ جهت مقابله با تجاوزهاي خارجي از جمله هجوم امپراتورهاي ويرانگر آکاد، آشور، بابل، اموي، عباسي، سلجوقي، مغول، تيموري و اخيراً با استعمار کلاسيک و نو، توان بخشيده است. همچنين به همان اندازه در صورت بروز حکومت‌هاي تمرکزگرا و مستبد بومي که با هخامنشيان آغاز و با جمهوري اسلامي تداوم يافته، پرچم عصيان را برافراشته‌اند. يعني هم در برابر هجوم‌هاي خارجي و هم در مقابل قدرت‌طلبي و سرکوب‌گريهاي داخلي، ايستاري مقاومت‌طلبانه در پيش گرفته‌اند. در اين روند، براي ملل آريايي بيشتر از فرجام غالب و مغلوب گشتن، عدم تسليميت و تن ندادن به ذلت و خواري كه عنصري مهم در فرهنگ‌شان مي‌باشد، حائز اهميت بوده است.
بر حسب اين روحيه‌ي مقاومت‌طلبانه، خلق‌هاي آريايي در بسياري از قيام‌هاي اجتماعي هم در برابر متجاوزين خارجي و هم در برابر استثمار داخلي به مبارزه پرداخته‌اند. در اين راستا نيز در طول تاريخ قيام‌هاي اتنيکي، طبقاتي و مذهبي فراواني در اين سرزمين رخ داده‌اند. نظام‌هاي حاكم و استيلاگر با طبيعت اجتماعي اين جوامع در تضاد بوده‌اند؛ لذا آن‌ها را برنتابيده و سير مقاومت تاكنون نيز ادامه دارد. بي‌گمان اين روند تا رسيدن به خواست‌هايشان و احترام به موجوديت‌شان، ادامه خواهد يافت.



https://t.me/joinchat/AAAAAEPfglh3P0aCVQR1HQ
🔲 رفقا و همراهان گرامی

◾️#کوتول/قطور دوبار لرزید، نخست در اثر زلزله و بار دوم در اثر سرمای استخوان سوز زمستانه و بی توجهی مسئولین

به یاری شان بشتابیم وضعیت در #کوتول فاجعەبار است...

🎥 بسرا و همسرش با هفت کودک در خانه‌ای زندگی می کردند که اکنون چیزی از آن باقی نمانده است.گوسفندان شان نیز تلف شده‌اند.

◾️برای کمک‌های نقدی به زلزله‌زدەگان بر روی لینک زیر کلیک کنید:

https://t.me/enqelabrojava/30079


◾️انقلاب روژاوا
https://telegram.me/enqelabrojava
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📽 چریکەی گەریلا بە زاراوەی هەورامی
هەڤاڵ #دەلیلا_هەورامان
هەڤاڵ #سمکۆ_ژاوەرۆۆ


بەیادی شەهیدانی ڕۆژهەڵاتی کوردستان 2718-2719


#PJAKPRESS


🆔 @GozarDemocratic
بیانیه جامعه زنان آزاد شرق کردستان ( #کژار) به مناسبت ۸ مارس



مبارزات آزادیخواهانه و مساوات طلبانه زنان در سراسر دنیا روز به روز بیشتر گسترش یافته و زنان با جسارت و شجاعت بی‌مثال خواسته‌های خویش را مطرح نموده و بر دستیابی به این مطالبات اصرار می‌نمایند



🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
بیانیه جامعه زنان آزاد شرق کردستان ( #کژار) به مناسبت ۸ مارس مبارزات آزادیخواهانه و مساوات طلبانه زنان در سراسر دنیا روز به روز بیشتر گسترش یافته و زنان با جسارت و شجاعت بی‌مثال خواسته‌های خویش را مطرح نموده و بر دستیابی به این مطالبات اصرار می‌نمایند …
بیانیه جامعه زنان آزاد شرق کردستان ( #کژار) به مناسبت ۸ مارس

مبارزات آزادیخواهانه و مساوات طلبانه زنان در سراسر دنیا روز به روز بیشتر گسترش یافته و زنان با جسارت و شجاعت بی‌مثال خواسته‌های خویش را مطرح نموده و بر دستیابی به این مطالبات اصرار می‌نمایند. به حق می‌توان سده ۲۱ را سده مبارزه و آزادی به نام کرد و این نام، شایسته این مبارزه همه‌گیر است که تا می‌رود موج به موج در میان زنان جهان اتحاد و همبستگی ایجاد می‌نماید.

بویژه در سالهای اخیر و متأثر از انقلاب روژاوا، تلاش‌ها و مبارزات رادیکال زنان کورد در سطح جهانی نوید آینده‌ای بهتر برای مبارزات آزادیخواهی زنان را داد. مبارزات آزادیخواهی زنان کورد،‌ به امیدی برای زنان در منطقه و جهان مبدل شده و این از درون‌مایه فلسفی و ایدئولوژیکی این جنبش نشأت می‌گیرد. این مبارزات که در واقع تداوم مبارزات زنانی چون المپیا دگوژ، رزا لوکزامبورک، کلارا زتکین، خواهران میرابل و ... است، در شخص زنانی چون لیلا قاسم، سکینه جانسز، آرین میرکان، شیرین علم هولی و صدها و هزارها زن کرد برجسته گشته و باری دیگر به همه زنان جهان نوید آینده‌ای روشن را می‌دهد.

مبارزات زنان در خاورمیانه نیز بی تأثیر از مبارزات جهانی نبوده و نیز دارای تأثیر متقابل بر جنبش جهانی زنان نیز بوده است. در ایران نیز که زیر یوغ ستم حکومتی مذهبی و ضد زن جمهوری اسلامی قرار دارد زنان هیچگاه از مبارزه دست بر نداشته و هیچگاه از خواسته‌های برحق خویش عقب نشینی ننموده‌اند. مبارزات زنان تنها مختص به دوران جمهوری اسلامی نیست و این نکته قابل توجه است که زنان از مهمترین ارکان پیروزی انقلاب خلق‌های ایران علیه رژیم پهلوی بودند. رژیم سلطنتی با تقلید از غرب و دیدگاه ابزاری به زن، سعی در لاپوشانی حقوق بایسته زنان داشت و در پی پاک نمودن صورت مسئله بود. مسئله زن در ایران از ذهنیت جنسیتگرای حاکم بر جامعه سرچشمه گرفته و با تغییر شرایط رفاهی و تحصیلی و اقتصادی مسئله چاره‌یابی نمی‌گردد. اما رژیم پهلوی با این حربه و با دیدگاه اوریانتالیستی و نیز با کپی کردن فرهنگ غربی سعی در قبولاندن این مدل زن به جامعه ایران داشت و از چاره‌یابی ریشه‌ای مسئله احتراز می‌ورزید. اما زنان ایرانی که سال‌ها تجربه مبارزه برای رسیدن به یکسانی و عدالت را داشتند دیگر با این حربه‌ها فریب نخورده و به همین دلیل مشارکت فعالانه‌ای در سرنگونی رژیم پهلوی و به ثمر رسیدن انقلاب ایران داشتند.

جالب توجه است که هنوز یک ماه از عمر جمهوری اسلامی نگذشته بود که جنگ علنی‌اش را با زنان و جنبش پویای زنان نشان داده و با همه توان خویش بر این مهم ابرام ورزید. فرمان خمینی مبنی بر ممانعت از حضور زنان بدون حجاب اسلامی در ادارات دولتی، آن هم درست در ۷ مارس ۱۳۵۷ را می‌توان به مثابه پیام جنگ این دشمن دیرینه حقوق زنان دانست. خمینی که خود از مخالفان حق رأی زنان در زمان پهلوی بود، اولین گامش نیز بعد از بر سر کار آمدن، مسکوت نمودن صدای زنان و تخلیه انرژی انقلابی زنان بود که جوهره اصلی انقلاب بودند.

رهبر عبدالله اوجالان بیان می‌دارند که انقلابی که منجر به آزادی زن نگردد را نمی‌توان انقلاب نامید. پس اگر در چهارچوب این گفته پرمعنا وضعیت زن پس از انقلاب ایران و ۴۲ سال زمامداری جمهوری اسلامی ایران را واکاوی نماییم بسیار بجا خواهد بود. انقلاب خلق‌های ایران در زمانی به وقوع پیوست که نظام سلطنتی در نزد خلق‌های ایران مشروعیت خویش را از دست داده بود و در پی ایجاد سیستم جدید مدیریتی می‌گشتند که در آن حقوق همه آحاد جامعه، خلقها و تنوعات فرهنگی و اتنیکی،‌ جوانان و زنان در نظر گرفته شده و حاکمیت اقلیت بر اکثریت که درون‌مایه همه سیستم‌های توتالیتر است، برچیده شود.

خمینی که سالها در تبعید فرصت این را یافته بود تا از همه جنبه‌ها وضعیت ایران را بسنجد، به نیکی می‌دانست که بدون پشتیبانی زنان که دیگر به وجهه غیر قابل چشم‌پوشی انقلاب مبدل گشته بودند، هیچگاه نخواهد توانست به اهدافش برسد، درباره موضوع زن سکوت نمود و این سکوت نیز در عدم شفافیت اوضاع آن زمان چندان جلب توجه ننمود. خمینی که سالها پیش در موضوع حق رأی زنان شکست خورده بود، اشتباه قبلش را تکرار ننمود و با قاطعیت اولین اقدام ضد زنش را در روزی معنادار( ۷ مارس یک روز قبل از روز جهانی زنان) عملی و علنی نمود. این اقدام شروع یک سلسله اقدامات دیگر علیه زنان بود که مهم‌ترین آنها نوشتن قانون اساسی جمهوری اسلامی است که در آن ارج و قرب زن در مادرانگی و خانه‌داری و خدمت به مرد خلاصه شده و این به عنوان اصلی‌ترین وظیفه زن اعلام می‌گردد.

اعدام زنان انقلابی بویژه در دهه شصت که تا به امروز نیز ادامه دارد،‌ ممانعت آشکار و پنهان از حضور و فعالیت اجتماعی زنان، ترویج ضدیت با زن در جامعه بویژه از طریق نهادهای مذهبی و ایدئولوژیک، تخریب شخصیت‌های زن شاخص که منطبق با معیارهای رژیم نیستند، مردانه گ
گذار دموکراتیک
بیانیه جامعه زنان آزاد شرق کردستان ( #کژار) به مناسبت ۸ مارس مبارزات آزادیخواهانه و مساوات طلبانه زنان در سراسر دنیا روز به روز بیشتر گسترش یافته و زنان با جسارت و شجاعت بی‌مثال خواسته‌های خویش را مطرح نموده و بر دستیابی به این مطالبات اصرار می‌نمایند …
رداندن سیاست و مانع‌تراشی‌های حقوقی و شرعی برای حضور زنان در عرصه سیاست، گسترش بی سابقه معتاد گردانی زنان از سوی مافیاها و مهره‌های منتصب به رژیم، توسعه فحشای قانونی و غیر قانونی با هدف فلج گردانی ذهنی جامعه و بویژه زنان، ممانعت از تحصیل زنان در بعضی رشته‌های تحصیلی، راه‌اندازی جنگ روانی علیه زنان و جامعه از طریق فیلم‌ها و سریال‌ها و الگو سازی برای زنان، گسترش ناامنی اجتماعی،‌ ترویج خشونت علیه زنان، افزایش زنان بی‌خانمان، بسیج‌گردانی و کشاندن زنان به نهادهای جاسوسی رژیم و ... تنها بخشی از اقدامات رژیم ضد زن جمهوری اسلامی در طی ۴۲ سال زمامداری‌اش می‌باشد.

در مقابل این اقدامات و دسایس رژیم، زنان ایرانی هیچگاه میدان مبارزه را خالی ننموده و از فعال‌ترین گروه‌ها در این سال‌ها بوده‌اند. زنان همیشه در صف پیشین مبارزه علیه ذهنیت مردسالار رژیم جای گرفته‌اند و نیروی محرکه عصیان‌ها و خیزش‌های سال‌های اخیر بوده‌اند. می‌توان گفت که زنان همیشه با هشیاری در مقابل رژیم مقاومت نموده و بهتر از هر کس پی به ماهیت وجودی ضد جامعه رژیم برده و به همین دلیل جمهوری اسلامی هیچگاه نزد زنان مشروعیت نداشته است. به همین دلیل نیز بیشترین مخالفت و ضدیت از سوی زنان و بویژه زنان جوان با رژیم صورت گرفته است.

این خود در واقع نکته مثبتی است. لکن مخالفتی که سمت و سوی و جهت آن مشخص نباشد و با درون‌مایه‌ای ایدئولوژیک، سیاسی و فکری و سازماندهی اندوخته نشده باشد، نخواهد توانست به اهداف مورد نظر خویش برسد و در معرض خطر استثمار و سوء استفاده و نیز سرکوب قرار خواهد گرفت. همانگونه که شاهدیم در سال‌های اخیر در برخی موارد سعی بر تقلیل‌دهی و نیز جهت‌دهی عمدی مشخص مطالبات زنان ایرانی گردیده و بدین ترتیب سعی در دور نمودن زنان از اهداف راستین خویش دارند و افق دید محدودی برای زنان تعیین می‌نمایند.

زنان به سطحی از آگاهی رسیده‌اند که بتوانند فراتر از روش‌های مبارزاتی کنونی که دارای انسجام کافی نسیتند، گامی نوین برداشته و با اتکا بر خط سوم که همانا نیرو و اراده ذاتی می‌باشد و با سازماندهی همه جانبه خویش در راستای دمکراتیزه نمودن جامعه و همچنین مبارزه با هرگونه ذهنیت جنسیتگرا و ضد زن به عنوان پیشاهنگان جامعه نقش‌آفرینی نمایند. زیرا که زن سازماندهی شده هم‌معنا با جامعه سازماندهی شده است.

جنبش زنان ایران تنها زمانی خواهد توانست به همه اهداف مورد نظر خویش برسد که از دیدگاه‌های ملی‌گرایی، طبقاتی،‌ تئوریکی و مرکز گرا رسته و به این نکته باور داشته باشند که همانگونه که آلام و درد زنان مشترک است،‌ مبارزه نیز بایستی با مشارکت زنان از هر قشر و طبقه‌ای انجام گیرد.

جامعه زنان آزاد شرق کردستان ۸ مارس را به همه زنان جهان، زنان ایران و زنان کرد تبریک گفته و و با شعار "هر عرصه برای مبارزه، هر زمان برای آزادی " همه زنان، مادران صلح و جوانان را به مبارزه فراگیر و به دور از ذهنیت مردسالارانه که بر مبارزات کلاسیک حاکم است، فرا می‌خواند. زنان کرد سال‌هاست در این مبارزه حضوری فعالانه دارند و در برابر ذهنیت مردسالار و دولت‌سالار موجود مبارزه می‌نمایند و در این راه از فدا نمودن جان خویش نیز ابایی نداشته‌اند. زنان با هه تفاوتمندی‌های اجتماعی و اتنیکی وبا الهام از فلسفه آزادی زن که رهبر عبدالله اوجالان پیشبرد داده‌اند سعی در بازیابی هویت از دست رفته خویش داشته و مبارزه همه جانبه را پیشبرد داده و به الگویی برای زنان همه جهان مبدل گشته‌اند. به اشتراک گذاشتن تجربیات مبارزاتی و ایجاد آلترناتیو مشترک و به دور از هر گونه تعصب، ما زنان را به آزادی و ایجاد جامعه‌ای دمکراتیک خواهد رساند. پس همه با هم فریاد برخواهیم آورد که هر زمان مارزه، هر زمان آزادی.





جامعە زنان آزاد شرق کوردستان(کژار)

2019.3.1





www.kjar.online




🆔 @GozarDemocratic
"در مقابله با انزوا و فاشیسم مبارزه را گسترش می‌دهیم/ دولت ترک و آمریکا مسئول هر اتفاقی در امرالی هستند"


در رابطه با آتش‌سوزی روی داده در جزیره امرالی اعلام نمود که برای از میان برداشتن حصر امرالی، به منظور درهم شکستن فاشیسم آ.ک.پ/ م.ه.پ، برای دمکراتیزاسیون در ترکیه و آزادی کوردستان تمامی قوای را متحد کرده و مقاومت انقلابی-دمکراتیک را در همه جا گسترش می‌دهیم



🆔 @GozarDemocratic