Forwarded from جامعە زنان آزاد شرق کردستان KJAR
بەڕێزان ئەندامانی کاناڵی تێلێگرامی کۆمەڵگای ژنانی ئازادی ڕۆژهەڵاتی کوردستان (کەژار)؛
بە هۆی کێشەیەکی تکنیکی، لەمەودوا كاناڵەكەمان لە سەر لینکێکی دیکە بەردەوامی بە کارەکانی دەدات. هیوادارین کە ئێوەش بە بەشداربوونتان لە کاناڵی تازەدا لە گەڵ ئێمە بمێننەوە و لە بۆچوون و سەرنجی خۆتان ئاگادارمان بكەن.
بە سپاسەوە ئەدمینی کاناڵی (کەژار)
مشترکین محترم کانال تلگرامی جامعه زنان آزاد شرق کردستان (کژار)؛
به علت وجود مشکل فنی در کانال تلگرام، از این پس فعالیت خود را در کانالی جدید ادامه خواهیم داد. امیدواریم که شما نیز با حضورتان در کانال جدید همراهمان بوده و از این طریق نظرات و پیشنهادات خود را با ما در میان بگذارید.
با کمال تشکر
آدمین کانال تلگرام (کژار)
کژار
جنبش کنفدرال شرق کردستان و ایران می باشد،و بر مبنای ایدولوژی زن آزاد؛آزادی جامعه را عملی می سازد
#جامعە_زنان_آزاد_شرق_کردستان #KJAR
👇👇
https://telegram.me/KJAR_2014
ارتباط با ما :
👇👇
@Azadirojhelat
@Zananesharq
بە هۆی کێشەیەکی تکنیکی، لەمەودوا كاناڵەكەمان لە سەر لینکێکی دیکە بەردەوامی بە کارەکانی دەدات. هیوادارین کە ئێوەش بە بەشداربوونتان لە کاناڵی تازەدا لە گەڵ ئێمە بمێننەوە و لە بۆچوون و سەرنجی خۆتان ئاگادارمان بكەن.
بە سپاسەوە ئەدمینی کاناڵی (کەژار)
مشترکین محترم کانال تلگرامی جامعه زنان آزاد شرق کردستان (کژار)؛
به علت وجود مشکل فنی در کانال تلگرام، از این پس فعالیت خود را در کانالی جدید ادامه خواهیم داد. امیدواریم که شما نیز با حضورتان در کانال جدید همراهمان بوده و از این طریق نظرات و پیشنهادات خود را با ما در میان بگذارید.
با کمال تشکر
آدمین کانال تلگرام (کژار)
کژار
جنبش کنفدرال شرق کردستان و ایران می باشد،و بر مبنای ایدولوژی زن آزاد؛آزادی جامعه را عملی می سازد
#جامعە_زنان_آزاد_شرق_کردستان #KJAR
👇👇
https://telegram.me/KJAR_2014
ارتباط با ما :
👇👇
@Azadirojhelat
@Zananesharq
Telegram
kjar جامعه زنان آزاد شرق کوردستان
کژار، اتحاد کنفدرالیسم سازمانهای زنان و سیستم کنفدرالیزم دموکراتیک، اکولوژیک و آزادی زنان شرق کوردستان و ایران است.
https://www.kjar.online
https://instagram.com/kjar_official_page
ارتباط با ما
@zananesharq
@Azadirojhelat
عضویت در صفوف گریلا
@kaziwe131
https://www.kjar.online
https://instagram.com/kjar_official_page
ارتباط با ما
@zananesharq
@Azadirojhelat
عضویت در صفوف گریلا
@kaziwe131
گذار دموکراتیک pinned «بەڕێزان ئەندامانی کاناڵی تێلێگرامی کۆمەڵگای ژنانی ئازادی ڕۆژهەڵاتی کوردستان (کەژار)؛ بە هۆی کێشەیەکی تکنیکی، لەمەودوا كاناڵەكەمان لە سەر لینکێکی دیکە بەردەوامی بە کارەکانی دەدات. هیوادارین کە ئێوەش بە بەشداربوونتان لە کاناڵی تازەدا لە گەڵ ئێمە بمێننەوە و لە…»
Forwarded from جوانان ئاپۆیی
پیروزی با ایدئولوژی ممکن میگردد
؟ ایدئولوژی، نیروی باوری انسانهاست در این نکته باید به صراحت و شفافیت دست یابیم، که هر چند هم دارای امکانات مادی باشی...
بیشتر بخوانید....
https://t.me/TOLHELDAN/5737
؟ ایدئولوژی، نیروی باوری انسانهاست در این نکته باید به صراحت و شفافیت دست یابیم، که هر چند هم دارای امکانات مادی باشی...
بیشتر بخوانید....
https://t.me/TOLHELDAN/5737
Telegraph
پیروزی با ایدئولوژی ممکن میگردد
لازم است که بر روی ماهیت و کارکرد ایدئولوژی تامل شود. هنگامی که به مقولهی ایدئولوژی میپردازیم و این مناقشه را به پیش میبریم، قبل از هر چیز باید بر نقش ایدئولوژی در استقلال انسان باور داشته باشیم. از اینرو انسان با ایدئولوژی به استقلال رسیده و بدون ایدئولوژی…
گذار دموکراتیک
فروریختن دیوارهای استبداد با اتحاد زنان ✍ #دیانا_اورین 🆔 @GozarDemocratic
فروریختن دیوارهای استبداد با اتحاد زنان
✍ #دیانا_اورین
جهت پرداختن به نقش زنان در خیزشهای مردمی در چهار دهه از عمر رژیم استبدادی و زنستیز ایران، مدنظر قراردادن و واکاوی گذشته امری مبرم و مفید خواهد بود. همچنین وقوف بر نگاه و رویکردهای ذهنیت و حکومت ایدئولوژیکی حاکم نسبت به زنان، در شناخت و تحلیل درست این مسئله امری اجتنابناپذیر است.
نابرابری و تبعیض جنسیتی پدیده و موضوعی تازه نیست، با توجه به زمان و مکان، فرهنگ و ساختارهای سیاسی در اشکال و فرمهای متفاوتی بروز پیدا میکند. مسلما در جوامع بهشدت بسته و دینی ازجمله جامعه ایران، تبعیض و نابرابری نسبت به زنان ژرفتر است. در کنار تفکرات ارتجاعی، ذهنیت مردسالار حاکم بر جامعه، در تشدید و تعمیق وضعیت ناگوار زنان، نقش تعیینکنندهای دارد؛ زیرا در جوامع مردسالار تمامی نهادهای سیاسی و اقتصادی جامعه در قبضه و کنترل مردان قرار دارد و به جایگاه زنان توجهی نشان داده نمیشود. در جامعه سنتی ایران بر کلیشههای جنسیتی که خود محصول نابرابریهای جنسیتی است، تاکید میشود. زنان در هر دوره از نظام خسروانی ایران با شرایط سختی روبهرو شدهاند، با نگاهی به تاریخ زنان ایران، خواهیم دید که آنان در تمامی مراحل انقلابها، قیام و شورشها علیه استبداد همواره در صفوف مقدم مبارزات حضورداشتهاند. حاکمیت ایران همواره هنگامیکه به حضور زنان نیاز داشته، آنان را به صحنه فراخوانده، همانند دوران انقلاب، جنگ و انتخابات؛ اما پس از گذار از این مراحل حساس و بحرانی، به بهانهی ارزش نهادن به مقامشان، بار دیگر آنان را به کنج خانهها کشانده است.
از انقلاب مشروطیت در سال ۱۲۸۵ تا انقلاب ۱۳۵۷ و به فاصله یک قرن، زنان از اقشار فعال در صحنه بودند، متاسفانه بعد از هر پیروزی و دستاوردی، زنان از نخستین اقشار جامعه بودند که مورد ستم و بیمهری حاکمان وقت قرار میگرفتند. از عدم اعطای حق شرکت در انتخابات و قرار دادن در میان مجانین و صغرا در انقلاب مشروطه تا انقلاب ۵۷ و تصویب قانون حجاب اجباری و تبعیض و بیعدالتیهای دیگر. زمان کوتاهی پس از پیروزی انقلاب سال ۱۳۵۷، زندگی و حریم خصوصی زنان مورد هجمه تندروهای حکومتی قرار گرفت. رژیم نوپا، پس از تحکیم پایههای قدرت و سرکوب مخالفان و قلعوقمع آنان، تلاش نمود روابط اجتماعی و مدنی بهویژه رفتارهای اجتماعی و خصوصی زنان را اسلامی (بنا به تعریف و تفسیر خودش) نماید. در این راستا و جهت تحمیل و تلقین ایدئولوژی خود، متوسل به سازوکارهای بسیاری ازجمله ارعاب و اعمال خشونت شد.
در طول چهار دهه از حاکمیت مطلق دینی در ایران، مبارزات زنان و هویتخواهی آنان با وجود فراز ونشیبهای زیاد همواره وجود داشته، بهدلیل عدم اعتمادبهنفس لازم، نبود شرایط فکری مناسب، اتحاد و همگرایی، علیرغم دستاوردهای که داشتهاند؛ اما نتوانستند به حقوق و جایگاه واقعی و ازدسترفته خود دست یابند. رویکرد مرتجعانه و ایدئولوژیک نسبت به زنان موجب گشت که بهتدریج زنجیرهای انقیاد و محدودیت، محکمتر شود و زنان هر روز بیش از گذشته در میان حصار ذهنیت مرتجع و ضدزن رژیم قرار گیرند تا جایی که بخش بزرگی از زندگی و کارشان، به چهاردیواری خانه محصور گشت و نقش اصلی آنان به فرزندآوری و برطرف نمودن نیازهای مردان تقلیل داده شد. در نظام حاکمیت ایران نگاهی ابزاری به زنان وجود دارد، در تفکر و اندیشهی این حاکمان، زنان توانایی حضور در هر عرصهای را ندارند؛ براین اساس و با این نوع توجیه و تفسیر از اسلام، زنان را از مشارکت سیاسی و ایفای نقش فعال در تحولات سیاسی و اجتماعی محروم میکنند.
اگرچه زنان نسبت به اوایل انقلاب دارای بلوغ و پختگی فکری و سیاسی بیشتری هستند، اما بازهم در چشم حاکمیت و قانون ایران، از شهروندان «درجه دوم» محسوب میشوند. بعد از چهار دهه از انقلابی که زنان در آن پیشاهنگ و مشارکت فعالی داشتند، هر یک به شکلی طعم زندان، خشونت، تحقیر، توهین، شکنجه و محدودیت را چشیدهاند، با این وجود کماکان مبارزه زنان برای استیفای حقوق خود در داخل و خارج ایران ادامه دارد. نبرد زنان برای بهبود شرایط زندگی، کسب جایگاه اصلیشان در جامعه و دستیابی به حقوق و آزادیهای ازدسترفته، استفاده برابر از فرصتهای اجتماعی و رفع تبعیضهای جنسیتی، دارای تاریخی طولانی است. در سالهای اخیر میزان مشارکت زنان در عرصه تحصیل و آموزش عالی رشد چشمگیری داشته، این نیز نشان از خواست، تلاش و ارادهی زنان است جهت بیرون آمدن از سایهی مردان و نقش سنتی در خانواده و حضور در عرصههای مختلف اجتماعی.
با نهادینه شدن عمیق نظام دینی و دیکتاتوری ولایتفقیه، بهتدریج آثار و پیامدهای قدرتطلبی و خشونت در تمامی مناسبات و سیاستهای رژیم درکل جامعه بروز کرد، در این میان زنان بیش از همه مورد تعرض و خشونت قرار گرفتند. در کنار تمامی ناملایمات و دشواریهای زندگی در یک جامعه استبدادزده، تصویب م
✍ #دیانا_اورین
جهت پرداختن به نقش زنان در خیزشهای مردمی در چهار دهه از عمر رژیم استبدادی و زنستیز ایران، مدنظر قراردادن و واکاوی گذشته امری مبرم و مفید خواهد بود. همچنین وقوف بر نگاه و رویکردهای ذهنیت و حکومت ایدئولوژیکی حاکم نسبت به زنان، در شناخت و تحلیل درست این مسئله امری اجتنابناپذیر است.
نابرابری و تبعیض جنسیتی پدیده و موضوعی تازه نیست، با توجه به زمان و مکان، فرهنگ و ساختارهای سیاسی در اشکال و فرمهای متفاوتی بروز پیدا میکند. مسلما در جوامع بهشدت بسته و دینی ازجمله جامعه ایران، تبعیض و نابرابری نسبت به زنان ژرفتر است. در کنار تفکرات ارتجاعی، ذهنیت مردسالار حاکم بر جامعه، در تشدید و تعمیق وضعیت ناگوار زنان، نقش تعیینکنندهای دارد؛ زیرا در جوامع مردسالار تمامی نهادهای سیاسی و اقتصادی جامعه در قبضه و کنترل مردان قرار دارد و به جایگاه زنان توجهی نشان داده نمیشود. در جامعه سنتی ایران بر کلیشههای جنسیتی که خود محصول نابرابریهای جنسیتی است، تاکید میشود. زنان در هر دوره از نظام خسروانی ایران با شرایط سختی روبهرو شدهاند، با نگاهی به تاریخ زنان ایران، خواهیم دید که آنان در تمامی مراحل انقلابها، قیام و شورشها علیه استبداد همواره در صفوف مقدم مبارزات حضورداشتهاند. حاکمیت ایران همواره هنگامیکه به حضور زنان نیاز داشته، آنان را به صحنه فراخوانده، همانند دوران انقلاب، جنگ و انتخابات؛ اما پس از گذار از این مراحل حساس و بحرانی، به بهانهی ارزش نهادن به مقامشان، بار دیگر آنان را به کنج خانهها کشانده است.
از انقلاب مشروطیت در سال ۱۲۸۵ تا انقلاب ۱۳۵۷ و به فاصله یک قرن، زنان از اقشار فعال در صحنه بودند، متاسفانه بعد از هر پیروزی و دستاوردی، زنان از نخستین اقشار جامعه بودند که مورد ستم و بیمهری حاکمان وقت قرار میگرفتند. از عدم اعطای حق شرکت در انتخابات و قرار دادن در میان مجانین و صغرا در انقلاب مشروطه تا انقلاب ۵۷ و تصویب قانون حجاب اجباری و تبعیض و بیعدالتیهای دیگر. زمان کوتاهی پس از پیروزی انقلاب سال ۱۳۵۷، زندگی و حریم خصوصی زنان مورد هجمه تندروهای حکومتی قرار گرفت. رژیم نوپا، پس از تحکیم پایههای قدرت و سرکوب مخالفان و قلعوقمع آنان، تلاش نمود روابط اجتماعی و مدنی بهویژه رفتارهای اجتماعی و خصوصی زنان را اسلامی (بنا به تعریف و تفسیر خودش) نماید. در این راستا و جهت تحمیل و تلقین ایدئولوژی خود، متوسل به سازوکارهای بسیاری ازجمله ارعاب و اعمال خشونت شد.
در طول چهار دهه از حاکمیت مطلق دینی در ایران، مبارزات زنان و هویتخواهی آنان با وجود فراز ونشیبهای زیاد همواره وجود داشته، بهدلیل عدم اعتمادبهنفس لازم، نبود شرایط فکری مناسب، اتحاد و همگرایی، علیرغم دستاوردهای که داشتهاند؛ اما نتوانستند به حقوق و جایگاه واقعی و ازدسترفته خود دست یابند. رویکرد مرتجعانه و ایدئولوژیک نسبت به زنان موجب گشت که بهتدریج زنجیرهای انقیاد و محدودیت، محکمتر شود و زنان هر روز بیش از گذشته در میان حصار ذهنیت مرتجع و ضدزن رژیم قرار گیرند تا جایی که بخش بزرگی از زندگی و کارشان، به چهاردیواری خانه محصور گشت و نقش اصلی آنان به فرزندآوری و برطرف نمودن نیازهای مردان تقلیل داده شد. در نظام حاکمیت ایران نگاهی ابزاری به زنان وجود دارد، در تفکر و اندیشهی این حاکمان، زنان توانایی حضور در هر عرصهای را ندارند؛ براین اساس و با این نوع توجیه و تفسیر از اسلام، زنان را از مشارکت سیاسی و ایفای نقش فعال در تحولات سیاسی و اجتماعی محروم میکنند.
اگرچه زنان نسبت به اوایل انقلاب دارای بلوغ و پختگی فکری و سیاسی بیشتری هستند، اما بازهم در چشم حاکمیت و قانون ایران، از شهروندان «درجه دوم» محسوب میشوند. بعد از چهار دهه از انقلابی که زنان در آن پیشاهنگ و مشارکت فعالی داشتند، هر یک به شکلی طعم زندان، خشونت، تحقیر، توهین، شکنجه و محدودیت را چشیدهاند، با این وجود کماکان مبارزه زنان برای استیفای حقوق خود در داخل و خارج ایران ادامه دارد. نبرد زنان برای بهبود شرایط زندگی، کسب جایگاه اصلیشان در جامعه و دستیابی به حقوق و آزادیهای ازدسترفته، استفاده برابر از فرصتهای اجتماعی و رفع تبعیضهای جنسیتی، دارای تاریخی طولانی است. در سالهای اخیر میزان مشارکت زنان در عرصه تحصیل و آموزش عالی رشد چشمگیری داشته، این نیز نشان از خواست، تلاش و ارادهی زنان است جهت بیرون آمدن از سایهی مردان و نقش سنتی در خانواده و حضور در عرصههای مختلف اجتماعی.
با نهادینه شدن عمیق نظام دینی و دیکتاتوری ولایتفقیه، بهتدریج آثار و پیامدهای قدرتطلبی و خشونت در تمامی مناسبات و سیاستهای رژیم درکل جامعه بروز کرد، در این میان زنان بیش از همه مورد تعرض و خشونت قرار گرفتند. در کنار تمامی ناملایمات و دشواریهای زندگی در یک جامعه استبدادزده، تصویب م
گذار دموکراتیک
فروریختن دیوارهای استبداد با اتحاد زنان ✍ #دیانا_اورین 🆔 @GozarDemocratic
واد و تبصرههای جدید تبعیضآمیز قانونی در رابطه با زنان، هر روز آنان را بیشازپیش درگیر مسائل و مشکلات خانوادگی و اجتماعی کرده است. تمامی اعتراضات و نارضایتیهای مسالمتآمیز زنان نیز همواره با بیاعتنایی و سرکوب شدید حکومت روبهرو گشته است.
نخستین اعتراض زنان به قوانین رژیم، در آبانماه سال ۱۳۵۸ در رابطه با لغو قانون حمایت از خانواده از سوی حکومت نوپای ولایتفقیه بود. در آن زمان خمینی قانون حمایت از خانواده را «خلاف شرع» اعلام نمود، واکنش زنان به این دستور، تنها به صدور چند بیانیه محدود ماند. تظاهرات زنان در مخالفت با تصویب قانون حجاب اجباری به مدت شش روز ادامه داشت که با خشونت سرکوب گردید. در آذرماه همان سال، زنان نسبت به تدوین قانون اساسی از سوی مجلس خبرگان اعتراض نمودند؛ این تلاش زنان نیز بهدلیل ضعف در سازماندهی جنبش و اعمال خشونت از سوی دولت، نتوانست منجر به تغییری در نابرابری جنسیتی در پیشنویس قانون اساسی شود.
در تیرماه ۱۳۵۹ بار دیگر زنان به اقدامات جبری حکومت در راستای اجرای قانون حجاباجباری اعتراض نمودند. خمینی در سخنان هشتم تیرماه سال ۱۳۵۸ خواستار اسلامی کردن ادارات شد، بعد ازاین سخنرانی نخستین بخشنامه دولتی در رابطه با رعایت حجاب در ادارات و اماکن عمومی نیز صادر شد. زنان با پوشیدن لباسهای سیاه به نشانه اعتراض مقابل ساختمان نخستوزیری تجمع کردند. اینبار هم اعتراضات پراکنده زنان به نتیجه مشخصی نرسید و در پنجم مهر سال ۱۳۶۰ مجلس ایران قانون الزامی بودن رعایت حجاب اسلامی را در محل کار و مجازات متخلفین را صادر نمود. اعتراضات و نارضایتیهای زنان در طول حاکمیت نظام استبدادی ایران، هرچند که بهصورت پراکنده و نامنسجم هم بوده، همواره ادامه داشته است. میتوان بهصراحت گفت که رژیم نیز در طول این چهل سال، توانایی درهم شکستن مقاومت زنان را نداشته و قادر نبودهاند افکار و شیوهی زندگی زنان را مطابق قوانین و معیارهای خود تغییر دهند و در این مورد با شکست سنگینی مواجه شدهاند.
پس از این مقطع، بهطورکلی اعتراضات مردمی تا خرداد ۷۸ بهدلیل فضای خفقان و مواجهه شدن با سرکوب شدید و عدم وجود راهی برای بیان اعتراض، روبه ضعف و سستی نهاد؛ اما از دهه هشتاد بدین سو، اعتراضات مردمی وارد مرحله جدیدی گشت. نسلهای پس از انقلاب بهتدریج از نظام حاکم دچار سرخوردگی و ناامیدی شدند و با گذشت زمان بر میزان مشکلات و مسائل جامعه افزوده شد. حکومت و دولت نه تنها به مطالبات و خواستههای مردمی اعتنایی نمیکردند؛ بلکه کوچکترین اعتراض و انتقادی را با خشونت پاسخ میدادند. پس از انتخابات خرداد ۸۸، مردم نسبت به نتایج انتخابات، به خیابانها ریختند و اعتراضات و شعارهایی برضد نظام سردادند. در این نارضایتیها عدهی بسیاری کشته و دستگیر شدند که هنوز هم سرگذشت بسیاری از آنان نامعلوم است. بهتدریج با رویکرد سختافزاری رژیم نسبت به نارضایتیهای مردم، فاصله و شکاف میان حکومت و مردم بیشتر و عمیقتر گشت و چهرهی فاسد، ریاکار و ستمکار حکومت برای مردم آشکار گشت تا جایی که قیامهای دیماه ۹۶ و آبانماه ۹۸، موجب شوک حکومت گشت، زیرا گستردگی و دامنه آن بسیار وسیع بود و زنان حضور فعال و پیشاهنگی را بر عهده داشتند. حکومت در یک اقدام خشونتآمیز رویهی چهل سال اخیر را در پیش گرفت و صدها تن از معترضین را به قتل رسانده و عدهی بسیاری را نیز دستگیر نمود. زنان بعد از چهار دهه در اعتراض به قوانین و رفتارهای خشونتآمیز نسبت به خود، حجاب از سر برداشته و اینگونه یکی از تابوهای موجود در نظام بسته و متعصب دینی را شکسته و مناسبات ایدئولوژیک حکومت را زیر سوال بردند. رژیم حاکم سالهاست که به بهانه مبارزه با بدحجابی، از طریق گشت ارشاد و طرحهای دیگر زنان را مورد توهین، تحقیر و ضربوجرح قرار میدهد. در طی چند سال اخیر در کنار استمرار اعتراضات کارگری، دانشجویی و زنان، سایر اقشار دیگر نیز که از بیعدالتیها به تنگ آمدهاند در تجمعات اعتراضی شرکت میکنند. فشار بر زندانیان سیاسی و کارگری بخش دیگری از راهکارهای رژیم برای انفعال و هراسافکنی در جامعه است. صدور احکام سنگین برای زندانیان سیاسی و نقض حقوق آنان، موجی از انتقاد سازمانهای حقوق بشری را دربرداشته است. البته انتظار از رژیمی که بر پایه حذف و نابودی مخالفین و منتقدین بنا نهاده شده تا چه حد بهجا است خود جای سوال دارد؛ زیرا رژیم ایران تاکنون در مقابل قطعنامهها و هشدارهای هیچ سازمان مدافع حقوق بشری پاسخگو نبوده و برای اعمال وحشیانه خود همیشه بهانهای داشته است.
با وجود تجارب تلخی که زنان از مبارزه علیه استبداد حکومت ایران داشتند، بازهم با اعتماد به نفس و پایداری در طلب خواستههای خود مصمم و مصر بودند. زنان ایرانی در طول چهار دهه آزمونها و تجارب فراوانی کسب نمودند و حتی میان آنان نوعی انسجام و همدلی نیز ایجاد گشته است. چنین تحول ذ
نخستین اعتراض زنان به قوانین رژیم، در آبانماه سال ۱۳۵۸ در رابطه با لغو قانون حمایت از خانواده از سوی حکومت نوپای ولایتفقیه بود. در آن زمان خمینی قانون حمایت از خانواده را «خلاف شرع» اعلام نمود، واکنش زنان به این دستور، تنها به صدور چند بیانیه محدود ماند. تظاهرات زنان در مخالفت با تصویب قانون حجاب اجباری به مدت شش روز ادامه داشت که با خشونت سرکوب گردید. در آذرماه همان سال، زنان نسبت به تدوین قانون اساسی از سوی مجلس خبرگان اعتراض نمودند؛ این تلاش زنان نیز بهدلیل ضعف در سازماندهی جنبش و اعمال خشونت از سوی دولت، نتوانست منجر به تغییری در نابرابری جنسیتی در پیشنویس قانون اساسی شود.
در تیرماه ۱۳۵۹ بار دیگر زنان به اقدامات جبری حکومت در راستای اجرای قانون حجاباجباری اعتراض نمودند. خمینی در سخنان هشتم تیرماه سال ۱۳۵۸ خواستار اسلامی کردن ادارات شد، بعد ازاین سخنرانی نخستین بخشنامه دولتی در رابطه با رعایت حجاب در ادارات و اماکن عمومی نیز صادر شد. زنان با پوشیدن لباسهای سیاه به نشانه اعتراض مقابل ساختمان نخستوزیری تجمع کردند. اینبار هم اعتراضات پراکنده زنان به نتیجه مشخصی نرسید و در پنجم مهر سال ۱۳۶۰ مجلس ایران قانون الزامی بودن رعایت حجاب اسلامی را در محل کار و مجازات متخلفین را صادر نمود. اعتراضات و نارضایتیهای زنان در طول حاکمیت نظام استبدادی ایران، هرچند که بهصورت پراکنده و نامنسجم هم بوده، همواره ادامه داشته است. میتوان بهصراحت گفت که رژیم نیز در طول این چهل سال، توانایی درهم شکستن مقاومت زنان را نداشته و قادر نبودهاند افکار و شیوهی زندگی زنان را مطابق قوانین و معیارهای خود تغییر دهند و در این مورد با شکست سنگینی مواجه شدهاند.
پس از این مقطع، بهطورکلی اعتراضات مردمی تا خرداد ۷۸ بهدلیل فضای خفقان و مواجهه شدن با سرکوب شدید و عدم وجود راهی برای بیان اعتراض، روبه ضعف و سستی نهاد؛ اما از دهه هشتاد بدین سو، اعتراضات مردمی وارد مرحله جدیدی گشت. نسلهای پس از انقلاب بهتدریج از نظام حاکم دچار سرخوردگی و ناامیدی شدند و با گذشت زمان بر میزان مشکلات و مسائل جامعه افزوده شد. حکومت و دولت نه تنها به مطالبات و خواستههای مردمی اعتنایی نمیکردند؛ بلکه کوچکترین اعتراض و انتقادی را با خشونت پاسخ میدادند. پس از انتخابات خرداد ۸۸، مردم نسبت به نتایج انتخابات، به خیابانها ریختند و اعتراضات و شعارهایی برضد نظام سردادند. در این نارضایتیها عدهی بسیاری کشته و دستگیر شدند که هنوز هم سرگذشت بسیاری از آنان نامعلوم است. بهتدریج با رویکرد سختافزاری رژیم نسبت به نارضایتیهای مردم، فاصله و شکاف میان حکومت و مردم بیشتر و عمیقتر گشت و چهرهی فاسد، ریاکار و ستمکار حکومت برای مردم آشکار گشت تا جایی که قیامهای دیماه ۹۶ و آبانماه ۹۸، موجب شوک حکومت گشت، زیرا گستردگی و دامنه آن بسیار وسیع بود و زنان حضور فعال و پیشاهنگی را بر عهده داشتند. حکومت در یک اقدام خشونتآمیز رویهی چهل سال اخیر را در پیش گرفت و صدها تن از معترضین را به قتل رسانده و عدهی بسیاری را نیز دستگیر نمود. زنان بعد از چهار دهه در اعتراض به قوانین و رفتارهای خشونتآمیز نسبت به خود، حجاب از سر برداشته و اینگونه یکی از تابوهای موجود در نظام بسته و متعصب دینی را شکسته و مناسبات ایدئولوژیک حکومت را زیر سوال بردند. رژیم حاکم سالهاست که به بهانه مبارزه با بدحجابی، از طریق گشت ارشاد و طرحهای دیگر زنان را مورد توهین، تحقیر و ضربوجرح قرار میدهد. در طی چند سال اخیر در کنار استمرار اعتراضات کارگری، دانشجویی و زنان، سایر اقشار دیگر نیز که از بیعدالتیها به تنگ آمدهاند در تجمعات اعتراضی شرکت میکنند. فشار بر زندانیان سیاسی و کارگری بخش دیگری از راهکارهای رژیم برای انفعال و هراسافکنی در جامعه است. صدور احکام سنگین برای زندانیان سیاسی و نقض حقوق آنان، موجی از انتقاد سازمانهای حقوق بشری را دربرداشته است. البته انتظار از رژیمی که بر پایه حذف و نابودی مخالفین و منتقدین بنا نهاده شده تا چه حد بهجا است خود جای سوال دارد؛ زیرا رژیم ایران تاکنون در مقابل قطعنامهها و هشدارهای هیچ سازمان مدافع حقوق بشری پاسخگو نبوده و برای اعمال وحشیانه خود همیشه بهانهای داشته است.
با وجود تجارب تلخی که زنان از مبارزه علیه استبداد حکومت ایران داشتند، بازهم با اعتماد به نفس و پایداری در طلب خواستههای خود مصمم و مصر بودند. زنان ایرانی در طول چهار دهه آزمونها و تجارب فراوانی کسب نمودند و حتی میان آنان نوعی انسجام و همدلی نیز ایجاد گشته است. چنین تحول ذ
گذار دموکراتیک
فروریختن دیوارهای استبداد با اتحاد زنان ✍ #دیانا_اورین 🆔 @GozarDemocratic
هنی، دستاورد مهمی است که رفتهرفته بهسوی تکامل میرود. بدون تردید تحولات فکری و سیاسی که در جنبش زنان در ایران ایجاد گشته بر روی سایر جنبشها نیز تاثیر گذاشته و اثباتی براین مهم است که اگر جنبش و مبارزات زنان هماهنگ و نیرومند باشد، بر روی سایر جریانات و جنبشهای اجتماعی تاثیر گذاشته و نیروی محرکه این جریانات خواهد بود. زنان با وجود اینکه در شرایط بسیار خشن و خفقانآور سیاسی کنونی و فرهنگ مردسالار حاکم بر جامعه قرار دارند، بازهم در برداشتن گامهای موثر، اصرار میورزند.
در انتها بایست به این نکته اشاره نمود که دشمن زنان نهتنها نظام دینی حاکم، بلکه استفاده سامانمند از مکانیسمهای تبلیغاتی و رسانهای است در راستای بازتولید و تعمیق هر چه بیشتر آدابو رسوم و باورهای غلط نسبت زنان؛ بنابراین بایستی یکی دیگر از ارکان مبارزات زنان ایران و شرق کوردستان مبارزه با سنت و باورهای کهنه باشد که در رسانه، مدارس و مساجد به افکار و اذهان آنان تزریق میگردد. نباید فراموش کنیم که یکی از دلایل اصلی هراس حکومت ایران از مبارزات و مواضع زنان، آگاهی آنان نسبت به دینامیسم و تواناییهای زنان است؛ زیرا زنان ایران دارای تاریخی درخشان در مبارزه علیه استبداد بودهاند و هماکنون نیز از رهگذر مبارزات بیامان و آزادیخواه خود بخش بزرگی از مخالفان حکومت ایران را تشکیل میدهند. سرنوشت مبارزات زنان با نبرد برای دموکراسی و آزادی رابطه مستقیم و تنگاتنگی دارد و روند مبارزات آنان، مرزهای همکاری میان همه جنبشهای مخالف حکومت ایران را روشنتر خواهد نمود.
منبع: آلترناتیو شمارە ٧٩
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
در انتها بایست به این نکته اشاره نمود که دشمن زنان نهتنها نظام دینی حاکم، بلکه استفاده سامانمند از مکانیسمهای تبلیغاتی و رسانهای است در راستای بازتولید و تعمیق هر چه بیشتر آدابو رسوم و باورهای غلط نسبت زنان؛ بنابراین بایستی یکی دیگر از ارکان مبارزات زنان ایران و شرق کوردستان مبارزه با سنت و باورهای کهنه باشد که در رسانه، مدارس و مساجد به افکار و اذهان آنان تزریق میگردد. نباید فراموش کنیم که یکی از دلایل اصلی هراس حکومت ایران از مبارزات و مواضع زنان، آگاهی آنان نسبت به دینامیسم و تواناییهای زنان است؛ زیرا زنان ایران دارای تاریخی درخشان در مبارزه علیه استبداد بودهاند و هماکنون نیز از رهگذر مبارزات بیامان و آزادیخواه خود بخش بزرگی از مخالفان حکومت ایران را تشکیل میدهند. سرنوشت مبارزات زنان با نبرد برای دموکراسی و آزادی رابطه مستقیم و تنگاتنگی دارد و روند مبارزات آنان، مرزهای همکاری میان همه جنبشهای مخالف حکومت ایران را روشنتر خواهد نمود.
منبع: آلترناتیو شمارە ٧٩
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
ادبیات تجلی اندیشهها ✍ #واران_کلهر 🆔 @GozarDemocratic
ادبیات تجلی اندیشهها
✍ #واران_کلهر
ادبیــات هــر ملــت، آیینــهی تمــام نمــای آن ملــت اســت. ادبیاتـی را کـه از دل جامعـه برنخیـزد و حقیقـت، مشـکلات و آنچــه درون جامعــه میگــذرد را بیــان نــدارد، نمیتــوان ادبیـات آن جامعـه و حتی اندیشـهی آن دانسـت. بدون شـک کــه جامعــه و ادبیــات در ارتباطــی تنگاتنــگ هســتند، پــس هـر تغییـری در آن جامعـه و سـوق دادنـش در هـر مسـیری، نیـز در ادبیـات آن جامعـه تاثیرگـذار خواهـد بـود و برعکـس. اگـر بـه وضعیتـی کـه برخلقهـا تحمیـل میگـردد، بنگریـم، بـه اهمیـت ادبیـات بیشتـر پـی خواهیـم بـرد. بنابرایـن آنچـه کـه در وهلـهی اول در خلـق یـک ادبیـات تاثیـر میگـذارد، تاریــخ یــک ملــت و گــذار آن از یــک رویــهی تاریخــی میباشــد. اگر تاریخ خلقها و دولتها را مورد بررسی قراردهیم , تفاوت مــا بیــن ادبیــات تحمیلــی و ادبیاتــی کــه ریشــه در ذهــن آنــان دارد را مشــاهده میکنیــم.
سالهاســت کــه مــردم در شرایطــی چــون اســتعمار، اختنــاق، اســتبداد، سرکــوب و اسـتحالهی فرهنگـی و … قـرار گرفتهانـد و هرگونـه تهاجمـی را تجربـه نمودهانـد و تنهـا سـعی بـرآن شـده کـه بـا تغییـر اندیشــهی آنــان، ادبیــات زندگــی آنهــا نیــز تغییــر یابــد. امــا ســوال اینجاســت، ادبیاتــی را کــه نمــاد اســتبداد و اســتعارملت باشــد چگونــه میتــوان بــه کلام و اندیشــهی مســتعمرهگان مبــدل ســاخت؟ از ســویی دفــاع، پایــداری و مقاومــت مفاهیمــی عــام در فرهنـگ ملتهـا و جوامـع اسـت، ایـن مفهـوم از آن جهـت کــه در برابــر تهاجــم صــورت میگیرنــد، یــک ارزش تلقــی مـیشـوند. ادبیاتی كـه زاییـدهی ایـن مفهـوم اسـت درحـوزه محتوایـی و موضوعـی بـه خلـق اثـر مـی پــردازد، بعبارتــی از یــک ســو عمــق جنایــت و فاجعـهای کـه بـر یـک ملـت وارد شـده و حقیقتـی کــه از آن دور گشــته اســت را بــر زبــان مـیآورد و از ســویی دیگــر نیــز از هــر واژهاش بــوی اعتــراض و مقاومــت بــر میخیــزد. میتــوان گفــت ادبیــات مقاومــت مشــتمل بــر آن گونــه از آثــار ادبــی –هـنـری اســت کــه در مـتـن جــاری زندگــی تودههــا در عرصــه مقابلــه و ســتیزههای اجتماعــی ظهــور یافتــه و بــه وجــود میآیــد و جانمایــهی آن از یــک تاریــخ و مبــارزه بــا آنچــه کــه هــان تاریــخ بـه انحـراف کشـیدهاند، شـکل میپذیـرد. مقولـه و مـواد ایـن نـوع از ادب بـا شـاخصه ادب و فرهنـگ مردمـی و حـاوی ارزشهایی در راه تغییـر و تحـول، پایـداری، اعـتراض، مقابلـه، چالـش و درگیـری اسـت. بـه ادبیـات کنونـی کـه دولـت تحمیـل نمودهاسـت بنگریـم، آنچـه کـه مشـاهده مـی شـود تنهـا ادبیـات تحقیــر و افسردگیاســت، ادبیاتیســت کــه از جامعـه گسسـته اسـت. دولـت سـعی بـر آن داشـته کــه کلامــش را بــه هــر شــیوهی ممکــن بــه حیــات جامعــه وارد ســازد و ایــن دقیقــا هــان اســتحالهی فرهنگـی اسـت کـه مشـاهده مـیکنیم. ادبیـات هنر نوشـتن اسـت، امـا زمانیکـه ذهنیـت اقتدارگرا قلـم یـک جامعـه را غصـب کـرده، نمیتـوان گفـت آن نوشـته، گویـای وضعیـت مـردم اسـت. آنچـه کـه دولــتها بــکار گرفتــهاند، امحــا و آسیمیلاســیون اســت،
در دراز مــدت نیــز دولتها خواهــان شــخصیتی بــودند کــه اندیشــهها و افــکارش اضمحــلال یافتــه و بدتــر کــه وجــود اینگونــه فــردی را عــادی میداننــد. بــا ایــن تفاســیر چنیــن فــردی چگونــه میتوانــد از ادبیـات و فرهنـگ یـک جامعـه صحبـت بـه میـان بیــاورد؟ ایــن افــراد نــه تنهــا نمیتواننــد نماینــدگان مــردم و بیانگــوی مســائل و دردهــای آنــان باشــند، بلکــه برعکــس ایــن بــار بــا قلمشــان، مــردم را بــه نشـانه مـی رونـد. بـه نمونههـای ادبـی امـروز کـه بـه جامعـه تحمیـل شـده اسـت، نگاهـی بیندازیـم، بیشتــر آنــان راجــع بــه مــرگ، خودکشــی، جدایــی، انــزوا و تنهایــی میباشــد، ایــن ادبیــات، ادبیــات افسردگــی ســت کــه تنهــا و تنهــا یــک فــرد را مــد نظــر قــرار داده و از اشــاره بــه سیاســت، تاریــخ و اجتــاع میپرهیــزد.
از ســوی دیگــر شــاهد نوعــی از ادبیــات تحقیــر و در عیـن حـال جنسـیت گرایـی کـه سـالها تحمیـل شـده اسـت میباشـیم. ذهنیتـی کـه بـه اسـتحالهی زبـان و فرهنـگ خلـق، بسـنده نکـرده و بـا تحقیـر آن ملـت سـعی بـر نابـودی بیـش از پیش آنـان دارد. بـارز اسـت کـه بـا سلسـله عوامـل و سياسـتهاي هــدفدار در زمينــه تحريــك، جهتدهــي و تحقیــر افــراد، اقشــار و طبقــات خــاصي از جامعــه در راســتاي ريشهكن ســاخن ادبيــات واقعــی و محــو آن از ذهنيــت جامعــه همــراه بــا جايگزينســازي ادبيــاتي بــاب میــل خودشــان ميباشــد. تمامــی ســاختار جامعــه، در
✍ #واران_کلهر
ادبیــات هــر ملــت، آیینــهی تمــام نمــای آن ملــت اســت. ادبیاتـی را کـه از دل جامعـه برنخیـزد و حقیقـت، مشـکلات و آنچــه درون جامعــه میگــذرد را بیــان نــدارد، نمیتــوان ادبیـات آن جامعـه و حتی اندیشـهی آن دانسـت. بدون شـک کــه جامعــه و ادبیــات در ارتباطــی تنگاتنــگ هســتند، پــس هـر تغییـری در آن جامعـه و سـوق دادنـش در هـر مسـیری، نیـز در ادبیـات آن جامعـه تاثیرگـذار خواهـد بـود و برعکـس. اگـر بـه وضعیتـی کـه برخلقهـا تحمیـل میگـردد، بنگریـم، بـه اهمیـت ادبیـات بیشتـر پـی خواهیـم بـرد. بنابرایـن آنچـه کـه در وهلـهی اول در خلـق یـک ادبیـات تاثیـر میگـذارد، تاریــخ یــک ملــت و گــذار آن از یــک رویــهی تاریخــی میباشــد. اگر تاریخ خلقها و دولتها را مورد بررسی قراردهیم , تفاوت مــا بیــن ادبیــات تحمیلــی و ادبیاتــی کــه ریشــه در ذهــن آنــان دارد را مشــاهده میکنیــم.
سالهاســت کــه مــردم در شرایطــی چــون اســتعمار، اختنــاق، اســتبداد، سرکــوب و اسـتحالهی فرهنگـی و … قـرار گرفتهانـد و هرگونـه تهاجمـی را تجربـه نمودهانـد و تنهـا سـعی بـرآن شـده کـه بـا تغییـر اندیشــهی آنــان، ادبیــات زندگــی آنهــا نیــز تغییــر یابــد. امــا ســوال اینجاســت، ادبیاتــی را کــه نمــاد اســتبداد و اســتعارملت باشــد چگونــه میتــوان بــه کلام و اندیشــهی مســتعمرهگان مبــدل ســاخت؟ از ســویی دفــاع، پایــداری و مقاومــت مفاهیمــی عــام در فرهنـگ ملتهـا و جوامـع اسـت، ایـن مفهـوم از آن جهـت کــه در برابــر تهاجــم صــورت میگیرنــد، یــک ارزش تلقــی مـیشـوند. ادبیاتی كـه زاییـدهی ایـن مفهـوم اسـت درحـوزه محتوایـی و موضوعـی بـه خلـق اثـر مـی پــردازد، بعبارتــی از یــک ســو عمــق جنایــت و فاجعـهای کـه بـر یـک ملـت وارد شـده و حقیقتـی کــه از آن دور گشــته اســت را بــر زبــان مـیآورد و از ســویی دیگــر نیــز از هــر واژهاش بــوی اعتــراض و مقاومــت بــر میخیــزد. میتــوان گفــت ادبیــات مقاومــت مشــتمل بــر آن گونــه از آثــار ادبــی –هـنـری اســت کــه در مـتـن جــاری زندگــی تودههــا در عرصــه مقابلــه و ســتیزههای اجتماعــی ظهــور یافتــه و بــه وجــود میآیــد و جانمایــهی آن از یــک تاریــخ و مبــارزه بــا آنچــه کــه هــان تاریــخ بـه انحـراف کشـیدهاند، شـکل میپذیـرد. مقولـه و مـواد ایـن نـوع از ادب بـا شـاخصه ادب و فرهنـگ مردمـی و حـاوی ارزشهایی در راه تغییـر و تحـول، پایـداری، اعـتراض، مقابلـه، چالـش و درگیـری اسـت. بـه ادبیـات کنونـی کـه دولـت تحمیـل نمودهاسـت بنگریـم، آنچـه کـه مشـاهده مـی شـود تنهـا ادبیـات تحقیــر و افسردگیاســت، ادبیاتیســت کــه از جامعـه گسسـته اسـت. دولـت سـعی بـر آن داشـته کــه کلامــش را بــه هــر شــیوهی ممکــن بــه حیــات جامعــه وارد ســازد و ایــن دقیقــا هــان اســتحالهی فرهنگـی اسـت کـه مشـاهده مـیکنیم. ادبیـات هنر نوشـتن اسـت، امـا زمانیکـه ذهنیـت اقتدارگرا قلـم یـک جامعـه را غصـب کـرده، نمیتـوان گفـت آن نوشـته، گویـای وضعیـت مـردم اسـت. آنچـه کـه دولــتها بــکار گرفتــهاند، امحــا و آسیمیلاســیون اســت،
در دراز مــدت نیــز دولتها خواهــان شــخصیتی بــودند کــه اندیشــهها و افــکارش اضمحــلال یافتــه و بدتــر کــه وجــود اینگونــه فــردی را عــادی میداننــد. بــا ایــن تفاســیر چنیــن فــردی چگونــه میتوانــد از ادبیـات و فرهنـگ یـک جامعـه صحبـت بـه میـان بیــاورد؟ ایــن افــراد نــه تنهــا نمیتواننــد نماینــدگان مــردم و بیانگــوی مســائل و دردهــای آنــان باشــند، بلکــه برعکــس ایــن بــار بــا قلمشــان، مــردم را بــه نشـانه مـی رونـد. بـه نمونههـای ادبـی امـروز کـه بـه جامعـه تحمیـل شـده اسـت، نگاهـی بیندازیـم، بیشتــر آنــان راجــع بــه مــرگ، خودکشــی، جدایــی، انــزوا و تنهایــی میباشــد، ایــن ادبیــات، ادبیــات افسردگــی ســت کــه تنهــا و تنهــا یــک فــرد را مــد نظــر قــرار داده و از اشــاره بــه سیاســت، تاریــخ و اجتــاع میپرهیــزد.
از ســوی دیگــر شــاهد نوعــی از ادبیــات تحقیــر و در عیـن حـال جنسـیت گرایـی کـه سـالها تحمیـل شـده اسـت میباشـیم. ذهنیتـی کـه بـه اسـتحالهی زبـان و فرهنـگ خلـق، بسـنده نکـرده و بـا تحقیـر آن ملـت سـعی بـر نابـودی بیـش از پیش آنـان دارد. بـارز اسـت کـه بـا سلسـله عوامـل و سياسـتهاي هــدفدار در زمينــه تحريــك، جهتدهــي و تحقیــر افــراد، اقشــار و طبقــات خــاصي از جامعــه در راســتاي ريشهكن ســاخن ادبيــات واقعــی و محــو آن از ذهنيــت جامعــه همــراه بــا جايگزينســازي ادبيــاتي بــاب میــل خودشــان ميباشــد. تمامــی ســاختار جامعــه، در
گذار دموکراتیک
ادبیات تجلی اندیشهها ✍ #واران_کلهر 🆔 @GozarDemocratic
ادبیــات امروزی نادیــده گرفتــه میشــوند، قلمهــا را ذهنیتهــای پیر ســالار و پدرســالار بــه دســت گرفتهانــد و سـعی بـرآن دارنـد کــه از جانــب تمامــی اقشــار جامعــه نیــز بــا هــمان ادبیاتشــان بنویســند. بهتریــن نمونــه را مــی تــوان راجــع بــه زنــان بــر زبــان آورد. بهرانــدازه کــه در طــول تاریــخ، ســعی بـرآن بـوده کـه زنـان را طـرد کـرده و بـر افـکار و اندیشــهی آنــان غصــب شــوند، در ادبیــات نیــز زن ســتیزی را کامــلا مشــاهده مینماییــم. بــه نقــش و مبــارزهی زنــان بنگریــم، چــرا در هیــچ ادبیاتــی از آن ســخن گفتــه نشــده اســت؟ اصــلا بهــتر اســت بگوییــم چــرا بجــز بویــی مردانــه در ادبیاتشــان هیـچ بـوی دیگـری بـه مشـام نمیرسـد؟ در ادبیاتـی کـه بـه هیـچ وجـه از تهاجمـات وارد شـده بـه زنـان و در عیـن حـال پایـداری زنـان و مبارزهشـان سـخن نگفتــه باشــد، نمیتــوان دم از حقیقــت و ارزش آن ادبیــات زد. تــا کنــون در ادبیاتــی کــه خواندهایــم نه تنهــا از نقــش زنــان قهرمــان در تاریــخ ســخن گفته نشده، بلکــه بــه نشــانهی تقلیــل ارزش مبــارزهی زنــان، آنهــا را نقــش چنــدم خوانــده اســت.
زنــان پیشــاهنگ مقاومــت در هــر ملتــی بودهانــد، امــا از ایــن پیشــاهنگی، ســخنی بـه میـان نیامـده اسـت، بنابرایـن نمیتـوان ایـن ادبیـات را عــام و فراگیــر دانســت. بطورکلــی میتــوان گفــت آنچــه در طـول تاریـخ تمامـی خلقهـای مسـتعمره و در راس آن،خلـق کـرد مشـاهده نمـوده، پایـداری ادبیـات اجتماعـی در برابـر ادبیـات تحقیـر و دولـت بـوده اسـت. در کردستان با فعالیتها و مبارزات زنان بویژه در جنگ با داعش و حتی قبلتر از آن شـاهد انقلابـی عظیـم در ادبیــات ملــت کــرد گشــتیم. ظهــور ادبیاتــی نــو، بــر مبنـای فلسـفه و ایدئولـوژی تـازه، راه بـرای ایفـای نقـش سـاختاری جدیـد بـاز کـرد. بعبارتـی میتـوان گفـت یـک انقــلاب ادبــی و یــک ادبیــات انقلابــی! ادبیات مقاومت، چکیدهی تجربه بشریت است. شـاید ایـن سـوال در ذهـن بوجـود آیـد، ادبیاتـی مقاومتـی کــه از آن ســخن گفتیــم، بــر چــه مبنــا و معیاریســت؟ مولفههــای ایــن ادبیــات چــه هســتند؟ در پاســخ بــه ایــن ســوالات میتــوان اینگونــه گفــت کــه ادبیــات مقاومت،چکیــدهی تجربــهی بشریــت اســت. در طــول تاریــخ بریــت، شــاهد مجادلــه و مبــارزهی دو خــط خیانــت و وفــاداری، عشــق و نفــرت، حــق و باطــل بودهایــم، ماحصــل ایــن مبــارزات اســت کــه ادبیــات را میســازد. ملتــی کــه طعــم تلــخ ظلــم و بیعدالتــی را چشــیده و در برابــر هرکــدام از تهدیدهــا مبــارزه نمــوده، تنهــا میتوانــد از ادبیــات آن ملــت ســخن بگویــد. لازم بـه ذکـر اسـت کـه زمانیکـه از ادبیـات سـخن مـی گوییـم، نمیشـود تنهـا بـه مجموعـهای از جمـلات و زبـان بسـنده کـرد، اینجـا بحـث یـک ایدئولـوژی اسـت، یـک مبـدا، یـک روح و یــک فلســفه. نمونههــای بســیاری وجــود دارنــد، کــه بــه زبــان آن ملــت ســخن میگوینــد، امــا حــرف هــمان ملــت را نــه میشــنوند و نــه میفهمنــد. ایــن دقیقــا همــان اســتعار و قتــل عامیســت کــه در ادبیــات خلقهــای مســتعمره صـورت گرفتـه اسـت. اگـر روح انسـان بـه بردگـی گرفتـه شــود و ثانیــه بــه ثانیــه زندگــیاش را بی هویــت ســازند، آن زمــان چگونــه میتــوان از فرهنــگ و ادبیــات ســخن گفــت؟ اگــر هــم ســخن بگویــی بــی ارزش اســت، چــون از غیــر تــو ســخن گفتــه اســت.
ایــن ادبیــات یــک ملــت اســت کــه از ســطح و جایــگاه آن ملــت ســخن میگویــد. آنجــا کــه میگویــد: تــک تــک ســاعت چــه گویــد گــوش دار؛ گویـدت بیـدار بـاش ای هشـیار » نیـز بیانگـر همیـن واقعیــت اســت. ایســتادگی و پایــداری در برابــر تهدیــد و تهاجمــات ذهنیــت اقتدارگــرا، تنهــا بــا آکاهــی اســت کــه امــکان پذیــر میباشــد. مولفــهی ادبیــات آن نیــز بــر همیــن مبناســت. ادبیاتــی کــه از آن بحــث مینماییــم در عیـن اعـتراض، مقاومـت و مبـارزه از یـک امیـد بـه پیـروزی سـخن میگویـد. خلـق کـرد اکنـون در مرحلـهای قـرار دارد کــه نمیتــوان ســطح ادبیــات آن را یــا فــردی و بــدور از جامعـه و سیاسـت گذاشـت و تنهـا بـرای آن سـوگواری کـرد و نوشـتهها تمامـا بـوی غـم دهـد، از سـویی جامعـه نیـز هـم اکنـون لحظـه بـه لحظـهی زندگـیاش را مقاومـت فراگرفتـه، بـا وجـود چنیـن شرایطـی، لازم اسـت کـه ادبیات در ورطــهی کلــی گویــی و شــعار نیفتــد، مــا از ادبیــات انقـلاب صحبـت بـه میـان میآوریـم، ادبیاتـی کـه متعهـد اسـت بـه تاریـخ، بـه جامعـه وملـت. اینکـه از طـرف مـردم بوجـود میآیـد. و ایـن هـمان اصطـلاح و هـمان فرهنـگ نوین
زنــان پیشــاهنگ مقاومــت در هــر ملتــی بودهانــد، امــا از ایــن پیشــاهنگی، ســخنی بـه میـان نیامـده اسـت، بنابرایـن نمیتـوان ایـن ادبیـات را عــام و فراگیــر دانســت. بطورکلــی میتــوان گفــت آنچــه در طـول تاریـخ تمامـی خلقهـای مسـتعمره و در راس آن،خلـق کـرد مشـاهده نمـوده، پایـداری ادبیـات اجتماعـی در برابـر ادبیـات تحقیـر و دولـت بـوده اسـت. در کردستان با فعالیتها و مبارزات زنان بویژه در جنگ با داعش و حتی قبلتر از آن شـاهد انقلابـی عظیـم در ادبیــات ملــت کــرد گشــتیم. ظهــور ادبیاتــی نــو، بــر مبنـای فلسـفه و ایدئولـوژی تـازه، راه بـرای ایفـای نقـش سـاختاری جدیـد بـاز کـرد. بعبارتـی میتـوان گفـت یـک انقــلاب ادبــی و یــک ادبیــات انقلابــی! ادبیات مقاومت، چکیدهی تجربه بشریت است. شـاید ایـن سـوال در ذهـن بوجـود آیـد، ادبیاتـی مقاومتـی کــه از آن ســخن گفتیــم، بــر چــه مبنــا و معیاریســت؟ مولفههــای ایــن ادبیــات چــه هســتند؟ در پاســخ بــه ایــن ســوالات میتــوان اینگونــه گفــت کــه ادبیــات مقاومت،چکیــدهی تجربــهی بشریــت اســت. در طــول تاریــخ بریــت، شــاهد مجادلــه و مبــارزهی دو خــط خیانــت و وفــاداری، عشــق و نفــرت، حــق و باطــل بودهایــم، ماحصــل ایــن مبــارزات اســت کــه ادبیــات را میســازد. ملتــی کــه طعــم تلــخ ظلــم و بیعدالتــی را چشــیده و در برابــر هرکــدام از تهدیدهــا مبــارزه نمــوده، تنهــا میتوانــد از ادبیــات آن ملــت ســخن بگویــد. لازم بـه ذکـر اسـت کـه زمانیکـه از ادبیـات سـخن مـی گوییـم، نمیشـود تنهـا بـه مجموعـهای از جمـلات و زبـان بسـنده کـرد، اینجـا بحـث یـک ایدئولـوژی اسـت، یـک مبـدا، یـک روح و یــک فلســفه. نمونههــای بســیاری وجــود دارنــد، کــه بــه زبــان آن ملــت ســخن میگوینــد، امــا حــرف هــمان ملــت را نــه میشــنوند و نــه میفهمنــد. ایــن دقیقــا همــان اســتعار و قتــل عامیســت کــه در ادبیــات خلقهــای مســتعمره صـورت گرفتـه اسـت. اگـر روح انسـان بـه بردگـی گرفتـه شــود و ثانیــه بــه ثانیــه زندگــیاش را بی هویــت ســازند، آن زمــان چگونــه میتــوان از فرهنــگ و ادبیــات ســخن گفــت؟ اگــر هــم ســخن بگویــی بــی ارزش اســت، چــون از غیــر تــو ســخن گفتــه اســت.
ایــن ادبیــات یــک ملــت اســت کــه از ســطح و جایــگاه آن ملــت ســخن میگویــد. آنجــا کــه میگویــد: تــک تــک ســاعت چــه گویــد گــوش دار؛ گویـدت بیـدار بـاش ای هشـیار » نیـز بیانگـر همیـن واقعیــت اســت. ایســتادگی و پایــداری در برابــر تهدیــد و تهاجمــات ذهنیــت اقتدارگــرا، تنهــا بــا آکاهــی اســت کــه امــکان پذیــر میباشــد. مولفــهی ادبیــات آن نیــز بــر همیــن مبناســت. ادبیاتــی کــه از آن بحــث مینماییــم در عیـن اعـتراض، مقاومـت و مبـارزه از یـک امیـد بـه پیـروزی سـخن میگویـد. خلـق کـرد اکنـون در مرحلـهای قـرار دارد کــه نمیتــوان ســطح ادبیــات آن را یــا فــردی و بــدور از جامعـه و سیاسـت گذاشـت و تنهـا بـرای آن سـوگواری کـرد و نوشـتهها تمامـا بـوی غـم دهـد، از سـویی جامعـه نیـز هـم اکنـون لحظـه بـه لحظـهی زندگـیاش را مقاومـت فراگرفتـه، بـا وجـود چنیـن شرایطـی، لازم اسـت کـه ادبیات در ورطــهی کلــی گویــی و شــعار نیفتــد، مــا از ادبیــات انقـلاب صحبـت بـه میـان میآوریـم، ادبیاتـی کـه متعهـد اسـت بـه تاریـخ، بـه جامعـه وملـت. اینکـه از طـرف مـردم بوجـود میآیـد. و ایـن هـمان اصطـلاح و هـمان فرهنـگ نوین
گذار دموکراتیک
ادبیات تجلی اندیشهها ✍ #واران_کلهر 🆔 @GozarDemocratic
است.از مولفــه و ســاختار ادبیــات مقاومــت ســخن گفتــه شــد، امــا آنچــه کــه معنایــی عظیــم بــه ایــن ادبیــات بخشــیده و ایــن روزها بوضــوح شــاهدش هســتیم، نیــروی عظیــم اجتـماع است.
jineoloji-farsi.com
🆔 @GozarDemocratic
jineoloji-farsi.com
🆔 @GozarDemocratic
Forwarded from aryentvfarsi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
♦️دومین سالروز تهاجم ترکیە بە عفرین
▪️دو سال پیش در چنین روزی، عفرین از زمین و هوا مورد هجوم ارتش اشغالگر ترکیە و گروهای تبهکار مورد حمایت این کشور قرار گرفت.
@aryentvfarsi
▪️دو سال پیش در چنین روزی، عفرین از زمین و هوا مورد هجوم ارتش اشغالگر ترکیە و گروهای تبهکار مورد حمایت این کشور قرار گرفت.
@aryentvfarsi
راهپیمایی دهها هزار نفری خلق عفرین در محکومیت رژیم تبهکار ترکیه
دهها هزار نفر از اهالی عفرین همراه با جانبازان مقاومت دوران بمناسبت دومین سالروز آغاز حمله اشغالگرانه به عفرین راهپیمایی باشکوهی را در شهبا برگزار کردند.
🆔 @GozarDemocratic
دهها هزار نفر از اهالی عفرین همراه با جانبازان مقاومت دوران بمناسبت دومین سالروز آغاز حمله اشغالگرانه به عفرین راهپیمایی باشکوهی را در شهبا برگزار کردند.
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
Photo
راهپیمایی دهها هزار نفری خلق عفرین در محکومیت رژیم تبهکار ترکیه
دهها هزار نفر از اهالی عفرین همراه با جانبازان مقاومت دوران بمناسبت دومین سالروز آغاز حمله اشغالگرانه به عفرین راهپیمایی باشکوهی را در شهبا برگزار کردند.
با حضور جانبازان مقاومت دوران (عفرین) و شرکت دهها هزار نفر از شهروندان آواره عفرین ساکن شهبا عصر امروز دوشنبه ٢٠ ژانویه راهپیمایی باشکوهی به مناسبت دومین سالروز آغاز حملات اشغالگرانه رژیم تبهکار ترکیه برگزار شد. راهپیمایی از مدرسه مشعات تا محل آموزش رانندگی شهبا ادامه یافت.
شرکت کنندگان در راهپیمایی پلاکاردهایی را که روی عباراتی همچون «با روحیه مقاومت دوران و شرف به عفرین بازمیگردیم»، «انتقام خون شهیدانمان گرفته میشود»، «عفرین میسوزد کجاست حقوق بشر؟»، «امید ما به ایستادگی ماست، با مقاومت به عفرین بازخواهیم گشت» و «قاتل اردوغان» نوشته شده بود در دست گرفته بودند. راهپیمایان همچنین تصاویر شهیدان مقاومت دوران را بلند کردند و شعارهایی در محکومیت جنایتهای رژیم تبهکار ترکیه سر دادند.
"خشم ما هر روز در مقابل اشغالگران بیشتر میشود"
امینه بکر از مادران آواره عفرین که در این راهپیمایی شرکت کرده بود در سخنانی خشم خود را اینچنین بیان کرد:"هر روز خشم ما در مقابل اشغالگران بیشتر میشود. هر روز زندگی ما مقاومت است. خلق عفرین خواهان بازگشت به عفرین هستند."
نوری حسن یکی دیگر از اهالی عفرین اشغال این منطقه را محکوم کرده و گفت:"هیچ نیرویی نخواهد توانست اراده کوردها را در هم شکند. ما به خاک، شرف و اراده خود ایمان داریم."
راهپیمایان سپس در محل آموزش رانندگی شهبا گردهم آمدند. گردهمایی با یک دقیقه سکوت به احترام شهیدان راه آزادی آغاز شد، سپس محمد نسو به نمایندگی از مجلس کانتون عفرین، شیراز حمو به نمایندگی از خودمدیریتی عفرین، وحیده خلیل به نمایندگی از کنگره زنان ستار سخنانی ایراد کردند. سخنرانان از شهیدان مقاومت دوران در عفرین یاد کردند و بر تداوم راه آنان و بازگشت به عفرین تأکید نمودند.
گردهمایی با سردادن شعار در محکومیت جنایتهای رژیم تروریستی ترکیه و ابراز وفاداری به آرمانهای شهیدان مقاومت دوران به پایان رسید.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
دهها هزار نفر از اهالی عفرین همراه با جانبازان مقاومت دوران بمناسبت دومین سالروز آغاز حمله اشغالگرانه به عفرین راهپیمایی باشکوهی را در شهبا برگزار کردند.
با حضور جانبازان مقاومت دوران (عفرین) و شرکت دهها هزار نفر از شهروندان آواره عفرین ساکن شهبا عصر امروز دوشنبه ٢٠ ژانویه راهپیمایی باشکوهی به مناسبت دومین سالروز آغاز حملات اشغالگرانه رژیم تبهکار ترکیه برگزار شد. راهپیمایی از مدرسه مشعات تا محل آموزش رانندگی شهبا ادامه یافت.
شرکت کنندگان در راهپیمایی پلاکاردهایی را که روی عباراتی همچون «با روحیه مقاومت دوران و شرف به عفرین بازمیگردیم»، «انتقام خون شهیدانمان گرفته میشود»، «عفرین میسوزد کجاست حقوق بشر؟»، «امید ما به ایستادگی ماست، با مقاومت به عفرین بازخواهیم گشت» و «قاتل اردوغان» نوشته شده بود در دست گرفته بودند. راهپیمایان همچنین تصاویر شهیدان مقاومت دوران را بلند کردند و شعارهایی در محکومیت جنایتهای رژیم تبهکار ترکیه سر دادند.
"خشم ما هر روز در مقابل اشغالگران بیشتر میشود"
امینه بکر از مادران آواره عفرین که در این راهپیمایی شرکت کرده بود در سخنانی خشم خود را اینچنین بیان کرد:"هر روز خشم ما در مقابل اشغالگران بیشتر میشود. هر روز زندگی ما مقاومت است. خلق عفرین خواهان بازگشت به عفرین هستند."
نوری حسن یکی دیگر از اهالی عفرین اشغال این منطقه را محکوم کرده و گفت:"هیچ نیرویی نخواهد توانست اراده کوردها را در هم شکند. ما به خاک، شرف و اراده خود ایمان داریم."
راهپیمایان سپس در محل آموزش رانندگی شهبا گردهم آمدند. گردهمایی با یک دقیقه سکوت به احترام شهیدان راه آزادی آغاز شد، سپس محمد نسو به نمایندگی از مجلس کانتون عفرین، شیراز حمو به نمایندگی از خودمدیریتی عفرین، وحیده خلیل به نمایندگی از کنگره زنان ستار سخنانی ایراد کردند. سخنرانان از شهیدان مقاومت دوران در عفرین یاد کردند و بر تداوم راه آنان و بازگشت به عفرین تأکید نمودند.
گردهمایی با سردادن شعار در محکومیت جنایتهای رژیم تروریستی ترکیه و ابراز وفاداری به آرمانهای شهیدان مقاومت دوران به پایان رسید.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
همکاری دولت ترک- حزب دمکرات کوردستان در شنگال | یادداشت
این نکته بدیهی است که دولت ترک دشمن کوردهاست. اما در این میان باید نقش حزب دمکرات کوردستان در مجموعه حملات شنگال را مشاهده کرده و این واقعیت درک شود، در غیر اینصورت واقعیات موجود لاپوشانی خواهند شد.
🆔 @GozarDemocratic
این نکته بدیهی است که دولت ترک دشمن کوردهاست. اما در این میان باید نقش حزب دمکرات کوردستان در مجموعه حملات شنگال را مشاهده کرده و این واقعیت درک شود، در غیر اینصورت واقعیات موجود لاپوشانی خواهند شد.
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
Photo
همکاری دولت ترک- حزب دمکرات کوردستان در شنگال | یادداشت
این نکته بدیهی است که دولت ترک دشمن کوردهاست. اما در این میان باید نقش حزب دمکرات کوردستان در مجموعه حملات شنگال را مشاهده کرده و این واقعیت درک شود، در غیر اینصورت واقعیات موجود لاپوشانی خواهند شد.
دولت ترک بار دیگر به شنگال حمله کرده است و در جریان این حمله یکی از فرماندهان ی.ب.ش و چهار نفر از رزمندگان ایزدی را به قتل رسانده است. پیش از این شنگال با حملات داعش روبرو بود و امروز نیز دولت ترک به آن حمله مینماید. همانگونه که هیچ کس در مقابل حملات داعش ایستادگی نکرد امروز نیز هیچ کس در مقابل حملات دولت ترک بپا نخواسته است. گویا همه حق دارند که به ایزدیان حمله کنند. این نکته نیز تایید کننده این واقعیت است که شالودههای اخلاقی و وجدانی جهان امروز تا چه میزان فروپاشیده است. در خاورمیانه که خاستگاه دین، آیین و ارزشهای اجتماعی و فرهنگی است، اخلاق و وجدان بشری به ورطه فروپاشی رسیده است. گویا همگان به فرعون بدل شدهاند، اما اگر فرعونهایی حضور داشته باشند، موسیها نیز وجود دارند. اما در هر صورت طیب اردوغان همیشه فرعون نخواهد ماند.
این دولت ترک است که به شنگال حمله کرده است، اما کسانی که سکوت پیشه کردهاند، رهبران عراق و اقلیم کوردی هستند. در مقطع کنونی دولت عراق چنان بیغیرت شده است که ناگزیر به سکوت است. حتی در این میان اگر صدای اعتراضی نیز از دولت عراق برخیزد، میگویند مگر تو چه هستی؟ مگر پیش از این طیب اردوغان این جمله را به حیدر العبادی نگفته بود؟ به همین دلیل است که مسئولیت اصلی برعهده حزب دمکرات کوردستان است. چرا باید این حزب در مقابل حمله به منطقهای که پیشمرگان کورد در آنجا حضور دارند سکوت پیشه کند؟ همه دولت ترک را مورد انتقاد قرار میدهند، اما هیچ کس حزب دمکرات کوردستان عراق را مورد انتقاد قرار نمیدهد، در حالیکه مسئولیت اصلی بر عهده این حزب است. این حزب است که وضعیت موجود را تشویق کرده است. حزب دمکرات کوردستان عراق بر این اساس فکر میکند که ایزدیان ی.ب.ش، سیستم خودمدیریتی خود را باید وانهاده و ناچار هستند که به آغوش این حزب پناه ببرند. یا در غیر اینصورت طی تسویه حسابهای پلید، شنگال با حمله مواجه شده و ایزدیان باید کشته شوند.
خلق در شنگال و نیروهای ی.ب.ش نیز بر این باورند که در این حملات نوکران محلی نیز دست دارند. آشکار است که طی اطلاعات مزدوران داخلی، فرمانده ی.ب.ش، زرتشت شنگالی به شهادت رسیده است. مام زکی شنگالی نیز طی اطلاعات مزدوران داخلی به شهادت رسید. همان زمان اطلاعاتی درز کرده بود که سازمان پاراستن حزب دمکرات کوردستان اطلاعات لازم را درز داده است. به همین دلیل است که ادعا میشود میت و پاراستن در شنگال با یکدیگر همکاری دارند. حزب دمکرات کوردستان سیاست نابودگرانه مخالفان خود را توسط نیروهای مختلف در شنگال اکنون عملی کرده است. با حملات دولت ترک که دشمن کوردهاست، براین باور ست که میتواند در شنگال به نیروی حاکم بدل شود. حزب دمکرات کوردستان با چنین تصوری است که در این ورطه پلیدی درافتاده است. حزب دمکرات کوردستان بر این باور است که چیزی که به وی تعلق نداشته باشد، نباید در دست دیگر کوردها باشد. نوع کوردایتی حزب دمکرات کوردستان اینگونه است. این ذهنیت و سیاست در هر جای ممکنی در دشمنی با کوردها بازتاب مییابد. در روژاوا نیز اینگونه بازتاب مییابد. در باکور و روژهلات (شمال و شرق کوردستان) نیز اینگونه بازتاب می یابد.
طی سالهای ۱۹۸۰ میلادی (١٣۵٨ شمسی) در سرکوب جنبش کورد در روژهلات کوردستان، با رژیم ایران به همکاری دست زد. در عفرین نیز به همین شیوه عمل نمود. در حملات انجام شده به سریکانی و گری سپی نیز ENKS از دولت اشغالگر ترک حمایت نمود، این گروه نیز از سوی حزب دمکرات کوردستان حمایت میشود. کسانی که از یکسال قبل با این حزب در ارتباط هستند، به منظور حمله دولت ترک به روژآوا نامهنگاری کرده بودند. همچنین نامه عثمان اوجالان دشمن کوردها نیز به دست آمده بود که از طریق حزب دمکرات کوردستان به دولت ترک و میت ارسال نموده بود. کاملا آشکار است که میت بهترین دوست صاحب این نامه و کانال این نامه است. آشکار شده است که نظامالدین تاش با پاراستن و اطلاع حزب دمکرات کوردستان با میت دیدار داشته است تا در ترکیه علیه پ.ک.ک سازمانی جاسوسی ایجاد کند. اعضای دستگیر شده میت در رسانهها اطلاع دادند؛ اما چون این شخص و اشخاص دیگر نیروی لازم را ندارند، درخواست آنها مورد پذیرش قرار نگرفت.
همکاری حزب دمکرات کوردستان با دولت ترک ویژگی این حزب است. در رابطه با موضوع حمله داعش به شنگال نیز گفته میشد که احتمال دارد حزب دمکرات کوردستان به معاملاتی در این رابطه دست زده باشد. داعش در زمانی که به حمله به هولیر دست زد، بیانیهای را صادر کرده بود و اظهار داشته بود که حزب دمکرات کوردستان به وعده خود عمل
این نکته بدیهی است که دولت ترک دشمن کوردهاست. اما در این میان باید نقش حزب دمکرات کوردستان در مجموعه حملات شنگال را مشاهده کرده و این واقعیت درک شود، در غیر اینصورت واقعیات موجود لاپوشانی خواهند شد.
دولت ترک بار دیگر به شنگال حمله کرده است و در جریان این حمله یکی از فرماندهان ی.ب.ش و چهار نفر از رزمندگان ایزدی را به قتل رسانده است. پیش از این شنگال با حملات داعش روبرو بود و امروز نیز دولت ترک به آن حمله مینماید. همانگونه که هیچ کس در مقابل حملات داعش ایستادگی نکرد امروز نیز هیچ کس در مقابل حملات دولت ترک بپا نخواسته است. گویا همه حق دارند که به ایزدیان حمله کنند. این نکته نیز تایید کننده این واقعیت است که شالودههای اخلاقی و وجدانی جهان امروز تا چه میزان فروپاشیده است. در خاورمیانه که خاستگاه دین، آیین و ارزشهای اجتماعی و فرهنگی است، اخلاق و وجدان بشری به ورطه فروپاشی رسیده است. گویا همگان به فرعون بدل شدهاند، اما اگر فرعونهایی حضور داشته باشند، موسیها نیز وجود دارند. اما در هر صورت طیب اردوغان همیشه فرعون نخواهد ماند.
این دولت ترک است که به شنگال حمله کرده است، اما کسانی که سکوت پیشه کردهاند، رهبران عراق و اقلیم کوردی هستند. در مقطع کنونی دولت عراق چنان بیغیرت شده است که ناگزیر به سکوت است. حتی در این میان اگر صدای اعتراضی نیز از دولت عراق برخیزد، میگویند مگر تو چه هستی؟ مگر پیش از این طیب اردوغان این جمله را به حیدر العبادی نگفته بود؟ به همین دلیل است که مسئولیت اصلی برعهده حزب دمکرات کوردستان است. چرا باید این حزب در مقابل حمله به منطقهای که پیشمرگان کورد در آنجا حضور دارند سکوت پیشه کند؟ همه دولت ترک را مورد انتقاد قرار میدهند، اما هیچ کس حزب دمکرات کوردستان عراق را مورد انتقاد قرار نمیدهد، در حالیکه مسئولیت اصلی بر عهده این حزب است. این حزب است که وضعیت موجود را تشویق کرده است. حزب دمکرات کوردستان عراق بر این اساس فکر میکند که ایزدیان ی.ب.ش، سیستم خودمدیریتی خود را باید وانهاده و ناچار هستند که به آغوش این حزب پناه ببرند. یا در غیر اینصورت طی تسویه حسابهای پلید، شنگال با حمله مواجه شده و ایزدیان باید کشته شوند.
خلق در شنگال و نیروهای ی.ب.ش نیز بر این باورند که در این حملات نوکران محلی نیز دست دارند. آشکار است که طی اطلاعات مزدوران داخلی، فرمانده ی.ب.ش، زرتشت شنگالی به شهادت رسیده است. مام زکی شنگالی نیز طی اطلاعات مزدوران داخلی به شهادت رسید. همان زمان اطلاعاتی درز کرده بود که سازمان پاراستن حزب دمکرات کوردستان اطلاعات لازم را درز داده است. به همین دلیل است که ادعا میشود میت و پاراستن در شنگال با یکدیگر همکاری دارند. حزب دمکرات کوردستان سیاست نابودگرانه مخالفان خود را توسط نیروهای مختلف در شنگال اکنون عملی کرده است. با حملات دولت ترک که دشمن کوردهاست، براین باور ست که میتواند در شنگال به نیروی حاکم بدل شود. حزب دمکرات کوردستان با چنین تصوری است که در این ورطه پلیدی درافتاده است. حزب دمکرات کوردستان بر این باور است که چیزی که به وی تعلق نداشته باشد، نباید در دست دیگر کوردها باشد. نوع کوردایتی حزب دمکرات کوردستان اینگونه است. این ذهنیت و سیاست در هر جای ممکنی در دشمنی با کوردها بازتاب مییابد. در روژاوا نیز اینگونه بازتاب مییابد. در باکور و روژهلات (شمال و شرق کوردستان) نیز اینگونه بازتاب می یابد.
طی سالهای ۱۹۸۰ میلادی (١٣۵٨ شمسی) در سرکوب جنبش کورد در روژهلات کوردستان، با رژیم ایران به همکاری دست زد. در عفرین نیز به همین شیوه عمل نمود. در حملات انجام شده به سریکانی و گری سپی نیز ENKS از دولت اشغالگر ترک حمایت نمود، این گروه نیز از سوی حزب دمکرات کوردستان حمایت میشود. کسانی که از یکسال قبل با این حزب در ارتباط هستند، به منظور حمله دولت ترک به روژآوا نامهنگاری کرده بودند. همچنین نامه عثمان اوجالان دشمن کوردها نیز به دست آمده بود که از طریق حزب دمکرات کوردستان به دولت ترک و میت ارسال نموده بود. کاملا آشکار است که میت بهترین دوست صاحب این نامه و کانال این نامه است. آشکار شده است که نظامالدین تاش با پاراستن و اطلاع حزب دمکرات کوردستان با میت دیدار داشته است تا در ترکیه علیه پ.ک.ک سازمانی جاسوسی ایجاد کند. اعضای دستگیر شده میت در رسانهها اطلاع دادند؛ اما چون این شخص و اشخاص دیگر نیروی لازم را ندارند، درخواست آنها مورد پذیرش قرار نگرفت.
همکاری حزب دمکرات کوردستان با دولت ترک ویژگی این حزب است. در رابطه با موضوع حمله داعش به شنگال نیز گفته میشد که احتمال دارد حزب دمکرات کوردستان به معاملاتی در این رابطه دست زده باشد. داعش در زمانی که به حمله به هولیر دست زد، بیانیهای را صادر کرده بود و اظهار داشته بود که حزب دمکرات کوردستان به وعده خود عمل