گذار دموکراتیک
1.6K subscribers
8.55K photos
3.7K videos
608 files
5.53K links
تلاش برای ایجاد دموکراسی در ایران و چاره یابی مسئلە کورد

آدرس وبسایت ما:
www.kodar.info ✔️
www.kjar.online ✔️
www.pjak.eu ✔️


ارتباط با ادمین:
@gozar_democratic ✔️

🆔 @GozarDemocratic
Download Telegram
◾️ گذار از ۳ توهم و اتکا به خط ۳

وظیفه یک جریان انقلابی و درگیر با فاشیسم ایرانی قبل از هر چیز زدودن ۳ توهم، ابتدا در ذهن رهبری و بدنه سازمانیش، متعاقبا افکار عمومی جامعه و ملت خود میباشد!؟

اول: توهم آن که بدون مبارزە راسخ و نیرومند، رژیم حاکم بە مطالبات بحق، دموکراتیک و اهداف مبارزات تن دهد و حق بپذیرد.

دوم: توهم آن کە اپوزسیون شوونیست بعد از بە مسند نشستن، بە وعدە و شعارهای کنونیش عمل کند.

سوم: توهم آن که نیرویی خارجی با هدف رهایی جوامع و ملت ها، برای سرنگونی یا تحمیل مطالبات جوامع و ملت های تحت ستم به رژیم اقدام نماید۰

شرط پیروزی گذار از ۳ توهم و اتکا بر خط ۳ می‌باشد!

#اهون_چیاکو

◾️انقلاب روژاوا
https://telegram.me/enqelabrojava
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#تورکیا چەقی تیرۆر لە جیهاندا.. بەڵگەیەکی دیکە ببینن..
ئەو چەتە مورتەزەقانەی #سوریا کە #ئەردۆگان وەک مێگەل بەرەو مردنیان بۆ #لیبیا دەنێریت ، بەشێکیان لە شەرمان ملشۆڕ دەکەن..ڤیدیۆکە ببینن:


لە فەیسبوکی ڕۆژنامەوان نیاز حامد وەرگیراوە



🆔 @GozarDemocratic
#زیلان_تانیا: در ایران زمان آن فرا رسیده که درها به‌سوی پروژه‌ی جوامع گشوده شود



🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
#زیلان_تانیا: در ایران زمان آن فرا رسیده که درها به‌سوی پروژه‌ی جوامع گشوده شود 🆔 @GozarDemocratic
#زیلان_تانیا: در ایران زمان آن فرا رسیده که درها به‌سوی پروژه‌ی جوامع گشوده شود





با توجە بە اهمیت خیزشهای مردمی در ایران و شرق کوردستان و ارائە آلترناتیوی جهت گذار از بن بست های سیاسی و اجتماعی در ایران، نشریە آلترناتیو تصمیم بر آن گرفت با زیلان تانیا، رئیس مشترک جامعە دمکراتیک و آزاد شرق کوردستان – کودار مصاحبە ای با محوریت گزینەی مناسب رهگشایی از بحران های کنونی در ایران و نقش کودار در این زمینە، اختصاص دهد. متن مصاحبە بە شرح ذیل است.

-با توجه به خیزش‌های اخیر در ایران، موضوع نظام و ساختار آلترناتیو برای آینده ایران به یکی از بحث‌های گرم محافل سیاسی و احزاب اپوزیسیون تبدیل‌شده، به نظر شما این آلترناتیو باید از چه ویژگی‌های اساسی و بنیادین برخوردار باشد؟

آمادگی نیروهای ایرانی برای ارائه‌ی پروژه‌های آلترناتیو گامی مثبت است و محافل سیاسی، احزاب و اپوزیسیون‌ها همواره در طول تاریخ در برابر ساختار رژیم استبدادی اسلامی با پروژە و آلترناتیو بە میدان آمدە‌اند و این امری بسیار مهم است اما این پروژەها تا چە میزان پاسخگوی نیازهای جامعە بودەاند، قابل‌تأمل است. زیرا عدم وجود دیدگاه و بستر مشترک برای ایجاد جامعەای با ساختار و سیاست دموکراتیک منجر شد تا انسجام و همگرایی در میان پروژە ها نیز ایجاد نگردد. این ‌یکی از تجاربی است که نیروهای ایرانی از مبارزات ناکام خویش در طول تاریخ مبارزات خویش کسب نموده‌اند و امروز با پی‌بردن به این امر مهم در حول محور آن به مبارزه علیه نظام فاشیست و تک‌تیپ‌ساز می‌پردازند. با اینکه این بخشی از زاویه‌ای‌ است که به تفسیر وضعیت احزاب و اپوزیسیون‌های ایرانی می‌پردازیم درعین‌حال باید به زوایای دیگر نیز نگریست. درگذشته به میزانی که مسئله‌ی نبود آلترناتیو نقطه‌ضعفمان بود امّا بخش دیگر و اعظم آن نیز نبودِ دیدگاه و بستری مشترک برای رسیدن به اهداف بود. می‌توان گفت کە شرایط سیاسی منطقە و فرا‌منطقە امروز فرصت طلایی را در اختیارمان قرار دادە که از گذشته‌ی خود درس گرفته و تاریخ را تکرار نکنیم. اکنون دیگر شاهکار، تنها ارائه‌ی پروژه‌ی آلترناتیو نیست بلکه تلاش، مبارزه و همت‌ به خرج‌دادن برای همفکر بودن در پروژه‌ی مشترک و جهت عملی‌سازی آن هم‌رزم‌ و همدل شدن در جبهه‌ی مبارزه است.

البته اصرار ما همواره براین بوده بستری در سطح کشور مهیا نموده و در این راستا با جوامع ایرانی، سازمان‌ها، نهادهای مدنی، سیاستمداران و… نظراتمان را در میان بگذاریم. بدین‌گونه به اراده‌ای جمعی و مشترک دست‌یافته و آلترناتیو موردپسند همه را به عرصه‌ی پراکتیک بگذاریم. این مورد از اهداف استراتژیک ما بوده و هست. هرچند تاکنون آن‌چنان ‌که باید نتوانسته‌ایم به نتیجه‌ی دلخواه برسیم اما تا رسیدن به اهداف ذکرشده هرگز از پای نخواهیم نشست.

– نظر شما درباره آلترناتیو‌های ارائه‌شده از سوی برخی از جریان‌‌های سیاسی به‌خصوص سلطنت‌طلبان و پان‌ایرانیست‌ها چیست؟

به نظر من اگر قرار است آلترناتیو ذکرشده مبدل به پروژه‌ای اجتماعی، وسیع و مورد استقبال تمامی نیروها و جوامع ایرانی گردد پس باید بستری برای دادوستد مهیّا شود. باید همه پشتِ تریبون حضور یافته و نظر بدهند. در این راستا آلترناتیوی که از آن بحث به میان می‌آید بیشتر پروژه‌های حزبی و محدود است تا پروژه‌های اجتماعی. می‌توان گفت آلترناتیوهای ارائە شدە از سوی این جریانات بە حدی نرسیدە کە از افکار و ذهنیت‌های اسلام‌گرا، نژادپرست و… گذار نماید و به گفتمانی دیگر تداعی‌گر مهندسی‌ کردنِ جامعه است تا همسو گشتن با جامعه و گوش‌سپردن به دغدغه‌های جامعه. اکنون‌که همه‌ی نیروهای ایرانی از تاریخ مبارزات خویش تجربه کسب کرده‌اند، دیگر به سراغ گام‌های دیگر نرفته و چندان ارزشی هم برای آن قائل نیستند. حتی به‌جز پروژه‌های خود سایر پروژه‌های دیگر را قبول نداشته و به تمسخر آن می‌پردازند. بدین گونه پروسه‌ی دشمن‌تراشی روزبه‌روز گسترش می‌یابد. این‌بار دشمن را رها کرده و به رقابت و خصومت با یکدیگر می‌پردازند. متأسفانه این تابلوی عملکرد و یا دیدگاه صاحب پروژه‌هاست کە بیشتر شبیە بە میدان رقابت برای رسیدن بە اهداف، آمال و آرزوهای از دست رفتە است. البته این موضوع چندان ربطی هم به‌کل جامعه‌ی ایران ندارد. اتفاقاً بزرگ‌ترین توقع و انتقاداتی که جوامع ایرانی از تمامی نیروهای پیشاهنگ دارند همین نکته است. در این راستا نباید راه‌های رفته شده را دوباره امتحان کرد. نژادپرستی و یا مدل دولت مرکزی حتی مدل‌های تئوکراتیک اگر جوابگو می‌شدند که جوامع در طول سده و ده‌های تاریخ علیه این نظام‌ها قیام نمی‌کردند. اگر در ادوار مختلف این مدل‌ها از نواقص و تناقضات بسیاری برخوردار بود‌ه‌‌اند در دنیای پیشرفته‌ی امروزی به‌هیچ‌وجه قابل‌قبول و تحمّل نیستند. مدل‌های مرکزی منکر اراده‌ی تمامی تنوعات اجتماعی و فرهنگی جوامع ایرانی‌ است. این مورد برای سلطنت‌طلبان و پان‌ایرانیست‌
گذار دموکراتیک
#زیلان_تانیا: در ایران زمان آن فرا رسیده که درها به‌سوی پروژه‌ی جوامع گشوده شود 🆔 @GozarDemocratic
ها نیز صدق می‌کند. ‌

-دیدگاه شما در‌باره‌ی آلترناتیو و راهکار شورای مدیریت گذار از حکومت ایران چیست؟

ببینید ما اکثرا به مشکل نتیجه‌گیری و یا تثبیت‌های ذکرشده برنمی‌خوریم. حتی پروژه‌هایی که از آنها بحث به میان می‌رود همین‌طور؛ اما مسئله‌ی اصلی تحمیل مهندسی این پروژه‌ها بر جامعه و یکدیگر است. به‌عنوان‌مثال ما در رابطه با محتوای این پروژه‌ها نظرات و پیشنهاد‌های گوناگونی داریم. اما آیا باید این نظرات و پیشنهاد‌ها را کجا و چگونه مطرح نمود؟ حال شورای مدیریت گذار درخواست نظرخواهی هم نکرده است. پس چگونه می‌توان معتمد بود؟ تضمین آن چیست؟ به‌جای نگریستن از روزنه باید از دریچه به حل مسائل پرداخت. بزرگ‌ترین مسئله‌ی ما هم این است که تاکنون چنین محیطی را مهیا نکرده‌ایم.

– شما به‌عنوان جامعه‌‌ی دموکراتیک و آزاد شرق کوردستان (کودار)، چه جایگزینی برای نظام حاکم بر ایران پیشنهاد می‌کنید؟

ما نیز به‌عنوان جامعه‌ی دموکراتیک و آزاد شرق کوردستان از پروژه‌های آلترناتیو برخورداریم. مواردی را که در بالا بدان‌ها اشاره کردیم را رعایت می‌کنیم. قبلاً هم در این مورد نظرات خویش را به شیوه‌ای علنی بیان نموده بودیم. دو آلترناتیو وجود دارند. نخست اینکه نظام ایران با ایجاد و گشودن بستری دموکراتیک و تجمع تمامی نیروهای ایرانی و خاصه جامعه، به مطالبات آنان گوش سپرده و قانون اساسی دموکراتیکی ارائه دهد. جهت عملی‌نمودن آن نیز اقدام نماید. به وظایف و مسئولیت‌های خویش بپردازد. درصورتی‌که هیچ اقدامی از سوی نظام حاکم وجود نداشته باشد، نباید بیشتر از آن اصرار ورزید. دوم اینکه پروژه‌ی آلترناتیو جوامع ایرانی آماده است و برای عملی نمودن آن باید راه‌های ذکرشده طی شوند. بهترین گزینه هم گزینه‌ی دوم ‌ا‌ست. چون چهار دهه است که نظام حاکم تمام زوایای گزینه‌ی اول را طی و تحمیل کرده است. اما گزینه‌ای که هیچ شانس خود تجربه کردن نداشته است. دیگر زمان آن فرارسیده که درها به‌سوی پروژه‌ی جوامع گشوده شود. این نقطه‌عطفی ا‌ست که به‌تمامی بحران‌ها نقطه‌ پایانی خواهد گذاشت. در این راستا یکی از مبانی سیستم خودمدیریتی دموکراتیک، بر این اساس است که جامعه خود مرجع تصمیم‌گیری است. البته این مدل نیز دارای مرجعی مرکزی که از اتوریته‌ای دموکراتیک برخوردار می‌باشد است که تمامی مسائل را پیگیری می‌کند. علی‌رغم تمامی جوانب مثبت مدل‌ ارائه‌شده‌ی ما، جوانب همخوانی با بستر فرهنگیِ ایران شرط است. این مدل چنان مدلی ‌است که از نمایندگی تمامی تنوعات اعم از روستاها گرفته تا شهرها، از کوچه گرفته تا خیابان‌ها و نظام کل کشور برخوردار است. سلامت سیستم مرکزی کل کشور در اهمیت وجود سازمان‌دهی‌های خودویژه‌ی تنوعات می‌باشد. درصورتی‌که سیستم‌های خودویژه‌ی زنان، جوانان، باورمندی‌ها، فرهنگ‌ها و… نباشد سیستم مرکزی نیز ناقص و از همه مهم‌تر از قابلیت نمایندگی اراده‌ی تنوعات نیز نخواهد توانست برخوردار باشد. لذا جوامع اراده‌ و هویت خویش را در سیستم اداری ـ مدیریتی بیان می‌کنند. به‌عبارتی دیگر، این خود جامعه است که باید در مورد پروژه‌ی سیستم نظر دهی نماید. مدلی که ما از آن بحث به میان می‌آوریم همین می‌باشد. زیرا قادر به اراده‌سازی جامعه می‌باشد. به جامعه می‌آموزد که چگونه و در برابر چه پروژه‌ای به مقابله بپردازد. جامعه‌ای باز و اراده‌مند قاعدتاً می‌تواند آزادی خویش را تضمین نماید.

منبع: آلترناتیو شمارەی ٧٩



pjak.eu



🆔 @GozarDemocratic
ژنئولوژی و ادبیات زندگی


برگرفته از کتاب ژنئولوژی


🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
ژنئولوژی و ادبیات زندگی برگرفته از کتاب ژنئولوژی 🆔 @GozarDemocratic
ژنئولوژی و ادبیات زندگی


برگرفته از کتاب ژنئولوژی


یکی از علل اسرارآمیزبودن دوران ایزدبانوی مادر, زبان شعروار و ادبیات گونه‌اش می‌باشد. شعر و داستان ادبیات و گونه‌ی افسانه‌ها نیز از یکمین محصولات این عصر بود. این امرتصادفی نیست. زن و واقعیت جامعه‌ی اخلاقی و سیاسی بناشده در پیرامونش که آزاد و طبیعی زیسته و عاری از دروغ و حیله بوده, با نیروی دنیای عاطفی او مرتبط است. نیروی جریان‌یافته در عاطفه و احساس او, توان سخن و شرح وی را تعیین می‌نماید. سخنش, حقیقت آنچه را که روی داده آشکار می‌سازد. از این رو نیز سخن گرانبهاست. نیروی به‌وجودآمده از حقیقت سخن, آفریننده, مرمت‌یاب و احساس‌برانگیز است. چرخه‌ی طبیعی زندگی‌ـ سخن‌ـ زندگی, کارکردی جاری است. یعنی چرخ مولدی است که اتفاقات را به‌صورت سخن درمی‌آورد, آنچه که در زندگی بر زبان می‌آیند, یک‌بار دیگر تبدیل به سخن می‌کند و بدین شکل ادامه می‌دهد. یکی از دلایل برآمدن ژنولوژی نیز پس‌گرفتن سخن‌ورزی‌مان است که تا حد بریدن صدای‌مان, آن را ساکت گردانده‌اند. یعنی کسب دوباره‌ی ادبیات‌مان که در عصر زبان شعر وجود داشته و آفریننده‌ی آن هستیم. یعنی کسب توانایی‌مان در جاری‌ساختن زندگی‌مان در سخن, و سخن‌مان در زندگی. به‌همین سبب, رابطه‌ی ادبیات و زبان با زن, در صدر پدیده‌هایی می‌آید که در گستره‌ی اتیک‌ـ استاتیک ژنولوژی و در جای لازم در درون عرصه‌های متفاوت و یا با توجه, کاوش و پژوهشی جداگانه به‌وجود خواهد آمد. بسیاری دانش که در ابتدای اجتماعی‌شدن زنان پدیدار گشت و مهم‌ترین آن نیز اگر زبان فرزانگی, شعر باشد, البته که این دارای حکمتی است. و این حکمت, با درنظرگرفتن هدف اخلاقی‌نمودن و استاتیزه‌کردن زندگی مرتبط است.

آشکار است که امروزه بیشتر از هر دوران دیگری به این نیاز داریم. به اندازه‌ی برطرف‌کردن این نیاز با اتیک و استاتیک, بررسی و تقابل‌کردن آن با ادبیات نیز بسیار مهم می‌باشد. ادبیات در بسیاری مقاطع تاریخی جوامع, به‌مثابه‌ی گونه‌ی نمود جامعه نوین رشد یافته است. در حالی که علم زن نیز با هدف برساخت یک زندگی اجتماعی در پیرامون زن ایجاد می‌گردد, البته که همراه با ادبیات و زبان زن به‌وجود خواهد آمد. ادبیات و زبان زن, همه‌ی ارزش‌های‌مان را که فرهنگ پدرسالاری صنعتی کرده, دنیای پوزیتیویست علم‌ـ دانش منجمد و بی‌وجدان ساخته و از این رو از معنایابی اجتماعی مجرد گردانیده است, به نمایش خواهد گذاشت. در همان حال, این ارزش‌های‌مان را همراه با نیروی ادبیات و سحر زبان زن زنده نموده و بر دنیای اجتماعی‌شدن و ارزش‌های زن‌بودن خواهد افزود.

ادبیات چنین نیرویی دارد. رابطه‌ی میان ادبیات با زن, صاحب ویژگی‌هایی است که این نیرو را بیشتر قوی گرداند. اگر این‌طور نمی‌بود, صدها سال پیش در دوره‌هایی که حق خواندن و نوشتن از زنان سلب شده و نوشتن و چاپ کتاب با نام خود آنها ممنوع بوده, زنان این‌همه بی‌باک نمی‌بودند تا جایی که کتاب نوشته و با نام یک مرد پخش کنند. اگر این‌طور نمی‌بود به‌رغم واپس‌گرایی دینی که صدا و سخن زن را ممنوع کرده, زنان نمی‌توانستند اشعار, صداهای دنگ‌بیژی[۱] و افسانه‌ها را که فرهنگ خلق‌ها زنده نگه داشته, به‌عنوان بزرگ‌ترین گنجینه‌ها حفظ نمایند. در روزگار امروزمان که خواسته می‌شود تمامی فرهنگ‌های اجتماعی با هنر عامه‌پسند و صنعتی‌گشته استحاله شوند, ادبیات و زبان زن امکان نداشت به‌عنوان یک عرصه‌ی آلترناتیو که بتواند همه‌ی اقشار مختلف اجتماعی را خطاب قرار دهد, شکوفا گردد.

ژنولوژی نیز, با ادبیات زن که نو, آلترناتیو و آزاد خواهد رست, رنگش را به‌دست خواهد آورد. ادبیات و زبان زن که روح, زبان, اتیک و استاتیک آن را زنده نموده و بازتاب خواهد داد, موانع فراروی پیشرفت را با مبارزه در عرصه‌ی فکری انجام خواهد داد. در برابر شرایط دشوار زندگی مدرنیته‌ی کاپیتالیستی, ادبیات می‌تواند به بهترین شکل, بی‌رحمی‌ای را که انسان را از انسان و جامعه گسلانیده و به فردگرایی محکوم ساخته, شرح داده و قابل درک نماید. باز ادبیات می‌تواند روح ظالم لیبرالیسم را که نابودگر ویژگی‌هایی است که زیبایی‌های زندگی را جمعی آفریده و قسمت می‌نماید, برای ما محسوس گرداند. می‌توانیم با ادبیات, قوی‌ترین نبرد را علیه روح تاریک عصر که وجدانش را از دست داده و به انسان, درخت, پرنده, آب و هوا دست‌درازی می‌کند انجام دهیم. با ادبیات می‌توانیم زبان نامفهومی را که سیستم جهت تفهیم‌نشدن, به اشتباه‌انداختن و دورشدن از جستجوی آزادی به‌کار می‌گیرد, به حرف آوریم. قادریم ادراک انسان را که ابله, مسدود و یا غریزه‌یی گشته‌اند فراخ نماییم. به‌رغم گذشت ده هزاران سال از آن, می‌توانیم نیروی قوی جامعه‌ی طبیعی و خیال غنی زبان ایزدبانوی مادر را همانند آنچه که آنها انجام دادند با آفریدن زمان‌های شعرآگین به‌دست آوریم, تا جایی که شانس احیای زندگی و خودشان را در فکرمان جای دهند. ژنولوژی, ادبی
گذار دموکراتیک
ژنئولوژی و ادبیات زندگی برگرفته از کتاب ژنئولوژی 🆔 @GozarDemocratic
ات را همچون عرصه‌یی چشم‌پوشی‌ناپذیر می‌بیند جهت اینکه تمامی دنیای علم و به‌خصوص علوم اجتماعی که پوزیتیویسم معیوب گردانیده, بتوانند دوباره اخلاق و وجدان را حس نموده و به‌دست آورند. به‌همین علت, برای بالابردن شانس هر انسانی جهت اینکه بتواند با زبان مادری خود به ادبیات بپردازد نیز زبان و ادبیات را با نگرشی زنانه مورد بررسی قرار داده و در راستای پیشبرد آن مبارزه می‌کند. حوزه‌ی ادبیات را که در روزگار امروزمان تا حد زیادی محدود گردانیده و هزار و یک مانع, جلوی پیشرفت آن قرار داده شده است, همراه با هدف نیرومندکردن ادبیات زن, جهت هویداساختن و پیشبرد ادبیات زن که در تاریخ‌مان نهان مانده, به پژوهش و کاوش می‌پردازد.

[۱] نوعی خوانندگی فولکلور کوردی که سینه به سینه نقل شده است.


jineoloji-farsi.com


🆔 @GozarDemocratic
Forwarded from جامعە زنان آزاد شرق کردستان KJAR
بەڕێزان ئەندامانی کاناڵی تێلێگرامی کۆمەڵگای ژنانی ئازادی ڕۆژهەڵاتی کوردستان (کەژار)؛
بە هۆی کێشەیەکی تکنیکی، لەمەودوا كاناڵەكەمان لە سەر لینکێکی دیکە بەردەوامی بە کارەکانی دەدات. هیوادارین کە ئێوەش بە بەشداربوونتان لە کاناڵی تازەدا لە گەڵ ئێمە بمێننەوە و لە بۆچوون و سەرنجی خۆتان ئاگادارمان بكەن.
بە سپاسەوە ئەدمینی کاناڵی (کەژار)


مشترکین محترم کانال تلگرامی جامعه زنان آزاد شرق کردستان (کژار)؛
به علت وجود مشکل فنی در کانال تلگرام، از این پس فعالیت خود را در کانالی جدید ادامه خواهیم داد. امیدواریم که شما نیز با حضورتان در کانال جدید همراهمان بوده و از این طریق نظرات و پیشنهادات خود را با ما در میان بگذارید.
با کمال تشکر
آدمین کانال تلگرام (کژار)

کژار
جنبش کنفدرال شرق کردستان و ایران می باشد،و بر مبنای ایدولوژی زن آزاد؛آزادی جامعه را عملی می سازد

#جامعە_زنان_آزاد_شرق_کردستان #KJAR
👇👇
https://telegram.me/KJAR_2014

ارتباط با ما :
👇👇
@Azadirojhelat
@Zananesharq
گذار دموکراتیک pinned «بەڕێزان ئەندامانی کاناڵی تێلێگرامی کۆمەڵگای ژنانی ئازادی ڕۆژهەڵاتی کوردستان (کەژار)؛ بە هۆی کێشەیەکی تکنیکی، لەمەودوا كاناڵەكەمان لە سەر لینکێکی دیکە بەردەوامی بە کارەکانی دەدات. هیوادارین کە ئێوەش بە بەشداربوونتان لە کاناڵی تازەدا لە گەڵ ئێمە بمێننەوە و لە…»
فروریختن دیوارهای استبداد با اتحاد زنان


#دیانا_اورین


🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
فروریختن دیوارهای استبداد با اتحاد زنان #دیانا_اورین 🆔 @GozarDemocratic
فروریختن دیوارهای استبداد با اتحاد زنان


#دیانا_اورین


جهت پرداختن به نقش زنان در خیزش‌های مردمی در چهار دهه از عمر رژیم استبدادی و زن‌ستیز ایران، مدنظر قراردادن و واکاوی گذشته امری مبرم و مفید خواهد بود. همچنین وقوف بر نگاه و رویکردهای ذهنیت و حکومت ایدئولوژیکی حاکم نسبت به زنان، در شناخت و تحلیل درست این مسئله امری اجتناب‌ناپذیر است.

نابرابری‌ و تبعیض جنسیتی پدیده و موضوعی تازه نیست، با توجه به زمان و مکان، فرهنگ و ساختارهای سیاسی در اشکال و فرم‌های متفاوتی بروز پیدا می‌کند. مسلما در جوامع به‌شدت بسته و دینی ازجمله جامعه‌ ایران، تبعیض و نابرابری نسبت به زنان ژرف‌تر است. در کنار تفکرات ارتجاعی، ذهنیت مردسالار حاکم بر جامعه، در تشدید و تعمیق وضعیت ناگوار زنان، نقش تعیین‌کننده‌ای دارد؛ زیرا در جوامع مردسالار تمامی نهادهای سیاسی و اقتصادی جامعه در قبضه و کنترل مردان قرار دارد و به جایگاه زنان توجهی نشان داده نمی‌شود. در جامعه سنتی ایران بر کلیشه‌های جنسیتی که خود محصول نابرابری‌های جنسیتی است، تاکید می‌شود. زنان در هر دوره از نظام خسروانی ایران با شرایط سختی روبه‌رو شده‌اند، با نگاهی به تاریخ زنان ایران، خواهیم دید که آنان در تمامی مراحل انقلاب‌ها، قیام و شورش‌ها علیه استبداد همواره در صفوف مقدم مبارزات حضورداشته‌اند. حاکمیت ایران همواره هنگامی‌که به حضور زنان نیاز داشته، آنان را به صحنه فرا‌خوانده، همانند دوران انقلاب، جنگ و انتخابات؛ اما پس از گذار از این مراحل حساس و بحرانی، به بهانه‌ی ارزش نهادن به مقامشان، بار دیگر آنان را به کنج خانه‌ها کشانده است.

از انقلاب مشروطیت در سال ۱۲۸۵ تا انقلاب ۱۳۵۷ و به فاصله یک قرن، زنان از اقشار فعال در صحنه بودند، متاسفانه بعد از هر پیروزی و دستاوردی، زنان از نخستین اقشار جامعه بودند که مورد ستم و بی‌مهری حاکمان وقت قرار می‌گرفتند. از عدم اعطای حق شرکت در انتخابات و قرار دادن در میان مجانین و صغرا در انقلاب مشروطه تا انقلاب ۵۷ و تصویب قانون حجاب اجباری و تبعیض و بی‌عدالتی‌های دیگر. زمان کوتاهی پس از پیروزی انقلاب سال ۱۳۵۷، زندگی و حریم خصوصی زنان مورد هجمه تندروهای حکومتی قرار گرفت. رژیم نوپا، پس از تحکیم پایه‌های قدرت و سرکوب مخالفان و قلع‌و‌قمع آنان، تلاش نمود روابط اجتماعی و مدنی به‌ویژه رفتارهای اجتماعی و خصوصی زنان را اسلامی (بنا به تعریف و تفسیر خودش) نماید. در این راستا و جهت تحمیل و تلقین ایدئولوژی خود، متوسل به سازوکارهای بسیاری ازجمله ارعاب و اعمال خشونت شد.

در طول چهار دهه از حاکمیت مطلق دینی در ایران، مبارزات زنان و هویت‌خواهی آنان با وجود فراز ونشیب‌های زیاد همواره وجود داشته، به‌دلیل عدم اعتمادبه‌نفس لازم، نبود شرایط فکری مناسب، اتحاد و همگرایی، علی‌رغم دستاوردهای که داشته‌اند؛ اما نتوانستند به حقوق و جایگاه واقعی و ازدست‌رفته خود دست یابند. رویکرد مرتجعانه و ایدئولوژیک نسبت به زنان موجب گشت که به‌تدریج زنجیرهای انقیاد و محدودیت، محکم‌تر شود و زنان هر روز بیش از گذشته در میان حصار ذهنیت مرتجع و ضدزن رژیم قرار گیرند تا جایی که بخش بزرگی از زندگی و کارشان، به چهاردیواری خانه محصور گشت و نقش اصلی آنان به فرزندآوری و برطرف نمودن نیازهای مردان تقلیل داده شد. در نظام حاکمیت ایران نگاهی ابزاری به زنان وجود دارد، در تفکر و اندیشه‌ی این حاکمان، زنان توانایی حضور در هر عرصه‌ای را ندارند؛ براین اساس و با این نوع توجیه و تفسیر از اسلام، زنان را از مشارکت سیاسی و ایفای نقش فعال در تحولات سیاسی و اجتماعی محروم می‌کنند.

اگرچه زنان نسبت به اوایل انقلاب دارای بلوغ و پختگی فکری و سیاسی بیشتری هستند، اما بازهم در چشم حاکمیت و قانون ایران، از شهروندان «درجه دوم» محسوب می‌شوند. بعد از چهار دهه از انقلابی که زنان در آن پیشاهنگ و مشارکت فعالی داشتند، هر یک به شکلی طعم زندان، خشونت، تحقیر، توهین، شکنجه و محدودیت را چشیده‌اند، با این وجود کماکان مبارزه زنان برای استیفای حقوق خود در داخل و خارج ایران ادامه دارد. نبرد زنان برای بهبود شرایط زندگی، کسب جایگاه اصلی‌شان در جامعه و دستیابی به حقوق و آزادی‌های ازدست‌رفته، استفاده برابر از فرصت‌های اجتماعی و رفع تبعیض‌های جنسیتی، دارای تاریخی طولانی است. در سال‌های اخیر میزان مشارکت زنان در عرصه‌ تحصیل و آموزش عالی رشد چشمگیری داشته، این نیز نشان از خواست، تلاش و اراده‌ی زنان است جهت بیرون آمدن از سایه‌ی مردان و نقش سنتی در خانواده و حضور در عرصه‌های مختلف اجتماعی.

با نهادینه شدن عمیق نظام دینی و دیکتاتوری ولایت‌فقیه، به‌تدریج آثار و پیامد‌های قدرت‌طلبی و خشونت در تمامی مناسبات و سیاست‌های رژیم درکل جامعه بروز کرد، در این میان زنان بیش از همه مورد تعرض و خشونت قرار گرفتند. در کنار تمامی ناملایمات و دشواری‌های زندگی در یک جامعه استبدادزده، تصویب م
گذار دموکراتیک
فروریختن دیوارهای استبداد با اتحاد زنان #دیانا_اورین 🆔 @GozarDemocratic
واد و تبصره‌های جدید تبعیض‌آمیز قانونی در رابطه با زنان، هر روز آنان را بیش‌ازپیش درگیر مسائل و مشکلات خانوادگی و اجتماعی کرده است. تمامی اعتراضات و نارضایتی‌های مسالمت‌آمیز زنان نیز همواره با بی‌اعتنایی و سرکوب شدید حکومت روبه‌رو گشته است.

نخستین اعتراض زنان به قوانین رژیم، در آبان‌ماه سال ۱۳۵۸ در رابطه با لغو قانون حمایت از خانواده از سوی حکومت نوپای ولایت‌فقیه بود. در آن زمان خمینی قانون حمایت از خانواده را «خلاف شرع» اعلام نمود، واکنش زنان به این دستور، تنها به صدور چند بیانیه محدود ماند. تظاهرات زنان در مخالفت با تصویب قانون حجاب اجباری به مدت شش روز ادامه داشت که با خشونت سرکوب گردید. در آذرماه همان سال، زنان نسبت به تدوین قانون اساسی از سوی مجلس خبرگان اعتراض نمودند؛ این تلاش زنان نیز به‌دلیل ضعف در سازمان‌دهی جنبش و اعمال خشونت از سوی دولت، نتوانست منجر به تغییری در نابرابری جنسیتی در پیش‌نویس قانون اساسی شود.

در تیرماه ۱۳۵۹ بار دیگر زنان به اقدامات جبری حکومت در راستای اجرای قانون حجاب‌اجباری اعتراض نمودند. خمینی در سخنان هشتم تیرماه سال ۱۳۵۸ خواستار اسلامی کردن ادارات شد، بعد ازاین سخنرانی نخستین بخش‌نامه دولتی در رابطه با رعایت حجاب در ادارات و اماکن عمومی نیز صادر شد. زنان با پوشیدن لباس‌های سیاه به نشانه اعتراض مقابل ساختمان نخست‌وزیری تجمع کردند. این‌بار هم اعتراضات پراکنده زنان به نتیجه مشخصی نرسید و در پنجم مهر سال ۱۳۶۰ مجلس ایران قانون الزامی بودن رعایت حجاب اسلامی را در محل کار و مجازات متخلفین را صادر نمود. اعتراضات و نارضایتی‌های زنان در طول حاکمیت نظام استبدادی ایران، هرچند که به‌صورت پراکنده و نامنسجم هم بوده، همواره ادامه داشته‌ است. می‌توان به‌صراحت گفت که رژیم نیز در طول این چهل سال، توانایی درهم شکستن مقاومت زنان را نداشته و قادر نبوده‌اند افکار و شیوه‌ی زندگی زنان را مطابق قوانین و معیارهای خود تغییر دهند و در این مورد با شکست سنگینی مواجه شده‌اند.

پس از این مقطع، به‌طورکلی اعتراضات مردمی تا خرداد ۷۸ به‌دلیل فضای خفقان و مواجهه شدن با سرکوب شدید و عدم وجود راهی برای بیان اعتراض، روبه ضعف و سستی نهاد؛ اما از دهه هشتاد بدین سو، اعتراضات مردمی وارد مرحله‌ جدیدی گشت. نسل‌های پس از انقلاب به‌تدریج از نظام حاکم دچار سرخوردگی و ناامیدی شدند و با گذشت زمان بر میزان مشکلات و مسائل جامعه افزوده شد. حکومت و دولت نه تنها به مطالبات و خواسته‌های مردمی اعتنایی نمی‌کردند؛ بلکه کوچک‌ترین اعتراض و انتقادی را با خشونت پاسخ می‌دادند. پس از انتخابات خرداد ۸۸، مردم نسبت به نتایج انتخابات، به خیابان‌ها ریختند و اعتراضات و شعارهایی برضد نظام سردادند. در این نارضایتی‌ها عده‌‌ی بسیاری کشته و دستگیر شدند که هنوز هم سرگذشت بسیاری از آنان نامعلوم است. به‌تدریج با رویکرد سخت‌افزاری رژیم نسبت به نارضایتی‌های مردم، فاصله و شکاف میان حکومت و مردم بیشتر و عمیق‌تر گشت و چهره‌ی فاسد، ریاکار و ستمکار حکومت برای مردم آشکار گشت تا جایی که قیام‌های دی‌ماه ۹۶ و آبان‌ماه ۹۸، موجب شوک حکومت گشت، زیرا گستردگی و دامنه آن بسیار وسیع بود و زنان حضور فعال و پیشاهنگی را بر عهده داشتند. حکومت در یک اقدام خشونت‌آمیز رویه‌ی چهل سال اخیر را در پیش گرفت و صدها تن از معترضین را به قتل رسانده و عده‌ی بسیاری را نیز دستگیر نمود. زنان بعد از چهار دهه در اعتراض به قوانین و رفتارهای خشونت‌آمیز نسبت به خود، حجاب از سر برداشته و این‌گونه یکی از تابوهای موجود در نظام بسته و متعصب دینی را شکسته و مناسبات ایدئولوژیک حکومت را زیر سوال بردند. رژیم حاکم سال‌هاست که به بهانه مبارزه با بدحجابی، از طریق گشت ارشاد و طرح‌های دیگر زنان را مورد توهین، تحقیر و ضرب‌وجرح قرار می‌دهد. در طی چند سال اخیر در کنار استمرار اعتراضات کارگری، دانشجویی و زنان، سایر اقشار دیگر نیز که از بی‌عدالتی‌ها به تنگ آمده‌اند در تجمعات اعتراضی شرکت می‌کنند. فشار بر زندانیان سیاسی و کارگری بخش دیگری از راهکارهای رژیم برای انفعال و هراس‌افکنی در جامعه است. صدور احکام سنگین برای زندانیان سیاسی و نقض حقوق آنان، موجی از انتقاد سازمان‌های حقوق بشری را دربرداشته است. البته انتظار از رژیمی که بر پایه حذف و نابودی مخالفین و منتقدین بنا نهاده شده تا چه حد به‌جا است خود جای سوال دارد؛ زیرا رژیم ایران تاکنون در مقابل قطع‌نامه‌ها و هشدارهای هیچ سازمان مدافع حقوق بشری پاسخ‌گو نبوده و برای اعمال وحشیانه خود همیشه بهانه‌ای داشته است.

با وجود تجارب تلخی که زنان از مبارزه علیه استبداد حکومت ایران داشتند، بازهم با اعتماد به نفس و پایداری در طلب خواسته‌های خود مصمم و مصر بودند. زنان ایرانی در طول چهار دهه آزمون‌ها و تجارب فراوانی کسب نمودند و حتی میان آنان نوعی انسجام و همدلی نیز ایجاد گشته است. چنین تحول ذ
گذار دموکراتیک
فروریختن دیوارهای استبداد با اتحاد زنان #دیانا_اورین 🆔 @GozarDemocratic
هنی، دستاورد مهمی است که رفته‌رفته به‌سوی تکامل می‌رود. بدون تردید تحولات فکری و سیاسی که در جنبش زنان در ایران ایجاد گشته بر روی سایر جنبش‌ها نیز تاثیر گذاشته و اثباتی براین مهم است که اگر جنبش و مبارزات زنان هماهنگ و نیرومند باشد، بر روی سایر جریانات و جنبش‌های اجتماعی تاثیر گذاشته و نیروی محرکه این جریانات خواهد بود. زنان با وجود اینکه در شرایط بسیار خشن و خفقان‌آور سیاسی کنونی و فرهنگ مردسالار حاکم بر جامعه قرار دارند، بازهم در برداشتن گام‌های موثر، اصرار می‌ورزند.

در انتها بایست به این نکته اشاره نمود که دشمن زنان نه‌تنها نظام دینی حاکم، بلکه استفاده سامانمند از مکانیسم‌های تبلیغاتی و رسانه‌ای است در راستای بازتولید و تعمیق هر چه بیشتر آداب‌و رسوم و باورهای غلط نسبت زنان؛ بنابراین بایستی یکی دیگر از ارکان مبارزات زنان ایران و شرق کوردستان مبارزه با سنت‌ و باورهای کهنه باشد که در رسانه، مدارس و مساجد به افکار و اذهان آنان تزریق می‌گردد. نباید فراموش کنیم که یکی از دلایل اصلی هراس حکومت ایران از مبارزات و مواضع زنان، آگاهی آنان نسبت به دینامیسم و توانایی‌های زنان است؛ زیرا زنان ایران دارای تاریخی درخشان در مبارزه علیه استبداد بوده‌اند و هم‌اکنون نیز از رهگذر مبارزات بی‌امان و آزادی‌خواه خود بخش بزرگی از مخالفان حکومت ایران را تشکیل می‌دهند. سرنوشت مبارزات زنان با نبرد برای دموکراسی و آزادی رابطه مستقیم و تنگاتنگی دارد و روند مبارزات آنان، مرزهای همکاری میان همه جنبش‌های مخالف حکومت ایران را روشن‌تر خواهد نمود.

منبع: آلترناتیو شمارە ٧٩




pjak.eu



🆔 @GozarDemocratic
ادبیات تجلی اندیشه‌ها


#واران_کلهر

🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
ادبیات تجلی اندیشه‌ها #واران_کلهر 🆔 @GozarDemocratic
ادبیات تجلی اندیشه‌ها


#واران_کلهر



ادبیــات هــر ملــت، آیینــه‌ی تمــام نمــای آن ملــت اســت. ادبیاتـی را کـه از دل جامعـه برنخیـزد و حقیقـت، مشـکلات و آنچــه درون جامعــه می‌گــذرد را بیــان نــدارد، نمی‌تــوان ادبیـات آن جامعـه و حتی اندیشـه‌ی آن دانسـت. بدون شـک کــه جامعــه و ادبیــات در ارتباطــی تنگاتنــگ هســتند، پــس هـر تغییـری در آن جامعـه و سـوق دادنـش در هـر مسـیری، نیـز در ادبیـات آن جامعـه تاثیرگـذار خواهـد بـود و برعکـس. اگـر بـه وضعیتـی کـه برخلق‌هـا تحمیـل می‌گـردد، بنگریـم، بـه اهمیـت ادبیـات بیشتـر پـی خواهیـم بـرد. بنابرایـن آنچـه کـه در وهلـه‌ی اول در خلـق یـک ادبیـات تاثیـر می‌گـذارد، تاریــخ یــک ملــت و گــذار آن از یــک رویــه‌ی تاریخــی می‌باشــد. اگر تاریخ خلق‌ها و دولت‌ها را مورد بررسی قراردهیم , تفاوت مــا بیــن ادبیــات تحمیلــی و ادبیاتــی کــه ریشــه در ذهــن آنــان دارد را مشــاهده می‌کنیــم.

سالهاســت کــه مــردم در شرایطــی چــون اســتعمار، اختنــاق، اســتبداد، سرکــوب و اسـتحاله‌ی فرهنگـی و … قـرار گرفته‌انـد و هرگونـه تهاجمـی را تجربـه نموده‌انـد و تنهـا سـعی بـرآن شـده کـه بـا تغییـر اندیشــه‌ی آنــان، ادبیــات زندگــی آنهــا نیــز تغییــر یابــد. امــا ســوال اینجاســت، ادبیاتــی را کــه نمــاد اســتبداد و اســتعارملت باشــد چگونــه می‌تــوان بــه کلام و اندیشــه‌ی مســتعمره‌گان مبــدل ســاخت؟ از ســویی دفــاع، پایــداری و مقاومــت مفاهیمــی عــام در فرهنـگ ملت‌هـا و جوامـع اسـت، ایـن مفهـوم از آن جهـت کــه در برابــر تهاجــم صــورت می‌گیرنــد، یــک ارزش تلقــی مـی‌شـوند. ادبیاتی كـه زاییـده‌ی ایـن مفهـوم اسـت درحـوزه محتوایـی و موضوعـی بـه خلـق اثـر مـی پــردازد، بعبارتــی از یــک ســو عمــق جنایــت و فاجعـه‌ای کـه بـر یـک ملـت وارد شـده و حقیقتـی کــه از آن دور گشــته اســت را بــر زبــان مـی‌آورد و از ســویی دیگــر نیــز از هــر واژه‌اش بــوی اعتــراض و مقاومــت بــر می‌خیــزد. می‌تــوان گفــت ادبیــات مقاومــت مشــتمل بــر آن گونــه از آثــار ادبــی –هـنـری اســت کــه در مـتـن جــاری زندگــی توده‌هــا در عرصــه مقابلــه و ســتیزه‌های اجتماعــی ظهــور یافتــه و بــه وجــود می‌آیــد و جان‌مایــه‌ی آن از یــک تاریــخ و مبــارزه بــا آنچــه کــه هــان تاریــخ بـه انحـراف کشـیده‌اند، شـکل می‌پذیـرد. مقولـه و مـواد ایـن نـوع از ادب بـا شـاخصه ادب و فرهنـگ مردمـی و حـاوی ارزش‌هایی در راه تغییـر و تحـول، پایـداری، اعـتراض، مقابلـه، چالـش و درگیـری اسـت. بـه ادبیـات کنونـی کـه دولـت تحمیـل نموده‌اسـت بنگریـم، آنچـه کـه مشـاهده مـی شـود تنهـا ادبیـات تحقیــر و افسردگی‌اســت، ادبیاتی‌ســت کــه از جامعـه گسسـته اسـت. دولـت سـعی بـر آن داشـته کــه کلامــش را بــه هــر شــیوهی ممکــن بــه حیــات جامعــه وارد ســازد و ایــن دقیقــا هــان اســتحاله‌ی فرهنگـی اسـت کـه مشـاهده مـی‌کنیم. ادبیـات هنر نوشـتن اسـت، امـا زمانیکـه ذهنیـت اقتدارگرا قلـم یـک جامعـه را غصـب کـرده، نمی‌تـوان گفـت آن نوشـته، گویـای وضعیـت مـردم اسـت. آنچـه کـه دولــت‌ها بــکار گرفتــه‌اند، امحــا و آسیمیلاســیون اســت،
در دراز مــدت نیــز دولت‌ها خواهــان شــخصیتی بــودند کــه اندیشــه‌ها و افــکارش اضمحــلال یافتــه و بدتــر کــه وجــود اینگونــه فــردی را عــادی میداننــد. بــا ایــن تفاســیر چنیــن فــردی چگونــه میتوانــد از ادبیـات و فرهنـگ یـک جامعـه صحبـت بـه میـان بیــاورد؟ ایــن افــراد نــه تنهــا نمی‌تواننــد نماینــدگان مــردم و بیان‌گــوی مســائل و دردهــای آنــان باشــند، بلکــه برعکــس ایــن بــار بــا قلمشــان، مــردم را بــه نشـانه مـی رونـد. بـه نمونه‌هـای ادبـی امـروز کـه بـه جامعـه تحمیـل شـده اسـت، نگاهـی بیندازیـم، بیشتــر آنــان راجــع بــه مــرگ، خودکشــی، جدایــی، انــزوا و تنهایــی میباشــد، ایــن ادبیــات، ادبیــات افسردگــی ســت کــه تنهــا و تنهــا یــک فــرد را مــد نظــر قــرار داده و از اشــاره بــه سیاســت، تاریــخ و اجتــاع می‌پرهیــزد.

از ســوی دیگــر شــاهد نوعــی از ادبیــات تحقیــر و در عیـن حـال جنسـیت گرایـی کـه سـالها تحمیـل شـده اسـت می‌باشـیم. ذهنیتـی کـه بـه اسـتحاله‌ی زبـان و فرهنـگ خلـق، بسـنده نکـرده و بـا تحقیـر آن ملـت سـعی بـر نابـودی بیـش از پیش آنـان دارد. بـارز اسـت کـه بـا سلسـله عوامـل و سياسـت‌هاي هــدفدار در زمينــه تحريــك، جهت‌دهــي و تحقیــر افــراد، اقشــار و طبقــات خــاصي از جامعــه در راســتاي ريشه‌كن ســاخن ادبيــات واقعــی و محــو آن از ذهنيــت جامعــه همــراه بــا جايگزين‌ســازي ادبيــاتي بــاب میــل خودشــان مي‌باشــد. تمامــی ســاختار جامعــه، در
گذار دموکراتیک
ادبیات تجلی اندیشه‌ها #واران_کلهر 🆔 @GozarDemocratic
ادبیــات امروزی نادیــده گرفتــه می‌شــوند، قلم‌هــا را ذهنیت‌هــای پیر ســالار و پدرســالار بــه دســت گرفته‌انــد و سـعی بـرآن دارنـد کــه از جانــب تمامــی اقشــار جامعــه نیــز بــا هــمان ادبیات‌شــان بنویســند. بهتریــن نمونــه را مــی تــوان راجــع بــه زنــان بــر زبــان آورد. بهرانــدازه کــه در طــول تاریــخ، ســعی بـرآن بـوده کـه زنـان را طـرد کـرده و بـر افـکار و اندیشــه‌ی آنــان غصــب شــوند، در ادبیــات نیــز زن ســتیزی را کامــلا مشــاهده مینماییــم. بــه نقــش و مبــارزه‌ی زنــان بنگریــم، چــرا در هیــچ ادبیاتــی از آن ســخن گفتــه نشــده اســت؟ اصــلا بهــتر اســت بگوییــم چــرا بجــز بویــی مردانــه در ادبیاتشــان هیـچ بـوی دیگـری بـه مشـام نمیرسـد؟ در ادبیاتـی کـه بـه هیـچ وجـه از تهاجمـات وارد شـده بـه زنـان و در عیـن حـال پایـداری زنـان و مبارزه‌شـان سـخن نگفتــه باشــد، نمیتــوان دم از حقیقــت و ارزش آن ادبیــات زد. تــا کنــون در ادبیاتــی کــه خوانده‌ایــم‌ نه تنهــا از نقــش زنــان قهرمــان در تاریــخ ســخن گفته نشده، بلکــه بــه نشــانه‌ی تقلیــل ارزش مبــارزه‌ی زنــان، آنهــا را نقــش چنــدم خوانــده اســت.

زنــان پیشــاهنگ مقاومــت در هــر ملتــی بوده‌انــد، امــا از ایــن پیشــاهنگی، ســخنی بـه میـان نیامـده اسـت، بنابرایـن نمیتـوان ایـن ادبیـات را عــام و فراگیــر دانســت. بطورکلــی میتــوان گفــت آنچــه در طـول تاریـخ تمامـی خلق‌هـای مسـتعمره و در راس آن،خلـق کـرد مشـاهده نمـوده، پایـداری ادبیـات اجتماعـی در برابـر ادبیـات تحقیـر و دولـت بـوده اسـت. در کردستان با فعالیت‌ها و مبارزات زنان بویژه در جنگ با داعش و حتی قبل‌تر از آن شـاهد انقلابـی عظیـم در ادبیــات ملــت کــرد گشــتیم. ظهــور ادبیاتــی نــو، بــر مبنـای فلسـفه و ایدئولـوژی تـازه، راه بـرای ایفـای نقـش سـاختاری جدیـد بـاز کـرد. بعبارتـی میتـوان گفـت یـک انقــلاب ادبــی و یــک ادبیــات انقلابــی! ادبیات مقاومت، چکیده‌ی تجربه بشریت است. شـاید ایـن سـوال در ذهـن بوجـود آیـد، ادبیاتـی مقاومتـی کــه از آن ســخن گفتیــم، بــر چــه مبنــا و معیاریســت؟ مولفه‌هــای ایــن ادبیــات چــه هســتند؟ در پاســخ بــه ایــن ســوالات می‌تــوان اینگونــه گفــت کــه ادبیــات مقاومت،چکیــدهی تجربــه‌ی بشریــت اســت. در طــول تاریــخ بریــت، شــاهد مجادلــه و مبــارزهی دو خــط خیانــت و وفــاداری، عشــق و نفــرت، حــق و باطــل بوده‌ایــم، ماحصــل ایــن مبــارزات اســت کــه ادبیــات را میســازد. ملتــی کــه طعــم تلــخ ظلــم و بیعدالتــی را چشــیده و در برابــر هرکــدام از تهدیدهــا مبــارزه نمــوده، تنهــا میتوانــد از ادبیــات آن ملــت ســخن بگویــد. لازم بـه ذکـر اسـت کـه زمانی‌کـه از ادبیـات سـخن مـی گوییـم، نمی‌شـود تنهـا بـه مجموعـه‌ای از جمـلات و زبـان بسـنده کـرد، اینجـا بحـث یـک ایدئولـوژی اسـت، یـک مبـدا، یـک روح و یــک فلســفه. نمونه‌هــای بســیاری وجــود دارنــد، کــه بــه زبــان آن ملــت ســخن می‌گوینــد، امــا حــرف هــمان ملــت را نــه می‌شــنوند و نــه می‌فهمنــد. ایــن دقیقــا همــان اســتعار و قتــل عامیســت کــه در ادبیــات خلق‌هــای مســتعمره صـورت گرفتـه اسـت. اگـر روح انسـان بـه بردگـی گرفتـه شــود و ثانیــه بــه ثانیــه زندگــی‌اش را بی هویــت ســازند، آن زمــان چگونــه می‌تــوان از فرهنــگ و ادبیــات ســخن گفــت؟ اگــر هــم ســخن بگویــی بــی ارزش اســت، چــون از غیــر تــو ســخن گفتــه اســت.

ایــن ادبیــات یــک ملــت اســت کــه از ســطح و جایــگاه آن ملــت ســخن می‌گویــد. آنجــا کــه میگویــد: تــک تــک ســاعت چــه گویــد گــوش دار؛ گویـدت بیـدار بـاش ای هشـیار » نیـز بیانگـر همیـن واقعیــت اســت. ایســتادگی و پایــداری در برابــر تهدیــد و تهاجمــات ذهنیــت اقتدارگــرا، تنهــا بــا آکاهــی اســت کــه امــکان پذیــر می‌باشــد. مولفــه‌ی ادبیــات آن نیــز بــر همیــن مبناســت. ادبیاتــی کــه از آن بحــث می‌نماییــم در عیـن اعـتراض، مقاومـت و مبـارزه از یـک امیـد بـه پیـروزی سـخن می‌گویـد. خلـق کـرد اکنـون در مرحلـه‌ای قـرار دارد کــه نمی‌تــوان ســطح ادبیــات آن را یــا فــردی و بــدور از جامعـه و سیاسـت گذاشـت و تنهـا بـرای آن سـوگواری کـرد و نوشـته‌ها تمامـا بـوی غـم دهـد، از سـویی جامعـه نیـز هـم اکنـون لحظـه بـه لحظـه‌ی زندگـیاش را مقاومـت فراگرفتـه، بـا وجـود چنیـن شرایطـی، لازم اسـت کـه ادبیات در ورطــه‌ی کلــی گویــی و شــعار نیفتــد، مــا از ادبیــات انقـلاب صحبـت بـه میـان می‌آوریـم، ادبیاتـی کـه متعهـد اسـت بـه تاریـخ، بـه جامعـه وملـت. اینکـه از طـرف مـردم بوجـود می‌آیـد. و ایـن هـمان اصطـلاح و هـمان فرهنـگ نوین
گذار دموکراتیک
ادبیات تجلی اندیشه‌ها #واران_کلهر 🆔 @GozarDemocratic
است.از مولفــه و ســاختار ادبیــات مقاومــت ســخن گفتــه شــد، امــا آنچــه کــه معنایــی عظیــم بــه ایــن ادبیــات بخشــیده و ایــن روزها بوضــوح شــاهدش هســتیم، نیــروی عظیــم اجتـماع است.




jineoloji-farsi.com




🆔 @GozarDemocratic
Forwarded from aryentvfarsi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
♦️دومین سالروز تهاجم ترکیە بە عفرین

▪️دو سال پیش در چنین روزی، عفرین از زمین و هوا مورد هجوم ارتش اشغالگر ترکیە و گروهای تبهکار مورد حمایت این کشور قرار گرفت.


@aryentvfarsi
راهپیمایی ده‌ها هزار نفری خلق عفرین در محکومیت رژیم تبهکار ترکیه


ده‌ها هزار نفر از اهالی عفرین همراه با جانبازان مقاومت دوران بمناسبت دومین سالروز آغاز حمله اشغالگرانه به عفرین راهپیمایی باشکوهی را در شهبا برگزار کردند.

🆔 @GozarDemocratic