Forwarded from aryentvfarsi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
♦️پیامدهای سقوط هواپیمایی اوکراینی توسط سپاه پاسداران
▪️در اینبارە باهم این گزارش را ببینیم
@aryentvfarsi
▪️در اینبارە باهم این گزارش را ببینیم
@aryentvfarsi
Forwarded from Aryentv
🔸فەرماندەیەکی یەرەکە: جەوانان بۆ تێکۆشان ڕووبکەنە چیاکانی کوردستان
🔻شیار شەڤگەر، ئەندامی فەرماندەیی یەکینەکانی پاراستی ڕۆژهەڵاتی کوردستان-یەرەکە لە چاوپێکەتنێکدا لەگەڵ ئاژانسی دەنگ و باسی فورات بانگەوازی لە جەوانانی رۆژهەڵاتی کوردستان دەکات بۆ تێکۆشان روو بکەنە چیا ئازادەکانی کوردستان.
http://bit.do/fpmFD
@aryentvnews
🔻شیار شەڤگەر، ئەندامی فەرماندەیی یەکینەکانی پاراستی ڕۆژهەڵاتی کوردستان-یەرەکە لە چاوپێکەتنێکدا لەگەڵ ئاژانسی دەنگ و باسی فورات بانگەوازی لە جەوانانی رۆژهەڵاتی کوردستان دەکات بۆ تێکۆشان روو بکەنە چیا ئازادەکانی کوردستان.
http://bit.do/fpmFD
@aryentvnews
Telegraph
فەرماندەیەکی یەرەکە: جەوانان بۆ تێکۆشان ڕووبکەنە چیاکانی کوردستان
شیار شەڤگەر، ئەندامی فەرماندەیی یەکینەکانی پاراستی ڕۆژهەڵاتی کوردستان-یەرەکە لە چاوپێکەتنێکدا لەگەڵ ئاژانسی دەنگ و باسی فورات بانگەوازی لە جەوانانی رۆژهەڵاتی کوردستان دەکات بۆ تێکۆشان روو بکەنە چیا ئازادەکانی کوردستان. شیار شەڤگەر یەکێک لە فەرماندەکانی یەکینەکانی…
گذار دموکراتیک
تیشه به ریشهی هویت خلقها از سوی حاکمیت ایران ✍ #جوانا_سنە 🆔 @GozarDemocratic
تیشه به ریشهی هویت خلقها از سوی حاکمیت ایران
✍ #جوانا_سنە
روشنفکران ایرانی کە در خاورمیانە بیش از همه بە اندیشەی مدرنیستی مشغولاند، قادر نشدەاند از یک تفکر شیعیِ مدرنیستی فراتر روند. اسلام سیاسی که یک ایدئولوژی ملیگرایانە است، بر الیگارشیهای دولت- ملت دویستسالەی اخیر نقاب زدە است، حکومت اسلامی ایران بە شکل بسیار جالبی این واقعیت را نشان میدهد که اسلام شیعی از سرتا انتهایش ملیگرایی ایرانی است. ساختار نظام ایران کە تیشە بەریشەی خواستەها و مطالبات خلقهای ایران زدە ساختار اجتماعی، قوانین و نخبگان خود را اینگونە میشناساند: همەی افراد، سازمانها و نهادهایی کە تقریبا اهرمهای قدرت را در اختیار دارند و خواستەهایشان حول محور ولایت فقیە میچرخد؛ ﻫﻤﻪ ﭼﻴﺰ نظامی است و دوربینهای نظام همە چیز را کنترل مینمایند، تمامی هَمّ وغم نظام این است کە جامعه را بە بالاترین سطح هموژن کردن برساند و جامعەای یکدست و تکهویت را مبنا قرار دهد کە آنهم در ولایت فقیە خلاصە میگردد، قوانینی کە تدوین نمودەاند پایەها و مبنای اساسی آن در چارچوب انکار موجودیت ملتها، هویتها، آسیمیلاسیون فرهنگی، حذف زنان در عرصەهای سیاسی و اجتماعی، بیکاری، اعتیاد، فحشا و همگام با آن تضعیف تمامی بنیانهای اخلاقی جامعە و توجیهات شرعی برای آن میباشد. تراژدی محیط زیست، ﺳﻴﺎﺳﺖ ﻭﺍﺑﺴﺘﻪﺳﺎﺯی بیوقفەی ﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﻭ ﺟﻮﺍﻥکشی، سرکوب و سانسورهرگونە فعالیت فرهنگی تحــت عنــوان تهاجــم فرهنگــی، بــر طبــق قانــون مجــازات اســلامی، انســانها را تنهــا بــه جــرم داشـتـن باورمندی متفــاوت میتــوان انکار و امحاء نمود و میتــوان زنان را سنگســار کــرد، قانــون حمايــت از خانــوادە با تصويــب قوانــين ضــدِ زن و ضــد کــودک بيشــترين ســتم را بــر زن، کــودک و خانــواده ايرانــی تحميــل میکند. میتوان گفت جامعەی ایران هم از نظر اتنیکی و هم دینی بە حکم خصوصیات چندهویتیاش دارای فرهنگی غنی میباشد و میزبانی تمامی هویتهای دینی و ملی خاورمیانە را بر عهدە دارد از اینکە هویتهای کثیر را صرفاً با توسل بە هژمونیهای ایدئولوژیک ملیگرایانە یا دینگرایانە در یک جا نگە دارد دچار دشواری میگردد، شکلی از ناسیونالیسم دینگرا و نژادگرا را بە شیوەای بسیار ظریف اجرا مینماید از طرف دیگر در حالی کە مدرنیتەی کاپیتالیستی را اجرا مینماید هنگامی بە نفعش باشد از توسل جستن بە تبلیغات آنتیکاپیتالیستی نیز دوری نمیجوید. این بخشی از ساختار اجتماعی، سیاسی و اقتصادی رژیم و ارمغان انقلاب است.
اوضاع سیاسی، اجتماعی و اقتصادی در چهار دهەی اخیر در ایران توأم با خلأهایی بوده کە راه بر معضلات و بحرانهای فراوانی هموار کرد. میتوان گفت پیمانەی بحرانها و معضلات تا حدی است کە کنترل را از دست زمامداران حکومتی خارج نمودە و این ناکارآمدی حکومتی سبب تشدید فشارها و نیز ایجاد شکافهایی عمیق از لحاظ طبقاتی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی میباشد. ایجاد شکاف در یک جامعە برابر است با وضعیت بحرانی در آن جامعە. در چنین وضعیتی لازم است کە نظام حکومتی تدابیر لازم را برای رفع بحران بیاندیشد و راهکارهای لازم را ارائە دهد، اما این مطلب در مورد ایران صدق نمیکند زیرا حکومتی کە در قرن بیست و یکم در تلاش برای حل مسائل و بحرانها با متدهای قرون وسطایی است، طبیعی است کە شکافهای جامعە و حکومت تبدیل بە گسست گردد و در اینصورت است کە نظام ارزشی جامعە در تضاد کامل با نظام ارزشی حکومت قرار میگیرد. با نگاهی گذرا بە سیر چهل سالەی حکومت ایران و دولتهای سازندگی، اصلاحات و اعتدال میبینیم این رویەی بحرانزا تغییری نکردە و سیری کاملاً صعودی نیز داشتە است. اگرچە در دوران سازندگی تلاش در جهت مدرنیزە کردن ایران وجود داشت اما این تلاش محدود بە بُعد اقتصادی بودە و تأثیری در ابعاد سیاسی و فرهنگی نداشت، دوران اصلاحات نیز جهشی بود بهسوی گرایشات لیبرالیسم و نئولیبرالیسمی کە این نیز زنگ خطری بود برای طیفهای اصولگرا. این فراز و فرودها در گرایشات نئولیبرالیستی خود نیز عاملی بود در جهت تشدید بحرانهای اقتصادی و سیاسی درچارەیابی وحل بحران؛ تمامی جبهەها لازم میدانند کە عرض اندام کرده و راهکار خویش را ارائە دهند و این نیز راه را برای فشار جبهەی اصولگرا کە تمایل دارند با مدل اقتصاد مقاومتی بە میدان بیایند هموار نمودە است. البتە نهادهای مافیایی اصولگرایان (سپاه) قدرت کافی را برای مهار برنامەهای دولت در دست دارند و برنامه های دولت را در حد اجرایی در کنترل دارند.
اگر بخواهیم از منظری ایران را با کشورهای دیگر مقایسە نماییم، خواهیم دید ایران از حيــث فســاد دولتــی رتبەی ١٤٤ را در جهان داراست، بعد از کشور چین، دارای بالاترین آمار اعدام است واز نظــر شــيوع و مــصرف مــوادمخــدر دومــين کشــور جهــان اســت. نظامی با این ساختار و ا
✍ #جوانا_سنە
روشنفکران ایرانی کە در خاورمیانە بیش از همه بە اندیشەی مدرنیستی مشغولاند، قادر نشدەاند از یک تفکر شیعیِ مدرنیستی فراتر روند. اسلام سیاسی که یک ایدئولوژی ملیگرایانە است، بر الیگارشیهای دولت- ملت دویستسالەی اخیر نقاب زدە است، حکومت اسلامی ایران بە شکل بسیار جالبی این واقعیت را نشان میدهد که اسلام شیعی از سرتا انتهایش ملیگرایی ایرانی است. ساختار نظام ایران کە تیشە بەریشەی خواستەها و مطالبات خلقهای ایران زدە ساختار اجتماعی، قوانین و نخبگان خود را اینگونە میشناساند: همەی افراد، سازمانها و نهادهایی کە تقریبا اهرمهای قدرت را در اختیار دارند و خواستەهایشان حول محور ولایت فقیە میچرخد؛ ﻫﻤﻪ ﭼﻴﺰ نظامی است و دوربینهای نظام همە چیز را کنترل مینمایند، تمامی هَمّ وغم نظام این است کە جامعه را بە بالاترین سطح هموژن کردن برساند و جامعەای یکدست و تکهویت را مبنا قرار دهد کە آنهم در ولایت فقیە خلاصە میگردد، قوانینی کە تدوین نمودەاند پایەها و مبنای اساسی آن در چارچوب انکار موجودیت ملتها، هویتها، آسیمیلاسیون فرهنگی، حذف زنان در عرصەهای سیاسی و اجتماعی، بیکاری، اعتیاد، فحشا و همگام با آن تضعیف تمامی بنیانهای اخلاقی جامعە و توجیهات شرعی برای آن میباشد. تراژدی محیط زیست، ﺳﻴﺎﺳﺖ ﻭﺍﺑﺴﺘﻪﺳﺎﺯی بیوقفەی ﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﻭ ﺟﻮﺍﻥکشی، سرکوب و سانسورهرگونە فعالیت فرهنگی تحــت عنــوان تهاجــم فرهنگــی، بــر طبــق قانــون مجــازات اســلامی، انســانها را تنهــا بــه جــرم داشـتـن باورمندی متفــاوت میتــوان انکار و امحاء نمود و میتــوان زنان را سنگســار کــرد، قانــون حمايــت از خانــوادە با تصويــب قوانــين ضــدِ زن و ضــد کــودک بيشــترين ســتم را بــر زن، کــودک و خانــواده ايرانــی تحميــل میکند. میتوان گفت جامعەی ایران هم از نظر اتنیکی و هم دینی بە حکم خصوصیات چندهویتیاش دارای فرهنگی غنی میباشد و میزبانی تمامی هویتهای دینی و ملی خاورمیانە را بر عهدە دارد از اینکە هویتهای کثیر را صرفاً با توسل بە هژمونیهای ایدئولوژیک ملیگرایانە یا دینگرایانە در یک جا نگە دارد دچار دشواری میگردد، شکلی از ناسیونالیسم دینگرا و نژادگرا را بە شیوەای بسیار ظریف اجرا مینماید از طرف دیگر در حالی کە مدرنیتەی کاپیتالیستی را اجرا مینماید هنگامی بە نفعش باشد از توسل جستن بە تبلیغات آنتیکاپیتالیستی نیز دوری نمیجوید. این بخشی از ساختار اجتماعی، سیاسی و اقتصادی رژیم و ارمغان انقلاب است.
اوضاع سیاسی، اجتماعی و اقتصادی در چهار دهەی اخیر در ایران توأم با خلأهایی بوده کە راه بر معضلات و بحرانهای فراوانی هموار کرد. میتوان گفت پیمانەی بحرانها و معضلات تا حدی است کە کنترل را از دست زمامداران حکومتی خارج نمودە و این ناکارآمدی حکومتی سبب تشدید فشارها و نیز ایجاد شکافهایی عمیق از لحاظ طبقاتی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی میباشد. ایجاد شکاف در یک جامعە برابر است با وضعیت بحرانی در آن جامعە. در چنین وضعیتی لازم است کە نظام حکومتی تدابیر لازم را برای رفع بحران بیاندیشد و راهکارهای لازم را ارائە دهد، اما این مطلب در مورد ایران صدق نمیکند زیرا حکومتی کە در قرن بیست و یکم در تلاش برای حل مسائل و بحرانها با متدهای قرون وسطایی است، طبیعی است کە شکافهای جامعە و حکومت تبدیل بە گسست گردد و در اینصورت است کە نظام ارزشی جامعە در تضاد کامل با نظام ارزشی حکومت قرار میگیرد. با نگاهی گذرا بە سیر چهل سالەی حکومت ایران و دولتهای سازندگی، اصلاحات و اعتدال میبینیم این رویەی بحرانزا تغییری نکردە و سیری کاملاً صعودی نیز داشتە است. اگرچە در دوران سازندگی تلاش در جهت مدرنیزە کردن ایران وجود داشت اما این تلاش محدود بە بُعد اقتصادی بودە و تأثیری در ابعاد سیاسی و فرهنگی نداشت، دوران اصلاحات نیز جهشی بود بهسوی گرایشات لیبرالیسم و نئولیبرالیسمی کە این نیز زنگ خطری بود برای طیفهای اصولگرا. این فراز و فرودها در گرایشات نئولیبرالیستی خود نیز عاملی بود در جهت تشدید بحرانهای اقتصادی و سیاسی درچارەیابی وحل بحران؛ تمامی جبهەها لازم میدانند کە عرض اندام کرده و راهکار خویش را ارائە دهند و این نیز راه را برای فشار جبهەی اصولگرا کە تمایل دارند با مدل اقتصاد مقاومتی بە میدان بیایند هموار نمودە است. البتە نهادهای مافیایی اصولگرایان (سپاه) قدرت کافی را برای مهار برنامەهای دولت در دست دارند و برنامه های دولت را در حد اجرایی در کنترل دارند.
اگر بخواهیم از منظری ایران را با کشورهای دیگر مقایسە نماییم، خواهیم دید ایران از حيــث فســاد دولتــی رتبەی ١٤٤ را در جهان داراست، بعد از کشور چین، دارای بالاترین آمار اعدام است واز نظــر شــيوع و مــصرف مــوادمخــدر دومــين کشــور جهــان اســت. نظامی با این ساختار و ا
گذار دموکراتیک
تیشه به ریشهی هویت خلقها از سوی حاکمیت ایران ✍ #جوانا_سنە 🆔 @GozarDemocratic
وصاف البتە کە بحرانزاست و سیاستهای غلط دولت فاکتور اصلی در تشدید بحران میباشد. دولت ایران شــیوەی اندیشــە، زندگــی و معیارهــای جامعە را تعییــن میکنــد و بدیــن گونــه شــیوە و معیارهــای زندگــی نــە توســط خلقهــا بلکــە توســط حاکـمـان تعییــن و تحمیــل میشــود، همین امر موجب شدە کە چهل سال حاکمیت ولایتفقیه کماکان همراه با اعتراضات، خیزش و نارضایتیهای اجتماعی باشد. این روند اعتراضی با گسترش فشارها افزایش مییابد و ظرفیتهای جمعی را با خود همراه میسازد. در مسیر چهل سالەی حاکمیت ایران خودکامگی در عرصەی حاکمیت ومیل وافر در جهتدهی بە معیارها موجب شدە کە خواستەها و مطالبات خلقها، ارکان فعال جامعە، نخبگان، روشنفکران، مجامع فکری، فرهنگی، هنری،دینی،علمی، جوانان، زنان، کارگران و معلمان موجودیتی نیابد و هرگونە تلاش برای رسیدن بە خواستەها را در چهارچوب اغتشاش و تلاش برای سلب امنیت ملی تعریف مینمایند و همین امر موجب شدە کە اعتراضات با آرامش نسبی و مسالمتآمیز حل و فصل نگردد، بالعکس بە بروز خشونتهای قهری، زندان، شکنجە و قتلعام منتهی میگردد. زیرا هرگونە گفتمانی کە در آن از هویت، شناسنامە، دین و مذﻫبی جدای از نظام بحث شود بە شدت مورد انکار قرار خواهد گرفت. هرچە بر طول عمر نظام افزودە میشود بە همان اندازە مرکزیتر و نظامیتر گردیدە و عملکردی استعمارگرانەتر در پیش میگیرد. در حال حاضر شاید برای خود ایران وضعیتی عادی باشد اما وضعیت تمامی خلقهای ایران بە سوی شرایطی بحرانی میل مینماید. این وضعیت را میتوان بە کودتای دایم نیز تشبیە کرد. در حال حاضر ایران تحت فشار اقتصادی بالایی قرار دارد، گستردگی فشار در بازەی زمانی کوتاهی پس از برجام شروع شد. تحریمهای چند دهەای علیە ایران چرخەی تخریبی را بە همراه دارد و موازی با آن مدیریت ضعیف و خودمحوری باعث میشود آسیبهای جمعی تشدید گردند. ایران هم اکنون در یک کپسول نفسگیر محبوس میباشد کە راه هرگونە کنشی را ندارد. دامنەی آسیبها آنقدر وسیع است کە کاهش و یا دیدن راهی برای چارەیابی ممکن نیست مگر با تغییر بنیادین در ساختار و سیاست حاکم و دیدن کارنامەی چهل سال سیاست ناکارآمد. حکومت چارەیابی را در سرکوب شدید جامعە خلاصە نمودە و در این راستا از هر تاکتیکی استفادە مینماید. خواستەهای مشروع را تداخل خارجی نامیدە و اعتراض را اغتشاش. بە صراحت میتوان گفت کە ﻧﻈـﺎﻡ قدرت برقرار شدە بە صورت مداوم در راستای تخریب ارادەی خلق و نابودی جنبشهای دموکراتیک فعالیت مینماید.
صفحەهای تاریخ حاکمیت ایران مملو از انکار، سرکوب و بەکارگیری اشکال گوناگون خشونت در مقابل خواستەها و مطالبات خلقها است کە خلق کورد از این قاعدە مستثنی نبودە است. تاریخ تاریک حکومت با نادیدە انگاشتن فرهنگ خلق کورد با دستان خود زمینە را برای ایجاد گسست و دچار شدن هویت کلی و استحالەی فرهنگی آمادە نموده، طبیعی است کە اصالت وهویت عناصر تشکیل دهندەی هویت دچار اغتشاش میگردد و همین امر موجب میشود خلقها برای بازتعریف و احیای هویت اصیل خود تلاش نمایند، در نتیجەی این کنش و واکنش، تلاش و مبارزات مشروع و حقوقی خلقها بە ویژە خلق کورد برای حفظ هویت خود کە بخش عمدەای از اهداف آنها در این راستا میباشد، همچون دامن زدن بە تفرقە و سرگردانی در جامعە محسوب گشتە و برچسبهای ضدانقلابی، غیر خودی، تجزیەطلب، مخل امنیت کشور بر پیشانی آنها زدە میشود. فاجعەی کوی دانشگاه، قتلهای زنجیرەای، تظاهرات اعتراضآمیز علیە نتایج رسمی انتخابات ریاست جمهوری ١٣٨٨، قتلعام مردم سنندج و اعلام جهاد با فرمان خمینی و همچنین قتلعام ترکمن صحرا در مرداد سال ١٣٥٨ نمونەهایی از جنگهای تمام عیار هستند کە با استفادە از حربە شرعی و زیر لوای جهاد، تاریخی خونین نوشتند. واکنش ضــد بــشری رژیم ایران بە اعتراضات مسالمتآمیز و مدنی مردم کوردستان در ٢٦ بهمن ١٣٧٧ (١٥ فوریە ١٩٩٩) در محکومیت توطئەی بینالدولی علیە رهبر خلق کورد عبدالله اوجالان در دورانی از حاکمیت دولت اصلاحات کە با گفتاری مدنی بر سر کار آمدە بود نمونەی دیگری از تاریخ تاریک میباشد.
تاریخ خلقها نشان دادە کە همواره در برابر جبهەهای اقتدارگر و حاکم، جنبشها و خیزشهای مردمی مقاومت کرده و برای رسیدن بە مطالبات برحق خود تلاش نمودە و قادر بودهاند تاریخی زرین را از آنِ خود کنند. آیندەی روشن ایران و بازیابی نقش تاریخیاش در خاورمیانە تنها در سایەی یکپارچگی با عناصر دموکراتیک (جامعە دموکراتیک، اقتصادی و اکولوژیک) و برداشتن گامی نوین میتواند میّسر گردد. پتانسیل جامعەی ملی ایران بە اندازە کافی جهت اینکار نیرومند است و در عین حال واقعیت ملت دموکراتیک ایران نیز این امر را ضروری میگرداند.
منبع: آلترناتیو شمارە ٧٩
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
صفحەهای تاریخ حاکمیت ایران مملو از انکار، سرکوب و بەکارگیری اشکال گوناگون خشونت در مقابل خواستەها و مطالبات خلقها است کە خلق کورد از این قاعدە مستثنی نبودە است. تاریخ تاریک حکومت با نادیدە انگاشتن فرهنگ خلق کورد با دستان خود زمینە را برای ایجاد گسست و دچار شدن هویت کلی و استحالەی فرهنگی آمادە نموده، طبیعی است کە اصالت وهویت عناصر تشکیل دهندەی هویت دچار اغتشاش میگردد و همین امر موجب میشود خلقها برای بازتعریف و احیای هویت اصیل خود تلاش نمایند، در نتیجەی این کنش و واکنش، تلاش و مبارزات مشروع و حقوقی خلقها بە ویژە خلق کورد برای حفظ هویت خود کە بخش عمدەای از اهداف آنها در این راستا میباشد، همچون دامن زدن بە تفرقە و سرگردانی در جامعە محسوب گشتە و برچسبهای ضدانقلابی، غیر خودی، تجزیەطلب، مخل امنیت کشور بر پیشانی آنها زدە میشود. فاجعەی کوی دانشگاه، قتلهای زنجیرەای، تظاهرات اعتراضآمیز علیە نتایج رسمی انتخابات ریاست جمهوری ١٣٨٨، قتلعام مردم سنندج و اعلام جهاد با فرمان خمینی و همچنین قتلعام ترکمن صحرا در مرداد سال ١٣٥٨ نمونەهایی از جنگهای تمام عیار هستند کە با استفادە از حربە شرعی و زیر لوای جهاد، تاریخی خونین نوشتند. واکنش ضــد بــشری رژیم ایران بە اعتراضات مسالمتآمیز و مدنی مردم کوردستان در ٢٦ بهمن ١٣٧٧ (١٥ فوریە ١٩٩٩) در محکومیت توطئەی بینالدولی علیە رهبر خلق کورد عبدالله اوجالان در دورانی از حاکمیت دولت اصلاحات کە با گفتاری مدنی بر سر کار آمدە بود نمونەی دیگری از تاریخ تاریک میباشد.
تاریخ خلقها نشان دادە کە همواره در برابر جبهەهای اقتدارگر و حاکم، جنبشها و خیزشهای مردمی مقاومت کرده و برای رسیدن بە مطالبات برحق خود تلاش نمودە و قادر بودهاند تاریخی زرین را از آنِ خود کنند. آیندەی روشن ایران و بازیابی نقش تاریخیاش در خاورمیانە تنها در سایەی یکپارچگی با عناصر دموکراتیک (جامعە دموکراتیک، اقتصادی و اکولوژیک) و برداشتن گامی نوین میتواند میّسر گردد. پتانسیل جامعەی ملی ایران بە اندازە کافی جهت اینکار نیرومند است و در عین حال واقعیت ملت دموکراتیک ایران نیز این امر را ضروری میگرداند.
منبع: آلترناتیو شمارە ٧٩
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
هنر، دفاع از ارزشهای انسانی نویسنده: #سهیلا_امیری 🆔 @GozarDemocratic
هنر، دفاع از ارزشهای انسانی
نویسنده: #سهیلا_امیری
عرصهي ديگر فعالیت فرهنگي، هنر است. درباره هنر موارد زيادي بر زبان آورده شده است. هر ايدئولوژي و انديشـهاي به فرهنگ قالبي داده و به نوعي آنرا تعريف كرده اسـت. هنر عرصهاي اسـت كه تمامي غنـاي فرهنگي انسـان اعم از زبان، اقتصاد، ذهنيت و علم وتکنولـوژي در آن دوباره ظهور مييابند و منعکـس ميشـوند. به همين خاطـر هنر عرصه و ميدان دوم به پراكتيك درآمدن انديشـه و تفکـرات جامعـه اسـت. در تمام زمینههاي فرهنگي ميتوان بازتابهايي را از طبیعت مشاهده کرد و به اختلاط آنها با طبیعت ميتوان پي برد.
در زمینهي هنر بايستي بگويیم حالت منحصر به فرد هنر نیز، در اين زمینهها قابل مشاهده است و باعث شده که به صورت يك مكتب به آن نگريسته شود. در واقع هنر هر آنچه را كه در تمام زمينههاي ديگر آفريده شـده و به جامعه عرضه شـدهاند، دوباره و با شکل و سـاختاري قابل قبولتر و زيباتر خلق كرده و به جامعه عرضه مينمايد. به همین خاطر هنر در تشكیل جوامع در مراحل تاريخي مختلف نقش اساسي را داشته است. مثلا ابداعاتي صورت گرفته و يا نوآوريهايي به وجود آمده و براي اينكه در بطن جامعه بهتر نهادينه شوند و مقبولیت بیشتري به دست آورند، هنر دست به کار شده و نقش ايفا خواهد کرد. به سبب همین ويژگيها، هنر را به عنوان روح فرهنگ ميتوان نام نهاد. يعني چیزي است که به فرهنگ جامعه روح ميبخشد.
در ادامه بايد گفت که عرصهي هنر به دلیل همین خصوصیات، عرصهاي است که بیشترين فعالیت ذهني در آن صورت ميگیرد. توانمنديهاي انساني، نیروها و استعدادهاي برجستهي آدمي در اين زمینه وارد پراکتیك ميشوند. وقتي که اين موارد را بر زبان ميآوريم بايستي متوجه اين نكته هم باشیم که در هر انساني ذوق هنري و استعداد هنري موجود بوده و هر کار انسان همراه با هنرمندي است. هنر با همهي عرصههاي زندگي انسان در پیوند است. هنر مناسب، هنري است که با تمام عرصههاي زندگي آدمي ارتباط داشته و از آنها تغذيه مينمايد و ريشه در آنها دارد. دلیل اينكه هنر در روزگار ما دچار انحراف اخلاقي شده، اين است که ارتباط خود را با جامعه از دست داده است. يعني از اقتصاد جامعه و از معنويات آن و انديشه و زبانش بريده و منفصل شده است. طوری که هنر و هنرمندي خارج از جامعه به صورت يك ذهنیت درآمدهاند. از سببهاي نازايي و ناتواني هنرمندان در خلق آثار جديد، همین قطع ارتباط است. براي اينکه هنرمند خالق باشد بايستي خلاقيت و آفرينندگي جامعهي خود را ملاحظه نمايد. بايد هميشـه جامعه را مورد دقت قرار دهد و هرگونه رفتـار و فعاليـت جامعـه را زير ذرهبين نگه دارد. اگر انحرافي در حال زيسـتن اسـت و جامعه دچار بحران اسـت نسـبت به انتقاد و رفعش تلاش نمايد و هنر را به خدمت اصلاح جامعه درآورد.
اگر كه جامعه هم در راه راست گام برميدارد به تعالي هرچه بهتر آن كمك نمايد. در روزگار ما مانند همهي عرصهها، در عرصهي هنر هم بحران وجود دارد. حوزهاي كه بيشتر از همه در حال حاضر به بلايي بر سر جامعه تبديل شده، حوزهي هنر است. سيستم سرمايهداري بيشتر از سلاحهاي خود براي تخريب جامعه از هنر استفاده مينمايد. حتي سلاحي نيرومند كه امروزه در اختيار حاكمان و اقتدارگرايان قرار گرفته، هنر و هنرمندان هستند. هنرمندان هم نقش اساسي در به انحراف كشاندن جامعه داشته و بلايايي واقعي هستند و هم ميتوانند به مصلحان جامعه تبديل شوند. هم ميتواننـد كه موجب جهش جامعه شـوند و هم جامعه را دچار سـکون نمايند. بـه دليل اينکه تمام غناي فرهنگي جامعه در اين حوزه به زبان آورده ميشـود و چنانچه اين زبان كارايي خود را از دسـت دهد، در تمام حوزهها دچار بحران خواهيم شـد. عبدالله اوجالان در دفاعيات خود هنر، سـکس و ورزش صنعتي شـده و سـودمحور را در مجموع به عنـوان مخدرات جامعه به نام كـرد. مثلا دقت نماييدكه در كشـور تركيه هنرمندان ترك هيچگاه از خلق كورد و مصيبتهاي وارد بر آنان سـخني به ميان نميآورنـد و تخريبـات و پليديهـاي دولت و جامعه خـود را نميبينند. وضعي كه در كردسـتان وجـود دارد راه را بـراي هنرمند به اندازهاي بـاز كرده كه ميتواند به مثابهي يك كوه آتشفشـان فوران نمايد. ذهنيت و آفرينندگي وجود دارد و تراژدي كه بايد به زبان آورده شود فراهم است.اما اين پرسـش پيش ميآيد كه چرا اين امر به واقعيت نميپيوندد؟ در پاسـخ ميتوان گفت چونکه احساس هنرمندي وجود ندارد و از جامعه رخت بربسته است. معيارها و ارزشهاي هنر و هنرمندي تضعيف شدهاند.
از همینرو براي تربیت هنرمند، آموزش و تعلیم لازم است و فرصت براي ابداعات نوين هم بايد فراهم باشد. البته پتانسیل(نیروي بالقوه) لازم وجود دارد و ميتوان از آن استفاده کرد. البته در سالهای اخیر بهدلیل مبارزاتی برای دفاع از ارزشهای انسانی صورت میگیرد، در کردستان تا حدي اين امر بهبود يافته و هنر تا حدي به خ
نویسنده: #سهیلا_امیری
عرصهي ديگر فعالیت فرهنگي، هنر است. درباره هنر موارد زيادي بر زبان آورده شده است. هر ايدئولوژي و انديشـهاي به فرهنگ قالبي داده و به نوعي آنرا تعريف كرده اسـت. هنر عرصهاي اسـت كه تمامي غنـاي فرهنگي انسـان اعم از زبان، اقتصاد، ذهنيت و علم وتکنولـوژي در آن دوباره ظهور مييابند و منعکـس ميشـوند. به همين خاطـر هنر عرصه و ميدان دوم به پراكتيك درآمدن انديشـه و تفکـرات جامعـه اسـت. در تمام زمینههاي فرهنگي ميتوان بازتابهايي را از طبیعت مشاهده کرد و به اختلاط آنها با طبیعت ميتوان پي برد.
در زمینهي هنر بايستي بگويیم حالت منحصر به فرد هنر نیز، در اين زمینهها قابل مشاهده است و باعث شده که به صورت يك مكتب به آن نگريسته شود. در واقع هنر هر آنچه را كه در تمام زمينههاي ديگر آفريده شـده و به جامعه عرضه شـدهاند، دوباره و با شکل و سـاختاري قابل قبولتر و زيباتر خلق كرده و به جامعه عرضه مينمايد. به همین خاطر هنر در تشكیل جوامع در مراحل تاريخي مختلف نقش اساسي را داشته است. مثلا ابداعاتي صورت گرفته و يا نوآوريهايي به وجود آمده و براي اينكه در بطن جامعه بهتر نهادينه شوند و مقبولیت بیشتري به دست آورند، هنر دست به کار شده و نقش ايفا خواهد کرد. به سبب همین ويژگيها، هنر را به عنوان روح فرهنگ ميتوان نام نهاد. يعني چیزي است که به فرهنگ جامعه روح ميبخشد.
در ادامه بايد گفت که عرصهي هنر به دلیل همین خصوصیات، عرصهاي است که بیشترين فعالیت ذهني در آن صورت ميگیرد. توانمنديهاي انساني، نیروها و استعدادهاي برجستهي آدمي در اين زمینه وارد پراکتیك ميشوند. وقتي که اين موارد را بر زبان ميآوريم بايستي متوجه اين نكته هم باشیم که در هر انساني ذوق هنري و استعداد هنري موجود بوده و هر کار انسان همراه با هنرمندي است. هنر با همهي عرصههاي زندگي انسان در پیوند است. هنر مناسب، هنري است که با تمام عرصههاي زندگي آدمي ارتباط داشته و از آنها تغذيه مينمايد و ريشه در آنها دارد. دلیل اينكه هنر در روزگار ما دچار انحراف اخلاقي شده، اين است که ارتباط خود را با جامعه از دست داده است. يعني از اقتصاد جامعه و از معنويات آن و انديشه و زبانش بريده و منفصل شده است. طوری که هنر و هنرمندي خارج از جامعه به صورت يك ذهنیت درآمدهاند. از سببهاي نازايي و ناتواني هنرمندان در خلق آثار جديد، همین قطع ارتباط است. براي اينکه هنرمند خالق باشد بايستي خلاقيت و آفرينندگي جامعهي خود را ملاحظه نمايد. بايد هميشـه جامعه را مورد دقت قرار دهد و هرگونه رفتـار و فعاليـت جامعـه را زير ذرهبين نگه دارد. اگر انحرافي در حال زيسـتن اسـت و جامعه دچار بحران اسـت نسـبت به انتقاد و رفعش تلاش نمايد و هنر را به خدمت اصلاح جامعه درآورد.
اگر كه جامعه هم در راه راست گام برميدارد به تعالي هرچه بهتر آن كمك نمايد. در روزگار ما مانند همهي عرصهها، در عرصهي هنر هم بحران وجود دارد. حوزهاي كه بيشتر از همه در حال حاضر به بلايي بر سر جامعه تبديل شده، حوزهي هنر است. سيستم سرمايهداري بيشتر از سلاحهاي خود براي تخريب جامعه از هنر استفاده مينمايد. حتي سلاحي نيرومند كه امروزه در اختيار حاكمان و اقتدارگرايان قرار گرفته، هنر و هنرمندان هستند. هنرمندان هم نقش اساسي در به انحراف كشاندن جامعه داشته و بلايايي واقعي هستند و هم ميتوانند به مصلحان جامعه تبديل شوند. هم ميتواننـد كه موجب جهش جامعه شـوند و هم جامعه را دچار سـکون نمايند. بـه دليل اينکه تمام غناي فرهنگي جامعه در اين حوزه به زبان آورده ميشـود و چنانچه اين زبان كارايي خود را از دسـت دهد، در تمام حوزهها دچار بحران خواهيم شـد. عبدالله اوجالان در دفاعيات خود هنر، سـکس و ورزش صنعتي شـده و سـودمحور را در مجموع به عنـوان مخدرات جامعه به نام كـرد. مثلا دقت نماييدكه در كشـور تركيه هنرمندان ترك هيچگاه از خلق كورد و مصيبتهاي وارد بر آنان سـخني به ميان نميآورنـد و تخريبـات و پليديهـاي دولت و جامعه خـود را نميبينند. وضعي كه در كردسـتان وجـود دارد راه را بـراي هنرمند به اندازهاي بـاز كرده كه ميتواند به مثابهي يك كوه آتشفشـان فوران نمايد. ذهنيت و آفرينندگي وجود دارد و تراژدي كه بايد به زبان آورده شود فراهم است.اما اين پرسـش پيش ميآيد كه چرا اين امر به واقعيت نميپيوندد؟ در پاسـخ ميتوان گفت چونکه احساس هنرمندي وجود ندارد و از جامعه رخت بربسته است. معيارها و ارزشهاي هنر و هنرمندي تضعيف شدهاند.
از همینرو براي تربیت هنرمند، آموزش و تعلیم لازم است و فرصت براي ابداعات نوين هم بايد فراهم باشد. البته پتانسیل(نیروي بالقوه) لازم وجود دارد و ميتوان از آن استفاده کرد. البته در سالهای اخیر بهدلیل مبارزاتی برای دفاع از ارزشهای انسانی صورت میگیرد، در کردستان تا حدي اين امر بهبود يافته و هنر تا حدي به خ
Forwarded from افق گریلا
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
♦️بەرنامەی ئەم جارەی " رێبوارانی ئازادی"
🔹لە سەر ژیان و تێکۆشانی شەهید حەمید رەزا حەیدەر نژادە ناسرا بە "کەلهوڕ ئیلام"
🔸ڕێبوارانی ئازادی رۆژانی یەکشەم کاتژمێر ١٨:٣٠ بە کاتی ئەوروپا و ٢١:٠٠ بە کاتی رۆژهەڵاتی کوردستان
@aryentvnews
🔹لە سەر ژیان و تێکۆشانی شەهید حەمید رەزا حەیدەر نژادە ناسرا بە "کەلهوڕ ئیلام"
🔸ڕێبوارانی ئازادی رۆژانی یەکشەم کاتژمێر ١٨:٣٠ بە کاتی ئەوروپا و ٢١:٠٠ بە کاتی رۆژهەڵاتی کوردستان
@aryentvnews
Forwarded from aryentvfarsi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔳شماری از مادران صلح شرق کردستان با حضور بر مزار ابراهیم لطف اللهی در شهر سنە، دوازدهمین سالگرد جانباختن او را گرامی داشتند.
▪️ابراهیم لطف اللهی، فعال دانشجویی کرد روز ١٦ دی ماە سال ١٣٨٦ از سوی ادارە اطلاعات سنە بازداشت شد و تحت شدیدترین شکنجەها قرار گرفت و روز ٢٥ دی ماە همان سال پس از ٩ روز شکنجە جانباخت.
@aryentvfarsi
▪️ابراهیم لطف اللهی، فعال دانشجویی کرد روز ١٦ دی ماە سال ١٣٨٦ از سوی ادارە اطلاعات سنە بازداشت شد و تحت شدیدترین شکنجەها قرار گرفت و روز ٢٥ دی ماە همان سال پس از ٩ روز شکنجە جانباخت.
@aryentvfarsi
Forwarded from انقلابـــــ روژآوا
◾️ گذار از ۳ توهم و اتکا به خط ۳
وظیفه یک جریان انقلابی و درگیر با فاشیسم ایرانی قبل از هر چیز زدودن ۳ توهم، ابتدا در ذهن رهبری و بدنه سازمانیش، متعاقبا افکار عمومی جامعه و ملت خود میباشد!؟
اول: توهم آن که بدون مبارزە راسخ و نیرومند، رژیم حاکم بە مطالبات بحق، دموکراتیک و اهداف مبارزات تن دهد و حق بپذیرد.
دوم: توهم آن کە اپوزسیون شوونیست بعد از بە مسند نشستن، بە وعدە و شعارهای کنونیش عمل کند.
سوم: توهم آن که نیرویی خارجی با هدف رهایی جوامع و ملت ها، برای سرنگونی یا تحمیل مطالبات جوامع و ملت های تحت ستم به رژیم اقدام نماید۰
شرط پیروزی گذار از ۳ توهم و اتکا بر خط ۳ میباشد!
✍ #اهون_چیاکو
◾️انقلاب روژاوا
https://telegram.me/enqelabrojava
وظیفه یک جریان انقلابی و درگیر با فاشیسم ایرانی قبل از هر چیز زدودن ۳ توهم، ابتدا در ذهن رهبری و بدنه سازمانیش، متعاقبا افکار عمومی جامعه و ملت خود میباشد!؟
اول: توهم آن که بدون مبارزە راسخ و نیرومند، رژیم حاکم بە مطالبات بحق، دموکراتیک و اهداف مبارزات تن دهد و حق بپذیرد.
دوم: توهم آن کە اپوزسیون شوونیست بعد از بە مسند نشستن، بە وعدە و شعارهای کنونیش عمل کند.
سوم: توهم آن که نیرویی خارجی با هدف رهایی جوامع و ملت ها، برای سرنگونی یا تحمیل مطالبات جوامع و ملت های تحت ستم به رژیم اقدام نماید۰
شرط پیروزی گذار از ۳ توهم و اتکا بر خط ۳ میباشد!
✍ #اهون_چیاکو
◾️انقلاب روژاوا
https://telegram.me/enqelabrojava
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#تورکیا چەقی تیرۆر لە جیهاندا.. بەڵگەیەکی دیکە ببینن..
ئەو چەتە مورتەزەقانەی #سوریا کە #ئەردۆگان وەک مێگەل بەرەو مردنیان بۆ #لیبیا دەنێریت ، بەشێکیان لە شەرمان ملشۆڕ دەکەن..ڤیدیۆکە ببینن:
لە فەیسبوکی ڕۆژنامەوان نیاز حامد وەرگیراوە
🆔 @GozarDemocratic
ئەو چەتە مورتەزەقانەی #سوریا کە #ئەردۆگان وەک مێگەل بەرەو مردنیان بۆ #لیبیا دەنێریت ، بەشێکیان لە شەرمان ملشۆڕ دەکەن..ڤیدیۆکە ببینن:
لە فەیسبوکی ڕۆژنامەوان نیاز حامد وەرگیراوە
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
#زیلان_تانیا: در ایران زمان آن فرا رسیده که درها بهسوی پروژهی جوامع گشوده شود 🆔 @GozarDemocratic
#زیلان_تانیا: در ایران زمان آن فرا رسیده که درها بهسوی پروژهی جوامع گشوده شود
با توجە بە اهمیت خیزشهای مردمی در ایران و شرق کوردستان و ارائە آلترناتیوی جهت گذار از بن بست های سیاسی و اجتماعی در ایران، نشریە آلترناتیو تصمیم بر آن گرفت با زیلان تانیا، رئیس مشترک جامعە دمکراتیک و آزاد شرق کوردستان – کودار مصاحبە ای با محوریت گزینەی مناسب رهگشایی از بحران های کنونی در ایران و نقش کودار در این زمینە، اختصاص دهد. متن مصاحبە بە شرح ذیل است.
-با توجه به خیزشهای اخیر در ایران، موضوع نظام و ساختار آلترناتیو برای آینده ایران به یکی از بحثهای گرم محافل سیاسی و احزاب اپوزیسیون تبدیلشده، به نظر شما این آلترناتیو باید از چه ویژگیهای اساسی و بنیادین برخوردار باشد؟
آمادگی نیروهای ایرانی برای ارائهی پروژههای آلترناتیو گامی مثبت است و محافل سیاسی، احزاب و اپوزیسیونها همواره در طول تاریخ در برابر ساختار رژیم استبدادی اسلامی با پروژە و آلترناتیو بە میدان آمدەاند و این امری بسیار مهم است اما این پروژەها تا چە میزان پاسخگوی نیازهای جامعە بودەاند، قابلتأمل است. زیرا عدم وجود دیدگاه و بستر مشترک برای ایجاد جامعەای با ساختار و سیاست دموکراتیک منجر شد تا انسجام و همگرایی در میان پروژە ها نیز ایجاد نگردد. این یکی از تجاربی است که نیروهای ایرانی از مبارزات ناکام خویش در طول تاریخ مبارزات خویش کسب نمودهاند و امروز با پیبردن به این امر مهم در حول محور آن به مبارزه علیه نظام فاشیست و تکتیپساز میپردازند. با اینکه این بخشی از زاویهای است که به تفسیر وضعیت احزاب و اپوزیسیونهای ایرانی میپردازیم درعینحال باید به زوایای دیگر نیز نگریست. درگذشته به میزانی که مسئلهی نبود آلترناتیو نقطهضعفمان بود امّا بخش دیگر و اعظم آن نیز نبودِ دیدگاه و بستری مشترک برای رسیدن به اهداف بود. میتوان گفت کە شرایط سیاسی منطقە و فرامنطقە امروز فرصت طلایی را در اختیارمان قرار دادە که از گذشتهی خود درس گرفته و تاریخ را تکرار نکنیم. اکنون دیگر شاهکار، تنها ارائهی پروژهی آلترناتیو نیست بلکه تلاش، مبارزه و همت به خرجدادن برای همفکر بودن در پروژهی مشترک و جهت عملیسازی آن همرزم و همدل شدن در جبههی مبارزه است.
البته اصرار ما همواره براین بوده بستری در سطح کشور مهیا نموده و در این راستا با جوامع ایرانی، سازمانها، نهادهای مدنی، سیاستمداران و… نظراتمان را در میان بگذاریم. بدینگونه به ارادهای جمعی و مشترک دستیافته و آلترناتیو موردپسند همه را به عرصهی پراکتیک بگذاریم. این مورد از اهداف استراتژیک ما بوده و هست. هرچند تاکنون آنچنان که باید نتوانستهایم به نتیجهی دلخواه برسیم اما تا رسیدن به اهداف ذکرشده هرگز از پای نخواهیم نشست.
– نظر شما درباره آلترناتیوهای ارائهشده از سوی برخی از جریانهای سیاسی بهخصوص سلطنتطلبان و پانایرانیستها چیست؟
به نظر من اگر قرار است آلترناتیو ذکرشده مبدل به پروژهای اجتماعی، وسیع و مورد استقبال تمامی نیروها و جوامع ایرانی گردد پس باید بستری برای دادوستد مهیّا شود. باید همه پشتِ تریبون حضور یافته و نظر بدهند. در این راستا آلترناتیوی که از آن بحث به میان میآید بیشتر پروژههای حزبی و محدود است تا پروژههای اجتماعی. میتوان گفت آلترناتیوهای ارائە شدە از سوی این جریانات بە حدی نرسیدە کە از افکار و ذهنیتهای اسلامگرا، نژادپرست و… گذار نماید و به گفتمانی دیگر تداعیگر مهندسی کردنِ جامعه است تا همسو گشتن با جامعه و گوشسپردن به دغدغههای جامعه. اکنونکه همهی نیروهای ایرانی از تاریخ مبارزات خویش تجربه کسب کردهاند، دیگر به سراغ گامهای دیگر نرفته و چندان ارزشی هم برای آن قائل نیستند. حتی بهجز پروژههای خود سایر پروژههای دیگر را قبول نداشته و به تمسخر آن میپردازند. بدین گونه پروسهی دشمنتراشی روزبهروز گسترش مییابد. اینبار دشمن را رها کرده و به رقابت و خصومت با یکدیگر میپردازند. متأسفانه این تابلوی عملکرد و یا دیدگاه صاحب پروژههاست کە بیشتر شبیە بە میدان رقابت برای رسیدن بە اهداف، آمال و آرزوهای از دست رفتە است. البته این موضوع چندان ربطی هم بهکل جامعهی ایران ندارد. اتفاقاً بزرگترین توقع و انتقاداتی که جوامع ایرانی از تمامی نیروهای پیشاهنگ دارند همین نکته است. در این راستا نباید راههای رفته شده را دوباره امتحان کرد. نژادپرستی و یا مدل دولت مرکزی حتی مدلهای تئوکراتیک اگر جوابگو میشدند که جوامع در طول سده و دههای تاریخ علیه این نظامها قیام نمیکردند. اگر در ادوار مختلف این مدلها از نواقص و تناقضات بسیاری برخوردار بودهاند در دنیای پیشرفتهی امروزی بههیچوجه قابلقبول و تحمّل نیستند. مدلهای مرکزی منکر ارادهی تمامی تنوعات اجتماعی و فرهنگی جوامع ایرانی است. این مورد برای سلطنتطلبان و پانایرانیست
با توجە بە اهمیت خیزشهای مردمی در ایران و شرق کوردستان و ارائە آلترناتیوی جهت گذار از بن بست های سیاسی و اجتماعی در ایران، نشریە آلترناتیو تصمیم بر آن گرفت با زیلان تانیا، رئیس مشترک جامعە دمکراتیک و آزاد شرق کوردستان – کودار مصاحبە ای با محوریت گزینەی مناسب رهگشایی از بحران های کنونی در ایران و نقش کودار در این زمینە، اختصاص دهد. متن مصاحبە بە شرح ذیل است.
-با توجه به خیزشهای اخیر در ایران، موضوع نظام و ساختار آلترناتیو برای آینده ایران به یکی از بحثهای گرم محافل سیاسی و احزاب اپوزیسیون تبدیلشده، به نظر شما این آلترناتیو باید از چه ویژگیهای اساسی و بنیادین برخوردار باشد؟
آمادگی نیروهای ایرانی برای ارائهی پروژههای آلترناتیو گامی مثبت است و محافل سیاسی، احزاب و اپوزیسیونها همواره در طول تاریخ در برابر ساختار رژیم استبدادی اسلامی با پروژە و آلترناتیو بە میدان آمدەاند و این امری بسیار مهم است اما این پروژەها تا چە میزان پاسخگوی نیازهای جامعە بودەاند، قابلتأمل است. زیرا عدم وجود دیدگاه و بستر مشترک برای ایجاد جامعەای با ساختار و سیاست دموکراتیک منجر شد تا انسجام و همگرایی در میان پروژە ها نیز ایجاد نگردد. این یکی از تجاربی است که نیروهای ایرانی از مبارزات ناکام خویش در طول تاریخ مبارزات خویش کسب نمودهاند و امروز با پیبردن به این امر مهم در حول محور آن به مبارزه علیه نظام فاشیست و تکتیپساز میپردازند. با اینکه این بخشی از زاویهای است که به تفسیر وضعیت احزاب و اپوزیسیونهای ایرانی میپردازیم درعینحال باید به زوایای دیگر نیز نگریست. درگذشته به میزانی که مسئلهی نبود آلترناتیو نقطهضعفمان بود امّا بخش دیگر و اعظم آن نیز نبودِ دیدگاه و بستری مشترک برای رسیدن به اهداف بود. میتوان گفت کە شرایط سیاسی منطقە و فرامنطقە امروز فرصت طلایی را در اختیارمان قرار دادە که از گذشتهی خود درس گرفته و تاریخ را تکرار نکنیم. اکنون دیگر شاهکار، تنها ارائهی پروژهی آلترناتیو نیست بلکه تلاش، مبارزه و همت به خرجدادن برای همفکر بودن در پروژهی مشترک و جهت عملیسازی آن همرزم و همدل شدن در جبههی مبارزه است.
البته اصرار ما همواره براین بوده بستری در سطح کشور مهیا نموده و در این راستا با جوامع ایرانی، سازمانها، نهادهای مدنی، سیاستمداران و… نظراتمان را در میان بگذاریم. بدینگونه به ارادهای جمعی و مشترک دستیافته و آلترناتیو موردپسند همه را به عرصهی پراکتیک بگذاریم. این مورد از اهداف استراتژیک ما بوده و هست. هرچند تاکنون آنچنان که باید نتوانستهایم به نتیجهی دلخواه برسیم اما تا رسیدن به اهداف ذکرشده هرگز از پای نخواهیم نشست.
– نظر شما درباره آلترناتیوهای ارائهشده از سوی برخی از جریانهای سیاسی بهخصوص سلطنتطلبان و پانایرانیستها چیست؟
به نظر من اگر قرار است آلترناتیو ذکرشده مبدل به پروژهای اجتماعی، وسیع و مورد استقبال تمامی نیروها و جوامع ایرانی گردد پس باید بستری برای دادوستد مهیّا شود. باید همه پشتِ تریبون حضور یافته و نظر بدهند. در این راستا آلترناتیوی که از آن بحث به میان میآید بیشتر پروژههای حزبی و محدود است تا پروژههای اجتماعی. میتوان گفت آلترناتیوهای ارائە شدە از سوی این جریانات بە حدی نرسیدە کە از افکار و ذهنیتهای اسلامگرا، نژادپرست و… گذار نماید و به گفتمانی دیگر تداعیگر مهندسی کردنِ جامعه است تا همسو گشتن با جامعه و گوشسپردن به دغدغههای جامعه. اکنونکه همهی نیروهای ایرانی از تاریخ مبارزات خویش تجربه کسب کردهاند، دیگر به سراغ گامهای دیگر نرفته و چندان ارزشی هم برای آن قائل نیستند. حتی بهجز پروژههای خود سایر پروژههای دیگر را قبول نداشته و به تمسخر آن میپردازند. بدین گونه پروسهی دشمنتراشی روزبهروز گسترش مییابد. اینبار دشمن را رها کرده و به رقابت و خصومت با یکدیگر میپردازند. متأسفانه این تابلوی عملکرد و یا دیدگاه صاحب پروژههاست کە بیشتر شبیە بە میدان رقابت برای رسیدن بە اهداف، آمال و آرزوهای از دست رفتە است. البته این موضوع چندان ربطی هم بهکل جامعهی ایران ندارد. اتفاقاً بزرگترین توقع و انتقاداتی که جوامع ایرانی از تمامی نیروهای پیشاهنگ دارند همین نکته است. در این راستا نباید راههای رفته شده را دوباره امتحان کرد. نژادپرستی و یا مدل دولت مرکزی حتی مدلهای تئوکراتیک اگر جوابگو میشدند که جوامع در طول سده و دههای تاریخ علیه این نظامها قیام نمیکردند. اگر در ادوار مختلف این مدلها از نواقص و تناقضات بسیاری برخوردار بودهاند در دنیای پیشرفتهی امروزی بههیچوجه قابلقبول و تحمّل نیستند. مدلهای مرکزی منکر ارادهی تمامی تنوعات اجتماعی و فرهنگی جوامع ایرانی است. این مورد برای سلطنتطلبان و پانایرانیست
گذار دموکراتیک
#زیلان_تانیا: در ایران زمان آن فرا رسیده که درها بهسوی پروژهی جوامع گشوده شود 🆔 @GozarDemocratic
ها نیز صدق میکند.
-دیدگاه شما دربارهی آلترناتیو و راهکار شورای مدیریت گذار از حکومت ایران چیست؟
ببینید ما اکثرا به مشکل نتیجهگیری و یا تثبیتهای ذکرشده برنمیخوریم. حتی پروژههایی که از آنها بحث به میان میرود همینطور؛ اما مسئلهی اصلی تحمیل مهندسی این پروژهها بر جامعه و یکدیگر است. بهعنوانمثال ما در رابطه با محتوای این پروژهها نظرات و پیشنهادهای گوناگونی داریم. اما آیا باید این نظرات و پیشنهادها را کجا و چگونه مطرح نمود؟ حال شورای مدیریت گذار درخواست نظرخواهی هم نکرده است. پس چگونه میتوان معتمد بود؟ تضمین آن چیست؟ بهجای نگریستن از روزنه باید از دریچه به حل مسائل پرداخت. بزرگترین مسئلهی ما هم این است که تاکنون چنین محیطی را مهیا نکردهایم.
– شما بهعنوان جامعهی دموکراتیک و آزاد شرق کوردستان (کودار)، چه جایگزینی برای نظام حاکم بر ایران پیشنهاد میکنید؟
ما نیز بهعنوان جامعهی دموکراتیک و آزاد شرق کوردستان از پروژههای آلترناتیو برخورداریم. مواردی را که در بالا بدانها اشاره کردیم را رعایت میکنیم. قبلاً هم در این مورد نظرات خویش را به شیوهای علنی بیان نموده بودیم. دو آلترناتیو وجود دارند. نخست اینکه نظام ایران با ایجاد و گشودن بستری دموکراتیک و تجمع تمامی نیروهای ایرانی و خاصه جامعه، به مطالبات آنان گوش سپرده و قانون اساسی دموکراتیکی ارائه دهد. جهت عملینمودن آن نیز اقدام نماید. به وظایف و مسئولیتهای خویش بپردازد. درصورتیکه هیچ اقدامی از سوی نظام حاکم وجود نداشته باشد، نباید بیشتر از آن اصرار ورزید. دوم اینکه پروژهی آلترناتیو جوامع ایرانی آماده است و برای عملی نمودن آن باید راههای ذکرشده طی شوند. بهترین گزینه هم گزینهی دوم است. چون چهار دهه است که نظام حاکم تمام زوایای گزینهی اول را طی و تحمیل کرده است. اما گزینهای که هیچ شانس خود تجربه کردن نداشته است. دیگر زمان آن فرارسیده که درها بهسوی پروژهی جوامع گشوده شود. این نقطهعطفی است که بهتمامی بحرانها نقطه پایانی خواهد گذاشت. در این راستا یکی از مبانی سیستم خودمدیریتی دموکراتیک، بر این اساس است که جامعه خود مرجع تصمیمگیری است. البته این مدل نیز دارای مرجعی مرکزی که از اتوریتهای دموکراتیک برخوردار میباشد است که تمامی مسائل را پیگیری میکند. علیرغم تمامی جوانب مثبت مدل ارائهشدهی ما، جوانب همخوانی با بستر فرهنگیِ ایران شرط است. این مدل چنان مدلی است که از نمایندگی تمامی تنوعات اعم از روستاها گرفته تا شهرها، از کوچه گرفته تا خیابانها و نظام کل کشور برخوردار است. سلامت سیستم مرکزی کل کشور در اهمیت وجود سازماندهیهای خودویژهی تنوعات میباشد. درصورتیکه سیستمهای خودویژهی زنان، جوانان، باورمندیها، فرهنگها و… نباشد سیستم مرکزی نیز ناقص و از همه مهمتر از قابلیت نمایندگی ارادهی تنوعات نیز نخواهد توانست برخوردار باشد. لذا جوامع اراده و هویت خویش را در سیستم اداری ـ مدیریتی بیان میکنند. بهعبارتی دیگر، این خود جامعه است که باید در مورد پروژهی سیستم نظر دهی نماید. مدلی که ما از آن بحث به میان میآوریم همین میباشد. زیرا قادر به ارادهسازی جامعه میباشد. به جامعه میآموزد که چگونه و در برابر چه پروژهای به مقابله بپردازد. جامعهای باز و ارادهمند قاعدتاً میتواند آزادی خویش را تضمین نماید.
منبع: آلترناتیو شمارەی ٧٩
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
-دیدگاه شما دربارهی آلترناتیو و راهکار شورای مدیریت گذار از حکومت ایران چیست؟
ببینید ما اکثرا به مشکل نتیجهگیری و یا تثبیتهای ذکرشده برنمیخوریم. حتی پروژههایی که از آنها بحث به میان میرود همینطور؛ اما مسئلهی اصلی تحمیل مهندسی این پروژهها بر جامعه و یکدیگر است. بهعنوانمثال ما در رابطه با محتوای این پروژهها نظرات و پیشنهادهای گوناگونی داریم. اما آیا باید این نظرات و پیشنهادها را کجا و چگونه مطرح نمود؟ حال شورای مدیریت گذار درخواست نظرخواهی هم نکرده است. پس چگونه میتوان معتمد بود؟ تضمین آن چیست؟ بهجای نگریستن از روزنه باید از دریچه به حل مسائل پرداخت. بزرگترین مسئلهی ما هم این است که تاکنون چنین محیطی را مهیا نکردهایم.
– شما بهعنوان جامعهی دموکراتیک و آزاد شرق کوردستان (کودار)، چه جایگزینی برای نظام حاکم بر ایران پیشنهاد میکنید؟
ما نیز بهعنوان جامعهی دموکراتیک و آزاد شرق کوردستان از پروژههای آلترناتیو برخورداریم. مواردی را که در بالا بدانها اشاره کردیم را رعایت میکنیم. قبلاً هم در این مورد نظرات خویش را به شیوهای علنی بیان نموده بودیم. دو آلترناتیو وجود دارند. نخست اینکه نظام ایران با ایجاد و گشودن بستری دموکراتیک و تجمع تمامی نیروهای ایرانی و خاصه جامعه، به مطالبات آنان گوش سپرده و قانون اساسی دموکراتیکی ارائه دهد. جهت عملینمودن آن نیز اقدام نماید. به وظایف و مسئولیتهای خویش بپردازد. درصورتیکه هیچ اقدامی از سوی نظام حاکم وجود نداشته باشد، نباید بیشتر از آن اصرار ورزید. دوم اینکه پروژهی آلترناتیو جوامع ایرانی آماده است و برای عملی نمودن آن باید راههای ذکرشده طی شوند. بهترین گزینه هم گزینهی دوم است. چون چهار دهه است که نظام حاکم تمام زوایای گزینهی اول را طی و تحمیل کرده است. اما گزینهای که هیچ شانس خود تجربه کردن نداشته است. دیگر زمان آن فرارسیده که درها بهسوی پروژهی جوامع گشوده شود. این نقطهعطفی است که بهتمامی بحرانها نقطه پایانی خواهد گذاشت. در این راستا یکی از مبانی سیستم خودمدیریتی دموکراتیک، بر این اساس است که جامعه خود مرجع تصمیمگیری است. البته این مدل نیز دارای مرجعی مرکزی که از اتوریتهای دموکراتیک برخوردار میباشد است که تمامی مسائل را پیگیری میکند. علیرغم تمامی جوانب مثبت مدل ارائهشدهی ما، جوانب همخوانی با بستر فرهنگیِ ایران شرط است. این مدل چنان مدلی است که از نمایندگی تمامی تنوعات اعم از روستاها گرفته تا شهرها، از کوچه گرفته تا خیابانها و نظام کل کشور برخوردار است. سلامت سیستم مرکزی کل کشور در اهمیت وجود سازماندهیهای خودویژهی تنوعات میباشد. درصورتیکه سیستمهای خودویژهی زنان، جوانان، باورمندیها، فرهنگها و… نباشد سیستم مرکزی نیز ناقص و از همه مهمتر از قابلیت نمایندگی ارادهی تنوعات نیز نخواهد توانست برخوردار باشد. لذا جوامع اراده و هویت خویش را در سیستم اداری ـ مدیریتی بیان میکنند. بهعبارتی دیگر، این خود جامعه است که باید در مورد پروژهی سیستم نظر دهی نماید. مدلی که ما از آن بحث به میان میآوریم همین میباشد. زیرا قادر به ارادهسازی جامعه میباشد. به جامعه میآموزد که چگونه و در برابر چه پروژهای به مقابله بپردازد. جامعهای باز و ارادهمند قاعدتاً میتواند آزادی خویش را تضمین نماید.
منبع: آلترناتیو شمارەی ٧٩
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
ژنئولوژی و ادبیات زندگی برگرفته از کتاب ژنئولوژی 🆔 @GozarDemocratic
ژنئولوژی و ادبیات زندگی
برگرفته از کتاب ژنئولوژی
یکی از علل اسرارآمیزبودن دوران ایزدبانوی مادر, زبان شعروار و ادبیات گونهاش میباشد. شعر و داستان ادبیات و گونهی افسانهها نیز از یکمین محصولات این عصر بود. این امرتصادفی نیست. زن و واقعیت جامعهی اخلاقی و سیاسی بناشده در پیرامونش که آزاد و طبیعی زیسته و عاری از دروغ و حیله بوده, با نیروی دنیای عاطفی او مرتبط است. نیروی جریانیافته در عاطفه و احساس او, توان سخن و شرح وی را تعیین مینماید. سخنش, حقیقت آنچه را که روی داده آشکار میسازد. از این رو نیز سخن گرانبهاست. نیروی بهوجودآمده از حقیقت سخن, آفریننده, مرمتیاب و احساسبرانگیز است. چرخهی طبیعی زندگیـ سخنـ زندگی, کارکردی جاری است. یعنی چرخ مولدی است که اتفاقات را بهصورت سخن درمیآورد, آنچه که در زندگی بر زبان میآیند, یکبار دیگر تبدیل به سخن میکند و بدین شکل ادامه میدهد. یکی از دلایل برآمدن ژنولوژی نیز پسگرفتن سخنورزیمان است که تا حد بریدن صدایمان, آن را ساکت گرداندهاند. یعنی کسب دوبارهی ادبیاتمان که در عصر زبان شعر وجود داشته و آفرینندهی آن هستیم. یعنی کسب تواناییمان در جاریساختن زندگیمان در سخن, و سخنمان در زندگی. بههمین سبب, رابطهی ادبیات و زبان با زن, در صدر پدیدههایی میآید که در گسترهی اتیکـ استاتیک ژنولوژی و در جای لازم در درون عرصههای متفاوت و یا با توجه, کاوش و پژوهشی جداگانه بهوجود خواهد آمد. بسیاری دانش که در ابتدای اجتماعیشدن زنان پدیدار گشت و مهمترین آن نیز اگر زبان فرزانگی, شعر باشد, البته که این دارای حکمتی است. و این حکمت, با درنظرگرفتن هدف اخلاقینمودن و استاتیزهکردن زندگی مرتبط است.
آشکار است که امروزه بیشتر از هر دوران دیگری به این نیاز داریم. به اندازهی برطرفکردن این نیاز با اتیک و استاتیک, بررسی و تقابلکردن آن با ادبیات نیز بسیار مهم میباشد. ادبیات در بسیاری مقاطع تاریخی جوامع, بهمثابهی گونهی نمود جامعه نوین رشد یافته است. در حالی که علم زن نیز با هدف برساخت یک زندگی اجتماعی در پیرامون زن ایجاد میگردد, البته که همراه با ادبیات و زبان زن بهوجود خواهد آمد. ادبیات و زبان زن, همهی ارزشهایمان را که فرهنگ پدرسالاری صنعتی کرده, دنیای پوزیتیویست علمـ دانش منجمد و بیوجدان ساخته و از این رو از معنایابی اجتماعی مجرد گردانیده است, به نمایش خواهد گذاشت. در همان حال, این ارزشهایمان را همراه با نیروی ادبیات و سحر زبان زن زنده نموده و بر دنیای اجتماعیشدن و ارزشهای زنبودن خواهد افزود.
ادبیات چنین نیرویی دارد. رابطهی میان ادبیات با زن, صاحب ویژگیهایی است که این نیرو را بیشتر قوی گرداند. اگر اینطور نمیبود, صدها سال پیش در دورههایی که حق خواندن و نوشتن از زنان سلب شده و نوشتن و چاپ کتاب با نام خود آنها ممنوع بوده, زنان اینهمه بیباک نمیبودند تا جایی که کتاب نوشته و با نام یک مرد پخش کنند. اگر اینطور نمیبود بهرغم واپسگرایی دینی که صدا و سخن زن را ممنوع کرده, زنان نمیتوانستند اشعار, صداهای دنگبیژی[۱] و افسانهها را که فرهنگ خلقها زنده نگه داشته, بهعنوان بزرگترین گنجینهها حفظ نمایند. در روزگار امروزمان که خواسته میشود تمامی فرهنگهای اجتماعی با هنر عامهپسند و صنعتیگشته استحاله شوند, ادبیات و زبان زن امکان نداشت بهعنوان یک عرصهی آلترناتیو که بتواند همهی اقشار مختلف اجتماعی را خطاب قرار دهد, شکوفا گردد.
ژنولوژی نیز, با ادبیات زن که نو, آلترناتیو و آزاد خواهد رست, رنگش را بهدست خواهد آورد. ادبیات و زبان زن که روح, زبان, اتیک و استاتیک آن را زنده نموده و بازتاب خواهد داد, موانع فراروی پیشرفت را با مبارزه در عرصهی فکری انجام خواهد داد. در برابر شرایط دشوار زندگی مدرنیتهی کاپیتالیستی, ادبیات میتواند به بهترین شکل, بیرحمیای را که انسان را از انسان و جامعه گسلانیده و به فردگرایی محکوم ساخته, شرح داده و قابل درک نماید. باز ادبیات میتواند روح ظالم لیبرالیسم را که نابودگر ویژگیهایی است که زیباییهای زندگی را جمعی آفریده و قسمت مینماید, برای ما محسوس گرداند. میتوانیم با ادبیات, قویترین نبرد را علیه روح تاریک عصر که وجدانش را از دست داده و به انسان, درخت, پرنده, آب و هوا دستدرازی میکند انجام دهیم. با ادبیات میتوانیم زبان نامفهومی را که سیستم جهت تفهیمنشدن, به اشتباهانداختن و دورشدن از جستجوی آزادی بهکار میگیرد, به حرف آوریم. قادریم ادراک انسان را که ابله, مسدود و یا غریزهیی گشتهاند فراخ نماییم. بهرغم گذشت ده هزاران سال از آن, میتوانیم نیروی قوی جامعهی طبیعی و خیال غنی زبان ایزدبانوی مادر را همانند آنچه که آنها انجام دادند با آفریدن زمانهای شعرآگین بهدست آوریم, تا جایی که شانس احیای زندگی و خودشان را در فکرمان جای دهند. ژنولوژی, ادبی
برگرفته از کتاب ژنئولوژی
یکی از علل اسرارآمیزبودن دوران ایزدبانوی مادر, زبان شعروار و ادبیات گونهاش میباشد. شعر و داستان ادبیات و گونهی افسانهها نیز از یکمین محصولات این عصر بود. این امرتصادفی نیست. زن و واقعیت جامعهی اخلاقی و سیاسی بناشده در پیرامونش که آزاد و طبیعی زیسته و عاری از دروغ و حیله بوده, با نیروی دنیای عاطفی او مرتبط است. نیروی جریانیافته در عاطفه و احساس او, توان سخن و شرح وی را تعیین مینماید. سخنش, حقیقت آنچه را که روی داده آشکار میسازد. از این رو نیز سخن گرانبهاست. نیروی بهوجودآمده از حقیقت سخن, آفریننده, مرمتیاب و احساسبرانگیز است. چرخهی طبیعی زندگیـ سخنـ زندگی, کارکردی جاری است. یعنی چرخ مولدی است که اتفاقات را بهصورت سخن درمیآورد, آنچه که در زندگی بر زبان میآیند, یکبار دیگر تبدیل به سخن میکند و بدین شکل ادامه میدهد. یکی از دلایل برآمدن ژنولوژی نیز پسگرفتن سخنورزیمان است که تا حد بریدن صدایمان, آن را ساکت گرداندهاند. یعنی کسب دوبارهی ادبیاتمان که در عصر زبان شعر وجود داشته و آفرینندهی آن هستیم. یعنی کسب تواناییمان در جاریساختن زندگیمان در سخن, و سخنمان در زندگی. بههمین سبب, رابطهی ادبیات و زبان با زن, در صدر پدیدههایی میآید که در گسترهی اتیکـ استاتیک ژنولوژی و در جای لازم در درون عرصههای متفاوت و یا با توجه, کاوش و پژوهشی جداگانه بهوجود خواهد آمد. بسیاری دانش که در ابتدای اجتماعیشدن زنان پدیدار گشت و مهمترین آن نیز اگر زبان فرزانگی, شعر باشد, البته که این دارای حکمتی است. و این حکمت, با درنظرگرفتن هدف اخلاقینمودن و استاتیزهکردن زندگی مرتبط است.
آشکار است که امروزه بیشتر از هر دوران دیگری به این نیاز داریم. به اندازهی برطرفکردن این نیاز با اتیک و استاتیک, بررسی و تقابلکردن آن با ادبیات نیز بسیار مهم میباشد. ادبیات در بسیاری مقاطع تاریخی جوامع, بهمثابهی گونهی نمود جامعه نوین رشد یافته است. در حالی که علم زن نیز با هدف برساخت یک زندگی اجتماعی در پیرامون زن ایجاد میگردد, البته که همراه با ادبیات و زبان زن بهوجود خواهد آمد. ادبیات و زبان زن, همهی ارزشهایمان را که فرهنگ پدرسالاری صنعتی کرده, دنیای پوزیتیویست علمـ دانش منجمد و بیوجدان ساخته و از این رو از معنایابی اجتماعی مجرد گردانیده است, به نمایش خواهد گذاشت. در همان حال, این ارزشهایمان را همراه با نیروی ادبیات و سحر زبان زن زنده نموده و بر دنیای اجتماعیشدن و ارزشهای زنبودن خواهد افزود.
ادبیات چنین نیرویی دارد. رابطهی میان ادبیات با زن, صاحب ویژگیهایی است که این نیرو را بیشتر قوی گرداند. اگر اینطور نمیبود, صدها سال پیش در دورههایی که حق خواندن و نوشتن از زنان سلب شده و نوشتن و چاپ کتاب با نام خود آنها ممنوع بوده, زنان اینهمه بیباک نمیبودند تا جایی که کتاب نوشته و با نام یک مرد پخش کنند. اگر اینطور نمیبود بهرغم واپسگرایی دینی که صدا و سخن زن را ممنوع کرده, زنان نمیتوانستند اشعار, صداهای دنگبیژی[۱] و افسانهها را که فرهنگ خلقها زنده نگه داشته, بهعنوان بزرگترین گنجینهها حفظ نمایند. در روزگار امروزمان که خواسته میشود تمامی فرهنگهای اجتماعی با هنر عامهپسند و صنعتیگشته استحاله شوند, ادبیات و زبان زن امکان نداشت بهعنوان یک عرصهی آلترناتیو که بتواند همهی اقشار مختلف اجتماعی را خطاب قرار دهد, شکوفا گردد.
ژنولوژی نیز, با ادبیات زن که نو, آلترناتیو و آزاد خواهد رست, رنگش را بهدست خواهد آورد. ادبیات و زبان زن که روح, زبان, اتیک و استاتیک آن را زنده نموده و بازتاب خواهد داد, موانع فراروی پیشرفت را با مبارزه در عرصهی فکری انجام خواهد داد. در برابر شرایط دشوار زندگی مدرنیتهی کاپیتالیستی, ادبیات میتواند به بهترین شکل, بیرحمیای را که انسان را از انسان و جامعه گسلانیده و به فردگرایی محکوم ساخته, شرح داده و قابل درک نماید. باز ادبیات میتواند روح ظالم لیبرالیسم را که نابودگر ویژگیهایی است که زیباییهای زندگی را جمعی آفریده و قسمت مینماید, برای ما محسوس گرداند. میتوانیم با ادبیات, قویترین نبرد را علیه روح تاریک عصر که وجدانش را از دست داده و به انسان, درخت, پرنده, آب و هوا دستدرازی میکند انجام دهیم. با ادبیات میتوانیم زبان نامفهومی را که سیستم جهت تفهیمنشدن, به اشتباهانداختن و دورشدن از جستجوی آزادی بهکار میگیرد, به حرف آوریم. قادریم ادراک انسان را که ابله, مسدود و یا غریزهیی گشتهاند فراخ نماییم. بهرغم گذشت ده هزاران سال از آن, میتوانیم نیروی قوی جامعهی طبیعی و خیال غنی زبان ایزدبانوی مادر را همانند آنچه که آنها انجام دادند با آفریدن زمانهای شعرآگین بهدست آوریم, تا جایی که شانس احیای زندگی و خودشان را در فکرمان جای دهند. ژنولوژی, ادبی
گذار دموکراتیک
ژنئولوژی و ادبیات زندگی برگرفته از کتاب ژنئولوژی 🆔 @GozarDemocratic
ات را همچون عرصهیی چشمپوشیناپذیر میبیند جهت اینکه تمامی دنیای علم و بهخصوص علوم اجتماعی که پوزیتیویسم معیوب گردانیده, بتوانند دوباره اخلاق و وجدان را حس نموده و بهدست آورند. بههمین علت, برای بالابردن شانس هر انسانی جهت اینکه بتواند با زبان مادری خود به ادبیات بپردازد نیز زبان و ادبیات را با نگرشی زنانه مورد بررسی قرار داده و در راستای پیشبرد آن مبارزه میکند. حوزهی ادبیات را که در روزگار امروزمان تا حد زیادی محدود گردانیده و هزار و یک مانع, جلوی پیشرفت آن قرار داده شده است, همراه با هدف نیرومندکردن ادبیات زن, جهت هویداساختن و پیشبرد ادبیات زن که در تاریخمان نهان مانده, به پژوهش و کاوش میپردازد.
[۱] نوعی خوانندگی فولکلور کوردی که سینه به سینه نقل شده است.
jineoloji-farsi.com
🆔 @GozarDemocratic
[۱] نوعی خوانندگی فولکلور کوردی که سینه به سینه نقل شده است.
jineoloji-farsi.com
🆔 @GozarDemocratic
Forwarded from جامعە زنان آزاد شرق کردستان KJAR
بەڕێزان ئەندامانی کاناڵی تێلێگرامی کۆمەڵگای ژنانی ئازادی ڕۆژهەڵاتی کوردستان (کەژار)؛
بە هۆی کێشەیەکی تکنیکی، لەمەودوا كاناڵەكەمان لە سەر لینکێکی دیکە بەردەوامی بە کارەکانی دەدات. هیوادارین کە ئێوەش بە بەشداربوونتان لە کاناڵی تازەدا لە گەڵ ئێمە بمێننەوە و لە بۆچوون و سەرنجی خۆتان ئاگادارمان بكەن.
بە سپاسەوە ئەدمینی کاناڵی (کەژار)
مشترکین محترم کانال تلگرامی جامعه زنان آزاد شرق کردستان (کژار)؛
به علت وجود مشکل فنی در کانال تلگرام، از این پس فعالیت خود را در کانالی جدید ادامه خواهیم داد. امیدواریم که شما نیز با حضورتان در کانال جدید همراهمان بوده و از این طریق نظرات و پیشنهادات خود را با ما در میان بگذارید.
با کمال تشکر
آدمین کانال تلگرام (کژار)
کژار
جنبش کنفدرال شرق کردستان و ایران می باشد،و بر مبنای ایدولوژی زن آزاد؛آزادی جامعه را عملی می سازد
#جامعە_زنان_آزاد_شرق_کردستان #KJAR
👇👇
https://telegram.me/KJAR_2014
ارتباط با ما :
👇👇
@Azadirojhelat
@Zananesharq
بە هۆی کێشەیەکی تکنیکی، لەمەودوا كاناڵەكەمان لە سەر لینکێکی دیکە بەردەوامی بە کارەکانی دەدات. هیوادارین کە ئێوەش بە بەشداربوونتان لە کاناڵی تازەدا لە گەڵ ئێمە بمێننەوە و لە بۆچوون و سەرنجی خۆتان ئاگادارمان بكەن.
بە سپاسەوە ئەدمینی کاناڵی (کەژار)
مشترکین محترم کانال تلگرامی جامعه زنان آزاد شرق کردستان (کژار)؛
به علت وجود مشکل فنی در کانال تلگرام، از این پس فعالیت خود را در کانالی جدید ادامه خواهیم داد. امیدواریم که شما نیز با حضورتان در کانال جدید همراهمان بوده و از این طریق نظرات و پیشنهادات خود را با ما در میان بگذارید.
با کمال تشکر
آدمین کانال تلگرام (کژار)
کژار
جنبش کنفدرال شرق کردستان و ایران می باشد،و بر مبنای ایدولوژی زن آزاد؛آزادی جامعه را عملی می سازد
#جامعە_زنان_آزاد_شرق_کردستان #KJAR
👇👇
https://telegram.me/KJAR_2014
ارتباط با ما :
👇👇
@Azadirojhelat
@Zananesharq
Telegram
kjar جامعه زنان آزاد شرق کوردستان
کژار، اتحاد کنفدرالیسم سازمانهای زنان و سیستم کنفدرالیزم دموکراتیک، اکولوژیک و آزادی زنان شرق کوردستان و ایران است.
https://www.kjar.online
https://instagram.com/kjar_official_page
ارتباط با ما
@zananesharq
@Azadirojhelat
عضویت در صفوف گریلا
@kaziwe131
https://www.kjar.online
https://instagram.com/kjar_official_page
ارتباط با ما
@zananesharq
@Azadirojhelat
عضویت در صفوف گریلا
@kaziwe131
گذار دموکراتیک pinned «بەڕێزان ئەندامانی کاناڵی تێلێگرامی کۆمەڵگای ژنانی ئازادی ڕۆژهەڵاتی کوردستان (کەژار)؛ بە هۆی کێشەیەکی تکنیکی، لەمەودوا كاناڵەكەمان لە سەر لینکێکی دیکە بەردەوامی بە کارەکانی دەدات. هیوادارین کە ئێوەش بە بەشداربوونتان لە کاناڵی تازەدا لە گەڵ ئێمە بمێننەوە و لە…»
Forwarded from جوانان ئاپۆیی
پیروزی با ایدئولوژی ممکن میگردد
؟ ایدئولوژی، نیروی باوری انسانهاست در این نکته باید به صراحت و شفافیت دست یابیم، که هر چند هم دارای امکانات مادی باشی...
بیشتر بخوانید....
https://t.me/TOLHELDAN/5737
؟ ایدئولوژی، نیروی باوری انسانهاست در این نکته باید به صراحت و شفافیت دست یابیم، که هر چند هم دارای امکانات مادی باشی...
بیشتر بخوانید....
https://t.me/TOLHELDAN/5737
Telegraph
پیروزی با ایدئولوژی ممکن میگردد
لازم است که بر روی ماهیت و کارکرد ایدئولوژی تامل شود. هنگامی که به مقولهی ایدئولوژی میپردازیم و این مناقشه را به پیش میبریم، قبل از هر چیز باید بر نقش ایدئولوژی در استقلال انسان باور داشته باشیم. از اینرو انسان با ایدئولوژی به استقلال رسیده و بدون ایدئولوژی…