گذار دموکراتیک
1.6K subscribers
8.55K photos
3.69K videos
608 files
5.52K links
تلاش برای ایجاد دموکراسی در ایران و چاره یابی مسئلە کورد

آدرس وبسایت ما:
www.kodar.info ✔️
www.kjar.online ✔️
www.pjak.eu ✔️


ارتباط با ادمین:
@gozar_democratic ✔️

🆔 @GozarDemocratic
Download Telegram
◾️بی بصیرتی دیکتاتور و هوشیاری خط سوم (خیزش خلق ها) ضامن پیروزی انقلابمان خواهد گردید

ما میدانیم کە طی دو دهە گذشته، عملکردهای آمریکا؛ قسمتی  عامدانه و قسمتی هم در نتیجه عدم شناخت از واقعیت خاورمیانه، از جمله سقوط صدام در عراق و پدیده داعش، راه را بر قدرتمند گشتن ایران از طریق عملکردهای تروریستی سپاه پاسداران، بویژه سپاه قدس و شخص قاسم سلیمانی هموار کرد. چرا که در زمان صدام ایران به هیچ وجه فرصت مداخله در عراق را نداشت و همچنین زمانیکه داعش بعنوان تهدیدی بر سر جوامع، بویژه جوامع شیعه در منطقه و جهان ظهور کرد، جوامع شیعه با وجود قرائتهای مختلف و متفاوت از شیعە بودن، مجبور بە همیابی و همسویی گشتند.

این نیز بدلیل تفاوت خط سنی با شیعه مبنی بر این که خط سنی مدعیان رهبری بیشتری مانند ترکیه، عربستان، مصر، قطر، پاکستان و... دارد، اما در خط شیعه ایران تک تاز میدان در امر رهبری خط شیعه می‌باشد. این نیز بطور مقطعی و موقت باعث قدرتگیری ایران در منطقه شد.

با افول داعش این امتیاز از ایران سلب گشت و شمارش معکوس ضعیف شدن ایران آغاز گشت. البته در کنار فاکتورهای دیگر  داخلی و خارجی که منجر به دامنه این ضعف می گشتند. تا جایی که کشتن قاسم سلیمانی بعنوان اوج ضعف ایران مهر خود را به این واقعیت زد.

رژیم ابتدا برای بهره‌برداری از کشتن سلیمانی و تبدیل کردن آن بعنوان یک فرصت، جهت بازیابی نیروی خودش با توسل به حیله و مکر وارد‌ میدان گشت‌ و تا حدودی هم به نفع او پیش میرفت. تمام عناصر شوونیست ایرانی اعم از دولتی و اپوزسیون، نیروهای فندامینیالیست اسلامی شیعه در منطقه، بسیاری از گروهای فندامینیالیست اسلامی سنی مانند القاعده، طالبان، حماس و...، حتی جو ضد آمریکایی جهانی و منطقەای تا حدودی در راستای همدردی و همراهی با او هم نوا گشتند.

در داخل جمعیت بسیاری را با انواع شیوەهای خود با هدف به نمایش گذاشتن نیروی خود به بهانه تشییع جنازه سلیمانی به میدان آورد. در واقع این وضعیت نه تشییع جنازه سلیمانی، نمایش به وضوح وحدت ذهنی شوونیسم ایرانی اعم از رژیم فاشیستی جمهوری اسلامی و اپوزسیون فاشیست بود.

رژیم ایران در حالیکه با وجود از دست دادن سلیمانی، فرصت بازیابی نیروی فاشیستی را هرچند برای کوتاه مدت هم باشد،  برایش مهیا گشته بود، ولی با اقدام به انتقام‌ پوشالی، بویژه مسئلە هواپیمای اکراینی همە را فوت هوا کرد و با خیزش دوبارە خلقها بویژه دانشجویان، اکنون در ضعیف ترین موقعیت خود قرار گرفتە است. 

هوشیاری خط سوم (مطالبه، اتحاد و خیزش خلق ها) این بی بصیرتی و رذالت دیکتاتور را به خوبی دریافت نموده و با اتکا به نیروی ذاتی خویش همچنان استوار است.

عضو شورای مدیریت جامعه دمکراتیک و آزاد شرق کوردستان کودار #اهون_چیاکو

◾️انقلاب روژاوا
https://telegram.me/enqelabrojava
Forwarded from aryentvfarsi
🔳بە نقل از منابع حقوق بشری، یکی از کارمندان زندان مرکزی اورمیە گفتە است، حسین خصری، زندانی سیاسی کرد در هنگام انتقال او از سلول انفرادی بە جایگاە اعدام اقدام بە سردادن شعار کردە است و ماموران امنیتی آنقدر او را شکنجه کردەاند که بیهوش شدە و با بیهوشی اعدامش کردەاند.

▪️حسین خضری روز ١٦ دی ١٣٨٩ در زندان مرکزی اورمیە اعدام شد.

@aryentvfarsi
اهون چێاکو: برای شکست دیکتاتور و نیل بە پیروزی انقلاب پر شکوەمان، باید صفوفمان سازمان یافته، منضبط و دمکراتیک گردد

تشکیل کمیته های منظم و دینامیک:
ایجاد کمیتەهای منضبط و فعال در هر محله و شهر در دستور کار قرار گیرد، برای انضباط دهی از تجربه افراد مجرب و برای دینامیک بودن از نیروی جوان استفاده بهینه را برد، یعنی اتحاد تجربه و نیروی دینامیک.
کمیته ها لازم است دمکراتیک تشکل یابند و عمل نماید. حضور زنان در کمیتەها باید در راس هدف قرار گیرد. حضور زنان سوای دمکراتیک بودن، مانند حضور جوانان هم در انضباط کمیتەها و هم در قدرت عمل آنها تاثیر قوی خواهد گذاشت
در کمیتەها باید اتحاد اجتماعی و طبقاتی برای تراکم نیروی مبارزه اساس گرفته شود، همچنین در شهرها و محلاتی که اختلاط ملی و اتنیکی وجود دارد، بایستی کمیتەها با اشتراک همگانی و حضور تمام ملیتها تشکیل گردند. هوشیار باشیم که دیکتاتور در صفوفمان به تفرقه دامن نزند
سردادن شعارهای همەگیر
شعارهایمان باید در کنار مرگ بر دیکتاتور،آزادی،برابری و عدالت، بە رهایی خلق ها، اتحاد خلقها و زن،زندگی،آزادی (ژن،ژیان،ئازادی) مزین گردند.
◾️انقلاب روژاوا
https://telegram.me/enqelabrojava
#سنه

🔻 یکشنبه شب ٢٢ دی ماه ، میدان اقبال

🔻 خلق شعار می‌دهند:"مرگ بر دیکتاتور"، "بی‌شرف، بی‌شرف"


🆔 @anfpersian
بانگەوازی گشتی:
بە مەبەستی پشتیوانی لە گەلانی راپەڕیوی ئێران و ڕۆژهەڵاتی کوردستان، هەروەها بۆ ئیدانە و شەرمەزار کردنی هێرشی سپای پاسدارانی کۆماری سێدارە بۆ سەر فڕۆکە مەدەنیە ئۆکرانیەکە، کە بەهۆیەوە ژمارەیەکی زۆر لە خەڵکی سڤیل بوونە قوربانی، هاوکات بۆ دەربڕینی هاوسۆزی و هاوخەمی بۆ بنەماڵە و کەس و کاری گیانبەختکردووانی ئەم ڕووداوە و قوربانیانی "مانگی خەزەڵوەر"، لە شاری یۆتێبۆری بە دەسپێشخەری پارتی ژیانی ئازادی کوردستان #پژاک میتینگێکی جەماوەری بەرێوە دەچێت. لێرەوە داوا لەسەرجەم ئازادیخوازان لە نەتەوە جیاجیاکان دەکەین کە پشتیوانی گەلانی بندەستی کۆماری سێدارەی ئێران بن بۆ گەیشتن بە ئامانج و داخوازە دیمۆکراتیکەکانیان و بەشداری لە چالاکیەکەدا بکەن.


ڕێکەوت: 2020/01/14
کاتژمێر: 17:00
شوێن: Brunnsparken



🆔 @GozarDemocratic
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#سیستان_و_بلوچستان

🔹زیر آب رفتن روستاهای بلوچستان در غیاب امدارسانی و رسانه‌ها

🔻اینجا ‎سیستان‌ و بلوچستان است که تبدیل به دریا شده و تردد و امدادرسانی فقط با قایق و بالگرد امکان‌پذیر است و از قایق و بالگرد هم خبری نیست که نیست!!

🔻رسانه‌‌های سپاه پاسداران درصورت وقوع رویدادهای مشابه در لبنان، سوریه و ... گوش دنیا را کر می‌کنند ولی نسبت به سیل بلوچستان خود را به کری و کوری زده‌اند.

🆔 @anfpersian
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#سیستان_و_بلوچستان

🔹ریزش سقف بیمارستان بر سر بیماران در سیستان و بلوچستان

🔻سقف بخش سی.سی.یو بیمارستان سیدالشهدای شهرستان زهک در استان سیستان و بلوچستان در پی بارندگی ریزش کرده است.

🔻این اتفاق در حالی رخ داده است که کمتر از ۱۰ سال از ساخت این بیمارستان می‌گذرد.

🆔 @anfpersian
Forwarded from aryentvfarsi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔹دوشنبه ٢٣ دی، تجمع دانشجویان دانشگاه سنه با سر دادن شعار: «بسیجی، سپاهی داعش ما شمایی

@aryentvfarsi
Forwarded from aryentvfarsi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
♦️دوشنبه ٢٣ دی، تجمع دانشجویان دانشگاه سنه با سر دادن شعار: «ننگ ننگ ما سپاه الدنگ ما»

@aryentvfarsi
واقعیت وجودی #رفیق_سارا؛ آغاز تاریخ آزادی زن

برای اینکه بتوانم تعریف صحیحی از رفیق سارا داشته باشم، به این سخن رهبر آپو که می‌گویند: "تاریخ آغاز بردگی زن نانوشته مانده و تاریخ آزادی زن در حال نوشته شدن است" اشاره می‌کنم

#دلنیا_حسینی


🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
واقعیت وجودی #رفیق_سارا؛ آغاز تاریخ آزادی زن برای اینکه بتوانم تعریف صحیحی از رفیق سارا داشته باشم، به این سخن رهبر آپو که می‌گویند: "تاریخ آغاز بردگی زن نانوشته مانده و تاریخ آزادی زن در حال نوشته شدن است" اشاره می‌کنم #دلنیا_حسینی 🆔 @GozarDemocratic
واقعیت وجودی رفیق سارا؛ آغاز تاریخ آزادی زن


#دلنیا_حسینی




برای اینکه بتوانم تعریف صحیحی از رفیق سارا داشته باشم، به این سخن رهبر آپو که می‌گویند: "تاریخ آغاز بردگی زن نانوشته مانده و تاریخ آزادی زن در حال نوشته شدن است" اشاره می‌کنم. از همان آغاز گذار دوران زن - مادر به دوران مردسالاری تا به امروز، برای پیشگیری از انحراف و زوال ارزش‌های به وجود آمده‌ی اجتماعی، مبارزات بسیاری روی‌ داده‌اند. پیشاهنگ‌های مبارز و فداکار بسیاری در این مقاومت‌ها ظهور کردند. این فرهنگ مقاومتی درکوردستان نیز، از همه بیشتر در میان زنان کورد شکل گرفته شخصیت‌هایی همچون "رفیق سارا" بیانگر این واقعیت تاریخی‌ خلق کورد می‌باشد. فرهنگ زن - مادر در کوردستان و به پیشاهنگی زنان ظهور و رشد نموده است، این نقش گهواره‌گی کوردستان سبب شده این فرهنگ تا به امروز نیز زنده و پویا به حیات خود ادامه بدهد. علی‌رغم تمامی انحرافاتی که در ذهنیت جامعه روی‌ داده، زن کورد تا حد ممکن به حفظ و صیانت از ارزش‌‌های بنیادین جامعه پرداخته است. این در واقع از وابستگی زن به خاک و سرزمین‌اش نشات می‌گیرد، او به طور مداوم فرهنگ مرتبط با سرزمین خود را ارج نهاده و اجازه نداده که در طول تاریخ کمرنگ شود.

رفیق سارا دارای سه شناسه‌ی هویتی؛ زن، کورد و علوی بود. این شناسه‌ها سبب شدند تا او از همان آغاز دوران جوانی به بی‌عدالتی و فاشیسم موجود در ساختار حکومتی دولت‌ها پی‌برده و از اعماق وجود، متحمل درد و رنج بسیاری گشت. در تاریخ کهن تا به امروز ملت و فرهنگ‌های متنوعی بدون کمترین چالش و درگیری به زندگی با هم پرداخته بودند. این همزیستی و مسالمت، ارزش‌های معنوی و مادی بسیاری را با خود به همراه داشت که ذهنیت استوار بر مردسالاری جهت نابودی‌شان به توسعه‌ی دیدگاهی نژادپرست، دین‌پرست و جنسیت‌گرا در تمامی عرصه‌های اجتماعی پرداخت. رفیق سارا حاضر به هضم این بی‌حقیقتی‌ها نبوده و در برابر آن‌ها با خشم و کینه بزرگی مداوم بدنبال رهیافت و چاره‌یابی بود. همزمان با عمق یافتن جستجوی او بدنبال حقیقت، با جنبش آزادیخواهی خلق کورد PKK آشنایی یافت و از آن پس مبارزات او به مرحله‌ای نوین و سازمانی گذار می‌نماید. او یکی از دو نفر زنانی بود که از همان آغاز سازماندهی PKK که جنبشی با ایستاری رادیکال در برابر نظام شناخته می‌شد مشارکتی فعالانه داشت. این بر کسی پوشیده نیست؛ در موقعیت زمانی که فئودالیسم حاکم بر جامعه‌ی کوردستان و فاشیسم موجود در نظام حاکم بر کوردستان حضور یک زن در چنین جنبشی به جسارت، اعتقاد، آگاهی و توان فوق‌العاده‌ای نیاز دارد. ‌بیشتر قیام و عصیان‌هایی که در کوردستان روی دادند، با سرکوب و قتل‌عام روبرو ماندند، از آن جمله می‌توان به عصیان "شیخ سعید" در "درسیم" اشاره نمود. این تاثیر عمیقی در حد ترس و تردد بر مبارزات خلق کورد به جا گذاشته بود. این واقعیت‌ها همه برای رفیق سارا در عین حالی که به معنای روبرو شدن با دشواری و سختی‌‌های بسیار بود، در نظر او آفرینش یک ارزش انقلابی بسیار والا بود که می‌بایست با حضور پررنگ و موثر خود بر مسیر آن قرار می‌گرفت. او در سراسر دوران مبارزاتی خویش با چنین درک و عزم راسخی تحت تمامی شرایط زمانی و مکانی مختلف، بر اساس مبانی متحول‌ساز انقلابی مبارزه نمود. رفیق سارا در برابر ذهنیت مرتجع جنسیت‌گرا که زنان و خلق کورد را تحت تاثیر قرار داده و بنیاد جسمانی و روحی آن‌ها را از هم فروپاشیده بود، دارای ایستار و موضعی شفاف بود. هرگز اجازه نمی‌داد، شخص دیگری به جای او تصمیم گرفته و او شیوه‌ی فکر کردن و زندگی او را مشخص کرده و از پتانسیل فکری و جسمانی او، آنگونه که می‌خواهد سوءاستفاده نماید. او جایگاه زن در فلسفه‌ی رهبر آپو را اینگونه ارزیابی می‌نمود؛ اراده‌مند نمودن و ارج نهادن به زن در حقیقت پایه‌ی اساسی فلسفه‌ی رهبر را در برمی‌گیرد. برای رسیدن به شخصیتی بزرگ، همیشه به خودسازی و مبارزات ذهنیتی - درونی مشغول بود. برای از میان بردن خصوصیات شخصیتی که از نظام اقتدارگرای مردسالار متاثر شده و بر مسیر منافع این نظام قرار داشت، مبارزات بسیاری انجام داد. همیشه با عشق و علاقه در تمامی عرصه‌های مبارزاتی حضور داشته و با توان آفرینش برنامه و پروژه‌های نوین در پیشبرد فعالیت‌ها تاثیر چشمگیری داشت.

در زمانی که به زن همچون پدیده‌ی ناموس نگریسته می‌شد و رژیم ترک از هر چیز بیشتر می‌خواست از این راه رفیق سارا را مجبور به تسلیمیت گردانند، او برعکس آنچه آن‌ها تصور کرده بودند با ایستاری که باید گفت؛ زیبنده‌ی صفحات تاریخ مقاومت زنان گشت، در پاسخ به دشمن می‌گوید: "تسلیمیت بی‌حیثیتی‌ست". او در برابر تمامی شکنجه‌های وحشیانه‌ی رژیم، با درک وظیفه‌ی تاریخی خود به مقاومت پرداخته و در برابر تحمیلات آن‌ها سر فرود نمی‌آورد.

زمانی که رفیق سارا از زندان آزاد شد، در ادامه‌ی مبارزات‌ انقلابی‌اش به سنگرهای مقاومتی دیگر ر
گذار دموکراتیک
واقعیت وجودی #رفیق_سارا؛ آغاز تاریخ آزادی زن برای اینکه بتوانم تعریف صحیحی از رفیق سارا داشته باشم، به این سخن رهبر آپو که می‌گویند: "تاریخ آغاز بردگی زن نانوشته مانده و تاریخ آزادی زن در حال نوشته شدن است" اشاره می‌کنم #دلنیا_حسینی 🆔 @GozarDemocratic
فقایش در کوهستان‌های کوردستان پیوست. او به عنوان یک فرمانده‌ی زن در عرصه‌ی مقاومت و مبارزه در برابر جنگ‌های استعماری دشمن به ایفای نقش پرداخت. در زمینه‌ی ملحق نمودن، سازماندهی و آموزش زنان و جوانان به صفوف مبارزاتی جنبش آزادیخواهی با تمام توان تلاش می‌کرد. او همچنین در دورانی که زن در میان PKK‌ به سازماندهی ارتش خودویژه‌ی خود مشغول بودند، برای صیانت از رنج و زحمات زنان در مقاومت‌های جهان به سازماندهی و هویت حقیقی‌اش دست‌‌ یابد، نقش تاریخی یک پیشاهنگ را بر عهده گرفت. در برابر هوشمندی جامعه‌ی جنسیت‌گرایی که معتقد است؛ زن توان مشارکت در مبارزات و مقاومت‌‌های نظامی را ندارد، ایستار او پاسخی شفاف و عملی بود. زحمات رفیقمان سارا در تشکیل تیم، دسته و یگان‌های خودویژه، در برابر سوءاستفاده‌ی ذهنیت اقتدارگرا از زحمات زن در طول سال‌های مقاومت و در پیروزی انقلاب‌ها سیستمی چاره‌یاب بود. این زن مبارز در میان رفقای زن جهت ایجاد و رشد اعتماد بنفس، توانمندسازی و دست‌یابی به یک ایستار با اراده از هیچ تلاشی چشم‌پوشی نمی‌نماید.

شهید سارا با همه‌‌ی رفقا بسیار ساده و صمیمی برخورد می‌نمود. وقتی به رفاقت او و دلسوزی‌اش با رفقا فکر می‌کنم، همیشه یک روز بارانی در خاطرم مجسم می‌شود که شیوه‌ی زندگی و رفاقت رفیق سارا را با سادگی تمام در خود گرفته و افاده می‌کند. یک روز وقتی که جمعی از رفقا بعد از تمام شدن جلسه خواستند به محل خود برگردند. جای رفقای مرد کمی دور بود و باران هر لحظه بالا می‌گرفت. رفیق سارا رفت روی یک صخره‌ی بزرگ که بر منطقه مسلط بود و زیر باران با چشمانی نگران و سرشار از دلسوزی تا در دیدرس بودند به آن‌ها خیره شد. این فقط نمونه‌ای از برخوردهای این زن مبارز و آپوئیست در برابر رفاقت و شیوه‌ی زندگی گریلا بود که در همه‌ی لحظات زندگی و جزئیات نهفته در آن دارای ایستاری سازنده و آموزش دهنده بود. برخورد فروتنانه‌ی او با رفقا، شیوه‌ی زندگی با برنامه و منظم او الگوی انقلابی‌ترین مبارزه‌ در برابر نظام کائوس‌آلود و آشفته‌ی مردسالار برای همه‌ی ما بود. برای یک مبارزه‌ی طولانی و موثر، به تندرستی خود و اطرافیان‌اش اهمیت بسیاری می‌داد. در زمینه‌ی زیبایی‌شناسی چنین‌ می‌گفت: " درخشندگی ذهنیت انسان‌ها، به شیوه‌ی زندگی و چهره‌ی آن‌ها زیبایی خاصی می‌بخشد" و به این مهم همچون یک سبک و فرهنگ در زندگی معتقد بود و در زیبا زیستن مرزناشناس، به زندگی وابسته بود.

شهید سارا با گذار از حصار تنیده شده به دور ذهن خود به عنوان یک زن، خط‌مشی مبارزه، مقاومت و آزادیخواهی زن را عینیت بخشید. به همین دلیل می‌توان گفت: هدف گرفتن رفیق سارا از طرف نیروهای استعمارگر کوردستان در شهر "پاریس" وارد آوردن ضربه‌ای بر جنبش آزادیخواهی زن و یا همان نابودی زن آزاد بود. این در حالی‌ست که این نیروها نمی‌دانستند میراثی که همرزم‌مان رفیق سارا در کوردستان و سراسر جهان برای تمامی زنان به وجود آورد، هزاران زن با همان روح آزادیخواهی رفیق سارا زیسته و امروزه در کوهستان‌های کوردستان و عرصه‌های دیگر مبارزات حافظت و پیشبرد این میراث را از جان و دل بر عهده گرفته‌اند.

روح فدایی که در شخصیت رفیق سارا بحث بر سر آن رفت، امروزه در باکور کوردستان نمونه‌هایی مانند رفیق "اَکین" را آفرید. رژیم ترک چون نتوانست اراده‌ی این زن مبارز را تسلیم بگیرد، خواست از راه تکه‌پاره کردن و بی‌احترامی نمودن به جنازه‌ی بی‌جان او از این عزم و روح بلند مرتبه‌ی زن آزاد انتقام بگیرد. در روژآوای کوردستان نیز هزاران زن و جوان انقلابی همچون رفیق "آرین" در برابر حملات ضد بشری استعمارگران با تمام توان مقاومت نمودند. رفیق "آرین" در پایان وقتی که به یک روح فدایی برای از میان بردن محاصره و حملات وحشیانه‌ی دشمن بر خلق و رفقایش نیاز بود، با نوآوری در تاکتیک، بدن خود را به یک بمب تبدیل کرده، با منفجر کردن آن در میان دشمن، در واقع پاسخی شد در برابر تمامی تحمیلات ذهنیت متجاوز این نیروهای استعمارگر. در باشور کوردستان، رفیق "ویان" در راه عشق به آزادی، بدن‌ خود را به آتش کشید تا معنای جستجوی آزادی روح انسان را زنده نگه‌ دارد.

در شرق کوردستان نیز، تاریخ مقاومت در زندان "آمد" دوباره شد. رژیم ایران نیز خواست از راه شکنجه و اعدام، اراده‌ی "شهید شیرین علم‌هولی" را با شکست روبرو نماید. اما رفیق "شیرین" با تکیه بر نیرو و توانی که از پیشاهنگ فلسفه‌ی آپوئیستی؛ "رفیق سارا" گرفته بود مقاومتی بی‌همتا نمود. او وقتی به طرف چوبه‌ی دار اعدام می‌رفت، بدون هیچ تردیدی در دل با گفتن این جمله: "شما می‌توانید جانم را از من بستانید اما شرافتم را نه" خط‌مشی مبارزاتی رفیق سارا را در روژهلات کوردستان پیشبرد بخشید. امروزه این خط‌مشی، در ایران و روژهلات کوردستان با مقاومت رفیق "زینب جلالیان" پویایی‌اش را حفظ نموده است.

مقاومت زنان کورد بر مبنای این روح، امروزه در باکور کورد
گذار دموکراتیک
واقعیت وجودی #رفیق_سارا؛ آغاز تاریخ آزادی زن برای اینکه بتوانم تعریف صحیحی از رفیق سارا داشته باشم، به این سخن رهبر آپو که می‌گویند: "تاریخ آغاز بردگی زن نانوشته مانده و تاریخ آزادی زن در حال نوشته شدن است" اشاره می‌کنم #دلنیا_حسینی 🆔 @GozarDemocratic
ستان تحت عنوان YJA STAR، در روژآوا YPJ در روژهلات کوردستان با نام HPJ روزانه وسعت یافته و بر مبارزات و همبستگی زنان از دیگر ملت‌ها نیز تاثیرات ملموسی گذاشته، خروش و اراده‌ی عظیمی به وجود آورده است. زنان با درک و یقین ناشی از حقیقتی که هر روز دقت چشم‌ و وجدان‌ مردمان آزادیخواه را به سوی کوردستان جلب می‌کند، به حمایت از پیشاهنگی زنان کورد در تاسیس سیستم خودمدیریتی دمکراتیک برخاسته‌اند. پس این حقیقت انکارناپذیر است که مبارزات رفیق سارا زیباترین جلوه‌ و آغاز تاریخ آزادی زن است.


kjar.online


🆔 @GozarDemocratic
ادبیات تجلی اندیشه‌ها


#واران_کلهر



🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
ادبیات تجلی اندیشه‌ها #واران_کلهر 🆔 @GozarDemocratic
ادبیات تجلی اندیشه‌ها


#واران_کلهر




ادبیــات هــر ملــت، آیینــه‌ی تمــام نمــای آن ملــت اســت. ادبیاتـی را کـه از دل جامعـه برنخیـزد و حقیقـت، مشـکلات و آنچــه درون جامعــه می‌گــذرد را بیــان نــدارد، نمی‌تــوان ادبیـات آن جامعـه و حتی اندیشـه‌ی آن دانسـت. بدون شـک کــه جامعــه و ادبیــات در ارتباطــی تنگاتنــگ هســتند، پــس هـر تغییـری در آن جامعـه و سـوق دادنـش در هـر مسـیری، نیـز در ادبیـات آن جامعـه تاثیرگـذار خواهـد بـود و برعکـس. اگـر بـه وضعیتـی کـه برخلق‌هـا تحمیـل می‌گـردد، بنگریـم، بـه اهمیـت ادبیـات بیشتـر پـی خواهیـم بـرد. بنابرایـن آنچـه کـه در وهلـه‌ی اول در خلـق یـک ادبیـات تاثیـر می‌گـذارد، تاریــخ یــک ملــت و گــذار آن از یــک رویــه‌ی تاریخــی می‌باشــد. اگر تاریخ خلق‌ها و دولت‌ها را مورد بررسی قراردهیم , تفاوت مــا بیــن ادبیــات تحمیلــی و ادبیاتــی کــه ریشــه در ذهــن آنــان دارد را مشــاهده می‌کنیــم. سالهاســت کــه مــردم در شرایطــی چــون اســتعمار، اختنــاق، اســتبداد، سرکــوب و اسـتحاله‌ی فرهنگـی و … قـرار گرفته‌انـد و هرگونـه تهاجمـی را تجربـه نموده‌انـد و تنهـا سـعی بـرآن شـده کـه بـا تغییـر اندیشــه‌ی آنــان، ادبیــات زندگــی آنهــا نیــز تغییــر یابــد.

امــا ســوال اینجاســت، ادبیاتــی را کــه نمــاد اســتبداد و اســتعارملت باشــد چگونــه می‌تــوان بــه کلام و اندیشــه‌ی مســتعمره‌گان مبــدل ســاخت؟ از ســویی دفــاع، پایــداری و مقاومــت مفاهیمــی عــام در فرهنـگ ملت‌هـا و جوامـع اسـت، ایـن مفهـوم از آن جهـت کــه در برابــر تهاجــم صــورت می‌گیرنــد، یــک ارزش تلقــی مـی‌شـوند. ادبیاتی كـه زاییـده‌ی ایـن مفهـوم اسـت درحـوزه محتوایـی و موضوعـی بـه خلـق اثـر مـی پــردازد، بعبارتــی از یــک ســو عمــق جنایــت و فاجعـه‌ای کـه بـر یـک ملـت وارد شـده و حقیقتـی کــه از آن دور گشــته اســت را بــر زبــان مـی‌آورد و از ســویی دیگــر نیــز از هــر واژه‌اش بــوی اعتــراض و مقاومــت بــر می‌خیــزد. می‌تــوان گفــت ادبیــات مقاومــت مشــتمل بــر آن گونــه از آثــار ادبــی –هـنـری اســت کــه در مـتـن جــاری زندگــی توده‌هــا در عرصــه مقابلــه و ســتیزه‌های اجتماعــی ظهــور یافتــه و بــه وجــود می‌آیــد و جان‌مایــه‌ی آن از یــک تاریــخ و مبــارزه بــا آنچــه کــه هــان تاریــخ بـه انحـراف کشـیده‌اند، شـکل می‌پذیـرد. مقولـه و مـواد ایـن نـوع از ادب بـا شـاخصه ادب و فرهنـگ مردمـی و حـاوی ارزش‌هایی در راه تغییـر و تحـول، پایـداری، اعـتراض، مقابلـه، چالـش و درگیـری اسـت. بـه ادبیـات کنونـی کـه دولـت تحمیـل نموده‌اسـت بنگریـم، آنچـه کـه مشـاهده مـی شـود تنهـا ادبیـات تحقیــر و افسردگی‌اســت، ادبیاتی‌ســت کــه از جامعـه گسسـته اسـت. دولـت سـعی بـر آن داشـته کــه کلامــش را بــه هــر شــیوهی ممکــن بــه حیــات جامعــه وارد ســازد و ایــن دقیقــا هــان اســتحاله‌ی فرهنگـی اسـت کـه مشـاهده مـی‌کنیم. ادبیـات هنر نوشـتن اسـت، امـا زمانیکـه ذهنیـت اقتدارگرا قلـم یـک جامعـه را غصـب کـرده، نمی‌تـوان گفـت آن نوشـته، گویـای وضعیـت مـردم اسـت. آنچـه کـه دولــت‌ها بــکار گرفتــه‌اند، امحــا و آسیمیلاســیون اســت، در دراز مــدت نیــز دولت‌ها خواهــان شــخصیتی بــودند کــه اندیشــه‌ها و افــکارش اضمحــلال یافتــه و بدتــر کــه وجــود اینگونــه فــردی را عــادی میداننــد. بــا ایــن تفاســیر چنیــن فــردی چگونــه میتوانــد از ادبیـات و فرهنـگ یـک جامعـه صحبـت بـه میـان بیــاورد؟ ایــن افــراد نــه تنهــا نمی‌تواننــد نماینــدگان مــردم و بیان‌گــوی مســائل و دردهــای آنــان باشــند، بلکــه برعکــس ایــن بــار بــا قلمشــان، مــردم را بــه نشـانه مـی رونـد. بـه نمونه‌هـای ادبـی امـروز کـه بـه جامعـه تحمیـل شـده اسـت، نگاهـی بیندازیـم، بیشتــر آنــان راجــع بــه مــرگ، خودکشــی، جدایــی، انــزوا و تنهایــی میباشــد، ایــن ادبیــات، ادبیــات افسردگــی ســت کــه تنهــا و تنهــا یــک فــرد را مــد نظــر قــرار داده و از اشــاره بــه سیاســت، تاریــخ و اجتــاع می‌پرهیــزد. از ســوی دیگــر شــاهد نوعــی از ادبیــات تحقیــر و در عیـن حـال جنسـیت گرایـی کـه سـالها تحمیـل شـده اسـت می‌باشـیم. ذهنیتـی کـه بـه اسـتحاله‌ی زبـان و فرهنـگ خلـق، بسـنده نکـرده و بـا تحقیـر آن ملـت سـعی بـر نابـودی بیـش از پیش آنـان دارد. بـارز اسـت کـه بـا سلسـله عوامـل و سياسـت‌هاي هــدفدار در زمينــه تحريــك، جهت‌دهــي و تحقیــر افــراد، اقشــار و طبقــات خــاصي از جامعــه در راســتاي ريشه‌كن ســاخن ادبيــات واقعــی و محــو آن از ذهنيــت جامعــه همــراه بــا جايگزين‌ســازي ادبيــاتي بــاب میــل خودشــان مي‌باشــد.


تمامــی ســاختار جامعــه
گذار دموکراتیک
ادبیات تجلی اندیشه‌ها #واران_کلهر 🆔 @GozarDemocratic
، در ادبیــات امروزی نادیــده گرفتــه می‌شــوند، قلم‌هــا را ذهنیت‌هــای پیر ســالار و پدرســالار بــه دســت گرفته‌انــد و سـعی بـرآن دارنـد کــه از جانــب تمامــی اقشــار جامعــه نیــز بــا هــمان ادبیات‌شــان بنویســند. بهتریــن نمونــه را مــی تــوان راجــع بــه زنــان بــر زبــان آورد. بهرانــدازه کــه در طــول تاریــخ، ســعی بـرآن بـوده کـه زنـان را طـرد کـرده و بـر افـکار و اندیشــه‌ی آنــان غصــب شــوند، در ادبیــات نیــز زن ســتیزی را کامــلا مشــاهده مینماییــم. بــه نقــش و مبــارزه‌ی زنــان بنگریــم، چــرا در هیــچ ادبیاتــی از آن ســخن گفتــه نشــده اســت؟ اصــلا بهــتر اســت بگوییــم چــرا بجــز بویــی مردانــه در ادبیاتشــان هیـچ بـوی دیگـری بـه مشـام نمیرسـد؟ در ادبیاتـی کـه بـه هیـچ وجـه از تهاجمـات وارد شـده بـه زنـان و در عیـن حـال پایـداری زنـان و مبارزه‌شـان سـخن نگفتــه باشــد، نمیتــوان دم از حقیقــت و ارزش آن ادبیــات زد. تــا کنــون در ادبیاتــی کــه خوانده‌ایــم‌ نه تنهــا از نقــش زنــان قهرمــان در تاریــخ ســخن گفته نشده، بلکــه بــه نشــانه‌ی تقلیــل ارزش مبــارزه‌ی زنــان، آنهــا را نقــش چنــدم خوانــده اســت. زنــان پیشــاهنگ مقاومــت در هــر ملتــی بوده‌انــد، امــا از ایــن پیشــاهنگی، ســخنی بـه میـان نیامـده اسـت، بنابرایـن نمیتـوان ایـن ادبیـات را عــام و فراگیــر دانســت. بطورکلــی میتــوان گفــت آنچــه در طـول تاریـخ تمامـی خلق‌هـای مسـتعمره و در راس آن،خلـق کـرد مشـاهده نمـوده، پایـداری ادبیـات اجتماعـی در برابـر ادبیـات تحقیـر و دولـت بـوده اسـت. در کردستان با فعالیت‌ها و مبارزات زنان بویژه در جنگ با داعش و حتی قبل‌تر از آن شـاهد انقلابـی عظیـم در ادبیــات ملــت کــرد گشــتیم. ظهــور ادبیاتــی نــو، بــر مبنـای فلسـفه و ایدئولـوژی تـازه، راه بـرای ایفـای نقـش سـاختاری جدیـد بـاز کـرد. بعبارتـی میتـوان گفـت یـک انقــلاب ادبــی و یــک ادبیــات انقلابــی! ادبیات مقاومت، چکیده‌ی تجربه بشریت است. شـاید ایـن سـوال در ذهـن بوجـود آیـد، ادبیاتـی مقاومتـی کــه از آن ســخن گفتیــم، بــر چــه مبنــا و معیاریســت؟ مولفه‌هــای ایــن ادبیــات چــه هســتند؟ در پاســخ بــه ایــن ســوالات می‌تــوان اینگونــه گفــت کــه ادبیــات مقاومت،چکیــدهی تجربــه‌ی بشریــت اســت. در طــول تاریــخ بریــت، شــاهد مجادلــه و مبــارزهی دو خــط خیانــت و وفــاداری، عشــق و نفــرت، حــق و باطــل بوده‌ایــم، ماحصــل ایــن مبــارزات اســت کــه ادبیــات را میســازد. ملتــی کــه طعــم تلــخ ظلــم و بیعدالتــی را چشــیده و در برابــر هرکــدام از تهدیدهــا مبــارزه نمــوده، تنهــا میتوانــد از ادبیــات آن ملــت ســخن بگویــد. لازم بـه ذکـر اسـت کـه زمانی‌کـه از ادبیـات سـخن مـی گوییـم، نمی‌شـود تنهـا بـه مجموعـه‌ای از جمـلات و زبـان بسـنده کـرد، اینجـا بحـث یـک ایدئولـوژی اسـت، یـک مبـدا، یـک روح و یــک فلســفه. نمونه‌هــای بســیاری وجــود دارنــد، کــه بــه زبــان آن ملــت ســخن می‌گوینــد، امــا حــرف هــمان ملــت را نــه می‌شــنوند و نــه می‌فهمنــد. ایــن دقیقــا همــان اســتعار و قتــل عامیســت کــه در ادبیــات خلق‌هــای مســتعمره صـورت گرفتـه اسـت. اگـر روح انسـان بـه بردگـی گرفتـه شــود و ثانیــه بــه ثانیــه زندگــی‌اش را بی هویــت ســازند، آن زمــان چگونــه می‌تــوان از فرهنــگ و ادبیــات ســخن گفــت؟ اگــر هــم ســخن بگویــی بــی ارزش اســت، چــون از غیــر تــو ســخن گفتــه اســت. ایــن ادبیــات یــک ملــت اســت کــه از ســطح و جایــگاه آن ملــت ســخن می‌گویــد. آنجــا کــه میگویــد: تــک تــک ســاعت چــه گویــد گــوش دار؛ گویـدت بیـدار بـاش ای هشـیار » نیـز بیانگـر همیـن واقعیــت اســت. ایســتادگی و پایــداری در برابــر تهدیــد و تهاجمــات ذهنیــت اقتدارگــرا، تنهــا بــا آکاهــی اســت کــه امــکان پذیــر می‌باشــد. مولفــه‌ی ادبیــات آن نیــز بــر همیــن مبناســت. ادبیاتــی کــه از آن بحــث می‌نماییــم در عیـن اعـتراض، مقاومـت و مبـارزه از یـک امیـد بـه پیـروزی سـخن می‌گویـد. خلـق کـرد اکنـون در مرحلـه‌ای قـرار دارد کــه نمی‌تــوان ســطح ادبیــات آن را یــا فــردی و بــدور از جامعـه و سیاسـت گذاشـت و تنهـا بـرای آن سـوگواری کـرد و نوشـته‌ها تمامـا بـوی غـم دهـد، از سـویی جامعـه نیـز هـم اکنـون لحظـه بـه لحظـه‌ی زندگـیاش را مقاومـت فراگرفتـه، بـا وجـود چنیـن شرایطـی، لازم اسـت کـه ادبیات در ورطــه‌ی کلــی گویــی و شــعار نیفتــد، مــا از ادبیــات انقـلاب صحبـت بـه میـان می‌آوریـم، ادبیاتـی کـه متعهـد اسـت بـه تاریـخ، بـه جامعـه وملـت. اینکـه از طـرف مـردم بوجـود می‌آیـد. و ایـن هـمان اصطـلاح و هـمان فرهنـگ نوی
گذار دموکراتیک
ادبیات تجلی اندیشه‌ها #واران_کلهر 🆔 @GozarDemocratic
ن است.از مولفــه و ســاختار ادبیــات مقاومــت ســخن گفتــه شــد، امــا آنچــه کــه معنایــی عظیــم بــه ایــن ادبیــات بخشــیده و ایــن روزها بوضــوح شــاهدش هســتیم، نیــروی عظیــم اجتـماع است.



jineoloji-farsi.com



🆔 @GozarDemocratic
انتقام سخت! دروغ بزرگ! رسوایی شرم‌آور!


"...ایران و آمریکا در قضیه‌ی سفارت عراق و کشته‌شدن سلیمانی همدیگر را به «عبور از خطوط قرمز» متهم کردند. اما مردم ایران نیز یک‌صدا می‌گویند که این نظام از خطوط قرمز مردم ایران عبور کرده و باید استعفا دهد..."


#ریوار_آبدانان


🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
انتقام سخت! دروغ بزرگ! رسوایی شرم‌آور! "...ایران و آمریکا در قضیه‌ی سفارت عراق و کشته‌شدن سلیمانی همدیگر را به «عبور از خطوط قرمز» متهم کردند. اما مردم ایران نیز یک‌صدا می‌گویند که این نظام از خطوط قرمز مردم ایران عبور کرده و باید استعفا دهد..." #ریوار_آبدانان…
انتقام سخت! دروغ بزرگ! رسوایی شرم‌آور!

#ریوار_آبدانان



پیش از هرچیز، کشته‌شدن سرنشینان هواپیمای اوکراینی (پرواز تهران) را به تمام خانواده‌های داغدار قربانیان این فاجعه‌ی بزرگ، تسلیت عرض می‌کنم.

ایران پس از کشته‌شدن قاسم سلیمانی توسط آمریکا، دیگر همان ایران پیش از این رویداد نیست. زیرا تنها یک شخص هدف قرار داده نشد، بلکه یک «استراتژی» هدف حمله قرار گرفت؛ «هژمونی‌طلبی ایران» در منطقه هدف قرار گرفت.

مسیری که حکومت ایران و آمریکا از یک سو علیه همدیگر و مردم ایران از دیگر سو علیه حکومت ایران در پیش گرفته‌اند، مسیری بی‌بازگشت است. فاجعه‌ی سرنگون‌سازی هواپیمای اوکراینی در تهران، گوشه‌ی کوچکی از فلاکتی است که جنگ جهانی سوم در ایران منجر به آن خواهد شد. کشته‌شدن قاسم سلیمانی توسط آمریکا، انتقام‌گیری موشکی ایران و فاجعه‌ی سرنگون‌سازی هواپیما نشانگر آغاز مرحله‌ای خطرناک از جنگ جهانی سوم در منطقه است. سطح تنش و بکارگیری جنگ‌افزارهای کنونی منجر به فاجعه‌ی سرنگونی هواپیمای اوکراینی شد. حال اگر به احتمال استفاده از «بمب اتم» در این کشاکش‌ها بیاندیشیم (که اتفاقا آژیر قضیه‌ی اتمی ایران دوباره روشن شده)، درک خواهیم کرد که ابعاد فاجعه‌ی جنگ جهانی سوم در ایران به مراتب می‌تواند از فاجعه‌ی سرنگون‌سازی هواپیما بدتر باشد. یا فرض کنید که ترامپ به حرفش درباره‌ی حمله به مراکز فرهنگی ایران جامه‌ی عمل بپوشاند؛ فاجعه‌ای جبران‌ناپذیر برای کل منطقه و انسانیت رخ خواهد داد. ایران اکنون در ورطه‌ای هولناک قرار گرفته که پیش‌بینی نتایج آن بسیار دشوار است.

کشته‌شدن قاسم سلیمانی تنها مسئله‌ی نظامی نبود؛ دارای پیش‌زمینه‌ای سیاسی بود. اعتراضات سرتاسری مردم ایران در آبان‌ماه ۹۸ یک نقطه‌ی عطف بود که بر بستر قیام‌های گسترده‌ی دی‌ماه ۹۶ شکل گرفت. این تحولات در بطن جامعه‌ی ایران و در اثر مطالبه‌گری دمکراتیک خلق‌ها، همانند فوران آتشفشان رخ دادند و جایگاه سیاسی رژیم حاکمه‌ی ایران را به شدت و در ابعادی بی‌سابقه متزلزل کردند. آمریکا و همپیمانانش از این فرصت استفاده کردند تا برنامه‌ی منزوی‌سازی ایران را با حدت‌وشدت بیشتری ادامه دهند. نیروهای هژمونیک جهانی پس از شکست داعش و به‌زعم خودشان پس از سربه‌راه کردن جریان اسلام‌گرای سیاسی سنی، پروژه‌ی تضعیف هلال شیعه و ضمیمه‌سازی آن را نیز استارت زده‌اند.

اعتراضات دمکراتیک همزمان در کشورهای ایران، عراق و لبنان اگرچه یک واقعیت اجتماعی‌ـ سیاسی داخلی این کشورها و ناشی از مطالبه‌گری مردم کف خیابان است اما از دیگر سو شرایط جهانی و منطقه‌ای در بروز آن بی‌تاثیر نبود. کشته‌شدن قاسم سلیمانی و ابومهدی مهندس، بخشی از طرح آمریکا برای ازنفس‌انداختن نیروهای اسلام‌گرای شیعه در منطقه است. یعنی می‌خواهد دقیقا همانند کاری را انجام دهد که با نیروهای اسلام‌گرای تندروی سنی انجام داد. منتها شیوه‌ها و راهکارهای آمریکا برای اجرای این استراتژی در قبال این دو دینامیک مهم خاورمیانه، با هم متفاوت هستند.

بلافاصله پس از اینکه فرماندهان سپاه و سران کشور در اثر فشار جامعه‌ی جهانی ناچار شدند به حقیقت ماجرای سرنگونی هواپیمای اوکراینی اعتراف کنند، مردم دست به تظاهرات علیه رژیم حاکمه‌ی ایران زدند. عملا می‌شود دید که سه دینامیک «نیروهای جهانی به سرکردگی آمریکا»، «نیروهای حکومتی ایران و وابستگان منطقه‌ای آن» و «مردم ایران» به شدت در عرصه‌ی سیاسی و نظامی علیه همدیگر وارد عرصه شده‌اند. نیروهای مردمی به هیچ وجه منتظر و تماشاگر نبرد ایران و آمریکا نبوده و خودشان به‌عنوان یک بازیگر اصلی حضور فعال دارند. اگرچه طبق اخبار درزکرده، آمریکا و ایران بر سر چگونگی موشک‌پرانی ایران برای انتقام خون سلیمانی به توافقاتی پنهانی رسیده بودند اما فاجعه‌ی رسوایی‌بار سرنگون‌سازی هواپیمای اوکراینی و حوادث پس از آن نشان می‌دهد که زیر خاکستر توافقات موقتی بین ایران و آمریکا، آتشی پنهان وجود دارد.

استیصال نظام حاکمه‌ی ایران را از آنجا می‌توان به‌خوبی مشاهد کرد که در هر گامی که برای حل یک بحران برمی‌دارد به‌جای آنکه بحرانش را حل کند ناخواسته خود را در باتلاق بحران بزرگ‌تری فرو می‌برد. نه تنش ایران و آمریکا به راحتی قابل حل است و نه مخالفت و ضدیت مردم ایران با سیاست‌های سرکوب‌گرانه‌ی رژیم ایران پایانی دارد.

رادیکال‌ترین شعارهای ضدحکومتی مردم ایران نشانگر آن است که این مردم برای تحمیل تغییر سیاسی وارد میدان شده‌اند. به اندازه‌ای که ایران و آمریکا عملا وارد مرحله‌ی جنگ شده‌اند، مردم ایران نیز علیه وضعیت موجود کشور و در مخالفت با سیاست‌های نظام در میدان حضور دارند. یعنی رژیم از دو سو در منگنه قرار داده شده است. ایران و آمریکا در قضیه‌ی سفارت عراق و کشته‌شدن سلیمانی همدیگر را به «عبور از خطوط قرمز» متهم کردند. اما مردم ایران نیز یک‌صدا می‌گویند که این نظام از خطوط قرمز مردم ایران عبور کرده
گذار دموکراتیک
انتقام سخت! دروغ بزرگ! رسوایی شرم‌آور! "...ایران و آمریکا در قضیه‌ی سفارت عراق و کشته‌شدن سلیمانی همدیگر را به «عبور از خطوط قرمز» متهم کردند. اما مردم ایران نیز یک‌صدا می‌گویند که این نظام از خطوط قرمز مردم ایران عبور کرده و باید استعفا دهد..." #ریوار_آبدانان…
و باید استعفا دهد. این اقدام مردم ایران نشان می‌دهد که جریان تحولات سیاسی ایران کاملا منوط به اراده‌ی مردم ایران است و صرفا تنش و رویارویی دولت ایران و آمریکا قادر به تعیین آینده‌ی سیاسی ایران نیست. زیرا هم رفتار دولتمردان آمریکا و هم رفتار دولتمردان ایران خطرات عظیمی متوجه امنیت و زندگی سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی مردم ایران کرده است.

با فاجعه‌ی سرنگون‌سازی هواپیمای اوکراینی که یک «رسوایی بزرگ» بود، دستگاه تبلیغاتی نظام عملا در محاصره‌ی افکار عمومی جهانی دچار فروپاشی شد. دولت ایران نه‌تنها تحت محاصره‌ی اقتصادی، سیاسی و حتی نظامی است بلکه اینک به محاصره‌ی افکار عمومی جهانی درآمده که به‌مراتب محاصره و منگنه‌ای خردکننده‌تر است. آرزوی مرگ کردن نه چیزی از زشتی دروغ می‌کاهد و نه بزرگی فاجعه را می‌تواند از نظرها دور نگه دارد. اگر مسئولین از واقعیت سرنگونی هواپیما اطلاع داشته‌اند پس تلاش آنها برای لاپوشانی این قضیه مصداق یک جرم است و اگر اطلاع نداشته‌اند، این بی‌اطلاعی گویای یک هرج و مرج بزرگ در بدنه‌ی جمهوری اسلامی و تبدیل دولت به یک باند است که هر کس در آن می‌تواند هر جنایتی را سرخود انجام دهد.

رخدادهایی که از آبان‌ماه تاکنون رخ داده گویای یک واقعیت است: حقیقت را نمی‌توان کُشت و جسدش را پنهان کرد. دروغگو، رسوا خواهد شد!

نکته‌ی پایانی اینکه از آبان‌ماه به این سو، ایران مرکز زلزله‌های سیاسی منطقه و حتی جهان بوده است. پیش‌بینی می‌شود این وضعیت ادامه یابد. مسائل ایران و آمریکا نه با مذاکرات آشکاری از نوع برجام می‌توانست حل شود و نه با کشتن امثال قاسم سلیمانی و موشک‌پرانی انتقام‌گیرانه و زدوبندهای پنهانی بر سر شیوه‌ی انتقام‌گیری بدون خطر. همچنین مسائل جامعه‌ی ایران با رژیم حاکمه نه با اصلاحات فرمالیته قابل حل بود و نه با سرکوب اعتراضات سرتاسری می‌تواند حل شود. بنابراین زنگ خطری بزرگ همچنان در بناگوش ایران صدایش بلندوبلندتر می‌شود.

*عضو شورای ریاست کل کنفدرالیسم جوامع کوردستان(ک.ج.ک)



ANF



🆔 @GozarDemocratic