Forwarded from خبرگزاری فرات | فارسی
🗓امروز
🔸 دوشنبه
🔹 ١۶ بَفرانبار ٢٧١٩
🔹 ١۶ دی ١٣٩٨
🔹 ۶ ژانویه ٢٠٢٠
***... حاکمان ایرانی مهارتی را كه از زمان تمدن پارس بدینسو در هنر قدرت كسب نمودهاند، در دوران مدرنیته بر مبنای مزدوری هرچه بیشتر توسعه دادهاند. میتوان گفت در امر كاربست مختلط فریبكاریهای تمدن و اغواگریهای مدرنیته (ملیگرایی شیعی)، قادر به رقابت با چینیها میباشند. در حالی كه چینیها وحشیترین كاپیتالیسم را جلا زده و بهنام «کمونیسم» عَرضه مینمایند، مدرنیستهای ایرانی چنان بیحیا هستند كه بیشرمانه بت دولت ـ ملت ساختهی دست كاپیتالیسم را بهعنوان روحگرایی عظیم، تحت نام «جمهوری اسلامی» ارائه مینمایند ... ***
📚 مانیفست تمدن دمکراتیک – کتاب چهارم
✍🏻 عبدالله اوجالان
🆔 @anfpersian
🔸 دوشنبه
🔹 ١۶ بَفرانبار ٢٧١٩
🔹 ١۶ دی ١٣٩٨
🔹 ۶ ژانویه ٢٠٢٠
***... حاکمان ایرانی مهارتی را كه از زمان تمدن پارس بدینسو در هنر قدرت كسب نمودهاند، در دوران مدرنیته بر مبنای مزدوری هرچه بیشتر توسعه دادهاند. میتوان گفت در امر كاربست مختلط فریبكاریهای تمدن و اغواگریهای مدرنیته (ملیگرایی شیعی)، قادر به رقابت با چینیها میباشند. در حالی كه چینیها وحشیترین كاپیتالیسم را جلا زده و بهنام «کمونیسم» عَرضه مینمایند، مدرنیستهای ایرانی چنان بیحیا هستند كه بیشرمانه بت دولت ـ ملت ساختهی دست كاپیتالیسم را بهعنوان روحگرایی عظیم، تحت نام «جمهوری اسلامی» ارائه مینمایند ... ***
📚 مانیفست تمدن دمکراتیک – کتاب چهارم
✍🏻 عبدالله اوجالان
🆔 @anfpersian
Forwarded from 🆔 @nuser_alikarimi (Ali Karimi)
دەفەرموێ "کردەوەکەی ئەمریکا پێشێلکردنی سەروەری خاکی عێراق بوو" ئەی باشە موشک بارانی کەمپی حیزبی دیمۆکراتی کوردستان پڕ لە ژن و مناڵ لە قوڵایی خاکی عێراق و هەرێمی کوردستان و کوشتنی ئەو هەموو خەڵکە بێ تاوانە پێشێلکردنی خاکی عێراق و هەرێم نەبێ دەبێ چ بێ?! ئافەرین بۆ میدیای "پرۆفیشناڵ" کە ناوێرن تەنانەت پرسیارێکی رۆژنامەوانی وا بکەن!
همانطور که دهە گذشته شاهد خیزش خلقهای منطقه در برابر خط اسلام قدرتگرا و دولتگرای سنی محور با رهبری ترکیه نئوعسمانی و رهبری بعضی از دولتهای عربی نئو اموی بودیم، دهە پیش رو شاهد خیزش خلقهای منطقە در برابر اسلام قدرتگرا و دولت گرا، با محوریت شیعە و رهبری ایران نئوصفوی خواهیم بود!
قطعا دولت استعمارگر و ارتجاعی ایران با عدیده مشکلات داخلی و خارجی، تاب و توان مقابله با این خیزش های سیل آسا را نخواهد داشت و تمام سعی فاشیسم ایرانی اعم از جمهوری اسلامی و اپوزسیون شوونیست، کە در صددند، دولت ملت ایرانی را از نو مرمت و برساخت نمایند، منجر به شکست حتمی خواهد گشت!
✍ #اهون_چیاکو
https://t.me/joinchat/AAAAAEPfglh3P0aCVQR1HQ
قطعا دولت استعمارگر و ارتجاعی ایران با عدیده مشکلات داخلی و خارجی، تاب و توان مقابله با این خیزش های سیل آسا را نخواهد داشت و تمام سعی فاشیسم ایرانی اعم از جمهوری اسلامی و اپوزسیون شوونیست، کە در صددند، دولت ملت ایرانی را از نو مرمت و برساخت نمایند، منجر به شکست حتمی خواهد گشت!
✍ #اهون_چیاکو
https://t.me/joinchat/AAAAAEPfglh3P0aCVQR1HQ
Telegram
گذار دموکراتیک
تلاش برای ایجاد دموکراسی در ایران و چاره یابی مسئلە کورد
آدرس وبسایت ما:
www.kodar.info ✔️
www.kjar.online ✔️
www.pjak.eu ✔️
ارتباط با ادمین:
@gozar_democratic ✔️
🆔 @GozarDemocratic
آدرس وبسایت ما:
www.kodar.info ✔️
www.kjar.online ✔️
www.pjak.eu ✔️
ارتباط با ادمین:
@gozar_democratic ✔️
🆔 @GozarDemocratic
Forwarded from خبرگزاری فرات | فارسی
🔹 یاد سوه دمیر، فاطمه اویار و پاکیزه نایر گرامی داشته شد
🔻یاد سیاستمداران زن سوه دمیر، فاطمه اویار و پاکیزه نایر که در سلوپی در مقاومت خودمدیریتیها شهید شدند، گرامی داشته شد
بیشتر بخوانید...
🔗 https://bit.ly/2STTduK
🆔 @anfpersian
🔻یاد سیاستمداران زن سوه دمیر، فاطمه اویار و پاکیزه نایر که در سلوپی در مقاومت خودمدیریتیها شهید شدند، گرامی داشته شد
بیشتر بخوانید...
🔗 https://bit.ly/2STTduK
🆔 @anfpersian
ANF News
یاد سوه دمیر، فاطمه اویار و پاکیزه نایر گرامی داشته شد
سوه دمیر عضو انجمن حزب د.ب.پ، فاطمه اویار عضو کنگرهی زنان آزاد و پاکیزه نایر رئیس مشترک انجمن خلق سلوپی که در منطقهی سلوپی شرنخ در مقاومت خودمدیریتیها در ۴ ژانویه ۲۰۱۶ تلاش کردند از محلهای به م...
Forwarded from اتچ بات
سوسیالیست: برای صیانت از مبارزان در پاریس حضور خواهیم داشت
اتحادیه زنان سوسیالیست (SKB) به منظور مشارکت در راهپیمایی ۱۱ ژانویه در پاریس با انتشار فراخوانی اعلام نمود که از تمامی زنان مهاجر کوردستانی، ترکیه در اروپا میخواهیم که در ۱۱ ژانویه در پاریس گردهم آیند.
اتحادیه زنان سوسیالیست در این رابطه بیانیهای را بدین شرح منتشر نمود:
"در نهم ژانویه سال ۲۰۱۳ در نتیجه معامله و همکاری پلید بین دیکتاتور ترکیه، اردوغان و دولت فرانسه، سه زن انقلابی، ساکینه جانسز، فیدان دوغان و لیلا شایلمز در پاریس و در روز روشن در جریان سوءقصدی به قتل رسیدند. با گذشت ۷ سال از گذشت این قتلعام، مبارزه برای تحقق عدالت واقعی همچنان ادامه دارد. در ادعانامه مربوط به این پرونده، اشاره صریحی در رابطه با نقش دولت ترک و میت و نقش آنها در این قتلعام شده است، علیرغم این اشاره صریح، تنها متهم این پرونده، یعنی عمر گونای، چند روز قبل از شروع نشستهای دادگاه به شیوهای مشکوک مرد و به شیوهای غیرمنتظره از میان برداشته شد.
زنان کورد به آزادیای دست یافتهاند که مرزها را به رسمیت نمیشناسند
هر سه زن کورد، با نوع مشارکت خود در میان مبارزه آزادیخواهانه خلق کورد، به حیاتی معنابخش و جانبخش بدل شدند. سکینه جانسز با مقاومت خود در زندان تا گریلایی، در طول زندگی خود به زن فرمانده و رهبر تبدیل شد و در میان صفوف مبارزه آزادیخواهانه خلق کورد جای گرفت.
فیدان دوغان، زنی انقلابی که در اروپا رشد کرد، مبارزه دیپلماسی جنبش آزادی کورد را به به پیش برد. لیلا شایلمز که کارنامه خود را با مقاومت و خیزش جوانان کورد آراسته بود، یکی از اعضای مبارزه آزادیخواهی بود. آنان به نمایندگی از سه نسل به الگوی تداوم مبارزه مبدل گردیدند. این قتلعامی علیه مبارزه آزایخواهانه خلق کورد بود و زنان کورد به جایگاهی دست یافتند که مرزها را به رسمیت نشناسند.
زنان کورد با سیاستهایی که در تمامی ابعاد، نمایندگی زنان را مهم ارزیابی کرده و آن را تقویت میکنند، علیه ارتجاع، یورش و سیاستهای جنگ پلید استثمارگرانه علیه زنان را ارتقا بخشیدند. با اقدامات ضد گریلایی سازمانهای استعمارگر، قتلعام پاریس در زمان مشخصی انجام شد. اما این حمله تلاشی برای نابودی جنبش آزادیخواهانه ملی کورد، تلاشی برای نابودی انقلاب کوردستان ارزیابی می شود.
حمله علیه تلاش و اراده مشترک بود، ارادهای که از طریق آن میخواستند براساس برابری حقوق ملی، در میان خلقهای کورد و ترک، راه حلی براساس صلح سیاسی و شرافتمندانه ایجاد شود. نوع اجرای قتلعام پاریس و اطلاعاتی که از طریق محکومیت ارتباط قاتل، عمر گونای با میت بدست آمده است و همچنین ارتباطات پنهان آنها اکنون کاملا آشکار شده است. تمامی این اطلاعات، موقعیت طرفهای درگیر در این قتلعام را در میان سیستم ارتباطات پلید امپریالیستی آشکار میکند. قتلعام ۹ ژانویه اشارهای است به شبکه ایجاد شدهای از ارتباطات پلید بینالمللی بر اساس همکاری- ارتجاع امپریالیستی و ائتلاف ضد کوردی.
دولت قاتل ترک با همان شیوههای مرتجعانه و ضدگریلایی تلاش دارد تا در کشورهای اروپایی، به توطئههای جدید و جنایات سیاسی جدید دست بزند. شبکهای مجرمانه که دیروز سکینه، فیدان و لیلا را به قتل رساند، اکنون نیز در پی قربانیان جدیدی است و از این طریق تلاش دارد تا نیرو و شخصیتها را مرعوب نماید، اکنون نیز در پی قربانیان جدید است. اما تلاشهای آنان بیاثر خواهند بود. همانند دیروز، امروز نیز ما با مبارزه مشترک خلقهایمان و نیز فرودستان در مقابل تبهکاران قاتل و دیکتاتوری کوشک بپا میخیزیم.
در هفتمین سالگرد قتلعام پاریس هر اندازه که بتوانیم صدای اتحاد خود را طنین انداز نماییم و اجازه ندهیم این قتلعام از یاد برود، به همان اندازه میتوانیم با قتلعامهای جدید مقابله کنیم. در هفتمین سالگرد این قتلعام، به منظور آشکار کردن واقعیات قتلعام پاریس و تحقق عدالت، به منظور ممانعت از قتلعامهای جدید سیاسی در اروپا، به منظور نه گفتن به قتلعام، ارتجاع و اقدامات همگونسازی دیکتاتور اردوغان از تمام زنان مهاجر کوردستانی و ترکیه در اروپا میخواهیم که در ۱۱ ژانویه در پاریس گردهم آیند."
ANF
https://t.me/joinchat/AAAAAEPfglh3P0aCVQR1HQ
اتحادیه زنان سوسیالیست (SKB) به منظور مشارکت در راهپیمایی ۱۱ ژانویه در پاریس با انتشار فراخوانی اعلام نمود که از تمامی زنان مهاجر کوردستانی، ترکیه در اروپا میخواهیم که در ۱۱ ژانویه در پاریس گردهم آیند.
اتحادیه زنان سوسیالیست در این رابطه بیانیهای را بدین شرح منتشر نمود:
"در نهم ژانویه سال ۲۰۱۳ در نتیجه معامله و همکاری پلید بین دیکتاتور ترکیه، اردوغان و دولت فرانسه، سه زن انقلابی، ساکینه جانسز، فیدان دوغان و لیلا شایلمز در پاریس و در روز روشن در جریان سوءقصدی به قتل رسیدند. با گذشت ۷ سال از گذشت این قتلعام، مبارزه برای تحقق عدالت واقعی همچنان ادامه دارد. در ادعانامه مربوط به این پرونده، اشاره صریحی در رابطه با نقش دولت ترک و میت و نقش آنها در این قتلعام شده است، علیرغم این اشاره صریح، تنها متهم این پرونده، یعنی عمر گونای، چند روز قبل از شروع نشستهای دادگاه به شیوهای مشکوک مرد و به شیوهای غیرمنتظره از میان برداشته شد.
زنان کورد به آزادیای دست یافتهاند که مرزها را به رسمیت نمیشناسند
هر سه زن کورد، با نوع مشارکت خود در میان مبارزه آزادیخواهانه خلق کورد، به حیاتی معنابخش و جانبخش بدل شدند. سکینه جانسز با مقاومت خود در زندان تا گریلایی، در طول زندگی خود به زن فرمانده و رهبر تبدیل شد و در میان صفوف مبارزه آزادیخواهانه خلق کورد جای گرفت.
فیدان دوغان، زنی انقلابی که در اروپا رشد کرد، مبارزه دیپلماسی جنبش آزادی کورد را به به پیش برد. لیلا شایلمز که کارنامه خود را با مقاومت و خیزش جوانان کورد آراسته بود، یکی از اعضای مبارزه آزادیخواهی بود. آنان به نمایندگی از سه نسل به الگوی تداوم مبارزه مبدل گردیدند. این قتلعامی علیه مبارزه آزایخواهانه خلق کورد بود و زنان کورد به جایگاهی دست یافتند که مرزها را به رسمیت نشناسند.
زنان کورد با سیاستهایی که در تمامی ابعاد، نمایندگی زنان را مهم ارزیابی کرده و آن را تقویت میکنند، علیه ارتجاع، یورش و سیاستهای جنگ پلید استثمارگرانه علیه زنان را ارتقا بخشیدند. با اقدامات ضد گریلایی سازمانهای استعمارگر، قتلعام پاریس در زمان مشخصی انجام شد. اما این حمله تلاشی برای نابودی جنبش آزادیخواهانه ملی کورد، تلاشی برای نابودی انقلاب کوردستان ارزیابی می شود.
حمله علیه تلاش و اراده مشترک بود، ارادهای که از طریق آن میخواستند براساس برابری حقوق ملی، در میان خلقهای کورد و ترک، راه حلی براساس صلح سیاسی و شرافتمندانه ایجاد شود. نوع اجرای قتلعام پاریس و اطلاعاتی که از طریق محکومیت ارتباط قاتل، عمر گونای با میت بدست آمده است و همچنین ارتباطات پنهان آنها اکنون کاملا آشکار شده است. تمامی این اطلاعات، موقعیت طرفهای درگیر در این قتلعام را در میان سیستم ارتباطات پلید امپریالیستی آشکار میکند. قتلعام ۹ ژانویه اشارهای است به شبکه ایجاد شدهای از ارتباطات پلید بینالمللی بر اساس همکاری- ارتجاع امپریالیستی و ائتلاف ضد کوردی.
دولت قاتل ترک با همان شیوههای مرتجعانه و ضدگریلایی تلاش دارد تا در کشورهای اروپایی، به توطئههای جدید و جنایات سیاسی جدید دست بزند. شبکهای مجرمانه که دیروز سکینه، فیدان و لیلا را به قتل رساند، اکنون نیز در پی قربانیان جدیدی است و از این طریق تلاش دارد تا نیرو و شخصیتها را مرعوب نماید، اکنون نیز در پی قربانیان جدید است. اما تلاشهای آنان بیاثر خواهند بود. همانند دیروز، امروز نیز ما با مبارزه مشترک خلقهایمان و نیز فرودستان در مقابل تبهکاران قاتل و دیکتاتوری کوشک بپا میخیزیم.
در هفتمین سالگرد قتلعام پاریس هر اندازه که بتوانیم صدای اتحاد خود را طنین انداز نماییم و اجازه ندهیم این قتلعام از یاد برود، به همان اندازه میتوانیم با قتلعامهای جدید مقابله کنیم. در هفتمین سالگرد این قتلعام، به منظور آشکار کردن واقعیات قتلعام پاریس و تحقق عدالت، به منظور ممانعت از قتلعامهای جدید سیاسی در اروپا، به منظور نه گفتن به قتلعام، ارتجاع و اقدامات همگونسازی دیکتاتور اردوغان از تمام زنان مهاجر کوردستانی و ترکیه در اروپا میخواهیم که در ۱۱ ژانویه در پاریس گردهم آیند."
ANF
https://t.me/joinchat/AAAAAEPfglh3P0aCVQR1HQ
Telegram
attach 📎
کنفدرالیسم جوامع کوردستان: مدرنیتهی دمکراتیک یگانه مسیر دستیابی به راهحل است
کنفدرالیسم جوامع کوردستان در رابطه با کشته شدن قاسم سلیمانی بیانیهای منتشر کرده و اعلام نمود که جنگ جهانی سوم با مرکزیت خاورمیانه بیش از پیش گسترش یافته است. در این بیانیه آمده است که مدرنیته دمکراتیک تنها راه دستیابی به راه حل است.
🆔 @GozarDemocratic
کنفدرالیسم جوامع کوردستان در رابطه با کشته شدن قاسم سلیمانی بیانیهای منتشر کرده و اعلام نمود که جنگ جهانی سوم با مرکزیت خاورمیانه بیش از پیش گسترش یافته است. در این بیانیه آمده است که مدرنیته دمکراتیک تنها راه دستیابی به راه حل است.
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
کنفدرالیسم جوامع کوردستان: مدرنیتهی دمکراتیک یگانه مسیر دستیابی به راهحل است کنفدرالیسم جوامع کوردستان در رابطه با کشته شدن قاسم سلیمانی بیانیهای منتشر کرده و اعلام نمود که جنگ جهانی سوم با مرکزیت خاورمیانه بیش از پیش گسترش یافته است. در این بیانیه آمده…
کنفدرالیسم جوامع کوردستان: مدرنیتهی دمکراتیک یگانه مسیر دستیابی به راهحل است
کنفدرالیسم جوامع کوردستان در رابطه با کشته شدن قاسم سلیمانی بیانیهای منتشر کرده و اعلام نمود که جنگ جهانی سوم با مرکزیت خاورمیانه بیش از پیش گسترش یافته است. در این بیانیه آمده است که مدرنیته دمکراتیک تنها راه دستیابی به راه حل است.
بیانیه ریاست مشترک شورای اجرایی کنفدرالیسم جوامع کوردستان (ک.ج.ک) بدین شرح است:
"در جغرافیایی که سیستم دولت محور پنجهزار ساله پدیدار شده است، بحران عمیقی آغاز شده است و با مداخله نیروهای مدرنیته سرمایهداری این بحران بیش از پیش شدیدتر شده است. نه نیروهای منطقهای و نه نیروهای بینالمللی برای راه حل مشکلات گسترده در خاورمیانه، از نقشه راهی برخوردار نیستند. امکان ندارد نیروهایی که منبع مشکل هستند، مسئله و مشکل را حل نمایند. قتل از طریق سوءقصد، یکی از مهمترین فرماندهان نظامی و سیاسی ایران، قاسم سلیمانی و فرمانده حشد شعبی، مهدی المهندس در بغداد، این واقعیت را بار یگر نشان داد. بعد از خاتمه حاکمیت سرزمینی داعش، نیروهایی که در پی حاکمیت هستند، به جنگ علیه یکدیگر دست زده و این امر نیز جنگ جهانی سوم را در خاورمیانه دشوارتر و گستردهتر مینماید. این واقعیت، بار دیگر راه حل مدرنیته دمکراتیک مطرح شده از سوی رهبر آپو را به عنوان مبنای تحلیل تاریخی جامعه برجسته و عیان نمود.
مشکلات موجود در خاورمیانه نه از طریق ملت پرستی، نه از طریق مذهب گرایی، نه از طریق جنسیت محوری سیستم و حاکمیت مرد، نه از طریق سیاست و ذهنیت لیبرال، خودپرستانه و منفعت طلبانه مدرنیته سرمایهداری که ارزشهای اجتماعی را در نظر نمیگیرد، به راه حل دست نمییابند. دمکراسی اجتماعی که آزادی و برابری و تمایز را مبنا قرار میدهد، تنها راه دستیابی به راه حل است. مبنای اجتماعی و تاریخی خاورمیانه، وضعیت فرهنگی نیز دستیابی به راه حل دیگری را نیز قبول نمیکند. به این علت اعمال و مداخله نیروهای اقتدارگرا و مدرنیته سرمایهداری بینالمللی، مسائل و مشکلات را هر چه بیشتر عمیق میکنند. بدون تردید تشدید وضعیت بنبست سیاسی و گسترش جنگ غیر از آزار و آلام ارمغان دیگری را برای خلقها به ارمغان نمیآورد. کشته شدن قاسم سلیمانی و مهدی المهندس از طریق سوقصد نشان میدهد که خلقها با آیندهای دشوار روبرو هستند.
مداخله نیروهای مدرنیته سرمایهداری و تشدید جنگ مبارزه دمکراسی و آزادی خلقها را نیز از مسیر خود منحرف کرده و وارد جنگی کور مینماید. حملات هوایی آمریکا چنین آیندهای را ترسیم مینماید. زیرا مذهبگرایی و ملتپرستی چشم کور دارند، در میان جنگی بدین شیوه، دشواریها و مشکلات فراوانی در مقابل نیروهای آزادی و دمکراسی قرار میگیرند. مبارزه برای آزادی و دمکراسی خلقها با وضعیت «له شدن گیاهان زیر پای فیلها» روبرو میشود. به همین دلیل جنگی که در منطقه ما روی میدهد و حملاتی که انجام میشوند، بیش از آنکه جنگی میان [نیروهای منطقهای و قدرتهای مدرنیته سرمایهداری باشد] جنگی علیه خلقهاست.
جنبش آزادیخواهانه کورد علیه مداخله خارجی و سیاستهایی است که به منظور سرکوب خواست آزادی و دمکراسی خلقهاست. خیزش علیه مداخله خارجی برای تحقق صلح و ثبات در خاورمیانه واجد اهمیت میباشد. مشکلات و مسائل، غیر از در پیش گرفتن دمکراتیزاسیون اجتماعی بر مبنای خط ملت دمکراتیک به راهحلی دست نمییابند. مانند سده گذشته، بدون حضور اراده خلقها، از طریق جنگ یا توافق نیروهای فرادست، صلح و ثبات محقق نمیشود. هر گونه تفکری برخلاف این، به معنای عدم آگاهی از واقعیت عصر خلقهاست. از این رو تا زمانی که خلقها وارد عرصه و ایفای نقش خود نشوند و نیروی دستیابی به راه حل خود را به نمایش نگذارند، هیچ کس نباید منتظر خاتمه جنگ و تحقق صلح و ثبات باشد. نه فقط در خاورمیانه، بلکه در تمامی جهان علیه تشدید مشکلات خلقها، زحمتکشان، زنان و جوانان وارد عمل میشوند. خلق از طریق مبارزه خود در تمامی مناطق جهان حیاتی آزاد و برابر را بر اساس مبنای دمکراتیزاسیون تحمیل مینماید.
دولت ترک تلاش میکند از جنگ و بیثباتی بهره گیرد
همانگونه که دولت ترک تاکنون از جنگ و تنشها بهره برده است، تلاش میکند از جنگ و سوءقصد کنونی نیز استفاده برده و در چنین جوی به خلق کورد و نیروهای دمکراسی حمله نماید. فراخوان دولت ترک برای درپیش گرفتن خونسردی، مخالفت با مداخله خارجی و سوءقصد؛ همگی برخاسته از عوامفریبی و به منظور پردهپوشی واقعیات میباشند. برعکس، [ترکیه] مایل به مداخله خارجی و سوءقصد است، زیرا یورش، اشغالگری و سوءقصدهایی بدین شیوه را میتواند به شیوهای عادی پیش برد. محاسبات [دولت ترکیه] براساس بهرهبرداری از جنگ و تنش است.
به منظور خنثی کردن سیاستهای نیروهای خارجی و سیاستهای نیروهای منطقهای مانند ترکیه که در پی بهرهبرداری از جنگ و تنش هستند،
کنفدرالیسم جوامع کوردستان در رابطه با کشته شدن قاسم سلیمانی بیانیهای منتشر کرده و اعلام نمود که جنگ جهانی سوم با مرکزیت خاورمیانه بیش از پیش گسترش یافته است. در این بیانیه آمده است که مدرنیته دمکراتیک تنها راه دستیابی به راه حل است.
بیانیه ریاست مشترک شورای اجرایی کنفدرالیسم جوامع کوردستان (ک.ج.ک) بدین شرح است:
"در جغرافیایی که سیستم دولت محور پنجهزار ساله پدیدار شده است، بحران عمیقی آغاز شده است و با مداخله نیروهای مدرنیته سرمایهداری این بحران بیش از پیش شدیدتر شده است. نه نیروهای منطقهای و نه نیروهای بینالمللی برای راه حل مشکلات گسترده در خاورمیانه، از نقشه راهی برخوردار نیستند. امکان ندارد نیروهایی که منبع مشکل هستند، مسئله و مشکل را حل نمایند. قتل از طریق سوءقصد، یکی از مهمترین فرماندهان نظامی و سیاسی ایران، قاسم سلیمانی و فرمانده حشد شعبی، مهدی المهندس در بغداد، این واقعیت را بار یگر نشان داد. بعد از خاتمه حاکمیت سرزمینی داعش، نیروهایی که در پی حاکمیت هستند، به جنگ علیه یکدیگر دست زده و این امر نیز جنگ جهانی سوم را در خاورمیانه دشوارتر و گستردهتر مینماید. این واقعیت، بار دیگر راه حل مدرنیته دمکراتیک مطرح شده از سوی رهبر آپو را به عنوان مبنای تحلیل تاریخی جامعه برجسته و عیان نمود.
مشکلات موجود در خاورمیانه نه از طریق ملت پرستی، نه از طریق مذهب گرایی، نه از طریق جنسیت محوری سیستم و حاکمیت مرد، نه از طریق سیاست و ذهنیت لیبرال، خودپرستانه و منفعت طلبانه مدرنیته سرمایهداری که ارزشهای اجتماعی را در نظر نمیگیرد، به راه حل دست نمییابند. دمکراسی اجتماعی که آزادی و برابری و تمایز را مبنا قرار میدهد، تنها راه دستیابی به راه حل است. مبنای اجتماعی و تاریخی خاورمیانه، وضعیت فرهنگی نیز دستیابی به راه حل دیگری را نیز قبول نمیکند. به این علت اعمال و مداخله نیروهای اقتدارگرا و مدرنیته سرمایهداری بینالمللی، مسائل و مشکلات را هر چه بیشتر عمیق میکنند. بدون تردید تشدید وضعیت بنبست سیاسی و گسترش جنگ غیر از آزار و آلام ارمغان دیگری را برای خلقها به ارمغان نمیآورد. کشته شدن قاسم سلیمانی و مهدی المهندس از طریق سوقصد نشان میدهد که خلقها با آیندهای دشوار روبرو هستند.
مداخله نیروهای مدرنیته سرمایهداری و تشدید جنگ مبارزه دمکراسی و آزادی خلقها را نیز از مسیر خود منحرف کرده و وارد جنگی کور مینماید. حملات هوایی آمریکا چنین آیندهای را ترسیم مینماید. زیرا مذهبگرایی و ملتپرستی چشم کور دارند، در میان جنگی بدین شیوه، دشواریها و مشکلات فراوانی در مقابل نیروهای آزادی و دمکراسی قرار میگیرند. مبارزه برای آزادی و دمکراسی خلقها با وضعیت «له شدن گیاهان زیر پای فیلها» روبرو میشود. به همین دلیل جنگی که در منطقه ما روی میدهد و حملاتی که انجام میشوند، بیش از آنکه جنگی میان [نیروهای منطقهای و قدرتهای مدرنیته سرمایهداری باشد] جنگی علیه خلقهاست.
جنبش آزادیخواهانه کورد علیه مداخله خارجی و سیاستهایی است که به منظور سرکوب خواست آزادی و دمکراسی خلقهاست. خیزش علیه مداخله خارجی برای تحقق صلح و ثبات در خاورمیانه واجد اهمیت میباشد. مشکلات و مسائل، غیر از در پیش گرفتن دمکراتیزاسیون اجتماعی بر مبنای خط ملت دمکراتیک به راهحلی دست نمییابند. مانند سده گذشته، بدون حضور اراده خلقها، از طریق جنگ یا توافق نیروهای فرادست، صلح و ثبات محقق نمیشود. هر گونه تفکری برخلاف این، به معنای عدم آگاهی از واقعیت عصر خلقهاست. از این رو تا زمانی که خلقها وارد عرصه و ایفای نقش خود نشوند و نیروی دستیابی به راه حل خود را به نمایش نگذارند، هیچ کس نباید منتظر خاتمه جنگ و تحقق صلح و ثبات باشد. نه فقط در خاورمیانه، بلکه در تمامی جهان علیه تشدید مشکلات خلقها، زحمتکشان، زنان و جوانان وارد عمل میشوند. خلق از طریق مبارزه خود در تمامی مناطق جهان حیاتی آزاد و برابر را بر اساس مبنای دمکراتیزاسیون تحمیل مینماید.
دولت ترک تلاش میکند از جنگ و بیثباتی بهره گیرد
همانگونه که دولت ترک تاکنون از جنگ و تنشها بهره برده است، تلاش میکند از جنگ و سوءقصد کنونی نیز استفاده برده و در چنین جوی به خلق کورد و نیروهای دمکراسی حمله نماید. فراخوان دولت ترک برای درپیش گرفتن خونسردی، مخالفت با مداخله خارجی و سوءقصد؛ همگی برخاسته از عوامفریبی و به منظور پردهپوشی واقعیات میباشند. برعکس، [ترکیه] مایل به مداخله خارجی و سوءقصد است، زیرا یورش، اشغالگری و سوءقصدهایی بدین شیوه را میتواند به شیوهای عادی پیش برد. محاسبات [دولت ترکیه] براساس بهرهبرداری از جنگ و تنش است.
به منظور خنثی کردن سیاستهای نیروهای خارجی و سیاستهای نیروهای منطقهای مانند ترکیه که در پی بهرهبرداری از جنگ و تنش هستند،
گذار دموکراتیک
کنفدرالیسم جوامع کوردستان: مدرنیتهی دمکراتیک یگانه مسیر دستیابی به راهحل است کنفدرالیسم جوامع کوردستان در رابطه با کشته شدن قاسم سلیمانی بیانیهای منتشر کرده و اعلام نمود که جنگ جهانی سوم با مرکزیت خاورمیانه بیش از پیش گسترش یافته است. در این بیانیه آمده…
تقویت صفوف مبارزه دمکراتیک بر اساس برادری خلقها بر ذهنیت ملت دمکراتیک اتکا داشته و واجد اهمیتی والا است. صرفا کشورها و جوامع دمکراتیزه شده میتوانند مداخله و بازیهای نیروهای خارجی را خنثی نمایند. از این طریق است که در تمامی این کشورها و هم در خاورمیانه صلح و ثبات میتواند به طور کامل تحقق یابد. به همین دلیل، اگر با سیاست و ذهنیت و دمکراتیک و مبتنی بر برادری خلقها، به جنگ جهانی سوم در عراق و سوریه پاسخ داده شود، به سوء قصد، جنگ و مداخلاتی که مشکلات را در خاورمیانه گسترش داده و تشدید میکنند، نیز میتوان خاتمه داد. تنها راه ممکن این است."
ANF
🆔 @GozarDemocratic
ANF
🆔 @GozarDemocratic
نقش کوردها در سال ۲۰۲۰ | یادداشت
سال ۲۰۲۰ به سال شکست آ.ک.پ تبدیل خواهد شد، برای اتحاد ملی میان کوردها قدمهای بلندی برداشته خواهد شد، کوردها به موقعیت سیاسی دست خواهند یافت و زنان نیز به پیروزی دست خواهند یافت.
🆔 @GozarDemocratic
سال ۲۰۲۰ به سال شکست آ.ک.پ تبدیل خواهد شد، برای اتحاد ملی میان کوردها قدمهای بلندی برداشته خواهد شد، کوردها به موقعیت سیاسی دست خواهند یافت و زنان نیز به پیروزی دست خواهند یافت.
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
نقش کوردها در سال ۲۰۲۰ | یادداشت سال ۲۰۲۰ به سال شکست آ.ک.پ تبدیل خواهد شد، برای اتحاد ملی میان کوردها قدمهای بلندی برداشته خواهد شد، کوردها به موقعیت سیاسی دست خواهند یافت و زنان نیز به پیروزی دست خواهند یافت. 🆔 @GozarDemocratic
نقش کوردها در سال ۲۰۲۰ | یادداشت
سال ۲۰۲۰ به سال شکست آ.ک.پ تبدیل خواهد شد، برای اتحاد ملی میان کوردها قدمهای بلندی برداشته خواهد شد، کوردها به موقعیت سیاسی دست خواهند یافت و زنان نیز به پیروزی دست خواهند یافت.
بدیهی است که حاکمیت فاشیست آ.ک.پ/ م.ه.پ انزوا و حصر رهبر آپو را به عنوان شانتاژی سیاسی به کار میبندد. تلاشهای حکومت فاشیست برای به سکوت واداشتن افکار دمکراتیک عمومی و خلق کورد علیه سیاستهای پلید پاکسازی خود همچنان ادامه دارند. در مقابله با این امر، سیاستهای انزوا و حصری که علیه رهبر ما انجام شده و در کانون بحثهای روزانه به دستور کار تبدیل نشدهاند؛ جدیت و اهمیت وضعیت را در مقابل انظار ما قرار میدهد.
در چنین وضعیتی که حقوق را به مسئلهای شخصی تبدیل کرده و آن را بنا به مقاصد دیکتاتوری فاشیستی خود به کار میبندد، سیاستهای آنان در راستای اسارت رهبر آپو و دیگر زندانیان سیاسی باید رمززدایی شده و علیه این وضعیت موضعگیری شود. همزمان باید موضوعاتی مانند سیاسی شدن وضعیت زندانیان بیمار و اسارت آنان همواره مورد بررسی واقع شود. در این معنا برخوردهای شخصی نیز انجام شدند و محکوم نیز شدند. مقاومت از میان برداشتن انزوای رهبر مقاومت آزادی خلق کورد در خلق آزادی سیال ۲۰۲۰ نقشی تعیین کننده خواهد داشت. حملات اشغالگرانه دولت ترک علیه شمال-شرق سوریه، بر اساس تغییر دموگرافی منطقه انجام میشود.
به منظور تغییر دموگرافی منطقه، امکانات فراوان و مهمی را وارد مناطق اشغال شده نمودند. در واقع، منظور از تغییر دموگرافیک، پیگیری سیاست بدون کورد گذاشتن کوردستان است. سخنانی مانند، کورد مرده، کورد آسیمیله شده، کوردهایی که سرزمین خود را ترک کرده و کوردهای خائن، از منظر فاشیسم ترک به همین معناست. در مقابله با این رویکرد، مقاومتی وسیع و گسترده در جریان است. اما آشکار است که در سال ۲۰۲۰ اردوغان و تبهکاران وابسته به وی، رسوا و محکوم خواهند شد، محکوم خواهند شد و در آستانه شکست نیز قرار خواهند گرفت.
برجسته شدن مجدد اهمیت اتحاد ملی کوردها
با شروع عملیات اشغالگری ترک در شمال-شرق سوریه، اهمیت اتحاد ملی کوردها بار دیگر برجسته و در درستور کار قرار گرفت. اهمیت اتحاد ملی کوردها به خواستی گسترده بسیاری از طرفها و احزاب سیاسی، روشنفکری و هنرمندان کوردستان تبدیل شد. موضعی مهم در این میان اتخاذ شد. همراه با اهمیت این مسئله، مراد کاراییلان، عضو شورای رهبری حزب کارگران کوردستان که از همان ابتدا این مسئله را پیشنهاد کرده بود؛ این موضعگیری را کافی ندانست.
تحقق اتحاد ملی باعث میشود که هم مبارزه آزادیخواهانه خلق کورد با فداکاری به پیروزی دست یابد و هم حملات علیه کوردها در عرصه بینالمللی کاهش یابد. به همین دلیل مسئله اتحاد ملی در سطح زندگی روزمره نیز واجد اهمیتی فراوان است. اما مسئله اتحاد ملی در میان کوردها مسئلهای نیست که صرفا از طریق فراخوان ایجاد شود. زیرا معنایی که در سخن آمده است، امری متمایز به شمار میرود. اتحاد ملی بدین معناست که اختلاف و تقسیم بندی در میان کوردها و مزدوری از میان کوردها به تمامی برداشته شود یا حدالمقدور کمتر شود.
اختلاف و شکاف در میان کوردها از کجا سرچشمه میگیرد؟ از برخوردهای متمایز به مقاومت و مبارزه برای موجودیت، از دور افتادن از جامعه و نزدیک شدن به دشمن سرچشمه میگیرد. نزدیک شدن به دشمن به معنای دشمنی با اتحاد است. فاشیسم ترک هیچگاه دشمنی خود را با کوردها حاشا نکرده است، میگوید که در هر جایی که کوردی حضور داشته باشد دست به حمله میزند. اظهار میدارد که ایجاد سیستمی در باشور کوردستان اقدامی اشتباه بوده است. در چنین وضعیتی نیز موضعگیری در چارچوب مطالبات دولت فاشیست ترک انجام شده و این خود مهمترین نمونه برای تقسیم و اختلاف است.
لزوم برداشتن گامهای مهم و مستحکم
مخالفت با حزب کارگران کوردستان و هر قدم سیاسی که در باکور کوردستان برداشته می شود واجد چه معنایی است؟ نزدیک شدن به دشمن پاسخ عملی به مسائل و موضوعات اتحاد ملی است که بدون پاسخ ماندهاند. اتحاد ملی برای خلق کورد و سازمانهای کورد به معنای رهایی از نمایندگی منطقهای مدرنیته کاپیتالیستی است. به همین دلیل اقدام آسانی به نظر نمیرسد. نیروهای مدرنیته کاپیتالیستی همواره از سازمانهایی بدین شکل حمایت میکنند، انها را حفظ میکنند و خواستار تداوم حضور آنان هستند.
به همین دلیل است که اتحاد ملی نه فقط گردهمایی احزاب و اظهار وعدههای زیبا و دلفریب است. بزرگترین و مهمترین وظیفه کوردها در سال ۲۰۲۰، برداشتن گامی تاریخی و مصمم است. ENKS یا شورای میهنی کوردستان سوریه [دو گروه کوچک وابسته به سازمان اطلاعاتی میت که رهبرانشان در استانبول یا هولیر بسر میبرند] حتی یک قدم در روژآوا برنداشته است، اما از سوی دیگر خود را به عنوان تنها صاحب و ملاک کوردایتی در روژآوا میداند، و این نگاه، بزرگترین ما
سال ۲۰۲۰ به سال شکست آ.ک.پ تبدیل خواهد شد، برای اتحاد ملی میان کوردها قدمهای بلندی برداشته خواهد شد، کوردها به موقعیت سیاسی دست خواهند یافت و زنان نیز به پیروزی دست خواهند یافت.
بدیهی است که حاکمیت فاشیست آ.ک.پ/ م.ه.پ انزوا و حصر رهبر آپو را به عنوان شانتاژی سیاسی به کار میبندد. تلاشهای حکومت فاشیست برای به سکوت واداشتن افکار دمکراتیک عمومی و خلق کورد علیه سیاستهای پلید پاکسازی خود همچنان ادامه دارند. در مقابله با این امر، سیاستهای انزوا و حصری که علیه رهبر ما انجام شده و در کانون بحثهای روزانه به دستور کار تبدیل نشدهاند؛ جدیت و اهمیت وضعیت را در مقابل انظار ما قرار میدهد.
در چنین وضعیتی که حقوق را به مسئلهای شخصی تبدیل کرده و آن را بنا به مقاصد دیکتاتوری فاشیستی خود به کار میبندد، سیاستهای آنان در راستای اسارت رهبر آپو و دیگر زندانیان سیاسی باید رمززدایی شده و علیه این وضعیت موضعگیری شود. همزمان باید موضوعاتی مانند سیاسی شدن وضعیت زندانیان بیمار و اسارت آنان همواره مورد بررسی واقع شود. در این معنا برخوردهای شخصی نیز انجام شدند و محکوم نیز شدند. مقاومت از میان برداشتن انزوای رهبر مقاومت آزادی خلق کورد در خلق آزادی سیال ۲۰۲۰ نقشی تعیین کننده خواهد داشت. حملات اشغالگرانه دولت ترک علیه شمال-شرق سوریه، بر اساس تغییر دموگرافی منطقه انجام میشود.
به منظور تغییر دموگرافی منطقه، امکانات فراوان و مهمی را وارد مناطق اشغال شده نمودند. در واقع، منظور از تغییر دموگرافیک، پیگیری سیاست بدون کورد گذاشتن کوردستان است. سخنانی مانند، کورد مرده، کورد آسیمیله شده، کوردهایی که سرزمین خود را ترک کرده و کوردهای خائن، از منظر فاشیسم ترک به همین معناست. در مقابله با این رویکرد، مقاومتی وسیع و گسترده در جریان است. اما آشکار است که در سال ۲۰۲۰ اردوغان و تبهکاران وابسته به وی، رسوا و محکوم خواهند شد، محکوم خواهند شد و در آستانه شکست نیز قرار خواهند گرفت.
برجسته شدن مجدد اهمیت اتحاد ملی کوردها
با شروع عملیات اشغالگری ترک در شمال-شرق سوریه، اهمیت اتحاد ملی کوردها بار دیگر برجسته و در درستور کار قرار گرفت. اهمیت اتحاد ملی کوردها به خواستی گسترده بسیاری از طرفها و احزاب سیاسی، روشنفکری و هنرمندان کوردستان تبدیل شد. موضعی مهم در این میان اتخاذ شد. همراه با اهمیت این مسئله، مراد کاراییلان، عضو شورای رهبری حزب کارگران کوردستان که از همان ابتدا این مسئله را پیشنهاد کرده بود؛ این موضعگیری را کافی ندانست.
تحقق اتحاد ملی باعث میشود که هم مبارزه آزادیخواهانه خلق کورد با فداکاری به پیروزی دست یابد و هم حملات علیه کوردها در عرصه بینالمللی کاهش یابد. به همین دلیل مسئله اتحاد ملی در سطح زندگی روزمره نیز واجد اهمیتی فراوان است. اما مسئله اتحاد ملی در میان کوردها مسئلهای نیست که صرفا از طریق فراخوان ایجاد شود. زیرا معنایی که در سخن آمده است، امری متمایز به شمار میرود. اتحاد ملی بدین معناست که اختلاف و تقسیم بندی در میان کوردها و مزدوری از میان کوردها به تمامی برداشته شود یا حدالمقدور کمتر شود.
اختلاف و شکاف در میان کوردها از کجا سرچشمه میگیرد؟ از برخوردهای متمایز به مقاومت و مبارزه برای موجودیت، از دور افتادن از جامعه و نزدیک شدن به دشمن سرچشمه میگیرد. نزدیک شدن به دشمن به معنای دشمنی با اتحاد است. فاشیسم ترک هیچگاه دشمنی خود را با کوردها حاشا نکرده است، میگوید که در هر جایی که کوردی حضور داشته باشد دست به حمله میزند. اظهار میدارد که ایجاد سیستمی در باشور کوردستان اقدامی اشتباه بوده است. در چنین وضعیتی نیز موضعگیری در چارچوب مطالبات دولت فاشیست ترک انجام شده و این خود مهمترین نمونه برای تقسیم و اختلاف است.
لزوم برداشتن گامهای مهم و مستحکم
مخالفت با حزب کارگران کوردستان و هر قدم سیاسی که در باکور کوردستان برداشته می شود واجد چه معنایی است؟ نزدیک شدن به دشمن پاسخ عملی به مسائل و موضوعات اتحاد ملی است که بدون پاسخ ماندهاند. اتحاد ملی برای خلق کورد و سازمانهای کورد به معنای رهایی از نمایندگی منطقهای مدرنیته کاپیتالیستی است. به همین دلیل اقدام آسانی به نظر نمیرسد. نیروهای مدرنیته کاپیتالیستی همواره از سازمانهایی بدین شکل حمایت میکنند، انها را حفظ میکنند و خواستار تداوم حضور آنان هستند.
به همین دلیل است که اتحاد ملی نه فقط گردهمایی احزاب و اظهار وعدههای زیبا و دلفریب است. بزرگترین و مهمترین وظیفه کوردها در سال ۲۰۲۰، برداشتن گامی تاریخی و مصمم است. ENKS یا شورای میهنی کوردستان سوریه [دو گروه کوچک وابسته به سازمان اطلاعاتی میت که رهبرانشان در استانبول یا هولیر بسر میبرند] حتی یک قدم در روژآوا برنداشته است، اما از سوی دیگر خود را به عنوان تنها صاحب و ملاک کوردایتی در روژآوا میداند، و این نگاه، بزرگترین ما
گذار دموکراتیک
نقش کوردها در سال ۲۰۲۰ | یادداشت سال ۲۰۲۰ به سال شکست آ.ک.پ تبدیل خواهد شد، برای اتحاد ملی میان کوردها قدمهای بلندی برداشته خواهد شد، کوردها به موقعیت سیاسی دست خواهند یافت و زنان نیز به پیروزی دست خواهند یافت. 🆔 @GozarDemocratic
نع در مقابله با اتحاد ملی کوردها به شمار میرود. ENKS حتی هزینههای گزافی را که برای دستیابی به حقوق کوردها در روژاوا داده شدهاند، نادیده گرفته و به رغم آن از کوردایتی دم میزند.
تحت لوای هژمونی، از حضور و موجودیت خود سخن میگویند، به معنای دیگری، خود را در اختیار فرادستان قرار میدهند. کسانی که در ترکیه خود را سازماندهی کرده و در تاراج و یغمای عفرین مشارکت داشتهاند، بدیهی است که درد کوردایتی را هیچگاه حس نکردهاند. کسانی که در کوهپایههای کوردستان، به کوردها خیانت کرده و دم از حقوق کوردها میزنند، تنزل دادن کوردایتی را در پیش گرفتهاند. در واقعیترین و کوردیترین معنا، این افراد و این نوع نگاه دشمنی با کوردها بوده و هیچگاه در راستای اتحاد ملی کوردها نیست. به زبان کوردی سخن گفتن در راستای منافع کوردها نیست.
خلق ملت دمکراتیک که به شیوهای اجتماعی واجد حقوق ملی خودشان شوند، به معنای تحقق و خلق ملت دمکراتیک در میان کوردها، عربها، ترکها و فارسهاست. اعرابی که سالهاست که با یکدیگر زندگی کرده و حتی یک کلمه کوردی نیز نمیدانند، اکنون زیر سایه انقلاب روژآوا در میان سازمان ملت دمکراتیک کوردی میآموزند، عرصه و معنای حیات را با کوردها و اهمیت این سیستم معنا میبخشند. این امر نیز در نهایت خدمتی در راستای کوردایتی است.
دشمنی با آ.ک.پ صرفا برعهده کوردها نیست
کسانی که در ترکیه میخواهند از خودکشی ممانعت کنند، در مقابل بیکاری اقدام کنند، باید در مقابل آ.ک.پ بپاخیزند، کسانی که از کار با کمترین حقوق و مزایا دچار نارحتی هستند، کسانی که خواهان خاتمه دادن به ظلم مردان و تعدی به کودکان هستند باید در مقابل آ.ک.پ بپاخیزند. کسانی که میخواهند قوانین ناعادالانه حکومتی برداشته شود، کسانی که خواهان خاتمه دادن به تاراج گماشتگان آ.ک.پ هستند، باید در مقابل آ.ک.پ بپاخیزند.
قیام در مقابل آ.ک.پ صرفا از طریق مسئولیت پذیری کوردهاست. آ.ک.پ با سیاستی ظریف و مزورانه هر گونه مقابله و انتقاد به این حزب را به کوردایتی و تروریسم متهم میکند، به همین دلیل است افرادی از گرسنگی و فقر میمیرند و همراه با فرزندانشان به خودکشی دست میزنند. به همین دلیل است که مبارزه علیه آ.ک.پ و انتقاد از این حزب تنها وظیفه کوردها نیست.
کسانی که خواهان حیات به شیوهای آزاد هستند، کسانی که نمیخواهند کشته شوند، کسانی که میخواهند خودیت خود را حفظ کرده و بدون سرکوب زندگی کنند، باید در مقابل آ.ک.پ ایستادگی نمایند و رژیم فاشیست آ.ک.پ/ م.ه.پ را از میان بردارند. زنان در وضعیت بسیار نا مساعدتری به سر میبرند. زنان نیز باید در مقابل فاشیسم مردانه آ.ک.پ/ م.ه.پ بپاخیزند. همانگونه که جمیل باییک ریاست مشترک شورای رهبری ک.ج.ک اظهار داشته است، کسانی که خواهان بهبود وضعیت اقتصادی هستند باید علیه آ.ک.پ بپاخیزند. خصوصا که مخالفت دمکراتیکی اکنون در ترکیه وجود ندارد. زیرا رژیم پارانوئید فاشیستی در ترکیه حضور دارد که قانون اساسی را همانند کاغذی بیارزش در نظر میگیرد.
۵۰ زندانی در سال ۲۰۱۹ در زندان به شهادت رسیدند
زندانها را از کوردها لبریز کردهاند. غیر از مرگی که شایسته کوردها میدانند، تنها زندان را شایسته کوردها میدانند. ۵۰ زندانی در سال ۲۰۱۹ در زندانها به شهادت رسیدهاند. هزاران زندانی بیمار در میان شرایط بسیار دشوار و بردگی وار زندانی هستند. مقاومتی که در سال ۲۰۱۹ در زندانها صورت گرفت، واکنش وسیعی را در میان جامعه از خود برجای نهاد. هزینههای گزافی داده شد. ارزشمندترین فرزندان خلق کورد جان خود را فدا کردند و در زمانیکه همگان سکوت کرده بودند، آنها فریاد زدند.
کسانیکه در ترکیه مایل به حضور آ.ک.پ نیستند نیز دیدهاند که میتوان در مقابل آ.ک.پ مقاومت و مبارزه کرد. اما این مبارزه و مقاومت نیازمند تحمیل هزینه است. آ.ک.پ زندان را به یکی از ابزارهای اساسی برای از میان بردن مقاومت کوردها و تحمیل سیستم نابودی کوردها تبدیل کرده است. اکنون جوانی، فرزندی، انسانی از خلقمان نمانده است که طعم زندان را نکشیده باشد. این سیاست مبتنی بر نابودی علیه کوردها در سال ۲۰۲۰ بیش از پیش رسوا خواهد شد و به مهمترین مکانیزم برای دستیابی به موضع یک انسان آزاد تبدیل میشود.
سیاست منفعت طلبانه آ.ک.پ به رغم آنکه ملیتپرستی را شعلهور میکند، با همکاری م.ه.پ وجب به وجب این سرزمین را در اختیار رانت میگذارد، و با سوزاندن جنگلها راه را برای ساختمانسازی رانتی باز میگذارد، تا از این طریق به جامعه حمله نماید. این جنگ، جنگی علیه شخصیت انسانها ست. مقاومت و قیام در این وضعیت، از شرایط انسانیت و شرافت است.
سال ۲۰۲۰ به سال شکست آ.ک.پ تبدیل میشود، برای اتحاد ملی کوردها باید در این سال قدمهای سترگی برداشته شود، کوردها از این طریق است که میتوانند به موقعیتی دست یافته و زنان نیز در این موقعیت، به پیروزی دست یابند.
ANF
🆔
تحت لوای هژمونی، از حضور و موجودیت خود سخن میگویند، به معنای دیگری، خود را در اختیار فرادستان قرار میدهند. کسانی که در ترکیه خود را سازماندهی کرده و در تاراج و یغمای عفرین مشارکت داشتهاند، بدیهی است که درد کوردایتی را هیچگاه حس نکردهاند. کسانی که در کوهپایههای کوردستان، به کوردها خیانت کرده و دم از حقوق کوردها میزنند، تنزل دادن کوردایتی را در پیش گرفتهاند. در واقعیترین و کوردیترین معنا، این افراد و این نوع نگاه دشمنی با کوردها بوده و هیچگاه در راستای اتحاد ملی کوردها نیست. به زبان کوردی سخن گفتن در راستای منافع کوردها نیست.
خلق ملت دمکراتیک که به شیوهای اجتماعی واجد حقوق ملی خودشان شوند، به معنای تحقق و خلق ملت دمکراتیک در میان کوردها، عربها، ترکها و فارسهاست. اعرابی که سالهاست که با یکدیگر زندگی کرده و حتی یک کلمه کوردی نیز نمیدانند، اکنون زیر سایه انقلاب روژآوا در میان سازمان ملت دمکراتیک کوردی میآموزند، عرصه و معنای حیات را با کوردها و اهمیت این سیستم معنا میبخشند. این امر نیز در نهایت خدمتی در راستای کوردایتی است.
دشمنی با آ.ک.پ صرفا برعهده کوردها نیست
کسانی که در ترکیه میخواهند از خودکشی ممانعت کنند، در مقابل بیکاری اقدام کنند، باید در مقابل آ.ک.پ بپاخیزند، کسانی که از کار با کمترین حقوق و مزایا دچار نارحتی هستند، کسانی که خواهان خاتمه دادن به ظلم مردان و تعدی به کودکان هستند باید در مقابل آ.ک.پ بپاخیزند. کسانی که میخواهند قوانین ناعادالانه حکومتی برداشته شود، کسانی که خواهان خاتمه دادن به تاراج گماشتگان آ.ک.پ هستند، باید در مقابل آ.ک.پ بپاخیزند.
قیام در مقابل آ.ک.پ صرفا از طریق مسئولیت پذیری کوردهاست. آ.ک.پ با سیاستی ظریف و مزورانه هر گونه مقابله و انتقاد به این حزب را به کوردایتی و تروریسم متهم میکند، به همین دلیل است افرادی از گرسنگی و فقر میمیرند و همراه با فرزندانشان به خودکشی دست میزنند. به همین دلیل است که مبارزه علیه آ.ک.پ و انتقاد از این حزب تنها وظیفه کوردها نیست.
کسانی که خواهان حیات به شیوهای آزاد هستند، کسانی که نمیخواهند کشته شوند، کسانی که میخواهند خودیت خود را حفظ کرده و بدون سرکوب زندگی کنند، باید در مقابل آ.ک.پ ایستادگی نمایند و رژیم فاشیست آ.ک.پ/ م.ه.پ را از میان بردارند. زنان در وضعیت بسیار نا مساعدتری به سر میبرند. زنان نیز باید در مقابل فاشیسم مردانه آ.ک.پ/ م.ه.پ بپاخیزند. همانگونه که جمیل باییک ریاست مشترک شورای رهبری ک.ج.ک اظهار داشته است، کسانی که خواهان بهبود وضعیت اقتصادی هستند باید علیه آ.ک.پ بپاخیزند. خصوصا که مخالفت دمکراتیکی اکنون در ترکیه وجود ندارد. زیرا رژیم پارانوئید فاشیستی در ترکیه حضور دارد که قانون اساسی را همانند کاغذی بیارزش در نظر میگیرد.
۵۰ زندانی در سال ۲۰۱۹ در زندان به شهادت رسیدند
زندانها را از کوردها لبریز کردهاند. غیر از مرگی که شایسته کوردها میدانند، تنها زندان را شایسته کوردها میدانند. ۵۰ زندانی در سال ۲۰۱۹ در زندانها به شهادت رسیدهاند. هزاران زندانی بیمار در میان شرایط بسیار دشوار و بردگی وار زندانی هستند. مقاومتی که در سال ۲۰۱۹ در زندانها صورت گرفت، واکنش وسیعی را در میان جامعه از خود برجای نهاد. هزینههای گزافی داده شد. ارزشمندترین فرزندان خلق کورد جان خود را فدا کردند و در زمانیکه همگان سکوت کرده بودند، آنها فریاد زدند.
کسانیکه در ترکیه مایل به حضور آ.ک.پ نیستند نیز دیدهاند که میتوان در مقابل آ.ک.پ مقاومت و مبارزه کرد. اما این مبارزه و مقاومت نیازمند تحمیل هزینه است. آ.ک.پ زندان را به یکی از ابزارهای اساسی برای از میان بردن مقاومت کوردها و تحمیل سیستم نابودی کوردها تبدیل کرده است. اکنون جوانی، فرزندی، انسانی از خلقمان نمانده است که طعم زندان را نکشیده باشد. این سیاست مبتنی بر نابودی علیه کوردها در سال ۲۰۲۰ بیش از پیش رسوا خواهد شد و به مهمترین مکانیزم برای دستیابی به موضع یک انسان آزاد تبدیل میشود.
سیاست منفعت طلبانه آ.ک.پ به رغم آنکه ملیتپرستی را شعلهور میکند، با همکاری م.ه.پ وجب به وجب این سرزمین را در اختیار رانت میگذارد، و با سوزاندن جنگلها راه را برای ساختمانسازی رانتی باز میگذارد، تا از این طریق به جامعه حمله نماید. این جنگ، جنگی علیه شخصیت انسانها ست. مقاومت و قیام در این وضعیت، از شرایط انسانیت و شرافت است.
سال ۲۰۲۰ به سال شکست آ.ک.پ تبدیل میشود، برای اتحاد ملی کوردها باید در این سال قدمهای سترگی برداشته شود، کوردها از این طریق است که میتوانند به موقعیتی دست یافته و زنان نیز در این موقعیت، به پیروزی دست یابند.
ANF
🆔
Forwarded from انقلابـــــ روژآوا
🔲 قاتل و مقتول
▪️مقتول دشمن و دیگری ماست و هرچه کشیدیم از ذهنیت استعمارگر و ارتجاعی اوست!
▪️قاتل هم بەهیچ وجهە دوست و قابل اطمینان نیست، در واقع با هدف رهایی ما مقتول را به قتل نرسانده است! تمام عناصر فاشیست ایرانی در غم قتل او به شیون نشستەاند و این جانی قاتل ما بودە است، شادمانیم!
✍ عضو شورای مدیریت کودار #اهون_چیاکو
◾️انقلاب روژاوا
https://telegram.me/enqelabrojava
▪️مقتول دشمن و دیگری ماست و هرچه کشیدیم از ذهنیت استعمارگر و ارتجاعی اوست!
▪️قاتل هم بەهیچ وجهە دوست و قابل اطمینان نیست، در واقع با هدف رهایی ما مقتول را به قتل نرسانده است! تمام عناصر فاشیست ایرانی در غم قتل او به شیون نشستەاند و این جانی قاتل ما بودە است، شادمانیم!
✍ عضو شورای مدیریت کودار #اهون_چیاکو
◾️انقلاب روژاوا
https://telegram.me/enqelabrojava
گذار دموکراتیک
جهت یک دفاع ذاتی شکست ناپذیر 🆔 @GozarDemocratic
جهت یک دفاع ذاتی شکست ناپذیر
زن که دفاع ذاتی و دفاع نامشروعش در هم شکسته و ضعیف گردانده شده، جهت نیرومند کردن و شکست ناپذیرساختن دفاع ذاتی و مشروعش میگوییم ژنئولوژی.
شاید هم اگر ژنئولوژی را پیش از هرچیز به مثابهی یک علم دفاع ذاتی و مشروع درک نماییم، صحیحتر است. در کل، آگاهی و مکانیسمهای دفاع ذاتی طبیعت،باطنی هستند. به رغم اینکه در اوایل این تاریخ، در زنان بسیار نیرومند بوده، متوجهبودگی و آگاهیشان دربارەی سرشت خویش را تضعیف ساختهاند، لذا دفاع ذاتیشان دچار زیان عمیقی گشتهاست. این روند مراحل طبیعی نبودند، که همینطور و خودبخودی یا از روی رضایت زنان صورت گرفته و بردهوارانه سرخم نمایند، بلکه طی جنگهایی خونین و در کنار آن با نبردهایی ایدئولوژیک و به کار گیری ابزار خشونت و تحریف صورت پذیرفت. بدین ترتیب زنان از درآمدن بصورت خود، جامعه، طبیعت و کیهان گام به گام دور گردانده شده و آنها را به اشکال مختلف بیگانه شدن محکوم ساختهاند. خود بیگانه شدن، در حقیقت یک تخریب و در هم شکستن دفاع ذاتی است. زمانی که این بیگانه شدن عمیقتر گشت زنان از دفاع ذاتی دور شدند. بردگی و تسلیمت پذیری که به وجود آورده شد،در برابر مرد ارباب و حاکم، دولت، قدرت، بسیار ضعیف و بدون تنظیم گشت. وجه بارز در این واقعه،استثمار زن به لحاظ ذهنی بود. زنان نیز همانند خلقها با استثمار ذهنی یعنی تسلیمیت ایدژولوژیک و یا شکست،به وضعیت آشکار مستعمرگی درآورده شدند.
پتانسیل، آگاهی و واکنشهای دفاع ذاتی زنان که از طبیعت به میراث گرفتهاند بسیار نیرومند هستند. چون استثمار ذهنی تمامی این پتانسیلها را به پوچی رسانده و موجب تضعیف بزرگی در باورداشتها و اعتماد به نفس زن گشت. این نیز یکی از نقاط در هم شکستن دفاع ذاتی را مورد تحقیق قرار میدهد. مفهوم،واکنش و روح دفاع ذاتی و مشروع زن در کجا و با کدام روشها در هم شکسته شد؟ این در هم شکستگیّ، چگونه به دنیای زن ـ مرد آسیب رسانده است؟ آیا این در هم شکستگی همچون سرنوشتی ادامه خواهد یافت؟ زن چگونه مفهوم،واکنش و روح دفاع ذاتی خویش و مشروع خود را از مجددا درونی گردانده و به دست خواهد آورد؟ ژنئولوژی پیگیر مسائل دیگر این عرصه خواهد بود.
دفاع ذاتی برای زنان یک مشکل حیاتی و فوری است. همچنان که فروختن به عنوان برده در بازار، بردگی سازی سکسی، فاحشگی، از سوی شوهر و خانواده و یا کشتار و مجبور به مهاجرت در جنگها، تربیت از طریق گرسنگی، به کار واداشتن به عنوان نیروی کار ارزان و هزار نوع شکنجه دیگر که با معنای انسان بودن در تضاد است،هنوز در سدهی ۲۱ بر ما روا دیده میشود. اصلیترین علت ای تراژدیها،در هم شکستگی مکانیزم دفاع ذاتیمان میباشد. جهت دوباره و محکم ساختن این مکانیزمها دستیابی به یک آگاهی سلیم در مورد زن اهمیت دارد. پدید آوردن علم زن که در برگیرندهی تاریخ، جامعه و واقعیت زن و جامعه میباشد حائز اهمیت میباشد. ملیتاریسم ستیزی مبتنی بر دفاع ذاتی در برابر نظامیگری که خشونت ایدئولوژی قدرت میباشد، ضروریست. ایجاد آگاهی و علم زن یک دفاع ذاتی میباشد.
اگر خودآگاهیمان تخریب نمیگشت و به وضع آشکار استثمار ذهنی درآورده نمیشدیم، مکانیزم دفاع ذاتیمان تا به این اندازه ضعیف نمیگشت. با در نظر گرفتن این واقعیت، پیش از هر چیز ایجاد اصطلاح،نظریه و نهادهای ذاتب خود زن و توان دفاع از اینها را بایستی در گسترهی دفاع ذاتی مد نظر قرار دهیم. نه تنها دفاع ذاتی در معنای فیزیکی،بلکه دفاع ذاتی به لحاظ علمی و فکری نیز ضرورت دارد. « نمیتوان به فلاکت بزرگی به اندازهی از دست دادن دفاع ذاتی جامعه اندیشید. دولت ـ ملت جامعه را از علم، هنر و حقیقت دور و بدون دفاع ذاتی رها ساخته که این از اصلیترین عوامل پرسمان اجتماعیست.» رهبر عبدالله اوجالان در این جملات به شکل بسیار جالب توجهی به این موضوع اشاره می نماید. زنان نیز با توجه به اینکه میدانند جامعه و زن بدون دفاع ذاتی واگذاشته شدهاند،میتوانند از طریق هنر، حقیقت و گسترهی علم زن مداخله نموده و مانع از رخدادن فلاکتهایی شوند که بر جامعه تحمیل میشوند. ژنئولوژی میتواند در گسترهی آگاهی دفاع ذاتی به تمامی عرصههایی که جامعه را از جامعه بودن خارج نمودهاند، معطوف گردد، اگر آلترناتیو بسازد،میتواند راهحلّهای وسیعی را بوجود آورد. که میتوانند پاسخی باشند برای تحلیلات و تحقیقات زن ستیزی که در حوزهی علم صورت گرفتهاند. بوجود آوردن علم زن تا جایی که به اخلاق و حقیقت علم پایبند باشد، از حیث دموکراتیک شدن و دموکراتیک ماندن، یک فعالیت مربوط به دفاع ذاتی است. ژنئولوژی این فعالیتها را از طریق آکادمیهای زن در جامعه سازماندهی مینماید.
ژنئولوژی در مقابل تمامی قدرت ایدئولوژیها و علومی که بر روی جنسیتگرایی اجتماعی ایجاد گشتهاند، بیانگر یک برون رفت میباشد. « زن بودن شاید هم مترادف انسانی
زن که دفاع ذاتی و دفاع نامشروعش در هم شکسته و ضعیف گردانده شده، جهت نیرومند کردن و شکست ناپذیرساختن دفاع ذاتی و مشروعش میگوییم ژنئولوژی.
شاید هم اگر ژنئولوژی را پیش از هرچیز به مثابهی یک علم دفاع ذاتی و مشروع درک نماییم، صحیحتر است. در کل، آگاهی و مکانیسمهای دفاع ذاتی طبیعت،باطنی هستند. به رغم اینکه در اوایل این تاریخ، در زنان بسیار نیرومند بوده، متوجهبودگی و آگاهیشان دربارەی سرشت خویش را تضعیف ساختهاند، لذا دفاع ذاتیشان دچار زیان عمیقی گشتهاست. این روند مراحل طبیعی نبودند، که همینطور و خودبخودی یا از روی رضایت زنان صورت گرفته و بردهوارانه سرخم نمایند، بلکه طی جنگهایی خونین و در کنار آن با نبردهایی ایدئولوژیک و به کار گیری ابزار خشونت و تحریف صورت پذیرفت. بدین ترتیب زنان از درآمدن بصورت خود، جامعه، طبیعت و کیهان گام به گام دور گردانده شده و آنها را به اشکال مختلف بیگانه شدن محکوم ساختهاند. خود بیگانه شدن، در حقیقت یک تخریب و در هم شکستن دفاع ذاتی است. زمانی که این بیگانه شدن عمیقتر گشت زنان از دفاع ذاتی دور شدند. بردگی و تسلیمت پذیری که به وجود آورده شد،در برابر مرد ارباب و حاکم، دولت، قدرت، بسیار ضعیف و بدون تنظیم گشت. وجه بارز در این واقعه،استثمار زن به لحاظ ذهنی بود. زنان نیز همانند خلقها با استثمار ذهنی یعنی تسلیمیت ایدژولوژیک و یا شکست،به وضعیت آشکار مستعمرگی درآورده شدند.
پتانسیل، آگاهی و واکنشهای دفاع ذاتی زنان که از طبیعت به میراث گرفتهاند بسیار نیرومند هستند. چون استثمار ذهنی تمامی این پتانسیلها را به پوچی رسانده و موجب تضعیف بزرگی در باورداشتها و اعتماد به نفس زن گشت. این نیز یکی از نقاط در هم شکستن دفاع ذاتی را مورد تحقیق قرار میدهد. مفهوم،واکنش و روح دفاع ذاتی و مشروع زن در کجا و با کدام روشها در هم شکسته شد؟ این در هم شکستگیّ، چگونه به دنیای زن ـ مرد آسیب رسانده است؟ آیا این در هم شکستگی همچون سرنوشتی ادامه خواهد یافت؟ زن چگونه مفهوم،واکنش و روح دفاع ذاتی خویش و مشروع خود را از مجددا درونی گردانده و به دست خواهد آورد؟ ژنئولوژی پیگیر مسائل دیگر این عرصه خواهد بود.
دفاع ذاتی برای زنان یک مشکل حیاتی و فوری است. همچنان که فروختن به عنوان برده در بازار، بردگی سازی سکسی، فاحشگی، از سوی شوهر و خانواده و یا کشتار و مجبور به مهاجرت در جنگها، تربیت از طریق گرسنگی، به کار واداشتن به عنوان نیروی کار ارزان و هزار نوع شکنجه دیگر که با معنای انسان بودن در تضاد است،هنوز در سدهی ۲۱ بر ما روا دیده میشود. اصلیترین علت ای تراژدیها،در هم شکستگی مکانیزم دفاع ذاتیمان میباشد. جهت دوباره و محکم ساختن این مکانیزمها دستیابی به یک آگاهی سلیم در مورد زن اهمیت دارد. پدید آوردن علم زن که در برگیرندهی تاریخ، جامعه و واقعیت زن و جامعه میباشد حائز اهمیت میباشد. ملیتاریسم ستیزی مبتنی بر دفاع ذاتی در برابر نظامیگری که خشونت ایدئولوژی قدرت میباشد، ضروریست. ایجاد آگاهی و علم زن یک دفاع ذاتی میباشد.
اگر خودآگاهیمان تخریب نمیگشت و به وضع آشکار استثمار ذهنی درآورده نمیشدیم، مکانیزم دفاع ذاتیمان تا به این اندازه ضعیف نمیگشت. با در نظر گرفتن این واقعیت، پیش از هر چیز ایجاد اصطلاح،نظریه و نهادهای ذاتب خود زن و توان دفاع از اینها را بایستی در گسترهی دفاع ذاتی مد نظر قرار دهیم. نه تنها دفاع ذاتی در معنای فیزیکی،بلکه دفاع ذاتی به لحاظ علمی و فکری نیز ضرورت دارد. « نمیتوان به فلاکت بزرگی به اندازهی از دست دادن دفاع ذاتی جامعه اندیشید. دولت ـ ملت جامعه را از علم، هنر و حقیقت دور و بدون دفاع ذاتی رها ساخته که این از اصلیترین عوامل پرسمان اجتماعیست.» رهبر عبدالله اوجالان در این جملات به شکل بسیار جالب توجهی به این موضوع اشاره می نماید. زنان نیز با توجه به اینکه میدانند جامعه و زن بدون دفاع ذاتی واگذاشته شدهاند،میتوانند از طریق هنر، حقیقت و گسترهی علم زن مداخله نموده و مانع از رخدادن فلاکتهایی شوند که بر جامعه تحمیل میشوند. ژنئولوژی میتواند در گسترهی آگاهی دفاع ذاتی به تمامی عرصههایی که جامعه را از جامعه بودن خارج نمودهاند، معطوف گردد، اگر آلترناتیو بسازد،میتواند راهحلّهای وسیعی را بوجود آورد. که میتوانند پاسخی باشند برای تحلیلات و تحقیقات زن ستیزی که در حوزهی علم صورت گرفتهاند. بوجود آوردن علم زن تا جایی که به اخلاق و حقیقت علم پایبند باشد، از حیث دموکراتیک شدن و دموکراتیک ماندن، یک فعالیت مربوط به دفاع ذاتی است. ژنئولوژی این فعالیتها را از طریق آکادمیهای زن در جامعه سازماندهی مینماید.
ژنئولوژی در مقابل تمامی قدرت ایدئولوژیها و علومی که بر روی جنسیتگرایی اجتماعی ایجاد گشتهاند، بیانگر یک برون رفت میباشد. « زن بودن شاید هم مترادف انسانی
گذار دموکراتیک
جهت یک دفاع ذاتی شکست ناپذیر 🆔 @GozarDemocratic
است که در دشواترین شرایط به سر میبرد». این گفته را چه کسی بهتر از زنانی که از سوی نزدیکترین هایش کشتهشده، مورد تجاوز قرار گرفته،توسط سازمانیافتهترین اشرار مدرنیتهی کاپیتالیستی دزدیده شده و بعنوان برده بازار فروخته،هنگام راه رفتن در کوچه و خیابان، بطور لفظی و عملی با اذیت و آزار روبه رو مانده،همچون نیروی ارزان کار با آنها رفتار شده و رنج شان در خانه مورد سوءاستفاده قرار گرفته،میتواند درک نماید؟مدرنیتهی کاپیتالیست و ذهنیت دولتگرا، با قرار دادن زن در دشوارترین وضعیت ممکن،جامعه را از هم میپاشد. با زن، جامعه را و با جامعه زن را در هم میشکند. ژنئولوژی بعنوان علمی که به واسطهی عقل و احساس زن،موجب باز ایستادن این در هم شکستن زن و جامعه گشته،سرچشمههای آن را شناسایی و تحلیل میکند، رشد خواهد یافت. علمیست که آنانی را که در دشوارترین شرایط به سر میبرند، به آزادترین انسانها مبدل خواهد ساخت. ژنئولوژی قبل از هر چیز،به دانش گذار از بن بست اجتماعی و مرکزی بودن قدرت تبدیل خواهدشد. یعنی مرمت، درمان و زدون هرچیزی را که حقیقت اجتماعی را در خون غلتانده، تخریب و آلوده ساخته هدف خود قرار میدهد. آزادی، برابری و دموکراسی زنان نه تنها مدرنیته ی رسمی بلکه تمامی ادوار هیرارشی و تمدن در بافتّای اجتماعی، از لحاظ ذهنی و جسمی موی را به اسارت درآورده و به شکل ژرفترین بردگی به کار واداشتهاند، مستلزم فعالیتهای تئوریک، مبارزات ایدئولوژیک و فعالیتّای برنامهمند و سازمانی بسیار وسیع و از همه مهمتر اقداماتی نیرومند میباشد.
برگرفته از کتاب درآمدی بر ژنئولوژی
jineoloji-farsi.com
🆔 @GozarDemocratic
برگرفته از کتاب درآمدی بر ژنئولوژی
jineoloji-farsi.com
🆔 @GozarDemocratic