گذار دموکراتیک
1.61K subscribers
8.53K photos
3.69K videos
602 files
5.51K links
تلاش برای ایجاد دموکراسی در ایران و چاره یابی مسئلە کورد

آدرس وبسایت ما:
www.kodar.info ✔️
www.kjar.online ✔️
www.pjak.eu ✔️


ارتباط با ادمین:
@gozar_democratic ✔️

🆔 @GozarDemocratic
Download Telegram
گذار دموکراتیک
مجلس پژاک: مردم از غم نان به‌تنگ آمده و ناامید از نظام دولتی و نهادهای اجتماعی هستند 🆔 @GozarDemocratic
قتصادی و سیاسی که از سوی غرب بر ایران وارد می‌گردد، به‌نوعی در تسریع روند گذار ساختار سیاسی-ایدئولوژیک رژیم به سمت سیستمی نئولیبرال و درنهایت جذب کامل در آن، تاثیرگذار است. در این میان راهکارهای دفاعی همچون صدور انقلاب اسلامی در منطقه و سرکوب و مسدود نمودن فضای جامعه مدنی در داخل با شکست بزرگی مواجه شده است. دولت‌های منطقه با حمایت قدرت‌های فرامنطقه‌ای در حال ایجاد ائتلافی مخالف با رژیم ایران در منطقه هستند. همان‌گونه که رژیم ایران با سازمان‌دهی برخی از نیروهای منطقه در تلاش برای مداخله در منطقه بود، نیروهای مداخله‌گر منطقه‌ای و فرا‌منطقه‌ای نیز با سازمان‌دهی و جذب نیروهای شیعی منطقه در عراق، یمن و لبنان در پی کوتاه نمودن دست‌های مداخله‌جوی تهران در منطقه هستند. به آتش کشیدن سفارتخانه ایران در ناصریه و شعارهایی که تظاهرات کنندگان شیعه در عراق علیه سران رژیم استبدادی ایران سر می‌دادند، نشان‌دهنده این مهم است. ایدئولوژی نظام حاکم بر ایران دچار پوسیدگی و فرسایش گردیده و حکومت به مراحل پایانی خود رسیده است. وعده‌های «آوردن پول نفت بر سر سفره‌ی مردم» نه‌تنها عملی نگشت، بلکه سفره مردم خالی‌تر گشت.

رژیم استبدادی ایران با استفاده از برخی مفاهیم، تلاش می‌کند اعتراضات و خیزش‌های مردمی را به عوامل خارجی نسبت دهد و بر مطالبات برحق مردم سرپوش گذاشته و آنها را سرکوب نماید؛ اما واقعیت فراتر از این موضوع است، درواقع رژیم نه توان پاسخگویی به مطالبات خلق‌های ایران را دارد و نه اراده‌ای برای گشایش و چاره‌یابی آن.

اعتراضات مردم در روزهای اخیر نشان از عدم رضایت، انزجار و در تنگنا قرار گرفتن آنان از حاکمیت و شیوه‌های مدیریتی دولت است. مردم از غم نان به‌تنگ آمده و ناامید از نظام دولتی و نهادهای اجتماعی هستند که توانایی تغییرات بنیادین را ندارند. به‌همین دلیل جهت رساندن فریاد اعتراض خود به حکومت و خروج از موقعیت فراموش‌شدگان و در حاشیه‌ماندگان، هرگونه اقدامی را مشروع می‌بینند. تنها هدف مردم در حال حاضر سرنگونی نظام موجود و تغییر قوانینی است که نه به سود جامعه که بالعکس به سود حاکمیت تدوین‌شده است. در ایران تدوین و تصویب قوانین از سوی نظام صورت می‌گیرد و حق دخالت مردم در امورات به‌طورکلی سلب شده است و دولت در راس امور اجرایی نیز قرار دارد. پاسخ دولت به مطالبات مشروع و به‌حق مردم گلوله، شکنجه، اعدام و زندان بوده است.

عدم مشارکت فرد-جامعه در برساخت نهادهای اجتماعی، موجب خشم مردم در بسیاری از نقاط جهان شده است. سبک بیان اعتراضات در سرتاسر جهان، نشان‌دهنده‌ی این موضوع است. در حقیقت انسان امروزی تغییر در وضعیت موجود و حضور فعالانه در جامعه را می‌طلبد. جامعه ایران نیز از این قاعده بدور نیست، هرچند گرانی بنزین آغازگر موج دیگری از اعتراضات در ایران بود، اما در اصل عامل اساسی خشم و نارضایتی مردم، غیر دموکراتیک بودن مدیریت، سرکوب نیروهای معترض در طی این چهار دهه و بسته بودن فضای اجتماعی و سیاسی است. درک این نکته مهم است که تغییرات مقطعی و سطحی در زمینه اقتصاد، هیچ کمکی به بهبود این شرایط وخیم نخواهد نمود. با مشاهده و تحلیل کنش‌های مردمی در سال‌های اخیر که مراکز ایدئولوژیک نظام حاکم را هدف قرار داده و به آتش کشیده، منطق وجودی اعتراضات را می‌توان درک نمود.

در این میان پرسش اساسی گذار از رژیم جمهوری اسلامی به‌سوی کدام ساختار نوین سیاسی؟ پیش روی ما است. شواهد تاریخی نشان داده که جوامع ایرانی در دوران مشروطه در‌صدد تغییر و گذار از رژیم پادشاهی بودند، اما با مداخلات سیستم جهانی، تحول سیاسی و تولد این نوزاد در نطفه خفه شد. چهار دهه قبل نیز خیزش خلق‌های ایران که در حال حرکت به‌سوی دموکراسی بود، بار دیگر به بیراهه کشیده شد. فوبیای این شیوه انقلاب‌ها بر دوش مردم ایران سنگینی می‌کند.

مرحله گذار، با مشارکت فعال مردم در تصمیم‌گیری و سیستم اجرایی صورت می‌گیرد. پروژه‌ای سیاسی که از بالا و به‌صورت آمرانه برای جامعه نسخه‌پیچی گردد، راه چاره‌یابی نخواهد بود. ارتباط متقابل احزاب سیاسی و مردم می‌تواند در شالوده‌ی پروژه‌ی سیاسی مطلوب و دموکراتیک تاثیر‌گذار باشد. متاسفانه احزاب سیاسی می‌خواهند به‌صورت یک‌جانبه خط ‌دهی نموده و تاثیرگذار باشند و از سوی دیگر با قطع ارتباط معنامند و همسو میان مردم و احزاب، که توسط نظام از طریق جنگ روانی صورت می‌گیرد، تلاش می‌شود اعتراضات به‌سوی یک استخوان‌بندی سیاسی سوق نیابد. درواقع هدف، خروج اعتراضات مردم از جریان مطالبات سیاسی و هدفمند و تقلیل‌دهی به نارضایتی نسبت به مشکلات اقتصادی است.

احزاب سیاسی چه در کوردستان و چه در ایران لازم است با همگرایی و تمرکز بر روی نقاط مشترک، ضمن مشارکت دادن اقشار و طیف‌های مختلف جامعه، روشنفکران، سیاسیون و طبقاتی که به حاشیه رانده‌شده‌اند، بر روی پروژه‌ای منسجم و فراگیر فعالیت نمایند. در این مرحله عدم وجود
گذار دموکراتیک
مجلس پژاک: مردم از غم نان به‌تنگ آمده و ناامید از نظام دولتی و نهادهای اجتماعی هستند 🆔 @GozarDemocratic
هماهنگی و همسویی میان احزاب سیاسی حاصل عدم درک واقعیت موجود است که موجب هدر رفتن پتانسیل انقلاب می‌گردد. توسعه و پویایی سیاسی با مشارکت اقشار مختلف جامعه به‌خصوص زنان و جوانان صورت می‌گیرد، این مشارکت در برساخت نظم نوین اجتماعی از اهمیت خاصی برخوردار است. جریان‌های سیاسی وظیفه ‌دارند با مشورت و درک مطالبات زیستی، سیاسی و اجتماعی مردم، خواسته‌های آنها را در چارچوب طرح‌های اجرایی سازمان‌دهی نمایند. بدین‌صورت تنها با گریز از وضعیت تک‌ساحتی در حوزه‌ی گفتمانی احزاب و گشودن زمینه دیالوگ میان احزاب و جامعه، می‌توان دورنمایی روشن و دموکراتیک را برای خود و جامعه ترسیم نمایند.



مجلس حزب حیات ‌آزاد کوردستان – #پژاک



منبع: شمارە ٧٨ آلترناتیو



www.pjak.eu



🆔 @GozarDemocratic
فروپاشی از درون | یادداشت


از دیماه سال ١٣٩۶ خلق‌های ساکن در ایران عمق این اشتباه استراتژیک را درک کرده و اکنون به تمامی براین نکته واقف هستند که حاکمیت خارج از خواسته‌های خلق‌های ایران حرکت می‌کند


🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
فروپاشی از درون | یادداشت از دیماه سال ١٣٩۶ خلق‌های ساکن در ایران عمق این اشتباه استراتژیک را درک کرده و اکنون به تمامی براین نکته واقف هستند که حاکمیت خارج از خواسته‌های خلق‌های ایران حرکت می‌کند 🆔 @GozarDemocratic
فروپاشی از درون | یادداشت


از دیماه سال ١٣٩۶ خلق‌های ساکن در ایران عمق این اشتباه استراتژیک را درک کرده و اکنون به تمامی براین نکته واقف هستند که حاکمیت خارج از خواسته‌های خلق‌های ایران حرکت می‌کند



در شرایطی که افکار عمومی در ایران هنوز از شوک ناشی از کشتارهای غیر قابل پیش بینی حکومت در بهت است و سرنوشت زندانیان این اعتراضات در هاله ای از ابهام فرو رفته است، مقامات تصمیم گیر حکومت ایران با تداوم رویکردهای امنیتی پیشین خود، چنان رفتار می‌کنند که گویی در این کشور اتفاقی نیفتاده است و مدار امور بر محور پیشین خود همچنان می‌چرخد. اما به رغم این تصور؛ به نظر می‌رسد شوک ناشی از اعتراضات نه فقط گریبانگر خلق‌های ایران است بلکه مقامات تصمیم گیر را نیز در بهت فرو برده است. اما بهت مقامات ایرانی از جنسی دیگر است؛ این بهت نه نشات گرفته از قیام مردم و شمار جان از دست دادگان این قیام است، بلکه نشات گرفته از عدم کارایی رویکردهای امنیتی و شدت سرکوبی است که در مقابل شدت قیام خلق کم آورده است. از همین رو طی چند روز اخیر، بدون آنکه رسانه‌های حکومتی حتی در صدد دلجویی از افکار عمومی خلقهای ایران نیز بوده باشند، بر رویکردهای امنیتی، تشدید فضای امنیتی، تهدید و محدود کردن فضای اینترنت تاکید می‌نمایند. این رویکرد نشان دهنده قطع ارتباط بین حکومت و مردم و افتادن این حکومت در شیب تند زوال است.

فروپاشی حاکمیت از درون

به رغم آنکه بیانیه کوتاه میرحسین موسوی تحت تاثیر زیر سوال رفتن دوگانه کاذب اصولگرا-اصلاح طلب و کل سیستم ولایت فقیه مورد توجه چندانی قرار نگرفته است اما اشاره به این شیب تند زوالی است که بخش بزرگی حتی از نیروهای درون سیستمی را نیز به هر گونه اصلاحی ناامید کرده است. نطق اخیر پروانه سلحشوری در مجلس دقیقا اشاره به اصلاح ناپذیری سیستم، بقای یکصد ساله استبداد ایرانی و پوشالی بودن مطالبات اصلاح طلبان در رژیم کنونی بوده است که با سخنان میرحسین موسوی نشان دهنده گذار بخش بزرگی از اصلاح طلبان از سیستم جمهوری اسلامی ایران است.

سلحشوری در نطق جسورانه خود در مجلس اظهار داشته است که گسست اجتماعی، بی‌اعتمادی اجتماعی، نبود سرمایه اجتماعی، شکاف طبقاتی، شکاف جنسیتی، از معلول‌های حکمرانی غیرمطلوب کشور است، جمهوریت نظام به سمت تمرکزگرایی پیش رفته است. استبداد سرکش تام و تمام در هر یک از بخش‌ها و قدرت‌نمایی نهادهای موازی ظهور کرده است. خانم سلحشوری در نطق امروز خود همچنین با اشاره به حاکمیت دوگانه در ایران گفته است که ما در ساختارها، دوگانه ارگان‌ها و حتی چندگانه‌هایی داریم که همه حکم می‌رانند؛ چند دولت؟ چند اطلاعات؟ چند نهاد موازی؟ و نهایتاً حاکمیت دوگانه که از مسئولیت‌پذیری فرار می‌کند و با بازی " کی بود کی بود من نبودم" مملکت را اداره می‌کند. این سخنان سلحشوری در حالیکه با حمله شدید نمایندگان مجلس دست نشانده رهبر ایران روبرو شده است که روزنامه جمهوري اسلامي نیز نوشته است که مجلس شورای اسلامی به جای اینکه در راس امور باشد در هیچ نقطه‌ای از امور قرار ندارد.

اما برخی از مقامات رده میانی حکومت با درک شرایط بغرنج حاکمیت از بازگرداندن امید اجتماعی به جامعه می‌گویند. این مقامات که در ادبیات سیاسی مردم به عنوان استمرارطلبان شناخته می‌شوند تلاش دارند تا با حفظ رویکردهای اصلاح طلبانه ساختار حکومت دینی در ایران را اصلاح پذیر جلوه دهند.

محسن هاشمی رئیس شورای شهر تهران روز گذشته یکشنبه ١٧ آذر در نشست شورای شهر تهران با اشاره به محدودیت‌هایی که بر دانشجویان تحمیل شده است از دستگاه‌های نظارتی و قضایی و دیگر نهادهای مسئول خواست احساس امنیت و آزادی را به جنبش‌های دانشجویی بازگردانند. مصطفی تاجزاده، از فعالان سیاسی اصلاح‌طلب نیز در گفتگویی با اعتمادآنلاین، سخنانی را بر زبان اورده است که نشان از فروپاشی حاکمیت از درون دارد. تاجزاده در این سخنان گفته است که رهبری و ریاست‌جمهوری باید ادغام و دوره‌ای شوند.

گوش ناشنوای حاکمیت

از سال ١٣٧۶ حاکمیت دینی در ایران با خلق دوگانه اصولگرا-اصلاح طلب پتانسل تغییر رادیکال در ایران را به تحلیل برده است. اما به نظر می‌رسد از دیماه سال ١٣٩۶ خلق‌های ساکن در ایران عمق این اشتباه استراتژیک را درک کرده و اکنون به تمامی براین نکته واقف هستند که حاکمیت خارج از خواسته‌های خلق‌های ایران حرکت می‌کند. نگاهی به سخنان و رویه‌های مقامات بعد از این کشتار وحشیانه نشان می‌دهد که حکومت اسلامی، تنها به بقای خود اندیشیده و قطع ارتباط بین خلق و حکومت مسئله‌‌ای است که کاملا در عمل خود را نشان داده است.

در اوج ضعیت اسفبار اقتصادی مردم، نگاهی به جزئیات بودجه سال آینده در ایران به درستی نشان‌دهنده رویه‌های حاکمیت در مقابل مطالبات مردم است. بودجه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از ۱۵ هزار میلیارد تومان مصوب سال ۱۳۹۸ به ۱۸ هزار و ۳۱۵ میلیارد تومان افزایش پیدا
گذار دموکراتیک
فروپاشی از درون | یادداشت از دیماه سال ١٣٩۶ خلق‌های ساکن در ایران عمق این اشتباه استراتژیک را درک کرده و اکنون به تمامی براین نکته واقف هستند که حاکمیت خارج از خواسته‌های خلق‌های ایران حرکت می‌کند 🆔 @GozarDemocratic
کرده است. بودجه ارتش نیز از ۱۰ هزار و ۲۴ میلیارد در سال ۹۸ به ۱۱ هزار و ۹۷۸میلیارد تومان در سال ۹۹ افزایش پیدا کرده است. بودجه نیروی انتظامی نیز از ۱۱ هزار و ۵۲۱ میلیارد تومان در سال ۹۸ به ۱۷ هزار و ۴۴۴ میلیارد تومان افزایش یافته است. و این در حالیست که در لایحه بودجه سال ۹۹ بودجه امور دفاعی کاهش روزافزونی داشته است. بعنوان مثال ردیف مربوط به تقویت بنیه دفاعی وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح از میزان ۲ هزار و ۶۰۰ میلیارد تومان سال ۹۸،‌ به هزار میلیارد تومان کاهش یافته است. ردیف مربوط به تقویت بنیه دفاعی در بودجه ستاد کل نیروهای مسلح نیز از میزان ۲ هزار و ۴۰۰ میلیارد تومان سال ۹۸، به هزار میلیارد تومان کاهش یافته است.

همزمان با افزایش بودجه‌های امنیتی و کاهش بودجه‌های دفاعی، بودجه حوزه‌های علمیه نشان می‌دهد که از افزایش ۴۶۸ برابر بودجه حمایت از دانش‌آموزان ابتدایی مناطق محروم برخوردار شده است. این بودجه ۱۱۴ برابر بودجۀ سازمان مدیریت بحران کل کشور؛ ۶۸ برابر بودجۀ کمک به بیمارستان‌های مناطق محروم، ۵۴ برابر بودجۀ برنامه حفاظت و حمایت از منابع طبیعی کشور، ۱۶ برابر بودجۀ بنیاد بیماری‌های خاص، و ۱۰ برابر بودجۀ کاهش آلودگی هوا است.

سازمان جامعه المصطفی العالمیه به عنوان یک سازمان دینی به تنهایی ۹۲ برابر بودجه حمایت از دانش‌آموزان ابتدایی مناطق محروم؛ ۸۰ برابر بودجۀ برنامه مقابله با بیابان‌زایی و ۱/۸ برابر بودجۀ برنامه پایش و مدیریت آلاینده‌ها را نصیب خود کرده است و بودجۀ موسسه نشر آثار خمینی و آستان مقدس خمینی ۱/۸ برابر بودجۀ کمک به بیمارستان‌های مناطق محروم و ۱۲ برابر بودجۀ حمایت از دانش‌آموزان ابتدایی مناطق محروم است. این بودجه‌های کلان در حالی به این سازمانهای ریز و درشت دینی اختصاص می‌یابند که وضعیت اسفبار اقتصادی در ایران، مردم را به فروش اعضای بدن ناچار کرده است.

جمهوری اسلامی با ورود به پنجمین دهه از عمر نکبت‌بار خود وارد مرحله فروپاشی از درون شده است. بخش بسیاری از نخبگان درون سیستمی نیز با گذشت چهار دهه به این واقعیت دست یافته‌اند که ناکارآمدی این سیستم در تمامی حوزه‌ها اکنون به بهترین وجه خود را نشان داده است؛ بدون هیچ تردیدی کشتار وحشیانه روزهای اخیر توسط مقامات ایرانی نقطه عطفی برای چرخشی اساسی در مبارزات خلق خواهد بود. ایران گام در دور جدیدی از انقلاب گذاشته است.



ANF



🆔 @GozarDemocratic
فسادی بنیادین از کورش و داریوش تا خمینی و خامنەای


#اهون_چیاکو



🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
فسادی بنیادین از کورش و داریوش تا خمینی و خامنەای #اهون_چیاکو 🆔 @GozarDemocratic
فسادی بنیادین از کورش و داریوش تا خمینی و خامنەای


#اهون_چیاکو




فساد را چگونە ببینیم



ابتدا باید تعریفی جامع و صحیح از فساد را ارائە دهیم. تعریف مرسوم از فساد، از منظر ما ناکافی و حتی تحریفی عامدانە است، جهت لاپوشانی کردن جنبەهای صحیح و کلی از تعریف پدیدە فساد. محدود کردن تعریف فساد بە اقدام‌های فردی و گروهی خارج از موازین حقوقی و قانونی یک ساختار دولتی، نەتنها ناکافیست، بلکە باید شکل کلان و عمدە خود این ساختار و موازین را به‌عنوان وسیلە دامن زدن بە فساد در تمام ابعادش معرفی کرد.

درواقع ما نمی‌توانیم جامعە طبیعی و بدوی را برخوردار از فساد متصور شویم، چرا کە در آن مقطع از حیات اجتماعی بشر، هنوز پدیدهای چون ستم جنسی، ستم طبقاتی و ستم ملی، به‌عنوان سە ستم عمدە جامعە دولت‌گرا کە مابقی ستم‌ها و مظالم در محور این تثلیث ظلم و ستم انجام می‌گیرند، محلی از اعراب نداشتەاند. درواقع فساد ریشە در این تحریف اجتماعی و تاریخی دارد. جامعە دولت‌گرا اساساً به‌طور بنیادین و سامانمند در طول تاریخ مروج فساد بودە و تصویب قوانین و موازین دولتی از قانون حمورابی تا منشور حقوق بشر زمان معاصر ما، تلاشی بودە جهت تحریف انظار و افکار عمومی از این واقعیت.

این سیستم فاسد تاریخی بیش از پنج هزار سال است کە ریشە دوانیدە. پس نمی‌توان فساد را صرفاً بە تخرج از یک دایرەی حقوقی و کنونی محدود کرد. این سیستم فساد هرچند ابتدا بە زاگرس و کوردستان امروزی- کە دروازەی بین‌النهرین بە فلات ایران است- تاخت؛ ولی بعد از سست گشتن جنبەهای جامعە طبیعی در اواخر کنفدراسیون ماد و تشکیل سیستم ماد ـ پارس بە روایت تاریخ (هرچند باید با دیدە تردید بە این مقولە نگریست) و بعد از تکوین سیستم خسروانی بعد از کورش و در زمان داریوش، کە سیستمی تکامل یافتەتر از زمان کورش بود، پایەگذاری شد. ازآن‌پس هجمە این فساد برعکس گذشته کە بیشتر جنبە بیرونی داشت و در برابر آن مقاومت صورت می‌گرفت، جنبە درونی یافت و ٢٦ قرن است که فساد و چپاول در فلات ایران رخت برنبستە. بویژە در قرن اخیر با تبعیت از فرماسیون دولت‌ـ ملت ایرانی و فساد مضاعف مدرنیتە کاپیتالیسم و عجین گشتن شیوهای فساد سنتی سیستم خسروانی ایرانی با شیوهای مدرن، شاهد تشدید این پدیده و سیستمی بە غایت فاسدتر هستیم کە در ادامە این نوشتار هرچند کوتاە بە آن خواهیم پرداخت.



سیستمی کە بنیاد و تداومش بر فساد استوار است



جهت اثبات اینکە کلیت سیستم خسروانی بر پایە فساد و با عوامل خارجی بنا شدە و هیچ سنخیتی با ماهیت تاریخی و اجتماعی جوامع و خلق‌های ساکن در این جغرافیا ندارد، باید سیری کوتاە بە شیوەی شکل‌گیری آن داشتە باشیم. بە روایت تاریخ در هزارەی دوم تا قرون اول هزارەی اول قبل از میلاد در خاورمیانە، چند ساختار سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و نظامی وجود داشتەاند. در نواحی جنوبی بین‌النهرین با جنگ و ادغام‌های پی‌درپی امپراتوری بابل، و در نواحی شمالی بین‌النهرین، امپراتوری خون‌خوار آشور با مرکزیت نینوا در عرصە حضور بوده‌اند، در فلسطین و اسرائیل امروزی یک ساختار مونارشیک یهودی و در آسیای صغیر ساختار سیاسی لیدیا وجود داشتە. همچنین در نواحی شرق از سلسلە جبال زاگرس تا نواحی شمال شرقی کە مناطقی چون نواحی خزر و البرز، آسیای میانە، و در نواحی شمال غربی، مناطق قفقاز و مناطقی از جنوب آسیای صغیر، در نواحی جنوبی و جنوب شرقی فلات ایران مانند سواحل خلیج و دریای عمان، جوامع کوچک و بزرگ به‌طور کنفدراسیون‌های عشیرەای بە حیات اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و دفاعی خود مشغول بوده‌اند، بیشتر این مناطق و جوامع، خود را در معرض و مورد هجمەهای دهشتناک آشور می‌بینند کە هر یک از آنها بەتنهایی امکان رفع و دفع این تهدید برایشان ممکن نیست مگر آنکە متحد گردند.

این هم باعث می‌گردد کە موجبات بە منصە ظهور رسیدن کنفدراسیونی وسیع و نیرومند، ایجاد گردد کە همان‌طور قرائن و شواهد تاریخی دلالت دارند در قرن هفتم پیش از میلاد، کنفدراسیون ماد بە مرکزیت زاگرس کهن و کوردستان امروزی تشکیل می‌گردد. این کنفدراسیون با امپراتوری بابل کە آن‌هم از ناحیە امپراتور وسیع‌تر از خودش احساس تهدید می‌کند، متحد می‌شود و بە این ترتیب امپراتوری آشور توسط این نیروی عظیم مضروب ضربات مهلک و درنهایت سرنگون و فرومی‌پاشد. در نتیجە بعد از فروپاشی آشور کنفدراسیون ماد با ابعاد وسیع‌تر، امپراتوری بابل و دولت لیدیا در آسیای صغیر، به‌عنوان ساختار زندگی اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و نظامی بعد از فروپاشی آشور در منطقە می‌مانند.



همان‌طور کە اشارە شد، در دورە قرون متأخر هزارە دوم و قرون اولیە هزارە قبل از میلاد، در کنار ساختارهای ذکر شدە در سطور فوق، یک ساختار پادشاهی یهودی در فلسطین و اسرائیل امروزی موجود بود کە در هرم قدرت آن تلفیقی از شیخ و شاە ایجاد کردە بودند، یعنی ویژەگی سیاسی و دینی را درهم عجین کردە
گذار دموکراتیک
فسادی بنیادین از کورش و داریوش تا خمینی و خامنەای #اهون_چیاکو 🆔 @GozarDemocratic
و بر مسند قدرت و رأس هرم قرار دادە بودند کە داوود و سلیمان از شاخص‌ترین شاە و پیامبرانشان بعد از موسی بودند.

یهودی‌های ساکن در این منطقە شامل ١٢ قبیلە بودند، کە مورد حملە آشور قرار گرفتند و ١٠ قبیلە آنها را بە بین‌النهرین شمالی و بیشتر در مناطق زاگرس در میان مردمان این مناطق پراکندە نمودند، شاید وجود روستاها و محلەهای یهودی‌نشین در کوردستان بە این موضوع برمی‌گردد، از سوی دیگر دو قبیلە باقیمانده مورد هجوم بابل در زمان زمامداری بخت النصر، پادشاە بابل قرار گرفتند کە اتفاقاً این دو قبیلە از قبایل ثروتمند و اشرافیان و رهبران یهود بودند؛ اما برعکس عملکرد آشوری‌ها کە یهودی‌های راندە شدە از محل خودشان را بجای محبوس کردن و زندان، در منطقە پخش کردند، بخت‌النصر دو قبیلە یهودی اسیر خود را در زندان محبوس و زندانی کرد، همچنین ثروت و اموال آنها را مصادر کرد.

این موجب شد کە یهودی‌های درون کنفدراسیون ماد احتمالاً برای سرنگونی آشور به مادها کمک کردە باشند، و این هم باعث قرار گرفتن آنها در آرامش کنفدراسیون ماد شدە باشد (کە تا تشکیل اسرائیل در ١٩٤٨ همچنان در این جغرافیا حیات را تداوم بخشیدند و تا امروز هم بقایایی از آنها هنوز در این جغرافیا موجود است)؛ اما بلای رنج‌آوری کە برای یهودی‌های درون کنفدراسیون ماد ایجاد شدە، حبس هم‌کیشانشان در بابل بودە کە اتفاقاً دو تن از بزرگانشان مانند دانیال و مردخای در میان آنان بودەاند، یهودی‌ها برای حفظ خود همیشە سعی نمودەاند نیروی مادی و علمی خود را فزونی بخشند، از بدو دیاسپورا تاکنون تاکتیک تقیە را بە آن افزودند و همچنین با دانشی کە در سیاست و دولت‌مداری از تاریخ شاهنشاهی داود سلیمان به دست آوردە بودند، توانستند که اندوختە قابل ملاحضەای از نیروی مادی، فکری و سیاسی را فراهم کنند.

در چنین وضعیتی یهودی‌های درون کنفدراسیون ماد در پی نیرویی نیرومندتر از بابل بودند تا بەوسیلەی آن بابل را ساقط نمایند و هم‌کیشانشان را از بند رها سازند، همچنین دوبارە صاحب ثروت مصادرە شدە خود از طرف بابل گردند. بە چند دلیل مادها برای این امر مناسب نیستند و شاید هم تلاش‌هایی کردە باشند، ولی نتیجەای کسب نکردە باشند. دلیل اول این است کە کنفدراسیون برعکس امپراتوری نیروی نظامی‌اش را بیشتر در زمینە دفاع بکار می‌بندد تا فتح و اشغال مناطق همجوار، دوم ساختار کنفدراسیون ماد در زمینە فروپاشی آشور با بابل انعقاد قرارداد هم‌پیمانی و توافق داشتە، شاید میل بە بەهم زدن این هم‌پیمانی نداشتە و دلیل دیگر شاید ضعف و روند روبه‌زوالی بود که در اواخر دچارش گشتە بود.

یهودی‌ها در این میان کسی بەنام کورش را یافتەاند کە خود وقبیلەاش (پارس) بخشی از کنفدراسیون بودەاند و شاید طمع قدرت و قبضە آن را نیز داشتە است، همچنین در درون خود مادها هم به‌دنبال عناصری ناراضی گشتەاند کە با توجە بە روایات تاریخی کسانی مانند هارپاک را کە فرماندە ارشد کنفدراسیون بودە یافتەاند و بە این ترتیب زمینە یک کودتا را فراهم ساختەاند. بعد از بە موفقیت رسیدن کودتا، کورش را به‌عنوان شاە انتخاب می‌کنند.

طبق شواهد تاریخی کورش بعد از بە مسند قدرت نشستن، ابتدا بە لیدیا در آسیای صغیر هجوم می‌برد، آنجا را تصرف می‌کند و بعد بە بابل حملە نمودە، تخت و تاج بابل را برمی‌اندازد. یهودی‌های محبوس آزاد می‌گردند، بە ثروت مصادرە شدەاشان دوبارە دست می‌یابند و زمینە برگشت یهودی‌ها بە مملکتشان و تمهیدات ساختن دوبارە معبد سلیمان فراهم می‌گردد. می‌دانیم کە در عهد عتیق بسیار بە نیکی از کورش هم یاد شدە است. البتە این بە منظور برانگیختن کبر و کین ما به‌عنوان نوادگان ماد از ملت یهود و گرایش بە افکار آنتی سمتیک نیست. یهودی‌ها در چارچوب احساس مسئولیت بە آیندە خود در آن مقطع سیاست ورزی نمودەاند و برای آن هم نیروی دانش، ثروت و سیاست را بە کار بستە اند همچنان کە تا امروز هم شگردشان است. از این بە پس دیگر بسیاری از سیستم و ساختارهای دولتی کە ایجاد شدەاند بیشتر تحت لوای دخالت و تاثیرگزاری آنها بودە است.

بعد از مدت کوتاهی کورش بە وسیلە اسکیت‌ها کشتە می‌شود، از سویی دیگر احتمالاً مابین یهودی‌ها و کمبوجیە پسر کورش اختلافاتی صورت می‌گیرد، کمبوجیە بە طور مشکوکی کشتە می‌شود، از سوی دیگر توسط گئومات (قهرمان مادها) جنبشی صورت گرفت کە تا حدودی هم گسترش یافت و می‌رفت کە دوبارە زمینە احیای کنفدراسیون ماد را مهیا کند. این‌بار کسی به‌نام داریوش را حمایت کردند و یا بهتر بگوییم برای سرکوب گئومات و استقرار سیستمی نوین کە همان سیستم خسروانی است، آن را انتخاب کردند. سیستمی ظالم و متمرکز کە شاید تنها دولت‌ـ ملت عصر ما بە پای آن برسد. بی‌جهت نیست کە هگل به‌عنوان فیلسوف دولت ـ ملت، اذعان کردە که در تاریخ تنها می‌توان دولت هخامنشی را دولت دانست.

این سیستم فاسد هرچند بعد از حملە اسکندر فروپاشید، ولی به‌عنوان یک فکر شاە پرستی و دیوانسالاری
گذار دموکراتیک
فسادی بنیادین از کورش و داریوش تا خمینی و خامنەای #اهون_چیاکو 🆔 @GozarDemocratic
یک سیستم ذهنی و پدرسالارانەی ایرانی، همچنان خود را در خفا حفظ کرد و بە دنبال فرصتی می‌گشت کە دوبارە پایە فساد خود را مستقر سازد، بعد از ٤ قرن بار دیگر تحت نام ساسانی بە منصە ظهور آمد و غالب بر ٤ قرن ایجاد فساد کرد. درنهایت، این نسخە فساد هم با حملە اعراب و تحت لوای اسلام، فروپاشید. البتە سعی کرد دوبارە خود را بازسازی کند ولی این امکان به او دادە نشد، بە همین دلیل سعی شد از طریق خانواده‌های سرشناس و اشخاص، بە درون ساختار عرب و بعدها ترک رسوخ کند و تجربە مفسدانە خود را در اختیار آنها بگذارد، البتە سعی کردند در خراسان و ری خود را بنا نهند ولی هم از نظر زمان و مکان، نتوانستند گسترش پیدا کنند و طعمە قبایل تازە وارد شدە ترک هم‌پیمان با خلیفە عباسی شدند. در نتیجە توازنات دنیای معاصر در قرن ١٦ میلادی، زیر نام صفوی، دوبارە زمام امور بە دست این سیستم فساد افتاد. این سیستم فاسد (تا حدودی می‌توان دورە کریم‌خانی را از این قاعدە مستثنا گرداند) تا پایان جنگ جهانی اول و انقراض قاجار ادامه داشت. بعد از آن‌هم دولت ـ ملت ایرانی با تلفیق جنبەهای فاسد سیستم سنتی پاتریمونیالیستی خسروانی با معیارهای مدرنیتە کاپیتالیسم و پایەهای سەگانە آن (کاپیتالیسم، اندوستریالیسم و دولت‌ـ ملت) در هردو دورەی پهلوی و جمهوری اسلامی در هردو شیوە شاە و شیخ، فساد را به اوج رساندند.







🆔 @GozarDemocratic
⬇️⬇️⬇️
⬆️⬆️⬆️
نمونەهایی از فساد تاریخی در اعصار قدیم و میانە در ایران



اگر بە بدو سیستم خسروانی رجوع کنیم، می‌بینیم که چگونە «ستر» زن یهودی با کرشمە و ناز دل خشایار شاە را می‌رباید و با این تأثیرگذاری، صاحب‌اختیار دربار می‌گردد و از این طریق عمویش مردخای را بە منصب وزارت و وزیر اعظم دربار می‌رساند، تا از این طریق خواستەهای خودشان را بە شاە تحمیل کنند. درواقع دربار و بویژە حرم‌سرا و اندرون یک مرکز فساد و فسق و فجور جهت کسب امتیاز بودە است. زنان شاە با هدف آنکە پسر خودشان بە ولیعهدی و جانشینی شاە برسد، با کمک خواجەها و وزرا مدام در حال رقابت و کشمکش بوده‌اند.

سیستم طبقاتی ساسانی خود نمونەای بارز از فساد بودە است. موضوع کشتن مانی کە می‌خواست با تأثیرگذاری بر روی شاپور از این فساد جلوگیری کند، مبین سطح فساد در این سیستم است. (مانی کە می‌خواست با فساد ساسانی مبارزە کند، سعی کرد کە بر شاپور شاە ساسانی تأثیر بگذارد، حتی کتابی تحت عنوان شاپورگان نوشت و تا حدودی هم شاپور را متأثر گرداند، موبدان و درباریان کە تغییر این سیستم را منافی با موقعیت و منافع خود دیدند، از تأثیرپذیری شاە هراسیدند و بە توطئه علیە مانی دست زدەند، پسر شاپور بهرام را بە کشتن مانی ترغیب کردند، مانی بە شیوەای فجیع کشیە شد و از اهداف خود ناکام ماند، مانی نمونەای از کسانی است کە تلاش و مبارزه‌شان بی نتیجه ماند، اکنون هم در مناطقی از شرق کوردستان بویژە هورامان و اردلان بە کسی کە در حال کار است می‌گویند مانی نوی یعنی: مانند مانی تلاش و رنجی کە می‌دهید بی‌ثمر نشود و بە انجام مطلوب برسد). اتفاقاً هردو سیستم هخامنشی و ساسانی به دلیل فساد بیش‌ازحد در درون خود پوسیدە شدند و این هم باعث گشت کە تمام نیروی دفاعی خود را یکی در برابر اسکندر و دیگری در برابر اعراب از دست بدهند. حتی در بسیاری از مناطق، به دلیل ذلە شدن مردم از فسق و فجور آنها در مقابل اسکندر و اعراب نەتنها مقاومتی صورت نگرفت؛ بلکە به‌عنوان ناجی بە آنها نگریستە شد.

با فروپاشی ساسانی، بقایای این سیستم ابتدا بە درون ساختار اموی، بعداً عباسی، غزنوی و سلجوقی نفوذ کردند. ابن مقنع کسی بود کە در ابتدای استقرار عباسی نقش تأثیرگذار داشت، ابن مقنع پسر یک خانوادە اشراف ایرانی بود کە خانوادەاش در سیستم خسروانی ساسانی، صاحب‌منصب بودند. ابن مقفع بە معنی پسر دست شکستە یا دست‌کج است. بە روایتی در زمان اموی و زمامداری حجاج بن یوسف، پدرش مسئول جمع‌آوری خراج برای حجاج بودە کە به دلیل فساد و دزدی از طرف حجاج دستش شکستە می‌شود.

از سوی دیگر خانوادە برمکی که از اشراف ایران بودند، بە دربار خلافت عباسی نفوذ کردند و اسباب یک فساد گستردە را فراهم آوردند. حکومت سامانی کە در خراسان به‌عنوان نوعی از سیستم ایرانی و خسروانی تشکیل‌شده بود، هم‌راستا با خلافت عباسی، دشمنی سختی را با قرمطیان داشت کە خارج از سیستم عباسی برای خود سیستمی کومینال را فراهم کردە بودند. سال‌های متمادی نەتنها از ضمیمه شدن به ساختار فاسد خلافت پرهیز کردند؛ بلکە سال‌های زیادی با آن جنگیدند. همان‌گونه که هخامنشی در برابر اسکندر، ساسانی در برابر اعراب در نتیجە فساد سیاسی، مالی، اخلاقی و… توان مقاومت را از دست دادە بودند، سامانیان نیز در برابر محمود غزنوی بە همان سرنوشت گرفتار شدند. محمود غزنوی در حالیکە همە چیز را قلع‌وقمع می‌کرد، فردوسی به‌عنوان احیاگر اقتدار ایرانی و مانیفستویی کردن آن، اثر خود شاە نامە را با ثناگویی بە وی تقدیم می‌کند و این هم بزدلی اقتدار ایرانی را در برابر نیروی مقتدر مهاجم خارجی نشان می‌دهد.

با به قدرت رسیدن سلجوقی‌ها، کسانی مانند نظام الملک دوباره به دربار وارد شدند، نظام الملک با نوشتن سیاست‌نامە و دایر کردن نظامیە بغداد، نقش بسزایی در تقویت فساد در کل دارالخلافە داشت. درواقع کاری را که بعدها ماکیاولی در غرب کرد، پیشتر نظام الملک در شرق به انجام رساند؛ یعنی تئوریزە کردن فساد برای قبضە کردن قدرت. خود او هم از طریق فساد بە یک زمیندار بزرگ تبدیل شدە بود، فساد بی‌حدوحصر نظام‌الملک و سیستمی کە او وزیر اعظم و حتی فیلسوف و تئوریسین او بود، چنان خشم اسماعیلیان کومینالیست را برانگیخت که طی یک عملیات فدایی وی را مورد حمله قراردادند و کشتند.

شاگرد نظام‌الملک، امام محمد غزالی کە محصول طرح نظامیە بغداد بود، با بستن باب اجتهاد از طریق اسکولاستیک اسلامی، امکان بیشتری بە شیوع فساد و سرکوب در امپراتوری عباسی بخشید و چنان در فسق و فساد فرو رفت کە مانند اسلاف خود در برابر هجمە خارجی، تمام مکانیسم‌های دفاعی خود را ازنظر سیاسی، اجتماعی و نظامی، از دست داد و در کمترین زمان ممکن مغلوب هجمە مغول‌ها شد.

خواجە نصیرالدین طوسی نیز یکی از تئورسین‌های خط اقتدارگرایی ایرانی بود کە طلایه‌دار هلاکوخان در حملە بە بغداد شد، بسیاری از تحلیل‌ها نابود کردن کتابخانە بغداد توسط هلاکو با پ
یش‌قراولی و رهنمود خواجە نصیر طوسی را یکی دیگر از عوامل شکست شرق میانە در برابر غرب می‌دانند. آیا همین مسئله که در راستای حفظ بقای خود این بلا و مصائب را نصیب یک جامعە و منطقە نمودن، اصل فساد نیست. این وضعیت بەطور نامتمرکز تا استقرار صفویە در جریان بود و حتی در تشکیل سلطنت و بعدها خلافت عثمانی در آسیای صغیر و آناتولی و بین‌النهرین و شمال آفریقا تأثیر مستقیم داشت؛ حتی تیمور لنگ با تمام خونخواری خود از فساد موجود در دستگاە شیراز و اصفهان در بهت و حیرت می‌ماند.





صفویە و آغاز اختلاط دو خط مفسد سنتی و عصر جدید



آغاز و تأسیس صفویە در ایران مصادف است با آغاز سرمایه‌داری در اروپا و مرحلە نخست آن یعنی، مرکانتالیسم. درواقع در آن زمان اروپا هرچند در پیشروی به‌سوی غرب و در فتح قارەهای آمریکا، استرالیا و از سویی دیگر آفریقا در جنوب غربی خود و حتی از طریق پیدا کردن مسیر دریایی بە چین و هندوستان، پیروزی‌هایی کسب کردە بود؛ ولی در شرق از سوی امپراتوری پهناور و قدرتمند عثمانی مورد تهدید قرار داشت. سیستم صفوی به‌عنوان محصول خواست سرمایه‌داری نوظهور در اروپا و اقتدارطلبی و عظمت طلبی سیستم پاتریمونالیستی ایرانی، بعد از هجوم اعراب نتوانستە بود با هویت خود ظاهر شود و بیشتر در خدمت سلطنت و خلافت بود. در این میان اروپا هم برای مهار کردن دشمن شرقی خود، به دنبال مکانیسم و نیرویی مناسب بود. بدون تردید این امر نه با آیین زردشتی ممکن بود و نه با مذهب اسلام سنی؛ همچنین با شیعەی علوی و شیخیە هم کە جنبەهای کومینالیستی در آن بر جنبە اقتدارطلبی سنگینی می‌کند نیز ممکن نبود، ناگزیر باید به شیعە متشرعە اقتدارطلب متوسل می‌شد. بی‌جهت نیست کە آنتونی شرلی و رابرت شرلی دو برادر و طبعە دولت بریتانیا بە دو سفیر تام‌الاختیار صفویە تبدیل می‌شوند.

بدون تردید این ساختار نیز مانند نسخەهای قبلی آن، بر پایە فساد بنیاد می‌شود و در سایە این فساد کلان، هزاران موارد از فساد بر روی جامعە تحمیل گشتە است. ما وقتی کە تاریخ سلاطین و شاهان صفوی را می‌خوانیم، متوجه هزاران نوع از فساد مالی و سیاسی می‌شویم؛ برادری کە برادران خود، پدری که پسر خود و پسری که پدر خود را برای کسب قدرت به قتل می‌رساند. از این بە بعد، فساد سرمایه‌داری نیز بە فساد سنتی ایرانی اضافە می‌شود کە تا امروز هم ادامە دارد.

فساد در دوران صفویه و بعدها در دوران نادر شاە افشار- کە قلعە کلات خود را پر از طلا و جواهرات می‌نماید- بی‌ارتباط با سیاست‌های کمپانی هند شرقی، به‌عنوان اولین شرکت سرمایه‌داری در شرق نیست. حتی جنگ‌های نادر شاە را می‌توان به‌عنوان پروژە هند شرقی برای باز کردن راه‌های تجارتی و حمل محمولە و کالا از شرق بە غرب دانست. واقعه‌ی بە مسند نشستن نادر شاە در دشت مغان، نمونه بارز فساد است. باج‌گیری، رشوەخواری و سرقتی کە در زمان نادرشاە شیوع پیدا می‌کند را جز با اصطلاح فساد نمی‌توانیم نام‌گذاری کنیم. مگر ممکن است که یک فرد عادی و روستایی بدون فساد بە یک دیکتاتور مبدل شود؟ آیا این همان گفتە میخائیل باکونین را کە ـ قدرت چنان مفهوم فاسدی است کە اگر دموکراتیک‌ترین انسان بر تخت آن جلوس نماید بە دیکتاتور تبدیل می‌شود ـ را تداعی نمی‌‌کند؟

کریم‌خان زند، مؤسس سلسلە زندیە بعد از مرگ نادر شاە افشار و انقراض سلسلە افشاریە، سعی داشت خود را از فساد سنتی قدرت ایرانی و فساد مرکانتالیستی عصر سرمایه‌داری برحذر دارد، از طرفی دیگر به دلیل خصوصیات مکانی، فرهنگی، اتنیکی و اجتماعی خود کە با سیستم خسروانی ایرانی سازگار نبود، به‌جای شاە کە سرمنشأ و رأس هرم فساد است، عنوان «وکیل‌الرعایا» را برگزید. از سوی دیگر کریم‌خان زند تن بە سلطە کمپانی هند شرقی نمی‌داد، در تصدیق این ادعا داستان‌های زیادی وجود دارد. بازرگانی از کمپانی هند شرقی نزد کریم‌خان می‌رود تا او را نسبت بە خرید کالاهای غربی و انگلیسی ترغیب و متقاعد کند، روزی چند ظرف ملامین را برای تبلیغ کالاهای خود نزد وی می‌برد، کریم‌خان یکی از این کاس‌ها را بە زمین می‌کوبد و خورد می‌شود. سپس یک کاسە مسی ساخت داخل را بە زمین می‌کوبد ولی نمی‌شکند، سپس می‌گوید ما کە خودمان این کالاها را داریم، نیازی بە کالاهای آسیب‌پذیر شما نداریم، بدون تردید این‌یک نوع سلطە ناپذیری است. می‌گویند روزی شخصی نزد کریم‌خان می‌آید و بە تملق و چاپلوسی می‌پردازد، سپس کریم‌خان می‌گوید چند درهمی بە او بدهید و چند روزی او را زندانی کنید یا تازیانە بزنید. از او سؤال می‌کنند این تشویق و تنبیه همگام بە چە دلیل است؟ می‌گوید این تملق و چاپلوسی حتماً به دلیل نیاز است، پس باید نیازش را برآورده کرد، از سوی دیگر تملق و چاپلوسی و دروغ کاری نارواست، من پدر خودم را می‌شناسم، او زین دوز بود، ولی این مرد از تبار من به دلیل رفع نیاز خودش چیز دیگری می‌سازد؛ پس باید بە جرم دروغ تنبیە شود. ولی بااین‌وجود هم نمی‌توان گفت کە او ه
م در سیستم خود کاملاً از فساد به‌دور بوده. همان‌طور که می‌دانیم بعد از کریم‌خان، اطرافیان و به‌ویژە پسر کریم‌خان چنان غرق فساد گشتە بودند کە در کوتاەترین زمان در نتیجە رشوە، وعدە، تطمیع و خیانت – خیانت حاج ابراهیم‌خان کلانتر مورد مشخص آن است- شیراز در برابر آقا محمدخان قاجار سقوط کرد.


🆔 @GozarDemocratic
⬇️⬇️⬇️
⬆️⬆️⬆️




آقا محمدخان قاجار بعد از کشتە شدن پدر و خواجە گشتن خودش، در شیراز تحت سرپرستی کریم‌خان می‌ماند، هرچند به دلیل درون‌گرا بودنش، نفرت، کین و حس انتقام را نسبت بە کریم‌خان پنهان می‌کند و چنان وانمود می‌کند کە نسبت بە وکیل‌الرعایا وفادار است؛ ولی در بطن خود به‌دنبال کمترین فرصت انتقام است. آقا محمدخان قاجار با مطلع گشتن از مرگ کریم‌خان، فوراً از شیراز می‌گریزد و بە تهران و میان قبیلە خود می‌رود، سر بە تغیان می‌زند و با قتل‌عام، زمینە تاج‌گذاری خود را فراهم می‌آورد. برخورد خواجە تاجدار با لطفعلی‌خان زند، نمونە قبیح‌ترین نوع فساد است. در زمان فتحعلی شاە قاجار نیز فساد مخصوصاً رشوە و رشوەخواری، در اوج است و اگر کسانی مانند «قائم‌مقام فراهانی» خواستەاند با آن مقابله و مبارزه کنند، حذف گشتەاند و کسانی مانند میرزا آقاسی‌ها را بر مسند نشاندە اند تا همچنان فساد در جریان و بە قوت خود باقی بماند. در زمان ناصرالدین شاە هم میرزا تقی‌خان امیرکبیر بە سرنوشت قائم‌مقام فراهانی دچار شد و عناصری مانند آقاخان نوری را کە در فساد شهرە عام و خاص بود را جایگزین کردند. سفرهای پرهزینە شاهان قاجار را برای عیش و نوش بە غرب، فروش القاب سلطنتی و حتی مذهبی نمونه‌های بارز و حیرت‌آور فساد‌ در این دوران‌اند.

درواقع هر جا کە ظلمی باشد از امپراتور تا شاهنشاە، از شاهنشاە تا شاە، از شاە تا حاکم منطقەای و تا کدخدای یک روستا؛ حتی تا اعمال قدرت مرد بر زن و فرزندانش، در آنجا بدون تردید فسادی نهفتە است. بااین‌وجود فسادی کە قدرت استعمارگر و استیلاگر ایرانی در یک قرن اخیر، تحت نام دولت‌ـ ملت اعمال نمودە، بە مراتب گستردەتر، عمیق‌تر و مهلک‌تر از سیستم‌های کلاسیک بودە است، به‌ویژە در چهاردهە اخیر و تحت لوای اسلام سیاسی و سرکوبگر دولت ـ ملت ایرانی.



دولت ـ ملت ایرانی و دورەای گستردە، عمیق و مهلک‌تر از فساد



الف: دورەی فساد سلطنتی پهلوی با ماسک تجدد

درواقع کلیت مفهوم دولت- ملت کە سعی شدە به‌عنوان فرماسیونی اجتماعی و سیاسی جهت مدیریت امورات جامعە معرفی شود، ساختاری کاملاً غیرە اجتماعی و سیاسی است، واقعیت امر این است کە برای دزدیدن دسترنج، سرمایە و سلب ابتکار عمل سیاسی و تخریب طبیعت اجتماعی در خدمت نیروهای بورژوا و اولیگارشی است. ولی با تمام اینها هم در زادگاە خود یعنی، غرب و مشخصاً اروپا، به‌عنوان یک نیروی ضدانقلاب محصول کشمکش‌های تاریخی و اجتماعی است کە متاسفانە اهداف رنسانس، رفرماسیون و روشنگری اروپا را منحرف کرد. ولی در رابطه با خاورمیانە و ایران، یک مسئلەی کاملاً تحمیلی سرمایه‌داری و امپریالیستی بوده در راستای کنترل راه‌های ترانزیتی خاورمیانە، چاپیدن مادە خام بویژە نفت، ایجاد جامعەای مصرف‌گرا و ایجاد بازار برای فروش کالاهای خود جهت کسب سود بیشتر.

در ابتدای قرن بیست و با کشف نفت در جنوب ایران، سیستم سرمایه‌داری در راستای تصاحب و دست‌یابی به آن، به‌ دنبال سیستمی وابستە و مناسب با منافع امپریالیستی خود بود؛ بنابراین درراستای این هدف و برای فراهم آوردن زمینه‌های آن، پدیده‌ی تاریخ‌سازی ایرانی شروع می‌شود، کە مبین بزرگ‌ترین نوع فساد، یعنی فساد در تاریخ و واقعیت است.

سیستم خسروانی ایرانی چە در مقطع باستانی آن کە هخامنشی نامیدە شدە، چە در مقاطع بعدی از ساسانی و صفوی تا سیستم دولت ملتی آن، نە بر اساس ضروریات و نیازهای داخلی؛ بلکە در نتیجە اهرم‌های خارجی تحمیل گشتە، اتفاقاً آنچە فساد در بنیاد را تصدیق می‌کند همین امر است.

این سیستم و بنیاد فساد، با وجود حذف رضا شاە در بحبوحە رخدادهای جنگ جهانی دوم، با توجە بە منافع امپریالیسم و بدنە دستگاە فاسد سلطنتی و دولت ـ ملتی ایرانی، بەطور مورثی بە خانوادە وی و مشخصاً پسر جوانش محمدرضا انتقال می‌یابد. بدون تردید خود انتقال ثروت و تفویض قدرت به‌طور موروثی، فاسدترین شیوەی کسب سرمایە و قبضەکردن قدرت است. ما در دورە محمدرضا شاە بیشتر از پیش شاهد یک سیستم سیاسی، اقتصادی و اجتماعی فاسد هستیم. واگذار کردن و دست بە دست کردن پست‌ها در زمان دیکتاتوری محمدرضا شاە بە مراتب بیشتر از زمان رضا شاە در چارچوب منافع کسب قدرت و سرمایە خانوادە سلطنتی بودە و اگر کسانی مانند مصدق و امثالهم سعی در کنترل این اعمال‌نفوذ و قدرت نمودەاند، سرنوشتشان بە سرنوشت قائم‌مقام میرزا ابوالقاسم فراهانی و میرزا تقی‌خان امیرکبیر، منجر شدە و همچنان کە راە بر میرزا آقاسی و آقاخان نوری‌ها گشودە می‌شد، در زمان محمد رضاشاە نیز راە بر اسد اللە علم و افراد مشابە گشودە می‌شد. در این سیستم رشوە گیری و رشوە دەهی بویژە با تکوین ساختار بروکراتیک، اداری و امنیتی دولت ـ ملت ایرانی، گسترش شهرها و در بطن آن ا‌حداث کاشانه‌ها، ساختمان‌ها، ویلا، کارخانه‌ها و … نە در مسیری عادی و متعارف؛ بلکە با اعمال شدیدترین فسادها، رشوە و رشوەگیری برای کسب مجوز و… انجام می‌گرفت. تراکم و تمرک
ز جمعیت در شهرهای رو بە گسترش، این زمینە فساد را هرروز بیشتر از پیش ممکن می‌گردانید. از سویی زندگی مرفه، و از سویی دیگر ایجاد حلبی‌آبادها در مناطق حاشیە شهری. بدون تردید دیکتاتوری محمدرضا شاه جهت جذب نیرو برای دستگاە امنیتی خود یعنی ساواک جز بە فساد نمی‌توانست بە چیز دیگری متوسل شود. از طرفی برای مدرن نشان‌دادن ایران در چارچوب امیال و افکار شوونیستی و عظمت طلبی ایرانی و از طرفی دیگر بە منظور کسب سود اقدام به احداث مراکز تن‌فروشی و ایجاد گستردە فساد جنسی و اخلاقی نمود. در راستای حفظ چارچوب و تمامیت ارضی ایران و ایجاد ملت واحد و سیستم دولتی یونیتر و توتالیتر، در سیستم آموزشی خود بە تاریخ‌سازی جعلی دامن زد و از طریق ابزارهای نرم و ایدئولوژیک خود از قبیل رادیو، تلویزیون، ادبیات، سینما، تئاتر و… بە تعمیق فساد ذهنی در جامعە پرداخت. درواقع اگر نگاهی بە رویکردهای نهاد پهلوی و کارهای فرح پهلوی بیندازیم، بیشتر متوجه گستره و عمق این سیستم و بنیاد فساد خواهیم شد.



ب: از دولت ـ ملت سلطنتی فاسد بە نسخە فاسدتر آن، با ماسک جمهوری و اسلامی



رژیم کنونی ایران اگرچه دو عبارت جمهوری و اسلامی را عقبه خود ساخته، ولی در اصل ادامه همان سیستم فاسد خسروانی ادوار کهن، میانە و دوران دولت ـ ملت فاسد ایرانی است. شاید تنها تفاوتش در آن است کە بە مراتب بیشتر از دورهای قبلی بر عمق فساد افزودە است. این رژیم نیز، نە در نتیجە ضروریات اجتماعی؛ بلکە در نتیجە توافق بلوک شرق و غرب در زمان جنگ سردـ شرق از بیم بە مسند قدرت نشستن ناسیونالیست‌های لیبرال و غیرە سلطنتی و غرب از بیم بە قدرت رسیدن نیروهای چپ- این فرمول میانی مورد شکل گرفت. منتظری کە یکی از مهرەهای اصلی این رژیم بود، به دلیل اینکە با تمام ایدەهای خمینی به‌عنوان رهبر این رژیم همراە نشد، او را از گود خارج ساختند. درواقع این تکرار همان سرنوشت قائم‌مقام فراهانی، امیرکبیر و مصدق است و میدان دادن بە خامنەای در همان آغاز، مشابە با میدان دادن بە میرزا آقاسی، آقاخان نوری و اسدالله علم‌ها، برای اعمال فساد بیشتر بود. باید یادآور شوم که اشارە بە قائم‌مقام فراهانی، امیرکبیر، مصدق و منتظری در اینجا بە معنی تائید آنها بەمثابە کارکتر مطلوب در نزد من نیست، اینها هم کاراکترهای همین سیستم بودەاند و آب بە آسیاب آن ریختەاند، منظور آن است که این سیستم، در درون خود نیز سعی می‌کند کسانی را کە با هر انگیزەای با تمام فساد آن همراە نمی‌شوند، حذف و فاسدین مطلق را بر مسند قدرت بنشاند.

در دهە اول این رژیم بە رهبری خمینی، به دلیل عدم استحکام کافی پایه‌های آن، قد علم کردن مخالفان داخلی، جنگ عراق و ایران و عدم دسترسی کافی بە امکانات، چهرە خشن آن بیشتر هویدا بود. اعمال خشونت، اعدام، شکنجە، ترور و… معرف نامطلوبی هویت آن بود. دهە دوم این رژیم بە رهبری خامنەای کە تاکنون هم ادامه دارد، مصادف بود با پایان جنگ ایران و عراق، سرکوب مخالفین و یکه‌تازی رژیم و به‌تبع‌ آن اوج‌گیری پدیده فساد. تحت نام آبادانی و سازندگی، بسیاری از فرماندهان جنگ بە این عرصە وارد شدند. توسط رفسنجانی زمینەهای اقتصاد نئولیبرالی بیشتر فراهم شد. فرماندهان نظامی به دلیل حضور خود در جنگ در زمینە سیاسی و اقتصادی طلب حق و اختیار می‌کردند. واگذار کردن پست‌ها بە افراد بر مبنای روابط سیر سعودی گرفت. در دهە دوم اگر فرماندهان و آخوندها به‌طور منفرد می‌خواستند با توسل بە فساد بە قدرت و ثروت برسند، در دهە سوم، نهادهای آنها مانند سپاە پاسداران، آستان قدس رضوی، حوزە علمیە قم و… وارد عرصەهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی گشتند. این نیز در کنار قبضە قدرت سیاسی و انحصار سرمایە توسط این نهادها، زمینە را برای حضور افراد فاسدتر بهتر فراهم می‌کرد. ما در دهە سوم شاهد موارد بسیاری از اختلاس، فساد سیاسی و اداری بە بهانە رقابت سیاسی جناح‌ها، تشدید فسادهای اخلاقی و اجتماعی هدفمند و سامانمند هستیم.

در دهەی چهارم عمر این رژیم کە اکنون در پایان آن قرار داریم، از هر سو فساد فریاد می‌زند، اختلاس‌ها به‌طور شدیدتری بالا گرفت، ردوبدل کردن پست‌ها در بین افراد و خانوادهای مشخصی در نتیجە روابط و یا مورد اعتماد واقع‌شدن از سوی خامنەای بە بهانە حفظ رژیم شدت یافته. رژیم چون می‌داند کە دست‌آخر این نیروی داخلی‌ است کە می‌تواند بقایش را بە مخاطرە بیندازد، برای تضعیف پتانسیل‌های مبارزاتی در درون جامعە، از طریق مواد مخدر صنعتی، گسترش فحشا و… به تخریب هر چه بیشتر وضعیت اخلاقی و اجتماعی جامعه دامن می‌زند. می‌دانیم که در این سیستم هم خامنەای از یک طلبە بی‌بضاعت بە یک مرکز تمرکز ثروت و قدرت مبدل گشتە کە تنها کلکسیون و گالری‌های عصا، عبا و پیپ وی، روی نادر شاە و رضاشاە را سفید کردە، سایر املاک و پول‌های هنگفتش در بانک‌های خارجی جای خود دارد.

درواقع برعکس ادعاهای رژیم کە می‌خواهد این فساد را بە فساد اداری تقلیل دهد و
گاها تظاهر بە مبارزە با آن می‌نماید، فساد کاملاً بنیادی و سیستماتیک است و به‌طور هدفمند اجرا می‌شود، رژیم برای اینکە ماهیت خود را تطهیر نماید، فساد را تنها به حوزه‌ی اداری تقلیل می‌دهد. همواره تلاش می‌کند که این پدیده را به ضعف مدیریتی این دولت و یا آن نهاد معطوف کند و از این طریق مردم را اغفال نماید، کە با کل سیستم درنیفتند و تنها مدیریت مقطعی را هدف قرار دهند. ولی رخدادهای چند سال اخیر بویژە خیزش آبانماە امسال نشان داد کە دیگر این حربەها کار بەجایی نمی‌برد، و مردم بر فساد بنیادین و سیستماتیک کل رژیم واقف شدەاند، بە همین دلیل جسورانە نهادهای مالی، ایدئولوژیک، نظامی، امنیتی کە ارکان نگهدارندە این رژیم فاسد هستند را نشانە می‌گیرند.

درواقع رژیم با بحرانی عمیق پا بە دهە پنجم عمر خود می‌گذارد، از سوی دیگر دهە پنجم مصادف است با تکمیل صدسالە سیستم دولت ـ ملت ایرانی کە رژیم سعی می‌کند در راستای بقای خود آن را رستورە نماید؛ ولی در مقابل، مبارزەای راسخ و عمیق هم برای گذار از این فساد بنیادین و سیستماتیک وجود دارد، بەهمین دلیل دهە پیش روی ما، دهەای پر از تنش و مبارزە خواهد بود، بدون تردید با بحران‌های داخلی و خارجی کە دامن‌گیر رژیم است، اگر نیروهای مبارز با اسرار و هوشیاری، بە مقاومت و اتحاد در مبارزە روی بیاورند، دست‌آخر پیروزی با تحول‌خواهان انقلابی و شکست با رژیم و نسخە پیچی سرمایە جهانی است.





www.pjak.eu




🆔 @GozarDemocratic
Forwarded from اتچ بات
رژێمی داگیرکەری ئێران ناتوانێت ئەو ئاگرە گەشاوەی کە لەهەناوی گەلانی ئازادیخواز هەڵقوڵاوە دابمرکێنێت



وەک دەزانین ئەوە دەمێکە شەپۆلی ناڕەزایەتی دیمۆکراتیک بەشێک لە وڵاتانی دونیا وەک شیلی، فەرانسە، لوبنان، ئێراق و چەند وڵاتی تری جیهان و ناوچەکەی بۆ گەیشتن بە ژیانێکی ئازاد و دیموکراتیکی تەنیوە.

لەمانگی رابردوودا گەلی کورد لە رۆژهەڵاتی کوردستان و ئێران بۆ دەستەبەر کردنی ماف و ناسنامە و ئازادی، دژی گەندەڵی و نادادپەروەری دەسەڵاتدارانی رژێمی داگیرکەری ئێڕان رژانە سەر شەقامەکان. لە دوای شۆڕشی گەلانی ئێران و بە تایبەت ئەم ساڵانەی دوایی جاری یەکەم نیە کە گەلانی ئێران ناڕەزایەتی دیمۆکراتیک دەردەبڕن. بە دڵنیاییەوە داخوازی گەل تەنیا سنووردار بەدەستەبەرکردنی نان نییە کە بەڕێوەبەرانی ئێرانی لەسەر ناوی زیاد کردنی یارانە و شتی لەو بابەتە دەیانەوێت داواکارییەکانی گەل بچوک نیشان بدەن، بەڵکو بە پێچەوانەوە داخوازی گەلان چەسپاندنی دیموکراسی، عەداڵەت، ناسنامەی کولتوری و هەبوونی ئیرادەیەکی سیاسی و خۆبەڕێوەبەرییە.

جێگای داخ و پەژارەیە کە جارێکی تر رژێمی داگیرکەری ئێران بە شێوازێکی دوور لە ئەخلاق و مرۆڤایەتی، بە ئاگر و ئاسن وەڵامی داخوازی رەوای خۆپیشاندەرانیان دایەوە و بێ بەزەییانە بە سەدان کەسیان شەهید کرد و بە هەزاران کەسیان بێ سەر و شوێن کردوە کە هەتا ئێستایش گرتن و شەهید کردن لە ژێر ئەشکەنجەدا بە مەبەستی چاوترسێن کردنی گەل و کۆمەڵگا بەردەوامە. بەس حەقیقەتی تێکۆشانی دیموکراتیکی گەلان بەرپرسانی ئێران ناچار بەوە دەکات کە دان بەو راستیەدا بنێن کە ئیدی ناتوانن ئەو ئاگرە گەشاوەی کە لەهەناوی گەلانی ئازادیخواز هەڵقوڵاوە و بە خوێن ئاو دراوەو بە ئاگر گوڕتر بووە، دابمرکێنن.

بەو بۆنەیەوە ئەو هێرشە دڕندانە و زەخت و گوشاری سەر گەل ئیدانە و شەرمەزار دەکەین. بە رێزەوە یادی ئەو شەهیدانەی بەشەکانی تری ئێران بە گشتی و رۆژهەڵاتی کوردستان بەتایبەت لە شارەکانی جوانڕۆ، مەریوان، سنە، کرماشان و بۆکان بەرز و پیرۆز رادەگرین و لە کەسایەتی ئەواندا هەموو شەهیدانی رێگەی ئازادی بە بیر دێنین.

لەکۆتاییدا سڵاو حورمەت و سەرەخۆشی خۆشمان ئاراستەی بنەمالەو و کەس و کاری شەهیدان و هەموو گەلانی ئێران دەکەین.پەیمانی خۆشمان بە شەهیدان نوی دەکەینەوە کە هەتا گەیشتن بە ئامانجەکانیان بە بێ وچان درێژە بە خەبات و تێکۆشانیان دەدەین.


کۆمیتەی شەهیدانی کۆمەڵگای دموکراتیک و ئازادی رۆژهەڵاتی کوردستان - #کۆدار

١١.١٢.٢٠١٩

kodar.info

🆔 @GozarDemocratic
بیوتروریزم و نقش احتمالی آن در اتفاقات زیست‌محیطی اخیر ایران



در اوایل سال جدید شمسی سیلاب‌های شدیدی سراسر ایران را فرا گرفت که باعث مرگ تعدادی از هم‌میهنان و ایجاد خسارت‌های فراوان شد. کل ماجرا به اینجا ختم نشد و بعد از آن طیف وسیعی از حشرات زیان‌آور بویژه ملخ از راه خلیج فارس خود را به استان‌های تازه سیل‌زده جنوب ایران رساندند.

#شوگر_چیا



🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
بیوتروریزم و نقش احتمالی آن در اتفاقات زیست‌محیطی اخیر ایران در اوایل سال جدید شمسی سیلاب‌های شدیدی سراسر ایران را فرا گرفت که باعث مرگ تعدادی از هم‌میهنان و ایجاد خسارت‌های فراوان شد. کل ماجرا به اینجا ختم نشد و بعد از آن طیف وسیعی از حشرات زیان‌آور بویژه…
بیوتروریزم و نقش احتمالی آن در اتفاقات زیست‌محیطی اخیر ایران


#شوگر_چیا

در اوایل سال جدید شمسی سیلاب‌های شدیدی سراسر ایران را فرا گرفت که باعث مرگ تعدادی از هم‌میهنان و ایجاد خسارت‌های فراوان شد. کل ماجرا به اینجا ختم نشد و بعد از آن طیف وسیعی از حشرات زیان‌آور بویژه ملخ از راه خلیج فارس خود را به استان‌های تازه سیل‌زده جنوب ایران رساندند. حال این همزمانی آمدن سیل و ورود ملخ‌های زیان‌آور به ایران توجه ما به این نکته جلب کرده که آیا می‌شود از راه بلایای طبیعی به کشوری حمله کرد یا نه، این مقاله بیشتر روی احتمال حمله زیستی از این طریق تاکید دارد. با توجه به تغییر راهبردهای جنگی لیبرالیزم جهانی (از جنگ سخت به نرم) و انهدام زیرساخت ها برای درهم شکستن پایداری کشورها، میدان جنگ به تمام ارکان حیاتی کشورها به ویژه حوزه های اقتصادی کشانده شده است. یکی از این راهبردها، وارد کردن عمدی بیماری حیوانی یا گیاهی، با هدف ایجاد وحشت، خسارت اقتصادی و از بین بردن ثبات و پایداری کشورها است که با هزینه ای اندک انجام می شود و در طی تاریخ به وسیله دولت‌ها یا سازمان‌های تروریستی مستقل و تابع دولت‌های خاص، انجام شده است. اگر بیماری انتخاب شده قابل سرایت به انسان باشد، امنیت غذایی و سلامت عمومی جامعه نیز در خطر خواهد بود. بسیاری از متخصصان بیماری های گیاهی و دامپزشکان، درباره کنترل بیماری های گیاهی و حیوانی خارجی، فاقد تجربه کافی هستند. این تحقیق با استفاده از مستندات و نظرسنجی از افراد صاحب نظر در زمینه های مختلف کشاورزی و مسائل امنیتی مرتبط و با هدف احتمال تروریستی بودن مشکلات به وجودآمده در دهه 80 در ایران، انجام گرفته ، نقش بیوتروریسم در امنیت غذایی، با تکیه بر مزایا و مخاطرات احتمالی فناوری های جدید مانند زیست فناوری و فناوری نانو در امنیت غذایی کشور بررسی شده است. داده های این تحقیق با استفاده از آمار توصیفی (شامل میانگین، واریانس، انحراف معیار) و آمار استنباطی (شامل تحلیل عوامل، آزمون فرضیه ها) تجزیه و تحلیل شده است. اعتبار پرسشنامه از طریق به دست آوردن ضریب آلفای کرانباخ با استفاده از نرم افزار SPSS صورت گرفته است. نتایج آماری به دست آمده نشان داد که بیماری های اپیدمی دهه 80 ایران، بر اثر حملات بیوتروریستی کشور‌های دیگر نبوده است، ولی امکان استفاده از این روش برای ضربه زدن به منافع ملت‌های ایران محتمل است. از طرفی امنیت غذایی تاثیر بسیار زیاد و مستقیمی بر امنیت ملی دارد و تولید محصولات کشاورزی بر درآمد ناخالص ملی و اشتغال به کار، تاثیر مثبت دارد. کشور در برابر حمله های های بیولوژیکی آسیب پذیر است، از این رو شبکه موجود حفظ نباتات، دامپزشکی و شیلات باید در مهار عوامل بیماری زا و آفات جدیت بیشتری به خرج دهند. استفاده از فناوری های نوین علمی و کاربردی مناسب در زمینه مقابله با بحران های غذایی می تواند موثر باشد و در جهت کاهش واردات محصولات کشاورزی و وابستگی غذایی مهم تاثیرگذار باشد. اراده ملی و اقدامات کنترلی در جهت کاهش مخاطرات احتمالی غیرعمدی یا عمدی موثر است. بنابراین، بیوتروریسم یکی از شاخه‌های مهم تروریسم است که در آن از موجودات زنده یا فراورده‌های آن علیه انسان یا سایر موجودات زنده و محیط‌زیست استفاده می‌شود. دیوید ال. هاکسول معتقد است که بیوتروریسم یا تروریسم زیستی، یک اقدام است که عوامل زیستی را مورد هدف قرار‌می‌دهد. در تروریسم زیستی، عوامل زیستی می‌توانند در محدوده وسیعی از مرگ‌ومیر معمولی تا ناتوانی لحظه‌ای قرار‌گیرند. تهدید تروریسم زیستی موجب ترس در مردم و آسیب‌های اساسی در سطح ملی، می‌شود.



نوع دیگری از بیوتروریسم، اگروتروریسم است. هر عاملی که باعث تخریب اکوسیستم‌ها، کاهش تولید محصولات گیاهی و دامی، آلوده شدن محصولات آن‌ها شده و سبب پخش و شیوع عوامل بیماری‌زا توسط گیاهان و احشام و محصولات آنها بشود و امنیت زنجیره غذایی جامعه را به خطر بیندازد، نوعی اقدام آگرو تروریستی تلقی می‌شود. هدف اصلی این نوع تروریسم، به خطر انداختن امنیت زنجیره غذایی کشورها است. موضوع امنیت زنجیره غذایی بسیار گسترده است و شامل سلامت انسان، گیاهان و مزارع، احشام و طیور و ... می‌شود. بیوتروریسم کشاورزی که خود جزئی از اگروتروریسم می‌باشد، شامل استفاده از بیماری‌های حیوانی و گیاهی به‌منظور ایجاد آسیب و تخریب وسیع در بخش کشاورزی است که آسیب‌های اقتصادی، خطرات انسانی و حتی ایجاد هراس در انسان‌ها را به دنبال خواهد داشت. اگروتروریسم باعث ضررهای اقتصادی به افراد، تجارت و دولت می‌شود.

اثرات غیرمستقیم این امور می‌توانند موجب زیان‌های هنگفت اقتصادی برای منطقه یا کل جهان شود یکی از حوزه‌های اصلی این تهدیدات غیر سنتی و جدید، تهدیدات زیستی است. شمار فزاینده‌ای از تهدیدات غیر‌سنتی زیستی و اجتماعی از قبیل بیوتروریسم، فرسایش محیطی فرامرزی، کاهش منابع، شیوع و گسترش بیمار
گذار دموکراتیک
بیوتروریزم و نقش احتمالی آن در اتفاقات زیست‌محیطی اخیر ایران در اوایل سال جدید شمسی سیلاب‌های شدیدی سراسر ایران را فرا گرفت که باعث مرگ تعدادی از هم‌میهنان و ایجاد خسارت‌های فراوان شد. کل ماجرا به اینجا ختم نشد و بعد از آن طیف وسیعی از حشرات زیان‌آور بویژه…
ی‌های واگیردار، کمبود مواد خوراکی، قاچاق مواد مخدر، خریدوفروش تسلیحات، مهاجرت‌های غیرقانونی، توریسم جنسی، سوءتغذیه و آسیب‌های اجتماعی ازجمله تحولات و تهدیدات دو دهه گذشته بوده‌اند که با خاستگاه‌های مختلف در سطوح ملی و بین‌المللی سر‌برآورده‌اند.

حال بعد از گذشت چند ماه از وقوع این ماجرا و ورود غیر قانونی این حشرات زیان‌بار به شش استان جنوبی ایران نه خبری از خسارت‌های به بار آمده در این استان‌ها وجود دارد، نه اینکه این حملات و خسارت‌ها چه تبعاتی داشته و آیا هم‌چنان ادامه دارد یا جلوی آن گرفته شده، آنچه مهم است اینکه حملات زیستی وجود دارد و منافع استراتژیک کشورها را هدف قرار داده و امروزه بخشی از دکترین سیاسی و نظامی تعدادی از کشورها برای به زانو درآوردن دولت‌های است که منافع این قبل کشورها را تامین نمی‌کنند و آیا ایران بخشی از این به اصطلاح استراتژی است یا نه این موضوع دیگری است.



kodar.info




🆔 @GozarDemocratic
شاندی کەنەکە لە گەڵ هەر یەک لە حدکا و حدک کۆبووەوە


شاندی کەنەکە لەشارۆچکەی کۆیە، سەردانی هەریەکە لە حزبی دیموکراتی کوردستان-ئێران و حزبی دیموکراتی کوردستان کردو بابەتی بەهێزکردنی کۆنگرەی نەتەوەیی تەوەرەی سەرەکی کۆبوونەوەکان بوو.


🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
شاندی کەنەکە لە گەڵ هەر یەک لە حدکا و حدک کۆبووەوە شاندی کەنەکە لەشارۆچکەی کۆیە، سەردانی هەریەکە لە حزبی دیموکراتی کوردستان-ئێران و حزبی دیموکراتی کوردستان کردو بابەتی بەهێزکردنی کۆنگرەی نەتەوەیی تەوەرەی سەرەکی کۆبوونەوەکان بوو. 🆔 @GozarDemocratic
شاندی کەنەکە لە گەڵ هەر یەک لە حدکا و حدک کۆبووەوە


شاندی کەنەکە لەشارۆچکەی کۆیە، سەردانی هەریەکە لە حزبی دیموکراتی کوردستان-ئێران و حزبی دیموکراتی کوردستان کردو بابەتی بەهێزکردنی کۆنگرەی نەتەوەیی تەوەرەی سەرەکی کۆبوونەوەکان بوو.



شاندی کۆنگرەی نەتەوەیی کوردستان لە شارۆچکەی کۆیە، سەردانی حدکا، و حدک-یان کرد، شاندەکە پێکهاتبوون لە ئەحمەد قەرەمووس هاوسەرۆکی کەنەکە، شەهلا حەفید جێگری هاوسەرۆکی کەنەکە، فەرهاد دۆسکی، فەرهاد ڕەسوڵ، بکەس قادر، فەرهاد هیرانی ئەندامانی کۆنسەی بەڕێوەبەری کەنەکە.

شاندی حزبی دیموکراتی کوردستانی ئێران-حدکا پێکهاتبوون لە محەمەد نەزیف قادری جێگری دووەمی حدکا، ڕۆستەم جەهانگیری، رووناک فەتحی، سەلام ئیسماعیل پوور، ناسر ساڵحی ئەسڵ، کەمال فەڕوخی و یاسین یوسفی.

هەر وەها لە سەردانەکەی شاندی کەنەکە بۆ لای حزبی دیموکراتی کوردستان-حدک کە لە لایەن خالید عەزیزی سکرتێری حزب، مستەفا مەولودی جێگری سکرتێر، د. ئارەزوو نەستانی، خدر پاکدامەن و ڕەسوڵ موساپوور پێشوازیان لێکرا.

سەبارەت بە ئەنجامی کۆبوونەوەکەی هەر دوولا ئەحمەد قەرەمووس هاوسەرۆکی کۆنگرەی نەتەوەیی کوردستان کەنەکە بە ڕۆژنیوزی وت: سەردانی ئێمە بۆ لای هەر یەکە لە حدکا و حدک لە ئاستێکی پایە بەرز لە هەر دوو لا بەرێوە چوو، ناوەرۆکی کۆبوونەکە لە سەر بەهێزکردن و بەرەو پێشووەچوونی کۆنگرەی نەتەوەیی کوردستان بوو، گفتوگۆ لەسەر هەوڵ و کارکردنی هەموو حزب و لایەنەکان لە ژێر چەتری کۆنگرەی نەتەوەیی قسەی لە سەر کرا و بە هەموومان کارو خەبات بۆ بەرەو پێشچوونی ئەو خەباتە بکەین.

هاوسەرۆکی کەنەکە وتیشی: بێگومان هەر دوو حزبی دیموکراتی کوردستانی ئێران و حزبی دیموکراتی کوردستان ڕەخنە و سەرنج و تێبینی خۆیان گەیاندە شاندەکە و لە هەمان کات بریار درا لە سەر ئەو پرسە خەباتی هاوبەش بە یەکەوە بکرێت.


ANF




🆔 @GozarDemocratic