تغییر ذهنیت مردسالاری، رمز برساخت خانوادهای دمکراتیک و آزاد
برای ارزیابی صحیحی از جامعه، خانواده، حقیقت زن-مرد بایستی پیش از هر چیز در مورد واقعیات هر موجود زنده و موجودیت سخن گفت
✍ #روژین_هیژا عضو شورای هماهنگی #کژار
🆔 @GozarDemocratic
برای ارزیابی صحیحی از جامعه، خانواده، حقیقت زن-مرد بایستی پیش از هر چیز در مورد واقعیات هر موجود زنده و موجودیت سخن گفت
✍ #روژین_هیژا عضو شورای هماهنگی #کژار
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
تغییر ذهنیت مردسالاری، رمز برساخت خانوادهای دمکراتیک و آزاد برای ارزیابی صحیحی از جامعه، خانواده، حقیقت زن-مرد بایستی پیش از هر چیز در مورد واقعیات هر موجود زنده و موجودیت سخن گفت ✍ #روژین_هیژا عضو شورای هماهنگی #کژار 🆔 @GozarDemocratic
تغییر ذهنیت مردسالاری، رمز برساخت خانوادهای دمکراتیک و آزاد
✍ #روژین_هیژا عضو شورای هماهنگی #کژار
برای ارزیابی صحیحی از جامعه، خانواده، حقیقت زن-مرد بایستی پیش از هر چیز در مورد واقعیات هر موجود زنده و موجودیت سخن گفت. هستی را به طور صحیح تعریف نمودن و تفسیر آن در واقع رسیدن به حقیقت است. زیرا در عصر کنونی طبیعت و جامعه از گوهره و واقعیت خویش دور ساخته شده است. رهبر آپو میگوید: واقعیات اجتماعی برساخته میشوند" یعنی حقیقت جوامع توسط خود جوامع برساخته میشوند. اگر به تاریخ پنجهزار ساله نظری بیافکنیم خواهیم دید از هر نظر جنسیتگرا است. جامعه از سوی قدرتهای فرادست تکبعدی گشته است. زنان همچون یک هستی، موجودیت آنان به سوی نابودی سوق داده شده است. زمانیکه به واقعیت جامعه مینگریم میبینیم که هستی فرایندی دوآلیته است. سرشت جامعه، حیات و کیهان دوآلیته بوده و این دیالکتیک زندگی است. بدون شک بخشی از این دوالیته زن و دیگری مرد است.
اگر این دوالیته در مسیر صحیح خود جریان یابد و در نظم آن دخالتی صورت نگیرد، هیچگاه مشکلی پیش نخواهد آمد. اما اگر در جریان صحیح این دوالیته دخالت صورت گیرد بدون شک همانطور که در پنجهزار سال گذشته مشاهده نمودیم، در میان جوامع بشری میل به نابودی یکدیگر و بحران اجتنابناپذیر خواهد بود. این بحران بیش از همه زنان را تحت تاثیر قرار داده است. امروزه میلیونها انسان در جهان زندگی میکنند و نیمی از این جمعیت را، زنان تشکیل میدهند و به دلیل حاکمیت ذهنیت جنسیتگرا و قدرتمحور زنان درون بحران قرار دارند. به اشکال مختلف نابود میشوند در حالیکه وضعیت دشوار زنان، مردان را نیز درون بحران قرار خواهد داد. همانگونه که بارها گفتیم برای ارزیابی وضعیت یک جامعه میباید ابتدا به شرایط زنان آن نگریست. زمانی که زنان یک جامعه برده باشند، بدون شک آن جامعه نیز برده خواهد بود. بهاین دلیل میگوییم آزادی زنان در واقع آزادی جامعه است.
رهبر آپو خانواده را بهعنوان نخستین کمون و نهاد جامعه ارزیابی مینماید. علاوه براین میتوان خانواده را به عنوان نهادی تفسیر نمود که از سوی تمدن بیش از هر نهاد دیگری از واقعیت و گوهره خویش تحریف گشته است. زیرا در دوران جوامع طبیعی فرم خانواده بهصورت کلان بوده است. کلان، توسط زنان مدیریت میگشت و کلانها با حضور و مشارکت زنان، مادر-زن و یا به عبارت دیگری "خداوند" تعریف و شناخته شده است. البته باید توضیح داد که چرا فرم کلان را به خانواده مشابهت میدهیم؟ زیرا اگر حقیقت جوامع نخستین را به درستی درک نماییم، امروزه توانایی برساخت حیاتی صحیح را کسب خواهیم نمود. زیرا در کلانها، هوموهابیلیس (هابیلیس؛ در زبان انگلیسی بهمعنای انسان دانا و فرزانه است)، یعنی کسانی که دانا بوده و توسط آنان، ابزارهای ابتدایی ساخته میشوند و براساس حیاتی که بنا مینهند، نیازهای زندگی خود را با دستان خویش میسازند. با گذشت زمان، کلانها همانند خانواده گرد یکدیگر آمده و براساس احتیاجات زندگی خود، حرکت میکنند. به شیوهای آمپریک (آزمون)، خود را پرورش و آموزش میبینند. دفاع و محافظت از خویش را براساس نیازهای زندگی خود، تبیین نموده و با گذشت زمان پیشرفت حاصل میگردد. این حیات با پیشاهنگی زن-مادر به شکلی مساوی و کامل بوده و در تمامی عرصههای زندگی رنجبر و زحمتکش و تولید کننده بوده و در میان یک تعادل سازنده زندگی میکنند. هیچگاه نیازی به دروغ و ریاکاری نمیبینند و قدرت و استعمار جایگاهی در میان آنان ندارد. زندگی سرشار از امنیت و آرامش است. این ویژگی از ویژگیهای دمکراتیک و کمونال بودن است و از خصلتهای کلان میباشد. میتوان گفت واقعیت کلان، خانواده و جامعه طبیعی است. این نیز یکی از نشانهها و معیارهای زندگی مشترک آزاد است. زیرا زنان همواره نقش پیشاهنگی بر عهده داشتند و کلانها نیز با زنان تعریف و شناخته میشوند و تاثیر مردان بر روی خانواده وجود ندارد و شناخته نمیشوند. فقط دایی و فرزندان شناخته میشوند.
زمانی که بیشتر در این مورد تحقیق و مطالعه میکنیم، میبینیم بخش اعظمی از تاریخ با مدل خانواده و معیارهای زندگی مشترک آزاد بوده است. در این مدل، برابری و مساوات هر زمان وجود داشته است. به وضوح میبینیم فرادستی، زورمداری و فشار وجود ندارد. اصطلاح و عباراتی همچون "مرد خانواده" و یا " رئیس خانه" و همسر در میان جامعه رواج نیافته بود و بسیار بعدها در میان جوامع رواج یافت. این مفاهیم زمانی در میان جوامع نهادینه گشت که مردان بهتدریج تاثیر آنان پررنگ گشت و قدرت خود را تثبیت نموده و دروغ، حیله، جنگ و هیرارشی ظهور نموده و بعد از این رویدادها، واقعیت جامعه باژگونه شده و گوهره جامعه و طبیعت به سوی نابودی سوق داده میشود.
رهبری میگوید: "در این لحظهی تاریخی است که زندگی مشترک آزاد ضربه میخورد و از جریان اصلی خود خارج میگردد. زیرا
✍ #روژین_هیژا عضو شورای هماهنگی #کژار
برای ارزیابی صحیحی از جامعه، خانواده، حقیقت زن-مرد بایستی پیش از هر چیز در مورد واقعیات هر موجود زنده و موجودیت سخن گفت. هستی را به طور صحیح تعریف نمودن و تفسیر آن در واقع رسیدن به حقیقت است. زیرا در عصر کنونی طبیعت و جامعه از گوهره و واقعیت خویش دور ساخته شده است. رهبر آپو میگوید: واقعیات اجتماعی برساخته میشوند" یعنی حقیقت جوامع توسط خود جوامع برساخته میشوند. اگر به تاریخ پنجهزار ساله نظری بیافکنیم خواهیم دید از هر نظر جنسیتگرا است. جامعه از سوی قدرتهای فرادست تکبعدی گشته است. زنان همچون یک هستی، موجودیت آنان به سوی نابودی سوق داده شده است. زمانیکه به واقعیت جامعه مینگریم میبینیم که هستی فرایندی دوآلیته است. سرشت جامعه، حیات و کیهان دوآلیته بوده و این دیالکتیک زندگی است. بدون شک بخشی از این دوالیته زن و دیگری مرد است.
اگر این دوالیته در مسیر صحیح خود جریان یابد و در نظم آن دخالتی صورت نگیرد، هیچگاه مشکلی پیش نخواهد آمد. اما اگر در جریان صحیح این دوالیته دخالت صورت گیرد بدون شک همانطور که در پنجهزار سال گذشته مشاهده نمودیم، در میان جوامع بشری میل به نابودی یکدیگر و بحران اجتنابناپذیر خواهد بود. این بحران بیش از همه زنان را تحت تاثیر قرار داده است. امروزه میلیونها انسان در جهان زندگی میکنند و نیمی از این جمعیت را، زنان تشکیل میدهند و به دلیل حاکمیت ذهنیت جنسیتگرا و قدرتمحور زنان درون بحران قرار دارند. به اشکال مختلف نابود میشوند در حالیکه وضعیت دشوار زنان، مردان را نیز درون بحران قرار خواهد داد. همانگونه که بارها گفتیم برای ارزیابی وضعیت یک جامعه میباید ابتدا به شرایط زنان آن نگریست. زمانی که زنان یک جامعه برده باشند، بدون شک آن جامعه نیز برده خواهد بود. بهاین دلیل میگوییم آزادی زنان در واقع آزادی جامعه است.
رهبر آپو خانواده را بهعنوان نخستین کمون و نهاد جامعه ارزیابی مینماید. علاوه براین میتوان خانواده را به عنوان نهادی تفسیر نمود که از سوی تمدن بیش از هر نهاد دیگری از واقعیت و گوهره خویش تحریف گشته است. زیرا در دوران جوامع طبیعی فرم خانواده بهصورت کلان بوده است. کلان، توسط زنان مدیریت میگشت و کلانها با حضور و مشارکت زنان، مادر-زن و یا به عبارت دیگری "خداوند" تعریف و شناخته شده است. البته باید توضیح داد که چرا فرم کلان را به خانواده مشابهت میدهیم؟ زیرا اگر حقیقت جوامع نخستین را به درستی درک نماییم، امروزه توانایی برساخت حیاتی صحیح را کسب خواهیم نمود. زیرا در کلانها، هوموهابیلیس (هابیلیس؛ در زبان انگلیسی بهمعنای انسان دانا و فرزانه است)، یعنی کسانی که دانا بوده و توسط آنان، ابزارهای ابتدایی ساخته میشوند و براساس حیاتی که بنا مینهند، نیازهای زندگی خود را با دستان خویش میسازند. با گذشت زمان، کلانها همانند خانواده گرد یکدیگر آمده و براساس احتیاجات زندگی خود، حرکت میکنند. به شیوهای آمپریک (آزمون)، خود را پرورش و آموزش میبینند. دفاع و محافظت از خویش را براساس نیازهای زندگی خود، تبیین نموده و با گذشت زمان پیشرفت حاصل میگردد. این حیات با پیشاهنگی زن-مادر به شکلی مساوی و کامل بوده و در تمامی عرصههای زندگی رنجبر و زحمتکش و تولید کننده بوده و در میان یک تعادل سازنده زندگی میکنند. هیچگاه نیازی به دروغ و ریاکاری نمیبینند و قدرت و استعمار جایگاهی در میان آنان ندارد. زندگی سرشار از امنیت و آرامش است. این ویژگی از ویژگیهای دمکراتیک و کمونال بودن است و از خصلتهای کلان میباشد. میتوان گفت واقعیت کلان، خانواده و جامعه طبیعی است. این نیز یکی از نشانهها و معیارهای زندگی مشترک آزاد است. زیرا زنان همواره نقش پیشاهنگی بر عهده داشتند و کلانها نیز با زنان تعریف و شناخته میشوند و تاثیر مردان بر روی خانواده وجود ندارد و شناخته نمیشوند. فقط دایی و فرزندان شناخته میشوند.
زمانی که بیشتر در این مورد تحقیق و مطالعه میکنیم، میبینیم بخش اعظمی از تاریخ با مدل خانواده و معیارهای زندگی مشترک آزاد بوده است. در این مدل، برابری و مساوات هر زمان وجود داشته است. به وضوح میبینیم فرادستی، زورمداری و فشار وجود ندارد. اصطلاح و عباراتی همچون "مرد خانواده" و یا " رئیس خانه" و همسر در میان جامعه رواج نیافته بود و بسیار بعدها در میان جوامع رواج یافت. این مفاهیم زمانی در میان جوامع نهادینه گشت که مردان بهتدریج تاثیر آنان پررنگ گشت و قدرت خود را تثبیت نموده و دروغ، حیله، جنگ و هیرارشی ظهور نموده و بعد از این رویدادها، واقعیت جامعه باژگونه شده و گوهره جامعه و طبیعت به سوی نابودی سوق داده میشود.
رهبری میگوید: "در این لحظهی تاریخی است که زندگی مشترک آزاد ضربه میخورد و از جریان اصلی خود خارج میگردد. زیرا
گذار دموکراتیک
تغییر ذهنیت مردسالاری، رمز برساخت خانوادهای دمکراتیک و آزاد برای ارزیابی صحیحی از جامعه، خانواده، حقیقت زن-مرد بایستی پیش از هر چیز در مورد واقعیات هر موجود زنده و موجودیت سخن گفت ✍ #روژین_هیژا عضو شورای هماهنگی #کژار 🆔 @GozarDemocratic
زندگی اشتراکی و مساوی بسیار کمرنگ گشته است. جامعه، طبقاتی و دولتی گشته است. ابتدا در اجتماعی بودن سپس در خانواده تغییر ایجاد گشته و در روابط زن و مرد، ازدواج و زندگی مشترک تغییرات منفی ایجاد میگردد. ازدواج-خانواده-همسر در میان تمامی جوامع تحمیل میگردد. یعنی وجود ازدواج و خانواده اجتنابناپذیر گشته است. نهاد خانواده بهتدریج تقدیس گشته در حالیکه در تاریخ و در بسیاری از جوامعی که زنان مدیریت جامعه را برعهده داشتند، ازدواج وجود نداشت. در جامعه به شیوههای متفاوت زندگی جمعی وجود داشته است. هر دو جنس برای تداوم هستی و نسل خود، نهادی بهنام خانواده تاسیس میکنند. مطابق اسناد و مدارک تاریخی خانواده و ازدواج در تاریخ بشریت مدت کوتاهی زیسته میشود و هنوز به دو درصد نرسیده است و اگر باهم بودنی هم باشد بهصورت خانواده و با ازدواج نبوده است. اما میبینیم در درازای تاریخ شیوه زندگی بهصورت خانواده کوتاه است با این وجود در عصر کنونی بسیار تقدیس یافته است.
نهادهایی همچون خانواده با چه اهدافی برساخته شدهاند؟ خانواده و مفهوم آن در میان تمامی جوامع وجود دارد و فقط نام آن متفاوت است. ما چگونه تعریف نماییم؟ در هر جامعه و در میان هر ملتی ماهیت و فرم خانواده مشابه بوده و با یک دیدگاه و رویکرد تابه امروز آمده است. اگر تعاریف جامعهشناختی را ببینیم تعریف ما را تایید میکند. میگویند: " زنان با خانهداری و فرزندآوری تعریف گشتهاند" و نقش زنان براساس معیارهای جنسیتگرا تعریف و تعیین گشتهاند.
در دوران علم و فلسفه نیز در مورد زنان چنین دیدگاهی وجود دارد" تنها برای زادوولد میتوان با زنان بود" و در دیدگاه دینی در مورد زنان میگویند مزرعهای که میتوان به دلخواه شخم زد. زیرا زنان، مردان ناقصی هستند و دوستی با زنان امکانپذیر نیست. چنین دیدگاه و رویکردی از تاریخ تا به امروز تداوم یافته است. در واقع حقیقت این است که" زنان پایهگذار خانه است" اما نظام این حقیقت را وارونه ساخته و امروز میگوید: مرد، رئیس خانه است. این موضوع باعث شده زندگی برابر و مشترک نابود و سیستم طبقاتی فرادست و ایجاد گردد و به تبع آن زنان بهعنوان جاریه در قصرها به کار گرفته شدهاند و به تدریج چندهمسری برای ارضا و سرور مردان رواج مییابد. این پدیده بعدها بهصورت یک نظام گسترده درمیآید. اما این نظام بیش از همه در خاورمیانه اشاعه یافته و تاثیرات آن بیشتر است و از سوی ادیان و مذاهب در میان جوامع حاکم گشته و از طریق دولتها مورد تشویق قرار میگیرد و امروزه هم توسط آن، بر دامنه آن افزوده میشود.
همانند دستگاه دولتی، در نهاد خانواده نیز تحکم و قدرتطلبی مردان وجود دارد. خانواده در این دستگاه فرم اصلی و ابتدایی خویش را از دست داده است. خانواده در واقع ماکتی از دولت، میکرودولت و پروتوتیپی از دولت است. دولت و سیستم اداره نمودن جامعه چگونه باشد، در خانواده نیز مردان بههمان شیوه حکمرانی میکنند. مردان صاحب خانواده، زنان و فرزندان هستند. این بدین معنا است که زنان و فرزندان، ملک مردان هستند و فرزندی که مادر نه ماه در رحم خود پرورش میدهد متعلق به مرد است و زنان به اندازه مردان بر روی فرزندان خود دارای حق نیستند.
🆔 @GozarDemocratic
⬇️⬇️⬇️
نهادهایی همچون خانواده با چه اهدافی برساخته شدهاند؟ خانواده و مفهوم آن در میان تمامی جوامع وجود دارد و فقط نام آن متفاوت است. ما چگونه تعریف نماییم؟ در هر جامعه و در میان هر ملتی ماهیت و فرم خانواده مشابه بوده و با یک دیدگاه و رویکرد تابه امروز آمده است. اگر تعاریف جامعهشناختی را ببینیم تعریف ما را تایید میکند. میگویند: " زنان با خانهداری و فرزندآوری تعریف گشتهاند" و نقش زنان براساس معیارهای جنسیتگرا تعریف و تعیین گشتهاند.
در دوران علم و فلسفه نیز در مورد زنان چنین دیدگاهی وجود دارد" تنها برای زادوولد میتوان با زنان بود" و در دیدگاه دینی در مورد زنان میگویند مزرعهای که میتوان به دلخواه شخم زد. زیرا زنان، مردان ناقصی هستند و دوستی با زنان امکانپذیر نیست. چنین دیدگاه و رویکردی از تاریخ تا به امروز تداوم یافته است. در واقع حقیقت این است که" زنان پایهگذار خانه است" اما نظام این حقیقت را وارونه ساخته و امروز میگوید: مرد، رئیس خانه است. این موضوع باعث شده زندگی برابر و مشترک نابود و سیستم طبقاتی فرادست و ایجاد گردد و به تبع آن زنان بهعنوان جاریه در قصرها به کار گرفته شدهاند و به تدریج چندهمسری برای ارضا و سرور مردان رواج مییابد. این پدیده بعدها بهصورت یک نظام گسترده درمیآید. اما این نظام بیش از همه در خاورمیانه اشاعه یافته و تاثیرات آن بیشتر است و از سوی ادیان و مذاهب در میان جوامع حاکم گشته و از طریق دولتها مورد تشویق قرار میگیرد و امروزه هم توسط آن، بر دامنه آن افزوده میشود.
همانند دستگاه دولتی، در نهاد خانواده نیز تحکم و قدرتطلبی مردان وجود دارد. خانواده در این دستگاه فرم اصلی و ابتدایی خویش را از دست داده است. خانواده در واقع ماکتی از دولت، میکرودولت و پروتوتیپی از دولت است. دولت و سیستم اداره نمودن جامعه چگونه باشد، در خانواده نیز مردان بههمان شیوه حکمرانی میکنند. مردان صاحب خانواده، زنان و فرزندان هستند. این بدین معنا است که زنان و فرزندان، ملک مردان هستند و فرزندی که مادر نه ماه در رحم خود پرورش میدهد متعلق به مرد است و زنان به اندازه مردان بر روی فرزندان خود دارای حق نیستند.
🆔 @GozarDemocratic
⬇️⬇️⬇️
⬆️⬆️⬆️
میتوان گفت خانواده برای زنان در جوامع کنونی به مثابه قفس است. سیستم دولتی کنونی در واقع فرایند زیگوراتهای جوامع آغازی هستند. زنان در این زیگوراتها برای پول مورد سوءاستفاده قرار میگرفتند. راهبان، دانا و زیباترین زنان را از خانوادههای متمکن گرد آورده و آموزش میدادند و بهکار میگرفتند. رهبری در این مورد میگوید: زنان با این وضعیت، دیگر فاحشههای مقدس هستند. دولت به نهاد خانواده نیز نفوذ نموده و در همه حوزههای زندگی مسائل و مشکلات را تعمیق بخشیده است. در همه رویکرد و دیدگاهها ذهنیت ملکیتگرایی را نهادینه ساخته و خانوادهای که توسط مردان اداره میشود، باگذشت زمان بردگی در آن عمیقتر شده است. مثلث سیستم خاندانی- اقتدارطلبی -دولتی تحکیم و نهادینه شده است. این نهاد بیش از همه زنان و کودکان را قربانی ساخته است. هدف، تحمیل اقتدار به زنان و فرزندان و بنا نهادن واقعیات جامعه بر اساس قدرت و بردگی است. چنین رویکردی از حقیقت جامعه طبیعی بهدور است. بهاین دلیل از ابتدای تاسیس نهاد خانواده چنین نگرشی راه بر مشکلات بسیاری گشوده است. در نهاد خانواده دولتی زنان دارای اراده مستقل نیستند و حقوق آنان پایمال میگردد و با وجود همه زحمات و رنجی که متحمل میگردند، رنج آنان نادیده انگاشته میشود. زنان در طول تاریخ همواره سرکوب شده و با خشونت روبهرو گشتهاند زیرا مطابق ذهنیت دولتی، ملک و ابژه هستند. فرزندان نیز به همراه مادران سرکوب و مورد خشونت قرار میگیرند.
در مورد خانواده و زیربنای آن که براساس قدرتطلبی و جنگ در سیستم دولتی بنا گشته، صحبت نمودیم. رهبری بسیاری از خطاها و کمبودها و ارزیابیهای ما در مورد خانواده را تصحیح نمود به ویژه رویکردی را که به تمامی سیستم خانواده را رد نماییم را مورد انتقاد قرار داد و در این مورد افزود: خانواده واقعیتی اجتماعی است و البته باید باشد اما بایست فرم کنونی آن تغییر یابد و بهعنوان آلترناتیو شکل خانواده دمکراتیک را ارائه داد. این آلترناتیو همانند رهنمودی برای ما است تا براین اساس فعالیت نماییم و بنیان خانوادهای دمکراتیک و آزاد را در جامعه پایهریزی نماییم. چنین فرمی از خانواده معیار زندگی مشترک آزاد و رهنمود حیاتی سوسیال با فرد سوسیالیست و دمکرات است.
همه ما نیک میدانیم زنان در خانواده دارای نقش اصلی هستند. زنان ستون خانه هستند و همانگونه که هیچ بنایی بدون ستون توان ماندگاری ندارد و فروخواهد پاشید در خانواده نیز بدون زن-مادر خانواده موجودیت نخواهد یافت. ما درسهای نخست زندگی و دانش را از زن-مادر فرامیگیریم. سپس وارد سیستم آموزشی نظام گشته؛ اما آموزش نخست و مهم دارای نقش تعیین کنندهای است زیرا فرد در خانواده شخصیت، اخلاق، معیارهای انسانی و وجدانی را فرامیگیرد و مادران در این مورد نقش اصلی را ایفا میکنند. زن-مادر معیار و مبانی اجتماعی بودن را تعیین میکند. علاوه براین یکی دیگر از نقشهای زنان ایجاد پیوندهای مستحکم و وحدت میان اعضای خانواده و توسعه دادن به زندگی کمونال است و این مهم با هوش عاطفی زنان و حس احترام به واقعیت میپیوندد. اگر میگوییم باید نقش زنان، طبیعت و ویژگیهای آنان به درستی تحلیل گردد لازم است جامعه نیز مبری از جنسیتگرایی بوده و ابعاد دمکراتیک و آزادی را در خود توسعه بخشد و با معیارهای عدالت و برابری با زنان برخورد نماید. در جامعه جنسیتگرا نقش زنان باژگونه شده و اراده او به رسمیت شناخته نمیشود و تمامی نقشها و وظایف او براساس ذهنیت مردسالاری تعیین و تبیین شده است. با چنین اوصافی نه واقعیت جامعه فئودالی و نه مدرنیته کاپیتالیستی قادر به حمایت و محافظت از زنان دارد. با آغاز مبارزات آزادیخواهی زنان، مادر-زن از نو تعریف گشت و آنان بار دیگر با اراده و هویت خود، شناخته و تعریف میگردند.
حال اگر به جوامع کردستان بدون اینکه تفاوتی میام بخشهای آن قائل گردیم، بنگریم خواهیم دید نگرشی جنسیتگرا در قبال زنان وجود دارد. در بالا به نقش زنان در خانواده اشاره نمودیم. در کوردستان زنان همواره دارای اتوریته بوده و درمیان تمامی جنگها و مقاومتها حضور داشتهاند و زنان نامدار بسیاری در تاریخ زنان کورد وجود دارد که همیشه نقش پیشاهنگ در میان جامعه و خانواده داشتهاند. امروزه این واقعیت را میان بحبوحه جنگ و مقاومتی که زیسته میشود را مشاهده میکنیم. با اینحال این ویژگی را در صفحات تاریخ نمیبینیم زیرا هر چیز تحت عناوین کورد و کوردستان با قتلعام و نسلکشی روبهرو گشته است. نخستین سیاستهای دولتها علیه زنان وضع گشته است. نهاد خانواده از سوی طبقه فرادست و اقتدار مردان، ایجاد گشته است.
در دولت ایران نیز زنان تحت لوای عناوینی همچون دین، شریعت و مذهب به اشکال مختلف سرکوب و مورد خشونت قرار گرفتهاند. در حالیکه خلقهای ایران با فرهنگ زردشت و میتراییسم زیستهاند که این فرهنگها خود بر
میتوان گفت خانواده برای زنان در جوامع کنونی به مثابه قفس است. سیستم دولتی کنونی در واقع فرایند زیگوراتهای جوامع آغازی هستند. زنان در این زیگوراتها برای پول مورد سوءاستفاده قرار میگرفتند. راهبان، دانا و زیباترین زنان را از خانوادههای متمکن گرد آورده و آموزش میدادند و بهکار میگرفتند. رهبری در این مورد میگوید: زنان با این وضعیت، دیگر فاحشههای مقدس هستند. دولت به نهاد خانواده نیز نفوذ نموده و در همه حوزههای زندگی مسائل و مشکلات را تعمیق بخشیده است. در همه رویکرد و دیدگاهها ذهنیت ملکیتگرایی را نهادینه ساخته و خانوادهای که توسط مردان اداره میشود، باگذشت زمان بردگی در آن عمیقتر شده است. مثلث سیستم خاندانی- اقتدارطلبی -دولتی تحکیم و نهادینه شده است. این نهاد بیش از همه زنان و کودکان را قربانی ساخته است. هدف، تحمیل اقتدار به زنان و فرزندان و بنا نهادن واقعیات جامعه بر اساس قدرت و بردگی است. چنین رویکردی از حقیقت جامعه طبیعی بهدور است. بهاین دلیل از ابتدای تاسیس نهاد خانواده چنین نگرشی راه بر مشکلات بسیاری گشوده است. در نهاد خانواده دولتی زنان دارای اراده مستقل نیستند و حقوق آنان پایمال میگردد و با وجود همه زحمات و رنجی که متحمل میگردند، رنج آنان نادیده انگاشته میشود. زنان در طول تاریخ همواره سرکوب شده و با خشونت روبهرو گشتهاند زیرا مطابق ذهنیت دولتی، ملک و ابژه هستند. فرزندان نیز به همراه مادران سرکوب و مورد خشونت قرار میگیرند.
در مورد خانواده و زیربنای آن که براساس قدرتطلبی و جنگ در سیستم دولتی بنا گشته، صحبت نمودیم. رهبری بسیاری از خطاها و کمبودها و ارزیابیهای ما در مورد خانواده را تصحیح نمود به ویژه رویکردی را که به تمامی سیستم خانواده را رد نماییم را مورد انتقاد قرار داد و در این مورد افزود: خانواده واقعیتی اجتماعی است و البته باید باشد اما بایست فرم کنونی آن تغییر یابد و بهعنوان آلترناتیو شکل خانواده دمکراتیک را ارائه داد. این آلترناتیو همانند رهنمودی برای ما است تا براین اساس فعالیت نماییم و بنیان خانوادهای دمکراتیک و آزاد را در جامعه پایهریزی نماییم. چنین فرمی از خانواده معیار زندگی مشترک آزاد و رهنمود حیاتی سوسیال با فرد سوسیالیست و دمکرات است.
همه ما نیک میدانیم زنان در خانواده دارای نقش اصلی هستند. زنان ستون خانه هستند و همانگونه که هیچ بنایی بدون ستون توان ماندگاری ندارد و فروخواهد پاشید در خانواده نیز بدون زن-مادر خانواده موجودیت نخواهد یافت. ما درسهای نخست زندگی و دانش را از زن-مادر فرامیگیریم. سپس وارد سیستم آموزشی نظام گشته؛ اما آموزش نخست و مهم دارای نقش تعیین کنندهای است زیرا فرد در خانواده شخصیت، اخلاق، معیارهای انسانی و وجدانی را فرامیگیرد و مادران در این مورد نقش اصلی را ایفا میکنند. زن-مادر معیار و مبانی اجتماعی بودن را تعیین میکند. علاوه براین یکی دیگر از نقشهای زنان ایجاد پیوندهای مستحکم و وحدت میان اعضای خانواده و توسعه دادن به زندگی کمونال است و این مهم با هوش عاطفی زنان و حس احترام به واقعیت میپیوندد. اگر میگوییم باید نقش زنان، طبیعت و ویژگیهای آنان به درستی تحلیل گردد لازم است جامعه نیز مبری از جنسیتگرایی بوده و ابعاد دمکراتیک و آزادی را در خود توسعه بخشد و با معیارهای عدالت و برابری با زنان برخورد نماید. در جامعه جنسیتگرا نقش زنان باژگونه شده و اراده او به رسمیت شناخته نمیشود و تمامی نقشها و وظایف او براساس ذهنیت مردسالاری تعیین و تبیین شده است. با چنین اوصافی نه واقعیت جامعه فئودالی و نه مدرنیته کاپیتالیستی قادر به حمایت و محافظت از زنان دارد. با آغاز مبارزات آزادیخواهی زنان، مادر-زن از نو تعریف گشت و آنان بار دیگر با اراده و هویت خود، شناخته و تعریف میگردند.
حال اگر به جوامع کردستان بدون اینکه تفاوتی میام بخشهای آن قائل گردیم، بنگریم خواهیم دید نگرشی جنسیتگرا در قبال زنان وجود دارد. در بالا به نقش زنان در خانواده اشاره نمودیم. در کوردستان زنان همواره دارای اتوریته بوده و درمیان تمامی جنگها و مقاومتها حضور داشتهاند و زنان نامدار بسیاری در تاریخ زنان کورد وجود دارد که همیشه نقش پیشاهنگ در میان جامعه و خانواده داشتهاند. امروزه این واقعیت را میان بحبوحه جنگ و مقاومتی که زیسته میشود را مشاهده میکنیم. با اینحال این ویژگی را در صفحات تاریخ نمیبینیم زیرا هر چیز تحت عناوین کورد و کوردستان با قتلعام و نسلکشی روبهرو گشته است. نخستین سیاستهای دولتها علیه زنان وضع گشته است. نهاد خانواده از سوی طبقه فرادست و اقتدار مردان، ایجاد گشته است.
در دولت ایران نیز زنان تحت لوای عناوینی همچون دین، شریعت و مذهب به اشکال مختلف سرکوب و مورد خشونت قرار گرفتهاند. در حالیکه خلقهای ایران با فرهنگ زردشت و میتراییسم زیستهاند که این فرهنگها خود بر
اساس برابری حقوق زن و مرد است. جامعه ایران موزاییکی از تنوعات فرهنگی و اندیشه است. اما ذهنیت دولت-ملت همهی این غنای فرهنگی را با عقلانیت تک بعدی تحت انحصار و استیلای خود قرار داده است. در این میان زنان ستمی مضاعف از سایر اقشار را متحمل میگردند.
در سیستم دولتی ایران هر روز قوانین جدیدی بر قوانین تبعیضآمیز در قبال زنان وضع میگردد. حجاب اجباری یکی از مصادیق قوانین زنستیز ایران در مقابل زنان است. وضع چنین قوانینی برای به اصطلاح به گناه در نیفتادن مردان است و باید زنان بهای آن را پرداخت کنند و اگر مردان مرتکب جرمی در برابر زنان گردند، باز هم زنان گناهکار و مقصرند. زیرا زنان در سیستم ملکیتگرای ایران، به عنوان ناموس تعریف گشتهاند و دیدگاههای ناموسی در ایران بسیار پررنگ است. رهبری در این مورد میگوید:"چیزی که بهنام ناموس زیسته میشود در واقع بیناموسی است." در سرزمینی که مستعمره گشته و روزانه زنان و کودکان کشته و مورد تجاوز قرار میگیرند، از کدام ناموس میتوان سخن گفت؟ این نگرش بیش از همه از سوی دولت-ملت و از طریق قانون و قواعد آنان اشاعه مییابد و برای رواج هرچه بیشتر نیز تشویق به انجام این اقدامات وحشیانه میکنند. چنین دیدگاهی که زنان، ناموساند نگرش کاملا اشتباهی است. ما باید ابتدا سرزمین و خاک خود را ناموس قلمداد نماییم. زیرا هر روز و در مقابل چشمان ما، به سرزمین ما تجاوز میشود. باید ابتدا از میهن خود دفاع نماییم.
در ایران و شرق کوردستان موضوع دیگری که بایستی مورد تحلیل قرار داد، ازدواج در سنین کودکی و یا به عبارت صحیحتری، پدیده کودکهمسری میباشد. هماکنون در بسیاری از کشورهای خاورمیانه، قوانین اجازه داده تا دختران به اجبار در سنین کودکی ازدواج کنند. دخترانی که باید در میان بازیهای کودکانه باشند، در سنین ده دوازده سالگی نوزادی در آغوش گرفته و وارد مرحلهی دشوار مادری میگردد. بهراستی میتوان زندگی این دختران را زندگی نامید؟ قربانیانی که امید و آینده آنان تباه میشود و از کودکی در گورستان زندگی مشترک آکنده از سختی قرار میگیرند.
در ماههای اخیر کارزاری در محکومیت این پدیده آغاز شد. کودکهمسری خود نوعی کشتن زنان است. کژار، کارزاری با شعار "در مقابل خشونت، متحد شویم، مبارزه نماییم و آزاد گردیم." آغاز نمود. این کارزار بعدها در همان چارچوب به مبارزه علیه کودکهمسری تغییر یافت که شعار آن " در مقابل کودکهمسری متحد شویم و مبارزه نماییم، ادامه یافت. این کارزار از سوی زنان مورد استقبال واقع گردید و در جامعه تاثیرگذار بود. امیدواریم این استقبال و هشیاری به فعالیت و افزایش سطح آن تغییر یابد و گامهای موثری در راستای رفع این پدیده سیاه برداشته شود. واقعیت جامعه را نمیتوان انکار نمود اما میتوان شکل کنونی خانواده را نپذیرفت و برای تغییر آن مبارزه نمود. مبارزات کنونی جنبش آزادیخواهی در راستای ایجاد جامعهای دمکراتیک و خانوادهای دمکراتیک است. تنها زمانی میتوان به چنین سیستمی دست یافت که ذهنیت مردسالاری از مناسبات و روابط زن و مرد رخت بربندد و زنان از موقعیت بردگی خارج گردند.
اگر از تحول در سیستم کنونی جامعه سخن میگوییم میباید ابتدا از نهاد خانواده آغاز نماییم. رهبر آپو مبانی و معیارهای نهاد خانواده آلترناتیو را ارائه داده و آن حیات دمکراتیک و آزاد است. براین اساس باید روابط و مناسبات تغییر یابند. باید در حوزه اجتماعی مدل ملت دمکراتیک شناخته شود و در مقابل خانواده دولتی مبارزه در راستای برساخت خانواده دمکراتیک صورت گیرد. ما زنان برای آباد نهادن جامعه آزاد و مبتنی بر ارکان دمکراسی باید مبارزات رادیکالی انجام دهیم و تمامی فرهنگ و قوانینی که دولت در جامعه تعیین و نهادینه ساخته را تغییر دهیم. اینگونه میتوان جامعه کمونال و برابر را بار دیگر احیا نماییم. مردان نیز باید در این راستا ذهنیت خود را تغییر دهند تا همراه با زنان حیاتی سرشار از برابری، آزادی، عدالت و زندگی مشترک آزاد ایجاد نمایند.
www.kjar.online
🆔 @GozarDemocratic
در سیستم دولتی ایران هر روز قوانین جدیدی بر قوانین تبعیضآمیز در قبال زنان وضع میگردد. حجاب اجباری یکی از مصادیق قوانین زنستیز ایران در مقابل زنان است. وضع چنین قوانینی برای به اصطلاح به گناه در نیفتادن مردان است و باید زنان بهای آن را پرداخت کنند و اگر مردان مرتکب جرمی در برابر زنان گردند، باز هم زنان گناهکار و مقصرند. زیرا زنان در سیستم ملکیتگرای ایران، به عنوان ناموس تعریف گشتهاند و دیدگاههای ناموسی در ایران بسیار پررنگ است. رهبری در این مورد میگوید:"چیزی که بهنام ناموس زیسته میشود در واقع بیناموسی است." در سرزمینی که مستعمره گشته و روزانه زنان و کودکان کشته و مورد تجاوز قرار میگیرند، از کدام ناموس میتوان سخن گفت؟ این نگرش بیش از همه از سوی دولت-ملت و از طریق قانون و قواعد آنان اشاعه مییابد و برای رواج هرچه بیشتر نیز تشویق به انجام این اقدامات وحشیانه میکنند. چنین دیدگاهی که زنان، ناموساند نگرش کاملا اشتباهی است. ما باید ابتدا سرزمین و خاک خود را ناموس قلمداد نماییم. زیرا هر روز و در مقابل چشمان ما، به سرزمین ما تجاوز میشود. باید ابتدا از میهن خود دفاع نماییم.
در ایران و شرق کوردستان موضوع دیگری که بایستی مورد تحلیل قرار داد، ازدواج در سنین کودکی و یا به عبارت صحیحتری، پدیده کودکهمسری میباشد. هماکنون در بسیاری از کشورهای خاورمیانه، قوانین اجازه داده تا دختران به اجبار در سنین کودکی ازدواج کنند. دخترانی که باید در میان بازیهای کودکانه باشند، در سنین ده دوازده سالگی نوزادی در آغوش گرفته و وارد مرحلهی دشوار مادری میگردد. بهراستی میتوان زندگی این دختران را زندگی نامید؟ قربانیانی که امید و آینده آنان تباه میشود و از کودکی در گورستان زندگی مشترک آکنده از سختی قرار میگیرند.
در ماههای اخیر کارزاری در محکومیت این پدیده آغاز شد. کودکهمسری خود نوعی کشتن زنان است. کژار، کارزاری با شعار "در مقابل خشونت، متحد شویم، مبارزه نماییم و آزاد گردیم." آغاز نمود. این کارزار بعدها در همان چارچوب به مبارزه علیه کودکهمسری تغییر یافت که شعار آن " در مقابل کودکهمسری متحد شویم و مبارزه نماییم، ادامه یافت. این کارزار از سوی زنان مورد استقبال واقع گردید و در جامعه تاثیرگذار بود. امیدواریم این استقبال و هشیاری به فعالیت و افزایش سطح آن تغییر یابد و گامهای موثری در راستای رفع این پدیده سیاه برداشته شود. واقعیت جامعه را نمیتوان انکار نمود اما میتوان شکل کنونی خانواده را نپذیرفت و برای تغییر آن مبارزه نمود. مبارزات کنونی جنبش آزادیخواهی در راستای ایجاد جامعهای دمکراتیک و خانوادهای دمکراتیک است. تنها زمانی میتوان به چنین سیستمی دست یافت که ذهنیت مردسالاری از مناسبات و روابط زن و مرد رخت بربندد و زنان از موقعیت بردگی خارج گردند.
اگر از تحول در سیستم کنونی جامعه سخن میگوییم میباید ابتدا از نهاد خانواده آغاز نماییم. رهبر آپو مبانی و معیارهای نهاد خانواده آلترناتیو را ارائه داده و آن حیات دمکراتیک و آزاد است. براین اساس باید روابط و مناسبات تغییر یابند. باید در حوزه اجتماعی مدل ملت دمکراتیک شناخته شود و در مقابل خانواده دولتی مبارزه در راستای برساخت خانواده دمکراتیک صورت گیرد. ما زنان برای آباد نهادن جامعه آزاد و مبتنی بر ارکان دمکراسی باید مبارزات رادیکالی انجام دهیم و تمامی فرهنگ و قوانینی که دولت در جامعه تعیین و نهادینه ساخته را تغییر دهیم. اینگونه میتوان جامعه کمونال و برابر را بار دیگر احیا نماییم. مردان نیز باید در این راستا ذهنیت خود را تغییر دهند تا همراه با زنان حیاتی سرشار از برابری، آزادی، عدالت و زندگی مشترک آزاد ایجاد نمایند.
www.kjar.online
🆔 @GozarDemocratic
زندان، عرصهی مقاومت مشترک زنان
رژیم استبدادی ایران با سرکوب و تشدید اختناق، سعی در خفه نمودن فریادهای آزادیخواهانه دارد تا اینگونه سیاستهای نابودگر خود را تعمیق داده و نظام اهریمنی خویش را کماکان پایدار نگاه دارد
🆔 @GozarDemocratic
رژیم استبدادی ایران با سرکوب و تشدید اختناق، سعی در خفه نمودن فریادهای آزادیخواهانه دارد تا اینگونه سیاستهای نابودگر خود را تعمیق داده و نظام اهریمنی خویش را کماکان پایدار نگاه دارد
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
زندان، عرصهی مقاومت مشترک زنان رژیم استبدادی ایران با سرکوب و تشدید اختناق، سعی در خفه نمودن فریادهای آزادیخواهانه دارد تا اینگونه سیاستهای نابودگر خود را تعمیق داده و نظام اهریمنی خویش را کماکان پایدار نگاه دارد 🆔 @GozarDemocratic
زندان، عرصهی مقاومت مشترک زنان
رژیم استبدادی ایران با سرکوب و تشدید اختناق، سعی در خفه نمودن فریادهای آزادیخواهانه دارد تا اینگونه سیاستهای نابودگر خود را تعمیق داده و نظام اهریمنی خویش را کماکان پایدار نگاه دارد.
ازانقلاب مردمی ایران و برروی کار آمدن رژیم استبدادی ولایتفقیه چهار دهه میگذرد. با چشماندازی به این دورهی تاریخی تاثیرات سیاست آسیمیلاسیون، یکدستسازی جامعه و عقیمسازی فکری آن، به وضوح قابل مشاهده است. در برابر چنین رویکردی، شاهد مبارزات بیامان و مستمر مردم و بهویژه زنان وجوانان در قبال این سیاستها بودهایم. هشیاری و کنشمندی جامعه و قرائت صحیح سیاستهای حکومت ایران، هیچگاه برای دولت قابل هضم نبوده و تهدیدی برای قدرت قلمداد شده است. موضع رژیم ایران در برابر این آگاهی، زدودن حافظه اجتماعی، به انزوا کشاندن و مسدود نمودن منافذ و یاختههای زندهی انقلابی در جامعه بوده است.
در اعتراضات اخیر مردمی، اوج خشم و سرخوردگی مردم از عملکرد دولت آشکار گشت. علیرغم کاراکتر خشن و ضدمردمی رژیم در برابر معترضین و اعمال سرکوب از سوی نیروهای اطلاعاتی و مزدور، ایستار مردم بهویژه زنان بسیار متهورانه بود. سیستم دولتی که هرگز تاب انتقاد و اعتراض نداشته و تمامی زمینههای آن را برچیده، با خیزشهای مردمی دچار هراس گشته و به قوه قهریه برای سرکوب مردم متوسل میشود. در خیزشهای دو سال اخیر مردم در ایران، پیشاهنگی زنان موجب خوف دولت از تکرار تاریخ گشت. زیرا زنان یکی از نیروهای اصلی در برابر زور و ستم رژیمهای مستبد در طول تاریخ ایران بودهاند.
با استخراج درس از تاریخ میتوان گفت یکی از راههای تغییر سیستمهای بحرانزا و ناکارآمد، تغییر در ساختار و قوانین آن است. درغیر این صورت ابرام در تداوم سیاستهای پیشین که تغییری در وضعیت مردم ایجاد نمیکند در نهایت به قهقرا و سقوط سوق خواهد یافت. وضعیت کنونی در خاورمیانه و دولت-ملتهای آن مبین چنین واقعیتی است. هماکنون دو گزینه در مقابل ایران قراردارد: تغییرات بنیادین در راستای دمکراتیزه نمودن ایران و برآورده ساختن مطالبات برحق خلقهای ایران، دوم، سرنگونی و فروپاشی که در نهایت توسط مردم صورت خواهد گرفت.
با توجه به سرنوشت محتوم دیکتاتوری در خاورمیانه، ابتلای دولت ایران به چنین سرنوشتی در صورت نادیدهانگاشتن خواستههای مشروع و بهحق مردم اجتنابناپذیر خواهد بود. با این وجود دولت در برابر اعتراضات مردم همواره دارای رویهای خشن بوده تا اراده و واکنش مردم در مبارزات شکننده و تضعیف گردد. بدون شک یکی از عرصههای اعمال چنین سیاستی، زندانهای مخوف رژیم است.
در زندانهای ایران، بازجویان برای ارادهشکنی به هر شگرد و شکنجهای متوسل میشوند تا فریاد آزادیخواهی مبارزان، در نطفه خفه گردد. در نارضایتیهای مردم در آبانماه سال جاری علاوه بر افزایش تعداد کشتهها، بیش از پنجهزار نفر نیز دستگیر شدند. البته این رفتار رژیم موضوع تازهای نیست که بدان پرداخته شود زیرا دستگیری، شکنجه و صدور احکام سنگین به منتقدین نظام یکی از پایههای اعتقادی رژیم ایران است. در میان کشتهشدگان و دستگیرشدگان زنان نیز قرار دارند. در روزهای اخیر تعدادی از فعالین زن بازداشت شدهاند و موج بلندی از دستگیریها بار دیگر آغاز شده است. مورد بحث قرار دادن حکم اعدام فعال فرهنگی و آموزگار زبان کوردی، زهرا محمدی بار دیگر چهرهی هژمونگرای حکومت ولایتفقیه را برای افکار عمومی آشکار ساخت.
خشونتورزی در برابر مطالبات مردم هیچگاه نهتنها راه چارهیابی نبوده بلکه بر دامن تنش، کشتار و بحران میافزاید و مردم نیز از مواضع خود عقبنشینی نخواهند نمود و واکنشهای انقلابی آنان را نیرومندتر خواهد کرد. در برابر چنین سیاستهای آمیخته به تهدید و ارعاب رژیم ایران، بایستی شیوهی مبارزاتی زنان پیشاهنگی همچون زینب جلالیان که زندان را به سنگر مقاومت و مبارزه تبدیل کرده، فراگیر و منسجمتر گردد. علیرغم وخامت وضعیت سلامت زندانی سیاسی زینب جلالیان، وی همچنان از امکانات پزشکی و رسیدگی به وضعیت وخیم خود، بیبهره است. زینب جلالیان در برابر چنین رفتارهای خارج از نُرمهای اخلاقی و انسانی، همواره بر حفظ پرنسیبهای مبارزاتی خود و مقاومتگری اصرار میورزد. اینگونه فریادهای آزادیخواهانهی زنان، دیوارهای پولادین استبداد و زندان را فروخواهد ریخت و مرزهای تاریکاندیشی و ظلم را درخواهد نوردید. زندان، به گستردهترین عرصهی مقاومت و همبستگی زنان تمام طیفهای فکری و اجتماعی جامعه ایران مبدل خواهد گردید.
جامعه ی زنان آزاد شرق کردستان، کژار، از قلهی کوهستانهای آزاد تا سلولهای مقاومت به تمام مبارزان راه آزادی درود فرستاده و در نمود زینب جلالیان در حضور تمام زنان مبارز زندانی بار دیگر عهد خود را با عزمی راسختر و ارادهای محکمتر برای اساس قرار دادن فرهنگ مقاومت در م
رژیم استبدادی ایران با سرکوب و تشدید اختناق، سعی در خفه نمودن فریادهای آزادیخواهانه دارد تا اینگونه سیاستهای نابودگر خود را تعمیق داده و نظام اهریمنی خویش را کماکان پایدار نگاه دارد.
ازانقلاب مردمی ایران و برروی کار آمدن رژیم استبدادی ولایتفقیه چهار دهه میگذرد. با چشماندازی به این دورهی تاریخی تاثیرات سیاست آسیمیلاسیون، یکدستسازی جامعه و عقیمسازی فکری آن، به وضوح قابل مشاهده است. در برابر چنین رویکردی، شاهد مبارزات بیامان و مستمر مردم و بهویژه زنان وجوانان در قبال این سیاستها بودهایم. هشیاری و کنشمندی جامعه و قرائت صحیح سیاستهای حکومت ایران، هیچگاه برای دولت قابل هضم نبوده و تهدیدی برای قدرت قلمداد شده است. موضع رژیم ایران در برابر این آگاهی، زدودن حافظه اجتماعی، به انزوا کشاندن و مسدود نمودن منافذ و یاختههای زندهی انقلابی در جامعه بوده است.
در اعتراضات اخیر مردمی، اوج خشم و سرخوردگی مردم از عملکرد دولت آشکار گشت. علیرغم کاراکتر خشن و ضدمردمی رژیم در برابر معترضین و اعمال سرکوب از سوی نیروهای اطلاعاتی و مزدور، ایستار مردم بهویژه زنان بسیار متهورانه بود. سیستم دولتی که هرگز تاب انتقاد و اعتراض نداشته و تمامی زمینههای آن را برچیده، با خیزشهای مردمی دچار هراس گشته و به قوه قهریه برای سرکوب مردم متوسل میشود. در خیزشهای دو سال اخیر مردم در ایران، پیشاهنگی زنان موجب خوف دولت از تکرار تاریخ گشت. زیرا زنان یکی از نیروهای اصلی در برابر زور و ستم رژیمهای مستبد در طول تاریخ ایران بودهاند.
با استخراج درس از تاریخ میتوان گفت یکی از راههای تغییر سیستمهای بحرانزا و ناکارآمد، تغییر در ساختار و قوانین آن است. درغیر این صورت ابرام در تداوم سیاستهای پیشین که تغییری در وضعیت مردم ایجاد نمیکند در نهایت به قهقرا و سقوط سوق خواهد یافت. وضعیت کنونی در خاورمیانه و دولت-ملتهای آن مبین چنین واقعیتی است. هماکنون دو گزینه در مقابل ایران قراردارد: تغییرات بنیادین در راستای دمکراتیزه نمودن ایران و برآورده ساختن مطالبات برحق خلقهای ایران، دوم، سرنگونی و فروپاشی که در نهایت توسط مردم صورت خواهد گرفت.
با توجه به سرنوشت محتوم دیکتاتوری در خاورمیانه، ابتلای دولت ایران به چنین سرنوشتی در صورت نادیدهانگاشتن خواستههای مشروع و بهحق مردم اجتنابناپذیر خواهد بود. با این وجود دولت در برابر اعتراضات مردم همواره دارای رویهای خشن بوده تا اراده و واکنش مردم در مبارزات شکننده و تضعیف گردد. بدون شک یکی از عرصههای اعمال چنین سیاستی، زندانهای مخوف رژیم است.
در زندانهای ایران، بازجویان برای ارادهشکنی به هر شگرد و شکنجهای متوسل میشوند تا فریاد آزادیخواهی مبارزان، در نطفه خفه گردد. در نارضایتیهای مردم در آبانماه سال جاری علاوه بر افزایش تعداد کشتهها، بیش از پنجهزار نفر نیز دستگیر شدند. البته این رفتار رژیم موضوع تازهای نیست که بدان پرداخته شود زیرا دستگیری، شکنجه و صدور احکام سنگین به منتقدین نظام یکی از پایههای اعتقادی رژیم ایران است. در میان کشتهشدگان و دستگیرشدگان زنان نیز قرار دارند. در روزهای اخیر تعدادی از فعالین زن بازداشت شدهاند و موج بلندی از دستگیریها بار دیگر آغاز شده است. مورد بحث قرار دادن حکم اعدام فعال فرهنگی و آموزگار زبان کوردی، زهرا محمدی بار دیگر چهرهی هژمونگرای حکومت ولایتفقیه را برای افکار عمومی آشکار ساخت.
خشونتورزی در برابر مطالبات مردم هیچگاه نهتنها راه چارهیابی نبوده بلکه بر دامن تنش، کشتار و بحران میافزاید و مردم نیز از مواضع خود عقبنشینی نخواهند نمود و واکنشهای انقلابی آنان را نیرومندتر خواهد کرد. در برابر چنین سیاستهای آمیخته به تهدید و ارعاب رژیم ایران، بایستی شیوهی مبارزاتی زنان پیشاهنگی همچون زینب جلالیان که زندان را به سنگر مقاومت و مبارزه تبدیل کرده، فراگیر و منسجمتر گردد. علیرغم وخامت وضعیت سلامت زندانی سیاسی زینب جلالیان، وی همچنان از امکانات پزشکی و رسیدگی به وضعیت وخیم خود، بیبهره است. زینب جلالیان در برابر چنین رفتارهای خارج از نُرمهای اخلاقی و انسانی، همواره بر حفظ پرنسیبهای مبارزاتی خود و مقاومتگری اصرار میورزد. اینگونه فریادهای آزادیخواهانهی زنان، دیوارهای پولادین استبداد و زندان را فروخواهد ریخت و مرزهای تاریکاندیشی و ظلم را درخواهد نوردید. زندان، به گستردهترین عرصهی مقاومت و همبستگی زنان تمام طیفهای فکری و اجتماعی جامعه ایران مبدل خواهد گردید.
جامعه ی زنان آزاد شرق کردستان، کژار، از قلهی کوهستانهای آزاد تا سلولهای مقاومت به تمام مبارزان راه آزادی درود فرستاده و در نمود زینب جلالیان در حضور تمام زنان مبارز زندانی بار دیگر عهد خود را با عزمی راسختر و ارادهای محکمتر برای اساس قرار دادن فرهنگ مقاومت در م
گذار دموکراتیک
زندان، عرصهی مقاومت مشترک زنان رژیم استبدادی ایران با سرکوب و تشدید اختناق، سعی در خفه نمودن فریادهای آزادیخواهانه دارد تا اینگونه سیاستهای نابودگر خود را تعمیق داده و نظام اهریمنی خویش را کماکان پایدار نگاه دارد 🆔 @GozarDemocratic
بارزات خویش را تجدید نموده و تمام توان خود را برای هرچه سریعتر بنیاد نهادن جامعهای آزاد و دمکراتیک بسیج خواهد نمود.
زنده باد سنگر همبستگی و مقاومت مشترک زنان
جامعه ی زنان آزاد شرق کردستان، #کژار
2019/12/2
www.kjar.online
🆔 @GozarDemocratic
زنده باد سنگر همبستگی و مقاومت مشترک زنان
جامعه ی زنان آزاد شرق کردستان، #کژار
2019/12/2
www.kjar.online
🆔 @GozarDemocratic
Forwarded from خبرگزاری فرات | فارسی
🔹 باییک: شهدا ترس را از میان برداشتند و واجد واقعیت یک خلق رزمنده شدند [بخش سوم و پایانی]
🔻باییک: انقلاب کوردستان هم تحولات عظیمی را ایجاد کرده ست و هم در آینده نیز تحولات عظیمتری را خواهد آفرید.
بیشتر بخوانید...
🔗 https://bit.ly/33Rh93U
🆔 @anfpersian
🔻باییک: انقلاب کوردستان هم تحولات عظیمی را ایجاد کرده ست و هم در آینده نیز تحولات عظیمتری را خواهد آفرید.
بیشتر بخوانید...
🔗 https://bit.ly/33Rh93U
🆔 @anfpersian
ANF News
باییک: شهدا ترس را از میان برداشتند و واجد واقعیت یک خلق رزمنده شدند [بخش سوم و پایانی]
جمیل باییک ریاست مشترک رهبری کنفدرالیسم جوامع کوردستان به مناسبت ۴١مین سالگرد تاسیس حزب کارگران کوردستان با خبرگزاری فرات گفتگو کرد. بخش سوم و پایانی گفتگو را در زیر بخوانید. پ.ک.ک قبل از آنکه ب...
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
رسوایی تازه دولت ترکیه؛ دزدیدن کلیهی جوان روژاوایی در بیمارستان دولتی شهر قوسر
باسل محمد نظیر در نقطهای مرزی توسط نیروهای نظامی دولت ترکیه مجروح شد و وی را برای درمان به بیمارستان دولتی قوسر استان مردین منتقل کردند. نظیر میگوید زمانی که در بیمارستان بوده است کلیهی وی را دزدیدهاند و از سازمانهای بینالمللی درخواست کمک نمود
🆔 @GozarDemocratic
باسل محمد نظیر در نقطهای مرزی توسط نیروهای نظامی دولت ترکیه مجروح شد و وی را برای درمان به بیمارستان دولتی قوسر استان مردین منتقل کردند. نظیر میگوید زمانی که در بیمارستان بوده است کلیهی وی را دزدیدهاند و از سازمانهای بینالمللی درخواست کمک نمود
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
رسوایی تازه دولت ترکیه؛ دزدیدن کلیهی جوان روژاوایی در بیمارستان دولتی شهر قوسر باسل محمد نظیر در نقطهای مرزی توسط نیروهای نظامی دولت ترکیه مجروح شد و وی را برای درمان به بیمارستان دولتی قوسر استان مردین منتقل کردند. نظیر میگوید زمانی که در بیمارستان بوده…
رسوایی تازه دولت ترکیه؛ دزدیدن کلیهی جوان روژاوایی در بیمارستان دولتی شهر قوسر
باسل محمد نظیر در نقطهای مرزی توسط نیروهای نظامی دولت ترکیه مجروح شد و وی را برای درمان به بیمارستان دولتی قوسر استان مردین منتقل کردند. نظیر میگوید زمانی که در بیمارستان بوده است کلیهی وی را دزدیدهاند و از سازمانهای بینالمللی درخواست کمک نمود
باسل محمد نظیر ۲۷ ساله که اهل منطقهی دربیسی در شمال سوریه است، دو سال پیش زمانی که میخواست به قوسر برود توسط نظامیان ترک در مرز مجروح شد. علی رغم مجروح شدن وی را شکنجه نیز کردند و سپس نظیر را ژاندارمری مردین بردند. نظیر سپس در بیمارستان دولتی قوسر تحت مداوا قرار گرفت. وی تحت عمل جراحی قرار گرفت وسپس با کمک خانوادهی خود به دربیسی بازگردانده شد. پس از بازگشت بیمار شد و او را به بیمارستان منتقل کردند. در بیمارستان مشخص شد که یک کلیهی وی دزدیده شده است.
نظیر در مورد آنچه در سال ۲۰۱۷ بر سر وی آمده است گفت:"برای کار به همراه ۱۶-۱۷ تن دیگر تلاش کردیم از مرز عبور کنیم. نظامیان به ما حمله کردند و سمت چپ شکمم زخمی شد. یک زخم سطحی بود. در این حال به همراه دو تن از رفقایم ما را به مقرشان بردند. در آنجا ما را شکنجه کردند و سپس ما را به بیمارستان دولتی قوسر بردند. مرا تحت عمل جراحی قرار دادند. زمانی که به هوش آمدم هم از سمت چپ و هم سمت راست شکمم را باز کرده و بخیه زده بودند. بعد از آن با کمک خانوادهام به دربیسی باز گشتم."
نظیر میگوید پس از بازگشت به بیمارستان رفت تا معاینه شود و مشخص شد که یک کلیهی وی از بدنش خارج شده است. او اعلام کرد، "زمانی که در بیمارستان دولتی قوسر بودم کلیهی مرا دزدیدند. پس از آنکه با دارو بیهوش شدم. زمانی که به هوش آمدم متوجه شدم از دو نقطه مرا جراحی کردهاند اما چیزی به یاد نداشتم."
باید تحقیقات در این زمینه انجام شود
نظیر خاطرنشان نمود که او در کنترل نظامیان ترک تحت عمل جراحی قرار گرفته است و آنها کلیهی وی را دزدیدهاند و از همهی سازمانهای بینالمللی خواست که در این زمینه تحقیق کنند. نظیر پس از دو سال این بار نیز به دلیل حملات دولت ترکیه مجبور به کوچ شده است. نظیر و خانوادهاش به دلیل حملات و توپ بارانهای اشغالگران به دربیسی مجبور شدند کوچ کرده و اکنون در حسکه در یک مدرسه ساکن هستند.
زهرا بدران، مادرِ نظیر که پسرش دو سال است با یک کلیه زندگی میکند گفت: "پسر من اکنون با یک کلیه زندگی میکند. یکسال و نیم است که هر ماه به وی خون میدهند. من پسرم را به بیمارستان میبرم. ماهیانه ۳۰تا ۴۰هزار لیرهی ترک پرداخت میکنم. من نمیدانم این پول را چگونه پیدا کنم و چکار کنم."
دزدیدن اعضای بدن امری تازه نیست
سازمان دیدهبان حقوق بشر سوریه (SOHR) دزدین اعضای بدن پناهجویان سوریه توسط دولت ترکیه را در صدر اخبار قرار داده بود. در ۲۵ نوامبر فردی با نام ف.ت که پس از یک درگیری در گری سپی دچار زخم سطحی شده بود، نظامیان ترک او را به بیمارستان منتقل کرده بودند و به گفتهی شاهدان اعضای بدن او را خارج کرده بودند و دزدیده بودند. دیدهبان حقوق بشر سوریه حق از سازمانهای بینالمللی خواسته بود که در این مورد تحقیق کنند. در مورد دولت ترکیه چنین ادعایی مبنی بر دزدین اعضای داخلی بدن پناهجویان که به دلیل جنگ داخلی سوریه آواره شدهاند نیز در صدر اخبار قرار گرفته بود.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
باسل محمد نظیر در نقطهای مرزی توسط نیروهای نظامی دولت ترکیه مجروح شد و وی را برای درمان به بیمارستان دولتی قوسر استان مردین منتقل کردند. نظیر میگوید زمانی که در بیمارستان بوده است کلیهی وی را دزدیدهاند و از سازمانهای بینالمللی درخواست کمک نمود
باسل محمد نظیر ۲۷ ساله که اهل منطقهی دربیسی در شمال سوریه است، دو سال پیش زمانی که میخواست به قوسر برود توسط نظامیان ترک در مرز مجروح شد. علی رغم مجروح شدن وی را شکنجه نیز کردند و سپس نظیر را ژاندارمری مردین بردند. نظیر سپس در بیمارستان دولتی قوسر تحت مداوا قرار گرفت. وی تحت عمل جراحی قرار گرفت وسپس با کمک خانوادهی خود به دربیسی بازگردانده شد. پس از بازگشت بیمار شد و او را به بیمارستان منتقل کردند. در بیمارستان مشخص شد که یک کلیهی وی دزدیده شده است.
نظیر در مورد آنچه در سال ۲۰۱۷ بر سر وی آمده است گفت:"برای کار به همراه ۱۶-۱۷ تن دیگر تلاش کردیم از مرز عبور کنیم. نظامیان به ما حمله کردند و سمت چپ شکمم زخمی شد. یک زخم سطحی بود. در این حال به همراه دو تن از رفقایم ما را به مقرشان بردند. در آنجا ما را شکنجه کردند و سپس ما را به بیمارستان دولتی قوسر بردند. مرا تحت عمل جراحی قرار دادند. زمانی که به هوش آمدم هم از سمت چپ و هم سمت راست شکمم را باز کرده و بخیه زده بودند. بعد از آن با کمک خانوادهام به دربیسی باز گشتم."
نظیر میگوید پس از بازگشت به بیمارستان رفت تا معاینه شود و مشخص شد که یک کلیهی وی از بدنش خارج شده است. او اعلام کرد، "زمانی که در بیمارستان دولتی قوسر بودم کلیهی مرا دزدیدند. پس از آنکه با دارو بیهوش شدم. زمانی که به هوش آمدم متوجه شدم از دو نقطه مرا جراحی کردهاند اما چیزی به یاد نداشتم."
باید تحقیقات در این زمینه انجام شود
نظیر خاطرنشان نمود که او در کنترل نظامیان ترک تحت عمل جراحی قرار گرفته است و آنها کلیهی وی را دزدیدهاند و از همهی سازمانهای بینالمللی خواست که در این زمینه تحقیق کنند. نظیر پس از دو سال این بار نیز به دلیل حملات دولت ترکیه مجبور به کوچ شده است. نظیر و خانوادهاش به دلیل حملات و توپ بارانهای اشغالگران به دربیسی مجبور شدند کوچ کرده و اکنون در حسکه در یک مدرسه ساکن هستند.
زهرا بدران، مادرِ نظیر که پسرش دو سال است با یک کلیه زندگی میکند گفت: "پسر من اکنون با یک کلیه زندگی میکند. یکسال و نیم است که هر ماه به وی خون میدهند. من پسرم را به بیمارستان میبرم. ماهیانه ۳۰تا ۴۰هزار لیرهی ترک پرداخت میکنم. من نمیدانم این پول را چگونه پیدا کنم و چکار کنم."
دزدیدن اعضای بدن امری تازه نیست
سازمان دیدهبان حقوق بشر سوریه (SOHR) دزدین اعضای بدن پناهجویان سوریه توسط دولت ترکیه را در صدر اخبار قرار داده بود. در ۲۵ نوامبر فردی با نام ف.ت که پس از یک درگیری در گری سپی دچار زخم سطحی شده بود، نظامیان ترک او را به بیمارستان منتقل کرده بودند و به گفتهی شاهدان اعضای بدن او را خارج کرده بودند و دزدیده بودند. دیدهبان حقوق بشر سوریه حق از سازمانهای بینالمللی خواسته بود که در این مورد تحقیق کنند. در مورد دولت ترکیه چنین ادعایی مبنی بر دزدین اعضای داخلی بدن پناهجویان که به دلیل جنگ داخلی سوریه آواره شدهاند نیز در صدر اخبار قرار گرفته بود.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
انتقاد شاهوز حسن از دیدار بارزانی: بارزانی نباید در دام اردوغان بیفتد
شاهوز حسن در این رابطه گفت: اردوغان تلاش میکند تا در میان خلق کورد اختلاف و دشمنی ایجاد کرده و حملات خود را مشروعیت بخشد. مسرور بارزانی باید بر این نکته وقوف داشته و در دام اردوغان نیفتد.
🆔 @GozarDemocratic
شاهوز حسن در این رابطه گفت: اردوغان تلاش میکند تا در میان خلق کورد اختلاف و دشمنی ایجاد کرده و حملات خود را مشروعیت بخشد. مسرور بارزانی باید بر این نکته وقوف داشته و در دام اردوغان نیفتد.
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
انتقاد شاهوز حسن از دیدار بارزانی: بارزانی نباید در دام اردوغان بیفتد شاهوز حسن در این رابطه گفت: اردوغان تلاش میکند تا در میان خلق کورد اختلاف و دشمنی ایجاد کرده و حملات خود را مشروعیت بخشد. مسرور بارزانی باید بر این نکته وقوف داشته و در دام اردوغان نیفتد.…
انتقاد شاهوز حسن از دیدار بارزانی: بارزانی نباید در دام اردوغان بیفتد
شاهوز حسن در این رابطه گفت: اردوغان تلاش میکند تا در میان خلق کورد اختلاف و دشمنی ایجاد کرده و حملات خود را مشروعیت بخشد. مسرور بارزانی باید بر این نکته وقوف داشته و در دام اردوغان نیفتد.
شاهوز حسن طی گفتگویی با خبرگزاری هاوار نیوز اعلام نمود که فراخوان و تلاشهای انجام شده در راستای اتحاد ملی خلق کورد بسیار حایز اهمیت هستند. شاهوز حسن در این رابطه گفت: اردوغان تلاش میکند تا در میان خلق کورد اختلاف و دشمنی ایجاد کرده و حملات خود را مشروعیت بخشد. مسرور بارزانی باید بر این نکته وقوف داشته و در دام اردوغان نیفتد.
شاهوز حسن ریاست مشترک حزب اتحاد دمکراتیک (پ.ی.د) تحولات اخیر در کوردستان را در رابطه با حملات اشغالگرانه ترکیه و کمیته قانون اساسی سوریه با خبرگزاری هاوار ارزیابی کرد.
ارتش اشغالگر ترک حملات خود را در مناطق شمال-شرق سوریه، نواحی باشور کوردستان ادامه میدهد، از سوی دیگر دستگیری سیاستمداران در باکور کوردستان نیز همچنان ادامه دارد. شما این حملات را چگونه ارزیابی میکنید، چرا اشغالگری ترک موجودیت کوردها را همچنان مورد حمله قرار میدهد؟
این فرایند فرایندی طولانی است، دولت ترک و حکومت آن ذهنیت فاشیستی را ادامه میدهد و موجودیت کوردها را هدف قرار میدهد. تصور میکند که مشکلات آن با از میان برداشتن خلق کورد حل میشوند. این تصور اشتباهی تاریخی است که حکومت موجود نسبت به ان اقدام نموده است. حملات انجام شده میان پردههای استراتژیکی هستند که بر تمامی منطقه تاثیرگذار هستند. در این رابطه خلق کورد مبارزه نموده علیه سیاستهای انکار مبتنی اشغالگری دولت ترک قرار گرفته است. مقاومت کنونی در مناطق روژآوا و شمال-شرق سوریه اکنون در بالاترین سطح آن قرار دارد. خلق کورد مقاومت خود را در راستای آزادی و صلح به جهانیان نشان داده است. ذهنیت ترکیه بر ذهنیت فاشیستی متکی بوده و سیاستهای نابودگرانه و تغییر دموگرافی منطقه علیه خلقمان را به کار میبندد.
مسئلهای که امروز عیان شده است پیگیری سیاست نابودی خلق کورد از سوی سیستمهای دیکتاتوری است. سیاستی که دولت اشغالگر ترک بر کوردستان اعمال مینماید در مسیر حل نا آرامیها و بی ثباتیهای موجود نیست. خلق کورد نیز با مقاومت و مبارزه طولانی مدت خود به این مرحله رسیده است. علیرفم فرایند در جریان کنونی و شرایط دشوار، به رغم حملات سبعانه و سیاستهای انکارگرانه علیه ما، خلقمان مقاومتی قهرمانانه را رهبری میکند. این مقاومت برای دستیابی به سرافرازی بوده و در تمامی جهان نیز طنین انداز شده است. ما بر این باور هستیم که خلقمان به پیروزی دست خواهد یافت، تاریخ ثابت کرده است که ذهنیت دیکتاتوری در مقابل اراده آزاد خلق مقاوم به پیروزی دست نخواهد یافت.
به منظور دستیابی به اتحاد کوردها و کوردستان، فراخوانها و تلاشهای فراوانی انجام شدهاند. در خارج از میهن نیز روشنفکران و هنرمندان نیز برای دستیابی به اتحاد صفوف کوردها، اقدامات جدیدی را آغاز کردهاند. شما این اقدامات را چگونه ارزیابی میکنید؟
در فراخوانهایی که برای اتحاد کوردها منتشر میشوند معلوم شده است که خلق کورد در مقطع بسیار حساس و سرنوشت سازی قرار گرفته است. سرنوشت خلقمان اکنون در حال رقم خوردن است. برای تحقق اتحاد کوردها باید تمامی احزاب و نیروهای سیاسی متحد شده و فراخوان خلق را مبنی بر یکی کردن گفتمان و اتحاد صفوف در چارچوب مقاومت شرف و سرافرازی عملی نمایند. باید نیروها و احزاب سیاسی به صدای منطقی اتحاد شمال، جنوب، روژآوا و روژهلات گوش فرا دهند.
فراخوانهای منتشر شده از سوی نیروهای سوریه دمکراتیک و از سوی روشنفکران و هنرمندان در خارج از میهن، بسیار مهم هستند، این فراخوان نشان میدهد که اتحاد ملی نیازی اساسی و حیاتی برای خلق کورد بوده و باید اختلافات و نگرشهای مختلف سیاسی در مواجهه با اتحاد ملی به مانعی تبدیل نشوند. لازم است که همگان منافع خلق در مقایسه با منافع شخصی، حزبی و خانوادگی در ارجحیت قرار دهند.
در کوردستان نیز برای اتحاد کورد اقداماتی انجام شد، ما میبینیم که اشغالگری ترک حملات خود را افزایش داده است، از سوی دیگر تلاش میکنند تا طرفهای دیگری را به عنوان نمایندگان خلق کورد نشان داده و از این طریق حملات خود را بر شمال-شرق سوریه مشروعیت ببخشند. برخی دیگر از نیروها و احزاب نیز تلاش دارند تا خلق کورد را به ترور متهم نمایند. به نظر شما دلیل دیدار اخیر مسرور بارزانی از ترکیه و اهداف سیاستهای ترکیه علیه خلق کورد چیست؟
میخواهیم قبل از هر نکتهای به این مسئله اشاره نمایم که ذهنیت فاشیست ترک با مقاومت خلقمان در آستانه شکست قرار گرفته است. پروژهای که اردوغان مطرح کرده است نیز از سوی دولتهای جهانی و اروپایی و نیز خلق ما با مقاومت مورد پذیرش قرار نمیگیرد. تنها دولت قطر است که از پروژه ارد
شاهوز حسن در این رابطه گفت: اردوغان تلاش میکند تا در میان خلق کورد اختلاف و دشمنی ایجاد کرده و حملات خود را مشروعیت بخشد. مسرور بارزانی باید بر این نکته وقوف داشته و در دام اردوغان نیفتد.
شاهوز حسن طی گفتگویی با خبرگزاری هاوار نیوز اعلام نمود که فراخوان و تلاشهای انجام شده در راستای اتحاد ملی خلق کورد بسیار حایز اهمیت هستند. شاهوز حسن در این رابطه گفت: اردوغان تلاش میکند تا در میان خلق کورد اختلاف و دشمنی ایجاد کرده و حملات خود را مشروعیت بخشد. مسرور بارزانی باید بر این نکته وقوف داشته و در دام اردوغان نیفتد.
شاهوز حسن ریاست مشترک حزب اتحاد دمکراتیک (پ.ی.د) تحولات اخیر در کوردستان را در رابطه با حملات اشغالگرانه ترکیه و کمیته قانون اساسی سوریه با خبرگزاری هاوار ارزیابی کرد.
ارتش اشغالگر ترک حملات خود را در مناطق شمال-شرق سوریه، نواحی باشور کوردستان ادامه میدهد، از سوی دیگر دستگیری سیاستمداران در باکور کوردستان نیز همچنان ادامه دارد. شما این حملات را چگونه ارزیابی میکنید، چرا اشغالگری ترک موجودیت کوردها را همچنان مورد حمله قرار میدهد؟
این فرایند فرایندی طولانی است، دولت ترک و حکومت آن ذهنیت فاشیستی را ادامه میدهد و موجودیت کوردها را هدف قرار میدهد. تصور میکند که مشکلات آن با از میان برداشتن خلق کورد حل میشوند. این تصور اشتباهی تاریخی است که حکومت موجود نسبت به ان اقدام نموده است. حملات انجام شده میان پردههای استراتژیکی هستند که بر تمامی منطقه تاثیرگذار هستند. در این رابطه خلق کورد مبارزه نموده علیه سیاستهای انکار مبتنی اشغالگری دولت ترک قرار گرفته است. مقاومت کنونی در مناطق روژآوا و شمال-شرق سوریه اکنون در بالاترین سطح آن قرار دارد. خلق کورد مقاومت خود را در راستای آزادی و صلح به جهانیان نشان داده است. ذهنیت ترکیه بر ذهنیت فاشیستی متکی بوده و سیاستهای نابودگرانه و تغییر دموگرافی منطقه علیه خلقمان را به کار میبندد.
مسئلهای که امروز عیان شده است پیگیری سیاست نابودی خلق کورد از سوی سیستمهای دیکتاتوری است. سیاستی که دولت اشغالگر ترک بر کوردستان اعمال مینماید در مسیر حل نا آرامیها و بی ثباتیهای موجود نیست. خلق کورد نیز با مقاومت و مبارزه طولانی مدت خود به این مرحله رسیده است. علیرفم فرایند در جریان کنونی و شرایط دشوار، به رغم حملات سبعانه و سیاستهای انکارگرانه علیه ما، خلقمان مقاومتی قهرمانانه را رهبری میکند. این مقاومت برای دستیابی به سرافرازی بوده و در تمامی جهان نیز طنین انداز شده است. ما بر این باور هستیم که خلقمان به پیروزی دست خواهد یافت، تاریخ ثابت کرده است که ذهنیت دیکتاتوری در مقابل اراده آزاد خلق مقاوم به پیروزی دست نخواهد یافت.
به منظور دستیابی به اتحاد کوردها و کوردستان، فراخوانها و تلاشهای فراوانی انجام شدهاند. در خارج از میهن نیز روشنفکران و هنرمندان نیز برای دستیابی به اتحاد صفوف کوردها، اقدامات جدیدی را آغاز کردهاند. شما این اقدامات را چگونه ارزیابی میکنید؟
در فراخوانهایی که برای اتحاد کوردها منتشر میشوند معلوم شده است که خلق کورد در مقطع بسیار حساس و سرنوشت سازی قرار گرفته است. سرنوشت خلقمان اکنون در حال رقم خوردن است. برای تحقق اتحاد کوردها باید تمامی احزاب و نیروهای سیاسی متحد شده و فراخوان خلق را مبنی بر یکی کردن گفتمان و اتحاد صفوف در چارچوب مقاومت شرف و سرافرازی عملی نمایند. باید نیروها و احزاب سیاسی به صدای منطقی اتحاد شمال، جنوب، روژآوا و روژهلات گوش فرا دهند.
فراخوانهای منتشر شده از سوی نیروهای سوریه دمکراتیک و از سوی روشنفکران و هنرمندان در خارج از میهن، بسیار مهم هستند، این فراخوان نشان میدهد که اتحاد ملی نیازی اساسی و حیاتی برای خلق کورد بوده و باید اختلافات و نگرشهای مختلف سیاسی در مواجهه با اتحاد ملی به مانعی تبدیل نشوند. لازم است که همگان منافع خلق در مقایسه با منافع شخصی، حزبی و خانوادگی در ارجحیت قرار دهند.
در کوردستان نیز برای اتحاد کورد اقداماتی انجام شد، ما میبینیم که اشغالگری ترک حملات خود را افزایش داده است، از سوی دیگر تلاش میکنند تا طرفهای دیگری را به عنوان نمایندگان خلق کورد نشان داده و از این طریق حملات خود را بر شمال-شرق سوریه مشروعیت ببخشند. برخی دیگر از نیروها و احزاب نیز تلاش دارند تا خلق کورد را به ترور متهم نمایند. به نظر شما دلیل دیدار اخیر مسرور بارزانی از ترکیه و اهداف سیاستهای ترکیه علیه خلق کورد چیست؟
میخواهیم قبل از هر نکتهای به این مسئله اشاره نمایم که ذهنیت فاشیست ترک با مقاومت خلقمان در آستانه شکست قرار گرفته است. پروژهای که اردوغان مطرح کرده است نیز از سوی دولتهای جهانی و اروپایی و نیز خلق ما با مقاومت مورد پذیرش قرار نمیگیرد. تنها دولت قطر است که از پروژه ارد
گذار دموکراتیک
انتقاد شاهوز حسن از دیدار بارزانی: بارزانی نباید در دام اردوغان بیفتد شاهوز حسن در این رابطه گفت: اردوغان تلاش میکند تا در میان خلق کورد اختلاف و دشمنی ایجاد کرده و حملات خود را مشروعیت بخشد. مسرور بارزانی باید بر این نکته وقوف داشته و در دام اردوغان نیفتد.…
وغان حمایت میکند. اکنون اردوغان تنها مانده است، در حملات خود علیه خلقمان از سوی کشورهای دیگر جهان مورد پشتیبانی قرار نگرفت. اردوغان اکنون تلاش دارد تا حملات خود را مشروعیت ببخشد و نیروهای نزدیک به خود را مانند قطر و بخشی از حکومت لیبی را در این راستا به خود همراه سازد. همچنین اردوغان از طریق دعوتهای اخیر خود تلاش میکند که صداهای خلق را خفه کند و مشروعیت سیاسی خلق ما را منکوب نماید، به همین دلیل حکومت کوردستان و آقای مسرور بارزانی باید نسبت به این اقدامات ترکیه واقف بوده و در دام اردوغان نیفتند.
در روزهای اخیر کمیتهای برای بازنویسی قانون اساسی سوریه تاسیس شده است، عناصر تشکیل دهنده شمال-شرق سوریه به این کمیته دعوت نشدهاند، گفته میشود که این کمیته هم اکنون منحل یا دچار انحلال شده است، چرا شما به این کمیته دعوت نشدهاید و چرا این کمیته به موفقیت دست نیافته است؟
عدم دعوت از عناصر تشکیل دهنده شمال-شرق سوریه به کمیته بازنویسی قانون اساسی و منحل شدن این کمیته با یکدیگر رابطه دارند. حل بیثباتیهای سوریه به شیوهای سیاسی باید بر اساس اراده خلق سوریه باشد، همه اینگونه میگویند اما در عمل چنین مسئلهای وجود ندارد.
پیش از برگزاری نشست کمیته قانونی اساسی و علیرغم عدم دعوت پترسون از دولتهای ایران، روسیه و ترکیه، این دولتها به ژنو عزیمت کردند؛ این دولتها بیانیهای را در حمایت از کمیته قانون اساسی منتشر کردند. همه براین نکته واقف هستند که هر سه کشور در تداوم بیثباتیهای سوریه تاثیرگذار هستند و انتشار بیانیه حمایتی از کمیته قانون اساسی مشخص ساخت که راه حل تنشهای سوریه باید بر مبنای منافع آنان باشد؛ دلیل ایجاد ممانعت آنان از دست یابی به راه حلی برای سوریه را نیز باید در همین راستا ارزیابی کرد.
در این رابطه عدم دعوت عناصر شمال-شرق سوریه و نیروهای دمکراتیک از این کمیته نشانهای است مبنی بر عدم دستیابی به راه حلی برای بی ثباتیهای سوریه؛ زیرا از یک سوی رژیم سوریه با ذهنیت ملت پرست و اقتدارگرا و از سوی دیگر اخوان المسلمین که مورد حمایت سوریه بوده و در نا آرامیهای سوریه سیمای حقیقی آنها عیان گردید، در این کمیته حضور دارند. خصوصا که اخوان المسلمین بنیاد تمامی تبهکارانی است که از ترکیه حمایت میشوند و اهداف این کشور را در سوریه عملی مینمایند، به همین دلیل حل نا آرامیهای سوریه از طریق تشکیل کمیتههایی از این دست غیر ممکن است.
مشارکت ندادن عناصر شمال-شرق سوریه که برای آزادی و دمکراسی مبارزه میکنند و در مقابله با داعش به نبرد پرداختهاند، از اشتباهات بزرگ به شمار میرود. همه بر این نکته واقف هستند که از سازمان ملل متحد گرفته تا تضمین کنندگان نشست آستانه و نشستهای کوچک بر این منوال بوده اند. کسانی که خواهان حل نا آرامیهای سوریه هستند باید نمایندگان تمامی سوریها بوده و باید اراده آزاد خلق سوریه، بدور از مداخلات خارجی مبنای راه حل قرار بگیرد.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
در روزهای اخیر کمیتهای برای بازنویسی قانون اساسی سوریه تاسیس شده است، عناصر تشکیل دهنده شمال-شرق سوریه به این کمیته دعوت نشدهاند، گفته میشود که این کمیته هم اکنون منحل یا دچار انحلال شده است، چرا شما به این کمیته دعوت نشدهاید و چرا این کمیته به موفقیت دست نیافته است؟
عدم دعوت از عناصر تشکیل دهنده شمال-شرق سوریه به کمیته بازنویسی قانون اساسی و منحل شدن این کمیته با یکدیگر رابطه دارند. حل بیثباتیهای سوریه به شیوهای سیاسی باید بر اساس اراده خلق سوریه باشد، همه اینگونه میگویند اما در عمل چنین مسئلهای وجود ندارد.
پیش از برگزاری نشست کمیته قانونی اساسی و علیرغم عدم دعوت پترسون از دولتهای ایران، روسیه و ترکیه، این دولتها به ژنو عزیمت کردند؛ این دولتها بیانیهای را در حمایت از کمیته قانون اساسی منتشر کردند. همه براین نکته واقف هستند که هر سه کشور در تداوم بیثباتیهای سوریه تاثیرگذار هستند و انتشار بیانیه حمایتی از کمیته قانون اساسی مشخص ساخت که راه حل تنشهای سوریه باید بر مبنای منافع آنان باشد؛ دلیل ایجاد ممانعت آنان از دست یابی به راه حلی برای سوریه را نیز باید در همین راستا ارزیابی کرد.
در این رابطه عدم دعوت عناصر شمال-شرق سوریه و نیروهای دمکراتیک از این کمیته نشانهای است مبنی بر عدم دستیابی به راه حلی برای بی ثباتیهای سوریه؛ زیرا از یک سوی رژیم سوریه با ذهنیت ملت پرست و اقتدارگرا و از سوی دیگر اخوان المسلمین که مورد حمایت سوریه بوده و در نا آرامیهای سوریه سیمای حقیقی آنها عیان گردید، در این کمیته حضور دارند. خصوصا که اخوان المسلمین بنیاد تمامی تبهکارانی است که از ترکیه حمایت میشوند و اهداف این کشور را در سوریه عملی مینمایند، به همین دلیل حل نا آرامیهای سوریه از طریق تشکیل کمیتههایی از این دست غیر ممکن است.
مشارکت ندادن عناصر شمال-شرق سوریه که برای آزادی و دمکراسی مبارزه میکنند و در مقابله با داعش به نبرد پرداختهاند، از اشتباهات بزرگ به شمار میرود. همه بر این نکته واقف هستند که از سازمان ملل متحد گرفته تا تضمین کنندگان نشست آستانه و نشستهای کوچک بر این منوال بوده اند. کسانی که خواهان حل نا آرامیهای سوریه هستند باید نمایندگان تمامی سوریها بوده و باید اراده آزاد خلق سوریه، بدور از مداخلات خارجی مبنای راه حل قرار بگیرد.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
زینب جلالیان به سرکوبشدگان اعتراضات مردمی؛ با بند بند وجودم با شما همدردم
زینب جلالیان، زندانی سیاسی کُرد محبوس در زندان خوی با انتشار نامهای با سرکوبشدگان اعتراضات مردمی در ایران و کردستان ابراز همدردی کرد. وی در این نامه نوشته است که مسئولان جمهوری اسلامی با گلوله به پیشواز اعتراض مردم بیگناه میروند و همزمان با آشوبگر خواندن مردم سعی در تحریف اذهان عمومی دارند.
🆔 @GozarDemocratic
زینب جلالیان، زندانی سیاسی کُرد محبوس در زندان خوی با انتشار نامهای با سرکوبشدگان اعتراضات مردمی در ایران و کردستان ابراز همدردی کرد. وی در این نامه نوشته است که مسئولان جمهوری اسلامی با گلوله به پیشواز اعتراض مردم بیگناه میروند و همزمان با آشوبگر خواندن مردم سعی در تحریف اذهان عمومی دارند.
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
زینب جلالیان به سرکوبشدگان اعتراضات مردمی؛ با بند بند وجودم با شما همدردم زینب جلالیان، زندانی سیاسی کُرد محبوس در زندان خوی با انتشار نامهای با سرکوبشدگان اعتراضات مردمی در ایران و کردستان ابراز همدردی کرد. وی در این نامه نوشته است که مسئولان جمهوری…
زینب جلالیان به سرکوبشدگان اعتراضات مردمی؛ با بند بند وجودم با شما همدردم
زینب جلالیان، زندانی سیاسی کُرد محبوس در زندان خوی با انتشار نامهای با سرکوبشدگان اعتراضات مردمی در ایران و کردستان ابراز همدردی کرد. وی در این نامه نوشته است که مسئولان جمهوری اسلامی با گلوله به پیشواز اعتراض مردم بیگناه میروند و همزمان با آشوبگر خواندن مردم سعی در تحریف اذهان عمومی دارند.
متن کامل این نامه که جهت انتظار در اختبار شبکه حقوق بشر کردستان قرار گرفته است در ادامه میآید:
دولت تکفکر هزارچهره جمهوری اسلامی همچنان فریاد آزادیخواهی ایرانیان را با گلوله جواب داده است، اما تاریخ این را نشان داده است که هیچ گلولهای نمیتواند فریاد برحق مردم ایران را سرکوب و خاموش بکند.
من دو هفته است که به دلیل شرایط زندان تنها از طریق رسانههای جمهوری اسلامی در جریان اخبار اعتراضات سراسری این مدت بودهام، در این مدت بارها دیدم که چطور مسئولین جمهوری اسلامی با بیشرمی تمام در رسانههایشان اعلام کردند که تظاهراتکنندگان ایرانی نیستند و با عوض کردن صورتمساله سعی در انحراف افکار عمومی از مساله اصلی دارند که سالها انکارش میکنند.
متاسفانه مسئولین جمهوری اسلامی از سال ۸۸ تا به حال به مردم معترض ایران که چندین بار برای طرح مطالبات برحق خود به خیابانها آمدهاند، برچسپهای بیشرمانهای مانند آشوبگر و داعشی و غیرخودی زدهاند.
این مسئولین تکلیفشان با خوشان معلوم نیست، یک بار میگویند حق مردم است که اعتراض کنند اما نه مردم ایران بلکه مردم کشورهای دیگر، و زمانی که مردم به خیابانهای میآیند با باتوم و دستبند و زندانیکردن و از همه اینها دردناکتر با گلولهباران کردن مردم بیگناه به پیشواز آنها میروند. مردمی که به خاطر شرایط سخت زندگیشان و بهتر شدن این وضعیت فریاد زدهاند اما با گلوله جمهوری اسلامی روبرو شدهاند. بدبختانه مسئولین جمهوری اسلامی نمیخواهند باور بکنند که الان قرن ۲۱ است و نمیشود با جهالت و خرافات، ریا و دروغ بر مردم حکومت کرد.
من به خاطر آن کسانی که در این تظاهراتها بازداشت و شکنجه شدهاند و به خصوص کسانی که جانشان را از دست دادهاند بسیار غمگین و متاثر هستم، بطوریکه این غم بزرگ هرگز از دلهای ما پاک نخواهد شد. من با بند بند وجودم با شما همدردم، چون از سال ۸۶ تا به حال به خاطر آزادی، عدالت و برابری در زندان این ستمگران بهسر میبرم. اما درد من این نیست، درد من از دست دادان عزیزانیست که دیگر فریاد آزادیخواهیشان را نخواهم شنید و هرگز آنها را نخواهیم دید، تنها به این دلیل که با این حکومت خونخوار همراه نشدهاند و با افتخار و سربلندی جان عزیز خویش را فدای آرمانهای آزادیخواهانه کردهاند.
ما تا زمانی که نفس میکشیم نمیگذاریم خون این جوانان پایمال بشود. من هم تا رسیدن به پیروزی در جبهه زحمتکشان و علیه ظالمان خواهم بود.
بدرود
زینب جلالیان
آذرماه ۱۳۹۸، زندان خوی
http://kurdistanhumanrights.net/fa/?p=10839
🆔 @GozarDemocratic
زینب جلالیان، زندانی سیاسی کُرد محبوس در زندان خوی با انتشار نامهای با سرکوبشدگان اعتراضات مردمی در ایران و کردستان ابراز همدردی کرد. وی در این نامه نوشته است که مسئولان جمهوری اسلامی با گلوله به پیشواز اعتراض مردم بیگناه میروند و همزمان با آشوبگر خواندن مردم سعی در تحریف اذهان عمومی دارند.
متن کامل این نامه که جهت انتظار در اختبار شبکه حقوق بشر کردستان قرار گرفته است در ادامه میآید:
دولت تکفکر هزارچهره جمهوری اسلامی همچنان فریاد آزادیخواهی ایرانیان را با گلوله جواب داده است، اما تاریخ این را نشان داده است که هیچ گلولهای نمیتواند فریاد برحق مردم ایران را سرکوب و خاموش بکند.
من دو هفته است که به دلیل شرایط زندان تنها از طریق رسانههای جمهوری اسلامی در جریان اخبار اعتراضات سراسری این مدت بودهام، در این مدت بارها دیدم که چطور مسئولین جمهوری اسلامی با بیشرمی تمام در رسانههایشان اعلام کردند که تظاهراتکنندگان ایرانی نیستند و با عوض کردن صورتمساله سعی در انحراف افکار عمومی از مساله اصلی دارند که سالها انکارش میکنند.
متاسفانه مسئولین جمهوری اسلامی از سال ۸۸ تا به حال به مردم معترض ایران که چندین بار برای طرح مطالبات برحق خود به خیابانها آمدهاند، برچسپهای بیشرمانهای مانند آشوبگر و داعشی و غیرخودی زدهاند.
این مسئولین تکلیفشان با خوشان معلوم نیست، یک بار میگویند حق مردم است که اعتراض کنند اما نه مردم ایران بلکه مردم کشورهای دیگر، و زمانی که مردم به خیابانهای میآیند با باتوم و دستبند و زندانیکردن و از همه اینها دردناکتر با گلولهباران کردن مردم بیگناه به پیشواز آنها میروند. مردمی که به خاطر شرایط سخت زندگیشان و بهتر شدن این وضعیت فریاد زدهاند اما با گلوله جمهوری اسلامی روبرو شدهاند. بدبختانه مسئولین جمهوری اسلامی نمیخواهند باور بکنند که الان قرن ۲۱ است و نمیشود با جهالت و خرافات، ریا و دروغ بر مردم حکومت کرد.
من به خاطر آن کسانی که در این تظاهراتها بازداشت و شکنجه شدهاند و به خصوص کسانی که جانشان را از دست دادهاند بسیار غمگین و متاثر هستم، بطوریکه این غم بزرگ هرگز از دلهای ما پاک نخواهد شد. من با بند بند وجودم با شما همدردم، چون از سال ۸۶ تا به حال به خاطر آزادی، عدالت و برابری در زندان این ستمگران بهسر میبرم. اما درد من این نیست، درد من از دست دادان عزیزانیست که دیگر فریاد آزادیخواهیشان را نخواهم شنید و هرگز آنها را نخواهیم دید، تنها به این دلیل که با این حکومت خونخوار همراه نشدهاند و با افتخار و سربلندی جان عزیز خویش را فدای آرمانهای آزادیخواهانه کردهاند.
ما تا زمانی که نفس میکشیم نمیگذاریم خون این جوانان پایمال بشود. من هم تا رسیدن به پیروزی در جبهه زحمتکشان و علیه ظالمان خواهم بود.
بدرود
زینب جلالیان
آذرماه ۱۳۹۸، زندان خوی
http://kurdistanhumanrights.net/fa/?p=10839
🆔 @GozarDemocratic
KHRN
زینب جلالیان به سرکوبشدگان اعتراضات مردمی؛ با بند بند وجودم با شما همدردم | KHRN
زینب جلالیان، زندانی سیاسی کُرد محبوس در زندان خوی با انتشار نامهای با سرکوبشدگان اعتراضات سراسری در ایران و کردستان ابراز همدردی کرد. وی در این نامه نوشته است که مسئولان جمهوری اسلامی با گلوله به پیشواز اعتراض مردم بیگناه میروند و همزمان با آشوبگر خواندن…
Forwarded from ارتش سایبری گارد جاویدان ایران
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
♦️ئیمروژ سومین روژ مەراسم پرسە و سەەرەخوەشی کەسایەتی ناودار کورد، "شێرزادخان شیرزادی" خەڵک گیڵان سەر وە ئوستان کرماشان لە میلکان خوەی وە ڕیوە چی.
▪️دویەکە جنازەی ناوبریاگ لە مەراسمێگ بێ وێنە، وە بەشداری هزاران کەس لە خەڵک کورد و دوسەیلیان، وە خاک سپاریا.
@aryentvnews
▪️دویەکە جنازەی ناوبریاگ لە مەراسمێگ بێ وێنە، وە بەشداری هزاران کەس لە خەڵک کورد و دوسەیلیان، وە خاک سپاریا.
@aryentvnews
Forwarded from اتچ بات
⚡️ آرزوي حياتي آزادانه براي باورداشتها و خلقمان در كرماشان
با كمال تأسف و تأثر در درگذشت جناب «شيرزادخان شيزادي»، رئيس ايل كلهر، درگذشت آن بزرگوار را به خانواده محترمشان، ايل كلهر و خلقكورد تسليت عرض ميكنيم و همچو «كميته باورداشتهاي كودار» درپي درگذشت ايشان آرزوي صبوري در راه حيات شرافتمندانه و آزاد براي خلقمان در كوردستان بويژه در خطه كرماشان مسئلت داريم.
با كمال تأسف و تأثر در درگذشت جناب «شيرزادخان شيزادي»، رئيس ايل كلهر، درگذشت آن بزرگوار را به خانواده محترمشان، ايل كلهر و خلقكورد تسليت عرض ميكنيم و همچو «كميته باورداشتهاي كودار» درپي درگذشت ايشان آرزوي صبوري در راه حيات شرافتمندانه و آزاد براي خلقمان در كوردستان بويژه در خطه كرماشان مسئلت داريم.
صبر و بردباري جناب شيرزادي و ايل كلهر در پايداري براي تحقق حياتي لبريز از كرامت و سربلندي و داشتن جامعهاي سالم با فرهنگ غني خلقمان در كرماشان و مناطق خانقين، نمونه بارز ايستادگي و اسوه نيك حيات صحيح و زيبا بود و اميد ميرود اين طريق در مسير حفظ فرهنگ و حيات جامعه سالم، دموكراتيك، آگاه و بيدار پايدارتر گردد.
همچو «كميته باورداشتهاي» «جامعه دموكراتيك و آزاد شرق كوردستان(كودار)» بارديگر ضمن آرزوي صبوري بمناسبت درگذشت جناب شيرزادخان شيرزادي، خود را در طي مسير حيات مملو از كرامت و شرافت خلقمان سهيم و همگام ميدانيم و در راه تحقق آرزوهاي ميهندوستانه ايشان و ايل كلهر و خلقمان تا كسب حياتي آزادانه براي تمامي باورداشتها، ايلها و ملتهاي دموكراتيك از پاي نخواهيم نشست.
كميته باورداشتهاي #كودار
6-12-2019
https://t.me/joinchat/AAAAAEPfglh3P0aCVQR1HQ
با كمال تأسف و تأثر در درگذشت جناب «شيرزادخان شيزادي»، رئيس ايل كلهر، درگذشت آن بزرگوار را به خانواده محترمشان، ايل كلهر و خلقكورد تسليت عرض ميكنيم و همچو «كميته باورداشتهاي كودار» درپي درگذشت ايشان آرزوي صبوري در راه حيات شرافتمندانه و آزاد براي خلقمان در كوردستان بويژه در خطه كرماشان مسئلت داريم.
با كمال تأسف و تأثر در درگذشت جناب «شيرزادخان شيزادي»، رئيس ايل كلهر، درگذشت آن بزرگوار را به خانواده محترمشان، ايل كلهر و خلقكورد تسليت عرض ميكنيم و همچو «كميته باورداشتهاي كودار» درپي درگذشت ايشان آرزوي صبوري در راه حيات شرافتمندانه و آزاد براي خلقمان در كوردستان بويژه در خطه كرماشان مسئلت داريم.
صبر و بردباري جناب شيرزادي و ايل كلهر در پايداري براي تحقق حياتي لبريز از كرامت و سربلندي و داشتن جامعهاي سالم با فرهنگ غني خلقمان در كرماشان و مناطق خانقين، نمونه بارز ايستادگي و اسوه نيك حيات صحيح و زيبا بود و اميد ميرود اين طريق در مسير حفظ فرهنگ و حيات جامعه سالم، دموكراتيك، آگاه و بيدار پايدارتر گردد.
همچو «كميته باورداشتهاي» «جامعه دموكراتيك و آزاد شرق كوردستان(كودار)» بارديگر ضمن آرزوي صبوري بمناسبت درگذشت جناب شيرزادخان شيرزادي، خود را در طي مسير حيات مملو از كرامت و شرافت خلقمان سهيم و همگام ميدانيم و در راه تحقق آرزوهاي ميهندوستانه ايشان و ايل كلهر و خلقمان تا كسب حياتي آزادانه براي تمامي باورداشتها، ايلها و ملتهاي دموكراتيك از پاي نخواهيم نشست.
كميته باورداشتهاي #كودار
6-12-2019
https://t.me/joinchat/AAAAAEPfglh3P0aCVQR1HQ
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
⚡️ بیانیه جامعهی جوانان شرق کوردستان (KCR) به مناسبت شانزده آذر
تنها راه پیروزی، اتحاد و مقاومت است.
روز دانشجو، نماد مقاومت و حسابخواهی از ظالمان و مستبدان است. روزی که در آن، مردم تهران علیه خیانتهای شاه و دخالتهای سردمداران مدرنیته کاپیتالیستی، بپاخاسته و در برابر این اقدام مشروع خود، توسط دولت دستنشانده نظام سرمایهداری بهشدت سرکوب گشتند. در این دوره دانشجویانی که نارضایتی خود را از نظام حاکم نشان دادند، با سرکوب و حملات وحشیانه ارتش که ناشی از هراس آنان بود، مواجه شدند.
پس از انقلاب مردمی ایران، دولتی مستبد و قدرتمحور روی کار آمد که خود را مالک جان و مال مردم میدانست. تمامی ثروتهای این سرزمین را در راستای برقراری هژمونی خود غارت و تحت انحصار و کنترل خود درآوردند. حکومت فاسد پیشه در حالی به غارت ادامه میدهد که مردم ایران در میان فقر، بیکاری و مشکلات اجتماعی عمیقی قرار دارند. جوانانی که زمینه و شرایط شکوفایی استعداد و مشاغل برای آنان فراهم نگردیده و با مشکلات تحصیلی و معیشتی دستوپنجه نرم میکنند و بسیاری از آنان مجبور به ترک وطن گشتهاند، به دلیل سرخوردگی و عدم چارهیابی مسائل، ناخواسته بهسوی اعتیاد سوق داده میشوند.
دولت ایران از همان اوایل انقلاب مردمی با قبضه قدرت، سیاستهای یکدست نمودن جامعه را در اولویت قرار داد و با روشهای گوناگون آسمیلاسیون فرهنگی به جنگ خلقها، تنوعات فرهنگی و اتنیکی رفت. ملیت، فرهنگ، مذاهب و ارزشهای اجتماعی را نفی و با سرکوب مخالفین و مبارزات آزادیخواهانه مردم، مانع از هرگونه پیشرفت و توسعه اجتماعی شده است؛ در برابر چنین رویکردی خلقهای ایران همواره در برابر استبداد و ستم اعتراض خود را نشان داده و قیام نمودهاند.
نظام حاکم بر ایران با استثمار جامعه، تحمیل مذهب رسمی، تفرقهافکنی میان خلقها، فساد، دزدی، شکنجه و قتلعام، جنایات بسیاری را در همه نقاط ایران، مرتکب شد. اعتراضات اخیر مردمی که در ایران بهدلیل گرانی و فساد در دستگاه حاکمیت و دولت صورت گرفت، در واقع نشان از عدم مشروعیت نظام حاکم است و با چنین رویهای به روزهای پایانی خود نزدیک میشود.
امروزه جوانان و دانشجویان نیروهای همیشه آگاه و بیدار جامعه هستند و علیرغم تزویر، جنگ، شکنجه، قتلعام و همچنین ترس و وحشتی که رژیم ایران در جامعه ایجاد نموده، باید به وظایف تاریخی خود عمل نموده و در برابر این رژیم، سکوت ننموده و نظارهگر ظلم و جنایتهای این حاکمیت فاسد و دیکتاتور نباشند. جوانان و زنان، نیروی همیشه در صحنه و آزادیخواه جامعه هستند و با ایمان، همدلی، اتحاد و از همه مهمتر با ذهنیتی بهدوراز نژادپرستی و مذهبگرایی لازم است که تا دستیابی به اهداف و مطالبات خود به مبارزه و مقاومت ادامه دهند. بیگمان تنها راه پیروزی، اتحاد و مقاومت است. جمعیت جوانان شرق کردستان (KCR)، با توجه به حرکت در خطمشی آپوئی که مبتنی بر زندگی آزاد و برابر خلقها است، از مبارزات آزادیخواهانه خلقهای ایران حمایت میکند. سرنوشت جامعه توسط جوانان شجاع و آگاه تغییر خواهد نمود. رژیم ایران از بدو آغاز اعتراضات دانشجویی، همواره این اعتراضات را سرکوب نموده و سعی در ضعیفه نمودن جامعه بهویژه زنان و جوانان است. جوانان و زنان با سازماندهی و کسب آگاهی، میتوانند در عرصه مبارزات علیه رژیم نقش پیشاهنگ و تعیینکننده داشته باشند. زمان قیام علیه استبداد و ستم و برقراری دموکراسی و بسترهای زندگی مسالمتآمیز خلقها فرارسیده است.
جامعهی جوانان شرق کوردستان (#KCR)
6/12/2019
https://t.me/joinchat/AAAAAEPfglh3P0aCVQR1HQ
تنها راه پیروزی، اتحاد و مقاومت است.
روز دانشجو، نماد مقاومت و حسابخواهی از ظالمان و مستبدان است. روزی که در آن، مردم تهران علیه خیانتهای شاه و دخالتهای سردمداران مدرنیته کاپیتالیستی، بپاخاسته و در برابر این اقدام مشروع خود، توسط دولت دستنشانده نظام سرمایهداری بهشدت سرکوب گشتند. در این دوره دانشجویانی که نارضایتی خود را از نظام حاکم نشان دادند، با سرکوب و حملات وحشیانه ارتش که ناشی از هراس آنان بود، مواجه شدند.
پس از انقلاب مردمی ایران، دولتی مستبد و قدرتمحور روی کار آمد که خود را مالک جان و مال مردم میدانست. تمامی ثروتهای این سرزمین را در راستای برقراری هژمونی خود غارت و تحت انحصار و کنترل خود درآوردند. حکومت فاسد پیشه در حالی به غارت ادامه میدهد که مردم ایران در میان فقر، بیکاری و مشکلات اجتماعی عمیقی قرار دارند. جوانانی که زمینه و شرایط شکوفایی استعداد و مشاغل برای آنان فراهم نگردیده و با مشکلات تحصیلی و معیشتی دستوپنجه نرم میکنند و بسیاری از آنان مجبور به ترک وطن گشتهاند، به دلیل سرخوردگی و عدم چارهیابی مسائل، ناخواسته بهسوی اعتیاد سوق داده میشوند.
دولت ایران از همان اوایل انقلاب مردمی با قبضه قدرت، سیاستهای یکدست نمودن جامعه را در اولویت قرار داد و با روشهای گوناگون آسمیلاسیون فرهنگی به جنگ خلقها، تنوعات فرهنگی و اتنیکی رفت. ملیت، فرهنگ، مذاهب و ارزشهای اجتماعی را نفی و با سرکوب مخالفین و مبارزات آزادیخواهانه مردم، مانع از هرگونه پیشرفت و توسعه اجتماعی شده است؛ در برابر چنین رویکردی خلقهای ایران همواره در برابر استبداد و ستم اعتراض خود را نشان داده و قیام نمودهاند.
نظام حاکم بر ایران با استثمار جامعه، تحمیل مذهب رسمی، تفرقهافکنی میان خلقها، فساد، دزدی، شکنجه و قتلعام، جنایات بسیاری را در همه نقاط ایران، مرتکب شد. اعتراضات اخیر مردمی که در ایران بهدلیل گرانی و فساد در دستگاه حاکمیت و دولت صورت گرفت، در واقع نشان از عدم مشروعیت نظام حاکم است و با چنین رویهای به روزهای پایانی خود نزدیک میشود.
امروزه جوانان و دانشجویان نیروهای همیشه آگاه و بیدار جامعه هستند و علیرغم تزویر، جنگ، شکنجه، قتلعام و همچنین ترس و وحشتی که رژیم ایران در جامعه ایجاد نموده، باید به وظایف تاریخی خود عمل نموده و در برابر این رژیم، سکوت ننموده و نظارهگر ظلم و جنایتهای این حاکمیت فاسد و دیکتاتور نباشند. جوانان و زنان، نیروی همیشه در صحنه و آزادیخواه جامعه هستند و با ایمان، همدلی، اتحاد و از همه مهمتر با ذهنیتی بهدوراز نژادپرستی و مذهبگرایی لازم است که تا دستیابی به اهداف و مطالبات خود به مبارزه و مقاومت ادامه دهند. بیگمان تنها راه پیروزی، اتحاد و مقاومت است. جمعیت جوانان شرق کردستان (KCR)، با توجه به حرکت در خطمشی آپوئی که مبتنی بر زندگی آزاد و برابر خلقها است، از مبارزات آزادیخواهانه خلقهای ایران حمایت میکند. سرنوشت جامعه توسط جوانان شجاع و آگاه تغییر خواهد نمود. رژیم ایران از بدو آغاز اعتراضات دانشجویی، همواره این اعتراضات را سرکوب نموده و سعی در ضعیفه نمودن جامعه بهویژه زنان و جوانان است. جوانان و زنان با سازماندهی و کسب آگاهی، میتوانند در عرصه مبارزات علیه رژیم نقش پیشاهنگ و تعیینکننده داشته باشند. زمان قیام علیه استبداد و ستم و برقراری دموکراسی و بسترهای زندگی مسالمتآمیز خلقها فرارسیده است.
جامعهی جوانان شرق کوردستان (#KCR)
6/12/2019
https://t.me/joinchat/AAAAAEPfglh3P0aCVQR1HQ
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
⚡️ «اتحاد كوردها كليد اتحاد خلقهاي آزاديخواه خاورميانه است»
با توجه به اينكه دشمنان ملت كورد كوردستان را به مركز «جنگ جهاني سوم» قراردادهاند، خلقهاي كوردستان، در رأس همگان خلق كورد با خطر نسلكشي، اشغال و تجزيه كامل روبروست. براي مبارزه با اين موج پرمخاطره قدرتهاي جهاني و منطقهاي، وظيفه هر فرد كورد و خلقهاي كوردستان و حتي خاورميانه از عرب گرفته تا فارس و ترك آزاديخواه و دموكرات در راهپيمايي پرشكوه و عظيم فردا در سراسر شهرهاي اروپا شركت بعملآورند.
با توجه به اينكه دشمنان ملت كورد كوردستان را به مركز «جنگ جهاني سوم» قراردادهاند، خلقهاي كوردستان، در رأس همگان خلق كورد با خطر نسلكشي، اشغال و تجزيه كامل روبروست. براي مبارزه با اين موج پرمخاطره قدرتهاي جهاني و منطقهاي، وظيفه هر فرد كورد و خلقهاي كوردستان و حتي خاورميانه از عرب گرفته تا فارس و ترك آزاديخواه و دموكرات در راهپيمايي پرشكوه و عظيم فردا در سراسر شهرهاي اروپا شركت بعملآورند.
«كنگره ملي كوردستان(ك.ن.ك)» بنا به وظيفه سياسي و انساني خويش پيشاهنگي كرده و زنجيره باشكوه راهپيماييها در سراسر شهرهاي اروپا را اعلام كرده. در برهه سياسي كنوني وظايف ملي و انساني هر فرد در خاورميانه بويژه فردفرد كورد اين است كه متوجه عمق بحرانهاي جانكاه خاورميانه و كوردستان باشند و براي رهايي از اين جنگ و غارت و كشتار بهپاخيزند. بر همگان عيان است كه كوردستان به اين دليل به مركز ثقل تحولات خاورميانه مبدل گشته چون خلق بيدارمان متوجه موجوديت نقشآفرين خويش شده و با فرايند «رنسانس كورد» روياروست كه قطعيقين بايد با ذهنيتي دموكراتيك، وظايفش را در قبال رسيدن به حياتي زيبا و آزاد بجايآورد. باشد كه آفتاب آزادي كوردستان و خاورميانه از بام كوردستانزمين برآيد و جهان تاريك و جنگزده را از چنگال نسلكشي قرونوسطايي برهاند. با تعهد خلقمان براي انجام اين وظايف انساني، مسلما كسب آزادي ملتها در دست ستمگران و جنگافروزان رهانخواهد شد و اين اميد بيش از پيش در وجود خلقهاي تحت ستم تقويت گشته.
همچو «جامعه دموكراتيك و آزاد شرق كوردستان(كودار)» ضمن اعلام پشتيباني از راهپيمايي اتحاد ملي، از تمامي خلقها بويژه خلقهاي ايراني و در رأس آنها خلق كورد مقيم اروپا ميخواهيم با حضور پرشور و غيرتمند خويش در راهپيمايي 7 دسامبر مشاركت نموده و به مبارزه آزاديخواهي خويش شكوه و عظمت ببخشد. بر اين باوريم كه «اتحاد كوردها كليد اتحاد خلقهاي آزاديخواه خاورميانه است» و هر فرد كورد بخوبي بر وظايف خويش در قبال رنسانس كورد واقف است و با مبارزات نستوه خويش آزادي را به خلقهاي خاورميانه هديه خواهدداد و اثبات خواهد كرد كه پيشاهنگ دورهاي از حيات دموكراتيك ميباشد.
جامعه دموكراتيك و آزاد شرق كوردستان- #كودار
6/12/2019
https://t.me/joinchat/AAAAAEPfglh3P0aCVQR1HQ
با توجه به اينكه دشمنان ملت كورد كوردستان را به مركز «جنگ جهاني سوم» قراردادهاند، خلقهاي كوردستان، در رأس همگان خلق كورد با خطر نسلكشي، اشغال و تجزيه كامل روبروست. براي مبارزه با اين موج پرمخاطره قدرتهاي جهاني و منطقهاي، وظيفه هر فرد كورد و خلقهاي كوردستان و حتي خاورميانه از عرب گرفته تا فارس و ترك آزاديخواه و دموكرات در راهپيمايي پرشكوه و عظيم فردا در سراسر شهرهاي اروپا شركت بعملآورند.
با توجه به اينكه دشمنان ملت كورد كوردستان را به مركز «جنگ جهاني سوم» قراردادهاند، خلقهاي كوردستان، در رأس همگان خلق كورد با خطر نسلكشي، اشغال و تجزيه كامل روبروست. براي مبارزه با اين موج پرمخاطره قدرتهاي جهاني و منطقهاي، وظيفه هر فرد كورد و خلقهاي كوردستان و حتي خاورميانه از عرب گرفته تا فارس و ترك آزاديخواه و دموكرات در راهپيمايي پرشكوه و عظيم فردا در سراسر شهرهاي اروپا شركت بعملآورند.
«كنگره ملي كوردستان(ك.ن.ك)» بنا به وظيفه سياسي و انساني خويش پيشاهنگي كرده و زنجيره باشكوه راهپيماييها در سراسر شهرهاي اروپا را اعلام كرده. در برهه سياسي كنوني وظايف ملي و انساني هر فرد در خاورميانه بويژه فردفرد كورد اين است كه متوجه عمق بحرانهاي جانكاه خاورميانه و كوردستان باشند و براي رهايي از اين جنگ و غارت و كشتار بهپاخيزند. بر همگان عيان است كه كوردستان به اين دليل به مركز ثقل تحولات خاورميانه مبدل گشته چون خلق بيدارمان متوجه موجوديت نقشآفرين خويش شده و با فرايند «رنسانس كورد» روياروست كه قطعيقين بايد با ذهنيتي دموكراتيك، وظايفش را در قبال رسيدن به حياتي زيبا و آزاد بجايآورد. باشد كه آفتاب آزادي كوردستان و خاورميانه از بام كوردستانزمين برآيد و جهان تاريك و جنگزده را از چنگال نسلكشي قرونوسطايي برهاند. با تعهد خلقمان براي انجام اين وظايف انساني، مسلما كسب آزادي ملتها در دست ستمگران و جنگافروزان رهانخواهد شد و اين اميد بيش از پيش در وجود خلقهاي تحت ستم تقويت گشته.
همچو «جامعه دموكراتيك و آزاد شرق كوردستان(كودار)» ضمن اعلام پشتيباني از راهپيمايي اتحاد ملي، از تمامي خلقها بويژه خلقهاي ايراني و در رأس آنها خلق كورد مقيم اروپا ميخواهيم با حضور پرشور و غيرتمند خويش در راهپيمايي 7 دسامبر مشاركت نموده و به مبارزه آزاديخواهي خويش شكوه و عظمت ببخشد. بر اين باوريم كه «اتحاد كوردها كليد اتحاد خلقهاي آزاديخواه خاورميانه است» و هر فرد كورد بخوبي بر وظايف خويش در قبال رنسانس كورد واقف است و با مبارزات نستوه خويش آزادي را به خلقهاي خاورميانه هديه خواهدداد و اثبات خواهد كرد كه پيشاهنگ دورهاي از حيات دموكراتيك ميباشد.
جامعه دموكراتيك و آزاد شرق كوردستان- #كودار
6/12/2019
https://t.me/joinchat/AAAAAEPfglh3P0aCVQR1HQ
Telegram
attach 📎