صدای روحم وقتی چیزایی که با تموم وجودم دوسشون داشتم و مجبور شدم رها کنم شنیدنی بود
Gham Gerefte Hame Koochehaye Maro (New Version)
Amir Tataloo
﮼کَندمازهمهکِسُکارمبراتو ..🤍
@Goterror404 🩶⛓
یه روزی، درست وقتی که دیگه امیدی برام نمونده بود، اتفاق افتاد. اون موقع، شبای زندگیم یکی از یکی تاریکتر میگذشت. حس میکردم دیگه هیچچیزی قرار نیست درست بشه. از اون شبایی بود که سقف اتاق هم سنگین میشه روی دلت.
یه روز، وسط همون تاریکی، یه نور کوچیک افتاد توی دلم. نه از آسمون، نه از کسی… یه حس عجیب بود. یه فکر، یه آدم، یه اتفاق کوچیک که گرم بود. اونقدر گرم که انگار دل یخزدهمو با دست گرفته باشن. باهاش خندیدم، خیال ساختم، آینده رو دیدم. یه امید شیرین بود، از اونایی که فقط یه بار تو زندگی پیدا میشن …ولی من یادم رفته بود که زندگی همیشه همونجوری که نور رو میاره، یه روز میتونه خاموشش کنه. نه با داد و بیداد، نه با هشدار. یهو… یهو انگار اون نورو خاموش کرد. انگار دست برد و از ته دلم بیرون کشیدش. موند فقط من… با یه جای خالی. نه مثل قبل تاریک، نه مثل قبل سرد. فقط یهجور دیگه. یهجوری که بفهمی، حتی امید هم همیشه موندنی نیست. اما هنوزم، هر وقت به اون گرما فکر میکنم، یه لبخند بیاختیار میاد رو لبم. چون گاهی، حتی یه نور کوتاه، میتونه کاری کنه که دیگه هیچ شبی مثل قبل نباشه.
یه روز، وسط همون تاریکی، یه نور کوچیک افتاد توی دلم. نه از آسمون، نه از کسی… یه حس عجیب بود. یه فکر، یه آدم، یه اتفاق کوچیک که گرم بود. اونقدر گرم که انگار دل یخزدهمو با دست گرفته باشن. باهاش خندیدم، خیال ساختم، آینده رو دیدم. یه امید شیرین بود، از اونایی که فقط یه بار تو زندگی پیدا میشن …ولی من یادم رفته بود که زندگی همیشه همونجوری که نور رو میاره، یه روز میتونه خاموشش کنه. نه با داد و بیداد، نه با هشدار. یهو… یهو انگار اون نورو خاموش کرد. انگار دست برد و از ته دلم بیرون کشیدش. موند فقط من… با یه جای خالی. نه مثل قبل تاریک، نه مثل قبل سرد. فقط یهجور دیگه. یهجوری که بفهمی، حتی امید هم همیشه موندنی نیست. اما هنوزم، هر وقت به اون گرما فکر میکنم، یه لبخند بیاختیار میاد رو لبم. چون گاهی، حتی یه نور کوتاه، میتونه کاری کنه که دیگه هیچ شبی مثل قبل نباشه.