Forwarded from »»» سیره مایان «««
😭 حتما اوخویون 😭
🔸حکایت عبدالله دیوونه
🌹اسمش عبدالله بود . .
تو شهر معروف بود به عبدالله دیوونه
همه میشناختنش!
مشکل ذهنی داشت
خانمش هم مثل خودش بود ... وضع مالی درست و حسابی نداشت
زوری خرج شکم خودش و خانمش رو میداد
تو شهر این آقا عبدالله دیوونه، یه هیئتی بود
هر هفته خونه یکی از خادمای هیئت بود
نمیدونم کجا و چطور ولی هرجا هیئت بود عبدالله دیوونه هم میومد . .
یه شب بعد هیئت مسئول هیئت اعلام کرد که هرکی میخواد هفته بعد هیئت خونه اش باشه بیاد اعلام کنه
دیدن عبدالله دیوونه رفت پیش مسئول هیئت
نمیتونست درست صحبت کنه
به زبون خودش میگفت . . . حسین حسین خونه ما💔
مسئول هیئت با خادما تعجب کرده بودن
گفتن آخه عبدالله تو خرج خودتو خانمت رو زوری میدی
هیئت تو خونه گرفتن کجا بود این وسط . . !'
عبدالله دیوونه ناراحت شد
به پهنای صورت اشک میریخت میگفت آقا ؛ حسین حسین خونه ما💔. .
خونه ما 💔💔
بعد کلی گریه و اصرار قبول کردن
حسین حسین خونه عبدالله باشه . .
اومد خونه
به خانمش گفت ، خانمش عصبانی شد گفت عبدالله تو پول یه چایی نداری
خونه هم که اجاره ست ... !!
چجوری حسین حسین خونه ما باشه
کتکش زد . .
گفت عبدالله من نمیدونم
تا هفته دیگه میری کار میکنی پول هیئت رو در میاری . .
واِلا خودتم میندازم بیرون از خونه
عبدالله قبول کرد
معروف بود تو شهر ، کسی کار بهش نمیداد هرجا میرفت قبول نمیکردن که
هی میگفت آقا حسین حسین قراره خونه ما باشه💔 . .
روز اول گذشت ، روز دوم گذشت ... تا روز آخر
خانمش گفت عبدالله وقتت تموم شد هیچی هم که پول نیاوردی
تا شب فقط وقت داری پول آوردی آوردی نیاوردی درو به رو خودت و هیئتیا باز نمی کنم . .
عبدالله دیوونه راه افتاد تو شهر هی گریه میکرد میگفت حسین حسین خونه ما💔💔💔
رفت ؛ از شهر خارج شد
بیرون از شهر یه آقایی رو دید
آقا سلام کرد گفت عبدالله کجا ؟ مگه قرار نبود حسین حسین خونه شما باشه ؟!
عبدالله دیوونه گریش گرفت
تعریف کرد برا اون آقا که چی شد و . . .
آقا بهش گفت برو پیش حاج اکبر تو بازار فرش فروشا
بگو یابن الحسن سلام رسوند گفت امانتی منو بهت بده ، بفروش خرج حسین حسین خونه رو بده💔
عبدالله خندش گرفت دوید به سمت بازار فرش فروشا
به هرکی میرسید میخندید میگفت حسین حسین خونه ما . . خونه ما💔
رسید به مغازه حاج اکبر
گفت یابن الحسن سلام رسوند گفت امانتی منو بده !
حاج اکبر برق از سرش پرید عبدالله دیوونه رو میشناخت
گریش گرفت چشمای عبدالله رو بوسید عبدالله ... !!!
امانتی یابن الحسن رو داد بهش
رفت تو بازار فروخت با پولش میشد خرج ۱۰۰ تا حسین حسین دیگه رو هم داد . .
با خنده دوید سمت خونه نمیدونم گریه میکرد ، میخندید میگفت حسین حسین خونه ما 💔
رسید به خونه شب شده بود . .
دید خادمای هیئت خونه رو آماده کردن
خانم عبدالله رفت چایی و شیرینی گرفت
چه هیئتی شد اون شب 💔
آره یابن الحسن خرج هیئت اون شب خونه عبدالله دیوونه رو داد🚶🏻♂
عبدالله خودش که متوجه نشد
ولی دیگه عبدالله دیوونه نبود ، خیلی خوب صحبت میکرد
آخه یابن الحسن رو دیده بود💔😍
میخوام بگم حسین تو حواست به عبدالله بود
حواست بود خرج هیئتت رو نداره
اینجوری هواشو داشتی
آقا حتما حواست هست نوکرات دلشون برات تنگه💔 ...
*میشه یه شب حسین حسین بین الحرمین باشه؟!*🚶🏿♂
میشه درد منم دوا کنی بیام حرم💔😔
یا امام حسین خیلی ها دلشون میخواد بیان کربلا اما......ندارند خودت مثل عبدالله دیوونه براشون درست کن...بحق مادرت .
💔😭😭
هر کس خوند ودلش شکست برا فرج امام زمان عج دعا کنه وثوابش رو هدیه کنه نثار اموات همه مومنین
*کپی با ذکر صلوات*
🍃 *اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم🍁*
🌴🌴این داستان زیبا را حتما بخونید و هر کجا دلتون شکست برای بنده حقیرم دعا کنید🌴🌴🙏
✨اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج
التماس دعا..................
#سیره_مایان
@siramayan
🔸حکایت عبدالله دیوونه
🌹اسمش عبدالله بود . .
تو شهر معروف بود به عبدالله دیوونه
همه میشناختنش!
مشکل ذهنی داشت
خانمش هم مثل خودش بود ... وضع مالی درست و حسابی نداشت
زوری خرج شکم خودش و خانمش رو میداد
تو شهر این آقا عبدالله دیوونه، یه هیئتی بود
هر هفته خونه یکی از خادمای هیئت بود
نمیدونم کجا و چطور ولی هرجا هیئت بود عبدالله دیوونه هم میومد . .
یه شب بعد هیئت مسئول هیئت اعلام کرد که هرکی میخواد هفته بعد هیئت خونه اش باشه بیاد اعلام کنه
دیدن عبدالله دیوونه رفت پیش مسئول هیئت
نمیتونست درست صحبت کنه
به زبون خودش میگفت . . . حسین حسین خونه ما💔
مسئول هیئت با خادما تعجب کرده بودن
گفتن آخه عبدالله تو خرج خودتو خانمت رو زوری میدی
هیئت تو خونه گرفتن کجا بود این وسط . . !'
عبدالله دیوونه ناراحت شد
به پهنای صورت اشک میریخت میگفت آقا ؛ حسین حسین خونه ما💔. .
خونه ما 💔💔
بعد کلی گریه و اصرار قبول کردن
حسین حسین خونه عبدالله باشه . .
اومد خونه
به خانمش گفت ، خانمش عصبانی شد گفت عبدالله تو پول یه چایی نداری
خونه هم که اجاره ست ... !!
چجوری حسین حسین خونه ما باشه
کتکش زد . .
گفت عبدالله من نمیدونم
تا هفته دیگه میری کار میکنی پول هیئت رو در میاری . .
واِلا خودتم میندازم بیرون از خونه
عبدالله قبول کرد
معروف بود تو شهر ، کسی کار بهش نمیداد هرجا میرفت قبول نمیکردن که
هی میگفت آقا حسین حسین قراره خونه ما باشه💔 . .
روز اول گذشت ، روز دوم گذشت ... تا روز آخر
خانمش گفت عبدالله وقتت تموم شد هیچی هم که پول نیاوردی
تا شب فقط وقت داری پول آوردی آوردی نیاوردی درو به رو خودت و هیئتیا باز نمی کنم . .
عبدالله دیوونه راه افتاد تو شهر هی گریه میکرد میگفت حسین حسین خونه ما💔💔💔
رفت ؛ از شهر خارج شد
بیرون از شهر یه آقایی رو دید
آقا سلام کرد گفت عبدالله کجا ؟ مگه قرار نبود حسین حسین خونه شما باشه ؟!
عبدالله دیوونه گریش گرفت
تعریف کرد برا اون آقا که چی شد و . . .
آقا بهش گفت برو پیش حاج اکبر تو بازار فرش فروشا
بگو یابن الحسن سلام رسوند گفت امانتی منو بهت بده ، بفروش خرج حسین حسین خونه رو بده💔
عبدالله خندش گرفت دوید به سمت بازار فرش فروشا
به هرکی میرسید میخندید میگفت حسین حسین خونه ما . . خونه ما💔
رسید به مغازه حاج اکبر
گفت یابن الحسن سلام رسوند گفت امانتی منو بده !
حاج اکبر برق از سرش پرید عبدالله دیوونه رو میشناخت
گریش گرفت چشمای عبدالله رو بوسید عبدالله ... !!!
امانتی یابن الحسن رو داد بهش
رفت تو بازار فروخت با پولش میشد خرج ۱۰۰ تا حسین حسین دیگه رو هم داد . .
با خنده دوید سمت خونه نمیدونم گریه میکرد ، میخندید میگفت حسین حسین خونه ما 💔
رسید به خونه شب شده بود . .
دید خادمای هیئت خونه رو آماده کردن
خانم عبدالله رفت چایی و شیرینی گرفت
چه هیئتی شد اون شب 💔
آره یابن الحسن خرج هیئت اون شب خونه عبدالله دیوونه رو داد🚶🏻♂
عبدالله خودش که متوجه نشد
ولی دیگه عبدالله دیوونه نبود ، خیلی خوب صحبت میکرد
آخه یابن الحسن رو دیده بود💔😍
میخوام بگم حسین تو حواست به عبدالله بود
حواست بود خرج هیئتت رو نداره
اینجوری هواشو داشتی
آقا حتما حواست هست نوکرات دلشون برات تنگه💔 ...
*میشه یه شب حسین حسین بین الحرمین باشه؟!*🚶🏿♂
میشه درد منم دوا کنی بیام حرم💔😔
یا امام حسین خیلی ها دلشون میخواد بیان کربلا اما......ندارند خودت مثل عبدالله دیوونه براشون درست کن...بحق مادرت .
💔😭😭
هر کس خوند ودلش شکست برا فرج امام زمان عج دعا کنه وثوابش رو هدیه کنه نثار اموات همه مومنین
*کپی با ذکر صلوات*
🍃 *اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم🍁*
🌴🌴این داستان زیبا را حتما بخونید و هر کجا دلتون شکست برای بنده حقیرم دعا کنید🌴🌴🙏
✨اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج
التماس دعا..................
#سیره_مایان
@siramayan
Forwarded from حسینیه حضرت موسی ابن جعفر(ع)مایان (محمدرضا)
بوی غم می رسد انگار... دلم می ریزد
اشک از دیده ی غمبار حرم می ریزد
از نگاهِ نگران، برق اِلَم می ریزد
خوب پیداست که باران ستم می ریزد
آه آرامش زهراست به هم می ریزد
یا... قرار است که پیغمبر اکرم برود
سایه ی خنده از این گلکده کم کم برود
🏴اجرک الله یا صاحب الزمان...🏴
اشک از دیده ی غمبار حرم می ریزد
از نگاهِ نگران، برق اِلَم می ریزد
خوب پیداست که باران ستم می ریزد
آه آرامش زهراست به هم می ریزد
یا... قرار است که پیغمبر اکرم برود
سایه ی خنده از این گلکده کم کم برود
🏴اجرک الله یا صاحب الزمان...🏴
⃟َ۪ٜ۪ٜ۪ٜ۪ٜؔٛٚؔ🖤🥀⃟َ۪ٜ۪ٜ۪ٜ۪ٜؔٛٚؔ🖤🥀⃟َ۪ٜ۪ٜ۪ٜ۪ٜؔٛٚؔ🖤🥀⃟َ۪ٜ۪ٜ۪ٜ۪ٜؔٛٚؔ🖤🥀⃟َ۪ٜ۪ٜ۪ٜ۪ٜؔٛٚؔ🖤🥀⃟َ۪ٜ۪ٜ۪ٜ۪ٜؔٛٚؔ🖤
🖤رسیدم از سفر و هرچه دیدهام حسن است
🤍که اربعین همهاش هم حسین هم حسن است
🖤نفس نفس علی است و تپش تپش زهراست
🤍و دم حسین اگر هست بازدم حسن است
🖤مِن الازل علی است و الی الابد زهرا
🤍به هر دل است حسین و به هر حرم حسن است
🖤نوادگان حسین وحسن یکی هستند
🤍و جَدِ ارشد این نسل محترم حسن است
🖤به هرکجا که روی آسمان همین رنگ است
🤍که در نجف حسن و در مدینه هم حسن است
🖤طریق کرببلا هم که سفره داری اوست
🤍میان راه ببین که قدم قدم حسن است
🖤فقیرها همه در اربعین کریم شدند
🤍چه جای حیرت ما تا ابالکرم حسن است
🖤به روی تیرک این جادهها به موکبها
🤍نگاه کن که ببینی به هر علَم حسن است
🖤پیادهها به حرم میرسند و میفهمند
🤍کسی که رفتنشان را زده رقم حسن است
🖤 شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام تسلیت باد🖤
🖤رسیدم از سفر و هرچه دیدهام حسن است
🤍که اربعین همهاش هم حسین هم حسن است
🖤نفس نفس علی است و تپش تپش زهراست
🤍و دم حسین اگر هست بازدم حسن است
🖤مِن الازل علی است و الی الابد زهرا
🤍به هر دل است حسین و به هر حرم حسن است
🖤نوادگان حسین وحسن یکی هستند
🤍و جَدِ ارشد این نسل محترم حسن است
🖤به هرکجا که روی آسمان همین رنگ است
🤍که در نجف حسن و در مدینه هم حسن است
🖤طریق کرببلا هم که سفره داری اوست
🤍میان راه ببین که قدم قدم حسن است
🖤فقیرها همه در اربعین کریم شدند
🤍چه جای حیرت ما تا ابالکرم حسن است
🖤به روی تیرک این جادهها به موکبها
🤍نگاه کن که ببینی به هر علَم حسن است
🖤پیادهها به حرم میرسند و میفهمند
🤍کسی که رفتنشان را زده رقم حسن است
🖤 شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام تسلیت باد🖤
احوالات رحلت حضرت رسول اکرم (ص)
مرحم استادعابد
بی رغبت اولدی تا قفس تنگ کثرته
شاهین کبریا پر آچوب اوج وحدته
اصله تمایل ایلدی اصلُ الا صول خیر
لاحق الوبدی سابقه ی فیض و رحمته
حق نوری اقتضای مشیّتله بیر زمان
تابش ایدوبدی آب و گل آدمیّته
یوخ دیده ی شهودیده گوردی فروغ درک
سالدی حجاب غیب جمال نبوّته
جان جهان سراچه ی ترکیبی ترک ایدوب
تا اولدی جزءِ جوهره اصل مشیّته
تاپدی شکست آینه ی شهر بندتن
اولدی ضمیمه عکس روان اصل صورته
آیرولدی روح کالبد کائناتدن
ایتدی عروج مرتبه ی بی نهایته
سلب قرار اولوب نشئات وجوددن
اوز ویردی اختلال نظامات خلقته
آیات محکمات اولوب نغمه ی عزا
داد ایلدی او محکم و مشهود آیته
دوشدی ندای بانگ رسالت طنیندن
اولدی سکوت فصلی سروش هدایته
تنها نه تک مدینه نی دولدوردی بو خلا
غرق اولدی ماسوا خَلَاءِ درد و حسرته
عالم غریب کلبه سی تک اولدی سوت و کور
باتدی غبار محنته گرد ملالته
مملوّ اولوب خطاب لَعَمرُک مخاطبی
دارالسّرور قدسده بزم ضیافته
غار حرا چراغی خموش اولدی، غرق اولوب
ابر ملالیله جبل النّور ظلمته
غم چولقادی مدینه نی بطحا کیمی تمام
احکام شرع آغلادی صاحب شریعته
روحاً رسول اوج لقایه ایدوب صعود
جسماً یتوردی توده ی غبرانی عزّته
آلدی مدینه توپراقی آغوشه جسمینی
گنجینه اولدی گوهر بحر رسالته
بیر توده خاک جای عجبدی اولوب مکان
ایجاد کائناته اولان سرّ و علّته
مدفون اولان نبیّ هدی، شاه قُل کَفی
دفن ایلین علیّ ولی، میر لافَتی
تنها علی بُلردی او محبوب کردگار
نه ضایعه اولوبدی شریعتده آشکار
تنها علی بُلردی که بو ضایعه ایدوب
قلب هامی عوالم امکانی بی قرار
تنها علی بُلردی که بو سوز جان گداز
ایلوب دل شرایع و احکامی داغدار
تنها علی بُلردی بو بیر گُل خزانینی
جبرام محالیدور ایده عالمده مین بهار
تنها علی بُلردی کیمی قبره تاپشیرور
تنها علی بُلردی کیمه کیمدی سوگوار
وجه اِله وجهه ی دین وجهینی قویوب
نه وجهیله او توپراقا، یوخ شرحه اختیار
روی تمام ماخَلَقَ اللهه آبرو
واحسرتا که تاپدی رخ خاکیده قرار
بیر نفس که قدومی صفابخش خاکیدی
گور عارضیله توپراقا ویردی نه اعتبار
بیر عارضی که منظر سکّان عرشیدی
آئینه تک مکدّر ایدوب تیره گون غبار
بیر یوز که ابر سایه سالوب تا یِتیرمه سون
صدمه اونون طراوتینه مهر تابدار
بیر یوز که تا سپهره دوتوب یوز ایدوب عوض
لطفیله سمت قبله نی خلّاق کردگار
توپراقلارا قویولدی، عجبدور که اولمادی
آشفته دور گنبد وارون کجمدار
قلب علیدن آلدی بو محنت توان و تاب
بی صبر اولوب او صبریده چون کوه استوار
بُلمم که بو قیاسیله نولدی تنوریده
گوردی حسین باشینی خونین و زخمدار
گُل برگ تک عطشدن اولوب خشک لبلری
قانه باتوب عقیق کیمی درّ شاهوار
مشتاق بزم خلوت دل فرط شوقیدن
اولموش باشیله راه محبّتده رهسپار
راس کلیم طور وفاده او جلوه وار
که اوندان ایلوری شجر طور استتار
مرآت حق اگرچه مکدّردی لیک اولور
اوندان جمال حُسن ازل نوری آشکار
دوتقون هلاله بنزوری خاکستر ایچره لیک
حق نوری کونه نشر ایدوری آفتاب وار
دفن نبیّ اکرمیدی قائله نظر
ارشاد حقدن اولدی تداعی بو مختصر
مرحم استادعابد
بی رغبت اولدی تا قفس تنگ کثرته
شاهین کبریا پر آچوب اوج وحدته
اصله تمایل ایلدی اصلُ الا صول خیر
لاحق الوبدی سابقه ی فیض و رحمته
حق نوری اقتضای مشیّتله بیر زمان
تابش ایدوبدی آب و گل آدمیّته
یوخ دیده ی شهودیده گوردی فروغ درک
سالدی حجاب غیب جمال نبوّته
جان جهان سراچه ی ترکیبی ترک ایدوب
تا اولدی جزءِ جوهره اصل مشیّته
تاپدی شکست آینه ی شهر بندتن
اولدی ضمیمه عکس روان اصل صورته
آیرولدی روح کالبد کائناتدن
ایتدی عروج مرتبه ی بی نهایته
سلب قرار اولوب نشئات وجوددن
اوز ویردی اختلال نظامات خلقته
آیات محکمات اولوب نغمه ی عزا
داد ایلدی او محکم و مشهود آیته
دوشدی ندای بانگ رسالت طنیندن
اولدی سکوت فصلی سروش هدایته
تنها نه تک مدینه نی دولدوردی بو خلا
غرق اولدی ماسوا خَلَاءِ درد و حسرته
عالم غریب کلبه سی تک اولدی سوت و کور
باتدی غبار محنته گرد ملالته
مملوّ اولوب خطاب لَعَمرُک مخاطبی
دارالسّرور قدسده بزم ضیافته
غار حرا چراغی خموش اولدی، غرق اولوب
ابر ملالیله جبل النّور ظلمته
غم چولقادی مدینه نی بطحا کیمی تمام
احکام شرع آغلادی صاحب شریعته
روحاً رسول اوج لقایه ایدوب صعود
جسماً یتوردی توده ی غبرانی عزّته
آلدی مدینه توپراقی آغوشه جسمینی
گنجینه اولدی گوهر بحر رسالته
بیر توده خاک جای عجبدی اولوب مکان
ایجاد کائناته اولان سرّ و علّته
مدفون اولان نبیّ هدی، شاه قُل کَفی
دفن ایلین علیّ ولی، میر لافَتی
تنها علی بُلردی او محبوب کردگار
نه ضایعه اولوبدی شریعتده آشکار
تنها علی بُلردی که بو ضایعه ایدوب
قلب هامی عوالم امکانی بی قرار
تنها علی بُلردی که بو سوز جان گداز
ایلوب دل شرایع و احکامی داغدار
تنها علی بُلردی بو بیر گُل خزانینی
جبرام محالیدور ایده عالمده مین بهار
تنها علی بُلردی کیمی قبره تاپشیرور
تنها علی بُلردی کیمه کیمدی سوگوار
وجه اِله وجهه ی دین وجهینی قویوب
نه وجهیله او توپراقا، یوخ شرحه اختیار
روی تمام ماخَلَقَ اللهه آبرو
واحسرتا که تاپدی رخ خاکیده قرار
بیر نفس که قدومی صفابخش خاکیدی
گور عارضیله توپراقا ویردی نه اعتبار
بیر عارضی که منظر سکّان عرشیدی
آئینه تک مکدّر ایدوب تیره گون غبار
بیر یوز که ابر سایه سالوب تا یِتیرمه سون
صدمه اونون طراوتینه مهر تابدار
بیر یوز که تا سپهره دوتوب یوز ایدوب عوض
لطفیله سمت قبله نی خلّاق کردگار
توپراقلارا قویولدی، عجبدور که اولمادی
آشفته دور گنبد وارون کجمدار
قلب علیدن آلدی بو محنت توان و تاب
بی صبر اولوب او صبریده چون کوه استوار
بُلمم که بو قیاسیله نولدی تنوریده
گوردی حسین باشینی خونین و زخمدار
گُل برگ تک عطشدن اولوب خشک لبلری
قانه باتوب عقیق کیمی درّ شاهوار
مشتاق بزم خلوت دل فرط شوقیدن
اولموش باشیله راه محبّتده رهسپار
راس کلیم طور وفاده او جلوه وار
که اوندان ایلوری شجر طور استتار
مرآت حق اگرچه مکدّردی لیک اولور
اوندان جمال حُسن ازل نوری آشکار
دوتقون هلاله بنزوری خاکستر ایچره لیک
حق نوری کونه نشر ایدوری آفتاب وار
دفن نبیّ اکرمیدی قائله نظر
ارشاد حقدن اولدی تداعی بو مختصر
Forwarded from »»» سیره مایان «««
ا❤️🌺🌸💕⚜✨
ا🌺💛🌿🕊
ا🌸🌿🕊
ا🌿🕊
ا💕
✅ توصیه سید بن طاووس به فرزندان خود:
👈 در پیروی و وفاداری و دلبستگی به امام زمان آنگونه باش که خدا و رسول خدا و پدران آنحضرت و خود او از تو می خواهند.
👈هنگامی که نمازهای حاجت را به جا میآوری، حوایج آن بزرگوار را بر خواسته های خود مقدّم بدار.
👈 صدقه دادن از سوی آن جناب را بیش از صدقه دادن از سوی خودت و عزیزانت قرار بده.
دعا برای ایشان را بر خودت مقدّم بدار.
خلاصه در هر کار خیری وفای به حق آن بزرگوار را مُقدّم بدار، زیرا اینکار سبب احسان و توجه بیشتر ایشان به تو میشود
📚 کتاب کشف المحجه ص ۱۵۱
اللهم عجل لولیک الفرج
#سیـــره_مایان
✨
💕
🌿🕊
🌸🌿🕊
🌺💛🌿🕊
❤️🌺🌸💕⚜✨
ا🌺💛🌿🕊
ا🌸🌿🕊
ا🌿🕊
ا💕
✅ توصیه سید بن طاووس به فرزندان خود:
👈 در پیروی و وفاداری و دلبستگی به امام زمان آنگونه باش که خدا و رسول خدا و پدران آنحضرت و خود او از تو می خواهند.
👈هنگامی که نمازهای حاجت را به جا میآوری، حوایج آن بزرگوار را بر خواسته های خود مقدّم بدار.
👈 صدقه دادن از سوی آن جناب را بیش از صدقه دادن از سوی خودت و عزیزانت قرار بده.
دعا برای ایشان را بر خودت مقدّم بدار.
خلاصه در هر کار خیری وفای به حق آن بزرگوار را مُقدّم بدار، زیرا اینکار سبب احسان و توجه بیشتر ایشان به تو میشود
📚 کتاب کشف المحجه ص ۱۵۱
اللهم عجل لولیک الفرج
#سیـــره_مایان
✨
💕
🌿🕊
🌸🌿🕊
🌺💛🌿🕊
❤️🌺🌸💕⚜✨
#مولا_جانم
گرچه این شهر شلوغ است، ولی باورکن...
آنچنان جای تو خالیست، صدا میپیچد...
تو بدون من، مرا کم داری
من، ولی بی تو، «جهانم» خالیست...
الّلهُـمَّ عَجِّــلْ لِوَلِیِّکَـــ الْفَـــرَج
گرچه این شهر شلوغ است، ولی باورکن...
آنچنان جای تو خالیست، صدا میپیچد...
تو بدون من، مرا کم داری
من، ولی بی تو، «جهانم» خالیست...
الّلهُـمَّ عَجِّــلْ لِوَلِیِّکَـــ الْفَـــرَج
🟡 فواید مسافرت ...
🔴 قَالَ آيَةُ اَللهِ اَلْعُظْمَى أَمِیرُ اَلْمُؤْمِنِینَ عَلِيُّ بْنُ ابي طَالِبٍ صَلَوَاتُ اَللهِ عَلَیْهما: تَغَرَّبْ عَنِ الأَْوْطانِ فى طَلَبِ الْعُلا وَسافِرْ فَفِى الأَْسْفارِ خَمْسُ فَوائِدَتَفَرُّجُ هَمٍّ وَاكْتِسابُ مَعيشَةٍ وَعِلْمٌ وَآدابٌ وصُحْبَةُ ماجِدٍ.
🟠 حضرت آیت الله العظمی امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب صلوات الله علیهما می فرمایند: براى كسب بلند مرتبگى از وطن خود دور شو و سفر كن كه در مسافرت پنج فايده است: برطرف شدن اندوه، بدست آوردن روزى و دانش و آداب زندگى، و هم نشينى با بزرگواران.
📚 مستدرك الوسائل ج۸ ص۱۱۵
#سیـــره_مایان
🔴 قَالَ آيَةُ اَللهِ اَلْعُظْمَى أَمِیرُ اَلْمُؤْمِنِینَ عَلِيُّ بْنُ ابي طَالِبٍ صَلَوَاتُ اَللهِ عَلَیْهما: تَغَرَّبْ عَنِ الأَْوْطانِ فى طَلَبِ الْعُلا وَسافِرْ فَفِى الأَْسْفارِ خَمْسُ فَوائِدَتَفَرُّجُ هَمٍّ وَاكْتِسابُ مَعيشَةٍ وَعِلْمٌ وَآدابٌ وصُحْبَةُ ماجِدٍ.
🟠 حضرت آیت الله العظمی امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب صلوات الله علیهما می فرمایند: براى كسب بلند مرتبگى از وطن خود دور شو و سفر كن كه در مسافرت پنج فايده است: برطرف شدن اندوه، بدست آوردن روزى و دانش و آداب زندگى، و هم نشينى با بزرگواران.
📚 مستدرك الوسائل ج۸ ص۱۱۵
#سیـــره_مایان
Forwarded from »»» سیره مایان «««
#مجلس_بزرگداشت
#خادم_الحسین
کربلایـــی محمـــد روشنــدل
و دیگر دوستان هم هیئتیشان که دستانشان از محافل اهلبیت(ع) کوتاه شده
#خادمین_موکب_عاشقان_حضرت_رقیه مایان برای هم هیئتی های خودشان مجلسی بزرگداشت برگزار میکنند.
زمان: روزجمعه ۱۴۰۲/۸/۱۲از ساعت ۱۴/۳۰الی۱۶/۳۰
مکان؛: امامزاده سید محمد حنفیه مایان
روحشان میهمان سفره با کرم اربابشان
#سیـــره_مایان
#خادم_الحسین
کربلایـــی محمـــد روشنــدل
و دیگر دوستان هم هیئتیشان که دستانشان از محافل اهلبیت(ع) کوتاه شده
#خادمین_موکب_عاشقان_حضرت_رقیه مایان برای هم هیئتی های خودشان مجلسی بزرگداشت برگزار میکنند.
زمان: روزجمعه ۱۴۰۲/۸/۱۲از ساعت ۱۴/۳۰الی۱۶/۳۰
مکان؛: امامزاده سید محمد حنفیه مایان
روحشان میهمان سفره با کرم اربابشان
#سیـــره_مایان
Forwarded from آستانه حضرت امام حسین علیه السلام
#شهادت_جعفر_طیار
✅چهار خصلت حضرت جعفر طیار که مورد تحسین پروردگار قرار گرفت
👈خداوند به پيامبرش فرمود:
من چهار خصلت جعفر بن ابى طالب را تحسين ميكنم.
👈پيامبر جعفر را خواست و به او مژده داد،
جعفر گفت: اگر خدا به پيامبرش نمىگفت، من به آنها اظهار نمىكردم.
1️⃣من تاكنون هرگز مىگسارى نكردهام،
⚡️زيرا آن باعث تباهى عقلم مىدانستم.
2️⃣هرگز دروغ بر زبان جارى نكردم
💥چون جوانمردى را كم مىكند.
3️⃣ زنا نكردم چون ترسيدم همين كار با خودم بشود،
4️⃣ هرگز بتى را پرستش نكردم، چرا كه نه زيان دارد و نه سود.
🟢پيامبر دست به شانه جعفر گذاشت و فرمود:
بر خداست كه به تو دو بال بخشد كه در بهشت پرواز كنى.
📗علل الشرایع ج۲ ص۵۵۸
#آستانهحضرتامامحسینعلیهالسلام
✅چهار خصلت حضرت جعفر طیار که مورد تحسین پروردگار قرار گرفت
👈خداوند به پيامبرش فرمود:
من چهار خصلت جعفر بن ابى طالب را تحسين ميكنم.
👈پيامبر جعفر را خواست و به او مژده داد،
جعفر گفت: اگر خدا به پيامبرش نمىگفت، من به آنها اظهار نمىكردم.
1️⃣من تاكنون هرگز مىگسارى نكردهام،
⚡️زيرا آن باعث تباهى عقلم مىدانستم.
2️⃣هرگز دروغ بر زبان جارى نكردم
💥چون جوانمردى را كم مىكند.
3️⃣ زنا نكردم چون ترسيدم همين كار با خودم بشود،
4️⃣ هرگز بتى را پرستش نكردم، چرا كه نه زيان دارد و نه سود.
🟢پيامبر دست به شانه جعفر گذاشت و فرمود:
بر خداست كه به تو دو بال بخشد كه در بهشت پرواز كنى.
📗علل الشرایع ج۲ ص۵۵۸
#آستانهحضرتامامحسینعلیهالسلام
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه
ای شمع سینه سوختهی انجمن علی
تقدیر تست سوختن و ساختن، علی
ای رهبری که منزویات کرده جهل خلق
ای آشنای درد، غریب وطن علی
من پهلویم شکسته و تو دل شکستهای
من بر تو گریه میکنم و تو، به من علی
من سینه خُرد گشته و تو سینه سوخته
من با تو گفتم و تو به کس دم مزن علی
من بازویم سیه شده تو دست، روی دست
بر گو کجاست بازوی خیبر شکن علی
سربسته به، که بعد حمایت ز حقّ تو
در اختیار من نَبُوَد دست من علی
گفتم به شب کفن کن و شب دفن کن ولیک
از تن نمانده هیچ برای کفن علی
#علی_انسانی
#فاطمیه
ای شمع سینه سوختهی انجمن علی
تقدیر تست سوختن و ساختن، علی
ای رهبری که منزویات کرده جهل خلق
ای آشنای درد، غریب وطن علی
من پهلویم شکسته و تو دل شکستهای
من بر تو گریه میکنم و تو، به من علی
من سینه خُرد گشته و تو سینه سوخته
من با تو گفتم و تو به کس دم مزن علی
من بازویم سیه شده تو دست، روی دست
بر گو کجاست بازوی خیبر شکن علی
سربسته به، که بعد حمایت ز حقّ تو
در اختیار من نَبُوَد دست من علی
گفتم به شب کفن کن و شب دفن کن ولیک
از تن نمانده هیچ برای کفن علی
#علی_انسانی
با سلام
به استحضار سروران عزیز برسانیم
لینک کانال از دسترس خارج شده
لذا شما سروران در صورت تمایل میتوانند به کانال جدیدمون بپیوندید
👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
به استحضار سروران عزیز برسانیم
لینک کانال از دسترس خارج شده
لذا شما سروران در صورت تمایل میتوانند به کانال جدیدمون بپیوندید
👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
Forwarded from قربان مطلبی
Telegram
کانال دلنوشته های کربلای قربان مطلبی(مطلب)
اشعار قربان مطلبی وشاعران اهلبیت