🔴درباره بخشی از کلیشههایی فاشیستی افغانستانیستیز که ایرانیان حتی در آکادمی هم تکرار میکنند بدون آنکه کمی تحقیق کرده باشند.
@GoftandNO
#افغانستانیستیزی
@GoftandNO
#افغانستانیستیزی
🔴متنی که در ادامه میاید ترجمه نامهای از نویسندهی بزرگ فلسطینی، غسان کنفانی، به پسرش،است که از فرانسه ترجمه شده است. نویسنده، شاعر و روزنامهنگاری که بدست موساد در لبنان و در ۸ ژوییه ۱۹۷۲ در ۳۶ سالگی ترور شد.
@GoftandNO
@GoftandNO
🔴نامهای از نویسندهی بزرگ فلسطینی، غسان کنفانی، به پسرش، به مناسبت ترور او بدست موساد در ۸ ژوییه ۱۹۷۲ در لبنان در ۳۶ سالگی.
🔻بحش اول
🟨«کنجکاوی یک کودک ... یا تقدیر یک مرد
پسرم، ای آینده.
دیروز شنیدم که در اتاق کناری از مادرت پرسیدی: «آیا من هم فلسطینیام؟» و وقتی مادرت پاسخ داد: «بله»، سکوتی سنگین خانه را در خود فرو برد. انگار چیزی که بالای سرمان معلق بود، یک بار با صدای انفجاری فروریخت و سپس، بار دیگر، بیصدا.
پس از آن، گوشهایم را باور نکردم، اما انگشتانم، آنها را چرا. داشتم کتاب میخواندم که لرزش کتاب را در دستانم حس کردم. نه، همه چیز به شکلی هولناک واقعی بود. شنیدم که گریه میکنی.
در جای خود میخکوب شده بودم، قادر به حرکت نبودم. چیزی فراتر از من، در اتاق دیگر، از میان هقهقهای مبهم تو در حال زاده شدن بود. گویی نیشتری مقدس سینهات را میشکافت تا قلبی را که از آنِ توست، در آن بنشاند.
پرسشت همچنان زیر سقف شناور بود و من ارتعاش آن را در انگشتان لرزانم حس میکردم: «آیا من هم فلسطینی هستم؟». سپس نیشتر، با حرکت سریع و دقیق جراحی کارآزموده، برید: «بله». آنگاه سکوت فرود آمد، گویی اتفاقی رخ داده بود، و من شنیدم که گریه میکنی.
قادر نبودم تکان بخورم تا بروم و ببینم در اتاق دیگر چه میگذرد. اما دریافتم که وطنی دوردست در حال تولدی دوباره است؛ سرزمینی از چمنزارها، باغهای زیتون، مردگان، و پرچمهای درهمپیچیده و پارهپاره، راه خود را به سوی آیندهای از گوشت و خون باز میکند تا در قلب کودکی دیگر زاده شود.
همان احساس مبهمی به من دست داد که پنج سال پیش، هنگام تولد تو، دچارش شده بودم. آنجا ایستاده بودم و منتظر بودم تا تو پدیدار شوی، از ناشناختهای به سوی ناشناختهای دیگر. وقتی میشنیدم که به دنیا میآیی و با صدایی نالان میگریی، حس کردم که بر شانههایم افتادهای و مرا محکمتر از پیش به زمین میخکوب میکنی.
و اینک من، در اتاقی دیگر، شاهد تولد دوم توام و دوباره سنگینیات را بر شانههایم حس میکنم که مرا عمیقتر و عمیقتر در زمین فرو میبرد. در آن لحظه، آرزو میکردم میتوانستم ببینم که چگونه این نخستین اندوه بر چهرهی کوچک و سرشار از معصومیتت نقش میبندد؛ چگونه آن «بله» بر آن فرود میآید و با آهن گداخته داغش میزند و کودکِ غافل از تیغهایی را که در برابرش قد علم کرده بودند، از آن حالت معصومانه بیرون میکشد.
تو در آن لحظه، پیش چشمان مادرت و زیر انگشتان من که چون برگ کتابی میلرزیدند، از نو آفریده میشدی. کسی سلاحی به دستت میداد و نگاهت را به سوی ماشه میچرخاند.
میان دو اتاق مان و دیوار، رگهای زمین چون افسانهای که ما را یک بار دیگر به هم پیوند میداد، همه جا را در بر میگرفتند. نمیتوانستم تکان بخورم، اما به طرزی گنگ و نامحسوس، دریافتم که چرا بیاختیار گریه میکنی. من به این ناشناخته ایمان دارم که کلمات حامل آناند، اما هیچکدام به راستی درکش نمیکنند.
تو آن را حس میکردی بیآنکه بدانی؛ آن کلمهای را که معنایش تعلق داشتن و رنج کشیدن است. شاید برای تو، حتی بیش از من، معنای سرمستی پیروزی را نیز داشته باشد. این سالهایی که از دست من میروند، از آنِ تو خواهند بود، و امیدی که در من خاموش نمیشود، به تو منتقل خواهد شد، بر امیدهای تو افزوده میشود و در درونت میبالد.
بیشک آن را حس کرده بودی؛ وگرنه چرا گریه میکردی؟
@GoftandNO
#فلسطین
🔻بحش اول
🟨«کنجکاوی یک کودک ... یا تقدیر یک مرد
پسرم، ای آینده.
دیروز شنیدم که در اتاق کناری از مادرت پرسیدی: «آیا من هم فلسطینیام؟» و وقتی مادرت پاسخ داد: «بله»، سکوتی سنگین خانه را در خود فرو برد. انگار چیزی که بالای سرمان معلق بود، یک بار با صدای انفجاری فروریخت و سپس، بار دیگر، بیصدا.
پس از آن، گوشهایم را باور نکردم، اما انگشتانم، آنها را چرا. داشتم کتاب میخواندم که لرزش کتاب را در دستانم حس کردم. نه، همه چیز به شکلی هولناک واقعی بود. شنیدم که گریه میکنی.
در جای خود میخکوب شده بودم، قادر به حرکت نبودم. چیزی فراتر از من، در اتاق دیگر، از میان هقهقهای مبهم تو در حال زاده شدن بود. گویی نیشتری مقدس سینهات را میشکافت تا قلبی را که از آنِ توست، در آن بنشاند.
پرسشت همچنان زیر سقف شناور بود و من ارتعاش آن را در انگشتان لرزانم حس میکردم: «آیا من هم فلسطینی هستم؟». سپس نیشتر، با حرکت سریع و دقیق جراحی کارآزموده، برید: «بله». آنگاه سکوت فرود آمد، گویی اتفاقی رخ داده بود، و من شنیدم که گریه میکنی.
قادر نبودم تکان بخورم تا بروم و ببینم در اتاق دیگر چه میگذرد. اما دریافتم که وطنی دوردست در حال تولدی دوباره است؛ سرزمینی از چمنزارها، باغهای زیتون، مردگان، و پرچمهای درهمپیچیده و پارهپاره، راه خود را به سوی آیندهای از گوشت و خون باز میکند تا در قلب کودکی دیگر زاده شود.
همان احساس مبهمی به من دست داد که پنج سال پیش، هنگام تولد تو، دچارش شده بودم. آنجا ایستاده بودم و منتظر بودم تا تو پدیدار شوی، از ناشناختهای به سوی ناشناختهای دیگر. وقتی میشنیدم که به دنیا میآیی و با صدایی نالان میگریی، حس کردم که بر شانههایم افتادهای و مرا محکمتر از پیش به زمین میخکوب میکنی.
و اینک من، در اتاقی دیگر، شاهد تولد دوم توام و دوباره سنگینیات را بر شانههایم حس میکنم که مرا عمیقتر و عمیقتر در زمین فرو میبرد. در آن لحظه، آرزو میکردم میتوانستم ببینم که چگونه این نخستین اندوه بر چهرهی کوچک و سرشار از معصومیتت نقش میبندد؛ چگونه آن «بله» بر آن فرود میآید و با آهن گداخته داغش میزند و کودکِ غافل از تیغهایی را که در برابرش قد علم کرده بودند، از آن حالت معصومانه بیرون میکشد.
تو در آن لحظه، پیش چشمان مادرت و زیر انگشتان من که چون برگ کتابی میلرزیدند، از نو آفریده میشدی. کسی سلاحی به دستت میداد و نگاهت را به سوی ماشه میچرخاند.
میان دو اتاق مان و دیوار، رگهای زمین چون افسانهای که ما را یک بار دیگر به هم پیوند میداد، همه جا را در بر میگرفتند. نمیتوانستم تکان بخورم، اما به طرزی گنگ و نامحسوس، دریافتم که چرا بیاختیار گریه میکنی. من به این ناشناخته ایمان دارم که کلمات حامل آناند، اما هیچکدام به راستی درکش نمیکنند.
تو آن را حس میکردی بیآنکه بدانی؛ آن کلمهای را که معنایش تعلق داشتن و رنج کشیدن است. شاید برای تو، حتی بیش از من، معنای سرمستی پیروزی را نیز داشته باشد. این سالهایی که از دست من میروند، از آنِ تو خواهند بود، و امیدی که در من خاموش نمیشود، به تو منتقل خواهد شد، بر امیدهای تو افزوده میشود و در درونت میبالد.
بیشک آن را حس کرده بودی؛ وگرنه چرا گریه میکردی؟
@GoftandNO
#فلسطین
Telegram
No+
🔴متنی که در ادامه میاید ترجمه نامهای از نویسندهی بزرگ فلسطینی، غسان کنفانی، به پسرش،است که از فرانسه ترجمه شده است. نویسنده، شاعر و روزنامهنگاری که بدست موساد در لبنان و در ۸ ژوییه ۱۹۷۲ در ۳۶ سالگی ترور شد.
@GoftandNO
@GoftandNO
🔴نامهای از نویسندهی بزرگ فلسطینی، غسان کنفانی، به پسرش، به مناسبت ترور او بدست موساد در ۸ ژوییه ۱۹۷۲ در لبنان در ۳۶ سالگی.
🔻بحش دوم
به یاد میآورم — در حالی که در اتاق دیگر نشسته بودم و به تولد دوبارهات از میان هقهقهایت گوش میدادم — که من نیز چگونه دوباره زاده شدم. تنها ده سال داشتم که کامیونها ما را به سوی آن ننگِ، ننگ فرار بردند. آن زمان، هیچ نمیدانستم، هیچ حس نمیکردم. همچنان ناآگاه، در معصومیت کودکی شناور بودم. اما در یک لحظه، در صحنهای غسل تعمید داده شدم که هرگز فراموش نخواهم کرد: کامیونها پارک کرده بودند و من از روی کنجکاوی کودکانه یا تقدیری که انتظار یک مرد را میکشد، دزدانه جایی را که مردها ایستاده بودن نگاه میکردم. دیدم که سلاحهایشان را به نگهبانِ پاسگاه مرزی تحویل میدهند، و اینگونه با دستان خالی وارد دنیای پناهندگان میشدند.
قدم زنان برگشتم، افسرده، چیزی را حس میکردم که نمیتوانستم بفهمم. مادرم با زنان دیگر نشسته بود. به سویش رفتم، آنگونه که به پناهگاهی پناه میبرند. پرسید چه شده است. گفتم: «دارند سلاحهایشان را تحویل میدهند». همانطور که مادرت به تو گفت «بله»، مادرم نیز در آن لحظه به من گفت «بله». سکوت بر ما چیره شد، گویی چیزی بر ما فرو ریخت و من، زیر تازیانهی نگاه هوشیار و نافذش، به گریه افتادم.
آنگاه، من برای دومین بار زاده شدم. دوباره به مردان نگریستم، با نگاهی که به آن عادت نداشتند، و مادرم — تنها او — نگاهی به من انداخت که من نیز به آن عادت نداشتم.
باور مکن که انسان رشد میکند. نه. انسان به یکباره زاده میشود: یک کلمه، در یک آن، به قلبش نفوذ میکند و تپش آن را دگرگون میسازد. تنها یک صحنه میتواند او را از آسمان کودکی بر جادهی پر فراز و نشیب پرتاب کند.
همانطور که آن «بله»ی نافذ مرا از نو آفرید، «بله»ای دیگر تو را از نو آفرید. و من شنیدم که چگونه آن را پذیرفتی، با گریهی انسانی که از ناشناختهای به ناشناختهای دیگر پرتاب میشود، با آن هقهقهای فراموشنشدنی.
آیا پرسش تو نیز، همچون پرسش من، تنها کنجکاوی یک کودک بود یا سرنوشت یک مرد؟
اهمیتی ندارد.
در آن لحظه، آن سرزمین کهن در انسانی نو دوباره زاده میشد. من در حالی که در اتاق دیگر بودم، شاهد آن تولد بودم و حس کردم که رگهای مقاومت در قطعهی دیگری از آن گسترهی بیانتهای اجساد ریشه دواندهاند.
وقتی پیشم آمدی، چنان بود که گویی از معبد خود بیرون میآیی، انگار صدایی خواندن را به تو آموخته بود. این امر نخستین لحظهی هراس را برایت به ارمغان آورد، اما تو را به درهای گشودهای رساند که بر سر راهی که در پیش داری، منتظرت هستند.
بیروت، ۱۹۶۷
@GoftandNO
#فلسطین
🔻بحش دوم
به یاد میآورم — در حالی که در اتاق دیگر نشسته بودم و به تولد دوبارهات از میان هقهقهایت گوش میدادم — که من نیز چگونه دوباره زاده شدم. تنها ده سال داشتم که کامیونها ما را به سوی آن ننگِ، ننگ فرار بردند. آن زمان، هیچ نمیدانستم، هیچ حس نمیکردم. همچنان ناآگاه، در معصومیت کودکی شناور بودم. اما در یک لحظه، در صحنهای غسل تعمید داده شدم که هرگز فراموش نخواهم کرد: کامیونها پارک کرده بودند و من از روی کنجکاوی کودکانه یا تقدیری که انتظار یک مرد را میکشد، دزدانه جایی را که مردها ایستاده بودن نگاه میکردم. دیدم که سلاحهایشان را به نگهبانِ پاسگاه مرزی تحویل میدهند، و اینگونه با دستان خالی وارد دنیای پناهندگان میشدند.
قدم زنان برگشتم، افسرده، چیزی را حس میکردم که نمیتوانستم بفهمم. مادرم با زنان دیگر نشسته بود. به سویش رفتم، آنگونه که به پناهگاهی پناه میبرند. پرسید چه شده است. گفتم: «دارند سلاحهایشان را تحویل میدهند». همانطور که مادرت به تو گفت «بله»، مادرم نیز در آن لحظه به من گفت «بله». سکوت بر ما چیره شد، گویی چیزی بر ما فرو ریخت و من، زیر تازیانهی نگاه هوشیار و نافذش، به گریه افتادم.
آنگاه، من برای دومین بار زاده شدم. دوباره به مردان نگریستم، با نگاهی که به آن عادت نداشتند، و مادرم — تنها او — نگاهی به من انداخت که من نیز به آن عادت نداشتم.
باور مکن که انسان رشد میکند. نه. انسان به یکباره زاده میشود: یک کلمه، در یک آن، به قلبش نفوذ میکند و تپش آن را دگرگون میسازد. تنها یک صحنه میتواند او را از آسمان کودکی بر جادهی پر فراز و نشیب پرتاب کند.
همانطور که آن «بله»ی نافذ مرا از نو آفرید، «بله»ای دیگر تو را از نو آفرید. و من شنیدم که چگونه آن را پذیرفتی، با گریهی انسانی که از ناشناختهای به ناشناختهای دیگر پرتاب میشود، با آن هقهقهای فراموشنشدنی.
آیا پرسش تو نیز، همچون پرسش من، تنها کنجکاوی یک کودک بود یا سرنوشت یک مرد؟
اهمیتی ندارد.
در آن لحظه، آن سرزمین کهن در انسانی نو دوباره زاده میشد. من در حالی که در اتاق دیگر بودم، شاهد آن تولد بودم و حس کردم که رگهای مقاومت در قطعهی دیگری از آن گسترهی بیانتهای اجساد ریشه دواندهاند.
وقتی پیشم آمدی، چنان بود که گویی از معبد خود بیرون میآیی، انگار صدایی خواندن را به تو آموخته بود. این امر نخستین لحظهی هراس را برایت به ارمغان آورد، اما تو را به درهای گشودهای رساند که بر سر راهی که در پیش داری، منتظرت هستند.
بیروت، ۱۹۶۷
@GoftandNO
#فلسطین
Telegram
No+
🔴متنی که در ادامه میاید ترجمه نامهای از نویسندهی بزرگ فلسطینی، غسان کنفانی، به پسرش،است که از فرانسه ترجمه شده است. نویسنده، شاعر و روزنامهنگاری که بدست موساد در لبنان و در ۸ ژوییه ۱۹۷۲ در ۳۶ سالگی ترور شد.
@GoftandNO
@GoftandNO
🔴مصداق تمدن ایرانی و نوع گذر تمدنی ایرانیان از طریق ۱۱۰
🟨ایرانیان از هیچ چیز گذر نکردند بلکه هر روز بیشتر در نژادپرستی فرو میروند.
@GoftandNO
#افغانستانیستیزی
🟨ایرانیان از هیچ چیز گذر نکردند بلکه هر روز بیشتر در نژادپرستی فرو میروند.
@GoftandNO
#افغانستانیستیزی
🔴گزارشی درباره کودکان کار و کودکان کار مهاجر. نکته مهمی که در این گزارش اشاره شده: «ما باید کودک را ببینیم، نه معضل شهری را. این کودکان فقط به خاطر دیدهشدن در خیابان، به عنوان تهدید امنیتی قلمداد میشوند، درحالیکه تهدیدی برای هیچکس نیستند؛ قربانیاند»
درباره ایرانیان افغانستانی تبار و افغانستانیها هم ماجرا به شکلی شبیه همین است، کارگزاران فرهنگی تمدن ایرانی میخواهند انسان را حذف کنند تا چیزی توهمی به نام تمدن را نجات دهند. وظیفه ما دیدن انسان است و تلاش کردن برای نابودی مرز و مفهوم استعماری، نژادپرستانه، ذات گرایانه تمدن.
لینک گزارش:
https://urls.fr/3lViLN
@GoftandNO
#افغانستانیستیزی
#مبارزهطبقاتی
درباره ایرانیان افغانستانی تبار و افغانستانیها هم ماجرا به شکلی شبیه همین است، کارگزاران فرهنگی تمدن ایرانی میخواهند انسان را حذف کنند تا چیزی توهمی به نام تمدن را نجات دهند. وظیفه ما دیدن انسان است و تلاش کردن برای نابودی مرز و مفهوم استعماری، نژادپرستانه، ذات گرایانه تمدن.
لینک گزارش:
https://urls.fr/3lViLN
@GoftandNO
#افغانستانیستیزی
#مبارزهطبقاتی
🔴پیچیدهتر از تقسیمبندیِ مطلقِ «نسلکش» و «قربانی نسلکشی»
نویسنده: لیلا
🟨سال گذشته در همین ایام، در بوسنی بودم. پیش از سفر، مطالعه دربارهی تاریخ یوگسلاویِ سابق و امپراتوری اتریش-مجارستان را آغاز کرده بودم؛ امپراتوریای که بوسنی برای قرنها بخشی از آن بود. چند مستند تاریخی تماشا کردم و در طول سفر، از موزههای مرتبط با نسلکشی بازدید کردم و در تورهای تاریخی شرکت نمودم..
اما در کنار آنچه در موزهها و منابع رسمی میدیدم، به زندگی روزمرهی مردم هم دقت کردم و با چند نفر از اهالی گفتگو داشتم. چیزی که از زبان مردم شنیدم، بسیار پیچیدهتر از روایتهای سیاهوسفیدی بود که در موزهها ارائه میشد. در حالی که دیدن تصاویر و اسناد نسلکشی دلم را پارهپاره میکرد، داستانهایی که از زبان کسانی میشنیدم که خانوادههایی مختلط از صرب و بوسنی داشتند، ذهنم را عمیقتر درگیر میکرد.
با انسانهایی روبرو شدم که در هیچکدام از دو سوی این تقسیمبندیِ مطلقِ «نسلکش» و «قربانی نسلکشی» نمیگنجیدند. کسانی که یکی از والدینشان بوسنیایی و دیگری صرب بود؛ کسانی که صرب بودند اما از پیوستن به ارتش صربستان سر باز زدند، و در نتیجه نه از سوی جامعهی بوسنیایی پذیرفته شدند، نه در جامعهی صرب جایگاهی داشتند.
شنیدم از خانوادههایی که از هم پاشیدند؛ از صربهایی که با نسلکشی مخالف بودند، اما از ترس همسایههای مسلمانشان ناچار شدند بوسنی را ترک کنند و به جمهوری صربستان پناه ببرند؛ و در آنجا با موجی از قضاوتها، تهمتها و نفرتها روبرو شدند، نفرتی که خشک و تر را با هم میسوزاند.
نفرتی که گاه بیشتر از آنکه از دیگری باشد، شکلی از نفرت نسبت به خویشتن دارد. چرا که جنوب اسلاوهای اروپا، یعنی مردم سرزمین یوگسلاوی سابق، از دیرباز جامعهای بودند با ساختاری درهمتنیده؛ آنچنان که بهندرت میتوان خانوادهای را یافت که بهطور «خالص» به یک گروه قومی خاص تعلق داشته باشد.
بعد از فروپاشی یوگسلاوی، که متأسفانه کمتر کسی دربارهی نقش آمریکا و برنامهریزی دهسالهاش برای فروپاشاندن اقتصاد این کشور صحبت میکند، مرزهایی کشیده شد میان کشورهایی که بیش از آنکه کشورهای مستقل باشند، بیشتر شبیه استانهای یک سرزمین واحد بودند. کشوری بزرگ تجزیه شد و کشورهای کوچک و فرمانبری پدید آمدند که یکی پس از دیگری زیر پرچم بزرگترین سازمان نظامی جهان، ناتو، قرار گرفتند.
امروز، در حالیکه پاکسازی های قومی زیادی در دنیا ( در فلسطین، کونگو...) رخ میدهد، مهم است که با صدای رسا دربارهی نسلکشیها صحبت کنیم، و در پی حقیقت باشیم. اما در این مسیر، نباید فراموش کنیم که عدالتخواهی ورای کین توزی است.
@GoftandNO
نویسنده: لیلا
🟨سال گذشته در همین ایام، در بوسنی بودم. پیش از سفر، مطالعه دربارهی تاریخ یوگسلاویِ سابق و امپراتوری اتریش-مجارستان را آغاز کرده بودم؛ امپراتوریای که بوسنی برای قرنها بخشی از آن بود. چند مستند تاریخی تماشا کردم و در طول سفر، از موزههای مرتبط با نسلکشی بازدید کردم و در تورهای تاریخی شرکت نمودم..
اما در کنار آنچه در موزهها و منابع رسمی میدیدم، به زندگی روزمرهی مردم هم دقت کردم و با چند نفر از اهالی گفتگو داشتم. چیزی که از زبان مردم شنیدم، بسیار پیچیدهتر از روایتهای سیاهوسفیدی بود که در موزهها ارائه میشد. در حالی که دیدن تصاویر و اسناد نسلکشی دلم را پارهپاره میکرد، داستانهایی که از زبان کسانی میشنیدم که خانوادههایی مختلط از صرب و بوسنی داشتند، ذهنم را عمیقتر درگیر میکرد.
با انسانهایی روبرو شدم که در هیچکدام از دو سوی این تقسیمبندیِ مطلقِ «نسلکش» و «قربانی نسلکشی» نمیگنجیدند. کسانی که یکی از والدینشان بوسنیایی و دیگری صرب بود؛ کسانی که صرب بودند اما از پیوستن به ارتش صربستان سر باز زدند، و در نتیجه نه از سوی جامعهی بوسنیایی پذیرفته شدند، نه در جامعهی صرب جایگاهی داشتند.
شنیدم از خانوادههایی که از هم پاشیدند؛ از صربهایی که با نسلکشی مخالف بودند، اما از ترس همسایههای مسلمانشان ناچار شدند بوسنی را ترک کنند و به جمهوری صربستان پناه ببرند؛ و در آنجا با موجی از قضاوتها، تهمتها و نفرتها روبرو شدند، نفرتی که خشک و تر را با هم میسوزاند.
نفرتی که گاه بیشتر از آنکه از دیگری باشد، شکلی از نفرت نسبت به خویشتن دارد. چرا که جنوب اسلاوهای اروپا، یعنی مردم سرزمین یوگسلاوی سابق، از دیرباز جامعهای بودند با ساختاری درهمتنیده؛ آنچنان که بهندرت میتوان خانوادهای را یافت که بهطور «خالص» به یک گروه قومی خاص تعلق داشته باشد.
بعد از فروپاشی یوگسلاوی، که متأسفانه کمتر کسی دربارهی نقش آمریکا و برنامهریزی دهسالهاش برای فروپاشاندن اقتصاد این کشور صحبت میکند، مرزهایی کشیده شد میان کشورهایی که بیش از آنکه کشورهای مستقل باشند، بیشتر شبیه استانهای یک سرزمین واحد بودند. کشوری بزرگ تجزیه شد و کشورهای کوچک و فرمانبری پدید آمدند که یکی پس از دیگری زیر پرچم بزرگترین سازمان نظامی جهان، ناتو، قرار گرفتند.
امروز، در حالیکه پاکسازی های قومی زیادی در دنیا ( در فلسطین، کونگو...) رخ میدهد، مهم است که با صدای رسا دربارهی نسلکشیها صحبت کنیم، و در پی حقیقت باشیم. اما در این مسیر، نباید فراموش کنیم که عدالتخواهی ورای کین توزی است.
@GoftandNO
🔴حساب کاربری مصطفی مهرآیین نامه نوشته به استیو ویتکاف.
🟨 یعنی کشور متخاصم به کشورت حمله کرده، حامی اصلی حمله اسراییل به همون زندانی بوده که ممکن بود در اون کشته بشی و بعد بردارند به ویتکاف نامه بنویسند . یعنی عجیب تر از دانشگاهیان ایرانی در هستی نمیشه پیدا کرد. یکی جامعه شناس نئوفاشیست افغانستانی ستیز، اون یکی اقتصاددان کورتکسی، این یکی تعطیل اندر تعطیل استوی ویتکافی.
همه نوابع دور هم جمعاند.
@GoftandNO
🟨 یعنی کشور متخاصم به کشورت حمله کرده، حامی اصلی حمله اسراییل به همون زندانی بوده که ممکن بود در اون کشته بشی و بعد بردارند به ویتکاف نامه بنویسند . یعنی عجیب تر از دانشگاهیان ایرانی در هستی نمیشه پیدا کرد. یکی جامعه شناس نئوفاشیست افغانستانی ستیز، اون یکی اقتصاددان کورتکسی، این یکی تعطیل اندر تعطیل استوی ویتکافی.
همه نوابع دور هم جمعاند.
@GoftandNO
🔴مهناز شیرالی یک پرو اسراییلی بیسواد همیشه حاضر در رسانههای نئوفاشیستهای فرانسوی است. افغانستانی ستیز هم هست. نوشته: «شباهت آخوندها و افغان ها در اینست که هر دو از ایرانیان متنفرند ولی دوست دارند در ایران جا خوش کنند.»
این نوشته او که در تصویر بالا میبینید نمونه خوبی است از استدلال بسیاری از نئوفاشیستهای ایرانی چه از نوع سلطنت طلب چه از نوع پرو غرب در دفاع از کشتار مردم ایران به دست اسراییل و آمریکا.
@GoftandNO
این نوشته او که در تصویر بالا میبینید نمونه خوبی است از استدلال بسیاری از نئوفاشیستهای ایرانی چه از نوع سلطنت طلب چه از نوع پرو غرب در دفاع از کشتار مردم ایران به دست اسراییل و آمریکا.
@GoftandNO
🔴اون یک جامعهشناسی هم پا شده رفته مرز که پژوهشی درباره ایرانیان افغانستانی تبار و افغانستانیها انجام بده نه از ایرانیان پرمدعای جامعهشناسی که جز مزخرف گویی چیزی نمینویسند که از دانشجویان افغانستانی است.
بله دستگیرش کردهاند چون باید روایت نئوفاشیستهای ایرانی جامعهشناس مسلط باشد.
@GoftandNO
#ساراگوهری
بله دستگیرش کردهاند چون باید روایت نئوفاشیستهای ایرانی جامعهشناس مسلط باشد.
@GoftandNO
#ساراگوهری
🔴نئوفاشیستهای افغانستانی ستیز ایرانی خواهند گفت خوب زیاد بچه میاورند. اگر بچه نیاورده بود الان که رد مرز می شد بچه بی سرپرست در خانه نداشت. آمدهاند ترکیب جمعیتی ایران آریایی را عوض کنند حق شان است.
تازه جاهایی هم هست که اینها را دعوت میکنند و می گویند این هم تریبون بیایید افکار فاشیستی و نژادپرستانهتان را علمی طور بیان کنید برای ملت.
@GoftandNO
#افغانستانیستیزی
تازه جاهایی هم هست که اینها را دعوت میکنند و می گویند این هم تریبون بیایید افکار فاشیستی و نژادپرستانهتان را علمی طور بیان کنید برای ملت.
@GoftandNO
#افغانستانیستیزی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴حمله اسراییل به ستاد کل ارتش سوریه در قلب دمشق
🟨الجولانی از بلندیهای جولان گذشت، اسراییل بخش بیشتری از جنوب سوریه را در اشغال گرفته ، التماس اسراییل میکند برای توافق اما باید از شهر السویدا هم عقب نشینی کند. اسراییل رسما جنوب غربی سوریه را خاک خودش حساب میکند.
سوریه باید کلنگی شود، هیچ امکان نظامیایی نداشته باشد، هر لحظه که اسراییل تصمیم بگیرد این بلا را بر سرش میاورد. در برابر اسراییل نباید ساده بین بود.
@GoftandNo
#سوریه
🟨الجولانی از بلندیهای جولان گذشت، اسراییل بخش بیشتری از جنوب سوریه را در اشغال گرفته ، التماس اسراییل میکند برای توافق اما باید از شهر السویدا هم عقب نشینی کند. اسراییل رسما جنوب غربی سوریه را خاک خودش حساب میکند.
سوریه باید کلنگی شود، هیچ امکان نظامیایی نداشته باشد، هر لحظه که اسراییل تصمیم بگیرد این بلا را بر سرش میاورد. در برابر اسراییل نباید ساده بین بود.
@GoftandNo
#سوریه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴فیلم جدید سوپرمن و شباهتها با نسلکشی اسراییل در غزه
🟨کاربران شبکههای اجتماعی با پستهایی بر این نکته تاکید میکنند که شباهتهای زیادی بین فیلم جدید سوپرمن و نسلکشی اسراییل در غزه وجود دارد. در این فیلم کشوری خیالی مورد حمایت آمریکا در پی تهاجم به همسایه ضعیفتر خود است.
@GoftandNO
#سوپرمن
🟨کاربران شبکههای اجتماعی با پستهایی بر این نکته تاکید میکنند که شباهتهای زیادی بین فیلم جدید سوپرمن و نسلکشی اسراییل در غزه وجود دارد. در این فیلم کشوری خیالی مورد حمایت آمریکا در پی تهاجم به همسایه ضعیفتر خود است.
@GoftandNO
#سوپرمن
🔴وقتی اسراییل حامی حقوق اقلیت ها میشود
🟨درگیری روزهای اخیر در جنوب سوریه بین دروزها و بدوی ها، در بین بخشی از ایرانیان در شبکه های اجتماعی سخن از حمایت اسراییل از اقلیت ها را به میان آورده است.
دولت الجولانی یک دولت جهادی و سرکوبگر است که در یک توافق با بمباران سیستماتیک و رضایت اسراییل برای پایان بشار اسد و حمایت ترکیه و چند کشور عربی بر سر کار آمد. کشتار علویان همین چند ماه پیش در جریان بود و همچنان سرکوب آنان ادامه دارد اما اسراییل به کمک اقلیت علوی نمی رود. با این حال دروزها برای اسراییل جایگاه خاصی دارند آنچنان که رسما مرکز دمشق و نزدیک ساختمان ریاست جمهوری و ارتش سوریه را برای هشدار دادن درباره وضعیتشان، بمباران میکند.
دروزها یک جامعه ۱۵۰ هزار نفری در اسراییل دارند که اکثرا در ارتش اسراییل مشغول کارند. به سخن دیگر دروزها بخشی از نیروی مشارکت کننده در نسل کشی غزه، در خشونت علیه شهرک نشیان، در حمله به لبنان و سوریه و یمن و ایران اند.
برای همین است که نتانیاهو گفت که به کمک برادران برادرانمان یعنی دروزها در جبل الدروز میرویم.
دروزها رسما پرچم اسراییل را در السویدا بالا بردند و اسراییل هم میگوید که نخواهد گذاشت جنوب سوریه نظامی شود. کسی نمیداند این حق جدید اسراییل که نه تنها دهه هاست بلندهای جولان را در اشغال دارد که تا جبل الدروز هم بسط پیدا کرده است از کجا می آید. این حق جدید همان چیزی است که نتانیاهو و ترامپ به منطق اش معتقدند و آن حقی است که از قدرت می آید. اگر قدرت داری «حق» خلق میکنی یا به سخن دیگر «حق» دور قدرت جمع میشود و شکل می گیرد.
اما حمایت از حق اقلیت بهانه بسیار کارایی است که اسراییل برای پیشبرد پروژه خود در سوریه به آن متوسل شده است و در آینده هم خواهد شد.
در جهان ما قدرت هایی در قامت حامی اقلیت ظاهر میشوند که همگی در کارنامه شان، نسل کشی، حمله نظامی، تحریم های منجر به کشتار کودکان و غیرنظامیان را دارند.
اقلیتهایی که پرچم اسراییل بر سر ساختمان های دولت میزنند به منطق قدرت و منفعت کوتاه مدت میاندیشند و این هر چه باشد ربطی به حق اقلیت ندارد. در این یارگیری کثیفی که در خاورمیانه جاری است، حق اقلیت حتی آخرین چیزی هم نیست که اسراییل به آن میاندیشد.
@GoftandNO
#سوریه
🟨درگیری روزهای اخیر در جنوب سوریه بین دروزها و بدوی ها، در بین بخشی از ایرانیان در شبکه های اجتماعی سخن از حمایت اسراییل از اقلیت ها را به میان آورده است.
دولت الجولانی یک دولت جهادی و سرکوبگر است که در یک توافق با بمباران سیستماتیک و رضایت اسراییل برای پایان بشار اسد و حمایت ترکیه و چند کشور عربی بر سر کار آمد. کشتار علویان همین چند ماه پیش در جریان بود و همچنان سرکوب آنان ادامه دارد اما اسراییل به کمک اقلیت علوی نمی رود. با این حال دروزها برای اسراییل جایگاه خاصی دارند آنچنان که رسما مرکز دمشق و نزدیک ساختمان ریاست جمهوری و ارتش سوریه را برای هشدار دادن درباره وضعیتشان، بمباران میکند.
دروزها یک جامعه ۱۵۰ هزار نفری در اسراییل دارند که اکثرا در ارتش اسراییل مشغول کارند. به سخن دیگر دروزها بخشی از نیروی مشارکت کننده در نسل کشی غزه، در خشونت علیه شهرک نشیان، در حمله به لبنان و سوریه و یمن و ایران اند.
برای همین است که نتانیاهو گفت که به کمک برادران برادرانمان یعنی دروزها در جبل الدروز میرویم.
دروزها رسما پرچم اسراییل را در السویدا بالا بردند و اسراییل هم میگوید که نخواهد گذاشت جنوب سوریه نظامی شود. کسی نمیداند این حق جدید اسراییل که نه تنها دهه هاست بلندهای جولان را در اشغال دارد که تا جبل الدروز هم بسط پیدا کرده است از کجا می آید. این حق جدید همان چیزی است که نتانیاهو و ترامپ به منطق اش معتقدند و آن حقی است که از قدرت می آید. اگر قدرت داری «حق» خلق میکنی یا به سخن دیگر «حق» دور قدرت جمع میشود و شکل می گیرد.
اما حمایت از حق اقلیت بهانه بسیار کارایی است که اسراییل برای پیشبرد پروژه خود در سوریه به آن متوسل شده است و در آینده هم خواهد شد.
در جهان ما قدرت هایی در قامت حامی اقلیت ظاهر میشوند که همگی در کارنامه شان، نسل کشی، حمله نظامی، تحریم های منجر به کشتار کودکان و غیرنظامیان را دارند.
اقلیتهایی که پرچم اسراییل بر سر ساختمان های دولت میزنند به منطق قدرت و منفعت کوتاه مدت میاندیشند و این هر چه باشد ربطی به حق اقلیت ندارد. در این یارگیری کثیفی که در خاورمیانه جاری است، حق اقلیت حتی آخرین چیزی هم نیست که اسراییل به آن میاندیشد.
@GoftandNO
#سوریه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴لحظهای عجیب و غریب در اپرای لندن
🟨در پایان اپرای «ال ترواتوره» (به فارسی: تراباتور ) از جوزپه وردی در لندن، یک از هنرمندان پرچم فلسطین را به نمایش درآورد و مدیر هنری این موسسه شخصا روی صحنه رفت تا بزور این پرچم را پایین بکشد و البته با مقاومت این هنرمند مواجه شد.
تلاش برای انکار نسلکشی رژیم فاشیستی اسراییل به اشکال مختلف در جهان غرب با قدرت پیش میرود و هر روز مردم در غزه برای لقمهای نان با گلوله کشته میشوند.
@GoftandNO
#نسلکشیاسراییل
🟨در پایان اپرای «ال ترواتوره» (به فارسی: تراباتور ) از جوزپه وردی در لندن، یک از هنرمندان پرچم فلسطین را به نمایش درآورد و مدیر هنری این موسسه شخصا روی صحنه رفت تا بزور این پرچم را پایین بکشد و البته با مقاومت این هنرمند مواجه شد.
تلاش برای انکار نسلکشی رژیم فاشیستی اسراییل به اشکال مختلف در جهان غرب با قدرت پیش میرود و هر روز مردم در غزه برای لقمهای نان با گلوله کشته میشوند.
@GoftandNO
#نسلکشیاسراییل
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴«ایرانی نازی» در جهان افتخاری دیگر آفرید
🟨یک کاربر آمریکایی این اصطلاح «ایرانی نازی» را برای این فرد بکار برد.
ایرانیان در همه جای دنیا در حال افتخار آفریدن هستند. مصداق دقیق «برون ریختی فرهنگی» اند چه در خشونت فاشیستی علیه افغانستانیها ، چه در حمایت از نسلکشی اسراییل در غزه و چه در حمایت از بمباران کشورشان و کشتار مردم به دست اسراییل.
@GoftandNO
#ایرانینازی
🟨یک کاربر آمریکایی این اصطلاح «ایرانی نازی» را برای این فرد بکار برد.
ایرانیان در همه جای دنیا در حال افتخار آفریدن هستند. مصداق دقیق «برون ریختی فرهنگی» اند چه در خشونت فاشیستی علیه افغانستانیها ، چه در حمایت از نسلکشی اسراییل در غزه و چه در حمایت از بمباران کشورشان و کشتار مردم به دست اسراییل.
@GoftandNO
#ایرانینازی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴یک « ایرانی نازی» دیگر
🟨ایرانیان در حال افتخار آفرینی در تمام جهاناند. پای ثابت نئوفاشیسم جهانی یکی همین ایرانیها هستند. این یکی نگران است که لندن دیگر آنقدر بریتیش نباشد. هیچ کلمهای برای توصیف این پدیدهها نیست. نمونهای از همانها که نگرانند افغانستانیها ترکیب جمعیتی ایران را تغییر دهند. در همه دنیا به این پدیده ها میگویند : «نازی» ، «فاشیست»، «نئوفاشیست» یا «راست افراطی»
@GoftandNO
#ایرانینازی
🟨ایرانیان در حال افتخار آفرینی در تمام جهاناند. پای ثابت نئوفاشیسم جهانی یکی همین ایرانیها هستند. این یکی نگران است که لندن دیگر آنقدر بریتیش نباشد. هیچ کلمهای برای توصیف این پدیدهها نیست. نمونهای از همانها که نگرانند افغانستانیها ترکیب جمعیتی ایران را تغییر دهند. در همه دنیا به این پدیده ها میگویند : «نازی» ، «فاشیست»، «نئوفاشیست» یا «راست افراطی»
@GoftandNO
#ایرانینازی
🔴مجازی نویس نئوفاشیست همچنان در حال نفرت پراکنی علیه ایرانیان افغانستانی تبار و افغانستانیها
🟨حسن محدثی همچنان با قدرت به نفرت پراکنی علیه ایرانیان افغانستانیتبار و افغانستانیها ادامه میدهد.او چنان ولع اثبات گزاره نئوفاشیستی «تغییر ترکیب جمعیتی» را دارد که به هر ویدیویی که از هر کجا برایش بفرستند توسل میجوید.
از یاد نخواهیم برد که حسن محدثی از جمله کسانی بود که برای این خشونت فزاینده علیه ایرانیان افغانستانی تبار و افغانستانیها شبه نظریه درست کرد.
برای نئوفاشیسم سرنوشت انسان مهم نیست چیزهایی توهمی به نام «تمدن» و «برون ریختگی» و مانند آن مهم است برای همین صدای کودکان دیپورت شده را نمیشوند و تلاش انسانی برای متوقف کردن این خشونت میگوید «انسان گرایی قلابی» چرا که نئوفاشیست اساسا از انسانگرایی بیزار است.
@GoftandNO
#افغانستانیستیزی
🟨حسن محدثی همچنان با قدرت به نفرت پراکنی علیه ایرانیان افغانستانیتبار و افغانستانیها ادامه میدهد.او چنان ولع اثبات گزاره نئوفاشیستی «تغییر ترکیب جمعیتی» را دارد که به هر ویدیویی که از هر کجا برایش بفرستند توسل میجوید.
از یاد نخواهیم برد که حسن محدثی از جمله کسانی بود که برای این خشونت فزاینده علیه ایرانیان افغانستانی تبار و افغانستانیها شبه نظریه درست کرد.
برای نئوفاشیسم سرنوشت انسان مهم نیست چیزهایی توهمی به نام «تمدن» و «برون ریختگی» و مانند آن مهم است برای همین صدای کودکان دیپورت شده را نمیشوند و تلاش انسانی برای متوقف کردن این خشونت میگوید «انسان گرایی قلابی» چرا که نئوفاشیست اساسا از انسانگرایی بیزار است.
@GoftandNO
#افغانستانیستیزی