815 subscribers
1.25K photos
1.82K videos
88 files
1.03K links
نه گفتن به گفتمان سلطه گر و بنیان نهادن نهال مقاومت فردی با هدف رسیدن به مقاومت جمعی اصل راهنمای این کانال است. تماس با ما goftandnooo@gmail.com
Download Telegram
🔴یک نئوفاشیست و نژادپرست دیگر که محدثی تاییدش می‌کند

🟨رحیم محمدی که نمی‌دانم کیست ولی گویا از خیل جامعه‌شناسان فاشیست ایرانی است (مشخص نیست چرا جامعه‌شناسی ایران این اندازه فاشیست تولید می‌کند)
متنی دو پله فاشیستی تر را بواسطه محدثی منتشر کرده است. محدثی لبخند رضایت دارد که بالاخره کسی را پیدا کرد تاییدش کند. خوب برادر فاشیست، فاشیست را پیدا می‌کند، برابری‌خواه، برابری‌خواه را.
در همه جای دنیا ما جامعه شناس راست افراطی، سیاست‌شناس راست افراطی، روزنامه‌نگار راست افراطی داریم که افکار و بیسوادی‌شان را ذیل پژوهش و بی‌طرفی می‌فروشند اما همواره آنتی‌فاشیست‌هایی هم هستند که دست اینها را رو می‌کنند و این مبارزه ادامه دارد.
@GoftandNO
#افغانستانی‌ستیزی
🔴اینها که می‌بینید بخش عملیاتی نظریات فاشیستی محدثی و محمدی و خیل کثیر دیگری است که ایرانیان افغانستانی‌تبار و افغانستانی‌ها را «جمعیت طالبان آفرین» برچسب زدند.
قانون ضد نژادپرستی در مملکت این ایرانیان با فرهنگ بالا و آریایی وجود ندارد وگرنه باید به دادگاه می‌رفتند.
@GoftandNO
#افغانستانی‌ستیزی
Forwarded from Reza Nassaji
نژادپرستی یواشکی


«نژادپرستی یواشکی» این روزها فقط به طرفداران حکومت و سایبری‌های فضای مجازی محدود نمی‌شود، دیگرانی هم که موضع منفعل خود را توجیه نمی‌توانند، به تاکتیک فرار رو به جلو و تخریب حامیان حقوق بشر روی آورده‌اند. برای مثال، به نظر من این گزارۀ دکتر محدثی در مورد خود او هم صادق است: «اما از نظر من این انسان‌گرایی قلابی است زیرا به جای این‌که گریبان حکومت را بگیرند به روشن‌فکران و اهل فرهنگ ناسزا می‌گویند.»

در مورد ادعاهای کلی - تعمیم‌های ناروا و استقرای ناقص - که در پست‌های تلگرامی او بسیار دیده می‌شود، در فرصت دیگری باید سخن بگویم. چون این روزها درگیر یاریگری به دانش‌آموزان سابقم هستم که در معرض اخراج هستند. خانواده‌هایی که هیچ ربطی به طالبان نداشتند و قربانی آن بودند.
خانواده‌هایی که نه «طالبان‌پرور» هستند، نه ما را به‌عنوان «ایرانیان آخوندپرور» تحقیر می‌کنند. آخوندهایی که در جنگ با حکومت سکولار و چپگرای افغانستان در کنار اسلامگرایان مورد حمایت پاکستان، آمریکا و بریتانیا مشارکت داشتند و چند دهه بعد هم ملاهای طالبان و حتی سران القاعده (منجمله خانوادۀ بن‌لادن که چند سال پیش توسط موساد در خیابان پاسداران ترور شدند) را در تهران و مشهد پذیرایی کردند و به طالبان یاری رساندند تا به قدرت بازگردد.

می‌بینید که من و دوستانم چپگرایم (اعم از فمینیست، مارکسیست و آنارشیست) که خودمان را درگیر کنشگری - آموزشی و مددکاری - به خانواده‌های مهاجر افغانستانی کرده و همواره در معرض تهدیدهای امنیتی بودیم (تعطیلی جمعیت امام علی، احضارهای مکرر و پلمب چندبارۀ مدرسه‌مان)، با صراحت از حکومت ایران انتقاد می‌کنیم و چنین دانش‌آموزانی را پرورش دادیم که دشمن آگاه آخوند و طالب هستند.

زندان‌های جمهوری اسلامی پر است از فعالان آموزش و مددکاران داوطلب به کودکان کار و مهاجر؛ که آخرین آنها امیرحسین میربهاری دبیر و بنیانگذار «جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان» است که چند روز پیش بازداشت شد.
دوست و همکار مترجم من در متون فمینیستی، سروناز احمدی، هم یکی از همان مددکاران و چپ‌های هوادار کودکان مهاجر است که بابت همین فعالیت‌ها بازجویی شده و زندان رفته، اما استادان علوم اجتماعی ایران که ترجمه‌هایش از سیلویا فدریچی را خوانده‌اند، یک کلمه در دفاع از او ننوشته‌اند.
آتنا فرقدانی، آتنا دائمی، آمنه زمانی، سمانه اصغری و... هم از همین زندانیان سیاسی چپ‌اند که کاری جز یاریگری و دفاع از حقوق کودکان مهاجر و خیابان نداشته‌اند.
زنده‌یاد کامران محمدخانی (کارگر کتاب‌فروش) هم یکی از همین انسان‌های باورمند به حمایت از کودکان مهاجر و خیابان بود که در جمعیت خیریۀ دانشجویی امام علی و جمعیت دفاع از کودکان فعالیت داشت. همین دو ماه پیش، برنامۀ شعرخوانی به یاد او در جمعیت دفاع برگزار شد و من خودم را در میان جمع وسیع همان «انسانگرایان»ی یافتم که محدثی «قلابی» می‌نامد، اما آنان بی‌توجه به این کین‌توزی‌ها تلاش می‌کنند از رنج‌های «واقعی» زندگی کودکان بکاهند.

اما آیا دکتر محدثی هم به‌جای حملات هیستریک به چپ و هر نوع کنش انسانگرایانه در باب حقوق بشر، جسارت چنین انتقادها به حکومت دینی (بنگرید مواضع فعالان حقوق کودکان و مهاجرین در مورد سوءاستفاده از کودکان در سرکوب جنبش ژینا یا انحلال جمعیت امام علی را)، یا تحمل هزینه مانند آنان، به سبک چپ‌ها، دارد؟

فراتر از دعوای تلگرامی (که اخیراً ترجمان نژادپرستی یواشکی و آب به آسیاب موج افغان‌ستیزی حکومتی ریختن است)، حاضر است برای «انسانگرایی واقعی» وقت بگذارد و هفته‌ای یک یا دو روز به دختران و پسران فراری از طالبان درس بدهد تا در مقابل تفکر طالبانی و آخوندی آگاه و آمادۀ مبارز باشند؟ (مثل من که از هفتۀ بعد از دفاع از پایان‌نامۀ ارشدم دربارۀ مهاجرت سیاسی، به‌جای آنکه برای آزمون دکترا وقت بگذارم، به تدریس داوطلبانه به کودکان مهاجر و کار در حاشیه‌های فقیر تهران مشغول شدم.)
روشنفکران قلابی مشغول ترویج نژادپرستی یواشکی به نفع فاشیسم حکومتی و نژادپرستی سیستماتیک جمهوری اسلامی هستند، اما ما آهسته آهسته کودکان و نوجوانان - به ویژه دختران - ی را آموزش دادیم که بذر مبارزه با طالبان در ذهنشان کاشته شده.
@RezaNassaji
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔴دو قطعه از فیلم خورشید ساخته مجید مجیدی

🟨این فیلم در سال ۹۸ ساخته شده است و در آن بخشی از خشونت علیه کودکان افغانستانی را می‌بینید. بخشی از فیلم واکنش معلم این فیلم به
رفتاری فاشیستی علیه یک دختر افغانستانی است.
@GoftandNO
#افغانستانی‌ستیزی
🔴بخشی از استدلال نئوفاشیست‌های افغانستانی ستیز در این مقاله

🟨در این مقاله با دروغ ، استدلال‌های بی‌‍پایه و البته ارجاع به «سید هادی کسایی زاده»(رهبر نئوفاشیست‌های افغانستانی ستیز) بخشی از استدلال نئوفاشیست‌ها را می‌بینید که بر اساس آن « افغان‌های شیعه را به ایران می‌اورند تا خلا کاهش جمعیت ایرانیان مذهبی را پر کنند.»
لینک مقاله سال ۲۰۲۴: https://urls.fr/FX_pR-

@GoftandNO
#افغانستانی‌ستیزی
Forwarded from دموس demos
افغانستانی‌ستیزی و دری‌وری‌هایش

برایم جالب شده است بفهمم آنهایی که برای اخراج فله‌ای افغانستانی‌ها هورا می‌کشند یا به هر طریقی با این روند همراه‌اند چگونه فکر می‌کنند یا ذهن‌شان چطور کار می‌کند. در واقع «منطق گزاره‌ها»هاشان (یعنی اظهارات، ادعاها، توجیهات، استدلال‌ها و جمله‌سازی‌هاشان) توجه‌ام را جلب کرده است. برخی از این گزاره‌‌ها را می‌شود با ارجاع به فکت‌ها و واقعیت‌ها ابطال یا دست‌کم تعدیل کرد. مثلاً اینکه افغانستانی‌ها عامل اصلی بیکاری‌اند یا اکثر جرم‌وجنایت‌ها زیر سر آنهاست و ادعاهایی از این دست. برخی دیگر از این گزاره‌ها اما نیازی به ارائه‌ی واقعیت‌ها و فکت‌ها ندارند. مشکل این گزاره‌ها درون خودشان است. به اصطلاحِ منطقیون «خود-متناقض‌»اند، یعنی خودشان با خودشان به مشکل می‌خورند یا، به تعبیر ساده‌تر، یک بخش جمله با بخش دیگر آن همخوانی ندارد یا مقدمه‌چینی‌ها با نتیجه‌گیری‌ها همساز نیست یا همزمان ادعاهای متضادی مطرح می‌شود، تا جایی که آدم نمی‌داند باید دُم خروس را باور کند یا قسم حضرت عباس را...

@demos1402
🔴مجازی نگار ضد چپ نئوفاشیست در پوزیشن دفاعی

🟨حسن محدثی، مجازی نگار ضد چپ که گزاره‌های نئوفاشیست‌های ضد مهاجران غربی را مفتخرانه علیه افغانستانی‌ها تکرار می‌کند، مدعی است که از اخراج افغانستانی‌ها و ایرانیان افغانستانی تبار دفاع نکرده است.
جالب است که او برای دفاع از خودش نیز دقیقا گزاره‌‌‌ای را بکار می‌گیرد که وقتی نئوفاشیست‌های غربی با پرسش درباره جنبه غیرانسانی مواضع‌شان مواجه می‌شوند، بکار می‌گیرند. به سخن دیگر آنها تبعات گزاره‌های نئوفاشیستی‌شان را قبول نمی‌کنند و دائم مدعی می‌شوند که منظورشان چیز دیگر بوده است.
اما شما به این گزاره‌ها که در نوشته‌های این مجازی نگار به کرات تکرار شده نگاه کنید و بگوید منظورش چیزی جز اخراج افغانستانی‌ها و ایرانیان افغانستانی تبار است:‌

• من و امثال من خیلی صریح و روشن اعتراض داریم به ورود میلیون‌ها عضو از جمعیت طالبان‌آفرین.
• «مردم ما به‌درستی می‌گویند: درست است که در مورد هم‌سایه‌گان خود وظایفی داریم، اما در درجه‌ی اول لازم است به کشور خود و مردم اش فکر کنیم و مشکلات و مسایل‌شان را حل کنیم. من با نگرانی‌های مردم عزیزمان در این مورد هم‌دلی دارم و امیدوار ام به این نگرانی‌ها به‌نحو شایسته‌ای توجه شود.»
• «از منظر امنیتی-سیاسی ضرورت دارد جمعیت مهاجر محدود بماند و همان جمعیت محدود نیز با برنامه‌های فرهنگی و اجتماعی، به‌تدریج در درون جامعه‌ی ایرانی ادغام شود و با آن تا حد ممکن یکی گردد.»

• «بر اساس چنین منطق و چنین تحلیلی است که معتقد ام ورود میلیون‌ها یا حتا صدها هزار مهاجر به داخل کشور (خواه افغانستانی و خواه کرد و خواه عراقی) که هرگز چنین تجربه‌ی تاریخی‌ی بزرگی را نداشته اند، می‌تواند ثمرات ارزش‌مند این برون‌ریخته‌گی‌ی فرهنگی‌ی جمعی را از بین ببرد یا آن‌ها را تضعیف کند. فرزندآوری‌ی زیاد این خانواده‌های مهاجر نیز به این روند مخرب دامن خواهد زد. از نظر من ایران در مرحله‌ی جدیدی از تاریخ خود قرار دارد و لازم است این پتانسیل حفظ گردد و پاس داشته شود.»

• «أن‌ها[دولتی‌ها] وظیفه دارند جلوی هر نوع مهاجرت غیر قانونی به کشور را بگیرند. کوتاهی در این باره غیر قابل قبول است. »
• «چنان‌چه پذیرش بخشی از جمعیت افغانستانی در شرایط فاجعه‌بار ضروری باشد، لازم است در همان منطقه‌ی مرزی آن‌هم به‌طور موقت اردوگاه‌هایی زده شود تا مردم آسیب دیده و در خطر افغانستانی در این اردوگاه‌ها پذیرفته شوند و خدمات مناسب به آن‌ها داده شود تا از خطر برهند و سپس وقتی شرایط عادی پدید آمد، به کشور خود برگردند.»
• «جمعیت طالبان آفرین»،«تغییر ترکیب جمعیت ایران»، «نمی‌خواهیم فرهنگ و جامعه‌ی ما دو باره به عقب برگردد و میلیون‌ها نفر از مردمانی که از نظر فرهنگی به اعصار کهن تعلق دارند، وارد کشور شوند»،
«نمی‌خواهیم ترکیب جمعیتی‌ی ایران به نفع دنیای سنت تغییر یابد»،«ورود میلیون‌ها انسان افغانستانی جامعه‌ی ما را به عقب می‌برد».

• کشور نیاز به سیاست مطلوب و درست مهاجرپذیری دارد و این شیوه‌ی تغییر ترکیب جمعیت ایران از یکی از آسیب‌زاترین جمعیت منطقه، غیر قابل قبول است.
• ورود میلیون‌ها انسان افغانستانی جامعه‌ی ما را به عقب می‌برد و هزینه‌‌‌هایی تاریخی و اجتماعی و فرهنگی‌و حتا امنیتی‌ی بزرگی به کشور ما تحمیل می‌کند.
• من با صدای بلند می‌گویم: با ورود میلیون‌ها نفر از مردم طالبان‌آفرین به کشور ام مخالف ام و این شیوه‌ی مهاجرپذیری را بسیار مخرب و خطرناک می‌دانم.
@GoftandNO
#افغانستانی‌ستیزی
🔴«این هشتگ‌ها مثل گلوله به ما شلیک می‌شوند»‌

🟨این گزارش‌های اقلیت را نشر دهید تا در میانه این کثافت نژادپرستی افغانستانی‌ستیز همه گیر، این صدا دیده شود.
@GoftandNO
#افغانستانی‌ستیزی
🔴بحران دائمی، فقدان چشم‌انداز و حربه افغانستانی‌ستیزی
🔻بخش اول:
🟨جمهوری اسلامی چشم‌اندازی برای ارائه کردن به مردم ندارد، به همین دلیل اخراج افغانستانی‌ها را بهترین حربه برای خالی کردن خشم مردم می‌بیند. چشم انداز اکنون، اخراج افغانستانی‌ها و ایرانیان افغانستانی تبار است. جامعه راست‌گرا شده ایران را اینگونه می‌تواند برای مدتی راضی کرد و زمان خرید برای اینکه ببینند آمریکا و اسراییل چه برنامه‌ای در سر دارند.
سردرگمی در مسئولان جمهوری اسلامی بوضوح دیده می‌شود. کسی عملا چیزی را رهبری نمی‌کند، چشم اندازی ارايه نمی‌کنند، چرا که خودشان هم نمی‌دانند چه خواهد شد.
بحرانی که از تجاوز اسراییل به ایران از ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ آغاز شده است به نظر نمی‌رسد که بزودی به پایان برسد. این بحران بی‌چشم اندازی می‌تواند طولانی‌تر از آن چیزی باشد که انتظار می‌رفت با پایان جنگ، خاتمه یابد.

دوشنبه ۱۶ تیرماه دیدار نتانیاهو و ترامپ در آمریکاست که نتایج این مذاکرات برای ایران بسیار اهمیت دارد و زمان‌بندی انتشار مصاحبه پزشکیان با تاکر کارلسون هم گویای توجه طرف ایرانی به این دیدار است.
بر اساس گمانه‌زنی‌ها از آنچه نتانیاهو در آمریکا دنبال آن است (جروزالم پست) و همچنین مشروح پاسخ‌های پزشکیان به کارلسون، می‌توان فهمید که طرف ایرانی نگران آن است که آمریکا مجوزی را به اسراییل بدهد که عملا ایران را شبیه چیزی مانند لبنان و سوریه خواهد کرد. به این معنا که اسراییل چراغ سبز آمریکا را خواهد داشت که هر تحرکی از ایران را که از نظرش با منافع اسراییل همخوانی نداشت، بمباران کند و چون این بمباران‌ها مانند جنگ ۱۲ روزه چندان آشکار نخواهد بود و یا طرف ایرانی بر اساس جایگاه شکننده‌ای که در توازن قوای نظامی دارد، علاقه‌ای به واکنش به آن با موشک نخواهد داشت که بار دیگر وضعیت جنگ تمام عیار را فعال خواهد کرد.
استراتژی پزشکیان بر این اساس تعریف شده که بین اسراییل و آمریکا تفاوت قایل شود و تلاش کند نشان دهد که تهران آمریکا و اسراییل را یک کاسه نمی‌کند، به این امید که آمریکا مانع حملات آینده اسراییل به ایران شود، تلاشی که بدون توافقی همه جانبه با طرف آمریکایی، بعید است که بدست آید. ادامه در پست بعد ... 🔽
@GoftandNO
#تجاوز‌اسرائیل
#افغانستانی‌ستیزی
🔴بحران دائمی، فقدان چشم‌انداز و حربه افغانستانی‌ستیزی
🔻بخش دوم:

🟨در این میانه چند راه پیش روی ایران است:
راه اول: مذاکره مستقیم و همه جانبه با آمریکا و پذیرش خواسته طرف آمریکایی/اسراییلی در کنار گذاشتن کامل برنامه هسته‌ای با راستی آزمایی آژانس و محدود کردن برد موشک‌های بالستیک. (بر اساسا شناختی از خامنه‌ای داریم، او به این گزینه تسلیم نخواهد شد)
به سخن دیگر ایران با این انتخاب تلویحا می‌پذیرد که مسیر موازنه قدرت با اسراییل را رها کند و برتری قدرت منطقه‌ای اسراییل را بپذیرد. (با این فرض که اسراییل در هر حال هر وقت که اراده کند هر هدفی را در ایران خواهد زد)
امتیازی که ممکن است ایران با این مذاکرات بدست آورد، رفع تحریم‌ها در بخش‌های مهم اقتصادی خواهد بود. ( در هر حال غرب هیچ گاه قابل اعتماد در این زمینه نبوده و نباید باشد)
مشکلی که جمهوری اسلامی با پذیرش این سیاست به آن مواجه خواهد بود، بحرانی عمیق در پایگاه حامیانش خواهد بود که استحاله جمهوری اسلامی را تسریع خواهد کرد. این سیاست به معنای تسلیم و شکست کامل جمهوری اسلامی در معنای کلاسیکش خواهد بود، با این حال تا سال‌ها با تفسیرهای گوناگون و سرکوب داخلی می‌تواند از فروپاشی خود جلوگیری کند.

راه دوم: تلاش دوباره برای بازسازی سایت‌های هسته‌ای و ادامه غنی‌سازی در سایت‌های مخفی. این سیاست منجر به تحریم‌های بیشتر علیه ایران و ممانعت جدی از فروش نفتش خواهد شد که بحران اقتصادی شدیدتری در ایران ایجاد خواهد کرد. از سوی دیگر باعث حملات بیشتر اسراییل به هر جایی که تشخیص دهند برایشان خطرناک است، خواهد شد. در شرایطی که ایران سیستم پدافندی موثری علیه اسراییل ندارد و احتمالا برای عدم رویارویی جدی‌تر به واکنش موشکی رو نخواهد آورد.( ایران تاکید داشت که اگر اسراییل حملات را متوقف کند، ایران هم شلیک موشک‌ها را متوقف می‌کند، با این حال همچنان خبرهایی از عملیات‌های کوچک ریزپرنده‌های اسراییلی بعد از آتش بس به گوش می‌رسید و ایران واکنشی به آنها نشان نداد). ادامه شرایط تعلیق کنونی نیز غیرممکن است چرا که اروپا و آمریکا فشار خواهند آورد که بازرسان آژانس باید امکان بازرسی داشته باشند وگرنه مکانیسم ماشه فعال خواهد شد.

راه سوم: ساخت بمب هسته‌ای است. ساخت بمب هسته‌ای که برخی آن را تنها راه بازدارندگی می‌دانند در فقدان سلاح‌های پیشرفته متعارف، چیزی به بازدارندگی ایران اضافه نمی‌کند چرا که اساسا ایران نخواهد توانست از سلاح هسته‌ای علیه اسراییل استفاده کند و اساسا در آخرین سناریوی فرضی جنگ هسته‌ای هم اسراییل تعداد کلاهک‌های هسته‌ای بسیار بیشتری از امکانات ایران برای داشتن چند کلاهک هسته‌ای، خواهد داشت. ساخت بمب هسته‌ای تنها نابودی زیرساخت‌های ایران را تسریع می‌کند و شاید اساسا اسراییل و آمریکا خیلی هم بدشان نیاید که ایران در این مسیر گام بردارد و یا حتی از تهدید آن استفاده کند.

همچنان که می‌بنیم همه راه‌ها برای ایران، راه‌های فاجعه باری است و مشخص نیست این وضعیت بحرانی چطور به پایان خواهد رسید یا اساسا همچون گذشته به بحرانی دائمی تبدیل خواهد شد.
@GoftandNO
#تجاوز‌اسرائیل
#افغانستانی‌ستیزی
🔴پیش از دیدار نتانیاهو و ترامپ این حمله صورت می‌گیرد

🟨با این خبر باید گفت آتش بس در غزه به احتمال زیاد رخ نخواهد داد.
@GoftandNO
Forwarded from خیابان‌نویس
🔻شرم ملی و جامعه‌شناسی

جامعه‌شناس و عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد تهران مرکز، بعد از چند سال نوشتن در نقد ناسیونالیسم، انتخاب کرده است که به موج فاشیستی پناهنده‌ستیزی، مهاجرستیزی و افغانستانی‌ستیزی بپیوندد و در این راه ذره‌ای کوتاه نیاید. امروز باد همدستی شرورانه اپوزیسیون و پوزیسیون از این سو می‌وزد و حضور در این موج لایک‌های پرشمار رضایت‌بخشی به همراه دارد.

هرکسی می‌تواند انتخاب کند، حتی اگر، مانند ایشان، چند سالی در نقد ناسیونالیسم نوشته باشد. درهای پذیرش فاشيسم برای همگان باز است. در کشور ما برای هرچه که آزادی بیان نباشد، برای فاشیسم پناهنده‌ستیز و مهاجرستیز بیشترین حق آزادی بیان اعمال می‌شود. آنچه که نباید گفته شود: هر سخنی است که در راستای وطن‌دوستی انتقادی و بیداری برای حرکت در مسیر رهایی و برابری باشد.

جالب توجه است که ایشان، که شخصاً از برخی از نوشته‌های پیشین او بسیار آموخته‌ام، هرآنچه علیه مهاجران افغانستانی می‌نویسد را با اشک و آه همدردانه همراه می‌کند. گویی، همچنان، تکلیفش با خودش مشخص نیست یا نخواسته است که مشخص باشد. نوشته‌‌های او نشان می‌دهد که، در بسیاری از بزنگاه‌های متقابل سیاسی، از مرزبندی شفاف گریزان بوده است.

او در مواجهه با موج ستیز با مهاجر افغانستانی، همراه با کلی اظهار همدردی مشفقانه، راه حل نهایی و اساسی خود را اینگونه بیان کرده است: «چنان‌چه پذیرش بخشی از جمعیت افغانستانی در شرایط فاجعه‌بار ضروری باشد، لازم است در همان منطقه‌ی مرزی آن‌هم به‌طور موقت اردوگاه‌هایی زده شود تا مردم آسیب دیده و در خطر افغانستانی در این اردوگاه‌ها پذیرفته شوند و خدمات مناسب به آن‌ها داده شود تا از خطر برهند و سپس وقتی شرایط عادی پدید آمد، به کشور خود برگردند.» این در حالی است که حتی بسیاری پرچمداران «اخراج افغانستانی‌ها» هم ستیز خود را تا این مرحله پیش نبرده‌اند؛ پیشنهادی که منتهی‌الیه فاشیسم و پناهنده‌ستیزی و مهاجرستیزی را به شفافیت تمام بیان می‌کند. او حتی در همینجا متوقف نشده است و در اتهام مضحک اما تراژیک جاسوس‌انگاری مهاجران افغانستانی‌ هم، به عنوان موج مکمل دیگری‌هراسی، مشارکت کرده است.

زمانی هم که نویسنده‌ای به صورت کاملاً مستدل و با بحث بر سر تک تک گزاره‌های القائی محدثی پرده از جهل فاشیستی این گزاره‌ها برمی‌دارد، او به جای پاسخ به نقدها با حمله به چپ و چپ‌ها ناموجه بودن دعاوی خود را چاره‌جویی می‌کند. در راستای این فرافکنی با حمله به چپ مدعی می‌شود که چپ‌ها از نقد دین و نقد حکومت دینی شانه خالی می‌کنند.

این در حالی است بحث بر سر دعاوی مهاجرستیزانه و دلالت‌های فاشیستی آن است و نه چیز دیگر. اصلاً گیریم آنچه که شما به عنوان چپ می‌شناسی بد مطلق باشد، فرض بد بودن یک جریان چگونه می‌تواند دعاوی پناهنده‌ستیزانه و مهاجرستیزانه شما را موجه کند؛ گزاره «گروه الف بد است» چگونه می‌تواند موجه کننده گزاره «ب ج است» باشد؟!

از اینها گذشته، ایشان مدعی شده‌اند که چپ یا نمی‌تواند یا نمی‌خواهد دین و حکومت دینی را نقد کند! او در حالی این نقد را وارد می‌کند که در موارد از مواجهه مستقیم با حکومت گریزان بوده است و به اموری پرداخته است که کمترین هزینه را دارند‌؛ اگر نگویم که سود ده هستند؛ برای نمونه پرداختن به «شوهرکشی» به جای «زن‌کشی» یکی از همین انتخاب‌ها است چراکه لازمه پرداختن به «زن‌کشی» مواجهه با مردسالاری است که حتی کشته شدن شوهران هم یکی از معلول‌های این مردسالاری ساختاری است.

ذکر پیشینه مبارزه چپ با حکومت دینی و تحمیل شدن سرکوب‌های بی‌رحمانه به آن، که از اعلام صریح مخالفت با جمهوری اسلامی و «رفراندوم» جمهوری اسلامی آغاز شده است و آخرین مواجهات شدید آنرا در دی 96، آبان 98 و جنبش زن-زندگی-آزادی در 1401 رخ داد و همچنان در جریان است، بیان جیزی است که او خود بهتر می‌داند.


(ادامه)👇


⬇️2.1


@khiyabannevis
Forwarded from خیابان‌نویس
(ادامه)👇
⬇️2.2


نقدهای زیادی بر طیف چپ و جریان‌های گوناگون و متنوع آن وارد است اما اتهام گریز چپ از نقد دین مضحک‌ترین نقدی است که تا به حال به گوش رسیده است. چراکه موضع چپ(سوسیالیست مارکسیست و آنارشیست) درباره دین رادیکال‌ترین موضع و نقد ممکن است و توسط کسانی چون مارکس و متفکران پس از او، تا به امروز، به صراحت بیان شده است. روشن است که چنین موضع رادیکالی حتی از آدرس غلط و ناموجه دین‌ستیزی هم فراتر و بنیان‌افکن‌تر است. به یقین این منتقد و دیدگاهای نزدیک به آن هیچگاه تاب مواجهه منطقی با چنین نقد رادیکالی را نخواهند داشت. از همین روست که ایشان در توضیح نقد مورد نظر خود نقد فقه(یا فقهی) را مثال زده‌ است. در این باره باید گفت که چنین نقدهایی فرسنگ‌ها از نظرگاه رادیکال نقد فاصله دارد. البته شخصاً معتقدم که جامعه ما، همچنان، به نگاه‌های نقاد‌انه میانجی وصل دینداران به زیست‌جهان مدرن نیاز دارد اما چنین نقدی را باید از باورمندان آن انتظار داشت. از همین رو فکر می‌کنم که، با وجود اختلاف نظر با روشنفکری دینی، نواندیشان دینی و دین‌پژوهان تجدیدنظر‌طلب باید قدردان تلاش‌های آنان باشیم.

سخن آخر: شدت یافتن فاشیسم در شکل مهاجرستیزی و اخراج پناهندگان و مهاجران افغانستانی، خصوصاً زنان و کودکانی که بسیاری در اینجا به دنیا آمده و یا اینجا پرورش یافته‌اند، و فرستادن آنها به جهنم طالبان، دردی از دردهای ما و وطن ما درمان نخواهد کرد بلکه مسیر حرکت جامعه به سوی رهایی و برابری را، از همیشه، دشوارتر خواهد کرد.

جامعه‌شناسی اکادمیک ما هم اگر می‌خواهد جامعه و مسائل آن را بشناسد، ضرورتاً، باید با مشاهده میدانی، نزدیک و مشارکتی مسائل را فهم کند. اگرچه فرصت حضور ما در کنار خواهران و برادران مهاجرمان، به گونه‌ای غمبار و شرم‌اور، رو به اتمام است اما هنوز هم اگر کسی جویای فهم مسئله باشد می‌تواند و باید، دست‌کم، خود را به اردوگاه‌های اخراج و محل تجمع آوارگان در مرز‌ها برساند و انگاره‌های ذهنی خود را محک بزند.


⬆️2.2


@khiyabannevis
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴هدف نتانیاهو از مذاکره با ترامپ بدست آوردن آزادی عمل در ایران است

🟨همچنانکه در سخنان نتانیاهو با ترامپ مشخص است او می‌گوید که آن تومور ریشه کن شده اما ممکن است برگردد و باید نظارت کرد که تومور برنگردد. به نظر می‌رسد همان خواسته‌ای است که رسانه‌ها مطرح کرده‌بودند: آزادی عمل اسراییل در حمله به ایران هر لحظه که احساس کرد خطری تهدیدش می‌کند.
خواسته‌ای که به نظر نمی‌رسد مخالفی در کاخ سفید داشته باشد.
@GoftandNO
#تجاوز‌اسرائیل