🔴خشونت را در پشت ژستهای آداب/اخلاق مدارانه جستجو کنید
🟨این خبر و همه متنش پر از خشونت است. تیتر میگوید «بازگشتهاند» اما در واقع با خشونت و تحقیر اخراج شدهاند. حالا به من بگویید خشونت کدام سبک نوشتاری شما را آزار میدهد؟
مردم ایران بطور عموم نژادپرستاند بخشی فعالانه و آگاهانه و بخشی منفعل و ناآگاهانه. در نتیجه اما فرقی حاصل نمیشود. انسانهایی هستند که این خشونت بر آنها اعمال میشود.
@GoftandNO
🟨این خبر و همه متنش پر از خشونت است. تیتر میگوید «بازگشتهاند» اما در واقع با خشونت و تحقیر اخراج شدهاند. حالا به من بگویید خشونت کدام سبک نوشتاری شما را آزار میدهد؟
مردم ایران بطور عموم نژادپرستاند بخشی فعالانه و آگاهانه و بخشی منفعل و ناآگاهانه. در نتیجه اما فرقی حاصل نمیشود. انسانهایی هستند که این خشونت بر آنها اعمال میشود.
@GoftandNO
🔴بخوانید و شرم کنید توییت این دوست افغانستانی ما را.
🟨من تا الان ندیدم یک ایرانی نژادپرست افغانستانی ستیز شرم کنه. هرگز ندیدم کسی برای اشتباهی که کرده در مشارکت در خشونت علیه بی پناهترین انسانها عذرخواهی کنه. اما تا دلتون بخواد توجیه و پرمدعا بودن دیدم خصوصا در آکادمی.
@GoftandNO
🟨من تا الان ندیدم یک ایرانی نژادپرست افغانستانی ستیز شرم کنه. هرگز ندیدم کسی برای اشتباهی که کرده در مشارکت در خشونت علیه بی پناهترین انسانها عذرخواهی کنه. اما تا دلتون بخواد توجیه و پرمدعا بودن دیدم خصوصا در آکادمی.
@GoftandNO
🔴گزارههایی که حسن محدثی بکار میبرد مصداق نئوفاشیسم افغانستانیستیز
بخش اول:
🟨حسن محدثی٬ مجازینگاری ضد چپ است و پنهان هم نمیکند و البته از راستگرایان چه سکولار و چه مذهبی یا مثل ایشان نصفه مذهبی تعجبی هم ندارد.
او یک نقد به مطلبش که کاملا پارامترهای «نئوفاشیسم افغانستانی ستیز» دارد را به «عوامفریبی جریان چپ» که اساسا مشخص نیست چیست٬ وصل میکند.
حال این «عوامفریبی جریان چپ» چیست؟ چرا این چپها اینقدر شیطان صفاند؟
بطور خلاصه، اگر کسی با متون راستافراطی/نئوفاشیسم اروپایی-آمریکایی آشنا باشد٬ تشابه شگرفی میان گزارههای محدثی و راستگرایان افراطی اروپایی-آمریکایی در زمینه مهاجر ستیزی مشاهده میکند.
🔻با ارجاع به پستهای محدثی او چه میگوید:
در مطلب ۳۱ مرداد ۱۴۰۳ با عنوان «مسالهی چند وجهیی جمعیت افغانستانی در ایران» اعتراف میکند که دانشی درباره افغانستانیها در ایران ندارد اما همان جا میگوید: «مردم ما بهدرستی میگویند: درست است که در مورد همسایهگان خود وظایفی داریم، اما در درجهی اول لازم است به کشور خود و مردم اش فکر کنیم و مشکلات و مسایلشان را حل کنیم. من با نگرانیهای مردم عزیزمان در این مورد همدلی دارم و امیدوار ام به این نگرانیها بهنحو شایستهای توجه شود.»
این دقیقا استدلالی است که شما در متون تولید شده راستگرایان افراطی ضد مهاجران در اروپا و آمریکا میبینید. (البته ایشان و مریدانشان احتمالا میگویند چه ایرادی دارد خیلی هم خوب است. فرمول مندرس شاید فاشیستها هم بهرهای از حقیقت داشته باشند) ایشان رسما میگوید با چنین تفکری همدلی دارد همان تفکری که به شعار فاشیستی «نه غزه، نه لبنان» انجامید و روشنفکران راستگرایی ایرانی به راهی رفتند که کمتر صدایی در دفاع از نسلکشی در غزه در بین ایرانیان بلند شد.
همان جا میگوید: «از منظر امنیتی-سیاسی ضرورت دارد جمعیت مهاجر محدود بماند و همان جمعیت محدود نیز با برنامههای فرهنگی و اجتماعی، بهتدریج در درون جامعهی ایرانی ادغام شود و با آن تا حد ممکن یکی گردد.»
این گزاره هم دقیقا گزاره تکراری راستگرایان افراطی در غرب است: جمعیت مهاجر محدود بماند و با برنامهریزی انجام شود و خصوصا این بخش که آنها باید «ادغام» (اینتگریت) شوند و مهمتر «تا حد ممکن یکی» شوند (آسیمیلاسیون). (و کیست که پژوهشگر این حوزه باشد و نداند که یک مهاجر هرگز از نگاه غربی به اندازه کافی اینتگریت نمی شود)
پس تا اینجا گزارههای ایشان مو به مو با گزارههای نئوفاشیستهای اروپایی- آمریکایی مشابه است. بنابراین کسی که این گزارهها را بکار ببرد یک رویکرد نئوفاشیستی به مهاجران دارد.
این مجازینگار در مطلب دیگری با عنوان «برونریختگی فرهنگی جمعی» مینویسد: «ما در ایران معاصر با پدیدهی برونریختهگیی فرهنگیی جمعی مواجه ایم. از این رو، اینک جامعهی ایران با هیچیک از کشورهای منطقه و کشورهای مسلماننشین از این لحاظ قابل مقایسه نیست.»
ایشان دقیقا اینجا در دام همان «استثناگرایی» میافتد که در نقد ناسیونالیسم ایرانی دنبال بی اعتبار کردن آن بود. به همین دلیل نقد او به ناسیونالیسم ایرانی از حد نوعی بیانیه سیاسی فراتر نمیرود (که این روزها دیگر به تکرار مکررات تبدیل شد و ایده جدیدی ندارد) چرا که نمیتواند در این نقد افغانستانیها را ببیند. افغانستانیها در نقد ایشان به ناسیونالیسم ایرانی أساسا دیده نمیشوند. ایران را
جامعهای دیدن که با هیچ یک از کشورهای منطقه و مسلمان قابل مقایسه نیست، سخنی غیرعلمی، استثناگرایانه و ناسیونالیستی است. (نگاه کنید به کتاب رضا ضیا ابراهیمی....
ادامه در پست بعدی
@GoftandNO
#افغانستانیستیزی
بخش اول:
🟨حسن محدثی٬ مجازینگاری ضد چپ است و پنهان هم نمیکند و البته از راستگرایان چه سکولار و چه مذهبی یا مثل ایشان نصفه مذهبی تعجبی هم ندارد.
او یک نقد به مطلبش که کاملا پارامترهای «نئوفاشیسم افغانستانی ستیز» دارد را به «عوامفریبی جریان چپ» که اساسا مشخص نیست چیست٬ وصل میکند.
حال این «عوامفریبی جریان چپ» چیست؟ چرا این چپها اینقدر شیطان صفاند؟
بطور خلاصه، اگر کسی با متون راستافراطی/نئوفاشیسم اروپایی-آمریکایی آشنا باشد٬ تشابه شگرفی میان گزارههای محدثی و راستگرایان افراطی اروپایی-آمریکایی در زمینه مهاجر ستیزی مشاهده میکند.
🔻با ارجاع به پستهای محدثی او چه میگوید:
در مطلب ۳۱ مرداد ۱۴۰۳ با عنوان «مسالهی چند وجهیی جمعیت افغانستانی در ایران» اعتراف میکند که دانشی درباره افغانستانیها در ایران ندارد اما همان جا میگوید: «مردم ما بهدرستی میگویند: درست است که در مورد همسایهگان خود وظایفی داریم، اما در درجهی اول لازم است به کشور خود و مردم اش فکر کنیم و مشکلات و مسایلشان را حل کنیم. من با نگرانیهای مردم عزیزمان در این مورد همدلی دارم و امیدوار ام به این نگرانیها بهنحو شایستهای توجه شود.»
این دقیقا استدلالی است که شما در متون تولید شده راستگرایان افراطی ضد مهاجران در اروپا و آمریکا میبینید. (البته ایشان و مریدانشان احتمالا میگویند چه ایرادی دارد خیلی هم خوب است. فرمول مندرس شاید فاشیستها هم بهرهای از حقیقت داشته باشند) ایشان رسما میگوید با چنین تفکری همدلی دارد همان تفکری که به شعار فاشیستی «نه غزه، نه لبنان» انجامید و روشنفکران راستگرایی ایرانی به راهی رفتند که کمتر صدایی در دفاع از نسلکشی در غزه در بین ایرانیان بلند شد.
همان جا میگوید: «از منظر امنیتی-سیاسی ضرورت دارد جمعیت مهاجر محدود بماند و همان جمعیت محدود نیز با برنامههای فرهنگی و اجتماعی، بهتدریج در درون جامعهی ایرانی ادغام شود و با آن تا حد ممکن یکی گردد.»
این گزاره هم دقیقا گزاره تکراری راستگرایان افراطی در غرب است: جمعیت مهاجر محدود بماند و با برنامهریزی انجام شود و خصوصا این بخش که آنها باید «ادغام» (اینتگریت) شوند و مهمتر «تا حد ممکن یکی» شوند (آسیمیلاسیون). (و کیست که پژوهشگر این حوزه باشد و نداند که یک مهاجر هرگز از نگاه غربی به اندازه کافی اینتگریت نمی شود)
پس تا اینجا گزارههای ایشان مو به مو با گزارههای نئوفاشیستهای اروپایی- آمریکایی مشابه است. بنابراین کسی که این گزارهها را بکار ببرد یک رویکرد نئوفاشیستی به مهاجران دارد.
این مجازینگار در مطلب دیگری با عنوان «برونریختگی فرهنگی جمعی» مینویسد: «ما در ایران معاصر با پدیدهی برونریختهگیی فرهنگیی جمعی مواجه ایم. از این رو، اینک جامعهی ایران با هیچیک از کشورهای منطقه و کشورهای مسلماننشین از این لحاظ قابل مقایسه نیست.»
ایشان دقیقا اینجا در دام همان «استثناگرایی» میافتد که در نقد ناسیونالیسم ایرانی دنبال بی اعتبار کردن آن بود. به همین دلیل نقد او به ناسیونالیسم ایرانی از حد نوعی بیانیه سیاسی فراتر نمیرود (که این روزها دیگر به تکرار مکررات تبدیل شد و ایده جدیدی ندارد) چرا که نمیتواند در این نقد افغانستانیها را ببیند. افغانستانیها در نقد ایشان به ناسیونالیسم ایرانی أساسا دیده نمیشوند. ایران را
جامعهای دیدن که با هیچ یک از کشورهای منطقه و مسلمان قابل مقایسه نیست، سخنی غیرعلمی، استثناگرایانه و ناسیونالیستی است. (نگاه کنید به کتاب رضا ضیا ابراهیمی....
ادامه در پست بعدی
@GoftandNO
#افغانستانیستیزی
🔴گزارههایی که حسن محدثی بکار میبرد مصداق نئوفاشیسم افغانستانیستیز
بخش دوم:
🟨...در ادامه همان مطلب برون ریختهگی میگوید: «بر اساس چنین منطق و چنین تحلیلی است که معتقد ام ورود میلیونها یا حتا صدها هزار مهاجر به داخل کشور (خواه افغانستانی و خواه کرد و خواه عراقی) که هرگز چنین تجربهی تاریخیی بزرگی را نداشته اند، میتواند ثمرات ارزشمند این برونریختهگیی فرهنگیی جمعی را از بین ببرد یا آنها را تضعیف کند. فرزندآوریی زیاد این خانوادههای مهاجر نیز به این روند مخرب دامن خواهد زد. از نظر من ایران در مرحلهی جدیدی از تاریخ خود قرار دارد و لازم است این پتانسیل حفظ گردد و پاس داشته شود.»
این پاراگراف بالا شاهد غیرقابل انکاری است که ایشان نه تنها حضور میلیونها افغانستانی در ایران را مضر میداند که حتی چند صد هزار نفر را هم مضر میداند چرا که ایران استثناییشان به خطر میافتد که أساسا حرف مهملی است. نه تنها میگوید افغانستانی، که «کرد و عراقی» را هم به آن میافزاید؟ (که هیچگاه کسی نپرسید منظورت از کرد و عراقی چیست؟) اینکه افغانستانیها و کردها و عراقی ها «چنین تجربهی تاریخیی بزرگی» را نداشتهاند کاملا با متون نئوفاشیستهای غربی مشابه است که مهاجران جنوب جهانی را در سطح پایینتری میبینند.
در پست «عوامفریبی جریان چپ» در پاراگراف اول با عوامفریبی جریان راست نیمه مذهبی آغاز میکند یعنی کمی روضه خواندن برای «انسان افغانستانی» و بعد خشنترین پیشنهادها را علیه آنها لیست کردن. با روضهخوانی و اشک و آه شروع وبعد فاشیستیترین گزاره نئوفاشیستهای مهاجر ستیز غربی را تکرار میکند: «أنها[دولتیها] وظیفه دارند جلوی هر نوع مهاجرت غیر قانونی به کشور را بگیرند. کوتاهی در این باره غیر قابل قبول است. »
یعنی اون روضه به اینجا رسید که باید جلوی هر نوع مهاجرت غیرقانونی گرفته شود. امری ضد انسانی و ضد حقوق بینالمللی مهاجران در کنوانسیونهای مختلف بینالمللی.
در پاراگراف بعدی میگوید: «چنانچه پذیرش بخشی از جمعیت افغانستانی در شرایط فاجعهبار ضروری باشد، لازم است در همان منطقهی مرزی آنهم بهطور موقت اردوگاههایی زده شود تا مردم آسیب دیده و در خطر افغانستانی در این اردوگاهها پذیرفته شوند و خدمات مناسب به آنها داده شود تا از خطر برهند و سپس وقتی شرایط عادی پدید آمد، به کشور خود برگردند.»
این پیشنهاد از نظر کنوانسیونهای حقوق مهاجران و پناهجویان ضد انسانیترین پیشنهاد است و در بسیاری از بیانیههای سازمانهای مختلف حمایت از پناهجویان محکوم شده است و از أساس پیشنهاد نئوفاشیسمهای غربی است که البته در بسیاری از موارد مردم اون کشورها و خصوصا چپها (بلکه چپهای عوام فریب!!!!) مانع چنین کثافت کاریی شدند.
🔻در یک نگاه کلی، مجازینگار ما گزارهای راستگرایان افراطی /نئوفاشیستهای غربی را برای انگزدن به افغانستانیها بکرات بکار گرفته است و برای کسی که پژوهش و کارش ناسیونالیسم و نژادپرستی است، این گزارها چیزی نیست جز گزارههای نئوفاشیستی که متاسفانه در آکادمی و جامعه ایرانی هر روزه شاهدشان هستیم. روشنفکری قرار بود همراه موجهای ضد انسانی دولت/رسانه ساز نشود و با پژوهش و تعمق همواره «بر» قدرت بماند نه «با» قدرت. البته این ویژگی روشنفکری چپ است نه راست. آنچه این مجازی نگار میکند در زمینه افغانستانی ستیزی همراهی با قدرت حاکم است که دهها هزار نفر مهاجر افغانستانی را با خشنترین و ضد انسانیترین شکلی راهی مرز کردهاند و پیشنهادهای ظاهرا خیرخواهانهاش تماما ضد انسانی، مشابه راستگرایانه افراطی در جهان غرب و ضد افغانستانیهاست و در این موج کثیف اخراج جمعی افغانستانیها سهیم است.
@GoftandNO
#افغانستانیستیزی
بخش دوم:
🟨...در ادامه همان مطلب برون ریختهگی میگوید: «بر اساس چنین منطق و چنین تحلیلی است که معتقد ام ورود میلیونها یا حتا صدها هزار مهاجر به داخل کشور (خواه افغانستانی و خواه کرد و خواه عراقی) که هرگز چنین تجربهی تاریخیی بزرگی را نداشته اند، میتواند ثمرات ارزشمند این برونریختهگیی فرهنگیی جمعی را از بین ببرد یا آنها را تضعیف کند. فرزندآوریی زیاد این خانوادههای مهاجر نیز به این روند مخرب دامن خواهد زد. از نظر من ایران در مرحلهی جدیدی از تاریخ خود قرار دارد و لازم است این پتانسیل حفظ گردد و پاس داشته شود.»
این پاراگراف بالا شاهد غیرقابل انکاری است که ایشان نه تنها حضور میلیونها افغانستانی در ایران را مضر میداند که حتی چند صد هزار نفر را هم مضر میداند چرا که ایران استثناییشان به خطر میافتد که أساسا حرف مهملی است. نه تنها میگوید افغانستانی، که «کرد و عراقی» را هم به آن میافزاید؟ (که هیچگاه کسی نپرسید منظورت از کرد و عراقی چیست؟) اینکه افغانستانیها و کردها و عراقی ها «چنین تجربهی تاریخیی بزرگی» را نداشتهاند کاملا با متون نئوفاشیستهای غربی مشابه است که مهاجران جنوب جهانی را در سطح پایینتری میبینند.
در پست «عوامفریبی جریان چپ» در پاراگراف اول با عوامفریبی جریان راست نیمه مذهبی آغاز میکند یعنی کمی روضه خواندن برای «انسان افغانستانی» و بعد خشنترین پیشنهادها را علیه آنها لیست کردن. با روضهخوانی و اشک و آه شروع وبعد فاشیستیترین گزاره نئوفاشیستهای مهاجر ستیز غربی را تکرار میکند: «أنها[دولتیها] وظیفه دارند جلوی هر نوع مهاجرت غیر قانونی به کشور را بگیرند. کوتاهی در این باره غیر قابل قبول است. »
یعنی اون روضه به اینجا رسید که باید جلوی هر نوع مهاجرت غیرقانونی گرفته شود. امری ضد انسانی و ضد حقوق بینالمللی مهاجران در کنوانسیونهای مختلف بینالمللی.
در پاراگراف بعدی میگوید: «چنانچه پذیرش بخشی از جمعیت افغانستانی در شرایط فاجعهبار ضروری باشد، لازم است در همان منطقهی مرزی آنهم بهطور موقت اردوگاههایی زده شود تا مردم آسیب دیده و در خطر افغانستانی در این اردوگاهها پذیرفته شوند و خدمات مناسب به آنها داده شود تا از خطر برهند و سپس وقتی شرایط عادی پدید آمد، به کشور خود برگردند.»
این پیشنهاد از نظر کنوانسیونهای حقوق مهاجران و پناهجویان ضد انسانیترین پیشنهاد است و در بسیاری از بیانیههای سازمانهای مختلف حمایت از پناهجویان محکوم شده است و از أساس پیشنهاد نئوفاشیسمهای غربی است که البته در بسیاری از موارد مردم اون کشورها و خصوصا چپها (بلکه چپهای عوام فریب!!!!) مانع چنین کثافت کاریی شدند.
🔻در یک نگاه کلی، مجازینگار ما گزارهای راستگرایان افراطی /نئوفاشیستهای غربی را برای انگزدن به افغانستانیها بکرات بکار گرفته است و برای کسی که پژوهش و کارش ناسیونالیسم و نژادپرستی است، این گزارها چیزی نیست جز گزارههای نئوفاشیستی که متاسفانه در آکادمی و جامعه ایرانی هر روزه شاهدشان هستیم. روشنفکری قرار بود همراه موجهای ضد انسانی دولت/رسانه ساز نشود و با پژوهش و تعمق همواره «بر» قدرت بماند نه «با» قدرت. البته این ویژگی روشنفکری چپ است نه راست. آنچه این مجازی نگار میکند در زمینه افغانستانی ستیزی همراهی با قدرت حاکم است که دهها هزار نفر مهاجر افغانستانی را با خشنترین و ضد انسانیترین شکلی راهی مرز کردهاند و پیشنهادهای ظاهرا خیرخواهانهاش تماما ضد انسانی، مشابه راستگرایانه افراطی در جهان غرب و ضد افغانستانیهاست و در این موج کثیف اخراج جمعی افغانستانیها سهیم است.
@GoftandNO
#افغانستانیستیزی
🔴نمونه دیگری از گزارههای نئوفاشیستهای ایرانی که کاملا مشابه نئوفاشیستهای غربی در رابطه با مهاجران است.
@GoftandNO
#افغانستانیستیزی
@GoftandNO
#افغانستانیستیزی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴این محصول کار نئوفاشیسم ایرانی است که با سیاست حکومت در خشونتی غیرقابل توصیف همراهی کرده است.
مردمی که خودشان ۱۲ روز جنگ دیدند اما نه تنها جنبه غیرانسانی جنگ را نفهمیدند بلکه با این موج کثیف افغانستانی ستیزی همراهی کردند.
@GoftandNO
#افغانستانیستیزی
مردمی که خودشان ۱۲ روز جنگ دیدند اما نه تنها جنبه غیرانسانی جنگ را نفهمیدند بلکه با این موج کثیف افغانستانی ستیزی همراهی کردند.
@GoftandNO
#افغانستانیستیزی
🔴اگر دانشجویی این گزارهها را در نقد چپ بنویسد رسما با یک صفر گنده مواجه میشود. معنایش این است که درباره چپ گرفتار «دام استالین» شده و درکی از پیچیدگی جریان های چپ در تاریخ ندارد.
با این حال نقدی که ما در پستهای بالا به محدثی نوشتیم هیچ ربطی به موضوع چپ ندارد و اصطلاحا با عنوان «خارج از موضوع» باید به کناری انداختش.
محدثی نمیتواند جواب بدهد چون گزارههایی که خودش بکار برده را جلوی چشمش گذاشتیم که تماما گزارههای هر روزه نئوفاشیستهای اروپایی و آمریکایی در خشونت علیه مهاجران است.
@GoftandNO
#افغانستانیستیزی
با این حال نقدی که ما در پستهای بالا به محدثی نوشتیم هیچ ربطی به موضوع چپ ندارد و اصطلاحا با عنوان «خارج از موضوع» باید به کناری انداختش.
محدثی نمیتواند جواب بدهد چون گزارههایی که خودش بکار برده را جلوی چشمش گذاشتیم که تماما گزارههای هر روزه نئوفاشیستهای اروپایی و آمریکایی در خشونت علیه مهاجران است.
@GoftandNO
#افغانستانیستیزی
🔴به من گفتند که این جناب، دکتر هم هستند. یعنی میزان بیسوادی و پرمدعایی کثیری از ایرانیان در آکادمی مبهوت کننده است.
گویا دیگر تواضعی که بنشینیم و بخوانیم و یاد بگیریم و پر مدعا نباشیم در بین نیست.
@GoftandNO
#افغانستانیستیزی
گویا دیگر تواضعی که بنشینیم و بخوانیم و یاد بگیریم و پر مدعا نباشیم در بین نیست.
@GoftandNO
#افغانستانیستیزی
🔴ننگ اخراج افغانستانی ها٬ ننگ کمترین رنجی که به انسانی٬ به کودکی در این میان رسیده تا ابد بر پیشانیتان خواهد ماند. تا زندهایم خواهیم گفت و نوشت که نئوفاشیستهای ایرانی چگونه پشت این جنایت ایستادند.
@GoftandNO
#افغانستانیستیزی
@GoftandNO
#افغانستانیستیزی
🔴جامعه فاشیستی است اما تو فاشیست نباش
🟨این روایت دوستی است که در فرانسه زندگی میکند:
«چند روز از تجاوز اسراییل به ایران گذشته و دوستان فرانسوی یکی پس از دیگری زنگ میزنند یا پیام میدهند و اظهار تاسف میکنند و از حال خانواده ام میپرسند. اولین صاحبخانه فرانسوی ام (ماری) که پس از رسیدن به فرانسه یک اتاق به من اجاره داد٬ زنگ میزند. بعد از احوالپرسی های معمول میگوید اگر خانواده ات میتوانند به فرانسه بیاییند میتوانی روی من حساب کنی و یک اتاق خالی داریم که به آنها بدهیم. توضیح میدهم که امکان پذیر نیست٬ نه ویزایی الان وجود دارد و نه امکانی.
بعد از گفتگو یاد کاری می افتم که این زن بازنشسته سوسیالیست برای مهاجران رومانیایی میکرد. رومانیاییهای زیادی در فرانسه زندگی میکنند. به آنها پناهندگی نمیدهند چون کشورشان کشور امن به حساب میاید. بخشی از جمعیت رومانیایی در زیر چادر در گوشه و کنار شهرها زندگی میکنند. ماری و دیگر دوستانش انجمنی تاسیس کرده بودند برای کمک به آنها. یک روز به من گفت باید بروم برای یک خانواده رومانیایی خرید کنم٬ تو هم میآیی؟ با او همراه شدم. سبدی از کالاهای ضروری از فروشگاه خرید و به او رساندیم و گفتگو آغاز شد.
ماری و دوستانش کمک میکردند که کودکان خانواده های رومانیایی که زیر چادر زندگی میکنند بتوانند به مدرسه بروند. اما مشکل در مدرسه این بود که برخی خانواده های فرانسوی اعتراض میکردند که این بچه ها با لباس کثیف به مدرسه میایند و بو میدهند.
ماری که عصبانی هم بود میگفت خوب اینها زیر چادر زندگی میکنند٬ حمام از کجا بیاورند؟
اینجا بود که ماری و دوستانشان با خانواده های کودکان رومانیایی هماهنگ کرده بودند که این بچه ها بر اساس یک برنامه هر روز خانه یکی از اعضای این انجمن دوش بگیرند. این انجمن برای کودکان لباس تمیز فراهم میکرد و هر روز آنها دوش میگرفتند که با حذف از مدرسه مواجه نشوند. آنها به شهرداری اعتراض میکردند که چرا اقدامی برای اسکان آنها نمیکند؟ چرا خدمات ضروری به آنها نمیدهند؟ اما کار آنها فقط اعتراض نبود٬ آنها دست به اقدام زدند و از امکاناتی که خودشان داشتند برای کمکی هر چند کوچک بهره گرفتند.
در تمام سالهایی که در خانه ماری زندگی کردم یک کلمه مهاجرستیزانه از او نشنیدم٬ او نمیگفت چرا رومانیاییها به کشور من میآیند.
در تجربه دیگری دوستم با ایمیلی از مدرسه پسرش مواجه شده بود. مدرسه از همه والدین خواسته بود که روز مشخصی در ساعت بعد از تعطیلی مدرسه جلوی در مدرسه تجمع کنند چرا که ۵ نفر از شاگران مدرسه از رومانیایی هایی بودند که جایی برای اقامت نداشتند و با نزدیک شدن زمستان امکان زندگی زیر چادر نبود.
در ساعت مقرر به جلوی مدرسه رفتم. جمعی ۷۰ نفره از معلمها و والدین بودند. مدیر مدرسه در سخنانی توضیح داد که این ۵ دانش اموز جایی برای زندگی ندارند و تماسهای مستمر آنها با شهرداری برای اینکه اقدامی کند هنوز به نتیجه نرسیده است. بنابراین گفت که مدرسه تصمیم گرفته است علیرغم غیرقانونی بودن٬ این بچه ها و والدینشان را در اتاقی در مدرسه سکنا دهد تا راهی پیدا شود. برای این اقدام هر شب دو معلم در مدرسه می خوابیدند تا این خانواده در مدرسه تنها نباشند و فشار قانونی را بر مدرسه کم کنند. همه والدین یا کمک مالی برای غذای بچه ها و والدینشان کردند یا در لیستی گفتند که هر شب غذای گرم برای آنها میآورند.
این اقدام مدرسه حدود سه هفته ادامه داشت تا اینکه شهرداری تحت فشار رسانه ها و معلم ها و والدین آپارتمانی برای این کودکان و والدینشان اختصاص داد.»
🔻این روایت را اینجا منتشر کردم چرا که تا دلتان بخواهد کلیشه درباره رفتار با مهاجران در شبکه های اجتماعی فارسی زبان در حال انتشار است با لایکهای بالا که نشان میدهد با چه جامعه فاشیستی ایی روبروییم٬ اما همواره امکان اقدام فردی و جمعی وجود دارد اگر از زیر فشار گفتمان های فاشیستی بیرون بیاییم.
@GoftandNO
#افغانستانیستیزی
🟨این روایت دوستی است که در فرانسه زندگی میکند:
«چند روز از تجاوز اسراییل به ایران گذشته و دوستان فرانسوی یکی پس از دیگری زنگ میزنند یا پیام میدهند و اظهار تاسف میکنند و از حال خانواده ام میپرسند. اولین صاحبخانه فرانسوی ام (ماری) که پس از رسیدن به فرانسه یک اتاق به من اجاره داد٬ زنگ میزند. بعد از احوالپرسی های معمول میگوید اگر خانواده ات میتوانند به فرانسه بیاییند میتوانی روی من حساب کنی و یک اتاق خالی داریم که به آنها بدهیم. توضیح میدهم که امکان پذیر نیست٬ نه ویزایی الان وجود دارد و نه امکانی.
بعد از گفتگو یاد کاری می افتم که این زن بازنشسته سوسیالیست برای مهاجران رومانیایی میکرد. رومانیاییهای زیادی در فرانسه زندگی میکنند. به آنها پناهندگی نمیدهند چون کشورشان کشور امن به حساب میاید. بخشی از جمعیت رومانیایی در زیر چادر در گوشه و کنار شهرها زندگی میکنند. ماری و دیگر دوستانش انجمنی تاسیس کرده بودند برای کمک به آنها. یک روز به من گفت باید بروم برای یک خانواده رومانیایی خرید کنم٬ تو هم میآیی؟ با او همراه شدم. سبدی از کالاهای ضروری از فروشگاه خرید و به او رساندیم و گفتگو آغاز شد.
ماری و دوستانش کمک میکردند که کودکان خانواده های رومانیایی که زیر چادر زندگی میکنند بتوانند به مدرسه بروند. اما مشکل در مدرسه این بود که برخی خانواده های فرانسوی اعتراض میکردند که این بچه ها با لباس کثیف به مدرسه میایند و بو میدهند.
ماری که عصبانی هم بود میگفت خوب اینها زیر چادر زندگی میکنند٬ حمام از کجا بیاورند؟
اینجا بود که ماری و دوستانشان با خانواده های کودکان رومانیایی هماهنگ کرده بودند که این بچه ها بر اساس یک برنامه هر روز خانه یکی از اعضای این انجمن دوش بگیرند. این انجمن برای کودکان لباس تمیز فراهم میکرد و هر روز آنها دوش میگرفتند که با حذف از مدرسه مواجه نشوند. آنها به شهرداری اعتراض میکردند که چرا اقدامی برای اسکان آنها نمیکند؟ چرا خدمات ضروری به آنها نمیدهند؟ اما کار آنها فقط اعتراض نبود٬ آنها دست به اقدام زدند و از امکاناتی که خودشان داشتند برای کمکی هر چند کوچک بهره گرفتند.
در تمام سالهایی که در خانه ماری زندگی کردم یک کلمه مهاجرستیزانه از او نشنیدم٬ او نمیگفت چرا رومانیاییها به کشور من میآیند.
در تجربه دیگری دوستم با ایمیلی از مدرسه پسرش مواجه شده بود. مدرسه از همه والدین خواسته بود که روز مشخصی در ساعت بعد از تعطیلی مدرسه جلوی در مدرسه تجمع کنند چرا که ۵ نفر از شاگران مدرسه از رومانیایی هایی بودند که جایی برای اقامت نداشتند و با نزدیک شدن زمستان امکان زندگی زیر چادر نبود.
در ساعت مقرر به جلوی مدرسه رفتم. جمعی ۷۰ نفره از معلمها و والدین بودند. مدیر مدرسه در سخنانی توضیح داد که این ۵ دانش اموز جایی برای زندگی ندارند و تماسهای مستمر آنها با شهرداری برای اینکه اقدامی کند هنوز به نتیجه نرسیده است. بنابراین گفت که مدرسه تصمیم گرفته است علیرغم غیرقانونی بودن٬ این بچه ها و والدینشان را در اتاقی در مدرسه سکنا دهد تا راهی پیدا شود. برای این اقدام هر شب دو معلم در مدرسه می خوابیدند تا این خانواده در مدرسه تنها نباشند و فشار قانونی را بر مدرسه کم کنند. همه والدین یا کمک مالی برای غذای بچه ها و والدینشان کردند یا در لیستی گفتند که هر شب غذای گرم برای آنها میآورند.
این اقدام مدرسه حدود سه هفته ادامه داشت تا اینکه شهرداری تحت فشار رسانه ها و معلم ها و والدین آپارتمانی برای این کودکان و والدینشان اختصاص داد.»
🔻این روایت را اینجا منتشر کردم چرا که تا دلتان بخواهد کلیشه درباره رفتار با مهاجران در شبکه های اجتماعی فارسی زبان در حال انتشار است با لایکهای بالا که نشان میدهد با چه جامعه فاشیستی ایی روبروییم٬ اما همواره امکان اقدام فردی و جمعی وجود دارد اگر از زیر فشار گفتمان های فاشیستی بیرون بیاییم.
@GoftandNO
#افغانستانیستیزی
🔴این عکس را خبرگزاری فرانسه منتشر کرده است با این توضیح که در روزهای گذشته ۲۳۰ هزار نفر از افغانستانیها اخراج شدهاند.
نئوفاشیستهای ایرانی الان در حال رقص و خوشحالی اند . این عکسها را که میبینند لذت میبرند.
اگر رنج آن کودک در عکس تکانتان نمیدهد٬ غرق کثافتید.
@GoftandNO
#افغانستانیستیزی
نئوفاشیستهای ایرانی الان در حال رقص و خوشحالی اند . این عکسها را که میبینند لذت میبرند.
اگر رنج آن کودک در عکس تکانتان نمیدهد٬ غرق کثافتید.
@GoftandNO
#افغانستانیستیزی
🔴مستندی درباره حمله مرگبار اسرائیل به یک کشتی نیروی دریایی آمریکا در ۱۹۶۷
🟨در سال ۱۹۶۷، در اوج جنگ ششروزه اعراب و اسرائیل، نیروی هوایی اسرائیل به کشتی «یواساس لیبرتی» (USS Liberty) حمله کرد؛ یک کشتی جاسوسی نیروی دریایی آمریکا که درگیریهای جنگ شش روزه را از منطقه امن آبهای بینالمللی در دریای مدیترانه رصد میکرد.
جنگندههای اسرائیلی با راکت، آتش توپ و بمب ناپالم این کشتی را هدف قرار دادند، پیش از آنکه سه قایق اژدرافکن اسرائیلی برای انجام حمله دوم و ویرانگرتر وارد عمل شوند.برای فهم لابی یهود در آمریکا و سیاست آمریکا در قبال اسراییل این مستند هم بخش های جالبی دارد.
لینک مستند در یوتیوب:
https://www.youtube.com/watch?v=tx72tAWVcoM&ab_channel=AlJazeeraEnglish
🟨در سال ۱۹۶۷، در اوج جنگ ششروزه اعراب و اسرائیل، نیروی هوایی اسرائیل به کشتی «یواساس لیبرتی» (USS Liberty) حمله کرد؛ یک کشتی جاسوسی نیروی دریایی آمریکا که درگیریهای جنگ شش روزه را از منطقه امن آبهای بینالمللی در دریای مدیترانه رصد میکرد.
جنگندههای اسرائیلی با راکت، آتش توپ و بمب ناپالم این کشتی را هدف قرار دادند، پیش از آنکه سه قایق اژدرافکن اسرائیلی برای انجام حمله دوم و ویرانگرتر وارد عمل شوند.برای فهم لابی یهود در آمریکا و سیاست آمریکا در قبال اسراییل این مستند هم بخش های جالبی دارد.
لینک مستند در یوتیوب:
https://www.youtube.com/watch?v=tx72tAWVcoM&ab_channel=AlJazeeraEnglish
YouTube
The Day Israel Attacked America | Special Series
Al Jazeera investigates the shocking truth behind a deadly Israeli attack on a US naval vessel.
In 1967, at the height of the Arab-Israeli Six-Day War, the Israeli Air Force launched an unprovoked attack on the USS Liberty, a US Navy spy ship that was monitoring…
In 1967, at the height of the Arab-Israeli Six-Day War, the Israeli Air Force launched an unprovoked attack on the USS Liberty, a US Navy spy ship that was monitoring…