حسن محدثی در خدمت نئوفاشیسم افغانستانی ستیز
همچنان که قبلا نوشتیم حسن محدثی به هر دلیلی تئوری نئوفاشیستهای ایرانی در افغانستانی ستیزی را پیش گرفته است. در فرصت بعدی با تفضیل نشان خواهیم داد چگونه دیدگاههای افغانستانی ستیز محدثی راه را برای خشونت علیه این مردم باز کرده است و احکام غیر علمی علیه این ضعیف ترین مردم صادر کرده است حتی اگر تعدادی جاسوسی باشند که در بین ایرانیان هم کم نیستند.
@GoftandNO
#افغانستانیستیزی
همچنان که قبلا نوشتیم حسن محدثی به هر دلیلی تئوری نئوفاشیستهای ایرانی در افغانستانی ستیزی را پیش گرفته است. در فرصت بعدی با تفضیل نشان خواهیم داد چگونه دیدگاههای افغانستانی ستیز محدثی راه را برای خشونت علیه این مردم باز کرده است و احکام غیر علمی علیه این ضعیف ترین مردم صادر کرده است حتی اگر تعدادی جاسوسی باشند که در بین ایرانیان هم کم نیستند.
@GoftandNO
#افغانستانیستیزی
Forwarded from No+
🔴تئوریپردازی برای نئوفاشیسم افغانستانی ستیز
🟨اگر مایلید ببینید چطور در ایران امروز که راستگرای افراطی و نئوفاشیسم همهگیر شده، تئوری نئوفاشیستی افغانستانی ستیز میسازند به این نوشته دکتر حسن محدثی، استاد جامعه شناسی دانشگاه آزاد اسلامی مراجعه کنید.
هیچ توضیحی لازم ندارد، همه چیز روشن است. ویدیوهای اتومبیلی که کودکی افغانستانی را دنبال میکنند که زیر بگیرند ببینید، ویدیوی اردوگاه اخراج این ضعیفترین مردمی که گرفتار نئوفاشیستهای ایرانی خودبرتر پندار شدهاند ببینید. هشتگ «اخراج افغانی مطالبه ملی» را ببینید و بعد به متن دکتر محدثی نگاه کنید.
اینگونه برای نئوفاشیسم افغانستانی ستیز نظریهپردازی میشود.
@GoftandNO
#افغانستانیستیزی
🟨اگر مایلید ببینید چطور در ایران امروز که راستگرای افراطی و نئوفاشیسم همهگیر شده، تئوری نئوفاشیستی افغانستانی ستیز میسازند به این نوشته دکتر حسن محدثی، استاد جامعه شناسی دانشگاه آزاد اسلامی مراجعه کنید.
هیچ توضیحی لازم ندارد، همه چیز روشن است. ویدیوهای اتومبیلی که کودکی افغانستانی را دنبال میکنند که زیر بگیرند ببینید، ویدیوی اردوگاه اخراج این ضعیفترین مردمی که گرفتار نئوفاشیستهای ایرانی خودبرتر پندار شدهاند ببینید. هشتگ «اخراج افغانی مطالبه ملی» را ببینید و بعد به متن دکتر محدثی نگاه کنید.
اینگونه برای نئوفاشیسم افغانستانی ستیز نظریهپردازی میشود.
@GoftandNO
#افغانستانیستیزی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴نظریه پردازان افغانستانی ستیز همدست این رنج انسانی همنوعان مایند
🟨نژادپرستی ایرانی را روشنفکران ایرانی یا تئوریزه کردند یا بطور سیستماتیک انکار کردند. یک سیستم فاشیستی تحقیر افغانستانی ساختید٬ یک سیستم فاشیستی «نه غزه٬ نه لبنان» ساختید٬ خودتون هم سوژه فاشیستید یچه آخوند٬ چه اسراییل٬ چه رضا پهلوی و راه برون رفتی وجود نخواهد داشت مگر اینکه با همه مظاهر نژادپرستی ایرانی مسامحه نکنیم و رک و تیز و رادیکال این نوع نژادپرستی را بزنیم.
@GoftandNO
🟨نژادپرستی ایرانی را روشنفکران ایرانی یا تئوریزه کردند یا بطور سیستماتیک انکار کردند. یک سیستم فاشیستی تحقیر افغانستانی ساختید٬ یک سیستم فاشیستی «نه غزه٬ نه لبنان» ساختید٬ خودتون هم سوژه فاشیستید یچه آخوند٬ چه اسراییل٬ چه رضا پهلوی و راه برون رفتی وجود نخواهد داشت مگر اینکه با همه مظاهر نژادپرستی ایرانی مسامحه نکنیم و رک و تیز و رادیکال این نوع نژادپرستی را بزنیم.
@GoftandNO
🔴این مجازی نگار نیمه مذهبی٬ نیمه نامشخص هیچ چیز درباره چپ نمیداند.
🟨یکی از مهمترین نیروهای انتقادی جامعهاش را نمیشناسد. همینطوری کلیشه پشت کلیشه. خشونت کلامی مقدمه خشونتهای دیگر است ٬ واقعا این مجازی نگار مشخص نیست چه میگوید.
بگذریم چرا برای افغانستانی ستیزی شبه نظریه تولید میکند؟
@GoftandNO
🟨یکی از مهمترین نیروهای انتقادی جامعهاش را نمیشناسد. همینطوری کلیشه پشت کلیشه. خشونت کلامی مقدمه خشونتهای دیگر است ٬ واقعا این مجازی نگار مشخص نیست چه میگوید.
بگذریم چرا برای افغانستانی ستیزی شبه نظریه تولید میکند؟
@GoftandNO
🔴خشونت را در پشت ژستهای آداب/اخلاق مدارانه جستجو کنید
🟨این خبر و همه متنش پر از خشونت است. تیتر میگوید «بازگشتهاند» اما در واقع با خشونت و تحقیر اخراج شدهاند. حالا به من بگویید خشونت کدام سبک نوشتاری شما را آزار میدهد؟
مردم ایران بطور عموم نژادپرستاند بخشی فعالانه و آگاهانه و بخشی منفعل و ناآگاهانه. در نتیجه اما فرقی حاصل نمیشود. انسانهایی هستند که این خشونت بر آنها اعمال میشود.
@GoftandNO
🟨این خبر و همه متنش پر از خشونت است. تیتر میگوید «بازگشتهاند» اما در واقع با خشونت و تحقیر اخراج شدهاند. حالا به من بگویید خشونت کدام سبک نوشتاری شما را آزار میدهد؟
مردم ایران بطور عموم نژادپرستاند بخشی فعالانه و آگاهانه و بخشی منفعل و ناآگاهانه. در نتیجه اما فرقی حاصل نمیشود. انسانهایی هستند که این خشونت بر آنها اعمال میشود.
@GoftandNO
🔴بخوانید و شرم کنید توییت این دوست افغانستانی ما را.
🟨من تا الان ندیدم یک ایرانی نژادپرست افغانستانی ستیز شرم کنه. هرگز ندیدم کسی برای اشتباهی که کرده در مشارکت در خشونت علیه بی پناهترین انسانها عذرخواهی کنه. اما تا دلتون بخواد توجیه و پرمدعا بودن دیدم خصوصا در آکادمی.
@GoftandNO
🟨من تا الان ندیدم یک ایرانی نژادپرست افغانستانی ستیز شرم کنه. هرگز ندیدم کسی برای اشتباهی که کرده در مشارکت در خشونت علیه بی پناهترین انسانها عذرخواهی کنه. اما تا دلتون بخواد توجیه و پرمدعا بودن دیدم خصوصا در آکادمی.
@GoftandNO
🔴گزارههایی که حسن محدثی بکار میبرد مصداق نئوفاشیسم افغانستانیستیز
بخش اول:
🟨حسن محدثی٬ مجازینگاری ضد چپ است و پنهان هم نمیکند و البته از راستگرایان چه سکولار و چه مذهبی یا مثل ایشان نصفه مذهبی تعجبی هم ندارد.
او یک نقد به مطلبش که کاملا پارامترهای «نئوفاشیسم افغانستانی ستیز» دارد را به «عوامفریبی جریان چپ» که اساسا مشخص نیست چیست٬ وصل میکند.
حال این «عوامفریبی جریان چپ» چیست؟ چرا این چپها اینقدر شیطان صفاند؟
بطور خلاصه، اگر کسی با متون راستافراطی/نئوفاشیسم اروپایی-آمریکایی آشنا باشد٬ تشابه شگرفی میان گزارههای محدثی و راستگرایان افراطی اروپایی-آمریکایی در زمینه مهاجر ستیزی مشاهده میکند.
🔻با ارجاع به پستهای محدثی او چه میگوید:
در مطلب ۳۱ مرداد ۱۴۰۳ با عنوان «مسالهی چند وجهیی جمعیت افغانستانی در ایران» اعتراف میکند که دانشی درباره افغانستانیها در ایران ندارد اما همان جا میگوید: «مردم ما بهدرستی میگویند: درست است که در مورد همسایهگان خود وظایفی داریم، اما در درجهی اول لازم است به کشور خود و مردم اش فکر کنیم و مشکلات و مسایلشان را حل کنیم. من با نگرانیهای مردم عزیزمان در این مورد همدلی دارم و امیدوار ام به این نگرانیها بهنحو شایستهای توجه شود.»
این دقیقا استدلالی است که شما در متون تولید شده راستگرایان افراطی ضد مهاجران در اروپا و آمریکا میبینید. (البته ایشان و مریدانشان احتمالا میگویند چه ایرادی دارد خیلی هم خوب است. فرمول مندرس شاید فاشیستها هم بهرهای از حقیقت داشته باشند) ایشان رسما میگوید با چنین تفکری همدلی دارد همان تفکری که به شعار فاشیستی «نه غزه، نه لبنان» انجامید و روشنفکران راستگرایی ایرانی به راهی رفتند که کمتر صدایی در دفاع از نسلکشی در غزه در بین ایرانیان بلند شد.
همان جا میگوید: «از منظر امنیتی-سیاسی ضرورت دارد جمعیت مهاجر محدود بماند و همان جمعیت محدود نیز با برنامههای فرهنگی و اجتماعی، بهتدریج در درون جامعهی ایرانی ادغام شود و با آن تا حد ممکن یکی گردد.»
این گزاره هم دقیقا گزاره تکراری راستگرایان افراطی در غرب است: جمعیت مهاجر محدود بماند و با برنامهریزی انجام شود و خصوصا این بخش که آنها باید «ادغام» (اینتگریت) شوند و مهمتر «تا حد ممکن یکی» شوند (آسیمیلاسیون). (و کیست که پژوهشگر این حوزه باشد و نداند که یک مهاجر هرگز از نگاه غربی به اندازه کافی اینتگریت نمی شود)
پس تا اینجا گزارههای ایشان مو به مو با گزارههای نئوفاشیستهای اروپایی- آمریکایی مشابه است. بنابراین کسی که این گزارهها را بکار ببرد یک رویکرد نئوفاشیستی به مهاجران دارد.
این مجازینگار در مطلب دیگری با عنوان «برونریختگی فرهنگی جمعی» مینویسد: «ما در ایران معاصر با پدیدهی برونریختهگیی فرهنگیی جمعی مواجه ایم. از این رو، اینک جامعهی ایران با هیچیک از کشورهای منطقه و کشورهای مسلماننشین از این لحاظ قابل مقایسه نیست.»
ایشان دقیقا اینجا در دام همان «استثناگرایی» میافتد که در نقد ناسیونالیسم ایرانی دنبال بی اعتبار کردن آن بود. به همین دلیل نقد او به ناسیونالیسم ایرانی از حد نوعی بیانیه سیاسی فراتر نمیرود (که این روزها دیگر به تکرار مکررات تبدیل شد و ایده جدیدی ندارد) چرا که نمیتواند در این نقد افغانستانیها را ببیند. افغانستانیها در نقد ایشان به ناسیونالیسم ایرانی أساسا دیده نمیشوند. ایران را
جامعهای دیدن که با هیچ یک از کشورهای منطقه و مسلمان قابل مقایسه نیست، سخنی غیرعلمی، استثناگرایانه و ناسیونالیستی است. (نگاه کنید به کتاب رضا ضیا ابراهیمی....
ادامه در پست بعدی
@GoftandNO
#افغانستانیستیزی
بخش اول:
🟨حسن محدثی٬ مجازینگاری ضد چپ است و پنهان هم نمیکند و البته از راستگرایان چه سکولار و چه مذهبی یا مثل ایشان نصفه مذهبی تعجبی هم ندارد.
او یک نقد به مطلبش که کاملا پارامترهای «نئوفاشیسم افغانستانی ستیز» دارد را به «عوامفریبی جریان چپ» که اساسا مشخص نیست چیست٬ وصل میکند.
حال این «عوامفریبی جریان چپ» چیست؟ چرا این چپها اینقدر شیطان صفاند؟
بطور خلاصه، اگر کسی با متون راستافراطی/نئوفاشیسم اروپایی-آمریکایی آشنا باشد٬ تشابه شگرفی میان گزارههای محدثی و راستگرایان افراطی اروپایی-آمریکایی در زمینه مهاجر ستیزی مشاهده میکند.
🔻با ارجاع به پستهای محدثی او چه میگوید:
در مطلب ۳۱ مرداد ۱۴۰۳ با عنوان «مسالهی چند وجهیی جمعیت افغانستانی در ایران» اعتراف میکند که دانشی درباره افغانستانیها در ایران ندارد اما همان جا میگوید: «مردم ما بهدرستی میگویند: درست است که در مورد همسایهگان خود وظایفی داریم، اما در درجهی اول لازم است به کشور خود و مردم اش فکر کنیم و مشکلات و مسایلشان را حل کنیم. من با نگرانیهای مردم عزیزمان در این مورد همدلی دارم و امیدوار ام به این نگرانیها بهنحو شایستهای توجه شود.»
این دقیقا استدلالی است که شما در متون تولید شده راستگرایان افراطی ضد مهاجران در اروپا و آمریکا میبینید. (البته ایشان و مریدانشان احتمالا میگویند چه ایرادی دارد خیلی هم خوب است. فرمول مندرس شاید فاشیستها هم بهرهای از حقیقت داشته باشند) ایشان رسما میگوید با چنین تفکری همدلی دارد همان تفکری که به شعار فاشیستی «نه غزه، نه لبنان» انجامید و روشنفکران راستگرایی ایرانی به راهی رفتند که کمتر صدایی در دفاع از نسلکشی در غزه در بین ایرانیان بلند شد.
همان جا میگوید: «از منظر امنیتی-سیاسی ضرورت دارد جمعیت مهاجر محدود بماند و همان جمعیت محدود نیز با برنامههای فرهنگی و اجتماعی، بهتدریج در درون جامعهی ایرانی ادغام شود و با آن تا حد ممکن یکی گردد.»
این گزاره هم دقیقا گزاره تکراری راستگرایان افراطی در غرب است: جمعیت مهاجر محدود بماند و با برنامهریزی انجام شود و خصوصا این بخش که آنها باید «ادغام» (اینتگریت) شوند و مهمتر «تا حد ممکن یکی» شوند (آسیمیلاسیون). (و کیست که پژوهشگر این حوزه باشد و نداند که یک مهاجر هرگز از نگاه غربی به اندازه کافی اینتگریت نمی شود)
پس تا اینجا گزارههای ایشان مو به مو با گزارههای نئوفاشیستهای اروپایی- آمریکایی مشابه است. بنابراین کسی که این گزارهها را بکار ببرد یک رویکرد نئوفاشیستی به مهاجران دارد.
این مجازینگار در مطلب دیگری با عنوان «برونریختگی فرهنگی جمعی» مینویسد: «ما در ایران معاصر با پدیدهی برونریختهگیی فرهنگیی جمعی مواجه ایم. از این رو، اینک جامعهی ایران با هیچیک از کشورهای منطقه و کشورهای مسلماننشین از این لحاظ قابل مقایسه نیست.»
ایشان دقیقا اینجا در دام همان «استثناگرایی» میافتد که در نقد ناسیونالیسم ایرانی دنبال بی اعتبار کردن آن بود. به همین دلیل نقد او به ناسیونالیسم ایرانی از حد نوعی بیانیه سیاسی فراتر نمیرود (که این روزها دیگر به تکرار مکررات تبدیل شد و ایده جدیدی ندارد) چرا که نمیتواند در این نقد افغانستانیها را ببیند. افغانستانیها در نقد ایشان به ناسیونالیسم ایرانی أساسا دیده نمیشوند. ایران را
جامعهای دیدن که با هیچ یک از کشورهای منطقه و مسلمان قابل مقایسه نیست، سخنی غیرعلمی، استثناگرایانه و ناسیونالیستی است. (نگاه کنید به کتاب رضا ضیا ابراهیمی....
ادامه در پست بعدی
@GoftandNO
#افغانستانیستیزی
🔴گزارههایی که حسن محدثی بکار میبرد مصداق نئوفاشیسم افغانستانیستیز
بخش دوم:
🟨...در ادامه همان مطلب برون ریختهگی میگوید: «بر اساس چنین منطق و چنین تحلیلی است که معتقد ام ورود میلیونها یا حتا صدها هزار مهاجر به داخل کشور (خواه افغانستانی و خواه کرد و خواه عراقی) که هرگز چنین تجربهی تاریخیی بزرگی را نداشته اند، میتواند ثمرات ارزشمند این برونریختهگیی فرهنگیی جمعی را از بین ببرد یا آنها را تضعیف کند. فرزندآوریی زیاد این خانوادههای مهاجر نیز به این روند مخرب دامن خواهد زد. از نظر من ایران در مرحلهی جدیدی از تاریخ خود قرار دارد و لازم است این پتانسیل حفظ گردد و پاس داشته شود.»
این پاراگراف بالا شاهد غیرقابل انکاری است که ایشان نه تنها حضور میلیونها افغانستانی در ایران را مضر میداند که حتی چند صد هزار نفر را هم مضر میداند چرا که ایران استثناییشان به خطر میافتد که أساسا حرف مهملی است. نه تنها میگوید افغانستانی، که «کرد و عراقی» را هم به آن میافزاید؟ (که هیچگاه کسی نپرسید منظورت از کرد و عراقی چیست؟) اینکه افغانستانیها و کردها و عراقی ها «چنین تجربهی تاریخیی بزرگی» را نداشتهاند کاملا با متون نئوفاشیستهای غربی مشابه است که مهاجران جنوب جهانی را در سطح پایینتری میبینند.
در پست «عوامفریبی جریان چپ» در پاراگراف اول با عوامفریبی جریان راست نیمه مذهبی آغاز میکند یعنی کمی روضه خواندن برای «انسان افغانستانی» و بعد خشنترین پیشنهادها را علیه آنها لیست کردن. با روضهخوانی و اشک و آه شروع وبعد فاشیستیترین گزاره نئوفاشیستهای مهاجر ستیز غربی را تکرار میکند: «أنها[دولتیها] وظیفه دارند جلوی هر نوع مهاجرت غیر قانونی به کشور را بگیرند. کوتاهی در این باره غیر قابل قبول است. »
یعنی اون روضه به اینجا رسید که باید جلوی هر نوع مهاجرت غیرقانونی گرفته شود. امری ضد انسانی و ضد حقوق بینالمللی مهاجران در کنوانسیونهای مختلف بینالمللی.
در پاراگراف بعدی میگوید: «چنانچه پذیرش بخشی از جمعیت افغانستانی در شرایط فاجعهبار ضروری باشد، لازم است در همان منطقهی مرزی آنهم بهطور موقت اردوگاههایی زده شود تا مردم آسیب دیده و در خطر افغانستانی در این اردوگاهها پذیرفته شوند و خدمات مناسب به آنها داده شود تا از خطر برهند و سپس وقتی شرایط عادی پدید آمد، به کشور خود برگردند.»
این پیشنهاد از نظر کنوانسیونهای حقوق مهاجران و پناهجویان ضد انسانیترین پیشنهاد است و در بسیاری از بیانیههای سازمانهای مختلف حمایت از پناهجویان محکوم شده است و از أساس پیشنهاد نئوفاشیسمهای غربی است که البته در بسیاری از موارد مردم اون کشورها و خصوصا چپها (بلکه چپهای عوام فریب!!!!) مانع چنین کثافت کاریی شدند.
🔻در یک نگاه کلی، مجازینگار ما گزارهای راستگرایان افراطی /نئوفاشیستهای غربی را برای انگزدن به افغانستانیها بکرات بکار گرفته است و برای کسی که پژوهش و کارش ناسیونالیسم و نژادپرستی است، این گزارها چیزی نیست جز گزارههای نئوفاشیستی که متاسفانه در آکادمی و جامعه ایرانی هر روزه شاهدشان هستیم. روشنفکری قرار بود همراه موجهای ضد انسانی دولت/رسانه ساز نشود و با پژوهش و تعمق همواره «بر» قدرت بماند نه «با» قدرت. البته این ویژگی روشنفکری چپ است نه راست. آنچه این مجازی نگار میکند در زمینه افغانستانی ستیزی همراهی با قدرت حاکم است که دهها هزار نفر مهاجر افغانستانی را با خشنترین و ضد انسانیترین شکلی راهی مرز کردهاند و پیشنهادهای ظاهرا خیرخواهانهاش تماما ضد انسانی، مشابه راستگرایانه افراطی در جهان غرب و ضد افغانستانیهاست و در این موج کثیف اخراج جمعی افغانستانیها سهیم است.
@GoftandNO
#افغانستانیستیزی
بخش دوم:
🟨...در ادامه همان مطلب برون ریختهگی میگوید: «بر اساس چنین منطق و چنین تحلیلی است که معتقد ام ورود میلیونها یا حتا صدها هزار مهاجر به داخل کشور (خواه افغانستانی و خواه کرد و خواه عراقی) که هرگز چنین تجربهی تاریخیی بزرگی را نداشته اند، میتواند ثمرات ارزشمند این برونریختهگیی فرهنگیی جمعی را از بین ببرد یا آنها را تضعیف کند. فرزندآوریی زیاد این خانوادههای مهاجر نیز به این روند مخرب دامن خواهد زد. از نظر من ایران در مرحلهی جدیدی از تاریخ خود قرار دارد و لازم است این پتانسیل حفظ گردد و پاس داشته شود.»
این پاراگراف بالا شاهد غیرقابل انکاری است که ایشان نه تنها حضور میلیونها افغانستانی در ایران را مضر میداند که حتی چند صد هزار نفر را هم مضر میداند چرا که ایران استثناییشان به خطر میافتد که أساسا حرف مهملی است. نه تنها میگوید افغانستانی، که «کرد و عراقی» را هم به آن میافزاید؟ (که هیچگاه کسی نپرسید منظورت از کرد و عراقی چیست؟) اینکه افغانستانیها و کردها و عراقی ها «چنین تجربهی تاریخیی بزرگی» را نداشتهاند کاملا با متون نئوفاشیستهای غربی مشابه است که مهاجران جنوب جهانی را در سطح پایینتری میبینند.
در پست «عوامفریبی جریان چپ» در پاراگراف اول با عوامفریبی جریان راست نیمه مذهبی آغاز میکند یعنی کمی روضه خواندن برای «انسان افغانستانی» و بعد خشنترین پیشنهادها را علیه آنها لیست کردن. با روضهخوانی و اشک و آه شروع وبعد فاشیستیترین گزاره نئوفاشیستهای مهاجر ستیز غربی را تکرار میکند: «أنها[دولتیها] وظیفه دارند جلوی هر نوع مهاجرت غیر قانونی به کشور را بگیرند. کوتاهی در این باره غیر قابل قبول است. »
یعنی اون روضه به اینجا رسید که باید جلوی هر نوع مهاجرت غیرقانونی گرفته شود. امری ضد انسانی و ضد حقوق بینالمللی مهاجران در کنوانسیونهای مختلف بینالمللی.
در پاراگراف بعدی میگوید: «چنانچه پذیرش بخشی از جمعیت افغانستانی در شرایط فاجعهبار ضروری باشد، لازم است در همان منطقهی مرزی آنهم بهطور موقت اردوگاههایی زده شود تا مردم آسیب دیده و در خطر افغانستانی در این اردوگاهها پذیرفته شوند و خدمات مناسب به آنها داده شود تا از خطر برهند و سپس وقتی شرایط عادی پدید آمد، به کشور خود برگردند.»
این پیشنهاد از نظر کنوانسیونهای حقوق مهاجران و پناهجویان ضد انسانیترین پیشنهاد است و در بسیاری از بیانیههای سازمانهای مختلف حمایت از پناهجویان محکوم شده است و از أساس پیشنهاد نئوفاشیسمهای غربی است که البته در بسیاری از موارد مردم اون کشورها و خصوصا چپها (بلکه چپهای عوام فریب!!!!) مانع چنین کثافت کاریی شدند.
🔻در یک نگاه کلی، مجازینگار ما گزارهای راستگرایان افراطی /نئوفاشیستهای غربی را برای انگزدن به افغانستانیها بکرات بکار گرفته است و برای کسی که پژوهش و کارش ناسیونالیسم و نژادپرستی است، این گزارها چیزی نیست جز گزارههای نئوفاشیستی که متاسفانه در آکادمی و جامعه ایرانی هر روزه شاهدشان هستیم. روشنفکری قرار بود همراه موجهای ضد انسانی دولت/رسانه ساز نشود و با پژوهش و تعمق همواره «بر» قدرت بماند نه «با» قدرت. البته این ویژگی روشنفکری چپ است نه راست. آنچه این مجازی نگار میکند در زمینه افغانستانی ستیزی همراهی با قدرت حاکم است که دهها هزار نفر مهاجر افغانستانی را با خشنترین و ضد انسانیترین شکلی راهی مرز کردهاند و پیشنهادهای ظاهرا خیرخواهانهاش تماما ضد انسانی، مشابه راستگرایانه افراطی در جهان غرب و ضد افغانستانیهاست و در این موج کثیف اخراج جمعی افغانستانیها سهیم است.
@GoftandNO
#افغانستانیستیزی
🔴نمونه دیگری از گزارههای نئوفاشیستهای ایرانی که کاملا مشابه نئوفاشیستهای غربی در رابطه با مهاجران است.
@GoftandNO
#افغانستانیستیزی
@GoftandNO
#افغانستانیستیزی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴این محصول کار نئوفاشیسم ایرانی است که با سیاست حکومت در خشونتی غیرقابل توصیف همراهی کرده است.
مردمی که خودشان ۱۲ روز جنگ دیدند اما نه تنها جنبه غیرانسانی جنگ را نفهمیدند بلکه با این موج کثیف افغانستانی ستیزی همراهی کردند.
@GoftandNO
#افغانستانیستیزی
مردمی که خودشان ۱۲ روز جنگ دیدند اما نه تنها جنبه غیرانسانی جنگ را نفهمیدند بلکه با این موج کثیف افغانستانی ستیزی همراهی کردند.
@GoftandNO
#افغانستانیستیزی
🔴اگر دانشجویی این گزارهها را در نقد چپ بنویسد رسما با یک صفر گنده مواجه میشود. معنایش این است که درباره چپ گرفتار «دام استالین» شده و درکی از پیچیدگی جریان های چپ در تاریخ ندارد.
با این حال نقدی که ما در پستهای بالا به محدثی نوشتیم هیچ ربطی به موضوع چپ ندارد و اصطلاحا با عنوان «خارج از موضوع» باید به کناری انداختش.
محدثی نمیتواند جواب بدهد چون گزارههایی که خودش بکار برده را جلوی چشمش گذاشتیم که تماما گزارههای هر روزه نئوفاشیستهای اروپایی و آمریکایی در خشونت علیه مهاجران است.
@GoftandNO
#افغانستانیستیزی
با این حال نقدی که ما در پستهای بالا به محدثی نوشتیم هیچ ربطی به موضوع چپ ندارد و اصطلاحا با عنوان «خارج از موضوع» باید به کناری انداختش.
محدثی نمیتواند جواب بدهد چون گزارههایی که خودش بکار برده را جلوی چشمش گذاشتیم که تماما گزارههای هر روزه نئوفاشیستهای اروپایی و آمریکایی در خشونت علیه مهاجران است.
@GoftandNO
#افغانستانیستیزی
🔴به من گفتند که این جناب، دکتر هم هستند. یعنی میزان بیسوادی و پرمدعایی کثیری از ایرانیان در آکادمی مبهوت کننده است.
گویا دیگر تواضعی که بنشینیم و بخوانیم و یاد بگیریم و پر مدعا نباشیم در بین نیست.
@GoftandNO
#افغانستانیستیزی
گویا دیگر تواضعی که بنشینیم و بخوانیم و یاد بگیریم و پر مدعا نباشیم در بین نیست.
@GoftandNO
#افغانستانیستیزی