🔴باب وودورد ، برنده دوباره پولیتزر و کتاب جدیدش با عنوان «جنگ»
🟨ادریس احمد، روزنامهنگار در توییتر درباره این کتاب نوشته:
«کتاب "جنگ" نوشته باب وودوارد را تازه تمام کردم.چند نکته قابل توجه: بایدن و هریس از نتانیاهو بیزارند و به صورت خصوصی سعی کردند او را از حمله به غزه منصرف کنند،اما نتانیاهو از طرف اردنیها، اماراتیها، سعودیها و مصریها تشویق به"نابودی حماس" شد. نتانیاهو مدام توصیههای دولت بایدن را نادیده میگرفت،اما به جای مقابله با او یا قطع حمایت، دولت بایدن بهطور علنی از او حمایت قاطع کرد تا مبادا به خاطر عدم ایستادگی کامل در کنار اسرائیل مورد انتقاد قرار بگیرد..
چند ماه پس از آغاز حملات به غزه، در حالی که آفریقای جنوبی اتهام نسلکشی علیه اسرائیل را مطرح میکرد،عربستان سعودی همچنان به دنبال عادیسازی روابط با اسرائیل بود. اما تا ژانویه، نهایتاً افکارعمومی در عربستان، محمد بن سلمان را از این کار منصرف کرد. و البته، همانطور که همه میدانیم، زمانی که اردن و عربستان سعودی سرانجام بهطور نظامی مداخله کردند، هدفشان حفاظت از اسرائیل در برابر موشکهای ایران بود.»
@GoftandNO
#غزه
#نسلکشیاسرائیل
#کتاب
🟨ادریس احمد، روزنامهنگار در توییتر درباره این کتاب نوشته:
«کتاب "جنگ" نوشته باب وودوارد را تازه تمام کردم.چند نکته قابل توجه: بایدن و هریس از نتانیاهو بیزارند و به صورت خصوصی سعی کردند او را از حمله به غزه منصرف کنند،اما نتانیاهو از طرف اردنیها، اماراتیها، سعودیها و مصریها تشویق به"نابودی حماس" شد. نتانیاهو مدام توصیههای دولت بایدن را نادیده میگرفت،اما به جای مقابله با او یا قطع حمایت، دولت بایدن بهطور علنی از او حمایت قاطع کرد تا مبادا به خاطر عدم ایستادگی کامل در کنار اسرائیل مورد انتقاد قرار بگیرد..
چند ماه پس از آغاز حملات به غزه، در حالی که آفریقای جنوبی اتهام نسلکشی علیه اسرائیل را مطرح میکرد،عربستان سعودی همچنان به دنبال عادیسازی روابط با اسرائیل بود. اما تا ژانویه، نهایتاً افکارعمومی در عربستان، محمد بن سلمان را از این کار منصرف کرد. و البته، همانطور که همه میدانیم، زمانی که اردن و عربستان سعودی سرانجام بهطور نظامی مداخله کردند، هدفشان حفاظت از اسرائیل در برابر موشکهای ایران بود.»
@GoftandNO
#غزه
#نسلکشیاسرائیل
#کتاب
🔴دختر علوم تحقیقات، دروغگویی پزشکیان و تحقیر سیستماتیک زنان
🟨تحقیر سیستماتیک زنان دستکاری انتخاباتی نیست که با فریب «برای ایران» و «وفاق ملی» برای مدتی سرشان را گرم کنید تا یادشان برود که مطالبه جدی سیاسی چیست. تحقیر سیستماتیک علیه زنان، چیزی است که دقیقه به دقیقه زیستن اجتماعی آنها را نشانه گرفته است، هستی و غرورشان را هدف گرفته است. دختر علوم تحقیقات امروز دروغگویی و بی شرمی سیستماتیک دولتی را تحمل نکرده است، دولتی که قرار بود به این کثافت کاری حجاب اجباری پایان دهد. این دختر تحقیر مدام روزمره را تحمل نکرده است و به همه آنها که مداوم به زنان میگویند: «میخواهید لخت شوید»، شوریده است.
دختر علوم تحقیقات اکنون در چنگ کثیفترین موجودات افتاده است، کتکش زدند و بازداشتش کردند و بنا بر روایتی به بیمارستان روانی منتقل کردهآند تا بگوید روانی بوده است یا آنچنان که جناب اکبر گنجی به ما ساعتی پیش هشدار داده است، به قدرتی خارجی وصلش کنند. گنجی نوشته است : «نتانیاهو سالها پیش در یک برنامه تلویزیونی گفت که راه تغییر در ایران تغییر باورها و ارزش های آن است. مطمئن باشید که این کار را سال هاست که آغاز کرده اند و «تلویزیون اسرائیل-عربستان» یکی از ابزارهای آنان است. اما تردید نداشته باشید که نتانیاهو و موساد فاحشه هایشان را به ایران هم اعزام کرده اند.»
@GoftandNO
#دختر_علوم_تحقیقات
🟨تحقیر سیستماتیک زنان دستکاری انتخاباتی نیست که با فریب «برای ایران» و «وفاق ملی» برای مدتی سرشان را گرم کنید تا یادشان برود که مطالبه جدی سیاسی چیست. تحقیر سیستماتیک علیه زنان، چیزی است که دقیقه به دقیقه زیستن اجتماعی آنها را نشانه گرفته است، هستی و غرورشان را هدف گرفته است. دختر علوم تحقیقات امروز دروغگویی و بی شرمی سیستماتیک دولتی را تحمل نکرده است، دولتی که قرار بود به این کثافت کاری حجاب اجباری پایان دهد. این دختر تحقیر مدام روزمره را تحمل نکرده است و به همه آنها که مداوم به زنان میگویند: «میخواهید لخت شوید»، شوریده است.
دختر علوم تحقیقات اکنون در چنگ کثیفترین موجودات افتاده است، کتکش زدند و بازداشتش کردند و بنا بر روایتی به بیمارستان روانی منتقل کردهآند تا بگوید روانی بوده است یا آنچنان که جناب اکبر گنجی به ما ساعتی پیش هشدار داده است، به قدرتی خارجی وصلش کنند. گنجی نوشته است : «نتانیاهو سالها پیش در یک برنامه تلویزیونی گفت که راه تغییر در ایران تغییر باورها و ارزش های آن است. مطمئن باشید که این کار را سال هاست که آغاز کرده اند و «تلویزیون اسرائیل-عربستان» یکی از ابزارهای آنان است. اما تردید نداشته باشید که نتانیاهو و موساد فاحشه هایشان را به ایران هم اعزام کرده اند.»
@GoftandNO
#دختر_علوم_تحقیقات
🔴بازگشت ترامپ؛ بازگشت فشار حداکثری و پیشنهاد مذاکره
🟨بازگشت ترامپ، با فرض اینکه او پیگیر سیاستهای دور گذشته ریاستجمهوریاش با ایران خواهد بود، به معنای بازگشت فشار حداکثری (تحریمهای شدیدتر، حملات نظامی به اهداف محدود و مشخص) با هدف کشاندن تهران به پای میز مذاکره و در صورت عدم توفیق، ضعیف کردن حاکمان تهران از نظر اقتصادی است.
اگر ترامپ خود را ضد جنگ و حامی مذاکره معرفی میکند، به یک معنا او همچنان فشار حداکثری را نیز دنبال خواهد کرد چرا که او فکر میکند تنها با فشار حداکثری است که میتواند جمهوری اسلامی را به پای میز مذاکره بنشاند و اگر تهران هم همچنان لجبازی کرد، وضعیت اقتصادیاش آنقدر بد خواهد شد که نتواند از بحرانهای داخلی خارج شود و نفوذ منطقهایش هم با نداشتن دلار، کاهش خواهد یافت.
هیچ کدام از فرضهایی که ترامپ و ترامپیستها در سر دارند صد در صد به واقعیت نپیوست. فشار حداکثری دور گذشته ترامپ به مذاکره و حل مسائل مورد اختلاف آمریکا و ایران نیانجامید. با اینکه فشار اقتصادی شدیدی اعمال شد اما این فشار اقتصادی به فروپاشی دولت یا انقلاب سیاسی هم نیانجامید و کمکهای تهران به متحدان منطقهایش چندان کاهشی نشان نداد.
به همین خاطر اگر ترامپ صرفا در پی تکرار آنچه که انجام داد، باشد، مشخص نیست که جز فشار اقتصادی طاقت فرسا به مردم طبقه پایین، حاصل چندانی داشته باشد.
فشار حداکثری اگر به سبک ترامپ اعمال شود، همانطور که در دور قبلی ریاستجمهوریاش شاهد بودیم، باید منتظر وضعیت اقتصادی وخیمتری در ایران بود، سیاستهای ترامپ همچون گذشته، تهران را پیش از هر چیز به سمت افزایش قیمت ارز خواهد برد. یکی از معدود راههایی که مانع فروپاشی اقتصادی دولت میشود، بنابراین روند افزایشی قیمت ارز و به تبع آن افزایش تورم عمومی را میتوان انتظار داشت. درست است که دولت پزشکیان امروز اعلام کرد که فرقی نمیکند چه کسی در آمریکا رئیسجمهور شود، اما همه کسانی که دوره اول ترامپ را دیدند که دلار ۴ هزار تومانی به ۳۰ هزار تومان رسید و ایران بین ۵۰۰ تا ۷۰۰ هزار بشکه نفت در روز میتوانست بفروشد با دولت بایدن که تهران بیش از ۲ میلیون بشکه نفت میفروخت، خیلی فرق دارد.
سیاست عمومی تهران نیز در این وضعیت به نظر میرسد باز خواهد گشت به سیاستی که در دوره دوم حسن روحانی اتخاذ شد که به معنای عدم ابتکار خاصی در سیاست تهران خواهد برد. با این حال دولت پزشکیان و کارگزاران حامی او برای اصلاحات اقتصادی نئولیبرال دندان تیز کرده بودند، مانند افزایش قیمت بنزین، و به نظر نمیرسد که این سیاست کنار گذاشته شود. بنابراین اگر فشار اقتصادی از بیرون و اصلاحات نئولیبرال از داخل اعمال شود ما با شورشهای سیاسی مواجه خواهیم شد که چهره سرکوبگر دولت پزشکیان را پیش از آنکه ماه عسل «عدالت و وفاق ملی» تمام شود، آشکار خواهد کرد.
@GoftandNO
#ترامپ
🟨بازگشت ترامپ، با فرض اینکه او پیگیر سیاستهای دور گذشته ریاستجمهوریاش با ایران خواهد بود، به معنای بازگشت فشار حداکثری (تحریمهای شدیدتر، حملات نظامی به اهداف محدود و مشخص) با هدف کشاندن تهران به پای میز مذاکره و در صورت عدم توفیق، ضعیف کردن حاکمان تهران از نظر اقتصادی است.
اگر ترامپ خود را ضد جنگ و حامی مذاکره معرفی میکند، به یک معنا او همچنان فشار حداکثری را نیز دنبال خواهد کرد چرا که او فکر میکند تنها با فشار حداکثری است که میتواند جمهوری اسلامی را به پای میز مذاکره بنشاند و اگر تهران هم همچنان لجبازی کرد، وضعیت اقتصادیاش آنقدر بد خواهد شد که نتواند از بحرانهای داخلی خارج شود و نفوذ منطقهایش هم با نداشتن دلار، کاهش خواهد یافت.
هیچ کدام از فرضهایی که ترامپ و ترامپیستها در سر دارند صد در صد به واقعیت نپیوست. فشار حداکثری دور گذشته ترامپ به مذاکره و حل مسائل مورد اختلاف آمریکا و ایران نیانجامید. با اینکه فشار اقتصادی شدیدی اعمال شد اما این فشار اقتصادی به فروپاشی دولت یا انقلاب سیاسی هم نیانجامید و کمکهای تهران به متحدان منطقهایش چندان کاهشی نشان نداد.
به همین خاطر اگر ترامپ صرفا در پی تکرار آنچه که انجام داد، باشد، مشخص نیست که جز فشار اقتصادی طاقت فرسا به مردم طبقه پایین، حاصل چندانی داشته باشد.
فشار حداکثری اگر به سبک ترامپ اعمال شود، همانطور که در دور قبلی ریاستجمهوریاش شاهد بودیم، باید منتظر وضعیت اقتصادی وخیمتری در ایران بود، سیاستهای ترامپ همچون گذشته، تهران را پیش از هر چیز به سمت افزایش قیمت ارز خواهد برد. یکی از معدود راههایی که مانع فروپاشی اقتصادی دولت میشود، بنابراین روند افزایشی قیمت ارز و به تبع آن افزایش تورم عمومی را میتوان انتظار داشت. درست است که دولت پزشکیان امروز اعلام کرد که فرقی نمیکند چه کسی در آمریکا رئیسجمهور شود، اما همه کسانی که دوره اول ترامپ را دیدند که دلار ۴ هزار تومانی به ۳۰ هزار تومان رسید و ایران بین ۵۰۰ تا ۷۰۰ هزار بشکه نفت در روز میتوانست بفروشد با دولت بایدن که تهران بیش از ۲ میلیون بشکه نفت میفروخت، خیلی فرق دارد.
سیاست عمومی تهران نیز در این وضعیت به نظر میرسد باز خواهد گشت به سیاستی که در دوره دوم حسن روحانی اتخاذ شد که به معنای عدم ابتکار خاصی در سیاست تهران خواهد برد. با این حال دولت پزشکیان و کارگزاران حامی او برای اصلاحات اقتصادی نئولیبرال دندان تیز کرده بودند، مانند افزایش قیمت بنزین، و به نظر نمیرسد که این سیاست کنار گذاشته شود. بنابراین اگر فشار اقتصادی از بیرون و اصلاحات نئولیبرال از داخل اعمال شود ما با شورشهای سیاسی مواجه خواهیم شد که چهره سرکوبگر دولت پزشکیان را پیش از آنکه ماه عسل «عدالت و وفاق ملی» تمام شود، آشکار خواهد کرد.
@GoftandNO
#ترامپ
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴خشونتفاشیستهای اسرائیلی در آمستردام بدون پاسخ نماند
🟨با بررسیهای ویدیوها کاملا آشکار بود که طرفداران اسرائیلی تیم فوتبال مکابی تلآویو، با حمله به خانهها برای پایین کشیدن پرچم فلسطین، خواندن عبارتهایی در حمایت از نسلکشی در غزه و حمایت از کشتن عربها، خشونت را آغاز کردند. آنها نشان دادند که فاشیستاند و اصل در مواجه با فاشیستها این است که توی دهانشان باید زد و این کاری است که به درستی انجام شده است. با فاشیست نباید بحث کرد . اینجا عضو شورای شهر آمستردام در گفتگو با الجزیره این دیدگاه را تایید میکند. او میگوید: «آنها حمله به خانههای مردم آمستردام را که پرچم فلسطین را آویزان کرده بودند، آغاز کردند، در واقع اینجا جایی بود که خشونتها آغاز شد.»
ما دولتها را داریم که حامی رژیم نسلکش اسرائیل است، این ماییم که در برابر حامیان نسلکشی اسرائیل باید بایستیم و خوشبختانه که در آمستردام اجازه ندادند که بدون مجازات این حامیان نسلکشی شهر را ترک کنند. جالب اینکه مشخص شده است بسیاری از این حامیان از اعضای ارتش اسرائیل بودند.
@GoftandNO
#آمستردام
#نسلکشیاسرائیل
🟨با بررسیهای ویدیوها کاملا آشکار بود که طرفداران اسرائیلی تیم فوتبال مکابی تلآویو، با حمله به خانهها برای پایین کشیدن پرچم فلسطین، خواندن عبارتهایی در حمایت از نسلکشی در غزه و حمایت از کشتن عربها، خشونت را آغاز کردند. آنها نشان دادند که فاشیستاند و اصل در مواجه با فاشیستها این است که توی دهانشان باید زد و این کاری است که به درستی انجام شده است. با فاشیست نباید بحث کرد . اینجا عضو شورای شهر آمستردام در گفتگو با الجزیره این دیدگاه را تایید میکند. او میگوید: «آنها حمله به خانههای مردم آمستردام را که پرچم فلسطین را آویزان کرده بودند، آغاز کردند، در واقع اینجا جایی بود که خشونتها آغاز شد.»
ما دولتها را داریم که حامی رژیم نسلکش اسرائیل است، این ماییم که در برابر حامیان نسلکشی اسرائیل باید بایستیم و خوشبختانه که در آمستردام اجازه ندادند که بدون مجازات این حامیان نسلکشی شهر را ترک کنند. جالب اینکه مشخص شده است بسیاری از این حامیان از اعضای ارتش اسرائیل بودند.
@GoftandNO
#آمستردام
#نسلکشیاسرائیل
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴فاشیستهای کتکخورده اسرائیلی به تلآویو برگشتند
🟨برخی از ایرانیان از کتکخوردن فاشیستهای اسرائیل در آمستردام ناراحت شده بودند و داشتند مرثیه میخواندند و ناراحت یهودیستیزی شده بودند که این فاشیستها به تلاویو رسیدند با شعارهای «فاک عرب» و «چرا در غزه مدرسه نیست؟ چون کودکی آنجا باقی نمانده است.»
@GoftandNO
#آمستردام
#نسلکشیاسرائیل
🟨برخی از ایرانیان از کتکخوردن فاشیستهای اسرائیل در آمستردام ناراحت شده بودند و داشتند مرثیه میخواندند و ناراحت یهودیستیزی شده بودند که این فاشیستها به تلاویو رسیدند با شعارهای «فاک عرب» و «چرا در غزه مدرسه نیست؟ چون کودکی آنجا باقی نمانده است.»
@GoftandNO
#آمستردام
#نسلکشیاسرائیل
🔴ادوارد سعید:سارتر و فوکو از اسرائیل حمایت میکردند و دلوز از فلسطین
🔹بخش اول:
🟨ادوارد سعید مینویسد که در ابتدای ژانویه ۱۹۷۹ در نیویورک تلگرامی از ژان پل سارتر و سیمون دوبوار و به دعوت مجله عصر مدرن، دریافت میکند که او را برای سمیناری درباره صلح در خاورمیانه در ۱۳ و ۱۴ مارس همان سال به پاریس دعوت میکنند. سعید خوشحال از اینکه بزرگترین روشنفکر عصر او را به سمیناری دعوت کرده، مشتاق به پاریس میرود. او مینویسد وقتی به هتلم در «کارتیه لتن» رسیدم با پیامی با این مضمون مواجه شدم: «به دلایل امنیتی، جلسه در خانه میشل فوکو برگزار میشود.»
فردا با آدرسی که در دست داشتم به خانه میشل فوکو رفتم، آپارتمان خیلی بزرگی که پر از مدعوین بود اما از سارتر خبری نبود. هیچ کس توضیحی درباره «دلایل امنیتی» مرموزی که محل برگزاری جلسه را تغییر داده بود، نداد. سیمون دوبوار با دستمال مشهوری که به سر میبست، آنجا بود و درباره سفرش به تهران صحبت میکرد و از اینکه معترضان قصد داشتند علیه چادر تظاهرات کنند. همه چیز با حماقت متکبرانهاش به نظرم زننده آمد و با وجود علاقهام به اینکه بدانم او چه چیزی برای گفتن دارد، دیدم که او به خصوص در آن لحظه، مغرور و غیرقابل دسترس برای هر گونه بحثی بود. در هر حال او یک ساعت بعد کمی قبل از رسیدن سارتر، جلسه را ترک کرد و دیگر هرگز بازنگشت.
میشل فوکو در جلسه حاضر بود اما همان اول به من فهماند که او هیچ چیزی برای گفتن درباره موضوع سمینار ندارد و باید زود جلسه را ترک کند و مانند عادت هر روزهاش، غرق پژوهشش در کتابخانه ملی شود. خیلی خوشحال شدم که کتابم Beginnings: Intention and Method را در کتابخانه فوکو ، جایی که انبوهی از کتابها، کاغذها، مجلات بطور منظم چیده شده بودند، دیدم. ما خیلی دوستانه با هم گفتگو کردیم و تنها یک دهه بعد بود که من فهمیدم چرا میشل فوکو علاقهای به حرف زدن درباره سیاست خاور نزدیک با من نداشت. دیدیه اریبون و همچنین دیوید مسی، در بیوگرافی فوکو مینویسند که او در ۱۹۶۷ در تونس درس میداد و به یکباره این کشور را کمی بعد از جنگ ژوئن (جنگ شش روزه) ترک کرد. به روایت فوکو، او به اراده خودش و به دلیل اعتراضات ضد اسرائیلی و یهودستیزانه در شهرهای بزرگ کشورهای عربی، تونس را ترک کرد. اما یکی از همکاران تونسیاش در دهه ۸۰ به من گفت که فوکو به دلایل دیگری {اتهام پدوفیلی} از تونس اخراج شد. من هنوز نمیدانم کدام روایت درست است.
در دهه ۸۰ میلادی، ژیل دلوز به من گفت که فوکو و او که قبلا رابطه نزدیکی داشتند، به دلیل اختلافشان درباره فلسطین با هم قطع رابطهکردند، فوکو از اسرائیل دفاع میکرد و دلوز از فلسطینیها. عجیب نبود که او علاقهای به گفتگو با من یا با هر کسی،درباره خاورنزدیک نداشت.
آپارتمان فوکو، با اینکه بزرگ و آشکارا بسیار راحت بود، کاملاً سفید و بیروح بود، بازتاب دقیقی از فیلسوفی منزوی و اندیشمندی سختگیر که به نظر میرسید در آن تنها زندگی میکند.
وقتی مرد بزرگ (سارتر) سرانجام با تاخیری طولانی ظاهر شد، از دیدن اینکه چقدر پیر و نحیف به نظر میرسید، شگفتزده شدم.
ادامه.....👇
@GoftandNO
#ادواردسعید
#فوکو #سارتر #دلوز
🔹بخش اول:
🟨ادوارد سعید مینویسد که در ابتدای ژانویه ۱۹۷۹ در نیویورک تلگرامی از ژان پل سارتر و سیمون دوبوار و به دعوت مجله عصر مدرن، دریافت میکند که او را برای سمیناری درباره صلح در خاورمیانه در ۱۳ و ۱۴ مارس همان سال به پاریس دعوت میکنند. سعید خوشحال از اینکه بزرگترین روشنفکر عصر او را به سمیناری دعوت کرده، مشتاق به پاریس میرود. او مینویسد وقتی به هتلم در «کارتیه لتن» رسیدم با پیامی با این مضمون مواجه شدم: «به دلایل امنیتی، جلسه در خانه میشل فوکو برگزار میشود.»
فردا با آدرسی که در دست داشتم به خانه میشل فوکو رفتم، آپارتمان خیلی بزرگی که پر از مدعوین بود اما از سارتر خبری نبود. هیچ کس توضیحی درباره «دلایل امنیتی» مرموزی که محل برگزاری جلسه را تغییر داده بود، نداد. سیمون دوبوار با دستمال مشهوری که به سر میبست، آنجا بود و درباره سفرش به تهران صحبت میکرد و از اینکه معترضان قصد داشتند علیه چادر تظاهرات کنند. همه چیز با حماقت متکبرانهاش به نظرم زننده آمد و با وجود علاقهام به اینکه بدانم او چه چیزی برای گفتن دارد، دیدم که او به خصوص در آن لحظه، مغرور و غیرقابل دسترس برای هر گونه بحثی بود. در هر حال او یک ساعت بعد کمی قبل از رسیدن سارتر، جلسه را ترک کرد و دیگر هرگز بازنگشت.
میشل فوکو در جلسه حاضر بود اما همان اول به من فهماند که او هیچ چیزی برای گفتن درباره موضوع سمینار ندارد و باید زود جلسه را ترک کند و مانند عادت هر روزهاش، غرق پژوهشش در کتابخانه ملی شود. خیلی خوشحال شدم که کتابم Beginnings: Intention and Method را در کتابخانه فوکو ، جایی که انبوهی از کتابها، کاغذها، مجلات بطور منظم چیده شده بودند، دیدم. ما خیلی دوستانه با هم گفتگو کردیم و تنها یک دهه بعد بود که من فهمیدم چرا میشل فوکو علاقهای به حرف زدن درباره سیاست خاور نزدیک با من نداشت. دیدیه اریبون و همچنین دیوید مسی، در بیوگرافی فوکو مینویسند که او در ۱۹۶۷ در تونس درس میداد و به یکباره این کشور را کمی بعد از جنگ ژوئن (جنگ شش روزه) ترک کرد. به روایت فوکو، او به اراده خودش و به دلیل اعتراضات ضد اسرائیلی و یهودستیزانه در شهرهای بزرگ کشورهای عربی، تونس را ترک کرد. اما یکی از همکاران تونسیاش در دهه ۸۰ به من گفت که فوکو به دلایل دیگری {اتهام پدوفیلی} از تونس اخراج شد. من هنوز نمیدانم کدام روایت درست است.
در دهه ۸۰ میلادی، ژیل دلوز به من گفت که فوکو و او که قبلا رابطه نزدیکی داشتند، به دلیل اختلافشان درباره فلسطین با هم قطع رابطهکردند، فوکو از اسرائیل دفاع میکرد و دلوز از فلسطینیها. عجیب نبود که او علاقهای به گفتگو با من یا با هر کسی،درباره خاورنزدیک نداشت.
آپارتمان فوکو، با اینکه بزرگ و آشکارا بسیار راحت بود، کاملاً سفید و بیروح بود، بازتاب دقیقی از فیلسوفی منزوی و اندیشمندی سختگیر که به نظر میرسید در آن تنها زندگی میکند.
وقتی مرد بزرگ (سارتر) سرانجام با تاخیری طولانی ظاهر شد، از دیدن اینکه چقدر پیر و نحیف به نظر میرسید، شگفتزده شدم.
ادامه.....👇
@GoftandNO
#ادواردسعید
#فوکو #سارتر #دلوز
🔴ادوارد سعید:سارتر و فوکو از اسرائیل حمایت میکردند و دلوز از فلسطین
🔹بخش دوم
🟨وقتی فهمیدم که سارتر علیرغم مدت اقامتش در آلمان و نوشتههایش درباره هایدگر، فاکنر و دوس پاسوس، نه آلمانی میداند و نه انگلیسی، کمی سورپرایز و ناامید شدم. هلن ون بولوو در دو روز سمینار در کنار او در گوشش ترجمه بحثها را زمزمه میکرد. همه بحثها به انگلیسی بود. درباره اینکه سارتر واقعا بخش اصلی بحثها را میفهمید یا نه، چیزی نمیتوانم بگویم اما دیدن او که در جریان روز اول سمینار کاملا ساکت بود، بشدت آزاردهنده بود . وقتی موضوعات سمینار را بدون مشورت با ما اعلام کردند به سادگی مسئله فلسطین غایب بود. من بوضوح شاهد بودم که سوژه اصلی سمینار دلگرمی دادن به اسرائیل یا آنچنان که امروز میگویند نرمالیزاسیون اسرائیل بود و نه فلسطینیها یا عربها.
خسته از بحثهای پر زرق و برق و بیفایده، بدون رعایت آداب معمول، روند جاری بحثها را به هم زدم و اصرار کردم که سارتر باید صحبت کند، خواستهای که باعث حیرت اطرافیانش شد. جلسه تعلیق شد. بعد اعلام شد که سارتر فردا سخن میگوید. روز بعد سارتر چیزی که به ما ارائه کرد یک متن دوصفحهای بود در تمجید از شجاعت سادات با توسل به بدترین کلیشهها. هیچ اشارهای به استعمار شهرکنشینان اسرائیلی نکرد که از بسیاری از جهان با رویههای فرانسه در الجزایر قابل مقایسه باشد. مشخص بود که این متن را پیر ویکتور (بنی لوی) نوشته است. کاملا حیرتزده بود از اینکه میدیدم این قهرمان روشنفکری در سالهای اخر عمرش در مورد فلسطین تسلیم چنین مرشد مرتجعی (بنی لوی) شده است. سارتر در واقع در اصول فلسفی-صهیونیستی خود ثابت قدم ماند. ترس از یهودستیز خطاب شدن، احساس گناه در ارتباط با هولوکاست، امتناع از اینکه به خود اجازه دهید درک عمیقی از فلسطینیها به عنوان قربانیانی که علیه بیعدالتی اسرائیل میجنگند، داشته باشید، یا دلایل دیگری؟ من هرگز نخواهم دانست. تنها چیزی که میدانم این است که او در سنین پیری کمی با آنچه که قبلا بود، متفاوت بود.
یک سال بعد از ملاقات کوتاه و ناامید کنندمان در پاریس، سارتر درگذشت. کاملا به یاد دارم با چه اندوهی در فقدانش گریستم.
@GoftandNO
#ادواردسعید
#فوکو #سارتر #دلوز
🔹بخش دوم
🟨وقتی فهمیدم که سارتر علیرغم مدت اقامتش در آلمان و نوشتههایش درباره هایدگر، فاکنر و دوس پاسوس، نه آلمانی میداند و نه انگلیسی، کمی سورپرایز و ناامید شدم. هلن ون بولوو در دو روز سمینار در کنار او در گوشش ترجمه بحثها را زمزمه میکرد. همه بحثها به انگلیسی بود. درباره اینکه سارتر واقعا بخش اصلی بحثها را میفهمید یا نه، چیزی نمیتوانم بگویم اما دیدن او که در جریان روز اول سمینار کاملا ساکت بود، بشدت آزاردهنده بود . وقتی موضوعات سمینار را بدون مشورت با ما اعلام کردند به سادگی مسئله فلسطین غایب بود. من بوضوح شاهد بودم که سوژه اصلی سمینار دلگرمی دادن به اسرائیل یا آنچنان که امروز میگویند نرمالیزاسیون اسرائیل بود و نه فلسطینیها یا عربها.
خسته از بحثهای پر زرق و برق و بیفایده، بدون رعایت آداب معمول، روند جاری بحثها را به هم زدم و اصرار کردم که سارتر باید صحبت کند، خواستهای که باعث حیرت اطرافیانش شد. جلسه تعلیق شد. بعد اعلام شد که سارتر فردا سخن میگوید. روز بعد سارتر چیزی که به ما ارائه کرد یک متن دوصفحهای بود در تمجید از شجاعت سادات با توسل به بدترین کلیشهها. هیچ اشارهای به استعمار شهرکنشینان اسرائیلی نکرد که از بسیاری از جهان با رویههای فرانسه در الجزایر قابل مقایسه باشد. مشخص بود که این متن را پیر ویکتور (بنی لوی) نوشته است. کاملا حیرتزده بود از اینکه میدیدم این قهرمان روشنفکری در سالهای اخر عمرش در مورد فلسطین تسلیم چنین مرشد مرتجعی (بنی لوی) شده است. سارتر در واقع در اصول فلسفی-صهیونیستی خود ثابت قدم ماند. ترس از یهودستیز خطاب شدن، احساس گناه در ارتباط با هولوکاست، امتناع از اینکه به خود اجازه دهید درک عمیقی از فلسطینیها به عنوان قربانیانی که علیه بیعدالتی اسرائیل میجنگند، داشته باشید، یا دلایل دیگری؟ من هرگز نخواهم دانست. تنها چیزی که میدانم این است که او در سنین پیری کمی با آنچه که قبلا بود، متفاوت بود.
یک سال بعد از ملاقات کوتاه و ناامید کنندمان در پاریس، سارتر درگذشت. کاملا به یاد دارم با چه اندوهی در فقدانش گریستم.
@GoftandNO
#ادواردسعید
#فوکو #سارتر #دلوز
🔴کلینیک ترک بیحجابی و زرنگهای بودجه به جیبزن
🟨در خبرها آمده است که یک ستاد اسلامی (ستاد امر به معروف) تصمیم به بازگشایی «کلینیک ترک بیحجابی» با هدف «درمان علمی و روانششناختی بیحجابی» گرفته است.
سوال ما این است که چرا درمان علمی؟؟ چرا درمان مذهبی نه؟؟ مگر مذهب ناتوان از درمان است که به سراغ علم رفتهاید؟ از سوی دیگر تا جایی که میدانیم علمی اختراع نشده است که بگوید حجاب بر سر زنان بگذارید، حالشان بهتر میشود.
اگر ادعای شما درست است که حجاب اجبار مذهبی است پس حتما مذهب شما راهحلی برای متقاعد (میدانیم که این کلمه درست نیست چرا که اگر مذهبی حجاب را اجباری اعلام کرده باشد نیازمند متقاعد کردن نیست، نیازمند اعمال کردن است) کردن زنان دارد و اگر ندارد، آنوقت باید برگردید به همان شیوه گشتارشاد و زدن و بستن و دستگیر کردن.
اما دو نکته در این خبر از نظر ما مهم است :
اول: رئیس اداره زنان ستاد امر به معروف گفته است که برخی از خانوادهها مراجعه کرهاند و گفتهاند که بر اثر فشارهای محیطی و سایر عوامل دخترانشان مجبور به انتخاب پوشش خارج از حدود حجاب شرعی شدهاند و اینها با این کلینیک و راه حل «علمی» میخواهند فشار به این دختران را کم کنند تا آنها بتوانند حجابشان را حفظ کنند. به سخن دیگر ماجرای مخالفت با حجاب اجباری در خانه مذهبیترینها را زده است و اینها میخواهند کلاسهای ایدئولوژیک حفظ حجاب راهبیاندازند که اینها را متقاعد کنند که حجاب شان را کنار نگذارند.
دوم: این ستاد امر به معروف بهتر از هر کسی میداند که هیچ راهحل مذهبی یا علمی برای حجاب اجباری وجود ندارد،اما مسیر جذب بودجههای میلیاردی از راه همین مزخرفات شبه علمی-مذهبی برای حفظ حجاب میگذرد. اینها گرگهایی بودجه دیدهاند (مثل پژوهشگران وصل به حاکمیت بودجه دیده) که راه به جیب زدن بودجههای میلیاردی را یافتهاند. همه میدانند که این کلینک نمیتواند نقش انگ اجتماعی یا مجنون را به زنان آزاد از حجاب بزند، خودشان هم بهتر از ما میدانند که حجاب اجباری محکوم به مرگ است و اقدام به مجبور کردن زنان به حجاب حاوی هیچ نوع مشروعیتی نیست، اما ماجرا پول است، به جیب زدن بودجههای بی در و پیکر است، بودجههایی که با آنها کلینک ترک بیحجابی میزنند و حال و حولشان را در سواحل اروپایی با جامهای شراب و خنده به مبارزه با بدحجابی به پایان میبرند.
@GoftandNO
#حجاباجباری
#خشونتعلیهزنان
🟨در خبرها آمده است که یک ستاد اسلامی (ستاد امر به معروف) تصمیم به بازگشایی «کلینیک ترک بیحجابی» با هدف «درمان علمی و روانششناختی بیحجابی» گرفته است.
سوال ما این است که چرا درمان علمی؟؟ چرا درمان مذهبی نه؟؟ مگر مذهب ناتوان از درمان است که به سراغ علم رفتهاید؟ از سوی دیگر تا جایی که میدانیم علمی اختراع نشده است که بگوید حجاب بر سر زنان بگذارید، حالشان بهتر میشود.
اگر ادعای شما درست است که حجاب اجبار مذهبی است پس حتما مذهب شما راهحلی برای متقاعد (میدانیم که این کلمه درست نیست چرا که اگر مذهبی حجاب را اجباری اعلام کرده باشد نیازمند متقاعد کردن نیست، نیازمند اعمال کردن است) کردن زنان دارد و اگر ندارد، آنوقت باید برگردید به همان شیوه گشتارشاد و زدن و بستن و دستگیر کردن.
اما دو نکته در این خبر از نظر ما مهم است :
اول: رئیس اداره زنان ستاد امر به معروف گفته است که برخی از خانوادهها مراجعه کرهاند و گفتهاند که بر اثر فشارهای محیطی و سایر عوامل دخترانشان مجبور به انتخاب پوشش خارج از حدود حجاب شرعی شدهاند و اینها با این کلینیک و راه حل «علمی» میخواهند فشار به این دختران را کم کنند تا آنها بتوانند حجابشان را حفظ کنند. به سخن دیگر ماجرای مخالفت با حجاب اجباری در خانه مذهبیترینها را زده است و اینها میخواهند کلاسهای ایدئولوژیک حفظ حجاب راهبیاندازند که اینها را متقاعد کنند که حجاب شان را کنار نگذارند.
دوم: این ستاد امر به معروف بهتر از هر کسی میداند که هیچ راهحل مذهبی یا علمی برای حجاب اجباری وجود ندارد،اما مسیر جذب بودجههای میلیاردی از راه همین مزخرفات شبه علمی-مذهبی برای حفظ حجاب میگذرد. اینها گرگهایی بودجه دیدهاند (مثل پژوهشگران وصل به حاکمیت بودجه دیده) که راه به جیب زدن بودجههای میلیاردی را یافتهاند. همه میدانند که این کلینک نمیتواند نقش انگ اجتماعی یا مجنون را به زنان آزاد از حجاب بزند، خودشان هم بهتر از ما میدانند که حجاب اجباری محکوم به مرگ است و اقدام به مجبور کردن زنان به حجاب حاوی هیچ نوع مشروعیتی نیست، اما ماجرا پول است، به جیب زدن بودجههای بی در و پیکر است، بودجههایی که با آنها کلینک ترک بیحجابی میزنند و حال و حولشان را در سواحل اروپایی با جامهای شراب و خنده به مبارزه با بدحجابی به پایان میبرند.
@GoftandNO
#حجاباجباری
#خشونتعلیهزنان
🔴خودکشی سیاسی و عقیم بودن رویکردهای اخلافی-روانشناسانه
🔹کیانوش سنجری، همچون محمد مرادی دست به خودکشی سیاسی زد
🟨«به خودکشی فکر می کنید به شماره .... زنگ بزنید»، این جمله خلاصه دخالتی است که تقلیل «خودکشی» بعنوان امری اجتماعی (که از زمانی که امیل دورکم در ۱۸۹۷ منتشر کرد، امر شناخته شدهای است) به امری صرفا روانشناختی تولید کرده است.
در عصر کنونی تلاش مضاعفی در کار است که «خودکشی» از امر اجتماعی به امری روانشناسانه یا روانپزشکانه تقلیل داده شود. در این تغییر رادیکال گفتمانی، خودکشی به وضعیت روانی فرد تقلیل داده شده است و بعد اجتماعی-سیاسی آن کنار گذاشته میشود و بر همین اساسا دستورالعملهایی مبتنی بر چنین رویکردی برای مواجه با «خودکشی» تولید شده است. اما خودکشی همچنان که دورکم نشان داده است Monomanie (وسواس جنونآمیز» یا «جنون خودکشی») نیست. حتی دورکم میگوید (۱۲۷ سال پیش) که امروزه این دیدگاه که خودکشی اقدامی است که فرد از سر وسواس جنونآمیز آن را مرتکب میشود، عموما کنار گذاشته شده است.
میشلا کانیواچینی، در تز دکتریش با عنوان «خودکشی همچون زبان بیان سرکوب» در سال ۲۰۱۲ همین رویکرد روانشناختی و روانکاوانه و روانپزشکانه را زیر سوال برده است و مینویسد که علیرغم تلاش برای داشتن رویکرد بیوپیسیوکوسوسیال، تحلیل گفتمان و عملکرد تیمهای مداخلهکننده نشان میدهد که بعد اجتماعی به شکل جدی نادیده گرفته شده است و مداخلهگران (پزشکان، پرستاران، روانشناسان، روانکاوان و ...) را به پیش گرفتن رویکرد دارومحورانه وضعیتی که اساسا طبیعتی اجتماعی دارد، سوق داده است. او در تزش خودکشی را همچون بیان شرایط سرکوب مرتبط با شرایط اجتماعی و اقتصادی تحلیل میکند و بعد طبقاتی خودکشی را به دقت میکاود.
کیانوش سنجری، فعال سیاسی و زندانی سیاسی سابق با انتشار توئیتهایی که حاوی مطالبات سیاسی مشخص بود، دست به خودکشی سیاسی زد. اقدام او را اخلاقمداران میتوانند محکوم کنند، روانشناسان میتوانند به دنبال اختلالی در شخصیتش بگردند، اما این تلاشها هیچ چیز از واقعیت عمل سیاسی او کم نمیکند.
خودکشی سیامک سنجری مانند خودکشی محمد مرادی، خودکشی سیاسی است، چرا که او پیش از اقدام با انتشار توئیتهایی رسما مطالبهای سیاسی را بهعنوان دلیل اقدام خود مطرح کرده است. درخواست برای آزادی چهار زندانی سیاسی، اعتراض به دیکتاتوری خامنهای و شرکایش، «تلنگری» به جامعه، حق آزادی بیان و اعتراض و آرزو برای بیداری ایرانیان و چیرگی به بردگی، مجموعهای از مطالبات سیاسیایی بود که او قبل از خودکشی سیاسی با عموم مطرح کرده بود.
هیچ یک از این مطالبات سیاسی، نه از سوی حاکمیت، نه از سوی سیاسیون نزدیک به دولت، نه از سوی رهبران به اصطلاح اپوزیسیون و نه از سوی جامعه، از هیچ سویی پاسخی دریافت نکرد. تمام پاسخها تلاشهایی بود (که البته ما از کم و کیف آن بیخبریم) برای منصرف کردن او، تلاشهایی که نتوانستند او را متقاعد کنند.
خودکشی سیاسی، امر تاریخی است، بسیاری از معترضان سیاسی در جهان از سایگون در ویتنام تا پراگ و تونس و لیون فرانسه، دست به خودکشی سیاسی زدند، در برخی موارد این اقدام به اعتراضات بزرگ سیاسی و تغییر رژیم انجامید و در برخی چنین نتایج نداشت که دلایل اجتماعی خودش را دارد اما همه اینها خودکشیهای سیاسیاند با مطالبات مشخص برای تغییر در زندگی سیاسی.
حاکمیتها أساسا خودکشی سیاسی را بر نمیتابند و تلاشمیکنند فردی که دست به خودکشی سیاسی میزند را باجملات عامیانه ای چون دیوانه، بیمار روانی یا دارای اختلال بی اعتبار کنند. این رویکرد فقط به ایران هم خلاصه نمیشود در فرانسه نیز سالها پیش که دانشجویی خودش را در برابر بخش کمکهای دانشجویی آتش زد، مقامات دولتی انکار میکردند که خودکشی او یک اکت سیاسی و اعتراضی است. با این حال تعجب از جامعهشناسان است که چرا در قامت موعظهگران ظاهر میشوند و به جای تحلیل اکت از منظر جامعهشناسانه، زبان امر و نهی را بر میگزینند.
@GoftandNO
#خودکشی
#خودکشیسیاسی
#کیانوش_سنجری
🔹کیانوش سنجری، همچون محمد مرادی دست به خودکشی سیاسی زد
🟨«به خودکشی فکر می کنید به شماره .... زنگ بزنید»، این جمله خلاصه دخالتی است که تقلیل «خودکشی» بعنوان امری اجتماعی (که از زمانی که امیل دورکم در ۱۸۹۷ منتشر کرد، امر شناخته شدهای است) به امری صرفا روانشناختی تولید کرده است.
در عصر کنونی تلاش مضاعفی در کار است که «خودکشی» از امر اجتماعی به امری روانشناسانه یا روانپزشکانه تقلیل داده شود. در این تغییر رادیکال گفتمانی، خودکشی به وضعیت روانی فرد تقلیل داده شده است و بعد اجتماعی-سیاسی آن کنار گذاشته میشود و بر همین اساسا دستورالعملهایی مبتنی بر چنین رویکردی برای مواجه با «خودکشی» تولید شده است. اما خودکشی همچنان که دورکم نشان داده است Monomanie (وسواس جنونآمیز» یا «جنون خودکشی») نیست. حتی دورکم میگوید (۱۲۷ سال پیش) که امروزه این دیدگاه که خودکشی اقدامی است که فرد از سر وسواس جنونآمیز آن را مرتکب میشود، عموما کنار گذاشته شده است.
میشلا کانیواچینی، در تز دکتریش با عنوان «خودکشی همچون زبان بیان سرکوب» در سال ۲۰۱۲ همین رویکرد روانشناختی و روانکاوانه و روانپزشکانه را زیر سوال برده است و مینویسد که علیرغم تلاش برای داشتن رویکرد بیوپیسیوکوسوسیال، تحلیل گفتمان و عملکرد تیمهای مداخلهکننده نشان میدهد که بعد اجتماعی به شکل جدی نادیده گرفته شده است و مداخلهگران (پزشکان، پرستاران، روانشناسان، روانکاوان و ...) را به پیش گرفتن رویکرد دارومحورانه وضعیتی که اساسا طبیعتی اجتماعی دارد، سوق داده است. او در تزش خودکشی را همچون بیان شرایط سرکوب مرتبط با شرایط اجتماعی و اقتصادی تحلیل میکند و بعد طبقاتی خودکشی را به دقت میکاود.
کیانوش سنجری، فعال سیاسی و زندانی سیاسی سابق با انتشار توئیتهایی که حاوی مطالبات سیاسی مشخص بود، دست به خودکشی سیاسی زد. اقدام او را اخلاقمداران میتوانند محکوم کنند، روانشناسان میتوانند به دنبال اختلالی در شخصیتش بگردند، اما این تلاشها هیچ چیز از واقعیت عمل سیاسی او کم نمیکند.
خودکشی سیامک سنجری مانند خودکشی محمد مرادی، خودکشی سیاسی است، چرا که او پیش از اقدام با انتشار توئیتهایی رسما مطالبهای سیاسی را بهعنوان دلیل اقدام خود مطرح کرده است. درخواست برای آزادی چهار زندانی سیاسی، اعتراض به دیکتاتوری خامنهای و شرکایش، «تلنگری» به جامعه، حق آزادی بیان و اعتراض و آرزو برای بیداری ایرانیان و چیرگی به بردگی، مجموعهای از مطالبات سیاسیایی بود که او قبل از خودکشی سیاسی با عموم مطرح کرده بود.
هیچ یک از این مطالبات سیاسی، نه از سوی حاکمیت، نه از سوی سیاسیون نزدیک به دولت، نه از سوی رهبران به اصطلاح اپوزیسیون و نه از سوی جامعه، از هیچ سویی پاسخی دریافت نکرد. تمام پاسخها تلاشهایی بود (که البته ما از کم و کیف آن بیخبریم) برای منصرف کردن او، تلاشهایی که نتوانستند او را متقاعد کنند.
خودکشی سیاسی، امر تاریخی است، بسیاری از معترضان سیاسی در جهان از سایگون در ویتنام تا پراگ و تونس و لیون فرانسه، دست به خودکشی سیاسی زدند، در برخی موارد این اقدام به اعتراضات بزرگ سیاسی و تغییر رژیم انجامید و در برخی چنین نتایج نداشت که دلایل اجتماعی خودش را دارد اما همه اینها خودکشیهای سیاسیاند با مطالبات مشخص برای تغییر در زندگی سیاسی.
حاکمیتها أساسا خودکشی سیاسی را بر نمیتابند و تلاشمیکنند فردی که دست به خودکشی سیاسی میزند را باجملات عامیانه ای چون دیوانه، بیمار روانی یا دارای اختلال بی اعتبار کنند. این رویکرد فقط به ایران هم خلاصه نمیشود در فرانسه نیز سالها پیش که دانشجویی خودش را در برابر بخش کمکهای دانشجویی آتش زد، مقامات دولتی انکار میکردند که خودکشی او یک اکت سیاسی و اعتراضی است. با این حال تعجب از جامعهشناسان است که چرا در قامت موعظهگران ظاهر میشوند و به جای تحلیل اکت از منظر جامعهشناسانه، زبان امر و نهی را بر میگزینند.
@GoftandNO
#خودکشی
#خودکشیسیاسی
#کیانوش_سنجری
🔴تکرار وضعیت تراژیک؛ پرواز دلار، عذرخواهی از انقلاب ۵۷ و من عصبانی ام
🟨تاریخ به شکل تراژیکتری برای ایرانیان در حال تکرار شدن است: افزایش قیمت دلار، عذرخواهی از انقلاب ۵۷ و من عصبانی ام.
افزایش قیمت دلار، تاکتیک اقتصادی-سیاسی حاکمیت برای جلوگیری از فروپاشی دولت است. عذرخواهی از انقلاب ۵۷، تاکتیک مخالفان سیاسی برای پنهانسازی استیصال آنها از چگونگی پیشبرد مبارزه سیاسی برای تغییر است و هشتگ بیرمق«من عصبانیام» زنگ پایان شبه امید دولت پزشکیان در میان اقشاری است که انتظار داشتند بدون مبارزه برای تغییر سیاسی معنادار، ثبات اقتصادی را تجربه کنند.
آنچه در سال ۲۰۱۷ به بعد و از دور اول ریاستجمهوری ترامپ شاهد بودیم در سال ۲۰۲۵ در حال تکرار شدن است. ترامپ بر سر کار میآید و سیاست فشار حداکثری آغاز میشود، حاکمیت جمهوری اسلامی مسیر افزایش قیمت ارز را پیش میگیرد تا از فروپاشی دولت جلوگیری کند. این از معدود راههایی است که اتفاقا پیشنهاد اقتصاددانان بوده و حاکمیت پیشتر آزموده و جواب هم ، دست کم در دور اول ترامپ، داده است. اکنون هم با موضعگیری علی خامنهای درباره مذاکره با آمریکا، به نظر میرسد همان مسیر در حال طی شدن است و اگر به نمودار قیمت دلار در آغاز دور اول ترامپ نگاهی بیندازیم، و اگر همان مسیر فشار حداکثری، تحریمهای نفتی و غیره اجرا شود، وضعیت اسفناکی در انتظار طبقه کارگر خواهد بود.
در مواجه این وضعیت که به شکل عجیبی جزءبه جزء در حال تکرار شدن است، ما شاهد شباهت های تکراریی در سوی جامعه هستیم.
یک طرف سیاستمداران مخالف و شبه اپوزیسیون ناسیونال-فاشیست ایرانی است که که همزمان با ۲۲ بهمن شروع به تکرار عذرخواهی از انقلابی گرفته است که هیچ ارادهای نه در رخ دادنش داشته و نه در روندش. گویی میاندیشد که تنها اراده امثال او بوده است که تصمیم گرفته است انقلاب کند و آن هم انقلابی برای روی کار آمدن دیکتاتوری مذهبی. استیصالی که این گروه را به سمت عذرخواهی های تکراری هر ساله از انقلاب کردن می کشاند. یا همصدا با وحشی ترین رهبران سیاسی در جهان (ترامپ، نتانیاهو) از استیصال مردم در برابر دلار بالای ۹۰ هزار تومانی ابراز خوشحالی میکنند و خواستار فشار بیشترند شاید راهی برای به قدرت رسیدن شان پیدا شود. اینها میدانند که استیصال دلاری، همچنان که در سال ۲۰۱۷ شاهد بودیم، در فضای چپ ستیزی در داخل و خارج ایران، گرایش ناسیونالیستی پهلوی چی را دامن میزند. به سخن دیگر با این وضعیت اقتصادی، با این فقدان نفوذ رسانه ای روشنفکران چپ، این نوستالژی پهلوی است که بطور اتوماتیک در ذهن گروهی از مردم فعال میشود چرا که عبور از نوستالژی اسلامی (نگاه کنید به تئوری بازگشت به خویشتن اسلامی) و نوستالژی پهلوی نیازمند ساختن پروژه سیاسی جدیدی است که همچنان از نظر تاریخی هیچ نشانه ای از تولدش در دست نیست.
از سوی دیگر بخشی از جامعه با هشتگ بی رمق من عصبانی ام، نه خشم سیاسی که یاس از پروژه رای امید به مسعود پزشکیان را به نمایش گذاشته است. گروهی که انتظار داشتند بدون مبارزه سیاسی برای تغییر معنادار، ثبات اقتصادی را تجربه و بهتر شدن وضعیت اقتصادی شان را شاهد باشند. اینها اکنون میدانند که راه میانبری گویا در دسترس نیست.
مجموع شرایطی که توصیف کردیم، جامعه را مستاصل کرده است و جامعه مستاصل به هر ریسمانی آویزان میشود
و تنها ریسمان هایی که در دسترس جامعه است، همگی نهایتا به تثبیت فاشیسم ولایی ختم میشود. این است تراژدی روزگاری که زیست میکنیم.
@GoftandNO
#ترامپ
#دلار
🟨تاریخ به شکل تراژیکتری برای ایرانیان در حال تکرار شدن است: افزایش قیمت دلار، عذرخواهی از انقلاب ۵۷ و من عصبانی ام.
افزایش قیمت دلار، تاکتیک اقتصادی-سیاسی حاکمیت برای جلوگیری از فروپاشی دولت است. عذرخواهی از انقلاب ۵۷، تاکتیک مخالفان سیاسی برای پنهانسازی استیصال آنها از چگونگی پیشبرد مبارزه سیاسی برای تغییر است و هشتگ بیرمق«من عصبانیام» زنگ پایان شبه امید دولت پزشکیان در میان اقشاری است که انتظار داشتند بدون مبارزه برای تغییر سیاسی معنادار، ثبات اقتصادی را تجربه کنند.
آنچه در سال ۲۰۱۷ به بعد و از دور اول ریاستجمهوری ترامپ شاهد بودیم در سال ۲۰۲۵ در حال تکرار شدن است. ترامپ بر سر کار میآید و سیاست فشار حداکثری آغاز میشود، حاکمیت جمهوری اسلامی مسیر افزایش قیمت ارز را پیش میگیرد تا از فروپاشی دولت جلوگیری کند. این از معدود راههایی است که اتفاقا پیشنهاد اقتصاددانان بوده و حاکمیت پیشتر آزموده و جواب هم ، دست کم در دور اول ترامپ، داده است. اکنون هم با موضعگیری علی خامنهای درباره مذاکره با آمریکا، به نظر میرسد همان مسیر در حال طی شدن است و اگر به نمودار قیمت دلار در آغاز دور اول ترامپ نگاهی بیندازیم، و اگر همان مسیر فشار حداکثری، تحریمهای نفتی و غیره اجرا شود، وضعیت اسفناکی در انتظار طبقه کارگر خواهد بود.
در مواجه این وضعیت که به شکل عجیبی جزءبه جزء در حال تکرار شدن است، ما شاهد شباهت های تکراریی در سوی جامعه هستیم.
یک طرف سیاستمداران مخالف و شبه اپوزیسیون ناسیونال-فاشیست ایرانی است که که همزمان با ۲۲ بهمن شروع به تکرار عذرخواهی از انقلابی گرفته است که هیچ ارادهای نه در رخ دادنش داشته و نه در روندش. گویی میاندیشد که تنها اراده امثال او بوده است که تصمیم گرفته است انقلاب کند و آن هم انقلابی برای روی کار آمدن دیکتاتوری مذهبی. استیصالی که این گروه را به سمت عذرخواهی های تکراری هر ساله از انقلاب کردن می کشاند. یا همصدا با وحشی ترین رهبران سیاسی در جهان (ترامپ، نتانیاهو) از استیصال مردم در برابر دلار بالای ۹۰ هزار تومانی ابراز خوشحالی میکنند و خواستار فشار بیشترند شاید راهی برای به قدرت رسیدن شان پیدا شود. اینها میدانند که استیصال دلاری، همچنان که در سال ۲۰۱۷ شاهد بودیم، در فضای چپ ستیزی در داخل و خارج ایران، گرایش ناسیونالیستی پهلوی چی را دامن میزند. به سخن دیگر با این وضعیت اقتصادی، با این فقدان نفوذ رسانه ای روشنفکران چپ، این نوستالژی پهلوی است که بطور اتوماتیک در ذهن گروهی از مردم فعال میشود چرا که عبور از نوستالژی اسلامی (نگاه کنید به تئوری بازگشت به خویشتن اسلامی) و نوستالژی پهلوی نیازمند ساختن پروژه سیاسی جدیدی است که همچنان از نظر تاریخی هیچ نشانه ای از تولدش در دست نیست.
از سوی دیگر بخشی از جامعه با هشتگ بی رمق من عصبانی ام، نه خشم سیاسی که یاس از پروژه رای امید به مسعود پزشکیان را به نمایش گذاشته است. گروهی که انتظار داشتند بدون مبارزه سیاسی برای تغییر معنادار، ثبات اقتصادی را تجربه و بهتر شدن وضعیت اقتصادی شان را شاهد باشند. اینها اکنون میدانند که راه میانبری گویا در دسترس نیست.
مجموع شرایطی که توصیف کردیم، جامعه را مستاصل کرده است و جامعه مستاصل به هر ریسمانی آویزان میشود
و تنها ریسمان هایی که در دسترس جامعه است، همگی نهایتا به تثبیت فاشیسم ولایی ختم میشود. این است تراژدی روزگاری که زیست میکنیم.
@GoftandNO
#ترامپ
#دلار
🔴استاد تینا: «بنیان سوسیالیسم، حسادت است»
🟨راست سلطنت طلب ایرانی به رهبری کینگ رضا پهلوی و سخنگویی «استاد تینا قاضی مراد»، تاریخ اندیشه سیاسی را هم به منوی «تونل زمان» خود اضافه کرده اند.
راست سلطنت طلب ایرانی بعد از موفقیت در به نابودی کشاندن جنبش زن، زندگی، آزادی با نعره زنندگان و فحاشان تجمع کننده اش حالا دستور کار جدیدی دارد: زدن چپ ها.
استاد این درس هم «استاد تینا» است و متفکران مورد ارجاع چرچیل و تاچر و جردن پترسون. پترسون در یکی از برنامه هایش مدافعان مسیحی عدالت اجتماعی را با پست ترین شکل مارکسیسم مقایسه کرده بود. اما حیف است که «استاد تینا» به علی خامنه ای ارجاع نمیدهد وقتی که در تفسیر تازهاش درباره مستضعفین، این کلمه را از تفسیر چپگرایانه شریعتی وار شست تا خدای نکرده قران به پروموت کردن حسادت و بنابراین سوسیالیسم متهم نشود و گفت که مستضعفین مورد نظر قران، افراد آسیب پذیر نیستند بلکه «مستضعف یعنی اون کسی که بالقوه امام و پیشوای عالم بشریت است.»
یکی دیگر از متفکران راستگرا که فهمیده است این سرمایه داری است که اساسا ساختارهای سیاسی-اجتماعی را به انگیزهه ای روانشناسانه فرو میکاهد و اگر به این شکل از حسادت بعنوان ریشه یک مکتب فکری حرف بزنیم با تناقض روبرو میشویم، تفسیر دیگری ارائه داده است. در این تفسیر، حسادت سوسیالیستها این شکلی نیست که میخواهند آنچه که آدمهای موفق سرمایه داری دارند را داشته باشند، بلکه میخواهند آن آدمهای موفق را به سطح خودشان پایین بکشند، یعنی مثل خودشان بدبخت کنند.
مثلا اگر سیاهان در تاریخ مبارزه با برده داری برای برابری که اساسا ریشه سوسیالیسم است جنگیده اند برای این نجنگیده اند که از برابری همسان سفیدها بهره مند شوند بلکه میخواستند سفیدها هم مثل خودشان برده شوند. یعنی استدلالی همین اندازه احمقانه.
اما تناقض در راست سلطنت طلب بیش از اینها بیداد میکند چون تمام مفاهیمی که بکار میبرند از انقلاب و تغییر انقلابی و ... همگی محصول فکر سوسیالیستها و مارکسیستهاست. کینگ شان همین دیروز بار دیگر خواهان کمک آمریکاییها به شارژ «صندوق اعتصابات» شده است که گویا دیگر خالی شده است. اما مگر نه اینکه اعتصاب مفهومی چپ است و اساسا محصول مبارزه چپ در تاریخ مدرن بوده است. از یک سو چپها را کوبیدن و از سوی دیگر مفاهیم چپ را برای پول گرفتن از آمریکا و اسرائیل بکار گرفتن؟
کینگ منوتو، میخواهد کارگران (مفهوم چپ) اعتصاب عمومی (مفهوم چپ) کنند تا انقلاب (بطور عموم مفهوم چپ) شود و کینگ سر کار بیاید. یعنی چپ بکار گرفته شود تا کینگ سر کار بیاید، ایده ای همین قدر شگفت آور. به همین دلیل برای اینکه این تناقض در رویکرد راست سلطنت طلب رفع شود آنها باید به مفاهم راستگرایانه تغییر بازگردند، چرا که منطقی نیست که از کارگر بخواهیم اعتصاب و بعد انقلاب کند که کینگ سر کار بیاید چون راستگرایان اساسا با همه این مفاهیم دشمن اند، چه با کارگر، چه با اعتصاب وچه با انقلاب. تنها مفهوم باقی مانده برای کینگ منوتو، کودتا است. کودتا هم منتفی است چرا که امید سلطنت طلبان در حال مذاکره با جمهوری اسلامی است و هر روز خبر موفقیت مذاکرات را منتشر میکند، یعنی کودتا هم منتفی است.
@GoftandNO
#سوسیالیسم
#تینا
🟨راست سلطنت طلب ایرانی به رهبری کینگ رضا پهلوی و سخنگویی «استاد تینا قاضی مراد»، تاریخ اندیشه سیاسی را هم به منوی «تونل زمان» خود اضافه کرده اند.
راست سلطنت طلب ایرانی بعد از موفقیت در به نابودی کشاندن جنبش زن، زندگی، آزادی با نعره زنندگان و فحاشان تجمع کننده اش حالا دستور کار جدیدی دارد: زدن چپ ها.
استاد این درس هم «استاد تینا» است و متفکران مورد ارجاع چرچیل و تاچر و جردن پترسون. پترسون در یکی از برنامه هایش مدافعان مسیحی عدالت اجتماعی را با پست ترین شکل مارکسیسم مقایسه کرده بود. اما حیف است که «استاد تینا» به علی خامنه ای ارجاع نمیدهد وقتی که در تفسیر تازهاش درباره مستضعفین، این کلمه را از تفسیر چپگرایانه شریعتی وار شست تا خدای نکرده قران به پروموت کردن حسادت و بنابراین سوسیالیسم متهم نشود و گفت که مستضعفین مورد نظر قران، افراد آسیب پذیر نیستند بلکه «مستضعف یعنی اون کسی که بالقوه امام و پیشوای عالم بشریت است.»
یکی دیگر از متفکران راستگرا که فهمیده است این سرمایه داری است که اساسا ساختارهای سیاسی-اجتماعی را به انگیزهه ای روانشناسانه فرو میکاهد و اگر به این شکل از حسادت بعنوان ریشه یک مکتب فکری حرف بزنیم با تناقض روبرو میشویم، تفسیر دیگری ارائه داده است. در این تفسیر، حسادت سوسیالیستها این شکلی نیست که میخواهند آنچه که آدمهای موفق سرمایه داری دارند را داشته باشند، بلکه میخواهند آن آدمهای موفق را به سطح خودشان پایین بکشند، یعنی مثل خودشان بدبخت کنند.
مثلا اگر سیاهان در تاریخ مبارزه با برده داری برای برابری که اساسا ریشه سوسیالیسم است جنگیده اند برای این نجنگیده اند که از برابری همسان سفیدها بهره مند شوند بلکه میخواستند سفیدها هم مثل خودشان برده شوند. یعنی استدلالی همین اندازه احمقانه.
اما تناقض در راست سلطنت طلب بیش از اینها بیداد میکند چون تمام مفاهیمی که بکار میبرند از انقلاب و تغییر انقلابی و ... همگی محصول فکر سوسیالیستها و مارکسیستهاست. کینگ شان همین دیروز بار دیگر خواهان کمک آمریکاییها به شارژ «صندوق اعتصابات» شده است که گویا دیگر خالی شده است. اما مگر نه اینکه اعتصاب مفهومی چپ است و اساسا محصول مبارزه چپ در تاریخ مدرن بوده است. از یک سو چپها را کوبیدن و از سوی دیگر مفاهیم چپ را برای پول گرفتن از آمریکا و اسرائیل بکار گرفتن؟
کینگ منوتو، میخواهد کارگران (مفهوم چپ) اعتصاب عمومی (مفهوم چپ) کنند تا انقلاب (بطور عموم مفهوم چپ) شود و کینگ سر کار بیاید. یعنی چپ بکار گرفته شود تا کینگ سر کار بیاید، ایده ای همین قدر شگفت آور. به همین دلیل برای اینکه این تناقض در رویکرد راست سلطنت طلب رفع شود آنها باید به مفاهم راستگرایانه تغییر بازگردند، چرا که منطقی نیست که از کارگر بخواهیم اعتصاب و بعد انقلاب کند که کینگ سر کار بیاید چون راستگرایان اساسا با همه این مفاهیم دشمن اند، چه با کارگر، چه با اعتصاب وچه با انقلاب. تنها مفهوم باقی مانده برای کینگ منوتو، کودتا است. کودتا هم منتفی است چرا که امید سلطنت طلبان در حال مذاکره با جمهوری اسلامی است و هر روز خبر موفقیت مذاکرات را منتشر میکند، یعنی کودتا هم منتفی است.
@GoftandNO
#سوسیالیسم
#تینا
Forwarded from Magpie/قشقره
رفقا! این کانال تلگرامی «فانوس و کاج» یا همون Lantern & Pine (تلمیح به شعر شاملو) برای مطالعهٔ جلد اول سرمایه تشکیل شده. پیدیاف کتاب هم گذاشتیم اونجا. جلسهٔ اولش هم همین دوشنبه ۸ عصر به وقت تهران برگزار خواهد شد.
اگر اومدید قدمتون روی چشم. 🙋🏽♂️
🥃
https://t.me/lanternandpine
اگر اومدید قدمتون روی چشم. 🙋🏽♂️
🥃
https://t.me/lanternandpine
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴محسن رنانی؛ پرفسور نجات دهنده ایران از مسیر کورتکس مغزی
🟨رنانی بطور معمول عادت به مزخرف گویی دارد. پیشتر درباره برخی از مشعشع ترین ایدههای ایشان نوشتهایم از جمله اینکه خامنهای رهبری روشنفکران را هم برعهده بگیرد.
اما این ویدیو در سطح دیگری است. در این سخنان رسما آنتروپولوژی نژادی که همه میدانیم به چه فجایعی انجامید و همچنان آثارش ادامه دارد، تبلیغ میشود. ضخامت کورتکس مغز با عقلانیت در ارتباط گذاشته میشود. اروپاییها عقلانیت بیشتری دارند یا عقلانیتشان فلان و بهمان است چون کورتکس مغزی کلفتتری دارند. با شجاعت بیمانندی هم میگوید آخرین مطالعات علمی این را نشان میدهد. یعنی یک لحظه فکر نمیکند که ما در عصر علی شریعتی که زندگی نمیکنیم که دسترسی به سرچ اینترنتی نبود. مردم میروند میبینند میزان مزخرف گویی از اندازه بیرون است.
چنین فاجعهای واقعا کمتر در هر دهه میتوان یافت. مسئله دیگر خیل مریدان است که در این سخنرانیها مینشینند و چیزی نمیگویند، کسی بلند نمیشود بگوید بس کن مزخرف گویی را، به همون نامهنگاریت به خامنهای
ادامه بده دیگه چرا باید اینقدر مزخرف گفت.
@GoftandNO
#رنانی
🟨رنانی بطور معمول عادت به مزخرف گویی دارد. پیشتر درباره برخی از مشعشع ترین ایدههای ایشان نوشتهایم از جمله اینکه خامنهای رهبری روشنفکران را هم برعهده بگیرد.
اما این ویدیو در سطح دیگری است. در این سخنان رسما آنتروپولوژی نژادی که همه میدانیم به چه فجایعی انجامید و همچنان آثارش ادامه دارد، تبلیغ میشود. ضخامت کورتکس مغز با عقلانیت در ارتباط گذاشته میشود. اروپاییها عقلانیت بیشتری دارند یا عقلانیتشان فلان و بهمان است چون کورتکس مغزی کلفتتری دارند. با شجاعت بیمانندی هم میگوید آخرین مطالعات علمی این را نشان میدهد. یعنی یک لحظه فکر نمیکند که ما در عصر علی شریعتی که زندگی نمیکنیم که دسترسی به سرچ اینترنتی نبود. مردم میروند میبینند میزان مزخرف گویی از اندازه بیرون است.
چنین فاجعهای واقعا کمتر در هر دهه میتوان یافت. مسئله دیگر خیل مریدان است که در این سخنرانیها مینشینند و چیزی نمیگویند، کسی بلند نمیشود بگوید بس کن مزخرف گویی را، به همون نامهنگاریت به خامنهای
ادامه بده دیگه چرا باید اینقدر مزخرف گفت.
@GoftandNO
#رنانی
🔴«آزادی برای غزه، فاک اسرائیل»
🟨دو ویدیو از قهرمانی امشب پاری سنژرمن. در ویدیوی اول حامیان پاریسن ژرمن شعار «آزادی برای غزه، فاک فاک اسرائیل» را سر میدهند. در ویدیوی دوم هم نوشته بزرگ «نسلکشی در غزه را متوقف کنید»
حامیان پاریسن ژرمن بخوبی از این فرصت استفاده کردند.
@GoftandNO
#غزه
🟨دو ویدیو از قهرمانی امشب پاری سنژرمن. در ویدیوی اول حامیان پاریسن ژرمن شعار «آزادی برای غزه، فاک فاک اسرائیل» را سر میدهند. در ویدیوی دوم هم نوشته بزرگ «نسلکشی در غزه را متوقف کنید»
حامیان پاریسن ژرمن بخوبی از این فرصت استفاده کردند.
@GoftandNO
#غزه
🔴تئوریپردازی برای نئوفاشیسم افغانستانی ستیز
🟨اگر مایلید ببینید چطور در ایران امروز که راستگرای افراطی و نئوفاشیسم همهگیر شده، تئوری نئوفاشیستی افغانستانی ستیز میسازند به این نوشته دکتر حسن محدثی، استاد جامعه شناسی دانشگاه آزاد اسلامی مراجعه کنید.
هیچ توضیحی لازم ندارد، همه چیز روشن است. ویدیوهای اتومبیلی که کودکی افغانستانی را دنبال میکنند که زیر بگیرند ببینید، ویدیوی اردوگاه اخراج این ضعیفترین مردمی که گرفتار نئوفاشیستهای ایرانی خودبرتر پندار شدهاند ببینید. هشتگ «اخراج افغانی مطالبه ملی» را ببینید و بعد به متن دکتر محدثی نگاه کنید.
اینگونه برای نئوفاشیسم افغانستانی ستیز نظریهپردازی میشود.
@GoftandNO
#افغانستانیستیزی
🟨اگر مایلید ببینید چطور در ایران امروز که راستگرای افراطی و نئوفاشیسم همهگیر شده، تئوری نئوفاشیستی افغانستانی ستیز میسازند به این نوشته دکتر حسن محدثی، استاد جامعه شناسی دانشگاه آزاد اسلامی مراجعه کنید.
هیچ توضیحی لازم ندارد، همه چیز روشن است. ویدیوهای اتومبیلی که کودکی افغانستانی را دنبال میکنند که زیر بگیرند ببینید، ویدیوی اردوگاه اخراج این ضعیفترین مردمی که گرفتار نئوفاشیستهای ایرانی خودبرتر پندار شدهاند ببینید. هشتگ «اخراج افغانی مطالبه ملی» را ببینید و بعد به متن دکتر محدثی نگاه کنید.
اینگونه برای نئوفاشیسم افغانستانی ستیز نظریهپردازی میشود.
@GoftandNO
#افغانستانیستیزی
🔴نژادپرستی افغانستانی ستیز پرطرفدار ایرانیان
🟨ایرانیان هر چه از جمهوری اسلامی و اسلام متنفرتر میشوند بیشتر در گودال نئوفاشیسم فرو میروند. تنفرشان از جمهوری اسلامی آنها را دموکرات تر یا انسانتر نکرده است، بلکه بیشتر با وحشیگریشان مواجهایم. با جامعهای روبروییم که راست افراطی در آن سلطه دارد،دانشگاهیانش برای این راستگرایی وحشی نظریه پردازی میکنند و آنچه در این میان گم است، «انسان» و حقوق انسانی است.
غزه و افغانستانیهای که در ایران زندگی میکنند، دو معیار مهم سنجش گرایش سیاسی در ایران امروز است و همه میدانیم کدام گرایش سلطه دارد.
@GoftandNO
#افغانستانیستیزی
🟨ایرانیان هر چه از جمهوری اسلامی و اسلام متنفرتر میشوند بیشتر در گودال نئوفاشیسم فرو میروند. تنفرشان از جمهوری اسلامی آنها را دموکرات تر یا انسانتر نکرده است، بلکه بیشتر با وحشیگریشان مواجهایم. با جامعهای روبروییم که راست افراطی در آن سلطه دارد،دانشگاهیانش برای این راستگرایی وحشی نظریه پردازی میکنند و آنچه در این میان گم است، «انسان» و حقوق انسانی است.
غزه و افغانستانیهای که در ایران زندگی میکنند، دو معیار مهم سنجش گرایش سیاسی در ایران امروز است و همه میدانیم کدام گرایش سلطه دارد.
@GoftandNO
#افغانستانیستیزی
🔴این حمله فاشیستی ترین دولت جهان است
🟨به ایران حمله شده است، حملهای از سوی فاشیستیترین دولت جهان. دولتی که در ۲۰ ماه گذشته بیش از ۵۵ هزار نفر را در غزه کشته است به توی ایرانی فکر نمیکند، هیچ اهمیتی ندارد که تو کشته شوی یا زیرساختهای کشورت نابود شود، یا فقیرتر شوی، یا اگر حکومتی بماند در استبداد وحشیتر آینده سرکوب شوی. هدف اسرائیل رساندن دموکراسی با هواپیماهایش به در خانه تو نیست.
خشم مردم از سرکوب و بیشعوری حاکمان ایران توجیه کافیایی نیست که طرف اسرائیل بایستیم. باید صدایمان را بلند کنیم و بگوییم که اسرائیل هیچ حقی در بمباران ایران ندارد، که اسرائیل دولت نسلکش متجاوز است و هدفش تضعیف ایران برای اهداف توسعهطلبانهاش است نه برای خیری که ایرانیان از هیچ جا ندیدهاند.
میدانم که جامعه ایران به جامعهای فاشیستی تبدیل شده است، نفرت از جمهوری اسلامی قدرت تشخیص بسیاری را نابود کرده است و ایران اینترنشنال و منوتو و مسیح علینژاد و بقیه حامیان نسلکشی اسرائیل ذهن بخش بزرگی از ایرانیان را فاسد کردهاند اما این واقعیات هیج تغییری در این حقیقت نمیدهد که اسرائیل به تنها چیزی که نمیاندیشد مردم ایران است.
در کنار رژیم نسلکش نیاستیم، ما همچنان میتوانیم فکر مستقل و انتقادی را حفظ کنیم.
@GoftandNO
#حملهاسرائیل
🟨به ایران حمله شده است، حملهای از سوی فاشیستیترین دولت جهان. دولتی که در ۲۰ ماه گذشته بیش از ۵۵ هزار نفر را در غزه کشته است به توی ایرانی فکر نمیکند، هیچ اهمیتی ندارد که تو کشته شوی یا زیرساختهای کشورت نابود شود، یا فقیرتر شوی، یا اگر حکومتی بماند در استبداد وحشیتر آینده سرکوب شوی. هدف اسرائیل رساندن دموکراسی با هواپیماهایش به در خانه تو نیست.
خشم مردم از سرکوب و بیشعوری حاکمان ایران توجیه کافیایی نیست که طرف اسرائیل بایستیم. باید صدایمان را بلند کنیم و بگوییم که اسرائیل هیچ حقی در بمباران ایران ندارد، که اسرائیل دولت نسلکش متجاوز است و هدفش تضعیف ایران برای اهداف توسعهطلبانهاش است نه برای خیری که ایرانیان از هیچ جا ندیدهاند.
میدانم که جامعه ایران به جامعهای فاشیستی تبدیل شده است، نفرت از جمهوری اسلامی قدرت تشخیص بسیاری را نابود کرده است و ایران اینترنشنال و منوتو و مسیح علینژاد و بقیه حامیان نسلکشی اسرائیل ذهن بخش بزرگی از ایرانیان را فاسد کردهاند اما این واقعیات هیج تغییری در این حقیقت نمیدهد که اسرائیل به تنها چیزی که نمیاندیشد مردم ایران است.
در کنار رژیم نسلکش نیاستیم، ما همچنان میتوانیم فکر مستقل و انتقادی را حفظ کنیم.
@GoftandNO
#حملهاسرائیل
🔴اسراییل؛ سناریو تغییر رژیم با غزهسازی ایران و شورش مردم
بخش اول:
🟨سناریویی که اسراییل در حال پیاده کردنش علیه مردم ایران است٬ سناریوی روشنی است. این سناریو با مصاحبه امشب مزدوران اسراییلی ایران اینترنشنال که نتانیاهو٬ رهبر متجاوز اسراییل به ایران و عامل کشتار مردم ایران وغزه و لبنان را به خانههای مردم ایران آورد٬ روشنترهم شد.
سناریوی اسراییل رسما «تغییر رژیم» در ایران است مفهومی راستگرایانه و استعماری.
اما این سناریو را به چه شکلی میخواهد اجرا کند:
مرحله اول: غزهسازی ایران و بویژه تهران :
شیوهای که در بمباران ایران و بویژه تهران در پیش گرفته شده چنان شباهتهای شگرفی با سناریوی نسل کشیاش در غزه دارد که حیرت آور است. با این حال بخشی از ایرانیان همچنان از در انکار در میآیند و زبانشان به محکومیت حمله تجاوزکارانه اسراییل به ایران نمی چرخد.(نگاه کنید به بیانیه مزورانه نرگس محمدی و چند نفر بقیه) در این بخش ازسناریو سران نظامی ایران را در بخش مهمی ترور شدند. همزمان تاسیسات هستهای و موشکی هدف گرفته شده است. در مرحله تازه زیرساختهای کشور را هدف گرفته اند. در مرحله بعد احتمالا به سراغ سران سیاسی حکومت خواهد رفت. این فرایند یا تا پادرمیانی قدرتهای جهانی و تسلیم شدن ایران و یا رخ دادن مرحله دوم ادامه خواهد داشت.
دوم: همه مراحلی که در بخش اول گفتیم برای یک هدف دنبال میشود (اگر بحث تسلیم ایران با میانجیگری قدرتهای جهان را فعلا کنار بگذاریم) و آن شورش مردم علیه حکومت است. نتانیاهو رسما در مصاحبه امشب با مزدوران ایران اینترنشنال گفت: این فرصتی برای مردم ایران فراهم کرده تا حکومت را سرنگون کنند. او افزود: نوری روشن شده، آن را با خود به سوی آزادی ببرید این همان لحظه است. ساعت آزادی شما نزدیک است، اکنون در حال رخدادن است.
او خوب میداند چطور با مردم ایران حرف بزند وقتی میگوید: آنها شما را فقیر کردهاند. برای شما بدبختی آوردهاند. مرگ آوردهاند. ترور آوردهاند. زنان شما را به گلوله میبندند. این زن شجاع، باورنکردنی، مهسا امینی را بهخاطر روسری نداشتن، زدند و گذاشتند با خونریزی بمیرد. این یک رژیم افراطی، رادیکال و خشن است، و زمان خلع سلاح آن فرا رسیده است.
میینیید فردی که یک نسلکشی را در غزه مرتکب شده است همچنان جرات میکند با مردم ایران اینگونه سخن بگوید چرا که فکر میکند مشاورانش که از سلطنتطلبان و دیگر انواع راستگرایان ایرانند درست گفتهاند که مردم ایران چنان نفرتی از جمهوری اسلامی دارند که نه تنها مغزشان که چشمشان هم کار نمیکند. این مردم با نفرت از فلسطین آموزش دادهشدهاند با شعار «نه غزه نه لبنان» سیراب شدهاند٬ برای همین اساسا غزه را نمیبینند٬ نسل کشی در غزه را نمیبینند. با اینکه به همان شیوهای دستور تخلیه برای تهران صادر میکند که برای غزه اما بر این اساس جرات میکند که به این شکل با مردم ایران سخن بگوید چون مطمئن است آنها اساس قدرت مقایسه و تحلیلشان را از دست دادهاند. در یک کلام نتانیاهو با ایمان به این گزاره مردم را به شورش دعوت میکند: مردم ایران میخواهند این حکومت برود و مهم نیست به چه بهایی.
@GoftandNO
#تجاوزاسرائیل
بخش اول:
🟨سناریویی که اسراییل در حال پیاده کردنش علیه مردم ایران است٬ سناریوی روشنی است. این سناریو با مصاحبه امشب مزدوران اسراییلی ایران اینترنشنال که نتانیاهو٬ رهبر متجاوز اسراییل به ایران و عامل کشتار مردم ایران وغزه و لبنان را به خانههای مردم ایران آورد٬ روشنترهم شد.
سناریوی اسراییل رسما «تغییر رژیم» در ایران است مفهومی راستگرایانه و استعماری.
اما این سناریو را به چه شکلی میخواهد اجرا کند:
مرحله اول: غزهسازی ایران و بویژه تهران :
شیوهای که در بمباران ایران و بویژه تهران در پیش گرفته شده چنان شباهتهای شگرفی با سناریوی نسل کشیاش در غزه دارد که حیرت آور است. با این حال بخشی از ایرانیان همچنان از در انکار در میآیند و زبانشان به محکومیت حمله تجاوزکارانه اسراییل به ایران نمی چرخد.(نگاه کنید به بیانیه مزورانه نرگس محمدی و چند نفر بقیه) در این بخش ازسناریو سران نظامی ایران را در بخش مهمی ترور شدند. همزمان تاسیسات هستهای و موشکی هدف گرفته شده است. در مرحله تازه زیرساختهای کشور را هدف گرفته اند. در مرحله بعد احتمالا به سراغ سران سیاسی حکومت خواهد رفت. این فرایند یا تا پادرمیانی قدرتهای جهانی و تسلیم شدن ایران و یا رخ دادن مرحله دوم ادامه خواهد داشت.
دوم: همه مراحلی که در بخش اول گفتیم برای یک هدف دنبال میشود (اگر بحث تسلیم ایران با میانجیگری قدرتهای جهان را فعلا کنار بگذاریم) و آن شورش مردم علیه حکومت است. نتانیاهو رسما در مصاحبه امشب با مزدوران ایران اینترنشنال گفت: این فرصتی برای مردم ایران فراهم کرده تا حکومت را سرنگون کنند. او افزود: نوری روشن شده، آن را با خود به سوی آزادی ببرید این همان لحظه است. ساعت آزادی شما نزدیک است، اکنون در حال رخدادن است.
او خوب میداند چطور با مردم ایران حرف بزند وقتی میگوید: آنها شما را فقیر کردهاند. برای شما بدبختی آوردهاند. مرگ آوردهاند. ترور آوردهاند. زنان شما را به گلوله میبندند. این زن شجاع، باورنکردنی، مهسا امینی را بهخاطر روسری نداشتن، زدند و گذاشتند با خونریزی بمیرد. این یک رژیم افراطی، رادیکال و خشن است، و زمان خلع سلاح آن فرا رسیده است.
میینیید فردی که یک نسلکشی را در غزه مرتکب شده است همچنان جرات میکند با مردم ایران اینگونه سخن بگوید چرا که فکر میکند مشاورانش که از سلطنتطلبان و دیگر انواع راستگرایان ایرانند درست گفتهاند که مردم ایران چنان نفرتی از جمهوری اسلامی دارند که نه تنها مغزشان که چشمشان هم کار نمیکند. این مردم با نفرت از فلسطین آموزش دادهشدهاند با شعار «نه غزه نه لبنان» سیراب شدهاند٬ برای همین اساسا غزه را نمیبینند٬ نسل کشی در غزه را نمیبینند. با اینکه به همان شیوهای دستور تخلیه برای تهران صادر میکند که برای غزه اما بر این اساس جرات میکند که به این شکل با مردم ایران سخن بگوید چون مطمئن است آنها اساس قدرت مقایسه و تحلیلشان را از دست دادهاند. در یک کلام نتانیاهو با ایمان به این گزاره مردم را به شورش دعوت میکند: مردم ایران میخواهند این حکومت برود و مهم نیست به چه بهایی.
@GoftandNO
#تجاوزاسرائیل