ای غم! نمیدانم
روزِ رسیدن روزی گام که خواهد بود
اما درین کابوس خون آلود
در پیچ و تاب این شب بن بست
بنگر چه جانهای گرامی رفتهاند از دست!
دردیست چون خنجر
یا خنجری چون درد
این من که در من
پیوسته میگرید
در من کسی آهسته میگرید ..
روزِ رسیدن روزی گام که خواهد بود
اما درین کابوس خون آلود
در پیچ و تاب این شب بن بست
بنگر چه جانهای گرامی رفتهاند از دست!
دردیست چون خنجر
یا خنجری چون درد
این من که در من
پیوسته میگرید
در من کسی آهسته میگرید ..
سایه
چشمهایت را میبوسم ،
میدانم هیچکس
هیچگاه در هیچ لحظهای از آفرینش آنچه را که من در نگاه تو دیدم نخواهد دید .
میدانم هیچکس
هیچگاه در هیچ لحظهای از آفرینش آنچه را که من در نگاه تو دیدم نخواهد دید .
𝗚𝗼𝗻𝗲𝗿 .
*If love had a color, it would be the color of [ your eyes ].🚬
*Brown things are amazing, like coffee and [someone's eyes].🚬
واضح است که دوستت دارم وگرنه در این سرزمین مغموم و خسته چگونه میتوانستم دوام بیاورم؟